شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۰:۲۸ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

مجله‌های هفتگی / گزارش ویژه

از «زنان خدا» تا «زنان بدون مردان»

شيرين نشاط
اندازه متن - +
روز جهانی زن بار ديگر از راه رسيد و به انگيزه اين روز به ديدن چهار زن ايرانی در خارج از کشور رفتم که هر يک به نحوی از آنها توانسته اند در طول مهاجرت ناخواسته شان، نام و شهرتی برای خود دست و پا کنند.

شيرين نشاط ، هنرمندی است که در ابتدا با انتشار عکس هايی به نام «زنان خدا» به شهرت رسيد. پس از آن فيلم های کوتاه ويديوی ساخت و سرانجام نيز به سينما راه يافت. نخستين فيلم بلند او «زنان بدون مردان» نام دارد.

اين فيلم سينمايی در آخرين جشنواره جهانی در شهر ونيز به دريافت جايزه شير نقره ای نائل شد. فيلمی که برداشتی است از داستان زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور.

در اين فيلم هم شيرين نشاط زن را در گرانيکا و مرکز ثقل کار خود قرار داده و زندگی چهار زن را در دهه ۳۰ خورشيدی و در زمان کودتای نظامی عليه حکومت دکتر مصدق بازتاب داده است.

شيرين نشاط در پاسخ به اين پرسش که چرا باز هم زنان را مرکز توجه اثر خود قرار داده است اين طور می گويد: «چون خودم زنم اصولا به حس يک زن نزديکترم. به همين دليل هم اگردقت کنيد تمام نويسندگان ايرانی که من با آنها کار کرده ام يا از کارهايشان استفاده کرده ام زن بوده اند. شهرنوش پارسی پور، فروغ فرخزاد و ديگران....»

وی می افزاید:‌ «بنابر اين فکر می کنم اين يک مسئله روانی برای خود من است . نه اينکه من مردان را کمتر به حساب می آورم يا اينکه فيمينيست باشم. البته از زنها خيلی دفاع می کنم و سعی می کنم مسائلی را که دارند بخصوص مسائل و مشکلاتی که زنان در مملکت ايران دارند را به شکلی بيان می کنم. زنان حق خودشان را می خواهند و مشکلات و مسائل مربوط به خودشان را دارند.»

خانم شيرين نشاط در ادامه می گويد که به فيلم سينمايی زنان بدون مردان، هم نگاه هنری داشته است و هم نگاه سياسی. به خودم اجازه دادم پافشاری بيشتری راجع به حکومت دکتر مصدق و مسئله کودتا داشته باشم. اين فيلم يک پايش روی مسائل هنری ، شعر و مسائل عرفانی و مسائلی است که اصلا ربطی به يک مملکت و زمان به خصوصی ندارد و از سوی ديگر ربط زيادی به مسائل تاريخی و سياسی ايران دارد.

وی می گوید :«بنابر اين من خودخواهانه خواستم فيلمی بسازم که هم کار هنری باشد و هم بشود گفت يک کار سياسی است. تصميم گرفتم فقط حقيقت را نشان بدهم و قضاوت را به خود تماشاچی بسپارم.»

در آن دوره که می شود گفت تنها دوره دموکراتيکی بود که می توانم به ياد بياورم همه ما همديگر را تحمل می کرديم . اين برای من خيلی جالب بود که هم به خارجی ها و هم به ايرانيانی که آن زمان را به ياد ندارند بگويم که ما يک روزی واقعا دموکراسی داشته ايم . و امروز از کجا به کجا رسيده ايم ؟»

خانم نشاط شما با نمايشگاه عکس زنان الله به شهرت رسيديد. بعد از آن می بينيم که پله های ترقی را يکی پس از ديگری پيموديد . چطور شد که شما به سراغ زنان الله رفتيد که باعث اين پيروزی برايتان شد؟

من به عنوان يک هنرمند واقعا استراتژی به خصوصی نداشتم. تحولات درون کارم بر اساس اتفاقات زندگيم و به شکل بسيار طبيعی پيش رفته است. فکر می کنم اگر يک آرتيست به خودش اعتقاد داشته باشد و حرفی که دارد را بزند بقيه اش خارج از کنترل خود اوست.

اولين بار که مجموعه زنان خدا را آماده کردم همه با ترديد و بدبينی و نگاهی بد به اين ماجرا می نگريستند. پنج سال بعد که فيلم ويديويی ساختم، تازه آنها برگشتند و به عکسها دقت کردند و عکسها را پسنديدند و قبول کردند.

بنابر اين اين مسئله يک پروسه بسيار طولانی داشته است .ولی من به خودم شهامت ريسک کردن دادم . ما ايرانيها چه در داخل و چه در خارج کشور، سختی بسياری کشيده ايم . و اين سختی ها وماجراها تبديل به احساسات عميقی شده است که يکباره جهانی می شود. ما ايرانيها حرفهای زيادی برای گفتن داريم که به همديگر و به دنيا بزنيم . اين کار من يک نوع ديالوگ بود مابين خودم و دنيا.

الان که شما صحبت می کنيد چه بسا ميليونها زن ايرانی اين گفت و گوی ما را بشنوند. برای زنان ايرانی چه صحبتی داريد؟

بزرگترين و مهمترين کار اين است که انسان به خودش اعتماد داشته باشد و دنبال آن چيزی که می خواهد برود و برای رسيدن به آن پافشاری کند. و اجازه ندهد که مسائل خارج از درونش در سرنوشتش موثر باشند.

به اعتقاد من زنان ايرانی حرف های زيادی برای گفتن دارند. و اين چند سال نشان دهنده اين بوده است که هنرمندان فوق العاده زن در ايران وجود دارند. با وجود همه محدوديت هايی که در زندگی ما ؛ چه در خارج از کشور به خاطر رقابت با غربيها که در خانه خودشان هستند و چه در داخل ايران به خاطر وجود مسئله سانسور وجود دارد، باز هم ما مقاومت می کنيم.

من هميشه به ياد زنانی مانند فروغ فرخزاد ، سيمين بهبهانی و شهرنوش پارسی پور و تمام نويسندگان زن ايرانی بوده ام که چگونه غذای روح من بوده اند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: shiva از: iran
۲۱ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۹
قربون شکلت از زحماتی که میکشی خیلی ممنون انشاالله که موفق باشی و .......قصد جسارت نیست ولی چه احتیاجی هست که شکل متفاوتی باشی.
تو رو خدا اون خط رو از پایین چشم های نازنینت پاک کنی بهتر نیست ؟همیشه کار عجیب کردن جالب نیست .بازم ازت معذر میخوام . امیدوارم زنده و موفق باشی . دوستت داریم و بهت افتخار میکنیم .

توسط: امیر رضا
۲۱ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۰:۲۳
وخدا آدم را خلق کرذ واو ذر بهشت آزاد می گردید سپس او به خدا گفت تنهاست وخدا از جنس او برایش همسرس آفرید (قران)زنان شما کشتزار شما هستند(قران) زنان وقتی به کلیسا می آیند حق سوال ندارند ونباید با صدای بلند سوالی کنند(انجیل متی)زنان در هر حال وسائل شمایند (تورات) این دیدگاه مذهب به زن می باشد و هنوز هستند کسانی که میخواهند قانون خدا را در زمین بگسترمد و چقدر بی شرمند این مردم که نمی بینند که زن باید با مرد برابر باشد وچقدر نادانند که نمی دانند خودشان از بطن همین زن بیرون امدند.امید وارم روزی بشود که خود زنان انقدر قوام یابند که بتوانند در همه جا پرچم خود را برافرازند.برابری زن ومرد در تمام شئونات زندگی حتی زنان اروپائی که حداقلی از ازادی را دارند.

توسط: حقیقت
۲۱ ۱۲ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۲
رادیو فردای گرامی، الر این نظر را درج نمیکنی، خواهش میکنم برای خانم نشاط بفرست.

در آغاز فیلم صحنه ایست برگرفته از کمتر از یک صفحه رمان. صحنه ای در یک سه راهی: از یک خیابان طرفداران مصدق با عکس او و شعارهای مصدقی. از یک طرف عده ای چوب بدست با عکسهای محمدرضاشاه با حمایت عده ای سرباز و نظامی که شلیکهای بعدی را توجیه میکند و گلوله خوردن شهید فیلم را. در پیش این جماعت جیپی در حرکت است. پشت سر راننده شخص محمدرضاشاه ایستاده و ناظر است! این دو جمع درگیرمیشوند کتککاری و بعد تیراندازی و...

نسل من و شما خانم نشاط عزیز وظیفه مبرم دارد که خطاهای آن نسل کذایی را تکرارنکند. سیاه سفید نبیند. یکسویه ننگرد. جیبی حرکت نکند و ... متآسفانه شما همان برداشت کهنه و مثل همین صحنه فیلمتان سیاه وسفید، خیروشری، از ماجرای 28 مرداد ارائه داده اید و طبیعتا خود در جایگاه خیرِکُل ایستاذه اید.
شش نیرو در ماجرا شرکت داشتند 1جبهه ملی برهبری دکتر مصدق و قسمتش از آرتش 2حزب توده ایران و قسمتش از آرتش 3دربار و قسمتش از آرتش 4روحانیت و بازارش 5مردم 6خارجیان.
اما در جیپ نظامی شما فقط شخص شاه دیده میشود. یعنی دربار و آرتش در مقابل مردم و مصدق. جیپ در جلو جمعیت حرکت میکند یعنی رهبر این دسته شخص شاه است. که میدانیم چنین نبود! طراحی و رهبری با خارجی بود و شاه جوان ضعیف و هراسان از شیرِ پیر (مصدق) در آخرین لحظات با ضمانت شخص پرزیدنت روزولت به صحنه آمد. تهدید شده بود که با یکی از امرای آرتش اعلام جمهوری خواهندکرد!
دست بر قضای تناقض با موضوع فیلم هم یادتان باشد نقش اشرف پهلوی که به دستور دکتر مصدق به خارج تبعید شده بود، در ماجرا بزرگتر از حتا نقش برادر ترسویش بود. اغلب تماسها با خارجیان را او برقرار و مثلا سرلشکر زاهدی را او به خارجیها معرفی کرد. تیمسار خود عضو جبهه ملی و حتا وزیر کشور دولت دکتر مصدق بود. در جیپ شما جای یک زن خالیست! از شعارهای سیاسی آنروزهای شوم بود: «اشرف جنده ننگ ملت ایران است.»
آیا جای آیت الله کاشانی در کنار شاه خالی نیست؟ شعبان جعفری(بیمخ) هم مرید آقا بود! وقتی آقا از تبعید برگشتند، پای پیاده از فرودگاه قلع مرغی تا بیت آقا دنبال ماشین آقا، دویده بود. بشهادت عکسها حتا. دلارهای سازمان سیا هم توسط آیت الله بهبهانی در جنوب شهر پخش شد و ... راستی آن کفن پوشان قمی کجا رفته بودند؟
دکتر مظفر بقایی رهبر حزب زحمتکشان از ارکان جبهه ملی چه؟ جای آن مرحوم هم کنار شاه خالیست!
و «حزب توده ایران، اشتباه یا خیانت؟» هنوز این بحث کش دارد. و باز یک علامت سوال دیگر در صحنه سیاه سفید شما!
زولا در تبیین روشنفکری یا دقیقتر روشنگری سه پایبندی برمیشمارد: 1حقیقت 2حقیقت 3حقیقت. بیاد داشته باش نازنین. فیلم عالیی ساختی، اما ...

توسط: سولماز
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۱:۰۳
سلام. فرمودن نميدونم چرا همش از زنها ميگم.من به عنوان يك زن متشكرم از اين مسئله و خواهش مي كنم ادامه بدين ,كم خيلي كم, كساني كه از زنها ميگويند.نياز است

توسط: پارسا
۲۰ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۸:۲۴
بابا این چه قیافه ای درست کرده !! بچه ام از موقعی که عکس او را با این شکل و شمایل دیده شبها خوابش نمی بره!!