رادیو به انتخاب شما

بشنوید

برنامه بعدی

گالری عکس

پيشروي بيابان و خشكسالی در رفسنجان

ايران / سياسی

«انحطاط اخلاقی نظام و ورود به حوزه خصوصی»

۱۳۸۹/۰۳/۲۳
با گذشت یکسال از بحران سیاسی در ایران شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که حاکمیت پس از تجربه انواع و اقسام سرکوب در مقاطع و زمانهای گوناگون ، بر اساس آنچه که «انحراف افکار عمومی و بازسازی اعتماد و مشروعیت سلب شده از نظام» خوانده می شود دست به یک سری اقدامات رسانه ای جدید برای به چالش کشاندن جنبش اعتراضی بویژه در خارج زده است.

استراتژیست های نظام حاکم به این نتیجه رسیده اند که برای به عقب راندن جنبش سبز باید روی عناصر کلیدی و شاخص این جنبش تکیه کرد و با هنر رسانه مدرن و بازکردن پرونده این افراد و دست گذاشتن بر روی فعالیتهای این عناصر، در حوزه خصوصی و خانوادگی ایشان را تخریب و در نتیجه اعتماد بدنه این جنبش به رهبران و عناصر شاخص را هدف قرار داد.

پیش از این کیهان و سایر رسانه های همسو با حاکمیت این کار را بصورت نیمه حرفه ای انجام می دادند اما این بار مأموریت به رسانه ملی نظام سپرده شده تا با پرونده سازی و پرونده یابی و با سر هم نمودن یافته ها و بافته ها به اصطلاح برنامه های مستندی را بسازند و تلاش نمایند به ببینده ایرانی در داخل و خارج بقبولاند که سران جنبش اعتراضی بویژه در خارج افرادی وابسته به آمریکا و اسرائیل ، وطن فروش و خائن ، دروغگو و فریبکار و... هستند در نتیجه این جنبش با چنین چهرهایی ره به سعادت و عاقبت نمی برد.

شاید اگر کار حاکمیت فقط در همین حد باقی می ماند تفاوت زیادی با گذشته نمی کرد و طبعا انتظاری هم بیش از این نمی توان داشت و باید همین را انتظار می داشتیم که از تلویزیون نظام می بینیم یعنی نبود اخلاق و ادب و منطق و در یک کلام استیلای روشهای ماکیاولیستی توأم با درس گرفتن از مدلهای پوسیده استالینی پروپاگاند برای تخریب مخالفان حتی آنهایی که پذیرفته اند در چارچوب همین نظام مستقر به بیان مخالفت و اعتراض خود آنهم در مدنی ترین اشکالش بپردازند.

پرده جدید این موج رسانه ای سیمای جمهوری اسلامی ساخت سلسله مستندهایی در برنامه مشهور ۲۰:۳۰در شبکه دوم تلویزیون ایران است. برنامه بشدت یکسویه ای که مجری مشهور آن بدلیل اعمال تمام و کمال سلیقه و استعدادش در ایراد تهمت و هتاکی به چهره های اصلاح طلب و مخالفان و منتقدان حاکمیت در داخل و خارج، پاداش اعزام به پاریس را دریافت نمود و نظام به سایر روزنامه نگاران و خبرنگاران همسو نشان داد که نزد مدیران رسانه ملی افراط و تندروی در راستای امیال و مطامع حاکمان بی پاداش نمی ماند.

در مستندهای برنامه ۲۰:۳۰ بطور مشخص تا کنون بر روی این افراد زوم شده است خانمها فریبا داوودی مهاجر روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، فاطمه حقیقت جو نماینده اصلاح طلب مجلس ششم ، آقایان عطا الله مهاجرانی و علی افشاری. در تمامی این مستندها همانطور که در بالا ذکر آن رفت برنامه سازان تلاش داشتند از ابعاد سیاسی و به اصطلاح حوزه عمومی جامعه این افراد را مورد هجمه قرار دهند و کمتر به حوزه خصوصی و شخصی این افراد پرداخته شد.

اما در آخرین شاهکار این سری مستندها ، برنامه سازان ۲۰:۳۰ به خانم شیرین عبادی فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ پرداختند اما این بار نه فقط از جنبه عمومی و سیاسی بلکه از حوزه خصوصی و بویژه خانوادگی ایشان در گفتگو با همسر خانم عبادی به تخریب این حامی جنبش اعتراضی و مدافع حقوق زندانیان سیاسی اقدام نمودند .

سخن در این نیست که چقدر برنامه ساز بدنبال کشف حقیقت بوده و چقدر همسر ایشان آنچه روایت کرد با واقعیت تطبیق داشته یا نه بلکه سخن در این است که بین هر زوجی می تواند اختلاف باشد و این در هیچ جای دنیا ربطی به ایدئولوژی و مرام و فکر سیاسی زن و یا مرد ندارد. اختلاف و بگو مگو میان مرد و زن در خانواده ها همواره وجود داشته و این اختلاف ریز و حتی درشت دخلی به فعالیتهای بیرون از خانه زوجین ندارد.

نباید فراموش کرد که ورود به حوزه خصوصی شهروندان علیرغم نهی شدید مبانی دینی و نیز مخالفت بین و آشکار قانون گذار در عرف ملی ما ایرانیان نیز کاری ناشایست و مذموم است و با تمام اینکه جزو رذائل اخلاقی محسوب می شود در این سی و یک سال پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی کرارا تجربه تلخ ورود حکومت و مأموران مأذون از آن در زندگی خصوصی برای بسیاری از شهروندان اتفاق افتاده و به هیچ وجه تازگی ندارد. در ابعاد سیاسی نیز بارها و بارها شاهد بوده ایم که دستگاههای امنیتی و قضایی برای فشار آوردن بر روی معترضان از راه فشار و یا اختلاف افکنی در درون زندگی خانوادگی و خصوصی وارد شده اند اما اینکه این فشار آنهم در این سطح شکل رسانه ای بخود بگیرد کمتر اتفاق افتاده است.

نتیجه آنکه  نظامی که برای حوزه خصوصی شهروندان خودش ذره ای حرمت قائل نباشد و بجای نزاع و مجادله با منتقدان بر پایه انتقاداتی که مطرح می کنند با پرچم و ادعای دفاع از دین و قانون به درون خانه های ایشان برود و از اختلافات درونی و خانگی برای ضربه زدن به زنان و مردان معترض و منتقد به حکومت بهره ببرد دچار یک انحطاط اخلاقی- دینی و قانونی عمیقی شده که نتیجه ای جز تشدید بحران داخلی و سلب هرچه بیشتر اعتماد و مشروعیت از حکومت نخواهد داشت و نهایتا به فروپاشی پشتوانه های اخلاقی و قانونی نظام منجر می شود. این فروپاشی اخلاقی و قانونی، نظام حاکم را دچار یک خلأ اخلاقی و قانونی می نماید که در نتیجه جامعه ایرانی را در گرداب بی ثباتی و هرج ومرج و ترویج روحیه بی اعتمادی و ناامنی اخلاقی بیش از پیش فرو می برد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
Comment Sorting
    بعدی 
صفحه از ۲
توسط: آرمین
۲۴ ۰۳ ۱۳۸۹ ۰۴:۲۱
مگه از حکومت اوباش سالارها چیزی بیشتر از این هم میشه انتظار داشت!!طراحان جمهوری اسلامی به خوبی میدانستند که مردم ایران را فقط با سرکوب نمی توانند نگه دارند تا اموالشان را به غارت ببرند به همین دلیل از همان ابتدا جمهوری اسلامی همراه با سرکوب ، از فنون افترا و لجن مال کردن هم استفاده کرده و خواهد کرد.ولی مردم ایران به روشنی می دانند که جمهوری اسلامی سرش در آخور کدام کشورها و کدام شرکت های بین المللی قرار دارد!!

توسط: amir
۲۴ ۰۳ ۱۳۸۹ ۰۰:۴۷
مشکل بزرگ این رژیم در حال حاضر اینکه نه در داخل و نه خارج کشور هیچ اعتباری برایشون باقی نمانده و با حرکات مذبوحانه نه تنها چهره خودشون را بهتر نمی کنند که هیچ بلکه روز به روز رسواتر میشن
این که به روی کانلهای ماهواره ای دارند دائم پارازیت می اندازند خود شاهدی است که حتی خود رژیم هم میدونه که مردم به رسانه های داخلی اعتمادی ندارند و اینکه راجع به رهبران جنبش سبز بد گویی کنند هیچ تاثیری به روی مردم نداره
در دنیا رژیمی منفورتر از رژیم آخوندی وجود نداره

توسط: محمد از: ایران
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۲۱:۲۰
متاسفانه ما فقط ادعا داریم ما هنوز یاد نگرفتیم به باورهای دیگران به مذهب دیگران و... احترام بگذاریم اونوقت می خواهیم دمکراسی داشته باشیم... لازمه که خیلی چیزها رو یاد بگیریم. اول خودمونو درست کنیم بعدا ادعای آزادی داشته باشیم چون در جامعه آزاد نمیشه به دین افراد توهین کرد... می بینید که از ماست که بر ماست

توسط: مهتاب از: ایران
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۸:۱۰
پس از گذشت یکسال از انتخابات و رسوائیهای پس از ان درست است که از اعتراضات خیابانی خبری نیست اما جنبش سبز تا پایین ترین سطوح جامعه ریشه دوانیده و قدرت نمایی می کند دراتو مبیل اداره بدون هیچ واهمه ای رادیو فردا پخش می شود در تاکسی و سرویس فرودگاه و ..همچنین و همکاران اداری دولتی وقتی در جلسات اداری دور هم می نشینند با طعنه و نیش و کنایه به نقد احمدی نزاد و بی تدبیریهایش می پردازند و پس از شنیدن خبر دور چهارم تحریمها مردم با تماس تلفنی به هم تبریک می گویند وهر کس می شنود خدا را شکر می کند و پخش برنامه های به اصطلاح مستند صدا و سیما و تخریب مخالفان گاهی خشم و اکثرا خنده ومسخره مردم را به دنبال دارد !!.می دانند که تلاششان بیهوده است که چنین دست پاچه دو روز است که خیابانها را قرغ کرده و نیروهایشان اماده باشند اتفاقا این برنامه ها چیزی جز تخریب و سقوط خامنه ای و سنگین تر کردن گناهش به همراه ندارد و اب در هاون کوفتن است

توسط: مرجان از: تهران
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۶:۲۷
من نمی دونم همسر خانم عبادی چه گفته، چون من یک سال هست که تلویزیون دولتی ایران را برای خودم تحریم کرده ام. ولی این را می دانم که انسانی مثل خانم عبادی به راحتی و با هر مزخرفی از اعتبارش کم نمی شود. به امید اینکه روزی در ایران دمکراسی باشد و شخصی مثل خانم عبادی بتواند رئیس جمهور کشورمان باشد.

توسط: حسين از: ايران
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۴:۵۴
درود بر تو همايون،كاملا باهات موافقم/حكومت هاي مذهبي جزء كثيف ترين ديكتاتوري هاي تاريخ بشريت هستند/دين مثل يک گاز سمي هست كه اگه از ظرفش يعني حيطه خصوصي افراد خارج شود جامعه را مسموم و به هلاكت ميرساند،اين را تاريخ بارها گواهي كرده است

توسط: محسن از: کردستان
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۴۱
مردم کردستان هم بسیار بیشتر از این مدل ها ی فریبکارانه به خود دید ولی ولایت فقیه خامنه ای و هواداران او هرگز نتوانستند راه به خواسته خود ببرند و این حرکات این رژیم به نوعی ضعف این گروه کوچک و همچنین ترس و وحشت آنها را به نمایش می کشد - حکومتی که خود را صاحب قدرت و نیروی نظامی و همه چیز در کشور می داند و تا این حد بی شرم هم هستند که خود را جانشین و خدا هم لقب میدهند در نهایت عاقبتی بهتر از همه متجاوزان به حقوق ملت ایران ندارند - اگر خامنه ای و افکار ضد ایرانی پشت صحنه تصور بر این دارند که از تگنولوژی برای تخریب چهره ها بهره بگیرد امروز با همه هزینه های میلیارد دلاری صورت گرفته در داخل و خارج تنها برای منافع شخص خامنه ای و هوادارانش شاهد آنیم که حتی یک کلیپ 30 ثانیه ای مردم که به خارج ارسال میشود براحتی رژیم و تمام دستگاه های زیر دست این فرد منفور بزیر کشیده میشوند و خیلی دیر نیست که با همین تکنولوژی دنیا آنچنان ضربه ای به این اقلیت کوچک حاکم ضربه وارد کند که نفهمند از کجا میخورند - دنیای امروز بسیار متفاوت تر از ان مدلی است که مشتی کوتاه فکر دور و اطراف خامنه ای و سپاه و بسیج تصور کرده اند و تجربه نشان داده که این مدل افراد و افکار خود هر روز با تخریب دیگری یک گام بسوی تخریب خود برمیدارند و نهایت این ملت است که پیروز است .

توسط: mokhtar از: tehran
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۱۱
خامنه ای بدان روزی که پرونده پر از نکبت تو و مزدوران تو بر جهانیان آشکار شود دیدن چهره جنایتکار تو دیدن دارد

توسط: مینا از: پراگ
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۱:۵۴
مطلب بسیار خوبی است، اما یک نکته در آن است که اشاره به ماکیاولی نظریه پرداز و سیاستمدار بزرگ ایتالیایی دارد. ماکیاولی راه حل گذر ایتالیا از دوره جنگ های فئودالی و تقسیم قدرت بین شاهزاده گان گوناگون و خلاصی از نفوذ کلیسا را، تمرکز قدرت در دست یک حاکم قدرتمند می دانست که در آن دوره تاریخی و شرایط ، لازم و ضروری بود و نظریه او جهشی بزرگ در فلسفه سیاسی و علم سیاست به شمار می رفت. او همچنین بشدت علیه کلیسا تبلیغ می کرد که برای حفظ قدرتش مسائل سیاسی را بشکل اخلاقی مطرح می کرد. او سال ها در خانه اش در حصر و فقر به سر برد. کلیسا برای بی اعتبار کردن ماکیاولی، او را به بی اخلاقی، و به اصطلاح رسیدن به هدف به هر وسیله و از هر طریقی، متهم کرد، در حالیکه او مردی واقع بین و مومن به اصول اخلاقی بود. او دقیقا همان روشی را محکوم می کرد که حکومت اسلامی، خامنه ای، مراجع و امامان جمعه طرفدار او و تحصیل کرده های مذهبی خدمتگزارش برای حفظ قدرتشان در ایران به کار می برند و با حربه و چماق اخلاق، مخالفان و منتقدان خود، به ویژه حامیان حقوق زنان را سرکوب می کنند. این روش، روش تبلیغات گوبلز در آلمان هیتلری و حکومت استالین بود. ماکیاولی از بنیان گذاران علم سیاست و دیپلماسی است.

توسط: همایون
۲۳ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۱:۵۰
آنان که هنوز می پندارند بین دین و اخلاق رابطه ای هست خوب چشمانشان را باز کنند و ببینند که وقتی کار بدست دین می افتد چه می کند. نگویید دین واقعی چیز دیگری است و اینان به اسم دین این می کنند. ذات هر پدیده چیزی نیست جز مجموع نمودهایش.
    بعدی 
صفحه از ۲