رادیو به انتخاب شما

برنامه بعدی

گالری عکس

هفته گذشته از نگاه دوربین

مجله‌های هفتگی / نگاه تازه

فوتبال، عِرق ملی و ساير قضايا...

مهدی مهدوی کیا، کاپیتان تیم ملی ایران پس از شکست در مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی

۱۳۸۸/۰۱/۱۴
 
برنامه «نگاه تازه» را می‌توانيد پنج شنبه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار آن را ساعت نيم بامداد يا ۱۳ بعد از ظهر جمعه‌ها به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.
عرق ملی چيست؟ چه چيزی باعث می‌شود که مردم يک کشور اين همه با هيجان و تعصب بازی تيم ملی کشور‌شان را دنبال کنند و نسبت به آن واکنش نشان دهند؟

چرا پيروزی يا شکست تيم ملی – به ويژه در مسابقه‌های فوتبال – اين چنين برای مردم مهم است؟

چرا مردم با پيروزی تيم ملی يک جشن يا جشنواره ملی راه می‌اندازند و شهر را چراغانی می‌کنند (مثلاً پيروزی تيم ملی فوتبال ايران در برابر استراليا) يا با شکست آن عزا می‌گيرند (مثل شکست اخیر تيم ايران از تيم عربستان سعودی)

اينها موضوع‌های مهمی است که در اين هفته برای شما تدارک ديده‌ايم.

نخست می‌رويم به سراغ منصور هاشمی، روزنامه‌نگار، که در روز مسابقه در ورزشگاه آزادی حضور داشت.

منصور هاشمی معتقد است که سال ۸۸ برای فوتبال ايران «بد» شروع شد. بازی با عربستان برای حضور در جام جهانی بسيار سرنوشت‌ساز بود. چون انتظار می‌رفت که ايران اگر در زمين خودش این تیم را شکست بدهد، راه را برای صعود به جام جهانی هموار می‌کند. بنابراين اين بازی، هم برای تماشاگران و هم برای تيم ملی و هم برای تمام مردم ايران بسيار اهميت داشت.

آقای هاشمی با تأسف می‌گويد که تيم ملی خوب بازی نکرد و در نتيجه تماشاگران هم واکنشی را نشان دادند که طبيعی بود.

آقای هاشمی نقش تماشاگران را بسيار مهم ارزيابی می‌کند و بر اين باور است که: «اين تماشاگران هستند که قهرمان می‌سازند!» او برای تماشا‌گرانی که در يک روز تعطيلی ايام عيد نوروز برای تماشای مسابقه به ورزشگاه آزادی شتافته بودند و آخر سر مغموم و افسرده و عصبی و خشمگين ورزشگاه را ترک گفته بودند، دل می‌سوزاند و کاملا رنج و اندوه آنان را درک می‌کند.

البته واکنش تماشاگران فقط غم و انده و افسردگی نبود. واکنش آنان فراتر رفت و شروع کردند به شعارهای خشن عليه سر‌مربی تيم (علی دائی) و حتی درگيری با برخی از بازی‌کنان ذخيره، که به دخالت نيروهای انتظامی منجر شد.

هاشمی می‌گويد که تماشاگران از همان اول بازی و حتی پيش از شروع بازی، شروع کرده بودند به تشويق تيم ملی ايران (حتی شعارهای سياسی، مانند «خليج هميشه فارس» و شعارهای نژادی ضدعربی که فيفا اکيداً ممنوع کرده‌است – راديو فردا). اين تشويق‌های پرهيجان و کم‌سابقه با نخستين گل شجاعی، به اوج خود رسيد. اما پس از خوردن گل مساوی اين تشويق‌ها جای خود را به سر‌دادن شعارهای ضد سر‌مربی و ضد مقامات فوتبال و فدراسيون داد.

منصور هاشمی لبه تيز انتقاد‌هايش را متوجه سر‌مربی (علی دایی) می‌کند که برخی از بازیکنان نام‌آور و درخشان را فقط به خاطر اختلافات شخصی کنار گذاشته‌بود.

او به عنوان مثال از کنار گذاشته شدن علی کریمی نام می‌برد که گويا فقط به خاطر اختلاف‌های شخصی کنار گذاشته شده بود، می‌گويد: از دقيقه ۷۵ که ايران گل خورد، جو ورزشگاه عوض شد و شعارهای ضد علی دایی و موافق علی کريمی شروع شد.

تماشاگران ايرانی معمولاً با خوردن نخستين گل شکست، شروع می‌کنند به سکوت، و سپس به بد و بی‌راه گفتن به تيم خودی، و حتی تشويق تيم رقيب! برای چند و چون اين واکنش و نيز تأثير آن بر روز بازیکنان می‌رويم به سراغ امير حاج رضایی، کارشناس فوتبال.

آقای حاج رضایی «میزبانی» و بازی در «زمین خودی» را یک عامل بسیار مهم و تعیین کننده می‌داند. او خاطر‌نشان می‌سازد که در مسابقه‌های جام باشگاه‌های اروپایی همواره تیم‌هایی که به مراحل آخر می‌رسند بازی نخست را به عنوان «تیم میهمان» به کشور حریف می‌روند و بازی برگشت را که بسیار سرنوشت ساز می‌شود، در کشور خود به عنوان «میزبان» انجام می‌دهند که این بازی‌های برگشت سرنوشت تیم را رقم می‌زنند.

او از «فشار‌های مضاعف» سخن می‌گوید که به اندازه بازی تیم، روی بازی اهمیت دارند. یعنی تشویق را هم به اندازه خود بازی مهم ارزیابی می‌کند. بنابراین واکنش تماشاگران را در بازی «میزبانی» طبیعی می‌داند و احساس‌شان را درک می‌کند. او در عین حال از «ادبیات نامناسب» برخی از تماشاگران علیه مقامات فوتبال و سر‌مربی انتقاد می‌کند و آن نوع واکنش‌ها را در شان ورزش نمی‌داند.

مهمان دیگر برنامه دکتر هوشنگ شهابی استاد دانشگاه بوستون در رشته تاریخ و روابط بین‌الملل است که پیرامون «عِرق ملی» و رابطه آن با قدرت و حکومت و البته بازی فوتبال صحبت می‌کند.

دکتر شهابی معتقد است که: «عرق ملی یک پدیده طبیعی نیست. عرق ملی احساسی است که حکومت و دولت یک کشوری در شهروندانش ایجاد می‌کند».

به نظر دکتر شهابی: «انسان موقع به دنیا آمدن توسط دولت یا حکومت خود دارای یک شناسنامه ‌می‌شود. هویت یک شهروند از آنجا آغاز می‌شود. نظام آموزشی هر کشوری هم بسته به منافع و جایگاه خود، برای شهروندانش یک «تاریخ» درست می‌کند. مثلاً اگر پادشاه شما کشور همسایه را فتح بکند، انسان بزرگ و شجاعی قلمداد می‌شود ولی اگر پادشاه کشور همسایه همان کار را با کشور شما بکند، اشغال‌گر و نا‌به کار معرفی می‌شود! بنابراین عرق ملی توسط حکومت و سازمان‌وابسته به آن مانند ارتش و نظام وظیفه، عرق ملی را در شهروند به وجود می‌آورند.»

دکتر شهابی در عین حال بر این باور است که: عرق ملی لزوما نه یک چیز بدی است و نه یک چیز خوب. منتهی اگر عرق ملی «دگر‌زدایی» بکند و باعث تنش‌های محلی و بین‌المللی بشود، آن موقع عرق ملی «بد» می‌شود.

از دکتر شهابی می‌پرسیم که چگونه این احساس ملی یا عرق ملی در ورزش‌هائی مانند فوتبال خود را نشان می دهد و آشکار می‌شود؟

دکتر شهابی در پاسخ می‌گوید: « اولا، فوتبال یک بازی دسته‌جمعی است. یعنی یازده عضو تیم باید با هم‌دیگر همکاری کنند و تیمی عمل کنند. یعنی به طور ساده می‌توان گفت که این ۱۱ نفر در زمین فوتبال، می‌تواند نماد یک ملت بشود. از سوی دیگر فوتبال یک بازی جهانی است. یعنی تمام کشورهای دنیا به قواعد‌ش آشنایی دارند. یک بازی محلی نیست!»

وی در توضیح این مسئلهع می‌گویدکه فوتبال رابطه تنگاتنگی با سیاست خارجی یک کشور دارد. یعنی امروزه، در نبود جنگ‌های جهانی فراگیر، فوتبال همان نقشی را به نوعی بازی می‌کند، که پیش از این جنگ‌ها می‌کردند. هر تیمی سعی می‌کند نیمه دیگر زمین، یا در حقیقت زمین رقیب را در اختیار بگیرد. نه اینکه، اگر بازیکنی توپی را ۱۰ سانتیمتر این‌ور دروازه بزند یا ۱۰ سانتیمتر آن‌ور، سیاست عوض می‌شود! نه. اما موقعی که پای احساسات به میان می‌آید، موضوع اقتدار و غیره هم به میان می‌آید.

دکتر شهابی با توجه به این نکته می‌گوید که ایرانیان و اعراب، کلاً یک بار تاریخی را هم حمل می‌کنند و مثال می‌‌زند که این باخت، مثلاً اگر، در مقابل ژاپن یا کره اتفاق می‌افتاد، شاید این چنین حساسیت برانگیز نمی‌شد. اما ایرانیان و اعراب و پیشینه تاریخی‌شان، روی نتایج این نوع بازی‌ها اثر‌گذارتر می‌شوند. به ویژه این که ایران، امروزه در صحنه سیاست جهانی، کشور خوش‌نامی نیست و جوانان ایرانی می‌خواهند تیم ملی‌شان با بازی فوتبال و ارائه یک بازی خوب، در جهان جایگاه مثبتی پیدا کند. برای همین است که شکست در مقابل یک تیم عربی برای ایرانیان خفت‌بار و حقارت‌آمیز می‌شود.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
     
نظرات
توسط: کیانا از: یاسیچ
۱۹ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۹:۵۷
متاسفانه ورزش در ایران کاملا سیاسی بوده از ورزشکارانی استفاد می شود که رضایتشان را جلب کرده باشند از نوشته مذهبی را به نمایش بگذارند سجده کنند و تماشگران باید شعارهای طبع میل خودشان بدهند یاعلی مدد واگر شعارهای باستانی بدهند برخورد می کنند
و حتی ورزشکارانی که اسم ایرانی اصیل داشته باشند استفاده نمی کنند

توسط: مهران از: هلند
۱۸ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۹:۴۲
فوتبال ایران توسط حکومت اداره میشود نه ملت. پس عرق ملی معنی ندارد ، باید گفت عرق حکومتی یا عرق اسلامی . یا عرق خمینی پرستی یا آخوندپرستی....

توسط: عبالرحمن از: خاش
۱۸ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۷:۳۵
حکومت ایران با ملی گرایی و عرق ملی چندان سروکاری ندارد. خمینی گفت که ما از ملی گراها سیلی خورده ایم.اگر عرق ملی را سرکوب نمی کردند اقای خمینی نمی توانست فرمان اعدام 2500 زندانی سیاسی را یک شبه صادر کند

توسط: سید
۱۸ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۷:۲۷

عرق ملی فقط عرق سگی ، ایول عمرا کنیاک ویسکی باید برن جلو بوق بزنن .کنار دریا چه حالی میداد یادش به خیر، شما هم دمتون گرم به ما حال دادین از موظوع خوبی که انتخابات کردین کمال تشکرات اینا را داریم . سید بچه توپ جوادیه سر پل

توسط: بنیامین حسین
۱۸ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۸:۵۰
چون اصطلاح "عرق ملی" در این 30 سال گذشته کمتر به گوش ما ایرانیان رسیده!!، لذا سعی کردم اصطلاح "عرق ملی" را در لغتنامه آن‌لاین دهخدا جستجو کنم ولی معنایی برای عرق ملی پیدا نکردم!
هرچند عرق به تنهایی به معنی رگ گردن معنی می‌شود اما معنای عرق در ترکیبی مانند "عرق حمیت" به معنی خوی مردانگی بیان شده است، شاید بتوان عرق ملی را هم با توضیح بیشتر عقاید و رفتارهای وطن‌پرستانه فرد یا افراد یک جامعه معنی کرد که همانطور که جناب دکتر شهابی فرمودند می‌تواند هم خوب و هم بد باشد،البته از دید من حیطه خوب یا بد بودن عرق ملی مانند هر عقیده، سنت و رفتار کاملا بستگی به فلسفه و ایدئولوژی که شخص یا جامعه آنرا پذیرفته است دارد.
عرق ملی ملل و تحریک آن، انگیزه تمدنها را در پیشرفت و گسترش و حفظ دستاوردهایشان افزایش داده و طبعا در پیشرفتهای علمی نیزتاثیرگزار بوده است.
اما از سوی دیگر با اینکه تاریخ و تجربه دو جنگ جهانی ثابت کرد که اگر عرق ملی به صورتی نژادپرستانه در ملتها غلیان کند و اگر حاکمان از عرق و شور ملی سوء استفاده کنند، چه مشکلات و فجایعی در پیش دارد و چگونه تعصب ناشی از نژادپرستی عقل را زایل می‌کند اما متاسفانه هنوز در کشورهای از جهان و حتی در کشورهای پیشرفته، اقلیتهایی تندرو که عرق ملی فقط رگ گردنشان را متورم می‌کند و گاها اقلیتهای نژادی را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، نیز شاهدیم.
عرق ملی حتی برای حاکمان جمهوری اسلامی نیز که اساسا آن را باور ندارند، جذابیت داشته است و با آنکه رژیم حاکم همیشه از قول خمینی مستبد، انقلاب اسلامی را پیروزی مستضعفان بر 2500 سال حکومت طاغوت معرفی می‌کند، ولی برای سوء استفاده از عرق ملی، در جوامع بین‌المللی از ایران به عنوان کشوری دارای تمدن 2500 ساله نام می‌برند! تا در مسائلی همچون بحران هسته‌ای شور و عرق ملی را جهت تامین منافع سیاسی خود،تحریک کنند.
و اما در مورد این سوال که " چه چيزی باعث می‌شود که مردم يک کشور همانند ایران اين همه با هيجان و تعصب بازی تيم ملی کشور‌شان را دنبال کنند و نسبت به آن واکنش نشان دهند؟"
شاید پی‌گیری "وضعیت تیم ملی و نتایج آن" عمدتا ریشه در عرق ملی مردم داشته باشد، اما فکر نمی‌کنم در مورد مردم ایران تنها علت این پی‌گیری عرق ملی باشد، مخصوصا که واکنشهای هیجانی مردم خصوصا جوانان هنگام تماشای بازی و در مجال بعد از برد وباختهای بزرگ، بیشتر حکایت از تخلیه اندکی از فشارهای روانی جامعه دارد، فشارهایی که در کنار وخامت اقتصاد خانواده‌ها به همراه سیاستهای سرکوبگرایانه مذهبی نظام در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و تحدید شدید آزادیهای مورد قبول اکثریت جامعه، در ذهن و روان مردم انباشته شده است.
شاهد این مدعی آرامشی است که عموما تماشاگران اروپایی و کره‌جنوبی،ژاپن،(حتی چین مرفه شده) دارند و برعکس آن هیجانات گاها تماشاگران کره شمالی و ایران است که این دو کشور آخر هردو هم حکومتهای استبدادی و هم مردم فقیر دارند که البته حکومت ایران وجه مذهبی استبدادش غوز بالا غوز است!

توسط: فرزین از: اردبیل
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۲۲:۰۸
درخصوص عرق ملی بایددرورزش سرلوحه همه آقای دایی باشد.او بود که باسربانداژشده دربازی با کره چند گل زد.
آیا عرق ملی اجازه میداد که کریمی ناآماده رابه تیم دعوت کند؟ هرچندشاید اوبازیکن بزرگی باشد؟آیاعرق ملی اینست که مسئولین همه پشت آقای دایی قایم بشوند ونوک پیکان به سمت علی دایی باشد؟آیا عرق ملی اینست که با یک تصمیم نابجا تیم ملی بی مربی باشد؟آیاعرق ملی اینست که تماشاگران دراستادیوم خودی مربی وتیمشان را شعارهای نابجا دهند.درهیچ کجای دنیا چنین تماشاگران خونگرم نداریم؟...

توسط: کامبیز ک. گ. از: آمریکا
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۹:۴۳
بر خلاف نظر دکتر شهابی، حکومت جمهوری اسلامی در سی سال گذشته نه تنها عرق ملی را بوجود نیاورده بلکه هر کاری هم توانسته انجام داده است که آن را از بین ببرد و بجایش عرق دینی ایجاد کند.

توسط: نام مستعار
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۷:۲۱
مدیریت تیم ملی کشورمون نشون میده که مدیریت توی ایران بر اساس علم و منطق نیست. وقتی اگه هزار کارشناس فوتبال دور هم جمع شدند برای انتخاب سرمربی تیم ملی شبانه یکی پیداش میشه که دستور بده آقای دایی باید سرمربی تیم ملی بشه و امروز برعکس نظر کارشناسها که میگفتند الان دیگه درست نیست برکنار بشه همون آقا دستور داد برکنار بشه. تازه این اتفاق جلوی چشم مردم افتاد کسی صداش در نیامد دیگه تو بقیه مدیریتهای کشور که مردم نمی دونن چی میگذره ببینید چه جوری با زندگی مردم دارند بازی میکنند. این همه پول نفت مردم ایران رو به عرش میرسوند ولی هرچی پول بود حیف و میل شد به خاطر ندونم کاریهای افراد بیسواد و غیر کارشناس به ظاهرمتعهد به اصول دین.

توسط: علیرضا از: Toronto
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۷:۱۹
من با کلیات نظر اقای دکتر شهابی به جز اینکه: شکست در مقابل یک تیم عربی برای ایرانیان خفت‌بار و حقارت‌آمیز می‌شود... موافقم. در واقع دولت متوجه شده که می توانداز فوتبال برای جمع کردن مردم و به خصوص جوانان دور پرچمش استفاده کامل کند.شما ببینید چگونه با سرود و زمینه سازی
پیرامون این بازی تلاش کردند به یک جور شبه هوییت ملی شکل دهند؟ این حمایت مردمی در سر مذاکرات بین المللی اهمییت دارد.
البته به احساسات پاک جوانان که می خواهند سری بین سرها باشند احترام میگذارم.