۱۳۸۷/۰۵/۰۵
کانون نويسندگان آزادی بيان را امری يکپارچه می داند نه صنفی
توسط مهرداد سپهری
کانون نويسندگان ايران، مهمترين نهاد صنفی نويسندگان ايران است که در ۴۰ سالی که از تاسيس آن می گذرد ، همواره از سوی حکومت های وقت، پيش و پس از انقلاب، تحت فشار و ممنوعيت بوده است.
اين نهاد صنفی، که مهمترين علت وجودی خود را مبارزه با هر گونه محدوديت آزادی بيان می داند، در سال ۱۳۴۷ با حضور افرادی چون جلال آل احمد، احمد شاملو، سيمين بهبهانی، سيمين دانشور و عده ای ديگر بنيان گذاری شد.
اين کانون در شش سال گذشته، هرگز اجازه برگزاری مجمع عمومی را برای انتخاب هيئت دبيران نداشته است. اما هفته گذشته سرانجام توانست با يک انتخابات پستی اين کار را به سرانجام برساند.
اکبر معصوم بيگی، عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران، در رابطه با انتقادهايی که از طرف برخی دوستداران کانون نويسندگان نسبت به آن ابرازشده است، از جمله اينکه چرا در مورد مسائلی غير از مباحث مربوط به حوزه قلم و کتاب، مانند جنبش دانشجويی، مطالبات کارگری، دراويش گنابادی و وضعيت اقليت بهايی در ايران بيانيه می دهد، به راديو فردا گفت:« آن چه تا کنون از طريق اطلاعيه ها و بيانيه های کانون به نظر عموم رسيده، همه در چهارچوب منشور کانون نويسندگان ايران و اساسنامه کانون بوده است. شما هر عقيده ای در بيرون از کانون داشته باشيد، وقتی وارد کانون و هيئت دبيران می شويد، بايد از منشور و اساسنامه دفاع و در چهارچوب آنها عمل کنيد.»
وی با اشاره به حمايت کانون نويسندگان ايران از جنبش دانشجويی و يا دفاع از تشکيل سنديکای کارگران شرکت واحد، افزود:« سه اصل در اساسنامه کانون وجود دارد، که يکی از آنها کوشيدن برای به دست آوردن آزادی بيان و قلم است. بنابراين ما از هر تشکلی که از آزادی بيان خود دفاع کند، دفاع می کنيم. ولی هرگز از جنگ احزاب (برای رسيدن به قدرت)دفاع نکرده ايم. در مورد جنبش دانشجويی ، دراويش و بهاييان نيز به همين صورت است، ما از حق آزادی بيان اينها دفاع می کنيم و به ماهيت دراويش گنابادی و به ماهيت بهاييت کاری نداريم.»
به گفته اين عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران، اگر روزی در جايی از ايران، اهل تسنن و يا تشيع هم به دليل پايبندی به اعتقادات خود مورد فشار قرار گيرند، کانون ازآزادی بيان آنها نيز دفاع خواهد کرد. زيرا کار کانون دفاع از آزادی بيان، قلم و انديشه است.
برخی از تحليلگران بر اين گمان هستند که با توجه به بالا بودن سطح حساسيت ها در نظام سياسی ايران نسبت به اهل قلم و به طور مضاعف نسبت به کانون نويسندگان، موضع گيری های کانون در مسائلی خارج از صنف نويسنده ها، ممکن است باعث افزايش فشارها بر بدنه کانون نويسندگان شود و به نوبه خود، بسياری از نويسندگان را از مشارکت فعال تر برای بودن در کنار کانون، دچار ترديد کند.
اکبر معصوم بيگی در اين خصوص ابراز عقيده کرد که « در منشور و اساسنامه کانون نويسندگان ايران، اين مسئله قيد شده که آزادی مسئله ای يکپارچه است» و اضافه کرد:« واقعيت اين است که آزادی بيان، يک امر سياسی است. کانون نويسندگان ايران، انجمن صنفی آرايشگران يا تاکسيرانان نيست که مسائلش با گرفتن بن يا سهميه گره خورده باشد و حرفی که می زند، بلاواسطه با سياست گره نخورده باشد. »
اين عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران با اشاره به اين موضوع که نظام حاکم همواره خواهان حفظ وضعيت موجود است، گفت:« هرگز سابقه ندارد که هيچ نظام حکومتی در سراسر تاريخ، خودش خط قرمزهای آزادی را فراتر برده باشد، مگر اين که از پايين فشار آورند و اين خط قرمز را پس برانند. کانون نويسندگان، مدافع آزادی بيان است. بنابراين نفس دفاع از آزادی بيان به اين معنی است که شما با مسائل سياسی برخورد خواهيد کرد و چاره ای از اين امر نيست، حتی اگر اعضا اين را نخواهند.»
او افزود:« حتی دوستانی که ممکن است از اين امر دلشاد نباشند و بگويند اين مسئله باعث تنگ شدن دايره فعاليت کانون می شود، همان دوستان نيز هر وقت حضور دارند، ناگزيرند در اين امور مداخله کنند.»
آقای معصوم بيگی تاکيد کرد که کانون معمولا وارد مقولات سياسی به معنای سياست روز نمی شود و به دعواهای سياسی روز توجهی ندارد.
وی گفت:« آنجايی که آزادی بيان به خطر می افتد، پای سانسور به ميان می آيد و هر کجا حقی پايمال می شود، در چهارچوب منشور کانون نويسندگان که خون بهای دوستان از دست رفته ماست، وارد عرصه می شويم و اظهار نظر می کنيم.»
« يک نويسنده نمی تواند از سياست برکنار باشد»
خانم سيمين بهبهانی، شاعر بلند آوازه ايران، که بعضی ها به طور غير رسمی، او را منتقد بعضی مواضع کانون می دانند، در خصوص ديدگاه هايی که کانون نويسندگان را از ورود به مباحثی غير از مسائل صنفی و آزادی بيان در حوزه نويسندگان برحذر می دارند، به رادیو فردا گفت:« من با اين نگاه موافق نيستم، زيرا يک نويسنده نمی تواند از سياست برکنار باشد. يعنی نويسنده کاری با سياست ندارد، بلکه اين سياست است که با نويسنده کار دارد.»
از طرف برخی منتقدان، مطرح می شود که چرا کانون نويسندگان، نام خود را صرف بعضی مباحث می کند. از جمله ماجرای سرمقاله نويس هفته نامه شهروند امروز که بعد از مرگ قيصر امين پور، از سکوت کانون انتقاد کرد. بعد از آن، به نام کانون اطلاعيه ای صادر شد که با لحنی تند هم به نويسنده و هم به قيصر امين پور حمله کرده بود. اما خانم بهبهانی با اين موضع همدلی نشان نداد و حتی از امين پور تجليل کرد.
خانم بهبهانی می گوید: « در اين مورد به خصوص، تا حدی نظرات شخصی دخيل شده بود و به شخصی که نمی شناخت بی لطفی کرده بود و جنبه جنگ خصوصی به موضوع داده بود. من مخالف آن موضع بودم، زيرا قيصر امين پور کار خودش را می کرد و عضو هيچ حزب سياسی نبود. »
سيمين بهبهانی در عين حال انتقاد نويسنده سرمقاله شهروند امروز از اينکه چرا کانون اطلاعيه ای در مرگ قيصر امين پور صادر نکرده را نيز بی ربط دانست و افزود:« اگر کسی بخواهد، می نويسد. همانطور که من نوشتم؛ و اگر کسی نخواهد، نمی نويسد. اما اين که مسائل را شخصی کنيم، بسيار ناپسند است و کانون نويسندگان نبايد به مسائل خصوصی و احتمالا کينه توزانه اهميت دهد و من اين را متذکر شدم.»
خانم بهبهانی به اين پرسش که آيا کانون نويسندگان راهی برای جلوگيری از اين گونه موضع گيری ها دارد يا خير؟، پاسخ داد:« وقتی هيئت دبيرانی انتخاب شوند که انسان های لايقی باشند، که در حال حاضر هستند، چنان وضعيتی ديگر پيش نخواهد آمد. ولی برای آخرين بار می خواهم متذکر شوم که وظيفه کانون نويسندگان ايران، فقط حمايت از قلم و نوشتار نيست، زيرا نوشتار به مسائل يک کشور و حتی جهان بر می گردد.»
او اضافه کرد:« ما مجبوريم در مورد مسائل جهانی و کشورمان، جايی که با قلم سروکار دارد از آن نوشته يا از آن مسئله حمايت کنيم و اگر لازم است جايی فريادی کشيده و عدالت خواهی شود، ما مجبوريم از آن دفاع کنيم. بنابراين نبايد مسئله را حمل بر سياسی بودن کانون کرد.»
فريبرز رييس دانا، يکی از اعضای هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران، درباره برهم خوردن مراسم هشتمين بزرگداشت احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج، از سوی پليس و نيروهای انتظامی به راديو فردا گفت:« ما مطابق معمول در بزرگداشت شاعر ملی، احمد شاملو، مراسم گرفتيم. البته در گذشته هم اين مراسم را برگزار می کرديم. امسال وقتی بر سر مزار رفتيم، مأموران انتظامی و لباس شخصی ها، محل را محاصره کرده بودند. البته جلوتر از آنها انبوهی از جوانانی که به دعوت کانون آمده بودند، ولی با کانون ارتباط مستقيم نداشتند، درحال شعرخوانی بودند.»