رادیو به انتخاب شما

برنامه بعدی

گالری عکس

هفته گذشته از نگاه دوربین

ايران / اجتماعی

اعتراض‌های خیابانی به انتخابات؛ موجی ناپايدار يا جنبش اجتماعی؟

راهپیمایی معترضان به انتخابات ایران در روز دوشنبه بیست و پنجم خردادماه

۱۳۸۸/۰۴/۰۶
اعتراضات به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوری ايران در دوهفته اخير به مثابه سرفصل تازه ای از تاريخ سياسی ايران ارزيابی شده است. به باور برخی از صاحبنظران مسايل ايران ، پيامدهای آنچه که از روز ۲۳ خردادماه آغاز شد نقطه عطف تازه در تحولات اجتماعی ايران ارزيابی می شود. اين در حالی است که در مقابل برخی ديگر از صاحبنظران نيز تاکيد می کنند، از آنجا که اين اعتراضات ماهيت طبقاتی ندارد  نتيجه ای در بر نخواهند داشت و در نهايت کانون آن سرد شده و پتانسيل خود را از دست خواهد داد.

اما به راستی ماهيت آنچه در خيابان های تهران و برخی از شهر های ايران به وقع پيوست چيست؟ آيا می توان آن را در زمره جنبش های شهری در نظر گرفت که می تواند ادامه يابد و يا اصولا يک جنبش «خود به خودی» است که راه به جايی نخواهد برد.

سرنوشت تحولات در کوتاه مدت

هوشنگ امير احمدی، استاد دانشگاه راتگرز در ايالت نيوجرسی آمریکا، در گفت و گو با راديو فردا تحولات کنونی در ايران را به سه دوره کوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت تقسيم می کند و می گويد:«به نظرم درکوتاه مدت محمود احمدی نژاد رييس جمهور است و آيت الله علی خامنه ای هم به غير آنچه تاکنون انجام داده است، تمايلی ندارد که انجام دهد و نظرش را عوض نمی کند. بنابراين وضعيت انتخابات در کوتاه مدت عوض نمی شود و کاری با آن نمی توان کرد».
 هوشنگ اميراحمدی دکترای خود را در رشته «برنامه ريزی و توسعه ی بين المللی» از دانشگاه کُرنل در ايالت نيويورک دريافت کرده است و هم اکنون در دانشگاه راتگرز، دانشگاه ايالتی نيوجرسی، به تدريس و تحقيق مشغول است


این استاد دانشگاه می گويد: «اما در ميان مدت براين باورم که طبيعت اين جريان عوض می شود. اکنون دعوا بين دو گروه به اصطلاح اصلاح طلب و به اصطلاح اصولگرا است.(البته هيج کدام نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب). هردو گروه به دنبال قدرت هستند و اعتقاد دارم تا کنون دعوای انها حالت رقابت داشت و مسالمت آميز بود اما اکنون از حالت رقابت خارج شده و به دشمنی تبديل شده است، که اين روند برای سيستم خطرناک است».

هوشنگ امير احمدی  آنچه را «ميان مدت» بیان می کند بین  ۵ تا ۷ سال آینده می داند. او تاکيد می کند که در نهايت يک جريان غير مذهبی اصلاح طلبی در ايران شکل خواهد گرفت.

نتیجه گیری در کوتاه مدت

امير احمدی در توضيح دلايل خود در خصوص نتيجه نگرفتن اين تحولات در کوتاه مدت می گويد: «درست است که اکنون مسئله تقلب موضوع عمده شده است اما نيروهای این جنبش می دانند که مشکل انتخابات نيست و مسئله اين نيست که ميرحسين موسوی به عنوان رييس جمهور انتخاب نشده است».

وی می افزايد:«اين را بايد در نظر داشت که محمد خاتمی هشت سال رييس جمهور بود و مجلس را نيز در اختيار داشت حال اگر آقای موسوی ريیس جمهور می شد چه کار می توانست انجام بدهد؟ هيچ. بازهم تغييرات حاشيه ای کوچکی اتفاق می افتد. بنابراين انتخابات به خودی خود نمی تواند يک هدف بسيار بزرگ برای يک جنبش اجتماعی وسيع بشود».

هوشنگ امير احمدی تاکيد می کند که بخش وسيعی از از مردم، انتخابات برايشان بهانه ای است که بگويد: ما هم زنده ایم و بايد بهتر زندگی کنيم.

جنبش اجتماعی شهری

سهراب بهداد استاد اقتصاد دانشگاه دنيسون در ايالت اوهايو آمريکا، در گفت وگو با ردايو فردا تاکيد می کند اعتراضات اخير يک جنبش اجتماعی شهری است.

سهراب بهداد می گويد: «اين يک حرکت اجتماعی وسيع و بسيار قوی است. عکس العملی است به مسايل و مشکلاتی که مردم طی اين چند دهه با نحوه زمامداری حاکمان داشته اند که می بينيم گسترده تر می شود و در همان حال، بيان نارضايتی شديدتر و شعارها تندتر می شود. مردم حرف هايی دارند که می خواهند بزنند ولی امکان بيان، از آنها سلب شده است».
سهراب بهداد  سال ها در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران تدریس کرده است وی پس از انقلاب فرهنگی  در ایران به آمریکا مهاجرت کرد و هم اکنون در دانشگاه دنیسون اوهایو تدریس می کند
وی به همراه فرهاد نعمانی نویسنده کتاب «سرمایه و کار در ایران» است.


اين استاد اقتصاد می افزايد: «در صد سال اخير در ايران همه حرکت های اجتماعی که به انقلاب و تحولات مهم منجر شده اند؛ از جمله انقلاب مشروطه، ملی شدن نفت و انقلاب ۱۳۵۷، همه حرکت های شهری بوده اند. امروز هفتاد در صد جمعيت ايران، شهرنشین است».

سهراب بهداد تاکيد می کند: راهپيمايی عيد فطر در سال ۱۳۵۷ که به خيابان های مرکزی تهران کشيده شد از پل رومی در نزديکی ميدان تجريش آغاز شد که بالای شهر تهران محسوب می شد.

آقای بهداد همچنين می گوید: «حرکت های اجتماعی در ايران تا به حال با مشارکت طبقه متوسط بوده است و نيروهای اصلی آن را طبقه متوسط، دانشجويان و روشنفکران تشکيل داده اند. تعجبی نيست که اين بار نيز همين طور خواهد بود. در شهرهای بزرگ امکان شکل گیری حرکت های اعتراضی وسيع در برابر نيروهای مسلح و نظامی وجود دارد. اين در حالی است که در شهر های کوچک چنين توانايی کم است».

آرايش سياسی پس از انتخابات

تحولات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ماه در ايران باعث تغيير آرايش نيروهای سياسی در ايران شده است و جامعه شاهد شکل تازه ای از همگرايی ها و واگريی های سياسی است.

هوشنگ امير احمدی در توضيح ديدگاه خود در خصوص بی فرجامی تحولات اخير درکوتا مدت به حمايت نهادهای قدرت از رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد اشاره می کند.

هوشنگ امير احمدی می گويد: «الان در ايران قدرت در دست نيروهايی است که می گويد انتخابات را برده است. سپاه پاسداران، بسيج، ( نيروهای) امنيتی و بخشی از مردم همراه آنها هستند. اگر هم اکثريت (مردم ) نباشند لااقل بخش زيادی از مردم با آنها هستند. اين طور نيست که آن طرف آدم ندارد و همه مردم اين طرف هستند. ايرانی ها تقسيم شده اند و متاسفانه بخش وسيعی از ايرانی ها اکنون ساکت هستند يا يک اکثريت خاموش داريم».
«بروز شکاف بزرگ در درون نظام جمهوری اسلامی مهم است. چه شخصيت مهمی در جمهوری اسلامی در کنار رهبر و شورای نگهبان قرار گرفته است؟ و قتی نگاه می کنی می بينی فقط نيروهای بسيج و سپاه قرار گرفته اند. به عبارتی نيروهای «قهر» در کنار انها قرار گرفته اند و نيروهای درون حکومتی در کنار آنها نيستند»
سهراب بهداد


وی می افزايد: «يک نيروی فعالی وجود دارد که می گويد انتخابات را برده و همه قدرت در دستش است: تمام نهادها، وزارت خانه ها، فرمانداری ها، استانداری ها، ائمه جمعه، ارتش، سپاه و بسيج را به همراه دارد».

هوشنگ امير احمدی اضافه می کند: «من نمی دانم آن طرف چه دارد: آن طرف ايرانی ها را دارد، جريان تحصيل کرده ها را دارد، حرفه ای ها را دارد. ايدئولوژی مشخصی ندارند. ايدئولوژی شان «الله اکبر» شده است که الله اکبر بنيان جمهوری اسلامی است. موسوی و کروبی را دارد که از رهبران خود حکومتند؛ می گويد: مسلمان است و ولايت فقيه و قانون اسای را قبول دارد پس چه چيزش را قبول ندارد. تنها چيزی که قبول ندارند انتخابات است».

آقای امير احمدی تصريح می کند: «جناح اصلاح طلب يک مشکل اساسی دارد واين است که شورای نگهبان را قبول دارد ولی اکنون بهش معترض است. نامزدهای انتخابات رياست جمهوری کانديداهای شورای نگهبان بودند. زمانی که شورای نگهبان آنها را تاييد کرد مشروع بود اما اکنون مشروع نيست».

طرفداران احمدی نژاد

اين در حالی است که سهراب بهداد معتقد است که تنها نهادهای «قدرت مدار» از نتيجه انتخابات حمايت می کنند و اين خود نشان از عميق بودن بحران دارد.

اين استاد اقتصاد در پاسخ به اين پرسش که محمود احمدی نژاد از يک پشتوانه اجتماعی برخوردار است می گويد: « اگر اين درست باشد، چطور از زمان آغاز اعتراضات، هيچ گونه حرکت خود به خودی از جانب طرفداران محمود احمدی نژاد اتفاق نيفتده است. تجمع هايی که به طرفداری از او رخ داده است، از طرف دولت سازمان داده شده و نيروهای بسيجی بودند که با اتوبوس به اين نقاط منتقل می شدند».

سهراب بهداد می افزايد: «حتی در شهر های کوچک نيز شاهد حضور طرفداران اقای احمدی نژاد در خيابان نبوديم. چرا حرکتی عمده اجتماعی از سوی طرفداران محمود احمدی نژاد را شاهد نبوديم . نمی گويم کسی به وی رای نداده است. حتما کسانی به وی رای داده اند ولی آنها حاضر نيستند از رای خود دفاع کنند ».

سهراب بهداد معتقد است که تحولات يک ماه اخير به يک صف بندی تازه در عرصه سياسی اجتماعی ايران منجر شده است.

وی در اين زمينه می گويد: «در عرض يک ماه گذشته تغيير عمده ای به لحاظ اجتماعی رخ داده است. زمانی که ميرحسين موسوی، مهدی کروبی و محسن رضايی نامزد انتخابات رياست جمهوری شدند و سپس از سوی شورای نگهبان تاييد شدند مردم چندان به هيجان نيامدند».

سهراب بهداد تاکيد می کند: «آنچه باعث تسريع اين جريان شد مناظره های تلويزيونی بود که در جريان انتخابات برگزار شد و تور حفاظتی حکومت فرو ريخت. صراحت حمله افراد به يکديگر به ويژه حمله محمود احمدی نژاد باعث شد حتی کسانی که توجه کمی به مسايل داشتند درباره حقانيت نظام با سئوال مواجه شدند. وقتی در حکومتی شکافی ايجاد می شود که رييس جمهور کشور، رييس مجلس خبرگان و رييس مجمع تشخيص مصلحت را دزد خطاب می کند، يا پرسش هايی اساسی درباره وزير کشور مطرح می شود، خود باعث می شود که اعتبار حکومت از بين برود».

اين استاد اقتصاد می افزايد: «اين روند منجر به يک حرکت اجتماعی شد که در مشارکت وسيع مردم متبلور شد. اما مسئله اعلام سريع نتايج انتخابات با اين رای بالا برای محمود احمدی نژاد و سپس بلافاصله واکنش رهبر جمهوری اسلامی که پيش از شورای نگهبان انتخابات را تاييد کرد، همه را مبهوت کرد».
«درک غلطی در غرب و در بين نيروهای اصلاح طلب وجود دارد اين است که فکر می کنند اين جريان مثل رويدادهای انقلاب ۱۳۵۷ است. چنين چيزی نيست .انقلاب سال ۱۳۵۷ يک رهبر داشت که درون سيستم نبود. جنبش سال ۱۳۵۷ ايدئولوژی داشت که ايدئولوژی سيستم نبود؛ اسلام بود در مقابل غرب گرايی، که هدفش شاه و آمريکا بود»

هوشنگ امیر احمدی


مقايسه نادرست

در همين حال، هوشنگ امير احمدی معتقد است که مقايسه تحولات اخير با روندی که انقلاب ۱۳۵۷  را شکل داد، اشتباه است و تاکيد می کند: عناصری که به انقلاب منجر شدند در اين تحولات وجود ندارند.

اين استاد دانشگاه می گويد: «درک غلطی در غرب و در بين نيروهای اصلاح طلب وجود دارد اين است که فکر می کنند اين جريان مثل رويدادهای انقلاب ۱۳۵۷ است. چنين چيزی نيست».

هوشنگ امير احمدی می افزايد: «انقلاب سال ۱۳۵۷ يک رهبر داشت که درون سيستم نبود. جنبش سال ۱۳۵۷ ايدئولوژی داشت که ايدئولوژی سيستم نبود؛ اسلام بود در مقابل غرب گرايی، که هدفش شاه و آمريکا بود».

آقای امير احمدی تصريح می کند: در حالی که اين جنبش چنين مشخصه هايی را ندارد. يکی انتخابات را باخته و ديگری انتخابات را برده است. البته معنی حرف هايم اين نيست که اين مسايل در نهايت به آنجا منتهی نخواهد شد.

شکاف عميق در درون نظام

سهراب بهداد به تاثير تحولات سياسی بر دو نامزد اصلاح طلب در يک ماه اخير اشاره می کند و می گويد: «اين درست است که آقای موسوی و آقای کروبی در درون نظام بوده اند و شايد برای برخی با ديگران تفاوتی نداشته اند، اما تفاوت به وجود آمد. مواضع رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد و حرکت مردم اين دو را به آدم های متفاوتی بدل کرده است. اکنون کسی که خود زمانی در درون نظام بوده است حاضر نيست کوتاه بيايد و مجبور است پابه پای مردم حرکت کند».

وی می افزايد: «بروز شکاف بزرگ در درون نظام جمهوری اسلامی مهم است. چه شخصيت مهمی در جمهوری اسلامی در کنار رهبر و شورای نگهبان قرار گرفته است؟ و قتی نگاه می کنی، می بينی فقط نيروهای بسيج و سپاه قرار گرفته اند. به عبارتی نيروهای «قهر» در کنار آنها قرار گرفته اند و نيروهای درون حکومتی در کنار آنها نيستند».

سهراب بهداد اضافه می کند: «وقتی در جامعه يک چنين جريان عمومی و وسيعی رخ می دهد و از طرف ديگر شکافی به اين بزرگی در درون نظام بروز می کند، همه نشاندهنده عميق بودن بحران است».

اين استاد اقتصاد با شاره به اين که «بحران، بحرانی بسيار شديدی است که به هيچ وجه با زور نمی توان آن را حل کرد» می گويد: «چنانچه کسانی که مدعی حکومت هستند، بخواهند از طريق زور اين مسئله را حل بکنند سرنوشت بسيار بدی در انتظار آنهاست ».

وی می افزايد: «مبارزه قهر آميز صدمات بسياری به جامعه، مردم ، حيات سياسی، اقتصادی و اجتماعی وارد می کند. اميدوارم کار به چنين مرحله ای کشيده نشود. البته حوزه سياست جای حرف زدن از اميد، آرزو و انتظار نيست بلکه سياست سازوکار مختص به خود را دارد و بر همين مبنا حرکت می کند. اگر چنين شود رهبری هيچ يک از دوطرف قادر به مهار مسايل نخواهند بود».
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
 قبلی   بعدی 
Comments page 2 of 3
توسط: ایرانی رنجدیده
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۷:۴۹
آقای امیر احمدی , خجالت نکشیدی اینقدر از حکومت ملاها حمایت کردی؟
از رادیو فردا بعید است که با آدم ملاها مصاحبه می کند!
آقای امیر احمدی...تحلیل های شما دو جنبه دارند: بی اطلاعی عمیق شما از جامعه ایران و متاسفانه خوشایند بودن پول آخوندها.به امید رهایی ایران از دست ملاها و امثال امیر احمدی که روشنفکری نخ نما بیش نیست.

توسط: عبود
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۲:۳۹
امير احمدي مربوط است به لابي جمهوري اسلامي كه مخارج اين لابي هم جمهوري اسلامي از جيب مردم ايران ميبردازد دمكراتهادر امريكافكر ميكردن مردم ايران حالاحالها زير سيطره رهبر هستند و رهبر هم هركس انتخاب كند مردم ميپذيرند امير احمدي از آن كساني است كه توهمات را بميان دمكراتها ميبرد اما اقاي اوباما كه باطناب هوشنك و امثالهم به درون چاه ميرود نامه اي به خامنه اي مينويسد كه شما ولي امر مسلمين هركس به رياست برسانيد ما حاضريم با ايشان همكاري كنيم البته جريان نامه خامنه اي افشا كرد با اين مضمون كه از انطرف براي ما نامه مينويسند و قول همكاري ميدهند ولي ازاين طرف در ايران مخملي بپا ميكنند بقيه ش كه همه ميدانند حالا امير احمدي امده است تحليل كند خوب اگر تو قادر بودي تحليل كني پس چرا اوباما به تله انداختي

توسط: حقیقت
۰۸ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۱:۰۲
این آقای امیر احمدی لابی جمهوری اسلامی در امریکاست، و با طرز گفتاری مشابه ولی‌ زیرکانه اهداف خوده رژیم را در خارج از کشور دنبال میکنه، "تمنا می‌کنم" سانسور نکنید، ماهیت آدمها باید به ایرانیان رنجیده مشخص بشه:

شورای اميراحمدی مرکز تجمع تمام طرفداران نزديکی به ايران بوده است و بسياری از فعاليت های تبليغاتی بنفع رژيم ايران نيز ازهمين جا راه اندازی شده است.هيچ شخصيت ايرانی يا آمريکائی باندازه اميراحمدی در خدمت تبليغات رژيم درخارج از کشور فعاليت نکرده است. از حمايت های آشکار وی از کليت رژيم تا فعاليت های پشت پرده برای تغيير سياست های آمريکا بنفع رژيم ايران.


توسط: سیروس از: کرج
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۲۲:۵۵
جالبه دیدگاه آقا هوشنگ چقدر مثل احمدی نزاد به رهبر نزدیکه ؟!

توسط: kavka
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۲۱:۳۷
آقای امیر احمدی! شما که اینقدر سطحی نگر هستید بهتر بود به کاری به غیر از تحلیل روی می آوردید مثل بسیاری که از تحلیل به تجلیل روی بردند.
کدام چشم نابینا نمیتواند هدف ۳ میلیون نفر را برای راهپیمایی نبیند؟
چرا کورید؟

توسط: اشكان از: دبي
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۲۱:۰۲
آقا هوشنگ مثل اينكه فراموش كردند عكس ايشان با محمود جونش تو ايران لو رفته. واقعا" براي جامعه آكادميك امريكا متاسفم كه همچين خائني رو تو دانشگاه راه داده.

توسط: رضا از: ایلام
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۲:۲۴
تحلیل ایشان به علت دور بودن از فضای حاکم بر کشور ولمس نکردن آنچه که در ایران میگذرد سطحی میباشد

توسط: ن از: مباركه
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰
اقاي امdر احمدي كجا در سال 57 همه به دنبال يك رهبر و يك ايديولو‍ژي داشت انروز ها را كه ما خودمان بودي ازحالا متشتت تر وگروههاي مختلف با تز هاي مختلف حضور داشتند مردم هم به روشني واگاهي امروز نبودند ودقيفا نميدانستند چه ميخواهند البته هيچكس نميتواند اينده را پيش بيني كند اما شما هم اينقدر اب به اسياب اخوندها نريز !!

توسط: sam از: تهران
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸
جناب آقای امیر احمدی
در مورد نظر شما راجع به اینکه آقای موسوی و کروبی از رهبران خود حکومت بوده اند باید بگویم که حرف شما، از نظر من، درست است ولی انتقاد شما غلط. بسیاری از مردم میدانند که آقای موسوی عضوی از بدنه حکومت بوده است. اما در عین حال متوجه این مطلب هستند که راه اصلاحات از آقای موسوی میگذرد. از طرف دیگر هم میدانند که گذر از این راه گذری تدریجی است و یک شبه ره صد ساله را نتوان رفت. این یک استراتژی است که توسط خود مردم انتخاب شده است.
ضمنا مردم ایران به سختی زیر رهبری کسی میروند مگر آنکه متوجه شوند آن رهبر از خود و از جان گذشته است. آقای موسوی گفتند که آماده شهادت هستند. این خود برای مردم یک دلیل برای اطاعت از او میتواند باشد. برای من و امثال من که در این مملکت زندگی میکنند عملکرد اپوزیسیون خارج از کشور ضعیف، کند و بدون هیچ فاکتور از خود گذشتگی میباشد. اکثریت مردم حاضر به خطر انداختن جان و مال خود برای حرف آنها نخواهند شد. اکثریت میگویند که آنها بدون درک جامعه ایران نظر میدهند. به قول آقای عماد الدین باقی روشیفکر کسی است که برود پایین شهر و از درد مردم و قشر آسیب پذیر از نزدیک با خبر گردد. بالاخره اینکه با کذر از اصلاح طلب درون حکومتی به اصلاح طلب بیرون حکومتی رسید.
به امید اینکه روزی آزادی را در سرتاسر جشن بگیریم.

توسط: حمید از: تبریز
۰۷ ۰۴ ۱۳۸۸ ۰۹:۵۰
من قبلا نیز چندین مصاحبه و تحلیل از آقای امیراحمدی شنیده و خوانده بودم. به نظر میاید ایشان همیشه در تحلیل هایشان گوشه چشمی نیز به جمهوری اسلامی داشته و سعی میکند که حکومت را زیاد نرنجاند و در ضمن از روشنفکران نیز عقب نماند. واقعیت این است که ما الآن با یکی از جنایتکارترین و سرکوب گر ترین حکومت های جهان (و شاید تاریخ) روبرو هستیم که برای در قدرت ماندن هر عملی را جایز میداند و مردم را فقط به چشم ابزاری برای سر کارماندن میبیند به همین دلیل هنگامی که همین مردم کوچکترین انتقادی از حکومت میکنند یکشبه از مردم حماسه ساز تبدیل به آشوبگران عامل بیگانه میشوند. به نظر من روشنفکران ما بایستی تعارف را کنار گذاشته و چهره واقعی حکومت را با همه عوامل آن به مردم نشان دهند و در تحلیل هایشان بدنبال این واقعیت باشند که چرا یک انقلاب مردمی در عرض سی سال حکومتی را به ارمغان آورد که در جهان به سرکوب و جنایت و تروریست پروری مشهور شده است. روشنفکران ما باید شجاعت قبول اشتباهات خود و شجاعت قبول نادرستی افکار سابق خودشان را باید داشته باشند و سعی در توجیه آن نباشند. در این سی سال همه دیده ایم که تعارف داشتن با حکومت و عدم شجاعت چه عواقبی داشته است. هنوز هم خیلس ها فکر میکنند که آقای خمینی خط قرمز انتقادات است و با او نباید کاری داشت. این حکومت و آنچه اکنون شده است همه نتیجه طرز تفکر و اعمال و رفتار آقای خمینی در اوایل انقلاب است.
 قبلی   بعدی 
Comments page 2 of 3
اندازه متن - +