جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۶:۱۳ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

وزیر کابینه هویدا: کسانی در آمریکا می‌خواستند شاه تضعیف شود

چندرسانه‌ای

صدا
اندازه متن - +
۳۰ سال پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، دکتر عبدالمجید مجیدی که آخرین بار سمت وزیر مشاور و سرپرستی سازمان برنامه و بودجه را در کابنینه امیرعباس هویدا در دوران زمامداری محمدرضا شاه پهلوی عهده‌دار بود، به پرسش‌های رادیو فردا در باره این رویداد تاریخی پاسخ می‌دهد و درباره ریشه ها و علل آن ابراز عقیده می‌کند.

عبدالمجيد مجيدی:
انقلاب اسلامی يک حادثه تاريخی بود. زمان انقلاب چندين عامل موجب شد که دولت مرکزی ضعيف شود. مهم‌ترينش ناخوشی شاه بود. دوم؛ آمريکا شاه را مسئول بالا بردن قيمت نفت می‌دانست. درحالی‌که اسناد و مدارک بيرون آمده نشان می‌دهد که از زمان نيکسون وزير دارايی آمريکا که ویلیام سايمون بود، شروع کرد زير پای شاه را خالی کردن.

اگرچه رسما دولت آمريکا با شاه موافق بود، دستگاه تصميم‌گيرنده با شاه موافق نبود. سوم هم مساله «چپ روی» در ايران است که از شهريور ۲۰ شروع می شود. روشنفکر کسی بود که مخالف شاه باشد و طرفدار يک نوع انقلاب.

اين موجب شد تحصيل‌کرده‌های ايران -آن‌ها که از نظر سياسی فعال بودند- ضد شاه عمل کردند. دستشان را گذاشتند توی دست روحانيون، چون مسجد را داشتند که در واقع به شکلی با تمام ايران تماس داشت. [آن ها می‌خواستند به این شکل] مردم را تجهيز کنند. چپی‌ها هم رفتند زير چتر [آیت الله] خمينی.

راديوفردا: در زمانی که شاه زير نام فضای باز سياسی، يک مقداری از فشارها کاست، پيش از بيماری شاه بود يا همزمان؟

شاه زمانی فضای باز سياسی را اعلام کرد، که کارتر رئيس جمهوری آمریکا شده بود. کارتر فشار آورده بود که فضای سیاسی بايد باز شود. چون همانطور که گفتم در داخل دستگاه سياسی آمريکا می‌خواستند شاه را تضعيف کنند. شاه هم برای اينکه نشان بدهد که توانايی دارد ايران را اداره کند و مردم نظراتش را قبول دارند، اين کار را شروع کرد.

ايشان به من می‌گفت که من ۱۰ سال احتياج دارم که زيربنای اقتصادی ايران را درست کنم. بعدا اين حرف‌هايی را که شما می‌زنید من عمل خواهم کرد.

جسد امیر عباس هویدا پس از تیرباران


آن زمان اگر شاه تصميم می‌گرفت، آیا می‌توانست کاری کند که اين اتفاق نيافتد؟ يعنی راهی وجود داشت؟


راه وجود داشت. حالا که انسان پشت سر را نگاه می‌کند، می‌بيند که اگر دو يا سه سال پیش از انقلاب شاه کاری را که در سال آخر کرد [انجام می داد] و قولی را که به مردم داد -که انتخابات را آزاد می‌کند- [یا] آن روز که گفت من صدای انقلاب شما را شنيدم؛ اگر دو سال پيش يا سه سال پيش از آن به اين مسئله توجه می‌داشت، يک تغييراتی می‌داد، که يک مقدار جو را آرام‌تر می‌کرد.

مسئله اینست که شما در موقع تصمیم‌گیری همیشه نمی‌دانید که چه اتفاقی می‌افتد.

یک مقدار اعتقادات و سیاست شخصی ایشان دخیل بود و مقداری هم اطلاعاتی که در اختیار ایشان قرار می‌گرفت. شايد اطلاعاتی که در اختيار ايشان قرار می‌گرفت، کامل نبود.

برخی از روشنفکران می‌گفتند که شاه به جای اين‌که متوجه روحانيت باشد، بيشتر روشنفکرها را زير فشار قرار می‌داد. آيا شما با اين حرف موافقيد؟

بله. برای اينکه اگر اطلاعات درست به ايشان داده می‌شد که خطر اصلی، حرکت اسلامی تندرو است [این اتفاق نمی‌افتاد]. ايشان عکسش را توجه داشت. فکر می‌کرد که اصل چپی‌ها هستند و می‌خواهند ايران را به دامن شوروی بياندازند و آخوندها دارند حرف‌های اسلامی و احساسات مذهبی‌شان را بيان می‌کنند.

ساواک بود که اين اطلاعات را به ايشان می‌داد. و فراموش نکنيد که ساواک هم عضوی از آن جامعه ايران بود. اگر ۱۵ هزار شاغل داشت، ۱۲ هزارتايشان حداقل، مذهبی شديد بودند.

آقای دکتر مجيدی شما به هرحال معتقد هستيد که اين انقلاب به نوعی اجتناب ناپذير بود؟

نه من فکر نمی‌کنم. در آن موقع اگر کسی مثل امينی، انتظام، مثل صديقی يا مثل بختيار می‌آمدند و زير نظر شاه کار می‌کردند، انقلاب نمی‌شد. اگر درست عمل می‌کردند، سر کار می‌ماندند. اما اگر درست عمل نمی‌کردند، دوباره رو به سوی گروه ما می‌آوردند که با هویدا همکاری می‌کردیم.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: چشم باز
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۷ ۰۵:۱۲
اگر گناه امثال نصیری این بود که سی سال جلوی این بلای عظمای جمهوری ملایان ایستاده بودند پس درود می فرستیم بر این شهیدان راه وطن

توسط: حامد
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۷ ۰۴:۰۸
خدا پدر شاه رو بیامرزه و خودش رو هم همچنین. ای کاش هیچوقت انقلابی نمیشد. ای کاش اینقدر قدر خودمونو میدونستیم که اینطور نمیشد. اما به قول استاد ما میگه ایران باید این دوره ها رو تجربه کنه و این اتفاقیه که برای این کهن میافته. استادم میگه هر چقدر درخت پیرتر باشه تکون دادنشم سخت تره ایران هم مثله یک درخت کهنه که تغییرات در اون به زمانه خیلی زیادی نیاز داره. استاد من که یکی از شاگردهای شریعتیه و دکترای جامعه شناسیه میگه خودش نمیتونه ایران مدرن و درست شده رو ببینه میگه احتمالا ماها هم که هستیم نمیتونیم این مدرنیزم رو ببینیم اما امید واریم که هر چه بر سر من میاد ایرانم در سلامت قدرت و موفقیتهای هر روزه تو کل دنیا حرف اول باشه. ایران ، I LOVE U

توسط: سیروس از: ایران
۲۵ ۱۱ ۱۳۸۷ ۰۱:۴۲
فقط میگویم خوشی و سیری مردم ما و اهداف انگلیس و دیگر غربیها و شوروی،و خرافه پرستی موجب شد تا مردم ما ققنوس خود را به آتش بکشد درود بر روان محمدرضاشاه فقید

توسط: سارا از: کرمانشاه
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۲۲:۳۱
از ماست که بر ماست

توسط: نام مستعار از: تهران
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۲۱:۴۱
نمی گم شاه خطا نداشت ولی الان بعد از 30 سال معلوم شد که وضع مردم خراب تر شده و دیکتاتوری هم شدیدتر.من فکر می کنم قدرت های جهانی در آن زمان می خواستند با مذهب جلوی رشد کمونیسم را بگیرند و برای همین در ایران مذهبی ها را ترجیح دادند بر سایر گروه های فکری و سیاسی.نتیجه اش ولی دامن همه رو گرفت هم مردم ایران و هم کشورهای دیگه رو

توسط: منصور از: تهران
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۱۶:۲۶
تجربه نشان داده است که هر گاه وضعیت معیشتی مردم ایران خوب شده ، یک اتفاقی در کشور افتاده است. در زمان شاه و خصوصا" دهه 50 وضع اقتصادی مردم رو به بهبودی گذاشته بود.مردم از مشکلات اقتصادی فارغ شده بودند و بدنبال مطالبات سیاسی افتادند و بدلیل دیر شنیدن صدای انقلاب توسط شاه ،مردم از روی شکم سیری دست به انقلاب زدند. رژیم جمهوری اسلامی این تجربه گرفته و ملاحظه می کنید که چنان مردم ایران را بواسطه مشکلات اقتصادی سرگرم کرده که دیگر کسی به فکر سیاست نیست و تا مبادا کسی به فکر تغییر رژیم بیفتند. عموم مردم از اول صبح تا پاسی از شب کار میکنند تا شکم خود را سیر کنند در حالیکه تا قبل از انقلاب مردم هم کار خود را داشتند و هم تفریح و هم تجملات و خلاصه زندگی آرامی داشتند.به هر حال مردم ایران ناسپاسی نعمات خداوند را کردند و این رژیم جمهوری اسلامی بلای آسمانی در جواب ناسپاسی مردم ایران است.

توسط: آرمین از: شیراز
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۱۵:۵۳
تا ملت ایران دزد زاده و دزد پرور باشد وضع همینهه واونهایی هم که انقلاب کردن کسانی بودند که یا پدرانشان از دست خوانین کتک خورده بودند و یا خودشان عقده بی پولی بر دلشان مانده بود!چیزی که الآن شاهد آن هستیم چپاول کشور با آخرین توان البته خودمون هم مقصریم تا به خودمون نیاییم که کشورمون تنها خانه واقعیمونه و نباید تیکه پارش کرد وضع همینه هرکسی بیاد انگاری ماله باباشو قرنها پیش خوردن میدزدنو خراب میکنن و آبروی ایرانی رو میبرند ولی این این رو به فال نیک بگیرید عزیزان این گذریست بی برگشت از جهل نادانی که اروپاییان قرنها پیش از آن گذشتند ما وسط یک دوره سنتی و مدرنیته گیر افتادیم کا تاوانش را نسل ما و بعد از ما باید بپردازد شاید چندین قرن طول بکشه تا وضع ما درست بشه حقیقت تلخیه که باید پذیرفت.

توسط: هارپاک
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۱۳:۳۳
این نشان میدهد که روشنفکران که قسمت اصلی مردم در هر نظام محسوب میشوند در آن زمان اشتباه کردند و مملکتی را که نیاز به ترمیم داشت تخریب کردند به خیال اینکه از نو بسازند و در این میان روحانیون هم از فرصت استفاده کردند.
متاسفم که هنوز بعد از 30 سال قشر عامی مردم از خواب بیدار نشده

توسط: آرش از: میناب
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۱۱:۰۵
شعار انقلاب استقلال و آزادی بود . استقلال پس از انقلاب چیزی جز انزوای مطلق در جهان نیست . آقایانی که از استقلال حرف می زنید خودتان هم می دانید این حرفها فقط نوعی سفسطه است . خودتان هم می دانید که استقلال فی نفسه دارای ارزش نیست . در واقع هیچ چیز فی نفسه ارزشمند نیست . همیشه ارزش در قبال چیزی دیگر مطرح می شود و وابسته به زمان و مکان و به طور کلی تاریخ است . من همیشه تاسف می خورم از این که مشتی فرصت طلب و قدرت طلب چگونه طومار دولتی عقلانی و مدرن در ایران را در هم پیچیدند و حکومتی ارتجاعی را بر سر کار آوردند که جز تنفر و نفرت و تبلیغ دشمنی و جنگ در جهان چیز دیگری به ارمغان نیاورده است . دریغا که استقلال دیومنشانه این است . این که مدام همه و هر کس را به بهانه ی رابطه با دشمن ؟؟؟؟ به زندان بیاندازید . برادران علایی یکی از این نمونه هاست ، بهائیانی که اخیرا به جاسوسی برای اسرائیل محکوم شده اند نمونه ای دیگر . از آزادی هم که چیزی باقی نمانده است . این روزها روی قبض های تلفن نوشته شده است : آیا می دانید هر گونه پاسخگویی بع تماس های مشکوک خارج از کشور می تواند عواقبی را برای شما و خانواده تان به وجود بیاورد !!!! آخر استبداد از این بالاتر ؟ این چه نوعی استقلالی است که کشور را به زندان بدل کرده اند و همه مشکوک اند ! اگر این انقلاب مستحکم است چگونه است که دو پزشک بیچاره و محقق را به بهانه براندازی نرم به زندان می اندازید ؟ به نظر خنده دار می آید که چگونه با وجود تبلیغات 24 ساعته از همه ی تریبون ها و روزنامه ها و تلویزیون دولتی دو تا پزشک که نامشان را هم هیچکس نشنیده می تواند این همه بسیج و نیروهای قدس و سپاه و ارتش اسلامی را کنار بزنند و براندازی نرم کنند !!! خنده دار است واقعا چنین انقلاب بزرگی با فوت هم می لرزد !!! . شاه بیچاره گناهش چه بود جز این که ملی گرا بود و آینده ای مدرن را برای ایرانیان می خواست .

توسط: اميرحسين از: اصفهان
۲۴ ۱۱ ۱۳۸۷ ۰۹:۳۳
واقع بين باشيد. علت اصلي همه مشكلات اين مملكت در عدم آگاهی مردم آن است.در باورهاي غلط مذهبي و خرافه پرستي است. نه از دست شاه و نه از دست هيچ كس ديگري كاري بر نمي آمد. زماني اين مملكت درست ميشود كه هر فرد ايراني تلاش كند تا نگرش خود به جهان را اصلاح كند.
انتشار پس از ویرایش-رادیو فردا
صفحه از ۲
    بعدی