پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۲:۳۸ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

ايران / اجتماعی

هویت اسلامی در اغما: تصفیه حساب با تاریخ

تخت جمشید
اندازه متن - +
حذف تاریخ سلسله‌های شاهنشاهی از کتب درسی (بنا به گفته‌ی معاون پژوهشى وزير آموزش و پرورش، فارس، ۹ آبان ۱۳۸۸) و ممانعت از برگزاری مراسم روز جهانی کورش همراه با بازداشت برخی از شرکت کنندگان توسط حکومت مستقیما با روندی که امروز در جامعه‌ی ایران از حیث فاصله گرفتن افکار عمومی‌ از بنیادهای فکری و نظری نظام جمهوری اسلامی‌جریان دارد مرتبط است. همین نوع محدودیت‌ها بر مراسمی‌که هویت‌های قومی‌و دگرباور را تعین می‌بخشند (مثل مراسم سالانه‌ی آذری‌ها در قلعه بابک یا انواع مراسم بهاییان یا درویشان) نیز اعمال می‌شوند.

 
حذف تاریخ از تاریخ؟

    «ما در اين ۳۰ سال شاهد بوديم که هر روز با ادعای اين که می‌خواهند تاريخ درست را ارائه دهند، تمام واقعيات تاريخی معاصر و گذشته را منکر شده‌اند.»
    دکتر اسماعيل نوری علا، پژوهشگر و نويسنده تاريخ

    «در هر دوره از تاريخ ايران چه در دوران رضا شاه و محمدرضا شاه و چه در دوران جمهوری اسلامی، اين نگاه حذفی به تاريخ وجود داشته است. اما قدمی که امروز برداشته‌اند قدمی فراتر از گذشته است.»
    دکتر کاظم کردوانی، جامعه شناس
نظر دو کارشناس دیگر را در این مورد بخوانید:
این اقدامات متوجه به پیش گیری از جست‌وجو و دست یابی نسل جوان به هویتی غیر از هویت ایدئولوژیکی اسلام‌گراست که رژیم سیاسی ایران می‌خواهد به جوانان القا کند. سی سال است که هیئت حاکمه در نظام آموزشی و دستگاه‌های تبلیغاتی‌اش تلاش گرده است تا ایرانیان را افرادی مکتبی و پیرو ولی فقیه بار بیاورد اما امروز اکثریت آنان چنین هویتی را بر نمی‌تابند و در جایی دیگر (فرهنگ قومی، فرهنگ انسانگرای غربی یا فرهنگ ایران ماقبل اسلام) در جستجوی ریشه‌های خود می‌گردند.

سبک زندگی اسلامی، اندیشه اسلامی، هویت اسلامی

جمهوری اسلامی‌در نسبت با «رعایای» خود اعم از کودک و نوجوان و جوان و بزرگسال سه سیاست مشخص را پی گرفته است: این که

۱) تنها یک سبک زندگی، آن هم سبک زندگی روحانیت و وفاداران به آنها را به عنوان تنها سبک اخلاقی و دینی و مشروع به آنها معرفی کند،

۲) ایدئولوژی اسلامگرایی، آن هم نوع فقه گرا و نظامی‌گرایش، را به عنوان تنها چارچوب اندیشگی و چارچوبی مطابق با واقع و فطری عرضه نماید، و

۳) با تقلیل تاریخ و فرهنگ ایران به تاریخ اسلام و فرهنگ مذهبی مورد قبول روحانیت یک هویت یک دست و تخت و بدون ارتباط با تاریخ دیر آهنگ ایران و منفصل از جهان امروز برای نسل تازه دست و پا کند.

هویت اسلامی‌ای که رژیم مبلغ آن است قرار است با اتکا به آن سبک زندگی و ایدئولوژی همه‌ی ایرانیان را همانند لباس شخصی‌ها و بسیجی‌ها تابع ادبیات و گفتمان اسلامگرایی شکل دهد. این هویت بر خلاف هویت اسلامی‌دوران انقلاب ۱۳۵۷ که با مبارزه و جستجوی عدالت و آزادی شکل می‌گرفت تنها در خدمت رژیم اسلامی‌ برای تربیت افراد مطیع در خط تولید انسان طراز مکتب است که به سفارش دولت انجام می‌گیرد.

تاریخ ایران، تاریخ جمهوری اسلامی

از منظر ایدئولوژی حاکم، تاریخ ایران با روی کار آمدن روحانیت در سال ۱۳۵۷ دوباره آغاز می‌شود. شعر و موسیقی و نقاشی و ادبیات و سینمای ایرانِ پیش از انقلاب و فرهنگ عمومی‌ ایرانی یکسره در رسانه های رسمی‌حذف می‌شوند تا مردم تاریخ گذشته ی خود را فراموش کنند. آنچه در تاریخ ایران در قالب ایدئولوژی اسلامگرا بالاخص نوع فقه گرا و نظامی‌ گرایش وجود دارد تسلیم شدن به اسلام در زمان حمله‌ی اعراب، گرویدن به شیعی گری چه به دلخواه برای مخالفت با حاکمان عرب سنی چه با زور شمشیر صفویه، و سپس رجوع به آن است و رخدادهای دیگر اهمیتی ندارند.

هویت اسلامی‌ بدون پایگاه اجتماعی

هویت اسلامی‌تبلیغ شده از سوی رژیم بر دو منبع تکیه دارد: سر نیزه‌ی سپاهیان پاسدار و عوامل بسیجی آنها در همه‌ی فضاهای عمومی‌ و نهادهای کشور، و در آمدهای نفتی که به جیب وفا داران به رژیم سرازیر می‌شود تا با تشویق این هویت ِ در حال اغما را سر پا نگاه دارند. به عنوان نمونه، دولت جمهوری اسلامی‌ سالانه میلیارها تومان صرف خرید چادر مشکی و تقدیم آنها به کارمندان زن دولت به مناسبت‌های مختلف می‌کرده است تا چادر مشکی را به بخشی از هویت زنان ایرانی تبدیل کند. اما زنان ایرانی بلافاصله پس از رهایی از محیط اجبار، چادرهای مشکی را از سر بر می‌دارند. حتی مذهبی‌ترین زنان ایرانی به محض خروج از کشور از پوشیدن چادر مشکی خود داری می‌کنند چون با اقداماتی که دولت صورت داده (مثل اجبار کردن دختران در برخی دانشگاه‌ها و مدارس به پوشیدن چادر مشکی) این پدیده به نماد اجبار حکومتی تبدیل شده است.

خرده فرهنگ شیعی ایدئولوژیک شده در برابر فرهنگ ایرانی

حاکمان جمهوری اسلامی‌که خود را میراث دار فرهنگ اسلامی‌شیعی می‌دانند و نه فرهنگ ایرانی با مظاهر این فرهنگ مثل چهار شنبه سوری یا سیزده به در نیز به مبارزه برخاستند و برخی از آنها می‌خواهند عید غدیر را به جای عید نوروز بنشانند (مثل ابوالقاسم خزعلی). فرهنگ شیعی ایدئولوژیک شده که تنها اقلیت کوچکی از جامعه بدان دلبستگی دارند با اتکا بر زور و پول نفت به حذف و محدودیت فرهنگ ایرانی امروز که برآیند تعامل فرهنگ اسلامی‌ تاریخی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ امروز جهانی و نیز فرهنگ‌های قومی‌است برخاسته است. تنها مقاومت عمومی‌ این پروژه را به عقب رانده است. به عنوان نمونه تنها مردم دوستدار موسیقی بودند که با پنهان کردن سازها و کاست‌ها و در خاطر سپردن نواهای ایرانی این هنر اصیل را در برابر تلاش بی وقفه‌ی حکومت و خرده فرهنگ ایدئولوژی اسلامگرایی در ابتدای عمر جمهوری اسلامی‌ برای نابودی موسیقی حفظ کردند.

آزمون کلیدی

رژیم برای سنجش محبوبیت هویت مورد تبلیغ خود باید به یک گروه موسیقی پاپ غربی مجوز اجرا دهد و ببیند چند صد هزار نفر یا شاید میلیون‌ها نفر در سراسر کشور به این رویدادها خواهند رفت. اگر مردم به چنین مراسمی‌ دسترسی ندارند به آثار باستانی که اسلامگرایان می‌خواستند همه‌ی آنها را در ابتدای عمر جمهوری اسلامی‌تخریب کنند و موفق نشدند دسترسی دارند. این آثار اکنون به یک کابوس برای ماموران رژیم مبدل شده‌اند تا جایی که برای جلوگیری از مراسم بزرگداشت کورش از ساعات ابتدايی از ده ها کيلومتر مانده تا پاسارگاد از دو سوی مسير اصفهان و شيراز برابر خودروهای شخصی و اتوبوس‌ها ايست بازرسی گذاشته و راه را می‌بندند و ماموران لباس شخصی با دقت عبور و مرور خودروها را کنترل و در صورت مشکوک بودن به حضور در پاسارگاد آنان را باز می‌گرداندند. افراد در صورت مقاومت برای حضور در مراسم با برخورد تند نهادهای امنيتی و بازداشت و عکس برداری و فیلم برداری روبرو می‌شوند. حکومتی که هویت اسلامی‌ مورد نظرش را مجبوب و جاری در همه‌ی جامعه می‌داند چه نیازی به این گونه اقدامات دارد؟

ظاهرا به نظر می‌آید که در جنگ بی وقفه‌ای که اسلامگرایان علیه فرهنگ ایرانی و فرهنگ‌های اقوام و ادیان ایرانی در سه دهه‌ی گذشته به راه انداختند این اسلامگرایی است که دارد زمین را واگذار می‌کند. توسل حکومت به زور و ارعاب که آخرین حربه‌ها در هر نزاع و تقابل و از جمله تقابل فرهنگی هستند، اعلام عدم موفقیت هویت فرهنگی مبتنی بر اجبار و محدودیت در برابر هویت‌های فرهنگی مبتنی بر اختیار و آزادی است.

-----------------------
دیدگاه‌های انعکاس یافته در این یادداشت، الزاماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: Ali Makki از: USA
۱۴ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۰:۰۵
Bara ye agahi e shoma: marasem e salaneh ye ghal'eh ye babak sonnat e ghowmi nist, balkeh bozorgdasht e babak e khorramdin ast ke ba tazian nabard kard va hoviyat e irani ra pas midasht.

توسط: مهرناز
۱۳ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۰:۲۶
lارولان بارت می گوید تنها ایدئولوژی هایی که نمی توانند باورهای خود را بر جامعه مسلط کنند برای هر نام و هر چیزی پسوند مرتبط با خود را همچنان حفظ می کنند . مثلا ما در ایران همه ی نهاد ها را با پسوند اسلامی می شناسیم . جمهوری اسلامی ،انجمن اسلامی ، دانشگاه آزاد اسلامی ، مجلس شورای اسلامی ، تشکل اسلامی بانوان ... این پسند اسلامی به این خاطر است که حکومت هنوز نتوانسته بر فرهنگ جامعه تسلط پیدا کنند . چون در غیر اینصورت همانند ایدئولوژی های تلسط یافته می توانست این پسوند را حذف کند و خودش را از یک مسئله به یک نامسئله و یک امر بدیهی و بدون چون و چرا بدل کند. ما در آمریکا مثلا نمی بینیم که برای هر نهادی پسند لیبرال گذاشته شود چون لزومی نداره . و این که در ایران همه چیز باید به نام اسلام دوخته شود به این خاطره که چیزی در ایران اسلامی نیست ! آنها فقط به زور یک نام و سرنیزه هویت خودشان را ترویج می کنند در حالی که هیچ چیزی برای جذب مردم ندارند . چگونه می شود این انسان های قرون وسطایی و لمپن را تحمل کرد ! ؟ مردم ایران همین روزهاست که کار را یکسره کنند .

توسط: کیا از: المان
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۳
تنها راه راهی ایران غیر قانونی کردن اخوندیسم در ایران است و از مساجدی که کمتر از 50 سال ساخته شدن فرهنگسرا ساختن است و شروع به فرهنگسازی از پایه کردن است. این 30 سال به ما نشان داد که اخونده اسلامگرا دشمن ایران و ایرانی است و فقط از منافع ایران برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند. دین را به قلبها سپردن است

توسط: م
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۶:۱۳
هیچ حکومت دیکتاتوری چه اسلامی چه غربی دوام نخواهد داشت ایران عزیز روزی دوباره عظمت اهورایی اش را باز خواهد یافت.

توسط: reza از: romani
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۴:۵۲
وقتی که اعراب بر ما حکومت میکونن همین است

توسط: م مستعار از: از تهران
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۳:۵۴
این تسویه حساب تاریخی نیست بلکه جا انداختن این عقیده است که ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره می شده است تا بلکه بتوانند پاسخگوی مردم ایران بشنود که چرا هر امام جمعه ای قسمتی ایران را به صورت ملوک الطوایفی تصاحب نموده است و حتی حاضر نیست با کسانی که در تهران هستند همکاری نمایند. نمونه اش: ارومیه و خراسان رضوی و ...

توسط: زاده پارس از: ایران زمین
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۳:۳۹
یه امید روزی که در سرزمین پارسیان همانند روزگار پارسیان هر پارسی با اندیشه و پندار خود با هر دینی در ارامش با پارسیان دگر روزگاری پر از شادی و سرخوشی سر کند باشد که اهورا مزدا این سرزمین را از دروغ و نادانی در اندیشه وحسد پاسداری نماید

توسط: arya از: bangkok
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴
en regeem betareen kedmat ra b mardom iran kard .k beshtar en deen agab ofatady tazy ra beshnasand marg en regeem resedeh motmaen basheed bad az en regeem chezy az eslam dar iran nememanad,

توسط: علی از: تهران
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۹:۴۰
به نظر من "تسویه حساب" درسته نه "تصفیه حساب"

توسط: هومن از: کانادا
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۸:۵۰
واقعیت این است که در ایران و در سی‌ سال گذشته آنچه که به نامه فرهنگ اسلامی به زور و با نیرنگ به ما ایرانیان تحمیل شده و یا سعی‌ بر تحمیل کردن آ‌ن‌ شده، چیزی جزو فرهنگ عربی‌ نیست. بی‌ دلیل نیست که برخی‌ از هموطنان آن را حملهٔ دوم اعراب نامیدند. باید پذیرفت که نوع زیستن عربها در گذشتهای دور وارد سرزمین ما شد و نبرد ایرانیان برای حفظ فرهنگ خود از همان تاریخ آغاز شد. زبان و ادب و رسوم ما چهارده قرن است که مورد تهاجم نوع زیستن اعراب، بوده و همیشه زیر پوشش اسلام. من نطفهٔ جمهوری اسلامی را بازماندگان تهاجم اعراب در ایران میبینم که فرصت نابودی فرهنگ و هویت ایران را سی‌ سال پیش برای بار دوم یافتند
صفحه از ۲
    بعدی