<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 04:37:48 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=1038" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>گروگان آمریکایی سابق خواهان تغییر سیاست ایران است</title>
            <description>سی سال پیش گروهی از دانشجویان ایرانی با حمله به سفارت آمریکا بیش از ۵۰ دیپلمات و کارمند این سفارتخانه را به گروگان گرفتند . آنها ۴۴۴روز در اسارت بودند.سی سال پیش گروهی از دانشجویان ایرانی با حمله به سفارت آمریکا بیش از ۵۰ دیپلمات و کارمند این سفارتخانه را به گروگان گرفتند . آنها ۴۴۴روز در اسارت بودند.  بروس لنگن که در آن زمان سرکنسول سفارت آمریکا بود از جمله این گروگان‌های سابق است. با وجود آن تجربه تلخ وی معتقد است که آمریکا و جمهوری اسلامی ایران باید زمینه هایی برای بهبود مناسبات خود بیابند.  بروس لنگن در مصاحبه‌ای با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، تجارب و خاطرات خود از دوران گروگانگیری و دیدگاه‌هایش در مورد مناسبات فعلی ایران و آمریکا را بازگو می کند.     اولین واکنش و احساس شما به هنگام اشغال سفارت در روز چهارم نوامبر ۱۹۷۹ چه بود؟     بروس لنگن:  واکنش و احساس اولیه من شوک ، خشم و تعجب بود. به زبان دیگر تمام احساسات انسانی که در یک چنین لحظه ای بروز می کند. من امیدوارم بودم که چنین حادثه ای روی ندهد.  ما حدس می زدیم که یک اتفاقی بیفتد، همانطور که در روزهای وقوع انقلاب در ماه فوریه آن سال دیدیم. اما امیدوار بودیم و دعا می کردیم که تکرار نشود. اما متاسفانه این حادثه روی داد و این بار به جای چند ساعت حمله به سفارت که در ماه فوریه اتفاق افتاد گروگانگیری ۴۴۴ روز طول کشید.  &#160;    در این ۴۴۴روز با شما چگونه رفتار می شد؟    من از حق مسلم خود یعنی آزادی محروم شدم. تمام ۵۳ گروگان هر یک به شکلی و به درجات گوناگون مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. اکثر همکاران من از جمله خود من در تمام این مدت در بازداشت انفرادی بودیم و این یک فشار شدید فیزیکی و روحی برای هر انسان و نقض شدید حقوق بشر است. ولی مهمتر از همه این است که در تمام این مدت ما از اساسی ترین حق خود یعنی آزادی محروم بودیم.     این تجربه چه تاثیری بر زندگی شما داشته است؟    واضح است که زندگی من را در آن مقطع دگرگون ساخت. و در دراز مدت تاثیر آن حادثه باعث شد که تعهد و وابستگی من به کشورم، به اهمیت دیپلماسی، به خانواده ام و همکارانم تقویت شود.  این تجربه ای منحصر به فرد بود، گروگانگیری و گروگان بودن در هر حالتی و موردی یک تجربه استثنایی است. اما مهمتر از همه این است که تحت تاثیر این حادثه من احساس کردم ایران آن سنت تاریخی مهمان نوازی و مهربانی با خارجی ها را فراموش کرده است. در آن زمان مسلما من بسیار خشمگین و عصبانی بودم ولی امروزه دیگر آن احساس را ندارم.       اکنون که به آن روزها فکر می کنید چه احساسی به شما دست می دهد؟    با یادآوری آن روزها یک نوع احساس تأسف عمیقی به من دست می دهد. می بینم که پس از ۳۰ سال هنوز ما زمینه های لازم برای بهبود مناسبات بین ایران و آمریکا را ایجاد نکرده ایم. این وضعیت برای هر دو کشور بسیار تاسف بار است.  من از شروع مذاکرات و تماس های اخیر که با گفت و گوهای ژنو آغاز شد خرسندم. این تماس باید گسترش یافته و هر دو طرف و بخصوص حکومت ایران باید دریابند که ایران و آمریکا منافع مشترک فراوانی دارند. ما باید راههای مناسبی جهت گفت و گو در مورد این منافع مشترک پیدا کنیم و این مسائل قاعدتا در جهان واقعی و امروزی باید دو طرف را به یکدیگر نزدیک‌تر کند.     اما برخی معتقدند که حکومت جمهوری اسلامی ایران آماده مذاکره با آمریکا نیست. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران باری دیگر ضمن حمله به دولت آمریکا اعلام کرد که واشینگتن قابل اعتماد نیست.    من از این نحوه برخورد و زبانی که رهبران ایران به کار می‌گیرند کلافه شده‌ام. سال‌های سال است که این حرف‌های تکراری را می‌شنویم. ایران باید این نحوه برخورد را کنار بگذارد و این تغییر باید از سوی رهبری کشور جاری شود. و با توجه به سخنان تازه رهبر ایران به اعتقاد من چنین تغییری به این زودی ها روی نخواهد داد.     بسیاری از مردم ایران خواستار مناسبات بهتری با دولت آمریکا هستند و بسیاری معتقدند که گروگانگیری کار اشتباهی بوده است. آیا شما از سوی گروگانگیران سابق نوعی اظهار تأسفی یا پشیمانی شنیده‌اید؟ آیا هیچیک از آنها سعی کرده است که با شما تماس بگیرد؟    تعداد کثیری از شهروندان ایرانی چنین نکاتی را با من در میان گذاشته‌اند. تعداد کثیری از ایرانیان مهاجر در آمریکا زندگی می‌کنند و عملاً آمریکا بعد از خود ایران محل سکونت بزرگترین جمعیت ایرانی‌تبار است. من از زبان این افراد اظهار تأسف در مورد موضوع گروگانگیری را شنیده‌ام ولی چنین موضوعی از سوی رهبری ایران عنوان نشده است.     بسیاری از دانشجویانی که جزو گروگانگیران سابق بودند اکنون جزو منتقدان جناح حاکم در دولت ایران هستند و به اشکال مختلف تحت فشار قرار دارند. یکی از آنها، محسن میردامادی، اکنون در زندان است و گزارش می شود که تحت فشار و آزارهایی قرار دارد که خود شما در دوره گروگانگیری تجربه کردید مثل بازداشت در سلول انفرادی. چه احساسی در این مورد دارید؟    نمی‌خواهم صراحتاً و قطعاً بگویم این حق آنها است و خود آنها باعث این شرایط شده اند ولی حقیقت این است که به دلایل گوناگون خود آنها مسبب این شرایط اند. اگر آنها امروز از مشارکت در حادثه گروگانگیری اظهار تأسف کنند من از آن استقبال خواهم کرد.   بازداشت و اعمال فشار به هر فردی به خاطر عقاید سیاسی اش کاری نادرست است و به همین خاطر من طرفدار آزادی تمامی این زندانیان هستم.  در عین حال هم اکنون سه آمریکایی کوهنورد هم در ایران زندانی هستند. افراد عادی و بی گناهی که در مرز ایران و عراق  بازداشت شده و اکنون ماههاست در زندان هستند. سئوال من این است که حکومت ایران با زندانی کردن این افراد چه سودی می برد؟ و باز حکومت ایران با زندانی کردن آن افرادی که در روزهای انقلاب پرچمدار و پیشتاز این حرکت بودند چه سودی می برد؟  تمام این قبیل اقدامات باید متوقف شوند. این نوع رفتار از سوی حکومت و رهبری ایران ۳۰ سال پیش غلط بود و امروزه هم غلط است.   اسارت و بازداشت انسانها به خاطر مقاصد و نیات سیاسی یعنی درست همان کاری که انقلاب اسلامی ۳۰ سال پیش با ما کرد کاری نادرست است. یک چنین روشی از لحاظ معیارهای قانونی، سیاسی، فرهنگی و حتی اخلاقی و تاریخی نادرست است. یک چنین کاری زیر پا گذاشتن  سنت های باستانی ایران در احترام به حقوق بشر و مهمان نوازی است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_bruce_Laingen_iran_hostage/1869470.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_bruce_Laingen_iran_hostage/1869470.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 04 Nov 2009 19:19:49 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f8_bruce_Laingen_iran_hostage/1869470.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2E20F916-27E9-407E-890D-2E3EFFAEEFD7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مزاری: سیستان و بلوچستان دچار لطمه خواهد شد</title>
            <description>روز یکشنبه شماری از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک عملیات انتحاری در منطقه سرباز در استان سیستان و بلوچستان جان خود را از دست دادند. در ارتباط با این حمله تروریستی که همچنین منجر به مرگ تعدادی از سران طوایف منطقه سیستان و بلوچستان شد، نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی، گروه جندالله را عامل این حمله عنوان کرد.  گروه جندالله خود ساعتی پس از انتشار خبر این عملیات انتحاری، در بیانیه مسئولیت این حمله را قبول کرد.  عمادالدین مزاری، مدیرمسئول هفته‌نامه &#171;صبح زاهدان&#187; در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، به پرسش‌هایی در ارتباط با نقش جندالله در این عملیات پاسخ داده است.  گفتنی است این مصاحبه پیش از پذیرش رسمی مسئولیت عملیات انتحاری روز یکشنبه توسط گروه جندالله صورت گرفته است.           آقای مزاری، ارزیابی شما از نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی گروه جندالله در حمله تروریستی اخیر چیست؟      عمادالدین مزاری:  با توجه به حوادث قبلی که در استان پیش آمده و شباهت‌هایی که به لحاظ شکل و محتوا با حادثه روز یکشنبه دارد، تقریباً می‌شود گفت که این حمله کار گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی است. این را می‌شود به قطعیت گفت. مگر اینکه گروه دیگری مسئولیت این عملیات را به عهده بگیرد.  اما تا زمانی که کسی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است از شرایط کلی کار می‌شود این را گفت. باب شدن عملیات انتحاری در طول سه یا چهار حادثه‌ای که تا کنون در منطقه اتفاق افتاده است به حادثه‌ای که امروز اتفاق افتاد شباهت دارد و می‌شود گفت که کار خود آنهاست.     فکر می‌کنید این حمله، با توجه به اینکه به نظر می‌رسد این شدیدترین حمله علیه سپاه پاسداران در سال‌های اخیر بوده است، چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت؟    من فکر می‌کنم از شدت این حمله که بگذریم با حادثه‌های مشابه دیگر تفاوت‌های محرزی دیده می‌شود. آنهم این است که اهل سنت و از خود قوم بلوچ هم در این حادثه کشته شدند. اگر چه نمی‌شود آمار دقیقش را گفت، اما چون همایش، نشست و گردهمایی طوائف بوده است، قطعاً شهروندان و بزرگان طوائف بلوچ هم در این جریان حضور داشته‌اند و این نکته متفاوتی است.  چون این&#160; گروهک تا پیش از این اهدافش را،‌ اهداف ایدئولوژیک اعلام می‌کرد اما این گونه که می‌بینیم اهل سنت هم در این حادثه کشته شده‌اند و این موضوع نشان از تفاوت مهمی است که نشان می‌دهد اهداف این گروه دچار تغییر شده است و حملاتشان مردم را نشانه گرفته است.  نکته دیگر اینکه سپاه اخیراً حرکت تازه‌ای را آغاز کرده بود. مخصوصاً سردار شوشتری که در این سوء قصد کشته شد، تا جایی که من خبرنگار از آن مطلع بودم، در تلاش بود کار جدیدی را تحت عنوان ایجاد ارتباط با سران قبایل و بزرگان اقوام و طوائف آغاز کند.  این اقدام تازه‌ای بود. چون در طول ۳۰ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، بحث توجه به طوائف خیلی پررنگ نبود. آقای شوشتری شخصیتی بود که به نظر می‌رسید به این دیدگاه اعتقاد دارد و آن را دنبال می‌کند. من فکر می‌کنم وی تقریباً امنیت استان را به دست گرفته بود و حفظ این امنیت را به عنوان یک منش و روش دنبال می‌کرد و در پی آن بود که این امنیت را از طریق سران طوایف و خود مردم تأمین کند.  شروع این حرکت با وقوع این حادثه مواجه شد. نمی‌گویم که این حرکت به شکست انجامید. باز هم می‌شود این گونه کارها را دنبال کرد. اما یک ضربه بزرگی به این ایده وارد شد.     به اعتقاد شما هدف گروه عبدالمالک ریکی از چنین اقدامی چه بوده است؟ یعنی خواسته‌اند با طرحی که سپاه در دست اقدام دارد مقابله کنند؟    بخشی از عملکردشان برای ضربه زدن است. بررسی می‌کنند ببینند با چه عملیاتی می‌توانند ضربه بزنند و خرابکاری کنند. از سوی دیگر اینها از نزدیک شدن مردم به حاکمیت بویژه در طایفه بلوچ ناراحتند. خواسته آنان این است که مردم از دولت جدا باشند. منطقه حالت خودمختار به خود بگیرد.  تا به حال این شیوه متداول نبود که دولت بخواهد با سران طوایف ارتباط بگیرد. اگر هم ارتباطی وجود داشت بسیار محدود بود. در حد جلسات عادی بود. ولی به نظر می‌رسد این بار سپاه برنامه‌ریزی کرده بود که طوری جدی و مصمم با سران طوایف ارتباط بگیرد.  برای همین بود که در نظر نگرفتند که در این همایش فقط نظامی‌ها نیستند که حضور دارند. بلکه مردم عادی هم حضور دارند. بویژه از خود اهل سنت هم در همایش شرکت کرده‌اند. قطعاً بخشی از هدفشان این بوده که مردم را بترسانند و از ورود به این جلسات دور کنند.      پیش‌بینی می‌کنید که‌ آیا فضای منطقه، به خاطر این حمله انتحاری، بیشتر از گذشته امنیتی خواهد شد؟    واقعیت قضیه این است که فضای منطقه چند سالی است که امنیتی شده است. اگر چه در مقاطع مختلفی شدت و حدت آن متفاوت بوده است. این جور نبوده که بگوییم در یک مقطع طولانی بخواهند فضا را امنیتی کنند. دوره‌هایی نیز بوده که در منطقه نیرو آورده‌اند. ایست بازرسی گذاشته‌اند. اما اینها مقطعی بوده است.  اما در شرایط فعلی که کسی در سطح فرماندهان عالی رتبه سپاه کشته شده قاعدتاً برنامه‌ریزی ویژه‌ای برای این قضیه اجرا می‌شود. من فکر می‌کنم مردم از این زاویه متضرر خواهند شد. اگر هم فضا امنیتی شود، باز هم این مردم و سرمایه‌گذارن منطقه هستند که احساس ناامنی می‌کنند و متضرر می‌شوند. در نهایت هم از لحاظ اجتماعی و هم از نقطه نظر سیاسی و اقتصادی،‌ منطقه دچار لطمه خواهد شد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mazari_IV_on_Sarbaz_Suicide_Attack/1855604.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mazari_IV_on_Sarbaz_Suicide_Attack/1855604.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 19 Oct 2009 17:43:54 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5B4025CA-C25A-47E6-BDB7-F3B5820253C7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مادر سهراب اعرابی: حالا به زخم‌مان نمک می‌پاشند</title>
            <description>پروین فهیمی که فرزند او سهراب اعرابی در خشونت‌های پس از انتخابات در ایران کشته شد، در نامه‌ای نسبت به گفته‌های اخیر غلام علی حداد عادل درباره کشته شدن سه تن در بازداشتگاه کهریزک که بر اساس گزارش‌ها در نتیجه شکنجه و ضرب و شتم بوده، اعتراض کرده است. آقای حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، هفته گذشته گفت که مرگ سه نفر در بازداشتگاه کهریزک نباید به گفته او به مسئله اصلی تبدیل شود. وی گفت: آن اتفاقی که در کهریزک رخ داد یا بر اثر بی‌توجهی و اشتباه بود و یا حتی ممکن است در آن غرض‌وزری و برنامه از پیش تعیین شده مؤثر بوده باشد که باید در جای خود به آن رسیدگی شود و عاملان آن مجازات شوند، اما نباید اصل این کار گسترده‌ای که انجام شد را فراموش کرد.  خانم فهیمی در نامه خود نوشته است که گفته‌های آقای حداد عادل نمک پاشیدن بر زخم کسانی است که عزیزان خود را در جریان سرکوب پس از انتخابات از دست داده‌اند.  مادر سهراب اعرابی خطاب به آقای حداد عادل نوشته است: اگر فرزند شما هم مثل فرزند آقای روح‌الامینی و فرزندان ما مورد آزار قرار می‌گرفت و در خیابان کشته می‌شد، آیا باز هم اینگونه قضاوت می‌کردید؟ خانم فهیمی درباره انگیزه نوشتن این نامه و آخرین وضعیت پرونده فرزند خود به رادیو فردا می‌گوید.   پروین فهیمی:  گویا مسئله کهریزک و اتفاقاتی که در آن رخ داده، برای آقای حداد عادل اهمیت ندارد. این همه جوان چه در کهریزک و چه در خیابان‌ها کشته شده‌اند، ولی از بین رفتن این جوانان اصلاً برای ایشان مهم نیست.  من به عنوان یک مادر احساس می‌کنم خون این بچه‌ها دارد پایمال می‌شود و اگر قرار باشد هر کسی خون بچه‌های ما را پایمال کند و به خودش اجازه دهد این گونه حرف بزند، من واقعاً نمی‌توانم تحمل کنم، چه در مورد فرزند خودم و چه در مورد دیگران.     دقیقاً کدام حرف آقای حداد عادل باعث ناراحتی شما شده است؟    صحبت‌های او در مورد کهریزک. البته هنوز مشخص نیست که پسر من کجا کشته شده و چه اتفاقی برای او رخ داده و من هیچ مدرکی ندارم که بدانم پسرم کجا تیر خورده است. می‌گویند در میدان آزادی تیر خورده، ولی من هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ام.   مسئولین اصلاً نمی‌خواهند پاسخگوی ما باشند، من به بسیاری از مسئولین کشور نامه دادم از جمله به آقای شاهرودی، آقای لاریجانی (رئیس جدید قوه قضاییه)، آقای لاریجانی (رئیس مجلس)، کمیسیون امنیت ملی و کمیسیون اصل نود ولی هیچ کدام خودشان را مسئول ندانستند تا لااقل پاسخگوی نامه‌ام باشند.  چرا مرا ۲۵ روز از کشته شدن پسرم بی‌اطلاع گذاشتند، در صورتی که موبایل او همراهش بود. هنوز هم وسایل شخصی پسرم را به من تحویل نداده‌اند و هیچ کدام از مسئولان پاسخگو نیستند و توقع دارند ما به راحتی گذشت کنیم. آنها می‌خواهند قضیه را ماست مالی کنند.  دلجویی که از ما نکردند و حالا این طور نمک به زخم ما می‌پاشند و این برای ما قابل تحمل نیست.          یکی از بستگان سهراب اعرابی در مراسم یادبود وی در بهشت زهرا      بیش از سه ماه از کشته شدن سهراب اعرابی می‌گذرد. آیا در این مدت هیچ پاسخی به شما نداده‌اند؟    من وکیل گرفته‌ام و به دادسرا شکایت کرده‌ام و وکیل مشغول تحقیقات است. تنها جمله‌ای که به وکیل من گفته‌اند این است که تیر از سه الی ۱۵ متری به سهراب خورده است.  دست پسرم پایین بوده و چنان تیر زده‌اند که بازوی چپ او شکسته و از زیر قلب گذشته و وارد ریه‌ها شده است، اما مشخص نیست که به سهراب رسیدگی شده و او را به بیمارستان برده‌اند یا نه. در نامه پزشکی قانونی هم اثری از ارجاع دهنده وجود ندارد.  همه این مسایل برای من سؤال است و اینها نه تنها جوابگو نیستند بلکه این حرف‌ها را می‌زنند و این برایم غیر قابل تحمل است و به نظر من نهایت بی‌شرمی است.     حداقل انتظار شما و دیگر مادران داغدار ایران از مسئولین نظام چیست؟    قاتلان و آمران این فجایع باید به ما معرفی شوند. من تا زمانی که قاتل پسرم معرفی نشود کوتاه نخواهم آمد. این بچه پدر نداشت و کمترین آرزوهای او برآورده نشده بود، نمی‌دانم چگونه توانستند به خاطر یک اعتراض مدنی بچه من و دیگران را بکشند.     اکنون نسبت به کشته شدن فرزندتان چه احساسی دارید، آیا فکر می‌کنید بیهوده کشته شد؟    نه، او به خاطر عقیده‌اش بیرون رفته بود و این بچه‌ها همیشه زنده هستند. من احساس می‌کنم سهراب زنده است و کنار ما زندگی می‌کند و مطمئن هستم خواست او توسط جوانان دیگر ادامه می‌یابد و می‌بینیم که ادامه هم دارد. من خودم روز قدس حضور داشتم و احساس کردم سهراب میان این جوانان است. مردم اعتراض خود را نشان می‌دهند، ولی گوش شنوایی وجود ندارد.  سهراب و خود شما سمبل‌های این جنبش سبز شده‌اید. از شما به عنوان مادر سهراب یاد می‌شود و همه جا دورتان را می‌گیرند و شعار می‌دهند &#171;سهراب ما نمرده این دولته که مرده&#187;. این قدرت را از کجا می‌آوردید که به رغم غم بزرگی که دارید در جمع حاضر شوید؟  من احساس می‌کنم سهراب به من انرژی می‌دهد و من نمی‌خواهم خون پسرم پایمال شود. اینها فقط حق خود را می‌خواستند و اینکه رأی آنها کجا رفته است.  آقای احمدی‌نژاد که مدعی بود خیلی‌ها هوادار او هستند، می‌توانست بیرون بیاید و یک راهپیمایی بگذارد تا ما هم ببینیم طرفداران او چقدر هستند و اگر خیلی زیاد هستند ما سکوت کنیم.  اما ایشان آنقدرها طرفدار ندارد و این مسئله را همه می‌دانند و حکایت آن کبک است که سرش را زیر برف کرده و فکر می‌کند هیچ کس او را نمی‌بیند. واقعیت این است که مردم اینها را قبول ندارند، پس چرا می‌خواهند به زور خودشان را به مردم تحمیل کنند.     خانم فهیمی، آینده را چطور ارزیابی می‌کنید؟    انشاءالله آینده از آن ما است، چون مردم هرگز در مقابل این همه ظلم و بی‌عدالتی کوتاه نمی‌آیند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Parvin_Fahimi_IV_on_her_Letter_about_Sohrab_Arabi/1845480.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Parvin_Fahimi_IV_on_her_Letter_about_Sohrab_Arabi/1845480.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 07 Oct 2009 12:46:11 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/733B4890-E7DE-4B33-AECC-5C21F71C6EA0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عبادی: انقلاب مخملین جرمی &#171;من درآوردی&#187; است</title>
            <description>شیرین عبادی، حقوقدان، وکیل دادگستری و برنده جایزه صلح نوبل، در گفت‌وگو با رادیو فردا، محاکمه شماری از شخصیت‌های اصلاح‌طلب، روزنامه‌نگاران و دیگر افرادی را که در ناآرامی‌های پس از دور دهم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند، را محکوم کرد. 

خانم عبادی محاکمه این افراد را، که روز سه‌شنبه چهارمین جلسه آن با حضور شماری از اعضای بازداشت شده حزب مشارکت برگزار شد، یک نمایش می‌خواند و می‌گوید که اعترافات مطرح شده در این دادگاه &#171;تئاتر مانند&#187;، هیچگونه ارزشی ندارد.   رادیو فردا:&#160;   خانم عبادی، پس از برگزاری چهار جلسه دادگاه بازداشت‌‌شدگان رخدادهای انتخاباتی، این دادگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟     شیرین عبادی:  این دادگاه‌ها بر اساس قوانینی که در جمهوری اسلامی به تصویب رسیده، و شیوه محاکمه و بازجویی و دستگیری در آن مشخص شده، کاملاً غیرقانونی است و می‌شود آن را &#171;تئاتر دادگاه&#187; نامید. دادگاهی که علنی اعلام شده اما حتی خانواده زندانیان حق ندارند که در آن وارد شوند.  دادگاهی که قرار است عادلانه بوده باشد، اما پشت پرده مسائل بسیار زیادی است که بازگو کردن آن ساعت‌ها وقت می‌برد. خلاصه بگویم: این دادگاه‌ها را که نمایش و تئاتری است از عدالت، نه مردم ایران قبول دارند و نه مردم دنیا. &#171;عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند&#187;. &#160;    به نظر می‌رسد که کیفرخواست و تمام پرونده، بر اساس اعترافات زندانیان است که مشخص هم نیست تحت چه شرایطی از آنها گرفته شده. آیا اینگونه اعترافات اصلاً می‌تواند در دادگاه ارزش حقوقی و قانونی داشته باشد؟ اصلاً ارزشی دارد؟     شیرین عبادی:  اعترافاتی که فرد در حالتی که در زندان و بدون دسترسی به وکیل و سایر حقوق انسانی خودش که در قانون ایران هم پیش‌بینی شده، انجام می‌دهد، فاقد هرگونه اهمیت است. از سوی دیگر قاعده‌ای هست که هم اسلام آن را قبول دارد هم حقوق غربی: اقرار در امر کیفری، طریقیت دارد و نه موضوعیت. یعنی می‌تواند یکی از راه‌هایی باشد که حتی اگر در کمال شرایط مناسب، شخص اقرار کند، انسان را به سوی عدالت رهنمود شود و برخلاف امر حقوقی تنها دلیل نمی‌تواند باشد.  یک مثال می‌زنم. فردی را می‌گیرند و او در کمال آرامش و در حضور وکیلش و در حضور صدها فرد دیگر اقرار می‌کند که مرتکب قتل شده است. آیا دادگاه باید فقط به این قتل رسیدگی کند و به این اقرار و دنبال این احتمال نرود که او مثلاً برای اینکه پسرش که قاتل است، از مجازات نجات بدهد پسر را، خودش چنین اقراری کرده؟  مسلماً این، هم در اسلام و هم در حقوق اروپایی است که اقرار موضوعیت ندارد بلکه طریقیت دارد. یعنی موضوع را اثبات نمی‌کند بلکه یکی از راه‌هایی است که حتی اگر اقرار با صحت و سلامت و با هزار شرط و شروط اخذ شده باشد، بازهم دلیل تنها نیست.  چه برسد در یک محاکمه نمایشی که تمامی پرونده بر اساس اقرار عده‌ای اسیر که در شرایط بسیار ناگوار و بدون دسترسی به وکیل و در شرایط ایزوله و بعضاً، آن طور که اطلاع دارید، برخی از آنها را با پرونده‌سازی‌های کذبی که قبلاً برایشان درست کردند و به رخ‌شان می‌کشند در بازداشتگاه‌ها که آنها را وادار با اعترافات دروغین می‌کنند.     در همین زمینه یکی از کسانی که در دادگاه به &#171;اشتباهات&#187; خود اعتراف کرد، آقای سعید حجاریان بود که گفته می‌شود تحت فشار و دارو مجبور شده در دادگاه حاضر شود و این حرف‌ها را علیه خودش بزند.     شیرین عبادی:  نمایشی که از اقرار کسی چون سعید حجاریان که ۳۰ سال برای جمهوری اسلامی زحمت کشیده، و حتی در شرایط جسمی [مناسب] نیست که بتواند آنچه که برایش نوشته‌اند، از رو بخواند، این جز نموداری از متأسفانه فساد دستگاه قضایی چیزی نیست. هر قاضی که بخواهد به اینگونه اعترافات اعتبار بدهد، جز اینکه آبروی خودش را ببرد، هیچ چیز دیگری نیست.     اتهام اصلی که مطرح شده، اتهام انقلاب مخملی و کودتای مخملی است. آیا اصلاً این براساس قوانین ایران جرم محسوب می‌شود؟     شیرین عبادی:  انقلاب مخملین یعنی چه؟ یعنی اینکه عده‌ای می‌خواهند از طریق مسالمت‌آمیز، تغییری در وضعیت سیاسی و اجتماعی یک جامعه به وجود بیاورند. فلسفه احزاب سیاسی در دنیا همین است.  یعنی وقتی یک حزب سیاسی ایجاد می‌شود برای این است که با طرفداران خودش، با برنامه‌هایی که ارائه می‌دهد، مردم را متوجه کند که می‌شود، به شیوه بهتری هم زندگی کرد. اگر توانست طرفدارانش را بیشتر کند، مقبولیتش را در جامعه بیشتر کند، پای صندوق رأی مردم به آن رأی می‌دهند.  مفهوم انقلاب مخملی، همان آزادی احزاب است که در ایران جرم شناخته شده است. ضمناً ما چنین جرمی در قانون نداریم. اینها جرائم &#171;من درآوردی&#187; است که عده‌ای را به آن متهم کردند. هدف نهایی در این دادگاه این بود که انتخابات واقعی بود و رئیس جمهور، حتی بیش از آقای خاتمی که ۲۲ میلیون رأی آوردند، رأی آورده است. فقط برای همین مسئله بوده و متأسفم که برای اثبات چنین مسئله ساده‌ای، این چنین نمایشی به راه افتاده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ebadi_IV_on_4th_Postelection_Trial/1809459.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ebadi_IV_on_4th_Postelection_Trial/1809459.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Aug 2009 12:48:17 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ebadi_IV_on_4th_Postelection_Trial/1809459.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/ED6B3A26-5DEE-4D5B-A701-A53ACC792193_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دادستان پیشین دادگاه لاهه: احتمال وقوع &#171;جنایت علیه بشریت&#187; در ایران</title>
            <description>پرفسور پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه کیفری بین‌المللی برای یوگسلاوی سابق، می‌گوید به نظر می‌رسد که بازداشت، کشتار و شکنجه کردن‌های اخیر در ایران، در سطح گسترده و به صورت سیستماتیک یا برنامه ریزی شده، انجام گرفته و در این صورت این موارد نقض حقوق بشر را می‌توان بر پایه قوانین بین‌المللی &#171;جنایت علیه بشریت&#187; دانست.  			 				  &#160;  					 در همین مورد:&#160; 							 &#160;  					   اکبر گنجی: گام بعدی، معرفی رهبران ایران به دیوان کیفری بین‌المللی       			 		پرفسور پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه کیفری  بین‌المللی  برای  یوگسلاوی سابق ، می‌گوید به نظر می‌رسد که  بازداشت، کشتار و شکنجه کردن‌های اخیر در ایران، در سطح گسترده و به صورت سیستماتیک یا برنامه ریزی شده، انجام گرفته و در این صورت این موارد نقض حقوق بشر را می‌توان بر پایه قوانین بین‌المللی &#171;جنایت علیه بشریت&#187; دانست.   پروفسور اخوان  از بنیاد  گذاران مرکز اسناد حقوق بشر در آمریکا است.   وی  در حال تشکیل پرونده‌ای است  در مورد موارد نقض حقوق بشری که بدنبال اعلام نتایج رسمی دور دهم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران انجام گرفته است. پیام اخوان در آغاز گفت‌وگویی با رادیو فردا نخست به این پرسش پاسخ می‌دهد که کدامیک از موارد نقض حقوق بشر در ایران را می‌توان جنایت علیه بشریت دانست:   پرفسور پیام اخوان:  با وجود اين که هنوزگزارش‌هايی که دريافت می‌کنيم محدود است و هنوز به تمام اسناد و شواهد دسترسی نداريم،‌ به نظر می‌رسد صدها نفر درتهران، شيراز، اصفهان و شهرهای مختلف ايران کشته شده‌اند و بر اساس گزارش‌ها حدود ۳۰۰۰ نفر در زندان هستند و تحت شکنجه قرار دارند.  اين کشتارها و شکنجه‌ها به طور گسترده و سيستماتيک، نقض حقوق بشر است و بر اساس قوانين بين المللی مقاماتی که مسئول اين کشتار و شکنجه‌ها هستند، مسئوليت شخصی کيفری دارند.   همان طور که اشاره کرديد، گزارش‌هايی که از ايران در مورد نقض حقوق بشر می‌رسد محدود است و يا برخی از اخبار را نمی‌توان تاييد کرد. با توجه به اين شرايط چگونه می‌خواهيد برای موارد نقض حقوق بشر پرونده تشکيل دهيد؟     بنابراين ما می‌توانيم پرونده ای تشکيل دهيم و مرکز اسناد حقوق بشر با حمايت دولت کانادا در حال تهيه کردن گزارشی است تا مردم ايران بدانند واقعيت چيست. اولين مرحله عدالت اين است که مردم واقعيت را بدانند.   پیام اخوان  تجربه من از دادگاه‌های سازمان ملل برای محاکمه پرزيدنت اسلوبودان ميلوشويچ و اشخاص ديگری که مسئول نسل‌کشی و پاکسازی قومی در بوسنی و نقاط ديگر يوگسلاوی بودند، اين است که بلاخره شاهد پيدا می‌شود و می‌توان طی مدتی پرونده را تکميل کرد.   ممکن است در حال حاضر نتوان اين کار را انجام داد، ولی محاکمه مسئولان اين جنايت موضوع امروز و فردا نيست، اين هدفی دراز مدت است و به عنوان مثال حدود ۱۰ سال طول کشيد تا آقای کارادجيچ را بازداشت و محاکمه کنيم.   نبايد فراموش کنيم خشونت‌های اخير در ايران با خشونت‌هايی که طی ۳۰ سال گذشته اعمال شده، فرقی نمی‌کند. در سال ۱۳۶۷ هم تقريبا چهار هزار نفر زندانی در ايران اعدام شدند و هنوز دولت حاضر نيست چنين چيزی را قبول کند.   بنابراين ما می‌توانيم پرونده ای تشکيل دهيم و مرکز اسناد حقوق بشر با حمايت دولت کانادا در حال تهيه کردن گزارشی است تا مردم ايران بدانند واقعيت چيست.   اولين مرحله عدالت اين است که مردم واقعيت را بدانند.    پس اميدوار هستيد روزی بتوانيد بخشی از کسانی که مسئول نقض حقوق بشر هستند را به دادگاه بکشانيد؟   تشکيل دادگاه برای محاکمه اين اشخاص طول خواهيد کشيد. البته من ترجيح می‌دهم روزی برسد که اين اشخاص در دادگاه‌های ايران محاکمه شوند، ولی اگر چنين امکانی مهيا نشود جامعه بين‌الملل، به خصوص سازمان ملل متحد، بايد اين پرونده را به دادگاه بين الملل کيفری در لاهه ارجاع دهد، تا اين افراد به اتهام جنايت عليه بشريت محاکمه شوند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Akhavan_Iran/1789067.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Akhavan_Iran/1789067.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 30 Jul 2009 18:14:35 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EDB8035D-A6E7-4F63-9590-B3E715FF37AE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سحرخیز: علیه &#171;نوکیا&#187; شکایت کنید</title>
            <description>بر پایه گزارش‌های رسیده از ایران، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دنده‌های عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات داخلی ِ ایران در دولت محمد خاتمی را هنگام بازداشت، شکسته‌اند.بر پایه گزارش‌های رسیده از ایران، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دنده‌های عیسی سحرخیز، مدیرکل پیشین مطبوعات داخلی ِ ایران در دولت محمد خاتمی را هنگام بازداشت، شکسته‌اند.   مهدی، پسر آقای سحرخیز ، در گفت‌وگویی با رادیو فردا، می افزاید: پدرش، در تماس تلفنی کوتاهی با اعضاء خانواده خود، با اشاره به این خبر، از آن ها خواسته است که علیه شرکت &#171;نوکیا&#187; اقامه دعوا کنند.   آقای سحرخیز گفته است که ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، با بهره‌گیری از فن‌آوری‌هایی که این شرکت فنلاندی به حکومت تهران فروخته، موفق به ردیابی و بازداشت انبوهی از کسانی در ایران شده است که به آن چه &#171;تقلب آشکار&#187; در انتخابات ۲۲ خردادماه گذشته می‌خوانند، اعتراض دارند.   مهدی سحرخیز:  پدرم تماس کوتاهی باخانه داشت و گفت هنگام بازداشت متاسفانه چند تا از دنده‌های او شکسته و اکنون تحت نظر پزشک است و در سلول انفرادی به سر می‌برد.   يعنی هنگام بازداشت او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند؟   خوب اگر با او خوش‌رفتاری می کردند که دنده‌هايش نمی‌شکست. من نمی‌دانم چگونه می‌توانند شخص را بازداشت کنند [طوری] که دنده‌هايش بشکند.    آقای سحر خيز گفت که مشخصا در زندان اوين به سر می‌برد؟   خير مشخص نيست در زندان اوين به سر می برد. فقط گفت که در سلول انفرادی است.    آيا آقای سحرخيز در اين تماس کوتاه مطلب ديگری را هم بيان کرده است؟    پدرم گفت که منتظر من نباشيد چون مدت طولانی اينجا خواهم بود. همچنين گفت که تمام رديابی‌ها از طريق نوکيا انجام شده است و اگر وکلا می‌توانند در دادگاه‌های بين‌المللی از شرکت نوکيا شکايت کنند و بخواهند که شرکت نوکيا غرامت تمام خسارت‌های پيش آمده در ايران را بپردازد.   يعنی تلفن پدر شما از طريق نوکيا کنترل می‌شده و بازجويی‌ها در ارتباط با گفت‌وگوهای تلفنی آقای سحر خيز بوده است؟   پدرم در مورد بازجويی‌ها چيزی نگفته است، اما به همين خاطر او را بازداشت کرده‌اند. البته هنوز به ما تفهيم اتهام نشده و حتی به پدرم اجازه نداده‌اند وکيل داشته باشد، اما چيزی که مشخص است اين است که او را از طريق نوکيا رديابی کرده اند.   آيا به آقای سحرخيز اجازه ملاقات با خانواده يا داشتن وکيل را می دهند؟   به ما هيچ گونه اطلاعی نداده‌اند.   آقای سحرخيز! شما جزو کسانی هستيد که از روز گذشته جلوی سازمان ملل تجمع کرده و خواستار آزادی تمام زندانيان سياسی در ايران شده‌اند. کمی در مورد حال و هوای تجمع روبروی سازمان ملل توضيح دهيد.   امروز (پنج‌شنبه) هم حدود ۲۰۰ نفر اينجا هستند و سخنرانی‌ها شروع شده و يک پسر کوچک توسط ويلون موسيقی اجرا می کند.    چقدر اميدوار هستيد اين گونه اقدامات بر سرنوشت پدرتان و ديگر کسانی که در زندان هستند تاثير داشته باشد؟   اين گونه اقدامات نه تنها سبب می‌شود مردم ايران و ديگر کشورها نسبت به اتفاقاتی که در ايران رخ می‌دهد هوشيار شوند، بلکه سبب می شود اخبار بيشتر منتشر شود.   برای مردم ايران اين اميد به وجود می آيد که ايرانيان خارج از کشور هم با آنها هم صدا هستند.   اين فعاليت‌ها تاثير بسيار مثبتی دارد، چون بر اساس ايميل‌هايی که از گروه‌های مختلف در ايران دريافت می‌کنم، آنها هم همزمان با اعتصاب غذای اينجا اعتصاب غذا کرده‌اند و اين مسئله نشان می‌دهد همه افراد در جريان اخبار هستند و حامی اين اعتصاب غذا بوده‌اند.    فکر می‌کنيد اين گونه اخبار به زندانيان داخل زندان می‌رسد، چون گفته می‌شود آنها با دنيای خارج از زندان هيچ تماسی ندارند؟   به نظر من همان صدای الله اکبری که می‌شنوند مهمترين خبر است. به هر حال با تماس های کوچک با بيرون کمابيش از اخبار مطلع می شوند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saharkhiz/1784689.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saharkhiz/1784689.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 24 Jul 2009 17:16:45 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saharkhiz/1784689.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/06B7E40D-CCDB-426F-9242-A3489B0AD0C4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فعال دانشجویی: آینده ایران به هزاران اگر و اما بستگی دارد</title>
            <description>حکومت ایران فشار فزاینده‌ای را بر معترضان به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد، وارد کرده است و دست کم در دو هفته پس از آغاز اعتراض‌ها بیش از یک هزار نفر از چهره‌ها اصلاح‌طلب، فعالان سیاسی و دانشجویی، روزنامه‌نگاران و منتقدان در ایران بازداشت شده‌اند. شماری از فعالان مدنی نیز که در هفته‌های اخیر بازداشت نشده‌اند، به نوعی دور بودن از شرایط کنونی را برگزیده‌اند. این مسائل، موضوع گفت‌وگوی رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، با یکی از رهبران جنش دانشجویی است که ترجیح داده است در این گفت‌وگو نام خود را اعلام نکند.حکومت ایران فشار فزاینده‌ای را بر معترضان به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد، وارد کرده است و دست کم در دو هفته پس از آغاز اعتراض‌ها بیش از یک هزار نفر از چهره‌ها اصلاح‌طلب، فعالان سیاسی و دانشجویی، روزنامه‌نگاران و منتقدان در ایران بازداشت شده‌اند.  خشونت‌ها علیه معترضان به نتایج انتخابات تاکنون واکنش بسیاری از احزاب و گروه‌ها در داخل ایران و همچنین شماری از نهادهای بین‌المللی را بر انگیخته است و نگرانی از شرایط کنونی و نحوه برخورد با بازداشت‌شدگان نکته مشترک بسیاری از بیانیه‌های منتشر شده در این زمینه است.  شماری از فعالان مدنی نیز که در هفته‌های اخیر بازداشت نشده‌اند، به نوعی دور بودن از شرایط کنونی را برگزیده‌اند. این مسائل، موضوع گفت‌وگوی رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، با یکی از رهبران جنش دانشجویی است که ترجیح داده است در این گفت‌وگو نام خود را اعلام نکند.  در این گفت‌وگو همچنین علاوه بر مرور شرایط کنونی پس از انتخابات، در مورد آینده &#171;جنبش سبز&#187; ایران به بحث پرداخته شده است.   چرا بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی ایران در حالی که امروز باید در کنار مردم حاضر شوند در این شرایط حساس کنونی هر یک محلی را برای دور بودن از اوضاع بر گزیده‌اند، آیا این نوعی همراهی با دولت نیست؟    بسیاری از بحران‌ها فرصت‌های مناسبی هستند تا حکومت با قدرت بیشتری به سرکوب جامعه مدنی بپردازد و حق ادامه حیات آن را سلب کند. حکومت ایران از نظر مقبولیت و مشروعیت هم در داخل و هم در عرصه بین‌المللی و از نظر توانایی و کارآمدی دچار بحران است تنها بعدی که هنوز این حاکمیت دچار بحران نشده و به وسیله آن احساس قدرت می‌کند بعد استیلا و سلطه است.  آنچه در انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران رخ داد در این چارچوب کاملاً قابل مشاهده است، حکومتی که احساس قدرت می‌کند با استفاده از توان سرکوب وقدرت استیلای خود مانع از حضور نیروهایی که با آنان اختلاف نظر دارند در قدرت می‌شود و خود را آماده سرکوب کردن هرگونه واکنش‌های احتمالی بعدی نیز کرده است و در این میان براساس فرضیه انقلاب رنگین و براندازی نرم به سرکوب جامعه مدنی و فعالان سیاسی مخالف نیز می‌پردازد.  نیروهای جامعه مدنی ایران در واکنش‌ها و اعتراضات بعد از انتخابات در ایران کمترین میزان اثرگذاری را داشتند و اصولاً تمامی این واکنش‌ها کاملاً خودجوش ومردمی برگزار می‌شد، نهادهای جامعه مدنی ایران به صورت تشکیلاتی حتی کمتر تمایلی برای حمایت از این واکنش‌ها از خود نشان دادند، اعضای آنها اگر در این تجمعات و واکنش‌ها حضور می‌یافتند تنها به صورت فردی و به صفت شخصیت حقیقی خود بود ولی در صورت دستگیر شدن، برخورد حکومت با نفرات دستگیرشده به مانند نفرات عادی حاضر در این تجمعات نیست و برای اثبات بخشی از فرضیه خود (عوامل انقلاب رنگین خط گرفته از کشور های بیگانه) با آنان برخورد می‌کند، از این رو بود که بسیاری از فعالان جامعه مدنی ترجیح می‌دهند تا در این موقعیت بحرانی نه تنها در عرصه حاضر نباشند بلکه حتی در محل‌های سکونت خود نیز حاضر نباشند.  همیشه برای تشریح این وضعیت در ایران از یک جوک استفاده می‌کنند: می‌گویند عده‌ای روباهی را می‌بینند که سراسیمه در حال فرار است، از او می‌پرسند برای چه فرار می‌کنی؟ می‌گوید: چون حاکم دستور داده است تا روباه‌هایی که سه بیضه دارند را بکشند. می‌گویند تو که دو بیضه داری. می‌گوید: آخر اول می‌کشند و بعد می‌شمارند.   دقیقاً این وضعیت فعالان ایرانی است، هر بحرانی بهانه‌ای است تا براساس سناریویی با آنها برخورد کنند و آنها را سرکوب کنند، جرم آنان همیشه از پیش اثبات شده است.  فعالان اجتماعی و سیاسی ایران در صورتی که در این شرایط بحرانی توانایی اثرگذاری و سازماندهی مردم را داشته باشند، ترسی از حضور در تجمعات ندارند ولی مسئله آن است که اینگونه تجمعات کاملاً خود جوش است و فعالان کمتر اثرگذاری بر آن دارند.    تا جایى که شما اطلاع دارید چند دانشجو کشته و چند نفر بازداشت شدند؟    اولین چیزی که به وضوح می‌توان گفت این است که شدت و میزان برخوردها آنقدر بوده که خود حکومت ناچار به ابراز رقم ۲۰ کشته به صورت رسمی شده است، چیزی که تاکنون مسبوق به سابقه نبوده است و نشان می‌دهد که آمار واقعی باید بسیار بیشتر از این باشد.  [در مورد بازداشتی‌ها] آنچه اکنون ما می‌توانیم بگوییم براساس حدس‌هایی است که از جمع کردن مجموع مشاهدات به دست می‌آید، زندانیان امنیتی را به طور معمول در چهار بند اوین جا می‌دهند. بند معروف به قرنطینه که در اختیار دادستانی تهران است ، بند ۲۰۹، بند ۲۴۰ که در اختیار وزارت اطلاعات هستند و بند ۳۲۵ که در اختیار حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارد. در مجموع بندهای امنیتی در وضعیتی کاملاً فشرده امکان اسکان نزدیک به دو هزار نفر را دارند ولی یکی از دوستان ما که به تازگی از بند قرنطینه آزاد شده است می‌گوید که تنها در این بند بیش از ۵۰۰ نفر نگهداری می‌شدند که این نشان از این دارد که حداقل دستگیرشدگان که تنها در همین چهار بند امنیتی نگهداری می‌شوند باید رقمی نزدیک به سه هزار نفر باشند.   آزادشدگان حمله وحشیانه به کوی دانشگاه تهران [نیز] تعداد دستگیرشدگان دانشجو از کوی دانشگاه را حدود ۲۰۰ نفر ابراز می‌کنند.  در حمله به کوی مهاجمین به دانشجویان به وسیله تیرهای فسفری و ساچمه‌ای به طور مستقیم شلیک کرده‌اند که شاهدان از زخمی شدن حداقل ۳۰ دانشجو اطلاع می‌دهند. گفته می‌شود که این تیرها در صورت برخورد با سر و نقاط حساس بدن از فاصله نزدیک می‌تواند منجر به مرگ شود که ظاهراً چنین نیز شده است و تنی چند از دانشجویان نیز شهید شده‌اند.   شاید هیچگاه نتوان آمار دقیقی از میزان کشته‌شدگان، دستگیرشدگان و زخمی‌شدگان به دست آورد ولی مسلماً این میزان بسیار بیشتر از آماری است که به طور رسمی اعلام می‌شود.   از بازداشت‌شدگان چه خبرى دارید؟    در بدن تعدادی از بازداشت‌شدگان که آزاد شده‌اند تقریباً نقطه سالمی مشاهده نمی‌شود و این نشان از ضرب و شتم شدید زندانیان می‌کند، کسانی نیز که از زندان با خانواده‌های خود تماس گرفته‌اند ابراز کرده‌اند که زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روانی قرار دارند، از بازجویی‌های شبانه‌روزی، عدم اجازه برای استراحت، ضرب و شتم در هنگام بازجویی برای پذیرفتن مصاحبه با خبرگزاری‌ها و دادن فیلم برای پخش و ...  هیچ نهادی نیز پاسخگوی خانواده‌های آنان در مورد وضعیت آنان نیست و تمامی تلاش‌ها در این جهت است که هم نفرات داخل زندان و هم خانواده‌های آنان در بیرون از زندان از نظر روحی و روانی کاملاً خرد و تسلیم شوند.    آیا هنوز جوان‌ها به خاطر نتایج انتخابات خشمگین هستند؟ و یا اینکه دیگه این حالت بیشتر در حال تبدیل به ناامیدی و یأس است؟    شاید بهترین عنوانی که بتواند بازگو کننده حالت انسان در این وضعیت باشد، خشم ناشی از درد و رنجی است، درد و رنجی که خود ناشی از عدم توانایی انجام کاری ثمر بخش است. این خشم و اضطراب هیچگاه فروکش نمی‌کند و در هر موقعیتی نیز خود را نشان خواهد داد. چون نیروی سازماندهی کننده‌ای برای این واکنش‌ها وجود نداشت، حاکمیت توان سرکوب و استیلا بر این اعتراض‌ها را پیدا کرد، در صورتی که آقایان موسوی و کروبی رهبری این جنبش و سازماندهی این جنبش را قبول می‌کردند و بدون رودربایستی وارد میدان می‌شدند هیچگاه حاکمیت امکان سرکوب این جنبش را پیدا نمی‌کرد و اعتراض‌ها همچنان نیز ادامه پیدا می‌کرد و تا رسیدن به نتیجه متوقف نمی‌شد.  [در واقع] اعتراضات هنوز متوقف نشده است ولی کم کم به سردی می‌گراید ولی هیچگاه به صورت کامل متوقف نخواهد شد، آنچه مشخص است ناامیدی کم کم و به تدریج مسلماً به صورت گسترده‌ای رشد خواهد کرد.   آیا فکر می‌کنید سرکوب شدید به پایان جنبش سبز و دمکراسى‌خواهى منجر خواهد شد؟ یا اینکه فعالان رو بیشتر مصمم می‌کند؟    ۲۲ خرداد بزرگترین فرصت تاریخی بود که کاملاً یک دفعه در اختیار فعالان سیاسی ایران برای عبور از استبداد قرار گرفت ولی از همان ابتدا نیز سرکوب شدن این جنبش کاملاً مشخص بود، هرچند هنوز نمی‌توان با قاطعیت صحبت از سرکوب جنبش سبز منتج از ۲۲ خرداد کرد. جنبش دموکراسی خواهی در ایران نیز با این اتفاق به وجود نیامده بود که با سرکوب این فرصت از دست برود، این جنبش در سالیان گذشته به صورت مداوم سرکوب شده است و محتملاً در سال‌های آینده با شدت بیشتری سرکوب خواهد شد ولی مسلماً تا حصول نتیجه نه متوقف می‌شود و نه نابود خواهد شد.   از آقای موسوی و کروبی چه انتظارى دارید و فکر می‌کنید در حال حاضر باید چه کارهایی انجام دهند؟   آقای موسوی و آقای کروبی شاید برای توده مردم به عنوان یک رهبر جذابیت‌هایی داشته باشند ولی مسلماً واجد ویژگی‌های یک رهبر نیستند و بخش آگاه جامعه (جامعه مدنی) به خوبی از این مسئله آگاه است. در حقیقت هنوز این فرصت تاریخی به پایان نرسیده و این آقایان و دیگران همچون آقایان خاتمی، هاشمی و کرباسچی و عبدالله نوری می‌توانند با شکل دادن به یک ائتلاف بزرگ این فرصت تاریخی را از دست ندهند.  با این همه به نظر می‌رسد این فرصت بزرگ تاریخی از دست می‌رود، حداقل اگر این ائتلاف بزرگ شکل بگیرد بزرگترین نتیجه‌ای است که از این جنبش سبز به وجود آمده است.&#160;   این ائتلاف بزرگ می‌تواند با لابی با قدرت حداقل بخش‌هایی از کیک قدرت را در اختیار بگیرد همچنین می‌تواند یک اپوزیسیون قدرتمند را شکل دهد که به سازماندهی تشکیلاتی و تقویت جامعه مدنی بپردازد تا در فرصت مقتضی دیگر چنین فرصت گرانبهایی بی‌فایده از دست نرود.   از جامعه بین‌المللی چه انتظارى دارید و خواسته اصلی شما چیست؟    بهتر است قبل از جامعه بین‌الملل در مورد ایرانیان خارج از کشور صحبت کرد، شاید اگر ما ائتلافی از ایرانیان دموکراسی‌خواه خارج از کشور داشتیم در این موقعیت کمک بسیار بزرگی به جنبش در داخل کشور بود، در تمامی جنبش‌های دموکراسی‌خواهی موفق چنین ائتلاف قدرتمندی در خارج از مرزهای آن کشور وجود دارد، ایرانیان خارج از کشور علی رغم همبستگی بسیاری که از خود نشان دادند که به حق قابل تقدیر بود ولی لازم است تا چنین ائتلاف دموکراسی‌خواهانه‌ای را همسو با داخل کشور در سراسر دنیا شکل دهند، این ائتلاف یکی از بزرگترین کمک‌ها به جنبش دموکراسی‌خواهی ایران خواهد بود.  این ائتلاف یک تشکیلات است که می‌تواند لابی قدرتمندی را به نفع منافع ملت ایران در خارج از کشور شکل دهد و در آگاه‌سازی و حساس‌سازی افکار عمومی بین‌المللی مؤثر باشد و بر دولت‌ها برای یاری به جنبش دموکراسی‌خواهی ایران مؤثر افتد، از جامعه بین‌المللی نمی‌توان انتظار داشت که کاسه داغ‌تر از آش و یا دایه مهربان‌تر از مادر برای ایرانیان شود ولی شاید وارد کردن معادله حقوق بشر به داخل مذاکرات بین‌المللی با ایران کمک بزرگی است که جامعه بین‌المللی می‌تواند همسو با ائتلاف ایرانیان خارج از کشور انجام دهد.    چرا&#160; معتقدید که اتفاقی که در ایران افتاد یک کودتاست؟    مسلماً آنچه در ایران اتفاق افتاد با هیچکدام از تعریف‌های کلاسیک از مفاهیم (به عنوان مثال مفهوم کودتا)&#160; قابل درک نیست. آنچه در ایران اتفاق افتاد دقیقاً باقی ماندن دولتی در حکومت برخلاف نظر و خواست اکثریت جامعه بود، جامعه‌ای که این نظر و خواستش را برای تغییر قویاً و به صورت دموکراتیک اعلام کرده بود.  با این حال، این اتفاق نزدیکترین معنا را به تعریف کودتا دارد، کودتا علیه خواست ملت با استفاده از قدرت سرکوب و نظامی‌گری و مانع از به قدرت رسیدن کسانی که به معنای واقعی کلمه ملت خواستار به قدرت رسیدن آنها بودند.    آینده را چطور می‌بینید؟    متأسفانه جامعه ایران جامعه‌ای است برگشت‌پذیر و با حافظه‌ای کوتاه مدت. به راحتی امکان‌پذیر است تا تمام دستاوردها از بین برود و جامعه به تمام آنچه بر سرش آمده تن دهد. اما در مورد آینده، چند گزاره هست که پیش از این نیز خود را نشان داده‌اند.  اول اینکه در کوتاه مدت سرکوب جامعه مدنی شدت بیشتری خواهد گرفت. دیگر اینکه ناامیدی و بی‌اعتمادی گسترده‌تری جامعه را فرا خواهد گرفت و نشاط در جامعه کمتر خواهد شد. همچنین مهاجرت رایج‌تر می‌شود و آسیب‌های اجتماعی، از جمله خودکشی، شیوع بیشتری می‌یابد. و در نهایت اینکه جامعه ایران در معرض بحران‌های تشدید شونده اقتصادی- اجتماعی بسیاری قرار دارد که هیچ دولتی توانایی مقابله با آنها را ندارد و این بحران‌ها در چند سال آینده خود را به صورت وحشتناکی نشان خواهند داد.  با قاطعیت می‌توان گفت که روزهای سختی در انتظار توده مردم و قشر آگاه جامعه است که این لزوماً، همانطور که در کره شمالی دیده می‌شود، منجر به اعتراضی نمی‌شود مگر اینکه این ائتلاف اپوزیسیون شکل بگیرد، طبقه متوسط رشد کند و از جامعه مدنی حفاظت شود تا قدرت بگیرد و بزرگ شود. در کل آینده ایران به هزاران اگر و اما بستگی دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_postelection_protests/1769335.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_postelection_protests/1769335.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 04 Jul 2009 17:41:13 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C87D85D1-2502-4FE7-987D-659A51BF2BC1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ایازی: روحانیون مستقل به زبان‌های مختلف اعلام موضع کرده‌اند</title>
            <description>آیت‌الله جلال‌الدین طاهری، امام جمعه سابق شهر اصفهان، اخیرا انتخاب دوباره محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری را &#171;نامشروع و خاصبانه&#187; خواند. در روزهای اخیر تعدادی دیگر از روحانیان ایرانی نیز از نتیجه رسمی انتخابات و سرکوب راهپیمایی‌های آرام مردم در ایران انتقاد کرده‌اند. حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی، روحانی اصلاح‌طلب و از اعضای ارشد مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی به تشریح اهمیت انتقادات روزافزون روحانیان پرداخته است.آیت‌الله جلال‌الدین طاهری، امام جمعه سابق شهر اصفهان، اخیرا انتخاب دوباره محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری را &#171;نامشروع و خاصبانه&#187; خواند.  در روزهای اخیر تعدادی دیگر از روحانیان ایرانی نیز از نتیجه رسمی انتخابات و سرکوب راهپیمایی‌های آرام مردم در ایران انتقاد کرده‌اند.   حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی، روحانی اصلاح‌طلب و از اعضای ارشد مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی به تشریح اهمیت انتقادات روزافزون روحانیان پرداخته است.   گفته‌های اخیر آیت‌الله طاهری و گفته‌های مشابه دیگر روحانیون تا چه اندازه اهمیت دارد؟   اينها معتقد بودند روند انتخابات روند درست و سالمی نبوده است و به همين دليل درخواست می‌کردند اين انتخابات توسط گروه حقيقت‌ياب مستقلی بررسی شود. البته خيلی‌ها با توجه به شواهد موجود، معتقد بودند دستکاری‌های گسترده‌ای در اين انتخابات صورت گرفته است.  بيانيه آيت‌الله طاهری که از علمای بزرگ اصفهان و از مبارزين قبل از انقلاب و مؤثر در انقلاب بوده، نيز در همين راستا صادر شده است و طبيعی است که علما از حقوق مردم دفاع کنند.   بياينه آيت‌الله طاهری و بياينه‌های مشابهی که در روزهای گذشته از سوی مقامات مذهبی ديگر منتشر شده، بر وضعيت کنونی چه تأثيری دارد به خصوص اينکه نتايج انتخابات هم تأييد شده است؟   تأييد نتايج انتخابات از قبل پيش‌بينی می‌شد. با توجه به حمايت رهبر از همان ابتدا و بعد تأکيد بر سلامت اين انتخابات در نماز جمعه، طبيعی است شورای نگهبانی که تحت امر ايشان است، غير از چيزی که رهبر می‌گويد سخنی نخواهد گفت.  تأثير اين بيانيه‌ها اين است که مردم بدانند اگر اعلام مخالفت کردند و در تهران و شهرستان‌ها دست به راهپيمايی زدند، مجموعه‌ای از عالمان هم به عنوان مدافع حق مردم سخنرانی کرده يا بيانيه صادر کرده‌اند.   شکافی که در حاکميت وجود دارد در اثر اين بحران آشکارتر و عميق‌تر شده است. به نظر می‌رسد چنين شکافی ميان مراجع تقليد و مقامات مذهبی هم وجود دارد، به عنوان مثال از سويی آيت‌الله منتظری برخورد خشونت‌بار با تظاهرات را غير شرعی می‌داند و از سوی ديگر آقای احمد خاتمی خواستار تشديد مجازات تظاهرکنندگان می‌شود. نظر شما در اين مورد چيست؟   به جز دو سه نفر از علما که با دستگاه قدرت ارتباط دارند، اکثريت عالمان بياينه‌ای مبنی بر حمايت و تأييد اين انتخابات نداده‌اند. آيت‌الله صافی، آيت‌الله مکارم شيرازی، آيت‌الله زنجانی و به ويژه آيت‌الله منتظری که از عالمان بزرگ هستند نه تنها اين انتخابات را تأييد نکردند بلکه اعتراض خود را با سخنانی صريح يا غير صريح بيان کرده‌اند.  البته نوع موضع‌گيری‌ها متفاوت بوده است، ولی در مجموع شکافی به وجود نيامده است. ما يک مجموع روحانيون وابسته به حاکميت را داريم و يک عده روحانيون مستقل از حکومت، اين روحانيون مستقل با زبان‌های مختلف در مورد انتخابات موضع‌گيری کردند.   پس به نظر شما بيشتر مراجع تقليد و روحانيون به روند انتخابات نگاهی انتقادی دارند؟   بله، آنها نسبت به دو مسئله انتقاد داشتند. اول نسبت به دولت آقای احمدی‌نژاد از قبل و دوم درباره انتخابات.  شما می‌بينيد در يکی دو سال اخير مراجع و عالمان حاضر به ملاقات با دولت نيستند و در اين مدت دولت در حوزه علميه و در سطح عالمان و مراجع بزرگ جايگاهی نداشته است و آنها حاضر نبودند با دولت همکاری کرده و حتی با آن ملاقات داشته باشند.   نکته دوم درباره انتخابات بوده که برخی از عالمان بزرگ و مراجع با روند آن به شدت مخالفت کردند، بعضی‌ها اعتراض کردند و يا به صورت خصوصی نامه نوشتند و در جلسات خصوصی به مسئولين تذکر دادند که اين چه وضعيتی است، چرا اين گونه برخورد می‌شود و چرا برای انتخابات شک و شبهه به وجود می‌آورند. حتی افرادی سکوت کردند و اين انتخابات را تأييد نکردند.   آقای ايازی، با توجه به اينکه نتيجه انتخابات تأييد شده است، فکر می‌کنيد در آينده اين انتقادها از سوی مقامات مذهبی افزايش پيدا کند يا سکوت پيشه کنند؟   اين مسئله را نمی‌توان پيش‌بينی کرد، چون شيوه عالمان و مراجع اين نبوده که به صراحت وارد موضع‌گيری‌های موسمی شوند، مگر کسانی که قبل از انقلاب سابقه مبارزاتی داشته و ميان مردم حضور بيشتری داشتند.   ولی می‌توانم بگويم شکاف جدی بين حکومتی که ادعا می‌کند در انتخابات برنده شده و کسانی که معتقدند تقلب انجام شده و نتيجه چيزی نبوده که مردم می‌خواستند، به وجود آمده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ayazi_Iranian_Clerics_Election88/1768458.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ayazi_Iranian_Clerics_Election88/1768458.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 03 Jul 2009 13:53:08 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D4401E25-6AD4-42F5-82AF-741656B5E97E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ایرانیان الهام بخش مردم جهان</title>
            <description>در آمریکا شمار زیادی از وب سایت های معروف و پر طرفدار بصورت زنده و مستمر حوادث ایران را منعکس می کنند. یکی از آنها وب سایت هافینگتون پست است و سردبیر بخش خبر آن نیکو پیتنی در هفته های اخیر مشغول انتشار مطالب و عکس و ویدئوهای مربوط به تظاهرات ، خشونت ها و اعتراضات ایرانیان بوده است.بحران انتخاباتی ایران و تظاهرات وسیع معترضان که خواستار تغییرات سیاسی هستند در رسانه های جهان و بخصوص در رسانه های آمریکا توجه فراوانی را به خود جلب کرد. در آمریکا شمار زیادی از وب سایت‌های معروف و پرطرفدار به‌صورت زنده و مستمر حوادث ایران را منعکس می‌کنند. یکی از آنها وب سایت  &#171;هافینگتون پست&#187; است  و سردبیر بخش خبر آن &#171;نیکو پیتنی&#187; در هفته‌های اخیر مشغول انتشار مطالب و عکس و ویدئوهای مربوط به تظاهرات، خشونت ها و اعتراضات ایرانیان بوده است. رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در مصاحبه‌ای با آقای پیتنی از او در مورد تجارب‌اش در این زمینه سئوال کرد.    			 				  &#160;  					 ببینید:    وب‌سایت هافینگتون پست    صفحه نیکو پیتنی در هافینگتون پست     			 		در این مدت که مشغول انتشار مطالب مربوط به بحران انتخاباتی بودید مهم‌ترین نکاتی که در مورد ایران و ایرانیان آموختید چه بود؟     نیکو پیتنی:  من نکات فراوانی یاد گرفتم. مردم در ایران خیلی مهربان و همیشه آماده کمک هستند. من نامه‌های فراوانی را در حمایت و تشویق از کار اطلاع‌رسانی دریافت کرده‌ام. یکی از مهمترین نکاتی که آموختم در مورد خصوصیات مردم ایران و دوستی و آشنایی با آنها بوده است. مردم در ایران از هر طریقی که می‌توانستند و با وجود خطر و مشکلات فراوان سعی می‌کردند که اخبار و اطلاعات را به رسانه‌ها برسانند . این یکی از نکات مهمی است که من آموختم. و همینطور بسیاری از مردم کشورهای دیگر از جمله آمریکایی ها با علاقه و توجه فراوان به این تلاش ارتباطاتی کمک می‌کردند.   آیا شما از داخل ایران هم واکنش ، اظهار نظر یا اطلاعاتی دریافت می‌کنید؟   بله، هر چند که در روزهای اخیر ارتباط با داخل ایران بسیار دشوارتر شده است. ولی با این همه به طور مستمر از ایران مطالبی دریافت می‌کنیم. گاهی اوقات فقط یک شعر کوتاه است و گاهی هم یک اظهار نظر و یا حکایتی کوتاه از دیده‌های خود را برای ما می‌فرستند که همه   &#171;مردم جهان هنوز هم علاقه فراوانی به حوادث ایران دارند و معمولا یک نوع همدلی با ایرانیان وجود دارد. آنها می‌خواهند بدانند که مردم ایران چه روزها و چه حوادثی را تجربه می کنند.&#187;  آنها واقعا ارزشمند هستند. همانطور که گفتم ارسال این مطالب و تماس با خارج در شرایط فعلی برای ایرانیان بسیار دشوار و خطرناک است.   ولی همین اطلاعاتی که از ایران ارسال می‌شود به جهان خارج خبر می‌دهد که چه اتفاقاتی در ایران افتاده و یا فرضا به ما نشان می‌دهد که رفتار نیروهای بسیجی و خشونت آنها تا چه حدی است. دنیا هنوز هم می‌خواهد جزییات حوادث ایران و از جمله حملات خشونت آمیز به تظاهرات آرام مردم را بداند. مردم جهان هنوز هم علاقه فراوانی به حوادث ایران دارند و معمولا یک نوع همدلی با ایرانیان وجود دارد. آنها می‌خواهند بدانند که مردم ایران چه روزها و چه حوادثی را تجربه می‌کنند.   برخی نگران هستند که اکنون با فروکش کردن موج تظاهرات گسترده در ایران رسانه‌ها و افکار عمومی به مرور حوادث ایران را فراموش خواهند کرد. آیا شما هم احساس می‌کنید که توجه و علاقه به حوادث ایران رو به کاهش است؟   &#160;من فکر می کنم که مثل هر خبر یا حادثه خبری دیگری در لحظات و روزهایی که حوادث احساس برانگیز تر است آن موضوع توجه بیشتری به خود جلب می‌کند. اما همانطور که فرضا در روز یکشنبه اخیر دیدم به خاطر تظاهرات در مسجد قبا دوباره همه چیز به سرعت تغییر کرد و حوادث ایران در مرکز توجه قرار گرفت. مسلما دیدن صحنه‌های تظاهرات وسیع روزهای اول بسیار منحصر به فرد بود و پوشش و توجه فراوانی را جلب کرد ولی مخاطبان وب سایت ما هنوز هم با علاقه اخبار ایران را دنبال می‌کنند. نکته جالب این است که بسیاری از مخاطبان به موضوع اصلی این کشمکش سیاسی علاقمند شده‌اند، آنها بازیگران اصلی این حوادث را به مرور شناخته‌اند. مردم از دلایل بروز و روند این بحران درک خوبی پیدا کرده و با دنبال کردن روزانه رویدادها می‌خواهند بدانند که سرانجام آن چه خواهد شد.        کدام یک از اخبار یا حوادث در هفته&#160;های اخیر بیش از همه شما را تکان داد؟     &#171;به نظر من این بسیار مهم است که مردم ایران بدانند که فارغ از آنچه که در ساختار سیاسی و حکومت آن کشور روی می‌دهد، اینکه دولت تغییر کند و یا نه ، آنچه که مردم ایران در چند هفته اخیر انجام دادند بر تمام مردم جهان تاثیر فراوانی بر جا گذاشته است و مردم ایران باید به این دستاور خود افتخار کنند.&#187;  مسلما موارد مهمی مثل کشته شدن ندا آقا سلطان یکی از این حوادث تکان دهنده بود. ولی به طور کلی برای من شهامت زنان ایرانی که در مقابل پلیس ایستادگی می‌کردند و یا برای نجات و کمک به مردها با پلیس درگیر می‌شدند واقعا خارق العاده بود. موضوع دیگر اعتراضات شبانه است. من همیشه در جستجوی ویدئوهای مربوط به سر دادن الله اکبر روی پشت بام‌ها هستم. تک تک این تصاویر تکان دهنده، احساس برانگیز و فراموش نشدنی‌اند و من می‌دانم که مخاطبان وب سایت ما به این تصاویر علاقه زیادی دارند.  از زمان وقوع این حوادث در ایران و انتشار اخبار آن در خارج ما شاهد دو تغییر محسوس بوده‌ایم . یکی از این تغییرات این است که برای میلیون‌ها نفر از مردم آمریکا که تاکنون ایران را فقط با احمدی نژاد می‌شناختند اکنون با ایران دیگری آشنا شده‌اند. آنها در این چند هفته متوجه شدند که ایران معنای دیگری نیز دارد و آن مردم ایران هستند که اکثریت آنها برای آزادی و دمکراسی مبارزه می‌کنند.  نکته دیگری که به نظر من تغییر کرده و خیلی جالب است این است که فارغ از اینکه دولت و رییس جمهور آمریکا چه می کنند بسیاری از مردم عادی آمریکا از تبار و نژادهای گوناگون به‌شدت تحت تاثیر حوادث ایران قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال مردم عادی در شهرهای کوچک ایالت تگزاس را می‌بینیم که در حمایت از مردم ایران شعار می‌دهند و یا پلاکارد و نشان‌هایی درخانه خود نصب می‌کنند.  به نظر من این بسیار مهم است که مردم ایران بدانند که فارغ از آنچه که در ساختار سیاسی و حکومت آن کشور روی می‌دهد، اینکه دولت تغییر کند و یا نه ، آنچه که مردم ایران در چند هفته اخیر انجام دادند بر تمام مردم جهان تاثیر فراوانی بر جا گذاشته است و مردم ایران باید به این دستاور خود افتخار کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iranians_Have_Inspired_People_Around_the_World/1767863.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iranians_Have_Inspired_People_Around_the_World/1767863.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 02 Jul 2009 18:01:30 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6C20C011-BB4D-4906-BFF9-926B9824D9F0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>واتسلاو هاول: نباید نفت را به حقوق مردم ایران ترجیح داد</title>
            <description>واتسلاو هاول، رئيس جمهوری پيشين جمهوری چک هنوز هم به شکل فعالی از حقوق بشر و دمکراسی در سراسر جهان حمايت می کند، از بلاروس گرفته تا برمه. آقای هاول در گفت‌وگویی با راديو اروپای آزاد- راديو آزادی در مورد بحران سياسی پس از انتخابات ايران می‌گوید امیدوار است که کشتاری اتفاق نیفتد. ‌ واتسلاو هاول، رئيس جمهوری پيشين جمهوری چک  هنوز هم به شکل فعالی از حقوق بشر و دمکراسی در سراسر جهان حمايت می کند، از بلاروس گرفته تا برمه. آقای هاول در گفت‌وگویی با راديو اروپای آزاد- راديو آزادی در مورد بحران سياسی پس از انتخابات  ايران می‌گوید امیدوار است که کشتاری اتفاق نیفتد. ‌   آقای هاول از قول شما نقل شده که انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به مقام رياست جمهوری را نگران کننده می دانيد. چرا؟    واتسلاو هاول:  شناخت من از او بر مبنای بيانات و سخنرانی‌های اوست که در رسانه‌ها منعکس شده‌اند.البته من به هنگام اين سخنرانی‌ها در محل نبوده‌ام. اما آن‌ها بيانات خطرناکی بودند و من به خوبی نگرانی ايجاد شده تحت تاثير اين چنين سخنانی را درک می‌کنم.  البته بايد اين نکته را اضافه کنم که از نظر من بين فرهنگ‌ها، اديان و يا تمدن‌های گوناگون هيچگونه کشمکشی وجود ندارد. آنچه که من می‌بينم  سماجت و تعصب‌های افراد است. اين گونه تعصب‌ها در دنيای مدرن امروزی که دسترسی به انواع ابزارهای ويرانگر- از جمله سلاح هسته‌ای- ميسر است هزاران بار از تعصبات قرون وسطی و يا دوران‌های گذشته خطرناک‌تر است. به همين خاطر است که به اعتقاد من نگرانی در مورد احمدی نژاد به حق است.    مطمئن ام که شما تظاهرات اعتراضی روزهای اخير در تهران و شهرهای ديگر را دنبال می‌کنيد. بسياری در ايران معتقدند که در رای گيری تقلب‌های بزرگی صورت گرفته است. قضاوت شما چيست؟   مسلما من در موقعيتی نيستم که موضوع تقلب را تشخيص دهم. اما امکان دارد چنين بوده باشد. چنين مسايلی بعيد نيست. من فقط می‌توانم با معترضين همدلی کنم و اميدوار باشم که کشتاری اتفاق نيافتد.     به نظر شما جامعه جهانی و به خصوص غرب در اين مورد بايد چگونه واکنش نشان دهد؟   من قصد توطئه ندارم. اما مسلما راه‌های متعددی برای منزوی کردن اين رژيم وجود دارد، به عنوان مثال از طريق اعمال تحريم‌های گوناگون. اين مجازات‌ها بايد به دقت سنجيده شوند که عليه مردم نباشد بلکه اين نوع حکومت را هدف بگيرند.  و در عين حال اعلام همبستگی با فعالان حقوق بشر، دانشجويان و سايرين بسيار مهم است. در مجموع بگويم که نفت نبايد مهمتر از حقوق بشر باشد.    شما در ايران شناخته شده هستيد و از سوی بسياری مورد احتراميد. مستقيما به مردم ايران چه خواهيد گفت؟   من خواهم گفت که با آنها احساس همدلی دارم، برای آنها آرزوی موفقيت می کنم و به آنها توصيه می کنم که اگر باوجود تمام تلاش‌ها فورا به موفقيت نرسيدند دچار نااميدی نشوند.  مبارزه‌های جاری آنها به نوبه خود مهم هستند چون همواره و هرگونه تلاشی برای اهداف خوب يک ارزش والا است. اين مبارزه‌ها ممکن است در آينده نقش و تاثير خود را نشان دهد، خدا می داند که چطور و در چه زمانی. اما نمی‌توان برای آن زمان مشخصی تعيين کرد. حداقل در تجربه ما- چکسلواکی- که چنين بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Havel_Iran_Elections/1757128.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Havel_Iran_Elections/1757128.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 18 Jun 2009 14:36:54 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C80AFE05-21AF-4CE3-8BA6-6689829B8D2C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تازه‌ترین خبر هسته‌ای ایران؛ &#171;مانعی برای مذاکره با آمریکا نیست&#187;</title>
            <description>باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی اخیر خود، تنها به کنترل شدیدتر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و از توقف غنی سازی حرفی به میان نیاورد. دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد معتقد است: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند و از این رو می‌توان گفت که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;از هنگامی که باراک اوباما پست ریاست جمهوری آمریکا را بر عهده گرفته، امید به شکسته شدن یخ روابط میان آن کشور کشور با ایران، پس از ۳۰ سال خصومت و تنش، بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است.   آقای اوباما از تمایلش برای مذاکره مستقیم با رهبران جمهوری اسلامی خبر داده و برخلاف دولت بوش، پذیرفته تا همراه با دیگر کشورهای عضو شورای امنیت و آلمان بصورت مستقیم و فعال در مذاکرات هسته‌ای با ایران شرکت کند.   اما دولت ایران روز بیستم فروردین  خبرهای جدیدی را درباره فعالیت‌های هسته‌ای‌اش اعلام کرد ؛ افتتاح کارخانه سوخت هسته‌ای اصفهان، بسته بندی سوخت و آماده کردن آن برای قرار گرفتن در رآکتورها و آزمایش دو نوع سانتریفیوژ جدید با ظرفیت چند برابر، از جمله مطالبی بود که آقای احمدی نژاد و غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کردند.   پیتر کریل، کارشناس مسائل هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن بر این باور است که این خبرها در صورت تایید، می‌توانند نگران کننده باشند. او در گفتگو با رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، می‌گوید: &#171;در گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نسل جدیدی از سانتریفیوژها اشاره نشده بود. اگر آژانس ادعاهای ایران را در این زمینه تایید کند و مشخص شود که ایران می‌تواند با سرعت بالاتری اورانیوم را غنی کند، این موضوع می‌تواند نگرانی‌های موجود را افزایش دهد.&#187;    پیتر کریل، کارشناس مسائل هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن: &#171;در گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نسل جدیدی از سانتریفیوژها اشاره نشده بود. اگر آژانس ادعاهای ایران را در این زمینه تایید کند و مشخص شود که ایران می‌تواند با سرعت بالاتری اورانیوم را غنی کند، این موضوع می‌تواند نگرانی‌های موجود را افزایش دهد.&#187; ... دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند. آنها مطالبی را گفتند که ما از قبل می‌دانستیم و از این رو می‌توانید مطمئن باشید که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;  اما دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد، خبرهای اعلام شده از سوی مقام‌های ایرانی را این بار برخلاف همیشه نه تنها نگران کننده نمی‌داند، بلکه تاحدودی آن را مایه آرامش خاطر می‌داند. او به رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، می‌گوید: &#171;بسیاری از خبرهای اعلام شده بازیافت مطالبی بود که پارسال یا پیش از آن اعلام شده بود. آغاز به کار کارخانه سوخت هسته‌ای تابستان قبل اعلام شده بود. خبر آزمایش سانتریفیوژهای پیشرفته هم دست کم یک سال پیش منتشر شده بود. درباره تعداد سانتریفیوژها هم پیش از این گفته شده بود که شش هزار سانتریفیوژ نصب شده، الان گفته شده هفت هزارتا. تفاوت زیادی بین این دو وجود ندارد و احتمالاً در این باره اغراق هم شده است. اما آنچه مایه آسایش خاطر است، این است که من در ماه‌های گذشته نگران بودم آقای احمدی نژاد در این روز اعلام کند سانتریفیوژهای پیشرفته‌ای در تونل‌های زیرزمینی نظنز به کار گرفته شده اند. این خبر می‌توانست مایه وحشتی بسیار و باعث برآشفتگی اوباما بشود.&#187;  شاید دولت آمریکا نیز در ارزیابی خود از خبرهای هسته‌ای جدید ایران، با آقای آلبرایت هم نظر است، چراکه برخلاف گذشته که مقام‌های آمریکایی در چنین مواردی با انتقاد از گسترش فعالیت‌های هسته‌ای ایران، خواستار توقف آن می‌شدند، این بار از چنین موضع‌گیری خودداری کردند.   پیتر کریل می‌گوید: &#171;به نظر من خبرهای اعلام شده از سوی ایران به معنای ورود این کشور به یک فاز جدید نیست. چراکه این پرسش همچنان مطرح است که آیا ایران می‌تواند شمار زیادی از این سانتریفیوژها را تولید کند و همچنین مواد لازم برای آنها را هم به صورت انبوه تولید کند یا نه؟&#187;   کارشناسان پرسش‌های دیگری را نیز درباره برنامه اتمی ایران مطرح می‌کنند و عدم شفافیت در این برنامه را نگران کننده می‌دانند.   دیوید آلبرایت می‌گوید: &#171;برای مثال ایرانی‌ها به کسی نمی‌گویند که کجا سانتریفیوژ می‌سازند و بازرسان اجازه ندارند از این محل‌ها دیدن کنند.&#187;  مراکز هسته‌ای محرمانه ای در ایران هست. مراکزی که هم در زمینه غنی سازی و هم در زمینه رآکتورها فعالیت دارند. بطور مثال درمورد نیروگاه اراک، مشخص نیست در کجا تجهیزات مربوط به  این نیروگاه ساخته می‌شود.&#187;  یکی از سرچشمه‌های تنش میان ایران و آمریکا در سال‌های اخیر برنامه هسته‌ای ایران بوده است. اما آیا اظهارات مقامهای ایرانی در روز بیستم فروردین، به تشدید این تنش منجر می‌شود و بر تصمیم دولت اوباما برای گفت‌وگوی مستقیم با سران جمهوری اسلامی ایران تاثیری خواهد داشت؟ گرچه دیوید آلبرایت همیشه با تردید زیادی درباره برنامه هسته‌ای ایران سخن می‌گوید، این بار زیاد بدبین نیست.   دیوید آلبرایت می‌گوید: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند. آنها مطالبی را گفتند که ما از قبل می‌دانستیم و از این رو می‌توانید مطمئن باشید که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;  آقای آلبرایت در عین حال بر این باور است که برای موفق بودن مذاکرات ایران باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. اینکه آیا دولت آمریکا امروز هم همچون گذشته چنین خواسته‌ای دارد یا خیر، هنوز مشخص نیست.   باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی اخیر خود، تنها به کنترل شدیدتر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و از توقف غنی سازی حرفی به میان نیاورد. [ بیشتر بخوانید:    واکنش آمريکا به خبر پیشرفت های هسته ای ایران  ]</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Nuc_Obama/1608269.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Nuc_Obama/1608269.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 14 Apr 2009 14:01:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3D96F030-4382-4BEE-8C0C-F4FF70BA44BE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;دموکراسی فیس بوکی&#187;</title>
            <description>از حدود یک ماه پیش، کاربران اینترنت در ایران خبر دادند که فیلترینگ وب‌سایت ارتباطی-اجتماعی فیس بوک رفع شده است. علت فیلتر شدن فیس بوک، و اکنون بازشدن آن مشخص نیست. ابراهیم نبوی، روزنامه‌نگار و از جمله چهره‌های معروف ایرانی که که خود در فیس‌بوک گروهی را برای بحث در مورد اصلاحات در ایران ایجاد کرده است، در گفت‌وگویی با رادیو فردا از فیس‌بوک می‌گوید... و باز هم بیشتر.از حدود یک ماه پیش، کاربران اینترنت در ایران خبر دادند که فیلترینگ وب‌سایت ارتباطی-اجتماعی فیس بوک رفع شده است. علت فیلتر شدن فیس بوک، و اکنون بازشدن آن مشخص نیست.  دولت ایران تا کنون وب‌سایت‌های مختلفی را در ایران فیلتر کرده است. دامنه فیلترینگ از سایت‌های پورنوگرافیک تا سایت‌های خبری را در برمی‌گیرد. در عین حال نیروهای امنیتی و قضایی ایران، گروهی از وبلاگ‌نویسان را نیز بازداشت کرده‌اند.   سازمان غیر دولتی &#171;گزارشگران بدون مرز&#187; دولت ایران را در کنار ۱۱ کشور دیگر به عنوان یکی از دشمنان اینترنت معرفی کرده است.    با این همه برداشتن فیلترینگ از فیس بوک  باعث خوشحالی آن دسته از ایرانیانی شده است که برای ارتباط با دوستان و آشنایان، و تبادل عقاید و نظرات و اطلاعات، از این سایت استقاده می‌کنند.   ابراهیم نبوی ، روزنامه‌نگار و از جمله چهره‌های معروف ایرانی که که خود در فیس‌بوک گروهی را برای بحث در مورد اصلاحات در ایران ایجاد کرده است، در گفت‌وگویی با رادیو فردا از فیس‌بوک می‌گوید... و باز هم بیشتر:   نمی دانم [چرا فیس بوک رفع فیلتر شده است] ولی اميدوارم دولت به اين مصاحبه گوش نکند و به آن فکر نکند و دوباره يادش نيافتد که آن را (فیس بوک) تعطيل کند.   اين طور نيست که فقط افرادی که مخالف حکومت ایران هستند به اينترنت نياز دارند تا با ايرانی‌ها ارتباط داشته باشند. بلکه جريان مذهبی و دينی موجود هم که می‌خواهد لشگرکشی آن در دنيا بر اساس ارتباط با افکار عمومی باشد، به اينترنت نياز دارد.         &#171;اميدوارم دولت به اين مصاحبه گوش نکند و به آن فکر نکند و دوباره يادش نيافتد که آن را (فیس بوک) تعطيل کند&#187; (عکس از نیک‌آهنگ کوثر)   يعنی اين طور نيست که فقط ما نياز داشته باشيم با چند نفر در ايران حرف بزنيم، بلکه آقای مصباح يزدی هم به اينترنت نياز دارد تا بتواند با طرفداران اين نوع اسلامی که او می‌گويد در ايتاليا، بریتانیا و تمام دنيا حرف بزند.  بنابراين دولت ایران برای بقای خود احتياج دارد که درها را باز کند و البته اگر درها را باز کند، ما هم می‌توانيم از آن عبور کنيم.    شما يک گروه در اينترنت راه انداخته‌ايد به نام &#171;ايران ما&#187;؛ با چه هدفی اين گروه را راه انداخته‌ايد؟   يک روز صبح بر خلاف هر روز که ساعت ۱۰ و ۱۱ از خواب بيدار می‌شوم، ساعت هفت و نيم صبح بيدار شدم  و به اين مسئله فکر کردم.  قبل از اين که در فيس بوک عضو شوم، روزانه حدود ۱۰ پيام از فيس بوک می‌گرفتم که مثلا کسی خواسته بود او را اضافه کنم، در حالی که من اصلا عضو فيس بوک نبودم. بنابراين تصميم گرفتم وارد فيس بوک شوم و وقتی عضو شدم، احساس کردم اين راه بسيار خوبی است.  ما يک مشکل بسيار جدی داريم و آن اين است که ۲۰۰ يا ۳۰۰ سال پيش مرکز عبور و مرور و روابط در دنيا بوديم، به خصوص در روابط تجاری و بازرگانی و اقتصادی و به اين معنی بود که فرهنگ های مختلف هم وارد می‌شد.   ما مرکز جاده ابريشم بوديم و اين جاده ابريشم به دليل گسترش راه‌های دريايی از بين رفت و ما ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال از دنيا دور افتاديم زيرا ديگر در مرکز عبور و مرور نبوديم و فقط خودمان بوديم و خودمان.          ابراهیم نبوی: &#171; به نظر من فيس بوک هم يک راه است و يک مکان مجازی برای برقراری ارتباطات انسانی، فکر کردن، حرف زدن، نظر دادن و نظر گرفتن.  اين راه بسيار مفيد است و فکر می‌کنم برای ما که دچار بحران ارتباطی هستيم، غنيمتی است. &#187;   اکنون ما بايد اين فاصله را درست کنيم و اينترنت يکی از راه‌های آن است. ۱۰ سال پيش زمانی که سايت گويا درست شد، توانست يک مرحله ما را جلو ببرد، زيرا چهارراه خبری بسيار خوبی ايجاد کرد.   وقتی سايت بالاترين نيز راه افتاد، برای ما يک اتفاق مهم پيش آمد و کسی چون من که در خارج از کشور زندگی می‌کردم، اين شانس را پيدا کردم که با يک طلبه که در قم ساکن است و چت می کند و از انديشه های خود دفاع می‌کند، حرف بزنم.   به نظر من فيس بوک هم يک راه است و يک مکان مجازی برای برقراری ارتباطات انسانی، فکر کردن، حرف زدن، نظر دادن و نظر گرفتن.  اين راه بسيار مفيد است و فکر می‌کنم برای ما که دچار بحران ارتباطی هستيم، غنيمتی است.  ضمن اين که اصلا به اين مسئله فکر نمی‌کنم  که لازم است از آن استفاده سياسی بکنيم و يا فکر کنيم يک ابزار سياسی است، بلکه يک ابزار ارتباطی و انسانی است.   البته می‌توان از آن استفاده سياسی هم کرد. در حقيقت اين گروهی که شما راه انداخته ايد، برای بحث پيرامون اصلاحات درايران است و اعضايی هم از ايران داريد و من می‌بينم که بيش از دو هزار عضو دارد.   بله، به نظر من اگر اعضای گروه کمی روی تبليغات آن کار کنند، بسيار بيش از اين‌ها می تواند عضو بگيرد.   مثلا من ديروز موضوعی را به بحث گذاشته بودم در مورد اين که ايران را با چه کلماتی توصيف می‌کنيد. از ديروز صبح تا امروز صبح، حدود ۱۵۰ نظر آمده بود. يا مثلا روز قبل موضوعی در مورد اين که چرا از ايران می‌رويد و چرا به آن باز می‌گرديد. اين مسئله مهمی است که ما بدانيم فقط نظر من وجود ندارد، بلکه نظر کسی که از ايران رفته و هرگز نمی‌خواهد بازگردد هم وجود دارد و همچنين نظر کسی که در ايران مانده و با هر بدبختی می خواهد کشور خود را به يک کشور آزاد تبديل کند.    يعنی نوعی ترويج دموکراسی يا ترويج فيس بوکی دموکراسی؟   دقيقاً همين طور است و مهم‌تر از آن تحمل کردن ديگران.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nabavi_Facebook/1509507.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nabavi_Facebook/1509507.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 13 Mar 2009 16:20:08 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nabavi_Facebook/1509507.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4D0B3238-6E87-448D-BDAE-3AAE557DBBCB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نامه‌های&#187; سینمایی &#171;به رئیس جمهور&#187;</title>
            <description>&#171;نامه‌هایی به رئيس جمهور&#187; عنوان فيلم مستندی  در مورد سفرهای استانی محمود احمدی‌نژاد است. پتر لوم کارگردان چکی-کانادایی این فیلم، تنها گزارشگر غربی است که اجازه پيدا کرده محمود احمدی نژاد را در اين سفرها همراهی کند.&#160;&#171;نامه‌هایی به رئيس جمهور&#187; عنوان فيلم مستند جديدی است در مورد رئيس جمهوری جنجالی ايران محمود احمدی‌نژاد. پتر لوم کارگردان کانادايی&#160;ـ چک توانست از مقامات ايران اجازه بگيرد تا در سفرهای استانی محمود احمدی نژاد را همراهی کند و از سخنرانی‌ها و ديدارهای او با مردم مناطق و شهرهای مختلف ايران و نامه‌هايی که آنها در مورد خواسته‌ها و نيازهای خود به رييس جمهوری می‌نوشتند فيلمبرداری کند. اين فيلم مستند ۷۲ دقيقه‌‌ای اخيراً در جشنواره فيلم برلين به نمايش درآمد. پتر لوم که تنها گزارشگر غربی است که اجازه پيدا کرده محمود احمدی نژاد را در اين سفرها همراهی کند در گفتگويی با راديو آزادی گفت ميزان دسترسی او به رئيس جمهوری ايران محدود بود ولی برای نگاهی از درون به روش‌های منحصر به فرد يکی از جنجالی‌ترين رهبران سياسی جهان کافی بود.    			 				  &#160;  					 بیشتر ببینید:    وب‌سایت پتر لوم     			 		شما توانستيد در کاری موفق شويد که اوليور استون (کارگردان سرشناس آمريکايی که کوشيد فيلمی در مورد احمدی نژاد بسازد) نتوانست آن‌ را انجام دهد. به شما اجازه داده شد که يک فيلم مستند در مورد رئيس جمهور ايران بسازيد. شما تا چه حد به او نزديک شديد و چه مدتی را با وی بوديد؟   نزديکی من به او در عمل بسيار محدود بود، امری که به خوبی در فيلم منعکس است. در مقاطعی من بسيار به وی نزديک هستم شايد دوربين من با وی يک متر بيشتر فاصله ندارد. اما يکی از ايده‌های اوليه تهيه فيلمی بود که نگاهی دقيق و موشکافانه به او و شيوه رهبری‌اش داشته باشد. فکر می‌کردم که اين کار مفيدی خواهد بود و شناختی دقيق‌تر از اين افراد را به‌دست خواهد داد. اما به من يک چنين اجازه‌ای داده نشد. من کلاً پنج ماه در ايران بودم و به من اجازه داده شد که چهار بار رئيس جمهوری ايران را در سفرهای استانی‌اش همراهی کنم. اما ميزان نزديکی من به او و آزادی عمل من درست مثل گزارشگران ايرانی بود. عملاً با من مثل يک گزارشگر ايرانی برخورد می‌شد. حدود ۴۰ گزارشگر در اين سفرها آقای احمدی نژاد را همراهی می‌کردند.   نگران نبوديد که ممکن است از حضور شما و فيلم‌تان برای تبليغات دولتی بهره‌برداری شود؟   مسلماً تهيه يک چنين فيلم‌هايی مشکلات فراوانی دارد و تلاش حکومت برای اثرگذاری بر مضمون آن يکی از همين مشکلات است. همه حکومت‌ها می‌خواهند تصوير بهتر و مثبت تری از خود ارائه دهند و در ايران هم مثل هر جای ديگر دنيا اين کار را می کنند. به عنوان مثل پرس ‌تی‌وی در پوشش خبر نمايش فيلم من در جشنواره برلين اين تيتر خبری را انتخاب کرد: &#171;احمدی نژاد به جشنواره برلين می رود&#187;. واقعاً خنده دار است . آنها حتی فيلم را نديده‌اند، تنها نکته ای که برای آنها مهم است اين است که از طريق اين فيلم تبليغات و پوشش خبری به دست بياورند. من از آغاز کار برای آنها مشخص کردم که يک گزارشگر و فيلمساز مستقل هستم و برای هيچ کس کار نمی کنم از جمله برای آنها.   آيا مسئولان ايرانی تلاشی کردند تا با اثرگذاری بر فيلم شما تصوير بهتری از محمود احمدی‌نژاد ارائه شود؟   آنها به شيوه ای زيرکانه و ملايم در تمام مدت چنين تلاشی داشتند و از همين طريق کنترل گزارشگرانی مثل من پيش می رود، که امری بديهی در اين نوع کار است. آغاز اين پروژه برای آنها جالب و مثبت بود و از ابتدا به آن علاقه‌مند بودند. روشی که من اين ايده را به آنها ارائه کردم اين بود که می خواهم &#171;روی پوپوليسم رئيس جمهوری تمرکز کنم و ببينم که معنای آن چيست؟&#187; پيشنهاد من اين بود که توجه اصلی فيلم را روی نامه نگاری به رئيس جمهور و مراکز ويژه اين کار متمرکز کنم. آنها در عين حال به دنبال ايجاد مرکزی برای ارتباط تلفنی مردم با رئيس جمهوری بودند و من برای آن هم تقاضای خود را مطرح کردم. فکر می‌کنم تفاوت پيشنهاد من با موضوعات هميشگی که ديگر گزارشگران خارجی مطرح می‌کنند – فرضاً برنامه هسته‌ای يا ديدگاه‌های رئيس‌جمهوری ايران در مورد اسرائيل که هزاران بار تکرار شده است – باعث شد که مقامات ايرانی با طرح من موافقيت کنند. اما در مقطعی آنها مخالفت خود را با بخشی از فيلم‌هايی که من تهيه کرده بودم ابراز کردند که من هم از زبان مترجم خود به آنها گفتم :&#171;من برای شما کار نمی کنم . اگر می‌خواهيد يک فيلم تبليغاتی برای شما بسازم بايد به من پيشنهاد بدهيد، شايد پيشنهادتان را بررسی کردم.&#187;   می توانيد نمونه‌ای از آن صحنه‌هايی که مقامات ايرانی با آن مخالف بودند را ذکر کنيد؟   نزديک به پايان فيلم صحنه‌هايی هست که گروهی از جوانان نارضايتی و مخالفت خود را با حکومت علناً ابراز می کنند. خيلی صريح رو به دوربين می گويند &#171;اين يک جامعه آزاد نيست. سانسور از هميشه بدتر است. اين يک نظام دمکراتيک نيست.&#187;   در مورد نحوه تماس احمدی‌نژاد و ملاقات حضوری وی با مردم چه فکر می کنيد؟ فکر می کنيد او به سادگی با مردم ارتباط می‌گيرد؟   در حقيقت آنچه که در مورد او می توان گفت اين است که يک سياستمدار بسيار کارآمد والبته به عنوان يک پوپوليست بسيار موفق است. شما در فيلم می‌بينيد که او به سوی مردم می‌رود و آنها را در آغوش می‌گيرد و به آنها بسيار نزديک می‌شود. البته او تعدادی محافظ دارد ولی به سادگی به ميان جمعيت می‌رود و مردم اين را دوست دارند. برخی در ايران به من می‌گفتند شمارجمعيتی که برای ديدار و سخنرانی های او گردمی آيند از موارد مشابه در مورد رئيس جمهور قبلی بسيار بيشتر است. البته نمی توان به صحت اين حرف‌‌ها اعتماد کرد. اما گزارشگرانی که مثل من سفرهای استانی محمود احمدی نژاد را پوشش می‌دادند به من می گفتند که شمار جمعيتی که برای ديدن وی در مناطق روستائی گرد می‌آيند بيشتر است.         صحنه‌ای از فیلم    فکر می‌کنيد که اين اجتماعات تا چه حد ساخته و پرداخته حکومت بود؟   نکته همين است. من هر آنچه که می‌توانستم فيلم‌برداری کرده‌ام و اين نکته دقيقاً پيچيدگی اين فيلم است که شما هيچگاه دقيقاً نمی‌توانيد تشخيص دهيد چقدر از اين استقبال و محبوبيت واقعی است. در آغاز فيلم شما صحنه‌ای از اين اجتماعات را می‌بينيد، زنانی در شهر قم، که فرياد می‌زنند &#171;ما از آمريکا متنفريم. ما رهبرمان را دوست داريم. ما احمدی‌نژاد را دوست داريم. تحريم‌ها اثری بر ما ندارد&#187;. اين زنان در ادامه می‌گويند &#171;ما ثروتمنديم. يک عالمه مرغ و غذا داريم&#187;. اما در همان صحنه‌ها يک نفر از افرادی که مواظب من است را می‌بينيد که به سايرين می گويد &#171;رو به اين دوربين چيزی نگوييد.&#187;  يا صحنه‌هايی ديگر در فيلم هست که شما زنانی را می بينيد که می گويند&#171;ما نبايد چيز بدی بگوييم، حواست باشد هر چه که می‌گوييم خوب و مثبت باشد. اما اصلاً قرار است چی بگوييم.&#187; بنابراين دقيقاً نمی توان گفت که تا چه حد اين اجتماعات فرمايشی بودند.  اما در عين حال دوستان من در تهران با ديدن اين فيلمها از ابعاد جمعيت و ميزان اشتياق آنها برای ديدار با احمدی‌نژاد تعجب می‌کردند. دوستانی که دل خوشی از حکومت ندارند به من می‌گفتند بخش اعظم اين جمعيت توسط نهادهای وابسته به دولت بسيج شده و يا به اجبار به اين اجتماعات آورده می‌شوند. اما من فکر نمی‌کنم که اين تمام حقيقت باشد به‌خصوص در مناطق روستايی چنين برداشتی نداشتم.   مردم در مورد چه مسائلی می خواستند با محمود احمدی نژاد صحبت کنند؟ موضوعات اصلی در نامه‌های آنها مسائل اقتصادی بود و يا به مسائل اجتماعی هم می پرداختند؟   اکثر آنها مردم فقيری هستند که درخواست کمک اقتصادی می کنند. يکی از گوياترين صحنه‌های فيلم زمانی است که مردی می‌آيد و می‌گويد می خواهد تعدادی گوسفند بخرد و در نامه‌اش به رئيس‌جمهوری وامی برای خريد اين گوسفند طلب می‌کند. نامه‌های فراوانی بود و می‌شد گزارش‌‌های جالبی در مورد آنان ساخت ولی به ما اجازه داده نشد که ماجراهای زندگی اين افراد را دنبال کنيم. آنها نامه يک جوان ۱۶ ساله را به ما نشان دادند که می خواست ازدواج کند. داستانی شبيه به عشق روميو و ژوليت. والدين آنها با ازدواج آنها موافق نبودند. و يا نامه ديگری بود از يک بسيجی جوان که موشکی را برای نيروهای مسلح اختراع کرده است اما چون مورد پسند فرد مسئول مربوطه نيست نمی‌تواند به دانشگاه راه يابد. داستان‌های جالب بسياری نظير اين‌ها بود. اما اگر اشاره شما به نامه موسوم به &#171;يک ميليون امضا&#187; است که خواستار تغيير قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان است، نه خير، چنين نامه‌هايی را به ما نشان نمی‌دادند.   شما به مرکز پاسخ به نامه ها چقدر دسترسی داشتيد؟ و اين مرکز چقدر فعال و کارآمد است؟   دولت سعی دارد اين را به عنوان يک سيستم بسيار مؤثر جلوه دهد. آنها مدعياند که به &#171;۷۶ درصد از حدود ۱۰ ميليون نامه‌ای که به آنها نوشته شده پاسخ گفته اند&#187; به نظر من اين خيلی مضحک است. من در تجربه کوتاه خود چنين برداشتی نداشتم. نکته ديگر مشکل حضور و دسترسی ما دراين مراکز بود. ما حدود ۴ ماه آنجا بوديم و تقريباً هر روز کار می کرديم. مرتب با اين مرکز نامه‌ها به رئيس جمهور، تماس می‌گرفتيم و آنها به ما وعده دسترسی می دادند ولی بعد از ماه‌ها معطلی هيچ کدام از اين وعده‌ها عملی نشد.   شما در مدت تهيه اين فيلم چه چيزهايی در مورد ايران ياد گرفتيد؟   خيلی چيزها. جوانان ايران به‌خصوص در تهران بسيار ناراضی هستند و اين به خوبی در فيلم منعکس شده است. به نظرم بايد در اين مورد کار جدی صورت بگيرد چون سيستم فعلی اصلاً عملی و پاسخگو نيست. موضوع بعدی مشکلات اقتصادی و معيشتی مردم است و اين نکته را باز شما در فيلم به‌خوبی می‌بينيد. برخی از تأثيرگذارترين صحنه‌های فيلم مربوط به همين مشکلات است. و بالاخره در مورد ساختار و عملکرد خود رژيم هم من نکات فراوانی را دريافتم. بخشی از آن در فيلم منعکس شده است. از خلال تماس با مقامات و مسئولان حکومتی متوجه شدم که برای اکثر آنها اين موضوع که ايران در محاصره دشمن است و اينکه قدرت‌های خارجی هميشه عليه ايران توطئه کرده و يا هويت مستقل ايران را ناديده می‌گيرند يک مسئله جدی است. به همين خاطر به نظر من تغيير اين جو بی اعتمادی و سوء ظن به تلاش فراوانی نياز دارد. همه اين‌ها برای من بسيار جالب بودند و با وجودی‌ که در مورد همه اين مسايل مطالعه کرده بودم ولی مواجه شدن با آنان از نزديک تجربه‌ای کاملاً متفاوت بود.   آيا احمدی نژاد اين فيلم را ديده است؟ آيا مقامات چيزی در مورد فيلم و يا نظر وی در مورد فيلم به شما گفته اند؟    من حدود ۸۵ تا ۹۵ درصد از نسخه اديت نشده را به يکی از معاونان رئيس جمهور نشان دادم . او با بخشی از آن موافق نبود، بخصوص از اديت نشدن فيلم خوشش نيامد و فکر می کرد که من فيلمساز خوبی نيستم. و البته مشکل ديگر از نگاه او اين بود که فيلم من يک تصوير مثبت از رئيس جمهور نيست و صحنه‌های انتقادی فراوانی دارد. ولی بعد ما نسخه اديت شده ای را برای مشاور رسانه‌ای رئيس جمهور فرستاديم که ظاهراً از بخش‌های فراوانی از فيلم راضی بود و اين نسخه را به رئيس جمهور هم نشان دادند. آنها به ما گفتند که احمدی‌نژاد فيلم را ديده و از آن خوشش نيامده چون ايران را يک کشور فقير تصوير کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f10_PeterLom_LetterstoPresident/1503417.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f10_PeterLom_LetterstoPresident/1503417.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Mar 2009 19:59:28 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5148EED2-F495-49C9-A03F-9E5340CBA238_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;لودرها&#187; در مقبره درویش ناصر علی</title>
            <description>گزارش‌های رسیده از ایران حاکی است که سحرگاه چهارشنبه، سی‌ام بهمن، محل برگزاری مراسم دراویش در اصفهان تخریب شده است. حسینیه دراویش در کنار &#171;مقبره درویش ناصرعلی&#187; در تخت فولاد اصفهان قرار داشت که مکانی تاریخی به شمار می‌رود. ظاهرا در جریان این تخریب به خود مقبره آسیبی نرسیده استگزارش‌های رسیده از ایران حاکی است که سحرگاه چهارشنبه، سی‌ام بهمن، محل برگزاری مراسم دراویش در اصفهان تخریب شده است.  حسینیه دراویش در کنار &#171;مقبره درویش ناصرعلی&#187; در تخت فولاد اصفهان قرار داشت که مکانی تاریخی به شمار می‌رود. ظاهرا در جریان این تخریب به خود مقبره آسیبی نرسیده است. 			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   &#171;حسینیه دراويش گنابادی در اصفهان تخريب شد&#187;     			 		  به نوشته وب‌سایت مجذوبان نور از اصفهان، در ساعت یک بامداد چهارشنبه حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای امنیتی پس از ورود به سالن اجتماعات دراویش، و جمع‌آوری کتابخانه و تمامی وسایل موجود در این محل، کلیه ساختمان‌های اطراف مقبره را با بولدوزر تخریب کرده‌اند.  در همین باره گفت‌وگوی رادیو فردا با یکی از دراویش اصفهان را در زیر می‌خوانید:     گفت‌وگو با عبدالصالح لقمانی، یکی از دراویش اصفهان، را بشنوید      رادیو فردا:‌ آقای لقمانی! ماجرای تخریب این محل چه بوده است؟    عبدالصالح لقمانی:  این مزار جناب آقای ایزدگشسب درویش ناصرعلی در تخت فولاد اصفهان است. تخت فولاد یکی از سه مقبره بزرگی است که در یونسکو ثبت شده است. جزو سه مقبره بزرگ حساب می‌شود. اینجا جزو آثار میراث فرهنگی به ثبت رسیده بود.  در سال ۸۳ آقای رهبر انقلاب آمدند آنجا و دستور دادند که به طور کلی هیچ‌گونه تغییر و تحولی در این تخت فولاد انجام نشود.  ولی متأسفانه دیشب، بین ساعت یک تا دو بعد از نیمه‌شب، غافلگیر کردند فقرا را. مجالس فقرا در اینجا چندین سال بود که برگزار می‌شد.  سه تا لودر از طریق شهرداری آوردند آنجا و چند نفری را که آنجا بودند دستگیر کردند و بردند و موبایل‌هایشان را گرفتند. برق و آب را قطع کردند و شروع کردند به تخریب دیوارهای اطراف مزار.             شیشه‌های مزار را شکستند؛ کتابخانه‌ای که کتاب‌های مربوط به عرفا و قرآن و اینها بود اینها را تخریب کردند؛ سالن بزرگی که مجالس شب‌های جمعه و دوشنبه و سحرهای جمعه به طور رسمی در آنجا برگزار می‌شد تخریب کردند؛ تمام اموال آنجا فرش و اینها را متأسفانه غارت کردند و بردند. یک سری از لباس شخصی‌ها، نیروهای ویژه این کارها را کردند.   وقتی این اتفاق افتاد شما خودتان شاهد بودید؟ آنجا بودید و همه را خودتان دیدید؟    عبدالصالح لقمانی:  بله، بله.   و اصلا توضیح دادند که چرا تخریب می‌کنند؟    عبدالصالح لقمانی:  توضیحی ندادند. از دیوارها پریدند تو و موبایل های بچه ها را گرفتند، تلفن را قطع کردند و سریع کار را انجام دادند و رفتند. و بعد هم مانع شدند که فقرا که فهمیده بودند آمده بودند، تجمع کنند.   فکر می‌کنید علت این اقدام‌شان چه بود؟    عبدالصالح لقمانی:  علتش... کاری که در قم کردند؛ کاری که در بروجرد کردند. قبلاً هم، در سال ۸۱، می‌خواستند این کار را انجام بدهند که فقرا ممانعت کردند.  و وقتی که آقای رهبر انقلاب آمدند تخت فولاد، گفتند این آثار اینجا باید حفظ شود، کسی دست بهش نزند، تخریب نکند.  متأسفانه بعد از آن سال آقایان، شورای شهر و مسئولان که آنجا بودند تصمیم گرفتند و غافلگیر کردند ما را در اینجا.   یعنی الان این محل بکلی تخریب شده است؟    عبدالصالح لقمانی:  بله؛ به طور کلی. سالنی که حدود ۱۵۰۰ متر بوده، تمام تشکیلات برگزاری مراسم و عزاداری‌ها، سوگواری‌ها و مجالس شب‌های دوشنبه و جمعه را تخریب کردند.   آیا پیش از این فشارهایی بر دراویش در اصفهان بود؟    عبدالصالح لقمانی:  بله؛ قبلا حسینیه ما را، در خیابان کاوه، نگذاشتند برگزار کنیم. اینجا که حدودا هفت هشت ده سال در اینجا مستقر شده بودیم، درش هم باز بود تمام افراد می‌رفتند و می‌آمدند و مشکلی هم نداشتیم.   تهدیدی نشده بود قبلا؟    عبدالصالح لقمانی:  هیچ تهدیدی نشده بود. نه.   آیا پیش از این اتفاق سخت‌گیری‌های دیگری بر دراویش بود؟‌مثلا بازداشت یا از این قبیل؟    عبدالصالح لقمانی:  قبلا افرادی از فقرا را می‌خواستند؛ که سؤال جواب کنند؛ ولی به این شکل جدی نبود.   شما در واکنش به این مسأله چه اقدامی قصد دارید انجام دهید؟    عبدالصالح لقمانی:  واگذار کردیم به مسئولان تا ببینیم چه می‌شود. فعلا فقرا آنجا جمع هستند تا ببینیم چه می‌شود.   دیشب چند نفر را دستگیر کردند؟    عبدالصالح لقمانی:  پنج نفر. حدود ساعت شش اینها را آزاد کردند.   پس همه را آزاد کردند؟      عبدالصالح لقمانی:  بله.   آیا به آنها اتهامی هم زده‌اند؟ به آنها چه گفته‌اند؟    عبدالصالح لقمانی:  هیچ حرفی نزدند؛ فقط گرفتندشان که تماس نگیرند فقرا را خبر کنند که بیایند آنجا تجمع کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Dervishes_Isfahan/1495744.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Dervishes_Isfahan/1495744.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 19 Feb 2009 12:58:03 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f1_Dervishes_Isfahan/1495744.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DEAD2216-94A3-4DD1-A309-C129C340532E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برنده نوبل صلح ۱۹۹۷: من نگران عبادی هستم</title>
            <description>&lt;p&gt;ایران روز دوشنبه پنجم ژانویه گفت در مورد امنیت شیرین عبادی نیازی به نگرانی جامعه بین‌المللی نیست و حکومت ایران امنیت خانم عبادی را مثل هر شهروند دیگری تامین خواهد کرد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت اگر خانم عبادی درخواست کند اقدامات لازم برای حفاظت از وی انجام خواهد شد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;این اظهار نظرهای مقام‌های ایرانی هم‌زمان است با افزایش نگرانی‌های گسترده در مورد امنیت خانم عبادی؛ دلیل بروز این نگرانی‌ها چند حادثه، از جمله بستن مرکز فعالیت‌های وی در تهران و تظاهرات یک گروه تندرو در مقابل منزل او بود که خانم عبادی را متهم کردند که در جریان بحران غزه، از اسرائیل جانبداری می‌کند. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;در روزهای اخیر بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، مقام‌های اتحادیه اروپا و شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر، از دولت ایران خواسته‌اند تا امنیت شیرین عبادی را تضمین کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;خانم جودی ویلیامز، برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۹۷ میلادی که همراه با شیرین عبادی و چند زن دیگر ِ برنده جایزه نوبل، انجمن زنان نوبل را در سال ۲۰۰۶ تشکیل داده‌اند، در گفت‌وگویی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می‌گوید که هنوز هم نگران سرنوشت همکار ایرانی خود است.&lt;/p&gt; ایران روز دوشنبه پنجم ژانویه گفت در مورد امنیت شیرین عبادی نیازی به نگرانی جامعه بین‌المللی نیست و حکومت ایران امنیت خانم عبادی را مثل هر شهروند دیگری تامین خواهد کرد.     حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت اگر خانم عبادی درخواست کند اقدامات لازم برای حفاظت از وی انجام خواهد شد.     این اظهار نظرهای مقام‌های ایرانی هم‌زمان است با افزایش نگرانی‌های گسترده در مورد امنیت خانم عبادی؛ دلیل بروز این نگرانی‌ها چند حادثه، از جمله بستن مرکز فعالیت‌های وی در تهران و تظاهرات یک گروه تندرو در مقابل منزل او بود که خانم عبادی را متهم کردند که در جریان بحران غزه، از اسرائیل جانبداری می‌کند.     در روزهای اخیر بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، مقام‌های اتحادیه اروپا و شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر، از دولت ایران خواسته‌اند تا امنیت شیرین عبادی را تضمین کند.    خانم جودی ویلیامز، برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۹۷ میلادی که همراه با شیرین عبادی و چند زن دیگر ِ برنده جایزه نوبل، انجمن زنان نوبل را در سال ۲۰۰۶ تشکیل داده‌اند، در گفت‌وگویی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی می‌گوید که هنوز هم نگران سرنوشت همکار ایرانی خود است.         ببینید:        گفت‌وگو با جودی ویلیامز در رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی       بشنوید:        جودی ویلیامز: هنوز نگرانیم       بیشتر بخوانید:         ماموران کلیه اسناد و مدارک موجود در دفتر شيرين عبادی را ضبط کردند         تجمع دانشجویان بسیجی در مقابل دفتر شیرین عبادی          &#171;موضوع دفتر عبادی، در حیطه امور قضایی نیست&#187;            آمریکا برخوردهای اخیر با شیرین عبادی را محکوم کرد              نگرانی دبیرکل سازمان ملل از آزار و اذیت شیرین عبادی                رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی:  دولت ایران می‌گوید نیازی به نگرانی جامعه بین‌المللی در مورد سرنوشت شیرین عبادی نیست و دولت از وی مثل هر شهروند ایرانی دیگر محافظت خواهد کرد. خانم ویلیامز واکنش شما به این اظهار نظر چیست؟ آيا نگرانی شما را برطرف می‌کند؟      جودی ویلیامز : آرزویم این بود که نگرانی ما رفع شود ولی این‌طور نیست. اکنون مدت‌هاست که شیرین عبادی تحت فشار مداوم است. این فشارها ابتدا از رسانه‌ها آغاز شد و روز ۲۱ دسامبر هم مرکز کانون مدافعان حقوق بشر بسته شد. بعد هم در روز ۲۹ دسامبر به دفتر وکالت وی ریختند و اسناد و کامپیوترهای وی را بردند.     همین اواخر شاهد آن بودیم که حدود ۱۵۰ نفر در مقابل خانه او علیه وی شعار دادند. با توجه به این موارد فکر می‌کنم همه ما دلیل کافی برای نگرانی داریم.        دولت ایران می‌گوید که بستن دفتر شیرین عبادی یک موضوع حقوقی است و تظاهرات در مقابل منزل وی نیز حادثه مهمی نبوده است. اما شما و دیگران&#160; -از جمله خود خانم عبادی- معتقدید که دلیل تمام این فشارها و اقدام‌ها، فعالیت‌های ایشان در زمینه دفاع از حقوق بشر است. به اعتقاد شما چرا اعمال فشار بر خانم عبادی اکنون تشدید شده است؟      چون آن‌ها [حکومت ایران و گروههای تندرو] علاقه‌ای به حقوق بشر ندارند. ما طی چند ماه اخیر شاهد افزایش این اقدام‌ها علیه خانم عبادی هستیم. اما اگر به روند برخورد حکومت ایران با مدافعان حقوق بشر نگاه کنیم، می‌بینیم که پرونده درخشانی ندارد. بنابراین به سختی می توان وعده ها و حرفهای آنها در مورد حفاظت از جان شیرین عبادی را باور کرد. حکومت ایران قبلا وی را بازداشت کرده است و حوادثی که در ماه‌های اخیر شاهد آن هستیم خیلی شبیه به اقداماتی است که پیشتر، قبل از بازداشت وی [نزدیک به چهار سال پیش-رادیو فردا] روی داد. نگرانی ما این است که حکومت ایران در حال زمینه‌چینی و پرونده‌سازی برای بازداشت مجدد خانم عبادی است.      &#160;دولت ایران برای جلوگیری از وقوع هر حادثه‌ای برای خانم عبادی چه اقداماتی باید انجام دهد؟ و در سطح بین‌المللی چه کارهای دیگری می‌توان انجام داد؟ تا کنون سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و مجامع و گروه‌های دیگری نیز خواستار تامین امنیت وی شده اند.      به عنوان مثال وقتی‌که ۱۵۰ نفر دفتر کار و منزل وی را محاصره کردند، خانم عبادی به سرعت با پليس تماس گرفت. اما نیروهای پلیس پس از حضور در محل برای مدتی طولانی هیچ کاری نکردند و به این گروه اجازه دادند که به فریاد کشیدن خود ادامه دهد.    قاعدتا اگر هدف حفاظت از خانم عبادی باشد، پلیس باید به سرعت دخالت کرده و این افراد را متفرق کند. به نظر من حکومت ایران باید نشان دهد که در حفاظت از خانم عبادی جدی است نه این‌که به جامعه بین المللی این‌طور جلوه دهد ولی در عمل، کاری نکند.     من از تمام کسانی که به حقوق بشراعتقاد دارند می‌خواهم که از مدافعان حقوق بشر دفاع کنند. شیرین عبادی و افراد دیگر نظیر وی، زندگی خود را برای این هدف [دفاع از حقوق بشر] به خطر می‌اندازند.     هر کسی که به صحبت‌های من گوش می‌دهد و می‌تواند نامه‌ای به حکومت ایران بنویسد، باید خواستار حفاظت از شیرین عبادی شود. هر کدام از ما با برداشتن یک گام می‌توانیم جهان را به مکانی بهتر از این که هست بدل کنیم.       به نظر شما شیرین عبادی و سایر فعالان حقوق بشر چگونه باید به افزایش فشارها و تهدیدهای امنیتی بر خود واکنش نشان دهند؟      آرزوی من این بود که آنها مجبور نبودند در این شرایط سخت فعالیت کنند، ولی متاسفانه این تنها راهی است که برای آن‌ها باقی مانده است و به همین خاطر من برای آنها احترام ویژه ای قائل هستم.     خانم عبادی با وجود تشدید فشارها و تهدید شدن به مرگ، به فعالیت خود ادامه می‌دهد. تمام هم‌کاران وی به فعالیت‌های خود در دفاع از حقوق مدنی مردم و حقوق بشر ادامه می‌دهند ، به حمایت از زندانیان و ناراضیان سیاسی و دفاع از افراد بی‌دفاع ادامه می‌دهند. همه این کارها در شرایطی انجام می‌شود که خود این فعالین بشدت تحت فشار هستند. این فعالین به موازین جهانی حقوق بشر و به فعالیت‌هایی که در این راستا در ایران انجام می‌دهند عمیقا معتقدند. به نظر من آنها انسان‌های با شهامتی هستند.       در سال ۲۰۰۷ شما و شیرین عبادی از دولت جورج بوش خواستید تا گفت‌وگوهای سازنده‌ای را با حکومت ایران آغاز کند. آیا قصد دارید که این خواست خود را با باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا نیز در میان بگذارید؟                &#171;به نظر من حکومت ایران باید نشان دهد که در حفاظت از خانم عبادی جدی است نه این‌که به جامعه بین المللی این‌طور جلوه دهد ولی در عمل، کاری نکند.&#187;      جودی ویلیامز&#160;       بله قطعا، من فکر نمی‌کنم که از طریق منزوی کردن بتوان به چیزی رسید. به اعتقاد من حکومت‌ها، شهروندان و همه باید در تماس و گفت‌وگو باشند. وقتی‌که گروهی در انزوا قرار بگیرد ایجاد فضای رعب و وحشت ساده تر خواهد بود و این همان کاری است که حکومت ایران انجام می دهد؛ یعنی منزوی کردن مردم ایران در داخل کشور و یا منزوی کردن یکی از مدافعان حقوق بشر.     چند هفته قبل از آغاز دور جدید اعمال فشارها بر شیرین عبادی وی قصد داشت برای دریافت یک جایزه حقوق بشر به خارج سفر کند. اما حکومت [ایران] پاسپورت وی را ضبط کرد و به وی اجازه خروج از کشور را ندادند. وقتی‌که مردم کشوری در انزوا قرار بگیرند، ایجاد فضای رعب و وحشت ساده خواهد بود. بله به نظر من دولت باراک اوباما باید با حکومت ایران وارد گفت‌وگوهای مستقیم شود.      در پاسخ به کسانی که می‌گویند &#171;نمی‌توان با حکومت ایران یک گفت‌وگو و تماس منطقی داشت&#187; چه می‌گویید؟ خود شما در این مصاحبه گفتید که حکومت ایران ناقض حقوق بشر است.      همین نکته را هم می‌شد در مورد اتحاد شوروی سابق عنوان کرد، اما در آن مورد تماس و گفت‌وگوهای مستقیم وجود داشت. میخائیل گورباچف فضای آن کشور را باز کرد و وضعیت متحول شد. این تماس‌ها و تغییرات در شرایطی صورت گرفت که اتحاد شوروی نیز پرونده بدی در مورد حقوق بشر داشت.     بهترین راه تاثیرگذاری، تماس مستقیم است و نه انزوا و منزوی ساختن.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Williams_Ebadi/479850.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Williams_Ebadi/479850.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 07 Jan 2009 13:36:33 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/15F364EC-33F2-48CA-8034-C93045E9F1C0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ميلانى: سياست درست اوباما مسائل ايران را حل مى كند</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;پيروزى باراك اوباما در انتخابات رياست جمهورى آمريكا باعث گمانه زنى هايى در باره امكان بهبود روابط ميان ايران و آمريكا شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;مقام هاى ايرانى در واكنش به پيروزى باراك اوباما گفته اند كه در انتظار تغيير در رويكرد سياسى آمريكا بويژه در زمينه سايست خارجى هستند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;باراك اوباما در مبارزات انتخاباتى خود گفته بود كه آمريكا بايد با دشمنان خود سر ميز مداكره بنشيند و از جمله از آمادگى براى گفت و گوى بدون پيش شرط با مقام هاى ايرانى صحبت كرده بود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;هفته گذشته وى در نخستين كنفرانس مطبوعاتى خود پس از پيروزى در انتخابات گفت كه در مورد&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;چگونگى رويكرد آمريكا در قبال ايران بدون فكر و تدبير تصميم گرقته نخواهد شد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;درباره چگونكى رويكرد اوباما در قبال ايران و چشم انداز روابط ايران و آمريكا و پيامدهاى آن راديو فردا با دكتر عباس ميلانى، نويسنده و رييس بخش مطالعات ايران دانشگاه استانفورد آمريكا گفت و گو كرده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   پيروزى باراك اوباما در انتخابات رياست جمهورى آمريكا باعث گمانه زنى هايى در باره امكان بهبود روابط ميان ايران و آمريكا شده است.        مقام هاى ايرانى در واكنش به پيروزى باراك اوباما گفته اند كه در انتظار تغيير در رويكرد سياسى آمريكا بويژه در زمينه سايست خارجى هستند.        باراك اوباما در مبارزات انتخاباتى خود گفته بود كه آمريكا بايد با دشمنان خود سر ميز مذاكره بنشيند و از جمله از آمادگى براى گفت و گوى بدون پيش شرط با مقام هاى ايرانى صحبت كرده بود.        هفته گذشته وى در نخستين كنفرانس مطبوعاتى خود پس از پيروزى در انتخابات گفت كه در مورد &#160;  چگونگى رويكرد آمريكا در قبال ايران بدون فكر و تدبير تصميم گرقته نخواهد شد.        درباره چگونكى رويكرد اوباما در قبال ايران و چشم انداز روابط ايران و آمريكا و پيامدهاى آن راديو فردا با دكتر عباس ميلانى، نويسنده و رييس بخش مطالعات ايران دانشگاه استانفورد آمريكا گفت و گو كرده است.               بشنوید               راديو فردا: آقاى ميلانى٬ باراك اوباما٬ در مبارزات انتخاباتى با شعار &#171;تغيير&#187; وارد شد و وعده داد كه در سياست و روش هاى آمريكا تغيير ايجاد خواهد كرد. فكر مى كنيد كه در خصوص ايران و اصولا رابطه با ايران٬ آقاى اوباما٬ چه گام هايى برخواهد داشت؟            عباس ميلانى:  فكر مى كنم٬ مهم ترين گام آقاى اوباما برداشته شده است٬ زيرا ايشان اعلام كردند كه آماده اند با ايران مذاكره كنند و اين آمادگى٬ از شروطى كه در گذشته دولت بوش گذاشته بود٬ كاملا متفاوت است و الان به نظر من فرصتى است براى ايران٬ كه نشان دهد٬ آيا آمادۀ مذاكرۀ جدى در مورد كليه مسائل هست يا نه.                 &#171;اگر آقاى اوباما بخواهند جوابى به اين نامه {احمدی نژاد}&#160;بدهند٬ بايد به تمام موارد حق شكنى هایی كه در ايران صورت گرفته و مى گيرد٬ تمام نارسايى هايى كه در دولت ايران وجود دارد٬ تمام دخالت هاى نامشروع دولت ايران در سياست هاى كشورهاى ديگر٬ اشاره كند و اين تكرار مكرر قديم٬ مى شود.&#187;        عباس میلانی، رييس بخش مطالعات ايران دانشگاه استانفورد آمريكا       فكر مى كنيد٬ ايران چطور مى تواند اين آمادگى را نشان دهد؟          از نقطه نظر من٬ بهترين راه همين است٬ كه شخصى كه سياست هاى خارجى ايران را تعيين مى كند٬ يعنى آقاى خامنه اى به جاى سخنرانى، مانند سخنرانى كه دو روز پيش كردند و حملات مجدد به آمريكا و وانمود كردند٬ كه مذاكره خلاف مصالح اسلام و ايران است٬ صحبت كنند و بگويند كه وضعيت اقتصادى ايران٬ وضعيت منطقه بحرانى است٬ دولت جديدى روى كار آمده و ما حاضريم با آنها مذاكره كنيم٬ و متوجه شويم كه آيا حاضر هستند مذاكرۀ جدى كنند يا خير.        سياستى كه در پيش گرفته اند٬ يعنى از يك طرف آقاى خامنه اى سخنرانى تند مى كنند و از طرف ديگر آقاى احمدى نژاد٬ يكى از اين نامه هاى كذايى خود را مى فرستند كه بيشتر به روضه شباهت دارد تا نامۀ ديپلماتيك.          گذشته از نصيحت هايى كه آقاى احمدى نژاد &#160;  در نامۀ خود مطرح كرده بودند البته٬ براى اولين بار بود كه يك مقام ايرانى انتخاب يك رييس جمهور جديد را در آمريكا تبريك گفته بود.          بله به هرحال در سنت ديپلماتيك٬ نامۀ تبريك رسم و رسومى دارد٬ نامۀ موعظه هم رسم و رسومى دارد. اين اولين بار نيست كه آقاى احمدى نژاد به رؤساى كشورهاى مختلف از اين نوع نامه ها نوشته اند.        نفس نوشتن نامه٬ به نظر من بسيار خوب و كار بسيار شايسته اى است٬ مضمون نامه است كه بحث جدى و جواب جدى را دشوارتر مى كند.        اگر آقاى اوباما بخواهند جوابى به اين نامه بدهند٬ بايد به تمام موارد حق شكنى هایی كه در ايران صورت گرفته و مى گيرد٬ تمام نارسايى هايى كه در دولت ايران وجود دارد٬ تمام دخالت هاى نامشروع دولت ايران در سياست هاى كشورهاى ديگر٬ اشاره كند و اين تكرار مكرر قديم٬ مى شود.          اشاره كرديد به وعده اى كه آقاى اوباما داده بود و گفته بود كه حاضر است٬ بدون پيش شرط با مقام هاى ايرانى سر ميز مذاكره بنشيند. البته گفته بودند، در صورتى كه اين مذاكره به پيشبرد منافع آمريكا كمك كند. آيا واقعا فكر مى كنيد٬ كه امكان مذاكرۀ بدون پيش شرط وجود دارد؟ يعنى بى پيش شرط٬ به خصوص مسئلۀ غنى سازى اورانيوم٬ چون آقاى اوباما هم از برنامۀ هسته اى ايران شديدا ابراز نگرانى كرده و خواستار تشديد تحريم ها عليه جمهورى اسلامى شده است.          نگرانى از مسئلۀ اهداف ايران از برنامۀ اتمى٬ كه آقاى اوباما حتما اين نگرانى را دارند٬ تا اينكه بگوييم توقف غنى سازى شرط آغاز مذاكره است٬ دو مسئلۀ كاملا متفاوت است.        سياست آقاى بوش بود كه مى گفت٬ ايران بايد غنى سازى را متوقف كند تا ما حاضر شويم با آنها مذاكره كنيم٬ البته در عمل اين طور نشد و مى دانيد كه در يك سال گذشته٬ حتى در چند سال گذشته٬ جمهورى اسلامى به كرات با آمريكا مذاكره كرده، چه در مورد افغانستان و چه در مورد عراق.        با آمريكا در مورد افغانستان و بوسنى همكارى كرده٬ يعنى آن شعار كه ما مذاكره نكرديم٬ واضح است كه واقعيت تاريخى ندارد٬ ولى الان آقاى اوباما مى گويد ما٬ در عين حال كه نگران اين هستيم كه برنامۀ اتمى ايران و اين ابهاماتى كه در آن وجود دارد٬ ابهاماتى كه آقاى برادعى عنوان مى كند٬ چگونه قابل رفع شدن است٬ ولى تعليق شرط اول آغاز مذاكره نيست. به نظر من٬ اين گام بسيار مهمى است و مى تواند گره گشا باشد٬ منتهى شرط اين است٬ كه رژيم هم بخواهد٬ براى اين كار قدمى پيش گذارد.          اگر درست متوجه شده باشم٬ منظور شما اين است كه پيروزى آقاى باراك اوباما در انتخابات رياست جمهورى آمريكا ٬ فرصتى را بوجود آورده است براى بهبود روابط ميان ايران و آمريكا اما در حال حاضر توپ در زمين ايران است.          به نظر من همين طور است. اين فرصت وجود دارد. اگر از اين فرصت درست بهره بردارى شود٬ مى تواند به نفع مردم ايران هم باشد٬ يعنى به نظر من سياست درست آمريكا و اوباما٬ سياستى است كه هم مسائل حاد امروز ايران را حل مى كند٬ يعنى مسئلۀ اقتصادى را٬ و هم در دراز مدت كمك مى كند به حل مسئلۀ اساسى ايران و آن٬ نياز و خواست ملت ايران براى دمكراسى است.        دمكراسى كه خود مردم بايد ايجاد كنند و هيچ دولت خارجى٬ نه حق اين را دارد كه بخواهد دخالت كند و نه امكان آن را٬ ولى مى شود سياستى پيش گرفت٬ كه به مردم ايران اين فرصت را بهتر و بيشتر بدهند٬ كه در جهت دمكراسى٬ جامعه را سوق دهند.          سئوالى كه اينجا &#160;  پيش مى آيد اين است٬ که آيا واقعا فكر مى كنيد&#160;محافظه كاران٬ كه قدرت را در ایران در دست دارند٬ مايل هستند روابط با آمريكا بهبود پيدا كند٬ يا اينكه براى بقاى خود٬ به دشمن دائمى نياز دارند؟          فكر مى كنم٬ محافظه كاران يا راديكال ها٬ هر كدام كه مى خواهيد نام بگذاريد٬ نمى دانيم آقاى احمدى نژاد را محافظه كار يا راديكال بدانيم٬ يا سپاه پاسداران را٬ ولى به هر حال٬ جناح قدرتمندى هستند در رژيم كه تا حد زيادى قدرت را هم در دست دارند. {اينها} نمى خواهند اين رابطه عادى شود٬ زيرا بقاى خود را در تنش با آمريكا مى دانند٬ بقاى خود را در اين فضاى جنگى مى دانند٬ بقاى مالى خود را در ادامۀ اين وضعيت اقتصادى مى دانند.             &#171;آنچه كه در واقع سياست خارجى را به اينها تحميل خواهد كرد٬ همين بحران اقتصادى است و دشوار شدن وضعيت زندگى مردم٬ ناتوانى رژيم در پرداخت اين حداقل سوبسيدها٬ يعنى به يك حسابى رژيم به صد ميليارد دلار در سال احتياج دارد كه فقط سوبسيد ها را پرداخت كند و براى اين صد ميليارد دلار٬ قيمت نفت بايد حداقل بشكه اى هشتاد و پنج دلار باشد٬ اگر زير اين قيمت باشد اينها سوبسيد ها را نمى توانند بدهند.&#187;     عباس میلانی، نویسنده      اگر اقتصاد به راستى باز و آزاد باشد٬ گروهى كه الان دارند ميلياردر مى شوند٬ امكان سوء {استفاده} از وضعيت اقتصادى را نخواهند داشت. بدون شك اينها مايل به عادى شدن روابط نيستند٬ ولى به نظر مى رسد كه٬ هم در هيئت حاكم و هم اكثريت ملت ايران٬ متوجه شده اند كه رژيم با خطر جدى روبرو است و خواستار عادى شدن روابط هستند.        آنچه كه٬ به گمان من٬ تا حد زيادى به سياست هاى رژيم ديكته خواهد شد، واقعيات اقتصادى است.        واقعيات اقتصادى كه الان بحرانى است و همۀ شواهد نشان مى دهد كه بحرانى تر خواهد شد. قيمت نفت حتما كاهش بيشترى خواهد يافت٬ دنيا دارد در جهت يك ركود جدى٬ شايد يك تا دو ساله حركت مى كند٬ تقاضا براى نفت و قيمت آن كاهش خواهد يافت و سياست هاى آقاى احمدى نژاد٬ كه ثروت باد آوردۀ يكى دو سال اخير را به باد داده٬ و حتى از ذخيره هاى ارزى هم برداشت كرده٬ مملكت و رژيم را با بحرانى جدى روبرو كرده٬ كه جدى تر هم خواهد شد.          شايد همين بحران اقتصادى٬ تا حدى٬ باعث نرمش رهبران ايران شود.          به نظر من٬ حتما آنچه كه در واقع سياست خارجى را به اينها تحميل خواهد كرد٬ همين بحران اقتصادى است و دشوار شدن وضعيت زندگى مردم٬ ناتوانى رژيم در پرداخت اين حداقل سوبسيدها٬ يعنى به يك حسابى رژيم به صد ميليارد دلار در سال احتياج دارد كه فقط سوبسيد ها را پرداخت كند و براى اين صد ميليارد دلار٬ قيمت نفت بايد حداقل بشكه اى هشتاد و پنج دلار باشد٬ اگر زير اين قيمت باشد اينها سوبسيد ها را نمى توانند بدهند.        يعنى آن ۱۵ تا ۲۰ درصد جامعه كه حقوق بگيران اينها هستند و مستقيم از سوبسيدها و از حقوق اينها بهره بردارى مى كنند و زندگى خود را مى گذرانند٬ آنها حتى مسئله خواهند داشت.        كاهش سرمايه گذارى در صنايع نفت و گاز٬ باعث كاهش توليد نفت خواهد شد و٬ حتما مى دانيد مطالعه اى كه يك اقتصاد دان خيلى معتبر آمريكا كرده٬ در دانشگاه جان هاپكينز٬ مى گويد: &#171;اگر وضع بر همين منوال ادامه پيدا كند٬ يعنى تركيبى از بى كفايتى رژيم و عدم سرمايه گذارى در ايران و افزايش جمعيت٬ تا سال ٬۲۰۱۵ ايران نفتى براى صدور نخواهد داشت.&#187;        اگر بخواهد نفت بيشترى داشته باشد٬ بايد ميلياردها دلار سرمايه وارد ايران شود٬ بايد از تكنولوژى پيشرفته اى كه براى ترميم اين روبناى نفتى٬ آمريكا دارد استفاده كنند. همۀ اينها٬ ضرورت هاى اقتصادى را ايجاب خواهد كرد٬ كه مهمتر از شعارهاى تو خالى ايدئولوژيك است.        </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Obama_Iran_Milani/472517.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Obama_Iran_Milani/472517.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 10 Nov 2008 18:50:40 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7357607C-29B0-46AC-B740-08FCADC8A75A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مک کین یا اوباما؛ ایرانی - آمریکایی ها به کدام سو می چرخند؟</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;آیا می دانید وجه مشترک میان کالین پاول، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و حسین، یک مهندس ایرانی آمریکایی ساکن لس آنجلس، چیست؟&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;هر دو از اعضا و طرفداران حزب جمهوریخواه هستند، اما هر دو تصمیم گرفته اند در انتخابات این دوره ریاست جمهوری آمریکا، به نامزد حزب دمکرات، یعنی باراک اوباما، رأی بدهند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   آيا مى دانيد وجه مشترك ميان كالين پاول، وزير امور خارجه پيشين آمريكا و حسين، يك مهندس ايرانى آمريكايى ساكن لس آنجلس، چيست؟                        هر دو از اعضا و طرفداران حزب جمهوريخواه هستند، اما هر دو تصميم گرفته اند در انتخابات اين دوره رياست جمهورى آمريكا، به نامزد حزب دمكرات، يعنى باراك اوباما، رأى بدهند.                    حسين در مورد علت اين تصميم خود به راديو فردا مى گويد: &#171;در سال هاى گذشته بيشتر به نامزد حزب جمهورى خواه رأى مى دادم، ولى اين بار در فكر اين هستم كه به باراك اوباما رأى بدهم. او در سياست آمريكا چهره جديدى است و نشان داده كه لايق اين كار است و در اين دو سال اخير بسيار خوب خود را به جامعه آمريكا نشان داده است. من فكر مى كنم كه او بتواند رييس جمهور خوبى براى آمريكا باشد به خصوص در صحنه بين المللى.&#187;                    كتايون ۳۸ ساله، پزشك ساكن شيكاگو است. او نيز تصميم گرفته است كه روز سه شنبه به سناتور اوباماى ۴۷ ساله رأى بدهد و در اين رابطه به راديو فردا مى گويد: &#171;اولين دليل من براى رأى دادن به باراك اوباما، ايده او در مورد بيمه درمان در آمريكا است كه همه مردم بتوانند از بيمارستان ها و خدمات درمانى استفاده كنند و دليل ديگر هم، برنامه او براى خاتمه دادن به جنگ عراق است.&#187;                    برآورد مى شود كه بيش از يك ميليون ايرانى ساكن آمريكا هستند. دكتر على اكبر مهدى، استاد جامعه شناسى دانشگاه وسلين در اوهايو، مى گويد كه بسيارى از ايرانيان آمريكايى از سناتور اوباما حمايت مى كنند.             &#171;هم دمكرات هستيم و هم به خاطر سناتور كلينتون از سناتور اوباما پشتيبانى مى كنيم. من فكر مى كنم با حضور باراك اوباما به عنوان رييس جمهور، مناسبات بين ايران و آمريكا مانند گذشته بهبود خواهد يافت. يكى از دلايلى كه من به دمكرات ها رأى مى دهم، همين موضوع است.&#187;      راشل پورى، از طرفداران حزب دمكرات در لس آنجلس       به گفته وى، &#171;بخش روشنفكرانه و حرفه اى جامعه ايرانيان آمريكايى، به آقاى اوباما رأى مى دهند. همچنين بخش تجارى كه در گذشته به طور وسيعى به جرج بوش رأى داده بودند، شكسته شده و دو سوم آنها به آقاى اوباما رأى مى دهند.&#187;                    آقاى مهدى مى افزايد: &#171;بخش روشنفكر جامعه ايرانى آمريكايى، كمابيش با تمام سياست هاى داخلى و خارجى آقاى بوش مخالف بود. براى آنها باراك اوباما يكى از طبيعى ترين رياست جمهورهايى است كه حتى مزاياى بيشترى نسبت به دمكرات هاى قبل دارد.&#187;                      سياست دو كانديدا در برابر ايران                          هر دو نامزد انتخابات رياست جمهورى آمريكا از فعاليت هاى هسته اى ايران ابراز نگرانى كرده اند و خواستار تشديد تحريم ها عليه جمهورى اسلامى شده اند، اما آقاى اوباما گفته است كه حاضر است با مقام هاى ايرانى سر ميز مذاكره بنشيند.                    همين موضع سناتور اوباما سبب شده كه برخى از ايرانى هاى آمريكايى اميدوار باشند كه در صورت پيروزى او در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، روابط ايران و آمريكا بهبود يابد.                    راشل پورى كه از طرفداران حزب دمكرات در لس آنجلس است، به راديو فردا مى گويد وى قصد دارد به باراك اوباما راى دهد زيرا اميدوار است كه نامزد حزب دموكرات مى تواند به خصومت ها با جمهورى اسلامى پايان دهد.                    وى مى گويد: &#171;هم دمكرات هستيم و هم به خاطر سناتور كلينتون از سناتور اوباما پشتيبانى مى كنيم. من فكر مى كنم با حضور باراك اوباما به عنوان رييس جمهور، مناسبات بين ايران و آمريكا مانند گذشته بهبود خواهد يافت. يكى از دلايلى كه من به دمكرات ها رأى مى دهم، همين موضوع است.&#187;                        باراك اوباما نخستين آمريكايى سياه پوست است كه توانسته نامزد انتخابات رياست جمهورى آمريكا شود و براى ورود به كاخ سفيد از شانس بسيار بالايى برخوردار شود. بسيارى، مهارت وى در سخنرانى ها، عقايد و شعار تغيير او را بسيار جذاب مى دانند و همين عوامل سبب شده است كه               بسيارى از جوانان از او حمايت كنند.                    دكتر مهدى در اين رابطه مى گويد: &#171;بسيارى از جوانان ايرانى آمريكايى، از طرفداران اوباما هستند و به ندرت جوان ايرانى پيدا مى كنيد كه به سياست هاى آقاى بوش تمايلى نشان دهد. نسل جديد ايرانى نمى تواند هيچ ارتباط مستقيم عاطفى و فكرى با آقاى مك كين و به خصوص خانم پيلين پيدا كند. جمعيت هاى مختلف ايرانى به طور داوطلب براى انتخاب آقاى اوباما كار مى كنند و تعداد بسيار كمى از ايرانى ها براى آقاى مك كين كار مى كنند.&#187;                      انقلاب ایران و طرفداران مک کین          با اين حال عده اى از ايرانيان آمريكايى هم از جان مك كين طرفدارى مى كنند و او را نامزد بهترى مى دانند، زيرا معتقدند كه جان مك كين تجربه بيشترى دارد.             &#171;ايرانيان آمريكا تصور مى كنند كه چون نام آقاى اوباما حسين دارد، در نتيجه مى تواند به جامعه ايرانى كمك كند و مشكلات ما حل مى شود. ولى بايد يادمان باشد كه حزب دمكرات در زمان كارتر، رژيم ايران را عوض كرد.&#187;     یک ایرانی مقیم کالیفرنیا      برخى از ايرانيان هم، انقلاب ايران و سقوط رژيم محمدرضا شاه پهلوى را علت حمايت خود از جمهوريخواهان و &#160;  جان مك كين معرفى مى كنند.                    يك ايرانى بازنشسته در كاليفرنيا در اين باره &#160;  مى گويد: &#171;من هميشه رأى مى دهم و جزو جمهوريخواهان هستم، بنابر اين اين بار هم به مك كين رأى مى دهم و البته دلايلى براى كار خود دارم. من خاطره تلخى از كارتر دارم چون كار او به تمام دنيا لطمه زد و نه فقط به خاورميانه و كشور من. بنابراين به دمكرات ها اعتمادى ندارم.&#187;                        انتظار مى رود كه در انتخابات اين دوره رياست جمهورى آمريكا، حدود ۱۳۰ ميليون نفر از آمريكايى ها شركت كنند كه اين، ركوردى از ميزان شركت در انتخابات در ايالات متحده آمريكا به شمار خواهد رفت. با اين حال برخى هم تصميم گرفته اند كه به دلايل گوناگون پاى صندوق هاى رأى نروند.                    يك ايرانى مقيم آمريكا به راديو فردا مى گويد:&#171; من هميشه جز طرفداران حزب جمهوريخواه هستم، ولى در چند سال اخير بسيار نااميد شده ام و به هيچ كدام رأى نمى دهم. اگر دقت كنيد، آقاى اوباما هر جا مى رود و براى هر گروهى كه صحبت مى كند در جهت عقايد آنها، موضع گيرى هاى خود را تغيير مى دهد. گروه مك كين و پيلين هم براى جامعه آمريكا مفيد نيستند و من از هر دو حزب نااميد هستم.&#187;                    وى مى افزايد: &#171;ايرانيان آمريكا تصور مى كنند كه چون نام آقاى اوباما حسين دارد، در نتيجه مى تواند به جامعه ايرانى كمك كند و مشكلات ما حل مى شود. ولى بايد يادمان باشد كه حزب دمكرات در زمان كارتر، رژيم ايران را عوض كرد.&#187;                    شايد هم براى متقاعد كردن اين گونه افراد است كه گروه هاى ايرانى آمريكايى در چند ماه گذشته تلاش كردند با برگزارى بحث، جلسه و پخش فيلم هاى تبليغاتى، آمريكايى هاى ايرانى تبار را به شركت در انتخابات روز سه شنبه تشويق كنند.                    در برخى از اين ويدئوها، هنرمندان شناخته شده ايرانى آمريكايى تلاش مى كنند با پيام هاى جدى و شوخى، ديگر ايرانيان آمريكايى را در باره اهميت حضور در انتخابات آگاه سازند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Obama_McCain_Iranians_US/471593.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Obama_McCain_Iranians_US/471593.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 03 Nov 2008 23:00:21 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A264F03-D8BC-4CB0-8AEC-7486F2055198_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;جنگ می تواند برای مردم ایران خطرناک باشد&#187; </title>
            <description>روز ۲۱ سپتامبر، ۳۱ شهريورماه، روز جهانی&#160; صلح است و به همين مناسبت هم&#160; مراسمی در کشورهای جهان در نفع جنگ و خشونت و در حمايت از صلح برگزار می شود. روز ۲۱ سپتامبر، ۳۱ شهريورماه، روز جهانی&#160; صلح است و به همين مناسبت هم&#160; مراسمی در کشورهای جهان در نفع جنگ و خشونت و در حمايت از صلح برگزار می شود.     در اين ميان، سازمان ملل متحد با راه اندازی وب سايتی از بازديدکنندگان خواسته است پيام های&#160; خود را در حمايت از صلح به صورت &#171; اس ام اس&#187; به اين سايت&#160; ارسال کنند تا در اختيار رهبران کشورهايی قرار گيرد که در مجمع عمومی اين سازما ن شرکت می کنند.     در تهران هم&#160; قرار بود در روز جهانی صلح،&#160; يعنی روز يکشنبه، مراسمی در پارک شهر از سوی موزه صلح و انجمن دفاع از قربانيان سلاح های شيميايی برگزار شود.    دکتر شهریار خاطری، مدير روابط عمومی انجمن دفاع از قربانيان سلاح های شيميايی، روز شنبه درباره اين مراسم و اهداف آن با &#171; راديو فردا&#187; گفت و گو کرده است.       راديو فردا: آقای دکتر خاطری! ايده برگزاری اين مراسم به چه زمانی باز می گردد؟        دکتر شهرام خاطری:  ايده اصلی آن٬ به همان ايده ای باز می گردد که باعث شد انجمن حمايت از قربانيان سلاح های شيميايی و موزه صلح را در تهران داير کنيم. يعنی اين که٬ افرادی که خود در جنگ حضور داشتند٬ تجربه جنگ و عواقب ناشی از آن را مستقيم داشتند و همين طور افرادی که خود در جنگ با سلاح های شيميايی مسموم و مجروح شدند.         &#171; کاری که می توانيم انجام دهيم٬ اين است که با مراسمی که برپا می کنيم و انعکاس آن٬ به مردم دنيا بفهمانيم٬ که تصورشان از مردم ايران نادرست است. مردم ما صلح طلب هستند و دوست دارند در آرامش و صلح زندگی کنند.&#187;     دکتر شهریار خاطری، مدير روابط عمومی انجمن دفاع از قربانيان سلاح های شيميايی       &#160;آنان خيلی بهتر می توانند لمس کنند که جنگ چه پيامدهای خانمانسوزی می تواند داشته باشد و اينکه اين پيامدها٬ تا چند دهه پس از جنگ وجود دارند.    گروهی اين برنامه را برنامه ريزی کرده اند، پزشکانی هستند که پس از گذشت دو يا سه دهه از جنگ٬ تحت فشار پيامدهای جسمی و روحی قربانيان جنگ هستند. بنابراين٬ تصميم گرفتيم که اين مراسم را برگزار کنيم تا به همه مردم و همه دنيا يادآوری کنيم٬ که ايران تا چه اندازه٬ در اثر جنگی که در دهه ۸۰ درگير آن شده بود٬ آسيب ديده است و درگير شدن در جنگ ديگری تا چه اندازه می تواند برای مردم ما و نسل های آينده خطرناک باشد.      آقای خاطری! شما خود در جبهه بوديد٬ مستقيما&quot; با جنگ آشنا شديد و هنوز هم تحت تأثير سلاح های شيميايی هستيد واز عواقب آن رنج می بريد. همانطور که اطلاع داريد٬ در مطبوعات غربی و جاهای ديگر٬ گمانه زنی هايی در مورد حمله اسرائيل و يا حتی آمريکا به ايران به خاطر برخی از فعاليت های هسته ای حساس ايران وجود دارد. شما٬ تا چه اندازه٬ اين مسئله را جدی می بينيد؟      يکی ديگر از علل برنامه ريزی اين مراسم، نگرانی عميق از اين موضوع است که واقعا اين جنجال هايی که عليه کشورما درست شده و ممکن است که منجر به جنگی عليه کشور ما شود٬ تا چه اندازه می تواند فاجعه بار باشد.     بله٬ ما نگران هستيم٬ بسيار هم نگران. به دليل اين که٬ ما هنوز با بيماری ها و معلوليت هايی که در اثر جنگی که صدام عليه کشور ما شروع کرد٬ دست به گريبان هستيم و داريم از آنها رنج می بريم .     ما می دانيم که هر اتفاق ديگری هم که بيفتد٬ تا چند دهه ديگر بايد تاوان اين مسائل را بدهيم.    آقايان سياستمداران نمی خواهند بفهمند که تا چه اندازه٬ اين جنگ می تواند خطرناک باشد.      چطور می شود٬ از يک جنگ يا درگيری نظامی ديگر٬ جلوگيری کرد؟      ما به عنوان مردم و کسانی که در اين سازمان ها و نهادهای مردمی فعاليت داريم٬ فکر می کنيم وظيفه ما اين است که کشور خود و مردم را به خوبی به ديگران بشناسانيم .    ما در سطح مقامات عالی رتبه سياسی نيستيم که بتوانيم از تصميمات آنها جلوگيری کنيم٬ ولی کاری که می توانيم انجام دهيم٬ اين است که با مراسمی که برپا می کنيم و انعکاس آن٬ به مردم دنيا بفهمانيم٬ که تصورشان از مردم ايران نادرست است. مردم ما صلح طلب هستند و دوست دارند در آرامش و صلح زندگی کنند.    در عين حال، ما می خواهيم به مردم خود نيز تصور درستی ازمردم کشورهای ديگر ارائه دهيم تا فکر نکنند که تمام آمريکايی ها دوست دارند جنگ عليه ايران شروع شود. فکر نکنند همه اروپايی ها آماده جنگ با ايران هستند.    واقعا٬ اين مردم نيستند که درباره جنگ حرف می زنند.&#160;بعضی از سياستمدارانی هستند٬ که به دلايل مختلف دوست دارند جنگ ديگری شروع شود.    فکر می کنم روابط مردم با مردم و رساندن صدای همبستگی مردم به گوش سياستمداران٬ شايد بتواند تأثيری داشته باشد که شايد اين تصميمات عوض شود و اين موج مردمی و فعاليت های صلح طلبانه بين المللی بتواند تأثيری در تصميمات خطرناک سياستمداران داشته باشد.      می شود بيشتر توضيح دهيد که برنامه شما برای روز يکشنبه چيست؟      سال گذشته، مراسمی در مرکز پارک شهر٬ قديمی ترين پارک تهران٬ يادمان پرنده صلح٬توسط همين سازمان های صلح طلب در تهران به همراه يکی از ميهمانان که از هيروشيما آمده بود، برگزار شد.    امسال قرار است پيام دبير کل سازمان ملل٬ توسط نماينده آن سازمان در تهران خوانده شود٬ سپس پيام قربانيان جنگ خوانده می شود و پيام شهردار هيروشيما ٬به عنوان رئيس سازمان شهرداران صلح٬ که بيشتر هدف آن٬ متوجه ريشه کن کردن سلاح های کشتار جمعی از جهان هست٬ قرائت خواهد شد.    پس از آن، به نشانه احترام٬ به همه قربانيان جنگ در تمامی جبهه ها٬ يک دقيقه سکوت می کنيم و بعد شمع ها را٬ به ياد کسانی که در جنگ ها جان خودرا از دست داده اند٬ روشن می کنيم؛ با اين اميد و آرزو که جنگ ديگری در دنيا نداشته باشيم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Peace_Movement/465716.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Peace_Movement/465716.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 21 Sep 2008 13:02:23 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/625A9B31-21DE-4572-A86D-5988FFFE9125_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۳۰ روز بازداشت بدون اتهام يک مسيحی در مشهد </title>
            <description>نزديک به يک ماه از&#160;بازداشت&#160;رامتين&#160;سودمند، از پيروان آيين مسيحی، که از سوی مقامات امنيتی در مشهد بازداشت شده است، می گذرد. نزديک به يک ماه از&#160;بازداشت&#160;رامتين&#160; سودمند، از پيروان آيين مسيحی، که از سوی مقامات امنيتی در مشهد بازداشت شده است، می گذرد.    علت بازداشت آقای سودمند مشخص نيست، اما&#160;بازداشت وی در ادامه بازداشت شماری ديگر از ايرانيان مسيحی صورت گرفته است.     رامتين سودمند، پسر کشيش حسين سودمند است که حدود ۲۰ سال پيش در زندان مشهد به خاطر گرويدن به مسيحيت اعدام شد.&#160;&#160;     راشين سودمند، خواهر رامتين سودمند، که در خارج از ايران زندگی می کند، در گفت و گو با&#160; &#171; راديو فردا&#187; از وضعيت برادرش ابراز نگرانی کرده است.      خانم سودمند! تا چه اندازه از وضعيت برادر خود، رامتين سودمند اطلاع داريد؟      رامتين مدت یک ماه است که در زندان به سر می برد و در اين مدت فقط چند تماس تلفنی کوتاه با ما داشته است. او با مادرم، همسر و فرزندانش صحبت کرده، ولی از وضعيت خودش هيچ اطلاع خاصی به ما نداده است. &#160;  آقای سودمند در تماس های تلفنی با مادر و همسرش، چه صحبتی کرده است؟          &#171; خداپرستی جرمی نيست که کسی را به خاطر آن زندانی کنند. جرم های زيادی در ايران&#160; داريم که بايد به آنها رسيدگی شود، نه اين که افراد بی گناه را زندانی کنند.&#187;     راشین سودمند، خواهر رامتین سودمند&#160;      &#160;او فقط توانست دو دقيقه صحبت کند و گفت حالم خوب است و نگران نباشيد. چون حال مادرم بسيار بد بود، برادرم در روزهای اول خواهش کرده بود که اجازه بدهند که تلفن بزند. خوشبختانه اجازه داده بودند، البته با تماس های بسيار کوتاه.       اصلا مشخص هست که دليل بازداشت و اتهام برادر شما چيست؟      هنوز هيچ حرفی به ما نزده اند، فقط گفته اند در حال تحقيقات هستيم. برادران و خواهرانم قضيه را پيگيری می کنند، زيرا به شدت نگرانند.      آيا اطلاع داريد آقای رامتين سودمند در کجا نگهداری می شود؟      من فقط می دانم به اطلاعات مشهد رفته و در مشهد است، ولی از جای دقيق او هيچ اطلاعی نداريم. ما نگران وضعيت جسمی و روحی او هستيم، ولی هنوز به ما اجازه ملاقات نداده اند.       قبل از بازداشت رامتين سودمند، تعداد ديگری از مسيحيان ايرانی در مشهد بازداشت شدند. آيا اين بازداشت ها را با هم مرتبط می دانيد؟      دو نفر قبل از رامتين بازداشت و بعد از ۱۱ روز آزاد شدند، ولی جرايم آنها نيز هنوز مشخص نيست.     فکر می کنم علت اين بازداشت ها، دين مسيحيت است، ولی چون در باره علت آن سکوت کرده اند، هنوز نمی دانيم حقيقت ماجرا چيست.    &#160; گفتيد خانواده شما به خصوص مادرتان، از اين وضعيت نگرانند. شما هم حتما از اين بی خبری ناراحت هستيد.     همسر و فرزندان برادرم بسيار ناراحت هستند و پسر کوچک او از دوری پدرش تب کرده است.    همچنين مادرم نابيناست و بعد از تجربه تلخ اعدام پدرم، اين مسئله برايمان بسيار سخت و نگران کننده است، زيرا خاطرات اعدام پدرم تداعی می شود.     پدرم ۲۰ سال پيش، به دليل گرويدن به دين مسيحيت اعدام شد. البته جرم پدرم نيزهرگز به طور دقيق به ما اعلام نشد، ولی می دانيم به دليل دين مسيحيت اعدام شد.       بر اساس گزارش های موجود، فشار بر مسلمانانی که دين خود را تغيير داده و به مسيحيت گرويده اند، در حال افزايش است. آيا در اين زمينه اطلاعی داريد و فکر می کنيد دليل بازداشت برادرتان همين مسئله باشد؟      بله، من اطمينان دارم که به دليل مسیحی بودن این افراد &#160;است. قبلا هم افرادی بازداشت شده اند و مدت سه ماه است که از آنها خبری نيست. برادرم نيز در همين راستا بازداشت شده است. البته هنوز جرم او را اعلام نکرده اند و فقط گفته اند در حال تحقيقات هستند.     من خواهان آزادی برادرم رامتين سودمند، آقای محمود متين زاده و آرش بصيرت هستم. اينها بی گناهند و همه آنها خداپرست هستند.     خداپرستی جرمی نيست که کسی را به خاطر آن زندانی کنند. جرم های زيادی در ايران&#160; داريم که بايد به آنها رسيدگی شود، نه اين که افراد بی گناه را زندانی کنند.&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Christan_Soodmand/465661.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Christan_Soodmand/465661.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 20 Sep 2008 16:56:48 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7C2FDB6D-9203-4EE8-B632-181588EB6946_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>افزایش نگرانی ها از &#171;بازداشت&#187; یک مسیحی ایرانی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;نگراني ها از وضعيت رامتين&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;سودمند از پيروان آيين مسيحی که ظاهرا از سوی مقامات امنيتی در مشهد بارداشت شده، در حال افزايش است.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;رامتين سودمند پسر کشيش حسين سودمند است که حدود ۲۰ سال پيش در زندان مشهد به خاطر گرويدن به مسيحيت به&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;جرم ارتداد اعدام شد.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;علت دستگيری رامتين&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;سودمند و&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;اتهامات عليه او مشخص نيست اما بازداشت او در ادامه بازداشت شماری&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;ديگر از مسيحيان در ايران صورت می گيرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;درباره بازداشت رامتين سودمند، رادیو فردا با&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;کشيش &#171;لی&#187; که تا حدود چهار سال پيش کشيش کليسای کره در ايران بود، گفت و گو کرده است. آقای لی به تازگی به ايران&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;سفر کرده بود و با&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;آقای سودمند پيش از بازداشت در تماس بود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   نگراني ها از وضعيت رامتين &#160;  سودمند از پيروان آيين مسيحی که ظاهرا از سوی مقامات امنيتی در مشهد بارداشت شده، در حال افزايش است.                    رامتين سودمند پسر کشيش حسين سودمند است که حدود ۲۰ سال پيش در زندان مشهد به خاطر گرويدن به مسيحيت به &#160; جرم ارتداد اعدام شد.             &#160;           علت دستگيری رامتين &#160;  سودمند و &#160;  اتهامات عليه او مشخص نيست اما بازداشت او در ادامه بازداشت شماری &#160; ديگر از مسيحيان در ايران صورت می گيرد.        درباره بازداشت رامتين سودمند، رادیو فردا با &#160;  کشيش &#171;لی&#187; که تا حدود چهار سال پيش کشيش کليسای کره در ايران بود، گفت و گو کرده است. آقای لی به تازگی به ايران &#160;  سفر کرده بود و با &#160;  آقای سودمند پيش از بازداشت در تماس بود.          رادیو فردا: چه زمانی رامتين سودمند بازداشت شد؟                        کشیش لی:  حدود دوازده روز پيش بود، که ايشان خود را حضورا به اطلاعات مشهد که ايشان را خواستند، معرفی کردند، پنجشنبه گذشته، من در آن زمان ايران بودم           .          وزارت اطلاعات مشهد، ايشان را خواسته بودند؟                      بله، همان کسانی بودند که چند ماه پيش امير و فرشته ديباج را بازداشت کرده بودند و حدود يازده روز نگه داشتند.          منظورتان امير و فرشته ديباج، از مسيحيانی که چند وقت دستگير شده بودند؟                      بله، آنها را که آزاد کردند، از طريق امير منتظمی، همسر فرشته ديباج، چندين بار تلفن کردند و رامتين را خواستد. رامتين به دليل اينکه تهران زندگی می کند دليلی نداشت که اطلاعات مشهد با ايشان کار داشته باشد.        (وی می گفت) اگر کاری داشته باشند، از تهران به من تلفن کنند، من خود را معرفی می کنم، ولی چون از مشهد هستند، وظيفه ای ندارم که آنجا بروم. ولی به امير منتظمی فشار آوردند که بايد رامتين بيايد.              &#171;پرونده امير منتظمی و فرشته ديباج هنوز بسته نشده و رامتين برای اين که برای آنها اثر بدی نداشته باشد، تصميم گرفت که خود را به اطلاعات مشهد معرفی کند. دو روز بعد از رفتن، ايشان با مادرشان، که در مشهد هستند، تماس گرفته و گفته است که من سالم هستم، برای من نگران نباشيد و تلفن را قطع کرده.&#187;      کشیش لی       پرونده امير منتظمی و فرشته ديباج هنوز بسته نشده و رامتين برای اين که برای آنها اثر بدی نداشته باشد، تصميم گرفت که خود را به اطلاعات مشهد معرفی کند. دو روز بعد از رفتن، ايشان با مادرشان، که در مشهد هستند، تماس گرفته و گفته است که من سالم هستم، برای من نگران نباشيد و تلفن را قطع کرده. صدای رامتين بوده.          به مادرش گفته بوده که کجا زندانی است؟                      اجازه ندادند که چيز ديگری بگويد. بعد از آن ديگر هيچ خبری نداشتند و هرچه به اطلاعات تلفن می کنند يا صحبت می کنند، می گويند، که شما ديگر سر و صدا نکنيد، اگر بيشتر از اين هياهو کنيد، نتيجه بدتر می شود. اين گونه تهديد کرده اند           .          منظور شما اين است که، از وزارت اطلاعات، خانواده آقای سودمند را تهديد کرده اند که حرفی نزنند؟                      برادر رامتين که چندين بار رفته بود و بعد تلفن کردند و صحبت کردند و به او می گويند که شما سر و صدا نکنيد و ساکت بمانيد، زيرا هرچه بيشتر سر و صدا کنيد، بدتر می شود           .          اصلا مشخص هست که اتهام آقای سودمند چيست و چرا او را بازداشت کردند؟                      هيچ علتی نگفتند.          شما احتمال می دهيد، که بازداشت ايشان در رابطه با دينشان، يعنی مسيحيت است؟                      بله، غير از اين هيچ دليلی ندارد. به خاطر اين که ايشان کاری بر خلاف قانون ايران نکرده اند. از خود رامتين شنيدم، که شايد، شخصی از آشنايان ايشان، که در مشهد بازداشت شده ، در کامپيوتر او عکس رامتين را پيدا کرده اند و ممکن است به اين بهانه رامتين را خواسته اند.                      شما گفتيد که به تازگی از ايران آمده ايد، آيا زمانی که در ايران بوديد، احساس کرديد که فشارها روی مسيحيان افزايش پيدا کرده است؟                      بله اخيرا فشارها بيشتر شده و شايد دولت تصميم گرفته، جلوگيری کند از اين که مسلمانان به طرف مسيحيت بروند.          آيا بر اساس مشاهدات خود، فکر می کنيد تعداد مسلمانانی که به مسيحيت روی می آورند، در حال افزايش است؟                      بله، مردم به مسيحيت علاقه پيدا کرده اند و به خاطر اين، ممکن است دولت ايران تصميم گرفته که سعی کند به اين صورت نباشد.          شما نگران آقای رامتين سودمند هستيد؟                      دعا می کنيم که هرچه زودتر ايشان را به خانواده برگردانند و با شادی و آرامش با هم زندگی کنند.          آقای لی، ممکن است از شما خواهش کنم، خيلی کوتاه راجع به خودتان برای مخاطبان رادیو فردا توضيح دهيد؟ چون حتما برای آنها جالب است که چطور يک کره ای به اين خوبی فارسی صحبت می کند و تا اين اندازه به ايران علاقه دارد و ايران را خوب می شناسد.          مسيحيان ايرانی که در خارج يا در ايران هستند، ممکن است درباره من شنيده باشند. من به عنوان، کشيش کليسای کره در ايران، &#160;  نوزده سال خدمت کردم. در سال ۲۰۰۴ دولت ايران اقامت من را تمديد نکردند و مجبور شدم که برگردم به کره. برای ايران خيلی دعا می کنم و ايران را دوست دارم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Lee_Iran_christian_worries/463248.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Lee_Iran_christian_worries/463248.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 02 Sep 2008 12:17:14 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7C2FDB6D-9203-4EE8-B632-181588EB6946_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;برخورد با دانشجویان نتیجه عکس خواهد داشت&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;احمد قصابان، مجيد توکلی و احسان منصوری، سه عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنيک، اميرکبير،&#160; روز بيست و سوم مرداد، پس از تحمل&#160; ۱۵ ماه زندان به طور مشروط&#160; از زندان آزاد شدند.&lt;/p&gt; احمد قصابان، مجيد توکلی و احسان منصوری، سه عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنيک، اميرکبير،&#160; روز بيست و سوم مرداد، پس از تحمل&#160; ۱۵ ماه زندان به طور مشروط&#160; از زندان آزاد شدند.    اين سه فعال دانشجويی به اتهام چاپ و توزيع نشريات دانشجويی که مقامات جمهوری اسلامی می گفتند در آنها به مقدسات اسلام توهين شده است، بازداشت شده بودند.     اين در حالی بود که دانشجويان اين نشريات را جعلی خوانده بودند.    علی افشاری،&#160; فعال حقوق بشر در واشينگتن&#160; و از رهبران پيشين جنبش دانشجويی ايران، در گفت و گويی با  راديو فردا ،&#160;در مورد&#160;آزادی اين سه فعال دانشجويی، و برخورد جمهوری اسلامی با فعالان دانشجویی شرکت کرده است.      سه فعال دانشجويی، احمد قصابان، مجيد توکلی و احسان منصوری، از زندان آزاد شده اند. ارزيابی شما از آزادی آنها چيست؟ &#160;     در روزهايی که فشار بر دانشجويان افزايش پيدا کرده است، اين اتفاق بسيار خجسته و خوبی بود که کل فضای دانشجويی کشور را گرفت.     در همين ارتباط، می توان گفت عملا جشنی غير رسمی به خصوص در دانشگاه پلی تکنيک، امير کبير، برای آزادی اين سه دانشجويی که ناجوانمردانه و به ناحق در زندان به سر بردند، برقرار شده است.       ولی همانطور که می دانيد، اين سه دانشجو بعد از ۱۵ ماه که در زندان بودند، به طور مشروط&#160; آزاد شدند و در اين مدت هم گزارش هايی درباره شکنجه شديد آنها انتشار يافت.      دو مسئله را بايد از هم تفکيک کرد. يکی، خواست آزادی اين سه دانشجو بود، که اگر دقت کنيد، در تمامی تجمع ها و حرکت های اعتراضی دانشجويی، به صورت جدی مطرح بود.      &#160;يعنی در اين ۱۵ ماه، اين سه دانشجو تقريبا به سمبل دانشجويان تبديل شده بودند.      بله، دقيقا. آنها به سمبل خواسته ها و مطالبات دانشجويان تبديل شده بودند، اما مسئله ديگر، اعاده حيثيت و جبران ظلم رفته بر اين سه دانشجو است، که اساس اين اتهام وارد شده به آنان، ساختگی و جعلی بود.      &#171;سياست حکومت بيشتر حرکتی مهار کننده است تا از دامنه فعاليت های اعتراضی دانشجويان، بخصوص در ترم آينده بکاهد و آنها را به جای اينکه در موضع تهاجمی قرار گيرند، در حالت دفاعی قرار دهند.:  علی افشاری، فعال حقوق بشر      آنها قربانی يک سناريوی امنيتی با هدف زمينگير کردن جنبش دانشجويان مستقل در دانشگاه امير کبير شدند و در نهايت هم ۱۵ ماه وقت و زندگی آنها در پشت ديوارهای زندان تلف شد.    مسئله مهم، مطالبه ای است که برقرار است و فکر می کنم که اين آزادی، به معنای فراموشی آن نيست و سزاوار اين افراد، آزادی مطلق هست و نه آزادی مشروط.      شما گفتيد که هدف از بازداشت اين سه دانشجو، درحقيقت، زمينگير کردن فعالان دانشجويی و به نوعی، توقف اينگونه فعاليت ها بود. فکر می کنيد واقعا، اين نوع اقداماتی که از سوی مسئولان صورت می گيرد، باعث شده است که چنين اتفاقی پيش بيايد، يعنی دانشجويان کمتر فعاليت سياسی کنند؟      اتفاقا نتيجه کاملا برعکس بوده است. اين همه هياهو شد و می دانيد که از ابتدا به دليل توهين به مقدسات، خواهان اعدام اين افراد بودند. به رغم آن هياهوها و راه پيمايی های زنجيره ای که به راه افتاد و انجام شد، روسياهی به زمستان ماند و برنامه ريزان و طراحان آنها بازنده شدند.          به هرحال، درست است که، اين افراد ۱۵ ماه به ناحق در اسارت باقی ماندند و فشارهای زيادی به دانشجويان دانشگاه اميرکبير وارد شد و آنها مورد توهين و هتک حرمت قرار گرفتند.    &#160;ولی در پايان کار می بينيم که اينها با سربلندی آزاد شدند و اصلا اين حکومت است که هزينه های سنگينی پرداخت کرد و روند حوادث هم در طول اين مدت نشان داد که نه تنها حرکت های اعتراضی دانشجويان کمتر نشد، بلکه آهنگ آن گسترده تر&#160;و&#160;مطالبات دانشجويان نیز راديکال تر شد.      در حال حاضر، دوباره شاهد برخوردهايی با دانشجويان هستيم.&#160;نه فقط در تهران، بلکه در شهرهای ديگر هم گزارش هايی در همين خصوص منتشر شده است. اين در حاليست که به زودی هم سال جديد تحصيلی آغاز می شود. آيا احتمال دارد اينگونه برخوردها تشديد شود؟      حکومت همواره&#160;از تابستان و فرصت تعطيلی دانشگاه ها سوء استفاده کرده و به تصفيه حساب با فعالان دانشجويی پرداخته است.    مجموعه برخوردهايی هم که امسال در شهرهای مشهد، زنجان، تبريز و تهران، بخصوص دانشگاه آزاد، شاهد بوديم، ازجمله همين انتفام گيری ها بود که با هدف اخلال در روند طبيعی فعاليت های دانشجويی صورت می گيرد.    &#160;اگر دقت کنيد، در اواخر ترم گذشته حرکت های اعتراضی دانشجويی با اهداف صنفی گسترش بسياری پيدا کرده بود و اين باعث نگرانی حکومت شده است.    من فکر می کنم، سياست حکومت بيشتر حرکتی مهار کننده است تا از دامنه فعاليت های اعتراضی دانشجويان، بخصوص در ترم آينده بکاهد و آنها را به جای اينکه در موضع تهاجمی قرار گيرند، در حالت دفاعی قرار دهند.      آیا فکر می کنيد اينگونه اقدامات،&#160;نتيجه معکوس خواهد داشت؟      به طور قطع. درميان مدت و درازمدت، نتيجه معکوس خواهد داشت.    همانگونه که می بينيد، اين نوع بازداشت ها، که حکومت در نهايت چاره ای جز آزاد کردن اين افراد را ندارد، اراده و ميل به مقاومت و ميل به فعاليت را در دانشجويان گسترش می دهد و در دراز مدت نيز ترس و هراس آنها را از زندان می ريزد.    به طور قطع،&#160; اين ۲۰ عزيز و دانشجويی که در تابستان بازداشت شدند، دير يا زود، به جرگه همين سه دانشجوی آزاد شده پلی تکنيکی خواهند پيوست و در اين بين، اين&#160; نيروهای امنيتی و کسانی که فکر می کنند با همين بگير و ببند ها، می توانند آنگونه که می پسندند، فضای دانشجویی را کنترل کنند، هستند که دچار مشکل می شوند. زيرا به هر صورت، جريان دانشجويی مسير خود را ادامه خواهد داد.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_students/461080.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_students/461080.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 17 Aug 2008 14:51:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6A14B88F-F5E6-45C5-BCB5-D21ECFFCBCB7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> رايس: مساله هسته ای ايران از طريق ديپلماتيک  قابل حل است

</title>
            <description>کاندوليزا رايس، روز سه شنبه، ضمن بازديد از &lt;strong&gt;راديو اروپای آزاد / راديو آزادی&lt;/strong&gt; در پراگ، در گفت وگويی اختصاصی با &lt;strong&gt;راديو فردا&lt;/strong&gt; شرکت کرده است. کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، روز سه شنبه، هشتم ژوئیه، ضمن بازديد از  راديو اروپای آزاد / راديو آزادی  در پراگ، پایتخت جمهوری چک، در گفت وگويی اختصاصی با  راديو فردا  شرکت کرد.       رادیو فردا: &#160; خانم رايس، خيلی ممنون از اينکه در اين گفتگو با راديو فردا شرکت می کنيد. اجازه بدهيد اين گفتگو را با پرسشی شروع کنم که اين روزها ذهن بسياری از ايرانيان را مشغول کرده است. آيا آمريکا يا اسرائيل به تاسيسات هسته ای ايران حمله خواهند کرد؟     اعتقاد راسخ ما اين است&#160; و پرزيدنت بوش هم صراحتا گفته است که مشکل تکنولوژی هسته ای ايران را ميتوان از طريق&#160; ديپلماتيک حل کرد.&#160;ما در اين جهت است که فعاليت می کنيم. ما خيلی می خواهيم که مردم ايران روابط خوبی با ايالات متحده داشته باشند.    &#160;هيچ دليلی وجود ندارد که اين تمدن بزرگ با اين چنين تاريخ و فرهنگ غنی از جامعه بين المللی منزوی شود. بلی برای (حل) اين مسئله راه ديپلماتيک وجود دارد و درست بخاطر همين است که ايالات متحده همراه با آلمان، فرانسه، بريتانیا، روسيه و چين عضو گروهی است که پيشنهادی به حکومت ايران داده و ما اميدواريم که آنها اين (پيشنهاد) را قبول خواهند کرد.      ايران اصرار دارد که برنامه هسته ايش صلح آميز است و با سرباز زدن از پذيرش قطعنامه های سازمان ملل، به غنی سازی اورانيوم ادامه می دهد.&#160; آيا تعليق غنی سازی اورانيوم پيش شرط آغاز مذاکرات آمريکا با ايران و رفع تحريم عليه ايران است؟&#160;&#160;آيا آغاز مذاکرات بدون پيش شرط&#160;&#160;با ايران برای شما متصور نيست؟        &#171;وقتی رژيم ايران به مردمش می گويد غرب در تلاش محروم کردن ايران از دستيابی به فناوری پيشرفته هسته ای است، اين حرفی بسيار دور از حقيقت است.&#187;  کاندولیزا رایس در گفت و گو با رادیو فردا      دليل اينکه قبل از انجام اين مذاکرات ايران بايد غنی سازی اورانيوم و برنامه بازپردازش خود را متوقف کند اين است: ما نبايد در شرايطی قرار بگيريم که وقتی ايران به تکميل همان فناوری می پردازد که به توليد سلاح اتمی می انجامد با ايران گفت و گو کنيم.&#160;&#160;اما اگر خواست ايران برنامه ای صلح آميز است، مشکلی نيست.    روسيه در بوشهر يک نيروگاه هسته ای دارد. آمريکا از فعاليت روسيه در بوشهر حمايت می کند. ما در بسته پيشنهادی ۱+۵ در بالاترين سطح ممکن به ايران پيشنهاد فناوری صلح آميز هسته ای داده ايم.     مساله اينست که غنی سازی و بازپردازش به تکميل فناوری هایی&#160;می انجامد که با آن می توان سلاح هسته ای هم توليد کرد.    &#160;به علت سابقه دروغگويی [جمهوری اسلامی]&#160;به آژانس بين المللی نمی توان در زمينه غنی سازی و بازپردازش به رژيم ايران اعتماد کرد. اما ايران می تواند از نيروی هسته ای صلح آميز برخوردار شود.    &#160;بنابراين وقتی رژيم ايران به مردمش می گويد غرب در تلاش محروم کردن ايران از دستيابی به فناوری پيشرفته هسته ای است، اين حرفی بسيار دور از حقيقت است.        مطبوعات آمريکا گزارش داده بودند که آمريکا می خواهد &#160;۴۰۰ مليون دلار&#160;برای عمليات زير زمينی در ايران کند و رسانه های ايرانی هم اين گزارش ها را منتشر کردند.        &#160;همين گزارش ها مدعی شده بودند که ماموران سی ای ای یا سازمان جاسوسی آمریکا&#160;در حال حاضر در ايران و يا کشورهای همسايه&#160;آن&#160;فعاليت می کنند و هدف&#160; اين فعاليت ها تحريک ناآرامی های&#160; قومی است. واکنش شما به اين گزارش ها چيست؟      ايالات متحده آمريکا به صراحت اعلام کرده است اگر تهران آماده تغيير سياست های خود باشد ما آماده ايم با رژيم ايران تعامل کنيم.&#160; من بارها گفته ام که مايل هستم در هر زمان و مکانی با همتای ايرانی&#160; خود ديدار کنم و در مورد هر مساله ای&#160; بحث کنم&#160;. اما ايران فقط بايد برنامه غنی ساری اورانيوم خودرا متوقف کند.     می دانم که هر از چند گاهی مقامات ايرانی می گويند ايالات متحده آمريکا تغيير رژيم ايران را&#160; بررسی می کند.    ما گفته ايم که می خواهيم رفتار اين رژيم را تغيير دهيم. مساله اصلی اين است.&#160; ايران می داند که فرصت های زيادی&#160; برای بهبود روابط با ايالات متحده آمريکا پيش رو دارد.    &#160;دولت آمريکا نمايندگی ملت بزرگی را بر عهده دارد و آمريکايی ها دشمن ابدی ندارند. ما به داشتن دشمن ابدی و دائمی اعتقاد نداريم. ما به يافتن راه هايی برای همکاری معتقديم. با ليبی اين را انجام داده ايم، کشوری که زمانی با آن روابط بسيار بدی داشتيم. در حال حاضر با ليبی روابط روبه بهبود داريم. در نتيجه هدف سياست های آمريکا اين است.      ورای لحن تند حاکميت ايران، برخی شواهد نشان می دهد که اکثريت ايرانيان خواستار داشتن روابط دوستانه ميان ايران و آمريکا هستند.&#160; اخيراً گزارش هايی منتشر شد که در آن سخن&#160; از تصميم به&#160;داير کردن دفتر حفاظت از منافع آمريکا در تهران به ميان آمده بود.&#160; آيا اين گزارش ها را تاييد می کنيد؟&#160;&#160; و کدام اقدامات (در واشينگتن و در تهران هر دو) لازمند تا&#160; مناسبات عادی ميان ايران و آمريکا برقرار شود؟      ما قطعاً اميدواريم راه هايی پيدا کنيم که حتی در غياب عادی شدن روابط ميان دو کشور، بر ميزان تماس بين مردم ايران و آمريکا افزوده شود.      &#171;آمريکايی ها دشمن ابدی ندارند. ما به داشتن دشمن ابدی و دائمی اعتقاد نداريم. ما به يافتن راه هايی برای همکاری معتقديم.&#187;  کاندولیزا رایس      &#160;&#160; آمريکا ميزبان گروهی از هنرمندان زير چهل ساله ايرانی بوده است.&#160;&#160; اين اقدام به گونه ای مثبت و شگفت انگيز فرهنگ غنی ايران را بازتاب داد.    &#160;&#160; ما شاهد سفر تيم کشتی آمريکا به ايران بوده ايم و من می دانم که ايرانيان از کشتی گيران ما به هر جای ایران رفتند استقبال کردند.    &#160; امداد گران ايرانی که در زمينه مقابله با پيامدهای فجايع گوناگون و کارهای انساندوستانه فعاليت دارند به دعوت ما به آمريکا آمدند تا با نهادهای امدادگر ما همکاری کنند.&#160;    &#160; بنابراين راه های مختلفی برای بالا بردن سطح تماس وجود دارد و ما تصميمی درباره داير کردن دفتر حفاظت از منافع آمريکا در ايران نگرفته ايم.    ما در جستجوی راه هايی هستيم که ايرانيان بتوانند به آمريکا دسترسی داشته باشند. می دانم که در حال حاضر گرفتن ويزای سفر به آمريکا دشوار است.&#160;    &#160;&#160; ما مايليم راهی پيدا کنيم که ايرانيان بتوانند به آمريکا سفر کنند.&#160;&#160; ما ضديتی با مردم ايران نداريم.&#160;&#160; اين رژيم ايران است که ايرانيان را از بقيه جهان جدا و منزوی کرده است.&#160;     &#160; مبارزه با تروريسم و ترويج دموکراسی دو هدف بسيار مهم سياست خارجی آمريکاست. زمانيکه ايالات متحده به تاسيس پايگاه نظامی يا کمک های ديگری از سوی رژيم های مستبد نياز دارد چطور می تواند هدف مبارزه با تروريسم و ترويج دموکراسی را دنبال کند؟     خوب قبل از همه چيز ايالات متحده هميشه از دمکراسی حمايت خواهد کرد و مردم ايران هم شايسته يک دولت دمکراتيک هستند. وقتی ما در باره مذاکرات با رژيم ايران در مورد عراق و يا غنی سازی اورانيوم صحبت ميکنيم هيچ وقت فراموش نميکنيم که صلح واقعی فقط زمانی ميسر است که مردم در جوامع دمکراتيک زندگی کنند. در تمام خاور ميانه ايالات متحده حامی دمکرسی است.    &#160;درست است که که بعضا ما با رزيم های مستبد سر و کار داريم اما اينکار&#160; به نفع ماست زيرا برای دفاع در مقابل خطرما ناچاريم با رژيم هائی که دمکراتيک نيستند سر و کار داشته باشيم.     ما اگر می خواهيم بين اسرائيل و فلسطينين صلح برقرار کنيم بايد با رژيم هایی هم سر و کار داشته باشيم که دمکراتيک نيستند.     اما ايالت متحده&#160;، رییس جمهوری&#160;و من همه خواهان دمکراسی هستيم چونکه دمکراسی هديه ای نيست که فقط به آمريکایی ها داده شده باشد. اين چيزی است که هر انسانی بايد از آن بهره مند شود. طوری که&#160;رییس جمهوری&#160;(بوش) هم گفته آزادی خواست&#160; بی چون و چرای بشری است. هر مرد و زن و کودکی حق آزاد بودن را دارد.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_Rice_farda/455358.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_Rice_farda/455358.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 09 Jul 2008 00:52:15 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4E63ADBE-C6F9-46DA-B034-7562966CF8BA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;حقوق بشر در ایران سال تکان دهنده ای پشت سر گذاشت&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;وضعیت حقوق بشر در ایران در سالی که گذشت&lt;/span&gt; &lt;span&gt;، به گفته صاحبنظران، سال بسیار نامطلوبی پشت سر گذاشت&lt;/span&gt; &lt;span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   وضعیت حقوق بشر در ایران در سالی که گذشت   ، به گفته صاحبنظران، سال بسیار نامطلوبی پشت سر گذاشت.        سالی که در آن جمهوری اسلامی &#160;  بارها&#160;به       خاطر صدور و اجرای احکام اعدام، فشار بر فعالان حقوق زن و دانشجویان و نیز       نقض آزادی بیان، سانسور       و محدود کردن آزادی       های فردی &#160;  مورد انتقاد گروه       های مدافع حقوق بشر قرار گرفت.            هادی قائمی از اعضای پیشین&#160;سازمان دیده بان   &#160;حقوق بشر و یکی از سخنگویان و بنیانگذاران گروه مدافع حقوق بشر تازه تاسیسی &#160;  با نام &#160;    &#171;کمپین   بین المللی برای حقوق بشر در ایران   &#187; در    گفت   و    گو    با رادیو فردا به تشریح وضعیت حقوق بشر در ایران طی سال ۱۳۸۶ پرداخته است.          رادیو فردا: وارد سال جدیدی شده ایم اما اگر اجازه بدهید نگاهی بیاندازیم به سالی که گذشت؛ سالی که در آن ایران بارها به خاطر نقض حقوق بشر مورد انتقاد سازمان های مدافع حقوق بشر قرار گرفت. برای شما که وضعیت حقوق بشر را در ایران از نزدیک دنبال می کنید، بدترین مورد نقض حقوق بشر در سالی که گذشت چه بود؟            هادی قائمی:      در سال گذشته نمونه های بسیار نگران کننده و تکان دهنده ای در زمینه حقوق بشر در ایران اتفاق افتاد و از نظر تحلیلی می بینیم که یک نوع تفکر خشونت گرا و معتقد به رفتارهای خشن و غیر انسانی در بطن قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و نهادهای انتظامی قوت گرفت.                     هادی قائمی می گوید که&#160;۱۰زن و دو مرد در انتظار&#160;اجرای حکم سنگسار به سر می برند.        طی چند هفته اخیر، برای مثال، در کردستان کیفرخواستی به جرم محاربه برای یک فعال زن، روناک صفارزاده، صادر شده، او را به دادگاه آورده که حکمش اعدام است.      نمونه دیگر یک معلم اهل کردستان است به نام فرزاد کمانگر که در دادگاهی کاملا غیر عادلانه، با عدم وجود هیچگونه سندی، به جرم عضویت در سازمان پ کا کا که در ترکیه است به اعدام محکوم شده و تا آنجائی که ما اطلاع داریم هیچ گونه مدرکی دال بر این جرم در پرونده ایشان وجود ندارد.        این فقط در مورد چند هفته گذشته بود. ولی اگر نگاهی به تمام سال گذشته بیاندازیم، می بینیم که تعداد اعدام ها کلا دو برابر شد؛ بیش از نه نوجوان به دار آویخته شدند که در مقایسه با کشورهای دیگر جدا نمونه تک و تنها و استثنائی است. چندین مورد سنگسار انجام شد و احکامی که در هیچ کجای دنیا انجام نمی شود مانند پنج مورد قطع دست راست و پای چپ افراد انجام شد. دو نفر از طریق پرتاب از ارتفاع به اعدام محکوم شدند و نمونه های بسیار دیگری که می توانیم مثال بزنیم. اینها در سال گذشته بسیار وقایع تکان دهنده و در مقایسه با سال های قبل، نشان از تشدید وخامت اوضاع بودند.          فکر می کنید که به چه دلیل چنین احکامی در ایران افزایش پیدا کرده، چه صدور و چه اجرای آنها و &#160;  اصولا فکر می کنید چرا                       جمهوری اسلامی چنین رویه ای را پیش گرفته است؟                          بهترین جواب را خود دولتمردان و صاحب منصبان قدرت در ایران می توانند بدهند ولی آنچه که واضح است این است که یک گروه با تفکری خشونت گرا و معتقد به رفتارهای خشن و غیر انسانی دارند این گونه احکام را به طور مداوم صادر و اجرا می کنند.             اگر نگاهی به تمام سال گذشته بیاندازیم، می بینیم که تعداد اعدام ها کلا دو برابر شد؛ بیش از نه نوجوان به دار آویخته شدند که در مقایسه با کشورهای دیگر جدا نمونه تک و تنها و استثنائی است. چندین مورد سنگسار انجام شد و احکامی که در هیچ کجای دنیا انجام نمی شود مانند پنج مورد قطع دست راست و پای چپ افراد انجام شد.&#187;     هادی قائمی، از سخنگویان &#171;کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران&#187;      تنها پیامی که این رفتار برای دنیای خارج       می تواند داشته باشد این هست که ایران هیچ تعهدی نسبت به مقوله حقوق بشر ندارد و هیچ گونه احترامی در این مورد قائل نمی شود.       آیا موردی هم بوده که باعث امیدواری و خوشحالی شما شده باشد به عنوان یک مدافع حقوق بشر؟                      چند مورد مثبت بوده که امیدواریم این روند ادامه پیدا کند و به عمل بیانجامد. یکی بخشنامه های رییس قوه قضائیه، آیت الله شاهرودی، درباره تثبیت حقوق شهروندی و عدم بازداشت های موقت بود که تاکنون در حد تشریفاتی اقدامات بسیار مفیدی بودند ولی متاسفانه در سطح اجرایی هیچ گونه تضمین عملی ندارند و از آنها نتیجه مثبتی دیده نشده است.        می توانم بگویم که عفو یک متهم به سنگسار در چند روز گذشته، خبر خوبی بوده است.        منظورتان خانم مکرمه ابراهیمی است؟       بله! بخشش این متهم خبر خوبی است ولی نباید از یاد برد که ۱۰زن و دو مرد دیگر در انتظار اجرای این حکم سنگسار به سر می برند و تا وقتی که این اتهام و مجازات در قوانین وجود دارند، این مسئله در زمینه قوانین ایران خواهد بود.          آقای قائمی شما و چند نفر دیگر کمپین تازه ای را برای دفاع از حقوق بشر در ایران راه انداخته اید با نام &#171;کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران&#187;. کمی درباره اهداف این کمپین برای ما توضیح دهید و چه لزومی داشت که چنین سازمانی ایجاد شود، با توجه به اینکه سازمان های دیگری هم هستند که وضعیت حقوق بشر در ایران را از نزدیک دنبال می کنند و برای بهبود اوضاع در ایران تلاش می کنند.          دلیل شکل گرفتن این کمپین این بود که کارشناسان بین المللی امور حقوق بشر در ایران به این نتیجه رسیدند که وخامت رو به افزون این موارد نیاز به کمپینی متمرکز در مورد ایران دارد.        سازمان ها و نهادهای دیگر روی ده ها و حتی صدها کشور کار می کنند و در مورد ایران تاکنون به طور متمرکز در سطح بین المللی این توجه وجود نداشته است. اهداف این کمپین از طریق بوجود آوردن اجماع جهانی، دقیقا تلاش برای بهبود وضعیت در ایران است، برای اعتراض به روند گسترده نقض تعهدات ایران و براین باور هستیم که با بوجود آوردن شبکه جهانی از سازمان ها و نهادهای بین المللی که همراه و همگام در این زمینه فعالیت داشته باشند. می توانیم دولت ایران را متقاعد کنیم که بهبود حقوق بشر گامی موثر برای بوجود آوردن ثبات در این منطقه بسیار خطیر است.          فکر می کنید فشارهای بین المللی در زمینه حقوق بشر &#160;  بر &#160;  مقامات ایرانی تاٌثیری دارد. چون در ظاهر که می بینیم &#160;  رهبران ایران هر گونه انتقادی را از وضعیت حقوق بشر رد می کنند و آن را مداخله در امور داخلی کشور می دانند و می گویند که در ایران آزادی وجود دارد و حقوق بشر نقض نمی شود.          بله، ولی وقتی موارد بسیار فاحشی هست که ایران را کاملا متمایز می کنند و یا فقط در سطح دو یا سه کشور انگشت شمار قرار می دهند، دولت ایران در خلاء زندگی نمی کند و باید بگویم در شرایط حساس کنونی که سازمان ملل نگرانی های خود را از دستیابی ایران به سلاح اتمی ابراز می کند، برای ایران خیلی مهم است که نشان دهد از نظر اعتمادسازی در سطح جهانی چه کارهایی انجام می دهد و مسئله حقوق بشر نکته بسیار مهمی است که می تواند اعتماد دنیای خارج را جلب کند ولی متاسفانه در این راه حرکتی انجام نمی گیرد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_human_rights_worse_year/440166.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_human_rights_worse_year/440166.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 21 Mar 2008 12:20:31 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BE72A7B2-05DD-4C20-B5A9-5FA309B5263E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;مقاله ام به حکم اعدام برای روزنامه نگار افغان منجر شد&#187;</title>
            <description>&#171;آيات زن ستيز در اسلام&#187;&#160; اين نام مقاله است که به خاطر پخش نسخه هايی از&#160; آن&#160; روزنامه نگار جوانی در&#160; افغانستان به نام پرويز کامبخش به اعدام محکوم شده است. &#171;آيات زن ستيز در اسلام&#187;، اين نام مقاله ای است که به خاطر پخش نسخه هايی از آن&#160;روزنامه نگار جوانی در&#160; افغانستان به نام پرويز کامبخش به اعدام محکوم شده است.&#160;     مسئولان قضايی افغانستان اين مقاله را توهين آميز دانسته اند و آقای کامبخش را هم بخاطر آنچه اهانت به اسلام ناميده اند، به اعدام محکوم کرده اند.    &#160;اين در حالی است که يک دانشجوی ايرانی ساکن يکی از شهرهای اروپا در تماس با  راديو فردا  می گويد که وی اين را مقاله را چند سال پيش نوشته&#160;و در وبسايت شخصی اش منتشر کرده است.     اين دانشجوی ايرانی&#160; که خود را آرش بيخدا معرفی می کند،&#160; در گفت وگو با  راديو فردا &#160;با ابراز تاسف از &#160;صدور حکم&#160; اعدام برای اين روز نامه نگار افغان، اميدوار است که با فشار جامعه بين المللی وی هر چه زودتر از زندان آزاد شود:      راديو فردا: نخستين واکنش شما به انتشار خبر بازداشت و صدور حکم اعدام برای پرويز کامبخش روزنامه نگار افغان چه بود ؟ چه احساسی داشتيد وقتی شنيديد به خاطر مقاله ای که شما می گوييد آن را نوشته ايد ممکن است اعدام شود ؟ &#160;       آرش بيخدا : احساسات متفاوتی داشتم، هم ناراحت بودم و هم خوشحال. از اين جهت ناراحت بودم که جوانی اين گونه بازداشت شده است و اميدوار بودم که دقت بيشتری می کرد تا بازداشت نشود.     درعين حال، ناراحت بودم در دنيايی که زندگی می کنيم و در قرن بيست و يکم، روحانيون تا اين اندازه در زندگی مردم و به خصوص، امر قضاوت دخالت دارند.     موضوع ديگری که مرا ناراحت کرد، برخوردی بود که برخی از رسانه ها داشتند که به جای دفاع از حق آزادی بيان و حق دگر انديش بودن، سعی می کردند که ايشان را با استفاده از قوانين اسلامی تبرئه کنند و بی گناه نشان دهند.    البته همانطور که گفتم، خوشحال هم بودم و آن اينکه افرادی مانند آقای کامبخش در افغانستان حضور دارند.     انتظار دارم که توجه جهانی به اين موضوع جلب شود که&#160; تحمل نکردن دگرانديش، يک مسئله در جهان اسلام است و&#160; اسلام گرايان به جای اينکه به مخالفان خود پاسخ منطقی بدهند، بدين شکل با آنان برخورد می کنند. برخوردی که از روی ضعف و همراه با خشونت و اعدام است.         &#171;من به طور مستقيم، تاکنون هيچ تماسی با آقای کامبخش نداشته ام و تنها دو سه روز است که با نام وی آشنا شده ام. البته می دانم که بسياری در افغانستان اين سايت را می بينند و از ما اجازه می گيرند که اين مطالب رابدون ذکر نام نويسنده يا منبع منتشر کنند و من اين اجازه را به آنان داده ام. می دانم که مخاطب زيادی در افغانستان داريم&#187;.     نویسنده مقاله &#171;آیات زن ستیز در اسلام&#187;        آقای کامبخش به خاطر مقاله شما که در آن به مسئله اسلام و زنان و در حقيقت، مسئله زن ستيزی اشاره کرديد، به اهانت به دين اسلام متهم و به اعدام محکوم شده است. در مقاله شما به چه نکات و مسايلی اشاره شده بود؟      اين مقاله، بخشی از يک مجموعه نوشتار است که آيات برده داری قرآن، قتل و غارت و همچنين زن ستيزی را مطرح می کند.     ظاهرا بخشی که آقای کامبخش منتشر کرده، بحث زن ستيزی بوده است. در اين مقاله، آيات تبعيض آميز قرآن ذکر شده است، برای مثال، می توان به برتری حقوقی و حيثيتی مردان نسبت به زنان، امکان چند همسری برای مردان، کتک زدن زنان، مشروعيت تماس جنسی با زنان برده، ساخته شدن زنان برای لذت مردان، کشتزار بودن زنان و لزوم تسليم آنها در برابر خواسته های جنسی مردان اشاره کنم.     همچنين امتيازات جنسی که پيامبر اسلام برای خود به طور اختصاصی در قرآن آورده است، از جمله، بی نيازی به رعايت مساوات در رفتار با زنانش، ماجرای تاريخی مانند زيد و زينب و اينکه زنان پيامبر پس از مرگ او حق نداشتند با فرد ديگری ازدواج کنند.    اين مطالب از قرآن استخراج شده اند و ناسازگاری شان با قوانين جهان شمول حقوق بشر تبيين شده است.      يعنی شما تنها به ترجمه آيات در مطلب خود اشاره کرده بوديد؟ چون قرآن به اشکال گوناگون تفسير می شود و اين تفسير شما است که قرآن، زن ستيزی را ترويج می کند، ولی بسياری ديگر معتقدند که چنين نيست و بر اساس قوانين اسلامی، زن و مرد از حقوق يکسانی برخوردارند.      &#160;من فکر نمی کنم که هيچ انسان منطقی بتواند چنين ادعايی کند و درعين حال، خيلی ساده می توان چنين چيزی را رد کرد. آيا هيچ مسلمانی به يک زن، اجازه داشتن چهار شوهر را می دهد؟ اگر نمی دهد، پس حقوق شان برابر نيست.    در مورد بخش نخست پرسش تان، بايد بگويم که من ترجمه ها را نقل کردم و نشان دادم که چرا اينها ناسازگار هستند و بعد از آن، ناسازگاری شان را مطرح کردم و آنها را با يکسری از واقعيات تاريخی تطبيق دادم. به عبارت ديگر، تفسير من به اين ترجمه ها اضافه شده است.      اين مقاله در چه زمانی نوشته شد و در کجا چاپ شد؟      &#160;مقاله مربوط به سه يا چهار سال پيش است و تاريخ دقيقش را به ياد ندارم. بر روی سايت خود من منتشر شد و بسياری از وبلاگ ها آن را کپی کردند. برخی از آنها منبع را ذکر کردند و برخی ديگر خير.       آيا شما پرويز کامبخش را می شناختيد؟ و می دانستيد که مقاله را خوانده است؟      من به طور مستقيم، تاکنون هيچ تماسی با آقای کامبخش نداشته ام و تنها دو سه روز است که با نام وی آشنا شده ام. البته می دانم که بسياری در افغانستان اين سايت را می بينند و از ما اجازه می گيرند که اين مطالب رابدون ذکر نام نويسنده يا منبع منتشر کنند و من اين اجازه را به آنان داده ام. می دانم که مخاطب زيادی در افغانستان داريم.      آيا خودتان را در اين مسئله ای که برای آقای کامبخش پيش آمده است، مسئول می دانيد و از اين بابت احساس مسئوليت می کنيد؟      از بروز اين اتفاق خيلی متاسفم و اميدوارم که فشار جوامع بين المللی، به خصوص سازمان های مدافع حقوق بشر به آزادی هر چه سريع تر آقای کامبخش منجر شود و حکومت افغانستان، امنيت ايشان را بر عهده گيرد تا آسيبی متوجه او نشود.     اما از نظر حقوقی و اخلاقی، خودم را مسئول نمی دانم، زيرا در سايتی که من دارم، به صراحت اشاره شده است که مطالب آن کفر آميز است و امکان دارد که از نظر بسياری از مخاطبين، توهين آميز به نظر بيايد.    همچنين گفته شده است که استفاده از مطالب سايت در کشورهای اسلامی، با قوانين اين کشورها درتعارض است و هيچ ضمانتی هم دردرستی اين مطالب نيست و متن آنها هم نظرات شخصی نويسندگان شان است.         &#171;از بروز اين اتفاق خيلی متاسفم و اميدوارم که فشار جوامع بين المللی، به خصوص سازمان های مدافع حقوق بشر به آزادی هر چه سريع تر آقای کامبخش منجر شود و حکومت افغانستان، امنيت ايشان را بر عهده گيرد تا آسيبی متوجه او نشود&#187;.     نویسنده مقاله &#171;آیات زن ستیز در اسلام&#187;      &#160;به همين دليل، فکر می کنم که آقای کامبخش متوجه کاری که انجام داد، بود و اقدام به ريسک کرد و من هم به او احترام می گذارم.    اين موضوع را هم بايد اضافه کنم که درجايی که زندگی می کنم، کفر گفتن و کافر بودن جرم نيست و درچهارچوب آزادی بيان و انديشه، به آن احترام گذاشته می شود.      بسياری از سازمان های که مدافع آزادی بيان و حقوق روزنامه نگاران هستند، خواستار آزادی آقای کامبخش شده اند. شما هم اشاره کرده ايد که بازداشت آقای کامبخش، نشانه تلاش اسلام گرايان و روحانيون محافظه کار تر برای محدود کردن آزادی بيان است. در اينجا شما چه پاسخی به اين انتقاد داريد که مطالب شما، بی احترامی به دين است و اين موضوع موجب ناراحتی شان شده است؟      به هيچ عنوان معتقد نيستم که اهانت به دين، جرم است. درجهانی که زندگی می کنيم، قوانين جهان شمول وجود دارند و قوانينی که در هر منطقه ای از جهان هست، در درجه نخست، يا همان قوانين جهان شمول هستند و يا اينکه قوانين محلی هستند که نسبت به قوانين جهان شمول، ارجحيت ندارند.     يعنی اگر تناقضی ميان اين قوانين با يکديگر از جمله در مورد حقوق بشر وجود داشته باشد، مرجع اصلی بايد قوانين جهان شمول باشد.&#160; بنابراين با توجه به اصل آزادی انديشه و آزادی بيان، من اهانت به دين را جرم نمی دانم. اين يک حق طبيعی هر کس است.      انتقاد حق طبيعی هر کس است. اما آيا می توان به باورهای بيليون ها نفر توهين کرد؟      اشتباه و برخطا بودن يک باور، با باورداشتن ميلياردها انسان به آن باور، نمی تواند نشانه درستی آن به حساب آيد.    &#160; آيا هدف شما، آغاز بحث است يا اينکه می خواهيد به يک دين توهين کنيد؟     نه، ببينيد. مسلمانان هميشه انتقاد را به عنوان اهانت می دانند، زيرا به نقد شدن باور ندارند. اما عرض هم کردم که اهانت به دين را اهانت به يک شخص نمی دانم.    اگر به دين اسلام توهين شود، چرا يک مسلمان بايد ناراحت شود. اگر کسی به خدا توهين کرد که خدا خودش بايد وجود باشد که از خودش دفاع کند.     اينکه شخصی در جهان خود را نماينده خدا بداند و بگويد که نظر خدا اين هست که اينگونه برخورد شود، قابل قبول نيست و هر کسی می تواند که ادعا کند نماينده خدا بر روی زمين است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_kambakhash_article/431783.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_kambakhash_article/431783.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 24 Jan 2008 20:20:22 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E8796A09-0841-46D4-9CBA-7C1BAF69E645_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خودکشی يا قتل؟ ابهام در باره علت مرگ دانشجوی کرد زندانی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با انتشار اطلاعيه ای اعلام کرده است که يک دانشجوی سنندجی به نام ابراهيم لطف اللهی در بازداشتگاه سنندج درگذشته است. &lt;/span&gt; &lt;span&gt;مقامات امنيتی می گويند اين دانشجو خودکشی کرده است، اما خانواده اين جوان، و نيز سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مرگ اين دانشجو را مشکوک می دانند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با انتشار اطلاعيه ای اعلام کرده است که يک دانشجوی سنندجی به نام ابراهيم لطف اللهی در بازداشتگاه سنندج درگذشته است.                  مقامات امنيتی می گويند اين دانشجو خودکشی کرده است، اما خانواده اين جوان، و نيز سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مرگ اين دانشجو را مشکوک می دانند.   &#160;        ابراهيم لطف اللهی ۱۶ دی ماه دستگير شده بود و مرگ او ۹ روز بعد اعلام شد.            سامان رسول پور، روزنامه نگار و از اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در گفت و گو با  راديو فردا ، جزييات بيشتری را در اين زمينه بازگو کرده است.   &#160;          چرا فکر می کنيد که مرگ اين دانشجو مشکوک است؟                                 سامان رسول پور : اسم اين دانشجوی کرد، آقای ابراهيم لطف اللهی است که در بازداشتگاه سنندج به طرز مشکوکی جان سپرده است           .           او در ۱۶ دی ماه امسال، پس از خروج از دانشگاه، توسط نيروهای امنيتی دستگير و روانۀ بازداشتگاه می شود.                  چند روز پس از بازداشت، خانواده موفق به ملاقات با فرزند خود می شوند. به گفته برادرش، ابراهيم از نظر روحی وضعيت خوبی داشته و به نظر نمی رسيده است که قصد خودکشی داشته باشد. اما متاسفانه &#160;  نه روز پس از دستگيری، يعنی در ۲۵ دی ماه، نيروهای امنيتی با منزل اين دانشجو تماس می گيرند و خبر می دهند که جنازه او در قبرستان سنندج دفن شده است و دليل آن را خودکشی در سلول زندان عنوان می کنند .          از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.      سامان رسول پور                      در تماسی که با برادر ابراهيم، يعنی اسماعيل لطف اللهی داشتيم، گفت که با توجه به وضعيت روحی خوبی که ابراهيم در زندان داشته است، مسئله خودکشی به هيچ عنوان درست نيست.              آيا به دليل اينکه خانواده لطف اللهی در مورد مرگ فرزندشان شک دارند و فکر می کنند که اين اتفاق نه در اثر خودکشی، بلکه به دلايل ديگری در زندان رخ داده است، اين مسئله را به عنوان مرگ مشکوک اعلام می کنيد؟                                   بله، همه چيز فقط نه روزبه طول انجاميده است. در طول اين نه روز، زندانی با خانواده خود ملاقات داشته و حتی درخواست &#160;  لباس کرده است. بنابراين به هيچ عنوان، مسئله مرگ يا خودکشی او قابل پيش بينی نبوده است.              آيا مسئولين امنيتی گفته اند که زندانی چگونه دست به خودکشی زده است؟                               خير، به اين مورد اشاره ای نشده است. متاسفانه خانواده اين دانشجو، جزو خانواده های حاشيه نشين سنندج هستند و حتی می ترسند در مورد مرگ مشکوک فرزند خود با کسی صحبت کنند. ولی طی تماس هايی که با آنها داشتيم، عنوان کردند که می خواهند جسد فرزندشان کالبد شکافی شود و می خواهند از نيروهای امنيتی شکايت و مسئله را از نظر حقوقی پيگيری کنند.                   چرا آقای لطف اللهی دستگير شده بود؟          بنا به گفته برادرش، اين دانشجو سابقه کيفری و بازداشت نداشته است. اما بنا به دلايلی، از مدت ها قبل تحت پيگرد &#160;  نيروهای امنيتی بوده است، حتی چند مرتبه برای بازداشت او به خانه اش مراجعه کرده بودند و چون خانه نبوده، موفق به دستگيری او نمی شوند؛ تا اينکه پس از پايان جلسه امتحانی دانشگاه پيام نور سنندج و خروج از جلسه، نيروهای امنيتی او را دستگير می کنند و چند دانشجوی ديگر نيز شاهد اين مسئله بوده اند.              علت تحت تعقيب بودن و بازداشت اين دانشجو توسط نيروهای امنيتی، مشخص است؟             &#160;                      خير مشخص نيست. ولی اين دانشجو به مسائل دانشجويی علاقه مند بوده است.                                          ابراهيم لطف اللهی چند سال داشت و دانشجوی چه رشته ای بود؟                               او            ۲۷           سال داشت و دانشجوی ترم هفتم رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج بود.              آيا در زندان سنندج تا کنون سابقه داشته است که يک &#160;  زندانی به اين نحو، جان خود را از دست بدهد؟                                   خير، ما در سال های گذشته چنين اتفاقی نداشته ايم واين مسئله منحصر به فرد است و تا حدودی می شود آن را با مرگ دکتر زهرا بنی يعقوب در همدان مقايسه کرد. مسئله ای که در مورد اين دانشجو بايد اشاره شود، اين است که او فعاليت دانشجويی داشته است.                              علت کشته شدن يا مرگ او، پس از ملاقات با خانواده اش، &#160;  مشخص نيست. پس از اينکه نيروهای امنيتی خبر مرگ او را تاييد کرده اند، يک مرده شور که در قبرستان کار می کند، گفته است که جسد را نيروهای امنيتی با تشريفات خاصی آورده و دفن کرده اند.                  اعضای خانواده اين دانشجو گفته اند که حتی بر روی قبر فرزندشان سيمان گذاشته شده که از نبش قبر جسد جلوگيری شود.              آيا اين مرده شور توانسته است جسد ابراهيم را ببيند؟                               خير، به دليل حضور چشمگير نيروهای امنيتی هنگام دفن، نتوانسته جسد را ببيند. بر روی قبر اين جوان، اسم و مشخصاتش نوشته شده است. در مراجعه خانواده به &#160;  پزشکی قانونی، مرگ فردی با اين اسم و مشخصات تاييد شده است، بدون اينکه به علت مرگ او اشاره ای شده باشد.   &#160;          خانواده لطف اللهی گفتند که فرزندشان پس از مرگ در زندان سنندج، به دلايل نا معلومی به کرمانشاه منتقل شده، که شايد دليل آن کالبد شکافی و عمليات پزشکی بوده است و سپس دوباره جسد به سنندج بازگردانده شده است.            مسئله بسيار مهم اين است که خانواده اين دانشجو در ۲۵ دی ماه از مرگ فرزند خود مطلع شده اند، در حالی که مشخص نيست، &#160;  ابراهيم همان روز فوت کرده است يا چند روز قبل از آن.&#160;   &#160;           پس تاريخ دقيق مرگ هم مشخص نيست؟ شما چه اقداماتی در اين زمينه خواهيد کرد؟                                   با توجه به اينکه اين خانواده بسيار مظلوم و فقير است، ما سعی می کنيم برايشان وکيل بگيريم و بتوانيم از مجرای قانونی مرگ مشکوک اين دانشجو را پيگيری کنيم.            از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_kurdistan_student_murder/430844.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_kurdistan_student_murder/430844.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 18 Jan 2008 15:26:22 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5D2FD86F-42B2-4123-B5E9-891E03452DDF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسقف پراگ از وضعیت حقوق بشر در ایران می گوید</title>
            <description>&lt;span&gt;واتسلاو مالی، اسقف شهر پراگ نسبت به وضعیت حقوق بشر و افزایش سرکوب مخالفین و منتقدین در ایران &lt;/span&gt; &lt;span&gt;ابراز نگرانی کرده است.&lt;/span&gt;   واتسلاو مالی، اسقف شهر پراگ به اشاره به وضعیت حقوق بشر در ایران، به آنچه &#171;افزایش سرکوب مخالفین و منتقدین در ایران&#160;   می خواند، اعتراض کرد.          آقای مالی در ماه سپتامبر ، در سفری دو هفته ای به ایران،  با نمایندگان مسیحیان و نیز فعالان حقوق بشر و خانواده زندانیان سیاسی ملاقات کرده بود.         واتسلاو مالی، ناراضی سیاسی پیشین، خود زمانی از قربانیان سرکوب دولتی بوده و در دوران رژیم کمونیستی&#160;چکسلواکی سابق، چندین ماه را در زندان گذراند و مقامات  وی را از فعالیت به عنوان کشیش منع کرده بودند.            به همین علت، وی ناگزیر شد دست به انواع و اقسام  کارها بزند؛ از جمله اینکه مدتی به عنوان کارگر شوفاژخانه در هتل ها کار کرد. مالی که نقش مهمی را در انقلاب مخملی چک بازی کرد،  چندین سال است که به مقام &#160;  اسقفی شهر پراگ رسیده  و  اکنون به کشورهایی سفر می کند که در آن ،  شهروندان با شرایط مشابهی همانند شرایطی که وی درگیر آن بود مواجهند و از آنها حمایت می کند.         مالی، در سال های اخیر به کشورهای کوبا، بلاروس و چچن سفر کرده است و افکار عمومی را در جریان نقض حقوق بشر در آن کشورها گذاشته است.         سفر ماه سپتامبر او به ایران هم تلاشی است برای جلب توجه به اوضاع حقوق بشر در کشوری که در مطبوعات بین المللی بیشتر در ارتباط با برنامه هسته ای اش مطرح می شود. مالی که در جریان سفر دو هفته ای خود به ایران از تهران، اصفهان و شیراز دیدار کرد می گوید که ماموران امنیتی وی را به طور مخفیانه زیر  نظر داشتند.        مالی به  رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی  گفت که در جریان دیدارهای خود با فعالان حقوق بشر، خانواده زندانیان سیاسی و سایرین از اوضاع نامساعد زندانیان سیاسی نقض حقوق زنان و نیز بازداشت فعالان سیاسی و منتقدین آگاه شد.                  اسقف پراگ&#160;به رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی گفت که در جریان دیدارهای خود با فعالان حقوق بشر، خانواده زندانیان سیاسی و سایرین از اوضاع نامساعد زندانیان سیاسی، نقض حقوق زنان و نیز بازداشت فعالان سیاسی و منتقدین در ایران آگاه شد.       وی می گوید: &#171;به من گفته شد که رژیم، سرکوبگرتر از قبل شده است. هر گونه گردهمایی یا تظاهراتی که در آن تعداد نسبتا زیادی شرکت کنند متفرق می شود و همیشه عده ای دستگیر می شوند. به من گفته شد که این گونه مداخله ها با خشونت &#160;توام است.&#187;           آمار دقیقی درباره زندانیان سیاسی در ایران در دست نیست اما برآورد می شود که شمار آنها چیزی بین ۲۰۰ تا چند صد نفر باشد. مالی می گوید: &#171;بسیاری از این افراد ناگزیرند در زندان شرایط سختی را تحمل کنند.&#187;         اسقف پراگ در ادامه گفت وگوی خود اظهار داشت: &#171;به من گفته شد که شرایط بیرحمانه است. کمبود مراقبت های &#160;  پزشکی و بهداشت به انداره کافی نیست. آزار و اذیت روانی هم وجود دارد و گاه زندانیان بیش از یک سال را در سلول انفرادی می گذرانند. خانواده زندانیان درمانده اند و به ندرت با آنها در تماسند. مقامات قضایی گاهی حتی به آنها نمی گویند بستگانشان در کجا نگهداری می شوند.&#187;        وی  &#160; در جریان اقامت خود در ایران از اوضاع مسیحیان هم آگاه شد. مالی می گوید: بسیاری از مسیحیان، ایران را به خاطر محدودیت های مذهبی، اجتماعی و فرهنگی ترک می کنند.        به گفته وی، &#171; آنها از ایران می رونند زیرا نمی توانند آن طوری که باید و شاید بر اساس دین شان در ایران زندگی کنند. به خاطر مسیحی بودن مورد آزار و اذیت قرار نمی گیرند اما گاه با آنها همانند شهروند درجه دو برخورد می شود.&#187;        مالی هشدار می دهد: &#171;این خطر وجود دارد که نهایتا تمامی مسیحیان از ایران بروند که به گفته او، هم از لحاظ مذهبی و هم از لحاظ فرهنگی به ضرر ایران خواهد بود.&#187;                 به من گفته شد که رژیم ایران، سرکوبگرتر از قبل شده است. هر گونه گردهمایی یا تظاهراتی که در آن تعداد نسبتا زیادی شرکت کنند متفرق می شود و همیشه عده ای دستگیر می شوند. به من گفته شد که این گونه مداخله ها با خشونت&#160;توام است.   واتسلاو مالی       وی می گوید: &#171;مسیحیان پیش از آمدن اسلام، ساکن ایران بودند و قدمت برخی از کلیساهای ایران به دوران اول مسیحیت باز می گردد.&#187;      &#160;   مالی می گوید که ملاقاتش با محسن کدیور، روحانی اصلاح طللب جزء خاطرات بسیار دلپذیر او در سفرش به ایران است.         مالی می گوید که این دیدار افق های تازه ای را بر روی او گشوده است.        وی می افزاید: &#171;خوشحال شدم از اینکه آقای کدیور به من گفت که مبانی حقوق بشر با تعلیمات قرآن در تضاد نیست و اینکه قرآن باید به گونه ای که عاری از هر گونه ایدئولوژی است تعبیر شود. اسلام باید در پاسخ به مدرنیته از خود واکنش نشان دهد. البته این به معنی آن نیست که باید خود را با تمامی گرایش ها و جریانات تطبیق دهد اما باید راه های تازه ای را برای معرفی اسلام در جامعه در حال تغییر پیدا کرد.&#187; &#160;&#160;&#160;         مالی در سفر به ایران مورد خطاب شهروندانی هم قرار گرفت که درباره جهان خارج کنجکاو بودند. برخی از اسقف پراگ درباره زندگی در &#171;چکسلواکی&#187; پرسیدند.        مالی می گوید: &#171;بسیاری هم از امکان وضع تحریم های سازمان ملل علیه ایران به خاطر فعالیت های هسته ای آن کشور ابراز نگرانی کردند.&#187;                  اسقف مالی می گوید: ایرانیان با رفتار دوستانه و خوش مشربی شان و نیز علاقه عمیق شان به تاریخ کهن خود&#160; وی را غافلگیر کردند.       وی اظهار داشت: &#171;بعضی ها خودشان با نگرانی در این باره صحبت کردند و گفتند تحریم، باعث انزوای بیشتر ایران خواهد شد. به همین خاطر فکر می کنم وضع هر گونه تحریمی باید با دقت بررسی شود. به نظرم نیامد که همه در حمایت خود از برنامه هسته ای ایران متحد هستند و اینکه برنامه هسته ای مسئله اصلی زندگی آنهاست. فکر می کنم که باید درها باز گذاشته شود و زندگی یک ملت را به خاطر گفته های شماری از مقامات محدود نکرد.&#187;      اسقف مالی در پایان می گوید که ایرانیان با رفتار دوستانه و خوش مشربی شان و نیز علاقه عمیق شان به تاریخ کهن خود ،  وی را &#171;غافلگیر&#187; کردند.        وی می گوید که بر خلاف تصویری که در برخی از نشریات درباره ایران ارائه می شود، جامعه ایران، جامعه ای افراطی نیست.         به گفته او &#171;باید بین کل افراد یک جامعه و &#160;  گفته ها و اقدامات چند نفر تفاوت قائل شد.&#187;    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_bishop_prague_iran/381749.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_bishop_prague_iran/381749.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 08 Mar 2007 18:22:19 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/968978F8-B11B-4D2B-8AF3-7F00E9CDA97C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
