رادیو به انتخاب شما

برنامه بعدی

گالری عکس

هفته گذشته از نگاه دوربین

ايران / اجتماعی

معترضان؛ از جوانان تا سالخورده‌ترها، با چادر یا روسری

۱۳۸۸/۰۳/۲۹
دیگر فقط جوانان طبقه متوسط و مدرن نیستند بلکه تمام اعضای خانواده‌ها، راننده تاکسی‌ها و حتی زنان میانسال سنتی و پوشیده در چادر نیز به جمع تظاهر کنندگان در ایران می‌پیوندند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراضی روزهای اخیر تهران می‌گوید آنچه که ما می‌خواهیم بسیار ساده است: «رای ما محترم شمرده شود و صدای ما شنیده شود.»

اما آنچه که آنان را قانع خواهد کرد بسیار فراتر از این خواست ساده است.

هنوز بسیار زود است که آینده این حرکت و احتمال تبدیل شدن آن به یک جنبش سیاسی مخالف و مستحکم را پیش بینی کرد. برخی از ایرانیان در مورد آمادگی مردم برای ادامه این حرکات اعتراضی در طولانی مدت تردید دارند. با این همه هواداران میرحسین موسوی در تهران و شهرهای دیگر چه از اقشار فوقانی و چه از اقشار میانی جامعه، پیام قاطعی برای حکومت ایران دارند.

حسام بورقانی ۲۶ ساله از نزدیکان میرحسین موسوی و سردبیر یکی از وب سایت‌های طرفدار او می‌گوید: «حکومت به رای ما هیچ توجهی ندارد ولی برای مردم ما نتیجه این آرا بسیار مهم است. موسوی برای صیانت از رای ما می‌کوشد و ما نیز از او حمایت می‌کنیم.»

خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود از تهران اشاره می‌کند که یک چنین جوانان اصلاح طلبی اولین گروه‌هایی بودند که در حمایت از میرحسین موسوی به میدان آمدند. ولی اکنون این اعتراضات پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، از کارمندان ادارات دولتی تا راننده تاکسی‌ها یا کارکنان بخش‌های خصوصی را نیز شامل می‌شود.

آخرین بار حدود یک دهه پیش ایران شاهد حرکات اعتراضی شدیدی بود. حرکت یک هفته‌ای دانشجویان و جوانان در آن زمان به عنوان بزرگ ترین مورد از مخالفت آشکار با حکومت اسلامی از زمان انقلاب توصیف می‌شد اما آن جنبش پس از سرکوبی شدید خاموش شد و بسیاری را ناامید کرد.

اما این بار به نظر می‌رسد که معترضان فقط دانشجویان یا فرزندان اقشار مرفه نیستند. طبقات متوسط و کم درآمد نیز به خیابان‌ها سرازیر شده و حتی بخشی از ایرانیان مذهبی و سنتی نیز به حمایت از میرحسین موسوی آمده‌اند.

دختر ۲۱ ساله ای پوشیده در چادر به خبرنگار آسوشیتدپرس می‌گوید: «به هنگام شنیدن نتیجه آرا حس نفرت شدیدی به من دست داد. آنها ما را فریب دادند. اگر آنها رای واقعی مردم را در نظر نگیرند ایران دیگر جمهوری نیست بلکه یک نظام سلطنتی خواهد بود.»

مرد ۳۷ ساله‌ای که در شهرداری کار می‌کند گفت: «من به خاطر آزادی‌های بیشتر، امنیت و آرامش در جامعه به میرحسین موسوی رای دادم. تمام کسانی که من می‌شناسم به موسوی رای داده‌اند.»

در حاشیه تظاهرات یک راننده تاکسی سر خود را از پنجره بیرون آورده و فریاد می‌زند: «همه باید به راهپیمایی بپیوندند. فقط تماشا نکنید، بروید در صف راهپیمایی.»

مادر و دختری به خبرنگار آسوشیتدپرس گفتند با مشاهده حوادث اخیر دیگر نمی‌توانستند در خانه بنشینند و صرفا نظاره گر حوادث باشند.
حسام بورقانی معتقد است که این حرکت با جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ فرق می‌کند او می‌گوید: «آن حرکت منحصر به دانشجویان بود ولی این بار کل مردم در مقابل حکومت قرار گرفته‌اند. این یک لحظه تاریخی برای ایران است.»

خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه می‌نویسد تظاهرات وسیع از تهران به شهرهای دیگر مثل شیراز، اصفهان، مشهد و تبریز نیز گسترش یافته است. فقط موضوع انتخابات نیست که باعث خشم مردم شده است آنها خواستار آزادی‌های اجتماعی و فردی بیشتر، بهبود وضعیت اقتصادی و موقعیت و وجهه بین المللی بهتری برای ایران هستند.

در تاریخ ایران آخرین باری که یک چنین جمعیت وسیعی و مجموعه متنوعی در اعتراض به حکومت به خیابان‌ها آمد ماه‌های قبل از انقلاب سال ۵۷ بود که در نهایت به سرنگونی رژیم شاه منجر شد.

البته فقط با گذشت چند روز نمی‌توان گفت که این حرکت تداوم خواهد یافت و یا فرو خواهد نشست.

خبرنگار آسوشیتدپرس از قول بهمن دانشجوی رشته مکانیک در تهران می‌گوید که در دراز مدت مردم نخواهند توانست در مقابل حکومت دوام بیاورند. به گفته وی با شروع فشار و سرکوب شديد تر مردم هیچ پشتوانه یی نخواهند داشت در صورتیکه همه منابع و قوا در دست دولت است.
حکومت از هم اکنون اقدامات شدیدی را در برخورد با این اعتراضات آغاز کرده و تهدید کرده است که اگر مخالفت‌ها ادامه یابد بر شدت سرکوب خواهد افزود.

گزارش آسوشیتدپرس از تهران با این جمله به نقل از حسام بورقانی تمام می‌شود که گفته است: «حکومت ممکن است بخواهد همه ما را خفه کند، ولی ما دست روی دست نخواهیم گذاشت و اجازه نخواهیم داد. هیچ راهی برای بازگشت این موج اعتراضی وجود ندارد. ما از پا نخواهیم نشست.»
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
     
نظرات
توسط: sohrab از: tehran
۳۱ ۰۳ ۱۳۸۸ ۰۸:۵۶
من خیلی خوشحالم که مردم ایران دوباره با هم متحد شدند و برای آزادی مبارزه می کنن

توسط: علی از: شیراز
۳۰ ۰۳ ۱۳۸۸ ۱۵:۳۶
سلام :
دیروز (جمعه 29 خرداد) میدان دانشجوی شیراز تجمع بود و بسیجیهای تروریست زاده به مردم یورش بردن، یه دختر رو اینقدر با باتوم زدن که دردم کشته شد و یک پسر رو هم به ضرب گلوله کشتند.  

توسط: مهرداد از: دبي
۳۰ ۰۳ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۹
هيچكس آزادي را به تو تقديم نخواهد كرد.براي رسيدن به آزادي بايد بهاي آن را پرداخت و آزادي از آن آزادگان است. ملت ايران هميشه ثابت كرده‌اند كه آزادي و آزادگي از نان شبشان هم برايشان مهم‌تر است. اينبار هم آزادي را حتي با جانتان معاوضه نكنيد. براي هموطنانم در اين روز سرنوشت ساز آرزوي موفقيت و سربلندي و براي خصم زبون شرمساري و روسياهي را آرزو دارم.ايكاش من هم در تهران بودم ...

توسط: هومن
۳۰ ۰۳ ۱۳۸۸ ۱۲:۵۶

کرکسی به پاهایم منقار می کوبید. پیشاپیش چکمه ها و جورابهایم را جرواجر کرده بود، حالا به خود پاها منقار می زد. بارها به آنها زد، سپس چند بار بی قرار دورم گشت. آقایی گذشت، مدتی تماشا کرد، سپس ازم پرسید چرا کرکس را برمی تابم. گفتم: «درمانده ام. وقتی آمد و بنای تاختن بهم گذاشت، البته کوشیدم پس برانمش، حتی خفه اش کنم، ولی این حیوانات بسیار نیرومندند، کم مانده بود به صورتم بجهد، اما ترجیح دادم پاهایم را فدا کنم. حالا آنها تقریبا تکه و پاره شده اند.» آقا گفت: «عجیب است که می گذارید این طور شکنجه تان کنند. یک گلوله تفنگ دخل کرکس را می آورد.» گفتم: «راستی؟ و شما حاضرید آن کار را بکنید؟» آقا گفت: «با کمال میل. برگردم خانه و تفنگم را بردارم. نیم ساعتی منتظر می مانید؟» جواب دادم: «چه عرض کنم؟»، و لحظه ای درد زده ایستادم. سپس گفتم: «خواهش می کنم به هر حال این کار را بکنید.» آقا گفت: «باشد، به زودی برمی گردم.» در طی این گفت و گو کرکس آرام گوش می داد و گاه به من و گاه به آقا می نگریست. اکنون پی بردم که همه چیز را فهمیده است؛ پر کشید، کوس بست، و سپس، مانند نیزه اندازی، منقارش را از میان دهنم تا اعماقم فرو برد. واپس افتان، آسوده خاطر احساس کردم در خونم غرق می شود که هر گودی را می آکند و هر کرانه ای را زیر خود می برد.

توسط: یکی بهتر از خودتون
۳۰ ۰۳ ۱۳۸۸ ۰۹:۳۲
واقعا اگه شما هم مردین بیاین وسط میدون مثل اونا باشین مثل بیوه زنان نشسته این اون ور مرز دارین کورکوری می خوننین که چی بی عرضعه ها اگه یه کم عرضه داشتین خودتون میب اومدین نه اینکه برا ما از اون ور مرز برنامه بریزین فکر می کنین خیلی مردین واقعا که ما اینجا جون بدیم اون وقت برا شما دلخشوی بمونه

توسط: Sarbaz از: New York
۳۰ ۰۳ ۱۳۸۸ ۰۳:۰۷
قبل از اينكه كشورهاي خارجي در قالب مجامعه رسمي در مورد تاييد رياست جمهوري ايران و احمدي نژاد تصميم رسمي و جدي بگيرند, بايد به آنان گوشزد و ياداور شد كه رييس جمهور حكومتي كه بالاترين مدارك دانشگاهي و قطعنامه هائ قدرتمندترين كشورهائ پيشرفته را كه مهمترين سازمان بين المللي است را كاغذپاره ميداند, انتظار داريد چه ارزشي براي راي مردم محروم و بي دفاع تحت حكومت سركوبگر و استبدادي خود داشته باشد!? آقائ مخملباف بايد اين معادله يك مجحولي را براي نمايندگان اروپا (كه احمدي نژاد راي انها را هم در قطعنامه سازمان امنيت كاغذپاره ميداند) بعنوان محكمترين مدرك و سو,صابقه رهبران كودتاچي مطرح ميكرد و بكند و اين موضوع در پلاكارتها نيز نوشته و براي خبرنگاران بين المللي به نمايش درايد و هموطنان عزيز خارج از كشور كه سفيران واقعي ايران آريايي هستند اين موضوع را سريعتر به صمع و نظر شخصيتها و دولتهاي كشوري كه در آن ساكن هستند برسانند تا دين خود را به شهيدان ايران وطن عزيزمان ادا كرده باشند.

توسط: هومن
۲۹ ۰۳ ۱۳۸۸ ۱۵:۳۴
هم وطنان قهرمان نظر به این که به نقطه عطف و تعیین کننده تاریخ خویش رسیده ایم به هر ترتیب ممکن با غنیمت شمردن ان برای رسیدن به اهداف جنبش خواهیم کوشیدفرزندان دلیر ایران در صورت خاموشی ما شاهد بسته شدن کامل فضای انتقادو اعتراض و پاشیدن گرد مرگ در سطح جامعه توسط حاکمیت خواهیم بود این تجربه شکست جبش دمکراسی خواهی مردم تبت بود که پس از خاموشی جنبش اعلام حالت فو ق العاده را در پی داشت حرکت بیش از دو نفر در خیابان به اتفاق هم ممنوع دستگیری گسترده دانشجویان و رهبران جنبش که راهبان بودایی طرفدار دالایلاما بودندحبس خانگی اساتید دانشگاه همگی در زمانی اتفاق افتاد که دولت مرکزی دست نشانده جمهوری خلق چین لحنی اشتی جویانه اختیار کرده بود و توانایی سرکوب بیش از حد را در حضور خبرنگاران خارجی نداشت بنابراین خواسته های به حق خود را تا حصول نتیجه پیش باید برد دوم مردم تبت در یک پروسه طولانی مبارزه مدنی و پیگیر به شیوه های ابتکاری و ساده سرکوب پلیس مخفی را بی اثر ساخته بودند مانند پوشیدن لبا سهای دو جداره که از داخل به انها ابر فشرده دوخته شده بود برای جلو گیری از ضربات مداوم باتوم لاستیکی یا استفاده از مچ بند هایی که ازبازماندهایی شبیه به اب میوهای ساندیس ذر ایران تهیه میشد که به علت دو جداره بودن به انها امکان میداد با عبور سوزن های ریز از بین یک جدار و چسپانیدن انها به هم و سپس اتصال مچ بند به دست توسط یک بند مانع از گرفتن مچ دست توسط پلیس میشداعتراضات را تا حد زیادی پیش ببرند سوم در تمامی تظاهرات ها قطعنامه هایی خوانده می شد که خواسته های جنبش در ان انعکاس یافته بوددوستان این گوشه هایی بود از مبارزات مروم تبت علیه اشغال نظامی چین توسط یک دوست تبتی که در اعتراظات حضور داشت و هم کلاسی من در هندوستان بود