جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۶:۰۳ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

گری سیک: تردید دارم حاکمان ایران از سرانجام کار، آگاه باشند

مشاور پیشین رییس جمهور آمریکا معتقد است بحران جاری در ایران راه حل ایرانی دارد و آمریکا نباید در آن دخالت کند.
x
مشاور پیشین رییس جمهور آمریکا معتقد است بحران جاری در ایران راه حل ایرانی دارد و آمریکا نباید در آن دخالت کند.
اندازه متن - +
گری سيک يکی از مشاوران پيشين امنيت ملی سه رييس جمهور آمريکا و از مشاوران کاخ سفيد در دوران انقلاب سال ۱۳۵۷ در ايران در سايت شخصی خود به بررسی مسايل ايران پرداخته است.

وی در ابتدای يکی از چندين مطلب خود در باره ايران با عنوان «بازخوانی بحران در تهران» نوشته است، سعی می‌کند، با توجه به تجربيات سی سال پيش خود از انقلاب ايران و بحران گروگان‌گيری در کاخ سفيد وضعيت امروز ايران را مورد ارزيابی قرار دهد.

گری سيک می‌نويسد:« انتظار نداشته باشيد که بحران جاری در ايران در کوتاه مدت با يک پيروزی يا شکست به پايان برسد. انقلاب ايران که معمولاً از آن به عنوان يکی از پرشتاب‌ترين موارد فروپاشی يک نظام قدرتمند و ريشه‌دار در طول تاريخ نام برده می‌شود، در ژانويه ۱۹۷۸ آغاز و در ژانويه سال ۱۹۷۹ به خروج شاه ايران از کشور منجر شد.»

در اين مدت دوره‌های طولانی آرامش و سکوت را شاهد بوديم، به طوری که گاهی تصور می‌شد، شورش متوقف شده است.

اين يک مسابقه دوی سرعت نيست بلکه يک ماراتن است که در آن استقامت همانند سرعت اهميت دارد.

در اين ميان ممکن است، برنده و بازنده مشخصی هم در ميان نباشد. ايرانی‌ها سياستمدارانی باهوش و زرنگ هستند. آنها شطرنج را به فوتبال ترجيح می‌دهند. يک «پيروزی» می‌تواند راه‌حلی مبتنی بر مذاکره را شامل شود که همگان در آن وجهه خود را حفظ کنند.

رهبران کنونی ايران احتمالاً از سر نابخردی تصميم گرفته‌اند، روش قهرآميز را بيازمايند، اما چنانچه آنها به اين نتيجه برسند که شرايط برد برايشان مهيا نيست، برای سازش آماده خواهند شد. البته در موقعيت کنونی نمی‌توان در باره نوع اين سازش و مصالحه گمانه‌زنی کرد. اما ممکن است، راه حل احتمالی شامل دادن امتياز‌های اساسی (به مخالفان) باشد.

در اين ميان رهبری کليد حل بحران به شمار می‌آيد. آيت الله خامنه‌ای به عنوان رهبر تصميم گرفته است – اين بار هم شايد از روی نابخردی - خود را به عنوان سخنگوی رژيم نشان دهد.

وی برخلاف سلف خود آيت الله خمينی، پدر انقلاب، آشکارا در کنار يکی از جناح‌ها و در مقابل جناح ديگر قرار گرفته است. آيت الله خامنه‌ای علناً از فرماندهان به شدت تندرو سپاه پاسداران و روحانيان بنيادگرای حامی آنها حمايت می‌کند، کسانی که به شدت نگران هرگونه تهديدی برای قدرت برتر خود هستند.

در اين بين آنچه شگفت آور است، پنهان ماندن محمود احمدی‌نژاد از انظار است که اين گمان را تقويت می‌کند که در اين ماجرا او بيشتر يک مهره است نه يک بازيگردان.

در سوی ديگر ماجرا آيت الله هاشمی رفسنجانی همراه پيشين و احتمالاً رقيب کنونی رهبر قرار دارد. او به عنوان يک نظريه‌پرداز ماهر تصميم گرفته است در پشت صحنه به ايفای نقش بپردازد و ميدان را به ميرحسين موسوی و ساير کانديداهای ناکام و هواداران آنها واگذار کند.

نکته طنز رقابت ميان دو همراه پيشين بر سر قدرت در جمهوری اسلامی آن است که هيچ کدام از آنها نبايد بازنده باشد. آن دوبه خوبی می‌دانند که چه کار می‌کنند. آنها خيلی خوب می‌دانند که چگونه يک شورش به انقلاب منجر می‌شود. آنها همچنين می‌دانند، که چيزهای زيادی برای از دست دادن دارند.

درک مشترک از خطرات موجود باعث شده است که تاکنون نخبگان سياسی در جمهوری اسلامی در مقابل هم قرار نگيرند. اين مسئله می‌تواند رفتار بی‌ملاحظه رهبر و پاسداران انقلاب را در ناديده گرفتن اصلاح‌طلبان و مردم توجيه کند. چرا که آنها تصور می‌کردند، کسی جرات آن را ندارد که ماجرا را به اين مرحله بکشاند.

حال که مسئله به اينجا ختم شده است، هر دو رقيب خود را در مقابل تصميم‌های بسيار سرنوشت‌ساز می‌بينند. در تاريخ سی ساله جمهوری اسلامی، چنين چيزی سابقه نداشته است و امروز کسی مانند [آیت‌الله] خمينی هم وجود ندارد که بخواهد ميان جناح‌های رقيب ميانجيگری کند.

در چنين شرايطی اگر کسی ادعا کند که رهبران ايران می‌دانند، سرانجام کار چه خواهد شده، بايد با ديده ترديد به اين سخنان نگريست.

در اين ميان ايالات متحده بايد بر اساس شعار عدم مداخله عمل کند. اوضاع ايران در کوتاه مدت در داخل آمريکا از سوی کسانی که مترصد حمله به باراک اوباما هستند مورد سواستفاده قرار می‌گيرد.

با اين حال هر گونه دخالت آمريکا می‌تواند، برای تظاهرکنندگان در خيابان‌های تهران بسيار خطرناک باشد و موقعيت گفت و گو با هر دولتی را که از دل اين آتش برمی‌آيد با خطر مواجه سازد.

بحران ايران يک بحران ايرانی است و تنها به دست ايرانيان و رهبرانشان حل می‌شود. البته نيازی نيست که عقيده خود را در باره آزادی بيان و تجمعات و نيز حمايت خود را از حل مشکلات سياسی بدون خونريزی پنهان کنيم.

مشاور پيشين جيمی کارتر در پايان نوشته خود نتيجه گيری کرده است، که آمريکايی‌ها نبايد به دليل نگرانی‌های داخلی دچار اين توهم شوند که دخالت آنها در بحران ايران نتايج صرفاً سازنده‌ای به دنبال خواهد داشت.

گری سيک سپس اين پرسش را مطرح کرده است که آيا باراک اوباما رييس جمهور آمريکا شطرنج را هم به خوبی بسکتبال بازی می‌کند يا خير؟
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: nima از: shiraz
۰۵ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۳۰
جالب بود فکر نمی کردم یک آمریکایی بعد 30 سال که در ایران حضور نداشتن به این خوبی اوضاع ایران رو بفهمه و حرف از دخالت نکردن بزنه که به ضرر مخالفان میشه.واقعا کسی نمی دونه اوضاع ایران به کجا می ره حتی رهبر ولی همه می دونیم که انقلاب نیست با اینکه در دوره شاه کسی حرف از جمهوری اسلامی نمی زد یک دفه سر در آورد ولی تحول مهمی که اتفاق افتاده اینه که بی طرفی رهبر کنار گذاشته شده و از اون طرف هم حرف رهبر دیگه فصل الخطاب نیست

توسط: وحید
۰۵ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۹:۴۴
تحلیلگران در آمریکا (چه ایرانی چه آمریکایی) معمولا در مقایسه با تحلیلگران ساکن اروپا و به خصوص انگلیس درک ناقصی از اوضاع داخلی ایران دارند ولی این اقای سیک یک استثنا است و واقعا تحلیلهای هوشمندانه و قابل توجهی دارند.

توسط: saba
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۹:۵۷
به نظر می رسد هنوز ترس ناشی از گروگان گیری در اقای گری سیک باقی باشداین مساله با راه حل ایرانی به تنهایی ؛نتیجه خوبی برای ازدی خواهان بر جای نخواهد گذاشت

توسط: محمود از: اصفهان
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۷:۴۱
مهمترين نتيجه اين حركات اعتراضي تااينجاي قضيه بقرارزير است:
1-شكست طلسم اسطورگي جمهوري اسلامي درنظر جهانيان.
2-ترك خوردن عميق ساختمان كاستي حاكميت وجناح بندي هاي پيداوپنهان.
3-رواج عقيده ضد ديني ومحكوميت دخالت دين درسياست درسطح نسبتا گسترده اي ازمردم.
4- بيداري جوانان وبخصوص دانشگاهيان كه ازحالت رخوت وخلسه ساليان درازدرآمدند.
5-بي اعتمادي گسترده مردم به حاكمان.
6-رواج شيوه هاي جديد مبارزاتي وبخصوص كم كم رواج شيوه هاي الكترونيكي.
7-بدترشدن اوضاع اقتصادي ودرنتيجه بدترشدن اوضاع سياسي مملكت درداخل وخارج(فراموش نكنيم كه همين آماده باش ها وتجهيز نيروهاي سركوب گر هزينه هاي كمرشكني به رژيم تحميل ميكند).
8- بالارفتن سطح آگاهي مردم وبتدريج سرايت دراقشار ناآگاه فعلي.
9-بالارفتن توقع مردم وناتواني حاكميت دربرآوردن خواسته هاكه خودمزيدبرعلت بدي اوضاع سياسي حاكميت ميشود.
درمجموع اين حركات به مردم وبخصوص اقشار جوان جرات حركت راداده ونقاط ضربه پذيري حاكميت تقريبا مشخص شده ودرخيز هاي آينده حاكميت بتدريج مجبوربه تسليم ميشود وبالاخره حاكميت ديني از ايران رخت برمي بندد وحاكمان ازهماكنون مشغول سرمايه گذاري دركشورهاي مختلف مثل كمور وگينه و...ميباشندوآرام آرام دست وپا راجمع ميكنند وميدانند كه دير يا زود بايد بروندواين ممكن است سه الي حداكثرچهارسال طول بكشدولي دراين ميان دنيا بايدبهوش باشد كه اين حاكمان به بمب اتمي دست نيابند زيرا اين مثل شيشه عمراين حاكمان است كه اگربه آن دست بيابند درگرووگروگان كشي وباج خواهي ازديگركشورهابه صغير وكبير رحم نخواهندكرد وخواب كودكان دنيا راآشفته مي كنندواين وظيفه انساني ووجداني تمامي كشورهاي آزادي خواه است كه مردم آزادي خواه ايران راحمايت كنند وازهرطريق ممكن حاكمان فعلي راتحت فشار همه جانبه قراردهند وبراي مردم مجال آزادي خواهي فراهم نمايند.

توسط: فرهاد از: تهران
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۵۲
بنظرم براي كسي كه از خارج به اوضاع ايران نگاه مي كنه تفسير جالبي بود. براي من كه داخل ايران هستم و ميزان نفرت همه مردم از رژيم آيت الله ها رو مي بينم. فكر مي كنم بزودي اقشار ضعيف هم به حركات ضد حكومت مي پيوندند و آنگاه روز ديگري خواهد بود

توسط: matin از: تهران
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۵:۱۱
واقعا حرف های اقای گری سیک جالب بود متشکرم. ولی بهتره این اوضاع و تموم کنیم چیزی بهتر نمی شه به ضرر خودمونه الانم تو این نظام هرچی میخوام داریم با این نظام خیلی راحت میشه پولدار شدو خوش بود

توسط: دبیر سایت
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۳:۵۰
خب اگه اینا عاقب اندیش بودن که مشکل ما حل میشد.اینا به فکر جیب و پول نفت و تاراج ثروت ما هستند.خامنه ای پیش خودش میگه حالا که دنیا برایم در حال تمام شدنه پس بزار برای همه تموم بشه.واسه همینه که دست به کشتار زده

توسط: رضا از: کرمان
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۲:۱۶
آقای سیک از نیروی عظیمی که با پشتوانه اعتقادی -الهی در این کشور حضور دارند و در مقابل همه بحرانها سرافراز ایستاده اند و 24000000 آنها در انتخابات به نظام سلطه نه گفته اند بی اطلاع است !

توسط: Ali از: تهران
۰۴ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۰:۲۷
بنظرم صحبت های آقای گری سیک و تیزبینی و اطلاعات ریز و جامعشان با توجه به جایگاه و سابقه شان بسیار قابل تامل است.
بنظرم ایشان بازی شطرنج را از جنبه مقایسه ای با بازی فوتبال عنوان کردند.
متشکرم

توسط: sepehr
۰۳ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۸:۵۷
بنظر ميرسد تشخيص اقاي گري سيك در خصوص خارج از كنترل شدن اوضاع ازدست رهبران كنوني درست باشدورهبران خود نيز به ان وقوف دارند همين باعث پيچيدگي تصميم گيري مردم ورهبران شده است
صفحه از ۲
    بعدی 

به ما بپیوندید