<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 10:46:05 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8028" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>ایران‌زمین با صدای ابریشمی زنی که فارسی هم بلد نیست</title>
            <description>باورتان می شود کسی که تا این حد شیوا، تصانیف خاطره انگیز فارسی را می خواند اصلا ایرانی نیست و تازه دارد با کمک همسر ایرانی و مادرشوهر و پدرشوهر ایرانی اش، زبان فارسی را می آموزد؟            مونیکا جلیلی ، فارغ التحصیل رشته ادبیات فرانسه از دانشگاه کلمبیای نیویورک است. او در مدرسه موسیقی منهتن و در رشته آواز کلاسیک تحصیل کرده و در این مورد به رادیو فردا می گوید: &#171;اسم من مونیکاست و جلیلی نام فامیل همسرم من است. پدر و مادرم ، آلمانی – هلندی هستند و خودم در نیویورک به دنیا آمده ام. اما از وقتی با همسر ایرانی ام ازدواج کردم از بسیاری نظرها خودم را یک ایرانی محسوب می کنم. اگر چه رسما شهروند ایران نیستم من شش سال پیش در نیویورک به تشویق یک موسیقیدان و نوازنده سنتور ایرانی با موسیقی ایرانی آشنا شدم. او با من تماس گرفت و به من گفت که اگرچند تصنیف ایرانی به من یاد بدهد آیا حاضرم آن را در برنامه نوروز ویژه ایرانیان در نیویورک بخوانم؟  من اگر چه خیلی خوشحال بودم اما گفتم که نه تنها از موسیقی ایرانی چیزی نمی دانم بلکه زبان فارسی را هم بلد نیستم. و حتی یک کلمه هم به فارسی نمی توانم صحبت کنم. اما او گفت که هیچ عیبی ندارد و با صبر و حوصله تصانیف را که هر کدام هم به یک لهجه بود از گیلکی گرفته تا کردی و ترکی و فارسی به من یاد داد.         سلطان قلب ها ، دریاچه نور و سایر تصنیف های دهه ۶۰ و ۷۰ را با هر آهنگی آموختم و بیشتر و بیشتر عاشق موسیقی ایرانی شدم. دیگر متقاعد شدم که این کاری است که می خواهم بکنم. من در یک محیط ایرانی بزرگ نشده ام. ولی احساسم به من گفت که این تصانیف و آهنگ ها متعلق به من است. من عاشق آنها شدم. برایم سخت است که بگویم چرا؟ اما با معنی این شعرها و صدای این آهنگ ها همدلی عجیبی دارم.  از همان جا و از سال ۲۰۰۴ بود که گروه خودم را تشکیل دادم. و شروع به خواندن تصانیف فارسی کردم. بعد هم آنها را به انگلیسی و فرانسه ترجمه کرده و خواندم. وب سایتی راه اندازی کردم که می توانید همه آهنگ هایم را در آن گوش کنید.&#187;  مونیکا جلیلی می گوید که در اول فارسی را چندان نمی دانسته و کارش بسیار سخت تر بوده است. او ساعت ها پای تلفن مادر شوهر و پدر شوهر ایرانی اش می نشسته و کلمات و شعرها را می آموخته است  &#171;خیلی کار سختی بود که لهجه ام را درست کنم. اما بعدش فکرکردم به هر حال باید فارسی را بیاموزم. ولی همان طور که می بینید هنوز هم آنقدر فارسی را نیاموخته ام که بتوانم این مصاحبه را به زبان فارسی انجام دهم. اما این چند کلمه را می توانم بگویم:  خودتان از اول تا آخر بشنوید:     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Monika_Jalili/1872908.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Monika_Jalili/1872908.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:11:17 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
                        
        </item>

        <item>
            <title>مناطق آزاد تجاری ایران &#171;صحنه نبردی سیاسی&#187;</title>
            <description>نشریه &#171;تحلیل امور اسلامی جینز&#187; اخیرا در مقاله‌ای تحت عنوان &#171; مناطق تجاری آزاد ایران، استفاده‌ای دوگانه &#187; می‌نویسد که تئوری مناطق آزاد در ایران که در زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی بنا شد می توانست موتور قدرتمندی برای چند محوری کردن اقتصاد تک محصولی و نفتی ایران باشد. ولی در عمل این مناطق تبدیل به صحنه نبرد سیاسی مابین جناح‌های مختلف در درون حکومت شد و حاصل اقتصادیی که باید به بار می آورد را به همراه نداشت.نشریه &#171;تحلیل امور اسلامی جینز&#187; اخیرا در مقاله‌ای تحت عنوان &#171; مناطق تجاری آزاد ایران، استفاده‌ای دوگانه &#187; می‌نویسد که تئوری مناطق آزاد در ایران که در زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی بنا شد می توانست موتور قدرتمندی برای چند محوری کردن اقتصاد تک محصولی و نفتی ایران باشد. ولی در عمل این مناطق تبدیل به صحنه نبرد سیاسی مابین جناح‌های مختلف در درون حکومت شد و حاصل اقتصادیی که باید به بار می آورد را به همراه نداشت.    آلکس وطن‌خواه ، سردبیر این نشریه و پژوهشگر  ساکن آمریکا در گفت‌وگویی ویژه‌ با رادیو فردا شرکت کرده است و در مورد این مقاله و نقطه‌نظرهایی که در آن گنجانده شده است بیشتر توضیح می‌دهد:   دو مسئله اینجا وجود دارد. نخست مشکلات سیاسی که از روزهای آغازینی که آقای‌هاشمی این مناطق را تحت عنوان مناطق آزاد تجاری معرفی کردند ایجاد شد. دومین مشکل هم بحث مدیریت این مناطق بوده که غالبا در دست کسانی بوده است که بسیاری اوقات ذغدغه‌های سیاسی مهمترین دغدغه‌هاشان بوده و توجه به مسائل اقتصادی این مناطق و راه اندازی آن برایشان در مرحله دوم الویت بوده و این برنامه‌های سیاسی همواره جلوی پیشرفت مناطق آزاد را گرفته است و این مناطق هنوزهم موفق نشده‌اند آن پتانسیلی که انگیزه آقای‌هاشمی رفسنجانی برای تشکیل این مناطق بود را کسب کنند.     به هر حال آقای‌هاشمی رفسنجانی در دو دوره –یعنی هشت سال– رئیس جمهور بودند. قدرت هم داشتند. چرا نتوانسته‌اند راجع به مناطق آزادی که خودشان مبدع آن بوده اند، موفق عمل کنند؟     			 				  &#160;  					          					 &#160;  					 آلکس وطن خواه، کارشناس ارشد امور خاورمیانه در موسسه مطالعاتی جینز در واشینگتن آمریکا:  					  شاید اگر این مسئله تبدیل به یک مسئله سیاسی نمی‌شد و برنامه‌های مناطق آزاد، صرفا یک سری برنامه‌های اقتصادی بود در طول این ۲۰ سال شاهد پیشرفت این مناطق بودیم. ولی متاسفانه در مملکت ایران، برنامه‌های سیاسی، برنامه‌های اقتصادی را از پای درآورده است. اگر کارهایی را که در طول این ۲۰ ساله در مناطق آزاد انجام شده است با عملکرد دولت سنگاپور و امارات در مناطق آزادشان مقایسه کنیم می‌بینیم که آنها از ما بسیار جلوترند.     			 		تمام تلاش و زور آقای رفسنجانی در این دو دوره ریاست جمهوری این بود که اقتصاد ایران را به اقتصاد منطقه و کشورهای حوزه خلیج (فارس) و در نهایت به اقتصاد جهانی متصل کند. چون ایران بعد از جنگ هشت ساله با عراق از نظر اقتصادی ضعیف بود. قدرتمند کردن اقتصاد ایران اولین دغدغه آقای‌ هاشمی بود. ایشان در این زمینه بسیار کار کرد. هم در مقابل مجلس شورای اسلامی و هم در مقابل سپاه پاسداران دچار مشکل شدند و نتوانستند پیشرفت زیادی داشته باشند.  آقای خاتمی هم این مشکلات را داشتند. اما دیدگاه‌های اقتصادی آقای احمدی نژاد تفاوت دارد. چون ایشان از این مسئله به عنوان یک وسیله سیاسی استفاده می‌کنند. اگر شما به شخصیت‌هایی که در مناطق آزاد تجاری در طول دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد دارای سمت شدند دقت کنید،‌ اکثرا حرف‌های اولشان سیاسی است. آن‌ها می‌خواهند از این مناطق بهره ببرند برای اینکه بتوانند منافعی برای ایجاد محبوبیت خودشان و محبوبیت دولت آقای احمدی نژاد ایجاد کنند.     شاید بد نباشد که مسئله را دوباره بررسی کنیم، شما به آقای رفسنجانی اشاره کردید و گفتید که ایشان با محدودیت‌هایی در درون مجلس مواجه بودند. این محدودیت‌ها از جانب چه کسانی بود؟ آیا سپاه با ایشان مخالف بود؟ این اختلافات به خاطر تفاوت‌های ایدئولوژیک بود؟ یا به خاطر اختلافات داخلی بود و می‌خواستند که مثلا به این گروه منافعی نرسد و به آن گروه برسد؟    همان جور که شما گفتید تمام این مسائل در مدیریت مناطق آزاد تجاری دخالت داشتند. هم مسئله ایدئولوژیک وجود داشت. آقای‌هاشمی رفسنجانی دیدگاهایشان به دنیای غرب نزدیک‌تر است. اقتصاد آزاد و رونق تجارت برای ایشان همواره مهم بوده است. بسیاری در مجلس شورای اسلامی بودند که با این مسئله توافق نداشتند.  بعد از مشکلات ایدئولوژیک ، تفاوت‌های فرقه‌ای هم وجود داشت. این سوال مطرح بود که مسئولین و شخصیت‌های مناطق آزاد چقدر اجازه مشارکت و مداخله در مسائل اقتصادی این مناطق را داشته اند؟ این امر بستگی به سابقه سیاسی آنان و میزان دوری و نزدیکی شان با یکسری افراد داشت.  آقای احمدی نژاد بسیاری از شخصیت‌هایی را که به آقای‌هاشمی نزدیک بوند از کار حذف کردند و شخصیت‌هایی را که از نظر سیاسی به خودشان نزدیک‌تر بود را بر سر کار آوردند.  شاید اگر این مسئله تبدیل به یک مسئله سیاسی نمی‌شد و برنامه‌های مناطق آزاد، صرفا یک سری برنامه‌های اقتصادی بود در طول این ۲۰ سال شاهد پیشرفت این مناطق بودیم. ولی متاسفانه در مملکت ایران، برنامه‌های سیاسی، برنامه‌های اقتصادی را از پای درآورده است. اگر کارهایی را که در طول این ۲۰ ساله در مناطق آزاد انجام شده است با عملکرد دولت سنگاپور و امارات در مناطق آزادشان مقایسه کنیم می‌بینیم که آنها از ما بسیار جلوترند     در این مقاله به دوران آقای خاتمی کم اشاره شده است. اما این طور که در این مقاله هم می‌خوانیم ایشان هم با مخالفت‌های زیادی از درون مجلس و سایر جناح‌های سیاسی برای پیشبرد اهداف اقتصادی مواجه بودند. آیا واقعا این مسئله می‌توانست روند دیگری داشته باشد که نشده است؟    شما ببینید. وقتی آقای رفسنجانی می‌خواست مناطق آزاد را راه اندازی کند با نمایندگان مخالف مجلس که از نظر ایدئولوژیک با ایشان مخالف بودند مواجه شد. اما مجلس در زمان آقای خاتمی کمتر ایدئولوژیک بود تا زمان آقای‌هاشمی رفسنجانی. اما بیشترین مشکل آقای خاتمی با سپاه پاسداران بود. چون در دوره ایشان سپاه به قدرت بیشتری دست یافته و منافع سیاسی و اقتصادی اش را گسترش داده بود و خیلی قوی تر برای مبارزه با برنامه‌هایی که فکر می‌کردند متضررشان می‌کند عمل می‌کردند.     خیلی‌ها بر این باورند که در نظام اخیری که از سوی آقای احمدی نژاد و سپاه پاسداران بوجود آمده و این اتحاد آشکارتر شده است به زودی تضادهایی در درونش ایجاد خواهد شد که جلوی پیشبرد کارهایش را خواهد گرفت. پیشبینی شما چیست؟    یکی از بزرگترین مشکلات آقای احمدی نژاد مربوط به رکود اقتصادی، تورم، بیکاری و عدم حضور ایران در بازارهای جهانی است. ایشان باید روی مسائل اقتصادی بیشتر کار کنند. نمی‌توانند چشمشان را برروی این مسائل ببندند.  این بنادر آزاد پتانسیل زیادی دارند که می‌توانند از نظر اقتصادی به آقای احمدی نژاد کمک کنند. ایشان می‌توانند قدمی در این مسیر بردارند. مدیریت این مناطق را به دست کسانی بسپارند که کیفیت کارشان بالاست و حرفه ای هستند و زیاد هم وارد مسائل سیاسی نمی‌شوند. تا شاید بتوانند این بنادر را به راه بیاندازند.  در دوره نخست سعی کردند که مسئله را فقط از جنبه سیاسی نگاه کنند. و این امور را فقط به کسانی که به تفکر آقای احمدی نژاد نزدیک بودند بسپارند. اما اگر این کار را ادامه دهند تاریخچه این سیاست نشان خواهد داد که پیشرفت کمتری در رونق این مناطق ایجاد خواهد شد.     عده‌ای معتقدند که این مشکل سیاسی از آن جهت ایجاد شده است که یک جناح در برابر جناح دیگر قرار گرفته است و ایدئولوژی را وسیله‌ای قرار داده اند تا قدرت را از طرف مقابل بگیرند و وقتی قدرت را به دست گرفتند آن وقت از انجام سیاست‌های جناح مقابل هم استفاده می‌برند. شما فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد هم این کار را کردند؟    در برنامه‌های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد گفته شد که سیاست‌های ایشان با سیاست‌های اعمال شده در دو دوره ریاست جمهوری قبل از وی، یعنی هم دوره آقای‌هاشمی و هم دوره آقای خاتمی،‌ به کلی متفاوت است. ایشان را رئیس جمهور مردم نامیدند و گفتند که تمام این کارها به سود مردم است. ولی اگر واقعا به عملکرد دوره اول ریاست جمهوری ایشان نگاه کنیم می‌بینیم که ایشان قدم آنچنانی برنداشته است که ما شاهد سیاست‌های متفاوتشان باشیم. بله ایشان هم دوستان خودشان را و نزدیکانشان را به حکومت نزدیک کردند. اما آنچه در این میان زخمی شد به هدر رفتن پتانسیل مناطق آزاد تجاری بود.     در واقع منافع ملی به هدر رفت ؟   بله. دقیقا هم منافع ملی و هم منافع اقتصادی به هدر رفت.  در این مقاله گفته شده است که مناطق آزاد بالقوه می‌توانند هم مراکز قدرت باشند و هم ممکن است به یک اسب تروا علیه جمهوری اسلامی تبدیل شوند. ممکن است بگویید چطور؟ مناطق آزاد -به خصوص در حوزه خلیج فارس- در دست سپاه پاسداران است. ترس دنیای غرب از این است که جمهوری اسلامی از این بنادر برای ورود کالاهای غیر قانونی که اجازه ورود آن را به کشور ندارد استفاده کند. اگر مقالات تحلیل گران غربی را بخوانید این سوالی است که غالب آنان دارند و با کشورهای همسایه ایران و بخصوص با امارات همکاری می‌کنند.  به وجود آمدن بازار سیاهی که بتواند به ایران کمک کند تا این کشور خودش را از زیر تاثیر تحریم‌ها بیرون بکشد در حقیقت یک مشکل بین المللی به خصوص در دیدگاه کشورهایی چون آمریکا و انگلیس است. چون اگر این کشورها بخواهند بخاطر مسائل هسته‌ای جلوی ایران مقاومت کنند و جلوی این کشور را بگیرند ، مناطق آزاد تجاری هم یکی از جاهایی است باید جلوی آن را بگیرند.  سپاه پاسداران در طول ۲۰ سال پیش نشان داده است که چگونه به خاطر منافع خودش از این بنادر استفاده کرده ، تولید کرده و کالا وارد کرده است. کالاهایی که از مناطقی مثل دبی وارد بازار ایران شده و به نفع سپاه پاسداران و شرکت‌های وابسته به آن به فروش رفته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Vatankhah_Freezones/1866354.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Vatankhah_Freezones/1866354.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 16:00:02 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0D7C355D-5171-4A14-8902-C3424953FFD5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فرد هالیدی: جمهوری اسلامی در ضدیت با مدرنیسم شکل گرفته است</title>
            <description>امسال بیستمین سال فروپاشی نظام‌های کمونیستی در شوروی سابق و متعاقب آن کشورهای اروپای شرقی است. فرد هالیدی پرفسور روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه در مقاله‌ای در نشریه اینترنتی &#171;اوپن دموکراسی&#187; تحت عنوان &#171;کمونیسم چه بود&#187; به بررسی میراث این نظام ایدئولوژیک و توتالیتر می‌پردازد.امسال بیستمین سال فروپاشی نظام‌های کمونیستی در شوروی سابق و متعاقب آن کشورهای اروپای شرقی است. فرد هالیدی استاد روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه در مقاله‌ای در نشریه اینترنتی &#171;اوپن دموکراسی&#187; تحت عنوان &#171;کمونیسم چه بود&#187; به بررسی میراث این نظام ایدئولوژیک و توتالیتر می‌پردازد.  فرد هاليدی در مقاله خود به مسايلی در نظام کمونيستی شوروی و اقمارش اشاره می‌کند که خاص اين جوامع هستند، اما در کنار آن به مسايل عامی اشاره دارد و می‌گويد تمام نظام‌های ايدئولوژيک و توتاليتر در آن شريک هستند.   آقای هالیدی در گفت‌وگو با رادیو فردا در پاسخ به سؤالی در مورد شباهت‌های نظام جمهوری اسلامی با کمونیسم می‌گويد: &#171;ايدئولوژی اسلامی خمينی و اسامه بن لادن مفاهيم مهمی را از کمونيسم به عاريت گرفته‌اند و در برخی موارد کاملاً آگاهانه اين کار را انجام داده‌اند؛ مفاهيمی چون انقلاب خشونت‌آميز از سوی پيشتازان ايدئولوژی برای به وجود آوردن دنيايی جديد، ترغيب احساسات ضدغربی يا ضد امپرياليستی، خواست تغيير ساخت‌های اجتماعی از طريق تغيير نظام آموزشی، وضعيت زنان و غيره&#187;.  فرد هاليدی می‌افزايد: &#171;اگر به جمهوری اسلامی نگاه کنيد می‌بينيد آنگونه که ديپلمات‌هايشان را تعليم می‌دهند يا رسانه‌ها را در دست می‌گيرند و حتی آن طور که محاکمات نمايشی ترتيب می‌دهند و دستگيرشدگان را وادار به دروغ گفتن می‌کنند، همه اينها از نظام‌های کمونيستی عاريه گرفته شده است. من فکر می‌کنم به همان دليلی که نظام شوروی موفق نشد، نظام ايدئولوژيک اسلامی نيز موفق نخواهد شد&#171;.  اما فرد هاليدی همان طور که در مقاله‌اش ظهور کمونيسم را واکنشی به نابرابری‌های نظام سرمايه‌داری می‌داند، معتقد است در مورد جمهوری اسلامی نيز وضعيت جامعه ايران در زمان انقلاب و موقعيت آن در جهان شرايطی را به وجود آورد که خيلی‌ها به آن اعتقاد پيدا کردند. به همين دليل نمی‌توان جمهوری اسلامی را فقط يک اشتباه دانست، بلکه اين نظام حاصل احساس نياز برای به وجود آوردن تغيير و جهانی متفاوت بود.  فرد هاليدی در مقاله خود مطرح می‌کند که کمونيسم مانند ليبراسيم حاصل مدرنيسم و دنيای مدرن بود، اما جمهوری اسلامی درست عکس آن و در ضديت با مدرنيسم شکل گرفت.   وی در پاسخ به اين سؤال که آيا اين تفاوت فقط ظاهری است، می‌گويد: &#171;انقلاب اسلامی به اين دليل رخ نداد که ايران جامعه‌ای سنتی بود. شما نمی‌توانستيد در زمان آقا محمدخان يا فتحعلی شاه و يا حتی در زمان انقلاب مشروطه، جمهوری اسلامی را برقرار کنيد. يکی از دلايلی که انقلاب اسلامی رخ داد آن بود که ايران داشت به جامعه‌ای مدرن تبديل می‌شد، با تمام بحران‌هايی که جوامع مدرن با آن روبه‌رو هستند. به عبارت ديگر انقلاب اسلامی مانند انقلاب کمونيستی ارتباط مستقيم به پديده مدرنيسم و بحران مدرنيسم دارد، اما راه حل و پاسخی که جمهوری اسلامی برای اين بحران داشت پاسخی غلط بود&#187;.  وی با تأکيد بر اين مسئله که مهم‌ترين وجه تشابه نظام کمونيستی و جمهوری اسلامی آن است که هر دو گور خود را می‌کنند، می‌افزايد: &#171;کمونيسم موفق نشد، چون مردم با سواد شدند و چشم جامعه به جهان باز شد و به همين دليل شرايطی به وجود آمد که مردم از ايده‌ها و حرف‌های انقلابی خسته شدند. اکنون همين اتفاق در ايران رخ داده است و امروز ايران جامعه‌ای به مراتب با سوادتر و آگاه‌تر از ۳۰ سال پيش است، زنان به خواست‌های خود آگاهند و جوانان با جهان در ارتباط، مردم ايران از جمهوری اسلامی خسته‌اند و خواهان تغيير اين نظام هستند ولی اين تغيير به اين آسانی نيست&#187;.  فرد هاليدی در مقاله خود نتيجه می‌گيرد اگرچه کمونيسم شکست خورد، اما ميراث مثبتی از خود به جا گذاشت و جامعه سرمايه‌داری را مدرنيزه و متعادل کرد.  وی در پاسخ اين سؤال که جمهوری اسلامی چه ميراث مثبتی از خود به جا خواهد گذاشت، می‌گويد: &#171;بزرگترين دستاورد جمهوری اسلامی آن خواهد بود که سياست اسلامی را بی‌اعتبار کند و تصور تشکيل نظام اسلامی را به عنوان جانشين از اعتبار بيندازد. کافی است به تظاهرات اخير درايران نگاه کنيد، مردم آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌خواهند، رسانه‌های آزاد و تلويزيون آزاد می‌خواهند و دوست دارند بخشی از جهان مدرن باشد. اما بحران کنونی ايران آن است که عده‌ای خواهان اين تغيير نيستند و فعلاً اسلحه و قدرت در دست آنها است&#187;.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fred_Halliday_IV_on_Islamic_Republic_and_Communism/1863595.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fred_Halliday_IV_on_Islamic_Republic_and_Communism/1863595.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 Oct 2009 20:04:10 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fred_Halliday_IV_on_Islamic_Republic_and_Communism/1863595.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/866BD0D3-7800-4EA9-AC7C-C732198BF264_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آثار تحریم: بالا رفتن هزینه تجارت و ظهور باندهای مافیایی</title>
            <description>روزنامه تایمز لندن در شماره روز ۱۳ اکتبر خود نوشت که &#171;بریتانیا با مسدود کردن معاملات بانک ملت و شرکت کشتیرانی دولتی ایران، چند روز پیش از دور دوم مذاکرات هسته‌ای در وین، افزایش فشار بر علیه ایران را آغاز کرده است&#187;. رابرت تیت، خبرنگار گاردین که چند سال هم در ایران بود گزارش می‌دهد که بر اساس ارقام رسمی،‌ تجارت بین ایران و آمریکا در دوران جورج بوش که بیشترین تهدید را علیه ایران اعمال می‌کرد ۶۰۰ درصد افزایش یافت. در حالی که با آمدن اوباما بر سر کار از ماه ژانویه تا کنون میزان تجارت بین دو کشور به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است.  رابرت تیت این کاهش معاملات و همچنین مذاکرات آمریکا با چین و روسیه را برای قبول تحریم‌ها علیه ایران، ‌فصل جدیدی از سیاست غرب در مقابله با ایران می‌داند.        در گفت‌وگویی از سوی رادیو فردا با آقای صابر حساس، مدیر شرکت ایرانی حساس لندن که شرکتی با مسئولیت محدود است از تأثیر تحریم‌های بریتانیا بر کار بازرگانی شان می‌پرسم.  آقای حساس می‌گوید: &#171;در چندین سال اخیر انواع تحریم‌ها را برای تجارت با ایرانیان اعمال کردند. لیکن هنوز هم صادرات و واردات انجام می‌شود. منتها هزینه آن بالاتر رفته است. من همیشه می‌گویم تجار،‌ افرادی هستند که اکثراً با مطالعه کارهایشان را انجام می‌دهند. وقتی دری را به رویشان بسته می‌بینند به قول معروف از پنجره وارد می‌شوند. البته طبیعی است که این تحریم‌ها صدماتی هم از لحاظ اقتصادی برای شرکت‌هایی همچون ما ایجاد کرده است. لیکن امروز،‌‌ آخرالزمان نیست. ما کارهایمان را ادامه می‌دهیم و بالاخره هر دری را که ببندند ما در دیگری را باز می‌کنیم&#187;.  آقای حساس ادامه می‌دهد: &#171;باید تأکید کنم این کار هزینه‌بردار است. اما من همیشه گفته‌ام و در اتاق بازرگانی هم ذکر کرده‌ام که این تحریم‌ها صدمات بیشتری به کشورهای تحریم کننده وارد می‌کنند تا به ایران. الان در ایران انقلاب شده است. چه ما دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، این انقلاب امروز روی پای خودش ایستاده است. کارهایش را انجام می‌دهد. منتها برای حل مشکلاتش، راه‌حل‌هایی با هزینه بیشتری را پیدا کرده است. این جریانات به پیکره اقتصادی صدمه می‌زند. ناراحتی ایجاد می‌کند اما من فکر نمی‌کنم که مملکتی مثل ایران را فلج کند&#187;.  بابک امامیان، مدیر و مؤسس انجمن بیبا یا همان انجمن تجاری بریتانیا و ایران که سال‌هاست در این زمینه در لندن فعالیت دارد در گفت‌وگو با رادیو فردا به عواقب نامطلوب تحریم‌ها تکیه دارد و در این زمینه هشدار می‌دهد.  آقای امامیان معتقد است: &#171;اصولاً تحریم‌ها چیزی به جز این نیست که بازار را برای تبهکاران و قاچاقچیان بین‌المللی باز کند. مثلاً از خود شما گرفته تا شخص رئیس جمهور ایران و یا مقامات دولتی بایستی سیستم کاریتان را به سرانجام برسانید. وقتی هیچ کس با شما وارد معامله نشود و نتوانید معامله یا رابطه داشته باشید ناچارید با باندهای مافیایی و قاچاق،‌ از سر اجبار شروع به کار کنید و وارد معامله بشوید. خود به خود بدون اینکه مقصودی داشته باشید خود شما هم جزیی از این سیستم غیرقانونی می‌شوید&#187;.  آقای امامیان در ادامه می‌گوید: &#171;وقتی دولت‌ها می‌خواهند کارتان انجام بشود و اگر نتوانند با گروه‌های سالم کار کنند و ناچار باشند با گروه‌های ناسالم کار کنند، طبعاً یک ناسلامتی خاصی وارد سیستم می‌شود و هر چه که سعی کنند سیستم را سالم نگه دارند نمی‌شود. برای همین است که تحریم‌ها، کاری به غیر از وارد کردن باندهای مافیایی و قاچاقچی‌ها به اقتصاد یک کشور انجام نمی‌دهند&#187;.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Results_of_UK_Sanction_Against_Iran/1851602.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Results_of_UK_Sanction_Against_Iran/1851602.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 14 Oct 2009 16:11:29 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Results_of_UK_Sanction_Against_Iran/1851602.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/113ADCB4-C722-4CE2-B6CC-68395E2C52F9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گنجی: راه قانونی برای به رسمیت نشناختن احمدی‌نژاد وجود دارد</title>
            <description>اکبر گنجی روزنامه‌نگار ایرانی در تبعید همزمان با برگزاری مراسم سوگند ریاست جمهوری در ایران نامه‌ای به امضای ۶۰ تن از روشنفکران ایرانی در خارج از کشور تقدیم کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل کرد که در آن از جمله خواسته شده است از شرکت رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل جلوگیری شود. آقای گنجی در همین زمینه به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.اکبر گنجی روزنامه‌نگار ایرانی در تبعید همزمان با برگزاری مراسم سوگند ریاست جمهوری در ایران نامه‌ای به امضای ۶۰ تن از روشنفکران ایرانی در خارج از کشور تقدیم کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل کرد که در آن از جمله خواسته شده است از شرکت رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل جلوگیری شود.  آقای گنجی در همین زمینه به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.   رادیو فردا:   آقای گنجی در این نامه از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستید که دولت آقای احمدی‌نژاد را به رسمیت نشناسند و مثل گذشته از او در مجمع عمومی سازمان ملل دعوت نکنند. فکر می‌کنید انجام چنین تقاضاهایی تا چه حد عملی باشد؟    اکبر گنجی:  چند نکته را باید در نظر گرفت. اولاً این جنبش سبز ایران که بعد از انتخابات متقلبانه راه افتاد، و مردم به این تقلب بزرگی که آقای خامنه‌ای در انتخابات کرد و آقای احمدی‌نژاد را به ریاست جمهوری ایران منصوب کرد، اعتراض کردند، آقای خامنه‌ای هم آمد در نماز جمعه دستور تیر صادر کرد و مردم را به گلوله بستند...    آقای گنجی سؤال را دومرتبه تکرار می‌کنم. فکر می‌کنید که از نظر دیپلماتیک و از نظر سیاست جهانی آیا فرضاً همین نامه شما به سازمان ملل که خواهان این شدید که اجازه ندهند آقای احمدی‌نژاد وارد اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شود... فکر می‌کنید برای سازمان ملل این کار از نظر پروتکل بین‌المللی عملی است یا نه؟    من همین را می‌خواستم شرح بدهم. کاری که ما می‌کنیم دو بعد دارد. یک بعد سیاسی و یک بعد حقوقی. در بعد سیاسی ما ایرانیان همانطورکه مردم داخل کشور گفتند ما هم به همراه آنها می‌گوییم که این آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران نیست و ما او را به رسمیت نمی‌شناسیم و خواست مردم ایران این است که این آدم را به جایی که بیانیه حقوق بشر جهانی را انتشار داده، راه ندهند. این یک خواست سیاسی است، که ما داریم به جهان نشان می‌دهیم که ما چگونه فکر می‌کنیم.  اما بعد حقوقی یک بعد طولانی مدت است. برای اینکه به صرف امضا (فرض کنید شما صد میلیون نفر هم زیر یک نامه را امضا کنید) به این معنا نیست که حرف شما پذیرفته شود. آنجا باید شما یک شکایتنامه حقوقی تهیه کنید که این شکایتنامه را ما به دنبال آن هستیم که چند حقوقدان شناخته شده بزرگ را معرفی خواهیم کرد که این کیفرخواستی را که ما نیاز داریم، شکایتی را که ما نیاز داریم، با شواهد و اسناد تهیه کنند و ما آن را همراه با این نامه که همه امضا می‌کنند در اختیار سازمان ملل قرار خواهیم داد.&#160;&#160;&#160;    به این ترتیب فکر می‌کنید که راه قانونی وجود دارد؟   بله. توضیح می‌دهم. راه قانونی کاملاً وجود دارد. کشورهای ایران، سودان، آمریکا، اسرائیل، عضو دیوان کیفری بین‌المللی نیستند. یعنی در زمانی که در اجلاس رم اساسنامه این به تصویب می‌رسید، ۱۲۰ کشور امضا کردند. هم ایران، هم اسرائیل و هم آمریکا آن موقع امضا کردند.  ولی بعداً این باید به تصویب پارلمان‌های کشورشان می‌رسید که ایران، آمریکا، اسرائیل و سودان چنین کاری نکردند و اینها عضو نیستند و چون عضو نیستند، اصلاً دیوان نمی‌تواند به جرائم اینها رسیدگی کند. این نکته اول است.  نکته دوم این است که این تبصره‌ای دارد که اگر شورای امنیت سازمان ملل متحد پرونده‌ای را به آن دادگاه ارسال کند، دادگاه موظف به رسیدگی است. در مورد سودان همین سیر طی شد. یعنی شورای امنیت در سال ۲۰۰۵ پرونده سودان را به دیوان [کیفری بین‌المللی] ارسال کرد و دیوان سال گذشته یعنی در سال ۲۰۰۸ حکم بازداشت عمر البشیر، رئیس جمهور سودان را صادر کرد. کما اینکه قبلاً هم راجع به یوگسلاوی همین میسر طی شده بود.  لذا مسیری که ما طی می کنیم این است: ما اولاً بیانیه‌ای را که صادر کردیم، از زمان صدور همانطورکه در آنجا گفته شده، یک ماه همه ایرانیان فرصت دارند، این را امضا کنند. هیچ فرقی هم بین امضاکنندگان اولی و بعدی نخواهد بود، چراکه در نهایت یک متن تحویل سازمان ملل می‌شود. آن متن هم امضاکنندگان را به صورت الفبایی ردیف می‌کند.  اما همانطور که گفتم وکلای متخصص امور کیفری این شکایتنامه ما را تنظیم خواهند کرد و همراه با اسناد تحویل کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل خواهد شد تا از آن طریق پرونده ایران در شورای امنیت مطرح شود و می‌خواهیم از آن مکانیسم استفاده کنیم برای اینکه این پرونده را به دیوان بین‌المللی کیفری لاهه تقدیم کنیم.  پس راه قانونی وجود دارد اما اینکه کسی فکر کند که فرآیند دادگاه دیوانعالی کیفری یک چیزی شبیه دادگاه‌های فرمایشی جمهوری اسلامی ایران است، که شب می‌خوابند و صبح افراد را با شکنجه می‌آورند آنجا، بدون اینکه ملاقات با وکیل داشته باشد، بدون اینکه کسی چیزی دیده باشد، حکم صادر کنند، طبعاً باید بدانیم که دادگاه‌های بین‌المللی چنین فرآیندی ندارند و فرآیندشان، تجربه قبلی نشان داد که یک مسیر طولانی در دادگاه‌های بین‌المللی طی می‌شود.   شما فکر می‌کنید که می‌توانید این را برای مدت طولانی از خارج از ایران به پیش ببرید؟   این به هرحال یک کار حقوقی بلند مدت است و ما دائماً این را دنبال خواهیم کرد. به اضافه اینکه همه امضاکنندگان طالب چنین چیزی هستند. فقط چیزی که هست در اساسنامه دیوان گفته شده است که تنها به جرائمی رسیدگی می‌کند که پس از تشکیل دیوان شروع شده باشد. یعنی چون شروع کار دیوان در سال ۲۰۰۲ بوده طبعاً فقط می‌شود به مصادیق جنایت علیه بشری از سال ۲۰۰۲ به بعد اشاره کرد.  حوادث قبل از آن که در ایران اتفاق افتاده و سرکوب‌ها و اعدام‌های گسترده را نمی‌شود به این دادگاه ارائه کرد و دادگاه در مورد هیچ کشوری به موارد قبل از ۲۰۰۲ رسیدگی نمی‌کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ganji_IV_on_letter_to_UNHCR/1795191.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ganji_IV_on_letter_to_UNHCR/1795191.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 08 Aug 2009 13:13:43 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/02F5E446-1CD6-4388-B4FA-003DD7275735_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>داستان‌های فصیح: ترکیبی از مضامین و تم‌های روشنفکرانه</title>
            <description>اسماعيل فصيح، نويسنده محبوب و سرشناس، پنجشنبه ۲۵ تيرماه در سن ۷۵ سالگی در تهران درگذشت. از او آثار بسياری به جای مانده که مقام ويژه‌اش را در ادبيات معاصر فارسی رقم می‌زند. دکتر آذر نفيسی، استاد ادبيات تطبيقی در دانشگاه جان هاپکينز آمريکا، که از منتقدان آثار فصیح بود، در گفت‌وگو با رادیو فردا در مورد جایگاه فصیح در ادبیات معاصر ایران می‌گوید.       اسماعیل فصیح؛ نویسند و مترجم ایرانی  اسماعيل فصيح، نويسنده محبوب و سرشناس، پنجشنبه ۲۵ تيرماه در سن ۷۵ سالگی در تهران درگذشت. از او آثار بسياری به جای مانده که مقام ويژه‌اش را در ادبيات معاصر فارسی رقم می‌زند.  دکتر آذر نفيسی، استاد ادبيات تطبيقی در دانشگاه جان هاپکينز آمريکا، نقدی بر رمان پر فروش &#171;ثريا در اغما&#187; که در سال ۱۳۶۳ يعنی شش سال پس از انقلاب منتشر شد، نوشته بود.  راديو فردا در ارتباط با آثار اسماعيل فصيح با دکتر آذر نفيسی گفت‌وگو کرده است:   راديو فردا: خانم نفيسی، درباره اسماعيل فصيح و جايگاه او در ادبيات معاصر ايران توضيح دهيد.    آذر نفيسی:  آقای فصيح جايگاه خاصی در ادبيات ايران داشت. او هم با ادبيات معاصر ايران و هم با ادبيات معاصر دنيا بسيار آشنا بود. آقای فصيح فوق ليسانس خود را در رشته ادبيات از يکی از دانشگاه‌های آمريکا اخذ کرد و ارادت ويژه‌ای به نوشته‌های نويسنده مشهور آمريکايی يعنی ارنست همينگوی داشت و بسياری از آثار نويسنده‌های معاصر آمريکايی را هم به فارسی ترجمه کرد.  اسماعيل فصيح از طرفی سعی کرد آن سبک نوشتن را وارد داستان‌های خود کند. داستان‌های او ترکيبی بودند از برخی مضامين و تم‌های روشنفکرانه، مثلاً در کتاب &#171;ثريا در اغما&#187; ثريا نمادی بود از ايرانی که در حال اغما و در حال فروپاشی است. در&#160; همين رمان و برخی رمان‌های اسماعيل فصيح شخصيت‌های گوشه‌گير و منزوی نقش مهمی بازی می‌کردند.  از طرف ديگر نوع شخصيت‌سازی و طرح داستان‌های فصيح طوری بود که بيشتر به طرف داستان‌های مردمی سوق داشت. داستان‌های فصيح ترکيبی از اين دو نوع نوشتن بودند.   خانم نفيسی، شخصيت آقای فصيح تا حدی در داستان‌هايش بروز می‌کند. همان طور که اشاره کرديد او گوشه‌گير بود و زياد در مسايل روز دخالت نداشت.   من فکر می‌کنم يکی از جنبه‌های جالب شخصيت فصيح به عنوان يک نويسنده، گوشه‌گيری و برکناری او از جنجال‌های ادبی، روشنفکری و سياسی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ و حتی ۶۰ بود.  او از اين لحاظ مقام ويژه‌ای در ادبيات ايران دارد و کمتر نويسنده محبوبی را می‌شناسيم که اين طور خودش را منزوی کند و درعين حال از طريق آثارش با جامعه ارتباط برقرار کند. در حقيقت تنها اثر است که باقی می‌ماند و فکر می‌کنم اسماعيل فصيح روش عاقلانه‌ای را در پيش گرفت .   شما يکی از منقدان آثار اسماعيل فصيح بوديد و &#171;ثريا در اغما&#187; را برای اولين بار نقد کرديد. بعضی اوقات اين تصور پيش می‌آيد که نقد آثار فرد به معنای نفی او است، درحالی که نقد ادبی خلاف اين موضوع است. دراين باره بيشتر توضيح دهيد.   اين مطلب کاملاً درست است. نقد به معنای ايجاد گفت‌وگو با اثر است و هر گاه شما با اثری وارد گفت‌وگو می‌شويد، به اين معنی است که ارزش آن را می‌دانيد وگرنه چرا بايد وقت خود را صرف نوشتن و فکر کردن درباره اثری کنيد که آن را بی‌ارزش می‌دانيد.  به نظر من نوشتن نقد، ارج گذاشتن به اثری است که با آن وارد گفت‌وگو می‌شويد. من به رمان ثريا در اغما انتقاد داشتم، ولی اين مسئله باعث نمی شود جايگاه اسماعيل فصيح را در ادبيات معاصر ايران نفی کنم، به خصوص کشش فصيح را به نوشتن قصه و ايجاد طرح و کوشش در جهت به وجود آوردن يک زبان ادبی واقع‌گرايانه.  نقد من از رمان &#171;ثريا دراغما&#187; نبايد باعث نفی نقش اسماعيل فصيح و آثار او در ادبيات معاصر ايران باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Azar_Nafisi_IV_about_Ismaeil_Fasih/1780769.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Azar_Nafisi_IV_about_Ismaeil_Fasih/1780769.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Jul 2009 13:00:28 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D6ACB423-47E1-49C5-A0AD-E87EC316D913_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خوانساری:‌ هاشمی در پی از بین بردن شکافی بود که نظام را دو شقه کرد</title>
            <description>اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و سرشناس‌ترین چهره‌های حلقه سنتی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، با استقبال بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب مواجه شده است. شماری از تحلیلگران اما در این میان نظری مخالف دارند. مهرداد خوانساری تحلیلگر سیاسی در لندن، در گفت‌وگو با رادیو فردا، از دلایل مخالفت خود با نظر اکثریت می‌گوید.اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و سرشناس‌ترین چهره‌های حلقه سنتی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، با استقبال بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب مواجه شده است.  این افراد سخنان آقای رفسنجانی را در حمایت از جنبش اصلاحات ایران برآورد می‌کنند؛ شماری از تحلیلگران اما در این میان نظری مخالف نظر این افراد دارند.  مهرداد خوانساری تحلیلگر سیاسی در لندن، در گفت‌وگو با رادیو فردا، از دلایل مخالفت خود با نظر اکثریت می‌گوید:   مهرداد خوانساری:  تعبير من از اظهارات آقای هاشمی اين است که ايشان به طرز ماهرانه‌ای سعی کرد به بيان چند مطلب بپردازد. آقای هاشمی در رأس سخنان خود به حس بی‌اعتمادی مردم نسبت به آن چه در روند انتخابات گذشت، اشاره کرد. گفتار او تلاشی بود برای اين که شکاف عظيمی را که حتی می‌توان گفت نظام را دو شقه کرده است، از بين ببرد و زمينه‌ای فراهم کند که نظام بتواند متحد باشد و قوی باقی بماند.  آقای هاشمی با اين که به يک سری نکات اشاره کرد، به اصل موضوعی که باعث ايجاد اين شکاف و بحران شده به طور مستقيم اشاره نکرد و اينکه آيا نتايج انتخابات بايد سر جای خود باقی بماند يا نه. او در پيشنهاداتی که ارائه داد، مردم را تشويق کرد که بايد اقدامات خود را در چهارچوب قانون انجام دهند و قانون را به رغم تمام نارسايی‌هايی که دارد، بپذيرند.  بيان اين صحبت‌ها در حضور آقای موسوی و آقای کروبی به اين معنا است که نتيجه انتخابات بايد سر جای خود باقی بماند و حرف ولی فقيه که در اصل قانون را ديکته می‌کند به جای خود باقی است. به نظر من اين مسئله، همان کليد تفاوت فاحشی است که بين جو درون دانشگاه با جوی که بيرون دانشگاه حاکم بود، وجود دارد.    از ۲۲ خرداد تا به امروز آقای موسوی و آقای کروبی روی حرف خود پافشاری می‌کنند که اين انتخابات باطل است. اگر منظور آقای هاشمی اين بود که انتخابات را تأييد کند، باعث نمی‌شود که جنبش سبز خود را از آقای هاشمی جدا کند؟   ما بايد ببينيم قدم‌های بعدی از سوی آقای موسوی و آقای کروبی چه خواهد بود. تاکنون که آنها هيچ حرفی نزده‌اند. اگر به همين روال پيش برويم، به اين معنا است که آقايان به نوعی با روح کلام آقای هاشمی موافقت دارند و آقای هاشمی موفق شده&#160; در اين ماجرا نقشی برای خود بيافريند و به عنوان ميانجی اين افراد را که از يک سری خط قرمزها رد شده بودند، برگرداند و اين شکاف‌ها را پوشش دهد.   آقای خونساری، خيلی‌ها معتقد هستند وقتی از خط قرمزها عبور شد، راه برگشتی وجود ندارد.   بايد گفت مهارت آقای هاشمی در اين است که بگويد اين افراد ضد انقلاب و ضد نظام نبودند و روی احساسات و شک و شبهه به وجود آمده در جامعه مواضعی اتخاذ کردند.  امروز اگر آقايان موسوی و کروبی روی مواضع قبلی خود پافشاری نکنند و در چهارچوب قانون قدم بگذارند، زمينه ای است برای اين که به آغوش نظام بازگردند. اما اگر آقای موسوی و آقای کروبی بگويند که همچنان نتيجه انتخابات را قبول ندارند و از مردم حمايت کنند، آن وقت مأموريت آقای هاشمی با شکست مواجه می شود.   با توجه به شرايط موجود، آيا آقای هاشمی حاضر است خطر کند و در کنار مردم نايستد؟   من معتقد هستم آقای هاشمی وارد يک سلسله مذاکرات و معاملات سياسی شده، تا در درجه اول موقعيت خودش و خانواده اش را در چهارچوب نظام حفظ کند و نگذارد تهديدهای جناح مصباح يزدی و محمود احمدی نژاد عليه او پا بگيرد.  البته هيچ کدام از اين مسايل دليل بر اين نيست که آقای هاشمی قلبا با اين شيوه موافق باشد يا آقايان موسوی و کروبی معتقد باشند اين راه بهترين راه حل است، ولی در شرايط فعلی به خاطر حفظ خودشان و حفظ نظام چاره‌ای ندارند.   يعنی ما بايد فعلاً صبر کنيم تا ببينيم نتيجه کار چه می شود؟   بله، آقای هاشمی به رغم تمام مهارتی که به خرج داد تا مسايل را به عناوين مختلف مطرح کند، اما عليه حرف نهايی ولی فقيه هيچ سخنی به ميان نياورد. صحبت او عليه مصباح يزدی و افرادی مانند احمدی نژاد بود که مي‌خواهند جمهوريت را از حکومت اسلامی جدا کنند، اما عليه ولی فقيه نبود و در اصل ضمن ايراد گرفتن به شرايط، نتيجه نهايی را که تمام اختلافات بر سر آن است، پذيرفته است.  حال آقای موسوی و آقای کروبی يا با اين نظر همراهی می‌کنند که سکوت آنها در اصل می تواند علامت همين رضايت تلقی شود و يا به طور علنی موضع خود را دوباره مطرح می‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Khonsari_IV_on_Hashemi_Friday_Pray/1780430.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Khonsari_IV_on_Hashemi_Friday_Pray/1780430.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Jul 2009 18:32:09 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C6FB98F4-44B2-43DF-B00F-51775D0E6AC7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آذر نفیسی: مردم ایران از ابتدا مترقی‌تر از نظام بودند</title>
            <description>جامعه جهانی تحولات سه هفته اخیر ایران را با دقت و علاقه نظاره کرد و ایرانی‌هایی را که در زمینه‌های مختلف در خارج از مرزهای کشورشان با مسایل ایران سر و کار دارند، برای اظهار نظر واطلاع‌رسانی به رسانه‌ها دعوت کرد. دکتر آذر نفیسی نویسنده کتاب‌هایی چون &#171;لولیتا خوانی&#187; و &#171;ناگفتنی‌های من&#187; یکی از چهره‌هایی است که به کرات در رسانه‌های انگلیسی زبان حضور یافت. رادیو فردا در گفت‌وگو با خانم نفیسی، از ارزیابی‌اش در زمینه تحولات اخیر ایران پرسیده است.جامعه جهانی تحولات سه هفته اخیر ایران را با دقت و علاقه نظاره کرد و ایرانی‌هایی را که در زمینه‌های مختلف در خارج از مرزهای کشورشان با مسایل ایران سر و کار دارند، برای اظهار نظر و اطلاع‌رسانی به رسانه‌ها دعوت کرد.  دکتر آذر نفیسی نویسنده کتاب‌هایی چون &#171;لولیتا خوانی در تهران&#187; و &#171;ناگفتنی‌های من&#187; یکی از چهره‌هایی است که به کرات در رسانه‌های انگلیسی زبان حضور یافت.  رادیو فردا در گفت‌وگو با خانم نفیسی، از ارزیابی‌ وی در باره تحولات اخیر ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری پرسیده است.   رادیو فردا: خانم دکتر نفیسی، در چند روز گذشته در متن دو اطلاعیه‌ای که آقای موسوی و آقای خاتمی صادر کردند این دولت را غیرقانونی خواندند. پیش از آن و در طول این دو هفته که اتفاقات اخیر رخ داد واهمه بر این بود که به هر حال این افراد در شرایطی قرار بگیرند که مردم را نادیده گرفته و از راه سازش با دولت فعلی درآیند. اما برخلاف تصور این افراد کماکان خواهان رسیدگی به مطالبات مردم و تجدید نظر در آرا شدند. شما فکر می‌کنید ابعاد این اختلافی که امروز در بدنه سیاسی ایران به وجود آمده و شکافی که ایجاد شده است به چه نتایجی منجر خواهد شد؟    آذر نفیسی:  من فکر می‌کنم ابعاد این شکاف بسیار وسیع است. اگر به ابتدای انقلاب برگردیم به این نتیجه می‌رسیم که در همان زمان هم بر سر این که نظام چگونه نظامی باشد، اختلاف نظر وجود داشت و هر بار که این نظام به بن‌بستی می‌خورد و مسائل حادی که سعی در سرکوب آن بود َآشکار می‌شد این شکاف بین کسانی که در درون نظام بودند وسیع‌تر می‌شد. تا زمانی که به انتخابات زمان آقای خاتمی رسیدیم و مردم با چنان شور و شوقی که شاهدش بودید در انتخابات شرکت کردند.  اما چیزی نگذشت که این جنبش در اذهان عمومی به شکست منتهی شد. اما اختلافاتی که در درون نظام وجود داشت و شکست‌های پیاپی نظام برای اینکه به آمال و آرزوهای مردم پاسخ دهد از یک سو و نارضایتی جامعه مدنی ایران از سوی دیگر باعث زنده نگه داشتن این جنبش بود.  مردم ایران از همان ابتدا مترقی‌تر از نظام بودند و خواسته‌هایی که نه تنها در ارتباط با آزادی‌های سیاسی بلکه در حوزه آزادی‌های فردی و فرهنگی خواهان آن بودند از قوانین حاکم بر حکومت جلوتر بود و هر بار که این نارضایتی‌ها زمینه آشکار شدن پیدا می‌کرد افراد بیشتری حتی از درون خود نظام به این جنبش می‌پیوستند.   ۳۰ سال از تشکیل انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد. اما در این مدت تا کنون تفاوت و جبهه‌بندی‌های آشکاری به شکل امروز دیده نشده است. امروز گروه‌های مختلفی مثل مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و احزابی چون حزب اعتماد ملی و مشارکت و همچنین افراد مهم این نظام، در کنار مردم معترض ایستاده‌اند و این بعد قضیه تا به حال بی‌سابقه بوده است. اگر چه همان طور که می‌فرمایید این شکاف از آغاز وجود داشته است ولی آیا فکر می‌کنید نمود یافتنش در این سطحی که امروز شاهد آن هستیم نشان‌دهنده یک تحول جدید باشد؟   می‌دانید. هیچ وقت در این سطح امروز، جنبش ایران وجود نداشته است. افرادی که امروز به جنبش آزادیخواهی ایران پیوسته‌اند چهار سال پیش هرگز این کار را نمی‌کردند. اما مسئله اینجاست که هر جنبشی که جوهره و پایه دارد هر بار که زمینه ظهور پیدا می‌کند خودش را نشان داده و ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. چیزی که واضح است این است که هیچ گاه در طول این ۳۰ سال این جنبش به این حد از شکوفایی نرسیده بود ولی دلیل این وسعت و عمق را باید در وقایع گذشته دنبال کرد.  هر بار که این جنبش رو آمده بخشی از هیئت حاکمه نیز به مردم پیوسته‌اند. در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی کسانی مثل اکبر گنجی، عمادالدین باقی و هیئت تحریریه روزنامه سلام و نشریه کیان یا کسی مثل خانم شهلا شرکت بودند که زمانی طرفدار انقلاب بودند، اما بعد از آقای خاتمی بسیاری از این افراد به زندان رفته یا تبعید و شکنجه شدند و هر بار تکه بیشتری از پیکره نظام شکسته شد و به سمت مردم رو آورد. اما نارضایتی در زمان آقای احمدی‌نژاد به اوج خود رسید.  بعد از شکست جنبش در زمان آقای خاتمی، امید به تغییر اساسی به کلی از دست رفت و از سوی دیگر خشونتی که آقای احمدی‌نژاد در بیان و عمل خود نشان داد باعث شد که امیدواری مردم به کلی زایل شود.    یکی از واهمه‌های کسانی که در درون نظام جمهوری اسلامی از ابتدا حضور داشتند نسبت به طرح نظرات مردم، این بود که مردم در نهایت آنان را هم بخشی از کل نظام تلقی می‌کنند. برای همین هم همیشه این تردید وجود داشت که مردم آنها را راهگشای یک تغییر بدانند و تصور بر این بود که وقتی این تغییر ابعاد وسیع‌تری به خود بگیرد این افراد از حمایت مردم کناره می‌گیرند. همواره گفته می‌شد علت اینکه صدای جنبش مردم ایران به بیرون درز نمی کند و هر بار در درون به مصالحه می انجامد این واهمه بوده است. شما فکر می‌کنید الان کسانی که دارند حرف دل مردم را می‌زنند این واهمه‌ها را کنار گذاشته‌اند؟   من فکر می‌کنم این واهمه‌ها اکنون هم به انواع و اقسام مختلف وجود دارد. یک واهمه‌ای که در زمان آقای خاتمی وجود داشت این بود که اگر به مردم اجازه بدهیم که به بخشی از خواسته‌هایشان دست یابند مسلماً درخواست آنان به همان جا ختم نخواهد شد و روز به روز خواهان درخواست‌های بیشتری از نظام هستند. تا جایی که می‌توانند کل نظام را به چالش بکشانند.  اما علیرغم همه اینها من فکر می‌کنم جامعه مدنی در ایران تا به حال از خودش تدبیر نشان داده است. مردم نشان داده‌اند که با خشونت و یا با نفی مداوم، هیچ کس به جایی نمی‌رسد. مسلم است که آقای موسوی و کسانی که باعث و بانی این مشکلات بوده‌اند هم باید زمانی پاسخگو باشند.  البته توجه به این معنا که هر کسی می‌تواند تغییر یابد و باید در ارتباط با مشکلاتی که به وجود آورده است خودش را مسئول بداند. جامعه می‌تواند از طرق دموکراتیک با این مسائل و مشکلات و گناهان گذشته افراد برخورد کند. در این مورد کشورهایی مثل آفریقای جنوبی برای ما حکم مثال را دارند.   فکر می‌کنید جامعه مدنی در ایران به این سطح از بلوغ رسیده است که بتواند با کسانی که مخالفان سیاسی خودش هستند اما در راه دستیابی به دموکراسی با آنها همسو و هم جهت هستند قراردادی ببندد؟   من فکر می‌کنم جنبش مدنی در ایران با هر حرکتی که از خودش بروز داده است حتی وقتی که آن حرکت به سنگ خورده و به ظاهر به شکست انجامیده است باز هم به نوعی بلوغ سیاسی نزدیک شده است. خصوصاً بر این باورم که زنان در این بلوغ و آگاهی پیشرو هستند.   وقتی تشکیلات فعال زنان از بین رفت برای مدتی به نظر می‌رسید که جنبش زنان هم نابود شده است. اما این زنان ایران کسانی مانند مهرانگیز کار، شیرین عبادی و شهلا لاهیجی در درون خودشان پرورانده بودند که سعی می‌کردند با انتقاد از قوانین موجود مردم را به آگاهی برسانند.  ما شاهد کسانی بودیم مثل خانم سیمین بهبهانی که از ابتدا صدای جنبش زنان ایران بود و بعد می‌بینیم کسانی چون نوشین احمدی و سایر زنانی که در حوزه کمپین یک میلیون امضا برای اصلاح قوانین سر برآوردند و شاهد بودیم که این افراد چگونه قدم به قدم سعی کردند مردم را آگاه کنند و هم اینکه خودشان را با شرایط موجود تطبیق دهند. به همین جهت است که من همیشه به جامعه مدنی در ایران امید دارم و فکر می‌کنم از آنجاست که هر گونه تغییر اساسی ایجاد خواهد شد.   در گفته‌هایتان اشاره کردید به اینکه کسانی مثل آقای میرحسین موسوی که امروز در طیف اصلاحات هستند در ابتدای امر همراه با سیاست‌های جمهوری اسلامی بوده‌اند و بایستی زمانی برای رفتارشان پاسخگو باشند. از آنهایی که در رأس قدرت بوده‌اند بگذریم. آنهایی که در قدرت نبوده‌اند چطور؟ اپوزیسیون ایران، اگر چه اپوزیسیون رسمی نمی‌توانست وجود داشته باشد، فکر می‌کنید آنها هم باید به تساوی، پاسخگوی گذشته خودشان باشند؟   حتماً. حداقل من خودم در نوشته‌هایم سعی کرده‌ام به سهم خودم در ارتباط با اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده‌ام بپردازم. این فقط به خاطر این نیست که ما می‌خواهیم گناه را تقسیم کنیم یا گناه را به گردن دیگری بیندازیم. مسئله این است که ما تا نفهمیم در گذشته چه کارهای درست و نادرستی انجام داده‌ایم و ارزیابی از عملکردمان نداشته باشیم راه آینده به رویمان بسته خواهد بود.  من فکر می‌کنم اپوزیسیون در ایران چه کسانی که خارج از نظام بوده‌اند و چه کسانی که الان از درون نظام سربرآورده اما از آن فاصله می‌گیرند باید با گذشته خود برخورد کنند و در عین حال این برخورد با گذشته باید به شکل بحث مداوم در جامعه مطرح شود نه اینکه یکی بیاید آن بالا و به گناه اعتراف کند. آنچه مهم است ریشه‌یابی این اشتباهات است.  فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین درس‌های انقلاب به ما این بود که آسان است بیان کنیم چرا نمی‌خواهیم؛ اما مشکل اینجاست که نمی‌توانیم بگوییم چرا می‌خواهیم و آنچه را می‌خواهیم با شیوه درست به دست آوریم.   مسئله امروز ما فقط تغییر نظام نیست، تغییر ذهنیت‌هاست و در این مسئله اپوزیسیون نقش زیادی داشته و باید امروز با خودش تسویه حساب کند تا راه آینده را بیابد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Azar_Nafisi_Iranian_Movement/1770173.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Azar_Nafisi_Iranian_Movement/1770173.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 06 Jul 2009 13:13:52 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D6ACB423-47E1-49C5-A0AD-E87EC316D913_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزیر خارجه اسبق بریتانیا: کسی دیگر گول این حرف‌ها را نمی‌خورد</title>
            <description>سرنوشت چند تن از کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا در ایران که هفته پیش دستگیر شدند، هنوز روشن نیست. سر ملکم ریفکیند یکی از وزرای خارجه اسبق بریتانیا در گفت‌وگو با رادیو فردا به بررسی پیامدهای چنین اقدامی از سوی دولت ایران می‌پردازد.ایران هفته گذشته ۹ کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران را به اتهام دست داشتن در ناآرامی‌های اخیر تهران بازداشت کرد. اتهامی که هنوز شواهدی برای اثبات آن ارائه نشده است.  در این میان در روزهای گذشته برخی از این افراد آزاد شده‌اند اما سرنوشت چند تن از آنان هنوز روشن نیست.  سر ملکم ریفکیند یکی از وزرای خارجه اسبق بریتانیا در گفت‌وگو با رادیو فردا به تشریح پیامدهای چنین اقدامی از سوی دولت ایران می‌پردازد.   رادیو فردا: آقای ریفکیند، شما در زمان نخست‌وزیری جان میچر، وزیر امور خارجه بریتانیا بودید. فکر می‌کنید دستگیری کارمندان سفارتخانه کشورتان چه تأثیری بر رابطه بریتانیا با ایران خواهد گذاشت؟    سر مالکوم ریفکیند:  البته خوشحالیم که برخی از این افراد آزاد شده‌اند. اما در اصل این کار نباید صورت می‌گرفت. اتهاماتی که به این افراد وارد شده است کاملاً ساختگی و به دور از حقیقت محض است.  واضح است که ایران با این کار می‌خواهد وانمود کند که تظاهرات و اعتراضات مردم در تهران و شهرستان‌ها واقعی نیست که&#160; البته همه می‌دانند این یک دروغ است. هدف از این کار وارونه جلوه دادن مسائل و منحرف کردن توجه از اصل مسائل است. منتها فکر نمی‌کنم که کسی دیگر گول این حرف‌ها را بخورد.   علاوه بر مردم، رهبران معتبری هم از درون نظام همچون آقایان موسوی و کروبی و اکنون خاتمی، نتیجه این انتخابات را غیرقابل قبول دانسته‌اند. علاوه بر اینها احزاب مهمی از درون نظام همچون مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و حزب مشارکت و اعتماد ملی هم این انتخابات را رد کرده و به انحای مختلف دولت آقای احمدی‌نژاد را غیر قانونی اعلام خوانده‌اند. فکر می‌کنید تأثیر چنین شکاف عظیمی در درون دستگاه حاکم بر ایران بر آینده سیاسی این کشور چگونه باشد؟   من فکر می‌کنم که اگرچه تمام جهان با علاقه بسیار مسائل جاری در ایران را دنبال می‌کنند اما تصمیم و اقدام در این مورد با خود مردم ایران است. آنها هستند که باید در این مورد نظر خود را اعلام کنند و برای آینده کشورشان تصمیم بگیرند.  به هیچ وجه درست نیست که ما در این امور دخالت کنیم. اما کاری که می‌توانیم انجام دهیم و بر اساس قوانین بین‌المللی دخالت در امور ایران محسوب نمی‌شود این است که انگشت روی اقداماتی بگذاریم که خلاف موازین حقوق بشر است، خشونت‌هایی که علیه معترضان دارد صورت می‌گیرد.  می توانیم انگشت روی فاجعه کشته شدن مردم، زخمی شدن و شکنجه یا زندان شدن افراد بگذاریم و بگوییم سرکوب خشونت‌آمیز اعتراض‌های مردم ایران، خلاف موازین انسانی جامعه امروزی است.  به علاوه ما باید روش‌های صلح‌آمیز را به مردم ایران توصیه کنیم و به آنها بگوییم از آن طریق است که می‌توانند به خواسته‌های خود دست یابند.   فکر می‌کنید واکنش سایر کشورهای جامعه بین‌المللی به وقایع اخیر ایران چگونه باشد؟   من فکر می‌کنم سایر کشورهای جامعه بین‌الملل نیز همین روشی را که به آن اشاره کردم در پیش می‌گیرند که مبادا تصور شود که در مسائل داخلی ایران دخالتی انجام شده است. ما باید منتظر باشیم و ببینم که در روزها و هفته‌های آینده در ایران چه رخ خواهد داد.  اما بدون تردید می‌توان گفت که وجهه آقای احمدی‌نژاد به شدت صدمه دیده است و او دیگر نمی‌تواند مدعی باشد که از محبوبیت عامه مردم برخوردار است. به طبع این موضوع بر حضور او در جامعه بین‌الملل تأثیر انکارناپذیری خواهد گذاشت.   برخی تحلیلگران معتقدند با توجه به برنامه‌های هسته‌ای ایران و موقعیت استراتژیک و همچنین به خاطر مردم ایران، منزوی کردن دولت این کشور کار درستی نیست. نظر شما چیست؟    من فکر نمی‌کنم کسی خواهان منزوی کردن ایران باشد. اما اگر ایران خلاف تعهدات بین‌المللی خود عمل کند آن وقت جامعه بین‌المللی از جمله سازمان ملل مجبور خواهد شد که به نوعی پاسخ دهد. البته چنین وضعیتی به هیچوجه مطلوب نخواهد بود و مردم ایران نیز خواهان آن نیستند. اما بر عهده آنان است تا به دولت خودشان فشار آورند تا به تعهداتشان عمل کند.    فکر می‌کنید اگر اتهاماتی که علیه عوامل خارجی از جمله بریتانیا مطرح می‌شود باعث قطع شدن رابطه ایران با جامعه جهانی شود، ممکن است برای آقای احمدی‌نژاد و حامیان او هم تا اندازه‌ای مطلوب باشد؟   همین طور است که می‌گویید. در ایران گروه‌هایی هستند که آقای احمدی‌نژاد هم جزو آنهاست و مایلند رابطه ایران با غرب قطع شود. می‌خواهند دشمن خارجی را بهانه کنند تا روش کنونی را ادامه دهند. اما باز هم می‌گویم این بر عهده مردم ایران است که از حق خود به عنوان انتخاب دولت مورد نظرشان دست برندارند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Britania_Sir_Malcom_Rifkind_/1768904.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Britania_Sir_Malcom_Rifkind_/1768904.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 03 Jul 2009 20:36:59 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/31032E61-DA35-4DCB-A607-A40E8DFFB65F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تلاش برای لغو صدور حکم اعدام برای مجرمان زیر ۱۸سال</title>
            <description>اعدام دل آرا دارابی و خطر اعدام دو تن دیگر از جوانان در ایران طی هفته‌های گذشته موج اعتراض‌ها را نسبت به اعدام افرادی که در هنگام ارتکاب جنایت به سن قانونی نرسیده‌اند بار دیگر تشدید کرد. اعدام دل آرا دارابی  و خطر اعدام دو تن دیگر از جوانان در ایران طی هفته‌های گذشته موج اعتراض‌ها را نسبت به اعدام افرادی که در هنگام ارتکاب جنایت به سن قانونی نرسیده‌اند بار دیگر تشدید کرد. پس از اعدام دل آرا دارابی، با  فراخوان سازمان عفو بین‌الملل ، عده‌ای از اعضا این سازمان در برابر سفارت ایران در لندن تجمع کردند و با حمل گل سفید ، به اعدام دل آرا دارابی و دیگر اعدام‌ها اعتراض کردند.  خانم آیرین خان، رئیس کل سازمان عفو بین‌الملل نیز که در این تجمع شرکت کرده بود در گفت‌و‌گویی با رادیو فردا&#160;درباره اعدام دل آرا دارابی اظهار تاسف کرد.&#160;&#160;   او گفت: &#171;ما با جمع شدن در اینجا می‌خواهیم به دولت ایران بگوییم که اعدام نوجوانان کار درستی نیست. این کار از نظر اخلاقی غلط است و قوانینی که اجازه این کار را می‌دهند بایستی تغییر کنند. من شخصا به مقامات ایران نامه نوشته‌ام و تقاضای تغییر و اصلاح قوانین و تطبیق این قوانین با قانون‌های بین المللی راکرده‌ام . ایران پیمان بین‌المللی خودداری از اعدام نوجوانان را امضا کرده و باید به آن متعهد بماند&#187;.  سرچشمه فلسفه مخالفت با مجازات اعدام از مخالفت و مبارزه با خشونت بر می‌خیزد. فلسفه‌ای که خاص جوامع غربی نیست. بلکه ریشه آن در فرهنگ و سنت ایرانی از هزاران سال پیش اگر چه به موازات فرهنگ توسل به خشونت وجود داشته و به اشکال مختلف در ادبیات فارسی زبان عنوان شده است. &#160; حسین باقرزاده، یکی از مبارزان و فعالان حقوق بشر و از پیشگامان مبارزه با مجازات اعدام درباره علل مخالفت خود با این مجازات خشن به رادیو فردا می‌گوید: &#171;ایران از امضاءکنندگان کنوانسیون بین‌المللی لغو مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸سال و کنوانسیون حقوق کودک و همچنین کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی است که صریحا مجازات کسانی را که زیر ۱۸ سالگی مرتکب جرم می‌شوند منع کرده است.  اما در دادگاه‌های ایران این افراد در شرایطی محاکمه می‌شوند که شرایط اولیه محاکمه عادلانه در آنجا رعایت نمی‌شود. معلوم و مشخص نیست که این افراد تا چه حد در دفاع از خودشان آزاد بوده اند؟ خانم دل آرا دارابی گفته است که&#160; اول اعتراف کرده&#160;زیرا تصورش این بود که با این کار دوست&#160;پسرش را از مجازات مرگ نجات می‌دهد و برای خودش هم حکم اعدام صادر نخواهد شد.&#160;&#160;اما وقتی دل آرا دارابی برخلاف تصورش محکوم به اعدام شد، اعتراف خود را پس گرفت.&#160; البته دلایل دیگری هم به ارائه شد زیرا ظاهرا ایشان چپ دست بوده اند و نوع ضرباتی که وارد شده به ضربات یک قاتل چپ دست نمی‌خورد.&#187;  حسین باقرزاده: &#171;بنابر این دلایل مختلفی وجود داشت که دل آرا نباید اعدام می شد. اما متاسفانه اعدام شد. فکر می کنم دلیل اعدام ایشان، شرایط و اوضاع سیاسی در ایران است. چون اخیرا&#160; مهدی کروبی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، لغو قانون اعدام کودکان زیر ۱۸ سال را خواستار شده است و جناح دیگر که در برابرش قرار گرفته برای نشان دادن قدرت خودش دست به این کار زده است. در این میان خانم دل آرا قربانی این اختلاف و درگیری سیاسی شدند.&#187;  بنیاد دکتر عبدالرحمان برومند، سازمان مدافع حقوق بشر است که کارش مستند کردن اعدام‌ها است. آن‌ها نیز با سازمان عفو بین‌الملل هم‌صدا شده به اعدام نوجوانان و به خصوص اعدام دل آرا دارابی اعتراض کردند.  لادن برومند در این باره به رادیو فردا می‌گوید: &#171;به طور کلی از آنجایی که کودکان مسئولیتشان کم‌تر است -بخاطر اینکه به بلوغ عقلی نرسیده‌اند- به همان نسبت هم مجازاتشان باید کمتر باشد. اما اعدام اشد مجازات‌ها است و اصلا با جرمی که یک کودک مرتکب می‌شود تناسب ندارد . به همین دلیل ما شدیدا با آن مخالفیم. اما چون سازمان ما سازمانی نیست که مستقیما در مورد کوشش برای بازداشتن دولت ایران از اجرای احکام قضایی فعالیت کند از سازمان‌های دیگری که این کار را می‌کنند حمایت می‌کنیم و امکاناتمان را در اختیار آنان قرار می‌دهیم.&#187;  تلاش سازمان عفو بین‌الملل برای جلوگیری از اعدام دل آرا دارابی، راه به جایی نبرد. اما دروئری دایک، مسئول حقوق بشر در خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان عفو بین الملل به رادیو فردا می‌گوید که این شکست آن‌ها را از پیکار خود منصرف نخواهد کرد.&#160;  آقای دایک می افزاید:&#160;&#171;متاسفانه ما باید بدانیم که تلاش خوب بشر دوستانه در هر کشوری مسئله سختی است و بعضا پرونده‌هایی که راجع به آن تلاش می کنیم به نتایج خوبی نمی رسد. برای ما غم انگیز است اما بالاخره نباید امید خودمان را گم کنیم . مطمئن هستم که فردای وضعیت حقوق بشر در ایران روشن‌تر خواهد بود و در ایران نه تنها مدافعان حقوق بشر – که زیاد هم هستند- حتی در داخل سیستم قوه قضاییه نیز کسانی هستند که سعی می‌کنند وضعیت را بهبود ببخشند. اما آنها هم همیشه در همه پرونده‌ها موفق نیستند.&#187;  نازنین افشین جم&#160;(دخر شایسته&#160;پیشین ایرانی&#160;تبار کانادا)&#160;یکی دیگر از ایرانیانی است که به طور اخص بنیادی برای مبارزه با اعدام کودکان تاسیس کرده است؛ بنیاد &#171;کودکان را اعدام نکنید&#187;. او سه سال برای جلوگیری از اعدام دل آرا تلاش کرد.&#160;&#160;او به رادیو فردا می‌گوید در این مورد موفق نشد؛ اما با مبارزه خود نام دل آرا دارابی را زنده نگه خواهد داشت.&#160;&#160;&#160;   خانم افشین جم می‌افزاید: &#171;من به خانواده دل آرا قول داده‌ام که هر کاری می‌توانم در حیطه سازمانمان انجام بدهم که دیگر جوان‌ها مانند دل آرا اعدام نشوند. قرار است سازمان ما در ماه آینده در پارلمان انگلیس یک کتابچه در این مورد منتشر کند. و از این کتابچه به تمام نمایندگان پارلمان اروپا و کانادا و امریکا نیز رسانده می‌شود تا بدانند که واقعا در ایران چه می‌گذرد؟ الان قریب به ۱۴۰ جوان ایرانی هستند که زیر خطر اعدام قرار دارند. امسال دو جوان اعدام شدند. سال گذشته هشت نفر اعدام شدند و سال پیش از آن هفت نفر، و همین طور سال به سال اوضاع بدتر و بدتر می‌شود.&#187;  با وجود همه این‌حرف‌ها به نظر می‌رسد گروه بزرگی از شهروندان خواهان مجازات اعدام برای تمام کسانی هستند که مرتکب قتل شده‌اند.   لادن برومند در این باره می‌گوید: &#171; ما این دغدغه افکار عمومی را درباره مجازات مجرمین کاملا می فهمیم &#187;.&#160;&#160;   در ادامه او می افزاید: &#171;یک دلیل که ما با مجازات اعدام مخالفیم این است که انسان به طور کلی جایز الخطاست . هیچ قاضی نمی‌تواند معصوم و مبرا از خطا و اشتباه باشد. احتمال اشتباه در صدور یک حکم و تعیین مجرمیت یک شخص وجود دارد و وقتی یک نفر اعدام شد دیگر راه بازگشت و جبران وجود ندارد.&#187;&#160;  استدلال&#160;دوم خانم برومند در&#160;مخالفت با صدور حکم اعدام&#160;&#160;این است که &#171;از نظر تنبیه و مجازات یک نفر ، زندان به مراتب بهتر از کشتن اوست . برای اینکه خشونت را از اعمال یک جامعه و حکومت محو کنیم و تاثیر این حذف را در دراز مدت در فرهنگ حذف خشونت شاهد خواهید بود لازم است که مجازات اعدام را لغو کنیم.&#187;&#160;&#160;   حسین باقرزاده درهمین زمینه به کسانی که خواهان مجازات اعدام برای مجرمین هستند اطمینان می‌دهد که مخالفت با مجازات اعدام به معنای مخالفت با مجازات متهم نیست .   او به رادیو فردا می‌گوید: &#171;لغو مجازات اعدام به معنای مخالفت با مجازات متهم نیست . بایستی تاکید کرد تمام کسانی که با اعدام مخالفند در عین حال خواهان این هستند که افراد مرتکب جرم ، مجازات بشوند منتها مجازات انسانی . مجازاتی که امروزه در غالب کشورها مرسوم است. زندان ویا مجازاتی که متناسب با سن مجرم در جهت تعلیم و تربیت و ارشاد او باشد و امکان بازگشت او را به جامعه به عنوان یک انسان تربیت شده فراهم کند.&#187;  ریموند لوین وکیل دعاوی و تاریخدان در لندن به رادیو فردا می‌گوید: &#171;موارد نادری وجود دارد که مراجعه به افکار عمومی نتیجه بهتر را حاصل نمی‌کند و در این مواقع باید نظریه اقلیت کارشناس را در نظر گرفت.&#187;&#160;   آقای لوین سپس به پیش زمینه های&#160;لغو مجازات اعدام در بریتانیا می پردازد: &#171;باید بگویم این از موارد نادری بود که قانون به عوض اینکه به خواست افکار عمومی توجه کند و به خواست اکثریت تنظیم شود از آن پیشی گرفت.&#160; یعنی ۴۰ سال پیش در بریتانیا علیرغم این که ۰ ۸ درصد مردم این کشور با مجازات اعدام موافق بودند مجلس این کشور، قانون لغو مجازات اعدام را تصویب کرد و این از موارد نادری بود که قوه مقننه نظر اکثریت را جایز ندانست.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_execution_Iran_AI/1730768.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_execution_Iran_AI/1730768.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 13 May 2009 14:27:30 +3500</pubDate>
            <category>گزارش ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/95D34EC8-92DC-4CD9-AA22-4B76ED44DFA7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ناگفتنی‌های&#187; آذر نفیسی</title>
            <description>در نزدیکی روزی که به نام روز جهانی کتاب و حق مولف (۲۳ آوریل) نام‌گذاری شده است، کتاب تازه‌ای از آذر نفیسی به نام &#171;ناگفتنی‌های من&#187; پس از انتشار آن در آمریکا در ژانویه سال جاری، در لندن –پایتخت بریتانیا- به بازار آمده است. فرصتی شد تا در لندن به سراغ این نویسنده ایرانی برویم و از او در باره کتاب جدیدش بپرسیم.در نزدیکی روزی که به نام روز جهانی کتاب و حق مولف (۲۳ آوریل) نام‌گذاری شده است، کتاب تازه‌ای از آذر نفیسی به نام &#171;ناگفتنی‌های من&#187; پس از انتشار آن در آمریکا در ژانویه سال جاری، در لندن –پایتخت بریتانیا- به بازار آمده است.   آذر نفیسی نويسنده و استاد ادبيات تطبيقی در دانشگاه جان هاپيکينز آمريکا است. کتاب &#171;لولیتا‌خوانی در تهران&#187; از این نویسنده به بیش از ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شده است.   او جوایز بسیاری را به خاطر این کتاب دریافت کرده است. &#171;لولیتا‌خوانی در تهران&#187;، ۱۱۷ هفته در فهرست &#171;پرفروش‌ترین کتاب [روزنامه آمریکایی] نیویورک تایمز&#187; بود.   مادر آذر نفیسی – که در کتاب تازه‌ این نویسنده، رابطه این دو محور اصلی داستان است-  از نخسیتن زنانی بود که به مجلس شورای ملی راه یافت.  آذر نفیسی همینک برای معرفی تازه‌ترین کتابش در لندن بسر می‌برد.   فرصتی شد تا در لندن به سراغ این نویسنده ایرانی برویم و از او در باره کتاب جدیدش بپرسیم.   آذر نفیسی:  بخش اساسی قصه گویی، ایجاد یک نوع همدلی است و در کنار آن بوجود آوردن امکاناتی است که در زندگی ممکن است نداشته باشیم. خواندن سرگذشت دیگران همیشه کمک می‌کند که ما فکر کنیم سرگذشت ما می‌تواند چیز دیگری باشد.   به تجربه‌های خودم که نگاه می‌کنم، خواندن نوشته‌های ویرجینیا وولف، شعرهای فروغ فرخزاد، یا حتی در بچگی قصه‌هایی که پدرم از شاهنامه می‌گفت، در ارتباط با زن‌های شاهنامه، همیشه دید مرا بسط می‌داد و مرا به دنیای دیگری می‌برد که در آن دنیا امکانات تازه‌ای پیدا می‌کردم.   من نمی‌دانم کتاب من روی زن‌ها چه تاثیری می‌گذارد ولی امیدوارم که این امکان را بدهد که از طریق گفتن قصه‌امان با خودمان مواجه شویم و هم از این طریق با دنیا، از طریق قصه گفتن خودمان، مواجه شویم. از این طریق، هم خودمان را تغییر دهیم و هم دنیا را.   هسته مرکزی کتاب شما همانطورکه گفتید شکافتن رابطه خودتان و مادرتان هست. در مورد متون ادبی، شکافتن یا ساختارزدایی یکی از راه‌های درک مسئله است. فکر می‌کنید شکافتن یک رابطه هم می‌تواند همین نقش را داشته باشد؟   برای من گفتن قصه درک رابطه است. خیلی از روابط را از طریق بازگفتن آن می‌توانم درک کنم. در طول گفتن یک رابطه هم آن‌را می‌شکافید هم مال خود می‌کنید. ارتباط من و مادرم در زندگی من و زندگی خیلی‌ها، یکی از مرکزی‌ترین ارتباطاتی بود که روابط بعدی مرا شکل داد. دیدم را نسبت به خودم شکل داده و شاید پیچیده‌ترین رابطه زندگی من بوده. من همواره این حس را داشتم که چیزی در این ارتباط هم اساسی است و هم ناگفتنی مانده است. تنها طریقی که می‌توانستم به درک این ناگفتنی برسم و آن را مبدل به گفتنی بکنم، از طریق بازگویی این رابطه بود.   احتمالاً خواننده‌ها هم، از طریق بازبینی این رابطه، هم آنرا درک می‌کنند، هم ممکن است به روابطی که خودشان در زندگی خود داشتند بیشتر دسترسی پیدا کنند.    فکر می‌کنید حاصل کار شما چه ابعادی پیدا می‌کند؟    اصولاً نوشتن بر پایه اینست که حقیقت، نه فقط واقعیت، را که پنهان مانده، برملا می‌کنید. این حقیقت فقط درباره دیگران یا درباره دنیا نیست. همواره همراه با افشای چیزی در ارتباط با دنیا داریم، یک مسئله شخصی و فردی و خصوصی را در ارتباط با خود برملا می‌کنیم. این نوعی مواجهه با خود است. به همین دلیل در ابتدای کتاب یادآور شده ام که این کتاب به نوعی، پاسخ به آن سانسور درونی خود من است. مواجهه با آن سانسور درونی بسیار مشکل‌تر از سانسور بیرونی است که در یک جامعه بسته داریم. یکی از راه‌های پیشرفت یک جامعه گفتن ناگفته‌هاست.   من فکر می‌کنم در جامعه ما هم این اشتباه بزرگی است که ما زندگی فردی را ناچیز می‌گیریم. در دوره نوجوانی من دنیا را به نوعی از طریق نگاه فروغ فرخزاد دیدم. شعرهای فرخزاد به نوعی خاطرات شخصی و فردی و درونی یک زن است. انقلابی که او در شعر ما بوجود آورد، تنها در سطح زبان شعری نبود. در سطح ایجاد یک نوع حس جدید در شعر بود. اهمیت سیمین بهبهانی تنها در آن شجاعت بی حدش در ارتباط با مسائل اجتماعی نیست. نوع جسارت بهبهانی اینست که همیشه وفادار مانده است به آن خودی که زن است و حس دارد، عاشق می‌شود و می‌خواهد که تمام این حس‌های خود را نه تنها در خلوت خود بیان کند، بلکه با دیگران شریک شود. اگر ما نتوانیم با دیگران درونی‌ترین احساسمان را شریک شویم، هیچوقت نمی‌توانیم احساس همدلی کنیم.   زمانی که خود را درون تجربه کسی می‌گذارید که فکر می‌کنید شبیه شما نیست، مثلاً یک مرد که شعر فرخزاد را می‌خواند یا سرگذشت یک زن را می‌خواند، همدلی که می‌تواند برایش ایجاد شود، باعث می‌شود که نسبت به تحولات اجتماعی درباره حقوق زنان نرم‌تر شود. یک زن که جرات می‌کند خودش را باز کند و نشان دهد به دنیا که صحبت در مورد خودش یک چیز پیش پا افتاده یا مبتذل نیست، می‌تواند تاثیر بگذارد روی باز شدن بخش عظیمی‌از جامعه. از طریق نوشتن و برملا کردن همیشه این امکانات را در مورد خود و اجتماع بسط می‌دهیم.   در جوامع مردسالار، تنها مردان ضد حقوق زن نیستند. نقش زنان ضد زن گاهی خیلی عمیق‌تر است. مادر شما شاید نمونه یک چنین زنی بوده. فکر می‌کنید بیان این هشداری به زنانی که چنین فکر می‌کنند، هست؟   مادر من زن بسیار باهوش جسوری بود و به فعالیت‌های اجتماعی علاقه داشت. ولی چیزی به جز اجتماع، اوضاع خانوادگی اجتماعی، که می‌توانست به او اجازه ندهد که از یک حدی فراتر رود؛ صرف نظر از آن‌ها، چیزی که باعث شد مادر من  نتوانست پیشرفت کند، این بود که همیشه بصورت یک قربانی به خودش نگاه می‌کرد. گاهی اوقات شما وقتی بصورت قربانی به خود نگاه می‌کنید، به آنهایی که از شما پیشتر می‌روند، نوعی حسادت و بخل پیدا می‌کنید.   مادر من دچار یک تضاد درونی بود. از یک طرف مشوق من بود که زندگی اجتماعی خود را دنبال کنم و من بدون او فکر نمی‌کنم راهی را که انتخاب کردم، به ثمر برسانم. در حقیقت بدون او من این کتاب را نمی‌توانستم بنویسم. از طرف دیگر در عین حال حسادت می‌کرد به آن زنی که من توانستم بشوم و او نتوانست. نکته دیگر در مورد مادرم این است که چون همواره خودش را قربانی می‌دید، یک حالت فلجی بهش دست داده بود. او نمی‌توانست ورای قربانی بودن خود برود. چیزی که ما، در مورد خود فکر می‌کنیم درواقعیت هم می‌تواند اتفاق افتد. ما اسیر تصویری هستیم که از خود داریم. در هر جامعه ای می‌شود تغییر و تحول را بوجود آورد، اگر اعتقاد داشته باشیم که قربانی بودن ما تصمیم گیرنده سرنوشت ما نیست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nafisi_Things_Ive_Been_Silent_About/1614573.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nafisi_Things_Ive_Been_Silent_About/1614573.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Apr 2009 18:10:30 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/80AB447D-9285-4758-B647-A73B10C9A399_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بحران گروه ۲۰، راه‌حل‌های گروه ۲۰</title>
            <description>روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه، دوازدهم و سیزدهم فروردین، روسای کشورهای موسوم به گروه ۲۰ در لندن گرد آمده‌اند تا در باره راه‌های حل بحران اقتصادی فعلی گفت‌وگو کنند. پرفسور مسعود کارشناس، استاد اقتصاد در دانشگاه لندن، در گفت‌وگویی با رادیو فردا  از اهداف نشست گروه ۲۰ می‌گوید.روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه، دوازدهم و سیزدهم فروردین، روسای کشورهای موسوم به گروه ۲۰ در لندن گرد آمده‌اند تا در باره راه‌های حل  بحران اقتصادی فعلی گفت‌وگو کنند.  گردهمایی سران ۲۰ کشور بزرگ دنیا در لندن، یکی از مهم‌ترین تلاش‌های اخیر برای نجات بازارهای جهانی قلمداد می‌شود. تلاش‌هایی که از سال پیش توسط دولت‌ها و مراکز عمده مالی جهان به مرحله اجرا گذاشته شده است.   پرفسور مسعود کارشناس، استاد اقتصاد در دانشگاه لندن،  در گفت‌وگویی با رادیو فردا نخست می‌گوید جلوگیری از وقوع دوباره چنین بحرانی در آینده، چه الزاماتی در پی خواهد داشت.    			 				  &#160;  					          					 از دل گروه هشت، گروه ۲۰ در پایان دهه نود ِ سده گذشته میلادی شکل گرفت. نهاد &#171;اتحادیه اروپا&#187; همراه ۱۹ کشور مستقل اعضای گروه ۲۰ را تشکیل می‌دهند. مسائل اقتصادی محور بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌های گروه را تشکیل می‌دهد. علاوه بر نهاد &#171;اتحادیه اروپا&#187; و چند کشور اروپایی کشورهای آمریکای شمالی، ژاپن و استرالیا به علاوه قدرت‌های بزرگ نوظهور، مانند برزیل، روسیه، هند و چین عضو گروه ۲۰ هستند.  &#160;  			 		جلوگيری از بحران در آينده، مستلزم آن است که کشورها و دولت‌ها به خصوص در بخش بانکی و مالی بتوانند نظارت‌های درستی اعمال کنند.   اين که چنين نظارت‌هايی چگونه بايد باشد، مسئله‌ای است که پاسخ دادن به آن طول خواهد کشيد، ولی مسئله اصلی اين است که اقتصاد جهان در حال سقوط است و بايد جلوی آن را بگيرند يا حداقل سرعت سقوط را کاهش دهند.   برای اين امر، کشورهای صنعتی و بزرگ مانند چين و هند و کشورهايی که اثرات مهمی بر اقتصاد جهان دارند از جمله کشورهای نفتی بايد اقتصاد و عمليات اقتصادی خود را باهم، هماهنگ کنند.   اگر هماهنگی بين کشورها انجام نگيرد، اين خطر وجود دارد که هر کشوری از صنايع خود حمايت کند و در نتيجه تجارت جهانی ساقط شده و بحران شديدتر خواهد شد.  مسئله مهم اين است که کشورهای بزرگ و تاثيرگذار بتوانند  از کنار گذاشتن اقتصاد تجارت آزاد، جلوگيری کنند. برای رسيدن به اين هدف کشورها بايد بتوانند سياست‌های ديگر خود را نيز هماهنگ کنند.   به عنوان مثال اگر آمريکا با دخالت دولت و صرف هزينه‌های هنگفت از سقوط اقتصادی خود جلوگيری کند ولی کشورهای ديگر اين کار را انجام ندهند، اين مسئله به نفع کشورهای ديگر خواهد بود، چون آنها می‌توانند از بازار آمريکا استفاده کنند؛ به عنوان مثال آلمان صادرات خود را به آمريکا ادامه خواهد داد و اين مسئله به ضرر آمريکا است. در نتيجه هماهنگی در تنظيم سياست های انبساطی بسيار مهم خواهد بود.   آيا کشورهايی مانند هند و چين نيز از نظر اقتصادی در چنين رقابتی با جهان غرب قرار دارند؟   بله، کشورهای چين و هند هم همين وضعيت را دارند، چون صادرات عمده هر دو کشور به کشورهای اروپايی و آمريکا است.   رشد اقتصادی چين سال گذشته ۱۲ درصد بوده و اکنون حدود هفت درصد است و ممکن است از اين هم پايين تر بيايد و به حدود پنج يا شش درصد برسد.  برای کشوری مثل چين اين درصد رشد بسيار کم است، چون جمعيت عظيمی از روستاها به شهرها به جست و جوی کار سرازير می‌شوند و اکنون بيکاری در چين غوغا می‌کند. البته کشورهای چين و هند، به خصوص چين، سياست‌های انبساطی را در داخل کشور خود دنبال می‌کنند.   در مورد سياست های انبساطی بيشتر توضيح دهيد.    سياست انبساطی اين است که دولت در مناطق مختلف به صورت زيربنايی، سرمايه‌گذاری می‌کند و اين سرمايه‌گذاری‌ها تقاضا را بالا نگه می‌دارد. اين مسئله اکنون در آمريکا آغاز شده است.    تاثير اقدامات کشورهای گروه ۲۰ بر کشورهايی که جزو اين گروه نيستند و کشورهای در حال رشد به ويژه کشورهای نفتی چگونه خواهد بود؟   کشورهای جهان سوم و کشورهای نفتی هميشه به کشورهای پيشرفته وابسته هستند چون چيزهايی که آنها (کشورهای نفتی) توليد می‌کنند اينها (کشورهای پیشرفته) می‌خرند.   تقاضای نفت بيشتر در کشورهای پيشرفته وجود دارد و درنتيجه وقتی اقتصاد جهان راکد می‌شود، قيمت نفت هم کاهش می‌يابد.  از سال گذشته تا کنون، قيمت نفت حدود ۷۰ در صد کاهش يافته است. البته فقط نفت نيست، بلکه قيمت کالاهای صادراتی کشورهای آفريقايی، کالاهای معدنی و کشاورزی نيز به شدت افت کرده است.   يکی از اشکالات کشورهای فقير اين است که دولت آن‌ها مانند چين يا کشورهای غربی نمی‌تواند با سرمايه‌گذاری، سياست انبساطی ايجاد کند، چون آنها ارز خارجی ندارند و مقدار زيادی از مايحتاج خود را وارد می‌کنند.    موضوع مهم ديگر اين است که بحران اقتصادی تا کی ادامه خواهد يافت ؟   خيلی‌ها معتقد هستند اين بحران به زودی بر طرف می‌شود. اگر چنين باشد قيمت نفت و ساير کالاها افزايش خواهد يافت و اين مشکل کوتاه مدتی است که می‌توان با آن کنار آمد.   ولی به نظر من اين بحران بيشتر به طول خواهد انجاميد و ممکن است دو تا سه سال طول بکشد و درنتيجه قيمت کالاهای اوليه مانند نفت و کالاهای معدنی و کشاورزی تا مدتی پايين خواهد ماند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_G20_ProfKarshenas/1566487.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_G20_ProfKarshenas/1566487.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 02 Apr 2009 13:15:03 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1CCB71EB-5B6E-455C-B84B-7E0C42B36072_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اگر ایران پاسخ مثبت دهد، درهای جهان به رویش باز می‌شود&#187; </title>
            <description>گوردون براون ، نخست وزير بريتانيا، روز سه شنبه در کنفرانسی مربوط به توسعه صنعت هسته‌ای غيرنظامی در لندن اعلام کرد که ايران مانند هر کشور ديگری حق برخورداری از فن‌آوری هسته‌ای صلح‌آميز را دارد ولی برنامه هسته‌ای اين کشور در حال حاضر غيرقابل قبول است. راديو فردا در رابطه با صحبت‌های گوردون براون با مايک گيپس، رييس کميته روابط خارجی پارلمان بريتانيا، که مرکب از اعضای هر سه حزب اصلی بريتانيا در دو مجلس عوام و لردهای اين کشور است، گفت‌وگویی کرده است.گوردون براون ، نخست وزير بريتانيا، روز سه شنبه در کنفرانسی مربوط به توسعه صنعت هسته‌ای غيرنظامی در لندن اعلام کرد که ايران مانند هر کشور ديگری حق برخورداری از فن‌آوری هسته‌ای صلح‌آميز را دارد ولی برنامه هسته‌ای اين کشور در حال حاضر غيرقابل قبول است.  صحبت گوردون براون، نخست وزير بريتانيا، در ساختمان &#171;لندکسترهاوس&#187; وزارت خارجه اين کشور، از يک سو درباره انرژی هسته‌ای برای مصارف صلح‌آميز و از سوی ديگر در مورد راه‌های کاهش زرادخانه‌های اتمی جهان بود.   او گفت بريتانيا و دولت کنونی ايالات متحده آمريکا هر دو خواهان از بين بردن تدريجی سلاح‌های هسته‌ای در تمام جهان هستند.   او در عين حال که توسعه و توليد انرژی هسته‌ای برای مصارف صلح‌آميز را حق مسلم ايران خواند، گفت که اگر ايران برنامه توليد سلاح هسته‌ای را دنبال کند با عواقب سخت‌تری روبه‌رو خواهد بود.  راديو فردا در رابطه با صحبت‌های گوردون براون با مايک گيپس، رييس کميته روابط خارجی پارلمان بريتانيا، که مرکب از اعضای هر سه حزب اصلی بريتانيا در دو مجلس عوام و لردهای اين کشور است، گفت‌وگویی کرده است.   منظور گوردون براون از اقدام‌های سخت‌تر در برابر ايران، کدام است؟    مایک گیپس:  من فکر می کنم منظور او به طور اخص تحريم‌های شديدتر اقتصادی در برابر ايران است. البته او کاملا و به وضوح توضيح داد که ايران مانند تمام کشورهايی که قرارداد منع ازدياد سلاح‌های هسته‌ای يا &#171;ان پی تی&#187; را امضا کرده‌اند، حق دارد برای مصارف صلح‌آميز انرژی هسته‌ای توليد کند. در اين مورد هيچ کشوری مخالف ايران نيست. آن چه ايران بر اساس همين قرارداد حق توليد آن را ندارد، سلاح هسته‌ای است. ايران با امضای اين قرارداد بين‌المللی تعهد کرده است سلاح هسته‌ای توليد نکند.  موضوع ديگری که آقای بروان در کنفرانس وزارت خارجه به آن اشاره کرد، اين است که جامعه بين‌المللی به کشورهايی که خواهان کسب انرژی برای مصارف صلح‌آميز هستند کمک می‌کند تا به آن دست يابند.   گوردون براون چه راه تازه‌ای را جست‌وجو می‌کند که قبلا در پيش گرفته نشده بود؟    چون چنين پيشنهادها و صحبت‌هايی از مدت‌ها پيش مطرح شده است و آقايان بلر، بوش و اکنون براون و اوباما همين پيشنهادها را بارها مطرح کرده‌اند، ولی نتيجه‌ای نگرفته اند. باراک اوباما اين راه را به روشنی بيان کرده است. او به ايران گفت اگر مشت‌های گره کرده را باز کنيد، ما پای ميز مذاکره می‌نشينيم و درباره تمام اين مسايل به بحث و گفت‌وگو می‌پردازيم. آقای براون نيز همين راه را دنبال می‌کند. به نظر من به نفع دولت و همچنين تمام مردم ايران است که با جامعه جهانی وارد گفت‌وگو شوند و خود را از بقيه جهان منزوی نکنند.  اگر دولت ايران به اين گفت‌وگوها که علاوه بر اوباما از سوی خاويار سولانا، از سوی اتحاديه اروپا و اکنون هم از طرف گوردون براون مطرح شده پاسخ مثبت دهد، درهای تمام جهان به روی آن باز خواهد شد.  آقای براون در صحبت خود گفت راه غير هسته‌ای کردن جهان راه دشواری است و بايد قدم به قدم دنبال شود.   آن طور که کارشناسان می‌گويند ايران چند قدمی بيشتر با توليد بمب هسته‌ای فاصله ندارد. آيا سياست قدم به قدم نتيجه عکس به همراه نمی آورد و پيش از اين که به نتيجه برسد، ايران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد يافت؟    درباره اين که ايران چه زمانی به سلاح هسته‌ای دست خواهد يافت، نظرات متفاوتی وجود دارد. درحال حاضر می‌دانيم ايران به شدت در حال غنی کردن اورانيوم است، اين موضوعی است که آژانس اتمی به ما می‌گويد. به علاوه آژانس به ما می‌گويد که ايران برنامه‌های خود را پنهانی دنبال کرده و مفاد قرارداد ان پی تی را رعايت نمی‌کند. آن چه جامعه بين‌المللی از ايران می‌خواهد آن است که به تعهدات خود عمل کند و درباره برنامه هسته‌ای خود شفاف باشد. تنها از اين راه است که نظر جامعه جهانی نسبت به ايران تغيير خواهد کرد.   آقای براون در صحبت خود در &#171;لندکستر هاوس&#187; گفت برای تحريم‌ها در برابر ايران بايد طرح تازه‌ای ريخت .   در حال حاضر سه نوع تحريم در برابر ايران وجود  دارد؛ تحريم‌هايی که بر مبنای قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل تعيين شده و به آن عمل می‌شود، تحريم‌هايی که از سوی جامعه اروپا تعيين شده و تحريم‌هايی که ايالات متحده آمريکا به طور يک جانبه اعمال می‌کند.   من معتقدم منظورآقای براون از اين طرح تازه، آن است که شورای امنيت سازمان ملل بايد در نوع تحريم‌های خود تجديد نظر کند و آنها را متوجه افراد، شرکت‌ها و محصولات خاص در درون نظام ايران کند.  البته ما اميدواريم اين نوع تحريم‌ها لازم نشود و پيش از اعمال آن، دولت ايران همکاری‌های لازم با جامعه بين المللی را قبول کند.   اگر در انتخابات آتی ايران دولت آقای احمدی نژاد يا دولتی مشابه آن روی کار آيد، اميد شما به همکاری ايران به جای خود باقی خواهد ماند؟    اين بستگی به نظر دولتی که انتخاب می‌شود خواهد داشت. تصميم به اين که چه کسی به رياست جمهوری ايران برسد، بر عهده جامعه بين‌المللی نيست. هر کسی که به قدرت برسد چه انتخاب مردم باشد و چه از پيش تعيين شده باشد، بايد بتواند واقعيت‌های جهانی را درک کرده و به تعهدات بين المللی خود عمل کند و گرنه ايران را در برابر جامعه جهانی قرار خواد داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Brown_Gapes_Iran/1513202.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Brown_Gapes_Iran/1513202.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 19 Mar 2009 17:45:36 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/34B0B03C-792F-41E5-B59F-311C2F2BE034_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شاه عباس در موزه بریتانیا</title>
            <description>در شهر لندن ، نمایشگاه مهمی از یک دوره تاریخی ایران برگزار شده است که توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرده است؛ نمایشگاه بزرگی به نام &#171; شاه عباس ، بازسازی ایران&#187;. در پایتخت بریتانیا با گزارشگر رادیو فردا و کارشناس موزه بریتانیا همراه می‌شویم.در شهر لندن ، نمایشگاه مهمی از یک دوره تاریخی ایران برگزار شده است که توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرده است؛ نمایشگاه بزرگی به نام &#171; شاه عباس ، بازسازی ایران&#187;.  شهران طبری، گزارشگر رادیو فردا در لندن از این نمایشگاه دیدن کرده و با یکی از مسئولان موزه بریتانیا گفت‌وگو کرده است.  شهران طبری در باره حال و هوای نمایشگاه می‌گوید:   &#171;این نمایشگاه با استقبال خوب مردم مواجه شد و برخلاف نمایشگاه &#171;امپراتوری فراموش شده&#187; (درباره حکومت هخامنشیان و پیش از اسلام) که در فضای محدودی گنجانده شده بود، این نمایشگاه در اتاق‌های بسیار بزرگ و در بخش فاخر موزه برگزار شد.  یکی از محاسن بزرگ نمایشگاه، شرح مفصلی بود از اینکه در زمان حکومت شاه عباس، اوضاع کشورهای دیگر چگونه بود و یا چه کسانی بر کشورهای مختلف حکومت می‌کردند. این شرح و تفصیل، ایران را برای بیننده در یک چارچوب زمانی مشخص – یعنی اواخر قرن شانزدهم تا اواسط قرن هفدهم – ترسیم می‌کرد.  وقتی این چشم‌انداز جلوی بیننده گذاشته شد، بهتر می‌توانست ببیند که ایران در آن زمان چه پیشرفت‌هایی کرده بود؛ مثلا در مقایسه با بریتاینا، که در آن زمان الیزابت اول بر آن حکومت می‌راند.  در عین حال در این نمایشگاه، وضع تجارت، ‌اقتصاد و روابط خارجی ایران نیز نشان داده شده بود؛ بیننده می‌دید که درهای تجارت و دیپلماسی در آن زمان در کشور ایران گشود بود و به این به رشد اقتصادی، صنعتی، علمی و از همه مهم‌تر بهبود زندگی مردم منجر شده بود.  در واقع یکی از مهم‌ترین امتیازهای این نمایشگاه نحوه اجرای آن بود که تفکری بود که به آن رویه و داستان تاریخی بخشیده بود.&#187;  یکی از کسانی که چهار سال در برپایی این نمایشگاه با همکاری بنیاد میراث ایران و موزه هنرهای معاصر در تهران تلاش کرده است، دکتر شیلا کمبی، کارشناس موزه بریتانیا است، که به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ می‌دهد؛    شهران طبری: خیلی‌ها می‌پرسند چرا این نمایشگاه در سال ۲۰۰۹ برگزار شد؟     شیلا کمبی:  وقتی ما در سال ۲۰۰۵ در موزه بریتانیا نمایشگاه امپراتوری فراموش شده را که درباره حکومت هخامنشیان و پیش از اسلام بود برگزار کردیم بطور غیر رسمی با مقاماتی که برای افتتاح نمایشگاه حضور داشتند توافق کردیم که نمایشگاه دیگری درباره ایران پس از اسلام برگزار کنیم.  یکی از مهم‌ترین چهره‌های این دوره شاه عباس اول است، که همان طور که از نام نمایشگاه برمی‌آید ایران را بازسازی کرد و مرزهای آن را گسترش داد. بنابر این ما این فرصت را مغتنم شمردیم تا نمایشگاهی حول محور شاه عباس اول برگزار کنیم.   همان طور که در این نمایشگاه با تصاویر و نوشته ها ی مختلف نشان داده شده است، سلطنت شاه عباس اول در ایران همزمان با سلطنت الیزابت اول در انگلستان بود. در آن زمان ایران از نظر علم و صنعت و فلسفه و معماری ، همپای این کشور بود، یعنی در اواخر دوره رنسانس در اروپا و بروز نخستین نشانه های عصر روشنگری، چرا اروپا پس از این دوره تاریخی، به پیش رفت ولی ایران چنین پیشرفتی نکرد؟   من فکر نمی کنم این نمایشگاه بتواند به دوران بعد از خود راهی بگشاید. این نمایشگاه فقط همان دوران را که به آن مربوط می‌شود نشان می‌دهد، اما باید این را بگویم که اتفاق میمونی که در آن زمان برای اروپا افتاد این بود که شرکت‌های هند و هلند شرقی در پنج سال اول قرن ۱۷ -یعنی اواسط حکومت شاه عباس- تشکیل شدند و دو طرف در این میان مایل به تبادل و تجارت بودند.  به‌ علاوه این در زمانی بود که اروپاییان تازه مراوده با این کشورها را آغاز کرده بودند. برای اروپاییان این یک اکتشاف نوین بود، در حالیکه ایران قرن‌ها بود که این راه را طی کرده بود و هزار سال بود که در طول جاده ابریشم رفت و آمد داشت و تجارت می‌کرد.   فکر می کنید مهم‌ترین نکته و هدف این نکایشگاه چه بود؟   من تصور می‌کنم، که مردم بسیار کم درباره ایران می‌دانند. من امیدوارم با این نمایشگاه، چشم مردم به زیبایی‌های معماری و هنر ایران در این دوره گشوده شود و ذهنشان نسبت به تاریخ ایران روشن‌تر باشد و در عین حال نقش شاه عباس را در ساختن این دوره مهم بهتر دریابند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_KingAbbas_London/1503784.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_KingAbbas_London/1503784.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 04 Mar 2009 13:07:48 +3500</pubDate>
            <category>جنگ فرهنگی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D7A0D9FA-D5B4-43C4-914F-CD51145F8619_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آسیه در میان دو دنیای شهرنوش پارسی‌پور</title>
            <description>&#171;آسیه در میان دو دنیا&#187; کتابی است از شهرنوش پارسی پور، ‌نویسنده کتاب‌هایی چون &#171;طوبی و معنای شب&#187;، &#171;‌سگ و زمستان بلند&#187;، &#171;‌زنان بدون مردان&#187; و کتاب‌های دیگر. در این کتاب، پارسی‌پور از میان حکایت‌های مبنی بر واقعیت، به ‌زمینه پیدایش انقلاب، ‌چگونگی وقوع و پیامدهای آن می‌نگرد.&#171;آسیه در میان دو دنیا&#187; کتابی است از شهرنوش پارسی پور، ‌نویسنده کتاب‌هایی چون &#171;طوبی و معنای شب&#187;، &#171;‌سگ و زمستان بلند&#187;، &#171;‌زنان بدون مردان&#187; و کتاب‌های دیگر...  در &#171; آسیه در میان دو دنیا&#187; پارسی‌پور از میان قصه و حکایت‌های مبنی بر واقعیت، به ‌زمینه پیدایش انقلاب، ‌چگونگی وقوع و پیامدهای آن می‌نگرد و برداشتی تأمل‌انگیز از شرایط آن زمان ایران را قلم می‌زند.  خانم پارسی‌پور در در گفت‌وگویی با رادیو فردا به پرسش‌هایی در مورد این کتاب پاسخ داده است.   رادیو فردا: خانم پارسی‌پور در ابتدا شمه‌ای از داستان آسیه را برای شنوندگان نقل کنید.    شهرنوش پارسی‌پور:  زندگی آسیه در ده آغاز می‌شود و بر اثر یک اختلاف محلی، ‌کدخدای ده سعی می‌کند ملک آن خانواده را بالا بکشد و همین مسئله خانواده و زندگی آسیه را در هم می‌ریزد و داغان می‌کند.  آسیه مجبور می‌شود تن به ازدواج ناخواسته و بدی بدهد و به خاطر این ازدواج در ده مغضوب می‌شود. به ناچار به طرف شهر کوچکی – کاشمر در نزدیکی سبزوار- می‌کوچد و بعد از این شهر کوچک به تهران می‌آید.  طبیعتاً وقتی شما روستایی هستید و به شهر مهاجرت می‌کنید دیگر تخصص‌های روستایی شما به درد شهر نمی‌خورد. مثلاً کشاورزی یا قالی‌بافی چندان کاربردی در شهر ندارد. تعداد کارگاه‌های قالی‌بافی در تهران محدود است. پس آسیه وقتی به شهر می‌آید از نظر اقتصادی یک فرد بی‌هویت است و مجبور است به کاری غیرتخصصی، یعنی مستخدمی روی بیاورد.  ما آسیه را در چند خانواده شهری دنبال می‌کنیم که هر کدام برای خودشان ماجراهایی دارند و به نحوی با مسائل اجتماعی قاطی می‌شوند. بعد آسیه در سطح شهر زندگی خود را به گونه‌ای پیش می‌برد که یک خانه و کاشانه برای خودش فراهم کند و تا حدی هم در این زمینه موفق می‌شود، لیکن جامعه ایران بیمه ندارد. تأمین امنیتی و اجتماعی برای افراد سالمند وجود ندارد و همه اینها زندگی آسیه را در بر می‌گیرد. من سعی کردم در این کتاب یک جریان رئالیستی را دنبال کنم. مبنای این داستان بر اساس یک زندگی واقعی است. یعنی داستان بر مبنای زندگی زنی نوشته شده که من می‌شناختم و تبدیل به داستان کردم.   گفتید که داستان بر مبنای واقعیت زندگی زنی است که شما می‌شناختید. وقایع این داستان چند سال پیش و پس از انقلاب را در بر می‌گیرد. تا چه حد با نقل این داستان خواسته‌اید که زمینه‌های پیدایش انقلاب و اتفاقات بعد از آن را نشان دهید؟   من با نقل زندگی یک زن روستایی سعی کردم این را بفهمم . دقت کنید که در سال ۱۳۰۰ جمعیت تهران ۲۵۰ هزار نفر بوده است و در سال ۱۳۳۴ به یک میلیون نفر می‌رسد که بخش اعظمی از آنها را مهاجران روستایی تشکیل می‌دهند . در زمان انقلاب به چهار میلیون نفر می‌رسد اگر چه امروز گمان می‌کنم ده تا ۱۳ میلیون نفر جمعیت دارد.  می‌شود گفت که ۷۰ درصد این جمعیت را روستاییان تشکیل می‌دهند. پس در نتیجه روستاییان، روابط روستایی، ‌اندیشه روستایی، استدلال روستایی و شرایط اقتصادی روستایی را وارد شهر می‌کنند و همه اینها در ساختار جامعه ایران از جمله انقلاب اسلامی مؤثر بوده است.   ممکن است درباره مناسبات یک زن روستایی که به شهر آمده است و در یک خانواده متوسط مشغول به کار شده، اینکه چه مسائلی بین آنها وجود داشته و تنش‌هایی را به وجود آورده که در سطح اجتماعی منجر به انقلاب شده است، توضیح دهید؟   ببینید، یک روستایی وقتی در ده خودش زندگی می‌کند آرامش و حضوری شناخته شده دارد. برای مردم دور و برش شناساست. اما وقتی به شهر می‌آید به کلی از محیط زندگی طبیعی خودش به بیرون پرتاب می‌شود و در جهان ناشناسی غرق می‌شود و این جهان ناشناس او را دچار گرفتاری‌هایی می‌کند. من سعی کردم این موضوع را در کتابم بررسی کنم.   بسیاری از تحلیلگران سیاسی و اجتماعی گفته‌اند که انقلاب ایران نتیجه مهاجرت عظیم روستاییان به شهرها بوده است و این گونه برداشت می‌شود که این خواست آنها بود که این انقلاب به این سمت و سو متمایل شد. آیا شما در این کتاب این خط سیر را دنبال کرده‌اید؟ آیا نشان داده‌اید که از دست رفتن هویت آسیه، ‌یک تحول جدید اجتماعی را الزام داشته است؟   بله من تا حدی که در توانم بوده است نشان داده‌ام که چطور آسیه هم به این انقلاب گره می‌خورد و پیچیده می‌شود. چطور در اوایل انقلاب قدم‌هایی به نفع کسانی امثال آسیه برداشته می‌شود. همان خانمی که مدل من برای نگارش این داستان بود، موفق شده بود در اوایل انقلاب یک خانه بخرد این در حالی است که تا پیش از آن خوابش را هم نمی‌دید. تحولات اول انقلاب باعث شد افراد کم درآمد امکان داشتن خانه را تجربه کنند. بیشترین چیزی که در این کتاب مورد بحث و بررسی است بی‌هویت شدن انسان روستایی در سطح شهر است.   دو موضوع در این جا باقی می‌ماند. یکی اینکه این بی‌هویت شدن از پی مهاجرت فقط خاص جامعه ایران نیست. در بسیاری از جوامع زمانی می‌رسد که در کشورهای صنعتی به دلیل رشد صنعت چنین مهاجرت‌هایی صورت می‌گیرد و به علاوه همینک مهاجرت‌هایی در سطح جهانی انجام می‌گیردعده‌ای از کشورهای توسعه نیافته به سمت کشورهای توسعه یافته مهاجرت می‌کنند. صحبت زیادی می‌شود که خیلی از پیامدهای امروز جوامع مثل گسترش اسلام، حاصل یک جور شوک فرهنگی است که افرادی که از یک جامعه به جوامع دیگری روی می‌آورند که طبیعتاً با آن آشنا نیستند. چرا این مسئله در ایران منجر به انقلاب شد؟ آیا این را در کتابتان نشان داده‌اید؟   نه به آن شدت، ‌یکی از ویژگی‌های آسیه در این کتاب این است که او به فحشا کشیده نمی‌شود. پس مجبور است که کار کند. کاری که او می‌کند غیرتخصصی است. اصولاً آنچه من می‌فهمم این است که روستاییانی که به شهر می‌آیند شهر را مال خودشان می‌دانند. یعنی جامعه ایرانی در درون خودش حرکت می‌کند. طبیعتاً در این میان بی‌هویتی پیش می‌آید یعنی شما که از ده به شهر می‌آیید هویت بزرگی داشته‌اید که این هویت تبدیل به یک هویت کوچک می‌شود.  در مقطع انقلاب می‌بینیم که جمعیت کثیری وارد شهر شده‌اند اما کارخانه‌ها و امکانات اشتغال در حدی نیست که بتواند همه آنها را به خود جلب کند و بنابر این نوعی بیکاری پنهان در سطح جامعه موج می‌زند. در آن سال‌ها عده کثیری ماشین شور بودند‌یا دستفروش جزء بودند در گوشه و کنار خیابان. نوع دیگری از شغل هم مثل مشاغل خدماتی و مستخدمی وجود داشت که بخش دیگری را به خود جلب می‌کرد.  در حد بسیار محدودی موفق شده بودند در کارخانه‌ها و مؤسساتی از این قبیل برای خودشان کار دست و پا کنند و همه اینها انگیزه‌ای بود که مردم عادی را به سمت مذهب سوق می‌داد. روستاییان از ده که می‌آمدند مذهب را با خودشان می‌آوردند. آنها در شهر جایی را نمی‌شناختند که در غیاب مذهب به آن رو بیاورند و بنابراین دوباره جذب اماکن مذهبی می‌شدند و این حالتی است که در مقطع انقلاب به چشم می‌خورد و بخش‌هایی از آن در کتاب هم انعکاس دارد.   شما گفتید که آسیه را می‌شناختید و در ابتدای صحبتتان گفتید که آسیه و افرادی مانند او از انقلاب منتفع شدند. مثلاً آسیه از قبل انقلاب خانه خرید. بعداً چه شد؟ آیا زندگی آسیه را دنبال کردید؟   بله تا حدی. در کتاب هم نشان می‌دهم که آسیه خانه خریده است اما نه حقوق بازنشستگی دارد نه حق بیمه و باید اقساط ماهانه خانه را هم پرداخت کند که البته سنش در مقطعی است که امکان اینکار را هم ندارد. در عین حال آسیه خود قربانی خانواده‌اش می‌شود که اگر آن را تعریف کنم کتاب دیگر لطف خودش را هم از دست می‌دهد.  در نتیجه آنچه اول انقلاب اتفاق افتاد اگر چه قدم‌هایی به نفع مردم فقیر بود ولی قدم‌هایی شتاب زده بود و محاسبه دقیقی پشت آن نبود. شاید به همین دلیل است که مشکلات کماکان به&#160; شکل سابق باقی مانده است و عجیب این است که هنوز هم روستاییان بچه درست می‌کنند و بچه‌ها را سریعاً روانه شهر می‌کنند. انقلاب بعدی ایران اگر انقلابی باشد باز هم به روستاییان تعلق دارد.   اما خیلی‌ها معتقدند که در ایران تفاوت شهرها و روستاها کم می‌شود، چراکه مردمی که در روستاها زندگی می‌کنند به مدرسه می‌روند و بسیاری از خواسته‌‌هایشان مانند خواسته‌های شهری می‌شود.   بله درست است که خواسته‌ها شهری است ولی در حقیقت انقلاب را همین جوانان مدرسه رو ایجاد کردند من وقتی در زندان بودم می توانم بگویم ۷۰ درصد جمعیت زندان، فرزندان روستاییان سابق بودند. البته بچه‌هایی بودند که در مدرسه‌های خودشان شاگرد ممتاز بودند. اما علیرغم همه اینها باز هم در تضاد با زندگی خانوادگی خودشان بودند.  پدر و مادر بی‌سوادی که آنها را پرورش می‌دادند. اما می‌خواستند پرواز کنند و خودشان را به بالاترین سطح اجتماعی برسانند امروز هم چون جمهوری اسلامی کشوری اسلامی نیست به معنای دقیق کلمه باز هم این امواج انسانی از روستاه‌ها به شهرها منتقل می‌شود و در آینده منجر به ایجاد مشکلات جدی‌تری خواهد شد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shahrnush_Parsipur_special_interview/1494075.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shahrnush_Parsipur_special_interview/1494075.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Feb 2009 18:50:30 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3BC34DE4-B473-4DF9-8984-75C28ADA577B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اثرات رکود اقتصادی بر ایران، دلایل و راه‌حل‌ها</title>
            <description>با در نظر گرفتن این که اقتصاد ایران اقتصادی نفتی و تک‌محصولی است و قیمت نفت از تابستان امسال تا به حال به میزان قابل‌ملاحظه‌ای کاهش یافته است، از سه تن از کارشناسان اقتصادی، نفتی و حقوقی ایرانی درباره تاثیر رکود اقتصادی جهان بر اقتصاد ایران پرسیده‌ایم.جهان دچار رکود اقتصادی بی‌سابقه‌ای است، رکودی که البته بسیاری از اقتصاددانان و تحلیل‌گران گناه آن را به گردن افسارگسیختگی بانک‌ها و برنامه‌های بی‌رویه کوتاه‌مدت آنان می‌دانند .  گرچه این بحران از بانک‌های امریکا و بعد هم بریتانیا آغاز شد، عواقب آن دامنگیر تمام جهان غرب و بسیاری از اقتصادهای وابسته به آن نیز شده است. &#160; با در نظر گرفتن این که اقتصاد ایران اقتصادی نفتی و تک‌محصولی است و قیمت نفت از تابستان امسال تا به حال به میزان قابل‌ملاحظه‌ای کاهش یافته است، از سه تن از کارشناسان اقتصادی، نفتی و حقوقی ایرانی درباره تاثیر رکود اقتصادی جهان بر اقتصاد ایران پرسیده‌ایم.    &#160;  بیشتر بخوانید:    یادداشت: دشواری‌های اجرای طرح تحول اقتصادی          پرفسور مسعود کارشناس، استاد اقتصاد در دانشگاه‌های لندن و هلند، نصیر شیرخانی، خبرنگار نشریه نفتی &#171;آبستریم&#187; و کارشناس این رشته در بیروت، و نیز شاهرخ کوثری، وکیل دعاوی در لندن که آشنایی حرفه‌ای با قراردادهای نفتی شرکت‌های بزرگ با ایران دارد، میهمانان این هفته گزارش ویژه هستند.  مسعود کارشناس به رادیو فردا می‌گوید: &#171;ایران مثل هر کشور دیگری که اقتصاد تک‌محصولی دارد معمولا از رکود اقتصادی آسیب بیشتری می‌بیند. این آسیب به‌خصوص متوجه تک‌محصولی‌های نفتی یا محصولات معدنی و غیرصنعتی می‌شود . قیمت این محصولات نوسان دارند و خیلی بالا و پایین می‌رود.&#187;  به گفته آقای مسعود کارشناس، &#171;در دوره رکود اقتصادی این کشورها از دو سو صدمه می‌خورند . نخست از این جهت که قیمت کالایی که صادر می‌کنند به‌شدت تنزل می‌یابد و دوم این که این کشورها هم همچون سایر کشورهایی که تک‌محصولی نیستند از آنجا که رکود اقتصادی پیش آمده و تقاضا برای صادرات‌شان کاسته شده است آسیب می‌بینند.&#187;  این اقتصاددان می‌افزاید: &#171;به همین دلایل است که رکود اقتصاد جهان بر اقتصاد این کشورها زیان بیشتری وارد می‌کند. برای مثال، قیمت نفت یک‌باره به یک سوم کاهش می‌یابد، اما این کاهش قیمت در مورد سایر کالاهای صنعتی اتفاق نیفتاده است.&#187;  آقای کارشناس این گونه نتیجه می‌گیرد که &#171;کشورهای تک‌محصولی در معرض نوسان شدید قیمت قرار می‌گیرند و به همین دلیل است که بایستی از قبل در این گونه کشورها برنامه‌ریزی مناسبی ایجاد شود، به شکلی که وقتی رکود اقتصادی در سطح جهان اتفاق افتاد این کشورها بتوانند خود را برای تحمل نوسانات قیمت آماده کنند.&#187;  نصیر شیرخانی، خبرنگار نفت در بیروت، نیز تاثیر رکود اقتصاد جهانی را بر ایران بسیار شدید و ناگوار پیش‌بینی می‌کند: &#171;همان طور که می‌بینیم درآمد نفتی ایران حدود یک‌چهارم درآمد تابستان شده است و من فکر می‌کنم این مسئله عواقب بسیار وخیمی بر اقتصاد ایران در پی خواهد داشت.&#187;   او می‌افزاید: &#171;بسیاری از پروژه‌ها احتمالا متوقف خواهند شد و در آینده اگر کماکان این کاهش قیمت ادامه یابد – یعنی این که شش ماه تا یک سال دیگر طول بکشد- می‌بینیم که در ایران تورم بسیار شدیدی ایجاد خواهد شد.&#187;  به گفته نصیر شیرخانی، &#171;ایران دیگر قادر نیست که ریال را تقویت کند. تا پیش از این ایران دلار یا ارز خارجی را می‌فروخت و ریال می‌خرید و این ریال را از چرخه اقتصادی بیرون می‌کرد، اما این کار را دیگر نخواهد کرد، در نتیجه به صنعت ایران ضربه سنگینی وارد خواهد آمد و دولت هم از نظر سیاست‌های پولی و مالی دچار مشکلات زیادی خواهد شد.&#187;  پرفسور کارشناس نیز زیان رکود اقتصاد جهان در کشورهایی مانند ایران را بیش از سایر کشورها می‌داند و همان طور که شنیدیم بر ضرورت برنامه‌ریزی برای تخفیف این زیان تاکید دارد: &#171;چاره این کار دو راه است: یکی این که در کوتاه‌مدت کشورهای صادرکننده نفت بایستی در دوره‌هایی که قیمت نفت بالاتر از روند عادی است پس‌انداز نمایند تا بتوانند در زمان رکود اقتصادی از آن پس‌انداز استفاده کنند . البته این برنامه در ایران از سال ۲۰۰۰ ، با راه‌اندازی صندوق ذخیره ارزی پیش‌بینی شده بود، ولی متاسفانه میزان این پس‌انداز در روزهای بالا رفتن قیمت نفت به حد کافی نبود، به‌خصوص این که در طول دو سه سال گذشته ولخرجی‌هایی هم شد.&#187;  برخی معتقدند یکی از برنامه‌های درازمدت برای اقتصاد ایران باید کاهش وابستگی به نفت و اقتصاد تک‌محصولی باشد، اما پرفسور کارشناس معتقد است وابستگی به نفت چنان چه از ابزارهای کنترل اقتصادی برای کنترل اوضاع درست استفاه شود ایرادی ندارد.     مسعود کارشناس به رادیو فردا می‌گوید: &#171;ایران مثل هر کشور دیگری که اقتصاد تک‌محصولی دارد معمولا از رکود اقتصادی آسیب بیشتری می‌بیند. این آسیب به‌خصوص متوجه تک‌محصولی‌های نفتی یا محصولات معدنی و غیرصنعتی می‌شود . قیمت این محصولات نوسان دارند و خیلی بالا و پایین می‌رود.&#187;  به گفته آقای کارشناس، &#171;مسئله این است که کشورهایی که دارای نفت هستند بایستی از این نفت استفاده کنند . به نظر من باید ببینیم که تعریف رها کردن خود از وابستگی چیست؟ به نظر من این کشورها وقتی بتوانند وابستگی خود را نسبت به نوسانات قیمت نفت کنترل کنند و این امر با پیش‌بینی صحیح قیمت نفت در طولانی‌مدت و صرفه‌جویی در زمان افزایش قیمت انجام پذیرد، نوعی کاهش وابستگی است.&#187;  این اقتصادان می‌افزاید: &#171;به اندازه کافی در صنعت نفت سرمایه‌گذاری نشده است و صادرات و تولید از آن حدی که باید باشد کمتر است و این هم خودش مسئله‌ای است. در عین حال این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌توانیم آمادگی زمانی را که در سی یا پنجاه سال آینده منابع نفتی ما پایان می‌پذیرد ایجاد کنیم؟ برای حل این موضوع باید سرمایه‌گذاری مناسب در حوزه نیروی انسانی و سایر صنایع هم اکنون انجام شود تا در آینده این سرمایه‌گذاری بارور شود.&#187;  آقای کارشناس نتیجه می‌گیرد که &#171;بهترین حالتش این است که یک اقتصاد سالم در بازار و بخش خصوصی تشویق شود . خود کسانی که در بخش خصوصی در حال فعالیت هستند با کمک و راهنمایی شرکت‌های تحقیقاتی و دولتی می‌توانند پیش‌بینی کنند که چه صنعتی در ایران دارای بهره‌وری بالایی خواهد بود، من در این زمینه نمی‌توانم رهنمون بدهم چرا که اطلاعات لازم در دست ما نیست، در دست صنعت‌گری است که تمام عمرش را در صنایع صرف کرده و اطلاعات کافی دارد.&#187;  یکی از تلاش‌های دولت ایران برای برنامه‌ریزی چه در دوره‌های گذشته و چه در دوره بعد از انقلاب و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی توسعه صنایع غیرنفتی همچون صنایع پتروشیمی و ذوب‌آهن بود.  اما نصیر شیرخانی که مسائل ایران را به طور روزمره دنبال می‌کند امیدی به موفقیت در این زمینه ندارد: &#171;ایران متاسفانه در زمینه راه‌اندازی صنایع سنگین موفق نبوده است، اگر چه این عدم موفقیت متوجه شرکت‌های کوچک هم بوده است، برای این که هیچ وقت از یک اقتصاد تولیدی در ایران حمایت نشده است.&#187;   به گفته این خبرنگار رویدادهای مربوط به بازار نفت &#171;راه انداختن پروژه‌های بزرگ پتروشیمی به سرمایه‌گذار خارجی نیازمند است، غالب پروژه‌های پتروشیمی به گاز نیازمندند و برای این کار شما اول بایستی حوزه گازی خود را توسعه دهید. راه‌اندازی شرکت‌های بزرگ پتروشیمی جنبه‌های مختلفی دارد که با وجود مشکلاتی که امروزه وجود دارد و با توجه به این که سیستم بانکی زیاد با ایران داد و ستد نمی‌کند و بسیاری هم تمایل به سرمایه‌گذاری در ایران ندارند این مشکلی است که ایران نخواهد توانست حل کند و وابستگی به نفت را کاهش دهد.&#187;  آقای شیرخانی می‌افزاید: &#171;این وابستگی کماکان وجود خواهد داشت و فکر نمی‌کنم ایران هیچ گاه بتواند اقتصادی را پایه‌ریزی کند که بر مبنای تولید و توان کشور باشد.&#187;  از برنامه‌ریزی و توسعه صنایع غیردولتی به مسائل دیگر که بنگریم یکی از ضایعات رکود اقتصادی جهانی و پایین آمدن قیمت نفت تاثیر آن بر قراردادهای موجود نفت و گاز ایران است.   قانون اساسی ایران سهیم شدن شرکت‌های خارجی در سرمایه‌گذاری در منابع معدنی ایران از جمله نفت و گاز را ممنوع کرده است.   این قانون انگیزه سرمایه‌گذاران خارجی برای شرکت در پروژه‌های اکتشافی و توسعه نفت و گاز را که مستلزم سرمایه‌گذاری و هزینه سنگین است از بین می‌برد. برای جبران این قانون در سال دو هزار قانون &#171;بیع متقابل&#187; از مجلس گذشت .     برخی معتقدند یکی از برنامه‌های درازمدت برای اقتصاد ایران باید کاهش وابستگی به نفت و اقتصاد تک‌محصولی باشد، اما پرفسور کارشناس معتقد است وابستگی به نفت چنان چه از ابزارهای کنترل اقتصادی برای کنترل اوضاع درست استفاه شود ایرادی ندارد.  شاهرخ کوثری، وکیل، در امور حقوقی قراردادها که قراردادهای نفتی ایران را دنبال کرده و در مواردی هم توصیه‌های حقوقی کرده است تاثیر رکود اقتصادی جهانی را بر قراردادهایی که در حوزه صنعت نفت و گاز ایران امضا می‌شود از هر کشور دیگر خاورمیانه سنگین‌تر و مضرتر تشخیص می‌دهد: &#171;مشکلی که در این قراردادها پیش می‌آید این است که برای این که بتوانند سرمایه‌گذار خارجی را به امضا این قراردادها جذب کنند گارانتی‌های زیاد و امتیازات مخصوصی به آنها می‌دهند.&#187;   به گفته آقای کوثری، &#171;این امتیازات باعث می‌شود که آنها بتوانند حدود ۱۵ تا ۱۷درصد سود بدون ریسک را بردارند و تمام ریسک بالا و پایین رفتن قیمت نفت متوجه دولت ایران خواهد شد. این مسئله مشکلات خاصی را ایجاد می‌کند، برای این که در هنگام نوسان قیمت نفت زیان وارده متوجه دولت ایران است و نه متوجه شرکت‌های خصوصی و به همین دلیل است که ایران بیشتر از سایر کشورهای خاورمیانه از نوسان قیمت نفت آسیب می‌بیند.&#187;  از سوی دیگر شاهرخ کوثری معتقد است این قراردادها به نفع شرکت‌های خارجی نیست و این مانع در شرایط رکود اقتصادی کنونی مزید بر مشکلات دیگر می‌شود. او می‌گوید: &#171;نمی‌شود گفت که این قراردادها کاملا به نفع شرکت خارجی است . شرکت‌های خارجی علاقه‌مندند به صورت درازمدت در این قراردادها مشارکت کنند . دوست دارند که سهامی در منابع نفتی داشته باشند چون هر چقدر که سهام داشته باشند می‌توانند به صورت درازمدت برنامه‌ریزی کنند و از سود هر طرح اکتشافی استفاده طولانی‌مدت ببرند.&#187;&#160;  به گفته این وکیل امور حقوقی قراردادها &#171;اصولا قراردادهای نفتی از سوی شرکت‌های نفتی به صورت درازمدت پیش‌بینی می‌شود و برای آنها هم امر جالبی نیست که بتوانند یک قرارداد پنج ساله با دولت ایران ببندند، مگر این که دولت ایران برای جذب این شرکت‌ها به آنان امتیازات ویژه‌ای اعطا کند که در سایر کشورها وجود ندارد.&#187;  چاره‌جویی برای قراردادها محتاج بازنگری بلند‌مدت‌تر است، اما در بحران کنونی اقتصاد جهانی شاید راهیابی‌های کوتاه‌مدت نیاز عاجل‌تری باشد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F2_economic_crisis_Iran_oil/1374320.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F2_economic_crisis_Iran_oil/1374320.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 24 Jan 2009 21:48:18 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/029DBF9D-3C25-4F95-9425-E347BF0B2841_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پژوهشی دیگر درباره &#171;زندگی و زمانه شاه&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;انتشارات دانشگاه كاليفرنيا طی ماه جاری میلادی كتاب &#171;زندگی و زمانه شاه&#187; به قلم دكتر غلامرضا افخمی را روانه بازار می‌کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اين كتاب، در ۷۱۳ صفحه، با شرح زندگی محمدرضا شاه از بدو تولد تا پايان حيات، به بررسی برخی نکات در تاريخ ايران پرداخته است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;غلامرضا افخمی پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷ استاد علوم سياسی در دانشگاه&#160; ملی بود وبه معاونت وزارت کشور نيز رسيده بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;او پس از انقلاب و تا به امروز در بنیاد مطالعات ایران در واشینگتن به کار پژوهش و نگارش اشتغال دارد و از او کتاب‌ها و مقالات متعددی به چاپ رسیده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;او ده سال از عمر خود را صرف پژوهش و نگارش اين كتاب كرده و علاوه بر اسناد و مدارک دست اول، با شمار زیادی از مقام‌های آن دوران نیز گفت‌وگو کرده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;غلامرضا افخمی در گفت‌وگویی با رادیو فردا درباره این کتاب و شیوه تدوین آن توضیح داده است.&lt;/p&gt; &lt;ul&gt; &lt;li&gt; &lt;a href=&quot;http://realaudio.rferl.org/frd/manual/1222-ST.MP3&quot;&gt;گفت‌وگو با غلامرضا افخمی را بشنوید&lt;/a&gt; &lt;/li&gt; &lt;/ul&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;رادیو فردا: آقای دکتر افخمی! مهم‌ترين نكته، سؤال يا هدفی كه برای پی بردن به آن ده سال از عمر خود را صرف نوشتن &#171;زندگی و زمانه شاه&#187; كرديد، چه بوده؟&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;غلامرضا افخمی:&lt;/strong&gt; درست است که سال‌ها برای اين كتاب كار كردم. كتاب در واقع ثمره نه فقط سال‌ها پژوهش است، بلكه ثمره زندگی سياسی - اجتماعی خود من و كسانی است كه در آن زمان در ايران بودیم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;يعنی نسل خودم، شايد يک نسل بالاترو يک نسل پايين‌تر؛ كه هم در سازندگی ايران دخيل بودند در آن زمان و هم در نقد مسایلی كه در ايران اتفاق می‌افتاد سهيم بودند و هم آنهایی كه عملا در آن زمان با رژيم پادشاهی مخالف بودند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مهم‌ترين مسأله‌ای كه مرا بر آن داشت در اين مورد كار كنم، اين بود كه غالب كتاب‌هایی كه بعد از انقلاب در باره ايران آن زمان نوشته شده با واقعياتی كه در ايران آن زمان وجود داشت تناقض دارند. و متأسفانه در اغلب موارد تاريخ بر اساس چنين داده‌هایی نوشته می‌شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;هدف من اين بود، كه اگر ممكن باشد، بر اساس يک سلسله منابعی كه منابع اوليه هستند و در آرشيوهای مختلف، هم در ايران و هم در خارج از ايران، وجود دارند چيزی نوشته شود كه برای پژوهشگران آينده، اگر علاقه داشته باشند كه تاريخ اين زمان را بدانند، گزينه ديگری غير از آنچه به طور معمول گفته می‌شود در اختیار&#160; بگذارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;عنوان کتاب، یعنی &#171;زندگی و زمانه شاه&#187;، عنوانی است از نظر ارزشی بی‌طرف و غیرمتعهد. در متن کتاب &#171;زمانه&#187; بر &#171;زندگی&#187; پیشی دارد؛ به اين معنا كه این تاريخ دوره‌ای است و تاريخ كسانی در آن دوره است که در اوضاع ايران تأثير گذاشته بودند. موافق یا مخالف.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;عملا سفر مردم ايران است در طی زمان؛ در درازای زمان. از نقطه‌ای که شاید بتوان آن را عقب‌افتادگی شديد نامید به نقطه‌ای كه بسيار پيشرفته‌تر بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در آغاز انقلاب و در آن سال‌هایی كه به انقلاب منجر شد ايران در موضعی قرار داشت که از ديدگاه‌های مختلف از جمله پيشرفت اقتصادی، علمی، فن‌آوری و اجتماعی سرآمد كشورهای در حال توسعه بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;شما به پيشرفت‌های ايران در آن زمان اشاره كرديد. اسناد و مدارک بسیاری هم در کتاب آورده‌ايد. اما برخی از مفسران و تاريخ‌نويسان معتقدند كه ظرفيت فرهنگی جامعه ايران برای اين رشد سريع اقتصادی و مدرنيزه كردن كم بود و به عبارت ديگر گنجايش اين همه اصلاحات سريع را ندشت. فكر می‌كنيد چه چيزی باعث شد كه تعادل نظام پهلوی به هم خورد؟&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;strong&gt;غلامرضا افخمی:&lt;/strong&gt; اين كه تعادل به هم خورد صحيح است. قسمت عمده‌اش مرتبط است با دو سه سال آخر كه قيمت نفت بسيار بالا رفت و زيربنای اقتصادی مملكت گنجايش جذب آنچه اين بالا رفتن قيمت نفت ايجاد كرده بود را نداشت. در نتيجه عدم تعادل ايجاد شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ولی اينكه عدم تعادل باعث انقلاب شود را مشكل بتوان قبول كرد. زیرا چنين عدم تعادل‌هایی در كشورهای ديگر هم وجود داشته اما الزاما به انقلاب منجر نشده.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;از بيست وشش فصلی كه در اين كتاب است هشت فصل آن، در قسمت چهارم كتاب، به مسأله انقلاب مربوط می‌شود. معذلک اگر از من سؤال كنيد كه چرا انقلاب شد پاسخ دقيقی ندارم.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به دليل اينكه عوامل مختلفی وجود داشت كه می‌توانست انقلاب به وجود آورد يا به وجود نياورد. ولی انقلاب شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;كتاب بر اساس دو محور تدوین شده: يكی محوری است كه می‌توانيم به آن طنز تاريخی بگوييم؛ و محور دیگر مربوط به اين است كه گاهی اوقات پديده‌های كوچک نتايجی خيلی بزرگ به بار می‌آورند، بدون اينكه قابل پيش‌بينی باشند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به زبان انگليسي يک نوع Uncertainty هست. چيزی كه دقيقا نمی‌توان آن را پيش‌بينی كرد؛ انتشارات دانشگاه كاليفرنيا طی ماه جاری میلادی كتاب &#171;زندگی و زمانه شاه&#187; به قلم دكتر غلامرضا افخمی را روانه بازار می‌کند.   اين كتاب، در ۷۱۳ صفحه، با شرح زندگی محمدرضا شاه از بدو تولد تا پايان حيات، به بررسی برخی نکات در تاريخ ايران پرداخته است.   غلامرضا افخمی پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷ استاد علوم سياسی در دانشگاه&#160; ملی بود وبه معاونت وزارت کشور نيز رسيده بود.   او پس از انقلاب و تا به امروز در بنیاد مطالعات ایران در واشینگتن به کار پژوهش و نگارش اشتغال دارد و از او کتاب‌ها و مقالات متعددی به چاپ رسیده است.   او ده سال از عمر خود را صرف پژوهش و نگارش اين كتاب كرده و علاوه بر اسناد و مدارک دست اول، با شمار زیادی از مقام‌های آن دوران نیز گفت‌وگو کرده است.   غلامرضا افخمی در گفت‌وگویی با رادیو فردا درباره این کتاب و شیوه تدوین آن توضیح داده است.     گفت‌وگو با غلامرضا افخمی را بشنوید     رادیو فردا: آقای دکتر افخمی! مهم‌ترين نكته، سؤال يا هدفی كه برای پی بردن به آن ده سال از عمر خود را صرف نوشتن &#171;زندگی و زمانه شاه&#187; كرديد، چه بوده؟     غلامرضا افخمی:  درست است که سال‌ها برای اين كتاب كار كردم. كتاب در واقع ثمره نه فقط سال‌ها پژوهش است، بلكه ثمره زندگی سياسی - اجتماعی خود من و كسانی است كه در آن زمان در ايران بودیم.   يعنی نسل خودم، شايد يک نسل بالاترو يک نسل پايين‌تر؛ كه هم در سازندگی ايران دخيل بودند در آن زمان و هم در نقد مسایلی كه در ايران اتفاق می‌افتاد سهيم بودند و هم آنهایی كه عملا در آن زمان با رژيم پادشاهی مخالف بودند.   مهم‌ترين مسأله‌ای كه مرا بر آن داشت در اين مورد كار كنم، اين بود كه غالب كتاب‌هایی كه بعد از انقلاب در باره ايران آن زمان نوشته شده با واقعياتی كه در ايران آن زمان وجود داشت تناقض دارند. و متأسفانه در اغلب موارد تاريخ بر اساس چنين داده‌هایی نوشته می‌شود.   هدف من اين بود، كه اگر ممكن باشد، بر اساس يک سلسله منابعی كه منابع اوليه هستند و در آرشيوهای مختلف، هم در ايران و هم در خارج از ايران، وجود دارند چيزی نوشته شود كه برای پژوهشگران آينده، اگر علاقه داشته باشند كه تاريخ اين زمان را بدانند، گزينه ديگری غير از آنچه به طور معمول گفته می‌شود در اختیار&#160; بگذارد.   عنوان کتاب، یعنی &#171;زندگی و زمانه شاه&#187;، عنوانی است از نظر ارزشی بی‌طرف و غیرمتعهد. در متن کتاب &#171;زمانه&#187; بر &#171;زندگی&#187; پیشی دارد؛ به اين معنا كه این تاريخ دوره‌ای است و تاريخ كسانی در آن دوره است که در اوضاع ايران تأثير گذاشته بودند. موافق یا مخالف.   عملا سفر مردم ايران است در طی زمان؛ در درازای زمان. از نقطه‌ای که شاید بتوان آن را عقب‌افتادگی شديد نامید به نقطه‌ای كه بسيار پيشرفته‌تر بود.   در آغاز انقلاب و در آن سال‌هایی كه به انقلاب منجر شد ايران در موضعی قرار داشت که از ديدگاه‌های مختلف از جمله پيشرفت اقتصادی، علمی، فن‌آوری و اجتماعی سرآمد كشورهای در حال توسعه بود.    شما به پيشرفت‌های ايران در آن زمان اشاره كرديد. اسناد و مدارک بسیاری هم در کتاب آورده‌ايد. اما برخی از مفسران و تاريخ‌نويسان معتقدند كه ظرفيت فرهنگی جامعه ايران برای اين رشد سريع اقتصادی و مدرنيزه كردن كم بود و به عبارت ديگر گنجايش اين همه اصلاحات سريع را ندشت. فكر می‌كنيد چه چيزی باعث شد كه تعادل نظام پهلوی به هم خورد؟     غلامرضا افخمی:  اين كه تعادل به هم خورد صحيح است. قسمت عمده‌اش مرتبط است با دو سه سال آخر كه قيمت نفت بسيار بالا رفت و زيربنای اقتصادی مملكت گنجايش جذب آنچه اين بالا رفتن قيمت نفت ايجاد كرده بود را نداشت. در نتيجه عدم تعادل ايجاد شد.   ولی اينكه عدم تعادل باعث انقلاب شود را مشكل بتوان قبول كرد. زیرا چنين عدم تعادل‌هایی در كشورهای ديگر هم وجود داشته اما الزاما به انقلاب منجر نشده.   از بيست وشش فصلی كه در اين كتاب است هشت فصل آن، در قسمت چهارم كتاب، به مسأله انقلاب مربوط می‌شود. معذلک اگر از من سؤال كنيد كه چرا انقلاب شد پاسخ دقيقی ندارم.   به دليل اينكه عوامل مختلفی وجود داشت كه می‌توانست انقلاب به وجود آورد يا به وجود نياورد. ولی انقلاب شد.   كتاب بر اساس دو محور تدوین شده: يكی محوری است كه می‌توانيم به آن طنز تاريخی بگوييم؛ و محور دیگر مربوط به اين است كه گاهی اوقات پديده‌های كوچک نتايجی خيلی بزرگ به بار می‌آورند، بدون اينكه قابل پيش‌بينی باشند.   به زبان انگليسي يک نوع Uncertainty هست. چيزی كه دقيقا نمی‌توان آن را پيش‌بينی كرد؛ زیرا جامعه بشری جامعه‌ای است كه در آن انواع و اقسام تضادها وجود دارد. هر تضادی فقط به يک ضدتضاد برخورد نمی‌كند؛ بلكه ممكن است چندين آنتی‌تز داشته باشد.    در جای ديگری می‌گویید كه اگر انقلاب رخ نداده بود اكنون ايران كشوری ديگر می‌بود. و وضعيت خاورميانه هم متفاوت می‌بود. درست است؟     غلامرضا افخمی:  درست است. دليلش اين است كه تنها كاری كه می‌توانيم بكنيم، و اين به نحوی مرا برمی‌گرداند به سؤال قبلی شما، اين است كه نگاه كنيد و ببينيد كه تحول ايران در زمان قبل از انقلاب، از دوران مشروطيت می‌توان گفت، ولی بخصوص در دهه‌های بيست و سی تا پنجاه شمسی به چه طريقی بوده.   در زمينه اقتصادی، در زمينه علمی،&#160; فن‌آوری، نظامی، در روابط بين‌الملل، در زمينه توانمند شدن ژئواستراتژيک، در زمينه روابط با كشورهای ديگر و در زمينه تأثيری كه در تحول نظام بين‌المللی می‌داشت.   منحنی هركدام از اينها را كه بگيريد و به آینده منعکس کنید، آنچه می‌بينيد با آنچه هست از زمين تا آسمان فرق دارد. يعنی در واقع ايران به جای اينكه با شرايط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی كنونی روبه‌رو باشد، كشوری كاملا متفاوت بود. با درآمد سرانه‌ای بسيار بالاتر و با شرايط زندگی بسيار متفاوت.   بنابر اين مسأله اين است كه اين جامعه با چه تدبیری، با چه نظامی، با چه جهان‌بينی‌ای اداره می‌شود.&#160; متأسفانه اداره كنونی جامعه با فرهنگ توسعه همگنی ندارد و به همين دليل است كه دچار اشكال هستيم.    شما در كتاب اشاره كرده‌اید كه در دوران حكومت شاه نهادهایی بنا شد كه منشأ توقعات مردم ايران شد و مردم آنها را شاخصی برای جامعه خود گرفتند. ممكن است در اين باره توضيح دهيد؟     غلامرضا افخمی:  مطلب من در باره پايه‌هایی است كه ايجاد شد و عملا در زمينه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در آن زمان نضج گرفت و به عنوان نوعی انتظارات ايرانيان در باره آینده‌شان نهادینه شد.   آسان‌ترين و شايد روشن‌ترين آنها تحولاتی است كه در آن زمان در زندگی زنان به وجود آمد. هم در زمينه اجتماعی و هم كمكی كه به بهبود شرايط زنان در چارچوب قانون حمايت خانواده، در چارچوب روابط با جامعه، و به طور كلی زمينه‌های مختلفی كه فضاهای انسانی برای زنان در ايران به وجود بیايد.   منظور اين نوع نهادها بود كه عملا به صورت يک نوع پايگاه رفتاری قابل قبول در ضمير انسان‌ها جای می‌گيرد و نهادينه می‌شود.   اين زمينه همچنین در مورد شرايط اقتصادی، بخصوص خصوصی‌سازی و كمک به پيشرفت صنعت، به عنوان پايگاهی اجتماعی، به عنوان بخش قابل ملاحظه‌ای از فرهنگ متجدد ايرانی شکل گرفت.   در دهه پنجاه بجای پدیده &#171;فرار مغزها&#187; عملا يک نوع &#171;هجوم مغزها&#187; به ايران داشتيم؛ كه در آن زمان منحصر به فرد بود. مسأله عمده تغيير و دگرگونی فرهنگی بود برای اينكه جامعه به سوی توسعه رهنمون شود.    و سؤالی در مورد زندگی شخصی محمدرضا پهلوی: شما شخصيت فردی او را مانند ديكتاتورهایی چون صدام حسين يا استالين ترسیم نمی‌کنيد.&#160; بلكه برعكس، او را شخصی با خلقيات ملايم و بشردوستانه می‌بينيد. فكر می‌كنيد چه عواملی باعث شد كه حكومت او به حكومتی استبدادی تبديل شود؟     غلامرضا افخمی:  اول این که بايد در نظر داشته باشيم ايران كشوری در حال توسعه بود و از شرايط استعماری آغاز كرده بود.   بنابر اين، تضادهای درونی در ايران نيازمندی‌های توسعه و همچنین دموكراسی را، به آن طريق كه در غرب مطرح است، منتفی كرده بود.   اين همان چيزی است كه در آن زمان در كشورهای در حال توسعه ديگر جهان عامل مؤثری در شكل دادن به نظام سياسی، و بخصوص به شكل دادن به قدرت اجرایی در نظام سياسی، بود.   نكته مهم برای من، به عنوان كسی كه مطالعاتم در علوم سياسی بود، قدرتی بود كه شاه پيدا كرد. چگونه فردی با خلقيات او در جامعه‌ای مثل جامعه ايران به چنين قدرتی رسيد؟ چه عواملی باعث ايجاد نيازمندی به پیدایش چنين قدرتی شد؟   شاه از نظر فردی به كلی با اين دو سه نفری كه نام بردید و بسياری ديگر از كسانی كه رهبری كشورهای در حال توسعه را به عهده داشتند و از پايين به اين قدرت رسيده بودند، متفاوت بود. او در واقع از خشونت گريزان بود.   اما اينكه چطور شد او شيوه‌ای ديكتاتورمآبانه در پیش گرفت، بخشی بخاطر ويژگی‌های جامعه و نيازمندی‌های نظام بود، و بخشی هم مربوط می‌شد به موضعی که عملا در رابطه با ديگران در آن قرار گرفت.    با تشكر از شما. در پایان شايد بی‌مورد نباشد كه به عنوان حسن ختام اشاره کنم كه در مقدمه كتاب گفته‌ايد همسرتان، خانم مهناز افخمی، در تشويق شما به نوشتن اين كتاب نقشی اساسی داشته‌اند و به قول معروف، پشت هر مرد موفق زنی ايستاده است.     غلامرضا افخمی:  حقيقتا اين صحيح است. در واقع بدون تشويق او احيانا اين كتاب را نمی‌توانستم بنويسم. يعنی نمی‌نوشتم. در مقدمه كتاب هم آورده‌ام.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Shah_Hislife_HisTime_Afkhami/478173.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Shah_Hislife_HisTime_Afkhami/478173.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 26 Dec 2008 17:25:34 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C35F7D76-F723-44FB-885F-A1AFCC177216_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فاصله ایران تا بمب اتمی؛ &#171;برخلاف تصور روس‌ها&#187; </title>
            <description>&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;خبرگزاری ایتارتاس روز سه‌شنبه به نقل از ولادیمیر ورنکف، دیپلمات بلندپایه وزارت امور خارجه روسیه، نوشت: &#171;ایران قابلیت تولید بمب اتمی را ندارد.&#187; نکته مورداشاره این مقام روس به گفته خود او از منابع موثق آمده است. &lt;/span&gt;  خبرگزاری ایتارتاس روز سه‌شنبه به نقل از ولادیمیر ورنکف، دیپلمات بلندپایه وزارت امور خارجه روسیه، نوشت: &#171;ایران قابلیت تولید بمب اتمی را ندارد.&#187; نکته مورداشاره این مقام روس به گفته خود او از منابع موثق آمده است.       همزمان با این خبر، مرکز بین‌المللی مطالعات استراتژیک در لندن گزارشی را درباره برنامه اتمی ایران و احتمال نظامی بودن اهداف آن منتشر کرد.       در این گزارش آمده است که برخلاف آن چه روسیه می‌گوید ایران تا سال ۲۰۰۹ قادر به تولید بمب اتمی خواهد بود. &#160;&#160;        راديوفردا در اين زمینه با مارک فيتزپاتريک، مدير این مرکز در بخش منع ازدياد سلاح‌های هسته‌ای و خلع سلاح و همچنين نويسنده گزارش مربوط به ايران، گفت‌وگو کرده است           .         راديوفردا     :  شما معتقد هستيد در سال ۲۰۰۹ ميلادی که چند هفته ديگر آغاز می‌شود، ايران به اندازه کافی اورانيوم غنی‌شده با عيار پايين توليد خواهد کرد که بتواند با آن بمب اتمی بسازد. چطور به اين نتيجه رسيديد؟        &#160;    بشنوید:       گفت‌وگو راديوفردا با مارک فيتزپاتريک      بیشتر بخوانید:       اوباما و مسئله هسته‌ای ایران                          مارک فيتزپاتريک     : ايران در يک مسير فزاينده برای کسب توانايی توليد سلاح‌های هسته‌ای قرار دارد و هيچ نشانه‌ای مبنی بر اين که هدف ايران غيرنظامی باشد در دست نيست. ايران روزانه دو کيلوگرم اورانيوم غنی‌شده با عيار پايين توليد می‌کند و با يک محاسبه ساده می‌توان به اين نتيجه رسيد که تا سال آينده می‌تواند به اندازه کافی اورانيوم غنی‌شده برای ساختن بمب هسته‌ای در اختيار داشته باشد           .                    شما در گزارش خود اشاره کرده‌ايد که استراتژی غرب برای جلوگيری از برنامه هسته‌ای ايران با شکست مواجه شده است. توصيه شما برای جبران این شکست چيست؟                        وقتی می‌گويم استراتژی غرب موفق نشده، منظورم آن است که اين استراتژی نتوانسته است ايران را قانع کند که از برنامه هسته‌ای خود برای غنی‌سازی اورانيوم صرف نظر کند           . &#160;         &#160;         اما کشورهای غربی می‌گويند استراتژی ما شکست نخورده، بلکه هنوز موفق نشده است، چرا که هنوز از تحريم‌های واقعی که می‌تواند به شدت تاثيرگذار باشد استفاده نشده است               .        من مطمئن نيستم که امتياز دادن يا سلب امتياز از ايران بتواند استراتژی اين دولت را تغيير دهد، اما جای آن دارد که فشار بر ايران را افزايش داد، فشاری که بتواند فرآيند غنی‌سازی اورانيوم را در ايران کاهش دهد           .        &#160;  اگر   ايران تحت فشار قرار گيرد نمی‌تواند غنی‌سازی را ادامه دهد، زيرا برای اين منظور به مواد و فن‌آوری خاصی نياز دارد که با محدود کردن تجارت با ايران و اعمال تحريم‌ها نمی‌تواند آن را به دست آورد.    به علاوه تشديد تحريم‌ها به کشورهای ديگر منطقه نيز نشان خواهد داد که اگر راه ايران را دنبال کنند هزينه سنگينی متحمل خواهند شد           .         &#160;              &#171;شايد ايران مطمئن نيست که آمريکا به تعهدات خود عمل کند، به همين دليل آمريکا بايد برای جلب اطمينان ايران تلاش کند و از طريق مذاکرات مستقيم بين مقامات دو کشور اطمينان ايران را جلب نمايد.&#187;       مارک فیتزپاتریک                                   آقای فيتزپاتريك! شما در گزارش خود به اين نتيجه رسيده‌ايد که بايد به ايران گفت: &#171;يا همکاری يا انزوا&#187;. برای همکاری با ايران چه پيشنهادهايی را مطرح می‌کنيد؟                        طرح گزينش &#171;یا همکاری يا انزوا&#187; از سوی ايران، طی دو پيشنهادی که از طرف سه کشور اروپايی به علاوه چين، روسيه و ايالات متحده آمريکا که آنها را گروه ۱+۵ می خوانند، به‌خوبی مطرح شد           .       در اين دو پيشنهاد که در تابستان سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ ميلادی عنوان شد، فهرست مفصلی از امتيازهايی که ايران می‌تواند در قبال توقف غنی‌سازی به دست آورد ارائه شد. از جمله حمايت غرب از دستيابی ايران به فن‌آوری هسته‌ای برای مصارف غيرنظامی به بهترين و پيشرفته‌ترين شکل ممکن، حمايت وسيع از مبارزه ايران با قاچاق مواد مخدر و همچنين حمايت وسيع از گسترش صنعت و تجارت ايران. اينها پيشنهادهايی است که هنوز هم روی ميز مذاکره است.              &#160;        شايد ايران مطمئن نيست که آمريکا به تعهدات خود عمل کند، به همين دليل آمريکا بايد برای جلب اطمينان ايران تلاش کند و از طريق مذاکرات مستقيم بين مقامات دو کشور اطمينان ايران را جلب نمايد           .       &#160;   اين يکی از راه‌هايی است که می‌تواند ايران را قانع کند اگر در اين زمينه منطقی تصميم بگيرد و راه همکاری را به انزوا ترجيح دهد، منافع و مصالح دولت و مردم ايران تامين خواهد شد         .  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_program_Russia_Fitzpatrick_2/476619.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_program_Russia_Fitzpatrick_2/476619.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 11 Dec 2008 18:06:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5147FAAF-0D65-4054-AB71-A4242FA97B20_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دهم دسامبر؛ روز جهانی حقوق بشر</title>
            <description>روز دهم دسامبر، برابر با بیستم آذر، در تقویم سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی حقوق بشر نام‌گذاری شده است. شصت سال پیش در چنين روزی، سال ۱۹۴۸ ميلادی (۱۳۲۷ خورشیدی) مجمع عمومی سازمان ملل اعلاميه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد. روز دهم دسامبر، برابر با بیستم آذر، در تقویم سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی حقوق بشر نام‌گذاری شده است. شصت سال پیش در چنين روزی، سال ۱۹۴۸ ميلادی (۱۳۲۷ خورشیدی) مجمع عمومی سازمان ملل اعلاميه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد.   دو سال بعد، از کشورهای عضو اين سازمان خواسته شد تا این اعلاميه را امضا کنند. ايران نیز يکی از کشورهای امضا کننده اعلاميه جهانی حقوق بشر است.   بتازگی مرکز سياست خارجی در لندن، که سازمانی مشورتی – پژوهشی است و به دولت بريتانيا درباره سياست خارجی گزارش‌های مشورتی می‌دهد، جزوه‌ای درباره حقوق بشر در ايران منتشر کرده است با عنوان &#171;انقلاب بدون حق&#187;.   مرکز سياست خارجی در اين جزوه می‌نویسد: در ايران حقوق زنان، کردها و اقليت‌های دینی از جمله بهايیان، به طور مستمر و نهادینه، يعنی مستند به قانون اساسی جمهوری اسلامی، نقض می‌شود.   يکی از سازمان‌های جهانی که به اين گفته صحه می‌گذارد سازمان عفو بين‌الملل است. این سازمان طی سال‌های اخير گزارش‌های متعددی از موارد مشخص نقض حقوق بشر در ايران منتشر کرده است.   دروری دايگ، کارشناس مسایل ايران در سازمان عفو بين‌الملل، به راديو فردا می‌گويد: &#171;حوزه فعالیت سازمان عفو بين‌الملل در مورد حقوق بشر گسترده است و البته فقط به ايران منحصر نمی‌شود. اين سازمان در پرونده‌هایی مشخص، مثلا در صورتی که کسی در دادگاهی ناعادلانه به اعدام محکوم شده باشد، سعی می‌کند اقدامی انجام دهد.&#187;     بشنوید:     گزارش ویژه رادیو فردا درباره روز جهانی حقوق بشر    گفت‌وگوی شهران طبری با کارشناسان در باره روز جهانی حقوق بشر      به گفته آقای دایگ، یکی از تلاش‌های سازمان عفو بین‌الملل &#171;ترویج استانداردهای حقوق بشر از طریق رسانه‌های ایران یا فارسی‌زبان&#187; است.   کاوه موسوی، وکيل مسایل حقوق بشر در بريتانيا و وکيل دو تن از متهمان گوانتانامو، نیز به راديو فردا می‌گويد: &#171;در دنيای امروز هيچ کشوری نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه حقوق بين‌الملل را نقض کند.&#187;   آقای موسوی می‌گوید که این امر حتی در مورد آمریکا هم صادق است: &#171;گوانتانامو را هم که باز کردند عواقبش را ديدند. منتقدان در طول یک دهه به تنها ابرقدرت دنيا فشار آوردند و بالاخره آقای اوباما تصميم گرفته است که آنجا را ببندند.&#187;   این وکیل مسایل حقوق بشری، که وکالت دو تن از متهمان گوانتانامو را نیز برعهده داشته است، در ادامه می‌گوید: &#171;وقتی پرونده رسول و حمدان را برای رسيدگی دنبال می‌کردم و ديوان رسيدگی کرد، بر این اساس رأی داد که: در کره زمين جايی نمانده است که قانون وجود نداشته باشد. بنابر این، هر جا که قانون نباشد عواقبی جدی به دنبال دارد.&#187;   کاوه موسوی می‌افزاید: &#171;در ايران هم توجه کنيد: اوايل انقلاب آمدند و سفارت آمريکا را تسخير کردند. مهم اين نبود که اين سفارت، سفارت آمريکا بود. بلکه مهم اين بود که با این کار پيش پا افتاده‌ترين اصول روابط&#160; ديپلماتيک زير پا گذاشته شد. و عواقب اين کار را هم دیگر لازم نيست بگویم که در این ۳۰ سال چه بوده.&#187;   آقای موسوی در باره وضع فعلی حقوق بشر در ایران نیز می‌گوید: &#171;امروز وقتی که ايران کشوری است که شمار کودکانی که در آنجا اعدام می‌شوند به تنهایی بیش از تمام کودکان اعدام شده در جهان است، قطعا عواقبش را می‌بيند. هيچ کشوری در دنيا نيست که در چنین سطحی، قوانين پذیرفته شده و حتی پيش پا افتاده‌ترین موازين حقوق بشر را نقض کند و عواقبش را نبیند.&#187;   سال گذشته شماری از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا به ايران سفر کردند و در دیدار با همتايان خود و برخی دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی، درباره نقض حقوق بشر در ایران، به ویژه نقض حقوق زنان و اقليت‌ها و همچنين ميزان بالای اعدام‌ها و اعدام نوجوانان گفت‌وگو کردند.   مايک&#160; گيبس، رييس کميته روابط بين‌الملل مجلس عوام بریتانیا یکی از اعضای هیأت یادشده بود و گزارش‌های متعددی در اين باره به مجلس بريتانيا داده است.   او به رادیو فردا می‌گويد: &#171;پس از سفر اوايل سال جاری به ايران، ما گزارشی برای دولت تهيه کرديم و دولت هم به گزارش ما پاسخ داد. نتيجه‌ای که از مجموع تبادل نظرها گرفتيم اين بود که نقض حقوق بشر در ايران جدی است و جامعه بين‌الملل نبايد آن را دست کم بگيرد.&#187;   آقای گیبس می‌افزاید: &#171;مسایلی همچون اعدام‌ها، که در ایران شمار بسیار بالایی دارد، و همچنین اعدام اطفال زير ۱۸ سال، سنگسار، سرکوب و تعقيب مخالفان سياسی و دينی و بسياری از موارد ديگر نقض حقوق بشر در ايران از جمله موارد بسيار حساس هستند.&#187;   مایک گیبس همچنین می‌گوید: &#171;تاکید ما در اين گزارش این بود که در کانون توجه بودن برنامه هسته‌ای ايران نبايد مانع از پرداختن به نقض حقوق بشر در ايران شود.&#187;   هاله افشار، استاد دانشگاه يورک بريتانيا و نخستين زن ايرانی که در آن کشور به مقام &#171;بارونس&#187; رسيده است بر این باور است که برای جلوگيری از نقض حقوق بشر در ايران و ساير کشورها نبايد به زور و تهديد متوسل شد.   خانم افشار می‌گوید موافق نیست که راه مذاکره و ديپلماسی با ايران پيموده شده&#160; و به نتيجه نرسيده است. وی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;به نظر من هيچ کس هيچ گاه نمی‌تواند بگويد که تمام راهها را پيموده است. به هيچ وجه نمی‌شود گفت که آمريکا يا بريتانيا تمام راهها را در مورد ايران پيموده‌اند.&#187;   هاله افشار می‌افزاید: &#171;طی مدت کوتاهی که جک استراو&#160; وزير خارجه انگلستان بود، واقعا ملايمتی در مذاکرات ايجاد شد که شايد می‌توانست منجر به پيدا شدن راه حلی شود. مذاکره با تندگويی خيلی فرق دارد. به نظر من مشکلی که دنيای غرب دارد اين است که کم‌کم دارد از راه مذاکره خارج می‌شود و به راه تندگويی می‌رود.&#187;   این استاد دانشگاه یورک همچنین می‌گوید: &#171;اينکه هر که زور دارد برتر است به نظر من راه مذاکره نيست. عدم رعايت حقوق بشر اشتباه بزرگی است. هيچ دولتی هم نمی‌تواند ادعا کند که صد درصد تمام موارد حقوق بشر را اجرا می‌کند. در نتيجه، در نظر داشته باشيم که تمامی ما تا حدی موفق می‌شويم. پس باید به آرامی و ملاطفت همديگر را به سوی نتيجه بکشانيم.&#187;   يکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران که بارها به آن اشاره شده نقض حقوق مربوط به اقلیت مذهبی بهایی در قانون اساسی جمهوری اسلامی است.   در این باره طاهره دانش، پژوهشگر حقوق بشر در لندن، به رادیو فردا می‌گويد: &#171;مسأله اصلی در باره بهاييان اين است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای جامعه بهاييان مثل جامعه مسيحيان، کليميان يا زرتشتيان حقوقی به رسميت شناخته نشده است؛ بنابر اين، به هيچ عنوان جامعه بهاییان نمی‌تواند به حقوق مدنی خود دسترسی داشته باشد چون اصلا اسم اين جامعه در قانون اساسی وجود ندارد.&#187;   خانم دانش می‌افزاید: &#171;مسئولان جامعه بهايی، چه در ايران و چه در خارج از ايران، سعی کرده‌اند در قبال این نقض حقوق خود اقدام‌هایی از طریق قانون را دنبال کنند. خواسته آنها این است که در چارچوب قانون اساسی و منشور حقوق بشر بين‌المللی، آنچه را که بايد به هر ايرانی داده شود به بهایيان هم بدهند.&#187;   به اين ترتيب، فعالان حقوق بشر معتقدند تنها عدم رعايت قوانين در ايران نيست که حقوق بشر را زير پا می‌گذارد؛ بلکه خود قوانين جمهوری اسلامی نیز با موازين حقوق بشر گاه در تناقض است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Human_Rights_Day_PKG/476412.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Human_Rights_Day_PKG/476412.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 10 Dec 2008 13:23:32 +3500</pubDate>
            <category>گزارش ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E9F490BF-36EA-4CD5-8F3E-AA13005A5065_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;خودآموزی برای محو خشونت علیه زنان&#187;</title>
            <description>&#171;بنیاد امید&#187; عبدالرحمن برومند بتازگی و به مناسبت روز جهانی حذف خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر) خودآموزی را ترجمه و منتشر کرده است که در آن روش‌های جمع آوری اسناد مربوط به نقض حقوق زنان بررسی می‌شود. &#171;بنیاد&#160;عبدالرحمن برومند&#187; بتازگی و به مناسبت روز جهانی حذف خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر) خودآموزی را ترجمه و منتشر کرده است که در آن روش‌های جمع آوری اسناد مربوط به نقض حقوق زنان بررسی می‌شود.   این خودآموز، که با عنوان &#171;روش جمع‌آوری اسناد نقض حقوق بشر زنان توسط عوامل غيردولتی&#187; منتشر شده، در وب‌سایت بنیاد عبدالرحمان برومند در دسترس است.   بنیاد عبدالرحمن برومند، آن چنان که در وب‌سایت رسمی‌اش اشاره شده، بنیادی غیر انتفاعی و غیردولتی است که &#171;برای پیشبرد حقوق بشر و دموکراسی (مردم‌سالاری) در ایران&#187; به یاد دکتر عبدالرحمن برومند، وکیل دادگستری و یکی ازهواخواهان فعال دموکراسی در ایران، پایه‌گذاری شده است.     بشنوید:     گفتگو با لادن برومند، مدیر پژوهشی بنیاد برومند      لادن برومند، مدیر پژوهشی این بنیاد، در گفت‌وگویی با رادیو فردا جزییات بیشتری در باره این خودآموز می‌گوید:    رادیو فردا: خانم برومند! علت اینکه این جزوه ترجمه و در وب‌سایت شما منتشر شد چه بود؟     لادن برومند:  ترجمه اين جزوه، در رابطه با خشونتِ عوامل غيردولتی، يعنی خشونتِ خانگی مثل شوهر، پدر، برادر يا ديگر اقوام، يا خشونت جمعی يا قومی عليه زنان، به اين دليل بود كه يكی از حوزه‌هایی كه بيشترين خشونت در رابطه با زنان اعمال می‌شود همين حوزه‌های سنتی است.   در مبارزات فمينيستی و مبارزاتی كه در طول پنجاه سال اخير برای حقوق زنان، برابری و رفع خشونت شده، تمركز همه سازمان‌ها و فعالان حقوق زنان روی مسأله دولت بوده.   یعنی خواسته‌اند دولت‌ها را از مسأله حياتی حقوق زنان آگاه كنند و نشان دهند که در واقع حقوق زنان باید جزیی از حقوق بشر شناخته شود.   زيرا اصولا تصميم گيرنده‌های اساسی و رؤسای دولت‌ها مردان بوده‌اند؛ مردان هم متأثر از سنن كهنه و قديمی بوده‌اند.   در اين مبارزات زنان موفقيت‌های زيادی در دنیا كسب كرده‌اند. البته به غير از دولت جمهوری اسلامی.   جمهوری اسلامی خود عامل اصلی نقض حقوق بشر در ایران است. زنان كشور ما الان در دو جبهه مشغول مبارزه هستند.   همان طور كه اطلاع داريد روز چهارم آذر خانمی اعدام شد؛ به جرم كشتن همسرش، كه او را در حال تجاوز به دخترش ديده بود و برای جلوگيری از تجاوز او را كشته بود.   در جمهوری اسلامی به جای اينكه از اين شخص دفاع شود، محكوم به اعدام می‌شود. در واقع جمهوری اسلامی به جای اينكه از نقض حقوق بشر توسط عوامل غيردولتی، يعنی نقض حقوق بشر در خانه، در قوم، در جامعه و غيره، جلوگيری كند، آن را بسط می‌دهد و تقويت می‌كند.   در هر حال فكر كرديم كه اهميت دارد فعالان حقوق زن در ايران از ابعاد مسأله و چگونگی مبارزه عليه خشونت خانگی يا قوم يا جمعی عليه زنان در كشورهای ديگر آشنا شوند.     &#171;نكته ديگری که در اين خودآموز آمده اين است كه چطور زن‌ها می‌توانند در محله‌ها و در ميان قوم خود با همبستگی، عاملان خانگی خشونت از طریق تمسخر و شوخی را خجالت‌زده كنند و بتدريج در فرهنگ خود تغييراتی ايجاد كنند.&#187;   لادن برومند    بخصوص كه تمركز اين خودآموز روی مبارزات زنان در كشورهاي اسلامی و كشورهایی است كه فرهنگ اسلامی به عنوان بهانه‌ای برای اعمال خشونت عليه زنان استفاده می‌شود.    گفتید که هدف اين جزوه بيشتر متوجه مسایل فرهنگی است تا مسایل دولتی. اما تغيير فرهنگ در يک جامعه كاری بسيار دشوار است و به پيگيری و تداوم نیاز دارد. گفته می‌شود که حتی خيلی وقت‌ها خود زنان ناقض حقوق زن هستند. آيا شما برنامه‌ای بلندمدت برای رویارویی با اين مسأله داريد؟     لادن برومند:  اين سؤال بسيار مهمی است. در همين خودآموز اشاره شده است كه چگونه خود خانم‌ها بعضی وقت‌ها آن سنن را ادامه می‌دهند و عامل مؤثر خشونت عليه زنان می‌شوند.   اين جزوه در چارچوب مبارزه با فرهنگ ضدزن، نهادهای مختلف را تهييج می‌كند. و مهم‌تر از همه دولت را.   متأسفانه در ايران دولت كمک كه نمی‌كند هیچ، در مقابل اين فعاليت و رفرم فرهنگی هم مشكل ايجاد می‌كند.   يكی از نكات ديگری كه در اين خودآموز آمده آموزشی است برای اينكه چگونه باید خشونت خانگی يا قومی يا جماعتی را مستند كرد و آنها را به چه نهادهای بين‌المللی و حتی نهادهای دولتی ارسال كرد.   این مستندات در سطح بين‌المللی جمع می‌شوند، سازمان‌های ديگر حمايت می‌كنند و بر دولت فشار می‌آورند.   نكته ديگری كه در اين خودآموز خيلی جالب است، اين است كه چطور زن‌ها در محله‌ها و در ميان قوم خود می‌توانند با همبستگی عاملان خانگی خشونت از طریق تمسخر و شوخی را خجالت‌زده كنند و بتدريج در فرهنگ خود تغييراتی ايجاد كنند.    خانم برومند! درحال حاضر وب‌سايت شما مانند بسیاری دیگر از وب‌سايت‌های مرتبط با فعالان زنان در ایران فيلتر است و بنابر این، به دست آوردن اين جزوه برای ساکنان داخل ایران دشوار است. راه‌های ديگر دسترسی به این خودآموز&#160; چيست؟    راه ديگر دسترسی به اين متن فرستادن يک ای‌ميل است که درخواست ارسال این جزوه در آن ذکر شده باشد. نشانی ای‌میل ما:  omid@abfiran.org   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_women_Ladan_Boroumand/474931.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_women_Ladan_Boroumand/474931.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Nov 2008 15:39:24 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0B1B7A6B-710C-40B7-BB5A-2C34027E7997_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رضا پهلوی: درهای بیشتری به روی ما باز شده است</title>
            <description>&lt;p&gt;روز سه شنبه، شاهزاده رضا پهلوی به دعوت گیزل استوارت (Gisele Stewart)&#160; نماینده مجلس بریتانیا از حزب حاکم کارگر در آن کشور، در جلسه ای عمومی در ساختمان مجلس بریتانیا حضور یافت.&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;br&gt;رضا پهلوی در صحبت‌های خود برای نمایندگان مجلس عوام، تصويري از وضعيت ايران، مردم و اپوزيسيون دولت، در داخل و خارج از ايران، ترسيم كرد و گفت: &#171;بايد گذشته را پشت سر گذاشت و به اتفاق براي برقراري يك دموكراسي نوين منطبق با اصول و خواست جمعيت جوان ايران تلاش كرد.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;br&gt;راديو فردا، در مجلس عوام بريتانيا با شاهزاده رضا پهلوی در مورد صحبت‌ها و نظراتش گفت و گویی انجام داده است، كه مي خوانيد. &lt;/p&gt; روز سه‌شنبه شاهزاده رضا پهلوی به دعوت گیزل استوارت (Gisele Stewart)، نماینده مجلس بریتانیا از حزب حاکم کارگر در آن کشور، در جلسه‌ای عمومی در ساختمان مجلس بریتانیا حضور یافت.   رضا پهلوی در صحبت‌های خود برای نمایندگان مجلس عوام، تصويری از وضع فعلی ايران، مردم و اپوزيسيون دولت در داخل و خارج از ايران ترسيم كرد و گفت: &#171;بايد گذشته را پشت سر گذاشت و به اتفاق برای برقراری يک دموكراسی نوين منطبق با اصول و خواست جمعيت جوان ايران تلاش كرد.&#187;   راديو فردا در محل مجلس عوام بريتانيا گفت‌وگویی با شاهزاده رضا پهلوی در مورد نظراتش انجام داده است كه در زیر می‌خوانيد:    راديو فردا: چرا برای بيان نظرات خود بريتانيا و مجلس عوام اين كشور را انتخاب کردید؟ آيا در نگاه اروپا به مسايل ايران تغييری رخ داده يا در حال رخ دادن است؟    &#160;    بشنوید:    رضا پهلوی: درهای بیشتری به روی ما باز شده است   بیشتر بخوانید:    رضا پهلوی؛ از زندگی سیاسی تا پشت پرده خاطرات جوانی    رضا پهلوی: جهان از مردم ایران حمایت کند      رضا پهلوی: از ديد من فضای اروپا در مقايسه با سال‌های گذشته يک تغيير ماهوی پيدا كرده است. به اين مفهوم كه از يک‌سو بسياری از قانون‌گذاران، دولت‌مردان و دولت‌زنان اين كشورها بيشتر با ماهيت واقعی رژيم ايران آشنا می‌شوند. از سوی ديگر، كشورهای اروپا با نگرانی‌های مختلفی روبه‌رو هستند؛ از مسأله غنی‌سازی و اتمی شدن رژیم [ایران] گرفته تا تروريسم و عواقب آن.   در حقيقت نيروهای اپوزيسيون و كسانی كه مانند من طرفدار يک نظام دموكراسی پارلمانی سكولار هستند، در مقابل آن چه به عنوان يک حكومت مذهبی در ايران وجود دارد، فرصت‌های بيشتری پيدا می‌كنند كه وارد اصل مطلب شوند.   اصل صحبت من، نه تنها در بريتانيا بلكه در پارلمان اروپا هم، اين بود كه شما وارد شدن به يک ديالوگ را مطرح می‌كنيد، اما اين ديالوگ طبق معمول به رژيم ايران محدود خواهد بود يا به نيروهای طرفدار دموكراسی و آزادی كه اكثريت جامعه ايران را تشكيل مي دهند هم گسترش خواهد يافت.   خوشبختانه توجه به اين مسايل به جايی رسيده است كه امروز مشخص‌تر از گذشته و با فكر بازتر، افرادی مانند من را دعوت می‌كنند تا صحبت كنيم و مسايل را توضيح دهيم. اين فرصت مناسبی است.   امروز درهای بيشتری به روی ما باز و درهای بيشتری به روی رژيم [ایران] بسته می‌شود.   البته مدت‌ها ست كه من و افراد ديگر اپوزيسيون رژيم ايران تلاش می‌كنيم.   پرسش‌های ديگری كه مطرح است اين است كه چگونه بايد فعاليت كرد؛ با چه كسانی بايد صحبت كرد؛ چگونه بايد ارتباط برقرار كرد. اين برخورد بسيار سازنده‌تر است.   &#160;        &#171;اصل صحبت من، نه تنها در بريتانيا بلكه در پارلمان اروپا هم اين بود، كه شما وارد شدن به يك ديالوگ را مطرح مي كنيد، اما اين ديالوگ طبق معمول به رژيم ايران محدود خواهد بود يا به نيروهای طرفدار دموكراسی و آزادی كه اكثريت جامعه ايران را تشكيل مي دهند هم گسترش خواهد يافت؟&#187;       در صحبت‌های خود اشاره كرديد كه هدف‌تان ارتباط و صحبت با مردم ايران است و تغيير بايد از درون جامعه ايران روی دهد. چگونه می‌توانيد با مردم ايران اين ديالوگ را برقرار كنيد؟    در حال حاضر، به دليل خفقان موجود درايران، بيشتر ارتباطات زيرزمينی است [مثلا] از طريق تلفن و اينترنت. اين ارتباط با هسته‌های مختلف مقاومت و در بخش‌های مختلف اجتماعی در داخل كشور وجود دارد.   آن چه كمبود آن در صحنه كاملا محسوس است، حداقل ساختار هماهنگی و مكانيزم رهبری اين برنامه است.    در مجلس عوام بریتانیا گفتید كه در حال تهيه يک بسته سياسی برای گشودن راهی به سوی دموكراسی هستيد. برای تدوين اين، به گفته شما، بسته سياسی چه اقداماتی انجام گرفته است؟    يک پروژه مشترک ملی، كه گسترده‌ترين نيروهای سياسی كشور را در يک هدف مشترک در برگيرد، می‌تواند تنها راه باشد.   اين اهداف مشترک را به صورت ساده بيان می‌كنم: ايجاد يك آلترناتيو دموكراسی سكولار پارلمانی در مقابل نظام [حکومتی فعلی ایران] ، [تهیه] يک قانون اساسی مبتنی بر اعلاميه جهانی حقوق بشر، [آماده‌سازی] يک پروسه انتخاباتی از طريق مجلس مؤسسان كه قانون اساسی آينده كشور را تدوين می‌كند.   تمام فرم‌هايی كه اين سيستم می‌تواند داشته باشد مورد بررسي قرار می‌گيرد؛ اين كه نظام مشروطه باشد يا جمهوری يا فدرال.   اين بار، بر خلاف ۳۰ سال پيش، مردم ايران بايد بدانند كه &#171;نه&#187; گفتن به اين سيستم [حکومتی فعلی] مهم‌ترين مسأله نيست، بلكه بدانند به چه چيزی می‌خواهند رأی بدهند.   ابتدا اين مسايل بايد به طور مشخص بيان شده و زمينه های لازم برای تشكيل احزاب ايجاد شود.   سقوط نظام مرحله بعدی است، اين كه دولت موقتی كه پس از اين مرحله تشكيل می‌شود، چگونه كشور را اداره خواهد كرد و چگونه زمينه‌های لازم را ايجاد خواهد كرد.   اين‌ها دغدغه‌های مشترک همه كسانی است كه ممكن است در روز نهايی رأی آن‌ها با هم متفاوت باشد. اما بخش عظيمی از نيروهای مختلف عقيدتی و سياسی مردم در اين راه حل كه محتوای نظام [احتمالی سیاسی] بايد سكولار دموكراتيک باشد، هم‌سنگر هستند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Reza_Pahlavi_UK/473851.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Reza_Pahlavi_UK/473851.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 20 Nov 2008 13:19:48 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/761A7FE3-9AA0-43E9-922A-6C78106EC0EB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رمان &#171;خانم&#187;، نوشته ای &#171;سهل و ممتنع&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#171;خانم&#187; دومین کتاب از سه‌گانه مسعود بهنود است و قصه شاهزاده‌ای قجر، متولد ابتدای قرن بیستم، را روایت می‌کند که شاهد رویدادهای تاریخی فراوانی در آن قرن پرتلاطم است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;  &#171;خانم&#187; دومین کتاب از سه‌گانه مسعود بهنود است و قصه شاهزاده‌ای قجر، متولد ابتدای قرن بیستم، را روایت می‌کند که شاهد رویدادهای تاریخی فراوانی در آن قرن پرتلاطم است.     اولين کتاب از سه‌گانه مسعود بهنود &#171;امينه&#187; نام داشت که آن هم داستان یک زن بود: مادر سرسلسله قاجار.     کتاب سوم این تریلوژی، که هنوز منتشر نشده، &#171;کوزه بشکسته&#187; نام دارد و حکایت علی، زنی انگليسی، را روایت می‌کند که همکلاس آخرين پادشاه ايران در سوييس است و در تاريخ ايران نیز نقش دارد.     رمان &#171;خانم&#187; روایت ۴۵۱ صفحه‌ای شکل‌گیری رویدادهای تاریخی طی یک قرن و البته در قالبی داستانی است.     در رمان &#171;خانم&#187;، برخلاف دو رمان دیگر، اثری از فصل‌بندی معمول دیده نمی‌شود.     مسعود بهنود، نویسنده رمان &#171;خانم&#187;، در گفت‌وگويی با راديو فردا می‌گويد که این رمان را &#171;آگاهانه&#187; به شيوه قصه‌نويسی بومی ايرانی پرداخته است:       بشنوید        مسعود بهنود:  &#171;من قصه‌نويسی را نه در دانشکده ياد گرفتم نه با خواندن متونی که راجع به شيوه نگارش انواع قصه‌ها و تکنيک‌های مربوط به آن چاپ می‌شود.    &#160;    بشنوید:    رمان &#171;خانم&#187;، نوشته ای &#171;سهل و ممتنع&#187;   بیشتر ببینید:    وب‌سایت شخصی مسعود بهنود &#160;[ رادیو فردا مسئول محتوای وب‌سایت‌های دیگر نیست ]     من قصه‌نويسی را از مادر بزرگم ياد گرفتم. وقتی که شب‌ها سرم را می‌گذاشتم روی سينه او، که آرام‌ترين و مطمئن‌ترين جای دنيا بود، او برایم قصه می‌گفت؛ و اين قصه‌ها آداب و ترتيبی نداشت.    گاهی وقت‌ها قصه‌ای که می‌گفت، در فاصله امشب و فرداشب، از نظر زمانی به هم می‌ريخت؛ جلو می‌رفت يا عقب می‌ماند؛ ولی يک روايت بومی ما بود. من قصه &#171;خانم&#187; و &#171;امينه&#187; را با همين ترتيب و روش نوشتم.     قصه‌نويسی من روشی سيال است که بابتش هيچ تکنيکی پيدا نکرده‌ام؛ درست شبيه قصه‌گويی خود ايرانی‌هاست. حالا من می‌گويم اين روش را از مادر بزرگم آموخته‌ام، شايد شما از آدم‌های جدی‌تری، مثل نقال‌های قهوه‌خانه، بياموزيد.&#187;     مسعود بهنود خلاصه قصه &#171;خانم&#187; را این‌گونه تعریف می‌کند:      مسعود بهنود:  &#171;خانم در سال ۱۹۰۰ متولد می‌شود. یعنی وقتی انقلاب مشروطه اتفاق می‌افتد، خانم شش -     هفت ساله است. و چون دختر مظفرالدين شاه قاجار است و در خاندان سلطنتی زندگی می‌کند با تب و تاب انقلاب مشروطيت آشناست.     قصه‌نويسی من روشی سيال است که بابتش هيچ تکنيکی پيدا نکرده‌ام؛ درست شبيه قصه‌گويی خود ايرانی‌هاست. حالا من می‌گويم اين روش را از مادر بزرگم آموخته‌ام، شايد شما از آدم‌های جدی‌تری، مثل نقال‌های قهوه‌خانه، بياموزيد.&#187;  مسعود بهنود &#160;   مشروطيت اولين حادثه زندگی خانم است که بر او نازل می‌شود. همزمان با اين اتفاق، يک تراژدی دهشتبار هم در زندگی شخصی او روی می‌دهد: پدرش، که مرد خوشگذران، زن‌باره و کثيفی است، قصد تجاوز به او را می‌کند و مادر فداکارش تنها راه‌حل پيش‌رو را اين می‌داند که خانم را در قافله محمدعلی شاه قاجار، که در حال تبعيد است، روانه غربت کند.     بنابراين، و همزمان با روند&#160; داستان، خانم به همراه محمدعلی شاه به اودسا می‌رود و در آنجا شاهد فروريزی امپراتوری روسيه می‌شود.     به عثمانی پناه می‌برد و در آنجا نيز شاهد فروريزی خلافت عثمانی و روی کار آمدن آتاتورک می‌شود.     وی بعد از يک ازدواج نامربوط با يکی از خاندان عثمانی، به جنوب فرانسه می‌رود و بر اثر فجايعی که بر او وخانواده‌اش رفته است به کليسا پناه می‌برد.     اما در اين فاصله آلمان کشور فرانسه را اشغال می‌کند و يک افسر آلمانی، که برای رسيدگی به امور خانواده قاجار مأمور شده است، عاشق خانم می‌شود و با او ازدواج می‌کند.     چهارمين فاجعه‌ای که خانم با آن روبه‌رو می‌شود زمانی بروز می‌کند که پاريس از دست آلماني‌ها آزاد می‌شود؛ اگر چه اين زمان برای فرانسه يک شادمانی بزرگ است و فرانسه از دست هيتلر آزاد می‌شود، اما خانم شاهد بردن همسرش برای تيرباران است؛ همسری آلمانی که اگر چه افسر هيتلر محسوب می‌شود اما آلمانی بدی نبوده است.     خانم برای چندمين بار آواره می‌شود و اين بار دخترکی به نام مريم هم دارد. او با دخترکش در برلين، که در معرض بمباران متفقين است، گير می‌افتد. برلين به دست متفقين آزاد می‌شود و او، پس از اتفاقات تلخی که برايش ايجاد می‌شود، در شرايط سخت روابط آلمان و اروپا، بناچار با میانجیگری يکی از اعضای سفارت، که از وابستگانش است، به ايران بازمی‌گردد.     اين بار خانم خانه‌ای آرام در شمال تهران خريداری می‌کند و آرامش را به زندگی خود بازمی‌گرداند تا بتواند در پناه اين آرامش، دخترکش را بزرگ کند. اما در اينجا هم اتفاقاتی تازه در انتظار خانم است.     نخست آن که معلوم می‌شود همسر خانم، يعنی همان افسر آلمانی، کشته نشده است. او بعد از سال‌ها تبعيد در سيبری و اسارت به دست ارتش روس، اکنون لنگان‌لنگان و پس ازسی سال همسر و فرزندش را پيدا کرده است.          همسر خانم، پدر مريم خردسال، به خانه باز می‌گردد. بعد از آن، شاهد وقوع انقلاب ايران و فروريزی حکومت سلطنتی است.     اما قصه خانم با مرگ او به پايان نمی‌رسد؛ شرح قصه از زندان اوين و بعد از انقلاب آغاز می‌شود.     قصه با صحنه‌ای آغاز می‌شود که مريم، دختر خانم، بعد از انقلاب و در جريان بگير و ببندهای بعد از انقلاب، به دست آقای لاجوردی روانه اوين شده است. در تهران جنگ و بمباران است و خانم در حال شرح زندگی‌اش برای نوه خود است.     قصه خانم از اوين آغاز می‌شود و با فروريزی برج‌های مرکز تجارت جهانی به پايان می‌رسد    او با روایت کردن اين زندگی هم خيال نوه‌اش را از مادرش، که در سلول است، منحرف می‌کند و هم او را می‌سازد.     شرح حوادث به گونه‌ای است که وقتی نوه بزرگ می‌شود، قصه هم در حالی تمام می‌شود که نوه خانم به عنوان گزارشگر سی.ان.ان در حال گزارش واقعه انفجار برج‌های دوقلو در نيويورک و حادثه يازدهم سپتامبر است.     تراژدی داستان در اين است که مريم، دختر خانم، نيز در يکی از اين برج‌های دوقلوست. بنابر اين، قصه از اوين آغاز می‌شود و با فروريزی برج‌های مرکز تجارت جهانی به پايان می‌رسد&#187;.       ترجمه انگلیسی &#171;خانم&#187;    بسياری از کسانی که &#171;خانم&#187; را به فارسی خوانده‌اند یا به طور کلی با شيوه نگارش مسعود بهنود آشنایی دارند، ترجمه کردن نثر او را بسیار دشوار می‌دانند.   اما خانم سارا (فیلیپس) رضايی رمان &#171;خانم&#187; را به انگلیسی ترجمه و منتشر کرده و کار ترجمه &#171;امينه&#187; را نیز بتازگی به پایان برده است.   سارا (فیلیپس) رضایی در گفت‌وگو با راديو فردا می‌گويد در ترجمه این رمان‌ها با دشواری‌های بسیاری مواجه بوده است:    سارا (فیلیپس) رضایی:  &#171;وقتی داستان‌های آقای بهنود را می‌خوانيم، در مرحله نخست جدا از نثر شيوا و روان تاريخی او که به نظر بسیار ساده می‌آید، به هنگام ترجمه به زبانی دیگر، مثل انگليسی، مشکلات آشکار می‌شود.   علت اين امر آن است که اولا ماجرای داستان‌های آقای بهنود به يک قرن پيش ايران بازمی‌گردد؛ يعنی ايران زمان قاجاريه. زبان محاوره‌ای و کلماتی که در آن زمان به کار می‌رفته با زبانی که امروز با آن سر و کار داريم بسيار متفاوت بوده است.&#187;   هر چند که من مدت ۲۵ سال است که در انگلستان زندگی می‌کنم و تماس زيادی با ايرانی‌ها و محاوره‌های فارسی نداشته‌ام، اما سعی هميشه سعی کرده‌ام مطالعاتم در حوزه ادبيات فارسی را به روز نگه دارم. به همين دليل است که در اين زمينه آشنايی نسبی داشتم.   ضمنا به عنوان مترجم اين شانس را داشتم که به طور دایم با نويسنده در ارتباط بودم. به دليل اين ارتباط مداوم نتيجه کار بهتر شد. مايل نبودم کارم بر پايه حدس و گمان باشد.&#187;   سارا&#160;رضایی می‌گويد روزی که تصميم به ترجمه اين کتاب گرفت به فرزندان خود و به دیگر فرزندان ايرانی نسل فعلی، که بعد از سی سال دوری از وطن و فرهنگ بومی خود به دنيا آمده و بزرگ شده‌اند، فکر می کرده است.   به همين خاطر هم تصميم گرفته است ابتدا از اين مجموعه سه‌گانه &#171;خانم&#187; را، که حوادثش در دوران معاصر می‌گذرد، ترجمه کند و با اين کار، خواننده را تشويق کند تا کتاب‌های ديگر را هم دنبال کند.    سارا&#160;رضایی:  &#171;خانم داستان بسيار جذاب و پرکششی است. اما برای خواندن داستان امينه بايد خواننده با فرهنگ و تاريخ ايران آشنايی قبلی داشته باشد. به همين دليل خوانندگان با خواندن کتاب خانم تشويق می‌شوند تا کتاب سنگين‌تری مانند امينه را هم بخوانند.&#187;   دان ماريسون، روزنامه‌نگار انگليسی و نویسنده فايننشال تايمز، رمان خانم را &#171;داستانی گيرا از حوادث تاريخی تمدنی بزرگ&#187; معرفی کرده است که &#171;با آثار تاريخی ويکتور هوگو و تولستوی قابل قياس است&#187;.   پرتو نوری‌علا، شاعر و منتقد ادبی مقیم لس‌آنجلس، نیز بر این باور است که گرچه دوران رمان‌های تاريخی سپری شده است، &#171;اما خانم يک استثنا بر اين قاعده است.&#187;    پرتو نوری‌علا:  &#171;رمان تاريخی به رمان‌های قرن نوزدهم اروپا برمی‌گردد که ما در ادبيات مدرن ايران کمی ديرتر از ادبيات اروپايی به آن دست يافتيم. [در این گونه] می‌توانيم حوادث واقعی بيرونی را به شکل داستانی جذاب به خواننده ارائه کنيم. يعنی خواننده علاوه بر اين که يک حادثه تاريخی را درک می‌کند، اتفاقات پيش‌آمده رادر قالب داستان و رمان، و با کشش و جذابيت بسياری درک می‌کند.   بدون شک، در حال حاضر و در عصر جديد، دوره رمان‌های تاريخی سر آمده است. شايد يکی از دلايلش کمبود وقت و زندگی شلوغ در جامعه مدرن است. خوانندگان در فرصت محدودی که دارند قادر نيستند وقت خود را به خواندن کتاب‌های عريض و طويل تاريخی اختصاص دهند. وقتی در چنين شرايطی، اثر حجيمی مانند خانم خواننده را به خود جلب می‌کند، بايد ويژگی‌های منحصر به فردی داشته باشد.   من اصولا، در نقد ادبی، به ساختاری که بر اساس زبان استوار است اعتقاد دارم. ويژگی مهم کتاب خانم را زبان آقای بهنود می‌دانم. اصطلاحی که منطقيون در اين مورد بخصوص به کار می‌برند زبان سهل و ممتنع است؛ يعنی اين‌که در عين حال که چيزی آسان به نظر می‌رسد اما امکان تقليدش هم وجود ندارد و همه نمی‌توانند آن کار را انجام بدهند. فکر می‌کنم قلم آقای بهنود خصوصيت سهل و ممتنع را داراست؛ در کتاب خانم می‌بينيم که اصلا خواننده با پيچيدگی زبانی و لغوی مواجه نمی‌شود؛ قلم ساده است اما در عين حال متن ويژگی قلم شخص بهنود را دارد که با بسياری از قلم‌ها متفاوت است.   شيرينی، شيوايی، جذابييت و کششی که در نثر بهنود هست، خواننده را بی‌تفاوت رها نمی‌کند.&#187;   &#160;    &#160;     &#171;گزارش ويژه هفته&#187; را هر سه شنبه بعد از خبرهای ساعت ۱۹ از راديو فردا می تواند بشنويد.        در اين رشته گزارشها، همکاران و گزارشگران راديو فردا از مرز رويدادهای روز عبور کنند و به بررسی تحليلی مسائلی می پردازند که از جمله در حوزه های سياسی،&#160; اجتماعی، فرهنگی، زيست محيطی ورزشی، در اين يا در آن حد، خبرساز شده اند.      &#160;  &#160;  &#160; </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_KHANOM_Masoud_Behnoud/473098.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_KHANOM_Masoud_Behnoud/473098.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 18 Nov 2008 15:28:20 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/269F2D5B-D70A-47E5-953F-859FE24AF7DA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گنجی: همه چیز ما در خدمت سلطان است</title>
            <description>نشریه &#171;فارن افرز&#187; چاپ آمريکا در شماره اخیر خود مقاله ای با عنوان &#171;سلطان امروزین&#187; درباره قدرت و سیاست در ایران منتشر کرده است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;این مقاله ترجمه و اقتباسی است از یکی از مقالات فارسی اکبر گنجی که سال گذشته در وب سایت یک رسانه فارسی زبان خارج از ایران منتشر شده بود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;اکبر گنجی، در اين مقاله، از مدل ماکس وبر، جامعه شناس برای تعريف انواع ديکتاتوری‌ها استفاده کرده و ساختار حکومت ايران را ساختاری &#171;سلطانی&#187; خوانده است که در آن، با وجود نهادهای مختلف سياسی، یک فرد، یعنی سلطان، بر تمامی این نهادها مسلط است. او در مقاله خود، علی خامنه‌ای رهبر ایران را سلطان حکومت ایران خوانده است..نشریه &#171;فارن افرز&#187; چاپ آمريکا در شماره اخیر خود مقاله ای با عنوان &#171;سلطان امروزین&#187; درباره قدرت و سیاست در ایران منتشر کرده است.  این مقاله ترجمه و اقتباسی است از یکی از مقالات فارسی اکبر گنجی که سال گذشته در وب سایت یک رسانه فارسی زبان خارج از ایران منتشر شده بود.  اکبر گنجی، در اين مقاله، از مدل ماکس وبر، جامعه شناس، برای تعريف انواع ديکتاتوری استفاده کرده و ساختار حکومت ايران را ساختاری &#171;سلطانی&#187; خوانده است که در آن، با وجود نهادهای مختلف سياسی، یک فرد، یعنی سلطان، بر تمامی این نهادها مسلط است. او در مقاله خود، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را سلطان حکومت ایران خوانده است.    مقاله اکبر گنجی در وب سایت نشریه فارن افرز.  (رادیو فردا مسئول محتوای سایت های دیگر نیست)   این مقاله مورد توجه ديويد ميلی بند، وزير&#160;خارجه بريتانيا،  قرار گرفته است . او روز هفتم آبان ماه در وبلاگ خود خواندن این مقاله را به هر کس که می خواهد &#171;معضل ایران&#187; را بفهمد، پیشنهاد کرده و نوشته بود: &#171;نظرات احمدی نژاد نیاز به توضیح ندارد، اما ما با چالشی عمیق تر رو به رو هستیم.&#187;  رادیو فردا، با توجه به دیدگاه‌های اکبر گنجی درباره &#171;ساختار سلطانی&#187; حکومت ایران، گفت‌وگویی با او انجام داده است.  در این گفت‌وگو، علاوه بر مقاله اخیر اکبر گنجی،&#160;از او در باره دیدگاهایش نسبت به انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا و تاثیر آن بر روابط ایران و آمریکا و همچنین انتخابات ریاست جمهوری پیش روی ایران سوال کرده ایم.   رادیو فردا: آقای گنجی، شما نقش فرد را در جمهوری اسلامی ناچیز می دانید. آیا شما اعتقاد دارید که احمدی نژاد با خاتمی فرقی ندارد و مجری اوامر به گفته شما سلطان است؟    اکبر گنجی:  افراد قطعا نقش دارند و من افراد را عروسک‌های خیمه شب بازی نمی‌دانم که ساختارها آنها را هدایت کند.  من معتقدم چیزی با عنوان ساختار در جهان خارج وجود ندارد. در جهان خارج، ما با افراد و رفتارهای آنها روبه رو هستیم و مجموعه رفتارها و نهادها ساختار را تشکیل می دهند.  قطعا بین احمدی نژاد و خاتمی تفاوت‌های بسیار زیادی وجود دارد، ولی هر فردی که در ساختار نظام جمهوری اسلامی قرار می‌گیرد، در چارچوب این ساختار مجبور است با محدودیت‌هایی که وجود دارد، فعالیت کند.  آقای خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری خود به صراحت در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد که &#171;من در این نظام بیش از یک تدارکاتچی نیستم&#187;. یعنی احساس او این بود که حداکثر می تواند تدارکاتچی باشد و کالاها، اموال، منابع غذایی و بودجه لازم را برای هدایت کنندگان اصلی تهیه کند. &#160;       &#171;‌ به تعبیر من، رییس جمهور سلطانی و مجلس سلطانی و شورای شهر سلطانی درست شده است. حتی حوزه های علمی و دینی ما نیز در خدمت سلطان است.&#187;     اصلاح طلبان نیز نهادها را در این رژیم به نهادهای انتصابی و انتخابی تفکیک می‌کنند. آنها تمام نهادها را انتصابی می‌دانند و فقط سه نهاد شورای شهر، مجلس شورای اسلامی&#160; و ریاست جمهوری را انتخابی می‌دانند.  اصلاح طلبان معتقدند که انتخابات مربوط به همین نهادهای انتخابی نیز در این سه یا چهار سال اخیر متقلبانه بوده است و افرادی خاص با انواع روش‌ها، در یک انتخابات نابرابر و غیرآزاد و با تقلب به قدرت رسیده اند.  به تعبیر من در این مقاله، رییس جمهور سلطانی و مجلس سلطانی و شورای شهر سلطانی درست شده است. حتی حوزه‌های علمی و دینی ما نیز در خدمت سلطان است.  اخیرا آقای یزدی [ محمد رضا مدرس یزدی ]، عضو شورای نگهبان و رییس جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه علمیه قم، در مصاحبه ای گفته است که می‌خواهیم حوزه‌های علمیه را مطابق منویات رهبر معظم انقلاب بازسازی کنیم.   کسانی که از ایران به خارج از مرزها می‌آیند می‌گویند که با انتخاب این فرد یا آن فرد، هر چند که در اصل نظام تفاوتی به وجود نمی‌آید، اما در زندگی آنها تغییرات اساسی به وجود می‌آید. آیا این تعبیر دیگری از سخن شما است؟   این حرف با تعابیر مختلف به کار می‌رود و به دیدگاه شما بستگی دارد. دیدگاه من در این مقاله، گذار به دموکراسی است.  &#160;       &#171; دموکراسی از پایین ساخته می شود و اگر ما جامعه قدرتمندی نداشته باشیم؛ جامعه‌ای که نیروهای متکثر و متنوع بر اساس علایق و منافع و هویت های گوناگون متشکل نشوند و جامعه را قدرتمند نکنند، دموکراسی نخواهیم داشت.&#187;      وقتی از این جنبه به موضوع نگاه کنیم، می‌بینیم در حال حاضر اگر خاتمی رییس جمهور شود یا یکی دیگر از اصلاح طلبان، کمک چندانی در راستای گذار به دموکراسی نیست. &#160;   واقعیت این است که در این نظام سیاسی افراد مشخصی می‌توانند رییس جمهور شوند. کسانی که در جبهه اصلاح طلبان کاندیدای ریاست جمهوری هستند، نگران هستند که رد صلاحیت می‌شوند یا خیر، و اینکه در انتخابات تقلب می شود یا خیر.  هر کدام از اینها اگر بر فرض هم رییس جمهور شوند، تاثیری بر گذار به دموکراسی جامعه ایران نخواهد داشت.  نکته دیگر این که شما می گویید وضعیت معیشتی و اجتماعی مردم تفاوت خواهد کرد. اما واقعیت این است که سرکوب‌های اجتماعی که درحال حاضر در ایران انجام می‌شود به وسیله قوه قضاییه و نیروی انتظامی صورت می گیرد که هر دو زیر نظر رهبر هستند و رییس جمهور و مجلس هم نمی توانند از آن ممانعت کنند.   در دوره اصلاحات، علاوه بر اینها نیروهای فشار و لباس شخصی‌ها نیز فعال بودند و اکنون که به آنها نیازی نیست در حاشیه هستند. اگر دوباره یک رییس جمهور اصلاح طلب روی کار آید، علاوه بر نیروی انتظامی و قوه قضاییه، چماق داران هم دوباره فعال می شوند.   به نظر شما در انتخابات ریاست جمهوری آینده، مردم باید چکار کنند؟ آیا باید انتخابات را تحریم کنند یا به نامزدی رأی بدهند که شاید کمی بهتر از دیگران باشد؟   بر اساس شرایط امروز، پاسخ من تحریم انتخابات است ولی به این معنا نیست که فقط انتخابات را تحریم کنیم و فعالیت دیگری انجام ندهیم.  دموکراسی از پایین ساخته می شود و اگر ما جامعه قدرتمندی نداشته باشیم؛ جامعه‌ای که نیروهای متکثر و متنوع بر اساس علایق و منافع و هویت های گوناگون متشکل نشوند و جامعه را قدرتمند نکنند، دموکراسی نخواهیم داشت.  ما باید یک جنبش اجتماعی راه بیاندازیم و از همین انتخابات ریاست جمهوری نیز می‌توان برای راه اندازی جنبش اجتماعی استفاده کرد.   در پایان مقاله خود نوشته اید که سیاست های جورج بوش جنبش اصلاح طلبی را کند کرد و به تعویق انداخت. فکر می کنید سیاست های باراک اوباما به پیشرفت دموکراسی کمک می کند؟   بستگی دارد که آقای اوباما چه سیاست هایی را پیش گیرد. من در مورد او بسیار محتاطانه صحبت می کنم.  البته بین جورج بوش و باراک اوباما تفاوت بسیاری وجود دارد. ایالات متحده آمریکا، یک جامعه دموکراتیک با ساختار سیاسی مشخص است که یک فرد نمی تواند کل این سیستم را به هم بریزد.  ضمن این که حزب دموکرات همیشه در این ساختار نقش مهمی داشته است. بسیاری از تحریم هایی که علیه ایران استفاده می‌شود، توسط کنگره آمریکا و سنایی تصویب می‌شود که اکثریت آن را دموکرات‌ها در اختیار دارند.  تجربه تاریخی ما نشان می دهد که دموکرات ها بیش از جمهوری خواهان به دولت اسرائیل نزدیک بوده‌اند و مشخص می‌شود که اسراییل بیشترین نقش را در فشار بر ایران بازی می کند.  همچنین تاکید می کنم که دموکرات‌ها بیش از جمهوری خواهان به مسأله حقوق بشر اهمیت می‌دهند و اگر آقای اوباما بخواهد مسئله حقوق بشر را جدی بگیرد، چالشی به وجود می‌آید و نزاع جدیدی بین ایران و آمریکا شروع خواهد شد. البته مسأله هسته‌ای ایران هم باید به نوعی حل شود. &#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f5_akbarganji_The_Latter_Day_Sultan/472951.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f5_akbarganji_The_Latter_Day_Sultan/472951.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 13 Nov 2008 17:35:13 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EEB99144-4484-4716-A008-A4C88945C370_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ده سال، از &#171;رادیو آزادی&#187; تا &#171;رادیو فردا&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;هانا کاویانی، محمد ضرغامی، شهران طبری&lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt;&#160;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در غروبی سرد و پاییزی چون امروز سوار بر امواج کوتاه به خانه های شما آمدیم تا صاحب صدا شویم.&lt;span&gt;&#160;&#160; &lt;/span&gt;یک بار دیگر در یک برنامه ویژه&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;رادیویی، با گامهایی که هر روز راهرویی را که تحریریه را به&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;استودیو می رساند به خانه هایتان آمده ایم تا صاحب صدای شما باشیم.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در دهمین سالگرد تولد بخش فارسی رادیو اروپای آزاد-رادیو آزادی با دیروزیها از امروز می گوییم.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;  در برنامه&#160;ویژه دهمین سالروز تولد، از غروب روز جمعه، هشتم آبان ۱۳۷۷، برابر با ۳۰ اکتبر سال ۱۹۹۸، می شنویم که برای اولین بار صدای بخش فارسی &#171;راديو اروپای آزاد- رادیو آزادی&#187; از پراگ، پايتخت جمهوری چک پخش و در سراسر ایران بر روی موج کوتاه شنيده شد.&#160;            &#160; همچنین در این برنامه، حرفهای امروز و خاطرات گذشته عده ای از پایه گذاران و همکاران بخش فارسی را می شنویم. &#160;&#160;&#160;           رادیو فردا&#160;از آغاز تا امروز         &#160;        در آغاز کار،  &#160; برنامه بخش فارسی &#171;   رادیو اروپای آزاد-رادیو آزادی&#187;   ، آزمایشی و  &#160; نيم ساعته بود.این برنامه که &#171;بازتاب&#187; نام داشت، به فاصله کوتاهی با گسترش برنامه ها &#171;رادیو آزادی&#187; نامیده شد. &#160;&#160;         &#160; پخش برنامه ای این رادیو نزدیک به چهار سال، تا روز ۱۱ آذر&#160; ۱۳۸۱، ادامه و مدت برنامه ها به پنج ساعت افزایش یافت.            &#160; این رادیو، به پخش خبر، گزارش، تحليل های سياسی، بحث، مناظره، تبادل نظر و برنامه های فرهنگی می پرداخت.            &#160; در کنار این رادیو رفته رفته وبسایتی هم به همان نام بر روی شبکه جهانی اینترنت جای گرفت.      به رغم این تحول در این ده ساله، حتی یک روز هم در پخش برنامه های بخش فارسی &#171;راديو اروپای آزاد- رادیو آزادی&#187;،  &#160; وقفه ای نیفتاد.            &#160; چرا که فاصله هفده روزه را پخش برنامه های آزمایشی به سبک جدید پر کرد. &#160;  آنگاه، &#160;  از روز ۲۸ آذر ۱۳۸۱(برابر با ۱۹ دسامبر سال ۲۰۰۲) با نام جديد &#171;راديو فردا&#187; به راديويی ۲۴ ساعته بدل شد که در آغاز حدود دو سوم زمان آن را موسيقی و یک سوم بقيه آن را خبر و گزارش تشکيل می داد.          با افزايش تنوع&#160; در برنامه های خبری و گونه های موسيقی، در شش سال گذشته، در کنار راديو، &#171;وب سايت فردا&#187; نيز رشد کرد.            &#160; به طوری که امروز &#171;سايت فردا&#187; يکی از پایگاه های خبری مرجع برای دسترسی به خبرهای ايران و جهان است.&#160;          همکاران بخش فارسی &#171;راديو اروپای آزاد&#187;، چه در آغاز کار در نزدیک هفت سالی که از عمر &#171;رادیو فردا&#187; می گذرد، تلاش داشته اند که با حفظ بی طرفی و پرهيز از تبليغ ديدگاه های خاص سياسی، اقتصادی و مذهبی و دوری جويی از شايعه پراکنی و جنجال آفرینی، ضمن ارائه خبرهای موثق و تحليل های معتبر درباره رويدادهای ايران وجهان، در حد توان به روشن شدن حقيقت ياری رسانند و در راه گسترش انديشه احترام به حقوق بشر و دموکراسی بکوشند.          سرگذشت این تلاش ده ساله و دغدغه های دیروز و امروز همکاران بخش فارسی    &#171;راديو اروپای آزاد- رادیو آزادی&#187; را در این برنامه ویژه می شنوید، همچنین از پاسخ به برخی از&#160;انتقادهای&#160;شنوندگان.      اگر درباره برنامه های ما نظری دارید، آن را با شرکت در نظرخواهی وب سایت &#171;رادیو فردا&#187; با ما در میان بگذارید. &#160;     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_radio_farda/471111.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_radio_farda/471111.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 30 Oct 2008 21:20:41 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3918B1F9-1379-4CC3-B5CE-F235EAE5464B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جواهرهای پرویز تناولی در لندن درخشید </title>
            <description>خانه حراج &#171;سادبی&#187; در لندن، روز پنجشنبه آثار هنری بيش از يکصد هنرمند نقاش ايرانی و عرب را برای فروش به مزايده گذاشت. خانه حراج &#171;سادبی&#187; در لندن، روز پنجشنبه آثار هنری بيش از يکصد هنرمند نقاش ايرانی و عرب را برای فروش به مزايده گذاشت.    بيش از نيمی از اين هنرمندان، تنها از کشور ايران بودند و سايرين از کشورهای خاورميانه و شمال آفريقا.  در بين هنرمندان ايرانی، چهره های درخشانی از ايام گذشته چون پرويز تناولی، زنده رودی، احصايی، عربشاهی، پيل آرا، محصص و فرمانفرما در کنار تازه ترها چون فرهاد مشيری، شيرين نشاط، پرستو فروهر، شيشه گران، جابری، حسن زاده و بسياری ديگر ديده می شدند.    پرويز تناولی، هنرمند بدعت گذار و ارزنده ای، که هنر مجسمه سازی ايران را زنده کرد، اين بار پيش کسوت احيای رشته ديگری از هنر کهن ايرانيان شده، که به دست فراموشی سپرده شده است؛ يعنی هنر جواهر سازی.           بیشتر ببینید:       وب سایت رسمی خانه حراج &#171; سادبی&#187;          &#160;جواهرهای پرويز تناولی، شب چهارشنبه اول آبان، در ميهمانی که در خانه حراج &#171;سادبی&#187; لندن&#160;برگزار شد، بر دست و گردن زيبارويان جوانی که شيرين گيل، طراح و هنرمند ديگر ايرانی در لندن، آراسته بود، جلوه يکتا داشت.    &#171; راديو فردا&#187; درباره نمايشگاه جواهرهای پرويز تناولی در لندن، با اين هنرمند به گفت و گو پرداخته است.       راديو فردا: آقای تناولی! لطفا در مورد اين نمايشگاه جواهرها بيشتر توضيح دهيد.        پرويز تناولی:  علاوه بر آثاری که از من در خانه حراج &#171;سادبی&#187; لندن به نمايش گذاشته شده بود، چهارشنبه شب مراسم افتتاحيه نمايشگاه جواهرهای من بود که برای اولين بار در لندن به نمايش درآمد. اين جواهرها را طی ۳۰ سال گذشته طراحی کرده و ساخته ام.    &#160;البته اين نمايشگاه به مناسبت چاپ کتابی به نام &#171;جواهرهای&#160;پرويز تناولی&#187; بود که اخيرا در ايران به زبان فارسی و انگليسی چاپ شده است.      کار اصلی شما مجسمه سازی بوده است و بيشتر به عنوان يک مجسمه سازشناخته می شويد. چه طور شد که به طراحی و ساختن جواهر پرداختيد؟      اين جواهرها، در حقيقت، مجسمه های بسيار کوچکی هستند که جنبه های مصرفی دارند و می توان آنها را به دست و گردن آويخت.     اگر دقت کنيد، متوجه می شويد که اين جواهر ها&#160;همان مضامين مجسمه های مرا دارند؛ يعنی همان ييچ ها، پرنده ها، قفس ها و قفل ها هستند که در مقياس بسيار کوچکتر و با فلزات گران بها ساخته شده اند.      نام شما در تاريخ جواهرسازی، در کنار اسامی بلند آوازه ای که آثارشان در موزه ها نمايش داده می شود، مانند کارتيه و فابرژه، نوشته خواهد شد. آيا خودتان به تنهايی آثارتان را درست می کنيد يا کارگاهی داريد که شامل صنعتگرانی است؟      خودم طراح اين آثار هستم، ولی کارگاهی دارم که تعدادی از شاگردانم در آن کار می کنند. آنها طی سال ها ورزيده شده&#160; و اين صنعت را فرا گرفته اند و دستياران من هستند که در مراحل اجرايی به من کمک می کنند. يعنی بعد از اين که مدل اول را شخصا ساختم، آنها مدل های بعدی را تکثير می کنند.    بخشی از اين جواهرها را نيز در کارگاه های ونکوور کانادا ساختم که کارگاه های بسيار مجهزی هستند و طرح های مرا به اجرا در می آورند.       در آثار مجسمه سازی شما، می توان تاثيرهايی از فرهنگ، هنر، تاريخ و ادبيات ايران را ديد. آيا در اين جواهرها نيز زمينه های اصيل ايرانی را می توان يافت؟                &#171;&#160;از زمان هخامنشيان، مادها، ساسانيان وهمچنين در طول ۱۳۰۰ ساله هنرهای اسلامی، هميشه نمونه های بسيار ارزنده ای به دست هنرمندان ايرانی ساخته شده است. حيف است که اين هنر متوقف شود و ما به کار تقليد و دنباله روی از جواهرسازی غرب برويم.&#187;     پرویز تناولی&#160;&#160;      &#160;هيچ تفاوتی ميان آنها نيست. اگر به اين جواهرها دقت کنيد، متوجه می شويد که چيزی جز مجسمه های من نيستند و همان مضامين مجسمه ها در جواهرها&#160;نيز وجود دارند. در حقيقت، همان مسيری را که طی ساليان گذشته در مجسمه هايم رفته ام، در اين جواهرها نيز ادامه داده ام و از آن مسير خارج نشده ام.    متاسفانه جواهر سازی در کشور ما مهجور باقی مانده است، به خصوص جواهر سازی معاصر.    &#160;تا زمان قاجاريه، جواهرسازی ما بسيار درخشان است و صنعتگران ايرانی در تمام دوره های گذشته جواهر های&#160;درخشانی ساخته اند، ولی در ۴۰ يا ۵۰ سال اخير، هيچ هنرمند معاصری به اين کار اقدام نکرده است و صنعتگران ما فراورده های غربی را تقليد کرده اند که البته باعث تاسف است.    من خوشحالم که قدمی در اين راه برداشته شده است و اميدوارم هنرمندان ديگر نيز به اين بخش توجه کنند و به جواهرسازی که يکی از صنايع و هنرهای قديمی ايران است، بپردازند.    &#160;از زمان هخامنشيان، مادها، ساسانيان وهمچنين در طول ۱۳۰۰ ساله هنرهای اسلامی، هميشه نمونه های بسيار ارزنده ای به دست هنرمندان ايرانی ساخته شده است.    حيف است که اين هنر متوقف شود و ما به کار تقليد و دنباله روی از جواهرسازی غرب برويم.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Tanavoli/470205.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Tanavoli/470205.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 24 Oct 2008 12:49:02 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/790E9A73-BDD0-4D16-8645-7ACE847C522E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;می خواهیم با مردم ایران وارد گفت و گو شویم&#187;</title>
            <description>موسسه سلطنتی روابط خارجی بريتانيا در لندن روز ۱۱ سپتامبر به مناسبت هفتمين سالگرد فاجعه حملات تروريستی به برج های تجارت جهانی در نيويورک، ميزبان جيمز گلاسمن، معاون وزير امور خارجه آمريکا در امور ديپلماسی عمومی بود. موسسه سلطنتی روابط خارجی بريتانيا در لندن روز ۱۱ سپتامبر به مناسبت هفتمين سالگرد فاجعه حملات تروريستی به برج های تجارت جهانی در نيويورک، ميزبان جيمز گلاسمن، معاون وزير امور خارجه آمريکا در امور ديپلماسی عمومی، بود.   سخنارانی وی در این موسسه، تحت عنوان &#171;عصر جديد ديپلماسی عمومی&#187; ایراد شد.   معاون وزير امور خارجه آمريکا صحبت خود را با اشاره به سخنرانی تونی بلر، نخست وزير وقت بريتانيا، بعد از انفجار ۱۱ سپتامبر آغاز کرد که به زبان استعاره گفته بود: &#171;جهان نيازمند نظم جديدی است&#187;.   آقای گلاسمن گفت: &#171; اين نظم جديد هنوز حاصل نشده است&#187; و اسباب تنظيم آن را تبادل ايده ها و نظرات از طريق ديپلماسی پيگير، متقاعد کردن مردم و آموزش و روشنگری به جای تبادل بمب و گلوله خواند.   جيمز گلاسمن گفت: &#171;جنگ با تروريسم، بايد به جنگ ايده ها بدل گردد&#187;. اگر چه او در قسمت پرسش و پاسخ توضيح داد که شايد کلمه جنگ ايده ها نيز انتخاب مناسبی نباشد و به جای آن بايد صحبت از تقابل و تبادل ايده ها کرد.   او&#160; افزود: &#171;استراتژی امنيت ملی ما، برقراری آزادی در تمام جوانع جهان است. آزادی و دموکراسی در خارج از مرزهای ما، ضامن امنيت در داخل کشورمان است.&#187;      &#171;&#160;نظام حاکم بر ایران به جای آن که درآمد ملی را صرف پيشرفت جامعه کند، بخش عمده آن را خرج تروريست های عرب و خارجی کرده است. به علاوه، سرمايه عظيمی را برای توسعه برنامه هسته ای اختصاص داده که با مخالفت تقريبا تمام جامعه جهانی مواجه است.&#187;  جیمز گلاسمن، معاون وزیر امور خارجه آمریکا &#160;   &#160;معاون وزرات خارجه آمريکا&#160;در پاسخ به اين پرسش &#171; رادیو فردا&#187; که&#171; چگونه با توسل به ديپلماسی و گفت وگو می خواهيد ايران را قانع کنيد که برنامه غنی کردن اورانيوم را کنار بگذارد و به جامعه جهانی اطمينان دهد که هدفش از دنبال کردن برنامه هسته ای فقط صلح آميز است&#187;، گفت: &#171;آنچه ما در ديپلماسی عمومی انجام می دهيم، در واقع گفت وگو با مردم است و در اينجا روی صحبت ما با مردم ايران است. من معتقدم مردم آمريکا روابط بسيار حسنه ای با مردم ايران دارند. نظرسنجی های ما اين گفته را تاييد می کند و من مطمئنم مخاطبان شما هم با من هم عقيده اند.&#187;   وی افزود: &#171;ما با مردم ايران همدردی زيادی داريم. آنها فرهنگ و تمدن بزرگی دارند ومردمی فعال، خوش فکر و تحصيل کرده اند. اما نظامی بر آنها حاکم است که بيش از هر چيز اقتصاد آنها را از هم پاشيده است. کافی است مجسم کنيد وقتی که بهای نفت به بشکه ای بيش از ۱۰۰ دلار رسيده و کشورهای نفت خيز منطقه به نحو چشمگيری پيشرفت کرده اند، مردم ايران که با ۲۰ در صد بيکاری، تورم بالا و مشکلات ناشی از آن روبرو هستند، چه وضعيتی دارند.&#187;   جيمز گلاسمن، دليل اين وضعيت را فساد مالی، اداری و مديريتی نظام حاکم بر ايران دانست و گفت: &#171; اين نظام به جای آن که درآمد ملی را صرف پيشرفت جامعه کند، بخش عمده آن را خرج تروريست های عرب و خارجی کرده است. به علاوه، سرمايه عظيمی را برای توسعه برنامه هسته ای اختصاص داده که با مخالفت تقريبا تمام جامعه جهانی مواجه است.&#187;   معاون وزارت خارجه آمريکا اضافه کرد: &#171; آنچه ما از طريق ديپلماسی عمومی می خواهيم انجام دهيم، آن است که با مردم ايران وارد گفت وگو شويم.&#160;برای مثال از آنها بپرسيم آيا برای کشوری که صاحب ذخاير عظيم نفت و گاز است، منطقی است که چنين هزينه گزافی از سرمايه ملی اش را اين طور مصرف کند؟ ما می خواهيم از آنها بپرسيم اگر شما حق داشتند در تعيين برنامه های اقتصادی کشورتان اظهار نظر کنيد آيا همين راه را انتخاب می کرديد؟ اين نوع گفت وگوو تبادل نظر است که می خواهيم با مردم ايران داشته باشيم.&#187;   در جلسه سخنرانی آقای گلاسمن، گرداننده جلسه ضمن معرفی&#160;وی گفت: &#171;&#160;سنجش های آرا در مناطق مختلف جهان نشان مي دهد که فقط در اروپا و خاورميانه با آمريکا ضديت نشان داده مي شود.&#187;   &#171; رادیو فردا&#187; همچنین&#160;از معاون وزیر امور خارجه آمریکا&#160;پرسید:&#160;&#171;&#160;آن طور که گفته می شود مخالفت اروپايی ها با آمريکا از نوع رقابت است، اما درمورد مردم خاورميانه اين طور نيست. مثلا ۳۰ سال پيش در پی روی کار آمدن آيت الله خمينی در ايران، اولين صفتی که او در مورد آمريکا به کار برد، کلمه استعمارگر يا صفات مشابه آن نبود، بلکه کلمه عربی مستکبر يا متکبر بود که از تکبر و احساس برتری آمريکا نسبت به کشورهای منطقه شکايت داشت. آيا شما در سياست تبادل نظر با مردم خاورميانه وايران به اين نکته توجه داريد؟&#187;   وی&#160;به اين پرسش پاسخ مثبت داد و گفت: اولا معتقد است که مردم آمريکا متکبر نيستند، و افزود: &#171;اما اولين و بهترين کاری که ما برای پاسخ دادن به اين موضوع می کنيم، اين است که عده ای از مردم تمام کشورهای جهان را با مردم آمريکا رودررو قرار دهيم.&#187;   آقای گلاسمن اضافه کرد:&#171; ما هر سال از طريق برنامه های تبادل دانشجو، سمينارها و سخنرانی ها حدود ۵۰ هزار نفر از مردم سراسر جهان را به اين منظور به آمريکا دعوت می کنيم.&#187;   معاون وزارت خارجه آمريکا گفت: &#171; بسياری از اتباع آمريکا نيز به همين ترتيب به کشورهای ديگر می روند. ما می بينيم وقتی مردم کشورهای ديگر با مردم آمريکا روبرو می شوند و آنها را می شناسند، نظری کاملا متفاوت پيدا می کنند.&#187;   آقای گلاسمن افزود: &#171; آمريکا نيز مانند هر کشور دموکراتيک ديگری منافع مردم خود را دنبال می کند. شايد ما نتوانسته ايم به خوبی به ديگران نشان دهيم که در اين مورد مرتکب خطايی نمی شويم. اما شايد در اين مورد يک کوتاهی کرده باشيم، يعنی در گذشته با احترام، دقت و حوصله به حرف ها و نظرات ديگران گوش نداده باشيم. حتی اگر در آخر تصميمی بگيريم که ديگران با آن مخالف باشند، وظيفه ما اين است که با احترام به آنها گوش دهيم.&#187;   او تاکيد کرد: &#171; ما اين کار را خواهيم کرد و يکی از اهداف ما در برنامه عصر جديد ديپلماسی عمومی همين است.&#187;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_US_Glassman_Speech/464829.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_US_Glassman_Speech/464829.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 14 Sep 2008 13:41:32 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/507F7A13-1CB4-4353-B266-CE18B021A005_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسناد وزارت امور خارجه بريتانيا و جزاير سه گانه در خليج فارس</title>
            <description>وزارت امور خارجه بريتانيا هر سال اسناد و مدارک محرمانه ۳۰ سال گذشته در آرشيو خود را علنی می کند و در اختيار پژوهشگران، مورخان، روزنامه نگاران و به طور کلی، علاقمندان به بررسی اين اسناد قرار می دهد. وزارت امور خارجه بريتانيا هر سال اسناد و مدارک محرمانه ۳۰ سال گذشته در آرشيو خود را علنی می کند و در اختيار پژوهشگران، مورخان، روزنامه نگاران و به طور کلی، علاقمندان به بررسی اين اسناد قرار می دهد.   در سال ۲۰۰۱ ، يعنی هفت سال پيش، اسناد مربوط به مذاکرات ايران و بريتانيا بر سر بازگرداندن حاکميت سه جزيره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که در سال ۱۹۷۱ انجام گرفته بود، ‌می بايست علنی می شد، اما وزارت امور خارجه بريتانيا به علت حساس بودن موضوع، انتشار آن را ۱۰ سال به تعويق انداخت.   دکتر مجيد تفرشی، پژوهشگر تاريخ در لندن، اين تصميم وزارت امور خارجه بريتانيا را به چالش گرفت و موفق شد به اين اسناد دسترسی پيدا کند و از آنها نسخه بردارد.   او در اين باره، مطلبی را در شماره تابستان مجله &#171;شهروند&#187; در ايران منتشر کرده است.   به همين مناسبت، دکتر مجيد تفرشی، ميهمان گفت وگوی ويژه اين هفته راديو فردا است.     رادیو فردا: آقای تفرشی! چگونگی دسترسی به اين اسناد را توضيح دهيد.     دکتر مجيد تفرشی: &#160;مطابق سنت آرشيو و قوانين موجود در بريتانيا، اسناد تاريخی معمولا بعد از ۳۰ سال تمام از توليدشان آزاد می شوند.   يعنی اولين روز سال جديدی که از توليد آن ۳۰ سال تمام گذشته باشد. اسناد مربوط به اعاده حاکميت جزاير سه گانه به ايران بايد در پايان سال ۲۰۰۱ و آغاز سال ۲۰۰۲ آزاد می شد، زيرا در سال ۱۹۷۱ اتفاق افتاده است.&#160; بنابراين بايد در اولين روز کاری سال ۲۰۰۲ طبق قانون آزاد می شد.   وقتی من و شايد ديگران برای دسترسی به اين اسناد مراجعه کرديم، اعلام شد که چون اين اسناد حساس هستند و موضوع تمام نشده، ممکن است انتشار اين اسناد کفه ترازو را به نفع يکی از طرفين دعوا سنگين کند. لذا اين اسناد حداقل تا ۱۰ سال ديگر آزاد نمی شود.   به نظر من، اين ادعای بی جايی بود و از همان زمان به تدريج يک شکايت حقوقی را آغاز کردم و به خصوص بعد از تصويب قانون آزادی دسترسی به اطلاعات در حکومت آقای تونی بلر، تلاش خود را تشديد کردم و موفق شدم با نامه نگاری های مختلف اجازه استفاده از حدود ۳۵۰۰ صفحه از اين اسناد را بگيرم که دو ماه پيش اين اسناد در اختيار من قرار داده شد.   البته اين اسناد هنوز هم برای عموم آزاد نشده است. من از همه آنها عکسبرداری کرده ام و اميدوارم به زودی و ظرف يک ماه آينده برای عموم نيز آزاد شود.   در اين اسناد، صحبت از اين است که شيوخ جزاير، رؤسای دزدان دريايی بوده اند. اما تا پيش از تنظيم قوانين بين الملل و تعيين حاکميت جزاير، در اکثر نقاط جهان دزدان دريايی حاکم درياها بودند.   در ضمن، بر طبق اين اسناد، شيوخ سه جزيره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک تا پيش از سال ۱۸۲۰ به ايران خراج می داده اند و در بندر لنگه ايران سکونت داشتند.    آيا از نظر حقوقی، اين مسئله حق حاکميت ايران را بر سه جزيره ثابت نمی کند؟ بر اساس قوانين بين المللی حق و حقوق ايران چگونه تعريف شده است؟       در اواخر قرن نوزدهم و در سال ۱۸۸۶،&#160; مساحان يا نقشه کش های وزارت درياداری بريتانيا، غير از امور دريايی، مسئوليت امنيتی و خارجی کشور بريتانيا را برعهده داشتند و به خصوص در خليج فارس مستقر بودند، نقشه بسيار ريز و دقيقی را در سال ۱۸۸۶ تهيه کردند که در اين نقشه به طور کامل و با رنگ مشخص قلمرو ايران، سه جزيره متعلق به ايران شناسانده و تصريح شده است.  دکتر مجید تفرشی&#160; &#160;   اينجا دو مسئله وجود دارد، تا قبل از ۱۸۲۰ شيوخ اين سه جزيره که به قواسم معروف بودند که همان قاسمی ها هستند، به طور کامل، اگر دولت های مرکزی ايران مقتدر بودند، به حکومت مرکزی و اگر حکومت محلی قوی بودند، مانند حکومت لنگه به حکومت محلی خراج می دادند و تحت الحمايه و تحت فرمان آنها بودند.   در مواردی هم اگر زورشان می رسيد، ياغی و دزد دريايی بودند که از فرمان دولت مرکزی سرپيچی می کردند. ولی در هر صورت، اگر فرمانبری وجود داشته، اينها تابع دولت ايران بوده اند و استقلالی به مفهوم امروز اصلا وجود نداشته است.   از سال ۱۸۲۰ تا سال ۱۹۷۱، اين شيوخ به تناوب تحت الحمايه دولت بريتانيا و دولت ايران بوده اند.   يکی از مواردی که مورخان بريتانيايی و به خصوص مورخين عرب از طرح آن پرهيز می کنند، مسئله ريشه و تبار شيوخ قواسم است که بيشتر اينها به صفحات جنوبی ايران باز می گردد و وابستگی اشان به ايران کاملا آشکار است.    شما در گزارش خود از نقشه مشهوری صحبت می کنيد که در سال ۱۸۸۸ از سوی ملکه ويکتوريا به ناصرالدين شاه پادشاه وقت ايران هديه داده شده بود. اهميت اين نقشه برای اثبات حاکميت ايران بر سه جزيره چيست؟    مسئله نقشه های تاريخی در اثبات قلمرو و مرزهای کشورها امری انکار نشدنی است و ارزش حقوقی دارد و در هر دادگاهی قابل استناد است.   در اواخر قرن نوزدهم و در سال ۱۸۸۶،&#160; مساحان يا نقشه کش های وزارت درياداری بريتانيا، غير از امور دريايی، مسئوليت امنيتی و خارجی کشور بريتانيا را برعهده داشتند و به خصوص در خليج فارس مستقر بودند، نقشه بسيار ريز و دقيقی را در سال ۱۸۸۶ تهيه کردند که در اين نقشه به طور کامل و با رنگ مشخص قلمرو ايران، سه جزيره متعلق به ايران شناسانده و تصريح شده است.   اين نقشه دو سال بعد توسط ملکه ويکتوريا به واسطه لرد سالزبوری به دربار ناصرالدين شاه هديه می شود و ناصرالدين شاه بلافاصله وقتی نقشه را می بيند، متوجه اين نکته می شود و در مکاتبات بعدی خود به همين نقشه استناد می کند که شما خودتان اذعان داريد اين جزاير متعلق به ايران است.   بعد که اين مسئله مرتب در مکاتبات ايران تکرار می شود، لرد سالزبوری در مکاتبات بعدی اش می گويد اعطای اين نقشه به ايران و بهره برداری ايران از آن به من ياد داد هرگز به هيچ دولت خارجی نقشه اهدا نکنم.   دعوا بر سر سه جزيره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در دوران معاصر از زمانی شروع می شود که در سال ۱۹۶۸ نيروهای نظامی بريتانيا شروع به خارج شدن از خليج فارس کردند.    طبق گزارش شما، محمد رضا شاه پهلوی، پادشاه سابق ايران، برای بازگرداندن اين جزاير تلاش زيادی کرد و مصمم بود آنها را به ايران بازگرداند. موانعی که در اين اسناد نشان داده شده اند، کدامند؟     تا سال ۱۹۰۳ که نيروهای نظامی دولت بريتانيا جزاير سه گانه را اشغال نکرده بودند، جزاير به مدت طولانی و به طور کامل در اختيار ايران بودند.   در ابتدای سلطنت مظفرالدين شاه، به دليل ضعف دولت مرکزی و غفلت صورت گرفته، بريتانيا نيروهای خود را در اين سه جزيره مستقر کرد و وضعيت تا سال ۱۹۷۱ به همين صورت ماند.   در سال ۱۹۶۸ ، دولت بريتانيا برای اولين بار تصميم گرفت نيروهای خود را از خليج فارس خارج کند و به امارات موجود در آنجا که تحت الحمايه خودش بودند، استقلال بدهد.   نکته ای که حتما بايد توجه کرد، اين است که در طول سال هايی که اين جزاير در اشغال نيروهای غير ايرانی بودند، هيچ دولت و دولتمرد ايرانی اين اشغال را به رسميت نشناخت و نپذيرفت که اين جزاير متعلق به ايران نيست.      روز ۱۰ نوامبر۱۹۷۱ در کاخ بابلسر، مذاکراتی بين سفير وقت بريتانيا و شاه برگزار شد که البته آقای زاهدی هم در مذاکرات حضور داشت. موضوع اين مذاکرات، بازگرداندن حاکميت جزاير سه گانه به ايران بود، يعنی در ابوموسی به نوعی حاکميت مشاع باشد، به عبارت ديگر، حاکميت نظامی به طور کامل به ايران تعلق گيرد و حاکميت در مراکز غير نظامی به طور مشترک بين ايران و امارات باشد، ولی ايران همچنان تفوق بر امور حساس نظامی و غير نظامی داشته باشد، ولی شارجه ای ها هم در ابوموسی باشند.  دکتر مجید تفرشی &#160;   چه در دولت ضعيف مظفرالدين شاه و چه در اغتشاشات بعد از آن، تا زمان حکومت رضا شاه.   در دوره رضا شاه و محمدرضا شاه، همه رجال ايرانی اعم از شاه و نخست وزيران، همواره تاکيد داشتند که اين جزاير متعلق به ايران است و اشغال شده و بايد هر چه زودتر به ايران بازگردد.   به خصوص در دوره رضاشاه، تيمورتاش تا آنجا که در توان داشت، برای بازگرداندن حاکميت اين جزاير به ايران بسيار تلاش کرد.   در همين رابطه، اردشير زاهدی، وزير امور خارجه ايران در سال ۱۹۷۱ ، نيز به شدت از منافع ايران دفاع می کرد. به طوری که بريتانيا گفته بود با کنار رفتن او مذاکره با ايران آسان تر خواهد شد.   وقتی مسئله بحرين پيش آمد و به دلايل مختلفی ايران مجبور شد از حاکميت خود بر بحرين چشم پوشی کند، شاه به اين نتيجه رسيد که بايد به نوعی در برابر مسئله بحرين دست به کاری بزند.   مسئله جزاير سه گانه، مسئله ای بود که شخص محمدرضا شاه تصميم گرفت که هرگز مماشات نکند و هيچ امتيازی ندهد.   صرف نظر از محمد رضاشاه، رجال و سياست گذاران ايران نيز در اين موضوع اتفاق نظر داشتند.   به ويژه وزير وقت امور خارجه ايران، آقای اردشير زاهدی، که در آن زمان به شدت بر اين مسئله پافشاری داشت و بدون هيچ ظاهرسازی در بازگرداندن اين جزاير به ايران تلاش می کرد و حتی مواضع او با مواضع عباس هويدا درگيری پيدا می کرد و از خود شاه در اين مسئله تندتر عمل می کرد.   &#160;در اين اسناد می بينيم که هر گاه شاه نرمشی درمذاکره با انگليس ها به خرج می دهد، اردشير زاهدی خوشش نمی آيد.   &#160;به نظر من، آقای زاهدی يکی از کسانی است که در اين ماجرا تلاش بسياری کرد که اين سه جزيره به ايران بازگردند.    محمدرضاشاه بالاخره در مذاکرات در کاخ بابلسر در مورد اين سه جزيره با بريتانيا به توافق رسيد و در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱، يعنی يک روز پيش از اعلام رسمی تاسيس دولت امارات متحده عربی، نيروهای ايران به طور کامل در سه جزيره مستقر شدند. بر اساس اين اسناد، مذاکرات بابلسر و پيامدهای آن چه بود؟    روز ۱۰ نوامبر۱۹۷۱ در کاخ بابلسر، مذاکراتی بين سفير وقت بريتانيا و شاه برگزار شد که البته آقای زاهدی هم در مذاکرات حضور داشت.   موضوع اين مذاکرات، بازگرداندن حاکميت جزاير سه گانه به ايران بود، يعنی در ابوموسی به نوعی حاکميت مشاع باشد، به عبارت ديگر، حاکميت نظامی به طور کامل به ايران تعلق گيرد و حاکميت در مراکز غير نظامی به طور مشترک بين ايران و امارات باشد، ولی ايران همچنان تفوق بر امور حساس نظامی و غير نظامی داشته باشد، ولی شارجه ای ها هم در ابوموسی باشند.   بر سر اين مسائل توافق کامل شد و بر سر حضور نيروهای نظامی ايران در جزاير سه گانه و استقبال نمايندگان شيوخ رأس الخيمه و شارجه از آنها و اعلام پذيرش از سوی شيوخ در قراردادی که با شاه منعقد می شود، زمان بندی صورت گرفت و دقيقا مشخص شد.   بر اساس اين اسناد، هيچ ترديدی در پذيرش مسالمت جويانه حاکميت ايران بر جزاير توسط شيوخ امارات وجود ندارد.    با بررسی اين اسناد، نتيجه گيری شما از وضعيت کنونی اين جزاير چيست؟    دولت ها و حکومت های ايران در دو قرن اخير فراز و نشيب های بسياری داشتند؛ قوی بودند يا ضعيف، و يا روابط خوبی با ساير کشورها داشتند و يا روابط بد.   نکته ای را بر اساس اين اسناد می توان به آن رسيد و اصل فرض کرد، اين است که مسئله جزاير سه گانه به طرز عجيبی با حاکميت و منافع ملی ايران گره خورده است و هيچ دولتی در ايران نمی تواند از حاکميت کشور خود بر اين جزاير صرف نظر کند؛ چه بخواهد و چه نخواهد. بنابراين مسئله جزاير عليه منافع ايران غير ممکن است که حل شود.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_majidi_island_persian/464387.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_majidi_island_persian/464387.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 10 Sep 2008 19:39:02 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1AB26F21-64C3-4382-A93F-194BC152ED6B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> سفر رايس به ليبی: &#171;سرمشقی برای روابط ايران و آمريکا ؟&#187;</title>
            <description>وزير امور خارجه آمريکا روز جمعه، برای ديدار با معمر قذافی، رهبر ليبی وارد اين کشور می شود. اين ديدار اولين ملاقات يک مقام بلند پايه آمريکا از ليبی در نيم قرن اخير است. وزير امور خارجه آمريکا روز جمعه، برای ديدار با معمر قذافی، رهبر ليبی وارد اين کشور شد. اين ديدار اولين ملاقات يک مقام بلند پايه آمريکا از ليبی در نيم قرن اخير است.    مقامات آمريکایی اين سفر را تاريخی دانسته و آن را مهم توصيف کرده اند.    سفر کاندوليزا رايس به ليبی که&#160; روز جمعه ۱۵ شهريور ماه انجام شد، بخشی از سفر به آفريقای شمالی و ملاقات با مقامات الجزيره، مراکش و تونس است.    ملاقات کاندوليزا رايس با مقامات ليبی، اولين ملاقات يک وزير امور خارجه آمريکا از اين کشور از سال ۱۹۵۳ است.    در آن سال جان فوستر، وزير امور خارجه دولت&#160; آيزنهاور به ليبی سفر کرده بود. پس از آن سفر ريچارد نيکسون، معاون رييس جمهوری وقت آمريکا، به ليبی در سال ۱۹۵۷ آخرين سفر يک مقام بلند پايه دولت آمريکا به ليبی بود.    راديو فردا در اين رابطه با دانيل سريبنی، ديپلمات عالی رتبه آمريکا در لندن، گفت وگو کرده است.      &#171;سرمشقی برای دیگر کشورها&#187;      دانيل سريبنی در پاسخ به اين پرسش که اهميت اين سفر در درجه اول چيست، می گويد: &#171; اين سفر همانطور که گفتيد سفری تاريخی است و اولين سفر وزير خارجه آمريکا طی ۵۵ سال گذشته به ليبی است. اين سفر از دو جهت اهميت دارد، يکی از جهت عادی شدن رابطه دو کشور و اين که اکنون آمريکا و کشورهای ديگر می توانند بر سر بسياری از مسائل مشترک در منطقه با ليبی همکاری کنند. نکته دوم که اهميت بسيار دارد و می تواند نمونه و سرمشقی در مسائل ديپلماتيک باشد، اين است که ديپلماسی صبورانه و پيگيرانه از سوی آمريکا و ساير کشورها در مقابل کشوری که از تروريسم حمايت می کرد و در پی توليد سلاح های تخريب توده ای بود، مؤثر واقع شده است.&#187;         &#171; اين رهبری کنونی ايران است که از ايجاد اين ارتباط جلوگيری می کند. وزير خارجه آمريکا گفته است به محض اين که ايران پيشنهاد کشورهای ۱+۵ را بپذيرد، او حاضر است با مقامات ايران در هر کجا که آنها بخواهند چه در تهران و چه در جای ديگر ملاقات کند.&#187;&#160;&#160;     دانيل سريبنی، ديپلمات عالی رتبه آمريکا در لندن،&#160;&#160;       وی می افزايد: &#171; به علاوه اين تجديد رابطه، سرمشقی است برای کشورهای ديگر که ببينند وقتی کشوری تغيير روش می دهد و نشان می دهد که حاضر است برنامه توليد سلاح های تخريب جمعی خود را کنار گذارد، چطور از منافع مهمی که اين تغيير روش به همراه می آورد برخوردار خواهد شد.&#187;     آقای سريبنی در پاسخ به پرسشی که ممکن است برای برخی اصلاح طلبان ايران پيش می آيد، مبنی بر اين که چرا آمريکا همين سياست گفت وگوی آهسته و پيوسته را با ايران زمان آقای خاتمی در پيش نگرفت، توضيح می دهد: &#171; من فکر می کنم نمونه ليبی درس متفاوتی را می آموزد. آن چه در ليبی رخ داد، اين است که تنها آمريکا نبود که با ليبی وارد گفت وگو شد، بلکه تمام کشورها چه مستقيم و چه از طريق قطعنامه های سازمان ملل به ليبی هشدار دادند. اما مهمتر از همه آن است که از پنج سال پيش تا کنون اين ليبی بود که نه تنها در حرف بلکه در عمل نشان داد که حاضر است به خواست های جامعه جهانی گردن نهد و با رفتاری پيگير و پيوسته اعتماد جامعه جهانی را کسب کرد.&#187;       &#171;ایران خواست جهانی را نادیده می گیرد&#187;      آقای سريبنی در ادامه می افزايد: &#171;همين قضيه درمورد ايران نيز صادق است و مسئله فقط بين ايران و آمريکا نيست. اين ايران است که خواست آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه، چين و ساير کشورهای جامعه جهانی را ناديده می گيرد&#187;.    وی اضافه می کند:&#171; وقتی گروه ۱+۵ راه های مختلف از جمله برخورداری از امکانات کامل انرژی هسته ای را در برابر ايران قرار دادند، ايران با آنها به توافق نرسيد. چنين توافقی فقط به نفع جامعه جهانی نيست بلکه ايران نيز از آن بهره مند خواهد شد.&#187;     دانيل سريبنی به اين پرسش که آيا فکر می کنيد در حال حاضر سياست مشابهی از سوی آمريکا با ايران در پيش گرفته شود، چنين پاسخ می دهد: &#171; فکر می کنم يک سلسله اقدامات برای تعامل و گفت وگو با ايران در پيش گرفته شده است. نمايندگان اروپا و همچنين نماينده ارشد آمريکا با ايران وارد مذاکره شدند و اين نشانه روشنی از تعهد ما به سياست کشورهای ۱+۵ است. اما اگر ايران پاسخ روشنی به اين سياست ندهد، ما نيز حاضر نيستيم ساکت بنشينيم و مسلما قدم های بعدی در برابر ايران برداشته خواهد شد.&#187;     وی در پاسخ به اين پرسش که آيا می توانيم درآينده نزديک وزير خارجه آمريکا را در سفر تهران مجسم کنيم، می گويد: &#171;ما از صميم قلب خواهان ديدن چنين روزی هستيم. آن چه بين ليبی و آمريکا رخ داد، بين ايران و آمريکا هم می تواند صورت گيرد&#187;.    وی اضافه می کند:&#171; ما در موقعيت های گوناگون و از سوی مقام های مختلف کشورمان، از رييس جمهور گرفته تا سايرين گفته ايم که هيچ خصومتی با مردم ايران نداريم . ما به آنها احترام می گذاريم و فرهنگ و تاريخ ايران را تحسين می کنيم و می خواهيم با ايران رابطه خوبی داشته باشيم.&#187;    دانيل سريبنی می افزايد: &#171; اين رهبری کنونی ايران است که از ايجاد اين ارتباط جلوگيری می کند. وزير خارجه آمريکا گفته است به محض اين که ايران پيشنهاد کشورهای ۱+۵ را بپذيرد، او حاضر است با مقامات ايران در هر کجا که آنها بخواهند چه در تهران و چه در جای ديگر ملاقات کند.&#187;&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_rice_libya/463780.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_rice_libya/463780.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 05 Sep 2008 19:39:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BDF65AED-43F8-4287-98E9-79769391C5DE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اکبر گنجی: اپوزيسيون اصلا وجود خارجی ندارد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;راديو فردا: آقای گنجی! اخيرا &#171;راه دمکراسی&#187;، اولين کتاب شما به زبان انگليسی٬ منتشر شده و توجه زيادی را جلب کرده است. پيش از هر چيز٬ ممکن است خلاصه ای از نظرات خود را در اين کتاب بيان کنيد؟&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اکبر گنجی: در اين کتاب که در مورد مسائل زنان است٬ به طور مشخص تبعيض ها و مسائلی که برای زنان در ايران اتفاق می افتد، بحث شده است. درباره مبانی نظری جنبش اصلاح طلبی و مبارزات غير خشونت آميز بحث شده. در مورد روابط اسلام و غرب٬ که يکی از چالش های بسيار مهم کنونی جهان اسلام و دنيای غرب است٬ بحث شده و سعی شده که راجع به اين (مسائل) نظريه پردازی شود و در مورد بحث حقوق بشر به طور اخص بحث شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;              اکبر گنجی، روزنامه نگار و فعال سیاسی اخیرا کتابی به زبان انگلیسی نوشته است با عنوان &#171;راه دمکراسی در ایران.&#187; اکبر گنجی در این کتاب بار دیگر به ایده های سابق خود باز می گردد که انقلاب در ایران پر هزینه و بدون فایده است و راه اصلاحات تنها با مبارزه پیگیر، تدریجی و غیر خشونت آمیز میسر است.         اکبر گنجی در سال هایی که محمد خاتمی، رییس جمهوری اسلامی ایران بر سر کار بود و به &#171;دوران اصلاحات&#187; معروف شده است از نویسندگان روزنامه های موسوم به دوم خردادی بود که در آن به نقد سیاست های محافظه کاران و &#171;اقتدارگرایان&#187; می پرداخت.        نوشته های وی سبب شد تا پس از چندین بار بازداشت سرانجام به زندان محکوم و تمام شش سال دوران محکومیت خود را در حبس به سر برد.        کتاب &#171;راه دمکراسی در ایران&#187; که توسط انتشارات بوستون ریویو منتشر شده است با استقبال گرم صاحبنظران و استادان سرشناس دانشگاه های آمریکا روبرو شده است. در همین زمینه رادیو فردا در گفت و گو با اکبر گنجی، در باره کتاب تازه اش و مسائلی که در آن مطرح شده، با وی گفت و گو کرده است.            راديو فردا: آقای گنجی! اخيرا &#171;راه دمکراسی&#187;، اولين کتاب شما به زبان انگليسی٬ منتشر شده و توجه زيادی را جلب کرده است. پيش از هر چيز٬ ممکن است خلاصه ای از نظرات خود را در اين کتاب بيان کنيد؟            اکبر گنجی:  در اين کتاب که در مورد مسائل زنان است٬ به طور مشخص تبعيض ها و مسائلی که برای زنان در ايران اتفاق می افتد، بحث شده است. درباره مبانی نظری جنبش اصلاح طلبی و مبارزات غير خشونت آميز بحث شده. در مورد روابط اسلام و غرب٬ که يکی از چالش های بسيار مهم کنونی جهان اسلام و دنيای غرب است٬ بحث شده و سعی شده که راجع به اين (مسائل) نظريه پردازی شود و در مورد بحث حقوق بشر به طور اخص بحث شده است.        سعی کرديم که ديدگاه های مختل در باره آزادی٬ دمکراسی٬ روابط ايران و غرب را خيلی فشرده٬ در اين کتاب به بحث بگذاريم٬ چون ناشرم کتاب های کوچک منتشر می کند و از بنده خواسته بود که حجم کتاب بسيار کم باشد.          يکی از مسائلی که در اين کتاب مطرح کرده ايد٬ اين است که &#171;برای تشکيل حکومت دمکراتيک٬ احتياج به جامعه دمکراتيک است و مردم بايد فرهنگ دمکراتيک پيدا کنند.&#187; بعضی افراد می گويند که اين مسئله &#171;مرغ و تخم مرغ&#187; می شود٬ برای اينکه٬ تا وقتی حکومتی نخواهد دمکراتيک باشد٬ برای مردم٬ امکانات کسب فرهنگ دمکراتيک٬ پيش نمی آيد. پاسخ شما به اين موضوع چيست؟          صورت ابتدايی اين مسئله همين است که شما ذکر کرديد٬ يعنی مانند مرغ و تخم مرغ در می آيد. گويی می گوئيم که٬ تا زمانی که همه مردم فرهنگ دمکراتيک پيدا نکنند٬ نظام دمکراتيک شکل نمی گيرد و از طرف ديگر٬ اگر نظامی دمکراتيک نباشد٬ اجازه نمی دهد که چنين فرهنگی شکل گيرد.        ولی اين سخن دقيق می شود٬ به اين صورت که٬ برای تشکيل نظام دمکراتيک٬ اجماع اليت (نخبگان) بر سر دمکراسی لازم است٬ يعنی معنای دقيق آن جمله اين است و نخبگان يک جامعه٬ اليت يک جامعه٬ بايد اجماع داشته باشند بر سر دمکراسی٬ به عنوان حلال مشکلات و داور نزاع ها.               &#171;آن چيزی که در مورد دولت ايالات متحده٬ بنده مدعی شدم٬ اين است که اساسا در عمل٬ حمايتی نبوده که از جنبش دمکراسی خواهی ايران صورت گرفته باشد و آن چيزهايی هم که ادعا شده٬ ادعاهای بدون مبنا است و فقط يک سری الفاظی به کار رفته٬ که آن الفاظ٬ بيش از اين که سودی داشته باشد٬ برای جنبش دمکراسی خواه ايران٬ زيان در پی داشته است.&#187;        اکبر گنجی، فعال سیاسی       اين يکی از پيش شرط های مهم ايجاد نظام دمکراتيک است٬ که اگر حاصل شود و بعد نظام دمکراتيک شکل گيرد٬ اين نظام طبعا فرهنگ دمکراسی را در جامعه گسترش خواهد داد و رفته رفته تعداد بيشتر و بيشتری از مردم جامعه دارای فرهنگ دمکراتيک خواهند شد.           کتاب شما توجه بسياری از دانشگاهيان و روشنفکران مسائل سياسی و اجتماعی را به خود جلب کرده و آنان سخنان تحسين آميزی در مورد نظرات شما ابراز کرده اند. آيا به همين ميزان هم٬ مورد اقبال محافل سياسی و يا حتی سياستمداران٬ قرار گرفته است؟          شخصا اطلاعی ندارم. آن چيزی را هم که برخی از متفکرين به نام جهان٬ درباره اين کتاب گفته اند٬ از سوی ناشر مطلع شدم. يعنی ناشر٬ اين ها را بر روی وب سايت خود قرار داده و برای بنده هم فرستاده است. طبعا ناشری که کتابی منتشر می کند٬ برای تعداد زيادی از افراد کتاب را ارسال می کند و از نظرات آنها مطلع می شود. تاکنون من از نظريه ديگری٬ جز آنچه که روی وب سايت آمده٬ اطلاعی ندارم.          آقای گنجی٬ شما در کتاب خود از آمريکا انتقاد کرده ايد که &#171;چرا از اصلاح طلب ها و يا ساير دمکراسی خواه ها٬ آشکارا حمايت می کند&#187; و می گوييد که اين رفتار آمريکا٬ باعث می شود بهانه ای به جمهوری اسلامی برای سرکوب دمکراسی خواهان بدهد و آنها را آمريکايی و غربی بخواند.            فکر می کنيد٬ صريح بودن و شفاف بودن٬ يکی از اصول دمکراسی نيست و آيا نظام هايی که به دنبال برچسب زدن به دمکراسی خواهان هستند٬ به هر حال بهانه ای پيدا نمی کنند؟ &#160;            هر دو نکته درست است. هم شفافيت يکی از ارکان دمکراسی است٬ که هر چقدر يک نظام شفاف تر باشد٬ آن نظام دمکرات تر است و از سوی ديگر٬ اتهام زنی های بلا دليل٬ يکی از ارکان نظام های غير دمکراتيک و سرکوبگر است٬ تا اينجا توافق داريم.        آن چيزی که در مورد دولت ايالات متحده٬ بنده مدعی شدم٬ اين است که اساسا در عمل٬ حمايتی نبوده که از جنبش دمکراسی خواهی ايران صورت گرفته باشد و آن چيزهايی هم که ادعا شده٬ ادعاهای بدون مبنا است و فقط يک سری الفاظی به کار رفته٬ که آن الفاظ٬ بيش از اين که سودی داشته باشد٬ برای جنبش دمکراسی خواه ايران٬ زيان در پی داشته است.        سخن من اين است، که واقعا اين نبوده که جنبش دمکراسی خواهی و اصلاح طلبی ايران مورد حمايت دولت آمريکا باشد٬ بلکه ادعاهايی بيان می شده که آن ادعاها به زيان اين جنبش بوده و راجع به اين می توانم مشروح تر هم صحبت کنم.          فکر می کنيد٬ نظرات شما در اين کتاب٬ بتواند گروه های مختلف و گاه متخاصم اپوزيسيون ايران را٬ به همکاری دمکراتيک متقاعد کند و به آنها بقبولاند که يکی از شروط تشکيل جامعه دمکراتيک٬ همکاری گروه های مخالف برای تشکيل چنين جامعه ای٬ با حفظ اختلافات٬ است؟           نيروهای مخالف با نظام حاکم بر ايران٬ برای اتحاد٬ لزوما نيازی به بحث هايی که در اين کتاب آمده٬ ندارند. واقعيت اين است که اين نيروها به شدت پراکنده هستند و در عمل کار چندانی از سوی آنها صورت نمی گيرد.        جبر واقعيت٬ خواه ناخواه٬ اين نيروها را به هم نزديک خواهد کرد٬ به خاطر اين که اين نيروها اگر همگی هم با هم متحد شوند٬ بازهم بسيار ضعيف هستند٬ چه رسد به اينکه بخواهند متشتت باشند و عليه هم کار کنند٬ به جای اين که در يک جنبش واحد٬ بخواهند کار مشترکی صورت بدهند.        آن چيزی که الان هست٬ صرفا ادعا است٬ ادعای اين که اپوزيسيون وجود دارد٬ ولی واقعيت مطلب اين است که٬ اپوزيسيونی که منتهی به عمل شود٬ اصلا وجود خارجی ندارد.        </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Ganji_book_opposition_action/463560.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Ganji_book_opposition_action/463560.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 04 Sep 2008 12:32:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CBAC0A26-83A8-4D37-AB17-3EE6FEC68CCF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آن لمبتون، ايران شناس بريتانيايی؛ از سفارت تا پژوهش</title>
            <description>پروفسور ان لَمبتون ايران شناس ارشد بريتانيايی در پايان تيرماه، در دهه دهم از عمر خود، در انگلستان درگذشت پروفسور&#160;آن لمبتون، يکی از ايران شناسان برجسته بريتانيايی که در سياست خارجی اين کشور در قبال ايران نيز نقش فعالی داشت، روز شنبه ۱۹ ژوئيه در سن ۹۶ سالگی در یکی از شهرهای استان&#160;&#171;نورث تمبرلند&#187; در انگلستان درگذشت.     خانم لمبتون&#160; در اوايل قرن بيستم در ايران زندگی و تحقيق می کرد و&#160;کتاب معروف &#171;مالک و زارع در ايران&#187;&#160;او&#160;منبع اصلی بسياری از تحقيقات کارشناسان اقتصاد سياسی ايران و ايران شناسان بود.    بسياری از دانشجويان و استادان دانشگاه های ايران، اين اثر خانم لمبتون را از طريق ترجمه منوچهر اميری از اين کتاب می شناسند.&#160;    &#160;پروفسور لمبتون که از اشراف انگليس بود، تا پيش از بازنشستگی استاد دانشکده مطالعات شرقی و آفريقايی دانشگاه لندن، معروف به &#171;سواز&#187; بود.     خانم آن لمبتون، که دوستانش او را نانسی می خواندند، به غير از يک ازدواج مصلحتی در ايران هيچ گاه ازدواج نکرد. او از خانواده های اشراف بريتانيا بود و پدرش جورج لمبتون ارل دوم، شهردار بود. اما خود او در نهايت سادگی زيست و به تجملات اعتنايی نداشت.    او در ۱۶ سالگی به خاورميانه علاقمند شد و دنيسون راس، مدير وقت مدرسه السنه شرقی لندن، که امروز به دانشکده مطالعات شرقی و آفريقايی دانشگاه لندن يا سواز مشهور است، او را تشويق کرد که در آنجا به تحصيل بپردازد.          &#171; خانم لمبتون به خاطر آگاهی و شناخت زياد نسبت به زبان فارسی، اجتماع ايران و قبايل و روستاها، نظراتش مورد تحسين قرار می گرفت و در مواردی دانايی بسيار او انسان را مقهور می کرد ولی نمی توانم بگويم آدم بسيار دوست داشتنی بود.&#160;من هرگز هوس نکردم با خانم لمبتون بنشينم و چای بخورم.&#187;     بيژن گلشاييان         ديدار&#160;در خرم آباد      خانم لمبتون در سال ۱۹۳۴ و در سن ۲۲ سالگی برای اولين بار به ايران سفر کرد.    مهندس بيژن گلشاييان که در آن هنگام کودک خردسالی بود گوشه ای از اين سفر را به خاطر دارد و در اين رابطه به  راديو فردا  می گويد: &#171; اولين بار که خانم لمبتون را ديدم، کودک خردسال شش يا هفت ساله ای بودم و پدرم در خرم آباد لرستان مأموريت نظامی داشت. يک روز گفت که يک خانم انگليسی که کارمند سفارت است، آمده و می خواهد در روستاها تحقيق کند.&#187;     وی می افزاید: &#171;اين خانم به منزل ما آمد و پدرم از او پرسيد در دوران جنگ اينجا چه می کنيد؟ خانم لمبتون گفت می خواهم به روستاها سر بزنم و پرسيد می تواند از جايی يک جفت گيوه بخرد؟ پدرم فرستاد چند جفت گيوه آوردند و او يکی را انتخاب کرد.&#187;     وی ادامه داد: &#171; او در باره رژيم روستايی ايران تحقيق می کرد. و اين اولين خاطره من از اوست. بعد از اين بارها و بارها او را ديدم و شناخت بيشتر زمانی حاصل شد که او استاد دانشگاه بود.&#187;    بيژن گلشاييان در چند کلمه برداشت خود را از شخصيت او چنين توضيح می دهد: &#171; خانم لمبتون به خاطر آگاهی و شناخت زياد نسبت به زبان فارسی، اجتماع ايران و قبايل و روستاها، نظراتش مورد تحسين قرار می گرفت و در مواردی دانايی بسيار او انسان را مقهور می کرد ولی نمی توانم بگويم آدم بسيار دوست داشتنی بود. اگر او را با ايران شناسان ديگری مانند آقای ايبری يا خانم بويز مقايسه کنم، انسان دوست دارد با اين ايران شناسان يک پياله چای بخورد ولی من هرگز هوس نکردم با خانم لمبتون بنشينم و چای بخورم.&#187;      همکاری با بی بی سی      آن&#160;لمبتون، در سال های جنگ دوم جهانی در عين حال که در ايران بر روی تز دکترايش درباره خاندان سلجوقی کار می کرد، همچنين به عنوان وابسته مطبوعاتی در لژيون بريتانيا که بعدها سفارت بريتانيا شد، فعاليت داشت.     روزنامه  تايمز  لندن، در مرثيه ای که برای او منتشر کرده است می نويسد: &#171;او در دوران جنگ دوم جهانی در وقايعی که منجر به خلع رضا شاه از سلطنت شد، نقش مهمی داشت و در رساندن خبرهای ايران به بخش فارسی راديو بی بی سی فعال بود.&#187;         &#171; اين مسئله را که خانم لمبتون در آن زمان در ايران و از وابسته های سفارت انگليس در تهران بوده و به بخش فارسی  بی بی سی  گزارش می داده است، برای اولين بار بعد از فوت او خواندم. البته عجيب نيست که در دوران جنگ، او گزارش هايی می داده و راديو  بی بی سی  نيز عليه رضاشاه از آنها استفاده می کرده است.&#187;     لطفعلی خنجی، نويسنده و گوينده راديويی      لطفعلی خنجی، نويسنده و گوينده راديويی که البته در آن زمان هنوز به دنيا نيامده بود، به  راديو فردا  می گويد: &#171;اين دوره، زمانی استثنايی بود.&#160;راديوی  بی بی سی  در شرايط عادی خبرهای خود را از اين طريق دريافت نمی کند و از استقلال رأی برخوردار است.&#187;    آقای خنجی در مورد شرايط آن زمان چنين می افزايد: &#171; بايد توجه کنيم که زمان جنگ بود و بخش فارسی راديو  بی بی سی  در واقع يک راديوی جنگ بود که در دسامبر ۱۹۴۰ در برابر برنامه فارسی راديو برلين تأسيس شد و تمام دغدغه اش&#160; جنگ بود و رضا شاه را هم به درست يا به غلط عامل آلمان می دانست و در متن فعاليت های مربوط به جنگ سعی می کرد رضاشاه را بکوبد.&#187;    وی ادامه می دهد: &#171; اين مسئله را که خانم لمبتون در آن زمان در ايران و از وابسته های سفارت انگليس در تهران بوده و به بخش فارسی  بی بی سی  گزارش می داده است، برای اولين بار بعد از فوت او خواندم. البته عجيب نيست که در دوران جنگ، او گزارش هايی می داده و راديو  بی بی سی  نيز عليه رضا شاه از آنها استفاده می کرده است.&#187;      &#171;مورخ پيشرو&#187;      اگر چه خانم لمبتون در مسائل سياسی نيز از طريق وزارت خارجه کشورش فعال بود، اما ارزش او برای ايران و ايرانی ها در کارهای پژوهشی اش به خصوص در کتاب مهمی است که او در رابطه با زمين داری در ايران تحت عنوان &#171;مالک و زارع&#187; نوشته است.    دکتر چنگيز پهلوان، که کتاب ديگری به قلم خانم لمبتون به نام &#171;جامعه اسلامی&#187; را به فارسی ترجمه کرده است، نقش او را به عنوان يک پژوهشگر گرامی می دارد و به  راديو فردا  چنين می گويد: &#171; من با کارهای مختلف او بنا به مورد آشنايی پيدا کردم. البته بايد برای مترجم کتاب مالک و زارع حق تقدم قايل شوم که يکی از بهترين کارهای اين خانم است. برای نخستين بار من با اين کار او آشنا شدم که توسط مترجم برجسته ای ترجمه شده و بعد کارهای ديگر اين خانم را خواندم. بی ترديد همه کارهای خانم لبمتون انديشه برانگيز است هر چند که من با برخی آرا و تحليل های تاريخی او موافق نیستم. اين مسئله يک استنباط شخصی است و به هيچ عنوان از ارزش کارهای او نخواهد کاست.&#187;     آقای پهلوان معتقد است: &#171; او در بسياری از موارد، در ارتباط با تاريخ ايران در قياس با بسياری از مورخان غربی، پيشگام و پيشرو بوده است.&#187;     وی همچنين می افزاد: &#171;نکته ديگری که بايد اشاره کنم، تسلط اين خانم به تاريخ گذشته و معاصر ايران است که يکی از خصوصيات برجسته اوست. بسياری از شرق شناسان يا ايران شناسان را داريم که در يک مورد برجسته هستند. ولی خانم لمبتون هم بر تاريخ گذشته و هم معاصر تسلط داشت.&#187;         &#171;خانم لمبتون احترام زيادی برای شاه و زمامداران ايران قايل نبود. شاه نيز احساسات اين خانم را می دانست و با او زياد جور نبود. خانم لمبتون مانند اکثر انگليسی های هم نسل خود عاشق طبيعت ايران بود و به همه جا سفر می کرد و زبان فارسی را خوب می دانست. ولی احترام زيادی برای سران قوم قايل نبود و با ديد حقارت آميزی به دربار و اطرافيان شاه نگاه می کرد.&#187;     پرويز راجی، سفير اسبق ايران در بريتانيا      برخی معتقدند کتاب &#171;مالک و زارع&#187; خانم لمبتون به اصلاحات ارضی محمدرضا شاه در سال ۱۹۶۰ کمک بسيار کرد. اما بعد از آن اصلاحات،&#160;خانم لمبتون کتاب ديگری نوشت با همين عنوان و از اصلاحات ارضی و انقلاب سفيد شاه انتقاد کرد.    &#160; لمبتون و محمدرضا شاه     پرويز راجی، سفير اسبق ايران در بريتانيا، در کتابش با عنوان &#171;تخت طاووس&#187; می نويسد: خانم لمبتون با اين کتاب برای هميشه محمدرضا شاه را از خود راند. و هر سفيری که با او مراوده پيدا می کرد، شغلش را در معرض خطر قرار می داد.     آقای راجی در همين رابطه به  راديو فردا  می گويد: &#171;من هرگز خانم لمبتون را شخصا ملاقات نکردم و کتابش را هم نخوانده ام، ولی آن چه در ذهن شاه اثر منفی گذاشته بود اين بود که خانم لمبتون، شاه را در يکی از ضعيف ترين لحظات زندگی سياسی اش ملاقات کرد.&#187;     پرويز راجی اضافه می کند: &#171;يعنی زمانی که متفقين ايران را اشغال کرده بودند و کنفرانس تهران در سال ۱۹۴۳ تشکيل شده بود و دو سال قبل از آن، انگليسی ها، رضاشاه را از سلطنت معزول کرده و به آفريقای جنوبی تبعيد کردند. تمام اين مسائل در ذهن شاه بسيار زنده بود و خانم لمبتون آن موقع وابسته مطبوعاتی سفارت انگليس در تهران بود و در اين کار نقش نسبتا مهمی داشت.&#187;    وی می افزايد: &#171;تا آن جا که می دانم خانم لمبتون زنی بسيار جدی، با تقوی، بی تجمل، مذهبی، خداپرست و زاهد بود و همه جا با دوچرخه می رفت. او با دربار ايران که تجمل پرست بود، جور در نمی آمد و احترام زيادی برای شاه و زمامداران ايران قايل نبود. شاه نيز احساسات اين خانم را می دانست و با او زياد جور نبود. خانم لمبتون مانند اکثر انگليسی های هم نسل خود عاشق طبيعت ايران بود و به همه جا سفر می کرد و زبان فارسی را خوب می دانست. ولی احترام زيادی برای سران قوم قايل نبود و با ديد حقارت آميزی به دربار و اطرافيان شاه نگاه می کرد که نمی دانم به چه علت بود.&#187;      تدریس زبان فارسی      يکی ديگر از سری کتاب های مهم خانم لمبتون که حاصل سال ها کار درباره ايران و اقامتش در تهران، اصفهان و روستاهای ايران است، کتاب های تدريس زبان فارسی اوست. دو کتاب &#171;دستور زبان&#187; و &#171;لغت نامه فارسی&#187; او ساليان زيادی از سوی خودش و ديگر اساتيد دانشگاه لندن تدريس می شد. او را يکی از تعليم دهندگان مهم کادرهای وزارت امور خارجه بريتانيا می خوانند.    آن&#160;لمبتون در سال ۱۹۵۳ به مقام پروفسوری زبان و مطالعات فارسی مفتخر شد و در سال ۱۹۷۹ از خدمت بازنشسته شد.     کريس رندل، ديپلمات بازنشسته بريتانيايی که در سفارت های ايران و افغانستان خدمت کرده است، شاگرد پروفسور&#160;آن لمبتون بود.    او خاطرات خود را از پروفسور لمبتون چنين توضيح می دهد: &#171; من ترم دوم سال ۱۹۶۶ به سواز منتقل شدم و ابتدا می بايست با پروفسور لمبتون صحبت می کردم. کلاس های شبانه زبان داشتم ولی زياد متوجه زبان فارسی نمی شدم و خانم لمبتون گفت اگر عقب بمانم بايد از کلاس خارج شوم و من گفتم باشد. وقتی به کلاس پيوستم با من بسيار مهربان بود.&#187;    وی می افزايد: &#171;از او دو خاطره دارم. يکی اين که در روز اول به ما گفت لغت نامه فارسی مرا بخريد و تمام الفبای آن را بفهميد. دوم اين که زيان فارسی او کلاسيک بود و لغات عربی زيادی داشت. بنابراين وقتی در ايران بودم در روزهای اول مشکل داشتم، چون نمی فهميدم لهجه تهرانی چطور است. او معلم بسيار درستی بود و به آينده ما در وزارت خارجه کمک کرد. يادش به خير.&#187;&#160;     &#160;        برای شنيدن &#171;گزارش ويژه اين هفته&#187; درباره زندگی و کارنامه پروفسور آن لمبتون ایران شناس بریتانیایی،&#160; فايل صوتی &#160;  اين گزارش را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.                                    &#171;گزارش ويژه هفته&#187; را هر دوشنبه&#160; در مجله شامگاهی بعد از خبرهای ساعت نوزده و سی دقيقه از راديو فردا می تواند بشنويد، بازپخش اول آن را&#160; سه شنبه ها پس از خبرهای ساعت نيم بامداد در مجله شامگاهی و بازپحش دوم&#160; آن را پس از خبرهای ساعت سيزده در مجله نيمروزی.                 در اين رشته گزارش ها، همکاران و گزارشگران راديو فردا از مرز رويدادهای روز عبور کنند و به بررسی تحليلی مسائلی می پردازند که از جمله در حوزه های سياسی،&#160; اجتماعی، فرهنگی، زيست محيطی، ورزشی و غیره  &#160; در اين يا در آن حد، خبرساز شده اند.          </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_lampton_iran/458792.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_lampton_iran/458792.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 31 Jul 2008 21:39:05 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/01FCEFF6-A166-4A51-9136-CE6BBDE5E9DF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;هنوز منتظر جواب روشنی از طرف رهبری ايران هستیم&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;تازه ترين دور گفت و گوها&#160;در مورد بحران هسته ای ایران&#160;روز شنبه، ۲۹ تيرماه، در ژنو برگزار شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&#160;&lt;span&gt;سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد در پرونده هسته ای&#160;ایران با نمایندگان شش قدرت بزرگ جهان&#160; گفت و گو کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt;&#160;برای نخستين بار ويليام برنز، معاون وزارت امور خارجه آمریکا&#160;به نمايندگی از&#160;کشورش &#160;در آن شرکت داشت. &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;گريگوری شولتی نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی، در گفت و گویی با &lt;strong&gt;رادیو فردا&lt;/strong&gt; در مورد&#160; تحولات اخیر در مورد پرونده هسته ای ایران شرکت کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; تازه ترين دور گفت و گوها&#160;در مورد بحران هسته ای ایران&#160;روز شنبه، ۲۹ تيرماه، در ژنو برگزار شد.    &#160; سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد در پرونده هسته ای&#160;ایران با نمایندگان شش قدرت بزرگ جهان گفت و گو کرد.         &#160;برای نخستين بار ويليام برنز، معاون وزارت امور خارجه آمریکا،&#160;به نمايندگی از&#160;کشورش&#160;در آن شرکت داشت.       گريگوری شولتی، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی، در گفت و گویی با  رادیو فردا  در مورد تحولات اخیر در مورد پرونده هسته ای ایران شرکت کرده است.        پس از ملاقات ژنو بين کشورهای۱+۵ و حضور آقای ويليام برنز، نماينده آمريکا به عنوان ناظر، از گوشه و کنار صداهايی شنيده می شود که مبنی&#160;بر آمادگی همه طرف ها برای رسيدن به يک توافق بر سر پرونده هسته ای ايران است. فکر می کنيد چه مانعی بر سر اين راه وجود دارد؟           &#171;ما ويليام برنز، نماينده آمريکا، را به نشانه حسن نيت به ژنو فرستاديم و پياممان اين بود که آمريکا بسته پيشنهادی را تأييد و از آن حمايت می کند و هر گاه ايران آماده مذاکره باشد، ما هم حاضريم&#187;.     گریگوری شولتی، نماينده آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی      ما حاضر به معامله هستيم، ولی هنوز منتظر جواب روشنی از طرف رهبری ايران هستیم&#160;که نشان دهد آنها نيز حاضر به معامله هستند.     ما ويليام برنز، نماينده آمريکا، را به نشانه حسن نيت به ژنو فرستاديم و پياممان اين بود که آمريکا بسته پيشنهادی را تأييد و از آن حمايت می کند و هر گاه ايران آماده مذاکره باشد، ما هم حاضريم.    معاون وزير امور&#160;خارجه ما به ژنو رفت تا پاسخ ايران را از آقای جليلی بشنود، اما او پاسخ جدی نداشت. من آنجا نبودم، ولی شنيدم که گفت وگوها در مورد تاريخ و فرهنگ ايران بوده است. ما برای تاريخ و فرهنگ ايران احترام زيادی قائليم، ولی قرار نبود بحث بر سر اين موضوع باشد.     برای شروع مذاکره، بايد بدانيم که ايران حاضر است ابتدا غنی سازی اورانيوم را معلق و سپس متوقف کند. چرا که ايران برای برنامه غير نظامی، احتياجی به اين کار ندارد و اگر آن را کنار بگذارد خيال جامعه جهانی آسوده می شود.      وبسایت&#160;راديو فردا از مردم خواسته است نسبت به رفتار ايران در مورد پرونده هسته اش، نظر دهند. بسياری اين نظر قديمی را مطرح کرده اند که ايران با کش دادن مذاکرات می خواهد جامعه جهانی را سر بدواند و برای خود وقت بخرد تا بالاخره به بمب اتمی دست پيدا کند. فکر می کنيد اين نظر درست است؟      البته ما نگران اين هستيم که رهبران ايران وقت کشی می کنند، ولی اين کار موفقيت آميز نخواهد بود. ايران     به جای اين که وقت بخرد، برای خود تحريم ها و انزوای بيشتری می خرد.     بسته پيشنهادی ۱+۵ يک استراتژی دو سویه برای حل مسئله است. لبه اول مذاکره است اما لبه ديگر افزايش تحريم ها.       همانطور که می دانيد در ايران نظرهای مختلف و گاه متضادی در اين زمينه وجود دارد. اخيرا يکی از روزنامه نگاران سرشناس ايران، در صحبت های خود در لندن با کنايه به نقشه گربه شکل ايران، خطاب به جامعه جهانی گفت اگر اين گربه را در تنگنا قرار دهيد چنگ می زند، اما اگر نوازشش کنيد با شما راه می آيد. آيا شما اين پيام را می شنويد؟      ما قصد نداريم گربه را در گوشه تنگی گير بيندازيم و می خواهيم رابطه کاملا متفاوتی با ايران داشته باشيم و پيشنهاد آن را هم کرده ايم.    رهبری ايران بايد بداند، اين دستگاه رهبری است که خودش را در گوشه تنگی قرار داده، اما دراين تنگنا دری هم وجود دارد.     آنها می توانند اين در را باز کنند، به سمت ما بيايند و با ما از موضع برابر گفت وگو کنند. ما آماده ايم و ايران راه گشودن اين در را می داند.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_nuclear_schulte/458089.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_nuclear_schulte/458089.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 26 Jul 2008 18:56:41 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1E7AAEDA-EE64-40E5-BD3E-A260E5EA7D4F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مشکل کم آبی در ایران؛ باید آب دریا را شیرین کرد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;بارها گفته و شنيده شده است که بعد از نفت، آب مهمترين عامل جنگ های مناطق خشک جهان خواهد بود. اما ايران و کشورهای منطقه خاورميانه با چنين جنگ هايی بيگانه نيستند، چه ميان دو کشور و چه داخل هر يک ميان دو شهر يا کوی و برزن&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;مسئله کم آبی هر سال دامنگير مردم ايران است و راديو فردا بارها با مهندس بيژن گلشاييان، کارشناس آب، در اين مورد گفت و گو کرده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بيژن گلشاييان، سال ها در ايران و ساير نقاط جهان در اين رشته کار و مطالعه کرده و با بانک جهانی در همين زمينه همکاری داشته است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اين بار نيز مهندس گلشاييان پيرامون مسئله خشکسالی و کم آبی در ايران، چگونگی برنامه ريزی برای آن و ضرورت های موجود برای مقابله با کم آبی، نظرات و توصيه های کارشناسانه خود را مطرح می کند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   بارها گفته و شنيده شده است که بعد از نفت، آب مهمترين عامل جنگ های مناطق خشک جهان خواهد بود. اما ايران و کشورهای منطقه خاورميانه با چنين جنگ هايی بيگانه نيستند، چه ميان دو کشور و چه داخل هر يک ميان دو شهر يا کوی و برزن.        مسئله کم آبی هر سال دامنگير مردم ايران است و  راديو فردا  بارها با مهندس بيژن گلشاييان، کارشناس آب، در اين مورد گفت و گو کرده است.        بيژن گلشاييان، سال ها در ايران و ساير نقاط جهان در اين رشته کار و مطالعه کرده و با بانک جهانی در همين زمينه همکاری داشته است.        اين بار نيز مهندس گلشاييان پيرامون مسئله خشکسالی و کم آبی در ايران، چگونگی برنامه ريزی برای آن و ضرورت های موجود برای مقابله با کم آبی، نظرات و توصيه های کارشناسانه خود را مطرح می کند.          راديو فردا: آقای مهندس گلشاييان! کم آبی يکی از مشکلات اساسی ايران است ولی امسال زمستانی سرد و برف و باران در بسياری نقاط، بيشتر از سال های گذشته بود. پس چرا با تابستان خشکی روبرو هستيم؟                            بيژن گلشاييان :     اين طور که مقامات هواشناسی بيان می کنند، پاييز خشک و زمستان سردی داشتيم. ولی ميزان بارندگی زياد نبوده و درمجموع ميزان باران و برف ۴۰ درصد از سال گذشته کمتر بوده است.        ما کلا دچار بی آبی مزمن هستيم. يعنی (اين موضوع مربوط ) به امسال، سال گذشته و سال آينده نيست. کشوری هستيم در منطقه خشک و نيمه خشک و هميشه دچار بی آبی هستيم.          مسئله بی آبی اخير در ايران نتيجه تغييرات آب و هوايی، گرمای گلخانه ای و گرم شدن کره زمين است يا جنبه مديريتی و منطقه ای دارد؟                      بی آبی نتيجه هر فعل و انفعالی که هست، بايد به ۷۰ ميليون جمعيت ايران برای کشاورزی و خوردن و مصارف ديگر، آب رساند. بايد برنامه ريزی کرد و از گذشته دور بايد اين برنامه ريزی انجام می گرفت.        زمانی که ما ۳۰ ميليون جمعيت داشتيم نيز دچار کمبود آب بوديم ولی نه زياد، اما اکنون ۷۰ ميليون جمعيت داريم که بيشتر شهر نشين هستند و مصرف آب تصفيه شده آنها افزايش يافته است، بنابر اين بايد فکر جديدی کرد. البته اين فکر جديد ديروز بايد انجام می گرفت، اگر بخواهد               فردا انجام شود، بسيار دير است.              گفته می شود سدهای سراسر کشور با کاهش ذخاير آب روبرو هستند. اين مسئله، حاصل خشکسالی است يا می توان برای آن چاره ای انديشيد؟                          به غلط يا درست، تعداد زيادی سد ساخته شده است. يعنی اين که آيا اين سدها جای درست ساخته شده اند و به محيط زيست خسارتی وارد نمی کنند يا سدهايی هستند که بی جهت ساخته شده و محيط زيست و منابع تاريخی ما را دچار مشکل می کنند.        ولی بايد در نظر داشت آبی که پشت سد جمع می شود، حتی اگر ميليون ها متر مکعب هم باشد، اثر اين مقدار آب آن چنان زياد نيست که همه فکر کنند ما سد داريم و دچار خشکسالی نخواهيم شد. کار سد اين است که ميزان مصرف آب را کنترل کند.                 ما چون در منطقه خشک و نيمه خشک قرار گرفته ايم، سدهايمان نيز زياد بهره ور نيستند. سدها در فاصله کوتاهی پر می شوند چون منطقه خشک است و درخت و جنگل کم است و آب، اراضی را می شويد و خاک و ماسه را در سدها انبار می کند.&#187;         بيژن گلشاييان، کارشناس آب        در سدهای چند بهره ای که انرژی هم از آن گرفته می شود، سدها وقتی بارندگی کم باشد ناچار کمتر پر می شوند.      ما چون در منطقه خشک و نيمه خشک قرار گرفته ايم، سدهايمان نيز زياد بهره ور نيستند. سدها در فاصله کوتاهی پر می شوند چون منطقه خشک است و درخت و جنگل کم است و آب، اراضی را می شويد و خاک و ماسه را در سدها انبار می کند.        به عنوان مثال سد دز که بسيار معتبر و در دنيا کم نظير است، مقدار زيادی از آن پر شده و يکی از دريچه هايش کار نمی کند.        در اين زمينه چه کاری می توان کرد؟                   سد را می شود لايروبی کرد، ولی اين که مقرون به صرفه است يا نه بايد مطالعه شود. وقتی در منطقه خشک قرار داريم بايد فکر منابع جديد آب باشيم.        منابع جديد را از کجا می توان به دست آورد؟       يکی از منابع جديد، شيرين کردن آب درياست که در بسياری مناطق شروع کرده اند. سواحل جنوبی خليج فارس، همه اين کار را انجام می دهند. استراليا نيز اين کار را آغاز کرده است.        روش های مختلف برای شيرين کردن آب دريا وجود دارد که انرژی کمتری مصرف می کند. در حال حاضر تفاوت يک ليتر آب طبيعی با آبی که از دريا شيرين شده، به پنج سنت آمريکا رسيده است، پس بايد به دنبال اين کار رفت.                کاری که در گذشته دور حدود ۳۰ سال پيش، برای انرژی اتمی در بوشهر مشغول بودند، يکی از فرآورده هايش برای مناطق جنوبی ايران، اين بود که برای خنک کردن راکتورها آب گرم می شود، از اين آب گرم شده، استفاده کرده و با انرژی کمتری اين آب را شيرين کنند. ولی راکتور اتمی بوشهر دچار سی و چند سال تأخير شد و مشخص نيست کی راه اندازی شود و آيا اين پروژه به جايی می رسد يا نه.        به هر حال شيرين کردن آب دريا، يکی از منابعی است که می توان از آن استفاده کرد.          به استفاده از آب در صنعت توسعه انرژی اتمی اشاره کرديد. با توجه به نفت و گاز فراوانی که ايران دارد، آيا از نظر اقتصادی و مديريتی عاقلانه است آب را صرف توليد انرژی کنيم يا برای توليد انرژی غير نفتی يا به اصطلاح تميز از منابع ديگری استفاده کنيم؟ مانند انرژی خورشيدی که ايران به اندازه کافی از آن برخوردار است يا انواع ديگر توليد انرژی.          اگر منظور شما توليد انرژی از سدهای چند بهره ای است، يعنی توربين های توليد انرژی روی سدها گذاشته شود، اين سدها مفيد است و می شود از آبی که به توربين می رود انرژی گرفت و البته آب اضافی برای توليد انرژی را با سدهای پايين دست می توان دوباره ذخيره کرد.        ولی صحبت من در مورد پروژه انرژی اتمی که قرار بود زمانی در بوشهر اجرا شود. در اين پروژه برای خنک کردن راکتورها، درجه حرارت آب دريا بالا می رفت و با انرژی کمتری می شد آن آب را به آب شيرين تبديل کرد.        شيرين کردن آب دريا برای مناطق جنوبی ما يکی از راحت ترين راه حل هاست و بايد به فکر آن باشند. يکی ديگر از راه هايی که بايد اجرا کرد مصرف عاقلانه آب است.          پيشنهاد شده است که برای مقابله با خشکسالی، ستاد بحران بی آبی تشکيل شود. از ديد کارشناسی و مديريت آب، چه توصيه هايی در اين مورد داريد؟ مصرف آب را چگونه بايد کنترل کرد؟                      هر اقدامی برای اين که مقدار کم آب را به منابع مصارفی بيشتر برسانند، مفيد است. خواه به صورت ستاد باشد يا اين که وزارت آب و برق کار بهتری انجام دهد. مصرف آب بايد تحت کنترل قرار گيرد.          اگر چنين ستادی تشکيل شود اولويت ها چيست؟ سه اولويت اول را نام ببريد.          اول اين که آب کشاورزی دقيق مصرف شود، يعنی از متدهای مدرن مصرف آب کشاورزی استفاده شود که آب هدر نرود.        دوم اين که مصرف آب های شهری دوباره به شبکه آبياری برگردانده شود، يعنی جمع آوری فاضلاب ها و تصفيه آنها برای آب مصرفی نه آب خوردن.              &#171;يک سوم زراعت ما به صورت آبياری است و دو سوم آن ديم است. اگر چشم به آسمان بدوزيم که بارندگی شود و فرآورده های کشاورزيمان عمل بيايد، کاری است غير عملی.&#187;      بیژن گلشائیان       اکنون در رشت مشغول ترميم شبکه آبياری و فاضلاب هستند و بانک جهانی هم ۱۵۰ ميليون دلار پول داده است. البته اين مقدار پول زيادی برای پروژه های آبی نيست ولی به ۲۵۰ ميليون دلاری که قرار است برای شبکه آبياری و آبرسانی هزينه شود، کمک می کند.        اين کارها بايد ديروز انجام می شد و اين پروژه ها بايد سريعتر انجام شود وگرنه اين بحران آب ادامه دارد. سال هايی که بارندگی بيشتر است همه خوشحالی می کنند که ما خودکفا شديم و ۱۴ ميليون تن گندم توليد کرديم. اما امسال کار به جايی رسيده که قرار است ۶ ميليون تن گندم وارد کنند.        يک سوم زراعت ما به صورت آبياری است و دو سوم آن ديم است. اگر چشم به آسمان بدوزيم که بارندگی شود و فرآورده های کشاورزيمان عمل بيايد، کاری است غير عملی.          بخش عمده کشاورزی ما ديمی است که سنتی است از گذشته. آيا شما فکر می کنيد اين نوع کشاورزی را بايد تغيير داد و به يک کشاورزی برنامه ريزی شده &#160;  با آبياری، تبديل کرد؟                      بله، اگر مسئله گرم شدن گلخانه ای ادامه داشته باشد، بايد از زراعت ديم دست کشيد و به زراعت آبی با روش های منطقی آبياری پناه برد.                کشورهای آفريقايی که دارای دو فصل بارندگی و فصل خشک هستند، سال هايی که بارندگی دچار اختلال می شود و باران کافی نمی آيد همه دچار قحطی می شوند و ما می بينيم بيشتر سال ها اين اتفاق می افتد. زيرا کشورهای دو فصلی، تقريبا تمام زراعتشان ديمی است.        زراعت ما نيز به خصوص در منطقه غرب و شمال غربی، ديم زارهای فراوان دارد که به تدريج جواب نمی دهد. زراعت ديم پاسخگوی ۱۵-۱۴ ميليون تن گندمی که کشور ما برای سير کردن ۷۰ ميليون جمعيت لازم دارد، نيست.        هنگام زراعت آبی، بايد آب با دقت کامل مصرف شود و سيستم های جديد آبياری وجود دارد که حداقل آب را مصرف می کند.          در کشوری با شرايط جوی ايران، دولت بايد حد انتظاراتی را برای مردم تعيين کند که از آن حد عدول نکنند؟                          بله همين طور است. در حال حاضر کشورهای پيشرفته مانند انگلستان نيز وقتی يک سال تابستان گرم می شود و زمستان بارندگی فراوان نبوده است، پيشنهاد می کنند اتومبيل ها با آب لوله کشی نشسته نشوند. حتی تعيين می کنند در حمام از دوش استفاده شود که ميزان آب مصرفی کمتر شود يا آب استخرها را تصفيه می کنند که لازم نباشد آن را تجديد کنند.        مصرف سرانه آب را بايد کاهش داد. ۲۰۰ ليتر آب برای هر نفر در شبانه روز، برای کشورهای خشکی مانند ايران، مقدار زيادی است. کشور ما نمی تواند با ۷۰ ميليون جمعيت مشکل را حل کند مگر اين که آب را در کمال صرفه جويی مصرف کند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Bizhan_Golshayan_drought/457406.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Bizhan_Golshayan_drought/457406.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Jul 2008 15:48:58 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/108816E8-358B-4400-910E-066A8285C711_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نازنین افشین جم: باید جلوی اعدام ها در ایران گرفته شود</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#171;انجمن هنری جکسون&#187; يکی از موسسه های پژوهشی استراتژيک بريتانيا در سياست خارجی است که می گويد هدفش اشاعه دموکراسی، آزادی و صلح در سراسر جهان است. يکی از فعاليت های اين انجمن، برگزاری جلسات بحث و گفت و گوست&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اخيرا &#171;انجمن هنری جکسون&#187; به همراه تشکلی به نام &#171;کنفدراسيون دانشجويان ايرانی در لندن&#187;، نازنين افشين جم، يکی از فعالان حقوق بشر و دختر شايسته سال ۲۰۰۳ کانادا را به لندن دعوت کردند و برايش جلسات متعددی از کنفرانس خبری گرفته تا گفت و گو در مجلس بريتانيا و ملاقات با نمايندگان دو مجلسين کشور برگزار کرده اند.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;نازنين افشين جم، در سال ۲۰۰۳ به عنوان دختر شايسته کانادا انتخاب شد و از سوی اين کشور در مسابقات ملکه زيبايی جهان شرکت کرد. او در زمان انقلاب يک سال داشت و به همراه خانواده اش مجبور به ترک ايران و مهاجرت شدند. نازنين افشين جم از پيروزی و شهرت خود برای مبارزه با نقض حقوق بشر در ايران بهره می گيرد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   &#171;انجمن هنری جکسون&#187; يکی از موسسه های پژوهشی استراتژيک بريتانيا در سياست خارجی است که می گويد هدفش اشاعه دموکراسی، آزادی و صلح در سراسر جهان است. يکی از فعاليت های اين انجمن، برگزاری جلسات بحث و گفت و گوست.        اخيرا &#171;انجمن هنری جکسون&#187; به همراه تشکلی به نام &#171;کنفدراسيون دانشجويان ايرانی در لندن&#187;، نازنين افشين جم، يکی از فعالان حقوق بشر و دختر شايسته سال ۲۰۰۳ کانادا را به لندن دعوت کردند و برايش جلسات متعددی از کنفرانس خبری گرفته تا گفت و گو در مجلس بريتانيا و ملاقات با نمايندگان دو مجلسين کشور برگزار کرده اند.                    نازنين افشين جم، در سال ۲۰۰۳ به عنوان دختر شايسته کانادا انتخاب شد و از سوی اين کشور در مسابقات ملکه زيبايی جهان شرکت کرد. او در زمان انقلاب يک سال داشت و به همراه خانواده اش مجبور به ترک ايران و مهاجرت شدند. نازنين افشين جم از پيروزی و شهرت خود برای مبارزه با نقض حقوق بشر در ايران بهره می گيرد.        او در سال ۲۰۰۷ وب سايتی را با نام           &#171;stop child execution&#187;    تأسيس کرد و می کوشد به مقام های ايران بگويد، شما اعلاميه حقوق بشر و معاهده حفظ حقوق کودکان و نوجوانان را امضا کرده ايد و بر اين اساس نبايد افرادی را که در سن زير ۱۸ سال مرتکب جرم و جنايت می شوند، اعدام کنيد.                    نازنين افشين جم، با شرکت در گفت و گوی ويژه  راديو فردا  می گوید که در ايران حدود ۱۵۰ کودک در خطر اعدام هستند.          رادیو فردا: خانم افشين جم! شما به عنوان ملکه زيبايی کانادا انتخاب شديد و کسانی که ملکه زيبايی شناخته می شوند، به کارهای مربوط به مد و زيبايی می پردازند، ولی شما راه کاملا متفاوتی را انتخاب کرده ايد. چگونه به فکر مبارزه برای حقوق بشر در ايران افتاديد؟                            نازنین افشین جم:     من از ابتدا و حتی قبل از اين که به عنوان دختر شايسته انتخاب شوم، هدفم اين بود که بتوانم در مورد حقوق بشر ايران و ساير کشورهايی که نقض حقوق بشر در آنها وجود دارد، مانند چين و برمه فعاليت کنم و به خودم گفتم چگونه می توانم صدايم را قوی تر کنم و پيام خودم را بيشتربه مردم برسانم و از اين مسئله ايده گرفتم که در مسابقه دختر شايسته شرکت کنم تا بتوانم اين فعاليت را انجام دهم و خوشحالم که توانستم اين کار را انجام دهم. زيرا از آن موقع که دختر شايسته شدم، روزنامه ها و خبرنگاران بيشتر می خواهند در مورد نقض حقوق بشر در ايران بدانند.                                         نازنین افشین جم می گوید که در ايران حدود ۱۵۰&#160;کودک در&#160;خطر اعدام هستند.        کشوری را که در آن به دنيا آمده ام، هرگز فراموش نکرده ام. از وقتی دختر شايسته کانادا شدم، از دانشجويان و زنان ايرانی ايميل های بسياری دريافت کردم که به من توضيح داده اند چطور سختی می کشند. من فکر کردم اين مسئوليت من است که بايد صدای آدم ها را در ايران به       بيرون برسانم. به پارلمان ها و سازمان های مختلف که برای حل مشکلات بتوانيم کاری کنيم.       و ظاهراً کار شما خيلی مؤثر بوده است؟                   بله، با کمک افراد بسياری در دنيا از جمله شادی صدر، آقای مصطفايی، سازمان ها و پارلمان های کشورها، سازمان ملل و اتحاديه اروپا همه بر روی کمپين نازنين فاتحی فشار وارد کرديم و خوشبختانه آيت الله شاهرودی يک حکم جديد صادر کرد و توانستيم او را از زندان بيرون آوريم.                    از اين که توانستيم يک تن از ميان همه را نجات دهيم، بسيار خوشحال شدم. ولی متوجه شديم در ايران حدود ۱۵۰ نفر ديگر، تحت خطر اعدام هستند.        اسامی تمام آنها را می دانيد؟ برای شما ايميل می زنند؟                   بله، البته تمام این ۱۵۰ نفر برای من ايميل نمی زنند. ما وب سايتی داريم به نام &#171;کودکان را اعدام نکنيد&#187; و جديدا ليستی را اضافه کرده ايم که تازه ترين ليست در مورد بچه هايی که در زندان هستند، می باشد.                    بعضی از بستگان اين بچه ها به ما می نويسند، عکس های آنهارا برای ما می فرستند و داستانشان را و اين که چرا در زندان هستند و چرا می خواهند اعدامشان کنند.                    ما سعی می کنيم اين اطلاعات را منتشر کنيم و از دولت های مختلف بخواهيم به ايران فشار بياورند تا جلوی اين اعدام ها گرفته شود. ما مستقيم هم بر دولت ايران فشار می آوريم، زيرا خودشان معاهده های بين المللی را امضا کرده اند که کودکان زير ۱۸ سال را اعدام نکنند.                    ايران يکی از امضاء کننده های منشور حقوق کودکان زير ۱۸ سال است. وقتی به فارسی کلمه کودک را می گوييم، به نظر بچه های کوچک می آيند. ولی کودک به معنی افراد زير ۱۸ سال است.          در مورد کمپين &#171;کودکان را اعدام نکنيد&#187; توضيح دهيد که از چه زمانی و به کمک چه کسانی اين کمپين يا سازمان را درست کرده ايد؟                          هنگامی که نازنين فاتحی از زندان آزاد شد، يعنی ۳۱ ژانويه ۲۰۰۷ کمک کردن به اين کودکان که در زندان هستند را شروع کرديم. پنج نفر داوطلب هستيم که برای اين کمپين فعاليت زيادی می کنيم و افراد زيادی از ما حمايت کرده و با ما همکاری می کنند.                    روی وب سايتمان يک طومار داريم که تا کنون حدود ۱۷ هزار امضا گرفته ايم و فعالان حقوق بشر از جمله شيرين عبادی و مهرانگيز کار و وکلای مختلف در ايران و بعضی دولت ها مانند سوئد، کانادا و پارلمان اروپا آن را امضا کرده اند. از همه جا امضا گرفته ايم که ما را حمايت کنند.          چند سال پيش درايران، لايحه ای (طرحی) به مجلس برده شده که جلوی اعدام و زندانی کردن افراد زير ۱۸ سال گرفته شود. شما برای رأی مثبت به اين لايحه کمپين می کنيد. در اين مورد توضيح دهيد               .          ما تلاش می کنيم توسط کمپين &#171;کودکان را اعدام نکنيد&#187;، فشار بياوريم که اين طرح دوباره در مجلس ايران مطرح شود. متأسفانه اين لايحه (طرح) برای چهار سال مسکوت مانده است و تمام تلاش ما برای فعال کردن اين لايحه است.        اگر اين لايحه (طرح) در مجلس تصويب شود بعد از آن شورای نگهبان بايد آن را تأييد کند و ما نمی دانيم آن را تأييد می کنند يا نه، زيرا در قوانين شريعت دختران در نه سالگی بالغ می شوند و پسران در ۱۵ سالگی.اميدوارم کاری کنند که قوانين و قطعنامه های بين المللی در اين مورد اجرا شود.                      يعنی سن بلوغ را برای دختران و پسران به ۱۸ سال تغيير دهند.                          بله همين طور است.          به لندن آمده ايد تا برای اين کمپين و مسائل مطرح شده در آن، حمايت مقام های انگليس را جلب کنيد. در کنفرانس خبری مطرح کرديد، از زمانی که مسئله پرونده هسته ای ايران حاد شده است، توجه همه به اين مسئله معطوف شده و حقوق بشر ناديده گرفته می شود. شما می خواهيد نگذاريد اين اتفاق بيفتد، آيا توانستيد پيام خود را برسانيد؟                          بله، در پارلمان تلاش کردم اين مسئله را مطرح کنم. تمام صحبت هايم در باره اين بود که بايد تمام دولت ها و افراد در دنيا، تلاش و توجهشان را به اين مسئله در ايران معطوف کنند. به گريه های ايرانيان گوش کنند که می خواهند پيامشان را به سراسر دنيا برسانند که چقدر سختی می کشند.               &#171;من می دانم که اين حکومت مذهبی نمی تواند تا آخر اين گونه ادامه دهد. در ايران افراد زيادی سکولار هستند و می خواهند بين دين و سياست جدايی باشد.&#187;        نازنین افشین جم، دختر شایسته کانادا       در فعاليت های حقوق بشرمان فهميديم، هر بار که يک مشکل حقوق بشری وجود دارد و ما فشار بين المللی وارد می کنيم، اين جوان ها اعدام نمی شوند              .             من می خواهم بگويم که ما به راستی می توانيم کاری کنيم             .     آنها چه واکنشی به اين موضوع &#160;  نشان دادند و جوابشان چه بود ؟                   بعد از سخنرانی، با يکی از نمايندگان پارلمان ملاقاتی داشتم و او گفت تا ما ايرانيان نتوانيم يک صدا و هماهنگ حرف بزنيم، آنها نمی توانند کاری بکنند. زيرا اين قدر سازمان های گوناگون هستند و حرف های مختلف می زنند که گيج می شوند و نمی دانند به چه کسی گوش دهند.        پس بسيار مهم است که همه ايرانيان در يک موضوع همراه و همگام شوند و اين موضوع حقوق بشر و آزادی است.        با نمايندگان مجلس و با نمايندگان رسانه ها صحبت کرديد. بعد با چه کسانی می خواهيد صحبت کنيد؟                   با نمايندگان پارلمان های مختلف در مورد حقوق بشر درايران ملاقات دارم. دوست دارم در لندن، با ايرانی هايی که به هيچ کجا وابستگی سياسی ندارند صحبت کنم. زيرا بسياری از جوانان ايرانی علاقمندند کاری بکنند و به ايرانی ها کمک کنند، ولی نمی دانند چگونه آغاز کنند و نمی خواهند در يک کمپين سياسی شرکت داشته باشند. من می خواهم برايشان توضيح دهم که صدايشان قوی است و می توانند کاری کنند و در حوزه های مختلف به ايرانی ها کمک کنند.                      يکی از مسائلی که مطرح کرديد، اين بود که شما جوان هستيد و ۷۰ درصد جمعيت ايران نيز جوان است و شما می دانيد که آنها چه می خواهند. گفتيد بسيار اميدواريد که شرايط ايران در چند سال آينده تغيير کند. در اين مورد توضيح دهيد.          من به آينده ايران بسيار اميدوارم زيرا جوان ها را می بينيم. ۷۰ درصد جمعيت ايران زير ۳۰ سال، بسيار قوی و پرانرژی هستند و در اينترنت داستان هايشان را مطرح می کنند.                    من می دانم که اين حکومت مذهبی نمی تواند تا آخر اين گونه ادامه دهد. در ايران افراد زيادی سکولار هستند و می خواهند بين دين و سياست جدايی باشد.                    دين های مختلف در ايران وجود دارد مانند مسلمان، مسيحی، بهايی و زرتشتی. ما بايد بگذاريم هر کس هر طور می خواهد زندگی کند و نمی توان با زور افراد را به کاری وادار کرد. اگر انسان در قلبش باور نداشته باشد، وضعيت بدتر می شود           .        از وقتی جمهوری اسلامی روی کار آمده است، بعضی ها که مسلمان بودند ديگر دوست ندارند به مذهب خود پايبند باشند. جمهوری اسلامی کاری کرد که آدم ها از اسلام عصبانی شدند، در حالی که اسلام دين خوبی است و صحبت های قرآن خوب است.             گفت و گوی ویژه رادیو فردا                 (با چهره ای شاخص یا درباره موضوعی متفاوت)         &#160;  هر هفته: دوشنبه ها در نیمه دوم مجله شامگاهی (بعد از خبرهای ساعت نوزده و سی دقیقه)، سه شنبه ها در نیمه دوم مجله نیمه شب بعد از خبرهای ساعت سی دقیقه بامداد و در مجله نیمروزی بعد از خبرهای ساعت سیزده       </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Nazanin_Afshin_jam_execution_child/456335.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Nazanin_Afshin_jam_execution_child/456335.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 15 Jul 2008 16:50:48 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A764BD57-10F9-40AF-A9D0-081DDD283109_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ریفکیند: آمریکا در عدم گفت وگو با ایران تجدید نظر کند</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;سر مالکوم ريفکيند ، وزير پيشين امور خارجه بريتانيا و نماينده مجلس عوام اين کشور از حزب اپوزيسيون محافظه کار است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;او روز دوشنبه پيش، همراه با سه تن ديگر از وزيران پيشين امور خارجه بريتانيا از احزاب مختلف، مقاله ای در باره خلع سلاح هسته ای و قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای نوشتند&lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;رادیو فردا در گفت وگو با آقای ریفکیند نظر وی را در باره پرونده هسته ای جمهوری اسلامی پرسیده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   سر مالکوم ريفکيند ، وزير پيشين امور خارجه بريتانيا و نماينده مجلس عوام اين کشور از حزب اپوزيسيون محافظه کار است.             او روز دوشنبه پيش، همراه با سه تن ديگر از وزيران پيشين امور خارجه بريتانيا از احزاب مختلف، مقاله ای در باره خلع سلاح هسته ای و قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای نوشتند.            رادیو فردا  در گفت وگو با آقای ریفکیند نظر وی را در باره پرونده هسته ای جمهوری اسلامی پرسیده است. &#160;        رادیو فردا: سر مالکوم ريفکيند! شما به همراه سه تن از وزیران امور خارجه پيشين بريتانيا، يعنی لرد داگلاس هرد، لرد ديويد اوئن و لرد رابرتسون مقاله ای در روزنامه تايمز لندن نوشته ايد که راديو فردا هم در وب سايت و هم در راديو آن را منعکس کرد.            در اين مقاله شما خواهان خلع سلاح هسته ای از سوی تمام کشورهای جهان شده ايد. نوشته ايد قرارداد منع ازدياد سلاح های هسته ای يا               NPT        بايد بازنويسی شود و خواسته ايد، نه کشور جهان از جمله ايران، نسخه جديد را امضا کنند               .                  &#160;   برخی از صاحب نظران اين خواست را ايده آليستی و غير قابل حصول می خوانند. پاسخ شما به آنها چيست؟                              مالکوم ریفکیند:     من فکر نمی کنم اين خواسته ايده آليستی و غير قابل حصول باشد و بر عکس بسيار عملی است. آن چه ما می خواهيم آن است که به کل وضعيت سلاح های هسته ای در جهان بنگريم           .        ما می گوييم از يک سو مقدار سلاح های هسته ای در جهان بسيار زياد است و ۹۵ درصد آن در اختيار آمريکا و روسيه است. ما در واقع سياست هنری کيسينجر و جورج شولتز، سياست مداران آمريکا را دنبال می کنيم که چند ماه پيش گفته بودند آمريکا و روسيه می توانند به ميزان قابل               توجهی از زرادخانه هسته ای خود بکاهند بدون آن که تهديدی متوجه امنيت ملی آنها شود.            چهار وزير سابق بريتانيايی: جهان را از سلاح اتمی رها سازيم  &#160;- کلیک کنید          اين بخشی از خواست ماست و بخش ديگر، نگرانی از ازدياد سلاح های هسته ای و زباله های آن است که در تمام جهان پخش است و امکان دارد به دست تروريست ها افتد. بنابر اين بايد قرارداد منع ازدياد سلاح های هسته ای را مرور و محکم کرد. اکنون درست وقت اين کار است و نبايد آن را به آينده موکول کرد.                      همانطور که گفتيد، خواهان کاهش سلاح های هسته ای شده ايد. چگونه و از کجا بايد شروع کرد؟                          بايد از آمريکا و روسيه شروع شود. آمريکا و روسيه جمعا بين پنج تا شش هزار کلاهک هسته ای استراتژيک دارند و همان طور که گفتم ۹۵ درصد سلاح های هسته ای جهان را تشکيل می دهد.             &#171;حمله به ايران ظرف چند ماه آينده، از طرف دولت کنونی آمريکا بسيار غير محتمل است.&#160;تا به حال چنين کاری سابقه نداشته و هيچ رییس جمهوری در چند ماه باقيمانده از دولتش، دست به اقدام مشابهی نزده است.&#187;     وزیر امور خارجه سابق بریتانیا      سناتور جان مک کين، نامزد رياست جمهوری آمريکا گفته است که اگر رییس جمهور شود، اين کار را آغاز خواهد کرد. سناتور باراک اوباما نيز اظهارات مشابهی کرده است، اما اين کار بايد از سوی تمام کشورها دنبال شود و برنامه ای همه جانبه باشد.                      از ايران به طور غير رسمی شنيده می شود که همسايگانش در منطقه، مانند هند و پاکستان و اسرائيل، سلاح هسته ای دارند و آمريکا در دو کشور عراق و افغانستان در همسايگی بلافصل با ايران قرار دارد. چرا ايران نبايد صاحب سلاح هسته ای شود؟                          موضع رسمی ايران اين است که خواهان سلاح هسته ای نيست و فقط می خواهد به انرژی هسته ای برای مصارف صلح آميز دست يابد. اما من نيز در ترديد جامعه جهانی، نسبت به مقاصد ايران شريک هستم و فکر می کنم با توجه به سابقه ايران در اين زمينه، بر عهده ايران است که با جامعه جهانی و سازمان ملل به طور کامل همکاری کند و برای اثبات ادعايش از غنی سازی اورانيوم صرف نظر کند.                      به دو نامزد رياست جمهوری آمريکا اشاره کرديد که خواهان کاهش سلاح های هسته ای هستند. آيا ممکن است تا پيش از روی کار آمدن يکی از آنها، دولت کنونی آمريکا يا اسرائيل، تصميم به حمله نظامی عليه ايران بگيرند؟                          البته هيچ کس نمی تواند به طور قطع مطمئن باشد. اما فکر می کنم حمله نظامی به ايران بسيار بعيد است. بايد در نظر داشت دولت کنونی در کنگره آمريکا، اکثريت ندارد و جامعه جهانی به طور کلی يا با اقدام نظامی عليه ايران شديدا مخالف است يا فکر می کند اکنون وقت آن نيست.                    در حال حاضر مذاکرات همه جانبه در حال انجام است که اگر چه موفقيت آميز نبوده اما می توان گفت که در مورد کره شمالی هم تا همين اواخر نتيجه ای به دست نيامده بود، ولی سرانجام مذاکره و گفت و گو نتيجه بخش شد. بنابر اين حمله به ايران ظرف چند ماه آينده، از طرف دولت کنونی آمريکا بسيار غير محتمل است. &#160; تا به حال چنين کاری سابقه نداشته و هيچ رییس جمهوری در چند ماه باقيمانده از دولتش، دست به اقدام مشابهی نزده است.          شما وزير خارجه بوده ايد و هنوز هم در سنی هستيد که اگر حزبتان پيروز شود، ممکن است دوباره به چنين سمتی منصوب شويد. در چنين مقامی شما چه سياستی در برابر برنامه هسته ای ايران در پيش خواهيد گرفت؟                          آن چه بايد انجام داد، اقدام مشترک جهانی است. تجربه کره شمالی و کشورهای ديگر نشان می دهد که اين روش، آهسته و نتيجه بخش است. تا به حال تحريم ها عليه ايران به طور مشترک از سوی همه کشورهای جهان انجام گرفته است. سوالی که باقی می ماند اين است که تحريم ها تا کجا می تواند ادامه يابد.                    من فکر می کنم تحريم مالی آمريکا عليه ايران درست است اما معتقدم آمريکا بايد درسياست عدم گفت و گو با ايران و بر چسب دولت مرتد به ايران تجديد نظر کند. اگر ايران برنامه غنی سازی اورانيوم را کنار گذارد، آمريکا بايد روابط خود را با ايران عادی کند. عدم گفت و گو و               روابط عادی، نتيجه بخش نيست.        &#160;   اما از سوی ديگر ايران بايد بداند که اگر همکاری نکند، کشورش با پيامدهای ناگوارتری روبرو خواهد بود.             &#160;       </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Malcolm_Rifkind_Iran_nuclear/454544.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Malcolm_Rifkind_Iran_nuclear/454544.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 03 Jul 2008 13:28:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DD94A2FB-F79C-4E6F-A8D7-570E1D41C975_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> دبيرکل عفو بين الملل: پرونده حقوق بشر ايران مثبت نيست</title>
            <description>سازمان عفو بين الملل روز چهارشنبه گزارش سالانه خود&#160; در سال ۲۰۰۷، درباره وضعيت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان را منتشر کرد. سازمان عفو بين الملل روز چهارشنبه گزارش سالانه خود&#160; درباره وضعيت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۰۷ را منتشر کرد.    در اين گزارش سالانه درباره ايران تصريح شده بود که مقامات&#160;جمهوری اسلامی&#160;در سال&#160; گذشته ، به سرکوب مخالفان ادامه داده اند، روزنامه نگاران، نويسندگان، دانشمندان و فعالان حقوق زنان و اجتماعی در معرض دستگيری های خودسرانه ممنوعيت سفر، تعطيل سازمان های غير دولتی آنان و آزار بوده اند.     این سازمان حقوق بشری همچنین اضافه کرده است: تبعيض عليه زنان در قانون و عمل&#160; تثبيت شده است، شکنجه و ساير بدرفتاری ها در زندان ها و بازداشت گاه های ایران&#160;گسترده بود.    آيرين خان، دبيرکل عفو بين الملل، در گفت وگو با  راديو فردا  در خصوص گزارش سال ۲۰۰۷ اين سازمان مدافع حقوق بشر توضيحاتی را ارئه کرده است:      راديو فردا:&#160; در گزارش ۳۷۰ صفحه ای سازمان ملل ، در باره وضعيت حقوق بشر در ۱۵۰ کشور جهان، به تفسير به موارد نقض حقوق بشر در ايالات متحده آمريکا،از مجازات اعدام گرفته تا مسئله زندان گوانتانامو و مبارزه با تروريسم اشاره شده است. علت اين تاکيد موشکافانه&#160; در مورد آمريکا چيست؟        آيرين خان:  علت اينکه سازمان عفو بين الملل مورد ايالات متحده آمريکا را بارز کرده، اين است که اين کشور تنها ابرقدرت جهان است و رفتارش می تواند شاخصی برای ساير کشورهای جهان شود.      به همان روال که درباره آمريکا را مثال زديد، فکر می کنيد نقض وسيع حقوق بشر در ايران، که در گزارش خود به آن اشاره کرديد، بخصوص نابرابری حقوق زنان و سرکوب مبارزه آنها برای کسب برابری، چه پيآمی به جهان اسلام و مسلمانان جهان می فرستد و چه شاخصی برای آنها تعيين می کند؟      رفتار دولت ها و حکومت ها، پيام بسيار محکمی می فرستند، از ارزش هايی که به آن معتقدند. وقتی درباره ايران فکر می کنيم، می توانيم يا يک تمدن کهن ايرانی را به خاطر آوريم يا مشکلات سياسی اخير را مجسم کنيم. ما از دولت ايران می خواهيم به تاريخ کهن خود نظر اندازد و ارزش هايی را برجسته کند که با ضوابط جهان امروز يعنی برابری زن و مرد، آزادی، عدالت و حقوق بشر منطبق باشد.         &#171;ايران يکی از معدود کشورهايی است که در تنظيم اعلاميه جهانی حقوق بشر، در شصت سال پيش، مشارکت فعال داشت. انتظار ما از ايران آن است که به اين اعلاميه و توافقی که بر سر آن انجام گرفته احترام بگذارد&#187;.     آيرين خان، دبيرکل عفو بين الملل       &#160;متاسفانه در حال حاضر پرونده ايران در اين زمينه مثبت نيست. سازمان عفو بين الملل موارد بسياری از نقض حقوق فعالان زن، روزنامه نگاران، نويسندگان و اقليت های مذهبی دارد که همگی بطور غير خشونت آميز دست به اعتراض زده اند. بنا بر اين وقتی به ايران کنونی می نگريم تصوير مثبتی دريافت نمی کنيم.      مسئله بهائیان ایران        &#160;به اقليت های مذهبی اشاره کرديد. جمهوری اسلامی دين بهائی را به رسميت نمی شناسد و پيروان اين دين در ايران تحت فشار هستند و هم اکنون عده ای از آنان دستگير شده اند. نظر شما در اين باره چيست؟      ايران يکی از معدود کشورهايی است که در تنظيم اعلاميه جهانی حقوق بشر، در شصت سال پيش، مشارکت فعال داشت. انتظار ما از ايران آن است که به اين اعلاميه و توافقی که بر سر آن انجام گرفت احترام گذارد.    &#160;آزادی اديان و مذاهب يکی از اصول اين اعلاميه است و به همين دليل حق و حقوق پيروان دين بهايی بايد بطور کامل رعايت شود و بهايی ها بايد بتوانند، بدون ترس و واهمه از تعقيب و سرکوب ، بطور شفاف دين خود را دنبال کنند. اين حق اوليه هر انسانی است.      &#160;يکی ديگر از موارد نقض حقوق بشر در ايران حقوق همجنس گرايان ذکر شده است. همانطور که می دانيد جمهوری اسلامی وجود آنها را انکار می کند و برخی گزارش ها حاکی از آن است که&#160;آنها تحت فشار وادار به تغيير جنسيت خود می شوند.      &#160;هوموفوبيا، يا هراس از همجنس گرايی، يکی از مشکلاتی است که در بسياری از کشورهای جهان وجود دارد و به خصوص در بخش هايی از آفريقا و کشورهای خاور ميانه شديدتر است.    &#160;سازمان عفو بين الملل بر اين نظر است که بر اساس اعلاميه جهانی حقوق بشر، تبعيض ممنوع است. تبعيض شامل گرايش های جنسی نيز می شود و به اين ترتيب بايد از ميان برداشته شود.      مجازات اعدام &#160;    &#160; سازمان عفو بين الملل بطور اصولی مخالف مجازات اعدام است. ممکن است توضيح دهيد که فلسفه اين مخالفت چيست؟     &#160;سازمان عفو بين الملل با اصل مجازات اعدام از سوی دولت ها مخالف است. ما معتقد هستيم وظيفه دولتها حمايت از جان مردم است و نه گرفتن آن.     از سوی ديگر، تحقيقات سازمان ما نشان می دهد که نظام های قضايی کشورها، عليرغم آن که چه کشوری باشند، مستعد ارتکاب اشتباه هستند . در بسياری از موارد پس از اجرای حکم اعدام، مشخص شده که حکم به اشتباه صادر شده و شخص بی گناه به جوخه مرگ سپرده شده است. به همين دليل ما برای لغو مجازات اعدام در سراسر جهان مبارزه می کنيم.    &#160; يکی ديگر از مواردی که در گزارش خود در باره ايران نوشته ايد، مجازات های غير انسانی و تحقير کننده است. از مجازات شلاق گرفته تا سنگسار و قطع عضو. ضوابط اخلاقی عليه چنين مجازات هايی را چگونه توضيح می دهيد؟     ضوابط ما برای مخالفت با چنين مجازات های غير انسانی، ضوابط اخلاقی جامعه مدرن است که در آن احترام به کرامت انسان در درجه اول اهميت قرار دارد. چنين مجازات هايی در گذشته در تمام جوامع ديده می شد، اما با پيشرفت جهان و ارزش های جهانی، قباحت چنين اعمالی بيش از بيش روشن شده و رفتار جوامع تغيير کرده است . ما معتقد هستيم در جهان امروز برای مجازات هايی که چند قرن پيش معمول بود، جايی وجود ندارد.      آيا درست است که در مرام سازمان عفو بين الملل و اعلاميه حقوق بشر، انسان اول انسان است و بعد گناهکار؟      ما معتقد هستيم گناهکار و بی گناه هردو صاحب حق و حقوق بشر هستند . هر کسی حق برخورداری از محاکمه منصفانه را دارد و اگر از اين حق محروم شود، عدالت به شدت پايمال شده است&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_irene_khan_amnesty/449772.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_irene_khan_amnesty/449772.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 29 May 2008 18:16:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/06453983-B305-48DF-AF5A-7A30A3FFF9C2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شوشا گاپی؛ پر از زندگی - به استقبال مرگ</title>
            <description>راجر اسکروتون نويسنده، فيلسوف و پروفسور دانشگاه آکسفورد در مرثيه ای که در روزنامه گاردين برای شوشا گاپی، هنرمند فقيد ايرانی نوشته، اورا يکی از برجسته ترين زنان ايرانی نسل خود خوانده، يادآور می شود که چگونه تسلط کامل او به سه زبان و فرهنگ کاملا متفاوت يعنی فارسی، فرانسه و انگليسی، او را از چهره های سرشناس در حلقه روشنفکران اين سه حوزه زبان و فرهنگ کرد. راجر اسکروتون نويسنده، فيلسوف و پروفسور دانشگاه آکسفورد در مرثيه ای که در روزنامه گاردين برای شوشا گاپی، هنرمند فقيد ايرانی نوشته، اورا يکی از برجسته ترين زنان ايرانی نسل خود خوانده، يادآور می شود که چگونه تسلط کامل او به سه زبان و فرهنگ کاملا متفاوت يعنی فارسی، فرانسه و انگليسی، او را از چهره های سرشناس در حلقه روشنفکران اين سه حوزه زبان و فرهنگ کرد.     شوشا گاپی، نويسنده، خواننده، آهنگساز ايرانی- بريتانيائی، در روز اول فروردين، در سن ۷۲ سالگی در آپارتمانش در لندن درگذشت.    شوشا يا شمسی عصار هفتاد و دو سال پيش در تهران در خانواده مذهبی روشنفکری متولد شد.    &#160;پدرش محمد کاظم عصارکه از روحانيان مترقی و صاحب کرسی استادی فلسفه در دانشگاه تهران بود او را در شانزده سالگی، برای تحصيل به فرانسه فرستاد.    استعداد شوشا در زبان و ادبيات به سرعت او را در حلقه روشنفکرانی چون لوئی آراگون و ژان پل سارتر قرار داد.    &#160;بعدها نيزکه با نيکلاس گاپی هنرپرور انگليسی ازدواج کرد و ساکن لندن شد، زبان انگليسی را به خوبی زبان مادری و فرانسه آموخت و با هنرمندان و نويسندگان انگلستان محشور شد.    &#160;از شوشا گاپی علاوه بر موسيقی و کتاب هايش، دو پسر داريوش و کنستانتين به جا مانده اند.    دکتر آذر نفيسی نويسنده و استاد ادبيات تطبيقی در دانشگاه جان هاپيکينز آمريکا که در سال های اخير با او دوستی نزديکی داشت، به سئوالات  راديو فردا  درباره اين شحصيت برجسته پاسخ داده است:      راديو فردا:&#160;چگونه&#160;با&#160;شوشا گاپی&#160;و کارهايش آشنا شدید؟        آذر نفیسی : ابتدا من هم مانند بقيه دوستداران شوشا، با کارهای او از طريق فيلمی که در ارتباط با کوچ بختياری ساخته بود، يکی از زيباترين فيلمهايی که در اين رابطه ديده ام آشنا شدم.    &#160;سپس اولين کتابش که کتاب خاطرات او بود و با آهنگهايش آشنا شدم.    شوشا کتابی نوشته بود در ارتباط با سفر به اردن و سوريه و لبنان که کتاب بسيار زيبا و ظريفی است و بيشتر در رابطه با مسائلی صحبت می کند که اين روزها کسی راجع به آنها صحبت نمی کند، مردم و فرهنگ و تاريخ.&#160;&#160;     در سال ۲۰۰۱&#160; از طرف دانشگاه جان هاپکينز و با شرکت بنياد مطالعات ايران از شوشا دعوت کرديم که درباره کتاب خود صحبت کند و آشنايی ما از آنجا شروع شد.    به خاطر داشتن مسائل مشترک بسيار، اين آشنايی مبدل به دوستی شد.     چندی بعد ،از طرف سازمان پن فالکنر، شوشا را دعوت کردم که در بعضی برنامه ها شرکت کند و کتاب بعدی خود را که در مورد افسانه های پريان بود معرفی کند.&#160;       لطفا در مورد کار شوشا چند کلمه ای بگوييد؟      فکر می کنم از نکات مهم در مورد کار شوشا که اورا به نوعی يکتا می کند، اين است که در زمينه تخيل، ادبيات و موسيقی که به همه اينها علاقه فراوان داشت، حد و مرزی را نمی شناخت.    در عين حال که از فرهنگی که در آن به دنيا و آنجا بار آمده بود، از ايران و خيلی تحت تاثير صوفی گری هم بود، از اينها کمال استفاده را می کرد. آشنايی بسيار عميقی با فرهنگ غرب داشت. حد و مرزها را در اين زمينه می شکست، همان طوری که حد و مرز بين کلمه و موسيقی را می شکست. موسيقی را وارد کلمات می کرد و کلمه را وارد موسيقی.    فکر می کنم که اين کار او بسيار مهم است و شايد درس خوبی باشد برای بقيه که هميشه می خواهيم مهر محدوديت هايمان را روی کارمان بگذاريم. به عنوان مثال از ايران يا امريکا يا از غرب می آييم و زن يا مرد هستيم.    او به اين مرزها توجه نداشت به خاطر اينکه، به طور بسيار عميقی، به نقش مهم تخيل در زندگی افراد و جامعه اعتقاد داشت.      آخرين بار پيش از بيماری، او در واشينگتن بود و در برنامه ای مشترک با او شرکت کرديد. لطفا راجع به آن برنامه صحبت کنيد.      پائيز سال قبل از آن شوشا و من در فستيوال ادبی برلين شرکت کرديم. با هم در يک پنل بوديم و گفتگوئی در ارتباط با نقش زنان و تخيل در کشورهای اسلامی داشتيم.    الان که فکر ميکنم، از يک طرف با افسوس و از يک طرف با خوشحالی به خودم ميگويم که حداقل اين فرصت را داشتم که با او وقتی را صرف کنم.     آخرين بار ماه نوامبر بود که شوشا به واشينگتن آمد وبا دوست مشترکمان،&#160; که در سازمان پن فالکنر بود، چای خورديم و حرف زديم .    قرار شد که در ماه آوريل در لندن برای شرکت در فستيوال پن با هم ملاقات داشته باشيم که متاسفانه اين اتفاق افتاد و من تنها از طريق تلفن توانستم با او حرف بزنم.      در مدت بيماری با او تماس داشتيد و صحبت کرديد. روحيه اش چطور بود؟      روحيه شوشا عالی بود. کمتر کسی را ديده ام که با اين نگاه بسيار آرام و صبور به دردهای زندگيش نکاه کند.    بعضی کلمات به نظر دستمالی شده می ايند، به عنوان مثال آدم وارفته ای بود. فکر ميکنم در ارتباط با شوشا وقتی اين کلمات را استفاده ميکنيم تازه ميشوند.    باوجود اينکه صدايش گرفته بود و درست نميتوانست حرف بزند، با او که صحبت ميکردم خيلی آگاه بود که مدت زيادی را ندارد و خيلی شاد هم بود و راجع به مولانا صحبت ميکرد.    پشت جلد آخرين کتاب شوشا، دختری از پاريس، برای او چند کلمه نوشته بودم. راجع به آن صحبت کرديم و اينکه دلش ميخواست پس از مرگش راجع به او حرف بزنم.    ياد نويسنده اروپای شرقی ميفتم، تزبان تدوروف، که ميگفت حتی وقتی در مقابل دروازه مرگ ايستاده ايم و بنظر ميآيد که حق انتخابی نداريم، بازهم حق انتخاب داريم. اين حق انتخاب اين است که چگونه به مرگ نگاه کنيم.    شوشا آزادی خود را در مقابل مرگ اينطور ثابت کرد. با نوع نگاه و منشی که پراز زندگی بود به استقبال مرگ رفت.    نه فقط من، بلکه بيشتر دوستان و آشنايان شوشا اين را به ياد خواهند آورد که چه در مقابل زندگی و چه در مقابل مرگ، منش چه نقش مهمی دارد.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_IV_Azar_nafisi_1/441160.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_IV_Azar_nafisi_1/441160.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Mar 2008 17:53:22 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CEF99E4F-E1B6-4D98-912A-C2C823F10171_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>انتقاد دولت بریتانیا از وضعیت حقوق بشر در ایران</title>
            <description>وزارت امور خارجه بريتانيا درسالنامه&#160; حقوق بشر خود وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران را اسفناک خوانده است. وزارت امور خارجه بريتانيا در گزارش سالانه&#160;حقوق بشر خود وضعيت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران را اسفناک خوانده است.    امسال، دهمين سالی است که وزارت امور خارجه&#160; بريتانيا سالنامه ای را&#160;در مورد وضعيت حقوق بشر در جهان منتشر می کند.    انتشار این گزارش در سال جاری همزمان است با شصتمين سالگرد انتشار اعلاميه&#160;جهانی حقوق بشر که ايران نيز يکی از امضا کنندگان آن است.    سالنامه حقوق بشر&#160; ۲۰۰۷ بريتانيا عصر سه شنبه با حضور وزیر امور خارجه بریتانیا در اختيار خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و استادان&#160; بريتانيا قرار گرفت.    درهمين زمينه، ديويد ميليبند، وزير امور خارجه بريتانيا، پس از سخنرانی خود به پرسش های خبرنگاران پاسخ داد.      نگرانی از وضع حقوق بشر در ایران           &#171;وضعيت کنونی حقوق بشر در ايران در حال حاضر اسفناک است و فقدان گفت وگو بين ايران و اتحاديه اروپا از سال ۲۰۰۴ در مورد حقوق بشر باعث قطع ارتباط در اين زمينه شده است. ايران ديداری را که برای پايان سال ۲۰۰۶ تدارک ديده شده بود را لغو کرد. به همين خاطر تنها راه باقيمانده همکاری با جامعه بين المللی و همگام کرده سياست های ما در چار چوب سازمان ملل است&#187;.     گزارش وزارت امور خارجه بریتانیا      گزارش وزارت امور خارجه بريتانيا در مورد وضعيت&#160; حقوق بشر درايران در حالی منتشر می شود که مقامات جمهوری اسلامی بارها در گدشته هر گونه انتقاد از حقوق بشر در&#160; ايران را رد کرده و آن را دخالت در امور داخلی آن کشور دانسته اند.     هنوز واکنش تهران به سالنامه ۲۰۰۷ وزارت خارجه بريتانيا منتشر نشده است.&#160;     بخش پنجم از سالنامه حقوق بشر سال ۲۰۰۷ وزارت امور خارجه بريتانيا بيست و يک کشور را در شمار کشورهايی قرار می دهد که وضعيت حقوق بشر در آنها جای نگرانی دارد.    &#160;ايران در کنار عربستان سعودی، افغانستان، سوريه، ازبکستان، زيمبابوه و چند کشور ديگر در اين رده از کشورها قرار گرفته است.    طی ده سالی که اين سالنامه منتشر شده، به غير از يک سال، ايران همواره در زمره اين کشورها بوده است.    در صفحات ۱۵۱ تا ۱۵۴ اين گزارش، که به ايران اختصاص دارد، تحت عنوان هايی چون؛ اعدام ها،&#160; مجازات های ظالمانه، عدم وجود آزادی بيان،&#160; عدم حقوق برابر زنان،&#160; نقض حقوق اتحاديه های کارگری و اقليت های قومی و مذهبی و عدم وجود انتخابات آزاد به وضعيت حقوق بشر در ايران پرداخته شده و به خصوص جنبش يک ميليون امضای زنان و نام منصور اسانلو برای نمونه ذکرشده است.    در پايان بخش باعنوان اقدامات و برنامه بريتانيا در مورد ايران آمده است:&#171;سياست خارجی ما و همچنين اتحاديه اروپا همواره حمايت از اصلاحات در ايران بوده و روابط ما با ايران فقط درصورتی می تواند به پيش رود که ايران به تعهدات بين المللی خود از جمله تعهدش به اعلاميه حقوق بشر گردن نهد&#187;.    در همين قسمت از سند وزارت خارجه بريتانيا تصريح شده است :&#171;وضعيت کنونی حقوق بشر در ايران در حال حاضر اسفناک است و فقدان گفت وگو بين ايران و اتحاديه اروپا از سال ۲۰۰۴ در مورد حقوق بشر باعث قطع ارتباط در اين زمينه شده است&#187;.    اين سند افزوده است:&#171;ايران ديداری را که برای پايان سال ۲۰۰۶ تدارک ديده شده بود را لغو کرد. به همين خاطر تنها راه باقيمانده همکاری با جامعه بين المللی و همگام کرده سياست های ما در چار چوب سازمان ملل است&#187;.      حقوق بشر و سیاست خارجی بریتانیا      ديويد ميليبند نيز در سخنان خود با اشاره به شصتمين سالگرد انتشار اعلاميه حقوق بشر آغاز، گفت: &#171;ما امسال شصتمين سالگرد انتشار اعلاميه حقوق بشر را که در سال ۱۹۴۸ امضاء شد، جشن می گيريم.  طی شصت سال گذشته ايدئولوژی های سياسی متفاوتی آمدند و رفتند. ابرقدرت هايی درهم شکستند و سياست جهانی دگرگون شده، شکل جديدی به خود گرفت&#187;.         &#171;همين موضوع که وضعيت حقوق بشر در ايران در ۹ سال از ده سالی که اين گزارش منتشر شده، در زمره نگران کننده ترين کشورها بوده، نشان می دهد که ما بايد به ايران فشار آوريم تا در تمام زمينه هايی که حقوق بشر را نقض می کند و در گزارش خود به آن اشاره کرده ايم، تغيير به وجود آورد&#187;.     دیوید میلیبند      وی افزود:&#171;اعلاميه حقوق بشر همچنان استوار به جای خود باقی مانده است .معتقدم امروزحتی از شصت سال پيش هم محکم تر و پر معنی تر است. اين اعلاميه سنگ بنای قوانين مربوط به حقوق بشر بين المللی است و محتويات آن به تک تک آحاد جامعه جهانی مربوط می شود&#187;.&#160;     آقای ميليبند اضافه کرد:&#171; طی ده سالی که سالنامه حقوق بشر بريتانيا منتشر شده است،&#160; اين موضوع از حاشيه به مرکز سياست خارجی کشورش منتقل شده است و اين منحصر به کشور بريتانيا نبوده، تمام کشورهای دموکراتيک جهان، که تعداد آنها روز به روز بيشتر می شود، حقوق بشر را در راس ارجعيت های خود چه در سياست داخلی و چه خارجی قرار داده اند&#187;.       ادامه فشار بر ایران      در بخش پرسش و پاسخ خبرنگار راديو فردا از ديويد ميليباند وزير خارجه بريتانيا&#160; پرسيد: ايران يکی از امضاء کنندگان و متعهدان به اعلاميه حقوق بشر است، طی قريب به نيمی از عمر اين اعلاميه، جمهوری اسلامی بر ايران حاکم بوده و به استناد مدارک و شواهدی که خودتان نيز به آن اشاره کرديد، ايران تيره ترين وضعيت حقوق بشر را در تاريخ معاصر خود تجربه کرده است. تلاش های بسيار جامعه اروپا و بين المللی وضعيت حقوق بشر را در ايران بهتر نکرده است.فکر می کنيد مفاهيم جمهوری اسلامی و حقوق بشر با هم سازگار هستند؟    وزير امور خارجه بريتانيا در پاسخ گفت:&#171;ايران کشوری است با مردمی فوق العاده تحصيل کرده و آگاه، با تاريخ و فرهنگی بسيار غنی و به يک معنا پاسخ من به سئوال شما اين است که شرايط مردم ايران به ما ديکته می کند که به تلاش خود برای رعايت حقوق بشر در ايران ادامه دهيم&#187;.    آقای ميليبند افزود:&#171;همين موضوع که وضعيت حقوق بشر در ايران در ۹ سال از ده سالی که اين گزارش منتشر شده، در زمره نگران کننده ترين کشورها بوده، نشان می دهد که ما بايد به ايران فشار آوريم تا در تمام زمينه هايی که حقوق بشر را نقض می کند و در گزارش خود به آن اشاره کرده ايم، تغيير به وجود آورد&#187;.    &#160;وزير امور خارجه بريتانيا گفت:&#171;در واقع اگر تا حال پيشرفتی حاصل نشده، نبايد مايوس شويم، بلکه بايد دليل محکمتری باشد برای آنکه سياست خودرا در زمينه حقوق بشر با قدرت بيشتر دنبال کنيم&#187;.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_annual_report_iran/441007.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_annual_report_iran/441007.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Mar 2008 19:52:47 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/15BB6901-26B8-4526-B6EF-EF4C02FCA874_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اختلاف ایران با اروپا و آمریکا نیست، با تمام جهان است&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;گزارش کمیته روابط خارجی مجلس بریتانیا که اعضاء آن سال گذشته به ایران سفر کرده بودند از دولت خود خواسته است نکات طرح شده در این گزارش را در برقراری ارتباط بین ایران و امریکا مدنظر قرار دهد.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   روز یکشنبه، دوم مارس، کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا گزارشی درباره ایران و امنیت جهانی منتشر کرد که در آن راه حل مشکل جامعه جهانی با ایران را در ارتباط بین ایران و آمریکا دانسته است.         گزارش کمیته روابط خارجی مجلس بریتانیا که اعضاء آن سال گذشته به ایران سفر کرده بودند از دولت خود خواسته است نکات طرح شده در این گزارش را در برقراری ارتباط بین ایران و امریکا مدنظر قرار دهد.      مایک گیپس، رییس این کمیته درباره چگونگی این ارتباط و مسائل دیگر&#160;به پرسش های&#160;رادیو فردا پاسخ می دهد.&#160;        آقای گیپس شما بارها به برقراری ارتباط بین ایران و آمریکا اشاره کرده اید، آیا منظورتان مذاکره بین این دو کشور است؟            مایک گیپس:     نه، ما در این گزارش صحبت از مذاکره نمی کنیم. ما می گوییم آمریکا باید در مورد مسئله هسته ای با ایران وارد تعامل شود به همان ترتیبی که با کره شمالی به تعامل پرداخت.        آمریکا با وجودی که با کره شمالی مانند ایران روابط دیپلماتیک نداشت اما راه هایی برای تعامل یا گفت و گو با آنها پیدا کرد و توانست مسائل را پیش برد.             &#171;آنچه باعث دلسردی شدید ایران شده این است که جامعه جهانی در این مورد با وحدت کامل رای داده است. ایران امیدوار بود که چنین وحدتی حاصل نشود، در حالی که نه تنها تمام اعضاء دائمی شورای امنیت از جمله چین و روسیه به این قطعنامه سوم رای مثبت دادند بلکه تمام اعضاء غیر دائم نیز به اتفاق آرا به آن رای مثبت دادند.&#187;     رییس کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا      من فکر می کنم دولت آمریکا و سخنان اخیر خانم رایس، وزیر امور خارجه این کشور نشانه ای است از اینکه آمریکا حاضر است تا حدی با ایران به گفت و گو بپردازد. اما هم در آمریکا و هم در ایران موانعی در این زمینه وجود دارد. ما فکر می کنیم تا این موانع برداشته نشوند نتیجه ای در این زمینه حاصل نخواهد شد.                      آمریکا کوشید از طریق اروپا با ایران وارد تعامل شود اما شما در گزارش تان می گویید اروپا موفق نشد. درست است؟                          بله درست است. اتحادیه اروپا و سه کشور اروپایی سعی خود را کردند اما ایران از غنی سازی اورانیوم صرفنظر نکرد؛ موضوعی که می تواند در نهایتا منجر به تولید بمب هسته ای از سوی ایران شود. به همین خاطر ما باید راه جدیدی برای این مشکل پیدا کنیم و همان طور که گفتم فکر می کنم کلید اصلی برای گشودن در این مشکل، ایجاد ارتباط بین ایران و آمریکا باشد.                      این هفته رییس جمهوری ایران به عراق سفر کرد که اولین سفر یک مقام ایرانی در این سطح به عراق پس از چندین دهه به شمار می رود. فکر می کنید که عراق بتواند پلی بین ایران و آمریکا باشد و نقشی را که شما در نظر دارید ایفا کند؟           نه من فکر نمی کنم که این کار از طریق عراق ممکن باشد. مهم آن است که ایران و آمریکا در باره موضوع هسته ای به گفت و گو بپردازند، چرا که روشن است ایران فکر می کند جامعه بین المللی به نوعی آنها را مجازات کرده است.        به نظر من باید با قاطعیت به ایران گفت که اگر مفاد قطعنامه سازمان ملل را رعایت نکند آن وقت با واکنش بسیار شدیدی از سوی جامعه جهانی روبرو خواهد شد.                      در گزارش تان گفته اید تحریم ها تاکنون موثر نبوده و از این پس هم می تواند فقط به آقای احمدی نژاد کمک کند، چرا که او شکست برنامه های اقتصادی خود را به گردن تحریم ها می اندازد ولی می بینیم که بار دیگر روز سوم مارس دور سوم تحریم های سازمان ملل تصویب شد.                           نه ما گفتیم که کاری که او می کند یعنی رییس جمهوری ایران، این است که از تحریم ها برای مقصر شناساندن تمام جهان استفاده می کند.        بنابر این وقتی تحریم ها صورت می گیرد باید خیلی آگاهانه و دقیق باشد. من فکر می کنم این قطعنامه جدید سازمان ملل که  &#160; تصویب شد همانطور بود که ما می خواستیم. چرا که فقط برخی افراد درون نظام ایران و همچنین تکنولوژی خاصی را هدف قرار می دهد و طوری تنظیم شده که به مردم ایران و اقتصاد آنها صدمه نزند.                  با این حال فکر نمی کنید که این تحریم های جدید باز هم نزدیکی ایران و آمریکا را یک قدم دیگر به عقب اندازد؟                 من فکر می کنم آنچه باعث دلسردی شدید ایران شده این است که جامعه جهانی در این مورد با وحدت کامل رای داده است. ایران امیدوار بود که چنین وحدتی حاصل نشود، در حالی که نه تنها تمام اعضاء دائمی شورای امنیت از جمله چین و روسیه به این قطعنامه سوم رای مثبت دادند بلکه تمام اعضاء غیر دائم نیز به اتفاق آرا به آن رای مثبت دادند.        این یک وحدت بسیار بسیار محکمی از سوی جامعه جهانی است و ایران باید بداند که اختلافش فقط با اروپا و آمریکا نیست بلکه با تمامی جامعه جهانی است.        ایران بر اساس قوانین بین الملل مسئولیت دارد که به این قطعنامه پاسخ مساعد دهد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Iran_differences_EU_US_talk/438030.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Iran_differences_EU_US_talk/438030.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 06 Mar 2008 14:04:53 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6494CF94-39BA-4A47-ADBF-D26742AEFB7D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احمدی نژاد، تکنولوژی و &#171;سیاست آخرالزمانی&#187;</title>
            <description>مهدی خلجی، روزنامه نگار ايرانی و از پژوهشگران &#171;موسسه واشينگتن برای خاور نزديک - Washington Institute for Near East Policy (WINEP)&#187;، اخيرا با انتشار مقاله ای، برخی سياست های مهم مقام های ايرانی را بررسی کرده است. مهدی خلجی، روزنامه نگار ايرانی و از پژوهشگران &#171;موسسه واشينگتن&#160;در امور&#160;خاور نزديک - Washington Institute for Near East Policy (WINEP)&#187;، اخيرا با انتشار مقاله ای، برخی سياست های مهم مقام های ايرانی را بررسی کرده است.    اين مقاله مفصل با عنوان &#171;سياست آخرالزمانی يا اپوکاليپتيک&#187;، در وب سایت &#171;موسسه واشينگتن&#187; که مرکزی مطالعاتی محسوب می شود، منتشر شده است.    آقای خلجی در اين مقاله از تاثير &#171;نوعی مهدويت&#187; بر تصميم گيری های سران جمهوری اسلامی ايران، به ويژه محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری سخن گفته است.    او در مفاله &#171;سياست آخرالزمانی&#187; می نويسد: &#171;علت رشد و نمو اين گروه ها که در زمان حيات آيت الله خمينی از سوی او سرکوب و فعاليت آنها تعطيل شده بود آن است که وعده های اوليه جمهوری اسلامی به تشکيل دولت عدل و عدالت تحت قوانين اسلامی با شکست مواجه شد و توده های مردم باور خود را به آن از دست دادند.&#187;    مهدی خلجی معتقد است کسانی که به زنده بودن و &#171;ظهور&#187; دوازدهمين امام شيعيان اعتقاد دارند، پيشرفت تکنولوژی و از جمله برنامه هسته ای ايران را وسيله ای برای کسب قدرت اسلامی و احتمالا تسريع ظهور امام زمان می دانند. او در مصاحبه ای به سئوالاتی درباره مقاله خود پاسخ داده است:       در اسلام شيعه اعتقاد به بازگشت امام زمان يک باور کلی است، اما اکثريت آن را به آينده نامعلوم موکول می کنند در حالی که برخی ديگر آن گونه که شما می گویيد، مدعی هستند که برای &#171;ظهور&#187; او تلاش می کنند. تاثير اين شيوه تفکر در سياست گذاری چيست؟      همان طور که اشاره کرديد باور به امام دوازدهم شيعيان يک باوری است فراگير در مذهب شيعه، اما آن چه که بعضی از فرقه های مهدی گرا را در روزگار ما متفاوت می کند در هر صورت برداشت ايدئولوژيک از اين باور سنتی است، يعنی اينکه مهدی باوری تبديل به يک ايدئولوژی سياسی شده، يعنی اينکه در چارچوب يک نظام فکری قرار گرفته که اهداف سياسی خاصی را تعقيب می کند.    از اين جهت تفاوت به عنوان مثال جريانی که تحت نام آقای احمدی نژاد شناخته شده با جريان کلی مهدی باوری در تشيع اين هست که آقای احمدی نژاد يک سری پيآمدهائی برای باور به مهدی قائل هست که طبيعتا دارای پيآمدهای سياسی است و می تواند در تصميم گيری سياسی تاثير قاطعی داشته باشد.      آيا اين تاثيری که به گفته شما اين نوع باور به در تصميمات سياسی دارد، ارتباطی به مثلا مسئله سياست هسته ای دارد؟ آن طوری که به نوعی در يک قسمتی از مقاله خود اشاره کرده ايد که اينها معتقد به علوم پيشرفته هستند و به همين خاطر است که برنامه هسته ای را به اين شدت دنبال می کنند.      ببينيد دو نکته هست: يک نکته اين هست که در باور سنتی شيعه شما برای ظهور امام زمان وظيفه خاصی نداريد. شما فقط بايد دعا کنيد از خداوند سلامتی امام دوازدهم را بخواهيد و همين طور آرزو کنيد که شما هم در زير سايه دولت او که دولت عدل خواهد بود، زندگی بکنيد و در رکاب او بجنگيد. هيچ وظيفه ديگری در زمان غيبت نداريد.    اما برداشت ايدئولوژيک يا تفسير ايدئولوژيک از مسئله مهدويت معتقد است که شما در زمان غيبت وظايفی داريد، بيش از دعا کردن. يکی از اين وظايف هم اين است که شما کاری بکنيد که ظهور امام زمان نزديک باشد و زودتر اتفاق بيفتد. در ايدئولوژی مهدی گرايی شما بايد يک سری اقدامات عملی انجام بدهيد.      حالا شما می گوييد که اين اقدامات عملی يکی از شاخص هايش همين مسئله برنامه هسته ای در ايران هست؟      به دليل اينکه مهدی گرايان جديد فاقد مکتب فکری هستند يعنی نه تئوری را پرورده اند، نه کتابی نوشته اند، نه آثاری دارند، نمی شود با قاطعيت گفت که اين ها چه می انديشند و از نگاه آنها مسئله هسته ای در کجای اين اقدامات برای تعجيل ظهور امام زمان قرار می گيرد.    اما به اين دليل که آقای احمدی نژاد از يک طرف شديدا بر مسئله مهدويت تکيه می کند و از طرف ديگر مهمترين دلمشغولی دولت خود را سياست هسته ای قرار داده طبيعتا می شود حدس ها و گمان هائی زد که مسئله هسته ای در راستای انجام دادن افداماتی برای ظهور امام زمان هست.    اما اين ادعا البته قابل اثبات به طور قطعی نيست.     يک نکته ديگررا هم بايد درنظر گرفت و آن اين که ايدئولوژی های اسلامی به شدت رغبت به تکنولوژی دارند، يعنی اينکه در ايدئولوژيهای بنيادگرای اسلامی با وجه و يا با چهره تکنولوژيک تجدد هيچ مشکلی به چشم نمی خورد و به عکس شما اگر در شبکه های بنيادگرا يا در محافل بنيادگرا يا در کشورهای بنيادگرا برويد ميبينيد که به شدت همه چيز ديجيتاليست و همه چيز با آخرين فرآورده های تکنولوژيک مجهز است و اين ترکيب تکنيک و ايمان سنتی يکی از اصلی ترين مشخصه های بنيادگرايی اسلامی است که البته می تواند بسيار خطرناک باشد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Khalaji_interview/437198.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Khalaji_interview/437198.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 01 Mar 2008 17:57:59 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A16A52E9-7C9B-46FC-80C5-E4ED99096AFF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برومند:پرداخت غرامت، نزديک شدن به اجرای عدالت است</title>
            <description>&lt;p&gt;بنياد برومند، يکی از سازمان های ايرانی مدافع حقوق بشر که مقرش در واشينگتن است، سال ها است که حادثه بمبگذاری ديگری در مرکز فرهنگی يهوديان آرژانتين را پيگيری کرده است؛ حادثه ای که در سال ۱۹۹۴ ، دوسال بعد از انفجار سفارت اسراييل، روی داد و در آن دست کم ۸۲ نفر کشته شدند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;رويا برومند، از مديران بنياد برومند در گفت وگويی با راديو فردا می گويد محکوميت تازه عليه جمهوری اسلامی، مقدمه ای است برای ادامه پيگيری ها با هدف افشای نقش مقامات جمهوری اسلامی در اين انفجارها.&lt;/p&gt; دادگاهی در آمريکا، جمهوری اسلامی ايران را يکی از عوامل بمبگذاری ۱۶ سال پيش در سفارت اسراييل در آرژانتين دانسته و تهران را به پرداخت بيش از ۳۳ ميليون دلار غرامت به خانواده قربانيان محکوم کرده است.    بنياد برومند، يکی از سازمان های ايرانی مدافع حقوق بشر که مقرش در واشينگتن است، سال ها است که حادثه بمبگذاری ديگری در مرکز فرهنگی يهوديان آرژانتين را پيگيری کرده است؛ حادثه ای که در سال ۱۹۹۴ ، دوسال بعد از انفجار سفارت اسراييل، روی داد و در آن دست کم ۸۲ نفر کشته شدند.    رويا برومند، از مديران بنياد برومند در گفت وگويی با راديو فردا می گويد محکوميت تازه عليه جمهوری اسلامی، مقدمه ای است برای ادامه پيگيری ها با هدف افشای نقش مقامات جمهوری اسلامی در اين انفجارها.      رويا برومند : فکر می کنم هر تصميم قضايی، کمکی است به پيشبرد عدالت، حتی اگر در يک مملکت خارجی باشد. اين تصميم مهم است به خاطر اينکه وقتی که دادگاه پيش می آيد تمام مدارکی که برای ثابت کردن يک جرم استفاده می شوند در معرض ديد عمومی قرار داده می شود و به هرحال يک قدم است برای اجرای عدالت.     اگر که دادگاه آمريکا الان در مورد بمبگذاری سفارت اسرائيل در آرژانتين حکمی صادر کرده، همين اطلاعات باعث شده که الان به خاطر مسئوليت ايران در بمبگذاری آرژانتين، ميليون ها يورو و پوند و اموال جمهوری اسلامی مسدود شود.    اين حکم در حال حاضر به دادگاه تجديدنظر رفته، ولی به هرحال هم برای قربانيان اين بمبگذاريها هم به خاطر پيشبرد عدالت، چنين احکامی مهم هستند و يک قدم به جلو برای محکوم کردن کسانی است که مسئوليت اين فاجعه را دارند.      راديو فردا: آن طوری که در صحبت های قبلی که با راديو فردا داشتيد، گفتيد که مسئله مرکز فرهنگی يهوديان در بوئنوس آيرس الان به يک دادگاه بين کشوری حقوق بشر ارجاء شده. آن دادگاه هنوز به تصميمی و يا نتيجه ای رسيده است؟        برومند : اين داستان سال ها طول کشيده و هر سال قدمی به جلو رفته است. هنوز تصميم قطعی نيست. اين دادگاه بين مردم آرژانتين و دولت آرژانتين است و دولت آرژانتين مرتبا به دليل پيش نبردن تحقيقات جنائی و قضايی در مورد آميا، مورد انتقاد قرار گرفته است. همين شکايت باعث شد که دولت آرژانتين اين تحقيقات را دوباره از سر بگيرد و حتی تصميماتی بگيرد از لحاظ امنيتی که چنين اتفاقاتی و يا يک فجايعی مثل آميا ديگر تکرار نشود. &#160;  اين اولين باری نيست که ايران محکوم به پرداخت غرامت شده. در گذشته هم چندين مورد بوده که غرامت هايی برای ايران تعيين شده. فکر می کنيد آيا اين غرامت ها امکان دريافتش از ايران وجود داشته باشد؟       برومند : اين غرامت ها خيلی موثر هستند به خاطر اينکه يک دولتی که مجبور بشود برای اعمالی که انجام داده، پول پرداخت کند به هرحال اگر دوباره بخواهد چنين کاری بکند، مجبور است در باره ابعاد آن فکر کند. . قبلا پيش آمده که چندين سال پيش در آمريکا از اموال ايران به قربانيان گروگان ها و قربانيان بمبگذاری در لبنان پول پرداخت بشو،د ولی پرداخت اين پول تصميمی خيلی سياسی است؛ يعنی وابسته است به دولت ها و الان خيلی وقت است که ديگر نه دولت آمريکا و نه هيچ دولت ديگری اين ميل را نداشته که به قربانيان و بازماندگان پول پرداخت کند.    در عين حال، چون چنين تصميمی سياسی است، هر لحظه هم ممکن است عوض يشود. بنابراين اگر الان اروپا از سياست های ايران ناراضی است، ممکن است که اين تصميم را بگيرد که اين غرامت را پرداخت کند.     التبه هنوز تصميم دادگاه تجديدنظر روشن نيست، ولی به هرحال شما برای اجرای عدالت يا بايد مسئولين را دادگاهی و متهم کنيد و به زندان بفرستيد يا لااقل بايد که به قريانيان يک غرامتی پرداخت کنيد.     يک جايی جامعه بايد مسئوليت فاجعه ای را که رخ داده قبول کند و برای اين کار يا بايد عدالت اجرا شود و يا غرامت پرداخت شود، راه ديگری وجود ندارد.  &#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Argentina_broumand/437041.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Argentina_broumand/437041.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 29 Feb 2008 15:04:03 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FDFFCE3C-4B0C-4334-AD58-74752DEF0396_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نوسازی اسلام در ترکيه، نتيجه تعامل با احزاب اسلامی</title>
            <description>&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; حدیث که مجموعه هزاران روایت جمع آوری شده از سوی کسانی است که خود را به پیامبر اسلام نزدیک می دانستند و روایات حدیث را منسوب به او می خوانند تا حدود دو قرن پس از فوت پیامبر اسلام جمع آوری و نگارش شده و یک از کتاب های مهم اسلام و راهنمای شریعت یا فقه یا به عبارت&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;دیگر قوانین اسلامی است. &lt;/span&gt;    حدیث که مجموعه هزاران روایت جمع آوری شده از سوی کسانی است که خود را به پیامبر اسلام نزدیک می دانستند و روایات حدیث را منسوب به او می خوانند تا حدود دو قرن پس از فوت پیامبر اسلام جمع آوری و نگارش شده و یک از کتاب های مهم اسلام و راهنمای شریعت یا فقه یا به عبارت &#160;  دیگر قوانین اسلامی است.          &#160;          اکنون وزارت امور دینی دولت ترکیه که در آن حزب اسلامی عدالت و توسعه اکثریت دارد، از دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا خواسته است حدیث را به دقت مطالعه کرده، از اقوال آن تعبیرهای مطابق با نیازها و شرایط امروز جامعه ارائه دهند.           &#160;          دولت ترکیه معتقد است تعابیر محافظه کاران از روایات حدیث برای جوامع اسلامی که فرآیند تجدد را طی می کنند، تاثیر منفی دارد و هدف این تعابیر کنترل مردم عادی از سوی گروه های محافظه کار و کهنه اندیش است.           &#160;          فادی هکور، کارشناس مسائل ترکیه در چتنهاوس یا مرکز سلطنتی مطالعات خارجی در لندن این اقدام دولت طیب اردوغان را مشابه رفرماسیون یا اصلاح دینی در مسیحیت می خواند و به  رادیو فردا  می گوید:&#171;هدف ترکیه از این اقدام در اصل اصلاح و نوسازی اسلام در ترکیه است. این اقدام ترکیه به هیچ وجه تازگی ندارد و &#160;  پيش از آن نيز برای قرن ها در باره آن بحث شده است.&#187;          &#160;          فادی هکور می افزايد:&#171;آنچه تازگی دارد، محول کردن اين وظيفه از سوی دولت اسلامی به روحانيون و دانشمندان دينی است تا قوانین اسلامی حاکم بر جامعه را به طور قابل توجهی متحول کنند.&#187;          &#160;            &#160; وی می گويد:&#171; تا حال دولت سکولار ترکیه می کوشید برای اسلام سیاست جدیدی خلق کند در حالی که اکنون هدف خودرا بر متحول کردن اسلام قرار داده است.&#187;              &#160;            فادی هکور می گويد:&#171;احزاب اسلامی ترکیه به علت شرکت در فرآیند دموکراسی در جامعه سیاست های تند          اسلامی خود را به تدريج متعادل کرده و احزابی ميانه رو شده اند. آنها سياست های بازار آزاد را در پيش گرفته اند و به مسائل جهانی توجه نشان دادند؛ به همین ترتیب، در زمینه مسائل دینی نیز تحولاتی رخ داد و          اصلاح طلبان دينی توانستند محافظه کاران و کهنه انديشان را کنار زده، اسلام را مطابق نيازهای روز تعبير و تفسير کنند.          &#160;          به فادی هکور، اين نتيجه ساياست تعامل و گفت و گو با احزاب اسلامی است.            &#160;                          فادی هکور در پاسخ به اين سوال که &#171;در ایران نیز در مدت هشت سال دولت اصلاح طلب محمد خاتمی سعی کرد چنین اصلاحاتی را انجام دهد، اما موفق نشد. فکر می کنید تفاوت ایران با ترکیه در ساختار سکولار حکومت ترکيه است؟&#187; می گويد:&#171;بله این درست است. چهارچوب حکومتی سکولار و دموکراتیک در ترکیه نقش بسیار مهمی در این تحول داشته، چه در ابتدا برای تحول اسلام سیاسی و چه اکنون اصلاح دینی.&#187;          &#160;          وی می افزايد:&#171; بدون سکولاریسم یا جدايی دین از حکومت و دموکراسی چنین تغییراتی به مراتب دشوارتر می بود.&#187;            &#160;                          فادی هکور در پاسخ به اين پرسش که آيا ممکن است گروه های محافظه کار اسلامی در ترکیه نسبت به این اقدام اعتراض های شدید نشان دهند؟&#187; می گويد:&#171;احتمالا در کشورهای مسلمان دیگر خاورمیانه نسبت به این تحولات اعتراض های زیادی خواهد شد، اما در ترکیه سنت جدايی دین از حکومت و دموکراسی سنتی جا افتاده است و همیشه حتی از زمان عثمانی ها، دولت و دین با هم همکاری می کردند. بنابراين ممکن است اعتراض هايی هم صورت بگيرد، اما اين اعتراض از سوی اکثريت نخواهد بود.&#187;                     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_hadith_Turkey/437033.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_hadith_Turkey/437033.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 29 Feb 2008 14:25:09 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2CA72663-1E4E-4682-B53B-99DF6BDDDF6B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کسری ناجی: انتخاب احمدی نژاد تغيير رژيم بود، نه تغيير دولت</title>
            <description>کسری ناجی خبرنگار بين المللی که کمی پس از اتمام نگارش کتاب احمدی نژاد، تاريخچه ناگفته رهبر تندرو ايران، در تهران به همراه همسر و فرزندش به لندن نقل مکان کرد، برای رسانه های مختلفی از جمله بی بی سی، سی ان ان و ان بی سی گزارش داده و مقالاتش در روزنامه های گاردين، فاينانشيال تايمز، اکونوميست و لس آنجلس تايمزبه چاپ رسيده است. &#160;کسری ناجی خبرنگار بين المللی که کمی پس از اتمام نگارش کتاب  احمدی نژاد، تاريخچه ناگفته رهبر تندرو ايران ، در تهران به همراه همسر و فرزندش به لندن نقل مکان کرد، برای رسانه های مختلفی از جمله بی بی سی، سی ان ان و ان بی سی گزارش داده و مقالاتش در روزنامه های گاردين، فاينانشيال تايمز، اکونوميست و لس آنجلس تايمزبه چاپ رسيده است.    او در ابتدای کتاب در صفحه سپاسگزاری از کسانی که در نوشتن کتاب موثر بوده اند، به کنايه می گويد:&#171; نگارش اين کتاب بدون دولت جمهوری اسلامی ميسر نمی شد چرا که دولت با عدم صدور اجازه کار خبرنگاری به من باعث شد که وقت زيادی پيدا کنم و به فکر نوشتن اين کتاب بيفتم.&#187;    در پی انتشار اين کتاب،  راديو فردا  گفت و گويی با کسری ناجی انجام داده است:      راديو فردا: کتاب شما اگرچه درباره زندگی محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران است، اما از سويی تاريخ بلافصل و روزمره چند سال اخير ايران را هم رديف و نقل می کند و باوجودی که اکثر وقايع برای خواننده ايرانی آشنا است، اما کتاب کشش زيادی دارد و زمين گذاشتنش کار آسانی نيست. اگر چه در اول کتاب خود گفته ايد که چگونه به فکر نوشتن اين کتاب افتاديد، اما چطور شد که آقای احمدی نژاد را انتخاب کرديد؟        کسری ناجی : برای ما خبرنگارانی که در دوران انتخابات رياست جمهوری در ايران بوديم، خيلی عجيب بود که آقای احمدی نژاد انتخاب شد. ما که در ايران بوديم، احتمال نمی داديم که وی برنده اين انتخابات شود چه رسد به آنکه ۱۷ ميليون رای نيز کسب کند.     وقتی که اين اتفاق افتاد، من به اين فکر افتادم که چرا ما اين اشتباه بزرگ را کرديم و واقعا نتوانستيم پيش بينی کنيم که آقای احمدی نژاد پيروز می شود.     بنابراين فکر کردم بايد اين مسئله را يک مفدار شکافت، بايد بررسی بيشتری کرد و اين در واقع نقطه شروع ايده کتاب بود؛ به اضافه اينکه در آن زمان، آقايان در وزارت ارشاد برای مدتی به من اجازه کار نمی دادند و من برای تحقيق و بررسی اين مسئله وقت داشتم.     اين دو دليل در مجموع باعث شد که به هرحال اين کتاب را شروع کنم و تحقيقی در اين باره انجام دهم که آقای احمدی نژاد بالاخره چگونه انتخاب شد. نکته بعدی اين بود که بررسی کنم که وی کيست، چه می خواهد؟ کجا می خواهد برود. اين مسايلی بود که می خواستم بررسی کنم و در اين کتاب هم بررسی شده اند.          طرح روی جلد کتاب: احمدی نژاد، تاريخچه ناگفته رهبر تندرو ايران         به اين ترتيب، در واقع نوشتن کتاب به نوعی، يک توفيق اجباری بود. نوشتن&#160;کتاب چه مدت طول کشيد؟        کسری ناجی : مقداری طول کشيد. فکر می کنم حدود يک سال، يک سال و دو سه ماهی طول کشيد، اما تمام اين مدت به کار نوشتن کتاب اختصاص داده نشد، زيرا اين اواخر به من اجازه کار برای ای بی سی و استراليا را دادند و من يک مقدار کار ديگر هم داشتم.      برای گردآوری مدارک و اسناد لازم با مشکلی هم روبه رو شديد؟        کسری ناجی : نه. اما مشکل اصلی اين است که در ايران با اين جو سياسی، مردم خيلی محتاط هستند و خيلی کم با کسی که نمی شناسند احتمالا صحبت می کنند. البته من با خانواده، با کسان و دوستان و خويشان آقای احمدی نژاد صحبت کردم. به محل زادگاه وی رفتم، با آدم هايی که او را می شناختند صحبت کردم، با کسانی که در سياست ايران دستی دارند صحبت کردم، اما خيلی ها هم نمی خواستند صحبت کنند و يا حداقل آن چيزی که می گفتند، تمام آن چيزی نبود که می خواستند بگويند. بنابراين از اين نظر اشکال وجود دارد.    در ايران، آن فضای آزاد وجود ندارد که مردم آزادانه صحبت کنند و آن چيزی را که می خواهند، صادقانه مطرح کنند.      از آنجايی که در حال حاضرايران در آستانه انتخابات مجلس هشتم است و سال ديگر هم انتخابات&#160; رياست جمهوری برگزار خواهد شد، بد نيست که به موضوع انتخاب آقای احمدی نژاد در سال ۲۰۰۵ که شما در کتاب خود به آن پرداخته ايد، بپردازيم. شما در حد امکان با سند و مدرک نشان داده ايد که&#160; آخرين انتخابات رياست جمهوری ايران حاصل رای مردم نبوده و اين صندوق های رای نبودند که نام آقای احمدی نژاد را بيرون دادند، بلکه بيشتر تصميمی بود که در روزهای آخر پيش از انتخابات در بيت رهبر جمهوری اسلامی گرفته شد. با اين حساب معنای انتخابات در ايران را چطور تعريف می کنيد؟        کسری ناجی : حرف من در کتاب اين است که بحث های زيادی در باره چگونگی انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رياست جمهوری مطرح است و مهره های اصلی و پرچمداران اين نظام و انفلاب، آقايانی مثل آقای رفسنجانی، آقای کروبی يا آقای معين يا کسانی مثل آفای قاليباف حرف های زيادی در اين باره می زنند.     اين عده صحبت از اين می کنند که تقلب شده و راه های نامشروعی برای انتخاب آقای احمدی نژاد در پيش گرفته شده بود. صحبت از دخالت زياد بسيج و سپاه در انتخابات می کنند و همچنين صحبت از آن می کنند که خود سپاه و بسيج چگونه اين کار را کردند.     مثلا گفته می شود که يک بسيجی از قم نامه نوشته که خود او هشت بار در اين انتخابات رای داده است و به او گفته شده بودکه به چه کسی رای دهد.         اعتقاد آقای احمدی نژاد اين است که به زودی، و زودتر از آنچه که خيلی ها فکر می کنند، امام زمان برخواهد گشت و دنيايی که ما می شناسيم به آخر خواهد رسيد.     کسری ناجی      در انتخابات از اين اتفاقات افتاده است و و آقای ذوالقدر هم که آن موقع معاون فرمانده سپاه بودند، همان زمان می گفتند که سپاه و بسيج بايد چند لايه و به صورت پيچيده، به قول وی، بايد عمل می کردند تا آقای احمدی نژاد انتخاب شوند. بنابراين، در مورد نحوه انتخاب محمود احمدی نژاد حرف های زيادی مطرح است.    در دنباله همين صحبت ها و در همين فصل، انتخاب آقای احمدی نژاد را يک کودتای سفيد و تغيير رژيم در ايران خوانده ايد، ممکن است اين نکته را هم برای ما روشن کنيد؟      کسری ناجی : اصطلاح کودتای سفيد که در کتاب من آمده، نقل قول از کس ديگری است، اين برداشت کسی است که در ايران در انتخابات دست داشته، نزديک به آقای رفسنجانی بوده و اين صحبت را کرده و اينکه کودتا بوده يا چه بوده. به هر حال من برداشتم اين است که آقايانی که الان سرکار هستند، کسانی هستند که با سرکار آمدن، فقط دولت را عوض نکردند.     وقتی اين کتاب را می خوانيد، به اين نتيجه می رسيد که روی کار آمدن آقای احمدی نژاد به عنوان رييس جمهوری، تنها تغيير دولت نبود؛ بلکه به يک معنا تغيير رژيم بود.    به اين صورت که اين آقايان از منتهی اليه طيف راست سياسی می آيند. اين آقايان مجموعه ای هستند از نسل جوان گروه های سنتی اسلامی در ايران، روحانيون تندرويی که به آقای مصباح يزدی نزديک هستند و همچنين سپاه پاسداران، فرماندهانی که دوران جنگ در جنگ بودند و معتقدند که بايد سهم بزرگی از قدرت را در دست داشته باشند و منت دارند بر سر مردم ايران.     اين مجموعه که من می گويم مجموعه نظامی گرايان، در واقع امروز سر کار هستند. درواقع اينها تمام اين مدت، در بيست و هفت هشت سالی که از انقلاب می گذشت، در حاشيه حکومت بودند.    اينها اعتقادی به دموکراسی يا به انتخابات يا به نقش مردم در انتخابات و انتخاب کردن و حقوق بشر و مسايلی از اين دست ندارند. جامعه ايده آل اينها درواقع جامعه ميليتاريستی و نظامی گرايانه است. جامعه ايده آل اينها جامعه ای است که همه در واقع کلاشينکف به دست خواهند گرفت يا آرپی جی به دوش دارند و جامعه ای است که حاضر به جهاد و بردن انقلاب ايران به اقصی نقاط دنيا است. اين مجموعه چنين ديدی دارد.    کسانی که قبل از اينها سرکار بودند، معتقد بودند که:&#171; ما انقلاب اسلامی کرديم، جای ارزش های اسلامی را در جامعه باز کرديم و حالا موقع بازسازی است که ايران را تبديل به يک مدل اسلامی کنيم، يک جامعه مترقی، پيشرو با اقتصادی پويا.&#187; ولی اکنون اين آقايان معتقدند که:&#171; نخير اين کار انحراف از انقلاب خواهد بود. ما بايد انقلاب بکنيم و انقلاب را به گوشه و کنار دنيا ببريم و جهاد کنيم.&#187;         مجموعه نظامی گرايان که&#160;امروز سر کار&#160;است، تمام اين مدت، در بيست و هفت هشت سالی که از انقلاب می گذشت، در حاشيه حکومت بود و&#160;اعتقادی به دموکراسی يا به انتخابات يا به نقش مردم در انتخابات و انتخاب کردن و حقوق بشر و مسايلی از اين دست ندارد.     کسری ناجی      به اين ترتيب، مجموعه ای که روی کار آمده است با داشتن چنين ديد و آرمان و ايده آل و چشم اندازی روی کار آمده است و تفاوت هايی کلی با دوره های قبل از خود دارد.       به آرمان ها و اعتقادهای اين مجموعه اشاره کرديد. يکی از آرمان های خيلی بارز آقای احمدی نژاد اعتقاد به ظهور امام زمان است و همان طور که در کتاب شما هم آمده، گفته که با توجه به مشکلاتی که ايران با آن روبه رو است تا دو سال ديگر امام زمان ظهور خواهد کرد و وظيفه تاريخی من اين است که ايران را به دست امام زمان بسپرم. خيلی ها گفتند و نوشتند که سياست او سياست آخر زمانی است، ولی معنايش کاملا روشن نيست. آيا ايران بايد نابود شود؟ يا چه تغييراتی ضروری است تا امام زمان ظهور کند؟        کسری ناجی : اين سئوال را بايد از آقای احمدی نژاد پرسيد نه از من. آن دو سالی که گفتيد، نقل قول از کسی است که در کتاب آمده که آقای احمدی نژاد چنين صحبتی کرده است.     ولی به هر حال اعتقاد آقای احمدی نژاد اين است که به زودی، و زودتر از آنچه که خيلی ها فکر می کنند، امام زمان برخواهد گشت و دنيايی که ما می شناسيم به آخر خواهد رسيد.    وی با اين ديد دارد جلو می رود و با عجله زيادی همه تصميم گيری ها را انجام می دهد. من احساسم از برداشت و از آنچه که از آقای احمدی نژاد انجام می دهد، اين است که وی فکر می کند که درواقع وقت زيادی نيست، صحبت از مطالعه و بررسی برای انتخاب و سياست ها و اين چيزها نيست؛ بايد عمل کرد و اين امر مشکلات زيادی در ايران ايجاد کرده است.     سياست های غلطی که پيش گرفته شده، مشکلات زيادی برای مردم پيش آورده است. ولی به هر حال نکته اين است که آقای احمدی نژاد به چنين امری اعتقاد دارد و کسانی که به وی نزديک هستند نيز همين اعتقاد را دارند که برگشت امام زمان زودتر از آن چيزی که خيلی ها فکر می کنند، صورت خواهد گرفت.    در چنين شرايطی، حداقل برای من به عنوان يک ناظر قابل فهم است که نگرانی ها در باره کسی که فکر می کند آخر الزمان نزديک است و ممکن است به زودی انگشت بر ماشه سلاح هسته ای داشته باشد، چه اندازه می تواند زياد باشد.&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_kasra_naji_interview/435586.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_kasra_naji_interview/435586.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 19 Feb 2008 17:05:53 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/589F7C8F-8713-40D1-BC4E-0234EE324C9B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بهمن۱۳۵۷؛ دستاوردها و پيامدهای يک انقلاب </title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;۲۹ سال پيش در ايران، تحولی تاريخی، سياسی و اجتماعی روی داد که در نتيجه آن، حکومت پادشاهی در ايران برچيده شد و حکومتی دينی از درون ايران، به قدرت رسيد. اما دستاوردهای حکومت جمهوری اسلامی دراين ۲۹ سال چه بوده است؟ &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;       ۲۹ سال پيش در ايران، تحولی تاريخی، سياسی و اجتماعی روی داد که در نتيجه آن، حکومت پادشاهی در ايران برچيده شد و حکومتی دينی از درون ايران، به قدرت رسيد.         اما دستاوردهای جمهوری اسلامی در اين ۲۹ سال چه بوده است؟&#160;&#160;        دکتر آذر نفيسی، نويسنده و استاد دانشگاه که کتاب دومش در خارج از ايران به زودی زير چاپ خواهد رفت، در پاسخ به اين سوال به  راديو فردا  می گويد:&#171; به نظر می رسد که دستاورد، در آگاهی است که مردم ايران به آن رسيده اند که يک سيستم تک نظری ديگر در مملکت ما نمی تواند کار کند و بدون شرکت واقعی مردم، بدون برآوردن نيازهای آنها در سطوح مختلف، هر ايدئولوژی محکوم به شکست است. من فکر می کنم شکست ايدئولوژی و اين نظريه که می توان از مذهب به عنوان ايدئولوژی سوء استفاده کرد، يکی از بزرگترين پيامدهای انقلاب است.&#187;                  وی می افزايد:&#171; يکی از بزرگ ترين دستاوردهای ۲۹ سال اخير، به خاطر بالا رفتن سطح آگاهی مردم ايران، در نوع نگاه آن به جامعه، خود و اطرافش بوده است. البته اين را هم بايد گفت که دستاورد مهم ديگر انقلاب جنبش زنان بوده است.&#187;         خانم نفيسی می گويد:&#171; مثبت ترين نکته ای که در مورد ايران در دنيا می توان گفت و بدان مغرور بود، ارثيه ادبی است که ايرانيان دارند. يکی از بهترين مثال ها در دوره ما، خانم سيمين بهبهانی است که در دو عرصه، ديد ما را عوض می کند و مهم ترينش، اشعار او است. با نگاهی که اشعار او به دنيا دارند، اين نگاه در حقيقت، نافی ديدگاه های توتاليتر و انحصارطلبانه است. از طرف ديگر، مواضع مستقلی که خانم بهبهانی دارد، نه مواضع سياسی، بلکه در هر جا که ستم را ديده است، مخصوصا ستم عليه زنان را، به عنوان يک شخصيت دمکرات، جلوه ديگری می يابد.&#187;              &#171;يکی از کارهايی که انقلاب ايران کرده، بسيج سياسی اجتماعی اقشار پايين جامعه بوده است. اين اقشار پايين در دوران قبل از انقلاب، هيچ نقشی در جامعه نداشتند و زمانی که سياسی شدند و به عنوان کارگزار و نقش آفرين وارد کارزار شدند، بيرون کردنشان از تاريخ و محروم کردنشان از ايفای نقش سياسی به راحتی امکان پذير نيست.&#187;    اکبر گنجی، فعال سیاسی      وی می گويد:&#171;اما جنبه          ديگری هم وجود دارد و آن اينکه افرادی در جامعه ما هستند که هم می توانند در مورد خود حرف بزنند و هم به همان خوبی در مورد ديگران حرف بزنند. ايران از طريق ذهن و نه از طريق قدرت نمايی و مداخله در کشورهای ديگر است که می تواند برابری خود را با جهان نشان دهد.&#187;                بسيج سياسی اجتماعی    اقشار پايين            اکبر گنجی، روزنامه نگار و يکی از چهره های مبارزه برای دموکراسی در ايران، که پس از سال ها زندان به خارج از ايران سفر کرده است، در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد دستاورد، مفهومی عام است.                  وی می افزايد:&#171;اگر در اينجا در مورد دستاورد سخنی بگويم، به معنای آن نيست که انقلاب اسلامی و زمامدارانی               که سر کار آمدند، &#160;  برای رسيدن به اين پيامدها، برنامه ريزی کرده بودند. اينها می تواند پيامد اقدامات دسته جمعی باشد. يعنی شايد آنها مقاصد ديگری داشتند، ولی نتايج ديگری به بار آمد.&#187;                 آقای گنجی می گويد: &#171;يکی از کارهايی که انقلاب ايران کرده، بسيج سياسی اجتماعی       اقشار پايين جامعه بوده است. اين اقشار پايين در دوران قبل از انقلاب، هيچ نقشی در جامعه نداشتند و زمانی که سياسی شدند و به عنوان کارگزار و نقش آفرين وارد کارزار شدند، بيرون کردنشان از تاريخ و محروم کردنشان از ايفای نقش سياسی به راحتی امکان پذير نيست.&#187;        وی می افزايد:&#171;کمتر جامعه ای در جهان وجود دارد که به اندازه ايران سياسی باشد. اين جامعه سياسی است، اما در عين حال، نااميدی و سرخوردگی در آن طی ساليان اخير گسترش پيدا کرده است. با اين حال، در عين سرخوردگی و نااميدی، به شدت سياسی است و خواست ها و مطالبات سياسی و اجتماعی فراوانی در       بطن اين جامعه وجود دارد.&#187;                 اکبر گنجی در ادامه گفت و گو با راديو فردا می گويد:&#171; يکی ديگر از تحولاتی که مطرح است، اين است که انقلاب اسلامی به دليل شعارهای پوپوليستی که داشت و به اين دليل که يک انقلاب مردمی بود، فاصله شهر و روستا را کم کرد و امکاناتی که روستاييان ما تا پيش از انقلاب به هيچ وجه به آنها دسترسی       نداشتند، و فقط در کلان شهرها وجود داشت، به دليل شعارهای پوپوليستی، به شهرهای کوچک و روستاها برده شد و همين موضوع کاهش فاصله شهر و روستا، امکان تحرک طبقات اجتماعی را &#160;  افزايش داد.&#187;          &#171;از دست رفتن یک فرصت تاریخی&#187;          دکتر عباس ميلانی، استاد تاريخ و علوم سياسی در دانشگاه استانفورد و مولف کتاب معمای هويدا، که به زودی کتاب ديگرش در مورد زندگی محمدرضا شاه به زير چاپ خواهد رفت، کلمه &#171;پيامد&#187; را به &#171;دستاورد&#187; ترجيح می دهد.         وی می گويد:&#171;فکر می کنم مهم ترين پيامد اين انقلاب، اين بود که ايران يک فرصت تاريخی عظيمی را برای جهش و تبديل به يک کشور متمدن قرن بيست و يکمی از دست داد و به آنچه که هست، تبديل شده است.&#187;                 &#171;مهم ترين پيامد اين انقلاب، اين بود که ايران يک فرصت تاريخی عظيمی را برای جهش و تبديل به يک کشور متمدن قرن بيست و يکمی از دست داد و به آنچه که هست، تبديل شده است.&#187;     عباس میلانی، استاد در دانشگاه استانفورد             آقای ميلانی می افزايد:&#171; اگر آدمی بخواهد نتايج و پيامدهای اين انقلاب را برای ملت ايران و کشور ايران بداند، کافی است که ايران را با کشورهای همتای آن در سال ۱۹۷۵، يعنی چهار سال پيش از انقلاب مقايسه کند. چهار سال پيش از آنکه اين شلوغی ها آغاز شود، اقتصاد ايران با کشورهايی مانند تايوان، کره جنوبی و ترکيه برابر و يا بالاتر بود، اما اکنون ببينيد که وضع اقتصادی آنها چگونه است و وضع اقتصادی ما چيست، وضع سياسی ما چيست و وضع سياسی آنها را ببينيد. هيچ يک از اين کشورها هم نفت بشکه ای ۹۰ دلار نداشتند.&#187;     عباس ميلانی در پاسخ به اين پرسش که اپوزيسيون ايران در اين مدت چه تغييری کرده و چه کاری را توانسته است انجام دهد، می گويد:&#171; گمان من اين است که متاسفانه، اپوزيسيون در اين ۲۹ سال نتوانسته است آن چنان که بايد و شايد، راه خود را پيدا کند.&#187;                  وی می افزايد:&#171; زمانی که نيروی عظيمی در خيابان ها بودند، رهبری اپوزيسيون، منظورم رهبری مجاهدين خلق است، جوانان را دم تيغ فرستاد و بدون ملاحظه و بررسی دقيق، در يک نبرد نابرابر، آنها را به خيابان ها فرستاد، در حالی که خود در خانه های تيمی نشسته بودند.&#187;                  آقای ميلانی می گويد:&#171; البته متاسفانه برخی از همان رهبران در خانه های تيمی مورد حمله رژيم قرار گرفتند و کشته شدند، ولی کاری که انجام دادند، نسنجيده بود. بقيه اپوزيسيون نيز عملا نتوانست يک تمرکز لازم و آلترناتيو بايسته ای در مقابل اين رژيم ايجاد کند. علتش هم تاکنون به گمان من اين است همان کسانی که در سال ۱۹۷۹ رهبری &#160;  اپوزيسيون خارج از کشور را در دست داشتند، هنوز هم فکر می کنند که می توانند رهبری را در دست داشته باشند، هنوز به دنبال آن هستند که حضور کنفدراسيون دانشجويان را احيا کنند، ولی جامعه ايران عوض شده، ترکيب نسل ها عوض شده، تفکر عوض شده، عصر کامپيوتر است و آنها هنوز الگوی تازه تشکل اپوزيسيونی و تفکر اپوزيسيونی که متناسب با قرن بيست و يکم باشد را پيدا نکرده اند. و اين به نظر من، مهم ترين ناکامی اپوزيسيون در اين ۲۹ سال است.&#187;&#160; &#160; &#160;         تفرقه در میان مخالفان          اکبر گنجی نيز در باره نقش اپوزيسيون ايران می گويد:&#171; چند بحث را به نظر من بايد از هم تفکيک کرد. ابتدا بايد ديد که پيش شرط های اجتماعی دموکراسی &#160;  در جامعه ايران وجود دارد يا نه، که به گمان من وجود دارد.&#187;                  وی می افزايد:&#171; يک بحث ديگر، آن است که چرا اپوزيسيونی در خارج از کشور شکل نگرفته است؛ که به گمان من چيزی به نام اپوزيسيون در خارج نداريم. افراد و گروه های مخالف بسياری داريم که با جمهوری اسلامی و سياست هايش مخالفند و حتی برخی افراد هستند که از سال ها پيش درصدد سرنگونی جمهوری اسلامی بوده اند، اما اپوزيسيون چيزی است که بايد متشکل باشد و اقدامات جمعی مشترک انجام دهد.&#187;                  آقای گنجی می گويد:&#171; الان در اپوزيسيون خارج از ايران، اين نيروها و گروه ها به شدت پراکنده و متفرق هستند، هيچ اقدام جمعی مشترکی انجام نمی دهند و افراد نه حاضرند پولی برای فعاليت سياسی هزينه کنند و نه وقتی را به فعاليت اختصاص دهند.&#187;            </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_revolution_annoversary_consequences/434667.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_revolution_annoversary_consequences/434667.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 13 Feb 2008 13:18:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9320C6FD-AEB5-4AED-8294-93EE65002537_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>درخواست گنجی: تشکيل سازمان ويژه نظارت بر حقوق بشر بر ايران </title>
            <description>اکبر گنجی، روزنامه نگار و فعال سياسی ايران که هم اکنون در آمريکا به سر می برد، نامه ای را با امضای حدود ۲۰۰ نفر از روشنفکران بنام جهان به دبير کل سازمان ملل نوشته و در آن از وضعيت حقوق بشر در ايران انتقاد کرده است. &#160;اکبر گنجی، روزنامه نگار و فعال سياسی ايران که هم اکنون در آمريکا به سر می برد، نامه ای را با امضای حدود ۲۰۰ نفر از روشنفکران بنام جهان به دبير کل سازمان ملل نوشته و در آن از وضعيت حقوق بشر در ايران انتقاد کرده است.    آقای گنجی پس از پنج سال زندان برای جلب نظر سازمان های حقوق بشر، روشنفکران، متفکران، دانشگاهيان و جامعه مدنی اروپا و آمريکای شمالی به وضعيت ايران به اين کشورها سفر کرد.    اکبر گنجی در گفت و گو با  راديو فردا،  درباره محتوای نامه اش به دبير کل سازمان ملل متحد گفت حقوق بشر در ايران به طور مداوم و سيستماتيک و سامان يافته نقض می شود و در اين نامه تلاش شده&#160; که وضعيت ايران در داخل و در چارچوب جامعه جهانی توضيح داده شود.    آقای گنجی افزود در اين ناlه به موارد خاص نقض حقوق بشر در مورد زنان، کارگران، دانشجويان و روشنفکران اشاره شده است.    به گفته آقای گنجی، پس از انحلال کميسيون حقوق بشر، نظارت بر وضعيت حقوق بشر در ايران از سوی سازمان ملل متحد ناديده گرفته شده است.     اکبر گنجی در نامه خود، از دبير کل سازمان ملل خواسته است با تشکيل سازمانی ويژه و مستقل، مشابه سازمانی با ساختار آژانس بين المللی انرژی اتمی، مجددا مساله نقض حقوق بشر در ايران را تحت نظارت قرار دهد    وی در همين رابطه به  راديو فردا  گفت که در نامه خود، از دبير کل سازمان ملل خواسته است با تشکيل سازمانی ويژه و مستقل، مشابه سازمانی با ساختار آژانس بين المللی انرژی اتمی، مجددا مساله نقض حقوق بشر در ايران را تحت نظارت قرار دهد.    اکبر گنجی افزود شورای حقوق بشر کنونی سازمان ملل که مرکب از نمايندگان ۴۲ کشور است نمی تواند نقش موثری در نظارت بر حقوق بشر داشته باشد، چرا که اعضای اين شورا که مانند ايران خود ناقض حقوق بشر هستند، نمی توانند در نظارت بر آن نقش اصلاحی داشته باشند.    آقای گنجی گفت در نامه اش همچنين خواستار دخالت مستقيم دبير کل سازمان ملل متحد به خصوص در اقدام برای آزادی زندانيان سياسی در ايران شده است.    وی افزود سازمان ملل از يک سو قدرت اجرايی ندارد، اما از سوی ديگر اگر قطعنامه ای را تصويب کند، اين قطعنامه حکم قانون را پيدا خواهد کرد و برای تمام دولت ها لازم الاجرا خواهد شد و اگر از مفاد آن سرپيچی شود، مجازات هايی برای آن وجود دارد.    با اين حال، آقای گنجی گفت که اشکال عمده را در آن می بيند که اکنون موضوع حقوق بشر در ايران به موضوعی ثانويه تبديل شده و جامعه غرب به طور کلی ارجحيت را به برنامه هسته ای ايران داده است.    وی افزود چنين رويکردی درست نيست و بايد تلاش کرد تا مجامع غربی متوجه شوند که بايد نقض حقوق بشر در ايران را به اولين ارجحيت خود بدل کنند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_ganji_interview/409525.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_ganji_interview/409525.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 29 Aug 2007 19:56:12 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EAABE33A-9A7A-417D-804A-2D217D75C52B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
