<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 10:58:35 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8012" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>فشردن يک سال در چند عکس؛ نمايشگاهی از برگزيدگان عکاسی خبری جهان</title>
            <description>&lt;p&gt;ساختمان دانشگاه هنر و معماری شهر پراگ، اين روزها پذيرای برگزيدگان جايزه &#171; ورلد پرس فوتو&#187; در سال ۲۰۰۷ است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نمايشگاه برندگان جايزه &#171; ورلد پرس فوتو&#187;، از فستيوال های مهم عکاسی خبری، با هدف به نمايش گذاشتن عکس های برگزيده در بيشتر کشورهای دنيا برگزار می شود. &lt;/p&gt; ساختمان دانشگاه هنر و معماری شهر پراگ، اين روزها پذيرای برگزيدگان جايزه &#171; ورلد پرس فوتو&#187; در سال ۲۰۰۷ است.    نمايشگاه برندگان جايزه &#171; ورلد پرس فوتو&#187;، از فستيوال های مهم عکاسی خبری، با هدف به نمايش گذاشتن عکس های برگزيده در بيشتر کشورهای دنيا برگزار می شود.     در سال های اخير، عکاسان ايرانی نيز، از برندگان اصلی اين جشنواره بوده اند، امسال اما، از ايران نام هيچ عکاسی در ميان برندگان به چشم نمی خورد.    &#160;در بدو ورود به سالن، می توان از چهره افراد و نه از جهت حرکت آنها، فهميد که کدام يک از آنها عکس های نمايشگاه را ديده اند و کدام يک هنوز شروع به ديدن عکس ها نکرده اند. به قول جولی دنشا،Julie Denesha که خود عکاس خبری حرفه ای است و از نمايشگاه هم ديدن می کند، اين، همان جادوی عکس است.     اين عکاس خبری آمريکايی که حدود ۱۲ سال است کار عکاسی خبری را به صورت حرفه ای دنبال می کند، به  راديو فردا  می گويد که انگار چهره بيننده، به آينه ای تبديل می شود که می توان نقش عکسی را که ديده است، در آن مشاهده کرد.       جذاب ترين نکته نمايشگاه ورلد پرس فوتو، اين است که می توان در آن تمامی وقايع سال گذشته را که در يک عکس و يا چند عکس، فشرده شده اند، ديد. اين فضای باز به همه اجازه می دهد که بتوانند اين وقايع را مرور کنند. بازديد از اين نمايشگاه بيشتر شبيه اين است که شما به عنوان بيننده، با يک مجله خيلی بزرگ روبه رو شده ايد.  جولی دنشا      وی همچنين می گويد که عکس خوب، نه در صورت، که در ضمير آدمی حک می شود و مانند يک اسلايد اتوماتيک، هميشه و همه جا با شما می ماند.    جولی دنشا، جذابيت نمايشگاه &#171; ورلد پرس فوتو&#187; را در فشرده بودن آن می داند و می گويد:&#171;جذاب ترين نکته نمايشگاه ورلد پرس فوتو، اين است که می توان در آن تمامی وقايع سال گذشته را که در يک عکس و يا چند عکس، فشرده شده اند، ديد. اين فضای باز به همه اجازه می دهد که بتوانند اين وقايع را مرور کنند. بازديد از اين نمايشگاه بيشتر شبيه اين است که شما به عنوان بيننده، با يک مجله خيلی بزرگ روبه رو شده ايد.&#187;    اما بينندگان اين نمايشگاه، چه تفاوتی ميان نمايشگاه ورلد پرس فوتو و ديگر نمايشگاه های عکس می بينند؟ خانم دنشا، که خود در نمايشگاه های زيادی شرکت کرده، می گويد:&#171; تمامی اهميت نمايشگاه ورلد پرس فوتو، در ذات فوتو ژورناليستی و خبر رسانی آن است. شما در اين نمايشگاه، با عکس هايی مواجه می شويد و بسيار کنجکاو می شويد بدانيد چه اتفاقی در اين عکس افتاده و يا اينکه پس از آن چه شده است.&#187;    و اينجاست که يک عکس خبری، با شرح عکس معنا پيدا می کند. عکس بزرگی در نمايشگاه ديده می شود که يک زن اسراييلی را نشان می دهد که به تنهايی در برابر نيروهای ارتش اسراييل ايستاده و اجازه نمی دهد وی را از خانه اش بيرون کنند. بيشتر بينندگان اين عکس، سريع به سراغ شرح عکس می روند تا دريابند چرا اين اتفاق افتاده است.     يا عکسی که از يک زن که در گواتمالا به قتل رسيده، همه را برمی انگيزاند که بدانند چرا اين عکس مهم شده است و در آن گوشه از دنيا، چه اتفاقی می افتد.     عکس زين الدين زيدان، کاپيتان سابق تيم ملی فوتبال فرانسه، در فينال جام جهانی فوتبال در برابر ايتاليا و در حالی که با سر، به ماتاراتزی، مدافع ايتاليايی ضربه می زند و پس از آن اخراج می شود، برای بيشتر بينندگان خاطره انگيز است.    عکس برنده امسال، در رشته عکس خبری، از آن اسپنسر پلات، عکاس آمريکايی است که از جنگ ۳۴ روزه اسراييل و حزب الله و در لبنان گرفته شده است.  اين عکس، در بيشتر روزنامه ها و سايت های معتبر به نمايش درآمده و خانواده ای مدرن و مرفه را نشان می دهد که از منطقه آسيب ديده جنگی، بازديد می کنند.    ورلد پرس فوتو، يک بنياد مستقل غير انتفاعی در هلند است، که هر ساله، برترين عکس خبری سال را معرفی می کند و همزمان&#160; در ۱۰ رشته، برگزار می شود. تمامی عکاس های خبری دنيا و يا آژانس های خبری، بدون پرداخت هيچ هزينه ای، می توانند در اين مسابقه شرکت کنند.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_world_press_photo_prague/414905.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_world_press_photo_prague/414905.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 03 Oct 2007 18:37:21 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/84FF12E5-FA97-42FA-8DB6-DC02C47B6ABA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بودجه  ۷۵ ميليون دلاری؛ آمريکا و دمکراسی در ايران</title>
            <description>ديويد دينهی، (David Denehy)، مدير کل بخش گسترش دموکراسی خاورميانه در وزارت امور خارجه آمريکا که امور اجرايی و برنامه ريزی بودجه ۷۵ ميليون دلاری گسترش دموکراسی در ايران را نيز انجام می دهد در گفت و گو با راديو&#160; فردا، تاکيد کرد که اين بودجه، فقط برای کمک به مردم ايران است. وی همچنين گفت که انتخاب، با مردم ايران است که بودجه را بپذيرند و يا آن را رد کنند. &#160;دوسال دولت جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا اعلام کرد که بودجه گسترش دموکراسی و نهادهای مدنی در ايران را به ۷۵ ميليون دلار افزايش می دهد.     اين بودجه، تا پيش از آن، حدود ۱۰ تا ۱۲ ميليون دلار در سال بود. هر چند که برخی از کارشناسان معتقدند هنوز هم بودجه ۷۵ ميليون دلار برای گسترش دموکراسی در ايران رقم قابل توجهی نيست، اما همين ميزان افزايش بودجه، واکنش هايی در محافل داخل ايران و خارج از ايران، در پی داشت.    ديويد دينهی، (David Denehy)، مدير کل بخش گسترش دموکراسی خاورميانه در وزارت امور خارجه آمريکا که امور اجرايی و برنامه ريزی بودجه ۷۵ ميليون دلاری گسترش دموکراسی در ايران را نيز انجام می دهد در گفت و گو با راديو&#160; فردا، تاکيد کرد که اين بودجه، فقط برای کمک به مردم ايران است. وی همچنين گفت که انتخاب، با مردم ايران است که بودجه را بپذيرند و يا آن را رد کنند.       آقای دينهی، روش کاری که شما برای مصرف اين بودجه در نظر گرفته ايد، چيست؟ آيا مکانيسم از پيش تعريف شده ای داريد و يا اينکه، برای هر کشوری، برنامه ريزی خاص انجام می دهيد؟      برنامه ما، متمرکز بر صدای توده مردم درون ايران است که خواستار آزادی های فردی و آزادی های اجتماعی هستند. هرکشوری هم موقعيت متفاوتی دارد و به همين علت هم، ما مکانيسم واحد و مشخصی نداريم. قصد ما اين است، که از ايرانی های درون ايران، که خواهان آزادی هستند، حمايت کنيم. اين برنامه، فرصتی برای حمايت از مردم ايران است و نه اينکه ما برنامه ای را به اجرا بگذاريم که آن را قبلا درباره ديگر کشورها، امتحان کرده ايم.      آيا تا به حال، شخص و يا گروهی از اين بودجه استفاده کرده است؟      من نمی خواهم به جزييات تکنيکی و تاکتيکی اين برنامه اشاره کنم، چرا که نمی خواهيم آنهايی را که در ايران هستند و می خواهند از اين برنامه استفاده کنند، به خطر بيندازيم.      &#160;اين تصميم که آيا ايرانی ها بخواهند در برنامه گسترش دموکراسی در ايران شرکت کنند يا نه، به انتخاب مردم ايران بستگی دارد. اگر آنها بخواهند، آمريکا آماده است از جامعه مدنی ايران، حمايت کند. اگر هم نخواهند، باز هم مشکلی نيست و ما با خوشحالی، آماده ايم که در کنار مردم ايران باشيم. چه آنها حمايت ما را بخواهند و چه آن را رد کنند.  ديويد دينهی&#160;        برخی از فعالان حقوق بشر در ايران، ضمن اعتراض به اين اقدام آمريکا، گفتند که تصويب اين بودجه، باعث تشديد فشار جمهوری اسلامی بر آنان شده، و آنها را از روال کار قبلی که داشتند، بازمی دارد. پاسخ شما چيست؟      واکنش من اين است که آن را رد می کنم و قبول ندارم کارهايی که رژيم جمهوری اسلامی با شهروندان ايرانی می کند، ربطی به برنامه گسترش آزادی و دموکراسی و آمريکا، داشته باشد.    اقدامات جمهوری اسلامی، کارهايی است که آنها در حق شهروندان ايرانی انجام می دهند. رژيم جمهوری اسلامی سياست فشار و سرکوب را دنبال می کند و آمريکا هيچ ارتباطی با اين کار ندارد.     تمام زيبايی زندگی در يک جامعه آزاد، اين است که شما قدرت انتخاب داريد. اين تصميم که آيا ايرانی ها بخواهند در برنامه گسترش دموکراسی در ايران شرکت کنند يا نه، به انتخاب مردم ايران بستگی دارد. اگر آنها بخواهند، آمريکا آماده است از جامعه مدنی ايران، حمايت کند. اگر هم نخواهند، باز هم مشکلی نيست و ما با خوشحالی، آماده ايم که در کنار مردم ايران باشيم. چه آنها حمايت ما را بخواهند و چه آن را رد کنند.       تعريف خود شما از اين طرح چيست و به چه دليل آن را اجرا می کنيد؟      اين روزها، ما شاهد اين هستيم که رژيم جمهوری اسلامی، با مردمی برخورد می کند که تی شرت تنگ بر تن دارند و يا شلوار جين تنگ می پوشند.&#160; اين رژيم، با مردمی مشکل دارد که حجاب درست بر سر ندارند و يا اينکه مدل موهای آنها خيلی غربی است. آيا به خاطر اين فشارها بايد شرکت لی وايز را سرزنش کرد؟ آيا بايد آرايشگرهايی را که موهای مردم را درست می کنند، مورد سرزنش قرار داد؟  به نظر من، اينها دليل فشار رژيم جمهوری اسلامی بر مردم ايران نيست و همين دليل را هم به عنوان حمايت خود، از طرح گسترش جامعه مدنی در ايران می آورم و اينکه، ما باعث فشارهايی که رژيم بر مردم ايران وارد می کند، نيستيم.      واکنش های بين المللی به اين طرح چه بوده است؟      اين برنامه با استقبال گسترده ای در نهادهای بين المللی همراه بوده است. ما به تازگی ديديم که رژيم جمهوری اسلامی، حتی با فعالان نهادهای جورج سوروس، برخورد می کند. آنهايی که جورج سوروس را می شناسند، حتما می دانند که او به هيچ وجه مدافع سياست های خارجی دولت جرج بوش نيست. اين برنامه در خدمت گروه وسيعی از نهادهای بين المللی است که از جامعه مدنی ايران، حمايت می کنند و جمهوری اسلامی، با تمامی گروه های مدنی مشکل دارد و با آنها برخورد می کند. همين نکته نشان می دهد که دولت ايران، با تمامی کسانی که عقيده متفاوت از آنها دارد، مشکل دارد.      گفته می شود که برخی گروه های اپوزيسيون نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور، مدعی استفاده از اين بودجه شده اند. آيا اين مطلب صحت دارد؟      تا آنجايی که من می دانم، درست نيست و چنين چيزی صحت ندارد. ما برنامه ای دقيق در دستور کار داريم تا قانونی بودن فعاليت گروه هايی را که در اين برنامه شرکت می کنند، مشخص کنيم.      برخی معتقدند بازداشت های اخير محققان ايرانی – آمريکايی، به دليل تصويب اين بودجه بوده است. پاسخ شما چيست؟      اول می گويم که فشار و سرکوب در ايران، پيش از اين هم وجود داشت و در حين اجرای اين برنامه هم به احتمال زياد، دنبال می شود. اميدواری من اين است که اين برنامه با موفقيت اجرا شود و ديگر سرکوب نهادهای مدنی در ايران، وجود نداشته باشد.    &#160;اين را هم بگويم که آقای تاجبخش و يا خانم اسفندياری هيچ ارتباطی با برنامه ما نداشتند. اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، در طول اين برنامه ده ساله، به وجود نيامده و ادامه هم خواهد داشت. مطمئنم که نمی توان گفت اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، از سال ۲۰۰۵&#160; و با شروع اين برنامه آغاز شده است.      گسترش دموکراسی در ايران، با بودجه ۷۵ ميليون دلار را چگونه می توان ارزيابی کرد و تشخيص داشت که تاثير و يا پيشرفت داشته است؟      دو راه برای پاسخ دادن به اين پرسش وجود دارد. يکی راه خشک و تکنيکی آن است، که داشته ها و نتايج را اندازه بگيريم و با فعاليت هايی که اجرا کرده ايم، بسنجيم. به نظر من، راه ديگر اين است که می توان موفقيت اين برنامه را، با دستيابی ايرانی ها به آزادی بيان سنجيد و اينکه چقدر دسترسی به منابع اطلاعاتی در داخل و خارج از کشور دارند که به آنها، اطلاعات درست و صحيح بدهد.       &#160;آن دسته از مردم ايران که با اين برنامه همکاری دارند، اطلاع پيدا می کنند که چه بودجه ای صرف اين کار شده است و پول آن از کجا می آيد. ما اين کار را می کنيم چرا که می خواهيم مردم ايران آگاهانه تصميم بگيرند که آيا می خواهند در اين برنامه شرکت کنند يا نه. ما نمی خواهيم آن گروه از ايرانی ها که در اين برنامه شرکت می کنند، فکر کنند که غافلگير شده اند و بعد بگويند که اگر از قبل می دانستند که بودجه اين کار از کجا تامين می شود، در آن شرکت نمی کردند.  ديويد دينهی      اينها، نمونه اقداماتی است که ما پس از دستيابی به آن، می توانيم بگوييم چه مقدار در اجرای آن، موفق بوده ايم. می خواهم خوانندگان وبسايت راديو فردا بدانند که آمريکا در کنار آنها ايستاده است و از آنها حمايت می کند تا به حقوق و آزادی های خود برسند. اگر ملت ايران به کمک آمريکا نياز دارد، ما آماده ايم. اگر هم نمی خواهيد در برنامه گسترش دموکراسی و آزادی های مدنی در ايران شرکت کنيد، باز هم ما آماده کمک به شما هستيم و در هر دو حالت، در کنار شما هستيم.      چه برنامه مشابه ديگری را پيش از اين آمريکا اجرا کرده که بيش از همه به بحث برنامه گسترش دموکراسی در ايران شبيه است و مهم ترين مانعی که با آن روبه رو بوده، چيست؟      به هر حال شباهت هايی بين اين برنامه ها هست، ولی من قصد ندارم به شباهت ميان اين برنامه ها اشاره کنم چرا که هر کشوری متفاوت است و مردم با هم تفاوت دارند و هر مليتی هم خواسته های متفاوتی دارد.     اين برنامه قصد ندارد استانداردهای آمريکايی و يا بين المللی را به مردم ايران تحميل کند. قصد برنامه گسترش دموکراسی و آزادی های مدنی، اين است که مردم ايران بتوانند ديدگاه های خود را مطرح کنند و تشبيه در اينجا، کار درستی نيست. برخی به برنامه مشابه برای لهستان اشاره می کنند و برخی هم آن را مشابه برنامه صربستان می دانند. هر چند ممکن است شباهت هايی در ميان باشد، اما برنامه اصلی متفاوت است و ما هر برنامه را، بر اساس مصالح آن، برنامه ريزی و دنبال می کنيم.      پيشتر گفتيد که نمی خواهيد به جزييات برنامه بودجه ۷۵ ميليون دلاری برای گسترش دموکراسی در ايران اشاره کنيد، اما فکر می کنم پرسش بسياری اين است که اين بودجه چگونه خرج می شود و آيا اين کار، استقلال گروه های فعال حقوق بشر را از آنها نمی گيرد و باعث نمی شود که آنها هم به گروه های اپوزيسيون تبديل شوند؟ در ضمن، آيا قرار است تمامی اين برنامه را تا پايان، وزارت امور خارجه آمريکا دنبال کند؟      دولت ايالات متحده آمريکا، به محدوده روابط خصوصی کسانی که با برنامه ما همکاری دارند، احترام می گذارد. منظور من اين است که ما به طور عمومی نمی گوييم که چه کسی و چه گروهی با ما همکاری دارد، اما به دنبال شفافيت هستيم. به اين معنا که آن دسته از مردم ايران که با اين برنامه همکاری دارند، اطلاع پيدا می کنند که چه بودجه ای صرف اين کار شده است و پول آن از کجا می آيد. ما اين کار را می کنيم چرا که می خواهيم مردم ايران آگاهانه تصميم بگيرند که آيا می خواهند در اين برنامه شرکت کنند يا نه. ما نمی خواهيم آن گروه از ايرانی ها که در اين برنامه شرکت می کنند، فکر کنند که غافلگير شده اند و بعد بگويند که اگر از قبل می دانستند که بودجه اين کار از کجا تامين می شود، در آن شرکت نمی کردند.    درباره اينکه چگونه اين برنامه دنبال می شود هم بايد بگويم که ما به هيچ وجه در جريان مستقيم اين کار نيستيم. ايرانی هايی که مايل هستند در اين برنامه شرکت کنند، کاری با وزارت امور خارجه آمريکا ندارند و از راه سازمان های بين المللی و يا سازمان های غيردولتی بين المللی می توانند با ما تماس بگيرند و برنامه خود را اعلام کنند.      آن شفافيتی که شما از آن سخن گفتيد، اينجا خدشه دار نمی شود؟ آيا شما گروه های بين المللی و سازمان های غير دولتی بين المللی را مخفيانه مانيتور می کنيد که نشان دهد با چه گروه هايی در تماس هستند تا شما به آنها کمک مالی کنيد؟      ما از حساسيت سازمان های غيردولتی ايرانی برای تماس با دولت آمريکا، باخبريم. جواب من اين است که اگر کسی بخواهد با ما تماس گرفته و در اين برنامه شرکت کند، بهترين راه اين است که با سازمان های غيردولتی بين المللی تماس بگيرد و برنامه خود را اعلام کند. من قصد داشتم اين موضوع را بگويم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_denehy_interview/414539.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_denehy_interview/414539.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 01 Oct 2007 19:27:11 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A1256020-302E-42A4-888F-822A64558764_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ليبرمن: مشکل، رژيم جمهوری اسلامی است</title>
            <description>سناتور جوزف ليبرمن، نماينده مستقل ايالت کانکتيکات در مجلس سنای آمريکا و از سناتورهای پرنفوذ اين کشور است. چهار دوره حضور در سنای آمريکا، سابقه و پيشينه ای قابل توجه برای اين سياستمدار فراهم آورده است. وی عضو کميته امنيت و اطلاعات سنا است و با حساسيت فراوان مسايل مربوط به ايران را دنبال می کند. &#160;سناتور جوزف ليبرمن، نماينده مستقل ايالت کانکتيکات در مجلس سنای آمريکا و از سناتورهای پرنفوذ اين کشور است. چهار دوره حضور در سنای آمريکا، سابقه و پيشينه ای قابل توجه برای اين سياستمدار فراهم آورده است. وی عضو کميته امنيت و اطلاعات سنا است و با حساسيت فراوان مسايل مربوط به ايران را دنبال می کند.    آقای ليبرمن، معمولا در اظهارات خود به ايران می پردازد و اخيرا، طرحی را در خصوص آنچه دخالت جمهوری اسلامی ايران در ناآرامی ها و خشونت های عراق خوانده شده، در سنا به تصويب رساند.    با اين حال، وی از گفت وگوهای فعلی ايران و آمريکا، در حد سفيران دو کشور در عراق حمايت می کند. هرچند نتيجه اين گفت و گوها را مثبت نمی داند. همين موضوع ، محور اولين پرسش ما از وی است:       سناتور ليبرمن، شما از منتقدان جدی نقش جمهوری اسلامی در عراق هستيد، به نظر شما جمهوری اسلامی ايران در عراق به چه کاری مشغول است؟      در حال حاضر، نقش جمهوری اسلامی در عراق، فقط تخريب است. ما مدارک مشخص و محکمی داريم که نشان می دهد ايران با آمريکا نوعی جنگ در عراق را آغاز کرده که خود در آن حضور ندارد و از گروه های ديگر برای جنگ با آمريکا استفاده می کند.     جمهوری اسلامی در اين کار تا جايی پيش رفته که شورشيان در ايران پايگاه دارند و در آنجا تعليم می بينند و برای مبارزه به عراق می آيند. اين افراد، مسئول کشتار صدها سرباز آمريکايی و هزاران غيرنظامی عراقی هستند.       من همواره از ديپلماسی و گفت وگو حمايت می کنم، اما ديپلماسی هم بايد با نتيجه همراه باشد. من نتيجه ای نمی بينم که با اين رژيم مستبد و دينی، بتوان استدلال و گفت وگو کرد و آنها را به راه های انسانی کشاند.   &#160;جوزف ليبرمن&#160;      من از حاميان گفت و گوهای ميان ايران و آمريکا درباره عراق بودم، اما مقامات جمهوری اسلامی بايد صادق باشند و بايد مسئوليت های خود را بپذيرند. تمامی گفت وگوهايی هم که تا حالا در بغداد و ميان سفيران آمريکا و جمهوری اسلامی در عراق برگزار شده، متکی بر همين مشکلات است و خواسته سفير آمريکا در عراق از همتای ايرانی، اين بوده که مدارک را قبول کنند و به جای درست کردن مشکل و دردسر، مسئوليت خود را بپذيرند و به خشونت پايان دهند تا پس از آن بتوان به ديگر پرسش ها پاسخ داد.      شما گفتيد که از گفت وگوهای جاری ميان ايران و آمريکا در سطح سفير دو کشور در عراق، حمايت کرديد. بحث رابطه آمريکا و ايران در ۲۷ سال گذشته، سابقه خوبی ندارد. چرا حالا تصميم به گفت وگو گرفتيد؟      اين گفت وگوها در سطح محدود برگزار می شود تا بتوان با مدارک و شواهد کافی، با دخالت های جمهوری اسلامی در عراق، مقابله کرد و جنگ آنها را متوقف کرد.     می خواهم بگويم خيلی مهم است که بدانيد برای&#160;من و تمام نمايندگان مجلس سنا، بين مردم ايران و رژيم جمهوری اسلامی، فرق وجود دارد. رژيم جمهوری اسلامی، افراط گرا، مستبد و زورگو است، اما مردم ايران، قربانی اقدامات رژيم هستند.     من همواره از ديپلماسی و گفت وگو حمايت می کنم، اما ديپلماسی هم بايد با نتيجه همراه باشد. من نتيجه ای نمی بينم که با اين رژيم مستبد و دينی، بتوان استدلال و گفت وگو کرد و آنها را به راه های انسانی کشاند.     اين سابقه به زمان انقلاب در ايران بازمی گردد که از آن زمان تا کنون، شعار مرگ بر آمريکا در جمهوری اسلامی شنيده می شود. اين نشانه خوبی نيست و فکر نمی کنم هيچ دولتی در آمريکا بتواند به اين نتيجه برسد که می توان با اين رژيم گفت وگو کرد و رابطه داشت.     باز هم تاکيد می کنم که مردم ايران، قربانی اين رژيم هستند. دولت فعلی ايران، که دولت احمدی نژاد است، ميلياردها پول ملت ايران را صرف تجهيز گروه های تروريستی می کند. آن هم در زمانی که اقتصاد دنيا به هم نزديک تر شده و همه با هم همکاری می کنند.     اين رژيم جمهوری اسلامی است که مردم ايران را به انزوا کشانده، و ملت ايران سزاوار اين وضعيت نيست. مردم آمريکا، ملت ايران را تحسين می کنند. تاريخ و فرهنگ ملت ايران غنی است و اميد است که مردم سربلند ايران، از دست اين رژيم سرکوبگر، خلاص شوند.      برای&#160;من و تمام نمايندگان مجلس سنا، بين مردم ايران و رژيم جمهوری اسلامی، فرق وجود دارد. رژيم جمهوری اسلامی، افراط گرا، مستبد و زورگو است، اما مردم ايران، قربانی اقدامات رژيم هستند.  جوزف ليبرمن&#160;      &#160;آمريکا از سال ۱۹۸۲، جمهوری اسلامی را در فهرست کشورهای حامی تروريسم قرار داده است. در دو سال گذشته هم، آمريکا دولت جمهوری اسلامی را به تشديد مخالفت هايش در سطح بين المللی متهم کرده است. حال شما می گوييد که آمريکا با اين کشور گفت وگو می کند تا مدارک و شواهد دخالت های آنها در عراق را نشان دهد. ارزيابی شما از نتيجه اين گفت و گوها چيست؟ واقعا چقدر اين گفت وگوها موثر بوده است؟ آيا تغيير رفتاری هم از سوی جمهوری اسلامی ديده شده است؟    من در گفت وگوها حاضر نبودم، اما شنيده ها حاکی از اين است که مقامات جمهوری اسلامی تمامی مدارک و شواهد را رد کرده اند. من اين مدارک را ديده ام و به نظرم کاملا درست است و نشان می دهد که جمهوری اسلامی، جنگ با واسطه و جنگ غيرمستقيم با نيروهای آمريکايی در عراق را، دنبال می کند.     نکته متاسفانه بدتر اين است که حتی با گفت وگو و ارايه مدرک هم، هيچ چيز عوض نشد و هنوز شورشيان افراطی عراقی، به ايران می روند و تعليم می بينند و اين فقط کار ايرانی ها نيست، بلکه تروريست های حزب الله هم در اين کار دخالت دارند و آموزش می دهند. اينها پول مردم ايران را مصرف می کنند تا به نيروهای آمريکايی در عراق، حمله کنند. تا زمانی که جمهوری اسلامی اين کار را می کند، نمی توان انتظار داشت که روابط ايران و آمريکا هم بهتر شود. حتی برنامه هسته ای ايران هم که با مخالفت کشورهای دنيا و آمريکا روبه رو است، به همين مسئله بازمی گردد. مشکل، رژيم جمهوری اسلامی است.&#160;     اين رژيم از سوی آمريکا، به عنوان بزرگ ترين حامی تروريسم معرفی شده و حالا به دنبال دستيابی به بمب اتمی است و جنگ های غيرمستقيم هم در لبنان، عراق، افغانستان و فلسطين برپا می کند.     رژيم جمهوری اسلامی، حامی افراطی ها است و عليه دولت ها و ملت های آزاد و دموکراتيک، عمل می کند. اين رفتار آنها بايد عوض شود و من، از حاميان برنامه گسترش دموکراسی و آزادی های مدنی در ايران هستم.       دولت بوش مبلغ ۷۵ ميليون دلار در سال را برای سال مالی فعلی درخواست کرده بود که متاسفانه کميته بودجه های خارجی، که زيرمجموعه کميته سياست خارجی و امنيت ملی سنای آمريکا است، اين بودجه را به ۲۵ ميليون دلار، کاهش داد. من و همکارانم در سنا، مشغول رايزنی هستيم تا خيلی زود، اين لايحه تصويب شود و بودجه ۷۵ ميليون دلاری، نهايی شود.  جوزف ليبرمن      رژيم جمهوری اسلامی، هرچند نسبت به همسايگان خود، خصمانه عمل می کند، اما به همان اندازه، به مردم خود نيز رحم نمی کند. آنها، فعالان حقوق بشر، حقوق زنان و يا رهبران جنبش های کارگری را به زندان می اندازندو با هر کسی که ديدگاه متفاوتی با آنها داشته باشد، مشکل دارند.     من در حال حاضر با همکاران خود در هر دو جناح سياسی در مجلس سنا، رايزنی می کنم تا به زودی بودجه&#160; برنامه حمايت آمريکا از گسترش دموکراسی و آزادی های مدنی در ايران، از ۲۵ ميليون دلار، به ۷۵ ميليون دلار در سال، افزايش يابد تا بتوانيم از آزادی بيان و حقوق بشر در ايران دفاع کنيم. ما معتقديم ايرانی ها، بايد خود دولتی انتخاب کنند که شايسته حکومت در ايران باشد.      بحث ۷۵ ميليون دلار بودجه گسترش دموکراسی در ايران را مطرح کرديد، اما به يک بودجه ۲۵ ميليون دلاری هم اشاره کرديد. آيا قرار است ۲۵ ميليون دلار، به ۷۵ ميليون دلار قبلی، اضافه شود؟      دولت بوش مبلغ ۷۵ ميليون دلار در سال را برای سال مالی فعلی درخواست کرده بود که متاسفانه کميته بودجه های خارجی، که زيرمجموعه کميته سياست خارجی و امنيت ملی سنای آمريکا است، اين بودجه را به ۲۵ ميليون دلار، کاهش داد.     من و همکارانم در سنا، مشغول رايزنی هستيم تا خيلی زود، اين لايحه تصويب شود و بودجه ۷۵ ميليون دلاری، نهايی شود. البته اين مبلغ زيادی نيست، آن هم در مقايسه با بودجه هايی که ما برای حمايت از خودمان در برابر خشونت های رژيم جمهوری اسلامی هزينه می کنيم و يا زجر و ستمی که مردم ايران از اين رژيم می کشند.     من به شدت متاسف شدم که کميته اين تصميم را گرفت و بودجه را کاهش داد. بخشی از استدلال آنها اين بود که&#160; بودجه و پول آمريکا برای ناراضيان و دگرانديشان و فعالان حقوق بشر ايرانی خطرناک است و آنها نمی توانند اين پول را قبول کنند. استدلال من اين است که اجازه دهيم خود گروه های ايرانی در اين مورد تصميم بگيرند.     اگر ما در زمان حکومت شوروی می گفتيم چون اين پول خطرناک است، نبايد آن را به فعالان مبارزه با کمونيسم بدهيم، شايد هنوز ديوار آهنين شوروی پابرجا بود، به جای اينکه مردم به پا خيزند و حقوق خود را طلب کنند.      سناتور ليبرمن، تصويب بودجه برای گسترش دموکراسی يک بحث است و مکانيسم استفاده از آن، يک بحث ديگر. مکانيسم آمريکا برای نحوه مصرف اين بودجه چيست؟      خيلی درباره آن بحث نشده و من صحبت هايی از وزارت امور خارجه آمريکا شنيدم که قراراست اين پول به طرف های سوم پرداخت شود و دولت فدرال آمريکا، اين پول را مستقيم به ايران نمی فرستد.     قرار است اين بودجه به مصارف گروه های فعال حقوق بشر و جنبش های دانشجويی و فعالان حقوق زنان و تمامی طيف فعالان جنبش های آزادی مدنی برسد.     من خبر دارم که مردم ايران از شرايط اقتصادی سختی که جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد برای آنها به وجود آورده، و از انزوايی که در آن قرار گرفته اند، ناراضی هستند.      رژيم جمهوری اسلامی&#160;از سوی آمريکا، به عنوان بزرگ ترين حامی تروريسم معرفی شده و حالا به دنبال دستيابی به بمب اتمی است و جنگ های غيرمستقيم هم در لبنان، عراق، افغانستان و فلسطين برپا می کند.  جوزف ليبرمن&#160;      ايران تحصيلکرده های زيادی دارد، اما دولت جمهوری اسلامی، به جای حرکت رو به جلو، دارد همه چيز را به عقب برمی گرداند. قرار است يک سيستم برای مصرف اين بودجه طراحی شود که خيلی نمی توانم درباره آن صحبت کنم، اما گروه هايی که تمايل دارند، می توانند راه آن را هم طراحی کنند. مطمئنم مقامات مسئول در وزارت امور خارجه آمريکا، بعدا به راديو فردا، جزييات بيشتری از اين طرح را خواهند گفت.      شما از طرفداران جدی همکاری اتمی آمريکا با هند هستيد. چگونه در حالی که جمهوری اسلامی اتهام تلاش برای دستيابی به سلاح هسته ای را رد می کند، از يک سو با برنامه هسته ای ايران مخالفيد و&#160; از سوی ديگر، از همکاری اتمی آمريکا با يک کشور ديگر يعنی هند دفاع می کنيد؟ در عين حال، به نظر شما، آيا همکاری هسته ای آمريکا و هند می تواند همچون پيامی بر روند تصميم گيری ها در جمهوری اسلامی تاثير بگذارد؟      اين پرسش بسيار مهمی است و باز يکی ديگر از دلايلی است که ثابت می کند چرا دولت جمهوری اسلامی&#160; مشکل ساز شده است. اما من تفاوت مساله را به شما می گويم. فرق ايران و هند در اين است که هند، صاحب دموکراسی است. دولت آن هم تصميم گرفته با آژانس همکاری کند و از برنامه هسته ای خود هم انحراف نداشته است. هند از بازيگران مسئوليت پذير در صحنه&#160; بين المللی است و ما با همکاری صلح آميز هسته ای با هند، آنها را به دسته کشورهای اصلی صاحب فعاليت اتمی، وارد می کنيم و رياست آژانس بين المللی انرژی اتمی هم، موافق اين همکاری است.    اما ايران، هنوز حقايق برنامه اتمی خود را اعلام نکرده و درست است که عضو ان پی تی است، اما از وظايف خود تخطی کرده و به عقيده بسياری از کارشناسان، مخفيانه به دنبال دستيابی به بمب اتمی بوده و اين برنامه را تا جايی دنبال کرده که گيرافتاده، اما هنوز هم، دنبال غنی سازی اورانيوم است و از خواسته های بين المللی سرپيچی می کند.     پس، موقعيت ايران و هند بسيار با هم متفاوت است. من مطمئنم اين پرسشی که مطرح کرديد، سوال خيلی از ايرانی ها است و خوشحالم که مطرح شد. ما باز هم به همان رژيم جمهوری اسلامی بازمی گردد. تا زمانی که، اين رژيم مستبد و سرکوبگر و مخالف با آزادی و حقوق بشر و حامی تروريسم به دنبال بمب اتمی باشد، نه تنها آمريکا، که جامعه بين المللی هم با آنها رفتار بسيار متفاوتی از هند دارد. با حکومت فعلی جمهوری اسلامی، چنين فرصتی برای آنها پيش نمی آيد.    من از انجام اين گفت و گو بسيار خوشحال شدم و از همکاران راديو فردا تشکر می کنم و اميدوارم به زودی با ملت ايران، به اتحادی برسيم که طبيعت اصلی رابطه ميان ايران و آمريکا است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Joseph_Lieberman_interview/411323.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Joseph_Lieberman_interview/411323.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 10 Sep 2007 20:49:03 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/227ACF45-BCBB-4C3B-A82E-7CEA017953A9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نیکلاس برنز: به ایران جایزه نمی دهیم</title>
            <description>نيکلاس برنز، معاون سياسی وزير خارجه آمريکا، که از او به عنوان طراح گفت و گوهای آمريکا با ايران ياد می شود، در گفت وگو با راديو فردا، گفت که گفت وگوهای ايران آمريکا فقط به موضوع عراق محدود می شود و قرار نيست شروعی برای عادی شدن روابط ايران و آمريکا باشد. نيکلاس برنز، معاون سياسی وزير خارجه آمريکا، که از او به عنوان طراح گفت و گوهای آمريکا با ايران ياد می شود، در گفت وگو با راديو فردا، گفت که گفت وگوهای ايران آمريکا فقط به موضوع عراق محدود می شود و قرار نيست شروعی برای عادی شدن روابط ايران و آمريکا باشد.     وی همچنين اشاره کرد که مشکلات ايران و آمريکا فراتر از اين است که با گفت و گو ميان سفيران دو کشور درعراق، حل شود. آقای برنز، همچنين همکاری های تازه ايران با آژانس را ناکافی دانست و گفت که اين همکاری ها، مانع تلاش جامعه بين المللی برای جلوگيری از دستيابی جمهوری اسلامی، به بمب اتمی نمی شود.      آقای برنز، دليل گفت وگوها با ايران، الان و پس از ۲۷ سال قطع هرگونه رابطه ديپلماتيک چيست؟ با توجه به اين که، دولت فعلی جمهوری اسلامی، مشکلات اساسی باسياست خارجی دولت آمريکا دارد، دليل شروع گفت وگوها با ايران چيست؟      ما تصميم گرفتيم سفير ايران در عراق، با رايان کراکر، سفير ما در عراق گفت و گو کنند. دليل آن هم خيلی ساده بود، اين که ايران در محدود کردن و مقابله با تروريسم به اندازه کافی فعال نيست و از ايران بخواهيم که نقش مثبت و بهتری برای کمک به دولت عراق بازی کند. ما باور داريم که ايران، فناوری پيشرفته بمب های انفجاری کنار جاده را به شبه نظاميان شيعه می دهد و اين گروه های شيعه، از اين بمب ها عليه نيروهای نظامی آمريکا در عراق استفاده می کنند. رييس جمهوری آمريکا هم به اين مسئله اشاره کرد و ما می خواستيم ايرانی ها به طور مستقيم و از زبان خود ما بشنوند که بايد اين فعاليت ها را متوقف کنند. ما همچنين از ايران خواستيم تا به فعاليت های تروريستی در ناحيه مرزی دوکشور پايان دهند چرا که اين گروه ها از درون ايران، حمايت می شوند. يک برنامه جامع برای گفت و گو با ايران طراحی شده که متمرکز بر اوضاع امنيتی عراق است و تلاش برای اين که عراق در صلح و آرامش باشد. مشکلات ما با ايران، فراتر از اين هاست. بيشتر کشورهای دنيا باور دارند که ايران در پی دستيابی به بمب اتمی است و برای اين کار به غنی سازی اورانيوم در نطنز ادامه می دهد. دنيا مخالف اين کار ايران است و دو قطعنامه شورای امنيت با اجماع کامل و تحت بند هفتم منشور سازمان ملل عليه ايران صادر شده است. ايران از معدود کشورهای دنيا است که تا به حال دو قطعنامه تحريمی ذيل بند هفتم گرفته، که يک مشکل اساسی است. ما منتظريم مقامات ايران، غنی سازی اورانيوم را متوقف کنند. همچنين ما منتظريم آنها به جای ادامه غنی سازی، آن را متوقف کرده و با اتحاديه اروپا، آمريکا، چين و روسيه، مذاکره کنند. ما اين پيشنهاد را به آنها داديم که ايرانی ها آن را رد کردند. موضوع فعاليت های اتمی ايران برای ما خيلی مهم است و ديگر موضوع مهم، حمايت ايران از گروه های تروريستی در خاورميانه است و اين که ايران اين گروه ها را تجهيز می کنند. دليل اين که صلح در خاورميانه شکل نمی گيرد هم، همين مسئله است و اين که حماس، حزب الله و گروه های شبه نظامی شيعه از سوی ايران، مسلح و حمايت می شوند. مسايل زيادی بين ايران و آمريکا است که بايد حل شوند.      چه دليلی وجود دارد که ايران در شرايط فعلی با آمريکا، همکاری کند؟      ما نمی دانيم که ايران همکاری می کند يا نه، ما اين پيشنهاد را در حال حاضر آزمايش می کنيم. ما به ايرانی ها در بغداد گفتيم که ما دنبال اين نيامده ايم که فقط حرف های خوب و قشنگ بشنويم و ما می خواهيم عمل کردن به اين حرف ها را ببينيم. ما می خواهيم ببينيم که ايران نقش موثری در برقراری صلح در عراق بازی می کند. ما رفتار ايران را بر اساس عملکرد آنها می سنجيم. درباره پرونده اتمی هم، منتظريم که ايران، فعاليت های غنی سازی خود را در نطنز متوقف کند. به تازه گی، فعاليت هايی را شاهد هستيم که ايران می خواهد با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری کند و به مسايلی که پاسخ نداده، جواب بدهد. حدود دو يا سه سال است که ايران به پرسش های آژانس درباره تاسيسات آب سنگين اراک، درباره سانتريفوژهای پی دو، و بازرسی های کامل آژانس،&#160; جواب نداده است. حالا هم فقط همکاری با آژانس و پاسخ دادن به اين پرسش ها، کافی نيست. حتی اگر ايران بگويد که قصد دارد با آژانس همکاری کامل داشته باشد، اين فقط به اين معنی است که ايران می خواهد به سوال هايی است که چند سال است پاسخ نداده، جواب بدهد. نشانه همکاری ايران، از نظر ما، اين است که غنی سازی در نطنز را متوقف کند. اگر هم ايران اين کار را نکند، قطعنامه سوم شورای امنيت در راه است. مهم نيست که ايران چقدر با آژانس همکاری می کند، اما اگر فعاليت های غنی سازی در ايران متوقف نشود، مه به تحريم ايران ادامه می دهيم چرا که برای ما يک مسئله اساسی است.      اگر به هر دليلی، آمريکا و ايران به همکاری مشترک برای کنترل اوضاع در عراق برسند، آيا آمريکا حاضر است در مقابل چيزی به ايران بدهد؟ به عبارت ديگر، آيا امکان رسيدن به يک معامله ميان ايران و آمريکا، امکان پذير است؟      ما هيچ معامله ای با ايران نداريم، هيچ بده و بستانی هم ميان ايران و آمريکا در ميان نيست. ايران بايد تلاش بيشتری برای برقراری صلح و امنيت در عراق کند. ايران بايد برای اتحاد سياسی عراق و همکاری شيعيان با سنی ها و کردها، کمک کند. ايران کمکی نمی کند و بايد برای خنثی کردن تروريست ها در ميان گروه های شيعه عراق، تلاش خيلی بيشتری بکند. ما به هيچ کشوری جايزه نمی دهيم برای اين که کارهايی را نکنند که اصلا نبايد انجام می داده اند.      امکان قرار قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروه های تروريستی نشانه چيست؟      هيچ نظری درباره اين مسئله ندارم. سخنگوی وزارت خارجه آمريکا هم در آخرين جلسه خود با خبرنگاران، گفت که درباره اين مسئله اظهار نظر نمی کند و از آن جايی که اين مسئله هنوز از سوی دولت آمريکا در دستور کار قرار نگرفته، درباره آن اظهارنظر نمی کنم.      گفتيد که آمريکا در گفت و گوهای خود با ايران، نگرانی ها و انتظارات خود را به طرف ايرانی منتقل می کند. از طرف ديگر می گوييد که امکان وقوع هيچ گونه معامله ای ميان ايران وآمريکا وجود ندارد. آيا می توانيم اين گونه نتيجه بگيريم که شما فقط خواسته های خود را به ايران ديکته می کنيد يا اين که راه انتخابی هم برای ايران وجود دارد؟      شايد بتوان اين طور فکر کرد که ايران بهتر است در کنار يک عراق امن و آرام باشد. ايران همسايه عراق است و نبايد شاهد ناامنی های عراق باشد. ما از دولت ايران می خواهيم که تلاش بيشتری در مقابله با حرکت گروه های تروريستی داشته باشد و به افرادی که می خواهند در عراق آرامش برقرار کنند، کمک کند. برنامه ما، همکاری امنيتی است و برای همين هم، گفت و گوها درباره عراق را با ايران، آغاز کرديم. اما به دو مسئله ای که اشاره کردم، برمی گردم و بار ديگر می گويم که کشورهای دنيا، در برابر تلاش ايران به دستيابی به بمب اتمی، متحد شده اند. آمريکا مخالف حق مردم ايران برای دستيابی به انرژی صلح آميز هسته ای نيست. همه مردم به آن نياز دارند به ويژه اين که سوخت فسيلی اين روزها خيلی گران است و موضوع گرمايش زمين هم مطرح است. آمريکا، چين، اتحاديه اروپا و روسيه، به ايران اين پيشنهاد را دادند که تاسيسات اتمی صلح آميز برای ايران بسازند چرا که قصد ما اين است که حق مشروع مردم ايران را محترم بشماريم و به آنها برق اتمی بدهيم و کمک کنيم تا وضعيت اقتصادی آنها بهتر شود. ما از تلاش برای اين که مقامات دولت ايران را از ساخت بمب اتمی منصرف کنيم، عقب نشينی نمی کنيم چرا که ايران مخالف هرگونه برقراری صلح در خاورميانه است.    شنوندگان راديو فردا و خوانندگان وب سايت راديو فردا هم بهتر است بدانند که کشورهايی چون هند، مصر، آفريقای جنوبی، اندونزی و برزيل هم به تحريم ايران رای دادند. چرا که هيچ کشوری خواهان دستيابی ايران به بمب اتمی نيست.    دستيابی ايران به بمب اتمی، برهم زننده&#160; امنيت منطقه است. مردم ايران بدانند که ما مخالف حق آنها نيستيم و ما درک می کنيم که مردم ايران حق دارند از فناوری هسته ای برخوردار باشند. برای همين هم، آمريکا، چين، روسيه و اتحاديه اروپا، به خاوير سولانا ماموريت دادند که از آقای لاريجانی بخواهد که پای ميز مذاکرات بنشيند. ما می خواهيم با ايران صحبت کنيم و می خواهيم که اين مسئله از راه ديپلماتيک حل شود و حاضر به همکاری با ايران برای دستيابی به انرژی صلح آميز هستيم اما با دستيابی ايران به بمب اتمی، مخالفيم. مقامات جمهوری اسلامی به مردم ايران می گويند که آمريکا و ديگر کشورهای دنيا، مخالف دستيابی ايران به انرژی صلح آميز هسته ای هستند. اين حرف به هيچ وجه درست نيست. بهتر است به بسته پيشنهادی ما به ايران مراجعه کنيد که روی وب سايت وزارت خارجه آمريکا و يا وب سايت وزارت خارجه روسيه هم موجود است. ما به ايران پيشنهاد کرديم که تاسيسات صلح آميز هسته ای داشته باشند و می خواهم اين نکته را به خوانندگان وب سايت و شنوندگان راديو فردا هم بگويم.      درباره بودجه ۷۵ ميليون دلاری آمريکا برای گسترش دموکراسی در ايران می خواهم بپرسم. ايالات متحده آمريکا قصد دارد با اين بودجه، چه چيزی را به دست آورد؟      آمريکا درک می کند که ايران کشوری است که مردم آن، نگاه های مختلفی به حکومت آن کشور دارند. مردم ايران خواهان آزادی هستند و به دنبال حکومتی هستند که آنها را سرکوب نکند. حکومت ايران، سالانه، تعداد زيادی از هنرمندان و روشنفکران و روزنامه نگاران را به زندان می اندازد. مردم ايران هم مانند همه مردم دنيا، به دنبال آزادی های دموکراتيک هستند. ما اميدواريم که مردم ايران هم از اين آزادی ها برخوردار شوند اما در حال حاضر، اين بودجه که توسط کنگره آمريکا تصويب شده را برای چند منظور به کار می گيريم. تلاش ما اين است، که مردم ايران و آمريکا همديگر را بهتر بشناسند. ما علاقمنديم که تعداد بيشتری از دانشجويان ايرانی را در دانشگاه های آمريکا ببينيم. برنامه های زيادی داشته ايم تا متخصصان بهداشت و يا کارشناسان مقابله با فجايع طبيعی آمريکا، با همتايان ايرانی خود تماس داشته باشند و با آنها گفت و گو کنند. ما هنرمندان ايرانی زيادی را به آمريکا دعوت کرده ايم. تيم کشتی آمريکا در زمستان گذشته به ايران رفت تا در يک تورنمنت ورزشی مهم شرکت کنند. تلاش ما اين است که تماس بيشتری، ميان مردم ايران و آمريکا باشد وبخشی از اين بودجه صرف همين هدف می شود. ما سعی داريم در اين کار موفق شويم و اميدوارم شنوندگان راديو فردا هم درک کنند که چقدر مردم آمريکا به مردم ايران علاقه دارند و چقدر برای آنها، آرزوی خوبی و خوشی دارند. آرزو داريم که حکومت جمهوری اسلامی، سياست بهتری می داشت و در برنامه اتمی و حمايت از گروه های تروريستی، راه ديگری انتخاب می کرد. اما ايران، پول و سلاح به حزب الله می دهد، ايران، پول و سلاح به گروه های شبه نظامی شيعه درعراق می دهد و بيشترين کمک نظامی و مالی را به حماس می کند. ايران به گروه هايی کمک می کند که کار آنها، تروريسم است. اين کار، برهم زننده ثبات منطقه است و تمامی کشورهای منطقه خاورميانه، مخالف اين کار ايران هستند. نتيجه اين کارها اين است که کشورهای عربی منطقه، نگران سياست های جمهوری اسلامی هستند و نگرانی آمريکا و اتحاديه اروپا هم، همين است&#160; و اميدواريم که ايران، اين فعاليت ها را متوقف کند. نمی دانم شنوندگان راديو فردا و يا خوانند گان وب سايت راديو فردا اين را می دانند يا نه، اما در دومين قطعنامه شورای امنيت عليه ايران که در ۲۴ مارس ۲۰۰۷ و با اجماع کامل تصويب شد، آمده است که ايران، حق دادن سلاح به هيچ کشوری را ندارد. اما جمهوری اسلامی، هنوز به اين کار در لبنان، غزه، و عراق ادامه می دهد. اميدوارم مردم ايران بدانند که حکومت جمهوری اسلامی، برهم زننده صلح و ثبات در منطقه است. خيلی مهم است که مردم ايران، دستيابی آزاد به اخبار و اطلاعات درست و صحيح داشته باشند و از اين فرصت استفاده کرده و از راديو فردا و همکاران آن قدردانی می کنم که گام مهمی در جهت برقراری صلح و پيشرفت در منطقه انجام می دهند.      آقای برنز، بحث گفت و گوهای ايران و آمريکا در سطح سفيران در عراق، موضوعی است که در ايران، آزادانه به آن پرداخته نمی شود. مردم ايران، می خواهند بدانند که قرار است نتيجه اين مذاکرات چه باشد؟ آيا قرار است با اين گفت وگوها، روابط دو کشور به سمت عادی شدن روابط برود يا اين که اين گفت وگوها فقط مقطعی است و نتيجه ای از آن حاصل نمی شود.      &#171;ما رفتار مقامات ايرانی را قضاوت می کنيم و نه گفته های آنها را. من نمی توانم روابط عادی ميان ايران و آمريکا را تصور کنم آن هم پيش از اين که مشکلات بزرگ ميان دو کشور حل شود. ايران بايد تلاش برای دستيابی به بمب اتمی را کنار بگذارد و بايد از حمايت از گروه های تروريستی در خاورميانه، دست بردارد و نقش مهم تر و مثبت تری در عراق، ايفا کند. برای اطلاع مردم ايران، بايد بگويم که سفير ما در عراق، با سفير جمهوری اسلامی در عراق گفت و گوهايی انجام داد و از ايران خواست تا از حمايت از گروه های شبه نظامی و تروريست دست بردارد. رابطه ايران و آمريکا، هنوز هم خيلی سخت و دشوار است چرا که ۲۷ سال است که دوطرف رابطه ديپلماتيک ندارند. اما مردم ايران بايد بدانند که دولت جمهوری اسلامی در انزوا است آنهم به خاطر پرونده هسته ای و حمايت از گروه های تروريستی. حتی کشورهای عضو جنبش غيرمتعهدها که از سال های ۱۹۵۰ شکل گرفته و به صورت عمومی و رسمی از ايران حمايت نمی کنند. مردم ايران بايد بدانند که وقتی هند، برزيل، اندونزی، آفريقای جنوبی و مصر به تحريم ايران رای می دهند، نشانه اين است که جمهوری اسلامی، راه به اشتباه رفته است. صادقانه بگويم که رفتار جمهوری اسلامی برای ملت ايران فقط شرم به بارآورده&#160; چرا که دولت جمهوری اسلامی، سياست تخريب را درپيش گرفته است. از راديو فردا تشکر می کنم و سپاسگزارم که اين وقت را در اختيار من گذاشتيد و برای تمامی دست اندرکاران راديو فردا، آرزوی موفقيت دارم.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/interview_burns/408332.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/interview_burns/408332.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 22 Aug 2007 14:58:47 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E44C896E-2DDF-4935-8113-80D8D9D99485_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;صدای مردم ايران را بايد شنيد، نه احمدی نژاد را&#187;</title>
            <description>&lt;span&gt; &lt;span&gt;داگلاس موری را جزو شاخص ترین محافظه کاران جديد يا &#171;نئوکان&#187; های بریتانیا می دانند. کتابی نوشته با عنوان&#171;چرا ما به نئوکانسرواتیسم نیاز داریم&#187; که مورد استقبال هم قرار گرفته است. وی در نشرياتی مانند &lt;strong&gt;ویکلی استاندارد&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;گاردین&lt;/strong&gt; مطلب می نویسد و خیلی هم جوان است. زمانی دست داد که در جریان دیدارش از رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، با او گفت و گويی کنیم. داگلاس موری، با آنکه قضاوتی صريح&#160;درباره&#160;جمهوری اسلامی و از جمله محمود احمدی نژاد دارد، تاکيد می کند که انتخاب های غرب در مقابله&#160;با جمهوری اسلامی محدود است:&#160;&#160;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;   داگلاس موری را جزو شاخص ترین محافظه کاران جديد يا &#171;نئوکان&#187; های بریتانیا می دانند. کتابی نوشته با عنوان&#171;چرا ما به نئوکانسرواتیسم نیاز داریم&#187; که مورد استقبال هم قرار گرفته است. وی در نشرياتی مانند  ویکلی استاندارد  و  گاردین  مطلب می نویسد و خیلی هم جوان است. زمانی دست داد که در جریان دیدارش از رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، با او گفت و گويی کنیم. داگلاس موری، با آنکه قضاوتی صريح&#160;درباره&#160;جمهوری اسلامی و از جمله محمود احمدی نژاد دارد، تاکيد می کند که انتخاب های غرب در مقابله&#160;با جمهوری اسلامی محدود است:&#160;&#160;          بگذارید بحث خود را از عراق آغاز کنیم. آیا می توان آنچه را در عراق اتفاق افتاد، نمونه و یا شروعی برای مقابله با کشورها و یا دولت هایی دانست که در نظم جهانی نمی گنجند؟ و اگر این طور است، آیا این راه درست و صحیح است و جواب می دهد؟          منظورتان سرنگون کردن   آدم های پر دردسر است. به هر حال، نقطه اصلی حمله به عراق همین سرنگون کردن این فرد بود و پس از زمان حمله نظامی نیروهای ائتلاف به عراق، همه این پرسش را مطرح می کردند که پس از سقوط بغداد، نوبت کدام کشور است؟        ناراحت کننده است که بگویم شورشیان عراق که علیه مردم عراق می جنگند، جنگ&#160;تبليغاتی و روانی&#160;را دارند می برند و البته فرصت هایی از دست رفته که می تواند دوباره بازگردد.         از&#160;سمت دیگری هم می شود به این قضیه نگاه کرد. افراد و گروه هایی هستند که از آنچه عراق در راه تبدیل شدن به آن قرار دارد، می ترسند و یا سعی می کنند دیکتاتورها را بر سر کار برگردانند.         شاید بتوان به این پرسش این طور پاسخ داد که افرادی که جلو پیشرفت عراق را می گیرند، از برقراری دموکراسی در عراق وحشت دارند.         بحث هایی که درباره عراق می شود، معمولا انگیزه های دشمنان در عراق را دست کم می گیرد. منظور من نه فقط دشمن نیروهای ائتلاف، بلکه دشمن ملت عراق است       افرادی هستند که دموکراسی را نمی خواهند برای اینکه بتوانند وجود داشته باشند که وجود هم دارند و&#160;کار خود را نيز خوب انجام می دهند.           اگر بگوییم افرادی در داخل و يا برخی کشورهای همسايه عراق&#160;هستند مخالف دموکراسی در عراق هستند، به این معنا است که این افراد و کشورها پیش از حمله نظامی به عراق هم وجود داشته اند و باید درباره آن فکر می شد. به نظر شما، پیش از حمله به این افراد و کشورها فکر شده بود؟          به نظر من فکر شده بود، فقط فکر نشده بود که برخی کشورها چقدر می توانند بدبینانه عمل کنند که منظور من به طور مشخص، دولت های سوریه و ایران است. اگراین دو کشور مرزهای خود را کنترل می کردند، می شد بهتر عمل کرد.اما کسی انتظار نداشت این کشورها این طور عمل کنند و درس بزرگ این کار گرفته شده است.           حتی اگر بگوییم چنين وضعيتی پيش بينی نشده بود، آيا اکنون و پس از مواجهه با دشواری ها، راهی برای تغيير وضعيت يافته شده است؟          فکر کنم این کار انجام شده. در دهم ژانویه، رییس جمهوری آمریکا به صراحت اعلام کرد با دشمنان آمریکا در خاک عراق، مقابله می کند. مانند دستگیری افراد اطلاعاتی ایران در عراق. ممکن است این تصمیم در عراق کمی دیر گرفته شده باشد، اما به نظر من&#160;هنوز هم&#160;می تواند موثر باشد. باید این تصمیم چند سال پیش و از زمان شروع ورود به عراق گرفته می شد.           آینده عراق را چطور می بینید؟&#160;آیا این امکان هنوز&#160;وجود دارد&#160;که بتوان عراق را آرام و امن کرد؟          بحث هایی که درباره عراق می شود، معمولا انگیزه های دشمنان در عراق را دست کم می گیرد. منظورم نه فقط دشمن نیروهای ائتلاف، بلکه دشمن ملت عراق است.         هزینه های زیادی صرف این جنگ شده، و تروریست ها به جان مردم افتادند. حقیقت این است که برای زيربناها&#160;جهت رفع نیازهای مردم عراق، هزینه های زیادی صرف&#160;شده، اما نتوانسته تاثیر داشته باشد و دلیل آن، تمرکز بالایی است که دشمن مردم عراق بر&#160;اين مساله&#160;کرده و همين آنها را قدرتمند کرده است.         فکر نمی کنم کسی درباره حمله نظامی دیگری صحبت کند چون به اندازه کافی گرفتاری دارد. اما درباره تغییر رژیم، صحبت هست. در بیشتر کشورهای اروپا و خاورمیانه و در آمریکا، صحبت هایی هست آن هم نه درباره تهران، و یا مردم ایران و یا کشور ایران     تمامی مشکل به یک نفر برمی گردد که سعی دارد از توجهی که در&#160;حال حاضر به او می شود،سوء استفاده کرده و بیانیه های آتشین صادر کند    داگلاس موری       &#160; در سال ۲۰۰۴، قرار بود یک تاسیسات تامین آب شرب در بغداد افتتاح شود که در روز افتتاحیه، با بمب منفجر شد که به مرگ ۲۵ کودک و&#160;شهروند غیرنظامی منتهی شد.        چطور می شود با افرادی که این کار را می کنند و&#160;هم جان مردم را می گیرند و هم آب مورد استفاده مردم را، مقابله کرد؟        به همین دلیل است که هیچ چیز نتوانسته در عراق عملی شود. تمام زیر سازی ها مورد حمله های تروریستی قرار گرفته است.         پس باید بیشتر متمرکز بود چرا که با افرادی درگیر هستیم که برای نابودی کامل آمده اند.           با تمامی این مشکلات عراق، آیا می توان باز هم پیشنهاد کرد به کشور دیگری حمله شود؟          فکر نمی کنم کسی درباره حمله نظامی دیگری صحبت کند چون به اندازه کافی گرفتاری دارد. اما درباره تغییر رژیم، صحبت هست. در بیشتر کشورهای اروپا و خاورمیانه و در آمریکا، صحبت هایی هست آن هم نه درباره تهران، و یا مردم ایران و یا کشور ایران.         تمامی مشکل به یک نفر برمی گردد که سعی دارد از توجهی که در&#160;حال حاضر به او می شود، سوء استفاده کرده و بیانیه های آتشین صادر کند. کارهای آقای احمدی نژاد من را یاد بچه های لوس می اندازد که نبايد به نق زدن آنها توجه کرد.         مشکل با این بچه لوس این است که آژانس هم اعلام کرده این شخص به دنبال انرژی اتمی است که با آن اسراییل را تهدید کرده، موشک بالستیک هم دارد که امنیت اروپا را به خطر انداخته،&#160;و حتی پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای، ان پی تی، را هم به خطر انداخته است.         کاری که آقای احمدی نژاد می کند این است که حتی اگر اسراییل را از دست او دور نگه داریم، نمی توان وی را با فن آوری اتمی قبول کرد.&#160;من نه از منظری اروپايی، بلکه از چشم انداز خاورميانه به اين مساله نگاه می کنم. اگر تهران بمب اتم داشته باشد، حداقل شش کشور دیگر خاورمیانه هم به سرعت بمب اتمی می خواهند.         کشورهایی که در منطقه خودشان مشکلات&#160;زیاد دارندی، می خواهند تا دندان به بمب اتمی مجهز شوند و این وضعیت خوشایند نیست. زمانی که آمریکا وشوروی جنگ سرد و ساخت سلاح اتمی داشتند، دنیا در یک شوک خطرناک به سر می برد: کدام یک ممکن است زودتر دست به کار شوند؟ اما اگر خاورمیانه وارد رقابت تسلیحاتی اتمی شود، آن شوک دیگر مثل قدم زدن در پارک بی ارزش می شود، چون وارد دوره ای می شویم که نمی شود حتی به آن فکر کرد.         چند کشور با مشکلات خطرناک خود وجود دارند که&#160;اگر به بمب اتم مجهز شوند، قابل&#160;پيش بينی نخواهنند بود و نمی شود آنها را کنترل کرد.           آيا چنين بحثی را می توان به کشورهای ديگری، به عنوان مثال هند و پاکستان هم تعميم داد؟          نه به هیچ وجه. آن هم قابل قبول نبود و کاش می شد که این دو هم به بمب اتمی مجهز نشوند.           اين دو کشور، حتی به ان پی تی هم متعهد نيستند.          آن هم بدتر، اما خود ان پی تی هم خیلی قوی نیست که بشود گفت اينکه ایران جزو ان پی تی است، به تنهايی امری مثبت&#160;است و می تواند مسايل را حل کند.   باید به تقویت آن فکر کرد. مشکل اینجاست که نمی شود گفت چون یک کشور سلاح کشتار جمعی دارد، پس درست است که بقیه هم داشته باشند. اگر عربستان سعودی، ایران و اردن هم بخواهند به این نقطه برسند، نمی شود حتی به این سناریو فکر کرد.         اجازه دادن به کشورها برای دستیابی به بمب اتمی مثل پخش کردن شکلات نیست و بسیار نگران کننده است. باید خیلی به کسی که می گوید:&#171; چون&#160;پاکستان بمب اتم&#160;دارد، پس ما هم بايد داشته باشیم.&#187; مظنون بود.&#160;        مشکل این است که اگر آقای احمدی نژاد به بمب اتمی برسد، دیگر فقط بیانیه های او نگران کننده&#160;نخواهد&#160;بود. او می خواهد کشوری را که عضو سازمان ملل است، از روی نقشه حذف کند.           شاید با اظهارات و عملکرد آقای احمدی نژاد، مشکلات حادتر به نظر برسد، اما فکر نمی کنيد مشکل با جمهوری اسلامی ایران از قبل هم وجود داشته است؟          باید اول به آنها پیام داد که عملیات نظامی روی میز است. جک استراو زمانی گفت که عملیات نظامی برای ایران فکر نشده است، من می گویم که باید وجود داشته باشد.         البته باید بگویم من طرفدار حمله هوايی و يا&#160;نظامی به ایران نیستم، اما این ایران است که باید غنی سازی را کنار بگذارد و با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند.                   مشکل هم فقط احمدی نژاد نیست. شايد رفسنجانی هم بهتر از او&#160;نباشد. باید صدایی را&#160;از ایران شنید که صدای مردم است و نه صدای افرادی چون احمدی نژاد. ما نیاز داریم که صدای جامعه مدنی ایران را بشنویم که کسانی چون احمدی نژاد و رفسنجانی نماینده آنها نیستند. مردم باید صحبت کنند و بگویند و پیام خود را به جهان برسانند.           به بحث اول برگردیم. شما گفتید که نمی توان عملیات نظامی را توصیه کرد و حالا به جایی رسیدید که می گویید باید باشد. به نظر شما آيا جمهوری اسلامی حاضر است بازی را تا عمليات نظامی ادامه دهد؟          آقای احمدی نژاد دنبال راه هایی است که همین آستانه تحمل را آزمایش کند. جمهوری اسلامی نه تنها به دنبال آزار آمریکا و انگلیس است بلکه به مرز عراق هم احترام نمی گذارند. آنها بمب هایی به عراق می فرستند یا اجازه می دهند فرستاده شود تا سربازان بریتانیایی با آن کشته شوند. از آن گذشته، در شط العرب مشغول هستند و هرکاری بخواهند می کنند و می بینند حالا که می شود سربازان بریتانیایی را کشت، چرا آنها را اسیر نکرد؟         نمی شود فکر کرد اگر ۱۵ سربازی که در شط العرب اسیر شدند، آمریکایی بودند، چه اتفاقی می افتاد، اما به هر حال این آزارها در مقیاس های کوچک، می تواند بیشتر هم شود. هر چه هم مقیاس بالاتر رود، دیگر نمی شود از کنار آن گذشت.         تمامی انتخاب های ما محدود است. اما ما هم پیام خود را به آنها می دهیم.          با کشوری که رییس جمهوری آن حرف هایی می زند که از نظر مردم ایران و مردم دنیا دیوانگی است، چگونه بايد رفتار کرد؟&#160;این دولت دارد از تمامی ظرفیت خود استفاده نادرست می کند و حق مردم را از بین می برد.           &#160;احمدی نژاد&#160;از&#160;موقعيت خود سوء استفاده می کند و دارد به تاریخ، شعور و آگاهی مردم ایران توهین و از آن سواستفاده می کند.         مردم ایران باید این پیام را بدهند که این دولت نماینده ما نیست، ما ملت باشعوری هستیم و فرهنگ داریم. ما به دنبال بمب اتمی و شروع جنگ آخرالزمان نیستیم و نمی خواهیم به شعور ما در سطح بین المللی توهین شود.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f5_douglas_murray_iran_military_action/389233.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f5_douglas_murray_iran_military_action/389233.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 22 Apr 2007 15:24:33 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2FAE0C30-2268-42CC-8EBF-2EAA04EB2666_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>چهار سال پس از جنگ عراق: آینده ای مبهم</title>
            <description>&lt;span&gt;حمله به عراق از سوی آمریکا و متحدان برای سرنگونی صدام، چهارمین سال خود را هم پشت سر گذاشت و وارد پنجمین سال شد.&lt;/span&gt;   حمله به عراق از سوی آمریکا و متحدان برای سرنگونی صدام، چهارمین سال خود را هم پشت سر گذاشت و وارد پنجمین سال شد.         سالی که گذشت را می توان از پرحادثه ترین سال ها دانست؛ چرا که علاوه بر افزایش&#160;آمار تلفات&#160;و کشته ها، دیکتاتور عراق، صدام حسین نیز در همین سال اعدام شد.        حضور نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری&#160;آمریکا&#160;در&#160;عراق اما، فقط مسئله این کشور&#160;نبود و نه تنها بر سياست های منطقه ای منطقه ای و بين المللی بلکه بر سياست داخلی کشورهايی که به نحوی درگير اين بحران بوده اند، تاثير گذاشت.        شايد بتوان گفت دامنه و ميزان اين تاثير گذاری در آمريکا، محسوس تر و با اهميت تر بوده است. در سال های اخير، اگر در عراق موفقیتی به دست آمده، همان موفقیت در تمامی کاخ سفید و آمریکا امتداد پیدا کرده و&#160;در مواردی&#160;به محبوبیت بیشتر جرج بوش، رییس جمهوری آمریکا منتهی شده است.        این سکه روی دیگری هم دارد، اگر شرایط در عراق به سمت نامساعد، ناامن و پیچیده ترشدن برود، آن زمان، انتقادها از جرج بوش&#160;شدیدتر شده و هزینه های آن نیز برای کاخ سفید سنگین تر می شود. نمونه بارز چنين وضعيتی، انتخابات اخیر کنگره بود که دموکرات ها با نقد عملکرد آمریکا در عراق، توانستند اکثریت را هم در مجلس نمایندگان و هم سنا به دست آورند.       اگر شرایط در عراق به سمت نامساعد، ناامن و پیچیده شدن برود، آن زمان حمله ها شدید تر شده و هزینه های آن نیز برای کاخ سفید سنگین تر می شود      در چهار سالی که از&#160;حمله به&#160;عراق می گذرد، نکات مثبتی&#160;در روند شکل گیری عراق پس از صدام&#160;وجود داشته،&#160;چند انتخابات برگزار شده و دولت های موفقی هم شکل گرفته اند؛ اما&#160; از طرف دیگر، در سمت منفی قضیه، ناامنی بیشتر و شدیدتر شده و شرایط به&#160;آنچه برخی آن را&#160;جنگ داخلی خوانده اند&#160;نزدیک تر شده است؛ و این همان نکته ای&#160;است که کار را به مراتب دشوار تر می کند.        در اوضاع فعلی عراق،&#160;مهلک&#160;ترین کار ممکن جنگ های فرقه ای و میان گروهی است. این تعرض ها و درگیری ها، از هر طرف باشد، بدون پاسخ نمی ماند و به اشکال مختلف ادامه&#160;می يابد.        آمريکا، متحدانش و نيز دولت عراق&#160;تاکيد می کنند که با اين&#160;وضعيت&#160;باید بدون اتلاف وقت و در هر مقطعی که باشد، مقابله شود. با اين همه، درگيری ها و خشونت ها همچنان ادامه دارد. &#160;        سیاستمدارانی در پی تغییر          عدنان الدلیمی، از سیاستمداران سنی عراق و رهبر گروه پارلمانی سنی های عراق، بارها اعلام کرده&#160;که هرگونه تغییر در وضعیت میان اقلیت های عراق، برای آینده سیاسی این کشور تعیین کننده است و اگر وضعیت آن به سمت دشواری رود، برگرداندن آن به مرحله قبلی و برقراری دوباره ثبات کار مراتب کار سخت تری است.        عدنان&#160;الدلیمی :هرگونه امید برای اصلاح و بهبود اوضاع، کار سختی است چرا که هنوز نتوانسته ایم جلوی خشونت ها را بگیریم       به گزارش  رويترز ، آقای الدلیمی می گوید:&#171;هرگونه امید برای اصلاح و بهبود اوضاع، کار سختی است چرا که هنوز نتوانسته ایم جلوی خشونت ها را بگیریم.&#187;        وی بر این باور است که باید تعادل سیاسی در عراق را دچار یک تحول جدی کرد تا به تبع آن بتوان رضایت تمامی گروه ها را به دست آورد.        عدنان الدلیمی گفت:&#171;باید در تمامی سطوح و به ویژه در وزارتخانه هایی چون وزارت کشور و وزارت دفاع، این اتفاق بیفتد تا بتوان شبه نظامیان شیعه را کنترل کرد. اگر دولت عراق بتواند این کار را انجام دهد، آن زمان دیگر مشکل حل شده است و نگرانی ها هم تمام می شود.&#187;          بدتر و وخیم تر          توبی دادج، کارشناس مسایل عراق در دانشگاه لندن، باور دارد که دولت عراق در عملکرد، دولتی شکست خورده است که اختلافات درونی را از سطح دولت به بیرون کشانده و اکنون در خیابان ها، محله ها و کوچه ها، سهم خواهی های سیاسی دنبال می شود.        به گزارش  رويترز  وی می گوید:&#171;در شکافی که در حل مسایل امنیتی عراق به وجود آمده، تعداد زیادی شبه نظامی و قانون شکن نفوذ کرده اند&#160;و همين امر&#160;دردسر بزرگی درست کرده است.&#187;            دود ناشی از انفجاری سنگین، شهر بغداد را تاریک کرده است.         آقای دادج به آینده عراق بسیار بدبین است و با صراحت هم آن را عنوان می کند:&#171;شکافی که به دست گروه های شبه نظامی افتاده، در دست آنان خواهد ماند و من پیش بینی می کنم در شش و یا هفت سال آینده، جنگ داخلی وجود داشته و حتی شدیدتر و اوضاع امنیتی وخیم تر شود.&#187;        وی می افزايد:&#171;جنگ داخلی در عراق به حدی شدید می شود که دیگر از دست آمریکا کاری ساخته نیست مگر این که ارتش خود را از عراق خارج کند. این کار توسط رییس جمهوری بعدی آمریکا انجام می شود و مقامات کاخ سفید مجبور می شوند قدرت خود را در همان محدوده منطقه سبز عراق استفاده کنند.&#187;        توبی دادج باور دارد که عراق به جبهه جنگ برای تقسیم منافع میان دیگر کشورها و به ویژه کشورهای همسایه عراق تبدیل می شود.        اما هستند افرادی که هنوز به آینده عراق و ثبات امنیتی آن خوشبین هستند.           همه راه ها بسته نيست          عیاد جمال الدین، از نمایندگان شیعه سکولار در پارلمان عراق، تمامی راه ها را بسته نمی داند و راه هایی برای دستیابی به آینده ای روشن برای عراق را قابل&#160;تصور می داند.        وی می گوید:&#171;عراق بدون صدام، خود بسیار ارزشمند است و آزادی هایی که می تواند در دست باشد، خیلی بیشتر شده و برای همین هم موقعیت نزدیک به هرج و مرج به وجود آمده است. ما در انتظار عراقی تازه هستیم که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده است.&#187;       عیاد جمال الدین:عراق بدون صدام، خود بسیار ارزشمند است و آزادی هایی که می تواند در دست باشد، خیلی بیشتر شده و برای همین هم موقعیت نزدیک به هرج و مرج به وجود آمده است. ما در انتظار عراقی تازه هستیم که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده است      اما حتی آقای جمال الدین هم باور دارد که شرایط بحرانی است و اوضاع فعلی را نزدیک به وقوع جنگ داخلی می داند و می گوید:&#171;همه چیز در مرز فروپاشی و جنگ قومی و قبیله ای است و قوانینی که در این چهار سال وضع شده، به ناآرامی اوضاع دامن زده است.&#187;          کردستان عراق؛ يک استثنا &#160;        در همهمه تمامی بمبگذاری ها و ناآرامی ها، یک منطقه اما آرامش نسبی خود را دارد: کردستان عراق، از همه مناطق و نواحی عراق آرام تر است وبه ندرت عملیات تروریستی در آن انجام می شود و تمامی مردم با دولت مرکزی راحت هستند به ویژه که پس از سال ها، رییس جمهوری عراق از کردهای عراقی است و کردها توانسته اند در دولت و پارلمان،&#160;نقی موثر ايفا کنند.        جوست هیلترمان، کارشناس عراق در گروه بین المللی بحران، آینده عراق را مرتبط با عوامل منطقه ای می داند و می گوید:&#171;درست است که سناریو عراق شکست خورده، اما نگاهی به کردستان عراق بیندازید که اثری از هرج و مرج در آن نیست. &#160;  به غیر از کردستان، همه گروه های سیاسی و غیر سیاسی و یاغی و خلافکار برای ثبت قلمرو و سهم خواهی به جان هم افتاده اند. این وضعیت پیچیده، &#160; دو راه را پیش رو می گذارد.&#187;        وی می افزاید:&#171;نخست اینکه امکان دارد بحران به حدی در عراق بالا گيرد که آمریکا مجبور شود هر چه می تواند نیرو در عراق پیاده کند و مرزها را ببندد تا هیچ دخالتی در&#160;اين کشور&#160;انجام نگيرد.&#187;        جوست هيلترمان می گويد:&#171;گزينه محتمل دوم آن است که جنگ داخلی به حدی جدی می شود که سرتاسر منطقه را در برگرفته و از مرزهای عراق به بیرون و کشورهای همسایه سرایت می کند.&#187;        وی می افزايد:&#171;&#160;پس از این اتفاق، عراق به زمین تسویه حساب&#160;بدل می شود&#160;و تمام منطقه با هم می جنگند. مشکل ایران و عربستان هم در صورت این اتفاق جدی تر و برخورد آنها آشکارتر می شود.&#187;        هرچند نظرهای متفاوتی درباره عراق وجود دارد، اما وضعيت کنونی موجب شده که بدبينی ها بيش از خوش بينی ها باشد. دست کم، در اينکه آينده عراق مبهم است، کمتر ترديد می شود.        عدنان العبیدی، پژوهشگر عراقی، بر این باور است که گروه های شبه نظامی که تابه حال با هم جنگیده و این قدر هزینه داده اند، به دولت فدرالیست درعراق پایبند نخواهند بود، چرا که جنگ را تا حد باج خواهی افزایش داده اند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f5_iraq_after_four_years/383292.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f5_iraq_after_four_years/383292.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 17 Mar 2007 17:48:50 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E2F52BA9-B316-48E9-BFDC-8916E2881AC0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
