<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 08:21:52 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8141" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>تجاوز در زندان‌های ایران، روان‌کاوی و رک‌گویی</title>
            <description>پس از گذشت بیش از سه ماه از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، هنوز بحث درباره رویدادهای پس از آن، اعتراض‌ها و سرکوب‌های پس از ۲۲ خردادماه ادامه دارد.پس از گذشت بیش از سه ماه از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، هنوز بحث درباره رویدادهای پس از آن، اعتراض‌ها و سرکوب‌های پس از ۲۲ خردادماه ادامه دارد.  از جمله این بحث‌ها مسئله تجاوز به برخی بازداشت‌شدگان در سه ماه اخیر در زندان‌های ایران است، گزارش‌هایی که هرچند هنوز در دادگاهی بررسی نشده، اما مطرح شدن آن در نامه‌های اعتراضی و سرگشاده مهدی کروبی، یکی از دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات ۲۲ خرداد، آن را از حد شایعات پیش‌پا‌افتاده خارج کرد. اما مسئولانی مانند علی لاریجانی، رئیس مجلس، و علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، صورت گرفتن تجاوز در زندان‌های ایران را رد کرده‌اند.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    مریم: در حال تجاوز می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم     							    ابراهیم شریفی: فقط صدای نفس خودم و دیگران را می‌شنیدم     						    			 		در این حال دو جوان معترض به نتایج اعلام شده انتخابات که به‌تازگی از ایران خارج شده‌اند مدعی هستند که در بازداشتگاه‌های ایران به آنها تجاوز شده است.&#160;   ابراهیم شریفی،  دانشجوی  کامپیوتر و دانش‌آموز زبان ایتالیایی،  بوده و در ستاد مردمی مهدی کروبی  به عنوان ناظر گردشی حضور داشته  است و یکی از کسانی است که آقای کروبی به گفته‌های او استناد کرده است.  مریم صبری می‌گوید از طرف‌داران آقای میرحسین موسوی است که در مراسم چهلم ندا آقاسلطان  در بهشت زهرا دستگیر شده بود.  صرف نظر از بعد سیاسی ماجرا، این که در جامعه ایران برخلاف تابوهای رایج کسانی حاضر می‌شوند از تجاوز سخن بگویند خود پدیده‌ای تازه و قابل بررسی است که در برنامه این هفته &#171;نگاه تازه&#187; با مریم صبری، ابراهیم شریفی و دکتر حسن مکارمی، روان‌کاو در فرانسه، به آن پرداخته‌ایم.  دکتر حسن مکارمی از هر دو میهمان این برنامه می‌خواهد که خودشان را به اختصار معرفی کنند.  مریم  صبری: من مریم صبری ۲۱ ساله هستم. در تظاهرات بعد از انتخابات دستگیر شدم و دو هفته زندان بودم. در زندان مورد شکنجه و آزار جنسی قرار گرفتم و پس از آن در ایران قایم شدم و سرانجام از ایران خارج شدم.  ابراهیم شریفی: من ابراهیم شریفی، ۲۴ ساله، ساکن تهران منطقه شمیران هستم. یک روز در راه مراجعت به منزل توسط افراد ناشناسی ربوده شدم و در زندان بارها مورد آزار و شکنجه قرار گرفتم و پس از این که به مورد اعدام ساختگی اعتراض کردم مورد تجاوز جنسی قرار گرفتم و بعد هم که دکتر گواهی داد من مردنی هستم و ممکن بود برای‌شان شر ایجاد کند، مرا کنار خیابان رها کردند.  دکتر  مکارمی: آیا این امکان وجود دارد که منظور از تجاوز جنسی را شرح دهید؟  مریم  صبری: من موقعی که بازداشت بودم گمان نمی‌کردم که چنین اتفاقی ممکن است بیفتد. اما پس از چند روز مرا بیرون آوردند و داخل یک سلول دیگر بردند و در حالی که چشم‌ها و دست‌هایم را بسته بودند مورد تجاوز جنسی قرار دادند...  اینجا دکتر مکارمی می‌خواهد که خانم صبری دقیق‌تر ماجرای تجاوز را بیان کند که خانم صبری انگار این که در مطب دکتر نشسته باشد، بلاهائی که بر سرش آمده بود را بیان می‌کند. شکنجه‌گران مرتب فحش می‌داده‌اند و مریم مرتب گریه می‌کرده ‌است. اما بازجویان با تحکم و خنده می‌گفتند: حالا هی گریه کن تا ببینیم چه کسی برای نجاتت می‌آید!  مریم از ترس و  لرز و هراسی که به هنگام تجاوز داشته سخن می‌گوید. او همچنین خاطرنشان می‌سازد که آن تجاوز اولین تجربه جنسی‌اش بوده است.  (رادیوفردا به خاطر برخی از مسائل نمی‌تواند گفتار دقیق خانم صبری را در اینجا درج کند.)  آقای شریفی به دکتر مکارمی اعتراض می‌کند که چرا از جزئیات ماجرا می‌پرسد. می‌گوید حالا یک اتفاق وحشتناکی افتاده و تابویی در ایران شکسته شده‌ است. چرا باید جزئیات ماجرا گفته شود؟ او از تجربه خودش می‌گوید که چگونه بارها دست به خود‌کشی زده و کلمه &#171;تجاوز&#187; چگونه او را تا پای مرگ پیش برده است. او از قاضی مقدم مثال می‌آورد که گویا می‌خواسته اندازه &#171;دخول&#187; و غیره را هم بداند. آن گاه به اختصار می‌گوید که پس از روز چهارم زندانی شدنش و به هنگام اعدام ساختگی اعتراض می‌کند و می‌خواهد که واقعا او را اعدام کنند و آنان در پاسخ لگدی به شکمش می‌زنند و یکی دستور می‌دهد که فلانی را ببرید و حامله‌اش کنید!   شریفی از مصائب زندگی خود می‌گوید که حتی در خارج از کشور هم زندگی عادی ندارد و مدام در فکر خودکشی است و در حقیقت دوستانش مانع می‌شوند. او حتی رویش نمی‌شود که با خانواده‌اش تماس بگیرد.  آقای شریفی از تابوهای جامعه ایران سخن می‌گوید که انسان همواره در چنین مواردی احساس شرم می‌کند تا درد و مصیبتش را با دیگران در میان بگذارد.  دکتر مکارمی یادآوری می‌کند که چگونه حتی صحبت کردن پیرامون چنین مطالبی برای انسان دردناک است و انسان به هنگام بازگویی آن دچار رنج مضاعف می‌گردد.  خانم صبری از بی‌خوابی‌ها  و کابوس‌های شبانه سخن می‌گوید... او همواره آن صدای جیغ و فریاد‌های دردناک را می‌شنود... او مدام  چهره کسی که او را برای آخرین بار مورد تجاوز قرار داده در خواب و بیداری می‌بیند. می‌گوید که چهار یا پنج بار او را مورد تجاوز قرار داده‌اند و آخرین آنها حتی به هنگام آزادی‌اش مرتب به او تلفن می‌کرده و تهدیدش می‌کرده ...  آقای شریفی سعی  می‌کند که آن قدر خود را در طول  روز خسته کند که بی‌هوش بیفتد... اما  به هنگام خواب کابوس آن کس متجاوز مدام به سراغش می‌آید و او به دنبال  دست‌بندهایش می‌گردد... او از قاضی مقدم و دیگر ماموران قوه قضائیه و بازجو‌ها می‌گوید و حتی حالا که در ایران نیست گمان می‌کند آنان ممکن است به سراغش بیایند و ... او ساعت دو نیمه شب به خواب می‌رود و همواره ساعت پنج یا شش صبح بیدار می‌شود. به مکان‌های عمومی می‌رود تا تنها نباشد. ... از تنهایی می‌ترسد. حیرت می‌کند که در حکومت اسلامی چنین حوادث وحشتناکی رخ می‌دهد. خاطرنشان می‌سازد که پدرش از اعضای نیروی انتظامی است و هنوز نمی‌تواند باور کند که در حکومت اسلامی چنین اتفاقاتی افتاده است...  خانم صبری پیش  روان‌پزشک می‌رود، ولی رویش نمی‌شود  از ماجرای تجاوز سخنی بگوید... آقای شریفی  هم همین طور. او اشاره می‌کند که فقط با آقای کروبی درد دل کرده است و از شجاعت آقای کروبی ستایش می‌کند.  هر دو از تجربه‌های  خود سخن می‌گویند و هر دو مواردی را می‌گویند که پس از فاش شدن ماجرای‌شان باخبر شده‌اند که این مصائب برای دیگران هم اتفاق افتاده، ولی قربانیان به خاطر &#171;ترس از آبرو&#187; ترجیح داده‌اند که سکوت کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_postelection_rape_Kahrizak_prisons_Sabri_Sharifi/1838052.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_postelection_rape_Kahrizak_prisons_Sabri_Sharifi/1838052.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 28 Sep 2009 11:29:38 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_postelection_rape_Kahrizak_prisons_Sabri_Sharifi/1838052.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BE332DF3-2D44-46AE-AF5F-D61E40F42185_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>لیلا فروهر؛ در حال و هوای جنبش مدنی ایران</title>
            <description>&#171;بدون، ایران نمی‌میره!&#187; تازه‌ترین اثر لیلا فروهر است که پس از سی سال از خلق آن، اکنون با حال و هوایی تازه تولدی دیگر یافته‌است. 

لیلا فروهر هرچند خود را سیاسی نمی‌داند و می‌گوید خیلی هم اهل سیاست و سیاست‌بازی نیست، با این همه می‌‌افزاید که ترانه‌های اجتماعی بسیاری خوانده است. ترانه‌هایی مانند &#171;ایران&#187;، &#171;تجربه کردیم&#187;، &#171;آزاد&#187;، &#171;کوه البرز&#187;، &#171;شناسنامه&#187; و ....لیلا فروهر به پیامدهای اعتراض‌ها به نتایج اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد اشاره می‌کند و درباره احساسات خود در این روزها می‌گوید: &#171;وظیفه خود دانستم که در کنار این جوانان عزیزمان باشم که خیلی صادقانه با قلبی پاک و با دستی خالی آمدند و فقط طلب آزادی کردند و متأسفانه خیلی از آنها کشته، زندانی و ناپدید شدند. در این مدت زمانی که این اتفاقات در ایران افتاده، و در سایت‌ها و تلویزیون‌های ایرانی و آمریکایی شاهد رویدادهای دردناک هستیم، خیلی غم انگیز بود؛ و من هم به عنوان یک ایرانی که در خارج از کشور هستم، خیلی درد و رنج و ناراحتی کشیدم.   من با بازخوانی این ترانه، هم خواستم درد و رنج خودم را کاهش دهم، و هم بگویم که در کنار این جوانان هموطنم هستم&#187;.         لیلا فروهر جز این آهنگ در فکر یک آلبوم مستقل دیگری است که ترانه‌هایش با حال و هوای جنبش اخیر مدنی ایران تناسب دارد  لیلا فروهر در باره موج ترانه‌سرایی اعتراضی و اعلام همبستگی خوانندگان ایرانی و خارجی با معترضان، می‌گوید با سابقه قبلی که در زمینه خواندن ترانه‌هایی از این نوع داشته، هنگامی که حتی غیر‌ایرانی‌ها درباره اعتراض‌ها و معترضان ترانه خواندند و اعلام همبستگی کردند، او هم به عنوان یک ایرانی احساس ادای دین کرده است.  در مورد تفاوت ترانه‌های معترض قدیمی و امروزی لیلا فروهر عقیده دارد که وجود سایت‌ها و جهان اینترنتی اوضاع و احوال دنیا را دگرگون کرده است. می‌گوید امروزه با وجود وسایل ارتباط جمعی و شبکه‌ جهانی اینترنت اخبار به سرعت پخش می‌شوند و جهانیان به سرعت آگاه می‌شوند.  لیلا فروهر جز این آهنگ در فکر یک آلبوم مستقل دیگری است که ترانه‌هایش با حال و هوای جنبش اخیر مدنی ایران تناسب دارد. در این آلبوم کارهایی هم از سیاوش قمیشی، آهنگساز نام آشنا به چشم می‌خورد.  لیلا فروهر می‌گوید ترانه &#171;بدون، ایران نمی‌میره!&#187;، محصول سی سال پیش است و بارها به سبک‌های گوناگون اجرا شده است. او می‌افزاید: ولی این اجرا کلاً فرق می‌کند و برای حوادث اخیر تنظیم شده‌و تصاویر ویدئویی آن نیز در همین حال و هوا است. خانم فروهر بر این باور است که هر چند این ترانه محصول سی سال پیش است، ولی &#171;چون ملت ایران همواره به دنبال &#171;آزادی&#187; بوده است&#187;، بنابراین امروزه هم تر و تازه می‌نماید.  لیلا فروهر هم به موسیقی سنتی ایرانی علاقه دارد و هم به موسیقی پاپ. در هر دو زمینه هم کار کرده است. اما دوست دارد تلفیقی از این دو موسیقی  را توامان اجرا کند.  لیلا فروهر تجربه سینما هم دارد و اصلاً با سینما وارد دنیای هنر شد. دوران انقلاب که در ایران بود بارها مورد بازجویی قرار گرفت و گاه روزهای متمادی برای باز‌جویی فراخوانده می‌شد و می‌گوید این تجربه آن چنان برایش ناخوشایند بوده است که ترجیح داد جلای وطن کند. او از آن روزها خاطرات بسیار تلخی دارد.  به آمریکا که آمد با پرویز صیاد یک کار تئاتری کرد به نام &#171;صمد و دو لیلا&#187;. در بخشی از این تئاتر صحنه‌ای ویدئویی به چشم می‌خورد که در آن ماجراهای بازجویی‌های او بازسازی شده است. در این صحنه مانند همیشه و مانند هر روز، بازجو نامش را می‌پرسد و لیلا پاسخ می‌دهد نام من همان نامی است که دیروز داشتم و ده روز پیش داشتم و سالیان پیش داشتم. نامی که در شناسنامه‌ام هست و عوض نشده است!  بازجوها هر روز لیلا را با چشمان بسته به بازجوئی می‌بردند و پرسش‌های تکراری را مکرر می‌پرسیدند.  لیلا فروهر درباره بازجویی‌ها و دادگاهی که برخی از حدود صد متهم آن اصلاح‌طلبان زندانی و بازداشت‌شدگان در اعتراض‌ها به نتایج اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد هستند، می‌گوید: &#171;شرایط آن زمان من با این عده خیلی فرق دارد ... غم‌انگیز است که عده‌ای مجبور شوند بیایند در دادگاه علیه  خود چیزهای را بر زبان آورند که واقعیت ندارد.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Leila_Forouhar_new_sings/1811212.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Leila_Forouhar_new_sings/1811212.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 31 Aug 2009 14:31:29 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C77B7FE4-BFDF-47F0-A8DA-D4FBF7174D69_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برنامه نگاه تازه؛ آرش: چگونه خواننده شدم؟</title>
            <description>&lt;span&gt;مهمان اين هفته برنامه &#171;نگاه تازه&#187; &lt;strong&gt;راديو فردا&lt;/strong&gt;، آرش خواننده موسيقی پاپ است. آرش در اروپا بسيار معروف است وبه ويژه در کشور چک، اسلوواک و روسيه و به طور کلی، در شرق اروپا طرفداران زيادی دارد. &lt;/span&gt;     مهمان اين هفته برنامه &#171;نگاه تازه&#187;  راديو فردا ، آرش خواننده موسيقی پاپ است. آرش در اروپا بسيار معروف است وبه ويژه در کشور چک، اسلوواک و روسيه و به طور کلی، در شرق اروپا طرفداران زيادی دارد.           او در يک گفت وگوی اختصاصی با راديو فردا به سوالاتی که از او درمورد&#160; زندگی شخصی و هنری اش شده، پاسخ داده است.           راديو فردا: چند سال است که از ايران خارج شده و به سوئد رفته ايد؟            آرش:  من در سن ۱۰ سالگی از ايران خارج شدم. متولد ۱۳۵۶ هستم و اکنون ۳۱ سال دارم. پدر و مادرم دوست داشتند به سوئد بياييم، بنابراين وقتی ۱۰ ساله بودم به سوئد آمديم و اينجا ماندگار شديم. ما سه برادر هستيم و من برادر بزرگ هستم. يکی از برادرانم ۲۶ ساله است و ديگری ۲۲ ساله.           چرا به سوئد آمديد؟ آيا اين مسئله با انقلاب ارتباط داشت؟          در آن زمان، جنگ بود و در ضمن، مادر بزرگ و دايی ام نيز در سوئد زندگی می کردند. آنها از سوئد تعريف کرده بودند. بنابر اين راحت تر اين بود که به سوئد بياييم. البته پدرم سوئد را دوست نداشته و دوست ندارد. او دوست داشت در ايران باشد، ولی به هرحال ما در سوئد ماندگار شديم.           مدرسه و دانشگاه را چه کردی؟          دبيرستان را در سوئد تمام کردم و سپس تحصيلات دانشگاهی خود را در&#160; ترکيبی از رشته راه و ساختمان و معماری به پايان رساندم. اين رشته اصلا ارتباطی با رشته موسيقی نداشت، ولی بعد از پايان تحصيلات، تمام فعاليتم را روی موسيقی متمرکز کردم.           اين که رشته آش شد!!          بله، اصلا همه چيز يادم رفته است.           قبل از اين هم کار موسيقی انجام می داديد؟          وقتی در ۱۰ سالگی وارد سوئد شدم، برای اولين جشن تولدم دوست داشتم يک کيبورد کوچک داشته باشم. آن زمان تلويزيون تماشا می کردم و از اين طريق سعی می کردم ملودی ها را درآورم.         در سن ۱۴ سالگی در کنار کارهای مدرسه، با دوستانم يک گروه تشکيل داديم و علاقه ام به موسيقی بيشتر و بيشتر شد. بعد از دانشگاه در سن ۲۴ سالگی تصميم گرفتم دو سه سالی تمام وقتم را صرف موزيک کنم و ببينم چه می شود. به اين کار ادامه دادم و خدا را شکر توانستم در اين کار بمانم.           برای يادگيری موسيقی، کلاس می رفتی يا به صورت خود آموز کار می کردی؟          اوايل چند سال کلاس پيانو می رفتم و موسيقی کلاسيک ياد می گرفتم، ولی بسيار دوست داشتم که موسيقی پاپ بياموزم. بنابراين در کنار تهيه کننده های سوئدی، آموختن کارهای استوديو را آغاز کردم و هنوز هم با آنها کار می کنم. البته بايد بگويم بيشتر خودم ياد گرفتم.           چگونه وارد کار حرفه ای شدی؟          قبل از اين که برای خودم کار کنم و اولين آلبوم آهنگ های ايرانی را درست کنم، هم برای گروه های خارجی آهنگ می ساختم و هم با دوستم رابرت در استوديو آهنگ تهيه می کردم.             &#171;آهنگ &#171;من و تو&#187; از آلبوم اول بود که به عنوان يک تجربه اين آهنگ را درست کردم و حالت فان داشت. وقتی آن را برای شرکت وارنر فرستادم، گفتند آهنگ جالبی است، ولی فکر نمی کنيم که به صورت هيت سينگل (تک آهنگ جداگانه) بشود آن را انتشار داد.&#160; اين آهنگ در يک فيلم به کار رفت.&#187;     آرش، خواننده      يک روز در استوديو به او گفتم که چرا ما به زبان فارسی چيز خوبی درست نکنيم؟ من می دانم اگر اين کار را با جديت دنبال کنيم، حتما موفق می شويم. رابرت گفت چرا که نه؟ خوب اين کار را دنبال کن، ببين چه می شود.        به اين ترتيب، کار را با يک تجربه آغاز و يکی دو آهنگ ضبط کرديم و به شرکت &#171;وارنر موزيک&#187; فرستاديم. آنها خوششان آمد و گفتند آهنگ های بيشتری درست کن و اين کار ادامه پيدا کرد.           اولين آهنگی که به صورت رسمی ضبط کردی، چه بود؟          آهنگ &#171;من و تو&#187; از آلبوم اول بود که به عنوان يک تجربه اين آهنگ را درست کردم و حالت فان داشت. وقتی آن را برای شرکت وارنر فرستادم، گفتند آهنگ جالبی است، ولی فکر نمی کنيم که به صورت هيت سينگل (تک آهنگ جداگانه) بشود آن را انتشار داد.&#160; اين آهنگ در يک فيلم به کار رفت. &#160;  در کدام فيلم؟     آن موقع دردو فيلم سوئدی آن را کار کردم يکی &#171;بمبئی دريمز&#187;&#160; (روياهای بمبئی) و ديگری به نام &#171;هيپ هيپ هورا&#187;.    من يک آهنگ برای فيلم درست کردم و آنها گفتند خيلی خوب است، آيا می توانی تمام آهنگ های اين فيلم را بسازی؟ و من تمام آهنگ های اين فيلم را ساختم.    &#160;يک آهنگ &#171;بمبئی دريمز&#187; هم با همکاری يک دختر هندی- پاکستانی به نام آنيلا درست کردم و بعد هم روی آهنگ های خودم کار کردم.        از ابتدا خودت هم در اين آهنگ ها می خواندی؟      بله، در همين آهنگ های &#171;من و تو&#187; و &#171;بمبئی دريمز&#187; شروع به خواندن کردم. ولی هنوز در آن زمان شيوه شخصی خودم را پيدا نکرده بودم و تمام وقتم را در استوديو صرف پيدا کردن اين شيوه شخصی کردم. روش های مختلف ايرانی، هندی و اروپايی را با هم ترکيب کردم&#160; آن طوری که خودم دوست داشتم.      وقتی با افراد مختلف در مورد کارهای آرش صحبت می کنيم، روی اين تم هندی در کارهای تو تأکيد می کنند. حتی يک نفر از ما پرسيد آيا آرش هندی است؟      بله، من هندی هستم( با خنده). ای ميل های زيادی برايم می آيد. يکی می گويد پدرم هندی است و يکی می گويد در هند بزرگ شده ام. ولی حقيقت اين است که هندی نيستم و هيچ فاميل هندی هم ندارم، ولی مثل هندی ها کمی سياه سوخته هستم.      هر کسی شما را ببينيد، همين فکر را می کند. محمد ضرغامی هم کمی سياه سوخته است. امروز که با هم بيرون رفته بوديم، به ما می گفتند شما هندی يا عرب هستيد و بعضی هم می گفتند از آمريکای لاتين.      اتفاقا اخيرا کنسرتی داشتم و هندی ها آمده بودند با من صحبت می کردند. من گفتم هندی نيستم و اصلا زبان هندی را نمی فهمم، ولی باورشان نمی شد و می گفتند دروغ می گويی و هندی هستی.      ترانه ای که در فيلم پسر آميتاباچان، يعنی ابيشک باچان، خواندی و قبل از آن هم به دليل ريتم پنجابی که در ترانه هايت استفاده کردی، باعث شد که خيلی ها فکر کنند هندی هستی.      بله، درست است.      چگونه به اين نتيجه رسيدی در کارهایت از اين ريتم که ترکيبی از موسيقی شرق است،&#160;استفاده کنی؟      هدف من از موسيقی اين است که اگر بتوانم، مردم را خوشحال کنم. سعی می کنم آهنگ هايم شاد باشد و دوست دارم شيوه های مختلف را با هم ترکيب کنم تا آهنگ هايم منحصر به فرد باشد.      البته فکر می کنم اين شيوه، با توجه به شرايط موجود انتخاب شده، زيرا مدتی است اين سبک ها در بازار و ديسکوها بسيار محبوبيت پيدا کرده است و جوانها خيلی دوست دارند. آيا به اين مسئله توجه داشتی؟      بله، بسياری از افراد که آهنگ های مرا گوش می دهند، زبان فارسی بلد نيستند. برای من مهم است که ريتم آهنگ ها مستقيم با قلب مخاطب ارتباط برقرار کند و مردم راحت با آن برقصند و خوشحال باشند.      آرش! بعضی ها نسبت به آهنگ های تو انتقاد می کنند و می گويند چرا با وجود اين که آرش توانسته فرصتی به دست بياورد و به عنوان يک موزيسين ايرانی فعاليت کند و شناخته شود، از&#160; ترانه های بهتری استفاده نمی کند؟      در اين جا دو مسئله وجود دارد. اول اين که من بايد از کلمات فارسی استفاده کنم که برای خارجی ها نيز راحت باشد. بيشتر اوقات، وقتی ترانه ای به فارسی می نويسم، برای همکاران خارجی من دشوار است و می گويند اين کلمات راحت نيست و در کار نمی نشيند. حتی برای من که فارسی زبان هستم، تشخيص تفاوت بين کلماتی که در گوش خارجی ها راحت باشد، دشوار است.     من برای ترانه هايم وقت بيشتری می گذارم، زيرا گاهی اوقات ۲۰ بار آن را تغيير می دهم.       اما روی فارسی بودن اين ترانه ها تأکيد نشده است و خيلی ها نمی دانند آرش به فارسی آهنگ می خواند.      من هميشه و همه جا اين مسئله را عنوان می کنم. عاشق ايران و زبان فارسی هستم و خوشحالم که اين کار را می کنم. ولی ممکن است همه اين مسئله را نشنوند و يا سايت اينترنتی مرا نديده باشند، بنا بر اين آنها فکر می کنند زبان ديگری است. برای بعضی ها که زبان سوئدی، چکی و يا انگليسی دارند، دشوار است که تفاوت زبان ها را بدانند. ولی من هميشه در راديوهای خارجی اشاره می کنم که اين آهنگ ها به زبان فارسی است.            من هميشه و همه جا اين مسئله را عنوان می کنم. عاشق ايران و زبان فارسی هستم و خوشحالم که اين کار را می کنم. ولی ممکن است همه اين مسئله را نشنوند و يا سايت اينترنتی مرا نديده باشند، بنا بر اين آنها فکر می کنند زبان ديگری است. برای بعضی ها که زبان سوئدی، چکی و يا انگليسی دارند، دشوار است که تفاوت زبان ها را بدانند. ولی من هميشه در راديوهای خارجی اشاره می کنم که اين آهنگ ها به زبان فارسی است.&#187;      آرش، خواننده ایرانی      شعرهايی که انتخاب می کنی و از نظر بعضی ها سبک است، به اين دليل است که خارجی ها نيز مخاطب ات&#160;هستند وآنها هم بايد بتوانند با اين آهنگ ها راحت ارتباط برقرار کنند؟      بله، در ضمن خيلی از جوان های ايرانی هستند که در خارج به دنيا آمده اند و موزيک ايرانی زياد گوش نمی دهند. پدر و مادرهايشان از من تشکر کرده اند، زيرا جوانانشان به آهنگ های من گوش می دهند و به موزيک فارسی علاقه بيشتری پيدا کرده اند.     در آلبوم جديدم هم سعی کرده ام با کلمات، بيشتر کار کنم و با يکی از شاعران در ايران به نام آقای شاهکار بينش پژوه، همکاری کرده ام.     در آلبوم جديد خود به نام &#171;دنيا&#187; سعی کرده ام روی اين موضوع بيشتر فکر کنم.       چطور شد که با شاهکار بينش پژوه کار کرديد؟      با او در دبی آشنا شدم. پسر بسيار خوبی بود و قبل از اين که اين آلبوم را درست کنم، يک سال با او در تماس بودم. به او گفتم که کار با من سخت است، زيرا گاهی مجبور می شويم يک شعر را بارها تغيير دهيم.       خودت از شنيدن ترانه &#171;آرش ديگه بی تو من تنهايم&#187;&#160; چه احساسی داری؟      من پسر بدی هستم که چنين آهنگی نوشته ام( با خنده). سعی کردم آهنگ جالبی درست کنم، ولی منظوری نداشتم و بيشتر جنبه فان دارد. من سعی می کنم خاکی باشم، نه اين که بگويم از کسی بهترم.       اوج همکاری تو و شاهکار بينش پژوه، آهنگی بود که برای تيم ملی فوتبال ايران خواندی؟      &#160;بله، درست است.      گويا در اين رابطه مشکلی پيش آمد؟      بله، فدراسيون ايران يک نفر ديگر را نامزد کرده بود و آهنگ من قبول نشد.       با ابتکار خودت و بدون قرارداد اين آهنگ را ساختی؟      با فيفا صحبت شده بود که آهنگ من نامزد شود. شرکت وارنر آلمان اين قرارداد را بسته بود، که از طرف ايران ارائه اين آهنگ مورد قبول واقع نشد. ولی برای من تفاوتی نمی کند که اين آهنگ رسمی باشد يا نه.      جالب است که کسی که سال ها از ايران دور بوده، اين آهنگ را درست کرده است.      من به فوتبال بسيار علاقمنم و عاشق تيم ملی فوتبال ايران هستم و سعی می کنم همه بازی ها را نگاه کنم. چون هم فوتبال را خيلی دوست دارم و هم ايران را، برايم جالب بود که اين آهنگ را درست کنم.       کدام يک از بازيکنان تيم ملی را دوست داری؟      علی کريمی را خيلی دوست دارم، علی دايی حرف ندارد، مهدوی کيا و کعبی بازيکنان خوبی هستند و ميرزا پور هم در اوج کارش بسيار عالی بود.       در مورد دی جی علی گيتور يا همان علی توضيح دهيد و اين که چگونه با هم آشنا شديد؟      علی در کشور دانمارک که همسايه سوئد است زندگی می کرد و در حال حاضر برای زندگی به سوئد آمده&#160; است. هم پسر خوبی است و هم کارش در موزيک بسيار خوب است. علی در آهنگ جام جهانی به ما کمک کرد.      همکاری تان با هم چگونه بود؟      اولين بار در يک مهمانی با علی آشنا شدم.      در مهمانی دی جی بود؟      نه هر دو ميهمان بوديم و با هم آشنا شديم و همکاری کرديم. اولين کارمان را با آهنگ Music Is My Language شروع کرديم و او در آهنگ جام جهانی نيز کمک کرد.      موسيقی پاپ ايرانی را دنبال می کردی؟      بله، خصوصا بعضی آهنگ هايی که در حال حاضر در ايران درست می شود، بسيار جالب و حتی از کارهای من نيز جالب تر است.       موسيقی لس آنجلس چگونه است؟      در آنجا هم موزيک های خوبی وجود دارد، ولی به نظر من کمی تکراری شده است.       يک خانم در تماس با ما پرسيده بود که پدر و برادرانت چکار می کنند؟      برادرم اشکان، امسال پزشک شد و برادر ديگرم حقوق می خواند که تا دو سال ديگر تمام می شود. پدرم هم بازنشسته است.      در پراگ طرفداران زياد داری. حتی خيلی از کسانی که با آنها حرف زديم و تو را می شناختند، خارجی بودند. اکنون که در ايتاليا هستی، وضعيت چطور است؟ مردم از سر و کولت بالا می روند؟      نه، در ايتاليا مرا زياد نمی شناسند. سه روز تعطيلات به ايتاليا آمدم و جای همگی خالی.      يک سؤال خصوصی بپرسيم. چند تا دوست دختر داری؟      فقط يکی، که او را بسيار دوست دارم.      اهل کدام کشور است؟      ايرانی است و در مالمو زندگی می کند. همديگر را بسيار دوست داريم و می دانم که تا آخر عمر با او خواهم بود.      پس به زودی ازدواج می کنيد؟ جشن عروسی ات برايمان کارت بفرست.      بله حتما. من عاشق بچه هستم و دوست دارم کم کم چند تا مينی آرش بيايند و بالا و پايين بپرند.      دختر دوست داری يا پسر؟      هر دو را دوست دارم، ولی اين که سالم باشند، از همه مهم تر است.      اسم نامزدت چيست؟      بهناز. در آلبوم اولم می خوانم &#171;آخه بهناز تو می خوای با من باشی&#187;      دختری که در يک آهنگ به تو می گويد &#171;آرش تو رو دوست دارم&#187; کيست؟      خانمی به نام هلنا است که با يک گروه قديمی سوئدی به نام &#171;راک ست&#187; همکاری دارد. من به او فارسی ياد دادم که قسمت فارسی اين آهنگ را بخواند.    يک آهنگ در آلبوم جديد دارم که با همين خانم است، ولی به زبان انگليسی می خواند. آهنگی به نام &#171;عشق ناب&#187;.      انتهای ويديو کليپ &#171;آرش تو رو دوست دارم&#187; بسيار غمگين است.      بله، من گفتم کمی هم جدی باشم. فيلمبردار موقع کار دائم به من می گفت جدی و غمگين باش. چون من هميشه می خندم و لبخندم باز بود و او می گفت نخند، اين جا غمگين است.      اميدواريم هميشه شاد و خوش باشی.      ممنون. من به همه ايرانی های عزيز و خوانندگان وب سايت راديو فردا، سلامی می فرستم و اميدوارم هر کجای دنيا که هستند خوب و خوش باشند.      آدرس وب سايت خودت را برای ما و شنوندگان بگو.        www.arash.com  هر کسی بخواهد می تواند به من ايميل بفرستد و در قسمت contact هر سؤالی دارد، بپرسد تا من جواب بدهم.    همين جا می خواستم به پدر و مادرم که هميشه راديو فردا گوش می دهند، بگويم که خيلی دوستتان دارم. بهناز جان تو را هم خيلی دوست دارم.&#160;    &#160;      برای شنيدن برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.         برای تماس با ما به آدرس      javanan@radiofarda.com     ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.        شما همچنين می توانيد به شماره ۰۰۴۲ ۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰ برای ما اس ام اس ارسال کنيد.         برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را می توانيد پنج شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار آن را ساعت نيم بامداد يا ۱۳ بعد از ظهر جمعه ها به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.       </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Arash_Singer/460682.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Arash_Singer/460682.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 14 Aug 2008 14:05:29 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/45eaebf8-f095-4c6a-9014-3ccbc5f685f0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: دوپينگ در ورزش حرفه ای ايران</title>
            <description>&lt;br&gt;المپيک پکن آغاز شده است. هزاران ورزشکار در رشته های مختلف می کوشند تا با نمايش توانايی های خود بهترين نتايج را کسب کنند و مدالی را از آن خود کنند. المپيک پکن آغاز شده است. هزاران ورزشکار در رشته های مختلف می کوشند تا با نمايش توانايی های خود بهترين نتايج را کسب کنند و مدالی را از آن خود کنند.     اما در پشت اين تلاش ها گاهی اعمال مجرمانه ای نيز نهفته است: دوپينگ. استفاده از مواد و شيوه های غيرمجاز برای افزايش کارآيی ورزشی چيزی است که اين روزها بيش از پيش بر ورزش جهان سايه افکنده است.     در هفته های اخير چندين نفر از شرکت کنندگان در مسابقات دوچرخه سواری &#171;تور دو فرانس&#187; به خاطر دوپينگ از ادامه رقابت ها منع شدند و بی شک در روزهای و هفته های آينده هم بايد منتظر خبر درباره تخلف ورزشکاران ديگری هم بود.     در ايران هم دو سال پيش نه نفر از اعضای تيم وزنه برداری ايران به خاطر استفاده از مواد نيروزا از شرکت در مسابقات جهانی محروم شدند.     آرش (اسم مستعار) يکی از ملی پوشان سابق ايران، مهمان اين هفته برنامه نگاه تازه معتقد است در ورزش حرفه ای ايران دوپينگ به صورت گسترده و نظامند وجود دارد.    &#160;او می گويد، حتی فدراسيون ها هم در اين راه به ورزشکاران کمک می کنند، بدون توجه به خطراتی که دوپينگ برای سلامتی ورزشکار خواهد داشت.     اتهامات تند آرش را با دکتر علی طاهری، معاون ستاد مبارزه با دوپينگ ايران در ميان می گذاريم.     آقای طاهری می گويد هم در ايران و هم ديگر کشورهای جهان مربيان و فدراسيون ها برای کسب نتايج بهتر به ورزشکاران اجازه دوپينگ می دهند و &#171;دوپينگ دولتی&#187; يکی از معضلاتی است که کل جامعه جهانی با آن روبروست.    آرش مهمان نخست برنامه به حسين رضازاده، عضو سابق تيم وزنه برداری ايراننیز اتهاماتی&#160;وارد کرده بود و گفته بود که دليل انصراف آقای رضازاده از شرکت در مسابقات المپيک دوپينگ است. دکتر علی طاهری اين موضوع را آن را شايعه ای نادرست می خواند.    در فوتبال ايران هم هر از گاهی اخبار و گزارش هايی درباره دوپينگ منتشر می شود. مسوولان ستاد مبارزه با دوپينگ بارها شکوه کرده اند که فوتباليست ها در مقابل آزمايش دوپينگ مقاومت می کنند و با آنها همکاری لازم را انجام نمی دهند.     چندی پيش دو تن از بازيکنان تيم فوتبال پاس همدان به خاطر استفاده از مواد نيروزای غيرمجاز محروم شدند.     رضا چلنگر، مترجم سرمربی اين تيم نيز به خاطر همکاری در تهيه اين مواد به مدت ۴ سال از همراهی تيم های فوتبال محروم شد. آقای چلنگر مهمان بعدی برنامه نگاه تازه است. او می گويد يکی از دلايل اصلی دوپينگ ناآگاهی ورزشکاران و غيراستاندارد بودن مکمل های غذايی است.     برای گوش دادن به برنامه اين هفته نگاه تازه فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد. برای تماس با ما به آدرس  javanan@radiofarda.com  ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/460036.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_fresh_glance/460036.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 09 Aug 2008 20:42:47 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ &#171;صيغه با شرايط معين!&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&#171;چه عيبی داره که رابطه زن و مرد حساب و کتاب داشته باشه، صيغه يعنی همين ازدواج موقت با شرايط معين!&#187;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اين ديالوگ برای اولين بار در فيلم بحث از جامعه روبه رو شد. در برنامه &#171;نگاه تازه&#187; با ياد آوری خاطره نمايش اين فيلم به بحث داغ صيغه در ميان جوانان می پردازيم.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در اين برنامه همکارمان رويا کريمی مجد که زمانی از گزارشگران مجله توقيف شده &#171;زنان&#187; در ايران بوده است، از تجربه شنيدنی&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;سفر به دو شهر مذهبی قم و مشهد برای تهيه گزارش هايی در اين باره می گويد؛ گزارش هايی که ماحصل آن سال گذشته در مجله زنان به چاپ رسيده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;خانم کريمی به وجود قبرستانی در قم اشاره می کند که اتاق های آرامگاه های خانوادگی آن برای برقراری رابطه جنسی به مردان و زنان موقتی&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;اجاره داده می شود.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;                    &#171;چه عيبی داره که رابطه زن و مرد حساب و کتاب داشته باشه، صيغه يعنی همين ازدواج موقت با شرايط معين!&#187;                    اين ديالوگ برای اولين بار در فيلم بحث از جامعه روبه رو شد. در برنامه &#171;نگاه تازه&#187; با ياد آوری خاطره نمايش اين فيلم به بحث داغ صيغه در ميان جوانان می پردازيم.                    در اين برنامه همکارمان رويا کريمی مجد که زمانی از گزارشگران مجله توقيف شده &#171;زنان&#187; در ايران بوده است، از تجربه شنيدنی &#160;  سفر به دو شهر مذهبی قم و مشهد برای تهيه گزارش هايی در اين باره می گويد؛ گزارش هايی که ماحصل آن سال گذشته در مجله زنان به چاپ رسيده است           .        خانم کريمی به وجود قبرستانی در قم اشاره می کند که اتاق های آرامگاه های خانوادگی آن برای برقراری رابطه جنسی به مردان و زنان موقتی &#160;  اجاره داده می شود.                    در سال های اخير برخی دولتمردان جمهوری اسلامی ايران نيز با اشاره به مشکلات اقتصادی و نبود کار مناسب برای نسل جوان که ازدواج دايم را برای آن ها به غول بی شاخ و دم تبديل کرده است، خواستار رواج &#171;صيغه&#187; شده اند.        اين مسئله موجب پديدار شدن طيف گسترده ای از وب سايت ها و وبلاگ ها شده است. اين گروه از وب سايت ها و وبلاگ ها علاوه بر اطلاع رسانی &#160;  پل ارتباطی زوج های &#171;صيغه&#187;ای هم هستند.        حميد توکلی ديگر ميهمان برنامه ما خود صاحب يکی از همين وبلاگ هاست.                    آقای توکلی که به گفته خودش تجربه ای دراين باره ندارد می گويد: از سال دوم دبيرستان پی گير اين مساله بوده است و دليل راه اندازی اين وبلاگ را عدم تعادل جنسی جامعه ايرانی عنوان می کند.        به گفته آقای توکلی، برخی از قضات دادگاه ها با &#171;صيغه&#187; خصمانه برخورد می کنند.                    اما اگر تا پايان اين برنامه با ما باشيد از ابعاد تراژيک &#171;صيغه&#187;هم خواهيد شنيد.                    گيتی پور فاضل رييس &#160;  کميته پشتيبانی از حقوق زنان و کودکان کانون وکلای دادگستری مرکز ( و از مخالفان &#171;صيغه&#187;) معتقد است که در قوانين &#171;صيغه&#187; منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می افزايد: &#171;در اين جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده است نه زن چون آن مدتی را هم که               قانون گذاشته از يک ساعت تا ۹۹ سال باز هم در اختيار مرد است.&#187;                    خانم پور فاضل در ادامه به موانع و مشکلات &#171;صيغه&#187; از جمله بچه های زنانی که در باور اجتماع &#171;صيغه&#187;ای ناميده می شوند &#160;  اشاره می کند و می گويد که عده ای برای اينکه از تشنجات جامعه بکاهند به رواج &#171;صيغه&#187; دامن می زنند.                    در جامعه ايران برخی &#171;صيغه&#187; را نوعی روسپيگری عنوان می کنند و بسياری آن را کلاه شرعی می دانند. اما اين پرسش همچنان باقی است آيا می توان واژگان &#171;صيغه&#187; يا &#171;متعه&#187; &#160;  را در فرهنگ فارسی به &#160;  &#171;ازدواج موقت&#187; ترجمه کرد؟           !                   &#160;        برای شنيدن برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.                        برای تماس با ما به آدرس           javanan@radiofarda.com    ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ &#160;  تماس بگيريد.                        شما همچنين می توانيد به شماره ۰۰۴۲ ۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰ برای ما اس ام اس ارسال کنيد.                        برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را می توانيد پنج شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار آن را ساعت نيم بامداد يا ۱۳ بعد از ظهر جمعه ها به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_marriage/459188.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_marriage/459188.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 04 Aug 2008 13:13:37 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B6C072E1-60C2-4EE9-8352-4942F1A8C4C1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نیکی کریمی: حد شکیبایی بالاتر از سینمای ایران بود</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;آقای شکيبايی در ۴۰ فيلم بازی کرد و اغلب با کارگردانان سرشناسی مانند داريوش مهرجويی، مسعود کيميايی، ساموئل خاچيکيان، عليرضا داود نژاد، ناصر تقوايی و همچنين بازيگران بزرگی مانند نيکی کريمی، اولين ستاره زن سينمای انقلاب، کار کرد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;خانم کريمی در سال ۷۱ برای اولين بار مقابل خسرو شکيبايی در فيلم سارا از داريوش مهرجويی قرار گرفت.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نیکی کریمی در مورد خسرو شکیبایی در گفت و گویی با &lt;strong&gt;رادیو فردا&lt;/strong&gt; شرکت کرده است. &lt;/p&gt; خسرو شکيبايی بازيگر سرشناس سينمای ايران هم به قافله رفتگان سينما پيوست. در برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187;، فريبرز صالح، نيکی کريمی و امرالله احمد جو،&#160;سه هنرمند از نسل های گوناگون سينمای ايران حضور دارند.    این&#160;هنرمندان که از نزديک با آقای شکيبايی همکاری کرده اند، در نگاه تازه از تجربه اين همکاری ها گفته اند.    شکيبايی در ۴۰ فيلم بازی کرد و اغلب با کارگردانان سرشناسی مانند داريوش مهرجويی، مسعود کيميايی، ساموئل خاچيکيان، عليرضا داود نژاد، ناصر تقوايی و همچنين بازيگران بزرگی مانند نيکی کريمی، اولين ستاره زن سينمای انقلاب، کار کرد.     خانم کريمی در سال ۷۱ برای اولين بار مقابل خسرو شکيبايی در فيلم سارا از داريوش مهرجويی قرار گرفت.  نیکی کریمی  در مورد خسرو شکیبایی در گفت و گویی با  رادیو فردا  شرکت کرده است.       رادیو فردا: احساس خود را از فقدان خسرو شکيبايی بيان کنيد        نیکی کریمی:  چند روز پيش ناصر تقوايی مطلبی را در روزنامه  اعتماد  نوشته بود و متوجه شدم که حسم شبيه اوست. درست است که فقدان آقای شکيبايی برای من بسيار ناراحت کننده و دردناک است، اما هنرمند بزرگی مانند او هرگز نمی ميرد و هميشه با کارهايش زنده است.     بنابراين فقط متأسفيم که نمی توانيم او را درکنار خود و در فيلم های بعدی داشته باشيم و روح بزرگ و صميمی اش را از دست داديم.       در مورد تجربه بازيگری خودتان در مقابل خسرو شکيبايی توضيح دهيد.      فقط می توانم بگويم خيلی چيزها از او ياد گرفتم.       با توجه به تجربه خودتان در بازيگری، بگوييد آقای شکيبايی بيشتر چه روشی را دنبال می کرد و بازيگری او بر چه اصولی استوار بود؟      خود من، همان سال های اول که فيلم سارا را با هم کار کرديم، اين روان بودن و خود بودن را از او آموختم. يعنی اين که چگونه می شود، بازيگر هم واقعا خودش باشد و هم از تکنيک استفاده کند.       گفته می شود خسرو شکيبايی در سينمای ايران مظلوم واقع شد. او مدت زيادی يعنی بيش از ۲۰ سال در سينما و تئاتر بود و بعد به عنوان يک هنرپيشه سرشناس مطرح شد. به عنوان مثال خود شما خيلی سريع تر اين پله ها را طی کرديد. فکر می کنيد دليل آن چه بود؟      من اطلاع ندارم که قبل از فيلم &#171;هامون&#187; چه می کرده، ولی می دانم که بيشتر تئاتر کار می کرده است.  من به نقد جمعی اعتقادی ندارم. اين که می گويند مظلوم بود، يعنی چه؟ اين سياه و سفيد نگاه کردن به قضيه است. اتفاقا آقای شکيبايی تئاتر را بسيار دوست داشت.    به نظر من حد او بالاتر از سينمای ايران بود. شايد سينمای ايران هيچ گاه در اندازه ای نبود که بتواند ابعاد مختلف شکيبايی را در خود جای دهد.       شخصيت بيرون از کار سينمايی آقای شکيبايی، چقدر شبيه شخصيت های سينمايی اش بود؟      خيلی زياد. البته من فکر می کنم در بيشتر بازيگران به همين صورت است و همه بازيگران بخشی از وجود خود را در نقش ها می گذارند. در مورد شکيبايی اين&#160; مسئله پر رنگ بود.           &#171;به نظر من حد او بالاتر از سينمای ايران بود. شايد سينمای ايران هيچ گاه در اندازه ای نبود که بتواند ابعاد مختلف شکيبايی را در خود جای دهد. &#187;     نیکی کریمی،&#160;بازیگر سینما      از نظر شما کدام فيلم شکيبايی، بهترين کار او بود؟      من بيشتر فيلم های او را دوست دارم. مثلا &#171;هامون&#187; يا نقش گشتاسب در فيلم &#171;سارا&#187; که يکی از بهترين بازی هايش را در آن ارائه داد. زيرا نقش دو پهلويی را بازی می کرد که هم حس دلسوزی ايجاد می کرد و هم آدم بد ذاتی بود.    وقتی فکر می کنم، نقش های زيادی به ذهنم می آيد، مانند کيميا يا نقش مدرس که در تلويزيون بازی کرده بود.      خيلی ها اعتقاد دارند که آقای شکيبايی بعد از فيلم هامون در آن نقش باقی ماند و نتوانست آن را از خود جدا کند. شما اين طور فکر می کنيد؟      به هيچ عنوان اين طور نبود. چون &#171;بانو&#187; فيلمی کاملا متفاوت بود يا در فيلم &#171;سارا&#187; کاملا آدم متفاوتی بود.  اگر مقصود آن خيلی ها اين است که بازيگر کار فيزيکی عجيب و غريبی از خود نشان دهد، درک درستی از مسئله ندارند و در حدی نيستند که بخواهند در مورد بازيگری نظر بدهند.      همه بازيگران بزرگ دنيا از مارچلو ماسترويانی گرفته تا رابرت دنيرو، هميشه همان آدم هستند در حالی که نقش های متفاوتی را با تسلط بسيار بازی می کنند. شکيبايی هم همين گونه بود.       &#171;اولین فیلم تلویزیونی&#160;شکیبایی&#187;      آقاي شكيبايی، اولين بار برای فيلم كوتاه تلويزيونی &#171;كتيبه&#187; كه توسط فريبرز صالح درست شده بود، جلوی دوربين آمد.&#160;&#160;    فيلم &#171;سفير&#187; با بازي فرامرز قريبيان از ساخته های معروف آقای صالح است كه بارها از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شده است.&#160;      فريبرز صالح  در گفت و گو با  راديو فردا  درباره خسرو شكيبايی سخن گفته است.      رادیو فردا: اولين بار كجا با آقای شكيبايی آشنا شديد و در مورد فيلمی كه با بازي آقای شكيبايی ساختيد، توضيح دهيد؟        فریبرز صالح:  من دوران دانشجویی در انگليس تحصيل می كردم. يک بار به ايران آمدم تا از مهدی اخوان ثالث و شعر معروف كتيبه او فيلمی بسازم.     خسرو را قبل از اين كه برای تحصيل به خارج بروم، می شناختم . كار دوبله و تئاتر انجام می داد.     برای اين كار از او دعوت كردم، البته او تنها نبود بلكه محمد مطيع، كامران نوزاد، آهو خردمند، تانيا جوهری و فرزانه تائیدی&#160;هم بودند كه همه به صورت افتخاری در فيلم من بازی كردند و همه نقش اول بودند.    اين يک كار انفرادی بود كه من به تنهايی فيلمبرداری، مونتاژ و نورپردازی می كردم. از انگليس آمده بودم و مي خواستم كاری برای تلويزيون بسازم.     من از پشت دوربين، خسرو را چيز عجيب وغريبی مي ديدم. با اين كه همه در سكوت بودند و هيچ كس حرف نمی زد، در سكوت، خسرو حيرت انگيز بود.       كمی از فيلم برايمان بگوييد، شكيبايی در آن فيلم چه نقشی داشت؟      &#160;شعری بود از اخوان ثالث که می گفت، &#171;فتاده تخته سنگی آن سوی تر&#160; &#160;انگار کوهی بود و ما اين سو&#187;    ماجرا اين بود که گروهی در غاری بودند و صدايی می شنيدند و می گفتند آن طرف، تخته سنگی است که رازی بر آن نوشته شده است. اينها همه سينه خيز در حالی که به هم زنجير شده بودند، به تخته سنگ کتيبه می رسيدند، يک نفر بالا می رفت و خاک روی آن را پاک می کرد و می ديد که نوشته است، کسی راز مرا داند که از اين سو به آن سويم بگرداند.      آقای شکيبايی سابقه زيادی در کارهای هنری داشت و از دوبله و تئاتر شروع کرده بود و بعد به فيلم &#171;کتيبه&#187; آمد. چرا اين قدر طول کشيد تا خسرو شکيبايی در سينمای ايران شناخته شده و به ستاره تبديل شود؟      خسرو در دوران قبل از انقلاب، تئاترهای بسيار خوبی بازی کرده بود ولی بعد از انقلاب شکوفا شد.  اين مسئله تا سال ۶۸ و فيلم هامون طول کشيد.    بله، خسرو از &#171;هامون&#187; به بعد شناخته شد. قبل از هامون کارهای تئاتر او را ديده بودم و نمی توان گفت يکی به ديگری برتری دارد.               &#171;خسرو دوران قبل از انقلاب تئاترهای بسيار خوبی بازی کرده بود ولی بعد از انقلاب شکوفا شد. اين مسئله تا سال ۶۸ و فيلم هامون طول کشيد.&#187;    فريبرز صالح، کارگردان      من به عنوان کارگردان به بعضی از شعرا حسادت می کنم و می گويم اين واژه ها را چگونه می آفرينند. مثلا صائب می گويد: &#171;شرمنده خون گرمی اشکم&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; &#160; که همه عمر نگذاشت مرا گرد به مژگان بنشيند.&#187;    با شنيدن اين شعر حيرت کردم که چگونه شاعر، اين واژه ها را سروده است. خسرو در سينما مانند اين واژه های زيبای صائب بود.      شما چه زمانی متوجه شديد که آقای شکيبايی درگذشته است و هنگام شنيدن اين خبر چه حسی داشتيد؟      وقتی با تلفن خبر دادند، تا مدتی گيج بودم و نمی توانستم باور کنم. اکنون هم که با شما صحبت می کنم، نمی توانم تصور کنم که خسرو مرده است. جای او بسيار خالی است. تنها نبايد به جامعه هنری تسليت گفت، بلکه بايد به ايران تسليت گفت.      &#171;شکيبايی در ارائه نقش های متفاوت ناتوان نبود &#187;    خسرو شکيبايی در سريال &#171;روزی روزگاری&#187; ساخته امرالله احمد جو برای تلويزيون نيز بازی کرد.  امرالله   احمد جو  در گفت و گو با  راديو فردا  درباره خسرو شکيبايی و ويژگی های هنری اش صحبت کرده است.       رادیو فردا: اولين بار خسرو شکيبايی بعد از انقلاب، با سريال &#171;روزی روزگاری&#187; در تلويزيون ظاهر شد؟        امر الله احمد جو:  قبل از &#171;روزی روزگاری&#187;، او با سريال &#171;مدرس&#187; معرفی شده بود. مدرس، اولين کار تلويزيونی بود که آقای شکيبايی را بعد از چند فيلمی که بازی کرده و معروفيتی پيدا نکرده بود، به خيلی ها شناساند.         در آن سال های دهه ۶۰ بازيگران سينما کمتر تمايل داشتند که در تلويزيون حاضر شوند. درست است؟          بله دقيقا همين طور است. اتفاقا نقشی که شکيبايی در &#171;روزی روزگاری&#187; به عهده داشت، برای يکی از بازيگران سينما نوشته شده بود ولی او تمايلی نشان نداد.     در همان زمان آقای شکيبايی هم از نقش مدرس و هم هامون شهرت خوبی به دست آورده بود. کار &#171;روزی روزگاری&#187; بلافاصله بعد از هامون شروع شد.     من با آقای شکيبايی در پشت صحنه کاری از آقای توکلی، بعد از مدرس، آشنا شدم. بعد از اين که آن هنرپيشه که نقش مرادبيگ &#171;روزی روزگاری&#187; برای او نوشته شده بود اين نقش را نپذيرفت، آقای شکيبايی را به اين نقش نزديک ديديم. البته با اين تغيير که بر روی بازی تکيه کنيم نه بر روی فيلم.      از تجربه کار با شکيبايی بگوييد. او را دربازيگری آن سريال چگونه ديديد. بعضی ها معتقد بودند بعد از هامون در آن نقش مانده بود، ولی در روزی روزگاری اين مسئله به چشم نمی آمد و کاراکتر کاملا جديدی بود.       البته کاراکتر مرادبيگ طوری نبود که آقای شکيبايی اين نوع بازی را برايش انتخاب کند. بين هامون و مراد بيگ تفاوت بسياری وجود داشت. اين يک آدم بيابانی، وحشی و بی سواد با آرايش خيلی خاص بود و هامون يک روشنفکر. بنابراين بازی متفاوتی بايد انتخاب می شد.         شکيبايی بازيگری نبود که در ارائه نقش های متفاوت ناتوان باشد. کافی بود به طور صحيح درجريان قرار گيرد.    در دو سه ماه اولی که کار را با او آغاز کرده بودم، چون هم من روحيات او را نمی شناختم و هم او با خلقيات من آشنا نبود، برداشتی از شخصيت مراد بيگ پيدا می کرد و بر روی آن مصر بود و حتی فکر می کرد گفت و گوها بايد تغيير کند و شکل ديگری بگيرد تا با برداشت او از شخصيت همخوان شود.               &#171;عادت خوبی که داشت و بايد برای بازيگران جوان الگو شود، اين بود که متن را بسيار مطالعه می کرد و بارها و بارها آن را می خواند تا در جريان جزيياتش قرار گيرد و از اين طريق به شخصيت شناسی برسد و نقش را پيدا کند.&#187;    امرالله  احمد جو، کارگردان       بعد از يکی دو ماه که بيشتر همديگر را شناختيم، کار شکل ديگری پيدا کرد و آن چيزی شد که بايد می شد. با او کار کردن بسيار راحت بود، زيرا به خوبی تشخيص می داد که ماجرا چيست و چه کاری بايد بکند و چه حالتی خوب است.&#160;     عادت خوبی که داشت و بايد برای بازيگران جوان الگو شود، اين بود که متن را بسيار مطالعه می کرد و بارها و بارها آن را می خواند تا در جريان جزيياتش قرار گيرد و از اين طريق به شخصيت شناسی برسد و نقش را پيدا کند.     او همواره طرح داشت و اين يکی از خصوصياتی است که من بسيار می پسنديدم و به بازيگران ديگر هم توصيه می کردم که فقط حفظ کردن ديالوگ، کار مهمی نيست.    شکيبايی بازيگری بود که هميشه آماده بر روی صحنه می آمد. آماده روی صحنه آمدن به اين معناست که بازيگر بايد فضا را تخيل کرده باشد و برای چگونه بيان کردن گفت وگوها، حالات صورت، حالات بدن و تعامل با بازيگرهای مقابل طرحی تهيه کرده باشد.      هنگامی که آقای شکيبايی بازی می کرد، چقدر دست او را باز می گذاشتيد؟      آقای شکيبايی از جمله بازيگرانی بود که در صحنه هايی که کار زيادتری داشت، محال بود با هر ترفندی که شده وقت مرا به خود اختصاص ندهد تا دو نفری در مورد آن صحنه صحبت کنيم.    تمام آن چه که روی گفت و گوها برای خود پيش بينی کرده بود، بيان می کرد تا ببيند کدام تأکيد يا کدام لحن و آهنگ درست است.     حاصل اين نشست ها اين می شد که حجم ديالوگ او چند برابر شود زيرا من که نويسنده متن بودم سر ذوق می آمدم و می گفتم اگر اين عبارت را اضافه کنيم چطور است. خود او هم از اين ماجرا بدش نمی آمد و در آخر می ديديم که متن نيم صفحه ای به يک متن دو صفحه ای تبديل شده است.       بازی شکيبايی از &#171;روزی روزگاری&#187; تا &#171;تفنگ سرپر&#187; را چگونه ارزيابی می کنيد؟ خسرو شکيبايی چه تغييراتی کرده بود؟      بسيار پخته تر شده بود. بعد از چند سال وقتی برای تفنگ سرپر به سراغ او رفتيم، بستری بود و مريضی اش طول کشيد و بخشی به کار هم کشيده شد. بعضی وقت ها ممکن بود اين طرف صحنه آمپول به او تزريق شود و با همان حالت مريضی به سر صحنه بيايد.&#160; خسرو وقتی جلوی دوربين می آمد، کاملا خودش بود و بيماری سخت را فراموش می کرد.     در &#171;تفنگ سرپر&#187; پزشکان به او توصيه کرده بودند که به دليل نوع جراحی که شده، حق ندارد کارهای سخت انجام دهد. ما می گفتيم خسرو پا را که در رکاب بگذاری و پشت به دوربين کنی کافی است و بدل باقی کار را انجام می دهد. ولی او فراموش می کرد و سوار اسب می شد و کاری را که بايد بدل می کرد، خودش انجام می داد.     بر عکس در جلوی دوربين مصاحبه يا پشت صحنه بسيار جوگير می شد و هرگز نمی توانست چند کلمه را درست صحبت کند.    همه کسانی که برای مصاحبه با خسرو می آمدند اين داستان را خوب می دانند و از عجايب بود. خسرو بازيگر تئاتر بود اما سخنرانی جلوی جمع بسيار برايش دشوار بود و دست و پايش را گم می کرد.       فقدان او برای سينماگران بسيار تلخ است.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;       بله همين طور است. خيلی زود معلوم خواهد شد که فيلمسازان برای انتخاب بازيگر بعضی شخصيت ها چقدر دستشان تنگ خواهد بود. خسرو در بخش بازيگری سينمای ما امکان بسيار بزرگی بود.         &#160;      برای شنيدن برنامه اين هفته &#171; نگاه تازه &#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.  برای تماس با ما به آدرس      javanan@radiofarda.com      ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.         شما همچنين می توانيد به شماره ۰۰۴۲ ۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰ برای ما اس ام اس ارسال کنيد.     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_cineam_shakibayi/458180.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_cineam_shakibayi/458180.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 27 Jul 2008 16:08:54 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CF682770-BFCF-4718-B5A6-E8037C33A6CB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سعيد محمدی در &#171;نگاه تازه&#187;؛ اوقات فراغت</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;آب هندوانه و باد کولر نماد تابستان های گرم ايران هستند. البته اين فصل يک ويژگی ديگر هم دارد: کلی ساعت بيکاری يا همان به اصطلاح &#171;اوقات فراغت&#187;، اوقاتی که برای بسياری از جوان ها با خميازه و بی حوصلگی سپری می شود.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            آب هندوانه و باد کولر نماد تابستان های گرم ايران هستند. البته اين فصل يک ويژگی ديگر هم دارد: کلی ساعت بيکاری يا همان به اصطلاح &#171;اوقات فراغت&#187;، اوقاتی که برای بسياری از جوان ها با خميازه و بی حوصلگی سپری می شود.                    برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; به همين روزها اختصاص دارد. پيش از انقلاب در تابستان بسياری از دختران و پسران نوجوان و جوان در اردوهای تابستانه رامسر شرکت می کردند.         موسيقی يکی از مهم ترين تفريحات شرکت کنندگان در اين اردوها بود. بسياری از خوانندگانی که بعدها به جرگه هنرمندان سرشناس کشور پيوستند (از جمله نلی و بيژن مرتضوی) در همين اردوها ظهور کردند. &#160;&#160;&#160;  در برنامه اين هفته علاوه بر شنيدن بخشی از ترانه هايی که در اين اردوها اجرا می شد، با يکی از خوانندگان آن دوره هم گپی می زنيم.                      سعيد محمدی     که از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ هر ساله در اين اردوها شرکت می کرده از آن روزها به برنامه &#171;نگاه تازه&#187; راديو فردا می گويد.        آقای محمدی می گويد: گر چه اردوهای رامسر ۱۵ روز بيشتر نبودند ولی در تمام طول سال منتظر رسيدن تابستان و شرکت در اين اردوها بوديم.        او               می افزايد: اردوهای رامسر در آن زمان مکانی بود برای رقابت خوانندگان جوان و البته خوانندگان حرفه ای آن زمان از جمله فريدون فروغی و کوروش يغمايی هم گاهی برای اجرای ترانه در اين اردوها شرکت می کردند.                    سعيد محمدی می گويد: خاطرات عاشقانه زيادی هم از رامسر دارد که بسياری از آنها در ترانه هايش خود را نشان داده اند.        به گفته او ترانه &#171;آسمون های آبی&#187; بهترين ترانه ای است که تابستان هايش را نشان می دهد           .        اما جوان های ديگر کشورها اوقات فراغت شان را چگونه سپری می کنند؟  ياسمين  و  ياکوب  دو جوان آلمانی هستند که در اين باره با ما سخن می گويند. ورزش، موسيقی، کتاب خواندن، گردش در طبيعت و ديسکو رفتن مهم ترين تفريحاتی است که جوانان و نوجوانان آلمانی به آن می پردازند.                    گرچه انجام برخی از اين تفريحات (مثل ديسکو رفتن) در ايران غيرممکن يا با محدوديت همراه است، اما در کشور ما هم امکاناتی وجود دارد که بسياری از مردم از آنها بی خبرند.        امير مهمان بعدی برنامه ماست که به ورزش  صحرانوردی با خودرو  علاقمند است. البته امير می گويد ورزش مورد علاقه اش پرهزينه است و با وجود سهميه بندی بنزين مشکلاتی برای او و دوستانش ايجاد شده است           .        ورزش پرهزينه ديگری هم در ايران وجود دارد که شايد کمتر کسی بتواند تصور آن را بکند: خلبانی.          علی سندی     آموزگار خلبانی می گويد با هفت و نيم ميليون تومان می توان در دوره های آموزشی  خلبانی  شرکت کرد.        وی همچنين می گويد با ۸۰ ميليون تومان حتی می توان يکی از هواپيماهای کوچک را خريداری کرد           .                         برای شنيدن برنامه اين هفته    &#171;نگاه تازه&#187;       فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.         برای تماس با ما به آدرس           javanan@radiofarda.com    ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ &#160;  تماس بگيريد.                     شما همچنين می توانيد به شماره ۰۰۴۲           ۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰    برای ما اس ام اس ارسال کنيد.                     برنامه    &#171;نگاه تازه&#187;       را می توانيد پنج شنبه ها ساعت ۱۹:۳۰ و تکرار آن را ساعت نيم بامداد يا ۱۳ بعد از ظهر جمعه ها به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Saeed_Mohamadi_leisure_time/457171.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Saeed_Mohamadi_leisure_time/457171.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 21 Jul 2008 12:23:59 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C27BB542-7D44-41BB-819E-393B8DF9D6AF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> نگاه تازه؛ احمد باطبی از  ۱۸ تير ۱۳۷۸ می گوید</title>
            <description>&lt;p&gt;سال پيش&#160; در روز ۱۸ تير، به دنبال توقيف روزنامه &#171;سلام&#187; که نزديک به گروه های هوادار محمد خاتمی ریيس جمهوری پيشين ايران بود، گروهی از دانشجويان ساکن &#171;کوی دانشگاه تهران&#187; (خوابگاه دانشجويی دانشگاه تهران)، اعتراض خود را به اين مسئله به نمايش گذاشتند.&lt;/p&gt; سال پيش&#160; در روز ۱۸ تير، به دنبال توقيف روزنامه &#171;سلام&#187; که نزديک به گروه های هوادار محمد خاتمی ریيس جمهوری پيشين ايران بود، گروهی از دانشجويان ساکن &#171;کوی دانشگاه تهران&#187; (خوابگاه دانشجويی دانشگاه تهران)، اعتراض خود را به اين مسئله به نمايش گذاشتند.    &#160;&#160; اين اعتراض ها که در ابتدا قرار بود در چارچوب &#171;کوی دانشگاه&#187; حفظ و سازماندهی شود، در پی حضور گروه هايی که در آن سال ها از آنها با عنوان لباس شخصی ها، گروه فشار و يا به طور مشخص تر &#171;انصار حزب الله&#187; نام برده می شد، کم کم به خيابان های اطراف کوی دانشگاه کشيد و از آنجا تا ميدان انقلاب اسلامی و ميدان بهارستان را در بر گرفت.&#160;&#160;     در &#171;نگاه تازه&#187; اين هفته، اميرفرشاد ابراهيمی عضو گروه &#171;انصار حزب الله&#187; که درست پيش از ۱۸ تير ۱۳۷۸ از اين گروه جدا شد، در کنار احمد باطبی يکی از نام آشناترين زندانيان نآرامی های سال ۷۸ است.&#160;&#160; آقای باطبی که به سبب انتشار تصويرش بر روی جلد هفته نامه اکونوميست (چاپ لندن) که او را با پيراهن خونين بر دست نشان می داد، از چهره ای گمنام به نماد اعتراضهای دانشجويی آن سالها تبديل شد.    مقامهای قضايی جمهوری اسلامی ايران در آن سال ها، آقای باطبی را به مجازات مرگ محکوم کردند، ولی اين حکم در دادگاه تجديد نظر، به ۱۵ سال زندان کاهش پيدا کرد.&#160;&#160; احمد باطبی پس از ۹ سال تحمل زندان، در ماههای گذشته توانست با استفاده از مرخصی استعلاجی از زندان خارج شود و با کمک &#171;حزب دموکرات کردستان ايران&#187; ابتدا به اربيل و از آنجا به آمريکا رفت.    مصاحبه با احمد باطبی بخشی از برنامه نگاه تازه اين هفنه است.&#160; اولين پرسش  راديو فردا &#160; از احمد باطبی اين بود که:&#160;       آيا خروج&#160; شمااز ايران با برنامه ريزی قبلی و خاصی انجام شد؟      من برنامه ريزی نکرده بودم و مجبور شدم فرار کنم. به چند دليل نمی توانستم از ايران خارج شوم از جمله وثيقه های سنگينی که داشتم و همچنين تحليل خودم اين بود که هنوز می شود داخل ايران کار کرد، در ضمن هر انسانی معذوريت های خانوادگی و اجتماعی نيز دارد. به همين دلايل به خارج نرفتم.      با توجه به اين که شما برنامه ای برای خروج از ايران نداشتيد، چطور اين مسئله اتفاق افتاد؟      اخيرا بيمار شدم و همين بيماری باعث شد به من مرخصی درمانی دهند، که ماه به ماه تمديد می شد. بعد از چند ماه، بدون هيچ توضيحی از دادگاه با من تماس گرفتند و گفتند بايد به زندان برگردم. با اين که درمانم تمام شده بود، ولی از نظر جسمانی احساس می کردم که اين بار نمی توانم تحمل کنم.     &#160;از طرف ديگر، معتقد بودم زندانی بودن من از نظر تبليغاتی و سياسی تا حدودی بازده دارد و اکنون داستانی مانند داستان من اگر ادامه يابد، لوث می شود. در ضمن زندان ها پر است و نيازی نيست من به زندان بازگردم .     تعطيلات عيد بود و فرصت نداشتم با کسی مشورت کنم و به طور ناگهانی تصميم گرفتم از ايران خارج شوم. با دوستانم در حزب دموکرات کردستان ايران تماس گرفتم و موضوع را مطرح کردم و دوستان پذيرفتند مرا از ايران خارج کنند. آنها با عمليات خاص خودشان، مرا از تهران به عراق بردند و از عراق به اينجا آمدم.       در مسير خروج از ايران، خطری متوجه شما بود؟      در مرز ايران و عراق، جمهوری اسلامی به عنوان اين که گروه های مخالف کرد آنجا هستند، هفته ای چند بار اين مرزها را با گلوله توپ مورد هدف قرار می دهد.طی سفر در گلوله باران توپ گير کردم و تمام آن مرزها مين گذاری شده بود.      چه کسی گزينه سفر به آمريکا را به شما پيشنهاد کرد، سازمان ملل يا افراد ديگر؟      من به دفتر سازمان ملل رفتم . در اربيل مشکل برايم پيش آمد، زيرا وزارت اطلاعات تلفن و جای مرا پيدا کرده بود، بارها با تلفنم تماس گرفتند و تهديد کردند. بنابراين حزب دموکرات به دفتر سازمان ملل اطلاع داد که وضعيت من مناسب نيست. توسط وکيلم، چند گزينه از جمله آمريکا را برای کارهايم پيگيری کرده بودم. وکيلم نيز بر روی آمريکا تمرکز کرده بود، زيرا خودش در آمريکا بود.     دو گزينه برای من درست شد، يکی .... بود که سازمان ملل هماهنگ کرده بود و يکی هم آمريکا که وکيلم هماهنگ کرده بود.      &#160;در وبلاگ ها و وب سايت ها، به شيوه خروج شما از ايران انتقاد شده&#160; و از وثيقه ای سخن به ميان آمده است که آقای لطف الله ميثمی، مدير مجله چشم انداز ايران، برايتان گذاشته بود.       درست است. اين مسئله، اولين بار توسط وبلاگی که نام نمی برم منتشر شد که به نظر من کار بسيار اشتباهی بود. زيرا می توانست شخصا با خودم مطرح کند و بعد منتشر کند تا در روزنامه کيهان و سايت های جناح راست حاشيه سازی نشود.&#160;     آقای لطف الله ميثمی اين لطف را کرده&#160; و برای من وثيقه گذاشته است. من قبل از اين که از ايران خارج شوم در حد امکانم، تضمينی را سپرده ام که اگر به مشکل برخوردند، حل شود. جای نگرانی نيست، من تمام تلاشم را می کنم که اين مسئله حل شود.     بايد مد نظر داشته باشيد که من مجبور شدم ايران را ترک کنم. به دوستانی که نسبت به اين موضوع حساسيت نشان می دهند، بايد راحت و شفاف بگويم که من و امثال من مجبورند اين کار را بکنند. هيچ کسی دوست ندارد کشور، خانواده و همه زندگی خود را ترک کند و در جايی غريب زندگی کند.     دست کسی هم چک و سفته نداده ايم که ملزم باشيم تا آخر عمر اين گونه زندگی کنيم و اگر قرار باشد روزی کار سياسی را کنار بگذاريم و يا جور ديگری کار سياسی کنيم، از کسی تأييد بگيريم.    &#160;اين زندگی ماست و ما صاحب تحليل و انديشه هستيم و بر مبنای موقعيتی که داريم و معذوريت های زندگی تصميم می گيريم که کاری را انجام دهيم. درست يا نادرست بودن آن به خودمان مربوط است. مهم اين است که چقدر می توانيم برای فرآيند مبارزه دموکراتيکی که مد نظر است، مفيد باشيم.      حالا بپردازيم به نا آرامی های روز هجدهم تيرماه.&#160;شما چگونه ناگهان وارد ماجرا شديد، خودتان ساکن کوی بوديد يا به آنجا رفت و آمد داشتيد؟   &#160; زمانی که رشته کارگردانی- فيلمسازی می خواندم، با جريانات سياسی آشنا شدم و با اتحاديه اسلامی دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه ها، دفتر تحکيم وحدت و حزب ملت ايران ارتباطاتی داشتم. قبل از جريان ۱۸ تير ، سه بار در حوزه جنبش دانشجويی دستگير شده بودم. ارتباط من با نهادهای دانشجويی و احزابی که نام بردم، بيشتر جنبه دانشجويی داشت تا جنبه حزبی- سياسی .     در ۱۸ تير ، من ساکن کوی دانشگاه نبودم. اما به واسطه اين که در تهران درس می خواندم، مانند ساير دانشجويان وقتی از جريان مطلع شدم، حضور پيدا کردم و به عنوان يکی از اعضای کنترل و سازمان دهی اعتراضات آن چند روز، فعال بودم. همين مسئله باعث شد دستگاه امنيتی- قضايی نسبت به من حساس شود.       شما از ابتدا درماجرا حضور داشتيد؟      شبی که اين حادثه اتفاق افتاد، من در همان چند روز برای پايان نامه دانشگاهی ام در مورد اعتياد و ناهنجاری های اجتماعی، داشتم يک فيلم کوتاه می ساختم. بسيار اتفاقی درمنطقه امير آباد و خيابان های اطراف با دوستی آشنا شده بودم و قرار بود در اين پروژه به من کمک کند.    &#160;آن روز آنجا حضور داشتم و تا حدی اتفاقات را ديدم ولی چون دوربين دانشگاه به صورت امانت دستم بود، مجبور شدم به خانه بروم و دوربين را بگذارم و دوباره به محل کوی برگردم. ما درخانه پدرم در کرج ساکن بوديم و من اين مسير را رفتم و برگشتم. وقتی رسيدم، صبح شده بود و حوادث رخ داده بود.      شما خودتان درآن اطراف حضور داشتيد که ماجرا شروع شد و کسی به شما خبر نداد؟      کسی به من خبر نداد.      چه شد که فيلم کوتاه پايان نامه را کنار گذاشتيد و خودتان بخشی از تظاهرات و تجمع شديد؟      من تصميم خاصی نگرفته بودم. اين اتفاقی بود که افتاده بود و چون در حوزه اعتراضات دانشجويی فعال بودم، ماجرا را پيگيری می کردم و فکر نمی کردم مجبور شوم پايان نامه ام را کنار بگذارم.  وقتی وارد ماجرا شدم، دامنگيری حوادث بسيار گسترده بود و تمام زندگی ام را تحت تأثير قرار داد و مجبور شدم راه زندگی ام را تغيير دهم.       داستان آن پيراهن خونی چه بود و چگونه به دست شما رسيد؟&#160; اقدام شما آگاهانه بود يا اتفاقی؟      دانشجوها از دانشگاه های مختلف در داخل دانشگاه تهران و مردم عادی نيز در بيرون از دانشگاه با نيروهای لباس شخصی، حزب الله و نيروی انتظامی درگير بودند.    من به همراه چند تن از دوستان ديگر از در دانشگاه تهران بيرون می رفتيم و مردم عادی را که زخمی شده بودند، برمی گردانديم. اين را هم بايد بگويم نيروهای نظامی که به طرف مردم شليک می کردند، ما چند نفر را که برای امداد می رفتيم ظاهرا می شناختند، زيرا ما را با تير نمی زدند.    &#160;از دم در دانشگاه صدای رگبار گلوله آمد و ما همه روی زمين نشستيم، دفعه دوم دوستان از جايشان بلند شدند، ولی من برنخواستم زيرا يکی از گلوله ها کمانه کرد و به کتف شخصی که روبروی من ايستاده بود اصابت کرد و من پيراهنش را درآوردم تا جلوی زخم را بگيرم. وقتی او را داخل دانشگاه آوردم و تحويل آمبولانس های داخل دانشگاه دادم، همان موقع ديدم دانشجويان از دانشگاه بيرون می روند، به خاطر زخمی ها و خونريزی ها خيلی هيجان زده شده بودند و می خواستند اعتراض را به خيابان بياورند.    &#160;ولی استراتژی دفتر تحکيم و سازمان دهنده ها، بر اين بود که نبايد درگيری جدی به بيرون دانشگاه کشيده شود. زيرا حاکميت همين را می خواست تا تمام تخريب ها يی که در جريان اعتراضات خيابانی به وجود آمده بود و عمدتا توسط خود نيروهای حاکميت انجام گرفته بود، به گردن جنبش دانشجويی بيندازند.    &#160;من اين پيراهن را بالا گرفتم و همين مسئله را برای دانشجويان مطرح کردم. همان موقع جمشيد بايرامی، عکاس و ژورناليست، عکاسی می کرد و چون او را می شناختم، عکس العملی نشان ندادم.  عکس مدتی بعد منتشر شد و اتفاقات پس از آن را هم می دانيد.      آقای باطبی! فکر می کرديد عکسی که از شما گرفته شد، يک روز سمبل اعتراضات دانشجويی شود؟      نه فکر نمی کردم. اين عکس به اين دليل گرفته نشد. قبلا هم&#160; گفته ام، من کار خود را به بهترين شکل انجام دادم و آقای بايرامی هم کار ژورناليستی خود را به بهترين شکل انجام داد.      پس از آقای بايرامی دلخوری نداريد؟      نه اصلا دلخوری درکار نيست. او دوست من است و اراددت زيادی به او دارم. بين من و او از ابتدا تا کنون مشکلی وجود نداشته است. اين اتفاق تغييری در ارتباط ما ايجاد نکرد.    &#160;البته او اين ناراحتی و نگرانی را داشت که اين عکس برای من دردسر ساز شد. من هر وقت او را می ديدم، می گفتم ناراحت نباشد زيرا کار من آن بود و کار او نيز عکاسی. ولی به لحاظ وجدان انسانی هميشه اين دغدغه را داشت.      آقای باطبی! يکی از افرادی که از شما حمايت می کرد و در دورانی که زندان بوديد به عنوان سخنگوی شما فعاليت می کرد، همسر شما خانم سميه بينات بود. چطور شد که از او جدا شديد و اکنون خانم بينات کجا هستند؟      همسرم برای من بسيار زحمت کشيد و همه شاهد بودند که برای رهايی من چقدر تلاش می کرد. ولی اين مشکل بر می گردد به نوع زندگی من که پر از تنش، درگيری، فشار و استرس بود. هر آدمی يک ظرفيتی دارد و يک جا خسته می شود و توان خود را از دست می دهد.    &#160;اين فشارهای مکرر و دستگيری ها زندگی ما را دچار تلاطم کرد. من در دوران زندان نمی توانستم به اندازه کافی به زندگی و رابطه زناشويی&#160; رسيدگی کنم. اينها به مرور زمان زندگيمان را دچار مشکل کرد و درمجموع سياست باعث اين مسئله شد.      اين آشنايی شما به قبل از ۱۸ تير بر می گشت يا در همان دوران با هم آشنا شديد؟   &#160; در يکی از مرخصی هايم با او آشنا شدم. از بستگان يکی از دوستان بود. &#160;  او می دانست که شما چنين وضعيتی داريد؟     بله می دانست. ولی زندگی طوری است که تا انسان از نزديک لمس نکند، نمی تواند درک درستی از آن داشته باشد.      آقای باطبی! بعد از گذشت تمام اين ماجراها، خودتان را چگونه ارزيابی می کنيد؟      من خسته هستم و بايد استراحت کنم.&#160; چنين ماجرايی را نمی توان به اين سادگی فراموش کرد و احتمالا هنوز هم درخواب و رويا، دست از سرتان بر نمی دارد.     بله کابوس زندان می بينم. خواب می بينم به زندان برگشته ام، بعد اطراف خود را نگاه می کنم که آيا واقعی است، می بينم که نه. اين ماجرا هرگز از ذهنم پاک نمی شود، ولی اميدوارم روزی متعادل شود.       ما در برنامه نگاه تازه معمول از ميهمانانمان می خواهيم که ترانه محبوب خودشان را برای پخش انتخاب کنند.&#160;برای شما چه ترانه ای پخش کنيم؟      ترانه&#160; &#171;مصلوب صدا&#187; از داريوش    برای شنيدن&#160; تمامی برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد. برای تماس با ما به آدرس  javanan@radiofarda.com &#160; ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد. برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را از اين پس می توانيد پنجشنبه ها بعد از خبرهای ساعت۱۹/۳۰ و جمعه بعد از خبرهای&#160; ساعت۰۰/۳۰ (نيم بامداد)&#160;&#160; و&#160; ۱۳/۰۰ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_freshglance/455219.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_freshglance/455219.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 08 Jul 2008 11:52:32 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ خودکشی و نمایش صادق هدایت</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&#171;من در خانه تنها بودم و تصميم گرفتم اين بار کار را تمام کنم. تيغ را برداشتم و ضربه ای به مچ دستم وارد کردم. ديدم دردش آن قدر که فکر می کردم زياد نيست. بعد از يکی، دو دقيقه خون بند آمد برای همين ضربه دوم، سوم و ... تا بدنم بی حس شد.&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;سام (۳۱ ساله) امروز با خنده ماجرای خودکشی چهار ماه پيش اش را تعريف می کند. ولی در آن شب اسفند ماه که همه شهر در تب و تاب عيد نوروز به سر می برد، او به جايی رسيده بود که حاضر شد با شيوه ای وحشتناک به زندگی خود پايان دهد.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;سام نمونه ای است از صدها دختر و پسری هستند که هر سال در ايران دست به خودکشی می زنند، گاهی موفقيت آميز و گاهی همانند سام ناموفق.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;           &#171;من در خانه تنها بودم و تصميم گرفتم اين بار کار را تمام کنم. تيغ را برداشتم و ضربه ای به مچ دستم وارد کردم. ديدم دردش آن قدر که فکر می کردم زياد نيست. بعد از يکی، دو دقيقه خون بند آمد برای همين ضربه دوم، سوم و ... تا بدنم بی حس شد.&#187;        سام (۳۱ ساله) امروز با خنده ماجرای خودکشی چهار ماه پيش اش را تعريف می کند. ولی در آن شب اسفند ماه که همه شهر در تب و تاب عيد نوروز به سر می برد، او به جايی رسيده بود که حاضر شد با شيوه ای وحشتناک به زندگی خود پايان دهد.                    سام نمونه ای است از صدها دختر و پسری هستند که هر سال در ايران دست به خودکشی می زنند، گاهی موفقيت آميز و گاهی همانند سام ناموفق.        در برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; سام جزئيات اين تجربه ناخوشايند خود را برايمان تعريف می کند. او از رابطه عاشقانه شکست خورده اش می گويد که باعث افسردگی اش می شود و چند سال بعد سرانجام به خودکشی می انجامد.                    مرگ و خودکشی در آثار صادق هدايت، نويسنده برجسته ايرانی که خود در نوزدهم فرودين ماه سال ۱۳۳۰ در پاريس خودکشی کرد، اهميت ويژه ای دارد. يکی از نوشته های هدايت که به اين موضع می پردازد، داستان کوتاه &#171;آفرينگان&#187; در مجموعه &#171;سايه روشن&#187; است.        بخشی از اين داستان را می توانيد در برنامه اين هفته به صورت نمايش راديويی بشنويد.        دکتر آذردخت مفيدی، روانکاو ميهمان ديگر برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; است. او درباره تعريف و دلايل خودکشی می گويد.        خانم مفيدی تعريف فرويد از خودکشی را مطرح می کند که گفته است: خودکشی در حقيقت تمايل به ديگر کشی است و شخص از آنجا که نمی تواند ديگران را بکشد، دست به خودکشی می زند.        اين روانکاو درباره خودکشی افراد عاشق می گويد، گرفتن معشوق از يک عاشق سبب می شود تا احساس پوچی به او دست بدهد و ديگر تمايلی به ادامه زندگی نداشته باشد.        اما خودکشی فقط ريشه های فردی ندارد بلکه اجتماع هم در مايوس شدن افراد از زندگی نقش عمده ای را ايفا می کند.        دکتر محمد حسين فرجاد، آسيب شناس اجتماعی مهمان بعدی برنامه ماست که درباره اين بعد موضوع سخن می گويد. او می گويد متاسفانه آمار دقيقی درباره خودکشی در ايران وجود ندارد ولی شواهد نشان می دهد که شمار افرادی که خودکشی می کنند در حال افزايش است.        آقای فرجاد به بيکاری، اعتياد، نااميدی و مردسالاری از جمله دلايل خودکشی اشاره می کند و در عين حال می افزايد، به دليل تنوع علل خودکشی نمی توان نسخه واحدی را برای افراد پيچيد.        آقای فرجاد همچون خانم مفيدی تاکيد می کند، خانواده ها بايد به محض آنکه فرزندان شان درباره خودکشی صحبت کردند، موضوع را جدی بگيرند و برای درمان آنها اقدام کنند.                &#171;طناب غم&#187; از فريدون فروغی و &#171;خود کشی ممنوع&#187; از محسن چاووشی از جمله ترانه هايی هستند که برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; را تزئين می کنند.                    برنامه &#171;نگاه تازه&#187; فعلاً روزهای شنبه ساعت ۲۱ و دوشنبه ساعت ۱۹ به وقت ايران پخش می شود.                (اما با تغيير جدول برنامه های راديو فردا در هفدهم تير، اين برنامه بعد از اين تاريخ در روزهای پنج شنبه پس از خبرهای ساعت ۱۹/۳۰ &#160;  پخش می شود و چندساعت بعد پس از خبرهای &#160;  ۰۰/۳۰در مجله نيمه شب تکرار می شود و بازپخش دوم آن را می توانيد در برنامه جديد نيمروزی بعد از خبرهای ساعت۱۳/۰۰ بشنويد.)        برای گوش دادن به برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; در بالای همين صفحه، سمت چپ بر روی فايل برنامه کليک کنيد.        ای ميل ما           :                         &#160; Javanan@radiofarda.com        شماره تلفن پيامگير برنامه &#171;نگاه تازه&#187;:&#160;             &#160;۰۰ ۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_self_killing_Hedayat/454576.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_self_killing_Hedayat/454576.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 03 Jul 2008 15:29:14 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/240F3DE5-E957-437D-B785-1F1867E75DD1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رضا پهلوی؛ از زندگی سیاسی تا پشت پرده خاطرات جوانی</title>
            <description>&lt;span&gt;رادیو فردا: شما زندگي را چگونه مي گذرانيد و در شبانه روز چه فعاليت هايي داريد؟&lt;/span&gt; &lt;p&gt; &lt;b&gt; &lt;span&gt;رضا پهلوی: &lt;/span&gt; &lt;/b&gt; &lt;span&gt;از روزی که جريانات مرا وادار کرد وارد صحنه سياست شوم، يعنی پس از فوت پدرم و از زمانی که در قاهره بودم تا امروز، تمام تلاشم بر اين بوده که بتوانم در آزادی کشورمان از وضعيتی که در آن قرار دارد، نقشی ايفا کنم و نيز به جريان همسويی و همکاری بين تمام نيروهای طرفدار دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در ايران کمک کنم. زندگی من در واقع غير از ايران، نجات ايران و آزادی برای ايران چيز ديگری نبوده است و مقدار زيادی از ارتباطات من با داخل ايران است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;     راست برویم سر اصل مطلب. &#160;  این بار در برنامه &#171;نگاه تازه&#187; میهمانی ویژه داشتیم. &#160;          این میهمان کسی نبود جز شاهزاده رضا پهلوی (که سالهاست اعلام کرده است برایش فرقی ندارد که او را با لقب خاص خودش خطاب کنند یا تنها با نام و نام خانوادگی).        او پذیرفت به پرسش های صریح و بی پرده ما در گفت و گویی بی تکلف پاسخ گوید. (هر پرسشی از سیاسی گرفته تا شخصی و از روزهای پیش از انفلاب گرفته تا هم اکنون).         حاصل این گفت و گو اکنون پیش روی شماست.            رادیو فردا: شما زندگي را چگونه مي گذرانيد و در شبانه روز چه فعاليت هايي داريد؟            رضا پهلوی:      از روزی که جريانات مرا وادار کرد وارد صحنه سياست شوم، يعنی پس از فوت پدرم و از زمانی که در قاهره بودم تا امروز، تمام تلاشم بر اين بوده که بتوانم در آزادی کشورمان از وضعيتی که در آن قرار دارد، نقشی ايفا کنم و نيز به جريان همسويی و همکاری بين تمام نيروهای طرفدار دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در ايران کمک کنم. زندگی من در واقع غير از ايران، نجات ايران و آزادی برای ايران چيز ديگری نبوده است و مقدار زيادی از ارتباطات من با داخل ايران است.        برنامه روزانه من يکسان نيست و بسته به جلسات، ملاقات ها، سخنرانی ها و همچنين سفرهايی که به کشورهای مختلف دارم، متغير است.          اين بيشتر وجه اجتماعی فعاليت های شماست، ولی زندگی وجه خصوصی نيز دارد. اگر از صبح اين همه کار انجام دهيد ديگر زمانی برای زندگی شخصی باقی نمی ماند.          البته من به عنوان پدری دارای&#160;سه فرزند و در قبال همسرم طبیعتا مسئوليت های خانوادگی هم&#160;دارم که در حد توانم به آنها می پردازم به ويژه در مورد دخترانم و آموزش آنها.        شما سه دختر داريد. آيا پسر نمی خواستيد؟                   چه فرقی می کند؟ بچه سالم باشد، دختر و پسر برای من تفاوت نمی کند.          ايرانی ها از قديم به پسر خيلی علاقه داشته اند.          من حساسيتی روی اين مسئله ندارم و تا زمانی که بتوانم فرزندانی تربيت کنم که بتوانند به جامعه خودشان و به جامعه جهانی و بهبود وضعيت آن خدمت کنند، چه تفاوتی می کند که دختر باشند يا پسر.          ولی فکر می کنم که برای پدرتان بسيار مهم بود پسر داشته باشند.          آن زمان بر اساس فرهنگ مردسالاری جامعه ما، بايد وليعهد از جنس مذکر می بود. ولی فکر نمی کنم اگر بخواهيم مساوات و برابری کامل بين مرد و زن داشته باشيم، در آينده ايران اين مسئله مطرح باشد. بنابر این من خودم را مکلف به اين نمی بينم که حتماً بايد فرزند پسر داشته باشم برای               اين که تداومی در آنجا وجود داشته باشد.          اين طور به نظر می آيد که پدران، جوانی خودشان را در جوانی فرزندانشان جستجو می کنند.       دوران جوانی دختران شما چقدر شبيه دوران جوانی خودتان است؟                  هم شباهت هايی هست و هم تفاوت هايی. زيرا محيطی که فرزندانم در آن بزرگ می شوند بسيار متفاوت است و اين برای تمام خانواده هايی که در کشورهای غربی زندگی می کنند وجود دارد به خصوص با وضعيتی که اکنون در ايران هست اين تفاوت را می توان به وضوح مشاهده کرد.        البته در مورد جنبه های فرهنگی، من و همسرم حتی المقدور سعی می کنيم آن چه که به ايران مربوط می شود، يادگارها و وضعيتی را که داشتيم&#160;به بچه ها ياد دهيم و چون نمی توانيم به ايران برويم به کشورهايی که تا حدودی به ايران شباهت دارند، سفر می کنيم.        مثلاً کدام کشورها؟                           کشورهايی مانند مراکش، مصر و اردن.          پيش از آغاز برنامه، کليپی را پخش کرديم که تصويری از جوانی شماست و در جشن تولدتان، خانم گوگوش می خواند. با مراجعه به اين تصاوير چه چيزهايی برايتان زنده می شود؟                          من خاطرات بسيار زيادی از کشورم دارم و آن چه بيشتر از همه در ذهنم نقش بسته، سفرهای متعددی است که در داخل ايران داشتم.          در اين سفرها آيا يک شاهزاده فرصت داشت که رودررو با مردم مواجه و با مشقت های آنان آشنا شود؟                          بله دقيقا همين طور است. آن چيزی که شما در باره سفرهای من از راديو وتلويزيون می شنيديد بيشتر جنبه رسمی داشت ولی آن چيزی که شما نمی شنيديد، بخشی بود که حالت فی البداهه و غير رسمی به نقاط مختلف ايران سفر می کردم.          البته سن ما به اين دوران نمی رسد.              ببخشيد من فراموش کردم که ۴۷ ساله ام و شما از من جوان ترهستيد(با خنده).    منظورم جرياناتی است که در مطبوعات ايران منعکس می شد. بارها پيش می آمد که نه تنها در تهران بلکه در مناطق مختلف، برخورد ساده ای با مردم داشته باشم، به عنوان مثال در سواحل خليج فارس موتور لنج &#160;  سوار می شدم و با ماهيگيرانی که آنجا کار می کردند، ساعت ها گفت و گو               می کرديم و با هم ماهی می گرفتيم. در روستاهای شمال هم همين طور بود. از بيرجند گرفته تا اهواز نيز هنگامی که در پايگاه اصفهان و پايگاه .... &#160;  دوره خلبانی می ديدم از اين برخوردها زياد داشتم و اين ها را به عنوان نمونه می گويم.          درآن زمان که با مردم برخورد داشتيد، احساس می کرديد که اگر روزی حکومت را در دست بگيريد، تغييری ايجاد می کنيد؟ اين که مردم مشکلاتی دارند و در فقر زندگی می کنند و شما بايد اين شرايط را تغيير دهيد؟ با توجه به اين که در آن زمان هنوز بخش عمده از جامعه ايران شهری نشده بود.          وقتی شما می گوييد &#171;قدرت يا حکومت را در دست می گرفتيد&#187; از لفظی استفاده کرديد که اميدوارم برای هم وطنانم سوء تفاهمی به وجود نياورد.        من اعتقادی به دخالت در امر حکومت ندارم، اين وظيفه دولت است. ولی به عنوان فردی که می تواند برای جامعه اش نقش حساسی بازی کند، بيشتر به مسائل زير بنايی جامعه کار را دارم تا اداره امور.          جمله ای را بارها شنيده ايم که زنده ياد دکتر مصدق گفته بود که شاه بايد سلطنت کند نه حکومت. آيا به اين جمله معتقديد؟                          بله صد در صد. من قبل از هر چيزی به محتوای نظام کار دارم نه به شکل نظام. اميدوارم هر چه زودتر در ايران حکومتی داشته باشيم که بر مبنای يک دمکراسی سکولار پارلمانی باشد و قانون اساسی داشته باشيم که بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد.        اگر بخواهيم روی نوع و شکل نظام بحث کنيم دو فرم محتمل است، هم فرم مشروطه پادشاهی و هم فرم جمهوری. اگر بخواهم از کشورهايی که پادشاهی هستند نمونه بياورم، تنها فرم قابل پذيرش به اين صورت است که پادشاه يا ملکه، حق هيچ گونه دخالتی در امور سياسی و قانونی کشور را نداشته باشد و در مقامی بی طرف و فرامسلکی قرار بگيرد.          برای بعضی اين سؤال پيش می آيد که وقتی ما يک حکومت دمکراتيک با پارلمان، دولت و نهادهای مربوطه داشته باشيم، ديگر چه نيازی است به پادشاه؟                          دليل اصلی اين مسئله، به خصوصيات هر کشور باز می گردد. کشورهايی که از اقوام، اقليت ها و مذاهب مختلف تشکيل شده اند، يک سمبل وحدت مردمی می تواند به حفظ يکپارچگی جامعه کمک کند و چنين نقشی را اين نهاد می تواند برای کشور ايران بازی کند.        آيا در آن دوران، موسيقی روز ايران را هم دنبال می کرديد؟                   بله. البته در موسيقی پاپ زمان ما، همين خوانندگان معروفی مانند گوگوش، ستار و داريوش محبوب ترين بودند. البته ارکسترهای کلاسيک ايرانی هم داشتيم و يادم می آيد که گاهی برای تماشای کنسرت ها به تالار رودکی می رفتيم.        البته در آن سن و سال تمايلم بيشتر به موسيقی پاپ دهه هفتاد بود و بيشتر موسيقی غربی گوش می کردم، از جمله بيتلز، کارلو سانتانا، پينک فلويد و گروه های مختلف.          پس اهل &#171;موسيقی معترض&#187; بوديد؟                          بله اسمش را می شود &#171;معترض&#187; گذاشت. موسیقی، موسیقی است دیگر.&#160;روحيه انسان در لحظات مختلف، چيزهای متفاوتی می طلبد و گاهی هوس موسيقی جاز، بلوز، موسيقی های نيوويو يا موسيقی سنتی می کند، به روحيه آدم درآن لحظه بستگی دارد. برای هر کسی چنين حالت هايی پيش می آيد.        به کدام خواننده ها بيشتر علاقه داشتيد؟                   آن زمان بعضی از خواننده ها اسطوره شده بودند به عنوان مثال گوگوش را که نام برديد، آن زمان برای ما مانند مدونای امروز آمريکا بود، همين طور داريوش و ستار. البته هايده و ديگران هم بودند ولی من بيشتر به آن موسيقی ها تمايل داشتم.        اهل فيلم فارسی هم بوديد؟                   گاهی اوقات بله. البته در مقايسه با فيلم هايی که در اين ۲۰ سال اخير ساخته شده، سينمای ايران در اين سال ها از نظر عمق، معنا و مفهوم پيشرفت های زيادی داشته است. آن دوران بيشتر فيلم ها جنبه تفريحی داشت ولی زياد يادم نمی آيد که عمق خاصی داشت.          نمونه ای را می توانيد نام ببريد؟                          بيشتر سريال هايی که درتلويزيون تهيه می شد، سريال های جالبی بود. مثلاً سريال &#171;دليران تنگستان&#187; يا سريال معروف &#171;دايی جان ناپلئون&#187; که اين قدر با معناست که می شود خيلی نکات را از آن در آورد و گويای ذهنيت آن دوران است و گاهی اوقات هم آدم با آن برخورد می کند. &#160;        درمورد موسيقی معترض که اشاره کردم، منظورم ترانه هايی است که فرهاد يا فريدون فروغی و داريوش می خواندند و ته مايه سياسی داست.          بله آن موسيقی هم بود. منظورتان &#171;بوی گندم&#187; است؟                      بله &#171;بوی گندم&#187; يا &#160;  ترانه&#171;جنگل&#187; که در مورد حادثه سياهکل خوانده شد.          بله اين مسئله درموسيقی نيز نمايان می شد. امروز درجهان خيلی از آهنگ سازها و هنرمندان هستند که شعرهای آهنگشان خيلی با معناست و بعد سياسی دارد.        آيا شما در اين رابطه با پدرتان هم صحبت می کرديد؟                   بيشتر با مادرم، خواهر و برادرانم و با دوستانم صحبت می کردم، گاهی هم با خود اين خواننده ها.          برای اين نوع موسيقی، هم پيش از انقلاب و هم پس از انقلاب، محدوديت هايی وجود داشته است و اين موضوع برای بخش های ديگر هنر نيز صدق می کند. نظر شما درمورد اين محدوديت ها چيست؟                      خيلی از مشکلات گذشته ايران، البته جنبه های سياسی داشت ولی يکی از ريشه های مهم اين مشکلات جنبه های فرهنگی جامعه ما بود.        اگر اين فرهنگ در جهت مدرنيته و آزادی به مفهوم ليبراليسم فکری پيش نرود و ما فقط به يک سری ايدئولوژی های بسته بندی شده بچسبيم، اگر قرار باشد همه بر اساس يک فکر پيش بروند، هرگز جامعه در آن حدی که شايسته است ترقی و پيشرفت نخواهد کرد و حتی ممکن است دچار واپس گرايی شود.         نمونه آن اکنون در کشور خودمان مشاهده می شود، فقط به دليل دگمی که اين حکومت ايجاد کرده، ببينيد که کشور چقدر عقب رفته است.    هر شهروندی بايد حق طبيعی و قانونی خود را داشته باشد و کوچکترين ترسی از بيان نظر خود درمورد هر موضوعی، نداشته باشد.          اگر بخواهيم حرف های شما را خلاصه کنيم، بايد بگوييم آن چيزی که پيش از انقلاب اتفاق افتاده يعنی محدوديت ها، برخوردها و زندان کردن ها، مورد تأييد شما نيست.          بله همين طور است و نمی گويم در گذشته نارسايی ها و اشکالاتی وجود نداشت. اين ها همه تجربياتی است که من، شما و نسل های بعدی بايد از آن بياموزيم و تلاش کنيم تا در آينده تکرار نشود.        شما به چه ورزشی علاقمنديد؟                   فوتبال ورزشی بود که بيش از همه به آن علاقه داشتم، البته الان در سن ۴۷ سالگی&#160;فوتبال بازی کردن ديگر برایم&#160;آسان نيست. ورزش های اسکی روی آب، اسکی روی برف، غواصی، کوهنوردی، اسب سواری و تنيس را هم دوست دارم.        بازيکنان مورد علاقه شما درفوتبال، چه کسانی هستند؟                   من در آن زمان اين شانس را داشتم که با بعضی از بازيکنان تيم ملی و تيم جوانان، از نزديک آشنايی داشته باشم و حتی بارها با هم تمرين داشتيم و بازی می کرديم. &#160;  بازيکنان آن دوران علی پروين، حسن روشن، قاسم پور، قليچ خانی و ناصر حجازی بودند.        طرفدار کدام تيم بوديد؟                   تيم هايی که در آن زمان بيشتر معروف بودند، به ويژه دو تيمی که رقابت بين آنها شديد بود، تيم تاج و پرسپوليس بودند.          و شما هم از پرسپوليس و علی پروين شروع کرديد.          مرا گرفتار نکنيد(با خنده). من هم تاج را دوست داشتم و هم پرسپوليس را و از هيچ کدام طرفداری نمی کنم.          در حال حاضر فوتبال ايران را دنبال می کنيد؟ بازيکنان مورد علاقه تان چه کسانی هستند؟                          بله تا آنجا که می توانم دنبال می کنم. البته اين روزها باشرايط ايجاد شده جای تأسف دارد و دلم به حال ورزشکاران می سوزد که با اين همه نارسايی و کمبود مواجه هستند. آخرين بازيکنانی که يادم می آيد به آخرين جام جهانی برمی گردد از جمله علی دايی و مهدوی کيا.        فکر می کنم ادبيات را فراموش کرديم. در آن دوره چه کتاب هايی را می خوانديد؟                   ادبيات جزو دروسی بود که درمدارس تعليم می دادند و بيشتر شعرهايی بود از حافظ، سعدی و نظامی . کليله و دمنه را هم به ما ياد می دادند.        در مورد ادبيات مدرن چطور؟                   من کمتر به خاطر می آورم که در آن زمان ادبيات مدرن داشته باشيم. مهدی اخوان ثالث و نادر نادرپور را داشتيم که تعدادشان کمتر از امروز بود.        به کوران انقلاب برگرديم. اولين بار کی اسم آيت الله خمينی را&#160;شنيديد؟                   چند ماه آخر قبل از وقوع انقلاب. نه تنها من بلکه خيلی ها بودند که اسم خمينی را نشنيده بودند و فقط اين اواخر بود که سر و صدا کرد. در حقيقت منظور من از چند ماه، زمانی بود که خمينی رقيب اصلی شد، ولی از يکی دو سال قبل بيشتر مطرح شده بود.          اصلاً فکر می کرديد که آيت الله خمينی رهبر ايران شود و اداره کشور را در دست بگيرد؟                                  کمتر کسی بود که بتواند جريان را به شکلی که درآمد، تصور کند. فراموش نکنيد حتی خيلی از کسانی که پشت سر خمينی قرار گرفتند، نيت اصلی شان کسب قدرت سياسی بود. آنها اعتقاد داشتند که آقای خمينی تنها يک چهره سمبليک است و از صحنه کنار خواهد رفت، ولی مسائل طور ديگری پيش رفت.        وقتی انقلاب شد، آيا احساس می کرديد که ممکن است اتفاقی بيفتد که ديگر نتوانيد به ايران بازگرديد؟                   در اواخر انقلاب من خارج از ايران بودم. درست پس از پايان تحصيلات مدرسه، در تابستان سال ۷۸ ميلادی يعنی تيرماه ۵۷ برای آخرين بار از ايران خارج شدم. من آن التهاب را به چشم خودم نديدم زيرا از ۳-۲ ماه بعد از رفتن من آغاز شد و من از راه دور و از طريق مطبوعات بين المللی و خودی والبته با تماس با پدر و مادرم و کسانی که درايران بودند، مسائل را دنبال کردم.          آقای پهلوی! به عنوان آخرين سؤال بگوييد که دوست دارید چه ترانه ای&#160;برايتان پخش شود؟                          يکی از آهنگ هايی که اين اواخر ساخته شده است؛ &#171;دوباره می سازمت وطن.&#187; &#160;                برای گوش دادن به این گفت و گو و برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; و تلفن ها، ایمیل ها و پیامک هایی از جمله در باره برنامه هفته گذشته و ابراز نظرها درباره کنسرت مشترک آینده کریس دی برگ و &#171;گروه آریان&#187;  &#160; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.             &#160;              برای تماس با ما به آدرس &#160;javanan@radiofarda.com  ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ &#160;  تماس بگيريد. برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه ها ساعت ۲۱ و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد. &#160;             </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Reza_Pahlavi_politics_youth/452156.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Reza_Pahlavi_politics_youth/452156.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Jun 2008 16:23:22 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BF972631-BE56-4EA5-88FB-2B0025005F31_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه: کنسرت کریس دی برگ؛ مخالفان و موافقان</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;در سال ۱۳۷۶ در آن روز زمستانی هنگامی که علی و پيام در سرباز خانه نقشه تشکيل يک گروه موسيقی و اجرای ترانه را می کشيدند شايد باورشان نمی شد که روزی تا اين حد به شهرت برسند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;                    در سال ۱۳۷۶ در آن روز زمستانی هنگامی که علی و پيام در سرباز خانه نقشه تشکيل يک گروه موسيقی و اجرای ترانه را می کشيدند شايد باورشان نمی شد که روزی تا اين حد به شهرت برسند.        ولی همانگونه که پيام پيش بينی کرده بود اين اتفاق افتاد و آنها با تشکيل گروه &#171;آريان&#187; موفق شدند به زودی به يکی از محبوب ترين گروه های موسيقی در ايران تبديل شوند. گروه &#171;آريان&#187; نه تنها به علت ترکيب گروه که از سه دختر و شش پسر جوان تشکيل شده بود، بلکه به دلیل ترانه های جوان پسندانه ای که اجرا می کرد، مورد توجه مردم قرار گرفت.         اما با توجه به تغيير سياست های وزارت ارشاد که در پی به ریاست جمهوری رسیدن محمد خاتمی اتفاق افتاد، افراد و گروه های ديگری هم فرصت ظهور پيدا کردند و به باور برخی کارشناسان به همين دليل هم گروه &#171;آريان&#187; &#160;  به سرعت دوباره به حاشيه رانده شد.                    اما جوانان خلاق و بويژه محسن رجب پور، مدير اين گروه با ابتکاری جالب، بار ديگر توجه رسانه ها و مردم را به خود و گروه &#171;آريان&#187; &#160;  جلب کرد: اجرای ترانه با کريس دی برگ، خواننده ايرلندی که در دهه ۸۰ ميلادی نه تنها در کشورش بلکه در سرتاسر جهان ميليون ها طرفدار داشت.        همکاری کريس دی برگ با گروه &#171;آريان&#187; &#160;  ابتدا بيشتر به يک رويا شباهت داشت و کمتر کسی باور می کرد که چنين چيزی ميسر شود. اما چند هفته پيش هنگامی که خواننده ايرلندی به ايران سفر کرد و در يک نشست مطبوعاتی ترانه مشترک خود با گروه &#171;آريان&#187; &#160;  را معرفی کرد، همه متوجه شدند که اين رويا دست يافتنی است.                    در بخشی از برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; نگاهی داريم به کار مشترک گروه آريان با کريس دی برگ با عنوان &#171;نوری تا ابديت&#187;.        سعيد دبيری، ترانه سرا و آهنگ ساز که آثارش توسط خوانندگان بزرگی همچون گوگوش و سياوش قميشی اجرا شده، به تحليل موسيقی و متن ترانه &#171;نوری تا ابديت&#187; می پردازد.        آقای سعيدی معتقد است که صدای خوانندگان گروه آريان &#171;بچگانه&#187; است و با صدای قوی و دلنشين کريس دی برگ هماهنگی ندارد. او از موسيقی ترانه هم زياد استقبال نمی کند           .        گروه &#171;آريان&#187; &#160;  اعلام کرده است که به زودی قصد دارد با کريس دی برگ ترانه مشترک را به روی صحنه ببرد و آن را به صورت زنده اجرا کند.        در حالي که هواداران گروه &#171;آريان&#187; و کريس دی برگ، که در ايران کم تعداد هم نيستند، از اين بابت بسيار خوشحالند، ولی يکی از خوانندگان ايرانی با نگاهی انتقادی به اين برنامه نگاه می کند: حسين زمان.        آقای زمان، خواننده نام آشنای پاپ، در نامه ای سرگشاده نوشته است: &#171;از تصميم شما به خاطر احترام به جوانان اين مرز و بوم خوشحالم، ولی اصلا خوشبين نيستم و می دانم اگر اجازه چنين کاری داده شود، پشت آن توطئه و نيرنگی نهفته است.&#187;        حسين زمان، میهمان ديگر برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; است و از دليل مخالفتش با اجرای کنسرت توسط کريس دی برگ در ايران می گويد.        او می گويد: مسوولان وزارت ارشاد با مجوز دادن به اين خواننده غربی می خواهند بر محدوديت هايی که برای هنرمندان در داخل کشور وجود دارد سرپوش بگذارند و افکار عمومی را فريب دهند           .        برای گوش دادن به برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.                  برای تماس با ما به آدرس           javanan@radiofarda.com    ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ &#160;  تماس بگيريد.        برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه ها ساعت ۲۱ و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد. &#160;      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_Chris_de_burgh/451740.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_Chris_de_burgh/451740.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 12 Jun 2008 17:38:41 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E6509BDB-81EA-406F-A20D-EED4A14338BC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ نظرات شنوندگان درباره برنامه</title>
            <description>&lt;p&gt;برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; به مشکلات توليد اين برنامه و درخواست های&#160; شنوندگان آن اختصاص داشت.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در اين ميان سه شنونده هميشگی مان که هر هفته با فرستادن ايميل، گله ها و پيشنهادهای خود را با ما در ميان می گذارند، تکتم از مشهد، اوليا از سبزوار و مليحه از سمنان، ميهمان ما بودند و انتقادها و پيشنهاد های خود را با ما در ميان گذاشتند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به اعتقاد اوليا بيشتر شنوندگان برنامه دوست دارند شنيدنی هايی درباره زندگی خوانندگان به برنامه اضافه شود او سپس پيشنهاد می دهد که برنامه همچون گذشته به صورت چرخشی اداره شود.&lt;/p&gt; برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; به مشکلات توليد اين برنامه و درخواست های&#160; شنوندگان آن اختصاص داشت.    در اين ميان سه شنونده هميشگی مان که هر هفته با فرستادن ايميل، گله ها و پيشنهادهای خود را با ما در ميان می گذارند، تکتم از مشهد، اوليا از سبزوار و مليحه از سمنان، ميهمان ما بودند و انتقادها و پيشنهاد های خود را با ما در ميان گذاشتند.    به اعتقاد اوليا بيشتر شنوندگان برنامه دوست دارند شنيدنی هايی درباره زندگی خوانندگان به برنامه اضافه شود او سپس پيشنهاد می دهد که برنامه همچون گذشته به صورت چرخشی اداره شود.    مليحه هم معتقد است که برنامه نسبت به ماه های گذشته بهتر شده است او در پاسخ به اين پرسش که مهمترين نقطه ضعف برنامه نگاه تازه چيست؟ می گويد:&#171;فکر می کنم ارتباط کمتر با مخاطب باشد همين که وقتش کم است و ما کمتر می توانيم تماس بگيريم.&#187;    او سپس می افزايد : &#171;ولی خب شما به دليل کمبود وقت و موضوعات مهم تری که می خواهيد مطرح کنيد يک مقداری جدی تر شده برنامه تان اين شايد مشکل باشد ولی به نظر من خيلی مشکل جدی هم نيست هر کسی شنونده راديو فرداست اين مساله را هم پذيرفته ديگر.&#187;    اين سه شنونده معتقدند که برنامه ها بايد شادتر باشد و تکتم که از موافقان برنامه &#171;نگاه تازه&#187; است پيشنهاد می کند که يک برنامه هم به مجردها اختصاص بدهيم. ترانه ای درخواستی شنوندگان نيز از ديگر بخش های اين برنامه است.    در ادامه نيز شنونده بازتاب برنامه پيشين &#171;نگاه تازه&#187; درباره اعتياد خواهيد بود. حميد که هم اکنون در مالزی به سر می برد در ۱۸&#160; سالگی به توصيه دوستانش برای کاميابی در ارتباط جنسی و انزال دير رس به استفاده از مواد شبه مخدری همچون &#171;ترامادول&#187; و &#171;متادون&#187; رو آورد او از تجربه خود در اين باره می گويد.    در کنار حميد،&#160; دکتر علی جزنی کارشناس کاهش مصرف مواد مخدر به رواج اين گونه شبه مخدرها ميان معتادان اشاره می کند و فروش آن را از سوی داروخانه ها&#160; بدون نسخه پزشک غير قانونی می داند.    آقای جزنی در پاسخ به شنونده ای به نام محمد از زرند کرمان که مدعی است مصرف ترياک بر وضعيت سلامتی او تاثير مثبت گذاشته و قند و فشار خونش را کنترل کرده است می گويد که تاکنون هيچ گونه يافته علمی درباره صحت اين ادعا اثبات نشده است.    &#160;برای شنيدن برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187; فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.    برای تماس با ما به آدرس javanan@radiofarda.com&#160; ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.    برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را می توانيد شنبه ها ساعت ۹&#160; شب و دوشنبه ها ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F5_negahe_tazeh/450776.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F5_negahe_tazeh/450776.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 05 Jun 2008 17:57:16 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ اعتیاد و معتادان در ایران</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#171;شيوه مصرف کراک شبيه ترياک است. از يک سوزن به عنوان گيره استفاده می شود و مواد مخدر به انتهای آن وصل می شود. ميله ای را بر روی شعله داغ می کنند و&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;...&#187;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   &#171;شيوه مصرف کراک شبيه ترياک است. از يک سوزن به عنوان گيره استفاده می شود و مواد مخدر به انتهای آن وصل می شود. ميله ای را بر روی شعله داغ می کنند و                       ...&#187;                    مسعود امروز ديگر ترياک را به سر سوزن وصل نمی کند و دود آن را با تمام وجود نمی بلعد. او مدتهاست که ديگر از مصرف مواد مخدر دست برداشته و به گفته خودش ديگر هرگز به سراغ آن نخواهد رفت.        اين جوان سی ساله که نخستين مهمان برنامه اين هفته نگاه تازه است می گويد: فرد               معتاد تنها زمانی می تواند اعتياد را ترک کند که بتواند به يک پرسش که ذهنش را هميشه به خود مشغول کرده، پاسخ دهد.        مسعود می گويد: افراد معتاد افراد &#171;جسوری&#187; هستند و همين &#171;جسارت&#187; آنها باعث شده خرق عادت کنند و به دنبال کاری بروند که جامعه آن را تابو می داند.                    در ادامه برای آنکه بيشتر با انواع مواد مخدر، مدت زمانی که باعث اعتياد می شود و همچنين زيان های ناشی از مصرف و نحوه ترک آن آشنا شویم به سراغ دکتر علی جزنی می رويم.        دکتر جزنی می گويد: کراک که هم اکنون يکی از معمول ترين مواد مخدر در ايران است، در حقيقت همان هروئين است که               از حالت پودر به کريستال تبديل شده است.        او می افزايد: نام هروئين هميشه ترس آور بود و اغلب مصرف کنندگان مواد مخدر از آن گريزان بودند. ولی تبديل هروئين به کراک سبب شده تا مردم گمراه شوند و بدون آگاهی از محتوايش آن را مصرف کنند           .        محمدرضا اعلامی، کارگردان فيلم &#171;ساقی&#187; که محور آن مواد مخدر و اعتياد است، مهمان دیگر برنامه نگاه تازه است.        آقای اعلامی نگاهی دارد به فيلم های توليد شده در اين زمينه ( از جمله فيلم سنتوری ساخته داريوش مهرجويی).        او بهروز وثوقی در نقش &#171;سيد&#187; در فيلم &#171;گوزن ها&#187;ی مسعود کيميايی را &#171;بهترين معتاد سينمای ايران&#187; می داند و می افزايد: از آنجا که اين چنين شخصيت های سينمايی تصوير جذابی را از معتاد ارائه می کنند، نمی توانند نقش مثبتی را برای تقبيح مصرف مواد مخدر ايفا کنند           .        برای شنيدن برنامه اين هفته نگاه تازه فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد. برای تماس با ما به آدرس           javanan@radiofarda.com    ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ &#160;  تماس بگيريد.        برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه               ها ساعت ۲۱ و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Drug_addiction_fresh_glance/449136.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Drug_addiction_fresh_glance/449136.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 25 May 2008 18:32:49 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ رویای خوانندگی در لس آنجلس</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#171;می خواهید خواننده شوید، آموزش خوانندگی به همراه صداسازی با کمترین هزینه ، تهیه آلبوم های موسیقی شما مطابق با استاندارد های روز دنیا و...&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;گاهی هزاران نفر با آرزوی دست یافتن به شهرت، اعتبار و رویای پولدار شدن، گمشده خود را در این جملات کوتاه اما خوش&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;خط و خال جستجو می کنند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در برنامه این هفته &#171;نگاه تازه&#187;، به لنگر گاه اصلی موسیقی جوان ایران لس آنجلس می رویم&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;از سرنوشت خوانندگانی می گوییم که با یک یا دو آلبوم- بیشتر یا کمتر- به این راه قدم گذاشته اند و صدایشان در هیاهوی بازار بزرگی به نام لس آنجلس گم شده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   &#171;می خواهید خواننده شوید، آموزش خوانندگی به همراه صداسازی با کمترین هزینه ، تهیه آلبوم های موسیقی شما مطابق با استاندارد های روز دنیا و...&#187;        گاهی هزاران نفر با آرزوی دست یافتن به شهرت، اعتبار و رویای پولدار شدن، گمشده خود را در این جملات کوتاه اما خوش &#160;  خط و خال جستجو می کنند.        در برنامه این هفته &#171;نگاه تازه&#187;، به لنگر گاه اصلی موسیقی جوان ایران لس آنجلس می رویم &#160;  از سرنوشت خوانندگانی می گوییم که با یک یا دو آلبوم- بیشتر یا کمتر- به این راه قدم گذاشته اند و صدایشان در هیاهوی بازار بزرگی به نام لس آنجلس گم شده است.         در اولین ایستگاه به سراغ عارف خواننده ترانه &#171;سلطان قلب ها&#187; رفتیم تا از زبان او، از سرنوشت این جوانان آگاه شویم.        به گفته این هنرمند، &#171;هم اکنون کمپانی هایی که در کالیفرنیا فعال هستند اصلا اهمیت نمی دهند که آیا این افراد آگاهی دارند و موسیقی را می شناسند؛ برای آن ها مهم ترین &#160;  چیز این است که بدانند این فرد حاضر است رقم قابل ملاحظه ای برای تولید آلبوم به آن ها پرداخت کند.&#187;        عارف می گوید: &#171;قضیه به اندازه ای گسترده شده که حتا عده ای کانال می گیرند که کلیپ های این افراد &#160;  را پخش کنند.&#187;        خواننده &#171;سلطان قلب ها&#187; سپس از کسانی می گوید که هم اکنون از لس آنجلس به دوبی آمده اند تا برای این گروه از جوانان جویای نام برنامه ریزی کنند.        در این برنامه می توانید شنونده توصیه های عارف درباره راه صحیح رسیدن به رویای خوانندگی باشید.         مهین آبادانی، مدیر شرکت &#171;آونگ&#187; که به کار تولید و پخش آلبوم های موسیقی در کالیفرنیا مشغول است دیگر مهمان برنامه نگاه تازه بود.        خانم آبادانی می گوید: &#171;در هر روز کاری دو یا سه آلبوم از جوانان ایرانی در سرتا سر دنیا دریافت می کند.&#187; به اعتقاد او، &#171;الان فقط صدا کافی نیست.&#187;         در ادامه مدیر شرکت آونگ جزییات بیشتری از همکاری جوانان با شرکت های تولید و پخش موسیقی در لس آنجلس ارایه می دهد.        از میان خوانندگان جوانی که با یک آلبوم، صدایشان در هیاهوی بازار موسیقی لس آنجلس گم شد، پس از هفت سال که از تولید آلبوم &#171;آسمان عشق&#187; می گذرد به سراغ خواننده آن، &#171;نیکا&#187; رفتیم که این روزها ازدواج کرده و در مقطع دکترای زبان و ادبیات فرانسه در ترکیه به دور از هیاهوی لس آنجلس تحصیل و زندگی می کند.        حرف های شنیدنی نیکا درباره خوانندگی ودلایل کناره گیری اش از این حرفه را در بخش دوم برنامه نگاه تازه می توانید بشنوید.         آخرین میهمان برنامه هم مهدی ذکایی، سردبیر مجله &#171;جوانان&#187; چاپ لس آنجلس بود. آقای ذکایی در بخش پایانی برنامه به ظهور و افول خوانندگان جوان ایرانی در لس آنجلس می پردازد. &#160;&#160;          آنطور که آقای ذکایی می گوید: &#171;در سال های پس از انقلاب تا امروز بیشتر از پانصد خواننده جوان به این عرصه &#160;  پا گذاشته اند که از آن میان تنها               ده تا دوازده               خواننده ای که کمپانی ها برایشان سرمایه گذاری کردند توانستند به موفقیت دست پیدا کنند.&#187;        او می گوید: &#171;بیشتر این خوانندگان &#160;  شاید صدا داشتند اما سرمایه نداشتند که این کار را ادامه بدهند.&#187; &#160;&#160;          مهدی ذکایی در نگاه تازه به بیان مطالبی درباره خوانندگی، برخی خوانندگان جوان و... می پردازد که کمتر جایی شنیده یا خوانده اید.         صدای تعدادی از شنوندگان نگاه تازه که برای برنامه خودشان ترانه ای اجرا کرده اند، از دیگر بخش های این برنامه است.         برای شنیدن برنامه &#171;نگاه تازه&#187; فایل برنامه را که در بالای همین صفحه ( سمت چپ) قرار دارد، باز کنید.        برای تماس با ما به آدرس ايميل بزنيد      javanan@radiofarda.com                      و يا با شماره تلفن  ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴  &#160;  تماس بگيريد.                     برنامه &#171;نگاه تازه&#187; را می توانيد شنبه ها ساعت ۹ شب و دوشنبه ها ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت ايران بشنويد.                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Fresh_glance_singer_Los_Angeles/448266.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Fresh_glance_singer_Los_Angeles/448266.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 19 May 2008 18:36:29 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه؛ &#171;حبس زدايی&#187; در جمهوری اسلامی</title>
            <description>&lt;span&gt;حبس زدايی واژه ای است که اين روزها در بين مقام های قضايی جمهوری اسلامی ايران طرفداران بسياری پيدا کرده است؛ آن هم در شرايطی که زندان های ايران به گفته علی اکبر يساقی، رييس سازمان زندان های ايران &#171;سه برابر ظرفيت استاندارد&#187; خود، پذيرای زندانيانی با جرايم گوناگون هستند.&lt;/span&gt;   &#171;حبس زدايی&#187; واژه ای است که اين روزها در بين مقام های قضايی جمهوری اسلامی ايران طرفداران بسياری پيدا کرده است؛ آن هم در شرايطی که زندان های ايران به گفته علی اکبر يساقی، رييس سازمان زندان های ايران &#171;سه برابر ظرفيت استاندارد&#187; خود، پذيرای زندانيانی با جرايم گوناگون هستند.                    در ميان اين زندانيان جوانانی هم حضور دارند که از سر حادثه از دنيای انسانهای آزاد به جمع چارديواری نشينان زندان پيوسته اند.                    در برنامه نگاه تازه با يکی از کسانی همسفر شده ايم که اين چار ديواری را تجربه کرده اند.                    بنا به گزارش وب سايت رسمی سازمان زندان های جمهوری اسلامی، &#171;زندان و حبس شرعی، زندانی کردن فرد در مکانی تنگ و محدود نيست بلکه تنها محدود کردن او و جلوگيری از تصرفات او آن گونه که خودش می خواهد است.&#187;                    با اين حال مژگان &#160;  که به اتهام قتل همسرش از ۱۸ سالگی مدت شش سال را در دو زندان رجايی شهر و اوين سپری کرده است تصاوير متفاوتی از اين دو زندان به دست می دهد           .        مژگان که می گويد در مدت زندان مورد شکنجه قرار گرفته است با اشاره به نوع برخورد مسئولان زندان با متهمان، زندان را مجازات &#171;بازدارنده ای&#187; نمی داند. او معتقد است که اين زندان ها نه تنها آدم را متنبه نمی کند بلکه از آدم موجودی عقده ای می سازد.        مژگان در اين برنامه جزيياتی شنيدنی از زندان های ايران بازگو می کند.                    ميهمان ديگر برنامه، حسن رضايی، حقوقدان در موسسه ماکس پلانک آلمان است که تحقيقاتی را روی زندان های جمهوری اسلامی و جمهوری فدرال آلمان انجام داده است.        وی با مقايسه ای تطبيقی می گويد: &#171;در ايران به دليل سوء استفاده از زندان به اين معنا که زندان را برای افرادی به کار برده اند که در وجدان عمومی جامعه &#160;  نه تنها لايق زندان نيستند؛ بلکه لايق مجازات هم نيستند؛ مثل روزنامه نگاران، فعالان زنان، کارگران.&#187;                    به اعتقاد آقای رضايی، در چنين شرايطی حربه زندان در ايران ناکارآمد شده است. او در اين برنامه به چگونگی اجرای مکانيسم های حبس زدايی می پردازد.                    ديگر ميهمان برنامه نگاه تازه، محمد علی شيرازی، سراينده کلام ترانه &#171;زندانی&#187; است که داريوش آن را با آهنگی از انوشيروان روحانی در فيلم &#171;گذر اکبر&#187; ساخته محمد علی زرندی اجرا کرده است.                    آقای شيرازی در ادامه برنامه از دلايل سرودن اين ترانه و خاطراتش در اين باره می گويد.        او در پاسخ به اين پرسش راديو فردا که آيا راه حل جايگزينی برای مجازات زندان سراغ دارد، می گويد: &#160;  &#171;من در پايان &#160;  ترانه ام گفته ام هوای قفس کشنده/ بيرون پر از درنده/ کجا بره پرنده؟&#187;                    برای شنيدن برنامه نگاه تازه، در بالای همين صفحه، در سمت چپ فايل برنامه را باز کنيد.                    ايميل ما:           javanan@radiofarda.com &#160;          و شماره پيامگير برنامه &#171;نگاه تازه&#187;: ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴             &#160;           برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه ها ساعت نه شب به وقت ايران و دوشنبه ها ساعت ۷ بعد از ظهر به وقت ايران بشنويد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_New_perspective_Radio/447159.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_New_perspective_Radio/447159.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 11 May 2008 17:03:26 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه در رادیو؛ &#171;پارتی برو&#187; ها در تهران</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;هر چند يکبار، رسانه های ايران درباره دستگيری تعدادی جوان به خاطر شرکت کردن در يک &#171;پارتی شبانه&#187; گزارشی منتشر می کنند. مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر و برقراری روابط نامشروع، از اتهاماتی است که به افراد شرکت کننده در اين پارتی ها زده می شود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   هر چند يکبار، رسانه های ايران درباره دستگيری تعدادی جوان به خاطر شرکت کردن در يک &#171;پارتی شبانه&#187; گزارشی منتشر می کنند. مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر و برقراری روابط نامشروع، از اتهاماتی است که به افراد شرکت کننده در اين پارتی ها زده می شود.        در برنامه اين هفته &#171;نگاه تازه&#187;، به سراغ چند جوان به اصطلاح &#171;پارتی برو&#187; می رويم تا ببينيم: واقعا در اين ميهمانی ها چه می گذرد؟ چه کسانی در اين نوع مراسم شرکت می کنند؟ چه کارهايی انجام می دهند؟ به چه نوع موسيقی هايی گوش می دهند؟ چه می نوشند؟ و           ...        فرنوش، علی رضا و مريم سه جوانی هستند که تجربيات شان از پارتی رفتن در ايران را با راديو فردا در ميان می گذارند.         فرنوش می گويد: پارتی محفلی است که در آن پسرها و دخترهای مجرد، دور هم می آيند، با هم آشنا می شوند، در مواردی مشروبات الکلی و گاهی حتی مواد مخدر در               آن مصرف می کنند و &#171;آن گونه که دلشان می خواهد&#187; ، لباس می پوشند.        فرنوش که خود هميشه در اين نوع ميهمانی ها شرکت می کند، می افزايد: اخيرا ديده شده که خانم های متاهل هم با يا بی اطلاع همسران شان در بعضی پارتی ها شرکت می کنند.                    ميهمانان &#171;پارتی بروی&#187; برنامه &#171;نگاه تازه&#187; همچنين از مشکلات برگزاری پارتی می گويند: از همسايگان ناراضی و از برخورد نيروی انتظامی. به گفته آنها برای امتناع از اين مشکل پارتی ها در يک آپارتمان تک واحدی برگزار می شوند تا کسی از صدای بلند موزيک آزرده نشود و ماموران را باخبر نکند.        البته فرنوش می گويد برای اطمينان برخی از برگزارکنندگان پارتی دست به دامن آشنايان شان در کلانتری محل می شوند و پيشاپيش حاشيه امنی را برای خود ايجاد می کنند.        در بخش بعدی برنامه اين هفته به سراغ يک وکيل هم می رويم تا درباره بعد حقوقی ماجرا صحبت کنيم. &#160;  مينا جعفری ميهمان ديگر ما درباره &#171;حريم خصوصی&#187; و قانونی يا غيرقانونی بودن برخورد نيروی انتظامی با شرکت کنندگان در &#171;پارتی های شبانه&#187; توضيح می دهد. به گفته خانم جعفری               بر اساس قوانين کنونی جمهوری اسلامی ايران، حضور زن و مرد &#171;نامحرم&#187; در اين نوع ميهمانی ها، مصداق &#171;رابطه نامشروع&#187; است و بر همين اساس نيروی انتظامی حق برخورد با آن را دارد.        برای گوش دادن به برنامه &#171;نگاه تازه&#187;، در بالای همين صفحه در سمت چپ، فايل برنامه را باز کنيد.        ای ميل ما           : Javanan@radiofarda.com        شماره تلفن پيامگير برنامه &#171;نگاه تازه&#187; ۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_party_Tehran/446357.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_fresh_glance_party_Tehran/446357.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 05 May 2008 16:02:57 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رامین ناصر نصیر: داود اسدی دین به گردن ما دارد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;داود اسدی بازيگر سريال های طنز تلويزيونی در سال های دور بامداد شنبه بر&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&#160;&lt;/span&gt; &lt;span&gt;اثر عارضه قلبی چشم از جهان فرو بست. &lt;span&gt;&lt;strong&gt;رادیو فردا&lt;/strong&gt;&#160;درباره درگذشت اين هنرمند با رامين ناصر نصير، یکی دیگر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&#160;از &lt;/span&gt;&lt;span&gt;بازيگران مجموعه &lt;strong&gt;ساعت خوش&lt;/strong&gt;، گفت و گو کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   داود اسدی بازيگر سريال های طنز تلويزيونی در سال های دور بامداد شنبه بر       اثرعارضه قلبی چشم از جهان فرو بست.        &#160;آقای اسدی به واسطه بازی در               سريال طنز تلويزيونی  ساعت خوش  که به مدت يک سال در دهه هفتاد پخش می    شد، به چهره ای شناخته شده تبديل شد.        او در همان دهه در فيلم های                 ديدار ،  مادرم گيسو  و  سرحد  بازی کرد. از آخرين فعاليت های او نويسندگی               مجموعه انيميشن های آموزشی پليس ايران بود که با استقبال عمومی مواجه               شد.           رادیو فردا &#160;درباره درگذشت اين هنرمند با رامين ناصر نصير، یکی دیگر   &#160;از    بازيگران مجموعه  ساعت خوش ، گفت و گو کرده است.          اولین آشنایی شما با&#160;داود اسدی&#160;چه زمانی بود؟ &#160;            اولين آشنايی مان&#160;در برنامه  پرواز  ۵۷  بود، در سال ۷۲.   &#160;   قبل از آن در برنامه تلويزيونی ديگری کار کرده بودند به نام  نوروز ۷۲ &#160; که در واقع اولين باری بود که طنز تلويزيونی به اين معنایی که اکنون متداول است در تلويزيون باب مي شد . &#160;        پيش از آن در طول سالهای جنگ و مسائل بعد از آن،   طنز در تلويزيون معنی نداشت، شايد سخيف هم به نظرمي رسيد . &#160;                     داود اسدی موجودی بسيار خاص بود. به خاطر همين ارتباط برقرار کردن با او هميشه ساده نبود. دنيای شخصی ويژه ای داشت. زبان سانسکريت مي دانست، ساز سيتار هندی مي نواخت.&#160;      رامین ناصر نصیر       در فضای بعد از جنگ اولين بار بود که جامعه به نشاط احتياج داشت و عليرغم مقاومتهايی که وجود داشت، بحث طنز تازه باز شده بود.        آقای اسدی هم نويسنده بود وهم بازيگر، در اين ميان کدام فعاليت ايشان برجسته تر بود؟                      در هر دو جنبه خيلی خاص بود، به اين معنا که حتی نوشته های ايشان کاملا &#160;  قابل تشخيص بود .      يک نوع طنز متفاوتی بود که نگاه جدی تری به دنيا داشت، شايد يکنوع تلخی در آن وجود داشت و کمی ويژگی های ابزورد داشت .  در بازيگری او هم همين نمود &#160; داشت .    &#160;  می توانيد توضيح دهيد که اين مسئله در بازيگری آقای اسدی چگونه خود را نشان می داد؟              کمتر تيپ سازی مي کرد، هميشه فاصله ای را از نقش، رعايت می کرد و در اجرای نقش ترديد داشت که شايد در مقايسه او را شبيه به باستر کيتون مي کرد . &#160;          نقطه اوج همکاری و همنشينی شما با هم در برنامه معروف&#160; ساعت خوش بود. بعد از آن کمتر از داود اسدی شنيده شد ... &#160;          برنامه يکسال و اندی طول کشید و &#160; داود اين فرصت را داشت که به تجربيات خود ابعاد بيشتری بدهد . به خاطر همان مقاومت هایی که عرض کردم، بعد از  ساعت خوش  يک دوران سکوت سه ساله برای همه بود، چون فضا در آن زمان بسيار متفاوت بود . &#160;        بعد از يک سال پخش، برنامه نامناسب تشخيص داده شد و کليه کسانی که در آن کار می کردند برای دوره ای نزديک به سه سال از فعاليت تلويزيونی منع شدند . &#160;        اين منع کار، به لحاظ شرايط زندگی و هم به خاطر رشدی که داشت اتفاق می افتاد، برای همه از جمله داود اسدی سخت بود . &#160;        در همان دوره سه ساله بود که حادثه رانندگی شديدی برای ايشان پيش آمد که به طرز معجزه آسايی نجات پيدا کرد. البته تاثيرات جسمی باقی گذاشت که تا همين اواخر نيز ناچار به تحمل آن بود . &#160;          لطفا&#160;از خصوصيات شخصيتی داود اسدی برای ما صحبت کنيد که کمتر جايی شنيده يا خوانده شده باشد . &#160;          داود اسدی موجودی بسيار خاص بود. به خاطر همين ارتباط برقرار کردن با او هميشه ساده نبود.   دنيای شخصی ويژه ای داشت. زبان سانسکريت مي دانست، ساز سيتار هندی مي نواخت . &#160;          انسان بسيار ساکت، درون گرا و بيشتر تحت تاثير نگاه ويژه خود به دنيا بود و نه تحت تاثير نگاه ديگران.              فکر مي کنم&#160; داود اسدی آنقدر دين به گردن ما دارد که در اين لحظات شاد عيد برای لحظه ای به او فکر کنيم.            </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_Asadi_TV/441108.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_Asadi_TV/441108.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Mar 2008 13:47:16 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F62E889E-F39D-48CD-AB14-FBCDE7F498C3_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پایان بازداشت سگ ها</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;مسئولان &#171;انجمن حمايت از حقوق حيوانات در ايران&#187; می گویند که برخورد ماموران نيروی انتظامی&#160; با سگ های خانگی که از اواخر شهريور ماه با دستور مستقيم احمدرضا رادان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ آغاز شده بود، کاهش چشمگيری پيدا کرده است.&lt;/p&gt; &#160;مسئولان &#171;انجمن حمايت از حقوق حيوانات در ايران&#187; می گویند که برخورد ماموران نيروی انتظامی&#160; با سگ های خانگی که از اواخر شهريور ماه با دستور مستقيم احمدرضا رادان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ آغاز شده بود، کاهش چشمگيری پيدا کرده است.    این برخوردها در قالب آنچه که طرح امنيت اجتماعی با رويکرد اخلاقی ناميده می شود، صورت می گرفت.    پيش از اين،&#160;حسين اشتری رييس پليس امنيت عمومی نيروی انتظامی جمهوری اسلامی از برخورد با کسانی که اقدام به حمل &#171;حيوانات غيرمجاز&#187;می کنند در راستای اجرای طرح امنيت اجتماعی خبرداده بود.    پس از آن ماموران نيروی انتظامی به برخورد با سگ های خانگی پرداختند و در اقدامی کم سابقه سگ های بازداشت شده را به بازداشتگاهی در خيابان پليس در شرق پايتخت انتقال دادند.    در روزهای آغازين اجرای اين طرح حدود ۲۰ سگ در وضعيت بهداشتی نامناسبی نگهداری می شدند.    اما اکنون به گفته پيام احتسابيان عضو &#171;انجمن حمايت از حقوق حيوانات در ايران&#187;،&#160;نيروی انتظامی جمهوری اسلامی در رويه پيشين خود تجديد نظر کرده است.    آقای احتسابيان می گويد: &#171;از آنجا که قانون ثابتی درباره بازداشت سگ ها و برخورد با صاحبان حيوانات خانگی وجود ندارد هر هفته يا هر ماه يک قانون جديد به شکل شفاهی به مردم اعلام می شود.&#187;     احتسابیان: &#171;از آنجا که قانون ثابتی درباره بازداشت سگ ها و برخورد با صاحبان حيوانات خانگی وجود ندارد هر هفته يا هر ماه يک قانون جديد به شکل شفاهی به مردم اعلام می شود.&#187;&#160;    &#160;او سپس می افزايد: &#171;ماه گذشته برخورد با دارندگان حيوانات خانگی خيلی شديد شد و تعدادی از سگ ها&#160;را گرفتند و در مقر يگان ويژه نيروی انتظامی بازداشت کردند که با دخالت انجمن حمايت از حيوانات و فشاری که بعضی از رسانه ها از خارج از کشور آوردند بعضی از اين حيوانات به دانشکده دامپزشکی منتقل شدند و در آنجا به صاحبانشان تحويل داده شدند.&#187;    آقای احتسابیان می گوید که نيروی انتظامی هم با گرفتن تعهد از صاحبان سگ های بازداشت شده مبنی بر اينکه با سگ هايشان در خيابان تردد نکنند آن ها را آزاد کرد.    اين عضو انجمن حمايت از حقوق حيوانات&#160; درباره شرايط پيش روی صاحبان سگ های خانگی می گويد که آن ها هنوز مجاز نيستند&#160; همراه سگ های خود به اماکن تفريحی&#160; عمومی بروند و ادامه می دهد:&#171;فعلا مقداری فشارها کمتر شده و بازداشت سگ ها متوقف شده است. با اين حال روزهای تعطيل و ايام شهادت امامان و تعطيلات مذهبی برخوردها بيشتر می شود.&#187;    برخورد با سگ های خانگی در ايران درحالی رخ می دهد که آن ها می توانند شناسنامه رسمی دامپزشکی دريافت کنند&#160; و در قوانين داخلی جمهوری اسلامی ايران هيچ گونه منع قانونی برای نگهداری آن ها وجود ندارد.      &#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_dogs/415656.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_dogs/415656.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 09 Oct 2007 01:26:46 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0D933E34-6418-44D0-818F-42E585235C5D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
