چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۹:۴۵ - ۸ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا، ایران و کره شمالی با یک گزینه روشن روبه رو هستند

اندازه متن - +
دولت باراک اوباما، در استراتژی جديد امنيت ملی آمريکا  اعلام کرده است که  ايران و کره شمالی با یک گزینه روشن روبه رو هستند: يا پيشنهاد آمريکا برای تعامل را بپذيرند يا انزوای بيشتر بر سر برنامه هسته ايشان روبه رو خواهند شد.

  دولت باراک اوباما روز پنجشنبه  سند پنجاه و دو (۵۲) صفحه ای استراتژی  جدید امنيت ملی آمريکا را اعلام کرد. در اين سند که نخستين دگرگونی در استراتژی امنيت ملی آمريکا از سال ۱۹۹۶ بشمار می رود، دولت آقای اوباما، بر رويکرد سياسی سخت و جدی با ايران و کره شمالی، دو دولتی که از آنها با عنوان «دشمنان آمريکا» ياد شده تاکيد کرده و در همان حال به تهران و پيونگ يانگ نسبت به عدم پذيرش دعوت های ايالات متحده و تسليم نشدن در برابر فشارها برای شفاف ساختن برنامه های اتمی خود، شديدا هشدار داده است.


 در این استراتژی تازه آمریکا تصريح شده است :«دو کشور (ایران و کره شمالی ) با يک گزينه روشن روبه رو هستند».

اين سند از کره شمالی خواسته است تا سلاح های هسته ای خود را از بين ببرد و از ايران نيز خواسته است تعهدات بين المللی در خصوص برنامه هسته ایش را اجرا کند.

در استراتژی جدید امنيت ملی آمريکا آمده است:«اگر آنها تعهدات بين المللی خود را ناديده بگيرند، ما به دنبال ابزارهايی خواهيم بود تا با تشديد انزوا آنها (ايران و کره شمالی)، اين دو کشور را وادار به رعايت قواعد منع گسترش سلاح هايی کنيم».

شورای امنیت سازمان ملل متحد طی سه قطعنامه تحریمی از ایران خواسته است تا غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. ایران با نادیده گرفتن این خواست بین المللی برنامه غنی سازی خود را توسعه داده است.

آمریکا و کشورهای غربی ایران را متهم می کنند که د رپوشش برنامه هسته ای خود در صدد دست یابی به تکنولوژی ساخت سلاح اتمی است. ایران این اتهام را رد می کند.

آخرین گزینه

 در این سند گفته شده که عمليات نظامی پس از به کارگيری کامل ديپلماسی، آخرين گزينه خواهد بود.

استراتژی نوين امنيت ملی آمريکا که سياست های نظامی و ديپلماتيک اين کشور را برای سال ها رقم می زند، بيشترين تاکيد را بر رويکرد ديپلماسی و گسترش مشارکت وسيع تر متحدان و شريکانش نهاده است.

اين راهبرد جدید، فاصله گرفتن از دکترين جرج بوش، رئيس جمهور پيشين ايالات متحده است که بر عمليات جنگی پيشگيرانه عليه تهديدهای دشمنان تاکيد می کرد.

همانند برخی از پيشنيان خود، باراک اوباما نيز تعهد بر بازسازی اقتصاد ايالات متحده را بخشی از استراتژی امنيت ملی دولت خود ناميده و آن را با عنوان «زيربنای نوين» پايه  اصلی سياست داخلی قرار داده است.

در تشريح اين سياست، بازسازی اقتصاد از طريق آموزش بهتر، کاهش بدهی های ملی، گسترش انرژی پاک، توسعه  پژوهش های علمی و نوسازی سيستم بهداشت و درمان همگانی، برجسته ترين عناصر عنوان شده اند.

آقای اوباما در اين سند می گويد که موفقيت در اين عرصه ها، برای حفظ نفوذ ايالات متحده در جهان حياتی است.

رئيس جمهور آمريکا طی شانزده ماه رياست خود بر توانمندترين کشور جهان، همواره استراتژی ترغيب و تشويق ملايم را که گاهی با عنوان «رويکرد گفتگو» از آن ياد می شود، پی گرفته است.

دولت او همکاری های خود با دولت های اروپائی را گسترش داده، روابط با روسيه را بهبود بخشيده، آغاز گفتگوهای صلح شرق ميانه را با جديت دنبال کرده و مشورت های عديده ای را برای شکست دادن طالبان افغانستان انجام داده است.

با اين همه، منتقدان آقای اوباما می گويند که تاکيد بر ديپلماسی و افزايش کمکهای خارجی نشانه ای از ضعف در عرصه ی دفاعی است و بيشتر سياست های وی تاکنون به ناکامی انجاميده است. آنها در اين زمينه ازجمله به ادامه  مبارزه طلبی ها، بی اعتنائی ها و خصومت های دولت های ايران و کره  شمالی، بن بست در افغانستان و افزايش نگرانی ها در مورد عمليات تروريستی در درون خاک آمريکا اشاره می کنند.

کاخ سفيد در پاسخ می گويد که روند حرکت، در مسير درستی پيش می رود. اگر چه اين حرکت کند به نظر می آيد ولی آينده نشان خواهد داد که خط مشی کارسازی بوده است.

روسای جمهوری آمريکا، استراتژی امنيت ملی را برای دستيابی به هدف ها و اولويت ها برای ايمن نگاه داشتن شهروندان اين کشور به کار می گيرند.

سند انتشار يافته يک آزمايش آکادميک نيست و اثرهای ژرف و گسترده ای بر هزينه های دولتی، سياست های دفاعی و امنيت ملی ايالات متحده دارد.

اين سند، موارد استفاده از نيروهای نظامی را توضيح می دهد و ارزش های آمريکا و تقويت مشروعيت اين کشور بويژه در نزد کشورهائی را که نسبت به سياست های ايالات متحده ديدگاهی همراه با ترديد دارند، مورد تاکيد قرار می دهد.

در سند پنجاه و دو (۵۲) صفحه ای استراتژی نوين امنيت ملی آمريکا همچنين تاکيد شده که اگرچه برخی اوقات استفاده از نيروی نظامی لازم و ضروری است، ولی دولت  اوباما، پيش از پرداختن به جنگ، تمام گزينه های ديگر را بکار خواهد گرفت و هزينه ها و خطرهای آن را با هزينه ها و خطرهای توسل نجستن به نيروی نظامی، به دقت ارزيابی خواهد کرد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: رامین از: تهران
۰۸ ۰۳ ۱۳۸۹ ۰۴:۱۲
جواب سبزینه:

نمیدانم شما از کجا هستی‌ ولی‌ دغدغه اصلی‌ من و خیلی‌‌های دیگر که میشناسیم اتفاقا عادی سازی روابط با آمریکا و غرب است.در این حالت رفاه عمومی‌ بهبود پیدا می‌کند، فضای جامعه بازتر میشود و پول مملکت هم به جای اینکه خرج گروه‌های تروریستی یا باج دادن به روسیه شود، خرج آبادانی کشور میشود.

آمریکا هم مرض ندارد که بیخود برای خودش دشمن بتراشد. اگر کسانی‌ که در ایران قدرت را به دست دارند دست از ایدئولوژی گرایی بردارند و منافع ملی‌ و رفاه مردم را در نظر بگیرند، ما هم مثل بقیه کشور‌ها میتونیم هم مرفه زندگی‌ کنیم و پیشرفت کنیم. مگر ترکیه و کشور‌های عربی‌ یا آذربایجان و... شاخ و دم دارند؟ خوب ما هم مثل آنها، فقط آن‌ها مسولینشان به فکر مردم و منافع ملی‌ هستند و نه دنبال ایدئولوژی. این کمترین انتظاریست که از سران جنبش سبز داریم.

توسط: dav hos از: تهران
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۷:۰۷
من با سياست جمهوري‌خواهان در برابر ايران بيشتر توافق دارم. به نظرم طالبانيست‌هاي جمهوري سلامي ايران سياست اوباما را حمل بر ضعف و ناتواني دولت آمريكا مي‌كند.

توسط: sabz از: iran
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۵۶
این خیلی خوبه چون حال تکلیف همه روشن شد که آمریکا خودشو راضی کرده با یک ایران هسته ای . فقط چرا ایران رو مدام با کره شمالی مقلیسه می کنند رو نمی دونم . چون اهداف دو دیکتاتوری تهران و پيونگ يانگ یکی نیست . و از نظر استراتژی منطقه ای هم این دو یکی نیستند .
نکته مهم این که ایران هسته ای چه منزوی و چه غیر منزوی تاثیری بر خواسته های دیکتاتوری تهران در منطقه نخواهد داشت.

توسط: خشایار از: Norway
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۲۳
با درود خاستم عرض کنم که نیازی نیست شما از اصطلاح شرق میانه استفاده کنید .بهتره که از خاور میانه که کاملا مصطلح هست استفاده کنید . و دز مورد این تصمیم ایالات متحده من فکر میکنم که بیشتر حرف بدونه عمل هست یعنی اساسا آمریکا توان این رو دیگه نداره که بخواهد تکلیف برای دنیا معین کنه .. بهتره با کشور ما هم کاری نداشته باشه تا مردمی که با این شجاعت این جنبش رو ایجاد کردن به نتیجه برسند.چون آمریکا به فکر آزادی در ایران یا پیشرفت کشور ما نیست و هر کسی که کمی بتونه فکر کنه این رو میفهمه .. آمریکا به فکر منافع خودش و متحدانش هست که اون هم به ما ارتباطی نداره همون طور که منافع و مشکلات لبنان یا فلستین به ما نباید ارتباط داشته باشه .. با تشکر

توسط: بهروز از: تهران
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۲:۱۲
اقای اوباما ، دولت آمریکا و اغلب کشورهای غربی دارید تاوان اشتباهات گذشته خود را در مورد رژیم جمهوری اسلامی می پردازید. وقتی در دهه 60 یکی از مسئولان نظام اسلامی در نماز جمعه تهران به صراحت اعلام کرد که باید بمب اتمی داشته باشند هیچوقت شما آنرا جدی نگرفتید. بعد از فوت آقای خمینی و دیدن مردمی که بر سر و روی خود می زدند گفتید که ما دیگر چرا بر سر این رژیم بزنیم. خودشا ن دارند بر سر خودشان می زنند. اشتباه دیگر شما حمله به عراق و افغانستان برای برداشتن تروریسم بعد از حادثه 11 سپتامبر بود. در حالیکه مقر اصلی ترور و تروریسم در جای دیگر بود. انرژی خود را بیهوده در جای دیگر صرف کردید و اجازه دادید تا یک رژیم دد منش به اینجا برسد. رسیدن به تعامل یا انزوای بیشتر؟ از گرگها می خواهید رفتار انسانی داشته باشند؟ توبه گرگ مرگ است و بس.

توسط: سبزینه
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۱۱:۵۴
جواب هموطن رامین ازتهران
اول اینکه جنبش سبزبه همه مردم ایران تعلق داردباهرگونه اعتقادی پس رهبرش هم تک تک مردم هستند
دوم : مردم مشکلات مهمتری دارندودغدغه اصلی مردم عادی سازی روابط با آمریکانیست.
سوم :رفتارآمریکانشان داده که منافع ملی خودرا فدای خواسته های من وشمانمیکندوچندان هم درگفتارش صادق نیست خودتحریم میکندوشرکتهای آمریکائی هم تحریمهارادورمیزنندودولتشان هم میداند.
چهارم جنبش سبزچشم امیدش رابه آمریکاندوخته چون میداندکس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

توسط: رامین از: تهران
۰۷ ۰۳ ۱۳۸۹ ۰۱:۱۰
آیا سران افراد موسوم به "سران جنبش سبز" در صورت به قدرت رسیدن در ایران استراتژی روشنی در مورد سیاست خارجی‌ خواهند داشت؟ آیا در راستی‌ عادی سازی روابط ایران با کشور‌های غربی به خصوص آمریکا و بازگشت ایران به جأمه جهانی‌ پس از ۳۱ سال و مطرح شدنش به عنوان یک کشور مسول و متعهد که در دنیا به شهروندانش احترام بگذارند، قدمی‌ برخواهند داشت؟

ما که تا به حال نشنیده ایم این آقایان در این مورد حرفی‌ بزنند. سلفشان که آقای خاتمی بود، ۸ سال دوران به اصطلاح اصلاحات را برای گفتگو با آمریکا(که در آن زمان میانه رو‌ها سر کار بودند) از دست داد. در دستشویی‌ سازمان ملل مخفی‌ شد که با رئیس جمهور آمریکا حتا در یک عکس نیفتد. حالا این آقایان موسوی و کروبی آیا شیوه متفاوتی دارند؟

ما می‌خواهیم خوشبین باشیم ولی‌ محض رضای خدا حداقل یک بار در این مورد بفرمایند موضعشان چیست.

خسته شدیم از بس تحریم کشیدیم و در دنیا تحقیر شدیم و شب و روز به حمله و جنگ تهدید شدیم. اگر جنبش سبز این مشکل را هم نتواند حل کند پس برای چه باید حامی‌ آن باشیم؟ اصلا به چه دردی می‌‌خورد؟

توسط: Mohammad از: USA
۰۶ ۰۳ ۱۳۸۹ ۲۳:۱۵
با توجه به مشابهت بسیار زیاد بین این دو رژیم همین روزها باید منتظر بود که گروه ملایان نیز کاری مشابه با غرق کردن قایق کره جنوبی را نسبت به یکی از کشورهای همسایه خود انجام دهد. با توجه به مسائل داخلی ایران و هشیاری، مقاومت و آگاهی بیشتر مردم و خصوصا جوانان ایران نسبت به مردم اسیر کره شمالی، سپاه، احمدی ن و سیدعلی تشنه یک کوس و کرنا هستند و ایجاد غوغایی تازه. هرگونه کوتاه آمدن با هریک از این دو رژیم ضدبشری نتیجه ای اسفبارتر از آنچه تا کنون نسبت به بشریت انجام داده اند بار خواهد آورد.

توسط: ارشیا از: ایران
۰۶ ۰۳ ۱۳۸۹ ۲۳:۰۱
اتفاقا آخوندها هم همین انزوا را میخواهند که کسی‌ کاری به کارشان نداشته باشد تا خیلی‌ راحت و قشنگ خدمت مردم ایران برسند! با پول نفت و گاز هم تمام احتیاجات خودشان را برای بقا از طریق قاچاق تامین خواهند کرد! حتما این انزوا شبیه همان انزوایی است که در کوبا به کاسترو و حالا برادرش رائول اجازه داده که پنجاه و یک سال به راحتی‌ دمار از روزگار مردم بدبخت کوبا در بیاورند!

توسط: Omid از: Canada
۰۶ ۰۳ ۱۳۸۹ ۲۲:۴۸
نخست اینکه منظورتان از "شرق ميانه"، "خاور میانه" است؟ دقت داشته باشید که اصطلاح فارسی خاورمیانه در زبان فارسی یک اصطلاح جا افتاده است و شما نیازی به تغییر و تحریف آن با واژه "شرق" ندارید و دوم اینکه کاملا مشخص است که رییس جمهور ایالات متحده تنها منافع کشور خود را در نظر داشته باشد بر خلاف آنچه ادعا می شود که آمریکا رهبری دنیای آزاد را بر عهده دارد و برای گسترش آزادی و دموکراسی تلاش می کند.

به ما بپیوندید