رادیو به انتخاب شما

بشنوید

مجله بامدادی

برنامه بعدی

گالری عکس

هفته گذشته از نگاه دوربین

مجله‌های هفتگی / نگاه تازه

«غیرت» و «ناموس»

تزئینی است...

۱۳۸۸/۰۲/۰۷
غیرت و ناموس در جوامع سنتی نقش مهمی دارند. در ایران و برخی از کشورهای مسلمان و به طور کلی در کشورهای سنتی «غیرت» و «ناموس» حضوری ملموس در جامعه دارند و برای قتل‌های ناموسی مجازات در‌خوری وجود ندارند.

امروزه مهاجران مسلمان اروپا اغلب با کشتن دختر یا خواهرشان، به خاطر حفظ ناموس مسئله‌ساز شده‌اند و هرازگاهی اخبار این نوع مجازات در صدر اخبار کشورهایی مانند سوئد و آلمان قرار می‌گیرند.

غیرت و ناموس در ایران هم همواره وجود داشته و پس از انقلاب اسلامی هم که نوع نگاه به زنان تغییر یافته، حضوری پر‌رنگ در جامعه پیدا کرده است.

این دو مقوله همواره در فیلم‌های ایرانی هم یکی از دستمایه‌های مهم به شمار می‌رود و به‌ویژه پس از نمایش «قیصر» ساخت این گونه فیلم‌ها رونق گرفت و تا به امروز هم ادامه دارد.

در تازه‌ترین «نگاه تازه»، به این معضل می‌پردازیم و با چند نفر صحبت می‌کنیم، از جمله یک آقای «غیرتی».

یک مرد اتریشی: من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند... اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.
ولی نخست به سراغ چند شهروند اروپایی می‌رویم و موضوع غیرت را با آنان در میان می‌گذاریم. می‌پرسیم:

اگر کسی به همسر به خواهر یا مادر شما نگاه کند، عصبانی می‌شوید؟

مردی از جمهوری چک:

من مشکلی با این موضوع ندارم. چون فقط «نگاه کردن» است و طرف قرار نیست که دست بزند.

مردی از مکزیک:

احساس خیلی مطلوبی نخواهم داشت. یعنی اگر کسی دست به عملی نزند هیچ‌گونه واکنشی نخواهم داشت. اگر چیزی بگویند ممکن است واکنشی نشان بدهم ولی فقط اگر نگاه کنند، نه.

یک فرانسوی:

ممکن است دست به خشونت بزنم و دعوا کنم. البته همه فرانسوی‌ها این طوری نیستند ولی کلاً اکثر مردها حسود هستند.

یک شهروند اتریشی:

عالی است! من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند. نگاه کردن که توهین نیست. من اجازه دارم به خانم‌های دیگر نگاه کنم و مردهای دیگر هم باید اجازه داشته باشند که به همسر من نگاه کنند. اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.

به سراغ دو خانم متخصص ایرانی و آقای حمید می‌رویم و موضوع را با ایشان در میان می‌گذاریم:

دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان و حمید، جوان ایرانی، که به گفته خودش خیلی هم «غیرتی» است.

حمید پیرامون این موضوع تجربه‌ای را که اخیرا داشته برای ما بازگو می‌کند.

حمید برادری دارد دانشجو، که متأهل هم هست. برادرش با داشتن همسر با دو خانم دیگر دوست می‌شود و روابط شان به جاهای حساس هم می‌رسد.

زن داداش حمید (حمید او را این گونه می‌نامد) که از دست برادرش ناراحت بوده، پس از تهدید و غیره مقابله به مثل می‌کند و می‌رود دوست پسر می‌گیرد. «یک دفعه ما به خودمان آمدیم، دیدیم که این موضوع در فامیل پیچیده و سر و صدای‌شان درآمد.»

داداش و زن داداش حمید کارشان به مرحله طلاق رسید و که اینجا حمید وارد قضیه می‌شود و با وجود این که از کار برادرش دفاع نمی‌کند و می‌داند که کار بدی کرده، ولی کار زن داداشش را هم تأیید نمی‌کند: «خلاصه، رفتیم و گشتیم و طرف را پیدا کردیم و پس از تهدید و مشاجره، کارمان به دعوا و زد و خورد کشید. آن هم در وسط خیابان. من اجازه نمی‌دهم که زن داداش من با برادرم این طوری مقابله به مثل بکند یا این راه را انتخاب بکند برای تنبیه داداشم.»

زینب پیغمبرزاده: در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک «کالا» است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسئولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.
می‌رویم به سراغ زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان، که اخیر در وبلاگ‌شان پیرامون «غیرت» مقاله‌ای نوشته و به شدت به آن تاخته و نظرشان را در مورد عکس‌العمل حمید جویا می‌شویم.

خانم پیغمبرزاده می‌گوید: «اولاً آمار خشونت و آمار‌های آزار جنسی در کشور ما منتشر نمی‌شود تا ما بتوانیم به عمق و گسترش آن در جامعه پی ببریم. در کشورهای غربی غیر این است و این آمار مرتب منتشر می‌شوند. در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک «کالا» است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسیولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.»

مرد نمی‌خواهد کسی به کالای خود دست درازی کند و به آن غیرت و ناموس پیدا می‌کند. بنابراین غیرت و ناموس از احساس تملک ناشی می‌شود. آزار‌های جنسی و تجاوز برای این رخ می‌دهد که مرد می‌خواهد کالای یک مرد یا افراد مذکر یک خانواده را دور از چشم آنان و بدون اجازه‌شان مورد استفاده قرار دهد. به جای این که یک رابطه عاطفی و انسانی داشته باشد، می‌خواهد از آن شیء یا کالا بهره‌برداری کند.

خانم پیغمبر‌زاده بر این باور است که برای از بین بردن خشونت علیه زنان باید نوع نگاه به زن عوض شود. او کشورهای اروپایی مانند سوئد را مثال می‌زند که چون نوع نگاه به زن فرق می‌کند، خشونت هم علیه زنان بسیار کمتر است.

دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، پیرامون غیرت و ناموس می‌گوید: «در عمق روان ناخودآگاه بشر احساس جنسی نسبت به نزدیکان همواره وجود دارد. یعنی یک برادر یا پدر بدون آن که خود بداند نوعی احساس یا کشش جنسی نسبت به دختر یا خواهرش دارد. بنابراین به نظر خانم مفیدی هنگامی که برادری خواهرش را چاقو می‌زند یا حتی می‌کشد، این احساس را دارد که خواهرش با رفتن به سوی شخص دیگر به او (برادر) خیانت کرده است.»

او روان انسان را بسیار پیچیده می‌خواند و احساس ناخود‌آگاه بشری را عامل مهمی برای بسیاری از واکنش‌ها می‌داند.

دکتر آذردخت مفیدی:  در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.
به نظر خانم دکتر مفیدی مذهب هر‌چند عامل تعیین کننده نیست ولی به عنوان عامل تشدید کننده نقش مهمی دارد. به ویژه در جامعه‌ای مانند جامعه ایران که سر زنان مقنعه و روسری گذاشته‌اند و در مانتو چادر پیچیده‌اند، که مردها نگاه طمع آمیز به زنان نداشته باشند. این جا دو نکته مهم وجود دارد: «یک، این که به مرد ایرانی حق داده شده که به زنان نگاه «هیز» بیندازد، دو، به زن پیغام داده‌اند که خودت را بپوشان! در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.»

حمید به اعتراض می‌گوید که خانم‌های شرکت کننده یک طرفه قضاوت می‌کنند و تمام تقصیرها را سر مردان می‌اندازند، در صورتی که به نظر حمید زنان هم غیرتی هستند و از همسر خودش مثال می‌آورد که اصلاً اجازه نمی‌دهد شوهرش به زن دیگری نگاه کند یا چشم‌چرانی کند. و نتیجه‌گیری می‌کند زن و شوهر باید مانند دو انسان و دو دوست خواسته‌های همدیگر را برآورده کنند.

حمید از کشورهای غربی انتقاد می‌کند که زنان با مختصر آزار یا حتی نگاهی به پلیس شکایت می‌کنند. او بر این باور است که جامعه ایران یک جامعه عاطفی است و مسایل زن و شوهر بین هم دیگر حل و فصل می‌شود.

در آخر برنامه یک شنونده دیگری هم به نام امیر وارد بحث می‌شود و قضیه را از زاویه دیگری مطرح می‌کند که به نظرش یک زن و شوهر باید به هم‌دیگر اعتماد داشته باشند و مداراگر باشند.

با ورود امیر بحث «بی‌غیرتی» هم مطرح می‌شود و آخر سر گفت‌وگو به قانون‌مندی و مدارا و تحمل کشیده می‌شود که البته... شنیدن دارد!

...

  • شما چه فکر می‌کنید؟
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
 قبلی   بعدی 
Comments page 2 of 3
توسط: رئوف از: مهاباد
۰۸ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۳:۵۱
البته این مسئله در فرهنگهای مختلف متفاوته، مثلا در حالی که دیدن صورت زنان فامیل در بسیاری از قبایل افغانستان می تونه ناپسند باشه در ایران نیست و آنگونه که دیدن بدن عریان زن در ایران غیر قابل قبول جلوه می کند مثلا در آلمان امری عادی است.
اگر منظور غیرت در فرهنگ ایرانی باشد که به نظر من چیزی جز خود فریبی مردان و توهین به شعور و انسانیت زنان چیز دیگری نیست.
مثلا مردی با نگاه یک نفر به خواهرش رگه غیرتش می زنه بالا ولی تقریبا مطمئنه که خواهرش می تونه چند دوست پسر داشته باشه و حتی روابط جنسی را هم با آنها تجربه کرده باشه.
من خود این رو تجربه کرده ام که در تهران و دیگر مناطق خانواده هایی هستند که کاری به این ندارند که دخترشان مخفیانه چند دوست پسر هم داشته باشه ولی وقتی آشکارا به همین دختر ابراز علاقه می کنی آنهم به قصد ازدواج، برادرش غیرتی میشه!
غیرت یک تلقین منفی اجتماعی است.

توسط: فورکلارنده از: تهران
۰۸ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۱:۱۱
انتخاب حق هر انسانیست.اگر کسی به خواهر خود بگوید که حق برقراری ارتباط با جنس مخالف را ندارد به او ظلم بزرگی کرده چون خواهر حق دارد خودش تصمیم بگیرد چطور زندگی کند. اما همسر از قبل انتخاب خود را کرده و با فرد مورد نظر ازدواج کرده پس نشان دادن کمی حساسیت یا غیرت به همسر به جاست اما زیاد شدن این حساسیت باعث آزرده خاطر شدن همسر میشود. باید روابط تا حدی آزاد باشد (تا حدی که به فساد و فحشا کشیده نشود) خواهر ها نیز باید حق ارتباط را داشته باشند.و انتخاب کنند در غیر اینصورت این عدم آشنائی با جنس مخالف باعث بروز مشکلاتی در حین انتخاب همسر شده و همینطور در زمان زندگی زناشوئی.در عین حال مرد نیز پس از ازدواج حق ندارد هرگونه که دوست دارد رفتار کند و فقط حس مالکیت رو از آن خود ببیند و به قولی فکر کند دنیا مال اوست.خانوم ها هم نسبت به شوهران خود حساسیت دارند چون اصل و بطن ازدواج اگر حس مالکیت رو در پی داشته باشد این حس مالکیت دوطرفه میباشد و بانوان نیز از داشتن این حس محروم نیستند. در حال حاضر این ترانه در ایران کاملا صادق است که میگوید((وقتی که عاشق بودن گناهه/فرصت رابطه یک نگاهه))

توسط: وحید
۰۸ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۳
نزدیک به ده سال است که خارج از ایران زندگی می کنم. ده سال پیش، وقتی بیست و هفت ساله بودم به اتریش آمدم. یک سال پیش از آن، روزی با خواهرم که در خیابان مورد آزار مردی رهگذر قرار گرفته بود و این را برای مادرم تعریف کرده بود برخوردی تند و بسیار زشت کردم. آن موقع حتی به این هم فکر نمی کردم که گناه خواهرم چه بوده است؟ فقط به شدت عصبانی بودم که چرا به «ناموس ما» تعرض شده است. سال هاست که از آن محیط فرهنگی فاصله گرفته ام و تغییر رفتار و روحیاتم باور کردنی نیست. از رفتارهای پیشینم شرمنده ام، اما محیط فرهنگیی را که مرا چنان بار آورده بود را مقصر می دانم. مسئولیت مدیریت ارشد کشور در همه ی حوزه ها، به ویژه فرهنگ و اقتصاد بسیار خطیر است. ما محصول فرهنگ و زمانه ای هستیم که در آن بار آمده ایم. جمهوری اسلامی ما را به قهقرا برده است. بیائید با پشتیبانی از اصلاحات در اصلاح امور مشارکت کنیم.

توسط: 30 مرغ از: توکیو
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۳:۱۳
با سلام. با بررسی نظرات دوستان میشه اونا رو به دو دسته اصلی غیرتی-دوآتیشه و در حد اعتدال تقسیم کرد. دلیل این تضاد فکری هم مسلماٌ تأثیر فرهنگ وآداب درروش زندگی و رفتار آنهاست. البته من نیز با گروه دوم هم عقیده بوده و بخرج دادن غیرت زیاد رو عامل نقض حقوق و آزادی دیگران میدونم. وقتی میشه دیگران رو با محبت به خود نزدیک کنیم چه اجباریست که با زور به سمت خود بکشیمشون. وقتی زوج به هم عشق بورزن لزومی نداره نگران سنگ اندازی دیگران باشن . با نظر دکتر مفیدی هم موافقم ما مردها خیلی خود خواه وجسوریم بدون توجه به حق متقابل همیشه از حق خودمون دم میزنیم و اعمالی که انجام میدیم رو هم برای خانمها حرام میدونیم. حس غرور و جاه طلبیمون هم اجازه نمیده که عاقلانه تصمیم بگیریم .و همۀ اینها ناشی از فرهنگ غلط وتفکر آشفتۀ ماست ما ایرانیها عادت نداریم از اشتباه خود عذر خواهی کنیم واین باعث میشه هیچوقت تصحیح نشیم.اگه ازآقایون غیرتی کسی میخواد انتقادی بکنه قبل از انتقاد خواهشن گذشته خودش رو سبک ,سنگین کنه .

توسط: ایرانی از: دانمارک
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۲:۱۶
دردانمارک زندگی میکنم.سومالیهائیها و عربها و ترکها موی سر را میپوشانند و لباس چسبان سکسی بتن میکنند و در کل حجاب برای آنها موی سر است نه چیز دیگری.(غیرت یا ناموس)لغتی عربی میباشد که در انگلیسی لغتی مترادف با آن وجود ندارد اما در همین جا هم شما نمیتوانید به دوست دختر یک دانمارکی چشم چرانی کنید حسادت یا تعصب جای خود را دارد البته نه به نام(ناموس یا غیرت).شرقی ها با هزار دنگ و فنگ و بوق کرنا دختر خود را شوهر میدهند و دستمال خونی را با همه نشان میدهند که بله دختر ما باکره بوده است ولی اگر دختر شریک آینده خودرا انتخاب کند وامصیبتها میشود و باید حتماً خونی بریزند تا غیرت و شرف خود را نشان داده باشند این فرهنگ و استدلال فقط مخصوص کشورهای اسلامی میباشد نه جای دیگر. یاد دارم روزی بچه های محل مخواستند با بچه های محل دیگری دعوا بکنند به این خاطر که آنها به دختر فلانی متلک پرانده اند که باید گوشمالیشان داد.گفتم به من چه.گفتند پس این ماهیچه هارو براچی پرورش دادی و غیرتت کجا رفته.گفتم سرجاشه ولی به ما مربوط نیست مگر ما کلانتر محل هستیم که بریم بخاطر چهارتا حرف با محله دیگه دعوا بکنیم.البته این نظریه 50 سال پیش رو هنوز هم دارم. در نظر من مرد و زن مکمل یکدیگرند و در کل زن گل سر سبد آفرینش میباشد.این تعصبات بیجا نه از قدر و قیمت او میکاهد و نه خللی در وجود او به وجود میآورد بلکه این مردان هرزه هستند که بهائی به خود نمیدهند.ازنگاه کردن و برخورد در حد ادب و نزاکت چیزی از زنان نمیکاهد.بااحترام

توسط: محسن
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۱:۴۴
غیرت و ناموس مفاهیمی پدرسالارانه هستند. به همین دلیل است که هم در کشور کره می توان غیرت را مشاهده کرد و هم در عربستان سعودی و کردستان. کشورهائی که از نظر تاریخی و فرهنگی ارتباط زیادی با یکدیگر ندارند. غیرت و ناموس فقط در چارچوب رد موجودیت اجتماعی، احساسی و شخصیتی زن در جامعه شکل می‌گیرد. به عبارت دیگر زن در این نگرش موجودی است که از خود اختیار و خواست ندارد، و می‌باید «اداره» شود. و نام این شیوة اداره را نیز غیرت و ناموس می‌گذارند. ولی جای تعجب ندارد که زنان خود از جمله مهم‌ترین «ناموس داران» در جوامع عقب افتاده باشند. تنها راه مبارزه با این عقب ماندگی فرهنگی ایجاد زمینة فعالیت‌، کار و حضور فعال زنان در جامعه خواهد بود. و دولت می‌باید از فردیت زنان در ارتباطات اجتماعی، شغلی، تحصیلی و ... با تکیه بر قوانینی انسان‌محور حمایت کند. کاری که در ایران اصلاً مرسوم نیست، و از دیرباز نیز مرسوم نبوده.

توسط: محمدصادق انصافی
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۰:۲۲
نکته ی مهمی که در این رابطه باید مورد توجه قرار بگیرد این است که هم افراط و هم تفریط هر دو می توانند به یک میزان آثار تخریبی در پی داشته باشند.زیرا بیشترین ضربه به پیکره ی اجتماعی یک جامعه مدرن زمانی وارد می شود که عقاید سختگیرانه و بی روح جایگزین آزاد اندیشی و عقل گرایی شود.بنابراین در هر جامعه ای باید به این مسئله به صورت کاملا واقع بینانه نگاه شود تا از عواقب ناخوشایند آن جلوگیری به عمل آید.در واقع در هر جامعه ای می توان با پیاده کردن نظام فکری مبتنی بر واقع گرایی و درست اندیشی خط قرمز مشخصی میان رعایت کردن و زیر پا گذاشتن حدود هنجارها ایجاد نمود که یکی از آنها مسئله غیرت و ناموس است.بی غیرتی و افراطی گری دو عاملی هستند که متاسفانه در بعضی جوامع موجب به وجود آمدن اختلافات زیادی حتی درون خانواده شده اند.رعایت اعتدال و میانه روی در باب این موضوع می تواند باعث پیدایش رویه ای مثبت و کارآمد شود.

توسط: pedram از: germany
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۰:۰۴
در طرز فکر ما ایرانی ها غیرت هنوز درست تعریف نشده.زیرا هر خانواده زیر کلمه غیرت چیز دیگری میفهمید و یا ناموس.تمام فکر و ذکر ما این است که شخصی در جنس مرد در افکارش تصور دستگاه تناسلی زنی که از بستگان ما هست. نکند. زیرا در حقیقت در تربیت ما اینگونه یاد شده که زن متعلق به ماست. به عبارتی در زبان عامیانه میگن فلانی زن گرفت .اینگار جسمی را تسخیر کرده یا خریده. مسله دوم محرومیت های جنسی هست. که اگر به امارهای مددکاراهای اجتماعی دقت کنیم از زمان محدودیت های جنسی طی این سی سال تمرکز تجاوزات جنسی در محارم بیشتر شده.شاید میشود اینطور تصور کرد که اگر در خانواده که دختری هست برای غریبه ها و کسانی که میتوانند شرعا با او ازدواج بکنند باید پوشیده باشد .ولی برای خود محور فامیلی احتیاجی به حجاب نیست و متاسفانه رشد دست درازی های جنسی هم خیلی زیاد دیده میشود.باید یاد داد به کودکان پسر که فرقی با دختر ها ندارند و باید به دختران کودک هم یاد داد که انها بدنیا نیامدهاند که تا لحضه ازدواج وحشت رزرو بکارتشان را داشته باشند برای شخصی در اینده که ادعای غیرت مندی بتواند بکند.در تربیت ما مردها دچار عقده خود گنده بینی میشوند و در نتیجه لازم دارند که مظلومی داشته باشند که بر او ظلم کنند.

توسط: ali از: tabriz
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۹:۰۲
در جواب آقای مستعار: خوابیید یا بیدار؟ مطالعه کنید، به صفحه حوادث روزنامه‌ها مراجعه کنید. به پدیده‌ها علمی‌ برخورد کنید نه احساسی‌. ۳۰ سال تجربه کافی‌ نیست؟


توسط: shirin از: frankfurt
۰۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۷:۵۶
من تا ۱۷ سالگى ايران بودم و پدرم در همينجا ماموریت بود . توی اين چند سال مامانم كه توى خيابون راه ميرفت احساس ميكرد بدونِ پدرم همه نگاهش ميكنند .من هم اجازه نداشتم برم بیرون براى همين اعتماد به نفس از من و مادرم گرفته شد و الان در یک كشور خارجى مشكل دارم احساس ميكنم همه نگاهم ميكنند .
 قبلی   بعدی 
Comments page 2 of 3