<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 14:40:25 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8064" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>خاطرات منتسب به دولتمردان پهلوى: جعلى يا واقعى؟</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;در ايران و از همان نخستين ماه هاى پس از انقلاب، خاطراتى كه به نام سران و شخصيت هاى سياسى دوران پهلوى منتشر مى شد، همواره خوانندگان بسيارى را به خود جلب مى كرد و مورد اقبال عمومى قرار مى گرفت&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;كتاب هاى بسيارى در اين باره منتشر شد كه مشهورترين آنها يادداشت هاى &#171;امير اسدالله اعلم&#187; وزير دربار شاه و همچنين خاطرات &#171;علينقى عاليخانى&#187;، وزير اقتصاد در دهه چهل خورشيدى بودند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اما در كنار اينها خاطراتى هم از &#171;فرح پهلوى&#187;، &#171;مادر همسر شاه&#187; ، &#171;برادر شاه&#187; و بسيارى ديگر منتشر شدند كه دست كم در همين دو سه مورد اخير، صحت اين خاطرات توسط خودشان تكذيب شده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;شهرام خلدى، متخصص و پژوهشگر مركز مطالعات خاورميانه در دانشگاه منچستر (بريتانيا)، تاريخ معاصر ايران و خاطره نويسى پيش و پس از انقلاب را سال ها مورد بررسى و&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;پژوهش قرار داده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;او چندى پيش چكيده اى از دستاوردهاى اين پژوهش را در قالب سخنرانى در كنفرانس دو سالانه مطالعات ايران شناسى كه در تورنتو (كانادا) برگزار شد، ارائه كرد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در حاشيه يكى از جلسات اين سمينار، شهرام خلدى با راديو فردا گفت و گويى داشت.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   در ايران و از همان نخستين ماه هاى پس از انقلاب، خاطراتى كه به نام سران و شخصيت هاى سياسى دوران پهلوى منتشر مى شد، همواره خوانندگان بسيارى را به خود جلب مى كرد و مورد اقبال عمومى قرار مى گرفت.        كتاب هاى بسيارى در اين باره منتشر شد كه مشهورترين آنها يادداشت هاى &#171;امير اسدالله اعلم&#187; وزير دربار شاه و همچنين خاطرات &#171;علينقى عاليخانى&#187;، وزير اقتصاد در دهه چهل خورشيدى بودند.        اما در كنار اينها خاطراتى هم از &#171;فرح پهلوى&#187;، &#171;مادر همسر شاه&#187; ، &#171;برادر شاه&#187; و بسيارى ديگر منتشر شدند كه دست كم در همين دو سه مورد اخير، صحت اين خاطرات توسط آنها تكذيب شده است.        شهرام خلدى، کارشناس و پژوهشگر مركز مطالعات خاورميانه در دانشگاه منچستر (بريتانيا)، تاريخ معاصر ايران و خاطره نويسى پيش و پس از انقلاب را سال ها مورد بررسى و &#160;  پژوهش قرار داده است.        او چندى پيش چكيده اى از دستاوردهاى اين پژوهش را در قالب سخنرانى در كنفرانس دو سالانه مطالعات ايران شناسى كه در تورنتو (كانادا) برگزار شد، ارائه كرد.        در حاشيه يكى از جلسات اين سمينار، شهرام خلدى با راديو فردا گفت و گويى داشت.          راديو فردا: مهمترين نتيجه اى كه از پژوهش هاى خود در باره كتاب هاى خاطرات منتسب به دولتمردان حكومت پهلوى به دست آورده ايد چه بوده است؟                        شهرام خلدى:  شايد بشود گفت مهمترين دستاورد و نتيجه اى كه من گرفته ام توجه به اين نكته است كه در نظام جمهورى اسلامى ايران به صورت خيلى ارگانيك و نه لزوما مكانيكى خاطرات دولتمردان دوران پهلوى به شدت ويراستارى شده اند.        اين امر در جهت سياست هاى كلى انقلاب فرهنگى جمهورى اسلامى بوده و طى آن تلاش شده است تا (در اين خاطره نويسى ها) از انتشار هر گونه پوزش خواهى و يا توجيه گرايى از كارنامه دوران پهلوى جلوگيرى شود.        همچنين تلاش شده است هر صحبتى كه خاطره نويسان دوره پهلوى در مخالفت با انقلاب اسلامى مطرح كرده اند، به منظور اينكه مبادا روايتى را كه در جمهورى اسلامى پذيرفته شده است مخدوش نمايد، ضد روايت تلقى كنند.             &#171;وقتى مى گوييم خاطرات جعلى، دقيقا به اين دليل است كه اين خاطرات (مستقيما و در قالب يك كتاب ) توسط كسانى كه به آنان منتسب شده اند، نوشته نشده اند؛ اما ممكن است گردآورندگان اين خاطرات، از مصاحبه هاى شخصى كه در داخل و يا خارج كشور، خاطرات به وى منتسب شده است بهره برده باشند و يا از آثار به جاى مانده از آنان و مطالب پراكنده و اطلاعات متفرفه شخصى در نگارش اين خاطرات استفاده كرده باشند.&#187;     شهرام خلدی، پژوهشگر در بریتانیا      اين اقدام نيز از سوى مجموعه بنيادها و نهادهاى جمهورى اسلامى كه به نوعى در راس آنها، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى وجود دارد انجام مى شود.          در سخنرانى تان درباره انتشار يكسرى خاطرات جعلى در ايران &#160;  هم سخن گفتيد. ممكن است بيشتر توضيح دهيد؟                      در مورد خاطرات جعلى دولتمردان دوران پهلوى، در محافل انتشاراتى روايات و شايعات گوناگونى وجود دارد؛ اما يكى از نخستين كسانى كه در اين خصوص به ما گزارش مى دهد كه اين خاطرات جعلى هستند و بوسيله اشخاص معينى چاپ و منتشر مى شوند، آقاى &#171;عبدالله شهبازى&#187; است كه خود از تاريخ نويسان مورد قبول جمهورى اسلامى و شايد به نوعى از تاريخ نويسان دولتى محسوب مى شود.        او در عين حال بنيانگذار مركز مطالعات تاريخ معاصر و نيز از بنيانگذاران مركز مطالعات و پژوهش هاى سياسى نيز هست.        او اولين بار زنگ خطر را در خصوص نشر خاطرات جعلى به صدا در آورد، كه البته انگيزه او مى تواند از سر دلسوزى براى نظامى باشد كه در آن خدمت مى كند و يا شايد هم به اين خاطر كه ايشان به هر حال تصور مى كنند، اين حركات (جعل خاطره نويسى به نام افراد) حركاتى غير حرفه               اى و نادرست است.        اما يكى از شايعات مطرح شده هم اين است كه اشخاصى در يك انتشاراتى در تهران به نام &#160;  انتشارات &#171;به آفرين&#187; هستند، كه (به طور سيستماتيك) اقدام به نشر خاطراتى منتسب به دولتمردان دوره پهلوى مى كنند.        از جمله اين نوع خاطرات هم مى توان به خاطرات منسوب به مادر شهبانو فرح ديبا، خانم &#171;فريده ديبا&#187; تحت عنوان &#171;دخترم فرح&#187; اشاره كرد كه بر اساس گفته هاى شهبانو و مصاحبه هايى كه ايشان انجام دادند صحت اين خاطرات تكذيب شد.        البته خاطراتى نيز به نام خود شهبانو فرح پهلوى منتشر شده است با عنوان &#171;دختر يتيم&#187;؛ همچنين خاطراتى به شاهپور غلامرضا پهلوى يا دكتر افشار منتسب شده اند.        البته عده اى بر اين اعتقادند كه انتشارات &#171;به آفرين&#187; به اشاره برخى مراكز اطلاعاتى، در حال ارتكاب اين گونه اعمال است.        اگر چه من خودم شخصا قائل به ديدگاه هاى مبتنى بر نظريه توطئه نيستم و فكر مى كنم ممكن است اين قبيل خاطرات، صرفا به خاطر اينكه مورد توجه عامه مردم هستند و داغ بودن بازار خاطره نويسى و نهايتا به منظور صرف منافع مالى انجام گرفته باشند.        راستش من خودم به شخصه مراجعينى داشته ام كه از من خواسته اند ليستى از خاطرات جعلى (از دولتمردان دوران پهلوى كه در ايران منتشر شده اند) را براى مطالعه به آنان عرضه كنم، چون به اعتقاد آنان خاطرات واقعى اين افراد &#160;  بسيار كسل كننده است و در عوض خاطرات جعلى، هيجان انگيز و جالبترند؛ بنابر اين &#160;  ترجيح مى دهند خاطرات جعلى را بخوانند.        اين نكته را هم بگويم &#160;  كه وقتى مى گوييم خاطرات جعلى، دقيقا به اين دليل است كه اين خاطرات (مستقيما و در قالب يك كتاب ) توسط كسانى كه به آنان منتسب شده اند، نوشته نشده اند؛ اما ممكن است گردآورندگان اين خاطرات، از مصاحبه هاى شخصى كه در داخل و يا خارج كشور، خاطرات به وى منتسب شده است بهره برده باشند و يا از آثار به جاى مانده از آنان و مطالب پراكنده و اطلاعات متفرفه شخصى در نگارش اين خاطرات استفاده كرده باشند.        مثلا عكس هايى در آرشيو جمهورى اسلامى از خاندان پهلوى وجود دارد كه اين عكس ها بعد از انقلاب از خانه اين افراد به تاراج رفته است و آثار باقيمانده گردآورى شده اند و هم اكنون به نام بستگان خاندان پهلوى و يا دولتمردان پهلوى كه حتى برخى از آنان فوت كرده اند منتشر مى شوند.          شما در مسير تحقيقاتتان در حوزه خاطره نويسى، مى توانيد بگوييد خاطراتى كه از دولتمردان جمهورى اسلامى تاكنون منتشر شده اند داراى چه ويژگى هاى مشخصى است؟                      اين خاطرات كمابيش بر روى يك خط مشخص حركت مى كنند و عمدتا از نقطه سرنگونى سلطنت پهلوى تا زمان شكل گيرى انقلاب را شامل مى شوند.        در اين خاطرات تلاش بر اين است كه مشخص شود كه هريك براى به ثمر ر سيدن انقلاب(نسبت به بقيه ) تلاش بيشترى كرده است بى آنكه بخواهد ديگرى را زير سوال ببرد.        در عين حال &#160;  همه اين خاطرات، به طور متفق القول و هماهنگ، گروه هايى همچون مجاهدين خلق، فداييان خلق و همه گروه هايى را كه (به اعتقاد آنان) به اندازه گروه هاى اسلامى (به انقلاب اسلامى) ايمان نداشته اند و مومن به هدف نبوده اند را زير سوال مى برند.        اين به اصطلاح مصلحت انديشى سياسى و درك اطلاعاتى و امنيتى (در جمهورى اسلامى ) از تاريخ نويسى دوران انقلاب، باعث شده است تا (به جاى يك تاريخ نويسى مستند و واقعى) يك تاريخ نويسى رسمى در شكل نمادهاى مشخصى خود را به افكار عمومى قالب كند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_memorial_history_Iran/467234.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_memorial_history_Iran/467234.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 02 Oct 2008 13:27:30 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7A3B94AA-14C2-4824-A31C-9651B0277849_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;چند صد سال است که موسیقی سنتی دچار رکود است&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;پری برکشلی، از چهره های سرشناس موسيقی شناسی ايران است. او آموزش موسيقی را از سنين نوجوانی آغاز کرده و پس از ترک ايران و ادامه تحصيل در پاريس، دستاوردهای هنری چشمگير و چندين جايزه بين المللی موسيقی کلاسيک را از آن خود کرده است.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;پری برکشلی، در فرانسه اقامت دارد و اخيرا بعد از گذشت حدود سه دهه خروج از ايران، با چاپ مقاله ای در شماره تيرماه &#171;مجله موسيقی&#187; چاپ تهران، سکوت طولانی خود را شکسته و در مقاله ای تحت عنوان &#171; هنر سينه به سينه و خط موسيقی&#187;، ديدگاه های جديدی را نسبت به تفاوت موسيقی سنتی ايرانی و موسيقی غربی مطرح کرده است.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;پری برکشلی، هنرمند و موسيقيدان برجسته و نوازنده پيانو، فرزند دکتر مهدی برکشلی (از نام آوران فقيد رشته آکوستيک و موسيقی و رييس سابق دانشکده فيزيک دانشگاه تهران)، که اخيرا برای شرکت در هفتمين کنفرانس دو سالانه انجمن جهانی&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;ايران شناسی به تورنتو سفر کرده بود،&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;در گفت وگوی ويژه ای با راديو فردا در مورد ديدگاه های خود نسبت به اهميت خط موسيقی سخن می گويد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   پری برکشلی، از چهره های سرشناس موسيقی شناسی ايران است. او آموزش موسيقی را از سنين نوجوانی آغاز کرده و پس از ترک ايران و ادامه تحصيل در پاريس، دستاوردهای هنری چشمگير و چندين جايزه بين المللی موسيقی کلاسيک را از آن خود کرده است.                    پری برکشلی، در فرانسه اقامت دارد و اخيرا بعد از گذشت حدود سه دهه خروج از ايران، با چاپ مقاله ای در شماره تيرماه &#171;مجله موسيقی&#187; چاپ تهران، سکوت طولانی خود را شکسته و در مقاله ای تحت عنوان &#171; هنر سينه به سينه و خط موسيقی&#187;، ديدگاه های جديدی را&#160;درباره به تفاوت موسيقی سنتی ايرانی و موسيقی غربی مطرح کرده است.                    پری برکشلی، هنرمند و موسيقيدان برجسته و نوازنده پيانو، فرزند دکتر مهدی برکشلی (از نام آوران فقيد رشته آکوستيک و موسيقی و رييس سابق دانشکده فيزيک دانشگاه تهران)، که اخيرا برای شرکت در هفتمين کنفرانس دو سالانه انجمن جهانی &#160;  ايران شناسی به تورنتو سفر کرده بود،               در گفت وگوی ويژه ای با  راديو فردا  در مورد ديدگاه های خود&#160;درباره به اهميت خط موسيقی سخن می گويد           .          راديو فردا: خانم برکشلی! اخيرا مقاله ای در مورد تاثير سينه به سينه نقل شدن و شفاهی بودن موسيقی سنتی ايران و مقايسه آن با تاثير خط موسيقی بر موسيقی غربی در شماره تيرماه مجله موسيقی، مطرح کرده ايد. لطفا در اين مورد توضيح دهيد               .            پری برکشلی:     موسيقی سنتی ايرانی از دوره ساسانيان تا امروز به صورت سينه به سينه منتقل شده است يعنی يک استاد، موسيقی نواخته و يک شاگرد آن را تکرار کرده است و به محض اين که اين شاگرد تمام رديف موسيقی را آموخته و تبحری در نواختن پيدا کرده، خودش استاد شده است.        اصل قضيه اين است که چرا موسيقی سنتی ايران متحول نشده و چرا موسيقی غربی متحول شده است؟ موسيقی برای تحول، مانند تمام هنرهای ديگر بايد جزو احتياجات اساسی يک جامعه باشد. وقتی موسيقی جزو احتياجات اساسی يک جامعه شد، طبيعتا افراد مختلفی به موسيقی می پردازند و در               نتيجه مراسم مختلفی برای اجرای موسيقی برپا می شود و در حين اجراهای مختلف، احتياجاتی به وجود می آيد که باعث تحول اين موسيقی می شود و به حدی از پيچيدگی می رسد که سينه به سينه منتقل شدن آن، امکان پذير نيست و اين مسئله در مورد موسيقی غربی اتفاق افتاده است.              &#171;دوستانی که در زمينه موسيقی سنتی ايرانی کار می کنند، با يک نگاه تعصب آميز برخورد می کنند در حالی که ما بايد درها را باز کنيم. هنر که در و پيکر ندارد.&#187;       پری برکشلی،&#160;موسيقيدان برجسته و نوازنده پيانو        اگر يک قطعه موسيقی غربی را در يک خانواده تکرار کنند و دايم بنوازند، باز هم هيچ بچه ای نمی تواند سازی بردارد يا با پيانو، آن قطعه را بنوازد. اين مسئله تکنيک نيست، مسئله اين است که وقتی موسيقی از يک حدی از پيچيدگی فراتر رفت، حافظه نمی پذيرد و نمی توان به صورت گوش دادن آن را ياد گرفت و تکرار کرد.                      چه ارتباطی بين تحول موسيقی در غرب و ضرورت خط موسيقی وجود دارد؟                          خط موسيقی در ارتباط با تحول موسيقی در غرب به وجود آمد. موسيقی در جامعه غرب مطرح بود و کليسا يکی از حاميان موسيقی بود.                    در قرون وسطی در غرب، موسيقی يک صدايی و بدون نت وجود داشت درست مانند موسيقی سنتی فعلی ما. اما وقتی شروع به تحول کرد و چند صدايی شد، ديگر آموزش سينه به سينه آن امکان پذير نبود و نوازنده ها نمی توانستند به اين صورت عمل کنند. به اين ترتيب خط به وجود آمد، يعنی با علامت گذاری های بسيار ابتدايی شروع شد و به تدريج همگام با پيچيده شدن موسيقی، خط نيز به تبع آن شکل گرفت. تا اين که در زمان رنسانس اروپايی، خط موسيقی غربی جا افتاد و همين خطی است که امروز هم کمابيش به صورت سنتی در موسيقی غربی به کار می رود.                    در قرن بيستم، به خاطر تحولی که در موسيقی غرب پيدا شد، دوباره يک نوع خط جديد به وجود آمد. يعنی از زمانی که توناليته از بين رفت، صدای غير موسيقايی وارد موسيقی شد و موسيقی &#171;کانکرت&#187; به وجود آمد، آهنگ سازان مجبور شدند علامت گذاری جديدی برای خود ابداع کنند.        خط هميشه معرف يک نوع تحول است و بايد قطعات ساخته شده، ثبت شوند. هر نوع تجزيه و تحليلی در مورد موسيقی، احتياج به موسيقی ثبت شده دارد و روی موسيقی دهانی نمی توان کار کرد.                    وقتی کسی شعری را دکلمه می کند، شنيدن آن خوشايند است ولی نمی توان همان لحظه آن را آناليز کرد، بلکه بايد نوشته شود. در مورد شعرای بزرگ ما، کتاب های زيادی نوشته شده و تحقيقات گسترده ای انجام شده است که تمام آن به خاطر ثبت اشعار آنها بوده است. اگر شاهنامه فقط به صورت نقالی به ما منتقل می شد، اين همه تحقيق و تفسير در مورد آن انجام نمی شد.                      خانم برکشلی! به عقيده شما، تحول در موسيقی سنتی ايران ضرورت دارد و لزوما در مورد قضاوت ارزشی آن با موسيقی غربی صحبت نمی کنيد. آيا فکر می کنيد دست اندرکاران موسيقی سنتی ايران، پذيرای تغيير و تحول در بطن اين موسيقی هستند؟                          من از يک واقعيت صحبت می کنم و نبايد آن را به عنوان کوچک کردن موسيقی ايرانی تلقی کرد.                    من معتقدم اگر قرار است موسيقی سنتی ايرانی روزی تحول پيدا کند، ابتدا بايد با ديد انتقادی به آن نگاه کرد، انتقاد به معنای واقعی کلمه نه به معنای کوچک کردن آن.                    اما برخی از هنرمندان موسيقی سنتی، خط موسيقی غربی و مقايسه آن با موسيقی سنتی ايران را عاملی در برابر بداهه نوازی و خلاقيت های نهفته در موسيقی سينه به سينه می دانند.        دوستانی که در زمينه موسيقی سنتی ايرانی کار می کنند، با يک نگاه تعصب آميز برخورد می کنند در حالی که ما بايد درها را باز کنيم. هنر که در و پيکر ندارد.                کسانی که در موسيقی سنتی ايرانی کار می کنند، نبايد فکر کنند اگر از فرهنگ موسيقی غربی مايه بگيرند و از نزديک با آن آشنا شوند چيزی را از دست می دهند بلکه بر عکس، هر چقدر ديد و معلومات خود را وسيع تر کنند، بيشتر می توانند در زمينه موسيقی سنتی ايران خلاقيت داشته               باشند. مجموع تمام اينها می تواند در آينده به تحولات منجر شود           .        اگر بگوييم هر موسيقی مشخصات خود را دارد و موسيقی ما همين موسيقی دستگاهی است که از زمان ساسانيان تا کنون نواخته شده و به همان خوبی، اهميت و بزرگی موسيقی باخ و بتهوون است و اگر معتقد باشيم صحبت کردن از باخ و بتهوون، غرب زدگی است، هرگز موسيقی سنتی ايران تحول پيدا نمی کند.              &#171;موسيقی ما بايد معرف قرنی باشد که در آن زندگی می کنيم در حالی که اين گونه نيست. اگر موسيقی را با ساير رشته های هنری مانند شعر در ايران مقايسه کنيم، می بينيم از قرن نهم ميلادی تا زمان حال، اشعار ايران معرف زمان خود است. به عنوان مثال، اين که رودکی معرف چه زمانی بود و حافظ از نظر تاريخی معرف چه زمانی و در قرن بيستم نيز شعر نو ابداع شد.&#187;      پری برکشلی       چند صد سال است که موسيقی ما در حال رکود باقی مانده، در حالی که موسيقی ايرانی ظرافت های زيادی دارد که قابل تقدير است. من منکر اين مسئله نيستم و نبايد بود. هميشه عده ای بايد پاسدار و نگهدار اين موسيقی باشند، اما نبايد در را بست. شیء نفيس، يک شیء است نه يک موجود زنده. در حالی که هنر بايد زنده باشد و معرف زمان خود.        موسيقی ما بايد معرف قرنی باشد که در آن زندگی می کنيم در حالی که اين گونه نيست. اگر موسيقی را با ساير رشته های هنری مانند شعر در ايران مقايسه کنيم، می بينيم از قرن نهم ميلادی تا زمان حال، اشعار ايران معرف زمان خود است. به عنوان مثال، اين که رودکی معرف چه زمانی بود و حافظ از نظر تاريخی معرف چه زمانی و در قرن بيستم نيز شعر نو ابداع شد.          &#160;     اين تحولات به اين خاطر است که شعر در جامعه ما مطرح بوده است ولی متاسفانه موسيقی و چند رشته هنری ديگر مانند رقص و نقاشی مطرح نبودند و هميشه به صورت بسته در مجالس کوچک خاص و بين نخبگان مطرح می شدند و بعد از اسلام در مراسم عزاداری. اين رشته ها هيچ گاه جايگاه               اجتماعی خاص نيافتند و به همين دليل رشد و تحول پيدا نکردند که باعث تاسف است.        آهنگسازانی داريم که در زمينه زبان بين المللی موسيقی کار کرده اند و موسيقی که آنها ارائه می دهند، اختلاف اساسی با هم دارند. کسی ممکن است از اين موسيقی خوشش بيايد و از يک موسيقی ديگر خوشش نيايد در حالی که هر دو در يک زمينه کار کرده اند.        اصل قضيه اين است که ما بايد اينها را به عنوان موسيقی ايرانی قبول کنيم و اين هم يکی از جنبه های موسيقی ايرانی است. کسانی که اينها را ساخته اند مليت ايرانی دارند، بنابراين موسيقی آنها ايرانی است، ولی زبان جهانی دارد.                    موسيقی ايرانی، تنها موسيقی سنتی نيست و نبايد تصور کنيم محدوده موسيقی ايرانی فقط موسيقی سنتی است و تا ابد فرض را بر اين بگذاريم. مانند اين است که بگوييم شعر فقط شعر مولوی و بقيه حق ندارند شعر بگويند.        يکی از آهنگ سازانی که خيلی به او معتقدم، عليرضا مشايخی است که در ايران زندگی می کند و من خيلی از آثار او را نواخته ام. بسياری از کارهای او در زمينه موسيقی ايرانی است، ولی دوستانی که در زمينه موسيقی ايرانی کار می کنند، يکپارچه اين افراد را نفی می کنند.                    آنها متوجه نيستند که با اين نگرش و اين نوع برخورد کار خودشان را سخت تر می کنند و مشکل در همين نکته است. موسيقی سنتی ايرانی می تواند متحول شود و يا اين که تا ابد همين گونه بماند.                           &#171;گفت و گوی ويژه&#187; را هر دوشنبه &#160;  در مجله شامگاهی بعد از خبرهای ساعت نوزده و سی دقيقه از راديو فردا می تواند بشنويد، باز پخش اول آن را &#160;  سه شنبه ها پس از خبرهای ساعت نيم بامداد در مجله شامگاهی و باز پخش دوم &#160;  آن را پس از خبرهای ساعت سيزده در مجله نيمروزی.                            در اين رشته گفت و گوها، همکاران و گزارشگران راديو فردا با چهره هايی مطرح، پرکار و نوآور گفت و گو می کنند و گاه نيز درباره موضوعاتی گفت و گو می شود که کمتر به آن پرداخته شده است.                  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Music_Barkeshly_changes/460697.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Music_Barkeshly_changes/460697.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 14 Aug 2008 15:25:04 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5838AC3E-6B3A-44BF-9DAE-5FA2726EA991_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احمدی نژاد در نيويورک؛ &#171; يک فرصت سوزی ديگر&#187;</title>
            <description>&lt;span&gt;سفر محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران به نيويورک و سخنرانی های وی در دانشگاه کلمبيا و نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، همچنان موضوع تحليل ها وبحث های مختلف در سطح رسانه ها و کارشناسان است. &lt;/span&gt; &#160;سفر محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران به نيويورک و سخنرانی های وی در دانشگاه کلمبيا و نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، همچنان موضوع تحليل ها وبحث های مختلف در سطح رسانه ها و کارشناسان است.&#160;    عليرضا نامور حقيقی، تحليلگر مسايل ايران و مقيم تورنتو کانادا، در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد آقای احمدی نژاد نتوانست از فرصتی استثنايی که برای مطرح کردن مسايل مربوط به امنيت ملی ايران بهره بگيرد.      آقای احمدی نژاد قصد دارد با جلب توجه رسانه های بين المللی، افکار جهانيان را از مسايل عمده ای که ايران در چالش با جهان غرب با آنها روبه روست منحرف کرده و در اقدامی تلافی جويانه نسبت به انتقادهای شديدی که جمهوری اسلامی درمورد نقض حقوق بشر و مسايل زنان با آنها مواجه است، کشورهای غربی را به مسايل مشابهی متهم کند  عليرضا نامور حقيقی      &#160;به گفته وی، محمود احمدی نژاد در سفر اخير خود به نيويورک با پرداختن به مسايل کلی و حاشيه ای، در رسيدن به هدف متقاعد کردن افکارعمومی ايالات متحده و نيزجامعه بين الملل پيرامون ادعاهای خود مبنی بر صلح آميز بودن برنامه های هسته ای کشور و برقراری گفت وگو وصلح با دولتمردان واشينگتن با شکست مواجه شد.&#160;     آقای حقيقی افزود: &#171; سخنرانی های رييس جمهوری ايران درسازمان ملل و دانشگاه کلمبيا جنگ تبليغاتی و رسانه ای محمود احمدی نژاد عليه جهان غرب و به ويژه ايالات متحده بود.&#187;    وی گفت:&#171; آقای احمدی نژاد قصد دارد با جلب توجه رسانه های بين المللی، افکار جهانيان را ازمسايل عمده ای که ايران در چالش با جهان غرب با آنها روبه روست منحرف کرده و در اقدامی تلافی جويانه نسبت به انتقادهای شديدی که جمهوری اسلامی درمورد نقض حقوق بشر و مسايل زنان با آنها مواجه است، کشورهای غربی را به مسايل مشابهی متهم کند.&#187;    عليرضا نامور حقيقی گفت:&#171; محمود احمدی نژاد فرصتی طلايی را که طی ۳۰ سال گذشته برای دولتمردان جمهوری اسلامی و برای جلب توجه رسانه ها و رهبران کشورهای جهان و نيزبرداشتن فشارهای اقتصادی- سياسی و بحران ديپلماتيک کنونی وجود داشت، از دست داد.&#187;    وی افزود:&#171; آقای احمدی نژاد بارديگربا مطرح کردن شعارهای تبليغاتی و مسايلی همچون معضلات مردم فلسطين به حفظ امنيت ملی کشور کمک نکرد و تنها موجبات خشنودی دولت های طرفدارجمهوری اسلامی و ملت های عرب منطقه خاورميانه را فراهم آورد.&#187;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_haghighi_ahmadinejad/413942.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_haghighi_ahmadinejad/413942.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Sep 2007 17:03:47 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/38785B5B-6112-4266-9E25-B7668A8B995B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
