<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 16:12:38 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=1045" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>پشت صحنه آبی، نیم‌قرن حضور خلاق </title>
            <description>كتاب &#171;پشت صحنه آبی&#187; که هفته گذشته در ایران منتشر شد یکی از آخرین گفت‌وگوهای اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس بزرگ ایرانی، را پیش از مرگ او در بر دارد. كتاب &#171;پشت صحنه آبی&#187; که هفته گذشته در ایران منتشر شد یکی از آخرین گفت‌وگوهای اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس بزرگ ایرانی، را پیش از مرگ او در بر دارد.   در این کتاب رادی با همان زبان زنده، خون‌دار و زیبای نمایشنامه‌هایش و با همان نگاه تیز و هشیار آثار با ارزش خود به پرسش‌های مهدی مظفری ساوجی درباره آثار و نیم‌قرن حضور خلاق خود در عرصه فرهنگ و نمایشنامه‌نویسی ایران پاسخ داده است.  تئاتر مدرن در ایران با اجرا و اقتباس نمایشنامه‌های اروپایی آغاز شد، اما از همان نخستین سال‌های انقلاب مشروطه نیز تلاش برای خلق تئاتر ایرانی که بدون نمایشنامه ایرانی ممکن نبود شکل گرفت.  نمایشنامه &#171;بلبل سرگشته&#187; اثر علی نصیریان نخستین و از زیباترین ثمره‌های تلاش برای خلق نمایشنامه‌نویسی ایرانی بود و در نخستین سال‌های دهه چهل به کارگردانی شاهین سرکسیان بر صحنه اجرا شد.  تلاش برای خلق نمایشنامه و تئاتر ایرانی که از نخستین سال‌های مشروطه آغاز شده بود در دهه چهل با نمایشنامه‌های باارزش غلامحسین ساعدی، بهرام بیضائی، اکبررادی و اسماعیل خلج و در اجرای کارگردانانی چون شاهین سرکسیان، بهرام بیضائی، جعفر والی، پرویز صیاد، و عباس جوانمرد به ثمر رسید، و اکبر رادی با خلق نمایشنامه‌های جذاب، پرکشش و زیبا و دراماتیزه کردن زبان زنده معاصران خود در این تلاش نقشی مهم و موثر ایفا کرد.  رادی از سبک و روال کسانی چون چخوف، گوگول و ایبسن متاثر بود و به نحله واقع‌گرایی انتقادی تعلق خاطر داشت و این نحله را برای تصویر دراماتیک مسائل جامعه خود به خدمت گرفت.  بهترین آثار اکبر رادی با زبان شاعرانه، اما معاصر و دراماتیزه‌شده، با شخصیت‌های استخوان‌دار و زنده، با طرح تئاتری‌شده چالش‌های انسان معاصر ایرانی در قالب نمایشنامه‌های جذاب و پرکشش و با ساختار منسجم مشخص می‌شوند.  اکبر رادی در سال ۱۳۱۸ در رشت چشم به جهان گشود. خانواده او به هنگامی که رادی ده سال داشت به تهران مهاجرت کردند و رادی تحصیلات خود را تا لیسانس علوم اجتماعی در این شهر ادامه داد. اکبر رادی چند سال دبیر دبیرستان بود و سال‌ها نیز در دانشگاه‌های تهران تئاتر و نمایشنامه‌نویسی تدریس کرد.   نخستین اثر چاپ شده اکبر رادی داستان کوتاهی با عنوان &#171;باران&#187; در مجله اطلاعات جوانان منتشر و جایزه مسابقه داستان‌نویسی سال ۱۳۳۸ این مجله را برای این نویسنده جوان به ارمغان آورد.  اکبر رادی در سال ۱۳۴۱ نخستین نمایشنامه جدی و مهم خود را با عنوان &#171;روزنه آبی&#187; با هزینه شخصی چاپ و منتشر کرد. این نمایشنامه در همان نخستین سال انتشار با اقبال گسترده منتقدان هنری و ادبی و محافل فرهنگی ایران روبه‌رو شد و شاهین سرکسیان، خلاق‌ترین کارگردان تئاتر آن روزگار ایران، آن را به صحنه برد.  &#171;افول&#187; دومین نمایشنامه رادی در سال ۱۳۴۳ منتشر و در سال ۱۳۴۹ به کارگردانی علی نصیریان در  تالار سنگلج تهران اجرا شد.  اکبر رادی علاوه بر این دو اثر نمایشنامه‌های از پشت شيشه‌ها، ارثيه ايرانی، صيادان، مرگ در پاييز، لبخند باشكوه آقای گيل، هاملت با سالاد فصل و در مه بخوان را تا پیش از انقلاب و نمایشنامه‌های منجی در صبح نمناک، پلكان، آهسته با گل سرخ، آميز قلمدون، شب به خير جناب کنت، شب روی سنگ‌‌فرش خيس، باغ شب‌‌نمای ما، تانگوی تخم‌‌مرغ داغ، ملودی شهر باران و خانمچه و مهتابی را پس از انقلاب منتشر کرد.  بسیاری از نمایشنامه‌های اکبر رادی در دهه چهل و پنجاه و برخی از آثار او در سه دهه اخیر با کارگردانی مشهورترین و خلاق‌ترین کارگردانان تئاتر ایران اجرا شده‌اند.  به قلم اکبر رادی همچنین مجموعه داستانی با عنون &#171;جاده&#187; و چند مجموعه مقاله نیز منتشر شده است. اکبر رادی در دی‌ماه ۱۳۸۶ در ۶۸ سالگی به بیماری سرطان در تهران درگذشت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_week_book_Akbar_Raadi_theater_Beizayi_behind_blue_stage/1883369.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_week_book_Akbar_Raadi_theater_Beizayi_behind_blue_stage/1883369.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 20 Nov 2009 15:17:29 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7372C0B3-ECAD-4EE2-A28E-B9884B772E09_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گفت‌وگو با مترجمان، نمونه‌ای کلاسیک از کار حرفه‌ای</title>
            <description>کتاب گفت و گو با مترجمان، که هفته گذشته منتشر شد، نه فقط به دلیل طرح حساس ترین و مهم ترین مباحث ترجمه در زبان فارسی که به علاوه به دلیل ساختار حرفه ای و طرح سنجیده مصاحبه ها، شناخت مصاحبه کننده از مصاحبه شوندگان و موضوع مصاحبه، زبان روان و زیبا و ساختار منسجم از آثار باارزش سال های اخیر است و می تواند چون نمونه ایی کلاسیک از &#171;مصاحبه حرفه ای&#187; در دانشکده های روزنامه نویسی و چون متنی آموزشی در کلاس های ترجمه تدریس شود.کتاب گفت و گو با مترجمان، که هفته گذشته منتشر شد، نه فقط به دلیل طرح حساس ترین و مهم ترین مباحث ترجمه در زبان فارسی که به علاوه به دلیل ساختار حرفه ای و طرح سنجیده مصاحبه ها، شناخت مصاحبه کننده از مصاحبه شوندگان و موضوع مصاحبه، زبان روان و زیبا و ساختار منسجم از آثار باارزش سال های اخیر است و می تواند چون نمونه ایی کلاسیک از &#171;مصاحبه حرفه ای&#187; در دانشکده های روزنامه نویسی و چون متنی آموزشی در کلاس های ترجمه تدریس شود.  گفت و گو با مترجمان، گفت و گوهای سیروس علی نژاد، روزنامه نویس برجسته و پرسابقه ایرانی را با گروهی از معتبرترین مترجمان ایران: صفدر تقی زاده، نجف دریابندری، رضا سید حسینی، مهدی سحابی، کامران فانی، عزت الله فولادوند و عبدالله کوثری در بر دارد و علی نژاد در هر مصاحبه طرحی جامع و فشرده از کارنامه فرهنگی مترجمان و شاخصه های اصلی کار آنان به دست داده و آثار آنان را با ذکر مشخصات فهرست بندی کرده است.  علی نژاد در این کتاب بر اساس طرحی سنجیده مباحثی چون شاخصه های ترجمه خوب و ترجمه ماندگار، ظرفیت های زبان فارسی در انتقال اندیشه، تخییل، مفاهیم و فضای فرهنگ های دیگر، یافتن، بازآفرینی و خلق زبان و لحن معادل با اثر اصلی در زبان فارسی، تاثیر ترجمه بر تجدد و مدرنیته ایرانی، تاریخ ترجمه در زبان فارسی، نسبت و پیوند تنگاتنگ ترجمه با تحولات فرهنگی و نظری صد سال گذشته ایران را مطرح و با طرح پرسش های دقیق و هدایت آگاهانه گفت و گو، مصاحبه ها را به متنی زنده، بحث انگیز، جذاب و آموزشی برکشیده و این همه را در زبانی زیبا، روان، فشرده، گویا و روشن به خواننده منتقل می کند.  سیروس علی نژاد که از معتبرترین و خوشنام ترین روزنامه نویسان مستقل ایران است، در سال ۱۳۲۴ چشم به جهان گشود و تحصیلات دانشگاهی خود را در روزنامه نویسی و ادبیات فارسی در تهران به پایان برد.  علی نژاد در دهه چهل از همکاران روزنامه های کیهان و آیندگان و از دبیران نشریه &#171;آیندگان ادبی&#187; بود و به دلیل انتشار گزارشی در باره شب های شعر کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۵۶ در آیندگان ادبی، به زندان افتاد.  تخصص، دانش و کار حرفه ای سیروس علی نژاد مجله &#171;تهران مصور&#187; را در نخستین سال های پیروزی انقلاب اسلامی به هفته نامه ای موفق، پرتیراژ، پرنفوذ و معتبر بدل کرد.  تهران مصور، آیندگان و چند نشریه دیگر از نخستین قربانیان سانسور پس از انقلاب بودند و علی نژاد پس از توقیف تهران مصور کار حرفه ای خود را در مجله &#171;حمل و نقل&#187; ادامه داد و در سال ۱۳۶۴ از بنیان گذاران و نخستین سردبیر مجله &#171;آدینه&#187; بود که در تاریخ مطبوعات سی سال اخیر ایران جایگاهی بی همتا یافت.  علی نژاد پس از آدینه سردبیری مجله ادبی ـ فرهنگی &#171;دنیای سخن&#187; را بر عهده گرفت و پس از آن سردبیر مجله های &#171;سیر و سفر&#187; و &#171;زمان&#187; و تا پیش از توقیف مجله پرفروش و پر نفوذ &#171;پیام امروز&#187; دبیر شورای تحریریه این هفته نامه موفق بود.  توقیف گسترده مطبوعات به حیات نشریات مستقل ایران به تقریب پایان داد و علی نژاد نیز از آن پس کار حرفه ای خود را در رسانه های گوناگون ادامه داد.  نوشته ها و حضور فعال و هدایت کننده علی نژاد در بسیاری از نشریات مستقل، معتبر و موثر سی سال اخیر کارنامه ای درخشان را در تاریخ ژورنالیزم حرفه ای ایران به نام او ثبت کرده است که خود در گفت و گویی از آن با اشاره به شعری زیبا از عبدالرحمن جامی چون &#171;مشق نام لیلا&#187; یاد می کند.  زندگی حرفه ای علی نژاد از دهه چهل تا کنون با وفاداری به موازین و استقلال حرفه ای و کار اصیل، ماندگار و موثر مشخص می شود و بسیاری از روزنامه نویسان ایرانی از جمله نگارنده بخت شاگردی او را داشته اند.  سرمقاله های علی نژاد در گذشته و نوشته های او را در سال های اخیر در عرصه معرفی و نقد کتاب، که با نگاه تیز و نثر زنده، خوندار، پرکشش، روان و فشرده علی نژاد مشخص می شوند، و نیز گفت و گوهای او را با چهره های برجسته فرهنگی و اجتماعی ایران، از بهترین نمونه های کار با ارزش حرفه ای ارزیابی می کنند .  کتاب &#171;چند گفت و گو در باره تجدد&#187; نیز، که مصاحبه های علی نژاد را با داریوش آشوری، ماشاالله آجودانی، جمشید بهنام، موسی غنی نژاد و علی رضا علوی تبار در بر دارد، در دست انتشار است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_BookRev/1878053.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_BookRev/1878053.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:39:58 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F66B91DB-1C58-486B-852C-1FFD5E356939_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برنامه جديد برای افزايش سانسور</title>
            <description>سخنان اخير آقای محمدعلی رامين، معاون مطبوعاتی جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در باره محورها و مبانی نظری&#171;پيش نويس قانون جامع رسانه‌ها و مطبوعات&#187;نه فقط از موجی تازه در افزايش سانسور که از مرحله ای نو و از برنامه ای خبر می دهد که سانسور کنونی را نيز کافی ندانسته و بر آن است تا با يک دست کردن رسانه ها تنش بين اطلاع رسانی و سانسور را با پاک کردن صورت مساله حل کند. آقای رامين در نشست خبری خود &#171;حکومت اسلامی&#187; را متهم کرد که &#171;پس از سی سال&#187;،&#171;هنوز فلسفه ايجاد و نياز به رسانه‌ها را به عينه تجربه نکرده&#187; و موفق نشده است تا فضای رسانه ای ايران را چنان معماری کند که&#171;رسانه‌ها&#187; وظيفه اصلی خود را &#171;ايجاد وحدت فکری ـ عقيدتی در جامعه&#187; تلقی کرده و &#171;حافظ منافع کلان،آرامش‌بخش و تعالی‌آفرين&#187; باشند.سخنان اخير آقای محمدعلی رامين، معاون مطبوعاتی جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در باره محورها و مبانی نظری &#171;پيش نويس قانون جامع رسانه‌ها و مطبوعات&#187; نه فقط از موجی تازه در افزايش سانسور که از مرحله ای نو و از برنامه ای خبر می دهد که سانسور کنونی را نيز کافی ندانسته و بر آن است تا با يک دست کردن رسانه ها تنش بين اطلاع رسانی و سانسور را با پاک کردن صورت مساله حل کند.   آقای رامين در نشست خبری خود &#171;حکومت اسلامی&#187; را متهم کرد که &#171;پس از سی سال&#187;،&#171;هنوز فلسفه ايجاد و نياز به رسانه‌ها را به عينه تجربه نکرده&#187; و موفق نشده است تا فضای رسانه ای ايران را چنان معماری کند که &#171;رسانه‌ها&#187; وظيفه اصلی خود را &#171;ايجاد وحدت فکری ـ عقيدتی در جامعه&#187; تلقی کرده و &#171;حافظ منافع کلان،آرامش‌بخش و تعالی‌آفرين&#187; باشند.  &#171;وحدت فکری ـ عقيدتی جامعه&#187; که معاون مطبوعاتی جديد وزير ارشاد &#171;ايجاد&#187; آن را &#171;اساس کار رسانه ها&#187; اعلام می کند اما جز با حذف تنوع و رنگارنگی آراء ممکن نيست و تنش رسانه های حرفه ای با قدرت نيز نه بر اساس اختلاف سياسی و فکری،که درست در همين نقطه،شکل می گيرد چرا که کارکرد اصلی رسانه های حرفه ای نه تبليغات و يکسان سازی فکری که گردش آزاد اطلاعات و طرح افکار و آراء گوناگون و متنوع است.  معاون جديد وزير ارشاد در حالی از ناتوانی رسانه های ايران از &#171;ايجاد وحدت فکری ـ عقيدتی در جامعه&#187; انتقاد می کند که نام جمهوری اسلامی از منظر شمار روزنامه نويسان زندانی، تعداد نشريات و سايت های توقيف و مسدود شده و دامنه گسترده فيلترينگ اينترنت در صدر جداول جهانی ثبت شده،ايران از منظر سانسور و خودسانسوری رسانه ها بالاترين مقام ها را در جهان دارا و تيراژ پائين نشريات در ايران،حتی با معيارهای کشورهای عقب افتاده نيز &#171;ناچيز&#187; است.  بی اعتمادی گسترده مردم به رسانه های مجاز،تيراژ پائين و کيفيت نازل حرفه ای رسانه ها،وابستگی اعلام شده اغلب رسانه های مجاز به نهادهای دولتی و نيمه دولتی،اعمال شيوه های مستقيم و غيرمستقيم سانسور و خودسانسوری، مشروط بودن انتشار نشريه و فعاليت هر نوع رسانه به کسب مجوز رسمی، وابستگی نشريات به يارانه های دولتی،ممنوعيت فعاليت نهادهای صنفی مستقل روزنامه نويسان و ده ها عامل ديگر رسانه های ايران را از اطلاع رسانی آزاد محروم کرده است.    &#171;آقای رامين در نشست خبری خود &#171;حکومت اسلامی&#187; را متهم کرد که &#171;پس از سی سال&#187;،&#171;هنوز فلسفه ايجاد و نياز به رسانه‌ها را به عينه تجربه نکرده&#187; و موفق نشده است تا فضای رسانه ای ايران را چنان معماری کند که&#171;رسانه‌ها&#187; وظيفه اصلی خود را &#171;ايجاد وحدت فکری ـ عقيدتی در جامعه&#187; تلقی کرده و &#171;حافظ منافع کلان،آرامش‌بخش و تعالی‌آفرين&#187; باشند.&#187;  انتقاد معاون وزير ارشاد از رسانه ها، و برنامه های آينده او، نشان می دهند که نهادهای ناظر بر رسانه ها در ايران سطح کنونی سانسور را نيز کافی نمی دانند و بر آن اند تا با حذف نشانه های کم رنگ تنوع فضای رسانه ای ايران را به فضائی يک دست بدل کنند.   در آينده ای که معاون مطبوعاتی جديد وزير ارشاد ترسيم می کند &#171;اساس کار رسانه ها&#187; &#171;ايجاد وحدت فکری عقيدتی در جامعه است&#187;،&#171;چند صدايی به مفهوم پراکنده‌سازی ذهن جامعه نيست&#187; و &#171;همه رسانه ها&#187; حتا &#171;اگر هزار رسانه وجود&#187; داشته باشد &#171;در مسائل کلان يک حرف را می‌زنند&#187;، &#171;حفظ حرمت نهاد های رسمی و قانونی و دولتی&#187; &#171;واجب&#187; و &#171;آزادی،آنارشيسم، ايجاد تشويش اذهان و نا‌امنی روانی، اخلاقی و عقيدتی در جامعه از جرايم بزرگ&#187; است.  معاون مطبوعاتی وزير ارشاد بر آن است که&#171;در فرهنگ غرب حق قاتل مهم‌تر از حق مقتول تلقی&#187; شده &#171;و حقوق بشر سکولاريسمی غربی&#187; &#171;ارزش بيش تری برای قاتل قائل&#187; است &#171;و برای حفظ جايگاه قاتل و شأن و حفظ حريم انسانی او حرکت&#187; می کند اما &#171;ما بر مبنای اسلامی چنين تبعيضی را قائل نيستيم.&#187;  به گفته آقای آرمين در قانون جديد رسانه ها &#171;امنيت شغلی مطبوعات&#187;،&#171;به حفظ امنيت اجتماعی،فکری،فرهنگی،عقيدتی و اخلاقی بستگی دارد&#187; و &#171;رسانه ها را&#187; نه روزنامه نگاران حرفه ای مستقل که&#171;افرادی متعهد، آگاه،دورانديش، جامع‌نگر و عاقل&#187; منتشر می کنند که برای آنان &#171;مسائل کلان و مشترک&#187; بر کارکرد اصلی رسانه های ــ گردش آزاد اطلاعات و اخبار و آراء متنوع ــ ارجحيت داشته و &#171;رسانه‌های خيرخواه و منتقد&#187; &#171;همه با هم&#187; &#171;در کنار سه قوه ديگر برای تحقق اهداف مشترک&#187;تلاش می کنند.  در اين آينده توتاليتر و يک دست شده نهادهای صنفی روزنامه نويسان را نيز نه اعضا و منتخبان آنان که برگزيدگان وزارت ارشاد هدايت خواهند کرد چرا که به گفته معاون جديد وزير ارشاد&#171;انجمن صنفی مطبوعات بايد از ميان صالحان، شايستگان و نخبگان فکری رسانه‌ها و مطبوعات احيا شود&#187; و &#171;صالحان&#187; نيز بر اساس&#171;معيارهای اسلامی که در جامعه و حکومت اسلامی برپا است&#187; تعيين می شوند.    يارانه و مجوز، دو اهرم سانسور    وابستگی مطبوعات و رسانه های صوتی و تصويری و اغلب رسانه های اينترنتی بزرگ ايران به يارانه های دولتی و مشروط بودن انتشار و فعاليت هر نوع رسانه به کسب مجوز رسمی از کاراترين مکانيزم های سانسور است و اين دو اهرم در آينده رسانه ای ايران نقش مهم تری را ايفاء خواهند کرد.  معاون جديد وزير ارشاد بر توزيع يارانه های دولتی مطبوعات بر اساس &#171;استانداردهايی که بر اساس رسالت رسانه‌ها شکل می‌گيرد&#187; تاکيد و اعلام کرد که در &#171;پيش‌نويس قانون جامع رسانه‌ها و مطبوعات&#187; ضوابط و ميعارهای جديدی برای صدور مجوز نشر پيش بينی شده است.   کم تر نشريه ای در ايران،حتا در بخش خصوصی،به اتکاء درآمدهای خود از تک فروشی و آگهی منتشر می شود و وزارت ارشاد يارانه های دولتی را در عرصه فرهنگ نه بر اساس حق شهروندان از درآمدهای ملی که بر اساس جهت گيری فکری و سياسی توزيع و نياز مطبوعبات را به يارانه ها به اهرمی برای تشديد سانسور بدل کرده است .   کسب مجوز انتشار نشريات،حتی نشريات فرهنگی،در سی سال گذشته،جز در چند مورد انگشت شمار،فقط در انحصار وابستگان به جناح های حکومتی بوده است.  در ۱۰ سال اخير، که تنش جناح های حکومتی بالا گرفت،مجوز نشر صدها روزنامه و مجله،که اغلب به اصلاح طلبان مذهبی تعلق داشتند، لغو و بازتاب منفی خبر توقيف نشريات و لغو مجوز از مشکلات جمهوری اسلامی بود.   معاون جديد وزير ارشاد از حل اين مشکل نيز خبر داد و اعلام کرد که دايره صدور مجوز چنان تنگ خواهد شد که &#171;هيچ مجوزی شرايطی را فراهم نکند که مجوزش لغو شود&#187;  سانسور رسانه ها در سی سال گذشته در برابر پديده هائی چون اينترنت و فرستنده های ماهواره ای شکست خورد. بخت موفقيت برنامه جديد يک دست کردن رسانه ها نيز،که از کشورهای بلوک شرق سابق نسخه برداری شده است،چندان نيست چرا که يک دست کردن رسانه ها در بلوک شرق سابق،حتا به دوران پيش از عصر انقلاب ارتباطات،راه را بر گردش آزاد اطلاعات و آراء متنوع نبست.  پسوند &#171;سابق&#187; که به نام برخی نظام ها و بلوک ها اضافه می شود،بيش از هر استدلالی پايان کار نظام های متکی بر سانسور و يک دست کردن رسانه ها را نشان می دهد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_ramin_media/1876182.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_ramin_media/1876182.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 12 Nov 2009 17:29:06 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f3_ramin_media/1876182.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C51ECCED-EE93-442D-B6BD-D7E9B0D9D37D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> کتاب هفته؛ عزت الله سحابی، نيم قرن خاطره و تجربه</title>
            <description>جلد اول کتاب &#171;نيم قرن خاطره و تجربه&#187;،که هفته های اخير منتشر شد،بخشی از خاطرات سياسی و فرهنگی عزت الله سحابی را از شهريور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی در بر می گيرد.جلد دوم کتاب،که در دست انتشار است،فصل دوم زندگی سحابی را در جمهوری اسلامی تصوير می کند.جلد اول کتاب &#171;نيم قرن خاطره و تجربه&#187;،که هفته های اخير منتشر شد،بخشی از خاطرات سياسی و فرهنگی عزت الله سحابی را از شهريور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی در بر می گيرد.جلد دوم کتاب،که در دست انتشار است،فصل دوم زندگی سحابی را در جمهوری اسلامی تصوير می کند.  عزت الله سحابی از فعال ترين و خوشنام ترين چهره های سياسی تاريخ معاصر ايران است و در مهم ترين&#160; دوره های تاريخی ايران از شهريور ۱۳۲۰ تا کنون حضوری تاريخی،نقاد،موثر و فعال داشته است.  زندگی سياسی و فرهنگی پرفراز و نشيب عزت الله سحابی، که با تجربه های گوناگونی چون مبارزات مخفی زيرزمينی، بارها شکنجه و زندانی شدن در هر دو نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی، رهبری سازمان های اپوزيسيون، عضويت در شورای انقلاب، نمايندگی مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس و روزنامه نويسی رنگ می خورد، بخشی مهم از تاريخ معاصر ايران است و خاطرات او از اسناد و مراجع معتبر تاريخی به شمار می رود.  چهره های سياسی ايران تا پيش از انقلاب اسلامی به خاطره نويسی رغبتی نداشتند و خاطره نويسی رجال سياسی ايران از ژانرهائی است که پس از انقلاب اسلامی رايج و با استقبال گسترده پژوهش گران و بازار کتاب ايران رو به رو شد.   خاطره نويسی روايت يا بازآفرينی تاريخ از نگاه و منظر راويانی است که در در خلق و نوشتن تاريخ حضور و نقش کارساز داشته اند.  پيوند پر رنگ خاطرات با موقعيت حال و منظر راوی از اعتبار خاطره چون &#171;سند ناجانبدار&#187; می کاهد اما پژوهش گران به ياری شيوه های غنی تحليل و بازخوانی متن، خاطرات را از بازسازی تاريخ از منظر حال و راوی به اسنادی معتبر و غنی در شناخت تاريخ بدل بر می کشند و خوانندگان نيز گذشته و تاريخ خود را از ورای نوشته ها و نانوشته های خاطرات بازسازی کرده و از تجربه تاريخ سازان بهره می گيرند.  جلد اول خاطرات عزت الله سحابی نه فقط زندگی سياسی او، که وضعيت سياسی، فرهنگی و اجتماعی ايران را از شهريور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی تصوير می کند.   پدر عزت الله سحابی،دکتر يدالله سحابی،از نخستين دانشجويانی بود که به دوران پهلوی اول برای تحصيل به اروپا اعزام شدند. يدالله سحابی پس از اخذ دکترا در گياه شناسی و آب‌های زير زمينی در ۱۳۱۲ به ايران بازگشت و همراه با مهندس مهدی بازرگان به يکی از چهره های بانفوذ و خلاق نخستين دوره فکری رفرميست های مذهبی ايران در عصر پهلوی بدل شد.  تلاش نظری رفرميست های مذهبی ايران در نخستين دوره فکری خود به عصر پهلوی به اثبات سازگاری اسلام با علوم تجربی معطوف بود و دکتر يدالله سحابی با نگارش کتاب &#171;خلقت انسان&#187; در اين عرصه نقشی مهم داشت.  يدالله سحابی به دوران مبارزات ملی از ياران محمد مصدق و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از بنيان گذاران سازمان نهضت آزادی بود و به همين اتهام بازداشت و زندانی شد.  عزت الله سحابی،که در سال ۱۳۰۹ در تهران چشم به جهان گشود، به دليل فعاليت های سياسی و فرهنگی پدر از کودکی و نوجوانی با مسائل فکری و سياسی درگير بود.  به دوران تحصيل در دانشگاه تهران تا سال ۱۳۳۱ سردبيری مجله های فروغ علم و گنج شايگان را بر عهده داشت و در اين سال تحصيلات مهندسی خود را در مکانيک به پايان رساند.  سحابی از نخستين کسانی بود که در سال ۱۳۳۲ به سازمان نهضت آزادی پيوست که بدان روزگار ممنوع و فعاليت های آن زيرزمينی بود.  سحابی در اين سازمان عضو کميته انتشارات و تبليغات و ناشر روزنامه راه مصدق بود و در تيرماه ۱۳۳۳ زندانی شد.عزت الله سحابی پس از آن بارها به زندان افتاد و آخرين بار به دوران شاه در سال ۱۳۵۰ بازداشت و به ۱۵ سال زندان محکوم شد و تا انقلاب اسلامی در زندان بود.  عزت الله سحابی در سال های انقلاب و پس از آن عضو شورای مرکزی نهضت آزادی،عضو شورای انقلاب،نماينده مجلس خبرگان اول و نماينده مردم تهران در مجلس اول بود و در دولت مهندس مهدی بازرگان رياست سازمان برنامه و بودجه را بر عهده داشت.  با سقوط دولت بازرگان سحابی نيز از سمت های دولتی کناره گرفت. چند سال پس از انقلاب با نقد برنامه های اقتصادی نهضت آزادی، که از منظر او از سرمايه داری و بازار آزاد دفاع و به عدالت اجتماعی و توزيع عادلانه درآمدهای ملی بی اعتنا بود، از اين سازمان نيز استعفا داد و چندی بعد گروه معروف به فعالان ملی ــ مذهبی را بنياد نهاد که از آن دوران تا کنون از گروه های فعال در عرصه اپوزيسيون سياسی ايران است.  عزت الله سحابی به دوران رياست جمهوری آقای رفسنجانی و به دستور او، به دليل امضای نامه ای در نقد سياست رئيس جمهور در خصوصی سازی و اعمال شيوه های خشن سرکوب و استبداد، بازداشت و شکنجه شد.  عزت الله سحابی در جمهوری اسلامی نيز چند بار زندانی و آخرين بار به اتهام &#171;تشکيل گروه با هدف برهم زدن امنيت کشور، تبليغ عليه نظام و توهين به مسؤولان&#187; به ۱۱ سال زندان محکوم شد.  عزت الله سحابی در سال ۱۳۷۰ مجله &#171;ايران فردا&#187; را منتشر کرد که به روزگار خود از حرفه ای ترين و بانفوذترين نشريات ايران بود.ايران فردا نيز در سال ۱۳۷۹ توقيف شد.  به قلم عزت الله سحابی ده ها مقاله و کتاب از جمله کتاب با ارزش&#171;ناگفته های انقلاب و مباحث بنيادی ملی&#187; منتشر شده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_books_Iran_Sahabi/1871194.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_books_Iran_Sahabi/1871194.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 06 Nov 2009 16:42:53 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C878F35B-673E-4D27-94A2-E2DDEC2FD2D9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۱۳آبان؛ رهیافت‌های اولیه، کارکردهای کنونی</title>
            <description>کارکردهای امروزین آیین‌های ۱۳ آبان چندان با رخداد اصلی در سال ۱۳۵۸ فاصله گرفته است که از این دگرگونی می‌توان چون نمونه‌ای گویا از تحول معنا، پیام و کارکرد رخدادی واحد در گذر زمان و چندگانگی و گسست واقعیت در قالب مفهومی واحد یاد کرد.کارکردهای امروزین آیین‌های ۱۳ آبان چندان با رخداد اصلی در سال ۱۳۵۸ فاصله گرفته است که از این دگرگونی می‌توان چون نمونه‌ای گویا از تحول معنا، پیام و کارکرد رخدادی واحد در گذر زمان و چندگانگی و گسست واقعیت در قالب مفهومی واحد یاد کرد.   همه کشورهای جهان روزهایی را در تاریخ خود &#171;سرنوشت ساز&#187; تلقی کرده و آیین‌هایی را به مناسبت این روزها برگزار می‌کنند.  این گونه آیین‌ها با گذشت زمان، به نسبت‌های متفاوت، از منشأ، رویداد اصلی و گذشته خود فاصله گرفته و رنگ &#171;حال&#187; را به خود می‌گیرند اما پیام و کارکردهای منشأ خود را نیز حفظ می‌کنند.   اما آیین‌های ۱۳ آبان، به ویژه در سال جاری، نه فقط از محتوا و پیام‌های منشأ خود فاصله گرفته که به رغم تکرار شعار &#171;مرگ بر آمریکا&#187;، کارکردها و اهدافی تازه و مستقل از منشأ اصلی خود را منتقل می‌کنند.  آیین‌های بزرگذاشت ۱۳ آبان امسال نیز حول محور شعارهای ضد آمریکایی شکل می‌گیرند اما حتی بنیادگرایان نسل دوم، که بر &#171;ضدآمریکایی بودن ۱۳ آبان&#187; تأکید می‌کنند، نیز از این پیام فاصله گرفته و بر اساس اعلامیه‌های منتشر شده خود بر آن هستند تا مراسم ۱۳ آبان امسال را به روز مبارزه با &#171;براندازی نرم&#187; بدل کنند و این در حالی است که آقای میرحسین موسوی، از رهبران جنبش اعتراضی نیز در آخرین اعلامیه خود پیام اصلی ۱۳ آبان را &#171;پذیرش رأی مردم&#187; و &#171;تسلیم حاکمت به خواست مردم&#187;ارزیابی کرده است.  هر دو تعریف به تنش‌های داخلی نظر داشته و در هر دو مبارز با آمریکا ناپدید یا نقشی فرعی دارد.    از کارکردهای اولیه تا پیام‌های کنونی    اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی در سال ۱۳۵۸ از بستر روان‌شناسی ضدآمریکایی دهه‌های ۴۰ و ۵۰، از باور همگانی به نقش آمریکا در براندازی دولت مصدق در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از مخالفت به تقریب عمومی نسل‌های گذشته با سلطه آمریکا بر ایران به دوران شاه و حمایت دولت آمریکا از پهلوی دوم و ... برخاست و ریشه در یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی، یعنی استقلال، داشت.  روحانیت شیعه و دیگر گرایش‌های اسلامی آن روزگار نیز دولت آمریکا را سرفرماندهی جنگی می‌دانستند که به گمان آنان &#171;غرب&#187; با واسطه صنعت، مدرنیته و تجدد علیه ارزش‌های اسلامی برپا کرده بود.   بر اساس اسناد منتشر شده اشغال سفارت و گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی بدون محاسبه نتایج و برنامه‌ریزی درازمدت رخ داد و کارکردهای مطلوب این حرکت در استحکام جمهوری اسلامی به تدریج آشکار شدند.   با پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی سلسله پهلوی هدف اصلی اتحاد اکثریت مردم و محور اصلی وحدت ناپدید و جمهوری اسلامی برای حفظ وحدت داخلی به دشمنی خارجی نیازمند شد تا پشتیبانی متحد مردم را از رهبری زمینه‌ساز شود.  با اشغال سفارت و گروگانگیری دشمنی با آمریکا به قطب‌نمای سیاست خارجی ایران و به محور وحدت مردم بدل شد، و جناح اسلام‌گرای متمایل به لیبرالیسم، به ویژه نهضت آزادی، از حاکمیت حذف و موقعیت به تقریب انحصاری جناح‌های چپ اسلامی و سنت‌گرایان در حکومت تقویت شد.  کارکردهای اشغال سفارت برای رهبران جمهوری اسلامی چندان مطلوب بود که آیت‌الله خمینی این رخداد را &#171;انقلاب دوم&#187; و &#171;مهم‌تر از انقلاب اول&#187;خواند. &#160; اشغال سفارت و گروگانگیری اما مفهوم &#171;استقلال&#187; در فرهنگ سیاسی ایران را از تلاش برای صنعتی کردن، رشد اقتصادی، تقویت دموکراسی و بهره‌گیری از مناسبات جهانی به سود منافع ملی، به دشمنی احساساتی و پوپولیستی با آمریکا و به جایگزینی روان‌شناسی عوام‌گرا به جای خرد مصلحت‌اندیش تقلیل داد.  پیامدهای این حرکت از جمله قطع رابطه آمریکا با ایران، تحریم و ضبط دارایی‌های ایران در آمریکا و ... به تخریب ساختارها و رشد منفی اقتصادی منجر شد، و منابع نفت و گاز ایران به حیاط خلوت شرکت‌های اروپای غربی و بازار سلاح ایران به انحصار چین، روسیه و کره شمالی درآمد و....   تحولات نظری و پیامدهای زیان‌بخش چندان بود که بسیاری از &#171;دانشجویان پیرو خط امام&#187;،که سفارت را اشغال و دیپلمات‌های آمریکایی را به گروگان گرفتند، در چند سال اخیر از حرکت خود به شدت انتقاد کرده اما برای گریز از پذیرش مسئولیت نتایج آن کوشیده‌اند تا آن را با واکنش روان‌شناسانه به دخالت آمریکا در کودتا علیه دولت مصدق توجیه کنند.  به دوران جنگ عراق علیه ایران، کارکرد تازه‌ای برای آیین‌های ۱۳ آبان برنامه‌ریزی شد. تبلیغات رسمی آمریکا را حامی عراق معرفی می‌کرد و مراسم ۱۳ آبان به فضایی برای بسیج مردم به جبهه بدل شد.   پس از جنگ و به دوران دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی جناح چپ اسلامی به تقریب از حکومت رانده و شعار &#171;مرگ بر آمریکا&#187; در آیین‌های رسمی ۱۳ آبان کم‌رنگ شد. چپ اسلامی در اعتراض به این گرایش کوشید تا در ۱۳ آبان مراسمی جدا از مراسم دولتی برگزار و از برگزاری جداگانه این مراسم چون فضایی برای بیان مخالفت خود با سیاست خصوصی‌سازی رئیس جمهور وقت بهره گیرد.   &#171;تنش‌زدایی&#187; در عرصه بین‌المللی از شعارهای انتخاباتی آقای خاتمی بود و همو در دوران ریاست جمهوری خود در مصاحبه برنامه‌ریزی شده با سی.ان.ان از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلمات‌های این کشور &#171;اظهار تأسف&#187; کرد.  این اقدام، که با کم‌رنگ شدن شعار مرگ بر آمریکا در آیین‌های ۱۳ آبان همراه شد، قرار بود به گام اول برای هموار کردن راه مذاکره بین دو کشور بدل شود اما جنگ قدرت جناح‌های حکومتی در ایران و سیاست دولت وقت آمریکا این تلاش‌ها را ناکام گذارد و شعار مرگ بر آمریکا در آیین‌های ۱۳ آبان رنگ سابق خود را بازیافت.  تحول هرم جمعیتی ایران در دو دهه گذشته، روان‌شناسی ضد آمریکایی را متحول کرد و عناصری چون کودتای ۲۸ مرداد، سلطه آمریکا بر ایران به دوران پهلوی دوم، سنت‌گرایی ضد غربی و ... که خاطره جمعی نسل‌های پیرتر را شکل می‌دادند، در روان‌شناسی جمعی نسل‌های جوان‌تر ایران جای چندانی نداشتند.  فروپاشی شوروی، جهانی شدن و انقلاب اطلاعات نیز افق ذهنی و چشم‌انداز فرهنگی و سیاسی لایه‌هایی از مردم ایران را از چارچوب تنگ و بسته دوران جنگ سرد رها کرد و جذابیت احساسات پوپولیستی ضد آمریکایی در ایران تا حد بالایی رنگ باخت.   تحول نه فقط در نسل جوان که در حکومت نیز رخ داد و محتوای تنش با آمریکا از استقلال و حذف سلطه در سال‌های نخستین انقلاب به محورهای دیگری منتقل شدند و عناصری چون حمایت ایران از گروه‌های تندرو فلسطینی، مخالفت ایران با روند صلح خاورمیانه، هم‌پیمانی نظامی ایران با روسیه، چین، کره شمالی و دولت‌های ضد آمریکایی چپ‌گرا در آمریکای لاتین، نفوذ ایران در عراق، افغانستان و لبنان، غنی‌سازی اورانیوم و ... جای عناصر قبلی را گرفتند.  اما دولت‌های آمریکا و جمهوری اسلامی، به رغم تداوم تنش، مذاکره و همکاری محدود را نیز در ۴ سال گذشته تجربه کردند.  حتی پیش از ریاست جمهوری آقای اوباما مذاکرت اعلام شده ایران و آمریکا درباره افغانستان و عراق به همکاری‌هایی بین دو کشور در این دو عرصه منجر شد. دولت اوباما حق ایران را در غنی‌سازی صلح‌آمیز اورانیوم با نظارت آژانس بین‌الملی به رسمیت شناخت، رهبر ایران اعلام کرد که قطع رابطه با آمریکا &#171;ابدی نیست&#187; و رئیس جمهور ایران نیز نشانه‌هایی از مذاکرات بین دو دولت را تأیید کرد.  با این همه &#171;برگزاری با شکوه&#187; آیین‌های بزرگداشت ۱۳ آبان از دستور حذف نشد چرا که این بار نیز کارکردهای تازه‌ای برای آیین‌های ۱۳ آبان برنامه‌ریزی شد.   براندازی نرم و مبارزه با استبداد   در دوران دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی که سرکوب روشنفکران منتقد و مستقل از جناح‌های حکومتی از محورهای اصلی برنامه‌های وزارت اطلاعات بود، آمریکا به حمایت از روشنفکران منتقد متهم و در آیین‌های ۱۳ آبان به برنامه‌ریزی برای تهاجم فرهنگی متهم می‌شد.  در رخدادهای پس انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران، رفرمیست‌های مذهبی از سویی و لایه‌هایی از مردم به ابتکار رسانه‌ها و شبکه‌های اینترنتی مستقل از دیگر سو، جنبشی اعتراضی را شکل داده و از فضاها، امکانات و مراسم قانونی و رسمی نیز برای بیان اعتراض خود بهره می‌گیرند.  مقامات رسمی ایران هر دو گروه معترض را به &#171;براندازی نرم&#187; و آمریکا را به حمایت از این روند متهم و بر این مبنا بر آن هستند تا آیین‌های بزرگذاشت ۱۳ آبان امسال را به روز مبارزه با براندازی نرم بدل کنند.   آقای میرحسین موسوی،از رهبران جنبش اعتراضی نیز کارکرد تازه‌ای برای ۱۳ آبان تعیین و در آخرین اعلامیه رسمی خود این روز را روز &#171;پذیرش رأی مردم&#187; تعریف کرده است. از این منظر و از منظر دیگر گرایش‌های معترض روز ۱۳ آبان می‌تواند به روز مبارزه با استبداد بدل شود.   در ۱۳ آبان امسال نیز چون سی سال گذشته شعارهای تند ضد آمریکایی تکرار خواهد شد اما ۱۳ آبان امسال، حتی اگر از برگزاری مراسم گرایش‌های متفاوت معترض جلوگیری شود، نه روز مبارزه با آمریکا که از روزهایی است که گرایش‌های سیاسی داخلی در برابر هم صف‌بندی می‌کنند.   ۱۳ آبان امسال را گرایش دولتی روز مبارزه با براندازی نرم و گرایش معترض روز مبارزه با استبداد تعریف کرده‌اند. این پیام‌ها و کارکردها با پیام منشأ و رویداد اصلی در سال ۱۳۵۸ چندان فاصله دارد که می‌توان پیام اصلی رخداد منشأ یعنی مبارزه پوپولیستی با آمریکا&#160; را پیامی فراموش شده از دورانی سپری شده توصیف کرد. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_13Aban/1868584.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_13Aban/1868584.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Nov 2009 20:43:26 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6F1FC47E-280E-4B46-B630-1297AD529092_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;عقب نشینی جدید رهبر در عرصه موسیقی&#187; </title>
            <description>دستور آقای خامنه ای در باره تشکیل &#171;كارگروه‌های ويژه&#187; ‌برای &#171;بررسی مسائل مربوط به موسيقی&#187; و &#171;تعیین مصاديق و موارد مختلف به صورت جزئی&#187;، در میان گزارش های داغ سیاسی گم شد اما این خبر با انگشت نهادن بر یکی از مشکلات مهم فقه شیعه و یکی از تناقض های جدی در برنامه ریزی فرهنگی در ایران بر مساله ای انگشت نهاد که به گفته رهبر ایران تا کنون پاسخ و راه حلی برای آن یافته نشده است.دستور آقای خامنه ای در باره تشکیل &#171;كارگروه‌های ويژه&#187; ‌برای &#171;بررسی مسائل مربوط به موسيقی&#187; و &#171;تعیین مصاديق و موارد مختلف به صورت جزئی&#187;، در میان گزارش های داغ سیاسی گم شد اما این خبر با انگشت نهادن بر یکی از مشکلات مهم فقه شیعه و یکی از تناقض های جدی در برنامه ریزی فرهنگی در ایران بر مساله ای انگشت نهاد که به گفته رهبر ایران تا کنون پاسخ و راه حلی برای آن یافته نشده است.  آقای  محمد حسينی، وزير جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرد که رهبر ایران &#171;مدتی است كه مسائل مربوط به موسيقی را در درس خارج خود مورد توجه قرار داده&#187; و &#171; كارگروه‌های ويژه ‌ای هم تشكيل شده تا مصاديق و موارد مختلف به صورت جزیی بررسی کنند. او افزود:&#171;اميدواريم اين ديدگاه ها را به زودی به صورت مكتوب در اختيار داشته باشيم تا چراغ راه ما در مباحث و موازين شرعی باشد.&#187;  دستور جدید رهبر ایران از بستر ابهام و سردرگمی نظری در آموزش، تولید، پخش و معیارهای سانسور موسیقی و از برخورد ناهمگن نهادهای دولتی با موسیقی برخاسته و تناقضات، نارسائی و ناهمزمانی فقه شیعه را در برخورد با پدیده های غیرسنتی نشان می دهد.  در حالی که حتا بر اساس آمارهای دولتی &#171;بیش از ۷۰ درصد جوانان علاقمند به موسیقی&#187; به موسيقی های &#171;غير سنتی ايرانی&#187; و &#171;غير کلاسيک غربی&#187; چون &#171;موسيقی تلفيقی، رپ ،پاپ، متال&#187; گرايش و اغلب شنونده موسیقی های ممنوع و معروف به &#171;زیرزمینی&#187; هستند، در حالی که اکثر مردم به موسیقی های ایرانی سبک تولید شده در خارج از ایران گوش می کنند، در موقعیتی که مراجع تقلید با نفوذ درباره حرمت موسیقی فتواهای متناقضی صادر کرده و برخی هنوز بر ممنوعیت هر نوع موسیقی یا آموزش آن پای می فشارند، موفقیت تلاش رهبر ایران برای جبران نارسایی مبانی فقهی در عرصه موسیقی و تدوین سیاستی همگن برای نهادهای دولتی ناظر بر موسیقی اما چندان نیست که امیدواری وزیر تازه نفس ارشاد را برآورده و معیارهائی روشن را برای سانسور به دست دهد.    رهبر و موسیقی    فتواهای آیت الله خمینی و آقای خامنه ای، به دلیل جایگاه آنان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و به رغم تشکیک های جدی در مرجعیت آقای خامنه ای، به مبانی سیاست گذاری نهادهای دولتی و به مبانی قانون گذاری بدل می شوند اما در فتواهای رهبر پیشین و کنونی ایران در عرصه موسیقی ابهام، تناقض و کلی گویی تا آن جا بر روشنی و صراحت غلبه دارد که تدوین معیارهای روشن  را ناممکن می کند.     آقای خامنه ای، که به گفته خود در عرصه موسیقی از نظریات آیت الله خمینی و آیت الله منتظری پیروی می کند، پیش از این &#171;ساختن، خرید و فروش ساز و آموزش موسیقی&#187; را به شرط آن که &#171;هدف اجرای سرودهای ملی و انقلابی یا هر امر حلال و مفید دیگری باشد&#187;، مجاز دانسته اما به رغم نظر اعلام شده خود با گسترش مراکز آموزش موسیقی مخالفت و تاکید کرده است : &#171;آموزش موسیقی و ترویج آن برای نوجوانان، با اهداف نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست&#187;  اغلب مراجع تقلید شیعه &#171;غنا&#187; و &#171;لهو&#187; را &#171;خوانندگی های مخصوص و متناسب با مجالس عیش و لهو و خوش گذرانی&#187; تعریف ، حرام و ممنوع کرده اند و آقای خامنه ای نیز بر همین مبنا &#171;موسیقی یا خوانندگی  لهوی&#187; را &#171;هر نوع خوانندگی و نوازندگی که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضایل اخلاقی دور و به سمت بی بندوباری ، بیهودگی و گناه و شهوت رانی سوق دهد&#187; تعریف و ممنوع کرده است.   اما نه فقط آقای خامنه ای که همه مراجع بزرگ تقلید در تاریخ شیعه، از ارایه معیاری روشن، دقیق و عینی برای تفکیک موسیقی حلال از حرام، غنا و لهو از موسیقی مجاز، ناتوان و تشخیص این دو نوع را به &#171;عرف عام&#187; و &#171;نظر شنونده&#187; موکول کرده اند و آقای خامنه ای نیز به پیروی از همین سنت می گوید &#171;تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلف است&#187;.  در فقه شیعه و از جمله در فتواهای آیت الله خمینی و آقای خامنه ای، سازها نیز، بازهم بدون ارائه معیار طبقه بندی، به دو نوع  &#171;آلات مختص حرام &#187; و &#171;آلات مشترک&#187; تقسیم و آلات مشترک مجاز شناخته می شوند.  اما تفکیک &#171;آلات مختص حرام&#187; که به گفته آقای خامنه ای &#171;نوعا&#187; در لهو و لعب به کار می روند از &#171;آلات مشترک&#187; که باز هم به گفته او &#171;هم برای منافع مشروع و حلال به کار می روند و هم برای منافع نامشروع و حرام&#187; ناممکن است چرا که آهنگساز و نوازندگان، و نه سازها، محتوا و شکل یک اثر موسیقیائی را تعیین می کنند .   برخورد&#160; آیت الله خمینی با بتهون و موتزارت   تا پیش انقلاب اسلامی اغلب مراجع تقلید شیعه موسیقی را با &#171;غنا&#187; و &#171;لهو&#187; یکی دانسته و حرام کرده اند و حرمت مذهبی هزار ساله موسیقی و ممنوعیت آموزش ساز و آواز از دلایل عقب ماندگی موسیقی و سازهای ایرانی بود.   اجرای مخفی موسیقی تا پیش از مشروطه به دربارها و محافل صوفیان محدود بود هرچند موسیقی فولکلوریک در برخی نواحی در میان مردم محبوبیت داشت.  از مشروطه به بعد برخی مراجع تقلید از جمله آیت الله بروجردی و آیت الله خمینی حرمت مطلق و کلی موسیقی را نفی و آن را به &#171;غنا و لهو&#187; محدود و سازها را نیز، بدون تعیین معیار تقسیم بندی، به &#171;آلات حرام&#187; و &#171;آلات مشترک&#187;، که مجاز مشروط بودند، تقسیم کردند.  در این برداشت تشخیص موسیقی حرام و ممنوع از موسیقی مجاز، تشخیص موسیقی از غنا و لهو با &#171;عرف عام&#187; و &#171;تشخیص شنونده مکلف&#187; بود که خود معیاری مبهم ، تفسیر پذیر و فردی است.   با استقرار جمهوری اسلامی روحانیت شیعه از اپوزیسیون به دولت بدل و مدیریت جامعه را بر عهده گرفت و کوشید تا فقه شیعه را، که مبنای قوانین اعلام شده بود، با ضرورت ها و نیازهای زمانه همگام کند.   حذف موسیقی از جامعه ایرانی اواخر قرن بیستم ممکن نبود اما در نخستین سال ها مراکز آموزش موسیقی تعطیل و گام هایی برای حذف موسیقی برداشته شد.   آیت الله خمینی، به رغم فتواهای خود در باره مجاز بودن انواعی از موسیقی، در سخنرانی خطاب به کارکنان رادیو و تلویزیون، موسیقی را &#171;از جمله چیزهایی&#187; دانست  که &#171;مغز جوان های ما را تخدیر&#187; و  &#171;سبب می شود که مغز انسان، وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد، تبدیل به یک مغز غیر فعال و غیر جدی شود&#187; .   وی با تاکید بر آن که &#171;موسیقی با تریاک فرق ندارد&#187; و &#171;یک جور بیحالی و بی حسی می آورد&#187; افزود &#171;اگر شما می خواهید مملکت شما مستقل باشد ،از این به بعد رادیو تلویزیون را تبدیل کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده- موسیقی را حذف کنید .از این که به شما بگویند کهنه پرست شدید ، نترسید. باشد ، ما کهنه پرستیم&#187;.  آیت الله خمینی در پاسخ به اوریانا فالاچی،خبرنگار ایتالیایی، که در باره حرمت &#171;آثار موسيقی كسانی چون باخ و موتسارت و بتهون و وردی&#187; پرسیده بود گفت: &#171;من اين هايی را كه اسم برديد نميشناسم ولی اگر مارش جنگی ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اين صورت كارشان قابل قبول نيست&#187;   تجربه سی سال و موقعیت کنونی    در همان نخستین سال های پیروزی انقلاب  واقعیت ها، نیازها و ضرورت های مدیریت جامعه روحانیت شیعه را به عقب نشنینی در عرصه موسیقی مجبور کرد.  هنرستان موسیقی با نام &#171;مرکز آموزش آهنگ ها و سرودهای انقلابی&#187; بازگشایی و پخش موسیقی از رادیو و تلویزیون، با محدویت های بسیار از جمله حذف صدای زنان، آزاد شد . آیت الله خمینی تا آن جا پیش رفت که &#171;کرخوانی زنان&#187; را فقط در مواردی که &#171;فساد داشته باشد&#187; ممنوع و در دیگر موارد مجاز دانست.  سیاست گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی بر مبنای حمایت از سنت در برابر تجدد شکل گرفته بود و وزارت ارشاد کوشید تا کسب مجوز رسمی برای توليد و توزيع نوار و سی دی و برگزاری کنسرت های زنده را به اهرمی برای حمايت از موسيقی سنتی و رديف، که عرفانی تلقی می شد، و به سدی در برابر &#171;موسيقی غربی و بیگانه&#187; بدل کند.  اما سانسور در برابر نیازهای واقعی جامعه شکست خورد. توده های مردم برای شنیدن موسیقی دلخواه خود به نوعی موسیقی ایرانی بازاری پناه بردند که در خارج از مرزها تولید می شد. اکثريت جوانان نیز به انواعی از موسيقی غربی روی آوردند که رسانه های بزرگ بین المللی در روند توليد انبوه هنرکالا عرضه می کنند.   در دهه اخیر نسل جدیدی پا به عرصه گذاشت که از موهبت انقلاب ارتباطات برخوردار است. انقلاب ارتباطات، کامپيوترهای خانگی و برنامه های پيشرفته کامپيوتری، ضبط، توليد و تکثير نوار و سی دی های موسيقی را از زندان استوديوهای بزرگ حرفه ای، سرمايه گذاری کلان  و مجوز وزارت ارشاد رها کرد و شمار گروه های موسيقی غيرمجاز را در ايران افزايش داد.  موسيقی زير زمينی در دموکراسی های غربی با گريز از کليشه های توليد انبوه و پسند مسلط جامعه و هنجارهای غالب بر بازار مشخص و به ژانر موسيقی مستقل و آلترناتيو تعلق دارد اما در ایران این اصطلاح به انواع موسیقی غیر مجاز اطلاق شد.  تاریخچه سی ساله جمهوری اسلامی در عرصه موسیقی از شکست برنامه ریزی های دولتی ، گرایش مردم به موسیقی های ممنوع و بیش از همه از عقب نشینی اجباری و تدریجی فقه و حکومت مذهبی در برابر خواست مردم حکایت می کند  و دستور آقای خامنه ای برای تشکیل گروه های ویژه برای بررسی موسیقی نیز می تواند گامی دیگر در این عقب نشینی اجباری تلقی شود.  ----------------------- دیدگاه‌های انعکاس یافته در این یادداشت، الزاماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_khamenei_music/1865487.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_khamenei_music/1865487.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 30 Oct 2009 20:04:00 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f8_khamenei_music/1865487.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/38D5D95D-E172-41A2-93D6-7E34C3187848_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کتاب هفته؛ &#171;ترور روزنامه‌نگار&#187; </title>
            <description>کتاب &#171;ترور روزنامه‌نگار&#187;، در باره زندگی و قتل محمد مسعود، سردبير روزنامه مرد امروز، که در هفته گذشته منتشر شد، می‌کوشد تا در دو بخش خود ۳۲ سال زندگی حرفه‌ای و ترور يکی از بحث انگيزترين چهره‌های تاريخ مطبوعات ايران را تصوير کند. اين کتاب را فريد قاسمی تاليف کرده است.کتاب ترور روزنامه‌نگار، در باره زندگی و قتل محمد مسعود، سردبير روزنامه &#171;مرد امروز&#187;، که در هفته گذشته منتشر شد، می‌کوشد تا در دو بخش خود ۳۲ سال زندگی حرفه‌ای و ترور يکی از بحث انگيزترين چهره‌های تاريخ مطبوعات ايران را تصوير کند. اين کتاب را فريد قاسمی تاليف کرده است.   در فصلی از اين کتاب با عنوان &#171;روايت دوست&#187; خاطرات غلام حسين جوانمرد، يکی از دوستان نزديک محمد مسعود نيز منتشر شده است. محمد مسعود که از او چون يکی از بحث‌انگيزترين، شجاع‌ترين و جنجالی‌ترين چهره‌های تاريخ مطبوعات ايران ياد می‌کنند، در سال ۱۲۸۰ در قم متولد و در ۲۳ بهمن ۱۳۲۶ در ۶۴ سالگی در تهران ترور شد.  روزنامه مرد امروز، که محمد مسعود صاحب امتياز و سردبير آن بود، از مشهورترين، پرتيراژترين و با نفوذترين نشريات دهه سی و رمان‌های محمد مسعود نيز تا سال‌ها از پرخواننده‌ترين رمان ــ پاورقی‌های ايران بود.  محمد مسعود روزنامه‌نويسی تک‌رو، راديکال و مستقل بود، قلمی تند و انتقادی و گاه گستاخ داشت و نفوذ گسترده نوشته‌های او بر مردم از دلايل ترور او بود.  محمد مسعود در سال ۱۳۱۱ از قم به تهران مهاجرت و به عنوان کارگر چاپخانه کار خود را آغاز کرد. استعداد روزنامه‌نويسی و قلم روان او راه نشريات را بر او گشود و مسعود نوشته‌های خود را نام مستعار &#171;م. دهاتی&#187; در نشرياتی چون قانون، آئينه ايران، تهران مصور، ترقی، شفق سرخ و اطلاعات منتشر کرد.  محمد مسعود در سال ۱۳۱۴ برای تحصيل روزنامه‌نويسی به اروپا رفت اما دولت ايران او را در سال ۱۳۱۷ به دليل انتشار مقالاتی در دفاع از سوسياليسم در نشريه لاگازت در بروکسل،به تهران احضار و ممنوع‌القلم کرد.  سقوط استبداد پهلوی اول در شهريور ۱۳۲۰ قلم تند محمد مسعود را نيز رها و مسعود در سال ۱۳۲۱ روزنامه مرد امروز را منتشر کرد. مرد امروز با همان نخستين شماره‌های خود به يکی از پرفروش‌ترين،انتقادی‌ترين و بانفوذترين نشريات دهه توفانی سی بدل شد.   محمد مسعود در مرد امروز اغلب اتوريته‌های سياسی، اخلاقی و مذهبی را به چالش طلبيد و دربار، دولت، مراجع و نشريات محافظه‌کار او را به &#171;بی‌دينی و کفر&#187; و &#171;آنارشيسم&#187; متهم کردند.  به هنگامی که انتقادهای تند و افشاگری‌های درست يا نادرست محمد مسعود عليه دربار و قوام‌السطنه، سياستمدار قدرتمند محافظه‌کار، بالا گرفت و مسعود برای سر قوام جايزه تعيين کرد، روزنامه مرد امروز توقيف و مسعود چند ماهی مخفی شد.   محمد مسعود حدود دو هفته پيش از ترور خود مطالبی انتقادی در باره &#171;پالتو پوست گران قيمت&#187; خانم اشرف پهلوی،خواهر توامان شاه، منتشر و جنجالی بزرگ برانگيخت.  محمد مسعود در ۲۳ بهمن ۱۳۲۶ در خيابان اکباتان تهران با چند گلوله ترور و قاتل او شناسائی و بازداشت نشد.  افکار عمومی، احزاب سياسی چون جبهه ملی و حزب توده و مراجعی چون آيت الله کاشانی قتل او را به دربار نسبت دادند اما چند سال بعد خسرو روزبه، از رهبران و افسران عضو حزب توده، اعلام کرد که سازمان نظامی حزب توده محمد مسعود را به دستور کمیته مرکزی اين حزب به قتل رسانده است. اسنادی که پس از انقلاب منتشر شدند نيز ادعای خسرو روزبه را تاييد کردند.  به قلم محمد مسعود رمان‌های گل‌هایی که در جهنم می‌رويند، تفريحات شب، در تلاش معاش و اشرف مخلوقات نيز بر جای مانده است که به ژانر پاورقی‌های انتقادی تعلق دارند.  فريد قاسمی، مولف کتاب ترور روزنامه‌نگار پيش از اين آثاری چون تاريخ مطبوعات خرم آباد، سرگذشت مطبوعات ايران به روزگار محمد شاه و ناصرالدين شاه، مطبوعات ايران در قرن بيستم، راهنمای مطبوعات ايران در عصر قاجار، خاطرات مطبوعاتی، اولين‌های مطبوعات ايران و چند جلد از مجموعه مفاخر مطبوعات ايران را منتشر کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_book_review/1865128.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_book_review/1865128.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 30 Oct 2009 15:05:00 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C878F35B-673E-4D27-94A2-E2DDEC2FD2D9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;محکوم به اعدام&#187; و &#171;شوهر آهو خانم&#187;</title>
            <description> انتشار رمان شوهر آهو خانم در سال ۱۳۴۰ رخدادی مهم در بازار کتاب و ادبيات داستانی ايرانی بود و انتشار چاپ دهم اين کتاب در هفته گذشته نشان داد که اين رمان به تقريب هزار صفحه ای همچنان جذابيت خود را در بازار کتاب ايران حفظ کرده است. انتشار رمان شوهر آهو خانم در سال ۱۳۴۰ رخدادی مهم در بازار کتاب و ادبيات داستانی ايرانی بود و انتشار چاپ دهم اين کتاب در هفته گذشته نشان داد که اين رمان به تقريب هزار صفحه ای همچنان جذابيت خود را در بازار کتاب ايران حفظ کرده است.  مجموعه ای از&#160; پنج&#160;داستان کوتاه به قلم علی محمد افغانی،خالق شوهر آهو خانم نيز همزمان با چاپ دهم اين رمان منتشر شد. اين مجموعه که با عنوان &#171;محکوم به اعدام&#187; منتشر شد، پنج داستان به نام های محکوم به اعدام، زنده به گور، بالابلنده، يک گردش تفريحی و فصل خوب سال را در بر می گيرد.  شوهر آهو خانم نخستين اثر نويسنده آن بود و از همان نخسين ماه های انتشار با اقبال گسترده بازار کتاب ايران رو به رو رو شد تا جائی که از آن به عنوان يکی از پرفروش ترين رمان های صد ساله اخير ايران ياد می کنند.  &#160;   &#171;داستان در سال ۱۳۱۳ در کرمانشاه رخ می دهد اما درون مايه اصلی و فضای رمان، که با سرنوشت ، مبارزه و تحول زنی از لايه های پائين جامعه ايرانی گره خورده است، از زمان وقوع داستان فرارفته و در پرتو بازتوليد جامعه و فرهنگ مردسالار، جذابيت موضوعی خود را تا کنون حفظ کرده است.&#187;   اما ارزش های هنری، ساختاری و جامعه شناختی رمان شوهر آهو خانم نيز چندان پر رنگ بود که اين اثر را به عنوان يکی از موفق ترين نمونه های مکتب رئاليزم اجتماعی در ادبيات داستانی زبان فارسی و در رمان نويسی ايران تثبيت کرد هر چند علی محمد افغانی در آثار بعدی خود موفقيت تجاری و اعتبار ادبی نخستين اثر خود را تکرار نکرد .  رمان شوهر آهو خانم رنج و درد زن ايرانی را در جامعه ای مردسالار در قالب پيرنگی پر کشش و جذاب تصوير می کند. زن اول قهرمان رمان نه از لايه های مرفه و برخوردار از امکانات که از لايه های پائين جامعه برخاسته، در کشمکشی جدی برای حفظ زندگی خود در برابر جامعه مردسالار قد بر می افرازد و نمونه ای واقعی و نه نمايشی از مبارزه زن ايرانی را برای حقوق خود در دگرگونی خود،آدم ها و محيط اطراف خود تجسم می بخشد  داستان از منظر راوی دانای کلی روايت می شود که به دليل دراز گوئی، قطع نامناسب و مکرر روايت با سخنرانی های طولانی ملال آور و تصنعی ضرباهنگ رمان را کند می کند اما شخصيت پردازی و فضا سازی زنده و استادانه نويسنده، تصوير داستانی تضادهای پيچيده درونی آدم های داستان و بازآفرينی خلاقانه موقعيت اجتماعی و داستانی رمان، شوهر آهو خانم را از سقوط به ادبيات عامه پسند نجات داده و جايگاه آن را در مرز پاورقی های پرخواننده و اثری جدی و ماندگار حفظ می کند.   نويسنده رمان شوهر آهو خانم که بر زندگی مردم عادی، آدم ها و فضای داستان خود وقوف دارد، با زبردستی&#160;سه شخصيت اصلی رمان خود، سيد ميران ۵۰ ساله، آهو خانم همسر و هما معشوقه او را با تضادها، گرايش ها و درگيری های عميق روان شناختی،که در بافت رمان درونی شده اند، تصوير و ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه ايرانی را در پيرنگ رمان خود بازآفرينی می کند.   داستان در سال ۱۳۱۳ در کرمانشاه رخ می دهد اما درون مايه اصلی و فضای رمان، که با سرنوشت ، مبارزه و تحول زنی از لايه های پائين جامعه ايرانی گره خورده است، از زمان وقوع داستان فرارفته و در پرتو بازتوليد جامعه و فرهنگ مردسالار، جذابيت موضوعی خود را تا کنون حفظ کرده است.  پيش از انقلاب اسلامی بر اساس رمان شوهر آهو خانم فيلمی به همين نام به کارگردانی داود ملاپور نيز ساخته شد.   علی محمد افغانی در ۱۳۰۳ در کرمانشاه متولد شد، در جوانی به سازمان نظامی حزب توده پيوست و در سال ۱۳۳۳ بازداشت و حدود ۵ سال زندانی شد.  افغانی نوشتن رمان شوهر آهو خانم در را در زندان آغاز کرد. پس از آزادی از زندان اثر خود را به ناشران عرضه کرد اما هيچ ناشری در آن روزگار کتاب او را، که در&#160; پنج دهه گذشته از پرفروش ترين کتاب های زبان فارسی بوده است، چاپ نکرد چرا که به گمان ناشران انتشار کتابی حجيم به قلم نويسنده ای ناشناس خطر بر باد رفتن سرمايه را به دنبال داشت. افغانی نخستين چاپ رمان را با سرمايه شخصی خود منتشر کرد اما شوهر آهو خانم در همان نخستين ماه های انتشار و پس از آن تجديد چاپ های مکرر را برای نويسنده و ناشران آن به ارمغان آورد.   علی محمد افغانی تا کنون آثاری چون شادکامان در قره سو، سيندخت،شلغم ميوه بهشته، بافته های رنج، بوته زار، دکتر بکتاش، همسفرها، دختر دائی پروين، صوفی صحنه، دنيای پدران و دنيای فرندان را به فارسی و دو رمان ماه در فراز جبهه و دختری از شهرستان را به زبان انگليسی منتشر کرده است.  در چاپ دهم رمان شوهر آهو خانم نقد و نظر برخی از منتقدان ايرانی نيز منتشر شده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_books_Iran/1853804.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_books_Iran/1853804.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 16 Oct 2009 19:35:45 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C878F35B-673E-4D27-94A2-E2DDEC2FD2D9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اعدام سیاسی، فرافکنی ترس حکومت و عقب‌نشینی فرهنگی جامعه</title>
            <description>تثبیت اقتدار ترس در ذهنیت و روان‌شناسی جمعی جامعه و تولید یا تشدید فضای رعب و وحشت از اهداف اصلی اعدام‌های سیاسی است که هراس سیاست‌گذاری امنیتی را از گستردگی بحران سیاسی و شدت گرفتن آن نشان می‌دهند اما صدور حکم اعدام علیه سه تن از متهمان حوادث اخیر ایران بر فرهنگ جامعه و بر کنش متقابل لایه‌ها معترض و حکومت، تأثیراتی پایدارتر و گسترده‌تر از اهداف مقطعی بر جای نهاده و عقب‌نشینی جامعه ایرانی را از دستاوردهای فرهنگی دهه‌های اخیر زمینه‌سازی می‌کند.تثبیت اقتدار ترس در ذهنیت و روان‌شناسی جمعی جامعه و تولید یا تشدید فضای رعب و وحشت از اهداف اصلی اعدام‌های سیاسی است که هراس سیاست‌گذاری امنیتی را از گستردگی بحران سیاسی و شدت گرفتن آن نشان می‌دهند اما صدور حکم اعدام علیه سه تن از متهمان حوادث اخیر ایران بر فرهنگ جامعه و بر کنش متقابل لایه‌ها معترض و حکومت، تأثیراتی پایدارتر و گسترده‌تر از اهداف مقطعی بر جای نهاده و عقب‌نشینی جامعه ایرانی را از دستاوردهای فرهنگی دهه‌های اخیر زمینه‌سازی می‌کند.  با تحولات ساختاری و فرهنگی بزرگی که در چند دهه اخیر در جهان رخ داد، اعدام مخالفان سیاسی نیز در نظام ارزشی و اخلاقی اغلب جوامع &#171;بار منفی&#187; و &#171;ارزش نامطلوب&#187; یافت. صدور حکم اعدام علیه سه تن از متهمان حوادث اخیر می‌تواند مانعی جدی در راه جذب این دستاورد فرهنگی و اخلاقی در فرهنگ ایرانی پدیدآورد.   اگر این احکام قطعی و اجرا شوند، دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی به تبرک خشونت سیاسی برخاسته و برای توجیه &#171;حقانیت&#187; و &#171;قانونی&#187; بودن این احکام مطلوبیت، بار مثبت و تقدیس خشونت سیاسی را در ارزش‌های دهه‌های گذشته زنده و در جامعه ترویج خواهند کرد.  خشونت سیاسی علیه مخالفان فکری و سیاسی در گذشته با مفاهیم، مبانی و ارزش‌های مذهبی و ایدئولوژیک توجیه می‌شد. در یکی دو دهه اخیر توجیه اخلاقی و ارزشی خشونت سیاسی و به ویژه قتل و اعدام مخالفان سیاسی و فکری، در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع، رنگ، تأثیر و کارائی خود را از دست داد و جامعه ایرانی نیز، به رغم حضور پر رنگ خشونت در فرهنگ مسلط بر جامعه، از این تحولات بی‌تأثیر نماند.  با حذف مخالفت سازمان یافته و مؤثر سیاسی در ایران در چند دهه گذشته کارایی اعدام مخالفان سیاسی و فکری نیز منتفی شد. خشونت علیه مخالفان فرهنگی، که به رغم سرکوب در جامعه حضور مؤثر دارند، ادامه یافت اما بار منفی خشونت سیاسی در فرهنگ جامعه چندان پر رنگ شد که نهادهای رسمی اعمال این شیوه‌ها را انکار و به &#171;گروه‌های خودسر&#187; نسبت می‌دادند.  از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷، اعدام متهمان سیاسی در ایران شیوه‌ای رایج بود اما پس از آنکه سرکوب خشن به حیات فعال و سازمان یافته مخالفان سیاسی پایان داد &#171;اعدام سیاسی&#187; رسمی و اعلام شده به ندرت رخ داد.   قتل مخالفان سیاسی و فرهنگی در قالب پروژه‌های محرمانه وزارت اطلاعات، که بخش‌هایی از آن در ماجرای معروف به &#171;قتل‌های زنجیره‌ای&#187; افشا شد، ادامه یافت با این همه اعدام اعلام شده متهمان سیاسی در ایران به تقریب متوقف شد هرچند &#171;خشونت سیاسی و فرهنگی&#187; از سیاست امنیتی و از جامعه ایرانی رخت برنبست.   موفقیت نظام در حذف مخالفان سیاسی و دگرگونی‌های مهمی که در دو دهه اخیر در نظام ارزشی و اخلاقی در ایران و جهان رخ داد و از جمله بار منفی خشوت سیاسی در نظام ارزشی اعلام شده، شمار اعدام‌های سیاسی اعلام شده را در ایران نیز کاهش داد.   احیای اعدام‌های سیاسی در ایران، که در یکی دو دهه اخیر متوقف شده بود، نشان می‌دهد که مدیران نظام بر اساس اطلاعات و گزارش‌های محرمانه درباره بحران سیاسی کنونی، انفجار سیاسی را در جامعه پیش‌بینی و اقتدار خود را در خطر دیده و می‌کوشند تا با اعدام‌های سیاسی ترس خود را فراافکنی و آن را به جامعه یا لایه‌های معترض منتقل و ترزیق کنند.  اما اعدام سیاسی با ترزیق چرخه‌ای از ترس به جامعه خشونت سیاسی را نیز &#171;مشروعیت&#187; بخشیده و راه را بر خشونت متقابل هموار می‌کند.   در موقعیتی که جنبش اعتراضی رو به افول دارد اعدام سیاسی می‌تواند بار شکست را تلخ‌تر و نومیدی و انفعال و پذیرش را تشدید کند اما در موقعیتی که جنبش اعتراضی در حال گسترش و اوج گیری است به حربه‌ای علیه اعدام کنندگان بدل شده، خشونت متقابل را بر انگیخته و چرخه ترس بین حکومت و مردم را به چرخه شکستن اقتدار ترس با واسطه خشونت متقابل بدل کند.   عادی‌سازی اعدام سیاسی   اعمال مجازات‌های شدید چون اعدام در عرصه سیاست معمولاً از کسان، گروه‌ها و گرایش‌هایی آغاز می‌شود که اتهامات واقعی یا جعلی آنان با توجیه قانونی و سیاسی &#171;همه پسند&#187; مجازات همراه است. در مورد سه محکوم به اعدام اخیر اتهاماتی چون &#171;وابستگی به انجمن طرفداران پادشاهی&#187; و &#171;ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران&#187; مطرح شده است و به ادعای رسانه‌های دولتی متهمان به وابستگی‌های خود &#171;اعتراف&#187; کرده‌اند.  طراحان احیای مجدد اعدام‌های سیاسی در جامعه امیدوارند که با طرح اتهاماتی از این دست که &#171;براندازانه&#187; تلقی می‌شوند، حمایت جنبش اعتراضی یا رهبران آن را که با براندازی مخالفند، از سه محکوم به اعدام سلب کرده و با اعدام متهمان به براندازی در باره اعدام‌های سیاسی &#171;عادی‌سازی&#187; کنند.  اما راه اعتراض به این احکام و اتهامات، که با دلایل محکمه پسند اثبات نشده‌اند، بر رهبران جنبش کنونی و حتی بر سرسخت‌ترین مدافعان براندازی نیز باز است. متهمان از حقوق قانونی برخوردار نبوده، اتهامات آنان در دادگاه سیاسی با حضور هیئت منصفه بررسی نشده، شواهد گوناگونی برای اعمال شکنجه با هدف اخذ اعتراف منتشر شده و رابطه و حتی عضویت در گروهی مخالف نمی‌تواند توجیه قانونی اعدام باشد.  سکوت رهبران جنبش اعتراضی درباره حکم اعدام این سه متهم و دیگر متهمان سیاسی، راه را بر صدور احکام مشابه برای همه گرایش‌های مخالف و منتقد باز خواهد کرد و تجربه‌های تلخ تاریخی نشان می‌دهند که چرخه اعدام سیاسی، اگر به راه افتد، از همه مرزها عبور می‌کند.  حکم اعدام سه تن از متهمان حوادث اخیر، گرچه بازتابی است از فرافکنی ترس سیاست امنیتی از انفجار و گسترش اعتراض اما در رسانه‌های دولتی چون اقدامی به &#171;حق و قانونی&#187; توجیه و تبلیغ خواهد شد و در بستر این تبلیغات چرخه خشونت سیاسی، که جاذبه، مطلوبیت و ارزش مثبت خود را در فرهنگ جامعه تا حدی از دست داده بود احیا، تقویت و تقدیس شده و مشروعیت خواهد یافت و این روند نه فقط احیای مجازات اعدام سیاسی در ایران که نمودی غمگین‌کننده از عقب‌نشینی فرهنگی و اخلاقی جامعه ایرانی از دستاوردهای تحولات بزرگ دهه‌های اخیر خواهد بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_Death_Penalty_Iran_Post_Election_Trial/1849526.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_Death_Penalty_Iran_Post_Election_Trial/1849526.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 12 Oct 2009 14:03:44 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C9973ADE-9565-4F8A-9FFD-3126BC09381A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ايدئولوژی نوليبرال و بحران</title>
            <description>دو کتاب ايدئولوژی نوليبرال و بحران، که هفته گذشته منتشر شدند، مکتب نئولیبرالیسم را در اقتصاد و اقتصاد سیاسی با نگاهی نقاد تحلیل و برخی ابعاد بحران کنونی اقتصاد جهانی را از این منظر بررسی می‌کنند.مکتب نئولیبرالیسم تا پیش از بحران اقتصادی کنونی جهان برنده بلامنازع نبرد مکاتب اقتصادی تلقی می‌شد و مکتب هادی برنامه‌ریزی‌های اقتصادی در اغلب کشورهای جهان بود. اما در سال‌های اخیر نقد این مکتب از انزوای گرایش‌های چپ به درآمده و بر بستر شکست الگوی نئولیبرالی در عمل و تأثیرات جهانی و گسترده بحران کنونی بر بازار، نهادها و ساختارهای اقتصادی و بر سیاست و زندگی عمومی مردم، به بحثی به تقریب همگانی بدل شده است.   در کتاب ايدئولوژی نوليبرال مقالاتی از برخی از سرشناس‌ترین و معتبرترین متفکران و نظریه‌پردازان معاصر جهان چون استفن گيل، پير بورديو، ايمانوئل والرشتاين، ساشاليلی و جف شندلر گزیده و ترجمه شده است.   پرویز صداقت، گردآورنده مقالات و مترجم کتاب، در مقدمه خود بر کتاب تصویری گویا و نقدی جالب درباره مفاهیم اصلی مکتب نولیبرال در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، فلسفه و اخلاق به دست داده و ادعای هواداران این مکتب را درباره پیوند خود به خودی و مکانیکی این مکتب و رشد و ارتقای دموکراسی تحلیل می‌کند.  پرویز صداقت تحصیلات دانشگاهی خود را در اقتصاد به پایان برد، در دو سه دهه اخیر با نشریاتی چون آدینه، فرهنگ و توسعه و ایران فردا همکاری و چند سال سردبیری ماهنامه بورس و روزنامه سرمایه را بر عهده داشته و تا کنون مقالات و کتاب‌های بسیاری را در عرصه اقتصاد و اقتصاد سیاسی تألیف و ترجمه کرده است.  نویسندگان مقالات کتاب ايدئولوژی نوليبرال اغلب به گرایش منتقدان چپگرای نئولیبرالیسم تعلق دارند اما بحران کنونی اقتصاد جهانی، که از آنکه به عنوان وخیم‌ترین بحران نظام اقتصاد جهانی یاد می‌کنند و شکست الگوی مکتب نئولیبرال، که حتی در مهد این مکتب در آمریکا به تغییرات سیاسی مهمی منجر شده است، اگر نه تمامی که بخشی از نقد چپ را از بازار آزاد سرمایه به مبحثی عمومی بدل کرده است.  کتاب &#171;بحران&#187; را محمد قراگوزلو تألیف کرده است. مؤلف در این کتاب کوشیده است تا برخی مفاهیم اصلی مکتب نئولیبرالیسم، از جمله خصوصی‌سازی نهادهای اقتصادی و مکانیسم‌های بازار آزاد بورس را تحلیل و الگوی مبتنی بر این مکتب را نقد کند.  نویسندگان هر دو کتاب مکتب نولیبرال را مکتبی &#171;کاهشی&#187; می‌دانند که با مطلق کردن مکانیسم‌های بازار آزاد و با کاهش یا حذف نقش دولت برآمده از رأی مردم در اقتصاد و با حذف برنامه‌ریزی اقتصادی، عدالت اجتماعی و قانونمند کردن نسبی بازار آزاد سرمایه به سود جامعه کل، روندهایی چون شکاف بین فقر و غنا، تراکم ثروت در دست لایه‌ای نازک و کم‌شمار و تراکم فقر در میان اکثریت مردم و غارت کار و سرمایه‌های ملی را تشدید کرده و بحران بزرگ و عمیق کنونی را با ابعاد جهانی پدید آورده است.  تأثیر اغلب پنهان مانده اقتصاد بر زیست فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم و جوامع عمیق و گسترده است اما کتاب‌های اقتصادی، به ویژه آثار تخصصی، در سنجش با ادبیات، هنر، تاریخ، سیاست و فلسفه، با استقبال کمتری در بازار کتاب روبه‌رو هستند هر چند برخی آثار مهم در عرصه اقتصاد سیاسی، چون کتاب ثروت ملل آدام اسمیت و سرمایه مارکس از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین کتاب‌های تاریخ بشری بوده‌اند.  بحران کنونی تأثیر پنهان مانده اقتصاد را بر زیست سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردمان و جوامع آشکار و مباحث اقتصاد و اقتصاد سیاسی و بحث درباره شیوه‌های مدیریت بحران‌های اقتصادی را از انزوای محافل آکادمیک و تخصصی به درآورده و در عرصه سیاست، رسانه‌های عمومی و در میان مردم مطرح کرده است. این بحران بر هنجار بازار کتاب جهان و بازار کتاب ایران نیز اثر گذاشت و گرایش پایین بازار کتاب به کتاب‌های اقتصادی را تا حدی تغییر داد.  اقتصاد ایران به گفته اغلب کارشناسان نه بر چرخه تولید و توزیع کالا و کار که بر توزیع درآمدهای ارزی نفت و گاز متکی است با این همه این اقتصاد نیز از تأثیرات پردامنه بحران کنونی در امان نمانده و آسیب‌شناسی این بحران نقد مکتب نولیبرال را، که پس از چنگ ایران و عراق به مکتب هادی برنامه‌ریزی اقتصای کلان ایران بدل شد، به یکی از مباحث اصلی برنامه‌ریزی اقتصادی در ایران بدل کرده است.   پرویز صداقت در مقدمه کتاب ايدئولوژی نوليبرال &#171;افت نسبی رشد اقتصادهای غرب در دهه‌ ۱۹۷۰ و پایان دوره طلایی سرمایه‌داری بعد از جنگ دوم جهانی، پیروزی‌های سیاسی مکرر نولیبرال‌ها، تفوق نولیبرال‌ها بر صندوق‌ بین‌المللی پول و بانک جهانی و تجویز برنامه‌ تعدیل ساختاری به کشورهای درحال ‌توسعه، سقوط کشورهای کمونيستی، رشد چشمگیر چین در سه دهه‌ گذشته، الزامات ناشی از جهانی‌شدن و ادغام جهانی بازارها و تلاش برای اعاده‌ قدرت طبقاتی نخبگان حاکم بر جامعه و بازپس‌‌گیری آنچه مبارزات اجتماعی و پروژه‌ دولت رفاه در سال‌های پس از جنگ برای مردم و جوامع به ارمغان آورده بود&#187; را زمینه‌ها و عوامل جذابیت مکتب نئولیبرالیسم می‌داند و بر آن است که حاکمیت این مکتب بر اقتصاد اغلب کشورهای جهان، زمینه‌های اصلی بحران کنونی را فراهم کرده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review/1835964.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review/1835964.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 25 Sep 2009 10:21:03 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مجلس خبرگان رهبری؛ نهادی پر قدرت اما ناتوان </title>
            <description>انتخاب سعید جلیلی، سرپرست تیم مذاکره کننده ایران در باره پرونده اتمی و محسن اژه ای، وزیر اطلاعات دوران انتخابات و دادستان کنونی کل کشور، به عنوان سخنرانان اصلی ششمین اجلاس سه روزه دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، نشان می دهد که سیاست اتمی و اعتراضات پی گیر پس از انتخابات ریاست جمهوری، به محور اصلی بحث های مجلس خبرگان نیز بدل شده و نمایندگان این مجلس از پیامدهای جدی پرونده اتمی ایران در بعد سیاست خارجی و از انفجار نارضایتی های عمومی در داخل کشور برای کل نظام نگران اند.انتخاب سعید جلیلی، سرپرست تیم مذاکره کننده ایران در باره پرونده اتمی و محسن اژه ای، وزیر اطلاعات دوران انتخابات و دادستان کنونی کل کشور، به عنوان سخنرانان اصلی ششمین اجلاس سه روزه دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، نشان می دهد که سیاست اتمی و اعتراضات پی گیر پس از انتخابات ریاست جمهوری، به محور اصلی بحث های مجلس خبرگان نیز بدل شده و نمایندگان این مجلس از پیامدهای جدی پرونده اتمی ایران در بعد سیاست خارجی و از انفجار نارضایتی های عمومی در داخل کشور برای کل نظام نگران اند.  سایه پر رنگ همین نگرانی های جدی را نیز می توان در سخنرانی افتتاحیه اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان، دید.   بررسی مسائل حاد خارجی و داخلی کشور در نشست های محرمانه مجلس خبرگان بی سابقه نیست اما این بررسی ها در دو دهه گذشته حداکثر به تایید کلی سیاست های جاری یا توصیه های جزئی و محرمانه منجر شده است.   این بار اما دلایل گوناگونی از جمله: طرح مساله صلاحیت رهبر در برخی محافل روحانیون با نفوذ، اختلاف دامنه دار برخی مراجع تقلید با دولت احمدی نژاد که در مورد وزیران زن به اوج رسید، موضع گیری رییس مجلس و برخی از نمایندگان علیه بخشی از سیاست های مورد حمایت رهبر، تضادهای نظری و سیاسی عمیق نمایندگان مجلس خبرگان، انفجار نارضایتی های عمومی در تظاهرات پی گیر، احتمال مذاکره مستقیم با آمریکا از سویی و شدت گرفتن تحریم ها از دیگر سو، عمیق تر شدن شکاف جناح های درون حکومتی تا حد حذف و تصفیه و.. مجلس خبرگان را با فشارها، موقعیت و پرسش های تازه ای رو در رو کرده است.        			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							  هاشمی رفسنجانی از تلاش برای خروج از بحران خبر داد   							  اکبرین: خبرگان می‌توانند با بررسی عملکرد رهبر، او را محدود کنند   						    			 		محدویت ها و اختیارات   بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان از حق نظارت بر عملکرد رهبر و عزل و نصب او برخوردار است اما همین قانون بررسی صلاحیت نامزدان نمایندگی خبرگان را به فقهای شورای نگهبان واگذار کرده است که رهبر آنان را منصوب می کند.  بر اساس قانون اساسی، کمیسیون منتخب مجلس خبرگان برای بررسی عملکرد رهبر و نهادهای وابسته به او تشکیل شده است اما مجلس خبرگان از مکانیزم های موثر تحقیق در باره کارنامه نهادهایی چون سپاه پاسداران، قوای انتظامی، نهادهای اطلاعاتی وابسته به دفتر رهبری، بنیادهای قدرتمند اقتصادی و.. برخوردار نبوده و تحقیق در باره کارنامه نهادهای قدرتمندی از این دست نیز چندان ساده نیست.   در دو دهه گذشته، نتایج تحقیقات محرمانه خبرگان در این عرصه ها به رهبر تسلیم شده و در عمل حداکثر به توصیه های جزئی محدود بوده است.  &#171;عزل رهبر&#187;، مهم ترین اختیار قانونی مجلس خبرگان، از منظر قانونی با  رای گیری ساده و &#171;اکثریت مطلق&#187; ممکن است اما عزل رهبری که فرماندهی ارتش، سپاه پاسداران و بسیج و قوای انتظامی را بر عهده داشته و روسای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با نظر او تعیین می شوند، جز در یک بحران حاد سیاسی ممکن نیست و چنین اقدامی می تواند کلیت نظام را با خطر فروپاشی مواجه کند.     صلاحیت نامزدان نمایندگی مجلس خبرگان را شش فقیه منصوب رهبر در شورای نگهبان تعیین می کنند. این بند از قانون اساسی نیز شمشیر تیز حذف را به نمایندگان یادآوری کرده و آنان را از اقدامی قاطع علیه رهبر باز می دارد.  نه فقط ترس از حذف شورای نگهبان که بافت و ساختار حقیقی قدرت و مواد دیگری از قانون اساسی نیز تحقق دو کارکرد اصلی خبرگان، &#171;نظارت&#187; بر رهبر و &#171;عزل&#187; او را به تقریب ناممکن کرده و مجلس خبرگان را در عمل به یکی از گروه بندی های قدرت در ساختار سیاسی و اهرمی برای اعمال فشار تقلیل داده است.    			 				  &#160;  					 &#171;عزل رهبر&#187;، مهم ترین اختیار قانونی مجلس خبرگان، از منظر قانونی با رای گیری ساده و &#171;اکثریت مطلق&#187; ممکن است اما عزل رهبری که فرماندهی ارتش، سپاه پاسداران و بسیج و قوای انتظامی را بر عهده داشته و روسای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با نظر او تعیین می شوند، جز در یک بحران حاد سیاسی ممکن نیست و چنین اقدامی می تواند کلیت نظام را با خطر فروپاشی مواجه کند.   			 		در چند دهه گذشته مجلس خبرگان تنها دو بار، تدوین قانون اساسی در آغاز و تعیین آیت الله علی خامنه ای به عنوان رهبر، به وظایف خود عمل کرده است.   سنت شیعه و شورای کاردینال ها    ناتوانی مجلس خبرگان از تحقق کارکردهای قانونی خود اما نه فقط در قانون اساسی و ساختار حقیقی قدرت که در فلسفه وجودی این مجلس و بافت و ترکیب آن نیز ریشه دارد.  در تاریخ ، ساختار و فقه سنتی شیعه، مقلدان ــ شیعیان ـ در گزینش مرجع تقلید خود آزادی داشتند و تعدد مراجع تقلید مرسوم بود و به ندرت یک یا دو مرجع تقلید،چون آیت الله بروجردی، بر بستر نفوذ و اعتبار خود در میان مقلدان، روحانیون و قدرت سیاسی به مرتب &#171;مرجع تقلید عام&#187; دست می یافتند.   تنها با پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه پس از مرگ آیت الله خمینی بود که ضرورت انتخاب یک رهبر بر مبنای قانون اساسی با سنت تعدد مراجع تقلید در شیعه در تضاد افتاد.   در فلسفه سیاسی شیعه نظریات، قرائت ها و مکتب های گوناگونی در باره نسبت روحانیون و دین با حکومت مطرح بوده و هست اما قانون اساسی ایران نه بر مبنای قرائت های گوناگون از اسلام، که بر مبنای یکی از قرائت ها، قرائت مبتنی بر نظریه ولایت فقیه، تدوین شده است.  این نظریه که مدیریت سیاسی و اقتصادی کلان کشور را به ولی فقیه، رهبر یا شورای رهبری، واگذار می کند، در سیاست علمی با سنت تعدد مراجع و آزادی انتخاب مقلدان سازگار نیست چرا که یکدست بودن قوانین برای همه شهروندان و در تمام کشور و وحدت رویه در مدیریت، استلزام اصلی حکومت است و تعدد فتواها با این ضرورت ناهمخوان.   قانون اساسی ایران فتوا، حکم و رای رهبر یا شورای رهبری را مبنای قانون گذاری و تدوین سیاست کشور می داند و بر این اساس اعتبار اجرائی فتواهای متفاوت دیگر مراجع تقلید را به حوزه زندگی خصوصی مقلدان آن ها محدود می کند.  مشروعیت رهبری آیت الله خمینی، که در انقلاب به مرجعیت عام بدل شده بود، نیازمند تدوین قانون و مفاهیم تازه نبود اما راهکار و مکانیزم های نظری و عملی برتری دادن یکی از مراجع تقلید بر دیگران پس از مرگ او، از دشوارترین پرسش هائی بود که نویسندگان قانون اساسی اسلامی با آن رو به رو بودند چرا که در سنت فقه شیعه، نهاد و راهکاری برای به رسمیت شناختن و مشروعیت این برتری وجود نداشت.   روحانیون شیعه تا انقلاب اسلامی انحصار قدرت سیاسی را تجربه نکرده و با مسائل نظری آن رو در رو نشده بودند اما روحانیون مسیحی در قرون وسطای اروپای غربی در عرصه حکومت تجربه ای غنی داشتند و برای حکومت مذهبی و نحوه گزینش رهبر مذهبی مفاهیم و راهکارها و نهادی چون شورای کاردینال ها را ابداع کرده بودند.    در مذهب کاتولیک، کاردینال ها را پاپ منصوب می کند و شورای کاردینال ها پاپ جدید را بر می گزینند و از آن جا که پاپ نه فقط رهبر سیاسی، که مرجعی الهی و قدوسی است، بر آن اند که روح القدس، پاپ جدید را از سوی خداوند به اعضای شورای کاردینال ها معرفی می کند.   کاردینالی که به مقام پاپی برگزیده می شود نام خود را تغییر می دهد چرا که از لحظه انتخاب نه آن چه و آن کس که بود که شخصیتی تازه متولد می شود که خداوند او را برگزیده است.  نویسندگان قانون اساسی ایران، مجلس خبرگان را بر اساس الگوی شورای کاردینال ها در مذهب کاتولیک ابداع کردند اما اولوهیت، قدوسیت و ارتباط مستقیم با خالق، که پاپ از نظر معتقدان خود از آن برخوردار است، در فقه شیعه فقط به پیامبر و امامان محدود است.  مراجع تقلید  و فقهای شیعه گرچه در نزد پیروان خود مرتبتی بالا دارند اما از الوهیت و قدوسیت پیامبران و امامان برخوردار نبوده و جائز الخطا تلقی می شوند و نویسندگان قانون اساسی اسلامی بر همین برداشت حق &#171;نظارت و عزل&#187; رهبر را برای مجلس خبرگان به رسمیت شناختند.   در قاون اساسی، روال سنتی انتخاب مرجع تقلید در شیعه و حق آزاد مقلدان در گزینش مرجع تقلید نیز در  قالب انتخابی بودن اعضای مجلس خبرگان به رسمیت شناخته و با الگوی شورای کاردینال ها تلفیق شد.عضویت مجلس خبرگان نیز، بر خلاف مرتبت کاردینالی، مادام العمر نیست.   تلفیقی متناقض از این دست اما تنها در یک مورد، نصب سریع آقای خامنه ای پس از مرگ آقای خمینی در موقعیت بحرانی پس از جنگ ایران و عراق، کاربرد خود را تحقق بخشید و پس از آن در سیاست عملی به حاشیه رانده شد.   کشف یا انتخاب   ولی فقیه   با این همه نیاز آقای خامنه ای به تایید مراجع تقلید و فقهای مشهور، مجلس خبرگان را در برابر رهبر تقویت می کند. برخورداری از اتوریته نظری در حکومت های ایدئولوژیک و مکتبی از معیارهای دست یابی به مقاماتی است که مشروعیت خود را از مکتب رسمی  اخذ می کنند.   در حکومت های کمونیستی سابق، دبیر کل حزب یا از نظریه پردازان مشهور مکتب رسمی بود یا نظریه پرداز مشهوری را در کنار خود داشت تا مشروعیت مکتبی شخصیت و سیاست ها او را تضمین کند.  آیت الله خمینی پیش از دست یابی به رهبری، مرجعی تثبیت شده و از تایید خبرگان و دیگر مراجع بی نیاز بود اما آقای خامنه ای، که به مرتبت مرجع تقلید دست نیافته است، برای توجیه شرعی مقام خود به تایید مراجع تقلید تثبیت شده نیازمند است چرا که حتا سرسخت ترین هواداران او به اصلح بودن شرعی دیگر مراجع تقلید باور داشته و نه از آقای خامنه ای که از آنان تقلید می کند.  اما قدرت گیری نظریه &#171;کشف رهبر&#187; در میان روحانیون و اعضاء خبرگان در سال های اخیر آقای خامنه ای را در رویاروئی با برخی مراجع تقلید محافظه کار پر نفوذ و اعضای منتقد مجلس خبرگان تقویت می کند.  قانون اساسی ایران بر مفهوم انتخاب رهبر تدوین شده است که به مفهوم انتخابی بون خلفاء نزد اهل تسنن نزدیک تر است تا به نظریه امامت در شیعه که از منظر آن جانشینان پیامبر را نه امت، که خداوند، انتخاب کرده و امت باید آنان را کشف و از آنان پیروی کند.   نظریه کشف رهبر مفهوم گزینش خدائی امام را به رهبر نیز تعمیم و مقام او را به شاهان ساسانی پیش از اسلام نزدیک می کند که مدعی بهره مندی از گزینش ایزدی بودند. این نظریه بر آن است که مشروعیت رهبر، چون مشروعیت امامان، از منبع فیض و انتخاب الهی بر می خیزد و وظیفه نمایندگان مجلس خبرگان به کشف او محدود است.   تعداد نمایندگان مجلس خبرگان که به نظریه کشف باور دارند معلوم نیست اما برخی اعضای با نفوذ مجلس از جمله آیت الله مصباح یزدی و محمد یزدی این نظریه را به صراحت مطرح و از آن دفاع کرده اند.   آقای خامنه ای و دستگاه های تبلیغاتی وابسته به او نیز می کوشند تا بین امام اول شیعیان و رهبر کنونی جمهوری اسلامی تناظر یک به یک ابداع کنند. تبلیغاتی از این دست و تاکید آقای خامنه ای بر همذاتی خود با امام علی از تمایل رهبر به نظریه &#171;کشف&#187; حکایت می کند.   اما نگرانی های پر رنگی که در سخنرانی افتتاحیه آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، مطرح شد و عقب نشینی های اخیر رهبر، از توانمندی موجی حکایت می کنند که فراتر و بیرون از مباحث مجلس خبرگان و حتا فراتر از تضادهای نظری و سیاسی جناح های حکومتی برخاسته است و  اگر از محدوده طبقه متوسط شهرهای بزرگ به لایه هائی از مردم نفوذ کند، روندهای متفاوت، مباحث تازه و چشم انداز دیگری را مطرح خواهد کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Expert_assembly_powerful_disable/1828797.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Expert_assembly_powerful_disable/1828797.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 23:09:20 +3500</pubDate>
            <category>ايران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5773E77D-D8E9-4CA3-AF6F-F38FBFEA164A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احسان طبری، استعدادی خلاق که وقف سیاست شد</title>
            <description>مجموعه ارزشمند &#171;روشنگران ایرانی و نقد ادبی&#187;، تألیف دکتر ایرج پارسی‌نژاد، که جلد سوم آن با عنوان احسان طبری و نقد ادبی، اخیراً منتشر و از بحث‌انگیزترین کتاب‌های چند هفته گذشته بود، از نادر پژوهش‌های آکادمیک روشمند در این عرصه در ایران است که با نثری روان و سلیس و در بافتی منسجم و متکی بر اسلوب مدون تألیف شده است.نقد و نظریه ادبی در زادگاه خود اروپای غربی از بستر تفکر انتقادی برخاست. فقر فلسفی و غیبت تفکر انتقادی در ایران زمینه مناسبی برای رشد و ارتقای نقد و نظریه ادبی نبود با این همه نادر کسانی چون نیما با نوشتن آثار ارزشمندی چون &#171;ارزش احساسات&#187; در این عرصه کوشیدند و نظریات کسانی چون خانلری و نیما بر روند ادبیات و هنر معاصر ایران تأثیری گسترده و عمیق بر جای نهاد.  مؤلف مجموعه روشنگران ایرانی و نقد ادبی، که در نوشته‌های پیشین خود آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکم خان، زین‌العابدین مراغه‌ای، طالبوف تبریزی، احمد کسروی و صادق هدایت را از پیشگامان نقد ادبی در ایران معرفی می‌کند، جلد اول و دوم این مجموعه را به بررسی نظریات، تأثیر و نفوذ دکتر پرویز ناتل خانلری و علی دشتی بر ادبیات ایران اختصاص داده و در جلد سوم داوری‌ها و نوشته‌های پراکنده احسان طبری را در عرصه نقد ادبی تحلیل می‌کند.  مؤلف گزینش خود را بر معیار &#171;تأثیرگذاری شخصیت‌ها در حوزه نقد ادبی&#187; بنا کرده است. نقد ادبی خانلری زمینه نظری پیدایی و تداوم نحله‌ای را فراهم کرد که در شعر فارسی به نئوکلاسیک شهره است. تأثیر گسترده نقد ادبی خانلری بر دیگر ژانرهای ادبی ایران نیز انکارناپذیر است.   نوشته‌های علی دشتی درباره کلاسیک‌های ایرانی با معیارهای نقد ادبی چندان نمی‌خواند اما دشتی به روزگار خود بر لایه‌های گسترده‌ای از مخاطبان آثار ادبی تأثیر، برد و نفوذ داشت و ابعادی ناشناخته از شعر کلاسیک‌های ایرانی را کشف و معرفی کرد.  اما حوزه تأثیر و نفوذ احسان طبری نه ادبیات و هنر، که عرصه سیاست و فلسفه سیاسی بود و هویت فرهنگی طبری، به رغم داوری‌های پراکنده و جزمی او در نقد ادبی و به رغم رمان‌ها و شعرهایی که منتشر کرد، نه با آثار ادبی او، که با نوشته‌های نظری او در عرصه فلسفه، فلسفه سیاسی، شناخت‌شناسی و جامعه‌شناسی مشخص و نفوذ و تأثیرگذاری گسترده او نیز بر نحله‌ای از چپ سنتی ایران به همین عرصه‌ها محدود بود.  احسان طبری تا زنده بود با نفوذترین شخصت نظری حزب توده بود اما حتی در دهه سی که طبری در اوج قدرت حزبی و رسانه‌ای و از حامیان تحول و تجدد در هنر و ادبیات بود، شاعران و نویسندگان معاصر او چون نیما، هدایت و خانلری با احکام جزمی&#160; و کلی ادبی او به شدت مخالف بودند و نیما، که از داوری‌های جزمی طبری در باره شعر و نظریات ادبی خود برآشفته بود، در نامه‌ای خطاب به او نوشت &#171;آنکه غربال دارد از پی کاروان می‌آید&#187;.   مؤلف کتاب احسان طبری و نقد ادبی، طبری را &#171;یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های معاصر ایران در حوزه نقد و تفکر انتقادی&#187; معرفی می‌کند و بر آن است که &#171;طبری موجود شگفت‌انگیزی بود که عمرش را در عالم سیاست تباه کرد&#187;  مؤلف احسان طبری را چون منتقدی مارکسیست معرفی و از این منظر داوری‌های پراکنده و کلی او را در عرصه خلاقیت ادبی نقد می‌کند اما طبری در نقد ادبی دست و ادعائی نداشت و احکام ادبی او نیز نه با نقد ادبی مارکسیستی که با منظر بسته و جزمی مارکسیزم روسی و چپ سنتی همخوان بود.   در آثار مهم و تأثیرگذار احسان طبری در قلمرو فلسفه، فلسفه سیاسی و تاریخ نیز، نه با نظریه‌پرداز و متفکری مبدع و خلاق، که چنان که سال‌ها پیش در مقاله‌ای با عنوان &#171;طبری، راوی جزمی یا متفکری خلاق&#187; نوشته‌ام، با &#171;شارحی دقیق&#187; روبه‌رو هستیم.  شعرها و داستان‌های طبری از استعداد خلاق اما حرام شده او در این عرصه حکایت می‌کنند و به گفته همان مقاله&#160; طبری &#171;خلاقیت و استعداد درخشان ادبی، هنری و نظری، دانش گسترده، قلم شیوا و توانایی شگرف خود را در طرح مسائل نظری دشوار، بی‌دریغ، در پای حزب توده و برداشت جزمی استالینی از فرهنگ فدا کرد&#187;  احسان طبری در سال ۱۲۹۵ چشم به جهان گشود. در نوجوانی با محفل مارکسیستی دکتر تقی ارانی، که بعدتر به گروه ۵۳ نفر مشهور شد، پیوند خورد.  در سال ۱۳۱۶ به زندان افتاد و پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۲۰ از بنیان‌گذاران و از اعضای کمیته مرکزی حزب توده و از گردانندگان و نویسندگان روزنامه پرنفوذ مردم بود. در ۱۳۲۷ به زندان افتاد و در ۱۳۲۸ از بند گریخت و به ناچار به شوروی سابق مهاجرت کرد و در آن دیار و در آلمان شرقی آن روزگار تحصیلات خود را تا اخذ دکترای فلسفه ادامه داد.  طبری پس از انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و آثار او در عرصه‌های فلسفه و جامعه‌شناسی و رمان‌ها و شعرهای او، که در ایران ممنوع بودند، آزادانه تجدید چاپ شدند.  در سال ۱۳۶۰ طبری همراه با دیگر رهبران حزب توده زندانی و در اسارت مجبور به &#171;اعتراف&#187; شد. طبری گذشته فکری و سیاسی خود را رد کرد و دو کتاب گژراهه و نقد دیالکتیک را نوشت و در سال ۱۳۶۸ درگذشت.   از آثار طبری می‌توان به برخی بررسی‌ها در باره جهان‌بینی‌ها و بینش‌های اجتماعی در ایران، درباره اسلوب هیوریستک و برخی مسایل تئوری احتمالات، درباره سیبرنتیک یا دانش گردانش، درباره منطق عمل و رمان‌های خانواده برومند، فرهاد چهارم و سفر جادو و مجموعه منظوم پچپچه پاییز اشاره کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review_Tabari/1827002.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review_Tabari/1827002.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 20 Sep 2009 16:14:31 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AAAFB547-BD5B-4CF9-80E9-852FEB96042C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> علوم انسانی اسلامی و کرسی خطابه های تک صدائی </title>
            <description> انتقاد آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، از محتوا و شيوه های آموزش علوم انسانی و دستور او برای &#171;تسريع در راه اندازی کرسی آزاد انديشی&#187; در دانشگاه ها،از حد يک سخنرانی تبليغاتی فراتر رفت و &#171;شورای عالی انقلاب فرهنگی&#187; به &#171;پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی&#187; دستور داد تا بر اساس &#171;رهنمودهای&#187; رهبر در &#171;متون، عناوين و سرفصل های علوم انسانی&#187; دانشگاه ها &#171;بازنگری&#187; کند.
انتقاد آیت الله علی خامنه ای،&#160;رهبر&#160;جمهوری اسلامی،&#160;از محتوا و شيوه های آموزش علوم انسانی و دستور او برای &#171;تسريع در راه اندازی کرسی آزاد انديشی&#187; در دانشگاه ها، از حد يک سخنرانی تبليغاتی فراتر رفت و &#171;شورای عالی انقلاب فرهنگی&#187; به &#171;پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی&#187; دستور داد تا بر اساس &#171;رهنمودهای&#187; رهبر در &#171;متون، عناوين و سرفصل های علوم انسانی&#187; دانشگاه ها &#171;بازنگری&#187; کند.  همين شورا از &#171;فعاليت&#187; کنونی &#171;بيش از ۱۵ کرسی آزاد انديشی در رشته‌های گوناگون&#187;، &#171;بيش از ۴۰ نفر با ايده‌های جديد و مطلوب در تراز ايده‌های نو&#187; &#171;و صدها گروه ايده ‌پردازی&#187; خبر داد.  حميدرضا آيت‌اللهی، رئيس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نيز اعلام کرد که &#171;اين پژوهشگاه به عنوان متولی اصلی پژوهش در حوزه علوم انسانی در کشور&#187;، &#171;بازنگری در سرفصل‌های درسی رشته‌های علوم انسانی&#187; را &#171;بر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری آغاز می ‌کند.&#187;    &#160;  بیشتر بخوانید:   &#171;نمی‌توان علوم انسانی را به یک بخش محدود کرد&#187;     انتقاد خامنه ای از تحصیل دو میلیون دانشجو در رشته های علوم انسانی     &#160;   او از &#171;حذف و افزوده شدن برخی سرفصل ها&#187; و &#171;بازنگری&#187; و &#171;تدوين تازه&#187; &#171;بسياری از عناوين و سرفصل های علوم انسانی دانشگاه ها&#187; بر اساس &#171;شرايط بومی و منطقه‌ای&#187; &#171;در جهت فرهنگ ايرانی- اسلامی&#187; خبر داد.  حدود سه دهه تجربه های پس از انقلاب فرهنگی نشان می دهند که اجرای دستورات رهبر ايران برای &#171;اسلامی کردن علوم انسانی&#187; و &#171;راه اندازی کرسی های آزادانديشی&#187; در دانشگاه ها، به رغم واکنش سريع شورای عالی انقلاب فرهنگی، اگر نه ناممکن، که در نظر و عمل و در ايران کنونی، تحقق ناپذير است.  جمهوری اسلامی از نخستين روزهای پيروزی انقلاب تا کنون کوشيده است تا با سرمايه گذاری هنگفت مالی، فرهنگی، انسانی و سياسی و با اعمال سانسور و حذف، فقر فرهنگی خود را در عرصه ادبيات و هنر معاصر و در علوم انسانی و فلسفه جبران و دانشگاه ها و علوم انسانی را اسلامی کند.    سانسور و حذف گرايش های غير مکتبی   سانسور و حذف، گرايش های غير مکتبی را تا حد بالائی از عرصه ادبيات و هنر و از نهادهای آموزش عالی حذف کرد اما جايگزين &#171;اسلامی و مکتبی&#187; در اين عرصه ها توليد نشد و مقامات بلندمرتبه ايران پس از سه دهه هنوز از غير اسلامی بودن ادبيات،هنر و علوم انسانی انتقاد می کنند.  تلاش برای جايگزين کردن علوم انسانی رايج با علوم انسانی دينی در برخی کشورهای مسلمان پيشينه ای به قدمت انقلاب مشروطه ايران دارد اما اين تلاش ها نيز تا کنون در هيچ عرصه ای به ثمر نرسيده اند و از جمله به اين دليل ساده که علوم انسانی را نمی توان به پسوند دينی، هر يک از اديان، محدود و با آن تعريف کرد.   علوم انسانی نه از بستر بينش و تجربه دينی متکی بر باور به حضور موثر عناصر مابعدالطبيعه در جهان تجربه پذير، که از سنت زمينی و انسانی و عقل گرائی رنسانس اروپای غربی پديد آمده و چون علوم تجربی، اصل را بر اکتفاء به شناخت عوامل تجربه پذير و حذف عوامل مابعدالطبيعه در مطالعات تخصصی، نه لزوما بی باوری به آن ها، گذاشته است.   حتی سخنان رئيس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی &#171;متولی اصلی پژوهش در حوزه علوم انسانی در کشور&#187;، نيز نشان می دهد که اين بار نيز،چون سی سال گذشته، تلاش برای اسلامی کردن علوم انسانی در ايران حداکثر به &#171;حذف&#187; برخی متون و عناوين درسی و برخی استادان و &#171;افزودن&#187; عناوين جديد و افزايش شمار مدرسان &#171;متدين&#187; به جای استادان متخصص، منجر می شود  &#171;کرسی های آزادانديشی&#187; مورد نظر رهبر، که به گفته او &#171;افرد قدرتمند&#187; آن ها را &#171;هدايت&#187; می کنند نيز در موقعيت کنونی ايران و فضای کنترل شده دانشگاه ها هدف رهبر : &#171;هدايت دانشجويان&#187; و &#171;جلوگيری از کشاندن بحث های اجتماعی، سياسی، فکری و مذهبی به محيط های اجتماعی&#187; را تامين نمی کنند.   در موقعيتی که دانشجويان را به اتهام بيان عقايد خود در يک وبلاگ، در جمع دانشجوئی و يا حتی در کلاس های درس، زندانی و از دانشگاه اخراج می کنند، در کشوری که باور به و بيان برخی عقايد و نظريات رسما &#171;ممنوع&#187; و در قوانين &#171;جرم&#187; تلقی می شود، در جامعه ای استبدادی که فرهنگ تک صدائی و تحمل نکردن و حذف مخالف نظری از مولفه های اصلی فرهنگی و سياسی آن است، اين کرسی ها نيز در عرصه عمل نه به فضای باز بحث های پرشور رنگارنگ و آزاد، که به کرسی خطابه تک صدائی سخنرانی &#171;متعهد و متدين&#187; و &#171;قدرتمند&#187; برای شنوندگانی منفعل و مجبور به حضور در کلاس و به تکرار تجربه ناموفق طرح آموزش اجباری &#171;حکمت و معارف اسلامی&#187; در دانشگاه ها بدل خواهد شد.  کشيدن ديوار بين جامعه و مباحثی که در ميان دانشجويان مطرح است نيز ممکن نيست چرا که مباحث مطرح در ميان دانشجويان ايرانی بازتابی از مسائل جامعه ايرانی است و دانشجويان فرزندان خانواده هائی هستند که در عصر انقلاب ارتباطات سانسور را بر نمی تابند.  در انقلاب فرهنگی چين، که الگوی انقلاب فرهنگی ايران بود، مائو تسه دون، رهبر وقت چين، شعار &#171;بگذار صد گل بشکفد&#187; را مطرح کرد. اين شعار رنگ و بوی آزادی داشت اما در عمل فضا را برای دانش آموزان کم سال و سال باز کرد تا کادرهای با تجربه و قديمی حزب و متخصصان طراز اول کشور را، که با سياست های مائو مخالف بودند، در خيابان ها محاکمه کنند.   کرسی های آزادانديشی مورد نظر رهبر ايران نيز حداکثر به فضای محاکمه غيابی نظريات و مکاتب متنوع فلسفی و علوم انسانی بدل خواهد شد که در آن متهم و وکلای مدافع او حضور نداشته يا از ترس ساکت اند و &#171;افراد قدرتمند&#187; بحث و جدل علمی را به کيفرخواست های دادستانی تقليل می دهند.    نتايج مکتبی از داده های آماری   آقای خامنه ای در سخنرانی خود در باره علوم انسانی در دانشگاه های ايران يکی از نمودارهای آسيب شناسی نظام آموزش عالی ايران را، که در چند دهه اخير در اغلب بررسی های کارشناسی از آن ياد شده است، تکرار کرد اما از داده های آماری درست به نتايج مکتبی رسيد اما در ناگفته ها و لابلای سطرهای سخنان او چند واقعيت نگفته آشکار شد.  رهبر ايران با اشاره به اين داده آماری که &#171;حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوی کشور در رشته های علوم انسانی تحصيل می کنند&#187; نظر کارشناسان را مبنی بر نامتناسب بودن تعداد دانشجويان علوم انسانی با دانشجويان رشته های ديگر تکرار کرد هر چند از نامتناسب بودن اين رقم با نيازهای کشور سخن نگفت.   او در جای ديگری از سخنرانی خود افزايش کمی دانشجويان را با امکانات و کادر آموزشی نيز نامتناسب خواند و اين نکته را نيز کارشناسان، نه فقط در باره علوم انسانی، که در تمامی رشته های آموزشی، بارها مطرح کرده اند.  بر اساس نظر کارشناسان در دو دهه گذشته افزايش تعداد دانشگاه ها و دانشجويان ايران با رشد جمعيت و نرخ بالای جمعيت جوان در هرم جمعيتی ايران متناسب بوده است اما دانشگاه ها، به دليل فقر کادر و امکانات آموزشی، به کارخانه های توليد انبوه مدارک تحصيلی بدون دانش و تخصص تقليل يافته و روند افت کيفيت تحصیلی در عرصه علوم انسانی ضرب آهنگی پرشتاب تر داشته است.   تجربه دينی و علوم انسانی    آقای خامنه ای از مقدمات کارشناسی و داده های آماری نتايج مکتبی استخراج کرد و گفت &#171;بسياری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هايی است که مبانی آن ها ماديگری و بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی است و آموزش اين علوم موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی می شود و آموزش اين علوم انسانی در دانشگاه ها منجر به ترويج شکاکيت و ترديد در مبانی دينی و اعتقادی خواهد شد.&#187;  در شناخت شناسی دانش را حاصل ذهن و عين و برآيند بينش فاعل شناسائی و شاخصه های موضوع شناسائی و متاثر از عوامل بسيار از جمله زبان می دانند و حتا در عرصه علوم تجربی نيز نقش پيش تصورات فلسفی و بينشی را انکار نمی کنند.   در تجربی ترين آزمايشگاه های متکی بر متد خنثا و ناجانبدار نيز مفاهيمی از پيشی چون رابطه علی، قانونمندی، حذف عوامل و عناصر مابعدالطبيعه از آزمايش و اکتفاء به شناخت عوامل تجربه پذير نقش دارند و اين نقش در علوم انسانی پر رنگ تر است.  از اين منظر اين جمله رهبر ايران &#171;بسياری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هايی است که مبانی آن ها ماديگری و بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی است&#187; چندان بی راه نيست اگر چند اصطلاح نادرست چون &#171;ماديگری&#187;، که به جای اصالت ماده يا شناخت عوامل تجربه پذير نشسته است، يا &#171;بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی &#187;، که جای حذف عوامل مابعدالطبيعه در پژوهش های تخصصی را گرفته است، تغيير کند.  علوم انسانی از قاطعيت و کليت علوم تجربی بی بهره اند و دانشجويان در اين عرصه با نظريات گوناگون آشنا می شوند. علوم انسانی و تجربی، و رياضيات و فلسفه نيز، بر شناخت رابطه معنادار عوامل، عناصر و مولفه های عقلی يا تجربی و بر پرسش، شک، ترديد و نقد و بازنگری شکل گرفته اند. آشنائی با اين مفاهيم و شيوه ها، حتا در حد ناقص دانشگاه های ايران، حرمت و اقتدار باورهای جزمی نقد ناشده و انحصار فرهنگ تک صدائی را می شکنند.  شک و ترديد نظری، در هر عرصه ای، راه به پرسش جست و جو می برد و پرسش نظری با نقد باورهای نقد ناشده همراه است و اين واقعيت، نه شمار دانشجويان علوم انسانی، همان خطری است که رهبر جمهوری اسلامی از آن &#171;به شک و ترديد در تعاليم الهی و دينی&#187; تعبير و آن را &#171;نگران کننده&#187; خوانده است.   در لابلای سطرها    در گفته های رهبر ايران ، فراتر از مباحثی که او به صراحت مطرح کرد، دو واقعيت مهم ناگفته نيز در لابلای سطرهای گفته شده آشکار شدند: اکثريت دانشجويان با مبانی مکتبی نظام مخالف اند و اين مخالفت در حدی است که رهبر جمهوری اسلامی را، که به اخبار محرمانه دسترسی دارد، نگران کرده و او را به چاره انديشی واداشته است.  رهبر جمهوری اسلامی که بارها انفجار نارضايتی های لايه های مهمی از مردم را در تظاهرات اخير به &#171;توطئه دشمنان خارجی&#187; نسبت داده است، اين بار نيز نارضايتی های دانشجويان را از مکتب رسمی به علوم انسانی نسبت داد و صدق و درستی حکم دوم نيز بيش از صدق و درستی حکم اول نيست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_universities_Leader_Iran/1822301.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_universities_Leader_Iran/1822301.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 14 Sep 2009 18:04:34 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C813B94C-3738-4410-A5D0-9410A5159522_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;قایق سواری در تهران&#187; از سد سانسور گذشت </title>
            <description>قایق سواری در تهران، مجموعه ای تازه از شعرهای محمد علی سپانلو با مقدمه سیمین دانشور، پس از چند ماه تاخیر به دلیل تغییر اجباری روی جلد کتاب، سرانجام سد سانسور را پشت سر گذاشت و منتشر شد. قايق سواری در تهران، مجموعه ای تازه از شعرهای محمد علی سپانلو با مقدمه سيمين دانشور، پس از چند ماه تاخير به دليل تغيير اجباری روی جلد کتاب، سرانجام سد سانسور را پشت سر گذاشت و منتشر شد.  اين مجموعه قرار بود در نمايشگاه بين المللی کتاب تهران منتشر شود اما وزارت ارشاد اسلامی به ناگهان معياری نو ابداع و بر معيارهای نانوشته سانسور افزود و چاپ عکس و تصوير شاعران زنده را بر جلد کتاب ممنوع و اين معيار را عطف به ماسبق کرد و مانع از انتشار قايق سواری در تهران و چند کتاب ديگر شد که بر جلد آن ها عکس يا تصوير خالق کتاب نقش بسته بود. چاپ مجدد جلد و صحافی جديد، که بر ناشر تحميل شد، کار انتشار قايق سواری در تهران را چند ماهی به تاخير انداخت.  اما شعر سپانلو را با شناسنامه ممتاز، مشخص و بی بديل آن در زبان، صور خيال، بافت، ساختار، تخييل و انديشه شعری شده، بدون عکس و حتا بدون نام او نيز می توان بازشناخت.  در نخستين دفترهای شعر سپانلو چون بيابان، خاک، رگبارها و پياده روها، که در دهه ۴۰ منتشر شدند، در مجموعه هائی چون سندباد غائب، هجوم و نبض وطنم را می گيرم، که در دهه ۵۰ چاپ شدند و در آثاری چون ساعت اميد، خيابان ها، بيابان ها، فيروزه در غبار، پاييز در بزرگراه و در دو منظومه خانم زمان و سرباز گمنام، که سپانلو در سه دهه اخير منتشر کرده است، شناسنامه ای ممتاز تدوين شده است که نقش و تاثير ماندگار آن را بر زبان و ادب معاصر از هم اکنون می توان ديد.  در شعر معاصر فارسی اندک شماراند شاعرانی چون سپانلو که به دوران حيات خود از غربال نقد بی رحم تاريخ گذشته، در خاطره فرهنگی زبان و در حافظه ادبی ايران ثبت و ثبيت شده ، نحله ای و صدائی مستقل و ماندگار در زبان فارسی و فرهنگ ايرانی خلق کرده و به مرتبت کلاسيک های کهن دست يافته اند.   در بهترين و ماندگارترين شعرهای سپانلو، که کم نيستند، خلاقيت غنی شاعرانه زمان و زمانه و زبان و فرهنگ معاصر را بر بستر زبان، تاريخ و فرهنگ کلاسيک ايرانی، در بافتی فاخر و در زبانی شعری شده در صور خيال، پيوند می زنند.   در شعر سپانلو زيست همزمان عناصر و مولفه های ناهمزمان فرهنگی، اجتماعی، تاريخی و سياسی با تنش های فرهنگی اعماق و تحولات و تاريخ ايران و کلان شهر تهران گره خورده و در تخييل و تصويرگری فاخر و در شعريت بی بدل زبانی رسا و زلال منفجر می شوند.   در زبان، تخيل و انديشه شعری شده سپانلو گذشته ما و جهان ما در حال ما و جهانيان صرف و در آينده بشريت ضرب شده و تخييل پربار افسون های کهن و با نفس گرم ازدحام خيابان های تعريف می شوند و سپانلو در شعر خود انسان معاصر ايرانی و جهان فرهنگی ما را در فرديت هنری خود جذب و در شعر خود درونی می کند.  کشف امکانات کشف ناشده زبان آرکائيک و زبان معاصر فارسی، خلق زبانی بی بديل، خلق و کشف فضاهای شعری ناشناخته و نو و جذب شاعرانه پيچيدگی های انسان معاصر، شعری شعر سپانلو را به مرتبت کلاسيک های زبان فارسی برکشيده است  منظومه سرائی از سنت های درخشان ادب کلاسيک فارسی است و نيما نيز کوشيد تا اين فرم کهن را در هياتی نو احياء کند اما گذشته از يکی دو منظومه موفق نيما، احياء و معاصر شدن اين فرم کهن در شعر معاصر فارسی با نام سپانلو پيوند خورده است که در منظومه هائی چون خانم زمان و افسانه شاعر گمنام، ادراک، حس و عاطفه، تخييل ، تفکر و تنش های انسان شهر نشين معاصر ايرانی را با قالبی کهن در هياتی نو گره زد.  سپانلو در ۱۳۱۹ در تهران چشم به جهان گشود و تا کنون بيش از ۶۰ اثر در عرصه شعر، نقد داستان، پژوهش ادبی و ترجمه منتشر کرده است.  سپانلو از بينان گذاران و از دهه چهل تا کنون از چهره های شاخص و برجسته کانون نويسندگان ايران است و يکی از بهترين تاريخچه های کانون را نيز تاليف کرده است  سپانلو در نقد داستان معاصر فارسی آثار درخشانی چون نويسندگان پيشرو ايران و بازآفرينی واقعيت، در عرصه پژوهش های ادبی آثار معتبر و باارزشی چون چهار شاعر آزادی، بهار، تعلق و تماشا و در عرصه آنتولوژی شعر معاصر آثاری چون هزار و يک شعر را منتشر و جوائزی چون نخل آکادمی فرانسه،از مهم ترين نشان های فرهنگی و جايزه ماکس ژاکوب ، از معتبرترين جوايز شعری فرانسه را دريافت کرده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_book_sepanlou_published/1821532.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_book_sepanlou_published/1821532.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 13 Sep 2009 15:57:51 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B751523C-3010-4BAD-A717-CE7C8EA57C75_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گفت‌وگوی روزنامه‌نویس حرفه‌ای با روشنفکر خلاق</title>
            <description>جدال با جهل، گفت‌وگوی نوشابه امیری، روزنامه‌نویس سرشناس ایرانی با بهرام بیضایی که در ماه‌های اخیر در تهران منتشر شد، نمونه‌ای ارزنده از کار حرفه‌ای روزنامه‌نویسی متبحر و آگاه و ژرفای نگرش نقاد نمایشنامه‌نویس و فیلم‌سازی خلاق و روشنفکری نوآور را ارائه می‌دهد.جدال با جهل، گفت‌وگوی نوشابه امیری، روزنامه‌نویس سرشناس ایرانی با بهرام بیضایی که در ماه‌های اخیر در تهران منتشر شد، نمونه‌ای ارزنده از کار حرفه‌ای روزنامه‌نویسی متبحر و آگاه و ژرفای نگرش نقاد نمایشنامه‌نویس و فیلم‌سازی خلاق و روشنفکری نوآور را ارائه می‌دهد.  عنوان کتاب که با دقتی حرفه‌ای انتخاب شده است یکی از درون‌مایه‌های مهم آثار و از شاخصه‌های اصلی زندگی فرهنگی خلاق بیضایی را با فشردگی، اما به جامعیت و گویایی، تصویر می‌کند.  گفت‌وگوی نوشابه امیری با بهرام بیضایی چند سال پیش در ایران و به زمانی ضبط شده است که فیلم &#171;سگ‌کشی&#187; بیضایی اکران شده بود، اما روال و ساختار مصاحبه، آگاهی و پرسش‌های حرفه‌ای روزنامه‌نویسی که بر زندگی فرهنگی و آثار مصاحبه‌شونده آگاهی دارد و هوش‌مندی بیضایی در پاسخ‌ها کتاب را به نمونه‌ای درخشان از یک مصاحبه موفق حرفه‌ای تبدیل کرده‌اند.   بهرام بیضایی نه فقط از خلاق‌ترین و نوآورترین نمایش‌نامه‌نویسان، فیلم‌نامه‌نویسان، کارگردانان تئاتر و سینمای ایران و از معتبرترین پژوهندگان تاریخ تئاتر ایران است، که در بیش از نیم قرن زندگی فرهنگی و اجتماعی خود به تجسم شاخصه‌های روشنفکری، از جمله نقد هنجارها و ارزش‌های مسلط بر جامعه، اعتراض و ایستادگی در برابر قدرت و اتوریته بدل شده است و بخش‌هایی از کتاب &#171;جدال با جهل&#187; گزارش و تحلیل این شاخصه‌هاست.   &#171;غریبه&#187; از درون‌مایه‌های اصلی و مکرر آثار بیضایی است و نوشابه امیری در مقاله زیبای خود در فصل دهم کتاب جدال با جهل درباره چهار مولفه &#171;زن، جامعه، تاریخ و غریبه&#187; در آثار بیضائی، &#171;غریبه&#187; بیضایی را هوش‌مندانه چون نماد روشنفکری نقاد و معترض و نوآور و البته تنها در جامعه ایرانی تحلیل می‌کند. مقاله نوشابه امیری در این فصل کتاب از بهترین تحلیل‌هایی است که درباره آثار بیضایی نوشته شده است.    نوشابه امیری که علاوه بر روزنامه‌نویسی از تجربه عملی و دانش نظری در سینما نیز برخوردار است، در ۱۰ فصل کتاب جدال با جهل، زندگی هنری، اجتماعی و فرهنگی بیضایی را از کودکی، جوانی و نخستین دوره خلاقیت هنری بیضایی در دهه چهل در تئاتر ایران آغاز می‌کند و در فصل &#171;اندیشه‌ها و كشف سینما&#187; به برخی از فیلم‌های بیضایی در دوران پیش از انقلاب می‌پردازد.  نوشابه امیری و بهرام بیضایی در فصل چهارم کتاب چگونگی حضور هنری &#171;مردم&#187; را در آثار بیضایی و نگرش او را نسبت به &#171;مردم&#187; تحلیل می‌کنند و بیضایی در این عرصه نیز نگاه نقاد خود را با ایجازی درخشان فرموله می‌کند.  بخش پنجم کتاب به تحلیل نسبت و تفاوت‌های سینما و تئاتر هوش‌مندانه و روشن‌فکرانه بیضایی با سینمای پوپولیستی، نیمه‌مذهبی و عامه‌پسند دهه چهل و پنجاه اختصاص یافته و دو فیلم &#171;رگبار&#187; بیضایی و &#171;قیصر&#187; مسعود کیمیایی از این منظر نقد شده‌اند.    فصل‌های هفتم و هشتم کتاب به تحلیل عنصر &#171;آینه&#187; و چگونگی حضور &#171;زن در آثار&#187; بیضایی اختصاص یافته و نوشابه امیری، در بستر پرسش‌های خود، نگاه بیضایی را به زن در سه مقوله ارزیابی می‌کند.  بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود و در دهه‌های چهل و پنجاه با نوشتن و کارگردانی نمایش‌نامه‌هایی چون غروب در دیاری غریب، قصهٔ ماه پنهان، پهلوان اکبر می‌میرد، چهار صندوق و دیوان بلخ، با دراماتیزه و معاصر کردن زبان کلاسیک فارسی در تئاتر، با کشف و خلق چشم‌اندازهای تازه در زبان و فرم و ساختار و با آفریدن فرم‌های تازه در صحنه، در تحول نمایش‌نامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر ایران نقشی مهم ایفا کرد و هم در این دو دهه با خلق فیلم‌هایی چون رگبار، غریبه در مه و چریکه تارا و با نوشتن کتاب‌هایی درباره تاریخ تئاتر در ایران به عنوان سینماگری خلاق و مولف و محققی معتبر تثبیت شد.   بهرام بیضایی در نخستین سال انقلاب اسلامی نمایش‌نامه ماندگار &#171;مرگ یزدگرد&#187; را خلق کرد، در انقلاب فرهنگی از استادی دانشگاه برکنار شد و در سه دهه گذشته نیز، به‌رغم رودررویی مدام با  سانسور و حذف فرهنگی، برخی از بهترین فیلم‌های سینمایی ایران را خلق و ده‌ها فیلم‌نامه و نمایش‌نامه باارزش منتشر و برخی آثار خود را با موفقیت در صحنه اجرا کرده است.  نوشابه امیری در سال ۱۳۳۱ در تهران متولد شد. در کودکی و نوجوانی از گویندگان برنامه کودک رادیو بود. تحصیلات دانشگاهی خود را در روزنامه‌نویسی و جامعه‌شناسی در تهران به پایان برد. از سال ۱۳۵۱ با کار در موسسات مطبوعاتی از جمله کیهان، چون روزنامه‌نویسی حرفه‌ای و معتبر تثبیت شد.  نوشابه امیری پیش از انقلاب از دوبلورهای معروف ایران در عرصه فیلم کودک و نوجوان بود و یکی دو نسل از کودکان و نوجوانان ایرانی با صدای گرم و جذاب او نخستین رویاهای خلاق خود را تجربه کردند.  خانم امیری پس از انقلاب چون دیگر روزنامه‌نویسان مستقل ایرانی سانسور شد. در سال ۱۳۷۰ کتاب &#171;دره شاپرک‌ها&#187; را منتشر کرد و در دهه‌های اخیر یکی از اعضای هیات تحریریه مجله معتبر &#171;گزارش فیلم&#187; و عضو شورای سردبيری آن بود و  حدود پنج سال پیش، در موج سرکوبی دیگر علیه روزنامه‌نویسان مستقل ایران، به‌ناچار در اروپا اقامت گزید و اکنون کار حرفه‌ای خود را در غربت ادامه می‌دهد. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_book_Sarkoohi_Beizayi_fighting_ignorance_Amiri_theater_cinema/1814725.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_book_Sarkoohi_Beizayi_fighting_ignorance_Amiri_theater_cinema/1814725.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 04 Sep 2009 14:59:28 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A2C7B43D-32E7-43D2-9EDF-C13872315A14_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگرانی خامنه ای از علوم انسانی؛ یکسانی نظر رهبر با بازجویان؟ </title>
            <description>یک هفته پس از آن که سعید حجاریان در &#171;اعترافات&#187; خود در دادگاه، که بسیاری آن را حاصل فشارهای جسمی و روحی و متن آن را القای بازجویان ارزیابی کردند، از محتوا و نحوه آموزش علوم انسانی در دانشگاه های ایران چون یکی از عوامل مخالفت جوانان با نظام جمهوری اسلامی یاد کرد، رهبر جمهوری اسلامی نیز &#171;بسياری از علوم انسانی&#187; را &#171;موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی&#187; و مروج &#171;ترويج شكاكيت و ترديد در مبانی دينی و اعتقادی&#187; دانست، از افزایش کمی تعداد دانشجویان علوم اسلامی در دانشگاه ها انتقاد کرد و به &#171;مراكز تصميم گيری اعم از دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی&#187; دستور داد تا حذف این گونه علوم را از برنامه های آموزشی دانشگاه ها پی گیری کنند.یک هفته پس از آن که سعید حجاریان در &#171;اعترافات&#187; خود در دادگاه، که بسیاری آن را حاصل فشارهای جسمی و روحی و متن آن را القای بازجویان ارزیابی کردند، از محتوا و نحوه آموزش علوم انسانی در دانشگاه های ایران چون یکی از عوامل مخالفت جوانان با نظام جمهوری اسلامی یاد کرد، رهبر جمهوری اسلامی نیز &#171;بسياری از علوم انسانی&#187; را &#171;موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی&#187; و مروج &#171;ترويج شكاكيت و ترديد در مبانی دينی و اعتقادی&#187; دانست، از افزایش کمی تعداد دانشجویان علوم اسلامی در دانشگاه ها انتقاد کرد و به &#171;مراكز تصميم گيری اعم از دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی&#187; دستور داد تا حذف این گونه علوم را از برنامه های آموزشی دانشگاه ها پی گیری کنند.  همزمانی و شباهت منظر رهبر قدرتمند جمهوری اسلامی، که سخنان او به مبنای تدوین برنامه های آموزش عالی ایران بدل خواهد شد، با &#171;اعترافات&#187; زندانی بیماری که بر صندلی چرخدار قادر به قرائت متن &#171;اعترافات&#187; نبود و در دادگاهی سیاسی از نظریات قبلی خود &#171;توبه&#187; و متنی را قرائت می کرد که در اتاق های بازجوئی تنظیم شده بود، می تواند تصادفی باشد هر چند یکسانی نظریات رهبر یک کشور با نگاه دستگاه های اطلاعاتی به علوم انسانی، دانشگاه و دانشجو، با معناتر از آن است که تصادفی تلقی شود.   پیشنهاد آقای خامنه ای، که به آمار و اطلاعات دست اول و محرمانه دسترسی دارد، برای راه اندازی &#171;کرسی آزاد اندیشی&#187; با نظارت &#171;افراد قدرتمند&#187; در دانشگاه ها و با هدف &#171;جلوگیری&#187; از &#171;کشاندن بحث های اجتماعی، سیاسی، فکری و مذهبی به محیط های اجتماعی&#187; و انتقاد او از گسترش علومی که &#171;به شک و تردید در مبانی دینی و اعتقادی منجر می شوند&#187;، نگرانی بالاترین مقام جمهوری اسلامی را از شکسته شدن تسلط فرهنگ تک صدائی و مخالفت روزافزون دانشجویان و لایه هائی از جامعه با نظام یا بخشی از آن نشان می دهد.    همزمانی و شباهت منظر رهبر قدرتمند جمهوری اسلامی، که سخنان او به مبنای تدوین برنامه های آموزش عالی ایران بدل خواهد شد، با &#171;اعترافات&#187; زندانی بیماری که بر صندلی چرخدار قادر به قرائت متن &#171;اعترافات&#187; نبود و در دادگاهی سیاسی از نظریات قبلی خود &#171;توبه&#187; و متنی را قرائت می کرد که در اتاق های بازجوئی تنظیم شده بود، می تواند تصادفی باشد هر چند یکسانی نظریات رهبر یک کشور با نگاه دستگاه های اطلاعاتی به علوم انسانی، دانشگاه و دانشجو، با معناتر از آن است که تصادفی تلقی شود.  در &#171;اعترافات&#187; آقای حجاریان از &#171;ضعف علوم انسانی&#187;، &#171;كثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی&#187;، &#171;ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد&#187; و &#171;ردپای مكاتب مختلف از ماركسيسم ارتدوكس تا نئوليبراليسم&#187; در متون دانشگاهی علوم انسانی به عنوان دلایل مخالفت دانشجویان و استادان با نظام یاد شده بود و رهبر جمهوری اسلامی نیز روز یکشنبه همین نگاه را، حتا گاه با واژه های مشابه، تکرار کرد.   افسران و فرماندهان جنگ نرم در دانشگاه   آقای خامنه ای روز یکشنبه خطاب به جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه های ایران دانشگاه ها را نه نهاد آموزش عالی، محیط نقد، تحلیل، تحقیق و نهاد تربیت کارشناس و متخصص، که عرصه &#171;جنگ و مبارزه نرم&#187;، دانشجویان را &#171; افسران جوان اين جبهه&#187; و استادان را &#171;فرماندهان جبهه جنگ نرم&#187; لقب داد و گفت: &#171;تحصيل حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوی كشور در رشته های علوم انسانی&#187; &#171;نگران کننده&#187; است &#171;زيرا توانايی مراكز علمی و دانشگاه ها در زمينه كار بومی و تحقيقات اسلامی در علوم انسانی و همچنين تعداد اساتيد مبرّز و معتقد به جهان بينی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد اين تعداد دانشجو نيست.&#187;  آقای خامنه ای در سخنان روز یکشنبه خود به درستی از نامتناسب بودن تعداد دانشجویان علوم انسانی نسبت به دانشجویان رشته های دیگر و نسبت به نیازهای کشور انتقاد کرد.  کارشناسان این ناهمگنی را نمودی از بیماری مزمن نظام آموزش آکادمیک ایران تلقی می کنند و بر آن اند که مراکز آموزش عالی ایران نه بر مبنای تربیت متخصص برای نیازهای کشور، صلاحیت علمی استادان و دانشجویان و تناسب امکانات آموزشی با تعداد دانشجویان، که بر مبنای افزایش کمی تعداد دانشجو و جذب جوانان شکل گرفته، افت کیفیت تحصیلی دانشگاه های ایران را زمینه ساز شده و ارزش علمی مدارک تحصیلی دانشگاه های ایران را به شدت تنزل داده اند.  اما رهبر جمهوری اسلامی پس از طرح مقدمه درست خود: ــ افزایش بی رویه تعداد دانشجویان علوم انسانی ــ به نامتناسب بودن کمیت دانشجویان با بضاعت علمی استادان و امکانات آموزشی و با نیازهای کشور نپرداخت و سمت  سخنان خود را به سوی مباحث سیاسی و ائدیولوژیک برگرداند و گفت: &#171;بسياری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هايی است كه مبانی آن ها ماديگری و بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی است و آموزش اين علوم موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی می شود و آموزش اين علوم انساني در دانشگاه ها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانی دينی و اعتقادی خواهد شد.&#187;  علوم انسانی، به رغم حضور اصطلاح &#171;علم&#187; در این ترکیب، از  قاطعیت و کلیت ریاضیات و علوم تجربی بی بهره اند و نسبت خود را با  بستر، بینش و منظر ذهنی مبدع خود حفظ می کنند اما همین شاخص امکان طرح بینش ها، منظرها، عقاید و  نظریات گوناگون و متفاوت را در این عرصه فراهم می کند.   دانشجوی علوم انسانی، حتا در دانشگاه های کنترل شده ایران و حتا با استادانی که به فقر علمی دچاراند، با حدی از نظریات گوناگون، هرچند با ترجمه های نادرست و روایت های مخدوش آشنا می شوند و نه محتوای این متون، که آشنائی با نظریات گوناگون در دوران جوانی، که ذهن هنوز به انجماد نرسیده است، می تواند به طرح پرسش، شک و تردید در جزمیات مکتبی و تحقیق و پژوهش و مطالعه بیش تر منجر شود.  مکتب و ائدیولوژی بر ایمان و باورهای نقد ناشده و به گفته آقای خامنه ای بر &#171;تعبد و تدین&#187; استواراند و شک و پرسش و تردید، فرهنگ تک صدائی و &#171;تعبد و تدین&#187; نقد ناشده را به چالش طلبیده و دستکم تساهل و مدارا و تحمل عقاید گوناگون را زمینه ساز می شوند و این تاثیر &#171;نگرانی&#187; رهبر ایران و بازجویانی را که اعترافات آقای حجاریان را تنطیم کرده اند، توضیح می دهد.    دانشجوی علوم انسانی، حتا در دانشگاه های کنترل شده ایران و حتا با استادانی که به فقر علمی دچاراند، با حدی از نظریات گوناگون، هرچند با ترجمه های نادرست و روایت های مخدوش آشنا می شوند و نه محتوای این متون، که آشنائی با نظریات گوناگون در دوران جوانی، که ذهن هنوز به انجماد نرسیده است، می تواند به طرح پرسش، شک و تردید در جزمیات مکتبی و تحقیق و پژوهش و مطالعه بیش تر منجر شود.  ادامه سخنان آقای خامنه ای ریشه های نگرانی او را آشکار تر می کنند. رهبر ایران گفت: &#171;هر چه جوانان و دانشجويان دارای تعبد و تدين بيش تر باشند، عمل، رفتار، و فكر آن ها از آسيب كم تری برخوردار خواهد بود.&#187;  رهبر ایران خطاب به استادان دانشگاه، که آنان را &#171;فرماندهان جنگ و مبارزه نرم&#187; خواند گفت: &#171;فرماندهان اين جبهه بايد با شناخت مسائل كلان، شناسايی دشمن و كشف اهداف او، طراحی كلان انجام دهند و براساس اين طراحي حركت كنند&#187; تا &#171;استادی شايسته برای حال و آينده نظام جمهوری اسلامی&#187; باشند.  رهبر ایران، که بر اساس اطلاعات محرمانه و دست اول از نیاز دانشجویان و نسل جوان به آزادی تحقیق و بیان و اندیشه و آشنائی با جهان با خبر است، کوشید تا برای منابع غیر حکومتی، که به این نیازها پاسخ می دهند، مکانیزمی حکومتی پشنهاد کند.  او با تاکید بر این که &#171;جمهوری اسلامی، آزادی غير واقعی و مورد نظر غرب را مطلقاً قبول ندارد&#187; خواستار &#171;تسريع در راه اندازی كرسي های آزادانديشی&#187; در دانشگاه های ایران شد و گفت: &#171;اگر بحث های تخصصی در زمينه های سياسی، اجتماعی و حتی فكری و مذهبی در محيط های سالم و با حضور افراد توانمند در بحث انجام شود، ضايعات كشاندن اين گونه بحث ها به محيط های اجتماعی به وجود نخواهد آمد.&#187;  وظیفه ای که رهبر ایران برای &#171;کرسی های آزاد اندیشی&#187; تعیین می کند: ــ &#171;جلوگیری از کشاندن بحث های سیاسی، اجتماعی، فکری و مذهبی به محيط های اجتماعی&#187;، نیز نشان از این واقعیت دارد که  مباحث و منظرها و نظریات نامطلوب و ممنوع در جمهوری اسلامی، نه فقط در دانشگاه ها، که در لایه های گسترده ای از جامعه نیز، در قالب و در سطح متفاوت، مطرح شده و نیاز اجتماعی مفرهای بیان خود را یافته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Supreme_leader_human_science_confess/1811430.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Supreme_leader_human_science_confess/1811430.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 31 Aug 2009 17:48:44 +3500</pubDate>
            <category>ايران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f4_Supreme_leader_human_science_confess/1811430.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/76967B13-6AE0-430A-B167-B7B37031A68D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تاریخ نانوشته کشتار دیگراندیشان مذهبی در ایران</title>
            <description>کتاب &#171;سرکوب و کشتار دیگراندیشان مذهبی در ایران&#187;، که هفته گذشته به زبان فارسی در اروپا منتشر شد، پژوهشی است ارزنده و مستند درباره یکی از فصل‌های مهم اما نانوشته تاریخ ایران از دوران صفوی تا سال‌های اخیر.این کتاب، که در دو جلد منتشر شده است، از نخستین گام‌های مستند و مدون در عرصه‌ای‌است که مورخان، روشنفکران و دانشگاه‌های ما کمتر به آن نزدیک شده‌اند.  سرکوب خشن فیزیکی و فرهنگی دیگراندیشان مذهبی در ایران، به دوران کلاسیک، پس از مشروطه و به ویژه در سی سال اخیر، پدیده‌ای نهادینه شده، مستمر و مدام بوده و نه فقط حکومت‌ها و روحانیون، که توده‌های مردم نیز در آن نقشی مهم داشته و روشنفکران نیز گاه با سکوت خود با آن همراهی کرده‌اند.  حذف خشن، مستمر و نهادینه شده فیزیکی و فرهنگی دیگراندیشان مذهبی از بستر مؤلفه‌های به نسبت پایدار فرهنگی، سیاسی، تاریخی، اقتصادی و دینی جامعه ما برخاسته و دستکم از دوران ساسانیان تا کنون، بخش مهمی از تاریخ ما را شکل داده، در&#160; ناخودآگاه جمعی ما ثبت اما چون &#171;جنایتی جمعی&#187; انکار و به حساب گروه‌های کم‌شمار نوشته شده است.  تاریخ سرکوب دیگراندیشان مذهبی در ایران نانوشته مانده است چراکه قربانیان سرکوب خود امکان ثبت و نگارش سرنوشت خود را نداشته و تاریخ‌نویسی رسمی نیز، که تا پیش از مشروطه در انحصار دربار، روحانیون و دیوان‌سالاران بود، دیگراندیشان مذهبی را از تاریخ مکتوب تبعید و گاه و به ندرت و برای نشان دادن &#171;عدالت&#187;، &#171;دین خویی&#187; و &#171;بزرگی&#187; شاهان و امیران و فقیهان و مفتیان به این بخش از تاریخ اشاره کرده است.   مورخان و روشنفکرانی نیز که از مشروطه تا کنون به تاریخ ایران پرداخته‌اند، دستکم تا دهه‌های اخیر، به ندرت، پژوهشی مستقل، جدی، روشمند و متدیک از این فصل خون بار و مکرر تاریخ ایران به دست داده و اغلب در باره آن سکوت یا آن را به اشاراتی موجز برگزار و نقش فرهنگ تک صدایی مردمان را در آن نادیده گرفته‌اند.   در دهه‌های اخیر که نقد تاریخ و فرهنگ در جامعه ایرانی به ضرورتی مبرم بدل شده است، نوشتن و تحقیق درباره فصل‌های نانوشته، پدیده‌های نهادینه شده و به نسبت پایدار و مکرر و مؤلفه‌های نقد ناشده فرهنگ و تاریخ ایران نه فقط بر غنای تحقیقات تاریخی و جامعه شناختی می‌افزاید، که ما را در شناخت خود و فرهنگ و هویت خود یاری می‌کند.  کتاب سرکوب دیگراندیشان مذهبی در ایران از آثاری است که بخشی مهم اما نانوشته از تاریخ و هویت ما را برهنه کرده و در برابر نگاه نقاد ما می‌نهد.  این کتاب نه فقط گزارشی مستند و معتبر از سرکوب دیگراندیشان مذهبی را از عصر صفوی تا پایان نخستین دوره ریاست جمهوری آقای محمود احمدی‌نژاد به دست می‌دهد، که می کوشد تا زمینه‌های نظری، روان شناختی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی این پدیده را در دوران‌های مختلف تاریخ ایران و به ویژه در سی سال اخیر بررسی کند.  جلد اول کتاب، سرکوب و کشتار دیگراندیشان مذهبی را از عصر صفوی تا انقلاب اسلامی پی می‌گیرد و جلد دوم به ثبت مستند و تحلیل این پدیده در سی سال اخیر اختصاص یافته است.   بخش مهمی از جلد اول و بیشترین فصل‌های جلد دوم به گاه شماری و ثبت سرکوب و کشتار بابیان و بهائیان اختصاص یافته و گزارشی مستند و مدون درباره سرکوب فرهنگی و کشتار پیروان این مذاهب را در ایران به دست داده و می‌کوشد تا دلایل برخورد خشن و متفاوت روحانیت شیعه را با این دو مذهب تحلیل کند.  روایت‌های مستند ثبت شده در این فصل‌ها دامنه گسترده و عمق خشونت بی‌رحمانه‌ای را به تصویر می‌کشند که فرهنگ تک صدایی بر دیگراندیشان اعمال می‌کند.  مؤلف در هر دو جلد کتاب کوشیده است تا در کنار گاه‌شماری سرکوب، مباحث نظری و ایدئولوژیک مرتبط با موضوع پژوهش خود را نیز مطرح کند و در این عرصه نیز،به ویژه درباره زمینه‌های نظری برخورد روحانیت شیعه با بابیان و بهائیان، موفق بوده است.  کتاب از نخستین گام‌ها در این عرصه است و چون هر گام نخستینی از کاستی بری نیست که از آن جمله می‌توان به گرافیک، صفحه‌آرایی و روی جلد غیرحرفه‌ای، غیبت فهرست اعلام و شتابزدگی در برخی فصل‌ها اشاره کرد که می‌توانند در چاپ‌های بعدی تغییر کنند.   کتاب &#171;سرکوب و کشتار دیگراندیشان مذهبی در ایران&#187; اما به دلیل پیشگامی خود در عرصه موضوعی که تا کنون در پژوهش‌های تاریخی ایران غائب بوده و نانوشته مانده است، به دلیل کوشش مؤلف در گردآوری و ارائه و تنظیم روشمند اسناد و مدارکی که دستیابی به آنها چندان آسان نیست و نیز به دلیل نثر روان آن اثری پرارج است.  این کتاب را سهراب نیکوصفت تألیف کرده است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review/1809752.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_Book_Review/1809752.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Aug 2009 17:39:29 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حجاریان خوانی در تهران</title>
            <description>قربانی شکنجه و زندان، گرچه از پای درآمده است، اما یک سره تسلیم نشده و هسته هایی از مقاومت انسانی، حتی در شدیدترین شکنجه ها نیز زنده می مانند و این جا و آن جا، خودآگاه یا ناخوداگاه، سر بر می کشند و با گنجاندن خود در متن، نقش مولف دوم را، مولفی که مولف اول را افشا می کند، ایفا می کنند. آن چه برخی رهبران جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در چهارمین جلسه دادگاه ۱۰۰ نفره در روز سه شنبه مطرح کردند، با توجه به سه جلسه قبلی این دادگاه، چندان دور از انتظار نبود.  اما برخی گفته ها و متن ها، به ویژه متنی که به نقل از آقای سعید حجاریان و به خط او در دادگاه قرائت شد، نه فقط در جمله های کلیشه ای متن که پیام های آشکار اعتراف گیرندگان و گردانندگان دادگاه را منتقل می کنند، که در ادبیت و ادبیات متن، در سفیدی ها و نانوشته های بین سطری، در ساختار و چیدمان موضوع ها و مبحث ها و در بازتاب خواسته یا ناخواسته تضادهای درونی آقای حجاریان به عنوان زندانی مجبور و نه مولف مختار، یکی از هدف های اصلی طراحان متن و گردانندگان دادگاه: ـــ بی اعتبار کردن نظریات، مواضع و شخصیت های اصلاح طلبان مذهبی از زبان یکی از رهبران نظری این گرایش ـــ را بی اعتبار کرد و به متن &#171;اعتراف&#187; اجازه داد تا به سود شخصیت واقعی مولف و علیه سفارش دهندگان و اعتراف گیرندگان طغیان کند.  متن اعترافات، مصاحبه ها و اقرارهای زندانیان سیاسی و عقیدتی، حتی نادر نمونه هایی که بدون شکنجه و فشارهای جسمی و روحی تدوین می شوند، ترکیبی است از جمله های کلیشه ای ِ القایی ِ تحمیلی و پیام های آشکار بازجویان، برخی واقعیت ها یا خرده واقعیت ها، پیام هایی که زندانی، خودآگاه یا ناخودآگاه، به عمد یا ناخواسته، در نانوشته ها و سپیدی های متن می گنجاند، پیام هایی که از خودتعینی و استقلال نسبی، ساختار و زبان متن و از ورای خواست و آگاهی مولف و سفارش دهنده به متن راه می یابند و پیام هایی که از بستر تضادهای درونی مولف، در موقعیت نگارش متن اجباری، برخاسته اند.  رسانه های دولتی متن قرائت شده در دادگاه آقای سعید حجاریان را &#171;اعترفات نظریه پرداز اصلاحات&#187; به نادرستی مبانی &#171;نظری&#187; او و این گرایش توصیف می کنند.  در تبلیغات این رسانه ها متن زندانی بیماری که خود قادر به قرائت متن خود نیست، قرار است &#171;مدرک ورشکستگی نظری&#187; گرایشی باشد که حدود صد سال در تاریخ ایران حضور فعال نظری و سیاسی داشته است.   متنی که در دادگاه و در حضور آقای حجاریان و به خط او قرائت شد از سویی با شخصیت مختار مولف خود بیگانه بود و از دیگر سو شخصیت مجبور او را با واسطه ادبیت متن و ساختار و نانوشته های بین سطری به سود شخصیت مختار او  نفی کرد.   متنی که در دادگاه قرائت شد نثر و بافت، سرزندگی و طنز نوشته های سابق آقای حجاریان را نداشت اما در ساختار به نسبت خودمتعین خود، ادعای رسانه های دولتی، پیام های کلیشه ای و موقعیت نویسنده زندانی خود را نفی و از هدف های گردانندگان دادگاه و سفارش دهندگان &#171;اعتراف&#187; و از موقعیت نویسنده زندانی و بیمار خود عبور کرد و مستقل از این همه، و حتی مستقل از خواست آقای حجاریان، حقانیت نظری و سیاسی متهم را در برابر بخش های نظری و سیاسی کیفرخواست دادستانی نشان داد.   هزار نکته باریک تر ز مو    در تحلیل اعترافات و اقرارهای زندانیان سیاسی و نظری، اغلب، ساختار، جمله بندی و چیدمان موضع ها و مباحث متن را نادیده می گیرند چرا که متن را بر مبنای تجربه های مکرر و تلخ، نه متنی اصیل که نشانه ای از و دلیلی انکار ناپذیر بر شکنجه و فشارهای روحی و جسمی تلقی می کنند.  دستور دهندگان، بازجویان، شکنجه گران، طراحان و عاملان اعتراف گیری ها نیز فقط به انتقال پیام ها و اهداف خود نظر دارند و برای متن &#171;به عنوان متن&#187;، اصالتی قائل نیستند چرا که خود، بیش از هر کس دیگر، از نحوه تولید آن باخبراند.  هر متنی ، حتی متنی که حاصل شکنجه و فشارهای جسمی و روحی و سفارش بازجویان است، ادبیت و ادبیات و خودتعینی و استقلال نسبی خود را تا حدی و فراتر از موقعیت و دلایل نگارش خود حفظ و به نسبت متفاوت، تضادهای درونی نویسنده خود را در موقعیت زندانی مجبور، نه نویسنده و مولف مختار، آشکار می کند.  در هر متنی و به ویژه در اعترافات زندانی مجبور &#171;هزار نکته باریک تر ز مو&#187; راه می یابد هر چند خودتعینی و استقلال نسبی، ادبیت و ادبیات و ساختار و فرم متن اعتراف ها و اقرارهای تحمیلی، در مقایسه با متنی که نویسنده ای بیرون از زندان و به دلخواه خلق می کند، با ترفندهای پیچیده تری متن را در اختیار گرفته و نقد ساختاری آن را دشوارتر می کنند.  زندان، به ویژه در ماه های اول و دوران دشوار بازجویی، محیط مناسبی برای تفکر و نقد نظری نیست. تغییر عقیده و نظر نیز در ۲ تا ۳ ماه، حتی اگر بدون شکنجه و در آزادی رخ دهد، چندان معتبر نیست چرا که تفکر و نقد نظری روندی تدریجی است.  بخش مهمی از اعتراف زندانیان سیاسی و عقیدتی برای انتقال خبر بی اعتبار بودن مواضع و نظریات قبلی و تغییر نظر و موضع زندانی تدوین می شود اما دلایلی که در متن اعترافات آقای سعید حجاریان برای بی اعتباری نظریات قبلی او و نقد و تغییر نظر او گنجانده شده اند، شیوه فرموله کردن نظریات قبلی او که به گزارشی مخدوش شباهت می برند و چیدمان مباحث و موضوع ها در متن، از هدف گردانندگان: اعلام بی اعتباری نظریات پیشین زندانی از زبان او، فاصله می گیرند.  در تحلیل اعترافات زندانیانی که در اثر شکنجه و فشارهای روحی و جسمی به نوشتن و قرائت متنی مجبور می شوند، علاوه بر سنجه ها و نکته های بالا، این نکته را نیز باید در نظر داشت که قربانی شکنجه و زندان، گرچه از پای درآمده است، اما یک سره تسلیم نشده و هسته هایی از مقاومت انسانی، حتی در شدیدترین شکنجه ها نیز زنده می مانند و این جا و آن جا، خودآگاه یا ناخوداگاه، سر بر می کشند و با گنجاندن خود در متن، نقش مولف دوم را، مولفی که مولف اول را افشا می کند، ایفا می کنند.   به دست دادن نشانه هایی از سنجه های بالا در متنی که در دادگاه به نقل از  آقای حجاریان قرائت شد، می تواند به آزار بیش تر او در زندان منجر شود پس من در این جا نمونه ای از خود به دست می  دهم اما خواننده متن آقای حجاریان می تواند با این سنجه ها متن را تحلیل و پیام های اصلی آن را از ورای پیام های کلیشه ای  کشف کند.   پیام درست غلط های دستوری    وزارت اطلاعات مرا از فرودگاه تهران ربود و رئیس جمهور و وزیر خارجه وقت رسما مدعی شدند که من در آلمان هستم. کسی که چند سال بعد فهمیدم نام واقعی او سعید امامی است، به همراه دستیاران خود، از جمله مرا مجبور کردند تا نامه ای به دوست دختر خود بنویسم و بگویم که این نامه را از آلمان نوشته ام. پیام اصلی نامه را شفاهی گفتند چرا که می خواستند نامه با نثر من نوشته شود. دستور دادند که نامه دستکم یک صفحه باشد و &#171;حاوی هر مطلب غیر سیاسی و نامتناقض که دلت می خواهد&#187; تا نامه باورپذیر شود.   نوشتن پیش نویس نامه، که هر بار به کارشناسان خود نشان می دادند، چندین بار تکرار شد تا به تصویب رسید. دوست دختر من روزنامه نویسی را با کارآموزی در مجله آدینه، که سردبیر آن بودم، آغاز کرده بود و پس از چند سال همکاری، نثر و سبک و سیاق نگارش و ویراستاری مرا می شناخت.  به عمد چند غلط دستوری بسیار رایج را در نامه گنجاندم. ( به مثل می نماید به جای می کند، بوسیله در جمله مجهول، در رابطه و...) پس از آزادی دانستم که مخاطب نامه پیام درست غلط های دستوری را دریافته و برادر من در مصاحبه با یکی از رادیوهای خارج از کشور و در نامه به مقامات قضایی، با استناد به همان غلط های دستوری، و چند نشانه محتوایی جدی، که بدون آگاهی و قصد من به نامه راه یافته بودند، اصالت نامه را رد کرد و چند مقام بلندمرتبه دولتی و قضایی ، که خواننده آدینه نیز بودند،حق را به او داده اند.  من در این یادداشت سنجه هایی برای تحلیل متن &#171;اعتراف&#187; آقای حجاریان به دست داده و به عمد از اشاره به نمونه ها در این متن پرهیز کردم اما این نکته نیز گفتنی است که در دادگاه ۱۰۰ نفر اخیر ، گردانندگان و اعتراف گیرندگان، بر اثر نادانی یا در نتیجه ناگزیری یا هر دو، بخش مهمی از کار مولف دوم را، مولفی که نادرستی و مخدوش بودن متن مولف اول را افشا می کند، خود بر عهده گرفته و پیام هایی چندان کلیشه ای، مخدوش و متناقض در متن گنجانده اند که متن همگنی خود را از دست داده، به متنی چندپاره و باورناپذیر و لاجرم بی تاثیر بدل شده و فضای اصلی خود را به نانوشته های بین سطری و ادبیت متن و مولف دوم واگذار کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Hajarian_Sarkuhi_Trial/1808663.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Hajarian_Sarkuhi_Trial/1808663.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Aug 2009 13:36:44 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Hajarian_Sarkuhi_Trial/1808663.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/73222CF4-B443-4B6D-A8B3-093888D6598A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کتاب آدینه: &#171;یک روز ناظر انتخاباتی&#187; از نگاه کالوينو</title>
            <description>ايتالو کالوينو، نویسنده بزرگ ایتالیایی، رمان &#171;یک روز ناظر انتخاباتی&#187; را، که ترجمه فارسی آن در هفته اخیر منتشر شد، در سال ۱۹۶۰ و بر اساس تجربه‌های شخصی خود به عنوان ناظر انتخابات در یکی از مذهبی‌ترین مناطق ایتالیا نوشت.ايتالو کالوينو، نویسنده بزرگ ایتالیایی، رمان &#171;یک روز ناظر انتخاباتی&#187; را، که ترجمه فارسی آن در هفته اخیر منتشر شد، در سال ۱۹۶۰ و بر اساس تجربه‌های شخصی خود به عنوان ناظر انتخابات در یکی از مذهبی‌ترین مناطق ایتالیا نوشت.  کالوینو در این رمان نیز تلفیقی استادانه از واقعیت و خیال را در قالب&#160; تکنیک‌های بدیع روایتگری و بافتی جذاب و پرکشش به دست داده و از منظر یک ناظر انتخاباتی، فضا، آدم‌ها، مناسبات انسانی، بافت قدرت‌های آشکار و پنهان سیاسی، مذهبی و اقتصادی و روند انتخابات را با طنزی متعالی و نگاهی تیز تصویر می‌کند.  ايتالو کالوينو را از منظر خلق ساختارهای سنجیده و استادانه پرداخته شده، تخیل خلاق، ابداع فرم‌ها و تکنیک‌های تازه و نو در روایت و خلق فضا و شخصیت، تلفیق خلاقانه واقعیت و تخیل در بستر روایتی که در مرز وهم و خیال، کشش و جذابیت را با منبت‌کاری تکنیکی استادی چیره‌دست در هم می‌آمیزد، نگاه تیز و نقادی که تا ژرفای پدیده‌ها، رخدادها و آدم‌ها نفوذ کرده و با آشنا زدایی از حضور پذیرفته و بدیهی شده، تردید و پرسش بر می‌انگیزد، طنزی که مضحکه جدیت عاریتی را برملا می‌کند و نیز از منظر تأثیر بر ادبیات معاصر جهان با غولی چون بورخس مقایسه می‌کنند.  ایتالو کالوینو برای کتابخوانان ایرانی نیز نامی آشنا است و بسیاری از آثار او از جمله اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، بارون درخت‌نشين، ویکنت شقه شده، مورچه‌ آرژانتينی، چه كسی در دريا مين كاشت؟، شاه گوش می‌کند، شواليه‌ ناموجود، كلاغ آخر از همه می‌‌رسد، قارچ‌ها در شهر، سوداگری در ساخت و ساز،ابر آلودگی،امضا کالوينو، کمدی‌های کيهانی و چرا بايد کلاسيک‌ها را خواند؟ به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. رمان &#171;یک روز ناظر انتخاباتی&#187; را مژگان مهرگان به فارسی ترجمه کرده است.  ایتالو کالوینو در اکتبر ۱۹۲۳ در کوبا چشم به جهان گشود و تا ۵ سالگی در این کشور زیست و پس از آن همراه با پدر و مادر گیاه‌شناس خود به ایتالیا رفت.  کالوینو در سال ۱۹۴۳ به مبارزه مسلحانه چریکی و پارتیزانی در نهضت مقاومت ایتالیا علیه استبداد فاشیستی و در همین سال‌ها به انگیزه عدالت‌خواهی و شور و شور تغییر جهان ناانسانی، به حزب کمونیست ایتالیا پیوست.  کالوینو پایان‌‌نامه دانشگاهی خود را در ادبیات در سال ۱۹۴۱ درباره جوزف کنراد نوشت و در همین سال به تحریریه روزنامه لونیتا، از نشریات حزب کمونیست ایتالیا پیوست. رمان راه لانه عنکبوت، درباره نهضت مقاومت، جایزهٔ ریچنه را در سال ۱۹۴۱ برای کالوینو به ارمغان آورد.   کالوینو در سال ۱۹۵۰ به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد که در آن روزگار قبله چپ سنتی بود. یادداشت‌های سفر او به این دیار در روزنامه لونیتا چاپ شد.   تا سال ۱۹۷۵ چند رمان مهم خود از جمله سه گانه: ویکنت شقه شده، شوالیه ناموجود و بارون درخت نشین و کتاب مورچه آرژانتینی را منتشر کرد و در این سال، چون بسیاری از روشنفکران اروپا، با حفظ گرایش چپ و موضع نفی و نقد، از حزب کمونیست کناره گرفت.  یکی دو سال بعد کالوینو به آمریکا سفر کرد و حدود ۶ ماه در این دیار زیست و در دهه ۶۰ در سفری به هاوانا، مرکز کوبا، با ایستر جودیت سینگر،که در سفر آمریکا با او آشنا شد بود، ازدواج کرد.  کالوینو در سفر به کوبا با ارنستو چه گوارا،انقلابی بزرگی که به اسطوره چپ نو بدل شد نیز دیدار کرد.  کاولینو در بازگشت به ایتالیا در دهه ۶۰ نشریه ادبی منابو را منتشر و آثاری چون&#160; مارکو والدو، کمدی‌های کیهانی، کاخ سرنوشت‌های متقاطع و شهرهای نامریی را نوشت.  در همین دهه در سفر به پاریس با رولان بارت، از بزرگترین و بانفوذترین نظریه‌پردازان ادبی آن روزگار دوست شد و در دهه هفتاد برخی از بهترین آثار خود از جمله رمان &#171;اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری&#187; را نوشت که آن را یکی از شاهکارهای بزرگ نیمه دوم قرن بیستم ارزیابی می‌کنند.  ايتالو کالوینو در سپتامبر ۱۹۸۵ درگذشت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_book_review_Italo_Calvino/1804488.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_book_review_Italo_Calvino/1804488.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 21 Aug 2009 12:14:10 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>توقیف اعتماد ملی؛ مجازات جمعی</title>
            <description>روزنامه اعتماد ملی روز دوشنبه &#171;تا اطلاع ثانوی&#187; توقیف شد. در موقعیتی که ایران از منظر شمار روزنامه نویسان زندانی و تعداد نشریات توقیف و سایت‌های مسدود شده در جهان بالاترین رتبه‌ها را دارد و ده‌ها نفر به دلیل اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری کشته یا زندانی شده اند، خبر توقیف یک روزنامه تعجب هیچ کسی را برنیانگیخت و امری عادی، جاری و مرسوم و پیش بینی شده تلقی شد.  &#160;  					         فرج سرکوهی:&#160;  					روزنامه‌نگار، منتقد و نویسنده ایرانی -در حال حاضر- ساکن آلمان.  از بنیان‌گذاران وسردبیر مجله آدینه که نزدیک به یک دهه در ایارن منتشر می‌شد.  سرکوهی عضو کانون نویسندگان ایران، عضو شورای جهانی نویسندگان و سازمان غیر دولتی خبرنگاران بدون مرز است.&#160;  			 		روزنامه اعتماد ملی روز دوشنبه &#171;تا اطلاع ثانوی&#187; توقیف شد. در موقعیتی که ایران از منظر شمار روزنامه نویسان زندانی و تعداد نشریات توقیف و سایت‌های مسدود شده در جهان بالاترین رتبه‌ها را دارد و ده‌ها نفر به دلیل اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری کشته یا زندانی شده اند، خبر توقیف یک روزنامه تعجب هیچ کسی را برنیانگیخت و امری عادی، جاری و مرسوم و پیش بینی شده تلقی شد.  روزنامه اعتماد ملی از انگشت شمار رسانه‌هایی در سه دهه اخیر بود که وابستگی خود را به یک حزب سیاسی به صراحت و صداقت اعلام می‌کرد اما می‌کوشید تا پیوند خود را با حزب، که جانبداری را تشدید می‌کند، با کارکردهای دوگانه اصلی ژورنالیزم حرفه ای: ــ انتقال جامع و ناجانبدارانه اخبار و روی دادها و طرح افکار و آراء گوناگون ــ در چارچوب بسته قانون مطبوعات ایران و با حفظ سنت محرومیت گرایش‌های غیر مجاز از حضور در رسانه‌های مکتوب، تلفیق کند و در تلفیق جانبداری حزبی و ناجانبداری حرفه ای، به ویژه با آغاز مبارزات انتخاباتی و پس از آن، تا حدی موفق بود.   روزنامه اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی بود، اما در بخش فرهنگی و گاه در بخش‌های سیاسی و اجتماعی خود فضایی نه چندان اندک را به انتشار منظرها و گرایش‌های غیر حزبی اما مجاز در جمهوری اسلامی اختصاص داده بود.   ►بشنوید: حال و هوای تحریریه روزنامه اعتماد ملی پس از اعلام حکم توقیف آن- علیرضا کرمانی با مریم شبانی عضو هیئت تحریریه روزنامه گفت‌وگو می‌کند    روان شناسی ارگان‌های اعلام نشده   در روان جمعی و نظام ارزشی دموکراسی‌های‌ پیشرفته فعالیت حزبی و عضویت در احزاب بار منفی نداشته و اعضای احزاب و سازمان‌های سیاسی، از راست تا چپ و میانه و حتی احزاب راست افراطی، با صراحت از عضویت و پیوند خود با احزاب سخن می‌گویند. حتی روشنفکران و روزنامه نویسان منفرد و مستقل نیز نه فقط گرایش نظری و سیاسی خود را نمی‌پوشانند که آن را به صراحت بیان و گاه نیز در سیاست عملی به سود گرایش مطلوب یا حزب نزدیک به گرایش خود فعالیت می‌کنند.  ارگان‌های حزبی و نشریات متمایل به نهادهای سیاسی یا عقیدتی در این جوامع می‌کوشند تا ناجانبداری حرفه ای را با مواضع جانبدارانه اما اعلام شده سیاسی خود تلفیق کنند.   در ژورنالیزم این جوامع، جز در مواردی انگشت شمار، فرهنگ دموکراسی، تنوع ، تحمل ، مدارا و آزادی بیان نهادینه شده و نیز رقابت برای افزایش تیراژ، اعتبار، برد و نفوذ، تضاد بین وابستگی و جانبداری حزبی را با انتقال ناجانبدارانه رویدادها و خبرها و طرح افکار و آراء گوناگون  حل می‌کند .  اما در روان شناسی و نظام ارزشی غالب بر جامعه ایرانی پیوستگی به احزاب سیاسی، به دلایل گوناگون، باری منفی دارد و اغلب روزنامه نویسان، روشنفکران و رسانه‌های متمایل به احزاب سیاسی بر استقلال از گرایش‌ها و نهادهای سیاسی، ناجانبداری و بی طرفی خود تاکید و وابستگی نظری و سیاسی خود را، حتی آن گاه که این مواضع و منظرها مجاز اعلام شده اند، انکار یا پنهان می‌کنند.  در ایران اغلب رسانه‌هایی که با سرمایه گذاری و مدیریت مستقیم برخی گرایش‌ها و  احزاب منتشر می‌شوند نیز می‌کوشند تا پیوند خود را با احزاب خواستگاه خود بپوشانند و حتی روزنامه‌هایی که مدیران و سردبیران آن‌ها را، مستقیم و آشکار، ولایت فقیه یا دولت تعیین می‌کنند، نیز ادعای استقلال، ناجانبداری و بی طرفی دارند و گمان می‌کنند که با تاکید بر بی طرفی و استقلال اعتماد بیش تر مخاطبان خود را به دست می‌آورند در حالی که مخاطبان آن‌ها دیر یا زود بر وابستگی‌های سیاسی آنان آگاهی یافته و روند سلب اعتماد بین رسانه و مخاطبان شدت می‌گیرد.    تجربه‌های گوناگون در ایران و جهان نشان می‌دهند که پنهان نکردن مواضع و وابستگی‌های سیاسی، اگر با موازین حرفه ای تلفیق شده و دست اندرکاران انتشار یک نشریه حزبی از تقلیل آن به ارگانی تبلیغاتی و تک صدایی جلوگیری کنند، از برد، تیراژ و نفوذ رسانه‌ها نمی‌کاهد چرا که مخاطبان بیش از توجه به وابستگی سیاسی رسانه‌ها به نیازهای خود به اطلاعات واخبار، به گذران مطلوب اوقات فراغت و به آشنایی با منظرهای گوناگون در عرصه مطلوب خود فکر می‌کنند.  پژوهش‌های گوناگون نیز نشان می‌دهند که رسانه‌هایی که با بهره گیری از موازین حرفه ای، از جمله انتقال جامع روی دادها و طرح افکار و آراء گوناگون در عرصه کاری خود به نیازهای مخاطبان مفروض خود پاسخ می‌دهند، به رغم وابستگی اعلام شده به نهادهای سیاسی، از مخاطبان، برد، نفوذ و تیراژ بالایی برخوردار می‌شوند. تیراژ و تاثیر بالای برخی ارگان‌های حزبی در تاریخ ایران شاهدی است بر این مدعا و روزنامه توقیف شده اعتماد ملی نیز نمونه ایی گویا از همین واقعیت بود.  سنت پوشاندن وابستگی حزبی، سیاسی و فکری در تاریخ مطبوعات ایران در پس زمینه‌های فرهنگی، تاریخی و روان شناسی جمعی ریشه دارد اما ممنوعیت حضور و فعالیت برخی گرایش‌ها و نهادهای سیاسی نیز هواداران این گرایش‌ها و اعضای این سازمان‌ها را مجبور می‌کند تا برای استمرار حضور و بقای خود در عرصه رسانه ‌ها عقاید خود را انکار کنند یا بپوشانند.   نشریاتی که چون روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، خود را به صراحت ارگان‌های حزبی معرفی می‌کنند، در ایران پیشینه ای به قدمت تاریخ مشروطه دارند.  نخستین روزنامه ایران را در عصر قاجار دولت منتشر کرد و احزاب و گرایش‌های چپ  آن روزگار پیشگام انتشار نشریات و ارگان‌های حزبی در ایران بودند و تاریخ مطبوعات ایران نمونه‌های موفقی از ارگان‌های حزبی را ثبت کرده است.  در ایران انتشار نشریه به کسب پروانه انتشار مشروط است و در سی سال گذشته مجوز نشر روزنامه‌های سیاسی فقط برای وابستگان به جناح‌های حکومتی صادر شده است. حکومت جمهوری اسلامی در همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب دو موسسه کیهان و اطلاعات، بزرگ ترین موسسات مطبوعاتی ایران را مصادره و روزنامه آیندگان را نیز به نهادهای نیمه دولتی واگذار کرد و فضای روزنامه‌های سیاسی تا پیروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری در انحصار محافظه کاران سنتی بود.  اصلاح طلبان مذهبی از همان نخستین روزهای دوران اول ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی از فضا بهره گرفتند و روزنامه‌های سیاسی متعددی را، بدون اعلام وابستگی و پیوند با احزاب خواستگاه خود، منتشر کردند که برخی از آن‌ها، چون روزنامه جامعه، از منظر رعایت موازین حرفه ای، تیراژ، برد و نفوذ در تاریخ ایران کم نظیراند. این روزنامه‌ها، جز یکی دو مورد، به تیغ سانسور گرفتار و با توقیف از صحنه حذف شدند.   اعدام یک نهاد و مجازات جمعی    آقای مهدی کروبی، پس از انتخابات چهار سال پیش از ضرورت فعالیت حزبی سخن گفت و روزنامه اعتماد ملی را به عنوان ارگان حزب اعتماد ملی منتشر کرد.اعتماد ملی به تدریج و به ویژه پس از توقیف ده‌ها روزنامه اصلاح طلب مذهبی به فضایی برای تمامی فراکسیون‌های این جناح بدل شد و چندان فضای خود را باز کرد که آقای محمد قوچانی، سردبیر روزنامه توقیف شده شرق، که از آقای‌هاشمی رفسنجانی هواداری می‌کرد، سردبیری این روزنامه را بر عهده گرفت و اکنون در زندان به سر می‌برد.    تیراژ و برد روزنامه اعتماد ملی در آستانه انتخابات و در بستر اعتراض‌های گسترده اخیر افزایش یافت و سرانجام در نخستین روزهای هفته اخیر نخست از انتشار شماره روز دوشنبه آن، به اتهام انتشار نامه و گفته‌های آقای مهدی کروبی در باره تجاوز جنسی و شکنجه بازداشت شدگان اخیر در زندان، جلوگیری کردند و در همان روز بازپرس دادسرای کارکنان دولت دستور توقیف آن را&#171; تا اطلاع ثانوی&#187; صادر کرد.   توقیف روزنامه و مجله و مسدود کردن وب سایت‌های غیر شخصی را &#171;اعدام یک نهاد فرهنگی&#187; و &#171;مجازات جمعی&#187; تلقی می‌کنند.  در توقیف نشریات یا مسدود کردن وب سایت‌های غیر شخصی، نه فقط فرد یا افرادی که از نگاه سانسور &#171;مرتکب جرم شده اند&#187; ــ پدیدآورندگان متن یا اثری که رسانه به اتهام انتشار آن توقیف یا مسدود می‌شود ــ  که همه دست اندرکاران تولید و انتشار رسانه و مخاطبان آن مجازات شده و به حیات یک نهاد پایان داده می‌شود با این همه توقیف مطبوعات و مسدود کردن سایت‌ها در ایران چندان مکرر است که به پدیده ای عادی و مرسوم بدل شده است هرچند شبکه‌های اینترنتی و ماهواره ایی بخش مهمی از کارکرد رسانه‌های مکتوب را بر عهده گرفته و سانسور را، دستکم در میان لایه‌های گسترده ای از جامعه، خنثی کرده اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sarkuhi_Etemad_Melli/1803815.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sarkuhi_Etemad_Melli/1803815.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 20 Aug 2009 14:08:33 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/051719BC-5EDA-4344-A0BC-8B45295C4AD5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسپارتاکوس؛ سرکوب قیام، گاهی به معنای پیروزی قدرت نیست </title>
            <description>رمان پرآوازه اسپارتاکوس، نوشته هوارد فاوست، با ترجمه ابراهیم یونسی، که ۲۱ سال پس از آخرین چاپ خود منتشر شد، از بهترین نمونه های ژانر رمان تاریخی در ادبیات جهان است.رمان پرآوازه اسپارتاکوس، نوشته هوارد فاوست، با ترجمه ابراهیم یونسی، که ۲۱ سال پس از آخرین چاپ خود منتشر شد، از بهترین نمونه های ژانر رمان تاریخی در ادبیات جهان است.  این رمان حماسی روایت داستانی شده شورشی را به تصویر می کشد که گرچه ناکام ماند اما به گفته اکثر مورخان پایه های بزرگ ترین قدرت روزگار خود را لرزاند، زمینه سقوط امپراطوری رم را فراهم کرد و نشان داد که سرکوب و شکست قیام گاهی به معنای پیروزی قدرت نیست.  در بهترین نمونه های ژانر رمان تاریخی، چون جنگ و صلح تولستوی و اسپارتاکوس، پیرنگی پر کشش و جذاب، شخصیت هائی زنده، چند بعدی و خون دار، فضای بازآفرینی شده گذشته و زبان راویتی روان و بی تعقید با چالش های ابدی و فراتاریخی بشری تلفیق می شوند، رمان زمان خود را می شکند و به جاودانگی می رسد.  هوارد فاوست در سال های ۱۹۵۰ و ۱۹۵۱، به روزگاری که در زندان بود، از بزرگ ترین قیام بردگان رم در قرن اول پیش از میلاد، چون دستمایه و زمینه یکی از بهترین، جذاب ترین  و خوش ساخت ترین رمان های تاریخی جهان بهره گرفت و با بازآفرینی فضا و شخصیت های زنده در قالب پیرنگی منسجم، رخدادی بزرگ و ده ها قهرمان تاریخی را در اثری ادبی جاودانه کرد.  چالش ها و درون مایه های دو رمان رمان &#171;اسپارتاکوس&#187; و &#171;شهروند تام پین&#187; فاوست از زمان داستان فرارفته و برخی موقعیت های فرازمانی بشری چون توفان های درونی در موقعیت های بحرانی، عشق و نفرت، وفاداری و خیانت، شور آزادی خواهی و گرایش به قدرت طلبی، شادمانی پیروزی و رنج ناکامی، چالش آزادگی با قدرت و مبارزه مردمی ستم دیده را با استبدادی که قدرت او را کور کرده است، به تصویر می کشد.   اسپارتاکوس را به رغم پایان غمبار قهرمان اصلی آن، رمانی حماسی و سرودی در ستایش انسان هایی می دانند که در برابر قدرت قد بر می افرازند، خرد و جان در کار می کنند، نیاز زمانه را علیه محدویت زمان در می یابند و روایتی متفاوت با روایت قدرت از خود و تاریخ خلق می کنند.  فاوست در اسپارتاکوس از تقابل کراسوس، ژنرال هوشمندی که در رمان پیروز حادثه اما شکست خورده تاریخ است و اسپارتاکوس، برده ای که در رمان شکست می خورد تا در تاریخ و در ادبیات پیروز شود، حماسه ای جذاب و پرکشش خلق کرده است.  فاوست در سال ۱۹۱۴ در نیویورک در خانواده ای کارگری چشم به جهان گشود، تا سال ۱۹۴۵ با مشاغل گوناگونی چون باربری بندر، چوب بری و پادویی روزگار گذراند و در این سال خبرنگار شد. فاوست با انتشار چند رمان پرخواننده و باارزش به شهرت رسید، به مبارزه چپ جهانی آن روزگار علیه استبداد و سرمایه پیوست و عضو حزب کمونیست آمریکا و عضو هیئت تحریریه روزنامه دیلی ورکر شد.  به دوران قدرت سناتور مک کارتی و تصفیه چپ از عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در آمریکا، فاوست به کمیته اقدمات ضد آمریکائی احضار شد و به دلیل خودداری از افشای نام همفکران خود به زندان افتاد. پس از آزادی از زندان همکاری خود را با حزب کمونیست ادامه داد و در شورای جهانی صلح فعال شد و جایزه صلح استالین را، که در آن روزگار معتبرترین جایزه چپ سنتی هوادار شوروی سابق بود، دریافت کرد.   در سال ۱۹۵۶، به هنگامی که گزارش تکان دهنده خروشچف در کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی سابق، از جنایات و دیکتاتوری حزب کمونیست و استالین پرده برداشت، فاوست نیز چون بسیاری از روشنفکران عضو و هوادار حزب کمونیست، تلخکامی توهم زدائی و رنج نقد خویشتن را تجربه کرد.  فاوست با نوشتن کتاب خدای عریان در سال ۱۹۵۷ از بدل شدن آرمانی انسانی به مکتبی در خدمت قدرت استبدادی و جنایت، تصویری زنده از رنج توهم زدایی باورمندانی را به دست داد که خدای ذهنی خود را برهنه می بینند و در خدای برهنه خود با شیطانی مستبد رو به رو می شوند. فاوست از حزب کمونیست آمریکا استعفا داد و به روایتی اخراج شد.   فاوست در سال های آخر عمر استاد دانشگاه ایندیانا بود و در سال ۲۰۰۳ در ۸۸ سالگی درگذشت.   بسیاری از آثار فاوست از جمله زاده آزادی، آخرین مرز، رام ناشدنی، شهروند تام پین، خدای عریان،موسی، مهاجران و مجموعه داستان کوتاه ژنرال به یک فرشته شلیک کرد، به فارسی ترجمه شده اند.  دکتر ابراهیم یونسی، مترجم اسپارتاکوس، نیز برخی از تجربه های تلخ و شیرین فاوست را از سر گذرانیده است.  ابراهیم یونسی در سال ۱۳۰۵ در شهر کردنشین بانه در استان کردستان متولد شد. به ارتش پیوست و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه سوربون فرانسه دریافت کرد. یونسی که چون فاوست سودای عدالت و آزادی در سر داشت، در دهه سی به سازمان افسری حزب توده ایران پیوست که در آن روزگار به گرایش چپ سنتی هوادار شوروی سابق تعلق داشت.  ابراهیم یونسی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به زندان افتاد و به اعدام و با تخقیف به حبس ابد محکوم و پس از چند سال از زندان آزاد شد و چون فاوست خدای روزگار جوانی خود را برهنه دید و از حزب توده کناره گرفت اما سودای عدالت و آزادی را  رها نکرد. یونسی با ترجمه روان، وفادار به اصل و زیبای بیش از ۸۰  کتاب با ارزش، یکی از معتبرترین و بهترین مترجمان نیم اخیر ایران است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Spartacus_Book_Week/1789664.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Spartacus_Book_Week/1789664.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 31 Jul 2009 14:26:01 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9C8F0842-1587-4C56-8F77-A4F583EB1125_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سیاست در ایران، روشنفکران و دانشجویان علیه استبداد</title>
            <description>موضوع اصلی کتاب &#171;سياست در ايران، گروه ها، طبقات و نوسازی‏‏&#187;، نوشته جيمز آلبن بيل، که اخیرا منتشر شد، تحلیل ساختارهای طبقاتی و سیاسی ایران پیش از انقلاب اسلامی و کالبد شکافی آکادمیک سقوط استبداد پهلوی است. اما بسیاری از مباحثی که در این کتاب مطرح شده اند، به ویژه نقش لایه های اجتماعی متمایل به مدرنیته در سقوط استبداد، تضاد و مبارزه بلوک روشنفکران، طبقه متوسط و دانشجویان با شیوه های سنتی استبداد حکومتی و ناکارایی سرکوب و استبداد سنتی در مدیریت جامعه ای متحول، برخی از مهم ترین ابعاد جامعه کنونی ما را نیز تصویر و تحلیل می کنند.موضوع اصلی کتاب &#171;سياست در ايران، گروه ها، طبقات و نوسازی‏‏&#187;، نوشته جيمز آلبن بيل، که اخیرا منتشر شد، تحلیل ساختارهای طبقاتی و سیاسی ایران پیش از انقلاب اسلامی و کالبد شکافی آکادمیک سقوط استبداد پهلوی است. اما بسیاری از مباحثی که در این کتاب مطرح شده اند، به ویژه نقش لایه های اجتماعی متمایل به مدرنیته در سقوط استبداد، تضاد و مبارزه بلوک روشنفکران، طبقه متوسط و دانشجویان با شیوه های سنتی استبداد حکومتی و ناکارایی سرکوب و استبداد سنتی در مدیریت جامعه ای متحول، برخی از مهم ترین ابعاد جامعه کنونی ما را نیز تصویر و تحلیل می کنند.  جيمز بيل در كتاب سياست در ايران نشان می دهد که حتی رفرم اجتماعی و اقتصادی بزرگی چون &#171;انقلاب سفید&#187; در آغاز دهه چهل، با بندهایی چون &#171;تقسیم اراضی بین روستاییان بی زمین و حق رای زنان&#187;، که در کنار اهداف گوناگون خود &#171;حفظ نظام&#187; را نیز هدف گرفته بود، به دلیل ارائه محتوای نو در قالب کهن استبداد، ممنوعیت حضور و مشارکت نهادهای مستقل مردمی در عرصه سیاست و مبارزه بلوک روشنفکران، طبقه متوسط و دانشجویان با استبداد، نتوانست نظام و سلطنت پهلوی را حفظ کند.   مولف کتاب سیاست در ایران از پژوهشگران و مدرسان سرشناس ایران شناسی در آمریکا و در ایران نیز نامی آشنا است و بخش هایی از کتاب &#171;عقاب و شیر&#187; او در باره روابط آمریکا و ایران پیش از این به فارسی ترجمه و منتشر شده است.  کتاب سیاست در ایران، در شش فصل با عنوان های ساختار اجتماعی ايرانی – اسلامی، ‏‏روشنفكران حرفه ای- ديوان سالار طبقه جديد، براندازان ـ از خود بيگانگی نظام ايدئولوژيک، فن سالاران ـ ‏سياست نارضايتی از روش كار، بند و بست چيان ـ دفاع از نظام شبكه ای و انقلاب سفيد ـ سياست حفظ نظام، تالیف شده و علی مرشدی زاد‏ آن را به فارسی برگردانده است.  ‏جيمز بيل در کتاب سیاست در ایران اصلاحات پهلوی دوم را در پیوند با صورت بندی طبقات در جامعه ایرانی بررسی و طرحی از صورت بندی و تحول طبقاتی جامعه ایرانی از دوران ساسانیان تا دهه های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی به دست می دهد و در ادامه ظهور و رشد شتابان طبقه متوسط جدید، گرایش این طبقه به مدرنیته و تمایل آن به حضور فعال در تعیین سرنوشت جامعه و شکست برنامه های شاه ِ پهلوی را در مهار این طبقه بررسی می کند.  جيمز بيل در کتاب سیاست در ایران حد و اندازه های واقعی نقش اساسی و مهم حاشیه نشینان فقیر شهری را در سقوط استبداد سلطنتی تا حدی نادیده می گیرد اما در دو فصل آغازین کتاب خود نقش طبقه متوسط، روشنفکران و دانشجویان را در  شکست استبداد به تفصیل بررسی و تحلیل کرده و نشان می دهد که روشنفكران ایرانی، به رغم شمار اندک خود، در مبارزه با استبداد و سقوط پهلوی دوم، نقشی موثر و اساسی داشتند.    مولف کتاب سیاست در ایران فصل سوم کتاب خود را به تحلیل جنبش دانشجویی اختصاص داده و بر آن است که این جنبش، به رغم سرکوب مدام و خشن، از زمینه های اصلی مبارزه علیه استبداد، از عوامل اصلی سقوط نظام شاهنشاهی پهلوی و بستر اصلی تولید و بازتولید تضاد نخبگان با نظام سیاسی بود.   فصل چهارم کتاب سیاست در ایران به تحلیل پدیده فساد در راس و بدنه حکومت و فصل پنجم به بررسی نقش فن سالارانی اختصاص یافته است که با وعده &#171;اصلاح ساختار حکومتی از درون&#187; به حکومت پیوستند و اما در عمل کاری جز تولید و آرایش استبداد و برخی &#171;گام های کوچک اما نامهم&#187; از عهده آنان بر نیامد، چرا که به نظر مولف شاه و فن‌سالاران حکومتی با زبانی نو از رشد و توسعه و پیشرفت و مدرنیزاسیون سخن می گفتند، اما در قالب یکی از کهن ترین و سنتی ترین اشکال استبداد عمل می کردند.  در آخرین فصل کتاب، انقلاب سفيد پهلوی دوم و برخی نتایج آن چون رشد شتابان طبقه متوسط شهری بررسی شده است.   جيمز آلبن بيل که به دوران انقلاب اسلامی چند سالی در ایران اقامت داشت، از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۶ استاد علوم سیاسی تطبیقی در دانشگاه تگزاس و از سال ۱۹۸۷ به بعد مدرس کالج های ويليام و ماری و ويليامز برگ بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_The_Politics_of_Iran/1784507.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_The_Politics_of_Iran/1784507.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 24 Jul 2009 14:33:10 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/13FD6099-AD8E-42DC-91D6-26DF94FFF579_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فصیح؛ راوی دشت مشوش و زمستانی ایران</title>
            <description>سال‌ها پیش، ۱۳۶۹، در مجله آدینه، درباره مجموعه داستان کوتاه &#171;نمادهای دشت مشوش&#187; و با اشاره به داستان بلند &#171;زمستان ۶۲&#187; اسماعیل فصیح نقدی نوشتم. گفت: &#171;گزید و آزرد اما خوشحالم هم کرد&#187;.سال‌ها پیش، ۱۳۶۹، در مجله آدینه، درباره مجموعه داستان کوتاه &#171;نمادهای دشت مشوش&#187; و با اشاره به داستان بلند &#171;زمستان ۶۲&#187; اسماعیل فصیح نقدی نوشتم. گفت: &#171;گزید و آزرد اما خوشحالم هم کرد&#187;.  آزردگی نویسنده‌ای پرکار و با معیارهای بازار ایران پرفروش از نقدی که می‌کوشید تا چند اثر درخشان، با ارزش و ماندگار او را از ژرونالیسم اوقات فراغت و پلیسی‌نویسی حوزه سرگرمی‌های ساده در اغلب آثار او جدا کند، از نقدی که می‌کوشید تا تفاوت پررنگ فهرستی بلند از داستان‌های حرام شده او را با یکی از بهترین و ماندگارترین داستان‌های بلند موفق سه دهه اخیر، &#171;زمستان ۶۲&#187; و با سه داستان کوتاه درخشان در مجموعه &#171;نمادهای دشت مشوش&#187;، در ساختار، زبان، بافت، فضا و شخصیت‌سازی و در منظر و روایت نشان دهد، برای نویسنده نقد نیز تلخ بود.  جدا کردن خالق زمستان ۶۲ و سه داستان کوتاه در مجموعه نمادهای دشت مشوش (زن آل بوتاوه ، مرغ‌های عشق در بمباران، نقطه کور) از راقم ثریا در اغما و بیش از ۲۰ رمان و مجموعه داستان کوتاه دیگر، به کشف نویسنده‌ای خلاق از ورای انبوه آثاری شباهت می‌برد که خلاقیت را به سود بازار و هنر گزارش‌نویسی و روایت را به سود ژورنالیسم اوقات فراغت و قصه‌بافی بازارپسند خفه می‌کنند.  فصیح &#171;آرزده و خوشحال&#187; شد اما دوگانگی و گسست در نقد آثار فصیح، نه از ناهمگنی نقد، که از بستر آثار او بر می‌خاست حتی اگر &#171;ثریا در اغما&#187; را مرز مشترک دو گروه‌بندی آثار او تلقی کنیم. دوگانگی آثار فصیح شاید نه در نقد و نه حتی در آثار او، که در خون‌دارترین، زنده‌ترین و معروف‌ترین شخصیتی که خلق کرد، در جلال آرین، خود را می‌نمایاند.  جلال آرین، شخصیت اصلی و راوی برخی از آثار فصیح، نه فقط شخصیتی در داستان که شخصیتی نو و تازه در ادبیات داستانی ایران نیز هست. فصیح با خلق جلال آرین و کپی‌های او با نام‌های گوناگون، آدم، منظر، زبان و لحنی تازه در ادبیات داستانی ایران خلق کرد که لایه‌ای از جامعه آن روزگار، تکنوکرات‌های مدعی روشفکری اما به اعتنای به جامعه، را نیز معرفی می‌کرد که در دوران پهلوی دوم در حاشیه امن حکومت پدید و ناخواسته در موقعیت بحرانی برآمده از انقلاب و جنگ گرفتار آمدند.  ابداع شخصیتی نو، که با حفظ فردیت و روان‌شناسی فردی و هویت داستانی خود، لایه‌ای از جامعه را نیز نمایندگی می‌کند، به معنای آن است که نویسنده‌ای خلاق جواز ورود لایه‌ای از جامعه را به ادبیات صادر و آن لایه را در حافظه جمعی و ملی و در زبان ثبت کرده است.  خلق این شخصیت از دستاوردهای نویسندگی فصیح بود اما ابعاد و خصوصات فردی و تیپیک مخلوق، خالق را تا حدی محو کرد، به جای او نشست و دوگانگی و انشقاق خود را در آثار نویسنده دمید. آثار فصیح از منظر ارزش‌های هنری و ادبی و در ساختار، بافت و زبان نیز مهر این دوگانگی را بر خود دارند.  جلال آرین تکنوکراتی است جهان سومی که پس از تحصیل تکنیک در آمریکا به جهانی پرمخاطره و بحران زده و به موقعیتی تراژیک و متلاطم پرتاب شده است. گاه می‌کوشد تا موقعیت متناقض و بیگانگی خود را با جامعه و فرهنگ با &#171;پز روشنفکری&#187; پر کند، گاه چشم‌انداز یا به گفته فصیح &#171;پاناروما&#187; را با فاصله‌گیری کلیشه‌ای و بی‌اعتنایی تصنعی می‌نگرد، گاه مستقیم و رو در رو با سخت‌ترین واقعیت زمانه خود، &#171;جنگ&#187; درگیر و در تراژدی آدم‌های داستان غرق شده و با انسان‌های اسیر در فاجعه همذات پنداری می‌کند و گاه خود و خالق خود را در بافت پلیسی‌نویسی ادبیات اوقات فراغت طالبان سرگرمی‌های ساده گم می‌کند.  اما واقعیت عینی و واقعیت داستانی بهترین آثار فصیح چندان سیاه و سخت است که &#171;پز روشنفکری&#187; جلال آرین، حتی خواندن&#171;رمان نو به زبان اصلی&#187;، را به تقلیدی نابهنگام تقلیل می‌دهد. &#171;مرغ‌های عشقی&#187; که &#171;بمباران&#187; می‌شدند، آخرین &#171;زن&#160; طایفه آل بوتاوه خوزستان&#187;، که شکوه و زیبائی اسطوره‌ای او با مرگ فرزندان و ویران شدن کاشانه او در جنگ به خاطره‌ای دور و مبهم بدل شده و در &#171;بازار اهواز دستفروشی&#187; می‌کرد، ویرانه‌های آبادان و &#171;مردگان زنده شهری&#187; تخریب شده در جنگ، زمین سفت یا توهم بر زمین سفت ایستادن را نه فقط از زیر پای دکتر روشنکار، از کپی‌های جلال آرین در داستان &#171;نقطه کور&#187;،که از زیر پای لایه‌ای از جامعه که او بدان تعلق داشت کشید.  اما ابعاد تراژیک موقعیت داستانی در زمستان ۶۲ و سه داستان نمادهای دشت مشوش چندان گسترده وعمیق است که نه فقط جلال آرین که ما خوانندگان و همراه با ما نویسنده را به فاجعه‌ای پرتاب می‌کند که راه فرار از آن از همه سو بر ما و بر نویسنده بسته است.  شخصیتی که اسماعیل فصیح آفرید، تکنوکراتی است که تهی بودن خود را از شور و شوق و انسان‌گرایی روشنفکری پشت ماسک ناجانبداری و عینیت‌گرایی پنهان می‌کند. فصیح بخشی از شخصیت مخلوق خود، به ویژه لحن و فاصله‌گیری او از آدم ها و حوادث را از یکی دو اثر همینگوی گرته‌برداری کرد. اما فاصله‌گیری راوی این گونه آثار همینگوی نه از سر بی‌دردی و بی‌اعتنایی و از رمق افتادگی تکنوکرات‌ها، که حاصل بینش عمیق او و درگیری اصیل او است.  رئالیسم فصیح در زمستان 62 و سه داستان کوتاه نمادهای دشت مشوش موقعیت تراژیک این داستان‌ها را در ساختاری منسجم و با فضا و آدم‌هایی زنده و استخوان‌دار روایت می‌کند.   زبان فصیح در این چند اثر، به رغم دیگر آثار او، زبانی است فشرده و موجز. ضرباهنگ این چند اثر همخوان با بسط بافت و پیرنگ داستان می‌تپد و تکنیک و تمهیدها از تسلط نویسنده بر معماری داستان خبر می‌دهند. این همه در دیگر آثار فصیح، حتی در ثریا در اغما، که در مرز ایستاده است، غائبند.  اسماعیل فصیح در آثار با ارزش خود نویسنده ادبیات درگیر است. در زمستان ۶۲ و سه داستان کوتاه نمادهای دشت مشوش شهادتی ادبی از جنگ خلق و به روزگاری جنگ و پس‌لرزه‌های آن را به موقعیت داستان‌های خود بدل کرد که خلق اثر ادبی در باره جنگ جز از منظر رسمی حکومتی و تبلیغاتی ممکن نبود.  فصیح از منظری مستقل جنگ و زندگی آدمیان را در جنگ به تصویر کشید. در داستان بلند زمستان ۶۲ و در داستان کوتاه مرغ‌های عشق در بمباران، با ایجازی نادر در ادبیات فارسی فضای جنگ شهرها را به دوران بمباران و موشک‌باران به ادبیات و از این رهگذر به تاریخ سپرد. در داستان نقطه کور با مهارت تصویرسازی چیره‌دست و خلاق طرحی زنده از آبادان ویران شده پس از جنگ نقاشی و در داستان زن آل بوتاوه حراج نجابت و زیبایی را در فقر و ویرانی جنگ با تلخی اما به قدرت تصویر کرد.  مردی که روز پنج شنبه در ۷۵ سالگی درگذشت کار خود را از دهه چهل با شراب خام، که اثری خام بود، آغاز کرد. دو اثر بعدی او، دل كور و داستان جاويد، در حد سیاه مشق ماندند. رمان ثريا در اغما در سال ۱۳۶۳ نام او را بر سر زبان‌ها انداخت اما این کتاب شهرت خود را نه وامدار ارزش‌های هنری و ساختاری که مدیون جذابیت گذرای موضوع خود بود و در قالب گزارشی خبری و نه هنر گزارش‌نویسی، تصویری تک بعدی از سرگردانی نسل اول مهاجران سه دهه اخیر به دست داد.   فصیح پس از درد سياوش، زمستان ۶۲ را منتشر کرد و در این کتاب حساس‌ترین و مهم‌ترین موضوع آن روزگار، جنگ و فضای جنگی را به موقعیت داستانی یکی از بهترین آثار سه ده اخیر برکشید. پس از زمستان ۶۲ مجموعه داستان نمادهای دشت مشوش را منتشر کرد که سه داستان کوتاه آن را می‌توان از بهترین داستان‌های کوتاه سه دهه اخیر به شمار آورد .آن چه فصیح پس از نمادهای دشت مشوش نوشت بر ارزش او به عنوان نویسنده نیافزود.  در داستان کوتاه مصاحبه، در مجموعه نمادهای دشت مشوش، خبرنگار تلویزیون دولتی، که تولید برنامه‌ای تبلیغاتی را در سر دارد، از پیرمردی جنگ‌زده در محل بمباران می‌پرسد &#171;پیام... پیامی ندارید؟&#187; و پیرمرد جواب می‌دهد &#171;ما هیچی نداریم ...خودتون مگر نمی‌بینید؟&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_Esmaeil_Fasih/1780229.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Commentary_on_Esmaeil_Fasih/1780229.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Jul 2009 14:22:48 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7D4B9E25-63B3-465C-ABFA-329B0AD4B8D8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پابرهنه ها، شورش، سرکوب و تجربه ای نو در زبان فارسی</title>
            <description>رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو، با ترجمه درخشان احمد شاملو، ۱۰سال پس از انتشار آخرین چاپ آن در حالی تجدید چاپ شد که یکی از درون مایه های اصلی رمان: شور و شوق قیام مردمی که از ستم حکومت ها و کشیشان به جان آمده اند و تلخی و اندوه سرکوب شورش مردم، با فضای هفته های اخیر به تصادف همخوان است.رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاريا استانکو، با ترجمه درخشان احمد شاملو، ۱۰سال پس از انتشار آخرین چاپ آن در حالی تجدید چاپ شد که یکی از درون مایه های اصلی رمان: شور و شوق قیام مردمی که از ستم حکومت ها و کشیشان به جان آمده اند و تلخی و اندوه سرکوب شورش مردم، با فضای هفته های اخیر به تصادف همخوان است.  پابرهنه ها نخستین بار در دهه چهل و به دورانی ترجمه و منتشر شد که احمد شاملو زبان فخیم غنی ترین دوران نثر کلاسیک فارسی را در شعر حماسی خود درونی، زنده ، معاصر و احیا کرده و در کنار خلاقیت شعری دو تجربه متفاوت را در زبان نثر داستانی دنبال می کرد.  زبان ادبیات داستانی و نمایشی ایران تا دهه چهل، به رغم  خلاقیت های صادق هدایت و صادق چوبک، در عرصه دراماتیزه کرده زبان مردم عادی، روستائیان بی چیز و حاشیه نشینان تهی دست شهری، فقیر و هنوز در آغاز راه بود.  شاملو با ترجمه پابرهنه ها و چند اثر داستانی دیگر در دهه چهل افق های تازه ای را در کشف امکانات غنی اما کشف ناشده زبان مردم عادی خلق کرد و این تجربه راهگشا را در نثر فارسی در دهه های بعدی با ترجمه رمان دن آرام میخائیل شولوخف به اوج رساند.  شاملو در همان دهه چهل با نخستین ترجمه حماسه گیل گمش و بخش هائی از عهد عتیق کوشید تا چشم اندازهای تازه ای را در بازآفرینی و معاصر کردن زبان کلاسیک و فخیم فارسی در ادبیات داستانی کشف و خلق کند.  تجربه دو گانه نثری شاملو در کشف امکانات کشف ناشده زبان کوچه و زبان کلاسیک و خلق امکانات نو در هر دو عرصه در زبان ادبیات داستانی در دهه چهل، بدان روزگار نیازی جدی بود و  در دهه چهل و پنجاه نمایشنامه نویس برجسته ای چون اسماعیل خلج زبان حاشیه نشینان شهری را در ادبیات نمایشی دراماتیزه و بهرام بیضائی زبان کلاسیک و آرکائیک فارسی را در نمایشنامه های درخشان خود خلاقانه دراماتیزه و معاصر کرد.  ترجمه فارسی رمان پا برهنه ها،چون ترجمه شاملو از رمان دن آرام، گذشته از ارزش های وجودی و خلاقانه متن های اصلی، به دلیل تجربه شاملو در زبان، شاخص هایی برجسته از تحول تاریخی زبان فارسی در دوران معاصر به شمار می روند.  رمان پابرهنه ها رمانی است خوش ساخت، پرکشش و جذاب، با شخصیت ها و فضاهای زنده و رنگارنگ و با ساختاری منسجم که بر پیرنگی پیجیده و پرحادثه بنا شده و رها از تعقیدهای تصنعی و بازی های فرمالیستی، با تمهیدهائی متناسب با روایت زمان را می شکند و در گسستگی صوری، وحدتی ماهوی را بازسازی و خلق می کند.  پابرهنه ها بر بستر امید های پرشور و ناامیدی های تلخ، سرخوشی های  کوچک و حسرت های بزرگ و شورش ها و شکست های روستائیان فقیر حاشیه دانوب در سال های پیش از جنگ جهانی اول، در گرماگرم جنگ‌های ۱۹۱۲تا ۱۹۱۳و به دوران سیاه اشغال رومانی و حکومت فاشیست های آلمانی و رومانیائی بر این کشور در سال های۱۹۱۶ تا ۱۹۱۷شکل گرفته است.  رمان از منظر و زبان کودکی علیل و حساس روایت می شود که با گسترش پیرنگ داستان با حفظ هویت فردی خود تاریخ نانوشته بی چیزان و فقیران را در شورش و پذیرش و در قیام و شکست تصویر می کند.  طنز تلخ رمان، که با درون مایه و پیرنگ آن همساز است، در زبان، حادثه، کردار شخصیت های رمان و نگاه راوی جاری می شود و احمد شاملو در یافتن و در خلق معادل فارسی برای آن به درخشانی از عهده برآمده است.  زاهاریا استانکو در ۱۹۰۲در خانواده‌ ای فقیر در روستائی در جنوب رومانی چشم به جهان گشود و کودکی و نوجوانی خود را با رنج فقر و زخم ستم سرکرد. در ۳۱ سالگی  تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات و فلسفه بخارست به پایان برد و از ۱۹۳۲ به بعد روزنامه‌ نویسی پیشه کرد.   نوشته های او در سال های بین دو جنگ جهانی در دو مجموعه گُرده ورزاها و نمک خوش گردآوری و منتشر شدند.  استانکو با انتشار کتاب&#171;شعرهای آسان&#187; در سال ۱۹۲۷ در رومانی به شهرت رسید و جایزه جامعه نویسندگان را دریافت کرد  در سال های بین دو جنگ جهانی سردبیری یکی دو نشریه چپ و ضد فاشیستی را بر عهده و با گروه های ضد فاشیست همکاری داشت و این همه به بازداشت او انجامید و استانکو سال‌ های جنگ دوم جهانی را در اردوگاه &#171;تیرگو-جیو&#187; زندانی بود.   پس از آزادی از زندان سردبیری چند نشریه سیاسی و ادبی و مدیریت تالار تالار ملی بخارست را بر عهده گرفت. در ۱۹۴۹به ریاست اتحادیه نویسندگان رومانی برگزیده شد و این کرسی را تا مرگ خود در سال ۱۹۷۴حفظ کرد.  استانکو از ۱۹۳۰تا ۱۹۴۴مجموعه شعرهای سفیدی‌ها، زنگوله زرین ، درخت سرخ، علف جادویی و روزگار دودها را منتشر کرد و با انتشار رمان پابرهنه در سال ۱۹۴۷، که دو سال پس از انتشار به ۳۰ زبان ترجمه شد، به شهرت جهانی رسید. آثار بعدی او چون در بازی با مرگ، جنگل مولا، سگ‌ها، ریشه‌ها تلخ است، اودیسه کولی‌ها و اوروما دختر تاتار نیز در اغلب زبان ها و کشورهای جهان با اقبال گسترده رو به رو شدند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_17_Jul/1779262.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_17_Jul/1779262.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 17 Jul 2009 15:40:01 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/892F013F-B293-4E9F-A7D3-479329CEAB06_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزارت ارشاد؛ مدیریت مبتنی بر حذف در چهار سال آینده</title>
            <description>در حالی که بحران سیاسی پس از انتخابات ابعاد گسترده تری را تجربه و جنبش اعتراضی نه فقط مشروعیت دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که مشروعیت جمهوری اسلامی را در چارچوب قانون اساسی آن، با دشوارترین بحران عمر سی ساله خود مواجه کرده و جناحی که خود را برنده انتخابات می داند بیش از هر چه به راه های ــ هر چند تاکتیکی ــ از سر گذراندن ــ حتی موقتی ــ بحران می اندیشد، چالش فراکسیون های جناج اصول گرا و محافل با نفوذ در باره ترکیب کابینه آینده آقای احمدی نژاد نیز آغاز شده است.   			 				  &#160;  					         فرج سرکوهی: روزنامه‌نگار، منتقد و نویسنده ایرانی -در حال حاضر- ساکن آلمان.  از بنیان‌گذاران وسردبیر مجله آدینه که نزدیک به یک دهه در ایارن منتشر می‌شد.  سرکوهی عضو کانون نویسندگان ایران، عضو شورای جهانی نویسندگان و سازمان غیر دولتی خبرنگاران بدون مرز است. &#160;  			 		در این چالش، انتخاب مجدد برخی از وزیران چون وزیر ارشاد، که حتی از منظر جناح اصول گرا -اکثریت مجلس- کارنامه ای نامقبول دارد، به یکی از دشواری های رئیس دولت بدل شده و همکاران او تلاش برای جلب نظر موافق محافل با نفوذ و کسب رای اعتماد نمایندگان اکثریت مجلس را برای آنان آغاز کرده اند.  بر این بستر سخنان اخیر آقای قدرت الله رحمانی، مشاور ارشد وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، در باره کارنامه چهار ساله آقای صفار هرندی، بیش از آن که ارزیابی حتی جانبدارنه عملکرد این وزارتخانه در چهار ساله گذشته تلقی شود، تلاشی ارزیابی شده است برای توجیه حضور وزیر کنونی در کابینه آینده و تداوم سیاست های چهار ساله گذشته در عرصه فرهنگ.  در دور اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نزدیک به نیمی از وزیران او به دلیل تضادهای درون جناحی فراکسیون های جناح اصول گرا، منش یکه تاز رئیس دولت و حذف چند وزیر تحمیل شده، برکنار یا مستعفی شدند. این بار باور عمومی به تقلب در انتخابات آقای احمدی نژاد را، حتی اگر آراء اعلام شده درست باشند، در موضعی ضعیف تر از دوره قبل قرار داده و او را در انتخاب اعضای دولت خود به سازش هایی بیش از دوره اول مجبور می کند.  بر اساس سنتی رایج چند وزیر از جمله وزیران دفاع، اطلاعات، کشور، خارجه و ارشاد را رهبر بر می گزیند یا کسب نظر موافق او در تعیین این وزیران ضروری است اما جلب رای اعتماد نمایندگان مجلس نیز، به ویژه در بحران کنونی، در حذف یا ابقای این وزیران نقشی مهم ایفاء می کند.  سیاست های وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی در چهار سال گذشته، وابستگی وزیر به افراطی ترین فراکسیون اصولگرایان، توقیف نشریات و سایت های برخی از نمایندگان مجلس، سقوط  تا حد تعطیلی فعالیت های فرهنگی و... نه فقط اعتراض خلاقان عرصه فرهنگ، که انتقاد فراکسیون های اصول گرا و محافظه کار را نیز سبب شده و احتمال کسب رای اعتماد مجلس را به اقای صفار هرندی کاهش داده است.  ساختار و محتوای سخنان اخیر مشاور ارشد وزیر ارشاد به روشنی نشان می دهد که هدف او نه پاسخگویی به انتقادهای گسترده خلاقان عرصه فرهنگ، که جلب رای اعتماد کسانی است که از سانسور،خودسانسوری، حذف فرنگ مستقل غیر دولتی و امنیتی کردن عرصه فرهنگ حمایت می کنند اما از رکود، توقف و تعطیل شدن فرهنگ و فعالیت های فرهنگی نیز نگران اند.  سخنان اخیر آقای رحمانی را می توان نوعی &#171;برهان رفع دفع مقدر&#187;، یا پاسخگویی به انتقادهای محتمل نمایندگان اصول  گرا مجلس تلقی کرد اما  سنجه ها، معیارها و هدف هائی که مشاور ارشد وزیر در تحلیل کارنامه و سیاست های چهار سال گذشته مطرح می کند، بیش از هر چه نظر کسانی را تایید می کند که از امنیتی کردن عرصه فرهنگ در چهار سال گذشته سخن می گویند و به رغم آن که حذف فرهنگی، سانسور، خودسانسوری، قطع رابطه خلاقان مستقل عرصه فرهنگ با مخاطبان و تبعید فرهنگ مستقل غیر دولتی از رسانه ها به چهار سال گذشته محدود نبوده است، بر آن اند که سیاست های چهار سال گذشته نه فقط فرهنگ غیر دولتی که هر نوع فعالیت ارزشمند فرهنگی را در همه ژانرها متوقف و به تعطیلی سوق داده است.   &#171;ناسازگاری سینما و موسیقی با جمهوری اسلامی&#187;   آقای قدرت الله رحمانی در سنجش کارنامه چهار سال گذشته وزارت ارشاد و فرهنگ نه به ارتفاء فرهنگ جامعه، کمیت و کیفیت آثار خلق شده و گسترش فرهنگ در جامعه که بیش و پیش از هر چه بر دو معیار &#171;حاکم کردن امنيت&#187; و &#171;توسعه سلامت در محيط فرهنگی و هنری&#187; تاکید می کند و می گوید &#171;اگر پرسش اين باشد که وزارت ارشاد در دولت نهم برای رفع دغدغه ها و نگرانی ها و حاکم کردن امنيت و آرامش خاطر برای خانواده ها و جامعه و توسعه سلامت در محيط فرهنگی و هنری چه کرد، تصديق خواهيد کرد که خيلی جلو رفتيم.&#187;  آقای رحمانی در ادامه بر ناسازگاری وجودی موسیقی و سینما به عنوان ژانر، و نه این یا آن نوع موسیقی و فیلم با جمهوری اسلامی و حضور ناگزیر این دو ژانر در جامعه تاکید کرده و بر بستر ذهنیتی که بر امنیتی کردن عرصه فرهنگ شکل گرفته است، راه حل تضاد بین نامطلوب بودن موسیقی و سینما و حضور ناگزیر این دو ژانر را در جامعه در &#171;مدیریت&#187; این دو حوزه جست و جو و &#171;مدیریت&#187; مطلوب و موفق را &#171;حذف&#187; معنا می کند.  مشاور ارشد وزیر در باره کارنامه وزارت ارشاد در عرصه موسیقی می گوید &#171;حوزه موسيقی در تمام دوران بعد از انقلاب يک مسئله پيچيده ای برای سياست گذاران و مجريان فرهنگی بوده است. هنوز جزئيات و فروعات اين موضوع از جنبه های فقهی روشن و تبيين نشده است. ما واقعاً با فقر تئوريک در اين زمينه مواجه‌ايم. عقبه فرهنگی و تمدنی ما خيلی هماهنگ و همراه با اين مسئله نيست&#187;  آقای رحمانی می افزاید &#171; حتی يک عالم آگاه و روشن بين و زمان شناس و دور انديش و روشنفکري مثل شهيد مطهری هم وقتی مي خواهد برای انحطاط فرهنگی در يک دوره خاص شاخص بياورد ، گرايش به موسيقی آن هم در حد تأليف يک اثر مکتوب ، &#171;اغانی&#187; ابوالفرج اصفهانی را مثال می زند. می گويد در اين دوره از نظر فرهنگی به قدري منحط شديم که اين جور تأليفات طرفدار پيدا کرد و مثلاً ابوالفرج اصفهانی ، &#171;اغانی&#187; - يعنی نغمه ها و آوازها را جمع آوری و تأليف کرد&#187;  مشاور وزیر ارشاد در باره سوی دیگر این تضاد،حضور ناگزیر موسیقی، می گوید &#171;حالا شما بخواهيد يا نخواهيد موسيقی در جامعه هست&#187; و راه حل این تضاد را در &#171;مدیریت موسیقی&#187; می بیند و می گوید: &#171;حوزه موسیقی را باید مديريت کرد. ما مأمور به مديريت اين حوزه ها هستيم.&#187;  مشاور ارشد وزیر در بحث سینما نیز از حذف آثار فرهنگی به عنوان درخشان ترین دستاورد وزارت ارشاد در چهار ساله گذشته یاد می کند: &#171;چقدر متدينين از فيلم های مبتذل و موهن نسبت به ارزش های اسلامي می ناليدند در همان سال اولی که اين دولت سرکار آمد اعلام کرد که تا دو سال ديگر سينمای ايران از آثار ضد ارزشی و غير اخلاقی – از آن نوعی که مورد اعتراض علما و مذهبيون بود – پاک خواهد شد.‌ خب آيا واقعاً اين اتفاق نيفتاد ؟&#187;  آقای رحمانی در این جا نیز بر نکته اصلی، تضاد بین ناسازگاری سینما به عنوان ژانر و نه این یا آن نوع فیلم، با جمهوری اسلامی و حضور ناگزیر سینما در جامعه ایرانی، انگشت می نهد و به نقل از مرتضی آوینی می گوید: &#171;استخدام اين وسيله برای خدمت به ارزش های معنوی و توسعه و ترويج فضيلت های انسانی و اخلاقی ، اگر نگوييم محال است لااقل دشوار است. برای اين که بستر پديداری اين پديده جايی است و موقعيتی است که اساساً استعدادی برای پذيرش و پرورش فضيلت های انسانی ندارد. اين ابزار در دامن کاپيتاليسم و برای ترويج ارزش های سرمايه داری متولد شده و هر جا هم رفته با همان فرهنگ رفته است&#187;  مشاور ارشد وزیر در این مورد نیز جادوی &#171;مدیریت&#187; را چون راه حل تضاد مطرح می کند و به عنوان نمونه موفق مدیریت نه از &#171;خلق&#187; آثار فرهنگی باارزش که از &#171;حذف&#187; یاد کرده و &#171;کنترل و مهار پديده قاچاق فيلم ها و سامان دادن شبکه توزيع خانگی فيلم ها&#187;را چون یکی از دستاوردی مهم چهار سال گذشته در حل تضادها مطرح می کند.  سخنان مشاور ارشد وزیر ارشاد در زمینه افزایش &#171;اعتبارات قرآنی وزارت ارشاد&#187; از &#171;کم تر از ۷۰۰ ميليون تومان&#187; &#171;به ۱۸ ميليارد تومان يعنی حدود ۳۰ برابر&#187;، رواج &#171;تئاتر مردمی و پاپ&#187; به جای تاتر روشنفکری، &#171;مديريت حوزه رسانه و مطبوعات و کتاب و هنر&#187;، و &#171;ضرورت مجوز&#187; برای انتشار نشریات نیز نمونه هایی جالب از نگاهی را به دست می دهند که خود را مکلف به مدیریت فرهنگ می داند و مدیریت را در حذف خلاصه می کند.  آقای رحمانی در باره برخورد وزارت ارشاد با کتاب می گوید: &#171;در گذشته از کتاب به عنوان مصيبتی در مقابل ارزش ها ياد می شد! هر روز يک کتابی پيدا می شد که يا اساس دين را زير سؤال برده بود  يا ارزش ها را مسخره کرده بود يا ترويج اباحی گری و لاابالی گری کرده بود يا مضمون های زشت غير اخلاقی داشت. اين ها در اين دوره نزديک به صفر شد&#187; و وزارت ارشاد با &#171;برگزاری نمايشگاه کتاب در مصلی يک مسئله بغرنج ملی را حل کرد.&#187;  نگاه و استدلال های مشاور ارشد وزیر ارشاد شاید نمایندگان مجلس را قانع و وزارت آقای صفار هرندی را در چهار سال آینده تضمین کند، اما برای شناخت تاثیر مدیریت مبتنی بر حذف بر فرهنگ جامعه، نیازی به چهار سال دیگر نیست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_and_Culture_Min/1778047.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_and_Culture_Min/1778047.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 16 Jul 2009 11:44:45 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_and_Culture_Min/1778047.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4DAD2B68-3130-4A36-8C64-F9327735B3D4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فرهنگنامه اندیشه مارکسیستی، منبعی غنی و جامع</title>
            <description>فرهنگنامه انديشه مارکسيستی از کتاب های ارزشمندی بود که در چند هفته گذشته با ترجمه روان و وفادار به اصل علی اکبر معصوم بیگی منتشر شد. این کتاب منبعی معتبر،غنی و با ارزش در زمینه اندیشه های مارکس و گرایش ها و نحله های گوناگونی که در چند قرن گذشته در بستر این اندیشه پدید آمدند، به شمار می رود.فرهنگنامه انديشه مارکسيستی از کتاب های ارزشمندی بود که در چند هفته گذشته با ترجمه روان و وفادار به اصل علی اکبر معصوم بیگی منتشر شد. این کتاب منبعی معتبر، غنی و با ارزش در زمینه اندیشه های مارکس و گرایش ها و نحله های گوناگونی که در چند قرن گذشته در بستر این اندیشه پدید آمدند، به شمار می رود.   فرهنگنامه اندیشه مارکسیستی نه فقط منبعی جامع و ماخذی معتبر در این عرصه است که از منظر شیوه های علمی فرهنگ نامه نویسی نیز اثری برجسته به شمار می رود و مترجم، که در عرصه ترجمه متون نظری مارکسیستی پیشینه ای درخشان دارد، کتاب را بر اساس آخرین ویراستاری متن اصلی آن، که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، به فارسی برگردانده است.   سرویراستاری فرهنگنامه انديشه مارکسيستی را  &#171;تام باتامور&#187; برعهده داشته است که در محافل آکادمیک غرب چهره ای سرشناس و از متخصصان طراز اول مارکسیسزم شناسی به شمار می رود و برخی آثار با ارزش او از جمله دو کتاب &#171;مکتب فرانکفورت&#187; و &#171;جامعه شناسی سیاسی&#187; پیش از این به فارسی ترجمه و منتشر شده اند. بیش از ۱۰۰ متخصص معتبر و برجسته در تالیف این فرهنگنامه با تام باتامور همکاری داشته اند.   اندیشه یا بینش مارکسیستی نه فقط در عرصه های فلسفه، اقتصاد،سیاست نظری و عملی،تاریخ و فلسفه تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد و فلسفه سیاسی، تئوری های انقلاب و گذار جوامع بشری، که در هنر و ادبیات و نطریه ادبی نیز مفاهیمی نو خلق و بیش از دو قرن سرنوشت بخش مهمی از جوامع و جنبش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را رقم زد.  اندیشه یا بینش مارکسیستی به دلیل گستردگی و حضور زنده در تحولات اجتماعی و فرهنگی طیفی رنگارنگ را در بستر خود پدید آورد که از دگماتیزم مذهب گونه توتالیتر استالینی و همزاد توامان آن: چپ سنتی کشورهای ماقبل صنعتی، تا بینش خلاق چپ نو را در بر می گرفت.   تالیف فرهنگنامه ای جامع در این عرصه،که فشردگی و ایجاز لازمه فرهنگنامه نویسی، تنوع و رنگارنگی گسترده گرایش ها، نحله ها، مکاتب، موضوع ها و مفاهیم را با زبانی ساده و روان با جامعیت و ناجانبداری علمی تلفیق کند، کاری است دشوار که تام باتامور و همکاران او با آن برآمده و نمونه ای از فرهنگنامه نویسی علمی را در عرصه ای پیچیده، حساس و گسترده به دست داده اند.   زبان روان و فشرده متن اصلی و ترجمه فارسی،غنای مباحث و موضوع ها، تنوع مدخل ها و جامعیت کتاب نه فقط به نیازهای آشنایان با اندیشه مارکسیستی پاسخ می گوید که خواننده غیرمتخصص را نیز در شناخت یکی از مهم ترین نحله های تفکر بشری و مکاتب و گرایش های پدید آمده بر بستر آن یاری کرده و مراجعه مکرر بدان برای همه کسانی که مباحث فلسفی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چند قرن اخیر را دنبال می کنند، راهگشا است.  علی اکبر معصوم بیگی مترجم کتاب فرهنگنامه انديشه مارکسيستی تا کنون آثار با ارزشی چون هگل نوشته ريموند پلنت، هگل و فلسفه تاريخ، اثر جوزف مک کارنی، دو کتاب درآمدی بر ايدئولوژی و مارکس و آزادی اثر تری ايگلتون، دموکريتوس، نوشته پل کارتلج، دو کتاب درآمدی تاريخی بر نظريه های اجتماعی و مارکسيسم و فلسفه اثر آلکس کالينيکوس، ارسطو و فن شعر نوشته کنت مک ليش، نويسنده، نقد و فرهنگ تاليف جورج بلانچارد لوکاس، فوتبال در آفتاب و سايه اثر ادواردو گالئانو و اکولوژی و مارکس، ماده باوری و طبيعت نوشته جان بلامی فاستر را به فارسی زيبا، روان و وفادار به اصل ترجمه کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_of_Friday_Encyclopedia_Marxism/1773942.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_of_Friday_Encyclopedia_Marxism/1773942.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 10 Jul 2009 16:37:56 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4A2EC877-2D7F-4077-A323-ED216E89AB59_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برخورد سنتی با شبکه های اینترنتی و کارکرد جدید رسانه ها</title>
            <description>بخشنامه روز دوشنبه رئیس قوه قضائیه خطاب به روسای دادگستری استان ها، که چند روز پس از نشست رهبر جمهوری اسلامی با سران سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه، فرماندهان نیروهای انتظامی، امنیتی و سپاه پاسداران صادر شد، در نگاه نخست با هدف بازداشتن فعالان جنبش های اعتراضی از گفتگو، خبررسانی و همکاری با رسانه های خارج از ایران و تشدید مجازات آن ها و اعضای شبکه های اینترنتی صادر شده است اما علاوه و فراتر از این اهداف سیاسی کوتاه مدت، بر &#171;چالش استبداد با دستاوردهای انقلاب ارتباطات&#187; و بر دو پدیده نو: کارکردهای تازه رسانه ها و شبکه های اینترنتی، انگشت می نهد.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:&#160;  					     دستور شاهرودی برای برخورد با شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی       			 		بخشنامه آیت الله محمودی شاهرودی، که در آخرین روزهای ریاست ۱۰ ساله او بر قوه قضائیه صادر شده است، با اشاره به خطر &#171;جدی&#187; &#171;توسعه کمی و کيفی روزافزون شبکه‌های ماهواره‌ای مخالف نظام&#187; بر ضرورت &#171;اقدامات جدی در جهت برخورد با اين پديده&#187; و بر ضرورت تعقیب و تشدید مجازات اعضای &#171;هسته‌های سازمانی که از طريق سايت‌های اينترنت تشکیل می شوند&#187; تاکید کرده و موادی از قانون مجازات اسلامی را که علیه اعضای گروه های &#171;محارب&#187; &#171;ضد انقلاب&#187; و &#171;جاسوسان&#187; وضع شده اند، به هر نوع ارتباط و همکاری با &#171;رسانه های مخالف نظام&#187; و هر نوع &#171;عضویت در هسته های سازمانی شبکه های اینترنتی&#187; تعمیم می دهد.  از میان شش چالشی که حرکت های اخیر اعتراضی ایران را شکل دادند: (چالش گرایش های متمایل به دموکراسی با استبداد، چالش چهار جناح حکومتی و قرائت های متفاوت اسلام، چالش لایه های ثروتمند و طبقه متوسط با تهی دستان و فقرا، چالش نسل اول و  نسل دوم رهبران انقلاب، چالش دو  گروه رانت خوار سنتی و گروه های جدید برآمده از نهادهای امنیتی و نظامی و چالش استبداد با دستاوردهای انقلاب ارتباطات) سهم چالش ششم در شکل دهی حوادث اخیر ایران چندان پررنگ است که خنثی کردن خطر آن به یکی از موضوع های مهم نشست رهبر و سران قوای سه گانه و به هدف اصلی بخشنامه رئیس قوه قضائیه بدل شده است.   رسانه ها ،حضور موثر، فعال و همزمان    انقلاب ارتباطات کارکردهای سنتی رسانه های مستقل را از &#171;شکستن سد سانسور و گردش آزاد اطلاعات و اخبار و طرح افکار و آراء متفاوت&#187; به &#171;خبررسانی همزمان و حضور موثر و فعال در رویدادها&#187; گسترش داده، انحصار تولید و انتشار خبر را از گزارشگران حرفه ای و موسسات بزرگ خبری کنترل پذیر گرفته و در اختیار کاربران اینترنت و وسایل ارتباطی چون تلفن همراه، نهاده است. تولیدکنندگان و منتشر کنندگان خبر از چند موسسه بزرگ کنترل پذیر به لایه های گسترده ای از  طبقه متوسط متحول شده اند که کنترل آنان تا مرزهای ناممکن دشوار است.  پیش از انقلاب اطلاعات خبر یک رویداد &#171;پس&#187; از رویداد منتشر می شد. با اینترنت، ماهواره ها، شبکه های تلفن همراه و.. امکان انتشار خبر &#171;همزمان با روی دادن رخ داده ها&#187; ممکن و خبررسانی از &#171;گزارش گذشته تغییرناپذیر&#187; به &#171;انعکاس همزمان حال در حال شدن&#187; و از ناظر اگر نه ناجانبدار اما &#171;منفعل&#187; به &#171;عامل موثر&#187; در رویدادها متحول شد.  امکانات غنی خبررسانی همزمان و حضور موثر و فعال رسانه های خبری و وسایل ارتباطی در اعتراضات اخیر ایران به نمایش گذاشته شد.    شبکه های اینترنتی و خلاء آلترناتیو سازمان یافته   تاکید بخشنامه رئیس قوه قضائیه بر مجازات شدید اعضای &#171;شبکه های اینترنتی&#187; نیز کارایی پدیده ای نو را در جامعه ایرانی نشان می دهد. جمهوری اسلامی در سی سال گذشته همه احزاب، سازمان ها، گروه ها و شبکه های مخالف و منتقد خود را با تلفیق تکنیک های سنتی چون زندان، شکنجه، اعدام، تبعید تحمیلی با مدرن ترین ابزارها، روش ها و تکنیک های کنترل، بهره گیری از فرهنگ غالب بر جامعه، تلفیق سرکوب فیزیکی و فرهنگی و... با موفقیت چشمگیری نابود کرد و هر جا که نیاز اجتماعی پرقدرت و حذف ناممکن بود به تاسیس نهادهای موازی و کنترل غیر مستقیم نهادهای مجاز، نیمه مجاز و تحمل شده روی آورد.   اما نظامی که در درهمپاشی شبکه ها، احزاب و نهادهای سنتی سیاسی مخالف و منتقد خود و در کنترل و هدایت غیر مستقیم آن ها از طریق نهادها و چهره های موازی کارنامه ای موفق پشت سر دارد اکنون با &#171;شبکه های اینترنتی&#187; مواجه شده است که در راه اندازی و سامان دهی حرکت های اعتراضی اخیر نقشی گسترده داشته، کارکرد احزاب، سندیکاها، جبهه ها و نهادهای سنتی را تا حدی بر عهده گرفته، خلاء غیبت آلترناتیو با نفوذ و سازمان یافته را تا حدی پر کرده و کارایی خود را در راه انداختن حرکت های اعتراضی جمعی مستقل از جناح های حکومتی در رخدادهای اخیر ایران نشان دادند.  برخی از حرکت های اعتراضی هفته های گذشته را نه ستاد انتخاباتی دو نامزد معترض، که شبکه های اینترنتی راه اندازی و سازمان دهی کردند که به برکت اینترنت بیرون از کنترل نهادهای چهار جناح حکومتی و دیگر نهادهای مجاز، نیمه مجاز، تحمل شده و موازی شکل گرفته اند.  شناسایی و بازداشت اعضاء شبکه های اینترنتی، درهم پاشیدن و خنثی کردن یا کنترل و هدایت مستقیم و غیر مستقیم آنان با شیوه های موفق سی سال گذشته به تقریب ناممکن است. تنوع این شبکه ها، سرعت و آسانی تشکیل آن ها، اسامی مستعار و ارتباط غیر رو در رو اما فوری، سریع و آسان و... از کار انداختن و در هم پاشیدن این شبکه ها را نیز تا مرز ناممکن دشوار کرده است.  فیلترینگ اینترنت، محدویت کاربران اینترنت به لایه های ثروتمند و طبقه متوسط در جوامعی چون ایران و آشنا نبودن اکثریت جامعه با زبان های بزرگ حوزه تاثیر و نفوذ کارکردهای نوین اینترنت و رسانه ها را محدود می کنند اما این محدویت ها به هنگامه جنبش های گسترده کارایی خود را از دست می دهند. شبکه های خبری به زبان های بومی، چون شبکه های فارسی زبان، نیز دستیبابی توده های مردم را به ثمرات انقلاب ارتباطات ممکن می کنند.  حکومت های استبدادی به هنگامه بحران خدمات اینترنت و تلفن های همراه را قطع و با ارسال پارازیت های قوی بر شبکه های خبری می کوشند تا کارکردهای چند گانه آنان و به ویژه حضور موثر و فعال رسانه ها و نقش سازمان دهی شبکه های اینترنتی را خنثا کنند اما اگر حیات جنبش های اعتراضی از چند روز فراتر رفته و تداوم یابد، مکانیزم &#171;قطع&#187; نیز ادامه پذیر نیست چرا که قطع ارتباطات تلفنی و خدمات اینترنتی نظام اجرایی و مدیریت دولتی را نیز فلج می کند و رسانه های صوتی و تصویری نیز برای تهیه خبر و خنثا کردن پارازیت راه حل های موثری می یابند   پیروزی علم بر استبداد    در بخشنامه رئیس قوه قضائه&#171;روسای کل دادگستری استان‌ها مکلف &#187; شده اند تا &#171;شعبی از دادسرا و محاکم جزايی مرکز استان را&#187; برای &#171;رسيدگی به پرونده‌های شبکه های &#171;مخالف نظام&#187; و &#171;افرادی که به نحوی از انحاء با شبکه‌های مذکور همکاری&#187; می ‌کنند یا افرادی که &#171;در قالب هسته‌های سازمانی که از طريق سايت‌های اينترنتی ايجاد مي‌شود،عضويت می‌يابند&#187; اختصاص دهند و &#171; قضات مجرب&#187; با بهره گیری &#171; از نظرات کارشناسان و مسوولان امنيتی&#187; این افراد را بر اساس مواد &#171;۴۹۸ ،۴۹۹ ،۵۰۰ ،۵۰۴ ،۵۰۸ و تبصره ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی&#187; مجازات کنند. بر اساس ماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی تشکیل هر نوع جمعیتی &#171;بيش از دو نفر در داخل يا خارج از کشور تحت هر اسم يا عنوانی&#187; با &#171;هدف به هم زدن امنيت کشور&#187; با &#171; دو  تا ۱۰ سال زندان&#187; مجازات می شود.   بر اساس ماده ۴۹۹ اعضای این نوع جمعیت ها &#171;به سه ماه تا پنج سال حبس محکوم&#187;می شوند. ماده ۵۰۰ مجازات &#171;فعاليت تبليغی&#187; &#171;عليه نظام جمهوری اسلامی ايران يا به نفع گروه ها و سازمان های مخالف نظام&#187; &#171;به هر نحو&#187; را &#171;سه ماه تا يک سال&#187; زندان تعیین کرده و بر اساس ماده ۵۰۴ &#171;هر کس نيروهای رزمنده يا اشخاصی را که به نحوی در خدمت نيروهای مسلح هستند، تحريک موثر به عصيان، فرار، تسليم يا عدم اجرای وظايف نظامی کند، در صورتی که قصد براندازی حکومت يا شکست نيروهای خودی در مقابل دشمن را داشته باشد، محارب محسوب می شود و چنانچه اقدامات وی موثر واقع شود، به حبس از دو تا ۱۰ سال و در غير اين صورت به شش ماه تا سه سال محکوم می شود&#187;. مجازات محارب در قوانین ایران مرگ است. ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی مجازات &#171;همکاری با دولت ها يا گروه های خارجی متخاصم&#187; را&#171;يک تا ۱۰ سال حبس محکوم&#187; تعیین کرده و تبصره مورد اشاره در بخشنامه ارائه هر نوع اطلاعات به خارجی ها را از &#171;مصادیق جاسوسی&#187; می داند.  رئیس قوه قضائیه در بخشنامه خود به روسای دادگستری دستور داده است تا با اعضای شبکه های انیترنتی و همکاران دائمی یا موقتی رسانه های خبری &#171;مخالف نظام&#187; بر اساس موادی از قانون مجازات عمومی برخورد کنند که برای مجازات احزاب و سازمان های &#171;محارب&#187;، &#171;ضد انقلاب&#187; و &#171;جاسوسان&#187; تصویب شده اند.  تاریخ تا کنونی ِ بشر پیروزی بسیاری از استبدادها و سرکوب ها را بر سینه پر درد خود ثبت کرده است، اما هنوز حتی یک بار پیروزی استبداد بر علم و تکنولوژی در تاریخ ثبت نشده است و نتیجه مقابله شیوه های سنتی سرکوب با پدیده های نو علمی و تکنولوژیک از هم اکنون رقم خورده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_IT_Traditional_View_Sarkuhi/1771902.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_IT_Traditional_View_Sarkuhi/1771902.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 08 Jul 2009 12:47:49 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_IT_Traditional_View_Sarkuhi/1771902.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9B9D4AFE-97DB-46F6-ADA6-5CF872D5EE4D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تصویر مردم و فرهنگ ایرانی در پیام های انتخاباتی</title>
            <description>پیام انتخاباتی، که تاثیرگذاری و جذب آراء را دنبال می کند، متناسب با روان شناسی و ذهنیت مخاطبان یا متناسب با تصویری تدوین و تنظیم می شود که تولید کنندگان پیام از روان شناسی و ذهنیت مخاطبان خود در ذهن دارند. این پیام ها تصویر تولید کنندگان پیام را از رای دهندگان به نمایش می گذارند و این تصویر در برخوردی که آنان در صورت پیروزی در انتخابات با مردم پیشه می کنند، نفشی مهم دارد.              پیام انتخاباتی، که تاثیرگذاری و جذب آراء را دنبال می کند، متناسب با روان شناسی و ذهنیت مخاطبان یا متناسب با تصویری تدوین و تنظیم می شود که تولید کنندگان پیام از روان شناسی و ذهنیت مخاطبان خود در ذهن دارند. این پیام ها تصویر تولید کنندگان پیام را از رای دهندگان به نمایش می گذارند و این تصویر در برخوردی که آنان در صورت پیروزی در انتخابات با مردم پیشه می کنند، نفشی مهم دارد.   سیاستمداری که عنصر تعقل را در نظام ارزشی و فرهنگ مردم خود پر رنگ می بیند و مخاطبان خود را مردمی بهره مند از حدی از حافظه جمعی، توانائی متوسط شناخت تناقض و ناهمگنی، حدی از هوش و قوه تمیز متوسط و توانائی سنجش و تفکر می داند، پس از پیروزی با مردم خود برخوردی پیشه می کند متفاوت با برخورد دولتمردی که مردم خود را توده ای بی بهره از حافظه جمعی، محروم از توانائی سنجش و تفکر تعریف کرده و به تسلط عنصر روان شناسی و احساس و عواطف بر عقل و خرد و غیبت حافظه در نظام ارزشی و فرهنگ جامعه خود معتقد است.  پیام های انتخاباتی در همه کشورهای جهان شعور و عقل و احساسات و عواطف مخاطبان را هدف گرفته و بر تلفیقی از عقلانیت، روان شناسی، نظام ارزشی و فرهنگ مخاطبان تولید می شوند. نسبت حضور عناصری چون عقل،خرد، حافظه، توانائی سنجش و احساسات، عواطف و روان شناسی و سهم هر عنصر در پیام های موفق و موثر، سهم همین عناصر را در ذهنیت مخاطبان و در فرهنگ عمومی جامعه نشان می دهند.  در دموکراسی های پیشرفته سهم برنامه های روشن، مشخص، تعریف شده، عملی و همگن در پیام های انتخاباتی موفق و موثر بر سهم عاطفه و احساسات و شعارهای کلی، مبهم، غیر عملی،متناقض و ناهمگن غلبه داشته، پیام گیرندگان برنامه های ارائه شده نامزدها را با گذشته و کارنامه سیاسی و اجتماعی پیام دهندگان می سنجند و در حالی که طرح زندگی خصوصی و خانوادگی نامزدها با واکنش منفی رای دهندگان مواجه می شود، کارنامه سیاسی و اجتماعی نامزدها، تا نوجوانی و با جزئیات مطرح شده و در نسبت آراء تاثیری جدی دارد.   در این جوامع نیز لایه های کم شماری بر مبنای روان شناسی و احساسات و عاطفه به برنامه ها و شعارهای کلی ناهمگن و غیر عملی رای می دهند اما غلبه عقل و حافظه بر روان شناسی و عاطفه در کل آراء محسوس است و نامزدی که با رای مردم به قدرت می رسد می داند که مردمی بهره مند از حافظه چند سال دیگر دوباره در باره او داوری کرده و سرنوشت سیاسی او را رقم خواهند زد.  پیام های انتخاباتی چهار نامزد ریاست جمهوری ایران اما چندان ساده و تکراری است که حتا یک بررسی اجمالی از سخنرانی ها، مصاحبه ها،گفته ها،مناظره ها، بیانیه ها و نمادهای عرضه شده در یکی دو ماه اخیر، تصویر چهار نامزد و ستاد انتخاباتی آنان را از روان شناسی و ذهنیت مخاطبان خود و از حد، سطح و عمق شعور، منطق و توانائی اندیشیدن نزد اکثریت ملت ایران،به دست می دهد.   تصویر چهار نامزد ریاست جمهوری از مردم، از آن روی که هر چهار نامزد و ستاد انتخاباتی آنان در سی سال گذشته در پست های کلیدی با مردم سروکار داشته و مردم را می شناسند، و از آن روی که در ترغیب اکثریت مردم به رای دادن موفق اند، می تواند با واقعیت عینی: فرهنگ، روان شناسی و ذهنیت اکثریت، بسیار نزدیک باشد.  هر چهار نامزد در سخنان رسمی خود از مردم تمجید و آنان را &#171;صاحبان واقعی  مملکت&#187;، &#171;با استعدادترین، با هوش ترین، آگاه ترین ملت جهان&#187; یا دستکم &#171;ملتی آگاه، هوشیار، دانا و..&#187; توصیف کرده و &#171;فرهنگ ایران اسلامی&#187; را &#171;والاترین وغنی ترین&#187; فرهنگ جهان می دانند اما پیام های انتخاباتی هر چهار نامزد، البته نسبت های متفاوت،برای مخاطبانی تولید شده اند که از حافظه کوتاه و دراز مدت، از توانائی سنجش عقلانی، از شناخت ناهمگنی و تناقض های آشکار در گفته ها و برنامه های یک تن واحد، از تمیز تفاوت مطالبات واقعی خود با مطالباتی دیگر که با همان واژه ها به نام مطالبات آنان عنوان می شود، از توانائی تفکر در باره امکان عملی بودن شعارها و برنامه عاجز بوده، تنها و فقط از احساسات و عواطف و مد روز و از نیاز به افشاگری علیه قدرتمندان فاسد و یا نیاز به شنیدن برنامه های کلی و شعارهای زیبای غیر عملی، آن هم از زبان کسانی که در گذشته در سرکوب همین شعارها نقشی اساسی داشته یا از تحقق شعارهای خود در قدرت ناتوان بوده اند، پیروی می کنند.  پیام های انتخاباتی هر چهار نامزد بر غیبت حافظه کوتاه و دراز مدت نزد مردم ایران تولید و بر این مبنا شکل گرفته اند که مخاطبان در باره همگنی یا ناهمگنی برنامه ها و شعارها اندیشه نمی کنند. سنجش و تفکر جز به یاری حافظه ممکن نیست و پیام های انتخاباتی هر چهار نامزد بر آن اند که غیبت حافظه و فرهنگی که به سرعت گذشته را فراموش می کند، راه را بر پذیرش منفعل پیام های انتخاباتی هموار می کنند.  نامزدی که شعار مبارزه با فساد دانه درشت ها و ادامه غنی سازی اورانیوم را به بهای تحریم های اقتصادی، انزوای بین المللی و تخصیص بخش مهمی از منابع مملکت به صنایع اتمی و نظامی، به دو شعار اصلی انتخاباتی خود بدل می کند، مردمی را در ذهن دارد که چهار سال گذشته را فراموش کرده و از نقش رهبر جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و.. در سیاست اتمی و نطامی و سیاست خارجی بی اطلاع اند .  نامزدی که انتقاد از دوران نخست وزیری خود را &#171;انکار امام و انقلاب و ضایعه ملی&#187; می داند اما اساس تبلیغات خود را بر انتقاد از رئیس جمهور و شعارهای کلی، مبهم و متناقض بنا نهاده، مردمی را در ذهن دارد که این تناقض و تناقض هائی چون تلفیق اقتصاد دولتی و خصوصی سازی به شیوه ایرانی، تناقض بین &#171;حقوق شهروندی&#187; و &#171;ارزش های دهه اول انقلاب&#187;، تناقض بین &#171;دفاع از سرمایه داران بخش خصوصی&#187; و &#171;دفاع از  مستضعفان&#187;، تناقض بین &#171;تدوین و تنظیم آئین نامه سانسور&#187; و &#171;انتقاد از سانسور کتاب&#187; و... را درک نمی کنند و اشتیاق آنان برای آزادهای اجتماعی و سیاسی در حدی است که برنامه کلی و مبهم او را نه چون انتخاب ناگزیر بین بد و بدتر در موقعیتی ناچار، که چون انتخاب آزادانه خود می پذیرند . همسر همین نامزد ،که شوهرش او را &#171;مهم ترین روشنفکر زن ایران&#187; معرفی می کند، وعده می دهد که شوهر او در صورت پیروزی کنوانسیون بین المللی حقوق زن را &#171;با حق تحفظ و متناسب با ارزش های فرهنگ اسلامی ایران&#187;، امضاء خواهد کرد و فرض را بر این گذاشته است که مردم فراموشکار ایران امضای این کنوانسیون را با حق تحفظ در چند سال پیش فراموش کرده اند.  نامزدی که با &#171;منشور حقوق بشر&#187; در چارچوب قانون اساسی اسلامی و &#171;سهامی کردن شرکت نفت&#187;، که به دلیل دولتی بودن عملا به ملت تعلق دارد، پا به میدان می گذارد و برنامه رقیب خود را برای پرداخت مستقیم رایانه ها،که در مجلس با رای منفی رو به رو شد، تکرار و از تغییر قانون اساسی سخن می گوید که در اختیار رئیس جمهور نیست، فرض را بر این گذاشته است که رای دهندگان تناقض بین حقوق بشر و دفاع از اعدام های سال های ۶۰ و ۶۷ را درک نکرده و گذشته نزدیک خود را فراموش کرده اند.  نامزدی که تاریخ ملاقات وزیر خارجه زن احتمالی خود را با وزیر  خارجه آمریکا و تاریخ ملاقات خود را با رئیس جمهور این کشور تعیین و اعلام می کند و از &#171;افزایش سهم ایران از دریای خزر&#187; سخن می گوید، بر آن است که رای دهندگان از  مناسبات بین المللی کم ترین آگاهی ندارند و نمی دانند که ملاقات های دیپلماتیک، حتا در سطح پائین، به توافق دو طرف وابسته است و افزایش سهم ایران در دریای خزر به تنش خطرناکی بین ایران و کشورهای قدرتمند همسایه، به ویژه روسیه، منجر می شود.  بررسی برنامه ها و شعارهائی انتخاباتی مجال گسترده تری می طلبد اما تصویر نامزدها را از مردم در هر بندی از برنامه های آنان می توان دید. شمار رای دهندگان روز ۲۲ خرداد و تعداد آراء هر نامزد درستی یا نادرستی تصویر آنان را از مردم ایران و فرهنگ ایرانی نشان خواهد داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Culture_Campaign_Slogans/1751782.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Culture_Campaign_Slogans/1751782.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 11 Jun 2009 13:13:44 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Culture_Campaign_Slogans/1751782.html#relatedInfoContainer</comments>
                        
        </item>

        <item>
            <title>هستی‌شناسی شعر فارسی و خرد ایرانی</title>
            <description>در اغلب مجموعه مقالاتی که در باره شعر و داستان فارسی منتشر شده‌اند، پیوند نگاه و پیوند محتوایی و ساختاری درون متنی غایب است اما در کتاب &#171;هستی‌شناسی شعر فارسی&#187;، نخستین کتاب از مجموعه &#171;جست‌وجوی خرد ایرانی&#187;، اثر منصور کوشان، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نویس برجسته، که هفته گذشته منتشر شد، آثار ۱۲ شاعر ایرانی از نگاهی منسجم، پیوسته و بر مبنای شیوه‌ای روشمند بررسی و تحلیل شده‌اند.در اغلب مجموعه مقالاتی که در باره شعر و داستان فارسی منتشر شده‌اند، پیوند نگاه و پیوند محتوایی و ساختاری درون متنی غایب است اما در کتاب &#171;هستی‌شناسی شعر فارسی&#187;، نخستین کتاب از مجموعه &#171;جست‌وجوی خرد ایرانی&#187;، اثر منصور کوشان، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نویس برجسته، که هفته گذشته منتشر شد، آثار ۱۲ شاعر ایرانی از نگاهی منسجم، پیوسته و بر مبنای شیوه‌ای روشمند بررسی و تحلیل شده‌اند.  نویسنده این مجموعه، که می‌توان آن را یکی از انگشت‌شمار آثار جدی نقد ادبی سال‌های اخیر در زبان&#160; فارسی ارزیابی کرد، با اتکا به تجربه و شناخت خود از موضوع نقد و با اتکا به پیوستگی ساختاری و انسجام منظر، متنی واحد را در قالب مجموعه‌ای متکثر خلق و شعر ۱۲ شاعر ایرانی را با معیار حضور آن چه او چند صدایی در &#171;خرد ایرانی&#187; می‌داند و بر سنجه &#171;زبان، مضمون و اندیشه&#187;، که از نگاه او &#171;ساختار هرمی&#187; و چند صدایی آثار هنری ماندگار را می‌سازند، بررسی و تحلیل می‌کند.  کوشان در این کتاب بر آن است که خرد ایرانی بر اندیشه و نگاه چند صدایی مبتنی و از تک صدایی بری بوده است. او در این مجموعه کوشیده است تا نسبت خرد چند صدایی ایرانی را با ساختار هرمی در برخی از بهترین شعرهای حافظ، نیما، شاملو، اخوان، فروغ، رویائی، آتشی،آزاد، براهنی، خویی، سپانلو و نفیسی تحلیل کند.   منصور کوشان با همین نگاه و روش داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه ایرانی را نیز در جلدهای بعدی مجموعه جست‌وجوی خرد ایرانی تحلیل و بررسی خواهد کرد.  منصور کوشان در سال ۱۳۲۷ در اصفهان چشم به جهان گشود. در دهه چهل با جنگ اصفهان، از با ارزش‌ترین نشریات ادبی تاریخ ایران، همکاری داشت و&#160; آثار خود را در عرصه نقد در نشریاتی چون آیندگان ادبی منتشر می‌کرد.  نخستین نمایشنامه کوشان با عنوان قربانیان خواب پنهان در سال ۱۳۵۴، نخستین رمان او با عنوان محاق در ۱۳۶۹، نخستین مجموعه داستان کوتاه او با عنوان خواب صبوحی و تبعیدی‌ها در سال ۱۳۷۰ و نخستین مجموعه شعر او با عنوان قدیسان آتش در سال ۱۳۷۱ منتشر شدند.  منصور کوشان تا کنون ۱۰ رمان از جمله آداب زمینی، راز بهار، ماه در تاریکی، عشق‌های شیطان، تثلیث جادو، زنان فراموش شده، دهان خاموش، دل تنگ و مهاجر را منتشر کرده است.  در زمینه داستان کوتاه و بلند ۱۱ اثر از جمله واهمه‌های زندگی، زانیه، آواز خاموش در تبعید و زن مفرغی و در زمینه نقد و بررسی ادبی ۶ اثر از جمله حدیث تشنه و آب، ایران، ایرانی و ما، فراسوی متن و شگرد و ساخت نمایشنامه به قلم کوشان منتشر شده‌اند.  کوشان شاعری است جست‌وجوگر که چشم‌اندازهای گوناگونی را در زبان و ساختار شعر خود تجربه کرده است. از ۱۱ مجموعه شعر منتشر شده او می‌توان به سال‌های شبنم و ابریشم، مفهوم دیگر الفبا، در ستایش بانوی هوس ها، پنجره رو به جان، ققنوس خواب، خطابه‌های زمینی و مولودی‌ها و رویا اشاره کرد.  منصور کوشان از فعالان برجسته کانون نویسندگان ایران و یکی از اعضای هیئت هشت نفره ای بود که متن ۱۳۴ نویسنده را در اعتراض به سانسور تدوین&#160; و برای آن امضا گردآوری و آن را منتشر کردند.  ماهنامه ادبی تکاپو به سردبیری کوشان، به دلیل انتشار این متن و انتشار گزارش هیئت 8 نفره جمع مشورتی کانون نویسندگان توقیف شد. کوشان از نخستین همکاران مجله آدینه بود و مدتی نیز سردبیری آن را بر عهده داشت.   کوشان، که از فعال‌ترین روزنامه‌نویسان ایران است، تا کنون مدیریت مجله ایران و سردبیری مجلاتی چون دینای سخن، آدینه، بوطیقای نود و تکاپو را برعهده داشته و اکنون در نروژ فصلنامه ادبی زمان را سردبیری و منتشر می‌کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_BookReview_Koushan/1747627.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Weekly_BookReview_Koushan/1747627.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 05 Jun 2009 16:29:17 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مناظره احمدی‌نژاد و موسوی، دگرگونی زبان و گفتمان سیاست در ایران</title>
            <description>حمله بی سابقه و صریح محمود احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و ناطق نوری، در مناطره تلویزیونی روز چهارشنبه رئیس جمهور با میرحسین موسوی، نه فقط گفتمان انتخاباتی جناح های حکومتی، که زبان سیاست رسمی را در ایران، که در چند روز گذشته تند و تیز و البته مشخص تر و روشن تر شده بود، دگرگون یا دگرگونی آن را به نمایش گذاشت و تثبیت کرد.حمله بی‌سابقه و صریح محمود احمدی‌نژاد به هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و ناطق نوری، در مناطره تلویزیونی روز چهارشنبه رئیس جمهور با میرحسین موسوی، نه فقط گفتمان انتخاباتی جناح‌های حکومتی، که زبان سیاست رسمی را در ایران، که در چند روز گذشته تند و تیز و البته مشخص‌تر و روشن‌تر شده بود، دگرگون یا دگرگونی آن را به نمایش گذاشت و تثبیت کرد.  دگرگونی زبان سیاست رسمی گرچه از حادتر شدن تضادهای درون جناحی خبر می‌دهد، اما بیش از آن، از تحولی بنیادی در روان شناسی، شعور جمعی و فرهنگ جامعه و انعکاس این تحول در زبان سیاست و گفتمان سیاسی حکایت می کند و دور شدن زبان فارسی را در عرصه سیاست رسمی از ریا و ادب تصنعی، کلی‌پردازی و مبهم‌گویی و نزدیک‌تر شدن آن را به زبانی صادقانه‌تر، بی‌ریاتر، مشخص‌تر، روشن‌تر و صریح‌تر نشان می‌دهد.    			 				  &#160;  					 فرج سرکوهی:   نویسنده، منتقد و روزنامه‌نگار ایرانی ساکن آلمان. عضو افتخاری انجمن قلم آلمان، عضور شورای جهانی نویسندگان و خبرنگاران بدون مرز. فرج سرکوهی از جمله بنیانگذاران مجله آدینه و سردبیر آن بود که بیش از ده سال در ایران منتشر می‌شد.    			 		حضور متفاوت این گرایش در زبان آقایان احمدی‌نژاد، موسوی و کروبی، که بیش از رقیب دیگر خود آقای محسن رضایی بر نیازها و تمایلات مردم و مخاطبان آگاهند، و نیز در زبان نزدیکان این سه رقیب، از تحول مخاطبان و جامعه ایرانی نشان دارد و گرچه به دلیل تندی و تیزی و صراحت با هنجارهای تا کنونی ادب رسمی در تضاد است اما از رشد فرهنگی جامعه حکایت می‌کند.  ابعاد سیاسی و اجتماعی این مناظره نیز به حد و سطح رقابت‌های انتخاباتی محدود نخواهد ماند. برای اولین بار در سی سال گذشته، مقامی دولتی، و آن هم رئیس جمهور، در پرمخاطب‌ترین، با نفودترین و کنترل‌شده‌ترین رسانه ایران، ــ تلویزیون دولتی ــ و در یکی از پربیننده‌ترین برنامه های تاریخ آن، آقای هاشمی رفسنجانی، از قدرتمندترین ارکان نظام جمهوری اسلامی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام و از پرنفودترین روحانیون و رهبران نسل اول انقلاب را با کارنامه‌ای که در آن مشاور اول آیت الله خمینی، فرماندهی جنگ، ریاست مجلس و ریاست جمهوری ثبت است، با ذکر نام و به صراحت، به &#171;ضربه زدن به دولت&#187;، به فساد اقتصادی و بالاتر از این همه به ارتباط غیرقانونی و پنهانی با &#171;پادشاه یک کشور عربی همسایه&#187; علیه دولت منتخب مردم متهم کرد.  آقای احمدی نژاد ادب تصعنی ایرانی را نیز، که در حضور دشمن و رقیب رعایت و در پسله به غیبت و بدگویی و لجن مال کردن او بدل می‌شود، به کناری نهاد و چشم در چشم نخست‌وزیر محبوب آیت الله خمینی، او را متهم کرد که از سوی ائتلاف محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی به صحنه آمده، با دلار هفت تومانی عده ای از نزدیکان خود از جمله آقای صفایی فراهانی را ثروتمند کرده و همسر او،  زهرا رهنورد، و حامی او محمد خاتمی را به جعل عنوان دکترا برای خود متهم و به نقش &#171;پسر هاشمی در پرونده استات اویل&#187; و فساد &#171;پسر ناطق نوری&#187;، رئیس اسبق مجلس، مشاور رهبر و حامی موسوی اشاره کرد.    رئیس جمهور در هفته جاری معاون وزیر نفت خود را به تخلف &#171;در یک قرارداد نفتی به سود آقازاده یکی از سران حکومت&#187;، غلامحسین کرباسچی را به فساد اقتصادی و رقبای خود را به افشاگری در مناظره تلویزیونی تهدید کرده بود. اما کم تر کسی انتظار داشت که او مناظره با موسوی را به صحنه حمله صریح و روشن به هاشمی رفسنجانی بدل کند و کسی را که رهبر جمهوری اسلامی به دوستی با او افتخار کرده ، سی سال محرم اسرار نظام بوده و در تصمیم گیری های اصلی داخلی و خارجی سی سال گذشته نقش اصلی و حضوری مؤثر داشته است، به صراحت و با ذکر نام به همدستی با &#171;پادشاه یک کشور عربی همسایه&#187; متهم کند.  مناظره روز چهارشنبه، جدال بین رفسنجانی و احمدی نژاد را، که می تواند نمادی از مبارزه رهبران روحانی نسل اول انقلاب با دولتمردان نسل دوم، مبارزه فردی، مبارزه جناحی و فکری، مبارزه باندهای قدرت و ثروت و.. تعبیر شود، به مرحله برگشت‌ناپذیری سوق داد، رقابت‌های جناحی را به یکی از  بحرانی‌ترین مراحل خود نزدیک کرد و... اما بیش و پیش از این همه نه فقط گفتمان انتخاباتی که زبان سیاست رسمی را در ایران دگرگون کرد.    دگرگونی زبان سیاست رسمی گرچه از حادتر شدن تضادهای درون جناحی خبر می دهد، اما بیش از آن، از تحولی بنیادی در روان شناسی، شعور جمعی و فرهنگ جامعه و انعکاس این تحول در زبان سیاست و گفتمان سیاسی حکایت می کند و دور شدن زبان فارسی را در عرصه سیاست رسمی از ریا و ادب تصنعی، کلی پردازی و مبهم گوئی و نزدیک تر شدن آن را به زبانی صادقانه تر، بی ریا تر، مشخص تر، روشن تر و صریح تر نشان می دهد.  بلافاصله پس از پایان مناظره رسانه های هر دو طرف مدعی پیروزی نامزد مطلوب خود در این مناظره شدند. خبرگزاری فارس از پیروزی احمدی نژاد و خبرگزاری ایلنا از پیروزی موسوی خبر داد اما تاثیر این مناظره بر انتخابات، بر واکنش و موضع‌گیری رهبر، شورای نگهبان و بزرگان نظام پردامنه‌تر و عمیق تر از آن خواهد بود که جنجال رسانه‌های جانبدار آن را با این سرعت پیش‌بینی کنند.  انگیزه آقای احمدی‌نژاد،  که از هفته پیش لحن خود را علیه رقبای خود تندتر و آنها را به افشاگری تهدید کرده بود، از حمله صریح به هاشمی رفسنجانی، می تواند ترس از شکست یا امید قطعی به پیروزی تحلیل شود و یا تاکتیکی با این هدف که رقیب خود آقای موسوی را در ذهن بخش مهمی از رای دهندگان با هاشمی رفسنجانی یکی کرده و او را در تصویر منفی آنان از هاشمی رفسنجانی و خانواده او شریک کند.  در ایران که نظرسنجی بی طرف و عینی و آزاد وجود نداشته و نظرسنجی‌های به نسبت عینی و بی‌طرفانه برخی نهادهای حکومتی محرمانه می مانند، هنوز نمی توان در باره انگیزه آقای احمدی‌نژاد و تاثیر عاملی چون ترس از شکست بر اساس نظرسنجی داوری قطعی به دست داد.  علاوه بر این حمله ای چنین صریح و بی محابا و متهم کردن هاشمی رفسنجانی به روابط پنهانی با پادشاه یک کشور عربی، که هیج یک از جناح های حکومتی او را دوست و متحد ایران تلقی نمی کنند، نقش، قدر، نفوذ، قدرت و ثروت هاشمی رفسنجانی از سویی و موقعیت نه چندان مطلوب احمدی‌نژاد نزد روحانیون قدرتمند، مدیران دولتی و قوه قضائیه از دیگر سو، زلزله سیاسی چندان پردامنه را سبب می‌شود که می‌تواند سود فرضی هر تاکتیکی را برای رئیس جمهور به شکست استراتژیک بدل کند.  مردم ایران به افشای پرونده‌های فساد اقتصادی در جنگ جناحی خو کرده و در برابر آن تا حدی مصونیت یافته‌اند اما طرح اتهام رابطه پنهانی با پادشاه یک کشور عربی چندان سنگین است که یا به حذف مدعی، احمدی‌نژاد، کمک می‌کند یا به محاکمه و دستکم خانه‌نشینی متهم.  رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که رئیس جمهور او را به چنین اقدامی  متهم می‌کند، در صورت پیروزی مجدد احمدی‌نژاد در انتخابات، دستکم ناگزیر به استعفا است چرا که این اتهام زمینه همکاری را تا حد بالایی منتفی می‌کند. حذف احمدی‌نژاد در انتخابات شاید برای نظام کم هزینه‌تر از حذف رکنی چون هاشمی رفسنجانی باشد.  آقای احمدی‌نژاد در مناظره روز چهارشنبه خود آقایان محمد  خاتمی و هاشمی رفسنجانی را به &#171;ضربه زدن به دولت خود&#187; و تلاش برای &#171;به زمین زدن دولت&#187; متهم کرد و مدعی شد که پس از پیروزی او در انتخابات &#171;آقای هاشمی در پيغامی كه به يكی از پادشاهان كشورهای منطقه داد گفت؛ نگران نباشيد اين دولت ظرف شش ماه ساقط خواهد شد.&#187;  رئیس جمهور در همان نخستین دقایق آغاز مناظره گفت: &#171;امروز آقای موسوی در مقابل من نيست. سه دولت گذشته در مقابل من است. اين سه درگذشته هم از يکديگر حمايت کردند در واقع اين ها با هم بودند.زمانی که دولت تشکيل شد اين ها هدفشان ضربه زدن به دولت بود.&#187; احمدی نژاد مدعی شد که در دوره نخست وزیری موسوی و ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی &#171;نظام اداری شکل گرفته که از ارزش‌های انقلاب فاصله گرفت. آرام آرام جريانی شکل گرفت که خود را حاکم بر ملت می ‌دانست.&#187;   او خطاب به موسوی گفت &#171; آقای خاتمی را دکتر خطاب می کنید. می دانید کسی را دکتر خطاب می کنند که امتحان جامع داده باشد. می گذارید پرونده آموزشی خانم را اعلام کنم؟&#187;  وی افزود &#171;کسانی در دولت شما با رانت دلاری هفت تومان میلیاردر شدند. آقای صفایی فراهانی در دولت شما پول دار شدند. پسران آقای هاشمی چه می کنند؟... پرونده استات اویل که پشت اش پسر آقای هاشمی است، یک دادگاهی شد و یک زندانی و یکی را به خارج فراری دادند ... پسر آقای ناطق نوری که حامی شما هستند چگونه زندگی می کنند؟&#187;  شاید هدف اصلی آقای احمدی نژاد از این سخنان، چنان که خود گفت، افشاگری علیه رقبای خود بود. کارایی این تاکتیک اما در جامعه ای که مردم آن به فساد اقتصادی دولتمردان خو گرفته اند، چندان روشن نیست .  تحول زبان سیاست رسمی، که در مناظره تلویزیونی احمدی نژاد و موسوی خود را به نمایش گذاشت، در کوتاه مدت و دستکم تا پایان انتخابات ریاست جمهوری، در سایه تحولات مهم سیاسی حاصل از این مناظره خواهد ماند اما از فردای این مناظره رد آن را می توان بر دگرگونی زبان سیاست رسمی ایران دید.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Musavi_Ahmadinejad_Debate_Com/1746487.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Musavi_Ahmadinejad_Debate_Com/1746487.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 04 Jun 2009 11:42:32 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3BDD4606-7AEF-484F-A63D-42F6AE4C03BD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تراژدی مردم و تراژدی رهبران سیاسی</title>
            <description>&#171;تراژدی مردم ـ انقلاب روسیه&#187;، اثر اورلاندو فایجس و کتاب سه جلدی انقلاب روسیه نوشته لئون تروتسکی، که ترجمه فارسی آنها اخیر منتشر شدند، نه فقط ظهور جذاب و پایان غمبار انقلاب اکتبر روسیه، که تراژدی مردم و رهبران سیاسی را در بزرگترین رخداد سال‌های آغازین قرن بیستم، از دو منظر متفاوت، تصویر کرده و می‌کوشند تا برآمدن استبداد را از متن انقلابی که با شعار آزادی و رهایی از فقر و نابرابری به پیروزی رسید، تحلیل کنند.&#171;تراژدی مردم ـ انقلاب روسیه&#187;، اثر اورلاندو فایجس و کتاب سه جلدی انقلاب روسیه نوشته لئون تروتسکی، که ترجمه فارسی آنها اخیر منتشر شدند، نه فقط ظهور جذاب و پایان غمبار انقلاب اکتبر روسیه، که تراژدی مردم و رهبران سیاسی را در بزرگترین رخداد سال‌های آغازین قرن بیستم، از دو منظر متفاوت، تصویر کرده و می‌کوشند تا برآمدن استبداد را از متن انقلابی که با شعار آزادی و رهایی از فقر و نابرابری به پیروزی رسید، تحلیل کنند.  کتاب اول زمینه‌های ظهور و ثبیت یکی از خشن‌ترین استبدادهای تاریخ را از بستر امیدبخش‌ترین انقلاب جهان، در فرهنگ و مذهب مردم و در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی روسیه جستجو می‌کند و کتاب دوم انحراف و خیانت برخی رهبران حزب کمونیست را منشأ اصلی ظهور دوباره استبداد می‌داند.  کتاب دو جلدی تراژدی مردم، که احمد علیقلیان آن را به فارسی برگردانده است، در قالب روایت زندگی شخصیت‌های کتاب در سال‌های ۱۸۹۱ تا ۱۹۲۴، زمینه‌های پیدایی انقلاب را تا تثبیت استبداد استالینی، سقوط سودای پرشور آزادی را به فضای سرد استبداد شرقی، دگردیسی آرزوی برپا کردن نظامی انسانی را به فاجعه‌ای که زندگی و امید میلیون‌ها انسان را بر باد داد، در ساختاری جذاب و با اتکا به اسناد معتبر به تصویر می‌کشد.  لئون تروتسکی، که از رهبران طراز اول انقلاب بود و پس از انقلاب در مبارزه درون حزبی از استالین شکست خورد و در تبعید کشته شد، در کتاب سه جلدی تاریخ انقلاب روسیه، که سعید باستانی آن را فارسی برگردانده است، روند انقلاب و فاجعه تحول آن را به استبداد فردی از منظر رهبری تصویر می‌کند که در سال‌های تلخ تبعید نظاره‌گر مرگ رویاهای اجتماعی و فردی خود بود.  کتاب تراژدی مردم، که در چهار فصل با عنوان‌های روسیه در دوره رژیم کهن، بحران قدرت، روسیه در انقلاب و جنگ داخلی و برپایی نظام شوروی تدوین شده است، با اتکا به اسناد معتبر، در قالب روایت زندگی چند شخصیت، تلفيقی سازگار از تاريخ‌نویسی و رمان تاريخی به دست می‌دهد که برای خواننده غیرمتخصص نیز جذاب و پرکشش است.   در کتاب تروتسکی که به دلیل احاطه و حضور او در متن رخدادها و به دلیل گستره گسترده دانش نویسنده اثری درخشان به شمار می‌رود، راوی قربانی انقلابی است که خود در پدید آوردن و رهبری آن نقشی کارساز داشته است.  قربانی کتاب تراژدی مردم اما همان مردمی هستند که به امید رهایی از استبداد و فقر انقلاب می‌کنند و به دلیل فرهنگ و مذهب خود قربانی آن می‌شوند.  تروتسکی در کتاب خود فاجعه استبداد را عارضه‌ای اجتناب‌پذیر می‌داند که انحراف و خیانت رهبرانی چون استالین آن را سبب ساز شدند. کتاب تراژدی مردم فرهنگ مردم روسیه را، که در آن مستبد فره‌مند مقتدر در قالب تزار و رهبر ستایش می‌شد، و مذهب ارتدوکس را، که در آن تزار و رهبر سایه خدا بودند، زمینه‌ساز اصلی استبداد گریز ناپذیر معرفی می‌کند.  لئون تروتسكی، که به دوران قدرتمندی در اعمال شیوه‌های خشن و استبدادی دست کمی از رقیب خود استالین نداشت و به دوران تلخ تبعید به انتقاد از استبداد فردی و دیکتاتوری رهبران برخاست، کتاب سه جلدی تاريخ انقلاب روسيه را در سال ۱۹۳۰ در روزهای تلخ تبعید نوشت تا به تاریخ‌نویسی رسمی شوروی، که نقش او را در انقلاب انکار می‌کرد، پاسخ دهد.  تروتسكی در سال ۱۸۷۹ متولد شد. در نوجوانی به انقلاب پیوست، در انقلاب ناکام ۱۹۰۵ روسیه رئیس شورای کارگران انقلابی پتروگراد بود و پس از انقلاب پیروز اکتبر ۱۹۱۷ ارتش سرخ را بنیان نهاد و آن را فرماندهی کرد.  تروتسكی پس از پیروزی انقلاب اکتبر وزیر خارجه دولت لنین و عضو کمیته مرکزی حزب حاکم بود اما در مبارزات درون حزبی از استالین شکست خورد، به تبعید رانده شد و در ۱۹۴۰ در مکزیک با ضربه‌های تبر به قتل رسید.  قاتل او پس از آزادی از زندان نشان لنین، بالاترین نشان شوروی را از استالین دریافت کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Book_Review_Peoples_Tragedy/1742245.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Book_Review_Peoples_Tragedy/1742245.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 29 May 2009 12:19:09 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B69D7CCF-48F0-4569-A0F7-B3043189C779_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ساده چون صدای گاو&#187;؛ ۳۰ شعر از مایاکوفسکی</title>
            <description>هفته گذشته با انتشار کتاب &#171;ساده چون صدای گاو&#187; ترجمه فارسی ۳۰ شعر ولادیمیر مایاکوفسکی در دسترس فارسی‌زبانان قرار گرفت و ترجمه مجموعه دیگری از شعرهای او نیز با عنوان &#171;آتش سرد&#187; در روزهای آینده منتشر خواهد شد. این دو کتاب را بابک شهاب به فارسی ترجمه کرده است.هفته گذشته با انتشار کتاب &#171;ساده چون صدای گاو&#187; ترجمه فارسی ۳۰ شعر ولادیمیر مایاکوفسکی در دسترس فارسی‌زبانان قرار گرفت و ترجمه مجموعه دیگری از شعرهای او نیز با عنوان &#171;آتش سرد&#187; در روزهای آینده منتشر خواهد شد. این دو کتاب را بابک شهاب به فارسی ترجمه کرده است.  نام و آثار ولادیمیر مایاکوفسکی برای کتاب‌خوانان ایرانی آشنا است و برخی از آثار او پیش از این به فارسی ترجمه شده‌اند که از آن جمله می‌توان به دو کتاب &#171;ساس&#187; و &#171;حمام&#187; به ترجمه ع. نوريان، &#171;ابر شلوارپوش&#187;، &#171;زندگی و کار&#187;، با ترجمه‌ مديا كاشيگر، &#171;آمريکايی که من شناختم&#187;، به ترجمه وازریک درساهاکیان و  &#171;شعر چگونه ساخته می‌شود؟&#187; با ترجمه اسماعیل عباسی اشاره کرد. آخرين شعر ماياكوفسكی پیش از خودکشی را نیز یوسف اباذری به فارسی ترجمه کرده است.  ولادیمیر مایاکوفسکی ،که او از به عنوان یکی از خلاق‌ترین شاعران روسیه و جهان یاد می‌کنند، در  ۱۸۹۳ در گرجستان، که در آن روزگار به روسیه تزاری تعلق داشت، در خانواده‌ای فقیر، چشم به جهان گشود و از همان دوران نوجوانی سری پرشور و طبعی شورشی داشت و نفی و نقد و طغیان از مولفه‌های اصلی شعر درخشان و زندگی کوتاه او بود.   مایاکوفسکی نوجوان در فضای پر تنش پیش از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه دل به ادبیات خلاقه و نوآور سیاست انقلابی داد و با خلق ساختارها و زبانی تازه، با درونی کردن خلاقانه و هنرمندانه شور و شوق فضای انقلاب اکتبر در آثار خود و با ابداع وزن، ریتم و تصویرهای نو و دمیدن نگاهی تازه در شعر خطابی خود، به عنوان یکی از پیشروترین و خلاقانه‌ترین شاعران زبان روسی و یکی از پیشگامان شعر &#171;فوتوریستی&#187; تثبیت شد و مولفه‌های خلاقانه شعر خود را در نمایشنامه‌های خویش نیز استادانه به کار گرفت.  زندگی مایاکوفسکی نیز با شعر او همگن بود؛ در ۱۴ سالگی در سال  ۱۹۰۸ به حزب سوسيال دمكرات روسیه پیوست که جناح انقلابی آن چند سال بعد به حزب بلشویک و کمونیست تغییر نام داد و در انقلاب اکتبر به قدرت رسید.  فعالیت‌های انقلابی مایاکوفسکی نوجوان خشم پلیس سیاسی تزار را برانگیخت و او در ۱۵ سالگی به زندان افتاد و پس از دوبار زندانی شدن برای سه سال به  تبعید فرستاده شد.   ‎در سال ۱۹۱۳ نخستین نمایشنامه مایاکوفسکی با عنوان تراژدی ولاديمير ماياكوفسكی، در تئاتر لوناپارک پطرزبورگ به صحنه رفت. عنوان این نمایشنامه را اداره سانسور برگزید، چرا که ماياكوفسكی این اثر را بدون نام به اداره بررسی کتاب فرستاد و کارمندان سانسور نام نویسنده را نام اثر پنداشتند.    ماياکوفسکی که با محافل ِ آوانگارد هنری و نوآور همدل بود در سال ۱۹۱۳ بیانیه‌ &#171;سیلی برگوش عامه&#187; را منتشر کرد که فراخوانی بود برای برگذشتن از بینش و فرم‌های سنتی در ادبیات و هنر آن روزگار.  از ۱۳ جلد مجموعه شعرهای مایاکوفسکی یک جلد پیش از انقلاب و ۱۲ جلد پس از انقلاب ۱۹۱۷ منتشر شدند. مایاکوفسکی که آثار او تجلی هنری شور و شوق و نفی و نقد انقلاب بود، پس از پیروزی انقلاب نیز کوشید تا فضای انقلاب را که موجی از امید و شور برانگیخته بود و با منش فردی و بینش شورشی او همگن بود، در شعر خطابی خود تصویر کرده و با شعر خوانی در جبهه‌ها، خیابان‌ها، کارخانه‌ها و میکده‌ها با توده‌های مردم ارتباطی زنده برقرار کند.  مایاکوفسکی در ۱۹۲۳ سردبیری مجله فوتوریستی و آوانگارد &#171;لف&#187; را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۲۵ به فرانسه، اسپانیا، کوبا، مکزیک و آمریکا سفر کرد.   دولت شوروری پس از پیروزی در انقلاب ۱۹۱۷ برآن بود تا شور و شوق انقلاب را به سود اقتدار رسمی حذف کند و از این منظر با فوتوریزم و دیگر نحله‌های شورشی و آوانگارد هنر و ادبیات به دشمنی برخاست.  دولت و حزب کمونیست شوروی در منظر عمومی مایاکوفسکی را گرامی می‌داشتند اما بورکراسی دولتی و حزبی در کار حذف خلاقان عرصه هنر بود. شاخک‌های حساس و نگاه تیز مایاکوفسکی مرگ شوق و گرمای انقلابی و ظهور سرد استبداد را دیدند و شاعر انقلاب چندان سرخورده شد که در ۱۴ آوریل ۱۹۳۰ در ۳۶ سالگی با شلیک گلوله‌ای به مغز خود به زندگی پرشور و خلاق خود پایان داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Majakovski_NewBook/1737189.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Majakovski_NewBook/1737189.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 22 May 2009 13:18:51 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2B44FABD-FFA5-4D1D-9756-6957AD4701A4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خیام؛ رندی فراتر از کفر و اسلام و دنیا و دین</title>
            <description>روز دوشنبه، ۲۸ اردیبهشت ماه، جهان و ایران زادروز تولد حکیم عمر خیام، ریاضی‌دان و شاعری را جشن گرفت.روز دوشنبه، ۲۸ اردیبهشت ماه، جهان و ایران زادروز تولد ریاضی‌دان و شاعری را جشن گرفت که فرم دشوار رباعی را در شعر کلاسیک فارسی به اوج و کمال رساند، در تدوین تقویم خورشیدی جلالی، از کامل‌ترین گاهشماری‌های بشری، مشارکت داشت، در مبحث معادلات سه مجهولی، در جبر و ریاضی و نجوم و در برخی مبانی هندسه اقلیدسی چشم‌اندازهای تازه‌ای کشف کرد، به رغم کمیت اندک شعرهای خود در سنجش با حجم آثار بزرگان شعر فارسی، به بلندآوازه‌ترین شاعر زبان فارسی در جهان بدل شد، شک، تردید، پرسش و نقد بنیادی مفاهیم و ارزش‌های فرهنگ مسلط بر جامعه خود را در قالب هنر بر کرسی تاریخ نشاند و بیش و فراتر از این همه، نمونه ای نادر از پیروزی خلاقیت هنری بر باورهای جزمی و قدرت‌های سیاسی و دینی را به دست داد.   فردوسی، مثنوی حماسی، مولوی مثنوی عرفانی، بیهقی و سعدی نثر کلاسیک و حافظ غزل را در زبان فارسی به کمال رساندند و خیام فرم ساده اما دشوار، موجز و فشرده اما پر امکان رباعی را، به رغم محدویت آن به چهار مصرع و وزن واحد &#171; حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله&#187;، به فرمی غنی برای بیان هنری پیچیده‌ترین مفاهیم فلسفی بدل کرد.  بزرگان شعر و نثر کلاسیک فارسی، و حتی عاصی‌ترین آنان حافظ، با باورهای اصلی فرهنگ مسلط بر جامعه، یا دستکم با باورهای گرایش‌ها و لایه‌های قدرتمندی در جامعه، همراه بودند و حداکثر قرائت و برداشتی متفاوت، اما مشترک در مفاهیم پایه، از فرهنگ مسلط جامعه یا نظام ارزشی گرایش‌های قدرتمند آن را عرضه کرده اند.   اما شک، تردید، پرسش و نقد بینادی رباعیات خیام، به ویژه آن جا که در مفاهمیی چون باور به خالق، عدل الهی، معنای قدسی خلقت، معاد، شک و با زبانی تصویری و موجز و در بافتی منسجم، پرسش‌های وجودی خود را هنرمندانه مطرح می‌کند، نه فقط بر فرهنگ مسلط جامعه، که بر نظام ارزشی همه گرایش‌های آن بر می‌آشوبد و با این همه، به اتکاء خلاقیت هنری خود، بر تاریخ و فرهنگی که نقد را برنمی‌تابد و بر حذف فرهنگی پیروز شده است.  خلاقیت هنری خیام بر فرهنگی پیروز شد که نقد و پرسش را به فراموشی یا حاشیه‌های تاریخ تبعید می‌کرد و از سر خصومت با دگراندیشانی چون رازی آثار او را چنان نابود کرد که افکار او تنها از زبان و به روایت مخالفان جدی او به دست ما رسیده است. اما شک، تردید، پرسش و نقد بنیادی رباعیات خیام، در پرتو ساخت و بیان هنری او، از سرکوب و حذف فرهنگ تک صدایی و جزم باور در امان ماند و به یکی از مولفه‌های فرهنگ ما بدل شد.  به گفته اکثر مورخان خیام در ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی متولد و حدود ۵۱۰ خورشیدی درگذشت. به دوران حیات خود، اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجری قمری، به عنوان ریاضی‌دان و منجمی بزرگ شهرت داشت اما معاصران او چون نظامی عروضی، مولف چهار مقاله که او را &#171;حجه الحق&#187; خطاب می‌کند، یاابوالفضل بیهقی، که او را &#171;امام عصر خود&#187; می‌خواند و حتی سنائی و عطار، که خود شاعر بودند، از خیام به عنوان شاعر یاد نمی‌کنند.    زمانه خیام روزگار اوج‌گیری جدل‌های مذهبی و تلاطم‌های سیاسی بود. جانشین ملکشاه، سلطان سنجر سلجوقی، خیام را طرد کرد چرا که خیام در سیاست نیز با فرهنگ مسلط زمانه خود درافتاد، با استبداد شرقی به مخالفت برخاست و چشم به دموکراسی آتنی یونانیان داشت و به گزارش ابن قفطی &#171;در التزام سياست مدنيه بر موجب قواعد يونانيه مبالغت فرمودی&#187; و &#171;بر آن‌ بود كه‌ بايد هيئت‌ اجتماعيه‌ را بر حسب‌ قواعد يونانيان‌ اداره‌ كرد.&#187;  محققان حدود ۵۷ رباعی از صدها رباعی منسوب به خیام را اصیل می‌دانند و صادق هدایت در مقدمه ترانه‌های خیام می‌نویسد: &#171;گویا ترانه‌های خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یک دسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیه جنگ‌ها و کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده و پس از مرگش منتشر گردید.&#187;  خواجه نظام‌الملک،صدراعظم ملک‌شاه سلجوقی در سال ۴۸۰ هجری قمری برای اصلاح  گاهشماری از خیام و هفت ریاضی‌دان بزرگ زمانه دعوت کرد و تقویم خورشیدی جلالی حاصل این همکاری است. خیام بیش از ۱۲ اثر ارزنده در جبر و ریاضی و نجوم نوشت و رساله نوروز نامه را نیز به او نسبت می‌دهند.    زمانه خیام روزگار اوج‌گیری جدل‌های مذهبی و تلاطم‌های سیاسی بود.  جانشین ملکشاه، سلطان سنجر سلجوقی، خیام را طرد کرد چرا که خیام در سیاست نیز با فرهنگ مسلط زمانه خود درافتاد، با  استبداد شرقی به مخالفت برخاست و چشم به دموکراسی آتنی یونانیان داشت و به گزارش  ابن قفطی  &#171;در التزام سياست مدنيه بر موجب قواعد يونانيه مبالغت فرمودی&#187; و &#171;بر آن‌ بود كه‌ بايد هيئت‌ اجتماعيه‌ را بر حسب‌ قواعد يونانيان‌ اداره‌ كرد.&#187;  ابن‌ القفطی، گزارشی کوتاه اما گویا نیز از برخورد معاصران خیام با او به دست می‌دهد&#171;چون‌ اهل‌ زمانش‌ در دين‌ او تهمت‌ زدند و آن چه‌ پنهان‌ می‌داشت‌ آشكار كردند برخون‌ خويش‌ بترسيد و عنان‌ زبان‌ و قلم‌ خود باز كشيد&#187;   شهرت جهانی   ترجمه آزاد فيتز جرالد از رباعیات خیام در سال ۱۸۵۹ ميلادی در ۲۵۰ نسخه منتشر شد. فیتزجرالد این ترجمه را پس از انتشار نسخه تازه ای از رباعیات خیام  در سال ۱۸۶۷ بازنویسی و در سال ۱۸۶۸ منتشر کرد. ترجمه فيتز جرالد را، که شهرت جهانی خیام را سبب شد، از بهترین نمونه‌های ترجمه آزاد، بازآفرینی اثر در زبان مقصد، ارزیابی می‌کنند.  شاعری که در قلب قرون وسطای جزم‌باوری &#171;نقاش ازل&#187; را به سخره می‌گیرد و در این &#171;طــرب خـــانه خاک&#187; ، &#171;هــــر برگ بنفشه&#187; را &#171;خالی&#187; می‌بیند که &#171; بر روی نگـــاری بــوده است&#187; و می‌داند که &#171;از جملـــه رفتـــگان ایــــــن راه دراز&#187; &#171;باز آمــده ای نیست بما گــــــــوید بــاز&#187;، به برکت خلاقیت هنری خود &#171; رندی&#187; است &#171;در این شورستــان&#187; که &#171;با هفت هـــــــزار سالگــان سر به سر&#187; است.   رندی &#171; نشسته بــر خنگ زمیـــن&#187;، &#171;نه کفــر و نه اسلام و نه دنیا و نه دیــن&#187;، &#171;نه حق و نه حقیــقت نه شریعت نـه یقین&#187; که می‌خروشد &#171;گر بر فلکم دست بدی چون يزدان، برداشتمی من اين فلک را ز ميان، از  نو  فلکی  دگر چنان ساختـمی، کازاده   بـه کام   دل  رسيدی  آسان&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Khayyam/1734654.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Khayyam/1734654.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 19 May 2009 12:03:05 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D10CDDB2-285C-4A36-BFF9-93D846485848_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کاروان اسلام: طنز برنده صادق هدایت علیه تقدس ریایی</title>
            <description>نسخه کامل و منقح کتاب کاروان اسلام یا البعثة الاسلاميه الی البلاد ‏الافرنجيه، یکی از بهترین طنزهای صادق هدایت، که انتشار آن در ایران همواره و در هر دو نظام شاهنشاهی و اسلامی ممنوع بود و هست، هفته گذشته در سوئد منتشر شد.نسخه کامل و منقح کتاب کاروان اسلام یا البعثة الاسلاميه الی البلاد ‏الافرنجيه، یکی از بهترین طنزهای صادق هدایت که انتشار آن در ایران همواره و در هر دو نظام شاهنشاهی و اسلامی ممنوع بود و هست، هفته گذشته در سوئد منتشر شد.  تاکنون نسخه‌های ناقصی از این کتاب چاپ و مخفیانه در ایران توزیع شده است، اما نسخه کنونی که با مقدمه م.ف. فرزانه، از نزدیک‌ترین دوستان هدایت، همراه است بر اساس نسخه دست‌نویس صادق هدایت چاپ شده است.  چهار مبلغ مذهبی به نام‌های تاج‌المتکلمین، عندلیب‌الاسلام، سکان‌الشریعه و سنت‌الاقصاب به همراه الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی، مخبر و مترجم گروه، برای تبلیغ اسلام به دیار فرنگ سفر می‌کنند و داستان از نگاه مخبر گروه روایت می‌شود.   هدایت در این اثر در قالب روایت سفر هیئتی از روحانیون مبلغ به اروپا طنزی متعالی را درباره رفتار، کردار، فرهنگ، ارزش‌ها و ذهنیت آنان خلق کرده، ماسک تقدس و پرده ریا را از چهره آدم‌های داستان خود برداشته و نقدی باارزش از الگوهای شخصیتی و رفتاری یکی از قدرتمندترین لایه‌های جامعه به دست می‌دهد.  به روایت مجتبی مینوی، هدایت این کتاب را در سال ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۳ نوشت و به رغم آن که به گفته خود او با چاپ کتاب &#171;کلۀ مرا ختنه می‌‌کنند&#187;، تمایل داشت آن را در ایران و به زمان حیات خود منتشر کند.  انتشار البعثة الاسلاميه الی البلاد ‏الافرنجيه به زمان حیات صادق هدایت ممکن نشد و او نسخه دست‌نویس کتاب را نزد دوست خود فرزانه به امانت گذاست.   هدایت که با آثاری چون بوف کور، سه قطره خون و زنده به گور، بینان‌گذار داستان‌نویسی مدرن ایران و هنوز نیز بزرگ‌ترین نویسنده معاصر ایران است، علاوه بر نوشتن داستان کوتاه و بلند در نگارش طنز متعالی نیز دستی قوی داشت و در این عرصه آثاری چون افسانه آفرینش، توپ مرواری، وغ وغ ساهاب و البعثة الاسلاميه الی البلاد الافرنجيه را خلق کرد.  رگه‌های طنز متعالی هدایت را در آثار دیگر او نیز می‌توان دید. تیغ تیز و هشیار طنز هدایت خرافات و باورهای مسلط جامعه را هدف گرفته و اقتدار باورها، ارزش‌ها و اعتقادات مسلط و قدرت سیاسی و دینی و مالی را به مضحکه بدل می‌کند. ‎‎ صادق هدایت در سال ۱۲۸۱ در خانواده‌ای از اشراف بافرهنگ قاجار در تهران متولد شد. پدر او هدایت‌قلی‌خان اعتضادالملک و جد اعلای او رضاقلی‌خان هدایت بود که آثاری چون مجمع‌الفصحا و اجمل‌التواریخ را تألیف کرد.  هدایت تحصیلات مقدماتی خود را در دارالفنون و مدرسهٔ فرانسوی سن‌لویی در تهران به پایان برد و در سال ۱۹۲۴، به هنگامی که هنوز محصل بود، کتاب انسان و حیوان را نوشت و رباعیات خیام را تصحیح و همراه با مقدمه‌ای مفصل منتشر کرد.  هدایت در ۱۹۲۵ برای ادامه تحصیل به بلژیک و فرانسه رفت&#160; و پس از انتشار چند مقاله کتاب فواید گیاه‌خواری را با مقدمه حسین کاظم‌زاده ایرانشهر در پاریس چاپ و پس از آن آثاری چون نمایشنامه پروین دختر ساسان، داستان‌های مادلن و اسیر فرانسوی و یکی از شاهکارهای خود، زنده به گور، را خلق کرد.  هدایت پس از بازگشت به ایران به صف روشنفکرانی پیوست که خواستار تحول فرهنگی و ادبی بودند و گروه ربعه را با شرکت مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی تشکیل داد که بعدتر چهره‌هایی چون پرویز ناتل خانلری و عبدالحسین نوشین نیز بدان پیوستند.  در همین سال‌ها هدایت آثاری چون انیران، مجموعه داستان‌های کوتاه سایه‌روشن، نمایشنامهٔ مازیار، کتاب مستطاب وغ‌وغ ساهاب، نیرنگستان، ترانه‌های خیام و یکی از ارزنده‌ترین آثار خود، سه قطره خون، را منتشر و تحقیق درباره فرهنگ عامه را آغاز و چند اثر چخوف را ترجمه کرد.   هدایت در سال ۱۳۱۵ برای آموزش بهتر زبان پهلوی به هند رفت و در اقامت یک‌ساله خود در این دیار شاهکار بزرگش بوف کور را به اتمام رسانده و حدود ۵۰ کپی از این اثر را به خط خود برای دوستانش فرستاد.  با سقوط پهلوی اول در شهریور ۱۳۳۲ سد سانسور و اختناق برداشته شد و هدایت آثاری چون حاج آقا، سگ ولگرد، آب زندگی، علویه خانم و ولنگاری را منتشر، آثاری از زبان پهلوی و کتاب‌هایی چون مسخ و گروه محکومین کافکا را ترجمه و توپ مرواری را با نام مستعار هادی صداقت منتشر کرد.  صادق هدایت نه فقط بنیان‌گذار داستان‌نویسی مدرن ایران، از پیشگامان تحقیق و گردآوری فرهنگ عامه و تنها نویسنده معاصر ایران است که برخی از آثار او با اقبال منتقدان معتبر و محافل جدی ادبی غرب رو به رو است، که از پیشروان طنز معاصر و ترجمه نیز بود و نویسندگان بزرگی چون کافکا، سارتر، چخوف&#160; و آرتور شنیتزلر را به فارسی‌زبانان معرفی کرد.  صادق هدایت در سال ۱۳۳۰ در پاریس به حیات خلاق خود پایان داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_BookReview_Sadegh_Hedayet/1624065.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_BookReview_Sadegh_Hedayet/1624065.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 08 May 2009 12:55:33 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B68F3AE5-9E72-4DDD-969E-B6D406C015DD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;براندازی نرم&#187; و &#171;بمباران فرهنگی&#187; در ۷۰ درصد کتاب‌ها </title>
            <description>محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در آستانه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در قم گفت &#171;هفتاد درصد کتاب‌هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت قبل مجوز چاپ گرفته، دارای انحرافات اساسی بوده‌اند&#187;. او در باره مهم ترین بخش کارنامه وزارت خود گفت &#171;اگر کلیه کتاب‌ های مشکل ‌دار را در دولت فعلی جمع کرده و سرشماری کنند به ۲۰ عدد نمی‌رسد&#187;.محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در آستانه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در قم گفت &#171;هفتاد درصد کتاب‌هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت قبل مجوز چاپ گرفته، دارای انحرافات اساسی بوده‌اند&#187;. او در باره مهم ترین بخش کارنامه وزارت خود گفت &#171;اگر کلیه کتاب‌ های مشکل ‌دار را در دولت فعلی جمع کرده و سرشماری کنند به ۲۰ عدد نمی‌رسد&#187;.  گفته های وزیر در باره انحراف ۷۰ درصدی کتاب های منتشر شده از آمارها و واقعیت ها چندان به دور بود که وزارت ارشاد در اطلاعیه رسمی روز یک شنبه خود، خبرگزاری ایسنا را به دلیل نقل آن ها به &#171;تحریف‌گویی، خلاف واقع نویسی و انتشار خبری کذب&#187; و &#171;برخی اشخاص&#187; را به &#171;موضع‌گیری پیش از جستجو در صحت و سقم ماجرا&#187; متهم کرد و گفت &#171;خبری دروغ و تحریف شده دستمایه خبرها و تیتر‌های جنجال‌ساز و غیر واقعی گردید&#187;.  اما متنی که وزارت ارشاد به عنوان متن درست و تحریف نشده منشتر کرد، در اساس و دیدگاه، و حتا در جمله بندی های از منظر دستور زبان فارسی نادرست آن، تفاوتی با متن خبرگزاری ایسنا نداشت جز آن که وزیر ارشاد انحراف ۷۰ درصدی کتاب ها را نه به عنوان دانسته خود، که از زبان &#171;نمايندگان مجلس&#187;، و البته با تایید، نقل کرده و صفت &#171;مخدوش&#187; نیز به &#171;انحراف اساسی&#187; اضافه شده است.   بر اساس متن رسمی وزارت ارشاد آقای وزیر گفت: &#171;طبق نظر نمايندگان مجلس، ۷۰ درصد كتاب‌هايی كه از وزارت فرهنگ و ارشاد دولت قبل مجوز چاپ گرفتند، مخدوش و دارای انحرافات اساسی بوده‌اند ... و اگر كليه‌ كتاب‌های مشكل‌دار را در دولت فعلی جمع كرده و سرشماری كنند، به ۲۰ عدد نمی‌رسد.&#187;   مفاهیمی چون &#171;انحراف&#187;، &#171;مشکل دار&#187; &#171;مخدوش&#187; &#171;مخالف اخلاق و شئونات اسلامی&#187; و.. که چون سنجه &#171;بررسی کتاب&#187; به کار می روند، در سی سال گذشته و به ویژه در ۴ سال اخیر، به رغم ابهام، کلیت و تعمیم پذیری خود، خوانندگان کتاب را در ایران از مطالعه سانسور نشده آثار فرهنگی ایران و جهان محروم کرده، فرهنگ مکتوب ایران را از خلاقیت بازداشته، در کاهش تیراژ کتاب و نرخ کتابخوانی نقش موثری ایفا کرده و کار را به جایی رسانده اند که بسیاری از نویسندگان و مترجمان ایران، برای گریز از &#171;شر&#187; سانسور از &#171;خیر&#187; انتشار آثار خود گذشته و عطای نشر کتاب را به لقای بررسی آن بخشیده اند.  این مفاهیم از بستر مفهوم کلی تر &#171;تهاجم فرهنگی&#187; بر می خیزند چرا که از منظر وزیر ارشاد &#171;تهاجم فرهنگی همان تهدید نرمی است که کشور را مورد هجوم قرار داده است ولی خوشبختانه ایران در مقابله با تهاجم فرهنگی واکسینه بود&#187;.   از این نگاه &#171;کشوری که ۱۲هزار سال پیشینه تمدنی دارد چه نسبتی با کشوری که ۳۰۰ سال قبل پیشینه‌ای نداشته است، می‌تواند داشته باشد اما این کشورها برای این‌ که خودشان را به ما نزدیک‌ تر کنند سعی دارند از گذشته ما کوتاه کرده و آن را بمباران فرهنگی کنند&#187;.  بینشی که خلاقیت فرهنگی را &#171;ابزار براندازی&#187; و تبادل خلاق تخیل و اندیشه بشری را &#171;بمباران فرهنگی&#187; تلقی می کند به برخورد امنیتی و نظامی با فرهنگ در قالب سانسور، تحمیل خودسانسوری، زندان، شکنجه و قتل خلاقان آثار فرهنگی دست می یازد تا به گمان خود جامعه را در مقابل خلاقیت فرهنگی داخلی و تبادل فرهنگی بین المللی &#171;واکسنیه&#187; کند اما این بینش بیش از هرچه به ناسازگاری خود با فرهنگ و تنوع اندیشه و تخیل بشری اعتراف می کند.   ارقامی که از زبان وزیر سابق به سرکوب فرهنگ گواهی می دهند    پاسخ آقای احمد مسجد جامعی، معاون و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، گرچه از اشتراک نگاه دو گرایش اصلاح طلبان و بنیادگرایان مذهبی در باره ضرورت سانسور کتاب، به رغم پاره ای تفاوت ها در حدت و شدت و مصادیق، حکایت می کند، اما از زبان آمار و ارقام تصویری گویا از سرکوب فرهنگ را در ایران به دست می دهد.    آقای مسجد جامعی در پاسخ به گفته های وزیر ارشاد در باره منحرف بودن ۷۰ درصد کتاب های چاپ شده به دوران معاونت و وزارت خود نوشت &#171;معنای این حرف این است که ۷۰ درصد از نویسندگان، ناشران، اصحاب فکر و فرهنگ چه حوزه‌ای و چه دانشگاهی و دست اندرکاران چاپ و نشر کشور دچار انحرافات اساسی‌اند&#187;.  وی افزود&#171;سال ۱۳۷۵ حدود ۱۴ یا ۱۵ هزار عنوان کتاب در ایران منتشر می‌ شد . در سال ۱۳۸۴ این رقم به بیش از ۵۰ هزار عنوان رسید. اگر ما متوسطی از کتاب‌های منتشره هر سال را در نظر بگیریم، حدود ۳۰۰ هزار کتاب در دوره اصلاحات منتشر شده است. ۷۰ درصد این کتاب‌ها حدود ۲۱۰ هزار عنوان می ‌شود. شما اگر همه کتاب‌های ادبیات، هنر و فکر و فلسفه و علوم انسانی را جمع کنید باز هم تعدادشان به ۲۱۰ هزار عنوان نمی‌رسد و معنی‌اش این است که بخش زیادی از کتاب‌های علوم عملی، علوم طبیعی و ریاضیات، جغرافیایی و حتی کمک درسی‌ها هم باید دارای انحرافات اساسی باشند تا به این آمار و ارقام برسیم.&#187;  تذکر وزیر سابق از این واقعیت پرده بر می دارد که ارقامی که وزیران ارشاد ایران، از جمله آقایان مهاجرانی، مسجد جامعی و هرندی ، به عنوان آمار کتاب های منتشر شده در ایران در کارنامه خود می گنجانند، کتاب های درسی و کمک درسی، کتاب های دینی و.. را نیز در بر می گیرد و این گونه کتاب ها، بدون تفکیک، در آمارها گنجانده می شوند تا پایین بودن تیراژ و ناچیزی رقم واقعی کتاب های منتشر شده را، که بسیار کم تر از کل رقم ارائه شده است، مخفی کنند.  آقای مسجد جامعی نیز چون دیگر مقام های فرهنگی ایران در ارائه آمار کتاب به تعداد عناوین کتاب های منتشر شده و نه تیراژ کتاب ها اشاره می کند چرا که میانگین تیراژ کتاب را در ایران بین هزار تا دو هزار  نسخه اعلام کرده اند و این رقمی ناچیز است.  کارشناسان نرخ پایین کتابخوانی در جامعه ایرانی، سانسور، خودسانسوری، تبعید ادبیات، هنر و فرهنگ غیر حکومتی از رسانه های جمعی دولتی و خصوصی، قطع ارتباط نویسندگان با مخاطبان و جلوگیری از نشست های داستان، شعر و کتابخوانی را از عوامل اصلی تیراژ پایین کتاب در ایران می دانند.  وزیر سابق در پاسخ به وزیر کنونی ارشاد نوشت &#171;گزارش‌های رسمی حاکی است که برای اولين بار در ۱۰ سال گذشته رشد انتشار کتاب در ايران منفی شده است و تعداد عناوين کتاب در سال ۱۳۸۷ نسبت به سال‌های پيش با رشد منفی از ۵۵۸۴۸ عنوان در سال ۱۳۸۶ به ۳۴۶۸۷ عنوان در سال ۱۳۸۷ رسيده است&#187; .  آقای مسجد جامعی بدون اشاره به آن که به دوران معاونت و وزارت او نیز  سانسور کتاب، با حدت و شدت کم تری نسبت به ۴ سال اخیر، اعمال می شد، عواملی چون &#171; بررسی، معطل ماندن کتاب‌ها در پشت مانع مميزی، لغو مجوز کتاب‌هايی که بارها و بارها منتشر شده‌اند، لغو سياست‌های حمايتی عمومی از کتاب و افزايش سياست‌های حمايتی خاص&#187; را &#171;از جمله عواملی&#187; برشمرد  &#171;که در کاهش انتشار کتاب در ايران موثر&#187; بوده اند  وی گفت&#171; گزارش‌های رسمی حاکی است که برای اولين بار در ۱۰ سال گذشته رشد انتشار کتاب در ايران منفی شده است و تعداد عناوين کتاب در سال ۱۳۸۷ نسبت به سال‌های پيش با رشد منفی از ۵۵۸۴۸ عنوان در سال ۱۳۸۶ به ۳۴۶۸۷ عنوان در سال ۱۳۸۷ رسيده است&#187;.  به گفته آقای مسجد جامعی کاهش چمشگیر تعداد عناوین منتشر شده و تیراژ کتاب در ۴ سال اخیر حتا دامن کتاب های دینی را نیز گرفته است که به دوران او و وزیر جدید از &#171;حمایت های خاص&#187; بهرمند بوده و هستند؛ &#171; میزان انتشار کتاب‌های دینی در ۸ سال دوره اصلاحات ۳ برابر شد، اما این روند در سه سال اخیر معکوس شده است. در سال ۱۳۸۴ وقتی دولت را تحویل می‌دادیم، تعداد عناوین کتاب‌های دینی به بیش از ۱۰ هزار عنوان رسیده بود . سال ۱۳۸۵ حدود ۱۲۴۹۱ عنوان کتاب دینی منتشر شد، اما از سال ۱۳۸۶ برای نخستین بار در سال‌های پس از انقلاب انتشار کتاب‌های دینی با کاهش رو به رو شده و تعداد عناوین کتاب‌های دینی به ۱۲ هزار و ۳۲ عنوان رسید و سال گذشته به ۷ هزار و ۵۸ عنوان رسیده است که پایین‌ترین حد در سال‌های اخیر است.&#187;    وزیر سابق ارشاد گفت &#171;بر اساس آمار خانه کتاب ايران در سال ۱۳۷۶ کتاب‌های منتشر شده در ايران ۱۵۵۰۹ عنوان بود . اين رقم در سال بعد به ۱۷۴۱۸ رسيد و در سال ۱۳۸۴ يعنی سال روی کار آمدن دولت محمود احمدی ‌نژاد، تعداد عناوين کتاب در ايران به ۵۱۵۱۰ عنوان رسيده بود &#187; اما &#171; در سال ۱۳۸۷ برای نخستين بار پس از ۱۵ سال رشد عناوين کتاب در ايران منفی شد و در سال ۱۳۸۷ طبق آمار خانه کتاب ايران تعداد عناوين کتاب در ايران به ۳۴۶۸۷ &#187; کاهش یافت.  ارقام وزیر سابق و اتهامات وزیر کنونی می تواند بخشی از رقابت های انتخاباتی دو جناح تلقی شود اما فراتر از این گونه مجادلات، &#171;بررسی کتاب&#187; در ایران تخیل و اندیشه بشری، حق آزادی بیان پدیدآورندگان آثار فرهنگی و حق دسترسی آزاد خوانندگان به اطلاعات و هنر  ادبیات را بر سکوی سانسور قربانی می کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Books_Iran/1621985.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Books_Iran/1621985.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 05 May 2009 18:20:59 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Books_Iran/1621985.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C878F35B-673E-4D27-94A2-E2DDEC2FD2D9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;بر بال بحران&#187;؛ روایت بحث‌انگیز از زندگی علی امینی</title>
            <description>کتاب بر بال بحران، به رغم کاستی‌های آن، از آثاری است که به موج بازاندیشی و نقد تاریخ‌نویسی سنتی گرایش دارند. ایرج امینی فرزند علی امینی و مؤلف کتاب، کوشیده است تا با تحقیق درباره مقاطعی از کارنامه سیاسی و اجتماعی پدر، تصویر منفی جاافتاده او را در کتاب‌های تاریخ معاصر تعدیل کند.از دهه ۶۰ به بعد جامعه ایرانی به بازاندیشی و نقد گذشته خود نیازمند شد و بازار خاطرات و کتاب‌های تاریخ معاصر رونق گرفت.  نقد تصور سنتی غالب بر تاریخ‌نویسی ایران، که بر صدور احکام ارزشی سپید و سیاه و مطلق‌گرایانه و ارائه احکام تک بعدی شکل گرفته بود و تلاش برای بازاندیشی گذشته و نزدیک‌تر کردن تصویر شخصیت‌های تاریخ معاصر در حافظه جمعی مکتوب، به واقعیت خاکستری و چند بعدی از دستاوردهای موجی است که نخستین گام‌های خود را تجربه می‌کند.  کتاب بر بال بحران، که هفته گذشته منتشر شد، را نیز می‌توان، به رغم کاستی‌های آن، از آثاری دانست که به موج بازاندیشی و نقد تاریخ‌نویسی سنتی گرایش دارند.  بر بال بحران مقاطعی از زندگی و کارنامه سیاسی علی امینی، از پرآوازه‌ترین و پیچیده‌ترین سیاستمداران ایران را از نگاه فرزندی تصویر می‌کند که بار میراث خانواده‌ای نقش‌گذار در تاریخ معاصر ایران را بر دوش دارد.  ایرج امینی فرزند علی امینی و مؤلف کتاب، کوشیده است تا با تحقیق درباره مقاطعی از کارنامه سیاسی و اجتماعی پدر، تصویر منفی جاافتاده او را در کتاب‌های تاریخ معاصر تعدیل کند.  به رغم تلاش مؤلف در رعایت عینیت‌گرایی بخش‌های مهمی از زندگی سیاسی علی امینی در این کتاب غائب است و کتابی که می‌توانست در کنار زندگی سیاسی علی امینی، تصویر زنده پدر را از نگاه پسر بازآفرینی و ابعادی ناگفته از فردیت چهره انسانی او را بازسازی کند، از این بعد نیز پرهیز کرده است.   خانواده‌ای که علی امینی از آن برخاست و خانواده‌ای که او با آن وصلت کرد، در دیوان‌سالاری دوران قاجار و در دولت‌های پهلوی اول و دوم حضوری فعال داشته و در برخی گره‌گاه‌های مهم تاریخ معاصر ایران نقشی کارساز ایفا کردند.  علی امینی را می‌توان مهم‌ترین چهره این خانواده و آخرین چهره نسلی از دولتمردان ایرانی ارزیابی کرد که می‌کوشیدند تا در چارچوب قدرت سیاسی و در پرتو جلب حمایت شاهان مستبد و قدرت‌های مسلط خارجی برخی اصلاحات درون حکومتی را تحقق بخشند و ناکام شدند.   ایرج امینی، مؤلف کتاب بر بال بحران، در دانشگاه‌های تهران و جرج واشنگتن علوم سیاسی و اجتماعی آموخته، به سنت خانواده خود مشاغل دیوانی را بر عهده داشته و تا کنون کتاب‌هایی چون جمهوری اول تركيه و ناپلئون و ايران را ترجمه و تألیف کرده است.   درباره علی امینی آثار متعددی از دیدگاه‌ها و منظرهای گوناگون تألیف و از جمله خاطرات سیاسی او منتشر شده است. مؤلف بر بال بحران در نگارش کتاب خود از یادداشت‌های منتشر نشده پدر و اسناد موزه‌ &#171;جان اف.‌ كندی&#187; در بوستون، آرشيو ملی آمريكا در مريلند، اسناد وزارت خارجه‌ بریتانیا و فرانسه و اسناد كتابخانه‌ ملی و مركز اسناد انقلاب اسلامی بهره گرفته است.  نام علی امینی با قرارداد كنسرسيوم نفت گره خورده است که پس از شکست نهضت ملی کردن صنعت نفت و سقوط دولت مصدق در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ امضا شد اما مؤلف به این مبحث بحث‌انگیز و این مقطع مهم زندگی پدر نپرداخته و در باره فصل مهم دیگری از زندگی سیاسی علی امینی، مبارز او علیه جمهوری اسلامی در خارج از کشور، شاید به مصلحت انتشار کتاب در ایران، سکوت کرده است.  علی امینی در سال ۱۲۸۴ در تهران متولد شد. پدر او حاج محسن خان امین‌الدوله، داماد مظفرالدین شاه و از بزرگترین زمینداران ایران بود. جد پدری او علی خان امین‌الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه و نیای پدری او میرزا محمد خان مجدالملک سینکی، وزیر و منشی ناصرالدین شاه بود.  علی امینی با بتول وثوق، دختر حسن وثوق‌الدوله، صدراعظم دوران قاجار، عاقد قرارداد ۱۹۱۹ و براد قوام‌السطنه ازدواج کرد.   مادر علی امینی، شاهزاده فخرالدوله، دختر مظفرالدین شاه، از بلندآوازه‌ترین، باهوش‌ترین و تحصیل‌کرده‌ترین زنان ایران به دوران قاجار و پهلوی اول بود.  علی امینی پس از تحصیل در دارالفنون به فرانسه رفت و لیسانس و دکترای خود را در اقتصاد در این دیار به پایان رساند و رساله دکترای خود درباره انحصار در تجارت خارجی ايران نوشت.  پس از بازگشت به ایران به سرعت در دیوان سالاری قاجار به مناصب مهم دست یافت و از جمله در دولت قوام‌السطنه، معاون وزیر دارایی و رئیس هيئت اقتصادی ايران و آمريكا بود.  امینی در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی نماینده و در دولت‌های منصور و مصدق در سال‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ وزیر دارایی بود و سمت‌های چون سفیر ایران را در آمریکا بر عهده داشت.   امینی در سال ۱۳۳۹ به نخست‌وزیری رسید و برنامه اصلاحات ارضی و مبارزه با فساد سران نظامی و دولتی را در دستور کار خود قرار داد اما پهلوی دوم که از حمایت دولت وقت آمریکا از او و از روابط او با دولت آمریکا در هراس بود، امینی را پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری برکنار کرد و او به دلیل انتقاد از شیوه‌های استبدادی پهلوی دوم خانه‌نشین شد.  پهلوی دوم&#160; به دوران اوج‌گیری انقلاب اسلامی از علی امینی، که با بخشی از روحانیت شیعه رابطه داشت، برای نخست‌وزیری و خاموش کردن بحران دعوت کرد اما امینی به این دعوت پاسخ منفی داد.  علی امینی با پیروزی انقلاب اسلامی به خارج از کشور مهاجرت کرد و کوشید تا در مبارزه هواداران بازگشت سلطنت علیه جمهوری اسلامی نقشی مؤثر ایفا کند و در سال ۱۳۷۱ درگذشت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_BookReview_Ali_Amini/1619727.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_BookReview_Ali_Amini/1619727.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 01 May 2009 15:27:35 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0CDD6CE1-0A10-4081-813D-40357E9D2328_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم از منظر &#171;داوری&#187;</title>
            <description>کتاب انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم، نوشته دکتر رضا داوری اردکانی، که هفته گذشته و سه دهه پس از نخستین چاپ خود منتشر شد، از ۳۰ سال پیش تا کنون، به دلیل پیوند مستقیم نظریات فلسفی ارائه شده در این کتاب با سیاست روز ایران و جدال دو قرایت بنیادگرا و اصلاح طلب از اسلام، از بحث انگیزترین کتاب های سه دهه اخیر ایران بوده است.کتاب انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم، نوشته دکتر رضا داوری اردکانی، که هفته گذشته و سه دهه پس از نخستین چاپ خود منتشر شد، از ۳۰ سال پیش تا کنون، به دلیل پیوند مستقیم نظریات فلسفی ارائه شده در این کتاب با سیاست روز ایران و جدال دو قرایت بنیادگرا و اصلاح طلب از اسلام، از بحث انگیزترین کتاب های سه دهه اخیر ایران بوده است.  انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم و دیگر آثار رضا داوری، که از او به عنوان یکی از مطرح ترین چهره های گرایش بنیادگرای اسلامی در حوزه فلسفه و دانشگاه یاد می کنند، نه فقط با نقد گسترده قرایت رقیب خود ــ گرایش اصلاح طلب مذهبی ــ رو به رو بوده که از منظرهای دیگر از جمله گرایش لاییک نیز نقد شده است.   اغلب مقالات گردآوری شده در این کتاب در سال ۱۳۶۱ نوشته شده است و در آن سال ها بحث در باره ماهیت و ابعاد انقلاب اسلامی و نسبت تیوریک این انقلاب با فرهنگ بشری از مطرح ترین مباحث روز بود.  داوری در این مقالات به سیاق استاد خود - احمد فردید - بر وجه &#171;ضد غرب زدگی&#187; انقلاب اسلامی ایران انگشت می نهد و جوهر نظری و فرهنگی این انقلاب را نه فقط انقلاب سنت اسلامی علیه فرهنگ غربی، که به علاوه، طلیعه &#171;نوزایی فرهنگ اسلامی&#187; و بازگشت خدا، روح ، معنویت و معنا به سیاست و جهان &#171;معنا زدا شده&#187; عقل نقاد خود بنیاد و انسان گرایی ارزیابی می کند.  از منظر داوری در این کتاب، تجدد و مدرنیته، که با انسان گرایی، عقل گرایی، حقوق بشر و حقوق فردی و به گمان رضا داوری با اخراج &#171;معنا و ایمان از فرهنگ&#187; مشخص می شوند، دورانی گذرا در تاریخ بشری است و انسان نیازمند به &#171;ساحت و عالم معنا&#187; از آن برخواهد گذشت و محتوای نظری انقلاب اسلامی ایران طلیعه بازگشت به &#171;پس فردای تاریخ بشری&#187; را نوید می دهد.  کتاب در ۸ فصل با عنوان های روشنفكرى و روشنفكران، عقل سیاسى، رهبرى در مشروطیت و انقلاب اسلامى، فلسفه و انقلاب‎، انقلاب اسلامى و برخى مسایل جهانى‎، امپریالیسم:استكبار دوره جدید، انقلاب اسلامى‎، انقلاب ایران انقلاب اسلامى است، در بستر سنت نقد دینی فرهنگ اروپای غربی دهه های چهل و پنجاه خورشیدی ایران تدوین شده است.  نقد رادیکال فرهنگ و تمدن غرب و مدرنیته در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی در اروپای غربی اوج گرفت و اکنون به مبحثی تاریخی بدل شده است، اما در ایران هنوز از مباحث اصلی در میان روشنفکران مذهبی است.   نحله‌ای از این نقد، که از مارتین هایدگر متاثر و از منظر دین و عرفان و سنت و نیهیلیزم به رد مدرنیته برخاسته بود، در کنار واکنش روان‌شناختی سنت اسلامی به مدرنیزم تحمیلی ایران، در دهه های چهل و پنجاه در آثاری چون &#171;غرب زدگی&#187; جلال آل احمد، کتاب های آسیا در برابر غرب و بت های ذهنی و خاطره ازلی داریوش شایگان و در کتاب های دکتر علی شریعتی و تقریرات دکتر احمد فردید به سرچشمه اصلی گرایشی بدل شد که پس از انقلاب و در سه دهه اخیر به دو نحله اصلاح طلبی و بنیادگرایی مذهبی انشقاق یافته است.   پس از مرگ احمد فردید، دکتر حسین نصر در عرصه نظری و دکتر رضا داوری در عرصه دانشگاه و سیاست به مطرح ترین چهره گرایش نقد بنیادگرایانه فرهنگ اروپای غربی در ایران بدل شدند.  دكتر رضا داوری‌ ‌ در ۱۳۱۲ در اردكان‌ يزد متولد شد. دکترای فلسفه خود را از دانشكده‌‌ ادبيات‌ دانشگاه‌ تهران‌ دریافت و آثاری چون شاعران‌ در زمانه‌‌ عسرت‌، فارابی‌، مؤسس‌ فلسفه‌ اسلامی‌، وضع‌ كنونی‌ تفكر در ايران‌، ناسيوناليسم‌ و حاكميت‌ ملی‌، انقلاب‌ اسلامی‌ و مسایل‌ كنونی‌ عالم‌، مقام‌ فلسفه‌ در تاريخ‌، درباره علم، درباره غرب، فلسفه در دام ایدیولوژی یا بحران فلسفه، سیری انتقادی در فلسفه کارل پوپر، رساله در باب سنت و تجدد، وضع کنونی تفکر در ایران و مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی را منتشر و علاوه بر استادی و ریاست دانشکده ادبیات سمت هایی چون عضویت در فرهنگستان دولتی ایران و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی را عهده دار بوده است.  مفهوم محوری نقد فرهنگ غرب را در آثار رضا داوری &#171;غیبت عالم غیب&#187; و &#171;ساحت معنا&#187; در فرهنگ اروپایی و تاکید این فرهنگ بر انسان گرایی، عقل گرایی، حقوق فردی و حقوق بشر، لیبرالیزم و دموکراسی شکل می دهند.  در کتاب انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم و در دیگر آثار داوری و در تقریرات فردیدی معنا و معنویت با فرهنگ عقل گرای یونانی و به ویژه با اومانیزم، راسیونالیزم و لیبرالیزم پس از رنسانس، از فرهنگ غربی رخت بربست، فرهنگ غرب به پایان مقدر خود رسید و انقلابات فکری و سیاسی از این پس نه در بستر فرهنگ &#171;معنا زدا شده غرب امروز&#187; که در جهان اسلام رخ خواهند داد که در آن عقل نقاد خودبنیاد و انسان و حقوق او بر جای سنت الهی،ایمان، خدا، روح و معنا ننشسته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Davari_Iran_Revolution/1615163.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Davari_Iran_Revolution/1615163.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 24 Apr 2009 14:43:40 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3C83B271-990B-4BA5-8A2B-24AF249C126E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>روزنامه‌نگاران در خط مقدم</title>
            <description>انجمن جهانی مطبوعات، در اطلاعیه‌ای از آژانس‌های خبری، نشریات و رسانه‌های صوتی، تصویری و الکترونیکی خواست تا سوم ماه می، روز جهانی آزادی مطبوعات سال ۲۰۰۹ را به &#171;روزنامه‌نگاران در خط مقدم&#187; اختصاص دهند.انجمن جهانی مطبوعات، در اطلاعیه‌ای از آژانس‌های خبری، نشریات و رسانه‌های صوتی، تصویری و الکترونیکی خواست تا سوم ماه می، روز جهانی آزادی مطبوعات سال ۲۰۰۹ را به &#171;روزنامه‌نگاران در خط مقدم&#187; اختصاص دهند.  در اطلاعیه انجمن جهانی مطبوعات &#171;روزنامه‌نگاران خط مقدم&#187; نه فقط گزارشگران جبهه‌های جنگ، که به همه ژورنالیست‌هایی اطلاق شده است که درباره مسائل و موضوعاتی خبر، گزارش، گزارش پژوهشی، تحقیق و تحلیل، عکس و فیلم، تهیه و تولید می‌کنند که پرداختن به آنها می‌تواند خطر &#171;آزار، دستگيری، زندان، تبعید و حتی مرگ&#187; را به دنبال داشته باشد.  با این تعریف نه فقط خبرنگاران و گزارشگران جبهه‌های جنگ، که روزنامه‌نویسانی که در موقعیت سانسور برای تحقق کارکردهای حرفه خود و برآوردن حق مخاطبان، رنج زندان، شکنجه، تبعید و مرگ را بر خود هموار می‌کنند تا مخاطبان خود را از رویدادها و آرای گوناگون آگاه کنند، روزنامه‌نگارانی که در کشورهای برخوردار از دموکراسی، با گذشتن از امنیت حرفه‌ای خود خط قرمزهای اربابان و صاحبان رسانه‌ها و پسند غالب افکار عمومی را می‌شکنند تا چشم مخاطبان خود را بر خبرها، افکار و واقعیت‌های انکار شده باز کنند نیز گزارشگران &#171;خط مقدم&#187; تلفی می‌شوند و &#171;خط مقدم&#187; نه با بار نظامی اصطلاح، جبهه جنگ، که با بار گسترده آن، جبهه حقیقت‌های انکار شده معنا می‌دهد.  انجمن جهانی مطبوعات از معتبرترین نهادهای روزنامه‌نویسان جهان، در سال ۱۹۸۴ تأسیس شد و ۱۸ هزار نشریه ، ۷۶ نهاد مهم روزنامه‌نویسی، ۱۰ آژانس اصلی خبری دنیا و ۱۰ آژانس ملی و محلی در ۱۰۲ کشور جهان در آن عضویت دارند.  این انجمن هر سال جایزه &#171;قلم طلایی آزادی&#187; را به روزنامه‌نویسی که با به خطر انداختن جان و آزادی خود خبرها، گزارش‌ها، تحلیل‌ها و افکار را از دیوار سانسور اقتدار سیاسی، مالی، دینی و افکار عمومی گذرانیده و به گوش مخاطبان خود رسانده، اهدا می‌کند.  انجمن جهانی مطبوعات در ایرن شعبه ندارد. هیچ یک از نشریات و نهادهای روزنامه‌نویسی ایران عضو این انجمن نیستند اما ایران با دارا بودن بیشترین روزنامه‌نویسان زندانی در خاورمیانه و با سانسور مستمر و نهادینه شده رسانه‌ها از دغدغه‌های اصلی انجمنی است که مبارزه برای آزادی رسانه‌ها از کارکردهای اصلی آن است.  نام دو ایرانی،  فرج سرکوهی  و اکبر گنجی نیز در میان برندگان جایزه قلم طلایی آزادی به چشم می‌خورد.  تولید خبر، گزارش، تحلیل، گزارش پژوهشی، عکس و فیلم برای رسانه‌های مکتوب، صوتی، تصویری و الکترونیکی، بیش از هرچه به مسائل و رخدادهای &#171;روز&#187; راجع است و گرچه چون ادبیات ماندگار نیست اما به دلیل تأثیر گسترده بر افکار عمومی و پیوند با مسائل روز بر موقعیت و بر زندگی مردمان و سمت و سوی سیاست ، اقتصاد و جامعه برد و نفوذی کارساز دارد.   روایت و شرکت توأمان   ژورنالیزم حرفه‌ای مستقل نه فقط روایت تاریخ، که همزمان و توأمان، حضور در آن نیز هست و شاید یکی از رازهای جذابیت این حرفه، و به ویژه جذابیت ژورنالیست بودن در خط مقدم، جذابیتی که گاه جان بر سر آن می‌نهند، در همین روایت و شرکت فعال همزمان و توأمان نهفته است.  روزنامه‌نویسی در سانسوری که با تعقیب، زندان، شکنجه، تبعید و مرگ تحمیل می‌شود، برای ژورنالیست وفادار به حرفه خود، چالشی مدام، هر روزه و رنج‌آور است که در پرتو جاذبه پر کشش و زیبای حرفه‌ای زنده رخ می‌دهد.  ژورنالیسم در خط مقدم انتخابی آگاهانه است و چون هر انتخابی که یک سوی آن زنگ خطر زندان و مرگ را به صدا در می‌آورد، با چالشی آزاردهنده و هر روزه بین گرایش پر قدرت به بقای فیزیکی و حرفه‌ای، حفظ امنیت شغلی و جانی، گریز از مرگ و تبعید و شکنجه و زندان از سویی و وجدان حرفه‌ای، جذابیت روایت و شرکت فعال از دیگر سو همراه است.   هستند روزنامه‌نویسانی که برکناره می‌روند و بر آنچه فراتر از خط قرمزهای سلامت و سانسور می‌گذرد چشم می‌بندند، روزنامه‌نویسانی که این حرفه را به خدمت حکومت‌ها یا این یا آن گروه قدرت سیاسی و اقتصادی و مذهبی در می‌آورند و به دلالان رسانه‌ای تقلیل می‌یابند، روزنامه‌نویسانی که در حکومت‌های مکتبی به بازوی بازجویان بدل شده و افکار عمومی را برای مرگ فیزیکی یا فرهنگی همکاران خود آماده می‌کنند و...   اما &#171;ژورنالیسم خط مقدم&#187;، ژورنالیسمی که خواب اقتدار سیاسی، اقتصادی، دینی و افکار عمومی را آشفته می‌کند تا حرفه خود را با معیارهای واقعی آن تعریف کند، همواره از سرکوب مدام سر بر می‌آورد و اعتبار این حرفه را حفظ می‌کند چندان که در اطلاعیه انجمن جهانی مطبوعات نیز آمده است که در سال گذشته ميلادی &#171;بيش از ۷۰ ژورنالیست در جهان كشته، دست كم ۶۷۰ ژورنالیست بازداشت و ۱۲۵ ژورنالیست در زندانند&#187; تا دینی را که از اعتماد مخاطبان بر گردن دارند ادا کرده و چشم و گوش مخاطبان خود را بر رویدادها و آرای گوناگون، در قالب کلام و تصویر، باز کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_WAN_Journalists_in_the_Firing_Line/1611948.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_WAN_Journalists_in_the_Firing_Line/1611948.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Apr 2009 12:20:23 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D33B8856-4BE8-4F2C-BCFB-C4F79F4C91E8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>چهارمقاله عروضی با تصحیح دکتر محمد معین</title>
            <description>هفته گذشته متن کامل کتاب &#171;چهار مقاله و تعليقات&#187;، اثر ماندگار‌ نظامی‌عروضی سمرقندی، بر اساس نسخه‌ علامه‌ قزوينی و با تصحیح و توضیحات دکتر محمد معین، حدود ۴۰ سال پس از آخرین چاپ آن، منتشر شد.هفته گذشته متن کامل کتاب &#171;چهار مقاله و تعليقات&#187;، اثر ماندگار‌ نظامی‌عروضی سمرقندی، بر اساس نسخه‌ علامه‌ قزوينی و با تصحیح و توضیحات دکتر محمد معین، حدود ۴۰ سال پس از آخرین چاپ آن، منتشر شد.  چهار مقاله نظامی‌عروضی که از پرآوازه آثار ادب کلاسیک فارسی و از منظر نثر و زبان از نمونه‌های درخشان سبک خراسانی است، در سال‌های ۵۵۱ و ۵۵۲ هجری قمری تالیف شده است.   چهار مقاله یا مجمع‌النوادر، چنان که از نام آن پیدا است، در چهار فصل با عنوان‌های دبیری، شاعری، طب و نجوم تنظیم شده و نظامی‌عروضی در این ۴ فصل اطلاعات دوران خود را در باره  موضوع‌های کتاب همراه با داستان‌های تاریخی با نثری زیبا، زبانی موجز و فشرده و در ساختاری جذاب و پرکشش تنظیم کرده است.   بخش‌هایی از چهارمقاله نمونه‌هایی درخشان از نثر فنی دیوان‌سالاران سبک خراسانی را به دست می‌دهند. گذشته از گلستان سعدی، که پس از سبک خراسانی تالیف شد، نثر سبک خراسانی  یا نخستین سبک زبان دری را غنی‌ترین و درخشان‌ترین دوران نثر فارسی کلاسیک می‌دانند.  روانی، سادگی، زیبایی،فشردگی، توانایی تصویر سازی، قابلیت‌های گزارشی، امکانات روایت گری و پرهیز از تصنع و بازی‌های زبانی، نثر سبک خراسانی را از زبان و نثر منشیانه و مغلق دوران‌های بعدی متمایز می‌کند.  چهارمقاله نظامی‌عروضی گرچه با تاریخ بیهقی، متعالی ترین نمونه سبک خراسانی، برابری نمی‌کند اما از آثار با ارزش این سبک است.  نظامی‌عروضی در بخش اول کتاب در باب دبیری، حساسیت حرفه دبیری را به دورانی که درباریان و ارتشیان اغلب بی سواد و دبیران نه فقط کاتبان که مدیران جامعه بودند، توضیح داده و در ۱۰ حکایت تاریخی اهمیت و تاثیر حرفه دبیری را تصویر می‌کند.  فصل دوم کتاب در باب شاعری، شعر را نه از منظر منتقد و ادیب، که از منظر دیوان سالاری می‌نگرد که دغدغه اصلی او تنظیم رابطه شعر و قدرت و شاعران و دربارها است.  فصل‌های سوم و چهارم کتاب در باب طب و نجوم به مقدمات اشتغال به دو حرفه ای می‌پردازد که در قرون وسطای شیوه تولید آسیایی ایران نقش و کارکردی مهم داشتند.  داستان‌های تاریخی که در ۴ فصل چهارمقاله روایت می‌شوند، گوشه‌هایی از تاریخ ایران را تصویر می‌کنند. برخی از داستان‌های چهارمقاله چون داستان بیمار بوعلی سینا الهام بخش آثار درخشانی شدند که از آن جمله به بازآفرینی عرفانی این داستان با عنوان داستان کنیزک و سلطان در فصل اول مثنوی می‌توان اشاره کرد.   چهارمقاله اندکی پس از نگارش خود به یکی از پرآوازه ترین آثار ادبی ایران بدل شد. ۶۰ سال پس از نگارش این کتاب محمد عوفی در لباب الباب از آن چون اثری مشهور یاد می‌کند.  احمد بن عمربن علی سمرقندی در اواخر قرن پنجم هجری قمری در سمرقند چشم به جهان گشود. در سال‌های ۵۰۴-۵۰۶ به خراسان رفت و با عمر خيام، ریاضی‌دان و سراینده بهترین رباعیات در شعر فارسی و امير معزی، قصیده سرای مشهور دوران خود دیدار کرد.  نظامی‌عروضی دبیر دیوان ملوک آل شنسب یا ملوک غوری بود و کتاب چهارمقاله را به یکی از حاکمان این سلسله تقدیم کرد و در سال ۵۶۰ هجری قمری درگذشت.  دکتر محمد معین، مصحح چهارمقاله، که در ۱۲۹۷ متولد و ۱۳۵۰ درگذشت، از برجسته‌ترین ادیبان، محققان و استادان دانشگاه بود. در تالیف لغتنامه با علی اکبر دهخدا همکاری داشت و پس از مرگ دهخدا، به وصیت او، کار بزرگ او را به پایان برد و خود فرهنگ معین را تالیف کرد که از معتبرترین فرهنگ‌های زبان فارسی است.  ازآثار دکتر محمد معین می‌توان به فرهنگ ۵ جلدی و فرهنگ یک جلدی معین، حافظ شیرین سخن، فرهنگ دستور زبان فارسی، مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی، روزشماری در ایران باستان،  قاعده‌های جمع در زبان فارسی، اسم مصدر- حاصل مصدر و اضافه در زبان فارسی، شماره هفت و هفت پیکر نظامی، حکمت اشراق و فرهنگ ایران، دو رساله در باره امیر خسرو دهلوی و نصیرالدین طوسی، لغات فارسی ابن سینا، دو کتاب برگزیده نثر و برگزیده شعر فارسی و تصحیح و شرح دانشنامه علایی ابن‌سینا، چهار مقاله نظامی‌عروضی سمرقندی، جامع ‌الحکمتین ناصر خسرو، قصیده ابوالهیثم، برهان قاطع محمدحسین بن خلف تبریزی، جوامع الحکایات سدید الدین محمد عوفی و عبهر العاشقین روزبهان بقلی شیرازی اشاره کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_Moin_Aruzi/1610524.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Book_Week_Moin_Aruzi/1610524.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 17 Apr 2009 12:51:49 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تصحیح تازه‌ای از یک متن کهن تاریخی</title>
            <description>تاریخ جهانگشای جوینی، به رغم نثر منشیانه، پرتکلف، تصنعی، مغلق و دشوار آن از غنی‌ترین، مهم‌ترین و باارزش‌ترین منابع تاریخ ایران پس از اسلام است و هم از این روی انتشار جلد اول از مجموعه ۳ جلدی &#171;شرح كامل تاريخ جهانگشای جوينی&#187;، که با تصحیح و حاشیه‌نویسی احمد خاتمی، فرصتی است مغتنم برای علاقه‌مندان به تاریخ ایران.تاریخ جهانگشای جوینی، به رغم نثر منشیانه، پرتکلف، تصنعی، مغلق و دشوار آن از غنی‌ترین، مهم‌ترین و باارزش‌ترین منابع تاریخ ایران پس از اسلام است و هم از این روی انتشار جلد اول از مجموعه ۳ جلدی &#171;شرح كامل تاريخ جهانگشای جوينی&#187;، که با تصحیح و حاشیه‌نویسی احمد خاتمی، بر اساس نسخه معتبر علامه محمد قزوینی فراهم آمده و مصحح کتاب عبارت‌ها، واژه‌ها و ارجاعات دشوار کتاب را توضیح داده است، فرصتی است مغتنم برای علاقه‌مندان به تاریخ ایران.  تاریخ جهانگشای جوینی نه فقط ظهور مغولان در تاریخ، سقوط خوارزمشاهیان، حمله مغول به ایران، حوادث دوران هلاکو و جانشینان او، تاریخ و سرکوب جنیش اسماعیلیه و سقوط بغداد و خلفای عباسی را ثبت کرده که گزارشی کم نظیر از جغرافیای طبیعی، سیاسی و فرهنگی، سنن و آداب، آیین‌ها ، فرهنگ و اعتقادات دوران خود را به دست می‌دهد.   علامه قزوینی نخستین کس بود که تاریخ جهانگشای جوینی را در ۳ جلد تصحیح، حاشیه‌نویسی و منتشر کرد. مجموعه ۳ جلدی قزوینی در&#160; سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۵۵ با ترجمه مینورسکی به زبان انگلیسی ترجمه و با مقدمه ادوارد براون، ایران شناس بلندآوازه بریتانیایی، در لیدن هلند منتشر شد.  در یکی دو دهه اخیر که تصحیح متون کلاسیک فارسی در دانشگاه‌های ایران رونق و گاه جای رساله تحقیقی دکترای ادبیات و تاریخ را گرفته است، تاریخ جهانگشای جوینی نیز چند بار تصحیح و منتشر شده است. تاریخ جهانگشای جوینی رخدادهای تاریخی را از ظهور چنگیزخان تا سال ۶۵۵ هجری قمری پوشش می‌دهد و محافل آکادمیک جهان آن را يكی از معتبرترين و غنی‌ترین منابع عصر مغول ارزیابی می‌کنند.  عطاملک جوینی، مؤلف کتاب، که از دیوان‌سالاران امیران مغول بود و دو بار به مغولستان آن روزگار سفر کرد، در جلد اول کتاب خود ظهور و زندگی چنگیزخان، دوران سلطنت فرزند او اوگتای قاآن و گیوک خان پسر اوگتای را بر اساس اسناد و منابع مغولی و به استناد روایت شاهدان دست اول و دست‌اندرکاران رخدادها ثبت کرده است.  جوینی در جلد دوم کتاب همراه با گزارش آخرین سال‌های حکومت سلسله‌های خوارزمشاهیان، قراختائیان و گورخانیان کوشیده است تا دلایل سقوط خوارزمشاهیان و پیروزی مغولان بر ایرانیان را گردآوری و تحلیل کند.  جلد سوم کتاب پیروزی مغولان بر ایران و بر خلفای عباسی و حکومت جانشینان هلاکو خان مغول را تصویر می‌کند و مؤلف، که در فتح بغداد با خان مغول همراه بود، گزارشی زنده از سقوط بغداد و خلفای عباسی به دست می‌دهد.  از مهم‌ترین و با ارزش‌ترین بخش‌های تاریخ جهانگشای جوینی بخشی از جلد سوم این کتاب است که به تاریخ اسماعیلیه، بر اساس منابع نابود شده آنان، اختصاص یافته است.  مؤلف در حمله مغولان به قلعه‌های اسماعیلیان و سرکوب این جنبش با خان مغول همراه بود و هلاکو پیش سوزاندن کتابخانه عظیم اسماعیلیان در قلعه الموت به جوینی اجازه داد تا این کتاب‌ها را مطالعه و یادداشت‌برداری کند.  در برخی از نسخه‌های تاریخ جهانگشای جوینی گزارش فتح بغداد به قلم خواجه نصیرالدین طوسی، ریاضی‌دان و منطق‌شناس بزرگ ایرانی نیز آمده است.  نصیرالدین طوسی از همراهان&#160; جنبش اسماعیلیه بود و پس از سقوط قعله الموت و سرکوب جنبش اسماعیلیه به صدراعظمی خان مغول رسید.  علاءالدین ابوالمنظر عطا ملک بن بهاءالدین محمد جوینی، مؤلف تاریخ جهانگشای جوینی، که در سال ۶۲۳ هجری قمری متولد و در سال ۶۸۳ درگذشت، از دیوان سالاران دربار ارغون خان، هلاکو و پسران او آباقا و تگودار و شاهد حوادث بزرگ دوران خود بود.  جوینی در جوانی به همراه ارغون خان، حکمران خراسان، دو بار به مغولستان سفر کرد در سال ۶۵۴ هجری قمری با ورود هلاکو خان به خراسان به دربار او پیوست و در فتح قلاع اسماعیلیان و فتح بغداد با او همراه بود.  پس از مرگ هلاکو مغضوب و کوتاه مدتی زندانی شد و پس از آزادی در آران یا مغان درگذشت و پیکر او را در تبریز به خاک سپردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_Joveyni/1606113.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_Joveyni/1606113.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 10 Apr 2009 13:15:15 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/945D2DC0-44BA-42A8-8EEB-95D21C36A7B9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تفکیک کتاب های درسی، آموزش مسایل جنسی یا تبعیض علیه زنان؟</title>
            <description>رییس سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش از آغاز سال نو ایرانی گفته های وزیر آموزش و پرورش را در باره ضرورت تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران تکرار کرد و مدیر کل کتاب های درسی این وزارتخانه نیز از آغاز طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس خبر داد.رییس سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش از آغاز سال نو ایرانی گفته های وزیر آموزش و پرورش را در باره ضرورت تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران تکرار کرد و مدیر کل کتاب های درسی این وزارتخانه نیز از آغاز طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس خبر داد.  آقای علی رضا احمدی، وزیر آموزش و پرورش، به روزگاری که سرپرست این وزارت خانه بود، از تفکیک کتاب های درسی بر مبنای آن چه او &#171;نیازهای متفاوت دختران و پسران&#187; خواند، به عنوان یکی از برنامه های خود سخن گفته بود و به هنگامی که جامه وزارت بر تن کرد در همايش &#171;بررسی و تبيين نگاشت اول سند برنامه درس ملی&#187; با اشاره به آن که &#171;دختران زودتر به بلوغ می رسند و به آموزش در این باره&#187; نیاز دارند گفت: &#171;ویژگی های جنسیتی و ویژگی های قومی، نژادی و جغرافیایی&#187;، &#171;زبان بومی&#187;، &#171;تفاوت آداب و سنن زندگی دانش‌آموزان عشايری، روستايی و شهری&#187; &#171;باید در کتاب های درسی لحاظ شوند و چون نیازهای روحی، روانی و جسمی دختران و پسران در شرایط سنی مشابه با هم متفاوت اند، ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب های درسی به این نیازها پاسخ گفته شود&#187;.   آقای بهرام محمدیان، رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ ریزی آموزشی، چند روز پیش از نوروز در توضیح گفته های وزیر گفت: &#171;آن چه در گفته‌های وزیر آمده این بود که برخی توانایی‌ها در دختران هست که در پسران دیریاب است&#187;. او به عنوان نمونه ای از این توانایی ها، که تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران را الزامی می کنند، بر بلوغ دختران پیش از پسران انگشت نهاد و گفت: &#171;آیا نباید نسبت به تعجیل بلوغ در دختران بازخوردی در کتاب‌های درسی نشان داد؟ &#187;  آقای علی ذو علم ، مدیرکل کتب درسی وزارت آموزش ‌وپرورش نیز در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا از آغاز اجرای طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی خبر داد و گفت: &#171;برخی کتاب های درسی ۱۰ تا ۱۵ درصد تفکیک جنسیتی می‌شوند&#187;.   وزیر و دیگر مقامات مسیول وزارت آموزش و پرورش هنوز توضیح نداده اند که به نظر آنان تفکیک کتاب های درسی در کدام یک از مقاطع سه گانه ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان و در چه موضوع ها و مباحثی باید اعمال شود. اما اشارات آنان به گنجاندن درس هایی که &#171;به دانش آموزان دختر کمک می کند تا وظیفه مادری خود را در آینده به خوبی انجام دهند&#187;، تجربه های سی سال گذشته و فرهنگ مردسالار غالب بر جامعه ایرانی و نهادهای دولتی سمت و سوی تفکیک جنسیتی مطلوب آنان را نشان می دهد.   تنها نمونه به صراحت اشاره شده در سخنان مقامات وزارت آموزش و پرورش برای نشان دادن ضرورت تفکیک جنسیتی کتاب های درسی به &#171;جلوتر بودن سن بلوغ دختران پیش از پسران&#187; محدود است. اما آموزش مباحث جنسی در جامعه ای که طرح صریح این مباحث از تابوهای اخلاقی است و مدارس و خانواده ها از آموزش مباحث جنسی به کودکان، نوجوانان و جوانان خودداری می کنند، مبنای قانع کننده ای برای تفکیک جنسیتی کتاب های درسی نیست.   تجربه موفق جوامعی که آموزش روشمند مباحث جنسی را به کودکان، نوجوانان و جوانان در برنامه های مدارس مختلط خود گنجانده اند نیز نشان می دهد که برای آموزش علمی مباحث جنسی به تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران نیازی نیست.   رشد ناموزن و حق آموزش به زبان مادری    اما تفکیک کتاب های درسی یا دستکم در نظر داشتن تفاوت های قومی و اقلیمی، جغرافیایی، تنوع شیوه زیست و گوناگونی زبان مادری در جامعه چند زبانه ای چون ایران، که به دلیل رشد ناموزون اقتصادی و اجتماعی و زیست همزمان عناصر ناهمزمان، حضور شیوه های زیست گوناگون و خرده فرهنگ های متفاوت را امکان داده است، می تواند برخی از نارسایی های طرح یکسان سازی کتاب های درسی را جبران کند.  در طرح یکسان سازی کتاب های درسی، به ویژه در مقطع ابتدایی، تفاوت جامعه ایرانی با جوامعی که روند رشد و توسعه درون زای موزونی را تجربه کرده و با کشورهایی که همه یا اکثریت شهروندان آن به زبان مادری واحدی سخن می گویند، نادیده گرفته شده و این طرح به رغم مزایای خود به تبعیض علیه بخش هایی از جامعه، دشوار کردن سوادآموزی و مشکلات دیگر منجر شده است  برنامه یکسان سازی کتاب های آموزشی مدارس در هر سه مقطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و نظری در دهه 40 به هرج و مرج، اعمال سلیقه های غیر تخصصی،تدریس کتاب هایی لبریز از اطلاعات نادرست یا منسوخ پایان داد.  در طرح یکسان سازی گروه های کارشناسی نوشتن کتاب های درسی را بر عهده گرفتند و کوشش شد تا این کتاب ها با طراحی، صفحه آرایی، گرافیک و شکل مناسب و جذاب ارایه شوند.  اما در این طرح گوناگونی زبان مادری و تنوع شیوه های زیست برآمده از رشد ناموزن جامعه ایرانی یک سره نادیده گرفته شده و اغلب کتاب های درسی مقطع ابتدایی بر مبنای زندگی طبقه متوسط شهری تالیف شدند.   برخی از عناصری که در متن های آموزشی این کتاب ها نقش مهمی بر عهده داشتند برای کودکان فقیر حاشیه نشین شهری و برای کودکان روستایی و عشایری ناآشنا و چندان غریبه بودند که تصویر زندگی در سرزمینی دیگر را به دست می دادند.   در حالی که کودکان فارسی زبان در نخستین سال های مدرسه خواندن و نوشتن زبان مادری خود را می آموزند، کودکانی که زبان فارسی زبان مادری آن ها نیست باید زبانی تازه و نو را بیاموزند.  فراگیری زبانی نو در کنار کودکان فارسی زبانی که فقط خواندن و نوشتن زبان مادری خود را می آموزند و کتاب هایی که شیوه زیست اکثریت مردم در آن ها غایب است، به عقب ماندگی تحصیلی، دشواری های فرهنگی و روان شناختی و تبعیض علیه کودکان کرد، ترک، بلوچ و عرب زبان ایرانی منجر شده و نخستین سال های مدرسه را برای آنان به تجربه ای تلخ بدل می کند که رنج جدایی از زبان مادری بر تلخی آن می افزاید.  از همان دهه ۱۳۴۰ انتقادهای کارشناسی در باره یکسان سازی کتاب های درسی مقطع ابتدایی نیز مطرح شدند. در یکی از آثار صمد بهرنگی با عنوان &#171;کند و کاوی در مسایل تربیتی ایران&#187;، که در دهه چهل منتشر شد، برخی از انتقادهای طرح یکسان سازی کتاب های درسی بر مبنای تجربه عملی معلمی ترک زبان در روستاهای آذربایجان جمع بندی شده است.  صمد کتاب الفبایی نیز برای آموزش زبان فارسی به کودکان ترک زبان تالیف کرد که در آن تنوع و تفاوت اقلیمی و شیوه زیست متفاوت کودکان در نظر گرفته شده بود اما مزایای طرح یکسان‌سازی کتاب های درسی و سیاست رسمی که زبان فارسی را تنها زبان مجاز متون مکتوب تلقی می کرد، راه بر جدی گرفتن این انتقادها بست.   متناسب کردن کتاب های درسی با ساختارهای بر آمده از رشد ناموزن و ناهمگن ایران و فرهنگ ها و شیوه های زیست متفاوت با همه دشواری ها و مشکلات حل نشده آن از نگارش کتاب های درسی بر مبنای زبان های مادری گوناگون رایج در ایران آسان تر است.   در نظام آموزشی و مدارس جدید که از دوران مشروطه و پهلوی اول بر جای مانده اند، &#171;حق آموزش به زبان مادری&#187; یکسره نادیده گرفته شده است .   پیشنهاد آموزش به زبان مادری همراه با آموزش همگانی و سراسری زبان فارسی به عنوان زبان مشترک همه شهروندان ایرانی ،راه حلی که بسیاری از دشواری ها را حل می کند، به دلایلی چون تجربه تلخ گرایش های تجزیه طلب در خاطره قومی ایرانیان و پیوند نادرست اما غالب مسایل آموزشی با مسایل سیاسی، با استقبال رو به رو نشده است.  راه حل میانه، متناسب کردن متون درسی با زبان های مادری گوناگون رایج در ایران و موقعیت اقلیمی و شیوه های زیست متفاوت نیز همچنان مبهم و کلی و بدون برنامه عملی ممکن باقی مانده است.   پیچیدگی ها و دشوارهای های نظری و عملی سازگار کردن کتاب های درسی مدارس با زبان مادری، موقعیت اقلیمی و شیوه های متفاوت زیست، چندان است که طرح وزارت آموزش و پرورش را به رغم اشاره به این موارد، به تفکیک جنسیتی کتاب های درسی محدود و این نگرانی را تقویت کرده است که هدف طرح نه حل مشکلات یکسان سازی کتاب های درسی، که محدود کردن آموزش دختران به عرصه هایی چون خانه داری، آشپزی، خیاطی و کودک یاری، اخراج زنان از فعالیت های اجتماعی، علمی، سیاسی و اقتصادی و تداوم طرح جدا سازی زنان و مردان بر مبنای دیدگاهی است که زنان را به مادران خانه دار تقلیل می دهد و با زندگی واقعی کنونی ایرانیان، نیازها و ضرورت های زمانه و برابری همه انسان ها مغایر است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_School_Book_Iran/1604659.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_School_Book_Iran/1604659.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 08 Apr 2009 15:47:45 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7D52B768-6878-423D-94BB-24B53093DDE0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فروغی، چهره چند بعدی و درخشان نسلی خلاق</title>
            <description>هفته گذشته ویرایش تازه‌ای از مجموعه مقالات محمدعلی فروغی در دو مجلد منتشر شد. نخستین چاپ این کتاب ۳۰ سال پیش منتشر شده بود اما در ویرایش تازه مقالاتی چون نوشته فروغی در باره شاهنامه نیز به کتاب افزوده شده است.هفته گذشته ویرایش تازه‌ای از مجموعه مقالات محمدعلی فروغی در دو مجلد منتشر شد. نخستین چاپ این کتاب ۳۰ سال پیش منتشر شده بود اما در ویرایش تازه مقالاتی چون نوشته فروغی در باره شاهنامه نیز به کتاب افزوده شده است.  مجموعه مقالات محمدعلی فروغی نه فقط طرحی از شخصیت چند بعدی و پیچیده یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی، دانشگاهی و سیاسی ایران معاصر را به دست می‌دهد که مسائل فرهنگی و وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران را به دوران پرتلاطم حیات فرهنگی و سیاسی فروغی، از نخستین مجلس مشروطه تا نخستین سال سلطنت پهلوی دوم، تصویر می‌کند.  محمدعلی فروغی از درخشان‌ترین چهره‌های نسلی از پژوهندگان، مورخان، ادبا و محققان ایرانی بود که از بستر انقلاب مشروطه برخاستند و در سال‌های پرتلاطم این انقلاب و جنگ جهانی اول و به دوران ۲۰ ساله سلطنت پهلوی اول آثار خود را منتشر کرده و در عرصه‌های تخصصی خود چندان غنی و خلاق بودند که در نسل‌های بعدی، جز شاید یکی دو چهره، هیچ کس جای آنان را نگرفت.  نسلی که فروغی در متن آن بالید بر زبان و ادب فارسی و حکمت و فلسفه و فرهنگ کلاسیک ایرانی مسلط و با مدرنیته اروپای غربی و روش‌های تحقیق آکادمیک آشنایی عمیق داشت.  فروعی چون احمد کسروی، تقی‌زاده، علامه قزوینی، فروزانفر، اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، عبدالعظیم قریب، ملک‌الشعرای بهار، حسین گل گلاب، علی اکبر دهخدا و دیگر چهره‌های درخشان نسل خود در تحولات فرهنگی ایران پس از مشروطه نقشی کارساز داشت اما برخلاق بسیاری از چهره‌های علمی و آکادمیک نسل خود در سیاست عملی نیز فعال و در گره‌گاه‌های مهم تاریخ سیاسی ایران معاصر نقشی اثرگذار ایفا کرد.  محمدعلی فروغی شخصیتی چند بعدی و پیچیده داشت. از نخستین استادان سیاست و فلسفه سیاسی در ایران بود، چند سالی ریاست فرهنگستان اول را بر عهده داشت، نخستین کتاب تاریخ فلسفه را در زبان فارسی با عنوان سیر حکمت در اروپا تألیف و آثاری چون ثروت ملل اثر آدم اسمیت را ترجمه و رباعیات خیام و کلیات سعدی را تصحیح کرد اما از همان نوجوانی سمت‌های سیاسی را نیز بر عهده داشت.  فروغی که در نخستین سال‌های حیات سیاسی خود لیبرال مسلک و نماینده&#160; مجلس اول و دوم مشروطه بود، علاوه بر ۲۵ بار وزارت در کابینه‌های گوناگون، نخستین و آخرین نخست‌وزیر رضا شاه و نخستین نخست‌وزیر فرزند او نیز بود.  محمدعلی فروغی در ۱۲۵۴ در تهران در خانواده‌ای با فرهنگ که اعضای آن در دیوان‌سالاری قاجار سمت‌های مهمی را بر عهده داشتند، متولد شد. پس از اتمام تحصیلات اولیه و فراگیری زبان‌های عربی و فرانسه در رشته پزشکی دارالفنون تحصیل کرد اما پس از چندی پزشکی را رها و به ادبیات و علوم سیاسی و فلسفه روی آورد.  فروغی چند سالی معلم خصوصی احمد شاه قاجار، چند سالی معلم دارالفنون و سال‌ها استاد مدرسه علوم سیاسی و مدیر آن بود و برای تدریس در این مدرسه کتاب‌هایی چون حقوق اساسی یا آداب مشروطیت دول را تألیف و کتاب ثروت ملل اثر آدم اسمیت را ترجمه کرد.  نماینده دوره اول و دوم مجلس مشروطه در سال ۱۹۱۹ میلادی به عنوان یکی از اعضای هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس به فرانسه سفر کرد و علاوه بر ۲۵ بار وزارت چند سالی نیز ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده داشت.  در سال ۱۳۰۴، سالی که مجلس مؤسسان به سلطنت سلسله قاجار پایان داد، کفیل نخست‌‌وزیری بود و پس از انتقال سلطنت به عنوان نخستین نخست‌وزیر پهلوی اول منصوب شد. فروغی یک بار دیگر در سال ۱۳۱۲&#160; به این سمت منصوب اما در سال ۱۳۱۴ مغضوب رضا شاه و خانه‌نشین شد.  در سال ۱۳۲۰ پس از حمله متفقین به ایران رضا شاه برای بار سوم، و این بار به اجبار زمانه، فروغی را به نخست‌وزیری برگزید. فروغی آخرین نخست‌وزیر او و نخستین نخست‌وزیر فرزند او بود و در سال ۱۳۲۱ درگذشت.  فروغی به دوران حیات فرهنگی خود آثاری چون اصول علم ثروت ملل آدام اسمیت و تاریخ ملل قدیمه مشرق را ترجمه و آثاری چون سیر حکمت در اروپا، حقوق اساسی یا آداب مشروطیت دول ، آیين سخنوری، تاریخ مختصر ایران، تاریخ مختصر دولت قدیم روم، حكمت سقراط و افلاطون و اندیشه‌های دور و دراز را تألیف و رباعیات خیام و کلیات سعدی را تصحیح کرد.  مجموعه دو جلدی مقالات فروغی با کوشش محسن باقرزاده تنظیم و منتشر شده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_Foroughi/1510015.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_Foroughi/1510015.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 14 Mar 2009 16:22:45 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7587E81D-7826-470D-AA6A-50317AA8865F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>هنرمندان، وزیر ارشاد و انتخابات ریاست جمهوری</title>
            <description>تاکید اخیر محمد حسین صفار هرندی بر &#171;بی معنا بودن فرهنگ ورزی بدون ارشاد&#187; و توصیه یا دستور او به هنرمندان برای خوداری از حضور در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری به سود نامزد دلخواه خود، به دلیل نگاه، نحوه برخورد و لحن آمرانه وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، اشاره به نقش هنرمندان در سیاست عملی، مغایرت توصیه های وزیر با مبانی اعتقادی دولتمردان جمهوری اسلامی و تاکید بر نیاز فرهنگ به ارشاد دولتمردان با واکنش های گوناگونی رو به رو شده است.تاکید اخیر محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، بر &#171;بی معنا بودن فرهنگ ورزی بدون ارشاد&#187; و توصیه یا دستور او به هنرمندان برای خوداری از حضور در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری به سود نامزد دلخواه خود، به دلیل نگاه، نحوه برخورد و لحن آمرانه وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی، اشاره به نقش هنرمندان در سیاست عملی، مغایرت توصیه های وزیر با مبانی اعتقادی دولتمردان جمهوری اسلامی و تاکید بر نیاز فرهنگ به ارشاد دولتمردان با واکنش های گوناگونی رو به رو شده است.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					     دستور وزیر ارشاد به هنرمندان برای حمایت نکردن از نامزدهای انتخابات       			 		نقش هنرمندان و دیگر خلاقان عرصه فرهنگ در سیاست عملی به ویژه از قرن هیجدهم میلادی به بعد، از دورانی که رای مردم در سیاست موثر و لایه های گوناگون مردم نیز در کنار الیگارشی درباری و روحانی به مخاطبان آثار هنری پیوستند، از دغدغه های اصلی هنرمندان بوده است.   از آن دوران تا کنون سیاستمداران، که در دموکراسی ها به رای مردم نیز نیازمنداند، کوشیده اند تا از شهرت، محبوبیت، اعتبار و نفوذ هنرمندان در میان مردم بهره گیرند و گروهی از هنرمندان نیز با حمایت از یا مخالفت با سیاستمداران کوشیده اند تا بخشی از آرمان های اجتماعی و سیاسی خود را تحقق بخشند.   از همان دورانی که حضور هنرمندان در سیاست از عرصه نظر و آثار هنری فراتر رفته و در سیاست عملی به نسبت های متفاوت و در سمت و سوهای گوناگون موثر افتاد، گروهی از هنرمندان حضور هنرمند را در عرصه سیاست عملی با خلاقیت هنری معارض می دیدند و گروهی دیگر سکوت هنرمندان را در سیاست روزمره با تعهد اجتماعی آنان مغایر می دانستند .  در جوامع برخوردار از دموکراسی، کناره گیری هنرمندان از سیاست عملی یا حضور فعال آنان در این عرصه اغلب تصمیمی آزادانه و فردی است.   اما در نظام های استبدادی یا نیمه استبدادی، که روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و دیگر لایه های خلاق عرصه فرهنگ با سانسور و خودسانسوری رو به رو بوده و امکان فعالیت سیاسی یکسان برای همه گرایش ها وجود ندارد، موضع گیری عملی یا نظری علیه سانسور و استبداد تا حد بالایی بر هنرمندان و دیگر لایه های فعال عرصه فرهنگ تحمیل می شود چرا که سانسور با خلاقیت آزاد فرهنگی در تضاد است و استبداد راه شرکت فعال و آزادانه منتقدان حکومت ها، از جمله هنرمندان منتقد را در تعیین سرنوشت خود می بندد.   هنرمند در میان دو سنگ آسیای دولت و مردم    در نظام های استبدادی و به ویژه نظام های مبتنی بر ایدئولوژی و مکتب،  حکومت ها از هنرمندان می خواهند که به مبانی فکری و سیاسی نظام &#171;متعهد&#187; بوده و از آن دفاع کنند و مردمی که از برکت حضور آزاد احزاب سیاسی، نهادهای صنفی و دمکراتیک و مدنی و رسانه های آزاد محروم‌اند نیز از هنرمندان خود می خواهند که کارکرد این نهادها را بر عهده گرفته و به صدای مخاطبان آثار خود بدل شوند.   عواملی چون سانسور و دو سنگ آسیای حکومت و مردم در جوامع محروم از دموکراسی، کناره گیری از سیاست عملی را برای هنرمندان دشوار کرده و هنرمندان این جوامع گاه بهای حضور خواسته یا ناخواسته خود را در سیاست عملی با جان و آزادی خود می پردازند.   اغلب نظریه پردازان &#171;آزادی اندیشه، تخیل و بیان&#187; را &#171;مستلزمه ضروری&#187; کار هنری، ادبی و فکری می دانند و تقلیل این آزادی ها را به &#171;امتیاز انحصاری برخی کسان یا گرایش ها&#187; با ماهیت آن در تضاد دیده و استقلال از حکومت و جناح های آن را، در نظام های استبدادی، شاخص روشنفکری تلقی می کنند.   نقش هنرمندان در دوم خرداد   در ایران از مشروطه تا کنون کم تر نویسنده، هنرمند و روشنفکری را می توان یافت که دستکم در دورانی از حیات فرهنگی و اجتماعی خود، خواسته یا ناخواسته، در سیاست نظری و عملی درگیر نشده است. بسیاری از نویسندگان، هنرمندان و دیگر خلاقان عرصه فرهنگ در ایران در سیاست عملی در جبهه اپوزیسیون و منتقد حکومت ها حضور و نقشی فعال داشته و در هر دو نظام شاهنشاهی  و اسلامی، هنرمندان منتقد و غیر حکومتی بیگانه و گاه دشمن تلقی شده اند. پس از انقلاب اسلامی لایه هایی از هنرمندان که خود را با صفت هایی چون &#171;اسلامی&#187;، &#171;انقلابی&#187;، &#171;متعهد&#187;، &#171;ضد امپریالیست&#187; و... از همکاران دیگر خود متمایز می کردند، در آثار و در زندگی سیاسی خود به هواداری از جناح های حکومتی برخاستند. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران و برخی از هنرمندان ایرانی نیز کوشیدند تا استقلال سیاسی، فکری و فرهنگی خود را از جناح های حکومتی حفظ کنند.  سیاست های فرهنگی دولتی نیز هنرمندان و روشنفکران را در سی سال گذشته به دو گروه &#171;خودی&#187; و &#171;غیر خودی&#187; تقسیم کرده است. نویسندگان، روشنفکران و هنرمندان &#171;غیر خودی&#187; از امکان خلاقیت آزاد ادبی، فکری و هنری و از امکان حضور در سیاست عملی محروم شدند، برخی به اجبار به تبعید و مهاجرت تن دادند، برخی از صحنه حذف  و خانه نشین شدند، برخی معیارها و ضوابط حکومتی را پذیرفتند و برخی با دشواری و تلاش بسیار حضور هنری، ادبی و فکری خود را ادامه دادند.  در برخی از ژانرها -چون نویسندگی و کارگردانی- سیاست حذف فرهنگی با  معیارهای سخت تری اعمال و در برخی ژانرها چون بازیگری سینما، به رغم حذف برخی چهره های مشهور، با تساهل بیش تری برخورد شد اما در همه ژانرها راه حضور فعال در سیاست عملی در جبهه مستقل و ناوابسته به جناح های حکومتی بر همگان بسته ماند.    در حرکتی که به دوم خرداد موسوم شد، علاوه بر هنرمندان متمایل به جناح های حکومتی، برخی نویسندگان و هنرمندان مستقل غیر حکومتی نیز در جبهه اصلاح طلبان مذهبی به صف هواداران جناح های حکومتی پیوستند و در اغلب تحلیل ها بر نقش موثر بازیگران مشهور سینما در پیروزی آقای محمد خاتمی در دور اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری تاکید شده است.    ترس وزیر از حضور هنرمندان؟   همه جناح های سیاسی جمهوری اسلامی به ویژه جناح معروف به اصول گرا، که وزیر ارشاد به آن تعلق دارد، بر تعهد اجتماعی، سیاسی و مکتبی هنرمندان و روشنفکران تاکید می کنند و از آنان می خواهند که در آثار و در سیاست عملی به تعهد خود عمل کنند. تضاد گفته های اخیر وزیر ارشاد ، که از هنرمندان خواست تا اعتبار هنری خود را در سیاست عملی و در مهم ترین عرصه مجاز آن، انتخابات ریاست جمهوری، هزینه نکنند، با مبانی فکری او و جناح او این برداشت را تقویت می کند که ترس از موضع گیری اغلب هنرمندان به سود نامزد جناح رقیب و به زیان آقای احمدی نژاد انگیزه اصلی وزیر ارشاد در موضع گیری اخیر او بوده است.   لحن آمرانه وزیر ارشاد، که در واژه های امری &#171;باید&#187; و &#171;نباید&#187; و در فعل امری &#171;نکنند&#187; خود را می نمایاند نیز، نمودی از نگاه وزیر فرهنگ را به هنر و هنرمندان به دست  می دهد: &#171;چهره هايی که محبوب مردم می شوند .... نبايد خودشان را هزينه اين و آن کنند، هنرمندان با حضور در برنامه های تبليغاتی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری، از اعتبار مردمی خود هزينه نکنند.&#187;  وزیر فرهنگ بر آن است که شهرت و اعتبار &#171;سينماگران و هنرمندان مختلف&#187; نه حاصل خلاقیت هنری آنان که نتیجه &#171;سرمایه گذاری رسانه ملی و مجموعه سازمان های هنری کشور&#187; است: &#171;حضور سينماگران و هنرمندان مختلف در اين عرصه يک وجه ديگری نيز دارد و آن ... اعتباری است که از راه اعتماد و علاقه ملت به خودشان آفريده اند و سرمايه گذاری که رسانه ملی و يا مجموعه سازمان های هنری کشور روی آن کرده اند&#187;  وزیر ارشاد با این نگاه در ادامه مصاحبه اخیر خود در باره نسبت ارشاد، سانسور و فرهنگ می گوید &#171;من معتقد به تفكيک اين دو نيستم، فرهنگ ورزی بدون ارشاد بی ‌معنا می ‌شود&#187;  کارمندان وزارت ارشاد با سانسور آثار هنری و ادبی مدعی راهنمایی و ارشاد خلاقان عرصه فرهنگ اند و وزیر ارشاد تمامی دستاوردهای فرهنگ بشری را که در جوامع برخوردار از دموکراسی و رها از ارشاد و سانسور خلق شده اند، &#171;بی معنا&#187; ارزیابی می کند.  مقایسه دستاورهای فرهنگی جوامعی که از خلاقیت فرهنگی آزاد و رها از ارشاد برخوردارند با فرهنگ ارشاد و سانسور شده ایران در سی سال اخیر و مقایسه ۳ سال گذشته، که ارشاد پر رنگ تر شده است، با سال های پیش معیاری مناسب برای ارزیابی سخنان آقای صفار هرندی به دست می دهند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_Elections_Com/1507892.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_Elections_Com/1507892.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 11 Mar 2009 12:30:36 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Saffar_Elections_Com/1507892.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4DAD2B68-3130-4A36-8C64-F9327735B3D4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مقالات دکتر محمد معین، منبعی آکادمیک و معتبر</title>
            <description>کتاب نایاب و پرخواننده مجموعه دو جلدی مقالات دکتر محمد معين، که چاپ سوم آن هفته گذشته منتشر شد، بیش از سی مقاله را که پژوهشگر و استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی از ۱۳۱۸ تا بیماری خود در سال ۱۳۴۵ در نشریات ادبی منتشر کرد، در بر دارد.کتاب نایاب و پرخواننده مجموعه دو جلدی مقالات دکتر محمد معين، که چاپ سوم آن هفته گذشته منتشر شد، بیش از سی مقاله را که پژوهشگر و استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی از ۱۳۱۸ تا بیماری خود در سال ۱۳۴۵ در نشریات ادبی منتشر کرد، در بر دارد.  مقالات این کتاب را که در شمار منابع معتبر آکادمیک ایران ارزیابی می‌شوند، دکتر مهدخت معین، فرزند استاد، گردآوری، تنظیم و منتشر کرده است.   دکتر محمد معین از انگشت شمار پژوهشگران ایرانی است که علاوه بر دانش گسترده و احاطه بر موضوع مقالات خود، بر روش تحقیق و مقاله نویسی آکادمیک و بر ساختار مقالات دانشگاهی و پژوهشی نیز مسلط بود و در اغلب مقالات او، آرا و نظریات تازه او با چکیده‌ای علمی از منابع معتبر تلفیق شده‌اند.   در مجموعه دو جلدی مقالات محمد معین مقالاتی در باره حافظ، ناصر خسرو، رودكی، خاقانی، نظامی،عبدالله انصاری، دکتر غنی و بخشی از تحقیقات او درباره مباحثی چون يگانگی و دوگانگی در مزديسنا، لوحه ارشام هخامنشی، جشن نوروز، ادبيات و كتيبه‌های زبان پهلوی، حكمت اشراق، ارداويرافنامه، آیين آريایيان پيش از ظهور زرتشت و ‏قابوسنامه گردآوری و منتشر شده‌اند.  محمد معین در اردیبهشت سال ۱۲۹۷ در رشت چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در همین شهر در مکتب شیخ محمدتقی معین‌العلما و تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان برد و لیسانس ادبیات و علوم تربیتی خود را در سال ۱۳۱۸ با نوشتن رساله‌ای به زبان فرانسه درباره لوکنت دولیل، شاعر فرانسوی، از دانشسرای عالی تهران اخذ کرد.  دکتر محمد معین در سال ۱۳۲۱ از رساله دکترای خود با عنوان &#171;مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی&#187; دفاع و از نخستین کسانی بود که از دانشگاه تهران دکترای ادبیات فارسی دریافت کرد.   علامه علی اکبر دهخدا، مؤلف لغت نامه و امثال و حکم، معین را به عنوان دستیار خود در تألیف لغت‌نامه برگزید و دکتر معین در تألیف این اثر ارزشمند با دهخدا همکاری و پس از مرگ دهخدا بنا بر وصیت او تألیف بزرگترین فرهنگ زبان فارسی را پی گرفت و به پایان برد.  دکتر محمد معین خود فرهنگ ۵ جلدی معین را تألیف کرد که از آن چون یکی از معتبرترین و جامع‌ترین فرهنگ‌های زبان فارسی یاد می‌کنند.  دکتر محمد معین از برجسته‌ترین استادان دانشگاه تهران بود. معین در سال ۱۳۴۵ بیمار شد و سال‌های پایانی عمر خود را در بیهوشی عمیق در بستر بیماری گذراند و در سال ۱۳۵۰ رخت از این سرای برکشید.  دکتر معین برخی از دشوارترین و مهم‌ترین متون کلاسیک فارسی را تصحیح و شرح کرد که از آن جمله می‌توان به دانشنامه علایی ابن‌سینا، چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی، جامع‌الحکمتین ناصر خسرو، قصیده ابوالهیثم، برهان قاطع محمدحسین بن خلف تبریزی، جوامع الحکایات سدیدالدین محمد عوفی و عبهر العاشقین روزبهان بقلی شیرازی اشاره کرد.  از آثار مهم دکتر محمد معین علاوه بر &#171;فرهنگ معین&#187; می‌توان از کتاب‌هایی چون حافظ شیرین سخن، فرهنگ دستور زبان فارسی ، مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی، روزشماری در ایران باستان و آثار آن در ادبیات پارسی، دو کتاب برگزیده نثر و برگزیده شعر فارسی و رساله‌های قاعده‌های جمع در زبان فارسی، اسم مصدر- حاصل مصدر، اضافه در زبان فارسی، شماره هفت و هفت پیکر نظامی، حکمت اشراق و فرهنگ ایران، دو رساله در باره امیر خسرو دهلوی و نصیرالدین طوسی، لغات فارسی ابن سینا، زبان ادبیات پارسی، ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد، یک قطعه شعر در پارسی باستان، مرزبان نامه و شاهان کیانی و هخامنشی در آثار الباقیه یاد کرد.  معین مجموعه اشعار علی اکبر دهخدا را نیز گردآوری و با مقدمه و زندگی‌نامه او منتشر کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_DrMoin/1505294.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_review_DrMoin/1505294.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 06 Mar 2009 13:53:39 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B1C5BD12-A139-4D65-9671-BBB64EFB6586_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تاریخ نویسی دولتی یا تاریخ به روایت فاتحان؟ </title>
            <description>جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و شخصیت های دوران پیشین، کسان و گرایش هایی که به اتکاء گذشته خود خواهان نقشی در حال و آینده بودند، کسان و گرایش های نوپایی که برای تثبیت موقعیت حال و آینده خود به شناسنامه تاریخی نیاز داشتند، گرایش ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی که در دهه ۶۰ شکست خورده بودند و... می کوشیدند تا با نوشتن تاریخ و خاطره، خود و نقش و جایگاه کنونی و آینده خود را تعریف کنند. جامعه نیز که از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و به بازاندیشی خود نیازمند بود از کتاب های تاریخی استقبال می کرد و تیراژ این گونه آثار افزایش یافت. پاسخ دادن به این نیاز نیز یکی از هدف های تاریخ نویسی دولتی استگستردگی واکنش ها به کتاب &#171;تاریخچه فداییان خلق&#187; در چند ماه گذشته، که هنوز ادامه دارد، در تاریخ نشر سه دهه اخیر ایران کم سابقه است به ویژه از آن روی که به تقریب همه بیش از ۱۰۰ نقد و یادداشتی را که در باره این کتاب منتشر شده، نه مورخان و منتقدان حرفه ای که سازمان های سیاسی یا کسانی نوشته اند که نام آن ها در این کتاب آمده است.  شیوه تدوین، تحقیق و نگارش کتاب و ماهیت و هدف های ناشر دولتی آن، دسترسی انحصاری مولف و ناشر کتاب ــ انتشارات دیدگاه ـ به اسناد محرمانه پلیس سیاسی، بیش از ۵۰ کتابی که این ناشر پیش از این به همین روال منتشر کرده و کارنامه موسسات انتشاراتی دولتی گوناگونی چون انتشارات دیدگاه، موسسه مطالعات و پژوهش های سياسی، دفتر پژوهش های موسسه کيهان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و.. اهمیت بازسازی و نگارش تاریخ معاصر را از منظر جمهوی اسلامی نشان می دهند تا حدی که در هیچ مقطعی از تاریخ ایران تاریخ نویسی دولتی از منظر تعداد کتاب، سرمایه گذاری، نظام مندی و استمرار تا این حد و پایه گسترده نبوده است.   اغلب کارشناسان دهه های پایانی قرن بیستم به بعد &#171;بازسازی گذشته از موقعیت حال و بازآفرینی گذشته از منظر راوی یا مورخ&#187; را مهم ترین شاخص تاریخ نویسی و ژانرهای نزدیک بدان چون زندگی نامه، خودزندگی نامه و خاطرات می دانند و این شاخص را بر تاریخ نویسی آکادمیک نیز تعمیم می دهند.  تاریخ نویسی آکادمیک با ادعای &#171;ناجانبداری، عینیت گرایی، روش مندی و مستند و غیرایدیولوژیک بودن&#187; می کوشد تا خود را از دیگر انواع تاریخ نویسی متمایز کند اما در همه ژانرهای تاریخ نویسی، و از جمله در تاریخ نویسی آکادمیک، تاثیر خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه منظر، بینش، ذهنیت و پیش تصورات راوی و مورخ را به نسبت های متفاوت می توان دید.   این تاثیر نه فقط در تفسیر و تعبیرها و تبیین روابط علی رخ داده ها، که حتا در  گزینش رخ داده های گذشته و تقسیم بندی آن ها به داده های &#171;با معنا و مرتبط&#187; یا &#171;نامرتبط &#187; خود را می نمایاند. به همین دلیل پرسش &#171;چه کسی، از چه منظر و از کدام موقعیتی تاریخ را روایت می کند؟&#187; در نقد و بررسی  آثار تاریخی در همه ژانرها نقشی اساسی دارد.  تاثیر منظر و ذهنیت مورخ و راوی در آثاری که به رویدادهای سیاسی معاصر می پردازند و در تاریخ نویسی دولتی، آثار و اسنادی که مؤسسات دولتی تولید می کنند، پر رنگ تر است و این روند هنگامی به اوج می رسد که نهادهای امنیتی و پلیسی کارکرد ناشر و مؤلف آثار تاریخی را نیز بر عهده گرفته و اسناد و مدارک تاریخی را به عمد و آگاهانه مخدوش می کنند.   تاثیر ناآگاهانه و مخدوش کردن عمدی   مخدوش کردن آگاهانه و عمدی اسناد تاریخی را هجوم به حافظه تاریخی و جمعی ملت ها تعریف می کنند  حذف کلمنتیس از عکس تاریخی و رسمی نخستین هیئت دولت چکسلواکی پس از جنگ جهانی دوم، از نمونه های مشهور مخدوش کردن اسناد تاریخی در تاریخ نویسی دولتی است.  ولادو کلمنتیس، وزیر خارجه دولت چکسلواکی در پایان دهه ۱۹۴۰، در روزی که کلمنتس گوتوالد، رئیس جمهور چکسلواکی، بیانیه تشکیل ملت و دولت چکسلواکی را از بالکن مشرف به بزرگ ترین میدان پراگ قرائت می کرد، در کنار او و دیگر وزیران ایستاد بود. کلمنتیس کلاه خود را برای محافظت گوتوالد از باد سردی که در آن روز می وزید بر سر او گذاشت. در عکس این &#171;لحظه تاریخی&#187;، که به عکس رسمی بدل و در تیراژ وسیع منتشر شد، گوتوالد با کلاه کلمنتیس دیده می شود.  چند سال بعد کلمنتیس مغضوب و عکس لحظه تاریخی جمع آوری و بازسازی شد؛ در نسخه جدید کلمنتیس حذف و فضایی خالی جای او را گرفت اما کلاه او چون &#171;یادگاری سمج از حقیقتی انکار شده&#187; بر سر گوتوالد ماند. میلان کوندرا، نویسنده بزرگ چک، یکی از بهترین آثار خود را با عنوان &#171;کلاه کمنتیس&#187;، که با ترجمه احمد میرعلائی به فارسی نیز منتشر شده است، با الهام از این حادثه خلق کرد.  به دوران حکومت استالین در شوری سابق نیز کتاب تاریخ حزب کمونیست شوروی را پس از هر مبارزه درون حزبی بازنویسی و شخصیت ها و جناح های شکست خورده را از تاریخ اخراج یا بدنام می کردند.  در چین عکس رسمی سران حکومت در مراسم خاک سپاری مائو تسه دون چند ماه پس از مرگ او جمع آوری و بازسازی شد. در نسخه جدید &#171;گروه ۴ نفره&#187;، از جمله زن مائو، که در مبارزات درون حزبی شکست خورده بودند، از عکس حذف شدند.  در فیلم ها و عکس های خبری که آیت الله خمینی را در حال فرود از پلکان هواپیمای ایرفرانس در روز ورود به ایران نشان می دهند، فضائی خالی، سپید و مبهم به جای تصویر حذف شده صادق قطب زده نشسته است که بعدتر اعدام شد.    جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و شخصیت های دوران پیشین، کسان و گرایش هایی که به اتکاء گذشته خود خواهان نقشی در حال و آینده بودند، کسان و گرایش های نوپایی که برای تثبیت موقعیت حال و آینده خود به شناسنامه تاریخی نیاز داشتند، گرایش ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی که در دهه ۶۰ شکست خورده بودند و... می کوشیدند تا با نوشتن تاریخ و خاطره، خود و نقش و جایگاه کنونی و آینده خود را تعریف کنند. جامعه نیز که از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و به بازاندیشی خود نیازمند بود از کتاب های تاریخی استقبال می کرد و تیراژ این گونه آثار افزایش یافت. پاسخ دادن به این نیاز نیز یکی از هدف های تاریخ نویسی دولتی است  در ایران تا پیش از انقلاب مشروطه تاریخ نویسی در انحصار دربار، دیوان سالاری، روحانیت و عرفا بود و این لایه ها تاریخ را، جز در مواردی انگشت شمار، از موقعیت حال و منظر خود روایت می کردند.   پس از مشروطه مورخان و مخاطبان دیگری نیز در کار آمدند و نگارش تاریخ ایران از منظر &#171;ملی گرایانی&#187; که بر &#171;عظمت و شکوه از دست رفته گذشته&#187; افسوس می خوردند، جایی برجسته یافت.   به دوران پهلوی اول و دوم تاریخ نویسی دولتی برای توجیه حقانیت نظام شاهنشاهی از &#171;عظمت و شکوه ایران باستان&#187; ستایش می کرد. به دوران پهلوی اول آثار با ارزشی چون تاریخ ایران باستان نوشته مشیرالدوله پیرنیا خلق شد اما به دوران جانشین او، از دهه سی تا انقلاب اسلامی، نوشتن تاریخ معاصر، جز در یکی دو مورد، در انحصار گرایش های چپ ، لیبرال و ملی گرا بود.   از دهه ۶۰ به بعد نوشتن و خواندن تاریخ معاصر در قالب متون پژوهشی، زندگی نامه، خود زندگی نامه و خاطره نویسی در ایران رونق گرفت.  جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و شخصیت های دوران پیشین، کسان و گرایش هایی که به اتکاء گذشته خود خواهان نقشی در حال و آینده بودند، کسان و  گرایش های نوپایی که برای تثبیت موقعیت حال و آینده خود به شناسنامه تاریخی نیاز داشتند، گرایش ها و نهادهای مخالف جمهوری اسلامی که در دهه ۶۰ شکست خورده بودند و... می کوشیدند تا با نوشتن تاریخ و خاطره، خود و نقش و جایگاه کنونی و آینده خود را تعریف کنند.   جامعه نیز که از دورانی به دورانی دیگر گذر کرده و به بازاندیشی خود نیازمند بود از کتاب های تاریخی استقبال می کرد و تیراژ این گونه آثار افزایش یافت. پاسخ دادن به این نیاز نیز یکی از هدف های تاریخ نویسی دولتی است.  در سه دهه گذشته مؤسسات دولتی که برخی رسما و اعلام شده و برخی اعلام نشده به وزارت اطلاعات و پلیس سیاسی وابسته و از امکانات این گونه نهادها برخورداراند، با ادعای استناد به اسناد محرمانه، که فقط در اختیار آنان است، آثار بسیاری را در عرصه تاریخ معاصر منتشر کرده اند.  این آثار که در آن ها همه گرایش ها، سازمان ها، شخصیت ها و نهادهای غیر حکومتی، و حتا برخی گرایش ها و شخصیت های اسلامی منتقد حکومت، به سود روحانیت و جناح های حکومتی از تاریخ حذف یا به بازیگران منفی بدل شده اند، نمونه ای گویا از جمله معروف &#171;تاریخ نویسی فاتحان و غالبان&#187; را به دست می دهند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Power_History/1503323.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Power_History/1503323.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Mar 2009 18:01:32 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Power_History/1503323.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/99CE0D8B-FD39-4906-A43F-3FBAA3FC23A0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>زنگبار، گریز از دهشت و شک به رویا و آزادی </title>
            <description>رمان زنگبار یا دلیل آخر، اثر آلفرد آندرش، که با ترجمه سروش حبیبی منتشر و با اقبال رسانه ها و محافل ادبی ایران رو به رو شد، ابعاد متفاوت موقعیت بشری در بحران، لایه های متنوع و پیچیده آدم ها، جهان درونی و دنیای داستانی ۵ شخصیت اصلی خود را، که سودای فرار و آرزوی آزادی در سر دارند، و درون مایه هائی چون آزادی، ترس، فرار، رویا و بحران های برآمده از شک به باورها و یقین ها را در قالب روایتی جذاب و پرکشش و در ساختی منسجم تصویر می کند. منتقدان ادبی این رمان را از بهترین نمونه های ادبیات آلمان پس از جنگ جهانی دوم ارزیابی می کنند.رمان زنگبار یا دلیل آخر، اثر آلفرد آندرش، که با ترجمه سروش حبیبی منتشر و با اقبال رسانه ها و محافل ادبی ایران رو به رو شد، ابعاد متفاوت موقعیت بشری در بحران، لایه های متنوع و پیچیده آدم ها، جهان درونی و دنیای داستانی ۵ شخصیت اصلی خود را، که سودای فرار و آرزوی آزادی در سر دارند، و درون مایه هائی چون آزادی، ترس، فرار، رویا و بحران های برآمده از شک به باورها و یقین ها را در قالب روایتی جذاب و پرکشش و در ساختی منسجم تصویر می کند. منتقدان ادبی این رمان را از بهترین نمونه های ادبیات آلمان پس از جنگ جهانی دوم ارزیابی می کنند.   حوادث زنگبار یا دلیل آخر در ۲۴ ساعت در سال ۱۹۳۷ ، به دوران حکومت نازی ها در بندری کوچک در شمال آلمان رخ می دهد و شخصیت های رمان  تلاش می کنند تا خود و مجسمه ای اثر بارولاخ را از تخریب نجات داده و از دهشت، ترس و کابوس به آزادی و سرزمین رویائی بگریزند.  آندرش در این کتاب با استخدام تکنیک های خلاق در نثر و ساختار، فضای تاریخی رمان را، که بر زندگی واقعی و ذهنی و بر خیال و سودای آدم های داستان حکومت می کند، در پسزمینه، سایه  و حاشیه رمان تعبیه کرده و ذهنیت و روان شناسی فردی آدم های رمان را در قالب پیرنگ داستان، گفت‌وگوها و مونولوگ های موازی در پیشزمینه و محور رمان جای می دهد.  تک گویی های آدم های این رمان، که فضای رمان را به فضایی بسته بدل می کنند، با فضای بسته و تاریک داستانی و تاریخی رمان هماهنگ اند.   فرار از دهشت و کابوس &#171;دیگرانی&#187; که بر موقعیت و جامعه سلطه یافته اند، تلاش برای رسیدن به آزادی و برای نجات هنر، زندگی و رویا از کابوس واقعیت، بحران شک به یقین ها و باورها، چون بحران کشیشی که به خدا و بحران کمونیستی که به حزب خود شک کرده اند، از درون مایه های اصلی این رمان است.  بخش مهمی از درون مایه های رمان زنگبار یا دلیل آخر با زندگی واقعی نویسنده آن پیوندی تنگاتنگ دارند. آندرش در ۴ فوريه ۱۹۱۴ در مونيخ چشم به جهان گشود. پدر او افسر ارتش و هوادار نازی ها بود اما آندرش به حزب کمونیست پیوست که نازی ها در صدد نابودی آن بودند.  آندرش به هنگام قدرت گیری هیتلر در سال ۱۹۳۳ بازداشت و ۶ ماه در اردوگاه مخوف داخائو زندانی شد. در اردوگاه و پس از رهایی از آن به باورهای خود شک کرد و از حزب کمونیست و دیگر محافل سیاسی و ادبی کناره گرفت و منزوی شد.  با شعله ور شدن آتش جنگ آندرش را به جبهه اعزام کردند. در سال ۱۹۴۴ در ایتالیا از جبهه گریخت و به اسارت ارتش آمریکا درآمد و به این کشور اعزام شد و تا ۱۹۴۵ در آمریکا زندگی کرد. در این سال به آلمان بازگشت و خبرنگاری پیشه کرد.   آندرش در سال ۱۹۵۷ دو رمان گيلاس‌های آزادی و زنگبار، دلیل آخر را منتشر کرد. زنگبار با اقبال نویسندگانی چون هرمان هسه و گونترگراس و استقبال گسترده محافل ادبی رو به رو و بر اساس آن فیلمی سینمایی به همین نام ساخته شد. رمان زنگبار با عنوان پرواز به دور دست به انگلیسی و با نام اصلی خود به اغلب زبان های مهم جهان ترجمه و منتشر شده است.    آندرش در فوریه سال ۱۹۸۰ در ۶۶ سالگی در شهر تیکینوی سویيس رخت از این سرای برکشید   ترجمه ناقصی از رمان زنگبار، دلیل آخر حدود ۱۵ سال پیش به فارسی منتشر شد اما این بار سروش حبیبی متن کامل کتاب را از آلمانی به فارسی روان ترجمه کرده است. سروش حبیبی تا کنون آثار ارزنده ای چون طبل حلبی نوشته گونترگراس، ژرمینال اثر امیل زولا، ابله نوشته داستایفسکی و آناکارنینیا اثر تولستوی را به فارسی ترجمه و منتشر کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Andersch_Book_Habibi/1500328.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Andersch_Book_Habibi/1500328.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 27 Feb 2009 13:35:22 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/15B161EA-55FF-47C4-9738-F8906B19D642_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کتاب در هفته گذشته: &#171;جانورها&#187;؛ ددخویی در زرورق فریب</title>
            <description>تصویر خلاقانه واقعیت‌های نهفته در لایه‌های پوشیده درونی آدم‌ها و کشف، بازآفرینی و نقد پس‌زمینه واقعی زندگی طبقه متوسط در سنت غنی ادبیات آمریکا پیشنه‌ای درخشان دارد و درون مایه برخی از بهترین آثار ادبی آمریکا و جهان را شکل می‌دهد. رمان جانورها اثر جویس کرول اوتس، که ترجمه فارسی آن منتشر شد، از بهترین نمونه‌های موفق این نحله در دهه اخیر است.تصویر خلاقانه واقعیت‌های نهفته در لایه‌های پوشیده درونی آدم‌ها و کشف، بازآفرینی و نقد پس‌زمینه واقعی زندگی طبقه متوسط در سنت غنی ادبیات آمریکا پیشنه‌ای درخشان دارد و درون مایه برخی از بهترین آثار ادبی آمریکا و جهان را شکل می‌دهد.  رمان جانورها اثر جویس کرول اوتس، که ترجمه فارسی آن منتشر شد، از بهترین نمونه‌های موفق این نحله در دهه اخیر است.  اوتس در این رمان جذاب و پرکشش پوسته پر زرق و برق و فریبنده شخصیت، زندگی و روابط انسانی آدم‌های داستان خود را پس می‌زند و در بافت و ساختی منسجم واقعیت‌های دردناکی را که در زرورق فریب پوشانده شده‌اند، آشکار می‌کند.  رمان &#171;جانورها&#187; در قالب روایت برشی از زندگی دختری دانشجو، که در دهه ۷۰ در شهرکی کوچک و آرام در نيوانگلند، با شیفتگی، به زندگی خانوادگی، خصوصی و درونی پرفسور محبوب خود راه یافته و رازهای نهفته و ابعاد متنوع شخصیت، زندگی و روابط انسانی او و نزدیکان او را کشف می‌کند، خشونت و ددخویی نهفته در درون انسان‌ها، درندگی پنهان شده در سایه روشن‌های اخلاقیات و هنجارها و بزهکاری پوشیده در فریب و ماسک را برهنه می‌کند.  رمان جانورها تجسد ادبی و داستانی درون مایه‌های محبوب اوتس چون قدرت، سیاست، روابط انسان‌ها و لایه‌های پیچیده درونی آدم‌ها را خلاقانه موشکافی و هنرمندانه به روایت می‌کشد.  این رمان را که در سال ۲۰۰۲ در آمریکا منتشر شد، حمید یزدان‌پناه به فارسی ترجمه کرده است.  جویس کرول‌اوتس، نویسنده ۷۱ ساله آمریکایی، برای کتابخوانان ایرانی نیز نامی آشناست و برخی آثار او چون &#171;آبشار&#187;، &#171;عروس بیوه&#187;، &#171;وقتشه با من زندگی کنی&#187;، &#171;سیاهاب&#187;، &#171;تون کلاستر&#187; و&#160; &#171;بيوه ناشناس&#187; به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.   تا کنون بیش از یکصد کتاب به قلم جویس کرول‌اوتس در عرصه‌های داستان، شعر و مقاله منتشر شده و جوایز ادبی معتبری چون جايزه ملی کتاب آمریکا در ۱۹۶۹ و ۳ بار نامزدی جایزه معتبر پولیتزر را نصیب او کرده است.  از دیگر آثار اوتس، علاوه بر آنچه به فارسی ترجمه شده است، می‌توان به کتاب‌های &#171;چيزی که به خاطرش زندگی می‌کردم&#187;، &#171;آنها&#187;، &#171;بلوند&#187;، &#171;خواهرم&#187;، &#171;معشوقه‌ام&#187; و مجموعه داستان&#160; &#171;شب‌های وحشی&#187; اشاره کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Book_review_Joyce_Carol_Oates_/1496346.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Book_review_Joyce_Carol_Oates_/1496346.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 20 Feb 2009 11:33:09 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A4702C63-BA3F-4E3B-BA7F-3F5395D11ED2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>غزلیات شمس با گزینش و تفسیر کدکنی</title>
            <description>کتاب &#171;غزلیات شمس، به گزینش و با مقدمه، تصحیح و توضیحات شفیعی کدکنی&#187; در دو جلد از محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، محقق و ادیب ایرانی، در روزهای اخیر منتشر شده است. شفیعی در این دو جلد ۱۰۷۵ غزل و ۲۵۶ رباعی را از دیوان کبیر شمس برگزیده و تصحیح ، تفسیر و توضیح کرده است.مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی ترکیبی است متعالی از شعر، نظم، داستان سرایی، فلسفه و عرفان اما بخش مهمی از غزلیات دیوان کبیر شمس، سروده مولوی، شعر ناب و حاصل بی تابی های خلاقانه جان سرکشی است که در جارچوب‌های زمان و زمانه و زبان نمی گنجد.   			 				  &#160;  					 محمدرضا شفیعی کدکنی: در ۱۳۱۸ در خراسان چشم به جهان گشود و از دهه ۴۰ به بعد با نام شعری م. سرشک به عنوان یکی از برجسته ترین چهره های شعر معاصر ایران تثبیت شد.  محمد رضا شفیعی کدکنی که بر ادب کهن و معاصر فارسی و بر نقد و نظریه ادبی جهان تسلطی کم نظیر دارد دکترای خود را در ادبیات فارسی از دانشگاه تهران دریافت کرد. &#160;  			 		جامع ترین و معتبرترین نسخه غزلیات مولوی را استاد بدیع الزمان فروزانفر بر اساس ۹ نسخه خطی در سال های  ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۷ در ۱۰ جلد با عنوان &#171;دیوان کبیر شمس&#187; گردآوری و منتشر کرد. اما در این مجموعه ترکیب غزل ها و ابیات درخشان و ضعیف و شمار ابیات برخی غزل ها که گاه به ۹۰ می رسند، خواننده غیر محقق را از التذاذ هنری و خوانش دیوان کبیر شمس بازمی دارد.   فهم شعر مولوی بدون آشنایی با زبان، اصطلاحات و ترکیبات فلسفی، دینی و عرفانی دوران او و بدون آگاهی بر پسزمینه تاریخی، فلسفی و فرهنگی او نیز ممکن نیست و این همه دیوان عزلیات مولوی را از دسترس خوانندگان و دوستداران شعر دور می کند.  دو جلد کتاب &#171;غزلیات شمس، به گزینش و با مقدمه، تصحیح و توضیحات شفیعی کدکنی&#187;، شاعر، محقق و ادیب برجسته ایرانی، که در روزهای اخیر منتشر شد، این دشواری ها را از پیش پا و ذهن محققان، شعردوستان و  خوانندگان شعر فارسی برداشت . شفیعی در این دو جلد ۱۰۷۵ غزل و ۲۵۶ رباعی را از دیوان کبیر شمس برگزیده و تصحیح ، تفسیر و توضیح کرده است.  ۴۰ بار تجدید چاپ گزیده ای از دیوان کبیر شمس، که شفیعی در سال ۱۳۵۲ منتشر کرد، از نیاز جامعه فرهنگی و کتاب‌خوانان ایران به چنین گزینه هایی خبر می دهد.  محمد رضا شفیعی کدکنی خود از برجسته ترین شاعران شعر نیمایی است و خلاقیت و بینش شاعرانه و تسلط او بر زبان و ادب کلاسیک فارسی ، آگاهی او بر ادبیات و نقد و نظریه ادبی جهان و شیوه تحقیق آکادمیک، در گزینش غزل ها و بیت های هر غزل و نیز در تفسیر و توضیح شعرها به کارآمده و ارتباط با بهترین و درخشان ترین غزل های مولوی را بر محققان، خوانندگان و شعردوستان آسان کرده است.   مقدمه شفیعی بر کتاب، چون مقدمه های او بر آثار عطار، زمانه و فضای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی دوران مولوی را تصویر کرده و شعر او را از منظر زبان ، سبک و روال و ساختار توضیح می دهد.          نگارگری- بخشی از دیوان شمس از سده پانزدهم میلادی (در کتابخانه ملی پاریس)     جلاالدین محمد بلخی، در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ متولد و در سال ۶۷۲ در قونیه درگذشت. خانواده او، به دورانی که او ۱۳ ساله بود به قونیه مهاجرت کردند.   آشنائی با شمس الدین ملک داد تبریزی، مولوی ۴۰ ساله را که از مدرسان بزرگ علوم دینی بود، یک‌سره دیگرگون کرد. مولوی شیفته شمس شد و غزل های خود را با تخلص شمس سرود. رابطه شمس و مولوی از جذاب ترین و بحث انگیرترین فصل های تاریخ ادبیات ایران است. مولوی علاوه بر مثنوی و دیوان کبیر شمس، کتاب فیه و مافیه را نیز به نثر تالیف کرد.  دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در ۱۳۱۸ در خراسان چشم به جهان گشود و از دهه ۴۰ به بعد با نام شعری م. سرشک به عنوان یکی از برجسته ترین چهره های شعر معاصر ایران تثبیت شد.  محمد رضا شفیعی کدکنی که بر ادب کهن و معاصر فارسی و بر نقد و نظریه ادبی جهان تسلطی کم نظیر دارد دکترای خود را در ادبیات فارسی از دانشگاه تهران دریافت کرد.  از آثار شفیعی در شعر می توان به مجموعه شعرهای در کوچه باغ های نیشابور ، زمزمه‌ها، از زبان برگ، هزاره‌ دوم‌ آهوی‌ کوهی، از بودن‌ و سرودن، مثل درخت‌ در شب‌ باران و بوی جوی مولیان اشاره کرد.  شفیعی در عرصه تحقیق  و نقد و نظریه ادبی کتاب های  صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، ادوار شعر فارسی از مشروطه تا سقوط سلطنت، زمینه اجتماعی شعر فارسی، شعر معاصر عرب  و قلندریه در تاریخ را تالیف و پژوهش هائی را در باره  انوری، بیدل، دهلوی، بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و ابوسعید ابوالخیر منتشر و مجموعه آثار عطار و کتاب اسرارالوحید را تصحیح و شرح کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_New_Rumi_Divan_Kadkani/1492529.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_New_Rumi_Divan_Kadkani/1492529.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 13 Feb 2009 12:36:15 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4E96C226-1FED-4F9D-9E2B-7080B75E8CCA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کتاب در هفته گذشته: شباهت‌های ناگزیر</title>
            <description>کتاب شباهت‌های ناگزیر تألیف جواد مجابی، شاعر، نویسنده، منتقد و روزنامه‌نویس مطرح ایرانی، که هفته گذشته منتشر شد، کوششی است ارزنده در معرفی زندگی، آثار، سبک و روال اردشیر محصص.  این کتاب یک بار در سال ۱۳۵۲ به چاپ رسید اما چاپ دوم آن با متنها، عکسها و طرحهای تازه و نامههای چاپ نشدهای از اردشیر محصص منتشر شده است.اردشیر محصص، از خلاق‌ترین چهره‌های طنز متعالی و کاریکاتور چند دهه اخیر را از شاخص‌های برجسته هنر و فرهنگ معاصر ایران می‌دانند.  محصص از دهه ۴۰ با انتشار طرح و کاریکاتور و به ویژه کاریکاتورهایی که با عنوان عکس‌های یادگاری منتشر شدند، تعریف تازه‌ای از این ژانر در ایران به دست داد.  از همان دهه ۴۰ بود که آثار او در نشریات معتبر آمریکا و اروپا نیز منتشر و در جهان نیز به عنوان هنرمندی خلاق تثبیت شد که با نگاه تیز و هوشیار و قلم توانای خود اقتدار قدرت مالی، سیاسی و دینی را به مضحکه می‌کشد و در عرصه طنز معتالی و کاریکاتور سبک و روالی متمایز خلق کرده است.  کتاب شباهت‌های ناگزیر تألیف جواد مجابی، شاعر، نویسنده، منتقد و روزنامه‌نویس مطرح ایرانی، که هفته گذشته منتشر شد، کوششی است ارزنده در معرفی زندگی، آثار، سبک و روال اردشیر محصص.  این کتاب یک بار در سال ۱۳۵۲ به چاپ رسید اما چاپ دوم آن با متن‌ها، عکس‌ها و طرح‌های تازه و نامه‌های چاپ نشده‌ای از اردشیر محصص منتشر شده است.          یکی از طرح‌های اردشیر محصص هنرمند ایرانی   اردشير محصص در ۱۳۱۷ در رشت در خانواده‌ای مرفه و با فرهنگ چشم به جهان گشود. تحصیلات دانشگاهی خود را در حقوق در دانشگاه تهران به اتمام رساند اما کار در این عرصه را رها و به هنر روی آورد.  احمد شاملو که روزنامه‌نویسی زبردست نیز بود و در شناخت استعدادهای خلاق هنری شامه‌ای قوی داشت اردشیر محصص را، چون برخی از هنرمندان و نویسندگان برجسته ایرانی، کشف و در نشریه‌ای که سردبیری آن را بر عهده داشت به جامعه فرهنگی ایران معرفی کرد.  نخستین آثار اردشیر محصص در دهه ۴۰ در  نشریه کتاب هفته به سردبیری احمد شاملو به چاپ رسید.  محصص پس از تعطیلی کتاب هفته همکاری خود را با روزنامه کیهان ادامه داد. مجموعه معروف عکس‌های یادگاری محصص که به گفته شاملو واقعیت نهفته فرهنگ، جامعه و تاریخ معاصر ما را از منظر هنرمندی خلاق برهنه می‌کند، در کتاب سال کیهان همراه با متنی از احمد شاملو به چاپ رسید.  نخستین مجموعه آثار محصص را سیروس طاهباز در سال ۱۳۵۰ با عنوان کاکتوس در دفترهای زمانه چاپ کرد و محصص پس از آن مجموعه آثاری چون با اردشیر و صورتک‌هایش، اردشیر و هوای توفانی، تشریفات، شناسنامه، لحظه‌ها، وقایع‌اتفاقیه، طرح‌های آزاد، کافرنامه، دیباچه و تبریکات را منتشر کرد.  اردشیرمحصص با روزنامه نیویورک تایمز آمریکا نیز همکاری مستمر داشت. انتشارات میج در آمریکا در سال ۱۹۹۴ دو مجموعه آثار او را با عنوان‌های اردشیر محصص، تاریخی کوتاه و زندگی در ایران منتشر کرد.  حدود ۱۰۰ اثر اردشیر محصص در کتابخانه ملی آمریکا نگهداری می‌شود و مجموعه آثار اردشیر محصص در سال ۲۰۰۶ در موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش گذاشته شد.   اردشیر محصص، که پس از انقلاب اسلامی به ناچار به آمریکا مهاجرت کرده بود، در سال ۱۳۸۷ در ۷۰ سالگی پس از چند سال بیماری در نیویورک درگذشت.  جواد مجابی، مؤلف کتاب شباهت‌های ناگزیر در ۱۳۱۸ متولد شد. مجابی نیز تحصیلات دانشگاهی خود را در حقوق به پایان رساند اما این عرصه را رها و به روزنامه‌نویسی روی آورد و تا کنون سردبیری نشریات معتبری را بر عهده داشته است.  جواد مجابی از چهره‌های برجسته و فعال کانون نویسندگان ایران و نویسنده، شاعر، منتقد، محقق و روزنامه‌نویسی خلاق و پرکار است و تا کنون بیش از  ۵۰ کتاب شعر، داستان، نقد و شناخت‌نامه منتشر کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_weekly_review/1380507.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_book_weekly_review/1380507.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 06 Feb 2009 16:49:21 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E389179C-AE16-43AA-9C6C-4E23BE80FC72_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کتاب هفته: تبعیدی یمگان به روایت آتشی</title>
            <description>هفته پیش و پس یک سال و چهار ماه بررسی، کتاب &#171;ناصرخسرو، تبعيدی يمگان&#187; نوشته‌ منوچهر آتشی، پس از مرگ مؤلف آن، مجوز انتشار گرفت و منتشر شد. هفته پیش و پس یک سال و چهار ماه بررسی، کتاب &#171;ناصرخسرو، تبعيدی يمگان&#187; نوشته‌ منوچهر آتشی، پس از مرگ مؤلف آن، مجوز انتشار گرفت و منتشر شد. &#160;  ناصر خسرو نه فقط از درخشان‌ترین شاعران سبک خراسانی قرن چهارم هجری قمری که حکیم و اندیشمندی خلاق بود و به دلیل مخالفت با مذهب رسمی و تعلق خاطر به اسماعیلیه، که به دوران او مذهبی ممنوع بود، روزگار خود را با سختی و بخش مهمی از زندگی خود را در تبعید سپری کرد اما به گفته خود &#171;در زبان دری&#187; را به &#171;پای خوکان&#187; قدرتمند نریخت و قلم و زبان به مدح قدرت‌های زمانه نیالود. &#160;    ناصر خسرو شاعری دشوار است و فهم شعر او بدون حدی از شناخت زبان و شعر کلاسیک فارسی و حکمت اسلامی ممکن نیست. تلاش برای معرفی شاعران کلاسیک به نسل‌های چند دهه اخیر، که اغلب آثارشان رد بیگانگی با ادب کلاسیک فارسی و ناآشنایی با امکانات و غنای زبان فارسی را بر خود دارد، کوششی است ارزشمند. &#160;    منوچهر آتشی، شاعر برجسته ایرانی، در کتاب &#171;ناصر خسرو، تبعیدی یمگان&#187;، شعرهایی از او را برگزیده و زندگی، عقاید و سبک و روال شعری ناصر خسرو را با قلمی شیوا معرفی و تحلیل می‌کند. &#160;    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی، در &#160;سال ۳۹۴ هجری قمری در  قبادیان  در ولایت بلخ افغانستان، که در آن روزگار بخشی از ایران بود، به دوران سلطنت سلطان محمود غزنوی، چشم به جهان گشود. &#160;    ناصرخسرو ریاضیات، نجوم ،  طب ، موسیقی، فلسفه و حکمت اسلامی را در جوانی فراگرفت و در دیوان شاهان غزنوی و سلجوقی دبیر بود اما جانی شیفته دانستن داشت و با نقد مذهب مسلط حکومتی به جست و جوی حقیقت برخاست.       منوچهر آتشی، در کتاب &#171;ناصر خسرو، تبعیدی یمگان&#187;، شعرهایی از او را برگزیده و زندگی، عقاید و سبک و روال شعری ناصر خسرو را با قلمی شیوا معرفی و تحلیل می‌کند.  در چهل سالگی به قصد زیارت مکه و سفر به مصر، که در آن روزگار خلفای فاطمی بر آن حکومت می‌کردند، پا در راه گذاشت و به  ارمنستان ، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة العرب، قیروان، تونس و سودان سفر و حدود ۳ سال در قاهره، پایتخت خلفای فاطمی، اقامت کرد. کتاب سفرنامه ناصر خسرو، از زیباترین کتاب‌های نثر کلاسیک فارسی، روایت این سفرها را تصویر می‌کند.     ناصر خسرو به مذهب اسماعیلیه گروید که در ایران آن روزگار ممنوع بود، و با مرتبت حجت خراسان، از بالاترین مقام‌های مذهبی اسماعیلیه، در سال ۴۴۴ هجری قمری به ایران بازگشت و در بلخ اقامت گزید. &#160;    درباریان، روحانیون و مردم متعصب عقاید ناصر خسرو را برنتابیدند. فتوای قتل او صادر شد و ناصر خسرو به ناچار به مازندران، نیشابور و بدخشان گریخت و حدود ۲۵ سال از عمر خود را در تبعیدگاه خود یمگان گذرانید و اغلب آثار درخشان خود را در تبعید خلق کرد. &#160;    از آثار ناصر خسرو، سفرنامه و دیوان اشعار او، دو مجموعه شعر سعادت‌نامه و روشنایی‌نامه،‌  جامع‌الحکمتین ، در باره عقاید اسماعیلیه، خوان الاخوان در باره اخلاق و حکمت، وجه دین در باره کلام و زادالمسافرین و گشایش و رهایش برجای مانده‌اند. &#160;    منوچهر آتشی مؤلف کتاب &#171;ناصر خسرو، تبعدی یمگان&#187;، در  ۱۳۱۰  در دشتستان بوشهر متولد و در &#160;۱۳۸۴ در تهران درگذشت. &#160;    آتشی در دهه چهل با انتشار مجموعه شعر آهنگ دیگر، که شعر معروف &#171;اسب سپید سرکش وحشی&#187; او را نیز در بر دارد، به عنوان شاعری حماسی و صدایی متمایز در شعر نیمایی تثبیت شد. &#160;    شعر آتشی با زبان و تخیل غنی، توانایی خلاقانه تصویرسازی، عاطفه سرشار شعری و ساختارهای شعری بدیع مشخص می‌شود. آشتی پیش از انقلاب مجموعه شعرهای آواز خاک و  دیدار در فلق و پس از انقلاب مجموعه شعرهای وصف گل سوری، گندم و گیلاس،  زيباتر از شكل قديم جهان، چه تلخ است اين سيب و حادثه دربامداد را منتشر کرد. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Book_weekly_review/1376934.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Book_weekly_review/1376934.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 30 Jan 2009 16:39:34 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9BE4F8B8-9F38-45FA-AEE5-EF4C3034A7D8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
