<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 15:43:47 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8270" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>در حوزه‌ها &#171;جور دیگری&#187; هم زندگی می‌کنند</title>
            <description>آن‌ها برای رسیدن به هدف خود از همه چیز صرف‌نظر می‌کنند و به کنج عزلت پناه می‌برند. آنها تنها به یک چیز فکر می‌کنند: به خدا. این تصوری رایج و شاید کلیشه ای است از زندگی طلبه‌های حوزه؟ در برنامه نگاه تازه پرده‌ها را کنار زده‌ایم تا نگاهی کوتاه و گویا داشته باشیم به زندگی، تحصیل و عشق و عاشقی جوان‌هایی که که به گفته خودشان می‌خواهند جور دیگری زندگی کنند.آن‌ها برای رسیدن به هدف خود از همه چیز صرف‌نظر می‌کنند و به کنج عزلت پناه می‌برند. آنها تنها به یک چیز فکر می‌کنند: به خدا. این تصوری رایج و شاید کلیشه ای است از زندگی طلبه‌های حوزه؟     در برنامه نگاه تازه پرده‌ها را کنار زده‌ایم تا نگاهی کوتاه و گویا داشته باشیم به زندگی، تحصیل و عشق و عاشقی جوان‌هایی که که به گفته خودشان می‌خواهند جور دیگری زندگی کنند.  ژاله، که چندین سال در یکی از حوزه‌های علمیه زنان به عنوان طلبه مشغول تحصیل بود و سپس ناگهان از حوزه کناره‌گیری کرده است می‌گوید: &#171;شانزده سالم بود و در دبیرستان درس می‌خواندم. یک روز با پدرم که کارگردان است رفتیم سینما و فیلم پری داریوش مهرجویی را دیدم. احساس کردم دنیای تازه ای به روی من باز شد به نام عرفان. آنقدر به این قضیه اشتیاق پیدا کردم که احساس کردم بهتر است از همین الان شروع کنم. رفتم به آموزش و پرورش و آنها یک حوزه را به من معرفی کردند که در تجریش بود. من شروع کردم به خواندن و با معدل ۱۹/۷۵ قبول شدم. اما کار به جایی رسید که تصورات من با آنچه در آنجا وجود داشت، مغایرت پیدا کرد. وقتی سنم بالا رفت به این نتیجه رسیدم که می شود حتی خارج از آن محیط هم خدای خود را پیدا کرد و از آنجا بیرون آمدم. همه اساتیدی که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند آدم‌هایی نیستند که شما فکر کنید می‌توانید از طریق آنها به درجات عرفانی برسید.&#187;         ژاله با اشاره به اینکه فضای حوزه علمیه قم فضای سیاسی و خشکی دارد، می‌گوید که به همین دلیل علاقه ای برای رفتن به آنجا پیدا نکرد. به گفته او جایی که در آن تحصیل می‌کرد جای خصوصی بود و خیلی با حوزه علمیه قم تفاوت داشت.  از ژاله پرسیدیم درست است که در کلاس‌های حوزه چادر برزنتی کلفتی دختران را از پسران جدا می‌کند؟   			 				  &#160;  					 صدای شما در نگاه تازه:  					 نشانی ایمیل نگاه تازه javanan@radiofarda.com&#160;  شماره پیامگیر ما  ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴   &#160;   			 		&#171;یکی از دلایلی که از آنجا بیرون آمدم همین بود. در سال چهارم، کلاس‌ها با آقایان مختلط می‌شود. مشکل من از آنجا شروع شد که از استادم سئوالی داشتم. بغل دستی من خانمی‌از بچه‌های سال بالایی بود، پرسیدم چطور می‌توانم استاد را ببینم و از او سئوال کنم. آن خانم گفت شما نمی‌توانید استاد را ببینید. سئوالتان را بنویسید روی یک ورق و از زیر این چادر برزنتی رد کنید. یکی از آقایان می‌دهند به استاد. گفتم برای چه؟!. گفت شما خانم جوانی هستید و صدای شما ممکن است تحریک آمیز باشد. آنجا بود که احساس کردم دارد به من توهین می‌شود. آن آخرین جلسه حضور من در کلاس‌های حوزه بود.&#187;  ژاله می‌گوید پوشش دختران طلبه ساده است و معمولا قانع و ساده زیست هستند. او سپس به شرح دوستی‌ها و عشق‌ها در اینگونه محیط‌ها و تفاوت آن با عشق و دوستی در فضای جامعه باز می‌پردازد و می‌گوید که بسیاری از دختران طلبه‌ای که او در محیط حوزه علمیه زنان دیده است عاشق افرادی بوده‌اند که در جریان جنگ عراق و ایران کشته شده اند به گفته ژاله  یکی از تفریح‌های طلبه‌ها رفتن به گورستان بهشت زهرا در آخر هفته‌ها است.   محمد جواد اکبرین، دین پژوه ساکن بیروت که خود تجربه زندگی در حجره‌های حوزه علمیه را دارد می‌گوید: &#171;خلوتی که در زندگی طلبه‌ها وجود دارد خلوت شیرینی است و به نوعی در یک قرنطینه معنوی قرار دارند. این می‌تواند تاثیرات مثبت و منفی هم داشته باشد.&#187;  از آقای اکبرین می‌پرسیم منظورش از قرنطینه معنوی چیست؟ این قرنطینه به گفته این روحانی معنوی را طلبه‌ها برای خودشان ایجاد می‌کنند یا مسئولان حوزه؟  &#171;وقتی تمام ارتباط کسی با بیرون محدود به رفتن به حرم و برگشتن باشد و ارتباطی با اقشار مختلف جامعه نداشته باشد، این آن چیزی است که من اسم آن را قرنطینه معنوی می‌گذارم.&#187;  محمد جواد اکبرین که پنج سال از زندگی طلبگی‌اش را در شهر شمالی بابل گذرانده است و باقی این دوران را در حوزه علمیه قم درباره تفاوت زندگی در این دو حوزه می‌گوید: &#171;تفاوت این جاست که یک جا حوزه به روح سنتی خود نزدیک تر است و یک جا گرفتار اقتدار سه دهه بعد از انقلاب شده است. سیاستگذاری‌های حوزه شهرستان بر اساس سیاستگذاری‌های حوزه علمیه نجف بود. مدیر مدرسه یک فقیه فارغ التحصیل نجف بود و معتقد بود شان طلبه ورود در حوزه ای غیر از دین پژوهی نیست. &#187;  آقای اکبرین معتقد است اگر اهل حوزه بخواهند در عرصه فرهنگ و سیاست و امنیت و اقتصاد دخالت کنند، فضای بسته حاکم بر حوزه‌ها موجب می‌شود وقتی افراد وارد جامعه شدند، در عین بی خبری از جامعه، خودشان را صاحب همه علوم بدانند. و درباره همه علوم اظهار نظر کنند.  آقای اکبرین بر این باور است که امروز طلبه‌های آزاده متر به چشم می‌خورند او نزدیکی اقتصادی حوزه به حکومت را دلیل این مساله می‌داند و می‌گوید که امروز طلبه‌ها جیبشان به حکومت وصل است.  ***  بخش دوم برنامه نگاه تازه به فستیوال فیلمهای هندی در شهر پراگ اختصاص یافته دارد، که از میان فیلم‌های به نمایش در آمده در این فستیوال به فیلم گجنی محصول ۲۰۰۸ هند با بازی عامر خان، بازیگر معروف سینمای هند پرداخته‌ایم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Nov 2009 11:42:33 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5D3B8D28-5496-4BE6-91E6-5A911E13D780_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شرع، خرد، قانون و قطع دست و پای دزدان</title>
            <description>رئیس پلیس آگاهى نیروى انتظامى ایران با بیان این که &#171;اجرا نکردن قانون مجازات اسلامى موجب افزایش ناامنى مى‌شود&#187; از آمادگى پلیس جمهورى اسلامى براى قطع دست مجرمان خبر داد. دکتر محمود آخوندی، استاد حقوق در تهران، می‌گوید: &#171; قطع دست نه جايگاه فقهی و شرعی دارد و نه جايگاه قانونی و همچنين نمی‌تواند خردمندانه باشد، چون بازدارنده نيست&#187;.بار نخست قطع چهار انگشت دست راست، بار دوم قطع پای چپ، بار سوم حبس ابد و بار چهارم اعدام؛ اين‌ها مجازاتی هستند که در قوانين جزايی ايران برای دزدی پيش‌بينی شده است.  رئیس پلیس آگاهى نیروى انتظامى ایران با بیان این که &#171;اجرا نکردن قانون مجازات اسلامى موجب افزایش ناامنى مى‌شود&#187; از آمادگى پلیس جمهورى اسلامى براى قطع دست مجرمان خبر داد.  به گزارش خبرگزارى کار ایران، ایلنا، اصغر جعفرى روز یک‌شنبه با انتقاد از &#171;عدم اجراى قانون مجازات اسلامى&#187; اظهار داشت: &#171;اجرا نکردن این حدود بزرگ‌ترین منشاء ریشه‌کن نشدن جرائم در کشور است.&#187;   بیشتر بخوانید:    نیروى انتظامى براى قطع دست سارق‌ها اعلام آمادگی کرد    بشنوید:        در سال های نخست تأسيس جمهوری اسلامی اين نوع مجازات که حدود ناميده می شوند به صورت گسترده‌تری اجرا می‌شدند، اما انتقادهای داخلی و خارجی سبب شد تا از ميزان آن به شدت کاسته و يا به طور کلی کنار گذاشته شوند.         اصغر جعفری از آمادگی پلیس ایران برای قطع دست و پای دزدان خبر داده است.   اصغر جعفری، رئيس پليس آگاهی نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، بر اين باور است که اين امر باعث افزايش جرم در کشور شده است. آقای جعفری می‌گويد اگر مجازات قطع دست اجرا می‌شد، جرايم سرقت در کشور بيش از ۹۰ درصد کاهش می‌يافت.  اما محمود آخوندی، استاد حقوق در تهران، با اين تحليل موافق نيست و نظر افرادی چون آقای جعفری را غير کارشناسی می‌داند. وی دراين رابطه به راديو فردا می‌گويد: &#171;‌اين‌ها جرم شناسی نمی‌دانند و با قوانين جزايی و مبانی فقهی آشنايی زيادی ندارند. اينها افراد خردمندی نيستند و تصور می‌کنند مجازات شديد بازدارنده است، در حالی که اين امر بازدارنده نيست. مجازات بايد ملايم باشد اما لازم الاجرا، مخصوصاً در دنيای امروزی سرقت با مجازات از بين نمی‌رود، بلکه بايد عوامل اين جرم را پيدا کرد.&#187;  مقابله با عوامل و زمينه‌های پيدايش جرم امری است که ديگر کارشناسان نيز بر آن تأکيد دارند.  محمد سيف زاده، وکيل و حقوقدان، در اين زمينه به راديو فردا می‌گويد: &#171; من باور ندارم قطع دست در جرمی مانند سرقت موجب کاهش جرم شود، چون علل به وجود آمدن جرايمی چون سرقت عوامل ديگری است. اگر مسئولين می خواهند جرايم کاهش پيدا کند، بايد ابتدا زمينه های به وجود آمدن جرم از جمله فقر، اعتياد و بيکاری را در جامعه از بين ببرند تا جرم کاهش يابد.&#187;  مشکلات اقتصادی از جمله مسايلی است که در قانون مجازات اسلامی نيز به آن اشاره شده است، چرا که طبق قانون مجازات اسلامی در صورتی که برای مثال فردی در سال قحطی و از سر اضطرار دست به دزدی بزند مستحق مجازات قطع دست نيست. اما منظور از سال قحطی چيست؟  دکتر محمود آخوندی چنين پاسخ می‌دهد: &#171;‌در زمان‌های گذشته نبود گندم و جو قحطی محسوب می‌شد، اما امروز دارو و شير خشک وجود ندارد. زنی که به بچه خود شير می‌دهد اگر به شير خشک دسترسی نداشته باشد، چه کاری بايد انجام دهد. مضاف بر اين که قحطی بايد اعتباری باشد، يعنی ممکن است  کالا وجود داشته باشد اما فرد توان خريد آن را نداشته باشد و از نظر او قحطی محسوب شود&#187;.  از سوی ديگر به گفته کارشناسان قطع دست دزد سبب می‌شود که او احتمالاً برای هميشه محتاج بماند و نتواند نيازهای مالی و اقتصادی خود را برطرف کند.  دکتر محمود آخوندی با اشاره به اين مسئله که وقتی دست سارق بريده شد بايد بيت المال برای او مستمری تعيين کند، می‌افزايد: &#171; وقتی برای افراد سالم هم کار پيدا نمی‌شود برای افراد ناقص الدست به طريق اولی کار پيدا نمی‌شود. مضاف بر اين که اينها يک انگ هم در زندگی می‌خورند و بعد چگونه می‌توانند زندگی کنند. من معتقد هستم که قطع دست نه جايگاه فقهی و شرعی دارد و نه جايگاه قانونی و همچنين نمی‌تواند خردمندانه باشد، چون بازدارنده نيست&#187;.  اجرای حدود اسلامی در ۳۰ سال گذشته يکی از دلايل انتقاد نهادهای بين المللی از جمله سازمان ملل متحد از جمهوری اسلامی ايران بوده است. اما اصغر جعفری، رئيس پليس آگاهی نيروی انتظامی، بر اين باور است که جمهوری اسلامی نبايد به اين انتقادها توجه کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Police_to_Cut_Hnads_of_Thieves/1874126.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Police_to_Cut_Hnads_of_Thieves/1874126.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 16:33:28 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Police_to_Cut_Hnads_of_Thieves/1874126.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B17295E7-034B-409F-B435-44B6D9DE1F6B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احسان فتاحیان؛&#171;۱۰ سال زندان&#187; به &#171;اعدام&#187; تبدیل شد</title>
            <description>احسان فتاحیان، جوان ۲۷ ساله کرد، که در دادگاه بدوی به اتهام عضویت در &#171;احزاب مسلح اپوزیسیون&#187; به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، توسط دادگاه تجدیدنظر استان کردستان به اتهام &#171;محاربه&#187; به مرگ محکوم شده است. این حکم قرار است صبح روز چهارشنبه اجرا شود. مگر آنکه رئیس قوه قضائیه تغییری در آن دهد...یک جوان دیگر در ایران در آستانه اعدام قرار دارد.  احسان فتاحیان، جوان ۲۷ ساله کرد، که در دادگاه بدوی به اتهام عضویت در &#171;احزاب مسلح اپوزیسیون&#187; به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، توسط دادگاه تجدیدنظر استان کردستان به اتهام &#171;محاربه&#187; به مرگ محکوم شده است.  بنابر این حکم که به وکیل و خانواده وی ابلاغ شده، احسان فتاحیان قرار است صبح چهارشنبه، بیستم آبان، اعدام شود.  در همین ارتباط با عزت الله فتاحیان، پدر وی گفت و گویی انجام داده‌ایم و از او خواسته‌ایم تا درباره اتهام پسرش بیشتر توضیح بدهد.  عزت الله فتاحیان: اتهام او همکاری با گروه کومله است.     آقای فتاحيان! قاضی بر اساس چه مدارکی حکم اعدام برای پسر شما صادر کرده است؟    پسرم را در خط مرزی به اتفاق چند تن از دوستان و همفکرانش دستگير کرده‌اند.     دادستان برای اينکه ثابت کند او در حزب کومله عضويت داشته، چه مدارکی را ارائه کرده است؟    من اطلاع ندارم دقيقاً دادستان بر چه اساسی اين کار را کرده است.     شما تاييد می‌کنيد پسرتان در گروه کومله عضو بوده است؟    من نه تاييد می‌کنم نه تکذيب، چون اصلاً اطلاعی از اين مسئله ندارم و او در غياب من رفته است.     آيا در منزل سلاح پيدا کردند؟    خير، در منزل چيزی پيدا نکردند.     نظر شما درباره حکمی‌ که برای پسرتان صادر شده چيست؟    حکم اوليه‌ای که برای او صادر شده ۱۰ سال زندان بود، اين حکم به دادگاه تجديد نظر رفت و در آنجا به اعدام تبديل شد.  اعتراض ما اين است که معمولاً در دادگاه تجديد نظر حکم را کم می‌کنند، اما نه تنها حکم پسرم را کم نکردند بلکه حکم زندان به اعدام تبديل شد و اين جای سؤال دارد.     آيا در مورد اين تشديد حکم توضيحی داده‌اند؟    نه، هيچ توضيح خاصی نداده اند.     برای اين که بتوانيد جلوی اعدام او را بگيريد چه کاری انجام می‌دهيد؟    چند نفر ديگر از وکلا را دعوت کرديم و خودم هم دوشنبه صبح رفتم دفتر آقای لاريجانی در تهران. دفتر ايشان يک نامه سربسته نوشته و مشخص نيست که در نامه حکم را تاييد کرده‌اند يا زمان آن را عقب انداخته‌اند.     پاکت نامه سربسته است و از محتوای آن بی‌خبر هستيد؟    بله، اين نامه سربسته است.     توضيحی برای شما ندادند که محتوای نامه چيست؟    نخير، هيچ توضيحی ندادند.          در همین مورد با اجلال اقوامی، روزنامه‌نگار کرد (سابقا در رهفته‌نامه توقیف شده پیام مردم کردستان) نیز گفت‌وگویی کرده‌ایم.  اجلال قوامی‌می‌گوید: همانگونه که در نامه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان خطاب به آیت الله سید صادق آملی لاریجانی آمده، تصویب حکم آقای احسان فتاحیان برخلاف ماده ۲۵۷ قانون آئین دادرسی کیفری دادگاه تجدید نظر است. چون طبق همین ماده اشعار می‌دارد که احکامی‌که به دادگاه تجدید نظر می‌روند، اینکه بخواهند حکم را تشدید کنند، تقویت کنند، برخلاف این ماده است. معمولاً طبق عرفی هم که در محاکم قضائی وجود دارد، این است که حکمی‌که می‌رود دادگاه تجدید نظر، یا همان حکم تایید می‌شود، یا در نهایت این حکم تخفیف می‌آورد. ما در این نامه اشاره کردیم و از آیت الله لاریجانی هم خواستیم که آقای فتاحیان به عنوان یک جوان کرد که بیست و هشت سال دارد، و متهم شده‌اند به اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب مسلح اپوزیسیون کردی، تجدید نظری صورت بگیرد و بر اساس این تجدید نظر هم دستگاه قضائی نشان بدهد که واقعاً اراده تغییر دارند و اراده‌اشان هم بر محور عدالت است. همچنان امیدوار هستیم که تجدید نظری در حکم آقای فتاحیان صورت بگیرد.     در حکم اعدامی‌ که صادر کرده اند، گفته‌اند که ایشان متهم به محاربه است. با چه مدرک و دلیلی ایشان را متهم به محاربه کرده‌اند؟    دادستان عمومی‌ و انقلاب شهرستان کامیاران استناد کرده به تبصره سه ماده ۲۲ قانون اصلاح تشکیل دادگاه عمومی‌انقلاب و همچنین استناد کرده به مواد ۱۸۶، ۱۹۰ و ۱۹۱ قانون مجازات اسلامی‌که خواهان تشدید مجازات حبس در تبعید به مجازات اعدام شده‌اند. استناد کرده اند به این مواد و گفته‌اند که چون ایشان شرکت موثر و عضویت موثر و فعالی در یکی از احزاب اپوزیسیون مسلح داشته و این به معنی حرب با خدا و حرب با نظام اسلامی‌ است، تقاضای اعدام کرده‌اند و دادگاه تجدید نظر هم استنادهای دادستان عمومی‌ و انقلاب شهرستان کامیاران را پذیرفته اند و حکم ایشان را از ده سال به اعدام تبدیل کردند.    &#160; کمتر از یک روز  به تاریخ اعلام شده اجرای این حکم مانده. آیا شما می‌پندارید که وکیل ایشان بتواند توسط مراجع قضائی اقدامی‌کند که حداقل حکم را برای بررسی بیشتر به تاخیر بیاندازند؟    در ارتباطی که ما از سوی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با خانواده آقای فتاحیان داشتیم، روز دوشنبه خانواده‌شان در تهران بودند. به دفتر آقای لاریجانی، ریاست محترم قوه قضائیه رفتند. گویا در تهران نامه‌ای را به خانواده آقای فتاحیان داده‌اند و این نامه باید صبح سه شنبه نوزدهم آبان ماه تحویل مدیرکل دادگستری استان کردستان بدهند. خانواده‌شان خوشبین هستند که احیاناً و احتمالاً ممکن است این نامه مبنی بر توقف اجرای حکم اعدام باشد، که ما هم امیدوار هستیم.      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Fattahian/1874002.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Fattahian/1874002.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 15:32:24 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5B197BFD-E538-4C93-A70C-E3DA7EF179CC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مرتضی؛ صدای شاد &#171;انار&#187; زیر بارش بمب و موشک</title>
            <description>صدای مرتضی برجسته -با نام هنری &#171;مرتضی&#187;- برای نسلی که دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده، خاطره انگیز است. صدای مرتضی در سال‌هایی نه چندان دور، زیر بمباران‌ها و موشکباران‌های جنگ ایران و عراق، شادی را به خانه‌ها می‌آورد. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187; - و به مناسبت انتشار آلبوم تازه‌اش- سراغ خواننده‌ای رفته‌ایم که با سر تراشیده رفت به برنامه تلویزونی فریدون فرخزاد تا تنها چندی بعد ستاره شود...صدای مرتضی برجسته -با نام هنری &#171;مرتضی&#187;- برای نسلی که دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده، خاطره انگیز است. صدای مرتضی در سال‌هایی نه چندان دور، زیر بمباران‌ها و موشکباران‌های جنگ ایران و عراق، شادی را به خانه‌ها می‌آورد. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187; - و به مناسبت انتشار آلبوم تازه‌اش- سراغ خواننده‌ای رفته‌ایم که با سر تراشیده رفت به برنامه تلویزونی فریدون فرخزاد تا تنها چندی بعد ستاره شود...           آقای مرتضی! چه اتفاقی افتاده که مدتی است خوانندگی را کنار گذاشته‌اید؟     مرتضی:  من خوانندگی را کنار نگذاشته‌ام، چون خوانندگی در خون ما هست. تقریباً چهل و یک سال است که داریم خاک این صحنه را می‌خوریم. خوانندگی اصلاً با روح و خون ما قاطی شده. هفته آینده آلبوم جدیدم به بازار خواهد آمد؛ اسمش &#171;سپاسگزار&#187; است که به مناسبت چهلمین سال فعالیت هنری‌ام، آن را منتشر خواهم کرد. وقتی از ایران خارج شدم، به آمریکا آمدم. در اینجا، وقتی گذرنامه‌ام را برای تمدید فرستادم سفارت ایران، متأسفانه دیگر آن را به من پس ندادند و من مجبور شدم مقیم آمریکا بشوم. از همان وقت، وظیفه خودم دانستم که موسیقی فولکلوریک خودمان را که داشت از بین می‌رفت و دیگر به آن توجهی نمی‌شد -در حدی که در توانم بود- زنده کنم. خوشبختانه موفقیت‌های زیادی به دست آورده‌ام. آلبوم اولم &#171;دایه دایه&#187; بود و بعد آلبوم &#171;انار انار&#187;. خوشبختانه تعدادی از دوستان و همکارانم نیز به این مسئله توجه کردند و آن‌ها هم تعدادی از این آهنگ‌های محلی را بازسازی کردند.     اجرای این نوع آهنگ‌ها با ارکستراسیون پاپ جالب توجه است. البته شیوه عرضه این کارها هم مهم است. شما در این راه از ناصر چشم آذر کمک گرفتید؟     			 				  &#160;  					 نگاه شما:  					  به برنامه نگاه تازه می‌توانید به ایمیل آدرس javanan@radiofarda.com ایمیل بفرستید.   تلفن پیامگیر اختصاصی نگاه تازه:   ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴    &#160;ایمیل مرتضی برای شنوندگان علاقه‌مند تماس با این هنرمند:moryusa@gmail.com  						    			 		بله، آن آلبوم اول را با ناصر چشم‌آذر کار کردیم. در شرایط خیلی دشواری آن آلبوم را به بازار دادم، برای آنکه تازه از ایران آمده بودم و از نظر مالی در شرایط خیلی بدی بودم و ناصر خیلی به من کمک کرد. آلبوم اول را که به بازار دادیم، فوق‌العاده مورد استقبال قرار گرفت. همین موفقیت باعث شد که آلبوم دوم را با انرژی بیشتری به بازار روانه کنیم. آهنگ‌های آلبوم &#171;انار انار&#187; خوشبختانه خیلی فراگیر شد؛ &#171;انار انار&#187; آهنگی است بلوچی از سرزمین هم‌مرز افغان‌های عزیز، که آنها هم نسبت به این آهنگ احساس مالکیت دارند.     &#160;اکثر کسانی که مرتضی را می‌شناسند، آشنایی‌شان با همین آهنگ &#171;انار انار&#187; است. در دهه شصت، شما آهنگ سیاسی هم خوانده بودید؛ همان آهنگ &#171;داروغه&#187; با شعر مسعود امینی...     آن زمان که ما این آهنگ‌ها را می‌خواندیم، نسلی که الان احتمالاً حدود سی، سی و پنج ساله است، آن وقت‌ها هفت هشت ساله بود. این آهنگ‌ها باعث شدند که زبان فارسی در خارج از کشور از بین نرود. و اما در مورد سیاسی خواندن... هنرمند، از هر نوع که باشد، در مواقع خاص بحران‌های اجتماعی سیاسی در مملکت خودش، احساس وظیفه می‌کند که کاری انجام بدهد. مسئله مهم این است که ما این آهنگ‌ها را با سرمایه شخصی خودمان می‌ساختیم؛ از نظر مادی در بازار، هیچ بازدهی برایمان نداشت.     &#160;باید یادآوری کنم که بعد از وقایع اخیر پس از انتخابات در ایران و اعتراضات بخش بزرگی از مردم و سرکوب آنها، شما از جمله معدود خوانندگانی بودید که در این باره ترانه‌ای هم اجرا کردید.    خود من سه تا آهنگ اجرا کردم که شاید یکی از آنها به دست شما رسیده...     &#160;ما یکی را دیدیم؛ همان که با داریوش و چند نفر دیگر از جمله شهره آغداشلو خوانده بودید...    &#160;آهنگی که صحبتش را میکنید ماجرایش از این قرار بود که آقایی ایرانی‌الاصل به اسم مامز تایلور که رپ می‌خواند به من زنگ زد و گفت که: &#171;می‌خواهم تو بیایی در این کار، قطعه‌هایی را به فارسی اجرا کنی تا دوزبانه بشود.&#187; یک شعر انگلیسی به من داد و گفت: &#171;ما این را می‌خواهیم ترجمه کنیم.&#187; من آن شعر انگلیسی را گرفتم و آن شعر فارسی را که می‌شنوید خودم نوشتم و گذاشتم روی آن و بقیه بچه‌ها هم اجرا کردند. اول خود من تنها بودم. بعد که کار شکل و شمایل خوبی گرفت، بقیه دوستان هم آمدند: آقای داریوش آمد خواند، خانم شهره آغداشلو بود و آقای پرویز صیاد که با آقای ستار در این آهنگ هم‌صدا شدند. جالب این است که ویدئو این آهنگ را فقط با تلفن موبایل گرفته بودند، تا کیفیت تصویرها مانند همان فیلم‌هایی باشد که از داخل ایران می‌فرستادند؛ [یعنی] فیلم‌هایی که جوانان با تلفن همراه از رویدادها می‌گرفتند و می‌فرستادند خارج و روی اینترنت قرار می‌دادند.          هم‌بسته با &#171;ندا&#187;     &#160;آقای مرتضی! برگردیم به گذشته. نسل پیش از ما وقتی مرتضی را شناخت، که اولین کار هنری اش با نام &#171;عشق زودگذر&#187; منتشر شد ترانه‌ای که با مسعود هوشمند و پرویز مقصدی کار کرده بودید. چطور شد وارد این ماجرا شدید؟    تصمیم دارم داستان آهنگ‌هایم را بنویسم. البته حالا نمی‌توانم، چون مشغله زیاد دارم؛ از جمله &#171;خانه فرهنگ ایران&#187; را در لوس آنجلس درست کرده‌ایم تا بتوانیم فعالیت‌های فرهنگی خارج از کشور را در اینجا منعکس کنیم. اما حتماً این کار را خواهم کرد. در مورد این آهنگ &#171;عشق زودگذر&#187;... آن زمان سرباز بودم. یک روز، آقای سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای خوبی داری. (من تابستان‌ها، در کمپ افسران می‌خواندم.) بعد مرا معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار که در خیابان لاله زار، بغل سینما رکس یا سینما اسکار، صفحه‌فروشی داشت. من می‌رفتم پیش ایشان. آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز مقصدی. پرویز مقصدی آهنگی ساخته بود به اسم &#171;عشق زودگذر&#187; که شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده بود و از حق نباید گذشت، انصافاً هم قشنگ خوانده بود. اما بین او و پرویز مقصدی گویا درگیری لفظی پیش آمده بود. در نتیجه، مقصدی دلش نمی‌خواست آن آهنگ را بدهد به او بخواند. آمد به من گفت: &#171;تو بیا این آهنگ را بخوان، امتحان کنیم ببینیم چطور می‌شود.&#187; رفتیم استودیو و من آن را خواندم. مقصدی گفت: &#171;من از صدای تو خوشم آمده، اما باید تحریرها را کمی تمرین کنی.&#187; بار دوم که رفتم خواندم، مقصدی به آقای یادگار گفت: &#171;من این آهنگ را روی صدای این شخص [یعنی من مرتضی] بیشتر می‌پسندم و دلم نمی‌خواهد آن را بدهم به منفرد.&#187; البته گفتم که مرحوم منفرد آهنگ را خیلی قشنگ خوانده بود، ولی آن شرایط به نفع من تمام شد و آن آهنگ با صدای من ضبط و پخش شد. اتفاق دیگری که افتاد این بود که یکی از دوستانم به من گفت، آقایی به نام فریدون فرخزاد که از آلمان به ایران آمده ، می‌‌خواهد شو تلویزیونی بگذارد. همین شوهایی که امروزه در آمریکا و اروپا این همه مد شده است، آن مرد بزرگ حدود سی و هفت سال پیش در ایران اجرا می‌کرد. باری، ما چهارده نفر بودیم که در آن برنامه شرکت کردیم و من مقام اول را به دست آوردم.     &#160;شنیده‌ام جایی تعریف کرده بودید که پیش از اینکه بروید در تلویزیون آهنگتان را ضبط کنید، موی سرتان را در سربازی زده بودند...     بله متأسفانه... آقای فرخزاد برای من قرار ضبط گذاشته بود و من طبیعتاً به عنوان یک جوان مشتاق، خیلی آرزو داشتم که وارد تلویزیون بشوم. ظهر روز پنجشنبه که سربازها را مرخص می‌کردند، فرماندهی پادگان آمد سان ببیند، به من که رسید گفت: &#171;تو چرا موهایت بلند است؟&#187; گفتم: &#171;ببخشید تیمسار! الان پنجشنبه است، می‌روم میزنم&#187; گفت: &#171;نخیر، چرا تا الان گذاشتی اینقدر بلند شود؟&#187; گفتم: &#171;تیمسار! آخر من باید بروم تلویزیون...&#187; گفت: &#171;تو کی هستی که در تلویزیون راهت بدهند؟&#187; و دستور داد: &#171;همین الان ببرید موهایش را بزنید!&#187; من واقعاً ناراحت شده بودم و هی التماس می‌کردم، ولی فایده نداشت. همان لحظه، موهایم را با نمره یک زدند. آمدم منزل، بلافاصله زنگ زدم به مرحوم فرخزاد، گفتم: &#171;آقای فرخزاد! اینطوری شده. موهای مرا از ته زده‌اند... تیمسار غضب کرد.&#187; گفت: &#171;مانعی ندارد. اتفاقاً خیلی هم جالب است. همینطور با سرِ زده بیا&#187;.     همین ترانه  &#171;عشق زودگذر&#187; را آنجا خواندید؟     بله. &#171;عشق زودگذر&#187; در همان فستیوال مقام اول را به دست آورد.     &#160;این برنامه &#171;میخک نقره‌ای&#187; فریدون فرخزاد معدن بروز استعدادهای ناب خوانندگی بود؛ بویژه نسل جوان آن زمان. یادتان است چه خواننده‌هایی از طریق همین برنامه مطرح شدند؟    از کسانی که می‌توانم اسمشان را ببرم و هنوز رو پا هستند، آقای ابی است که با هم در همان فستیوال شرکت کرده بودیم.     ایشان چندم شد؟    &#160;آقای ابی دوم شدند. البته ایشان صدای خیلی قشنگی دارند، ولی خُب، نمی‌دانم چه شد در آن شرایط، مردم اینطور رأی دادند.     &#160;غیر از شما و ابی چه کسانی بودند؟    سُلی، نلی، شهرام، نوش‌ آفرین، لیلا فروهر... اینها همه از برنامه‌های فریدون فرخزاد معرفی شدند.     ولی آنچه شما را به نقطه‌ای رساند که از نظر سبک و استیل مشخص شدید و چهره هنری خاصی از شما ساخت، ترانه‌ای بود به اسم &#171;گریه نکن&#187; از ایرج جنتی، با آهنگ داوود اردلان...    اتفاقاً در این آلبوم جدیدم این ترانه را بازسازی و بازخوانی کرده‌ام، چون یکی از ترانه‌هایی بود که در مدت خیلی کوتاه، رشد عجیب غریبی کرد و خیلی فراگیر شد. البته بعد از آهنگ &#171;عشق زودگذر&#187;، من چند تا آهنگ دیگر هم اجرا کرده بودم، اما خیلی چشم‌گیر نبود در آن زمان. بعد، با آهنگ &#171;فقیر&#187; بود که دومرتبه یک شکل و سبک و فُرم دیگری من پیدا کردم؛ از ساخته‌های لقمان ادهمی بود. بعد از آن، بازهم فعالیت زیاد داشتم. مثلاً در فیلم‌های فارسی، شاید پنجاه شصت تا آهنگ خواندم که خیلی‌هایشان نمی‌دانم کجاست...     راجع به این آلبوم جدیدتان کمی توضیح بدهید لطفاً.    شعر و آهنگ شش تا از کارهای این آلبوم را خودم ساخته‌ام. یک آهنگ از سعید محمدی دارم که در آلبوم‌های قبلی، آهنگ‌های &#171;دخترآقا&#187;، &#171;لیلا&#187; و &#171;خالو خالو&#187; را برای من ساخته بود. یک آهنگ هم از آقای حبیب دارم. یکی از آهنگ‌ها را هم آقای پوریا ساخته. و همان‌طور که گفتم، بقیه‌اش کار خود من است. آلبوم شاد و خوبی است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 12:52:22 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/84C0E6F6-9FBD-4D4D-A77B-A850728236E1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه به فریدون فروغی</title>
            <description>به مناسبت هشتمین سال خاموشی فریدون فروغی برنامه نگاه تازه این هفته را به این خواننده پرطرفدار در میان نسل جوان اختصاص داده‌ایم. فریدون فروغی در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در محله سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش کارمند اداره دخانیات بود. فریدون فروغی در دهه پنجاه به عنوان یک خواننده پاپ شهرت یافت و آثار او در رادیو تلویزیون دولتی پخش شد.   محمد ضرغامی که خود یکی از آخرین مصاحبه‌ها را با فریدون فروغی انجام داده بود می‌گوید: &#171;فروغی سخت مصاحبه می‌کرد و من به همراه نیما تمدن از سوی مجله هفتگی ایران جوان به دیدنش رفتیم. وقتی مصاحبه چاپ شد، فریدون بسیار ناراحت شد چون تیتر مصاحبه با استفاده از یکی از ترانه‌های او &#171;من پر از گفتنی‌ام&#187; بود در حالی که مصاحبه پر از سانسور بود. بعدها این مصاحبه به صورت کامل در هفته نامه &#171;طبرستان سبز&#187; بدون سانسور چاپ شد.  وقتی دیدمش با آن ظاهر قبلی‌اش تفاوت داشت. به تاریخ احاطه فراوانی داشت. نیما تمدن گفت شما اطلاعات خوبی دارید. گفت فکر می‌کردید من این بیست و چند سال را چه کار می‌کردم. نشسته بودم کتاب می خواندم. کار تازه‌ای را گذاشت ما شنیدیم. مجوز پخش به او نمی‌دادند. اول بهانه آورده بودند که اعتیاد دارد. بعد که برگه عدم اعتیاد برده بود، گفته بودند بهایی هستی.&#187;   تورج شعبانخانی، آهنگسازی که آهنگ ترانه‌های معروفی مانند &#171;نازی، ناز کن&#187; ابی و &#171;همسفر&#187; ستار، &#171;آدمک&#187; و &#171;پروانه من&#187; را برای فریدون ساخته بود، با اشاره به تفاوت صدای نسل فروغی با نسل قبل به رادیو فردا می‌گوید: &#171;تازگی که صدای فرهاد و فریدون داشت این تفاوت را ایجاد کرد. آنها کارهای فرنگی می‌کردند.&#187;        رادیو فردا:   آقای شعبانخانی، به نظر شما این فرنگی خواندن چه تأثیری روی کار آنها داشت؟    آنها به معنای مطلق دنبال موسیقی می‌رفتند. هر زبانی در این موسیقی می‌توانست قرار بگیرد.     اولین بار که فریدون فروغی را دیدید کارش به نظرتان چگونه آمد؟    اولین بار که دیدمش کارهای ری چارلز و سیاه‌های آمریکا، جاز و بلوز و اینگونه کارها را می‌خواند. صدای بلند و پخته و رسایی داشت.     علائق مشترک هم بین شما و فریدون فروغی روی موسیقی وجود داشت؟    بله من خودم هم با موسیقی فرنگی شروع کرده بودم. اول کارهای خارجی می خواندم و بعد گروه‌هایی مانند بلک کتز رشد کردند. ما جزو گروه‌هایی بودیم که هر شب برنامه داشتیم. یا کنسرت بود یا مهمانی‌های بزرگ.      وقتی با فریدون مصاحبه کردیم می‌گفت برایش غیرقابل تصور بود که وارد فضای موسیقی ایرانی شود. آهنگسازی فیلم آدمک خسرو هریتاش چگونه به شما   پیشنهاد   شد؟     من آن زمان خیلی جوان بودم. شب‌ها یک جایی برنامه داشتم به اسم کلوپ بین‌المللی. بیشتر مشتریان آنجا سفارتخانه‌های خارجی بودند. بین برنامه آقایی جلوی سن آمد و کارتی به دست من داد و مرا به سر میزشان دعوت کرد. او خسرو هریتاش بود که تازه از آمریکا به ایران آمده بود. هریتاش از من دعوت کرد که برای آدمک آهنگسازی کنم.  تورج شعبانخانی سپس به شرح ماجرای آهنگسازی برای فیلم آدمک می‌پردازد که فروغی ترانه‌های آن را خوانده بود. وا می‌افزاید شعر و موسیقی ترانه‌های این فیلم از خود اوست و به اشتباه به نام لعبت والا ترانه‌سرای آن سال‌ها نوشته شده است.   *****  میهمان دیگر برنامه فرهنگ قاسمی یکی از ترانه‌سراهای معروف ایران است که ترانه‌های بیادماندنی مانند &#171;همزاد&#187; اثر ستار، &#171;غربت&#187; اثر ابی ساخته اوست. فرهنگ قاسمی همچنین ترانه‌های به یادماندنی &#171;قریه من&#187; و &#171;گرفتار&#187; را برای فریدون فروغی ساخته است.   آقای قاسمی با اشاره به نخستین روزهای همکاری‌اش با فروغی می‌گوید: &#171;فریدون فروغی قبلاً در کاباره‌ها می‌خواند و بعد از برنامه شش و هشت تلویزیون با او آشنا شدم. صدای او واقعاً فوق‌العاده بود. اولین کاری که برای او سرودم قفس بود یا گرفتار. وقتی که دستای باد، قفس مرغ گرفتار رو شکست...&#187;     صدایی که آقای فروغی می‌خواند صدای خودش بود یا صدای تیپیکالی بود که اجرا می‌کرد؟    صدای خودش بود. اولین صدا مال خودش بود. صدای واقعاً یگانه‌ای داشت. به او می‌گفتم اعتیاد گه‌گاهی‌اش را کنار بگذارد. فریدون چند تا از کارهای مرا خواند که سی دی نشد. یکی رویای گل سرخ بود. یکی هم پرسه بود که روی آهنگ جانی گیتار ساخته بودیم.      تا آنجا که من در جریان هستم، فریدون یک آلبوم تقریباً آماده داشت. این آلبوم الان کجاست؟    آماده کرده بود ولی وقتی رفتیم صحبت کردیم به آن اجازه ندادند. برای حضرت علی هم یک شعر خوانده بود که در همانجا بود...   مهرماه ۱۳۸۰ پرونده زندگی فریدون فروغی بسته شد. آقای فروغی هنگام مرگ حدود ۵۰ ساله داشت. روز درگذشت او خیابان امیرآباد به قدری شلوغ شد که پلیس برای متفرق کردن مردم چراغ‌های خیابان را خاموش کرد. آن روز مردم ترانه معروف نماز یا نیاز (&#171;من نیازم تو رو هر روز دیدنه&#187;) ساخته شهیار قنبری را زمزمه می‌کردند.   ******   نشانی ایمیل &#171;نگاه تازه&#187; javanan@radiofarda.com   و شماره پیامگیر این برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ است.     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Freydoon_Foroughi/1860987.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Freydoon_Foroughi/1860987.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 26 Oct 2009 11:34:50 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/32078710-2C83-447C-A2ED-2C8E6BF883DA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مورک: فعالیت امنیتی ایران در آلمان منحصر به موضوع هسته‌ای نیست</title>
            <description>تلویزیون دولتی آلمان، &#171;ا. ر. د.&#187; پنج‌شنبه‌شب فیلم مستندی را در برنامه پر مخاطب خود، &#171;پانوراما&#187;، به روی آنتن فرستاد که به فعالیت‌های احتمالی نیروهای امنیتی و پلیس مخفی جمهوری اسلامی در تعقیب ایرانیان مخالف حکومت که در آلمان در تبعید هستند اختصاص داشت.تلویزیون دولتی آلمان، &#171;ا. ر. د.&#187; پنج‌شنبه‌شب فیلم مستندی را در برنامه پر مخاطب خود، &#171;پانوراما&#187;، به روی آنتن فرستاد که به فعالیت‌های احتمالی نیروهای امنیتی و پلیس مخفی جمهوری اسلامی در تعقیب ایرانیان مخالف حکومت که در آلمان در تبعید هستند اختصاص داشت.  پیش از این خبرگزاری رسمی آلمان نیز در گزارشی به نقل از اداره ضدخراب‌کاری این کشور اعلام کرد که پلیس‌های مخفی ایران شهروندان ایرانی مخالف جمهوری اسلامی و تبعیدی را که در آلمان زندگی می‌کنند زیر نظر دارند و حتی از آنها فیلم‌برداری می‌کنند.  مانفرد مورک، معاون اداره اطلاعات و امنیت هامبورگ، نیز در گفت‌وگویی در فیلم مستند پخش شده در برنامه پانوراما گفت: &#171;ما اطلاع داریم که اطلاعات ایران هر جا که تظاهراتی علیه دولت ایران برگزار شود آدم‌های خود را می‌فرستد تا خود را میان مردم جا بزنند.&#187;  آقای مورک، در گفت‌وگو با رادیو فردا به پرسش‌هایی در این زمینه پاسخ داده است.           رادیو فردا:&#160;   آقای مورک، در مورد فعالیت سازمان‌های امنیتی ایران در آلمان چه اطلاعاتی دارید؟     مانفرد مورک:  ما در اداره اطلاعات و امنیت هامبورگ و همچنین در سازمان اطلاعات و امنیت مرکزی آلمان مطلع شده‌ایم که سازمان‌های جاسوسی ایران در آلمان فعالند و در کشور ما جاسوس دارند. ما متوجه شده ایم که این فعالیت‌ها صرفاً به تهیه کالاهای مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای ایران محدود نمی‌شود بلکه در زمینه جاسوسی از گروه‌های اپوزیسیون هم فعالیت دارند.      آیا مأموران جمهوری اسلامی پس از انتخابات و در جریان اعتراضات به نتایج آن فعال‌تر شده‌اند؟    سال‌هاست که اطلاعاتی درباره فعالیت سازمان‌های اطلاعاتی ایران داریم. می‌دانیم گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، حزب سوسیالیست ایران و گروه‌های مشابه هدف جاسوسی بودند. به همین دلیل فکر می‌کنیم سازمان‌های جاسوسی ایران گروه‌های معترض جدیدی را که برای مثال در هامبورگ هم مراسم اعتراضی داشتند، تحت نظر دارند.  البته نمی‌توانم دقیق بگویم که فعالیت سازمان‌های اطلاعاتی ایران در این بین با پرسنل و منابع بیشتری انجام می‌شود یا نه.              آقای مورک این کنترل‌ها چه فایده‌ای دارد؟ برای دولت ایران چه اهمیتی دارد که در آلمان یک مراسم اعتراضی برگزار شود یا نه؟    فکر می‌کنم دولت&#160; ایران هم مثل دیگر دولت‌های سرکوبگر و توتالیتر، به گروه‌های اپوزیسیون فعال که نظراتشان را بیان می‌کنند به عنوان تهدید نگاه می‌کند. چرا که به این ترتیب نظراتی در ایران منتشر می‌شود که حکومت در داخل آنها را کنترل می‌کند و مانع از انتشار آنها می‌شود. از این رو دولت ایران می‌ترسد گروه‌های اپوزیسیون خارج به تقویت اپوزیسیون داخل کمک کنند.     افرادی که در آلمان مورد جاسوسی قرار می‌گیرند، تا چه اندازه به خطر می‌افتند؟    دقیق نمی‌دانم که پیامد این امر برای افراد در ایران چه خواهد بود. ولی اصولاً حدس می‌زنم کشورهایی که گروه‌های اپوزیسیون خارج را تحت نظر دارند، تلاش هم می‌کنند به شکلی این گروه‌ها را سرکوب کنند. من سند و مد رکی مبنی بر چنین اقداماتی در ایران ندارم اما اساساً فکر می‌کنم افرادی که در آلمان فعالند، در صورت بازگشت به ایران باید جوابگو باشند و یا آنجا هم تحت نظر خواهند بود.     آقای مورک گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر اینکه دولت ایران از آلمان خواسته است اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را محدود کند. آیا اطلاعاتی در این باره دارید؟    نه. ما در اداره اطلاعات و امنیت هامبورگ با این موضوع سرو کاری نداریم ولی فکر نمی‌کنم دولت آلمان هیچوقت به این گونه اعتراضات یا انتقادات دولت ایران توجهی کند. البته همانطور که برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت نشان می‌دهد طبیعی است که دولت‌ها می‌کوشند اعمال نفوذ کنند و با ابزار سیاسی و دیپلماتیک فعالیت گروه‌های اپوزیسیون را محدود کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Manfre_Murck_IV_on_Iran_Security_Activity_in_Germany/1854357.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Manfre_Murck_IV_on_Iran_Security_Activity_in_Germany/1854357.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 17 Oct 2009 19:20:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Manfre_Murck_IV_on_Iran_Security_Activity_in_Germany/1854357.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5AC51B71-8000-4641-845C-445CFDD076CD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ونزوئلا روزانه ۲۰ هزار بشکه بنزين به ايران تحويل می دهد&#187;</title>
            <description>. با مطرح شدن احتمال تحریم فروش بنزین به ایران به خاطر پافشاری بر برنامه هسته ایش، دولت محمود احمدی نژاد در تلاش است تا کمبود بنزین خود را از طریق واردات از ونزوئلا جبران کند. با مطرح شدن احتمال تحریم فروش بنزین به ایران به خاطر پافشاری بر برنامه هسته ایش، دولت محمود احمدی نژاد در تلاش است تا کمبود بنزین خود را از طریق واردات از ونزوئلا جبران کند.   از سوی دیگر خبرهایی مبنی بر همکاری های هسته ای میان ایران و ونزوئلا منتشر شده است. برای آشنایی بیشتر با روابط ایران و ونزوئلا،&#160; رادیو فردا با رابرت باتوم، سردبیر مجله اقتصادی &#171;وِن اکانامی&#187; چاپ کاراکاس گفت و گو کرده و نخست از او خواسته درباره ابعاد روابط دو کشور توضیح دهد.    رابرت باتوم : مطالب زيادی است که ما نمی دانيم چون دولت به خوبی اطلاع رسانی نمی کند، اما آن چه ما می دانيم اين است که چاوز در سفر خود به ايران اعلام کرد که ونزوئلا روزانه ۲۰ هزار بشکه بنزين به ايران تحويل خواهد داد.   البته ترديدی نيست که اين بنزين توليد شده در ونزوئلا نخواهد بود، چرا که پالايشگاه های ما چنان وضعيت وخيمی دارند که خودمان هم برای مصرف داخلی مجبور به وارد کردن بنزين هستيم.  چند سال است شايع شده که ونزوئلا به ايران اورانيوم می دهد و اين مسئله بيشتر مايه نگرانی است. اين شايعات زمانی تقويت شدند که يکی از وزيران ونزوئلا گفت ايران به ما کمک می کند تا تأسيسات توليد اورانيوم بسازيم. علاوه بر اين چند رويداد ديگر نيز اتفاق افتاد و مشخص شد ونزوئلا به ايران اورانيوم می دهد.   از سوی ديگر رئيس جمهوری ونزوئلا نيز اعلام کرد ايران به ما کمک می کند تا تأسيسات هسته ای برای مقاصد صلح آميز بسازيم. البته ما نمی دانيم دقيقاً منظور آقای چاوز از اين حرف چه بوده، ولی مشخص است که همکاری های دو کشور از تحويل مواد معدنی فراتر می رود.    رادیو فردا: آيا شما فکر می کنيد همکاری هسته ای ايران با ونزوئلا پاداشی است برای تحويل بنزين به ايران؟   من فکر می کنم اين مسايل از يکديگر مجزا هستند و الزاما ً با هم ارتباطی ندارند.    درايران گزارش هايی منتشر شده مبنی بر اين که ايران بنزين را از ونزوئلا به قيمتی بالاتر از بهای بين المللی آن می خرد. آيا اين مسئله درست است؟   من ترديد دارم که بنزين را با قيمتی بالاتر از قيمت جهانی به ايران بفروشيم.    اما شما می گوييد ونزوئلا نمی تواند اين بنزين را خودش تأمين کند و مجبور است از کشورهای ديگر خريداری کند و بعد به ايران بفروشد. آيا به اين ترتيب منطقی نيست که بهای اين بنزين گران تر باشد؟   در کل اين ماجرا هيچ منطقی وجود ندارد و من فکر می کنم اين کار تنها برای دور زدن تحريم هايی است که ايرانی ها از اعمال آن نگران هستند و ظاهراً ونزوئلا اين تحريم ها را رعايت نخواهد کرد.   اگر اين تحريم از طرف سازمان ملل باشد، آيا ونزوئلا می تواند از اعمال آن خودداری کند؟   ونزوئلا به آن توجهی نمی کند يا بهتر است بگوييم چاوز به اين تحريم ها توجهی نخواهد کرد.   آيا اين سياست برای ونزوئلا پيامدی در بر نخواهد داشت؟   حتماً برای ما پيامد خواهد داشت، چون با روابطی که ونزوئلا دارد و سياست هايی که دنبال می کند، با حمايت از شبه نظاميان و قاچاقچيان مواد مخدر در کلمبيا و با تلاش برای بی ثبات کردن دولت های پرو، مکزيک و هندوراس در آستانه تبديل شدن به ملتی است که ديگران آن را ياغی می خوانند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_chavez_Iran/1849073.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_chavez_Iran/1849073.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 11 Oct 2009 22:47:02 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/15521119-3457-4DA8-B720-18C19F16E66D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ویژه برنامه &#171;نگاه تازه&#187; به یاد امیر زمانی‌فر و رزا آژیری</title>
            <description>مرگ ناگهانی امیر زمانی‌فر و رزا آژیری، دو همکار جوان رادیو فردا، در سه‌شنبه تلخ هفتم مهرماه در سانحه رانندگی باور‌نکردنی است. مهین گرجی، دیگر همکار‌ رادیو فردا هم همچنان بر بستر بیماری به حالت اغماست.از آن دسته از شنوندگان رادیو فردا و کاربران وبسایت که با گذاشتن پیام بر روی پیام‌گیر رادیو فردا، فرستادن ایمیل به وبسایت و گذاشتن پیام بر روی صفحه فیس بوک رادیو فردا، درگذشت دو همکار جوانمان را در سانحه رانندگی تسلیت گفتند، سپاسگزاریم.  همچنین ممنونیم از آن‌دسته از شنوندگان و کاربران که از همین راه‌ها برای همکار دیگر‌مان مهین گرجی که در پی این سانحه در وضعیتی وخیم و در حال اغما در بیمارستان بستری است، آرزوی بهبودی کرده‌اند.  از رسانه‌های دیگر فارسی زبان خارج از کشور مانند &#171;بخش فارسی دویچه وله&#187;، &#171;رادیو زمانه&#187; و &#171;بخش فارسی رادیو صدای آمریکا&#187; هم که در سوگواری رادیو فردا خود را سهیم دانسته‌اند و آرزوی بهبود همکار دیگرمان را کرده اند، سپاسگزاریم.  در پاسخ به درخواست بسیاری از شنوندگان و کاربران، همکارانمان در برنامه &#171;نگاه تازه&#187;، در کنار مطرح کردن روانکاوی سوگواری در گفت‌وگو با یک کارشناس، یادی از رزا آژیری و امیرزمانی‌فر کرده‌اند که گوشه‌ای از کارشان در مدتی که در میان ما بودند، همکاری در تهیه این برنامه شاد و سرزنده، بی‌تکلف و بدون تعارف رادیو فردا بود.  برنامه این هفته &#171;نگاه تازه&#187; ویژه یاد کردن از امیر و رزاست.  در این برنامه سیری خواهیم داشت بر حضور آنان در برنامه &#171;نگاه تازه&#187;. در فایل صوتی این برنامه، هم صدای رزا را وقتی اولین بار در برنامه‌ای درباره &#171;حجاب و طرح امنیت اجتماعی&#187; به ما پیوست می‌شنوید و هم صدای امیر را وقتی اولین بار در برنامه‌ای درباره &#171;موسیقی کوچه بازاری&#187; در &#171;نگاه تازه&#187; گویندگی کرد.  برای شنیدن صدای با شور و نشاط امیر و رزا و خنده‌هایشان، از شما دعوت می‌کنیم که فایل صوتی برنامه را گوش کنید.  برای اینکه در حال و هوای رادیو فردا باشید خاطر نشان می‌کنیم که ما، بر و بچه‌های رادیو فردا، به یاد یاران از دست رفته‌مان امیر و رزا شمع روشن کرده و عکس آنان را در میان دسته گل‌ها روی میزهاشان گذاشته‌ایم.  نیز به یاد همکار دیگرمان مهین گرجی هستیم که به حالت اغما در بیمارستان است و آرزومندیم که به زودی به جمع یاران بپیوندد. مهین گرجی یکی از ورزشی‌نویسان رادیو فردا بود که برنامه‌های به یاد ماندنیی پیرامون تیم ملی فوتبال ایران و دیگر ورزش‌ها تهیه کرده بود.  مهین عزیز نه تنها اخبار ورزشی را تهیه می‌کرد، بلکه ارتباط‌های بسیاری با ورزشکاران و ورزشی‌نویسان و مربی‌های ورزشی داشت که برنامه‌هایش را بسیار جذاب می‌کرد. نیز به مسائل و موضوع‌های محیط‌ زیست و آثار باستانی بسیار حساس و فعال بود.   امیر زمانی‌فر، متولد ۱۳۵۸، همکاری با رادیو فردا را از بهمن‌ماه ۸۶ آغاز کرد و در دوره همکاری خود با رادیوفردا علاوه بر گزارشگری در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی به‌ویژه حقوق بشر، در تولید برنامه‌هایی از جمله &#171;نگاه تازه&#187; مشارکت داشت.  امیر خبرنگاری رادیویی را با کار در رادیو فردا آغاز کرد و مثل بیشتر ما درباره مسائل حقوق بشر برنامه تهیه می‌کرد و البته علاقه‌اش به موضوع‌های به ویژه فرهنگی را همه می‌دانیم. به هنر، شعر و موسیقی علاقه خاصی داشت؛ همینطور به پیشکسوتان کار رادیویی که برایش الگوی کار بودند. امیر به صدای ستار بسیار علاقه داشت و حتی &#171;فیگور&#187;های ستاری به خود می‌گرفت و بچه‌ها در این باره همواره با او شوخی می‌کردند!  رزا حسن‌زاده آژیری، متولد ۱۳۶۰، نیز در شهریورماه ۸۷ به رادیوفردا پیوست و در این مدت به گزارشگری در حوزه‌های اجتماعی به‌ویژه حقوق بشر پرداخت. رزا نیز در دوره‌ای از همکاری خود با رادیوفردا در تولید برنامه جوانان رادیوفردا &#171;نگاه تازه&#187; مشارکت داشت.  رزا آژیری بسیار خوش‌قلب بود. حتی ما گاهی سر به سرش می‌گذاشتیم که مگر می‌شود آدم همه را دوست داشته باشد؟ اما رزا رزا بود دیگر! نمی‌توانست بدون لبخند و مهر زندگی کند. این خوش قلبی رزا حتی در کارهایش نیز دیده می‌شد. مثلاً به هنگام مسائل حقوق بشری و بازداشت‌شدگان فعالان حقوق بشر در ایران لحن او تغییر می‌یافت و نوعی همدردی را می‌شد در لحن او آشکارا حس کرد.  جای این دو خالی است و ما به خانواده‌شان و تمام علاقه‌مندان آن‌ها تسلیت می‌گوییم.  ******  حوادث ناگهانی و ناگوار همواره اثر بدی روی انسان‌ها می‌گذارد. برای درک این سوانح و حوادث تراژیک به سراغ یک دکتر روان‌پزشک در ایران می‌رویم: خانم دکتر مهدیس کامکار.     رادیو فردا:   خانم دکتر کامکار، اگر ممکن است برای ما بگوئید که واکنش افراد به هنگام از دست دادن عزیزان‌شان چگونه است؟     مهدیس کامکار:  این نوع رویدادها در چند مرحله تقسیم‌بندی می‌شوند:   مرحله شوک.  در این مرحله انسان با شنیدن حادثه در مرحله شوک ناگهانی قرار می‌گیرد. انسان معمولا در این مرحله حادثه را انکار می‌کند.    مرحله خشم.  خشم بسیار بسیار شدید. انسان در این مرحله بسیار عصبی می‌شود و دست به کارهای عجیب و غریبی می‌زند که شاید تا آخر عمرش نتواند با حادثۀ هولناکی که روی‌داده کنار بیاید.   مرحله افسردگی شدید.  در این مرحله شخص به صورت شدیدی دچار افسردگی می‌شود. در این مرحله خورد و خواب شخص ممکن است از بین برود و حتی علائق زندگی‌شان دچار آسیب‌های جدی می‌شود.   مرحله پذیرش.  در این مرحله، تازه انسان با حادثه کنار می‌آید و آن را می‌پذیرد. البته تمام این مراحل ممکن است در فرهنگ‌های مختلف یا اشخاص مختلف تفاوت کند. برخی در یکی از این مراحل باقی می‌مانند و هرگز به مرحله دیگر نمی‌روند. مثلاً جوان‌ها که یک زندگی پیش رو دارند، بهتر از میان‌سالان یا سالمندان با این نوع سوانح و حوادث کنار می‌آیند.   فرهنگ‌ها هم نقش مؤثری در این مراحل ایفا می‌کنند. مثلاً در فرهنگ شرقی یک سال سوگواری شاید کم هم باشد ولی در فرهنگ غربی معمولا شش ماه هم برای عزا و سوگ شاید زیاد باشد. اعتقادات مذهبی و آئین‌ها هم مهم هستند.  هستی و نیستی در آئین‌های مختلف فرق می‌کنند. برخی اعتقاد دارند که خدا جان را بخشیده و خودش هم گرفته‌است. بنابراین در این نوع آئین‌ها انسان بهتر می‌تواند با سوانح و حادثه‌های تراژیک کنار بیاید.  پرهیز از تنهایی و با هم بودن و شریک شدن در غم هم بسیار مهم است. انسان هر چه تنهاتر باشد درد و اندوهش هم بیشتر می‌شود تا این که در میان جمع باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_FreshGlance_0907/1841096.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_FreshGlance_0907/1841096.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 01 Oct 2009 16:08:28 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_FreshGlance_0907/1841096.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/805CC729-0181-4D4A-AAC5-A07D48D93F7C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مشکلات پخش تلویزیونی فوتبال؛ سیاسی یا فنی؟</title>
            <description>ادامه اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران هر روز چالش‌های جدیدی را برای دولت محمود احمدی‌نژاد ایجاد می‌کند. رئیس جمهور ایران و همکارانش با کمک رسانه‌های تحت کنترل خود، از جمله صدا و سیما، می‌کوشند وجود یک جنبش اعتراض‌آمیز در کشور را انکار کنند و شمار افراد معترض را ناچیز جلوه دهند.اما این تلاش زمانی با مانع بزرگی روبه‌رو می‌شود که هزاران نفر از معترضان در رویدادی حضور می‌یابند که قرار است به صورت زنده از صدا و سیما پخش شود. رویدادی همچون مسابقه جمعه شب میان تیم‌های فوتبال استقلال و استیل آذین.  میلیون‌ها نفر در سرتاسر ایران و جهان منتظر بودند که این بازی را به صورت زنده از تلویزیون ایران تماشا کنند ولی مجریان صدا وسیما تنها توانستند یک عذرخواهی به بینندگان تحویل دهند.  دلایلی که برای عدم پخش این مسابقه مطرح شد نسبتاً متفاوت بودند. به نوشته خبرگزاری مهر، شبکه سوم سیما، نقص فنی در سیستم ارتباطی را دلیل عدم پخش زنده این برنامه اعلام کرد. مهدی تاج، نایب رئیس فدراسیون فوتبال هم بعداً در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، آبگرفتگی کابل‌های برق را به عنوان دلیل عدم پخش این برنامه طرح کرد.  دیر رسیدن تیم استیل آذین و آماده نبودن تصویربرداران به دلیل پوشش دادن مراسم روز قدس نیز از دیگر دلایلی بودند که خبرگزاری‌های ایران مطرح کردند. نهایتاً اینکه مسابقه استیل آذین و استقلال با تأخیر از صدا و سیما پخش شد. ولی همین تأخیر باعث شد تا بسیاری، دلیل عدم پخش زنده این مسابقه را حضور هواداران جنبش سبز در ورزشگاه آزادی تهران و سر دادن بر علیه دولت و سران حکومتی بدانند.  غفور هاشمی، روزنامه‌نگار ورزشی در تهران این موضوع را تکذیب می‌کند و می‌گوید: &#171;من با وجود به اینکه خودم توی استادیوم نبودم و بازی را از تلویزیون دیدم اما با توجه به اطلاعاتی که از طریق دوستانم که در ورزشگاه آزادی حضور داشتند کسب کردم فهمیدم که مشکل فنی بوده و اتفاق خاصی نیافتاده است&#187;.  در مقابل این اظهار نظر، فریبرز قریب، کارشناس ورزشی رادیو فردا بر این باور است که شواهد متعددی مبنی بر عدم پخش زنده این مسابقه، به دلایل سیاسی وجود دارد.  آقای قریب می‌گوید: &#171;خود آقای جواد خیابانی، مجری ورزشی هم اول صحبت از این می‌کرد که تصویربردای با یک دوربین انجام شده و کیفیت آن جالب نیست و غیرقابل پخش است. بلافاصله بعد از یک ساعت که بازی را پخش کردند همه دیدند که تصویربرداری بسیار خوبی با شش دوربین انجام شده بود. البته در این تصاویر سعی کردند کمتر مردم را نشان بدهند که احیاناً لباس‌های سبز پوشیده بودند&#187;.  آقای قریب ادامه می‌دهد: &#171;حتی شعارهایی که می‌دادند پخش نمی‌شد. این در حالی است که در بازی‌های گذشته، اکثراًً صدای تشویق تیم‌ها از سوی تماشاگران در میکروفن صدا و سیما پخش می‌شد. ولی هم در بازی روز جمعه و هم در بازی یکی دو هفته پیش که هر دوی این بازی مربوط به بعد از اتفاقات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، دیگر صدای میکروفن تماشاگران را بستند و فقط صدای گزارشگر روی آنتن شنیده می‌شد&#187;.  حتی اگر این تحلیل درست هم نباشد باید گفت که صدا و سیما برای پخش زنده این بازی با مشکلات بسیاری روبه‌رو بود. چرا که به گفته یک شاهد عینی، هزاران هزار نفر از مخالفان دولت در روز بازی در استادیوم حضور داشتند.  این شاهد عینی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;در استادیوم افراد سبزپوش زیاد بودند. می‌توانم بگویم بالغ بر ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر بودند&#187;.      رادیو فردا:   چه شعارهایی می دادند؟    کلا شعارهایی مبنی بر حمایت از آقایان موسوی و خاتمی و کروبی مطرح می‌شد و همچنین شعارهایی بر علیه سران رژیم داده می‌شد.     یعنی فحش می دادند؟ توهین می کردند؟    خیر. فقط بر علیه نظام شعار می‌دادند.     آیا نیروی انتظامی هم در آنجا حضور داشت؟    بله. زیاد بودند. همه را زیر نظر داشتند. ولی به کسی کاری نداشتند. پنج دقیقه‌ای که از بازی گذشت و مردم مشغول بازی شدند نیروی انتظامی هم شروع به شناسایی و برخورد کرد. پرچم‌های سبز را می‌گرفتند. حتی پرچم‌های آبی را هم می‌گرفتند.     اگر کسی شعار می‌داد آیا شعار دهنده را هم دستگیر می‌کردند؟    خیر. چون جمعیت زیاد بود و نمی‌توانستند با تک تک افراد برخورد کنند. فقط پرچم‌ها را می‌گرفتند.  ******  مدت زیادی از آغاز لیگ برتر فوتبال ایران نگذشته است و از همین رو احتمالاً باید منتظر تکرار این ماجرا در مسابقات بعدی باشیم. البته به گفته برخی از کارشناسان، در صورت ادامه این روند باید منتظر محدودیت بیشتری برای تماشاگران نیز باشیم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_IRIB_Green_Movement_and_Football_Troubles/1827519.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_IRIB_Green_Movement_and_Football_Troubles/1827519.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 21 Sep 2009 15:31:40 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_IRIB_Green_Movement_and_Football_Troubles/1827519.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BDC234C6-2064-44EA-9378-3B173403661B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;تحقیق در مورد هولوکاست در هیچ جای اروپا ممنوع نیست&#187;</title>
            <description>محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران، در یک سخنرانی در نماز جمعه تهران اسرائیل و یهودیان را شدیداً مورد حمله قرار داد و بار دیگر کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را یک &#171;دروغ&#187; خواند. 

آقای احمدی نژاد در این سخنرانی تشکیل کشور اسرائیل را بخشی از یک &#171;توطئه صهیونیستی&#187; برای &#171;تسلط بر کل جهان&#187; دانست. 

پروفسور کلاوس میشائیل مالمان، استاد تاریخ معاصر در دانشگاه اشتوتگارت آلمان، در گفت‌وگو با رادیو فردا به ارزیابی این بخش از سخنان آقای احمدی‌نژاد پرداخته است.  			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							  محکومیت اظهارات احمدی‌نژاد درباره هولوکاست از سوی روسیه و غرب   							  احمدى‌نژاد بار ديگر كشتار يهوديان را زیر سؤال برد   						    			 		پروفسور مالمان:  اين حرف کاملاً ابلهانه است و احمدی‌نژاد محتوای پروتکلی را بيان می‌کند که به پروتکل &#171;بزرگان صهيون&#187; شهرت دارد. اين سند يک سند جعلی است و کمی پيش از جنگ جهانی اول در روسيه تزاری تهيه شده و بعد از جنگ جهانی اول به زبان‌های مختلف ترجمه و در کشورهای اروپايی توزيع شد.  هيتلر هم فکر می‌کرد اين سند واقعی است، ولی مدت هاست که مورخان با شيوه‌های علمی ثابت کرده‌اند پروتکل صهيون جعلی است و هدف از تهيه آن القای اين تصور بوده که يهوديان در حال انجام يک توطئه جهانی هستند.  از اين گذشته بايد اشاره کرد که نازی‌ها به دنبال آن بودند که حتی يهوديانی که به فلسطين مهاجرت کرده‌اند را نابود کرده و اجازه ندهند در آنجا کشوری تأسيس کنند.     راديو فردا:&#160;   ظاهراً نازی‌های در سال‌های نخست جنگ جهانی دوم به يهوديان اجازه می‌دادند به فلسطين مهاجرت کنند؟    اين مسئله درست است و پس از سال ۱۹۳۳ ميلادی قرار بود يهوديان به زور از آلمان به مناطق ديگر از جمله به فلسطين کوچ داده شوند.  من چهار سال پيش يک کتاب نوشتم با عنوان &#171;هلال و صليب شکسته، رايش سوم، عرب‌ها و فلسطين&#187; و در اين کتاب با ارائه سند و مدرک نشان دادم که ارتش آلمان نازی درصدد بوده پس از به دست گرفتن کنترل منطقه خاورميانه و خاور نزديک، يهوديان ساکن فلسطين را نابود کند و به همين منظور يک واحد ويژه اس.اس. هم روانه منطقه شده بود.  کتاب من به زبان‌های آلمانی، دانمارکی و لهستانی در دسترس است و هفته آينده به زبان فرانسه و البته سال آينده به زبان انگليسی ترجمه خواهد شد.     آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی روز جمعه خود گفته که انگلستان برای تشکيل کشور اسرائيل به يهوديان کمک کرده است. نظر شما در اين باره چيست؟    اين حرف هم کاملاً نابخردانه است. بريتانيا پس از سال ۱۹۴۵ يعنی پايان جنگ جهانی دوم، هم از سوی اعراب و هم از سوی يهوديان تحت فشار بود. بريتانيا برای دستيابی به منابع نفت منطقه خاورميانه می‌دانست هم بايد ملاحظه اعراب را بکند و هم يهوديان ساکن فلسطين را.  انگليسی‌ها بر خلاف ميل خودشان، پس از دادن قربانيان فراوان، فلسطين را ترک کردند، آنها می‌خواستند حق قيموميت فلسطين را نگهدارند و آن را به يهوديان واگذار نکنند.     گويا انگليسی‌ها مانع از اين می‌شدند که يهوديان به فلسطين مهاجرت کنند؟    بله همين طور است و اسناد زيادی در اين باره وجود دارد و فيلم‌هايی نيز تهيه شده است. برای مثال در فيلم &#171;اگزودوس&#187; يا &#171;خروج&#187; نشان داده شده که بريتانيا تا زمان تشکيل کشور اسرائيل با استفاده از زور مانع از هر گونه مهاجرت يهوديان به فلسطين می‌شدند.  حتی يهوديانی که در مسير فرار به فلسطين دستگير می‌شدند با کشتی به قبرس فرستاده و در آنجا زندانی می‌شدند.     رئيس جمهوری ايران گفته که چهار پنج سال بعد از جنگ جهانی دوم ادعا شده که هولوکاست اتفاق افتاده است.    اين حرف هم سخنی ابلهانه است. کشورهای غربی عضو جبهه متفقين اواخر سال ۱۹۴۲ می‌دانستند هولوکاست در حال رخ دادن است. اطلاعات درباره نابودی يهوديان تا پايان جنگ بيشتر شد و در سال ۱۹۴۵ بر همه روشن بود که هولوکاست رخ داده است.     ولی متفقين در طول جنگ جهانی دوم در اين باره حرفی نمی‌زدند؟    نه اين مسئله درست نيست. در اين بين خبرهای رسانه‌های آمريکايی و انگليسی با دقت تجزيه و تحليل شده‌اند، اين تحليل‌ها نشان می‌دهد که در گزارش‌ها و خبرهای مربوط به سال ۱۹۴۳ و ۱۹۴۴ اشارات متعددی به موضوع نابودی يهوديان وجود دارد.     نکته ديگری که ممکن است از ديد يک مورخ مشکل داشته باشد تعريفی است که آقای احمدی‌نژاد از هولوکاست ارائه می‌دهد. او می‌گويد هولوکاست يعنی &#171;سوزاندن چند ميليون يهودی در کوره‌های آدم سوزی&#187;.    حدود شش ميليون يهودی يا تيرباران شدند و يا در اتاق‌های گاز اعدام شدند و جسدهای آنان در کوره‌های آدم سوزی سوزانده شد.     يعنی نازی‌ها آدم زنده را نمی‌سوزاندند؟    نه، آنان را ابتدا در اتاق‌های گاز خفه می‌کردند و اين روند ۱۵ الی ۲۰ دقيقه طول می‌کشيد و يک شيوه اعدام وحشتناک بود.     آقای احمدی‌نژاد بار ديگر اين پرسش را مطرح کرده که چرا پژوهش درباره هولوکاست دربرخی کشورهای اروپايی ممنوع است؟    اين حرف ابلهانه است و در تمام کشورهای اروپايی درباره هولوکاست پژوهش می‌شود، به ويژه در آلمان و تا جايی که من می‌دانم تحقيق روی اين موضوع در هيچ جای اروپا ممنوع نيست.     گويا اشاره آقای احمدی‌نژاد به قانون انکار هولوکاست است که در برخی کشورهای اروپايی مجازات زندان دارد.    بله، در بعضی کشورهای اروپايی از جمله آلمان انکار هولوکاست جرم است. اين قانون تقريباً جديد است و حدود ۱۰ سال پيش تصويب شده است. بر اساس اين قانون اگر آقای احمدی‌نژاد در آلمان بگويد هولوکاست اتفاق نيفتاده، احتمالاً زندانی می‌شود.     احتمالاً از ديد آقای احمدی‌نژاد چنين قانونی مانعی است برای پژوهش و تحقيق.    اين حرف درست نيست و در تمام دانشگاه‌های آلمان درباره هولوکاست تدريس و پژوهش می‌شود و اين موضوع تقريباً برای تمام کشورهای اروپايی مصداق دارد. خروارها سند و مدرک درباره وقوع هولوکاست وجود دارد و انکار اين رويداد کاملاً نابخردانه است.     آقای احمدی‌نژاد گفته صهيونيست‌ها به دنبال تأسيس يک امپراطوری جهانی هستند و کنترل کشورهای اروپايی و آمريکا را در دست دارند.    اين هم نقل قولی است از پروتکل بزرگان صهيون که يک سند جعلی است. هيتلر با محتوای اين سند به خوبی آشنا بود و در دوره رايش سوم اين سند در آلمان و اروپا بسيار گسترش پيدا کرده بود.     آقای مالمان، رئيس جمهوری ايران برای چندمين بار پيشنهاد تأسيس کشور اسرائيل را در اروپا و آمريکا مطرح کرده است. نظر شما به عنوان يک مورخ در اين باره چيست؟    اين حرف ابلهانه است چرا که می‌دانيم اسرائيل مشروعيت خود را از سازمان ملل متحد گرفته و اين سازمان پس از جنگ جهانی دوم تأسيس اين کشور را تصويب کرد و در اين تصميم نمی‌توان تغييری ايجاد کرد.  احمدی‌نژاد هم مانند ساير افراد يهودستيز دنبال آن است که هر گونه نا آرامی در منطقه خاورميانه را به گردن اسرائيل بيندازد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mallmaan_IV_on_Ahmadinejad_Speech_about_Holocaust/1827084.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mallmaan_IV_on_Ahmadinejad_Speech_about_Holocaust/1827084.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 20 Sep 2009 18:46:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mallmaan_IV_on_Ahmadinejad_Speech_about_Holocaust/1827084.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/338DB8C3-8E1D-4909-A20F-79CB7C12D9F0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گفت‌وگو با دادستان آرژانتینی مسئول پرونده آمیا</title>
            <description>محمود احمدی‌نژاد فهرست ۲۱ وزیر پیشنهادی خود  را روز یک‌شنبه هفته گذشته به مجلس ارائه کرد. به ترتیب حروف الفبا، بیست و یکمین نام در این فهرست احمد وحیدی گزینه آقای احمدی‌نژاد برای تصدی سمت وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران است.   محمود احمدی‌نژاد فهرست ۲۱ وزیر پیشنهادی خود  را روز یک‌شنبه هفته گذشته به مجلس ارائه کرد. به ترتیب حروف الفبا، بیست و یکمین نام در این فهرست احمد وحیدی گزینه آقای احمدی‌نژاد برای تصدی سمت وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران است.     در وب‌سایت رسمی پلیس بین‌المللی،‌ اینترپل، از سال ۲۰۰۷ نام آقای وحیدی در فهرست نام افراد تحت تعقیب جای گرفته است. اعلام نام این بیست و یکمین وزیر پیشنهادی آقای احمدی‌نژاد با ابراز خشم دولت کشوری روبه‌رو شد که پایتخت آن با تهران نزدیک به ۱۴ هزار کیلومتر فاصله دارد.  آلبرتو نیسمن، دادستان بلندپایه آرژانتین، می‌گوید آقای وحیدی ۱۵ سال پیش هنگامی که فرماندهی سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است در ماجرای بمب‌گذاری مرکز یهودیان این کشور به نام &#171;آمیا&#187;  که ۸۵ کشته و ۲۰۰ زخمی برجای گذاشت &#171;مشارکتی کلیدی در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری&#187; داشته است.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    حمایت نمایندگان مجلس از وزیر تحت تعقیب&#171;اینترپل&#187;     							    ابراز انزجار آرژانتین و یهودیان از وزیر پیشنهادی احمدی‌نژاد     						    			 		اما دولت آقای احمدی‌نژاد براین نظر است که انتقادات خارجی‌ها به وزیر پیشنهادی رئیس دولت دهم &#171;بخشی از توطئه صهیونیست‌&#187;هاست.  محمدرضا کاظمی از رادیوفردا در &#171;گفت‌وگوی ویژه&#187; این هفته از آلبرتو نیسمن، دادستان کل کشور آرژانتین، پرسیده است شواهد و قرائنی که اساس طرح اتهام علیه وزیر دفاع پیشنهادی آقای احمدی نژاد است کدامند؟   نیسمن: در روز ۱۸ ژوئیه سال ۱۹۹۴ در ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه صبح یک خودروی بمب‌گذاری شده به ساختمان آمیا در آرِژانتین برخورد کرد. در این حمله ۸۵ تن کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند. بعد از بررسی‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که این خودرو توسط یک مهاجم انتحاری عضو گروه تروریستی حزب‌الله هدایت می‌شده است.    آقای نیسمن ممکن است بفرمایید این فرد که بود؟   ابراهیم حسین بررو. آقای بررو برادران زیادی داشت که بسیاری از آنها عضو حزب‌الله لبنان بودند. به جز ابراهیم بررو، یکی دیگر از برادرانش نیز در یک حمله انتحاری کشته شده بود. دو برادر نیز امروز در دیترویت آمریکا زندگی می‌کنند. ولی در سال ۲۰۰۵، دادستان توانست از آنها بازجویی کند. آنها شواهد و مدارک متعددی ارائه کردند که بر اساس آنها توانستیم نتیجه بگیریم که ابراهیم حسین بررو راننده خودرو بوده است.     ولی ظاهرا دو تا از برادران آقای بررو در آمریکا ادعا کرده‌اند که ابراهیم حسین بررو نه در بوئنس آیرس، بلکه در لبنان و در نبرد با اسرائیل کشته شده است؟   این دو برادر همان حرفی را تکرار می‌کنند که حزب‌الله لبنان می‌گوید که بررو یک ماه بعد از حادثه آمیا در لبنان کشته شده است، ولی ما توانستیم ثابت کنیم که حمله‌ای که حزب‌الله لبنان ادعا می‌کند اصلا روی نداده است. ما همچنین مدارکی داریم که نشان می‌دهد در مراسم یادبودی که برای آقای بررو برگزار شد جسدی وجود نداشته است. و هیچ دلیل منطقی برای این ادعا وجود نداشت. در آن مراسم حسن نصرالله هم حضور داشت و از پدر و مادر بررو تشکر کرد که یکی از پسرانش در راه اهداف حزب‌الله قربانی شده است.    علاوه بر این تصاویری از آقای بررو را که از آمریکا به بوئنس آیرس آورده بودم توسط یک شاهد شناسایی شد و شهادت داد که آقای بررو را لحظاتی پیش از انفجار در حال راندن خودرو دیده است.     این مراسم کی برگزار شد؟   این مراسم در روز دهم اکتبر سال ۱۹۴۴ برگزار شد و برادران آقای بررو هم گفتند که هنگامی که حزب‌الله‌ مرگ ابراهیم را اعلام کرد آنها سه ماه بوده که او را ندیده بودند، برای این که در آن زمان او در بوئنس آیرس بود.    آیا آقای بررو پیش از حمله در آرژانتین زندگی می‌کرد؟   نه، او چند روز پیش از حمله از طریق منطقه آزاد مرزی وارد آرژانتین شد. او از منطقه آزاد مرزی آرژانتین با خانواده‌اش تماس تلفنی گرفت و این تماس ثبت شده بود. ولی او در بوئنس آیرس زندگی نمی‌کرد.    یعنی ورودش به آرِژانتین غیرقانونی بود؟   نه به هیچ وجه. او با یک پاسپورت تقلبی وارد آرژانتین شد. دیگر اعضا حزب‌الله که در منطقه آزاد مرزی آرژانتین زندگی می‌کردند به او برای حمله کمک کردند. این حمله به دستور دولت ایران و با حمایت مالی این کشور انجام شد.    آیا شما توانستید جسد او را پیدا کنید؟   نه متاسفانه بقایای جسد و دی ان ای فرد مهاجم به‌درستی جمع‌آوری نشد. چون که تحقیقات اولیه‌ای که انجام شده بود به درستی صورت نگرفت و نقص داشت.     شما چه طور به این نتیجه رسیدید که ایران پشت پرده این حمله بوده است؟   جواب این پرسش خیلی طولانی است. شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد تصمیم برای حمله به ساختمان آمیا در جلسه‌ای که در شهر مشهد برگزار شد‌ گرفته شد. انگیزه ایران از این کار تصمیم آرژانتین مبنی بر لغو قراردادی برای فروش فن‌آوری هسته‌ای‌اش به ایران بود. در جلسه‌ای که در شهر مشهد برگزار شد تمام افرادی که دستگاه قضایی آرژانتین و پلیس بین‌الملل بعدها حکم جلب‌شان را صادر کرد حضور داشتند. این افراد شامل آقایان رفسنجانی، وحیدی،‌ فلاحیان و ولایتی بودند.    ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهور سابق ایران، و ابوالقاسم مصباحی که از پایه‌گذاران وزارت اطلاعات ایران و مسئول حملات تروریستی در اروپا بود بعدها جزو شاهدانی بودند که در این پرونده شهادت دادند. آقای مصباحی در دادگاه میکونوس آلمان هم جزو شاهدان اصلی دادگاه بود. در جلسه‌ای که در شهر مشهد برگزار شد افرادی تعیین شدند که به بوئنس آیرس سفر کنند. این افراد بعد از بازگشت به ایران نقش فعالی در طراحی حمله به ساختمان آمیا ایفا کردند. آقایان ربانی و عسکری دو تن از این افراد بودند. شهادت‌های زیادی در این مورد گرفته شده است و از سوی دیگر مکانیزمی که در حادثه آمیا مورد استفاده قرار گرفته همان مکانیزمی است که در دیگر حملات تروریستی انجام شده توسط دولت ایران در سوء قصد با مخالفان خود، همچون جریان میکونوس یا قتل برخی از مخالفان دولت ایران در اروپا، به کار گرفته شده بود.    شما هادی سلیمان‌پور، سفیر سابق ایران در بوئنس آیرس، را به دخالت در حمله آمیا متهم کردید. آقای سلیمان‌پور به درخواست دولت آرژانتین در بریتانیا بازداشت شد. ولی بریتانیا او را به آرژانتین استرداد نکرد، چون معتقد بود مدارک برای متهم کردن او کافی نیست.     من آقای سلیمان‌پور را هیچ گاه متهم نکردم و خودم هم بر این باورم که مدارک کافی برای متهم کردن او وجود ندارد. قاضی ممکن است بر این باور بوده باشد که او متهم است اما من این کار را نکردم.     پس آقای سلیمان‌پور به درخواست چه کسی در سال ۲۰۰۳ در بریتانیا بازداشت شد؟   این کار به درخواست قاضی پرونده انجام شد، نه دادستان. همان طور که می‌دانید این پرونده دو دادستان داشت. پیش از من فرد دیگری دادستان پرونده بود. ولی الان من مشغول این پرونده هستم. در درخواست تعقیب از سوی من نامی از آقای سلیمان‌پور آورده نشد.    گویا گزارش‌هایی هم درباره دریافت رشوه توسط قاضی اول پرونده، ‌آقای خوان خوزه گالیانو و رئیس جمهور سابق آرژانتین، کارلوس منم، منتشر شد. ظاهرا این افراد سعی می‌کردند بر این ماجرا سرپوش بگذارند. آیا این موضوع صحت دارد؟   ثابت شده است که آقای گالیانو رشوه پرداخت کرده است، نه این که خودش رشوه دریافت کرده باشد. ولی درباره رئیس جمهور سابق آرژانتین هنوز چیزی به اثبات نرسیده است، ولی او به جلوگیری از آشکار شدن هویت یکی از متهمان متهم شده است . آقای منم احتمالا به همین خاطر محکوم می‌شود.     پس ظاهرا هنوز هیچ کس در ارتباط با حمله آمیا محکوم نشده است؟   تنها یک مامور سابق پلیس محکوم شد که اسمش کاستانی یدا است. او ۶۶ کاست مربوط به مکالمات تلفنی فردی به نام تشلدین را نابود کرده بود. تشلدین آخرین صاحب خودرویی بود که با آن به آمیا حمله شد.   شما پس از اعلام اسم احمد وحیدی، وزیر پیشنهادی دفاع ایران برای دولت فعلی، ابراز ناراحتی کردید. دلیل آن چه بود؟   من اصلا ناراحت نیستم . تنها می‌گویم این خیلی مهم و هشداردهنده است که یک دولت حاضر نیست به تحقیقات مربوط به حادثه آمیا کمک کند و از تروریست‌ها حمایت می‌کند و فردی را که از سوی دستگاه قضایی آرِانتین برایش حکم جلب صادر شده و از سوی پلیس بین‌الملل هم اخطار قرمز برایش صادر شده به عنوان وزیر پیشنهاد می‌کند.   آقای نیسمن، شما فکر می‌کنید اگر افرادی همچون فلاحیان، وحیدی و رفسنجانی که متهم به دخالت در حادثه آمیا می‌کنید در دادگاه حضور داشتند آیا می‌توانستید قاضی را قانع کنید که این افراد طراح حمله به آمیا بوده‌اند؟   من کاملا مطمئنم . به هیچ وجه تردیدی ندارم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_AMIA_Nissman_prosecutor_Iran_Vahidi_ministers_Ahmadinejad/1813123.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_AMIA_Nissman_prosecutor_Iran_Vahidi_ministers_Ahmadinejad/1813123.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 02 Sep 2009 16:52:17 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A26FD0A4-D3F5-494A-8B6E-598CF4FDCE4A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سیف‌زاده: قرار تأمین باید به تناسب صادر شود</title>
            <description>محمود سالارکيا، معاون دادستان تهران، از صدور قرار بازداشت موقت برای ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر از دستگيرشدگان اخير که وی آنها را &#171;سران اغتشاشات&#187; خوانده، خبر داده است. 

صدور قرار بازداشت موقت بدین معناست که افراد بازداشت شده تا پایان دادرسی باید در زندان بمانند مگر آنکه قاضی در قرار بازداشت آنها تجدید نظر کند. 

در همین ارتباط با محمد سیف‌زاده، حقوقدان و وکیل دادگستری به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.   رادیو فردا: &#160;  آقای سیف‌زاده، در چه مواردی قرار بازداشت موقت برای متهم صادر می‌شود؟     محمد سیف‌زاده:  ما پنج نوع قرار تأمین داریم. طبق ماده ۱۳۲ قانون آئین دادرسی کیفری، قرار تأمین برای آن صادر می‌شود که بتوان به متهم دسترسی داشت، و یا از فرارش جلوگیری کرد و یا اینکه امکان تبانی اگر وجود داشته باشد و البته در صورتی که وقوع جرمی محقق باشد، یکی از قرارهای تأمین صادر می‌شود [که عبارتند از:] یک: التزام به حضور با قول شرف؛ دو: التزام به حضور با تعیین وجه التزام تا ختم محاکمه و اجرای حکم؛ سه: اخذ کفیل یا وجه الکفاله؛ چهار: اخذ وثیقه و پنج: بازداشت موقت.  از بین جرائم اگر تقسیم بندی‌کنیم برطبق مجازات اسلامی، به: حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده، این باید در مورد جرائم سنگینی مثل قصاص یا بعضی از حدود اجرا شود. و اگر برطبق قوانین مجازات عمومی بررسی کنیم، بین خلاف، جنحه و جنایت، فقط به جنایت‌های بزرگ اختصاص پیدا می‌کند.  بنا بر این پنج نوع قرار تأمین، باید صادرکننده قرار تأمین، طبق ماده ۱۳۴ قانون آئین دادرسی کیفری، تأمینی متناسب اخذ کند که با سن، اهمیت جرم، شدت مجازات، اسباب، اتهام، احتمال فرار متهم، از بین رفتن آثار جرم، سابقه متهم، وضعیت، مزاج، سن و حیثیت متهم متناسب باشد.     برداشت شما چیست؟ آیا به نظر شما قرار بازداشت موقت برای افرادی که معاون دادستان تهران از آنها به عنوان &#171;سران اغتشاشات&#187; یاد کرده، متناسب است؟    اگر مقصود از &#171;سران اغتشاشات&#187; سران اصلاح‌طلب باشند که بعد از انتخابات به لحاظ اعتراضاتی که به انتخابات داشتند، بازداشت شدند و گفته شد که اینها به لحاظ انقلاب مخملین، آنچه در دادگاه مطرح شد، در کیفرخواست آمده بود، [بازداشت شده‌اند] من هیچکدام از این اعمال را جرم نمی‌دانم.  حتی با توجه به اصل قانونی بودن جرم و مجازات و قانون آئین دادرسی کیفری، اصولاً قاضی حتی حق احضار چنین افرادی را طبق قانون ندارد.  حال فرض را بر این می‌گیریم که آقای حجاریان (خدای ناکرده) مرتکب جرم شده باشد. با توجه به وضعیت جسمی ایشان، قرار بازداشت ایشان منطبق با موازین قانونی به خصوص ماده ۱۳۴ قانون آئین دادرسی کیفری نیست. هکذا در مورد سایر اصلاح‌طلبان، هیچکدام از این قرارهای بازداشت منطبق با موازین قانونی نیست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Seifzadeh_IV_on_remand_for_arrested_reformists/1806459.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Seifzadeh_IV_on_remand_for_arrested_reformists/1806459.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 24 Aug 2009 17:56:51 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/117967F7-DA85-45B2-B7E4-9AB906E47C10_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تئوری توطئه در ایران: تاریخچه و ریشه‌ها</title>
            <description>همان طور که آمدن باران را می‌توان به جای تبخیر سطحی آب دریاها به جن و پری نسبت داد، رویدادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حتی طبیعی را هم می‌توان معلول عللی موهوم دانست.همان طور که آمدن باران را می‌توان به جای تبخیر سطحی آب دریاها به جن و پری نسبت داد، رویدادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حتی طبیعی را هم می‌توان معلول عللی موهوم دانست.   برای مثال، در سال ۱۳۵۷ می‌گفتند که&#160; زلزله طبس کار شاه و خارجی‌ها بوده تا توجه مردم را از اوضاع سیاسی معطوف به زلزله کنند.&#160;&#160; مدافعان شاه و خود او انقلاب ۱۳۵۷ را توطئه &#171;ارتجاع سرخ و سیاه&#187; (یعنی بریتانیا و شوروی سابق) می‌دانستند، و وقتی برخی بدخواهان شاه با چیره شدن روحانیون و اسلام‌گرایان بر قدرت نتیجه دلخواه را از انقلاب نگرفتند به نتایجی مشابه رسیدند.   هواداران آدولف هیتلر در آلمان یهودیان، کمونیست‌ها، کولی‌ها، عقب‌افتاده‌ها و همجنس‌گرایان را عامل عقب‌افتادگی آلمان می‌دانستند. در آمریکا برخی سیاه‌پوستان وفور اعتیاد و پخش مواد مخدر را نتیجه توطئه دولت این کشور می‌دانند. برخی سفیدپوستان آمریکا نیز آن چه را پسرفت اقتصادی و سیاسی این کشور می‌نامند گاهی ناشی از توطئه کمونیسم و لیبرالیسم دانسته‌اند.&#160;   &#171;تئوری توطئه&#187; مسأله‌ای یک‌طرفه نیست که فقط از جانب حکومت‌ها مطرح شود؛ مخالفان آن حکومت هم می‌توانند از این گونه تئوری‌ها را مطرح کنند. از جمله مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران هم این مسأله را مطرح می‌کنند؛ نظیر مثلاً این‌ که می‌گویند: &#171;حوزه‌ علمیه را در اصل انگلیسی‌ها ساخته‌اند!&#187;  سباستین بارتوشک، کارشناس جوان آلمانی، در رشته روان‌شناسی دانشگاه مونستر آلمان، در حال نگارش پایان‌نامه دکترای خود است.&#160; او درباره تئوری توطئه تحقیق می‌کند و نشان‌ می‌دهد که این تئوری فقط محدود به ایران نیست و در تمام دنیا طرفدارانی دارد، از جمله کشور آلمان.   رادیو فردا: آقای بارتوشک! لطفاً از تئوری توطئه تعریفی ارائه کنید.   سباستین بارتوشک: تئوری توطئه توضیحی از یک رویداد است که با توضیح معمولی و عادی تفاوت دارد، به این شکل که مثلاً درباره‌ یک رویداد بزرگ تاریخی یا حتی رویدادی کوچک یک توضیح پذیرفته‌شده یا به‌عبارت دیگر رسمی وجود دارد، ولی توضیحی هم هست که انحراف و تفاوت دارد با این روایت رسمی. این تئوری توطئه است. قدیم‌ها می‌گفتند فقط یک گروه کوچک به تئوری توطئه اعتقاد دارند، ولی من متوجه شده‌ام که اکثریت مردم یک جامعه هم می‌توانند به تئوری توطئه باور داشته باشند.   تئوری توطئه اصلاً چطور شکل می‌گیرد؟   سباستین بارتوشک: به نظر من، افراد مشاهداتی دارند از یک سری ارتباطات و وقایع و رویدادها و می‌خواهند از این وقایع سر در بیاورند، ولی تعبیرها و توضیحات متعارف و معمولی قانع‌شان نمی‌کند. این موضوع مثلاً در مورد قدم گذاشتن انسان روی کُره‌ ماه صدق می‌کند. در بعضی از موارد هم دلیل و توضیح رسمی از دید مردم بیش از حد ساده و معمولی است، مثل مرگ افراد مشهوری مثل مایکل جکسون یا الویس پریسلی.   می‌توانید بگویید مشهورترین و محبوب‌ترین تئوری‌های توطئه در آلمان چه‌ها هستند؟   سباستین بارتوشک: مشهورترین تئوری‌های توطئه از این قرارند: در مثلث برمودا اغلب هواپیماها و کشتی‌ها به‌طور مرموزی ناپدید می‌شوند، یا این‌که آمریکا به‌خاطر نفت به عراق حمله کرده، یا پرنسس دایانا به قتل رسیده. یکی دیگر از تئوری‌های توطئه این است که فرقه‌های مذهبی‌ای وجود دارد که بر اعضای بدن‌شان کنترل کامل دارند.   تمام این تئوری‌ها که لزوماً غلط نیستند؟   سباستین بارتوشک: من شخصاً فکر می‌کنم که اکثر این تئوری‌ها نادرست‌اند. یکی دو تا را خودم هم قبول دارم، ولی اکثرشان کاملاً غلط است.    اگر ممکن است توضیح بدهید که چرا مثلاً مثلث برمودا یا حمله‌ آمریکا به عراق برای نفت را تئوری توطئه می‌دانید؟   سباستین بارتوشک: برای مثال، منطقه‌ مثلث برمودا یکی از پُر رفت و آمدترین مسیرهای دریایی است و شمار کشتی‌هایی که غرق می‌شوند نسبتا کم است. در دهه‌ ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، چند تا کشتی و هواپیما آنجا ناپدید شدند که نتوانستند دلیل درستش را بفهمند. برای همین یک سری تصورات و تخیلات درباره‌ آنجا مطرح شد و یک سری افسانه‌های قدیمی مثلاً درباره‌ دریای شیطان و غیره هم با آنها مخلوط شد و به این ترتیب تئوری مثلث برمودا شکل گرفت. در مورد جنگ عراق هم اکثر مردم فکر می‌کنند که به‌خاطر نفت بوده، ولی دولت آمریکا می‌گوید که به این خاطر نبوده. به‌ علاوه آمارهایی وجود دارد که نشان می‌دهد حمله به عراق با هدف کنترل ذخایر نفتی این کشور به‌صرفه نبوده، زیرا هزینه‌ این جنگ خیلی بیشتر از این‌هاست. البته این به کار من مربوط نمی‌شود که در این باره اظهارنظر کنم و ارزیابی قطعی ارائه بدهم.   به نظر شما تئوری توطئه کاملاً منفی است یا بُعد مثبت هم می‌تواند داشته باشد؟   سباستین بارتوشک: من گمان می‌کنم همان نیازی که در انسان باعث می‌شود دنبال مذهب برود، باعث می‌شود دنبال تئوری توطئه هم باشد. انسان نیاز دارد که در دل هرج و مرج دنبال ساختار و نظم باشد و تئوری توطئه به آدم کمک می‌کند که در شلوغی و آشفتگی ساختاری ایجاد کند. البته من دیده‌ام بسیاری از آدم‌ها وقتی بهشان توضیح بدهی و راهِ حل جانشین خوبی ارائه کنی، حاضرند تئوری توطئه را کنار بگذارند و نظرشان را عوض کنند. من فکر می‌کنم جایی که آزادی بیان و آزادی اطلاع‌رسانی وجود دارد تئوری توطئه کمتر شکل می‌گیرد.   اما برای این‌ که ببینیم تئوری توطئه در ایران از کی وجود داشته و از چه زمان شکل گرفته سراغ یرواند آبراهامیان، استاد تاریخ دانشگاه باروک در نیویورک، رفته است که برای خیلی‌ها نامش شناخته‌شده است.    آقای آبراهامیان! تئوری توطئه کی در ایران شکل گرفته است؟   یرواند آبراهامیان: دو تفسیر وجود دارد: یکی این‌که تئوری توطئه بر مذهب و ایده‌ نو‌افلاطونی مبتنی است؛ همان نظر آن‌هایی که می‌گویند در پشت حقایق، نیروهای مرموزی وجود دارد. ولی تفسیر دوم که من‌ هم طرفدارش هستم این است که تئوری توطئه محصول تاریخ ۱۵۰ ساله‌ اخیر ایران است. این تجربه‌ تاریخی که قدرت‌های بزرگ در ایران نفوذ زیادی داشتند و کنترل خیلی چیزها را از پشت صحنه و گاهی هم حتی به‌ صورت علنی در دست داشتند این تأثیر را به جای گذاشته که امروز چنین تصور بشود رویدادهای مهم هم توسط آن دست‌های پنهان کنترل می‌شوند. اگر شما به گذشته نگاه کنید، مثلاً در اوایل دوره‌ قاجار در نوشته‌های سیاستمدارها اثری از تئوری توطئه دیده نمی‌شود، ولی اواخر قرن ۱۹ میلادی است که به بریتانیا و روسیه به‌عنوان کشورهایی نگاه می‌شود که از پشت پرده همه چیز را هدایت می‌کنند. طبیعتاً تجربیات قرن بیستم هم به این اضافه شده، به‌ویژه جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خورشیدی این ایده را تأیید کرده که قدرت‌های بزرگ سرنوشت ایران را در کنترل خودشان دارند.   بعضی‌ها می‌گویند قدرت‌های غربی نفت و ذخایر ما را می‌خواهند، برای همین علیه ما می‌جنگند و از این جور حرف‌ها که حتماً شنیده‌اید. آیا این حرف‌ها درست نیست؟ یعنی غربی‌ها نفت ایران را نمی‌خواهند؟   یرواند آبراهامیان: نه، همیشه عناصری از حقیقت در این حرف‌ها وجود دارد. آشکار است که قدرت‌های استعماری وجود دارند و از نظر تاریخی این درست است که تلاش‌هایی از سوی این قدرت‌ها برای در دست گرفتن کنترل ایران وجود داشته و حتی آن‌ها ایران را اشغال هم کرده‌اند. وقتی من از تجربه‌ تاریخی صحبت می‌کنم، منظورم این است که یک سری واقعیت‌ها باعث ایجاد سوءظن شده. ولی از نظر منطقی جایی مشکل ایجاد می‌شود که افراد می‌گویند چون قدرت‌های استعماری بعضی کارها را انجام داده‌اند، پس همه چیز تحت کنترل آن‌ها بوده و تمام چیزهایی که امروز هم اتفاق می‌افتد با قدرت‌های استعماری ارتباط دارند. این موضوع به‌ویژه در مورد چیزهایی گفته می‌شود که ما از آن‌ها خوش‌مان نمی‌آید. ولی این حرف یک اشکال منطقی دارد، چرا که گاهی چیزها به‌صورت طبیعی اتفاق می‌افتد، مثلاً فجایع طبیعی مانند زلزله. گاهی هم حتی ممکن است مردم حرکتی از خودشان نشان بدهند، مثل این‌که میلیون‌ها نفر بدون دخالت قدرت‌های خارجی بیایند توی خیابان و اعتراض کنند. اگر یادتان باشد زمان انقلاب ۱۳۵۷ سلطنت‌طلب‌ها مثلا می‌گفتند بریتانیا و بی.بی.سی پشت انقلاب اسلامی هستند. این در حالی است که حرکتی که صورت گرفت کار خود مردم بود و با سیاست خود ایران ارتباط داشت و ربطی به دخالت خارجی نداشت.   آقای آبراهامیان! تئوری توطئه چه تأثیری بر سرنوشت جامعه دارد؟    یرواند آبراهامیان: من فکر می‌کنم مردم به‌ خاطر تئوری توطئه دیگر احساس نمی‌کنند که سرنوشت خودشان را در دست دارند. ایران همیشه کشوری منفعل و قربانی نبوده. قدرت‌های استعماری قدرت زیادی دارند، ولی همه چیز را تحت کنترل ندارند. طبیعتاً بعد از انقلاب به این دلیل که قدرت‌های خارجی نفوذ خودشان را در ایران از دست دادند، انتظار می‌رفت که تئوری‌های توطئه از بین بروند. ولی به‌نظر می‌آید که بحران اخیر در ایران سبب شده که حکومت تئوری‌های توطئه را دوباره زنده کند، چرا که به نفعش است. طبیعتاً ایدئولوژیست‌هایی داخل حکومت جمهوری اسلامی وجود دارند که خیلی از رویدادهای نه تنها در ایران، بلکه کل جهان را از انقلاب فرانسه تا امروز، در چارچوب تئوری توطئه تفسیر می‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_conspiracy_theory_Abrahamian_Iran_Hitler/1801474.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_conspiracy_theory_Abrahamian_Iran_Hitler/1801474.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 17 Aug 2009 16:29:55 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8845CB14-CEEC-47DF-BDA7-3B86451F621D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>قوه قضائیه؛ &#171;تغییر فرد مشکلات بنیادی را حل نمی‌کند&#187;</title>
            <description>پس از علی لاریجانی که ریاست قوه مقننه یا همان مجلس شورای اسلامی را بر عهده دارد، برادر کوچکترش، صادق اردشیر‌ لاریجانی‌ آملی، بر رأس قوه قضاییه جمهوری اسلامی منصوب شد. ناصر زرافشان، حقوقدان ایرانی در گفت‌وگو با رادیو فردا به پرسش‌هایی در مورد انتصاب آقای لاریجانی پاسخ گفته است.دو برادر بر رأس دو قوه جمهوری اسلامی. پس از علی لاریجانی که ریاست قوه مقننه یا همان مجلس شورای اسلامی را بر عهده دارد، برادر کوچکترش، صادق اردشیر‌ لاریجانی‌ آملی، بر رأس قوه قضاییه جمهوری اسلامی منصوب شد.  آیت‌الله علی خامنه ای روز شنبه در حکمی پس از تقدیر از آیت‌الله هاشمی شاهرودی رئیس پیشین قوه قضاییه، خطاب به صادق اردشیر لاریجانی نوشت: &#171;جنابعالی را که از برجستگان علمی حوزه علمیه‌ی قم و برخوردار از روحیه‌ و توان نوآوری و ابتکار هستید، براساس اصل ۱۵۷ قانون اساسی، به ریاست قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم.&#187;  صادق اردشیر لاریجانی متولد‌ سال‌ ۱۳۳۹ در شهر نجف‌ در عراق است. او در سال ۱۳۷۷ به عنوان نماینده دوره سوم مجلس خبرگان از استان مازندران وارد مجلس خبرگان شد و در سال ۱۳۸۰ با حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای به عضویت شورای نگهبان درآمد.  اما پرسش اینجا ست که وکلا و حقوقدانان ایرانی درباره انتصاب آقای لاریجانی چه می‌اندیشند. ناصر زرافشان، حقوقدان ایرانی در گفت‌وگو با رادیو فردا به پرسش‌هایی در مورد انتصاب آقای لاریجانی پاسخ گفته است.     رادیو فردا:   آقای زرافشان، انتصاب آقای لاریجانی به ریاست قوه قضائیه ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟     ناصر زرافشان:  نه من و نه همکاران من از سوابق آقای لاریجانی اطلاعی نداریم، چون ایشان اصلاً در دستگاه قضایی نبوده است. فقط از یکی دو ماه پیش این زمزمه بوده که با پایان یافتن دوران آقای شاهرودی، آقای لاریجانی جایگزین ایشان خواهد شد.  مشکل دستگاه قضایی، مشکل وظایف آرمانی است و آنچه بنابر قانون و اصول از آن انتظار می‌رود و ساختار فعلی مانع تحقق این تصویر آرمانی است. مسئله، سلیقه‌های آقای شاهرودی یا آقای یزدی و تفاوت میان آنها نیست و بودن این شخص یا آن شخص در حل مسایل بنیادی این قوه چندان تأثیری ندارد.     اشاره کردید که مشکلات بنیادی در ساختار قوه قضائیه وجود دارد. این مشکلات چیست و فکر می‌کنید حتی اگر یک قاضی یا حقوقدان با سابقه به عنوان رئیس قوه قضاییه انتخاب می‌شد نمی‌توانست این مشکلات را حل کند؟    رئیس قوه قضائیه منصوب شده از طرف مقام رهبری است و به نوبه خود رؤسای دادگستری استان‌ها و آنها هم به نوبه خود قضات را عزل و نصب می‌کنند. به این ترتیب شما با یک هرم قدرت مواجه هستید که معمولاً فردی از بیرون دستگاه قضایی به سمت ریاست قوه قضائیه منصوب می‌شود، نه فردی که موهایش را زیر این سقف سفید کرده باشد.  رئیس قوه قضاییه در رأس این هرم قرار می‌گیرد و هر کاری می‌تواند انجام دهد. با این شکل نمی‌توان انتظار داشت وظایف و مسئولیت‌هایی که به عهده دستگاه قضایی است به درستی انجام شود.  در سیستم‌های دیگر بیشتر به این صورت است که یک نظارت جمعی وجود دارد یعنی از میان کسانی که سال‌ها در این دستگاه کار کرده‌اند و به موازات هم رشد کرده و بالا آمده‌اند، در سطوح بالا با نظارت جمعی کسانی برای مسئولیت انتخاب می‌شوند. این نظارت جمعی و دموکراتیک جلوی خیلی چیزها را می‌گیرد.  همچنین کسی که به این ترتیب انتخاب می‌شود، حرفه‌ای این مسایل است و یکی از مشکلات ما در دستگاه قضایی اکنون همین مسئله است. مشکل اساسی دیگر مشکل سازمانی دستگاه قضایی است و البته مشکلات بسیار دیگری هم وجود دارد که در یک مصاحبه نمی‌گنجد.  با معذرت از قضاتی که دغدغه حق و عدالت دارند، ولی باید بگویم در دستگاه قضایی ما هر دادیاری در شروع کار خود و یا هر دادرسی در دادگاه عمومی پایین، خودش را مطلق‌العنان تصور می‌کند و اگر اینها به عدالت عمل نکنند از دست مردم عادی کاری ساخته نیست.  مسئله قانون‌مداری و رعایت قانون آنچنان که باید و شاید در این دستگاه جا نیفتاده است. اینکه این شخص بیاید و آن یکی برود البته تا حدودی مؤثر است، ولی مسایل بنیادی قوه قضائیه با بحث در مورد دیدگاه‌های شخصی رؤسای قوه قضاییه حل نمی‌شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Zarafshan_IV_on_Sadeq_Larijani/1800806.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Zarafshan_IV_on_Sadeq_Larijani/1800806.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 16 Aug 2009 16:57:11 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E2BE6BF7-F85F-4180-8E3B-356069C9054B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گزارشگر سازمان ملل: درباره شکنجه و تجاوز شکایت‌هایی دریافت کرده‌ایم</title>
            <description>مانفرد نوواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه از دولت ایران خواست تا به شکایات صدها نفر از افراد بازداشت شده پس از انتخابات ریاست جمهوری که می‌گویند در مدت بازداشت مورد بر بدرفتاری و شکنجه قرار گرفته‌اند، رسیدگی کند. آقای نوواک در همین زمینه به پرسش‌ها رادیو فردا پاسخ داده است.مانفرد نوواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه از دولت ایران خواست تا به شکایات صدها نفر از افراد بازداشت شده پس از انتخابات ریاست جمهوری که می‌گویند در مدت بازداشت مورد بر بدرفتاری و شکنجه قرار گرفته‌اند، رسیدگی کند.   			 				  &#160;  					 بیشتر در همین رابطه:  					   							   سازمان ملل خواهان رسیدگی به موارد اتهامی شکنجه در ایران شد    							   كروبى خواستار رسيدگى به خبر &#171;تجاوز&#187; به بازداشت شدگان شد      انصاری: گزارش تجاوز به بازداشتی‌ها برای مقامات ارسال شده است    						    			 		گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه شكنجه روز پنجشنبه گذشته اعلام کرده بود که كه شكايت‌هاى زيادى از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات ايران دريافت كرده كه از آزار و اذيت خود در زندان خبر داده‌اند. آقای نوواک در همین زمینه به پرسش‌ها رادیو فردا پاسخ گفته است.   رادیو فردا:   آقای نوواک، چه اطلاعاتی را درباره شکنجه در زندان‌های ایران دریافت کرده‌اید؟    مانفرد نوواک:  متأسفانه شکایت‌های بسیار زیادی دریافت کرده‌ام. برخی از این شکایت‌ها از خود افرادی آمده که شکنجه شده‌اند و برخی هم از بستگان آنها، وکلا و سازمان‌های غیردولتی. این شکایت‌ها آنقدر زیادند که و آنقدر اتهامات مشترک و مشابه را مطرح می‌کنند که من بسیار نگران شده‌ام و گمان می‌کنم که اعضای اپوزیسیون به صورت سیستماتیک شکنجه شده‌اند تا از آنها اعتراف گرفته شود.   ممکن است کمی از جزئیات این شکایت‌ها هم بگویید و اینکه چه شیوه‌های شکنجه‌ای مورد استفاده قرار گرفته است؟   کتک خوردن از نیروهای امنیتی، استفاده از شوک الکتریکی. در مواردی هم آنقدر افراد را کتک زده‌اند که جان باخته‌اند. از این رو شیوه‌های شکنجه بسیار جدی مطرح هستند. در مجموع هدف از این شکنجه‌ها ترساندن و ارعاب و گرفتن اعتراف علیه این افراد در دادگاه بوده است.   یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران و بعضی از مدافعان حقوق بشر گفته‌اند که برخی بازداشت‌شدگان در زندان‌های ایران مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. آیا شما اطلاعاتی هم در این باره دریافت کردید؟   من هم شکایاتی در این باره دریافت کرده‌ام. من تمام این شکایت‌ها را تحت عنوان درخواست فوری برای دولت ایران فرستاده‌ام. البته باید بگویم اینها اتهامند و مدرک محسوب نمی‌شود ولی اینقدر جدی و قابل اعتماد است که ایجاب می‌کند، دولت ایران فوراً یک گروه مستقل را مسئول بررسی آنها کند.  ما همچنین از دولت ایران می‌خواهیم که درباره نتایج این تحقیقات گزارش دهد. من تاکنون صدها مورد شکنجه را برای دولت ایران ارسال کرده‌ام ولی تاکنون در هیچ موردی پاسخی از دولت جمهوری اسلامی دریافت نکرده‌ام. این خود نشان دیگری از این امر است که اتهامات دیگر درست هستند.   شما در چه سطحی و با چه نهادی در ایران ارتباط برقرار کردید؟   ما در سطح دولت تماس برقرار کردیم. ما معمولاً از طریق نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو و همچنین به طور مستقیم با وزیر خارجه ایران تماس گرفته‌ایم.   ولی هیچ پاسخی دریافت نکردید؟   نه هیچ پاسخی نکرده‌ام. من اصلاً اطلاع ندارم دولت ایران هیچ تحقیقاتی در این زمینه انجام داده یا خیر. می‌دانم که پلیس و برخی نهادهای دیگر تاحدودی به وقوع شکنجه اعتراف کرده‌اند. ولی این کافی نیست. باید تحقیقات دقیق انجام شود. شکنجه یک عمل مجرمانه بسیار سنگین محسوب می‌شود و باید طبق قوانین جزایی عمل شود. یعنی افراد مسئول باید مجازات شوند.   آیا سازمان ملل کاری انجام خواهد داد و مثلاً افرادی را برای تحقیق به ایران خواهد فرستاد؟   طبیعتاً. این گام بعدی است. اگر مقامات ایرانی نمی‌توانند گروهی کارشناس مستقل را مأمور تحقیق در امر شکنجه کنند و نمی‌توانند به بدرفتاری با زندانیان پایان دهند، گام بعدی تشکیل یک کمیسیون مستقل بین‌المللی است.  اتهامات مطرح شده علیه حکومت ایران به قدری جدی است که چنین اقدامی قابل توجیه است ولی این موضوع به همکاری دولت ایران نیاز دارد. من می‌توانم پیشنهاد بدهم و به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه به همراه دیگر گزارشگران ویژه این سازمان که درباره وضعیت در ایران ابراز نگرانی کرده‌اند، در چنین کمیسیونی شرکت کنم.  ولی من نمی‌توانم دولت ایران را به پذیرش این کمیسیون وادار کنم. شورای حقوق بشر سازمان ملل و مجمع عمومی سازمان ملل می‌توانند فشار وارد کنند ولی در نهایت چنین تحقیقی به موافقت و همکاری دولت ایران نیازمند است. من پیش از این هم بارها از ایران درخواست کرده‌ام که در ارتباط با موضوعات دیگر به این کشور سفر کنم. ولی تاکنون این درخواست‌ها بی‌نتیجه مانده است.   آیا این وضعیت برای ایران پیامدی خواهد داشت؟   ایران هم مانند تمام کشورهای دیگر موظف به رعایت حقوق بشر است و وقتی حقوق بشر به شکل امروزی نقض می‌شود و دولت برای تحقیقات در این باره همکاری نمی‌کند، فشار بر این کشور افزایش می‌یابد و هیچ کشوری نمی‌تواند به خود اجازه دهد که کاملاً به حقوق بشر بی‌توجهی کند. چراکه تعهداتی وجود دارند که باید رعایت شوند.  البته من اعتراف می‌کنم که امکانات برای استفاده از زور در این زمینه محدودند. این مشکلی است که کل قوانین بین‌المللی با آن روبه‌رو هستند. ولی معمولاً وقتی فشار از خارج افزایش می‌یابد، کشورها عموماً کوتاه می‌آیند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nowak_IV_UN_Iran_presons__torture/1800327.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nowak_IV_UN_Iran_presons__torture/1800327.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 15 Aug 2009 15:27:33 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A6F2DE6D-9876-4FDC-BD66-4B52B6703277_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;مادر شما هیچ وقت نمی‌خواست شکنجه‌گر شوید&#187;</title>
            <description>پرفسور زیمباردو، یک روان‌شناس آمریکایی در سال ۱۹۷۱، آزمایشی کرده و نشان داده است که آدم‌های خوب و معمولی هم اگر تحت شرایط بد قرار گیرند، می‌توانند به آدم‌های &#171;بد&#187; تبدیل شوند و می‌توانند دژخیم و جلاد و شکنجه‌گر شوند. در نتیجه، این فضا و محیط است که روی آدم‌ها تأثیر می‌گذارد. دعوتتان می‌کنیم تا گفت‌وگو با این روانشناس آمریکایی را بخوانید.این روزها، اعترافات متهمان به‌اصطلاح &#171;اغتشاشات&#187;، همان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در محاکمات دسته‌جمعی، پخش می‌شود. تعدادی از این متهمان افرادی سرشناس‌اند؛ مثلاً در دولت آقای خاتمی پست و مقام‌های مهمی داشته‌اند؛ از جمله محمدعلی ابطحی که رئیس دفتر و معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بوده است.  اما پیش از بارداشت محمدعلی ابطحی در وبلاگش، به نام &#171;وب نوشته‌ها&#187; در مورد نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری نوشته است:  &#171;گونی‌ای که به جای کلاه سرمان رفت! ...  ... دیروز و دیشب خیلی با هم فرق داشت. دیروز ایران شادمان بود که دارد سرنوشت خودش را با تغییر شکل می‌دهد. همه هم آمده بودند. دیشب اما شب تلخ شوک‌آوری شد. خبرها مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبرگزاری فارس و [روزنامه‌ی] کیهان شکل گرفت. اول، باورکردنی نبود. کم‌کم که خبرها جلو رفت، خبرها مثل یک کوه سنگین در برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست، رسمی می‌شد. مهندس موسوی هم همزمان اعلام رسمی کرد که پیروز انتخابات است. اما اطلاعات رسمی بود که همچنان در دنیا مطرح بود و بدجوری روی اعصاب ملت لیز می‌خورد. این بار، مسأله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلی‌ها اسم آن را &#171;کودتای سفید&#187; می‌گذارند. با ستادهای مختلف در تماس بودم. مگر می‌شد خوابید؟ دو بار رفتم پیش آقای کروبی. یک بارش ساعت دوِ صبح بود. با دوست‌های مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت می‌کردم. همه شوکه بودند. هر وقت فرصت می‌کردم به فیس‌بوک و فرین‌هاین سر می‌زدم. دوستانی که این بار در انتخابات شرکت کرده بودند و نتایج را می‌دیدند، داشتند دق می‌کردند. می‌خواستند حرف‌های امیدوارکننده بزنند. من هم از این خبرها نداشتم. شرایط سختی بود. یاوران آقای احمدی نژاد علی‌رغم ممنوعیت تظاهرات، شهر را تسخیر کرده بودند. دو سه ساعتی خوابیدم. صبح که به دفتر آقای خاتمی رفتم، از جلسه‌ای آمده بود و داشت به جلسه‌ی مهم دیگری می‌رفت. بیانیه‌ی آقای موسوی را دیدم. خیلی صریح بود. بعد از آن، به دفتر آقای کروبی رفتم که ایشان هم داشت بیانیه‌ای می‌نوشت. با بی.بی.سی فارسی هم گفتگویی کردم. این تقلب واضح را تحلیل کردم. یکی از دوستان می‌گفت در خیابان فردی را دیده که گفته: &#171;این بار، به جای کلاه، گونی بود که سرمون رفت!&#187; مهندسی انتخابات خیلی هوشمندانه بود. رکورد رأی دادن در تاریخ انتخابات را هم شکستند. این‌که می‌گفتند &#171;خاتمی در دور دوم بیش‌تر رأی آورد.&#187; هم باید درهم می‌ریخت. احمدی نژاد در این مهندسی باید رأی بیشتری از خاتمی به دست می‌آورد.&#187;  ***  این حرف‌های محمدعلی ابطحی پیش از بازداشت و حبس بود.   پس از نزدیک دو ماه ماندن در زندان، ابطحی چنین گفته است:  &#171;اول از همه باید اعلام بکنم که از این‌که چنین شجاعتی پیدا کرده‌ام که این دیدگاه‌هایم را بیایم مطرح کنم، خیلی خوشحالم... این شعار تقلب یک شعاری بود که مطرح شد بلافاصله بعد از انتخابات. این تغییر جهت نیست، این واقعاً یک اشتباه بزرگی بوده که از طرف نخبگان ما شکل گرفته و این اشتباه را البته در چند روز کوتاه ما هم این اشتباه را تأکید می‌کردیم و تکرار می‌کردیم. اما این اشتباه اشتباهی  بوده که ضربه‌های بسیار بزرگی به کشور زده...&#187;  ***  اما به گفته‌ی نهادهای حقوق بشری و گفته‌های مدافعان حقوق بشر، این‌که افرادی اعتراف می‌کنند، تحت شرایط خاصی اعتراف می‌کنند؛ مثلاً&#160; آدمی که قبل از این‌که برود زندان، می‌گوید تقلب گسترده در انتخابات بوده و با اصطلاح خود آقای ابطحی &#171;کودتای سفید&#187; بوده، بعد از این‌که می‌رود زندان و چند هفته‌ای را در زندان می‌گذراند، حرف‌های خودش را کاملاً تکذیب می‌کند و می‌گوید اشتباه کرده و اصلاً تقلبی در کار نبوده و...   اما تحت چه شرایطی است که افراد این‌قدر تغییر می‌کنند؟    موضوع برنامه‌ نگاه تازه، افراد شکنجه‌شده نیست، بلکه این بار، &#171;نگاه تازه&#187; نگاه متفاوتی دارد و می‌خواهد بداند که  شکنجه‌گرها  تحت چه شرایطی و به چه علتی شکنجه می‌دهند؟  چه‌طور می‌شود که آدمی که یک آدم معمولی است در جامعه و ممکن است اگر در کشور دیگری مثلاً یک کشور اروپایی می‌بود، شغل و زندگی کاملاً متفاوت می‌داشت، یک‌باره گرایش خاصی پیدا می‌کند و تبدیل می‌شود به شکنجه‌گر یا می‌رود توی خیابان و به روی مردم تیر شلیک می‌کند؟  با توجه به این‌که این شکنجه‌گرها ممکن است پدر هم باشند، ممکن است مادر هم باشند، در نتیجه، تضادی به وجود می‌آید که تضاد بسیار شدیدی هم هست.  یک روان‌شناس آمریکایی در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰ شمسی)، آزمایش بسیار جالبی کرده و نشان داده که آدم‌های خوب و معمولی هم اگر تحت شرایط بد قرار گیرند، می‌توانند به آدم‌های بد تبدیل شوند و می‌توانند دژخیم و جلاد و شکنجه‌گر شوند. در نتیجه، این فضا و محیط است که روی آدم‌ها تأثیر می‌گذارد.  با پروفسور  فیلیپ زیمباردو استاد بازنشسته‌ی دانشگاه استنفورد و رئیس سابق انجمن روان‌شناسان آمریکا  گفتگو کرده‌ایم.     &#160;آقای زیمباردو! ابتدا کمی درباره‌ی آن پژوهشی که در سال ۱۹۷۱ انجام داده‌اید توضیح بدهید.    پرفسور زیمباردو:  در سال ۱۹۷۱، من علاقه‌مند شدم بررسی کنم ببینیم اگر آدم‌های خوب را در محیط بد بگذاریم، چه اتفاقی می‌افتد. برای این کار، ما تعدادی دانشجوی معمولی را که در سلامت کامل به‌سر می‌بردند از سرتاسر آمریکا جمع کردیم. از آن‌ها تست شخصیت گرفتیم و به‌صورت اتفاقی تعدادی از آن‌ها را به‌عنوان &#171;زندانی&#187; و تعدادی را به‌عنوان &#171;زندانبان&#187; انتخاب کردیم.   بعد آن‌ها را توی فضایی گذاشتیم که خودمان آن فضا را شبیه &#171;زندان&#187; درست کرده بودیم و سعی کردیم شرایطی را که در بسیاری از زندان‌های جهان حاکم است در آن‌جا ایجاد کنیم؛ مثل وضعیت درماندگی که زندانی‌ها در آن به‌سر می‌برند و قدرتی که زندانبان‌ها از آن برخوردارند.  می‌خواستیم ببینیم آیا خوبی انسان‌ها می‌تواند در یک مکان بد، بر جنبه‌ی شرورانه‌ای که در آن‌ها وجود دارد غلبه کند یا برعکس؟ متأسفانه این پژوهش را که قرار بود به مدت دو هفته انجام شود، من مجبور شدم بعد از شش روز متوقف کنم چون همه چیز از کنترل خارج شده بود. زندانبان‌ها رفتار خشن و سادیستی از خود نشان می‌دادند و جوان‌هایی که تا چند روز پیش سالم بودند، یک‌دفعه واکنش‌ها و ضعف شدید عصبی از خود نشان می‌دادند. این پژوهش قدرت &#171;موقعیت&#187; را نشان می‌دهد که می‌تواند بر بهترین آدم‌ها هم غلبه کند. نتیجه‌گیری ما از این پژوهش این بود که &#171;نهاد&#187;ها می‌توانند باعث فساد و انحراف انسان‌ها شوند. این &#171;نهاد&#187;ها هم می‌توانند &#171;زندان&#187; باشند و هم می‌توانند نهادهای آموزشی، سیاسی و حتی در مواردی خود خانواده باشند.   &#160;آیا می‌شود از حرف‌های شما این‌طور نتیجه گرفت که در وجود ما یک &#171;شیطان&#187; کوچک نهفته است؟     نه. ببینید، پیام این پژوهش این بود که ما هیچ‌کدام &#171;خوب&#187; یا &#171;بد&#187; زاده نمی‌شویم، بلکه همگی دارای قالب‌های روانی‌ای هستیم که می‌توانند با چیزهای خوب یا بد پر شوند. ما پتانسیل خوب یا بد را در درون خودمان داریم و آن چیزی که باعث می‌شود این پتانسیل فعال شود محیطی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. اگر شما توی ایران بزرگ بشوید و طرفدار حکومت باشید،افراد معترض را شرور می‌دانید. از طرف دیگر، نیروی اپوزیسیون دولت را فاسد و غیرقانونی و ناموجه می‌داند.   &#160;آقای زیمباردو! افرادی که در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده‌اند الان ظاهراً تحت فشار اعترافاتی کرده‌اند که این اعترافات این روزها از تلویزیون ایران پخش می‌شود. چرا افرادی که در یک جامعه بزرگ و تربیت شده‌اند این‌قدر متفاوت‌اند؟ یک عده معترض به دولت و گروهی دیگر طرفدار حکومت‌اند که حاضرند شلیک کنند به سمت معترضان و آن‌ها را شکنجه بدهند...     &#171;مغز انسان قابلیت عجیبی برای توجیه همه چیز دارد، توجیه قتل، توجیه شکنجه... شکنجه‌گر یا جلاد در زندان هم همین کار را انجام می‌دهد؛ یعنی از نظر روانی خودش را متقاعد می‌کند که زندانی انسان نیست، پست‌تر از انسان است و برای همین حقش است که شکنجه شود و حقش است که کشته بشود.&#187;  فیلیپ زیمباردو  من موضوع &#171;شکنجه&#187; را در برزیل بررسی کرده‌ام. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، دولت‌های نظامی فاشیست در سرتاسر آمریکای لاتین به قدرت رسیدند. آن‌ها با سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها دشمنی داشتند و متأسفانه آمریکا از این دولت‌ها حمایت می‌کرد چون دوره‌ی جنگ سرد بود و هر کس که با کمونیسم و سوسیالیسم مخالف بود متحد آمریکا محسوب می‌شد. ما با دولت منتخب مردم ایران به‌رهبری مصدق هم مخالفت کردیم. این به این معناست که وقتی آدم‌ها به قدرت می‌رسند، خودشان را محق و موجه می‌دانند و هر کسی را که باهاشان مخالفت می‌کند دشمن می‌دانند؛ حتی هموطن‌های خودشان را دشمن به حساب می‌آورند. در برزیل هم که من کار پژوهشی‌ام را انجام دادم پلیس این به‌اصطلاح &#171;دشمنان&#187; را می‌کشت و شکنجه می‌کرد و این &#171;دشمنان&#187; کسی نبودند جز هموطنان برزیلی همان مأموران پلیس، منتها با گرایش سوسیالیستی‌ای که داشتند. این موضوع در مورد بسیاری از کشورها به‌خصوص در آمریکای لاتین مصداق دارد و الان هم دارد اتفاق می‌افتد.   منظورتان این است که اگر کسی امروز در جامعه‌ی ایران به‌عنوان &#171;بازجو&#187; و &#171;شکنجه‌گر&#187; کار می‌کند، اگر مثلاً در جامعه‌ای مثل سوئیس بزرگ می‌شد احتمالاً یک &#171;بانکدار&#187; موفق می‌شد؟   بله. هرکسی می‌تواند &#171;شکنجه‌گر&#187; بشود. مسأله مسأله‌ی توجیه است. مغز انسان قابلیت عجیبی برای توجیه همه چیز دارد، توجیه قتل، توجیه شکنجه... برای مثال، هر وقت ما می‌رویم جنگ، برای خودمان توجیه می‌کنیم، می‌گوییم ملت می‌گوید یک دلیل خوب برای رفتن به جبهه وجود دارد. شکنجه‌گر یا جلاد در زندان هم همین کار را انجام می‌دهد؛ یعنی از نظر روانی خودش را متقاعد می‌کند که زندانی انسان نیست، پست‌تر از انسان است و برای همین حقش است که شکنجه شود و حقش است که کشته بشود. نازی‌ها هم همین کار را در مورد یهودی‌ها انجام دادند؛ آن‌ها برای این‌که یهودی‌ها را قتل‌عام کنند، مردم را متقاعد کردند که یهودی‌ها از انسان پست‌ترند. وقتی این اتفاق در ذهن مردم افتاد، آن وقت، آدم با طرف مقابل مثل &#171;حشره&#187; برخورد می‌کند. این اتفاق در رواندا هم افتاد: دولت رواندا اعلام کرد که اعضای قوم توت‌سی مثل سوسک هستند! خُب، وقتی سوسک وارد خانه‌ی شما می‌شود، شما چه‌کار می‌کنید؟ می‌کشیدش. این‌طوری شد که ظرف صد روز، مردم حدود هشت‌صد هزار توت‌سی را که در همسایگی‌شان زندگی می‌کردند کشتند. پس می‌بینیم که این پتانسیل در هر آدمی هست و فقط به ایران محدود نمی‌شود.   من باز هم متوجه نشدم. چرا ما این‌قدر آدم‌های متفاوت در یک جامعه داریم؟   اکثر جوامع جهانی دسته‌بندی &#171;چپ&#187; و &#171;راست&#187; دارند و دچار تفرقه‌اند. هنگامی این شکاف و اختلاف تشدید می‌شود که مردم بگویند آن‌چه دارد اتفاق می‌افتد ناعادلانه است. شما ممکن است در یک حزب اقلیت باشید و در انتخاباتی بازنده بشوید یا ممکن است شغل‌تان را از دست بدهید، ولی اگر احساس کنید این انتخاباتی که در آن شکست خورده‌اید یا رقابت شغلی‌ای که در آن بازنده شده‌اید عادلانه بوده نتیجه را می‌پذیرند. مردم در تمام دنیا، به‌خصوص امروز در ایران با احساس &#171;بی‌عدالتی&#187; مخالفت می‌کنند.   &#160;شما اشاره کردید که این قدرت &#171;شرایط&#187; و &#171;موقعیت&#187; است که باعث می‌شود آدم‌های &#171;خوب&#187; وقتی در جای &#171;بد&#187; قرار بگیرند، به آدم بدی تبدیل بشوند. حالا آیا راهی برای مقاومت و مقابله با شرایط بد وجود دارد؟   کاری که من می‌کنم این است که در باره‌ی این موضوع کتاب می‌نویسم و سخنرانی می‌کنم. من کتابی نوشته‌ام با عنوان &#171;تأثیر شیطانی: فهم این‌که چگونه انسان‌های خوب شیطانی می‌شوند؟&#187; نخستین گام این است که آدم‌ها را آگاه کنیم که بفهمند چقدر عبور از مرز بین &#171;خوبی&#187; و &#171;شرارت&#187; آسان است. با پذیرش نقش در حکومتی که مدافع ایدئولوژی‌ای است که سوءاستفاده از قدرت را توجیه می‌کند، عبور از این مرز به‌آسانی انجام می‌شود. آدم‌ها باید بفهمند که برای همه آسان است که به &#171;شیطان&#187; تبدیل بشوند. این نخستین گام برای مقابله با این تغییر و تبدیل است. اپوزیسیون ایران باید به شکنجه‌گرها بگوید که: خوب فکر کنید ببینید شما کی هستید؟ مادر شما هیچ‌وقت نمی‌خواست شما شکنجه‌گر باشید، زن و بچه‌هایی را شکنجه کنید و بکشید که فقط می‌خواهند دولت دیگری سر کار بیاید. افرادی که با اسلحه شما را تهدید نمی‌کنند، بلکه تنها با تفکراتشان شما را به چالش کشیده‌اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 12 Aug 2009 12:59:44 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/81FE7C7E-7F19-408C-A5F8-E257CD801FCA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شکنجه؛ &#171;هدف، نابود کردن انسانیت قربانی است&#187;</title>
            <description>شکنجه و اعتراف دوباره به یکی از موضوعات داغ در ایران تبیدل شده است، به خصوص با تشکیل دادگاه‌های اخیر برای محاکمه کسانی که مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی آن‌ها را &#171;اغتشاش‌گران&#187; پس از انتخابات نامیده‌اند. کسانی که پس از تحمل چند هفته زندان ناگهان دربرابر دوربین‌های تلویزون ایران &#171;اعتراف&#187; کردند. وقتی شکنجه‌ای در کار است، چه تحولاتی در ذهن شکنجه‌گر اتفاق می‌افتد که دیگران را آزار و اذیت کنند؟این روزها، اعترافات متهمان به‌اصطلاح &#171;اغتشاشات&#187;، همان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در محاکمات دسته‌جمعی، پخش می‌شود. تعدادی از این متهمان افرادی سرشناس‌اند؛ مثلاً در دولت آقای خاتمی پست و مقام‌های مهمی داشته‌اند؛ از جمله محمدعلی ابطحی که رئیس دفتر و معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بوده است...  در بخشی از نگاه تازه در گفت‌وگو با پ روفسور فیلیپ زیمباردو استاد بازنشسته‌ی دانشگاه استنفورد و رئیس سابق انجمن روان‌شناسان آمریکا ، به &#171;ذهنیت&#187; شکنجه‌گر و فرایندی که سبب مب‌شود دست به چنین کاری بزند پرداختیم.  و این بار باز هم برای این‌که ببینیم چه مکانیسم‌ها و تحولاتی در ذهن آدم‌ها اتفاق می‌افتد که به خودشان اجازه می‌دهند دیگران را آزار و اذیت کنند و شکنجه‌شان کنند، برویم سراغ دکتر  نورایمان قهاری، روان‌شناس بالینی و متخصص شکنجه و آسیب‌دیدگی روانی در آمریکا .   &#160;خانم قهاری گر ممکن است برایمان توضیح بدهید که چه‌طور است آدم‌هایی که خیلی معمولی‌اند، آدم‌هایی که مثلاً پدر خانواده هستند، بچه دارند، هر روز بهش محبت می‌کنند، برایش هدیه می‌خرند، همسر مهربانی هستند، فامیل دارند، با پدر و مادرشان و با دوستانشان خوب‌اند، یک‌دفعه در محیطی قرار می‌گیرند که حاضر می‌شوند در نقش مثلاً شکنجه‌گر کار کنند و به آدم‌هایی آزار برسانند؟   من فکر می‌کنم همه‌ی مردم به‌طورکلی برای جواب دادن به نیازهای روحی و روانی‌شان به پناهگاهی احتیاج دارند که با توسل به آن بتوانند امید به زندگی را همیشه برای خودشان تقویت کنند و زخم‌ها و آلام خودشان را التیام دهند. هر مذهب یا ایده‌ئولوژی‌ای که در این رابطه بتواند نقش و جایگاه این پناهگاه را به عهده بگیرد، می‌تواند در اذهان مردم تبدیل به یک باور بشود.   حالا اگر فرد یا گروهی با شناخت از این پدیده که مردم این احتیاجات را دارند، بتواند دیدگاه و افکار خودش را به‌عنوان پناهگاهی بهتر به باور آن‌ها تبدیل کند می‌تواند از گرایش بخش بزرگی از مردم رو به مذهب، ایده‌ئولوژی یا سیاست‌های خود بهره بگیرد. و می‌توانیم ببینیم که چه‌طور مردم می‌توانند کلاً به هر دیدگاه یا ایده‌ئولوژی مثل فاشیسم، لیبرالیسم، کمونیسم، حزب‌الله تا حتی اصلاح‌طلبی گرایش پیدا کنند.   حالا ایدئولوژی یا باوری که حق مطلق را در یک جامعه پیدا می‌کند برای این‌که خودش را و قدرتش را به اثبات برساند و تحقق ببخشد، مجبور است برای حفظ قدرت و منابع مادی خودش گروه‌های دیگری را زیر ضرب ببرد و به این وسیله از سلاح‌هایی که به آن‌ها &#171;سلاح‌های جنگ روانی&#187; می‌گوییم استفاده می‌کند. و این &#171;سلاح‌های جنگ روانی&#187; نه تنها برای تضعیف آن گروه‌های مخالف هستند که به آن‌ها بقبولاند که این گروه‌ها رهبرانی دارند که بی‌لیاقت هستند و قبل از این‌که این گروه‌ها مبارزه را شروع کنند، سلاح‌شان را زمین بگذارند، به مردم عادی در جامعه این باور را نیز القا می‌کند که این گروه‌ها مادون بشریت هستند.   یعنی در جامعه‌ی ایران مثلاً در سی سال گذشته، ما می‌شنویم که به افراد مخالف از گروه‌های متفاوت اقلیت‌های قومی و مذهبی و غیره، القابی مثل &#171;مفسد فی الارض&#187;، &#171;منافق&#187;، &#171;محارب با خدا&#187; و &#171;ضدانقلاب&#187; و دیگر القاب تحقیرآمیز داده می‌شود و کسانی که در ضمن با توسل به این ایده‌ئولوژی برتر (که در ایران &#171;مذهب&#187; است)، به آن وعده‌ی دنیای بهتر و به‌اصطلاح به‌طور مشخص در ایران به &#171;کلید بهشت&#187; چشم دوخته‌اند و باور دارند با پیوستن به آن گروه می‌توانند به خودشان التیام ببخشند و برای خودشان مقام برتری در جامعه کسب کنند، ولی مکانیسم‌های روانی‌ای که در این‌جا کار می‌کند از این قبیل‌اند که این افراد در خشونت وارد آوردن و یا سرکوب گروه‌های دیگر اول این باور را دارند که این گروه‌ها مادون بشر هستند و در حقیقت، بر ضد جامعه، بر ضد این اید‌ئولوژی برتر هستند.   هر قدر این‌ها بیشتر خشونت اعمال می‌کنند، بیشتر باور می‌کنند که این‌ها مادون بشریت هستند، برای این‌که باید بتوانند فاصله بگیرند از این خشونتی که دارد اعمال می‌شود، چون همان طورکه در ابتدا گفتید این‌ها پدرهایی هستند که به بچه‌های خودشان محبت می‌کنند یا زندگی عادی را خارج از محیط زندان و سرکوب پیش می‌برند.   ولی آیا تمام افراد شکنجه‌گر و سرکوبگر به اید‌ئولوژی حاکم معتقدند؟ آیا افرادی هم هستند که با انگیزه‌ی دیگری مثل انگیزه‌ی مالی و مادی و پیشرفت شغلی دست به این کار بزنند؟   بله. من اول هم گفتم که اصلاً باور من این است که خشونتی که اعمال می‌شود بر سر منابع طبیعی و منابع مادی و کسب قدرت است، منتها این‌که شما چه‌طور بتوانید این خشونت را توجیه کنید، مکانیسم‌های روانی‌ای را باید به کار ببرید که به شما بتواند اجازه بدهد که خون دیگری را بریزید یا ساعت‌ها بتوانید به یک نفر شلاق بزنید.   یعنی این در طبیعت (سرشت) انسان وجود ندارد و باید با خودش مقابله کند؟ یعنی اذیت می‌شود آدم؟   باید فاصله بگیرد. البته ما می‌دانیم انسان‌هایی هستند که خشن‌تر از انسان‌های دیگرند و در ضمن، فرهنگ خانوادگی مردم و فرهنگ اجتماعی ما که در حقیقت &#171;فرمانبری&#187; را تشویق می‌کند هم در این‌جا نقش بازی می‌کند.     &#171;هدف نهایی شکنجه به نابودی کشیدن شخصیت قربانی و انسانیت اوست؛ یعنی این‌که قربانی را از تمام باورها و هویت خودش خالی کنند و چیزی را که خودشان می‌خواهند جایگزین آن کنند. هدف دیگر شکنجه در حقیقت این است که با اعماال درد و رنج در فرد، جامعه را به خاموشی بکشانند.&#187;  دکتر نورایمان قهاری  البته مفهومی هم در روان‌شناسی تحت عنوان &#171;سادیسم&#187; وجود دارد. یعنی افرادی هم وجود دارند که از آزار و اذیت دیگران لذت می‌برند. درست است؟   حتماً هست. من در مورد مسئله‌ی شکنجه‌گران یا سرکوبگران به‌طور مشخص تحقیقی در این مورد ندیده‌ام، ولی می‌توانم تصور کنم که حتماً کسانی هستند که از انجام این‌گونه کارها ممکن است لذت برند؛ لذت‌های فردی و شخصی...   &#160;علاوه‌بر این‌که آدم مثلاً کتک می‌خورد، شلاق می‌خورد، شوک الکتریکی بهش می‌دهند یا ناخن‌هایش را می‌کشند، به‌هر صورت دردی به او وارد می‌شود که ممکن است مدتی، چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. چه تأثیرات بلندمدتی این واقعه و اتفاق روی زندگی آن فرد می‌گذارد؟   هدف نهایی شکنجه را نباید فراموش کنیم. هدف نهایی شکنجه به نابودی کشیدن شخصیت قربانی و انسانیت اوست؛ یعنی این‌که قربانی را از تمام باورها و هویت خودش خالی کنند و چیزی را که خودشان می‌خواهند جایگزین آن کنند. هدف دیگر شکنجه در حقیقت این است که با اعماال درد و رنج در فرد، جامعه را به خاموشی بکشانند؛ یعنی در جوامع استبدادی، از شکنجه به‌عنوان یکی از موفق‌ترین سلاح‌ها برای ضدیت با آزادی و دموکراسی استفاده می‌شود.   ولی این‌که آیا روی شخص چه تأثیرات درازمدتی دارد، تحقیقات و کار فردی با قربانیان نشان می‌دهد که به‌هرحال تأثیرات جسمی شکنجه تا درازمدت باقی می‌ماند؛ زخم‌هایی که جایشان باقی است؛ شکستگی‌هایی که خوب نمی‌شود؛ ضربه‌هایی که به مغز وارد شده می‌تواند تا آخر عمر با قربانی باقی بماند و همین‌طور خاطره‌ی آن شکنجه‌ها می‌تواند هر لحظه در ذهن قربانی یا بهتر است بگویم &#171;جان به در بُرده&#187; زنده شود.   اما چه‌طور ممکن است افرادی که خودشان تجربه‌ی زندان و شکنجه دارند، در زمان و شرایط دیگری، خودشان هم به شکنجه‌گر تبدیل بشوند؟ دقیقاً نمونه‌ی این‌گونه افراد را در ایران داشته‌ایم. پیش از انقلاب افرادی در زندان بودند. بعد از انقلاب همین افراد شدند زندانبان یا بازجو ...   در این مورد دو چیز عمل می‌کند. یکی وقتی یک نفر آسیب دیده و زجری را متحمل شده، آن فرد اعتمادش را به افراد یا گروه‌های دیگر و شاید جهان به‌طورکلی از دست می‌دهد، یعنی در اعتمادش به خودش حتی و افراد دیگر جهان تزلزل پیدا می‌شود و ممکن است عکس‌العملش نسبت به کسانی که با او مخالفتی دارند شدید باشد؛ شدیدتر از عکس‌العمل افراد عادی دیگر باشد. و مسئله‌ی دیگر هم همان است که اول راجع به آن صحبت کردیم و آن کاربرد باورهاست؛ یعنی این‌که باور من به من می‌گوید که کسی را که دارم شکنجه می‌کنم در حقیقت حقش است که این کار را روی او انجام بدهم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Ghahari/1797906.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Ghahari/1797906.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 12 Aug 2009 12:41:00 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/63762c7c-60a7-4594-8d79-0944e212fd31_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کهریزک؛ چند سوله به هم پیوسته در گرمای کشنده کویر</title>
            <description>کهريزک منطقه‌ای است در جنوب شهر تهران که در روزهای اخير به دليل نگهداری شماری از بازداشت‌شدگان دراعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوری مورد توجه قرار گرفته است.کهريزک منطقه‌ای است در جنوب شهر تهران که در روزهای اخير به دليل نگهداری شماری از بازداشت‌شدگان در اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوری مورد توجه قرار گرفته است.   در روزهای گذشته در پی انتشار خبر کشته شدن محسن روح‌الامينی، فرزند مشاور محسن رضايی، که ظاهراً در بازداشتگاه کهريزک جان باخته است آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، دستور تعطيلی اين بازداشتگاه را صادر کرد.  يکی از مسئولان دادگستری تهران می‌گويد بازداشتگاه کهريزک زير نظر سازمان زندان ها نبوده است. دادگستری تهران و نيروی انتظامی اين مطلب را تکذيب می کنند و می گويند قوه قضاييه بر اين محل نظارت داشته است.   دليل مطرح شدن اين سخنان ضد و نقيض چيست و چرا نهادهای رسمی در ايران می کوشند از اين بازداشتگاه فاصله بگيرند و در قبال آن از خود سلب مسئوليت کنند؟  نعمت احمدی، وکيل دادگستری درتهران، در مورد شرايط بازداشتگاه کهريزک به راديو فردا می‌گويد: &#171;به اين مکان نمی‌توان عنوان بازداشتگاه داد. در گرمای کشنده کوير جنوبی تهران چند سوله به هم پيوسته را برای کاری در نظر گرفته بودند و بعد اين مکان را در اختيار نيروی انتظامی قرار می‌دهند. موکلينی داشتم که وقتی از آنجا بيرون آمدند و وارد انفرادی‌های اوين شدند، آن را در مقايسه با سوله‌های کهريزک بهشت می‌دانستند. سازمان زندان‌ها که بر حسب قانون بايد متولی زندان‌ها باشد، آنجا را فاقد استاندارد اوليه نگهداری متهمان يا محکومان دانسته و هيچ نهادی سرپرستی آن را به عهده نگرفته است&#187;.  اما به گفته مهدی محموديان، فعال حقوق بشر در تهران، اين بازداشتگاه دو سال پيش در جريان طرح امنيت اجتماعی تأسيس شد و از همان ابتدا وضعيت اسفناکی داشت.  مهدی محموديان در اين زمينه به راديو فردا می‌گويد: &#171;بازداشتگاه کهريزک دو سال پيش برای طرح مبارزه با اراذل و اوباش توسط پليس تهران تأسيس شد و اسم آن را در ابتدا کمپ گذاشته بودند و فاقد هر گونه امکانات بهداشتی و انسانی بود. آنجا در ابتدا چند سوله بود که داخل اين سوله‌ها کانتينر گذاشته بودند و به طور عادی شش تا هفت نفر می‌توانستند داخل اين کانتينرها زندگی دارند، اما زمانی که طرح ارتقای امنيت اجتماعی در تهران شکل گرفت در هر کدام از اين کانتينرها بين ۲۰ تا ۴۰ نفر را به زور جا دادند.&#187;  وی در ادامه می‌افزايد: &#171;نور اين سوله‌ها حداقل حالت ممکن بود و فقط از چند سوراخ به اندازه سکه ۱۰۰ ريالی نور می‌گرفت و راه تنفسی هم به جز همان سوراخ‌ها وجود نداشت و بازداشت‌شدگان مجبور بودند نوبتی بروند و تنفس کنند. اين سوله‌ها مجهز به دستشويی نبود به همين دليل ظرف بزرگی را گذاشته بودند و افراد مجبور بودند کارهای بهداشتی خود را همان جا انجام دهند. همچنين يک بشکه آب در اين کانتينرها بود که از آن استفاده می‌کردند. در آنجا روزی دو وعده غذا می‌دادند آن هم به مقدار بسيار ناچيز، مثلاً يک وعده آن يک يا دو عدد سيب زمينی بود و روزی چهار حبه قند هم به هر کدام از زندانی‌ها می‌دادند&#187;.  مقامات دولتی جمهوری اسلامی دليل تعطيلی بازداشتگاه کهريزک را استاندارد نبودن و عدم امکانات اعلام کردند. اين در حالی است که مهدی محموديان از فعالان حقوق بشر، دليل مهم‌تری را به عامل کمبود امکانات می‌افزايد: &#171;خوشبختانه بازداشتگاه کهريزک تغييرات زيادی کرده و شرايط نسبت به آن موقع بهتر شده بود، با اين تفاوت که ضرب و شتم‌ها و خشونت به شدت بالا رفته بود&#187;.  محمد خاتمی، رئيس جمهوری سابق ايران، هم اين ديدگاه را تأييد کرده و از وقوع جنايت‌ها سخن گفته است. مقامات رسمی ايران کشته شدن سه نفر را در اين بازداشتگاه تأييد کردند، اما به گفته فعالان حقوق بشر آمار واقعی بسيار بيش از اين است.  مهدی محموديان در اين باره می‌گويد: &#171;بر اساس گفته‌های چند نفری که از اين بازداشتگاه بيرون آمده‌اند و من موفق شدم با آنها صحبت کنم، در آنجا حداقل روزی يکی دونفر کشته شده‌اند&#171;.  ظاهراً همين وقايع است که سبب شده مقامات نيروی انتظامی و قضايی بکوشند تا مسئوليت اداره بازداشتگاه کهريزک را به شانه ديگری بيندازند.  مهدی محموديان، فعال حقوق بشر در تهران، می‌گويد او دو سال پيش در بحبوحه اجرای طرح امنيت اجتماعی و مبارزه با به اصطلاح اراذل و اوباش، اين کار را گامی برای مقابله با فعالان سياسی خوانده است؛ يعنی کاری که امروز در ايران جريان دارد.  آقای محموديان با تأکيد بر اشتراکات شگفت‌انگيز ميان آن طرح با موج سرکوب فعالان سياسی و مدنی و دستگيری گسترده معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری در هفته‌های اخير می‌گويد: &#171;برخی از کسانی که به اسم اراذل و اوباش دستگير شدند و در بازداشتگاه کهريزک يا ساير زندان‌ها نگهداری شده و بعدها آزاد شدند، در حال حاضر در همان بازداشتگاه کهريزک و جاهای ديگر مشغول نگهبانی و نگهداری افرادی هستند که اخيراً بازداشت شده‌اند. شايعاتی وجود دارد که فرماندهان ارشد، حدود ۱۵۰ نفر از به قول خودشان اراذل و اوباش را جهت مبارزه با به گفته آنها اغتشاشات سازمان‌دهی کرده‌اند&#187;.  عليرضا بهشتی، فرزند آيت‌الله بهشتی و مشاور ميرحسين موسوی، نيز در گفت‌وگو با سايت خبری فراکسيون خط امام در مجلس شورای اسلامی اين ادعا را تأييد کرده است. به گفته او از افرادی که دو سال پيش دولت آنها را اراذل و اوباش می خواند، حتی برای شکنجه بازداشت‌شدگان نيز استفاده شده است.  رضا، کسی که در هفته های اخير در تهران بازداشت شده بود نيز در گفت‌وگو با راديو فردا مطلب مشابهی را بيان می‌کند: &#171;چند نفر از اين قاتلين به خصوص فردی که به او پابند الکترونيکی زده بودند و شب قبل پنج نفر را کشته بود، به اداره آگاهی انتقال داده بودند و او را مسئول بازداشت‌شدگان کرده بودند که از محدوده تعيين‌شده تکان نخورند&#187;.  با صدور دستور تعطيلی بازداشتگاه يا همان سوله کهريزک، فعالان حقوق بشر از وجود بازداشتگاه‌های بی‌نام و نشان ديگری هم سخن می‌گويند؛ بازداشتگاه‌هايی که برخی از بازداشت‌شدگان اخير روزهای بسيار دشواری را در آنجا سپری کرده‌اند.   رضا يکی از همين افراد است و در اين باره می‌گويد: &#171;من جزو گروهی بودم که ساعت سه نيمه شب چشمانمان را بستند، سوار اتوبوس کردند، سرمان را زير صندلی گذاشتند و به دروغ به ما گفتند شما را می‌بريم کهريزک. می‌دانم از ميدان انقلاب تا کهريزک چقدر راه است، اما ما را جايی بردند که به طور قطع کهريزک نبود و من نمی‌دانم چرا دروغ می‌گفتند&#187;.  اما تشابهاتی ميان اين بازداشتگاه‌های بی‌نام و نشان با بازداشتگاه تعطيل شده کهريزک وجود داشته و آن نحوه برخورد با مهتمان است.  رضا وضعيت بازداشت‌شدگان را چنين توضيح می‌دهد:&#171; خدا شاهد است داخل يک حياط آسفالت زير آفتاب داغ، جوانانی که در تجمعات بازداشت شده بودند و به شدت کتک خورده بودند، با بدن‌های کاملاً زخمی و لخت روی آسفالت برای يک قطره آب التماس می‌کردند در حالی که فاصله شير آب با اينها بيشتر از ۱۰ متر نبود، اما اجازه نمی‌دادند حتی يک قطره آب بخورند. اينها را با زخم ناشی از سوختگی روی آسفالت داغ می‌خواباندند&#187;.  مهدی محموديان حتی وضعيت در بازداشتگاه کهريزک را بهتر از بازداشتگاه‌هايی می‌داند که کسی از آنها نامی نمی‌برد و معتقد است: &#171;‌اکنون کهريزک در قبال بازداشتگاه‌های ديگری که اخبار آن می‌رسد، جزو مکان‌های خوب است. ما بازداشتگاه‌هايی داريم که نامی از افرادی که در آن هستند به هيچ جا اعلام نشده است به طور مثال می‌توانم به بازداشتگاه پاسارگاد در جنوب غربی تهران و بازداشتگاه علی آباد اشاره کنم. اين بازداشتگاه‌ها در اختيار نهادهای نظامی هستند و هيچ نشانی از افرادی که در آنجا نگهداری می‌شوند، در دست نيست&#187;.  عدم دسترسی نهادهای مدنی و مستقل به بازداشتگاه‌ها و عدم پيگرد و مجازات عاملان برخورد غير قانونی و غير انسانی با بازداشت‌شدگان از جمله دلايلی است که به گفته فعالان حقوق بشر تضمينی برای ادامه بقای چنين بازداشتگاه‌هايی در جمهوری اسلامی است؛ بازداشتگاه‌هايی که در آنها نه قانون بلکه سليقه شخصی حاکم است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Kahrizak_Preson_story/1790870.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Kahrizak_Preson_story/1790870.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 02 Aug 2009 18:38:05 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2613FB55-743B-4C65-8986-0A81A75CF551_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سوگ و اعتراض</title>
            <description>اعتراض‌ها به نتایج اعلام شده انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران همچنان ادامه دارد... تولید و تولد ترانه‌های معترض‌هم همچنان ادامه دارد و حتی خوانندگان غیر‌ایرانی هم به این موج جنبش اعتراضی پیوسته‌اند و آثار متنوعی خلق کرده‌اند.          نماهنگ &#171;نترسون&#187; از تازه‌ترین آثار داریوش   اعتراض‌ها به نتایج اعلام شده انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران همچنان ادامه دارد... تولید و تولد ترانه‌های معترض‌هم همچنان ادامه دارد و حتی خوانندگان غیر‌ایرانی هم به این موج جنبش اعتراضی پیوسته‌اند و آثار متنوعی خلق کرده‌اند.  اما در گرما‌گرم اعتراض ها، حوادث ناگوار و اسفناک دیگری هم از خارج از وقایع خون‌بار به وقوع پیوست که یکی از آنان حادثۀ دلخراش هواپیمای متعلق به &#171;کاسپین ایر&#187; بود که ۱۶۹ انسان را در آسمان قزوین در آنی به خاکستر تبدیل کرد.  در این هواپیما کنار شهروندان ایران و ارمنستان، تعدادی از اعضای تیم جوانان جودوی ایران و نماینده مجلس ارمنی‌های شمال ایران و نیز یک موسیقی‌دان نام‌دار ایران هم بود که آهنگ‌های او را بارها شنیده‌ایم و لذت برده‌ایم. یعنی عبدی یمینی.  عبدی یمینی فعالیت‌های هنری خود را از دهۀ هشتاد میلادی با تشکیل گروهی همراه آرمیک آغاز کرد. او که در وین و لندن موسیقی کلاسیک آموخته بود در دنیای موسیقی پاپ آثار زیادی برای اغلب خوانندگان ایرانی ساخت که یکی از مشهورترین آن‌ها شاید آلبوم &#171;امان از&#187; با صدای داریوش باشد.  عبدی و داریوش و شهیار قنبری مثلث هنری متفاوتی را در عرصۀ موسیقی پاپ ایرانی ایجاد کردند که به نوعی یاد‌آور مثلث هنری &#171;اسفندیار منفرد‌زاده، فرهاد و شهیار قنبری&#187; بود در نسل پیش.  موسیقی عبدی یمینی هم را می‌توان در نسل جدید &#171;موسیقی معترض&#187; تعریف کرد. موسیقی عبدی یمینی، هم متفاوت بود؛ هم جدی بود و هم معترض. از آثار دیگر او می‌توان به &#171;به بچه‌هامون چی بگیم؟&#187; (با صدای داریوش)، &#171;به تکرار غم نیما&#187; (با صدای داریوش) و ترانه‌های بسیار مشهوری چون &#171;نون و پنیر و سبزی&#187; (با صدای ابی و داریوش) اشاره کرد. او آثار دیگری نیز برای هاتف و منصور و دیگر هنرمندان ساخته که همه نگاه متفاوت و جدی او را به موسیقی پاپ ایرانی نشان می‌دهند.  به سراغ دو یار عبدی یمینی می‌رویم: به سراغ داریوش و شهیار قنبری.  نخست، نظر شهیار قنبری را پیرامون آلبوم &#171;امان از&#187; می‌پرسیم که برخی می گویند  از بهترین‌های پس از انقلاب است.          &#171;عبدی یک موسیقی دان &#171;تصادفی&#187; نبود. عبدی همه‌ی زندگی‌اش را وقف موسیقی کرده بود.&#187;   شهیار قنبری:  بی‌تردید! بی‌تردید! من عبدی بزرگ را، عبدی یمنی را که واقعاً یکی از بزرگان هنر ایران است در لوس آنجلس شناختم. تازه از پاریس آمده‌بودم و در این آشفته بازار غم‌انگیزی که اینجاست، عبدی را مانند گلی در شوره زار پیدا کردم و از آشنائی‌اش سرمست شدم. به ویژه این که خطوط مشترکی هم داشتیم. مثل زندگی در بریتانیای نه چندان کبیر، عشق به موسیقی جهان،  و فاصله‌ای که با بسیاری از همکاران هنرمندان‌مان در لوس آنجلس داشتیم، باعث شد که ما بیشتر به هم نزدیک بشویم.  اولین جرقه‌های این نزدیکی بر می‌گردد به سال ۱۹۹۱ که &#171;فرفره‌های بی‌باد&#187; و ترانه &#171; خانگی&#187; با صدای منصور را تهیه کردیم. آغاز کار منصور بود و هر‌دومان به‌اش امید داشتیم و فکر می‌کردیم راه ترانه نوین را ادامه خواهد داد. اما اوج این پیوند و همکاری برای من آلبوم &#171;امان از&#187; با صدای داریوش است. این آلبوم با ترانه‌هایی چون &#171;تمام من&#187;، &#171;تا روز مبادا&#187;، &#171;شاید باید&#187; و ... آثار متفاوت دیگر از زمان خود جدا می‌شود. متاسفم که این آلبوم آن‌طور که شاید و باید به گوش همه نرسید.   رادیو فردا:  البته در ایران به گوش علاقمندان رسید. اما به چه دلیلی فکر می‌کنید آن‌طور که شاید به گوش همگان نرسید؟   شهیار قنبری:  منظورم اجرای صحنه است.   رادیو فردا:  عبدی یمینی بر این باور بود که موسیقی را نباید خیلی ساده گرفت و به کار با ارکستر، به ویژه ارکستر بزرگ، خیلی علاقه داشت. البته این نوع اجرا خیلی هزینه دارد. خیلی از خواننده‌ها حاضر نبودند که این هزینه‌ها را متحمل شوند.   شهیار قنبری:  بلی. یکی‌اش دقیقا این است. فراموش نکنید که عبدی به باور من، دانا‌ترین موسیقی‌دانی است که من در همه‌ی این سال‌ها باهاش کار کرده‌ام. عبدی تحصیلات عالی موسیقی داشت. در اتریش و انگلیس. یعنی عبدی یک موسیقی دان &#171;تصادفی&#187; نبود. عبدی همه‌ی زندگی‌اش را وقف موسیقی کرده  بود. حتی به خاطر موسیقی به خواسته‌ی پدرش تن در نداد و راه موسیقی را ادامه داد. اما متاسفانه روز یکشنبه که به خواهرش تلفن کردم، خواهرش گفت حتی یک نفر از دوستان و همکاران عبدی هم به او تلفن نکرده تا مرگ عبدی را تسلیت بگوید. و این یک &#171;تراژدی ایرانی&#187; است. تاریخ به شکل غم‌انگیزی تکرار شده. واروژان بزرگ هم چنین سرنوشتی داشت. در مراسم خاک‌سپاری واروژان از بزرگان (نامداران) خبری نبود!   رادیو فردا:  آقای قنبری. حالا در مورد مشخصه‌های ملموس کاری آقای یمینی صحبت کنید. به ویژه از آثاری که تم اعتراضی داشت مانند &#171;امان از&#187;.   شهیار قنبری:  عبدی یمینی را دانائی‌اش از دیگران جدا می‌کرد. این که به هنر جهان وصل بود... این که گروه‌های موسیقی جهان را می‌شناخت... رنگ ساز‌ها را می‌شناخت و آن‌ها را می‌نواخت.... رنگ کلمه‌ها را می‌شناخت. عبدی پس از واروژان تنها کسی بود که رنگ کلمه‌ها را می‌شناخت. او یک خردمند بود. اینجا باید اضافه کنم که مهم ترین آلبوم خود، من یعنی &#171;سفرنامه&#187; هم محصول همکاری با عبدی است. تمام آهنگ‌های این آلبوم را عبدی یمینی عبدی ساخته و تنظیم کرده‌است. عقیده داشت که &#171;دلریخته&#187; از همین آلبوم بهترین تنظیمی است که در زندگی‌اش انجام داده‌است. قرار بود که با هم کار های زیادی بکنیم. روی &#171;جمعه‌ها&#187; مان قرار بود کار بکنیم و ... آخرین آن‌ها یک موسیقی بدون کلام بود که قرار بود شعرش را بنویسم. قرار بود به پرواز‌های دیگری دست بزنیم. اما پرواز نیمه کاره ماند. من به شدت &#171;بی‌نفس&#187; شده‌ام!  ***  به سراغ داریوش می‌رویم. ضلع دیگر مثلث عبدی و شهیار. داریوش یک خواننده معترض است که به خاطر حوادث خون‌بار ایران دو ترانه خوانده‌است. &#171;نترسون&#187; و &#171;انسان&#187;. ترانه‌ی سومی نیز در راه است....  ترانه معترض و نوین ایران دوباره جان گرفته‌است؟  پاسخ را از خواننده ترانه &#171;بوی گندم&#187; می شنویم.          &#171;زبان موسیقی زبانی است برنده و تاثیر‌گذار که گاهی لرزه بر تن حاکمان هم انداخته است.&#187;  داریوش:  طبیعی است. ببینید نسل کنونی که جوانان انقلاب هستند، طبیعتاً با شرایط دوران ما آشکارا فرق دارد. در این دوره، یک زبان اعتراض و حتی زبان خشم یا تهاجم منطقی هم وجود دارد. زبان موسیقی زبانی است برنده و تاثیر‌گذار که گاهی لرزه بر تن حاکمان هم انداخته است. شاید بتوان گفت که آن دوره &#171;مخملی&#187; بود. چون تاریخ نشان داده که ایرانیان، همواره، موقعی که مورد تهاجم و ظلم قرار می‌گیرند در انزوا و تنهائی خودشان &#171;خلاقیت&#187;‌های خود را نشان می‌دهند. حرکت جوانان ما پاسخی است به مبارزه‌های آزادی‌خواهانه صد‌سال اخیر مردم ما که آن را کامل می‌کند.   رادیو فردا:  زبان این نسل با زبان نسل شما چه فرق‌هائی دارد؟   داریوش:  حالا زمانه عوض شده‌است. در عصر ارتباطات، ما خیلی سریع حرکت را می‌شنویم و می‌بینیم. در دوره‌ی ما حرکت‌ها خیلی دیر به گوش می‌رسید و خزنده بود. امروزه، با وجود وزارت ارشاد و دیگر نهاد‌ها در ایران، بچه‌ها نشان می‌دهند که نا امید نشده‌اند. به ویژه کسانی مثل استاد شجریان قاطعانه ایستادگی می‌کند و یک همبستگی ملی اعلام می‌کند. این‌ها برای من پند و درسی است که چگونه با موسیقی برخورد  بکنم. من باور دارم که باید با زبان عشق سخن بگوئیم. باید در زبان موسیقی عشق را در مقابل گلوله قرار بدهیم. من شعار &#171;برادر ارتشی، چرا برادر‌کشی؟&#187; را دوست دارم.  ترانه‌ای در دست تهیه دارم با شعر دوست نازنینم ایرج جنتی عطائی خطاب لباس شخصی‌ها ، که خیلی دوست دارم.  کلام چنین آغاز می‌شود:  تو به خود نگاه می کنی/ آئینه سیاه می‌کنی/ پرده بر ترانه می‌کشی/  پنجره تباه می‌کنی/ من ستاره آه می کشم/ دست روی ماه می‌کشم/ نوازش نسیم می‌کنم/ روی شب نگاه می‌کشم/ ولی ...  میعاد‌گاه ما &#171;انسان&#187; و &#171;آزادی&#187;/ تاریخ آینده &#171;میدان آزادی&#187;/ تو با گلوله من با گل/ تو با شلیک، من با آگاهی ....  من به حرکت جوانان اعتقاد دارم ولی دلم نمی‌خواهد حتی یکی از آنان جریحه دارد بشود. ولی همه‌ی ما قبول داریم که آزادی هزینه دارد. باید در کنار هم بود. فرا‌جناحی...   رادیو فردا:  حتما شما هم خبر اندوه‌ناک درگذشت عبدی یمینی را شنیده‌اید.....   داریوش:  آه ه ه ... من با عبدی کارهای مشترک بسیاری داشتم. آلبوم &#171;امان از&#187; یکی از کارهای مشترک‌مان بود. سفرهای زیادی با هم داشتیم. در سفرهای دور و درازی که باهم داشتیم همواره می‌گفت که دلش نمی‌خواهد به هنگام مرگ به خاک بسپارندش. می‌گفت: &#171;دلم می‌خواهد مرا بسوزانند.&#187; او از محیط خارج از کشور آزرده‌خاطر بود. به همین دلیل کوچ کرد و رفت به ایران.... به یاد عبدی عزیز مراسمی در پاریس خواهیم داشت و من ترانه‌هایش را خواهم خواند. با گل و شمعی و نوای پیانوئی ... یادش به‌خیر باد در کنار دیگر عزیزان و به ویژه ورزشکاران جوان کشورمان که بر فراز کشورمان سوختند و خاکستر شدند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Dariush_Ghanbari_Music_Protest/1788280.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Dariush_Ghanbari_Music_Protest/1788280.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 29 Jul 2009 19:48:31 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Dariush_Ghanbari_Music_Protest/1788280.html#relatedInfoContainer</comments>
                        
        </item>

        <item>
            <title>مایکل جکسون از نگاه هواداران پرو پا قرص ایرانی</title>
            <description>میلیون ها نفر به یادش به خاطر از دست رفتنش در سرتاسر جهان گریه کردند. او یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین و محبوب‌ترن خوانندگان جهان بود. نامش مایکل جکسون بود.میلیون ها نفر به یادش به خاطر از دست رفتنش در سرتاسر جهان گریه کردند.  مرگش، روز پنجشنبه، چهارم ژوئیه ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸خورشیدی) در ساعت دو و بیست و شش دقیقه به وقت غرب آمریکا، در لوس آنجلس اتفاق افتاد. اتفاقی ناگهانی و باور‌نکردنی.  یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین و محبوب‌ترن خوانندگان جهان بود.    نامش مایکل جکسون بود.  درست در زمانی که مردم جهان حوادث ایران را دنبال می‌کردند و مرگ ندا آقا‌سلطان خبر نخست رسانه‌های جهان بود، ناگهان خبر درگذشت مایکل جکسون در سن پنجاه سالگی، میلیون‌ها نفر از طرف‌داران و علاقمندان این خواننده را در بهت و حیرت و ناباوری فرو برد.  فروش بیش از هفتصد و پنجاه میلیون نسخه از آلبوم‌هایش او را در صدر تمام خوانندگان قرون و اعصار قرارداده است. در تاریخ موسیقی جهان هرگز آثار هیچ موسیقی‌دانی چنین فروشی پیدا نکرده است.  مایکل از  پنج سالگی با چهار برادر خود گروهی به نام جکسون فایو (جکسون پنج) درست کردند که یکی از ترانه‌های موفق‌شان &#171;آی وانت یو بک&#187; (می‌خوام برگردی) بود.  این پنج برادر در کلوب‌های شبانه برای بزرگ‌سالان می‌خواندند و می‌رقصدند و پدرشان با بی‌رحمی تمام از بچه‌های خود بهره‌کشی می‌کرد. بنابراین کودکی مایکل دزدیده شد و انگار هرگز بزرگ نشد. کودکی بود در درون. این مساله در تمام عمر پنجاه ساله‌اش او را رها نکرد و سبب‌ساز بسیار از حوادث تلخ و ناگوار بعدی شد.  او هفتمین فرزند از یک خانواده پر جمعیت بود که در ماه اوت ۱۹۵۸ میلادی در شهر &#171;گری&#187;، ایالت ایلینویز زاده شد. دو تا از خواهران او، جانت جکسن و لاتویا جکسن نیز بعدها خوانندگان نام‌آوری شدند.  مایکل در سال ۱۹۷۱  (۱۳۵۰خورشیدی) از گروه برادرانش جدا شد و به عنوان خواننده‌ای مستقل روی صحنه رفت.  پرفروش‌ترین و مشهورترین اثر او &#171;تریلر&#187; (دلهره‌آور) نام داشت که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد و گفته می‌شود تا به حال بیش از ۱۰۵ میلیون نسخه به فروش رسیده و فروشش هنوز هم صدها هزار نسخه در سال ادامه دارد.   مجلهٔ تایم نوشت که &#171;موج Thriller بهترین سال‌ها را از زمان اوائل ۱۹۷۸ برای صنعت موسیقی به ارمغان آورد؛ زمانی که صنعت موسیقی درآمد کلی معادل چهار میلیارد دلار داشت&#187;. نیویورک تایمز او را یک &#171;پدیده در عرصهٔ موسیقی&#187; خواند و گفت که &#171;در دنیای موسیقی پاپ، مایکل جکسون یک طرف و بقیه در طرف دیگر هستند&#187;.         گل و شمع به یاد ستاره از دست رفته    یکی از ترانه‌های معروف این آلبوم Beat It   (بس کن) نام داشت که بسیار گل کرد.  به هنگام مرگش میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان به سوک‌اش نشستند. حتی در ایران.  در ایران چند گروه موسیقی مرتب مایکل جکسون‌وار می‌خوانند و می‌رقصند و به بنیاد‌های خیریه یاری می‌کنند. خود مایکل جکسون هم بسیار نیکوکار بود و یکی از ترانه های او به نام  We are the World (ما دنیاییم) را با همکاری لاینول ریچی نوشت. این ترانه برای جمع آوری کمک برای مبارزه با فقر در آفریقا و آمریکا در سراسر دنیا منتشر شد که حدود ۲۰ میلیون نسخه فروش رفت و میلیون‌ها دلار برای رهایی مردم آفریقا از قحطی و گرسنگی به ارمغان آورد.  حمید و مسعود با همکاری محمد سلطانی آهنگی خوانده‌اند با نام &#171;دیس ایز ایت!&#187; (همینه!) که عنوان آخرین کنسرت مایکل جکسون در بریتانیا بود. هفتصد و پنجاه هزار بلیط برای این کنسرت‌ها به فروش رفته بود که مایکل جکسون درگذشت و البته کنسرتی اجرا نشد. اما علاقنمدان بلیط‌های این کنسرت را به عنوان یادگاری نگاه‌داشته‌اند و برخی بر این باور هستند که ممکن است این بلیط‌ها روزی ارزش زیادی پیدا کنند.  حمید و محمد از تهران و شاهین از اهواز مهمانان برنامه ما هستند که از هواخواهان مایکل جکسون به شمار می‌روند. حمید حتی وبلاگی هم پیرامون مایکل جکسون در جهان اینترنت برای ایرانیان تدارک دیده که روزانه هزاران نفر بازدید کننده دارد.         طرفداران مایکل جکسون پرچم در کنار عکس او در لس آنجلس پرچم ایران آویخته‌اند   حمید از هفت سال پیش با حدود بیست نفر از علاقمندان مایکل جکسون گروهی درست می‌کنند برای انجام امور خیریه. آنان وبلاگی به احترام مایکل جکسون درست می‌کنند به نام &#171;ام جی دات کام&#187;، که اغلب برای کمک و یاری به کودکان سرطانی فعالیت می‌کنند. خبر ایجاد این وبلاگ تازه در رسانه‌های فارسی زبان جهان پخش می‌شود و حتی پنج سال پس از تاسیس آن خود مایکل جکسون هم از طریق سایت رسمی خود سایت بر و بچه‌های ایرانی را به عنوان سایت معتبر معرفی می‌کند. این سایت حالا با بیش از سه هزار نفر عضو و روزی هفت هزار کلیک بسیار فعال است.  حمید از چهار سالگی از طریق ویدئو‌های ممنوعه با هنر مایکل آشنا می‌شود و شروع می‌کند مانند او رقصیدن. می‌گوید آن ایام حتی داشتن دستگاه ویدئو هم ممنوع بود. آقائی بود به نام &#171;آقای فیلمی&#187; که فیلم‌های مایکل جکسون را در اختیار خانواده‌ها قرار می‌داد.   حالا بیست‌سال از آن تاریخ گذشته‌است و حمید و ده نفر از دوستانش مانند مایکل جکسون و گروهش می‌رقصند و می‌خوانند. حمید و یکی از دوستانش که خوانندگان گروه‌اند اشعار مایکل را به فارسی بر‌می‌گردانند و می‌خوانند و به مناسبت درگذشت‌اش هم آهنگی خوانده‌اند.  حمید و گروهش به مناسبت‌های گوناگون، از جمله روز تولد او دور هم جمع می‌شوند و حتی به هنگام دادگاه او حدود پنجاه – شصت نفر پلاکارد به دست، در تهران از مایکل جکسون حمایت کردند.  آنان هر هفته برای پیش برد آمال و اهداف مایکل جکسون به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی می‌روند و برای کودکان سرطانی می‌رقصند و می‌خوانند. اندکی شادی به ارمغان می‌برند!  شاهین از اهواز هم مانند حمید در یک گروه پنج نفره آهنگ‌های مایکل جکسون را می‌خوانند و از طریق اینترنت و وبلاگی که درست کرده آهنگ‌های مایکل جکسون را پخش می‌کنند.  محمد از تهران می‌گوید که از سیزده – چهارده سالگی با مایکل و هنر و اهدافش آشنا می‌شود و از طریق وبسایت و وبلاگ و همکاری با گروه حمید اهداف انسان‌دوستانهء مایکل جاکسون را اشاعه می‌دهند.  حمید و دوستانش می‌خواستند مراسمی هم برای درگذشت مایکل جکسون بگیرند که با اوضاع و احوال سیاسی پس از انتخابات تهران هم‌زمان می‌شود و ناچار به تعویق می‌افتد.  اما شاهین و دوستانش در اهواز به یاد مایکل شمع روشن می‌کنند و آهنگ‌های او را بازخوانی می‌کنند. او می‌گوید مایکل نمرده و برایش همواره زنده است. او اهداف انسان‌دوستانۀ او را می‌خواهد ادامه بدهد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Michael_Jackson_Iran/1783554.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Michael_Jackson_Iran/1783554.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Jul 2009 13:42:34 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7ACCAC8A-ED6D-4381-881D-D58B6D99307E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;شکوه آزادی&#187; با ندا و ترانه</title>
            <description>ترانه معترض امروز ایران به کجا می رود؟ ترانه ای که به ظاهرپس از رخدادهای پس از انتخابات و با ورود چهره های سرشناس موسیقی بین المللی ابعادی جهانی پیدا کرده است؟ترانه معترض امروز ایران به کجا می رود؟ ترانه ای که به ظاهرپس از رخدادهای پس از انتخابات و با ورود چهره های سرشناس موسیقی بین المللی ابعادی جهانی پیدا کرده است؟   در این میانه برخی از اهالی خوش ذوق جهان مجازی (اینترنت) ویدئو کلیپ‌هائی بر روی آهنگ‌های اعتراضی خوانندگان فارسی زبان و غیر فارسی زبان ساخته‌اند و این ترانه ها را با حال و هوای رویداد‌های امروزی &#171;به روز&#187; کرده‌اند.گروهی بر روی آهنگ ایمیجین Imagine! تصور کن! جان لنون از گروه بیتلز ویدئو کلیپ جالبی ساخته اند یا گروهی دیگر بر روی آهنگ &#171;فریاد&#187; محمدرضا شجریان با شعر سایه و موسیقی حسین علیزاده تصاویر حوادث چند هفته اخیر ایران را گذاشته اند.  در این میان نام  مایکل جکسون خواننده فقید هم از قلم نیفتاده است و بر روی آهنگ اعتراضی او &#171;آنان ما را به حساب نمی‌آورند یا آنان به ما توجه نمی‌کنند&#187; تصاویری از رخداد‌های اخیر ایران گذاشته شده و در دنیای اینترنت پخش شده‌است. در برنامه نگاه تازه ویژه ترانه‌های معترض محمد ضرغامی و محمد رضا کاظمی این بار به ابعاد دیگری از این رویداد هنری پرداخته اند. با مانیا منصور یکی دیگر از همکارانمان همراه می‌شویم تا نگاهی داشته باشیم به مجموعه‌ای از ترانه های معترضی که خوانندگان سرشناس غیر ایرانی به تنهایی و یا با همکاری هنرمندان ایرانی اجرا کرده‌اند.   میعاد گاه ما تاریخ آینده   هنوز معتقدان به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی دهم در ایران و ابقای محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، از شوک عظیم حوادث درپی و بعد از انتخابات بیرون نیامده بودند و هنوز گیج و مبهوت بودند که اولین ترانه‌ی یک چهره نامدار آمریکایی در حمایت و همبستگی از مبارزه و رنج و درد آنان بر روی وب سایت یوتیوب منتشر شد.  &#171;جان بائز&#187; خواننده مطرح موزیک فولک آمریکا با موهای سفید و یک شال سبز- آبی در نهایت سادگی در آشپزخانه‌اش نشسته و در حالی که با گیتار می‌نوازد، برای ایرانیان می‌خواند، آن هم به فارسی.           ترانه و سروده جان بائز متن و اجرائی ساده و صمیمی و قابل فهم دارد و تکیه‌اش بر امید و پیروزی است. او بارها کلمه &#171;پیروزی&#187; را تکرار می‌کند و امید می‌دهد که &#171;ما پیروز می‌شیم، یه روز...&#187;  هنوز معتقدین به جنبش سبز و مردم هنوز از لذت ترانه &#171;جان بائز&#187; بیرون نیامده بودند که ستاره آمریکائی دیگر جنجال برپا کرد. &#171;جان بُن جووی&#187; که میلیون‌ها نفر طرف‌دار در آمریکا و سرتاسر جهان دارد، ترانه‌ای به‌طور مشترک با اندی، خواننده پاپ ایرانی مقیم لوس آنجلس، اجرا می‌کنند که از ایستادگی و حمایت سخن می‌گوید.  &#171;جان بُن جووی&#187; در ترانۀ Stand By Me یا &#171;در کنار من باش&#187; یا آنطور که در ترجمه ترانه در کار مشترک بن جووی و اندی آمده &#171;با من باش!&#187;، خطاب به ایرانیان می‌خواند: هموطن، هم‌فریاد..... با من باش!...  بُن جووی و اندی با همین کلمات ساده بار‌ها در شبکه‌های بین‌المللی  مانند سی ان ان و بی بی سی بازتاب می‌یابد. شعر و کلام این ترانه از عبور از تاریکی و رسیدن به روشنایی حکایت دارد.           پس از این ترانه نوبت به یک گروه از خوانندگان و هنرمندان پاپ ایرانی مانند داریوش، ستار، مرتضی، معین و شهره آغداشلو و ...  رسید که آثارشان در سایت‌های اینترنتی پخش شدند.  &#171;مامز تایلور&#187; با همراهی داریوش، مرتضی، ستار، شهره آغداشلو و خیل دیگری از هنرمندان ایرانی مانند شهرزاد سپانلو و شیلا وثوق این آهنگ رپ را برای &#171;همبستگی با ندا&#187; خوانده است. این ترانه یا سرود با شعر مشهور سعدی &#171;بنی آدم اعضای یک‌دیگرند ...&#187; با تصویر و صدای اوباما تمام می‌شود.  ترانۀ دیگری به نام &#171;شکوه آزادی&#187; که با همکاری &#171;جانی ب&#187; و &#171;علی اسکندری&#187; و دیگر یاران‌شان در نیویورک اجرا شد، بسیار مشهور شد.   کلیپ این ترانه در زمینه سیاه و سفید با نماد‌های سبز بسیار جذاب است.           آنگاه می‌رسیم به گروه افسانه‌ای یو‌تو ( U-2) که در کنسرت بارسلون ناگهان سبز شدند و فضای کنسرت را سبز کردند. نوری سبز در بالای صحنه درخشیدن گرفتن و شعر مولانا &#171;بشنو از نی ...&#187; روی پرده نقش بست و &#171;بانو&#187;، خواننده مشهور این گروه غرق در نور سبز آواز خواند.  مرگ دلخراش ندا آقا‌سلطان که فیلم جان دادن او جهان را تکان داد، دستمایه‌ای شد برای بسیاری از هنرمندان که آثاری بدیع و ماندنی خلق کردند. از جمله یک گروه ناشناس ایرانی. این گروه ترانه‌ای به انگلیسی خواندند به  نام &#171;دختر جهان&#187;. آنان خطاب به ندا می‌خوانند: &#171;ندا! زمانی که ترا در تلویزیون دیدم صورتت با خون پوشانده شده بود، اما تو هنوز زیبا به نظر می آمدی. هیچکس نمی‌داند که تو برای چه به خیابان آمده بودی، اما حالا تو یک قهرمانی.&#187;   من همون ایرانم    محمد‌رضا اسرار خواننده جوان مقیم کانادا ترانه‌ای خوانده به نام &#171;عمو زنجیرباف&#187; که این ترانه با تصاویر حوادث اخیر ایران تلفیق  شده و روی اینترنت رفته است. هرچند گفته می‌شود که این آهنگ ربطی به حوادث اخیر ایران ندارد و شاید موضوع و عنوان این ترانه این مسئله را تقویت کرده است.  در این ترانه ما با عموزنجی بافی رو به رو هستیم که بر‌خلاف عمو‌زنجیرباف دوران کودکی ما که مردی مهربان بود، عمو زنجیربافی است خشن و خونخوار که چهره ای توتالیتر دارد.  محسن نامجو هم در این میان ساکت ننشسته است. نامجو یکی از ترانه‌های گذشته‌اش را به نام &#171;بیابان را سراسر مِه گرفته‌است!&#187;  با شعری از احمد شاملو شاعر معاصر باز‌سازی کرده و آن را به تمام ایرانیانی تقدیم کرده است که در اعتراضات اخیر جانشان را از دست داده اند.  منصور، خواننده نسل جوان هم ترانه ای را از بابک روزبه ترانه سرای جوان  به نام &#171;ندای عشق&#187; اجرا کرده است که نام ترانه و فضای حاکم بر آن شنونده را به یاد ندا آقا سلطان یکی از قربانیان خشونت های دولتی اخیر در ایران می اندازد. اما مشخص نیست که ترانه منصور به شکل مستقیم یا غیر مستقیم درباره رخدادهای پس از انتخابات خوانده شده است یا نه.  و سرانجام با آهنگساز آخرین ترانه گوگوش که ترانه ای معترض است همراه می شویم. فرید زلاند نام آشنای موزیک پاپ ایرانی ، افغانی تبار است ولی از دوازده سالگی در ایران زندگی کرده و همسری ایرانی دارد.  او ایران را نیز در کنار افغانستان وطن خود می‌خواند.  از کارهای آقای زلاند می توان به گل پونه، گریه نکن، یاورهمیشه مومن، نون و پنیر و ... اشاره کرد.  زلاند پس از سی سال دوری با گوگوش همراه شده و آهنگی درباره ایران ساخته است. ترانه‌ای به نام &#171;مرا از یاد بردی!&#187; یا &#171;من همون ایرانم!&#187; که روایت درد‌دل مادری است به نام ایران به فرزندانش که از دامن او دور شده‌اند و در دور‌دست‌ها به‌سر می‌برند ... گوگوش در این ترانه در نقش ایران از فرزندان دورافتاده خود گله می‌کند.  فرید زلاند می‌گوید: &#171;این ترانه سه ماه پیش ساخته شده که ربطی هم به این حوادث اخیر نداشت.&#187;  به گفته آقای زلاند وقتی گوگوش ترانه رها اعتمادی را برای او می خواند، گریه امانش نمی دهد. و سرانجام  در پی حوادث اخیر گوگوش تصمیم می‌گیرد که این آهنگ زودتر در دسترس هوادارنش قرار بگیرد.  فرید زلاند  در کارنامه هنری اش با ترانه سرایانی چون شهیار قنبری، اردلان سرفراز و ایرج جنتی عطائی، کار کرده و برای خوانندگانی چون داریوش، ابی، گوگوش و هایده آهنگ ساخته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Music_Protsts_II/1775194.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Music_Protsts_II/1775194.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 12 Jul 2009 21:00:24 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Music_Protsts_II/1775194.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/04A32050-4A17-4879-BB90-A6604291AA9D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۱۸ تیر از زبان باطبی، الله‌کرم و ابراهیمی</title>
            <description>&#171;سعید امامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است&#187;: این تیتری بود که باعث شد روزنامه سلام پس از حدود هشت سال فعالیت در روز ۱۵ خرداد ۱۳۷۸ یعنی یازده سال پیش، تعطیل شود.   نمایندگان محافظه کار مجلس پنجم، در آخرین روزهای کار خود برای محدود کردن فعالیت روزنامه‌های اصلاح طلب و منتقد، که با روی کار آمدن محمد خاتمی شکوفا شده بودند، در صدد بودند قانون مطبوعات را تغییر دهند و راه را برای برخورد شدیدتر قوه قضائیه با روزنامه ها و روزنامه نگاران هموار کنند.   در این میان روزنامه سلام، به سردبیری عباس عبدی، برای مقابله با تصمیم مجلس، نامه ای را از سعید امامی، یکی از مدیران سابق وزارت اطلاعات که در آنزمان بعنوان طراح اصلی قتلهای سیاسی زنجیره ای پاییز ۱۳۷۷ معرفی شده بود، منتشر کرد. در این نامه ظاهراً آقای امامی پیشنهاد تغییر در قانون مطبوعات را داده بود (یعنی کاری که مجلس پنجم قصد انجام آن را داشت).   انتشار این نامه از سوی روزنامه سلام سبب شد تا قوه قضائیه این روزنامه را توقیف کند. این رویداد  باعث ایجاد نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی ایران شد. دانشجویان مقیم خوابگاه اصلی دانشگاه تهران، موسوم به کوی دانشگاه، واقع در خیابان امیرآباد شمالی در اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام تظاهراتی را به راه انداختند. این تظاهرات ابتدا محدود به محوطه کوی بود ولی با فرارسیدن شب کم کم دانشجویان به خیابانهای اطراف رفتند.  ماموران نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی برای متفرق کردن دانشجویان به اطراف خوابگاه آمده بودند. کمی که از نیمه شب گذشت، درحالیکه شماری از دانشجویان در خواب بودند، نیروهای لباس شخصی به کوی حمله کردند، در اتاق ها و شیشه ها را شکستند و به ضرب و شتم دانشجویان و تخریب اموال آنها پرداختند. به گفته مقام های جمهوری اسلامی در این حادثه جوانی بنام عزت الله ابراهیم نژاد، فردی که بعنوان مهمان در آن شب در کوی بسر می برد، کشته شد و یک دانشجو هم یک چشمش را از دست داد.   گرچه روزنامه سلام سالیان سال در فضای بسته سیاسی پیش از دوم خرداد ۱۳۷۶ تنها روزنامه نسبتاً منتقد حکومت بشمار می آمد، با سر کار آمدن محمد خاتمی، رئیس جمهوری اصلاح طلب، عملاً این روزنامه به واسطه روزنامه های جدید تحت الشعاع قرار گرفته بود. روزنامه هایی که نه تنها از نظر فرم، ظاهر و سبک کاری پیشرو بودند، بلکه از نظر محتوا نیز بی پرده تر و عمیق تر سران جمهوری اسلامی را نقد می کردند.   احمد باطبی، یکی از دانشجویانی که در آن زمان در ماجرای کوی دانشگاه حضور داشت، در این باره به رادیو فردا می گوید: &#171;بهرحال ما آن موقع قتلهای زنجیره ای را داشتیم که اتفاق افتاده بود و روزنامه های دوم خردادی آن دوره، این را منتشر کرده بودند بعضی از مناسباتی که در نهاد قدرت وجود داشت، روابط اقتصادی که بین سران نظام بود، اینها هم افشا شده بود و جامعه این پتانسیل را داشت که اعتراض کند به آن مسائل. روزنامه سلام و بسته شدنش یک جرقه بود.&#187;   &#171;هر که گفته صد در صد اشتباه می‌کند&#187;   یکی از افرادی که در آن زمان به عنوان یکی از عاملان اصلی حمله به کوی دانشگاه نامش مطرح شد، حسین الله‌کرم، از فرماندهان سپاه و رهبران گروه انصار حزب‌الله بود. او که هم اکنون با عنوان وابسته نظامی سفارت جمهوری اسلامی در کشور کرواسی مشغول به کار است، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ صریح نمی‌دهد.   حسین الله‌کرم:  من نگفتم نیست. نگفتم هست. گفتم سؤال شما چیست، شما گفتید که من دچار توهم شده‌ام...          حسین الله‌کرم (راست)؛ از رهبران انصار حزب‌الله  رادیو فردا: گروه انصار حزب‌الله وجود دارد یا نه؟   گروه؟   انصار حزب‌الله.   از نظر من گروه انصار حزب‌الله (مکث)... برای چی باید وجود داشته باشد؟   سؤال دوم من هم همین بود   خوب است. پس از سؤال دوم شروع کنیم؟   دلیل وجود این گروه چیست؟   دلیل وجود گروه چی؟   فلسفه وجودی‌اش چیست؟   مگر گروه بودن قدغن است؟ این همه گروه هست. این هم یکی از آن گروه‌ها. هر گروهی به دلیلی که هست گروه‌های دیگر هم می‌توانند به همان دلیل باشند. عیبی ندارد. می‌دانید که گروه از چند تیم شروع می‌شود. تیم هم از افراد است. افرادی که دور هم دور تفکری جمع شوند، به هرحال اینها تشکیل یک تیم و بعد هم کمی گسترش پیدا کند، گروه و ...   شما به عنوان استاد علوم سیاسی این گروه را چگونه می‌بینید...   دارم همین را می‌گویم. دقیقاً همین را گفتم. تشکیل گروه بر همین اساس است.    به نظر شما بعنوان استاد علوم سیاسی و کارشناس مسائل سیاسی تفکری که این گروه به قول شما دورش جمع شده چیست؟   مثل گروه‌های دیگر، تفکرشان همگرایی با هم، می‌تواند جالب باشد، می‌تواند دلیلی بر جمع شدن دور هم باشد. همگرایی، همفکری...   بر سر چه چیز؟ هویت اینها...   یک چیز مشترک. عرض کردم در پیرامون مسائل مشترک.   آن مسائل مشترک چیست؟   باید ازشان بپرسید.   شما به عنوان یکی از رهبرانشان نمی‌دانید؟   من رهبر آنها هستم؟ اشتباه می‌کنید شما.    نه، بودید.   من فکر نمی‌کنم که آنها رهبری داشته باشند.    چه کسی به این گروه دستور داد که حمله کنند به کوی دانشگاه؟   کی گفته به کوی حمله کردند؟ هرکه گفته صد در صد اشتباه می‌کند.   *****         امیر فرشاد ابراهیمی  اما امیرفرشاد ابراهیمی، دبیر سیاسی پیشین گروه انصار حزب الله، یعنی همکار سابق آقای الله کرم، که در این بین به جرگه منتقدان حکومت جمهوری اسلامی پیوسته، برای پرسش های من پاسخ روشنی دارد. &#160; او می گوید: &#171;آقای حسین الله کرم که شناخته شده هستند، بعنوان رهبر گروههای حزب الله. باید تاکید کنم گروههای حزب الله نه فقط انصار حزب الله. چون حزب الله شاخه های فراوانی دارد. اما بطور مشخص اگر بخواهیم به حادثه کوی دانشگاه اشاره کنیم، ایشان اگر نگوییم &#171;آمریت&#187; (که من همچنان آمریت ماجرای حمله به کوی دانشگاه را متوجه شخص رهبری می دانم) حداقل آمریت هدایت نیروهای حزب الله را چه به داخل کوی چه مسائلی که بعد از آن اتفاق افتاد، نقش بسیار مهمی می دانم. این حرف من هم نیست، حرف شورای امنیت ملی کشور است که در آن بیانیه معروفش صراحتاً اسم آقای الله کرم را آوردند و اشاره کردند که بخاطر مدیریت نابخردانه ای که داشتند در هدایت نیروهایی که در آن بیانیه بعنوان لباس شخصی معروف شده اند، بعد از آن در یک مسجدی به اسم مسجد سجاد، ستادی راه انداختند و می شود گفت تا روز چهارشنبه هفته بعد که آن راهپیمایی معروف بعد از سخنرانی آقای خامنه ای بوجود آمد، ایشان هدایت داشتند به روی نیروهای قرارگاه ثارالله تهران که در آنزمان ایشان یکی از فرماندهان قرارگاه بودند و نیروهای حزب الله.&#187;   یکی از پرسش های کلیدی اینست که اصولاً با توجه به معدود بودن تعداد دانشجویان معترض و محدود بودن گستره اعتراضهای آنها، دست کم در مقایسه با اعتراضهای هفته های اخیر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، دلیل برخورد شدید حکومت با این گروه چه بود؟  احمد باطبی در پاسخ به این پرسش می گوید: &#171;دو جنبه داشت. یکی جنبه تجربه جمهوری اسلامی در برخورد با اعتراض های اجتماعی بود. بهرحال آنها تجربه دهه شصت و فعالیت گروههای مخالف مانند سازمان مجاهدین و گروه های چپ را داشتند و می دانستند اگر اجازه بروز انتقاد را بدهند، قطعاً دامنگیری دارد بصورت حالت توده ای در می آید و به جامعه سرایت می کند. سیاستشان در این سالها همین بود که در نطفه سرکوب کنند.  یک جنبه دیگر این بود که جنبش دانشجویی و اساساً قشر دانشجو بعنوان قشری متفاوت با اقشار دیگر جامعه محسوب می شد. قشری است که عموماً وابستگی به جایی ندارد و دیگر اینکه مطالبات روز اجتماع را بیان می کند و می تواند به نوعی هدایت کننده مطالبات اجتماعی باشد. هدایت کننده جریانهای اعتراضی باشد.&#187;          احمد باطبی همراه با سمیه بینات  حمله نیروهای لباش شخصی به کوی دانشگاه از سوی دولت محمد خاتمی و شورای امنیت ملی محکوم شد و از قوه قضائیه خواسته شد که عاملان این حادثه را مجازات کند. حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز در این باره موضعگیری کرد و گفت: &#171;این حادثه تلخ قلب مرا جریحه دار کرد. حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و ماوا و مسکن یک جمعی، بخصوص در شب و یا هنگام نماز جماعت، به هیچوجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست.&#187;   دانشجویان در تظاهرات خود شعارهایی هم عیله رهبر جمهوری اسلامی ایران سر داده بودند.   آقای خامنه ای در این باره گفت: &#171;حتی اگر یک چیزی که شما را، خون شما را به جوش می آورد، مثلاً فرض کنید اهانت به رهبری کردند، بازهم باید صبر کنید. سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند، پاره کردند، باید سکوت کنید. و الا حالا فرض کنیم یک جوانی، یا یک دانشجوی فریب خورده، یک حرفی زده، یک کاری کرده، چه اشکالی دارد، من از او صرفنظر می کنم.&#187;  اما در عمل چنین اتفاقی نیافتاد و چند تن از دانشجویان از جمله احمد باطبی، منوچهر و اکبر محمدی  به خاطر براه انداختن تظاهرات از سوی دادگاه به اعدام محکوم شدند. که البته این احکام بعداً به حبس های طولانی مدت بدل شد. حتی یکی از دانشجویان، اکبر محمدی بعداً در زندان در گذشت. از سوی دیگر به گفته آگاهان، هیچگاه هیچیک از اعضا و فرماندهان انصار حزب الله که حتی در بیانیه شورای امنیت ملی به نقش شان در حادثه کوی دانشگاه اشاره شده بود، محاکمه نشدند و دادگاه در نهایت بخاطر ماجرای کوی دانشگاه، تنها یک سرباز نیروی انتظامی را بخاطر دزدیدن یک ریش تراش از خوابگاه دانشجیان محکوم کرد.   اما دانشجویان بر این باورند که گرچه آنها بهای سنگینی را برای اعتراضات خود پرداختند اما اعتراضات هفته های اخیر به نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری اخیر، در اصل ثمره حرکتی است که آنها  در ۱۸روز  تیر ۱۳۷۸ پایه گذاری کردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_July99_Aniv_Batebi_AllahKaram_Ebrahimi/1772893.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_July99_Aniv_Batebi_AllahKaram_Ebrahimi/1772893.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 09 Jul 2009 12:41:57 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_July99_Aniv_Batebi_AllahKaram_Ebrahimi/1772893.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9A0DB9FD-0928-4F5B-BE67-07688C3BEB56_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دهمین دوره انتخابات و &#171;ترانه معترض&#187;</title>
            <description>&#171;نگاه تازه&#187; در این هفته، نگاهی است تازه به بحث &#171;ترانه معترض&#187; که در جریان حوادث و جنبش‌های اخیر ایران، پس سال‌ها رخوت دوباره جان گرفته و شکوفا شده است.&#171;نگاه تازه&#187; در این هفته ما، نگاهی است تازه به بحث &#171;ترانه معترض&#187; که در جریان حوادث و جنبش‌های اخیر ایران، پس سال‌ها رخوت دوباره جان گرفته و شکوفا شده است.  از نسل پیشین مانند گوگوش و داریوش و مرتضی و ستار و اندی گرفته تا نسل جدید مانند بابک امینی و سیاوش شمس و جدیدتر‌ها مانند گروه آبجیز و حامد نیک پی و ... هنرمندان بسیاری برای معترضان در ایران ترانه خوانده و آهنگ ساخته‌‌اند.  خیل عظیمی از خوانندگان آماتور هم، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، به این &#171;همبستگی هنری&#187; پیوسته‌اند و صدای‌شان را از طریق اینترنت به گوش جهانیان رسانیده‌اند.  چهره‌های شاخص و مشهور بین‌المللی نیز مانند جان بائز و بُن جووی (با همراهی اندی) به انگلیسی و فارسی ترانه خوانده‌اند که در ترانه‌های آنها می‌توان بازتاب اعتراض معترضان به نتایج انتخابات و آنچه را منتقدان &#171;خشونت‌های دولتی&#187; می‌نامند، به وضوح شنید.  مرگ &#171;ندا آقا‌سلطان&#187; هم که  این روزها  به سنبل اعتراض معترضان به نتایج انتخابات تبدیل شده است، دربرخی از این ترانه‌ها نقشی تراژیک و محوری را بازی می‌کند.  ترانه و موسیقی معترض در ایران با انقلاب مشروطه و پیشگامی مشعلدارانی نظیر عارف قزوینی و ملک الشعرای بهار آغاز شد و در ادامه با کارهای جسته و گریخته‌ای از دیگر ترانه‌سرایان و آهنگسازان ایرانی نظیر محمدعلی شیرازی با ترانه‌هایی همچون &#171;زندونی&#187;  با صدای داریوش و &#171;همه جا غم&#187; با صدای عارف ادامه پیدا کرد. آهنگسازانی همچون انوشیروان روحانی و همایون خرم برای این ترانه‌ها آهنگ ساختند.  با حضور چهره‌های جوان آن روزگار و همپا با تحولات جهانی ترانه معترض چهره عوض کرد. ایرج جنتی عطایی، شهیار قنبری ، اردلان سرفراز، فرهاد شیبانی، منصور تهرانی و بسیاری دیگر در کنار آهنگسازانی همچون واروژان، بابک بیات و اسفندیار منفردزاده به این عرصه آمدند. حاصل کار این هنرمندان را صداهایی متفاوت از صداهای رمانتیک نسل گذشته تکمیل می‌کردند، داریوش، ابی، فرهاد و فریدون فروغی خوانندگان معترض نسل نوی آن روزگار بودند.  مدت کوتاهی پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ (که به فاصله کمی پس از سقوط نظام پیشین شاهنشاهی، حاکمان روحانی جدید آن را &#171;انقلاب اسلامی&#187; نام دادند)، ساختن ترانه معترض، با مشکلات بسیاری روبه رو شد و تقریباً متوقف شد. اما شکل دیگری از این ترانه در خارج از مرزهای ایران رشد کرد، این ترانه بیش از آنکه به نقد معضلات اجتماعی بپردازد نوک تیز پیکان خود را متوجه نظام حکومتی موجود کرده بود.  تا اینکه در سال‌های اخیر با حضور وسایل ارتباط جمعی ترانه معترض وارد فاز جدیدی شد و در پیوند با سبک‌های دیگری از موسیقی جوانان به نقد های تند و تیز اجتماعی دامن زد که نمونه بارز آن را می‌توان در همراهی با حرکت‌های مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات دید  و به ظاهر ترانه معترض بار دیگر می‌کوشد تا بخشی از رخدادهای اجتماعی و سیاسی دوران معاصر را ثبت و نقد کند.  در نگاه تازه این هفته محمد ضرغامی و محمدرضا کاظمی لحظاتی را در کنار هنرمندان این عرصه سپری کرده‌اند که در برنامه‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.  بابک امینی آهنگسازی که پیش از این هم مهمان برنامه نگاه تازه بود و آهنگ‌هایی به یاد ماندنی از جمله برای گوگوش ساخته، مهمان نخست ما ست که پیرامون آهنگ و ترانه‌ای که ساخته سخن می‌گوید.  بابک این ترانه را زمانی ساخت که جلوی تلویزیون نشسته بود و تظاهرات صدها هزار نفری معترضان به نتایج انتخابات را شاهد بود. بابک هر‌چند خود را &#171;سیاسی&#187; نمی‌داند ولی با دیدن &#171;خشونت‌های دولتی&#187;  دلش به درد می‌آید و دو -  سه روزی نمی‌تواند اصلاً کار کند تا این که برای همدردی و هم‌صدائی با جوانان میهنش آهنگی می‌سازد به نام &#171;قرعه تلخ&#187;، و تقدیم می‌کند &#171;به آنانی که برای یافتن حتی سایه‌ای از آزادی، از خود عبور کردند.&#187;  او این آهنگ را با یاری دوست خواننده و شاعرش عادل قربانی ساخته است.   بابک امینی علت جهانی شدن موسیقی معترض را اینترنت می‌داند که با تکنولوژی مدرن می‌تواند هر صدایی را در کوتاه مدت به سراسر جهان مخابره کند.  بابک می‌گوید: &#171;این نوع ترانه‌ها می‌تواند به جوانان و به ویژه آنانی  که در خیابان‌ها برای آزادی فریاد می‌کشند، روحیه بدهد و آنان همین که بدانند هنرمند مورد علاقه‌شان به فکر آنان است، روحیه می‌گیرند و خود را تنها احساس نمی‌کنند&#187;.  سیاوش شمس مهمان دیگر برنامه ما ترانه‌ای خوانده برای ندا. نام ترانه &#171;من ندا هستم&#187; هست و حال و هوای اندوهناک و غمگینی دارد. سیاوش در ابتدا می‌خواست برای جوانان ایران آهنگی به انگلیسی بخواند. ولی پس از قتل  ندا آقا سلطان  به درخواست همسرش که یک آمریکایی آنگلو ساکسون است  ترانه &#171;من ندا هستم&#187; را به فارسی می‌خواند.  همسر سیاوش آن‌چنان تحت تاثیر اعتراض های معترضان به نتایج انتخابات و مرگ ندا قرار گرفته بود  که خواهش می‌کند کلام آن به فارسی باشد و در ادیت ادیت این ترانه با سیاوش همکاری می‌کند.   سیاوش می‌گوید همسرش وقایع ایران را مرتب پی می‌گیرد و مردم ایران را باعث افتخار می‌داند و عقیده دارد که جهانیان باید فرهنگ ایران را ستایش کنند. سیاوش از این که بیرون از ایران هست و نمی‌تواند در کنار هم‌میهنانش باشد، ناراحت است و برای همین هم این آهنگ را به رایگان در سایت خود &#171;سیاوش دات کام&#187; گذاشته تا هدیه‌ای باشد برای ملت ایران.  سیاوش مرگ ندا را جرقه‌ای می‌داند که  برای هر هنرمندی می‌تواند منبع الهام باشد. او می گوید که آهنگ دیگری به نام &#171;عشق&#187; در دست تهیه دارد دارد و آن هم پیرامون حوادث اخیر پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران است.  آخرین مهمان ما یک هنرمند قدیمی است: اسفندیار منفرد‌زاده، هنرمند ساکن سوئد.   اسفندیار منفرد‌زاده از پیشگامان &#171;ترانه معترض&#187; در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی است که مخاطبان آثارش هنوز آهنگ‌های خاطره‌انگیز او مانند &#171;جمعه‌ها&#187; با ترانه شهیار قنبری و دو اجرای متفاوت از فرهاد و گوگوش، و همچنین ترانه &#171;نماز (نیاز)&#187; از شهیار قنبری و با صدای فریدون فروغی  را به خاطر دارند.  در اوان انقلاب،اسفندیار منفرد‌زاده با یک ترانه و یک سرود به صف انقلاب پیوست و به این ترتیب سرود &#171;بهاران خجسته باد!&#187; او یکی از سرود‌های خاطره‌انگیز انقلاب شد. شعر این سرود را کرامت‌الله دانشیان، همرزم خسرو گلسرخی سروده بود که هر دو پیش از انقلاب و در دوران نظام پهلوی اعدام شدند.   اثر دیگرآقای منفرد‌زاده ترانۀ &#171;وحدت&#187; بود با صدای فرهاد و شعر سیاوش کسرایی که به جنبه‌های عدالت‌خواهی پیامبر اسلام توجه داشت.  آقای منفرد‌زاده با نگاهی منتقدانه به مقوله ترانه معترض در دوره اخیر می‌پردازد. او از این که در این سی سال گذشته &#171;ترانه معترض&#187; به رخوت گرفتار آمده و اثری درخور خلق نشده، ابراز ناراحتی می‌کند.  او با اشاره به ترانه &#171;دوباره می‌سازمت وطن&#187; با شعر سیمین بهبهانی که از آن با عنوان نمونه موفقی از ترانه معترض در این سال‌ها نام می‌برد، می‌گوید که در این سی سال سه هزار آهنگ و ترانه ساخته شده و سهم ترانه معترض نزدیک به صفر بوده است.   او حتی کارهای جوانانی را که هم اکنون به کارهای اعتراضی رو آورده‌اند جدی و اثر‌گذار نمی‌داند و پخش سریع آن را نتیجه تکنولوژی امروز می‌داند نه عمق و تأثیرگذاری اینگونه کارها.  اسفندیار منفرد‌زاده موج اخیر ترانه معترض را سوار شدن بر موج و &#171;عقب نماندن از قافله جنبش&#187; عنوان می‌کند. هرچند در ادامه می‌گوید به احساسات این هنرمندان احترام می‌گذارد.   او براین باوراست که شعار‌های مردم از این دست ترانه‌ها جلوتر است و این به گفته آقای منفردزاده جنبش، میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلب را هم پشت سر گذاشته‌است.  اسفندیار منفردزاده معتقد است که در زمان او &#171;ترانه معترض&#187; به موسیقی رخوتناک و بی‌خاصیت و &#171;بی‌خطر&#187; رسمی رادیو و تلویزیون &#171;تحمیل&#187; شد و راهش را در میان جوانان باز کرد. او می‌گوید که آن نوع ترانه‌ها با نمادها و سمبل‌های خاص خود در تاریخ نقش بستند.  آقای منفردزاده دوران پیش از انقلاب را &#171;دوران خوش اختناق&#187; می‌داند که &#171;خوش&#187; بود، چون آزادی‌های اجتماعی وجود داشت و &#171;اختناق&#187; بود برای این که آزادی‌های سیاسی نبود. اما  دوران کنونی را دوران خفقان و فشار می‌داند که به گفته او اغلب هنرمندان به دم و دستگاه رادیو و تلویزیون و دیگر مراکز دولتی می‌پیوندند و در کنارآن کسانی که او  سانسور‌کنندگان  می‌نامد انجام وظیفه می‌کنند.  آقای منفردزاده در پایان از جامعه ایرانی داخل و خارج انتقاد می‌کند که به نوعی &#171;بیمار‌گونه&#187; می‌خواهند خوش باشند و فقط &#171;زندگی&#187; کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_Protest_Songs/1770645.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_Protest_Songs/1770645.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 06 Jul 2009 19:55:29 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/ED22A419-350E-4EF2-84A4-C599D43B5DDA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سه چیزی که آقای خامنه‌ای فدای خواسته خود کرد</title>
            <description>ميرحسين موسوی و مهدی کروبی بار ديگر در واکنش به پیشنهاد شورای نگهبان در مورد تشکیل هیئت ویژه، خواستار ابطال انتخابات رياست جمهوری اخير ايران شدند. راديو فردا در اين رابطه با حسين باستانی، روزنامه‌نگار ايرانی مقيم فرانسه، و محمدجواد اکبرين، دين‌پژوه و روزنامه‌نگار مقيم بيروت، به گفت‌وگو پرداخته است.ميرحسين موسوی و مهدی کروبی بار ديگر خواستار ابطال انتخابات رياست جمهوری اخير ايران شدند.   شورای نگهبان در روزهای گذشته پيشنهاد تشکيل يک هیئت ويژه را برای رسيدگی به اعتراض‌ها و بازشماری ۱۰ درصد از آرا مطرح کرده بود و از کانديداهای معترض به نتايج انتخاباتی، يعنی ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و محسن رضايی خواسته بود تا نماينده‌ای برای عضويت دراين هیئت معرفی کنند.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   موسوی: مناسب‌ترين راه برون‌رفت از معضل کنونی ابطال انتخابات است    							   کروبی: بار مسئولیت انتخابات را بر دوش رهبر بگذارید    						    			 		اما ميرحسين موسوی روز شنبه در نامه‌ای به شورای نگهبان با رد اين پيشنهاد اعلام کرد با توجه به گفته او &#171;گستره تخلفات و تقلبات&#187;، ابطال انتخابات مناسب‌ترين راه برون‌رفت از معضل ايجاد شده است. آقای موسوی همچنين خواستار تشکيل يک هیئت حکميت ملی مستقل برای رسيدگی به شکايات شد.   علاوه بر آقای موسوی، مهدی کروبی نیز روز يکشنبه در نامه‌ای که به نوشته خود او برای اتمام حجت با اعضای شواری نگهبان و برای حفظ جمهوری اسلامی تهيه شده، از شورای نگهبان خواست تا نتايج انتخابات رياست جمهوری را باطل کنند.    آقای کروبی در این نامه گفته است که اين اقدام تنها راه برای بازسازی اعتماد از دست رفته مردم است و در عين حال افزوده اگر شورای نگهبان با توجه به اظهارات رهبر جمهوری اسلامی اصرار به تأييد نتايج انتخابات دارد، مسئوليت آن را به آيت‌الله خامنه ای واگذار کند و اعلام کند تنها به خاطر مصلحت، انتخابات تأييد می‌شود، تا به گفته او جايگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بيش از اين تنزل پيدا نکند.  راديو فردا در اين رابطه با محمدجواد اکبرين، دين‌پژوه و روزنامه‌نگار مقيم بيروت، و حسين باستانی، روزنامه‌نگار ايرانی مقيم فرانسه، به گفت‌وگو پرداخته است.   &#171;آقای خامنه‌ای جایگاه ولی فقیه را فدا کرد&#187;      رادیو فردا: آقای اکبرين، نظر شما درباره دليل مخالفت دو نامزد اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوری با پيشنهاد تشکيل هیئت ويژه که توسط شورای نگهبان مطرح شده چيست؟      محمدجواد اکبرين:  بيانيه‌های آقای موسوی، شکايات واصله از طرف آقايان موسوی و کروبی و رضايی، مستندات ارائه شده که بخشی از آن منتشر هم شده است و آرای کارشناسان نشان می‌دهد&#160; همه متفق‌القول هستند که تخلفات اين انتخابات به قدری گسترده است که با بازشماری ۱۰ درصد آرا يا رسيدگی به پاره‌ای از شکايات به نتيجه نمی‌رسد. اينها معتقدند که تخلفات انتخابات به حدی است که بايد ابطال شود و اين موضوع برای شورای نگهبان هم واضح شده است.    شورای نگهبان ۱۲ نفرند که شش عضو آن فقيه و شش عضو ديگر حقوقدان هستند. حقوقدانان اين مدارک را می‌بينند و اخبار غيررسمی حکايت از آن دارد که برخی از حقوقدانان شواری نگهبان معتقدند ادله ارائه شده برای ابطال انتخابات کافی است.   اما چرا باز صحبت از هیئت ويژه می‌شود؟ به اعتقاد من مدعی اصلی صحت اين انتخابات رهبر است و شورای نگهبان اجازه ندارد ذره‌ای کوتاه بيايد.      يعنی عملاً نتيجه تحقيقات اين هیئت از پيش مشخص شده است؟     بله مشخص است و من روی نامه آقای کروبی تأکيد می‌کنم. در اين نامه آقای کروبی به شورای نگهبان تأکيد کرده که اگر شما می‌خواهيد انتخابات را تأييد کنيد اين کاررا انجام دهيد، اما هزينه آن را خودتان نپردازيد و از رهبری هزينه کنيد. در واقع به طور غيرمستقيم می‌گويد مدعی اصلی صحت انتخابات شورای نگهبان نيست، رهبری است.     نظر شما اين است که اين انتخابات آبی است که از جوی رفته و قابل بازگشت نيست؟     يک تفاوت ويژه بين آيت‌الله خمينی و آقای خامنه‌ای وجود دارد که من معتقدم به دليل همين تفاوت اين شکايات به جايی نخواهد رسيد.    در همين تجربه‌ای که آقای کروبی به آن اشاره می‌کند و چندين تجربه ديگر، آيت‌الله خمينی اعتبار خودش را هزينه نهادهای قانونی کرد. من شما را ارجاع می‌دهم به نامه‌ای که نمايندگان در سال ۶۷ به آقای خمينی نوشتند. در آن نامه به آيت‌الله خمينی نوشته‌اند بسياری از تصميمات سال‌های جنگ به دستور شما بوده و با قانون هم مطابقت نداشته است، آيا اين روندی است که ادامه خواهد داشت؟     آيت‌الله خمينی در پاسخ به اين نامه نوشت که من از تذکرات شما تشکر می‌کنم، اما تصميمات غيرقانونی فقط ويژه زمان جنگ بود که وضعيت کشور اضطراری بود. از اين به بعد همه بايد به قانون برگرديم.     اين نمونه و نمونه‌ای که آقای کروبی درنامه خود به آن اشاره می‌کند، نشان می‌دهد نهادهای قانونی برای رهبر سابق انقلاب بسيار اهميت داشت و اگر می‌خواست جايی شرايط را عوض کند و در بعضی نتايج تأثير بگذارد از خودش هزينه می‌کرد نه از نهادهای قانونی.    اما آقای خامنه‌ای در اين انتخابات نشان داد که همه چيز را فدای تصميم و خواسته خود می‌کند. شورای نگهبان اولين چيزی بود که آقای خامنه‌ای فدای خواست خود کرد. او به شورای نگهبان و کانديداها گفت که همه چيز بايد در شورای نگهبان تصميم‌گيری شود و نه هیئت حکميتی فراتر از شورای نگهبان. از طرفی هم گفت اين انتخابات صحيح برگزار شده است. معنی اين حرف چيست؟ يعنی شورای نگهبان بايد مسئوليت تأييد اين انتخابات را به عهده بگيرد.     آقای موسوی و کروبی از خود شورای نگهبان شاکی هستند، ولی آقای خامنه‌ای می‌گويد تصميم در شورای نگهبان بايد اتخاذ شود و اين نهاد قانونی را فدای خود می‌کند.    دومين چيزی که آقای خامنه‌ای فدای خود کرد اعتماد، عمومی بود. او تمام شکايات مردم را ناديده گرفت، همه را آشوبگر ناميد و تأکيد کرد که اين رئيس جمهور ۲۴ ميليون رأی دارد.     سومين چيزی که آقای خامنه‌ای فدا کرد، جايگاه ولايت فقيه بود. صرف نظر ازاين که ما ولايت فقيه را قبول داشته باشيم يا نه و مقدمات نظری آن درست باشد يا غلط، به هر حال ولايت فقيه جايگاهی بود در نظام جمهوری اسلامی که قرار بود به صورت يک پدر وارد دعواها شود و فراجناحی عمل کند.    دراين انتخابات آقای خامنه‌ای قد ولايت فقيه را به اندازه کوتاهی قد رئيس جمهور پایين آورد و جايگاه ولايت فقيه را به اندازه يک جناح تنزل داد و به نفع يک آدم مشخص موضع‌گيری کرد. بنابراين تأکيد می‌کنم که اين انتخابات آبی است که به جوی بازنخواهد گشت.   &#171;هیئت ویژه نمی‌تواند بی‌طرف تلقی شود&#187;    رادیو فردا: آقای باستانی، دليل مخالفت ميرحسين موسوی با تشکيل هیئت پيشنهادی شواری نگهبان چيست؟     حسين باستانی:  از شش عضو هیئت تشکيل شده از طرف شورای نگهبان چهار تن، قبل يا بعد از انتخابات اظهاراتی به نفع آقای احمدی‌نژاد يا عليه معترضان به نتيجه انتخابات داشتند، در نتيجه اين هیئت نمی‌تواند بی‌طرف تلقی شود.  حتی اگر اعضای اين هیئت اظهار نظر انتخاباتی هم نداشته باشند، با يک مشکل بزرگ مواجه هستند و آن تصريح شخص آيت‌الله خامنه‌ای درباره انتخابات و نتيجه آن است. به عبارت ديگر اين سؤال مطرح است که وقتی آقای خامنه‌ای تصريح کرده امکان ندارد ۱۱ ميليون تقلب رخ داده باشد و نظام اهل تخلف درانتخابات نيست، آيا هیئتی که اعضای آن مقامات بلندپايه نظام جمهوری اسلامی هستند می‌توانند تحقيقاتی انجام دهند که نتيجه آن برخلاف صحبت‌های رهبری باشد و مشخص کنند تقلب‌ها در انتخابات حتی بيش از ۱۱ ميليون بوده است؟   به نظر من اين مسئله کار را از همان ابتدا با مشکل مواجه می کند و در نهايت ممکن است اين هیئت يک سری تخلفات را قبول کند، اما به طور قطع در حدی نخواهد بود که به تغيير نتيجه انتخابات بيانجامد.   به همين دليل فکر می‌کنيد آقای موسوی گفته اين هیئت هيچ فايده‌ای ندارد و نتايج انتخابات بايد ابطال شود؟   بله، موضع آقای موسوی در اين رابطه بسيار هوشمندانه بوده است، زيرا تن دادن کانديداها به حکميت چنين هیئتی آنها را با اين خطر مواجه می‌کند که بعد از اين که هیئت منصوب شواری نگهبان نظر خود را اعلام کرد، آن وقت به کانديداهای معترض می گويند خودتان به اين داوری تن داديد.   آيا اين احتمال وجود دارد که تقلب در انتخابات به نحوی بوده که با بازشماری و بررسی‌ها به سختی می‌توان آن را ثابت کرد؟   بله، اين نکته هم مهم است. به نظر می‌رسد بخش مهمی از تخلفات در قالب پر کردن صندوق‌های رأی پيش از شروع رأی‌گيری است با استفاده از تعرفه‌هايی که شماره سريال داشته است، در نتيجه وقتی صندوق‌ها بازشماری می‌شوند مشخص نمی‌شود کدام برگه‌های رأی خارج از قاعده ريخته شده و کدام برگه‌ها واقعی هستند.  ما در ۱۷۰ حوزه از ۳۶۰ حوزه انتخاباتی کشور مشارکتی حدود ۹۵ تا ۱۴۰ درصد داشته‌ايم که کاملاً غيرطبيعی است. ظن غالب در مورد برگه‌های رأی اضافی که چنين مشارکت عجيبی را ايجاد کرده، بر اين است که بيشتر آنها قبل از شروع رأی‌گيری در داخل صندوق‌ها وجود داشتند.  بعضی بيانيه‌های آقای موسوی به اين نکته اشاره دارند که با توجه به تعرفه‌های بسيار زيادی که چاپ شده بود، چرا در بسياری از حوزه‌ها حدود ظهر اعلام شده که تعرفه تمام شده است.   آقای باستانی، آقای موسوی اصرار دارد پای مراجع به وسط بيايد و آنها در اين امر دخالت کنند. او در همين رابطه نامه‌ای به قم فرستاده و از مراجع درخواست وساطت کرده بود. فکر می‌کنيد اين نامه تأثيری خواهد داشت؟   اگر آقای موسوی به مراجع اشاره می‌کند به اين دليل است که مراجع تقليد از جايگاهی برخوردار هستند که اولا در نظام جمهوری اسلامی حرفشان قابل اثر است و دوم از نظر سلسله مراتب در حدی هستند که شايد به راحتی مسئولين منصوب رهبری نتوان به آنها امر و نهی کرد و آنها را وادار به تبعيت از نظر رهبری کرد.   آنها برای خود جايگاهی قايل هستند که البته به اين معنی نيست که علاقه دارند جلوی رهبری بايستند، ولی به طور کلی مقام آنها با مسئولی که مستقيم يا غيرمستقيم منصوب رهبری است، فرق دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Akbarein_Bastani_after_Election88/1765128.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Akbarein_Bastani_after_Election88/1765128.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 29 Jun 2009 16:03:48 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Akbarein_Bastani_after_Election88/1765128.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EC58D834-A09A-4CBA-B3EF-391F72A40085_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اپرا و گریزی به تعزیه</title>
            <description>اپرا یکی از کامل‌ترین هنر‌های نمایشی است که آواز و موسیقی و نقش‌آفرینی را یک‌جا در خود دارد. برخی، تعزیه‌های مذهبی ایران را هم نوعی اپرا می‌دانند که تمام خصوصیات یک اپرا که ذکر شده دارا هست.اپرا یکی از کامل‌ترین هنر‌های نمایشی است که آواز و موسیقی و نقش‌آفرینی را یک‌جا در خود دارد. برخی، تعزیه‌های مذهبی ایران را هم نوعی اپرا می‌دانند که تمام خصوصیات یک اپرا که ذکر شده دارا هست.   گفته می‌شود ناصرالدین شاه و سفرهای فرنگ او در رونق گرفتن تعزیه‌ها تاثیر بسزایی داشت. اصلا در دوره ناصری غرب‌زدگی و غرب‌شیفتگی به عنوان &#171;سوغات فرنگ&#187; به ایران وارد شد. لباس‌های اعیان اشراف اروپایی شد و زنان حرم به جای شلیته و تنبان به دستور سلطان صاحبقران لباس مخصوص و چسبان بالرین‌ها را به تن کردند و با ورود دوربین عکاسی به حرم‌سرا‌ها و کاخ‌ها، آن چهره‌ها و لباس‌ها ثبت تاریخ شد.         مهمان برنامه نگاه تازه بانوی اپرا‌خوانی است ایرانی، ساکن آمریکا. خانم هاله عبقری که برای ما از اپرا صحبت می‌کند.  مهمان برنامه نگاه تازه بانوی اپرا‌خوانی است ایرانی، ساکن آمریکا. خانم هاله عبقری که برای ما از اپرا صحبت می‌کند.  خانم عبقری در پاسخ پرسش ما پیرامون عشق و علاقه‌اش به اپرا می‌گوید که خانوداده هنرمندی داشته و مادرش پیانو و آکاردئون می‌نواخته و تدریس می‌کرده، ولی او در آن ایام زیاد علاقه‌ای به موسیقی نشان نمی‌داده است.  در آمریکا بود که فی‌الواقع با صلاحدید مربی ورزشی‌اش به گروه کر (همسرایان) مدرسه می‌پیوندد و به این نوع موسیقی علاقه پیدا می‌کند. به هنگام ورزش ادای خوانندگان مرد را در می‌آورده که مربی اش متوجه صدای اپرائی این دختر خانم می‌شود. زندگی هاله عبقری به مسیر دیگری می‌افتد و خواننده‌ای می‌شود، حرفه‌ای.  هنر اپرا در ایران پیش از انقلاب در تالار رودکی رونق داشت و خوانندگان بزرگی به دعوت تالار رودکی به ایران می‌آمدند و اپرا اجرا می‌کردند. ستارگانی مانند پری ثمر، روح انگیز یشمی، اسفندیار قره باغی و رشید وطن‌دوست در کنار خوانندگانی مانند سزار سیه‌پی، الیزابت شوراتسکف و بیرگیت نیلسون می‌درخشیدند.   پس از انقلاب، اپرا هم مانند باله ممنوع شد. باله به خاطر رقص (که بعدها به &#171;حرکات موزون&#187; تغییر نام داد) و اپرا به سبب صدای زن.   بعدها صدای زن فقط به در ترکیب صداهای دیگر به صورت همسرایی (کر) آزاد شد و در سرود‌های انقلابی به مناسبت سالگرد انقلاب از رادیو و تلویزیون دولتی پخش گردید.  اپرای &#171;رستم و سهراب&#187; که در زمان پیش از انقلاب به سفارش مقامات تالار رودکی توسط موسیقیدان ارمنی تبار ایرانی، لوریس چاکناواریان ساخته شده بود، در یکی از دهه‌های فجر مورد توجه قرار گرفت و برای نخستین بار این اپرا با گروه نوازندگان و خوانندگان جمهوری ارمنستان به سرپرستی لوریس چاکناواریان در تالار وحدت (همان رودکی سابق) به روی صحنه رفت و صدای زن (زنی ارمنی البته) به صورت تک‌خوان (در نقش تهمینه) شنیده شد.         تعزیه‌ای در عراق   هاله عبقری در نیویورک&#160;نه تنها خوانندهء اپراست بلکه ترانه‌هایی نیز دارد هم به سبک آوازهای اپرایی و هم به سبک‌های پاپ و فولک، که مشهورترین آنان آهنگی است به نام &#171;مرفین&#187;!  او ترجیح می‌دهد فقط در یک سبک باقی نماند بلکه در سبک‌های دیگر هم بخواند. برخی از آهنگ‌های در سبک &#171;تکنیک مدام&#187; از آهنگ‌های اپرایی شروع می‌شود و آخر سر به سبک موسیقی پاپ ادامه می‌یابد.  در سبک‌های متفاوت، خوانندگان اپرا از جمله هاله عبقری گاهی صداهایی از گلوی خود می‌آورند که هر انسانی نمی تواند آنها را تولید کند یا ممکن است گفته شود به صدای انسان شباهتی ندارند. هاله عبقری در این باره می گوید استفاده از این گونه آواها که ظرفیت‌های آوایی خواننده را نشان می دهند، بستگی دارد به نوع موسیقی که این نوع صداها را لازم دارند.  خانم عبقری به اغلب زبان‌های دنیا مانند آلمانی، روسی، مجار، اسپانیائی می‌خواند و کم و بیش به این زبان‌ها آشنا است. او درباره اپرای مدرن می‌گوید که در حال حاضر با تغییر داستان اپرا و روزآمد کردن اپراهای قدیمی کوشش می‌شود که اپرا از حالت قدیمی و تقریبا یک‌نواختی خارج شود. با این حال اشاره می‌کند که در حال حاضر هم اپراهای مدرن نوشته و اجرا می‌شود و مثال اپرای &#171;نیکسون در چین&#187; ساخته آهنگساز معروف آمریکایی جان آدامز، یا اپرای &#171;دکتر اتمیک&#187; را می‌زند که در آنان از سفر نیکسون به چین و مسائل اتمی صحبت می‌شود.  هاله عبقری تا پانزده سالگی در ایران زندگی می‌کرده و به فارسی هم آهنگ نوشته و اجرا کرده است. او اشاره می‌کند که پدرش به موسیقی اصیل ایرانی علاقه داشت. هاله عبقری می افزاید مانند همه بچه‌ها از علائق پدر گریزان بوده، اما وقتی بزرگتر شده به موسیقی ایرانی علاقمند شده، به زیبایی های آن واقف شده، با ردیف های موسیقی ایرانی آشنا شده و اکنون از شنیدن آن لذت می برد. او به فارسی هم شعر نوشته و آن‌ها را خوانده است که البته بیشتر در مایه‌های کلاسیک هستند.  او می‌گوید موسیقی سنتی ایرانی هم در موسیقی‌اش تاثیر‌گذار بوده و این تاثیر را به طور کلی در وجود ناخود‌آگاه انسان می‌داند که بخواهی نخواهی تاثیرشان را می‌گذارند.  در مقایسه با موسیقی اپرایی در اروپا و آمریکا و اروپا می‌گوید که چون در اروپا دولت‌ها به این موسیقی کمک می‌کنند وضع بهتر از آمریکا هست.  هاله عبقری جز خواندن و اجرای اپرا و کنسرت، تدریس هم می‌کند و در رادیو فرانسه نیز یک برنامه موسیقی دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Opera_Abghari/1733985.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Opera_Abghari/1733985.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 18 May 2009 13:53:40 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9A6D8A99-F8E5-4C75-9BEA-8E87ECEC4A10_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نقاش و نقش دل</title>
            <description>نقاشی از هنر‌های تجسمی است که همواره در طول تاریخ همزاد انسان بوده و خواهد بود. از نقاشی روی سنگ‌ها و دیواره غار‌های انسان‌های نخستین گرفته تا نقاشی‌های انتزاعی و سبک‌های گوناگون دیگر، نقاشی وسیله‌ای بوده برای بیان احساس و عواطف بشری.نقاشی از هنر‌های تجسمی است که همواره در طول تاریخ همزاد انسان بوده و خواهد بود. از نقاشی روی سنگ‌ها و دیواره غار‌های انسان‌های نخستین گرفته تا نقاشی‌های انتزاعی و سبک‌های گوناگون دیگر، نقاشی وسیله‌ای بوده برای بیان احساس و عواطف بشری.  هنر نقاشی در برخی از آیین‌ها و ادیان به خاطر ذات خلاقیت نهفته در آن ممنوع است. مثلاً در برداشت‌هایی از فقه سنتی و در اسلام طالبانی نقاشی حرام است. به ویژه اگر موضوع آن موجود جان‌دار باشد. پیروان این آئین‌ها و ادیان خلاقیت را فقط در انحصار پروردگار می‌دانند و کار نقاشی و پیکر‌تراشی را دخالت در امر خالق می‌دانند و حرام می‌شمارند.  حتی شاهد بودیم که چگونه آثار بزرگ نقاشی و مجسمه‌سازی در افغانستان طالبان نابود شدند. آخرین آنان دو مجسمه مشهور بودا در بامیان بود که طالبان منهدم کردند.  عباس پویا، اسلام‌شناس و استاد دانشگاه فرایبورگ، می‌گوید فقها در مورد نقاشی هم مانند دیگر مسائل دیگر دارای نظرات و دیدگاه‌های گوناگون هستند. ولی بیش از همه، این نظر در میان علمای اسلام مقبولیت یافته که صورت‌گری، چه در نقاشی و چه در مجسمه‌سازی، فقط در مورد موجودات جان‌دار حرام است. برخی از آنان حتی صورت‌گری را نوعی خروج از دین (ارتداد) می‌دانند.   به گفته او ، نکته جالب اینجاست که در قرآن حکمی صریح و شدید پیرامون حرام بودن صورت‌گری وجود ندارد. برعکس، در یک مورد که سخن از سلیمان پیامبر است، از &#171;جن‌هایی&#187; سخن گفته می‌شود که برای پیامبر تمثال‌های دلخواهش را می‌ساختند و این عمل آنان مورد سرزنش قرار نگرفته است.  با این همه به گفته دکتر پویا در متون روایی شیعه و سنی اما، روایات و احادیث بسیاری وجود دارد که صورتگری را حرام می‌انگارند.          در بسیاری از مذاهب نقاشی راهی برای بیان حالات معنوی است؛ نقش ملک طاووس ایزدیان بر دیوار زیارتگاهی در شمال عراق   برخی از علما با استناد به آیه ۹۰ سوره المائده در قرآن، نقاشی را حرام می‌دانند.  اما به نظر عباس پویا استاد دین‌پژوه، اصطلاحی را که در این آیه به کار رفته، نمی‌توان به مجسمه‌سازی و پیکرتراشی بعنوان هنر اطلاق کرد؛ &#171;بیشتر جنبه عبادی مسئله مورد نظر هست تا رویکرد هنری آن. بدین ترتیب که اگر مجسمه‌سازی یا نقاشی باعث دوری از یکتاپرستی شود، مذموم است ولی به عنوان هنر فی‌نفسه حرام نیست.&#187;  استاد دانشگاه فرایبورگ آلمان، به حدیثی از امام اول شیعیان اشاره می‌کند که صورت‌گری را به عنوان تجدید قبور حرام می‌داند، یعنی بازگشت به عصر بت‌پرستی که مردم بت‌ها را پرستش می‌کردند.   عباس پویا سپس روایت دیگری را بررسی می کند که بر پایه آن، عایشه از پارچه‌ای منقش پرده‌ای درست کرده‌ بوده و این امر موجب ناراحتی پیامبر اسلام می‌شود. او می گوید در همین روایت هم، پیامبر با تهیه بالش یا پشتی از همان پارچه مخالفتی ندارد. به گفته آقای پویا در اینجا هم مشخص می شود که نقاشی در صورتی که شائبه پرستش را ایجاد کند از سوی پیامبر مورد مخالفت قرار می‌گیرد.  او در ادامه می‌افزاید که حرمت صورت‌گری به قرن دوم هجری قمری و دوران خلافت یزید‌ بن عبدالملک بر‌می‌گردد.   برخی از اسلام‌شناسان با توجه به این نکته عقیده دارند که حرمت صورت‌گری در اسلام، در مسیحیت و یهودیت ریشه دارد. دومین فرمان از ده فرمان هم به این موضوع اشاره دارد که هیچ معبودی جز معبود یکتا در زمین و آسمان و بر روی دریاها نباشد. یعنی سیما و نقش دیگری نباشد.   برخی، منظور از این فرمان را حرمت نقاشی یا مجسمه‌سازی دانسته‌اند. در قرن چهارم میلادی هم نقاشان و مجسمه‌سازان از نظر کلیسا در جرگه فاحشه‌خانه‌دارها و دایرکنندگان مراکز فساد قرار می‌گرفتند و تا ترک هنر خود نمی‌توانستند برای عبادت وارد کلیسا بشوند.  اما در دوره رنساس همه این‌ها تغییر یافت و در و دیوار کلیساها و نمازخانه‌ها منقوش به نقش و مجسمه شد.  ***  حال که صحبت از نقاشی و نقش شد، فرصتی هم پیش آمد تا به سراغ یک نقش و نقاشش برویم.   نقش تابلوئی است به نام &#171;فال حافظ&#187;؛ دو دختر جوان لب پشت‌بام نشسته، یکی دیوان حافظی در دست دارد و دیگری، اندکی پائین‌تر نشسته است، و هر‌دو غرق در شعر.                نام ایمان ملکی با از جمله با این نقش بر زبان‌ها افتاد   نقاش ایمان ملکی، هنرمند جوانی است که نامش به ویژه با این اثر بر سر زبان‌ها افتاده ‌است.  ایمان ملکی از دوران کودکی به نقاشی علاقه داشته است. از پانزده سالگی زیر نظر استاد مرتضی کاتوزیان به طور جدی تعلیم نقاشی می‌گیرد و با رهنمود‌ها و تشویق استاد، کارش را ادامه می‌دهد و در دانشگاه هنر هم در رشته گرافیک فارغ‌الحصیل می‌شود ولی دوباره از گرافیک به نقاشی روی می‌آورد.  واکنش خانواده نخست نگرانی بود. ولی اینجا هم آقای کاتوزیان راهنمای ایمان می‌شود و خانواده راضی می‌شوند که ایمان ملکی نقاشی را پی بگیرد.  کارهای ایمان بیشتر در مایه‌های رئالیسم (واقع گرا) است ولی گاه، اندکی به سوررئالیسم هم نزدیک می‌شود. به فراخور موضوع، احساس و حالتی که در هر زمان دارد.  ایمان پیرامون تابلو فال حافظ توضیح‌های مفصلی می‌دهد و از جمله می‌گوید که موفقیت این تابلو، مدیون مردمی بودن و معمولی بودن تیپ دخترها است که مضمون را بسیار باورپذیر کرده‌است. ایمان سه ماه روی این تابلو کار کرده و از هنرجوهای خودش به عنوان مدل استفاده کرده‌است.  این تابلو نه تنها در داخل ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت، بلکه در سال ۲۰۰۵ در یک رقابت بین‌المللی هم در نیوجرسی آمریکا، یکی از جوایز مهم مرکز هنرهای تجسمی را از آن خود کرد.  غم و اندوهی نهفته در تابلوهای ایمان ملکی نهفته است که آثارش را عمق می‌بخشد. ایمان عقیده دارد نقاشی‌های او هم مانند موسیقی ایرانی اندوهناک‌اند و شاید از جامعه متاثر باشند.  به سراغ یک هنرمند نام‌دار ایرانی نیز می‌رویم که فعلا مقیم آمریکاست. این هنرمند پیش کسوت و سرشناس ایرانی هانیبال الخاص است؛ کسی که سال‌های سال است در صحنه هنر فعالیت دارد.  نقدی که جلال آل احمد چهره شاخص نویسندگان منتقد در دهه ۱۳۴۰ بر کارهایش نوشت، به افتادن نام او بر سر زبان‌ها کمک کرد.  الخاص از سال‌های دور صحبت می‌کند که نقاشی اصولا جدی گرفته نمی‌شد.  از لابلای گفته های الخاص چنین بر می آید که در آن ایام اصلا نقاشی جدی شمرده نمی‌شد و در جامعه آن احترامی که پزشکان و مهندس‌ها داشتند، نقاشان نداشتند. از این رو کمتر پیش می آمد که مادری به اینکه پسرش پس از رفتن به خارج و تحصیل در دانشگاه نقاش شده است، ببالد. اما به گفته الخاص، امروزه وضعیت عوض شده است. پذیرفته شدگان دانشگاه هنر ارج قرب و منزلت دارند. خانواده‌ها با غرور از بچه‌های دانشجوی هنرشان سخن می‌گویند و برای‌شان جشن می‌گیرند.  الخاص از مینیاتورهای ایرانی و نقش‌های برجسته روی سنگ سخن می‌گوید و هنر ایرانی را در طرح فرش‌ها و کاشی‌کاری‌ها و مینیاتور‌ها تحسین می‌کند. او می گوید قادر است در یک مینیاتور تمام مکاتب هنری را ببیند.  او از &#171;بهزاد&#187; نقاش مشهور ایرانی می‌گوید و از طنز پنهان موجود در آثار بهزاد. با نقش شاهانی فربه که سر سفره پراز انواع و اقسام خوراکی و میوه انباشته، نشسته اند، و پشت سر آنان غلامان لاغر و تکیده را می توان دید. این ها پیغام نقاش را به تماشاگر می‌رساند.  الخاص گرایش مردم را به هنرهایی که شبیه عکس هستند، ناشی از نا‌آگاهی آنان از مکتب‌های هنری مدرن می‌داند. می‌گوید اگر مردم با مکتب‌هائی مانند امپرسیونیسم و غیره آشنا شوند، سلیقه‌هایشان نیز عوض خواهد شد.  الخاص به عنوان نقاش روایتی کوتاه از زندگی خود و هم‌نسلان‌اش را باز می‌گوید.  از لابلای حرفهای شنیدنی هانیبال الخاص و ایمان ملکی می شود به اختلاف نظری پی برد که تفاوت دو مکتب و سبک مختلف مورد علاقه هر یک را نیز بازتاب می‌دهد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Painting/1621830.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Painting/1621830.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 05 May 2009 15:06:10 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/022AC515-8E55-4769-9895-6D863869EA67_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; </title>
            <description>غیرت و ناموس در جوامع سنتی نقش مهمی دارند. در ایران و برخی از کشورهای مسلمان و به طور کلی در کشورهای سنتی &#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; حضوری ملموس در جامعه دارند و گاهی برای قتل‌های ناموسی مجازات در‌خوری وجود ندارند. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187;، به این معضل می‌پردازیم و با چند نفر صحبت می‌کنیم، از جمله یک آقای &#171;غیرتی&#187;. غیرت و ناموس در جوامع سنتی نقش مهمی دارند. در ایران و برخی از کشورهای مسلمان و به طور کلی در کشورهای سنتی &#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; حضوری ملموس در جامعه دارند و برای قتل‌های ناموسی مجازات در‌خوری وجود ندارند.  امروزه مهاجران مسلمان اروپا اغلب با کشتن دختر یا خواهرشان، به خاطر حفظ ناموس مسئله‌ساز شده‌اند و هرازگاهی اخبار این نوع مجازات در صدر اخبار کشورهایی مانند سوئد و آلمان قرار می‌گیرند.  غیرت و ناموس در ایران هم همواره وجود داشته و پس از انقلاب اسلامی هم که نوع نگاه به زنان تغییر یافته، حضوری پر‌رنگ در جامعه پیدا کرده است.   این دو مقوله همواره در فیلم‌های ایرانی هم یکی از دستمایه‌های مهم به شمار می‌رود و به‌ویژه پس از نمایش &#171;قیصر&#187; ساخت این گونه فیلم‌ها رونق گرفت و تا به امروز هم ادامه دارد.  در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187;، به این معضل می‌پردازیم و با چند نفر صحبت می‌کنیم، از جمله یک آقای &#171;غیرتی&#187;.         یک مرد اتریشی: من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند... اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.   ولی نخست به سراغ چند شهروند اروپایی می‌رویم و موضوع غیرت را با آنان در میان می‌گذاریم. می‌پرسیم:    اگر کسی به همسر به خواهر یا مادر شما نگاه کند، عصبانی می‌شوید؟    مردی از جمهوری چک:   من مشکلی با این موضوع ندارم. چون فقط &#171;نگاه کردن&#187; است و طرف قرار نیست که دست بزند.   مردی از مکزیک:   احساس خیلی مطلوبی نخواهم داشت. یعنی اگر کسی دست به عملی نزند هیچ‌گونه واکنشی نخواهم داشت. اگر چیزی بگویند ممکن است واکنشی نشان بدهم ولی فقط اگر نگاه کنند، نه.   یک فرانسوی:   ممکن است دست به خشونت بزنم و دعوا کنم. البته همه فرانسوی‌ها این طوری نیستند ولی کلاً اکثر مردها حسود هستند.   یک شهروند اتریشی:   عالی است! من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند. نگاه کردن که توهین نیست. من اجازه دارم به خانم‌های دیگر نگاه کنم و مردهای دیگر هم باید اجازه داشته باشند که به همسر من نگاه کنند. اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.  به سراغ دو خانم متخصص ایرانی و آقای حمید می‌رویم و موضوع را با ایشان در میان می‌گذاریم:  دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان و حمید، جوان ایرانی، که به گفته خودش خیلی هم &#171;غیرتی&#187; است.  حمید پیرامون این موضوع تجربه‌ای را که اخیرا داشته برای ما بازگو می‌کند.  حمید برادری دارد دانشجو، که متأهل هم هست. برادرش با داشتن همسر با دو خانم دیگر دوست می‌شود و روابط شان به جاهای حساس هم می‌رسد.   زن داداش حمید (حمید او را این گونه می‌نامد) که از دست برادرش ناراحت بوده، پس از تهدید و غیره مقابله به مثل می‌کند و می‌رود دوست پسر می‌گیرد. &#171;یک دفعه ما به خودمان آمدیم، دیدیم که این موضوع در فامیل پیچیده و سر و صدای‌شان درآمد.&#187;  داداش و زن داداش حمید کارشان به مرحله طلاق رسید و که اینجا حمید وارد قضیه می‌شود و با وجود این که از کار برادرش دفاع نمی‌کند و می‌داند که کار بدی کرده، ولی کار زن داداشش را هم تأیید نمی‌کند: &#171;خلاصه، رفتیم و گشتیم و طرف را پیدا کردیم و پس از تهدید و مشاجره، کارمان به دعوا و زد و خورد کشید. آن هم در وسط خیابان. من اجازه نمی‌دهم که زن داداش من با برادرم این طوری مقابله به مثل بکند یا این راه را انتخاب بکند برای تنبیه داداشم.&#187;         زینب پیغمبرزاده: در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک &#171;کالا&#187; است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسئولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.  می‌رویم به سراغ زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان، که اخیر در وبلاگ‌شان پیرامون &#171;غیرت&#187; مقاله‌ای نوشته و به شدت به آن تاخته و نظرشان را در مورد عکس‌العمل حمید جویا می‌شویم.  خانم پیغمبرزاده می‌گوید: &#171;اولاً آمار خشونت و آمار‌های آزار جنسی در کشور ما منتشر نمی‌شود تا ما بتوانیم به عمق و گسترش آن در جامعه پی ببریم. در کشورهای غربی غیر این است و این آمار مرتب منتشر می‌شوند. در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک &#171;کالا&#187; است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسیولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.&#187;  مرد نمی‌خواهد کسی به کالای خود دست درازی کند و به آن غیرت و ناموس پیدا می‌کند. بنابراین غیرت و ناموس از احساس تملک ناشی می‌شود. آزار‌های جنسی و تجاوز برای این رخ می‌دهد که مرد می‌خواهد کالای یک مرد یا افراد مذکر یک خانواده را دور از چشم آنان و بدون اجازه‌شان مورد استفاده قرار دهد. به جای این که یک رابطه عاطفی و انسانی داشته باشد، می‌خواهد از آن شیء یا کالا بهره‌برداری کند.  خانم پیغمبر‌زاده بر این باور است که برای از بین بردن خشونت علیه زنان باید نوع نگاه به زن عوض شود. او کشورهای اروپایی مانند سوئد را مثال می‌زند که چون نوع نگاه به زن فرق می‌کند، خشونت هم علیه زنان بسیار کمتر است.  دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، پیرامون غیرت و ناموس می‌گوید: &#171;در عمق روان ناخودآگاه بشر احساس جنسی نسبت به نزدیکان همواره وجود دارد. یعنی یک برادر یا پدر بدون آن که خود بداند نوعی احساس یا کشش جنسی نسبت به دختر یا خواهرش دارد. بنابراین به نظر خانم مفیدی هنگامی که برادری خواهرش را چاقو می‌زند یا حتی می‌کشد، این احساس را دارد که خواهرش با رفتن به سوی شخص دیگر به او (برادر) خیانت کرده است.&#187;  او روان انسان را بسیار پیچیده می‌خواند و احساس ناخود‌آگاه بشری را عامل مهمی برای بسیاری از واکنش‌ها می‌داند.         دکتر آذردخت مفیدی:&#160; در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.   به نظر خانم دکتر مفیدی مذهب هر‌چند عامل تعیین کننده نیست ولی به عنوان عامل تشدید کننده نقش مهمی دارد. به ویژه در جامعه‌ای مانند جامعه ایران که سر زنان مقنعه و روسری گذاشته‌اند و در مانتو چادر پیچیده‌اند، که مردها نگاه طمع آمیز به زنان نداشته باشند. این جا دو نکته مهم وجود دارد: &#171;یک، این که به مرد ایرانی حق داده شده که به زنان نگاه &#171;هیز&#187; بیندازد، دو، به زن پیغام داده‌اند که خودت را بپوشان! در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.&#187;  حمید به اعتراض می‌گوید که خانم‌های شرکت کننده یک طرفه قضاوت می‌کنند و تمام تقصیرها را سر مردان می‌اندازند، در صورتی که به نظر حمید زنان هم غیرتی هستند و از همسر خودش مثال می‌آورد که اصلاً اجازه نمی‌دهد شوهرش به زن دیگری نگاه کند یا چشم‌چرانی کند. و نتیجه‌گیری می‌کند زن و شوهر باید مانند دو انسان و دو دوست خواسته‌های همدیگر را برآورده کنند.   حمید از کشورهای غربی انتقاد می‌کند که زنان با مختصر آزار یا حتی نگاهی به پلیس شکایت می‌کنند. او بر این باور است که جامعه ایران یک جامعه عاطفی است و مسایل زن و شوهر بین هم دیگر حل و فصل می‌شود.  در آخر برنامه یک شنونده دیگری هم به نام امیر وارد بحث می‌شود و قضیه را از زاویه دیگری مطرح می‌کند که به نظرش یک زن و شوهر باید به هم‌دیگر اعتماد داشته باشند و مداراگر باشند.  با ورود امیر بحث &#171;بی‌غیرتی&#187; هم مطرح می‌شود و آخر سر گفت‌وگو به قانون‌مندی و مدارا و تحمل کشیده می‌شود که البته... شنیدن دارد!   ...      شما چه فکر می‌کنید؟    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Apr 2009 11:57:14 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5A9E6F49-1F2A-4F7D-AC50-8DFE49DF3EDD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آیا تحولی بزرگ در انتظار مذاکرات هسته‌ای با ایران است؟</title>
            <description>خبرگزاری‌های بین المللی به نقل از روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز از احتمال عقب نشینی غرب از درخواست خود مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی ایران خبر می‌دهند. در صورت قطعی شدن این امر باید منتظر تحولی بزرگ در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ بود.خبرگزاری‌های بین المللی به نقل از روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز از احتمال عقب نشینی غرب از درخواست خود مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی ایران خبر می‌دهند. در صورت قطعی شدن این امر باید منتظر تحولی بزرگ در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ بود.   درخواست برای توقف فعالیت‌های هسته‌ای و بویژه توقف غنی سازی اورانیوم یکی از خواسته‌های کلیدی کشورهای غربی از جمهوری اسلامی ایران و در عین حال یکی از سرچشمه‌های تنش میان دو طرف محسوب می‌شود.   روزنامه نیویورک تایمز روز دوشنبه در گزارشی در وب سایت خود که در خبرگزاری‌های بین المللی بازتاب داشته نوشت، دولت آمریکا، و کشورهای اروپایی در حال بررسی این موضوع هستند که از این خواسته همیشگی خود عقب نشینی کنند.   نیویورک تایمز به نقل از مقام‌های غربی که در مذاکرات هسته‌ای با ایران مشارکت دارند، نوشته است: بنابر پیشنهادی که در نشست‌های محرمانه مقامات آمریکایی و اروپایی مطرح شده، ایران باید برنامه هسته‌ایش را به شکلی اساسی در معرض بازرسی‌های گسترده قرار دهد، اما اجازه خواهد داشت تا برای مدتی در طول مذاکرات به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد. [ بیشتر بخوانید:   &#171;آمریکا امکان دارد بدون پیش شرط با تهران مذاکره کند&#187; ]  یک مقام ارشد اروپایی که نامش فاش نشده به نیویورک تایمز گفته است، کشورهای غربی پذیرفته‌اند که درخواست از ایران مبنی بر توقف فوری فعالیت‌های هسته‌ایش عملی نیست و تجربه نشان می‌دهد که ایرانیان چنین درخواستی را نمی‌پذیرند.   مقام مذکور افزوده، از این رو کشورهای غربی در جستجوی &#171;گام‌هایی موقتی&#187; در راستای اعتمادسازی هستند. تا کنون مقامات دولت آمریکا رسما حاضر نشده اند تا جزئیات این طرح را فاش کنند اما در صورت صحت و قطعی شدن، این اقدام به معنای نقطه ای عطف در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ خواهد بود.  برونو پلو، معاون سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی در گفت و گو با رادیو فردا از این خبر استقبال می‌کند: &#171;من از این بابت بسیارخوشحالم. من نه تنها بعنوان کارمند سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی بلکه بعنوان یک محقق سال‌هاست که در نوشته‌هایم از جمله در پژوهشی برای سازمان &#171;گروه بحران بین المللی&#187; پیشنهاد کرده‌ام که این کار انجام شود. سال‌ها است که بسیاری متوجه شده‌اند، نمی‌توان خواستار تعلیق کامل غنی سازی اورانیوم شد. صرفنظر کردن از این خواسته کاری عاقلانه و مفید است. اما یک نکته وجود دارد. قرارداد منع گسترش سلاح‌های اتمی یک پروتکل الحاقی دارد. ایران بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ این پروتکل را پذیرفته بود ولی پس از آنکه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌پرونده اش را به شورای امنیت ارجاع داد، آن را لغو کرد. (پروتوکل الحاقی توسط دولت ایران به طور داوطلبانه پذیرفته و اجرا شد، البته مجلس شورای اسلامی آن را هنوز  تصویب نکرده است / ر.ف.) اکنون مهم است که ایران دوباره پروتکل الحاقی را بپذیرد چرا که بواسطه این پروتکل است که آژانس می‌تواند بازرسی‌های گسترده ای انجام دهد، نه تنها در نطنز که هزاران سانتریفوژ مشغول کارند بلکه در مکان‌های دیگر. این می‌تواند اساس بسیار خوب برای ادامه مذاکرات باشد&#187;.  پنج عضو دائمی شورای امنیت به همراه آلمان در دوره جرج بوش، رئیس جمهوری سابق آمریکا، مدام بر توقف غنی سازی اورانیوم بعنوان پیش شرطی برای ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایران تاکید می‌کردند. این کشورها با اشاره به این موضوع که ایران ممکن است از اورانیوم غنی شده برای تولید بمب اتمی استفاده کند، با تصویب چند قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل دست به تحریم تهران زدند.   در صورت صرف نظر کردن از توقف غنی سازی اورانیوم آیا سوظن برخی از سیاستمداران غربی مبنی بر دستیابی ایران به سلاح‌های اتمی تقویت نمی‌شود؟   برونو پلو می‌گوید: &#171;من گمان می‌کنم که پروتکل الحاقی تلاش‌های ایران برای دستیابی به سلاح اتمی را دشوار و یا حتی غیرممکن می‌کند.&#187;  تغییر در سیاست آمریکا در قبال برنامه هسته‌ای ایران ممکن است، سیاست داخلی ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. کمتر از دو ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می‌شود. آیا عقب نشینی غرب می‌تواند باعث تقویت محمود احمدی نژاد در انتخابات آینده ریاست جمهوری شود. دکتر حمید احمدی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران در این مورد به رادیو فردا می‌گوید: &#171;بستگی دارد که اخبار چگونه بیان شود. نحوه مطرح شدن یک خبر مهم است. اگر این چنین برای مردم تبلیغ شود که آنها (غربی‌ها) کوتاه آمده اند و می‌خواهند مذاکره کنند، قطعا می‌تواند به عنوان یک امتیاز مطرح باشد و تا حدی تاثیر خواهد گذاشت.&#187;  گروه ۵+۱ هفته گذشته اعلام کرد که از مقام‌های ایران برای از سرگیری مذاکرات هسته‌ای دعوت می‌کند. [ بیشتر بخوانید: &#160; ۱ + ۵ از ايران برای شرکت در مذاکرات هسته ای دعوت می کند  ]  ایران نیز از این خبر استقبال کرده است. [  بیشتر بخوانید:&#160;   ایران از مذاکره با گروه ۱+۵ استقبال کرد  ]   احتمالا تا زمان آغاز این مذاکرات مشخص خواهد شد که آیا پیش شرط توقف غنی سازی اورانیوم از درخواست‌های کشورهای غربی حذف شده است یا نه.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_NYTimes_Report_Uranium/1608483.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_NYTimes_Report_Uranium/1608483.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 14 Apr 2009 18:15:36 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_NYTimes_Report_Uranium/1608483.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/27754D01-DDDA-4186-9500-E90CC765E9A5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تازه‌ترین خبر هسته‌ای ایران؛ &#171;مانعی برای مذاکره با آمریکا نیست&#187;</title>
            <description>باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی اخیر خود، تنها به کنترل شدیدتر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و از توقف غنی سازی حرفی به میان نیاورد. دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد معتقد است: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند و از این رو می‌توان گفت که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;از هنگامی که باراک اوباما پست ریاست جمهوری آمریکا را بر عهده گرفته، امید به شکسته شدن یخ روابط میان آن کشور کشور با ایران، پس از ۳۰ سال خصومت و تنش، بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است.   آقای اوباما از تمایلش برای مذاکره مستقیم با رهبران جمهوری اسلامی خبر داده و برخلاف دولت بوش، پذیرفته تا همراه با دیگر کشورهای عضو شورای امنیت و آلمان بصورت مستقیم و فعال در مذاکرات هسته‌ای با ایران شرکت کند.   اما دولت ایران روز بیستم فروردین  خبرهای جدیدی را درباره فعالیت‌های هسته‌ای‌اش اعلام کرد ؛ افتتاح کارخانه سوخت هسته‌ای اصفهان، بسته بندی سوخت و آماده کردن آن برای قرار گرفتن در رآکتورها و آزمایش دو نوع سانتریفیوژ جدید با ظرفیت چند برابر، از جمله مطالبی بود که آقای احمدی نژاد و غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کردند.   پیتر کریل، کارشناس مسائل هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن بر این باور است که این خبرها در صورت تایید، می‌توانند نگران کننده باشند. او در گفتگو با رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، می‌گوید: &#171;در گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نسل جدیدی از سانتریفیوژها اشاره نشده بود. اگر آژانس ادعاهای ایران را در این زمینه تایید کند و مشخص شود که ایران می‌تواند با سرعت بالاتری اورانیوم را غنی کند، این موضوع می‌تواند نگرانی‌های موجود را افزایش دهد.&#187;    پیتر کریل، کارشناس مسائل هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن: &#171;در گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نسل جدیدی از سانتریفیوژها اشاره نشده بود. اگر آژانس ادعاهای ایران را در این زمینه تایید کند و مشخص شود که ایران می‌تواند با سرعت بالاتری اورانیوم را غنی کند، این موضوع می‌تواند نگرانی‌های موجود را افزایش دهد.&#187; ... دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند. آنها مطالبی را گفتند که ما از قبل می‌دانستیم و از این رو می‌توانید مطمئن باشید که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;  اما دیوید آلبرایت، بازرس هسته‌ای سابق سازمان ملل متحد، خبرهای اعلام شده از سوی مقام‌های ایرانی را این بار برخلاف همیشه نه تنها نگران کننده نمی‌داند، بلکه تاحدودی آن را مایه آرامش خاطر می‌داند. او به رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، می‌گوید: &#171;بسیاری از خبرهای اعلام شده بازیافت مطالبی بود که پارسال یا پیش از آن اعلام شده بود. آغاز به کار کارخانه سوخت هسته‌ای تابستان قبل اعلام شده بود. خبر آزمایش سانتریفیوژهای پیشرفته هم دست کم یک سال پیش منتشر شده بود. درباره تعداد سانتریفیوژها هم پیش از این گفته شده بود که شش هزار سانتریفیوژ نصب شده، الان گفته شده هفت هزارتا. تفاوت زیادی بین این دو وجود ندارد و احتمالاً در این باره اغراق هم شده است. اما آنچه مایه آسایش خاطر است، این است که من در ماه‌های گذشته نگران بودم آقای احمدی نژاد در این روز اعلام کند سانتریفیوژهای پیشرفته‌ای در تونل‌های زیرزمینی نظنز به کار گرفته شده اند. این خبر می‌توانست مایه وحشتی بسیار و باعث برآشفتگی اوباما بشود.&#187;  شاید دولت آمریکا نیز در ارزیابی خود از خبرهای هسته‌ای جدید ایران، با آقای آلبرایت هم نظر است، چراکه برخلاف گذشته که مقام‌های آمریکایی در چنین مواردی با انتقاد از گسترش فعالیت‌های هسته‌ای ایران، خواستار توقف آن می‌شدند، این بار از چنین موضع‌گیری خودداری کردند.   پیتر کریل می‌گوید: &#171;به نظر من خبرهای اعلام شده از سوی ایران به معنای ورود این کشور به یک فاز جدید نیست. چراکه این پرسش همچنان مطرح است که آیا ایران می‌تواند شمار زیادی از این سانتریفیوژها را تولید کند و همچنین مواد لازم برای آنها را هم به صورت انبوه تولید کند یا نه؟&#187;   کارشناسان پرسش‌های دیگری را نیز درباره برنامه اتمی ایران مطرح می‌کنند و عدم شفافیت در این برنامه را نگران کننده می‌دانند.   دیوید آلبرایت می‌گوید: &#171;برای مثال ایرانی‌ها به کسی نمی‌گویند که کجا سانتریفیوژ می‌سازند و بازرسان اجازه ندارند از این محل‌ها دیدن کنند.&#187;  مراکز هسته‌ای محرمانه ای در ایران هست. مراکزی که هم در زمینه غنی سازی و هم در زمینه رآکتورها فعالیت دارند. بطور مثال درمورد نیروگاه اراک، مشخص نیست در کجا تجهیزات مربوط به  این نیروگاه ساخته می‌شود.&#187;  یکی از سرچشمه‌های تنش میان ایران و آمریکا در سال‌های اخیر برنامه هسته‌ای ایران بوده است. اما آیا اظهارات مقامهای ایرانی در روز بیستم فروردین، به تشدید این تنش منجر می‌شود و بر تصمیم دولت اوباما برای گفت‌وگوی مستقیم با سران جمهوری اسلامی ایران تاثیری خواهد داشت؟ گرچه دیوید آلبرایت همیشه با تردید زیادی درباره برنامه هسته‌ای ایران سخن می‌گوید، این بار زیاد بدبین نیست.   دیوید آلبرایت می‌گوید: &#171;مطالبی که از سوی رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام شدند، تحریک کننده نبودند. آنها مطالبی را گفتند که ما از قبل می‌دانستیم و از این رو می‌توانید مطمئن باشید که خبرهای اعلام شده به معنای مانعی بر سر راه اوباما برای مذاکره با ایران نخواهند بود.&#187;  آقای آلبرایت در عین حال بر این باور است که برای موفق بودن مذاکرات ایران باید غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. اینکه آیا دولت آمریکا امروز هم همچون گذشته چنین خواسته‌ای دارد یا خیر، هنوز مشخص نیست.   باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی اخیر خود، تنها به کنترل شدیدتر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و از توقف غنی سازی حرفی به میان نیاورد. [ بیشتر بخوانید:    واکنش آمريکا به خبر پیشرفت های هسته ای ایران  ]</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Nuc_Obama/1608269.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Nuc_Obama/1608269.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 14 Apr 2009 14:01:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3D96F030-4382-4BEE-8C0C-F4FF70BA44BE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وکیل پالیزدار: روند رسیدگی به پروند موکلم &#171;غیرمتعارف&#187; است</title>
            <description>در روزهای اخير اخباری مبنی بر موافقت قاضی رسيدگی کننده به پرونده برای آزادی عباس پالیزدار، دبير سابق هيئت تحقيق و تفحص مجلس منتشر شده بود، ولی وی هنوز آزاد نشده است. عباس پالیزدار بيش از ۹ ماه است که در زندان به سر می برد. هادی ارمغان، وکیل عباس پالیزدار، درباره اتهامات وارد شده و روند رسیدگی به پرونده دبير سابق هیئت تحقيق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضاييه، با رادیو فردا گفت و گو کرده است. &#160;   &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   روایت مهدی خزعلی از دادگاه پالیزدار    							 						    			 		عباس پاليزدار، دبير سابق هيئت تحقيق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضاييه، بيش از ۹ ماه است که در زندان به سر می‌برد.  آقای پاليزدار که اوايل سال جاری طی دو سخنرانی جنجالی در دانشگاه‌های همدان و شيراز، چندين نفر از سران جمهوری اسلامی را به فساد مالی و اقتصادی گسترده متهم کرده بود، در روز ۲۲ خرداد دستگير شد و تلاش‌های وکيل وی برای تبديل قرار بازداشت به وثيقه تا کنون بی‌نتيجه مانده است.  در روزهای اخير اخباری مبنی بر موافقت قاضی رسيدگی کننده به پرونده برای آزادی دبير سابق هيات تحقيق و تفحص مجلس منتشر شده بود ولی آقای پاليزدار باز هم آزاد نشد.   هادی ارمغان، وکيل عباس پاليزدار، درباره اتهامات وارد شده به وی و روند رسيدگی به پرونده دبير سابق هيئت تحقيق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضاييه، با راديو فردا گفت و گو کرده است.   آقای ارمغان در روزهای گذشته اخباری مبنی بر موافقت قاضی رسيدگی کننده به پرونده آقای پاليزدار با آزادی وی در قبال وثيقه منتشر شده بود، ولی تا کنون اين اتفاق نيفتاده است، علت چيست؟    هادی ارمغان:  از دوماه و نيم پيش که من وکالت اين فرد شيميايی مجروح جنگی ۴۵ درصدی و جانباز را قبول کردم، متاسفانه از نظر دادرسی در برخورد با موکلم، به روندی غير متعارف برخورد کردم. بعد از اينکه پرونده به دادگاه کيفری استان آمد، به موجب حکم ويژه‌ رئيس شعبه کيفری استان شعبه ۷۶، آقای مديرخراسانی، که واقعاً شخص وارسته و والايی هستند، ايشان را به عنوان دادرس علی البدل برای رسيدگی به سه پرونده [تعيين کردند].   پرونده‌ای که می‌تواند دارای سه مرجع رسيدگی باشد: در مورد صلاحيت نمايندگان، کيفری استان. برای آن قسمت‌هايی از کيفرخواست که در مورد مسائل امنيت ملی، اخلال در نظام امنيت ملی و آسايش عمومی است، مرجع دادگاه انقلاب است. در مورد قسمت افترا و نشر اکاذيب هم صلاحيت در نزد دادگاه‌های عمومی است. حالا همه را با حکم ويژه رئيس قوه تحت عنوان قاضی دادرس علی البدل دادند به آقای مديرخراسانی.   البته خود اين حکم هم بين همکاران وکالتی، جايگاه بحث اش وجود دارد که آيا صحيح است يا نه. عمدتاً بين وکلا اختلافی وجود ندارد که چنين جايگاهی در قانون وجود ندارد. ولی خوشبختانه واقعا قاضی خوب و با سعه صدری پيدا کرديم. من حداقل سه روز به تنهايی در دفاع از موکلم صحبت کردم. مفصل. واقعاً با سعه صدر گوش داده و بعد از آن قرار موکلم را تبديل کرده به سيصد ميليون. همان روز هم داد به زندان، ارزيابی انجام شد، فردايش رفتيم برای آزادی اش، ايشان هم دستور آزادی اش را داد، ديديم بعد از ظهر آزادی در کار نيست.   تا مدت‌ها منتظر شديم و فهميديم که قاضی از تصميمش عدول کرد. می شود تصور کرد به لحاظ حساسيت اين پرونده، بگويند مبلغ قرار کم است، برای کسی که از ناحيه دادستان ۱۷ فقره مورد اتهامی در کيفرخواستش دارد. در نتيجه رسيدگی ادامه داشت. از روز هفدهم تا روز شنبه بيست و چهارم.  قاضی دادگاه با توجه به حرف‌هايی که ساير متهمان زدند، اسناد و مدارکی که کلاً در پرونده مبنی بر افشای اسناد محرمانه سری دولتی و فوق العاده عنوان شده، بازهم اين قاضی شريف احتياط را از دست نداد و شنبه قرار را کرد ۵۰۰ ميليون يعنی ۳۰۰ را کرد ۵۰۰.  به محض اينکه دادگاه تمام شد، خودش از دادگاه برگشت دفترش، نامه آزادی را که مدير دفتر دادگاه آماده کرده بود، امضا کرد و داد به همان مأموری که صبح آورده بودش دادگاه، ببرد. ساعت چهار هم اسم ايشان به‌عنوان فرد آزاد از محل زندان در محوطه زندان رجايی شهر ،قرائت شد، ايشان هم تا ساعت ۵ و نيم وسائل‌اش را جمع می کرده. ۵ و نيم به بعد می گويند ادامه ندهيد، دستور ديگری ظاهراً آمده است.   دستور را به هرحال نگفتند. هر تماسی با زندان توسط دوستان و ايادی گرفتيم و توانستيم ارتباطی برقرار کنيم با زندان که آقا علت چيست، زندانی که نبايستی بماند، آزاد است با قرار وثيقه، که توجيهی به‌دست نياورديم. امروز دادگاه بدون حضور موکل من تشکيل شد و موکل من همچنان در زندان باقی ماند. ما نتوانستيم بدانيم علتش چی بود.   الان قاضی در جريان است که اين اتفاق افتاده؟   بله قاضی در جريان است. امروز در صورت قاضی شريف حالت ناراحتی روحی را به‌وضوح می‌ديدم، می‌دانستم که اتفاقی افتاده. چون چهره ناراحتش نشان دهنده اين قضيه بود. کمابيش از حواشی و اين طرف و آن طرف شنيدم که از قرارش عدول کرده. يعنی برای سومين بار با اينکه قرار آزادی اش را صادر کرده، همان روز از قرارش عدول کرده. اين قاضی شريف به ميل حقوقی خودش اين کار را نمی‌تواند بکند. چون دو بار دستور آزادی داده. يعنی به يک اقناع وجدانی رسيده که متهم می تواند با وثيقه آزاد باشد.   اينطور که شما می گوييد ظاهراً قاضی از طرف فردی يا افرادی تحت فشار است که لااقل دوبار قرار آزادی را مجبور شده لغو کند.   برداشت با صراحت لهجه فرق می کند. من برداشت حقوقی ام با توجه به سابقه وکالتم اين است که مسائل ديگری می‌تواند در قضيه مؤثر باشد، تا اراده حقوقی و قضائی. يعنی مجوز قانونی نمی‌تواند وجود داشته باشد.    با توجه به اينکه شما از سلسله مراتب حقوقی آگاه هستيد، چه کسی از نظر حقوقی اصلاً اجازه دارد و می تواند روی تصميم قاضی تأثير بگذارد؟   به‌طور مطلق با توجه به استقلال قاضی و قانون استقلال قضا، هيچکس از بالاترين مرتبت سياسی، دينی و مذهبی مملکت بگيريم تا پائين تر، حق ندارد در اراده قاضی و رای او به فرض محال که از نظر قاضی پيشاپيش مطلع شده باشد، و بداند که آن رايی که قرار است صادر کند، اشتباه است، حق ندارد به او تذکر بدهد و بگويد رأيت اشتباه است. ولی اين روی کاغذ است.   اشاره کرديد که ۱۷ فقره اتهام به ايشان وارد شده، اتهام‌های اصلی‌شان چيست؟   رديف يک عناوين اتهامی اقدام عليه امنيت و آسايش عمومی و روانی کشور است، از طريق مشارکت در تشکيل گروه و سازماندهی. عنوان دوم کيفرخواست، انتشار و افشای اسناد سری و محرمانه و خيلی محرمانه دولتی است، اعلام کردند که اينها سه هزار برگ اسناد محرمانه را در اجرای وظيفه‌شان به‌عنوان دبير تحقيق و تفحص و کادری که زير دستش کار می کردند، افشا کرده.  اتهام بعدی‌اش، دو فقره پرونده باقی مانده بود که گفته بودند اختفا کرده، که در رد آن برای قاضی دلايل کافی آورديم. اتهام پنجم‌اش واگذاری و در اختيار قرار دادن اين اسناد مورد بحث به کسانی است که صلاحيت اطلاع از مفاد آنرا ندارند. می‌گويند مدرک تحصيلی‌ات که از دانشگاه راتزويل کاليفرنيا است، غيرواقعی است که ما تاييديه وزارت علوم، خود وزير را، گرفتيم داديم.  سه اتهام بعدی در ارتباط با اين مدرک يعنی استفاده از سند مجعول و تحصيل مال نامشروع يعنی حقوقی را که به اتکای مدرک دکترا گرفته حق‌اش نبوده، درصورتی که ايشان حقوق بگير نبوده و به‌خاطر تخصص‌هايش قراردادی بوده. ايراد سنگين بعدی که از نظر مجازات سنگين نيست، اما از نظر جامعه و انتشارش در جامعه سنگين است، ايراد تهمت و افترا نسبت به حضرات آيات بوده.   آقای پاليزدار مدت طولانی که در زندان انفرادی نگاهداری می شدند، درست است؟   موکل من گفته که من نزديک به هشت ماه در سلول انفرادی بودم. يک ماه پيش زمانی که من حرف‌هايش را گوش کردم با آن ۳۵ دقيقه ملاقاتی که توانستم در زندان با او داشته باشم به‌علاوه زمان‌هايی که در دادگاه نشستم کنارش کمابيش صحبت کردم به ديده شک می‌نگريستم. ولی وقتی با ۱۲ متهم که با همه شان پشت در دادگاه صحبت کردم، ديدم همه بالاتفاق از اين قضيه شکايت داشتند.   آيا در اين مدت علاوه بر نگهداری در سلول انفرادی، با ايشان بدرفتاری هم شده؟   موکل من ادعای بدرفتاری فيزيکی نکرده. ولی نفس سلول انفرادی بدتر از شکنجه جسمی است. ما خوشبختانه شکنجه در قانون‌مان نداريم.    وضعيت سلامتی آقای پاليزدار الان چطور است؟   خوب نيست. خوب نيست. به‌خصوص زمانی که انسان را اميدوار کنيد. ۵۴ نفر پشت در زندان بوديم که او را آزاد کنند. بيش از صد نفر در خانه اش منتظر او بودند. شب يکشنبه را می گويم. شب ميلاد. همه تا ساعت يک بعد از نيمه شب آنجا بودند. بچه هايش، دخترهايش... اين اميدواری دادن، بعد نااميد کردن... می‌گويند الانتظار اشّد من الموت. انتظار بدتر از مرگ است.  ايشان بعد از ظهر شنبه قرار آزادی‌اش ابلاغ شده ولی ادامه بازداشتش ابلاغ نشده. می‌گويند امروز ارسال شده. فردا سه شنبه شديداً منتظرم بروم ببينم. يک روز موکل من بدون دستور قرار بازداشت، در زندان بسر برده، غم انگيز است.    پيش‌بينی شما در مورد کل ماجرای دادرسی چيست؟ البته می‌دانم وکلا هميشه خوشبين هستند.    مسائل حقوقی مسائل نظری است. ولی اگر قرار باشد در ارتباط با افشای اسرار سری دولتی ايشان را محکوم کنند، من مدت‌های مديدی بايد در حالت شوک بسر ببرم. ولی قسمت عمده قضيه آن افترا و نشر اکاذيب است که بايد ببينيم موکل راست گفته يا دروغ. اگر دروغ گفته بايد افترا و نشر اکاذيب را به او تحميل کنند.  من هم موافق هستم. اما اگر نه، بعنوان دبير تحقيق و تفحص از اسناد و پرونده های سازمان بازرسی کل کشور، نسخه برداری و انعکاس به مجلس کرده در اجرای وظيفه محوله و در آن پرونده چنين اوراقی وجود داشته باشد که متاسفانه نبايد در سخنرانی‌هايش می‌گفت ولی در سخنرانی‌هايش گفته، نشر اکاذيب و افترا به موکل من تحميل نخواهد شد. که اگر راست بگويد، بايد از او تشکر کرد و با سلام و صلوات از او خداحافظی کنند.  اگر دروغ باشد که من خودم به عنوان يک فرد حافظ امنيت ملی شديداً خواهان مجازاتش هستم. چرا؟ به‌هرحال حرف‌های آقای پاليزدار در سر هر کوچه و بازار و برزنی متاسفانه دارد صحبت می‌شود. هنوز جامعه منتظر است ببيند راست است يا دروغ. خوب چرا محرمانه اعلام می‌کنيد که مردم هزار فکر ناجور کنند.    آقای پاليزدار هم شاکی عمومی دارد هم خصوصی، درست است؟   بله شاکی خصوصی اش حضرات‌اند و شاکی عمومی‌اش دادستان و سازمان بازرسی کل کشور است. فراموش نکنيد که سازمان بازرسی کل کشور وابسته به قوه قضائيه است. اصلاً خود موضوع تحقيق و تفحص عملکرد قوه قضائيه است. يعنی عملاً اينها رفته‌اند عملکرد قوه قضائيه که به موجب پرونده های مختومه بوده و در بازرسی کل کشور گزارش‌هايی رسيده که اين پرونده درست رسيدگی نشده و مثلاً اعمال نظر شده و هکذا اينها از طرف مجلس رفتند تحقيق و تفحص کنند.  ما اصل سه قانون اساسی داريم که تحقيق و تفحص حق مجلس است. در راستای اين وظيفه اينها رفتند تحقيق و تفحص کردند. در نتيجه اين اسنادی که ايشان به آنها استناد کرده يا راست است يا دروغ. اگر ثابت شود که يک نقص‌هايی در آن پرونده‌ها موجود است، در هيچ موردی مجازاتی متوجه موکل من نيست. زيربنای اين پرونده افشای اسرار محرمانه است. &#160; </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f10_Palizdar_Lawyer/1512237.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f10_Palizdar_Lawyer/1512237.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Mar 2009 13:44:45 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A74A4D4-C1A4-4857-8EF1-2D772B36FCC7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خوانساری: &#171;ممکن است اولویت‌های سوریه تغییر کند&#187;</title>
            <description>دو مقام بلندپایه آمریکایی روز شنبه با مقامات سوری از جمله ولید المعلم، وزیر خارجه این کشور در شهر دمشق دیدار و گفت‌و گو کردند. این نخستین دیدار نمایندگان دو کشور در سطح بالای سیاسی طی چهار سال گذشته به شمار می‌رود.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   اسد: صلح با اسرائیل ممکن است    							   مقام بلندپایه آمريکايی: مذاکرات با وزير خارجه سوريه سازنده بود    						    			 		دو مقام بلندپایه آمریکایی روز شنبه با مقامات سوری از جمله ولید المعلم، وزیر خارجه این کشور در شهر دمشق دیدار و گفت‌و گو کردند. این نخستین دیدار نمایندگان دو کشور در سطح بالای سیاسی طی چهار سال گذشته به شمار می‌رود.  جفری فلتمن، فرستاده دولت آمریکا به سوریه پس از مذاکرات روز شنبه با مقامات سوری، این مذاکرات را بسیار سازنده خواند و گفت در گفتگو با ولید المعلم، وزیر امور خارجه سوریه، زمینه‌های مشترک زیادی مشاهده کرده است.  وی همچنین درباره برقراری صلح میان اسرائیل و سوریه گفت: در صورت آمادگی هر دو طرف، ایالات متحده خواهان آن است که حرکت سریعی در این مسیر انجام شود.  باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در ماه‌های اخیر بارها تأکید کرده بود که خواهان گفتگو با کشورهای ایران و سوریه است. درحالی که برقراری ارتباط با ایران با &#171;اما و اگر&#187;های بسیاری همراه است، به نظر می‌رسد، تلاش برای نزدیکی به سوریه با سرعت بیشتری پیش می‌رود.  مهرداد خوانساری، تحلیلگر سیاسی در لندن به رادیو فردا می‌گوید: &#171;خیلی زود است که بگوییم این مذاکرات به جایی خواهد رسید یا نه. اما یک تمایلی از سوی دولت تازه آمریکا هست که، برخلاف سیاستی که در چهار سال گذشته از سوی دولت بوش اتخاذ شده بود، که زمینه گفتگو با سوریه را باز کند و سعی کند به نوعی سوریه را در پروسه صلح خاورمیانه به طور مثبت وارد کند و ضمن پرداخت به مسائل سوریه مستقیماً، سعی کند در ضمن، زمینه‌ای را مهیا کند که سوریه را از آن رابطه تنگاتنگی که با ایران دارد، دور کند.&#187;  دور کردن سوریه از ایران به گفته کارشناسان یکی از اهداف اسرائیل نیز هست. جبهه مشترک تهران و دمشق در قبال اسرائیل و حمایت از گروه‌هایی همچون حزب‌الله و حماس، یکی از دردسرهای بزرگ تل‌آویو محسوب می‌شود. اسرائیل چند ماه پیش با میانجی‌گری ترکیه در صدد بود با سوریه قرارداد صلحی را امضا کند. این تماس‌ها پس از تهاجم اخیر ارتش اسرائیل به نوار غزه متوقف شد. درصورت عادی شدن روابط سوریه و آمریکا، شرایط برای نزدیکی تل‌آویو و دمشق بهبود خواهد یافت.  مهرداد خوانساری در این مورد می‌گوید: &#171;در میانجی‌گری بین سوریه و اسرائیل ترکیه نقش پررنگی را ایفا کرده و اگر آمریکا هم به طور جدی به این مذاکرات بپیوندد و همانطور که خیلی از دولتمردان اسرائیل از جمله شخص نتانیاهو در گذشته این تمایل را از خودشان نشان داده‌اند، اراضی اشغال شده در جولان را به سوریه پس بدهند، اولویت‌های سوریه تغییر خواهد کرد.&#187;  آقای خوانساری ادامه می‌دهد: &#171;در این صورت سوریه به چیزی می‌رسد که از نظر غرور ملی امر راضی کننده‌ای است و در مقابل از سوریه خواسته خواهد شد که تغییراتی در روش و برخوردش، در ارتباط با مسائلی مانند حمایت از تندروهای فلسطینی یا حزب‌الله در لبنان، از خودش نشان دهد. بی‌شک این در جهت همراهی و همگامی با سیاست‌های تهران نخواهد بود و خود این می‌تواند شکافی در روابط میان تهران و دمشق ایجاد کند.&#187;  آقای خوانساری با این حال تأکید می‌کند که روابط ایران و سوریه در 30 سال گذشته چنان در هم تنیده که شکافتن آن، حتی برای آمریکا نیز کار دشواری است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Syria_US/1506729.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Syria_US/1506729.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Mar 2009 17:16:04 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/91FDDF4E-A2A8-40A6-A47F-787FDF9A8481_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>روایت مهدی خزعلی از دادگاه پالیزدار</title>
            <description>نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عباس پالیزدار، عضو سابق هیئت تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضاییه، روز شنبه به صورت غیرعلنی در تهران برگزار شد. در همین ارتباط مهدی خزعلی، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی از اعضای پیشین مجلس خبرگان، که از نزدیکان عباس پالیزدار است، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عباس پالیزدار، عضو سابق هیئت تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از قوه قضاییه، روز شنبه به صورت غیرعلنی در تهران برگزار شد.  عباس پالیزدار اوایل سال جاری طی دو سخنرانی جنجالی در دانشگاه‌های همدان و شیراز، چندین نفر از سران جمهوری اسلامی را به فساد مالی و اقتصادی گسترده متهم کرده بود.  در همین ارتباط مهدی خزعلی، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی از اعضای پیشین مجلس خبرگان، که از نزدیکان عباس پالیزدار است، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.   رادیو فردا: آقای خزعلی، در نخستین جلسه دادگاه چه گذشت؟    مهدی خزعلی:  بنا است که چهار روز جلسه رسیدگی به اتهام آقای پالیزدار و دوستانی باشد که همراه ایشان بودند و دو روز هم برای نمایندگان. همینجا یک اشکال قانونی وجود دارد که جلسه رسیدگی به اتهام معاونان و مباشران باید هم‌زمان باشد و مطالبی که آقای پالیزدار عنوان می‌کند باید در حضور معاونان باشد. این اشکال اول. در آغاز جلسه امروز آقای قاضی گفت که جلسه محرمانه است و مذاکرات نباید منتشر شود. بنابراین انتظار نداشته باشید که من مذاکرات این جلسه را نقل یا منتشر کنم.  ولی در این مورد یک اشکال جدی وارد است. آقای پالیزدار یک سخنرانی کرده و حرف‌هایش در ذهن مردم نقش بسته است. اینکه شما بخواهید جلسه را غیرعلنی کنید، خودش محل سؤال است. حالا نه تنها دادگاه را غیرعلنی کردید و کسی نمی‌تواند در این جلسه حضور داشته باشد، اعلام می‌کنید به متهمان و وکلا که اینها محرمانه است نشر ندهید. از همینجا مشخص می‌شود که چه کسی مشکل دارد. آقای پالیزدار تقاضای علنی بودن جلسه را دارد اما آقایان می‌گویند نه تنها علنی نیست محرمانه هم هست.    شما با توجه به دوستی با آقای پالیزدار که پیش از جلسه از موضع او مطلع بودید، چه استراتژی مطرح بود...   بحثی که من مطرح می‌کنم بحث کیفرخواست محرمانه است که قبلاً ابلاغ شده یعنی قبل از اینکه آقای قاضی بخواهد، کیفرخواست منتشر شده است. کیفرخواست ۱۶ ماده‌ای از نظر وکیل آقای پالیزدار، فاقد وجاهت قانونی است. هیچکدام از بندها موجه نیست. به جهت اینکه ایشان چیزی ندزدیده بلکه در اختیارش قرار داده‌اند.  چیز محرمانه‌ای نداشته به جهت اینکه این مطالبی که آقای پالیزدار عنوان کرده، متعلق به ملت است، اموال بیت‌المال است و واگذاری‌اش ضوابطی دارد که باید در روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر می‌شد و به این طریق واگذار می‌شد. ایشان راجع به اشکالات قانونی واگذاری بحث می‌کند. اینها مگر اسناد نظامی و سری و هسته‌ای است؟  یکی از بندهایی که می‌گویند اسناد اطلاعات هسته‌ای نظام، جزوه و کتابی است که دفتر مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرده است و برای عام و قابل ابتیاع و فروش است. مثلاً خانم ایشان می‌رود از مجلس با دو هزار تومان از مجلس کتاب و سی دی را می‌خرد. نام این کار را می‌گذارید اسناد هسته‌ای نظام؟ بهتر است هرچه سریع‌تر برائت ایشان را صادر کنند و این غائله را ختم کنند وگرنه ممکن است خدای نکرده، اسنادی که شما متهم کردید که محرمانه است اگر در جامعه منتشر شود بدتر است که.    آقای پالیزدار در مورد بخش مهم سخنرانی‌هایی که کرده بود اتهاماتی که مربوط به فساد مالی و اقتصادی است، چه موضعی دارد. آیا از آن حرف‌های پیشین خود عقب‌نشینی کرده است؟   آقای پالیزدار مدعی است که تمام اینها عیناً پرونده‌هایی بوده که از طریق سازمان بازرسی جناب آقای نیازی در اختیار ایشان قرار می‌گرفته، و در تمام این مسیر آقای رئیسی، رئیس سازمان بازرسی قبلی، ایشان را هدایت و راهنمایی می‌کرد و پرونده‌ها همه دارای گزارش شخص رئیس بازرسی یعنی آقای رئیسی بوده، و هیچکدام چیزی نیست که ایشان پاسخگو باشند.   قرار بود ظاهراً وثیقه‌ای گذاشته شود و ایشان آزاد شود از زندان ولی چنین کاری انجام نشده، چرا؟   اول قرار ۱۵۰ میلیونی صادر شد تا رفتند وثیقه را به زحمت تهیه کنند، گفتند قبول نمی‌کنیم. رفتند وثیقه دیگری از یکی از بستگان دیگر بیاورند و ایشان دستش برای همین ۱۵۰ میلیون بسته بود. تا وثیقه دیگری بیاورند شنبه شد. شنبه گفتند ۳۰۰ میلیون. تا ۳۰۰ میلیون را آماده کردند و آمدند دادگاه، دستور رسید که ایشان در زندان باشد بهتر است.  آقای قاضی روز یکشنبه قرار وثیقه را لغو کرد و قرار بازداشت را تمدید و به زندان ابلاغ کرد. اینها در واقع برای آن است که ایشان بیرون نیاید حرف نزند. از آقای پالیزدار در زندان سه ساعت و نیم فیلم گرفته‌اند و همه موارد را مکرراً تکرار کرده که همین حرف‌هایی است که زده‌اند و این حرف‌ها که پرونده‌خوانی بوده و من از خودم نگفته‌ام. این گزارش در مجلس ارائه شده و بعد آمده اند یک مقدار حذف کرده اند و آن چیزی که مثل شیر بی‌یال و دم و اشکم قرائت شده، در مجلس هفتم خلاصه همین گزارش است که من هم آن را سخنرانی کرده‌ام.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Palizdar_court_MehdiKhazali/1506137.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Palizdar_court_MehdiKhazali/1506137.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 08 Mar 2009 14:00:09 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A74A4D4-C1A4-4857-8EF1-2D772B36FCC7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اسرائيل بايد بمباران کردن ايران را فراموش کند&#187;</title>
            <description>&#171;اسرائيل بايد بمباران کردن ايران را فراموش کند&#187; اين عنوان مقاله‌ای است به قلم گيدون لوی که روز يکشنبه در نسخه اينترنتی روزنامه اسرائيلی هارتص منتشر شده است.  آقای لوی می‌نويسد، کرسی نخست‌وزيری اسرائيل احتمالاً در روزهای آينده نصيب فردی می‌شود که پيشرفت شغلی‌اش تا حدودی بر تاکتيک ايجاد ترس و وحشت از ايران مبتنی است. اين فرد کسی نيست جز بنيامين نتانياهو، رهبر حزب راستگرای ليکود که تحليلگر هارتص او را &#171;آقای ايران&#187; ناميده است.&#171;اسرائيل بايد بمباران کردن ايران را فراموش کند&#187; اين عنوان مقاله‌ای است به قلم گيدون لوی که روز يکشنبه در نسخه اينترنتی روزنامه اسرائيلی هارتص منتشر شده است.  آقای لوی می‌نويسد، کرسی نخست‌وزيری اسرائيل احتمالاً در روزهای آينده نصيب فردی می‌شود که پيشرفت شغلی‌اش تا حدودی بر تاکتيک ايجاد ترس و وحشت از ايران مبتنی است. اين فرد کسی نيست جز بنيامين نتانياهو، رهبر حزب راستگرای ليکود که تحليلگر هارتص او را &#171;آقای ايران&#187; ناميده است.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوایند:  					   							   اسرائیل و آینده روابط ایران و آمریکا    							 						    			 		گرچه بر اساس نتايج انتخابات پارلمانی اسرائيل حزب کاديما به رهبری تسيپی ليونی، وزير خارجه اسرائيل يک کرسی بيش از حزب ليکود به دست آورده، اما هيچ کدام از احزاب اسرائيلی نتوانستند اکثريت آرا را از آن خود کنند و به همين دليل دولت آينده اسرائيل يک دولت ائتلافی با حضور چند حزب خواهد بود.  افرائيم کام، معاون مؤسسه مطالعات امنيت ملی در تل‌آويو با تأکيد بر دشوار بودن پيش‌بينی ترکيب دولت آينده کشورش به راديو فردا می‌گويد: &#171;آشکار است که حزب کاديما که در سه سال گذشته در دولت حضور داشته، نمی‌تواند دولت ائتلافی آينده را تشکيل دهد. حزب ليکود می‌تواند اين کار را انجام دهد اما اين دولت يک دولت چند قطبی خواهد بود که کسی با آن موافق نيست. به اين ترتيب بهترين گزينه آن است که دولت وحدت ملی با حضور دو حزب بزرگ کاديما و ليکود و حضور احتمالی يک يا دو حزب ديگر تشکيل شود. چنين دولتی از ثبات برخوردار خواهد بود.&#187;  اما در صورت تشکيل يک چنين ائتلافی يک پرسش بزرگ وجود دارد و آن اينکه چه کسی بر کرسی نخست‌وزيری تکيه خواهد زد؟ افرائيم کام در اين باره می‌گويد: &#171;حزب ليکود می‌خواهد بنيامين نتانياهو رهبر اين حزب نخست وزير باشد ولی حزب کاديما خواستار آن است که رهبران دو حزب به نوبت برای مدتی پست نخست‌وزيری را بر عهده بگيرند. هم اکنون دو طرف در اين باره در حال بحث هستند.&#187;           تحلیلگر هاآرتص بنیامین نتایاهو را &#171;آقای ایران&#187; معرفی کرده و می‌گوید او پیشرفت شغلی‌اش تا حدودی با تاکتیک ایجاد وحشت از ایران را به دست آورده است.   به اين ترتيب در هر دو حالت بنيامين نتانياهو به احتمال زياد نخست‌وزير آينده اسرائيل خواهد بود، نتانياهويی که به نوشته گيدون لوی تحليلگر روزنامه هارتص احتمالاً در فکر حمله نظامی به ايران برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای اين کشور است. آقای لوی می‌نويسد، رهبر حزب ليکود گفته است، &#171;ايران به سلاح‌های اتمی دست پيدا نخواهد کرد. اگر منظور آقای نتانياهو اين است که اسراييل تحت رهبری او در حمله به ايران مشارکت خواهد کرد، اين سخن بسيار نگران‌کننده است.&#187;  بنيامين نتانياهو دست کم در کلام به ايران حملات شديدی کرده است. او کسی است که دو سال پيش در يک سخنرانی در آمريکا در توصيفی بی‌سابقه جمهوری اسلامی را با آلمان نازی و محمود احمدی‌نژاد را با آدولف هيتلر مقايسه کرد: &#171;امروز همچون سال ۱۹۳۸ است و ايران همانند آلمان. ايران می‌کوشد خود را به سلاح اتمی مجهز کند. تفاوت اصلی در آن است که هيتلر ابتدا به دنيا حمله کرد و بعد کوشيد سلاح اتمی بسازد اما احمدی‌نژاد وارونه عمل می‌کند، او ابتدا بمب اتمی می‌سازد و بعد به دنيا حمله می‌کند. تمام راه‌ها را بايد برای متوقف کردن ايران در نظر گرفت و به اجرا گذاشت.&#187;  ظاهراً همين سخنان و اظهار نظرات مشابه است که گيدون لوی، تحليلگر روزنامه هارتص را بر آن داشته تا درباره احتمال حمله نظامی به ايران در صورت بر سر کار آمدن بنيامين نتانياهو هشدار دهد. اما از سوی ديگر کارشناسانی وجود دارند که در حال حاضر احتمال چنين حمله‌ای را کم می‌دانند.  افرائيم کام، معاون مؤسسه مطالعات امنيت ملی در تل‌آويو يکی از اين افراد است. او می‌گويد: &#171;من فکر می‌کنم در شرايط کنونی هيچ حمله نظامی‌ای صورت نخواهد گرفت چرا که به نظر من دولت اوباما بايد صبر کند و ببيند تا چه اندازه چنين کاری عملی است. دستکم در چند ماه آينده هيچ کس عمليات نظامی‌ای انجام نخواهد داد و تا آن زمان دولت آمريکا به دولت اسرائيل برای چنين کاری چراغ سبز نشان نخواهد داد و در اين حالت هر دولتی هم در اسرائيل سر کار باشد، برای حمله با مشکل روبه‌رو خواهد بود.&#187;  گيدون لوی، تحليلگر روزنامه هارتص، با اشاره به پيشنهاد باراک اوباما برای مذاکره با ايران می‌گويد که اسرائيل هم بايد زبان تهديد را کنار بگذارد و به رييس جمهوری آمريکا پيام بدهد که &#171;به خاطر امنيت اسرائيل و جهان با ايران گفت و گو کن&#187;.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Israel_Netanyahu_Iran/1493552.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Israel_Netanyahu_Iran/1493552.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 15 Feb 2009 23:25:31 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BBC12FCF-8C11-40C7-971C-A13EA3275651_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اعلام نامزدی خاتمی؛ تحلیل‌گران چه می‌گویند؟</title>
            <description>پس از چندين ماه گمانه‌زنی و مطرح شدن افرادی چون عبدالله نوری، وزير کشور سابق و ميرحسين موسوی، نخست‌وزير دوران جنگ، به عنوان نامزد جناح اصلاح‌طلب، سرانجام روز يک‌شنبه محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق، رسماً حضور خود را در انتخابات آينده رياست جمهوری اعلام کرد.پس از چندين ماه گمانه‌زنی و مطرح شدن افرادی چون عبدالله نوری، وزير کشور سابق و ميرحسين موسوی، نخست‌وزير دوران جنگ، به عنوان نامزد جناح اصلاح طلب، سرانجام روز يکشنبه محمد خاتمی، رييس جمهوری سابق، رسماً حضور خود را در انتخابات آينده رياست جمهوری اعلام کرد.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   محمد خاتمی به طور رسمی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد    							 						    			 		آقای خاتمی روز یکشنبه در مراسم آغاز به کار وب سایت مجمع روحانیون مبارز گفت: &#171; من در اينجا با جديت حضور خودم را درعرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می‌کنم.&#187;  اما محمد خاتمی پيش از اين بارها درباره ورود به صحنه انتخابات ابراز ترديد کرده و گفته بود که آمدن او هزينه‌هايی را به دنبال دارد و بر همين اساس می‌کوشيد تا ميرحسين موسوی را متقاعد کند تا به عنوان نامزد اصلاح طلبان وارد ميدان شود.  محمدتقی فاضل ميبدی، عضو شورای مرکزی مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، مشکلات اقتصادی و رابطه با آمريکا را دليل اصلی ترديد خاتمی برای حضور در انتخابات می‌داند.          آقای فاضل میبدی معتقد است، موضوع برقراری رابطه با آمریکا و مشکلات اقتصادی عامل اصلی تردید محمد خاتمی برای اعلام نامزدی بوده است.   محمدتقی فاضل ميبدی در اين رابطه به راديو فردا می‌گويد:&#171; اکنون مشکلات اقتصادی زيادی در کشور ما وجود دارد، همان طور که در سطح جهان وجود دارد. مردم ما از اين مشکلات رنج می‌برند و توقع اين است که آقای خاتمی بيايد و مشکلات را حل کند. به نظر من مسئله ديگری که وجود دارد ارتباط با آمريکا است. مذاکره با آمريکا از خيلی جهات تأثير مثبت دارد، ولی اگر مذاکرات آغاز نشود ممکن است از جنبه‌های زيادی تأثير منفی در ايران بگذارد، بنابراين از خاتمی انتظار میرود که مسئله را حل کند.&#187;  وی تأکيد می‌کند: &#171; گذشته نشان داده است که اگر آقای خاتمی بخواهد وارد ميدان شود و مسئله ارتباط با آمريکا و ساير مشکلات را حل کند، ممکن است در ايران دست‌اندازهای زيادی در پيش پايش وجود داشته باشد.&#187;  در هفته‌های اخير بحث‌های گسترده‌ای در محافل سياسی ايران در باره سلامت انتخابات درگرفته است.   در انتخابات سه سال پيش که در نهايت به پيروزی محمود احمدی‌نژاد انجاميد، دو نفر از نامزدها، يعنی اکبر هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی به همراه محمد خاتمی از تقلب گسترده در انتخابات سخن گفتند؛ موضوعی که بعداً با تذکر آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی به فراموشی سپرده شد.   محمد خاتمی در سخنرانی خود در دفتر مجمع روحانيون مبارز، پس از آنکه نامزدی خود را در انتخابات آينده رياست جمهوری رسماً اعلام کرد، به عنوان يکی از نخستين نکات خواستار برگزاری انتخابات آزاد و قانونی شد.  آقای خاتمی گفت: &#171; بايد پافشاری بکنيم بر اين که انتخاباتی آزاد، مطلوب و قانونی برگزار شود.&#187;  اما آيا شرايط برای برگزاری انتخابات به صورت آزاد و قانونی، آن گونه که آقای خاتمی می‌گويد، فراهم است؟          برخی تحلیلگران همچون احمد زيدآبادی معتقد هستند، خاتمی همان است که چند سال پيش بود.   احمد زيدآبادی با تأکيد بر نگرانی اصلاح طلبان درباره نحوه برگزاری انتخابات به راديو فردا می‌گويد: &#171; وقتی نهادهای برگزار کننده و ناظر انتخابات، دارای گرايش‌های سياسی مشخصی باشند که مورد اجماع ساير گروه‌ها نباشد و در عين حال ناظرانی خارج از آنها نتوانند بر انتخابات نظارت فعال داشته باشند، به طور يقين نگرانی وجود دارد. برخی از اصلاح طلبان هيچ ترديدی ندارند که انتخابات ممکن است به گونه‌ای مديريت شود و منظور اين است که در صندوق‌ها دستکاری شود.&#187;  محمد خاتمی پيش از اين دو دوره رياست جمهوری ايران را بر عهده داشت. او به ويژه در دوره دوم با انتقادهايی حتی از سوی اصلاح طلبان روبه‌رو شد.  فاطمه حقيقت‌جو که خود جزو نمايندگان اصلاح طلب در مجلس ششم بود، درباره دليل اين انتقادات به راديو فردا می‌گويد: &#171; در گذشته آقای خاتمی روی برنامه‌های توافق شده، به اندازه کافی ايستادگی و استقامت نشان نداد، حتی در مورد برنامه‌های حداقلی‌اش. بنابراين در طول هشت سال گذشته شاهد بوديم که آقای خاتمی عقب‌نشينی‌های غيرضروری از خود نشان داده که به اهداف اصلاح طلبی آسيب زده است.&#187;  در اين باره که آيا محمد خاتمی در صورت پيروزی مجدد باز هم از اهداف اصلاح طلبانه عقب‌نشينی خواهد کرد يا خير، کارشناسان اختلاف نظر دارند.   برخی تحلیلگران همچون احمد زيدآبادی معتقد هستند، خاتمی همان است که چند سال پيش بود. او در اين باره می‌گويد: &#171; من فکر می‌کنم که آقای خاتمی تغيير پيدا نکرده و نمی‌تواند تغيير يابد. شخصيت آدم‌ها به اين راحتی تغيير پيدا نمی‌کند. به خصوص در سنين بالا ممکن است که انديشه‌ها و افکار تغيير کند اما شخصيت و منش امکان تغيير ندارد.&#187;  اما افراد ديگری هستند که با ديدگاه آقای زيدآبادی موافق نيستند، از جمله محمدتقی فاضل ميبدی، عضو شورای مرکزی مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، که درباره احتمال تغيير در خط مشی خاتمی می‌گويد: &#171; اکنون همان منتقدين زمان اصلاحات، آقای خاتمی را به انتخابات دعوت می‌کنند. به نظر من به طور قطع آقای خاتمی با تجربيات هشت ساله دوران رياست جمهوری خود و اين چهار سال اخير، ممکن است که هم در سياست‌های داخلی و هم در سياست‌های خارجی  خود تغيير ايجاد کند و با قاطعيت بيشتری وارد ميدان شود.&#187;  عباس صفايی‌فر، روزنامه‌نگار درتهران، نيز بر اين باور است که تجربه هشت سال رياست جمهوری سبب خواهد شد تا محمد خاتمی نقش مؤثر و مثبتی را در آينده ايران ايفا کند.  وی به راديو فردا می‌گويد: &#171;با توجه به تجاربی که آقای خاتمی در هشت سال دوران رياست جمهوری خود داشته و همچنين شرايطی که امروز در حوزه سياست خارجی و مسايل داخلی کشور مطرح است، مجموعه اين تجارب از يک سو و تجربه‌ای که مردم در اين ايام به دست آوردند، کمک می‌کند به اين که او نقش فعال‌تر و بهتری را نسبت به گذشته در اين دوره ايفا کند.&#187;  محمد صادق جوادی‌حصار، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، ريشه انتقادات از خاتمی در سال‌های گذشته را، نبودن يک تعريف مشخص از اصلاحات می‌داند و می‌گويد: &#171; آقای خاتمی در صحبت‌های اخير خود بارها اعلام کرد که تعريف مشخص و واحدی از اصلاحات در دوره قبل وجود نداشته است. بنابراين طبيعی است که او امروز با نگاهی روشن‌تر و قابل مقايسه‌تر در موضوع اصلاحات پا به ميدان می‌گذارد و اصلاحات تعريف شده‌ای را برای خودش و تيم همراهش دارد.&#187;  با آمدن محمد خاتمی، گرچه جبهه اصلاحات صاحب يک نامزد قوی و پرطرفدار شده است اما با توجه به اين که اين جبهه يک نامزد ديگر نيز دارد، يعنی مهدی کروبی، رهبر حزب اعتماد ملی، بايد انتظار آن را داشت که آرای طرفداران اصلاحات ميان اين دو نامزد تقسيم شود؛ امری که در نهايت به زيان اين جناح خواهد بود.  محمد صادق جوادی‌حصار، از همکاران مهدی کروبی، در اين باره می‌گويد: &#171;آقای خاتمی بخش‌هايی از جامعه را نمايندگی خواهد کرد که بيشتر يا در انتخابات شرکت نخواهند کرد و يا با عدم حضور آقای خاتمی انگيزه‌های‌شان کاهش پيدا می‌کند. بعيد نيست که اين دو نفر در ميانه راه به نفع هم ائتلافی انجام دهند و يا در پايان راه به يک نتيجه مشترک برسند و يکی از اين دو بزرگوار در عرصه بماند.&#187;  برخی همچون محمدتقی فاضل ميبدی بر اين باور هستند، حتی اگر علاوه بر مهدی کروبی، ميرحسين موسوی هم با محمد خاتمی رقابت کند، با توجه به محبوبيت زيادی که آقای خاتمی دارد، احتمال پيروزی او در انتخابات بيش از ديگران است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Khatami_Election_reaction/1466987.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Khatami_Election_reaction/1466987.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Feb 2009 16:29:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/59D8E903-3D9C-4E2E-94F0-3640AA6B797D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;سیاست تغییر رژیم ایران فایده ای ندارد&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160;يک گروه از اساتيد،&#160;کارشناسان و ديپلمات های آمريکايی و ايرانی، پس از پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،&#160; بيانيه يا به اصطلاح توصيه نامه ای را درباره نحوه رفتار دولت آينده آمريکا با ايران منتشر کرده اند. &lt;/p&gt; يک گروه از اساتيد،&#160;کارشناسان و ديپلمات های آمريکايی و ايرانی، پس از پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،&#160; بيانيه يا به اصطلاح توصيه نامه ای را درباره نحوه رفتار دولت آينده آمريکا با ايران منتشر کرده اند.    کنار گذاشتن سياست تغيير رژيم، حمايت از وضعيت حقوق بشر با کمک ابزارهای بين المللی، مشارکت دادن ايران در گفت و گوها درباره آينده عراق و افغانستان، حضور آمريکا در مذاکرات هسته ای با ايران و دخالت دادن ايران در روند صلح خاورميانه،&#160;پنج توصيه کليدی کارشناسان به دولت باراک اوباماست.     بیشتر بخوانید:     دیدگاه‌ها: انتخاب اوباما و روابط تهران - واشینگتن         گفت و گوی محمدرضا کاظمی با مهرزاد بروجردی&#160;- بشنوید        بيانيه مذکور قرار است&#160;روز سه شنبه در يک کنفرانس خبری در واشينگتن خوانده شود و يک سناتور از حزب دمکرات و يکی از حزب جمهوريخواه آمريکا نظرات خود را درباره آن بيان کنند.    &#160;يکی از امضا کنندگان بيانيه، دکتر مهرزاد بروجردی، استاد علوم سياسی در دانشگاه سیراکوز (Syracuse) آمریکاست که در این زمینه با &#171;راديو فردا&#187;&#160;گفت وگو کرده است.     رادیو فردا: به نظر&#160; شما مهم ترين پيشنهاد مطرح شده به دولت آينده آمريکا در بيانيه منتشر شده چيست؟       مهرزاد بروجردی:  ما پنج پيشنهاد مطرح کرديم که مهم ترين آن، درخواست گفت و گوی روبرو و مستقيم بين دولت ايران و دولت آمريکا بود، با اين استدلال که اين رابطه می تواند به سود هر دو طرف باشد و بسياری از مشکلات فعلی را مرتفع کند.    برای ما اين واقعيت مشخص شده است که سياست های آمريکا نسبت به ايران در طول اين&#160;۳۰&#160; سال، متاسفانه، راه به جايی نبرده است و به چشم انداز جديدی نياز دارد.     آقای&#160;بروجردی! شما اشاره کرديد که پنج پيشنهاد ارائه شده که يکی از آنها به شرکت آمريکا در مذاکرات هسته ای با ايران مربوط است و توصيه شده که آمريکا دراين مذاکرات، نقش تعيين کننده ای را ايفا کند. با توجه به اين که اروپايی ها چند سال است که در اين رابطه با ايران مذاکره می کنند، ولی به نتيجه ای نرسيده اند، به نظر شما اين پيشنهادها خوشبينانه نيستند؟     من فکر می کنم بدون شرکت آمريکا در اين مذاکرات، تلاش اروپايی ها به جايی نمی رسيد، چون آمريکا، غول بزرگ درون آن اتاق است و ايران هم در مذاکرات با اروپايی ها هميشه به اين مسئله توجه داشته است که دولت آمريکا چه خواهد کرد.    تا زمانی که دولت آمريکا سياست های خود را در ارتباط با تغيير رژيم ايران مطرح می کرد، طبيعی&#160;بود که دولت ايران از اين مسئله استقبال نکند.    البته ممکن است اين پيشنهادها خوشبينانه باشند، ولی برداشتن قدم های عملی در رابطه با يک يا دو&#160;پيشنهاد از اين پيشنهادها هم می تواند به بهبود فضا کمک شايانی کند.     در داخل آمريکا افرادی معتقد هستند که ايران به دنبال زمان است تا برنامه هسته ای خود را پيش ببرد و به گفته آنها، به سلاح هسته ای دست يابد. آيا توصيه هايی که در اين بيانيه به آن اشاره شده است، باعث نگرانی های بيشتر اين افراد نخواهد شد؟     در رابطه با مسئله اتمی ايران، در جواب افرادی که شما به آنها اشاره می کنيد، بايد گفت سياست های فعلی به چيزی منجر شده است، که اين اشخاص مخالف آن هستند؛ يعنی گذاشتن پيش شرط برای انجام مذاکره که        &#171;ايران هم در مذاکرات با اروپايی ها هميشه به اين مسئله توجه داشته است که دولت آمريکا چه خواهد کرد.&#187;    مهرزاد بروجردی    کارايی هم نخواهد داشت، سبب شده است که دولت ايران کار خود را در مورد برنامه هسته ای جلو ببرد. اين سياست ها با موفقيت، آزمون خود را انجام نداده و با شکست مواجه شده است.    مسئله ای که ما مطرح می کنيم، اين است که دولت و سياستمداران آمريکا بايد محدوديت های قدرت کشورشان را در نظر داشته باشند يعنی اگر تحريم ها ۲۰ سال است که به جايی نرسيده، پافشاری بر روی آن، تکرار سياست اشتباه گذشته است و حمله نظامی نيز به هيچ عنوان مورد نظر ما نيست و فاجعه ای خواهد بود که نه تنها برای مردم ايران، بلکه برای دولت آمريکا هم مشکلاتی را اضافه خواهد کرد.    اگر تحريم، تاثير مورد نظر را ندارد و حمله نظامی مطرح نيست که اينها شالوده پيشنهادهای فعلی دولت جرج بوش بوده است، اين موضوع، وزنه را به سوی پيشنهادهای ما سوق می دهد و اين سؤال مطرح می شود که چه راه های ديگری وجود دارد که غرب بتواند با ايران به توافق&#160;دست يابد.    ديپلماسی و ارتباط مستقيم تنها راهی است که می توان به آن اميدوار بود که به حل مسئله منجر شود، ولی به هر حال، در اين مذاکرات هيچ کدام از طرفين چک سفيد امضا نخواهند کرد.     &#160;يکی از مسائلی که در بيانيه مطرح شده، حمايت از حقوق بشر با استفاده از ابزارهای بين المللی در ايران است. در اين مورد بيشتر توضيح دهيد.     هدف از مذاکره بين ايران و آمريکا اين نيست که از نقض حقوق بشر در ايران چشم پوشی شود.    من شخصا اعتقاد دارم سياست تغيير رژيم در ايران و سرمايه گذاری ۷۰ ميليون دلاری در اين راه هرگز فايده ای ندارد و دولت آمريکا با کمبود افرادی که به صورت جدی اين پول را تامين کنند، روبرو است.    بسياری از فعالين حقوق بشر در ايران هم مطرح کرده اند که ترجيح می دهند با اين مسئله ارتباطی نداشته باشند، چون از تبعات سياسی آن می ترسند.    هدف اين است که به دولت ايران بگوييم اگر بخواهد وارد يک ارتباط جدی با دنيای غرب شود و به مشکلات فیمابين پایان دهد، چه امتيازاتی به دست خواهد آورد. منطق مذاکره اين است که هر دو طرف بايد امتيازهايی بدهند و امتيازهايی را به دست آورند و ما برای هر دو طرف حقوقی قايل هستيم.    مسئله حقوق بشر قرار نيست که در اين ميان فدا شود، بلکه می خواهيم نشان دهيم بهبود رابطه ايران با غرب می تواند به طور غير مستقيم به بهبود وضع حقوق بشر در ايران کمک کند.     شما چقدر خوش بين هستيد که ايران به سمت رابطه با آمريکا گام بردارد و آماده مذاکره با این کشور باشد؟     ما اميدواريم که اين گونه باشد. بر اساس قرائتی که از اوضاع فعلی ايران وجود دارد، و با توجه شرايط داخلی ايران، فکر نمی کنم که آنها حاضر باشند سر ميز مذاکره بنشينند.    اين يک تراژدی سياسی است که در دراز مدت می تواند به جای برآوردن خواست های به حق ايران نتيجه معکوس داشته باشد.    پافشاری بيش از حد بر سياست هايی که عملی نيست با استقبال جهانی روبرو نمی شود و به منزوی شدن بيشتر ايران کمک می کند و به مشکلات اقتصادی و سياسی کشور دامن می زند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_broujerdi_Iran_usa/473626.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_broujerdi_Iran_usa/473626.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 18 Nov 2008 18:40:16 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/98433BDA-8BE0-4DCB-879E-8BE08DE68C96_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گفت و گوی اختصاصی: &#171;در مخالفت با استیضاح کردان&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;علی کردان، وزير کشور ايران، حداکثر تا ۱۰ روز ديگر استيضاح می شود. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;بنابر گزارش خبرگزاری ها، هيئت رييسه مجلس شورای اسلامی روز يکشنبه درخواست استيضاح آقای کردان را دريافت کرد.&lt;/p&gt; علی کردان، وزير کشور ايران، حداکثر تا ۱۰ روز ديگر استيضاح می شود.     بنابر گزارش خبرگزاری ها، هيئت رييسه مجلس شورای اسلامی روز يکشنبه درخواست استيضاح آقای کردان را دريافت کرد.    علی کردان از سوی منتقدانش به خاطر ارائه مدرک دکترای جعلی از دانشگاه &#171; آکسفورد&#187; بريتانيا به عدم صداقت متهم شده است.    از سوی ديگر، برخی از جمله علی مطهری، نماينده مجلس، وزير کشور را به &#171; سوء سابقه اخلاقی&#187; نيز متهم می کنند.     در حالی که آقای مطهری، ادامه وزارت علی کردان را مايه تخريب نظام و موجب سلب اعتماد مردم از نظام خوانده است و بر استيضاح او پافشاری می کند، نمايندگانی هم وجود دارند که با اين کار مخالف هستند.    عبدالجبار کرمی، نماينده مردم سنندج در مجلس، يکی از اين نمايندگان است که در گفت و گو با &#171; رادیو فردا&#187;&#160;اعتقاد دارد که&#160;تغيير دوباره وزير کشور به نفع مردم نيست.           بشنوید           راديو فردا: آقای کرمی! موضوع و نظر شما در مورد طرح استيضاح وزير کشور چيست؟        عبدالجبار کرمی:  هنوز اين بحث که آيا خود آقای کردان در اين جعل دخيل بوده يا نه، قطعی نشده است.    به گفته آقای کردان، فردی که مسئول بوده است تا مدرک او را بياورد، سر او را کلاه گذاشته و اکنون متواری است. آقای کردان از او شکايت کرده و قانون نيز حکم جلب او را صادر کرده است.      آقای کرمی! آيا به راستی وزير کشور نمی داند تا کسی در دانشگاه شرکت نکند، تنها از راه دور و با پرداخت پول به يک فرد واسطه، نمی تواند مدرک دانشگاهی بگيرد؟      در حال حاضر، دانشگاه های مجازی زيادی وجود دارند، حتی در همين آسيای مرکزی، خيلی از دانشگاه ها مجازی هستند؛ يعنی ثبت نام می کنيد و آنها يک سری منابع را معرفی می کنند و شما اين منابع را مطالعه می کنيد، امتحان می دهيد و آنها به شما مدرک می دهند.           اکنون به قدری مشکلات اقتصادی زياد است که در قبال آن، مدرک جعلی يک فرد در وزارت کشور چندان مهم نيست. ما هر جا می رويم با شکايت مردم مواجه می شويم&#160; و همه مردم مشکلات زيادی دارند که لاينحل مانده است. من معتقدم در شرايط کنونی و در اين چند ماه باقيمانده، تغيير دوباره وزير کشور به نفع مردم نيست.     عبدالجبار کرمی&#160;      بله، ولی دريافت مدرک از دانشگاه آکسفورد اين گونه نيست.      ما اين تخلف را قبول داريم و امری محرز است. اما بحث اين است که چه کسی اين تخلف را انجام داده است.  به نظر من، چون اين تخلف هنوز قطعی نيست، شرايط کنونی ايران ايجاب می کند&#160; وزارت کشور را که در واقع،&#160; وزارت مادر است، با يک تنش ديگر مواجه نکنيم.        آقای کرمی! مسئله اخلاقی آقای کردان هم مطرح است. علی مطهری، نماينده تهران، گفته است که چند تن از روحانيون موثق در بررسی هايی که انجام دادند، به اين نتيجه رسيده اند که وزير کشور مشکل اخلاقی هم دارد.        بیشتر بخوانید:     استیضاح کردان در دستور کار مجلس قرار گرفت         من در اين مورد چيزی نمی دانم. اگر آقای مطهری اين حرف را مطرح کرده است، بايد بتواند آن را ثابت کند، زيرا حرف بسيار سنگينی است.     بر طبق قانون، اگر نماينده ای يا نمايندگانی از مشکل اخلاقی آقای کردان خبر دارند، بايد در يک دادگاه صالح شکايت کنند تا دادگاه، موضوع اتهام را بررسی کند.         &#160;اگر شما مدرک هم داشته باشيد، تا زمانی که دادگاه آن را تاييد نکند، نمی توانيد کسی را مجرم بدانيد. ممکن است آقای کردان دلايلی برای رد اين اتهام داشته باشد.    اگر شرايط کشور عادی بود، مسئله فرق می کرد، ولی اکنون با اين وضعيت بحران اقتصادی و نزديکی انتخابات، به صلاح مملکت نيست که روی وزارت کشور دست گذاشته شود. البته من معتقدم اگر جعل مدرک محرز شود، بايد آقای کردان نقد شود.     در هيچ جای دنيا مرسوم نيست که چند ماه مانده به انتخابات، عزل و نصب وزير انجام شود. يعنی چند ماه درگير استيضاح باشيم و چند ماه وزارت خانه توسط سرپرست اداره شود و چند ماه آخر، وزيری را تعيين کنيم که اصلا نمی تواند در پست خود کاری انجام دهد.        &#160; علی کردان از سوی منتقدانش به خاطر ارائه مدرک دکترای جعلی از دانشگاه &#171; آکسفورد&#187; بريتانيا به عدم صداقت متهم شده است.        آقای کرمی! کسی که فقط فوق ديپلم دارد و سال ها خود را به عنوان دکتر معرفی کرده، بر اين اساس حقوق گرفته و در دانشگاه تدريس کرده است، آيا اعتبار وزارت کشور و کل دولت را زير سؤال نمی برد؟      من تمام اين مسايل را قبول دارم، ولی بايد شرايط را نيز در نظر گرفت. اکنون به قدری مشکلات اقتصادی زياد است که در قبال آن، مدرک جعلی يک فرد در وزارت کشور چندان مهم نيست. ما هر جا می رويم با شکايت مردم مواجه می شويم&#160; و همه مردم مشکلات زيادی دارند که لاينحل مانده است.     من معتقدم در شرايط کنونی و در اين چند ماه باقيمانده، تغيير دوباره وزير کشور به نفع مردم نيست.     همان طور که می دانيد بر طبق قانون اساسی، اگر نيمی از وزرای دولت عوض شوند، بايد دولت دوباره به مجلس بيايد و اين مسئله به صلاح کشور نيست.       يکی از مهمترين وظايف وزارت کشور، برگزاری انتخابات است. همه می دانند که آقای کردان گرايش سياسی مشخصی دارد&#160; و آقای مطهری هم معتقد است که او از نظر سياسی، فردی تندرو است و اين امر به صلاح وزارت کشور نيست. نظر شما در اين باره چيست؟      همان طور که می دانيد، رياست جمهوری اين اواخر روی مسئله وزارت کشورحساس بوده است و اخيرا از عزل و نصب ها در وزارت کشور خبری نيست. يعنی در ارتباط با فرمانداران، بخشداران و کسانی که در انتخابات نقش دارند، عزل و نصبی انجام نمی شود و اين امر تحت کنترل است.      شما معتقديد که ممکن است که انتخابات سالمی&#160; تحت نظارت آقای کردان برگزار شود؟      انتخابات در ايران، قائم به فرد نيست و عوامل نظارتی بسياری در انتخابات دخيل هستند. يک صندوق رأی متعلق به يک نفر نيست.    &#160;اگر بخواهيم اين تفکر را ميان مردم پخش کنيم که آنها فکر کنند يک نفر می توانند اين قدر در انتخابات مؤثر باشد، اصلا خوب نيست. وارد کردن يک رأی در صندوق بسيار سخت است، چه برای يک فرد عادی و چه برای آقای کردان.    مگر آقای کردان چقدر می تواند دخيل باشد، به نفع چه کسی می تواند کار کند و بر روی چند نفر می تواند تاثير بگذارد؟ در حالی که حتی مجموعه ای که اکثرا در طيف آقای احمدی نژاد هستند، توجيهاتی برای عزل او دارند.    به اعتقاد من، در بحث عزل و استيضاح وزير کشور، خيرخواهی برای مردم وجود ندارد، بلکه&#160; اين امر بيشتر جنبه سياسی دارد.&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Parliament_Impachment_Kordan_Karami/470510.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Parliament_Impachment_Kordan_Karami/470510.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 26 Oct 2008 20:42:51 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B4806552-EEA0-4C0B-94F4-182E84FB8893_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گريز از سربازی</title>
            <description>خدمت سربازی در ايران از ۲۰ ماه به ۱۸ ماه کاهش يافته است. طول مدت سربازی تا سال ۱۳۷۷ در مناطق عادی ۲۴ ماه بود، ولی از آن زمان تاکنون به شش ماه کاهش يافته است. با وجود اين کاهش، تا به امروز، بسياری از جوانان ايران از &#171; خدمت زير پرچم&#187; گريزانند و به شيوه های مختلف می کوشند تا از آن سرباز بزنند. خدمت سربازی در ايران از ۲۰ ماه به ۱۸ ماه کاهش يافته است. طول مدت سربازی تا سال ۱۳۷۷ در مناطق عادی ۲۴ ماه بود، ولی از آن زمان تاکنون شش ماه&#160;کمتر شده است. با وجود اين کاهش، تا به امروز، بسياری از جوانان ايران از &#171; خدمت زير پرچم&#187; گريزانند و به شيوه های مختلف می کوشند تا از آن سرباز بزنند.    در اين ميان، وبلاگ های متعددی هم در اينترنت درباره سربازی درست شده اند. صاحبان برخی از اين وبلاگ ها، خاطرات خود را از اين دوران تعريف می کنند و تجربيات شان را با ديگر در ميان می گذارند و برخی هم همانند فردی به نام روح الله صدرايی با سربازی مخالفت می کنند و می کوشند تا ديگران را برای اين هدف بسيج کنند.               سربازی اجباری، آری یا خیر؟&#160;    &#160;علی: اگر سربازی حذف شود خیلی خوب می شود مشکلات جوانان را حل کرد. اقلا باید شرط سربازی را برای ورود و خروج به کشور برداشت...    در بخش شما چه فکر می کنید ، نظرات خود را درباره سربازی در ایران با ما&#160;در میان بگذارید یا برای ما پیغام بگذارید:۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۳&#160;              &#171; سربازی داوطلبانه آری اجباری نه!&#187; اين تيتر وبلاگ آقای صدرايی است. او در اين وبلاگ، ۲۵ دليل برای حذف خدمت وظيفه می آورد که از آن جمله می توان به &#171; هدر رفتن&#187; عمر، ايجاد &#171; تاخير&#187; در ازدواج و &#171; مزاحمت&#187; برای اشتغال اشاره کرده است.    اين مخالف سرسخت سربازی، دست کم در زمينه اشتغال هم نظرانی دارد.           بشنوید           &#171; دوره توقف&#187;      حسن پيری، که با مدرک فوق ديپلم، دوره سربازی خود را در استان سيستان و بلوچستان سپری کرده، يکی از اين افراد است.          کشورهای مدرن، يا دوره سربازی را به حدود يک سال کاهش داده اند و يا آن را به طور کامل حذف کرده و دست به تشکيل يک ارتش حرفه ای زده اند؛ بدين ترتيب که افراد به صورت داوطلبانه در قبال حقوق و مزايای کافی به مدت چند سال به عضويت ارتش در می آيند و در صورت نياز، به دفاع از کشورشان می پردازند.    &#160;او به &#171; راديو فردا&#187; گفت: &#171;&#160; يک دورۀ توقف است. می آيی٬ وارد خدمت می شوی دو سال تجربياتی کسب می کنی که در زندگی به درد می خورد٬ ولی از خيلی چيزها جا می مانی. من مشغول به کار بودم. الآن پنج ماه است که بيکارم. پنج ماه است که از خدمت آمدم و هر پنج ماه را بيکارم.&#187;    هر کشوری برای دفاع از خود در قبال خطرات خارجی نياز به نيروی نظامی دارد.    تا به امروز در بسياری از کشورهای جهان خدمت سربازی اجباری بوده است، اما کشورهای مدرن، يا دوره سربازی را به حدود يک سال کاهش داده اند و يا آن را به طور کامل حذف کرده و دست به تشکيل يک ارتش حرفه ای زده اند؛ بدين ترتيب که افراد به صورت داوطلبانه در قبال حقوق و مزايای کافی به مدت چند سال به عضويت ارتش در می آيند و در صورت نياز، به دفاع از کشورشان می پردازند.    حسين آرين، کارشناس نظامی راديو فردا، درباره مزيت اين سيستم گفت: &#171; کارآمدی نفرات نظامی اين کشورها بهتر است٬ آموزش بيشتری ديده اند٬ تجربۀ بيشتری دارند و در عين حال، کسانی که ارتش حرفه ای دارند و خدمت وظيفه را لغو کرده اند٬ تعداد پرسنل ارتش آنها به مراتب کمتر است٬ زيرا از افراد حرفه ای و تکنولوژی پيشرفته تری استفاده می کنند.&#187;          چند سرباز نیروی زمینی ارتش ایران در جریان یک مانور نظامی               &#171; بدون آموزش تخصصی&#187;      در ايران، سربازان وظيفه اغلب در چند ماه نخست، به صورت فشرده شيوه استفاده از سلاح را فرا می گيرند، مقداری تمرينات نظامی انجام می دهند و بعدا بدون داشتن آموزش تخصصی در مکان های مختلف به کار گرفته می شوند.            بیشتر بخوانید:        مدت خدمت سربازی در ایران کاهش یافت           &#160;افشين طاهری از تجربيات خود درباره خدمت در يک پاسگاه نيروی انتظامی در شهر قم به راديو فردا گفت : &#171;&#160; سراسر خستگی، اجحاف و بيگاری مطلق بود. حدود هجده نوزده ساله بوديم. ديدن صحنۀ قتل٬ برخورد با قاچاقچيان بی رحم و ديدن صحنۀ تصادفات دلخراش٬ اينها همه تضعيف روحيه بود.&#187;    وی افزود:&#171;&#160;آموزش تخصصی نديده بوديم٬ در حالی که قرار بود که کار تخصصی انجام دهيم. در پاسگاه انتظامی، وظايف ما برخورد با قاتل و خلافکار حرفه ای بود٬ در حالی که در دوران آموزشی٬ مقداری کلاس های تئوری داشتيم٬ مقداری بی خوابی و تمرينات بدنی٬ تحمل گرسنگی و جيرۀ غذايی بسيار کم.&#187;    آقای طاهری اضافه کرد : &#171; اسلحه هايی که دست ما بود٬ اسلحۀ &#171;&#160; ژ سه&#187;&#160; را بايد با آجر مسلح می کرديم و گلنگدن را می کشيديم٬ ولی با آن اسلحه، ما را می گذاشتند که نگهبان بانک باشيم و حتی پولی را که قرار بود از بانک٬ به بانک خزانه منتقل شود٬ اسکورت کنيم٬ با يک ماشين کرايه ای و من سرباز بی تجربه٬ با اسلحه ای که از يک چوبدستی هم کارآيی کم تری داشت.&#187;    حسين آرين معتقد است آموزش نظامی سربازان در ايران، حتی برای شرکت در جنگ نيز کافی نيست و افرادی که در قالب ارتش حرفه ای آموزش ديده اند، از توانايی های بسيار بيشتری برخوردارند.               &#171; آموزش نظامی سربازان در ايران، حتی برای شرکت در جنگ نيز کافی نيست و افرادی که در قالب ارتش حرفه ای آموزش ديده اند، از توانايی های بسيار بيشتری برخوردارند.&#187;     حسین آرین، کارشناس نظامی رادیو فردا      &#160;وی افزود: &#171; اينها در مقايسه با کسانی که حرفه ای هستند٬ آموزش آنچنانی نمی بينند. برای نمونه٬ شخصی که در ارتش بريتانيا خدمت می کند٬ داوطلب و آموزش ديده است که برای چند سال وارد خدمت شده و حرفه ای تر است. در حالی که در ايران، کسی که دو سال خدمت می کند٬ حداقل سه يا چهار ماه آن آموزش است، در شرايطی که خواهد بود و چهار ماه آموزش کافی نيست٬ که بتواند کاری را در سطح کاملا حرفه ای انجام دهد.&#187;         &#171; به اميد روزی که هيچ جوان ايرانی به اجبار به سربازی نرود و سربازی، تنها در برابر حقوق مکفی و عادلانه و تنها به صورت داوطلبانه باشد.&#187;    اين آرزوی روح الله صدرايی، صاحب وبلاگ&#160; سربازی  است  [رادیو فردا مسئول محتوی وب سایت&#160;ها یا وبلاگ های دیگر نیست] .&#160;اما از آنجا که خود آقای صدرايی هم می داند، اين آرزو بسيار دور از دسترس است، دستکم برای کاهش مدت سربازی دست به تهيه يک تومار زده است.    او در اين تومار اينتنرتی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی خواسته است تا مدت خدمت سربازی را به يک سال کاهش دهند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Military_Service/469500.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Military_Service/469500.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Oct 2008 13:48:42 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5affc10b-5bfc-4364-83a5-ad5bb762b19e_.JPG" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;موشک ضد ناو سپاه احتمالا منشاء روسی دارد&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;بنابر گزارش رسانه های ايران، محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه روز دوشنبه در يک کنفرانس خبری گفت: اخيرا سپاه پاسداران يک سلاح دريايی را آزمايش کرده که می تواند هر هدفی را در فاصله بيش از ۳۰۰ کيلومتر نابود کند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;آقای جعفری در ادامه افزوده است که اين موشک هم اکنون در حال توليد انبوه است و بيش از اين حاضر نشد جزئياتی را درباره آن فاش کند.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   بنابر گزارش رسانه های ايران، محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه روز دوشنبه در يک کنفرانس خبری گفت: اخيرا سپاه پاسداران يک سلاح دريايی را آزمايش کرده که می تواند هر هدفی را در فاصله بيش از ۳۰۰ کيلومتر نابود کند.        آقای جعفری در ادامه افزوده است که اين موشک هم اکنون در حال توليد انبوه است و بيش از اين حاضر نشد جزئياتی را درباره آن فاش کند.                    اما کارشناسان نظامی می گويند، با توجه به محدود بودن شمار موشک های ضد ناو با برد بالا احتمالا موشکی که فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آن سخن می گويد، فن آوری است که ايران چندی پيش از روسيه خريداری کرده است.        داگ ريچاردسون، کارشناس موشکی در لندن در اين باره به  راديو فردا  می گويد: &#171;من نگاهی داشتم به موشک های ضد ناوی که در جهان وجود دارد و بايد بگويم که تعداد کمی از آنها بردی بيش از ۳۰۰ کيلومتر دارد. ممکن است ادعای ايران مبنی بر آنکه چنين موشکی را آزمايش کرده، درست باشد.&#187;                    وی می گويد: &#171;ايران در سال ۲۰۰۵ ميلادی قصد داشت يک سری موشک های ضد ناو را از روسيه خريداری کند. برد آن موشک ها در همين حدود است. اکنون به نظر می رسد که اين سلاح به ايران تحويل داده شده و ايران آن را آزمايش کرده است.&#187;                    روزنامه اسراييلی  جروزالم پست  يک سال پيش از تحويل اين موشک ها به ايران خبر داده بود.             &#171;ايران در سال ۲۰۰۵ ميلادی قصد داشت يک سری موشک های ضد ناو را از روسيه خريداری کند. برد آن موشک ها در همين حدود است. اکنون به نظر می رسد که اين سلاح به ايران تحويل داده شده و ايران آن را آزمايش کرده است.&#187;      داگ ريچاردسون، کارشناس موشکی در لندن       به نوشته اين روزنامه، &#171;جنگ افزار مذکور که موشک اس اس ان ايکس ۲۶ ياکونت (      SSN-X-۲۶ Yakhont           ) نام دارد يک نوع موشک کروز با سرعت مافوق صوت است که می توان آن را از ساحل به اهدافی در دريا شليک کرد. اين موشک کروز که قادر به حمل ۲۰۰ کيلوگرم ماده منفجره است، در ارتفاع يک ونيم متری از سطح آب پرواز می کند.&#187;                 فرمانده کل سپاه پاسداران همچنين گفته است: ايران قادر است تنگه هرمز را برای مدتی نامحدود مسدود کند.         آقای جعفری افزوده است، با توجه به وضعيت جغرافيايی تنگه هرمز و تجهيزاتی که نيروهای مسلح ايران در اختيار دارند، بستن اين تنگه برای مدت نامحدود کاری &#171;بسيار راحت&#187; است.        بيش از ۴۰ درصد از نفت جهان از آبراه هرمز می گذرد و بستن آن بحران بزرگی را در بازار جهانی نفت به دنبال خواهد داشت. ولی به گفته کارشناسان نظامی، نا امن کردن اين مسير با فن آوری موشکی ای که در جهان شناخته شده است، کار آسانی نيست، چرا که به راحتی می توان با آن               مقابله کرد.        داگ ريچاردسون، کارشناس موشکی در لندن در اين باره می گويد: &#171;ايران تعداد قابل توجهی موشک ضد ناو در اختيار دارد. ولی همه اين موشک ها يا از کشورهای ديگر خريداری شده اند يا از روی مدل های شناخته شده، ساخته شده اند.&#187;                    وی افزود: &#171;علاوه بر اين بايد ديد چند درصد از اين موشک ها با جديدترين استانداردها تطابق دارند و می توانند بر مشکلاتی همچون اختلالات الکترونيکی و اقدامات متقابل غلبه کنند.&#187;                    به گفته کارشناسان،&#160;اظهارات فرمانده کل سپاه پاسداران درباره آزمايش يک سلاح دريايی جديد باعث افزايش تنش ميان ايران و غرب خواهد شد که از مدتها پيش به خاطر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی وجود دارد.                کشورهای غربی از تهران خواسته بودند تا روز شنبه موضع خود را درباره بسته پيشنهادی گروه ۵+۱ اعلام کند.        پنج کشور عضو دائم شورای امنيت همراه با آلمان از جمهوری اسلامی خواسته اند تا در مقابل دريافت مشوق و توقف تحريم های سازمان ملل، غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.        ولی مقام های ايرانی تا کنون پاسخ رسمی خود را اعلام نکرده اند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Anti_naval_missile/459254.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Anti_naval_missile/459254.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 04 Aug 2008 18:16:05 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F8CBF9B4-5A72-48F8-BBCF-EF31D5F6AEFD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اسرائیل در به کار گیری زور علیه ایران جدی است&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا که به اسرائیل سفر کرده است، روز دوشنبه، 21 ژوئیه در سخنانی که در پارلمان این کشور ایراد کرد بار دیگر برنامه اتمی ایران را به باد انتقاد کرد و در باره اعمال تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی هشدار داد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بریتانیا همراه با سایر کشورهای غربی و اسرائیل همواره جمهوری اسلامی ایران را به داشتن اهداف بلندپروازانه در برنامه هسته ای خود متهم می کنند و مسیر این برنامه را، تلاش برای برای ساخت سلاح اتمی می دانند. ولی جمهوری اسلامی ایران این اتهام را رد می کند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در هفته های اخیر اخباری مبنی بر احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران منتشر شده است که حل نشدن پرونده هسته ای ایران می تواند به وقوع آن دامن بزند. هر چند که کشورهای غربی و اسرائیل از راهکار دیپلماتیک برای حل بحران هسته ای ایران سخن می گویند ولی افراییم کام، معاون رییس موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل در شهر تل آویو معتقد است که کشورش در به کار گیری زور علیه ایران جدی است. وی در گفت و گویی با رادیو فردا به ارزیابی سخنان روز دوشنبه آقای براون و احتمال حمله به ایران می پردازد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا که به اسرائیل سفر کرده است، روز دوشنبه، ۲۱&#160;ژوئیه در سخنانی که در پارلمان این کشور ایراد کرد بار دیگر برنامه اتمی ایران را به باد انتقاد کرد و در باره اعمال تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی هشدار داد.        بریتانیا همراه با سایر کشورهای غربی و اسرائیل همواره جمهوری اسلامی ایران را به داشتن اهداف بلندپروازانه در برنامه هسته ای خود متهم می کنند و مسیر این برنامه را، تلاش برای برای ساخت سلاح اتمی می دانند. ولی جمهوری اسلامی ایران این اتهام را رد می کند.        در هفته های اخیر اخباری مبنی بر احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران منتشر شده است که حل نشدن پرونده هسته ای ایران می تواند به وقوع آن دامن بزند. هر چند که کشورهای غربی و اسرائیل از راهکار دیپلماتیک برای حل بحران هسته ای ایران سخن می گویند ولی افراییم کام، معاون رییس موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل در شهر تل آویو معتقد است که کشورش در به کار گیری زور علیه ایران جدی است.        وی در گفت و گویی با  رادیو فردا  به ارزیابی سخنان روز دوشنبه آقای براون و احتمال حمله به ایران می پردازد.          رادیو فردا: آقای کام، یکی از محورهای سخنرانی روز دوشنبه گوردن براون، نخست وزیر بریتانیا در پارلمان اسراییل برنامه هسته ای ایران بود. ارزیابی شما از این سخنان چیست؟             افراییم کام:  من فکر می کنم آقای براون موضع مشهور دولت بریتانیا در قبال برنامه اتمی ایران را مطرح می کند که خود را موظف می داند، مانع از آن شود که ایران به بمب اتمی دست پیدا کند. من فکر می کنم این بخش از سخنان آقای براون برای آن بود که به اسراییل اطمینان بدهد او همچنان به این موضع پایبند است.          آیا سخنان نخست وزیر بریتانیا برای اسراییل آرامش بخش بود و باعث آرام کردن زبان جنگ و تهدید خواهد شد؟                     افراییم کام: دولت اسراییل اعلام کرده است که گزینه نظامی در برنامه اش هست، البته نگفته که الان حمله می کند.        جوهره سخنان آقای براون آن بود که ایران این گزینه را دارد که برنامه هسته ایش را متوقف کند و پیشنهاد کشورهای&#160;پنج به علاوه یک&#160;را بپذیرید و یا آنکه از سوی جامعه بین المللی منزوی خواهد شد. این حرف جدیدی نیست و موضع مشهور کشورهای اروپایی از جمله دولت بریتانیاست.           نظر اسراییل درباره آغاز مجدد گفت و گوها میان ایران و گروه پنج به علاوه یک درباره برنامه هسته ای ایران چیست، بویژه با توجه به اینکه اکنون ایالات متحده هم یک نماینده ارشد برای شرکت در این مذاکرات اعزام کرده است؟                          من فکر می کنم این یک حرکت تاکتیکی جدید از سوی آمریکاست که برای نخستین بار نماینده ای را برای شرکت در این گفت و گوها فرستاده است.        من فکر نمی کنم که این اقدام اساسا چیز تازه ای باشد چرا که گرچه تا کنون نماینده ای از سوی آمریکا بر سر میز مذاکره حاضر نمی شده، ولی واشینگتن یکی از طرف های مذاکره بوده و بسته جدید پیشنهاد شده به ایران از سوی کشورهای اروپایی هم با مشورت آمریکا تهیه شده است. پس حضور نماینده آمریکا در مذاکرات تنها یک حرکت تاکتیکی است برای سرعت بخشیدن به مذاکرات که تا کنون نتیجه مهمی به همراه نداشته است.        من فکر می کنم مهم است که آمریکا به ایران بگوید، حاضر است مستقیما با این کشور وارد مذاکره شود و به کشورهای اروپایی هم اعلام کند که از ایده مذاکرات مستقیم حمایت می کند. ولی در مجموع فکر می کنم که تا کنون نه موضع ایالات متحده و نه موضع ایران تغییری کرده است. &#160;                        اسراییل تهدید کرده است که در صورت لزوم به تاسیسات هسته ای ایران حمله می کند. این تهدید تا چه حد جدی است؟                      اسراییل جدی است و دولت اسراییل اعلام کرده است که گزینه نظامی در برنامه اش هست، البته نگفته که الان حمله می کند ولی تل آویو قصد دارد که این گزینه را همچنان برای خود نگه دارد تا به ایران بگوید در صورتی که برنامه اتمی اش را متوقف نکند ممکن است با حمله نظامی روبرو خواهد شد.           گوردون براون در سخنرانی خود در پارلمان اسراییل گفت، اگر ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند، بیشتر منزوی و با تحریم های شدید تری مواجه خواهد شد. آیا از دید اسراییل این کافی نیست؟          اینها کافی نیست چون این تهدیدها و فشارها نتیجه ای نداشته و ایران موضع خود را تغییر نداده است. ولی من فکر می کنم باید منتظر ماند و دید، شاید در آینده تغییری در این موضع صورت بگیرد. من زیاد خوشبین نیستم ولی نمی گویم که احتمال آن هم صفر است. هنوز هم این امکان وجود دارد که ایران پیشنهاد جدید کشورهای پنج به علاوه یک را بپذیرد البته بازهم تکرار می کنم، ما هنوز از این هدف فاصله بسیار زیادی داریم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Efraeim_kam_Israel_attack_Iran/457267.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Efraeim_kam_Israel_attack_Iran/457267.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 21 Jul 2008 18:34:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/615C2032-83CD-4263-AD35-5A406DD6D504_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بانک ملی هامبورگ: تحریم، هزینه ها را افزایش می دهد</title>
            <description>&lt;span&gt; &lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه به اتفاق آراء اعمال تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی را تصویب کردند و به صورت ویژه، بانک ملی ایران را مورد هدف قرار دادند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بر اساس این مصوبه، دارایی های بانک ملی ایران در سه کشور آلمان، فرانسه و بریتانیا توقیف و از معاملات آن در اتحادیه اروپا جلوگیری می شود. در این دور از تحریم ها به دلیل امتناع ایران از همکاری با جامعه بین المللی در باره برنامه اتمی اش اعمال می شود همچنین برخی از افراد و سازمان های درگیری در برنامه هسته ای نیز در لیست سیاه ممنوعیت صدور ویزا قرار گرفته اند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بانک ملی ایران بزرگترین بانک ایران از نظر حجم دارایی محسوب می شود و تحریم آن می تواند ضربه ای دیگر بر ارتباط مالی جمهوری اسلامی با بازارهای جهانی وارد کند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;ساعاتی پیش از تصمیم گیری وزیران کشورهای عضو اتحادیه اروپا، حسین شایسته، رییس بانک ملی ایران شعبه هامبورگ آلمان در گفت و گو با رادیو فردا با شایعه خواندن هر گونه تحریمی علیه این بانک گفت:&lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;&#171;آنها (اتحادیه اروپا) با ما کاری ندارند ما هم با آنها کاری نداريم.&#187;&lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;/span&gt;             کشورهای عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه به اتفاق آراء اعمال تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی را تصویب کردند و به صورت ویژه، بانک ملی ایران را مورد هدف قرار دادند.        بر اساس این مصوبه، دارایی های بانک ملی ایران در سه کشور آلمان، فرانسه و بریتانیا توقیف و از معاملات آن در اتحادیه اروپا جلوگیری می شود. در این دور از تحریم ها به دلیل امتناع ایران از همکاری با جامعه بین المللی در باره برنامه اتمی اش اعمال می شود همچنین برخی از افراد و سازمان های درگیری در برنامه هسته ای نیز در لیست سیاه ممنوعیت صدور ویزا قرار گرفته اند.        بانک ملی ایران بزرگترین بانک ایران از نظر حجم دارایی محسوب می شود و تحریم آن می تواند ضربه ای دیگر بر ارتباط مالی جمهوری اسلامی با بازارهای جهانی وارد کند.        ساعاتی پیش از تصمیم گیری وزیران کشورهای عضو اتحادیه اروپا، حسین شایسته، رییس بانک ملی ایران شعبه هامبورگ آلمان در گفت و گو با  رادیو فردا  با شایعه خواندن هر گونه تحریمی علیه این بانک گفت:       &#171;آنها (اتحادیه اروپا) با ما کاری ندارند ما هم با آنها کاری نداريم.&#187;                   رادیو فردا: قرار است اتحاديه اروپا، تحريم هايی را عليه بانک های ايران از جمله بانک ملی، برقرار و دارايی های بانک ملی را مصادره کنند. آيا در اين مورد کاری انجام شده است؟                         حسین شایسته:  در حال حاضر به ما اعلام نکرده اند که می خواهند اين کار را بکنند.          ولی اتحاديه اروپا چنین خبری را اعلام کرده است.                          بله در خبرگزاری ها ديده ام، ولی به ما اعلام نشده است.                    آيا قرار نيست شما اقدامی انجام دهيد؟                   خير، از اين شايعات زياد است.        شما معتقديد اين مسئله شايعه است؟                   بارها اين مسئله مطرح شده و اين اولين بار نيست، شش ماه است که اين چيزها را می گويند.                      چند روز پيش آقای گوردن براون، نخست وزير بريتانيا، نيز اين مسئله را مطرح کرد.          بله، همين آقا گفت که دوشنبه هفته قبل تحريم انجام می شود. ولی چه شد؟ وقتی براون دروغ بگويد، از ساير خبرگزاری ها چه انتظاری می توان داشت؟ براون دروغ گفت و ديديد که چه عواقبی داشت. يکی گفت که او درست می گويد، ديگری گفت که نه اشتباه می گويد، دفتر خود او يک جور               گفت و اتحاديه اروپا جور ديگری جواب داد.        از اين حرف ها زياد می زنند و ما نمی توانيم بر اساس اين حرف ها اقدام کنيم. اتحاديه اروپا هنوز رسما چيزی نگفته است، وقتی آنها با ما کاری ندارند ما هم با آنها کاری نداريم.                      با برقراری تحریم ها واکنش شما چه خواهد بود؟                          بعد از تصويب که واکنشی وجود ندارد، در بانک بسته می شود. البته اين مسئله به مفادی که تصويب می شود، بستگی دارد و اين مهم است. پس از آن، چيزی را که تصويب کرده اند اجرا می کنند.                 &#171;از اين حرف ها زياد می زنند و ما نمی توانيم بر اساس اين حرف ها اقدام کنيم. اتحاديه اروپا هنوز رسما چيزی نگفته است، وقتی آنها با ما کاری ندارند ما هم با آنها کاری نداريم.&#187;        حسین شایسته، مدیر بانک ملی شعبه هامبورگ     دفاتر بانک ملی در کشورهای خارجی، تعطيل می شود؟                   اين مسئله مشخص نيست و به مفادی که تصويب می کنند، بستگی دارد. اگر تحريم ها شبيه چيزی باشد که سازمان ملل برای بانک سپه گفت، همان اتفاقی که برای بانک سپه افتاد، می افتد. ولی اگر دقيقا مثل آن نباشد، بايد ببينيم محتوای آن چيست.          رؤسای بانک ملی، هيچ برنامه اضطراری را در نظر نگرفته اند؟                          خير، تا کنون ضرورتی نداشته و شش ماه است که از اين شايعات وجود دارد. ما بر اساس شايعات خبرگزاری ها نمی توانيم اقدام کنيم. آقای گوردن براون هفته قبل يک شايعه ای مطرح کرد و ما نمی توانيم به حرف نخست وزير بريتانيا، دفتر و دستک خود را به هم بريزيم. وقتی حرف براون               جامه عمل نپوشد، بقيه خبرگزاری ها که جای خود دارند.        اگر بخواهند دارايی های بانک ملی را توقيف کنند، مبلغ آن چقدر است؟                   فريز کردن به اين معنا نيست که پول بانک ملی را بخورند. درمورد بانک سپه که اين مسئله انجام شد، بدهی ها و دارايی ها حتی يک سنت هم دست نخورد و همه، پول های خود را گرفتند، يعنی هر کسی بدهکار بود بدهی خود را داد و هر کسی طلبکار بود طلب خود را گرفت. شما می توانيد               با مديران بانک سپه مصاحبه کنيد.        يعنی اين تحريم ها که می گويند، هيچ معنا و فايده ای ندارد؟                   بستگی به محتويات تصويب شده، دارد. اگر مانند بانک سپه، تحريم خيلی شديد باشد نيز هيچ مشکلی پيش نخواهد آمد.   همه، پولهای خود را دادند و گرفتند و شما يک نفر خارجی را بياوريد که بگويد با بانک سپه معامله ای داشته و پس از تحريم يک سنت پولش از بين رفته است.        در مورد بانک ملی هم همين گونه است و اگر تحريم شود، يک سنت پول کسی از بين نمی رود.          درست است که پول کسی از بين نمی رود، ولی فعاليت های بانکی محدود و يا متوقف می شود.          نه محدود نمی شود. اين همه بانک در دنيا وجود دارد که فعاليت می کنند و مشکلی نيست. اگر حواله ای برای ما می آمد، پس از تحريم برای يک بانک عربی می رود و پرداخت می شود.        مثلا بانک سپه که تعطيل شد، مملکت خوابيد؟ حواله ها پرداخت نشد؟ واردات و صادرات انجام نشد؟ هيچ اتفاقی نيفتاد، فقط در بانک سپه بسته شد و پول هايش را داد. اکنون نيز دارد تسويه حساب می کند، زيرا تعهدات بلند مدت وجود داشته که آن هم سر موعد مقرر پرداخت می کند.          اين که برای کل کشور چه مواردی پيش می آيد، يک مسئله است و اين که خود بانک تعطيل و به آن ضربه وارد می شود، مسئله ديگری است. هر چند که کار کشور از راه های ديگر انجام می شود.          خودتان جواب خودتان را داديد. به هر حال کار بانکی انجام می شود و اين تحريم روی چيزی تأثير نمی گذارد.   بازرگانان مجبورند از بانک های کشورهايی مانند دبی استفاده کنند و اين مسئله، هزينه های صادرات و واردات را افزايش می دهد.        بله هزينه ها فرق می کند. وقتی گوردن براون اين حرف را می زند خود به خود بر هزينه ها مؤثر است.    تحولات، هرچند کوچک هم باشد روی ريسک ها اثر می گذارد و اين ريسک ها هزينه&#160;در بردارند.          آقای شايسته! گفته شده که ايران مبلغ ۷۵ ميليارد دلار دارايی های خود را از بانک های اروپايی خارج کرده است. آيا اين مسئله صحت دارد؟                      فقط کسانی می توانند اين را بگويند که به امور بانکی و اقتصادی آشنا نباشند، زيرا چنين مسئله ای امکان ندارد. بانک های تجاری هميشه در حد بالانس کاری خود، يعنی پرداخت های جاری و روزمره منابعی در دست دارند.        بانک تجاری پولی ندارد که بخواهد از جايی خارج يا به جايی وارد کند. اين هم از همان شايعاتی است که ارزش جواب دادن ندارد. به عنوان مثال اگربه يک بانک خارجی بگوييد مبلغ ۷۰ ميليارد يورو را خارج کرده اند، می خندد زيرا نمی توان اين عمل را انجام داد. حتی ۱۰۰ يورو را نيز نمی توان جا به جا کرد و کسی به صورت اسکناس بگذارد جيبش و برود آن ور آب يا اين که يورو را بفروشد و ارز ديگری بخرد.        تا آن جا که من اطلاع دارم، در اين ۳-۲ هفته دردنيا کسی چنين کاری نکرده است. زيرا اگر فروش ۷۵ ميليارد يورو انجام گيرد، همه دنيا خبردار می شوند و منتظر نمی شوند آقای کاظمی با آقای شايسته مصاحبه کند و بپرسد که اين کار انجام شده يا نه؟             &#160;           اين مسئله دروغ است و امکان ندارد ايران ارز را فروخته باشد و يا در چمدان گذاشته و به ايران برده باشد.          در مورد دولت چگونه است؟                          من در مورد دولت اطلاعی ندارم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Melli_bank_Sanctions/453195.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Melli_bank_Sanctions/453195.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 24 Jun 2008 12:02:03 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/91E7C542-D68F-4AE0-8FF8-F384358BAF12_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نماینده زنجان: اتفاقی که در دانشگاه رخ داد قابل انکار نیست</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;دکتر حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در روزهای اخیر به یک چهره سرشناس تبدیل شده است، البته نه به خاطر خدمات دانشگاهی بلکه به خاطر &lt;/span&gt; &lt;span&gt;اتهامی که به او وارد شده است؛ &#171;&lt;/span&gt; &lt;span&gt;تلاش برای تجاوز به یک دختر دانشجو.&lt;/span&gt; &lt;span&gt;&#187;&lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   دکتر حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در روزهای اخیر به یک چهره سرشناس تبدیل شده است، البته نه به خاطر خدمات دانشگاهی بلکه به خاطر    اتهامی که به او وارد شده است؛ &#171;   تلاش برای تجاوز به یک دختر دانشجو.   &#187;                دانشجویان دانشگاه زنجان ویدئویی را در شبکه اینترنت منتشر کرده اند که دکتر مددی را سراسیمه و با پیراهن نامرتب به همراه دختری بی حجاب در دفتر کارش نشان می دهد.        دانشجویان می گویند که از نقشه معاون دانشگاه برای تجاوز به همکلاسی شان باخبر شده اند و به موقع برای نجات وی به دفتر آقای مددی حمله برده و از ماجرا فیلمبرداری کرده اند.        در پی این رویداد، حدود سه هزار نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان دست به تحصن و اعتراض زدند و خواستار برکناری معاون و رییس دانشگاه زنجان شدند.        اما مسوولان جمهوری اسلامی در واکنش به ویدئوی منتشر شده اظهارات ضد و نقیضی را مطرح کردند، از جمله محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم که تلویحا گفته است: &#171;ویدئوی منتشر شده چیزی را نشان نمی دهد و جرم دکتر مددی را ثابت نمی کند.&#187;        علاوه بر این، بنابر گزارش خبرگزاری های ایران، دختری که گفته می شود، معاون دانشگاه زنجان قصد تجاوز به او را داشته، نیز بازداشت شده است.         در همین ارتباط سعدالله نصیری، نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با  رادیو فردا  می گوید که بازداشت دختر دانشجو به معنای متهم یا گناهکار بودن وی نیست.          رادیو فردا: در حال حاضر وضعیت در دانشگاه زنجان به چه صورت است؟            سعدالله نصیری:  از همان زمانی که ما از تهران آمدیم و با دانشجویان صحبت کردیم، تحصن پایان یافت و همان موقع این وضعیت خاتمه پیدا کرد و قرار شده که ما و دانشگاه و آن افرادی که در جریان کارها بودند، پیگیر مطالبات دانشجویان باشند و دانشجویان هم در جلسه امتحان، روز شنبه، حاضر شدند و انشاء الله که در فضایی آرام به امتحان های خود ادامه دهند و در یک فضای منطقی بتوانیم، مطالباتی را که درخواست کرده ایم را بگیریم.          آقای دکتر نصیری، بعضی ها کل ماجرا را انکار کرده اند، از جمله وزیر علوم. ممکن است، به طور مختصر، کل داستان را توضیح دهید؟          روز شنبه گذشته، عازم تهران بودیم، چون یکشنبه صبح جلسه علنی بود. در راه تلفن کردند و گفتند که حادثه ای غیر اخلاقی در دانشگاه اتفاق افتاده و دانشجویان به این دلیل تجمع کرده اند.        به هرحال فردی که این حرکت غیر اخلاقی را انجام داده بود بازداشت شده و تحت بازجویی است.         دانشجویان هم تا روز دوشنبه این تحصن را ادامه دادند و در مورد خواسته های خود اصرار داشتند، که یکی از آنها، برکناری معاون دانشجویی سابق بود که این خواسته از طرف دانشگاه پذیرفته شده بود و فرد دیگری به عنوان سرپرست معرفی شده بود.        روز سه شنبه که آمدم و وارد ماجرا شدم، با اعتمادی که دانشجویان به من کردند و صحبت هایی که با آنها داشتیم، قبول کردند که تحصن پایان پیدا کند و جو آرامی را داشته باشیم، هم دانشجویان آخر ترم به امتحان های خود بپردازند و هم اینکه ما فرصت پیگیری خواسته های آنها را داشته باشیم.        به هر صورت چیزی که اتفاق افتاده قابل انکار نیست و دانشجویان هم در واقع کاری که انجام داده بودند، در حد اعتراض به کار غیراخلاقی که صورت گرفته بود، منطقی به نظر می آمد، منتهی با توجه به این که موضوع اشاعه پیدا کرده بود به خارج از شهر و استان و کشور، دیگر بیش از این صلاح نبود که ادامه پیدا کند و دانشجویان هم متوجه این موضوع شده بودند و نهایتا حاضر شدند که به تحصن خود پایان دهند.          درباره این که آقای دکتر مددی، معاون دانشگاه، قصد تجاوز به یک دختر خانم دانشجو را داشته، تردیدی وجود ندارد؟           این که شک وجود دارد یا خیر مسئله ای است که باید در یک مرجع ذیصلاح بررسی شود و چون مسئله حیثیتی است، باید کلیه شواهد بررسی شود و نتیجه قطعی اعلام شود.         ولی اینکه در واقع آقای مددی با آن شرایطی که در فیلم دیده می شود به نظر می آید که در واقع سهل انگاری کرده و قصد منکری داشته است.          با این حساب، چرا آن دختر خانم دانشجو را دستگیر کرده اند؟           دستگیری برای بازجویی و پرسش، در رابطه با وقایع اتفاق افتاده و رسیدن به حقیقت بوده است.        قاعدتا قربانی، یا به عنوان شاکی و یا شاهد به مراجع قانونی دعوت می شود و بعد هم اجازه دارد که به خانه برود، نه اینکه چند روز در بازداشتگاه نگهداری شود.        به هرصورت آقای دکتر مددی دستگیر شده و بازداشت است، طرف دیگر هم که خانم هست، باید به پرسش های موجود پاسخ دهد تا این که حقیقت روشن شود.          آقای دکتر، درست است که ایشان باید به سئوالاتی پاسخ دهد، ولی مسئله این است که این خانم در پرونده، یا نقش شاکی را دارد و یا شاهد و نباید بازداشت شود.          بازداشت ایشان به معنای متهم و یا گناه کار بودن وی نیست. ایشان خواسته شده اند، برای پاسخ گویی به سئوالات. در حال حاضر هم نمی دانم ایشان بازداشت هستند یا آزاد شده اند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Zanjan_students_morality_Nasiri/452944.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Zanjan_students_morality_Nasiri/452944.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 22 Jun 2008 12:19:44 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/45ABE208-D0EF-4374-9513-EC87B6725E8A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> پدر عباس پاليزدار: در مجلس هم اين گزارش را خوانده بودند</title>
            <description>انتشار سخنرانی جنجالی عباس پاليزدار درباره روحانيون ارشد نظام و متهم کردن آنها به فساد مالی و اقتصادی بدون پاسخ نماند. انتشار سخنرانی جنجالی عباس پاليزدار درباره روحانيون ارشد نظام و متهم کردن آنها به فساد مالی و اقتصادی بدون پاسخ نماند.     وی دست کم مدتی را در سمت کارشناس هيات تحقيق و تفحص مجلس، از قوه قضاييه، مشغول به کار بوده است.     بلافاصله پس از پوشش رسانه ای اين سخنرانی، رسانه های داخل ايران گزارش هايی را درباره فساد مالی خود آقای پاليزدار و بدهی ۶ ميليارد تومانی اش به بانک ملت منتشر کردند؛ گزارشی که بعدا دوباره نقض و بار ديگر تاييد شد.    نظرها درباره عباس پاليزدار متفاوت است؛ درحالی که شماری سخنرانی او را افشاگری می دانند، برخی ديگر از کارشناسان، گفته های آقای پاليزدار را در راستای اهداف انتخاباتی جناح محمود احمدی نژاد ارزيابی کرده اند.    آقای پاليزدار روز چهارشنبه به دادگاه کارکنان دولت احضار، بازداشت و زندانی شد.         دو سخنرانی جنجالی؛ &#171;سران نظام در فساد اقتصادی دست دارند&#187;              عباس پالیزدار: از روی سند و مدرک حرف زدم          با توجه به انتشار اخبار ضد و نقيض فراوان درباره عباس پاليزدار،&#160;با صفر پاليزدار، پدر وی، گفت وگو انجام داده ایم. صفر پالیزدار در گفت وگو با  رادیو فردا  در خصوص صحت و سقم مسایل مطرح شده در&#160;باره &#160;فرزندش، توضيحاتی را ارائه کرده است.      راديو فردا: آيا از حال و وضعيت فرزندتان عباس پاليزدار خبر داريد؟           &#171;تازه اين هايی که می خواهند از خود دفاع کنند، مدرکی ندارند، آمده اند اين را علم کرده اند. اين هم به آنها ربطی ندارد! به کسی ربطی ندارد! از بانک وام گرفته و همه عالم و آدم وام می گيرند. کسانی هستند ۱۲۳ ميليارد تومان وام گرفتند، يک ريال هم پس ندادند و فرار کرده اند رفته اند جاهای ديگر. وام گرفتن به کسی مربوط نيست!&#187;     پدر عباس پالیزدار        صفر پاليزدار:  حالشان؟ نمی دانيم، ما که اطلاع نداريم حالش چطور است.      راديو فردا: الان در زندان هستند؟      صفر پاليزدار: بله!      نمی دانيد کدام زندان؟      خير اطلاع نداريم. ما هيچ اطلاعی نداريم.      يعنی هيج تماسی با ايشان نداشتيد؟      نه چه تماسی؟&#160; در تماس نيستيم و اطلاع نداريم چی به چيست؟      آقای پاليزدار گفته می شود که پسر شما شش ميليارد تومان از بانک وام گرفته و پس نداده است. آيا اين موضوع صحت دارد؟      برای کارخانه وام گرفته، کارخانه را هم ساخته و کارخانه سرجای خودش هست. پول نگرفته که جای ديگری خرج کند. در کارخانه ای که ساخته، وام را خرج کرده و شريک هم دارد . وام را هم تبديل نکرده ببرد آمريکا يا جای ديگری خرج کند.      يعنی الان ايشان به بانک بدهکار است؟      بله بدهی دارد و قسط بانک عقب افتاده است و فعلا&quot; ندارد که بدهد، چون پول ندارد که کارخانه را راه بياندازد. بايد پول باشد تا کارخانه را راه بياندازد و بتواند قسط بانک را بپردازد.      آيا بانک قبلا&quot; از ايشان شکايت کرده بود؟      خير شکايت نکرده بود.         &#171;در مجلس هم اين گزارش را خوانده بودند و چون عمل نکرده بود و او هم از چهارده سالگی به جبهه رفته&#160; و جانباز نيز هست و برای اين مملکت دلسوزی می کند، طاقت نيآورد. خون شهدا را هميشه در نظر دارد،&#160; بالای سر شهيد بوده که جان می داده، دلش سوخت و نتوانست طاقت بيآورد که در مملکت هر کسی از جای خود بلند شود و هرکاری را انجام دهد. روی اين حساب اين موضوع را مطرح کرد. دانشگاه از او دعوت کرد، رفت و سخنرانی کرد و اين مسائل پيش آمد&#187;.     پدر عباس پالیزدار        يعنی تازه شکايت کرده؟      تازه اين هايی که می خواهند از خود دفاع کنند، مدرکی ندارند، آمده اند اين را علم کرده اند. اين هم به آنها ربطی ندارد! به کسی ربطی ندارد! از بانک وام گرفته و همه عالم و آدم وام می گيرند. کسانی هستند ۱۲۳ ميليارد تومان وام گرفتند، يک ريال هم پس ندادند و فرار کرده اند رفته اند جاهای ديگر. وام گرفتن به کسی مربوط نيست!      آقای پاليزدار می گويند پسر شما عضو هيئت تحقيق و تفحص مجلس نبوده.      چرا نبوده؟ به موقع خود مدرکش را نشان خواهد داد. مدرک آن موجود است.      چه مدت برای اين هيئت کار می کرد؟      خيلی وقت است که در آنجا کار می کند. اطلاع دقيق ندارم، ولی زمان زيادی است.      يعنی شما معتقد هستيد،اين حرفهائی که در مورد روحانيون بلند پايه نظام زده، با سند و مدرک بوده؟      سخنرانی که کرده مدرک ندارد که خودم بروم کسی را معرفی کنم ولی مدرک دارد که اورا معرفی کرده اند که برود پرونده ها را بگيرد، بررسی کند، تحقيق کند و نتيجه را به مجلس اعلام کند.     در مجلس هم اين گزارش را خوانده بودند و چون عمل نکرده بود و او هم از چهارده سالگی به جبهه رفته&#160; و جانباز نيز هست و برای اين مملکت دلسوزی می کند، طاقت نيآورد. خون شهدا را هميشه در نظر دارد،&#160; بالای سر شهيد بوده که جان می داده، دلش سوخت و نتوانست طاقت بيآورد که در مملکت هر کسی از جای خود بلند شود و هرکاری را انجام دهد. روی اين حساب اين موضوع را مطرح کرد. دانشگاه از او دعوت کرد، رفت و سخنرانی کرد و اين مسائل پيش آمد.      آيا از طرف مقامات حکومتی، کسی به ايشان اجازه سخنرانی و گفتن آن مطالب را داده بود؟      نمی دانم، من اطلاع ندارم که اجازه داشته يا نداشته، ولی می دانم که دانشگاه از او دعوت کرده بود.      به شما نگفته اند که پسرتان، چه مدت بايد در زندان بماند؟      به ما چيزی نگفتند و اجازه هم نمی دهند برويم پيش او.      خيلی نگران او هستيد؟      مگر ممکن است پدر نگران فرزندش نباشد.       آيا از طريق مقامات دولتی پيگيری کرده ايد، ببينيد می شود برايش کاری انجام داد يا خير؟      ما جايی را نداريم که پيگيری کنيم. پيگيری نکرده ايم. دستمان به هيچ جا بند نيست و واگذار می کنيم به خدا، انشا الله تقاص اورا، خداوند از هر کس که باعث اين مسئله است بگيرد، انشا الله.&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_palizdar_father/451888.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_palizdar_father/451888.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:40:41 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A74A4D4-C1A4-4857-8EF1-2D772B36FCC7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عباس پالیزدار: از روی سند و مدرک حرف زدم</title>
            <description>&lt;span&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;عباس پالیزدار، دبیر اجرایی هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه، در دو سخنرانی که در دانشگاه های همدان و شیراز ایراد کرده است در سخنانی که حالتی &#171;افشاگرانه&#187; داشته است به شکلی بی سابقه بسیاری از مقام های جمهوری اسلامی را به دست داشتن در &#171;فساد اقتصادی&#187; متهم کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;/span&gt;     عباس پالیزدار، دبیر اجرایی هیات تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه، در دو سخنرانی که در دانشگاه های همدان و شیراز ایراد کرده است در سخنانی که حالتی &#171;افشاگرانه&#187; داشته است به شکلی بی سابقه بسیاری از مقام های جمهوری اسلامی را به دست داشتن در &#171;فساد اقتصادی&#187; متهم کرده است.        آقای پالیزدار در سخنان خود در دانشگاه همدان که ویدئوی آن نیز منتشر شده است پای بسیاری از مقام ها از جمله نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، روسای سابق و فعلی قوه قضاییه و اعضای سابق شورای نگهبان را به میان می کشد و آنها را متهم به &#171;رانت خواری&#187; و ارتباط داشتن با &#171;مافیای اقتصادی&#187; کرده است.                گزارش کامل اظهارات عباس پالیزدار در باره مفاسد اقتصادی سران نظام &#160;           &#160;      عباس پاليزدار از جمله نامزدهای ستاد حاميان مردمی محمود احمدی نژاد در انتخابات دور سوم شورای شهر است که چون اغلب ديگر حاميان دولت در آذرماه ۸۵ شکست سنگينی را در کارنامه خود ثبت کردند.  سخنان وی با واکنش اعضای کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی روبرو شده و وی را متهم به دروغگویی کرده اند. این نمایندگان همچنین سمت آقای پالیزدار را زیر سوال برده و خواستار برخورد قضایی با او شده اند.       عباس پالیزدار در گفت وگو با  رادیو فردا  ضمن دفاع از اظهارات خود که به گفته او، با سند و مدرک صورت گرفته است، می گوید که به افشاگری های خود در آینده ادامه خواهد داد.            راديو فردا: آيا فايل ويدئويی منتشر شده در اينترنت از سخنرانی شما در دانشگاه بوعلی همدان واقعی است و شما تأييد می کنيد که اين سخنرانی را انجام داده ايد؟                        عباس پاليزدار:  بله صحبت های من است و من سخنرانی کردم.          صحبت هايی که شما در مورد افرادی چون آيت الله محمد امامی کاشانی، آيت الله محمد يزدی، آيت الله ابوالقاسم خزعلی، آيت الله هاشمی رفسنجانی، آيت الله واعظ طبسی، حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری، آقای رفيق دوست، عسگراولادی و ديگران مطرح کرده ايد، صحت دارد؟                      بله، من بر اساس مدارک و اسناد صحبت کردم و موارد بسيار ديگری نيز وجود دارد که در آينده مطرح خواهم کرد. تمام صحبت های من، اگر چيزی به آن اضافه نکرده باشند، بر اساس سند و مدرک مطرح شده است.          اکنون اين سؤال مطرح است که آيا رهبر جمهوری اسلامی هم از اين موضوعات خبر دارند؟                      من اطلاع ندارم که آيا ايشان از اين مسائل با خبر هستند يا نه. ما مسئوليت تحقيق و تفحص قوه قضاييه را بر عهده داشتيم و اسناد قوه قضاييه را بررسی کرديم. &#160;         من اين مسائل را از کسی نشنيده ام بلکه از روی اسناد موجود در قوه قضاييه و گزارشی که سازمان بازرسی کل کشور تهيه کرده بود، اين مسائل را مطرح کردم. در حقيقت گزارش هايی را که در قوه قضاييه بايکوت شده بود را احيا کردم.          يعنی دادگاهی برای اين افراد تشکيل نخواهد شد؟                      دادگاه تشکيل شده است اما اين ها در دادگاه يا تبرئه شده اند يا اين که با مبلغ بسيار کمی مسئله فيصله يافته است. به عنوان مثال برای بعضی جرايم در قانون کشور، حکم شلاق و زندان وجود دارد، ولی اين جرايم در دستگاه قضايی کشور مطرح و به جزای نقدی به مبالغ ۵۰ ريال و           ۱۰    ريال تيديل شده که توهينی است به کشور.              &#171;من مسئوليت اجرايی تحقيق و تفحص درسازمان بازرسی کل کشور را دارم و از همين مأخذ اين اطلاعات را به دست آورده ام و در گزارشم به مجلس ارائه داده ام. بعضی دوستان از جمله آيت الله همدانی، رئيس کميسيون قوه قضاييه مجلس، مايل به امضای قرائت اين گزارش نبود، بنابراين من صحبت هايم را در دانشگاه شروع کردم تا از اين طريق اطلاع رسانی کرده باشم.&#187;      عباس پالیزدار       من نمی توانم ساکت باشم و اين مسائل را مطرح نکنم، اين مسائل بايد گفته شود.          يعنی برای آيت الله امامی کاشانی يا آقای ناطق نوری و عسگراولادی و ديگران هم چنين احکامی صادر شده است؟                      آنها که تبرئه شده اند و پرونده شان کاملاً بسته شده است.          و اميدی هم نيست که پرونده دوباره به جريان بيفتد؟                      اگر اجازه بدهيد من به موقع، بيشتر اين مسائل را باز خواهم کرد. تا کنون مسائل را به صورت کلی گفته ام تا ببينم عکس العمل جامعه چگونه است.        البته از اين عکس العمل خوشحال نيستم واحساس می کنم می خواهند موضوع را اين گونه وانمود کنند که من به دليل مسائل انتخاباتی اين صحبت ها را اکنون مطرح کرده ام، در حالی که اين موضوع اصلاً به انتخابات مربوط نمی شود.        من وظايفی در قبال شهدا داشتم و وظيفه شرعی ام بود که اين مسائل را مطرح کنم، زيرا احساس کردم مجلس نمی خواهد در مورد اين موضوعات جلو برود، بنابراين خودم اقدام کردم.        هر چند که مجلس نيز خدارا شکر گزارش را قرائت کرده است ولی اسامی به صورت مخفف ق،ی، ک و ب مطرح شد، من مسائل را بازتر کردم و اميدوارم نتيجه مثبتی داشته باشد. اگر نتيجه مثبت باشد، در مورد افراد ديگر نيز مسائل را مطرح خواهم کرد و در مورد اين پرونده ها در آينده بيشتر توضيح خواهم داد.          آقای پاليزار! شما تحت چه عنوان و مسئوليتی به اين اسناد و مدارک دسترسی داشتيد؟                      من مسئوليت اجرايی تحقيق و تفحص درسازمان بازرسی کل کشور را دارم و از همين مأخذ اين اطلاعات را به دست آورده ام و در گزارشم به مجلس ارائه داده ام. بعضی دوستان از جمله آيت الله همدانی، رئيس کميسيون قوه قضاييه مجلس، مايل به امضای قرائت اين گزارش نبود، بنابراين من صحبت هايم را در دانشگاه شروع کردم تا از اين طريق اطلاع رسانی کرده باشم.        سپس مجلس به اين تصميم رسيد که علی رغم عدم امضای رئيس کميسيون قوه قضاييه در زير گزارش، اين گزارش قرائت شود و خوشبختانه گزارش قرائت شد. البته اين رضايت کامل مرا جلب نمی کند زيرا مسائل را به صورت کامل مطرح نکردند، ولی همين که گزارش قرائت شد، قدمی بود برای مبارزه با مفاسد اقتصادی.          شما در حال حاضر، سمت و مسئوليت خود را داريد؟                      بله، تا کنون به من نگفته اند که ديگر مسئول نيستم. تا آنجا که من اطلاع دارم، اين گزارش در مجلس قرائت و به دستگاه قضايی ارسال شده است تا در مورد آن اظهار نظر شود.        وقتی اظهار نظر قوه قضاييه به صورت مکتوب برگردد، هيئت تحقيق و تفحص بايد مجدداً پاسخ اظهارات قوه قضاييه را بدهد. يعنی ما گزارش داده ايم که مسائل اين گونه است و آنها گفته اند خير اين طور نيست، حالا ما که اين گزارش را تهيه کرده ايم، بايد پاسخگو باشيم. البته هنوز از طرف قوه قضاييه، پاسخی برای ما ارسال نشده است.                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Palizadar_interview_corruption/451279.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Palizadar_interview_corruption/451279.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Jun 2008 16:24:07 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8A74A4D4-C1A4-4857-8EF1-2D772B36FCC7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>متن کامل مصاحبه رادیو فردا با یوشکا فیشر</title>
            <description>&lt;p&gt;يوشکا فيشر، فردی که از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ ميلادی، يعنی حدود ۶ سال وزير خارجه آلمان بود، بر اين باور است که منطقه خاورميانه در آستانه يک جنگ قرار دارد، جنگی که پيامدهای آن برای هيچکس روشن نخواهد بود. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;آقای فيشر پس از بازگشت از سفر اخير خود به اسراييل می گويد، برنامه هسته ای ايران سبب شده که اسراييل موجوديت خود را در خطر ببيند و خود را برای حمله به ايران آماده کند.&lt;/p&gt; يوشکا فيشر، فردی که از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ ميلادی، يعنی حدود ۶ سال وزير خارجه آلمان بود، بر اين باور است که منطقه خاورميانه در آستانه يک جنگ قرار دارد، جنگی که پيامدهای آن برای هيچکس روشن نخواهد بود.     آقای فيشر پس از بازگشت از سفر اخير خود به اسراييل می گويد، برنامه هسته ای ايران سبب شده که اسراييل موجوديت خود را در خطر ببيند و خود را برای حمله به ايران آماده کند.      راديو فردا: آقای فيشر شما به مناسبت شصتمين سالگرد تاسيس اسراييل به اين کشور سفر کرده بوديد، در اين سفر درباره ايران چه مطالبی شنيديد و برداشت شما از جو حاکم بر آنجا چه بود؟        يوشکا فيشر : برداشت من اين بود که موضوع اصلی ديدار جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا و گفتگوهای دو طرف موضوع ايران بود.     مطبوعات اسراييل و سخنرانی جرج بوش در پارلمان اين کشور هم از همين امر حکايت داشت.     ايران اصلی ترين موضوع در اسراييل به شمار می آيد چرا که اسراييلی ها با نگرانی شديد شاهد جنگ نيابتی ايران در شمال کشورشان يعنی در لبنان و در منطقه غزه هستند و از سوی ديگر با توجه به اظهارات يهودی ستيزانه رييس جمهوری ايران، اسراييل&#160; برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را تهديدی برای موجوديت خود تلقی می کند.     اسراييلی ها با توجه به گذشته تاريخی خود اين موضوع را&#160; بسيار جدی می گيرند.       آيا اسراييلی ها در فکر يک راه حل هم هستند؟      من فکر می کنم محور اصلی ديدار رييس جمهوری آمريکا موضوع ايران و عمليات نظامی عليه اين کشور تا پيش از پايان رياست جمهوری جرج بوش بود.               من فکر می کنم محور اصلی ديدار رييس جمهوری آمريکا موضوع ايران و عمليات نظامی عليه اين کشور تا پيش از پايان رياست جمهوری جرج بوش بود.     یوشکا فیشر      گرچه کسی خواستار درگيری نظامی نيست ولی اسراييلی ها و آمريکايی ها می بينند که پيشرفت ديپلماتيکی حاصل نمی شود، حتی امروز که گروه ۵ +۱ يعنی پنج کشور عضو دائمی شورای امنيت به همراه آلمان پيشنهاد جديدی را ارائه کرده اند، پيشنهادی که هم منافع مشروع ايران را در ارتباط با فن آوری هسته ای در بردارد و هم منافع همسايگان را، به نحوی که برنامه هسته ای ايران به خطری برای ديگران تبديل نشود.     بدين ترتيب عدم پيشرفت ديپلماتيک، ادامه اظهارات يهودی ستيزانه رييس جمهوری ايران و نزديک شدن به پايان دوره رياست جمهوری جرج بوش سه فاکتور موثر هستند.     علاوه بر اين فاکتورها، حمله اسراييل به نيروگاه اتمی سوريه هم هست که نمونه ای از واکنش اسراييل محسوب می شود.     از اين شرايط می توان نتيجه گيری کرد که اسراييل در صورتی که وضع به همين نحو پيش برود، موجوديت خود را در خطر می بيند و دست به يک اقدام عملی خواهد زد.     علاوه بر اسراييل، عربستان سعودی هم موجوديت خود را در خطر می بيند. برداشت من اين است که عربستان حتی بيشتر از اسراييل خود را در خطر می بيند ولی اين کشور برعکس اسراييل قادر نيست اقدام عملی را در&#160; پيش بگيرد.     اين وضعيت کل منطقه را با بحرانی روبرو می کند که احتمالا هيچکس قادر به کنترل آن نخواهد بود. از اين رو به نظر من نبايد اجازه داد که چنين اتفاقی بيافتد و بايد يک راه حل ديپلماتيک جستجو کرد چرا که يک چنين راه حلی به نفع همه هست.      آيا به نظر شما آمريکايی ها قادر هستند جنگ سومی را آغاز کنند؟      من نمی دانم. ولی در اينجا آمريکا مطرح نيست، بلکه اسراييل مطرح است.     حتی آنگونه که از وب سايت های انگليسی زبان ايرانی بر می آيد، در ايران هم درباره اينکه آيا اسراييل به ايران حمله می کند يا خير، صحبت می شود.     نه تنها اسراييل بلکه بيشتر کشورهای غربی و حتی بيشتر کشورهای عربی و حتی ترکيه هم بر اين باور است که برنامه هسته ای ايران صلح آميز نيست و اهداف نظامی را تعقيب می کند چرا که ايران در تلاش است موشک های دور برد توليد کند.     توليد اين نوع موشک ها با کلاهک های متعارف هم از نظر نظامی و هم از نظر مالی کاری احمقانه است.    بدين ترتيب ساخت موشک های دوربرد تنها زمانی معنا پيدا می کند که قرار باشد از آن برای حمل کلاهک های هسته ای استفاده کرد.     ساختار برنامه هسته ای ايران آشکارا ماهيت نظامی آن را نشان می دهد. سران جمهوری اسلامی اين موضوع را می دانند.     من فکر می کنم مهم است که انگيزه کشورها را خوب درک کنيم، هم انگيزه عربستان و اسراييل و هم ديگر کشورهای همسايه ايران را. برعکس آمريکا، اين کشورها برنامه هسته ای ايران را خطری برای بقای خود می دانند و نه چالشی برای نقش خود بعنوان ابرقدرت در منطقه.     حال ممکن است کسی اين نگرانی را مشروع بداند يا نداند ولی اين يک واقعيت است. هنگامی که کشوری مانند اسراييل که در تاريخش قتل عام ۶ ميليون يهودی ثبت شده، موجوديت خود را در خطر ببيند، وضعيت وخيمی ايجاد می شود و من اميدوارم که ايرانی ها اين موضوع را درک کنند.                  یوشکا فیشر در کنار موسویان&#160; در سفری که به تهران داشت.      شما گفتيد که ساختار برنامه هسته ای ايران نشان می دهد که اين برنامه صلح آميز نيست. آيا ممکن است کمی بيشتر توضيح بدهيد و بگوييد چه نشانه های ديگری وجود دارد که اين موضوع را ثابت می کند؟    ببينيد من قبلا وزير محيط زيست بودم و با برنامه هسته ای آلمان سر و کار داشتم که بخش عمده آن در ايالت هسن قرار دارد. پيشنهاد کشورهای غربی روی ميز است. هيچ کس حق ايران برای استفاده غيرنظامی از انرژی اتمی را انکار نمی کند، هيچ کس! ولی بدگمانی نسبت به ايران از آنجا ناشی می شود که اين کشور برنامه هسته ايش را مخفی کرده است، بويژه از نظر تمرکز فنی.     اگر ايران می خواهد از انرژی اتمی استفاده غيرنظامی کند، من نمی فهمم چرا پيشنهاد دريافت مدرن ترين رآکتورهای آب سبک را رد می کند، مدرن ترين، نه رآکتور روسی بلکه رآکتورهای ساخت شرکت های ژنرال الکتريک و فرآماتوم.     حتی پيشنهاد تضمين تحويل سوخت هسته ای فارغ از تنش های سياسی هم از سوی ايران رد شد.     ايران اين پيشنهادها را رد می کند و در مقابل بيش از هر چيزی بر غنی سازی تمرکز کرده است. اصلا ايران برای چه به غنی سازی نياز دارد؟ آن هم با فن آوری که کاملا کهنه و از دور خارج شده است.    ايران ميلياردها دلار برای سانتريفوژهای کهنه و از رده خارج هزينه می کند. با اين دستگاه ها می توان اورانيوم غنی کرد ولی نه تا آن حد که برای رآکتورهای آب سبک مدرن ضروری است.     حتی فن آوری که ايران در اختيار دارد، برای توليد سوخت نيروگاه بوشهر هم مناسب نيست. پرسش ديگر آن است که ايران برای چه به يک رآکتور تحقيقاتی نياز دارد که در آن پلوتونيومی توليد می شود که برای ساخت سلاح های اتمی مناسب است. ايران هم اکنون در حال ساخت چنين رآکتوری در اراک است.     پس دو پرسش وجود دارد: ايران برای چه به غنی سازی نياز دارد و برای چه بدنبال ساخت نيروگاه آب سنگين است؟     اقدامات ايران تنها در يک صورت معنا پيدا می کند، آن هم در صورتی که بگوييم جمهوری اسلامی در پی آن است که در چارچوب قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی تا آستانه خطوط قرمز حرکت کند تا زمانی که اراده کرد اورانيوم مورد نياز برای ساخت سلاح های اتمی را توليد کند.     علاوه بر اينها يک بار ديگر بايد تاکيد کنم که ايران يک برنامه موشکی بلندپروازانه هم&#160; دارد و به اين برنامه هم افتخار می کند و آن را مخفی هم نمی کند.     من هنگامی که تمام اين جوانب را در نظر می گيرم می بينم که برنامه هسته ای ايران صلح آميز نيست و ايران در آستانه توليد سلاح اتمی است و اين امر وضعيت امنيتی در منطقه خاورميانه را به طور کامل تغيير می دهد.       آيا فکر نمی کنيد که قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی هم خود مشکل ساز است چرا که ايران مدام به همين قرارداد استناد می کند؟      بی ترديد همين طور است ولی اين امر توجيه کننده تخلفات ايران از اين قرارداد به مدت طولانی نيست...      چه تخلفاتی؟      آگاه نکردن آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره غنی سازی اورانيوم و معامله کردن با عبدالقدير خان، دانشمند هسته ای پاکستان.               اقدامات ايران تنها در يک صورت معنا پيدا می کند، آن هم در صورتی که بگوييم جمهوری اسلامی در پی آن است که در چارچوب قرارداد منع گسترش سلاح های اتمی تا آستانه خطوط قرمز حرکت کند تا زمانی که اراده کرد اورانيوم مورد نياز برای ساخت سلاح های اتمی را توليد کند.     یوشکا فیشر      ايران موظف بود آژانس را در اين باره مطلع کند. مقامات جمهوری اسلامی هنگامی که من بعنوان وزيرخارجه آلمان در مذاکرات هسته ای شرکت داشتم، در اين باره به ما دروغ گفتند در حاليکه قول داده بودند همه چيز را علنی کنند.     پس از آنکه قذافی، رهبر ليبی معاملات خود را با عبداالقدير خان بر ملا کرد، مشخص شد که ايران هم همان بسته ای را دريافت کرده که ليبی از دانشمند پاکستانی دريافت کرده بود، يعنی همان نقشه ساخت کلاهک های هسته ای و دستگاه های سانتريفوژ مدل پی ۲ که از رده خارج شده اند.     اين کار ايران نه تنها نقض قرداد منع گسترش سلاح های هسته ای بود بلکه باعث از بين رفتن اعتماد ما به ايران شد.     من بار ديگر تکرار می کنم اين حق مسلم ايران و هر ملت ديگری است که تحت نظارت آژانس بين المللی انرژی اتمی، فن آوری هسته ای داشته باشد. ولی آن بخش هايی از برنامه هسته ای ايران که برخلاف خواست اين کشور برملا شد، مايه بی اعتمادی شديد شد و ايران بايد اين بی اعتمادی را از بين ببرد.     من بار ديگر می گويم که من بر اين باورم که همچنان يافتن راه حل ديپلماتيک ممکن است. من اميدوارم که ايرانی ها دچار سو تفاهم نشوند، من صرفا پيام رسان هستند و مسووليت محتوای پيام بر عهده من نيست و اصلا سعی بر اعمال نفوذ هم ندارم، ولی آنچه که من در اسراييل حس کردم اين بود که اوضاع در حال وخيم شدن است، وضعيت بسيار جدی است بويژه با توجه به اين امر که جرج بوش تنها چند ماه ديگر در سمت رياست جمهوری آمريکا خواهد بود.      شما گفتيد که دستيابی به راه حل ديپلماتيک ممکن است. هنگامی که شما وزير خارجه آلمان بوديد و در مذاکرات مشارکت داشتيد، احساس می شد که دو طرف به يک راه حل نزديک شده بودند. چه اتفاقی افتاد که چنين نشد؟      ما در آن زمان با اين مشکل روبرو بوديم که در دو جبهه بايد مذاکره می کرديم.     ولی امروز کار راحت تر است چرا که آمريکا هم اين بار مستقيم در مذاکرات شرکت دارد.     در آن زمان ما مجبور بوديم با ايالات متحده هم مذاکره کنيم و طرف ايرانی هم از اين موضوع باخبر بود. ايرانی ها درک می کردند که تنها با حمايت آمريکا می توان به يک راه حل مطمئن دست يافت.     البته من معتقد نيستم که ما به راه حل نزديک شده بوديم، ما تنها در اين راستا تلاش می کرديم.     ببينيد، مشکل اصلی آن است که تا زمانی که برنامه هسته ای در جريان است، بمب ساعتی تيک تيک می کند! ما خوشحال می شديم اگر ايران فعاليت هايش را متوقف نگه می داشت.     اکنون گروه ۵+۱ پيشنهاد کرده است که ايران فعاليت هايش را در طول مذاکرات متوقف کند تا در وضيعت موجود تغييری ايجاد نشود تا شرايطی ايجاد نشود که کشور ديگری به سراغ ابزاری برود که کسی با آن موافق نيست.     شکی نيست که ايران هر زمان که مذاکرات شکست بخورد، می تواند دوباره فعاليت هايش را ادامه دهد.    ايران امروز می تواند رويای خود را به حقيقت تبديل کند و به يک فاکتور مهم در منطقه و سياست جهانی تبديل شود، ولی تنها در صورتی که يک بازيگر قابل اعتماد، صادق و عملگرا باشد.     من يک بار در مذاکراتم با نمايندگان ايران، آلمان را مثال زدم. من گفتم، ما اوايل قرن بيستم ميلادی در شرايطی بوديم که می توانستيم به هر چيزی دست پيدا کنيم، البته اگر که به يک سياست توسعه طلبانه روی نمی آورديم. سياست توسعه طلبانه بزرگ ترين مشکل است و اين سياست می تواند همه چيز را بر باد بدهد.    ايران صاحب يک تمدن کهن است و در منطقه يک کشور قدرتمند محسوب می شود. البته قدرت ايران در مقايسه با آلمان در آغاز قرن بيستم ابعاد کوچک تری دارد چرا که آلمان در آن زمان در حال تبديل شدن به يک ابرقدرت اقتصادی بود، قدرت زيادی داشت.     ولی ما همه چيز را باختيم چون درک نکرديم و ملاحظه ديگران را نکرديم. روی آوردن به سياست توسعه طلبانه و قدرت خود را به رخ ديگران کشيدن سبب می شود، ديگران راه ديگری جز جنگيدن نداشته باشند.    از اين رو اميدوارم که ايرانی ها مسير خرد را در پيش بگيرند. منطقه خاورميانه در مسير يک تحول مثبت است و ايران همانند ترکيه با در پيش گرفتن يک سياست خردمندانه می تواند جز برندگان اين تحول باشد.     از اين گذشته ايران با اتمی شدن سودی نمی برد. من بارها در تهران از مقامات ايرانی پرسيدم اتمی شدن چه سودی برای شما دارد، غير از پرستيژ؟ آيا اتمی شدن باعث می شود شما به امنيت دست پيدا کنيد، آن هم در مقابل پاکستان اتمی که کسی نمی داند در آينده چه سرنوشتی خواهد داشت؟ چه روی خواهد داد اگر ايران فقط به نزديکی فن آوری توليد سلاح های اتمی برسد؟ آيا ترکيه ای ها، سعودی ها، مصری ها کف خواهند زد و به تماشا خواهند نشست يا خواهند گفت که پس ما هم می خواهيم؟ در اين حالت ايران در محاصره قدرت های اتمی قرار خواهد گرفت که هيچ کدام از ثبات سياسی برخوردار نيستند.     اگر واقع گرا باشيم می بينيم که ايران با سلاح اتمی نه تنها به امنيت دست پيدا نمی کند بلکه با يک کابوس امنيتی روبرو خواهد شد.     برای آمريکا مشکلی پيش نمی آيد، اين منطقه خاورميانه است که به خطر می افتد. از اين رو من به ايران هشدار می دهم که چنين راهی را در پيش نگيرد.       ولی شما حرف تان را به پايان نرسانديد، مذاکرات در دوره شما به چه دليل با شکست مواجه شدند؟      ما توافق کرديم که پلی ايجاد کنيم ولی هيچگاه نتوانستيم به توافق برسيم که کجا اين پل ساخته شود.    ما می گفتيم در نقطه A و طرف ايرانی می گفت در نقطه B.               من بارها در تهران از مقامات ايرانی پرسيدم اتمی شدن چه سودی برای شما دارد، غير از پرستيژ؟ آيا اتمی شدن باعث می شود شما به امنيت دست پيدا کنيد، آن هم در مقابل پاکستان اتمی که کسی نمی داند در آينده چه سرنوشتی خواهد داشت؟ چه روی خواهد داد اگر ايران فقط به نزديکی فن آوری توليد سلاح های اتمی برسد؟    یوشکا فیشر      متاسفانه ما در آن زمان به جايی نرسيديم که امروز رسيده ايم. من فکر می کنم اگر در دوره خاتمی ما می توانستيم بسته ای را ارائه کنيم که امروز به ايران ارائه شده، آنگاه گام بزرگی به سوی جلو برداشته شده بود، ولی شرايط در آن زمان مثل امروز نبود و من از اين بابت بسيار متاسفم.     از سوی ديگر ايران بايد درک کند که اعتماد موضوع بسيار مهمی است. اعتماد و بی اعتمادی مهم ترين مساله است.     بار ديگر تاکيد می کنم مساله بر سر حق ايران نيست، مساله بر سر بی اعتمادی عميق است که بايد از بين برده شود و به نظر من اين کار شدنی است، بدون آنکه وجهه ايران در اين راه مخدوش شود. حتی برعکس من فکر می کنم که وجهه ايران مثبت تر خواهد شد.      به نظر می آمد که دولت ايران در دوره محمد خاتمی تمايل داشت که غنی سازی اورانيوم را کنار بگذارد، ولی در تلاش بود که بهای آن را بالا ببرد.      نه، نه! مساله دشوارتر از اين حرف ها بود. دولت ايران غنی سازی را تعليق کرد ولی حتی آنجا هم تنها به ميزان ۸۰ تا ۹۰ درصد.     در توافق های ما آمده بود که تمام امور مرتبط به غنی سازی بايد متوقف شود. ولی بعدا مشخص شد که ايران برخی از فعاليت های خود را همچنان ادامه داد. حتی اين موضوع هم مايه بی اعتمادی شد.     با اين وجود مهم بود که مذاکرات ادامه پيدا کنند و امروز هم مهم و درست است که اين کار انجام شود. ولی بايد توجه داشت که در مذاکرات برداشت طرف مقابل مهم است، نه برداشتی که آدم از خودش دارد. هنگامی که به مذاکرات تنها بعنوان راهی برای به دست آوردن زمان نگاه می شود، کاری که ايران الان انجام می دهد، و همزمان برنامه هسته ای ادامه پيدا می کند، اين بدين معناست که بمب ساعتی تيک تيک می کند، و اين تيک تيک سريع و سريع تر می شود.&#160;       گروه ۵+۱ اخيرا بسته تشويقی جديدی را به ايران عرضه کرده است. تفاوت اين بسته با بسته دوره شما چيست؟ برخی می گويند تفاوت زيادی ندارد.      اين بسته از طرف ۶ کشور پيشنهاد شده يعنی آمريکا هم در آن دخيل است، در حاليکه بسته قديمی تنها از سوی کشورهای اروپايی ارائه شده بود.     با تجربه ای که دارم می دانم که اين بسته نسبت به بسته قبلی باارزش تر است، نه تنها برای برنامه هسته ای ايران بلکه به طور کلی.     امروز نه تنها آمريکا به طور کامل در مذاکرات مشارکت دارد بلکه روسيه و چين هم حضور دارند. امروز ديگر ايران با اتحاديه اروپا مذاکره نمی کند، بلکه با شورای امنيت سازمان ملل طرف است. اين يک تفاوت مهم است.     اعضای دائمی شورای امنيت که آمريکا هم يکی از آنهاست بسته جديد را به ايران پيشنهاد داده اند، اين ارزش بسته جديد را بسيار بالا می برد و اگر دقت کنيم می بينيم که اين پيشنهاد جديد چيزی بيش از موضوع هسته ای را در بر می گيرد و حاوی عناصر مثبت بيشتری است.      ايران می گويد کشورهای غربی با يکديگر اختلاف دارند و تلاش می کند که از اين اختلاف استفاده کنند.      از ابتدا اين وضعيت وجود داشت. ولی ما به طرف ايرانی بارها گفتيم، ما می دانيم که شما بدنبال چه هستيد، شما می خواهيد بين ما اختلاف بياندازيد، ميان ما اروپايی ها و آمريکايی ها. شما از ما می خواهيد که بر غنی سازی اورانيوم مهر تاييد بزنيم، ولی ما اين کار را نخواهيم کرد. ما تنها زمانی حاضريم درباره موضوعات ديگر صحبت کنيم که اعتماد سازی شده باشد.     ما گفتيم که شما موفق نمی شويد ميان ما اختلاف بياندازيد. امروز هم ايران نمی تواند اين کار را انجام دهد. من فکر می کنم ايران در اين مورد در توهم به سر می برد و بايد بگويم که اين توهم يک توهم خطرناک است.      يعنی شما معتقديد که ميان کشورهای غربی اجماع وجود دارد؟      نه تنها ميان کشورهای غربی! آيا چين علاقمند است که در خاورميانه جنگ ديگری با پيامدهای نامشخص در بگيرد؟ خير. منافع چين در انرژی، تامين انرژی و امنيت تامين انرژی خلاصه می شود. چين کاری انجام نخواهد داد که در راستای در گرفتن جنگ باشد يعنی چين در نهايت می کوشد، در چارچوب سازمان ملل بماند.     ايران نبايد تصور نادرستی داشته باشد و بيهوده اميدوار باشد. اين موضوع برای روسيه هم صدق می کند.     از اين رو من گمان نمی کنم که جامعه بين المللی دچاره تفرقه شود بلکه من شاهد آن هستم که برخی کشورهای منطقه موجوديت خود را چنان در خطر می بينند و چنان تحت فشار قرار می گيرند که در نتيجه آن ممکن است به اقدام نظامی دست بزنند، که جدا هيچ کس با آن موافق نيست.      البته به نظر می آيد که روس ها و چينی ها در همکاری با غرب دو دل هستند.      من اين همکاری را دستکم نمی گيرم. طبيعی است که اين دو کشور منافع زيادی دارند. ولی هنگامی که وضعيت جدی شود، آنگاه خواهيد ديد که آنها هم بدنبال منافع استراتژيک شان خواهند رفت.      يعنی حتی در شورای امنيت با حمله نظامی به ايران موافقت خواهند کرد؟      به نظر من اين کار را نخواهند کرد و من از اين بابت نگران نيستم، بلکه نگرانی من آن است که در سطح منطقه ای جنگی در گيرد، جنگی که ابعاد گسترده تری پيدا خواهد کرد و ابعاد آن قابل تخمين نخواهد بود.    حتی اگر بتوان از اين جنگ امتناع کرد و من اميدوارم که چنين شود، ولی حتی در اين حالت هم، هنگامی که رييس جمهور جديد آمريکا بر سر کار آمد و به ايران پيشنهاد مذاکره داد و اين پيشنهاد به صورت سازنده پذيرفته نشد، در آن صورت دوباره به نقطه آغازين برمی گرديم و وضعيت خطرناکی ايجاد خواهد شد.     همه نشانه ها از اين موضوع حکايت دارد. اعضای شورای امنيت مصمم هستند و اختلاف زيادی ندارند.     اگر اوضاع وخيم شود اين کشورها کوشش خواهند کرد که خط مشی واحدی را دنبال کنند. باور کنيد فقط مساله اسراييل هم نيست. من چند هفته پيش در عربستان سعودی بودم، اين کشور و همين طور ديگر کشورهای حوزه خليج فارس قادر نيستند، در مقابل برنامه هسته ای ايران اقدامی انجام دهند، ولی آنها نيز موجوديت خود را در خطر می بينند و نتيجه اين امر منزوی شدن ايران است.     حتی مذاکرات اسراييل و سوريه هم بی ترديد با اين هدف انجام می شود که تغييری در وضعيت سياسی منطقه ايجاد شود و اسراييل بتواند در مقابل تهديد اصلی، يعنی برنامه اتمی ايران واکنش نشان داد.       آيا ذره ای احتمال می دهيد که ايران پيشنهاد جديد کشورهای عضو گروه ۵+۱ را بپذيرد؟      اين تصميمی است که در تهران بايد گرفته شود.               من گمان نمی کنم که جامعه بين المللی دچاره تفرقه شود بلکه من شاهد آن هستم که برخی کشورهای منطقه موجوديت خود را چنان در خطر می بينند و چنان تحت فشار قرار می گيرند که در نتيجه آن ممکن است به اقدام نظامی دست بزنند، که جدا هيچ کس با آن موافق نيست.    یوشکا فیشر      بار ديگر تاکيد می کنم مساله بر سر اعتمادسازی است. با زير سوال بردن مداوم کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم و يا زير سوال بردن موجوديت اسراييل به برقراری ثبات کمکی نمی شود بلکه اوضاع وخيم تر می شود و من شخصا از اين بابت بسيار نگرانم.      آيا غرب تحت هيچ شرايطی حاضر نيست غنی سازی اورانيوم را بپذيرد؟      من فکر می کنم راه حل های متفاوتی وجود دارد.     من ديگر شخصا در مذاکرات مشارکت ندارم ولی فکر می کنم اگر ايران با نيت مثبت برخورد کند و آمادگی خود را برای يافتن يک راه حل سياسی به نمايش بگذارد به نحوی که منافع مشروع همه طرف ها تامين شود، بر پايه بسته پيشنهادی جديد همه چيز ممکن است، دسترسی به فن آوری هسته ای با تمام اجزای آن تحت نظارت ميسر است.     البته به اين شرط که ايران بخواهد و بدنبال وقت تلف کردن نباشد يا نگويد ما تنها بخشی از پيشنهاد را می پذيريم، در اين صورت مشکل حل نمی شود و اوضاع وخيم و وخيم تر می شود.       شما در مقاله ای در نشريه آلمانی سايت آنلاين نوشته ايد که سياست آمريکا در منطقه سبب شد تا ايران به يک قدرت منطقه ای تبديل شود. آيا به نظر شما سرنگونی صدام و طالبان کار نادرستی بود؟      به نظر من حمله به عراق کار نادرستی بود. پس از ۱۱ سپتامبر راه ديگری جز مقابله با طالبان وجود نداشت. ولی جنگ عراق کار نادرستی بود چون دلايلی که برای اين جنگ آورده شد، نادرست بود و پيش شرط های منطقه ای و پيش شرط های لازم برای بازسازی از سوی دولت آمريکا فراهم نشده بودند.     من معتقد بودم که پس از افغانستان بايد بر برقراری صلح ميان اسراييلی ها و فلسطينيان تمرکز شود. از اين رو من از ابتدا با جنگ عراق مخالف بودم چرا که من پيش بينی می کردم چه اتفاقی خواهد افتاد و امروز می بينيم که اتفاق افتاده است و امروز هم بايد مراقب بود که يک جنگ فجيع جديد ميان اعراب و ايرانی ها آن هم در خاک عراق در نگيرد.     اجماع منطقه ای تنها راه جلوگيری از اين جنگ است و به نظر من برای دستيابی به اين اجماع بايد تلاش کرد.     گفتگويی هايی که امروز درباره برنامه هسته ای ايران می شود، فردا با آمدن رييس جمهور جديد آمريکا ادامه خواهد يافت.     اين پرسش مطرح خواهد بود که چگونه می توان يکپارچگی و تماميت ارضی عراق را حفظ کرد، چرا که فقط سنی ها و شيعه ها نيستند که با هم درگيرند بلکه ما نبايد مشکل کردها را هم فراموش کنيم، موضوعی که ترکيه هم با آن روبروست.     برای مقابله با اين مشکلات به يک نظم منطقه ای نياز است، نظمی که در آن منافع همه طرف ها تامين شود و در اين ارتباط درگيری ميان اسراييلی ها و فلسطينيان، آينده کردها و خليج فارس از اهميت ويژه ای برخوردار است.     اين مسايل هر کدام خطرات بالقوه ای هستند که بواسطه جنگ عراق شکل گرفته اند و يا وخيم تر شده اند.     اکنون بايد در چارچوب يک نظم منطقه ای آنها را مهار کرد. برقراری اين نظم چالش آينده ماست.       دوره رياست جمهوری جرج بوش رو به پايان است. اگر باراک اوباما رييس جمهور آمريکا شود، آيا فکر می کنيد تغيير عمده ای در سياست ايالات متحده در قبال ايران پديد خواهد آمد؟      طبيعتا سبک و روش تغيير خواهد کرد و موضع آمريکا در قبال منافع مشروع ايران متحول خواهد شد.     ولی چنين نخواهد شد که در آمريکا دولتی سر کار بيايد که سياست توسعه طلبانه ايران را بپذيرد، ايرانی که منافع مشروع همسايگان را در نظر نگيرد، بدنبال ايجاد بی ثباتی در منطقه باشد و برنامه هسته ای را دنبال کند که اکثريت جامعه جهانی معتقد است اهداف نظامی را دنبال می کند.     مخالفت با چنين سياست هايی ادامه خواهد داشت و در اين زمينه تغييری ايجاد نخواهد شد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f_interview_joschka_fischer/450408.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f_interview_joschka_fischer/450408.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Jun 2008 15:00:00 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/84E568FA-B554-42BC-978D-C95046246227_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نگاه تازه&#187;: این هفته، ادامه تحصیل در خارج</title>
            <description>&#171;نگاه تازه&#187;: این هفته، ادامه تحصیل در خارج بخش آگهی هر روزنامه ايرانی را که باز کنی، تبليغات رنگارنگ ده ها موسسه را مشاهده می کنيد که رويای بسياری از جوانان را نشانه رفته اند: تحصيل در خارج از کشور.   کارشناسان می گويند بسياری از اين موسسات کارآيی لازم را ندارند، ولی فراوانی آنها و افزايش تعداد آنها در سال های گذشته، از ميل روزافزون جوانان ايرانی به تحصيل در اروپا و آمريکا حکايت دارد.   مريم از شيراز يکی از جوانانی است که پس از تلاش فراوان برای خارج شدن از کشور برای تحصيل در دانشگاه های خارجی سرانجام پيشيمان می شود و هم اکنون در ايران مشغول به تحصيل است. او می گويد، گرفتن مدرک زبان و هزينه بالا دو دليل مهمی بودند که سبب شد او از رويای تحصيل در خارج دست بکشد.   در برنامه اين هفته نگاه تازه پس از شنيدن سخنان مريم به سراغ چند نفری رفته ايم که اين مسير را با موفقيت پشت سر گذاشته اند.&#160;&#160;&#160;   يکی از اين افراد، فريدون زرنگار از همکاران خودمان در راديو فرداست که چند دهه پيش با اتوبوس شرکت &#171;ميهن تور&#187; راهی اروپا شده است.&#160;&#160;&#160;   آقای زرنگار می گويد قصد داشت برای تحصيل در رشته مهندسی &#171;ذوب آهن&#187; به کشور اتريش برود ولی يکی از همسفرانش در طول مسير او را قانع می کند که به جای رفتن به اتريش به شهر برلين آلمان برود.   سينا ميهمان بعدی برنامه ماست که چند سالی است به آمريکا رفته و هم اکنون در شهر واشينگتن در رشته دندانپزشکی مشغول به تحصيل است.&#160;&#160;   او می گويد، مهم ترين پيش شرط برای تحصيل در آمريکا تسلط به زبان انگليسی است.&#160;&#160;&#160;   به گفته سينا گرچه دانشگاه های آمريکا پرهزينه هستند، ولی بورس تحصيلی و وام از امکاناتی است که دانشجويان خارجی می توانند از آن استفاده کنند.   دکتر نامدار بقايی يزدی، استاد &#171;ايمپريال کالج&#187; در لندن هم در پايان از تحصيل در انگلستان می گويد.&#160;&#160;   آقای بقايی می گويد بنابر قوانين انگلستان دانشجويان خارجی اجازه دارند ۲۰ ساعت در هفته کار کنند و اگر ازدواج کرده باشند، همسرشان می تواند به طور تمام وقت کار کند.   ولی با اين وجود آقای بقايی می گويد که اين درآمد برای تحصيل در دانشگاه های انگلستان کافی نيست و دانشجويان خارجی بايد از سوی والدين شان يا فرد ديگری حمايت مالی شوند.   برای شنيدن برنامه اين هفته نگاه تازه فايل برنامه را که در بالای همين صفحه (سمت چپ) قرار دارد، باز کنيد.   برای تماس با ما به آدرس  javanan@radiofarda.com  ايميل بزنيد و يا با شماره پيام گير برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴&#160; تماس بگيريد.   برنامه نگاه تازه را می توانيد شنبه ها ساعت ۲۱ ، يکشنبه ها ساعت ۱ بامداد و دوشنبه ها ساعت ۱۹ به وقت ايران از راديو فردا بشنويد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Negah_Tazeh/447751.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Negah_Tazeh/447751.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 15 May 2008 17:09:10 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C518C070-3BF4-4734-999F-2CDE2471D89E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>راز مگو: &#171;زنای با محارم&#187; </title>
            <description>&lt;p&gt;بيست و چهار سال زندانی در زيرزمين خانه و در تمام اين مدت تحت تجاوز جنسی! احتمالا در خبرها&#160;خوانده اید&#160;که مردی اتريشی دختر خود را بيش از دودهه در خانه زندانی کرده بود و به او تجاوز می کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در نتيجه رابطه اجباری پدر با دختر هفت کودک نيز به دنيا آمده اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ولی تجاوز به خويشاوندان خونی تنها به کشور اتريش و اروپا و غرب محدود نمی شود،&#160; بلکه به گفته کارشناسان در ايران هم وجود دارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دکتر حميدرضا شيرمحمدی، پزشک عمومی ساکن کرج که در زمينه مسائل جنسی به پژوهش و درمان مشغول است به سئوالات راديو فردا در اين زمينه پاسخ داده است:&lt;/p&gt; بيست و چهار سال زندانی در زيرزمين خانه و در تمام اين مدت تحت تجاوز جنسی! احتمالا در خبرها&#160;خوانده اید&#160;که مردی اتريشی دختر خود را بيش از دودهه در خانه زندانی کرده بود و به او تجاوز می کرد.    در نتيجه رابطه اجباری پدر با دختر هفت کودک نيز به دنيا آمده اند.    ولی تجاوز به خويشاوندان خونی تنها به کشور اتريش و اروپا و غرب محدود نمی شود،&#160; بلکه به گفته کارشناسان در ايران هم وجود دارد.    دکتر حميدرضا شيرمحمدی، پزشک عمومی ساکن کرج که در زمينه مسائل جنسی به پژوهش و درمان مشغول است به سئوالات  راديو فردا  در اين زمينه پاسخ داده است:      راديو فردا: خبر مربوط به اين پدر و دختر در اتريش را شنيديد. آيا مسئله ارتباط جنسی پدر با دختر، در ايران هم وجود دارد؟        حميدرضا شيری : متاسفانه بله. جواب شما مثبت است.       در ايران درچه سطحی هست؟      اين موضوع را ما تحت عنوان &#171;زنای با محارم&#187; و رابطه با نزديکان هميشه از آن صحبت می شود کرد که به انگليسی کلمه معادل آن &#171;Incest&#187; است&#160;که به هرحال بررسی های مختصری در اين زمينه انجام شده . البته در ايران آماری نداريم.     ولی آمار عمومی که در سطح جهان از طرف يکی دو مرکز که آمار داده اند در اين زمينه تخمين زده می شود، اين است که چيزی حدود ده درصد از خانم ها در سطح جامعه، در مقطعی از زمان، در کودکی دچار اين مشکل شده اند، يعنی سؤ استفاده جنسی توسط يکی از نزديکان آنها.      يعنی می تواند هم پدر باشد، برادر باشد؟      معمولا نزديکان پدر، برادر و يا يکی از نزديکان فاميلی مانند دائی يا يکی از همسايه ها يا دوستان برادرهستند، يکی از اين افراد يا عمو، عموزاده&#160; ،آن کسانی که نزديک هستند، در خانواده رفت و آمد می کنند و رفت و آمد آنها معمولا با سؤظن همراه نيست . به اين ميگوئيم &#171;Incest&#187; [رابطه جنسی&#160;با بستگان] &#160; وقتی که اين ها بزرگ ميشوند با عوارض جسمی و روحی و جنسی قابل توجهی همراه است .    معمولا عوارض جسمی که اين ها زياد دچارمی شوند، علائم مختلفی مانند سردرد، تنش های عضلانی،&#160; درد در نواحی مختلف بد ، حتی ممکن است به صورت اشکالات روده ای مثل اسهال و يبوست متناوب و موارد ديگر هست.    آمار نشان می دهد که اين افراد نسبت به جمعيت عادی خيلی بيشتر به خاطر اين علائم جسمی به پزشک مراجعه می کنند که حدس زده می شود اين ها به خاطرعوارض همان سواستفاده قبلی است. در واقع عوارض جسمی ناشی از، آن ناراحتی روحی بدنبال، سؤاستفاده ها است.      تابو بودن اين مسئله و ترديد در مطرح کردن آن، چه اثری بر روی کار پزشک هائی دارد که اين دخترها به آنها رجوع می کنند؟      يکی از مشکلاتی که جامعه پزشکی الان با آن روبرو است اين ا ست که وقتی اين مراجعين می آيند به هيچ وجه راجع به مسائل جنسی آنها صحبت نمی شود.    تقريبا اصلا پيش نمی آيد که اين موضوع سواستفاده جنسی در کودکی از مراجعين به صورت اختصاصی سئوال بشود و راجع به آن صحبت شود. &#160; اگر کسی هم باشد که به اين قضيه اشراف داشته باشد و سئوال کند کمی مشکل اعتماد می کنند و به دلائل مختلف راجع به اين مسائل در گذشته خود صحبت ميکنند.      چه شرايطی باعث می شود که يکی از &#171;محارم&#187; يا پدر، برادر و اينها به چنين کاری دست بزنند؟      اين را بيشتر تاکيد کنم که اگر ما اين آمار ده درصدی را در جمعيت ايران و تخمين را بخواهيم بپذيريم و&#160; قبول کنيم، اگر فرض کنيم حدود هفتاد ميليون جمعيت ايران است و نيمی از اينها خانمها هستند، چيزی بايد حدود سه تا سه ونيم ميليون نفر از جمعيت امروزی ما در کشور ايران، به مسئله سؤاستفاده جنسی مبتلا شده باشند، يعنی تجربه آن را داشته باشند.     می خواستم از وسعت اين قضيه يک ديد اوليه داشته باشيم.     در کشورهای ديگر هم هست در ايران هم هست که طبيعتا خيلی کم، مانند همه جاهای ديگر، بروز پيدا ميکند. &#160;&#160;  در مورد اينکه چطور می شود که چنين اتفاقی ميفتد؟ همانطور که می دانيم در اکثر جوامع رابطه جنسی با نزديکان تابو و حرام و ممنوع است، ولی به دلائل مختلفی اين اتفاق ممکن است روی بدهد، مانند اينکه خود فردی که اين کار را می کند دارای مشکل خاصی باشد، مثلا يک نوع شرارتهای خاصی داشته باشد يا اختلالات شخصيتی داشته باشد يا به دلائلی دسترسی به رابطه جنسی تاييد شده نداشته باشد.    &#160;مثلا برادری باشد که نمی تواند برود با خانم ديگری رابطه مناسب جنسی و عاطفی خوب برقرار کند ، می آيد سراغ خواهر خود.      اشاره به اين کرديد که محدوديت در روابط جنسی متعارف يکی از علل بروز اينگونه روابط جنسی است. آيا می شود نتيجه گرفت که آمار زنای محارم در کشورهای اسلامی بيشتر است؟ يا لزوما اينطور نيست؟      متاسفانه ما آماری نداريم و چون آمار نداريم نمی توانم اظهار نظر قطعی در اين زمينه انجام بدهم. &#160; ولی