<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 15:51:14 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=1034" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>جایزه النور روزولت در دستان کریستین امان‌پور</title>
            <description>جایزه النور روزولت بنیاد &#171;اکثریت فمینیست&#187; امسال به کریستین امان‌پور گزارشگر شبکه خبری سی ان ان و  همچنین به خاطر فعالیت‌های مبتکرانه کمپین &#171;یک میلیون امضا برای پایان دادن به قوانین تبعیض‌آمیز&#187; نسبت به زنان در ایران به این کمپین تعلق گرفت.جایزه النور روزولت بنیاد &#171;فمینیست مجاریتی&#187; (اکثریت فمینیست) امسال به کریستین امان‌پور گزارشگر شبکه خبری سی ان ان و&#160; همچنین به خاطر فعالیت‌های مبتکرانه کمپین &#171;یک میلیون امضا برای پایان دادن به قوانین تبعیض‌آمیز&#187; نسبت به زنان در ایران به این کمپین تعلق گرفت.   جایزه معتبر النور روزولت هر سال در مراسم ویژه‌ای در هتل بورلی هیلز اهدا می‌شود و انتخاب خانم امان‌پور به عنوان برگزیده امسال این جایزه از آن روست که خانم امان‌پور یکی از اولین گزارشگران تلویزیونی بود که با به خطر انداختن جان خود، توجه جهانیان را به مخمصه‌ای که زنان افغان تحت سلطه رژیم طالبان گرفتار آن شده بودند، جلب کرد.  در شب برگزاری مراسم خانم امان‌پور نخستین سخنگوی پانل سه نفره‌ای بود که با حضور جانت جانسون روزنامه‌نگار اهل لیبریا و یکی از رهبران جنبش صلح در این کشور، و دکتر نیل بائر تهیه‌کننده سریال تلویزیونی &#171; قانون&#187; که موجب شده است تماشاگران آمریکایی با جزئیات و پیآمدهای خشونت علیه زنان از جمله خرید و فروش زنان وکودکان آشنا شوند، برگزار شد.  کریستین امان‌پور در سالنی که جمعیت قابل توجهی از آن را زنان ایرانی و افغانی تشکیل می‌دادند از انتخاب پرزیدنت اوباما به ریاست جمهوری و افزایش قوای نظامی آمریکا در افغانستان ابراز خشنودی کرد و گفت که به عقیده او این بخت بی‌سابقه و دوباره‌ای است که به افغانستان داده شده تا شاید این بار مردم این کشور بتوانند از شرایطی که در حال حاضر در آن قرار دارند رهایی یابند.  خانم امان‌پور گفت: &#171;من در افغانستان با افراد زیادی آشنا شدم که اکثریت آنها از عملکرد ایالات متحده پس از وقایع یازدهم سپتامبر در این کشور خشنودند و واقعاً در انتظار آینده بهتری برای خود هستند. این افراد منحصر به زنان نمی‌شوند بلکه مردان، پسران و دختران و خلاصه همه خواستار آن هستند. اما مسئله غیرقابل اجتنابی که وجود دارد این است که&#160; حتی به اعتراف سربازان و افسران آمریکایی، این جنگ نمی‌تواند تنها از طریق نظامی به پیروزی برسد بلکه تغییرات اساسی در این کشور باید از راه پیشرفت و توسعه اقتصادی و ایجاد امکان تحصیلات برای همه از جمله زنان و دختران انجام گیرد.&#187;&#160;   وی در ادامه این سخنان گفت: &#171;بازسازی یک کشور و ملت آن و برقراری دمکراسی کار آسانی نیست اما امکان‌پذیر است. این امکان می‌تواند از طریق کوشش‌های همه جانبه برای مردم افغانستان به وجود آید. امروز مردم این کشور به ویژه زنان، امید به رئیس جمهور تازه آمریکا بسته‌اند تا در راه تحقق بخشیدن به ایجاد&#160; آزادی و دمکراسی در این کشور به آنها کمک کند.&#187;  کریستین امان‌پور همچنین در گفتگویی اختصاصی با رادیو فردا، از جنبه‌های شخصی که دریافت جایزه بنیاد اکثریت فمینیست برای او داشته است چنین می‌گوید: &#171;این جایزه برای من شخصاًٌ معنای بسیار عمیقی دارد. بیش از هرچیز من&#160; به عنوان یک روزنامه‌نگار و یک زن حتی تصور آن را هم نمی‌توانم بکنم که حقوقم برای لحظه‌ای پایمال شود آن هم فقط به خاطر زن بودن. تعرض به حقوق زنان در برخی از این کشورها به اندازه‌ای شدید و غیرعادلانه است که به عنوان یک روزنامه‌نگار تصمیم گرفتم این مسئله را به صورت محور اصلی کارهایم درآورم و گزارش‌هایم را به مسائل اجتماعی مختلف از جمله این زنان و فرزندان آنها اختصاص دهم. بنا براین برای من این افتخار بزرگی است که امروز اینجا باشم، مورد قدردانی قرار بگیرم و با اعضای بنیاد اکثریت فمینیست که از این مسائل به راستی حمایت می‌کنند، از نزدیک آشنا شوم.&#187;  خانم امان‌پور همچنین در پاسخ به پرسشی درباره شرایط کنونی زنان در ایران می‌گوید: &#171;من هم یک زن هستم و سال‌هاست که درباره ایران گزارش تهیه کرده‌ام. درباره زنان، پسران، دختران و مردان ایران. کارهای من بهترین مدرک این ادعاست. من هم مثل همه مردم به حقوق بنیادی بشر اعتقاد دارم و امیدوارم که ایرانیان در انتخابات آینده ایران شرکت کنند و به این روند سیاسی ادامه دهند.&#187;  وی در ارزیابی اینکه&#160; آیا مردم ایران در جهت سیاسی درستی گام برمی‌دارند، می‌گوید: &#171;به نظر من همه چیز یک پروسه است. ما امروز در ایران زنان نمونه زیادی داریم. مثلاً به شیرین عبادی نگاه کنید که تمام زندگی، تفکر، حرفه و هستی خود را به خطر انداخته است تا از حقوق بشر و کسانی که به حمایت او احتیاج دارند دفاع کند و جایزه نوبل را هم برده است. همین مسئله به تنهایی یک واقعه افتخارآمیز برای مردم ایران محسوب می‌شود.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Amanpour_Interview/1620292.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Amanpour_Interview/1620292.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 02 May 2009 17:33:47 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/109238A5-9824-4D43-8293-C5BD730D3EDD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شهر خاموش: کلهر و بروکلین رایدر، کمانچه و ویولن</title>
            <description>کیهان کلهر و گروه &#171; بروکلین رایدر&#187; -که از نوازندگان تجربی سازهای زهی تشکیل شده- در کنسرتی در تالار رویس هال دانشگاه لس آنجلس، برای نخستین بار بخش‌هایی از آلبوم تازه کار مشترکی به نام &#171;شهر خاموش&#187; که به زودی در آمریکا منتشر خواهد شد را برای گروه کثیری از تماشاگران علاقمند نواختند. کیهان کلهر و گروه &#171; بروکلین رایدر&#187; -که از نوازندگان تجربی سازهای زهی تشکیل شده- در کنسرتی  در تالار رویس هال دانشگاه لس آنجلس، برای نخستین بار بخش‌هایی از آلبوم تازه کار مشترکی به نام &#171;شهر خاموش&#187; که به زودی در آمریکا منتشر خواهد شد را برای گروه کثیری از تماشاگران علاقمند نواختند.    این برنامه در تالار رویس هال یکی از موفق‌ترین کنسرت‌های سالیانه دانشگاه لس آنجلس محسوب می‌شود که هر سال میزبان برخی از برجسته‌ترین چهره‌های هنری آمریکا و جهان است.  کیهان کلهر، آهنگساز و نوازنده برجسته کمانچه  به همراه  گروه چهار نفره  جوان و ماجراجوی  بروکلین رایدر، روی صحنه رویس هال دانشگاه لس آنجلس توانستند جنبه‌های مشترک دوفرهنگ ایران و آمریکا را  در موسیقی  به نمایش بگذارند.  کیهان کلهر، نامزد دریافت جایزه گرامی، برای آلبوم &#171;غزال&#187;، که  نتیجه همکاری با موسیقی‌دان‌های سنتی ایرانی و هندی، از جمله استاد سیتار شجاع حسین خان بود، آخرین بار به همراه استادان موسیقی سنتی ایران، حسین علیزاده و محمد رضا شجریان بر روی صحنه رویس هال ظاهر شد.   کلهر که همواره به دنبال راه‌های تازه  برای دست یابی  به گوشه‌های کشف نشده موسیقی از راه همکاری با  گروه‌های مختلف است، با اعضای گروه &#171;بروکلین رایدر&#187; هنگامی که با &#171; یویوما&#187;  نوازنده برجسته ویولن سل بر روی پروژه &#171; جاده ابریشم&#187; کار می‌کرد آشنا شد.    کنسرت رویس‌هال با یک قطعه سنتی ایرانی به نام &#171;پرواز&#187; آغاز شد و دربخش دوم با یک قطعه ۲۸ دقیقه ای از هم نوازی برای کمانچه و سازهای زهی از ساخته‌های کیهان کلهر به نام &#171; شهر خاموش&#187; و قطعه‌ای به نام &#171;بروکلسکا&#187; از ساخته‌های کالین جکوبسون از گروه بروکلین رایدر به پایان رسید.         کیهان کلهر، نامزد دریافت جایزه گرامی، برای آلبوم &#171;غزال&#187;، که نتیجه همکاری با موسیقی‌دان‌های سنتی ایرانی و هندی، از جمله استاد سیتار شجاع حسین خان بود، آخرین بار به همراه استادان موسیقی سنتی ایران، حسین علیزاده و محمد رضا شجریان بر روی صحنه رویس هال ظاهر شد.   کالین جکوبسون نوازنده جوان ویولن، آهنگساز و رهبر  گروه بروکلین رایدر همراه اریک جکوبسون نوازنده ویولن سل، اخیرا سفر کوتاهی به ایران داشته اند.   او از تاثیراتی که هنر کیهان کلهر بر او داشته به رادیو فردا می‌گوید: &#171;این فرصتی بود که من بتوانم مدت زمانی کوتاه را با کیهان کلهر، این  کمانچه‌نواز و آهنگساز کم‌نظیر بگذرانم.  به جرات می‌توانم بگویم که تمام خلاقیت من از آن زمان تا کنون مدیون این تجربه و آموخته‌هایی است که از این سفر و  در مکتب کیهان کلهر به دست آورده‌ام. &#187;  دکتررضا ترشیزی، نوازنده، آهنگساز، نقدنویس و کارشناس موسیقی ساکن لس آنجلس و یکی از حاضران در کنسرت کیهان کلهر و بروکلین رایدر، پس از اجرای برنامه  در گفت‌وگویی با رادیو فردا درباره این برنامه و &#171;مشکلاتی&#187; که عرضه موسیقی سنتی ایرانی در سطح جهانی دارد می‌گوید: &#171; برای یک هنرمند مسئله‌ای که بسیار حائز اهمیت است این است که او بتواند هر آنچه در دل دارد را با  همه زیبایی  و مفاهیم  با انسان‌های دیگر تقسیم کند. فرهنگ ایران به علت پیچیدگی‌هایی که در آن وجود دارد انتقال این مفاهیم به دنیای امروز را بسیار مشکل کرده است. ما یک موسیقی مقامی داریم که در آن دستگاه‌ها و گوشه‌های مختلف وجود دارد و این‌ها چیزی نیستند که بتوان به آسانی در چهارچوب موسیقی روز دنیا گنجاند. این موسیقی به شکل سنتی آن همواره توسط استادان بزرگ در گوشه و کنار دنیا اجرا شده است اما ما همیشه در این فکر بوده‌ایم که آن  را به صورتی قابل هضم به دنیا عرضه کنیم .&#187;   دکتر ترشیزی در ادامه این سخنان  به نقش  نیما یوشیج در شعر پارسی اشاره می‌کند &#171;که  قالب‌های سنتی را شکست و شعر را به صورتی درآورد که  شاعر برای بیان احساسات خود ناچار مجبور به رعایت این قالب‌ها نشود.&#187;   رضا ترشیزی با مقایسه شعر نو و نوازندگی کیهان کلهر می‌گوید: &#171; اجرای کیهان کلهر در این کنسرت به وضوح شکستن این قالب‌ها را در موسیقی سنتی  نشان می‌دهد. کلهربا ساز سنتی (کمانچه) خود پا به پای سازهای زهی غربی که ویولن، ویولا، چلو و آلتا بودند حرکت می‌کرد و ملودی‌های سه گاه، نوا و اصفهان را با چنان ترکیب  قابل قبولی از لحاظ هارمونیک و اجرایی بازسازی کرده بود که نه تنها برای نوازندگان سازهای زهی غربی نا آشنا نبود، بلکه به هیچ عنوان از چهارچوب‌ها و موازین و قوانین علمی موسیقی جهان و موسیقی سنتی ایرانی نیز بیرون نبود.&#187;    شب فراموش‌نشدنی دانشگاه لس آنجلس در ساعتی کمانچه، موسیقی سنتی ایران، موسیقی غربی و حتی ساختارشکنی نیمایی را یک‌جا به تماشگران عرضه کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Kalhor_LA/1608199.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Kalhor_LA/1608199.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 14 Apr 2009 13:01:34 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A8FFF3ED-2D7B-4D44-97E0-F6A4742827B0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>داریوش و گوگوش از پرویز مقصدی می‌گویند</title>
            <description>خبر درگذشت پرویز مقصدی آهنگساز ایرانی که بر اثر ابتلا به بیماری سرطان ریه در شهر دنور کلورادو درگذشت، نه تنها برخی از همکاران رادیویی او را متأثر کرد بلکه اثرات عمیقی نیز بر خوانندگانی چون داریوش و گوگوش داشت.خبر درگذشت پرویز مقصدی آهنگساز ایرانی که بر اثر ابتلا به بیماری سرطان ریه در شهر دنور کلورادو درگذشت، نه تنها برخی از همکاران رادیویی او چون عطاء‌الله خرم و سورن، و بسیاری دیگر را به شدت متأثر کرد بلکه اثرات عمیق و چند جانبه‌ای نیز بر خوانندگانی چون داریوش و گوگوش داشت.  خوانندگانی که هر یک چون &#171;مقصدی&#187; به نوعی با وقوع انقلاب تن به یک کوچ اجباری داده و ناچار هنر خود را محدود به یک یا چند اقلیت قومی کرده‌اند.  بسیاری از هنرمندان صحنه موسیقی ایران، پس از انقلاب علیرغم محدودیت‌ها، همچنان به کارخود ادامه داده‌اند. برخی متحول شده‌اند و بعضی روش‌های قدیمی خود را با کاربردی تازه عرضه کرده‌اند و در نتیجه توانسته‌اند در صحنه باقی بمانند اما هنرمندانی چون پرویز مقصدی و بسیاری دیگر با روحیه‌ای عزلت‌جو و گوشه‌گیر در حاشیه‌ها نشستند.   &#171;مقصدی سکوی پرش و پرتاب من بود&#187;   داریوش اقبالی یکی از چهره‌های جوان دورانی است که موسیقی جاز مدرن ایرانی توسط مقصدی از طریق آهنگ‌هایی چون &#171;به من نگو دوست دارم&#187; به معروفیت رسید.         داریوش معتقد است که کارهایی که مقصدی برای او ساخت، سکوی پرتاب و پرش او بوده است  داریوش در یک گفت‌وگوی اختصاصی با رادیو فردا می‌گوید: &#171;پرویز در حقیقت دست مرا گرفت و وارد دنیای موسیقی کرد. با کار پرویز مقصدی آغاز کردم و در محضر او یاد گرفتم که چگونه با ملودی کار می‌کند چطور با شعر برخورد می‌کند و&#160; چگونه در خلوت خودش ملودی را می‌سازد و ۱۲ کاری که از او در شروع کارم خواندم یک پایه‌ریزی بتونی بود که پرویز مقصدی برای من ساخت. سکوی پرتاب و سکوی پرش مرا او به وجود آورد. من کماکان روی صحنه از آهنگ‌های او استفاده می‌کنم می‌خوانم و از او یاد می‌کنم.&#187;  داریوش در ادامه این سخنان در مورد پرویز مقصدی می‌گوید:&#171; زبان تنظیم، هارمونی و تلفیق سازها را در موسیقی ما پرویز مقصدی به وجود آورد. او تلفیق سازها را به وجود آورد و بر حس کلام و&#160; نوع بیان کلام در ملودی تأکید داشت. در این راستا پرویز معلمی برای من بود. من همیشه سعی می‌کردم از راهنمایی‌های او در خواندن این ترانه‌ها استفاده کنم و اگر دقیقاً می‌توانستم آنچه را که او گفته بود انجام بدهم به این هدف رسیده بودم.&#187;  اخیراً یکی از هواداران داریوش نواری از یکی از تمرین‌های این خواننده با پرویز مقصدی، در سال‌های نخست همکاری، را در اختیار او گذاشته که به خوبی نشان می‌دهد که او یک تهیه‌کننده وآهنگسازی بینش‌گرا بوده که نظرگاه‌های خاصی برای ارائه موسیقی خود داشته است و هنگام کار الهام‌دهنده بوده است.  داریوش می‌گوید:&#171; پرویز بیشتر کارهایش را خودش می‌خواند و خواننده می‌رفت و آن را مشق می‌کرد. حتی نسل پیش از ما مثل ویگن و روانبخش. برای همه اینها آهنگ ساخته بود. برایشان ضبط می‌کرد برایشان تمرین می‌گذاشت تا آن چیزی که در ذهن او هست را به خواننده منتقل کند.&#187;   رادیوفردا: پرویز مقصدی مدتی در سن دیگو زندگی کرد، بعد دوباره به ایران بازگشت و یک بار دیگر به آمریکا آمد. در این رفت و برگشت‌ها می‌بینیم که با وجود آنکه شما و گوگوش و کسان دیگر بیرون بودند اما آن حالت همکاری که بین مقصدی و خواننده‌هایی که او در زندگی و کار حرفه‌ای آنها مؤثر بود، وجود داشت دیگر به وجود نیامد. چرا فکر می‌کنید این اتفاق افتاد؟    داریوش:  سؤال خیلی حساسی کردید. ببینید ما با یک انقلاب مواجه شدیم. انقلاب هر کدام از ما را به یک جایی در این کره خاکی پرتاب کرد.&#160; با توجه به این مسئله که هنرمند اصولاً آسیب‌پذیر، بسیار شکننده و حساس است در این بحران‌ها سعی می‌کند خودش را جمع و جور کند تا در این آشفتگی و تلاطم بتواند خودش را با مسائل هماهنگ کند.  پرویز هم از این مسئله مستثنی نبود. هر کدام از ما یک شرایط بحرانی داشتیم. اما به واسطه نداشتن ارتباط، پیدا نکردن یکدیگر، و از حال هم با خبر نشدن‌ها انگار پتکی خورده باشد توی سر هرکدام از ما، گیج از این حادثه تاریخی مواجه با این مسئله شده بودیم و هرکدام مثل سیلی که آمده به تخته سنگی چسبیده بود که سیل او را با خود نبرد.  این صدمه‌ای که انقلاب به جامعه هنری زد بسیار قابل بحث است و می‌شود ساعت‌ها در مورد آن صحبت کرد. پرویز هم حساسیت داشت و من متأسفانه خبر فوت او را شنیدم ولی ۱۰ یا ۱۲ سالی بود که دنبال او می‌گشتم.  برخی می‌گفتند به ایران بازگشته، بعضی‌ها می‌گفتند در کلورادو زندگی می‌کند. اما حقیقت این است که امروز باید به مردم ایران برای از دست دادن چنین هنرمندی تسلیت بگویم. هنرمندی که هنوز آهنگ‌هایش به طور گسترده در میان مردم شنیده می‌شود و روی صحنه توسط هنرمندان اجرا می‌شود اما وجودش نیست. هیچ وقت صحبتی از او به میان نیامده.  این باعث تأسف شدید است که هنرمندان ما وقتی که از دست می‌روند ما به یادشان می‌افتیم و ای کاش شرایطی به وجود بیاید که این هنرمندان به این صورت به انزوا کشیده نشوند. امیدوارم مردم بتوانند با هنرمندانشان حتی در زمان کهولت در ارتباط باقی بمانند و ما بتوانیم هم چنان&#160; بین مردم حضور داشته باشیم.&#187;    پرویز مقصدی حس و حال دیگری برای من داشت   گوگوش که از سه سالگی به اجرای برنامه و از پنج سالگی به خوانندگی پرداخت تا پیش از آشنایی با پرویز مقصدی به اجرای ترانه‌های محبوب خوانندگان معروف آن دوران اشتغال داشت اما ترانه &#171;قصه وفا&#187; با آهنگی از پرویز مقصدی تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین صفحه‌های ۴۵ دور آن زمان شد.         ترانه &#171;قصه وفا&#187;ی گوگوش با آهنگی از پرویز مقصدی یکی از پرفروش‌ترین ترانه‌های زمان خود بود  گوگوش در مورد پرویز مقصدی می‌گوید: &#171;اولین ترانه مستقل من که ۱۶ یا ۱۷ ساله که بودم خواندم کار آقای مقصدی بود، قصه وفا که رکورد فروش هم داشت. آن طور که در آن زمان رئیس شرکت آهنگ روز، آقای چمن‌آرا، به من گفتند آن موقع‌ها صفحه زده می‌شد و این&#160; صفحه در آن زمان رکورد فروش را شکست.  قبل از اینکه همکاری‌ام را با پرویز مقصدی شروع کنم، من ترانه‌های خوانندگان مختلف را می‌خواندم. یک یا دو آهنگ در آن زمان به وسیله آقای شماعی‌زاده برای من ساخته شده بود اما هنوز به صورت صفحه بیرون نیامده بود. اما قصه وفا به شکل صفحه ۴۵ دور منتشر شد.&#187;  گوگوش می‌گوید: &#171;تا آن زمان آهنگسازهای ما یک سری کارهای روتین ایرانی می‌ساختند که&#160; نه سنتی بود و نه پاپ. مثل آقای سلیمان اکبری و آقای بابک افشار که کارهایشان را در رادیو خواندم و بسیار هم کارهای زیبایی است و جزو آرشیو&#160; ارزشمند و گران بهای من به شمار می‌رود.  اما پرویز مقصدی حس و حال دیگری برای من داشت که حالا نمی‌دانم شاید به دلیل یک رگ آذربایجانی‌اش یا اینکه&#160; کار پاپ بیشتر می‌کرد. پیانو و ارگ می‌زد و خودش هم خیلی خوب می‌خواند. در آن زمان با گروه منوچهر بیگلری یک ارکستر &#171;جاز&#187; تشکیل داده بود. آهنگ‌های پرویز مقصدی را خیلی دوست داشتم و آنها را&#160; خیلی سریع می‌گرفتم. بعد از قصه وفا،&#160; ساحل و دریا، گل بی‌گلدون و آهنگ بی‌قرار را خواندم که هرکدام به نحوی ملودی‌هایی بسیار دلنشین داشتند و بسیاری آهنگ‌های دیگر.&#187;   رادیوفردا: خانم گوگوش فکر می‌کنید چرا پرویز مقصدی در خارج از ایران دیگر نتوانست با کسانی مثل شما یا داریوش همکاری کند. چرا کناره گرفت؟    گوگوش:  &#171;نمی‌دانم. من دو سال پیش باهاش تلفنی حرف زدم اما نمی‌دانم چه اتفاقی برایش افتاده بود که او را از همه چیز فراری کرده بود. به من آدرس گنگی داد و گفت که در یک مزرعه زندگی آرامی دارد اما هیچ اشاره‌ای به این مسئله که چرا نتوانست یا نخواست با کسی کار کند نکرد. تنها کاری که کرد این بود که یک آهنگ تازه خودش را برایم پای تلفن گذاشت که بشنوم و رفت.  فکر می‌کنم یادش رفت که تلفن را جواب بدهد. به نظرم آمد که بیماری فراموشی گرفته بود چون صدای قدم‌هایش را می‌شنیدم ولی گوشی تلفن را گذاشته بود کنار ضبط صوت و رفته بود دنبال کارهایش.&#187;   رادیوفردا: خانم گوگوش، پرویز مقصدی برای موسیقی جاز مدرن، موسیقی نوینی که شما و بعدها داریوش به عنوان خواننده آغازگر آن بودید، چه میراثی از خود باقی گذاشته است؟    گوگوش:  &#171;کارهای پرویز مقصدی هم از نظر تکنیکی و هم از نظر حسی یک تلفیقی داشت که من فکر می‌کنم هر آدم آماتوری هم که کارهای او را می‌خواند می‌توانست موفق شود.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Dariush_Googoosh_Parviz_Maghsadi/1606731.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Dariush_Googoosh_Parviz_Maghsadi/1606731.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 11 Apr 2009 14:31:40 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8914EEFB-EC74-4CB2-A3B6-06B46352CA9F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پری زنگنه در &#171;آن سوی تاریکی&#187;</title>
            <description>به‌تازگی کتابی در ۴۱۳ صفحه به قلم آوازخوان صاحب سبک ایرانی، پری زنگنه درباره زندگی و تجربیات دوران نابینایی او توسط شرکت کتاب لس آنجلس به چاپ رسیده است.به‌تازگی کتابی در ۴۱۳ صفحه به قلم آوازخوان صاحب سبک ایرانی، پری زنگنه درباره زندگی و تجربیات دوران نابینایی او توسط شرکت کتاب لس آنجلس به چاپ رسیده است.  خانم زنگنه در یک جلسه ویژه در محل شرکت کتاب، این کتاب را که قرار است طی مراسمی در تهران نیز رونمایی شود، برای دوستداران و علاقه‌مندان خود امضا کرد.  کتاب &#171;آن سوی تاریکی&#187; که بیش از یک سوم از محتوی آن به زندگینامه پری زنگنه تعلق دارد، ضمن بازگویی مشکلاتی که این هنرمند از بدو نابینایی به علت تصادف اتومبیل با آن روبه‌رو بوده، بررسی جامعی از مسائل و مشکلات گوناگونی است که افراد نابینا در زندگی روزانه خود با آن مواجه هستند و نیز بی‌اعتنایی مردم دیگر به این مسائل و دشواری‌ها. &#160; پری زنگنه می‌گوید: &#171;فکر نوشتن این کتاب از همان اوائل حادثه‌ای که منجر به نابینایی من شد، در ذهنم بوده است. با این حال منتظر بودم تا این فکر پرورش لازم را پیدا کرده و پخته‌تر شود. من به مدت ۸ سال به کمک چهار دستیار به نوشتن این کتاب اشتغال داشته‌ام.&#187;  در کتاب آن سوی تاریکی، پری زنگنه به توصیف جزئیات دقیق زندگی و هرگونه مطلبی که مردم بخواهند در مورد افرادی که از موهبت بینایی برخوردار نیستند، بدانند نوشته است: &#171;از ساده‌ترین تا مشکل‌ترین و اسرارآمیزترین مسائل مربوط به نابینایان در این کتاب آمده است. از سرگذشت بزرگان نابینای دنیا گرفته تا تاریخچه‌ای از آغاز تعلیم و تربیت نابینایان در ایران به خصوص مشکلات زنان نابینا در این کتاب آورده شده است.&#187;  پری زنگنه در یک گفت‌وگو با رادیو فردا، این کتاب را علی‌رغم عنوان &#171;آن سوی تاریکی&#187; کتابی نه غم‌انگیز و ناراحت‌کننده بلکه آگاهی‌دهنده و امیدوارکننده می‌خواند.  در پاسخ به این سؤال که تا چه اندازه از زندگینامه پری زنگنه در این کتاب&#160; گنجانده شده است خانم زنگنه می‌گوید:&#171;برای سندیت پیدا کردن هر چه بیشتر کتاب، البته حضور من به ویژه در مواردی که من عناوین را شرح داده‌ام در سراسر کتاب به چشم می‌خورد.&#187;  پری زنگنه در مورد نقش موسیقی در زندگی خود از دوران پس از نابینایی می‌گوید: &#171;با وجود آنکه من پیش از نابینایی شاگرد مدرسه ملی موسیقی بودم اما هرگز در نظر نداشتم که خواننده شوم. بعدها همین موسیقی بود که نقش عمده‌ای در زندگی من بازی کرد و نوری شد در زندگی تاریکی که در مقابلم قرار گرفته بود.&#187;&#160;   پری زنگنه امیدوار است تا کتاب آن سوی تاریکی، به صورت گویا در دسترس نابینایان نیز قرار بگیرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Pari_Zangeneh_new_book/1502336.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Pari_Zangeneh_new_book/1502336.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 02 Mar 2009 12:47:47 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B3DFC73C-4335-4257-A835-D321681ED50D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>واکنش شان پن به فیلم مرتبط با قتل ناموسی</title>
            <description>به درخواست شان پن، بازیگر برجسته سینما که هفته پیش برای دومین بار جایزه بهترین بازیگر مرد جوایز اسکار را از آن خود ساخت، تهیه‌کنندگان فیلم تازه‌ای درباره مهاجران غیرقانونی در آمریکا، بخش‌هایی که او در آن شرکت کرده است را حذف کردند.به درخواست شان پن، بازیگر برجسته سینما که هفته پیش برای دومین بار جایزه بهترین بازیگر مرد جوایز اسکار را از آن خود ساخت، تهیه‌کنندگان فیلم تازه‌ای درباره مهاجران غیرقانونی در آمریکا، بخش‌هایی که او در آن شرکت کرده است را حذف کردند.   فیلم &#171;گذر از مرز&#187; (Crossing Over)، به کارگردانی وین کریمر، فیلمسازی که با فیلم &#171;کولر&#187; درباره یک کاراکتر غیرمتعارف در کازینوهای لاس وگاس به معروفیت رسید، با شرکت هریسون فورد، ری لیوتا و اشلی جاد داستان جمعی از مهاجران از ملیت‌های مختلف از جمله ایرانی، عرب، کره‌ای و حتی ژاپنی می‌باشد که داستان آن در شهر لس‌آنجلس اتفاق می‌افتد.  این فیلم از لحاظ موضوع شباهت‌هایی به فیلم‌هایی چون تصادف و قاچاق دارد که در دو سه سال اول پس از حملات یازدهم سپتامبر به روی پرده سینماها آمدند تا به مسائل مطرح آن دوران بپردازند اما مورد توجه منتقدین سینمایی قرار نگرفتند.  در فیلم &#171;گذر از مرز&#187; که از امروز نمایش آن در سینماهای آمریکا آغاز شد برخلاف انتظارات از بخش‌هایی از فیلم که شان پن بازیگر برنده اسکار در آن نقش یک مأمور مهاجرت را بازی کرده است خبری نبود.  بنا بر گزارش منابع خبری هالیوود، شان پن چندی پیش از تهیه‌کنندگان فیلم می‌خواهد تا قسمت‌هایی که او در آن بازی کرده است را حذف کنند.  از آنجا که نمایش این فیلم که در اوایل سال ۲۰۰۷ به اتمام رسیده ماه‌ها با تأخیر مواجه بوده است، تهیه‌کنندگان فیلم، هاروی واینستین و فرانک مارشال تا این لحظه از صحبت در مورد عدم حضور شان پن در آن خودداری کرده‌اند.   هم چنین تا امروز در هیچکدام از تبلیغات فیلم نامی از شان پن که پس از بردن جایزه اسکار می‌توانست عامل مؤثری در فروش گیشه باشد برده نشده است.   بنا بر گزارش نشریه اینترنتی هالیوود السور، شان پن و کارگردان فیلم وین کریمر از آغاز کار بر سر یکی از صحنه‌های فیلم که در آن یک مهاجر ایرانی با کشتن خواهر خود دست به قتل ناموسی می‌زند مسئله داشته است. نقش این زن ایرانی را بازیگر تئاتر و تلویزیون ساکن لس‌آنجلس نینا نایبی بازی می‌کند.  این صحنه قتل ناموسی در همان اوایل آغاز تدوین فیلم به دلیل اعتراض جامعه ایرانی از جمله&#160; شورای ملی ایرانی‌های آمریکایی&#160; که آن را&#160; افتراآمیز خواندند از فیلم حذف شد.  با این وجود فیلم &#171;گذر از مرز&#187; برای کارگردان آن وین کریمر تجربه تلخی بوده است. تهیه کننده فیلم هاروی واینستین که حق تدوین نهایی را به کریمر داده بود پس از تماشای فیلم، این حق را نادیده گرفته و از دو بازیگر اصلی فیلم، هریسون فورد و شان پن می‌خواهد که در تدوین نهایی فیلم دخالت کنند.  اما بنا بر گزارش امروز ای اینترتینمت نیوز، شان پن پس از تماشای فیلم درخواست می‌کند که قسمت‌هایی که او در آن شرکت داشته است حذف شود.  فیلم &#171;گذر از مرز&#187; در پایان&#160; نخستین روز نمایش آن مورد انتقاد منتقدان سینمایی قرار گرفت که آن را فیلمی خوانده‌اند که نتوانسته است آن چنان که باید مسائل چند گونه مهاجران را مطرح کند.   از سوی دیگر، عقب‌نشینی شان پن باعث شده است که دست اندرکاران و منتقدان سینمایی از او به عنوان ستاره‌ای که در هالیوود از قدرتی بیش از آن چه لازم است برخوردار است یاد کنند و این که تهیه‌کنندگان نیز برای به دست آوردن رضایت خاطر این ستارگان، نظریات و اعتقادات شخصی آنها را هر چند علیه کارگردان و نویسنده فیلمنامه نیز باشد قبول می‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sean_Penn_Crossing_Over/1500962.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sean_Penn_Crossing_Over/1500962.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 28 Feb 2009 18:42:36 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/23B194DA-72E5-42DF-BACF-6DE99841CED5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اعطای جوایز &#171;اسکار مستقل‌ها&#187;</title>
            <description>جوايز اسپيريت که تجليلی است از فيلمسازانی که با حفظ استقلال و بودجه کم در مقابل هاليوود قد علم می‌کنند، يک شب پيش از برگزاری مراسم اسکار در حومه شهر لس‌آنجلس به برندگان آن اهدا شد.  جوايز اسپيريت که تجليلی است از فيلمسازانی که با حفظ استقلال و بودجه کم در مقابل هاليوود قد علم می‌کنند، شنبه، يک شب پيش از برگزاری مراسم اسکار، در ساحل سانتامانيکا در حومه شهر لس‌آنجلس به برندگان آن اهدا شد.   جوايز اسپيريت توسط فيلم اينديپندنت، يک سازمان غيرانتفاعی حامی تهيه‌کنندگان فيلم‌های کم‌بودجه، برگزار می‌شود و بسیاری آن را &#171;اسکار مستقل‌ها&#187; می‌خوانند.  اين جوايز علاوه بر رده‌بندی‌های معمولی چون بهترين فيلم، بهترين بازيگر، بهترين فيلم مستند، به بهترين اثر اول يک کارگردان تازه‌کار، بهترين فيلمنامه بار اول و فيلمساز جوانی با آينده درخشان نيز اهدا می‌شود.  فيلم کشتی‌گير برنده جايزه بهترين فيلم سال اسپيريت شد. کشتی‌گیر داستان بازگشت يک ورزشکار قديمی به صحنه مسابقات کشتی کچ است.  ميکی رورک، بازيگر نقش اول اين فيلم، نيز توانست جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد سال را از آن خود سازد. ميکی رورک در ۱۵ سال گذشته در انزوا و فراموشی و دور از صحنه فيلمسازی هاليوود در شرايطی مشابه با قهرمان فيلم کشتی‌گير به سر برد.   ملیسا لئو نیز جایزه بهترین هنرپیشه زن را برای نقش‌آفرینی در فیلم رودخانه یخ‌زده از آن خود کرد.  آخرين فيلم وودی آلن، ويکی، کريستينا، بارسلونا، جايزه بهترين فيلمنامه سال را برای اين کارگردان ، نويسنده و فيلمساز مستقل به همراه آورد.   جايزه بهترين بازيگر نقش دوم مرد به جيمز فرانکو برای بازی در نقش يک فعال حقوق همجنسگرايان در شهر سن فرانسيسکو اهدا شد و جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن جوايز اسپيريت به پنه‌لوپه کروز، برای ايفای نقش در فيلم ويکی، کريستينا، بارسلونا اهدا شد. اين جايزه در سال ۲۰۰۳ به شهره آغداشلو، بازيگر ايرانی برای ايفای نقش مکمل در فيلم خانه‌ای از شن و مه داده شده بود.  فيلم مستند مرد روی سيم، داستان عبور مردی از روی سيم باريکی بين دو ساختمانی که در حملات يازدهم سپتامبر نابود شد در نيويورک در دهه هفتاد، جايزه بهترين مستند سال را از آن خود ساخت و فيلم فرانسوی کلاس جايزه بهترين فيلم خارجی سال را به دست آورد.   در مراسم امسال جايزه جان کاساويتس يا بهترين فيلمی که با بودجه‌ای زير ۵۰۰ هزار دلار ساخته شده است به فيلم &#171;در جستجوی بوسه نيمه‌شب&#187; نخستين ساخته کارگردان جوان، الکس هولدريج، اهدا شد.  تجربه سال‌های پيش نشان می‌دهد که اغلب برندگان جوايز اسپيريت جوايز اصلی اسکار را نيز به دست می‌آورند. در حال حاضر رقيب اصلی ميکی رورک برای دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد سال جوايز اسکار شان پن برای بازی نقش اول فيلم ميلک است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_spiritawards_usa/1497283.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_spiritawards_usa/1497283.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 22 Feb 2009 13:19:44 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E631E565-CCF0-4E9F-A8D5-879CB74BCDB6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نامزد ایرانی-‌آمریکایی اسکار</title>
            <description>عماد مخبری از پدر و مادری ایرانی در آمریکا زاده شده است. زندگی او از آمریکا آغاز در ایران و سوئد ادامه پیدا کرد و مجددا به آمریکا ختم شد؛ جایی که به دانشگاه رفت و در رشته کامپیوتر تحصیل کرد. اما آقای مخبری دوباره چمدان‌هایش را بست و این بار راهی پاریس شد تا &#171;فیلم‌سازی&#187; بخواند. او همراه پنج تن دیگر، نامزد امسال اسکار در بخش انیمیشن کوتاه شده است. فیروزه خطیبی، گزارشگر رادیو فردا در لس آنجلس با عماد مخبری گفت‌وگویی کرده است که می‌توانید ببینید.         ماجرای فیلم:   یک آشپز، اختاپوسی را به دام خود می‌اندازد تا آن را طبخ کند، اختاپوس دیگر برای نجات دوستش دست به همه کار می‌زند...     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Emad_Mokhberi/1496557.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Emad_Mokhberi/1496557.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 20 Feb 2009 15:00:22 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E01D9D6D-6470-41A2-8C95-DBB79E07D04D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>زنان کفن‌پوش؛ مستندی درباره سنگسار در ایران</title>
            <description>فیلم مستند زنان کفن‌پوش درباره سنگسار در ایران، با همکاری انستیتوی ساندنس یک مؤسسه فرهنگی وابسته به جشنواره سینمایی به همین نام در موزه &#171;همر&#187; شهر لس آنجلس به نمایش درآمد و پس از آن تماشاگران فرصتی یافتند تا با فرید حائری‌نژاد یکی از دو کارگردان حاضر در جلسه فیلم آشنا شده و سؤالات خود را در باره این فیلم مطرح کنند.فیلم مستند زنان کفن‌پوش درباره سنگسار در ایران، با همکاری انستیتوی ساندنس یک مؤسسه فرهنگی وابسته به جشنواره سینمایی به همین نام در موزه &#171;همر&#187; شهر لس آنجلس به نمایش درآمد و پس از آن تماشاگران فرصتی یافتند تا با فرید حائری‌نژاد یکی از دو کارگردان حاضر در جلسه فیلم آشنا شده و سؤالات خود را در باره این فیلم مطرح کنند.  مؤسسه ساندنس هر سال&#160; چندین بار به نمایش و حمایت از آثار فیلمسازان منتخبی می‌پردازد که در حال حاضر مراحل نهایی اتمام&#160; فیلم خود را می‌گذرانند.  فیلم مستند زنان کفن‌پوش ساخته&#160; فرید حائری‌نژاد و محمدرضا کاظمی، دو فیلمساز ایرانی، یکی از این فیلم هاست که به خاطر ارزش‌های حقوق بشری که در آن گنجانده شده توسط این مؤسسه فرهنگی و با همکاری و حمایت جشنواره سینمایی ساندنس به عنوان &#171;اثری تصاعدی&#187; یا در حال اتمام برای اظهار نظر تماشاگران در موزه همر شهر لس آنجلس به نمایش گذاشته شد.  فیلم ماجرای فعالیت‌های یک گروه حامی حقوق بشر در داخل ایران به رهبری شادی صدر، حقوقدان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان است که می‌کوشند با تغییر قوانین جاری در جمهوری اسلامی از اجرای سنگسار و اعدام در ایران جلوگیری کنند.  کریستین هیلی، هماهنگ‌کننده این برنامه، با اشاره حمایت انستیتوی ساندنس از فیلمسازانی که در گوشه و کنار جهان به ساختن فیلم‌هایی درباره بی‌عدالتی‌های اجتماعی اشتغال دارند، دلیل انتخاب فیلم زنان کفن‌پوش فیلمی درباره مجازات سنگسار را رساندن صداهای داخل ایران به گوش جهانیان می‌داند.  وی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;برای ما حمایت از این فیلم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که اینجا دو فیلمساز ایرانی هستند که&#160; مسائل و مشکلات&#160; خاص این کشور را در زمینه بی‌عدالتی‌های اجتماعی مطرح می‌کنند. ما در گذشته&#160; فیلم‌های دیگری از وضعیت حقوق بشر در ایران&#160; به نمایش گذاشته‌ایم اما این فیلم بخصوص برای ما از این جهت اهمیت دارد که ما می‌توانیم صدایی را از داخل ایران به خارج و به&#160; گوش جهانیان برسانیم.&#187;  فرید حائری‌نژاد فیلمساز و یکی از دو کارگردان و تدوین‌کننده فیلم زنان کفن‌پوش که در حال حاضر ساکن تورنتو است پس از نمایش فیلم در یک جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران حضور یافت.  او درمورد استقبال تماشاگران از موضوع فیلم به رادیو فردا گفت: &#171; از این استقبال خوشحالم اما متأسفم که آقای محمدرضا کاظمی کارگردان دیگر فیلم که نقش عمده‌ای در ساختن این فیلم داشته است در اینجا حضور ندارد. با این حال نکته مهم این است که مسئله مهمی که در فیلم مطرح شده به نمایش درآمد. در واقع بدترین چیز برای یک فیلمساز این است که فیلم تمام نشده خود را به نمایش بگذارد.&#187;  مؤسسه فرهنگی ساندنس در تمام مراحل پایانی و پخش و اکران فیلم مستند زنان کفن‌پوش به سازندگان این فیلم یاری لازم را خواهد رساند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Women_in_Shroud_Documentary/1494119.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Women_in_Shroud_Documentary/1494119.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Feb 2009 19:18:54 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E3F9ED7F-B339-4B1B-8F17-723CDF34E7E7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گرمی ۲۰۰۹ با کوک ِ راک‌ </title>
            <description>همان طور که اسکار مهم‌ترين جايزه سينمايی برای بازيگران و دست‌اندرکاران سينما است، جايزه موسيقی گرمی نيز اوج رقابت‌ها در صحنه موسيقی آمريکا به شمار می‌رود و هر سال در مراسمی که در مرکز توليد و پخش موزيک آمريکا، شهر لس‌آنجلس برگزار می‌شود بهترين‌های سالی که گذشت در رده بندی‌های مختلف موسيقی موفق به دريافت جوايز گرمی می‌شوند.  همانطور که اسکار مهم ترين جايزه سينمايی برای بازيگران و دست اندرکاران سينما به شمار می رود، جايزه موسيقی گرمی نيز اوج رقابت ها در صحنه موسيقی آمريکا به شمار می رود. هرسال در مراسمی که در مرکز توليد و پخش موزيک آمريکا، شهر لس آنجلس، برگزار می شود، بهترين های سالی که گذشت در رده بندی های مختلف موسيقی، موفق به دريافت جوايز گرمی می شوند.   امسال در پنجاه و يکمين سال برگزاری مراسم اهدای جوايز گرمی، در استيپل سنتر شهر لس آنجلس، برخلاف سال گذشته که چهره های جوان تر برنامه را تحت الشعاع قرار داده بودند، اکثريت برندگان و اجرا کنندگان از ميان هنرمندانی با سنين مختلف انتخاب شده بودند و در نهايت رابرت پلنت ۶۰ ساله ، يکی از چهره های قديمی و سرشناس موسيقی راک توانست به همراه آليسون کراس ، خواننده و آهنگساز ۳۷ ساله بلوگراس، پنج جايزه اصلی گرمی از جمله بهترين آلبوم سال (ريزينگ سند) ، بهترين ترانه سال ( لطفا اين نامه را بخوان) و بهترين اجرای دو صدای يک ترانه را از آن خود سازد.  رابرت پلنت از اعضای اصلی گروه معروف و قديمی &#171; لد زپلين&#187; است که برخی از ترانه های معروف اين گروه از جمله &#171;پلکانی به سوی بهشت&#187; از آثار اوست.  او به عنوان خواننده ای توانا با صدايی متفاوت و کم نظير به شهرت رسيد و در طول سال ها به خاطر خوانندگی تجربی و حرکات اعجاب انگيز روی صحنه موسيقی راک، معروفيت بيشتری از ديگر اعضای گروه کسب کرد. او در سال های اخير به همراه آليسون کراس به کار روی ملودی های آرام بخش &#171; نشويل&#187; يا موسيقی مردمی آمريکا اشتغال داشته است.  آلبوم ريزينگ سند در رده بندی بهترين آلبوم سال با ليل وين، کلد پلی و راديو هد رقابت می کرد.  درشب برنامه گرمی که به طور زنده از شبکه تلويزيونی سی بی اس پخش می شد، به نظر می رسيد که تهيه کنندگان کوشيده اند تا اين هنرمندان قديمی و جديد را به طور مساوی در کنار هم قرار دهند.   تيلور سويفت ۱۹ ساله و مايلی سايروس ۱۶ ساله ترانه &#171; پانزده سالگی&#187; سويفيت را اجرا کردند.   پل مک کارتنی ۶۶ ساله و ديو گرول، درامر ۴۰ ساله که او را همراهی می کرد، یکی از ترانه های معروف بيتلز را خواندند.  استيوی واندر ترانه ای را به همراه جوناس برادرز اجرا کرد و رپ آرتيست معروف &#171;ميا&#187; باوجود آن‌که ۹ ماهه حامله است، به روی صحنه آمد تا ترانه معروف خود &#171;سوآگر لايک آس&#187; را به همراه کونيا وست و ليل وين اجرا کند.  ليل وين که دارای ۸ نامزدی در رده بندی های مختلف موسيقی بود توانست سه جايزه گرامی را از آن خود سازد. گروه انگليسی کلد پلی که در مدت زمانی کوتاه ۴ گرامی به دست آورده، يک بار ديگر سه جايزه مختلف از جمله جايزه بهترين آلبوم راک اندرول سال را برای مجموعه &#171; ويوا لاويدا&#187; از آن خود ساخت.  مراسم جوايز گرمی امسال ميزبان به‌خصوصی نداشت و تعداد برنامه های هنری که لابلای اهدای جوايز اجرا می شد، امسال از هميشه کم تر بود.  غيبت کريس براون و ريحانا، دو تن از چهره های معروف آر اند، بی به خاطر مشکلات خانوادگی و در گيری با پليس موجب شد تا اجرای دست‌جمعی ترانه معروف ال گرين به نام بياييد با هم باشيم توسط گرين، جاستين تيمبرليک، بويز تو من و کيت اوربن جايگزين اجرای ترانه ای توسط ريحانا شود.  اجرای ترانه ای به نام &#171; تو نجات دهنده هستی &#187; توسط جنيفر هادسن خواننده مستعد و جوان موسيقی ريتم و بلوز که چندی پيش اعضای خانواده او در يک واقعه تراژيک کشته شدند در مراسم اهدای جوايز گرمی ، اشک به چشم حاضران آورد و اين خواننده که برای آلبومی به نام &#171;هادسن&#187; جايزه بهترين آلبوم ريتم اند بلوز سال را از آن خود ساخت، در نطق کوتاهی اين جايزه را به خانواده از دست رفته خود در &#171;آسمان&#187; اهدا کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_music_Grammy/1490616.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_music_Grammy/1490616.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Feb 2009 14:00:28 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/ADF3A7A3-6E11-4254-9417-3A52C821FC32_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نیاز با &#171;۹ سپهر&#187; باز می‌گردد</title>
            <description>گروه سه نفره &#171;نیاز&#187;، تازه ترین آلبوم خود به نام ۹ سپهر را این هفته در لس آنجلس عرضه می کند. اعظم علی خواننده گروه این آلبوم می گوید این آلبوم برای ایجاد ارتباطی تازه با ایرانیانی است که به پخش ترانه و صدای او در فیلم ۳۰۰ ، اعتراض کرده اند.گروه سه نفره &#171;نیاز&#187;، تازه ترین آلبوم خود به نام ۹ سپهر را  این هفته در لس آنجلس عرضه می کند.   نیاز هم چنین با اجرای کنسرتی در تئاتر &#171;ال ری&#187; در این شهر تور تازه جهانی  خود را برای معرفی این آلبوم آغاز می کند.     اعظم علی خواننده  گروه  این آلبوم می گوید این آلبوم برای ایجاد ارتباطی تازه  با ایرانیانی است که به  پخش ترانه و صدای او  در فیلم ۳۰۰ ، اعتراض کرده اند.    گروه سه نفره نیاز که در سال ۲۰۰۵ با همکاری  رامین ترکیان، نوازنده سازهای مختلف  ایرانی و اعظم علی، خواننده ایرانی تبار و بزرگ شده هند پایه گذاری شده است.   &#171;نیاز&#187; در اندک زمانی توانست  نوعی موسیقی تلفیقی شرقی و غربی را در بازار پرهیاهو و پر رقابت موسیقی جهانی عرضه کند و مورد توجه شنوندگان حرفه ای موسیقی نیز قرار گیرد.   همینک این گروه با تازه ترین آلبوم خود، ۹ سپهر، که برداشتی است از موسیقی فولکلور ایرانی، قدم به عرصه  موسیقی قرن ۲۱ام گذاشته است.   لوگا رامین ترکیان، آهنگساز و نوازنده  گروه که در دهه ۱۹۹۰ میلادی  با گروه &#171;اکسیوم آو چویس&#187; نواها و موسیقی ایرانی را در قالب موسیقی جهانی ارائه داده است، درباره  آلبوم تازه  گروه نیاز به رادیو فردا  می گوید: &#171; موسیقی ما در اصل ریشه در فرهنگ ایران دارد و هم اعظم و هم  من ایرانی هستیم و با موسیقی ایرانی بزرگ شده ایم. الان موسیقی جهانی یا موسیقی تلفیقی، به جایی رسیده است که با موسیقی فرهنگ های دیگر آمیخته می شود و ما بهخصوص تمرکزمان روی این است که  موسیقی ترکی، هندی و ایرانی را با هم  دیگر بیامیزیم و این کار را از طریق کلام و شعرهای زبان اردو، فارسی و ترکی  نیز انجام می دهیم.&#187;  لوگا رامین ترکیان، به نقش امیرخسرو دهلوی -شاعری که در پاکستان و هند معروف و محبوب است- اشاره می کند.  این هنرمند ایرانی -که گفته می شود- طبل هندی معروف به (طابلا) را نیز او طراحی کرده است، در دربار هند زندگی می کرد.   معروفیت امیر خسرو دهلوی، به خاطر قدرت تطبیق کلام فارسی با ملودی های هندی بوده است.   رامین ترکیان می گوید: &#171; دهلوی برای من شخصیت خیلی جالبی است چرا که  حضور او ثابت می کند، افرادی مثل دهلوی این کاری که ما امروز انجام می دهیم، صدها سال پیش به اشکال دیگری انجام داده اند و کوشیده اند تا فرهنگ ها را به هم نزدیک کنند. به همین جهت هم در آلبوم تازه -۹ سپهر- ما گزیده ای از اشعار امیرخسرو دهلوی نیز آورده ایم. علاوه بر آن آهنگ های فولکلوریک ایرانی از ۳۰۰ سال پیش را نیز به کار گرفته ایم.&#187;          از راست به چپ: لوگا رامین، اعظم علی و کارمن ریزو، اعضای گروه نیاز        اعظم علی، خواننده گروه نیاز، در ۴ سالگی به همراه خانواده خود از ایران به هندوستان و سپس به لس آنجلس مهاجرت کرد. برای نخستین بار در سال ۱۹۹۶ میلادی به همراه گروه دو نفره &#171;واز&#187; در مدت کوتاهی، مشهور شد. اعظم علی، بیش از ۱۵ سال است که به عنوان آوازه‌خوان، در پروژه های مختلف سینمایی نیز شرکت می کند. او با آهنگسازانی چون تایلر بیتس ، جف رونا، کونا و میکی هارت، همکاری های مستمر داشته است.      اعظم علی  در سال ۲۰۰۷ میلادی، با حضور در موسیقی متن فیلم ۳۰۰ خشم گروهی از ایرانیان را برانگیخت. او همینک با گذشت سه سال از ساخت این فیلم به رادیو فردا  می گوید: &#171; خیلی متاسفم که مردم این قدر از این فیلم ناراحت شدند. می دانید در کار موسیقی متن فیلم معمولا شما فیلم را به طور کامل نمی بینید. من هم فیلم ۳۰۰ را خیلی دیر و تنها یک هفته پیش از اکران آن دیدم. من امروز قبول کرده ام که آدم ها در زندگی اشتباهاتی مرتکب می شوند و ۳۰۰ در زندگی من یکی از این اشتباهات بوده است. من همیشه در طول ۱۵ سال کار در صحنه موسیقی و ضبط ۱۰ آلبوم مختلف به این فکر کرده ام، که برای وطنم و هموطنانم یک نمونه باشم. به خصوص برای  جوان هایی که در اینجا بزرگ شده اند. خیلی ها فکر می کنند این اولین کار سینمایی من بوده است اما اینطور نیست. &#187;  اعظم علی و رامین ترکیان، طی سه سال گذشته مشغول آماده کردن آلبوم ۹ سپر بوده اند؛ کاری که هم زمان با تولد نخستین فرزند این زوج هنری، پسری به نام  &#171; ایمان &#187; همراه بوده است.  اعظم علی می گوید: &#171; شرکت در ساختن این آلبوم یکی از مهم ترین و زیباترین کارهایی است که تا به حال انجام داده ام.  من امیدوارم که آلبوم ۹ سپهر بتواند آن دسته از ایرانیان نسل دومی که با موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تا کنون ارتباطی برقرار نکرده اند را به خود جلب کند. &#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_NYAZ_9heavens/1377749.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_NYAZ_9heavens/1377749.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 02 Feb 2009 13:28:34 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FBF93614-BA59-461D-8BF6-EE66D5AC7418_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برای هژدهمین بار؛ فیلم‌های ایرانی در دانشگاه لس آنجلس</title>
            <description>جشنواره فیلم‌های ایرانی در دانشگاه لس آنجلس، یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم‌های ایرانی که از ۱۸ سال پیش به همت بخش آرشیو فیلم تلویزیون دانشگاه لس آنجلس آغاز به کرده است، امسال نیز برخی از برجسته ترین آثار فیلمسازان ایرانی را از خاورمیانه به مرکز صنعت سینمای آمریکا، لس آنجلس و هالیوود می‌آورد .  جشنواره فیلم‌های ایرانی در دانشگاه لس آنجلس، یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم‌های ایرانی که از ۱۸ سال پیش به همت بخش آرشیو فیلم تلویزیون دانشگاه لس آنجلس آغاز به کرده است، امسال نیز برخی از برجسته ترین آثار فیلمسازان ایرانی را از خاورمیانه به مرکز صنعت سینمای آمریکا، لس آنجلس و هالیوود می‌آورد .         درحالیکه اخبار سیاسی&#160;کشورهای خاورمیانه هر روز درصدر خبرهای رسانه‌ها و جراید&#160;است، کارکنان بخش آرشیو فیلم و تلویزیون دانشگاه لس آنجلس، کوشیده‌اند تا از طریق نمایش فیلم‌های ایرانی در این جشنواره سالیانه نشان دهند که مردم ایران نیز همان امیدها و مشکلاتی را دارند که آمریکایی‌ها در دیگر سوی جهان.     &#160;    پل مالکوم، کسی که امسال جشنواره فیلم‌های ایرانی را برای اجرا آماده کرد و خود یکی از علاقمندان سینمای ایران است، به رادیو فردا می گوید: &#171; من از سال ۱۹۹۰، از هواداران پرو پاقرص سینمای ایران بوده‌ام.&#160;امسال ما در طول ۶ هفته، ۶ فیلم سینمایی، ۵ فیلم مستند و ۵ فیلم کوتاه نمایش خواهیم داد. هرچند من فکر می کنم بیشتر این فیلم ها درواقع مسائل بشری مشترکی را مطرح می‌کنند که تقریبا&#160;همه ما با آن آشنایی داریم، اما هنوز ریشه‌های عمیقی در فرهنگ ایرانی دارند. &#187;    &#160;    هرسال، دوستداران سینمای ایران و به خصوص اعضای جامعه ایرانی ساکن لس آنجلس، سالن‌های این جشنواره را پر می‌کنند.     &#160;    پل مالکوم معتقد است این جشنواره در میان تماشاگران غیر ایرانی نیز از جذابیت خاصی برخوردار است :    آقای مالکوم می‌گوید: &#171;یکی از جنبه‌های مثبت&#160;فستیوال این است که این فیلم‌ها از بسیاری جهات برای تماشاگران از هر طیف و طبقه‌ای قابل توجه است. علیرغم مشکلات سیاسی که ایران با آن دست به گریبان است، در ۲۰ سال گذشته داستان جهش غیرمنتظره صنعت فیلم‌سازی در ایران یکی از مهم‌ترین وقایع سینمایی جهان&#160;به شمار می‌رود.&#187;    &#160;    پل مالکوم که خود دوست ندارد در باره دولت ایران و یا&#160;سیاست اظهار نظری کند، معتقد است فیلم‌های برگزیده&#160;جشنواره امسال،&#160;می‌تواند وضعیت موجود در داخل ایران و شرایط زندگی مردم در این کشور را به خوبی به نمایش بگذارد.     &#160;    در میان کارگردان‌هایی که در طول سال‌ها، با نمایش فیلم‌هایشان در این جشنواره توانسته‌اند اثراتی بر ذهن تماشاگران&#160;باقی بگذارند، از فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی،&#160;مجید مجیدی، جعفر پناهی و بهرام بیضایی می‌توان نام برد.    &#160;    &#171;آواز گنجشگ‌ها&#187;، تازه ترین ساخته مجید مجیدی، از جمله فیلم‌هایی است که در جشنواره سینمای ایران در تالار بیلی وایلدر موزه همر شهر لس آنجلس به نمایش درخواهد آمد.     &#160;    این فیلم، داستان زندگی مردی است که با ازدست دادن شغل خود در یک مزرعه پرورش شتر مرغ،&#160;به تهران می‌آید تا راننده تاکسی شود.    پل مالکوم معتقد است که &#171; مجیدی استعداد شگفت آوری دارد و فیلم او از لایه‌های بی‌شماری برخوردار است.&#187;    &#160;    آقای مالکوم در ادامه به فیلم‌های دیگری که در جشنواره امسال نمایش داده می‌شوند نیز اشاره می‌کند: &#171;از جمله فیلم مستند ۷ زن نابینا که در آن کارگردان، محمد شیروانی، این هفت زن&#160;را برای ساختن فیلمی در یک کارگاه گردهم می‌آورد. سپس به آن‌ها دوربین می‌دهد و تماشاگر با تماشای حرکات تصادفی و غیرعمدی آن‌ها فرصتی می‌یابد تا مفهوم زندگی&#160;بدون داشتن&#160;قدرت بینایی را درک کند. این درحقیقت &quot;فیلم‌سازی از نقطه نظر فیلم‌ساز&quot; و یکی از خالص‌ترین و طبیعی‌ترین عناصر فیلم‌سازی محسوب می‌شود.&#187;    &#160;    از فیلم های دیگر جشنواره سینمای ایران امسال در دانشگاه&#160;لس آنجلس می‌توان به سه زن به کارگردانی منیژه حکمت و باشرکت نیکی کریمی، &#171;ترانه تنهایی تهران&#187;، محصول مشترک ایران و فرانسه به کارگردانی سامان سالور، &#171;چراغی در مه&#187;، و فیلم مستند &#171;زنان کفن پوش&#187; ساخته فرید حائری‌نژاد و محمدرضا کاظمی نام برد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_UCLA_Films/1375763.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_UCLA_Films/1375763.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 Jan 2009 13:45:11 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DCF99B1A-52AB-43BD-8487-E88B7360180F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>میهمانان نوجوان در مراسم تحلیف اوباما</title>
            <description> باراک اوباما از گروهی از نوجوانان محروم مدرسه &#171;ران کلارک&#187; دعوت کرده است تا با حضور در مراسم تحليف، ترانه ای نيز اجرا کنند.   &#160;باراک اوباما از گروهی از نوجوانان محروم مدرسه &#171;ران کلارک&#187; دعوت کرده است تا با حضور در مراسم تحليف، ترانه ای نيز اجرا کنند. &#160;  روز دوشنبه، که در آمريکا روز يادبود مارتين لوترکينگ نام دارد و آمريکاييان به کارهای عام المنفعه ميپردازند، باراک اوباما از مدرسه ران کلارک در شهر آتلانتا، ايالت جرجيا، بازديد کرد. &#160; آقای اوباما در آن ديدار ضمن کمک به کارهای مدرسه، مانند نقاشی ديوارها، با نوجوانان مدرسه ران کلارک به گفت وگو پرداخت.  ران کلارک معلم سفيدپوستی است که زندگی خود را وقف آموزش کودکان و نوجوانان سياهپوست در محلات فقيرنشين، از جمله هارلم در نيويورک، کرده است.  چند روز پيش بود که خبری باورنکردنی به دانش آموزان مدرسه ران کلارک رسيد: رئيس جمهوری منتخب از آنها دعوت کرد که در جشن پس از مراسم تحليف شرکت کنند و ترانه جديد خود را با نام &#171;اوبامای عزيز&#187; بخوانند.  اين گروه خوانندگان نوجوان علاوه بر اجرای برنامه مخصوص در مراسم تحليف، در چهار ضيافت ديگر نيز که امشب در شهر واشينگتن برگزار ميشود نيز شرکت خواهند کرد.  اين دانش آموزان در يکی از برنامه های امشب به همراه آشر، هنرمند معروف آر اند بی، و همچنين پتی لابل به روی صحنه خواهند رفت.  اپرا وينفری، مجری برنامه معروف تلويزيونی، ران کلارک را که به يکی از برنامه های خود دعوت کرد و در پايان آن برنامه وی را &#171;يک پديده حيرت انگيز اجتماعی&#187; خواند.  در همان برنامه اپرا وينفری بود که دانش&#160;آموزان مدرسه ران کلارک روی صحنه آمدند و آهنگی را که برای انتخاب باراک اوباما تهيه کرده بودند خواندند.  از آن پس ترانه انتخابات به عنوان پرطرفدارترين ترانه روز در اينترنت به ثبت رسيد و دانش آموزان ران کلارک بسيار معروف شدند. آنها تاکنون به شهرهای مختلف آمريکا دعوت شدهاند تا به اجرای اين ترانه&#160; بپردازند.  مدرسه ران کلارک مؤسسه آموزشی و غيرانتفاعی است که از شيوه های خاصی برای آموزش دانش آموزان خود استفاده ميکند.  اين مدرسه در سال ۲۰۰۷ پايه گذاری شده است و با به کارگيری تکنيک های ويژهای که خود آقای کلارک ابداع کرده است، در ارتقای سطح علمی دانش&#160;آموزان ميکوشد.  همچنين در اين مدرسه کوشش بر اين است که استعدادهای هنری دانشآموزان کشف و شکوفا شود و آنها در طول دوران تحصيل فرصتی بيابند تا به مناطق مختلف جهان سفر کنند.  ران کلارک هزينه ساخت اين مدرسه را از عوايد دو کتاب پرفروش خود در باره آموزش به&#160; آموزگاران برای استفاده از شيوه های نوين در آموزش کودکان محروم از مزايای اجتماعی تأمين کرد.&#160;  &#160; </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_obama_usa_youth/1372447.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_obama_usa_youth/1372447.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 20 Jan 2009 18:18:08 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0067E32D-143F-4628-90BC-3444A68AED25_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سعید محمدی و &#171;یورش موسیقی مبتذل خانگی&#187; از ایران</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;سعید محمدی، خواننده، آهنگساز، و ترانه‌سرای ساکن لس‌آنجلس، می‌گوید کوشش‌هایش در جهت ایجاد نوآوری در عرصه موسیقی ایرانی در لس‌آنجلس است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;وی اخیرا با ساختن ترانه‌های &#171;درخت بی‌سایه&#187; و &#171;ایمیل&#187; نوعی از موسیقی راک را وارد جریان موسیقی ایرانی این شهر کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;سعید محمدی هم اکنون در حال تهیه تازه‌ترین آلبوم خود، مجموعه ترانه‌هایی با استفاده از گیتار آکوستیک، است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;با سعید محمدی در شب کریسمس در استودیوی ضبط آهنگ‌هایش در هالیوود گفت‌وگو می‌کنم؛ گفت‌وگویی که او در آن به موضوعاتی گوناگون، از جمله &#171;سرنوشت دردناک موسیقی ایرانی در لس‌آنجلس&#187;، و &#171;یورش نوعی موسیقی مبتذل خانگی از داخل ایران&#187;، می‌گوید.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;ul&gt; &lt;li&gt; &lt;span&gt; &lt;em&gt;گفت‌وگو با سعید محمدی را بشنوید&lt;/em&gt; &lt;/span&gt; &lt;/li&gt; &lt;/ul&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;سعید محمدی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;سال‌های سال است که افرادی موسیقی لس‌آنجلس را به اتهام ابتذال تحقیر می‌کنند و به آن کنایه می‌زنند. اما متأسفانه امروز با هجوم جوانان دنبال شهرتی که در داخل ایران با ساختن یک استودیوی ارزان قیمت در خانه‌های خود دست به کار موسیقی شده‌اند، موسیقی پاپ ایرانی دچار یک یورش مبتذل تازه شده‌است و هر روز خواننده تازه دیگری به این جریان می‌پیوندد.&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;او در گفت‌وگو با رادیو فردا ادامه می‌دهد: &#171;به نظر من اشکالی به این علاقه‌مندی ناگهانی به موسیقی پاپ ایرانی در داخل ایران نمی‌شود گرفت. اما این آهنگ‌ها چون حرفی برای گفتن ندارند موسیقی لس‌آنجلس را هم تحت تأثیر مضاعف خود قرار داده است و توانسته با جلب توجه کاذب مردم به این روند ۲۵ ساله حمایت از موسیقی بد و مبتذل ابعاد تازه‌ای را اضافه کند.&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;سعید محمدی معتقد است امروزه این موسیقی مبتذل خانگی داخل ایران کم‌کم جایگزین موسیقی لس‌آنجلسی می‌شود که در طول سال‌ها مورد حمله و انتقاد شدید افرادی بوده‌است که آن را مظهر ابتذال خوانده‌اند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;او همچنین می‌گوید با سبک و روشی تازه، تغییراتی در اجرای آثار خود، از جمله استفاده از گیتار آکوستیک، استفاده از موسیقی به عنوان زمینه و تمرکز روی محتوای ترانه، به وجود آورده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;وی می‌گوید: &#171;اینها آهنگ‌های خلوتی است که به شنونده فرصت می‌دهند که اشعار ترانه را بشنود و درک کند و از آن لذت ببرد.&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;strong&gt;رادیو فردا: آقای محمدی! کسانی، همچون کاوه یغمایی که در داخل ایران کار می‌کردند اما بالاخره مجبور به ترک وطن شدند، می‌گویند دست‌اندرکاران موسیقی سنتی در داخل ایران به آنها اجازه حرکتی سالم و آشکار به سوی موسیقی روز یا پاپ را نمی‌دهند. نظر شما در این مورد چیست؟&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;strong&gt;سعید محمدی:&lt;/strong&gt; من دورادور با همکارانم در داخل ایران در تماس هستم و می‌دانم که به خاطر حمایت خاص حکومت از موسیقی سنتی بسیاری افراد به حاشیه‌ها رانده شده‌اند. اما به نظر من هنرمند واقعی هیچ وقت از کار خوب دست نمی‌کشد و در هر شرایطی کار خود را عرضه می‌کند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;div class=&quot;contentImage floatLeft&quot;&gt; &lt;div style=&quot;width: 220px;&quot;&gt; &lt;img src=&quot;http://gdb.rferl.org/B2C1F5BF-69B9-46A8-B19B-449CDFECEDE4_w220_s.jpg&quot; /&gt; &lt;span class=&quot;imageCaption&quot;&gt;سعید محمدی خواننده پاپ&lt;/span&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;p&gt;امروزه کاوه یغمایی با موفقیت در کانادا به کار مشغول است و احتمالاً قدم‌های مثبت و بزرگی هم در راه پیشبرد موسیقی جوان و موسیقی پاپ ایرانی در همین شرایط انجام می‌دهد. هنرمند خلاق را هیچ کس نمی‌تواند از کار بازدارد. نه ابتذال‌پرستی لس‌آنجلس و نه فشارهای حکومت در داخل ایران.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;رادیو فردا: سعید محمدی امروز با تمام تجربیات گذشته در کجا قرار دارد؟ آیا کار در لس‌آنجلس را یک بن بست هنری می‌بیند یا امیدوار است که بتواند این موسیقی را به سطوح تازه‌ای ببرد؟&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;سعید محمدی:&lt;/strong&gt; به نظرمن تنها چیزی که می‌تواند یک هنرمند را از پای در آورد درجا زدن و پوسیدگی است. همه ما همواره در تلاش هستیم تا راه‌های تازه‌ای را پیدا کنیم. من زمانی به شدت از دسته‌بازی‌هایی که در شهر لس‌آنجلس وجود دارد سرخورده و نا امید شده بودم و با افسردگی به اعتیاد پناه بردم اما بعد فهمیدم که باید متکی به خودم و هنر خودم باشم. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که اگر این کوچه بن‌بست بود کوچه دیگری را پیدا کنم. اول خودم را راضی و خوشحال کنم و بعد مردم را. خوشبختانه پاسخ مردم هم در این رابطه به من بسیار مثبت و راضی کننده بوده است.&lt;/p&gt;   سعید محمدی، خواننده، آهنگساز، و ترانه‌سرای ساکن لس‌آنجلس، می‌گوید کوشش‌هایش در جهت ایجاد نوآوری در عرصه موسیقی ایرانی در لس‌آنجلس است.        وی اخیرا با ساختن ترانه‌های &#171;درخت بی‌سایه&#187; و &#171;ایمیل&#187; نوعی از موسیقی راک را وارد جریان موسیقی ایرانی این شهر کرده است.        سعید محمدی هم اکنون در حال تهیه تازه‌ترین آلبوم خود، مجموعه ترانه‌هایی با استفاده از گیتار آکوستیک، است.        با سعید محمدی در شب کریسمس در استودیوی ضبط آهنگ‌هایش در هالیوود گفت‌وگو می‌کنم؛ گفت‌وگویی که او در آن به موضوعاتی گوناگون، از جمله &#171;سرنوشت دردناک موسیقی ایرانی در لس‌آنجلس&#187;، و &#171;یورش نوعی موسیقی مبتذل خانگی از داخل ایران&#187;، می‌گوید.              گفت‌وگو با سعید محمدی را بشنوید             سعید محمدی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;سال‌های سال است که افرادی موسیقی لس‌آنجلس را به اتهام ابتذال تحقیر می‌کنند و به آن کنایه می‌زنند. اما متأسفانه امروز با هجوم جوانان دنبال شهرتی که در داخل ایران با ساختن یک استودیوی ارزان قیمت در خانه‌های خود دست به کار موسیقی شده‌اند، موسیقی پاپ ایرانی دچار یک یورش مبتذل تازه شده‌است و هر روز خواننده تازه دیگری به این جریان می‌پیوندد.&#187;        او در گفت‌وگو با رادیو فردا ادامه می‌دهد: &#171;به نظر من اشکالی به این علاقه‌مندی ناگهانی به موسیقی پاپ ایرانی در داخل ایران نمی‌شود گرفت. اما این آهنگ‌ها چون حرفی برای گفتن ندارند موسیقی لس‌آنجلس را هم تحت تأثیر مضاعف خود قرار داده است و توانسته با جلب توجه کاذب مردم به این روند ۲۵ ساله حمایت از موسیقی بد و مبتذل ابعاد تازه‌ای را اضافه کند.&#187;        سعید محمدی معتقد است امروزه این موسیقی مبتذل خانگی داخل ایران کم‌کم جایگزین موسیقی لس‌آنجلسی می‌شود که در طول سال‌ها مورد حمله و انتقاد شدید افرادی بوده‌است که آن را مظهر ابتذال خوانده‌اند.        او همچنین می‌گوید با سبک و روشی تازه، تغییراتی در اجرای آثار خود، از جمله استفاده از گیتار آکوستیک، استفاده از موسیقی به عنوان زمینه و تمرکز روی محتوای ترانه، به وجود آورده است.        وی می‌گوید: &#171;اینها آهنگ‌های خلوتی است که به شنونده فرصت می‌دهند که اشعار ترانه را بشنود و درک کند و از آن لذت ببرد.&#187;          رادیو فردا: آقای محمدی! کسانی، همچون کاوه یغمایی که در داخل ایران کار می‌کردند اما بالاخره مجبور به ترک وطن شدند، می‌گویند دست‌اندرکاران موسیقی سنتی در داخل ایران به آنها اجازه حرکتی سالم و آشکار به سوی موسیقی روز یا پاپ را نمی‌دهند. نظر شما در این مورد چیست؟            سعید محمدی:  من دورادور با همکارانم در داخل ایران در تماس هستم و می‌دانم که به خاطر حمایت خاص حکومت از موسیقی سنتی بسیاری افراد به حاشیه‌ها رانده شده‌اند. اما به نظر من هنرمند واقعی هیچ وقت از کار خوب دست نمی‌کشد و در هر شرایطی کار خود را عرضه می‌کند.                              سعید محمدی خواننده پاپ       امروزه کاوه یغمایی با موفقیت در کانادا به کار مشغول است و احتمالاً قدم‌های مثبت و بزرگی هم در راه پیشبرد موسیقی جوان و موسیقی پاپ ایرانی در همین شرایط انجام می‌دهد. هنرمند خلاق را هیچ کس نمی‌تواند از کار بازدارد. نه ابتذال‌پرستی لس‌آنجلس و نه فشارهای حکومت در داخل ایران.      رادیو فردا: سعید محمدی امروز با تمام تجربیات گذشته در کجا قرار دارد؟ آیا کار در لس‌آنجلس را یک بن بست هنری می‌بیند یا امیدوار است که بتواند این موسیقی را به سطوح تازه‌ای ببرد؟        سعید محمدی:  به نظرمن تنها چیزی که می‌تواند یک هنرمند را از پای در آورد درجا زدن و پوسیدگی است. همه ما همواره در تلاش هستیم تا راه‌های تازه‌ای را پیدا کنیم. من زمانی به شدت از دسته‌بازی‌هایی که در شهر لس‌آنجلس وجود دارد سرخورده و نا امید شده بودم و با افسردگی به اعتیاد پناه بردم اما بعد فهمیدم که باید متکی به خودم و هنر خودم باشم. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که اگر این کوچه بن‌بست بود کوچه دیگری را پیدا کنم. اول خودم را راضی و خوشحال کنم و بعد مردم را. خوشبختانه پاسخ مردم هم در این رابطه به من بسیار مثبت و راضی کننده بوده است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Saeid_Mohammadi/478614.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Saeid_Mohammadi/478614.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 26 Dec 2008 16:54:33 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/385EB70E-8D42-4C4E-A796-F05C1E7608A6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نام‌آوران ایران؛ اثر تازه عباس میلانی</title>
            <description>&lt;p&gt;&#171;نام‌آوران ایران&#187; (Eminent Persians) کتابی است در دو جلد که بتازگی به زبان انگلیسی و به قلم دکتر عباس میلانی، رییس بخش ایرانشناسی و مدیر انستیتوی هوور در دانشگاه استنفورد، منتشر شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;این کتاب، که انتشارات دانشگاهی سیراکیوس پرس آن را منتشر کرده، دربرگیرنده زندگی‌نامه و شرح حال بیش از ۱۵۰ شخصیت است که در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ نقشی در شکل گرفتن ایران مدرن داشته‌اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;۱۵۰ شخصیتی که در این کتاب معرفی شده‌اند زمینه‌های فعالیت متفاوتی داشته و از حوزه‌هایی مانند روزنامه‌نگاری، مذهب، هنر، ادبیات و سیاست برگزیده شده‌اند. برای هریک از شخصیت‌ها نیز شرح حالی چندصفحه‌ای آورده شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;هدف از انتشار این کتاب، که قرار است به زبان فارسی نیز ترجمه شود، &#171;حفظ تاریخ و&#160; سپردن فرهنگ ایران‌زمین به نسل آینده&#187; ذکر شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;چندی پیش عباس میلانی در بنیاد مهرگان، در کالیفرنیای جنوبی، با معرفی ویژگی‌های این کتاب، آن را برای علاقه‌مندان امضا کرد.&lt;/p&gt; &lt;div class=&quot;quote&quot;&gt; &lt;p&gt;بیشتر بخوانید:&lt;/p&gt; &lt;ul&gt; &lt;li&gt; &lt;a href=&quot;http://www.radiofarda.com/Article/2008/11/10/f4_Obama_Iran_Milani.html&quot;&gt;ميلانى: سياست درست اوباما مسائل ايران را حل مى‌كند &lt;/a&gt; &lt;/li&gt; &lt;/ul&gt; &lt;/div&gt; &lt;p&gt;در حاشیه این نشست، عباس میلانی در گفت‌وگو با رادیو فردا نوع &#171;زندگی‌نامه نویسی&#187; را یکی از انواع پرخواننده دانست و گفت: &#171;به نظر من دلیلش واضح است: مردم نسبت به تاریخ کنجکاوری دارند و بیوگرافی، اگر خوب نوشته شده باشد، دقیقا در ملتقای تاریخ و رمان قرار می‌گیرد. یعنی هم شگردهای روایی رمان را استفاده می‌کند و هم دقت و امانت تاریخی را رعایت می‌کند.&#187;&lt;/p&gt; &lt;ul&gt; &lt;li&gt; &lt;em&gt;گفت‌وگوی رادیو فردا را با عباس میلانی بشنوید &lt;/em&gt; &lt;/li&gt; &lt;/ul&gt; &lt;p&gt;عباس میلانی همچنین به رادیو فردا گفت: &#171;زبان تاریخ دانشگاهی هر روز بیشتر مجرد می‌شود و تعقید بیشتری پیدا می‌کند. بنابر این خوانندگانش محدود شده‌اند به استادان دانشگاه و دانشجویان بدبختشان. اگر کسی بخواهد تاریخ بخواند و ضمنا بخواهد از امانت تاریخی آن هم مطمئن باشد، یکی از منابعش بیوگرافی خوب است.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گفته وی ضرورت این امر در مورد ایران دوچندان است: &#171;چون عملا کسانی که تاریخ زندگی‌شان به دقت و با امانت نوشته شده، تعداد انگشت‌شماری هستند. از ۱۵۰ نفری که در این کتاب معرفی شده‌اند، من فکر می‌کنم در مورد زندگی حداقل ۱۴۰ نفرشان هیچ اثری نوشته نشده یا خیلی اندک نوشته شده. آنچه به عنوان زندگی‌نامه نویسی به زبان فارسی در دسترس است، محدود است به شاه و ملکه و آیت‌الله خمینی و دکتر مصدق و سیدضیاء طباطبایی و یکی دو نفر دیگر.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;عباس میلانی در پاسخ به این پرسش که چرا شخصیت‌ها از مقطع زمانی ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ انتخاب شده‌اند می‌گوید: &#171;این نسل ایران دوران شاه را ساختند. جاده‌ها را اینها ساختند. ساختمان‌ها را اینها طراحی کردند. دانشگاه‌ها را اینها اداره کردند. دانشگاه آریامهر، شریف امروز، را این آدم‌ها شریف و آریامهر کردند. لازم به نظر می‌آمد که زندگی این افراد جایی ضبط بشود و دستاوردهایشان برای تاریخ محفوظ بماند.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;پرسش دیگر درباره این کتاب شیوه گزینش افراد است. آیا صرف شهرت و سرشناسی کافی بوده است تا شخصیتی به این کتاب راه پیدا کند؟&lt;/p&gt; &lt;p&gt;عباس میلانی در پاسخ به این پرسش رادیو فردا می‌گوید: &#171;سعی کردم به هیچ وجه تحت فشار معروفیت افراد قرار نگیرم. برای انتخاب اسامی با هیأتی مشورت و رایزنی می‌کردم. در این هیأت واقعا افراد برجسته‌ای بودند. یکی از کسانی که در این زمینه مشاور ما بود و من از ایشان نظر و راهنمایی می‌خواستم و بسیار هم کمک کردند ابراهیم گلستان بود. در زمینه آموزش و پرورش و بوروکراسی در ایران هم فرهنگ مهر خیلی کمک کرد. اینها افرادی به غایت خوش‌شهرت و به غایت فاضل هستند.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;عباس میلانی همچنین درباره شیوه به کار رفته در نگارش شرح حال این افراد می‌گوید: &#171;تلاش من این بود که نظرات قالبی حاکم را تکرار نکنم. مثلا در مورد غلامرضا تختی؛ درباره او می‌گویند: قهرمانی ملی که ساواک او را کشت. یا در مورد صمد بهرنگی: نویسنده خلق که ساواک او را کشت. من در کتاب هم به این شایعه‌ها اشاره می‌کنم و هم به شایعه‌های مقابلش. در موضوع تختی باید بگویم گفت‌وگویی مفصل با پسر آقای تختی داشتم. سعی کردم آنچه تجربه او از تختی بود را هم در کتاب بیاورم. سعی کردم خواننده شناخت دقیق‌تری از این شخصیت داشته باشد. و علاوه بر صورت ظاهر این شخص معروف، آن‌سوی هیاهوها و غوغا را هم بشناسد.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آقای میلانی آرزو می‌کند این کتاب باعث شود خواننده جوان تشویق شود به سراغ منابعی مفصل‌تر برود. وی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;اگر کتاب این کار را نکند شکست خورده. یعنی اگر کنجکاوی خواننده را در مورد /P &#171;نام‌آوران ایران&#187; (Eminent Persians) کتابی است در دو جلد که بتازگی به زبان انگلیسی و به قلم دکتر عباس میلانی، رییس بخش ایرانشناسی و مدیر انستیتوی هوور در دانشگاه استنفورد، منتشر شده است.    این کتاب، که انتشارات دانشگاهی سیراکیوس پرس آن را منتشر کرده، دربرگیرنده زندگی‌نامه و شرح حال بیش از ۱۵۰ شخصیت است که در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ نقشی در شکل گرفتن ایران مدرن داشته‌اند.    ۱۵۰ شخصیتی که در این کتاب معرفی شده‌اند در&#160;زمینه‌های فعالیت متفاوتی داشته و از حوزه‌هایی مانند روزنامه‌نگاری، مذهب، هنر، ادبیات و سیاست برگزیده شده‌اند. برای هریک از شخصیت‌ها نیز شرح حالی چندصفحه‌ای آورده شده است.    هدف از انتشار این کتاب، که قرار است به زبان فارسی نیز ترجمه شود، &#171;حفظ تاریخ و&#160; سپردن فرهنگ ایران‌زمین به نسل آینده&#187; ذکر شده است.    چندی پیش عباس میلانی در بنیاد مهرگان، در کالیفرنیای جنوبی، با معرفی ویژگی‌های این کتاب، آن را برای علاقه‌مندان امضا کرد.       بیشتر بخوانید:        ميلانى: سياست درست اوباما مسائل ايران را حل مى‌كند          در حاشیه این نشست، عباس میلانی در گفت‌وگو با رادیو فردا نوع &#171;زندگی‌نامه نویسی&#187; را یکی از انواع پرخواننده دانست و گفت: &#171;به نظر من دلیلش واضح است: مردم نسبت به تاریخ کنجکاوری دارند و بیوگرافی، اگر خوب نوشته شده باشد، دقیقا در ملتقای تاریخ و رمان قرار می‌گیرد. یعنی هم شگردهای روایی رمان را استفاده می‌کند و هم دقت و امانت تاریخی را رعایت می‌کند.&#187;          گفت‌وگوی رادیو فردا را با عباس میلانی بشنوی د       عباس میلانی همچنین به رادیو فردا گفت: &#171;زبان تاریخ دانشگاهی هر روز بیشتر مجرد می‌شود و تعقید بیشتری پیدا می‌کند. بنابر این خوانندگانش محدود شده‌اند به استادان دانشگاه و دانشجویان بدبختشان. اگر کسی بخواهد تاریخ بخواند و ضمنا بخواهد از امانت تاریخی آن هم مطمئن باشد، یکی از منابعش بیوگرافی خوب است.&#187;    به گفته وی ضرورت این امر در مورد ایران دوچندان است: &#171;چون عملا کسانی که تاریخ زندگی‌شان به دقت و با امانت نوشته شده، تعداد انگشت‌شماری هستند. از ۱۵۰ نفری که در این کتاب معرفی شده‌اند، من فکر می‌کنم در مورد زندگی حداقل ۱۴۰ نفرشان هیچ اثری نوشته نشده یا خیلی اندک نوشته شده. آنچه به عنوان زندگی‌نامه نویسی به زبان فارسی در دسترس است، محدود است به شاه و ملکه و آیت‌الله خمینی و دکتر مصدق و سیدضیاء طباطبایی و یکی دو نفر دیگر.&#187;    عباس میلانی در پاسخ به این پرسش که چرا شخصیت‌ها از مقطع زمانی ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ انتخاب شده‌اند می‌گوید: &#171;این نسل ایران دوران شاه را ساختند. جاده‌ها را اینها ساختند. ساختمان‌ها را اینها طراحی کردند. دانشگاه‌ها را اینها اداره کردند. دانشگاه آریامهر، شریف امروز، را این آدم‌ها شریف و آریامهر کردند. لازم به نظر می‌آمد که زندگی این افراد جایی ضبط بشود و دستاوردهایشان برای تاریخ محفوظ بماند.&#187;    پرسش دیگر درباره این کتاب شیوه گزینش افراد است. آیا صرف شهرت و سرشناسی کافی بوده است تا شخصیتی به این کتاب راه پیدا کند؟    عباس میلانی در پاسخ به این پرسش رادیو فردا می‌گوید: &#171;سعی کردم به هیچ وجه تحت فشار معروفیت افراد قرار نگیرم. برای انتخاب اسامی با هیأتی مشورت و رایزنی می‌کردم. در این هیأت واقعا افراد برجسته‌ای بودند. یکی از کسانی که در این زمینه مشاور ما بود و من از ایشان نظر و راهنمایی می‌خواستم و بسیار هم کمک کردند ابراهیم گلستان بود. در زمینه آموزش و پرورش و بوروکراسی در ایران هم فرهنگ مهر خیلی کمک کرد. اینها افرادی به غایت خوش‌شهرت و به غایت فاضل هستند.&#187;    عباس میلانی همچنین درباره شیوه به کار رفته در نگارش شرح حال این افراد می‌گوید: &#171;تلاش من این بود که نظرات قالبی حاکم را تکرار نکنم. مثلا در مورد غلامرضا تختی؛ درباره او می‌گویند: قهرمانی ملی که ساواک او را کشت. یا در مورد صمد بهرنگی: نویسنده خلق که ساواک او را کشت. من در کتاب هم به این شایعه‌ها اشاره می‌کنم و هم به شایعه‌های مقابلش. در موضوع تختی باید بگویم گفت‌وگویی مفصل با پسر آقای تختی داشتم. سعی کردم آنچه تجربه او از تختی بود را هم در کتاب بیاورم. سعی کردم خواننده شناخت دقیق‌تری از این شخصیت داشته باشد. و علاوه بر صورت ظاهر این شخص معروف، آن‌سوی هیاهوها و غوغا را هم بشناسد.&#187;    آقای میلانی آرزو می‌کند این کتاب باعث شود خواننده جوان تشویق شود به سراغ منابعی مفصل‌تر برود. وی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;اگر کتاب این کار را نکند شکست خورده. یعنی اگر کنجکاوی خواننده را در مورد آن دوران برنیانگیزد و مهم‌تر از آن، این سوال را در ذهن او به وجود نیاورد که آیا در مورد زندگی این افراد به حد کافی می‌دانیم یا نه، اگر این کار را نکند شکست خورده است. کتاب خوب همیشه کنجکاوی ما را برای بیشتر خواندن برمی‌انگیزد.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Abbas_Milani_Eminent_Persians/478147.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Abbas_Milani_Eminent_Persians/478147.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 23 Dec 2008 14:19:43 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DEAEB1CF-3907-4D13-9140-EF0AB69933E6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;چه گوارا&#187; روی پرده نقره‌ای به آمریکا رسید</title>
            <description>فیلم &#171;چه&#187;، تازه‌ترین اثر استیون سودربرگ، که&#160;در مورد&#160;زندگی و مرگ چه گوارا، انقلابی آمریکای جنوبی است، به مدت یک هفته در شهرهای لس آنجلس و نیویورک به روی پرده رفته است. فیلم &#171;چه&#187;، تازه‌ترین اثر استیون سودربرگ، کارگردان، تهیه کننده و فیلم‌بردار آمریکایی که به داستان زندگی و مرگ چه گوارا، انقلابی آمریکای جنوبی می‌پردازد، به مدت یک هفته در شهرهای لس آنجلس و نیویورک به روی پرده رفته است. اکران جهانی این فیلم پس از نمایش در سینماهای آمریکا آغاز خواهد شد.    فیلم &#171;چه&#187; که بلیت‌های اولین سانس نمایش آن در هردو شهر&#160; نیویورک و لس آنجلس نایاب شد، طی دو روز آخر هفته توانست بیش از ۶۰ میلیون دلار بفروشد.     فیلم &#171;چه&#187; از ماه ها پیش از اکران عمومی، موضوع بحث و تبادل نظر موافقان و مخالفان چه گوارا،&#160; پزشک آرژانتینی تبار بوده، که اخیرا از او به عنوان یکی از صد شخصیت اثرگذار تاریخ نیز یاد شده است.          گزارش رادیو فردا را بشنوید:        در شب افتتاحیه فیلم &#171;چه&#187; در لس آنجلس، استیون سودربرگ، کارگردان فیلم، در مورد&#160;چگونگی انتخاب بخش‌هایی از زندگی چه گوارا گفت: &#171;&quot;چه&quot;&#160;آدم بسیار فعالی بود. من ترجیحا می‌خواستم مدت کوتاهی از زندگی او را با جزییات بیشتری مطرح کنم تا تمام زندگی او با جزییاتی کم‌تر.&#187;    فیلم‌نامه &#171;چه&#187;، از میان کتاب‌های مختلف -ازجمله کتاب خاطرات خود چه گوارا-، طی بیش از ۱۵ سال نوشته شده است.         پوستر فیلم &#171;چه&#187; در سینمایی در هاوانا، در جریان فستیوال فیلم هاوانا- ۶ دسامبر ۲۰۰۸      بازیگران فیلم &#171;چه&#187;، بار اول به مدت شش هفته در کوبا و یک بار دیگر نیز به مدت سه ماه در عمق جنگل‌های همان کشور در فیلم‌برداری و تولید آن شرکت کردند.     لو دایموند فیلیپس، یکی از بازیگران، درباره نخستین رویارویی خود با &#171;بنیسیو دل توره&#187;، بازیگر نقش چه گوارا، به رادیو فردا می گوید: &#171; من وقتی برای اولین بار &quot;بنیسیو&quot; را در لباس‌های &quot;چه گوارا&quot; دیدم، واقعا برایم اعجاب انگیز بود. البته او بازیگر بسیار خوبی است،&#160; اما درنقش &quot;چه&quot; کاملا در قالب شخصیت فرو رفته است.&#187;    بنیسیو دل توره، که از هم اکنون در جوامع هنری لس آنجلس از او به عنوان برنده احتمالی جایزه اسکار بازیگر نقش اول مرد نام برده می‌شود، درمورد مشکلات بازی در نقش شخصیت تاریخی چون چه گوارا به رادیو فردا می‌گوید: &#171; ایفای نقش یک شخصیت واقعی اغلب با محدودیت‌هایی برای بازیگر همراه است. شما دیگر نمی‌توانید انتخاب کنید، بلکه باید&#160; در یک محدوده مشخص کارکنید. به هرجهت من &quot;چه&quot; نیستم، بلکه کوشیده‌ام ترجمانی از او باشم. در این راه هر آن‌چه می‌توانستم برای زنده کردن این شخصیت روی پرده سینما انجام داده‌ام.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Che_Film_LA_NY_Cinema/477179.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Che_Film_LA_NY_Cinema/477179.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 16 Dec 2008 13:07:29 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/47C49767-C26B-450B-9B30-8D6BAF89A36B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>درهم‌آمیزی شرق و غرب در گالری سیحون لس‌آنجلس</title>
            <description>&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;گالری سیحون در لس‌آنجلس که از سه سال پیش به محل معرفی و نمایش آثار هنرمندان ایرانی در مرکز شهر هالیوود در خیابان مل‌رز درآمده است، برای نخستین بار در یک نمایشگاه گروهی به نام &#171;شرق و غرب&#187; آثار دو عکاس ایرانی و دو عکاس آمریکایی را همزمان به نمایش گذاشته است.&lt;/span&gt;   گالری سیحون در لس‌آنجلس که از سه سال پیش به محل معرفی و نمایش آثار هنرمندان ایرانی در مرکز شهر هالیوود در خیابان مل‌رز درآمده است، برای نخستین بار در یک نمایشگاه گروهی به نام &#171;شرق و غرب&#187; آثار دو عکاس ایرانی و دو عکاس آمریکایی را همزمان به نمایش گذاشته است.         در این نمایشگاه، عکس‌های مذهبی علی متین، عکاس ایرانی که از شش ماه پیش به لس‌آنجلس مهاجرت کرده، در کنار عکس‌های مناظر طبیعی از نقاط دوردست جهان از آثار کیان دولتشاهی، هنرمند ایرانی زاده لس‌آنجلس، قرار گرفته و در مقابل این دو، آثار مارتین گنتمن با تصاویری از مردان در دوران جنبش‌های فمینیستی و آزادی زنان و عکس‌های کتی پارکز ویلسون که کلاژی است از نقاشی‌های دیواری و گل‌های وحشی به نمایش درآمده است.         مریم سیحون، مدیر این گالری، درباره انتخاب سوژه درهم‌آمیزی شرق و غرب در نمایشگاه اخیر به رادیوفردا می‌گوید: &#171;شاید بگویید این کارها ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند، اما درواقع دیدگاه‌های این چهار عکاس در جایی نقطه مشترک و واحدی پیدا کرده است که همان نگاه تک‌نفره هر یک از آنها به موضوع‌های مختلف فردی و اجتماعی در جهان امروز، جنگ و صلح، مذهب، تنهایی و طبیعت است.&#187; &#160;          آثار کیان دولتشاهی حاصل &#160;  سفرهای بی‌شمار این دندانپزشک جوان ساکن لس‌آنجلس به مناطق مختلف و دوردست جهان است. این عکس‌ها بیش از هر چیز نشان‌دهنده سادگی طبیعت و جلوه‌های تفکربرانگیز مناظر طبیعی برای &#160;&#160;  تماشاگر این عکس‌هاست .             کتی پارکز ویلسون یکی از دو عکاس آمریکایی حاضر در نمایشگاه است و عکس‌هایش مخلوطی است از شعارهای شهرنشینی در قالب نقاشی‌ها و خط‌نویسی روی دیوار که به گل‌های وحشی و خودرو با رنگ‌های سرخ و صورتی مزین شده‌اند.             این نخستین بار است که کیان دولتشاهی در یک نمایشگاه گروهی شرکت می‌کند، هرچند پیش از این چندین نمایشگاه انفرادی در لس‌آنجلس و شهرهای دیگر آمریکا داشته است: &#171;من عاشق طبیعت و سفر کردن هستم. این عکس‌ها بازتابی است از سفرهای من به نقاط دورافتاده، ولی درواقع خواسته‌ام در اینجا سادگی را نشان بدهم.&#187;         گزیده عکس‌های علی متین برای نمایشگاه شرق و غرب از یک تم مذهبی برخوردار است. آقای متین که شش ماه پیش از ایران به آمریکا مهاجرت کرده اکنون در لس‌آنجلس زندگی می‌کند.         در میان آثار او، صحنه‌هایی از عاشورا، اجرای مراسم مذهبی توسط دو کودک زرتشتی، و یکی از دراویش کردستان در حال رقص سماع و خلسه وجود دارد که به صورتی نشان‌دهنده پرسش‌ها و درون‌نگری‌های خود عکاس است که به تماشاگر عرضه شده است: &#171;برای من جالب است بدانم این مذهب است که آدم‌ها را به یک روح بالاتر می‌رساند یا این روح آدم‌هاست که مذهب را به طرف خودش می‌کشاند. من در این نمایشگاه عکس‌هایی را انتخاب کرده‌ام که بتواند این کنکاش و جستجوی درونی را به تماشاگر نشان بدهد.&#187;         کتی پارکز ویلسون یکی از دو عکاس آمریکایی حاضر در نمایشگاه است و عکس‌هایش مخلوطی است از شعارهای شهرنشینی در قالب نقاشی‌ها و خط‌نویسی روی دیوار که به گل‌های وحشی و خودرو با رنگ‌های سرخ و صورتی مزین شده‌اند. &#160;&#160;          کتی پارکز از این نخستین تجربه گروهی با عکاس‌های ایرانی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;من این رویارویی هنری بین شرق و غرب را به‌شدت دوست دارم. به نظر من هنرمندان شرقی توانسته‌اند به زیبایی ریشه‌های تاریخی و قدیمی خود را در هنر عکاسی نشان بدهند. درحالی که ما غربی‌ها که از یک جامعه نویافته‌تر می‌آییم مجبور شده‌ایم موضوع‌هایی را برای خودمان خلق کنیم. مثلا مارتین گنتمن که عکس‌هایش را اینجا می‌بینید در دوران دهه ۶۰ میلادی و آغاز جنبش‌های فمینیستی در آمریکا عکس‌هایی از مردان گرفته است و بنابراین حالا می‌توانیم ببینیم که این مردان در آن دوران در چه وضعیتی بوده‌اند و کارهای من هم همان طور که می‌بینید جنبه‌های فانتزی بیشتری دارند و حالت محلی لس‌آنجلس در آنها به چشم می‌خورد.&#187;         مریم سیحون، مسئول گالری سیحون، به دنبال فعالیت‌های هنری مادر هنرمند خود معصومه سیحون که سال‌ها به عنوان معرف نقاش‌های مستعد و تازه‌نفس در ایران گالری سیحون تهران را گردانده است، کار خود را به عنوان &#160;  مدیر شعبه این گالری در لس‌آنجلس از سه سال پیش آغاز کرده است.     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_photography_LosAngeles_Seyhoon_Gallery/476424.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_photography_LosAngeles_Seyhoon_Gallery/476424.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 10 Dec 2008 15:02:38 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5E5F98B9-E64A-4A33-8A0A-C9A832F89CA8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اودتای دوست‌داشتنی&#187; درگذشت</title>
            <description>اودتا هولمز معروف به اودتا، خواننده، بازیگر،&#160;ترانه‌ساز فولکلوریک سیاهپوستان آمریکا، فعال حقوق بشر و یکی از پرچمداران مبارزات سیاهان آمریکا برای رسیدن به حقوق برابر، روز سه‌شنبه دوم دسامبر (۱۲ آذر) در بیمارستانی در نیویورک درگذشت. اودتا هولمز معروف به اودتا، خواننده، بازیگر،&#160;ترانه‌ساز فولکلوریک سیاهپوستان آمریکا، فعال حقوق بشر و یکی از پرچمداران مبارزات سیاهان آمریکا برای رسیدن به حقوق برابر، روز سه‌شنبه دوم دسامبر (۱۲ آذر) در بیمارستانی در نیویورک درگذشت.    اودتا هولمز در طول دوران معروفیت، تنها با نام اول خود شناخته می‌شد.    خانم اودتا، که الهام‌بخش هنرمندانی چون جنیس چاپلین، باب دیلن و جون بائز بود، در دوم دسامبر ۱۹۳۰ زاده شده بود و هنگام مرگ ۷۸ سال داشت.        ببینید:   بخشی از کنسرت اودتا در سال ۲۰۰۵ میلادی (House of the Rising Sun)       گزارش رادیو فردا را بشنوید (از فیروزه خطیبی)       این خواننده سرشناس از کودکی به موسیقی کلاسیک و خواندن اپرا پرداخته بود اما پس از آشنایی با موسیقی فولکلوریک سیاهان، که به گفته خود او &#171;توانست روحش را لمس کند&#187;، به این موسیقی گرایش یافت و به یکی از تاثیرگذارترین خوانندگان و موسیقیدانان معاصر و همچنین اسطوره‌ای در موسیقی سیاهان آمریکا تبدیل شد.    اودتا، که بعدها به &#171;اودتای دوست‌داشتنی&#187; معروف شد، در طول فعالیت هنری خود موفق شده بود جوایز و نشان‌های معتبری، از جمله &#171;مدال هنر ملی آمریکا&#187; و جایزه &#171;هنرمند افسانه‌ای در قید حیات&#187;، را به دست بیاورد.    او در رشته‌های موسیقی فولکلور، بلوز و گاسپل یک پدیده به شمار می‌رفت و در موسیقی آفریقایی‌تبارهای آمریکا نیز حکم قهرمان داشت.              اودتا پس از احیای دوباره موسیقی سیاهان در دهه ۱۹۵۰ میلادی، بیش از نیم قرن در این رشته از موسیقی فعالیت داشت.    موسیقی‌های اودتا شامل بازسازی نمونه‌هایی از قطعات منظوم و ترانه‌های سوزناک بردگان آفریقایی قرن نوزدهم آمریکا، و همچنین مجموعه‌ای از نواهای عرفانی و مذهبی و قصیده‌ها وتصنیف‌های شناخته شده‌ای می‌شود که با صدای نامداران موسیقی قرن بیستم، مانند وودی گوتیر و پیت سیگر، اجرا شده است.    این آثار در طول سال‌ها توانست اودتا را&#160; تبدیل به آهنگساز و ترانه‌سرایی محبوب تبدیل کرد.    باب دیلن، خواننده و آهنگساز سرشناس موسیقی آمریکا، گفته است: &#171;یکی از دلایلی که من به خواندن ترانه‌های فولکلوریک روی آوردم، وجود اودتا بود. از اودتا به هری بلافونته رسیدم و پس از آن کینگستون تریو و دیگران را کشف کردم.&#187;    به گفته کارشناسان موسیقی، وابستگی اودتا به موسیقی سنتی و فولکلوریک آفریقایی‌تبار آمریکا از نقاط درخشان زندگی حرفه‌ای او به شمار می‌رود.    ویژگی دیگر را صدای او دانسته‌اند که به آسانی از لحن درشت و نیرومند نت‌های پایینی به نغمه‌های طرب‌انگیز و ظریف یک زمزمه تبدیل می‌شد.    اودتا هولمز در بیرمنگهام آلاباما به دنیا آمد و در شش سالگی به همراه خانواده‌اش به لس‌آنجلس نقل مکان کرد.    او در ۱۹ سالگی ضمن بازی در یک نمایش موزیکال در شهر سان‌فرانسیسکو، برای نخستین بار با موسیقی فولکلوریک و پیشینه زندگی سیاهان در آمریکا آشنا شد.    بعدها شناخت موسیقی سنتی، که در زندان‌ها توسط زندانیان سیاهپوست ساخته می‌شد، به او کمک کرد تا نفرت و کینه درونی خود نسبت به تاریخ‌نویسان معاصر را تبدیل به نوعی انرژی برای پیشبرد مبارزات خود در به دست آوردن حقوق سیاهان در آمریکا بکند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Odetta_dies_2/475717.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Odetta_dies_2/475717.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 04 Dec 2008 19:42:48 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E77BE300-C510-4DF3-A92E-5511DBB8F7DA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> این همه آدم تماشاگر &#171;باغ وحش جهانی&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;گروه کيوسک ترانه‌های سومين&#160;سی‌دی خود&#160;به نام &#171;باغ وحش جهانی&#187;&#160;را همراه با اجرای تازه‌ای از ترانه‌های قديمی و محبوب خود&#160;در کنسرت موفقی&#160;در سالن &#171;ال ری&#187; شهر لس‌آنجلس&#160;اجرا کردند. &lt;/p&gt; گروه کيوسک ترانه‌های سومين&#160;سی‌دی خود&#160;به نام &#171;باغ وحش جهانی&#187;&#160;را همراه با اجرای تازه‌ای از ترانه‌های قديمی و محبوب خود&#160;در کنسرت موفقی&#160;در سالن &#171;ال ری&#187; شهر لس‌آنجلس&#160;اجرا کردند.     آرش سبحانی، خواننده این گروه، اجرای&#160;آهنگ تازه‌ای را به جنبش زنان ايران تقديم کرد.    آرش سبحانی&#160;در&#160;گفت‌وگویی با &#171;راديو فردا&#187; در مورد اين کنسرت موفق و استقبال اهالی لس‌آنجلس از آن چنين گفت: &#171;اين کنسرت در لس‌آنجلس از لحاظ انتخاب محل اجرا، کيفيت صدا، و به خصوص&#160;انرژی که تماشاگران به ما دادند، به نظر من يکی از بهترين برنامه‌هايی بود&#160;که گروه کيوسک تا به حال اجرا کرده است.&#187;      &#171; اين کنسرت در لس آنجلس از لحاظ انتخاب محل اجرا، کيفيت صدا، و به خصوص از نظر انرژی که تماشاگران به ما دادند، به نظر من يکی از بهترين برنامه هايی است که گروه کيوسک تا به حال اجرا کرده است.&#187;  آرش صبحانی در گفت و گو با رادیو فردا      وی افزود: &#171;برنامه‌گذارها&#160;خيلی سخت کار کردند&#160;که توانستند اين همه آدم را روز يک‌شنبه که شب قبل از روز کاری است، آن هم در لس‌آنجلس که رفتن به هرجا ساعت‌ها وقت می‌گيرد به اين محل بکشانند.&#187;    این&#160;کنسرت با بهره‌برداری از کيفيت صداي بالا و حضور جمعيتی&#160;علاقه‌مند از همان دقايق آغازین&#160;تبديل به يکی از گرم‌ترين و پرشورترين برنامه‌هايی شد که حضور غيرايرانی‌ها در آن، جنبه‌های فرا-مرزی تازه‌ای به موزيک کيوسک می‌داد.    گروهی که در مدت کوتاه&#160;زندگی در خارج از ايران توانسته است ابعاد تازه‌ای را به&#160;موسيقی‌ای اضافه کند که&#160;از زيرزمين‌های تهران به مرکز موسيقی جهان، لس‌آنجلس کشانده است.    کنسرت &#171;باغ وحش جهانی&#187; گروه کيوسک نخستين برنامه هنری است که توسط &#171;باترفلای باز&#187; يک آژانس تبليغاتی هنری در لس‌آنجلس تهيه شده است. کار اين آژانس نوپا حمايت از موج تازه‌ای از خوانندگان ايرانی در داخل و خارج از ايران و&#160;هدف اصلی آن&#160;ايجاد روند تازه‌ای در کار مديريت هنری ايرانی در اين شهر است.    مدير و موسس ايرانی-آمريکايی &#171;باترفلای باز&#187;،&#160;بيتا ميلانيان، درمورد آغاز کار اين آژانس هنری و اثراتی که کار آن می‌تواند&#160;روی موسيقی ايرانی در اين ديار داشته باشد&#160;به رادیو فردا می‌گويد: &#171;کيوسک يکی از اولين پروژه‌های همکاری من و شری رضايی‌، دوست و شريکم،&#160; در باترفلای باز است. حقيقت اين است که ما کوشش داريم با هنرمندان و گروه‌هايی کار کنيم که چه در ايران و چه در خارج از کشور علاوه بر يک کارهنری مخصوص، يک پيام متفاوت را هم به جامعه ارائه می‌دهند.&#187;    بيتا ميلانيان معتقد است که وقت آن رسيده&#160;که هنرمندان ايرانی از&#160;پشتيبانی جدی و حرفه‌ای برای پيشبرد کارهای خود در جامعه آمريکا برخوردار باشند: &#171;فکر می‌کنم هنرمندان به&#160;پشتوانه مطمئن که از نظر روابط عمومی، تبليغات و تنظيم برنامه‌ها بتواند به&#160;آنها کمک کند احتياج دارند.&#160;هدف خود من هم&#160;به عنوان&#160;یک ايرانی که سال‌هاست از ايران خارج شده&#160;اين است که بتوانم اين پيام صلح و دوستی جهانی را از طريق هنرمندان ايرانی به جامعه جهانی برسانم.&#187;      حضور گلشیفته فراهانی&#160;و شهره آغداشلو      در ميان تماشاگران، چهره‌های معروفی چون گلشيفته فراهانی نیز دیده می‌شد، بازيگری که حضور جنجال‌انگيز او بدون روسری&#160;بر&#160;فرش قرمز در مراسم افتتاح&#160;فيلم &#171;مجموعه دروغ‌ها&#187; با شرکت لئوناردو دی کپريو سرو صدای زيادی به پا کرد، برای دومين بار در يک جمع ايرانی حاضر می‌شد.&#160;     حضور گلشيفته فراهانی که در ميان ايرانيان ساکن لس‌آنجلس از محبوبيت خاصی برخوردار است در آغاز کنسرت گروه کيوسک نظم سالن را تا حدودی به هم ريخت.     مردم برای گرفتن عکس‌های يادگاری و صحبت با او که به همراه همسر خود در ميان جمعيت نشسته بود او را احاطه کرده بودند.     در طبقه دوم سالن کنسرت، در محلی که به &#171;وی‌آی‌پی روم&#187; معروف است و اختصاص به&#160;افراد سرشناس دارد، شهره آغداشلو، بازيگر ايرانی هاليوود و چند چهره هنری ديگر از جمله&#160;فرامرز اصلانی و سوسن ديهيم، خواننده آوانگارد ايرانی، نیز حضور داشتند.    تور &#171;باغ وحش جهانی&#187; که از عنوان آلبوم تازه گروه کيوسک گرفته شده از شهر سن فرانسيسکو آغاز شد و پس از يک اجرای موفق در اين شهر به لس‌آنجلس آمد.     گروه کيوسک در اين کنسرت در مقابل صدها تن از طرفداران خود در سالن &#171;ال ری&#187; محل اجرای برنامه&#160;برخی از معروف‌ترين&#160;گروه‌های آمريکايی به اجرای برنامه پرداختند&#160;و اين کنسرت را با ترانه‌هايی از آلبوم &#171;عشق سرعت&#187; آغاز کردند.    &#160;در بخش پايانی کنسرت کيوسک در لس‌آنجلس هنرمندان ساکن اين شهر از جمله حامد،&#160;وکاليست، و &#171;بابک امينی&#187;، آهنگ‌ساز و نوازنده برجسته گيتار، روی صحنه&#160;به گروه پيوستند و با همراهی آنها آهنگ‌هايی اجرا کردند.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_kiosk_usa_1/474217.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_kiosk_usa_1/474217.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 23 Nov 2008 14:55:04 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F10A793A-8A65-4221-8DF8-7561A9174B5A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>محسن نامجو: چهار پنجم کارهای من هنوز ضبط نشده است</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;محسن نامجو٬ يكى از جنجال برانگيزترين چهره هاى موسيقى امروز ايران٬ به دعوت بنياد فرهنگى &#171;بيان پرسيا&#187; در يك تور تك نفره سراسرى٬ شامل شش كنسرت٬ در شهرهاى مختلف آمريكا٬ شركت خواهد كرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اولين برنامه محسن نامجو در تالار &#171;پلس آف فاين آرتز&#187; يكى از معروف ترين اماكن اجراى برنامه هنرى٬ در شهر سان فرانسيسكو٬ اجراء مى شود كه از هم اكنون٬ تمام بليط هاى آن پيش فروش شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;موسيقى محسن نامجو٬ بنا بر گفته منتقدين٬ تركيبى است از موسيقى سنتى ايرانى٬ جاز٬ بلوز و راك اند رول. اما در ابعادى وسيع تر٬ به آن مى توان به صورت پلى ارتباطى بين موسيقى ناشناخته ايران و ترجمه و تشبيهى از آن به زبان موسيقى امروز جهانى٬ نيز نگاه كرد. محسن نامجو در گفت و گو با راديو فردا به ديدگاه هاى مطرح در باره سبك موسيقى خود پاسخ داده و مى افزايد كه چهار پنجم كارهاى او هنوز ضبط نشده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            محسن نامجو٬ يكى از جنجال برانگيزترين چهره هاى موسيقى امروز ايران٬ به دعوت بنياد فرهنگى &#171;بيان پرسيا&#187; در يك تور تك نفره سراسرى٬ شامل شش كنسرت٬ در شهرهاى مختلف آمريكا٬ شركت خواهد كرد.        اولين برنامه محسن نامجو در تالار &#171;پلس آف فاين آرتز&#187; يكى از معروف ترين اماكن اجراى برنامه هنرى٬ در شهر سان فرانسيسكو٬ اجراء&#160;شد.        به گفته منتقدين٬  موسيقى محسن نامجو  تركيبى است از موسيقى سنتى ايرانى٬ جاز٬ بلوز و راك اند رول. اما در ابعادى وسيع تر٬ به آن مى توان به صورت پلى ارتباطى بين موسيقى ناشناخته ايران و ترجمه و تشبيهى از آن به زبان موسيقى امروز جهانى٬ نيز نگاه كرد. محسن نامجو در گفت و گو با راديو فردا به ديدگاه هاى مطرح در باره سبك موسيقى خود پاسخ داده و مى افزايد كه چهار پنجم كارهاى او هنوز ضبط نشده است.        وى در ماه هاى اخير با چالش ها و محدوديت هاى زيادى در ايران روبرو شده و اخيرا نيز اخبارى مبنى بر طرح شكايت از او به دليل استفاده از يك آيه قران در ترانه هايش نيز در سايت هاى اينترنتى منتشر شد.          راديو فردا: آقاى نامجو در باره سبك كار شما ديدگاه هاى مختلفى مطرح شده است ولى يكى از نقطه نظرات كه مى تواند به واقعيت نزديكتر باشد مى گويد كه شما تركيبى از سبك هاى مختلف را در كار هنرى خود استفاده مى كنيد. تا چه اندازه با اين نظر موافق هستيد؟            محسن نامجو:  به طور كلى نظراتى كه تا حالا داده شده٬ راجع به كارهاى بنده٬ مبنى بر اين كه تجزيه اى از همه اينها است٬ بديهى است كه نقطه نظر درستى است و من هم چيز خاصى ندارم كه به آن اضافه كنم٬ جز اين كه٬ در كل اين كارها بايد آدم ابزارى داشته باشد كه بتواند با آن چرخ بزند. ابزار ادبيات و مهمتر از آن ابزار حنجره و به طور كلى اخذ مقوله آواز.        البته من هيچ وقت٬ به اندازه اى كه الان رو به آهنگ سازى و كار آواز آوردم٬ علاقمندى ذاتى به مقوله نوازندگى نداشتم. قطعاتى كه باعث شده اين نظرات راجع به كارهاى بنده باشد٬ بيست درصد از كل قطعات بنده است و حدود چهار پنجم بقيه كارها٬ انواع و اقسام قطعات ديگرى ممكن است كه شامل اين درخواست بشود و بسيارى هم نشود.          شما با اين كه به اسم خواننده پيشرو معروف هستيد٬ ولى احساس نمى كنيد كه شهامت به خرج داده و از آن محدوده شناخته شده بيرون آمده ايد٬ نه فقط به شكل آوانگارد٬ بلكه به شكل رساندن صداى خود به خارج از آن محدوده؟          از وقتى كه اين موضوع براى من٬ به صورت عملى هم پيش آمده كه خارج از ايران (برنامه) اجراء كنم و بتوانم با مخاطب هاى ايرانى و غير ايرانى خارج از كشور ارتباط بر قرار كنم٬ مى توانم بگويم كه از حالا به بعد٬ كار من مشخصا هدفمند شده٬ يعنى اينكه چه در زمينه تحصيل و چه در زمينه كار عملى و ادامه دادن كارهاى ديگر با موزيسين هاى مختلف و ضبط كارها٬ اين را مد نظر دارم كه واقعا براى موسيقى ايرانى٬ منظورم موسيقى كه هميشه به عنوان موسيقى سنتى ايران معروف بود٬ همان هفت دستگاه موسيقى و پنج آواز متعلق به آن٬ بتوانم در يك تريبون٬ نمى توانم بگويم تريبون جهانى٬ ولى حداقل همان چيزى كه تا الان بوده٬ تا جايى كه از عهده من بر آيد٬ بتوانم اين موسيقى را از حالت انزوا در بياورم.        اين رسالت را بر عهده خود مى بينم٬ كه اين كار را انجام دهم٬ زيرا اگر هم ويژگى خاصى در نوآورى در اين كارها ديده مى شود٬ به نظر خودم دقيقا به خاطر پاى بندى به سنت است و حالا اين كه بحث نظرى را پيش بكشيم٬ قطعا اينجا نمى شود٬ ولى در هر صورت٬ اين اعتقاد از قديم٬ در بين خيلى از روشنفكران وجود داشته كه هرگونه پا را از خط قرمز فراتر گذاشتن و به قول معروف يك سرى سرها را شكستن٬ در صورتى احتمالا بيشتر عمر مى كند و بيشتر جواب مى دهد كه ادامه دار باشد.          فضاى آزاد خارج از كشور٬ چه اثراتى روى موسيقى شما گذاشته؟ آيا شما را آزاد تر كرده٬ يا اينكه آن خلاقيت را٬ تا يك حدودى٬ از شما گرفته؟          اين نگرانى بود كه از طرف خيلى از دوستانم و مخاطب هايى، كه هيچوقت مرا نديده بودند ولى اظهار لطف داشتند٬ به من پيغام مى رسيد٬ كه ممكن است٬ اين جدايى از ايران٬ منبع الهام را خشك كند٬ يا به هر صورت آن سحر قديم را نداشته باشد.        اين درست است٬ يعنى اين كه٬ اگر من در تمام اين هفت٬ هشت٬ ده سال گذشته در كشورى غير از ايران زندگى مى كردم٬ قطعا اين موسيقى نوع ديگرى مى شد و يك سرى از ويژگى هايى كه در مضمون كارها يا درفرم اجرايى٬ كه بيشتر آن در ابزار آواز وجود دارد٬ بوجود نمى آمد و (مصداق) همان سخن خيلى قديمى (است) كه مى گويند &#171;محدوديت موجب خلاقيت است&#187;.        من از بابت زندگى كه در ايران كردم٬ راضى هستم كه به هرحال چنين نتيجه اى داده٬ كه نه اينكه الان بگويم مثبت است ولى مى تواند مثبت باشد٬ يعنى مى تواند راهگشا باشد٬ براى موسيقى ايرانى.        در پاسخ به آن دوستانى كه به يك شكلى اين نگرانى را مطرح مى كردند٬ اين را من گفته بودم و الان هم به شما عرض مى كنم٬ كه خوشبختانه حدود چهار پنجم كارهاى من هنوز ضبط نشده و حالا٬ حالاها ماتريال براى كار كردن هست و بيرون از ايران بودن٬ از اين نظر محدود كننده كه نيست٬ هيچ٬ با توجه به امكانات بيشترى كه اينجا وجود دارد٬ راهگشا هم هست.        </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mohsen_Namjoo_Music/464617.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mohsen_Namjoo_Music/464617.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 12 Sep 2008 13:38:57 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/40413B0B-396F-4641-8B5A-B412851D5F44_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تئاتر دو زبانه و نسل دوم ایرانیان لس آنجلس</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;تئاتر ايرانيان ساکن لس آنجلس، پس از تغيير و تحولاتی که در طول مدتی نزديک به&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;سه دهه دچار آن بوده است، به تدريج ويژه گی های مهاجرت و غربت را از دست داده و تبديل به تصويری ساده، و بی هيچ گذشته و&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;آينده ای، از زندگی&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;امروز ايرانيان در اين ديار شده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   تئاتر ايرانيان ساکن لس آنجلس، پس از تغيير و تحولاتی که در طول مدتی نزديک به &#160;  سه دهه دچار آن بوده است، به تدريج ويژه گی های مهاجرت و غربت را از دست داده و تبديل به تصويری ساده، و بی هيچ گذشته و &#160;  آينده ای، از زندگی &#160;  امروز ايرانيان در اين ديار شده است. &#160;      &#160;   در اين ميان، دست اندرکاران تئاتر در لس آنجلس از جمله &#160;  نسل دومی ها، تازه ترين پديده تئاتر تبعيد و مهاجرت را به شکل اجرای نمايشنامه های دوزبانه فارسی و انگليسی ارائه می دهند.            هوشنگ توزيع که هم اکنون در حال اجرای تازه ترين اثر نمايشی خود به نام &#171;فرار بزرگ&#187; در يک تور سراسری آمريکا و کانادا است، در گفت و گو با &#171;راديو فردا&#187; شرايط امروز تئاتر لس آنجلس را نوعی فاجعه &#160;  خواند.   &#160;           &#160;     او&#160; گفت: دو زبانه شدن تئاتر لس آنجلس به علت حضور بيشتر جوانان در رده دست اندرکاران و تماشاگران شايد امری اجتناب ناپذير باشد. تئاتر کمدی لس آنجلس در دهه ۸۰ دستمايه نمايشنامه نويسان زبردستی بود که برای رساندن پيام های اجتماعی و سياسی زبان طنز را به کار می گرفتند.   &#160;         آقای توزیع افزود: نمايشنامه نويسان و کارگردانان قديمی &#160;  يکی پس از ديگری درمی گذرند، خسته می شوند، و برخی از آنها هم به علت اينکه در ته صف تماشاگران کمدی های کنونی جای گرفته اند، آهسته آهسته به استفاده از کلماتی خنده دار روی آورده اند که معنای دراماتيک ندارد.   &#160;         در همین حال، ايمان خاموشيان که حرفه اصلی او فيلمنامه نويسی برای &#160;  هاليوود است، درباره خط &#160;  داستانی نمايشنامه &#171;دردسر&#187; به &#171;راديو فردا&#187; گفت: برای نوشتن نمايشنامه، بيشتر از زندگی خودم، دوستان، خانواده و آشنايانم الهام گرفته ام. &#160;  تمام تلاشم را کرده ام که نمايشنامه عين حقيقت باشد تا همه بتوانند بيشتر با آن ارتباط برقرار کنند. &#160;  در خانه خود من، ما آميخته ای از زبان فارسی و انگليسی به کار می بريم و بازتاب اين زبان دوگانه را در اين نمايش می توان شنيد.            &#171;برای نوشتن نمايشنامه بيشتر از زندگی خودم، دوستان، خانواده و آشنايم الهام گرفته ام.&#160; تمام تلاشم را کرده ام که نمايشنامه عين حقيقت باشد تا همه بتوانند بيشتر با آن ارتباط برقرار کنند.&#187;  ایمان خاموشیان، فیلمنامه نویس      او&#160; اضافه کرد: &#160;&#160; بعضی از نسل دومی ها هستند&#160;که ديگر اصلاً فارسی صحبت نمی کنند و بيشتر خانواده های مهاجر ايرانی لس آنجلس در محاورات روزمره، &#160;  آميخته ای از دو زبان را به کار می برند. &#160;&#160; در اين نمايش اگر چيزی به زبان انگليسی گفته می شود، بعد از آن معادل فارسی هم شنيده می شود. &#160; هدف اين ا ست که بچه ها وجوان ترها هم به تئاتر بيايند و لطيفه ها را بفهمند.        بازیگران قدیمی و نویسندگان تازه کار          اغلب بازيگران با تجربه و چهره های شناخته شده تئاتر لس آنجلس از بازی در نمايش نويسندگان تازه کار خودداری می کنند. &#160;         بيژن گيلانی يک روانپزشک بازنشسته است &#160;  که برای اولين بار بروی صحنه می آيد &#160;  و نقش &#160;پدر خانواده &#171;&#160;۹۹ سنتی&#187; را اجرا می کند.        او به &#171;راديو فردا&#187; گفت: من در ايران بزرگ نشده ام و ۴۵ سال است که در ايران نبوده ام. &#160; اين لهجه فارسی که در تئاتر به کار می برم، لهجه اصلی خودم نيست ( لهجه اصلی خودم اسکاتلندی است). &#160;  ولی می دانم چگونه با لهجه ايرانی، انگليسی صحبت کنم. &#160;&#160; کار تئاتر را تازه               شروع کرده ام و دارم ياد می گيرم.            در نمايش دردسر، علاوه بر شيدا پگاهی، طراح و رقصنده ساکن لس آنجلس، که &#160;&#160; نقش مادر &#160; را ايفا می کند، نينا نائبی، بازيگر قديمی تئاتر و تلويزيون،  هم نقش يک مادر بزرگ سنتی ايرانی را&#160; بازی&#160;می کند.   &#160;         خانم نائبی هم چون بسياری ديگراز بازيگران ايرانی &#160;  شهر لس آنجلس که به دليل &#160; رکود کارتئاترهای ايرانی &#160;  به سينما روی آورده اند، هم اکنون ضمن انتظار برای &#160;  اکران فيلم &#171;آن سوی مرزها&#187; با شرکت &#171;هريسن فورد&#187; &#160; که احتمالا در اواخر سال جاری &#160;  به نمايش درخواهد آمد، پس از سال               ها تصميم به بازی در &#160;  يک &#160;  نمايش ايرانی گرفته است &#160;. &#160;        او به &#171;راديو فردا&#187; گفت: من برای بازی در اين فيلم امتحان دادم. &#160; وقت امتحان دادن چيزی درباره اين فيلم نمی دانستم و نقش آن چنان بزرگی هم نيست. &#160; ولی برای من و برای شروع کارم در جامعه آمريکايی خيلی بزرگ است. &#160; بعد از اينکه فهميدم در اين فيلم در کنار چه هنرپيشه هايی نقش بازی می کنم، انگار در آسمان ها بودم  .      در نهايت، &#160; تئاتر ايرانيان ساکن لس آنجلس که اغلب در شهرهای ديگر آمريکا و گاه کشورهای ديگر نيز به نمايش درمی آيد، بنا بر اعتقاد اغلب دست اندرکاران قديمی تر در شرايطی ايستا، بدون تغيير و بدون هدف قرار گرفته است.   &#160;                 با اين حال، چرخ &#160; گردان تئاتر &#160;  لس آنجلس همچنان به گردش خود ادامه می دهد و هر چند يک بار به صورتی &#160; در پی &#160;  خلق جنبه های تجارتی و مردم پسند تازه ظهور می کند و همين &#160;  مسئله، پيش بينی آينده تئاتر ايرانيان &#160; اين شهر را ناممکن می سازد.          &#171;گزارش ويژه هفته&#187; را هر دوشنبه&#160; در مجله شامگاهی بعد از خبرهای ساعت نوزده و سی دقيقه از راديو فردا می تواند بشنويد، باز پخش اول آن را&#160; سه شنبه ها پس از خبرهای ساعت نيم بامداد در مجله شامگاهی و بازپحش دوم&#160; آن را پس از خبرهای ساعت سيزده در مجله نيمروزی.                         در اين رشته گزارش ها، همکاران و گزارشگران &#171;راديو فردا&#187; از مرز رويدادهای روز عبور می کنند و به بررسی تحليلی مسائلی می پردازند که از جمله در حوزه های سياسی،&#160; اجتماعی، فرهنگی، زيست محيطی، ورزشی و غيره&#160; در اين يا در آن حد، خبرساز شده اند.          </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_theater_LosAngels/464084.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_theater_LosAngels/464084.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 08 Sep 2008 15:57:19 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/892FBB63-A60E-4FE5-91DD-18A2D4E7FD32_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اعتصاب فيلمنامه نويسان هاليوود به پایان رسید</title>
            <description>اعتصاب&#160; سه ماهه ای&#160; که صنعت فيلم و تلويزيون آمريکا را به تعطيلی کشاند بالاخره با به توافق&#160; رسيدن اعضای اتحاديه نويسندگان فيلم و تلويزيون و شورای تهيه کنندگان سينما به پايان رسيد و اين اتحاديه به&#160; اعضای خود اجازه داد تا از روز چهارشنبه بر سر کارهای خود بازگردند. اعتصاب&#160; سه ماهه ای&#160; که صنعت فيلم و تلويزيون آمريکا را به تعطيلی کشاند بالاخره با به توافق&#160;رسيدن اعضای اتحاديه نويسندگان فيلم و تلويزيون و شورای تهيه کنندگان سينما به پايان رسيد و اين اتحاديه به&#160; اعضای خود اجازه داد تا از روز چهارشنبه بر سر کارهای خود بازگردند.    اعتصاب نويسندگان اغلب برنامه های تلويزيونی را به تکرار و يا حتی تعطيل کشانده بود اما پايان اعتصاب اين امکان را به وجود می آورد که فصل بهار دوباره&#160;با آغاز سريال های تازه و قسمت های جديدی از سريال های قديمی همراه باشد.    با پايان يافتن اعتصاب نويسندگان هاليوود، مشکلات عمده ای که برگزاری مراسم اهدای جوايز اسکار را تهديد می کرد، از بين خواهد رفت.    اتحاديه نويسندگان غرب آمريکا پيشتراعلام کرده&#160; در صورت دست نيافتن به توافق، همزمان با مراسم اسکار تجمع اعتراضی در اطراف محل برگزاری مراسم برپا خواهد کرد.    فيلمنامه نويسان هاليوود&#160;در اعتراض به ارايه کارهای آنها بر روی اينترنت، توليد &#171;دی.وی.دی&#187; و&#160;دستمزد ها&#160;&#160;از پنجم نوامبر دست به اعتصاب زده بودند.    به گزارش خبرگزاری  آسوشيتدپرس ، لسلی مون وز گفت:&#171;درپايان مذاکرات،&#160;طرفين دعوا، همگی برنده شدند. يک معامله&#160;منصفانه به وقوع پيوست که کمپانی های بزرگ تهيه فيلم می توانند به خوبی با آن کنار بيايند.&#160;در عين حال&#160; اين اعتصاب باعث شد تا&#160;نقش نويسندگان و هم بخشی آنها در صنعت فيلمسازی&#160; اين شهر&#160;برای صاحبان اين&#160; استوديوهای بزرگ به خوبی مشخص شود.&#187;         نويسندگانی که در شهرهای نيويورک و بورلی هيلز به پايان دادن به اين اعتصاب رای مثبت داده اند بيش از حد پيش بينی ها &#160;بود. بیش از نود درصد نویسندگان به پایان بخشیدن به اعتصاب رای مثبت دادند&#160;         خانم مون وز يکی از واسطه ها و ميانجیگران اصلی&#160;مذاکره بين نويسندگان و تهيه کنندگان فيلم و تلويزيون&#160; بود که از زمان قطع اين مذاکرات در دسامبر گذشته تا کنون کوشيد&#160;تا راه های تازه ای برای دست يابی به توافق بين طرفين پيدا کند.    مسئله اصلی اين مذاکرات رسيدن به توافق بر سر دستمزد نويسندگان برای استفاده از آثار آنها&#160; بر روی اينترنت بوده است.    بنا بر قرارداد موقتی که روز يکشنبه گذاشته به تصويب رسيد، نويسندگان عضو اتحاديه که تعداد آنها به ۱۲ هزار تن می رسد در مقابل استفاده از آثارشان در اينترنت مبلغ يک هزار و&#160;۲۰۰ دلاربرای دوسال اول دريافت خواهند کرد و از سال سوم به بعد استوديوها موظفند تا ۲ درصد از کل درآمد خود از اين آثار را به آنها پرداخت کنند.    به گفته دست اندرکاران، تصويب اين بخش از قرارداد مورد توجه خاص اعضای اتحاديه نويسندگان فيلم يا تلويزيون&#160; بوده است. هم چنين طبق اين قرارداد برنامه های تلويزيونی يا فيلم های سينمايی دانلود شده به دستمزد کنونی اين نويسندگان مبالغی اضافه خواهد شد.    آقای پاتريک ورنان، رهبر اتحاديه نويسندگان غرب آمريکا،&#160;به خبرنگاران گفت:&#171;حداقل اين که اين يک آغاز می تواند باشد و جای پايی در&#160;نقش گسترده ای که&#160;دنيای ديجيتالی در آينده خواهد داشت.&#187;    او افزود:&#171;در حالی که&#160;پيش بينی می شود در آينده&#160; نه چندان دور، تلويزيون جای خود را به اينترنت می دهد، اين نويسندگان می توانند جايگاهی برای خلاقيت های خود در اين رسانه نوين ايجاد کنند&#187;.    نويسندگانی که در شهرهای نيويورک و بورلی هيلز به پايان دادن به اين اعتصاب رای مثبت داده اند بيش از حد پيش بينی شده بود. دراين ميان بيش از سه هزار و چهارصدو نود و دو تن از اين نويسندگان به بازگشت بر سرکارهای خود رای دادند در حالي که تنها&#160; ۲۹۳ تن گفتند که با ادامه اعتصاب موافقتند.    در هاليوود هم اکنون صحبت از پايان قرارداد اتحاديه بازيگران سينما است که در ماه ژوئن آينده ممکن است به بن بست برسد و باعث شود تا&#160; اين اتحاديه نيز دست به اعتصاب بزند.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_hollywood/434783.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_hollywood/434783.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 14 Feb 2008 01:40:02 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/427B29D6-E3EE-4B06-BE36-4C054EA8893C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برگزیدگان شورای ملی بررسی فیلم معرفی شدند</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;span&gt; &lt;span&gt;شورای ملی بررسی فيلم،&lt;span&gt;&#160;&lt;/span&gt;که هرسال بهترين های سينما&lt;span&gt;&lt;/span&gt;را با&#160;تکيه بر&#160;آزادی بيان و حقيقت گويی از طريق زبان سينما انتخاب می کند،برندگان جوايز امسال خود را اعلام کرد.&lt;/span&gt;&#160;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&#160;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   سازمان غير انتفاعی &#160; شورای ملی بررسی فيلم های سينمايی، &#160; که هرسال در ماه دسامبر بهترين های سينمای جهان   را با&#160;تاکيد بر&#160;آزادی بيان و حقيقت گويی از طريق زبان سينما انتخاب می کند،  روز پنج شنبه برندگان جوايز امسال خود را اعلام کرد.   &#160;         بيش از ۹۸ سال است که &#171;نشنال بورد آو ريويوو&#187; به بازبينی و بررسی فيلم های سينمايی در آمريکا&#160;می پردازد&#160;و از زمانی که &#160;  ويليام رندولف هرست، غول مطبوعاتی دهه ۲۰ آمريکا کوشيد تا جلو اکران فيلم  همشهری کين  اقتباس آزادی از داستان زندگی او &#160;  ساخته &#160;  اورسن ولز را بگيرد، تا کنون اين سازمان غير انتفاعی به حمايت از صدای هنرمندان &#160; مستقل &#160; و  سينمای پيشرو با به کار گرفتن   آزادی بيان   اشتغال داشته است.         جورج کلونی&#160;جایزه بهترين بازيگر نقش اول مرد سال را&#160;برای بازی در نقش مایکل کلایتون در فیلمی به همین نام از آن خود کرد.             &#171;نشنال بورد آو ريويوو&#187; علاوه بر شناسايی و ارج نهادن به سينمای آزاد در آمريکا و جهان، برنامه هايی برای پرداخت هزينه تحصيلی فيلمسازان جوان و مستعد دارد که هرسال طبق مراسمی به آنها اهدا می شود.        روز گذشته اعضای شورای ملی بررسی فيلم های سينمای آمريکا، &#160; فيلم تازه برادران کوئن به نام  هيچ کشوری برای مردان سالخورده  را به عنوان بهترين فيلم سال ۲۰۰۷ معرفی کردند.      برادران&#160;کوئن&#160;پيش از اين برای فيلم  فارگو  به دريافت جايزه اسکار نائل شده بودند.      فيلم &#160;  جنايی و ترسناک  هيچ کشوری برای مردان سالخورده  از روی کتابی به همين نام نوشته کورمک مک کارتی ساخته شده و بازيگران اصلی آن خاوير باردم و تامی لی جونز هستند.              جورج کلونی&#160;جایزه بهترين بازيگر نقش اول مرد سال را&#160;برای بازی در نقش مایکل کلایتون در فیلمی به همین نام از آن خود کرد.                  بازيگر قديمی سينما،جولی کريستی برای بازی در فيلم &#160;   دور از او  در نقش يک زن ميانسال مبتلا به مرض آلزايمر &#160;  به عنوان بهترين بازيگر نقش اول زن سال ۲۰۰۷ انتخاب شد.        جايزه بهترين کارگردانی سال &#171;نشنال بورد آو ريويوو&#187;، به تيم برتون تعلق گرفت؛&#160;برای&#160;فیلم  سویینی تاد  که&#160;اقتباسی است&#160;از  يک نمايش با شرکت جانی دپ. &#160;           &#160; فيلم برگرفته از يک نمايش موزيکال برادوی &#160; به همين نام نوشته&#160;استفن ساندهايم درباره سلمانی اهريمنی خيابان فليت است &#160; که مشتريان خود را يک يک &#160; به قتل می رساند.        کيسی افلک، به عنوان بهترين بازيگر مرد نقش دوم برای شرکت در فيلم&#160; کشتن جسی جيمز  و ايمی رايان به عنوان بهترين بازيگر نقش دوم زن برای بازی در فيلم  گان بيبی گان  انتخاب شدند.            فيلم فرانسوی&#160; زيبای سرگردان و پروانه  ساخته جوليان اشنابل برنده بهترين فيلم خارجی سال شد و جايزه بهترين مستند سال نيز به فيلم  حجم جنگ  اهدا شد.        با اعلام جوايز &#171;نشنال بورد آو ريويوو&#187; مي توان گفت که فصل جوايز سينمايی آمريکا رسما آغاز شده است. &#160;              در هفته های آينده &#160;&#171; انجمن منتقدان فيلم لس آنجلس&#187; و &#171;کانون منتقدان سينمايی نيويورک&#187; اسامی &#160; برندگان &#160;  جوايز خود را اعلام خواهند کرد و همچنين &#160;  نام نامزدهای جوايز گلدن گلوب از سوی &#171;هاليوود فارن پرس اسوسيشن&#187;، سازمان برگزاری اين جايزه و جوايز اسکار اعلام خواهد شد.        جوایز&#171;نشنال بورد آو ريويوو&#187; به نوعی&#160;جنبه پيش بينی برندگان جوايز ديگر را &#160; دارد. &#160;           &#160; سال گذشته برندگانی چون فارست ويتاکر برای فيلم  آخرين پادشاه اسکاتلند  و هلن ميرن برای بازی در فيلم  ملکه  پس از دريافت اين &#160; جايزه موفق به دريافت جوايز اسکار نيز شدند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_prize_national_board_of_review/425020.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_prize_national_board_of_review/425020.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 07 Dec 2007 12:36:00 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C0ABD2E2-8A02-4F74-AF81-CEEA72DADEB4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> اسامی نامزدهای دريافت جایزه &#171;اسپيريت&#187; اعلام شد</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;اسامی نامزدهای دريافت جوایز &#171;اسپيريت آواردز&#187;، روز سه شنبه،&#160;۲۷&#160;نوامبر،&#160;برای بهترين های فيلم های مستقل، در آمریکا،&#160;اعلام شد.&lt;/p&gt; اسامی نامزدهای دريافت جوايز&#171;اسپيريت&#187; برای معرفی بهترین فیلم مستقل، روز سه شنبه، ۲۷ نوامبر،&#160;از سوی برگزار کنندگان آن اعلام شد.    جوایز&#171;اسپيريت&#187; اولين جوايزی&#160;است که در آمریکا&#160;برای اهمیت بخشیدن به سینمای&#160;مستقل&#160;پایه گذاری شد&#160;و&#160;هر سال&#160;در چادری در &#171;سانتا مونيکا&#187;، در کاليفرنيا به فیلم های برتر مستقل&#160;اهداء می شود.    هدف اصلی از برگزاری مراسم اهداء جوایز &#171;اسپيريت&#187; حمايت از تنوع در صنعت فيلم سازی است.    قرار است که نام برندگان این جوایز روز ۲۳ فوريه،&#160;يک روز پيش از&#160;مراسم اسکار اعلام&#160;شود. بر اساس سیاستگذاری دست اندرکاران این جوایز، فقط فيلم هايی که هزينه کمتری از بيست ميليون دلار برای ساخت داشته اند، می توانند در&#160;رقابت &#171;اسپيريت&#187; شرکت کنند.     به گزارش خبرگزاری&#160; آسوشيتدپرس ، فيلم &#171;من آنجا نيستم&#187; که در مورد خواننده معروف آمريکايی، باب ديلن، ساخته شده است نامزد&#160;دریافت جایزه&#160;بهترين فيلم شده است.    در اين فيلم که&#160;تاد هينس آن را کارگردانی&#160;کرده است&#160;شش هنرپيشه مختلف در نقش باب ديلن ظاهر شده اند. ريچارد گير، هنرپيشه معروف آمريکايی نيز در اين فيلم بازی کرده است.    موضوع دو فيلم ديگری&#160;که کانديدای دريافت جايزه بهترين فيلم سال شده اند، در مورد زندگی افراد واقعی است. &#171;يک قلب قوی&#187; يکی از اين دو فيلم است که در مورد همسر دانيل پرل است.    دانيل پرل خبرنگار آمريکايی بود که به دست اسلامگرايان افراطی در سال ۲۰۰۲&#160; در پاکستان به قتل رسيد. آنجلینا جولی، بازیگر معروف هالیوود&#160;در اين فيلم نقش همسر دانيل پرل را بازی می کند که در جستجوی&#160;وی&#160;است.    فيلم ديگر در این رقابت ها، &#171;ماسک غواصی و پروانه&#187; است که در مورد ژان دومينيک بوبی،&#160; سردبير سابق مجله فرانسوی معروف &#171;ا ل&#187; است که به دليل سکته فلج شده است.    ژان دومينيک بوبی با حرکت دادن پلک های خود موفق شده پيام خود را به ديگران منتقل کند و این پیام ها در&#160;کتابی&#160;منتشر شده که هم در لیست پر فروش ها قرار گرفته است.    &#171;جونو&#187;، از دیگر فیلم های نامزد دریافت جایزه &#171;اسپریت&#187;&#160;در مورد&#160;نوجوانی است که باردار شده و&#160;با شرايط دشواری روبرو&#160;است.    دیگر فیلم کاندیدا،&#171;پارک پارانويد&#187; است که&#160;داستان مرگ تصادفی نگهبانی توسط يک اسکيت باز جوان است.    بسياری از برندگان سال های گذشته جوایز &#171;اسپيريت&#187; مانند &#171;هيولا&#187; و &#171;کوهستان بروبک&#187; موفقيت های خوب تجاری به دست آورده اند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_Spirit_Awards_nomination/423542.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_Spirit_Awards_nomination/423542.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 Nov 2007 15:07:55 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DDA102FC-4B14-4D0B-A29D-33F54858381D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نخستین اثر اعتصاب در هالیوود: توقف طنزهای شبانه </title>
            <description>اعتصاب سراسری فيلمنامه نويسان هاليوود، نخستين تاثيراتش را به جای گذاشت و پخش معروف ترين برنامه های طنز شبانه که در آمريکا بسيار محبوب هستند، با وقفه رو به رو شد. اعتصاب سراسری فيلمنامه نويسان هاليوود، نخستين تاثيراتش را به جای گذاشت و پخش معروف ترين برنامه های طنز شبانه که در آمريکا بسيار محبوب هستند، با وقفه رو به رو شد.    اعتصاب کنندگان اعضای سنديکای فيلمنامه نويسان آمريکا هستند که مذاکراتشان با اتحاديه تهيه کنندگان به نتيجه نرسيد و اعتصاب را از روز دوشنبه در لس آنجلس و نيويورک آغاز کردند.    نويسنده های برنامه های زنده تلويزيونی، سريال های داستانی و فيلم های سينمايی می گويند که از اين پس بايد تهيه کنندگان، از درآمد فروش ديجيتال محصولات تصويری (نسخه های دی وی دی يا فروش آن لاين برای دانلود) نيز درصدی را به عنوان حقوق نويسندگان بپردازند.    اما اتحاديه تهيه کنندگان می گويد که اين صنف به دليل گسترش دانلود غيرقانونی آثار از طريق اينترنت، با ضررهای برزگی دست پنجه نرم می کند و نمی تواند چنين خواسته را بپذيرد. &#160; روز دوشنبه ، جی لنو، کمدين معروف برنامه پربيننده &#171;نمايش امشب – Tonight Show&#187; که ناگهان بيکار شده است، در حالی که يک جعبه شيرينی به دست داشت، در صف اعتصاب کنندگان اتحديه نويسندگان آمريکا در مقابل محل&#160; استوديوی شبکه تلويزيونی &#171;ان بی سی – NBC&#187; به ديدار نويسنده برنامه اش، مايکل پرمينجر، رفت.              &#171;من بيست سال آزگار با اين افراد کار کرده ام. بدون کمک آنها من خوشمزه نيستم. من يک مرد مرده ام که با نوشته اين نويسندگان جان ميگيرم و مردم را می خندانم.&#187;     جی لنو      جی لنو درحالی که از جعبه شيرينی همراهش به اعتصاب کنندگان تعارف می کرد به خبرنگاران گفت: &#171;من بيست سال آزگار با اين افراد کار کرده ام. بدون کمک آنها من خوشمزه نيستم. من يک مرد مرده ام که با نوشته اين نويسندگان جان ميگيرم و مردم را می خندانم.&#187;    برنامه های شبانه از قبيل &#171;نمايش امشب&#187; با اجرای جی لنو، &#171; نمايش روزانه – Daily Show&#187; با اجرای جان استوارت و &#171; نمايش ديروقت – Late Show&#187; با اجرای ديويد لترمن، از اولين برنامه های معروف تلويزيونی هستند که اعتصاب اتحاديه نويسندگان بلافاصله بر آن ها تاثير گذاشته است.     اين برنامه ها که توسط ده ها نويسنده به طور روزانه و با درنظر گرفتن مسائل و وقايع مهم روز نوشته می شوند، با حضور يک مجری که عموما با ميهمانی ويژه مصاحبه می کند، با بينندگان مستقيما حرف می زند و از واکنش تماشگران درون استوديو بهره می گيرد، ميليون ها بيننده را هر روز به خود جلب می کنند.    در اين برنامه ها، مهارت و کارکشتگی مجريان موحب می شود تا تمامی نکات خلاق و خنده آور برنامه، تراوشات ذهن مجری به نظر بيايند، اما در واقع خط به خط سخنان مجری در برنامه هايی با محبوبيت های خيرکننده، نتيجه تلاش تيمی از نويسندگان خبره است.     استيو کورل،&#160; ستاره سريال &#171;دفتر کار – Office&#187; و الن دی جنرس، ميزبان برنامه محبوب &#171;الن&#187;، به احترام نويسندگان اين برنامه ها از شرکت در اين برنامه ها خودداری کردند.    شبکه تلويزيونی CBS روز سه شنبه اعلام کرد که توليد کمدی &#171;ماجراهای تازه کريستين پير&#187; متوقف شده است و شبکه ABC نيز آغاز سريال تازه ای به نام &#171;مافيای کشمير&#187; را به بعد موکول کرد.    بسياری از بازيگران و ستارگان فيلم های تلويزيونی معروف برای اينکه خط منظم اعتصاب کنندگان در مقابل استوديوهای مختلف را با عبور خود نشکنند، از ورود به اين استوديوها&#160; با وجود خطر از دست دادن مشاغل خود سرباز زدند.    نخستين واکنش استوديوها به اين اعتصاب – معلق نگهداشتن مزايای مختلف از جمله حقوق ويژه&#160; نويسندگان سطح بالا و برجسته برنامه های موفق تلويزيونی بوده است.     استوديوها در نظردارند تا اغلب برنامه های متکی به اين نويسندگان را با برنامه های کم هزينه روايت زندگی واقعی و مستندگونه (Reality Show) جايگزين کنند.    پل هاگيس، فيلمنامه نويس برنده جايزه اسکار فيلم &#171;تصادف&#187;، در مقابل استوديوی پارامونت در هاليوود به خبرنگاران گفت: &#171;عکس العمل استوديوها نشاندهنده حرص و طمع آنهاست . اين استوديوها تا تعطيل شدن کامل اين شهر به اين حرص و آز&#160; ادامه خواهند داد.&#187;    در صورت ادامه يافتن اين اعتصاب، نه تنها درآمد چند ميليارد دلاری صنعت سينما در آمريکا با خطر رو به رو می شود، بلکه آرام آرام، گستره توقف برنامه های محبوب نيز ادامه خواهد يافت و ممکن است که حتی پخش سريال های تلويزيونی پرطرفدار نيز متوقف شود.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Hollywood_writers_strike/420127.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Hollywood_writers_strike/420127.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 07 Nov 2007 14:16:03 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EA1E39A9-D0DA-4558-8FF5-34D1DFB39246_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بازگشت شاکری پس از چهار ماه زندان در ايران به کاليفرنيا</title>
            <description>&lt;br&gt;علی شاکری، ايرانی آمريکايی ساکن جنوب کاليفرنيا، که در سفری به ايران&#160; به مدت ۴ ماه&#160; در اين کشور&#160; زندانی بود پس از آزادی به محل زندگی خود در ناحيه اورنج کاونتی بازگشت. &#160;علی شاکری، ايرانی آمريکايی ساکن جنوب کاليفرنيا، که در سفری به ايران&#160; به مدت ۴ ماه&#160;در اين کشور&#160; زندانی بود،&#160;پس از آزادی شامگاه روز سه شنبه به محل زندگی خود در ناحيه اورنج کاونتی بازگشت.&#160;     آقای شاکری، سومين شهروند ايرانی آمريکايی است که در&#160;ماه های&#160;اخیر از زندان های جمهوری اسلامی آزاد شده است و اجازه خروج از ايران را دريافت کرده است.    آقای شاکری که تا اين تاريخ از گفت وگو با رسانه های فارسی زبان خودداری کرده است، در اولين&#160; مصاحبه خود با رابين رايت گزارشگر  واشينگتن پست  گفته است که پاسپورت او روز يکشنبه گذشته به او بازگردانده شده است و او پس از سپردن وثيقه بلافاصله ايران را ترک کرده است.    در همين حال آقای شاکری اضافه کرده است که محاکمه بايد به ايران بازگشته و دادگاه جمهوری اسلامی حاضر شود.         &#171;آنها مرا به شرط وثيقه آزاد کرده اند تا بتوانم به ايالات متحده برگردم و طبق دستور دادگاه، هرگاه مرا بخواهند بايد به ايران برگردم اين دستوری است که من از آن سرپيچی نخواهم کرد. من سند مالکيت ملک برادرم را گرو گذاشته ام که بيش از ۱۱۰ هزار دلار ارزش دارد&#187;     علی شاکری      آقای شاکری به خبرنگار  واشينگتن پست  گفته است: &#171;آنها مرا به شرط وثيقه آزاد کرده اند تا بتوانم به ايالات متحده برگردم و طبق دستور دادگاه، هرگاه مرا بخواهند بايد به ايران برگردم&#187;.    آقای شاکری درادامه گفت وگوی خود با  واشينگتن پست  می افزايد: &#171;اين دستوری است که من از آن سرپيچی نخواهم کرد. من سند مالکيت ملک برادرم را گرو گذاشته ام که بيش از ۱۱۰ هزار دلار ارزش دارد&#187;.    آقای شاکری روز هشتم مارس&#160; برای ديدار با مادر بيمار و در حال مرگ خود&#160; به تهران رفته بود. علی شاکری پس از برگزاری مراسم کفن و دفن مادر خود در فرودگاه بين المللی تهران در حاليکه تهران را به قصد اروپا ترک می کرد، دستگير شد.    آقای شاکری&#160;می گويد در مقام های زندان اوين با او رفتار بدی نداشته اند و او در اين مدت در سلول انفرادی بسر می برده است.    علی شاکری گفته است:&#171;من در زندان مورد بدرفتاری قرار نگرفتم و از نظم و قوانين که در بند ۲۰۹&#160; زندان اوين وجود داشت، قدردانی می کنم&#187;.    کيان تاجبخش، پژوهشگر&#160;و پيش از آن هاله اسفندياری، پژوهشگر ايرانی- آمريکايی موسسه وودرو ويلسون نيز با اتهامات مشابهی با آقای شاکری دستگير و سپس آزاد شدند، ولی کيان تاجبخش، ساکن نيويورک&#160; تا کنون&#160; نتوانسته است اجازه خروج از ايران را بدست نياورده است.    پيشتر هاله اسفندياری، استاد دانشگاه و پرناز عظيما خبرنگار راديوفردا نيز پس از سپردن وديعه توانستند از ايران خارج شده و به ايالات متحده بازگردند.     آقای شاکری عضو ايرانی شورای &#171;ابتکار شهروندان برای صلح&#187; در دانشگاه اروين در جنوب کاليفرنيا است و ضمن اداره يک شرکت موفق تجاری، در طول سال ها فعاليت اجتماعی و سياسی در جنوب کاليفرنيا، به عنوان سخنگوی انجمن مدافع دمکراسی در ايران فعاليت داشته است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_ali_shakeri/416174.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_ali_shakeri/416174.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 11 Oct 2007 23:25:59 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5716EA43-7EE5-4932-B9D5-1A344F134E2B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پافشاری سیمور هرش: &#171;می خواهند به ایران حمله کنند&#187;</title>
            <description>سيمورش هرش اگر چه از دهه ۷۰ ميلادی و با گزارش های تکان دهنده اش از جنگ ويتنام، در آمريکا به شهرت رسيد، اما در سال های اخير، تمرکز وی بر تحولات خاورميانه موجب شده تا وی در کشورهای اين منطقه نيز به چهره ای شناخته شده بدل شود. سيمور هرش اگر چه از دهه ۷۰ ميلادی و با گزارش های تکان دهنده اش از جنگ ويتنام، در آمريکا به شهرت رسيد، اما در سال های اخير، تمرکز وی بر تحولات خاورميانه موجب شده تا وی در کشورهای اين منطقه نيز به چهره ای شناخته شده بدل شود.    شايد يکی از اصلی ترين دلايل شهرت وی در ميان گروهی از ايرانيان نيز گزارش های تحقيقی وی از &#171;برنامه حمله نظامی به ايران&#187; باشد که در يکی – دو سال اخير در هفته نامه معتبر &#171;نيويورکر&#187; منتشر شده اند.    و چه بسا همين شهرت روزافزون اين برنده جايز پوليتزر موحب شد که روز سخنرانی وی در تالار &#171;رويس&#187; در دانشگاه UCLA در شهر لس آنجلس، نزديک به هزار و ۲۰۰ نفر، تمامی صندلی های تالار را اشغال کنند تا او يافته ها و تحليل هايش را از اوضاع خاورميانه بشنوند.    آقای هرش در يکی از خبرسازترين گزارش های خود درباره ايران، مدعی شد که کاح سفيد برای جلوگيری از ساخت سلاح هسته ای در ايران، طرحی برای حمله تاسيسات هسته ای ايران، آماده کرده است. به رغم تمامی تکذيب هايی که درباره گزارش هايی از اين دست از سوی کاخ سفيد منتشر شده اند، سيمور هرش هنوز معتقد است که عده ای در کاخ سفيد، &#171;به دنبال حمله نظامی به ايران&#187; هستند.    اين روزنامه نگار آمريکايی نيز در اين سخنرانی که با عنوان &#171;جاده يازده سپتامبر به ابوقريب و فراتر&#187; برگزار شد، پيشنهادش برای حل مشکل عراق، نظرش درباره جرج بوش و اطرافيانش و تحليلش از قدرت گرفتن &#171;نئوکان&#187; ها در ساختار قدرت آمريکا را تشريح کرد.      ايران و حمله نظامی      سيمورهرش در UCLA، برای تشريح مناسبات کاخ سفيد و ايران، ابتدا به جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا اشاره می کند&#160; پرزيدنت بوش را، مردی می خواند که &#171;با کسانی که دوست ندارد وارد مذاکره نمی شود.&#187;    &#160;او درباره آينده خاورميانه و ايران می گويد: &#171;پرزيدنت بوش می خواهد که به ايران حمله کند. ايرانی ها دارند بمب اتم را به دست می آورند و همه در اينجا يک صدا می گويند بايد ايران را بمباران کرد.&#187;              &#171;در صورت هرگونه حمله نظامی به ايران، ۶۰ ميليون نفر در اين کشور دست به کار خواهند شد.&#187;     سیمور هرش      آقای هرش که دو روز پيش از&#160; تکذيب جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا مبنی بر وجود هرگونه طرح حمله ای به ايران سخنرانی می کرد، درباره&#160; فتوای رهبران شيعه، عليه قوای آمريکا هشدار می دهد می گويد: &#171;در صورت هرگونه حمله نظامی به ايران، ۶۰ ميليون نفر در اين کشور دست به کار خواهند شد.&#187;    وی همچنين با اشاره به تحليل های تازه مبنی بر استفاده از &#171;مدل کره شمالی&#187; برای برخورد با ايران می گويد: &#171;کره شمالی مدل مناسبی برای مقابله با ايران به شمار نمی رود.&#187;      نقش &#171;نئو کان&#187; ها در حمله آمريکا به عراق      سيمور هرش در اين سخنرانی همچنين به روايت مجموعه عواملی می پردازد که به جنگ عراق منجر شده اند. &#160; آقای هرش با استناد به يکی از مقالات ريچارد کلارک&#187; می گويد که يک گروه&#160; هشت يا نه نفره از نئوکان ها، &#171;در همان شب حمله يازده سپتامبر، در حقيقت جرج بوش را به مسير تازه&#160; ای به نام جنگ&#160; عراق&#187; کشاندند.&#160;     آقای هرش می گويد: &#171;درحالی که من فکر می کنم پرزيدنت بوش در آغاز در اين مسئله دخالتی نداشته، اما می توانم نقش ديک چينی را&#160; از اواخر دهه ۹۰ در اين ماجرا ببينم. وقتی که او&#160; با چلبی مذاکره می کند و آنها از همان اول تصميم داشتند که بگذارند چلبی عراق را اداره کند.&#187;    وی يادآوری می کند که سابقه کنکاش های او درباره فعاليت های &#171;نئو کان&#187; ها، به بيش از يک دهه قبل باز می گردد و می افزايد: &#171;آنها (نئو کان ها) در آن زمان&#160; فکر می کردند اين کار آسان خواهد بود. فکر می کردند عراق بلافاصله&#160; سقوط خواهد کرد و با کمک يک قوای نظامی مخصوص، پنج هزار سرباز، چند بمب و&#160; چند صد پرچم آمريکا بعد از&#160; برکناری صدام، دموکراسی مثل آب بر پهنه منطقه&#160; روان خواهد شد و به لبنان و ايران خواهد رسيد و خاورميانه عوض می شود و ۷۵ درصد از نفت جهان در شرايط امنيتی بهتری در دست آنها خواهد بود.&#187;    آقای هرش به اسناد و مدارکی که در اين مورد در اينترنت منتشر شد، اما امروز ديگر در دسترس نيست اشاره می کند؛ اسنادی که نشان می دادند، برنامه های نئوکان ها نه برای حمايت از اسراييل، بلکه با هدف از بين بردن تندورهای منطقه و جلب حمايت مردم ايران و عراق تنظيم شده بودند.     او می گويد: &#171;پرزيدنت بوش – شايد با فکر آسان بودن اين عمليات -&#160; اين طرح را قبول و اين مسئله را باور کرد و فکر می کنم که او هنوز هم بر اين باور است که اين طرح می تواند کارساز و کارآمد باشد.&#187;    آقای هرش، جرج بوش را يکی از انقلابی ترين روسای جمهوری آمريکا می خواند و ضمن مقايسه او با لئون تروتسکی، از عوامل برجسته انقلاب روسيه، از جرج بوش، به عنوان &#171;يک انقلابی در حالت انقلاب دائمی&#187; نام می برد.              &#171;من برخلاف بسياری از اشخاص اعتقاد دارم که جرج بوش واقعا به آنچه انجام می دهد، معتقد است و از صميم قلب به اين&#160; باور دارد که می تواند مشکلات را حل کند ونهايتا&#160; دموکراسی و آزادی را به خاورميانه بياورد. &#187;     سیمور هرش      سيمور هرش به هفته های&#160; قبل از آغاز حمله نظامی آمريکا به عراق&#160; اشاره می کند و اينکه او هر روز با خود فکر می کرد که آيا اين جنگ آغاز خواهد شد؟ و پس از آن با اين پرسش رو به رو بود که آيا اين جنگ به ايران هم نفوذ خواهد کرد؟      &#171;نقص ساختار&#187;      اين روزنامه نگار آمريکايی می گويد: &#171;من برخلاف بسياری از اشخاص اعتقاد دارم که جرج بوش واقعا به آنچه انجام می دهد، معتقد است و از صميم قلب به اين&#160; باور دارد که می تواند مشکلات را حل کند ونهايتا&#160; دموکراسی و آزادی را به خاورميانه بياورد. چيزی که من&#160; درک نمی کنم&#160; آن قوه محرکه ای است که در پشت افکار او وجود دارد. آيا او واقعا در حال به پايان رساندن همان کاری است که پدرش نتوانست به انجام بر ساند؟&#187;    آقای هرش با اشاره به کتاب خود به نام &#171;چين آو کامندز&#187; می گويد: &#171;من&#160; اين را می دانم که&#160; ما امروز در جايی قرار گرفته ايم که خيلی از مقامات کليدی اين مملکت در يک نقطه گير کرده اند. مثلا يک ژنرال سه ستاره می خواهد چهار ستاره شود و احساس می کند تغييرات اساسی در سياست های&#160; کنونی آمريکا، شرايط شغلی او را&#160; به خطر می اندازد.&#187;    او می افزايد: &#171;اعضا و مشاوران عالی سازمان های امنيتی هم&#160; که زن و بچه و خانه و زندگی دارند، نمی خواهند موقعيتشان متزلزل شود. اما از طرفی هم بايد آگاه باشيم که بسياری اشخاص نجيب و سخت کوش هم در همين دستگاه هستند که مثل روزنامه نگاران، خنثی شده اند؛ آنها هم نمی توانند به کاخ سفيد بگويند که چه عملکردی را در پيش بگيرد.&#187;    وی در تشريح مشکلاتی که برخی برای بيان نظرات خود دارند می گيود: &#171;مثلا يک گروه کوچک در CIA از بيست سال پيش تا کنون، مشغول پژوهش و تحقيق درباره نقش رهبری حزب الله در لبنان بوده اند و از اين قبيل مسائل. در دهه ۸۰ حزب الله يک گروه تروريستی&#160; خطرناک محسوب می شد، اما امروز در يک جامعه تحول يافته، نصرالله با شکل ديگری&#160; در صدر جريان های اصلی سياسی&#160; لبنان قرار گرفته است. اگر کسی به دقت مقالات و سخنرانی های نصرالله را بخواند، می بيند که با وجود ضديت آشکار با اسرائيل، اين سخنان شکلی درونی، منطقی و معقول دارند. امروز در داخل CIA نيز&#160; گروه هايی هستند که معتقدند آمريکا بايد با نصرالله وارد مذاکره شود، اما زحمت ابراز اين عقيده را بخود نمی دهند.&#187;    وی همچنين&#160; با اشاره به آنچه &#171;شکنندگی دموکراسی&#187; می خواند، به تشريح &#171;جايگاه عجيب و غريبی که آمريکا با رهبريت جرج بوش در آن قرارگرفته&#187; می پردازد.         &#171;به عنوان مثال به نفوذ&#160; افرادی چون ريچارد پرل، بيل لوتی و ديک چينی از آغاز دهه ۹۰ به اين طرف&#160; نگاه کنيد&#160; و از پس از وقايع يازدهم سپتامبر، به غلبه کامل نومحافظه کاران (نئو کان ها) بر ارتش و کنگره وحتی روزنامه نگاری اين مملکت دقت کنيد. &#187;     سیمور هرش      او می گويد: &#171;به عنوان مثال به نفوذ&#160; افرادی چون ريچارد پرل، بيل لوتی و ديک چينی از آغاز دهه ۹۰ به اين طرف&#160; نگاه کنيد&#160; و از پس از وقايع يازدهم سپتامبر، به غلبه کامل نومحافظه کاران (نئو کان ها) بر ارتش و کنگره وحتی روزنامه نگاری اين مملکت دقت کنيد.&#187;    سيمور هرش نظرش درباره علل قدرت گرفتن نئو کان ها را چنين تشريح می کند: &#171;پس از سقوط اتحاد جماهير شوروی، اين ايده قوت گرفت که آمريکا تحت نظر اين افراد (نئو کان ها) به قدرت غالب در جهان تبديل خواهد شد و هيچ کس اجازه نخواهد داشت در اين قدرت نمايی به پای آمريکا برسد و مشخص است که مثلا صدام حسين و بمب اتم&#160; احتمالی اش، تهديد اساسی در برابر اين ايدئولوژی محسوب می شدند.&#187;      خروج از عراق      سيمور هرش ضمن مقايسه عراق با ويتنام&#160; درباره خطراتی که سربازان آمريکايی را در اين جنگ تهديد می کند، هشدار می دهد و می گويد: &#171;من راه چاره ای برای عراق جز خروج قوای آمريکا از اين کشور نمی بينم. ما در عراق با به کار بردن&#160; خشونت، دشمنان زيادی ساخته ايم و امروز ميزان فساد و دزدی در اين مملکت غيرقابل باور است.&#187;    او بر خلاف انتظار، چندان از عملکرد دموکرات های آمريکايی نيز راضی نيست و&#160; سياستمداران حزب دموکرات&#160; آمريکا را در زمينه مسائل مربوط به جنگ عراق &#171;کم کار&#187; می خواند و می گويد: &#171;آنها درحال حاضر گرفتار شمارش آرای خود هستند.&#187;    به گفته او در حال حاضر،&#160; &#171;مشکل اصلی جنگ عراق&#187; اين است که پيش بينی کرد وضعيت عراق در سه ماه، شش ماه يا ۲ سال ديگر &#171;غيرممکن&#187; است؟     او می گويد که در حال حاضر، &#171;پيوند و مصالحه سنی ها و شيعه ها به قدری&#160; خارج از تصور است که ديگر حتی پرزيدنت بوش هم در باره آن صحبت نمی کند.&#187;&#160; و می افزايد: &#171;اگر از عراق بيرون نياييم، شاهد شورش های بيشتری خواهيم بود. اما با خروج ارتش آمريکا اين مسائل ممکن است به شکل ديگری حل شوند.&#187;    آقای هرش درباره رابطه ويژه ای که بين ايران و عراق شيعه وجود دارد نيز می گويد: &#171;در زمانی که صدام حسين، عراقی های شيعه را قتل عام می کرد، اين ايران بود که به کمک آنها آمد.&#187;      مشکلی برای آينده      آقای هرش همچنين با اشاره به اوضاع افغانستان، اين کشور را &#171;از بين رفته از درون&#187; می خواند و می گويد&#160; که به نظر او، &#171;تنها حامی دولت حامد کرزای تا امروز ايرانيان بوده اند.&#187;    وی معتقد است که بعد از بررسی همه جوانب نبرد های چند سال اخير در افغانستان، به اين تنيجه رسيده است که &#171;طالبان&#187; پيروز واقعی ميدان بوده است، هر چند که به گفته او، در حال حاضر، &#171;منابع برای تحقيقاتی از اين دست، بسيار ناقص هستند.&#187;    وی می گويد: &#171;تاريخ نويسانی که در سی يا چهل سال آينده دست به تحقيق درباره عملکرد اين دوران&#160; از کاخ سفيد بزنند، به خاطرعدم وجود اسناد و مدارک، با چالش های زيادی رو به رو خواهند شد.&#187;    سيمور هرش در تشريح دشواری های تحقيق درباره موضوعاتی که به آنها اشاره کرده، می گويد: &#171;من دوست ژنرالی دارم که به مدت سه هفته با لباس شخصی و به شکل ناشناس به افغانستان سفر کرد و گزارش های تکان دهنده ای از آنجا به همراه آورد. من در نوشتن مقالاتم همواره کوشيده ام از افراد و مواخذ خبری خودم&#160; حراست کنم. وقتی از اين ژنرال درباره نوشتارهای مربوط به اين گزارش پرسيدم، به من گفت که هرگز جرئت نکرده است کلمه ای از ديده های خود را بر روی کاغذ بياورد. اين شرايطی است که تاريخ نويسان در آينده با آن رو به رو هستند.&#187;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Seymour_Hersh_UCLA/415746.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Seymour_Hersh_UCLA/415746.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 09 Oct 2007 15:04:28 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3130CDD9-8713-4E17-AD86-16B35E1CE99B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شاه؛ نمونه ای از دشواری زندگينامه نويسی ايرانی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;عباس میلانی، ريیس بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، چند سالی است که سرگرم نوشتن کتابی&#160;درباره زندگی و شخصيت محمد رضا شاه پهلوی،&#160;پادشاه پيشين ايران است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&#160;&lt;/p&gt;     عباس میلانی، ريیس بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، چند سالی است که سرگرم نوشتن کتابی&#160;درباره زندگی و شخصيت محمد رضا شاه پهلوی،&#160;پادشاه پيشين ايران است.        زندگينامه شاه، حتی&#160;پيش از انتشار واکنش های مختلف و متعددی را برانگيخته است.        آقای ميلانی، قبل از&#160;زندگينامه شاه، کتابی درباره امير عباس&#160;هويدا، از نخست وزيران&#160;دوران شاه که در همان&#160;نخستين روزهای انقلاب اسلامی اعدام شد، نوشت.        اين کتاب نيز، پس از انتشار توجه بسياری را به خود جلب کرد.&#160;        عباس ميلانی در گفت و گويی با راديو فردا به پرسش هايی درباره زندگينامه آخرين شاه ايران و دشواری های&#160;زندگينامه نويسی را با عباس ميلانی پاسخ گفته است.            آقای دکتر ميلانی چرا زندگينامه نويسی &#160;  اين روزها تا اين حد مورد توجه مردم در سراسر جهان قرار دارد؟                      به نظر می رسد از طريق زندگينامه، البته اگر زندگينامه دقيق و علمی باشد، می شود تاريخ را بدون استفاده از زبان گاه پر پيچ و خم نوشته های علمی جديد و درواقع آن چنان که زندگی شده و نه از منظر تئوری های پيچيده و مجرد شناخت. &#160; &#160;       اين، علت رواج کنونی زندگينامه است. اما مسايل ديگری هم در اينجا مطرح است. به عنوان مثال، شناخت يک &#160;  انسان ديگر کار بسيار دشواری است. ديگر اينکه يک زندگينامه هر چقدر هم مفصل باشد، کوشيده است يک زندگی ۶۰ يا ۷۰ ساله را در ۱۰۰۰ صفحه خلاصه کند.        هنوز در ايران اين سنت که زندگينامه کسی را بدون حب و بغض بنويسم، يعنی نه بخواهيم از او يک شخصيت قدسی بسازيم نه يک ابليس، زياد رواج ندارد.  عباس ميلانی&#160;                 خلاصه کردن ۶۰ سال زندگی در هزار صفحه خود کاری بس مشکل است. اينکه &#160;  ازکجا شروع می کنيد؟ از کجا حذف می کنيد؟ کجاها را تاکيد می گذاريد؟ تمام اينها در روايت شما تاثير می گذارد.   &#160;        مثلا در کتاب هويدا از من ايراد گرفتند که چرا آغاز داستان کتاب را از زندان شروع کرده ام؛ چرا که به نظر اين شخص، با آغاز داستان هويدا در زندان خواننده با او نوعی همدلی و نسبت به او سمپاتی پيدا می کند.            سوای دشواری شناخت يک انسان ديگر و سوای دشواری تقليل يک زندگی مثلا ۶۰ ساله به ۷۰۰ يا هزارصفحه، مسئله زبان هم وجود دارد. به اين معنا که زبان کلا توانايی بيان پيچيدگی های زندگی را ندارد.         يعنی ذهن ما، هستی ما، در عرصه های مختلف در آن واحد درحال کارکردن است، اما زبان خيلی محدود و &#171; تک خطی&#187; است.            ناچار هر بيانی از يک فرد زنده ای به نوعی موميايی آن محسوب می شود و زندگی را از آن می گيرد.        نيچه می گويد:&#171; هرنوع تئوری در مورد واقعيت های تاريخی موميايی کردن آن واقعيت هاست، چرا که بايد زندگی را از آن گرفت.&#187;                 اينها مسايل کلی روش شناسی بيوگرافی هستند. اما به رغم اين مسايل اين روزها برای اولين بار شايد در دانشگاه های آمريکا &#160;  بيوگرافی به عنوان يک کار علمی مورد قبول است.                     در &#160; دانشگاه استنفورد، برای مثال ما کسی را داريم که کار او فقط تدريس روش بيوگرافی نويسی است. پانزده سال پيش دانشگاه های درجه يک آمريکا بيوگرافی را اصولا در مقوله تاريخ و علم و علوم اجتماعی نمی دانستند.   &#160;         حالا همه اين مسايل در مورد بيوگرافی يک شخصيت ايرانی و مسايل کلی بيوگرافی نويسی درباره ايران بجاست اما مسايل ديگری هم به آن اضافه می شود.         بايد بگويم که مقدار اسناد ومدارکی که درباره شاه وجود دارد آن قدر زياد است که جمع آوری خود آنها کاری است کارستان و هيچ يک نفری نيست که اگر با من صحبت نکند کتاب شاه را ناممکن کند.   عباس ميلانی                              مثلا ما در ايران سنت آرشيونداريم. اين سنت را که اسناد و اوراق دولتی را برای چند صد سال حفظ کنيم، نداريم.        مملکت به کرات مورد حمله اقوام گاه بدوی قرار گرفته که همه اين اسناد را خراب کرده اند و آتش زده اند. در توصيفی از اصفهان &#160;  بعد از حمله افغان می بينيم آنها تمام اسناد ديوانی صفوی را به رودخانه ريخته اند يا از آن به عنوان سوخت اجاق استفاده کرده اند.                 مساله ديگر هم اين است که هنوز در ايران اين سنت که زندگينامه کسی را بدون حب و بغض بنويسم، يعنی نه بخواهيم از او يک شخصيت قدسی بسازيم نه يک ابليس، زياد رواج ندارد.                 هنوز ما بيشتر به سنت زندگينامه هايی که با آن آشنا بوديم، خو داريم. زندگينامه هايی که ما در بچگی با آن آشنا بوديم تا امروز يک نوع روضه خوانی بوده است. &#171; روضه &#187; هم نوعی &#160;  زندگينامه است. &#160;  در روضه يک شمر هست و يک امام حسين؛ يک عالم قدسی هست و يک عالم پليدی. اما               بايد بدانيم &#160;  که زندگينامه واقعی چون انسان های واقعی قابل تقليل به اين قطب های مطلق نيستند . &#160;        در ميان ما ايرانی ها هنوز خيلی ها از زندگينامه انتظار آن را دارند که بفهمند فلان کس خوب &#160;  بود يا بد بود. خادم بود يا خائن بود؟ بارها &#160;  از من درباره &#160;  اميرعباس هويدا اين سئوال شده &#160;  يا در مورد همين کتاب اخير درمورد شاه که آيا &#160;  آدم خوبی بود يا آدم بدی بود؟ خادم بود يا خائن بود؟ و جواب من اين است که من زندگينامه می نويسم که آدم بداند که اين نوع سوال ها، سوال های بدی هستند!          چه مقدار از شخصيت نويسنده در کار زندگينامه نويسی تاثير دارد؟ &#160;   &#160;        شرط زندگينامه نويسی علمی اين است که نظرات و حب و بغض های نويسنده در آن روايت تاثيری نگذاشته باشد. &#160;  اما اين امکان وجود ندارد و ما ناچاريم انتخاب هايی بکنيم. &#160;  مثلا در مورد شاه من می توانم کتاب را از روز ۲۸ مرداد شروع بکنم يا از روز مرگ شاه و يا از جشن های ۲۵۰۰    ساله. اين انتخاب بر عهده من است و برخواننده کتاب من تاثير می گذارد.        وظيفه من به عنوان يک محقق اين است که حتی الامکان &#160;  از ورود حب و بغض های شخصی در اين روايت جلوگيری کنم. اما ترديدی هم ندارم که امکان کامل اين کار هرگز وجود ندارد. هيچ کس نمی تواند درمورد کس ديگری روايتی بنويسد بدون آنکه زندگی خود نويسنده تاثيری بر اين روايت نگذارد.                   اين تاثير نويسنده، بر روی انتخاب موضوع، که همان &#160;  شخصيت زندگينامه باشد هم تاثير می گذارد؟ &#160;   &#160;        بدون شک.                   اخيرا &#160;  جلال متينی، نويسنده و پژوهشگر سرشناس و يکی از طرفداران رژيم سلطنتی و از هواداران شاه، کتابی درباره &#160;  مصدق نوشته است. چگونه است که اين نويسنده با در نظرگرفتن اين شرايط ، دکتر محمد مصدق را برای موضوع کتاب خود انتخاب کرده است و آيا ديدگاه او می تواند مکمل ديدگاه های ديگر از جمله ديدگاه &#160;  طرفداران مصدق باشد؟ آيا شخص در يک آينده پنجاه يا &#160;  صد ساله می تواند با خواندن اين کتاب و کتاب های ديگری درباره مصدق از نظر مقدار اطلاعات به آن کليتی که شما صحبتش را می کنيد برسد؟                               از شخصيت هايی مثل دکتر مصدق يا شاه بايد حتما زندگينامه های متعددی نوشته بشود. هر نسلی بايد کتاب تازه ای &#160;  درمورد آنها بنويسد چون همواره اسناد تازه ای از آنها &#160;  به دست می آيد .               با اين اسناد تازه، شناخت ما از گذشته دقيق تر می شود. &#160;  منظورم نوع زندگينامه هايی که مدافعين يا مخالفين دکتر مصدق می نويسند نيست. آنها کارشان سياسی و ايدئولوژيک است. فلان طرفدار شاه يا طرفدار دکتر مصدق اگر زندگينامه او را برای حزب خود می نويسد، هدفش کار علمی               نيست، کار سياسی است. آنها می خواهند از شاه يا دکتر مصدق بيرقی بسازند و با آن فعاليت سياسی کنند. کارشان هم کاملا مشروع است.                 اما در کنار اين کار ايدئولوژيک سياسيون، عرصه ای هم هست برای تاريخ علمی، تاريخ فارغ از اين حب و بغض ها. تاريخی که درآن مورخ سعی می کند نه خوبی طرف را بگويد و نه بدی او را، بلکه هرآنچه را اسناد در سطحی که فعلا موجود هستند نشان می دهند، بازگو کند.                 خوب در ايران اين سنت هنوز خيلی برای ما مقبول نيست و مردم هنوز نمی پذيرند که من صرفا به لحاظ کنجکاوی درمورد هويدا کتاب نوشته باشم. صرفا به لحاظ کنجکاوی، حالا تصميم گرفته ام راجع به شاه بنويسم. &#160;  برخی از سلطنت طلب ها از مدت ها پيش مثلا شايع کرده اند که &#171; اين آدم را مخالفان شاه تحريک کرده اند&#187; يا مثلا &#160; &#171; شرکت های نفتی به او پول داده اند&#187; يا &#171; سی آی ای به او پول داده است&#187; &#160; و يا اينکه طرفداران ايدئولوژی های چپ هم &#160;  شايع کرده اند که &#171; سلطنت طلبان پول داده اند که به طرفداری از شاه کتاب بنويسد .&#187;      يکی از همين آقايان &#160; درباره کتابی که هنوز منتشر نشده يک نقد مفصل سی صفحه ای هم نوشته است. شايد به ذهن اين افراد هم نمی آيد که يک آدمی می تواند فقط به عنوان کنجکاوی و مسئوليتش به عنوان يک محقق تاريخی کتابی بنويسد!                         اما من فکر می کنم اين سنت نوشتن و خواندن زندگينامه در حال تغيير و تحولات اساسی است. اين جريان در حال تغيير است. فکر می کنم &#160;  سنت نوشتن و خواندن زندگينامه در ايران در حال رواج است.            محمد رضا شاه، برلين 1968                    برخی اعتقاد دارند که دليل تاخير در چاپ و انتشار کتاب شاه اين است که شما مرتبا با &#160;  اسناد و مدارک تازه برخورد می کنيد. برخی اعتقاد دارند شما در انتظار پاسخ مثبت از سوی &#160;  شهبانو فرح پهلوی هستيد که تا امروز با شما صحبت نکرده است. آيا &#160;  احساس می                       کنيد که برای نوشتن زندگينامه شاه مجبور شده ايد بيش از حد معمول مواظب باشيد که تمام جوانب &#160;  کار در نظر گرفته شود ؟                               تاخير کتاب  شاه  فقط يک دليل داشته و آن دليل هم اين است که وقتی من شروع کردم به نوشتن اين کتاب، به من پيشنهاد شد که کتاب ديگری بنويسم که زندگينامه &#160;  ۱۵۰ تن از شخصيت های مهم سياسی، نظامی، علمی و هنری دوران شاه در آن گنجانده شده است.                         اين کتاب درحال حاضر توسط انتشارات &#171; سيراکيوس&#187; زير چاپ است. اين کتاب کمی مفصل تر از آنچه من فکر می کردم شد. به جای ۵۰۰ صفحه ای که فکر می کردم، يک متن ۱۸۰۰ صفحه ای تحويل ناشر دادم.     &#160;                    اين کتاب طولانی، چاپ و انتشار کتاب  شاه  را به تاخير انداخت، اما فکر می کنم اين کتاب ارزش اين &#160;  تاخير را داشت، چون بايستی در مورد اين شخصيت های مختلف تحقيق می کردم و همه در مورد دوران شاه بود           .                 گمانم اين است که که کتاب &#160;   شاه  به اعتبار همين &#160;  تحقيقات کتاب خيلی بهتری خواهد شد. ولی اينکه مواظب بودم و هستم، کاملا درست است چون بسياری از هموطنان به من گفته اند که منتظر اين کتاب هستند و همين انتظار خود مسئوليت زيادتری را برای من ايجاد می کند و می خواهم هيچ اشتباهی در کارم نباشد.        اما به هيچ وجه منتظر مصاحبه با ملکه نيستم، گرچه اگر بخواهند تصميمشان را عوض بکنند، کماکان مشتاق اين مصاحبه هستم ولی ايشان دليل تاخير در چاپ اين کتاب نيستند.                 بايد بگويم که مقدار اسناد ومدارکی که درباره شاه وجود دارد آن قدر زياد است که جمع آوری خود آنها کاری است کارستان و هيچ يک نفری نيست که اگر با من صحبت نکند کتاب شاه را ناممکن کند.                 هستند کسانی که می توانند به غنی ترشدن روايت خيلی کمک کنند، چون با شاه از نزديک معاشرت داشته اند. &#160;  مثلا من به تفصيل  با &#160; جناب سرهنگ جهانبانی و جناب سرهنگ ويسی که هريک به مدت ۲۵ سال رييس هيئت محافظين شاه و ملکه بودند مصاحبه کرده ام. خوب اينها خيلی اطلاعات جالبی درمورد زندگی روزانه شاه در اختيارم گذاشتند .               من با آقای زاهدی هم خيلی مصاحبه کرده ام درباره شاه. فکر نمی کنم &#160;  در ميان کسانی که زنده هستند هيچ کدام به اندازه اردشير زاهدی در طول مدت طولانی با شاه نزديک بوده باشند؛ از هرجهت و &#160;  از جنبه های سياسی، شخصی، عاطفی، فاميلی. &#160;  داماد شاه بوده، وزير و سفير بوده و پسر تيمسارزاهدی بوده که سلطنت را برای شاه در ۲۸ مرداد حفظ کرده .               اين مصاحبه ها خيلی کمک کرده اند. همچنين هزاران سند و مدرک &#160;  ديگری که در وزارت های امور خارجه آمريکا، فرانسه، انگليس، روسيه و ايران وجود دارد که من توانسته ام از طريق آنها درباره زندگی شاه تحقيق کنم           .                   آقای دکتر ميلانی با درنظرگرفتن موقعيت کسانی که شما صحبتشان را کرديد، ما می دانيم که شاه فقط با طرفداران خود نزديک بود و با کسانی که طرفدار او نبودند نزديکی آن چنانی نداشت که بتوانيم از طريق آنها هم به بخش هايی از روحيه و شخصيت واقعی او پی ببريم. تاچه حدی اين صحبت هايی که شما از نزديکان، دوستان و هواداران شاه می شنويد، برای شما &#160;  قابل قبول و استفاده است؟ چگونه اين اطلاعات را از هم تفکيک می کنيد؟ &#160; چگونه تشخيص می دهيد که کدام بخش از اين اطلاعات واقعی است و کدام بخش از روی احساسات شخصی اين افراد گفته شده و کدام يک از اين اطلاعات بايد مورد استفاده و يا عدم استفاده قرار بگيرد؟ &#160;   &#160;         بسيار سوال خوبی است. يکی از مسايل مهم در روش شناختی زندگينامه نويسی اين است که خاطره همواره خطاکاراست. همه ما گرايشمان اين است که گذشته را آن چنان که دلخواهمان است به ياد بياوريم           .                 افراد تاريخ را از منظر خود به ياد می آورند. زندگی و خاطره افراد خطا کار است؛ نه حتی وقتی که بخواهند عمدا تحريف بکنند، بلکه حتی در عين صداقت مطلق گذشته را به سياق مطلوب خودشان به ياد می آورند. &#160; &#160;       شما خاطرات خود ملکه را نگاه کنيد: از عنوان کتاب مشهود است که آنچه ايشان می خواهند به ياد بياورند جنبه های مثبت اين رابطه است و به جنبه های ديگری که به هرحال موضوع اطلاع عمومی بود، در اين کتاب &#160;  اشاره ای نمی کنند.                 فرض را بر اين می گذاريم که ايشان اين جنبه های منفی &#160;  را به ياد نداشته اند، اما به هرحال خاطره خطاپذير است و من تنها در موردی اين گفته ها و خاطرات را وارد زندگينامه می کنم که بتوانم از منبع ديگری ترجيحا از يک سندی و نه از يک &#160;  شخص &#160;  تاييد آن را بگيرم.         افراد تاريخ را از منظر خود به ياد می آورند. زندگی و خاطره افراد خطا کار است؛ نه حتی وقتی که بخواهند عمدا تحريف بکنند، بلکه حتی در عين صداقت مطلق گذشته را به سياق مطلوب خودشان به ياد می آورند.&#160;  دکتر ميلانی        مثلا آقای زاهدی به من گفت که در گفت وگويی با وزير امور خارجه بريتانيا&#160;سر قضيه خليج فارس، چون او گفته بود &#171; خليج&#187; دعوا کرده و به &#160;  او فحش داده است.                 من در اسناد وزارت امور خارجه انگليس پس از جست وجو، &#171;مينوت&#187; يا يادداشت اين مذاکره را پيدا کردم و ديدم که بيش و کم مينوت مذاکره عين يادآوری زاهدی است؛ بنابراين، اين خاطره می تواند وارد کتاب بشود.   &#160;         در جايی ديگر، شخصی ممکن است در مثلا بيست مورد بخصوص خاطراتی را دراختيار من گذاشته باشد که در مثلا ۱۹ مورد آن من با به دست آوردن اسنادی، &#160;  تاييديه ای برای اين اطلاعات پيدا کرده ام، اما در مورد بيستم مثلا گفته است &#171; من در اتاقی تنها با شاه به او چنين گفته ام&#187;                       که در اين مورد من فرض را بر اين می گذارم که چون اين شخص بيست مورد به من گفته و ۱۹ مورد آن درست بوده، شايد بايد حق را به او داد و مورد بيستم را با يک منبع قبول کرد.     &#160;                    در اين موارد &#160;  سعی می کنم به خواننده هشدار بدهم که اين  فقط يک منبع داشته و منبعش هم فلان کس بوده و من نتوانسته ام ازجای ديگری تاييدی بر آن به دست بياورم. &#160; اين در توضيحات و يادداشت های زيرصفحه کتاب مشخص خواهد شد   .                       آقای دکتر ميلانی، مسايل زندگينامه نويسی شخص شاه کدام هستند؟                      در مورد خاص کتاب شاه، گذشته از مسايل روش شناسی عمومی زندگينامه نويسی و مسايل فرهنگی و آرشيوی که در ايران وجود دارد، مسايلی هم وجود دارد که مربوط به شخص شاه می شود.        يکی از اين مسائل عمده اين است که شاه نزديک به ۳۷ سال حکومت کرده، ۱۶ سال وليعهد بوده و در اين دوران تغييرات فراوانی کرده. &#160;  شخصيت او فراز و فرودهای فراوانی داشته و تقليل دادن همه اينها به يک روايت واحد کار بسيار دشواری است.                 دوم اينکه با آنکه اطلاعات در مورد شاه خيلی زياد است، اما اطلاعات و نوشته هايی که مال خود شاه باشد و ما بدانيم که نوشته خود اوست خيلی کم است.                 مثلا الان ۱۴ جلد از سخنرانی های شاه در دوران سلطنت او که توسط وزارت دربار در سال ۱۹۷۷ يک سال و نيم پيش از وقوع انقلاب به چاپ رسيده در مقابل من قرار دارد .      اکثريت اينها سخنرانی های شاه است، اما کدام يک از اينها نظرات شخص خود او بوده؟ کدام يک را آقای شجاع الدين شفا نوشته؟ تا چه حدی شاه موافق اين نوشته ها بوده؟ پاسخ به اين سوالات کار بسيار دشواری است .      هزاران هزار نامه از شاه باقی مانده، ولی اين نامه های رسمی است که به مثلا روسای دولت نوشته، اما نامه های خصوصی و &#160;  شخصی که به دوستش نوشته، به خانمی که عاشقش بوده نوشته، مثلا به فرزندانش نوشته هرگز چاپ نشده است.                       وجود نداشته يا چاپ نشده؟                               نمی دانيم. نمی دانيم. برخی چيزها اينجا و آنجا به دست من رسيده. بايد حمل بر اين کرد که حتما چيزهايی بوده. &#160;  اما ما يک نکته را می دانيم. دفتر مخصوص شاه دفتر بسيار منظمی بوده. من اين را از اسنادی که پيدا کردم از جاهای ديگر اين را می دانم .               هر گزارشی که به دفتر مخصوص می آمده، يک مهر می خورده که مثلا در فلان ساعت وارد شد و مهر دوم می خورده که در فلان ساعت به قول خودشان به شرف عرض رسيد و يک مهر سوم &#160;  می خورده که اگر دستوری بوده اين دستور چه بوده است           .        شاه تمام اين گزارش های مهم را می خوانده است. من شايد هزاران صفحه از گزارش های خيلی محرمانه ای را که به شاه می فرستادند پيدا کردم و در حاشيه آن شاه با قلم مخصوص يا مداد &#160;  دستوراتی می نوشته &#160;  است. &#160;  سوالی که پيش می آيد اين است که اين اسناد کجاست؟ چرا جمهوری اسلامی آنها را چاپ نکرده است؟ &#160; &#160;          يعنی اينکه برخی ها می گفتند شاه اطلاعی از وقايع مملکت نداشته، نادرست است؟ &#160;   &#160;        اينکه شاه اطلاعی از اوضاع مملکت نداشته يکی از عجيب ترين ادعاهاست. عين همين سوال را خانم اوريانا فالاچی وقتی در ۱۹۷۵ يا ۷۶ با شاه صحبت کرد، به شاه گفت. از او پرسيد:&#171; آيا شما از هرچه در اين مملکت می گذرد خبرداريد؟&#187; &#160;  شاه در پاسخ گفت:&#171; سيزده دستگاه اطلاعاتی مختلف به من گزارش می دهند و هراتفاقی می افتد من خبر دارم .&#187;          دکتر عباس ميلانی                  بنابراين، اخبار به شاه می رسيد ولی روايات غالبی که به او می رسيد روايتی بود که &#171; اخبار خوب&#187; تلقی می شد. برای مثال، ساواک بايد گزارش هايی به شاه می داد. ساواک وظيفه اش بود که گزارش ها را آن چنان که هست بنويسد. ولی در دورانی که نصيری رياست ساواک را به عهده داشت و اين را من به قطع و از منابع مختلف می دانم که اخباری که خيلی ممکن بود خاطر شاه را خدشه دار کند، نصيری کراهت داشت به او بدهد. &#160;  گاهی اگر مثلا ثابتی پافشاری می کرد، آن وقت نصيری اخبار را به همان شکل به شاه می داد   .                   آيا اين کراهت در رساندن اخبار به شاه به اين دليل بود که اين افراد از جمله نصيری، از شاه می ترسيدند يا اينکه می خواستند نشان بدهند که خدماتشان ارزنده است؟     &#160;                  من فکر می کنم تا حد زيادی می ترسيدند که شغلشان را از دست بدهند. آنهايی که حقيقت را به شاه نمی گفتند معمولا کسانی بودند که بيش از حد به پست هايشان علاقه مند بودند و نمی خواستند اين پست ها را از دست بدهند.                     مثلا می دانيم که هويدا اگر وزيران اخبار يا &#160;  گزارش های بدی در دست داشتند، به آنها می گفت:&#171; خودتان خبر را &#160;  پيش شاه ببريد.&#187; در حالی که اين وظيفه نخست وزير يعنی هويدا بود که اين اخبار را به استحضار شاه برساند.        اين وظيفه ساواک بود که اگر مسئله ای وجود دارد آن را به اطلاع شاه برساند. گاهی نصيری اين کار را انجام می داد و گاه می گفت:&#171; نه. اعليحضرت خاطرشان مکدر می شود.&#187;                 از منابع مختلف به شاه گزارش هايی داده می شد. مسئله فساد يکی از مسائل عمده سياسی ايران است. اين را تقريبا همه می پذيرند که مسئله فساد، &#160;  تصور فساد، با واقعيت آن &#160;  اصلا کاری ندارم و آن بحثی جداگانه است، اينکه &#160;  در افواه عمومی مردم فکر می کردند که فساد در سطح وسيعی در ايران وجود دارد و برخی از اقوام شاه، خواهر و برادرهای شاه، داماد شاه در اين فساد فعالانه حضور دارند . &#160;        من ترديدی ندارم و اين را با قاطعيت و با استناد به اسناد متعدد به شما می گويم که بيش و کم همه اين موارد به شاه گزارش می شد. به اشکال مختلف و به دلايل مختلف. يک عده به خاطر حسادت نسبت به يکديگرگزارش می دادند. ساواک گزارش می داد. يک عده می خواستند قراردادی را               به هم بزنند تا قرارداد خودشان را پيش ببرند. فردی در قراردادی بی کلاه &#160;  مانده بود و می رود به شاه می گويد مثلا اينها سر قضيه شکر پول گرفته اند.                   اما با اين حساب، اين سوال مطرح می شود که چرا شاه با وجود دانستن مسايل مربوط به اعضای خانواده اش اقدامی نمی کرده است؟                               نمی شود گفت شاه اقدامی نمی کرد. در يکی دومورد اقدام کرد ولی بعد پس زد. &#160;  يعنی وقتی در مورد يکی از پسران خواهرش گزارش های متعدد دادند و &#160;  قضيه بال اکشيد، اين پسر را مدتی از ايران بيرون کرد، ولی خواهرش شکايت کرد، گله کرد و فشار آورد تا اين پسر به ايران بازگشت. &#160;      &#160;   &#160;        فقط در اواخر کار و موقعی که ديگر کار از کار گذشته بود، شاه دستور داد که خاندان سلطنتی نبايد در مسايل تجارتی شرکت کنند.                 موارد متعدد و اسناد و گزارش های مختلف در دست است که مثلا گزارش می دادند که فلان فاميل شما در فلان ماجرا ۳۰۰ ميليون دلار رشوه گرفته مثلا اجازه بدهيد ما تعقيب بکنيم و شاه می گفته:&#171; خوب کميسيون گرفته. کميسيون که عيبی ندارد.&#187;                     يکی از معروف ترين اين موارد، موضوع دستگيری &#171; دولو&#187; است که دوست خيلی نزديک شاه بود و با شاه حشر و نشر داشت. دولت سوييس با يک چمدان ترياک او را در فرودگاه دستگير می کند. تمامی اسناد اين قضيه وجود دارد. در خاطرات علم &#160;  می توانيد اين را بخوانيد. نامه های علم را               همه درآوردم. ببينيد چه خرجی کردند که او را از مخمصه حقوقی در سويس &#160;  نجات بدهند.                 شايد در آن زمان اين &#160;  افتخاری برای دولت ايران می بود اگر می توانست نشان دهد که &#160;  حتی وقتی نزديک ترين دوست شاه &#160;  به جرم قاچاق ترياک دستگير شده است با همکاری پليس سويس او را به سزای اعمالش خواهد رساند، اما چنين چيزی نشد.                 در عوض اين شخص ماند و بعد از آن هم به فعاليت هايش ادامه داد. در مورد اسدالله علم ده ها گزارش به شاه داده می شد. درمورد شريف امامی ده ها گزارش به شاه داده می شد. ما می دانيم، از صحبت هايی که شاه با ديگران کرده که او درمورد هريک از اين افراد اخبار را داشته، حتی مثلا فلان شخص به نام آقای &#160;  ۵ درصد معروف بود، شاه هم آن را می دانست منتهی به ملاحظاتی آنها را &#160;  نگه می داشت .                 آيا اين ملاحظات می توانست به اين دليل باشد که شاه در حقيقت افرادی را اطراف خود نگه می داشت که می توانست به آنها اطمينان کند و اگر اين افراد را &#160;  از خود می رنجاند، اين امکان وجود داشت که دوستی و اعتماد آنها را از دست بدهد؟                               بعضی از موارد همين است، ولی دلايل مختلفی وجود داشت. بعضی ها را نگه می داشت چرا که فکر می کرد فلان کس آدم انگليس هاست، ديگری نوکر آمريکايی هاست و يا فلان کس &#160;  وابسته به &#171; سيا&#187; است و برای اينکه تطميع کند اين دولت ها را، برای آنکه آنها را به نوعی ساکت نگه دارد               اين افراد را سرکار نگه می داشت . &#160;        بعضی ها را هم سرکار نگه می داشت چون احساس می کرد آدم های درستی هستند. مثلا مهدی سميعی آدم درستکاری بود و حرف هايش را هميشه &#160;  با صراحت به شاه می زد و باکی هم نداشت و خوب می بينيم که در اکثر اين دوران مصدر کارهايی بود و هرگز هم تحت فشار قرار نگرفت.         برای آمريکايی ها از سال ۱۹۵۷ روشن بود که اگر شاه ايران را دمکراتيک تر نکند برجا نخواهند ماند.    عباس ميلانی&#160;                  يعنی شاه آدم های مختلف را به دلايل مختلف نگه می داشت. اما روالی را می شود مشاهده کرد و آن اينکه از ۱۹۶۰ به بعد آدم هايی که شاه را در دوران ضعف او در دوران دکتر &#160;  مصدق و در دوران قبل از ۲۸ مرداد ديده بودند يا آدم هايی که حاضر بودند جلو شاه بايستند و حرف خود را بزنند مثل عبدالله  انتظام يا حسين علا، همه &#160;  اين افراد را شاه &#160;  عملا &#160;  کنار گذاشت و اين نسل جديد را آورد.                 از يک طرف، اين نسل جديد اين فضيلت را داشت که تکنوکرات بود. آدم های اين نسل آدم های تحصيل کرده ای بودند. عاليخانی آمد و شد وزير اقتصاد که آدم درجه يکی بود &#160;  و &#160;  اقتصاد ايران را زير و رو کرد. ناصر مقدم آمد و شد معاون وزير. &#160;  خداداد فرمانفرمايان آمد و شد معاون بانک و بعد شد وزير .      ولی اين تيپ تکنوکرات سوای اينکه کارهای خود را خيلی خوب بلد بود اين مزيت را هم داشت که شاه را در دوران ضعف نديده بود. شاه را در دوران قدرتش ديده بود و کسی نبود که مثل عبد   ا   لله انتظام يا نصرالله انتظام يا فخرالدين شادمان جلو شاه و کارهای خلاف قانون او ايستادگی               نشان بدهند .               وقتی که شاه برخلاف قانون اساسی، مملکت را يک حزبی کرد هيچ کدام، حتی يکی از سياستمداران بزرگ از وزير تا نخست وزير و معاون وزير نگفتند ما اين کار را نمی کنيم           .                   آقای دکتر ميلانی شما فکر نمی کنيد که بعد از وقايع ۲۸ مرداد اين برای همه از جمله تکنوکرات ها مسجل بود که شاه از پايگاه محکمی برخوردار است و بنابراين &#160;  فعلا پابرجا خواهد ماند برای همين هم نمی توانستند يا شايد نمی خواستند &#160;  درمقابل او ايستادگی کنند؟                               يک دليل ندارد. خيلی از اين تکنوکرات ها همان طور که من در کتاب هويدا توضيح داده ام واقعا &#160;  آدم های سياسی نبودند. اينها آدم هايی بودند که خير مملکت را &#160;  می خواستند &#160;  و می خواستند کاری بکنند که ايران را نجات بدهند و همان طوری که شما گفتيد به اين نتيجه رسيده بودند که &#160;  از راه همکاری با شاه می توانند اين کار را انجام دهند           .                         کاملا درست است. به اين نتيجه رسيدند که در شرايط موجود شاه ماندگار است و دارد کارهای درستی هم می کند و اگر کارهای بدی هم توی مملکت می شود آنها را بايد ناديده گرفت به اين اميد که جهت کلی در طرف ترقی است و بايد با آن بيعت کرد.                 قرار بود حزب &#171;ايران نوين&#187; جانشين &#171; جبهه ملی&#187; بشود برای اينکه آمريکايی ها می خواستند جبهه ملی را بياورند و با شاه ائتلافی بکنند، اما سران جبهه حاضر نشدند. شاه هم البته رغبتی به اين کار نداشت. هم او کارشکنی کرد هم سران جبهه ملی. اين ائتلاف صورت نگرفت . پس &#160;  اينها تصميم گرفتند که فشار بياورند و يک جريان بديلی در مقابل آن درست کنند. بديلی که تکنوکرات ها را روی کار بياورد و در جهت دمکراسی حرکت کند.                 برای آمريکايی ها از سال ۱۹۵۷ روشن بود که اگر شاه ايران را دمکراتيک تر نکند برجا نخواهند ماند. هزاران سند در اين مورد هست که من چندتايی از آنها را در کتاب  شاه  آورده ام           .                   آقای دکتر ميلانی وقتی شما راجع به بخش های خاکستری شخصيت افراد صحبت می کنيد اين تفکر به ذهن انسان می رسد که شايد شاه &#160;  پس از وقايع &#160;  ۲۸ مرداد و مسئله فرار از مملکت و بازگشت و غيره &#160;  واقعا می خواسته که کشور را به شکلی اداره کند که &#160;  اين &#160;  اتفاق هرگز ديگر تکرار نشود           .                   به نظر من حتما همين طور است. &#160;  شاه در همان روز ۲۸ مرداد که به مملکت بازگشت از همان لحظه ای که وارد ايران شد تصميم گرفت که ديگر نگذارد دکتر مصدق ديگری در ايران سرکار بيايد. يعنی دکتر مصدقی که پايه توده ای داشت، در ميان مردم محبوب بود و در مقابل شاه می ايستاد.                 شاه عملا از روز بازگشت از رم، از همان اولين روزها سعی داشت حتی &#160;  زاهدی را که تاج و تخت او را در ۲۸ مرداد حفظ کرده و نجات داده بود از سر راه بردارد.                   آيا شاه، زاهدی را به شکل رقيبی برای خود می ديد؟                                       کاملا همين طور است. و بالاخره با ايجاد فشار از سوی عده ای چون تفضلی، علا، علم، نصيری و علی امينی را وادار کرد که زمينه را برای برکناری زاهدی آماده کنند. بعد به آمريکايی ها و انگليسی ها فشار آورد که اجازه بگيرد که زاهدی را برکنار کند. &#160;  برای اينکه آمريکا و انگليس نمی گذاشتند زاهدی را برکنارکند. اما شاه بالاخره موفق شد زاهدی را برکنار کند. از آن پس تنها نخست وزيری که تا حدی درمقابل شاه ايستاد، علی امينی بود.                 امينی هم تحت فشار مستقيم آمريکايی ها روی کار آمد و شاه به محض اينکه توانست او را برکنار کند اين کار را کرد و ديگر کسی را نگذاشت که در سطح علی امينی استقلال داشته باشد و عملا گزارش های متعددی هست که هم انگليس ها و &#160;  هم آمريکايی ها درمورد آن نوشته اند که &#160;  بعد               از ۲۸ مرداد و برکناری زاهدی شاه عملا نخست وزيری را خود به عهده گرفت!          و آيا به همين دليل نبود که هويدا برای مدتی چنين طولانی در مسند نخست وزيری باقی ماند؟                               تحقيقا همين طور است که می گوييد. &#160;&#160;      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_milani_interview/414523.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_milani_interview/414523.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 01 Oct 2007 18:03:42 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DEAEB1CF-3907-4D13-9140-EF0AB69933E6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> نمايش مستند دی کاپريو درباره محيط زيست</title>
            <description>ده ها تن از چهره های معروف هاليود درافتتاحيه نمايش مستند لئوناردو دی کاپريو يکی از مطرح ترين ستارهای سينمای هاليوود درباره محيط زيست شرکت کردند ده ها تن از چهره های معروف هاليود درافتتاحيه نمايش مستند لئوناردو دی کاپريو يکی از مطرح ترين ستارهای سينمای هاليوود درباره محيط زيست شرکت کردند.    &#160;تمام مخارج اين فيلم مستند توسط لئوناردو دی کاپريو پرداخت شده و خود او در نوشتن فيلمنامه و کارگردانی آن با دو زن سينماگر ناديا و ليلا کانرز مشارکت داشته است.     نام اين فيلم مستند تازه، &#171;ساعت يازدهم &#187; است که نشاندهنده&#160; وقايع ناشی از بحران های موجود در رابطه با شرايط محيط زيست است و بنا برگفته دوستان و نزديکان، اين پروژه تازه&#160; اهمیت ویژه ای برای لئوناردو دی کاپريو اين بازيگر برجسته سينما&#160; و فعال محيط زيست دارد.    اخباری که در باره افتتاحيه فيلم در چندروز اخير درشهر هاليوود انتشار يافت باعث ايجاد سرو صدای زيادی در حول و حوش فيلم &#171;ساعت يازدهم&#187;&#160; تا پيش از اولين اکران عمومی آن&#160; شده است&#160; ازجمله آنکه&#160; برخی اين فيلم را &#171;شوی تکنفره لئوناردو&#187; خوانده اند چرا که او در تمام مراحل تهيه و ساخت آن مشارکت داشته است .     در همین حال،&#160; آقای دی کاپريو برای پيشبرد و معرفی اين فيلم تا امروز در بيش از ۱۵۰ ساعت مصاحبه&#160; راديويی و تلويزيونی شرکت کرده است.&#160;     فيلم ساعت يازدهم که منتقدين سينمايی آن را گاه &#171;غم افزا&#187; و زمانی بيش از حد &#171;اميدوارانه&#187; خوانده اند نشان می دهد که چگونه همه چيز و همه کس در اين جهان به هم&#160; پيوسته است و اينکه برای ايجاد تغييرات مهم و اساسی در شرايط محيط زيست بايست تغييرات کلی تری در طرز تفکر افراد و مقدار اشتياق آنها به حفاظت از کره زمين بوجود بيايد    چند تن از همکاران معروف او نيز در اين راه يار و همراه او بوده اند از جمله توبی مک گواير مردعنکبوتی&#160; و کيت بازورث ستاره نوظهور سينمای هاليوود.    شرکت معتبر پخش فيلم برادران وارنرز نيز با در نظر گرفتن نام و معروفيت&#160; لئوناردو&#160; دی کپريو قبول کرده است تا اين فيلم را در اواخر اين ماه بطور گسترده ای در سراسر آمريکا و جهان پخش کند.    فيلم ساعت يازدهم که منتقدين سينمايی آن را گاه &#171;غم افزا&#187; و زمانی بيش از حد &#171;اميدوارانه&#187; خوانده اند نشان می دهد که چگونه همه چيز و همه کس در اين جهان به هم&#160; پيوسته است و اينکه برای ايجاد تغييرات مهم و اساسی در شرايط محيط زيست بايست تغييرات کلی تری در طرز تفکر افراد و مقدار اشتياق آنها به حفاظت از کره زمين بوجود بيايد.    لئوناردو دی کپريو درباره اين فيلم می گويد: &#171;اگر خوب فکرش را بکنيد می بينيد اين درواقع يک فيلم خانگی است – تمام کسانی که در اين پروژه نقشی داشتند&#160; با عشق و علاقه شديد به آن قدم به ميدان گذاشتند و بدون کوچکترين چشمداشتی وقت ، انرژی و سرمايه&#160; خود را به آن اختصاص دادند و تمام تلاش خود را کردند تا اين فيلم ساخته شود&#187;.    موسيقی متن فيلم ساعت يازدهم&#160; توسط&#160; ژان پاسکال بينتوس آهنگساز معروف فرانسوی تبارهاليوود و&#160; بدون دريافت هيچگونه دستمزد ساخته شده است و&#160; گروه فيلمبرداری به رهبری اندرو رولاندز که در فيلم &#171;ديپارتد&#187; و &#171;گنگ های نيويورک&#187;&#160; با لئوناردو همکاری داشته کار سينماتوگرافی&#160; آن را انجام داده است.    در طول سه سال مشارکت&#160; فيلمنامه ساعت يازدهم توسط دی کاپريو و دو خواهر فيلمساز ناديا و ليلا کانرز نوشته شده&#160; و سپس با همکاری اين سه تن&#160; کارگردانی&#160; شده است.&#160; خواهران کانرز روسای شرکت فيلمسازی &#171;تری ميديا گروپ&#187; هستند که برای دادن آگاهی درباره شرايط محيط زيست از راه فيلمسازی تاسيس شده است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_leonardo/408236.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_leonardo/408236.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 22 Aug 2007 00:32:55 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BCCC96AC-EFA3-469B-ABA1-671FCA8AE3D3_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> زلزله يک بزرگراه لس آنجلس را بست</title>
            <description>&lt;p&gt;يک زلزله به قدرت چهار مميز ۵ بر روی درجه ريشتر، در ساعات اول نيمه شب گذشته ساکنان لس آنجلس را از خواب بيدار کرد که خسارات جانی به همراه نداشت اما در نتيجه آن يک پل هوايی عمده در يکی از شاهراه ها بسته شد.&#160;&#160; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&#160;&lt;/p&gt; يک زلزله به قدرت چهار مميز ۵ بر روی درجه ريشتر، در ساعات اول نيمه شب پنجشنبه نهم اوت&#160; ساکنان لس آنجلس را از خواب بيدار کرد که خسارات جانی به همراه نداشت اما در نتيجه آن يک پل هوايی عمده در يکی از&#160;بزرگراه ها بسته شد.&#160;&#160;     زلزله اخير لس آنجلس دقايقی پيش از ساعت يک صبح اتفاق افتاد و بنا بر گزارش&#160; های اوليه توسط&#160; موسسه زمين شناسی ايالات متحده،&#160; مرکز آن در چند کيلومتری شمال غربی شهر &#171;چتزورث&#187; در منطقه &#171;سن فرناندو ولی&#187; در لس آنجلس و در فاصله چند کيلومتر از نورتريج محل وقوع زلزله عظيم سال ۱۹۹۴ بود که در اثرآن خسارات جانی و مالی شديدی به اهالی اين شهر وارد آمد.    &#160;از زلزله پنجشنبه نهم اوت&#160;هنوزهيچگونه&#160; گزارشی مبنی بر خسارت های جانی يا مالی دريافت نشده است&#160; اما با در نظر گرفتن شدت اين زلزله،&#160; پليس راه شهر &#171;سانتا کلاريتا&#187; در نزديکی مرکز زلزله، به منظور احتياط ، دستور بسته شدن يک پل بزرگ متصل به شاهراه اصلی اين شهر را صادر کرد.     بازرسی پل مذکور بلافاصله پس از وقوع زلزله موجب ايجاد نگرانی هايی در ميان ساکنان اين ناحيه شد.    همچنين&#160; پل ديگری در ناحيه &#171;وايت کنينون&#187; که به بزرگراه اصلی ديگری&#160; متصل است به علت خرابی های جزيی&#160; از جمله شکاف هايی در بدنه آن&#160; مورد بازرسی قرار گرفت و درنتيجه&#160; اين پل تا مدت نامعلومی بسته خواهد ماند.     سخنگوی شهرداری&#160; اين ناحيه امروز صبح اعلام کرد: &#171;هرچند ممکن است اين خرابی ها&#160; از مدت ها پيش در پل مذکور بوجود آمده&#160; باشد اما مقامات شهر می خواهند از اين بابت خاطر جمع باشند و از اين طريق موارد نگرانی ساکنان ناحيه را نيز مورد نظر قرار دهند&#187;.    تکان های شديد ناشی از وقوع زلزله شب گذشته، در تمام نواحی و شهرهای مختلف لس آنجلس احساس شد و در طول مدت لرزش زمين خانه ها و پنجره ها بشدت تکان خوردند، کتاب ها، عکس های روی ديوار و وسايل تزيينی به زمين افتادند و صدها قفل&#160; التکرونيکی ضد دزدی در اتومبيل ها&#160; و خانه ها به کار افتادند.&#160;    اين يکی از شديد ترين وقايع زلزله اخير در لس آنجلس محسوب می شود که&#160; بطور روزانه در نواحی مختلف آن زلزله های خفيفی بوقوع می پيوندد .   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_la_highway/406464.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_la_highway/406464.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 09 Aug 2007 22:07:50 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3B0FF748-C262-4780-81D6-27D88BDCD751_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> طرح  آرنولد برای جلوگيری از فروش بازی های خشن</title>
            <description>طرح آرنولد شوايتزنگر برای جلوگيری از فروش بازی های ويديويی خشونت بار به خردسالان، از طرف يک قاضی فدرال&#160; به علت مغايرت آن&#160;با موازين قانون اساسی رد شد طرح آرنولد شوايتزنگر فرماندار کاليفرنيا&#160; برای جلوگيری از فروش و کرايه بازی های ويديويی خشونت بار به خردسالان، از طرف يک قاضی فدرال&#160;به علت مغايرت آن&#160; با موازين قانون اساسی رد شد .    &#160;این طرح&#160;که در سال ۲۰۰۵ به پيشنهاد آقای شوايتزنگر مطرح شد درپاسخ به نگرانی های افزاينده مردم در مورد اثرات احتمالی&#160; بازی با &#171;گيم های&#187; ويديويی که در آن از&#160; صحنه های خشونت بار و جنگ و خونريزی استفاده می شود روی اعمال و رفتار نسل جوان&#160; بود.     قانونی که طبق آن بر روی جلد اين &#171;گيم &#187; های ويديويی می بايست برچسب &#171;هيجده سال به بالا&#187; قرار داده می شد.    نتيجه اين رای ۱۷ صفحه ای دادگاه سن حوزه برای سازندگان بازی های ويديويی قابل پيش بينی بود چرا که در ايالت های ديگر آمريکا نيز طرح های جلوگيری ازفروش بازی های ويديويی، با داوری های مشابه روبه رو بوده است    &#160;اما&#160; آرنولد شوايتزنگر در يک عکس العمل فوری&#160; به رای اين دادگاه اعلام کرد که تقاضای تجديد نظر خواهد داد.    رييس دادگاه ايالتی سن حوزه آقای رانالد وايات ابراز داشت که ضمن موافقت و همدردی با آقای شوايتزنگر و ديگر قانونگزاران&#160; در دادگاه مذکور&#160; شواهد کافی&#160; برای اثبات اين موضوع که&#160; بازی های ويديويی خشونت بار&#160; باعث رفتار خشونت بار در نوجوانان می شوند، وجود نداشته است.&#160;     طرح جلوگيری از فروش و کرايه&#160;گيم های خشونت بار، ابتدا توسط&#160; عضو دمکرات&#160; هيئت قانونگزاران از شهر سن فرانسيسکو&#160; آقای ليلاند يی ارائه شد.&#160;     بلافاصله پس از تائيد و امضای اين طرح توسط فرماندار شوايتزنگر&#160; دو شرکت سازنده نرم افزار اين &#171;گيم ها&#187; سافتور ديلرز&#160; و&#160;اينترتينمت سافتور اسوسيشن،&#160;برعليه تصويب آن به اين دليل که اين&#160; طرح برخلاف موازين&#160; قانون اساسی آمريکا و به ويژه آزادی بيان است شکايت کردند.    چنانچه طرح کنونی به شکل قانون درآيد طبق آن از فروش يا کرايه هر گونه گيم&#160; و بازی ويديويی که در آن شرح جراحات بدنی به فرد يا افرادی گنجانده شده است به جوانان زير ۱۸ سال ممنوع خواهد شد. خلاف کاران نيز طبق اين قانون مجبور به پرداخت يک جريمه هزار دلاری خواهند شد.    آرنولد شوايتزنگر در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که&#160; به&#160; کوشش های خود&#160; برای به&#160; ثمر رساندن اين طرح و تبديل آن به&#160; قانون همچنان&#160; ادامه خواهد داد و گفت با پيشنهاد سازندگان بازی های ويديويی که معتقدند والدين بايد در خريد و تهيه&#160; گيم های مناسب با فرزندان خود مشارکت داشته باشند موافق است.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_Schwarzenegger/406307.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_Schwarzenegger/406307.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 08 Aug 2007 23:54:21 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6405FF25-1516-4431-9DB9-814B821086E1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>صدور حکم بازداشت جراح ايرانی الاصل در آمريکا</title>
            <description>يک جراح ايرانی به استفاده از مواد کشنده&#160; برای تسريع مرگ&#160; يک بيمار اهدا کننده اعضای قابل پيوند بدن در شهر سن فرانسيسکو متهم و حکم بازداشت او صادر شد &#160;يک جراح ايرانی به استفاده از مواد کشنده&#160; برای تسريع مرگ&#160; يک بيمار اهدا کننده اعضای قابل پيوند بدن در شهر سن فرانسيسکو متهم و حکم بازداشت او صادر شد.    اين نخستين بار است که&#160; درطول&#160; تاريخ جراحی پيوند اعضای بدن&#160; در آمريکا يک پزشک به چنين جرمی متهم می شود.     جراح ۳۳ ساله ايرانی هوتن روزروخ که تا فوريه سال گذشته در&#160; بيمارستان &#171;کايزر&#187;&#160; شهر سن فرانسيسکو به کار جراحی پيوندی اشتغال&#160; داشت روز گذشته متهم&#160; به تسريع مرگ يک جوان ناتوان ۲۵ ساله برای استفاده هرچه زودتر از اعضای اهدا شده بدن او شده است.    &#160;دادستان شهر &#171;سن لوئی اوبيسپو&#187; محل وقوع اين حادثه در شمال لس آنجلس حکم بازداشت اين پزشک&#160; را&#160; صادر کرد.    بنا برگفته کارشناسان، اين واقعه می تواند اثرات منفی در ميان اهدا کنندگان اعضای قابل پيوند بدن&#160; و نيز پزشکانی داشته باشد که از ترس اتهام به بهره برداری زودرس از اين بيماران، از گرفتن&#160; تخصص در رشته جراحی پيوندی خودداری خواهند کرد.    دکتر هوتن روزرخ، طبق اعلام جرم دادستان، پس از تجويز و تزريق مقدار زيادی مسکن و مواد کشنده ديگر به &#171;روبن ناوارو&#187; مرد جوانی که دچار ناتوانی های جسمی وروحی بود، آغاز به&#160; استرليزه کردن&#160; معده او کرد، عملی که معمولا&#160;&#160; پس از مرگ مغزی بيمار اهدا کننده&#160; انجام می شود.&#160;    طبق قوانين و با بررسی وقايع به گفته دادستان آقای&#160; استفن براون، دکتر هوتن روزرخ کوشيده است تا سرعت مرگ &#171;ناوارو&#187; را که هفت ساعت پس از خاموش کردن دستگاه کمکی تنفسی هنوز زنده بود&#160; سريع تر کند .    وکيل مدافع آقای روز رخ، جرالد شوارتزباخ، اين اتهامات را بی اساس خوانده&#160; و گفت :&#171; دکتر هوتن روزرخ يکی از بهترين جراحان پيوند قلب محسوب می شود که در کار خود از پرنسيب، دقت و&#160; وسواس خاصی برخوردار است&#187;.    چنانچه اين پزشک ايرانی در مقابل اين اتهامات مجرم شناخته شود، علاوه بر هشت سال زندان محکوم به&#160;&#160; پرداخت يک جريمه مالی ۲۰ هزار دلاری&#160; خواهد شد و جواز پزشکی خود را نيز برای هميشه از دست خواهد داد.     دکتر هوتن روزرخ&#160; تا تاريخ&#160; وقوع اين حادثه در سوم فوريه سال گذشته به عنوان جراح پيوند قلب و&#160; کليه در بيمارستان کايزر سن فرانسيسکو به کار اشتغال داشت.     او پس از اطلاع از شرايط جسمی &#171;ناوارو&#187; به همراه يکی ديگر از اعضای تيم پزشکی خود به بيمارستان &#171;سيرا ويتا&#187; در شهر سن لويی اوبيسپو رفت .     اين دو پزشک در زمان وقوع مرگ ناوارو&#160; از سوی&#160; يک گروه مستقل دستيابی&#160; و توزيع&#160; &#171;ارگان&#187; های قابل پيوند&#160; به اين&#160; منطقه رفته بودند.    ناوارو در&#160; تاريخ ۲۹ ژانويه امسال به حال اغما&#160; فرو رفت و به کمک دستگاه های حيات بخش زنده مانده بود. خانواده اين بيمار که در خانه مراقبت های طويل مدت&#160; نگهداری می شد&#160; چند هفته&#160; بعد تصميم می گيرند تا&#160; قلب و کليه او&#160; را برای انجام عمل&#160; پيوند به بيماران نيازمند&#160; اهدا کنند.     در حال حاضر بيش از ۹۷ هزار تن در آمريکا در انتظار اعضای قابل پيوند بدن بسر می برند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iranian_surgeon/405217.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iranian_surgeon/405217.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 01 Aug 2007 22:09:19 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BF62F72F-8E07-46EA-8F4E-6319D0C62393_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جادوی هری پاتر: پرواز در کتابفروشی ها</title>
            <description>ميليون ها تن از جوانان و نوجوانان طرفدار داستان های هری پاتر در سراسر جهان به کتابفروشی ها هجوم بردند تا از ماجراهای&#160; کتاب&#160; تازه هری پاتر با خبر شوند. ميليون ها تن از جوانان و نوجوانان طرفدار داستان های هری پاتر در سراسر جهان به کتابفروشی ها هجوم بردند تا از ماجراهای&#160; کتاب&#160; تازه هری پاتر با خبر شوند.     در لس آنجلس پارتی هری پاتر تا ساعاتی پس ازنيمه شب ديشب ادامه يافت.&#160;     با اعلام ساعت دوازده نيمه شب جمعه شب، در شهرها و کشورهای دور جهان نسخه هايی ازآخرين بخش کتاب معروف&#160; جی کی رولينگ&#160; به نام &#171;هری پاتر و قدیسان مرگ&#187;&#160; در اختيار علاقمندان&#160; قرار گرفت.     صف اين هواداران پرو پا قرص ساعت ها پيش از آنکه مشتاقان ماجراجويی های هری پاتر در لس آنجلس از خواب بيدار شوند از سحرگاه روز جمعه&#160; در مقابل کتابفروشی های&#160; لندن&#160; و پاريس&#160;&#160; شکل گرفت و صف های مشابهی در شهرهای مختلف آمريکا به انتظار فروش&#160; کتاب به اجرای موسيقی و رقص و پايکوبی پرداختند و&#160; ناگهان انتشار يک کتاب تخيلی&#160; و ماجراجويانه&#160;&#160; تبديل به&#160; جشن و سروری يکپارچه در سطح جهان شد.          در انگلستان در ساعت دوازده و يک دقيقه بامداد، خانم رولينگ بخش هايی از کتاب تازه خود را برای يک گروه&#160; هزار نفره از کودکان و نوجوانان انگليسی خواند        در تهران&#160; هرچند طرفداران هری پاتر بايد هفته ها در انتظار ترجمه اين&#160; کتاب تازه به زبان فارسی باشند اما گروه برگزيده ای از کتاب خوان هايی که با زبان انگليسی آشنايی کامل دارند&#160; در ساعات نيمه شب گردهم آمدند تا با خريد نسخه هايی از اين کتاب&#160; که توسط بنگاه کتابفروشی کتب خارجی&#160; فروخته ميشود از سرنوشت قهرمان کتاب و جادوگر نابغه هری پاتر با خبر شوند.    در انگلستان در ساعت دوازده و يک دقيقه بامداد، خانم رولينگ بخش هايی از کتاب تازه خود را در محل موزه تاريخ طبيعی لندن برای يک گروه&#160; هزار نفره از کودکان و نوجوانان انگليسی روخوانی کرد . محلی که حاضران را بياد مدرسه جادوگری قرن نوزدهم &#171;هاگوارتز&#187; در متن&#160;&#160; کتاب می انداخت.&#160;     چند صد متر پايين تر در محله پيکادلی بيش از ۷۰۰۰ تن&#160; کتابفروشی معروف &#171;واتراستون&#187; که مرکز اصلی فروش کتاب هری پاتر در جهان محسوب می شود را محاصره کردند.    هرچند برخی از روزنامه ها برخلاف موازين اخلاقی نشر کتاب نقدهايی از آن را پيش از انتشار کتاب به چاپ رساندند و حتی کوشيدند تا نکات حساسی از محتويات کتاب را آشکار کنند، اما اين مسئله تاثير چندانی در استقبال هواداران از کتاب نداشته است.     در لس آنجلس در بازار مکاره &#171;گروو&#187; در مرکز شهر، مشتريان در مقابل کتابفروشی &#171;بوک سوپ&#187; که اعلام کرده بود با خريد کارت اعتباری صد دلاری از کتابفروشی يک کتاب &#171;هری پاتر و قدیسان مرگ&#187; به رايگان به آنها داده می شود&#160; جمع شده بودند و گروهی که خود را به نام &#171;رموس لوپينز&#187;، يکی از شخصيت های کتاب می خواند در مقابل کتابفروشی&#160; به اجرای برنامه پرداختند و جشن و پايکوبی ها تا ساعتی پس از نيمه شب ادامه&#160; پيدا کرد.     پيش بينی می شود کتاب تازه هری پاتر رکورد فروش کتاب قبلی را که نزديک به ۷ ميليون نسخه در ۲۴ ساعت اول بود خواهد شکست.&#160; اين همان چيزی است که به &#171;جادوی هری پاتر&#187; معروف است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_harry_potter/403446.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_harry_potter/403446.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 22 Jul 2007 00:07:29 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/41A7307F-60B6-4482-963B-5EFAE7E406E6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ستاره فوتبال بريتانيا و میهمانی هالیوودی</title>
            <description>چند تن از معروفترين ستارگان هاليوود که به &#171;آريستوکرات&#187; های اين شهر شهرت دارند، به عنوان خيرمقدم به ديويد بکهام ستاره فوتبال بريتانيايی و همسرش ويکتوريا -&#160; که اخيرا ساکن يکی از قصرهای مسکونی بورلی هيلز شده اند در موزه هنرهای معاصر لس آنجلس يک ضيافت باشکوه با شرکت بيش از ۶۰۰ ميهمان ترتيب داده اند. چند تن از معروفترين ستارگان هاليوود که به &#171;آريستوکرات&#187; های اين شهر شهرت دارند، به عنوان خيرمقدم به ديويد بکهام ستاره فوتبال بريتانيايی و همسرش ويکتوريا -&#160; که اخيرا ساکن يکی از قصرهای مسکونی بورلی هيلز شده اند در موزه هنرهای معاصر لس آنجلس يک ضيافت باشکوه با شرکت بيش از ۶۰۰ ميهمان ترتيب داده اند.    هرچند ديويد بکهام که از هفته پيش به طور رسم به تيم فوتبال گالکسی لس آنجلس پيوست، تاکيد می کند که می خواهد فقط در زمين فوتبال به عنوان يک ستاره شناخته شود، اما هاليوود در نظر دارد يکشنبه آينده با برگزاری يک ضيافت باشکوه در موزه هنرهای معاصر شهر لس آنجلس ورود ديويد و ويکتوريا بکهام را به جمع چهره های معروف و خبرساز هاليوود با سروصدای هرچه تمامتر اعلام کند.     نام ديويد بکهام برای نخستين بار در عالم سينما با فيلم &#171;بند ايت لايک بکهام&#187; داستان کوشش های يک دختر نوجوان هندی تبار انگليسی برای ورود به تيم فوتبال مدرسه مطرح شد    دوتن از مطرح ترين چهره های هاليوود تام کروز و ويل اسميت، برگزار کننده اين ميهمانی خصوصی در محل موزه هنرهای معاصر شهر لس آنجلس هستند.&#160;     در صدر فهرست ميهمانان اين ضيافت باشکوه، اپرا وينفری، جورج کلونی، جيم کری، آنجلينا هوستون، روسای استوديوهای برادران وارنر، يونيورسال و همچنين استيون اسپيلبرگ قرار دارند.&#160;     ورود به اين ميهمانی که به ضيافت &#171;ای ليست ها&#187; معروف شده است برای کسانی که دعوت ندارند از جمله عکاسان و خبرنگاران اکيدا ممنوع اعلام شده است.           خانواده تام کروز و بکهام با هم دوست هستند&#160;       نام ديويد بکهام برای نخستين بار در عالم سينما با فيلم &#171;بند ايت لايک بکهام&#187; داستان کوشش های يک دختر نوجوان هندی تبار انگليسی برای ورود به تيم فوتبال مدرسه مطرح شد.&#160;     هرچند بکهام در يک لحظه کوتاه در فيلم ظاهر می شود، اما از بازيگران اصلی فيلم نبوده است و خود را ستاره سينما نمی داند.     به هرجهت اولين مسابقه بکهام روز شنبه برای تيم &#171;گالکسی&#187; انجام خواهد شد و با اينکه&#160; جراحت به مچ پا از آخرين بازی در تيم &#171;رئال&#187; اسپانيا می تواند کارايی بکهام را در اين اولين بازی محدود کند، اما از هم اکنون بليت های مسابقه ناياب شده است.    تام کروز که هم اکنون برای تهيه تازه ترين فيلم خود در آلمان بسر می برد، به همراه کيتی هولمز همسر بازيگرش طرح اين ميهمانی بزرگ را ريخته اند، زيرا علاوه بر دوستی ميان خانواده بکهام و خانواده کروز، آنها اخيرا نيز در بورلی هيلز در قصرهای مسکونی در مجاورت يکديگر زندگی می کنند.    ورود ديويد و ويکتوريا بکهام به لس آنجلس، همراه با مراسم، جشن ها و تبليغات در رسانه های مختلف همراه بوده است و به نظر می رسد که هاليوود اميدوار است تا روزی بتواند بکهام ۳۲ ساله را به فهرست ستارگان سينمايی خود اضافه کند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_beckham/403155.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_beckham/403155.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 19 Jul 2007 21:15:39 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/70F6980C-734D-4D28-8BF7-5820C5E04529_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>طرح شهردار بورلی هيلز برای مشارکت در تحريم عليه ايران</title>
            <description>جيمی دلشاد، شهردار ايرانی تبار شهر بورلی هيلز&#160;طرح&#160; جلوگيری از سرمايه گزاری حقوق بازنشستگان شهر بورلی هيلز در شرکت هايی که&#160; با ايران به معامله می کنند را ارائه خواهد کرد جيمی دلشاد، شهردار ايرانی تبار شهر بورلی هيلز روز سه شنبه نوزدهم تيرماه درشورای&#160; اين شهر&#160; يک طرح پيشنهادی مبنی بر جلوگيری از سرمايه گزاری حقوق بازنشستگان شهر بورلی هيلز در شرکت هايی که&#160; با ايران به مبادله بازرگانی اشتغال دارند را ارائه خواهد&#160;کرد .&#160;    &#160;آقای دلشاد با اين عمل حمايت و پشتيبانی خود را از&#160; لايحه ۲۲۱&#160; منع سرمايه گزاری که توسط جوئل اندرسون، نماينده کنگره آمريکا در کاليفرنيا ارائه شده&#160; و توسط مجمع کميته برنامه و بودجه اين ايالت به تصويب رسيده، از تحريم ها عليه ايران را نشان می دهد.&#160;    &#160;طرح پيشنهادی آقای جيمی دلشاد شهردار ايرانی تبار بورلی هيلز با در نظر گرفتن بررسی هايی که&#160; &#171;بيانگر دخالت های&#160; دولت جمهوری اسلامی ايران در حمايت از تروريسم جهانی&#187; خوانده شده&#160; است&#160; امروز به شورای شهر بورلی هيلز ارائه خواهد شد .     شهری که بنا بر آمار بدست آمده بيش از ۲۵ درصد از&#160; ۳۴۰۰۰&#160; ساکنان آن را ايرانی ها تشکيل می دهند. آقای جيمی دلشاد در يک کنفرانس خبری در اين مورد به خبرنگاران گفت: &#171;بخاطر&#160; ايرانی بودنم نمی خواهم در مورد اين مسئله ساکت بمانم. من می خواهم مردم بدانند که من از سياست های آمريکا در اينمورد حمايت می کنم&#187;.    &#160;طرح منع سرمايه گزاری حقوق بازنشستگان شهر بورلی هيلز بدنبال دو طرح مشابه که ماه گذشته در شهرداری لس آنجلس به تصويب&#160; رسيد و&#160; به منظور حمايت از لايحه ۲۲۱ آقای جوئل اندرسون&#160; ارائه می شود.    شرکت های آمريکايی در حال حاضر از انجام معاملات در ايران منع شده اند&#160; اما سرمايه گزاری حقوق بازنشستگان هنوز از طريق شرکت های خارجی در شرکت هايی که با ايران به معامله اشتغال دارند انجام می شود.    آقای جيمی دلشاد که يهودی تبار و متولد شيراز است و از بيش از ۴۰ سال پيش تا کنون در آمريکا زندگی می کند تصميم دارد تا در جلسه روز سه شنبه از شورای شهر درخواست کند تا علاوه بر حمايت از لايحه ۲۲۱&#160; از&#160; سرمايه گزاری&#160; بيش از ۴۸۲ ميليون دلار از سرمايه کارمندان&#160; بازنشسته&#160; شهر بورلی هيلز در شرکت هايی که با ايران معامله می کنند&#160; جلوگيری کند.    آقای دلشاد در يک کنفرانس خبری ابراز اميدواری کرد که &#171;شورای شهر بورلی هيلز&#187;&#160; اين پيشنهاد او&#160; را تصويب خواهد کرد و گفت: &#171;من احساس می کنم که اين پيشنهاد که از سوی من که خود يک ايرانی تبار هستم ارائه شده مورد قبول شورای شهر واقع خواهد شد&#187;    درحال حاضر شهر بورلی هيلز در جريان يک مناظره ملی قرار دارد که طی آن اين سئوال پيش می آيد که آيا دولت های محلی اجازه آن را دارند که در مسائل مربوط به سياست های خارجی دولت آمريکا از جمله&#160; وضع قوانين در رابطه با ميلياردها دلار سرمايه&#160; عمومی&#160; مداخله کنند؟    از تاريخ طرح لايحه منع سرمايه گزاری حقوق بازنشستگان آمريکايی در شرکت های ايرانی تا کنون علاوه بر کاليفرنيا ، چندين ايالت ديگر از جمله نيويورک، تگزاس، ميشيگان، جورجيا و ماساچوست طرح های مشابهی را ارائه داده اند و اخيرا نيز فرماندار ايالت فلوريدا چارلی کريست برای نخستين بار در آمريکا&#160; اولين طرح قانونی لايحه عدم سرمايه گزاری در ايران را به تصويب رساند.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_beverly_hills/401732.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_beverly_hills/401732.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Jul 2007 22:19:20 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/27C2730D-0542-4354-A6AD-A81EDA455A04_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>انتخابات آمریکا و حضور کلینتون در جمع ایرانی های کالیفرنیا</title>
            <description>در چند هفته گذشته – اعضای ايرانی حزب دمکرات آمريکا در جنوب کاليفرنيا ميزبان بيل کلينتون رييس جمهوری پيشين اين کشور و دو تن از نامزدهای رياست جمهوری از حزب دمکرات، باراک اوباما و جان ادواردز بوده اند و در چند گردهم آيی جداگانه حمايت های مادی و معنوی ايرانيان اين ناحيه را از نامزدهای انتخاباتی حزب دمکرات آمريکا نشان داده اند. در چند هفته گذشته – اعضای ايرانی حزب دمکرات آمريکا در جنوب کاليفرنيا ميزبان بيل کلينتون رييس جمهوری پيشين اين کشور و دو تن از نامزدهای رياست جمهوری از حزب دمکرات، باراک اوباما و جان ادواردز بوده اند و در چند گردهم آيی جداگانه حمايت های مادی و معنوی ايرانيان اين ناحيه را از نامزدهای انتخاباتی حزب دمکرات آمريکا نشان داده اند.&#160;     آخرين آمار شمار رای دهندگان در آمريکا نشان می دهند که تا امروز ۱۸ هزار ايرانی – آمريکايی برای شرکت در انتخابات آمريکا ثبت نام&#160; کرده اند که بيش از ۶۰ درصد از اين افراد&#160; از طرفداران حزب جمهوريخواه و ۴۰ درصد باقيمانده از هواداران حزب دمکرات&#160; هستند.     فعاليت&#160; اعضای ايرانی - آمريکايی حزب دمکرات اورنج کاونتی –&#160; علاوه بر ايجاد ارتباط ايرانيان اين ناحيه با&#160; حزب دمکرات آمريکا -&#160; تشويق و ترغيب رای دهندگان ايرانی برای شرکت در انتخابات و داشتن نقشی فعال در جريان های سياسی آمريکا در سطوح مختلف است .&#160;&#160;     به گفته ملاحت رفيعی رئيس هيئت اجرايی جمعيت ايرانی – آمريکايی های هودار حزب دموکرات، در ماه ژوئن گذشته، ايرانی آمريکايی های عضو حزب دمکرات شاهد&#160; سه رويداد مهم بوده اند.           فعاليت&#160; اعضای ايرانی - آمريکايی حزب دمکرات اورنج کاونتی –&#160; علاوه بر ايجاد ارتباط ايرانيان اين ناحيه با&#160; حزب دمکرات آمريکا -&#160; تشويق و ترغيب رای دهندگان ايرانی برای شرکت در انتخابات و داشتن نقشی فعال در جريان های سياسی آمريکا در سطوح مختلف است .&#160;&#160;     وی در مصاحبه ای به  راديو فردا  می گويد: &#171;در روز يازدهم اين ماه اعضای ايرانی حزب دمکرات در منزل مايک چگينی – آرشيتکت موفق ايرانی -&#160; با سناتور باراک اوباما نشستی داشتند. يک هفته بعد الکس و الی رمزجو –&#160; در منزل خود جلسه ناهاری با شرکت و به افتخار بيل کلينتون رييس جمهوری پيشين آمريکا برگزار کردند&#160; و يک روز بعد ايرانی آمريکايی های&#160; عضو حزب دمکرات در رستوران ايرانی کاسپين در يک جلسه&#160; گردآوری پشتوانه مالی برای فعاليت های انتخاباتی&#160; سناتور جان ادواردز&#160; توانستند بيش از ۵۵ هزار دلار برای کمک به حوزه انتخاباتی او جمع آوری کنند.&#187;    استقبال بيش از ۱۵۰ تن از ايرانيان سرشناس از اين جلسه،&#160; بنا به گفته خانم رفيعی در اورنج کاونتی تاکنون بی سابقه بوده است و نمايانگر اشتياق اين ايرانيان&#160; برای مشارکت در مسائل سياسی&#160; جامعه ای است که در آن زندگی می کنند.    اين فعال سياسی ايرانی تبار در آمريکا معتقد است که گروه آمريکايی هايی که ريشه های ايرانی دارند، می توانند نقشی فعال در زمينه سياست های خارجی آينده آمريکا در رابطه با &#171;حکومت و ملت ايران&#187; داشته باشند.    وی می گويد: &#171; اين مسئوليت برعهده جامعه ايرانی است که با سياستمداران آمريکايی&#160; ارتباط برقرار کنند.&#160; همانطورکه می دانيد هريک از اين نامزدهای انتخاباتی می توانند&#160; به آسانی با جوامع مختلف و اقليت های ديگر ارتباط برقرار کنند و از آنها کمک مالی بگيرند اما در شرايط سياسی کنونی و وقايعی که بين ايران و ايالات متحده آمريکا جريان دارد مهمترين مسئله اين است که&#160; جامعه ايرانی&#160; صدای خود را به گوش سياستمداران از هر دو حزب دمکرات و جمهوريخواه برسانند.&#187;    خانم رفيعی معتقد است که اين گروه می توانند در اتخاذ تصميمات سرنوشت ساز آمريکا در قبال ايران، راهنمايی های مفيدی را در اختيار دولتمردان آمريکايی قرار دهند و می افزايد: &#171;فکر کنيد اگر خود ما در اين صحنه سياسی حضور نداشته باشيم چه کسانی مسائل ما را با اين سياستمداران مطرح خواهند کرد؟ شهروندان پاکستانی يا عراقی؟&#187;              &#171;در شرايط سياسی کنونی و وقايعی که بين ايران و ايالات متحده آمريکا جريان دارد مهمترين مسئله اين است که&#160; جامعه ايرانی&#160; صدای خود را به گوش سياستمداران از هر دو حزب دمکرات و جمهوريخواه برسانند.&#187;     ملاحت رفیعی      درطول جلساتی که ايرانی – آمريکايی های ساکن کاليفرنيا با سناتور اوباما، بيل کلينتون و سناتور ادواردز داشته اند، درباره مسائل مربوط به ايران نيز بحث های بسياری مطرح شده است.    يکی از مهم ترين موضوعاتی که می تواند ايرانی – آمريکايی ها را به دادن رای به هر يک از نامزدهای انتخابات – چه در حزب دموکرات و چه در حزب جمهوريخواه – ترغيب کند، موضع اين احزاب در برابر ايران است.    خانم رفيعی ضمن تاييد اختلاف نظر ميان دموکرات ها و جمهوريخواهان در ارتباط با مسايل ايران می گويد: &#171;دمکرات ها بيشتر طرفدار حل مسائل از راه های ديپلماتيک هستند. البته مسئله ايران در حال حاضر چنان در مراحل پيچيده ای قرار گرفته است&#160; که&#160; تجزيه و تحليل آن در مدت زمان کوتاهی که&#160; اين سياستمداران با ايرانی های اورنج کاونتی گذراندند امکان پذير نبود، اما مهمترين مسئله اين است که اگر امروز ايرانی ها&#160; به خاطر مسائل مربوط به&#160; ايران در سياست آمريکا مشارکت نکنند، هيچ مسئله ديگری نمی تواند آن ها را در تصميم گيری های سياسی آينده آمريکا تا اين حد&#160; دخالت بدهد.&#187;    انتخابات رياست جمهوری آمريکا در پايان دوره قدرت جرج بوش در کاخ سفيد، در روز چهارم نوامبر سال ۲۰۰۸ برگزار خواهد شد.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_US_Iranian_Democrats_election/401122.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_US_Iranian_Democrats_election/401122.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 06 Jul 2007 15:16:00 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7AA1E631-A35C-455F-A537-15004E549246_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> موفقيت کم نظير فيلم جديد مايکل مور</title>
            <description>فروش کم نظير فيلم &#171;سيکو&#187;، در آخر هفته گذشته در سراسر آمريکا، توجه دست اندرکاران صنعت سينمای هاليوود را به ارزش گيشه فيلم های &#171;مستند&#187; از نوع صادقانه جلب کرد. فروش کم نظير فيلم &#171;سيکو&#187;، در آخر هفته گذشته در سراسر آمريکا، توجه دست اندرکاران صنعت سينمای هاليوود را به ارزش گيشه فيلم های &#171;مستند&#187; از نوع صادقانه جلب کرد.    فروش کم نظير فيلم جسور&#171;سيکو&#187; ساخته مايکل مور، در آخر هفته گذشته در سراسر آمريکا از جمله در لس آنجلس باعث شد که برای نخستين بارتهيه کنندگان و دست اندرکاران صنعت سينما در هاليوود به ارزش گيشه فيلم های &#171;مستند&#187; و نمايشگری از نوع واقعی و صادقانه آن پی ببرند.&#160;     در تاريخ فيلم سازی آمريکا&#160; هنوز سابقه نداشته است که يک فيلم طنزآلود مستند درباره سيستم بهداشت آمريکا بتواند ازلحاظ موفقيت گيشه از فيلم های ماجراجويانه، سبک و خنده دار تابستانی هاليوود جلو بيفتد.&#160;     در تاريخ فيلم سازی آمريکا&#160; هنوز سابقه نداشته است که يک فيلم طنزآلود مستند درباره سيستم بهداشت آمريکا بتواند ازلحاظ موفقيت گيشه از فيلم های ماجراجويانه، سبک و خنده دار تابستانی هاليوود جلو بيفتد    &#160;فيلم &#171;سيکو&#187; ساخته&#160; فيلمساز و ژورناليست سابق مايکل مور و حضور او در روزهای پيش از آغاز نمايش فيلم در برنامه های تلويزيونی مختلف و بالاخره&#160; گشايش فيلم در محله بی خانمان های داون تاون لس آنجلس، همه و همه باعث شد تا اين&#160; فيلم&#160; با استقبال کم نظير تماشاگران&#160; روبرو شود.    فيلم سيکو که روايت مستندی است از رويارويی مردم معمولی با مسئولان &#171;بی رحم&#187; بيمه های بهداشتی در آمريکا، در يک مقايسه ساده ثابت ميکند که سيستم بهداشت&#160; عمومی در يازده کشور ديگر جهان از جمله&#160; کوبا بر سيستم بهداشتی موجود در ايالات متحده آمريکا برتری دارد.    نقطه عطف فيلم سيکو، حضور خود کارگردان و فيلمساز مايکل مور است که مانند بونو از گروه &#171;يوتو&#187;،&#160; اسپايک لی کارگردان آفريقايی تبار و جورج کلونی سوپر استار سياست پيشه هاليوود توانسته است برای خود&#160; شخصيتی دوست داشتنی، پر جاذبه و در عين حال غيرقابل توصيف&#187; ايجاد کند.    مايکل مور در صحنه&#160; فيلمسازی امروز آمريکا، شباهت ويژه ای به اورسن ولز زمان قديم هاليوود وسازنده جسور فيلم همشهری کين دارد که او هم در زمان خود&#160; معروف به آمريکايی با صفت های عجيب وغريب شده بود.      دليل جاذبه و محبوبيت بيش از حد مايکل مور با وجود اين ويژه گی ها اين است که او ضمن اغوای تماشاگر خود ، او را بدبين، کنجکاو و وادار به انديشيدن می کند    اما دليل جاذبه و محبوبيت بيش از حد مايکل مور با وجود اين ويژه گی ها اين است که او ضمن اغوای تماشاگر خود ، او را بدبين، کنجکاو و وادار به انديشيدن می کند .    مايکل مور با فيلم های خود ابتدا مخاطب خود را خشمگين می سازد، سپس&#160; الهام دهنده می شود و سرانجام توجه کامل او را جلب می کند و به او می گويد: &#171;نمی بينيد چه وقايعی در دنيای امروز ما رخ می دهد؟&#187;    با موفقيت فيلم سيکو و فيلم های ديگر مايکل مور در چند سال اخير، امروز هاليوود هم چشم خود را بر روی اهميت مستند سازی باز کرده است.     مستندسازانی&#160; که پيش از اين برای دستيابی به يک بودجه ۳۰۰ هزار دلاری، سال ها پشت درهای بسته استوديوهای فيلمسازی انتظار می کشيدند، امروز برای مطرح کردن مسايل اجتماعی روز می توانند به آسانی به بودجه های ۱۰ ميليون دلاری دستيابی پيدا کنند.    هرچند به نظر می رسد که مايکل موراز طريق فيلم سيکو تغييرات مهمی درقوانين&#160; بهداشت عمومی آمريکا ايجاد کند، اما مهمترين دستاورد او گشودن راه ها برای فيلمسازی مستند ومتعهد در هاليوود است .  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_michael_moor/400858.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_michael_moor/400858.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 04 Jul 2007 21:21:51 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4A47C584-62C1-4094-832B-CDE3D09519C1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تیتو جکسون: موسیقی امروز روح خود را به شیطان فروخته</title>
            <description>در صحنه موسيقی &#171;پاپ آمريکا&#187; که در طول چند دهه، همواره مورد توجه مردم در سراسر جهان بوده است شخصيت های فراموش نشدنی ظهور کرده اند که ابتکار&#160;و آثار آنها برای هميشه در تاريخ موسيقی باقی خواهد ماند. در صحنه موسيقی &#171;پاپ آمريکا&#187; که در طول چند دهه، همواره مورد توجه مردم در سراسر جهان بوده است شخصيت های فراموش نشدنی ظهور کرده اند که ابتکار&#160; و آثار آنها برای هميشه در تاريخ موسيقی باقی خواهد ماند.     يکی از اين شخصيت ها، پايه گذار گروه قديمی جکسون فايو، تيتو جکسون، برادر بزرگ تر مايکل و جنت جکسون است.     گروه معروف و قديمی&#160; جکسون فايوز  برای نخستين بار کار خود را در سال ۱۹۶۰&#160;و با همکاری سه برادر بزرگ خانواده - جکی-&#160; جرمين&#160; و تيتو جکسون آغاز کرد.     تيتو در رابطه با شکل گيری اين گروه به  راديو فردا  می گويد:&#171; در آن زمان ما سه نفر هر روز تمرين می کرديم و آواز می خوانديم و پدرم کوچک ترين اطلاعی از اين موضوع نداشت&#160;تا اينکه يک روز مادرم او را وادار کرد که&#160; بنشيند و&#160; برنامه مارا تماشا کند. همان جا او متوجه استعداد ما شد و روز بعد با خريدن انواع و اقسام سازها و وسائل صدابرداری، آپارتمان محقر و دو اتاق ما را تبديل به يک استوديو صدابرداری کوچک کرد.&#187;&#160;      به جوانان ايرانی توصيه می کنم که&#160; هميشه و در هرشرايطی به ساختن و نواختن موسيقی ادامه بدهند.&#160; حتی اگر در چهارديواری خانه خودشان باشد باز هم&#160; به کار خود ادامه بدهند و هرگز نا اميد نشوند  تیتو جکسون       وی می افزايد:&#171;در مدت کوتاهی ما شروع به ضبط&#160; نوار کرديم. کمی بعد، مارلون و مايکل هم به گروه اضافه شدند و در آنجا بود که ما متوجه نبوغ و استعداد کم نظيرمايکل شديم.&#187;    در مدت کوتاهی اعضای&#160;گروه جکسون فايو توانستند با شرکت در برنامه هايی که برای کشف چهره های تازه موسيقی برگزار می شود، به عنوان اولين گروه متشکل از نوازندگان خردسال مورد توجه قرار بگيرند و کم کم جکسون فايو توانست&#160;در کنسرت های خوانندگان&#160;حرفه ای&#160;چون &#171;جيمز براون&#187; و &#171;تمپتيشنز&#187; به اجرای برنامه بپردازد.     پيوستن به گروه حرفه ای ها برای اين گروه تازه پا، خيلی اتفاقی روی داد. در واقع آنها در اولين اجرای نمايشی توانستند پای ميز قرارداد بنشينند.     تيتو می گويد:&#171;در سال ۱۹۶۸&#160;ما&#160; برای نخستين بار در مقابل مدير و موسس استوديوی &#171;موتاون&#187; - &#171;بری گوردی&#187;با اجرای ترانه های  دايانا راس  و  اسموکی رابينسون  چنان مورد توجه&#160;او قرار گرفتيم که همان جا قراردادی با ما منعقد کرد و ما اولين ترانه جکسون فايو را برای &#171;موتاون&#187; ضبط کرديم&#187;    هرچند گروه جکسون فايو در زادگاه خود، گری – اينديانا، چند صفحه به بازار داده بود، اما آلبوم آی وانت يو  و ترانه  ای بی سی  اين&#160; گروه نوازندگان خردسال را&#160;برای نخستين بار به مردم معرفی کرد و آنها را يک شبه به&#160; اوج محبوبيت و معروفيت رساند.     خاطره &#160;شهرت آن سال ها را تيتو جکسون اين طور تعريف می کند:&#171; فکر می کنم همان موقع بود که&#160;بری گوردی، تفاوتی را که بين گروه ما و ديگر خوانندگان آن زمان وجود داشت تشخيص داد. اما مهم ترين مسئله اين بود که جکسون فايو در آن زمان&#160; به بچه ها و نوجوانان نسل خود اميدواری داد. يعنی به آنها ثابت کرد که لازم نيست بزرگسال يا معروف باشند تا بتوانند&#160;به آرزوهای خود جامه عمل بپوشانند.&#160; البته نبايد فراموش کنيم که معروفيت جکسون فايو نيتجه ده سال کار خستگی ناپذير و شبانه روزی ما بود. برای نخستين بار در تاريخ موسيقی پاپ، گروه جکسون فايو توانست موزيکی خلق کند که حتی کوچک ترين اعضای خانواده نيز بتوانند از آن لذت ببرند و به همين جهت هم بچه ها با مادرانشان به تماشای کنسرت های&#160;ما می آمدند.&#187;       به نظر می رسد صنعت موسيقی اين روزها به اصطلاح روح خود را به شيطان فروخته است و اين&#160; بهره برداری مالی است که اهميت دارد و نه خود موسيقی  تيتو جکسون      &#160;تيتو جکسون معتقد است مهم ترين رمز موفقيت گروه جکسون فايو در&#160; رساندن&#160;پيام های&#160;صلح، دوستی و عشق به شنوندگان اين ترانه هاست:&#171; يکی از پيام های اصلی ما هميشه&#160;حفظ&#160;عشق و دوستی در جهان بود&#160;و اينکه قدر زندگی را بدانيم، سعی کنيم از آن لذت ببريم و به دام حرص وطمع&#160; نيفتيم. اين کاری است که ما در آن زمان شروع کرديم و امروز هم در&#160; آثار برادرم مايکل و خواهرم جنت به خوبی نمايان است.&#187;     تيتو جکسون درباره موسيقی پاپ امروز آمريکا و اينکه به نظر او چه تغييراتی در اين موسيقی ايجاد شده است و همچنين کمبودهای آن می گويد:&#171; جالب است که اين سئوال را می پرسيد چون به نظر من موزيک&#160; آمريکا امروز دچار بحران شديدی است. اول اينکه&#160;اين موسيقی بقدری جنبه تجارتی پيدا کرده است که ديگر اهميت ندارد که چه نوع پيامی از طريق اين موسيقی به مردم داده می شود. به نظر می رسد صنعت موسيقی اين روزها به اصطلاح روح خود را به شيطان فروخته است و اين&#160; بهره برداری مالی است که اهميت دارد و نه خود موسيقی.&#187;     برای تيتو که همواره سعی داشته در ترانه هايش اميد و صلح و نشاط را به شنوندگان عرضه کند، قابل قبول نيست که امروزه، در قالب موسيقی &#171;رپ&#187;، ذهن شنوندگان را آشفته می کنند.     او می گويد:&#171; من علاقه خاصی به موسيقی &#171;رپ &#187; ندارم به خاطر اينکه اين موسيقی از پيام های مثبت خالی است و فکر می کنم خالق اين موسيقی در واقع&#160; همان تاجری است&#160; که با کت و شلوار پشت ميز شرکت صفحه پرکنی نشسته و فکر درآوردن ميليون ها دلار پول از يک آهنگ &quot;رپ &quot; است و کوچک ترين اهميتی برايش ندارد که اين آهنگ ها چه اثرات منفی بر روی شنوندگان آنها خواهند داشت.&#187;    تيتو جکسون معتقد است در حال حاضر اکثر کسانی که از استعدادهای طبيعی و&#160;واقعی برخوردارند، به حاشيه رانده شده اند و مردم&#160; درعوض،&#160;تنها&#160; پيام های منفی، کلمات مستهجن و عقايد ناهنجار را از طريق موسيقی روز می شنوند.     با اين حال او به آينده اين موسيقی اميدوار است و معتقد&#160;است موسيقی يک بار ديگر به اصل خود بازخواهد گشت:&#171; خوشبختانه&#160; امروز با وجود اينترنت&#160;مردم می توانند از طريق &#171;داون لود&#187; های رايگان با انواع موسيقی و سازندگان آنها آشنا شوند و&#160; کم کم کارشرکت های صفحه پرکنی يا&#160; دلال های موسيقی و واسطه هايی که بيشترين درآمد را از نتيجه کار آهنگسازان و هنرمندان می برند ازبين خواهد رفت.&#160;تا امروز سود آلبوم های بی شمارهميشه به شرکت های صفحه پرکنی تعلق داشته&#160;است و عوامل خلاق&#160;از آن بی بهره بوده اند. اما&#160;با وجود اينترنت و تبليغاتی که از طريق شنيدن آثار اين هنرمندان انجام می شود، مردم به تماشای کنسرت های آنها می روند و همين ايجاد درآمد، به پيشروی هنر هنرمندان واقعی&#160;کمک خواهد کرد.&#187;    بنا برگفته تيتو جکسون، امروز در آمريکا، تعداد شرکت های صفحه پرکنی&#160;از ۲۰ شرکت به تنها چهار شرکت رسيده و جامعه ای که نتوانسته است با اين&#160; پيام های منفی به جايی برسد، يک بار ديگر به دنبال&#160; شنيدن آثاری با پيام های مهر و دوستی کشيده خواهد شد.    پيام تيتو جکسون به جوانانی که در داخل&#160;ايران امکان و آزادی اجرای موسيقی را ندارند نيز سرشار از جنبه های مثبت است: &#171;به جوانان ايرانی توصيه می کنم که&#160;هميشه و در هر شرايطی به ساختن و نواختن موسيقی ادامه بدهند.&#160;حتی اگر در چهارديواری خانه خودشان باشد باز هم&#160; به کار خود ادامه بدهند و هرگز نااميد نشوند. دنيا هر روز در حال تغيير و تحول است و موزيک تنها زبان مشترکی است که همه ما می توانيم از آن استفاده کنيم.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_jack/399858.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_jack/399858.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 28 Jun 2007 12:36:52 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E611856D-FB7D-4214-B604-7DA08C3BF8C1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جلوگیری از فیلمبرداری صحنه های فیلم تازه تام کروز  </title>
            <description>وزارت دفاع کشور آلمان از فیلمبرداری صحنه های فیلم تازه &#171;تام کروز&#187; هنرپیشه معروف سینمای هالیوود در تسهیلات خود به دلیل اعتقاد&#160;وی&#160;به فرقه &#171;سیانتولوژی&#187; جلوگیری کرد. وزارت دفاع کشور آلمان از فیلمبرداری صحنه های فیلم تازه &#171;تام کروز&#187; هنرپیشه معروف سینمای هالیوود در تسهیلات خود به دلیل اعتقاد&#160;وی&#160;به فرقه &#171;سیانتولوژی&#187; جلوگیری کرد.     فیلم تازه ای که تام کروز علاوه بر بازی در نقش اول آن همراه با &#171;پالا واگنر&#187; تهیه کننده معروف هالیوود سرمایه گذاری آن را نیز بعهده داشته درباره توطئه قتل &#171;آدولف هیتلر&#187; دیکتاتور آلمان نازی است که در&#160; در جولای سال ۱۹۴۴ میلادی اتفاق افتاد.     مقامات دولتی در برلین مدعی شده اند که&#160; آئین &#171;ساینتالوژی&#187; در لباس مذهب صرفا برای پولسازی و ایجاد درآمدهای کلان برای اعضای آن خلق شده است.&#160; ادعایی که رهبران &#171;ساینتالوژی&#187; آن را نفی می کنند.    تام کروزاز اعضای فعال فرقه &#171;ساینتالوژی&#187; است که حضور گسترده ای در هالیوود دارد.&#160;از دیگر چهره های مشهور این فرقه می توان از جان تروالتا نام برد.    تام کروز برای فیلمبرداری صحنه هایی از این فیلم به آلمان سفر کرده بود. اما بنا بر اطلاعیه دولت آلمان&#160; این مکتب فکری و کلیسای وابسته به آن&#160; از طرف دولت آلمان مردود شناخته شده است.     &#160;مقامات دولتی در برلین مدعی شده اند که&#160; آیین &#171;ساینتالوژی&#187; در لباس مذهب صرفا برای پولسازی و ایجاد درآمدهای کلان برای اعضای آن خلق شده است.&#160; ادعایی که رهبران &#171;ساینتالوژی&#187; آن را نفی می کنند.    تام کروز در این&#160; فیلم نقش کلنل &#171;کلاوز وان استافنبرگ&#187; را بازی می کند که رهبریت طرحی برای از بین بردن دیکتاتور آلمانی آدولف هیتلر را در بیستم جولای ۱۹۴۴ بعهده دارد.     تام کروز در این&#160; فیلم نقش کلنل &#171;کلاوز وان استافنبرگ&#187; را بازی می کند که رهبریت طرحی برای از بین بردن دیکتاتور آلمانی آدولف هیتلر را در بیستم جولای ۱۹۴۴ بعهده دارد.    سخنگوی وزارت دفاع آلمان آقای &#171;هرالد کامربائر&#187; در این مورد به خبرنگاران گفت: &#171;چنانچه نقش کلنل استافنبرگ توسط تام کروز که رسما خود را عضو &#171;ساینالوژی&#187; خوانده است&#160; بازی شود، این بازیگر اجازه نخواهد داشت تا قدم به تسهیلات نظامی آلمان بگذارد.&#187;     &#160;او در ادامه این سخنان گفت: &#171;ارتش آلمان در کل علاقمند است تا تصویری جدی&#160; و قابل اعتماد از وقایع جولای ۴۴ و شخصیت استافنبرگ به مردم جهان داده شود.&#187;    خانم پاولا واگنر ، رییس &#171;یونایتد آرتیست&#187; استودیویی&#160; که بطور مشترک به او و تام کروز تعلق دارد فیلم مورد بحث را&#171;یک اثر هیجان انگیز سینمایی و از نظر تاریخی دقیق&#160; درباره یک&#160; شخصیت&#160; مورد احترام&#187; خواند&#160; وگفت: &#171;تام کروز بخاطرعلاقه خاص و تحسین آمیزی که&#160; به شخصیت &#171;استافنبرگ&#187; دارد بازی&#160; دراین نقش&#160; را بعهده گرفته است و&#160; عقاید و باورهای شخصی این ستاره کوچکترین ارتباطی&#160; با داستان – طرح و یا نتیجه گیری فیلم ندارد.&#187;    &#160;خانم واگنر گفت:&#171; هرچند ما میتوانیم این فیلم را در هرنقطه دیگری از جهان فیلمبرداری کنیم اما اعتقاد داریم که برای ادای حق نسبت به داستان فیلم بهترین محل برای فیلمبرداری همان&#160; محل وقوع آن میباشد.&#187;    &#171;کلنل استافنبرگ&#187; با رفتار نازی ها نسبت به یهودیان بشدت مخالف&#160; بود و&#160; طرح توطئه قتل هیتلر توسط او در&#160; تالاری در مرکزحکومتی &#171;ولفز لیر&#187;درشهر برلین رهبر آلمان نازی را مجروح ساخت.    &#171;کلیسای سیانتولوژی&#187;&#160;در اوایل دهه پنجاه میلادی در امریکا و توسط رون هوبارد نویسنده داستان های تخیلی بنباد گذاری شد. در ابتدا سیانتولوژی نهادی سکولار بود و سپس به گفته بسیاری برای معافیت از مالیات&#160;خود را به عنوان فرقه مذهبی معرفی کرد.    بسیاری از کشورهای اروپا مانند آلمان&#160;و فرانسه در مورد فعالیت های&#160;این &#171;کلیسا&#187; مظنون هستند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_film/399707.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_film/399707.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 27 Jun 2007 14:45:39 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BDFE11E8-01B2-4E4B-985B-408CC6F8AB16_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;زمستان&#187;، سر تعظیمی در مقابل اخوان ثالث و دولت آبادی</title>
            <description>در جشنواره امسال فيلم لس آنجلس که از روز شنبه آغاز شد و به مدت ۱۰ روز ادامه دارد، فيلم ايرانی &#171;زمستان&#187; برگرفته از داستانی نوشته محمود دولت آبادی و تحت تاثير يکی از اشعار مهدی اخوان ثالث به همين نام به نمايش گذاشته شد. در جشنواره امسال فيلم لس آنجلس که از روز شنبه آغاز شد و به مدت ۱۰ روز ادامه دارد، فيلم ايرانی &#171;زمستان&#187; برگرفته از داستانی نوشته محمود دولت آبادی و تحت تاثير يکی از اشعار مهدی اخوان ثالث به همين نام به نمايش گذاشته شد.     اين فيلم توسط&#160;رفيع پيتز کارگردان ايرانی ساکن انگلستان ساخته شده و يکی از سه فيلم ايرانی شرکت کننده در فستيوال امسال به شمار می رود.    فيلم نئو رئاليستی &#171;زمستان&#187;، بر اساس داستان کوتاهی از محمود دولت آبادی&#160; ساخته شده و ماجرای ورود يک مکانيک جوان به شهرک کوچک و بی برکتی در جنوب تهران و داستان دلدادگی او به زن جوانی است که همسرش&#160; به اميد يافتن يک زندگی بهتر در خارج&#160; از ايران، او و دختر خردسالش را ترک کرده است.      فیلمی سرشار از صحنه های محزون       مانند دو خط موازی قطاری که از ميان شهری می گذرد، آينده رابطه عاشقانه این فیلم نيز در هيچ نقطه ای بهم نمی رسد    فيلم که&#160; سرشار از صحنه های محزون است، زندگی مردمی زحمت کش اما بی هدف و با&#160;سرنوشتی مختوم و بی ثمر را درلابلای اشعار اندوه بار مهدی اخوان ثالث،&#160;موسيقی حسين عليزاده و صدای محمدرضا شجريان به نمايش می گذارد.    مکانيک جوان (مرهب) با بازی هنرپيشه آماتور علی نيک صولت، شخصيتی است سرکش و پرانرژی اما&#160; بی قرار است که می کوشد با وجود فضای جامد و يخ زده شهرک، به شيوه ای که خود می پسندد زندگی کند و دوست بدارد.&#160;     هرچند&#160; رابطه و عشق او و (خاتون) آتش سوزانی است در قلب &#171;زمستان&#187; سرد و بی پايانی که در آن زندگی می کنند، اما اين عشق و اشتياق در مقابل فقر بی ترحمی که همه جا و همه چيز را در خود فرو برده در نهايت رنگ می بازد و مانند دو خط موازی قطاری که از ميان شهر و از کنار خانه آنها می گذرد، آينده اين رابطه عاشقانه نيز در هيچ نقطه ای بهم نمی رسد.       بازیگران غیر حرفه ای در زمستان        خرابی و دلتنگی این فیلم، فقط به مملکت ما تعلق ندارد. با اين حال من بيش از هرچيز ديگر&#160; خواسته ام تعظيمی کرده باشم به آقای مهدی اخوان ثالث و آقای محمود دولت آبادی. همين و بس  رفیع پیتز       فيلم زمستان، که&#160;به جز ميترا حجاريان در نقش زن اول فيلم تماما با استفاده از بازيگران غيرحرفه ای ساخته شده است، مملو از صحنه های تيره زمستانی، خيابان های خالی، بازاری با حجره های بسته و مردمی خموش و غمگين است که در مسير دشوار گذران يک زندگی ساده در شرايط ناهنجار زندگی در جامعه به بن بست رسيده اقتصادی ايران امروز قرار گرفته اند.     &#160;با اين حال آقای رفيع پيتز که در بخش پرسش و پاسخ جشنواره درباره مشکلات فيلمسازی از جمله گذشتن از خط قرمزهای مختلف سانسور در ايران صحبت کرد در يک گفت و گوی کوتاه با  راديو فردا،  داستان فيلم زمستان را مسئله ای با عموميت جهانی خواند که می تواند در هر شهر و کشور ديگری اتفاق بيفتد.&#160;     هرچند يکی از&#160; منتقدان سينمايی شهر لس آنجلس، فيلم زمستان را يکی از &#171;جسورترين آثار تازه سينمای ايران&#187; توصيف کرده است، فيلمساز در گفت گو با راديو فردا، آن را هماژی ساده&#160; به شعر زمستان مهدی اخوان ثالث می خواند.    &#160;او می گويد: &#171;اين فيلم از فرهنگ ايران نشات گرفته و پيام آن اين است که ايران دارای فرهنگ قوی است.&#187;    در پاسخ به اين پرسش که اين ويرانی، دلتنگی و پريشانی که در فيلم به نمايش درآمده را چگونه توجيه می کند، آقای پيتز می گويد: &#171;اين خرابی و دلتنگی فقط به مملکت ما تعلق ندارد. با اين حال من بيش از هرچيز ديگر&#160; خواسته ام تعظيمی کرده باشم به آقای مهدی اخوان ثالث و آقای محمود دولت آبادی. همين و بس.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_zemestan_in_LA/399241.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_zemestan_in_LA/399241.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 24 Jun 2007 22:58:53 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A5315D5-0499-425C-9C8A-51035E008316_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> آنجلينا جولی و جستجوی نافرجام برای يافتن دانيل پرل </title>
            <description>ماجرای جستجوی نافرجام برای يافتن روزنامه نگار نشريه وال استريت ژورنال دانيل پرل که توسط افراط گرايان اسلامی&#160; به رسید، از&#160;روز جمعه&#160;در سینماهای&#160;به نمایش در می آید. &#160;ماجرای جستجوی نافرجام برای يافتن روزنامه نگار نشريه وال استريت ژورنال دانيل پرل که در ژانويه سال ۲۰۰۲ در کراچی مفقود الاثر و سپس توسط افراط گرايان اسلامی کشته شد، از روز جمعه&#160;در سینماهای&#160;به نمایش در می آید.    &#160;اين فيلم شب&#160;پنجشنبه در موزه بردباری شهر لس آنجلس و در حضور پدر و مادر دانيل پرل و بازيگر اصلی فيلم آنجلينا جولی که نقش همسر پرل روزنامه نگار فرانسوی تبار مارين پرل را در فيلم بازی مي کند به نمايش درآمد.    &#171;ا مايتی هارت&#187; يا قلب بزرگ داستان بيم و اميد در روزهای پس از ناپديد شدن دانيل پرل درپاکستان است.&#160; پرل روزنامه نگار يهودی تبار روزنامه وال استريت ژورنال در اوائل سال ۲۰۰۲ با همسر روزنامه نگار خود &#171;مری آن &#187; در کراچی به پيگيری وقايع مربوط به يازدهم سپتامبر و انجام مصاحبه با عوامل نزديک و يا وابسته به القاعده بسر می برد.&#160;       بسياری از هنرمندان و شخصيت های مطرح در راه مبارزه با گرسنگی، مرض و پاسخ به مصائب طبيعی کوشا بوده اند اما تعداد کسانی که با &#171;سونامی&#187; نفرتی که جهان امروز را در خود فروکشيده مبارزه می کنند بسيار اندک است  پدر دانیل پرل      فيلم که از خاطرات مری ان پرل همسر فرانسوی تبار ژورناليست مقتول برگرفته شده است به شيوه فيلم های مستند توسط مايکل وينترباتوم کارگردانی که پيش از اين &#171;جاده گوانتانامو بی&#187; از او به نمايش درآمده ساخته شده است&#160; که توانسته است از طريق داستانگويی يک راوی،&#160; توازنی بين نوميدی مطلق و اميد به آينده ای متفاوت ايجاد کند.    در اين فيلم&#160; نقش اصلی را آنجلينا جولی بازيگر برنده اسکار به عهده دارد که از هم اکنون بازی چشمگير او در نقش مرين پرل مورد توجه شديد منتقدين سينمايی قرار گرفته است.    فيلم&#160; &#171;ا مايتی هارت&#187; در اولين نمايش عمومی خود در موزه بردباری مرکز يهودی وايزنتهال در لس آنجلس – زادگاه دانيل پرل و با حضور پدر و مادر او و بازيگران فيلم&#160; به نمايش درآمد.    &#160;پرل که تحصيلات خود را در رشته روزنامه نگاری در دانشگاه استانفورد کاليفرنيا به پايان رسانده بود يک نوازنده برجسته ويولن در رشته موسيقی کلاسيک محسوب می شد و پدر او يکی از استادان با سابقه دانشگاه لس آنجلس است.    دانيل پرل که نقش کوتاه او را در فيلم &#171;ا مايتی هارت&#187;، &#171;دن فاترمن&#187; بازی می کند يکی از روزنامه نگاران فعال آمريکا محسوب می شد که توجه و علاقه خاصی به مردم کشورهای مختلف و فرهنگ های گوناگون آنها نشان می داد .    دانيل پرل يکروز پيش از ترک پاکستان به همراه همسر باردار خود در راه انجام يک مصاحبه با يک رهبر اسلامی بنام &#171;گيلانی&#187; ناپديد شد و يکماه بعد ويديويی از کشته شدن او بدست گروه های افراطی مسلمان به دليل يهودی بودن اين روزنامه نگار در اختيار مطبوعات گذاشته شد.    مدت کوتاهی پس از قتل دانيل پرل، پدر و بستگان او يک بنياد فرهنگی و شبکه اينترنتی را&#160; به پيشبرد&#160; اهداف&#160; او در نزديکتر ساختن مردم از کشورهای گوناگون به يکديگر از راه روزنامه نگاری، موزيک و برقراری ديالوگ اختصاص دادند.    پروفسور جودآ پرل پدر دانيل در يک مصاحبه مطبوعاتی پس از نمايش فيلم گفت: &#171;بسياری از هنرمندان و شخصيت های مطرح در راه مبارزه با گرسنگی، مرض و پاسخ به مصائب طبيعی کوشا بوده اند اما تعداد کسانی که با &#171;سونامی&#187; نفرتی که جهان امروز را در خود فروکشيده مبارزه می کنند بسيار اندک است&#187;.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_mighty_heart/399029.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_mighty_heart/399029.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 22 Jun 2007 21:56:16 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/36FAB62F-3B17-464B-B541-CC88D13B2903_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> آغاز جشنواره فيلم لس آنجلس </title>
            <description>جشنواره سالانه فيلم&#160; لس آنجلس پنج شنبه ۲۱ ژوئن، به طور رسمی آغاز می شود و به مدت ده روز برگزيده ای از بهترين فيلم های آمريکا و جهان را در رده بندی های مختلف&#160; به نمايش می گذارد. جشنواره سالانه فيلم&#160; لس آنجلس پنج شنبه ۲۱ ژوئن، به طور رسمی آغاز می شود و به مدت ده روز برگزيده ای از بهترين فيلم های آمريکا و جهان را در رده بندی های مختلف&#160; به نمايش می گذارد.     ميزبان جشنواره امسال فارل ويليامز &#171;رپ آرتيست&#187; معروف است. در اين جشنواره از کلينت ايستوود و ميکی رونی هنرپيشه قديمی سينمای هاليوود در آن تجليل خواهد شد. فيلم ايرانی &#171;چهارشنبه سوری&#187; نيز تنها فيلم شرکت کننده از ايران است.&#160;     جشنواره فيلم لس آنجلس يکی از معتبرترين فستيوال های سينمايی جهان و شوکيس يا محل ارايه بهترين آثار سينمای مستقل به شمار می رود.     در اين فستيوال که امسال بخش فيلم های مستند خود را با نمايش ۵۰ فيلم به &#171;روزجهانی گرامی داشت زمين&#187; اختصاص داده، از ال گور معاون رييس جمهوری پيشين آمريکا و زحمت های او در راه حفاظت از کره زمين تجليل به عمل می آيد    اين جشنواره در مرکز صنعت سينمای هاليوود، برای فيلمسازان جوان و نوظهور اين امکان را فراهم می کند که برخی از موفق ترين و مطرح ترين تهيه کنندگان و کارگردانان سينمای امروز آمريکا جزو تماشاگران فيلم های آنها باشند.&#160;  &#160;  در اين فستيوال که امسال بخش فيلم های مستند خود را با نمايش ۵۰ فيلم به &#171;روزجهانی گرامی داشت زمين&#187; اختصاص داده، از ال گور معاون رييس جمهوری پيشين آمريکا و زحمت های او در راه حفاظت از کره زمين تجليل به عمل می آيد.    همچنين تماشاگران اين فرصت را خواهند يافت که در يک&#160; برنامه بحث و گفت و گو با &#171;مايکل مور&#187; فيلمسازی که امسال در فستيوال کن مورد تجليل قرار گرفت، به بحث و تبادل نظر بپردازند.          در جشنواره فیلم لس آنجلس، از ال گور تجلیل خواهد شد       &#160;فارل ويليامز ميزبان فستيوال که برای هنرمندانی چون مورايا کری و گوئن استفانی نيز آهنگ و ترانه ساخته&#160; ، همچنين فرصتی خواهد يافت تا فيلم ديگر مورد علاقه خود را که يک اثرعلمی – تخيلی به نام &#171;ارتباط نزديک از نوع سوم&#187; ساخته استيون اسپيلبرگ است، روی صحنه ۷۰ ميلی متری فستيوال تماشا کند.    در جشنواره امسال&#160; فيلم لس آنجلس، علاوه بر سمينارهای مختلف درباره ساختن فيلم با بودجه محدود، موسيقی زنده توسط کسکت سيلزمن، يک شوی ليزری با استفاده از موزيک گروه قديمی لد زپلين و بيش از دويست فيلم کوتاه و بلند داستانی و مستند از کشورهای مختلف جهان نيز به نمايش گذاشته خواهد شد.    در اين ميان يک فيلم&#160; منتخب از ايران نيز روز شنبه آينده نمايش داده خواهد شد. فيلم &#171;چهارشنبه سوری&#187;، با شرکت هديه تهرانی و به کارگردانی اصغر فرهادی محصول سال ۲۰۰۶ ايران است و داستان آن در دوران بين چهارشنبه سوری و عيد نوروز اتفاق می افتد.    &#160;در اين فيلم&#160; با استفاده از استعاره &#171;فالگوش نشستن&#187;، فيلم ساز ضمن بررسی اختلافات عميق فرهنگی بين طبقه بورژوا و کارگر در ايران امروز، زندگی يک زن و شوهر مرفه تهرانی را نيز زير ذره بين قرار داده است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_la_festival/398880.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_la_festival/398880.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 21 Jun 2007 23:40:38 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/09FB37FA-9D20-4E17-B330-EA9742D593EE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> کشف دست نوشته های اشتاين بک در گاراژ خانه</title>
            <description>دست نوشته هايی از نويسنده کتاب های معروفی چون شرق بهشت و موش ها و آدمها&#160; که به مدت پنجاه سال در جعبه ای در گاراژ يک خانه مسکونی در هاليوود خاک می خورد روز پنج شنبه ۲۴ مه، در يک گالری کتاب های نادر و قيمتی در&#160; سن فرانسيکو به حراج گذاشته شد. دست نوشته هايی از نويسنده کتاب های معروفی چون شرق بهشت و موش ها و آدمها&#160; که به مدت پنجاه سال در جعبه ای در گاراژ يک خانه مسکونی در هاليوود خاک می خورد روز پنج شنبه ۲۴ مه، در يک گالری کتاب های نادر و قيمتی در&#160; سن فرانسيکو به حراج گذاشته شد.&#160;     جعبه محتوای دست نوشته های جان اشتاين بک، نويسنده آمريکايی با شهرت جهانی، که کتاب &#171;خوشه های خشم&#187; او يکی از آثار کلاسيک باقيمانده از دوران رکود اقتصادی آمريکا محسوب می شود، سالها در ميان وسائل ديگر در گاراژ منزل خانم &#171;توايلا مارتين&#187; خاک می خورد.    همسر خانم مارتين &#171;ارنست&#187; که يکی از تهيه کنندگان هاليوود بود، با اين نويسنده دوستی و مراوده داشته است.     به گفته کارشناسان ادبی، آنچه خانم مارتين در اين جعبه پيدا کرده است، گنجينه ادبی مهم و شامل نيمه گمشده اولين چرکنويس يکی از نوشته های اشتاين بک به نام &#171;پنچ شنبه شيرين&#187; است که نويسنده، آن را&#160; در ادامه داستان &#171;صف قناری های&#187; نوشته است    اين وسايل در گاراژ منزل خانم مارتين خاک می خورد تا سرانجام سالها پس از مرگ همسرش تصميم می گيرد اين جعبه را باز کند.&#160;     به گفته کارشناسان ادبی، آنچه خانم مارتين در اين جعبه پيدا کرده است، گنجينه ادبی مهم و شامل نيمه گمشده اولين چرکنويس يکی از نوشته های اشتاين بک به نام &#171;پنچ شنبه شيرين&#187; است که نويسنده، آن را&#160; در ادامه داستان &#171;صف قناری های&#187; نوشته است.     از درون اين جعبه همچنين ده ها داستان کوتاه چاپ نشده، نامه ها و کارت پستال از اشتاين بک، برنده جوايز نوبل و پوليتزر که در سال ۱۹۶۸ درگذشت بدست آمده است .     روز پنج شنبه آرشيوی شامل دو دسته از آثار بدست آمده اشتاين بک، برای کلکسيونرها و موسسات فرهنگی به معرض حراج گذاشته شد.    &#160;گمان می رفت وجه حاصل از اين دو حراج به بيش از ۵۰۰ هزار دلار برسد . اما با وجود رقابت های موجود و درحالی که دست نوشته ای از اشتاين بک از کتاب &#171;درخت تنومندی از دريای کورتز&#187; به مبلغ ۸۰ هزار دلار فروخته شد، اما بقيه آثار بدست آمده خريداری پيدا نکرد.     پروفسور سوزان شيلينگ لاو، از دانشگاه ايالتی سن حوزه&#160; و يکی از همکاران کتابخانه ملی اشتاين بک در&#160; زادگاه&#160; اين نويسنده در شهر ساليناس در شمال کاليفرنيا می گويد: &#171;به دست آوردن وجوه لازم&#160; در مدت زمان کافی يکی از مشکلات معمول در ميان موسسات فرهنگی است که در حراج هايی از اين نوع با وجود علاقمندی، امکانات خريد را پيدا نمی کنند.&#187;    او می افزايد: &#171;دانشگاه های معتبری مانند هاروارد و استنفورد، از جمله خريداران دائمی&#160; اين نوع آثار هستند اما اغلب موسسات فرهنگی ديگر در انتظار وجوه اهدايی از سوی نيکوکاران فرصت های طلائی بدست آوردن اين نوع آثار را از دست ميدهند.&#187;    کارشناسان معتقدند يافتن آثار اخير جان اشتاين بک، يک واقعه مهم ادبی به شمار می رود.&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_steinbock/394587.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_steinbock/394587.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 25 May 2007 22:40:07 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/899DF19D-9674-4C87-9B55-3DBA19951A19_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>راهپیمایی مخالفان لایحه تازه مهاجرت در لس آنجلس </title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;تصويب لايحه ای برای حل مشکل مهاجرين غيرقانونی در سنای آمريکا،&#160; صدها تن از مخالفان اين لايحه را روز پنج شنبه&#160; هفدهم ماه مه به خيابان های لس آنجلس کشاند.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &#160;   تصويب لايحه ای برای حل مشکل مهاجرين غيرقانونی در سنای آمريکا،&#160; صدها تن از مخالفان اين لايحه را روز پنج شنبه&#160; هفدهم ماه مه به خيابان های لس آنجلس کشاند.       پس از ماه ها مناظره و تلاش&#160; برای دستيابی به راه حل مشکل مهاجرين غيرقانونی، سنای آمريکا روز گذشته لايحه ای را تصويب کرد که بيشتر مهاجرين غيرقانونی در آمريکا بتوانند طبق قوانين و شرايط خاصی نهايتا بتوانند به تابعيت اين کشور درآيند.             اما تصويب اين لايحه يکبار ديگر در شهر لس آنجلس صدها مخالف را به خيابان ها کشاند و شب گذشته اين عده به همراهی شهردار شهر لس آنجلس دست به تظاهرات و راهپيمايی زدند.&#160;        اين نخستين بار بود که جمعيت کثيری از مخالفان قوانين مهاجرت آمريکا&#160;پس از تظاهرات&#160; اول ماه مه&#160; يا &#171;روز کارگر&#187;&#160; که با برخورد و خشونت پليس شهر لس آنجلس با آنها&#160;خاتمه يافت به خيابان ها می آمدند.&#160; صدها تن از مهاجرين همراه با نمايندگان خود و فعالين حقوق مهاجرين غيرقانونی در حاليکه پرچم های آمريکا را به دست داشتند از جلوی کليسايی در خيابان اصلی ويلشير به طرف پارک مک آرتور در مرکز شهر به حرکت&#160; درآمدند.        از جمله شرکت کنندگان در اين تظاهرات&#160; صلح آميزشهردار مکزيکی تبار شهر لس آنجلس آقای آنتونيو ويارگوزا، سخنگوی شورای حزب دمکرات، فابين نونتز و اسقف اعظم&#160; ناحيه لاتين نشين سن گبريل&#160; بودند که با حضور در اين تظاهرات حمايت خود را از تظاهرکنندگان و از کسانی که روز اول ماه می گذشته به خيابان ها آمدند نشان دادند.         آقای ويارگوزا در يک سخنرانی کوتاه خطاب به تظاهرکنندگان، وقايع خشونت بار از جمله حمله پليس به تظاهرکنندگان و خبرنگاران&#160; با استفاده از تفنگ های ضد شورش و باتون را بشدت تحريم کرد. آقای شهرداردر حضوررييس پليس شهر لس آنجلس آقای براتون&#160; که در محل حضور داشت به تظاهر کنندگان خاطر جمعی داد که رفتار پليس تحت رسيدگی قرار دارد و گفت: &#171;تنها عدالت است که مي تواند مصالحه جويی به همراه داشته باشد.&#187; که اين سخنان با کف زدن و تشويق حاضران روبرو شد.        تظاهرات شب گذشته در لس آنجلس همزمان با رای موافق هردو حزب دمکرات و جمهوريخواه درسنای آمريکا برای تصويب لايحه ای برای حل مسائل مهاجرين غيرقانونی بود که&#160; تعداد کنونی آنها در آمريکا به بيش از ۱۲ ميليون تن تخمين زده شده است.        طبق اين رای و چنانچه اين لايحه به تصويب برسد مهاجرين قانونی ميتوانند طبق شرايط خاصی می توانند به تابعيت قانونی در آمريکا پذيرفته شوند.&#160; اين شرايط شامل پرداخت ۵ هزاردلار وثيقه مالی است&#160; که پس از آن مهاجر غير قانونی&#160; پس از ۱۳سال انتظار تبعه آمريکا خواهد شد.        بنا برگفته کارشناسان اين طرح هرچند به منظور کمک به&#160; مهاجرين گزيده شده&#160; اما جهت درستی را در پيش نگرفته است چرا که اين&#160; مهاجرين غيرقانونی ا که اکثريت آنها را مکزيکی تبارها تشکيل مي دهند&#160; هرگز قادر به پرداخت يک&#160;وجه ۵ هزاردلاری نخواهند بود.&#160;&#160;     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_immigration/393495.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_immigration/393495.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 18 May 2007 21:28:05 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E2BF7F1A-2464-4D39-9CCF-7F0A37C7F2FE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گلستان: رابطه من با فروغ فرخزاد، یک مساله خصوصی است   </title>
            <description>ابراهيم گلستان،&#160;نویسنده و فيلم ساز ايرانی در گفت وگو با عباس ميلانی در دانشگاه استانفورد در کاليفرنيای شمالی گلستان از صحبت درباره فروغ فرخزاد خودداری کرد پس از سی سال سکوت، ابراهيم گلستان نويسنده و فيلمساز سرشناس ايرانی&#160; ساکن انگلستان موافقت کرد تا در يک جلسه پرسش و پاسخ&#160;با&#160;عباس ميلانی، رييس بخش مطالعات ايرانی دانشگاه استنفورد در شمال کاليفرنيا شرکت کند.    هرچند ورود به اين جلسه برای همگان آزاد بود اما به خواست آقای گلستان&#160; اجازه صدا برداری از اين جلسه ممنوع اعلام شد.    &#171;ابراهيم گلستان در گفت وگو با عباس ميلانی&#187; عنوان برنامه سه ساعته ای بود که با حضور عده کثيری از علاقمندان در سالن کابرلی آديتوريم دانشگاه استنفورد درپاولو آلتو در نزديکی شهر سن فرانسيسکو برگزار شد.    &#160;اين برنامه که نتيجه چند سال پافشاری آقای ميلانی برای متقاعد کردن آقای گلستان برای حضور در جمع و پاسخ به سئوال های او بود تماما&#160; به زبان انگليسی انجام شد.      گلستان در بيست سالگی در مقام سردبيری روزنامه ارگان حزب توده مدت ها پيش از آنکه انتقاد از استالين به صورت&#160; شيوه&#160; زودگذری از مد روز درآيد دست به انتقاد از او زد و يکی از اولين ايرانيانی بود که بافت جامد روشنفکرانه و ملی گرايی عريانی که مشخصه مارکسيسم روسی بود را زير سئوال برد  عباس میلانی      &#160;پيش از آغاز&#160;مناظره و پرسش ها، آقای &#160;ميلانی در&#160;معرفی&#160;ابراهیم گلستان&#160; ضمن مقايسه&#160;او&#160; با آندره مالرو، فيلسوف و متفکر برجسته فرانسوی،&#160;وی&#160;را يکی از شخصيت های&#160; اصلی جنبش روشنفکری ايران در سال های اخير و هنرمندی خواند که هرگونه تعريف منصفانه از شخصيت هنری او می تواند گزافه گويی محسوب شود.    آقای ميلانی در اين مقدمه گفت: &#171;نقاط برجسته کاري و&#160;درخشان&#160; ابراهيم گلستان، در طول نيم قرن فعاليت هنری در اغلب&#160; رشته های گوناگون از رمان نويسی&#160;تا سينما،&#160; و از شکسپير تا برنارد شاو را دربر می گيرد و شامل&#160; اکثر جنبش های روشنفکری قرن بيستم&#160; ايران&#160; می شود که در سير صعودی آن &#171;گلستان &#187; يا به اوج رسيده است و&#160; يا يکی از نخستين کسانی بوده است که به نقد راديکال اين جنبش ها&#160; پرداخته است&#187;.&#160;    &#160;او افزود:&#171;گلستان در بيست سالگی در مقام سردبيری روزنامه ارگان حزب توده مدت ها پيش از آنکه انتقاد از استالين بصورت&#160; شيوه&#160; زودگذری از مد روز درآيد دست به انتقاد از او زد و يکی از اولين ايرانيانی بود که بافت جامد روشنفکرانه و ملی گرايی عريانی که مشخصه مارکسيسم روسی بود را زير سئوال برد&#187;.&#160;     رييس بخش مطالعات ايرانی دانشگاه استنفورد افزود:&#171;داستان های کوتاه&#160; او که با زيرکی&#160; و امساک به&#160;&#160; عميق ترين ريشه های شرايط بشری چون&#160; پيروزی و درماندگی، شهامت و تقوا&#160; پيوند خورده اند&#160; و فيلم های مستند و داستانی او و بالاخره مقالات&#160; نوگرا و کم نظير او در مورد&#160; نقاشی مدرن و شعر معاصر از لحاظ&#160; غنی بودن و گوناگونی&#160; همه و همه در تاريخ قرن بيستم هنر ايران برای هميشه&#160; به جای خواهد ماند&#187;.     پس از پايان&#160;سخنان عباس میلانی، آقای گلستان به حاضران گفت: &#171;باورکنيد من نتوانستم حرف های او را تعقيب کنم&#160; من فقط&#160; نام خودم را شنيدم ولی واقعا نمی دانم&#160; ايشان چه گفتند.&#187;    شايد منظور آقای گلستان نمايش نوعی خضوع و فروتنی&#160; در مقابل تعريف های آقای ميلانی بود.      گلستان : آل احمد در&#160; جستجوی يک شخصيت &#171;پدر&#187; بود      عباس ميلانی&#160; اولين سئوال خود را در باره&#160; چگونگی پيدايش خاطرات&#160; و نامه ای که گلستان به سيمين دانشور نوشته است و در روزنامه شرق در ايران به نام نامه سيمين به چاپ رسيده بود،&#160;مطرح کرد.    نامه ای که&#160;آقای ميلانی آن را &#171;يک اثر شگفت انگيز&#187; خواند.    &#160;آقای گلستان در پاسخ به اين سئوال&#160; گفت: &#171;در آن زمان من و سيمين&#160; به همديگر نامه نگاری می کرديم.&#160; در يکی از اين نامه ها او&#160; به گوشه هايی از زندگی خود اشاره کرده بود. شنيدم که به آمريکا می رود و من از او خواستم که به انگلستان بيايد تا من او را ببينم. در همان نامه به سيمين نوشتم&#160;چيزهايی که او در نامه هايش برای من نوشته است&#160;چيزهايی است که او بايد برای مردم ايران بنويسد. به&#160; سيمين نوشتم&#160; که اين ها وقايعی است که&#160; خود تو در جريان مستقيم آنها بوده ای، ريشه های آن&#160; را می شناسی و&#160; رنج و درد آن را تحمل کرده ای.&#187;       نامه&#160; به سمیمین&#160;دانشور درباره آل احمد نبود، نامه در باره شرايط مملکت بود،&#160; درباره&#160; پيدايش ايده های نوين بود&#160; و دروغ هايی که در نتيجه موجب زوال وانحطاط&#160; اين ايده ها شد.&#160; شرايطی که&#160; سال ها پيش از مصدق و پيش از وقوع انقلاب وجود داشت.&#160; نامه در باره سقوط جنبش ترقيخواهی درايران بود. اين که&#160; ما&#160; به عنوان يک ملت در شرايط&#160; تراژيک تاريخی قرار داريم.&#160; يعنی در تمام اين سال ها و اين احساسی بود که من&#160; داشتم  ابراهیم گلستان      آقای گلستان افزود:&#171;نمی خواستم آنقدر بنويسم ولی وقتی شروع به نوشتن کردم&#160; يک نامه ۱۳۰ صفحه ای بدست آمد.&#160; اين نامه را برای سيمين&#160; فرستادم اما&#160; با وجود مسائلی که در اين نامه مطرح شده بود&#160; اين خبر برايم تعجب آور نبود که نامه به دست او نرسيده باشد.&#160; کمی بعد تنها کپی دست نوشته&#160; آن را با دوست ديگری به ايران&#160; فرستادم&#160; اما بازهم جوابی نيامد . تنها فرد ديگری که نامه را ديده بود دوستی بود که&#160; به من&#160; اصرار کرد که آن را چاپ کنم.&#160; من مخالفت کردم.&#160; ميلانی در انگلستان بود و او هم نامه را خواند&#160; واصرار کرد&#160; تا آن را از طريق دوست&#160; چاپخانه داری&#160; در تهران چاپ کنيم .&#160; نامه در سال ۱۹۹۰ نوشته شده و خوب البته مسئله سانسور و باقی چيزها.&#160; اين&#160; نامه&#160; هرچند خصوصی است اما من شايد کمی از مسير اصلی خارج شدم و به مسائل ديگر پرداختم&#187; .    عباس ميلانی در واکنش به گفته های آقای گلستان، گفت:&#171;ولی آنهايی که اين نامه را خوانده اند می گويند نامه يک بررسی کامل بود از جلال آل احمد&#187;.    آقای گلستان در پاسخ گفت:&#171; نامه درباره آل احمد نبود، نامه درباره شرايط مملکت بود،&#160; درباره&#160; پيدايش ايده های نوين بود&#160; و دروغ هايی که در نتيجه موجب زوال وانحطاط&#160; اين ايده ها شد.&#160; شرايطی که&#160; سال ها پيش از مصدق و پيش از وقوع انقلاب وجود داشت.&#160; نامه در باره سقوط جنبش ترقي خواهی درايران بود. اين که&#160; ما&#160; به عنوان يک ملت در شرايط&#160; تراژيک تاريخی قرار داريم.&#160; يعنی در تمام اين سال ها و اين احساسی بود که من&#160; داشتم&#187;.     آقای ميلانی پرسيد: &#171;اما&#160; آيا ناشر که آل احمد را شخصيت مورد علاقه رهبر، خامنه ای، می داند با انتشار اين نامه مخالفت کرد؟&#187;    &#160;ابراهيم گلستان&#160; در پاسخ گفت:&#171; من ارتباطی&#160;ميان اين دو نفر نمی بينم . آل احمد در مرحله اول يک خط به خصوص را تعقيب می کرد نه برای آنکه بخواهد به&#160; يک نوع موفقيت شخصی دست پيدا کند&#160; بلکه به خاطر اينکه اين نوع تفکر می تواند معانی مختلفی برای مردم مختلف داشته باشد&#187;.    آقای ميلانی درباره ماجرای&#160; سفر آل احمد در اواخر دهه چهل به مشهد و ملاقات او&#160; با خامنه ای&#160; سخن به ميان آورد &#160;و اينکه چگونه آل احمد&#160; ضمن&#160; ملاقات با&#160; خامنه ای اين واقعه را &#171;ائتلاف ميان روشنفکران سکولار و رهبران مذهبی خواند&#187;.    گلستان در پاسخ ، آل احمد را فردی خواند که&#160; شايد در&#160; جستجوی يک شخصيت &#171;پدر&#187; مانند به دنباله روی از خمينی بود.&#160;     در ادامه اين جلسه، عباس ميلانی درباره ساختن فيلم &#171;اسرار گنج دره جنی&#187;&#160; که نشان دهنده&#160; شرايط&#160; ايران پيش از انقلاب و هشدار دهنده آغاز دگرگونی ها بود پرسيد و آقای گلستان در پاسخ گفت: &#171;حالا بعد از سی سال همه می گويند که آن موقع بهتر از حالا بود ولی واقعيت اين است که آن زمان، يعنی زمان&#160; گذشته، غلط بود،&#160; اشتباه بود،&#160; شاه هم اين را می دانست ولی من&#160; در آن زمان می خواستم آن شرايط را نشان بدهم .&#160; من قلبم بدرد می آمد از آنچه مي ديدم...&#187;    در ادامه اين گفت وگو آقای ميلانی پرسيد: &#171;شما مشکل اصلی رژيم را در چه ديديد که منتظر اين تغييرات بوديد؟&#187;    آقای گلستان گفت: &#171;الان دراين سالن&#160; اغلب ما&#160; ايرانی هستيم و من مي دانم&#160; برخی از اين حرف ها می تواند برايمان آزاردهنده باشد. مشکل اصلی آن رژيم همان مشکل اصلی يک ملت است.&#187;&#160;     ابراهيم گلستان افزود:&#171; اشکال رژيم،&#160; اشکالی است که بايد آن را در خود&#160; مردم جستجو و&#160; پيدا کنيم.&#160; آن رژيم بد بود، مردم آن را برانداختند، اما تراژدی&#160; اصلی در&#160; اينجاست که&#160; همان مردم اين رژيم&#160; اسلامی را به جای آن رژيم نشاندند. من در حال حاضر باور ندارم که هر چيز ديگری که بعد از&#160; رژيم&#160; فعلی اتفاق بيافتد از اين بهتر باشد.&#187;       گلستان : رابطه&#160;من با فروغ فرخزاد،&#160;مساله خصوصی است &#160;     در ادامه اين گفت وگو،&#160;عباس ميلانی&#160; از&#160;ابراهیم گلستان درباره سکوت چندين ساله او&#160; درباره فروغ فرخزاد پرسيد.&#160;    &#160;آقای گلستان که پيشتر شعرای&#160; امروزی را&#160; &#171;قافيه پردازانی ساده&#187; و نه &#171;شعرای&#160; واقعی&#187; خوانده بود، گفت:&#171; به خاطر اينکه فروغ&#160; يک شاعر واقعی بود ولی&#160;&#160; در حال حاضر در اين جلسه&#160; صحبت از شعر نيست.&#187;      فروغ&#160;زن&#160;شاد و خوشحالی بود .اما بسياری از جمله اعضای خانواده او درباره او چيزهايی می گويند بدون اينکه بدانند او چه کسی است.&#160; خيلی از کسانی که اشعار او را خوانده اند اصلا مفهوم اشعار او را نمی فهمند و اين را من بر اساس واقعيت می گويم  ابراهیم گلستان      اين سخنان با خنده و کف زدن حاضران&#160; روبرو شد.    آقای ميلانی&#160; توضيح داد که &#171; منظور من همين الان نيست . منظورم اين است که چرا شما در طول اين سال ها هرگز راجع به فروغ صحبت نکرده ايد؟ البته&#160; اين حق شماست که سکوت کنيد. ولی عده زيادی از حاضران در اين جلسه در مورد همين&#160; پرسش&#160; کنجکاوند.&#187;    ابراهيم گلستان گفت:&#171; سکوتی درکار نيست.&#160;ما&#160; اول بايد بدانيم درباره چه و چرا در مورد يک موضوعی صحبت مي کنيم.&#160; فروغ&#160; کارمند استوديوی من بود و ما با هم همکاری های مستمری داشته ايم . می خواهيد درباره آن صحبت کنم؟ &#187;    آقای ميلانی يک بار ديگر&#160; توضيح داد که&#160; موضوع رابطه هشت ساله&#160; ميان گلستان و فروغ فرخزاد موضوعی است که سال ها مورد بحث و بررسی و حتی کنجکاوی مردم بوده است.    اما گلستان با همان لحن طنزآلود پيشين در پاسخ گفت :&#171;چرا از من درباره مهدی اخوان ثالث سئوال نمی کنيد؟ او هم شاعر بود.&#187;    دربخش پرسش و پاسخ حاضران نيز&#160;ابراهيم گلستان چندين بار ديگر درمقابل ده ها سئوال حاضران درباره فروغ فرخزاد&#160; قرار گرفت.    گلستان در نهايت در پاسخ آنها گفت:&#171;او زن&#160;شاد و&#160;خوشحالی بود. اما بسياری از جمله اعضای خانواده او درباره او چيزهايی می گويند بدون اينکه بدانند او چه کسی است.&#160; خيلی از کسانی که اشعار او را خوانده اند اصلا مفهوم اشعار او را نمی فهمند و اين را من بر اساس واقعيت می گويم.&#187; &#160; اما در مقابل سوال&#160;های&#160;بعدی و اصرار آقای ميلانی که معتقد است ثبت و نگارش وقايع&#160; در باره رابطه ميان ابراهيم گلستان و فروغ فرخزاد مهم و ضروری است، آقای گلستان در پاسخ گفت:&#171;هيچکدام از اين سئوالات ارزش جامعه شناسی ندارند&#160; و همه اين سئوال ها خصوصی است.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_golestan_milani/393160.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_golestan_milani/393160.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 16 May 2007 23:37:28 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8B2B676E-4032-4207-AEB1-F05D1C123612_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> ۲۰ هزار زن و مرد عريان مکزيکی در مقابل دوربين</title>
            <description>روز يک شنبه ۶ ماه مه، بيش از ۲۰ هزار زن و مرد مکزيکی عريان، در ميدان تاريخی در شهر مکزيکو سيتی در مقابل دوربين اسپنسر تونيک، عکاس نيويورکی قرار گرفتند. روز يک شنبه ۶ ماه مه، بيش از ۲۰ هزار زن و مرد مکزيکی عريان، در ميدان تاريخی در شهر مکزيکو سيتی در مقابل دوربين اسپنسر تونيک، عکاس نيويورکی قرار گرفتند.&#160;&#160;     اسپنسر تونيک عکاس آوانگارد و پيشروی آمريکايی معروفيت خود را در زمينه گردهم آوردن مردم از شهرهای&#160; مختلف جهان و گرفتن عکس آنها در عريانی کامل بدست آورده است .    &#160;او اين بار نيز تصميم داشت دست کم ۷۰۰۰ تن از ساکنان يک کشور کاتوليک را وادار کند تا لباس های خود را در مقابل يکديگر، &#171;خداوند&#187;، و&#160; خبرنگاران دوربين به دست که روی پشت بام هتلی در اطراف محل عکسبرداری صف کشيده بودند، درآورند.&#160; اما صبح روز يک شنبه بيش از ۲۰ هزار نفر از شهروندان مکزيک برای شرکت در اين پروژه عکاسی هنری حضور يافتند.     &#160;اسپنسر تونیک قصد&#160;داشت دست کم ۷۰۰۰ تن از ساکنان يک کشور کاتوليک را وادار کند تا لباس های خود را&#160;درآورند، اما صبح روز يک شنبه بيش از ۲۰ هزار نفر از شهروندان مکزيک برای شرکت در اين پروژه عکاسی هنری حضور يافتند    در راس ساعت ۶ و پنجاه دقيقه صبح کندن لباس ها به دستور عکاس آغاز شد و اين جمعيت پس از آنکه نمادهای شخصيت روزانه خود&#160; که همان لباس هايشان باشد را به گوشه ای پرتاب کردند، به طرف مرکز ميدان تاريخی &#171;زوکالو&#187; دويدند.     در چند دقيقه کوتاه ميدان &#187;زوکالو&#187; در پايتخت مکزيک که دور آن را کليسای معروف &#171;متروپاليتن&#187;، ساختمان شهرداری و پارک قصر ملی محاصره کرده است،&#160; از بدن های صورتی وقهوه ای پرشد و صدای شرکت کنندگان&#160; که&#160; به خواندن&#160; آوازهای&#160; شاد دستجمعی پرداختند ميدان را&#160; پرکرد.    يکی از اين شرکت کنندگان&#160; جامعه شناس ۳۰ ساله &#171;ليليان ولاسکو&#187; به خبرنگاران گفت: &#171;عريان بودن بخشی از زندگی بشر است و در عريانی کامل است که انسان می تواند زندگی در لحظه ها را حس کند. امروز عريان شدن در ميدان &#171;زوکالو&#187; ناگهان تبديل شد به نوعی شادمانی و قدردانی فرهنگی&#160; از سوی مردم شرکت کننده&#187;.    البته اسپانيايی هايی که در قرن شانزدهم ميدان &#171;زوکالو&#187; را به عنوان محور چرخش امپراتوری کبير خود در&#160; قاره&#160; تازه يافته آمريکا بنا ساختند هيچوقت تصور نمی کردند که اين ميدان وسيع و پر ابهت روزی تبديل به محل تظاهرات سياسی، برگزاری کنسرت های راک اندرل و&#160; سخنرانی سالانه&#160;رئيس جمهوری شود.    اما بسياری از شرکت کنندگان روز يکشنبه در اين ميدان تاريخی، &#171;به نوعی آزادی فردی&#187; دست يافتند.&#160; از جمله اسکوئيول دانشجوی ۲۵ ساله رشته عکاسی و يکی ديگر از شرکت کنندگان که معتقد است:&#160; &#171;وقتی شما لباسهايتان را در می آوريد تازه متوجه می شويد که همه مردم يکسان هستند.&#160; در همان لحظه بود که من ديگر از اينکه عريان وسط ميدان ايستاده بودم احساس ترس و يا خجالب نکردم.&#187;    بيست هزارشرکت کننده در&#160; عکس عريان آقای &#171;تونيک&#187; ابتدا به دستور او هريک با ژست مخصوص &#171;سلام مکزيکی&#187; با گذاشتن دست راست روی سينه خود به طور ايستاده عکس گرفتند و سپس برای عکس دوم مدل های عريان، در مقابل کليسای متروپوليتن&#160; سر خود را به شکل عبادت روی زمين سنگفرش گذاشتند در حالی که بعضی از آنها اسقف اعظم را هم به عبادت عريان می خواندند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_naked_men_and_women/391628.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_naked_men_and_women/391628.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 07 May 2007 20:24:38 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AE5EE086-31A5-4F84-9A54-0C27FA7F919C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> گذار از خشونت با  اشعارمولانا</title>
            <description>درشمال کاليفرنيا در هفته های گذشته علاوه بر اجرای&#160; مراسم گوناگون از جمله جلسات&#160; شعرخوانی، رقص سماع و اجرای موسيقی به مناسبت سال مولانا؛ روزنامه &lt;strong&gt;سن فرانسيسکو کرونيکل&lt;/strong&gt; نيز دريکی از سرمقالات خود با عنوان &#171;آيا&#160; اشعار رومی شاعر قرن هفتم ايران&#160;می تواند ما را از اين دوران خشونت بار قرن بيست ويکم گذار دهد؟&#187;به مولانا جلال الدین پرداخت. درشمال کاليفرنيا در هفته های گذشته علاوه بر اجرای&#160; مراسم گوناگون از جمله جلسات&#160; شعرخوانی،رقص سماع و اجرای موسيقی به مناسبت سال مولانا؛ روزنامه  سن فرانسيسکو کرونيکل  نيز دريکی از سرمقالات خود با عنوان &#171;آيا&#160; اشعار رومی شاعر قرن هفتم ايران&#160;می تواند ما را از اين دوران خشونت بار قرن بيست ويکم گذار دهد؟&#187;به مولانا جلال الدین پرداخت.    با اينکه ده سال آخر زندگی مولانا جلال الدين رومی، در ميان خبرهای وحشت&#160; آوری چون حمله مغول ها و با وجود&#160; ترس و وحشت همگانی&#160;از کشتارهای جمعی و پاکسازی نژادی و حتی&#160;حمله های&#160;تروريستی شبيه به آنچه که امروزه شاهد آن هستيم، جزو زندگی روزمره اين شاعر قرن هفتم ايران بود، اما در اشعار رومی نشانه ای از اين خشونت ها ديده نمی شود.       &#160;روزنامه سن فرانسيسکو کرونيکل،  ضمن بررسی&#160; معانی کلام مولانا جلال الدين رومی گفت وگويی نيز با&#160; پروفسور مجيد نائينی مولانا شناس سرشناس ايرانی انجام داده است.     بنا بر گفته&#160;رومی شناس ايرانی پروفسور مجيد نائينی که اخيرا در سازمان ملل متحد نيز سخنرانی درباره مولانا&#160; داشته است &#171;جلال الدين رومی خود را از خشونت، کينه جويی و انتقام دور نگه مي داشت و همچون مسيح&#160;، گاندی و مارتين لوتر کينگ اعتقاد داشت هر دشمنی حکم دوايی را دارد که مردم مي&#160;توانند با آن به رستگاری برسند&#187;    پروفسور نائينی معتقد است که: &#171;مولانای عشق، نقشه بسيار دقيقی در اختيار ما می گذارد که با پيروی از آن می توان در اين دنيای نا آرام، خود تبديل به جزيره ای از ثبات و صلح و آرامش شد و رقصان و پروازکنان به سفر حيات خاکی&#160; ادامه داد.&#187;     &#160;پيا م مولانا&#160; واشعار او امروز در سطحی جهانی و&#160; به زبانی&#160; يگانه در قلب مردم تبديل شده است.&#160; زبان صلح،&#160; دوستی و عشق&#160; بدون شرط    کلام هايی اينچنين است که&#160; امروزه اشعار مولانا را تبديل به يکی از پرفروش ترين شاعران درميان کتاب خوانان&#160;آمريکايی کرده است.     مولانا که درآمريکا بنام &#171;رومی&#187; شناخته می شود از پيش از وقايع يازدهم سپتامبر هم&#160;به خاطر زيبايی کلام و داستان های شيرينش مورد توجه بوده است.    در هشتصدمين سالگرد تولد اين شاعر، يونيسف او را &#171;برجسته ترين فيلسوف و صاحب اشعار عرفانی اسلامی &#187;خوانده که توانسته با پيامی&#160; فراسوی تمام اعتقادات مذهبی موجود به بشريتی واحد برسد.    &#160;پيا م مولانا&#160; واشعار او امروز در سطحی جهانی و&#160; به زبانی&#160; يگانه در قلب مردم تبديل شده است.&#160; زبان صلح،&#160; دوستی و عشق&#160; بدون شرط.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F0_rumi/389484.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F0_rumi/389484.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 24 Apr 2007 00:42:13 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B0A03A80-C2EF-412E-AA64-702B56C6575B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;حجم سیاه&#187; روی بورس پخش کنندگان هالیوود</title>
            <description>فاجعه کشتاردر دانشگاه ويرجينيا تک، توجه پخش کنندگان فيلم&#160;در هاليوود را&#160;به برنده جايزه سالانهAlfred P. Sloan Foundation&#160;درفستيوال سال گذشته ساندنس جلب کرده است. &#160;فاجعه کشتار در دانشگاه ويرجينيا تک، توجه پخش کنندگان فيلم&#160;در هاليوود را&#160; به برنده جايزه سالانهAlfred P. Sloan Foundation&#160;درفستيوال سال گذشته ساندنس جلب کرده است.    &#160;در فاجعه کشتار دانشگاه ويرجينيا تک که&#160; درروز دوشنبه ۲۸ فروردين ماه اتفاق افتاد، چو سونگ هوی، دانشجوی سال چهارم رشته زبان انگليسی، ۳۲ نفر را کشت و ۱۵ نفر را مجروح کرد.    اين فاجعه، که از آن به عنوان مرگبارترين حادثه&#160;در&#160;نوع خود در تاريخ آمريکا ياد می شود، باعث شد تا پخش کنندگان فيلم در هاليوود از ديدگاه تازه ای&#160; به فيلم &#171;حجم سياه&#187;&#160; برنده جايزه سالانهAlfred P. Sloan Foundation جشنواره ساندنس سال گذشته که درباره&#160; فاجعه مشابهی در دانشگاه آيوا است، نگاه کنند.    سال گذشته اين فيلم به رغم موفقيت در اين جشنواره، از طرف پخش کنندگان هاليوود با اقبال مواجه نشده بود.    پخش کنندگان معتبر هاليوود درست بعد از فاجعه کشتار در دانشگاه ويرجينيا رقابت شديدی را برای به دست آوردن امتياز پخش اين فيلم در سينماهای آمريکا و جهان آغازکرده اند.      پخش کنندگان معتبر هاليوود درست بعد از فاجعه کشتار در دانشگاه ويرجينيا رقابت شديدی را برای به دست آوردن امتياز پخش اين فيلم در سينماهای آمريکا و جهان آغازکرده اند.      حجم سياه با شرکت مريل استريپ و ايدن کويين داستان يک&#160; دانشجوی آسيايی تبار ناراضی است که ناگهان در نتيجه يک جنون آنی دست به قتل چند تن از همکلاسی ها و استادان خود می زند.     اغلب تماشاگران اين فيلم در جشنواره ساندنس که از پايان غيرقابل پيش بينی آن حيرت زده شده بودند، از سليقه کارگردان در انتخاب وقايع پايانی انتقاد کردند.    &#160;در پايان جشنواره ساندنس ، پخش کنندگان فيلم هاليوود که اغلب برای انتخاب فيلم در اين جشنواره معتبر شرکت می کنند توجه خاصی به فيلم &#171;حجم سياه&#187;نشان ندادند و پس از تماشای آن مطمئن نبودند که آيا آن را برای پخش در سينماها انتخاب خواهند کرد یا نه.    تهيه کننده اين فيلم، خانم جانت يانگ در اعلاميه ای مدعی است که هنوز تصميمی نهايی برای انتخاب شرکت پخش کننده برای اين فيلم گرفته نشده است، اما خبر داد که اين فيلم بزودی در سينماهای آمريکا و جهان به نمايش گذاشته خواهد شد.    فيلم حجم سياه، اولين کار فيلمنامه نويسی بيلی شبار نويسنده آمريکايی و ساخته مشترک او و کارگردان تئاتر و اپرای چين شی ژنگ چن است.    آقای&#160; چن که خود زمانی يک دانشجوی خارجی در دانشگاه نيويورک بود، همکاری خود را با بيلی شبار از سال ۱۹۹۷ آغاز کرد.    شی ژنگ چن که هم اکنون در چين مشغول تهيه يک اپرای تازه است، ضمن ابراز تاثر و تاسف شديد به خبرنگاران گفت: &#171;من می خواستم با ساختن فيلمی درباره اين واقعه وحشتناک، پيامی برای جلوگيری از وقايع مشابه در آينده داده باشم اما&#160; امروز احساس می کنم که اين&#160; کابوس يک بار&#160; ديگر به واقعيت پيوسته است.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F0_dark/389482.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F0_dark/389482.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 24 Apr 2007 00:06:20 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4693EE1A-A0C9-4F65-AE89-C98949EA1794_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گرامیداشت روز زمین در لس آنجلس</title>
            <description>&lt;br&gt;هزاران تن ازساکنان شهر لس&#160; آنجلس ازسنين مختلف سی و هفتمين سالگرد &#171;روز زمين&#187; را جشن گرفتند و در پاکيزه سازی محيط اطراف خود سهيم شدند. هزاران تن ازساکنان شهر لس&#160; آنجلس ازسنين مختلف سی و هفتمين سالگرد &#171;روز زمين&#187; را جشن گرفتند و در پاکيزه سازی محيط اطراف خود سهيم شدند. &#160; درنواحی مختلف شهر لس آنجلس زنان و مردان، دختران و پسران و پير&#160; جوان در لباس کار و گروهی موسوم&#160; به &#171;سوپر گرل&#187;&#160; متشکل از دختران جوانی که&#160; لباس و چکمه صورتی رنگ کابوئی به تن داشتند روز يکشنبه را به حفاظت از محيط زيست و پاکسازی آن&#160; از ساحل دريا تا کوهپايه ها و جنگل ها اختصاص دادند.    هزاران تن&#160; به جمع آوری ذباله&#160; و پاک&#160; کردن نوشته های معروف به &#171;گرافيتی&#187; از روی ديوارهای مرکز شهر پرداختند.&#160;     صدها دختربچه&#160; روی کيف های کاغذی خريد خوراک از&#160; سوپر مارکت ها&#160; با نقاشی تصاويری از کره زمين پيام هايی چون &#171;زمين را تميز نگهداريد&#187; کشيدند.&#160; پيام های ديگری نيز درمورد&#160; پاکيزه نگاه داشتن هوا&#160; به شکل پرچم هايی برافراشته بر فراز بزرگراه ها به چشم می خورد.     اولين &#171;جشن روز زمين&#187; در مرکز &#171;استار اکو استيشن&#187; در سال ۱۹۷۰ برگزار شد که برای پايه گزار اين مرکز خانم &#171;کاتيا بازی&#187; و دو فرزند بزرگسال او يک تجربه فراموش نشدنی محسوب می شد    بيش از ۲۰ هزار کودک و والدين آنها از يک برنامه يک روزه &#171;زمين&#187; در مرکز &#171;استار اکو استيشن&#187;، محل تعليمات بهبود شرايط محيط زيست در شهر لس آنجلس شرکت کردند.    اولين &#171;جشن روز زمين&#187; در مرکز &#171;استار اکو استيشن&#187; در سال ۱۹۷۰ برگزار شد که برای پايه گزار اين مرکز خانم &#171;کاتيا بازی&#187; و دو فرزند بزرگسال او يک تجربه فراموش نشدنی محسوب می شد.     کاتيا بازی در آن زمان تصور می کرد که &#171;مشکل شرايط محيط زيست با اينکار برای هميشه حل شده است&#187; اما به گفته خود او: &#171;در دهه هشتاد&#160; تازه متوجه شديم که اين اول کار است و هنوز مشکلات زيادی در راه رسيدن به اين هدف وجود دارد.&#187;    مادران جوان و دختران آنها نيز در نقاط مختلف شهر با رنگ کردن ديوارهای پر از دست نوشته&#160;جای اين دست نوشته ها را با&#160; نقاشی های رنگارنگی از مناظر زيبای زمين و گردش ماهی ها در زير درياها پرکردند.    بيش از ۱۰۰ کودک خردسال در پروسه تميز کردن خيابان ها شرکت کردند و در اين ميان آليسای ۹ ساله به خبرنگاران گفت: &#171;اگر کره زمين را کثيف کنيم مردم جهان مجبور می شوند آن را برای هميشه ترک کنند.&#187;    در &#171;توپنگا کنيون&#187; يکی از محلات دست نخورده&#160; پيرو &#171;زندگی طبيعت گرا&#187; در کوه های سانتا مانيکا بعضی از ساکنان اتومبيل های قديمی و از کار افتاده را که امروز با روغن ذرت و سويا بجای بنزين کار می کند به نمايش گذاشتند.&#160; هزاران تن با وجود هوای نيمه بارانی وسرد در سواحل لس آنجلس از ماليبو تا اورنج کاونتی به&#160; پاکيزه سازی و جمع آوری زباله پرداختند.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/article/389473.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/article/389473.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 23 Apr 2007 21:23:04 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1736BBA2-9617-4EE7-91D4-942FDC7F09F9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> &#171;یونسکو در مورد آبگیری سد سیوند سکوت کرده است&#187;</title>
            <description>&lt;span&gt;به رغم اعتراض دوستداران ميراث فرهنگی ايران،&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;سد سيوند در شهرستان پاسارگارد روز پنجشنبه ۳۰ فروردين ماه&#160; با&#160;دستور&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران&#160;آبگيری شد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; به رغم اعتراض دوستداران ميراث فرهنگی ايران، سد سيوند در شهرستان پاسارگارد روز پنجشنبه ۳۰ فروردين ماه&#160; با دستور محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران آبگيری شد.    موضوع ساخت سد سيوند و آبگيری آن در سال های اخير يکی از نگرانی های عمده دوستداران ميراث فرهنگی ايران در داخل و خارج از کشور بوده است که اعتقاد دارند رطوبت ناشی از آن، سبب نابودی آثار دوران هخامنشی در تنگه بلاغی خواهد شد. به گفته کارشناسان بسياری از آثار باستانی در اين منطقه هنوز کشف و بررسی نشده اند.      نگرانی عمده ديگری که از آبگيری اين سد ناشی می شود مربوط به آسيب جدی احتمالی به آرامگاه کوروش، بنيانگذار سلسله هخامنشی است که به گفته کارشناسان، رطوبت ناشی از اين سد سبب نابودی تدريجی اين اثر باشکوه تاريخی خواهد شد      نگرانی عمده ديگری که از آبگيری اين سد ناشی می شود مربوط به آسيب جدی احتمالی به آرامگاه کوروش، بنيانگذار سلسله هخامنشی است که به گفته کارشناسان، رطوبت ناشی از اين سد سبب نابودی تدريجی اين اثر باشکوه تاريخی خواهد شد.    دست اندرکاران وزارت نيروی جمهوری اسلامی&#160; ادعا می کنند که از کف درياچه&#160; پشت سد تا&#160; آرامگاه کورش هشت و نيم کيلومترفاصله مکانی وجود دارد و برای وارد آمدن هرگونه خرابی به آثار تاريخی دشت پاسارگارد، از جمله&#160; آرامگاه کوروش بيش از ۳۵ ميليارد متر مکعب آب لازم است.    آقای هوشنگ سيحون، طراح و آرشيتکت ايرانی، در اين باره به  راديو فردا  گفت &#171; اگر شما در يک منبع آب بريزيد و لوله ای را از آنجا&#160;&#160; عبور بدهيد و ده متر آنطرف تر ببريد&#160; و سر اين لوله&#160; آب را&#160; بالا بياوريد و&#160; شير آن را باز کنيد،&#160; می بينيد که آب بيرون می زند. آب بصورت ظروف مرتبطه&#160; به مناطق اطراف خود نشت می کند و خواه ناخواه&#160; چند کيلومتر آنطرف تر ازجاهای ديگری هم سردرمی آورد . درست مثل يک قنات که نه&#160; از منبع اصلی بلکه از جاهای ديگر نيز خودش را ظاهر می کند. حالا فرض کنيم که اين آب به هردليلی&#160; از جای ديگری سردرنياورد، اما درنتيجه وجود آب در درياچه سد&#160; سيوند،&#160; اين&#160; رطوبت کم کم به خاک های&#160; اطراف سرايت می کند&#160; و خاک اين نواحی در اثر اين فعل و انفعالات تبديل به خاکی مرطوب می شود که خود موجب خرابی خواهد شد.&#187;         پرتره ای ازهوشنگ سیحون      هوشنگ سيحون درپاسخ به&#160;پرسش  راديو فردا  مبنی بر چگونگی جلوگيری ازوارد شدن ضايعات بيشتر به ميراث فرهنگی ايران در منطقه تنگ بلاغی، ضمن ابراز نگرانی شديد از اين واقعه&#160; به نقش يونسکو در اين مورد اشاره می کند و می گويد&#171;يونسکو تنها نهادی است که می تواند در اين مورد عکس العملی نشان دهد، اما به نظر می رسد که در حال حاضر سکوت کرده است.&#187;    اقای سیحون در پایان به این نکته اشاره کرد که شاید&#160;آثار مخرب رطوبت بر آثار باستانی ایران در کوتاه مدت به چشم&#160;نیاید، ولی در دراز مدت رطوبت&#160; می تواند به کلی آثار تاریخی نظیر آرامگاه کورش را از بین ببرد.    او از مردم ایران خواست تا با&#160; فرستادن نامه به یونسکو خواستار دخالت مستقیم این نهاد بین المللی در این زمینه شوند.      هوشنگ سیحون      هوشنگ سیحون در سال۱۲۹۹ در تهران بدنيا آمد. تحصيلات معماری خود را در دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زيبای پاريس (بوزار) انجام داد.    وی زمانی استاد دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و يک دوره رییس اين دانشکده بود.     هوشنگ سيحون نقاش و معمار ۸۶ ساله ايرانی، به مرد بناهای ماندگار معروف است آن هم به دليل طراحی و نظارت بر ساخت آرامگاه بزرگانی چون خيام، کمال الملک، بوعلی سينا، نادرشاه افشار، کلنل محمدتقی خان پسبان، باباطاهر و ده ها مقبره و آرامگاه ديگر، ضمناً وی طراح بنای موزه توس در سال ۱۳۴۷ و همچنين ساختمان بانک سپه در ميدان توپخانه تهران نيز است.    آقای&#160;سيحون در ۱۳۳۸ آرامگاه حکيم عمر خيام را مبتنی بر اصول رياضی و مثلثاتی خيام، محاسبه و طراحی کرده است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F0_seyhoon/389037.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F0_seyhoon/389037.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 20 Apr 2007 22:59:09 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EBD11951-0E8C-4EC5-9111-97F875E9B91B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> اهدای جايزه اول موسيقی پوليتزر به نوازنده جاز آمريکايی</title>
            <description>&lt;p&gt;اورنت کلمن آهنگساز و نوازنده آوانگارد جاز آمريکايی جايزه امسال پوليتزر در رشته موسيقی را&#160;دريافت کرده است.&lt;/p&gt; اورنت کلمن آهنگساز و نوازنده آوانگارد جاز آمريکايی جايزه امسال پوليتزر در رشته موسيقی را&#160;دريافت کرده است.    آهنگساز و نوازنده ساکسفون اورنت کلمن روز سه شنبه شانزدهم آوريل يکبار ديگر با شکستن سدهايی که بداهه سرايی و موسيقی غيرمتداول را از جدول های برندگان جوايز معتبر جهانی جدا می سازد،&#160; توانست رکورد تازه ای در دنيای موسيقی بومی آمريکا موسوم به &#171;جاز&#187; باقی بگذارد.    اورنت کلمن&#160; يکی از پايه گزاران موسيقی &#171;جاز آوانگارد&#187;&#160; که در ماه فوريه گذشته توانست جايزه&#160; &#171;گرامی&#187;&#160; ۲۰۰۶&#160; برای &#171;يک عمر فعاليت هنری&#187; را از آن خود سازد همزمان نامزد دريافت&#160; جايزه بهترين آلبوم سال برای مجموعه &#171;ساوند گرامار&#187; با همراهی گروه چهارنفره خود شد.&#160; آلبومی که روز&#160;سه شنبه&#160;نيز جايزه &#171;پوليتزر&#187; را از آن او ساخت.     &#160;اورنت کلمن&#160; يکی از پايه گزاران موسيقی &#171;جاز آوانگارد&#187;&#160; که در ماه فوريه گذشته توانست جايزه&#160; &#171;گرامی&#187;&#160; ۲۰۰۶&#160; برای &#171;يک عمر فعاليت هنری&#187; را از آن خود سازد همزمان نامزد دريافت&#160; جايزه بهترين آلبوم سال برای مجموعه &#171;ساوند گرامار&#187; با همراهی گروه چهارنفره خود شد    اورنت کلمن&#160; يکی از پيشروترين&#160; موزيسين های موسيقی جاز آمريکايی محسوب می شود که از ۵۰ سال پيش&#160; با ارائه آثار تجربی گوناگون در ميان دست اندرکاران و محافل حرفه ای&#160; اين نوع موسيقی از احترام خاصی برخوردار است .    به همين جهت نيز انتخاب آلبوم آقای کلمن به عنوان برنده جايزه موسيقی پوليتزر از اهميت ويژه ای برخوردار است و نمايانگر حرکت پيشرويی است که به&#160; جوايز موسيقی&#160; پوليتزر&#160; وسعت تازه ای می دهد.    &#160;از تاريخ&#160; آغاز اهدای اين جوايز&#160; در سال ۱۹۴۳ تا امروز تنها دو موسيقيدان آمريکايی آفريقايی تبارجورج واکر در سال ۱۹۹۶ و&#160; وينتون مارساليز در سال ۱۹۹۷ توانسته اند در رده بندی &#171;جاز&#187; به دريافت اين جوايز نائل شوند.     چالش های فنی و سيرو سلوک هنری موجود در موسيقی &#171;جاز&#187; از مدت ها پيش آن را به عنوان &#171;موسيقی بومی و کلاسيک آمريکايی&#187;&#160; به جهانيان شناسانده است اما قوانين سخت و رده بندی های پيچيده&#160; تا سال ۲۰۰۳ که اين مسئله صريحا&#160; مورد اعتراض آهنگساز معروف &#171;جان آدامز&#187;&#160; قرار گرفت اجازه ورود&#160; بخش تازه ای از موسيقی جاز بنام &#171;آوان جاز&#187; را به اين موسيقيدان ها نمی داد.     امروز دو تن از رهبران موسيقی &#171;آوان جاز&#187;، &#171;موهال ريچارد آبرامز&#187; و &#171;جورج ای لوييس&#187;&#160; وارد هيئت داوران&#160; موسيقی &#171;پوليتزر&#187; شده اند و به همين جهت نيز هم اکنون موسيقی &#171;جاز اکتشافی&#187; تبديل به&#160; يکی از مورد توجه ترين رده بندی های موسيقی در ميان&#160; دست اندرکاران اهدای جوايز &#171;پوليتزر&#187; شده است.     موسيقی جاز آوانگارد آقای اورنت کلمن ۷۷ ساله&#160;برای نخستين بار در سال ۱۹۵۸بيش از ۵۰ سال پيش در اجرايی در شهر لس آنجلس مورد توجه قرار گرفت . او علاوه بر نوشتن چند شبه سمفونی &#171;جاز&#187; يکی از&#160; پايه گزاران&#160; موسيقی &#171;جاز فانک&#187; و &#171;جاز الکترونيکی&#187; نيز بوده است.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_pulitzer_music/388683.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_pulitzer_music/388683.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 19 Apr 2007 00:16:30 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/60FAD845-7C8C-44A0-8DF2-2D68835B1199_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
