رادیو فردا
اخبار مهم
ایران
اقتصاد
جهان
بشنوید
جدول برنامهها
اشتراک
تماس با ما
نقشه وبسایت
درباره ما
About us
شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ تهران ۰۳:۳۰ - 21 نوامبر 2009
صفحه نخست
سرخط خبرها
ایران
جهان
فرهنگ و هنر
اقتصاد
ورزش
روزنه
مجلههای هفتگی
بایگانی
رادیو به انتخاب شما
بشنوید
رادیو به انتخاب شما
برنامه بعدی
مجله بامدادی
۰۷:۰۰ - ۰۷:۳۰
مجله صبحگاهی
۰۸:۰۰ - ۰۸:۳۰
مجله نیمروزی
۱۳:۰۰ - ۱۳:۳۰
بخشهای خبری
جدول امروز
کمک
آگهی استخدام در رادیو فردا
گالری عکس
هفته گذشته از نگاه دوربین
پیوندها
RFE/RL
Ozodi.org
VOA
Azadliq.org
رادیو آزادی (افغانستان)
فرهنگ و هنر
/
فرهنگ و هنر ایران
محلهای بود، محله برو بیا؛ رسام از زبان بیرنگ
مسعود رسام
۱۳۸۸/۰۸/۱۱
محمد ضرغامی
به روایت زندگی:
متولد ۱۳۳۶ در تهران، دانشةموخته کارگردانی از دانگاه صددا و سیما بود.
کار خود را در تلویزیون از سال ۱۳۵۸ آغاز کررد.
در میان آثار او چنین عنوانهایی به چشم میخورد:
غيرمحرمانه، مادر، بزرگ مرد کوچک، سريال مرواريد سرخ، درياييها، سيندرلا، تولدي ديگر، دنياي شيرين دريا، نوعي ديگر، دلبندم، همسران، علي و غول جنگل، چاق و لاغر، دو مرغابی در مه، ماموريت، خانه سبز، در خانه، هاچين و واچين، از نو بسازيم، محله بهداشت، محله برو بيا، برده رقصان، کيف، شازده کوچول و ...
مسعود رسَّام، تهیهکننده برخی از مشهورترین و پربییندهترین مجموعههایی تلویزیونی در ایران، همچون «محله برو بیا»، «محله بهداشت»، «همسران» و «خانه سبز» بعد از ظهر يكشنبه در تهران و پس از مدتها ابتلا به بیماری سرطان درگذشت.
وی هنگام مرگ ۵۲ سال داشت.
آخرین فعالیت هنری مسعود رسام، کارگردانی مجموعه تلویزیونی «غیر محرمانه» بود که سال گذشته از تلویزیون پخش شد.
مسعود رسام متولد تهران و فارغ التحصيل كارگردانی از دانشكده صدا و سيما بود.
بسیاری از مشهورترین مجموعههای تلویزونی مسعود رسام با همکاری با بیژن بیرنگ، دیگر تهیه کننده و کارگردان تلویزیونی ساخته شده بود. بیژن بیرنگ در گفتوگویی با رادیو فردا از همکاریش با رسام، تغییراتی که در برنامهسازی تلوزیون ایجاد کردند و دوستی که تا آخرین لحظات پابرجا بود میگوید.
همکاری شما با آقای رسام از چه سالی آغاز شد و چه اتفاقی باعث آشنایی شما شد؟
بیژن بیرنگ : من با آقای رسام از سال ۱۳۶۱ در راهروهای شبکه یک صدا و سیما آشنا شدم. این آشنایی بعدها تبدیل به همکاری شد که این همکاری با « محله برو بیا و بهداشت » آغاز شد.
این همکاری به چه صورت بود؟
ما در چند زمینه با هم اشتراک کاری داشتیم. هر دویمان تهیه کننده بودیم. یک بخش از کارهایمان هم کارگردانی بود که در آن با هم همکار شدیم. بخشی از کارمان تبلیغات بود که با هم شرکت مشترک تبلیغاتی داشتیم و در این زمینه با هم همکاری میکردیم. در ایده پردازیها با همدیگر همفکری میکردیم. درآن زمان من بیشتر مینوشتم و با هم تلاش میکردیم که ایدههایمان را بپرورانیم تا بهتر آن را تلویزیونی یا سینمایی کنیم. اینها کارهایی بود که به اتفاق هم انجام میدادیم. توی صحنه هم با هم هماهنگی لازم را داشتیم و در مورد بازیها و دکوپاژ هم با هم هماهنگ بودیم.
«رنگ روح زندگی سبزه، فقط سبز...» بخش کوتاهی از سریال خانه سبز که پس از درگذشت خسرو شکیبایی بر وب سایت گروهی یوتیوب قرار گرفت.
آقای بیرنگ اتفاقی که در کارهای مشترک شما با آقای رسام دیده میشود این بود که فصل جدیدی از سریال سازی در ایران با کارهای تولیدی شما آغاز شد. این سبک به گونهای بود که اگر چه لوکیشنهای پرخرجی نداشت اما وجود داستانهای جذاب و نزدیک به زندگی مردم با اتفاقات تلخ و شیرینش آنها را مورد توجه قرار میداد. نمونه این کارها را میشود در سریالهای خانه سبز و همسران به خوبی مشاهده کرد. چطور به این سبک از کار رسیدید؟ رسیدن به این سبک تحت تاثیر تفکر هر دوی شما بود؟ سهم آقای رسام در این میان چقدر بود؟
الان به نظر من صحبت کردن در مورد سهم آقای رسام، شاید در شرایط امروز، چندان مناسب نباشد. گاهی میشود که جوانانی با من تماس میگیرند و میگویند ما با سریالهای شما بزرگ شدیم. اینجاست که شاید بشود سهم بزرگی به آقای رسام داد. من با این حرفها به یاد میآورم که ما پیر شدهایم. اگر حمل بر خودستایی نشود باید بگویم من و آقای رسام جزو کسانی بودیم که یک جوری تاریخچه تلویزیون را در خودمان داریم. از شروع کار تلویزیون تا لحظه ای که الان در آن قرار داریم حضور داشتیم. شرایطی که گاها به راحتی امروز نبود.
ما در شرایط پس از جنگ و انقلاب با هم بودیم. یادمان رفته بود که در حالی که ما سرمان را پایین انداخته بودیم و داشتیم کار میکردیم، چند نسل دارند با این آثار بزرگ میشوند. میتوانیم در مورد آقای رسام بگویم که چند نسل با کارهای آقای رسام بزرگ شدند.
در آن زمان که شما در تلویزیون فعالیت میکردید علیرغم همه محدودیتهایی که وجود داشت سعی کردید که کارهایی را تولید و اجرا کنید که مقداری فراتر از محدودیتها بود...
همیشه باید به یاد داشته باشیم که آدمهایی که شروعکنندهی کاری هستند بالطبع باید هزینههای آن را هم بپردازند. شاید چیزهایی که امروز به نظر، بسیار ساده و آسان میآید در شرایطی که ما در آن زمان به سر میبردیم کار سختی بود. مثل اینکه بچهها در تلویزیون شادی کنند و بخندند. یا اینکه شما امروز موسیقی و تاثیرات آن را در صدا و سیما به خوبی میبینید. ما جزو اولین کسانی بودیم که موسیقی را وارد دنیای کودکان و برنامهسازی کردیم. شاید جزو اولین کسانی بودیم که کلیپ ساختیم. شاید جزو اولین کسانی بودیم که زن را به شکلی که امروز در تلویزیون نشان داده میشود به نمایش گذاشتیم. زن را وارد صحنههای کمیک کردیم تا بتواند با مرد در صحنه همکاری کند و حضور داشته باشد. و توانستیم ارتباط واقعی بین زن و مرد را نشان دهیم. همه اینها هزینههایی داشت که من و آقای رسام با همدیگر آن را پرداختیم.
چه هزینههایی؟ ممکن است توضیح دهید؟
هزینههای این نوآوریها، گاه کنار گذاشتن کار بود. گاه این بود که این سبک و سیاق مورد قبول واقع نمیشد. تولید محله برو بیا در زمان خودش جنجال ایجاد کرد. شاید ما چندین سال به یک شکلی نتوانستیم کار کنیم. برای اینکه آن پخش آن سبک و سیاق به اعتقاد تلویزیون دچار مشکل بود.
چرا این همکاری ریشه دار از سال ۱۳۸۰ ادامه نیافت؟ و ترجیح دادید که دیگر مستقل کار کنید؟
راستش دلم نمیخواهد در مورد اینکه چرا همکاری ما در سال ۱۳۸۰ ادامه نداشت توضیح بدهم. جوابش را باید از آدمهایی شنید که باعث این عدم همکاری شدند. والله ما همیشه آرزوی همکاری را هم را داشتیم
به اعتقاد شما ویژگی کار مسعود رسام چه بود؟
به نظر من آقای رسام بسیار انسان باهوشی بود بسیار صادق و منضبط بود. در جاهایی از کار بسیار سختگیر بود. کمتر سعی میکرد صدمهای به کسی بزند.
پس از اینکه از شما جدا شد چطور بود؟
ما هیچگاه از همدیگر جدا نشدیم. همیشه دو دوست بودیم که با هم ارتباط داشتیم. کارهای مشترک دیگری به جز کار فیلمسازی با هم انجام میدادیم. در زمینههای اقتصادی با هم همکاری داشتیم. بهخصوص در چند سال اخیر که ایشان بیمار بود به عنوان یک دوست نمیتوانستم از ایشان دور بمانم و به هر حال در کنار هم بودیم. حتی در آخرین لحظاتی که از میانمان سفر کرد و رفت.
برای ارسال نظر، اینجا کلیک کنید
بعدی
Comments page 1 of 2
توسط:
احسان شاقاسمی
از:
تهران
۱۳ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۱:۱۰
یاد رسام و محله برو بیا، محله بهداشت، چاق و لاغر و بسیاری شاهکارهای دیگر هرگز از یاد هیچ ایرانی ای نخواهد رفت. روحش شاد
توسط:
hamid
از:
norway
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۲۲
خدا بیامرزدش
توسط:
آیدین
از:
تهران
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۵:۰۲
من و هم نسلانم تو محله بروبیا بزرگ شدیم در اون سالهای سخت جنگ , واقعآ یادش بخیر . مسعود رسام هنرمند تآثیر گذاری بود روحش شاد و همینطور ممنون از آقای بیرنگ
توسط:
ب.م
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۳:۰۸
با من حرف بزن كه حرف منشاء چشمه زلال محبت دو دوست است
با من حرف بزن كه حرف منشاء چشمه زلال محبت بین آدمهاست!
توسط:
اميد مجیدی
از:
کابل
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸
مسعود رسام خاطره زنده در دل همه همیشه زنده و به یاد ماندنی است و روحش شاد باد و به باز ماندگان شان صبر جمیل از خداوند میخواهم
توسط:
لادن
از:
تهران
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵
مسعود رسام رفت
مثل تمام دوستان هنری ما.افسوس می خورم که چرا حالا می فهمم
معلم عزیزم سالها بیمار بوده
اسم مسعود رسام و بیژن بیرنگ با هم گره خورده در ذهن و یاد ما
ما با برنامه های این دو بزرگواررشد کردیم
این دو با کارهاشون نذاشتن طعم تلخ جنگ و آوارگی رو خیلی حس کنیم
باید قبول کنیم در مناطق جنوبی کشور کودکی ماها که بومی بودیم به باد رفت
یاد مسعود عزیزم گرامی
و برای تو بیژن بیرنگ می نویسم
ما رو فراموش نکن دوستتان دارم
توسط:
lida
از:
tehran
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۰:۵۸
bijan birang va masoud rasam jozveh estesnaateh hanareh iran hastan ghadreshono bedonim,be khosos ta vaghti ke zendeh hastan ghir az in ke karhaye zibaie daran ghalbeh bozorg va mehraboni daran,yadeh jenabeh rasam gerami va rohash shad,hamisheh ba yad va asareshon zendeh hastan.man ke khodam mimiram baraye bijan birang
توسط:
محمدرضا
از:
تهران
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۹:۲۵
همیشه یاد و خاطره او و سریال های زیباش به یاد آدم می مونه
روحش شاد
توسط:
ندا
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۹:۲۲
خدايش بيامرزد ...
*** با من حرف بزن كه حرف منشاء چشمه زلال محبت دو دوست است ***
اين ديالوگي حك شده در ذهنم از مجموعه به ياد ماندني "خانه سبز " كه توسط خسرو شكيبايي بيان شد .
روح هردو عزيز شاد و يادشان گرامي ...
از خداوند مهربان براي بازماندگان صبر و بردباري مسئلت دارم .
توسط:
شیرین
۱۲ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۸:۲۰
یادش همیشه زنده و سبز خواهد ماند . روحش شاد .
بعدی
Comments page 1 of 2
برای ارسال نظر، اینجا کلیک کنید
ارسال
راهنمایی
اندازه متن
-
+
چاپ کنید
برای دوستان خود بفرستید
در باره این مطلب نظر دهید (۱۱)
چندرسانهای
صدا
رسام از زبان بیرنگ؛ محلهای بود، محله برو بیا
بشنوید
از همین نویسنده
آخرين روزهاى زندگی «نيكو خردمند» از زبان آهو
در حوزهها «جور دیگری» هم زندگی میکنند
شیرکو معارفی؛ زندانی کُرد دیگری در انتظار اعدام
مرتضی؛ صدای شاد «انار» زیر بارش بمب و موشک
نگاه تازه به فریدون فروغی
گزارشهای بیشتر
پرخوانندهترینها
شیرین عبادی: صراحتا ما را تهدید به قتل کردهاند
نماینده رهبر: روابط دختر و پسر در دانشگاه به جای خطرناک میکشد
«جبهه فراگیر» برای مقابله با اقتدارگرایان
سازمان ملل متحد نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کرد
در ده روز اخیر ۱۶ نفر در ایران به پای چوبه دار رفتند
پادکست
آر اس اس
موبایل