<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 13:05:08 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8124" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>رستم پور: به ندرت کسی در صدا و سیما با حاکمیت همراه است</title>
            <description>مهدی رستم پور، مجری نام آشنای تلويزيون دولتی ايران که همراه تيم کشتی ايران برای شرکت در مسابقات جهانی ، به دانمارک رفته بود اکنون شايعه پناهندگی اش را تاييد می کند.مهدی رستم پور، مجری نام آشنای تلويزيون دولتی ايران که همراه تيم کشتی این کشور&#160;برای شرکت در مسابقات جهانی، به دانمارک رفته بود اکنون شايعه پناهندگی اش را تاييد می کند.  شايعه ای که مقامات رسمی فدراسيون کشتی جمهوری اسلامی ايران آن را رد می کردند. او که&#160;سردبیر مجله ورزشی دنيای کشتی است برای اولين بار در گفت و گويی بی پرده با رادیو فردا &#160; از پشت پرده سياست های ورزشی و رسانه ای تلويزيون دولتی ايران می‌گويد.             رادیو فردا : &#160;آقای رستم پور، آيا برنامه ريزی قبلی کرده بوديد که به اين سفر بياييد و اين آخرين ديدارتان با ايران باشد؟ و پس از آن ديگر به ايران بازنگرديد؟     همه چيز بعد از انتخابات ۲۲ خرداد اتفاق افتاد و در ذهنم شکل گرفت. بعد از آن وقايع وحشتناکی که در ايران رخ داد. مسابقات جهانی دانمارک در پيش بود.  من هم يکی از اعضا تيم اعزامی ايران بودم. کاروان تقريبا پر تعدادی در قالب تماشاچی، همراه، خبرنگار و دو تيم کشتی آزاد و فرنگی بوديم. آمديم به کشور دانمارک. من به هر حال تا روز آخر در کنار تيم ملی ماندم.  سعی کردم ماموريت اداری ام را مثل هميشه به طورکامل انجام دهم. هر دو تيم نتايج بسيار خوبی گرفتند. سوای مسئوليت خبرنگاری که داشتم تا جايی که می توانستم در قالب کمک فکری به بچه های تيم و تشويق و تهييج آنها،هر کاری که ازدستم برمی آمد را انجام دادم.  ولی وقتی رقابت ها به پايان رسيد از مجموعه تيم جدا شدم و همراه با کاروانی که ازايران آمده بود برنگشتم .     رفتيد جايی پنهان شديد؟ و يا اينکه ديگر با آنها نبوديد؟ آيا می دانستند که مهدی رستم پور تصميم گرفته است ديگر به ايران بازنگردد؟    واقعا هيچ کس مطلع نبود. چه در ايران و چه در دانمارک. تصميم فوق العاده سختی بود.     چرا؟    دور شدن از وطن. آنهم با اين وضعيت ،طبيعتا مشقات بسيار زيادی خواهد داشت. که در همين مدت کوتاه، شاهد گوشه هايی از آن بوده‌ام. اما واقعا از اين تصميم پشيمان نيستم. برای اينکه فکر می کنم دستکم اينکارم پيامی برای آقای احمدی نژاد و مسئولين جمهوری اسلامی ايران به همراه داشته باشد مبنی بر اينکه واقعا بيايند و اين نارضايتی را در تمام سطوح جامعه مشاهده کنند.   اين نارضايتی به يک قشر خاصی محدود نيست. اينکه با پخش کردن چند اعتراف (اجباری ) و مقصر دانستن علوم انسانی و رسانه های – به قول خودشان – بيگانه، نمی شود پاسخ مطالبات مردم را داد.  من هم از عرصه ورزش که حرفهای ناگفته بسياری دارد و کمتر به آن پرداخته شده است به عنوان يک خبرنگار با اينکارم می خواهم اعتراضم را نشان دهم.     من در نهايت متوجه نشدم که آيا تصميم شما آنی بود؟    واقعيت قضيه اين است که نه کسی برای من دعوت نامه فرستاده بود و نه کسی تشويقم کرده بود. اين يک تصميم شخصی بود. با هيچ کس هم در ميانش نگذاشتم. کسی هم در صدد نبود که مرا وسوسه کند. يا وعده ای به من داده باشد. اين تصميمی بود که پس از فضای انتخابات و محدوديت های روز به روز عرصه خبر – که هر روز تنگ تر و تنگ تر می شد- در من ايجاد شد.   &#171;ورزش ما محدود به زمین بازی نیست&#187;      اما من فکر نمی‌کنم اين محدوديت فضای رسانه‌ای در حوزه ورزش هم نمود عينی داشته باشد؟    اتفاقا اين قضيه نکته مهمی است . کما اينکه من ديدم در رسانه های ايرانی خارج از کشور هم که به شدت مورد استقبال مردم هستند ، محدوديت هايی که در حوزه سياسی و اجتماعی و معضلات اقتصادی و حتی زيست محيطی وجود دارند مورد ارزيابی و بررسی قرار می گيرند.   ولی وقتی صحبت به ورزش می رسد صرفا به اعلام نتايج مسابقات ورزشی اکتفا می کنند- يعنی آنچه که بر روی تلکس های داخلی هم می شود ديد- به طور مثال شما در جمهوری چک ساکن هستيد. خبر اين است که تيم اسپارتا پراگ چند گل زد و چند گل خورد. ولی ورزش ما به هيچ وجه محدود به نتايجی که در زمين بازی گرفته می شود نيست .     شما می‌خواهيد بگوييد که پشت پرده ورزش، مسائل پنهان بسياری وجود دارد که گفته نمی شود؟    طبيعتاً همين طور است. به طور مثال آقای علی آبادی به عنوان يکی از نزديکان آقای احمدی نژاد و رييس سازمان ورزش، بعد از چهار سال با نتايج بسيار ضعيف و اتفاقات بی سابقه ای درحوزه مسائل کاری اش از کار کناره گرفت – اين حرف را صرفا به عنوان يک خبرنگار يا مفسر ورزشی نمی زنم بلکه به عنوان يک آرشيوويست ورزش که نسبت به تاريخ ورزش ايران آگاهی داشته و علاقه‌مند هستم می‌گويم – آقای علی آبادی رفت.  ولی دريغ از يک فرصت کوتاه برای نقد عملکرد او ! که خطاها، اشتباهات و تناقضات بسياری طی دوره چهار ساله مديريت او وجود داشت. ايشان به سادگی رفت و پرونده عملکرد چهارساله شان بسته شد. در اين زمينه هيچ صحبتی در رسانه های فراگير مطرح نگرديد.     پس مجموعه اين مسائل شما را به اين تصميم رساند؟    بله . من از ايران تصميم گرفته بودم. وقتی مسابقات به پايان رسيد و همه تيم مهيای بازگشت شدند من از مجموعه تيم جدا شدم.     اعضای تيم کنجکاو نشدند که مهدی رستم پور که با ما بود کجا رفت؟ حتما رسانه های داخلی را در اين مدت مطالعه کرده ايد؟آقای يزدانی خرم گفته است که مهدی رستم پور يک خبرنگار بوده و خبرنگاران الزامی ندارند که حتما با تيم برگردند. می توانند ديرتر برگردند. يعنی اينکه توجيه می کنند که شما ممکن است ديرتر بازگرديد؟    فکر می کنم بازنگشتن من به ايران با اين مصاحبه ديگر جنبه رسمی پيدا می کند. اين اولين گفت و گوی رسانه ای است که من در خارج از ايران داشته ام . و فکر می کنم از اين پس بايد واکنش ها را بررسی کرد.     چه پاسخی برای آقای يزدانی خرم داريد که گفته بودند شما قطعا پناهنده نشده ايد؟    طبيعتا اين اقدام من برای هر کسی که در عرصه ورزش ايران فعال است غير منتظره بود. در بين اعضا تيم در دانمارک هم کمترين ظن به من می رفت. البته موضوع پناهنده شدن اعضا تيم های ورزشی امروز ديگر فراگير شده است . به اين دليل است که با تيم های ورزشی در هنگام اعزام سختگيری زيادی می شود. صرف نظر از اينکه کلا اخذ ويزا مشکل است . خود فدراسيونها هم ناگزير به سخت گيری هستند.     چگونه؟    مثلا با اخذ وجه و ضمان و چک و سفته. عين يک معامله ملکی که انجام می شود خروج از کشور نيز مشمول اين مقررات شده است.     ولی شما برای خروجتان هيچ وجه ضمانی نپرداخته ايد؟    من قبلا چندين بار برای مسابقات مختلف از ايران خارج شده بودم . هيچ وقت هم چنين ذهنيتی برای ماندگاری نداشتم . ولی فضا به قدری ناگهانی در ايران تغيير کرد که تصميمات آنی هم در پی آن تغييرات اتخاذ شد.   &#171;دگردیسی جمهوری اسلامی&#187;      خانواده شما چطور؟ چون آقای يزدانی خرم گفته بودند که اگر رستم پور قصد پناهندگی داشت حتما همسرش را هم با خودش می برد؟      &#171;همين سردارانی که صحبت می کنند ودر خلال صحبت هايشان هيچ نشانه ای از اميدواری نسبت به روزهای آینده وجود ندارد. حتی حرفهايشان التهابات جامعه را بيشتر می کند.&#187; رستم پور  من تا لحظه ای که از ايران خارج شدم به ياد ندارم که همسری داشته باشم يا ازدواج کرده باشم . اين صحبتی است که بعد از خروج من از ايران مطرح شد و من آن را تکذيب می کنم.   تا جايی که من می دانم مهدی رستم پور ، وقتی در ايران بود، جزو سه نفر تحليل گر برتر کشتی بود که در ايران فعاليت داشت . مجله ای برای خودش تحت عنوان دنيای کشتی منتشر می کرد . چرا آدمی که چنين گذشته ای دارد . در يک سيستم جا افتاده و شناخته شده است . می تواند رشد کند و ببالد . تصميم می گيرد همه اين گذشته را تخريب کند. بيايد به خارج از کشور. و همه چيز را از صفر شروع کند؟ تمام سيستم های برقرار در نظام جمهوری اسلامی ايران بعد از حوادث ۲۲ خرداد ماه دچار دگرديسی شدند. يا خواهند شد.      اين دگرديسی يعنی چه ؟    مصاحبه هايی که بر روی سايت ها درباره وضعيت کشورمان می بينيد. رسانه هايی که طی اين چهار ساله مجوز فعاليت گرفتند. خبرگزاری های خلق الساعه ای که تاسيس شدند . چهره هايی که قبلا در فضای سياسی و اجتماعی ايران حضور نداشتند.        مثلا چه کسانی ؟    همين سردارانی که صحبت می کنند ودر خلال صحبت هايشان هيچ نشانه ای از اميدواری نسبت به روزهای آینده وجود ندارد. حتی حرفهايشان التهابات جامعه را بيشتر می کند.     اين موضوع چه توجيهی دارد که شما پل های پشت سرتان را خراب کنيد؟    بهترين بستر برای اينکه يک خبرنگار بتواند کارش را انجام دهد اين است که صدای آزادی داشته باشد. اما سانسور بعد از ۲۲ خرداد ماه در جامعه ايران بيشتر از گذشته شده است.   &#171;خبرنگار تبدیل&#160;به صدای دولت می شود&#187;  &#160;    می توانيد نمودهای بارزی اين سانسور را نام ببريد؟    اين سانسورآنقدر فراگير است که به طور کلی نقد را در فضای جامعه از بين برده است . يعنی خبرنگار تبديل به صدای دولت می شود. دولتی که مشروعيت مردمی هم ندارد. کما اينکه آقای احمدی نژاد در تاييد دوران چهار ساله آقای علی آبادی گفتند که ايشان نتيجه عالی گرفته است . خود آقای علی آبادی هم به عملکردشان نمره ۱۷ دادند! آقای احمدی نژاد هم گفتند کسانی که موفقيت ورزشی را صرفا در کسب مدال می بينند سخت در اشتباهند. در اين کلام پيامی مستتر است. &#160; فضای امروز امکان نقد را از بين برده است. برنامه های انتقادی در تلويزيون به کلی حذف شده اند. برنامه ی دايره طلايی که يک برنامه منتقد بود در چند ماه اخير يک يا دو بار پخش شده است. در حالی که در گذشته به طور روتين هر هفته پخش می شد.   برنامه ۹۰ بعد از مدتها به خاطر فشار زيادی که مردم به صدا و سيما وارد کردند به روی آنتن رفت . مطالب بسياری در مورد برنامه ۹۰ در نشريات به چاپ رسيد تا در نهايت صدا و سيما ناچار شد اين امتياز را به مردم بدهد و برنامه نود در حالی که بسيار هم تحت فشار بود دوباره روی آنتن برود.      شما خودتان در برنامه دايره طلايی حضور داشتيد؟ می توانيد بگوييد که اين برنامه ای که شما آن را انتقادی می دانيد درگير چه بايد     ها و اما و اگرهايی بود که شما ترجيح داديد ديگر در آن فعاليت نکنيد و آن بايدها تبديل به انگيزه شما برای مهاجرتتان شد؟   نکته مهمی که نبايد فراموش شود اين است که در خود صدا و سيما به غير از مديران بالادست – که ما آنها را نمی بينيم – به ندرت می توانيد کسی را پيدا کنيد که با حاکميت همراه باشد. اما سانسورهای نهادينه شده که بيرون از چهارچوب آن نمی شد برنامه ای ساخت وجود دارند. اگر چه در صدا و سيما نيروهای زبده و متخصصی در قالب تصويربردار، گرافيست، گزارشگر، و خبرنگار وجود دارد که امکان اطلاع رسانی آزاد برايشان مهيا نيست . من سعی می کردم تا جايی که خطوط قرمزها به من اجازه می داد کار کنم ، خطوط قرمزی که هيچ کس از آن سر در نمی آورد و هيچ وقت هم به شکل مکتوب به شما داده نمی شد.      مثلا ؟      &#171;بارها اين جمله را می شنوی که شرايط حساس است بهتر است کمتر انتقاد کنيد. الان ولادت است . الان وفات است . الان مذاکرات هسته ای در جريان است . اين خطوط قرمز شکل مشخصی ندارد.&#187; رستم پور  بستگی دارد که در کدام مقطع زمانی باشی . بارها اين جمله را می شنوی که شرايط حساس است بهتر است کمتر انتقاد کنيد. الان ولادت است . الان وفات است . الان مذاکرات هسته ای در جريان است . اين خطوط قرمز شکل مشخصی ندارد. مثل سانسور در اداره کتاب می ماند. عبارتی در يک کتاب مجوز انتشار ندارد و در کتاب ديگری به چاپ می رسد.      عليرغم همه اين توضيحات هنوز هم برای من روشن نيست که چه چيزی در عالم ورزش وجود دارد که مهدی رستم پور دلش می خواسته بگويد و نمی توانسته ؟ و احساس می کند وظيفه خبری اش را به خوبی انجام نداده ، پس بهتر است از ايران خارج شود؟    می توانم تيتر وار به چند مورد اشاره کنم که معتقدم به هيچکدامشان تا به حال پرداخته نشده است. ورزش بانوان که دختران ايرانی فوق العاده از اين بابت در مضيقه هستند.   چه در مناسبات بين المللی و برون مرزی و چه در عرصه رقابت های داخلی با محدوديت های وحشتناکی مواجهند. عزل و نصب های بی رويه و برنامه ريزی نشده ، شما فکر کنيد در تيم پرسپوليس آقای حبيب کاشانی رفت، آقای مصطفوی به سر کار آمد . او هم رفت و عباس انصاری فر آمد. او هم رفت و باز هم آقای کاشانی برگشت .... از دست دادن کرسيهای بين المللی برای ورزش کشور، بخصوص در طول چند سال اخير که کاملا نمود عينی داشت. &#160; ولی کمتر بازتاب می يافت. ساخت و سازهای بی رويه و غير استاندارد که در زمان آقای علی آبادی در قالب شرکت توسعه و تجهيز انجام می شد و بی نتيجه بود.   ورزشگاه هايی که ساخته شد ولی باز هم ديديم که برای برگزاری بازيهای کشورهای اسلامی – که اصلا هم برگزار نشد- باز هم ورزشگاه های قديمی مبنای کار قرار گرفت. &#160; البته همين برگزار نشدنش هم جای صحبت بسيار دارد. مسئله محدوديت های ورزشی اقليت های مذهبی. مسئله مواجهه با ورزشکاران اسرائيلی که تبديل به يک موضوع مضحکه ورزشی شده است و کسی جرات نمی کند نسبت به آن اعتراض کند. ابراز همدردی دروغين با ملت فلسطين در مسابقاتی که هيچ گونه بازتابی هم ندارد و اينکه نبايد با حريف اسرائيلی مواجه شد. فسادهای مالی گسترده در عرصه فوتبال که اين روزها کار آنقدر بيخ پيدا کرد که به محروميت صوری چند نفر انجاميد و ......     در اين مدت آيا مقامات جمهوری اسلامی سعی کرده اند با شما تماس بگيرند؟    به من که دسترسی نداشته اند.      به هيچ عنوان دنبالتان نبودند؟    گويا يکی دو نفر از مسئولين همراه تيم ايران ، در دانمارک ماندند. يکی دو کشور اطراف را هم گشتند و از ايرانی های ساکن اين کشورها هم پرس و جو کردند. به هر حال فرقی هم نمی کند. اگر اين افراد همين الان هم اينجا حضور داشته باشند – من به هر حال با يک رسانه فراگير دارم مصاحبه می کنم – اين مصاحبه حتما به گوش آنان هم خواهد رسيد. اين تصميمی است که گرفته ام و فکر می کنم برگشت ناپذير باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_wrestling_refugee/1851008.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_wrestling_refugee/1851008.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 13 Oct 2009 23:38:32 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f3_wrestling_refugee/1851008.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EAF3870E-31BA-40D7-93DF-AA9EEC91460E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> فستيوال &#171;پوستری برای فردا&#187; با حضور داوران ايرانی</title>
            <description>چند موسسه فرهنگی-هنری اروپایی از گرافيست های سراسر جهان درخواست کرده اند تا برداشت خود را از سيمای آزادی به تصوير بکشند.
 چند&#160;موسسه فرهنگی-هنری اروپایی با پشتیبانی سازمان های&#160;گزارشگران بدون مرز و عفو بین الملل&#160;از گرافيست های سراسر جهان درخواست کرده اند تا برداشت خود را از سيمای آزادی به تصوير بکشند.  اين آثار قرار است در يک مسابقه بزرگ تحت عنوان &#171;پوستری برای فردا&#187; در فرانسه&#160;به نمایش گذاشته شود&#160;و گرافيست های سراسر جهان وقت دارند تا پيش از ۲۴ آبانماه ، آثار خود را تنها از طريق اينترنت و ايميل برای &#171;فستيوال پوستری برای فردا&#187; ارسال کنند.   داوری اين دوره از مسابقات را چهره های سرشناس بين المللی همچون پيربرنارد، آلن لوکرنک و مالته مارتين و نيز تعداد ديگری از چهره های سرشناس هنر بر عهده دارند. و در ميان آنان چهره های ايرانی همچون رضا عابدينی ، ساعد مشکی و مرجان ساتراپی نيز ديده می شوند.  اروه متين ، از برگزار کنندگان اولين فستيوال &#171;پوستری برای فردا&#187;، از دليل برگزاری اين فستيوال با موضوع آزادی بيان می گويد : &#171;گرافيست های دنيا در اين مورد حرف برای زدن زياد دارند. ما با انجام اين مسابقه در عمل به آنها نشان خواهيم داد که ما به عهدمان وفاداريم و صدايشان را چه از طريق کتاب و چه از طريق نمايشگاه به گوش دنيا می رسانيم.&#187;   از آنجايی که برگزاری اين فستيوال با اعتراضات به نتايج انتخابات در ايران همزمان شده است اين مسئله نام ايران را در سايت رسمی فستيوال برجسته کرده است . وب سايت رسمی اين فستيوال از قول مرجان ساتراپی ، يکی از داوران پوستری برای فردا می نويسد که &#171; سی سال است که در ايران می گويند زنان اگر حجاب نداشته باشند کشور به سمت دموکراسی می چرخد. اما بزرگترين مشکل نبود سيمای آزادی بيان از هميشه تا هنوز است. &#187;  مسئله ای که در پوستر اين فستيوال به سادگی نشان داده می شود، قلبی سبزرنگ است&#160;با&#160;یک عینک.&#160;به گفته آقای متين ، اين تصوير حمايت ضمنی از چيزی است که در ايران به نام جنبش سبز ناميده می شود.  متين در اين مورد می گويد: &#171;اينکه پوستری برای فردا حتی آرم لگوی خود را به رنگ سبز طراحی کرده است نشان دهنده يک حمايت ضمنی از حرکت آزاديخواهانه در ايران برای آزادی بيان است.&#187;   اين فستيوال بين المللی در حالی برگزار می شود که هنرمندان گرافيست ايرانی همزمان با رخدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری، دهمين دو سالانه گرافيک ايران را در اعتراض به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری تحريم کردند. به اعتقاد اروه متين ، مصادف شدن اين دو رويداد موجب تولد يک جريان آلترناتيو شده است.  به گفته اروه متين &#171;خوشبختانه بر حسب تصادف يا برحسب خواسته آزادی خواهانه اين حرکت ، اين امکان وجود دارد که کسانی که به عنوان اعتراض تصميم دارند در آن بينال شرکت نکنند اين امکان را دارند که حرفشان را در تريبون پوستری برای فردا بزنند.&#187;  آثار برگزيده پوستری برای فردا ، ۱۹ آذرماه ، همزمان با روز جهانی حقوق بشر در ده کشور دنيا به نمايش درمی آيد و کتابی از اين آثار، همراه با گفت و گويی با پديدآورندگان آن و چهره های سرشناس مدافع حقوق بشر و آزادی بيان نيز منتشر خواهد شد. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_greenfestival_/1849051.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_greenfestival_/1849051.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 11 Oct 2009 21:39:10 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0373B42B-9C93-4A9E-835D-658179E63D53_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مریم: در حال تجاوز می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم</title>
            <description>می‌گوید در یکی از بازداشتگاه‌های ایران مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. او روزی را به خاطر می‌آورد که برای شرکت در مراسم چهلمین روز کشته شدن ندا آقاسلطان – که از او به عنوان سمبل اعتراضات به نتایج انتخابات نام برده می‌شود- به بهشت زهرای تهران رفته بود و پس از برخورد نیروهای امنیتی با تجمع‌کنندگان در یک تعقیب و گریز با نیروهای لباس شخصی دستگیر شد.می‌گوید در یکی از بازداشتگاه‌های ایران مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. او روزی را به خاطر می‌آورد که برای شرکت در مراسم چهلمین روز کشته شدن ندا آقاسلطان – که از او به عنوان سمبل اعتراضات به نتایج انتخابات نام برده می‌شود- به بهشت زهرای تهران رفته بود و پس از برخورد نیروهای امنیتی با تجمع‌کنندگان در یک تعقیب و گریز با نیروهای لباس شخصی دستگیر شد.  وبلاگ &#171;بهشت خوبان&#187; که به ظاهر نزدیک به اصول‌گرایان و دولت محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران، است تصویر میهمان گفت‌وگوی ویژه این هفته را در کنار دختر دیگری منتشر کرد و از آنان به عنوان &#171;اغتشاش‌گران دستگیر شده&#187; نام برد. میهمان گفت‌وگوی ویژه این هفته رادیوفردا مریم صبری است که دوستانش به او &#171;ترانه&#187; می‌گویند.   خانم صبری، تصویری از شما در کنار دختر خانم دیگری در وبلاگی نزدیک به گروه‌های اصول‌گرا منتشر شده و در آنجا از شما دو نفر به عنوان دو تن از اغتشاش‌گران دستگیر شده نام برده شده است. آیا این تصویر از خود شماست؟ کجاست و در چه زمانی از شما عکس‌برداری شده است؟   صبری: بله این تصویر متعلق به من است. در روز هشتم مردادماه که روز چهلم ندا آقا سلطان بود ما به بهشت زهرا رفته بودیم. من آنجا دستگیر شدم. این عکس هم توسط لباس‌شخصی‌ها از من بعد از دستگیری گرفته شد. ما گوشه دیوار ایستاده بودیم تا ماشین سپاه برای بردن‌مان بیاید.   از همه عکس گرفتند؟   فقط ما دو دختر بودیم و بقیه پسر بودند.   دلیل این دستگیری چه بود؟   شرکت در تظاهراتی که برای چهلم ندا برگزار شد. برای این مراسم به سر مزار ندا رفته بودیم که لباس‌شخصی‌ها ریختند و با باتوم مردم را کتک می‌زدند. بعد از آن تظاهرات گسترده‌ای شد و تقریبا معترضان هفت یا هشت قطعه از بهشت زهرا را اشغال کرده بودند.   قبل از این واقعه هم در تظاهرات شرکت کرده بودید؟   بله. من از قبل از انتخابات در ستادهای تبلیغاتی یکی از نامزدها حضور داشتم.   کدام ستاد؟   کاندیدای مورد نظر من آقای موسوی بود. من از طرفداران ایشان بودم. بعد از انتخابات هم در تظاهرات‌هایی که در میدان آزادی، خیابان ولی‌عصر و میدان ونک برگزار شد شرکت کردم.   گفتید که توسط لباس‌شخصی‌ها بازداشت شدید. آیا مشخصا به شما گفتند که از چه ارگانی هستند؟   وقتی پرسیدیم گفتند شما حق سوال کردن ندارید.   آن عکس را برای چه از شما برداشتند؟   نمی‌دانم. من آن زمان اعتراض کردم که شما حق عکس گرفتن از ما را ندارید. اما یک سیلی خوردم. به من گفتند که ما حق حرف زدن نداریم.   شما را دقیقا با چه حالتی و به کجا منتقل کردند؟   وقتی ما را سوار ون سپاه کردند دیگر متوجه نشدیم که کجا ما را می‌برند. هم دست‌بند و هم چشم‌بند داشتیم. یک یا دو ساعتی را در ماشین بودیم تا پیاده‌مان کردند. اما کجا بود، نمی‌دانم. اگر سرمان را از بین پای‌مان بالا می‌آوردیم با لگد به سرمان می‌کوبیدند.   کی متوجه انتشار عکس‌تان شدید؟   بعد از آزادیم یکی از دوستانم زنگ زد و آدرس سایت را به من داد.   می‌دانید کجا بود که منتقل شدید؟   نه. من فقط مطمئن بودم که نه اوین بود و نه کهریزک. به خاطر این که این دو بازداشتگاه محیط صافی دارند. این را از اطلاعاتی که سایر دوستان بازداشتی به من دادند بعدا متوجه شدم. اما ما از پله‌های زیادی پایین رفتیم. دوستانم بعدها گفتند که کهریزک و اوین پله ندارند.   چند روز در آنجا نگهداری شدید؟   من دو هفته بازداشت بودم.   زمانی که شما را دستگیر کردند به شما تفهیم اتهام کردند؟   هیچ تفهیم اتهامی در کار نبود. اول ماجرا به‌شدت ترس از دستگیری وجود دارد. من اول انکار می‌کردم و می‌گفتم که با مادرم در بهشت زهرا بودم. اما گفتند غلط کردی. ما فیلمت را داریم که توی تظاهرات شرکت کرده‌ای. یک برگه به من دادند من مشخصاتم را گفتم و آنها نوشتند. آدرس محل زندگی و محل کارم را و برای چند لحظه چشمانم را باز کردند تا برگه را امضا کنم.   جایی بود که چشمان شما را باز کنند و شما قادر باشید موقعیت خود را شناسائی کنید؟   نه. دو بار چشم‌های مرا باز کردند. که توی اتاقی بودم که دو مرد با نقاب حضور داشتند.   آن دو بار چه مسائلی مطرح شد؟ حالت بازجویی داشت؟   بله. هر دو بار بازجویی بود. بار اول من روی صندلی نشسته بودم و یکی از آن دو آقا پشت سرم و دیگری روبه‌رویم نشسته بودند و سوال می‌کردند. از جزئیات که لیدرت کیست؟ از چه کسی خط می‌گیری؟ اسم بچه‌ها را بگو. چه کسانی را می‌شناسی؟ اگر بگویی آزادت می‌کنیم . و مدام هم سیلی به صورتم می‌زدند یا موهایم را می‌گرفتند و به عقب می‌کشیدند.   مگر حجاب نداشتید؟   خیر.   این خواست ماموران بود؟   نه. وقتی که داشتند مرا می کشیدند تا ببرند، روسری‌ام  به نرده کنار خیابان گیر کرد و پاره شد.   چه شد که کار به مسئله تجاوز کشید؟   دو روز اول تهدید می‌کردند که اگر با ما همکاری نکنی زنده نمی‌مانی. روز دوم یا سوم بود که مرا آوردند و گفتند می‌خواهیم رایت را پس بدهیم. چشمانم را بستند. مرا مسافتی بردند و من صدای باز و بسته شدن دری را شنیدم. مرا به اتاقی بردند که فرد دیگری در آنجا بود. اول شروع به بازجویی از من کرد. چندین بار به صورتم کوبید. که چرا حرف نمی‌زنی؟ اگر حرف بزنی ولت می‌کنیم بروی. دهانت را باز کن. که البته همه این جمله‌ها با فحش بود. بعد لباس مرا درآورد. هر چه التماس کردم، گریه کردم، ضجه زدم، توجه نکرد.   در آن حالت آیا دست‌های شما بسته بود؟   بله. هر چقدر جیغ کشیدم انگار نمی‌شنید. به من و به خانواده‌ام. به آقای موسوی و کروبی و خاتمی فحش می‌داد. می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم . رایت را بگیر. این هم جواب داد و بیدادهایی که توی خیابان می‌کردی.   می‌توانید بگویید چطور به شما تجاوز شد؟   از طریق آمیزش جنسی. خود شخص اقدام کرد. هیچ وسیله یا آلت مصنوعی در دستش نبود. مرا روی زمین خواباند دست مرا به میله‌ای که بالای سرم بود بست.   این اتفاق فقط یک بار افتاد؟   خیر. چهار یا پنج بار. هر بار هم صداها عوض می‌شد. صدای کسی که نخستین بار به من تجاوز کرد با صدای فرد دومی فرق داشت.   اطلاع دارید که کس دیگری به غیر از شما هم در آن بازداشتگاه مورد تجاوز قرار گرفته است؟   مطمئنم این اتفاق برای بسیاری در آنجا می‌افتاد. به خاطر این که شب‌ها آن قدر صدای جیغ  و التماس بلند می‌شد که مطمئن بودم همان اتفاقی که برای من افتاده برای دیگران هم  در حال وقوع است.   چطور شد که رضایت به آزادی شما دادند؟   مرا به اتاقی بردند که در آنجا دو نفر حضور داشتند. به من گفتند بنشین. من نشستم. یکی از آنها از دیگری خواست که اتاق را ترک کند. اما شخص روبه‌رو می‌گفت که نمی‌توانم بروم. با هم بحث کردند. بالاخره نفر دوم بیرون رفت. کسی که مانده بود چشم‌های مرا باز کرد. هیچ نقابی هم نداشت. از من بازجویی کرد و کتکم می‌زد.  بعد هم گفت که خودت می‌دانی که باید چی کار کنی؟ من این اواخر دیگر چیزی نمی‌گفتم.   چرا؟   برای این که فهمیده بودم اینها دوست دارند التماس‌های مرا بشنوند. وقتی ساکت بودم می‌گفتند چرا گریه نمی‌کنی؟ چرا زاری نمی‌کنی؟ چرا التماس نمی‌کنی؟ گریه کن شاید ولت کنیم. ببین دارم با تو چه می‌کنم؟ و به طور مداوم توی صورتم می‌کوبید. من فقط آرام اشک می‌ریختم. هنوز هم صورتش را مثل کابوس جلوی چشم‌هایم دارم. بعد از این که به من تجاوز کرد از من پرسید که می‌خواهی بیرون بروی؟ یا این که می‌خواهی مثل بقیه که اینجا مردند و کسی هم نفهمید بمیری؟ کدام یکی را دوست داری؟ گفتم می‌خواهم بروم. گفت من می‌توانم این کار را بکنم ولی یک شرط دارد.   چه شرطی؟   گفت می‌روی بیرون ولی هر چه من می‌گویم انجام می‌دهی.   چه کاری از شما می‌خواست؟   بعد از آزادی چندین بار با من تماس گرفت. که قرار بگذارد و من سر قرار حاضر بشوم. اما من از ترسم گوشی را خاموش کردم. می‌دانستم که از طریق گوشی خاموش هم قابل ردیابی هستم. تهدید کرده بود که اگر جواب تلفنت را ندهی هم آدرست را دارم هم شماره تلفنت را. این دفعه دیگر نمی‌گذارم پایت به اینجا برسد خودم همان بیرون می‌کشمت.   به هر حال این آدم اجازه خروج شما را داد؟   بعد از آن اتفاق او مامور دوم را صدا زد. مرا به سلولم بردند. چند روزی با من کاری نداشتند. تا این که یک روز آمدند همه ما را بردند. می‌گفتند شما را برای اعدام می‌بریم. همه گریه می‌کردند. ضجه می‌زدند. دو ساعتی ما را سر پا نگه داشتند و در نهایت گفتند که امروز نوبت‌تان نیست.  یکی از این روزها ما را سه چهار نفری بیرون بردند در قسمتی به صف‌مان کردند. دست‌ها و چشم‌هایمان بسته بود. روبه‌رویمان تعدادی از پسران دستگیر شده را نگه داشته بودند. ماموران شروع کردند به دستمالی کردن و اذیت کردن ما. پسرها داد می‌زدند که ول‌شان کنید. هر کاری می‌خواهید با ما بکنید. می‌گفتند چه شده؟ ناموس و خواهر که می‌گویند این است؟ پسرها التماس می‌کردند که ما را بزنید اینها را ول کنید. اما باتوم را از بالا روی بدن‌مان می‌کشیدند و می‌گفتند این ناموس شماست؟ نکند این یکی خواهر شماست؟ زن شماست؟   زمانی که این اتفاق برایتان افتاد چه احساسی داشتید؟   متنفر بودم. یک نوع تنفر نسبت به همه چیز و همه کس. با خودم می‌گفتم اگر از اینجا بیرون بروم نمی‌گذارم کسی زنده بماند. یک حس انتقام در من ایجاد شده بود. از خودم بدم می‌آمد. از این که دختر بودم نفرت داشتم.   در نهایت چه جور شد که آزاد شدید؟   نمی‌دانم چقدر گذشت. یک روز مرا بیرون آوردند. دوباره از پله‌هایی که روز اول پایین آمده بودم بالا رفتم. هوای بیرون به صورتم خورد. من تنها بودم. چشم‌بند و دست‌بندم را باز کردند. هر دوشان نقاب داشتند، ولی باز هم فحش می‌دادند. جایی ماشین ایستاد. مرا پایین انداختند و رفتند. یک پارچه نازکی روی سرم انداخته بودند.   وقتی آزاد شدید این مسائل را با خانواده‌تان در میان گذاشتید؟   خیر. می‌دانید که جو ایران چه جور فضایی است. همه یک جوری نگاهت می‌کنند. اصلا کسی باور نمی‌کند. فقط به دو تا از دوستانم ماجرا را گفتم.   به هیچ مرجع قانونی برای شکایت مراجعه نکردید؟   نه. دوستم از من می‌خواست به دفتر آقای کروبی بروم. اما بعد از نامه قاضی مقدمی از این کار ترسیدم.   پزشکی قانونی هم نرفتید؟   خیر. نزد یک پزشک دیگر رفتم.   آن دکتر مسئله تجاوز به شما را گواهی کرد؟   من از ایشان نخواستم که این کار را بکند. من در آن موقعیت اصلا به افشای این مسئله فکر نمی‌کردم. او به من گفت که شما بسیار آزار دیده‌اید و تا مدتی طولانی نباید با کسی مراوده جنسی داشته باشید. که من گفتم من اصولا با کسی مراوده جنسی ندارم.   پس چطور شد که تصمیم به طرح این مسائل گرفتید؟ شاید بسیاری گمان کنند که مریم صبری این مسائل را عنوان می‌کند تا مجوز اقامت در خارج از ایران را بگیرد؟   یکی از دلایلی که من حاضر شدم این کار را افشا کنم این بود که تصور کردم شاید با افشاگری بتوانم جلوی ظلم به دیگران را بگیرم. خواستم ثابت کنم که آقای کروبی دروغ نمی‌گوید. چنین چیزهایی واقعا وجود داشته است. فکر کردم من که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.   اما به هر حال این موضوع مصادف شد با خروجتان از ایران؟   دلیل خروج من از ایران به مخاطره افتادن کارم بود. می‌دانستم ممنوع‌الکار شده‌ام. به من می‌گفتند برای محل کارت نامه می‌نویسیم. من در پانسیون زندگی می‌کنم و مطمئن بودم که به آن پانسیون نامه می‌نویسند.   چرا در پانسیون زندگی می‌کنید؟   مادر من درگذشته است و پدرم سال‌ها بود که دیگر با مادرم زندگی نمی‌کرد. او ازدواج کرده و زندگی خودش را دارد. یک هفته از ماجرا که گذشت یک روز گوشی تلفنم را برای برداشتن یک شماره تلفن از سیم کارتم روشن کردم. به محض روشن کردن گوشی دیدم تلفنم زنگ خورد. جواب دادم دیدم همان شخص است. شروع به فحاشی کرد که مرا می‌پیچانی؟ تلفنت را خاموش می‌کنی؟ پیدا کردن تو هر جای ایران که پا بگذاری برای من کاری ندارد. می‌توانم یک روزه پیدایت کنم. بعد از این ماجرا دیگر ترسم بیشتر شد. فهمیدم که این آدم حقیقتا دست از سر من برنمی‌دارد. چرا که اگر می‌خواست از من بگذرد در طول همان یک هفته که تلفنم خاموش بود دیگر باید دست از سرم برمی‌داشت. از من می‌خواستند که با آنها همکاری کنم. می‌گفتند توی تظاهرات‌ها شرکت‌کنندگان را شناسایی کنید. تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم.   این خروج از راه قانونی بود؟   بله. من از مرز زمینی خارج شدم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Maryam_Sabri_detainee_rape_Karoobi_plain_clothes_men_Kahrizak/1829123.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Maryam_Sabri_detainee_rape_Karoobi_plain_clothes_men_Kahrizak/1829123.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 23 Sep 2009 12:37:19 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f2_Maryam_Sabri_detainee_rape_Karoobi_plain_clothes_men_Kahrizak/1829123.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BE332DF3-2D44-46AE-AF5F-D61E40F42185_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>قبادی: مجوز یعنی تحقیر کردن فیلمساز</title>
            <description>بهمن قبادی که با فیلم &#171;زمانی برای مستی اسب‌ها&#187; در بین مخاطبان سینما جا باز کرد، پس از نمایش موفقیت‌آمیز آخرین فیلمش &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره&#187; در فستیوال بین‌المللی فیلم کن اعلام کرد شاید دیگر برای فیلمسازی به ایران بازنگردد. فیلم آخر آقای قبادی که به موزیک زیرزمینی یا به تعبیری غیررسمی ایران می‌پردازد در شرایطی کاملا زیرزمینی و بدون داشتن هرگونه مجوز رسمی از مقام‌های فرهنگی دولت محمود احمدی‌نژاد ساخته شده است.بهمن قبادی که با فیلم &#171;زمانی برای مستی اسب‌ها&#187; در بین مخاطبان سینما جا باز کرد، پس از نمایش موفقیت‌آمیز آخرین فیلمش &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره&#187; در فستیوال بین‌المللی فیلم کن اعلام کرد شاید دیگر برای فیلمسازی به ایران بازنگردد. فیلم آخر آقای قبادی که به موزیک زیرزمینی یا به تعبیری غیررسمی ایران می‌پردازد در شرایطی کاملا زیرزمینی و بدون داشتن هرگونه مجوز رسمی از مقام‌های فرهنگی دولت محمود احمدی‌نژاد  ساخته شده است.   بهمن قبادی کارگردان &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره&#187; در گفت‌وگویی با رادیوفردا از شرایط فعلی حاکم بر فرهنگ و هنر ایران به‌ویژه سینما گفته است.  بهمن قبادی: بعد از روی کار آمدن دولتی که الان هم سرکار است، فضای فرهنگی دچار خفقان مطلق شد و شروع کردند به یک سری تسویه حساب‌ها و همه چیز دولتی شد و بخش خصوصی از طریق همین مسئولان به اصطلاح نافرهنگی که سرکار هستند، به گونه‌ای از پا درآمد و خفه‌اش کردند. این بخش دولتی آدم‌های ناکارآمدی را سر کار آورد که در مقوله فرهنگ و هنر هیچ آگاهی نداشتند و به خاطر همین عدم آگاهی‌شان و به خاطر آن نگاه ایدئولوژیک‌شان نسبت به ستایش کردن و در ستایش آن حکومت حرکت کردن، شروع کردند به تخریب کردن وضعیت هنر و فرهنگ به‌خصوص در زمینه سینما...   این برنامه تخریبی را که می‌گویید، به چه شکلی پیش بردند؟    بهمن قبادی: همین که آدم را بازی بدهند... قبلاً بهتر بود. به شکل مستقیم روز اول به تو می‌گفتند مجوز نمی‌دهیم، نمی‌گذاریم کار کنی. اینها با لبخندهای احمقانه‌شان بازی‌ات می‌دادند. مثلاً من یادم است یک مدتی می‌گفتند هر وقت با قلم سبز اگر جواب نامه‌ات آمد بدان که درست است. اگر با قلم قرمز مثلاً وزیر ارشاد می‌نوشت به معاونت که ایشان حمایت شود و مجوزش را بدهید، این اتفاق نمی‌افتاد، چون خط قرمز به معنی بازی کردن با فیلمساز بود. تا دو سال این اتفاق افتاد. برای فیلم &#171;شصت ثانیه درباره ما&#187; که می‌خواستم از سه سال پیش بسازم، تا پنج شش ماه پیش من دچار همین بازی بودم که خود کارمندان وزارت ارشاد می‌دیدند من هر روز می‌آیم و می‌روم و هر روز دچار پریشان‌حالی می‌شدم و دچار افسردگی. اینها یک روز دل‌شان سوخت به من و مرا بردند گوشه‌ای و گفتند که آقا این بازی‌ها را دارند با تو می‌کنند. بعد که معاونین فهمیدند من این بازی قلم قرمز و قلم سبز را فهمیده‌ام، شروع کردند با قلم سبز پاسخ دادن که آقا ایشان حمایت شود. من خوشحال شدم که قلم سبز آمد و اینها می‌خواهند مجوز مرا بدهند. اگر نوک آخر امضا رو به بالا بود معنی‌اش این بود که نکنید. اگر رو به پائین می‌آمد یعنی بکنید. پر از این بازی‌های احمقانه...    چطور شد شما فکر کردید برای مقابله با این چیزی که لقب بیماری به آن می‌دهید، بیایید و تولید خودتان را به صورت زیرزمینی پیش ببرید یعنی بدون داشتن مجوز؟   بهمن قبادی: خب راه دیگری نداشتم. یا باید خودکشی می‌کردی یا باید دیوانه‌خانه وزارت ارشاد هی می‌آمدی می‌رفتی تا تبدیل می‌شدی به دیوانه و برای همیشه زندگی هنری‌ات را تعطیل می‌کردی. راه دومش این بود که جواب ندهی به اینها که من این را دیر فهمیدم. چند بار هم که در سمینارهای توی سینما آزادی یا دانشگاه‌ها بود، همیشه به جوان‌ها توصیه می‌کردم به تنها چیزی که نباید اهمیت بدهی یا فکر کنی مجوز است. مجوز یعنی تحقیر کردن فیلمساز. اگر می‌خواهی هنرمند بمانی و سرت را بالا بگیری، هیچ وقت به مجوز فکر نکن، برو فیلمت را بساز. فیلم‌های کوتاه به شکل زیرزمینی مثل بروبچه‌هایی که کار موسیقی زیرزمینی می‌کنند، کار کنی. آن بچه‌ها آموختند. یعنی من مدیون جوان‌هایی هستم که کار موسیقی زیرزمینی می‌کنند. آنها به من آموختند که داری خودت را بازی می‌دهی. یعنی ۱۵، ۱۶ سال است من توی این وزارت ارشاد می‌آیم و می‌روم و توانستم چهار تا فیلم بسازم.    یعنی فکر می‌کنید سینمای زیرزمینی هم مثل موسیقی زیرزمینی جای خودش را باز کند؟    بهمن قبادی: چرا نه. همین الان دو تا از دوست‌های خیلی خوب من فیلم‌هایشان را تمام کردند، دو تا فیلم زیرزمینی خوب ساختند. دارند کارشان را می‌کنند. بعضی‌هایشان دارند با اسم‌های مختلف فیلم را می‌دهند بیرون. حاضر نیستند حتی به خاطر فیلم فستیوال بروند. فقط می‌خواهند فیلم بسازند و بدهند بیرون. چند تا از فیلم‌سازان حرفه‌ای که با یکی‌شان هفته پیش حرف زدم، گفت یک فیلم زیرزمینی شروع کرده و به همان سیستم و شکلی که من آن فیلم را کار کردم: &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره&#187;. به هرحال یک راه کوچکی باز شده و بودجه کلانی نمی‌خواهد، با دوربین‌های ویدئویی می‌شود شروع کرد به موضوعاتی که ما حق ساختنش را نداریم. و اگر اجازه ساختن این موضوعاتی که به نظر من موضوعات غیراسلامی نیستند، در صدد براندازی نظام نیستند، اگر دولت مجوز به اینها می‌داد، الان وضعیت سینمای ایران و حضورش در مجامع بین‌المللی... این قدر توی سرش نمی‌زدند، این قدر تحقیر نمی‌شدند. این قدر پاسخ رد به فیلم‌ها نمی‌دادند. چون همه چیز تکراری شده. ضعف دولت در این است که تمام کارمندان وزارت ارشاد (بخش سینمایی) وارد یک بازی می‌شوند که فقط و فقط هر روز کارشان این است که نگذارند مثلاً بهمن قبادی فیلم بسازد یا فلان فیلمساز دیگر فیلم نسازد. ولی قدرت یک حکومت به این است که بدون این که فیلمساز را بکشاند توی وزارتخانه‌ای که عین پادگان نظامی است، برایش هر هفته ده تا مجوز صادر کند. آن موقع احساس می‌کنم که چنین دولتی صاحب قدرت است و قدرت دارد. قطعاً می‌دانم قدرتی وجود ندارد که این قدر دارند از هنرمندان می‌ترسند و این قدر دارند اینها را کنترل می‌کنند. همین بازی باعث شده یک سری آدم‌هایی که کارشان فیلمسازی نیست، به عنوان فیلمسازهای دولتی دارند از بودجه‌های کلان دولت امرار معاش می‌کنند، بقا می‌کنند و تجارت می‌کنند. فیلمسازهای واقعی و هنرمندان واقعی در همه زمینه‌ها، دارند دچار دیپرسیون (افسردگی) می‌شوند و توی آن فضای خفقان دارند دچار مرگ تدریجی می‌شوند. باید کاری برای آن آدم‌ها کرد. معمولاً در بحث حقوق بشر به قشری که زیاد نمی‌پردازیم همین قشر فرهنگی هنری است که می‌توانند برترین‌هایی باشند که مملکت‌شان را بتوانند بسازند.     حتماً خاطرتان هست که یک زمانی در ایران چیزی باب شد به نام سینمای گلخانه‌ای. فکر می‌کنید این سینمایی که مسائلش امروز و در دولت نهم پیگیری شد، ادامه همان دوره است که دارد طی می‌شود و بحث سینمای زیرزمینی که برخی از کارگردان‌ها الان دارند مطرح می‌کنند  از جمله خود شما، این یک تاکتیکی است در برابر آن سینما و آن تفکر؟    بهمن قبادی: یک نوعی هست. ولی می‌خواهم بگویم که من به عنوان یک فیلمساز شرم می‌کنم که در کشوری که صاحب تمدن و فرهنگ است، تاریخ کهنی پشت آن هست، من در چنین وضعیتی در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ فیلم بسازم و باید یک عده آدم‌های ناکارآمد و کار نابلد و بی‌فرهنگ به عنوان مدیران و صاحبان فرهنگ تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کنند.  وضعیت بیمارگونه است. همین که در سرزمینی زندگی می‌کنی که همه می‌گویند به دولت &#171;نه&#187; و یک نفر جلو بیش از هفتاد میلیون نفر می‌ایستد و به تو می‌گوید بله باید باشد، در چنین وضعیتی نمی‌توانی کار فرهنگی درست بکنی. نمی‌توانی منتظر این باشی که اتفاق درستی در  روزهای آینده بیافتد. آنها هم دوست دارند که هنرمندان از آن سرزمین بیرون بروند. از قشر فرهنگ و هنر این آدم‌ها می‌ترسند متاسفانه. چون [حکومت] پایه‌های قوی ندارد، به این دلیل می‌ترسند. هربار که برگردی ایران در فرودگاه یقه‌ات را بگیرند، چندین و چند بار وزارت اطلاعات تو را ببرد و به تو بگویند که چمدانت را بردار و برو و برای ما دردسر درست نکن. به من  گفتند برو آنور هر کاری دوست داری بکن. اینجا نکن. گفتم آقا من شاید بروم پرسپولیس بسازم. گفت هر کاری دوست داری بکن و اینجا نباشد. الان به نظر من نمی‌شود آنجا کار کرد. با این که الان فلیمی که دارم می‌سازم سه تا از کلیدی‌ترین سکانس‌هایم در آب‌های خلیج فارس است. فیلمی است بر ضد یکی از فیلم‌هایی که دارد ساخته می‌شود به نام &#171;خلیج عربی&#187; که انگلیس‌ها دارند پولش را می‌دهند، به شخصه با بودجه شخصی و حمایت بنیاد اروپایی می‌خواهم این فیلم را تمام کنم، به نام &#171;اینجا خلیج فارس است&#187;. در کشوری که می‌خواهی در این راستا، شعاری که ملی‌گرا است، بخواهی فیلمت را بسازی، من نمی‌توانم برگردم. ربطی به نظام هم ندارد. ربطی به حکومت هم ندارد. یک بحث تاریخی دارد در این فیلم مطرح می‌شود و مجبورم احتمالاً اگر مجوز و این چیزها صادر نشود برای من، چون پروداکشن بزرگی است، بروم در آب‌های دریای سیاه و یا اینور و آنور خلیج فارس را بازسازی کنم.     همیشه هنرمندان وقتی در ایران کار می‌کردند، می‌گفتند این محدودیت‌هایی که از طرف دولت بر کارهای هنرمندان اعمال می‌شود، باعث شکوفایی بیشترشان شد.     بهمن قبادی: در دوره‌ای می‌تواند جوابگو باشد. بگوییم در یک موج پنج ساله. ولی الان سه دهه است سینمای ایران دارد خودش را تکرار می‌کند. دیگر شاهد فیلم‌های درخشانی نیستیم. همه لنزها یک جور است. همه یک جور لباس می‌پوشند. همه یک جور آرایش می‌کنند. همه یک جور دیالوگ می‌گویند. تیترهای مختلفی آورده‌اند، همه فیلم‌ها را از آن صافی رد می‌کنند. سینمای معناگر، سینمای دینی، سینمای دفاع مقدس. ولی هیچ چیز دیگر نباید ببینی. نود درصد معضلات و مشکلات آن جامعه نباید دیده شود. همه چیز باید الهی و خدایی باشد. تنها چیزی که به نظرم در مملکت بویی از عدالت نمی‌آید، دولت ایران است. دولتی که الان سر کار است. به تو می‌گویند از عدالت حرف بزن ولی عدالتی وجود ندارد. از خدایی حرف بزن که قوانینش رعایت نمی‌شود. همه انسان‌ها در آنجا یکسان زندگی نمی‌کنند. این سینما جواب نمی‌دهد. یک عده آدم خودفروخته وجود دارند که بابت این عناوین پول‌هایی از دولت می‌گیرند و دارند بیزنس‌شان را می‌کنند. و یک عده کثیری از هنرمندان شریفی که آنجا هستند و به سختی فیلم می‌سازند، و به سختی می‌توانند سه چهار تا سینما برای فیلم‌هایشان بگیرند و به گونه‌های مختلف تحقیر می‌شوند... از تلویزیون بگیر از مجوزهایشان، از حتی بیل‌بورد سرخیابان... چون سیستم وجود ندارد. چون عدالت وجود ندارد. چون اینها نیست، همه چیز دارد به سمت سیاهی و بیمارگونگی می‌رود. همه به هم دروغ می‌گوییم. همه پشت سر هم حرف می‌زنیم. همه در صدد تخریب همدیگر هستیم. سیستم دارد رابط... هنرمندان را دارد از بنیاد ریشه‌کن می‌کند. چون نباید وجود داشته باشند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Qobadi_underground_cinema_music_Iran_culture/1817921.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Qobadi_underground_cinema_music_Iran_culture/1817921.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 08 Sep 2009 16:58:25 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CAD09E05-0716-4AD7-9758-4E6D39248A68_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اولیایی‌فر: با این وضعیت در یک دادرسی نمایشی شرکت نمی‌کنم</title>
            <description>روز شنبه هفدهم مردادماه جلسه دوم رسیدگی به اتهام‌های گروهی از معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران  برگزارشد. محمد اولیایی‌فر وکیل تعدادی از این متهمان درباره ایرادات شکلی و حقوقی مطرح شده پیرامون این دادگاه به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.روز شنبه هفدهم مردادماه جلسه دوم رسیدگی به اتهام‌های گروهی از معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران&#160; برگزارشد.  در دومین جلسه این دادگاه که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران آن را &#171;دادگاه متهمان به دست داشتن در آشوب‌های اخیر&#187; نامیده است بسیاری از متهمان جلسه اول حضور نداشتند.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   دادستان در دادگاه دوم:‌ دیپلمات‌ها در تجمعات شرکت داشتند    							 						    			 		در میان چهره‌های حاضر در جلسه دوم می‌توان از احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار، علی تاجرنیا مسئول ستاد ساماندهی صیانت از آرای میرحسین موسوی، شهاب‌الدین طباطبایی از اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی، هدایت آقایی از اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی، جواد امام رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، کلوتیلد ریس شهروند ۲۳ ساله فرانسوی نام برد.  پیش از این شماری از وکلا اعلام کرده بودند که به دلایل حقوقی از شرکت در این دادگاه خودداری می‌کنند.  محمد اولیایی‌فر وکیل تعدادی از این متهمان درباره ایرادات شکلی و حقوقی مطرح شده پیرامون این دادگاه به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.     رادیو فردا:&#160;  &#160;  آقای اولیایی‌فر، دادگاه شنبه ۱۷ مرداد را چطور ارزیابی می‌کنید؟     محمد اولیایی‌فر:  در دادگاهی که شنبه هفته گذشته برگزار شد، از نظر شکلی، ایرادات بسیاری بود از جمله اینکه مواد ۱۸۵ و ۱۸۶ قانون آئین دادرسی کیفری در مورد اخذ وکیل توسط متهم رعایت نشد. یعنی بسیاری از متهمان یک شب قبل به آنها اعلام کردند که فردا دادگاه شما برگزار می‌شود.  از سوی دیگر اگر هم متهمی دارای وکیل بودند، به وکلای آنها اطلاع داده نشد که دادگاه کی برگزار می‌شود. اگر هم وکلای آنها به دادگاه مراجعه می‌کردند، در مواردی از حضور وکلا جلوگیری شد. از جمله از حضور خود من جلوگیری شد که موکلینی داشتم که در آن دادگاه شرکت داشتند.   البته شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اطلاعیه داده بود که هرکس راجع به غیرقانونی بودن اعترافات صحبت کند، تحت تعقیب قضایی می‌دهیم. در حالی که این اطلاعیه بر خلاف قانون اساسی است که در آن آزادی بیان تصریح شده است.  از سوی دیگر خود دادگاه انقلاب هم نقض قانون کرده است. چون طبق تبصره یک ماده ۱۸۸ قانون آئین دادرسی کیفری، انتشار مطالب دادگاه‌ها در رسانه‌های گروهی، قبل از قطعی شدن حکم، مجاز نخواهد بود. حال آنکه ما می‌بینیم که [دادگاه] هنوز هیچ حکم قطعی صادر نکرده ولی جلسات دادگاه از تلویزیون نشان داده می‌شود و این برخلاف مقررات است.  از همه مهم‌تر اشکالاتی است که در کیفرخواست وجود دارد. تا به حال در سیستم قضایی ایران سابقه نداشته که ما یک کیفرخواست عمومی داشته باشیم و یک کیفرخواست انفرادی داشته باشیم که موارد آن می‌تواند تاریخ جرم، دلائل اتهامی، مستندات قانونی و اسامی متهمان باشد.   به هرجهت در کیفرخواستی که به عنوان کیفرخواست عمومی صادر شد، بیشتر یک نوع تحلیل سیاسی و تاریخی از وقوع انقلاب‌های مخملی بوده و بنابراین کیفرخواست حقوقی نبوده است. در جلسه دادگاه، بیشتر افرادی که حضور داشتند اقداماتشان در مصادیق جرم سیاسی بوده و بنا بر اصل ۱۶۸ قانون اساسی، باید با حضور هیئت منصفه برگزار می‌شد.  حال اگر اصل ۱۶۸ قانون اساسی مهجور مانده و هیچ مقام قضایی و بالاترین مقام قضایی، ریاست قوه قضائیه تاکنون از عهده تعریف جرم سیاسی و تشکیل هیئت منصفه برنیامده‌اند، و می‌توانم بگویم توان یا جرئت آن را نداشتند که این اصل را احیا کنند، بنابراین قصور این مقامات نمی‌تواند به حقوق متهم که در حضور هیئت منصفه باید محاکمه شود، لطمه بزند. بنابراین اینجا به حقوق متهم خدشه وارد شده است.      این شاید اولین بار است که در یک دادگاه این تعداد متهم با هم حضور پیدا می‌کنند.     در واقع آمده‌اند و عده‌ای از متهمان را جمع کرده‌اند که سالن دادگاه پر شود و از متهمان به عنوان سیاهی لشگر و فقط برای اینکه بتوانند اعتراف افراد برجسته‌ای مثل ابطحی یا عطریانفر و یا دو فردی که روز شنبه قرار بود صحبت کنند، را برگزار کنند [استفاده کردند]، بنابراین نمی‌توانستند دادگاه را به تنهایی برای دو نفر تشکیل بدهند.  این است که نیاز به سیاهی لشگر داشتند و بنابراین عده‌ای از متهمانی که نه وکیل داشتند و نه خودشان خبر داشتند دادگاهشان کی است، نه وکلایی از جلسه دادگاه آگاهی داشتند و اگر هم آگاهی داشتند، به جلسه دادگاه راهشان ندادند، بنابراین این دادگاه یک دادگاه فرمایشی و تقریباً نمایشی بوده است.     برخی وکلا اعلام کردند که در اعتراض به روند برگزاری این دادگاه، در جلسه محاکمه متهمان شرکت نمی‌کنند. شما هم وکالت متهمانی را که در این دادگاه حضور داشتند، بر عهده داشتید. واکنش شما چیست؟     اگر قرار باشد همین روند دادگاه ادامه یابد، من هم در این دادگاه شرکت نخواهم کرد. به خاطر اینکه وقتی کیفرخواست ایراد دارد، وقتی موکل من در دادگاه به عنوان سیاهی لشگر شرکت می‌کند ولی هیچ محاکمه‌ای نسبت به او صورت نمی‌گیرد و فقط بحث بر سر این است که از این سرانی که گرفته‌اند، این مشاوران کاندیداها اعتراف‌گیری شود، پس این یک دادگاه صوری است و فقط برای اعتراف‌گیری آن یکی دو نفری است که بیایند پشت میکروفن.   بنابراین اگر بخواهد به این شکل انجام گیرد، من هم ترجیح می‌دهم که در این دادگاه شرکت نکنم و فقط یک کیفرخواست انفرادی موکلان خودم را در جلسه دادگاه‌هایی که به طور دسته جمعی انجام نمی‌شود، و فرصت این را دارم که از موکل خودم، بر اساس کیفرخواست انفرادی، و نه عمومی، دفاع کنم، در چنین صورتی شرکت خواهم کرد. و گرنه من قطعاً در چنین دادرسی نمایشی شرکت نخواهم کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_OliaeiFar_IV_on_2nd_Trial_of_Iran_Elections_Detainees/1795792.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_OliaeiFar_IV_on_2nd_Trial_of_Iran_Elections_Detainees/1795792.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 09 Aug 2009 18:13:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/542BF6FD-5A3B-41CB-A4E8-1BE2B7F7B2A9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>از زبان ناظران و تحلیلگران</title>
            <description>می‌توانید در این صفحه تازه‌ترین گفته‌ها را، بخوانید و بشنوید.
 یکی از اعضای ستاد &#171;موج سوم&#187;  از حامیان میر حسین موسوی، پس از حمله گروهی از افراد ناشناس به این ستاد چنین می‌گوید:   بشنوید     پگاه آهنگرانی، هنرپیشه جوان سینمای ایران  که برای رای دادن به حسینیه ارشاد یکی از مراکز اصلی رای گیری رفته است، از حال و هوای امروز در این حوزه رای گیری می گوید:    بشنوید    همزمان با رای گیری در ایران، حوزه های انتخاباتی در سفارتخانه ها، کنسولگری ها، و نمایندگی های ایران در بسیاری از نقاط جهان نیز آغاز شده است.  سام هدا خبرنگار رادیوفردا در دبی ، درباره شرایط صندوق ها در این مرکز بزرگ تجمع ایرانیان می گوید:     بشنوید    رقابت‌های انتخاباتی این دوره از رای گیری های ریاست جمهوری فرصتی را فراهم کرد که در آن خواست ها و مطالبات اقلیت های جامعه ایران طرح بشود و پیش روی نامزدهای انتخاباتی قرار گیرد.   اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی ایران، هر کدام با خواست ها و اولویت هایی به پای صندوق های رای می روند.  موریس معتمد نماینده یهودیان ایرانی در دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی  درباره مشاهدات خود در حوزه های رای گیری می گوید:   بشنوید    با باز شدن حوزه های اخذ رای، نمایندگان و حامیان کاندیداهای مختلف ریاست جمهوری نیز برای دادن رای به پای صندوق ها رفته اند.   امیر رشیدی از ستاد شهروند آزاد  که در این دوره، به حمایت از مهدی کروبی پرداخته بود، مشاهدات خود را چنین توصیف می کند:   بشنوید     سراج‌الدین میردامادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی در تهران  از مشاهدات خود در ساعات اولیه انتخابات می‌گوید:    بشنوید     کیوان صمیمی بهبهانی، مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده &#171; نامه&#187; در تهران ، از مشاهدات خود در حوزه های رای گیری می گوید:   بشنوید     محمد عطریان‌فر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی  و از هوادارن میر حسین موسوی از دیده هایش می‌گوید:   بشنوید    در حالی که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و دیگر نقاط جهان که ایرانیان زندگی می کنند جریان دارد  علی معلم، مدیر مسئول دنیای تصویر  و مشاور هنری مهدی کروبی، یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم که با شعار تغییر برای ایران در این انتخابات شرکت کرده است، از مشاهدات خود سخن گفته است:   بشنوید     محمدرضا زهدی، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده &#171;آریا&#187; ، از حضور گسترده مردم در شعبه های رای گیری و تاثیر آن بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گوید:   بشنوید    همه ستادهای انتخاباتی نامزدها پس از هفته ها تلاش با هیجان در انتظار نتیجه تلاش های خود هستند.  غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران  و از چهره های شاخص ستاد مهدی کروبی، تحلیلش را از انتخابات روز جمعه می‌گوید:  بشنوید    ناهید خیرابی، روزنامه نگار در تهران ، از حضور مردم در خیابان ها می‌گوید و روند انتخابات ریاست جمهوری در روزهای اخیر را بررسی می‌کند:   بشنوید     جلال خوش چهره، نماینده دور هفتم مجلس شورای اسلامی  و استاد اقتصاد دانشگاه تهران، مشاهدات خود را بیان می کند:   بشنوید     نظام الدین قهاری عضو شورای مرکزی جنبش انقلابی مردم ایران (جاما)  که در شهرک اکباتان تهران این انتخابات را دنبال کرده، چنین می گوید: (جنبش انقلابی مردم ایران از تشکل هایی است که توسط کاظم سامی وزیر بهداشت دولت موقت مهدی بازرگان اولین نخست وزیر ایران پایه گذاری شد آقای سامی پس از پایان جنگ ایران و عراق از اولین افرادی به شمار می رفت که در جریان قتل هایی که  بعد ها به قتل های زنجیره ای مشهور شد به قتل رسید.)   بشنوید  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Radio_Elections/1752647.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Radio_Elections/1752647.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 12 Jun 2009 13:23:15 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
                        
        </item>

        <item>
            <title>رفعت بیات: دیدگاه مردسالارانه نمایان تر از دیدگاه سنتی است</title>
            <description>رفعت بیات نماینده اصولگرای شهر زنجان در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی که چهار سال پیش خود را نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کرده بود و با رای شورای نگهبان به عدم صلاحیتش از رقابت دراین عرصه بازماند، این بار بازگشته است تا شاید بتواند در این رقابت حضور پیدا کند.
رفعت بیات نماینده اصولگرای شهر زنجان در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی که چهار سال پیش خود را نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کرده بود و با رای شورای نگهبان به عدم صلاحیتش از رقابت دراین عرصه بازماند، این بار بازگشته است تا شاید بتواند در این رقابت حضور پیدا کند.  این سیاستمدار میانسال می گوید که شورای نگهبان ، علت رد صلاحیتش را برای نامزدی در انتخابات قبلی ، کافی نبودن میزان تجارب و قابلیتهای او اعلام کرده است. اما منتقدان، این گونه تصمیمات شورای نگهبان را ناشی از این امر می دانند که این نهاد معتقد است مفهوم &#171;رجل سیاسی&#187; که در قانون ذکر شده ، همانا مردان سیاستمدار است.  رفعت بیات با شعار&#171;رفاه ، آسایش ، آرامش در امنیت پایدار &#187; برگشته است تا بلکه این بار با تفسیر نوین شورای نگهبان از کلمه &#171;رجل &#187; سیاسی دراین رقابت حضور پیدا کند. او در آغاز گفتگو در مورد تفاوت دیدگاه ها از کلمه &#171;رجل سیاسی &#187; این گونه می گوید.  &#171;در سال ۱۳۸۴ سخنگوی محترم شورای نگهبان، آقای الهام بودند و ایشان اعلام کردند که تفسیر رجل سیاسی از نظر شورای نگهبان، به معنای مردان است. با همه اینها من کاندید شده بودم به این دلیل که دیدگاه امام و مقام معظم رهبری از نظر فقهی این نبود. و میدانستم که مجلس خبرگان قانون اساسی هم این دیدگاه را ندارد. تصمیم گرفتم این تفسیر را تغییر دهم . اما به من گفتند اسمم را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری اعلام نمی کنند برای اینکه شرایط اجرایی مرا به عنوان یک رجل سیاسی و شخصیتی کشوری تشخیص نداده اند.&#187;  وی افزود: &#171;اما این بار سخنگوی شورای نگهبان اعلام کردند که تفسیر رجل سیاسی از نظر شورای نگهبان شامل هم زنان و هم مردان است و بستگی به شرایطی دارد که فرد کاندیدا باید احراز کند. من پیش از این تصمیم داشتم که در این رقابت شرکت کنم و بعد از اعلام ایشان ، تصمیم محکمتری برای کاندیدا شدن گرفتم.&#187;   رادیو فردا: شما به این نکته اشاره کردید که همه نامزدها باید شرایطی احراز کنند. می توانید به طور دقیق بگویید این شرایط چیست ؟ و احراز آن به چه شکل است؟   در هر حال رییس جمهور از نظر توان برنامه ریزی ، درک ساختاری و کلان مسائل کشور، فرآیند اجرایی کشورو ارتباط با قوه مقننه و قضاییه باید توانمند باشد و بتواند با علم روز مدیریت لازم را اعمال کند. این قدرت راخدای متعال هم در وجود زنان به ودیعه گذاشته هم در وجود مردان . بستگی دارد به این که افرادی که خودشان را کاندید میکنند به خودشان و تواناییشان مطمئن باشند که می توانند این کار را انجام دهند؟ و دوم اینکه بتوانند در سطح جامعه ، اهداف خود و برنامه هایشان را خوب مطرح کرده ، رای مردم را جلب کنند و با گفت و گو باهمه اقشار مردم آنها را به سمت و سوی خود بکشانند.   رادیو فردا: در دوره قبل شورای نگهبان تشخیص داد که این شرایط را ندارید؟   بله ، گفتند که شما هنوز شرایط احراز رجل سیاسی را ندارید. اما دوره کامل نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سوابقی که (دارم ) از نظر منطقی می تواند یکی ازشرایط رجل سیاسی باشد.   رادیو فردا: چطور آنگونه که شما اشاره کردید دیدگاه شورای نگهبان با دیدگاه رهبری و حتی با دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی تفاوت دارد؟   امام و مقام معظم رهبری دیدگاه های خودشان را به صورت کلان بیان می کنند و از نظر فقهی نظرات خودشان را به جهات مختلف و به روشهای مختلف اعلام کرده اند و ما این را تقریبا می دانیم . اما شورای نگهبان ممکن است در یک فضایی مستقل تر از این چهارچوب مسئله را تفسیر کند که خیلی نزدیک به دیدگاه امام یا مقام معظم رهبری نباشد.  اما ما باید از نظر کارشناسی این زمینه اجتماعی را فراهم کنیم و اثبات کنیم که می توانیم . و شورای نگهبان هم به این موضوع هم از نظر ایجابی و هم از نظر اثباتی برسد. معلوم نیست که مخالف باشند . اما باید سعی کرد که نظراتشان را در این مورد جلب کرد. اگر نظر فقهی داشته باشند قابل بحث است اما ممکن است بعضی فقها بر ا ین باور باشند که ریاست جمهوری جایگاه &#171;ولایی&#187; دارد. اگر چه بسیاری از آقایان حوزوی این نظر را ندارند و ریاست جمهوری صرفا یک جایگاه اجرایی است. چرا که اگر جایگاه ولایی داشت باید حتی تا بخشدار هم بتواند حکم شرعی صادر کند.  این تفاوت نظر در مجلس خبرگان هم مورد بحث قرار گرفت و عنوان این که رییس جمهور صرفا باید مرد باشد رد شد و در سطح کلان مطرح گردید که منظور ا ز رجل سیاسی هم مرد و هم زن را در برمی گیرد.   رادیو فردا: شما بعنوان یک نماینده مجلس ، چطور تا به حال تلاشی در مجلس نکردید تا این موضوع مطرح شود و مفهوم کلمه رجل سیاسی به شکل شفافی مشخص باشد؟   به هر حال این را باید قبول کنیم که نوعی برتری تفکر مردسالارانه در همه جوامع بشری وجود دارد. در امریکا هم دیدید که بالاخره در بین احزاب مختلف چه کسانی جلو افتادند و رای کسب کردند. معمولا زنان در صفی برای رقابت قرار می گیرند که آقایان بخش بیشتر این صف را اشغال کرده اند. این یک دیدگاه است . من در مجلس تلاش زیادی کردم . باید از شورای نگهبان سوال می شد. &#160;  رادیو فردا:&#160;آیا این تلاش در بین جامعه نمایندگان مجلس شورای اسلامی وجود داشت ؟ یعنی همه آنان موافق بودند که تفسیر رجل سیاسی شفاف تر باشد و زنان هم بتوانند رییس جمهور باشند؟   بله ، این اجماع بود. چون من یادم می آید نامه ای از سوی قریب به ۱۵۰ نماینده مجلس برای من امضا شد که به اصطلاح مرا تایید می کردند که می توانم به عنوان رجال سیاسی از عهده امور اجرایی برآیم و این را ما به شورای نگهبان هم اعلام کردیم . اما چون قانونا تفسیر باید شورای نگهبان بود این گونه شد. اما الان با توجه به چیزی که خود سخنگوی شورای نگهبان گفته اند این فرض کنار رفته است. &#160;  رادیو فردا: &#160;اگر اجازه ورود به این عرصه را به شما بدهند قطعا شما رقبایی خواهید داشت . با توجه به این که آنان چهره های شناخته شده ای هستند فکر می کنید تا چه حد امکان پیروزی شما وجود دارد؟   این نشانه یک بلوغ اجتماعی است (توجه جامعه به مدیریت زنان) که مردم ثابت کرده اند که زنان همان طور که در عرصه انقلاب و جنگ حضور داشتند و از آموزش تا دانشگاه و سایر عرصه های اجتماعی موفق بوده اند می توانند در عرصه های اجتماعی هم موفق باشند. این عرصه نباید فقط عامل سر کار آمدن اشخاصی باشد که وقتی به سر کارشان رسیدند مشخص نیست که واقعا به برنامه هایی که وعده داده اند عمل می کنند یا خیر؟ یا با اهداف انقلاب منطق برخورد می کنند یا خیر؟  نباید ابزاری با مبحث رای دادن برخورد کنیم. به نظر میرسد که دیدگاه های امام دارد به دیدگاه های مقام معظم رهبری و صل می شود و ما هم باید تمرین کنیم.   رادیو فردا: شما فکر می کنید قشر سنتی جامعه در این میان چه می کند؟ چرا که اکنون یک دو دلی در میان&#160; این قشر دیده می شود.   من فکر می کنم مشارکت حداکثری که همه اقشار جامعه بتوانند در این رقابت کاندیدا داشته باشند مهم است . بحث اتفاقا بر سر قشر سنتی و دیدگاه این قشر نیست. قشر سنتی به مدیریت زنان اعتقاد دارند. شما وقتی با عامه مردم حرف میزنید می گویند به علت اینکه صداقت زنان را در کار و درستیشان را در عرصه های اقتصادی دیده ایم . اما اینکه چرا در دوره های پیش حضور زنان نبوده شاید علتش در مخالفت آقایان نبوده باشد . به نظر میرسد که صف بلند آقایان برای درخواست پست وزارت خیلی بیشتر از بانوان است . در این میان بحث های جناحی و گروهی هم وجود دارد. قول هایی که زمان انتخابات به همدیگر داده می شود. روابط و تعاملات سیاسی که در بین گروه ها و خصوصا مابین مردان زیاد است.   رادیو فردا: شما در سال ۱۳۸۴ گفته بودید که اگر انتخاب شوید تعداد زنان کابینه شما قطعا از یک نفر بیشتر خواهد بود. از این نمی ترسید که گروهی که خواستگاه تفکرشان این است که اصلا نباید زنان در راس امور باشند به شما انگ فمینیست بودن بزنند؟   این گروهی که شما به آن اشاره می کنید خیلی در کشور ما نمود سیاسی و اجرایی ندارند و نمی توانند داشته باشند. ممکن است در گوشه و کنار چیزهایی گفته شود. اما من اعتقاد دارم که رنگ دیدگاه مردسالارانه نسبت به اینکه بیایند و انتخاب هم بشوند و یا انتخاب کنند نمایان تر از دیدگاه سنتی است که کلا مخالف حضور زنان در عرصه های سیاسی هستند. به همین دلیل هم حضور زنان در ایران یک حضور واقعی است. لذا گرایشات جناحی در این مسئله باید تغییر کند.   رادیو فردا: همان طور که می دانید قانون درباره حضور زنان و کلمه &#171;رجل سیاسی&#187; تغییر نکرده است بلکه تفسیر از این قانون تغییر کرده است . آیا فکر نمی کنید که امکان دارد باز هم دیدگاهی که مانع حضور زنان در عرصه های سیاسی است دوباره مانع حضور شما در انتخابات شود؟   امیدوارم نشود. سابقه من در مقایسه با کسانی که حضور دارند – منهای کسانی که سابقه کار ریاست جمهوری را داشته اند- شرایط اجتماعیم ، گذران دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، و سایر شرایطم برای احراز این پست مناسب است . اگر من این شرایط را نداشتم هرگز برای اینکه از مردم رای کسب کنم قدم جلو نمی گذاشتم.   رادیو فردا: مسئله زن بودن شما چطور؟   فکر نمی کنم این دیدگاه خیلی مطرح باشد. خصوصا که سخنگوی شورای نگهبان این دیدگاه را رد کردند.   رادیو فردا: شما می دانید که در ایران ، زنانی برای احقاق حقوق خود مبارزه می کنند و معمولا هم با آنان برخوردهایی انجام می شود . احتمالا موضوع کمپین یک میلیون امضا را هم شنیده اید. و در جریان تلاش زنان برای احیا حقوقشان و تغییر قوانین هستید. اگر شما رییس جمهور شوید برخوردتان با این قبیل زنان چگونه خواهد بود؟   یقینا فرآیند قانونی ، حقوقی و اجرایی را به گونه ای ترسیم می کنم که آغوش همه جانبه حقوقی و امنیتی برای زنان فراهم شود. از هر نوع مذهب و تفکری که باشند. و حتی اگر چهارچوب اسلامی ما را قبول داشته یا نداشته باشند. چون به اعتقاد من حقوق فردی و اجتماعی یک امر جداگانه است که باید تامین شود.   رادیو فردا: حتی حقوق فردی؟ و نه تنها حقوق خانوادگی؟   بله . همین طور است . یک زن رییس جمهور قطعا زنان جامعه اش را بهتر درک می کند. حقوق فردی یک انسان در جامعه اسلامی و سایر جوامع بشری به گونه ای ترسیم شده است که باید همگان از آن برخوردار باشند. همان طور که ممکن است یک شهروند زن چندان اعتقادی به حجاب نداشته باشد اما آن را به هر شکلی رعایت می کند ما هم باید برای آنان احترام متقابل قائل بوده و برایشان ایمنی ایجاد کنیم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f_bayat_persidential/1618357.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f_bayat_persidential/1618357.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 29 Apr 2009 17:07:06 +3500</pubDate>
            <category>مجله‌های هفتگی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f_bayat_persidential/1618357.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/18EBB34C-75EA-4411-BC53-531484FF837D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;همزمان با ادامه بازداشت سه دانشجوی دانشگاه شيراز مقام های امنيتی استان&#160;فارس سه دانشجوی ديگر اين دانشگاه را پس از احضار به اداره اطلاعات اين&#160;استان بازداشت کردند.&lt;/p&gt; &#160;همزمان با ادامه بازداشت سه دانشجوی دانشگاه شيراز، مقام های امنيتی استان&#160;فارس سه دانشجوی ديگر اين دانشگاه را پس از احضار به اداره اطلاعات اين&#160;استان بازداشت کردند.    &#160;بنا بر آمار هايی که دانشجويان دانشگاه شيراز منتشر&#160;کرده اند&#160; تا کنون هفده دانشجو از تحصيل محروم شده اند، هشت دانشجو&#160;بازداشت و پنج تن نيز به اداره اطلاعات احضار شده اند که هيچ يک از اين  تعداد به مقام های مسئول مراجعه نکرده اند. دانشجويان شيرازی خواستار پايان&#160; دادن به روند اداره به گفته آن ها پادگانی اين دانشگاه هستند.    يکی از دانشجويان به نام آقای کاظم رضايی که هفته پيش بازداشت شده بود، آزاد شده است. وضعيت سه نفر ديگر مشخص نيست و امکان دارد چند روز آينده آزاد شوند. رادیو فردا با یکی از دانشجویان معترض شیرازکه نخواست هویتش فاش شود&#160;گفت و گو کرده است.     بشنوید:    گفت وگو رادیو فردا بایکی از دانشجویان دانشگاه شیراز          رادیو فردا: ريشه اين مناقشه ها بين برخی از دانشجويان دانشگاه شيراز و کادر اداری دانشگاه از کجا آغاز شده است؟  &#160;  دانشجوی معترضی از دانشگاه شیراز&#160;:  سه سال پيش که آقای صادقی به عنوان رييس دانشگاه شيراز انتخاب شد، يعنی در حقيقت انتصاب شد، رويه ای در پيش گرفت به طوری که دانشجويان منتقد وتشکل های اين دانشجويان را حذف کردند و نشريات آنها را بستند و فعاليت جنبش دانشجويی از حالت قانونی به فعاليت غير قانونی تبديل شد.     ما در اين سه سال تلاش کرديم که برای انجمن اسلامی مجوز بگيريم ولی هنوز موفق نشده ايم و به ما مجوز نداده اند.    &#160; همچنين برای هر نشريه که مجوز می گيريم، بعد از يک يا دو شماره منحل می شود. به نظر من عامل اصلی برخوردهای اخير، نماينده های دولت آقای احمدی نژاد در استان هستند.     فرماندار، آقای سرهنگ عزيزی، در جمع دانشجويان بسيجی ضمن مطرح کردن مصوبات شورای تامين، اعلام کرد که عده ای از دانشجويان به دادگاه، عده ای به کميته انضباطی دانشگاه و عده ای به کميته انضباطی مرکزی احضار می شوند.      آيا می دانيد دليل اين اظهارات چه بوده و چرا آقای فرماندار انگشت اتهام خود را روی دانشجويان گذاشته است؟      ظرف يک سال و نيم گذشته، دانشگاه شيراز به يکی از قطب های اصلی فعاليت های جنبش دانشجويی در کشور تبديل شده بود و بسيار فعال عمل می کرد، از جمله تجمع ۱۱ روزه، تجمع روز ۱۶ آذر سال گذشته&#160; و تجمع ۱۶ و ۱۸ آذرماه امسال.     همان طور که فرماندار در جلسه دانشجويان بسيجی اعلام کرد، قرار است با اين جنبش به صورت ريشه ای برخورد شود و تلاش می کنند اين جريان را از ريشه بخشکانند.      آيا تا کنون فرصتی فراهم شده است که با مقام های مسئول در فرمانداری و دانشگاه باب مذاکره و تفاهم را باز کنيد؟      در جلساتی که در زمان وزارت آقای پورمحمدی برگزار می شد و يا درجلساتی که استاندار و فرماندار حضور داشتند و حتی جلسات پرسش و پاسخ دکتر صادقی، رييس دانشگاه، ما هميشه مسائل و مشکلات را مطرح کرده ايم و از آنها خواسته ايم که برای فعاليت قانونی ما فضا را فراهم کنند و به ما مجوز بدهند، ولی متاسفانه رويه آنها اين بود که تمام راه های قانونی را برای فعاليت دانشجويان منتقد ببندند.&#160;       در خبرهايی که از قول دانشجويان دانشگاه شيراز منتشر شده، عنوان شده است که دانشجويان قصد دارند، دست به اعتصاب غذا بزنند تا همکلاسی های آنها آزاد بشوند. آيا اين تصميم همچنان در دستور کار دانشجويان معترض قرار دارد؟       قرار بر اين بود که اگر&#160;روز شنبه نتيجه قطعی برسيم که اين دانشجويان آزاد نمی شوند، برنامه اعتصاب غذای خود را آغاز کنيم و هماهنگی های لازم انجام شده بود. اما به ما خبر رسيد که نامه قرار وثيقه آزاد سازی اين دانشجويان صادر شده است و ما اين حرکت را قدم مثبتی تلقی کرديم و اقدام خود را به تاخير انداختيم.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_shiraz/480470.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_shiraz/480470.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 12 Jan 2009 17:53:31 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8EF88399-1555-48E5-8CD8-570725F5D05B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دستگیری دراویش گنابادی در کیش</title>
            <description>&lt;p&gt;روز یکشنبه، ماموران اداره اطلاعات جزیره کیش، به شماری از دراویش گنابادی حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. &lt;/p&gt; &#160;روز یکشنبه، ماموران اداره اطلاعات جزیره کیش، به شماری از دراویش گنابادی نعمت اللهى&#160;حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.     بر پایه گزارش‌های رسیده به رادیو فردا، در جریان حمله ماموران امنیتی به دراویشی که جلو در ورودی حسینیه دراویش در حال نمازگزاری بودند، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و شماری از آنان را نیز بازداشت کردند.        بیشتر بخوانید:         دستگیری دراویش گنابادی با &#171;بر چسب سیاسی&#187;           روز شنبه ماموران اداره اطلاعات کیش، ضمن بازرسی حسینیه دراویش قفل‌های در ورودی آن را تعویض کرده بودند.     ماموران امنیتی در همان روز با مراجعه به خانه‌های پنج تن از دراویش گنابادی ضمن بازرسی خانه‌ها، این دراویش را بازداشت و به اداره اطلاعات کیش منتقل کردند.&#160;     يکی از دروايش که در جزيره کيش سکونت دارد و نخواست هويتش فاش شود به راديو فردا در مورد مجالس دراويش و دستگيری های اخير گفت:&#160;&#171;دادستان به ما گفته است که اين دستگيری ها به&#160; اطلاعات کشوری مربوط می شود آن ها می خواهند ، فعاليت های مذهبی ما را در جزيره کيش مورد بررسی قرار دهند&#160; و به همين خاطر پنج نفر را ديروز بازداشت کردند و روز يکشنبه هم يکی ديگر از خانم ها را گرفتند.&#187;        این گفت و گو را بشنوید         وی افزود: &#171;&#160;شيوه بازداشت آن ها هم&#160; به اين ترتيب بوده که برای بازجويی و تفتيش به منزل يا محل کار آن ها مراجعه کرده اند، کلیۀ کتاب ها، نوار، سی دی، کامپيوترهای شخصی آن ها را جمع آوری کرده و همراه خود به محل نامعلومی برده اند. الان چهارده سال است که&#160; تجمع دراويش در کيش برگزار می شود.&#187;    وی در مورد &#160;مجالس دراويش&#160;گفت: &#171;این مجالس&#160;منحصر به جزيره نيست، هرجايی که اين مجالس برگزار می شود، يک قانون حاکم است و آن قانون خواندن کتب مذهبی و اشعار مولانا و حافظ است و قوانين شريعتی کاملا&quot; رعايت می شود. مجلس با نماز و آيات قرآن شروع می شود و با اشعار مثنوی تمام می شود.&#187;    وی افزود: &#171;&#160;اجتماع اين تعداد از دراويش تجمعی نبوده است، همه اين ها&#160; در جزيره زندگی می کنند، و دستگير شدگان اکثرا&quot; نزديک ده تا پانزده سال است که در کيش زندگی می کنند و تقريبا&quot; فکر می کنم، حدود ۱۵۰ نفر از دراويش گنابادی، در جزيره زندگی می&#160; کنند.&#187;    در اواخر مهر ماه نیز&#160; هفت تن از دراويش گنابادى در شهر اصفهان و پنج تن از آنان در شهر كرج دستگير شدند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_dervish_kish/478909.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_dervish_kish/478909.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 29 Dec 2008 14:42:30 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D31EFA72-AFB7-493D-B071-FC67E8D4E66D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;عملکرد احمدی نژاد تا حدودی دست پخت آیت الله خامنه ای است&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی&#160; ايران در ديدار اخير خود با محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران و اعضای هيئت دولت او، ضمن ابراز حمايت از محمود احمدی نژاد و کابينه دولت نهم گفت: &#171;در اين سال آخر با روحيه سال اول کار کنيد.البته احساس می کنم همين جور است، اما در عين حال تاکيد می کنم فکر نکنيد امسال سال آخر دولت است، نه.&#187;&lt;/p&gt; آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی&#160; ايران در ديدار اخير خود با محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران و اعضای هيئت دولت او، ضمن ابراز حمايت از محمود احمدی نژاد و کابينه دولت نهم گفت: &#171; در اين سال آخر با روحيه سال اول کار کنيد. البته احساس می کنم همين جور است، اما در عين حال تاکيد می کنم فکر نکنيد امسال سال آخر دولت است، نه.&#187;    محمود احمدی نژاد روز دوشنبه در سخنانی اين سخنان رهبر جمهوری اسلامی را به &#171;مدال تاييد عملکرد دولت نهم&#187; تشبيه کرد. اما سخنان رهبر جمهوری اسلامی و واکنش محمود احمدی نژاد به آن به فاصله کوتاهی پس از انتشار از روی تلکس خبرگزاری&#160;جمهوری اسلامی، ايرنا، برداشته شد.    صادق زيبا کلام، استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل ايران در تهران&#160;در گفت و گويی با  راديو   فردا  به این موضوع پرداخته است.      رادیو فردا: نظر شما درباره&#160;عملکرد رسانه ای ايرنا و سخنان&#160;رهبر جمهوری اسلامی چيست؟        صادق زیباکلام:  ظاهر موضوع بسيار شگفت انگيز است زيرا در مورد آيت الله خامنه ای برای اولين بار است که اين مسئله اتفاق افتاده است.    ايرنا که متعلق به دولت است به گونه ای تيتر زده بود و اين شائبه را در ذهن مخاطب ايجاد می کرد که کار تمام است و آقای احمدی نژاد، دوباره ریيس جمهور شد. چنين شائبه ای باعث ايجاد اين سؤال می شود که آيا انتخابات و ثبت نام&#160; نامزدهای مختلف انتخاباتی، پايه و اساسی ندارد؟ &#160; من فکر می کنم که خود آيت الله خامنه ای دستور داده که اين سخنانش حذف شود، زيرا در حقيقت سخنان او مصادره به مطلوب شده است.       يعنی آيت الله خامنه ای، منظور ديگری داشته است؟      حتی اگر آيت الله خامنه ای در درون خود تمايل داشته باشد که آقای احمدی نژاد در انتخابات سال آينده شرکت کند و پيروز شود، اين مسئله را به صراحت و علنی مطرح نمی کند تا کار را به صورت تمام شده درآورد. زيرا آن وقت هر تصميمی که آيت الله خامنه ای بگيرد تحقق می يابد و انتخابات مانند انتخابات زمان شاه می شود.     مسئولين دولت و خبرگزاری جمهوری اسلامی، از هول هليم در ديگ افتاده و از حرف های آيت الله خامنه ای چنان به وجد آمدند که توجه نکردند چنين امری برای جمهوری اسلامی، معنای خوبی ندارد.     آيت الله خامنه ای اين مسئله را به صورت دوگانه مطرح کرده است، به گونه ای که نمی توان معنی واحدی از آن استنباط کرد.           &#171;مسئولين دولت و خبرگزاری جمهوری اسلامی، از هول هليم در ديگ افتاده و از حرف های آيت الله خامنه ای چنان به وجد آمدند که توجه نکردند چنين امری برای جمهوری اسلامی، معنای خوبی ندارد.&#187;     صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه تهران      آيا می توانيم اين مسئله را واکنش رهبر جمهوری اسلامی&#160;به انتقادهای اخير از دولت نهم بدانيم؟      ما يک مسئله را نبايد فراموش کنيم و آن حمايت آيت الله خامنه ای از رياست جمهوری آقای احمدی نژاد و دولت اوست. زيرا عملکرد آقای احمدی نژاد چه خوب و چه بد تا حدودی دست پخت آيت الله خامنه ای است و حمايت رهبری از آقای احمدی نژاد در جريان انتخابات سال ۸۴ سرنوشت ساز بود.     هنگامی که آيت الله خامنه ای از يک نامزد انتخاباتی حمايت می کند، بسياری از افراد به استناد اين که رهبر از کانديدای خاصی حمايت کرده است به آن نامزد رأی می دهند.    &#160;در مورد آقای احمدی نژاد، مسئله صرفا حمايت آيت الله خامنه ای نبود بلکه جهان بينی، تفکرات و خصوصيات آقای احمدی نژاد تا حدود زيادی با آيت الله خامنه ای منطبق است.     بنابر اين طبيعی است که از نظر آيت الله خامنه ای، رياست جمهوری آقای احمدی نژاد و دولت او نسبت به آقای خاتمی و دولتش بسيار مطلوب تر است.    به اين مسئله نيز بايد توجه داشته باشيم که دولت نهم زير فشار انتقادات زيادی است. اصلاح طلبان و آقای هاشمی رفسنجانی از همان ابتدا با آقای احمدی نژاد و سياست هايش مخالف بودند.    همچنين مشکلی که برای آقای احمدی نژاد و تا حدودی برای آيت الله خامنه ای به وجود آمده، اين است که به تدريج طيف گسترده ای از اصول گرايان و جناح راست، منتقد دولت آقای احمدی نژاد شده اند و ديگر نمی توان گفت اينها دوم خردادی، ليبرال و يا سکولار هستند.     چهره هايی مانند علی لاريجانی که در مسئله اتمی توسط آقای احمدی نژاد کنار گذاشته شد، شخصيت هايی هستند که حتی از آقای احمدی نژاد نيز اصول گراترند.    اين انتقادها به دليل سياست های اقتصادی و عملکرد در عرصه بين المللی دولت نهم&#160; است که به گسترش مخالفت های جهانی با ايران انجاميده و سايه تحريم، انزوا و حتی حمله نظامی را افزايش داده است. همچنين مشکلاتی چون تورم، گرانی و قطع آب و برق چيزهايی نيست که از چشم پنهان بماند.       در حالی که چنین مسائل و مشکلاتی وجود دارد، چطور می شود که آيت الله خامنه ای در حمايت از آقای احمدی نژاد، صحبت می کند؟      شايد آيت الله خامنه ای احساس می کند اگر او هم منتقد دولت شود، ممکن است وضع سياسی دولت از اين که هست خراب تر گردد.&#160;زيرا به جز جريان هايی مانند سپاه که از دولت حمايت می کند، نه مجلس و نه اصول گرايان و جناح راست&#160;از دولت پشتيبانی نمی کنند.      ولی بايد در نظر داشته باشيم که وظيفه مجلس پيگيری مطالبات مردم در چهارچوب قانون از دولت است. بنابر اين ممکن است سخنان آيت الله خامنه ای، حتی جلوی عملکرد قانونی مجلس در پيگيری مطالبات مردم را تا حدودی مسدود کند.      بله درست است. شما می گوييد وقتی آيت الله خامنه ای محکم از آقای احمدی نژاد حمايت می کند، اگر مجلس بخواهد از دولت نهم سؤال يا انتقاد کند و يا آن را استيضاح کند، به اين معنی است که حرف رهبری را قبول ندارند. ولی من معتقدم مجلس بايد به وظيفه و تکليف قانونی خود عمل کند.          &#171;مرحوم آيت الله خمينی معتقد بود رهبر به همه تعلق دارد. آيت الله خامنه ای نيز سعی کرده اين ذهنيت را به وجود آورد که به همه طيف ها تعلق دارد ولی در عمل اين گونه نبوده است.&#187;     صادق زیبا کلام      مشکل اساسی که در مجلس هشتم وجود دارد و در مجلس هفتم نيز به چشم می خورد، اين است که مکانيزم نظارت استصوابی باعث می شود که افراد مستقل، با شهامت و خوش فکر نتوانند به مجلس راه يابند، در نتيجه چنين مجلسی نمی تواند به رسالت واقعی خود عمل کند.      آيا رهبر جمهوری اسلامی، در اين جايگاه قانونی قرار دارد که بتواند از يک ریيس جمهوری خاص حمايت کند که متعلق به يک جناح باشد؟       با توجه به اين که آيت الله خامنه ای در سخنان خود تأکيد می کند که اين حمايت مختص دولت نهم نيست، هر چند که می گويد اين دولت ويژه تر از دولت های پيشين است. آيت الله خامنه ای درست می گويد. اين مسئله چندان به اختيارات او باز نمی گردد.       ولی عنوان شده که رهبر بايد فراجناحی باشد.&#160;&#160;&#160;       بله مطلبی که شما می گوييد در اصل درست است. مرحوم آيت الله خمينی معتقد بود رهبر به همه تعلق دارد. آيت الله خامنه ای نيز سعی کرده اين ذهنيت را به وجود آورد که به همه طيف ها تعلق دارد ولی در عمل اين گونه نبوده است.      با توجه به اين که بسياری از صاحب نظران معتقدند شرايط حاضر در ايران شرايط ويژه ای است، آيا صحبت های اخير آيت الله خامنه ای می تواند بر مسئله جمهوريت نظام و رأی ملت که از سوی بنيانگذار جمهوری اسلامی تأکيد&#160; شده بود، تأثير گذار باشد؟      اگر برداشت ما از سخنان آيت الله خامنه ای اين باشد که کار تمام است، چه بخواهيم چه نخواهيم و رأی بدهيم يا ندهيم، رييس جمهوری بعدی آقای احمدی نژاد است، اين يعنی فاتحه جمهوريت نظام را خواندن.    اما من چنين تصوری ندارم و فکر می کنم حتی اگر رهبری چنين نظری داشته باشد، در تجزيه و تحليل نهايی اين مردم هستند که بايد تصميم بگيرند بار ديگر آقای احمدی نژاد رييس جمهوری شود يا نه.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_ahmadinjead_khamenei/462369.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_ahmadinjead_khamenei/462369.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 26 Aug 2008 18:31:00 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/53097777-B35D-4BE9-803D-69A71B6326B4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;دوئل&#187; فرزان دلجو و سامان سالور در نگاه تازه</title>
            <description>در برنامه نگاه تازه اين هفته به بحث کهنه، اما هميشه جذاب &#171; جوانی و جوانی کردن &#187; پرداختيم. به سراغ چند جوان ايرانی و غير ايرانی رفتيم&#160; و به تفاوت های اجتماعی و فرهنگی پرداختيم؛ تفاوت هايی که باعث می شود تعريف جوانی کردن در ايران با ساير نقاط جهان کاملا فرق کند. در برنامه نگاه تازه اين هفته به بحث کهنه، اما هميشه جذاب &#171; جوانی و جوانی کردن &#187; پرداختيم. به سراغ چند جوان ايرانی و غير ايرانی رفتيم&#160; و به تفاوت های اجتماعی و فرهنگی پرداختيم؛ تفاوت هايی که باعث می شود تعريف جوانی کردن در ايران با ساير نقاط جهان کاملا فرق کند.    در برنامه نگاه تازه اين هفته  رادیو فردا ، دو مهمان ويژه هم داشتيم، دو سينماگر از دو نسل گوناگون سينمای ايران، فرزان دلجو و سامان سالور؛ يکی از نسل ديروز و ديگری از نسل امروز. يکی، ساکن لس آنجلس و ديگری، ساکن تهران.    اين دو کارگردانِ نسل ديروز و امروز در اين برنامه به پرسش و پاسخ با يکديگر نشستند و دوئلی شرافتمندانه ميان دو نسل را به نمايش گذاشتند. یعنی این رادیو فردا&#160;نیست که از آنها سوال می پرسد بلکه این دو هنرمند با یکدیگر به گفت و گو نشسته اند.    فرزان دلجو و سامان سالور با نگاهی به فراز و نشيب های سينمای ايران درگذشته و امروز،&#160; نيم نگاهی هم به بحث &#171;جوانی کردن&#187; داشتند.  &#160;   سامان سالور : خدمت همه سلام عرض می کنم و به رسم ادب دوست دارم ابتدا آقای دلجو صحبت کند، زيرا بزرگ ما هستند. البته اگر قرار است کارهای سخت را من انجام دهم و از آقای دلجو سؤالی بپرسم. می خواهم بدانم که در آن دوران، فضای تنفس برای فيلم سازان جوانی مانند شما چگونه بود؟      فرزان دلجو : با سلام به همه شما شنوندگان رادیو فردا&#160;و خوانندگان خوب وب سايت این رادیو.&#160;بايد بگويم که سينما هميشه تحت فشار بوده است.     مسايل، گرفتاری ها و سانسور در دوران گذشته هم وجود داشت. به عنوان مثال، موضوع سناريوها بسيار محدود بود و بخش عمده آن درباره جاهل محل، رقاصه و کافه بود و اگر می خواستيم کمی دست بالاتر برويم، بايد به زندگی يک فرد ساده می پرداختيم که نه کارمند باشد، نه افسر، نه مهندس، نه وکيل و نه وزير.    اولين فيلم من &#171;ياران&#187;، با دست های خالی و با ۶۰ هزار تومان سرمايه شخصی خودمان درست شد که در سينما کاپری( بهمن) به نمايش درآمد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت.     صدای موزيک متن اين فيلم را آقای فريدون فروغی می خواند و در شب نهم اکران گفتند، اين شعر سياسی است. ما شعر را برداشتيم و جای آن سوت گذاشتيم. سپس گفتند اين سوت پيام دارد و ما سوت را هم برداشتيم. بعد گفتند روی ديوار نوشته شده است که &#171;خوشبختی دور نيست&#187;، آن را هم برداشتيم. ولی باز هم شب هفدهم اکران، اين فيلم را توقيف کردند و پايين آوردند.    اما امروز مشکلات به گونه ای ديگر است. من در بطن ماجرا هستم و خوب می دانم که فيلم امروز بايد خالی از احساس باشد. درست می گويم يا اشتباه می کنم، آقای سالور؟      سامان سالور : آقای دلجو طوری صحبت کرديد که ما کمی اميدوار شديم و ديديم فضای تنفسی آن دوران هم برای تمام کسانی که حرفی داشتند و سينما برايشان فقط جنبه سرگرمی و تفنن نداشته، تنگ بوده است.  به قول شما، اين محروميت ها به ذات سينما برمی گردد که به يک معنا هميشه در تعارض با کسانی قرار می گيرد که سردمدار سياست در مملکت ما هستند. حرف های شما درست است، هرچند که به نظر من، علی رغم محدوديت هايی که ما داريم و شما نيز در آن زمان داشتيد، فيلمساز به عنوان يک موجود متفکر و خلاق هميشه بايد راه هايی را پيدا کند.    البته مسئله مهم اين است که فيلم های شما با تمام تلخی، متفاوت بودن و اعتراض هايی که دولت می کرد و باعث توقيف فيلم می شد، به هر حال اکران می شد. ولی امروز متاسفانه فيلم های متفاوت و انديشمند، دچار اين مشکل هستند که اصلا اکران نمی شوند.      فرزان دلجو : فيلم ساز همواره چه ديروز و چه امروز، بر لبه تيغ راه می رود. بايد از سينمای قبل از انقلاب دفاع کنيم، زيرا بسياری از فيلم های آن دوران در جشنواره ها شرکت می کردند و اگر سينمای ديروز ادامه می يافت، شايد امروز وضعيت بهتری داشت.            &#171;&#160;فيلم ساز همواره چه ديروز و چه امروز، بر لبه تيغ راه می رود. بايد از سينمای قبل از انقلاب دفاع کنيم، زيرا بسياری از فيلم های آن دوران در جشنواره ها شرکت می کردند و اگر سينمای ديروز ادامه می يافت، شايد امروز وضعيت بهتری داشت.&#187;  فرزان دلجو&#160;      همان طور که شما گفتيد، امروز فيلم پروانه ساخت و نمايش می گيرد، ولی اکران نمی شود و اين مسئله ای بسيار عجيب و غريب است که در وزارت ارشاد انجام می گيرد.    &#160;بيشتر فيلم های بعد از انقلاب فرمايشی بوده اند و اگر مروری بر اين فيلم ها بکنيم، می بينيم در هر دوره ای، فيلم ها تاريخ مصرف داشته اند و امروز ديگر تماشاگری ندارند.    &#160;اگر ديروز&#160; احساس و عشقی در فيلم ها وجود داشت که تماشاگر با آن ارتباط برقرار می کرد، امروز اين احساس و عشق را هم نداريم.       سامان سالور : دقيقا حرف شما درست است. نمی دانم فيلم های شما در چند سينما و در چه شرايطی اکران می شدند، ولی حداقل چيزی که وجود داشت، اين بود که فيلم ها جايی ديده می شدند.       &#171;سينمای ايران هرگز جهانی نشده است&#187;        فرزان دلجو : بله، وقتی فيلم اجازه نمايش می گرفت، در ۳۰ تا ۴۰ سينما در سطح کشور اکران می شد و يا فيلم های تک سينمايی که مورد استقبال هم قرار می گرفت.     می گوييم سينمای ما جهانی شده، ولی سينمای ايران هرگز جهانی نشده است. اين که يک فيلم را در يک سالن سينمای خارج نمايش دهند، جهانی شدن نيست. جهانی شدن يعنی اين که مانند ايتاليا، بلغارستان و مصر، فيلمی در ايران ساخته شود و مردم جهان در کشورهای مختلف پشت گيشه صف بکشند، بليت بخرند و آن فيلم را ببينند.     متاسفانه طی يکی دو سال گذشته ديگر از جوايز جهانی نيز خبری نيست.      سامان سالور : آقای دلجو! فکر می کنم اين مسئله، نتيجه منطقی روندی است که بايد اتفاق می افتاد. البته من هم بايد حمايتی از سينمای بعد از انقلاب بکنم. اين که&#160; سينمای بعد از انقلاب به عنوان يکی از مؤلفه های سينمای انسانی و شريف، با تمام سادگی اش توانسته بود با مخاطبان ارتباط برقرار سازد و در فستيوال های مختلف شرکت کند.            &#171;ما اصلا يادمان رفته است که هر سال چهار پنج فيلم خوب و ديدنی مانند &#171;هامون&#187;، &#171;روسری آبی&#187;، &#171;باشو غريبه کوچک&#187;، &#171;سارا&#187; و&#171;پری&#187; داشتيم و متاسفانه امروز ديگر فراموش شده است.&#187;  سامان سالور&#160;      متاسفانه روند عدم حمايت از اين گونه فيلم ها به جايی رسيد که ظرف دو سه سال اخير شاهد اين بوديم که سينماهای ديگری مانند سينمای مکزيک، آرژانتين و سينمای آسيای جنوب شرقی در فضاهای فستيوالی ظاهر شدند و جای سينمای ايران را گرفتند.     من امسال خوشبختانه اين شانس را داشتم که جزو هيئت انتخاب فيلم های کوتاه برای جشن &#171;خانه سينما&#187; باشم.    &#160;بايد بگويم که حتی فيلم های کوتاه ما تبديل شده اند به سه چهار سکانس از همان فيلم های دختر- پسری به معنای سينمای بدنه اش.    &#160;متاسفانه فيلم های کوتاه که بايد پر از جذابيت و جسارت باشد، در حقيقت، کوتاه شده همان تفکری است که از آن حمايت می شود. &#160;  فرزان دلجو : آقای سالور! يادمان باشد که قبل از انقلاب، بليت سينما پنج تومان بود و ۴۰ ميليون جمعيت داشتيم. امروز ۷۰ ميليون جمعيت داريم و قيمت بليت را هم که می دانيد. اگر بخواهيم مقايسه کنيم، می بينيم فيلم هايی که امروز بر پرده سينما می آيند، موفق نيستند و شخصيت ها يک بعدی هستند، زيرا دست فيلم ساز بسته بوده است.      سامان سالور : ما اصلا يادمان رفته است که هر سال چهار پنج فيلم خوب و ديدنی مانند &#171;هامون&#187;، &#171;روسری آبی&#187;، &#171;باشو غريبه کوچک&#187;، &#171;سارا&#187; و&#171;پری&#187; داشتيم و متاسفانه امروز ديگر فراموش شده است.    به عنوان آخرين کلام هم بايد بگويم در دوران نوجوانی ما، فيلم های بتامکس خيلی مد بود، ولی دو تا از فيلم هايی که به دلم نشست و يکی از آنها خيلی بيشتر، هر دو ساخته شما بودند، فيلم &#171;شب غريبان&#187; و &#171;ماهی ها در خاک می ميرند&#187;. شايد يکی از دلايل گرفتاری ما امروز، فيلم سازی خوب شماست که باعث شد به سينما بياييم و دوست داشته باشيم فيلم بسازيم.       راديو فردا:  ممنون از آقايان سالور و دلجو. ما هم يک سؤال سينمايی از آقايان بپرسيم، اگر شما می خواستيد &#171;جوانی کردن&#187; را در سينما نشان دهيد، چگونه آن را به نمايش در می آورديد؟ تعريف شما از جوانی کردن چيست؟      فرزان دلجو : جوانی کردن يعنی عاشق شدن، يعنی عشق. امروز متاسفانه يک ضربدر روی آن است و امروز نمی توانيم عشق را حس کنيم، لمس کنيم و ببينيم. در حالی که روی عشق نمی توان ضربدر کشيد.      سامان سالور : آقای دلجو گفتند جوانی کردن يعنی عشق. من در تکميل حرف ايشان می گويم جوانی کردن در سينما يعنی جسارت. اين که هر چه فيلم ساز فکر می کند درست است به تصوير بکشد و بعد شاهد باشد که اين تصاوير در کشورش ديده می شوند و با تماشاگر ارتباط برقرار می کنند.&#160;&#160;      &#160;برای شنيدن برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.         برای تماس با ما به آدرس      javanan@radiofarda.com      ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.         شما همچنين می توانيد به شماره ۰۰۴۲ ۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰ برای ما اس ام اس ارسال کنيد.         برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را می توانيد پنج شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار آن را ساعت نيم بامداد يا ۱۳ بعد از ظهر جمعه ها به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_FreshGlance_Deljoo_Saloor/462018.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_FreshGlance_Deljoo_Saloor/462018.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 23 Aug 2008 20:51:52 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شیرین عبادی: در قانون چیزی به نام انقلاب مخملی نداریم</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;حسن حداد، معاون امنيتی قاضی سعيد مرتضوی دادستان تهران، به تازگی در گفت و گويی با خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، به تشريح آنچه که او پرونده های امنيتی ناميد پرداخت&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;آقای حداد در اين گفت و گو از پرونده هايی نام برده است که در ماه های اخير بسيار خبر ساز بودند و بعضا سازمان ها و گروههای مدافع حقوق بشر به نوع برخوردهای قضايی با افرادی که در اين پرونده ها نقش داشته اند، به مقام های قضايی جمهوری اسلامی هشدار داده اند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل در گفت و گو با راديو فردا اصطلاح &#171;اقدام عليه امنيت ملی&#187; را&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;مبهم می داند و می گويد که دادسرا حق ندارد اتهام افراد را به طور علنی اعلام کند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   حسن حداد، معاون امنيتی قاضی سعيد مرتضوی دادستان تهران، به تازگی در گفت و گويی با خبرگزاری دانشجويان ايران،  ايسنا ، به تشريح آنچه که او &#171;پرونده های امنيتی&#187; ناميد پرداخت.        آقای حداد در اين گفت و گو از پرونده هايی نام برده است که در ماه های اخير بسيار خبر ساز بودند و بعضا سازمان ها و گروههای مدافع حقوق بشر به نوع برخوردهای قضايی با افرادی که در اين پرونده ها نقش داشته اند، به مقام های قضايی جمهوری اسلامی هشدار داده اند.        شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل و حقوقدان در گفت و گو با  راديو فردا  اصطلاح &#171;اقدام عليه امنيت ملی&#187; را    مبهم می داند و می گويد که دادسرا حق ندارد اتهام افراد را به طور علنی اعلام کند.          راديو فردا: آقای حداد، پرونده های فعالان مدنی و دانشجويان را &#171;امنيتی&#187; اعلام کرده است، به نظر شما آيا چنين اتهامی در باره اين افراد صادق است؟                        شيرين عبادی:  احتمالا منظور ايشان، بيان اتهام بوده، و الا هر پرونده ای می تواند در دادگاه، منجر به تبرئه شود. مسئله بسيار مهم تر اين است که &#171;اقدام عليه امنيت ملی چيست؟&#187; اين يک واژه بسيار مجمل و مبهمی است و همين مسئله باعث می شود که گاه عدالت در محاکم اجرا نشود.        من چندين موکل داشتم، که به واسطه نوشتن مقاله متهم بوده اند به اقدام عليه امنيت ملی، از طريق فعاليت های تبليغی عليه جمهوری اسلامی ايران و ما به اصرار از قاضی خواستيم، شما که موکل ما را متهم می کنيد، بگوئيد با کدام يک از جملات اين مقاله مسئله داريد؟ يعنی کدام جمله است، که به قول شما، اقدام عليه امنيت ملی است؟ که متاسفانه اين امر صورت نگرفت.          تا پيش از اين، اصولا تاکيد، روی همين ترکيب به گفته شما مبهم و مجمل، اقدام عليه امنيت ملی بود ولی اين بار گويا ماجرا رنگ ديگری به خود گرفته &#160;  و اتهامات گروه ها و افراد به صورت موردی و علنی مطرح شده است. آيا اين در چهارچوب وظايف قانونی، مقامات قضائی، می گنجد؟                      دادسرا فقط می تواند افرادی را متهم کند و ضمنا حق ندارد که بيان اتهام را، از طريق علنی، به اطلاع همگان برساند، زيرا ممکن است که شخصی در دادگاه تبرئه شود. به خاطر دارم که دو سال قبل همکار محترم من، آقای عبدالفتاح سلطانی، دستگير شدند و در روز دوم دستگيری، از طريق سخنگوی قوه قضائيه رسما متهم به جاسوسی شدند و اقدام عليه امنيت ملی و بعد از هفت ماه که در زندان بودند، چون چيزی در پرونده ايشان نبود و وزارت اطلاعات هم نظر بر بی گناهی ايشان داشت، تبرئه شدند.                 &#171;آنچه که در اوکراين اتفاق افتاد، که اينها می ترسند در ايران اتفاق افتد، به قدرت رسيدن يک حزب از طريق انتخابات بود. بنابر اين اساسا اين گونه اتهامات، که منجر به تشکيل پرونده و بازداشت چند ماهه برای کسی می شود، اصلا جرم نيست.&#187;        شیرین عبادی       حال می خواهم سئوال کنم، وقتی که شخصی، که مجری قانون است و بايد به قانون احترام بگذارد، اين چنين می آيد و قبل از اثبات گناه، شخصی را علنا و آشکارا متهم می کند، آيا اين از عدالت خارج نشده است؟ مسلما کاری است برخلاف قانون و غيرعادلانه.        حتما می دانيد که در بين اين اتهامات، اتهام تازه ای هم تحت عنوان تلاش برای ايجاد &#171;انقلاب نرم يا مخملی&#187; به چشم می خورد، که از سابقه چندانی در پرونده های امنيتی برخوردار نيست. دليل ايراد چنين اتهامی، در شرايط فعلی، چه می تواند باشد؟                      علاوه بر برادران علائی، متاسفانه تعدادی از افراد را به اتهام، اقدام برای براندازی نظم و انقلاب های مخملی و صورتی و زرد و آبی متهم می کنند، از جمله، خانم هاله اسفندياری، يکی از موکلين من که چهار ماه در زندان بودند و هنوز هم پرونده ايشان بسته نشده، اتهام ايشان هم اين بود.        همواره اين ها را متهم می کنند، که می خواهيد مانند اتفاقی که مثلا در اوکراين افتاد، در ايران هم اتفاق بيفتد و پاسخ من اين است، که اساسا ما در قانون چيزی، به عنوان انقلاب مخملی يا نارنجی يا زرد نداريم و چنين عنوان کيفری وجود ندارد و از همه مهم تر، فلسفه احزاب سياسی، به قدرت رسيدن است.        آنچه که در اوکراين اتفاق افتاد، که اينها می ترسند در ايران اتفاق افتد، به قدرت رسيدن يک حزب از طريق انتخابات بود. بنابر اين اساسا اين گونه اتهامات، که منجر به تشکيل پرونده و بازداشت چند ماهه برای کسی می شود، اصلا جرم نيست.          خانم عبادی، در ماه های اخير روند دستگيری، فعالان جامعه مدنی، افزايش چشمگيری پيدا کرده است . صحبت های اخير معاون امنيتی دادستان تهران هم تاﱠئيدی بر رشد پرونده هائی است که، از آنها به عنوان پرونده های امنيتی نام برده می شود. فکر می کنيد، چه شرايطی، منجر به اين مسئله شده است؟                      اين سئوال را بايد از مسئولين قضايی بپرسيد نه از من. من اطلاع ندارم، که در مغز آنها چه می گذرد.                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Ebadi_colorful_revolution/459328.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Ebadi_colorful_revolution/459328.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 05 Aug 2008 12:05:21 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1765F18D-30B7-4980-81EC-1D7EB2AC495F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> سعيد جزی: به اندازه ۴۰ سال پير شدم</title>
            <description>در بزرگ خاکستری زندان اوين که بر پاشنه خود چرخيد، آزادی&#160; بر روی سعيد جزی آغوش گشود. او بعد از ۶۳ ماه مادرش را در آغوش کشيد.&#160; بخشش او غير منتظره بود. خبر بخشيدن سعيد جزی از سوی اوليای دو مقتول پرونده اش درست در روزی منتشرشد که ۲۹ تن در زندان اوين به دار آويخته شدند. در بزرگ خاکستری زندان اوين که بر پاشنه خود چرخيد، آزادی&#160; بر روی سعيد جزی آغوش گشود. او بعد از ۶۳ ماه مادرش را در آغوش کشيد.&#160; بخشش او غير منتظره بود. خبر بخشيدن سعيد جزی از سوی اوليای دم مقتول پرونده اش درست در روزی منتشرشد که ۲۹ تن در زندان اوين به دار آويخته شدند.    سعيد جزی در سال ۸۲ در دعوا با کارگر يک اغذيه فروشی او را به قتل رساند. وی در شعبه ۱۱۸۳ دادگاه عمومی محاکمه و به قصاص محکوم و مراحل قانونی پرونده او نيز طی شده بود.    سعيد جزی، به جرم&#160; ارتکاب قتل،&#160;در زمانی که کمتر از ۱۸ سال سن داشت به اعدام محکوم شده بود، اکنون با رضايت اوليای دم مقتول از مرگ رهايی يافته است.    او يکی از چهار نفری است که اتحاديه اروپا و نهادهای بين المللی طرفدار حقوق بشر خواهان لغو حکم اعدام آنها بودند.    بهنود شجاعی، محمد فدايی و صالح تاسه، که آنها نيز در زمان وقوع جرم کمتر از هجده سال سن داشته اند، منتظر اجرای حکم اعدام هستند.    اگر چه آماری رسمی از جوانانی که در سنين کمتر از ۱۸ سال مرتکب قتل شده اند و در انتظار مجازات مرگ به سر می برند، وجود ندارد اما بنابر آمارهای غير رسمی، تعداد اين افراد ۷۰ تا ۱۱۰ نفر اعلام شده است.     سازمان های حقوق بشری، بارها به خاطر اجرای مجازات مرگ درباره نوجوانان به جمهوری اسلامی ايران هشدار داده اند. آنها اجرای اين گونه مجازات ها را برخلاف تعهد ايران در قبال قوانين بين المللی می دانند. سازمان عفو بين الملل در آخرين گزارش خود اعلام کرده است که طی سال گذشته در ايران حداقل ۲۴ نفر در هر هفته اعدام و بيش از ۶۴ نفر محکوم به مرگ شده اند، و ايران با ۳۱۷ اعدام در اين سال، رتبه دوم را در اين زمينه دارد.    سعيد جزی لحظاتی پس از آزادی، در گفت و گويی با  راديو فردا  شرکت کرد.       رادیو فردا:   تا قبل از زمانی که از هم بندی های خود جدا شوی، تصور می کردی که آزاد می شوی و به جامعه بازمی گردی؟        سعید جزی:  من با اميد زندگی می کردم. همه کسانی که در زندان هستند با اميد زنده اند. همه فکرشان اين است که شاکی رضايت می دهد يا نه.      تا قبل از اين مشخص نبود که آزاد می شوی. آن لحظات چگونه گذشت؟      بسيار سخت گذشت. همين که از خانواده دور هستيد به اندازه کافی سخت می گذرد چه برسد به اين که ماموران هم بخواهند اذيت کنند.      چقدر از اجرا شدن آن حکم می ترسيدی؟      جان برای همه عزيز است و همه از اين حکم می ترسند. اکنون خيلی ها در زندان پای چوبه دار هستند و فقط منتظرند خدا به آنها نظری کند.      وقتی آزاد شدی، بعد ازچه مدتی بود که بيرون زندان را می ديدی؟      بعد از پنج سال و سه ماه.      وقتی بيرون را ديدی، چه احساسی به تو دست داد؟      مانند مرده ای که دوباره زنده می شود. فکر کنيد پنج سال فقط در و ديوار را ديده ايد بدون هيچ گل و گياهی. اصلا پنج سال نه، فقط شش ماه را در اين وضعيت تصور کنيد که چقدر دشوار است و سپس منظره ديگری را ببينيد.      هنگامی که آزاد شدی خانواده مقتول را ديدی؟      من آنها را نديدم، ولی واقعا از آنها تشکر می کنم. آنها به من زندگی دوباره دادند. اول خواست خدا و بعد عکس العمل آنها بود.      اگر با آنها تماس بگيری، اولين چيزی که می خواهی بگويی چيست؟      فقط می خواهم بگويم مرا حلال کنند.      اولين جايی که بعد از آزادی رفتی کجا بود؟      بهترين و راحت ترين جا خانه است. در بند هر شب قبل از خواب به فکر خانه خودمان بودم و می گفتم که کجا می خوابيدم و چه کار می کردم.           &#171;آدم را زجر می دادند، مثلا می گفتند سالن جوانان، فردا يک نفر را اعدام می کنند ولی نمی گفتند چه کسی است و تمام قتلی ها بدنشان به لرزه در می آمد. جريان آن جوان هم همين طور شد و گفتند قرار است يک نفر را اعدام کنند. نزديک اذان صبح او را صدا کردند که دادگاه دارد، ولی نگفتند اجرای حکم دارد. کنار نگهبانی دستبند و پابند به او زدند و به انفرادی بردند.&#187;     سعید جزی      وقتی آن حادثه رخ داد، تو کمتر از ۱۸ سال سن داشتی. فکر می کردی که ممکن است با مجازات مرگ روبرو شوی؟    بله امکانش زياد بود چون يک نفر کشته شده بود و بايد يک نفر در ازای آن خون می داد.      تو در آن زمان کمتر از ۱۸ سال داشتی. آيا فکر می کردی که ممکن است به همين دليل از مرگ نجات پيدا کنی؟      در اين چند سال زندان، خيلی افراد با جرم قتل را ديدم که همه اميدوارند و فقط با دعا و راز و نياز خودشان را سرگرم می کنند و اميدشان به خداست.      چطور شد پدر و مادر مقتول رضايت دادند؟      نمی دانم. من هنوز وقت نکرده ام يک ليوان آب بخورم.      تجربه زندان چطور بود؟ آيا باعث می شود که ديگر عمل خطايی از انسان سر نزند؟      نه اين طور نيست. از هر نظر که فکر کنيد، کارهايی در زندان می کنند که در بيرون از زندان انجام نمی شود.      می توانی بگويی چه کارهايی؟      هر کاری که فکر کنيد. خيلی ها خود را به زندان می اندازند که بگويند زندان امن است. ولی بيرون امن تر است زيرا در زندان اگر نتوانی از خودت دفاع کنی، کارهايی با تو می کنند که صد بار به مرگ خود راضی می شوی.      از فردا کجاها می خواهی بروی؟      قصد دارم يک هفته فقط در خانه باشم تا بوی زندان از تنم برود و بوی خانه بگيرم.      زندان بوی خاصی دارد؟      بله، بوی بدی دارد. اميدوارم بوی زندان به تن هيچ کس ننشيند.      نمی خواهی درست را ادامه دهی و به دانشگاه بروی؟      نه از من ديگر درس خواندن گذشته است.      تو فقط ۲۱ سال داری.      در زندان بلايی به سر آدم می آيد که ۲۱ ساله بالاتر از ۵۰ سال نشان می دهی. آنقدر به آدم فشار می آورند که اگر بگويم اين پنج سال مانند ۴۰ سال گذشت دروغ نگفته ام.       تحت چه فشارهايی بوده ای؟      پنج سال خانواده ام را از پشت شيشه می ديدم. وقتی عزيزانت را پنج سال از پشت شيشه ببينی، عقده ای می شوی.      عقده ای يعنی چه؟      يعنی اين قدر آدم را در تنگنا بگذارند که مجبور شود خود زنی کند يا خودش را بکشد.      آيا می دانی طبق قوانين بين المللی، اعدام کسانی که زير ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند در بسياری از نقاط دنيا ممنوع است ولی در ايران اين کار صورت می گيرد؟      در زندان که بودم کسی را که دو سال با او زندگی می کردم و هم سن من بود، اعدام کردند. اينقدر جوان بود که دل آدم برايش کباب می شد. ولی به راحتی طناب را بر گردنش انداختند و چهار پايه را از زير پايش کشيدند.      اين صحنه را ديدی؟  نه من که نديدم. آدم را زجر می دادند، مثلا می گفتند سالن جوانان، فردا يک نفر را اعدام می کنند ولی نمی گفتند چه کسی است و تمام قتلی ها بدنشان به لرزه در می آمد. جريان آن جوان هم همين طور شد و گفتند قرار است يک نفر را اعدام کنند. نزديک اذان صبح او را صدا کردند که دادگاه دارد، ولی نگفتند اجرای حکم دارد. کنار نگهبانی دستبند و پابند به او زدند و به انفرادی بردند.      می خواهی خودت هم برای آشتی دادن ميان اوليای دم و متهمين قدمی برداری؟  بله حتما اين کار را می کنم. خيلی از دوستان خودم که در زندان هستند وضعيتشان فقط به شاکی پرونده بستگی دارد. اگر شاکی رضايت دهد آزاد می شوند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_jazi_freedom_evin/458700.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_jazi_freedom_evin/458700.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 31 Jul 2008 11:49:42 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D5EA136F-B8FA-431B-8F0A-26CF6B1292EC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>قتل ناموسی تازه در کردستان؛ زنی توسط برادرش کشته شد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;بار ديگر وقوع قتل ناموسی در مناطق کردنشين ايران، موضوع &#171;زن کشی&#187; در اين مناطق را برجسته کرده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اواخر تيرماه، در يکی از روستاهای منطقه اورامان در استان کردستان، زنی ۲۳ ساله به نام شهين نصراللهی پس از چند ماه دوری از فرزند پنج ساله اش، هدف گلوله هايی قرار گرفت که از اسلحه برادرش شليک شد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;پروين ذبيحی، يکی از اعضای کميته ای است به نام &#171;عليه خشونت به نام ناموس&#187; که در گفت و گو با راديو فردا، درباره مرگ شهين&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;نصراللهی و حواشی آن می گويد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   بار ديگر وقوع قتل ناموسی در مناطق کردنشين ايران، موضوع &#171;زن کشی&#187; در اين مناطق را برجسته کرده است.        اواخر تيرماه، در يکی از روستاهای منطقه اورامان در استان کردستان، زنی ۲۳ ساله به نام شهين نصراللهی پس از چند ماه دوری از فرزند پنج ساله اش، هدف گلوله هايی قرار گرفت که از اسلحه برادرش شليک شد.        پروين ذبيحی، يکی از اعضای کميته ای است به نام &#171;عليه خشونت به نام ناموس&#187; که در گفت و گو با  راديو فردا ، درباره مرگ شهين &#160;  نصراللهی و حواشی آن می گويد.          راديو فردا: خانم ذبيحی در ابتدا در باره وقوع اين حادثه توضيح می دهيد؟                            پروين ذبيحی:     اين خانم گويا شوهرش به او اتهام زده بوده که ارتباط مشکوک تلفنی دارد، می رود با خانواده همسرش در ميان می گذارد و شهين را از خانه بيرون می کند.        شهين به خانه پدر بر می گردد، بعد از هشت ماه شوهرش می آيد و اظهار پشيمانی می کند و از او می خواهد که برگردد سر خانه و زندگی خود. يک فرزند پنج ساله هم داشتند که پيش پدرش بود.          در مدت اين هشت ماهی که خانم نصراللهی در منزل پدرشان بودند، چه اتفاقاتی رخ می دهد، که همسر ايشان خواهان بازگشت دوباره ايشان به منزل می شوند؟                      من با يکی از دوستان برادر اين خانم، که او خودش خواسته بود با من حرف بزند، صحبت کردم و برايم توضيح داد، گفت که وقتی به ايشان اتهام می زند که ارتباط تلفنی مشکوک داشته، بعد می روند پرينت می گيرند و خيلی دنبال قضيه می روند و مشخص می شود که اين طور نبوده.        به هرحال مرد می آيد و می گويد که من اشتباه کردم، می خواستم فقط اورا اذيت کنم، خانواده هم از او تعهد می گيرند که اظهارات خودرا روی کاغذ تايپ کند و گويا می دهند به آخوند آن روستا که در حضور او امضاء کند.          چطور اين ماجراها به قتل خانم نصراللهی منجر شد؟                                  (این خانم) از روز سه شنبه، بيست و پنجم تیرماه، بدون هماهنگی با برادرهای خود، تصميم می گيرد برود سر خانه و زندگی خود و می رود. برادرها که می فهمند، می روند او را بيرون می کشند و ايشان می رود خانه همسايه، از آنجا هم او را بيرون می کشند و اورا به خانه پدری بر می گردانند.                &#171;ما در مريوان هر سال حداقل يک يا دو قتل داريم. يا تلفن مشکوک باشد يا فوقش دوست پسری داشته باشد و با او فرار کرده و فرهنگ مريوان هم خيلی متاثر از فرهنگ کردستان عراق است که خيلی ايلی و عشيره ای هستند.&#187;      پروین ذبیحی، عضو کميته &#171;عليه خشونت به نام ناموس&#187;&#160;       گويا يکی از برادرها، به نام انوشيروان، مسلح بوده و برادر ديگر نمی دانسته، در بين راه با دو گلوله شهين را به قتل می رسانند، که چرا بی اجازه ما برگشتی و رفتی خانه همسرت، ما که گفته بوديم حق نداری برگردی.        خانم ذبيحی، در آن منطقه اين يک امر معمول است که خانم ها بايد برای رفت و آمد به خانه همسر قانونی خود هم اجازه پدر يا برادر خود را داشته باشند؟                          در خود مريوان که ديگر اين طور نيست، چون تحصيل کرده هستند، ولی بستگی به آداب و رسوم آن منطقه دارد. خيلی جاها بی اجازه شوهر، تا وقتی که خانه شوهر هستند، اجازه آب خوردن هم اگر بخواهد، بايد دست شوهر باشد.        اما اينکه برادرها تا چه اندازه حق دارند؟ نه! معمول اين است، که تا زمانی که در منزل پدری هستند، برادر اجازه دارد که سختگيری کند. منزل شوهر که رفت، مگر اينکه شوهر از خود هيچ قدرتی نداشته باشد، مسلط نباشد و گر نه به طور خاص معمول نيست، ولی تا در خانه پدر است، بله، حتی تصميم برای ازدواج، ادامه تحصيل و مسافرت.          با توجه به اين مسئله ای که به آن اشاره کرديد، گسترگی اين پديده در آن منطقه تا چه اندازه است؟                          ما در مريوان هر سال حداقل يک يا دو قتل داريم. يا تلفن مشکوک باشد يا فوقش دوست پسری داشته باشد و با او فرار کرده و فرهنگ مريوان هم خيلی متاثر از فرهنگ کردستان عراق است که خيلی ايلی و عشيره ای هستند.          شما می دانيد که آيا آقای انوشيروان نصراللهی، برادر خانم نصراللهی، تحت پيگرد قانونی قرار گرفته اند يا خير؟                          آن روزی که ما رفتيم تشييع جنازه اين خانم، ايشان فراری بودند.          تشکل های زنانی، که احتمالا در آن منطقه فعال هستند، چه اقداماتی را انجام دادند؟                          ما در اينجا، تشکل مدنی خاص زنان، فقط يک انجمن زنان داشتيم که آن هم به دليل اختلاف سليقه و قدرت طلبی، بسته شد.        فعالين مدنی، در سطح شهر مريوان، در فردای روز قتل، بيانيه ای پخش کردند و قتل را محکوم کردند و بعد، نه به طور رسمی، بلکه دهان به دهان، فراخوان دادند. حدود چهل تا پنجاه نفر جمع شديم، رفتيم جلوی بيمارستان. جنازه را که بردند، ما هم رفتيم.        برای اولين بار در طول تاريخ دهات کردستان و اورامانا، که نمی گذارند، زن هنگام دفن جنازه به قبرستان برود، ما زنان و مردان همراه هم رفتيم و زمانی که جنازه آمد با دو پلاکارد و چند تراکت که قتل را محکوم کرده بوديم و پخش آن بيانيه در سطح شهر و روستا در تشييع جنازه شرکت کرديم و بعد تبديل به يک راهپيمایی آرام شد، تا خود قبرستان.        کسانی که به اين صورت کشته می شوند، اتهام اخلاقی پشت سر آنها هست، معمولا شبانه، يا در روز، به طور مخفی دفن می شوند و نمی گذارند کسی در مراسم شرکت کند ولی خوشبختانه قدری که جلو رفتيم خود مردم هم به حرکت درآمدند.        آيا اين پديده، با برخوردی هم از سوی مقام های قضایی جمهوری اسلامی ايران روبرو شده؟                   اين قتل ها در اين منطقه، اين نوع است که مثلا دو نفر با هم فرار می کنند، معمولا اکثرا قربانیان زن هستند، به خاطر اينکه خون خواهی، تبديل به جنگ عشيره ای و طايفه ای نشود، به رسم عشايری بين خودشان حل می کنند. خانواده مقتول پولی از خانواده قاتل دريافت می کنند               و ديگر قضيه تمام می شود و رضايت می دهند.                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_killing_Kurdistan_brother/457444.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_killing_Kurdistan_brother/457444.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Jul 2008 18:44:41 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AE7C3919-8B6C-4B93-8C68-C29902E2B6BE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بازداشت دانشجویان و &#171;نگرانی حاکمیت از جنبش دانشجویی&#187;</title>
            <description>بازداشت&#160; بهاره هدايت و محمد هاشمی&#160; دبير کميسيون زنان و دبير سياسی دفتر&#160;تحکيم وحدت در روزهای گذشته با واکنش های گوناگونی از سوی تشکل های حقوق بشری و دانشجويی داخل ايران مواجه شده است. &#160;بازداشت&#160; بهاره هدايت و محمد هاشمی&#160; دبير کميسيون زنان و دبير سياسی دفتر&#160;تحکيم وحدت در روزهای گذشته با واکنش های گوناگونی از سوی تشکل های حقوق بشری و دانشجويی داخل ايران مواجه شده است.     همزمان با سالروز حادثه هيجدهم تير ماه نيز گروهی از دانشجويان دانشگاه های ايران توسط مقام های امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند که عده ای از آن ها در روزهای گذشته آزاد شدند.     عبداله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکيم وحدت، در گفت وگوئی با راديو فردا از دليل اين دستگيری های گسترده&#160;همزمان با آغاز تعطيلات دانشگاهی در ايران و پيامد های آن می گويد:       ارزیابی شما از بازداشت های اخیر و دلایل آن چیست؟        عبداله مومنی :&#160; از روزهای قبل از ۱۸ تير، ما شاهد دستگيری های گسترده فعالان انجمن اسلامی و دفتر تحکيم وحدت در شهرستان ها و به خصوص در شهر مشهد بوديم.     همچنين در ماه های پس از فروردين، شاهد شکل گيری اعتراضات و تجمعات گسترده دانشجويی در دانشگاه زنجان، دانشگاه تربيت معلم، دانشگاه شيراز، مازندران و ساير دانشگاه ها بوديم که اين تجمعات گر چه به صورت صنفی، خودجوش و کاملا دانشجويی بوده، اما نگاه متوليان و تصميم گيران به اين گونه تحرکات و اعتراضات، کاملا مبتنی بر يک تلقی امنيتی است و درصدد هستند با امنيتی جلوه دادن هر گونه اعتراضی، با آن برخورد کنند.     من فکر می کنم بازداشت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و همچنين بازداشت برخی فعالان دانشجويی در شاهرود، مشهد، دانشگاه علامه و دانشگاه آزاد با نگرانی های عميق حاکميت نسبت به تحرک و پويايی دانشجويان و فضای دانشگاه، مرتبط است.     نگرانی نسبت به سازمان يافتگی حرکت دانشجويی که در قالب دفتر تحکيم وحدت متبلور شده و به عنوان بزرگترين سازمان مدنی دانشجويی که حامی دموکراسی است، شناخته می شود. طبيعی است که حاکميت با اين نهاد دموکراتيک و مستقل دانشجويی، کينه و عداوت دارد.     هم زمانی اين بازداشت ها با ايام ۱۸ تير، تداعی کننده خاطرات تلخی است که از روزها و ماه های پس از ۱۸ تير برای جنبش دانشجويی، همواره حاکی از فاصله و ديواری است بين حاکميت و دانشجويان. اين ديوار و فاصله، به واسطه عملکرد غلط حاکميت روز به روز بيشتر می شود.&#160;    اگر حاکميت و مسئولان قضايی- امنيتی بخواهند به واسطه کنش ها و عملکرد فعالان دانشجويی و به موجب قانون، اعلاميه های جهانی و ميثاق های بين المللی که دولت جمهوری اسلامی تضمين داده است که آنها را به رسميت بشناسد عمل کنند، ما نبايد در کشور شاهد اين نوع برخوردها و بازداشت ها و رفتارهای غيرقانونی باشيم.         &#171;بازداشت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و همچنين بازداشت برخی فعالان دانشجويی در شاهرود، مشهد، دانشگاه علامه و دانشگاه آزاد با نگرانی های عميق حاکميت نسبت به تحرک و پويايی دانشجويان و فضای دانشگاه، مرتبط است. نگرانی نسبت به سازمان يافتگی حرکت دانشجويی که در قالب دفتر تحکيم وحدت متبلور شده و به عنوان بزرگترين سازمان مدنی دانشجويی که حامی دموکراسی است، شناخته می شود&#187;.    عبدالله مومنی      &#160;اين شيوه بازداشت، بيشتر بازداشت های خودسرانه را در ذهن ها تداعی می کند تا بازداشت هايی که مبنای قانونی دارند.     با توجه به تجربه های پيشينی که از سال های گذشته در برخورد با فضای دانشجويی و فعالان دانشجويی داريم، تابستان هر سال و زمانی که دانشگاه ها در تعطيلی به سر می برند، فعالان دانشجويی قربانی سياست های غلط حاکميت و قربانی بغض و کينه حاکميت نسبت به تحرکات دانشجويی در سال گذشته می شوند.      ممکن است بازداشت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با پرونده های گذشته آنها ارتباط داشته باشد و قوه قضاييه بخواهد به آنها هشدار دهد يا اين پرونده ها را فعال کند؟      اگر اين بازداشت ها مرتبط با پرونده ها و احکام پيشين باشد، از نظر قانونی نياز به برگزاری مجدد دادگاه، صدور حکم و حتی تأييد آن در مرحله تجديد نظر دارد.     بنابر روال حقوقی، کسانی که دنبال به اجرا گذاشتن احکام و بازگشايی پرونده های پيشين افراد هستند، به اين شکل برخورد نمی کنند. به نظر می رسد اين بازداشت ها، با مجموعه فعاليت های يک سال اخير در فضای دانشجويی و تحرکات داخل دانشگاه ها مرتبط است.    &#160;نگرانی فعالان دانشجويی و کانون حقوق بشر اين است که بازداشت ها گسترده تر و ريشه دارتر شود و فعالين جديدی را بازداشت کنند و مدت زمان زيادی اين فعالان دانشجويی را نگه دارند. بنابراين جای هشدار و نگرانی جدی وجود دارد.      اگر اين فرضيه را بپذيريم، اين سؤال پيش می آيد که آيا اين بازداشت ها، برای حاکميت نتيجه ای به دنبال دارد؟      با توجه به تجربه های قبلی که از بازداشت های دانشجويی و حتی بازداشت های فعالان سياسی، مدنی، مطبوعاتی، حقوق بشر، حقوق زنان و قوميت ها وجود دارد، اين بازداشت ها جز راديکاليزه کردن فضای موجود در حوزه مورد فعاليت افراد، هيچ نتيجه ای برای حاکميت در بر ندارد.     عملکرد های غير قانونی، غير حقوق بشری و توأم با فشار و سختی حاکميت ، برای کسانی که در زندان هستند نتيجه ای جز اصرار و ابرام بر روی آرمان ها و عقايد و جری تر شدن فعالان در بر نداشته و حتی يک سير برگشت ناپذيری را در روند پيشبرد فعاليت هايشان به وجود می آورد.     اين گونه برخوردها، هزينه زيادی را به حاکميت تحميل می کند و حاکميت را به صورت سيستمی که سازمان يافته به نقض حقوق بشر می پردازد، نشان می دهد و جز اثبات مظلوميت و حقانيت ديدگاه های فعالان دانشجويی نتيجه ای ندارد دستاوردهای آن و برای حاکميت منفی است.       شما اشاره کرديد اين مسئله برای حاکميت هزينه ساز است. چه دليلی وجود دارد که حاکميت بخواهد اين هزينه را متقبل شود؟      اين مسئله به معيارهايی که حاکميت براساس آن حکمرانی می کند، برمی گردد. در کدام عرصه حکمرانی و تولی گری حکومت، شاهد رفتار توأم با عقلانيت و خواست جمعی بوده ايم که در چنين مواردی انتظار کنش های عقلانی از حاکميت داشته باشيم. مخصوصا بخش هايی از حاکميت که عملا به صورت غير شفاف و غير پاسخ گويانه، مسئوليت های خود را پيش می برند، طبيعی است که انتظار برخورد عقلانی داشتن منطقی به نظر نمی رسد.       آقای مومنی! اشاره کرديد که اين بازداشت ها می تواند با سالگرد حادثه ۱۸ تير مرتبط باشد. در پيوند با همين حادثه و خروج تعدادی از چهره های شاخص اين جريان مانند آقای باطبی، می تواند دليلی باشد برای برخورد با دانشجويان؟      در روزهای گذشته، شاهد جوسازی های برخی از محافل نزديک به حاکميت موسوم به امنيتی،عليه شاخصين و فعالان دانشجويی بوده ايم از جمله روزنامه  کيهان ، خبرگزاری  فارس . از يک هفته پيش تا کنون، هر روز شاهد درج مطالبی عليه فعالان جريان دانشجويی، در ستون ويژه روزنامه  کيهان  بوده ايم.    &#160;اين مسئله نشان می دهد که حاکميت نسبت به مسئله دانشجويی، فعالان دانشجويی و کسانی که در اين جريان هزينه داده اند و چه در داخل و چه در خارج از کشور هستند، حساسيت دارد و طبيعی است از هر بهانه و فرصتی برای برخورد با اين جريان استفاده خواهد کرد.     همين زمينه سازی ها عليه برخی از فعالان شناخته شده دانشجويی، در راستای پروژه ای است که منجر به دستگيری و بازداشت دو عضو دفتر تحکيم وحدت و ساير فعالان دانشجويی شده است.&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_students_arrested/456384.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_students_arrested/456384.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 15 Jul 2008 20:27:46 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1FF78C3F-3B3A-4C3E-8CCD-57C4B065A7CB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>یازده سال حبس برای مدیر مسئول یک هفته نامه در کردستان</title>
            <description>همزمان با هفته قوه قضاييه در ايران شعبه پانزده دادگاه انقلاب محمد صديق کبودوند مدير مسئول روزنامه توقيف شده پيام مردم&#160; و دبيرکل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را به يازده سال حبس محکوم کرده است. همزمان با هفته قوه قضاييه در ايران شعبه پانزده دادگاه انقلاب، محمد صديق کبودوند، مدير مسئول روزنامه توقيف شده &#171;پيام مردم&#187; و دبيرکل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان را به يازده سال حبس محکوم کرد.    آقای کبودوند دهم تيرماه سال گذشته دستگير شد و از آن هنگام تا کنون به دليل ناتوانی در پرداخت قرار تامين ۱۵۰ ميليون تومانی در زندان به سرمی برد. او مدت پنج ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین سپری کرده است.    بنا به گفته وکلای اين روزنامه نگار، پرونده او بر اساس شنود تلفنی تشکيل شده است؛ مسئله ای که بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی &#171;غير قانونی&#187; است.    نعمت احمدی، يکی از وکلای مدافع محمد صديق کبودوند با  راديو فردا  در مورد اين حکم مصاحبه کرده است که مشروح آن را می خوانيد:      آقای احمدی، آيا حکم محمد صديق   کبودوند به شما ابلاغ شده است؟      متاسفانه احکام دادگاه انقلاب به وکلا ابلاغ نمی شوند و ما هم بنا داريم که در جلسه قرائت حکم حاضر نشويم تا اين بدعت ناصواب از بين برود. ديشب من از طريق خانواده او متوجه شدم، حکم يازده سال حبس به آقای کبودوند ابلاغ شده است.    آخرين جلسه دادگاه ايشان، من بيمار بودم و نتوانستم در جلسه دادگاه شرکت کنم. رياست دادگاه نيز جلسه را غير علنی اعلام کردند و فقط آقای کبودوند و خانم سپيده و خانم پور فاضل در جلسه حضور داشتند. اتهام ايشان هم همان تشکيل کميسيون حقوق بشر کردستان است. اتهام اصلی ايشان هم اعلام گزارشاتی از طريق راهنمایی موضوعاتی است که در کردستان اتفاق می افتاد.       آيا صرف تشکيل اين سازمان و ارائه گزارش های&#160;حقوق بشری می تواند دليلی باشد برای اين که شخصی به يازده سال زندان محکوم شود؟      من مدتها است که پرونده هایی از اين نوع را تعقيب می کنم اما اين سنگين ترين و غير عادلانه ترين حکمی است که تا به حال ديده ام. چون ايشان هيچ فعل مادی که مجرمانه باشد انجام نداده. در عصر اطلاعات، اگر فردی مطالبی، که به تائيد نيز می رسد، عنوان کند، نه اقدام عليه امنيت کشور کرده و نه جرم ديگری انجام داده است.    من نمی دانم آقای محمد صديق کبودوند چرا تا اين اندازه بدشانسی می آورد. در مطبوعات داخلی تقريبا نامی از ايشان برده نمی شود. به نوعی سکوت و انزوای خبری در داخل وجود دارد و&#160;چنين رایی&#160;هم که صادر&#160; شده، ايشان دچار نوعی مظلوميت مضاعف شده است.      آيا اطلاع داريد که در جلسه غير علنی دادگاه چه مسائلی مطرح شده و اصولا پايه صدور اين رای چه بوده است؟      هرچند جلسه غير علنی بود و بالطبع قادر نيستيم موضوعاتی را که در آنجا گذشت مطرح کنيم اما بيان اصل پرونده و اتهام جزء مواردی نيست که وکيل محدوديت داشته باشد. واقعيت اين است که آقای محمد صديق کبودوند نمونه ای است از مظلوميت مطبوعاتی و آنهایی که می خواهند در ايران کار مردمی بکنند. اگر بدعت ناصوابی که در اين پرونده گذاشته شده جان مايه ای بگيرد، باعث تاسف خواهد بود. در اين صورت ما در يک بن بست خبری قرار خواهيم گرفت.      با توجه به حکم يازده سال زندان ، اقدام بعدی شما و تيم وکلای آقای صديق کبودوند، چه خواهد بود؟      ما ظرف بيست روزی که فرصت داريم از طرف ايشان لايحه ای می نويسيم و به دادگاه داده می شود، تا پرونده به مرحله تجديد نظر برود. چون رای هنوز به ما ابلاغ نشده است. پس از آغاز مرحله تجديد نظر، مجددا اعلام وکالت می کنيم، تا آن اصل عدم ابلاغ رای به وکيل را ما نشکنيم.    شايد هم اگر دوام داشته باشيم، تيم وکلا عوض شوند، وکلای جديدی وارد پرونده شوند و ما منتظر بمانيم تا&#160; رای به ما ابلاغ شود.    ما همين جا از سخنگوی قوه قضائيه و&#160;از رياست محترم قوه قضائيه، در هفته قوه قضائيه می خواهيم، حداقل قوانين شکلی رعايت شود، يعنی رای به وکلای طرفين ابلاغ شود.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_kabodvand_ahmadi_interview/453087.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_kabodvand_ahmadi_interview/453087.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 23 Jun 2008 15:06:40 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A9C52678-6E9D-472A-8BE0-0438EF598F5E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>محمد علی کشاورز؛ بازگشت به صحنه تئاتر پس از ۳۰ سال </title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;پس از سی سال دوری از صحنه تئاتر ایران، محمد علی کشاورز، هنرپیشه برجسته قرار است که با بازی در نمایشي به نام &#171;مسافری در تاریکی&#187; نوشته مارشا نورمن، نمایشنامه نویس معاصر آمریکایی به کارگردانی هنرمند جوانی به نام روح الله جعفری به صحنه تئاتر بازگردد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;آقای کشاورز فعالیت نمایشی خود را در اواخر دهه سی خورشیدی آغاز کرد. او علاوه بر ایفای نقش در تئاتر به بازی در سریال ها و فیلم های مطرحی همچون &#171;خشت و آینه&#187; از ابراهیم گلستان، &#171;شب قوزی&#187; از فرخ غفاری، &#171;رگبار&#187; از بهرام بیضایی و &#171;مادر&#187; از علی حاتمی بازی کرده است. او به تازگی کتاب خاطرات هنری اش را با نام &#171;اکسیر نقش &#187; به پایان برده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   پس از سی سال دوری از صحنه تئاتر ایران، محمد علی کشاورز، هنرپیشه برجسته قرار است که با بازی در نمایشي به نام &#171;مسافری در تاریکی&#187; نوشته مارشا نورمن، نمایشنامه نویس معاصر آمریکایی به کارگردانی هنرمند جوانی به نام روح الله جعفری به صحنه تئاتر بازگردد.        آقای کشاورز فعالیت نمایشی خود را در اواخر دهه سی خورشیدی آغاز کرد. او علاوه بر ایفای نقش در تئاتر به بازی در سریال ها و فیلم های مطرحی همچون &#171;خشت و آینه&#187; از ابراهیم گلستان، &#171;شب قوزی&#187; از فرخ غفاری، &#171;رگبار&#187; از بهرام بیضایی و &#171;مادر&#187; از علی حاتمی بازی کرده است. او به تازگی کتاب خاطرات هنری اش را با نام &#171;اکسیر نقش &#187; به پایان برده است.           رادیو فردا  در گفت و گویی با محمد علی کشاورز از حضور دوباره اش بر صحنه تئاتر ایران پرسیده است.          رادیو فردا: چطور شد که تصمیم گرفتید بار دیگر به صحنه تئاتر باز گردید؟            محمد علی کشاورز:  من معتقد بودم که جوان های ما، که از دانشکده های تئاتر فارغ التحصیل می شوند، شروع به کار کنند، چون یک واقعیت وجود دارد که ما دیگر توان سی سال پیش را نداریم . این بار هم، این نمایش نامه ای که آقای جعفری ترجمه کرده اند که هنوز ما به روخوانی متن آن نرسیده ایم، داریم مطالعه می کنیم که وضع به چه صورت است، کاراکتر ها را بشناسیم، روابط آنها را با هم ببینیم. گفت و گو کردیم با مقامات فرهنگی و وزیر ارشاد، که به اصطلاح متولی تئاتر هستند در این مملکت، و قرار شده که جلسه ای بگذاریم و راهکارها و هنرپیشه هایی که می خواهیم انتخاب کنیم و آقای جعفری هم کارگردانی کنند و البته ما آنچه که در توان داریم و تجربه های خود را در اختیار آن جوان می گذاریم که این جوان شروع به کارگردانی کند.          پیشنهاد بازی در نمایش &#171;مسافری در تاریکی&#187; از طرف چه کسی مطرح شد؟          من نمایش را خواندم و با معاونت وزارت ارشاد، آقای دکتر ایمانی &#160;  جلسه ای داشتیم، صحبت کردیم &#160;  و من طبق {برنامه مرکز}هنرهای نمایشی، که در چه تاریخی باید اجرا کنیم و مسائل دیگری که با ایشان صحبت کردیم، آنها هم با این کار موافقت کردند. علاوه بر آن، خودم هم ممکن است نمایشنامه دیگری را به عنوان کارگردان کار کنم، که قرار شده نشستی داشته باشیم و البته من اسم این نمایشنامه را به آنها نگفته ام.            &#160; این نمایشنامه ای که قرار است شما کارگردانی کنید، از نظر فرم و محتوا، در چه حال و هوایی است؟         این نمایشنامه ای است که به ترتیب جدیدی می خواهم کار کنم، حالا هم درفرم، هم محتوا، هم پرسوناژ و همه چیز. الان دنیا، دنیای ارتباطات است و دیالوگ و گفتار دیگر در کار تئاتر کمتر باید باشد و بیشتر از تکنیک های جدید، نور، موزیک، صوت، حرکت &#160;  باید استفاده شود و شناخت پرسوناژها و نویسنده و گفت و گو با نویسنده. داریم تلاش خودرا می کنیم، حالا تا چه حد موفق شویم!          پس از سی سال دوری از صحنه، بازگشت دوباره کمی سخت نیست؟          صد درصد. در تمام دنیا هنرپیشه های بزرگ، آنهایی هستند که از تئاتر به سینما یا تلویزیون رفته اند. اصل تئاتر است که برای آن نقطه نظرهای خود را به آنها گفته ایم، باید بودجه در اختیار تئاتر بگذارند، چون تئاتر نمی تواند تنها خودش باشد، باید حتما دولت و به خصوص شهرداری ها کمک کنند و سالن های تئاتر را اشباع کنند از نمایشنامه های ایرانی و فرنگی، هر دو، و در تمام دنیا هم همین گونه است.           با توجه به مشکلات اقتصادی که گریبانگیر تئاتر ایران است، چطور قبول کردید که از مسائل مادی این قضیه صرف نظر کنید؟           زندگی ما در تئاتر شروع شده و در تئاتر هم باید تمام شود. الحمدالله در شرایطی هستیم که، توجه بیشتر در ایران، نسبت به کار درام و درام نویسی است.          آقای کشاورز حالا که از کار تئاتر بحث کردیم و باز گشت دوباره جنابعالی، بد نیست سئوال کنم چرا همچنان در سینما غایب هستید؟ دلیل این غیبت چیست؟          در سینما کمتر کار می کنم. بیشتر کارهایم را گذاشته ام روی برنامه های تلویزیونی و سینما خیلی کم کار می کنم، چون به هرحال هر کس سلیقه ای دارد، تعصبی نسبت به کار خود دارد و این است که سناریوها کمی ضعیف است. باید سناریوها قوی شود و این کار نمی شود، مگر اینکه تئاتر و نویسنده تئاتر به میدان بیاید و بعد شروع کند به سناریو نویسی.                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Keshavarz_actor_theater/452970.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Keshavarz_actor_theater/452970.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 22 Jun 2008 15:17:59 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/22E542CC-8E25-474C-92FC-7F3C81D5BAEA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جعفر پناهی: تحمل من را ندارند</title>
            <description>&lt;p&gt;جعفر پناهی کارگردان سينما که چندی پيش می خواست&#160; اولين فيلم سينمايی خود را در ژانر سينمای جنگ با نگاهی به داستان کوتاهی به نام بازگشت نوشته احمد دهقان کارگردانی کند، با انتشار نامه ای از توقف اين پروژه سينمايی&#160; به دليل آنچه که او برخی کارشکنی ها ناميد خبر داده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فيلم بازگشت را قرار بود محمد رضا شرف الدين رييس انجمن سينمای انقلاب و دفاع مقدس تهيه کند. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;تا کنون بيشتر فيلم های آقای پناهی با مشکل سانسور روبه رو شده اند&#160; و از اکران عمومی آن ها جلوگيری به عمل آمده است، در اين ميان ساخت اين فيلم جنگی اين تصور را به وجود آورده بود که آقای پناهی در صدد مصالحه و پايان بخشيدن به بحران اکران فيلم هايش است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;او به در مصاحبه ای با راديو فردا از انگيزه های خود برای ساخت يک فيلم درباره جنگ ايران و عراق و علل عقيم ماندن اين پروژه می گويد.&lt;/p&gt; جعفر پناهی کارگردان سينما که چندی پيش می خواست&#160; اولين فيلم سينمايی خود را در ژانر سينمای جنگ با نگاهی به داستان کوتاهی به نام &#171;بازگشت&#187; نوشته احمد دهقان کارگردانی کند، با انتشار نامه ای از توقف اين پروژه سينمايی&#160; به دليل آنچه که او برخی کارشکنی ها ناميد خبر داده است.    فيلم بازگشت را قرار بود محمد رضا شرف الدين رييس انجمن سينمای انقلاب و دفاع مقدس تهيه کند.     تا کنون بيشتر فيلم های آقای پناهی با مشکل سانسور روبه رو شده اند&#160; و از اکران عمومی آن ها جلوگيری به عمل آمده است، در اين ميان ساخت اين فيلم جنگی اين تصور را به وجود آورده بود که آقای پناهی در صدد مصالحه و پايان بخشيدن به بحران اکران فيلم هايش است.         اگر می خواستم کاری بکنم که فيلم هايم به نمايش درآيد يا خودم مجوز کار بگيرم، خيلی بيش از اينها امکانش فراهم بود، فقط کافی بود صحنه هايی از فيلم را که آنها می خواستند، کوتاه کنم تا فيلم هايم به نمايش درآيند و مشکل خاصی نيز به وجود نمی آمد.     جعفر پناهی      او به در مصاحبه ای با  راديو فردا  از انگيزه های خود برای ساخت يک فيلم درباره جنگ ايران و عراق و علل عقيم ماندن اين پروژه می گويد.      راديو فردا: می گويند شما می خواستيد با ساخت يک فيلم جنگی با سيستم مميزی مصالحه کنيد. تا چه اندازه اين حرف درست است؟        جعفر پناهی : من هرگز و تحت هيچ شرايطی به کسی باج نداده ام و حتی درسخت ترين شرايط به ساختن فيلمی که از نظر هنری باور ندارم که فيلم خوبی می شود، اقدام نمی کنم.         اگر می خواستم کاری بکنم که فيلم هايم به نمايش درآيد يا خودم مجوز کار بگيرم، خيلی بيش از اينها امکانش فراهم بود، فقط کافی بود صحنه هايی از فيلم را که آنها می خواستند، کوتاه کنم تا فيلم هايم به نمايش درآيند و مشکل خاصی نيز به وجود نمی آمد.     اما فيلمی را که دوست دارم بسازم و باورهايی نيز درمورد آن دارم و حرفی که می خواستم بزنم در قالب سينمای جنگ بود.     همان طور که در همه جای دنيا فيلم های مربوط به جنگ ساخته می شود، پس چرا ما در ايران کانون فيلم جنگ نداشته باشيم؟      آقای پناهی! چه مسائلی باعث شد شما موفق نشويد اين فيلم را جلوی دوربين ببريد؟      در ايران مهم نيست که چه چيزی ساخته می شود، مهم اين است که چه کسی آن را می سازد و همين جاست که مشکل آغاز می شود. &#160; من احساس می کنم بدون اين که فيلمنامه خوانده شود يا نکاتی از آن بيرون کشيده شود، فقط به اين دليل که پناهی می خواهد فيلم را بسازد، وقت را هدر دادند تا زمان ساخت فيلم بگذرد و ساخت آن دشوار شود.      چه اتفاقی پيش آمد که جعفر پناهی که روزگاری با &#171;بادکنک سفيد&#187; و&#171; آينه&#187; شروع کرد و فيلم هايش در ايران اکران شد، امروز روی اسمش حساسيت وجود دارد؟      مسائلی که من در فيلم &#171;آينه&#187; يا &#171;بادکنک سفيد&#187; مطرح کردم کمتر حساسيت برانگيز بود. اما به محض اين که وارد دنيای بزرگترها شدم، چون ديگر کودک واسطه نبود و پرده لطافت دور شده بود، همان مسائل اجتماعی فيلم را تلخ و گزنده می کرد.    تحمل اين مسئله برای کسانی که متوليان سانسور هستند و هر تفکر ديگری جز تفکر خودشان را صحيح نمی دانند و اجازه مطرح شدن آن را نمی دهند، سخت بود.     اگرکسی بخواهد تفکر ديگری را مطرح کند او را بايکوت می کنند و يکی از راه های مختلفشان اين است که در مرحله اول اجازه ساخت فيلم را ندهند.      بر خلاف گفته شما، خسرو سينايی که از سينمای جنگ نيامده است، توانست در همين دوره اخير اولين فيلم جنگی خود را بسازد.      زمينه کار او قبل از دولت آقای احمدی نژاد بود، يعنی تدارکات کارشان يا فيلمبرداری آن، قبل از انتخاب آقای احمدی نژاد بود.     به عنوان مثال فيلم &#171;آفسايد&#187; نيز قبل از روی کار آمدن دولت جديد، شروع شده بود. وقتی ما فيلمبرداری می کرديم، زمان انتخابات بود و کسی تصور نمی کرد که آقای احمدی نژاد انتخاب شود.     درحال حاضر دو نوع نگاه به سينمای جنگ در ايران وجود دارد، يک نگاه که سعی می کند از جنگ حماسه بسازد و نگاه ديگر که به سينمای ضد جنگ موسوم شده است. نگاه شما به کدام جنبه از جنگ معطوف بود و آيا اين نگاه بر روی صدور مجوز ساخت فيلم، تأثير گذار بود؟    وقتی من بر روی مسائل انسانی درجنگ انگشت می گذارم، خود به خود به مسائل انسانی بها داده می شود و نه به جنگ. بنابراين می توان برداشت های ضد جنگ نيز از اين فيلم ها داشت.              وقتی فيلم آفسايد را می ساختم تا اواخر فيلم نمی دانستند که من اين فيلم را دارم می سازم. اما برای ساختن يک فيلم جنگی و باورپذيری آن، بايد امکانات وجود داشته باشد، يعنی من نمی توانم بروم تانکی را بدزدم يا قطاری را سرقت کنم و فيلمم را بسازم.     جعفر پناهی      وقتی پای دفاع از سرزمين پيش می آيد تا جايی که از سرزمينمان دفاع می کنيم، چاره ای نيست و بايد اين کار را بکنيم ولی من احساس می کنم که ذات انسان خرده شيشه دارد و به محض اين که از دفاع فارغ می شود و کمی قدرت می گيرد، خودش جنگ را دامن می زند و آن را ادامه می دهد. يعنی همان اتفاقی که ديديم بعد از فتح خرمشهر پيش آمد و مسائل گوناگونی که پس از آن به وجود آمد.      با شناختی که از شما داريم، می دانيم که دربرابر مشکلات ساخت يا نمايش فيلم کوتاه نمی آييد. چطور شد که اين بار در برابر مشکلات کوتاه آمديد و پروژه را متوقف کرديد؟      وقتی فيلم آفسايد را می ساختم تا اواخر فيلم نمی دانستند که من اين فيلم را دارم می سازم. اما برای ساختن يک فيلم جنگی و باورپذيری آن، بايد امکانات وجود داشته باشد، يعنی من نمی توانم بروم تانکی را بدزدم يا قطاری را سرقت کنم و فيلمم را بسازم.    وقتی طلای سرخ را می ساختيم با مجوزی که برای نيروهای انتظامی بود، مشکل داشتيم و آنها به ما اسلحه نداده بودند، بنابراين خودمان اسلحه ها را ساخته بوديم و حتی لباس ها را خودمان گرفته بوديم.     وقتی داشتيم نزديک خانه ای که در آن پارتی برگزار می شد کار می کرديم، کشيک گذاشته بوديم که هر وقت پليسی می آمد خبر دهد تا سريع وسايل را جمع کنيم، به گوشه ای می رفتيم تا مطمئن شويم و سپس کارمان را ادامه می داديم.     اما من نمی توانستم تانک يا قطار را پنهان کنم و مشخص بود که از همان ابتدا مشکل ايجاد می شود.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Panahi/451416.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Panahi/451416.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Jun 2008 15:06:25 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/ED2CC7F9-9CE4-43AD-B33D-53ADB8E5496A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آيت الله خمينی؛ ميراث يک رهبر و قضاوت نسل های بعد</title>
            <description>&lt;p&gt;جامعه ايران نزديک به دو دهه را بدون حضور آيت الله روح الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، زندگی کرده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ميراث&#160;آيت الله خمينی برای جامعه ايران چه بوده است و امروز، نسل جوان اين ميراث را چگونه ارزيابی می کند و چه قضاوتی در باره بنيانگذار جمهوری اسلامی دارد؟&lt;/p&gt; جامعه ايران نزديک به دو دهه را بدون حضور آيت الله روح الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی، زندگی کرده است.    ميراث&#160;آيت الله خمينی برای جامعه ايران چه بوده است و امروز، نسل جوان اين ميراث را چگونه ارزيابی می کند و چه قضاوتی در باره بنيانگذار جمهوری اسلامی دارد؟    در گزارش ويژه  راديو فردا  به مناسبت نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی، ابتدا سه کارشناس به بررسی ميراث بنيانگذار جمهوری اسلامی پرداخته اند و سپس سه جوان از شهرهای مختلف، ديدگاه های خود را در اين زمينه مطرح کرده اند و نمونه ای از نگاه نسل جوان به رهبر پيشين انقلاب را به دست داده اند.      ميراث يک رهبر      از نقطه نظر داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردی حکومت پهلوی، که در ژنو زندگی می کند، ارثيه آيت الله خمينی منشا تحولاتی در جامعه ايران بوده است.    او در اين زمينه به  راديو فردا  گفت: &#171; يکی از بدترين جنبه های ميراث آيت الله خمينی، جنگ هشت ساله با عراق بود. پيش از آقای خمينی، عراق اصلا اين تصور&#160;را که روزی به ايران حمله کند، نداشت.&#187;    وی افزود: &#171; ميراث ديگر او اين است که به گشودن گره دين از سياست در ايران کمک کرد، که البته نکته مثبتی است. تحول مثبت ديگر، باززايی احساس ملی ايرانيان است. آخرين مورد اين است که در اين سی سال مسئله تجدد، توسعه، مدرنيزاسيون و مدرنيته به طور قطع در مرکز بحث سياسی ايران قرار گرفت.&#187;    با اين حال، محسن سازگارا که در سال های آغازين انقلاب از حاميان آيت الله خمينی بوده است، از جمهوری اسلامی به عنوان ارثيه رهبر انقلاب ياد می کند و می گويد: &#171; مهم ترين ميراثی که جامعه ما را به دردسر و زحمت انداخته است، نظريه ولايت فقيه آيت الله خمينی است که نظريه بسيار عجيبی است و در تاريخ فلسفه سياسی واقعا بی نظير است. اينکه تا اين اندازه اختيارات عجيب و غريب به يک نفر تفويض شود در حالی که راه حساب کشی و مسئوليت خواهی از آن فرد بسته باشد.&#187;    اما ۱۹ سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، همچنان موافقان بر اين اعتقادند که مهم ترين ميراث به جا مانده از او، استقلال و آزادی است.              مسئله ای که به اعتقاد رسول نفيسی، استاد دانشگاه در ايالات متحده آمريکا، جنبه های مثبت و منفی فراوانی برای جامعه ايران به ارمغان آورده است. او بر اين باور است که بايد هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی ميراث آيت الله خمينی را بررسی کرد.     رسول نفيسی در مورد اين ميراث گفت: &#171; اين دو جنبه از ميراث آيت الله خمينی است، يکی جدا شدن از جهان به معنای استقلال و ديگری جدا شدن از جهان به معنای خارج شدن از حوزه وسيعی که در اقتصاد جهانی پديد آمده و باعث شده است تا کشورهای بسيار فقيری مانند چين، هند و کره به کشورهای بسيار ثروتمندی تبديل شوند. در حالی که ايران از نظر ورود به جهانی شدن در&#160; رده ۱۸۴ قرار دارد.&#187;          نگاه امروز به رهبر ديروز      اما نزديک به دو دهه پس از آيت الله خمينی، جامعه جوان ايران چگونه و از چه دريچه ای او را مورد قضاوت قرار می دهد؟     در ميزگرد دوستانه  راديو فردا  با سه دانشجو با نام های محمد، کيان و اعظم در تهران، مازندران و لرستان، آنها به اين پرسش که اگر نسل شما بخواهد پس از ۱۹ سال، در باره رهبر انقلاب اسلامی قضاوت کند، بر روی چه مسائلی بيشتر تمرکز می کند؟ پاسخ دادند.      راديو فردا: قضاوت شما در باره آيت الله خمينی چگونه است؟        محمد : ما که فرزندان متولد دهه ۵۰ و اواخر دهه ۶۰ هستيم با آنهايی که متولد اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ هستند، قضاوت و درکی کاملا متفاوت در مورد رهبر انقلاب داريم. برای ما نام آيت الله خمينی با جنگ، آوارگی، صف و جيره بندی گره خورده است. همچنين وعده های عمل نشده ای که از زبان ايشان در برنامه های تلويزيونی پخش می شود، وعده هايی که اصلا عملی نبوده است.    من فکر می کنم قضاوت در باره آقای خمينی دو بخش دارد، يک بخش در مورد خود اوست و بخش ديگر قضاوت در مورد مردمی است که او را بر مسند نشاندند، کسانی که در سخنرانی هايش حضور دارند و با اولين جمله او گريه می کنند.      کيان : من اول بايد بپرسم که کدام آيت الله خمينی، خمينی قبل از قدرت يا بعد از قدرت؟ آن خمينی که در پاريس، وقتی در مورد زن در اسلام&#160; از او می پرسند، می گويد در اسلام زنان با مردان برابرند. ولی بعد می بينيم که در تدوين قانون اساسی، يکی از قيدهايی که برای پيش نويس قانون اساسی می گذارد اين است که فقط مردان می توانند رئيس جمهور شوند.      &#160;يعنی به نظر شما آيت الله خمينی بعد از خيلی قدرت، متفاوت از قبل است؟        کيان : منظور من آيت الله خمينی نيست. منظور من آن انگاره و طرز تلقی است که در جامعه وجود دارد و از همه پديده ها اسطوره سازی می کند. اسطوره سازی در اين ۳۰ سال، باعث شده است که ما نتوانيم با يک چهره واقعی برخورد کنيم.      خانم اعظم! شما در اين زمينه چگونه فکر می کنيد؟        اعظم : بر اساس مطالعات شخصی و برنامه هايی که از تلويزيون پخش می شود و همچنين در کتاب دينی دبيرستان، ما می توانيم در مورد ولايت فقيه انتقاد ونکاتی را گوشزد کنيم. فکر نمی کنم امام خمينی در چنان هاله ای از معنويت و روحانيت قرار گرفته باشد که کسی نتواند به او هيچ ايرادی بگيرد.      اگر شما خودتان بخواهيد اين مسئله را نقد کنيد، چه می گوييد؟        کيان : خانم اعظم نمی تواند نقد کند، چون به مسئله مقدسانه نگاه می کند.      اعظم : می توانم نقد کنم، ولی در جامعه که نگاه کنيد می بينيد کسانی که نکات مثبتشان خيلی بيش از نکات منفی است، اين موارد منفی پوشانده می شود.      می توانيد نکات منفی اندکی که مورد نظرتان است را برشماريد؟        اعظم : من معتقدم که فقط معصومين از خطا و اشتباه مبرا هستند. امام خمينی نيز از اشتباه مبرا نبوده، ولی نکات منفی در جامعه از او نديديم.       محمد : من از خانم اعظم يک سؤال دارم. دوبار آقای خمينی دستور اعدام مجاهدين خلق و زندانيان سياسی ديگر را می دهد در حالی که بسياری از آنها، دوران محکوميتشان در زندان سپری شده بود. به نظر شما اين مسئله چقدر با معيارهای عدالت هماهنگی دارد که در عرض دو روز ۶۰۰ نفر را محاکمه و سپس اعدام کنيد؟      اعظم : وقتی که پزشک بخواهد بدن يک انسان را جراحی کند، تمام چيزهايی که در بدن باعث اختلال شده است را درمی آورد و دور می اندازد. اگر جامعه ايران هم بخواهد فعاليت داشته باشد، مجبور است که عده ای را حذف کند.                محمد : اما علم پزشکی با دستگاه قضايی خيلی متفاوت است. شما در قضاوت نمی توانيد فقط با يک بله و خير در پاسخ به اين پرسش که نماز می خوانی يا نه، به اين نتيجه برسيد که عده ای مهدورالدم هستند و از رهبر کبير انقلاب اجازه بگيريد که آنها را اعدام کنيد.      اعظم : ما در اسلام داريم که اگر کسی فقط &#171;اشهد ان لا اله الا الله&#187; را گفت، مسلمان است. هيچ کس درجامعه از شما نمی پرسد نماز می خوانی يا نه و کسی با اعتقادات درونی و شخصی شما کار ندارد.       کيان : خانم آيا شما تا به حال جايی نرفته ايد برای استخدام؟      اعظم : اين مسئله فرق می کند و لزوم جامعه است.      کيان : آن اعدام ها، لزوم پزشکی بود و اين هم لزوم جامعه؟      اعظم : بله،&#160; البته من می خواستم منظورم را با مثال بيان کنم.      محمد : مورد دوم درارتباط با وضعيت جنگ در سال ۶۱ است. آيا می دانيد چرا جنگ در سال ۶۱ تمام نشد؟ آيا شرايط رهبر انقلاب را در آن سال می دانيد؟ ايشان سه شرط می گذارد که الان تلويزيون دو شرط آن را می گويد ولی از شرط سوم حرفی نمی زند. شرط سوم که آقای خمينی می گذارد و شخصاً بر آن پافشاری می کند، اين است که صدام حسين از قدرت کناره گيری کند و اين يعنی دخالت در امور داخلی يک کشور. بنابراين جنگ تا سال ۶۸ ادامه پيدا می کند و بر اساس تشخيص سازمان ملل، خسارت وارده&#160; بر ايران در طول جنگ ۱۰۰ ميليارد دلار برآورد می شود.      اعظم : ديد اسلام، يک ديد کلی است و به مرزها و کشورها ارتباطی ندارد&#187;.       محمد : ولی آقای خمينی تنها يکی از تفاسير اسلام را ارائه داده است و من با اين که آقای خمينی را نماينده اسلام بدانيم مخالفم.      اعظم : ديد امام خمينی، اسلامگرا و ملی گرا بود.      کيان : ايشان اصلاً ملی گرايی را قبول ندارد، اسلام را فرامرزی و ملی گرايی را کفر می داند.      اعظم : ديد ايشان اسلام گراست و ملی گرايی از اين جنبه که رهبر يک کشور است و اين کشور مرز دارد. البته اين ديد شخصی من است و ديد امام را مطرح نکردم.      ميراث آقای خمينی برای نسل بعد از خود چه بوده است؟        محمد : ما نمی خواهيم تک بعدی و تک علتی به مسائل نگاه کنيم. نگاه ما بايد به مردمی هم باشد که خصلتشان، مراد و مريد پروری است و هميشه به دنبال پيدا کردن يک مرادند. ما مردمی هستيم که دوست داريم هميشه عده ای را به دوش بکشيم که ديگر از دوشمان پايين نيايند.     قضاوت در مورد چيزی که اکنون می بينيم بسيار ساده است. چند ميليون معتاد، بيکاری، ويرانی، اقتصاد ورشکسته و جنگ با تمام دنيا که اساس تمام اينها در همان ابتدای انقلاب شکل گرفته است و مسئوليت آقای خمينی دروضعيت فعلی جامعه ما، نمی تواند کم رنگ باشد.      خانم اعظم! نظر شما در اين مورد چيست؟        اعظم : به نظر من، اعتياد و بيکاری و مسائل ديگری که گفتيد آن چيزی نبوده است که امام بنا کند. امام حکومت خوب را بنا کرد ولی در طول زمان وضعيت به اين جا رسيد. درست است که عده ای به خاطر منافع ريا می کنند ولی اين حکومتی نيست که امام بنا کرد. حکومت امام مردمی بود و خود امام هم جزيی از مردم بود.      آقای کيان! ارزيابی شما از نقش آقای خمينی در تحولات بعدی جامعه چيست؟        کيان : گفتمانی در آن ‌سيستم حاکم بوده است و من با طرز تفکر و بينش مردم به متافيزيک و انگاره ای که از زمان انقلاب برای ما ميراث گذاشته اند، مشکل دارم. مشکل من شخص نيست،&#160; بلکه مطلق انگاری های زمان انقلاب است که اکنون ما را به اين جا کشانده است.     ۱۹ سال پس از آيت الله خمينی ناگفته های بسياری باقی مانده است، ناگفته هايی از جنس سال های پيش از به قدرت رسيدن تا زمان رهبری جمهوری اسلامی، ناگفته هايی از پاريس تا تهران.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Khomeini_special_report/450733.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Khomeini_special_report/450733.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 05 Jun 2008 13:52:13 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E397ADD1-1D70-4902-93CF-1519221E65B8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> طبرزدی: نهاد مستقلی برای نظارت بر زندانها وجود ندارد</title>
            <description>اين فارغ التحصيل دانشگاه پلی تکنيک، در دهه ۷۰ خورشيدی با انتشار هفته نامه جنجالی &#171;پيام دانشجوی بسيجی&#187; نامش بر سر زبان ها افتاد. اين فارغ التحصيل دانشگاه پلی تکنيک، در دهه ۷۰ خورشيدی با انتشار هفته نامه جنجالی &#171;پيام دانشجوی بسيجی&#187; نامش بر سر زبان ها افتاد.     او برای اولين بار از آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی با عنوان امام خامنه ای ياد کرد، نامی که تا پيش از آن در انحصار آيت الله روح الله خمينی، بنيان گذار جمهوری اسلامی بود.    &#160;او و دست اندر کاران هفته نامه اش، که نزديک به تکنوکرات های حامی حجت السلام هاشمی رفسنجانی رئيس جمهور وقت بودند، در آن دهه با انتقادات تند و تيز از سياست های اقتصادی آقای رفسنجانی، رودرروی او قرار گرفتند.     ديری نپاييد که دبيرکل اتحاديه اسلامی دانش آموزان و دانش آموختگان ايران و جبهه دموکراتيک، هم زمان با حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ خورشيدی دستگير شد و به زندان رفت.    او پس از دستگيری های پياپی، به يکی از منتقدان سرسخت سياست های رهبران جمهوری اسلامی از جمله آيت الله علی خامنه ای، تبديل شد.     در برنامه گفت و گوی ويژه حشمت الله طبرزدی ميهمان ماست. آقای طبرزدی که نام خانوادگی اش به معنای شهد و شکر است بلاخره پس از هفت سال زندان، روز شنبه آزاد شد.       آقای طبرزدی! وقتی دوران يک ساله مرخصی خود را سپری می کرديد، در گفت و گويی که با شما داشتم گفتيد بنابر اسناد و مدارکی که از زندان اوين در دست داريد، مدت زندانتان تمام شده است و شما از اين پس آزاديد. چطور شد که دوباره به زندان بازگشتيد؟      در پرينتی که زندان دو سال پيش به من داد، آزادی ام تقويم شده بود. من هفت سال محکوميت زندان داشتم و شروع بازداشتم از ۲۷ خرداد سال ۷۸ بود که تا تاريخ سال ۸۵ مطابق محاسبه زندان، هفت سال محکوميتم تمام شده بود. البته می دانستم که دادگاه انقلاب و سيستم اطلاعات، بر روی تاريخ آزادی توافق نداشتند.     سال گذشته که مدتی به عنوان مرخصی بيرون بودم، با چند جا صحبت کردم از جمله با شما و اعلام کردم که دوران زندان من تمام شده است، بعد از آن دادگاه انقلاب از طرف آقای حداد تماس گرفتند و خواستند با هم مذاکره ای داشته باشيم.     وقتی به آنجا رفتم، بدون اين که با من صحبتی شود دو سه ساعت مرا منتظر گذاشتند و سپس يک سرباز آمد و مرا پايين برد، به من دستبند زدند و به زندان بازگرداندند. در آبان سال گذشته پس از اين که مرا به زندان باز گرداندند، آقای حداد در نامه ای نوشته بود با توجه به اين که مرخصی من تمام شده است، بايد به زندان بازگردم.      شما می گوييد بين مقامات قضايی و اطلاعاتی برای آزاديتان توافق وجود نداشته است. حالا چگونه اينها يک باره به توافق رسيدند و با آزاديتان موافقت کردند؟      وقتی به زندان بازگشتم، از طريق خانواده و وکلا پيگير بودم تا بدانم تاريخ آزادی ام چه وقت خواهد بود و سنوات بازداشتم را چگونه حساب کرده اند. سرانجام دادگاه انقلاب پس از نه سال، بخشی از مدت بازداشت مرا در دو سال اول، چون حکم زندان نداشتم به حساب آوردند و بعد از اين اعلام کردند که هفت سال محکوميت تمام شده است.     همچنين يک ميليون تومان جزای نقدی بايد می پرداختم، زيرا در سال ۷۹ يک محکوميت حبس يک ساله داشتم که در تجديد نظر به يک ميليون جزای نقدی تبديل شد. بنابراين ديروز پس از اين که دادگاه انقلاب اعلام کرد که هفت سال تمام شده است و جزای نقدی را نيز پرداختم، آزاد شدم و از امروز نيز به مدت ۱۰ سال، محروميت اجتماعی من شروع شد که جزو همان حکمی است که آقای حداد صادر کرده بود.       اين حکم محروميت اجتماعی که آقای حداد، معاون امنيت قاضی سعيد مرتضوی دادستان تهران صادر کرده است، چه مواردی را دربر می گيرد؟      اين هم يکی از موارد جزای اسلامی است که بعضی موارد آن شامل اين است که من نمی توانم مدير مسئول هيچ نشريه ای باشم، نمی توانم دبيرکل حزب باشم و يک حزب تشکيل دهم و محروميت در ارتباط با پست های دولتی و پارلمان.    &#160;آنهايی که به محروميت اجتماعی محکوم می شوند، در حقيقت خانه نشين می شوند.       آقای طبرزدی! با توجه به اين مسائل و محدوديت های موجود، آيا به فعاليت هايتان ادامه می دهيد و برنامه ای داريد؟      من در نه سال گذشته به عنوان زندانی و مرخصی تحت فشار بودم و البته در اين نه سال نيز نمی توانستم فعاليت حزبی داشته باشم.     اتحاديه اسلامی دانش آموزان و دانش آموختگان که من دبير کل آن بودم نيز در سال های گذشته که در زندان بودم، به شکل غيابی طبق دستور آقای حداد منحل اعلام شد. وقتی در زندان اين حکم را به من ابلاغ کردند، اعتراض کردم که در دادگاه تجديد نظر قبول نشد و دادگاه انقلاب به شکل غير قانونی انحلال اتحاديه را اعلام کرد، در صورتی که اتحاديه دانش آموزان و دانش آموختگان، تشکلی بود که از وزارت کشور پروانه فعاليت داشت. ما در سال ۷۲ توانسته بوديم پروانه فعاليت اتحاديه را بگيريم.          &#171;از نظر من در وضعيت فعلی دو موضوع مهم وجود دارد. نخست، مسئله حقوق بشر و وضعيت زندانيان سياسی و ديگری، مسايل عام جامعه هستند.&#187;     حشمت الله طبرزدی      نشريه پيام دانشجو را نيز که من در ۱۰سال گذشته مدير مسئول آن بودم، سال ۷۵ تعطيل کردند و من به پنج سال محروميت از مدير مسئولی نشريه و يک سال حبس که به يک ميليون جزای نقدی تبديل شد، محکوم شدم.     آن پنج سال تمام شد و جزای نقدی هم پرداخته شد، ولی همچنان پيام دانشجو اجازه فعاليت ندارد. علی رغم ۱۰ سال محروميت اجتماعی، از نظر من در وضعيت فعلی دو موضوع مهم وجود دارد. نخست، مسئله حقوق بشر و وضعيت زندانيان سياسی و ديگری، مسايل عام جامعه هستند.       می توانيد منظورتان را از مسائل عام جامعه، روشن تر بيان کنيد؟      شرايط جامعه ما تغيير کرده است. تا ۵-۴ سال گذشته به ويژه تا قبل از اين که دولت جديد مستقر شود، مسئله اقتصادی و تورم و گرانی اين قدر شديد نبود. الان مسئله تورم و گرانی و ناامنی های اجتماعی و اقتصادی به عنوان يک مسئله حقوق بشری مطرح است. موضوعی که هم رويش نظر داريم و هم نگرانيم، زيرا هست و نيست مردم دارد از بين می رود.     درحوزه مسايل حقوق بشری، خودم در بازداشتگاه&#160;ها و زندان های مختلف بودم و از نزديک وضعيت زندانيان سياسی را لمس کردم.     متاسفانه در وضعيت فعلی، تعداد زندانيان سياسی خيلی زياد شده است. برای مثال در بند ۳۵۰&#160; که من بودم، آقايان درخشندی، فلاحيه، باقی، ماسوری، نبوی، صارمی و خيلی های ديگر بودند.     عده ای نيز در بند هشت زندان اوين هستند مانند آقايان قصابان و دانش پذير، عده ای در بند هفت، رجايی شهر و در برازجان که شرايط شان هم خيلی خوب نيست، يعنی امکانات ندارند و زير فشار مضاعف هستند.    &#160;من معتقدم با اين محدوديت ها، محروميت ها و شرايط اجتماعی، بايد بتوانيم حداقل بيانگر وضعيت زندانيان سياسی و مسائل حقوق بشر باشيم و از طرف ديگر خواسته های مردم در مورد مسائل اقتصادی و معيشت بيان شود. اين دو حوزه ای&#160; هستند که شايد بتوانم فعاليت هايی در آنها داشته باشم.      آيا اين حکم در برابر فعاليت های شما مانعی ايجاد نمی کند؟      من به حداقل هم راضی هستم. نشريه را ۱۵-۱۰ سال است که بسته اند، حزب و تشکيلات را نيز که اجازه نمی دهند، اجازه هرگونه تجمع مسالمت آميز را نيز از همه ما گرفته اند و اينها واقعيات جامعه ما حداقل در ۱۰ سال گذشته است.     متأسفانه مشکل دستگاه امنيتی رژيم با من و امثال من اين است که حرف هم نزنيم. همين حرفی که من الان می زنم يا در سال گذشته که دوبار صحبت کردم، فکرمی کنم دليل اصلی بازگرداندن من به زندان همين دوبار صحبت بود در حالی که کل فعاليت من در آن يک سال، همين بود.     حال اگر بتوانيم به سهم خودم گاهی صحبت کنيم واز نهادهای حقوق بشری و ساير نهادها دعوت کنيم که در حوزه حقوق بشری به ويژه مسائل زندانيان سياسی تلاش کنند.     در حوزه مسائل عام جامعه، من انتظار ندارم با شرايطی که اکنون حاکم است&#160; بتوانيم کار منسجم حزبی، مدنی، مسالمت آميز و سازمان يافته انجام بدهيم. امثال من اگر اين قدر امنيت داشته باشيم که زنده باشيم خوب است زيرا اين مسئله برای بسياری از فعالان داخل کشور دغدغه مهمی است و نگران اين هستند که چه خواهد شد.       آقای طبرزدی! وقتی شما در زندان به سر می برديد، اخبار تأييد نشده زيادی در مورد شما وجود داشت، از جمله اين که اتاق مخصوص داشتيد و بهترين امکانات در اختيارتان بوده است.           &#171;امثال من اگر اين قدر امنيت داشته باشيم که زنده باشيم خوب است زيرا اين مسئله برای بسياری از فعالان داخل کشور دغدغه مهمی است و نگران اين هستند که چه خواهد شد&#187;.     حشمت الله طبرزدی&#160;      من در بين تمام زندانيان سياسی، بيشترين دوره انفرادی را تحمل کردم يعنی حداقل ۲۷ ماه که اين ۲۷ ماه را دادگاه انقلاب نيز پذيرفت.     اين مدت را در شکنجه گاه توحيد، بازداشت گاه عشرت آباد، ضد اطلاعات وزارت دفاع، دو- الف مربوط به سپاه، ۲۰۰ سپاه و ۲۴۰سپری کردم. در همين دوران می گفتند طبرزدی در هتل زندگی می کند.    &#160;من در بند ۳۵۰ بودم که به بند کارگری معروف است. ابتدا من و دکتر آغاجری به صورت تبعيدی در اين بند بين ساير زندانيان نگهداری می شديم، سپس دکتر آغاجری آزادشد و من آنجا تنها ماندم. طی يکی دو سال بعد، زندانيان سياسی را به آنجا آوردند.      چرا اين بند به &#171;بند کارگری&#187; معروف شده است؟      زيرا زندانيان مالی، مهريه ای و ديه ای برای کارگری می آمدند و متدسفانه بايد بگويم برای اين که چند روز به آنها مرخصی دهند، بيگاری می دادند.     امکانات شان بسيار پايين و بند بسيار شلوغ بود. من با افتخار در همان بند ماندم و حاضر نشدم بروم بند پايين. در بند ما که کارگری بود، حدود ۱۰۰ نفر و بند سياسی حدود ۲۰ نفر بودند. من با کمترين امکانات و در آن شرايط زندگی کردم. اينکه می گويند من امکانات خوبی داشته ام، درست نيست.      در مورد تلويزيون رنگی و يخچال و ساير وسايل چطور؟      الان در تمام اتاق های بندهای زندان اوين مانند بند هفت هشت و ۳۵۰ درتمام اتاق ها تلويزيون و يخچال وجود دارد و اين وسايل جزو موارد عادی زندان است، ولی زندان از اين که زندانی راديو داشته باشد به شدت جلوگيری می کند، زيرا می گفتند می خواهيد رسانه های ديگر را گوش کنيد.     در اين مدت، شما با مقامات جمهوری اسلامی و حتی به طور مستقل با افرادی که برای حقوق بشر فعاليت می کنند، نامه نگاری هم داشتيد و از وضعيت زندان های جمهوری اسلامی گفته ايد. آخرين بار که به زندان رفتيد، وضعيت زندانيان سياسی را چگونه ديديد؟    بسيار بد است. دوره آخر که مرا به زندان اوين بازگرداندند، چون مديريت زندان اوين تغيير کرده و به مديريت احمدی نژادی معروف است، در اين دوره به ما اجازه ندادند لباس داشته باشيم&#160; و هيچ گونه امکاناتی بياوريم. وضع غذای زندان خيلی بد بود. من خودم يک ماه مريض شدم.    &#160;اين قدر شرايط را برای زندانيان به ويژه درزندان اوين سخت کرده بودند که چهار ماه ملاقات من قطع بود. زندان اوين که گفته می شود يکی از بهترين زندان هاست، در بدترين شرايط ممکن بود. رفتار زندانبانان بد شده بود و فکر می کردند بايد با شدت و حدت&#160; بيشتری برخورد کنند.    به شکل مشخص تر، زندانيان سياسی که در مورد آنها اطلاع رسانی خوب انجام نمی گيرد و از حقوقشان خوب دفاع نمی شود، سيستم امنيتی هم به اين نتيجه رسيده است که بايد فشار بيشتری روی اينها بگذارد.       می توانيد يک مثال بزنيد؟      مرتبه آخری که مرا بازگرداندند، آقای جهاندار به اتهام واهی اين که دو کارت تلفن در جيبش بوده است و موقع ملاقات به او داده اند، او را از بند ما به اندرزگاه هفت انتقال دادند. وقتی يک زندانی سياسی&#160; کوچکترين اعتراضی می کند و به وضعيت زندان ايراد می گيرد او را به بند ديگر انتقال می دهند.    اخباری که از بيرون به ما می رسيد همه گلايه داشتند که چرا نهادهای حقوق بشر آن طور که لازم است از زندانيان سياسی صحبت نمی کنند و از حقوق اينها دفاع نمی کنند. درايران، زندانيان مظلوم هستند، ولی زندانيان سياسی مظلوميت مضاعف دارند.       آقای طبرزدی آيا حقوق زندانيان درآيين نامه زندان مشخص نشده است؟      ما هيچ نهاد مستقلی نداريم که مستقل باشد و از حقوق زندانی در برابر زندانبان دفاع کند. لذا آيين نامه به طور يک طرفه در دست زندانبان قرار دارد. برای مثال، هر آن چه که به نفع زندانبان است از جمله ممنوعيت راديو، لباس، محدوديت نيم ساعتی يا در ملاقات کاغذی رد و بدل شود، اعمال می کند.    &#160;وقتی زندانی اعتراض می کند می گويند طبق آيين نامه است، اما آن چيزی که به نفع زندانی است، هرگز زندانبان خودش را مسئول نمی داند.     مثلاً درمورد شرايط تغذيه و غذا حتی در آيين نامه آمده است که حداقل هفته ای يک بار بايد ميوه به زندانی بدهند، در حالی که نه ميوه می دهند و نه غذای به دردبخور و نه امکانات آموزشی و همه اينها درآيين نامه ذکر شده است.     ولی چون نهادی وجود ندارد که مسئول رسيدگی به اين آيين نامه باشد تا همه آيين نامه اجرا شود، نه آن بخشی که به نفع زندانبان است. اين مانند شمشير داموکلوس است که بر سر زندانی می کوبند و با کوچکترين حرکتی از سوی او امکاناتش را می گيرند و به&#160; انفرادی می فرستند و حتی ملاقاتش را قطع می کنند.    يکی از مشکلات بسيار مهمی که در ارتباط با زندانيان ايران به ويژه زندانيان سياسی وجود دارد و متأسفانه در چند سالی که درزندان بودم و نديدم که کارجدی مدنی و حقوق بشری در رابطه با آن صورت گيرد، اين است که نهاد مستقلی وجود ندارد که بين زندانی و زندانبان و همچنين بر آيين نامه نظارت کند تا به طور کامل انجام شود.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_tabarzadi/450640.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_tabarzadi/450640.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 04 Jun 2008 21:04:00 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F1CF6C73-80BD-4E59-9A95-9639BE7C7B97_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>طبرزدی: یک دغدغه فعالان داخل کشور، &#171;زنده ماندن&#187; است</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;حشمت الله طبرزدی، مدير مسئول هفته نامه توقيف شده پيام دانشجوی بسيجی، روز شنبه، پس از تحمل هفت سال زندان&#160;آزاد شد.&lt;/p&gt; حشمت الله طبرزدی، مدير مسئول هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو روز شنبه، چهارم خرداد، پس از تحمل هفت سال زندان و پرداخت يک ميليون تومان جزای نقدی از زندان اوين آزاد شد.    وی همچنین دبير کل اتحاديه اسلامی دانش آموزان و دانش آموختگان ايران است&#160;که از سوی دادگاه انقلاب لغو پروانه شده است.    آقای طبرزدی بيستم آبان ماه گذشته پس از گذراندن يک دوره مرخصی يک ساله با دستور حسن حداد، معاون امنيتی دادستان تهران، به زندان بازگشت و تا روز شنبه، در حبس به سر می برد.    او در&#160; گفت و گو با  راديوفردا ، درباره چگونگی روند آزادی از زندان اوين گفت: &#171;در نامه ای که بر اساس آن، من را به زندان برگرداندند، آقای حداد، معاون امنيتی داستان تهران، نوشته بود با توجه به اينکه مرخصی حشمت الله طبرزدی تمام شده است، به زندان برگردانده می شود. من هم به زندان برگشتم و از طريق خانواده و وکلا&#160; پيگير تاريخ آزادی ام بودم.&#187;         &#171;من و امثال من بايد اين امنيت را داشته باشيم که زنده باشيم و خود اين موضوع، دغدغه مهمی است که الآن برای بسياری از فعالان در داخل کشور وجود دارد.&#187;    حشمت الله طبرزدی      حشمت الله طبرزدی اضافه کرد:&#171;در نهايت، دادگاه انقلاب پس از حدود نه سال،&#160; اين گونه محاسبه کرد که به دليل آنکه من در دو سال اول حکم نداشتم، آنها بخشی از دوران بازداشت من را به حساب آوردند. پس از آن نيز اعلام کردند که هفت سال من تمام شده است. به علاوه، يک ميليون تومان جزای نقدی تعيين کردند که من بايد می پرداختم و بنابر اين هفت سال حبس من با پرداخت اين جزای نقدی به پايان رسيد و&#160;از روز يکشنبه، حکم ۱۰ سال محروميت اجتماعی من شروع شد که آن هم جزو حکمی است که آقای حداد صادر کرده بود.&#187;    به گفته آقای طبرزدی، محروميت اجتماعی، يکی از مواد جزای اسلامی است که بر اساس آن، وی نمی تواند مدير مسئول نشريه و يا دبير کل يک حزب شود و يا آنکه حزبی تشکيل دهد. در عين حال، او از تصدی پست های دولتی و يا از انتخاب به عنوان نماينده مجلس محروم است.     وی با اشاره به اين موضوعات گفت:&#171;به طور کلی، کسانی که حکم محروميت اجتماعی دريافت می کنند، عمدتا خانه نشين می شوند.&#187;    آقای طبرزدی درپاسخ به اين پرسش که برای آينده برنامه ای دارد يا خير، گفت:&#171;در وضعيت موجود، دو موضوع مهم وجود دارد. نخست، مسئله حقوق بشر و وضعيت زندانيان سياسی&#160; و ديگری، مسايل عام جامعه هستند. در حوزه مسايل حقوق بشری هم متاسفانه در وضعيت فعلی، تعداد زندانيان سياسی خيلی زياد شده است. برای مثال در بند ۳۵۰&#160; که من بودم، آقايان درخشندی، فلاحيه، باقی، ماسوری، نبوی، صارمی و خيلی های ديگر بودند که شرايط شان هم خيلی خوب نيست.&#187;    وی افزود:&#171;اگر ما بتوانيم حداقل بيان کننده&#160;وضعيت زندانیان سياسی و مسايل حقوق بشر باشيم و از آن طرف هم بخواهيم که واقعا روی مسايل اقتصادی و اجتماعی مردم و وضع معيشت آنان، صدای آنان مقداری رسانده و خواسته های شان مطرح شود، اين دو حوزه کلی هستند که شايد بتوانم حرف ها و فعاليت هايی در مورد آنها داشته باشم.&#187;    حشمت الله طبرزدی با ابراز تاسف از اين موضوع که &#171;مسئله دستگاه امنيتی رژيم با امثال او اين است که حرف هم نزنند&#187;، گفت:&#171;در ايران اين انتظار نمی رود که بتوان يک کار منسجم حزبی، مدنی و مسالمت آميز سازمان يافته&#160;انجام داد. ضمن آنکه من و امثال من بايد اين امنيت را داشته باشيم که زنده باشيم و خود اين موضوع، دغدغه مهمی است که الآن برای بسياری از فعالان در داخل کشور وجود دارد.&#187;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_tabarzadi_politicalprisoner_freedom/449265.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_tabarzadi_politicalprisoner_freedom/449265.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 26 May 2008 16:36:17 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F1CF6C73-80BD-4E59-9A95-9639BE7C7B97_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>انفجار شیراز؛ ضعف خبری یا دروغ به افکار عمومی؟</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;تقريباً يک ماه پيش، وقتی خبر انفجار حسينيه سيدالشهدای شيراز متعلق به کانون اسلامی رهپويان وصال منتشر شد، مسئولان محلی و مقام های جمهوری اسلامی عمدی بودن اين حادثه را منتفی دانستند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;حتی دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که کارشناسان و نمايندگان ارشد اين شورا پس از بررسی های دقيق ميدانی، وجود مهمات جنگی موجود در غرفه يادمان شهدای حسينيه را به عنوان علت اصلی اين حادثه تشخيص داده اند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   تقريباً يک ماه پيش، وقتی خبر انفجار حسينيه سيدالشهدای شيراز متعلق به کانون اسلامی رهپويان وصال منتشر شد، مسئولان محلی و مقام های جمهوری اسلامی عمدی بودن اين حادثه را منتفی دانستند.        حتی دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی با انتشار بيانيه ای اعلام کرد که کارشناسان و نمايندگان ارشد اين شورا پس از بررسی های دقيق ميدانی، وجود مهمات جنگی موجود در غرفه يادمان شهدای حسينيه را به عنوان علت اصلی اين حادثه تشخيص داده اند.        اين مسئله از همان ابتدا توسط محمد انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس و سخنران اصلی همايش های اين حسينيه، تکذيب شد.                    ۲۵    روز بعد، در حالی که اين ماجرا می رفت تا رنگ کهنگی بگيرد و همزمان با سفر رهبر جمهوری اسلامی و هيئت دولت به شيراز، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی از دستگيری تعدادی از عوامل بمبگذاری خبر داد.                    محمد انجوی نژاد نيز که سخنرانی های اخيرش را به اين مسئله اختصاص داده بود، اين خبر را برای اعضای کانون اسلامی رهپويان وصال همراه با يک نتيجه گيری اخلاقی، نقد کرد.                    محمد انجوی نژاد در اين زمينه گفت: &#171;پرونده بازجويی تکميل شده است و آنها اعتراف کرده اند. فقط بازسازی صحنه جنايت در حسينيه باقی مانده است و بعد انشاء الله محاکمه می شوند و مسلماً حکم اين گونه افراد اعدام است. مکان اعدام نيز در همين مکانی است که جنايت را مرتکب شده اند.&#187;                    اما اکنون در تازه ترين اظهارات غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی، تعداد بازداشت شدگان به ۱۵ نفر رسيده است.        آقای محسنی اژه ای که در همايش دادستان های سراسر کشور سخن می گفت، عصر حاضر را عصر اطلاعات دانست و تنها راه مقابله را با آن چه که او &#171;تهديد نوين&#187; ناميد، بازنگری دراستراتژی و تاکتيک ها دانست.                    مسئله ای که به اعتقاد ماشاء الله شمس الواعظين، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در ايران، صداقت رسانه ها در برخورد با افکار عمومی را به زير سؤال برد.        شمس الواعظين به  راديو فردا  می گويد: &#171;اين توجيه عقلانی به حساب می آيد ولی صادقانه نيست. در هر واقعه ای که اتفاق می افتد، بايد توليد اطلاعات و مجرای توليد اطلاعات &#160;  درست باشد. اين مسئله، مسئوليت نهاد امنيتی را از اين که به ماجرا رسيدگی کند و سر نخ آن را پيدا کند، معاف نمی دارد.&#187;                    به گفته وی، &#171;اتفاقی که در شيراز افتاد را می توان در يک جمله چنين توصيف کرد که دستگاه رسانه ای و امنيتی کشور با هم هماهنگ شدند.&#187;                    آقای محسنی اژه ای، عوامل بمبگذاری شيراز را مرتبط با شبکه ای به نام &#171;يورو- تی وی&#187; دانسته است. احتمالاً منظور وی شبکه فارسی زبان &#171;يور- تی وی&#187; است که توسط شخصی با عنوان فتح الله منوچهری که با نام تلويزيونی فرود فولادوند فعاليت می کرد، در انگلستان اداره می شد.                                اداره کنندگان اين شبکه، به پخش مطالبی در مخالفت با دين اسلام و حکومت جمهوری اسلامی می پرداختند.                    آقای اژه ای سپس از بريتانيا و آمريکا، به عنوان جريان های پشت پرده حوادث اخير در ايران نام برد. مسئله ای که حتی در آخرين گفته های سخنران هميشگی حسينيه سيدالشهدا نيز به چشم می خورد.                    محمد انجوی نژاد در اين زمينه گفته است: &#171;يکی از توطئه های که اين چند روز احساس می کنم ممکن است بين ما شکل بگيرد، اين است که نفرت شما را از آمرين و بانيان و آمريکا و اسرائيل، به سمت کسانی ببرند که حرف هايی در مورد اين حادثه زده اند. نفرتت را به سمت آمريکا ببر، نفرتت را به سمت اسرائيل ببر، نفرتت را ببر سمت کسانی که اين گونه جنايات را مرتکب می شوند.&#187;                    در اين باره ماشاءالله شمس الواعظين معتقد است که &#171;دولت جمهوری اسلامی در گام اول به دنبال قانع کردن افکار عمومی است و به اين وسيله می خواهد با فشارهای ايالات متحده آمريکا و ساير دولت های خارجی در عرصه بين المللی مقابله کند.&#187;                    وی افزود: &#171;پرسش اين است که آيا اين قدر وضعيت و سيستم امنيتی کشور ضعيف است که به گفته وزير اطلاعات، آمريکا و انگليس تا مسجد شيراز می توانند نفوذ کنند و بمب انفجاری با چنين ويرانگری کار بگذارند؟ خوب رسماً بگويند، وضعيت ما به جايی رسيده است که نفوذ پذير شده ايم.&#187;                    ماشاءالله شمس الواعظين می گويد: &#171;از زمانی که وزارت اطلاعات اعلام کرده که اين ماجرا انفجارعمدی بوده است، افکار عمومی به سيستم رسانه ای کشور فقط پوزخند می زنند. اين مسئله که دولت ناصادقانه برخورد کرده است در جمع بندی های ديگر هم سرايت پيدا می کند و مردم &#160;  می گويند، دولت مانند هميشه اين جا هم دروغ گفت. در ايران اين نگاه بين افکار عمومی در مورد دولت، بسيار قوی است.&#187;    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shiraz_blast_public_opinion/448251.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shiraz_blast_public_opinion/448251.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 19 May 2008 17:03:36 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BF642525-5C33-4B3C-88F0-90D08086B969_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نگاه تازه&#187;: این هفته، ادامه تحصیل در خارج</title>
            <description>&#171;نگاه تازه&#187;: این هفته، ادامه تحصیل در خارج بخش آگهی هر روزنامه ايرانی را که باز کنی، تبليغات رنگارنگ ده ها موسسه را مشاهده می کنيد که رويای بسياری از جوانان را نشانه رفته اند: تحصيل در خارج از کشور.   کارشناسان می گويند بسياری از اين موسسات کارآيی لازم را ندارند، ولی فراوانی آنها و افزايش تعداد آنها در سال های گذشته، از ميل روزافزون جوانان ايرانی به تحصيل در اروپا و آمريکا حکايت دارد.   مريم از شيراز يکی از جوانانی است که پس از تلاش فراوان برای خارج شدن از کشور برای تحصيل در دانشگاه های خارجی سرانجام پيشيمان می شود و هم اکنون در ايران مشغول به تحصيل است. او می گويد، گرفتن مدرک زبان و هزينه بالا دو دليل مهمی بودند که سبب شد او از رويای تحصيل در خارج دست بکشد.   در برنامه اين هفته نگاه تازه پس از شنيدن سخنان مريم به سراغ چند نفری رفته ايم که اين مسير را با موفقيت پشت سر گذاشته اند.&#160;&#160;&#160;   يکی از اين افراد، فريدون زرنگار از همکاران خودمان در راديو فرداست که چند دهه پيش با اتوبوس شرکت &#171;ميهن تور&#187; راهی اروپا شده است.&#160;&#160;&#160;   آقای زرنگار می گويد قصد داشت برای تحصيل در رشته مهندسی &#171;ذوب آهن&#187; به کشور اتريش برود ولی يکی از همسفرانش در طول مسير او را قانع می کند که به جای رفتن به اتريش به شهر برلين آلمان برود.   سينا ميهمان بعدی برنامه ماست که چند سالی است به آمريکا رفته و هم اکنون در شهر واشينگتن در رشته دندانپزشکی مشغول به تحصيل است.&#160;&#160;   او می گويد، مهم ترين پيش شرط برای تحصيل در آمريکا تسلط به زبان انگليسی است.&#160;&#160;&#160;   به گفته سينا گرچه دانشگاه های آمريکا پرهزينه هستند، ولی بورس تحصيلی و وام از امکاناتی است که دانشجويان خارجی می توانند از آن استفاده کنند.   دکتر نامدار بقايی يزدی، استاد &#171;ايمپريال کالج&#187; در لندن هم در پايان از تحصيل در انگلستان می گويد.&#160;&#160;   آقای بقايی می گويد بنابر قوانين انگلستان دانشجويان خارجی اجازه دارند ۲۰ ساعت در هفته کار کنند و اگر ازدواج کرده باشند، همسرشان می تواند به طور تمام وقت کار کند.   ولی با اين وجود آقای بقايی می گويد که اين درآمد برای تحصيل در دانشگاه های انگلستان کافی نيست و دانشجويان خارجی بايد از سوی والدين شان يا فرد ديگری حمايت مالی شوند.   برای شنيدن برنامه اين هفته نگاه تازه فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.   برای تماس با ما به آدرس  javanan@radiofarda.com  ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.   برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه ها ساعت ۲۱ ، يکشنبه ها ساعت ۱ بامداد و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Negah_Tazeh/447751.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Negah_Tazeh/447751.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 15 May 2008 17:09:10 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: بررسی موسيقی &#171;کوچه بازاری&#187; </title>
            <description>در برنامه &#171;نگاه تازه&#187; اين هفته به سراغ موسيقی &#171;کوچه - بازاری&#187; رفته ايم. موسيقی &#171;لاله زاری&#187; يا &#171;ساز و ضربی&#187; را که از آن با عنوان موسيقی &#171;کوچه و بازار&#187; نام برده می شود شايد بتوان شکل توسعه يافته موسيقی روحوضی دانست.     اين موسيقی در سال های پيش از انقلاب در ميان عوام جامعه جايگاه ويژه ای داشت و گمان آن می رفت که با وقوع اقلاب اسلامی در ايران بساط اين نوع موسيقی بر چيده شود، اما اين موسيقی و بازماندگان ان همچنان به کار خود ادامه می دهند و جوانانی نيز در اين سال ها به خيل اين خوانندگان افزوده شده اند.    در برنامه &#171; نگاه تازه &#187; اين هفته به سراغ موسيقی &#171;کوچه - بازاری&#187; رفته ايم. هوشنگ شهابی استاد تاريخ دانشگاه بوستون که در اين باره تحقيقاتی انجام داده معتقد است که در جامعه سنتی ايران، آن نوع موسيقی که امروز به آن موسيقی &#171;مطربی&#187; می گويند و آن نوع موسيقی که امروز به نام موسيقی &#171;سنتی&#187; شناخته می شود، دو سبک جدا از هم نبوده اند و سنت موسيقی، سنت واحدی بود که هر طيف از جامعه احتياجات خود را در آن جستجو می کرد.      موسيقی &#171;کوچه -&#160;بازاری&#187; همواره با انتقاد های فراوانی روبه رو بوده است. برخی اين موسيقی را موسيقی کلاه مخملی ها می دانند و از اين رو آن را به رواج ابتذال متهم می کنند.    موسيقی &#171;کوچه -&#160;بازاری&#187; همواره با انتقاد های فراوانی روبه رو بوده است. برخی اين موسيقی را موسيقی کلاه مخملی ها می دانند و از اين رو آن را به رواج ابتذال متهم می کنند.    &#160;در اين برنامه علی نظری از پيشگامان موسيقی &#171;کوچه - بازاری&#187; به اين انتقاد ها پاسخ می دهد.&#160;&#160;     آقای نظری می گويد نام اين موسيقی در واقع موسيقی &#171;مردمی&#187; است.&#160;&#160;     او در پاسخ به منتقدان اين سبک می پرسد: &#171;آيا موسيقی مبتذل داريم؟&#187; و سپس پاسخ می دهد: &#171;حسن شماعی زاده می گويد: موسيقی مبتذل نداريم اما شعر مبتذل داريم چون بيان می کند.&#187;    همچنين مهدی ذکايی سردبير مجله &#171;جوانان&#187; (چاپ لس آنجلس) به بيان مواجهه رسانه های ديداری و شنيداری آن روزگار با خوانندگان کوچه وبازار می پردازد.    همزمان، سعيد دبيری ترانه سرايی که در روزگار جوانی ترانه &#171;دوستت دارم می دونی&#187; را برای سوسن از خوانندگان مشهور &#171;کوچه - بازاری&#187; سروده معتقد است اين موسيقی به شدت تحت تاثير موسيقی عربی قرار دارد.&#160;&#160;     او سپس به بررسی نقاط قوت و ضعف اين موسيقی می پردازد.&#160;     آقای دبيری می گويد که اين موسيقی هيچ چيزی از خودش ندارد و می افزايد :&#171;فرم موسيقی سازوضربی همان چند تا ساز همان حالت ها و همان بينگ و بانگوهای عربی وويلن های عربی را حفظ کرده و اين موسيقی حتی ذره ای هم متحول نشده است.&#187;      برای شنيدن مشروح برنامه &#171;نگاه تازه&#187; اين هفته، فايل صوتی برنامه را در بالای صفحه سمت چپ باز کنيد.         شماره&#160; تلفن تماس برنامه نگاه تازه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ ايميل برنامه نگاه تازه:      javanan@radiofarda.com      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_youth_radio/442900.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_youth_radio/442900.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 10 Apr 2008 16:54:10 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جزئیات بازداشت یک مدافع حقوق زنان: این بار خدیجه مقدم</title>
            <description>&lt;strong&gt;خديجه مقدم&lt;/strong&gt; از اعضای کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان در ايران و عضو کميته مادران اين کمپين، روز سه شنبه بازداشت شد.   خديجه مقدم  از اعضای کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان در ايران و عضو کميته مادران اين کمپين، روز سه شنبه بازداشت شد.    آنگونه که خواهر اين فعال حقوق زنان در مصاحبه ای به  راديو فردا  می گويد، اين بازداشت به دستور قاضی سبحانی از قضات شعبه دادياری امنيت دادگاه انقلاب و توسط ماموران حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی صورت گرفته است.    خانم مقدم در دی ماه گذشته نيز توسط کلانتری خيابان گيشا احضار شده بود.     وجيهه مقدم، خواهر اين مدافع حقوق زنان در مصاحبه با راديو فردا، اتفاقات روز سه شنبه و بازداشت خواهرش را شرح می دهد:      وجيهه مقدم : ديروز (سه شنبه) حدود ده و نيم صبح&#160; تلفنی داشتم با خواهرم صحبت می کردم که گفت: &#171;چند لحظه گوشی را نگه دار مثل اينکه زنگ می زنند&#187;. بعد هم فقط صدای جيغ و داد خواهرم را شنيدم. انگار که عده ای داشتند به زور وارد خانه می شدند. &#160; تلفن قطع شد و هرچقدر صدا کردم و ديگرهيچ صدايی از او نشنيدم. بلافاصله خودم را به منزل او رساندم و ديدم سه کرد&#160; و يک خانم در حال صحبت با خواهرم هستند. اين صحبت ها حدود بيست دقيقه طول کشيده بود تا حکم را به او نشان داده بودند.    &#160;اصرار داشتند که زودتر حاضر شود که اورا ببرند. من هم طبيعتا چون آنجا بودم و نگران خواهرم گفتم بايد من را هم با خود ببريد.      راديو فردا: می توانيد بگوييد در آن حکم چه چيزی نوشته شده بود و ماموران در مدت حضورشان بيشتر درباره چه مسائلی صحبت می کردند؟      من حکمی را نديدم ولی خواهرم حکم را ديده بود. آن لحظه هم آنقدر شلوغ شده بود و طبيعی بود که خواهرم خيلی عصبانی بود از اينکه زنگ در آپارتمانشان را زده اند و آمده بودند داخل منزل و نه اينکه زنگ بيرون را بزنند.&#160;          خدیجه مقدم، دقایقی بعد از بازداشت در خودروی پلیس       می گفت شما حق نداريد که اين گونه وارد منزل بشويد من با لباس خواب بودم، به زور وارد خانه شديد.     آنها هم می گفتند ما زنگ زديم شما در را باز کرديد و ما وارد شديم. بيشتر صحبت ها اينگونه بود. ما را بردند پليس امنيت در خيابان عشرت آباد.       مقام های امنيتی و انتظامی دليل بازداشت خواهرتان را چه عنوان کردند؟ &#160;     آن چيزی که من متوجه شدم به خاطر کمپين بود. اين که شما با چه کسانی رفت و آمد می کنيد؟ چرا در منزل خود جلسه می گذاريد؟ چرا با مادرها ارتباط داريد؟    قبلا هم&#160;ايشان را احضار کرده بودند و خواهرم رفته بودند با هم صحبت کرده بودند و بعد برگشته بودند. اين آقايان می گفتند ما چند بار آمده ايم و شما نبوديد. در صورتی که اين درست نيست. نمی دانم اينها چه زمانی آمده بودند که خواهرم منزل نبوده.      رفتار مامورانی که وارد منزل شده بودند با ايشان چگونه بود؟      لحظه ايکه وارد شدند من حضور نداشتم. ولی وقتی من رسيدم، انتظار داشتم که با يک عده دزد و جانی روبرو شوم. بعد که ديدم مامورند بی اختيار به آنها گفتم: &#171;خدا خيرتان دهد , چقدر خوشحالم که شما هستيد، دزد نيستيد!&#187;              فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.دنبال اين هستيم که شايد بتوانيم تبديل قرار کنيم. خودش هم اصلا قبول ندارد که وثيقه بگذارد.     خواهر خدیجه مقدم      حتی وقتی گفتم من هم همراهتان می آيم اول مخالفت کردند و وقتی ديدند که داد و فرياد می کنم که اجازه نمی دهم خواهرم را تنها ببريد و من هم بايد بيايم، اجازه دادند.     در ماشين هم که نشسته بوديم خواهرم می توانست صحبت کند و حرفهايش را می زد. اتفاقا دو نفر از آنها خيلی خوب برخورد می کردند، منظور اين نيست که دو نفر ديگر برخورد بدی داشتند ولی بيشتر سکوت می کردند.      می دانيد که پس از پليس امنيت به کجا انتقال داده شدند و آيا از بازداشتگاه ايشان اطلاعی در دست داريد؟      بعد از پليس امنيت ايشان را بردند دادگاه انقلاب.     در آنجا برای ايشان قرار وثيقه صد ميليون تومانی گداشتند. متاسفانه اتهامی هم که به ايشان نسبت دادند &#171;اقدام عليه امنيت کشور&#187; است. از دادگاه انقلاب ايشان را بردند اماکن خيابان&#160; وزرا.       خانم مقدم تاکنون چه اقداماتی جهت آزادی ايشان انجام داده ايد؟      امروز ساعت ده صبح وقت داده اند. قرار است همسر ايشان برود دادگاه انقلاب و من هم به خيابان وزرا بروم تا ببينيم چه کاری می توانيم بکنيم و اصلا به ما بگويند که چه کاری بايد انجام دهيم.      گفتيد که مسئولان قضائی قرار تامين برای ايشان صادر کرده اند.      فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.دنبال اين هستيم که شايد بتوانيم تبديل قرار کنيم. خودش هم اصلا قبول ندارد که وثيقه بگذارد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Khadijeh_Moghadam/442747.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Khadijeh_Moghadam/442747.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 09 Apr 2008 17:00:12 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D8A72B68-A325-4565-A24F-BEF04B9AF812_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> نگاه تازه: در جستجوی سيزده به در </title>
            <description>بنابر يکی از سنت های ايرانی روز سيزدهم سال نو حتما بايد از خانه بيرون رفت و در يک فضای سبز آخرين روز از جشن سال نو را برگزار کرد. &#160;بنابر يکی از سنت های ايرانی روز سيزدهم سال نو حتما بايد از خانه بيرون رفت و در يک فضای سبز آخرين روز از جشن سال نو را برگزار کرد.    بسياری می گويند اين روز نحس است و اگر در اين روز در خانه بمانی، سال خوبی را نخواهی داشت.     ولی اينکه چرا سيزدهمين روز سال نو در نزد ايرانيان&#171; بدشگون&#187; قلمداد می شود را شايد کمتر کسی بداند.      سيزده بدر، روز با شگون      در برنامه اين هفته  نگاه تازه  ابتدا به سراغ دکتر هوشنگ طالع، پژوهشگر تاريخ در تهران رفتيم تا ببينيم اين روز برای چه &#171;نحس&#187; خوانده می شود و ايرانيان در گذشته در اين روز چه کارهايی را انجام می داده اند.    &#160;آقای طالع می گويد:&#171;روز سيزدهم فروردين پيش از اسلام نه تنها روز نحسی نبوده بلکه روز باشگونی به شمار می آمده و به همين دليل مردم به طبيعت می رفتند تا آن را جشن بگيرند&#187;.     به گفته او &#171;ايرانيان تا پيش از گرويدن به اسلام بر اين باور بودند که زمين دوازده هزار سال عمر دارد و در سال سيزده هزارم عمر زمين به سرمی آيد و دوره جديدی از زندگی آغاز می شود و برای همين روز سيزدهم فروردين را نماد سال سيزده هزارم قرار می دادند و آن را جشن می گرفتند&#187;.     هوشنگ طالع می افزايد:&#171; پس از حمله اعراب، ايرانيان برای آنکه بتوانند همچنان آداب و رسوم مذهبی و فرهنگی خود را اجرا کنند و با واکنش منفی فرمانروايان جديد روبرو نشوند، گفتند، اين روز يک روز نحس است و ما بايد آن را در طبيعت سپری کنيم&#187;.         &#171;ايرانيان تا پيش از گرويدن به اسلام بر اين باور بودند که زمين دوازده هزار سال عمر دارد و در سال سيزده هزارم عمر زمين به سرمی آيد و دوره جديدی از زندگی آغاز می شود و برای همين روز سيزدهم فروردين را نماد سال سيزده هزارم قرار می دادند و آن را جشن می گرفتند&#187;.     دکتر هوشنگ طالع&#160;      به گفته اين پژوهشگر، &#171; از آنجا که اعراب در فرهنگ شان روزهای نحس داشتند، اين توجيه ايرانيان سبب شد ديگر نسبت به برگزاری مراسم روز سيزده حساسيتی نشان ندهند&#187;.    دکتر عباس پويا، اسلام شناس در دانشگاه فرايبورگ آلمان مهمان ديگر برنامه اين هفته نگاه تازه است.    &#160;آقای پويا می گويد:&#171; در قرآن و احاديث معتبر روزها و ماه های نحس جايی ندارند ولی اعراب پيش از اسلام برخی از ماه ها را نحس می دانستند، مانند ماه محرم. برای مثال در اين ماه جنگيدن ممنوع بود. اين اعتقادات اعراب بعدا وارد اسلام نيز شد واسلام نيز آنها را پذيرفت&#187;.     ولی به گفته آقای پويا &#171;در دوران جديد مسلمانان به ندرت به اين موضع توجه می کنند و برای نمونه در جنگ ايران و عراق شاهد بوديم که حتی در ماه های حرام هم جنگ می شد&#187;.    البته برای اطمينان از تئوری مطرح شده از سوی آقای هوشنگ طالع درباره دليل نحس خوانده شدن روز سيزدهم فروردين به سراغ يک کارشناس ديگر هم رفتيم.     دکتر احسان يارشاطر، استاد ادبيات فارسی و تاريخ ايران و مولف دانشن امه ايرانيکا  در نيويورک مهمان بعدی برنامه ماست.     آقای يارشاطر می گويد:&#171; با وجود آنکه مراسم روز سيزده، منطقی به نظر می رسد و به نحوی پايان دهنده جشن سال نواست ولی تا کنون هيچ گونه مدرک و سندی از دوران پيش از اسلام درباره اين روز پيدا نشده است و با قاطعيت نمی توانيم بگوييم که اين روز قبل از حمله اعراب هم به شکل امروزی جشن گرفته می شده است&#187;.     در برنامه اين هفته  نگاه تازه  ناصر مسعودی، خواننده پرطرفداری که اين روزها برای ديدار از اعضای خانواده اش در پاريس به سر می برد، حضور دارد.     آقای مسعودی هم پيش از انقلاب و هم پس از انقلاب ترانه های زيادی را به ويژه به گيلکی اجرا کرده است.     ترانه مشهور  بنفشه گل  از کارهای او پيش از انقلاب و ترانه سريال تلويزيونی  ميرزا کوچک خان جنگلی  از کارهای او در سال های اخير است.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/441820.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/441820.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 02 Apr 2008 21:16:24 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> نگاه تازه: متن و حاشیه رپ فارسی </title>
            <description>&lt;br&gt;کمتر از يک دهه پيش &#171;رپ&#187; تنها به عنوان يک فرهنگ خاص لباس پوشيدن مثل هر مد ديگری وارد ايران شد و توجه گروهی از جوانان را به خود حلب کرد کمتر از يک دهه پيش &#171;رپ&#187; تنها به عنوان يک فرهنگ خاص لباس پوشيدن مثل هر مد ديگری وارد ايران شد و توجه گروهی از جوانان را به خود حلب کرد.    آن روزها به اين گروه از جوانان &#171;رپی&#187; می گفتند. رفته رفته برخورد با اين نوع پوشش که از آن به عنوان مظاهر &#171;تهاجم&#187; يا &#171;شبيخون فرهنگی&#187; نام برده می شد در دستور کار نهادهای انتظامی و فرهنگی جمهوری اسلامی قرار گرفت.&#160;&#160;&#160;     تا آن هنگام کسی از موزيک رپ آن هم رپ فارسی سخن نگفته بود.&#160;تا اينکه از دهه ۹۰ ميلادی زمزمه های رپ فارسی به گوش رسيد.     در برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; با شهرام آذر سرپرست گروه سندی همراه شديم کسی که برای اولين بار در لس آنجلس به اجرای رپ فارسی و يا آن طور که رپرها می گويند &#171;پرشيا رپ&#187; پرداخت.    &#160;شهرام آذر که رپرهای ايرانی&#160; او را پدر رپ فارسی&#160; ناميده اند، می گويد: &#171;موسيقی رپ نوعی موسيقی اعتراضی است که به طور کلی توسط سياهان امريکايی به وجود آمد و بيانشان به صورت صحبت کردن بود بدون آنکه از ملودی در کلام استفاده کنند.&#187;     آقای آذر معتقد است موسيقی رپ تمام دنيا را متاثر کرده و می افزايد:&#171;ما شرقی ها بيشتر دوست داريم نوعی از موسيقی را گوش کنيم که کلام همراه با ملودی باشد و هر چه بيشتر اين کلام نت های کشيده داشته باشد بيشتر خوشمان می آيد مثل حالت خواندن اذان.&#187;     شهرام آذر در اين برنامه به بررسی نقاط قوت و ضعف موزيک رپ فارسی می پردازد به اعتقاد او صدای اغلب خوانندگان رپ فارسی ضعيف است و با متن ها همخوانی ندارد.     در ادامه برنامه اميد پوريوسفی سرپرست و خواننده گروه تپش ۲۰۰۱۲&#160;مسايل تکنيکی و حواشی رپ فارسی را بررسی می کند.    به گفته آقای پور يوسفی، رپ فارسی که امروز در ايران به گوش می رسد بازتابی از اوضاع اجتماعی و سياسی امروز ايران است.با وجود محدوديت هايی که در اين زمينه وجود دارد در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی آلبومی رپ با نام اسکناس منتشر شد.     جوانان هوادار اين سبک از موسيقی معتقدند که اين موسيقی به دليل مضامين زمينی و انتقادی اش بهتر می تواند با جامعه ارتباط برقرار کند.    برنامه نگاه تازه شنبه ها ساعت ۲۱:۰۰ به &#160;وقت تهران و دوشنبه ها ساعت ۱۹:۰۰ به وقت ايران پخش می شود.     شماره تماس با ما ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ و ايميل آدرس ما   mailto:javanan@radiofarda.com   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/441015.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/441015.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Mar 2008 21:12:49 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مکرمه ابراهیمی، محکوم به سنگسار، آزاد شد</title>
            <description>&lt;span&gt;بنا به گزارش ها، مکرمه ابراهیمی، زنی که بجرم &#171;زنای محصنه&#187; به سنگسار محکوم شده بود، عفو شده و &lt;span&gt;&#160;&lt;/span&gt;از زندان آزاد شده است. &lt;/span&gt;   قوه قضاییه ایران روز سه شنبه&#160; اعلام کرد که مکرمه ابراهیمی، زنی که به جرم &#171;زنای محصنه&#187; به سنگسار محکوم شده بود، عفو شده و  &#160; از زندان آزاد شده است.             مکرمه ابراهیمی که مادر دو فرزند است ، یازده سال گذشته را بجرم داشتن رابطه نامشروع با جعفر کیانی در زندان گذراند.             حکم سنگسار جعفر کیانی ، چند ماه قبل در روستایي از توابع تاکستان قزوین اجرا شد. اجرای آن حکم و صدور حکم سنگسار برای مکرمه ابراهیمی با اعتراض گسترده داخلی و بین المللی روبرو شد.             سعيد اقبالي، وکيل مکرمه ابراهيمي، در گفت وگو با  رادیو فردا  توضیحاتی درباره آخرین تحولات پرونده موکلش ارائه کرده است:           رادیو فردا: روند بخشودگی مکرمه ابراهیمی چه مراحلی را طی کرده بود؟             &#171;بعد از اینکه حکم سنگسار در خصوص جعفر کیانی به آن ترتیب اجرا شد، از دفتر آقای شاهرودی پرونده را خواستند و ما هم لایحه نوشتیم و روی پرونده گذاشتیم، موادی را مطرح کردیم که تقاضا کردیم مجددا&quot; رسیدگی شود. تقاضای رسیدگی مجدد رد شد ولی پیشنهاد عفو شد و پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی ارسال شد و خوشبختانه در چند ماهی که پرونده در کمیسیون بود مورد بررسی قرار گرفت، یکبار هم از مکرمه توضیحاتی خواستند، در حال حاضر هم خوشبختانه رای تبدیل شد و مکرمه آزاد شد.&#187;     سعید اقبالی، وکیل مدافع مکرمه ابراهیمی&#160;              سعید اقبالی:  بعد از اینکه حکم سنگسار در خصوص جعفر کیانی به آن ترتیب اجرا شد، از دفتر آقای شاهرودی پرونده را خواستند و ما هم لایحه نوشتیم و روی پرونده گذاشتیم، موادی را مطرح کردیم که تقاضا کردیم مجددا&quot; رسیدگی شود. تقاضای رسیدگی مجدد رد شد ولی پیشنهاد عفو شد و پرونده به کمیسیون عفو و بخشودگی ارسال شد و خوشبختانه در چند ماهی که پرونده در کمیسیون بود مورد بررسی قرار گرفت، یکبار هم از مکرمه توضیحاتی خواستند، در حال حاضر هم خوشبختانه رای تبدیل شد و مکرمه آزاد شد.          مختومه شدن پرونده خانم ابراهیمی چه تاٌثیری می تواند داشته باشد بر جلوگیری از صدور اینگونه احکام که توسط بعضی قضات در محاکم قضائی صادر می شود؟   &#160;        &#160; من فکر می کنم که پرونده مکرمه و جعفر یک سری واقعیت هایی را نشان داد که باید راهکار مناسبی ارائه بشود که این چنین احکامی صادر نشود یا حداقل صدور حکم محدود بشود به شرایطی که در فقه تعیین شده و در صدورآن سختگیری های فقهی و قانونی مورد توجه قرار گیرد، که شاید درباره پرونده مکرمه از ابتدا مورد توجه قرار می گرفت احتمالا&quot; این رای صادر نمی شد.               تا چه اندازه دفاع خود را در بخشودگی خانم ابراهیمی موءثر می دانید و فکر می کنید آن بخشی از قوه قضاییه جمهوری اسلامی که با حساسیت این پرونده هارا دنبال می کند، از خلل این دفاع،           متوجه نقائص حقوقی موجود در این باره شده است؟          مورادی که در پرونده مکرمه بود شاید صرفا&quot; بخاطر دفاع ما نبود که این اتفاق افتاده،  &#160; به هرحال پرونده مکرمه وارد یک بحث اجتماعی شده بود و باید تصمیم درستی گرفته می شد، که شد. شاید با توجه به اینکه پرونده مکرمه مختومه شد و رای قطعی شده بود، بحث دفاع حقوقی آنچنان مطرح نبود،  &#160; مواردی هم که مطرح شد،  &#160; بیشتر موارد حقوقی بود که باید مورد توجه قرار بگیرد و مختص پرونده مکرمه هم نبود. &#160;        &#160; بیشتر همان سختگیری هایی هست که قانون برای احکام سنگینی، احکام حدود مورد توجه قرار داده و راه های اثبات خیلی محدودی که در این خصوص وجود دارد،  &#160; مانند چهار نفر مرد با شرایط خاص یا چهار بار اقرار در چهار جلسه جداگانه بازهم با شرایط خاص ،  &#160; این ها مواردی است که اگر به آن عمل شود و مورد توجه قرار گیرد و از طرف دیگر استناد به علم قاضی محدود شود،  &#160; احکام سنگین مانند این را کمتر خواهیم دید.               امکان دارد اشاره ای هم به مواردبفرمایید؟   &#160;        &#160; بیشتر همان سختگیری هایی است که در مورد احکام سنگین، احکام حدود، قانون مورد توجه قرار داده و راه های اثبات خیلی محدودی که در این خصوص وجود دارد مانند چهار نفر مرد با شرایط خاص یا چهار بار اقرار در چهار جلسه جداگانه بازهم با شرایط خاص، اینها مواردیست که اگر به آن عمل شود و مورد توجه قرار گیرد و از طرف دیگر استناد به علم قاضی محدود شود، احکام سنگین مانند این را کمتر خواهیم دید.               آقای اقبالی با توجه به اینکه حکم سنگسار در مورد یکی از متهمان این پرونده یعنی آقای جعفرکیانی اجرا شده و از طرف دیگر خانم ابراهیمی مورد بخشش قرار گرفته اند، آیا خانواده آقای کیانی قصد دارند که نسبت به اجرای حکم ، علیه قاضی صادر کننده این حکم اعلام جرم کنند؟                        &#160;      ما از جعفر یا خانواده او وکالتی نداریم، از طرف دیگر باید این موضوع را هم مورد توجه قرار بدهیم که اگر در مورد مکرمه رای تبدیل می شود و مکرمه مورد عفو قرار می گیرد، این دلیل نیست که قطعا&quot; در مورد جعفر هم باید همین گونه می بود. درست است که رای مکرمه تبدیل شد ولی به این معنی نیست که بیگناه شناخته شد . مکرمه در واقع مورد بخشش قرار گرفت.  &#160;&#160;  &#160;  &#160;     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_ebrahimi/439758.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_ebrahimi/439758.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 18 Mar 2008 19:12:00 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A045B018-940B-4B90-B82D-85012B7F46DC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه : انتخابات مجلس هشتم</title>
            <description>جمعه چهاردهم اسفند در ايران انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی برگزار می شود. جمعه چهاردهم اسفند در ايران انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی برگزار می شود.    در شرايطی که اصولگرايان حامی دولت محمود احمدی نژاد حساس ترين مراکز قدرت را در دست دارند و از تريبون های بيشتری برخوردارند، به باور برخی تحليلگران اين انتخابات می تواند آزمونی برای دولت او باشد. برخی ازمنتقدان دولت آقای احمدی نژاد هم شرکت در اين انتخابات را جدالی نا برابر می دانند.&#160;    &#160;به همين خاطر در &#171;نگاه تازه&#187; اين هفته به سراغ محمد، فاطمه و کيان در تهران، لرستان و مازندران رفتيم که گرايش های گوناگون سياسی دارند.    &#160;اين جوانان از حال و هوای انتخاباتی در شهرهايشان می گويند. فاطمه معتقد است که شرکت در انتخابات حتی از نان شب هم واجب تر است.    &#160;او می افزايد: &#171;ما طبق تعاليمی(مذهبی)هم که داريم به ما می گويند حتی اگر دو نفر هستيد هميشه يک نفر را ب ه عنوان رهبر انتخاب کنيد&#187;.&#160;&#160;     &#160;اما کيان می گويد که زمانی در انتخابات شرکت می کند که نماينده اش تاييد صلاحيت شده باشد و در ادامه می گويد:&#160;&#171;وقتی نماينده من رد صلاحيت می شود من به چه کسی می توانم رای دهم&#187;.&#160;    محمد در اين ميان اعتقاد دارد برای جلوگيری از آن اتفاقی که در انتخابات رياست جمهوری افتاد و پديده ای مانند اقای احمدی نژاد از طريق پادگانی انتخاب شد و به رياست جمهوری رسيد، بايد در انتخابات شرکت کرد.&#160;         &#171;فکر می کنم با گفتن اين که ما شرکت نمی کنيم چون رد صلاحيت وجود دارد به نوعی ما حضور قشر جديدی، که نه در دو فراکسيون اصلاح طلب و محافظه کار جای می گيرد و نه در جريانات ۳۰سال گذشته که از قديم وجود داشته است، را نادیده گرفته و مقداری کم لطفی به اين جريان جديد است&#187;.     فریبا عادلخواه      محمد می گويد که مردم برای مشارکت و يا عدم مشارکت در انتخابات دچار سردرگمی و ترديد هستند.&#160;    در اين برنامه فريبا عادلخواه، جامعه شناس ايرانی مقيم پاريس، نيز به تحليل نظر جوانان شرکت کننده در اين مباحثه می پردازد.    خانم عادلخواه می گويد:&#171;فکر می کنم با گفتن اين که ما شرکت نمی کنيم چون رد صلاحيت وجود دارد به نوعی ما حضور قشر جديدی، که نه در دو فراکسيون اصلاح طلب و محافظه کار جای می گيرد و نه در جريانات ۳۰سال گذشته که از قديم وجود داشته است، را نادیده گرفته و مقداری کم لطفی به اين جريان جديد است&#187;.    در اين برنامه حسين زمان از خوانندگان آغازگر موسيقی پاپ پس از انقلاب بهمن ۵۷ نيز حضور دارد واز تجربه همکاری با اصلاح طلبان در زمان کانديداتوری مصطفی معين کانديدای اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری دو سال پيش می گويد.    به اعتقاد آقای زمان انتخابات زمانی می تواند موثر افتد که حاصل و نتيجه اش نيز تاثير گذار باشد.    او ابراز عقيده می کند که:&#160;&#171;مجلس چون مجلس مستقل و مقتدری در جايگاه خودش نيست و نخواهد بود با آن شکلی که الان برايش طرح ريزی شده بنابراين هر جناح اصلاح طلب يا مخالف با روند کنونی حکومت اگر بر سر کار آيد به نظر من زياد نمی تواند تاثير گذار باشد&#187;.&#160;    &#160;برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را مي توانيد روزهای شنبه ساعت ۹ شب به وقت تهران و روزهای دوشنبه ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت تهران بشنويد.     با ما به شماره تلفن ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ تماس بگيريد.     نشانی ايميل ما در دنيای مجازی:        javanan@radiofarda.com      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/438911.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/438911.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 12 Mar 2008 19:45:10 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تعیین جایزه یک میلیون دلاری در ایران برای ترور رهبران اسراییل</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;گروهی که خود را جنبش عدالتخواه دانشجویی نامیده واز سوی یک گروه ایرانی مدافع انجام عملیات انتحاری حمایت می شود خواستار قتل سه تن از رهبران نظامی اسراییل شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            گروهی که خود را جنبش عدالتخواه دانشجویی نامیده واز سوی یک گروه ایرانی مدافع انجام عملیات انتحاری حمایت می شود خواستار قتل سه تن از رهبران نظامی اسراییل شده است.        این گروه روز یکشنبه،              &#160; ۱۹   اسفند ماه، با برگزاری همایشی تحت عنوان &#171;قصاص جالوت&#187; در تالار اسوه تهران جایزه ای یک میلیون دلاری را نیز به این منظور تعیین کرده است؛ جایزه ای که به گفته اعضای این گروه به افراد، خانواده یا نزدیکان کسانی که موفق به این کار شوند تعلق می گیرد.          تاسیس صندوق برای نابودی اسراییل          قصاص جالوت، عنوان برنامه سمبليكی بود كه روز یکشنبه توسط گروهی كه خود را جنبش عدالتخواه دانشجويی می نامند در تهران برگزار شد.        اعضای اين گروه با انتشار فراخوانی اعلام كردند كه قصد دارند جايزه ای را برای كشتن ايهود باراك، وزير دفاع، مه اير تاگان، رییس سازمان اطلاعاتی و آمو سيادلين، رییس اطلاعات ارتش اسرائيل تعيين كنند.        اين گروه كه از اقدام خود به عنوان اعدام انقلابی نام برده، دليل آن را تشديد آنچه که &#171;جنايت های اسرائيل علیه فلسطينيان و ترور افراد جبهه مقاومت اسلامی&#187; خوانده، عنوان كرده است.        مرتضی فيروز آبادی، مسئول برگزاری این مراسم در گفت وگو با  رادیو فردا  حاضر نشد تا جزييات بيشتری در این مورد ارائه کند.               &#171;وقتی چند خانم در خيابان های تهران جمع می شوند و می خواهند امضا جمع كنند تا از حقوق زنان دفاع شود، اينها را به جرم اقدام عليه امنيت ملی دستگير می كنند ولی ‌تعجب آور است كه وقتی تجمعاتی‌ انجام می شود كه آشكارا عليه مصالح و منافع ملی‌ كشور است، هيچ اقدامی ‌از سوی نظام صورت نمی گيرد.&#187;     صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران           وی گفت: &#171;ما با راديو فردا مصاحبه نمی كنيم، مسيری كه شما طی می كنيد با مسير ما بسيار متفاوت است. ما با رسانه های‌ خارج از كشور مصاحبه نمی كنيم. بگوييد كه من گفتم با راديو فردا مصاحبه نمی كنم.&#187;            به نوشته وب سايت رسمی اين گروه، جنبش عدالت خواه دانشجويی، فعاليت خود را در مشهد و تهران از اواخر دهه ۷۰&#160;خورشيدی و تحت تأثير سخنرانی های حسن رحيم پور ازغدی، از تئوريسين های جناح اصولگرا آغاز كرده است.      حميد عابدينی، فعال دانشجويی دانشگاه تهران، درباره گرايش سياسی اين گروه می گويد: &#171;جنبش عدالت خواه دانشجويی، پرچمی است برای جمع كردن تمامی نيروهايی‌كه طرفدار دولت هستند.&#187;        آن گونه كه جنبش عدالت خواه دانشجويی در كارنامه خود عنوان كرده، آنها فعاليت های خود را همزمان با روی كار آمدن دولت محمود احمدی ‌نژاد گسترش دادند و در اين ميان به تأسيس صندوقی دانشجويی برای كمك به نابودی اسرائيل دست زدند.        این گروه همچنين در بخشی از پيشينه كاری خود، از اعزام نيرو برای پشتيبانی از جنگ ۳۳&#160;روزه حزب الله لبنان و اسرائيل و ممانعت مقام های جمهوری اسلامی و تركيه از انجام آن، ياد می كنند.        صادق زيبا كلام، استاد علوم سياسی دانشگاه تهران معتقد است که جمهوری اسلامی هيچ گاه اين گروه ها را از خود ندانسته است.        وی از سوی ديگر به  رادیو فردا  می گويد: &#171;وقتی چند خانم در خيابان های تهران جمع می شوند و می خواهند امضا جمع كنند تا از حقوق زنان دفاع شود، اينها را به جرم اقدام عليه امنيت ملی دستگير می كنند ولی‌تعجب آور است كه وقتی تجمعاتی‌ انجام می شود كه آشكارا عليه مصالح و منافع ملی‌ كشور است، هيچ اقدامی‌از سوی نظام صورت نمی گيرد.&#187;          &#171; افزایش فاصله میان ایران و جهان&#187;          برنامه اخير اين جنبش، از سوی گروه ديگری مورد حمايت قرار گرفته است با عنوان &#171;ستاد پاسداشت شهدای‌ جهان اسلام&#187;، كه چندی پيش در تهران برای انجام عمليات انتحاری عليه اسرائيل اقدام به ثبت نام از داوطلبان كردند.          جنبش عدالت خواه دانشجويی، در اطلاعيه خود اعلام كرده است که در طرحی جديد، از داوطلبانی كه حاضرند&#160; كليه خود را برای‌ افزايش جايزه قصاص سران رژيم صهيونيستی، اهداء كنند ثبت نام به عمل خواهد آمد.     عنوان اين برنامه به ظاهر اشاره ای دارد به داستان نبرد &#171;طالوت و جالوت&#187; و سرانجام كشته شدن جالوت به دست داود پيامبر، كه در كتاب دينی مسلمانان نيز به آن اشاره شده است.         به اعتقاد سعيد پيوندی، استاد جامعه شناسی دانشگاه پاريس، تأكيد بر اجرای چنين برنامه هايی از نقطه نظر سياسی بر فاصله ايران با جهان می افزايد.        وی به  رادیو فردا  می گوید: &#171;اين گونه برنامه ها به اين معناست كه ما جامعه ايران را در تضاد و دشمنی با جوامع ديگر تعريف می كنيم و از همين زاويه يك نوع هويت يابی خشونت آميز در جامعه ما رواج پيدا می كند.&#187;        این استاد جامعه شناسی دانشگاه پاريس می افزاید: &#171;كشوری مانند اسرائيل، نه همسايه ماست و نه برخورد مستقيمی با ما دارد، اين نوع دشمنی نهادين با اسرائيل به خاطر حمايت از فلسطينیان، بر هويت يابی جوانان كشورمان در رابطه با دنيا، بيشترين تأثير منفی را می گذارد.&#187;        جنبش عدالت خواه دانشجويی، در اطلاعيه خود اعلام كرده است که در طرحی جديد، از داوطلبانی كه حاضرند &#160;  كليه خود را برای‌ افزايش جايزه قصاص سران رژيم صهيونيستی، اهداء كنند ثبت نام به عمل خواهد آمد.        در حالی‌ كه پوسترهای اين فراخوان و برنامه های آنها در دانشگاه های تهران توزيع شده است، از حميد عابدينی در باره برخورد دانشجويان با فراخوان اين گروه پرسيديم.        وی گفت: &#171;پوستر اين گروه چيزی نيست كه اذهان عمومی دانشجويان با آن درگير شود. اين برنامه ها چون از طرف گروه هايی با افكار خاص، برگزار می شود مورد استقبال دانشجويان قرار نمی گيرد و به عنوان برنامه رسمی و حكومتی تلقی می شود.&#187;    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_one_million_Dollar_award_Israel_terror/438587.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_one_million_Dollar_award_Israel_terror/438587.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 10 Mar 2008 18:49:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9B8F4516-276B-47FE-B857-C6A14EB0EC21_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: شاهنامه در تئاتر، موسيقی و سينمای ايران</title>
            <description>&lt;p&gt;اهميت شاهنامه فردوسی تنها در ويژگی های منحصر به فرد ادبی اش نيست، بلکه اين اثر جاودانه به خاطر تاثيرش بر هويت ملی و خودآگاهی تاريخی ايرانيان نيز از جايگاه ويژه ای برخوردار است. &lt;/p&gt; اهميت شاهنامه فردوسی تنها در ويژگی های منحصر به فرد ادبی اش نيست، بلکه اين اثر جاودانه به خاطر تاثيرش بر هويت ملی و خودآگاهی تاريخی ايرانيان نيز از جايگاه ويژه ای برخوردار است.     همين موضوع سبب شده که هنرمندان ايرانی و غير ايرانی تا به امروز اين اثر را دست مايه ای برای خلق آثار جديد قرار دهند، ولی با وجود تلاش های همه جانبه همچنان در دو زمينه مهم هنری، يعنی موسيقی و سينما آثار قابل توجهی که برگرفته از شاهنامه باشند، شکل نگرفته اند.     شهرام ناظری، خواننده نامدار ايرانی، قصد دارد اين کمبود را در عرصه موسيقی سنتی برطرف کند.     آقای ناظری مدت ها است که با همکاری پسرش، حافظ ناظری بر روی اشعار شاهنامه کار می کند تا بتواند آنها را در قالب موسيقی سنتی به اجرا در آورد.     او می گويد در تاريخ ثبت شده موسيقی ايرانی، يعنی از اواخر دوره قاجار تا کنون، از اشعار شاهنامه خبری نيست و از همين رو يافتن يک شيوه بيان مناسب برای اين اشعار کاری دشوار و البته بی نظير است. &#160; به گفته هوشنگ کاووسی، از منتقدان پيش کسوت سينما، در ايران تا کنون يک اثر ماندگار و قوی مبتنی بر داستان های شاهنامه شکل نگرفته است.     اين در&#160;حالی است که در سال ۱۹۶۳ ميلادی در هند و در سال ۱۹۹۱ در تاجيکستان دو فيلم سينمايی نسبتا خوب براساس داستان های شاهنامه توليد شده است. &#160; شهرام ناظری، هوشنگ کاووسی به همراه احمد کريمی حکاک، استاد ادبيات فارسی در دانشگاه واشينگتن، آرش شريف زاده عبدی، ايران شناس مقيم دانمارک، آرام قاسمی، کارگردان تئاتر مقيم ايتاليا و چاندر شکر، استاد زبان فارسی در دانشگاه دهلی نو مهمان برنامه اين هفته نگاه تازه هستند و در باره اهميت شاهنامه برای ايران و ايرانی و نمودهای آن در موسيقی، تئاتر و سينما سخن می گويند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_glance_shahnameh/437676.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_glance_shahnameh/437676.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 04 Mar 2008 12:56:32 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DF7F528E-D170-4668-ACCF-5BAE58F05F3F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: غروب دلتنگ جمعه ها
</title>
            <description>&lt;p&gt;نگاه تازه: غروب دلتنگ جمعه ها&lt;/p&gt; برنامه نگاه تازه اين هفته به گذران روز جمعه در ميان جوانان و دلتنگی های ناشی از غروب جمعه ها اختصاص دارد.    جمعه ها معمولا بی خبر از راه می رسند و بی سرو صدا به تقويم روزهای زندگی ما اضافه می شوند.    در ايران امروز بسياری از جوانان غروب های جمعه را غروب هايی دلگير کننده می دانند.    تصوير اين دلتنگی در ادبيات معاصر هم که نمايانگر گوشه ای از تاريخ حيات اجتماعی ايرانيان است به چشم می خورد. نمونه برجسته اين تصوير را می توان در شعر جمعه فروغ فرخزاد نظاره کرد.    دکتر رضا وقايع&#160; نگار استاد زبان و ادبيات فارسی در اين برنامه به بازخوانی تصوير جمعه از دوره رودکی تا امروز می پردازد.    آقای وقايع نگار معتقد است جمعه و شب آن در مجموع روز و شب خوبی بوده است و اين مضامين تلخ به خاطر وجود اندوه در ادبيات فارسی است.     اما انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به جمعه ابعاد ايدئو لوژيک هم بخشيده است. برخی از شيعيان هم معتقدند امام دوازدهم که حدود ۱۲ قرن را در غيبت سپری کرده است در يکی از همين جمعه ها ظهور خواهد کرد. آنها هم اين انتظار را موجب دلگيری غروب های جمعه می دانند.     اما دکتر مريم رامشت، روانشناس، می گويد که متوليان رفاه روانی و اجتماعی جامعه مسئول هستند اسباب شادی و لذت بخش بودن زمان هايی را که در اختيار افراد جامعه قرار دارد، فراهم کنند.    در نگاه تازه اين هفته همچنين با دکتر محمود خوشنام نگاهی انداخته ايم به ترانه جمعه کار مشترک اسفنديار منفردزاده و شهيار قنبری با صدای فرهاد که از برجسته ترين نمونه های ادبيات آهنگين فارسی در اين باره به شمار می آيد.     برنامه نگاه تازه شنبه ها ساعت ۲۱ به وقت ايران و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران پخش می شود. شما می توانيد از طريق ايميل آدرس &#160; JAVANA@RADIOFARDA.COM  يا شماره تلفن پيامگير ما ۰۰۴۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; با ما تماس بگيريد.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_glance/436426.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_glance/436426.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 25 Feb 2008 17:31:51 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: طنز سياسی در ايران</title>
            <description>نگاه تازه: طنز سياسی در ايران   &#160;برنامه اين هفته  نگاه تازه راديو فردا &#160;به موضوعی پرطرفدار و رايج در ايران اختصاص دارد: طنز سياسی.            ايرانی ها ملت بذله گويی هستند و گفتن و شنيدن طنز يکی از سرگرمی های عمده آنها است.        با وجود محدوديت های متعدد سياسی، فرهنگی و اجتماعی ولی طنز ايرانی همه مرزها را در هم نورديده و طنزپردازانی که اغلب هم بی نام و نشان هستند، بدون درنظر گرفتن اين محدوديت ها در باره هر موضوعی طنز می سازند. بی شک در اين بين رهبران سياسی هم از نيش گزنده طنز در امان نمی مانند.            اما با قدرت گرفتن محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهور ايران، وی به سوژه اصلی طنزهای سياسی در ايران تبديل شده است.         ابراهيم نبوی، از طنزپردازان امروز ايران معتقد است که احمدی نژاد در طول تاريخ ايران رکوردی را در زمينه طنز بر جای گذاشته است.        به گفته او، &#171;جوک های احمدی نژادی&#187; هم از نظر تنوع و هم از نظر تعداد بی نظير هستند و از اين رو رييس جمهوری ايران را می توان يک &#171;پديده&#187; خواند.        ولی چرا احمدی نژاد تا اين حد برای طنزپردازان محبوب است؟       طنز اصولا در چه جامعه ای شکل می گيرد و گسترش می يابد؟    &#160;آيا ايرانی ها در دوران جديد به طنز روی آورده اند يا نشانه هايی از وجود طنز در ايران قديم بويژه ايران باستان هم وجود دارد؟    برنامه اين هفته  نگاه تازه  می کوشد تا با گفت وگو با کارشناسان و تعدادی از جوانان به اين پرسش ها و پرسش های مشابه پاسخ بدهد.     علاوه بر ابراهيم نبوی، دکتر جواد مجابی، طنزپردازی که در حال نوشتن کتاب تاريخ طنز ايران&quot; است، مهمان برنامه نگاه تازه است.     فرهنگ قاسمی، سراينده ترانه &#171;حقه&#187; که فريدون فروغی در سال ۱۳۵۸ آن را در ايران اجرا کرد، از ديگر مهمانان برنامه نگاه تازه است و در باره سروده خود سخن خواهد گفت.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_radio/435451.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_fresh_radio/435451.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 18 Feb 2008 19:12:46 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;می خواستم همسرم تنبیه شود، نه سنگسار&#187;</title>
            <description>دادگاهی در جمهوری اسلامی برای دو خواهر به نام های زهره و آذر کبيری نيت که هم اکنون به اتهام &#171;زنا&#187; در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است. &#160; دادگاهی در جمهوری اسلامی برای دو خواهر به نام های زهره و آذر کبيری نيت که هم اکنون به اتهام &#171;زنا&#187; در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است.    صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در حالی صورت گرفته که آنها پيشتر از سوی دادگاهی ديگر به شلاق و حبس تعزيری محکوم شده بودند.     حقوقدانان معتقدند رسيدگی به جرمی &#160;واحد در دو دادگاه خلاف قانون است. همچنين صدور حکم سنگسار برای اين دو خواهر در برخی روزنامه ها و سایت های خبری&#160;جهان همچون  ديلی تلگراف  و  استرالين  نيز بازتاب داشته است.         &#160;من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.    نادر عباسی، همسر زهره کبيری در گفت و گو با راديو فردا      به گفته مدافعان حقوق بشر، صدور و در مواردی، اجرای احکام نادری همچون سنگسار، قطع عضو و پرتاب از بلندی، طی دو سال اخير شدت يافته است.&#160;مدافعان حقوق بشر،&#160;اين احکام را نقض جدی حقوق بشر می دانند.    &#160;نادر عباسی همسر زهره کبيری نيت، که خود، شاکی اوليه پرونده همسرش بوده، در گفت و گویی با  رادیو فردا  می گوید که از شکایت خود پشيمان است.       چرا به همسرتان مشکوک شدید؟      ما به دليل اختلافاتی که با هم داشتيم، مدتی از هم دور بوديم و من هر چند وقت، برای ديدن فرزندم و يا دادن اجاره خانه به منزل خودم يا پدر همسرم می رفتم.    &#160;تا اينکه بعضی از همسايه ها با من تماس گرفتند و گفتند که رفت و آمد غريبه ها و خانواده همسرم&#160;به منزلمان زياد است و من مجبور شدم بروم و از نزديک تحقيق کنم و ببينم موضوع چيست.      در حکمی که دادگاه جمهوری اسلامی صادر کرده، به فيلمی استناد شده که خود شما تهيه کرده ايد. آقای صولتی، وکيل همسر شما اين فيلم را نديده است، ولی بر اساس شنيده های خود می گويد اين فيلم در بر گيرنده اين موضوع نيست که همسر شما رابطه جنسی خارج از محدوده زناشويی داشته است. چگونه به فکر تهيه اين فيلم افتاديد؟      من بر اساس گفته همسايه ها به اين مسئله مشکوک شدم و می خواستم ببينم واقعيت چيست، زيرا در ابتدا به همسر خودم شک نداشتم و فکر کردم اگر اين مسئله از سوی خانواده همسرم ايجاد شده، از آمد و رفت آنها به منزلم جلوگيری کنم.    بنابراين مجبور شدم چند روزی موضوع را پيگيری کنم و چون نمی توانستم خودم به داخل منزل بروم و يا کسی را بفرستم، تنها راهی که به نظرم رسيد اين بود که يک دوربين را مخفيانه داخل کانال کولر جاسازی کنم و خودم از داخل انباری به تماشا بنشينم.     به اين صورت بود که موضوع برايم روشن شد وسپس من اين فيلم را تحويل دولت دادم.      در اين فيلم شاهد چه چيزی بوديد که منجر به شکايت از همسرتان شد؟      صحنه هايی ديدم که مجبور شدم اقدام کنم. وقتی اين فيلم را به دولت تحويل دادم آنها گفتند اين فيلم مستند است و از من پرسيدند آيا می خواهم که آنها دستگير شوند؟ من گفتم بله، دستگير و اگر لازم است تنبيه شوند.      آقای عباسی شما مي دانيد که دادگاه بدوی حکم ۹۹ ضربه شلاق و زندان را برای همسرتان صادر کرد، اما پس از يک سال اين پرونده به دادگاه کيفری استان تهران منتقل شد و حکم جديد سنگسار صادر شده است. آيا شما فکر می کرديد که سرانجام&#160; کاری که در پيش گرفتيد به بازی مرگ و زندگی منجر شود؟        &#171;ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است.&#187;  نادر عباسی،&#160;همسر زهره کبیری نیت و شاکی اولیه پرونده&#160;      &#160;نه، من فکر نمی کردم که مسئله به اين حکم منجر شود. من نه از قانون سر در می آوردم و نه از حکمی که صادر می شود، کسی هم به من اطلاع نداد که حکم نهايی سنگسار است. من فقط برای تنبيه همسرم و اينکه به اشتباه خود پی ببرد، اين کار را کردم.    من می خواستم پس ازاين تنبيه، همسرم به سر خانه و زندگی اش برگردد و برای فرزندم مادر باشد.&#160;اکنون نيز اطلاع دارم که داخل زندان به اشتباه خود پی برده و نماز می خواند.    پس از اين حکم من کاملا گيج شده ام و به ناراحتی های قبلی ام اضافه شده است، نمی دانم چه بگويم و چکار کنم.     اين مسئله بر روی فکر و ذهن فرزندم در آينده تاثير خواهد گذاشت و وقتی بزرگ شود خواهد پرسيد که چرا چنين حکمی برای مادرش اجرا شده است، زيرا اگر مادری اشتباه کند، آن هم برای اولين بار، بايد تنبيه شود نه سنگسار.    ناراحتی من از اين است که چرا با دست خودم اين فيلم را به دولت دادم که حالا آنها بگويند ديگر مسئله از دست من خارج است. من با قضات هم صحبت کردم و گفتم اگر من اين فيلم را به شما نمی دادم هرگز خبردار نمی شديد.    من معتقدم کسی که برای اولين بار اشتباه کرده و به اشتباه خود نيز پی برده و پشيمان شده بايد بخشيده شود. من و فرزندم می خواهيم که دولت حکم بخشش همسرم را صادر کند تا بيش از اين با زندگی و آبروی ما بازی نشود.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_stoning_Iran/433525.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_stoning_Iran/433525.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 05 Feb 2008 18:43:15 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/07F244BD-866D-4BF3-AADC-413FC3B8C319_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حکم تازه قوه قضاییه برای سنگسار دو خواهر</title>
            <description>دادگاهی در جمهوری اسلامی برای زهره و آذر کبيری نيت که به همراه خواهر ديگرشان و همسر او که هم اکنون به اتهام&#160;&#171;رابطه نامشروع&#187;، &#171;قوادی&#187; و &#171;داير کردن خانه فساد&#187;&#160;در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است. دادگاهی در جمهوری اسلامی برای زهره و آذر کبيری نيت که&#160;در زندان رجايی شهر کرج به سرمی برند، حکم سنگسار صادر کرده است.    اين دو متهم پيش از اين به دلیل&#160;آنچه که &#171;رابطه نامشروع&#187; اعلام شده است&#160;با رای صادره از سوی دادگاه به شلاق و حبس تعزيری محکوم شده بودند و اين حکم درباره آن ها به اجرا گذاشته شده بود. حقوقدانان معتقدند که رسيدگی به جرمی واحد در دو دادگاه خلاف قانون است.    جبار صولتی، وکيل مدافع اين متهمان با تاکيد بر اين موضوع در گفت و گو با راديو فردا از شيوه رسيدگی به اين پرونده انتقاد می کند. وی می گويد که همسر زهره کبيری از او به دادگاه شکايت کرده&#160;و دادگاه نيز بر اين اساس رای به سنگسار داده است.      رادیو فردا: آقای صولتی، جريان رسيدگی به پرونده اين دو خواهر چه روندی را طی کرده است و آيا&#160; مراحل &#160;قانونی&#160;برای بررسی پرونده&#160;دنبال شده است؟         صولتی: &#160;من پرونده را مطالعه کردم و ديدم که اشتباهی در رسيدگی انجام گرفته است. در ابتدا که اين ها را دستگير می کنند به اتهام روابط نامشروع در شعبه ۱۲۸ دادگاه عمومی فرديس کرج محاکمه می شوند.     قاضی عمل ارتکابی اين دو نفر را تحت عنوان &#171;رابطه نامشروع&#187; ارزيابی&#160;و آنها را به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم می کند و همان جا هم پس از قطعی شدن اين حکم، آن را اجرا می کنند.    ولی پس از رسيدگی و صدور حکم، پرونده را به دادگاه کيفری استان ارجاع می دهند که به اتهام زنای محصنه رسيدگی شود ولی حالا من نمی دانم واقعا قاضی دادگاه کيفری استان تهران متوجه شده است يا نه؛ و&#160;اين زمانی بوده است که حکم صادر شده و در ديوان عالی کشور هم تاييد شده است.      آقای نادر عباسی، همسر خانم زهره کبيری نيت بر اساس چه مستنداتی عليه همسرشان اقامه دعوی کرده اند؟      شوهر خانم زهره کبيری از طريق همسايه ها و فرزندش متوجه می شود که همسرش با ديگران رفت و آمد های مشکوکی دارد. اين در حالی است که شوهر در تهران جدا از همسرش با پدر و مادرش زندگی می کرد و همسرش را هم در خانه خواهرش رها کرده بود.    بعد او بنا به گفته خودش، به خانه خواهر زنش می رود و در آن جا دوربينی جا سازی و اقدام به فيلمبرداری می کند و اين فيلم را به سی دی تبديل کرده و در اختيار دادگاه قرار داده است.    اين ها را گرفته اند بدون آنکه مردی در اين پرونده دستگير شده باشد.      با توجه به گفته های شما مبنی بر اينکه هيچ مردی در اين پرونده دستگير نشده که به داشتن رابطه جنسی با متهمان اعتراف کند، پس مبنای حکم صادره چيست؟       بازپرس دو اعتقاد پيدا می کند، يعنی اينجا مشکوک عمل می کند؛ يک جا می گويد که اين &#171;رابطه نامشروع&#187; است و برای آن ها کيفر خواست صادر می کند، منتها در زير آن می نويسد که دادگاه کيفری استان صلاحيت رسيدگی به اتهام زنای محصنه را ندارد.    دادگاه بدوی وقتی با اين کيفر خواست مواجه می شود موضوع اتهام را &#171;رابطه نامشروع&#187; تلقی می کند و حداکثر مجازات را هم برای اين ها در نظر می گيرد.    يکسال بعد اين پرونده را به دادگاه کيفری استان می برند و وقتی اين ها را محاکمه می کنند در جلسه اول که الزاما می بايستی برای رسيدگی به جرم زنا، وکيل حضور داشته باشد آن جا دادگاه شعبه ۸۰ کيفری استان بدون حضور وکيل، اين ها را محاکمه می کند.      اگر شيوه رسيدگی به اين پرونده را کنار بگذاريم با اين شواهد و مدارکی که دادگاه در اختيار دارد می تواند آن را به عنوان دليلی بر انجام عمل زنا تلقی کند؟      بعد از اينکه من رفتم اين پرونده را در دست گرفتم شوهر خانم زهره کبيری را دعوت کردم. او به من گفت که من نه ماه پيش از شکايت، با همسرم رابطه نزديکی نداشتم و اين اظهارات را به شکل يک سند محضری تنظيم کرده و به من داده که روی پرونده گذاشته ام. در اين پرونده، &#171;شرايط احسان&#187; حاکميت نداشته است.      هم اکنون از وضعيت خانم ها آذر و زهره کبيری نيت در زندان رجايی شهر کرج اطلاعی در دست داريد؟      وضعيت روحی و جسمی بدی نداشتند و از يکسال قبل که آن مجازات اجرا شد، التماس می کردند که از اين قضيه جان سالم به در ببرند.    من هم واقعا با افتخار اين گونه مسايل را پيگيری می کنم، چون حيات يک انسان در خطر است ولی در نهايت دستم به رييس قوه قضاييه نمی رسد. چون اگر ايشان از اين موضوع مطلع باشند بلافاصله عکس العمل نشان می دهد و می داند که رسيدگی دوباره به يک پرونده، خلاف قانون است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_stonning_two_sisters_Iran/433231.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_stonning_two_sisters_Iran/433231.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 03 Feb 2008 21:36:21 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A045B018-940B-4B90-B82D-85012B7F46DC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فراخوان جنتی عطایی  برای حمایت از دانشجویان زندانی</title>
            <description>ايرج جنتی عطايی، ترانه سرای ساکن لندن، با انتشار فراخوانی، خواستار حمايت از دانشجويان زندانی شده است. به اعتقاد آقای جنتی عطايی&#160; اين فراخوان در زمانی منتشر شده است که دانشجويان ايرانی &#171;&#160;در شرايط وحشتناکی به سر می برند و شديدتر و عريان تر سرکوب می شوند.&#187; &#160;ايرج جنتی عطايی، ترانه سرای ساکن لندن، با انتشار فراخوانی، خواستار حمايت از دانشجويان زندانی شده است.    &#160;به اعتقاد آقای جنتی عطايی&#160; اين فراخوان در زمانی منتشر شده است که دانشجويان ايرانی &#171;در شرايط وحشتناکی به سر می برند و شديدتر و عريان تر سرکوب می شوند.&#187;    &#160;جنتی عطایی در گفت و گويی با برنامه &#171;نگاه تازه&#187;  راديو فردا  می افزايد:&#171;گويا جهان هم در اين سرکوب رويش را به سمت ديگری کرده و در يک بده بستان ديگری دنبال منافع خودش است.&#187;    با گذشت بيش از پنجاه روز از بازداشت گروهی از دانشجويان چپگرای دانشگاه های ايران که خود را دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب ناميده اند، عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی در نشست هفتگی خود با خبرنگاران از آزادی زود هنگام يازده تن از اين دانشجويان با صدور قرار تامين خبرداد، اما خانواده اين دانشجويان بازداشت شده به راديو فردا گفته اند که نمی توانند وثيقه های مورد نظر دادگاه انقلاب را تامين کنند، همزمان با انتشار اين خبر&#160; مقام های امنيتی جمهوری اسلامی&#160; پانزده دانشجوی ديگر را در تهران دستگير کردند.       &#171;گويا جهان هم در اين سرکوب رويش را به سمت ديگری کرده و در يک بده بستان ديگری دنبال منافع خودش است.&#187;  جنتی عطایی      ايرج جنتی عطايی، اين فراخوان را به شکل صوتی و نوشتاری بر روی وب سايت رسمی خودش قرار داده است و می گويد &#171;به اين ترتيب قصد دارد با خانواده های اين دانشجويان همدلی کند تا بلکه امکان عملی آزادی ان ها فراهم شود.    &#160;او ادامه می دهد:&#171;به گمانم خاموشی اين صدا ما را تا آينده ای دورتر به ياسی سياه تر دچار خواهد کرد.&#187;    &#160;به اعتقاد اين ترانه سرا، پژواک صداهايی که به ظاهر در تبعيد &#171;ته نشين شده اند&#187;، در داخل شنيده و منعکس می شود.    &#160;او می گويد:&#171;از دانشجويانی که دستگير شده و آزاد شده اند، پيام های دريافت کرده ام،&#160;گفتند که چقدر فعاليت هايی که در خارج از کشور برای آزادی آن ها می شود، در روحيه آن ها تاثير دارد و چقدر آن ها را در آن سياه چال ها با نوری هر چند دور آشنا می کند، اما به هر روی اين سياهی مطلق را فرو می شکند.&#187;      حمایت داریوش و ابی        &#171;ما حمايت می کنيم ما خط نمی دهيم، ما نسخه برای داخل نمی پيچيم، قهرمانان در آن داخل هستند.&#187;  داریوش      &#160;آنگونه که ايرج جنتی عطايی می گويد تا کنون چهره های بسياری از اين فراخوان حمايت کرده اند. از جمله حاميان اين فراخوان، داريوش و ابی خوانندگان موزيک پاپ ايرانی هستند.    داريوش معتقد است که همبستگی با دانشجويان بايد در لباس دموکراسی شکل بگيرد او سپس به برنامه نگاه تازه راديو فردا می گويد:&#171;ما حمايت می کنيم، ما خط نمی دهيم، ما نسخه برای داخل نمی پيچيم، قهرمانان در آن داخل هستند.&#187;    &#160;ابی نيز می گويد&#160; برای اولين بار است که&#160; از يک فراخوان حمايت می کند او اعتقاد دارد شرايط&#160; امروز پر رنگ تر از گذشته است و می افزايد :&#171;بسيار خوشحالم که اين فراخوان برای دانشجويان بوده است، برای اينکه دانشجويان همه مسايل را در زندگی لمس می کند، به خصوص نبود آزادی را و اين را می خواهد به مردم خودش منتقل کند. آن ها&#160; می توانند&#160;راهنمايی بکنند باقی جامعه را به همين دليل از نظر من علاقه به دانشجو بی دليل نيست.&#187;    &#160;ابی&#160; و داريوش در کنار اين فراخوان بر نقش منحصر به فرد ترانه، آهنگ و آواز در پيوند با تحولات اجتماعی معاصر تاکيد می کنند و معتقدند با ابزار موسيقی می توان به جنگ سياهی ها رفت.    &#171; درباره اين فراخوان نظرات خود را با شماره تلفن ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160;و يا با ايميل آدرس  javanan@radifarda.com &#160; در ميان بگذاريد.&#187;&#160;&#160; &#160; &#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_students_janatiattai/431238.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_students_janatiattai/431238.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 21 Jan 2008 18:32:00 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/25238F13-1E68-46F6-9A49-7D084B86C58B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حمایت گروهی از بلاگرها از دانشجویان چپگرای بازداشتی</title>
            <description>در حالی که بيش از۵۰ روز، از بازداشت دانشجويان چپ گرا می گذرد، مقام های قضايی جمهوری اسلامی، کماکان از اظهار نظر شفاف پيرامون اتهام های احتمالی اين گروه از دانشجويان خودداری کرده اند. &#160;&#160;&#160; در حالی که بيش از۵۰ روز، از بازداشت دانشجويان چپ گرا می گذرد، مقام های قضايی جمهوری اسلامی، کماکان از اظهار نظر شفاف پيرامون اتهام های احتمالی اين گروه از دانشجويان خودداری کرده اند.    در همين رابطه گروهی از وبلاگ نويسان در داخل و خارج از ايران با انتشار بيانيه ای تحت عنوان &#171;زندانی رويای پرواز&#187;، دهم بهمن ماه را به عنوان روز هبستگی با دانشجويان زندانی اعلام کرده اند.    مجتبی سميع نژاد، وبلاگ نويس، و از امضا کنندگان اين بيانيه به  راديو فردا  می گويد:&#171;الان در فضای رسانه ای ايران برای اطلاع رسانی درباره دانشجويانی که در زندان هستند، فضای مناسبی وجود ندارد. برای همين ما در وبلاگستان برای حمايت از بچه های در بند،&#160; اسم وبلاگ هايمان را در روز دهم بهمن تغيير می دهيم و نام وبلاگ هايمان را به نام بچه هايی که در زندان هستند، اعلام می کنيم.&#187;    مجتبی سميع نژاد می افزايد :&#171; وبلاگ نويسانی که از اين بيانيه حمايت کرده اند مطلبی را در دفاع &#160;از بچه هايی که در زندان هستند و رفتار های غير قانونی که با آن ها انجام می شود می نويسند و ما در آن روز اعتراض خودمان را اعلام می کنيم.&#187;    &#171;دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب&#187;، يک روز پيش از برگزاری مراسمی به مناسبت&#160; روز دانشجو در ايران بازداشت شدند.    &#160;در همان روزها وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با انتشار اطلاعيه ای اين گروه از دانشجويان را &#171;آشوب طلب&#187; ناميد.    &#160;برخی وبلاگ ها و وبسايت های نزديک به دانشجويان چپ گرا از وضعيت نا مشخص سعيد حبيبی، پيمان پيران و نادر احسنی خبر داده اند.      ادامه بازداشت دانشجویان چپگرا      در همين حال، مقام های امنيتی جمهوری اسلامی&#160;می گویند که&#160;با آزادی ۱۱ دانشجوی چپ گرای &#171;آزادی خواه و برابری طلب&#187; موافقت کرده اند. بنا به گفته سخنگوی قوه قضاييه اين دانشجويان تنها در صورت فراهم کردن&#160;وثیقه مورد نظر دادگاه انقلاب آزاد خواهند شد.      &#171;يک دسته که هنوز زير بازجويی هستند و بعد از ۴۵ روز هنوز قرار تامين برايشان صادر نشده است دسته سوم هم که حدود يک هفته پيش بازداشت شده اند ما هيچ اطلاعی هنوز از وضعيتشان نداريم .&#187;  ناصر زرافشان وکیل گروهی از دانشجویان      مقام های قضايی برای اين دانشجويان&#160;وثیقه های۳۰ ،۵۰ و ۱۰۰ ميليون تومانی صادر کرده اند.    &#160;اين در حالی است که بسياری از خانواده ها توانايی پرداخت اين مبالغ را ندارند، نسرين عبداللهی موسوی مادر ايلناز جمشيدی يکی از دانشجويان بازداشت شده، در گفت و گويی با راديو فردا می گويد در مراجعه ای به دادگاه انقلاب خواستار تجديد نظر دراين باره شده است:&#171;بچه من که شايد هنگام بازداشت فقط دو هزار تومان پول توی جيبش بوده ازکجا من صد ميليون تومان که گفتنش برايم سخت است بياورم .&#187;    خانم جمشيدی می افزايد که مقامات به من پاسخ دادند &#171;&#160;پس برو تا دادگاه بچه تان تشکيل شود. من هم نامه ای نوشتم و کپی اجاره خانه مان را هم گذاشتم رويش خواهش کردم از يکی از خانواده هايی که رفته بود، وثيقه بدهد نامه من را هم آنجا بدهد.&#187;    صدور قرارهای تامين برای دانشجويان چپ گرا پس از آن ميسر شد که مقام های امنيتی جمهوری اسلامی با ديدار گروهی از خانواده ها با فرزندانشان در زندان اوين موافقت کردند.    همزمان با اين تحول نهاد های امنيتی جمهوری اسلامی&#160; ۱۵دانشجوی &#171;آزادی خواه وبرابری طلب&#187; ديگر را در تهران بازداشت کردند.    ناصر زرافشان که به همراه تعدادی از همکارانش وکالت اين گروه از دانشجويان را بر عهده دارد، به آخرين پيگيری ها در اين باره اشاره می کند: &#171;يک دسته که هنوز زير بازجويی هستند و بعد از ۴۵ روز هنوز قرار تامين برايشان صادر نشده است دسته سوم هم که حدود يک هفته پيش بازداشت شده اند ما هيچ اطلاعی هنوز از وضعيتشان نداريم .&#187;    &#160;آقای زر افشان می گويد مقام های مسئول اين پرونده به او وهمکارانش گفته اند که تا زمان صدور قرار تامين اوليه آن ها نمی توانند در پرونده موکلانشان مداخله کنند، اين وکيل دادگستری می گويد که مقام های&#160;مسئول تا کنون بر خلاف رويه معمول در جريان رسيدگی به پرونده ها&#160; به او و همکارانش اجازه حضور نداده اند.&#160; &#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_bloggers_prison/431115.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_bloggers_prison/431115.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 20 Jan 2008 21:38:41 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4040C4D0-E028-447B-B17C-7C9C315E8666_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>  گیتی رئوفی: وضعیت جمشید مشایخی رو به بهبود است</title>
            <description>&lt;br&gt;جمشيد مشايخی، چهره سرشناس هنر نمايشی ايران، از ابتدای اين هفته به دليل بيماری به بيمارستانی در تهران منتقل شد. جمشيد مشايخی، چهره سرشناس هنر نمايشی ايران، از ابتدای اين هفته به دليل بيماری به بيمارستانی در تهران منتقل شد.    جمشيد مشايخی فعاليت هنرپيشگی خود را پنجاه سال پيش با بازی در نمايشنامه  وظيفه پزشک  اثر پير اندلو آغاز کرد و برای اولين بار همراه فخری خوروش با بازی در فيلم کوتاه&#160;  جلد مار  ساخته هژير داريوش، به سينما راه پيدا کرد.    ازمعروف ترين فيلم هايی که جمشيد مشايخی در آن بازی کرد، می توان به  خشت و آينه  از ابراهيم گلستان،  قيصر  ساخته مسعود کيميايی،  گاو &#160; کار داريوش مهرجويی،  ماه عسل  به کارگردانی فريدون گله و  سوته دلان  و  کمال الملک  هر دو اثر علی حاتمی اشاره کرد.     &#160;جمشید مشايخی&#160;روز یکشنبه&#160;به دليل عارضه‌ انسداد روده در بيمارستان آتیه&#160;تحت عمل جراحی قرار گرفت.    گيتی رئوفی، همسر جمشيد مشايخی،&#160;در گفت وگو با  راديو فردا  توضيحاتی در خصوص آخرين اخبار درباره وضعيت&#160;وی را ارايه کرد:         &#171;من و مشايخی با هم فاميل هستيم و زندگی خود را با عشقی بسيار عميق و عالی شروع کرديم. من در تمام اين سال ها سعی کرده ام خودم را با مشکلات يک هنرمند تطبيق دهم. جمشيد، آدمی است که به نفس هنر فکر می کند و برای اعتلای هنر می کوشد. من نيز سعی می کنم خودم را با حساسيت ها و زودرنجی های او وفق دهم&#187;.     گیتی رئوفی        &#160;رادیو فردا: آیا&#160;آقای مشایخی&#160;سابقه چنین بیماری را&#160;داشت؟        گیتی&#160;رئوفی:  سه - چهار ماه بود که مشايخی معده درد داشت و فقط به معالجه معده خود می پرداخت، غافل ازاين که ممکن است انسداد روده داشته باشد. علی رغم اينکه به دکتر مراجعه کرده بود و عمل بيوپسی بر روی او انجام شده بود، نتيجه آزمايش نشان داد که معده&#160; او سالم است، ولی باز هم گهگاه معده درد داشت.     تا اين که روز شنبه در اثر معده درد شديد، او را به بيمارستان آتيه انتقال داديم. در بيمارستان گفتند که بايد او را&#160; اسکن کنند، که نتيجه اسکن و ساير آزمايش ها نشان داد که مشايخی به انسداد روده دچار شده است و چون دارو درمانی موثر واقع نشد، در روز يکشنبه اورا جراحی کردند و عمل جراحی با موفقيت انجام شد.      آقای مشايخی همچنان در بخش &#171;آی سی يو&#187; بستری هستند. دليل اين که ايشان تا امروز مرخص نشده و يا به بخش عمومی بيماران منتقل نشده است، چيست؟      &#160;دليل اين تاخير، ضعف پس از جراحی است. همچنين ريه مشايخی در اثر کشيدن سيگار،‌ به شدت مشکل داشت. ديروز که به بيمارستان رفتم، حال او بسيار خوب بود و به دستور پزشکان معالج&#160;از تخت پايين آمد و چند قدم هم راه رفت. همه چيز تحت کنترل است و تا دو و سه&#160; روزديگر نيز به بخش منتقل می شود .      آقای مشايخی پس از پايان دوران نقاهت به صحنه باز می گردد؟ چون چندی پيش گفته بود قصد دارد صحنه را برای هميشه ترک کند.      &#160;مدتی بود هرکار تازه ای به او پيشنهاد می شد، نمی پذيرفت. ‌می گفت معده درد دارد و نمی تواند کار جديد را بپذيرد، زيرا معتقد بود با اين بيماری، باعث آزار گروه و يا عقب افتادن کار می شود. اين اواخر، دو کار جديد در دست داشت، که متاسفانه به مشکل جراحی برخورد و پس از اين جراحی معلوم نيست که آيا باز هم&#160; به کار هنری خود ادامه می دهد يا نه .      خانم رئوفی ! زندگی با هنرپيشه ها مشکلات خاص خود را دارد. درست يا غلط، در باور اجتماع هم زندگی های هنری به عنوان زندگی های کم دوام تلقی مِی شود. سال ها زندگی در کنار جمشيد مشايخی، برای شما چگونه بوده است؟      &#160;من و مشايخی با هم فاميل هستيم و زندگی خود را با عشقی بسيار عميق و عالی شروع کرديم. من در تمام اين سال ها سعی کرده ام خودم را با مشکلات يک هنرمند تطبيق دهم. جمشيد، آدمی است که به نفس هنر فکر می کند و برای اعتلای هنر می کوشد. من نيز سعی می کنم خودم را با حساسيت ها و زودرنجی های او وفق دهم و او را آرام نگه دارم و زمينه را برای فعاليت هايش فراهم کنم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_mashayekhi/430735.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_mashayekhi/430735.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 17 Jan 2008 21:35:20 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/800D5CBC-B87C-4815-B9E1-13FD2AB5E858_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;دامنه تفسير امنيت ملی در دادگاه ها وسیع شده است&#187;</title>
            <description>در پی انتشار گزارش ۵۱ صفحه ای دیده بان حقوق بشر در باره &#171;وسیع تر شدن سرکوب فعالان مستقل در جمهوری اسلامی&#187;، شیرین عبادی می گوید در محاكم امنيتی ايران استقلال رأی از قاضی گرفته شده است. در پی انتشار گزارش ۵۱ صفحه ای دیده بان حقوق بشر در باره &#171;وسیع تر شدن سرکوب فعالان مستقل در جمهوری اسلامی&#187;، شیرین عبادی می گوید در محاكم امنيتی ايران، استقلال رأی از قاضی گرفته شده است.    سازمان دیده بان حقوق بشر روز دوشنبه، ۱۷ دی، با انتشار گزارشی اعلام کرده بود: &#171;حکومت ایران با اتکا به قوانین امنیتی متعدد تقریبا هر نوع ابراز عقیده علنی را سرکوب می کند.&#187;    &#160;شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در تهران،&#160;در گفت وگو با&#160; رادیو فردا  دیدگاه خود را در این زمینه بیان کرده است:      &#160; رادیو فردا: تا چه حد وضع موجود در ایران&#160;تابع قوانين، به گفته اين پژوهش، &#171;مبهم امنيتی&#187; است؟        شیرین عبادی:  متاسفانه به نظر می رسد در محاكم امنيتی ايران استقلال رأی از قاضی گرفته شده است؛ يا قضاتی هستند كه به ميل خود، استقلال رأی شان را از دست داده اند.    قوانين نمی توانند همه مسایل را پوشش دهند. گاهی اوقات ممكن است در قوانين بسياری از كشورها جرم امنيتی مبهم نوشته شود، ولی روش دادگاه های ايران در اين زمينه درست نيست.      در پژوهش تازه سازمان ديده بان حقوق بشر گفته شده است كه وجود قوانين مبهم امنيتی سایر قوانین را، از جمله قانون اساسی و قانون آيين دادرسی و حتی قانون حقوق شهروندی را، كه باید حامی حقوق بازداشت شدگان باشد، تحت الشعاع قرار داده است.        شیرین عبادی:  متاسفانه در برخی موارد اين حقوق رعايت نمی شود و گاه می تواند به نتايج هولناكی هم منجر شود؛ مانند قتل مشكوک دكتر زهرا بنی يعقوب كه در بازداشتگاه به طرز مشكوكی فوت كرد؛ يا خانم زهرا كاظمی؛ يا حوادث ديگر...      اين پژوهش می گوید كه وضعيت حقوق بشر در دو سال گذشته و با روی كار آمدن دولت آقای احمدی نژاد رو به وخامت بيشتری گذاشته و دولت تلاش فعالان جامعه مدنی را محدودتر كرده و شمار بازداشت شدگان افزایشی روزافزون یافته است. همچنين این گزارش تاكيد می کند که حساسیت دولت به ارتباط افراد با نهادها، اشخاص و منابع مالی خارجی، به وضعيت كنونی دامن زده است.      سركوب ديگرانديشان، بازداشت نويسندگان و روزنامه نگاران و بستن روزنامه ها در اين دوران، به علت گسترش دامنه تفسير امنيت ملی در دادگاه ها، بيشتر شده است . از سوی ديگر بايد متوجه باشيم كسانی كه به زندان محكوم می شوند يا كساني كه در بازداشتگاه ها از حقوق قانونی خود محروم می شوند، اين اقدامات توسط قوه قضاييه صورت می گيرد. ضمن اينكه من تمام تقصير را هم متوجه قوه قضاییه نمی دانم.      خانم عبادی! نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشر در سراسر دنيا گزارش های متعددی در باره وضعيت حقوق بشر در كشورهای مختلف منتشر می كنند. اين گزارش ۵۰ صفحه ای در شرايط كنونی بيانگر چيست؟      همين سازمان ديده بان حقوق بشر گزارش مفصلی مبنی بر نقض حقوق بشر در آمريكا دارد. بنابراين ما نبايد تصور كنيم اگر گزارشی عليه ايران صادر شده، از روی غرض ورزی است. متأسفانه موارد نقض حقوق بشر در ايران آن چنان بالا بوده است كه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر گذشته قطعنامه ای صادر كرد و ايران را به دليل نقض حقوق بشر محكوم كرد. اين برای كارنامه سياسی كشوری كه مدعی اجرای احكام اسلام در جامعه است به هيچ عنوان پسنديده نيست.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f9_Shirin_Ebadi_HRWreport/429351.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f9_Shirin_Ebadi_HRWreport/429351.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 08 Jan 2008 19:06:30 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BCA23D0C-3DEC-4ECD-B23D-B6A03CA579F5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نماینده مجلس: دانشجویان بازداشت شده وضعیت متفاوتی دارند</title>
            <description>هانس گرت پوترينگ رييس پارلمان اتحاديه اروپا&#160; روز دوشنبه، خواهان آزادی دانشجويان زندانی در ايران شد.بنا به گفته آقای پوترينگ، خانواده های اين دانشجويان اسامی فرزندانشان را در اختيار اتحاديه اروپا قرار داده اند.&lt;br&gt; &#160;هانس گرت پوترينگ رييس پارلمان اتحاديه اروپا&#160; روز دوشنبه، خواهان آزادی دانشجويان زندانی در ايران شد. بنا به گفته آقای پوترينگ، خانواده های اين دانشجويان اسامی فرزندانشان را در اختيار اتحاديه اروپا قرار داده اند.    آقای پوترينگ در حالی به بازداشت گسترده دانشجويان واکنش نشان داده است که هفته گذشته هيات يازده نفره ای از اعضای پارلمان اروپا به سرپرستی انگليکا بر، عضو حزب سبزها در پارلمان اروپا،&#160;با خانواده دانشجويانی که از آن ها با عنوان دانشجويان آزادی خواه و برابری طلب&#160; نام برده شده&#160; ديدار کرد.    ميزبانی هيات اروپايی را محمود محمدی، رييس کميته روابط خارجی کميسيون امنيت ملی&#160;و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، بر عهده داشت.    &#160;آقای&#160;محمدی که تحصيل کرده ايتاليا است پيش از نمايندگی مجلس شورای اسلامی برای مدت زمانی سفير جمهوری اسلامی در تونس و ايتاليا بود او همچنين در زمان علی اکبر ولايتی وزير خارجه وقت سخنگويی اين وزارتخانه را برعهده داشت، محمود محمدی در گفت و گو با  راديو فردا  به بيان ديدگاه رسمی جمهوری اسلامی درباره بازداشت اين گروه از دانشجويان ومسايل جانبی آن پرداخته است:      &#160;رادیو فردا: ماجرای بازداشت گسترده دانشجويان از کجا شروع شد و شما در چه مرحله ای وارد اين ماجرا شديد؟           &#171;بين ۳۰ تا ۳۴ نفر از خانواده ها [ دانشجویان بازداشت شده] مطرح کرده اند اما در رابطه با آزار و اذيت من ترديد دارم که بعد از دستگيری مورد آزار و اذيت قرار بگيرند ممکن است در بازجويی هايی که از اين ها انجام شده حالت تندی در کلام بوده اما تهديد به معنای شکنجه و غيره به هيچ عنوان&#187;     محمود محمدی، نماینده مجلس        محمود محمدی:  &#160;شانزده آذر روز دانشجو است. امسال هم دانشجويان در طرح ديدگاه ها و تجمعی که داشتند ظاهرا چون مجوزی نداشتند و در تجمع هم يکسری درگيری ها و برخورد خشونت آميزی بين خودشان اتفاق افتاده بود چند تن از دانشجويان بازداشت شده بودند. منتها چند تن از خانواده دانشجويان در سفری که هيات پارلمانی اروپا به تهران داشتند و من هم ميزبان اين هيات بودم با اين هيات مساله خود را مطرح کردند.    &#160;در ديدار با خانم &#171;بر&#187;، وی مسئله دانشجويان را با من مطرح کرد و من مسئله دانشجويان را پی گيری کردم .آنچه که مهم است اينکه هر کدام از دانشجويان ممکن است وضعيت متفاوتی داشته باشند و طبعا وقتی بدون مجوز ازدحام و تجمع می کنند و بعضا هم در آن تجمع&#160; درگيری و اختلاف بين خود دانشجويان اتفاق می افتد لازم است که مسئولان دستگاه های مختلف قوه قضاييه به اين مساله رسيدگی کند.      خانم &#171;بر&#187; در گفت و گو با رسانه ای بين المللی به نقل از خانواده يکی از دانشجويا ن بازداشت شده عنوان کرده است که مقام های امنيتی به اين خانواده گفته اند نبايد با هيچ کس در خارج از ايران تماس بگيرند. ومطبوعات هم نبايد در جريان اين ماجرا قرار بگيرند در ديداری که شما با خانواده اين دانشجويان داشتيد اين مسايل هم مطرح شد؟      خانواده چند تن از دانشجويان اين سئوال را مطرح کردند، شما وقتی يک&#160; اعتراض داريد می توانيد به نمايندگانتان در مجلس شورای اسلامی مراجعه بکنيد و نمايندگان هم پی گير مساله خواهند بود و آنها هم ابراز بی اطلاعی می کردند نسبت به اينکه ما اين آگاهی را نداشتيم و به همين دليل نمی دانستيم کجا بايد دنبال مساله باشيم. اما نکته ای که بعضی از خانواده ها مطرح می کردند اين بود که تذکراتی بعضا در هنگام حالا يا دستگيريشان يا بعد از دستگيری به اين ها&#160; داده شده که شما بدانيد در حال بررسی هستيم و ضرورتی ندارد که خيلی نگران باشيد و به اين در و آن در بزنيد و اين معنای تهديد ندارد آن هم تهديد خانواده ها.      با اين حال در نظر داشته باشيد که هنوز آمار دقيقی از تعداد دانشجويان بازداشت شده در دست نيست و در سايت ها و وبلاگ ها گزارش های ضد و نقيضی در اين باره منتشر شده است و حتی اعلام شده که اين دانشجويان تحت فشار و شکنجه قرار دارند، شما گزارشی در اين باره دريافت کرده ايد؟      بين سی تا سی وچهار نفرخانواده ها مطرح کرده اند. اما در رابطه با آزار و اذيت من ترديد دارم که بعد از دستگيری مورد آزار و اذيت قرار بگيرند ممکن است در بازجويی هايی که از اين ها انجام شده حالت تندی در کلام بوده اما تهديد به معنای شکنجه و غيره به هيچ عنوان، چون هم به لحاظ اعتقادی و به هم به لحاظ قانونی هر نوع شکنجه مردود است و ما به عنوان نمايندگانی که در کميسيون امنيت ملی ناظر بر دستگاه های اجرايی هستيم مسايل را دقيقا بررسی می کنيم.      آقای محمدی شما گفتيد که اين تجمع غير قانونی بوده آيا برای تجمع در داخل دانشگاه و آن هم برای شانزدهم آذر روز دانشجو در ايران نيازی به دريافت مجوز رسمی وجود دارد.آن هم در شرايطی که تعدادی از اين دانشجويان پيش از برگزاری تجمع در خيابان،محل کار و يا محل سکونتشان بازداشت شده اند؟      اگر تجمعی قرار است برگزار شود مسئولين آن گردهمايی به لحاظ&#160; شخصيت حقيقی&#160; و حقوقی که حالا&#160; مربوط به چه صنف يا نهاد دانشجويی هستند مشخص است،اما وقتی که شرايط به گونه ای پيش می آيد که هم غير دانشجويان وارد دانشگاه می شوند و هم دانشجويان چنين شرايطی را از قبل مشخص نکرده باشند که در چارچوب قانون بخواهند تجمع يا ازدحام داشته باشند خب طبيعی است که اين مشکل اتفاق می افتد. اما خب هستند عناصری در ميان دانشجويان که بخواهند تحريکاتی را انجام دهند و فکر کنند که اين تحريکات اتفاق افتاده ودرگيری هم رخ داده اما آن ها شناسايی نمی شوند خب ممکن است که بعد از اينکه شناسايی شدند خارج از دانشگاه يا منزلشان هم مورد سئوال قرار بگيرند يا از ان ها خواست شود که به مراجع قانونی مراجعه بکنند و بررسی شود.       همان طور که می دانيد   برخی از اين دانشجويان و خانواده هايشان و کسانی که به هر صورت فعاليت های اجتماعی و سياسی انجام می دهند با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور گفت و گو می کنند آيا در قوانين جمهوری اسلامی منعی برای گفت و گو با اين رسانه ها از جمله راديو فردا وجود دارد؟      البته اين ممکن است منع قانونی نباشد، اما طبعا يک منع اخلاقی و روحی است.به هر حال ما با راديوها يا با رسانه هايی که توسط کشور هايی که خصومت آن ها با جمهوری اسلامی ايران بر ما روشن شده گفت و گو و مصاحبه نمی کنيم.    &#160;اما اين آزادی هم در کشور ما هست که منع و محدوديت جدی برای شهروندانمان نيست که حالا اگر رسانه ای هم تماس گرفت با آن گفت و گو نکنند.هم تماس خانواده های دانشجويان با هيات اروپايی و هم گفت و گوی آن ها با رسانه های خارجی نشانه همين آزادی و همين دموکراسی در کشور است که اين گفت و گوها را انجام می دهند و اين به اين معنا نيست که ما گوش شنوا نداريم برای شنيدن مشکل خانواده دانشجوها. اما اين به معنای اين آزادی است که آن ها هم می توانند با ما صحبت کنند و هم ديگران.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_majles/426761.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_majles/426761.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 18 Dec 2007 23:05:16 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AFA197C8-CB9C-459C-8CF7-58629FB1D1FC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>طبرزدی: در فضای موجود به ما اجازه فعالیت نمی دهند</title>
            <description>حشمت الله طبرزدی از ناشر هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو که به دليل فعاليت های مطبوعاتی و سياسی اش در مجموع، هفت سال را در زندان های جمهوری اسلامی گذرانده، ازحدود يک سال پيش را در مرخصی به سر می برد، هفته گذشته مجددا بازداشت شد.&lt;br&gt; &#160;حشمت الله طبرزدی ناشر هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو که به دليل فعاليت های مطبوعاتی و سياسی اش در مجموع، هفت سال را در زندان های جمهوری اسلامی گذرانده،&#160;و&#160;ازحدود يک سال پيش را در مرخصی به سر می برد، هفته گذشته مجددا بازداشت شد.    پيش از بازداشت مجدد آقای طبرزدی، او که در مدت هفت سال زندان اندکی بيش از دو سال را در سلول های گوناگون انفرادی سپری کرده، پس از يک دوره سکوت بلند مدت در اولين گفت وگويش با  راديو فردا  ازدوران زندان و بازداشت تعدادی از دوستانش در هفته های اخير سخن&#160; گفته بود:      دوره زندان را در کجا ودر چه شرايطی گذرانديد؟      مجموعه هفت سالی را که من گذراندم،دو سال و نيم آن را درسلول های انفرادی بودم. در زندان توحيد،در زندان ۵۹سپاه، در دوی الف مربوط به سپاه، در ۲۰۹ مربوط به وزارت اطلاعات که اين ها هفت ماه و چهار ماه و شش ماه را شامل می شد ودر واقع آن دو سال ونيم بسيار بسيار مشکل بود و شکنجه سفيد به اصطلاح به آن می گويند که شکنجه سفيد يعنی اينکه انسانی را در شرايطی نگه می دارند و به هر شکلی که می خواهند با او رفتار می کنند مابقی آن حدود چهار سال و نيم را من در بند عمومی ۳۵۰ زندان اوين بودم که چون زندان عمومی است شرايط آن از زندان انفرادی متفاوت است.      در حال حاضر آيا آزادی شما از زندان مسجل شده يا اين آزادی به شکل مشروط به شما تعلق گرفته و بايد دوباره به زندان بازگرديد؟      حکم اوليه من چهارده سال حبس در زندان برازجان بود که شعبه ۲۶ آقای حداد صادر کرده بود اين حکم در شعبه تجديد نظر دادگاه انقلاب به رياست آقای حقانی و آقای زرگر به ۱۲ سال تبديل شد پس ان با پيگيری وکيل من اقای بهمنش حکم در شعبه تشخيص به هفت سال تقليل پيدا کرد من در اين مدتی که زندان بودم مجموعه بازداشتی های من در انفرادی به همين حدود هفت سال می رسد.      آيا مدارکی در دست داريد که ازادی شما را تاييد کند؟      من يک پرينت دارم که اين پرينت را سال گذشته از زندان گرفتم به عنوان اعلام وضعيت زندانی که در اين پرينت با احتساب مجموعه حبس های من ذکر شده که حبس فعلی من در واقع در هشتم مرداد امسال تمام شده اما وزارت اطلاعات به من می گويد تو شش سال ديگر هم حبس پيش رو داری به همين دليل در يکسال گذشته ای هم که&#160; من به عنوان مرخصی مشروط بيرون بودم به زعم خودم مرخصی نيستم و آزادم و از ديدگاه وزارت اطلاعات من هنوز زندانی هستم و شرط بيرون بودنم اين است که من حرف نزنم و سکوت کنم.      وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بر اساس چه مستنداتی حاضر نيست آزادی شما را تاييد کند؟            حشمت الله طبرزدی ناشر هفته نامه توقیف شده پیام دانشجو       برای اينکه از آن حکم اوليه که۱۴سال بود واقای حدادشعبه ۲۶ صادر کرد هنوز شش سال باقی مانده است وحکمی که شعبه های دادگاه انقلاب صادر کنند آن حکمی است که وزارت اطلاعات يا ساير دستگاه های امنيتی انشا می کنند و به زعم خودشان حق همين چهارده سال بوده است.      شما اين آزادی به گفته خودتان مشروط را در شرايطی به دست آورده ايد که گوياهم اکنون گروهی از دوستانتان به طور دسته جمعی بازداشت شده اند؟      در تمام اين يکسال گذشته که بيرون بودم اين اولين باری است که من دارم به طور زنده با يک رسانه صحبت می کنم، خب اين هم به اين دليل بود که شش نفر از دوستان ما را در ۱۸ شهريور آقای عباس خرسندی،آقای منصور فرجی،خانم سپيده پور آقايی،قاسم شيرزاديان(کاوه شيرزاد)،آقای بهرام راسخی فر و آقای ميثم رودکی دستگير شدند    من حداقل پنج نفر از اين افراد را می شناختم و از نزديک هم با ان ها آشنا بودم،من می توانم ادعا کنم که به جز فعاليت حقوق بشری،به جزوبلاگ نويسی،به جز کار صنفی ودانشجويی هيچ کارديگری اين ها انجام نداده اند.    جرم اين ها اين بوده که اين شش نفر که فعاليت حقوق بشری داشته اند با هم کار می کردند. متاسفانه در اين مملکت اگر سه نفر،چهار نفر با هم کار بکنند اين بزرگترين جرم است.    وقتی که رييس جمهور ايران به دانشگاه کلمبيا می رود و هو می شود بايد بداند دليلش چيست،يک دليلش همين است.نه تنها اين شش نفر،بلکه آن سه دانشجوی پلی تکنيک که الان سه،چهار ماه است زير شکنجه آن شرايط برايشان&#160; ايجاد شده است يا آقای کبودوند که يک فعال حقوق بشری است اين تعدادی که ما زندانی سياسی داريم اين ها تنها وتنها جرمشان اين بوده که يا وبلاگ داشتند يا فعاليت حقوق بشری داشتند و اگر هم فعاليت سياسی داشتند مثل من يک فعاليت سياسی مسالمت آميز داشتند.      در اين شرايط آيا قصد داريد فعاليت های سياسی و به ويژه مطبوعاتی تان را ادامه دهيد يا در حال حاضر اين فعاليت ها را متوقف می کنيد؟      فعاليت مطبوعاتی که ما اصلا نمی توانيم انجام دهيم برای اينکه فضای موجود ديگر اجازه چنين کاری را به ما نمی دهد و در واقع من و دوستانم شديدا تحت کنترليم وقتی که ريخته بودند خانه آقای عباس خرسندی و ايشان را به آن شکل برده بودند اعلام کرده بودند که ايشان با طبرزدی ارتباط داشته الان اگر کسی با ما ارتباط داشته باشد به نوعی جرم است بنابراين در شرايط فعلی مايی که در داخل مسالمت آميز فعاليت می کنيم و کارمان هم در قالب نهادهای مدنی است هيچ گونه کاری نمی توانيم انجام دهيم.    من در يک سال گذشته که بيرون بودم تنها کاری که توانستم انجام بدهم اين بوده که نشسته ام در خانه خوانده ام ونوشته ام الان هم وبلگی بيشتر ندارم که حتا اين وبلاگ را هم اين ها فشارآورده بودند تا تعطيل شود بنابر اين تا وقتی که شرايط به اين گونه باشد من فکر نمی کنم امثال من بتوانيم فعاليت موثری داشته باشيم.  &#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_tabarzadi/421148.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_tabarzadi/421148.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 13 Nov 2007 23:07:44 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FA36D0A8-3FD1-4694-AFF8-4B473F42D855_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نه زيستن، نه مرگ&#187;، ناگفته هایی از بند ۲۰۹ زندان اوین</title>
            <description>بازداشت گروهی از چهره های سرشناس آکادميک و فعالان اجتماعی و سياسی در بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين به همراه اخباری که درباره وضعيت و ديگر زندانيان اين بند منتشر شده است به اين بند امنيتی که درشمال پايتخت ايران بنا شده و به دور از نظارت سازمان زندان ها توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اداره می شود چهره ويژه ای بخشيده است. بازداشت گروهی از چهره های سرشناس آکادميک و فعالان اجتماعی و سياسی در بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين به همراه اخباری که درباره وضعيت و ديگر زندانيان اين بند منتشر شده است به اين بند امنيتی که درشمال پايتخت ايران بنا شده و به دور از نظارت سازمان زندان ها توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اداره می شود چهره ويژه ای بخشيده است.    رامين جهانبگو، هاله اسفندياری و کيان تاجبخش به همراه احمد قصابان، مجيد توکلی و احسان منصوری، از دانشجويان دانشگاه امير کبير تنها گروه کوچکی از روشنفکران و دانشجويان هستند که در ماههای اخير، در بند ۲۰۹ نگهداری شده اند.    آوازه اين بند و&#160;برخی گزارش های&#160;تاييد نشده درباره&#160;این بند&#160;در ماه های اخير تا آنجا خبر ساز شد که حتی برخی مسئولان قضايی جمهوری اسلامی را نیز&#160;به واکنش واداشت.     قاضی حسن حداد معاون امنيتی دادستان در گفت و گويی با خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،  ايرنا  گفت: &#171;بند ۲۰۹ زندان اوين يکی از بهترين بازداشتگاه های دنيا است. برخی زندانيان به ما می گويند تا آن ها را به اين بند زندان منتقل کنيم. بند ۲۰۹ به هيچ عنوان با زندان های ديگر قابل مقايسه نيست. اين بند به صورت کاملا مجهز نگهداری می شود.&#187;      دژ امنيتی      تا پيش از وقوع انقلاب اسلامی در ايران مشهورترين بازداشتگاه امنيتی &#171;کميته مشترک ضد خرابکاری&#187; بود که در اوايل بهمن ماه ۱۳۵۰ با همکاری ساواک، شهربانی و اداره ضد اطلاعات ارتش برای جلوگيری از پراکندگی فعاليت های اطلاعاتی و امنيتی ايجاد شد.    اين بازداشتگاه در سال های پس از انقلاب اسلامی نيز با عنوان بازداشتگاه توحيد به کار خود ادامه داد و سر انجام با پيگيری نمايندگان ششمين دوره مجلس شورای اسلامی تعطيل و به &#171;موزه عبرت&#187; تبديل شد.             بازداشتگاه کمیته مشترک، در سال های پس از انقلاب اسلامی نيز با عنوان بازداشتگاه توحيد به کار خود ادامه داد و سر انجام با پيگيری نمايندگان ششمين دوره مجلس شورای اسلامی تعطيل و به &#171;موزه عبرت&#187; تبديل شد.     اما بنا به گفته زندانيان امنيتی در همان دوران، بازداشتگاه ۲۰۹ نيز به عنوان زندان امنيتی در دل زندان اوين ساخته شد؛ بازداشتگاهی که در سال های پس از انقلاب اسلامی&#160; مورد بهره برداری بيشتری قرار گرفت.    ايرج مصداقی نويسنده مجموعه کتاب چهار جلدی &#171;نه زيستن، نه مرگ&#187; که مدت ده سال را در زندان اوين سپری کرده است، در گفت وگو با راديو فردا می گويد: &#171;اراضی زندان اوين متعلق به سيد ضياءالدين طباطبايی، نخست وزير کودتای ۱۲۹۹خورشيدی بود و در آن&#160; ساختمانی ويلايی متعلق به تيمسار تيمور بختيار وجود داشت که برای اولين بار همزمان با موج دستگيری مخالفان حکومت پهلوی آن ساختمان ويلايی مورد بهره برداری قرار گرفت که در آن زمان از آن با عنوان اوين قديم نام برده می شد.&#187; &#160; آقای مصداقی احداث ساختمان بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين را به دهه ۵۰ خورشيدی نسبت می دهد و می گويد: &#171;در همان دهه ۵۰ چهار بند در جوار هم ساختند که به آن بند های چهارگانه می گفتند و همچنين ساختمان ۲۰۹ را در همان ايام درست کردند که اين در دل تپه های اوين است و حالت دژ دارد و فرار از آن غير ممکن است.&#187;    ايرج مصداقی درباره ويژگی های معماری ساختمان بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين می افزايد: &#171;سلول های ۲۰۹ به اين شکل است که ده تا سالن کنار همديگر هستند در هر کدام از اين سالن ها ده تا سلول است هشت سلول از اين ده سلول به عنوان سلول انفرادی مورد استفاده قرار می گيرد. يک سلول برای استحمام است و يک سلول کمی بزرگتر هم با سقف مشبک وجود دارد که به عنوان هواخوری مورد استفاده قرار می گيرد.&#187;    سپس او در ادامه از شرايط اين سلول ها در آن سال ها می گويد: &#171;در اين سلول ها يک دستشويی وجود دارد&#160; و يک توالت. پنجره کوچکی بالای اتاق زير سقف قرار دارد و بالای در هم محفظه کوچکی هست که چراغ سلول در آن قرار دارد و يک راهروی سرتا سری دور تا دور سلول های ۲۰۹ قرار گرفته است و همه راهروها از طريق اين راهرو به همديگر راه دارند. وی می افزايد: &#171;۲۰۹&#160; تقريبا از يک پيچيدگی برخوردار است، به خاطر اينکه از يک طرف در دل تپه قرار دارد، فرار از آن محال است، چون در يک گودی است و وقتی کسی بخواهد از آن فرار کند، به تپه می رسد که در آن بالا پاسداران نگهبانی می دهند. اتفاقا وقتی آدم با چشم بند وارد ۲۰۹ می شود خيلی گيج می شود چون از يک طرف راه پيدا می کند به بهداری، بعد می بينيد از يک در ديگری وارد بند می شود.      زيرزمين مخوف      در سال ۱۳۶۰ و در هنگام دستگيری های گسترده مخالفان جمهوری اسلامی، بسياری از دستگير شدگان به زندان ۲۰۹ منتقل شدند.    زندانيانی که در دهه اول انقلاب اسلامی به اين بازداشتگاه وارد شده اند از وجود اتاق هايی سه در چهار در زيرزمين بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين خبر داده اند.              یکی از تصاویری که ایرج مصداقی در کتاب خود از اوین منتشر کرده است.      سودابه اردوان از دستگير شدگان آن دوران و نويسنده کتاب &#171;يادنگاره های زندان&#187; درباره شيوه اداره اين بازداشتگاه در اوايل دهه ۶۰ خورشيدی به  راديو فردا  می گويد: &#171;۲۰۹ ساختمانی بود جدا از ساختمان دادستانی. سال شصت ۲۰۹ توسط سپاه پاسداران اداره می شد و بند های ديگر توسط دادستانی و جناح های ديگر اداره می شدند، البته دو سال بعد اداره اين بازداشتگاه از دست سپاه پاسداران خارج شد و تمام کسانی که در آن دوره توسط سپاه پاسداران بازجويی شده بودند مجددا مورد بازجويی قرار گرفتند.&#187;      به گفته سودابه اردوان زيرزمين ۲۰۹ محل تشکيل دادگاه ها، شکنجه ها و اعدام ها در آن سال ها بوده است.    او می گويد: &#171;تقريبا ساعت پنج به بعد چراغ سلول را خاموش می کردند. نورکمی&#160; از پنجره کوچک نزديک سقف اتاق را روشن نگه می داشت. آن نور هم کم کم قطع می شد و ما تقريبا در تاريکی می مانديم. در اين شرايط ما مجبور بوديم زودتر بخوابيم. نفری يک پتوی سياه به ما داده بودند. سرمان را که می گذاشتيم زمين تا بخوابيم صداهايی که از زيرزمين ۲۰۹ می آمد به گوشمان می خورد. زيرزمين ۲۰۹ محل شکنجه زندانی ها بود. شب هم که دير وقت می شد و مقداری اوضاع و احوال آرام می شد می آمدند اعدامی ها را می بردند.&#187;     خانم اردوان می گويد هيچ گاه زيرزمين ۲۰۹ را تجربه نکرده است، اما در اين باره به روايت يکی از هم بندانش اشاره می کند: &#171;دختری پانزده ساله هم سلولی من بود. او را هر روز برای بازجويی به زيرزمين ۲۰۹ می بردند. او وقتی به سلول بر می گشت يک شربت سينه داشت از آن چند قاشق می خورد و می خوابيد. همين دختر برايم تعريف کرد که او را به جايی برده اند که حالت حمام داشت، يعنی مثل حمام عمومی که ديوارها از بخار آب لزج می شوند، آن جا پر از خونابه بود.&#187;&#160;       ۲۰۹ ، نسل بعدی      از اواخر دهه ۷۰ خورشيدی و به دنبال دستگيری دانشجويان در جريان واقعه کوی دانشگاه تهران، نسل تازه ای از زندانيان وارد بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين شدند.    در اين دوران اين بازداشتگاه تغييرات اندکی را به خود ديده بود.    شيوا نظر آهاری، عضو کميته دانشجويی&#160;گزارشگران حقوق بشرکه در اوايل دهه ۸۰ خورشيدی، يک ماه را در سلول های انفرادی ۲۰۹ گذرانده است، درباره اين تجربه به راديو فردا می گويد: &#171;در مقابل ورودی بند پيش از اينکه وارد شويم چشم بندهايی به ما دادند، چشم بندها را زديم. سپس از ما فيلمبرداری کردند. حتا وقتی من&#160; منتظر يکی از دوستانم بودم که با هم پله ها را بالا برويم، آنجا با من برخورد کردند که اصلا اين جا حق نداری از اين کارها بکنی و دست من را گرفتند و کشيدند.&#187;               شیوا نظرآهاری از دانشجویان فعالی که مدتی را در اوین گذرانده است.       خانم نظر آهاری در ادامه تصويری از فضای سلول ها می دهد که نشان از تغيير اين سلول ها به نسبت سال های دهه ۶۰ دارد.    او می گويد: &#171;اتاقک سلول آن سال مثل اينکه به تازگی رنگ آميزی شده بود. مقداری تميز بود. فضای آن تقريبا دو متر در سه متر بود. کف برخی سلول ها را سنگ سفيد کرده بودند و برخی ديگر موزاييک بود. در بعضی از سلول ها توالت فرنگی گوشه سلول را برداشته بودند، اما در سلول من آن توالت و بوی آن در فضای سلول هنوز وجود داشت. آن لامپ مهتابی معروف که بيست و چهار ساعته بر روی چشم زندانی روشن است هم وجود داشت. با يک در آهنی که دريچه بالای آن بسته بود و در روزهای بعد يک مقدار زندانبان ها مهربانی می کردند و اجازه می دادند هوايی به داخل سلول بيايد.&#187;    به گفته اين دختر بيست و دو ساله، از چهارمين روز انفرادی، بازجويی ها به طور ناگهانی به پايان رسيد و او برای مدتی طولانی در بی خبری محض، بدون ارتباطی با جهان بيرون به سر می برد.    &#160;او می گويد که از هفته سوم مسئولان زندان به او اجازه دادند تا با خانواده اش تماس بگيرد.    در سال ۱۳۸۴ خورشيدی عباسعلی عليزاده رييس دادگستری استان تهران در گزارشی وجود بازداشتگاه های مخفی در جمهوری اسلامی و نقض حقوق شهروندی در اين بازداشتگاه ها را تاييد کرد.    نمايندگان ششمين دوره مجلس شورای اسلامی به کوشش علی اکبر موسوی خويينی در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی، کميته ای حقيقت ياب برای ارتقا بخشيدن و بهبود شرايط زندانيان تشکيل دادند.    فاطمه حقيقت جو از اعضای اين کميته که هم اکنون به عنوان استاديار در دانشگاه کنتيکت، به فعاليت های آکادميک مشغول است به راديو فردا می گويد که اين کميته هيچ گاه موفق نشد تعداد واقعی زندان های امنيتی را در جمهوری اسلامی شناسايی کند.    او می گويد: &#171;ما آن موقع نمی توانستيم دستگاه های امنيتی را کاملا کنترل کنيم، به دليل اينکه حتا اگر زندانی مثل زندان ۵۹ ،۲۰۹ و غيره مورد شناسايی و نظارت قرار می گرفت، باز اين امکان برای نيرو های امنيتی بود که حتا يک خانه را تبديل به زندان بکنند.&#187;    خانم حقيقت جو سپس به يکی از موارد نقض حقوق شهروندی در بازداشتگاه های مخفی می پردازد و می گويد: &#171;من جوانی را ديدم که شايد بيست سال داشت و در سالگرد ۱۸ تير بازداشت شده بود و وقتی که بازداشت شده بود، او را قبل از اينکه به زندان اوين منتقل کنند به طور موقت به زيرزمين يک پايگاه بسيج برده بودند و در آنجا شماره ۱۸ را بر پشتش حکاکی کرده بودند.&#187;       سوييت های معروف      آيا بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين همان سوييت های مجهزی است که آقای حداد معاون امنيتی قاضی سعيد مرتضوی دادستان تهران در گفت و گوی اخير خود به ان اشاره کرده است؟              &#171;من جوانی را ديدم که شايد بيست سال داشت و در سالگرد ۱۸ تير بازداشت شده بود و وقتی که بازداشت شده بود، او را قبل از اينکه به زندان اوين منتقل کنند به طور موقت به زيرزمين يک پايگاه بسيج برده بودند و در آنجا شماره ۱۸ را بر پشتش حکاکی کرده بودند.&#187;     فاطمه حقیقت جو      و آيا زندانيان برای مدت محدودی در اين بازداشتگاه نگهداری می شوند؟     کسانی که مدت های مديدی را در سلول های اين زندان به عنوان زندانی سياسی سپری کرده اند، روايت های متفاوتی را بيان می کنند.    کيانوش سنجری دراين باره از سرنوشت دو هم بندش به راديو فردا می گويد: &#171;من زندانيانی را می شناسم که به دليل فشارهای موجود در اين بازداشتگاه دست به خودکشی زدند، از جمله آقای حميد رضا محمدی که با يک تلويزيون برون مرزی فارسی زبان مخالف جمهوری اسلامی ارتباط داشت، اما اين فرد پنج ماه در سلول انفرادی بود و نتوانست اين شرايط را تحمل بکند و با قاشقی که در اختيارش بود، رگ دستش را زد. زندانی ديگری به نام بابک دادبخش که او هم در سلول، خودش را دار زد که حتا به بيمارستان منتقلش کردند.&#187; &#160;با اين حال برخورد با همه زندانيان امنيتی در اين بازداشتگاه يکسان نيست.    بهاره هدايت دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت که به تازگی از زندان امنيتی ۲۰۹ آزاد شده در گفت و گو با راديو فردا با تاييد برخی از گفته های معاون امنيتی دادستان تهران می گويد که او و دوستانش در آنجا شکنجه های قرون وسطايی را نديده اند.    خانم هدايت می گويد: &#171;اين را نبايد فراموش کرد که صرف انفرادی، فشار روحی و روانی ايجاد می کند و آن تخليه روانی که صورت می گيرد به تنهايی فرد را از حالت طبيعی و پاسخگويی به اعمالش خارج می کند. تجربه من با آن چه که آقای حداد گفته چندان مغايرت ندارد. آن صحبتی که آقای حداد کردند که ما آنقدر امکانات و ابزار برای کسب اطلاعات داريم که فرد را تحت شکنجه های جسمی قرار ندهيم در مورد من، چنين موردی مصداق داشت. من احساس می کردم اين ها اصلا نيازی ندارند من را تحت چنين فشارهايی قرار دهند.&#187;    اما فاطمه حقيقت جو عضو کميته حقيقت ياب بهبود و ارتقای وضعيت زندانيان که از بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين بازديد کرده است، با انتقاد از سخنان قاضی حسن حداد با اشاره به سابقه فعاليت معاون امنيتی قاضی سعيد مرتضوی می گويد: &#171;آقای حداد مدتی رييس شعبه بوده است و عموما زندانيان خودش را به زندان ۵۹ می فرستاده است. بنده زندان ۵۹ را بازديد نکرده ام که مخوف تر از زندان ۲۰۹ است. اگر که او می گويد بهترين زندان زندان ۲۰۹ است واقعا بايد گريه کنيم. نکته مهم صرفا فضای زندان نيست، رفتاری است که با زندانی در آن زندان صورت می گيرد.&#187;      پراکندگی بازداشتگاه های مخفی      فروردين ماه امسال آيت الله محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه با صدور بخشنامه ای به وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، اطلاعات نيروی انتظامی و سازمان حفاظت اطلاعات نيروهای مسلح اجازه داد تا با رعايت &#171;شروطی&#187; بازداشتگاه داير کنند.         با همه تلاش های نمايندگان ششمين دوره مجلس شورای اسلامی، تنها يازده بازداشتگاه زير نظر سازمان زندان ها اداره می شوند.    اين تصميم اخير در حالی گرفته شده است که هنوز تکليف تعريف جرم سياسی به رغم تاکيد قانون اساسی جمهوری اسلامی بر رعايت حقوق متهمان مشخص نيست.    شيوا نظر آهاری معتقد است که نهادهای گوناگون مانند نيروی انتظامی، دستگاه قضايی، وزارت اطلاعات و سپاه با هم در تعارض هستند.    &#160;او سپس ادامه می دهد: &#171;سال گذشته وقتی که از وزارت اطلاعات من را احضار کردند، به من گفتند اگر بخواهی اين گونه فعاليت کنی، نهادهای مختلفی هستند که دور وبر شما هستند و فقط وزارت اطلاعات نيست. تا الان اگر تو را بازداشت نکرده اند وزارت مانع شده، ولی خب مثلا سپاه هست، ازاين به بعد ما نمی توانيم جلوی آن ها را بگيريم. اين ها خودشان هم با هم مشکل دارند و اين يکی از دلايل پراکندگی بازداشتگاه ها است.&#187;    درشرايطی که نهادهای امنيتی می توانند دور از چشم ناظران قانونی خانه امن و بازداشتگاه امنيتی داير کنند به اعتقاد فاطمه حقيقت جو زندان امنيتی و زندانی امنيتی محصول شرايطی است که در آن معمولا بازجو يا تيم بازجويی در يک نهاد امنيتی سناريوی مشخصی را برای يک يا گروهی از زندانيان در نظر می گيرد.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_209_especial_cells_Evin_prison/413188.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_209_especial_cells_Evin_prison/413188.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 22 Sep 2007 19:12:40 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/80BF1CB8-E324-4115-9E87-08F4C8D13064_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اقدام قانونی علیه بازداشت سگ ها، ممکن است&#187;</title>
            <description>در حالی که به رغم تمامی انتقادها، بازداشت سگ های خانگی در تهران ادامه دارد، برخی&#160;حقوقدانان می گويند که بر اساس قوانين ايران، صاحبان سگ ها می توانند از نيروی انتظامی به سازمان قضايی نيروهای مسلح شکايت کنند. در حالی که به رغم تمامی انتقادها، بازداشت سگ های خانگی در تهران ادامه دارد، برخی&#160;حقوقدانان می گويند که بر اساس قوانين ايران، صاحبان سگ ها می توانند از نيروی انتظامی به سازمان قضايی نيروهای مسلح شکايت کنند.    در ايران سگ ها می توانند شناسنامه رسمی دامپزشکی دريافت کنند و قوانين جمهوری اسلامی هيچ گونه منع قانونی برای نگهداری از اين حيوانات قايل نشده است.    اما حسين اشتری، رييس پليس امنيت عمومی سگ ها را &#171;حيوانات غيرمجاز&#187; ناميد و تاکيد کرد که در راستای اجرای طرح امنيت اجتماعی، با کسانی از سگ ها نگهداری کنند برخورد می شود.      &#171;اقدام غيرقانونی&#187;      در يک ماه اخير، نيروی انتظامی با برپايی بازداشتگاهی در مقر يگان ويژه پليس، سگ هايی را که بازداشت کرده است، نگهداری می کند، اما محمد حسين آغاسی، حقوقدان ساکن تهران، اين اقدام نيروی انتظامی را &#171;غير قانونی&#187; توصيف می کند.              بازداشتگاه سگ ها در تهران      به گفته فعالان مدافع حقوق حيوانات در ايران، بازداشتگاه منحصر به فرد سگ ها در تهران، با دستور مستقيم احمد رضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ، داير شده است.    محمد حسين آغاسی درباره اين دستور فرمانده نيروی انتظامی به  راديو فردا  می گويد: &#171;برای نگهداری از سگ، بيرون آوردنش از منزل يا همراهی با حيوان در خيابان ها وغيره، در هيچ يک از مقررات قانونی ما مجازاتی برايش تعيين نشده است، بنابراين چنين کاری جرم نيست.&#187;    اين وکيل دادگستری تاکيد می کند که صاحبان سگ های بازداشت شده، می توانند از نيروی انتظامی شکايت کنند و می گويد: &#171;ضابطين قوه قضاييه از جمله پليس و نيروی انتضامی مجاز نيستند که به دارندگان حيوانات خانگی تعرض بکنند و به نظر می رسد اگر از پليس در اين زمينه به سازمان نيروهای مسلح شکايت شود، می تواند برای آن ها مسئوليت آفرين باشد.&#187;      اعدام سگ ها؟      در شرايطی که به گفته محمد حسين آغاسی، سخنان مقام های انتظامی بدون تصويب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی نمی تواند مبنای برخوردهای قضايی قرار گيرد، مامورانی که در اين بازداشتگاه حضور داشته اند، از احتمال کشته شدن اين سگ ها و يا انتقال آن ها به باغ وحش سخن گفته اند.              بازداشتگاه سگ ها در تهران      رضا جوالچی، دبير انجمن حمايت از حيوانات در تهران، در مصاحبه ای با  راديو فردا،  به پيامدهای اجرای چنين طرح هايی اشاره می کند و می گويد: &#171;بازداشت حيوانات خانگی فکر می کنم جنبه طنز داشته باشد، چون اگر که واقعا جرمی صورت گرفته باشد توسط خود حيوان نيست، طبيعتا اين می تواند پيامد خيلی بدی در دنيا برای کشور ما داشته باشد که مثلا در کشوری می آيند حيوانات را بازداشت می کنند، آن هم در جايی که معمولا امکان نگهداری آن ها برايشان وجود ندارد.&#187;      تجربه صاحبان سگ های بازداشت شده      بنفشه که سگ کوچک و زينتی او ۴۸ ساعت را در اين بازداشتگاه سپری کرده واکنون با گرو گذاشتن وثيقه، سگ را در وضعيت وخيمی تحويل گرفته است از شيوه برخورد ماموران اجرای اين طرح نيز به شدت ناراضی است.    او به راديو فردا می گويد: &#171;به من توهين کردند. حتی جلوی خودم می گفتند الهی سگت بميرد. نمی توانستم هيچ کاری بکنم. مجبور بودم مظلومانه اشک بريزم. نمی دانيد چه حرف های بدی به من زدند، من حتی توجيه آوردم و تمثيل زدم گفتم خداوند در قرآن به حضرت موسا می گويد برو پست ترين حيوان من را بياور. حضرت موسی می گردد می بيند پست ترين حيوان را پيدا نمی کند، سگ مريضی را می بيند و به خداوند می گويد يک سگ مريضی را ديدم، ولی چون مريض بود نتوانستم اورا بياورم. خداوند به او می گويد در صورتی که می آوردی از پيغمبری خلعت می کردم چون من چيزی را نيافريده ام که بد باشد.&#187;              بازداشتگاه سگ ها در تهران      در موردی ديگر ماموران انتظامی خودروی ناديا را به دليل آنچه که رعايت نکردن مقررات راهنمايی ورانندگی ناميدند متوقف کردند اما به جای توقيف و يا جريمه خودرو، سگ بيمار ناديا را که به تازگی عمل جراحی بر روی پايش انجام شده بود وتوان راه رفتن نداشت به بازداشتگاه سگ های خانگی انتقال دادند.    او می گويد که ماموران انتظامی هم از اين دستور شگفت زده شده بودند و می افزايد: &#171;خودشان می گفتند امروز سگ است، يک روز مبارزه با قاچاق است، حالاراجع به سگ دارند صحبت می کنند فردا می گويند پرنده را می گيريم خودشان هم مسخره می کردند.&#187;      فرهنگ غربی يا ايرانی؟      بنفشه و ناديا توانسته اند سگ های خود را با ترفندهايی ويژه از اين بازداشتگاه خارج کنند.    سگ های ديگر همچنان در اين بازداشتگاه در وضعيت غير بهداشتی در کنار يکديگر به سر می برند و هر روز به اين تعداد افزوده می شود.    مسئولان انتظامی دليل برخورد با اين حيوانات را &#171;مسايل اخلاقی&#187; عنوان می کنند، بنفشه به نقل از اين مقام ها می گويد: &#171;می گفتند می خواهيم غرب زدايی کنيم و فرهنگ غرب را از بين ببريم. شما در يک مملکت اسلامی زندگی می کنيد نگه داشتن سگ درست نيست. می گفتند مگر شما اسلامی نيستيد؟ چطور خانواده شما اجازه می دهد حيوان داشته باشيد؟&#187;    اما در پاسخ به انتقادهايی از اين دست، رضا جوالچی دبير انجمن حمايت از حقوق حيوانات در ايران در اين باره به راديو فردا می گويد: &#171;چون در غرب از سگ در خانواده ها بيشتر استفاده می شود سگ را به عنوان مظهر تمدن غربی می دانند در صورتی که اين گونه نيست و اگر ما بخواهيم به مظاهر تمدن غربی اشاره کنيم، شايد پوشيدن کت و شلوار هم نمونه ای از تمدن غربی باشد. اين ها مسايلی است که با زندگی بشری آميخته شده است و طبق تحقيقاتی که انجمن انجام داده سال ها قبل که در غرب حيوانات خانگی رايج نبوده است. فرهنگ ايرانی مردم از سگ برای نگهبانی شکار و موارد ديگر استفاده می کردند.&#187;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Dog_Prison/411799.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Dog_Prison/411799.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 13 Sep 2007 16:54:44 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F698C62C-9857-48DA-9517-D8E5E56C10E1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کلاغ هایی در راه خانه - مصاحبه با منوچهر سخایی</title>
            <description>مصاحبه با منوچهر سخایی منوچهر سخايی، چهره&#160;قدیمی موسيقی پاپ واز بازماندگان نسلی است که با اجرای ترانه های عاشقانه بر بستر ملودی های ايرانی، با ارکستراسيون غربی و کلام فارسی، در اواخر دهه ۳۰ خورشيدی، محبوبيت خيره کننده ای برای اين سبک موسيقی به ارمغان آوردند.    او پيش از آن که وارد دنيای موسيقی شود، در روزنامه کيهان به عنوان خبرنگار پارلمانی فعاليت می کرد، اما به واسطه دوستی با پرويز ايرانفر به موسيقی رو آورد.    از منوچهر ترانه های بسياری به يادگار مانده است، اما&#160;در میان این آثار،&#160;ترانه &#171;کلاغا&#187; با کلام نوذر پرنگ و آهنگ پرويز مقصدی،&#160;به امضای هنری او در عالم موسیقی بدل شده است.    او همچنين درسال های فعاليت هنری اش شوی تلويزيونی زنگوله ها را برای تلويزيون ملی ايران تهيه کرد که در آن به معرفی چهره های جديد موسيقی پاپ می پرداخت.    او که از جمله خوانندگانی است که نتوانست موفقيت گذشته اش را در مهاجرت و در شهر لس آنجلس تکرار کند، در مصاحبه ای با راديو فردا، از گذشته اش، انتقادهايش از فضای فرهنگی ايرانيان مقيم لس آنجلس و آلبوم تازه اش می گويد:      آقای منوچهر، شما در اواخر دهه ۳۰ با ترانه ای به نام کالسکه زرين که به شکلی غير حرفه ای به همراه کامبيز مژدهی به عنوان آهنگساز و با ترانه ای از پرويز وکيلی ضبط کرده بوديد، توانستيد از سد شورای سختگير موسيقی آن زمان عبور کنيد. اين اتفاق چگونه رخ داد؟        منوچهر سخايی : آن موقع مثل اين روزها (در لس آنجلس) نبود که شرکت های موسيقی برای خودشان نوار و صفحه پر می کنند و پخش می کنند. در آن زمان مرکز توليد موسيقی فقط و فقط راديو ايران بود و تنها آن ها امکاناتش را داشتند.               بعد از آنکه قانون حق مولف در ايران تصويب شد، شرکت های خصوصی وارد ماجرا شدند. تا پيش از آن شورای موسيقی خيلی سختگيری می کرد و چون موسيقيدانان سنتی در آن شورا حضور داشتند، نمی خواستند آهنگ هايی غير از موسيقی سنتی و ملی از راديو پخش شود، بنابراين خيلی به ندرت اين آهنگ ها (پاپ) از راديو پخش می شد.     منوچهر سخایی      بعد از آنکه قانون حق مولف در ايران تصويب شد، شرکت های خصوصی وارد ماجرا شدند. تا پيش از آن شورای موسيقی خيلی سختگيری می کرد و چون موسيقيدانان سنتی در آن شورا حضور داشتند، نمی خواستند آهنگ هايی غير از موسيقی سنتی و ملی از راديو پخش شود، بنابراين خيلی به ندرت اين آهنگ ها (پاپ) از راديو پخش می شد.    مثلا آقای محمد نوری که خواننده بسيار خوبی هم بودند، در برنامه ارتش برنامه هايش را اجرا می کرد و در خود راديو ميدان نمی دادند.      پس چطور شد اين شورای به گفته شما محافظه کار و سنتی به پخش موسيقی پاپ در آن زمان رضايت داد؟      با پخش &#171;مرا ببوس&#187; جو ديگری به وجود آمد. اين آهنگ و صدای &#171;گل نراقی&#187; در آن جو حاکم بعد از ۲۸ مرداد، فريادی بود در سکوت. البته مسئولان راديو در آن سال ها متوجه پيام اين آهنگ و شعر نشدند و گل نراقی هم ديگر ادامه نداد.    وقتی ديدند خيلی از اين نوع آهنگ ها استقبال شده، به دنبال جانشينی برای گل نراقی گشتند و آقای ويگن را پيدا کردند و از او خواستند همين&#160; آهنگ را اجرا کند و به اصطلاح جايگزين آقای گل نراقی شود .    ايشان هم آن آهنگ را خواند، ولی متاسفانه مورد استقبال قرار نگرفت. ولی بعدها آهنگ مهتاب را خواند که از آن بسيار استقبال شد.      پس آن طور که شما می گوييد پس از گل نراقی خواننده های ديگری وارد گود شدند؟      راديو آن موقع تصميم گرفت تا مجوز پخش&#160; يکی دو تا از اين آهنگ ها را در ماه صادر کند ولی خيلی سختگيری می کردند که اين يکی دو نفر چه کسانی باشند.    در ابتدا آن ها آقای محمد نوری را انتخاب کردند و بعد آقای ويگن انتخاب شد و بعدها من و آقای مهرپويا را انتخاب کردند.    ما چهار نفر خواننده های پاپ موزيک راديو در آن زمان بوديم و هر کدام در ماه يک برنامه اجرا می کرديم.    بعد ها آقای روانبخش و آقای عارف هم به اين مجموعه اضافه شدند. بنابراين آن ها به جبر استقبال جوان ها و مردم، قبول کردند گهگاهی چنين آهنگ هايی اجرا شود، ولی خيلی سختگيری می کردند که چه کسانی اين آهنگ ها را اجرا کنند.      ازصحبت هايتان پيدا است&#160; که موسيقی&#160; پاپ در آن سال ها که شما و همکارانتان تنها خوانندگان سبک پاپ راديو بوديد، به طور کامل در انحصار راديو بوده است؟                 از منوچهر سخایی آثار بسیاری به جای مانده است.       بعدها که قانون حق مولف تصويب شد و شرکت های خصوصی ديدند که اگر سرمايه گذاری کنند می توانند درآمد داشته باشند، آن موقع ديگر از دست راديو موضوع در رفت وهمه گير شد.      چه اتفاقی موجب شد که موسيقی پاپ ايرانی که در دهه ۵۰ در دوران اوج به سر می برد به موسيقی امروز در لس آنجلس رسيد؟      آن اواخر قبل از انقلاب بازار مقداری آشفته شده بود. وقتی سدها برداشته شد و کنترل ها از بين رفت، اصلا نتيجه خوبی در بر نداشت.    ولی بعد از انقلاب وقتی اين موسيقی شروع شد که در گوشه و کنار کسانی تک و توک زمزمه هايی کردند و چون در داخل ايران موسيقی پاپ وجود نداشت، همه جوان ها تحت تاثير موسيقی بيرون از ايران بودند، حالا می توانيد اسمش را موسيقی لس آنجلسی بگذاريد.      آن موسيقی از کجا تاثير گرفته بود که در مقطعی تاثير گذار هم شد؟      تعيين کننده سبک و روش خواننده هايی که اينجا (لس آنجلس) شروع به خوانندگی کردند، آدم هايی هستند که بنا به دلايلی از ايران بيرون آمدند و اينجا&#160; آلاف وعلوفی دارند.    در شروع خواننده هايی اينجا رشد کردند وبالا رفتند که جواگوی دعوت ها،مهمانی ها، بزن بکوب و به اصطلاح خالتور بودند.    به اين ترتيب موسيقی پاپ تبديل شد به موسيقی ای برای سرگرمی و رقص و پايکوبی و همين موسيقی به الگوی جوانان در ايران بعد از انقلاب تبديل شد. ولی به نظر من با گذشت زمان بعضی از جوانان کارهای خوبی در ايران ارايه کرده اند.      در موسيقی پيش از انقلاب شما، تلفيقی از ملودی های ايرانی با ساز بندی غربی شنيده می شود، اما پس از انقلاب اين روند ازهم گسسته می شود.                من از چند آهنگ اولين آلبومم که در آمريکا تهيه کردم راضی نيستم. چون اين آلبوم را در بدو ورودم به آمريکا ارايه دادم، هنوز به اوضاع و احوال اينجا آشنا نبودم و از نظر مالی هم بسيار محدود بودم، نمی توانستم به راحتی تصميم بگيرم و اين آلبوم را در شرايط کوچ اجباری و آن حالت گيج و ويجی توليد کردم.     منوچهر سخایی      من از چند آهنگ اولين آلبومم که در آمريکا تهيه کردم راضی نيستم. چون اين آلبوم را در بدو ورودم به آمريکا ارايه دادم، هنوز به اوضاع و احوال اينجا آشنا نبودم و از نظر مالی هم بسيار محدود بودم، نمی توانستم به راحتی تصميم بگيرم و اين آلبوم را در شرايط کوچ اجباری و آن حالت گيج و ويجی توليد کردم.    اما بلافاصله وقتی مقداری به خودم مسلط شدم، اولين کاری که کردم سکوت بود و بعد آلبوم همکلاس ها را عرضه کردم که در آن آهنگ های خوبی بود.    ولی&#160; آن آلبوم هم راضی ام&#160; نکرد و بعد از آن اوضاع اينجا به شکلی شد که من ديدم يا بايد از اين جماعت بزن بکوب پيروی کنم يا دوباره سکوت کنم ومن در آن زمان تصميم گرفتم با موسيقی لس آنجلس همراهی نکنم.      حاصل اين سکوت طولانی مدت و غيبت از صحنه موسيقی پاپ لس آنجلس چه بود؟      در اين فاصله مقداری مصاحبه از شخصيت های مختلفی که در موسيقی پاپ ايران مطرح بودند تهيه کردم.    کتابی در دست تهيه دارم درباره موسيقی مدرن و موسيقی پاپ ايران و در آن تقريبا با همه کسانی که در دسترس بودند مثل آقای محمد نوری، آقای حميد قنبری و آقای نعمت مينباشيان گفت و گو کردم.      و گويا پس از مدت ها آلبومی هم تهيه کرده ايد؛ آلبومی که در آن از ترانه های اجتماعی استفاده شده و به مضامينی نظير حقوق بشر پرداخته ايد...      من در اين آلبوم، سبک خواندنم را تغيير داده ام و نت ها وگام هايی را اجرا کرده ام که در گذشته پيش نيامده بود.    در باره آهنگ ها سعی کردم از بهترين کسی که می تواند جوابگوی اين گونه کارها باشد استفاده کنم و با آقای محمد شمس کار کردم، آهنگ های اين آلبوم از تم کلاسيک ايرانی و غربی برخوردار است.    درباره انتخاب اشعار هم خيلی دقت کردم و بالاخره با يکی از دوستان با ذوق و هنرمند، آقای ليرج فاطمی کار کردم.    اين آلبوم حاصل سه سال کار مداوم است و موسيقی آن را با ارکستر سمفونی پاريس به شکل زنده ضبط کردم.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Interview_with_Manouchehr_Skhaei/408190.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Interview_with_Manouchehr_Skhaei/408190.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 21 Aug 2007 17:03:54 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/941B30C1-C621-4AC9-A2E5-79145281C5D0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;قاضی بی طرف به پرونده مکرمه رسيدگی کند&#187;</title>
            <description>خبر اجرای حکم جعفر کيانی يکی از متهمان&#160; پرونده ای که به پرونده سنگسار تاکستان مشهور شده در اواسط تيرماه که با تاخير از سوی مقام های قضايی جمهوری اسلامی اعلام خبر اجرای حکم جعفر کيانی يکی از متهمان&#160; پرونده ای که به پرونده سنگسار تاکستان مشهور شده در اواسط تيرماه که با تاخير از سوی مقام های قضايی جمهوری اسلامی اعلام شد.    اجرای اين حکم برای مکرمه ابراهيمی ديگر متهم اين پرونده از سوی رييس قوه قضاييه&#160;جمهوری اسلامی متوقف و برای رسيدگی دقيق تر به دفتر نظارت و پيگيری قوه قضاييه ارسال شده است.    همچنين همزمان با اين اقدام قضايی، شادی صدر نيز به تيم وکلای مدافع خانم ابراهيمی اضافه شده است .    اجرای حکم سنگسار برای اين دو متهم پس از گذشت ۱۱سال از بازداشتشان صادر شده بود که همزمان با هفته قوه قضاييه به دستور آيت ا... شاهرودی متوقف شد، اما&#160; به نظر می رسد قوه قضاييه با ناديده گرفتن اين دستور حکم سنگسار متهم مرد اين پرونده را اجرا کرد.    در همين زمينه، در گفت وگويی با سعيد اقبالی يکی از وکلای مدافع خانم ابراهيمی آخرين تحولات در جريان پرونده&#160;این متهم محکوم به سنگسار&#160;مورد بررسی قرار گرفته شده است.      در حال حاضر با توجه به صدور دستور توقف حکم در باره خانم ابراهيمی پرونده درچه مرحله ای قرار دارد؟      نظر ما اين بود&#160; که يکی از خانم ها به تيم وکلا اضافه شوند تا بهتر بتوانند با مکرمه صحبت کنند که خوشبختانه خانم صدر هم پذيرفتند.هفته گذشته من به همراه خانم صدر به دادگستری تاکستان مراجعت کرديم.    بعد از چندين ساعت بالا و پايين رفتن وصحبت با دادستان&#160; در حالی که قاضی پرونده باز هم تشريف نداشتند، موفق شديم فقط پرونده اجرای احکام را که حاوی مطالب جالبی بود مطالعه کنيم. ولی اصل پرونده به دفتر آقای شاهرودی ارسال شده بود و ما هنوز هم موفق به مطالعه نشديم.      با مطالعه پرونده اجرای احکام به چه مطالب تازه ای دست پيدا کرديد؟      يکی&#160; از دادياران اجرای احکام که اخيرا معاون دادستان بوده اند و در اجرا دست داشتند،ايشان نامه نگاری های زيادی کردند با دفتر آقای شاهرودی و کميسيون عفو و بخشودگی و مانع ايجاد کردند در عفو و بخشودگی و زمينه اجرا را فراهم کردند و برای ما سئوال است که آيا قوه قضاييه&#160; ايشان را مورد بازخواست قرار خواهد داد؟!      وضعيت جسمی مکرمه ابراهیمی معمولی&#160;است اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی ندارد و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه&#160; اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود  سعید اقبالی&#160; یکی از وکلای مدافع&#160; مکرمه ابراهیمی        در تازه ترين اخباری که درباره اين پرونده منتشر شده سخن از طلاق غيابی خانم ابراهيمی از همسر سابقشان به ميان آمده و عنوان شده آقای کيانی خانم مکرمه ابراهيمی را صيغه شرعی کرده بودند اماچرا از ازدواج دايم امتناع می کردند؟      طلاق غيابی که جعفر ادعا می کرده در واقع وجود خارجی نداشته ولی جعفر برای اينکه خيال مکرمه را راحت کند و مکرمه را به شروع زندگی مشترک تشويق کند اين ادعا را کرده است اما اينکه چرا ازدواج موقت کرده اند ؟!    &#160;ببينيد جعفر يک همسر ديگر هم داشته که ممکن است اين موثر بوده باشد، چون در آن زمان ازدواج دوم جرم محسوب می شده و گذشته ازآن جعفر و مکرمه در روستا زندگی می کردند و تا جايی که ما اطلاع داريم يک روحانی محلی صيغه موقت را منعقد کرده است.      پس چرا تا به حال اين مسايل از سوی خانم ابراهيمی بيان نشده بود؟      تا وقتی در پرونده نبينيم که در صورت جلسه ها عنوان کرده اند يا نه، نمی توانيم تصميم بگيريم ودر واقع جواب اين سئوال را بدهيم&#160; ولی به نظر می رسد يک سری از اين مطالب حتی عنوان هم شده ولی مورد توجه قاضی قرار نگرفته است.    &#160; شايد وکلای جديد مکرمه بتوانند واقعيت هايی را که در خصوص اين مدارک بوده و مورد توجه قرار نگرفته&#160; بيان کنند که&#160;بتوانند در يک جريان رسيدگی جديد&#160; و يک قاضی بی طرف به اين موضوع رسيدگی بکنند.      در صورتی که مساله صيغه شرعی اثبات بشود آيا می توان اميدوار بود که مجازات سنگسار دراين باره متوقف بشود؟      قطعا اگر بی طرفانه به اين پرونده رسيدگی شود. چون مکرمه تحت تاثير جعفر کيانی و آنچه که او منتقل می کرده قرار داشته است،ضمنا اگر دو نفر قصد رابطه نا مشروع داشته باشند هيچ وقت نمی آيند مراجعه کنند به يک روحانی و صيغه نامه&#160; تنظيم کنند، هيچ وقت نمی آيند در يک محيط اجتماعی زندگی کنند دارای دو فرزند شوند.    حتی مکرمه پس از اينکه بار اول دستگير می شوند و مدتی در حبس بوده اند و با نقض رای توسط ديوان عالی کشور آزاد می شوند ماجرا را اين گونه بيان می کند که جعفر کيانی به او می گويد :&#171;ديدی گفتم ما هيچ مشکلی نداريم&#187; و بعد می روند و دوباره زندگی می کنند.    اين ها به ما نشان می دهد که قطعا مکرمه گمان می کرده که زن شرعی و قانونی&#160; جعفر است اگر غير از اين بود چگونه مکرمه به همراه جعفر کيانی بر می گردد به همان شهری که شوهر سابقش زندگی می کرده، جعفر کيانی به مکرمه گفته بود من به طور غيابی طلاق تو را گرفته ام.      &#160;با توجه به اينکه شما وخانم صدر چندی پيش با خانم مکرمه ابراهيمی در زندان قزوين ملاقات داشتيد وضعيت عمومي او چگونه است؟      وضعيت جسميشان معمولی بود اما وضعيت روحی با توجه به اينکه به جعفر علاقه داشته است و او را شوهر خودش و پدر فرزندانش می دانسته متاسفانه وضعيت روحی مناسبی نداشت و اينکه می داند حکم جعفر اجرا شده و متاسفانه&#160; اخباری هم به او داده اند درباره نحوه اجرای حکم که خيلی ناراحتش کرده بود.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_mokaremeh/405579.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_mokaremeh/405579.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 03 Aug 2007 23:28:05 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FA36D0A8-3FD1-4694-AFF8-4B473F42D855_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مهستی؛ از ارکستر گل ها تا موسیقی پاپ</title>
            <description>مهستی خواننده ايرانی ساکن آمريکا، سرانجام پس از چهار سال دست و پنجه نرم کردن با بيماری سرطان روز دوشنبه ۲۵ ژوئن در سانتا رزا در شمال ايالت کاليفرنيا درگذشت. مهستی خواننده ايرانی ساکن آمريکا، سرانجام پس از چهار سال دست و پنجه نرم کردن با بيماری سرطان روز دوشنبه ۲۵ ژوئن در سانتا رزا در شمال ايالت کاليفرنيا درگذشت.    پيکر اين هنرمند روز جمعه ۲۹ ژوئن پس از انجام مراسم مذهبی اسلامی با حضور برخی چهره های ايرانی ساکن آمريکا و هوادارنش، در گورستان وست وود شهر لس آنجلس، در کنار خواهر بزرگترش&#160; هايده به خاک سپرده شد.    خانم مهستی که ۴۰ سال پيش کار&#160; خوانندگی را با &#171;ارکستر گل ها&#187; آغاز کرده بود و در ايران به &#171;خواننده دل ها&#187; مشهور بود، به هنگام مرگ ۶۱ سال داشت.      متمايل به سنت      افتخار سالارپور (دده بالا) نام هنری خود را از مهستی گنجوی، بانوی شاعری که در سده دوم هجری در شهر گنجه می زيسته الهام گرفته بود.    او فعاليت هنری خود را در يکی از طلايی ترين دوران های حيات موسيقی در ايران، با اجرای ترانه &#171;آن که دلم را برده خدايا&#187; اثر پرويز ياحقی، ترانه بيژن ترقی و تنظيم جواد معروفی آغاز کرد و اين بخت را داشت که در&#160; ادامه فعاليت هنری خود، با آهنگسازان و ترانه سرايان سرشناسی چون علی تجويدی، همايون خرم و تورج نگهبان همکاری کند.    بنا به گفته ناصر چشم آذر، آهنگساز و تنظيم کننده ای که با مهستی همکاری نزديک داشته، او به خواندن تصنيف های نزديک به موسيقی سنتی - اصيل ايرانی متمايل بود ولی فعاليت هايش را در زمينه های گوناگونی دنبال کرد.    آقای چشم آذر در مصاحبه ای با  راديو فردا  می گويد: &#171;فعاليت خانم مهستی در قيد حياتشان تقريبا به سه دوره&#160; تقسيم می شود؛ دوره اول ملودی های اصيل ايرانی را برای گل ها می خواند، بعد مقداری با اجرای ملودی هايی از آقای جهانبخش&#160; پازوکی مثل بچه نشو ای دل که با ارکسترهای سنتی&#160; ايرانی اجرا می شد وارد موسيقی مردمی شد.در بخش سوم تقريبا وارد حيطه پاپ ايرانی شد که از سازبندی مدرن تری استفاده می شد. در آن مقطع من تعدادی از کارهای آقای جهانبخش پازوکی رابرای خانم مهستی تنظيم کردم و تعدادی هم ملودی برايشان ساختم.&#187;    ترانه &#171;راز خلقت&#187; ساخته ای از انوشيروان روحانبر روی شعری از رحيم معينی کرمانشاهی که با صدای مهستی منتشر شد، لقب &#171;شورانگيزترين ترانه سال&#187; را به خود اختصاص داد.    اين ترانه که با مطلع &#171;دارم سئوالی ای خدا...&#187; آغاز می شد در مدت زمان کوتاهی تعداد ۱۵۰هزار صفحه آن به فروش رفت که در نوع خود بی سابقه بود.    به اعتقاد بسياری از جمله عارف خواننده همدوره مهستی، سبک ويژه او را بايد در دوران همکاری اش با برنامه گل ها جست و جو کرد.    عارف به  راديو فردا  می گويد: &#171;صدای خانم مهستی با مشخصاتی که داشت برای خودش استثنا بود. سبک خواندنش را اجرای ترانه های موسيقی اساتيدی مثل آقای تجويدی ، آقای بديعی و آقای پرويز ياحقی شکل داده بودند. ايشان خطشان مشخص بود وبا خط خانم گوگوش، من، آقای ويگن وبقيه فرق داشت. ما ترانه های پاپ روز ايرانی را می خوانديم اما آن ها تصنيف هايی را اجرا می کردند که به موسيقی سنتی متمايل بود.&#187;     با اين حال مهستی در سبک پاپ هم کوشيد از فضای موسيقی سنتی دور نشود و رد پای موسيقی سنتی ايرانی، هر چند گاه بسيار کمرنگ، در بخشی از آثار دوران واپسين فعاليت هايش ديده می شود.    ناصر چشم آذر درباره&#160; تاثير صدای مهستی بر بافت آثاری که او برايش ساخته بود، می گويد: &#171;اگر بخواهم به کارهای خودم با زنده ياد مهستی اشاره کنم، ارادت، علاقه وتمايلم نسبت به تناژ صدای او، کارايی و تکنيک اجراييشان به همراه کارهايی که از آقای پازوکی خوانده بودند و من برايشان تنظيم کرده بودم، برای آغاز همکاری کافی بود. ضمنا ديدم خانم مهستی با تسلط، صدای خودشان را با هارمونی های جديدی که روی ملودی های آقای پازوکی گذاشته بودم وفق می دادند.&#187;      افسانه دو خواهر      پنج سال پس از ظهور مهستی درموسيقی ايرانی، هايده پا جای پای او گذاشت.    ظهور دو خواهر در موسيقی روز ايرانی و محبوبيت هر دو، سال ها به سوژه جذاب نشريات عامه پسند بدل شد و تا مدت ها، مقايسه اين دو در ميان هوادارنشان، شرايطی کمتر تجربه شده را برای کسانی پديد آورد که به شکلی جدی خوانند های عامه پسند را تعقيب می کردند.    برخی معتقدند که در داوری ميان دو خواهر، خواهر کوچکتر - مهستی – بارها در سايه خواهر بزرگتر قرار می گرفت.    عارف که زمانی ترانه &#171;نگاهم کن&#187; را به همراه هايده در سال های پيش از انقلاب اجرا کرده است، اين مقايسه را ناشی از تفاوت صدای اين دو خواهر می داند.    عارف می گويد: &#171;آنچه که هست شادروان خانم مهستی پيشکسوت بودند و زودتر از خانم هايده به شهرت و محبوبيت رسيدند. خانم هايده حنجره توانای داشتند و کاليبر حنجره شان يک استثنا بود ولی خانم مهستی از صدايی لطيف و مخملی برخوردار بودند. گاهی وقت ها به دليل توانايی های حنجره خانم هايده، او جلوتر می ايستاد.&#187;    اما به اعتقاد ناصر چشم آذر صدای مهستی در قياس با صدای ساير همکارانش، ويژگی های خود را آشکار می کرد و تکنيک و جذابيت را توامان به نمايش می گذاشت.    او معتقد است: &#171;از ويژگی های صدای خانم مهستی، جذابيت و گرمای صدايش بود. من خواننده را هيچ گاه به دليل وسعت صدا انتخاب نمی کنم ، برای من تلفيق، دکلمه و ادای شعر با ملودی اهميت دارد. خواننده بايد با تسلطی که دارد گرمای شعر و معنای آن را با گرمای ملودی تلفيق کند که خوشبختانه از چند کاری که برای خانم مهستی ساختم راضی هستم. شايد در کار من اشکالی بوده باشد ولی در کار ايشان نقصی نبوده است.&#187;      معدل هنری      مهستی پس از انقلاب اسلامی در ايران ابتدا به بريتانيا مهاجرت کرد و پس از مدتی به دعوت ناصر چشم آذر که آن زمان در ايالات متحده آمريکا به سر می برد و پرويز قريب افشار، مجری معروف برنامه های تلويزيونی، به لس آنجلس رفت و در آنجا ماندگار شد.    او&#160; پيش از مرگ آلبومی را با همکاری&#160; شادمهر عقيلی آهنگساز، خواننده و نوازنده ويولن ضبط کرد.    مهستی معتقد بود که اين آلبوم بازگشتی است به فضای کار های گذشته اش. از خواننده دل ها تا مرز ۶۱ سالگی، ۳۵ آلبوم منتشر شده است که از آن ميان می توان به &#171;گل های رنگارنگ&#187;، &#171;بزم&#187;، &#171;آشفته&#187;، &#171;بيگانه&#187; و &#171;هوای يار&#187; اشاره کرد.    او که در طول حيات هنری اش دوره های متفاوتی را سپری کرد و اين موضوع ارايه تصويری يکدست از اين خواننده را دشوار می کند.    با اين حال ناصر چشم آذر نيم نگاهی دارد به آثار اين هنرمند و طلوع و غروب او را چنين به تصوير می کشد:    &#171;دوره اول فعاليتشان که به همان اواسط دهه ۴۰ و اواخر آن باز می گردد، دوره ای الماسی و بسيار درخشان است. در دوره دوم که ايشان به اجرای ملودی های مردمی روی آوردند و با ارکستر های يک خطی کار کردند، باز هم کارهای موفقی داشتند. ولی در يک ارزيابی کلی بخش سوم فعاليت هايشان که بيشتر به پس از انقلاب ودر غربت مربوط می شود، کار های فاخر به دليل جوی که هست، آنچنان ديده نمی شوند. بنابراين روی معدل دوره سومشان نمی توان حساب کرد.&#187;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Mahasti_Interviews_Cheshmazar_Aref/400973.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Mahasti_Interviews_Cheshmazar_Aref/400973.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 05 Jul 2007 17:28:05 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2B2153B8-F0E1-44BE-9242-C904EC1B54B3_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عارف؛ از سلطان قلبها تا عزیز قصه</title>
            <description>&lt;span&gt;عارف، خواننده سرشناس موزيک پاپ ايرانی را می توان خواننده دوران &#171;رمانتيک&#187; اين گونه موسيقی در ايران دانست.&lt;/span&gt;   عارف، خواننده سرشناس موزيک پاپ ايرانی را می توان خواننده دوران &#171;رمانتيک&#187; اين گونه موسيقی در ايران دانست. دورانی که به ابتکار چند آهنگساز، موزيک های روز فرنگی با تم های ايرانی و ترانه های عاشقانه در کنار هم قرار گرفتند و به موزيک پاپ وطنی که در آن هنگام به اشتباه &#171;جاز&#187; ناميده می شد هويت خاصی &#160;  دادند.        عارف از جمله خوانندگان آن عصر است که کار خود را در سن ۲۱ سالگی به همراه نارملا آغاز کرد. او اين روند را مدت کوتاهی &#160;  به همراه خوانندگان ديگری مانند دلکش، پوران، هايده و... ادامه داد.        اگرچه عارف برای مخاطبانش با &#171;سلطان قلب ها&#187; شناخته می شود اما از او ترانه های بسياری به يادگار مانده است.        ترانه هايی همچون درياچه نور، بيد مجنون، حالا خيلی ديره، ای خدا، غلام ژاندارم و.... او در اواسط دهه ۵۰ خورشيدی به همراه گوگوش در يک نظر سنجی گسترده از سوی مجله جوانان امروز به عنوان برترين خواننده موزيک پاپ ايرانی شناخته شد.          به اعتقاد بسياری از کارشناسان موسيقی، موزيک پاپ ايرانی از گذشته تا امروز يک دوره اوج و فرود را پشت سر گذاشته است،اما چه اتفاقی در اين ميان افتاده &#160;  که اين موزيک و خوانندگان آن در خارج از کشور در بين طرفدارانش مارک لس آنجلسی خورده است؟                       عارف:  موسيقی هر مملکتی و هر ملتی از طريق رسانه ها و تشکيلات دولتی حفظ می شود. ما در گذشته وزارت فرهنگ و هنر و راديو را داشتيم. اين ها موسيقی را از فيلترهای خاصی رد می کردند و اين طور نبود که هر نوع موسيقی به هر ترتيبی اجرا می شد اجازه پخش بگيرد.                  تصویر عارف بر روی یکی از صفحات قدیمی موسیقی      بعد از انقلاب هم سعی کردند موسيقی سنتی را جايگزين موسيقی پاپ کنند که عملا اين کار شدنی نبود. در نتيجه جوان ها به صورت خودجوش، سازی به دست گرفتند و به کلاس های موسيقی مراجعه کردند و سعی کردند موسيقی پاپ و ترانه را به هر شيوه ای حفظ کنند. البته آلبوم هايی که       در حال حاضر اين جوان ها در ايران توليد می کنند با اشکالات مفصلی روبه روست.         همانطور که می دانيد در داخل ايران هم بعد از آزادی نسبی موزيک &#160;  پاپ از سوی دولت نوعی موسيقی &#160;  توليد شد که بيشتر مخلوطی از موزيک پاپ خارج از کشور و موزيک پاپ دهه های پيش از انقلاب بود.          اين جوان ها دارند سعی شان را می کنند. از طرفی تا آن جا که من می دانم استاد محمد نوری در عين اينکه سن و سالی را پشت سر گذاشته اند و ليکن ايستاده اند و اين نوع موسيقی را از فيلتر فهم و شعور موسيقايی شان عبور می دهند و اجازه پخش هر نوع موسيقی را نمی دهند.        من آقای شهبازيان را هم در مصاحبه های تلويزيونی شان ديده ام، ايشان هم پايگاهی هستند که از قديم در موسيقی پاپ حضور داشته اند و الان می بينيم که در ايران اين مساله به شيوه ای حفظ شده است.        مخالفش در لس آنجلس يا هر جای ديگری است که موسيقی توليد می شود. درها باز است، هر کسی از هر جای دنيا که بيايد حتا اگر صدا نداشته باشد می تواند خواننده شود. سهل است اکثرا کوک نيستند يا اينکه اصلا خواندن را بلد نيستند ولی با اين همه تفاسير می خوانند.        همه اين ها يک علم بسيار گسترده است. از همه بدتر اينکه متاسفانه يک سری از هنرمندان &#160;  خودشان را راحت کرده اند و آهنگ های عربی و يونانی را عينا نعل به نعل بر می گردانند، کلام فارسی روی آن می گذارند و اجرا می کنند و اين مساله بسيار به موسيقی ايرانی لطمه وارد کرده است.        موسيقی ايرانی بسيارگسترده است و ما بايد سعی کنيم آن را به دنيا نشان دهيم. ولی متاسفانه آهنگسازهای خوب در اين کار حضور ندارند.                     در دوره شما خوانندگی موزيک پاپ بر چه پايه ای استوار بود و چگونه آن &#171;نسل صداهای ماندگار&#187; شکل گرفت، آنچه که به ظاهر امروز کمتر به چشم می خورد؟              وقتی من در اين عرصه حضور پيدا کردم اساتيد بزرگ آن زمان مانند مشير همايون شهردار، آقای خالدی ، آقای حبيب الله بديعی و در اين اواخر آقای انوشيروان روحانی، افرادی بودند که تشخيص می دادند چه کسی درست می خواند، خارج از قاعده می خواند يا اصلا خواندن بلد است يا نيست.                       عارف: موسيقی ايرانی بسيارگسترده است و ما بايد سعی کنيم آن را به دنيا نشان دهيم. ولی متاسفانه آهنگسازهای خوب در اين کار حضور ندارند.          در نتيجه من از اين فيلتر عبور کردم. همان موقع در ارکستر پاپ راديو ايران که ارکستر بزرگی بود متشکل از نوازندگان ايرانی و خارجی شروع به خواندن کردم.      هر ماه يک ترانه اجباری بايد برای ارکستر جاز راديو و سه &#160;  ترانه برای پخش زنده در راديو اجرا می کردم.    حقوق ماهيانه ای هم از طرف راديو به من، آقای ويگن، محمد نوری، آقای روانبخش و آقای منوچهر پرداخت می شد.          اما عارف آن سال ها که تصويرش هميشه بر روی جلد مجله جوانان امروز بود تا عارف سال های بعد از انقلاب چه تفاوتی&#160;کرده است؟          اولين وظيفه ای که يک هنرمند احساس می کند و بايد انجام دهد اين است که در کنار ملت خودش بايستد.        بنابراين من از آن قالب عارف بی خبر قبل از انقلاب خود به خود &#160;  بيرون آمدم. مساله بعدی، فقط موسيقی نيست. بلکه دخالت هنرمند در همراهی با مردم و متحد کردن آن ها برای رسيدن به آزادی و دموکراسی است.          در سال هايی که خارج از کشور بوديد دو کار متفاوت از جريان موزيک پاپ در لس آنجلس عرضه کرديد، &#171;روزگار غريب&#187; و &#171;آينه در آينه&#187;،از جريان توليد اين دو آلبوم بگوييد؟                      وقتی ما از ايران بيرون آمديم، به موسيقی پاپ، انگ &#171;سبکی&#187; و &#171;بی ارزشی&#187; زدند. در نتيجه من به عنوان اولين قدم، آلبومی تهيه کردم که کرامت موسيقی پاپ را حد بالا نشان بدهم.        من اين آلبوم را با اشعار ارزشمند شادروان احمد شاملو، نادر نادرپور و زويا زاکاريان که خوشبختانه در لس آنجلس است &#160;  و با آهنگسازی، تنظيم و رهبری ارکستر احمد پژمان انجام دادم.        هدفم از انجام اين کار که با ريتم های &#160;  لنگ، کارهای عجيب و غريب ولی اشعار موثر همراه شد اين بود که نشان دهم موسيقی پاپ فقط ريتم شش وهشت نيست.          آقای عارف الان نزديک به چهار سال است &#160;  که ساکن دوبی هستيد. در اين فضای دور از هياهوی لس آنجلس و نزديک به ايران به سراغ چه دغدغه هايی رفتيد؟          الان يکی از آرزوهايم اجرا کردن چندين ترانه از ترانه های قديمی ايرانی است که البته اين ها به طريقی که در گذشته مرسوم بود با ربع پرده اجرا شده است. آقای ايرج گلسرخی که الان در قيد حيات نيستند ربع پرده های اين قطعات را برداشتند و ما به همراه يکديگر اين قطعات را با يک &#160;  پيانو در سال های قبل از انقلاب اجرا کرديم.        من آرزو دارم بتوانم اين قطعات را با امکانات و تکنيک های امروز موسيقی در هم بياميزم و اجرا کنم و گوشه ای از موسيقی ۱۵۰سال پيش ايران را به بچه های امروز نشان بدهم.        ضمن اينکه در برنامه کمک به دايره المعارف ايرانيکا که استاد يار شاطر در راس آن هستند اين چند ترانه را بدون هيچ توقعی اجرا کردم.          سال هاست که آلبوم تازه ای از سوی شما به بازار موسيقی پاپ عرضه نشده است، گويا آلبومی را تحت عنوان &#171;عزيز قصه&#187; با ترانه ای از شهيار قنبری در دست تهيه داشته ايد. اين آلبوم در چه مرحله ای است؟ &#160;        اين آلبوم بيش از هشت سال است که به دليل مشکلاتی&#160;معوق مانده و&#160;همه فعاليت های من&#160;به حالت تعليق در آمده است.        ترانه &#171;عزيز قصه&#187; که سروده آقای شهيار قنبری است جای خودش را در اين آلبوم دارد. شادروان عماد رام &#160;  دو ترانه به من هديه کردند، ترانه ای به اسم &#171;خونه&#187; در اين آلبوم اجرا کرده ام که سروده خانم زويا زاکاريان است.        آقای سياوش قميشی سه آهنگ &#160;  به من داده اند که يکی از آن آهنگ ها، ريتم درويشی دارد. از شادروان ليلا کسرا و آقای امان منطقی هم ترانه هايی اجراکرده ام. همچنين از آقای عبدی يمينی هم آهنگ هايی در اين آلبوم دارم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_aref_singer_interview/395234.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_aref_singer_interview/395234.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 30 May 2007 14:19:52 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B25357FB-E28C-4718-A8BB-E63FC3FA7F8E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شنبه زاده؛ تلفیق موسیقی بوشهری با جاز</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;سعيد شنبه زاده برای دوستداران موسيقی سنتی بوشهر چهره شناخته شده ای است. شنبه زاده از سال ۱۳۶۹ فعاليت خود را در اين زمينه با گروهی از دوستانش در بوشهر آغاز کرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   سعيد شنبه زاده برای دوستداران موسيقی سنتی بوشهر چهره شناخته شده ای است. شنبه زاده از سال ۱۳۶۹ فعاليت خود را در اين زمينه با گروهی از دوستانش در بوشهر آغاز کرد.        او بعدها به دليل جسارتی که در تلفيق بدون تحريف موسيقی سنتی زادگاهش با موسيقی های جاز و الکترونيک انجام داد به چهره ای برون مرزی تبديل شد.                    سعيد شنبه زاده مدت هاست که در فرانسه تحصيل و زندگی می کند و علاوه بر خودش پسر چهارده ساله اش نيز راه پدر را در زمينه موسيقی پی گرفته است. را ديو فردا گفت وگويی با سعيد شنبه زاده درباره فعاليت های هنری و کارهای در دست اجرای وی انجام داده است.          تو از سال ۱۳۶۹ به فعاليت حرفه ای در زمينه موسيقی سنتی بوشهر رو آوردی اما جدا از اينکه خودت بوشهری هستی چه مساله ای موجب شد اين موسيقی را با جديت دنبال کنی؟                        شنبه زاده:  ايرج صغيری کاری در قالب تاتر به نام &#171;قلندر خانه&#187; کارگردانی کرده بود که اين کار در سال ۱۳۵۰در جشن هنر شيراز به نمايش در آمد و سرو صدايی به پا کرد. او در نمايش قلندر خانه که در واقع يک مسجد بود از بخش هايی از موسيقی عروسی با &#171;يزله&#187; و موسيقی &#160;  مذهبی               استفاده کرده بود و چون اين کار با رقص توام بود خيلی مورد توجه قرار گرفت.        زمانی که من کارم را شروع کردم اين کار به عنوان يک کار مرجع برايم مطرح بود. بنابر اين سعی کردم از آن حالتی که موسيقی جنوب در قالب موسيقی بندری اجرا می شد و اصول موسيقی در آن رعايت نمی شد و بيانگر موسيقی جنوب نبود خارج شوم.          اما گروه شنبه زاده پس از حضور در فستيوال اونيون فرانسه مسير اصلی خود را پيدا کرد؟                      سال ۲۰۰۰ ميلادی ما برنامه ای در فستيوال رم &#160;  و &#171;اروپا&#187;ی ايتاليا اجرا کرديم. در آنجا يک کارگردان فرانسوی که طراح رقص بود به نام دومينی کرويو و دستيارش ژوزه مونتالبو کار ما را ديدند و از ما دعوت کردند به فرانسه برويم وبا آنها همکاری کنيم.              صحنه ای از تئاتر &#171;بابل خوشبخت&#187; که یکی از ده کار برتر رقص دنیا در سال ۲۰۰۲ ميلادی بود&#160;و&#160;شنبه زاده در آن موسیقی بوشهری نواخته است.&#160;       اين کار اسمش &#171;بابل خوشبخت&#187; بود که در سال ۲۰۰۲ ميلادی به عنوان يکی از ده کار برتر رقص دنيا انتخاب شد. در اين کار ما توانستيم برای اولين بار موسيقی بوشهر را در بزرگترين سالن های اپرا اجرا کنيم که تلفيقی بود از موسيقی، رقص با ويديو و سبک های داداييسم و در کل يک کار پست مدرن بود.          اين ويژگی خاص موسيقی جنوب بود که تو را به سوی خودش کشيد يا پای مسايل ديگری در ميان بود؟                      من خيلی دلم می خواست روی موسيقی و سازهای غربی مثل ساکسيفون و فلوت کار کنم و با اينکه خودم دمام می زدم موسيقی بوشهر و ساز نی انبان برايم زياد جدی نبود.        همان چيزی که دربين عوام در داخل ايران رايج &#160;  بوده و هست، مثلا اگر کسی نی انبان بنوازد و ديگری پيانو، آن کسی که افتضاح پيانو اجرا می کند در نزد عوام کلاس بيشتری دارد.        در حقيقت وقتی من گروه موسيقی بوشهری تشکيل دادم مقداری بر اساس لج و لج بازی بود چون آدم لج بازی هستم.          در ميان بسياری از جوانان ايرانی موسيقی جنوب ايران به موسيقی بندری مشهور شده است اين مساله هميشه از سوی تو با انتقادات شديدی همراه بوده است. چرا؟                      موسيقی بوشهر موسيقی بندری نيست و دليل هم دارم. وقتی ما می گوييم موسيقی بندری، يعنی يک ساز نی انبان، ضرب و تمپو با يه خواننده.                  موسيقی بندری تلفيقی است از موسيقی عروسی جنوب ايران و موسيقی کوچه بازاری (لاله زاری). مرحوم آغاسی يکی از خواننده های بندری بود. اين       بخش جايگاه چندانی در موسيقی ما به جز يک ملودی که شبيه اين سبک است و ما به آن بندری می گوييم ، ندارد.       موسيقی بندری تلفيقی است از موسيقی عروسی جنوب ايران و موسيقی کوچه بازاری (لاله زاری). مرحوم آغاسی يکی از خواننده های بندری بود. اين       بخش جايگاه چندانی در موسيقی ما به جز يک ملودی که شبيه اين سبک است و ما به آن بندری می گوييم ، ندارد.         به ظاهر در موسيقی زادگاه تو نوعی تضاد به چشم می خورد؛ هم آوايی شادی با غم.          باعث خنده است اگر بگويم وقتی ما به تهران می رفتيم بسياری فکر می کردند که کار ما در جنوب، ماهی گرفتن و بندری رقصيدن است در صورتی که جنوبی ها خيلی عميق اند چون سختی زياد کشيده اند.        گاهی اوقات درد دلشان را با آوازهای غمناکی که به دل می نشيند نظير شروه خوانی بيان می کنند ولی گاهی اوقات هم ناراحتی و مخالفت خودشان را با يزله نشان می دهند. يزله چيزی است مثل موزيک رپ و بلوز با شعر، بداهه نوازی، ريتم، دست زدن و رقصيدن؛ در اصل بيان اعتراض و درد است با شادی.          مدتی است که به تلفيق موسيقی سنتی بوشهر با موسيقی الکترونيک و جاز رو آوردی. در اين باره بيشتر توضيح می دهی؟          جايی که می گوييد تلفيق در واقع ايده سعيد شنبه زاده است. کاری ما انجام داديم با موزيسين های جاز و اسم آن را &#171;زار&#187; گذاشتيم. خيلی ها انتقاد کردند و گفتند اين زار نيست. من هم به آن ها پاسخ دادم که منظورم مراسم زار نبوده است. زار يک &#160;  بيماری است که آدم های بی پول و بدبخت به آن دچار می شوند. امروز ما می بينيم خيلی از آدم ها از جمله خود من فقر مالی نداريم ولی در محيط زندگی جديدمان زار گرفته ايم .اين زار فرهنگی است.              شايد اين نوعی &#171;صدای سوم&#187; از موسيقی تو است. اين صدا برای کيست؟                      اين صدای سوم در مجموع کار با موزيسين های جاز و کار با آقای درخشانی در زمينه موسيقی الکترونيک &#160;  است که متاسفانه من آن را دنبال نکردم.        من اسم اين مجموعه کار را کارهای تجربی گذاشته ام. چون معتقدم اگر واقعا قرار است تلفيقی صورت بگيرد و صدای سومی خلق شود که من اسم آن را صدای سوم نمی گذارم و به آن شخص سوم می گويم، بايد واقعا روی آن سرمايه گذاری کرد تا به سبک تبديل شود.          حالا قصد داری اين روند تجربی را ادامه دهی و ما می توانيم در آينده تيپ تازه ای از کارهای تو را بشنويم؟                      فعلا قصد دارم با تجربه ای که اينجا به دست آوردم کيفيت کارم را بالا ببرم و قصد ندارم در ملودی ها و فرم کارم تغييری ايجاد کنم.        می خواهم برای معرفی هر چه بيشتر موسيقی بوشهر از تکنيک های مختلفی مثل طراحی نور، طراحی لباس، صدابرداری و طراحی رقص روی صحنه به بهترين شکل استفاده کنم همچنين روی سازم وقت بيشتری بگذارم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_shanbehzadeh_music/392554.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_shanbehzadeh_music/392554.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 13 May 2007 15:47:16 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6D9E3769-0F16-4872-827A-E0AA6C40D5AA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مانی؛ از موسیقی گذشته تا ترانه های معترض</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;مانی رهنما ترکيبی است از نوستالژی موسيقايی نسل گذشته به اضافه ترانه های معترضی که طعم واقعيت های امروز جامعه ايران را می دهند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   مانی رهنما ترکيبی است از نوستالژی موسيقايی نسل گذشته به اضافه ترانه های معترضی که طعم واقعيت های امروز جامعه ايران را می دهند.         نام اصلی او شهرام رهنما ست ونام &#171;مانی&#187; را بابک بيات آهنگساز فقيد برای او برگزيده است. همکاری تنگاتنگ وی با اين آهنگساز صاحب سبک که تا پيش از مرگ او ادامه داشت ويژگی خاصی به کارهای مانی رهنما بخشيده است.         آقای رهنما در اولين فستيوال موسيقی پاپ در تهران در سال ۱۳۸۲ جایزه بهترين خواننده را دريافت کرد. از او  &#160; تاکنون سه آلبوم مستقل منتشر شده و تعدادی آلبوم نیز در قالب همکاری با ديگر خوانندگان موسيقی               پاپ داخلی به بازار عرضه شده است.        مانی رهنما که از خوانندگان آغازگر دوران تازه حيات موسيقی پاپ پس از انقلاب اسلامی است امروز از جمله منتقدان اين جريان در داخل ايران به شمار می آيد           . &#160;        کار خودت را به شکل رسمی با اجرای ترانه &#171;مرسدس&#187; بر روی فيلمی به همين نام  &#160; از مسعود کيميايی آغاز کردی. ترانه ای که به خاطر نام ترانه سرای آن، ايرج جنتی عطايی و محتوای اعتراضی آن برايت مشکلاتی را به همراه داشت. اما پيش از آن هم با تعدادی از خوانندگان موسيقی پاپ در آلبوم مشترکی شرکت کرده بودی            .            بیشتر در این باره صحبت می کنی؟                         مانی رهنما:  ترانه مرسدس شروع بسيار خوبی برای من بود. ترانه ای از استاد جنتی عطايی با ملودی و تنظيم استاد بابک بيات؛ ولی متاسفانه سانسور شد و روی فيلم قرار نگرفت. من اين ترانه را بعد از هفت سال تمرين و ممارست با استفاده از آزادی نسبی موسيقی اجرا کردم وبرايم حضور در فيلمی از               استاد کيميايی امتیاز مهمی بود که متاسفانه اين حضور را از من گرفتند ومن را ساليان سال عقب انداختند.                مانی رهنما در اولين فستيوال موسيقی پاپ در تهران در سال ۱۳۸۲ جایزه بهترين خواننده را دريافت کرد. از او تاکنون سه آلبوم مستقل منتشر شده و تعدادی آلبوم نیز در قالب همکاری با ديگر خوانندگان موسيقی پاپ داخلی به بازار عرضه شده است.    اين کار واقعا بر روی فعاليت های من تاثير گذاشت و از آن پس سانسورهای پی در پی بر روی صدای من شروع شد که تا امروز هم ادامه دارد     .         اصلا چرا ترانه مرسدس سانسور شد وچرا اين سانسورها تا امروز بر روی کار تو که در تنها فستيوال موسيقی پاپ بعد از انقلاب اسلامی جایزه گرفتی، ادامه پيدا کرده است؟                      زمانی سيستم به ما گفت که شما می توانيد مشغول به کار شويد. ما از آن زيرزمين های متروکی که تمرين هايمان را انجام می داديم بيرون آمديم و افق روشنی را برای خودمان ترسيم کرديم. ولی متاسفانه بعد از گذشت چند سال و تغيير رييس جمهوری، &#160; می بينيم که سياست مشخصی در اين باره وجود ندارد. به ويژه اين دو سال وضعيت را به گونه ای کرده اند که همه خانه نشين شده اند و کار جدی در زمينه موسيقی صورت نمی گيرد. در عوض دوستانی هستند که مرثيه و مداحی را با ترنس ترکيب کرده وسبک جديدی برای خودشان به وجود آورده اند که گوش های مردم هم از این ناحیه آسيب ديده است           .          اين محدوديت هايی که اشاره کردی در موارد ديگری هم اعمال می شود؟                      درپايتخت يک مملکت ۷۰ ميليون نفری سالن مناسبی برای کنسرت وجود ندارد واگر هم وجود داشته باشد اجازه کنسرت نمی دهند.         ديگر نمی آيند بگويند موسيقی حرام است، نوع ديگری برخورد می کنند؛ به صورت زير لفظی. دوستانی می آيند در ظرف يک هفته آلبومی جمع آوری مي کنند و يا ده تا ده تا نوار ضبط می کنند و به بازار می فرستند و بعد از يازدهمين آلبوم مجوز دريافت می کنند. بعد کار امثال من سه سال پشت درهای ارشاد می ماند.          تو با کارهايی که با بابک بيات انجام دادی به شهرت رسيدی. اما کم کم اين همکاری ها کمرنگ شد تا جايی که برخی شايعه ها رنگ گرفت که بابک بيات با مانی رهنما اختلاف پيدا کرده است.          آقای بيات بسيار انسان تاثير گذاری بودند ولی من تنها با او کار نمی کردم. در همان زمان از طريق آقای بيات با جوانی به نام داريوش تقی پور آشنا شدم .ما دو نفر بوديم برخاسته از نسل روزگار خودمان. هم من و هم داريوش تقی پور هر دو از آقای بيات بسيار آموختيم.                   زمانی سيستم به ما گفت که شما می توانيد مشغول به کار شويد. ما از آن زيرزمين های متروکی که تمرين هايمان را انجام می داديم بيرون آمديم و افق روشنی را برای خودمان ترسيم کرديم. ولی متاسفانه بعد از گذشت چند سال و تغيير رييس جمهوری،&#160;می بينيم که سياست مشخصی در اين باره وجود ندارد.    مانی رهنما       يک خواننده نبايد مونوپل و يا مونولوگ باشد. اين مساله برای خواننده موسيقی پاپ مساله جالبی نيست. من در ساخت ملودی مرسدس دخيل بودم و آقای بيات آن فرم مقطع خوانی را از لحظه های تمرين من الهام گرفتند. بعد از مرسدس، آقای بيات دوست داشتند من مونوپل شان باشم ولی من گفتم شما خودتان مرا با داريوش تقی پور آشنا کرديد و ما هفت سال روی آلبوم آخرين غزل کار کرديم.  &#160; آيا اين آلبوم را ضبط نکنيم؟ وآقای بيات جوابی به من ندادند     .         اما رد بابک بيات روی فضای موسيقی تو همچنان وجود دارد ...        دوستانی هستند که نسبت به کار من انتقاد می کنند و می گويند کارهای تو خيلی تلخ و سياه و غمگين است. من به شادی و نشاط در موسيقی معتقدم ولی آن را به ريتم های خاصی محدود نمی کنم و آن را از جنبه هايی خارج از کليشه های دايمی در کارم استفاده کرده ام واصلا نشاط و حزن بخشی از موسيقی رئال است و من در اين باره تقصيری ندارم.          با جدايی تو از بابک بيات به نظر می رسد که از فضای کارهای گذشته ات فاصله گرفته ای و قصد داری در بافت کارهای موسيقايی ات تغييراتی را ايجاد کنی؟                      بله اين موضوع باعث شد که من از فرمت های ديگر موسيقی که موسيقی سمپل است در کارم استفاده کنم. البته هنوز تغييرات زيادی ايجاد نشده ولی شايد بخواهم در آينده تغييرات بيشتری را در کارم ايجاد کنم           .                   چندی پيش شايعه ای هم درباره خروج مانی رهنما از ايران شنيديم. اين شايعه چقدر واقعيت دارد و آيا&#160;قصد داری در جايی غير از ايران خوانندگی را دنبال کنی؟                               من نيمه بيشتر عمرم را در اين مملکت سپری کرده ام با خوبی های بسيارش، وخب با کاستی های خيلی کم اش هم ساخته ام.         به هر حال با اين سيستم کار کردم ولی خب واقعا در دو سال اخير عرصه برای کار کردن بسيار سخت شده. به اين می ماند که به شما بگويند ديگر کار نکنيد، بارها پيش آمده که به اين فکر بيافتم، پيشنهاداتی هم بوده &#160;  ولی فعلا به هيچ عنوان چنين تصميمی ندارم.          با اين وضعيت کار تازه ای در دست توليد داری؟                               من دو آلبوم برای دوستان هنرجويم، کسرا و محسن وحيدی در دست دارم. قرار است بخشی از اين کارها در خارج از کشور ضبط شود.         همچنين دو آلبوم با صدای خودم &#160;  تهيه کرده ام ولی فکر می کنم بايد مقداری صبر کنم و ببينم وضعيت فعلی موسيقی پاپ در ايران چه می شود بعد کارهايم را به بازار ارايه کنم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_mani_rahnema_music/390663.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_mani_rahnema_music/390663.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 01 May 2007 18:17:15 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7CF2F35A-A39F-4F23-8A6C-E51B81EB6585_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بدحجابی؛ زیر سوال بردن امنیت اجتماعی؟</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;اجرای طرح تازه نيروی انتظامی موسوم به امنيت اجتماعی با رويکرد اخلاقی&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;که در آن به مبارزه با آنچه که &#171;مظاهر بد حجابی&#187; خوانده مي شود پرداخته شده&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;با واکنش&lt;span&gt;&#160;&lt;/span&gt;های بسياری ازسوی موافقان و مخالفان اين طرح روبرو شده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   اجرای طرح تازه نيروی انتظامی موسوم به امنيت اجتماعی با رويکرد اخلاقی &#160;  که در آن به مبارزه با آنچه که &#171;مظاهر بد حجابی&#187; خوانده مي شود پرداخته شده &#160;  با واکنش &#160;  های بسياری ازسوی موافقان و مخالفان اين طرح روبرو شده است.         بسياری از کارشناسان معتقدند که در طرح تازه نيروی انتظامی تعريف روشنی از پوشش اسلامی وجود ندارد.                               حجاب شرعی                      در قوانين قضايی ايران تنها در ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی تعريف کوتاهی از حجاب شرعی ارايه شده است.         بنا براين تعريف کوتاه، منظور از حجاب شرعی آن است که &#171; بدن زنان غير از کفين و صورت پوشيده باشد و وسيله پوشش موضوعيت ندارد.   &#187;                    با اين حال در هيچ کجای ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی سخنی از پديده ای با عنوان بدحجابی در ميان نيست. شهناز سجادی، حقوقدانی که از موافقان حجاب کامل اسلامی است حجاب شرعی را دارای تعريفی               می داند  &#160; که بد حجابی دراين تعريف جايگاهی ندارد.                  پيش از اجرای طرح موسوم به امنيت اجتماعی با رويکرد اخلاقی، مسئولان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مرحله اول اين طرح را شامل برخورد با &#171;زنان بدحجاب&#187; اعلام کرده بودند اما در روزهای آغازين اين طرح، خبرگزاری های داخلی از بازداشت مردان نيز اخباری &#160;منتشر کرده اند.       خانم سجادی در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد: انسان يا حجاب دارد يا بی حجاب است. در واقع ما با بی حجابی مخالف هستيم.      او با انتقاد از نوع پوشش زنان می گويد: &#160; خانم های ما پوشش نامناسبی دارند و روسری کوچکی سرشان می کنند و ما اين را حجاب تلقی می کنيم .در بسياری از مکان ها هم ورود افراد بی حجاب ممنوع اعلام شده ولی همين افراد به راحتی در این اماکن تردد می کنند که نشان می دهد اين افراد به عنوان اشخاص با حجاب پذيرفته شده اند.          جدال با حجاب عرفی                      آنچه در سال های اخير تعريف مدون از حجاب اسلامی را با چالش روبرو کرده، تاکيد مسئولان جمهوری اسلامی بر رعايت حجاب شرعی در تقابل با نوع پوشش پذيرفته شده از سوی اکثريت زنان است.         آنگونه که بهاره هدايت، دبير کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت به راديوفردا می گويد: اجرای چنين طرح های ضربتی مغاير با قانون حقوق شهروندی است.                    آنچه در سال های اخيرتعريف مدون از حجاب اسلامی را با چالش روبرو کرده، تاکيد مسئولان جمهوری اسلامی بر رعايت حجاب شرعی در تقابل با نوع پوشش پذيرفته شده از سوی اکثريت زنان است.            خانم هدايت با اشاره به اين موضوع که دخالت کردن حاکميت در چنين امور خصوصی، نقض حقوق شهروندی است می افزايد: &#160;  چنين اعمالی تنها برای اقناع کردن طيف سنتی و تندروی دولت صورت می گيرد. چون اين ها می بينند اختيار حجاب به عنوان يک سمبل از دستشان رها شده و ديگر نمی توانند کنترلی بر اين مساله داشته باشند و اعمال نظری بکنند واين مساله با ايده ها و عقايدشان تنافر دارد.حالا ممکن است از هر حربه ای هم استفاده کنند، اما این مسئله، زود گذر است.      هر چند همواره سايه حجاب شرعی، حجاب عرفی را تحديد کرده است، اما شهناز سجادی معتقد است که در جامعه اسلامی سليقه ها بايد بر مبنای قوانين شرعی تعديل شوند.         وی می گوید که ما مجاز نيستيم بگوييم چون در اعمال سليقه و استفاده از مدهای رايج آزاد هستيم پس بياييم لباس هايی بپوشيم که برهنگی را تداعی کند. به لحاظ اينکه هم در قوانين مان ممنوعيت داريم و هم جامعه ما جامعه ای اسلامی است و مسلمان در پوشش خوذش آزاد نيست که هر چه خواست بپوشد.   &#160;          حاشيه های نا امن!                      در حالی که اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی دفاع از حريم خصوصی افراد را از مهم ترين برنامه های پليس در سال جاری خورشيدی اعلام کرده، معاون مبارزه با مفاسد اجتماعی نيروی انتظامی از عکسبرداری از وضعيت ظاهری افراد به گفته او &#171; بدحجاب&#187; در مقرهای تعيين شده               خبر داده است.        اين سخنان در حالی بيان می شود که به اعتقاد رزا قراچورلو، حقوقدان، ابهام در قوانين مورد استناد مقام های جمهوری اسلامی مي تواند جامعه را با &#171;نا امنی روانی&#187; روبرو کند.                    خانم قراچورلو دراين باره به راديو فردا می گويد: &#160;  بايد کاملا جرم اين افراد مشخص باشد. بايد مشخص شود ميزان بد حجابی چه ميزانی است وچه اندازه خانم ها بايد حجابشان را رعايت کنند؛ مجازات آن چقدر است تا خانم ها در اين باره با ابهام مواجه نباشند. چون در غير اين صورت، برخوردهای اینچنینی               به نوعی موجب ايجاد نگرانی و عدم امنيت در جامعه می شود.        پيش از اجرای طرح موسوم به امنيت اجتماعی با رويکرد اخلاقی، مسئولان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی مرحله اول اين طرح را شامل برخورد با &#171;زنان بدحجاب&#187; اعلام کرده بودند اما در روزهای آغازين اين طرح خبرگزاری های داخلی از بازداشت مردان نيز اخباری  &#160; منتشر کرده اند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_unveil_strike/389808.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_unveil_strike/389808.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 25 Apr 2007 19:24:57 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/43B15B33-7A5A-426A-A73B-DCE27BBE19F3_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
