شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۴:۵۷ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

فرخ نگهدار: سخنان رفسنجانى بيانگر چالش جدى بين جامعه و حكومت است

اندازه متن - +
اكبر هاشمى رفسنجانى، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان، روز يكشنبه، ۱۵ آذرماه، در يك سخنرانى در جمع فعالان دانشجويى در مشهد، با انتقاد از برخورد سپاه پاسداران و بسيج با مردم در جريان وقايع پس از انتخابات خرداد ماه، گفته است كه اگر مردم ما را بخواهند، حكومت مى ‌كنيم و اگر نخواهند، مى ‌رويم.

سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى در وب ‌سايت‌هاى نزديك به اصلاح‌ طلبان مانند «پارلمان‌نيوز» و «تغيير» انعكاس يافته است، اما با اين حال، چند خبرگزارى داخلى ايران با حذف بخش‌هاى انتقادى اين سخنان، تنها بخش‌هاى عمومى آن را بازتاب داده ‌اند.

فرخ نگهدار، تحليلگر سياسى در لندن، درباره آن بخش از سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى كه اگر مردم ما را نخواهند، مى‌رويم، به راديو فردا مى گويد:

فرخ نگهدار: دو ديدگاه از ابتدا در جمهورى اسلامى ايران وجود داشت. يكى اين كه راى مردم زينت جمهورى اسلامى و حاكميت است و ديگر اين كه راى مردم اصل است، «ميزان راى مردم است». هر دو از آيت الله خمينى هم نقل شده است. جريانى كه آقاى رفسنجانى دارد صحبتش را مى كند، ديدگاهى است كه مى گويد راى مردم ميزان است و اصل است و اگر نباشد حكومت باطل و ناحق است.

اين ديدگاه در جمهورى اسلامى ايران در حال حاضر غالب نيست و اگر بود شك و شبهه ها يا ادعاهايى را كه در مورد تقلب در انتخابات بود، آن ها را به ديده مى گرفت و مورد بررسى قرار مى داد. اين اتفاق نيافتاده. بنابر اين ديدگاهى كه بر جمهورى اسلامى ايران حاكم است، مخالف اظهار نظر آقاى رفسنجانى است و اگر آقاى رفسنجانى ظاهرا بخواهد حرفش را عمل كند، اين حكومت بايد تغيير در رفتارش بدهد و اصولى كه مى گويد «ميزان راى ملت است»، را بپذيرد.

به نظر شما اين صحبت كه «مردم اگر ما را نمى خواهند مى رويم»، به معنى پذيرش يك نوع رفراندوم از سوى فردى مثل اكبر هاشمى رفسنجانى است كه سمت هاى مهمى را در جمهورى اسلامى ايران دارد؟

تمام مواردى كه بر مى گردد به راى مردم، در اين حرف آقاى رفسنجانى بازتاب پيدا كرده است. از انتخابات شوراى شهر تا رفراندوم مربوط به تاسيس جمهورى اسلامى. وقتى مى گويد خواست مردم مبنا است، مبناى مشروعيت حاكميت است، هر نوع موضوعى كه خواست و راى و تمايل مردم بر مى گردد، مشمول اين گفته خواهد شد.

در وضع فعلى من فكر نمى كنم كه گفته آقاى رفسنجانى به چيزى كمتر از انتخابات (تاكيد مى كنم) به چيزى كمتر از انتخابات بر گردد، انتخابات رياست جمهورى. حداقل كف است، آن چيزى كه آقاى رفسنجانى مطرح مى كند، توجه به نتايج انتخابات، بررسى مجدد نتايج انتخابات رياست جمهورى است و سقف آن هم معلوم است: رفراندوم درباره بود و نبود حاكميت جمهورى اسلامى ايران. يعنى تكرار رفراندوم در مورد نظام.

از جمله مسائلى كه آقاى هاشمى رفسنجانى در صحبت هاى خودش در مشهد اشاره كرد، بحثِ اين است كه سانسور در جامعه جواب نمى دهد و اگر رسانه ها آزاد باشند و مردم قانع بشوند، ديگر به خيابان ها نمى آيند. يا بحث زندانيان سياسى، برخورد خشونت بار با تظاهر كنندگان، از جمله زنان، و درست نبود بسيج و سپاه در برابر مردم قرار داده شوند... به نظر شما اين صحبت هايى كه رييس مجلس خبرگان مطرح كرده است را مى توان به نوعى در مقابل مواضع ساير مقام هاى جمهورى اسلامى ايران يعنى رییس قوه مجريه، قضائيه و مقننه و همينطور رهبر جمهورى اسلامى ايران قرار داد؟

هيچ گاه روساى قواى سه گانه و رهبرى جمهورى اسلامى ايران به صراحت نقطه نظرهايى را كه در سخن آقاى رفسنجانى در مشهد مطرح شده، مورد انكار يا تكذيب قرار ندادند. من هم پيش بينى نمى كنم قرار بدهند. آنها در عمل اين موارد را نقض مى كنند.

صحنه هايى كه ما در تظاهرات بعد از انتخابات در خيابان ها ديديم، ضرب و شتم خشونت بار مردم، تاسيس زندان كهريزك و بلاهايى كه آنجا بر سر زندانى ها آمد و دستگيرى وسيع معترضان به نتايج انتخابات و تمام موارد نقض حقوق بشر كه در ايران شاهد آن بوديم، در عمل اتفاق افتاد و به دستور مقام هاى حاكم كنترل كننده قدرت هم بود. ولى آنها در كلام جور ديگرى بيان مى كنند.

رجوع سخن آقاى رفسنجانى به اعمالى است كه در دوره هاى پس از انتخابات صورت گرفته و صراحتا، به ظن من و زعم من، موارد نقض قانون بوده، خارج از قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بوده و اين موارد را مورد تاكيد قرار داده است.

تمام تحليل گران معتقدند كه آنچه بعد از انتخابات رياست جمهورى اتفاق افتاده، تماما نقض قانون است و مسئول آن هم دستگاه رهبرى جمهورى اسلامى ايران، قواى سه گانه مجريه، قضاييه و مقننه است.

مخالفت آقاى هاشمى رفسنجانى با اين كه «بسيج و سپاه را در مقابل مردم قرار دادند كه اين كار درستى نبود»، در تضاد آشكار است با مواضعى كه فرماندهان سپاه پاسداران اتخاذ كردند. يعنى تاكيدى كه آنها دارند بر لزوم ايفاى نقش توسط سپاه و بسيج در مقابل تظاهر كنندگان كه آنها را «فتنه گران» مى نامند. فكر مى كنيد كه اين نوع رويارويى، اين مواضعى كه آقاى هاشمى رفسنجانى اتخاذ كرده، چه پيامدى مى تواند داشته باشد؟

سخنان اخير آقاى رفسنجانى تا آن حد كه در سايت هاى اينترنتى منتشر شده، صريح ترين ابراز مخالفت و نارضايى يكى از مسئولان بلندپايه جمهورى اسلامى ايران است نسبت به اوضاع جارى كشور. نشان دهنده اين است كه مسائل موجود در درون حكومت و بين حكومت و مردم نه تنها حل نشده، بلكه هر دم سير بغرنج شونده تر و پيچيده ترى به خود مى گيرد و در زورآزمايى هايى كه مرحله به مرحله بين جامعه و حكومت به منصه ظهور مى رسد، مورد چالش قرار خواهد گرفت.

نتيجه اين صحبت در عرصه عملى مبارزه اى كه بين مردم و حكومت قرار گرفته رقم مى خورد. اين صحبت ها، نشانه ها و پيام هايى را به جامعه مى فرستد كه وضع فوق العاده بغرنج است، فوق العاده پيچيده است و چالش بسيار جدى است.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: آزاد
۱۸ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۶:۴۹
آقای رفسنجانی همان کسی است که در نماز جمعه گفت مردم ما همينهايی هستند که به نماز جمعه ميايند. ايشان حتی آنانی که بای منبرشان نمی رفتند را از مردم نميدانستند چه رسد آنانی که ايشان رانمي خواستند.

توسط: محمد حسین از: فرانسه
۱۷ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۷:۰۹
هرفردو جناحی که در قدرت نیست بهتر میتواند شکاف بین مردم وحاکمیت را ببیند
چرا که منافع خودرا در ان لحظه نمیبیند وبخاطر اینده خود واطرافیانش نا خوداگاه واقعیت هائی را که قبلا در فکر انکار ان بوده بزبان میاورد وبرای فرار از ان مکافاتی که در ذهن دارد می اندیشد
رفسنجانی بیش از همه بخوبی میداند که در این سی سال برای حفظ قدرت چه بلائی برسر مردم اورده اند از کشتار مجاهدین خلق زن ومرد پیر وجوان که مثل برگ درخت انهارا برزمین میرختند تا ترور مخالفان ومنتقدان و ادامه جنگ خانمانسوز وفرستادن نوجوانان بر روی مین تاخرید اسلحه از اسرائیل ونتیجه همه انها همین است که امروز میبیند خود گرفتار اعمال ضد انسانی خودش شده ورقیب وشریک قبلی او برای بقای خود خون میریزد ونمی داند فردا همین وضعیت رفسنجانی را خواهد داشت ظاهرا او به تنهائی براسب قدرت سوار است فرخ نکهدار کدام تحلیلش از اوضاع ایرا ن درست از اب درامده که این دومی ان باشد

توسط: امیر
۱۷ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲
آقا مجید از آلمان؛ موسوی می توانست مثل جناب سردار ترسو و چاپلوس رضایی از حق مردم به راحتی بگذره و خودش و خانواده اش رو به خطر نندازه اما دیدین که تا اینجای کار رو مقاومت کرده و ایستاده پس شک نکن که در مقابل خیلی بخور بخور ها می ایستاد! به نظر من شما زدی به خال یعنی اینکه همه فشارها برای نگه داشتن احمدی نژاد و دارو دستش بخاطر پول هست و بس! از لابلای اخبار هم می شه فهمید در بیت رهبری چه می گذره؛ این دارو دسته سپاهی امنیتی که چشم به پول نفت بستن از خامنه ای یک آدم پریشون احوال ساختن که همه رو دشمن خودش می دونه و تفکرات توطئه داره دیونش می کنه و بهش قبولوندن که فقط این دارو دسته هستن که می توانند حفظش کنن! خامنه ای هم به اینا چک سفید داده که هر غلطی می خواهن بکنن!

توسط: مجید از: آلمان
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۷:۵۶
آقای احمد از صفا، اگر رفسنجانی به صراحت بگوید که مقصر اصلی در این وقایع شخص رهبری است، بهترین بهانه را به حکومت در نابودی اصلاح طلبان داده است. وانگهی وقتی آقای رفسنجانی در مشهد می گوید که گره مشکلات به دست رهبری باز می شود و آن هم "جلب رصایت مردم است" یعنی اینکه رهبری با پشتیبانی از احمدی نژاد پره سیاسی را به وجود آورده و حالا خودش باید آن را باز کند و آن هم از طریق رضایت مردم یعنی به عبارتی پذیرش حق مردم.

توسط: Mohammad از: Hoormuzgan,Bandar Abbas
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۷:۰۳
1-از آقای نگهدار خواهش مینمایم تحلیل خود را مبنی بر ،
رهــبری با وجود اینکه میدانسته آقای مهندس موسوی به ارمان آقای خمینی وفادار است ودر مقابل آقای احمدی نژاد ایشان هم تعادل دارد ، هم سیاست و ... خیلی راحت میتواند ما مردم را همانند دوران آقای خاتمی 4 ویا8 سال دیگر مشغول نماید چرا آقای احمدی نژاد را برگزید ! آیا آقای مهندس موسوی واقعن میخواست دست ســـپاه را از اقتصاد کوتاه ، وآیا میتوانست چنین کار بزرگی را آنجام دهــد ؟
2- درمورد بیانات آقای رفسنجانی ما اعتقاد داریم چون آقای خامنه ای فهمیده بدجوری تو دردسر افتاده خود شخص ایشان ازاین باصطلاح پیر سیاست خواسته که با قربانی کردن چند نفر از جمله احمدی نژاد جایگاه رهبری را تا آنجائیکه میشود محکم نماید تا نظر شما چه باشد.؟

توسط: David Kurdistani از: San Jose
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۵:۳۱
ایشان با این حرفها نشان میدهد که این حکومت ادمخوار باخر عمر ننگین خود رسیده. این روباه مکار دارد جان خود را میخرد. نابودی این رژیم کینه توز و ضد انسانییت براستی ندای شیرین صلح در جهان است

توسط: نام مستعار
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹
یکی از خصوصیات نادر مردم ایران در تاریخ چند هزار ساله، در اول راه همراهی و میدان دادن به زورگویان، سپس تحمل و استفاده از آنان ونهایتا" مقابله نرم و تغییر رژیم بوده است. علت: فراموشی حافطه و دو گانگی توده ملت

توسط: فرزاد
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۶:۰۳
هیچ رژیم دیکتاتوری را سراغ ندارم که اینگونه با قلدری خود را در مقابل مردم قرار بدهد و هیچ مردمی را سراغ ندارم که اینچنین رژیم سرکوبگر خود را به چالش بکشند و اینچنین زمین گیر کنند.این رژیم که تا بحال طعم اینچنینی را نچشیده بود به نظر افسارش به دست مردم افتاده و مردم این اهریمن را کشان کشان به سمت مسلخش سوق میدهند.تمامی آه و ناله ها و پرخاشگری های این رژیم نیز از این است که میداند عمرش به پایان رسیده و دارد آخرین دست و پاهای خود را میزند ولی رژیم در حال سقوط آزاد است و نفس های آخر را میکشد.

توسط: ahmad از: safa
۱۶ ۰۹ ۱۳۸۸ ۰۳:۳۱
واقعا وضع پیچیده است ، چیزی کی نمیفهمم چرا آقای رفسنجانی اوایل تیر ماه حکومت را انتقاد میکند ، بعد در مصلحت نظام از رهبر حمایت میکند به طوری كه مردم را دل سرد میکند و الان در مشهد دوبار انقاد میکند!؟
چیزی كه خوب میفهمم عزم ملت ایران است برای پایین کشیدن نظام ولایت فقیه و سپاه تجاوز گرش است ،
پایان شب سیه سپید است .