چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۲۱:۱۷ - ۸ فوریه ۲۰۱۲

مجله‌های هفتگی / نگاه تازه

در حوزه‌ها «جور دیگری» هم زندگی می‌کنند

اندازه متن - +
آن‌ها برای رسیدن به هدف خود از همه چیز صرف‌نظر می‌کنند و به کنج عزلت پناه می‌برند. آنها تنها به یک چیز فکر می‌کنند: به خدا. این تصوری رایج و شاید کلیشه ای است از زندگی طلبه‌های حوزه؟

در برنامه نگاه تازه پرده‌ها را کنار زده‌ایم تا نگاهی کوتاه و گویا داشته باشیم به زندگی، تحصیل و عشق و عاشقی جوان‌هایی که که به گفته خودشان می‌خواهند جور دیگری زندگی کنند.

ژاله، که چندین سال در یکی از حوزه‌های علمیه زنان به عنوان طلبه مشغول تحصیل بود و سپس ناگهان از حوزه کناره‌گیری کرده است می‌گوید: «شانزده سالم بود و در دبیرستان درس می‌خواندم. یک روز با پدرم که کارگردان است رفتیم سینما و فیلم پری داریوش مهرجویی را دیدم. احساس کردم دنیای تازه ای به روی من باز شد به نام عرفان. آنقدر به این قضیه اشتیاق پیدا کردم که احساس کردم بهتر است از همین الان شروع کنم. رفتم به آموزش و پرورش و آنها یک حوزه را به من معرفی کردند که در تجریش بود. من شروع کردم به خواندن و با معدل ۱۹/۷۵ قبول شدم. اما کار به جایی رسید که تصورات من با آنچه در آنجا وجود داشت، مغایرت پیدا کرد. وقتی سنم بالا رفت به این نتیجه رسیدم که می شود حتی خارج از آن محیط هم خدای خود را پیدا کرد و از آنجا بیرون آمدم. همه اساتیدی که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند آدم‌هایی نیستند که شما فکر کنید می‌توانید از طریق آنها به درجات عرفانی برسید.»




ژاله با اشاره به اینکه فضای حوزه علمیه قم فضای سیاسی و خشکی دارد، می‌گوید که به همین دلیل علاقه ای برای رفتن به آنجا پیدا نکرد. به گفته او جایی که در آن تحصیل می‌کرد جای خصوصی بود و خیلی با حوزه علمیه قم تفاوت داشت.

از ژاله پرسیدیم درست است که در کلاس‌های حوزه چادر برزنتی کلفتی دختران را از پسران جدا می‌کند؟

 
صدای شما در نگاه تازه:

نشانی ایمیل نگاه تازه javanan@radiofarda.com 

شماره پیامگیر ما
۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴
 
«یکی از دلایلی که از آنجا بیرون آمدم همین بود. در سال چهارم، کلاس‌ها با آقایان مختلط می‌شود. مشکل من از آنجا شروع شد که از استادم سئوالی داشتم. بغل دستی من خانمی‌از بچه‌های سال بالایی بود، پرسیدم چطور می‌توانم استاد را ببینم و از او سئوال کنم. آن خانم گفت شما نمی‌توانید استاد را ببینید. سئوالتان را بنویسید روی یک ورق و از زیر این چادر برزنتی رد کنید. یکی از آقایان می‌دهند به استاد. گفتم برای چه؟!. گفت شما خانم جوانی هستید و صدای شما ممکن است تحریک آمیز باشد. آنجا بود که احساس کردم دارد به من توهین می‌شود. آن آخرین جلسه حضور من در کلاس‌های حوزه بود.»

ژاله می‌گوید پوشش دختران طلبه ساده است و معمولا قانع و ساده زیست هستند. او سپس به شرح دوستی‌ها و عشق‌ها در اینگونه محیط‌ها و تفاوت آن با عشق و دوستی در فضای جامعه باز می‌پردازد و می‌گوید که بسیاری از دختران طلبه‌ای که او در محیط حوزه علمیه زنان دیده است عاشق افرادی بوده‌اند که در جریان جنگ عراق و ایران کشته شده اند به گفته ژاله یکی از تفریح‌های طلبه‌ها رفتن به گورستان بهشت زهرا در آخر هفته‌ها است.


محمد جواد اکبرین، دین پژوه ساکن بیروت که خود تجربه زندگی در حجره‌های حوزه علمیه را دارد می‌گوید: «خلوتی که در زندگی طلبه‌ها وجود دارد خلوت شیرینی است و به نوعی در یک قرنطینه معنوی قرار دارند. این می‌تواند تاثیرات مثبت و منفی هم داشته باشد.»

از آقای اکبرین می‌پرسیم منظورش از قرنطینه معنوی چیست؟ این قرنطینه به گفته این روحانی معنوی را طلبه‌ها برای خودشان ایجاد می‌کنند یا مسئولان حوزه؟

«وقتی تمام ارتباط کسی با بیرون محدود به رفتن به حرم و برگشتن باشد و ارتباطی با اقشار مختلف جامعه نداشته باشد، این آن چیزی است که من اسم آن را قرنطینه معنوی می‌گذارم.»

محمد جواد اکبرین که پنج سال از زندگی طلبگی‌اش را در شهر شمالی بابل گذرانده است و باقی این دوران را در حوزه علمیه قم درباره تفاوت زندگی در این دو حوزه می‌گوید: «تفاوت این جاست که یک جا حوزه به روح سنتی خود نزدیک تر است و یک جا گرفتار اقتدار سه دهه بعد از انقلاب شده است. سیاستگذاری‌های حوزه شهرستان بر اساس سیاستگذاری‌های حوزه علمیه نجف بود. مدیر مدرسه یک فقیه فارغ التحصیل نجف بود و معتقد بود شان طلبه ورود در حوزه ای غیر از دین پژوهی نیست. »

آقای اکبرین معتقد است اگر اهل حوزه بخواهند در عرصه فرهنگ و سیاست و امنیت و اقتصاد دخالت کنند، فضای بسته حاکم بر حوزه‌ها موجب می‌شود وقتی افراد وارد جامعه شدند، در عین بی خبری از جامعه، خودشان را صاحب همه علوم بدانند. و درباره همه علوم اظهار نظر کنند.

آقای اکبرین بر این باور است که امروز طلبه‌های آزاده متر به چشم می‌خورند او نزدیکی اقتصادی حوزه به حکومت را دلیل این مساله می‌داند و می‌گوید که امروز طلبه‌ها جیبشان به حکومت وصل است.

***

بخش دوم برنامه نگاه تازه به فستیوال فیلمهای هندی در شهر پراگ اختصاص یافته دارد، که از میان فیلم‌های به نمایش در آمده در این فستیوال به فیلم گجنی محصول ۲۰۰۸ هند با بازی عامر خان، بازیگر معروف سینمای هند پرداخته‌ایم.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: omid از: Iran/zahedan
۲۹ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۲:۵۱
به نظر من این موضوع اصلا بحث خوبی نبود چون طلبه ها در ایران از آگایی کافی برخوردار نیستند و با توجه به حمایتهایی که از سوی حاکمیت به انها می شود حق ملت را میخورند و در نهایت وراجی میکنند.

توسط: na shenas از: iran
۲۹ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۱:۰۶
ta dirooz talabe ha va rohaniha az sahme khoms va zakate madom zendegi mikardan.ama alan kar be jaee reside ke mrdom bayad az khoms va zakate akhoondha zendegi bogzaranan..albate age az jibe goshadeshoon chizi darbiad....

توسط: قمی از: قم
۲۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۱:۴۵
اگر دقت کرده باشید شاید به جرات بتوان گفت که 95 درصد این طلبه ها همگی ساکن روستاهای نه نزدیک به شهر بلکه دور افتاده بوده اند که در محرومیت شدید بسر می بردند. از نظر روانشناسی این محرومیت بعدها آنها را دچار مشکلات روانی فراوانی می کند که این مشکلات در خود آنها بی اثر است اما باعث آزار و اذیت همجوار هایشان می شود.
در زمان شاه افراد تنبل و تن پرور و مفت خور برای فراری از خدمت نظام به حوزه ها پناه می بردند زیرا خدمت سربازی در زمان شاه بسیار سخت بود. آنها وقتی مزه مفت خوری و آسایش را می چشیدند دیگر به هیچ صراطی حاضر به ترک آنجا نبودند.
اولا دروس که در حال حاضر در حوزه تدریس می شود هیچگونه انطباقی با جامعه امروزی ایران ندارد. مباحث بسیار قدیمی در منطبق با جوامع 100 سال پیش است.
یکی از اقوام ما متاسفانه خودش که طلبه است هیچ، 5 تا از پسرانش هم طلبه شدند که همگی زیر 16 سال هستند و درآمد خوبی دارند بدون اینکه زحمتی برای این مملکت بکشند.

توسط: robab از: canada
۲۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۲:۵۵
In kar dast pokte Englis ast. vegt telef nekonid. Jange ma rishe ken kerden Shik taleban dar Iran ast. Derekti kermoo ke ne bayed bashed.
ya Ali

توسط: Niloufar
۲۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۸:۰۱
shayd jaleb basheh be zendegi daneshmandan ham yek negah moshabeh besheh.

توسط: esi
۲۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۶:۴۸
حوزه بهترين ابزار براي استمرار حكومت آقايون مي باشد. اگر ميتونستند در همه آبادي هاي ايران حجره هايي به نام حوزه داير مي كردند

توسط: رویا
۲۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۰:۲۴
گزارشی که در بالا آمده است حتی 5% ریشه های واقعی افرادی که به حوزه ها میروند را بیان نمیکند ، نگاهی گذرا و با کمی آگاهی داشتن از نوع طلبه ها در حوزه ها نشاندهنده این موضوع میباشد که معمولا این افراد اکثرشان بخاطر تعلاقات دیگری به غیر از عرفان یا خداشناسی و از این نوع صحبتها پای به حوزه میگذارند ، اینها اکثرا از اقشار ی میباشند که در محیط زندگی قبلی خود فاقد توانمندی برای پرداختن به یک شغل حرفه ای یا حتی کاسبی به دلائل مختلف میبودند و از نظر استعداد ورود به تحصیلات عالیه هم محروم بوده و هستند . اینها اکثرشان برای تامین یک عمر راحت زندگی کردن و کار نکردن و از جیب مردم و دولت خصوصا در جمهوری اسلامی که از بدو ورود از خوابگاه مجانی و حقوقهای از حداقل 300 هزار تومان تا 1.5 ملیون تومان بهره میبرند و این در آمد از همان اول تضمین شده میباشد بشرطی که در جهت منافع و مسائل رژیم اسلامی باشند . شاید اگر دقیق برسی شود در طول یکصد سال گذشته تا به امروز بندرت کسانی را بتوان یافت که سربار جامعه نبودند و واقعا از جیب و کار کردن خودشان به مقام روحانی رسیده باشند . خصوصا امروز که از فرط بیکاری و بحران اقتصادی رژیم در این سی سال مشتاقان بسیاری برای روحانی شدن و تضمین بقول خودشان دنیا و آخرت وارد این دوره از طلبگی میگردند . حال اینکه آیا این کسان بخاطر عرفان یا خدا وارد این حوزه ها میگردند قضاوت با خواننده ایرانی است .ضمن اینکه با این یاد آوری که از طلبه گرفته تا آیت الله امروز همه اشان از سطح زندگی بسیار بالاتری نسبت به مردم عادی برخوردارند .

به ما بپیوندید