پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۱:۳۲ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

با «سلام» واقعه کوی دانشگاه آغاز شد

اندازه متن - +
صبح روز سه شنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۷۸، عابرانی که در روزهای پس از دوم خرداد ۷۶، بیشتر از همیشه به پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها سرک می‌کشیدند، شاهد تیتری در روزنامه‌ای بودند که با دیگر روزنامه‌های آن روز تفاوت داشت؛ روزنامه مذکور روزنامه سلام بود که با تیتر «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» منتشر شده بود.

آن روزها، بحث تصویب قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم داغ‌تر از همیشه بود، کمتر کسی را می‌شد پیدا کرد که درباره سعید اسلامی یا امامی- متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای- چیزی نشنیده باشد یا نداند.

آن روزها، بحث تصویب قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم داغ‌تر از همیشه بود، کمتر کسی را می‌شد پیدا کرد که درباره سعید اسلامی یا امامی- متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای- چیزی نشنیده باشد یا نداند.
او که سال‌ها معاون وزیر اطلاعات بود، در پی وقوع قتل‌های زنجیره ای در پاییز ۱۳۷۷، به عنوان متهم ردیف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است.

تیتر روزنامه سلام به مدیرمسئولی سید محمد خویینی‌ها، نقطه آغاز ماجرایی پر حادثه شد.غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنین جمله‌ای می‌تواند به بهای تعطیلی روزنامه‌ای، حتی به اهمیت و وزن سیاسی «سلام» تمام شود.

صبح پنج شنبه، بدون «سلام» آغاز شد و شب آن روز آبستن رویدادهای حیرت‌آور دیگری بود.

۱۶ تیر ۱۳۷۸مجلس شورای اسلامی کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات که بسیاری از آن به عنوان «طرح محدود کننده مطبوعات» یاد می‌کردند تصویب شد.

فردای آن روز - ۱۷ تیر ۱۳۷۸- با حکم دادستانی روزنامه سلام توقیف شد. پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در خیابان کارگرشمالی (امیر آباد شمالی)، در اعتراض به توقیف روزنامه سلام گرد هم آمدند. دانشجویان، خواستار رفع توقیف از سلام و عدم تصویب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شده بودند.

ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خیابان کشیده شد. ماموران نیروی انتظامی و پس از مدتی، نیروهای معروف به «لباس شخصی»، نیز از راه رسیدند. نیمه‌های شب، درگیری مختصری میان دانشجویان و ماموران نیروی انتظامی روی داد. دانشجویان پس از سنگ‌پرانی، یکی از سربازان نیروی انتطامی را به گروگان گرفته با خود به داخل خوابگاه دانشجویی بردند و پس از مدتی، آزادش کردند. نیروهای انتظامی، که گفته می‌شد لباس‌شخصی‌ها نیز همراه آنان بودند، در نخستین ساعات بامداد جمعه ۱۸ تیر ماه وارد محوطه کوی دانشگاه شدند و حوادث پس از آن، ۱۸ تیر، را به روزی نمادین تبدیل کرد.

بنابر گزارش‌ها بسیاری از دانشجویان کتک خورند و بازداشت شدند.


کوی دانشگاه به هم ریخته و تخریب شده است؛ شهر تهران، روز جمعه با این خبری از خواب برمی‌خیزد و پس از آن درگیری‌ها تا پنج روز ادامه می‌یابد. روزنامه‌های اصلاح طلب با تیتر‌های گوناگون از «به خون کشیده شدن کوی دانشگاه» خبر می‌دهند.

امیر آباد شمالی، تبدیل به خبر سازترین نقطه ایران می‌شود، اما موج تطاهرات و اعتراضات به سایر خیابان‌ها هم کشانده شده. نیروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه‌ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می‌شوند.

دانشجویان شنبه در امتحان‌های آخر ترم شرکت نکردند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن شدند. دانشجویان دختر ‌هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نپذیرفتند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی کرد اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را داشتند.

درگیری، به ویژه در اطراف کوی دانشگاه، میدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد. خبرها حکایت از کشته شدن یک نفر -عزت ابراهیم نژاد- که آن شب میهمان کوی دانشگاه بوده، داشت.

این عکس از احمد باطبی نخست به حکم اعدام و بعد به ۱۰ سال زندان برای او انجامید. عکسی که بر جلد مجله اکونومیست منتشر شد.

مقامات دانشگاه تهران، از میلیاردها ریال خسارت به کوی دانشگاه سخن گفتند و مصطفی معین، وزیر علوم، از سمت خود استعفا داد، اما محمد خاتمی، رئیس جمهوری با این استعفا موافقت نکرد. محمد خاتمی کمیته ای را مامور بررسی این واقعه کرد.

همه مسئولان از محکومیت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجویان سخن گفتند. آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، دانشجویان را «فرزندان خود» خواند و گفت که «قلبش از این اتفاق جریحه دار شده». اما این پایان ماجرا نبود چون اعتراضات ابعاد دیگری به خود گرفت.

اعتراض دانشجویان که ابتدا متوجه حمله به کوی دانشگاه تهران بود، رفته رفته متوجه «حاکمان جمهوری اسلامی» شد.

آیت الله علی خامنه ای طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه کرد. وی در جمع بسیجیان گفت: «حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید» و صدای گریه بسیجیان از بلندگوی مسجد دانشگاه تهران بارها و بارها پخش شد.

  • بخشی از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای پس از حمله به کوی دانشگاه تهران

غروب سه شنبه ۲۲ تیر ماه، دانشگاه تهران با شلیک گاز اشک آور و آتش‌های برافروخته شده، سرار در دود فرو رفت.

دانشگاه تهران تقریبا در محاصره و حضور نیروهای نظامی و بسیج در شهر پر رنگ بود.

صدا وسیمای جمهوری اسلامی خبر از پایان یافتن آشوب‌های چند روز اخیر داد. با پیام آیت الله سیدعلی خامنه ای و تبلیغات تلویزیون، قرار شد تا روز چهارشنبه آنچه «اقشار مختلف مردم» نامیده شد، برای اثبات همبستگی مردم و نظام به خیابان بیایند.

چهارشنبه ۲۳ تیر، طرفداران حکومت ایران به خیابان‌ها آمد. آنها عکس‌های آیت الله خامنه ای را در دست داشتند و در حمایت از وی و نظام جمهوری اسلامی شعار می‌دادند. این‌جا و آن‌جا درگیری‌هایی رخ داد و حتی گلوله شلیک شد...

... و شهر آرام گرفت، اما طنین حوادث آن چند روز، تا مدت‌ها ادامه داشت.


هر سال در ۱۸ تیر، اعتراض‌ها و تجمع‌هایی برای پاس داشت آن روز در برخی از نقاط ایران و دنیا برگزار می‌شود. هر چند در سال‌های آغازین این مراسم از رونق بیشتری برخوردار بود، اما به مرور هر سال که ‌گذشت حساسیت جمهوری اسلامی به برگزاری چنین مراسمی باعث شد تا برای جلوگیری و حذف این واقعه از تقویم ذهنی جامعه شیوه‌های تندتری به کار برده شود. دانشجویان از برگزاری مراسم منع می‌شدند و حتی در سال‌های پس از آن ترتیباتی اتخاذ می‌شد که دانشگاه‌ها در چنین ایامی تعطیل باشند و کوی دانشگاه از دانشجویان تخلیه می‌شد. با همه این فراز و فرودها همواره در این ایام جنب و جوشی در بخش‌هایی از فعالان دانشجویی و سیاسی شکل می‌گیرد.

امسال نیز همزمانی این ایام با تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران رنگ و بوی متفاوتی به آن بخشیده است.

۱۰ سال از حادثه كوی دانشگاه تهران و رخدادهای پس از آن می‌گذرد، تحلیل‌ها و تفسیرهای گوناگونی درباره این واقعه از سوی روزنامه‌ها و جناح‌های سیاسی ارائه شده و می‌شود، اما هنوز ابعاد مختلفی از این واقعه در تاریکی مانده است؛ به راستی چند نفر کشته شدند، دقیقا چه کسانی فرمان حمله را داده بودند، چه کسانی از آن مطلع بودند و چه کسانی چشم‌هایشان را بر حمله به کوی دانشگاه بستند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۷
    بعدی 
توسط: سلطانعليشاه
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۷:۵۲
از ملت بزرگ و شريف ايران به خاطر دزديدن آراي‌شان پوزش مي‌خواهم من صداي سكوت معترضانه شما به خود متقلبم را شنيدم. اما خودم هم نمي‌دونم چكار بكنم. ما منار را دزديم ولي هرچي مي‌گرديم چاه پيدا نمي‌كنيم. من فكر كردم شب است و شما در خواب زديم به كاروان حيف كه شما بيدار شديد. اي كاش آن صبح شنبه هيچگاه نمي‌رسيد. اي مردم ايران اگر دزدم، متقلبم، خيانتكارم، جنايتكارم و ... هر چه هستم. ولي فقيه مطلقه شما كه هستم.پس بياييد همه يكدست شويم و يد واحده تا ببينيد كه اين يد واحده چه ها كه نمي‌كند.

توسط: فریبرز از: ایذه
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۵۱
با درود بر روان پاک شهید راه آزادی سهراب اعرابی و عرض تسلیت به خانواده داغدار آن عزیز.
اگرچه از دست دادن این عزیزان آنهم به شکل ناجوانمردانه درد آور و غیر قابل تحمل است، اماشکی نیست که خون این عزیزان بزودی دامان حکومت نامشروع اسلامی ودر راس آن ولی ظلم و جور را خواهد گرفت، باید از حکومت اسلامی پرسید که سهراب اعرابی را به کدامین گناه کشته است . یقین داشته باشید که حکومت ولی فقیه در ورطه سقوط قرار گرفته که از جوان 19 ساله ای مانند سهراب و امثال او هراس داردو گر نه شما قضاوت کنید بجز سردادن یک شعار چه کاری از دست سهراب ساخته بود که حکومت اسلامی بدون هیچ ترحمی او را به قتل رسانده.
به امید اجرای عدالت در مورد مسببین مرگ او در آیندهای نزدیک.
آمین

توسط: اميد از: مشهد
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۹
وقتى رهبر ما در نماز جمعه دستور كشتار صادر مى كنه، وقتى به تظاهرات مسالمت آميز ما ميگه زور آزمايى خيابانى،وقتى رئيس جمهور ما فراموش كرده كه در كمتر از يك ماه ده ها نفر در كشور كشته شدن ،ديگه چه اميدى به اين نظام داريد خانم مليكا؟
آيا اين خانم مصرى از هموطنان شما عزيزتر بوده كه مورد اعتراض مقامات قرار گرفته؟؟؟

توسط: آزاده از: تهران
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶
شهادت مظلومانه این فرزند ایران سهراب عزیز را به خانواده ایشان و تمام مردم ایران که قلبشان برای کشورشان می تپد تسلیت می گویم.

توسط: فریبرز از: ایذه
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴
بادرورد بر هموطنان دلیر و شجاعم
18 تیر تاوان عدالت خواهی و نه گفتن به دیکتاتوری سیاه ولی فقیه و بهایی است که ملت ایران بابت آزادی باید پرداخت میکرد ، البته سرآغازی بود بر شکستن تابو قدرت ولی فقیه ولی کافی نبوده ونیست و هنوز در این راه باید تلاش کرد بی آنکه دچار یاس و نامیدی شویم، زیرا که پایان شب سیه سپید است.
به امید نابودی ظلم و جور در سراسر عالم خصوصا" ایران عزیز

توسط: مریم از: تهران
۲۲ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۰:۴۳
هر قطره از خون پاک جوانان وهموطنان عزیزمان که ریخته میشود ما را در راه مبارزه با فرعونهای زمانه مصمم تر میکند مادیگر نمیترسیم .شهادت سهراب عزیز رابه همه فرزندان خلف ایران تسلیت میگویم.

توسط: hosein
۲۱ ۰۴ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۸
سرکوب همیشه با خشونت آغاز میشود ولیکن تاریخ به ما می گوید شلیک اولین گلوله،آغاز اولین سرکوب آغاز سقوط مستبدان نیز هست برای همین باید عرض کنم دستور سرکوبی که آقای خامنه ای ده سال پيش در دانشجویان صادر کرد امروز به جنبشی فراگیر منتهی شده که با کشتار و سرکوب و دستگیری قابل کنترل نیست الا برکناری خامنه ای که عامل این جنایت هاست

توسط: bahar
۲۱ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۹:۳۵
خانم ملیکا در ایران زندگی میکنم در تهران در عمق فاجعه2 -اقتدار گرا نیستم ولی با جلادان تا نفس دارم مبارزه میکنم.3-ماهیت جنبش مردمی توهم نیست بلکه واقعیتی است که همه میدانند البته بجز کسانی که دیدن به نفعشان نیست 4-البته که شما با بی لیاقت خواندن دیگران فحش نمیدهید و فقط نظر میدهید!!!! 5-دختر خوب ایکاش بینایی شما یک هزارم بینایی ماو مبارزان راه آزادی بود...
تا فردا هم بنویسی دارم برات،نگران نباش.

توسط: آرمان
۲۱ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۵:۲۹
در پاسخ به مليكا بايد عرض كنم شما حتما دستتان در جيب اين نظام است كه كه اين طور طرفداري از آن مي كنيد چون مي دانيد بدون ان ديگر نمي توانيد زندگي كنيد و حتي حاضر خواهي شدهموطن خود را هم بفروشيد.

توسط: فرزانه از: مشهد
۲۱ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۳:۵۷
هيچ كس نمى دونه اين اتهام (اقدام عليه امنيت ملى) از كدام جهنمى آمده كه هر كس يك انتقاد كوچك از حكومت مى كند به اتهام محكوم مى شه.
در جواب مليكا بايد بگم كه لياقت شما هم همان احمدى نژاد و خامنه اى است كه شما با بى اطلاعى ازشون طرفدارى مى كنيد.
صفحه از ۷
    بعدی 

به ما بپیوندید