<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 03:03:19 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8291" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>بحران در یمن؛ اتهام‌هایی که علیه ایران مطرح می‌شود</title>
            <description>در پی کشته شدن يک مرزبان سعودی به وسيله شورشيان حوثی در ۱۳ آبان ماه، عربستان سعودی عمليات نظامی خود را عليه شورشيان گسترش داده و مواضع آنها را با آتش توپ‌خانه و بمباران هوايی هدف قرار داده است. اما چرا عربستان سعودی به عمليات گسترده‌ای دست زده و نگرانی اين کشور از شورشيان حوثی چيست؟در پی کشته شدن يک مرزبان سعودی به وسيله شورشيان حوثی در ۱۳ آبان ماه، عربستان سعودی عمليات نظامی خود را عليه شورشيان گسترش داده و مواضع آنها را با آتش توپ‌خانه و بمباران هوايی هدف قرار داده است.  خالدبن سلطان، معاون وزير دفاع عربستان سعودی، می گويد بمباران مواضع حوثی ها قطع نخواهد شد مگر اين که شورشيان ده‌ها کيلومتر از خط مرزی يمن با عربستان عقب‌نشينی کنند. عربستان سعودی می‌گويد که شورشيان تماميت ارضی عربستان را ناديده گرفته‌اند.  اما چرا عربستان سعودی به عمليات گسترده‌ای دست زده و نگرانی اين کشور از شورشيان حوثی چيست؟  معد فياض، سردبير روزنامه الشرق الاوسط در لندن، دراين باره به راديو فردا می گويد:‌ &#171;  حوثی ها جزيی از شاخه زیده‌ها هستند که خود یکی از شاخه‌های شیعه است.&#187;         گارد ساحل یمن با متوقف کردن یک کشتی در دریای سرخ ایران را متهم به فرستادن اسلحه برای شورشیان کرد. ایران در واکنش گفت بار آن کشتی اسلحه نبوده است.  به عقیده سردبير روزنامه الشرق الاوسط &#171;حوثی‌های تحت حمايت ايران قرار دارند و اين کشور پول و اسلحه در اختيار آنان قرار می‌دهد. حوثی‌ها برنامه‌های جمهوری اسلامی را دنبال می‌کنند و عربستان سعودی مخالف اين کار است و نمی‌خواهد حوثی‌ها در حوالی مرزهايش فعاليت کنند. به همين جهت عربستان سعودی دست به عمليات نظامی زده و تا زمانی که حوثی‌ها را از خط مرزی خود دور نکند عمليات نظامی‌اش را قطع نخواهد کرد&#187;.  موضوعی که ایران آن را رد می‌کند. منوچر متکی، وزیر خارجه ایران، ۱۹ آبان ماه در جلسه‌ای مطبوعاتی گفت سیاست خارجی ایران &#171; کمک به بازگشت ثبات و آرامش در تک تک کشورهای منطقه است&#187; و  &#171;کشوری با این نگاه به طور مطمئن در هیچ حوزه‌ای از تشنج‌زایی مشارکت ندارد و این موضوع بر خلاف سیاست‌ها و منافعی است که ایران تعریف می‌کند.&#187;  اما این فقط سردبیر روزنامه الشرق الاوسط نیست که جمهوری اسلامیی ایران را متهم می‌کند. شيخ عبدالعزيز بن عبدالله الشيخ، مفتی اعظم عربستان سعودی نیز به تازگی ايران را به همکاری با حوثی‌ها متهم کرد و گفت: &#171; دولت اين کشور در گناه و تجاوز همگام با حوثی‌ها است&#187;. او همچنين از ايرانی‌ها خواست که از سنی‌های ايران در مقابل بی‌عدالتی و تجاوز جمهوری اسلامی حمايت کنند.  در مقابل سرلشگر حسن فيروزآبادی، رئيس ستاد نيروهای مسلح، به عربستان سعودی هشدار داد که عمليات نظامی اين کشور عليه حوثی ها سرآغاز تروريسم دولتی است و اين اقدام را برای منطقه خطرناک دانست.  آيا عربستان سعودی و ايران يک جنگ نيابتی را در يمن آغاز کرده‌اند؟  معد فياض در پاسخ می گويد:‌ &#171; در ابتدا ايران از حوثی ها عليه دولت يمن استفاده کرد و اکنون هم از اين افراد عليه عربستان سعودی استفاده می‌کند. عربستان خواهان آرامش در منطقه است، ولی ايران می‌خواهد حوزه نفوذ خود را گسترش دهد. حتی انتظار می‌رود ايران مراسم حج را به همين دليل به هم بزند؛ کاری که در اسلام پذيرفتنی نيست و از نظر سياسی هم مقبول نيست. ايران در عراق نفوذ دارد، از حزب الله لبنان با پول و اسلحه حمايت می‌کند و اکنون حوثی‌ها را زير بال و پر خود گرفته است. اين کار ايران فقط انگيزه دينی ندارد و بيشتر سياسی است&#187;.         اختلافات خونین میان شورشیان شیعه و دولت مرکزی یمن سالیان سال است که ادامه دارد.  اما احمد وحیدی وزیردفاع و منوچهر متکی وزیرخارجه ایران در نیمه اول آبان ماه گفتند برای میانجی‌گری در بحران یمن تکرار آماده‌اند. منوچهر متکی اواخر ماه میلادی اکتبر گفت آماده است که خود به یمن برود اما علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن جواب داده است که در &#171;جدول کاری‌اش فرصتی برای ملاقات ندارد&#187;.  خالد بن سلطان، معاون وزير دفاع عربستان سعودی، روز سه شنبه ۲۶ آبان با وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس، ديدار و گفت‌وگو کرد. بر اساس گزارش‌ها دو طرف در اين ديدار مسايل امنيت ملی و ثبات منطقه‌ای را بررسی کرده و بر اهميت نقش عربستان سعودی در ثبات و امنيت منطقه تأکيد کردند.  اما آيا عربستان سعودی برای مبارزه با حوثی‌ها دست کمک به طرف آمريکا دراز کرده است؟  معد فياض در پاسخ می گويد: &#171;من فکر نمی کنم اين طور باشد. روابط عربستان با آمريکا خوب است و اين گونه ديد و بازديد ها همواره انجام می‌گيرد. به نظر من مسئله حوثی ها موضوع اصلی گفت‌وگوی بين عربستان با آمريکا نبود، عربستان خودش می‌تواند مسئله حوثی‌ها را حل کند و نيروهای سعودی مناطق تحت نفوذ حوثی ها در عربستان را تحت کنترل دارند&#187;.  به گفته مقام‌های دولتی يمن حوثی‌ها از سوی ايران حمايت می‌شوند و می‌خواهند رهبری مذهبی زيدی ها را که در سال ۱۹۶۲ در پی يک کودتا و استقرار جمهوری در يمن قطع شد، زنده کنند. حوثی‌ها با رد اين ادعاها می‌گويند که عبدالله صالح، رئيس جمهوری يمن، يک ديکتاتور هوادار آمريکا است و به نارضايتی و شکايات آن‌ها که سال‌هاست بی‌جواب مانده، توجهی ندارد.  حوثی ها اقدامات خود را در قالب مسائل دينی و مذهبی مطرح نمی‌کنند.  به رغم شدت گرفتن عمليات نظامی عربستان سعودی عليه حوثی‌ها، به نظر نمی‌رسد شورش اين گروه در حال حاظر بتواند تعادل قوا را در منطقه به هم بزند، اما ادامه شورش ممکن است به دور تازه‌ای از نا آرامی‌ها و جنگ داخلی در يمن منجر شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Yemen_Iran_SaudiArabia/1884044.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Yemen_Iran_SaudiArabia/1884044.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 21 Nov 2009 13:26:51 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
                        
        </item>

        <item>
            <title>۳۶ کانتینر اسلحه در کشتی مرموز</title>
            <description>ارتش اسرائيل می‌گويد که يک کشتی باربری حامل &#171;سلاح ایرانی&#187; را در ۱۶۰ کيلومتری سواحل اين کشور در دريای مديترانه رديابی و توقيف کرده است. این موضوع و واکنش‌ها به آن دستمایه گفت‌وگویی است با شولومو بروم، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنيت بين‌الملل اسرائيل.ارتش اسرائيل می گويد که يک کشتی باربری حامل &#171;سلاح ایرانی&#187; را در ۱۶۰ کيلومتری سواحل اين کشور در دريای مديترانه رديابی و توقيف کرده است.  کشتی توقيف شده حامل سلاح های ايرانی &#171;فرانکوپ&#187; نام دارد که به گفته فرمانده نيروی دريايی اسرائيل، دريادار رانی بن يهودا، از بندر دمياط مصر واقع در دريای مديترانه عازم بندر لاذقيه سوريه بود و در آب‌های نزديک جزيره قبرس پس از بازرسی کماندوهای اسرائيلی توقيف شد.  کشتی فرانکوپ بنا به اظهارات فرمانده نيروی دريايی اسرائیل حامل ۵۰۰ کانتينر بود که در نتيجه بازرسی از ۳۶ کانتينر آن سلاح‌های ساخت ايران از جمله راکت، تفنگ، گلوله خمپاره و نارنجک کشف شد.        شولومو بروم، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنيت بين الملل اسرائيل، در پاسخ به اين سوال که چرا اسرائیل کشتی فرانکوپ را در ۱۴۰ کيلومتری ساحل خود آن هم در نزديکی قبرس پس از طی مسافتی طولانی از مصر بازرسی کرد، می‌گويد: &#171;کشتی در آب های نزديک قبرس و خارج از محدوده آب های ساحلی اين کشور بازرسی شد. من نمی دانم چرا مأموران اسرائیلی اين کشتی را پس از طی مسافت طولانی از مبدأ بازرسی کرده اند، ولی گمان می کنم ملاحظات عملياتی در بين بوده است&#187;.  آيا اسرائیل از نظر حقوقی مجاز است که کشتی های خارجی را در آب های بين المللی بازديد کند؟  شولومو بروم در پاسخ می گويد: &#171;‌اين کار روشی عادی است و چند سال است که ايالات متحده برنامه ای به نام ابتکار ثبات اروپا يا ESI را دنبال می کند و در چهارچوب اين برنامه آمريکا و هم پيمانانش در سازمان ناتو کشتی ها را در آب های بين المللی بازرسی می کنند، البته کشتی هايی که مظنون به حمل سلاح های کشتار جمعی باشند. همان طور که همه می دانند حمل اين سلاح ها مخالف کنوانسيون های سازمان ملل است. در ضمن حمل سلاح و مهمات برای حزب الله لبنان هم مخالف قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنيت سازمان ملل است و در اين رابطه هر کشوری می تواند کشتی های مظنون را در حوالی آب های خود بازرسی کند&#187;.  مقام های نظامی اسرائیل می گويند کشتی توقيف شده را به سوی يکی از بنادر اسرائیل هدايت کرده اند.  شولومو بروم در مورد اين که کشتی و سرنوشت خدمه و محموله آن چه خواهد شد، می گويد: &#171; کشتی فرانکوپ در بندر نيروی دريايی اسرائیل در اشتد پهلو گرفته و به عقيده من مقام های اسرائیل اين کشتی را بعد از بازجويی از خدمه و تخليه سلاح هايی که در آن انبار شده آزاد خواهند کرد، چون خدمه اين کشتی از محتويات باری که حمل می کردند آگاه نبودند&#187;.  وزير خارجه سوريه -کشوری که کشتی فرانکوپ عازم يکی از بنادر آن بود- در خصوص توقيف اين کشتی حامل سلاح ساخت ايران در تهران گفت: &#171; متأسفانه يک سری دزدان دريايی گاهی به نام بازرسی وارد عمل شده و مانع تردد کشتی های تجاری می شوند&#187;.  شولومو بروم دراين باره می گويد:‌ &#171;‌ اظهارات وزير امور خارجه سوريه کذب است. کسی انتظار نداشت او اعتراف کند که کشورش به طور مستمر قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل را زيرپا می گذارد&#187;.  وی در ادامه می افزايد:‌ &#171;مهم ترين نکته اين رويداد اين است که مسير قاچاق اسلحه به سوريه آشکار شد، به اين شکل که سلاح ها ابتدا به وسيله کشتی های ايران به مصر حمل می شوند و سپس کشتی ديگری که اطلاعات درستی از محموله ايران ندارد، آن را به سوريه انتقال می دهد و در نهايت سلاح ها از طريق سوريه برای حزب الله لبنان فرستاده می شود&#187;.  آخرين گزارش ها حاکی از آن است که اسرائیل کشتی توقيف شده را پس از بازرسی و بازجويی از خدمه آن آزاد کرده است؛ خبری که از سوی مقام های نظامی اسرائیل تأييد نشده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Israel_Iran_Ship/1871658.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Israel_Iran_Ship/1871658.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 07 Nov 2009 12:14:42 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0C3ECAF8-4389-4AE9-AA4C-9094F56B7CFD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;روسیه نمی‌خواهد به تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای کمک کند&#187;</title>
            <description>هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در کنفرانس خبری مشترک با همتای روسی‌اش، سرگئی لاوروف، در مسکو گفت: &#171;روسیه و آمریکا در مورد اینکه ایران نباید به سلاح هسته‌ای مجهز شود، اتفاق نظر دارند&#187;. خانم کلینتون با اشاره به ادامه تلاش‌های دیپلوماتیک برای حل مسئله ایران، گفت: &#171;اکنون تصمیم‌گیری در مورد تحریم‌های تازه زود است&#187;.  این در حالی است که یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفته بود که هیلاری کلینتون قرار است با رئیس جمهور و وزیر خارجه روسیه درباره &#171;نوع و شکل فشاری&#187; که روسیه حاضر است به همراه آمریکا و متحدانش بر ایران وارد بیاورد، از جمله تحریم‌های بیشتر، گفت‌وگو کند.  دیمیتری بابیچ، تحلیلگر امور سیاسی خبرگزاری &#171;ریا نووستی&#187; روسیه به پرسش‌های رادیو فردا در همین رابطه پاسخ داده است.     رادیو فردا:&#160;   آقای بابیچ، آیا&#160; مسکو با اعمال تحریم بیشترعلیه ایران با آمریکا همکاری خواهد کرد ؟      دیمیتری بابیچ:  کرملين پيام‌های مختلفی می‌فرستد، از يک سو موضع سنتی روسيه اين است که بايد به آژانس بين‌المللی انرژی اتمی فرصت داد تا مسايل موجود درباره برنامه اتمی ايران را روشن کند و نبايد برای اعمال تحريم‌های تازه عجله کرد، ولی از سوی ديگر پرزيدنت مدودف به تازگی گفته است تحت برخی شرايط، اعمال تحريم اجتناب‌ناپذير خواهد بود. با اين حساب معلوم نيست کرملين کدام از اين گزينه‌ها را انتخاب خواهد کرد.  به باور من اين کار به موقعيت استراتژيک روسيه و ايران ارتباط دارد. روسيه ممکن است از اعمال تحريم عليه ايران حمايت کند، ولی از تحريم‌هايی که منجر به جنگ می‌شود پشتيانی نخواهد کرد. روسيه همين موضع را در قبال عراق در زمان صدام حسين و يوگسلاوی سابق هم اتخاذ کرد.  دليل اين کار ساده است؛ عراق و يوگسلاوی سابق هم مرز روسيه نيستند، ولی ايران در همسايگی روسيه قرار دارد و اگر جنگی در ايران رخ دهد بی‌ثباتی ناشی از اين جنگ به جمهوری آذربايجان هم سرايت خواهد کرد. جمهوری آذربايجان جمهوری ضعيفی است که بين روسيه و ايران قرار دارد و از حمايت اقليت قابل توجه آذری‌ها در ايران و روسيه برخوردار است، از اين رو مسکو مايل نيست در ايران جنگی رخ دهد زيرا روسيه از اولين کشورهايی خواهد بود که هزينه چنين جنگی را متحمل خواهد شد.  در نيتجه کرملين بسيار محتاطانه رفتار می‌کند و نمی‌خواهد حمايت او از تحريم عليه ايران به مثابه صحه گذاشتن بر جنگ تلقی شود.     آقای بابيچ، به نظر می‌رسد موضع مسکو در قبال ايران بعد از افشای تأسيسات هسته‌ای قم تغيير کرده و حتی رهبران روسيه گفته‌اند که روسيه تحريم‌های تازه عليه ايران را منتفی نمی‌داند. اين مسئله درست است؟    بله در دو مورد موضع روسيه در قبال ايران تغيير کرده است؛ اول در سال ۲۰۰۲ زمانی که معلوم شد ايران از ابراز واقعيات به جامعه بين‌المللی طفره رفته و تأسيساتی دارد که می‌توان از آنها برای مقاصد نظامی استفاده کرد. دومين مورد به تازگی اتفاق افتاد، يعنی زمانی که تأسيسات هسته‌ای قم افشا شد.  روسيه هرگز مايل نيست کشور ديگری به سلاح هسته‌ای مجهز شود، به خصوص کشوری مانند ايران که در همسايگی روسيه قرار دارد. از اين رو سعی می‌کند موضعی انتخاب کند که نه به تجهيز ايران به سلاح هسته‌ای منجر شود و نه به جنگ در ايران.  اتخاذ چنين موضعی برای کرملين کار آسانی نيست و به همين علت است که مسکو پيام‌های گوناگونی در قبال مسئله هسته‌ای ايران می‌فرستد.   تحت چنين شرايطی يکی از کارهايی که مسکو می‌تواند انجام دهد به تأخير انداختن قراردادهايی است که با ايران بسته، مانند اتمام پروژه نيروگاه بوشهر که سال‌هاست راه‌اندازی آن به تعويق افتاده و يا به تعويق انداختن قراردادهای ديگر. روسيه سعی دارد عدم رضايت خود را از ايران آشکار کند.     ايران قبول کرده بخشی از اورانيوم غنی شده با غلظت پايين خود را برای افزايش غلظت تا حد ۲۰ درصد برای کارهای تحقيقاتی به روسيه بفرستد. نظر مقام‌های روسيه در اين باره چيست؟    روسيه کوشش زيادی به خرج داده تا برای صنايع گسترده هسته‌اي خود اشتغال بيافريند و برای اين صنايع بسيار مشکل است که بتوان مشتريانی در اروپا دست و پا کرد. پيشتر کشورهای اروپای شرقی مشتری ما بودند، ولی اکنون اتحاديه اروپا تمام تلاش خود را به کار بسته تا اين مشتريان را از ما دور کند. بنابراين روسيه از هر نوع کار صلح‌آميزی که به اشتغال دانشمندان و صنايع هسته‌ای اين کشور منجر شود استقبال می‌کند.  افزايش غنی‌سازی اورانيوم ايران يک موضوع تکنيکی است که بدون شک وزارت انرژی هسته‌ای روسيه آن را مورد مطالعه قرار خواهد داد، با اين حال بايد بگويم روسيه در دو سه سال گذشته در قبال مسئله هسته‌ای ايران بسيار محتاطانه رفتار کرده است و نمی‌خواهد کاری انجام دهد که به تجهيز ايران به سلاح هسته‌ای کمک کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Babic_IV_on_Russia_and_Iran_Nuclear_Issue/1851385.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Babic_IV_on_Russia_and_Iran_Nuclear_Issue/1851385.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 14 Oct 2009 13:40:17 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/60832BFD-2E04-406F-88EE-38552C7C171D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پرکویچ: نشانه‌ای از تمایل واقعی تهران به گفت‌وگو وجود ندارد</title>
            <description>به رغم انتخابات بحث‌انگیز ایران و رویدادهای پس از آن، واشنگتن همچون گذشته مایل است با تهران به گفت‌وگو بنشیند. ولی نکته مهم این است که آیا تهران تمایلی به گفت‌وگو و مصالحه دارد یا اینکه محمود احمدی‌نژاد می‌خواهد به سیاست تهاجمی خود در قبال آمریکا و دیگر کشورهای غربی ادامه دهد. نکته دیگر اینکه اگر تهران به ضرب الاجل آمریکا برای گفت‌وگو پاسخ ندهد، این کشورها دست به چه اقداماتی می‌توانند بزنند. در این رابطه، &#171;شورای روابط خارجی&#187; در آمریکا، به گفت‌وگو با جرج پرکوویچ، مدیرمطالعات امور هسته‌ای &#171;مؤسسه کارنیگی&#187; آمریکا، پرداخته است.جرج پرکویچ با اشاره به اینکه تمایل ایران برای گفت‌وگو با آمریکا و رسیدن به نوعی مصالحه با غرب به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی بستگی دارد، می‌گوید به رغم تمایل آمریکا برای مذاکره با ایران، نشانه‌ای مبنی بر اینکه تهران حقیقتاً خواستار گفت‌وگو باشد، وجود ندارد.  آقای پرکویچ ادامه می‌دهد: &#171;در زمان جرج بوش در سال ۲۰۰۸ یخ گفت‌وگو نکردن با ایران شکسته شد و در مواردی مقام‌های ایرانی ظاهراً برای گفت‌وگو حاضر شدند. ولی واقعیت امر این است که گفت‌وگویی صورت نگرفت. در یک مورد سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی ایران، در صحبتی یک ساعته، ضمن حمله‌های شدید لفظی به غرب و آمریکا، از الهیات صحبت کرد. ولی حقیقتاً در مورد مسئله هسته‌ای و اینکه چگونه می‌توان آن را حل کرد، سخنی به زبان نیاورد&#187;.  به گفته جرج پرکویچ، هر وقت که کشورهای ۵+۱ از اعمال فشارهای بیشتر به ایران و تحریم‌های شدید صحبت می‌کنند، رهبران ایران دست به اقدامات مصالحه‌جویانه می‌زنند. از جمله اینکه بسته‌ای را برای حل مسائل فیمابین پیشنهاد می‌کنند یا خبر تدوین آن را می‌دهند. بسته‌هایی که به خواست‌های شورای امنیت سازمان ملل از ایران نمی‌پردازد و در واقع نوشته‌ای است مطول درباره بی‌عدالتی در جهان و اینکه مسئله هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است. در مقابل گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشان می‌دهد که ایران از پاسخ دادن به سؤالات مطرح درباره فعالیت‌های مخفیانه ایران برای دسترسی به سلاح هسته‌ای طفره می‌رود.  این کارشناس هسته‌ای با اشاره با آخرین گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، درباره همکاری‌های محدود ایران در مورد اجازه دادن به بازرسان آژانس برای نظارت بیشتر در تاسیسات نطنز و بازدید از رآکتور اراک می‌گوید: &#171;ایران به خاطر مسائل داخلی و ناآرامی‌ها و فشار کشورهای غربی و احتمال تحریم‌های بیشتر از سوی این کشورها به اینگونه کارها تن می‌دهد. البته به منظور انحراف افکار عمومی جهان درباره برنامه هسته‌ای خود و با امید به اینکه روسیه و چین با اعمال تحریم‌های شدید مخالفت کنند&#187;.  جرج پرکویچ در پاسخ به این سؤال که چه تحریم‌های مؤثری را می‌توان علیه ایران اعمال کرد، اگر این کشور به پیشنهاد آمریکا برای گفت‌وگو جواب ندهد، می‌گوید: &#171;اول اینکه تحریم‌ها علیه ایران باید از طریق شورای امنیت سازمان ملل، نه از سوی آمریکا یا کشورهای اروپایی اعمال شود. زیرا سازمان ملل نماینده همه کشورهای جهان است و تحریم‌ها از سوی این سازمان اثرات بهتری بر رفتار و سیاست تهران خواهد داشت. دوم اینکه تحریم‌های مالی و اقتصادی می‌تواند مؤثر باشد اگر همه کشورها بویژه اروپا آن را اعمال کنند&#187;.   این کارشناس درباره تحریم صادرات بنزین به ایران می‌گوید: &#171;اگر این تحریم از سوی کنگره آمریکا تصویب شود و آمریکا آن را یک جانبه اعمال کند، نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد و بهتر است سازمان ملل و همه کشورها بر این نوع تحریم صحه گذارند و آن را به مرحله اجرا درآورند. گواینکه اجرای این تحریم باعث خواهد شد که سپاه پاسداران قاچاق بنزین به ایران را به دست گیرد و از این راه درآمد هنگفتی نصیب خود کند&#187;. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_George_Perkovich_on_Iran_Nuclear_Issue_Talks/1815864.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_George_Perkovich_on_Iran_Nuclear_Issue_Talks/1815864.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 06 Sep 2009 16:22:43 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7476341D-D68B-488A-AB52-6492E0B8C772_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;سی سال نتوانستیم هواپیمای جدید از سازنده اصلی بخریم&#187;</title>
            <description>یک فروند هواپیمای مسافربری ایران از نوع ایلوشین ساخت روسیه، که جمعه دوم مرداد، از تهران عازم مشهد بود، درفرودگاه مشهد دچار حادثه شد و در نتیجه ۱۶ نفر کشته و بیش از ۳۰ نفر مجروح شدند. مسعود مهاجر، کارشناس حمل و نقل در تهران در همین ارتباط و نیز سانحه یک هفته پیش سقوط یک هواپیما در نزدیکی قزوین شد، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.یک فروند هواپیمای مسافربری ایران از نوع ایلوشین ساخت روسیه، که جمعه دوم مرداد، از تهران عازم مشهد بود، درفرودگاه مشهد دچار حادثه شد و در نتیجه ۱۶ نفر کشته و بیش از ۳۰ نفر مجروح شدند.  به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، چرخ‌های این هواپیمای هنگام فرود آتش گرفت و باعث شد هواپیما از باند منحرف شود و به دیواره محیط فرودگاه برخورد کند. خبرگزاری ایلنا، نیز به نقل از یک مقام آگاه نوشته که سرعت بیش از حد مجاز هواپیما در هنگام فرود علت اصلی سانحه بود.  مسعود مهاجر، کارشناس حمل و نقل در تهران در همین ارتباط و نیز سانحه یک هفته پیش سقوط یک هواپیما در نزدیکی قزوین شد، به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.   رادیو فردا:   علل اصلی سوانح فزاینده هوایی در ایران چیست؟&#160;&#160;    بروز سوانح هوايی در ايران به دليل دور ماندن صنعت هواپيمايی ما از تکنولوژی روز است. ما در۳۰ سال گذشته نتوانسته‌ايم هيچ هواپيمای جديدی از سازندگان اصلی آن خريداری کنيم. حتی هواپيماهايی که قبل از انقلاب به کمپانی ايرباس در فرانسه سفارش داده بوديم و پول آن هم پرداخت شده بود به ما تحويل ندادند و درعوض پولمان را برگرداندند.  در نتيجه ما در اين ۳۰ سال دنبال هواپيماهايی رفتيم که به ما می‌فروشند و اين هواپيماها متأسفانه سيستم‌های پيشرفته‌ای ندارند.   بسياری از کشورها که توان مالی ندارند ممکن است هواپيماهای دست دوم بخرند، ولی وضعيت ما در ارتباط با تعميرات اساسی اين هواپيماها چگونه است و آيا چنين تعميراتی انجام می‌گيرد و اقدام‌های لازم برای بالا رفتن ضريب ايمنی رعايت می‌شود؟   ما دو شرکت هواپيمايی داريم، هواپيمايی &#171;هما&#187; و &#171;آسمان&#187; که تأسيسات تعمير و راه‌اندازی خود را دارند و به ساير شرکت‌ها نيز سرويس می‌دهند. ولی يادمان باشد وقتی ناوگان هوايی فرسوده است احتياج به سرويس‌های بيشتری دارد که بعضی از آنها در داخل کشور مقدور نيست و ما مجبوريم آنها را به خارج از کشور بفرستيم به خصوص در مورد هواپيماهای روسی که در بازار ايران شناخته شده نيست.  بنابراين ما ناچاريم تمام خدمات و سرويس و نگهداری آنها را از روس‌ها و يا کشورهای آسيای ميانه بگيريم.   آيا خلبانان اين هواپيماها ايرانی هستند و آموزش‌های کافی در اين زمينه ديده‌اند؟   هواپيماهايی که از روسيه يا اروپای شرقی می‌گيريم بعضی به صورت خريد و بيشتر به صورت کرايه در اختيار ايران قرار می‌گيرد و در هر دو حالت خدمه و خلبان را خود شرکت فروشنده در اختيار ما قرار می‌دهد، يعنی ما در اين مدت برای اين هواپيماها خلبان تربيت نکرده‌ايم. تمام خدمه اصلی و خلبان هواپيمايی که به تازگی سقوط کرد نيز روسی بودند.   آيا در ايران سازمان يا تشکيلاتی برای کنترل ايمنی و فن خلبانی و ساير شرايط لازم برای هواپيما را داريم؟   سازمان هواپيمايی کشوری مسئوليت بازديد، کنترل و صدور مجوز پرواز تمام هواپيماها را به عهده دارد و اين هواپيماها در زمان شروع پرواز خود همه مشخصات سالم بودن را دارند، يعنی همه بخش‌های آن کنترل شده و آزمايش‌ها و تعميرات دوره‌ای آن انجام شده است.  ولی هواپيما وسيله نقليه بسيار سنگينی است که در طول پرواز تحت فشارهای شديد قرار می‌گيرد و فرسودگی‌هايی در بدنه و ساير قسمت‌های آن پديد می‌آيد که عموماً با بازديدهای ساده قابل تشخيص نيست.  به همين دليل شرکت‌های هواپيمايی بزرگ، هواپيماهای نسل قديم را در ناوگان خود نگه نمی‌دارند و حتی شرکت‌هايی مانند لوفت‌هانزا در کنار خود شرکت‌های فرعی درست می‌کنند و هواپيماهای نسل قديم را به آنها می‌دهند. هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران هم تا کنون هواپيمای ايرفلوت روسيه را در ناوگان خود راه نداده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Masoud_Mohajer_IV_on_Iran_Ai_Crashs/1785866.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Masoud_Mohajer_IV_on_Iran_Ai_Crashs/1785866.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Jul 2009 02:47:46 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0676B432-FCF9-4E21-BF09-9BEE2936025A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بابیچ: اوباما و مدودیف اختلاف نظر زیادی در مورد ایران ندارند</title>
            <description>باراک اوباما ، رئيس جمهوری آمریکا ، درکنفرانس خبری مشترک با دیمیتری مدودیف همتای روسی خود در مسکو روز دوشنبه -۱۵ تیر- گفت: مسکو و واشینگتن بر سر &#171;ارزيابی تهديدهای ناشی از چالش موشک‌های بالستيک&#187;، از جمله تهدید های ايران و کره شمالی ، به توافق رسیده‌اند.باراک اوباما ، رئيس جمهوری آمریکا ، درکنفرانس خبری مشترک با دیمیتری مدودیف همتای روسی خود در مسکو روز دوشنبه -۱۵ تیر- گفت: مسکو و واشینگتن بر سر &#171;ارزيابی  تهديدهای ناشی از چالش موشک‌های بالستيک&#187;، از جمله تهدید های ايران و کره شمالی ، به توافق رسیده‌اند.  رئیس جمهوری آمریکا در ادامه این کنفرانس خبری گفت: آمريکا و روسيه تلاش خواهند کرد تا از دستیابی ايران به سلاح هسته‌ای جلوگيری کنند.    			 				  &#160;  					 اوباما-مدودیف در مسکو:&#160;  					     توافق اوباما و مدودیف برای کاستن از زرادخانه‌های هسته‌ای        آمریکا و روسیه در تلاش برای جلوگيری از هسته‌ای شدن ايران        تهران نگران رایزنی‌های اوباما در مسکو        باراک اوباما وارد مسکو شد       			 		 دیمیتری بابیچ،  تحلیلگر سیاسی در خبر گزاری ریا نوستی روسیه ، در گفت‌وگویی با رادیو فردا در مورد توافقات اخیر اوبمام-مدودیف و نخست در این مورد می‌گوید که  آیا روسیه و آمریکا کماکان بر سر برپائی سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا اختلاف نظر دارند؟     آیا روسیه حل این مسئله را پیش شرطی برای حل سایر مسائل بین دو کشور می‌داند؟     دیمیتری بابیچ:  اين نگرانی وجود داشت که روسيه حل مسئله سپر دفاع موشکی را به عنوان پيش شرطی برای کاهش حجم زرادخانه هسته‌ايش مطرح کند. در واقع کارشناسان وزارت دفاع روسيه بر اين باورند که بدون لغو برنامه سپر دفاع موشکی آمريکا در اروپا، کاهش حجم زرداخانه هسته‌ای روسيه برای کشورشان خطرناک خواهد بود. اما کنفرانس خبری اوباما و مدوديف نشان داد که اين ايده محقق نشده است و بدون لغو برنامه سپر دفاع موشکی، مسکو و واشنگتن موافقت کردند که تعداد کلاهک‌های هسته‌ای خود را کاهش دهند.   نکته مهم اين است که آمريکا در مورد لزوم استقرار اين سپر دفاع موشکی در اروپا هنوز تصميم قطعی نگرفته است و مطالعه درباره سپر دفاع موشکی که پس از روی کار آمدن اوباما آغاز شد، کماکان ادامه دارد.   با توجه به اظهارات رؤسای جمهور آمريکا و روسيه در کنفرانس خبری مسکو، می‌بينيم اوباما و مدوديف چيزی درباره عدول کشور مقابل از سياست خارجی‌اش درچند سال اخير ذکر نکردند. درعوض دو رئيس جمهور تلاش کردند تا حد امکان انعطاف نشان دهند و انتظارات يکديگر را برآورده کنند.    آمريکا گفته است در حال بررسی تهديدات ناشی از موشک‌های بالستيک از جمله تهديدهای ايران و کره شمالی است و به محض اتمام اين بررسی نتيجه را با مسکو در ميان خواهد گذاشت. اگر نتيجه بررسی آمريکا بر استقرار سپر دفاع موشکی صحه بگذارد، فکر می‌کنيد روسيه و آمريکا در مورد برپايی اين سپر همکاری کنند؟   درباره همکاری روسيه و آمريکا برای برقراری سپر دفاع موشکی نمی‌توان با اطمينان سخن گفت.   جورج بوش، رئیس جمهوری پيشين آمريکا، درباره اين همکاری پيشنهادهایی را مطرح کرده بود، ولی مقام‌های روسی اين پيشنهادها را به چند دليل جدی نگرفتند؛ اول اين که پيشنهادها ناپخته مطرح شد و بيشتر جنبه رسانه‌ای پيدا کرد. جورج بوش گفته بود که ولاديمير پوتين، رئیس جمهور وقت روسيه، می تواند شماری از ژنرال‌های خود را مأمور کند تا طرح سپر دفاع موشکی را بررسی کنند.   دليل دوم اين که هيچ يک از مقام‌های روسی باور نداشتند که آمريکا به نظاميان اين کشور اجازه دهد تا از سلاح‌های سری آمريکا بازديد کرده و اطلاعاتی در اين باره به دست آورند؛ منظور اطلاعاتی است که آمريکا به هم‌پيمانان خود در ناتو هم نمی‌دهد. گذشته از اين روسيه می‌داند که تأسيسات سپر دفاع موشکی آمريکا در جمهوری‌های چک و لهستان به وسيله پرسنل آمريکايی و نه پرسنل ناتو اداره خواهد شد و اين يکی از نگرانی‌های مسکو است.   با اين حال اگر روابط آمريکا و روسيه تحت رهبری اوباما و مدوديف بهتر شود و مقام‌های روسی باور کنند که رئیس جمهور آمريکا صادق است و به گفته‌هايش عمل می‌کند، امکان دارد که دو کشور درباره سپر دفاع موشکی هم همکاری کنند. تحت چنين شرايطی روسيه می تواند همکار و متحد با ارزشی برای آمريکا باشد.   آقای بابيچ! يکی از موراد اختلاف نظر بين مسکو و واشنگتن، مسئله هسته‌ای ايران است. در حالی که باراک اوباما در کنفرانس خبری مشترک با مدوديف از احتمال دسترسی ايران به سلاح هسته‌ای و از مسابقه تسليحات هسته‌ای در خاورميانه صحبت کرد، رئیس جمهور روسيه درباره ايران سخنی به ميان نياورد. آيا روسيه نگران برنامه هسته‌ای ايران است و سياست اين کشور در قبال برنامه هسته‌ای ايران چيست؟   روسيه نگران برنامه هسته ای ايران است، اما اظهارات خصمانه درباره ايران مانند محور شرارت و سخنانی از اين دست را نمی‌پذيرد.   آمريکا با ايران روابط ديپلماتيک ندارد بنابراين چيزی ندارد که از دست بدهد، اما مسئله برای روسيه کاملا متفاوت است و منافع زيادی در ايران دارد و اگر در ايران اتفاقی بيفتد، روسيه اثرات و پيامدهای آن را حس خواهد کرد.   با اين حال بايد بگويم روسيه به برنامه هسته‌ای ايران به ديده ترديد می‌نگرد، به ويژه پس از سال ۲۰۰۲ که معلوم شد ايران به تعهدات خود بر مبنای پيمان منع گسترش سلاح‌های هسته ای عمل نکرده است.   درهمين رابطه اگر به پيشرفت کار نيروگاه هسته‌ای بوشهر نگاه کنيم، می‌بينيم که روسيه از سال ۲۰۰۲ تا کنون اين پروژه را به اتمام نرسانده است. روسيه در مقايسه با آمريکا محتاطانه عمل می‌کند، گو اين که در مورد ايران اختلاف نظر چندانی بين اوباما و مدوديف وجود ندارد. به طوری که پس از انتخابات اخير در ايران و پيامدهای آن، هر دو رئیس جمهوری واکنش های مشابهی نشان دادند. البته بعدا اوباما سطح انتقادات خود را از دولت ايران افزايش داد، درمقابل مدوديف به اظهارات گذشته اش بسنده کرد، زيرا نصيحت به ايران در مورد دموکراسی می توانست نشانگر دو رويی او باشد.   درمجموع بايد بگويم سياست خارجی روسيه ممکن است مبتنی بر اخلاق نباشد، اما سياستی منسجم و بادوام است. روسيه نمی خواهد در امور داخلی ساير کشورها دخالت کند و از ساير کشورها نيز انتظار دارد از دخالت در امورد داخلی روسيه پرهيز کنند.    بانگرش به منافع روسيه در ايران، فکر می‌کنيد همکاری روسيه با آمريکا برای حل مسئله هسته‌ای ايران تشديد شود؟   بله، فکر می‌کنم اين همکاری شروع شده است، به ويژه از زمانی که روسيه از روند برنامه هسته‌ای ايران اظهار نگرانی کرد. يکی از خواسته‌های روسيه اين است که برنامه هسته‌ای ايران بايد توسط آژانس بين المللی انرژی اتمی نظارت شود.   اگر آمريکا و روسيه اطمينان بيشتری نسبت به هم پيدا کنند، همکاری آنها درباره برنامه هسته‌ای ايران نيز افزايش خواهد يافت. عدم همکاری لازم روسيه با آمريکا در زمان رياست جمهوری جورج بوش، ريشه در رويدادها و اتفاقات منطقه‌ای و جهانی داشت که اين دوکشور بر سر آن اختلاف نظر داشتند.   تحت چنين شرايطی همکاری نزديک بين آمريکا و روسيه يعنی دو رقيب جنگ سرد امکان پذير نبود، اما اکنون اين وضعيت تا حدی تغيير کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_babic_Iran_Russia_US/1772960.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_babic_Iran_Russia_US/1772960.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 09 Jul 2009 13:48:45 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4D81B812-97C4-42DB-AEA5-75761CFF567B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزیر خارجه پیشین بریتانیا: ایران متعادل و باثبات به نفع جهان است</title>
            <description>رقبای محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌ها و نطق‌های انتخاباتی خود از سیاست تهاجمی وی در سطح بین‌المللی انتقاد کرده‌اند. آن‌ها بر این نکته اصرار داشته‌اند که در صورت پیروزی در انتخابات، وضعیت کنونی ایران را در عرصه سیاست خارجی تغییر خواهند داد و مسئله هسته‌ای ایران را با گفت‌وگو به سرانجام خواهند رساند.رقبای محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌ها و نطق‌های انتخاباتی خود از سیاست تهاجمی وی در سطح بین‌المللی انتقاد کرده‌اند. آن‌ها بر این نکته اصرار داشته‌اند که در صورت پیروزی در انتخابات، وضعیت کنونی ایران را در عرصه سیاست خارجی تغییر خواهند داد و مسئله هسته‌ای ایران را با گفت‌وگو به سرانجام خواهند رساند.  در پیوند با این موضوع، با  &#171;سِر مالکم ریفکیند&#187;، وزیر خارجه پیشین بریتانیا و وکیل مجلس عوام این کشور ، گفت‌وگو کردیم و نخست از وی می‌پرسیم: &#171;نتیجه انتخابات ایران و اینکه چه کسی در این انتخابات برنده شود برای غرب تا چه حد اهمیت دارد؟&#187;   سر مالکم ریفکیند:  به باور من آن چه در ايران اتفاق می افتد برای همه جهان اهميت دارد، زيرا ايران کشور مهمی است. اين واقعيت که ما نمی‌دانيم چه کسی در اين انتخابات برنده خواهد شد، نشان‌دهنده حدی از آزادی انتخاب برای مردم ايران است، گرچه نمی‌توان ايران را يک دموکراسی ناميد.   اگر مردم ايران يک رئيس‌جمهور جديد را با برنامه کاری متفاوت انتخاب کنند، برای رهبر جمهوری اسلامی و ديگر دولت‌مردان مشکل خواهد بود که نظر آشکار مردم را ناديده بگيرند، زيرا پيامدهای آن برای روابط ايران با دنيای خارج گسترده خواهد بود.    سر مالکم! رقبای محمود احمدی نژاد در اين انتخابات اعلام کرده‌اند که در صورت پيروزی با دوری از سياست تهاجمی احمدی نژاد، راه و روش تازه‌ای را برای تعامل با کشورهای غربی از جمله آمريکا در پيش خواهند گرفت. فکر می‌کنيد اين کار جو مثبتی را برای گفت‌وگو با آمريکا و در نهايت حل مسئله هسته‌ای ايران ايجاد کند؟   در وهله اول بايد بگويم که انتخابات در ايران مانند ساير کشورها، هم درباره مسايل بين‌المللی است و هم درباره مسايل داخلی، از جمله اين که وضعيت اقتصادی و معيشتی در ايران بهتر شده است يا نه.   اما در رابطه با مسايل بين المللی يکی از انتقادهای رقبای محمود احمدی نژاد اين است که او تعمدا سياست تهاجمی را در تعامل با جامعه جهانی اتخاذ کرده است و اين کار باعث شده که ايران دوستان زيادی را از دست بدهد و برای پيگيری منافع ملی خود با مشکلات زيادی مواجه شود.   به باور من اگر مردم ايران کسی را به رياست جمهوری انتخاب کنند که مانند احمدی نژاد به سياست تهاجمی روی نياورد، وضعيت ايران در سطح جهان بهتر خواهد شد؛ وضعيتی با ثبات‌تر و متعادل‌تر. چنين وضعيتی هم به نفع ايران است و هم به نفع جامعه جهانی .  با اين وجود ذکر اين نکته ضرورت دارد که رييس جمهوری آينده صرف نظر از اين که چه کسی دراين انتخابات پيروز شود، به تنهايی رئوس سياست خارجی ايران را تعيين نمی کند. آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، تصميم نهايی را در مورد سياست خارجی می گيرد، ولی بايد ديد او پيام مردم ايران را در اين انتخابات مد نظر قرار خواهد داد يا نه.         سر مالکم ریفکیند (وسط) در کنار جان میجر نخست وزیر پیشین بریتانیا (راست)     محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه پاسداران و يکی از رقبای محمود احمدی نژاد در انتخابات، گفته که در صورت پيروزی با همکاری آمريکا و با تشکيل يک کنسرسيوم بين‌المللی غنی‌سازی را در خاک ايران ادامه خواهد داد و مسئله هسته‌ای حل خواهد شد. به نظر شما کشورهای غربی چنين پيشنهادی را قبول خواهند کرد؟    به نظر من اين پيشنهاد سازنده‌ای است که بايد به طور جدی بررسی شود. مردم سراسر جهان می‌دانند که ايران مانند ساير کشورها حق دارد از نيروی هسته‌ای برای توليد برق استفاده کند. در اينجا سؤال مهم اين است که چگونه می‌توان توليد برق از نيروی هسته‌ای را با مقررات امنيتی و ايمنی توأم کرد، به طوری که توليد اورانيوم و پلوتونيوم به توليد سلاح هسته‌ای منجر نشود.   ايران همواره گفته است که به دنبال سلاح هسته‌ای نيست. اگر چنين است ايجاد و اجرای مقررات امنيتی در مورد فعاليت‌های هسته‌ای ايران که جامعه جهانی نيز خواستار آن است نبايد کار مشکلی باشد. بنابراين هر راه حلی از جمله پيشنهاد اين نامزد رياست جمهوری بايد به طور جدی مورد مطالعه قرار گيرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sir_MACOLM_RIFKIND/1752933.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sir_MACOLM_RIFKIND/1752933.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 12 Jun 2009 18:01:13 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C201ED19-2AAA-4BC2-AD47-207E0EA4C87D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سیاست اتمی؛ &#171;ممکن است جو حاکم تغییر کند&#187;</title>
            <description>شماری از ناظران غربی می‌گویند که با توجه به سیاست تهاجمی دولت محمود احمدی نژاد در مورد مسائل بین‌المللی و نیز سیاست هسته‌ای، پیروزی هر کدام از رقبای او می‌تواند سیاست خارجی ایران را دگرگون کند و راه را برای حل مسئله هسته‌ای این کشور هموار کند.شماری از ناظران غربی می‌گویند که با توجه به سیاست تهاجمی دولت محمود احمدی نژاد  در مورد مسائل بین‌المللی و نیز سیاست هسته‌ای، پیروزی هر کدام از رقبای او می‌تواند سیاست خارجی ایران را دگرگون کند و راه را برای حل مسئله هسته‌ای این کشور هموار کند.  در این رابطه،  گفت‌وگویی کرده‌ایم با  جورج ژوفه ، استاد مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه آکسفورد  در بریتانیا  و نخست از او می‌پرسیم  با توجه تعدد مراکز قدرت و تصمیم گیری در ایران، نتیجه انتخابات پیش رو چه تاثیری بر سیاست هسته‌ای ایران و گفت‌وگو با آمریکا خواهد داشت؟    جورج ژوفه:  در ابتدا اين نکته را بايد در نظر داشته باشيم که انتخابات ممکن است در عمل تاثير چندانی بر مسائل بين ايران و غرب نداشته باشد.   بيشتر ايرانيان به ويژه آنان که در مسند قدرت هستند، تاکيد دارند که ايران بايد چرخه سوخت هسته‌ای خود را داشته باشد و حاضر نيستند اين اصل کنار گذاشته شود.   جدای از اين کسی که رئوس اصلی سياست خارجی کشور را تعيين می‌کند، آيت الله خامنه‌ای رهبر ايران است نه رئيس جمهوری. آيت الله خامنه ای هم بارها گفته است داشتن چرخه سوخت هسته‌ای حق ايران است.   با در نظر گرفتن اين نکات ممکن است ما شاهد تغييرات چندانی در اين رابطه نباشيم، اما آن چه ممکن است شاهد باشيم تمايل بيشتر ايران در جهت پيدا کردن راه تازه ای برای گفت‌وگو با غرب و رسيدن به نوعی مصالحه با حفظ چرخه سوخت هسته‌ای است و اين بسيار مهم است. البته اين را هم بگويم که به هيچ وجه معلوم نيست که احمدی نژاد بازنده اين انتخابات باشد.    اما رقبای احمدی نژاد آن طور که خودشان گفته‌اند به دنبال سياست تهاجمی نيستند و مايل هستند با اطمينان دادن به غرب درباره ماهيت صلح‌آميز برنامه هسته‌ای ايران، اين مسئله را به نحوی حل کنند. بنابراين فکر نمی‌کنيد پيروزی يکی از رقبای احمدی نژاد جو مساعدتری را برای پيش بردن سياست خارجی ايران و حل مسئله هسته‌ای ايجاد کند؟   اگر احمدی نژاد انتخابات را ببازد جو حاکم بر گفت‌وگوها تغيير خواهد کرد و بی‌شک اين مسئله بسيار مهم خواهد بود. زيرا بسياری از دولتمردان ايران گفته‌اند که راه‌های گوناگونی برای حل مسئله هسته‌ای وجود دارد، به شرطی که حق ايران برای داشتن چرخه سوخت هسته‌ای محفوظ بماند. اين مسئله راه‌های گوناگونی را پيش روی طرف‌های مذاکره می‌گذارد تا به حل مسئله هسته‌ای بپردازند.   اين راه‌ها در دوران رياست جمهوری احمدی نژاد وجود نداشت و علت آن هم دغدغه دايمی ذهن او بود، برای حفظ پايگاه مردمی‌اش و اين که ايران بايد با غرب مبارزه کند.   به باور من اين دغدغه‌های ذهنی و مسائلی که در رابطه با اسراييل وجود دارد، کنار گذاشته خواهد شد. موضع ايران درباره موجوديت اسراييل عوض نخواهد شد ولی با توجه به برخی اظهارات، اين موضع به احتمال قوی تغيير خواهد کرد.   تمام موضوعاتی که مطرح کردم مهم است، اما آن چه بايد بر آن تاکيد کنم اين است که نبايد زياد از حد خوشبين باشيم چون گشوده شدن فصل تازه‌ای در روابط ايران و آمريکا محتمل به نظر نمی‌رسد و در هر صورت به آمريکا بستگی دارد که قدم‌های اوليه را برای گفت‌وگو و برقراری روابط بردارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_George_Joffee_NUC_POL/1751856.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_George_Joffee_NUC_POL/1751856.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 11 Jun 2009 14:31:49 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/02E20B74-40E1-45DE-8779-0AF390C1763A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سپاه پاسدارن ایران در ۳۰ سالگی</title>
            <description>سپاه پاسداران ، با دستور آیت الله خمینی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸، با ترکیب هفت سازمان با نام‌های گروه منصورون ، سازمان بدر، سازمان خلق ، سازمان توحیدی صف ، امت واحده و بالاخره سازمان موحدین و فلاح تاسیس شد. در سالگرد تاسیس این سازمان نظامی رادیو فردا با دو تن از تحلیلگران به گفت‌وگو نشسته است؛ فرهاد منصوریان ، کارشناس مطالعات امور تروریسم در آمریکا، و محسن سازگارا، از بنیانگذاران سپاه و امروزه تحلیلگر مسائل سیاسی.سپاه پاسداران، با دستور آیت الله خمینی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸، با ترکیب هفت سازمان با نام‌های گروه منصورون ، سازمان بدر، سازمان خلق ، سازمان توحیدی صف ، امت واحده و بالاخره سازمان موحدین و فلاح تاسیس شد.   در سالگرد تاسیس این سازمان نظامی رادیو فردا با دو تن از تحلیلگران به گفت‌وگو نشسته است؛ فرهاد منصوریان، کارشناس مطالعات امور تروریسم در آمریکا و محسن سازگارا، از بنیانگذاران سپاه و امروزه تحلیلگر مسائل سیاسی.   اهداف اولیه تاسیس سپاه پاسداران چه بود؟    فرهاد منصوریان ، کارشناس مطالعات امور تروریسم:  بعد از انقلاب با بودن نیروهای نظامی در داخل ایران و بخصوص ارتش ، مسئله این بود که ارتش برای این بوجود آمده بود که حافظ مرز و بوم ایران باشد. اما حکام جمهوری اسلامی در آن زمان، دنبال یک نیروی نظامی بودند که فقط و فقط بتواند نظام را از طریق نظامی حمایت کند.  توجه داشته باشید که در آن زمان با بودن چریک‌های فدایی خلق ، سازمان مجاهدین خلق و حتی طرفداران رژیم گذشته، نظام [جدید] خود را در شرایطی نمی‌دید که بتواند به هیچ نیروی نظامی دیگری اعتماد کند. در نتیجه به یک ارتش انقلابی احتیاج داشت نه یک ارتش ملی . این گونه بود که سپاه پاسدارن فقط و فقط برای حمایت از نظام جمهوری اسلامی تشکیل شد.  سپاه در زمان جنگ ایران و عراق نقش قابل ملاحظه‌ای را ایفا کرد و تامین کننده و اداره‌کننده نیروی انسانی بود. در حالی که ارتش وظایف ارائه و اجرای طرح‌های عملیاتی و تاکتیکی را بعهده داشت . اما بعد از جنگ، سپاه پاسداران در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، وارد فعالیت‌های اقتصادی شد و در نهایت به فعالیت‌های سیاسی نیز روی آورد.   فرهاد منصوریان :  در ایران چون چیزی به نام حزب وجود واقعی ندارد یک نیروی سازمان یافته نظامی و یا شبه نظامی با داشتن قدرت اقتصادی به راحتی می‌تواند با تاسیس چیزی مثل &#171;حزب&#187; ، امور سیاسی را به نفع خودش کنترل کند. این چنین بود که سپاه در امور سیاسی علنا ظاهر شد و توانست در کنار جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز در انتخابات تاثیر بگذارد.   فعالیت‌های سیاسی سپاه چگونه اوج گرفت ؟     محسن سازگارا از بنیانگذاران سپاه و تحلیلگر مسائل سیاسی در آمریکا:  متاسفانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را آقای خامنه ای در دوره جنبش اصلاحات ، برای سرکوب این جنبش وارد عرصه سیاست کرد و پاره‌ای از فرماندهان سپاه نیز که جاه طلبی‌های سیاسی داشتند از این کار استقبال کردند.  در حال حاضر سپاه مانند یک حزب پادگانی در امور مختلف سیاسی دخالت می‌کند. از سیاست خارجی گرفته تا سیاست داخلی . از امور امنیتی گرفته تا امور اجتماعی و مسائل اینترنتی و غیره.   آیا فعالیت‌های سپاه در زمینه‌های مختلف -به ویژه بعد از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد- تغییری کرده است؟ این نیرو می‌تواند تاثیری بر انتخابات ریاست جمهوری آینده بگذارد؟     محسن سازگارا :  از بعد از سر کار آمدن آقای احمدی نژاد -به دلیل اینکه ایشان دست این بخش از سپاه را که جاه طلبی سیاسی دارند در فعالیت‌های اقتصادی باز گذاشت – در حال حاضر سپاه حضور وسیعی دارد.  خیلی‌ها در این میان نفع های کلان هم بردند. بنابر این کماکان به این دخالتشان در سیاست ادامه می‌دهند و این بار به طور رسمی اعلام شده است که گروه &#171;هادیان سیاسی سپاه &#187; تشکیل شده و مجموعا ۱۲ هزار نفر را سازماندهی کرده، [اعضای این گروه را] به اقصی نقاط کشور فرستاده‌اند که هر کدام از این افراد ۴۰ تا ۵۰ نفر عضو بسیج را راهبری می‌کند و هر عضو بسیجی هم لااقل ۵۰ تا ۱۰۰ خانوار را هدایت می‌کند تا به کاندیدای مورد نظرشان رای دهند.  به این ترتیب با توجه به این که بسیج در تمام مساجد حضور فعال دارد و مساجد نیز محل‌های اصلی رای گیری در کشور هستند ، می‌شود گفت که این حزب پادگانی می‌تواند در انتخابات اعمال نفوذ کند. که متاسفانه می‌کند.   ...      عملکرد سپاه پاسدران را در ۳۰ سال گذشته و مقاطع مختلف چگونه ارزیابی می‌کنید؟   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_30Years_IRGC/1614350.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_30Years_IRGC/1614350.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Apr 2009 14:13:08 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_30Years_IRGC/1614350.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1F1AE895-487A-4EEF-8F34-2AA9CD46B1AF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تحریم‌های دولت اوباما علیه تهران؛ پیام سیاسی و انتخابات ایران</title>
            <description>وزارت خزانه داری آمریکا شش شرکت ایرانی و یک شهروند چینی را به اتهام نقض تحریم‌های سازمان ملل و همکاری با برنامه هسته‌ای و موشکی ایران مورد تحریم قرار داده است. دکتر مهران براتی، تحلیلگر امور سیاسی در آلمان، در گفت‌وگویی با رادیو فردا در مورد این اولین تحریم‌های دولت اوباما علیه تهران و تاثیر آن سخن می‌گوید.وزارت خزانه داری آمریکا شش شرکت ایرانی و یک شهروند چینی را به اتهام نقض تحریم‌های سازمان ملل و همکاری با برنامه هسته‌ای و موشکی ایران مورد تحریم قرار داده است.   به گفته وزارت خزانه‌داری آمریکا، این شهروند چینی تحت لوای شرکت‌های مجازی، تحریم‌های سازمان علیه ایران دور زده و کالاهائی را به ایران فروخته که میتوان از آنها در ساختن موشک‌های دور برد و سلاح هسته‌ای استفاده کرد.           دکتر مهران براتی، تحلیلگر امور سیاسی در آلمان، در گفت‌وگویی با رادیو فردا از تحریم‌های مستقیم دولت اوباما علیه تهران (  به جز امضای ادامه تحریم‌های &quot;ایسا&quot;  ) سخن می‌گوید.     			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید: &#160;  					    آمريکا شش شرکت ايرانی و يک شهروند چينی را تحريم کرد      دولت جدید آمریکا؛ &#171;ایران و سیاستی نو&#187;      			 		رادیو فردا: آیا دولت اوباما می‌خواهد سیاست گفت‌وگوی بدون پیش شرط  با ایران و اعمال تحریم‌های بیشتر را با هم دنبال کند؟   دليل اول اين است که تحريم‌هايی که دولت آقای بوش شامل ايران کرده بود، بر پايه ۱۸  قانون مختلف ايالات متحده آمريکا بودند و بعضا تصميمگيری در مورد لغو آن‌ها در دست رئيس جمهور نيست. چون اين قوانين در مجلس آمريکا تصويب شده است، آقای اوباما نمی‌تواند يک‌جانبه چيزی را لغو کند.   دليل دوم اين است که مسئله نگرانی آمريکا فقط از برنامه غنی سازی اورانيوم در غلظت موجود نيست، بلکه ترکيب برنامه موشکی ايران با مسئله اتمی است.  ايران هم بر اساس برنامه‌ريزی خود گفته است، موشک شهاب شش و هفت که ساخته شود برد آن در حدود ۷۵۰۰ کيلومتر خواهد بود. امروز ديگر چنين موشک قاره پيمايی بدون داشتن کلاهک هسته‌ای معنايی ندارد و همين مسئله باعث نگرانی است.   بنابراين برای اين که اساس مذاکرات آمريکا با ايران روشن شود، آمريکا تحريم‌ها را به اين شکل در دستور کار قرار داده و اجرا می‌کند تا برای ايران روشن شود که مسايل مورد نظر آمريکا چيست.  به نظر من در اين شرايط به خصوص در شرايط انتخاباتی ايران، اين مسئله گام سازنده‌ای نيست.    گذشته از شرايط انتخاباتی که به آن اشاره کرديد، فکر می‌کنيد اين تحريم‌ها موثر واقع شود؟   فکر نمی‌کنم اين تحريم‌ها کارساز باشد. مسئله مهم بيشتر پيام سياسی پشت اين تحريم است و آمريکا می‌داند که ايران راه‌های مختلف برای دور زدن اين تحريم‌ها دارد.   پيام سياسی تحريم‌ها اين است که هدف آمريکا در مورد برنامه موشکی و هسته‌ای ايران کاملا جدی است و اين تحريم‌ها نمايش اين هدف است.    با توجه به تنزل قيمت نفت و کاهش درآمد ارزی و نامساعد بودن شرايط اقتصادی ايران، اين تحريم‌ها در دراز مدت موثر خواهد بود؟   بله حتما همين طور است. ايران در حال حاضر از نظر اقتصادی در وضعيت اضطراری قرار دارد، چون بودجه‌ای که به مجلس ارايه شده از نظر مالی تضمين شده نيست.   دامنه بحران اقتصادی جهان بسيار زودتر از اين که به آلمان برسد، به ايران رسيده است و اين تحريم‌ها به طور قطع تاثيرگذار خواهد بود.  به همين دليل شانس آقای احمدی نژاد برای انتخاب شدن مجدد روز به روز کمتر می‌شود، چون تمام برنامه‌های او خلاف اصول اوليه اقتصاد بوده است.   در نتيجه شانس کانديدهای ديگر در اين شرايط بحران اقتصادی ايران بيشتر می‌شود.  ------------------------------------------------    به نظر شما تحریم‌های جدید آمریکا علیه تهران تنها یک پیام سیاسی است؟ آیا می‌تواند بر سرنوشت انتخابات در ایران تاثیر بگذارد؟ چنانچه آری؛ چگونه؟    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Barati_Sanctions_Iran_US/1605352.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Barati_Sanctions_Iran_US/1605352.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 09 Apr 2009 14:06:58 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Barati_Sanctions_Iran_US/1605352.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BD6D9E81-E046-478A-B219-FC5701C9759E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دولت جدید آمریکا؛ &#171;ایران و سیاستی نو&#187;</title>
            <description>دکتر شهرام چوبين، مدير پژوهش مرکز مطالعات سياست‌های امنيتی در ژنو: به باور من دولت آمريکا قبول کرده است که ايران برنامه غنی سازی اورانيوم را رها نخواهد کرد. اکنون سعی آمريکا بر اين است که از توسعه غنی سازی، بيشتر از آن چه برای سوخت رآکتور هسته‌ای لازم است جلوگيری کند، به عبارت ديگر ايجاد يک خط قرمز جديد.&#187;باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، سه شنبه شب در يک کنفرانس خبری در کاخ سفيد، در پاسخ به منتقدان رويکردش در مقابل ايران به پشتکار برای حل اختلافات با ايران تاکيد ورزيد و حل فوری مسايل بين ايران و آمريکا را دور از انتظار دانست.  بارک اوباما در اين کنفرانس خبری گفت:&#171; درباره ايران -اين که ما در يک پيام ويديويی پيامی را به مردم ايران و رهبران جمهوری اسلامی ايران فرستاديم- برخی گفتند، ايرانی‌ها فورا نگفته‌اند که ما برنامه سلاح‌های هسته‌ای خود را کنار خواهيم گذاشت و تامين مالی تروريسم را متوقف خواهيم کرد، من هم چنين انتظاری نداشتم. ما انتظار داريم در اين زمينه پيشرفت تدريجی و پايدار داشته باشيم.&#187;در همين رابطه  دکتر شهرام چوبين، مدير پژوهش مرکز مطالعات سياست‌های امنيتی در ژنو ، به راديو فردا می‌گويد: &#171; برخی از منابع آمريکايی بر اين باورند که تعامل و برقراری رابطه با ايران فوری نخواهد بود. پيشرفت کار در اين زمينه تدريجی خواهد بود و در جريان آن روند اعتمادسازی بين دو کشور پا خواهد گرفت و ايران و آمريکا درباره يک سری مسايل دو جانبه به نوعی مصالحه تن خواهند داد.&#187;  وی می‌افزايد: &#171;بعيد است که توافق در مورد يک مسئله، يک باره به معامله بزرگ بين دو کشور منجر شود. بنابراين با توجه به پيشرفت تدريجی اين کار، انتخابات رياست جمهوری در ايران و اين که چه کسی رئيس جمهوری آينده ايران خواهد شد، تاثير چندانی بر گفت‌وگوهای احتمالی بين دو کشور نخواهد داشت. با اين وجود مسئله مهمی در اين جا مطرح است و آن مسئله هسته‌ای ايران و ارجحيتی است که شماری در آمريکا و ديگر کشورهای غربی، برای حل آن قائل هستند.&#187;          شهرام چوبین: &#171;به باور من دولت آمريکا قبول کرده است که ايران برنامه غنی سازی اورانيوم را رها نخواهد کرد. اکنون سعی آمريکا بر اين است که از توسعه غنی سازی، بيشتر از آن چه برای سوخت رآکتور هسته‌ای لازم است جلوگيری کند، به عبارت ديگر ايجاد يک خط قرمز جديد.&#187;  برخی از منتقدان رويکرد اوباما در قبال ايران می‌گويند که او ارجحيتی برای حل مسئله هسته ای ايران قايل نشده و زمان از دست می‌رود. آيا دولت اوباما به اين نتيجه رسيده است که نمی‌توان جلوی پيشرفت ايران را در زمينه غنی سازی گرفت؟   شهرام چوبين در پاسخ به اين سوال می‌گويد: &#171; به باور من دولت آمريکا قبول کرده است که ايران برنامه غنی سازی اورانيوم را رها نخواهد کرد. اکنون سعی آمريکا بر اين است که از توسعه غنی سازی، بيشتر  از آن چه برای سوخت رآکتور هسته‌ای لازم است جلوگيری کند [غلظت اورانیوم از حدود پنج درصد که برای سوخت راکتور لازم است بیشتر نشود / ر.ف.] به عبارت ديگر ايجاد يک خط قرمز جديد [پیشتر آمریکا از ایران خواسته بود که غنی سازی اورانیوم را کاملا متوقف کند / ر.ف.]. دولت جديد آمريکا می‌داند که ايران غنی سازی را متوقف نخواهد کرد، بنابراين در پی آن است که پيشرفت ايران را در اين زمينه آهسته‌تر کند و نگذارد ايران به توانايی‌های مخاطره‌آميز دست يابد. برای رسيدن به اين هدف دولت اوباما می‌خواهد با ايران تعامل داشته باشد و مسايل بين دو کشور را با پيشرفت تدريجی و پايدار حل کند.&#187;  اين که اوباما می‌تواند به گفته منتقدان داخلی آمريکا، درباره رويکرد ملايم خود در قبال ايران پايداری کند يا نه، شهرام چوبين معنقد است: &#171; به عقيده من بيشتر توجه‌ها در آمريکا به مسايل اقتصادی معطوف شده و برای رئيس جمهوری اوباما بسيار مشکل خواهد بود که در شش يا هفت ماه اول رياست جمهوری‌اش، قبل از پا گرفتن و نتيجه دادن برنامه اقتصادی، با مسائل خارجی آمريکا آن هم در سطحی گسترده روبه‌رو شود. به باور من پيشرفت تدريجی و پايدار که اوباما از آن سخن گفته است ريشه در واقعيات سياست داخلی دارد. برخی بر اين باورند که مسئله هسته‌ای ايران بايد فوری حل شود و حداقل بايد برای آن ضرب‌الاجل تعيين کرد. ممکن است در آينده  ضرب‌الاجلی تعيين شود، ولی اين کار زمانی صورت خواهد گرفت که ابتکارات آمريکا به نتيجه نرسد.  در حال حاضر رئیس جمهوری آمریکا مایل نیست با ایران مقابله کند و قصد دارد از راه دیپلماسی مسائل موجود با ایران را حل کند. اگر به مقابله و رویارویی متوسل شود، در صحنه سیاسی تنها خواهد ماند.  همزمان، اوباما نمی‌خواهد همه درخواست‌های ایران را برآورده کند و خود را از رای و پشتیبانی نمایندگان هوادار اسرائیل در کنگره محروم کند.  خلاصه اینکه می‌خواهد تعادلی بین این دو برقرار کند و امیدوار است که گفت‌وگو با ایران نتیجه دهد و این کشور را از رسیدن به آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای باز دارد.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_US_Chubin/1517288.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_US_Chubin/1517288.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 26 Mar 2009 15:47:06 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BD0E10DE-94D7-49B9-AB4A-5B7CDFC55675_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دمشق میان تهران و ریاض </title>
            <description>رهبران سوریه، مصر، عربستان سعودی و کویت چهار شنبه ، ۲۱ اسفند ، نشستی را در ریاض برگزار کردند که به گزارش خبرگزاری‌ها ، یکی از مهم‌ترین  هدف‌های آن دور کردن سوریه از ایران و کاستن از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه است.رهبران سوریه، مصر، عربستان سعودی و کویت  چهار شنبه ، ۲۱ اسفند ، نشستی را در ریاض برگزار کردند.  این نشست برای  دستیابی  به نوعی انسجام  و وحدت رویه بین کشورهای عرب تشکیل شد، که فقدان آن در آخرین گردهم‌آیی در شرم الشیخ  برای کمک به بازسازی غزه آشکار گردید.   این نشست را اساسا عربستان سعودی برای پایان دادن به سردی روابطش با سوریه تشکیل داد.  سران عرب  قرار است در آخر ماه جاری میلادی، نشست دیگری را در دوحه،  پایتخت قطر،  برگزار کنند.  به گزارش خبرگزاری‌ها ، مصر و عربستان سعودی به‌ دنبال آن هستند که سوریه را از ایران دور کنند و از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه بکاهند.   به عقيده گروهی از تحلیل‌گران سیاسی، نشست يک روزه رياض برای مشاوره و اتخاذ روشی واحد در مورد سه نگرانی عمده تشکيل شده است؛ &#171;نفوذ فزاينده ايران در منطقه&#187;، &#171;بی ثباتی احتمالی ناشی از کاهش و در نهايت خروج نيروهای آمريکا از عراق&#187; و &#171;پيامدهای روی کار آمدن يک دولت راست‌گرا در اسرائيل به رهبری بنيامين نتانياهو&#187; .   ترمیم روابط   روابط عربستان سعودی و سوريه در پی قتل رفيق حريری، نخست وزير پيشين لبنان، به سردی گراييد زيرا عربستان سعودی سوريه را به دست داشتن در اين قتل متهم کرده بود.   اين سردی روابط ضمن کاستن فعاليت های ديپلماتیک در منطقه، کشورها و گروه‌های سياسی دنيای عرب را به دو دسته تقسيم کرد؛ يک دسته کشورهای سنی هوادار غرب، شامل عربستان سعودی و مصر و دسته ديگر متحدان حکومت ايران يعنی سوريه، حزب الله لبنان و حماس.  پيشتر در ۱۳ اسفندماه، سعود الفيصل، وزير امور خارجه عربستان سعودی، با اشاره به دو دستگی کشورهای عرب در سخنانی انتقادآميز در اجلاس وزيران خارجه کشورهای عضو اتحاديه عرب، آن‌ها را به اتحاد در برابر بلندپروازی‌های ايران فرا خواند.   او گفت: &#171; عرب‌ها بايد به مقابله با بلند پروازی‌های ايران از جمله برنامه هسته‌ای آن برخيزند و به کشورهای غير عرب اجازه ندهند در امور عراق، لبنان و سرزمينی‌های فلسطينی دخالت کنند.&#187;         در ۱۳ اسفندماه، سعود الفيصل، وزير امور خارجه عربستان سعودی، با اشاره به دو دستگی کشورهای عرب در سخنانی انتقادآميز در اجلاس وزيران خارجه کشورهای عضو اتحاديه عرب، آن‌ها را به اتحاد در برابر بلندپروازی‌های ايران فرا خواند.  مصر که رابطه سردی با سوريه دارد، رابطه‌اش با ايران پس از انقلاب ۱۳۵۷ همواره پر تنش بوده است.   حسنی مبارک، رئيس جمهوری مصر، در دسامبر سال گذشته با انتقاد از گسترش نفوذ ايران در خاورميانه گفت: &#171; ايرانيان در حال بلعیدن کشورهای عرب هستند.&#187;  نگرانی کشورهای عرب از توسعه طلبی ايران در منطقه با توجه به نا آرامی‌ها اخير شيعيان در برخی از کشورهای حوزه خليج فارس تشديد نیز شده است.   در ماه دسامبر سال گذشته و ژانويه امسال، شيعيان بحرين در پی دستگيری شماری از شيعيان به اتهام تروريسم، دست به تظاهرات زدند.  حدود دو ماه پيش در ژانويه امسال، شيعيان عربستان نيز در پی مجادله بين پليس و نمازگزاران شيعه در مدينه تظاهراتی برپا کردند.  به باور کارشناسان گرچه اين نا آرامی‌ها ارتباطی به ايران نداشت، ولی هشداری است به عربستان سعودی و بحرين که شيعيان به حاشيه رانده شده اين کشورها می‌توانند روزنه بالقوه‌ای باشند برای نفوذ جمهوری اسلامی ایران.  به هر حال نشست رياض نشان می‌دهد که ديپلماسی دولت جديد آمريکا در خاورميانه، سران مصر و عربستان سعودی را ترغيب کرده است تا اختلافات خود را با سوريه کاهش دهند.  شاید هم مصر و ديگر کشورهای عرب دريافته‌اند که سوريه می‌تواند بر گفت‌وگوهای بين گروه‌های فلسطينی در قاهره برای ايجاد اتحاد و همسويی تاثيرگذار باشد.  هفته گذشته دو مقام بلند پايه دولت باراک اوباما، گفت‌وگوی خود را با وزير امور خارجه سوريه در دمشق سازنده توصيف کردند و اين با توجه به قطع ارتباط دولت جرج بوش با سوريه در سال ۲۰۰۵ و اعمال تحريم‌هايی عليه آن کشور، قدمی است به جلو و می‌تواند راه را برای گفت‌وگوهای آينده دو کشور هموار کند.  هنوز مشخص نيست که نشست رياض و يا نشست دوحه در آخر ماه جاری، سوريه را از ايران دور خواهد کرد يا نه؛ آن چه بیشتر روشن است، آنکه دمشق درماه‌های اخير با اتخاذ استراتژی تازه‌ای تلاش می‌کند تا از فشارهای بين‌المللی بر سوريه بکاهد.  سوريه سال گذشته گفت‌وگوهای غير مستقيمی را با اسراييل و به ميانجیگری ترکيه آغاز کرد و سیاستمداران حاکم بر لبنان را در شکست بن‌بست سياسی‌شان ياری داد.   بشار اسد، رئيس جمهوری سوريه، گفته است که کشورش در صورت لزوم حتی با دولت راست‌گرای اسراييل به رهبری حزب ليکود هم گفت‌وگو خواهد کرد.  به هر صورت، بهبود روابط سوريه با عربستان سعودی و مصر می‌تواند به برقراری ثبات در عراق پس از خروج نيروهای آمريکايی کمک کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Syria_SaudiArabia/1509453.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Syria_SaudiArabia/1509453.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 13 Mar 2009 15:11:52 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/69213AAB-B016-43A6-8F77-A223824AD37D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کشتی توقیف شده ایران؛ &#171;جنبه‌های سياسی قوی‌تر از حقوقی است&#187;</title>
            <description>کشتی روسی &#171;مونچه گورسک&#187; تحت اجاره ایران که با پرچم قبرس از بندر عباس به سوی بندر لاذقیه سوریه حرکت می‌کرد، در بهمن ماه گذشته از سوی قبرس توقیف شد و محموله آن به انبارهای ساحلی این کشور انتقال داده شد.  سعید محمودی، استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه استکهلم سوئد، در مورد مسائل حقوقی اقدام دولت قبرس در مورد کشتی تحت اجاره ایران با رادیو فردا گفت‌وگو می‌کند.یک کمیته سازمان ملل ایران را متهم کرده است که با ارسال مواد قابل استفاده در تسلیحات نظامی، به وسیله یک کشتی توقیف شده در قبرس، تحریم‌های این سازمان را در مورد  صادرات سلاح نقض کرده است.  کشتی روسی &#171;مونچه گورسک&#187; تحت اجاره ایران که با پرچم قبرس از بندر عباس به  سوی بندر لاذقیه سوریه حرکت می‌کرد، در بهمن ماه گذشته از سوی قبرس توقیف شد و محموله آن به انبارهای ساحلی این کشور انتقال داده شد.  به گزارش خبرگزاری آسوشتید پرس، مواد منفجره قوی، گلوله‌های توپ و مواد منفجره ضد تانک در این کشتی یافت شده است.   سعید محمودی، استاد حقوق بین‌الملل در دانشگاه استکهلم سوئد، در مورد مسائل حقوقی اقدام دولت قبرس در مورد کشتی تحت اجاره ایران - که به گزارش  خبرگزاری‌ها، به وسیله نیروی دریایی آمریکا به سوی قبرس هدایت شد- به رادیو فردا می‌گوید:    اگر اين طور که در خبرها آمده، پرچم اين کشتی از اول پرچم قبرسی بوده است البته هيچ مانعی برای آن وجود ندارد.   ولی بر اساس خبرهای ابتدايی که در مورد اين کشتی منتشر شد، اگر هم مالک آن روسی است و کشتی در روسيه ثبت شده و بنابراين پرچم آن روسی است، در صورتی که اين کشتی مظنون به خلافی باشد و در آب‌های ساحلی قبرس در حال تردد باشد، البته دو لت قبرس از نظر حقوقی اين امکان را دارد که با به کار بردن نيروی قهريه، کشتی را مجبور کند به بندر بيايد و محموله آن را بررسی کند.   به نظر من در هر دو حالت اشکالی ندارد و از نظر حقوقی کار درستی انجام شده است.   آقای محمودی! با توجه به مواد منفجره و گلوله‌های توپ که در کانتينرهای اين کشتی پيدا شده است، کميته تحريم‌های شورای امنيت سازمان ملل می‌گويد ايران قطعنامه‌های ۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و ۱۸۰۳ را نقض کرده است.  نظر شما در اين مورد چيست؟   به نظر من اگر اطلاعات منتشر شده در مورد اين کشتی، که همه به آن دسترسی دارند و شما هم به آن اشاره کرديد به همين صورت باشد، اين اظهار نظر کميسيون پايه‌ای ندارد. زيرا سه قطعنامه‌ای که به آن اشاره شده، حاوی تحريم‌های مشخصی عليه ايران است و اين تحريم‌ها در چهارچوب برنامه هسته ای ايران است.  به عنوان مثال افرادی که با برنامه اتمی ايران سرو کار دارند يا در اين مورد مسئوليتی به عهده دارند، بانک‌هايی که در اين زمينه فعاليت می‌کنند و کلا آنچه که به طور مستقيم به برنامه اتمی ايران مربوط است، مورد تحريم قرار گرفته‌ است.  از نظر حقوق بين الملل، هيچ تحريم عمومی مبنی بر اين نيست، که کشوری به کشور ديگر اسلحه يا گلوله نفروشد.   البته اين احتمال وجود دارد که فروش اسلحه به يک کشور از سوی شورای امنيت ممنوع شود، ولی تا آنجايی که من دقيق اين قطعنامه‌ها را خوانده‌ام، بر اساس اين سه قطعنامه در مورد ايران هيچ صحبتی در باره منع صدور اسلحه نشده است و تحريم‌ها فقط مربوط به برنامه اتمی ايران است. بنابراين از ديدگاه من، اشکال حقوقی دراين کار وجود ندارد.   آقای محمودی! با توجه به اینکه بار اين کشتی تخلیه شده و رئيس کميته تحريم سازمان ملل عليه ايران در این مورد نظراتی را بیان کرده و اينکه ۱۰ روز به ايران فرصت داده شده که توضيحات لازم را در مورد محموله اين کشتی ارائه دهد، اين مسئله چه پيامدهای حقوقی و سياسی دارد و مسئله به کدام سمت و سو خواهد رفت؟   به نظر می‌رسد اطلاعاتی که در مورد اين کشتی و محموله آن تا به حال منتشر شده، دقيق و کامل نيست و جنبه‌های سياسی مسئله بسيار قوی‌تر از جنبه های حقوقی آن است. از جمله اين که کشتی برای بار اول و چند روز قبل از اين که به قبرس برود، از سوی نيروی دريايی آمريکا بازديد شده و کشتی بازديد کننده اعلام کرده است موادی که در کشتی وجود دارد، با تحريم‌های سازمان ملل مغايرتی نداشته و مشکل حقوقی وجود ندارد، ولی بعد اين مسئله پيش آمد.   البته جنبه‌های سياسی اين مسئله کم نيست و حداقل همان قدر مهم است که جنبه‌های حقوقی آن مهم است. اگر کشتی پرچم قبرس را داشته به اين مفهوم است که قبرس از نظر حقوق بين‌الملل حاکميت مطلق روی کشتی دارد و هر کاری بخواهد می‌تواند انجام دهد، اعم از اين که کشتی و محموله آن را ضبط کند زيرا از نظر حقوقی قبرس دراين زمينه اختيار تام دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Ship_Cyprus/1508787.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Ship_Cyprus/1508787.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 12 Mar 2009 16:12:29 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C503BE37-1743-486B-8E43-4D930F811F9F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برنامه هسته‌ای ایران؛ با قدمتی بیش از انقلاب</title>
            <description>برنامه هسته‌ای ايران که سابقه آن به دوران محمدرضا شاه پهلوی باز می‌گردد، در ۳۰ سالی که از انقلاب ایران می‌گذرد و پس از یک توقف، رفته رقته به  يکی از بزرگترين دلمشغولی‌های آمريکا و اکثريت کشورهای اروپايی تبدیل شد. اما این برنامه نه تنها از زمان شاه سابق ایران آغاز شده بود، بلکه حتی در همان زمان هم از نظامی بودن آن سخنانی به میان رفته بود.برنامه هسته‌ای ايران يکی از بزرگ‌ترين دلمشغولی‌های آمريکا و اکثريت کشورهای اروپايی است و کوشش های بين المللی توأم با تشويق و تهديد ايران تاکنون راه به جايی نبرده است.   ارائه بسته مشوق ها و اعمال تحريم از سوی کشورهای موسوم به گروه ۱+۵ يعنی آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان بی نتیجه باقی مانده و قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل متحد نيز نتيجه‌ای مطلوب نداده است.   کشورهای گروه ۱+۵ که خواستار توقف برنامه غنی سازی ايران هستند، بر اين باورند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال دستيابی به جنگ افزار هسته‌ای است. ايران با رد اين ادعا، فعاليت‌های خود را مطابق قوانين بين المللی پادمان‌های جهانی می‌داند و ضمن اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم، هدف برنامه اتمی خود را توليد سوخت هسته‌ای اعلام کرده است.  برنامه هسته ای ايران پيشينه‌ای ديرينه دارد و در زمان محمدرضا شاه پهلوی شکل گرفت. آيا اين برنامه همواره پرهياهو و جنجال‌برانگيز بوده است؟ هدف شاه ار برنامه هسته‌ای ايران چه بود؟ برنامه هسته‌ای ايران پس از انقلاب به چه سمت و سويی رفت؟ سياست هسته‌ای محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، و دولت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کنونی ایران، و تعاملشان با کشورهای غربی چگونه بوده است؟   و بالاخره اينکه با روی کار آمدن باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، و ابراز تمايل او برای گفت‌وگوی بدون پيش شرط با دولت ایران، آيا مسئله هسته‌ای ایران ممکن است به شکلی حل شود؟  اين پرسش ها را با چهار کارشناس بين المللی در ميان گذاشتيم: پروفسور محمد سهیمی، از دانشگاه کاليفرنيای جنوبی آمريکا، دکتر جيم والش از انستيتوی تکنولوژی ماساچوست آمريکا، دکتر شهرام چوبين از مرکز مطالعات سياست های امنيتی در ژنو سويس و مارک فيتزپاتريک از موسسه بين المللی مطالعات استراتژيک در لندن.   هدف‌ها و دامنه برنامه هسته‌ای ايران در زمان شاه چه بود؟    محمد سهيمی:  &#171;بخش بزرگی از اهداف شاه در رابطه با متنوع&#160;تر کردن منابع انرژی ايران، تأمين بخشی از انرژی ايران توسط راکتورهای هسته‌ای و ورود تکنولوژی مدرن هسته‌ای به ايران بود. ولی در عين حال جنبه‌های ديگری هم داشت. واضح است هر کشوری که به تکنولوژی هسته ای دست پيدا کند، آن تکنولوژی به طور بالقوه -اگرنه بالفعل- می تواند برای اهداف نظامی و امنيتی استفاده شود. شاه در چندين مورد مصاحبه‌هايی که کرده بود، گفته بود ايران ممکن است بخواهد تلاش کند به سلاح هسته‌ای دست پيدا کند. آن موقع شاه متحد غرب بود و غرب نسبت به اين موضوع اعتراض عمده‌ای نمی‌کرد.&#187;      &#171;واضح است هر کشوری که به تکنولوژی هسته ای دست پيدا کند، آن تکنولوژی به طور بالقوه -اگرنه بالفعل- می تواند برای اهداف نظامی و امنيتی استفاده شود. شاه در چندين مورد مصاحبه‌هايی که کرده بود، گفته بود ايران ممکن است بخواهد تلاش کند به سلاح هسته‌ای دست پيدا کند. آن موقع شاه متحد غرب بود و غرب نسبت به اين موضوع اعتراض عمده‌ای نمی‌کرد.&#187;  محمد سهیمی  در زمان شاه با توجه به شرايط بين المللی و دوستی ايران و آمريکا، واشینگتن در نظر داشت چندين راکتور هسته‌ای در ايران راه بیاندازد و در تحقیقاتی که مؤسسه استانفورد آمريکا منتشر کرده بود نیز این موضوع توصيه شده بود.     محمد سهيمی:  &#171;شاه متحد آمريکا بود. در تاريخ سه آوريل ۱۹۷۴، ريچارد هلمز سفير وقت آمريکا در تهران، نامه محرمانه‌ای به آقای اسدالله علم وزير دربار نوشت و طی آن پيشنهاد کرده بود که کميسيون مشترکی تشکيل شود که راه‌های همکاری بيشتر بين ايران و آمريکا را بررسی کند. همان زمان، موسسه استانفورد اعلام کرده بود که تا سال ۱۹۹۰ ايران به حدود ۲۰ هزار مگابايت برق نياز دارد که شرايط موجود برق ايران قادر نبود آن را تأمين کند. به همين دليل شاه علاقه پيدا کرده بود که تکنولوژی هسته‌ای وارد ايران شود. غرب با اين جريان مخالفتی نداشت. دولت آقای جرالد فورد -که پس از استعفای ریچارد نيکسون روی کار آمد- حتی به ايران پيشنهاد کرد که در ايران تأسيسات &quot;دوباره پردازی پلوتونيوم&quot; که از زباله های هسته ای به دست می آيد و نیز [تأسیسات] غنی سازی اورانيوم تأسيس شود.   شاه صحبت اين را کرده بود که ۲۳ مرکز هسته ای ساخته شود. طبق قراردادی که بعدا بين ايران و آمريکا در سال ۱۹۷۷ بسته شد در زمان ديدار پرزيدنت کارتر از ايران، قرار بود که هشت راکتور هسته‌ای ساخته شود که مبلغ قرارداد در آن زمان ۱۵ ميليارد دلار بود.&#187;    اما بعد از انقلاب، انقلابيون از سياست هسته‌ای شاه شديدا انتقاد کردند و دولت موقت مهدی بازرگان نيز همه قراردادهای هسته‌ای را لغو کرد. آيا اين تصميم درستی بود؟    محمد سهيمی:  &#171;جوی که در آن دولت بازرگان تصميم به لغو قرارداد گرفت يک جو انقلابی بود. با توجه به جو موجود و اوضاع خراب اقتصادی ايران، دولت مهندس بازرگان تصميم گرفت برنامه هسته‌ای شاه را لغو کند. شايد بشود گفت درست نبود زيرا ورود تکنولوژی هسته‌ای به ايران به هرحال اجتناب ناپذير بود.&#187;   به نظر می‌رسد دولت‌های ايران برخلاف تصميم‌های رهبران انقلابي، برنامه هسته‌ای رها شده را احيا کردند. چرا؟ هدف جمهوری اسلامی ايران چه بود؟    شهرام چوبين:  &#171;تصميم برای روی آوردن به نيروی هسته‌ای در اواسط دهه ۱۹۸۰ گرفته شد. و کسانی مانند علی اکبر رفسنجانی در اين کار دخيل بودند. برنامه هسته‌ای ايران در آن زمان يک برنامه فشرده نبود و هدف اين بود که برنامه هسته‌ای احيا شود و سپس بررسی گردد که تا کجا می‌توان پيش رفت. پيشرفت برنامه در اين دوران کند بود. ايران فيزيک‌دان و مهندس کافی برای اين کار نداشت. مهم‌تر اين که دسترسی به تکنولوژی مربوطه را هم نداشت تا برنامه‌اش را با سرعت پيش ببرد. بنابراين برنامه هسته‌ای ايران با کندی و کوشش‌های سازمان انرژی اتمی ايران ادامه يافت. در دوران رياست جمهوری خاتمی، روابط ايران با غرب رو به بهبود نسبی گذاشت و ايران از تکنولوژی هسته‌ای پاکستان -از طريق عبدالقدير خان- بهره گرفت. اين کار سرعت لازم را به برنامه هسته‌ای ايران داد. از سال ۱۹۹۹ به بعد ايران گام‌های بلندتری برداشت و تقريبا خودکفا شد. جز پاکستان، چينی‌ها و ساير کشورها از همکاری خودداری کردند. با وجود اين خاتمی کنترل چندانی بر بخش‌هايی از برنامه هسته‌ای ايران نداشت.&#187;   به باور برخی آگاهان سیاسی، مردم ايران از پيشرفت برنامه هسته‌ای بی خبر بودند و موضوع هسته‌ای تنها در جمع خبرگان سياسی مطرح می‌شد. در مجموع سياست هسته‌ای ايران در زمان خاتمی را چگونه ارزيابی می‌کنيد؟    شهرام چوبين:  &#171;در اين دوره اتفاقات جالبی افتاد. همه کشورها از برنامه هسته ای اعلام نشده ايران آگاه بودند. ولی از تاسيسات هسته‌ای نطنز و برنامه غنی سازی ايران اطلاعی نداشتند. ايران هم حرفی در اين مورد به کسی نزده بود. اما در اوت سال ۲۰۰۲ زمانی که نيروهای آمريکايی پس از شکست طالبان به فکر حمله به عراق افتاده بودند، از کارآيی خود در افغانستان خيلی راضی بودند، &#171;مجاهدين خلق&#187; وارد عمل شدند و شواهدی ارائه کردند مبنی بر اينکه بخشی از برنامه هسته‌ای ايران سری و پوشيده است.   در پی اين افشاگری‌ها، ايران از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵&#160; میلادی -يعنی دوران خاتمی- شديدا نگران بود و احتمال می‌داد که آمريکا به بهانه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به ايران حمله کند. نتيجه اين که آيت الله خامنه ای به دولت خاتمی اجازه داد که با کشورهای بريتانيا، فرانسه و آلمان -موسوم به کشورهای سه گانه اتحاديه اروپا- وارد مذاکره شود و مفاد پروتکل الحاقی را برای بازرسی‌های بيشتر بپذيرد و غنی سازی را معوق کند. اما به مرور زمان وضع منطقه‌ای و رفتار ايران تغيير کرد و در سال ۲۰۰۵ شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی تصميم گرفت پرونده هسته‌ای ايران را به خاطر عدم همکاری دولت ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد بفرستد.&#187;    اما سياست هسته‌ای دولت خاتمی چه تفاوتی با سياست هسته‌ای دولت احمدی نژاد دارد؟    شهرام چوبين:  &#171;وقتی احمدی نژاد به قدرت رسيد، با درنظر گرفتن اکثريت اصولگرايان در مجلس و تکيه بر گرايش‌های خود، با حمايت آقای خامنه ای نخست از گفتگو با غرب سر باز زد و اجرای مفاد پروتکل الحاقی را وارد ندانست. دوم اين که به سياست‌های توده‌گرايانه و مردم‌باورانه روی آورد. سياست‌های پوپوليستی. سفرهای استانی خود را آغاز کرد و در سخنرانی‌هايش سعی کرد حمايت مردم را به برنامه هسته‌ای جلب کند. احمدی نژاد وانمود کرد که او و حاميانش ملی‌گرايان بصيری هستند که برنامه هسته‌ای ايران را نجات دادند. اما نبايد فراموش کرد که آيت الله خامنه ای است که سررشته سياست هسته‌ای را چه در دولت خاتمی و چه در دولت احمدی نژاد در دست داشته و دارد. از ديد هواداران احمدی نژاد هرکس که از سياست های او انتقاد کند، خائن و عامل کشورهای خارجی است.&#187;             جیم والش:   &#171;سياست اوباما بر اساس نظرسنجی‌ها مورد حمايت مردم آمريکا است. اما گفتگوی تنها کافی نيست و چيزی برای عرضه کردن مهم است. اگر آمريکا همان حرف‌های گذشته‌اش را در گفت‌وگوها تکرار کند، پيشرفت چندانی حاصل نخواهد شد.&#187;           مارک فیتزپاتریک:   &#171;من خوش‌بين نيستم که گفت‌وگو با ايران به نتيجه‌ای برسد و توسعه برنامه هسته‌ای ايران را متوقف کند. برنامه‌ای که نگرانی شديدی را پديد آورده است. در سه سال گذشته ايران به مصالحه‌ای تن در نداده است.&#187; مارک فیتزپاتریک &#160;  اکنون باراک اوباما زمام قدرت را در واشینگتن در دست دارد و برخلاف جرج بوش تمايل دارد &quot;بدون پيش شرط&quot; يعنی &quot;توقف غني سازی اورانیوم&quot; با ايران گفت‌وگو کند. آيا گفت‌وگوی بدون پيش شرط پا خواهد گرفت؟    جيم والش:  &#171;به باور من آمريکا مستقيما با ايران گفتگو خواهد کرد. مهم‌ترين نکته در اين مذاکرات اين است که شخصيت دولتمردانی مانند احمدی نژاد يا اوباما مطرح نخواهد بود. زيرا دو دولت به گفت‌وگو خواهند نشست. سياست اوباما بر اساس نظرسنجی‌ها مورد حمايت مردم آمريکا است. اما گفتگوی تنها کافی نيست و چيزی برای عرضه کردن مهم است. اگر آمريکا همان حرف‌های گذشته اش را در گفت‌وگوها تکرار کند، پيشرفت چندانی حاصل نخواهد شد. اوباما در مصاحبه‌ای با تلويزيون العربيه گفت دولت به يکی دو ماه وقت نياز دارد تا طرح و رويه گفت‌وگو با ايران را بررسی کند. من به پيشرفت کار خوشبينم.&#187;   مارک فيتزپتريک:  &#171;من خوش‌بين نيستم که گفت‌وگو با ايران به نتيجه‌ای برسد و توسعه برنامه هسته‌ای ايران را متوقف کند. برنامه‌ای که نگرانی شديدی را پديد آورده است. در سه سال گذشته ايران به مصالحه‌ای تن در نداده است. با وجود اين بدون گفت‌وگوی مستقيم ميان ايران و آمريکا نمی‌توان چيزی را پيش بينی کرد. از ديدگاه نظری اگر ايران احساس کند که آمريکا در گفت‌وگو صادق است، آن وقت امکان دارد به نوعی سازش در برنامه هسته‌ایش تن در دهد و ممکن است حتی برخی گزينه‌ها و راه‌ها را مد نظر قرار دهد.&#187;   سياست اوباما غير از کنار گذاشتن پيش شرط، چه تفاوت‌هايی با سياست جرج بوش خواهد داشت؟    مارک فيتزپتريک:  &#171;بيشترين تغييراتی را که اوباما می‌خواهد ايجاد کند، مربوط به روند اجرای سياست آمريکا است. مانند گفت‌وگوی بدون پيش شرط با ايران. فکر نمی‌کنم که شالوده سياست، منافع مورد نظر و موضع آمريکا تغييری کرده باشد. اوباما همان سياست را دنبال خواهد کرد که پيشتر آمريکا، کشورهای اروپايی، روسيه و چين درقبال برنامه هسته‌ای ايران اتخاذ کرده بودند و آن اين است که ايران دو گزينه در پيش دارد. يا می‌تواند با جامعه جهانی تعامل داشته باشد و از منافع اين کار -مانند سرمايه‌گذاری خارجی در ايران و گسترش بازرگانی- بهره گيرد، به شرطی که برنامه غنی سازی را متوقف کند. و گزينه دوم اينکه اگر به فعاليت‌های هسته‌ای خود ادامه دهد با انزوای سياسی و اقتصادی بيشتری مواجه خواهد شد.&#187;    شماری از مقامهای ايران می‌گويند که &#171;سياست اوباما تفاوت اساسی و ذاتی با سياست بوش ندارد و فقط چماق و هويج آن بزرگ‌تر است.&#187;    جيم والش:  &#171;فکر نمی‌کنم اينها قطعی و غيرقابل تغيير باشد. دولت اوباما در حال بررسی و تجديدنظر سياست آمريکا در قبال ايران است و هيلاری کلينتون هم در جلسه معارفه‌اش در کنگره از تاکيد و رويه و تاکتيک خاصی برای گفت‌وگو با ايران خودداری کرد. به باور من در دولت اوباما بحث‌های جدی درباره سياست آمريکا نسبت به ايران در خواهد گرفت. برخی ممکن است در پی تاکتيک چماق و هويج و تهديدهای بيشتری باشند و برخی هم در پی راه‌های ابتکاری و واقع‌گرايانه. در هرصورت لازم است که آمريکا و ايران منافع يکديگر را در نظر گيرند و به نوعی مصالحه تن در دهند.&#187;    برخی از مقام‌های ايران غنی سازی را خط قرمز می‌دانند و عبور از اين خط را توصيه نمی‌کنند.     مارک فيتزپتريک:  &#171;ايران، اگر هدف غنی سازی را بالاتر از هر هدفی بپندارد، راه به جايی نخواهد برد و احتمالا نااميد خواهد شد. تنها آمريکا و باراک اوباما نيستند که خواهان توقف غنی سازی در ايران هستند. جامعه جهانی -از جمله شورای امنيت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی- از ايران خواسته‌اند که غنی سازی را متوقف کند. مقام‌های ايرانی، اگر بر اين باورند که هيچ اتفاقی نخواهد افتاد، در اشتباهند. اوباما با اظهار تمايل به گفت‌وگوی مستقيم توجه خاصی به غرور ملی ايرانيان دارد و می‌خواهد رفتار با ايران مانند رفتار با يک دوست باشد. اين کار می‌تواند مورد اقبال مردم ايران قرار گيرد و مساله غنی سازی را تحت الشعاع قرار دهد.&#187;   شماری از کارشناسان بر اين باورند که گفت‌وگوی ايران آمريکا در چند ماه باقيمانده از رياست جمهوری احمدی نژاد صورت نخواهد گرفت زيرا آمريکا نمی‌خواهد موقعيت او را پيش از انتخابات ايران تقويت کند.               شهرام چوبین:   &#171;اگر اين مسئله صرفا يک مسئله تکنيکی بود، می‌شد راه‌هايی برای حل آن پيدا کرد و غني سازی ايران را با پنج شش هزار سانتريفيوژ درمقابل بازرسی‌های گسترده و سرزده آژانس پذيرفت. ولی موضوع فراتر از غنی سازی است و آن هم &quot;اعتماد&quot; است.&#187;  مارک فيتزپتريک:  &#171;به باور من گفت‌وگوهايی در سطوح مختلف بين مقام‌های دو کشور انجام خواهد شد. قطع نظر از موضوع انتخابات رياست جمهوری در ايران فکر نمی کنم اوباما شخصا در اين گفت‌وگو ها شرکت کند. به ويژه در نخستين ماه‌های رياست جمهوری‌اش. او کارهای مهم‌تری با اولويت‌های فوری در دستور کار خود دارد. گذشته از اين، گفت‌وگوها طبعا از سطح پایين شروع می‌شود. اگر نتيجه مثبت دهد ممکن است در ماه‌های آينده امسال باراک اوباما نيز وارد عمل شود. در صورتی که اين احتمال وجود داشته باشد که گفت‌وگوی رؤسای جمهوری دو کشور ممکن است مثمر ثمر واقع شود.&#187;    آيا می‌توان به حل مسئله هسته‌ای ايران در آينده نزديک خوش‌بين بود؟     جيم والش:  &#171;درحاليکه قدم‌هايی به جلو برداشته می‌شود، مدنظر قرار دادن يک نکته بسيار مهم است و آن اينکه دو طرف مذاکره نبايد بيش از اندازه حساسيت به خرج دهند. حساسيت به اظهارات و شعارهای برخی افراد. لازم است دو طرف هم‌ديگر را تنها با حرف‌هايی که می‌زنند قضاوت نکنند. عمل يکديگر را هم در نظر گيرند. در اين صورت بخت بيشتری برای حل مسئله خواهيم داشت.&#187;    شهرام چوبين:  &#171;در گذشته به عدم تمايل آمريکا به گفت‌وگو با ايران بسيار توجه شده است. اما اين موضوع ديگر مطرح نيست. زيرا آمريکا می‌خواهد با ايران گفت‌وگو کند. حالا سوال مهم اين است که ايران چه خواهد کرد. آيا تهران می‌خواهد با واشنگتن مذاکره کند يا نه. در اين ارتباط مسائلی وجود دارند: يکی مسئله غنی سازی اورانيوم در ايران است که خود جزيی از مسئله‌ای بزرگ‌تر است. اگر اين مسئله صرفا يک مسئله تکنيکی بود، می‌شد راه‌هايی برای حل آن پيدا کرد و غني سازی ايران را با پنج شش هزار سانتريفيوژ درمقابل بازرسی‌های گسترده و سرزده آژانس پذيرفت. ولی موضوع فراتر از غنی سازی است و آن هم &quot;اعتماد&quot; است. هربار که مساله غنی سازی مطرح می‌شود، ايران به بهانه‌هايی متوسل می‌شود. از جمله اينکه آمريکا بايد از ايران عذرخواهی کند، نيروهای آمريکا بايد از منطقه خارج شوند و يا آمريکا بايد از حمايت &quot;صهيونيست‌ها&quot; دست بردارد.   به عبارت ديگر تهران آب را گل آلود می‌کند. درخواست واشینگتن اين است که ايران مسئولانه رفتار کند و يا مواضع خود را ملايم کند. در اينجا می‌شود پرسيد که آيا جمهوری اسلامی ایران تمايلی به تعويض رفتار خود دارد يا نه، رفتاری که به باور رهبران ايران باعث سربلندی و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه شده است. رفتارهايی مانند حمايت از حزب الله و حماس و ستيزه‌جويان عراقی و افغانستانی. خلاصه اينکه آيا ايران می‌خواهد اينگونه رفتارها را به خاطر برقراری روابط عادی با غرب تغيير دهد؟   اگر پاسخ منفی باشد مساله هسته ای ايران حل نخواهد شد و اگر مثبت باشد، آمريکا با ايران کنار خواهد آمد، به شرط آنکه ايران بخواهد يک کشور معمولی باشد و نه يک نهاد انقلابی. اين مهم‌ترين مسئله است. برنامه هسته‌ای يک موضوع فرعی است. البته حل آن فوريت دارد. جواب اين سئوال که ايران می‌خواهد رفتار خود را تغيير دهد يا نه، به عهده يک نفر است و آن هم آيت الله خامنه ای است و آيت الله خامنه ای برای پاسخ به پرسش، سئوال ديگری را بايد مد نظر قرار دهد و آن اينکه: آيا عادی شدن روابط ايران با کشورهای دنيا به بقای رژيم ایران کمک خواهد کرد يا نه؟&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Revolution_NUC_Policy/1491333.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Revolution_NUC_Policy/1491333.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 11 Feb 2009 15:55:24 +3500</pubDate>
            <category>۳۰ سالگی انقلاب ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/110EF003-9276-414B-8DE6-4197DC010AB4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ارتش اسرائیل در غزه به دنبال چیست؟</title>
            <description>&lt;p&gt;اسرائیل با پیشروی نظامی در نوار غزه و با دوپاره کردن آن، عملیات نظامی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اکنون یکان‌های زرهی، مکانیزه و دریایی اسرائیل شمال نوار غزه را در محاصره کامل خود دارند و تمامی راههای پشتیبانی نیروهای حماس در آن ناحیه را مسدود کرده‌اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همزمان، قسمت جنوبی نوار غزه را نیز نیروهای اسرائیل احاطه کرده‌اند؛ البته یکان‌های زمینی اسرائیل تاکنون در این قسمت پیشروی نکرده‌اند اما بمباران بی وقفه بخشی از این قسمت، که با مصر هم‌مرز است، همچنان ادامه دارد. در اولین ساعات روز پنج‌شنبه، نوزدهم دی، نیروی هوائی اسرائیل شصت بار این ناحیه را بمباران کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به گفته مقام‌های نظامی اسرائیل، حماس بیش از ۲۰۰ تونل در بخش جنوبی نوار غزه حفر کرده است و ایران و سوریه از طریق همین راههای لجستیکی سلاح و مهمات در اختیار حماس قرار داده‌اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;طول مرز نوار غزه با مصر یازده کیلو متر است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;موقعیت جغرافیایی نوار غزه با جنوب لبنان متفاوت است: جنوب لبنان، که جنگ ۳۳ روزه ارتش اسرائیل با حزب‌الله لبنان در آن منطقه به ناکامی اسرائیل انجامید، پر از تپه و ماهور است. اما برخلاف آن، مساحت ۳۶۰ کیلومتر مربعی نوار غزه منطقه‌ای کمابیش مسطح است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با این حال یکان‌های زمینی اسرائیل، در صورتی که بخواهند همه نوار غزه یا قسمت شمالی آن را تحت کنترل کامل خود در آورند، با جنگ‌های خیابانی نیروهای حماس روبه‌رو خواهند شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;این کار می‌تواند هم نیروهای اسرائیل را زمین‌گیر کند و هم&#160; به افزایش تلفات انسانی اسرائیل، که اسرائیل شدیدا به آن حساس است، بینجامد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در مقابل، شماری از رهبران حماس خواهان رویارویی مستقیم و جنگ‌های نامنظم و خیابانی با یکان‌ها و سربازان اسرائیلی‌اند و ادعا می‌کنند که در صورت سقوط حکومت حماس درغزه، بی هیچ مانعی عملیات مسلحانه و تمام عیاری علیه اسرائیل را آغاز خواهند کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حماس، بر پایه ایدئولوژی اسلامی‌اش، جنگ علیه اسرائیل را وظیفه دینی خود می‌داند و نیل به شهادت را تبلیغ و توصیه می‌کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حمله حساب شده اسرائیل به نوار غزه و روند عملیات آن نشان می‌دهد که دقت فراوانی برای برنامه ریزی و اجرای آن به کار رفته است و در واقع این عملیات تفاوت چشمگیری با حمله اسرائیل به حزب‌الله و جنگ ۳۳ روزه لبنان دارد و اهداف آن دست یافتنی است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با این حال اهود باراک ، وزیر دفاع اسرائیل که خود یک نظامی خبره است، به اسرائیلی‌ها و رسانه‌های خارجی گفته است که عملیات نوار غزه طولانی و مشکل خواهد بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به عبارت دیگر، او از یک سو ‌سطح توقع و میزان چشم‌داشت از این عملیات را کاهش داده و از سوی دیگر به طور ضمنی گفته است که اهداف مورد نظر این عملیات به سهولت به دست نخواهند آمد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;هدف اصلی اسرائیل از این عملیات، آن گونه که مقام‌های نظامی و سیاسی آن کشور اعلام کرده‌اند، کاهش موشک پراکنی حماس به جنوب اسرائیل و جلوگیری از قاچاق اسلحه و مهمات به غزه از طریق مصر است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حماس، که شاخه نظامی آن به باور کارشناسان نظامی اسرائیل ۲۰هزار رزمنده دارد، علاوه بر انواع سلاح‌های کوچک، راکت‌های دست‌ساز موسوم به &#171;قسام&#187; و راکت‌های پیشرفته &#171;کاتیوشا&#187; را نیز در زرادخانه خود دارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;راکت‌های کاتیوشا، با کلاهک‌های حاوی ۲۰ کیلوگرم ماده منفجره، قدرت تخریبی قابل ملاحظه‌ای دارد و برد تقریبی آنها به ۳۵ کیلومتر می‌رسد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;طی ۱۸ ماه گذشته، تا قبل از عملیات فعلی اسرائیل در نوار غزه، حماس حدود پنج هزار و پانصد راکت به اسرائیل شلیک کرد که تلفات انسانی چندانی نداشت. اما این راکت‌ها ضمن ایجاد وحشت در بین شهروندان جنوب اسرائیل، اختلال گسترده‌ای در روند زندگی مردم و اداره مدارس و شرکت‌های بازرگانی و صنعتی این منطقه ایجاد کرد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مقام‌های نظامی اسرائیل می‌گویند که از سه هزار راکت موجود در زرادخانه حماس، بیش از هزار راکت یا به سوی اسرائیل پرتاب شده‌اند یا در بمباران‌های هوایی اسرائیل علیه انبارهای مهمات و سکوهای پرتاب راکت، نابود شده‌اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;به نظر می‌رسد که اسرائیل با محاصره کامل شمال نوار غزه، از جمله شهر غزه، و همچنین آتشباری یکان‌های نظامی اسرائیل از دریا و زمین، برای از بین بردن زرادخانه حماس، و نیز کشتن بیشتر نیروهای آن گروه، در وهله اول قصد دارد یک منطقه حائل به عمق دست‌کم ۱۵ کیلومتر بین قسمت جنوبی نوار غزه و جنوب اسرائیل ایجاد کند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در صورت موفقیت اسرائیل در انجام این کار، راکت‌های حماس قادر نخواهند بود شهرها و شهرک‌های جنوب اسرائیل را هدف قرار دهند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با اینکه پیش‌بینی همه جوانب و پی‌آمدهای عملیات نظامی اسرائیل در غزه کار ساده‌ای نیست، ولی شواهد و ظواهر امر نشان می‌دهد که اسرائیل سعی دارد از تکرار اشتباها اسرائیل با پیشروی نظامی در نوار غزه و با دوپاره کردن آن، عملیات نظامی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.    اکنون یکان‌های زرهی، مکانیزه و دریایی اسرائیل شمال نوار غزه را در محاصره کامل خود دارند و تمامی راههای پشتیبانی نیروهای حماس در آن ناحیه را مسدود کرده‌اند.    همزمان، قسمت جنوبی نوار غزه را نیز نیروهای اسرائیل احاطه کرده‌اند؛ البته یکان‌های زمینی اسرائیل تاکنون در این قسمت پیشروی نکرده‌اند اما بمباران بی وقفه بخشی از این قسمت، که با مصر هم‌مرز است، همچنان ادامه دارد. در اولین ساعات روز پنج‌شنبه، نوزدهم دی، نیروی هوائی اسرائیل شصت بار این ناحیه را بمباران کرد.       بیشتر بخوانید:        &#171;اسرائیل اشتباهات جنگ با حزب الله را تکرار نکرده است&#187;       اسرائیل: هدف تغییر رژیم نیست          به گفته مقام‌های نظامی اسرائیل، حماس بیش از ۲۰۰ تونل در بخش جنوبی نوار غزه حفر کرده است و ایران و سوریه از طریق همین راههای لجستیکی سلاح و مهمات در اختیار حماس قرار داده‌اند.    طول مرز نوار غزه با مصر یازده کیلومتر است.    موقعیت جغرافیایی نوار غزه با جنوب لبنان متفاوت است: جنوب لبنان، که جنگ ۳۳ روزه ارتش اسرائیل با حزب‌الله لبنان در آن منطقه به ناکامی اسرائیل انجامید، پر از تپه و ماهور است. اما برخلاف آن، مساحت ۳۶۰ کیلومتر مربعی نوار غزه منطقه‌ای کمابیش مسطح است.    با این حال یکان‌های زمینی اسرائیل، در صورتی که بخواهند همه نوار غزه یا قسمت شمالی آن را تحت کنترل کامل خود در آورند، با جنگ‌های خیابانی نیروهای حماس روبه‌رو خواهند شد.    این کار می‌تواند هم نیروهای اسرائیل را زمین‌گیر کند و هم&#160; به افزایش تلفات انسانی اسرائیل، که اسرائیل شدیدا به آن حساس است، بینجامد.          &#160; مساحت ۳۶۰ کیلومتر مربعی نوار غزه منطقه‌ای کمابیش مسطح است.        در مقابل، شماری از رهبران حماس خواهان رویارویی مستقیم و جنگ‌های نامنظم و خیابانی با یکان‌ها و سربازان اسرائیلی‌اند و ادعا می‌کنند که در صورت سقوط حکومت حماس درغزه، بی هیچ مانعی عملیات مسلحانه و تمام عیاری علیه اسرائیل را آغاز خواهند کرد.    حماس، بر پایه ایدئولوژی اسلامی‌اش، جنگ علیه اسرائیل را وظیفه دینی خود می‌داند و نیل به شهادت را تبلیغ و توصیه می‌کند.    حمله حساب شده اسرائیل به نوار غزه و روند عملیات آن نشان می‌دهد که دقت فراوانی برای برنامه ریزی و اجرای آن به کار رفته است و در واقع این عملیات تفاوت چشمگیری با حمله اسرائیل به حزب‌الله و جنگ ۳۳ روزه لبنان دارد و اهداف آن دست یافتنی است.       هدف اصلی اسرائیل از این عملیات، آن گونه که مقام‌های نظامی و سیاسی آن کشور اعلام کرده‌اند، کاهش موشک پراکنی حماس به جنوب اسرائیل و جلوگیری از قاچاق اسلحه و مهمات به غزه از طریق مصر است.       با این حال اهود باراک ، وزیر دفاع اسرائیل که خود یک نظامی خبره است، به اسرائیلی‌ها و رسانه‌های خارجی گفته است که عملیات نوار غزه طولانی و مشکل خواهد بود.    به عبارت دیگر، او از یک سو ‌سطح توقع و میزان چشم‌داشت از این عملیات را کاهش داده و از سوی دیگر به طور ضمنی گفته است که اهداف مورد نظر این عملیات به سهولت به دست نخواهند آمد.    هدف اصلی اسرائیل از این عملیات، آن گونه که مقام‌های نظامی و سیاسی آن کشور اعلام کرده‌اند، کاهش موشک پراکنی حماس به جنوب اسرائیل و جلوگیری از قاچاق اسلحه و مهمات به غزه از طریق مصر است.    حماس، که شاخه نظامی آن به باور کارشناسان نظامی اسرائیل ۲۰هزار رزمنده دارد، علاوه بر انواع سلاح‌های کوچک، راکت‌های دست‌ساز موسوم به &#171;قسام&#187; و راکت‌های پیشرفته &#171;کاتیوشا&#187; را نیز در زرادخانه خود دارد.    راکت‌های کاتیوشا، با کلاهک‌های حاوی ۲۰ کیلوگرم ماده منفجره، قدرت تخریبی قابل ملاحظه‌ای دارد و برد تقریبی آنها به ۳۵ کیلومتر می‌رسد.    طی ۱۸ ماه گذشته، تا قبل از عملیات فعلی اسرائیل در نوار غزه، حماس حدود پنج هزار و پانصد راکت به اسرائیل شلیک کرد که تلفات انسانی چندانی نداشت. اما این راکت‌ها ضمن ایجاد وحشت در بین شهروندان جنوب اسرائیل، اختلال گسترده‌ای در روند زندگی مردم و اداره مدارس و شرکت‌های بازرگانی و صنعتی این منطقه ایجاد کرد.    مقام‌های نظامی اسرائیل می‌گویند که از سه هزار راکت موجود در زرادخانه حماس، بیش از هزار راکت یا به سوی اسرائیل پرتاب شده‌اند یا در بمباران‌های هوایی اسرائیل علیه انبارهای مهمات و سکوهای پرتاب راکت، نابود شده‌اند.    به نظر می‌رسد که اسرائیل با محاصره کامل شمال نوار غزه، از جمله شهر غزه، و همچنین آتشباری یکان‌های نظامی اسرائیل از دریا و زمین، برای از بین بردن زرادخانه حماس، و نیز کشتن بیشتر نیروهای آن گروه، در وهله اول قصد دارد یک منطقه حائل به عمق دست‌کم ۱۵ کیلومتر بین قسمت جنوبی نوار غزه و جنوب اسرائیل ایجاد کند.    در صورت موفقیت اسرائیل در انجام این کار، راکت‌های حماس قادر نخواهند بود شهرها و شهرک‌های جنوب اسرائیل را هدف قرار دهند.     شواهد و ظواهر امر نشان می‌دهد که اسرائیل سعی دارد از تکرار اشتباهات نظامی و استراتژیک خود در جنگ ۳۳ روزه علیه حزب‌الله پرهیز کند و به بیشتر هدف‌های از پیش اعلام شده خود در نوار غزه جامه عمل بپوشاند.    با اینکه پیش‌بینی همه جوانب و پی‌آمدهای عملیات نظامی اسرائیل در غزه کار ساده‌ای نیست، ولی شواهد و ظواهر امر نشان می‌دهد که اسرائیل سعی دارد از تکرار اشتباهات نظامی و استراتژیک خود در جنگ ۳۳ روزه علیه حزب‌الله پرهیز کند و به بیشتر هدف‌های از پیش اعلام شده خود در نوار غزه جامه عمل بپوشاند.    حماس حامیان چندانی ندارد و با بسته شدن راههای تدارکاتی‌اش، ایران و سوریه نیز نخواهند توانست این گروه را از نظر سلاح و مهمات پشتیبانی کنند.    کوشش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای برقراری آتش‌بس بین حماس و اسرائیل ادامه دارد ولی اسرائیل بدون حصول هدف‌هایش آن را نمی‌پذیرد. حماس نیز اعلام کرده است که تا وقتی نیروهای اسرائیلی در غزه حضور دارند هیچ‌گونه آتش‌بسی را نمی‌پذیرد.    در صورت ادامه عملیات اسرائیل، با شدت فعلی، ممکن است حماس از نظر نظامی بشدت ضعیف شود؛ ولی به باور بسیاری از کارشناسان، این گروه به حیات سیاسی خود ادامه خواهد داد.    یک همه پرسی انجام شده در سال ۲۰۰۷ از سوی یک مؤسسه آمریکایی، به نام &#171;پیو&#187;، نشان داده است که دو سوم فلسطینی‌ها یا هوادار حماس‌اند یا نظر مثبتی نسبت به این گروه دارند.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Israel_Gaza_Aryan/480094.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Israel_Gaza_Aryan/480094.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 09 Jan 2009 14:52:09 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F2DFABA2-8319-4BFA-A944-14C994C207EB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ایران و سوریه راکت‌های حماس را تأمین می‌کنند&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;اسرائیل می‌گوید هدف از ادامه حملات نظامی به نوارغزه، مقابله با پرتاب راکت و خمپاره از سوی حماس است که شهرها و شهرک‌های جنوب اسرائیل را هدف قرار می‌دهند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;به رغم گذشت هفت روز از تهاجم اسرائيل به غزه و كشته شدن بيش از ۴۰۰ فلسطينى، حماس همچنان به راكت‌پراکنی عليه اسرائيل ادامه مى‌دهد . این گروه می‌گوید تا هنگامی که&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;محاصره غزه و تحریم‌های اقتصادی ادامه داشته باشد، با هیچ طرح صلحی موافقت نخواهد کرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;به گفته مقام‌های اسرائیلی، برخی از راکت‌های پیشرفته حماس، از ایران و سوریه و از طریق تونل‌های زیرزمینی بین مصر و غزه به این&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;گروه ارسال شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;به گزارش آسوشیتدپرس، حماس از راکت‌های گوناگونی برای حمله به اسرائیل استفاده می‌کند، از جمله راکت‌های ابتدایی موسوم به &#171;قسّام&#187;&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;که از دقت کافی برخوردار نیستند و مواد منفجره کار گذاشته شده در کلاهک هر راکت حدود ۱۰ کیلوگرم است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;با وجود آنکه پرتاب این راکت‌ها به اسرائیل، تلفات جانی چندانی به جا نگذاشته است اما دلهره و نگرانی ناشی از پرتاب آنها در بین شهروندان جنوب اسرائیل به مراتب بیشتر است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در مقابل این راکت‌های ابتدایی، راکت‌های وارداتی حماس که از نوع کاتیوشا است، هم سیستم هدایت بهتر و هم بُرد بیشتری دارند و با کلاهک‌های حاوی ۲۰ کیلوگرم ماده منفجره، از قدرت تخریبی بیشتری برخوردارند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;کاتیوشاهای پرتاب شده از سوی حماس&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;به هدف‌هایی را که ۳۵ کیلومتر با نوار غزه فاصله دارند، اصابت کرده‌اند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان، هواپیماهای اسرائیلی بارها محل استقرار راکت‌های کاتیوشا در جنوب لبنان را بمباران کردند. با این حال حزب‌الله توانست بیش از چهار هزار راکت به شهرهای شمالی اسرائیل پرتاب کند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اکنون اسرائیل با مشکلی مشابه روبه‌روست. حمله‌های هوایی اسرائیل به نوار غزه که از روز شنبه شروع شده، قدرت نظامی این کشور را برای متوقف کردن راکت‌پراکنی حماس محک خواهد زد. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در جریان جنگ ۳۳ روزه با حزب‌الله، اسرائیل خسارات قابل ملاحظه‌ای بر حزب‌الله وارد کرد اما نتوانست موشک‌پراکنی حزب‌الله را متوقف کند و پس از جنگ این گروه توانست با بازسازی و سازماندهی دوباره توان نیروهایش، شمار راکت‌های خود را به سه هزار افزایش دهد. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;رهبران اسرائیل به خاطر ناکامی ارتش اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه مورد انتقاد شدید قرار گرفتند و اگر اسرائیل در عملیاتش علیه حماس و راکت‌پراکنی این گروه ناکام بماند، این گروه می‌تواند مانند حزب‌الله دوباره خود را سازمان دهد و موقعیتش را در نوار غزه مستحکم‌تر کند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;تحریم اقتصادی و محاصره غزه از سوی اسرائیل، باعث شده که راه‌های نفوذی اعضای حماس به اسرائیل محدود شود و این گروه را به استفاده بیشتر از راکت و پرتاب آنها به شهرها و شهرک‌های اسرائیل ترغیب کند، به طوری‌که در ۱۸ ماه گذشته، تا قبل از عملیات فعلی اسرائیل، حماس پنج هزار و ۵۰۰ راکت به اسرائیل شلیک کرد که به مرگ چهار شهروند اسرائیلی منجر شد. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;نکته قابل توجه اینکه اثرات راکت‌پراکنی حماس فراتر از تلفات انسانی است زیرا این راکت‌ها علاوه بر ایجاد ترس و وحشت در بین شهروندان جنوب اسرائیل و پناه گرفتن مکرر آنها در مکان‌های ایمنی ویژه، به شکل قابل ملاحظه‌ای در روند زندگی مردم منطقه، اداره مدارس و شرکت‌های تجاری و صنعتی اختلال ایجاد کرده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;به برآورد کارشناسان اقنصادی، اختلال ناشی از راکت‌پراکنی حماس روزانه دو میلیون دلار به شرکت‌ها و واحدهای صنعتی اسرائیل ضرر می‌زند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;به عقیده کارشناسان نظامی اسرائیل، از هنگام شروع عملیات نظامی اسرائیل، هزار راکت از سه هزار راکت موجود در زرادخانه حماس یا به سوی اسرائیل شلیک و یا در اثر بمباران هوایی اسرائیل نابود شده است. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;با اینکه اسرائیل از تکنولوژی برتر و توان نظامی فوق‌العاده‌ای برخوردار است&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;مقابله با راکت، که به نماد جنگ نامتقارن تبدیل شده، کار ساده‌ای نیست زیرا راکت‌ها به وسیله گروه‌های کوچک و از مکان‌های مختلف در غزه پرتاب می‌شوند و مشکل‌تر اینکه فقط چند ثانیه در هوا هستند تا به هدف برسند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اسرائیل در حال بررسی یک سامانه دفاعی به نام &#171;گنبد آهنین&#187; است که پس از نصب و عملیاتی شدن در دو سال آینده، قادر خواهد بود راکت‌های پرتاب شده از سوی حزب‌الله و حماس را قبل از رسیدن به هدف نابود ک&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;               اسرائیل می‌گوید هدف از ادامه حملات نظامی به نوارغزه، مقابله با پرتاب راکت و خمپاره از سوی حماس است که شهرها و شهرک‌های جنوب اسرائیل را هدف قرار می‌دهند.       به رغم گذشت هفت روز از تهاجم اسرائيل به غزه و كشته شدن بيش از ۴۰۰ فلسطينى، حماس همچنان به راكت‌پراکنی عليه اسرائيل ادامه مى‌دهد . این گروه می‌گوید تا هنگامی که &#160;  محاصره غزه و تحریم‌های اقتصادی ادامه داشته باشد، با هیچ طرح صلحی موافقت نخواهد کرد.        به گفته مقام‌های اسرائیلی، برخی از راکت‌های پیشرفته حماس، از ایران و سوریه و از طریق تونل‌های زیرزمینی بین مصر و غزه به این &#160;  گروه ارسال شده است.                         بیشتر بخوانید:         فرجام حمله اسرائیل به غزه چیست؟         بشنوید:          گزارش رادیو فردا در این زمینه         به گزارش آسوشیتدپرس، حماس از راکت‌های گوناگونی برای حمله به اسرائیل استفاده می‌کند، از جمله راکت‌های ابتدایی موسوم به &#171;قسّام&#187; &#160;  که از دقت کافی برخوردار نیستند و مواد منفجره کار گذاشته شده در کلاهک هر راکت حدود ۱۰ کیلوگرم است.                         با وجود آنکه پرتاب این راکت‌ها به اسرائیل، تلفات جانی چندانی به جا نگذاشته است اما دلهره و نگرانی ناشی از پرتاب آنها در بین شهروندان جنوب اسرائیل به مراتب بیشتر است.       در مقابل این راکت‌های ابتدایی، راکت‌های وارداتی حماس که از نوع کاتیوشا است، هم سیستم هدایت بهتر و هم بُرد بیشتری دارند و با کلاهک‌های حاوی ۲۰ کیلوگرم ماده منفجره، از قدرت تخریبی بیشتری برخوردارند.         کاتیوشاهای پرتاب شده از سوی حماس  به هدف‌هایی را که ۳۵ کیلومتر با نوار غزه فاصله دارند، اصابت کرده‌اند.           مشکلی مشابه جنگ با حزب‌الله          در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان، هواپیماهای اسرائیلی بارها محل استقرار راکت‌های کاتیوشا در جنوب لبنان را بمباران کردند. با این حال حزب‌الله توانست بیش از چهار هزار راکت به شهرهای شمالی اسرائیل پرتاب کند.         اکنون اسرائیل با مشکلی مشابه روبه‌روست. حمله‌های هوایی اسرائیل به نوار غزه که از روز شنبه شروع شده، قدرت نظامی این کشور را برای متوقف کردن راکت‌پراکنی حماس محک خواهد زد.                        در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با لبنان، هواپیماهای اسرائیلی بارها محل استقرار راکت‌های کاتیوشا در جنوب لبنان را بمباران کردند. با این حال حزب‌الله توانست بیش از چهار هزار راکت به شهرهای شمالی اسرائیل پرتاب کند.         در جریان جنگ ۳۳ روزه با حزب‌الله، اسرائیل خسارات قابل ملاحظه‌ای بر حزب‌الله وارد کرد اما نتوانست موشک‌پراکنی حزب‌الله را متوقف کند و پس از جنگ این گروه توانست با بازسازی و سازماندهی دوباره توان نیروهایش، شمار راکت‌های خود را به سه هزار افزایش دهد.              رهبران اسرائیل به خاطر ناکامی ارتش اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه مورد انتقاد شدید قرار گرفتند و اگر اسرائیل در عملیاتش علیه حماس و راکت‌پراکنی این گروه ناکام بماند، این گروه می‌تواند مانند حزب‌الله دوباره خود را سازمان دهد و موقعیتش را در نوار غزه مستحکم‌تر کند.      تحریم اقتصادی و محاصره غزه از سوی اسرائیل، باعث شده که راه‌های نفوذی اعضای حماس به اسرائیل محدود شود و این گروه را به استفاده بیشتر از راکت و پرتاب آنها به شهرها و شهرک‌های اسرائیل ترغیب کند، به طوری‌که در ۱۸ ماه گذشته، تا قبل از عملیات فعلی اسرائیل، حماس پنج هزار و ۵۰۰ راکت به اسرائیل شلیک کرد که به مرگ چهار شهروند اسرائیلی منجر شد.                        نکته قابل توجه اینکه اثرات راکت‌پراکنی حماس فراتر از تلفات انسانی است زیرا این راکت‌ها علاوه بر ایجاد ترس و وحشت در بین شهروندان جنوب اسرائیل و پناه گرفتن مکرر آنها در مکان‌های ایمنی ویژه، به شکل قابل ملاحظه‌ای در روند زندگی مردم منطقه، اداره مدارس و شرکت‌های تجاری و صنعتی اختلال ایجاد کرده است.       به برآورد کارشناسان اقنصادی، اختلال ناشی از راکت‌پراکنی حماس روزانه دو میلیون دلار به شرکت‌ها و واحدهای صنعتی اسرائیل ضرر می‌زند.           ایران و سوریه؛ تأمین کننده راکت‌های حماس          به عقیده کارشناسان نظامی اسرائیل، از هنگام شروع عملیات نظامی اسرائیل، هزار راکت از سه هزار راکت موجود در زرادخانه حماس یا به سوی اسرائیل شلیک و یا در اثر بمباران هوایی اسرائیل نابود شده است.                     گزارش &#171;مرکز اطلاعات و مطالعات تروریسم&#187; در اسرائیل حاکی است، ایران و سوریه حماس را در افزایش توان نظامی‌اش یاری داده‌اند و انواع سلاح‌ها را از طریق تونل‌های زیرزمینی بین غزه و مصر به گروه حماس ارسال کرده‌اند.    با اینکه اسرائیل از تکنولوژی برتر و توان نظامی فوق‌العاده‌ای برخوردار است &#160;  مقابله با راکت، که به نماد جنگ نامتقارن تبدیل شده، کار ساده‌ای نیست زیرا راکت‌ها به وسیله گروه‌های کوچک و از مکان‌های مختلف در غزه پرتاب می‌شوند و مشکل‌تر اینکه فقط چند ثانیه در هوا هستند تا به هدف برسند.       اسرائیل در حال بررسی یک سامانه دفاعی به نام &#171;گنبد آهنین&#187; است که پس از نصب و عملیاتی شدن در دو سال آینده، قادر خواهد بود راکت‌های پرتاب شده از سوی حزب‌الله و حماس را قبل از رسیدن به هدف نابود کند.         برابر گزارش &#171;مرکز اطلاعات و مطالعات تروریسم&#187; در اسرائیل، حماس پس از به دست گرفتن زمام امور در غزه، توان نظامی خود را افزایش داده و توانسته است انواع خمپاره، موشک ضد تانک، بمب &#160;  کنار جاده‌ای و راکت با بُرد بلند به زراد خانه خود بیافزاید.         همین مرکز می‌گوید ایران و سوریه حماس را در افزایش توان نظامی‌اش یاری داده اند و انواع سلاح‌ها را از طریق تونل‌های زیرزمینی بین غزه و مصر به گروه حماس ارسال کرده‌اند. علاوه بر این، ایران چندین میلیون دلار کمک مالی در اختیار حماس گذاشته و حتی پلیس حماس را آموزش داده است.         کارشناسان نظامی اسرائیل می‌گویند که نشانه‌های آشکاری از قطعات ساخت ایران که در راکت‌های حماس به کار رفته است در دست دارند و برخی از آنها را در دید عموم قرار داده‌اند.         به گفته سخنگوی ارتش اسرائیل، راکت‌های کاتیوشای حماس از ایران به نوار غزه ارسال شده و کلاهک آنها را می‌توان به راحتی از طریق تونل‌های بین مصر و غزه به گروه حماس ارسال کرد.         همین سخنگو در ادامه می‌گوید: در حال حاضر سالانه حدود صد تن مواد منفجره به نوار غزه فرستاده می‌شود که در مقایسه با دو سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.       دو سال پیش، قبل از اینکه حماس زمام امور غزه را به دست گیرد، مقدار مواد منفجره ارسالی به غزه سه تا چهار تن در سال بود. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Israel_Hamas_Iran/479399.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Israel_Hamas_Iran/479399.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 02 Jan 2009 23:23:26 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DAB683C9-77FB-4C0E-8E47-99EAF3AE2F75_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;طرح تحول اقتصادی&#187; از نگاه یک دیپلمات پیشین</title>
            <description>دکتر جهانگیر آموزگار، وزیر اقتصاد ایران در دوران پهلوی و مشاور اقتصادی در سطح بین‌المللی، مقاله‌ای نوشته است با عنوان &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187; که در مجله &#171;پژوهش‌های اقتصادی خاورمیانه&#187; منتشر شده است. محمود احمدی‌نژاد در آخرین سال ریاست جمهوری خود قصد دارد ساختار اقتصاد ایران را بر پایه  &#171;طرح تحول اقتصادی&#187;  متحول کند.    رییس جمهوری ایران قرار بود روز چهارشنبه، ۱۳ آذر ، این طرح را رسماً به مجلس ارائه کند که عملی نشد.    میزان تغییرات ساختاری مورد نظر آقای احمدی‌نژاد به اندازه‌ای وسیع است که شماری از کارشناسان به اجرا درآمدن آن را ناممکن دانسته‌اند.    &#160;             جهانگیر آموزگار:       جهانگير آموزگار متولد سال&#160; ۱۲۹۸ در تهران، فرزند ارشد حبیب‌الله آموزگار و برادر جمشید آموزگار است.  نخست رشته اقتصاد را در دانشگاه تهران آموخت و سپس دکترای خود را در همین رشته از دانشگاه کالیفرنیا گرفت و در همان دانشگاه نیز مشغول به کار شد. آموزگار&#160; دانش‌آموخته دانشگاه‌های دیگری است مانند دانشگاه میشیگان، امریکن یونیورسیتی و دانشگاه مریلند.  او در سال ۱۳۳۵ به ايران بازگشت و نخست در سمت‌ مشاور اقتصادي سازمان برنامه و بودجه مشغول به کار شد. عضو شورای پول و اعتبار و شورای عالی اقتصاد، عضو هيئت مديره بانك ملي ايران و هيئت مديره شركت بازرگانی خارجی نیز بود. ریاست هيئت مديره شورای عالی شركت ملي نفت ايران را نیز بر عهده داشت.  آموزگار در سال ۱۳۴۰ وزیر بازرگانی و کمی پس از آن وزیر دارایی دولت علی امینی شد. در سال ۱۳۴۲ به آمریکا رفت و به عنوان سفیر اقتصادی ایران در واشنگتن مشغول به کار شد. پس از آن به ایران باز نگشت. بعد از انقلاب بهمن ۵۷ به کار تالیف و تدریس و مشاوره پرداخت.  بیش از ۵۰ مقاله علمی و هفت کتاب در باره ایران، نفت و توسعه اقتصادی نوشته که&#160; کتاب &#171;فراز و فرود دودمان پهلوی&#187; از تالیفات او، به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.               جهانگیر آموزگار:       جهانگير آموزگار متولد سال&#160; ۱۲۹۸ در تهران، فرزند ارشد حبیب‌الله آموزگار و برادر جمشید آموزگار است.  نخست رشته اقتصاد را در دانشگاه تهران آموخت و سپس دکترای خود را در همین رشته از دانشگاه کالیفرنیا    گرفت و در همان دانشگاه    نیز مشغول به کار شد. آموزگار&#160; دانش‌آموخته دانشگاه‌های     دیگری است مانند دانشگاه میشیگان، امریکن یونیورسیتی و دانشگاه مریلند.  او در سال ۱۳۳۵ به ايران بازگشت و نخست در سمت‌ مشاور اقتصادي سازمان برنامه و بودجه مشغول به کار شد. عضو شورای پول و اعتبار و شورای عالی اقتصاد، عضو هيئت مديره بانك ملي ايران و هيئت مديره شركت بازرگانی خارجی نیز بود. ریاست هيئت مديره شورای عالی شركت ملي نفت ايران را نیز بر عهده داشت.  آموزگار در سال ۱۳۴۰ وزیر بازرگانی و کمی پس از آن وزیر دارایی دولت علی امینی شد. در سال ۱۳۴۲ به آمریکا رفت و به عنوان سفیر اقتصادی ایران در واشنگتن مشغول به کار شد. پس از آن به ایران باز نگشت. بعد از انقلاب بهمن ۵۷ به کار تالیف و تدریس و مشاوره پرداخت.  بیش از ۵۰ مقاله علمی و هفت کتاب در باره ایران، نفت و توسعه اقتصادی نوشته که&#160; کتاب &#171;فراز و فرود دودمان پهلوی&#187; از تالیفات او، به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.     منتقدان محمود  احمدی‌نژاد می‌گویند که او در صدد آن است تا با تزریق پول به جامعه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، مردم را متقاعد کند تا یک بار دیگر او را برگزینند.    دکتر جهانگیر آموزگار، وزیر اقتصاد ایران در دوران پهلوی و مشاور اقتصادی در سطح بین‌المللی، مقاله‌ای نوشته است با عنوان &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187; که در مجله &#171;پژوهش‌های اقتصادی خاورمیانه&#187; منتشر شده است.   بشنوید  جهانگیر آموزگار در این مقاله نوشته است که محمود احمدی‌نژاد قصد دارد بر پایه &#171;طرح تحول اقتصادی&#187; ساختار اقتصادی كشور را در هفت حوزه متحول كند. اما اين طرح از جانب برخي محافل، از جمله شماری از حاميان او، با انتقاداتی مواجه شده است.    به گفته منتقدان، طرح مذكور نامتوازن و مبهم است و به مسایل حاد اقتصاد كلان، مانند حجيم بودن بخش دولتی، كندی روند خصوصی‌سازی، وابستگی شديد به درآمدهای نفتی، فضای ناامن بازرگانی و انزوای كشور در سطح جهانی، نمی‌پردازد.    مقاله &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187; می‌افزاید که منتقدان، علاوه بر این، می‌گويند طرح تحول اقتصادی محمود احمدی‌نژاد به موضوعاتی توجه دارد كه در برنامه چهارم اقتصادی و در طرح چشم‌انداز بيست ساله نیز منظور شده است.    البته محمود احمدی‌نژاد، چهار ماه پيش، طی يک سخنرانی در مجمع تشخيص مصلحت نظام، با حمله شديد به منتقدان این طرح، آنان را متهم كرد كه از مدل رايج جهانی‌سازی اقتصادی پيروی می‌كنند؛ كه صرفا برای تأمين منافع كشورهای قدرتمند ابداع شده است.    آقای احمدی‌نژاد تأكيد كرد كه برای ايجاد جامعه آرمانی در ايران، بايد از مدل‌واره‌های [پارادایم‌های] اسلامی، بومی و ملی استفاده كرد و طرح او نیز بر مبنای همين اصول تهيه شده است.     &#171;طرحی که تازگی ندارد&#187;     جهانگیر آموزگار در مقاله خود می‌افزاید که طرح تحول اقتصادی محمود احمدی‌نژاد به موضوعاتی می‌پردازد كه تازگی ندارد و رؤسای جمهوری پيشين نیز به اين موضوعات پرداخته بودند.    برنامه‌ريزی ناكارآمد اقتصادی، حجيم بودن بخش دولتی، ساختار ضعيف مالياتی، يارانه‌های اسراف‌كارانه و بيهوده، سرمايه‌گذاری ناكافی و ساختار ناكارآمد بانكی از جمله مواردی است که در دولت‌های پیشین نیز مد نظر بوده است.    علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی در زمان رياست جمهوری خود، در چارچوب سياست تعديل اقتصادی، به اين مسایل پرداخت.    حدود ده سال بعد از او، محمد خاتمی نیز گفت كه اقتصاد ايران در زمينه توليد و توزيع &#171;بيمار&#187; است.    جهانگیر آموزگار در مقاله &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187; اشاره می‌کند که محمود احمدی‌نژاد توجه خاصی به عدالت اجتماعی دارد و دولت‌های پيشين را به خاطر عدم توجه به اين موضوع سرزنش می‌كند؛ در حالی كه محمد خاتمی گفته بود كه رشد اقتصادی بايد با عدالت اجتماعی هماهنگ باشد.    قطع يارانه‌ها و پرداخت مستقيم آْنها به اقشار ضعيف جامعه از مهم‌ترين بخش‌های طرح تحول اقتصادی محمود احمدی‌نژاد است.    با این حال او تا به حال برنامه تنظيم شده‌ای برای هدفمند كردن يارانه‌ها به مجلس و مردم ارائه نکرده است.    در زمینه اصلاح ساختار مالياتی نیز سه ماه پيش دولت آقای احمدی‌نژاد قانون سه درصد ماليات بر ارزش افزوده را به اجرا درآورد؛ ولی پس از اعتصاب بازاريان در تهران و ديگر شهرهای عمده ایران، با عقب‌نشينی آشكار، اجرای قانون مذكور را به تعلیق درآورد.     &#171;ایران؛ رتبه اول در پرداخت یارانه&#187;     جهانگیر آموزگار در مقاله خود ادامه می‌دهد: ايران از نظر پرداخت يارانه رتبه اول را در جهان دارد. ميزان يارانه دولت در سال گذشته به ۱۵ ميليارد دلار رسيد. یعنی معادل پنج درصد توليد ناخالص ملی و ۱۷ درصد هزينه‌های جاری دولت.    بخش مهمی از يارانه‌های دولت ایران مربوط به نفت و بنزين است؛ كه از بسياری جهات نامتوازن و جهت‌دار است.    سودی که ۱۰ درصد اقشار بالادستی جامعه ايران از يارانه نفت و بنزين می‌برند، ۴۱ برابر سودی است که دهک‌های پايين‌دستی و فقير جامعه از آن یارانه‌ها می‌برند.    &#160;      بیشتر بخوانید:       اقتصاد سیاسی محمود احمدی‌نژاد     نامه انتقادی ۶۰ اقتصاددان به محمود احمدی نژاد        همچنین بيش از ۷۰&#160; درصد گاز طبيعی ايران را فقط ۳۰ درصد جمعيت کشور مصرف می‌كنند.    یارانه‌ها يكی از ابعاد مهم طرح تحول اقتصادی محمود احمدی‌نژاد است. بر پايه اين طرح، دولت خواستار افزايش قيمت بنزين، گاز، آب، برق و تنظيم تقریبی اين قيمت‌ها با قيمت‌های بين‌المللی است.    اين طرح، در صورت تصويب، به دولت اختيار خواهد داد كه تا ۶۰ درصد درآمدهای حاصل از افزايش اين قيمت‌ها را به صورت نقدی و غيرنقدی به خانواده‌های كم‌درآمد و محروم بدهد و بدين وسيله، به گفته احمدی‌نژاد، به عدالت اجتماعی كمک كند.    به نوشته مقاله &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187;، طرح تحول اقتصادی، كه ظاهرا تهيه آن يک سال به درازا كشيده است، اشكالاتی عمده دارد. از جمله معلوم نيست كه هدف اصلی اين طرح تسريع رشد اقتصادی است يا تنظيم قدرت خريد قشرهای اجتماعی.    این مقاله دومین اشکال طرح تحول اقتصادی را چنین تشریح می‌کند: كاهش ابعاد منفی يارانه‌های فعلی با آنچه كه از تنظيم قيمت‌ها و كمک نقدی به خانواده‌های كم‌درآمد و مصرف كنندگان به دست خواهد آمد خنثی خواهد شد.    از آنجا كه پرداخت يارانه‌ها به طبقات كم‌درآمد بر مبنای قيمت نفت و گاز تنظيم شده است، ميزان اين يارانه‌ها نيز با نوسانات قيمت نفت در بازارهای جهانی بالا و پايين خواهد رفت.    اکنون كه بهای هر بشكه نفت در مقايسه با شش ماه پيش، تا ۵۰ درصد كاهش يافته است، بنابر این رقم ۹۰ تا ۱۰۰ ميليارد دلار يارانه كه در طرح احمدی‌نژاد پيش‌بينی شده بود به نصف كاهش يافته است و ممكن است از این هم كمتر بشود.    نكته مهم اينكه، از نگاه روان‌شناختی، پرداخت يارانه و كمک‌های منظم به بخش مهمی از طبقات محروم جامعه ميزان وابستگی مردم به دولت را، كه عموما دولت را مشكل‌گشای هر مسأله‌ای می‌دانند، بيشتر خواهد کرد.    و از آنجا كه يارانه موضوعی بسيار حساس و سياسی در ایران تلقی می‌شود، وابستگی مخاطره‌آميز مردم به دولت می‌تواند نامزدهای رياست جمهوری در انتخابات آينده را تشويق كند تا در قول دادن به مردم برای يارانه بيشتر، از يكديگر پيشی گيرند.    جهانگیر آموزگار مقاله &#171;جراحی بزرگ اقتصاد ایران&#187; را این گونه به پایان می‌برد: با توجه به اينكه تا پايان سال جاری خورشیدی تنها سه ماه و نيم باقی مانده و مجلس شورای اسلامی نیز لايحه بودجه سال آينده و بعضی لايحه‌های ارجح را در دست بررسی دارد، به نظر نمی‌رسد كه لايحه &#171;طرح تحول اقتصادی&#187; دولت که هنوز رسما به مجلس ارائه نشده، بزودی تصويب شود.    گذشته از اين، چند ماهی بیشتر به پايان رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نمانده است و بخت اجرایی شدن اين طرح، درصورت تصويب مجلس، زياد نيست؛ به فرض اينكه اين طرح در مدت كوتاهی به تصويب برسد، دولت آقای احمدی‌نژاد با پيشينه بدی كه در اجرای سياست‌های اقتصادی دارد، بخت زيادی برای اجرای چنين برنامه پيچيده و سوال برانگيزی نخواهد داشت.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Ahmadinejad_economic_project/475797.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Ahmadinejad_economic_project/475797.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 05 Dec 2008 13:13:47 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/726EB9B6-87F3-465D-99F6-9DCB08E77862_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بمبئی را چه کسانی شعله‌ور کردند؟</title>
            <description>حمله تروریستی چهارشنبه‌شب در بمبئی، که تا پنج‌شنبه ادامه یافت، همچنان کانون نگاه‌ها و پرسش‌های بسیاری است. پرسش اصلی این است که مهاجمان چه کسانی بودند و هدف آنها از این حملات چه بود. حملات&#160;تروریستی چهارشنبه‌شب در بمبئی همچنان کانون نگاه‌ها و پرسش‌های بسیاری است.    وقوع یک رشته انفجار و درگیری مسلحانه که از شامگاه چهارشنبه در شهر بمبئی هند آغاز شد ، به گفته پلیس، تاکنون بیش از ۱۰۰ کشته و ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشته است.    حملات تروریستی به شیوه‌ای برنامه‌ریزی شده، با انفجار همزمان ده نقطه از شهر بمبئی، از جمله سه هتل مجلل، یک ایستگاه قطار، یک مرکز یهودیان و چند مرکز توریستی و دولتی، آغاز شد.    مهاجمان مسلح سپس با تیراندازی و درگیری، ۴۰ نفر از شهروندان خارجی، از جمله آمریکایی و بریتانیایی، را به گروگان گرفتند.    اما پرسش اصلی این است که مهاجمان چه کسانی بودند و هدف آنها از این حملات چه بود.    دکتر پیتر لئر (Peter Lehr)، استاد &quot;مرکز مطالعات تروریسم و خشونت‌های سیاسی&quot;&#160; دانشگاه سنت‌اندروز اسکاتلند، در پاسخ به این پرسش، به رادیو فردا می‌گوید که هنوز نمی‌توان هویت واقعی کسانی را که پشت این درگيری‌ها هستند&#160;بازشناسی کرد.        بشنوید:  گفتگو با پیتر لئر و سندیپ هاردواج در مورد حوادث بمبئی       روز پنج‌شنبه گروهی که خود را &#171;مجاهدين دكن&#187; معرفی می‌کردند در تماس با رسانه‌ها مسئولیت اين حملات تروریستی را بر عهده گرفتند.    پیتر لئر می‌گوید: &#171;طرز عمل و انگيزه مهاجمان نشان می‌دهد كه آنها به يک گروه اسلام‌گرا تعلق دارند و از ايدئولوژی القاعده پيروی می‌كنند.&#187;    همچنین هماهنگی کامل مهاجمان تحلیلگران امنیتی را به این باور رساند که آنها مهارتی بسیار در برنامه‌ريزی داشته و بنابر این وابسته به گروهی كاملا سازمان‌يافته هستند.    از سوی دیگر،شیوه و مکان‌های مورد حمله تروریست‌ها نیز گمانه‌هایی در باره باورها و مشی اعتقادی آنها پدید آورد.    پيتر لئر، استاد دانشگاه سنت‌اندروز اسکاتلند، در این باره به رادیو فردا می‌گوید: &#171;فكر می‌كنم كه مهاجمان يک گروه اسلام‌گرا باشند. آنها به محله‌های توليدی و اقتصادی بمبئي حمله نكردند؛ بلکه محله‌های توريستی و هتل‌های مجلل را هدف گرفتند و جهانگردان خارجی، بخصوص شهروندان آمريكایی و بريتانيایی را به گروگان گرفتند.&#187;    دكتر لئر می‌افزاید: &#171;اين نشان می‌دهد كه افراد مهاجم باید اسلام‌گرا بايد باشند. به باور من، حمله مهاجمان ريشه در اختلافات قومی نداشته و با هدف ايجاد اغتشاش در يک محله، يک ناحيه یا یک قوم خاص هم ایجاد نشده. فکر می‌کنم افراد مهاجم به گروه‌های اسلام‌گرایی وابسته هستند كه قصدشان ایجاد جهادی جهانی است.&#187;    گروه ناشناخته &#171;مجاهدین دکن&#187; تنها گروهی بوده است که تاکنون مسئولیت حملات چهارشنبه و پنج‌شنبه را برعهده گرفته است.    اما یکی از پژوهشگران هندی می‌گوید در حال حاضر نمی‌توان با اطمينان گفت كه حملات مسلحانه كار این گروه ناشناخته بوده است.    سندیپ هاردواج، پژوهشگر ارشد &quot;مؤسسه مطالعات صلح و منازعات&quot; در دهلی‌نو، به رادیو فردا می‌گويد: &#171;خود سازمان‌های امنيتی هند احتمال می‌دهند كه اين حمله كار افراد وابسته به لشکر طيبه باشد.&#187;    &#171;لشگر طیبه&#187; گروهی شبه‌نظامی مستقر در پاكستان است که حدود بيست سال است در هند نیز فعاليت می‌كند.    البته لشکر طیبه مسئولیت حملات تروریستی بمبئی را نپذیرفته است.    به گزارش رويترز، یکی از سخنگویان لشکر طیبه در پاکستان، به نام عبدالله غزنوی، ضمن &#171;محكوم دانستن&#187; این حملات، دست داشتن در آنها را بشدت تکذیب کرده است.    سندیپ هاردواج، پژوهشگر ارشد &quot;مؤسسه مطالعات صلح و منازعات&quot;، در دهلی‌نو می‌گوید: &#171;شماری از كارشناسان باور دارند كه مهاجمان عضو مجاهدين هند بوده‌اند؛ چون فقط این گروه توانایی انجام اين گونه حملات را دارد. علاوه بر این، گروه مجاهدين هند ظرف چهار ماه گذشته، مسئول بیشتر بمب‌گذاری‌ ها در هند بوده‌اند.&#187;    اما یک تحلیلگر دیگر می‌گوید که بین تروریست‌های بمبئی با القاعده و طالبان پیوندی هست.    پيتر لئر، استاد دانشگاه سنت آندروز اسكاتلند، به رادیو فردا می‌گوید: &#171;به نظر من، افراد مهاجم متأثر از رويدادهای افغانستان هستند. می‌دانيد كه سربازان بريتانيایی و آمريكایی مستقر در افغانستان، در خط مقدم مبارزه با طالبان و القاعده هستند. با توجه به همين امر، باید رابطه‌ای بين افراد مهاجم بمبئي با طالبان و القاعده در افغانستان وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد كه درگيری‌های افغانستان نه تنها به پاكستان، بلكه به هند هم سرايت كرده است.&#187;    اما مهاجمان چرا شهروندان خارجی را به گروگان گرفتند؟    سندیپ هاردواج هدف از اين اقدام را جلب توجه رسانه‌های جهانی می‌داند.    این پژوهشگر ارشد &quot;مؤسسه مطالعات صلح و منازعات&quot; می‌گوید: &#171;آشكارترين دليل آن است كه مهاجمان خواسته‌اند در سطح جهانی شناخته شوند و رسانه‌های جهانی به آنها توجه كند. بمب‌گذاری در مثلاً يک ايستگاه راه‌آهن در هند، توجه رسانه‌های خارج از هند را به خود جلب نمی‌كند؛ اما وقتی پای گروگان‌گيری شهروندان خارجي در بين باشد، توجه جهاني به اين افراد و اهداف آنها معطوف می‌شود.    و سرانجام پيتر لئر، استاد &quot;مرکز مطالعات تروریسم و خشونت‌های سیاسی&quot;&#160; دانشگاه سنت‌اندروز اسکاتلند، به رادیو فردا می‌گوید: &#171;اين اولين بار است كه مهاجمان دست به حمله‌ای مسلحانه به اين شكل می‌زنند.&#187;    اشاره این پژوهشگر به سلاح‌ها و تجهیزات به کار رفته در تهاجم چهارشنبه و پنج‌شنبه است.    به گفته پیتر لئر، درگيری‌های گذشته اغلب به شیوه كارگذاشتن بمب و سپس انفجار آن از راه دور بوده؛ اما در اين حملات، افراد مهاجم، مسلسل و نارنجک داشته‌اند و دست به گروگان‌گيری زده‌اند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Mumbai_Aryan_Islamsit/474846.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Mumbai_Aryan_Islamsit/474846.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 28 Nov 2008 01:39:59 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D05D7D44-C1EF-46E1-8B8C-2D2E64C38F1C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اوباما و مسأله هسته‌ای ایران</title>
            <description>&lt;p&gt;گزارش اخیر محمد البرادعی با گزارش‌های پیشین او تفاوت چندانی ندارد. مقام‌های ایران نیز کم‌وبیش اظهارات پیشین خود را تکرار می‌کنند و می‌گویند که به همه سؤال‌های آژانس پاسخ&#160; داده‌اند و بازرسی آژانس بدون هیچ‌گونه مانعی در حال اجرا ست.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بنابر این شاید بتوان از &#171;به بن‌بست رسیدن&#187; مسأله هسته‌ای ایران سخن گفت.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دکتر شهرام چوبین، مدیر پژوهش &#171;مرکز مطالعات سیاست‌های امنیتی&#187; در ژنو، در گفت‌وگو با رادیو فردا از آخرین تحولات پرونده هسته‌ای ایران می‌گوید.&lt;/p&gt; محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ، در تازه‌ترین گزارش خود درباره برنامه هسته‌ای ایران گفته است: جمهوری اسلامی ایران در زمینه ارتباط احتمالی برخی از برنامه‌های هسته‌ای خود با فعالیت‌های نظامی‌اش، با آژانس همکاری نمی‌کند.    گوردون جاندرو، سخنگوی کاخ سفید، نیز عدم همکاری دولت ایران را با آژانس &#171;تأسف‌بار و ناامید کننده&#187; خوانده است.              اما علی‌اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس، در واکنش به گزارش محمد البردعی گفته است: این گزارش نشان می‌دهد که ایران وظایف خود را در چارچوب قانونی و به طور کامل انجام داده؛ بنابر این انتظاراتی فراتر، غیرمعقول و غیر قابل اجرا ست.    گزارش اخیر محمد البرادعی با گزارش‌های پیشین او تفاوت چندانی ندارد. مقام‌های ایران نیز کم‌وبیش اظهارات پیشین خود را تکرار می‌کنند و می‌گویند که به همه سؤال‌های آژانس پاسخ&#160; داده‌اند و بازرسی آژانس بدون هیچ‌گونه مانعی در حال اجرا ست.    بنابر این شاید بتوان از &#171;به بن‌بست رسیدن&#187; مسأله هسته‌ای ایران سخن گفت.    دکتر شهرام چوبین، مدیر پژوهش &#171;مرکز مطالعات سیاست‌های امنیتی&#187; در ژنو، در گفت‌وگو با رادیو فردا از آخرین تحولات پرونده هسته‌ای ایران می‌گوید.        این گفت‌وگو را بشنوید.          رادیو فردا: آقای چوبین! آیا می‌توان از &#171;به بن‌بست رسیدن در پرونده هسته‌ای ایران&#187; سخن گفت؟        شهرام چوبین:  بله؛ همان‌طور که گفتید مسأله هسته‌ای ایران به بن‌بست رسیده است. آژانس منتظر است ایران به سؤال‌ها جواب دهد. این سؤال‌ها در گزارش‌های پیشین محمد البرادعی نیز مطرح شده بود.    ایران مطالعات ادعایی را تکذیب می‌کند و مطالب ضبط شده را نادرست می‌داند.    ایران کماکان برنامه غنی‌سازی خود را، که قطعنامه‌های پیشین سازمان ملل خواستار توقف آن بوده، دنبال می‌کند.    جمهوری اسلامی در نظر دارد تعداد سانتریفیوژهای خود را از سه هزار به شش هزار افزایش دهد و در نهایت با تولید مقدار کافی اورانیوم غنی‌شده با غلظت پایین، می‌تواند آن را دوباره غنی‌سازی کند و به اورانیوم با غلظت بالا تبدیل کند، که برای ساختن سلاح هسته‌ای به کار می‌رود.      رادیو فردا: اما از نظر سیاسی چه اتفاقی خواهد افتاد؟        شهرام چوبین:  دولت اوباما پس از ماه ژانویه که قدرت را به دست خواهد گرفت، با مسایل گوناگونی از جمله مسأله اقتصاد آمریکا روبه‌رو خواهد بود.    اما در حیطه سیاست خارجی مسأله هسته‌ای ایران از مسایل کلیدی خواهد بود و دولت اوباما سیاست تازه‌ای را در پیش خواهد گرفت.    دولت اوباما با احتراز از اشتباه دولت بوش، ایران را با حمله نظامی تهدید نخواهد کرد. بر عکس، دولت جدید آمریکا تمرکز خود را بر جست‌وجوی زمینه‌های مشترک با ایران معطوف می‌کند.    البته دولت اوباما سعی نخواهد کرد با اتخاذ موضع ملایم در قبال ایران، به تندروهای این کشور، از جمله به احمدی‌نژاد، پاداش سیاسی دهد.     در برخی محافل سیاسی آمریکا صحبت از این است که باید تا اواسط سال آینده میلادی صبر کرد و دید که آیا دولت جدیدی در ایران روی کار خواهد آمد یا خیر.    اما به باور من، این برداشت نادرست است؛ زیرا مسأله ایران با آمریکا به جناح‌های سیاسی بستگی ندارد و زمان برای حل مسأله هسته‌ای در حال از دست رفتن است.    دولت آینده ایران، مثلاً به رهبری لاریجانی یا ولایتی، تفاوت چندانی با دولت احمدی‌نژاد نخواهد داشت.      رادیو فردا: آیا امکان دارد کاهش قیمت نفت و مسایل مهم اقتصادی در ایران دولت جمهوری اسلامی را راغب کند که به نوعی قرارداد با کشورهای پنج به علاوه یک، به ویژه با آمریکا، تن دهد؟        شهرام چوبین:  نمی‌دانم به چه قراردادی تن خواهد داد؛ مگر اینکه غنی‌سازی را معلق کند.    مسأله این است که رهبران ایران دشمنی آمریکا و تضاد منافع این کشور با ایران را چنان جلوه داده‌اند که رفع آن ساده نخواهد بود.    اما با توجه به اینکه دولت اوباما می‌خواهد حضور آمریکا در عراق را کاهش دهد و به از سرگیری گفت‌وگوهای صلح بین اسرائیل و فلسطینیان کمک کند، آمریکا تحت رهبری دولت جدید با دولت بوش فرق خواهد داشت و مشکل بتوان مردم ایران را متقاعد کرد که آمریکا کماکان تهدیدی برای ایران است.    به باور من، سیاست‌های نادرست احمدی‌نژاد در زمینه‌های اقتصادی و اسراف‌کاری و به هدر دادن پول نفت، بر انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران تأثیر خواهد گذاشت.    اما به نظر می‌رسد که آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد پشتیبانی می‌کند و ظاهرا اظهارات احمدی‌نژاد را، مبنی بر اینکه آمریکا ضعیف است و ایران یک چالش استراتژیک برای آمریکا در خاورمیانه است، باور دارد.    کاهش قیمت نفت ممکن است رهبران ایران را وادارد که به بازبینی موقعیت خود بنشینند.    گو اینکه رهبران ایران دوست دارند دشمن داشته باشند و همواره خود را در محاصره بینند؛ زیرا این‌گونه به انقلاب تداوم می‌دهند.      رادیو فردا: انتظار نمی‌رود که تحریم یا قطعنامه تازه‌ای از سوی سازمان ملل، دست کم تا روی کار آمدن دولت اوباما، در کار باشد...        شهرام چوبین:  دقیقاً؛ ولی دولت آینده آمریکا دولتی جدی‌تر خواهد بود.    این دولت در ماه‌های ژانویه و فوریه آینده سعی خواهد کرد که روابط خود را با روسیه بهبود بخشد.    اگر این کار را انجام دهد، که آسان نخواهد بود، آن وقت قطعنامه دیگری، احتمالاً با تحریم‌های ضعیف، علیه ایران صادر خواهد شد.    اما در مرحله بعد، دولت جدید آمریکا پیشنهادهایی به ایران ارائه خواهد کرد و اگر این کار راه به جایی نبرد، در اواسط سال آینده میلادی تحریم‌های بسیار شدیدی علیه ایران اعمال خواهد شد؛ مانند جلوگیری از واردات بنزین به ایران.    این کار امکان‌پذیر است؛ چون آمریکا در وضعیت بهتری در جامعه جهانی قرار خواهد داشت.    رهبران آمریکا خواهند گفت که راه‌های دیپلماتیک، آن هم بدون توسل به تهدید، ایران را متقاعد نکرده است تا مسأله هسته‌ای خود را حل کند.    از این جهت، باراک اوباما تهدیدی جدی برای ایران است؛ زیرا او سروصدا به راه نخواهد انداخت و به راه‌های دیپلماتیک متوسل خواهد شد.    اگر ایران همکاری نکند آن وقت او به راحتی می‌تواند همکاری سایر کشورها را جلب کند و دو راه پیش روی آنها بگذارد: تحریم‌های بسیار سنگینی مانند جلوگیری از واردات بنزین به ایران، یا عملیات نظامی.     به باور من، این سیاست به مراتب کارسازتر از سیاست دولت بوش خواهد بود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Obama_Iran_Nuke_Choubin/474800.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Obama_Iran_Nuke_Choubin/474800.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Nov 2008 17:15:11 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AFDC1AEA-C7E9-4F29-AFDB-A8C29B41A006_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نشست باکو؛ آینه وابستگی اروپا به گاز روسیه </title>
            <description>&lt;span&gt; &lt;span&gt; &lt;span&gt;هفته گذشته سران کشورهای ترکیه، آذربایجان و شماری از کشورهای اروپای شرقی، از جمله لتونی، استونی، لیتوانی، گرجستان، لهستان و اوکراین، برای اولین بار در نشستی در باکو درباره مسیرهای انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر به اروپا، بدون عبور از روسیه، رایزنی کردند.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt;  هفته گذشته سران کشورهای ترکیه، آذربایجان و شماری از کشورهای اروپای شرقی، از جمله لتونی، استونی، لیتوانی، گرجستان، لهستان و اوکراین، برای اولین بار در نشستی در باکو درباره مسیرهای انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر به اروپا، بدون عبور از روسیه، رایزنی کردند.            روسیه برای تثبیت هر چه بیشتر موضع خود به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی انرژی به اروپا ، دراقدامی دست و دلبازانه، به ترکمنستان گفته است که گاز آن کشور را به قیمت اروپا خواهد خرید. ترکمنستان نیز این موضوع را پذیرفته است.    یک هیأت آمریکایی نیز به سرپرستی ساموئل بادمن، وزیر انرژی آمریکا، در این نشست حضور داشت.    روز پنج‌شنبه ۲۳ آبان، یک روز پیش از برگزاری این نشست، کمیسیون اروپا اعلام کرد که بر مبنای طرحی تصویب‌شده، وابستگی کشورهای اروپایی به انرژی روسیه کاهش خواهد یافت.    به گفته ماتیو برایزا، معاون وزیر خارجه آمریکا، روسیه نیز به نشست باکو دعوت شده بود اما ترجیح داد در آن شرکت نکند.    قبل از شروع نشست وزیر انرژی آمریکا، در تبیین سیاست واشینگتن درباره انتقال انرژی به اروپا، به خبرنگاران گفت: &#171;آمریکا از تعدد مسیرها پشتیبانی می‌کند، به ویژه از پروژه‌هایی که تأمین‌کنندگان انرژی، کشورهای ترانزیت و کشورهای مصرف کننده در آن سهیم باشند؛ زیرا این‌گونه مشارکت به امنیت انرژی در جهان کمک خواهد کرد.&#187;    وزیر انرژی آمریکا همچنین گفت: &#171;واشینگتن از همه مسیرهای انتقال انرژی حوزه دریای خزر به اروپا حمایت می‌کند، از جمله پروژه نابوکو و پروژه انتقال گاز آسیای مرکزی به اروپا با لوله‌گذاری در بستر دریای خزر.&#187;    با اجرای پروژه نابوکو، گاز از طریق ارزروم ترکیه به اتریش انتقال خواهد یافت.    به باور وزیر انرژی آمریکا، پروژه‌هایی مانند &#171;ساوس استریم&#187;، که در صورت عملی شدن گاز روسیه را از بستر دریای سیاه به بلغارستان و سپس به اروپای مرکزی و جنوب اروپا خواهد رساند، بسیار پیچیده است و به سرمایه‌گذاری چشمگیری نیاز دارد.    از سوی دیگر الهام علی‌اف، رییس جمهوری آذربایجان، در نشست باکو پروژه دیگری را مطرح کرد که با اجرای آن می‌توان بخشی از نفت دریای خزر را از طریق اودسا (اوکراین) - برودی -&#160; پلوتسک - گدانسک به لهستان انتقال داد.    گفت‌وگوها درباره تعدد لوله‌های انتقال انرژی و مطرح کردن پروژه‌های جدید و احیا پروژه‌های قدیمی&#160; که از روسیه عبور نکند، زمانی شدت گرفت که درگیری نظامی روسیه و گرجستان در ماه اوت، امنیت انتقال انرژی دریای خزر و آسیای مرکزی به اروپا از طریق قفقاز را زیر سوال برد.    علاوه بر این، اقدامات روسیه در ماه‌های اخیر حکایت از آن دارد که روسیه در زمینه انتقال انرژی، به ویژه گاز، به اروپا از سایر کشورها پیشی گرفته است.    در همین باره م. ک. بهادراکومار، دیپلمات پیشین هندی و کارشناس امور آسیای مرکزی، به روزنامه&#160; آسیا تایمز گفته است: &#171;روسیه، برابر قراردادی که با ترکمنستان بسته است، تا هفده سال دیگر امور مربوط به صدور گاز ترکمنستان را به عهده خواهد داشت و ترکمنستان نیز با احداث خط لوله جدیدی برای انتقال گاز خود به روسیه از طریق سواحل شرقی دریای خزر به قزاقستان موافقت کرده است.&#187;    در حال حاضر قسمت اعظم گاز ترکمنستان از طریق روسیه صادر می‌شود وعلاوه بر این، در دو سال آینده نیز میزان گاز ارسالی ترکمنستان به روسیه به ۶۰ تا ۷۰ میلیارد متر مکعب افزایش خواهد یافت.    به عبارت دیگر ترکمنستان گاز زیادی برای صادرات اضافی نخواهد داشت.     اقدامات روسیه برای تسلط بیشتر بر بازار گاز     از سوی دیگر، روسیه برای تثبیت هر چه بیشتر موضع خود به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی انرژی به اروپا ، دراقدامی دست و دلبازانه، به ترکمنستان گفته است که گاز آن کشور را به قیمت اروپا خواهد خرید. ترکمنستان نیز این موضوع را پذیرفته است.    روسیه با استفاده از همین رویه توانسته است نظر قزاقستان و ازبکستان را برای فروش گاز آنها جلب کند.                       به رغم تنش بین اروپا و روسیه بر سر حمله به گرجستان، کشورهای اتحادیه اروپا هفته پیش تصمیم گرفتند که گفت‌وگو و همکاری‌های استراتژیک خود را با روسیه از سر گیرند.    روسیه پیشنهاد مشابهی نیز به آذربایجان داده و باکو در حال گفت‌وگو با روسیه است تا، در صورت امکان، حجم نفت صادراتی خود را از طریق بندر نووروسیسک روسیه در ساحل دریای سیاه افزایش دهد.    در صورت عملی شدن این طرح، احتمال دارد صادرات نفت آذربایجان از طریق لوله باکو - تفلیس - جیهان کاهش یابد.    حمله روسیه به گرجستان و اختلالات ایجادشده در صدور نفت آذربایجان از طریق بندر سوپسا و لوله باکو - تفلیس - جیهان، که حدود پانصد میلیون دلار به آذربایجان ضرر زد، باعث شده است که باکو همه راه‌های صادرات نفت و گاز خود را مد نظر قرار دهد.     اروپا همچنان به گاز روسیه وابسته است     با این حال کوشش کشورهای اروپایی برای کاهش وابستگی‌شان به انرژی روسیه آن‌چنان مؤثر نیفتاده است.    بیانیه سیزده ماده‌ای نشست باکو نیز غیر از پرداختن به کلیات و تاکید بر صدور انرژی حوزه دریای خزر به اروپا بدون عبور از روسیه ، مانند اودسا - بردوی - پاوتسک - گدانسک، و همکاری بیشتر کشورهای شرکت کننده برای تأمین انرژی، مطالبی بی‌بدیل ندارد.    به رغم تنش بین اروپا و روسیه بر سر حمله به گرجستان، کشورهای اتحادیه اروپا هفته پیش تصمیم گرفتند که گفت‌وگو و همکاری‌های استراتژیک خود را با روسیه از سر گیرند.    این تغییرعقیده تا حد زیادی ریشه در وابستگی اروپا به انرژی روسیه دارد.    واقعیت آن است که&#160; اروپا همچنان ۴۲ در صد گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می‌کند. کشورهای اتحادیه اروپا در دو سال گذشته نتوانسته‌اند به سیاستی منسجم در قبال روسیه، به ویژه در حیطه انرژی، دست یابند.    این در حالی است که شرکت گازپروم روسیه با عقد قراردادهای بلندمدت با شماری از کشورهای اروپایی مانند آلمان و هلند نفوذ خود را در اروپا گسترش می‌دهد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_BAKU_GAS_RUSSIA/473756.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_BAKU_GAS_RUSSIA/473756.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 19 Nov 2008 17:40:47 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/505548FB-0305-4C60-B0C5-1814542488B1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171; نشست ۱+۵ درباره ایران نتيجه ملموسی نخواهد داشت&#187;
</title>
            <description>مديران سياسی کشورهای گروه ۱+۵ ، امروز ، پنجشنبه بيست و سوم آبان ، در پاريس گرد هم آمده اند تا در باره برنامه هسته ای ايران رايزنی کنند. مديران سياسی کشورهای گروه ۱+۵ ، امروز ، پنجشنبه بيست و سوم آبان ، در پاريس گرد هم آمده اند تا در باره برنامه هسته ای ايران رايزنی کنند.    ويليام برنز، معاون وزير امور خارجه آمريکا ، به نمايندگی از اين کشور، در اين نشست شرکت مي کند. خاوير سولانا، هفنه پيش، در نامه ای به دولت ايران، اعلام کرده است که خواستار گفت وگوی تازه با تهران است.    حسن قشقاوی ، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران ، نیز در واکنش به موضوع اين نامه گفته است : پيشنهادهای&#160; خاوير سولانا تکراری است و با پيشنهادهای قبلی تفاوتی ندارد .    در اين رابطه ، رادیو فردا &#160;گفت وگویی با&#160; شانون کايل ، پژوهشگر ارشد موسسه بين المللی مطالعات صلح&#160; در استکهلم&#160; ، سوئد ، انجام داده است:      رادیو فردا: چه انتظاری مي توان از نشست پاريس داشت ؟ آيا اين نشست به نتيجه ای خواهد رسيد؟&#160;        شانون کايل:  به باور من انتظار نمي رود که اين نشست به توافق&#160; يا نتيجه ملموسی دست يابد. با توجه به نتيجه انتخابات رياست جمهوری آمريکا و پيروزی باراک اوباما، اغلب کشور ها تا حدی به سياست&#160;&#171;فعلا&quot; دست نگهداريم&#187; روی آورده اند. با اطمينان مي توان گفت که کشورهای اروپائی اين سياست را پيشه کرده اند.      بیشتر بخوانید:     نشست تازه پنج به علاوه یک در باره برنامه اتمی ایران         علاوه بر اين ، آمريکا و روسيه بر سر بحران گرجستان و موضوع سپر دفاع موشکی آمريکا که قرار است در لهستان و جمهوری چک بر پا شود ، اختلاف دارند و اين اختلاف کوشش های بين المللی را برای رسيدن به يک سياست واحد درباره مسئله هسته ای ايران را مشکل کرده است.      با اين حال ، آمريکا به همراه ديگر کشورهای گروه ۱+۵ کماکان بر سياست دوگانه ، يعنی اعمال فشار بر ايران و ارائه مشوق های اقتصادی و فنی ، اصرار مي ورزد. آيا اين سياست راه به جائی خواهد برد؟      تا به حال هيچ نشانه ای دّال بر اينکه سياست به اصطلاح&#160; &#171;هويج و چماق&#187; موثر افتاده باشد ، وجود ندارد.    گزارش محمد البرادعی ، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی ، نشان مي دهد که ايران در رابطه با غنی سازی اورانيوم پيشرفت چشمگيری داشته است. ايران تا به حال پنج قطع نامه شورای امنيت را ، که ازجمهوری اسلامی مي خواهد برنامه غنی سازی اش را متوقف کند ، ناديده گرفته است.     به باور من ، سياست دوگانه کشورهای گروه ۱+۵ به اندازه کافی قاطع و محکم نيست و نمي تواند راه و روش ايران را عوض کند . تحت شرايط فعلی انتظار نمي رود که ايران تغيير عقيده دهد.      فقط دو ماه به پايان دولت بوش مانده است. فکر می کنيد اين دولت تحريم های جديدی را عليه ايران اعمال کند؟ آيا روی کار آمدن دولت اوباما می تواند راهگشای مساله هسته ای ايران باشد؟ &#160;    در حال حاضر نظر کلی اين است که دولت بوش به جز اقدامهای نه چندان چشمگير، مانند افزايش تحريم از سوی وزارت خزانه داری آمريکا عليه برخی از بانک ها و مقام های ايرانی، کار ديگری نمی تواند انجام دهد.    اغلب کشورها منتظرند که ببينند دولت باراک اوباما چه سياستی را در پيش خواهد گرفت.     در واقع منتظر دو رويداد هستند: اول اين که تيم امنيت ملی باراک اوباما متشکل از چه کسانی خواهد بود و آيا اين تيم سياست گفت و گوی مستقيم با ايران را پيشه خواهد کرد يا خير.     دوم اين که ، وضع اقتصادی ايران به چه سمت و سويی خواهد رفت. زيرا بهای نفت به شدت کاهش يافته و اگر اقتصاد ايران با مشکلات جدی تری روبرو شود شايد آن وقت دولت ايران به توافقی در باره مساله هسته ايش تن بدهد و کمک کشورهای خارجی را بپذيرد. يا دست کم راهی برای خروج از بن بست تحريم های فعلی بيابد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_world_meeting/472973.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_world_meeting/472973.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 13 Nov 2008 19:42:51 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A764665F-3D07-4B52-92F2-51B1E9BCC6A0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;تحريم ها، تجارت خارجی ایران را فلج نمی کند&#187;</title>
            <description>آمريکا اخيرا بانک توسعه صادرات ايران را که يک بانک دولتی است، تحريم کرده است. &#160;آمريکا اخيرا بانک توسعه صادرات ايران را که يک بانک دولتی است، تحريم کرده است.    وزارت خزانه داری آمريکا، اين بانک را متهم کرده است که خدمات مالی در اختيار وزارت دفاع ايران&#160; و برنامه توليد موشک های باليستيک اين کشور قرار می دهد.    اين در حالی است که در دو سال گذشته، آمريکا و برخی از کشورهای اروپايی، چه يک جانبه و چه در چهار چوب قطعنامه های شورای امنيت، شماری از مقام ها، شرکت ها و بانک های ايران، از جمله بانک ملی و صادرات و سپه را تحريم کرده اند.    در اين ارتباط،&#160;اکبر تربت، استاد دانشگاه ايالتی کاليفرنيا، در گفت و گو با &#171; رادیو فردا&#187; می گوید: هدف اصلی اين تحريم ها، تعليق برنامه هسته ای ايران است و در اين راستا تاثيری نخواهد داشت.     مشروح این گفت وگو را می خوانید:      راديو فردا: بخشی از تحريم های آمريکا مربوط به&#160; مسدود کردن دارايی بعضی از شرکت ها ويا تحريم مقام های سپاهی و دولتی است. آيا اينگونه تحريم ها جنبه نمادين و سمبوليک ندارد؟&#160; در عين حال، اين تحريم ها چه تاثيری دارد؟   &#160;   اکبر تربت:  ممکن است اين تحريم ها تا حدودی روی وضعيت اقتصادی ايران اثر بگذارد، ولی جنبه اصلی اين تحريم ها از نظر دولت آمريکا همان اثر سياسی است، که از اين جنبه تاثير خاصی ندارد.            بیشتر بخوانید:        آمريکا بانک توسعه صادرات ايران را تحريم کرد          &#171;تحريم ها به فعاليت اقتصادی ايران آسيب زده است&#187;            &#160;هدف اصلی اين تحريم ها، تعليق برنامه هسته ای ايران است و در اين راستا تاثيری نخواهد داشت.     به نظر می رسد برنامه هسته ای ايران، هم از طرف مردم حمايت می شود و هم&#160; دولت ايران در اين زمينه خط قرمزی دارد که نمی خواهد از آن تخطی کند.      مقام های آمريکايی در تشريح تحريم های خود از مسدود کردن حساب های برخی از شرکت ها و نهادهای ايرانی صحبت می کنند، ولی از قرار معلوم، شماری از اين شرکت ها اصلا دارايی در بانک های آمريکا ندارند. آيا آمريکا می خواهد اين شرکت ها را از طريق شرکت های بين المللی که خود در آن ذی نفع است، مسدود کند؟      در اين مورد که اين شرکت ها چقدر دارايی دارند، نمی توان حدس خاصی زد، ولی اگر اين شرکت ها دارايی قابل توجهی هم در بانک های آمريکا داشته باشند، در چند سال گذشته فرصت کافی داشته اند که اين دارايی ها را منتقل کنند. بنابراين اين طرح بيشتر جنبه نمادين و سمبليک دارد.       آمريکا تعدادی از بانک های ايرانی از جمله بانک ملی و بانک توسعه صادرات را تحريم کرده است، در حالی که برخی از کشورهای اروپايی، روسيه و چين با تمام تحريم های آمريکا موافق نيستند و روابط تجاری خوبی با ايران دارند. به نظر شما، آيا تحريم های مالی و بانکی از سوی آمريکا کارساز است و می تواند ايران را از ادامه غنی سازی بازدارد؟      فکر نمی کنم. البته تحريم بانک های ايران از جمله بانک سپه و بانک ملی که قبلا تحريم شده اند و بانک توسعه صادرات که اخيرا تحريم شده است و با کشورهای زيادی رابطه مالی دارد، به طور يقين تاثير منفی دارد. ولی ممکن است که جمهوری اسلامی بتواند به وسيله بانک های کشورهای ديگر، مشکلات به وجود آمده را بر طرف کند.    به طور کلی، اين تحريم ها باعث فلج شدن تجارت خارجی ايران نخواهد شد. ايران می تواند به وسيله بانک های ديگر، برای تجارت و روابط اقتصادی خود نامه اعتباری بگشايد.              &#171; اگر حمايت کشورهای منطقه، به ويژه قدرت های بزرگ آسيا مانند چين و روسيه، از ايران قطع نشود، ايران می تواند با اين تحريم ها کنار بيايد و اقتصاد ايران فلج شدن نخواهد شد.&#187;     اکبر تربت، استاد دانشگاه ايالتی کاليفرنيا       &#160;ايران، به يقين، از بحران مالی دنيا که از آمريکا آغاز شده و به کشورهای ديگر نيز سرايت کرده است، زيان خواهد ديد. اما در اين وضعيت بحرانی، به کشورهای غربی بيشتر ضرر خواهد رسيد تا ايران.       تجربه تحريم های گذشته در مورد بعضی کشورها مانند کوبا يا عراق نشان داده است که اين کشورها می توانند سال ها در برابر تحريم مقاومت کنند. آيا دولت ايران هم می تواند سال ها در برابر تحريم های آمريکا و شورای امنيت مقاومت کند؟      اگر حمايت کشورهای منطقه، به ويژه قدرت های بزرگ آسيا مانند چين و روسيه، از ايران قطع نشود، ايران می تواند با اين تحريم ها کنار بيايد و اقتصاد ايران فلج شدن نخواهد شد. &#160;  برخی از کارشناسان بر اين باورند که ايران با روابط گسترده تجاری که با امارات متحده عربی و ساير کشورها دارد، اين تحريم ها را به حاشيه رانده و به اصطلاح آن را دور زده است. آيا اين مسئله درست است؟     بله، آمار نشان می دهد که تجارت ايران با امارات متحده عربی به ميزان قابل توجهی افزايش يافته است، يعنی کالاهايی که ايران نمی تواند به طور مستقيم از کشورهای ديگر به خصوص آمريکا وارد کند، به طور غير مستقيم از اين کشور وارد می کند. حتی گزارش هايی وجود دارد که اجناس از کشورهای خليج فارس به طور قاچاق وارد ايران می شود.&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_US_Sanctions_Banks/471244.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_US_Sanctions_Banks/471244.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 31 Oct 2008 18:45:51 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F1C072C0-4DE5-4710-A728-EEA6CCD414F4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وضعیت افغانستان و &#171;ارسال اسلحه از ايران به طالبان&#187;</title>
            <description>گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمريکا حکايت از آن دارد که اوضاع امنيتی در افغانستان رو به وخامت گرائيده است. گزارش سازمان های اطلاعاتی آمريکا حکايت از آن دارد که اوضاع امنيتی در افغانستان رو به وخامت گرائيده است.     به گفته درياسالار مايکل مولن ، ریيس ستاد ارتش آمريکا ، اوضاع امنيتی افغانستان در سال آينده وخيم تر خواهد شد ، مگر اينکه آمريکا و ديگر کشورهای ناتو اقدام های موثر و عاجلی انجام دهند.    ریيس ستاد ارتش فرانسه هم در اظهار نظری مشابه می گويد : &#171;جنگ افغانستان پيروزی به دنبال ندارد&#187;.    همزمان با اين هشدارها ، شبه نظاميان طالبان عمليات خود را عليه نيرو های ناتو و آمريکائی افزايش داده اند.      وخامت اوضاع افغانستان      در پی هشدار فرماندهان بلند پایۀ آمريکایی و ناتو٬ دربارۀ وخامت اوضاع امنيتی در افغانستان٬ رهبران کشورهای غربی٬ اکنون چشم خود را٬ به واقعيت های ناگوار در افغانستان٬ دوخته اند.     اين رهبران می پذيرند که فعاليت و نفوذ طالبان رو به فزونی است و دولت حامد کرزای٬ در بسياری موارد٬ ناتوان است و نيروهای شصت و چهار هزار نفرۀ بين المللی ناهماهنگ هستند و امکانات و منابع آنها ناکافی است.&#160;    &#160;به تازگی وزير دفاع آمريکا٬ رابرت گيتس٬ از هر نوع کوشش٬ برای برقراری صلح٬ ميان طالبان و دولت افغانستان٬ استقبال کرد.         &#171;به باور ما٬ در تحليل نهائی٬يک افغانستان با ثبات به نفع ايران است. افغانستان باثباتی که بتواند توليد مواد مخدر را کنترل کند. زيرا بخشی از اين مواد به ايران ارسال می شود. بنابراين به نفع ايران است که از طالبان حمايت نکند. ادامۀ فعاليت های ايران٬ در اين رابطه٬ مایۀ درد سر و نگرانی است&#187;.     اريک ادل من٬ معاون وزير دفاع آمريکا در امور سياست گذاری٬       &#160;در خلال سال جاری٬ تلفات و ضايعات٬ نيروهای آمريکائی و ناتو٬ در افغانستان سابقه نداشته است. بنا بر گزارشات٬ نيروهای آمريکائی٬ سلاح هائی را در غرب افغانستان٬ به دست آورده اند٬ که به گفتۀ آنها٬ از ايران٬ به ستيزه جويان طالبان٬ فرستاده شده است.     اما اکنون این پرسش مطرح است که اين سلاح ها٬ از سوی دولت ايران فرستاده شده٬ يا اين که برخی از گروه های تبهکار٬ وابسته به طالبان٬ اين سلاح ها را در اختيار آنها گذاشته اند. &#160;    اريک ادل من٬ معاون وزير دفاع آمريکا در امور سياست گذاری٬ در این زمینه می گويد: &#171;با رديابی مسير برخی گروه های طالبان٬ به اين نتيجه رسيديم٬ که حمايت ايران از طالبان افزايش يافته است. پشتيبانی ايران مقطعی ولی مداوم است. اين کار مایۀ نگرانی است&#160;و می تواند يک عامل عمدۀ بی ثباتی در افغانستان باشد. بنابراين٬ بهتر است که دولت ايران يا هر گروهی در داخل اين دولت٬ که از طالبان پشتيبانی می کند٬ از اين کار دست بردارد&#187;.     وی می افزاید:&#171;به باور ما٬ در تحليل نهائی٬يک افغانستان با ثبات به نفع ايران است. افغانستان باثباتی که بتواند توليد مواد مخدر را کنترل کند. زيرا بخشی از اين مواد به ايران ارسال می شود. بنابراين به نفع ايران است که از طالبان حمايت نکند. ادامۀ فعاليت های ايران٬ در اين رابطه٬ مایۀ درد سر و نگرانی است&#187;.    اما٬ شاهد احمد٬ خبرنگار راديو فردا در اسلام آباد٬ پاکستان٬ می گويد: به رغم ضديت جمهوری اسلامی با طالبان٬ چه از نظر ماهيتی و چه از نظر ايدئولوژيک٬ ارسال اسلحه٬ از سوی ايران٬ امکان پذير است    &#160;وی می افزاید: ممکن است&#160; ايران٬ برای آن کسانی اسلحه و کمک فراهم کند٬ که از منافع&#160; جمهوری اسلامی در افغانستان٬ دفاع کنند٬ چون پيروزی آمريکا و غربی ها در افغانستان و برقراری دولتی طرفدار آمريکا و غرب٬ به هيچ وجه به نفع ايران نيست و همين سياست را٬ ايران٬ در عراق هم٬ دنبال می کند.    &#160;شاهد احمد در پاسخ به این پرسش که وزير امور خارجۀ ايران٬ به کشورهای غربی٬ در مورد مذاکره با طالبان٬ هشدار داده است، آيا در اين ميان تناقضی وجود ندارد؟ آيا يک افغانستان با ثبات به نفع ايران نيست؟&#160; می گويد: &#171;بله٬ ايران می خواهد که در همسايگی خود افغانستانی با ثبات وجود داشته باشد٬ ولی٬ نه آن افغانستان با ثباتی٬ که طرفدار آمريکا و زير نفوذ آمريکا يا غرب باشد. ايران افغانستان&#160; با ثباتی&#160; را می خواهد که دوست يا زير نفوذ ايران باشد&#187;.    این در حالی است که عربستان سعودی٬ اعلام کرده است٬ که از نمايندگان دولت افغانستان و طالبان در کشور خود٬ ميزبانی کرده و به گفتۀ وزير دفاع آمريکا٬ رابرت گيتس٬ کشورش از هر گونه اقدام سازنده ای در برقراری صلح٬ بين دولت افغانستان و طالبان٬ استقبال می کند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_afghanistan/470133.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_afghanistan/470133.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Oct 2008 20:56:04 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/44C2319E-8DB2-45AA-9328-9D6E07C3EA37_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;قيمت نفت در بازارهای جهانی تنزل خواهد کرد&#187;</title>
            <description>بحران بازارهای مالی غرب که اواسط تابستان گذشته در بخش مسکن آمريکا ظهور کرد، در ماه های اخير، اکثر بخش های مالی آمريکا و اروپا را فرا گرفته است. &#160;بحران بازارهای مالی غرب که اواسط تابستان گذشته در بخش مسکن آمريکا ظهور کرد، در ماه های اخير، اکثر بخش های مالی آمريکا و اروپا را فرا گرفته است.    آمريکا و کشورهای اتحاديه اروپا نيز به تازگی در اقدامی مشابه سعی کرده اند از مشکلات بانک ها و موسسات مالی شان بکاهند.    همزمان، بحران کنونی بر بسياری از کشورهای در حال توسعه نيز تاثير گذاشته و در&#160;تمامی&#160; سيستم مالی&#160; و بانکی آنها، از جمله در سقوط بهای سهام، کمبود نقدينگی و کاهش امکانات اعتباری، قابل لمس است.     در اين ارتباط، دکتر &#171; تام کرشماير&#187;، استاد دانشکده اقتصاد لندن، در گفت و گو با &#171; راديو فردا&#187; می گويد: تحت اين شرايط٬ صادرات کشورهای در حال توسعه به کشورهای صنعتی٬ کاهش خواهد يافت و به احتمال قوی، با رکود در سطح جهانی روبرو خواهيم شد.      راديو فردا: دلايل عمده و عوامل بروز اين بحران مالی چيست؟ &#160;&#160;       &#160;تام کرشماير:  دليل عمدۀ اين بحران مالی٬ به عملکردهای گذشته باز می گردد. برای مدت های مديد٬ وام ارزان در اختيار مشتريان گذاشته می شد و در پنج سال گذشته، حجم پس اندازها٬ به ويژه پس انداز های چين٬ بازارهای مالی را کاملا اشباع کرده بود.      بیشتر بخوانید:        آيا &#171;سرمايه داری&#187; می ميرد؟           بوش: آمريکا قادر است بحران مالی کنونی را حل کند  &#160;         به عبارت ديگر٬ ميزان سرمايه در بازارهای مالی٬ بيش از اندازه بود. مهمتر اينکه٬ توجه چندانی به ريسک های مرتبط با سرمايه گذاری نمی شد و وام به کسانی داده می شد که واجد شرايط برای دريافت آن نبودند.     حتی در مواردی، وام به کسانی داده شد که نه درآمدی داشتند٬ نه شاغل بودند و نه دارايی کافی داشتند.     اضافه بر اين٬ برخی از مؤسسات مالی و بانک ها٬ راه و رسم های تازه ای را در حسابداری باب کردند٬ به اين معنا که خدمات و توليدات فروخته شدۀ پيشين را که از ترازنامه های آنها خارج شده بود٬ دوباره وارد ترازنامه کردند.    در نتيجه٬ هم بانک ها زيان کلانی دادند و هم مردم اعتماد خود را به بانک ها و مؤسسات مالی از دست دادند. همۀ اينها٬ به بحران مالی منجر شد که اکنون آمريکا و اروپا با آن دست و پنجه نرم می کنند.      &#160;دولت آمريکا اقداماتی را در چهارچوب طرح نجات مالی٬ برای رفع اين بحران انجام داده است. آيا اين اقدامات کارساز بوده اند؟           &#160;به تازگی٬ کشورهای گروه هفت دربارۀ يک برنامۀ عملی برای مقابله با بحران مالی٬ به توافق رسيده اند.     اين برنامه شبيه برنامۀ آمريکا است. بخشی از اين برنامۀ عملی٬ تغيير ساختار سهام و سرمایۀ بانک ها است که به باور من٬ اقدام درستی است.     آمريکا برنامۀ خريد دارايی های بی بازده و بی ارزش در بازارهای مالی را به تعويق انداخته و اين اولين قدم برای تغيير سهام و سرمایۀ بانک ها است. کشورهای اروپايی هم همين کار را کرده اند. در بريتانيا هم همين کار را در مورد دو يا سه بانک انجام داده اند.      برخی از کارشناسان می گويند که اين اقدامات به معنای ملی کردن مؤسسات مالی و پايان آزادی اقتصادی است. همينطور است؟      اقدام کشورهای غربی دو بعد دارد. بدون شک٬ يک بعد آن٬ ملی کردن بخشی از بانک ها و مؤسسات مالی است٬ که قبلا جزء بخش خصوصی بود. اما اين کار موقتی است و مدت آن هم دقيقا&quot; معلوم نيست. ممکن است پنج تا ده سال طول بکشد. در مجموع٬ اين کار قدمی به جلو است.      &#171;بحران مالی اروپا و آمريکا بر روی کشورهای صادر کنندۀ نفت هم اثر خواهد گذاشت٬ زيرا در شرايطی که اقتصاد جهانی رو به افول است٬ ميزان نفت مصرفی هم کاهش پيدا خواهد کرد. به عبارت ديگر، قيمت نفت در بازارهای جهانی تنزل خواهد کرد و اثر آن در کشورهای اوپک قابل ملاحظه خواهد بود.&#187;    فعاليت بانک ها بر خلاف شرکت ها، بر پایۀ مقررات خاصی که دولت وضع می کند٬ کنترل می شوند.    &#160;بنا براين٬ نظارت دولت بر بانک ها چيز تازه ای نيست، ولی با توجه به اقدامات جديد دولت های غربی٬ ميزان نظارت و کنترل بر بانک ها افزايش خواهد يافت٬ زيرا اين دولت ها نمی خواهند در آينده با مسائلی٬ مشابه آنچه که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنند٬ روبرو شوند.      با توجه به جهانی شدن اقتصاد و همچنين رابطه اقتصاد کشورها٬ با يکديگر، کشورهای اتحاديه اروپا دست به اقداماتی برای رفع بحران مالی زده اند. آيا اين کار در راستای اقدامات آمريکا است٬ يا اينکه يک جانبه است؟      قدم های برداشته شده٬ يک کار دسته جمعی از سوی کشورهای گروه هفت است. اقتصاد همۀ اين کشورها به يکديگر مرتبط است. بخشی از دارايی های بی بازده و کم ارزش بانک ها و مؤسسات مالی در اروپا٬ آسيا٬ خاورميانه و ديگر نقاط دنيا معامله شده اند و لذا بی اعتمادی به بانک ها و مؤسسات مالی٬ به يک پديدۀ جهانی تبديل شده است.     در اين ارتباط٬ احتمالا شاهد يک واکنش جهانی خواهيم بود که تغيير گسترده تر در ساختار سهام و سرمایۀ بانک ها٬ در اروپا و آمريکا٬ می تواند يکی از پيامدهای آن باشد.      اين بحران مالی چه تأثيرات عمده ای بر کشور های در حال توسعه٬ به ويژه کشورهای صادر کنندۀ نفت٬ اوپک٬ خواهد داشت؟      به باور من٬ بحران مالی اروپا و آمريکا٬ اثر غير مستقيم بر اين کشورها خواهد داشت٬ يعنی از طريق افت اقتصاد جهانی٬ کاهش مصرف در آمريکا و کند شدن فعاليت های اقتصادی در سطح جهانی.     &#160;تحت اين شرايط٬ صادرات کشورهای در حال توسعه به کشورهای صنعتی٬ کاهش خواهد يافت و به احتمال قوی، با رکود در سطح جهانی روبرو خواهيم شد.    بحران مالی اروپا و آمريکا بر روی کشورهای صادر کنندۀ نفت هم اثر خواهد گذاشت٬ زيرا در شرايطی که اقتصاد جهانی رو به افول است٬ ميزان نفت مصرفی هم کاهش پيدا خواهد کرد. به عبارت ديگر، قيمت نفت در بازارهای جهانی تنزل خواهد کرد و اثر آن در کشورهای اوپک قابل ملاحظه خواهد بود.      برخی از کارشناسان اين بحران مالی را &#171; کسادی خفيف&#187; نام داده اند. در مقابل٬ برخی می گويند که چنين بحرانی از زمان &#171; بحران بزرگ&#187; يا &#171; رکود بزرگ&#187; دهۀ ۱۹۳۰ سابقه نداشته است. اين بحران تا چه زمان ادامه خواهد يافت؟      به عقيدۀ من٬ در اين برهه زمانی٬ کسی به درستی نمی داند که اين کسادی تا چه حد و تا چه مدت دوام خواهد يافت. زيرا ما از دادن اعتبار و وام به شرکت ها و اثرات آن بر قيمت محصولات آگاهی نداريم. ولی بايد بگويم که ما با کسادی روبرو خواهيم شد و شايد ميزان و عمق اين کسادی بيش از انتظار باشد.     ولی در مجموع، کورسوی اميدی در پايان اين بحران مشاهده می شود و به تصور من٬ اين بحران مالی٬ شباهتی به بحران بزرگ بين جنگ جهانی اول و دوم نخواهد داشت.     ما در حال حاضر٬ با نوعی عدم قطعيت و بلا تکليفی روبرو هستيم٬ ولی سياستمداران آمريکايی و اروپايی٬ تصميمات درستی برای حل اين بحران مالی گرفته اند. گو اينکه مدتی طول کشيد تا اين تصميمات قطعی شود.     بنا براين٬ می توانيم خوش بين باشيم که جهان با پشت سر گذاشتن اين بحران مالی٬ به وضعيت عادی بر خواهد گشت.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Crisis_West_OPEC/469626.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Crisis_West_OPEC/469626.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Oct 2008 13:42:36 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D037B200-2527-40DB-A623-B61BE2E4B8C5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>فشار اقتصادی آلمان، راهگشای برنامه هسته ای ايران</title>
            <description>ديتهارت پالاشکه، استاد دانشگاه در آلمان و مدير بخش آلمانی جامعه هواداران صلح برای خاورميانه می گويد: آلمان با استفاده ازاهرم های فشاراقتصادی اش می تواند ايران را مجبور کند تا از کوشش برای دسترسی به سلاح هسته ای دست بردارد و برنامه غنی سازی اش را رها کند. اما در عمل، آلمان تمايل جدی برای اين کار ندارد. ديتهارت پالاشکه، استاد دانشگاه در آلمان و مدير بخش آلمانی جامعه هواداران صلح برای خاورميانه، که بيش از ۱۹ هزار عضودر جهان&#160; دارد، می گويد: آلمان با استفاده از اهرم های فشاراقتصادی اش می تواند ايران را مجبور کند تا از کوشش برای دسترسی به سلاح هسته ای دست بردارد و برنامه غنی سازی اش را رها کند. اما در عمل، آلمان تمايل جدی برای اين کار ندارد.     بر اساس آمارهای ارائه شده، آلمان ۱۷۰۰ شرکت فعال در ايران دارد و دو سوم شرکت های ايرانی از تکنولوژی آلمانی استفاده می کنند. در همين ارتباط، اداره فدرال تجارت خارجی آلمان در شش ماه اول سال جاری ميلادی، ۱۹۲۶ معامله بازرگانی با ايران را تصويب کرده است.    ديتهارت پالاشکه در گفت و گو با &#171; رادیو فردا&#187; می گوید: اگر آلمان تحريم های جدی عليه ايران اعمال کند، رهبران ايران نظر خود را در رابطه با مسئلۀ غنی سازی تغيير خواهند داد.      راديو فردا: آلمان رابطه قوی بازرگانی با ايران دارد. بنا براين چه لزومی دارد که اين رابطه را خراب و يا احياناً قطع کند ؟        ديتهارت پالاشکه:  نمی گويم که آلمان روابط بازرگانی خود با ايران را قطع کند. پيشنهاد من اين است که آلمان به روابط خود با ايران در بخش نفت و گاز و ديگر بخش هايی که می تواند به ساختن سلاح های هسته ای کمک کند٬ پايان دهد.    بهترين گزينه برای آلمان٬ اين است که با تصويب قانونی٬ رابطه در اين بخش ها را ممنوع کند.      با اين حساب٬ دامنۀ تحريم ها بايد تا چه اندازه باشد؟      به نظر من٬ تحريم ها بايد تمام عيار باشد. اين بهترين راه ممکن است و در اين صورت، می توان تمامی فعاليت های ايران را مختل کرد.    جامعه جهانی به هيچ وجه به دولت ايران اعتماد ندارد. با اين وجود٬ ما بايد واقع گرا باشيم و می دانيم که تحريم ها بطور کامل عليه ايران به اجرا در نخواهد آمد٬ اما حداقل کاری که آلمان می تواند بکند٬ اين است که به همکاری در زمينه هايی که می تواند ايران را برای رسيدن به سلاح هسته ای کمک کند٬ پايان دهد.      در دنيای سياست٬ کشورها عموما به دنبال منافع ملی خود هستند. آلمان هم٬ با توجه به روابط ديرينۀ اقتصادی با ايران٬ از اين قاعده مستثنی نيست. فکر می کنيد آلمان٬ تحريم های جدی تری را عليه ايران اعمال کند؟      اگر آلمان تحريم های جدی عليه ايران اعمال کند٬ رهبران ايران نظر خود را در رابطه با مسئلۀ غنی سازی تغيير خواهند داد. مطمئن هستم که اينطور خواهد شد.    بخش عمده ای از صنايع ايران٬ از تکنولوژی آلمانی استفاده می کنند و اگر آلمان از ارسال قطعات يدکی خود داری کند٬ صنايع ايران با مشکلات جدی روبرو خواهند شد.         &#171;بخش عمده ای از صنايع ايران٬ از تکنولوژی آلمانی استفاده می کنند و اگر آلمان از ارسال قطعات يدکی خود داری کند٬ صنايع ايران با مشکلات جدی روبرو خواهند شد.&#187;     ديتهارت پالاشکه، استاد دانشگاه در آلمان و مدير بخش آلمانی جامعه هواداران صلح برای خاورميانه       &#160;اين می تواند تصميم دولت ايران را در رابطه با غنی سازی عوض کند.      اگر آلمان دست به اين کار بزند٬ فکر نمی کنيد که کشورهای ديگر جای آلمان را بگيرند؟      بله، صحيح است. ساير کشورها می توانند جای آلمان را بگيرند٬ اما وقت دارد از دست می رود و هرگونه تأخير در اجرای تحريم های جدی٬ به ايران فرصت خواهد داد که برنامه هسته ای خود را گسترش دهد.      اما ايران می گويد ادامۀ برنامۀ غنی سازی٬ برای دسترسی به سوخت هسته ای است و چيزی را هم از آژانس مخفی نکرده است و دنبال سلاح هسته ای هم نيست. نظر شما چيست؟      ممکن است اينطور باشد، ولی رفتار دولت ايران صادقانه نيست. اگر ايران چيزی برای مخفی کردن ندارد٬ چرا نمی گذارد بازرسان آژانس از همه تأسيسات هسته ای بازرسی کنند؟    تا جايی که من می دانم٬ ايران برخی از فعاليت های خود را مخفی نگه داشته است و در اين رابطه چه در آلمان٬ چه در سطح بين المللی٬ سوء ظن وجود دارد.      سئوال آخر اينکه٬ فکر می کنيد آلمان با هماهنگی ساير کشورهای اروپايی بتواند تحريم های جدی تری عليه ايران اعمال کند؟      اين کار آسان نخواهد بود. اما آلمان می تواند٬ با يک استراتژی جديد٬ تحريم ها عليه ايران را گسترش دهد٬ به طوری که ايران را از ساختن تجهيزاتی که می تواند به توليد سلاح هسته ای کمک کند٬ باز دارد.    آلمان در قبال امنيت اسرائيل٬ مسئوليت هايی دارد و به باور من٬ ايران بزرگ ترين تهديد برای اسرائيل است.    بنا براين سياستمداران آلمانی بايد همۀ توان خود را برای جلوگيری از هر گونه رويارويی بين اسرائيل و ايران بکار بگيرند و حل مسئله هسته ای ايران را به تأخير نيندازند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Germany_Iran_sanctions/468435.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Germany_Iran_sanctions/468435.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 11 Oct 2008 11:42:58 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A74F8EBD-7AD0-4AE6-B3D4-DC87F280561D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ایران می تواند از سوخت مصرف شده بمب اتمی بسازد&#187;</title>
            <description>يک سازمان غير انتفاعی آموزشی با عنوان &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187; در وب سايت خود ويدئويی درباره&#160; برنامه هسته ای ايران قرار داده است. يک سازمان غير انتفاعی آموزشی با عنوان &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187; در وب سايت خود ويدئويی درباره&#160; برنامه هسته ای ايران قرار داده است.  در اين ويدئو، ادعاهایی عليه برنامه هسته ای ايران مطرح شده است. از جمله توليد اورانيوم با غلظت بالا و اينکه ايران قادر است يک سال بعد از راه اندازی نيروگاه بوشهر ۳۰ تا ۶۰ بمب هسته ای بسازد.  اين سازمان غير انتفاعی، توسط ريچارد هالبروک، نماينده پيشين آمريکا در سازمان ملل، جيمز وولسی، رييس پيشين سازمان اطلاعات مرکزی (سازمان سيا)، دنيس راس، نماينده پيشين آمريکا در خاورميانه و مارک والاس، نماينده اسبق آمريکا در سازمان ملل متحد پايه گذاری شده است و هدف خود را بالا بردن سطح آگاهی مردم جهان درباره ماهيت برنامه هسته ای ايران و قانع کردن جمهوری اسلامی برای دوری جستن از ساخت سلاح هسته ای اعلام کرده است.  راديو فردا درباره ادعاهای مطرح شده در ويدئوی منتشر شده در سايت اين سازمان و مواضع این سازمان در قبال برنامه هسته ای ایران، با هنری سوکولسکی، يکی از کارشناسانی که با سازمان &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187; همکاری می کند گفت و گو کرده است.   رادیو فردا: آقای سوکولسکی، در ويدئويی که در سايت سازمان &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187; قرار داده شده است، گفته می شود که ايران يک سال بعد از راه اندازی نيروگاه بوشهر می تواند ۳۰ تا ۶۰ بمب هسته ای بسازد. ولی برابر قرار داد ايران و روسيه، سوخت مصرف شده تحت نظارت آژانس به روسيه بازگردانده خواهد شد. با توجه به اين مسئله ايران چگونه می تواند از سوخت مصرف شده، بمب هسته ای بسازد؟    هنری سوکولسکی:  نه تنها اين کار امکان پذير است، بلکه بازگرداندن سوخت مصرف شده يک کار گمراه کننده ديپلماتيک است. بازگرداندن سوخت برای يک مدت ۱۰ ساله تعيين شده است. سوخت مصرف شده، تا يک يا دو سال بعد از خارج شدن از رآکتور هنوز در اختيار ايران است. آن چه ما مطرح کرده ایم، سوخت هسته ای است که در هر زمان داخل رآکتور نيروگاه است.  هر ۱۲ تا ۱۵ ماه، حدود ۲۲ تا ۲۳ تن سوخت در محفظه سوخت نيروگاه هسته ای گذاشته می شود و در مجموع نيروگاه ها سه محفظه سوخت دارند. يعنی به طور تقريبی ۶۰ تن سوخت در هر زمان در نيروگاه وجود دارد که از آن برای توليد برق استفاده می شود.  ولی بعد از ۱۲ تا ۱۵ ماه، اين مقدار سوخت ۳۰۰ کيلوگرم يا قدری بيشتر پلوتونيوم توليد می کند که می تواند برای ساخت سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گيرد. البته اين پلوتونيوم، يک درجه پايين تر از پلوتونيومی است که برای ساخت سلاح به کار می رود. از اين ۳۰۰ کيلوگرم پلوتونيوم، می توان ۳۰ تا ۶۰ بمب هسته ای ساخت.         &#171;ايران می تواند سوخت مصرفی نيروگاه را که از روسيه تحويل گرفته به بهانه آزمايش به مکان ديگری منتقل کند. اين کار زنگ خطر را به صدا درخواهد آورد. اما با وجود اين، ايران می تواند اورانيوم غنی شده با غلظت پايين را که همان سوخت نيروگاه هاست، به اورانيوم با غلظت بالا برای سلاح هسته ای تبديل کند.&#187;     هنری سوکولسکی، &#160;کارشناس سازمان &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187;      کاری که کارشناسان ايران می توانند بکنند، اين است که رآکتور را خاموش کنند که اين کار برای کار گذاری سوخت جديد در راکتور انجام می گيرد و بعد بگويند می خواهيم سوخت مصرف شده را آزمايش کنيم، چون اشکالات شيميايی پيدا شده است. سپس می توانند اين سوخت مصرف شده را به جای ديگری انتقال دهند و آن را در تاسيسات تجزيه شيميايی باز فرآوری کنند.  اين نوع تاسيسات، پيچيدگی تاسيسات غنی سازی اورانيوم را ندارد و می توان يک کارخانه تجزيه شيميايی در يک محوطه ۱۸ متر در ۱۸ متر، حتی در يک انبار بزرگ بر پا کرد. هزينه ساخت اين کارخانه هم در مقايسه با ساخت ساير تاسيسات هسته ای پايين است.   ايران دانش فنی لازم برای ساخت چنين کارخانه ای را دارد و می تواند آن را مخفيانه و در مدت شش ماه بر پا کند. ايران می تواند با استفاده از اين کارخانه تجزيه شيميايی، هر ۱۰ روز يک بمب هسته ای بسازد.  ما نمی دانيم ايران چنين تاسيساتی را دارد یا خیر، نشانه هايی برای وجود آن در دست نيست. اما امکان دارد چنين تاسيساتی وجود داشته باشد و ما موقعی از آن آگاه خواهيم&#160; شد که ايران از آن استفاده کند. تمام اين ها فقط يکی از راه های موجود برای توليد سلاح هسته ای است.  راه ديگر اين که ايران می تواند سوخت مصرفی نيروگاه را که از روسيه تحويل گرفته به بهانه آزمايش به مکان ديگری منتقل کند. اين کار زنگ خطر را به صدا درخواهد آورد. اما با وجود اين، ايران می تواند اورانيوم غنی شده با غلظت پايين را که همان سوخت نيروگاه هاست، به اورانيوم با غلظت بالا برای سلاح هسته ای تبديل کند.  نيروگاه بوشهر که ظاهرا نمی توان از آن برای توليد سلاح هسته ای استفاده کرد و فقط برای توليد برق اسفاده می شود، خود يک دردسر بزرگ است. &#160; نکته قابل توجه اين که حدود دو هزار و ۶۰۰ نفر از کارشناسان روسيه در بوشهر کار می کنند و ما هيچ اطلاعی از اين کارشناسان نداريم و نمی دانيم چه دانش هايی را به ايران انتقال داده اند و يا خواهند داد. بنابر اين، اين ايده که نيروگاه بوشهر از هر جهت مد نظر قرار دارد و کاملا ايمن است، ايده ای بی معنی است.  به نظر شماری از کارشناسان، نيروگاه بوشهر يک کارخانه بمب سازی است. به همين دليل کارشناسان آژانس به طور مرتب از اين نيروگاه بازديد می کنند، زيرا امکان توليد سلاح از طريق اين نيروگاه وجود دارد. همه قيل و قال ها درباره نيروگاه بوشهر به خاطر همين مسئله است.   در این ويدئوهمچنین تاکيد شده که ايران اورانيوم با غلظت بالا تهيه کرده است. اگر منظور آلودگی سانتريفوژهايی است که از پاکستان خريداری شده بود، سرانجام اين مسئله حل شد. آيا ايران هنوز اورانيوم با غلظت بالا توليد می کند؟&#160;     حتما، اين موضوعی است که درک نکات فنی آن برای کسانی که به اين مسئله وارد نيستند مشکل است.   برخی از اين افراد می گويند بمب هسته ای کجاست؟ اورانيوم غنی شده با غلظت بالا آن هم به مقدار زياد کجاست؟ و چون جوابی ندارند می گويند مسئله ای در بين نيست. اما آن چه اين افراد بايد بدانند، اين است که تاسيسات ايران برای توليد اورانيوم با غلظت پايين، می تواند اورانيوم برای بمب هسته ای نيز توليد کند.  بنابر اين بسيار مهم است که ايران به همه سوال های مطرح شده از سوی آژانس، درباره ماهيت برنامه هسته ای و فعاليت های گذشته خود پاسخ دهد.  نکته ديگر اين که تاسيسات گسترده ايران برای غنی سازی اورانيوم، چه از نظر فنی و چه از نظر اقتصادی، قابل توجيه نيست. ايران فقط يک نيروگاه هسته ای دارد، پس اين همه تاسيسات برای چيست؟ گو اين که می گويد، می خواهد چند نيروگاه ديگر نيز تاسيس کند. &#160; مهمتر اين که ايران می تواند اورانيوم با غلظت پايين توليد کند، ولی توانايی فنی لازم برای توليد سوخت هسته ای را که قابل استفاده در نيروگاه بوشهر باشد ندارد.   نکته آخر اين که ايران معادن اورانيوم کافی ندارد و بايد اين ماده را از خارج وارد کند. تمام کارهای ايران سؤال برانگيز است.         شايد مقامات ايرانی فکر می کنند با پاسخ ندادن به سؤال های آژانس و عدم همکاری با شورای امنيت، اين سازمان ها خسته خواهند شد و ايران را به حال خود رها خواهند کرد. اما بايد بگويم که در شرايط فعلی مبارزه ايران با اين سازمان ها فراتر از زورآزمايی لفظی و در حقيقت، زورآزمايی اراده ها است.&#187;     هنری سوکولسکی      ممکن است ايران اين تاسيسات را برای توليد بمب هسته ای به کار گيرد و در مدت کوتاهی بمب&#160;اتمی بسازد. به همين جهت گسترش سلاح های بالستيک در ايران و اطلاعاتی که به دست آمده است، بسياری از کارشناسان را به تعجب وا می دارد. &#160; به نظر می رسد که اين تاسيسات بيشتر برای توليد کلاهک هسته ای برای موشک های بالستيک ايران باشد تا توليد اورانيوم با غلظت پايين برای نيروگاه هسته ای.  مقامات ايرانی تمايلی برای رفع اين ابهامات ندارند. ايران طوری رفتار می کند که انگار چيزی را مخفی می کند و اين امر باعث نگرانی کشورهای غربی است.&#160;   &#171;اتحاد عليه ايران هسته ای&#187; می گويد ايران همه فعاليت های خود را آشکار نکرده است. اما مقامات ايرانی آن را انکار می کنند و می گويند برخی از سؤال هايی که آژانس مطرح کرده، به مسئله هسته ای ربطی ندارد و سوال ها درباره سلاح های متعارفی است که جزو اسرار نظامی ايران است. آيا اين مسئله درست است؟     من فکر می کنم دولت ايران به يک استدلال حقوقی ضعيف روی آورده و می گويد، ايران از نظر فنی وظيفه ندارد که در خواست های شما را برآورده کند. اين استدلال تا حدی درست است، اما لازم است به سوال های مطرح شده از سوی آژانس بين المللی انرژی اتمی&#160;پاسخ داده شود، تا معلوم گردد ايران برنامه هسته ای اعلام نشده ای دارد يا خير.   در هيچ جای منشور آژانس نوشته نشده است که کشورها از نظر قانونی، به جز ارائه ليست مواد هسته ای توليد شده، کار ديگری نيز بايد انجام دهند. بنابراين از نظر حقوقی مقامات ايران نکات زيادی را مطرح می کنند و می گويند حداقل کارهايی را که بايد انجام می داديم، انجام داده ايم.  مشکل اين است که انجام همين حداقل کارها و وظايف، آن قدر به درازا کشيد که مسئله به شورای امنيت سازمان ملل وارد شد و ديگر استدلال حقوقی ضعيف ايران کارساز نيست.  به علت فرستاده شدن مسئله هسته ای ايران به سازمان ملل، اين کشور در مرکز توجه جهانی قرار گرفته است. ايران پشتيبانی آژانس و شورای حکام آژانس را از دست داده، چون همه فعاليت هايش از نظر آنها آشکار نشده است.  بنابراين ايران بايد فاصله بين حرف و عمل را کم کند و صرفا مطرح کردن استدلال های ضعيف حقوقی کمکی به اين کار نمی کند. اگر ايران برنامه ای برای توليد سلاح هسته ای ندارد، بهتر است با آژانس همکاری کند و به سؤال های مطرح شده پاسخ دهد، اما ايران از انجام اين کار طفره می رود و به باور من، اين يک اشتباه است.   شايد مقامات ايرانی فکر می کنند با پاسخ ندادن به سؤال های آژانس و عدم همکاری با شورای امنيت، اين سازمان ها خسته خواهند شد و ايران را به حال خود رها خواهند کرد. اما بايد بگويم که در شرايط فعلی مبارزه ايران با اين سازمان ها فراتر از زورآزمايی لفظی و در حقيقت، زورآزمايی اراده ها است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f5_IRAN_NUCLEAR_SOKOLSKI/466706.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f5_IRAN_NUCLEAR_SOKOLSKI/466706.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 28 Sep 2008 20:36:11 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8D3E601D-9A60-42E6-8098-A658994BAEDB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> شبکه جاسوسی ايران در کشورهای عربی؛ &#171;ادعا یا واقعيت؟&#187;
</title>
            <description>عادل اسدی نيا ، سر کنسول پيشين ايران در دبی ، که چند سال پيش&#160; به غرب پناهنده شد ، به تازگی در مصاحبه ای با رسانه های عربی گفته است : ايران شبکه های اطلاعاتی و هسته های پنهان آموزش ديده در کشورهای عرب حوزه خليج فارس داير کرده که در صورت لزوم فعال خواهند شد. عادل اسدی نيا ، سر کنسول پيشين ايران در دبی ، که چند سال پيش&#160; به غرب پناهنده شد ، به تازگی در مصاحبه ای با رسانه های عربی گفته است : ايران شبکه های اطلاعاتی و هسته های پنهان آموزش ديده در کشورهای عرب حوزه خليج فارس داير کرده که در صورت لزوم فعال خواهند شد.    اين ادعا واکنش های تندی را عليه ايران&#160; در کويت و امارات متحده عربی به دنبال داشته است، از جمله واکنش رييس پليس دبی، ژنرال ضاحی خلفان ، که به الشرق الاوسط&#160; گفت : &#171;کشور های عرب می توانند پانزده ميليون افراد عرب وعرب تبار در ايران را عليه جمهوری اسلامی تحريک کنند&#187;.    در اين رابطه ، در گفت وگویی با&#160; دکتر تئودور کراسيک،&#160;مدير تحقيقات &#171; انيسيتوی مطالعات خاور نزديک و امور نظامی خليج فارس&#187; در امارات متحده عربی صحت و سقم این مسئله مور بررسی قرار گرفته شده است:      &#160;به نظر شما ايران شبکه های اطلاعاتی در کشورهای عرب خليج فارس داير کرده است ؟ &#160;    بايد يادآوری کنم که اين شخص [عادل اسدی نيا] پيشتر هم درباره شبکه های اطلاعاتی ايران در منطقه خليج فارس صحبت کرده بود. البته صحبت های او انگيزه سياسی دارد و زمان اظهار نظرهای او٬ اغلب مصادف می شود٬ با افزايش تنش درباره مسئله هسته ای ايران.    &#160;اما درباره وجود&#160; شبکه های اطلاعاتی و جاسوسی ايران در کشورهای شورای همکاری خليج فارس، بايد بگويم&#160; سازمان ها و افرادی هستند که برای سرويس های مختلف اطلاعاتی کار می کنند و به کار جاسوسی مشغولند. ولی ارقامی که٬ سرکنسول پيشين ايران٬ در مورد تعداد مأمورين اطلاعاتی ايران در کشورهای عرب خليج فارس داده٬ با واقعيات فاصله زيادی دارد.      اما٬ يک عضو پارلمان کويت٬ گفته است که بيست و پنج هزار نفر از سی هزار نفر ايرانيان ساکن کويت اعضای نيروی قدس هستند. فکر می کنيد٬ نيروی قدس در کويت و يا ساير کشورهای شورای همکاری خليج فارس٬ شبکه های اطلاعاتی دارد؟      به باور من٬ ايران مأمورين اطلاعاتی فعال دارد٬ ولی نه به تعدادی که ذکر شد. بايد يادآوری کنم٬ که دولت کويت پيشاپيش طرحی را٬ با نام &#171;طرح اضطراری زمان جنگ&#187;٬ به اجراء در آورده است و برای&#160; دولت کويت بررسی اين ادعا٬ مبنی بر فعاليت مآمورين اطلاعاتی ايران در کويت٬ نوعی دورانديشی است٬ چون اين دولت می خواهد از چند و چون فعاليت های احتمالی مأموران ايرانی باخبر باشد. همين کار٬ در ساير کشورهای شورای همکاری خليج فارس هم ادامه دارد.          &#171;سازمان ها و افرادی هستند که برای سرويس های مختلف اطلاعاتی کار می کنند و به کار جاسوسی مشغولند. ولی ارقامی که٬ سرکنسول پيشين ايران٬ در مورد تعداد مأمورين اطلاعاتی ايران در کشورهای عرب خليج فارس داده٬ با واقعيات فاصله زيادی دارد&#187;.     تئودور کراسيک،&#160;مدير تحقيقات &#171; انيسيتوی مطالعات خاور نزديک و امور نظامی خليج فارس&#187; در امارات متحده عربی   &#160;      همه اين کشورها٬ اخيرا&quot; در اقدامی تازه٬ صدور ويزا برای ايرانيان را محدود کرده اند. البته بخشی از اين محدوديت ها٬ به مقررات تازه ای مربوط می شود٬ که برای صدور ويزا وضع شده است.     هدف اين کار٬ اعمال کنترل بيشتر٬ از جمله کنترل آمد و شد کارگران خارجی است٬ که به کشورهای شورای همکاری خليج فارس٬ سفر می کنند. همه اين ها٬ از اقدامات الزامی برای اين کشور ها است٬ که می خواهند امنيت خود را٬ در صورت رويارويی با ايران٬ تأمين کنند.      منظور شما از رويارويی با ايران چيست؟رويارويی آمريکا با ايران يا رويارويی کشورهای عربی با ايران؟      منظور من از رويارويی با ايران٬ حمله احتمالی و يک جانبه اسراييل عليه ايران است يا حمله احتمالی عليه ايران به رهبری امريکا٬ در رابطه با مسئله هسته ای ايران و کوشش اين کشور برای دسترسی به سلاح هسته ای.      با اين حساب٬ کشورهای شورای همکاری خليج فارس٬ چه نگرانی عمده ای در باره ايران دارند؟ شبکه های اطلاعاتی ، حضور نظامی ايران در خليج فارس يا مسئله هسته ای ايران؟      مهم ترين نگرانی اين کشورها٬ رويايی ايران با اسراييل و يا با امريکا است. برخی دوباره به طبل جنگ با ايران می کوبند و شايعاتی هم وجود دارد که جنگ به زودی شروع خواهد شد. همه اينها باعث نگرانی در کشورهای شورای همکاری خليج فارس است.    &#160;نگرانی بعدی در منطقه٬ مربوط می شود به تلقی و استنباط هر کدام از کشورهای٬ شورای همکاری خليج فارس٬ از فعاليت ها و سياست های دولت ايران و نتايج آن.    &#160;امارات متحده عربی٬ مسئله جزاير تنب بزرگ و تنب کوچک و ابو موسی و سياست ايران در اين رابطه را مد نظر دارد.     کويت و عربستان سعودی٬ با توجه به موقعيت خود٬ نگران نتايج احتمالی رويارويی ايران با اسراييل يا امريکا هستند و احتمال حمله موشکی ايران به خاک آنها.    قطر و عمان وضعيت خاص خود را دارند. قطر سعی دارد پلی باشد بين ايران و کشورهای شورای همکاری خليج فارس و در پی يافتن راه ميانه ای است٬ که مورد قبول هر دو طرف٬ باشد. عمان٬ که همواره روابط خوب تاريخی با ايران داشته٬ به عنوان رابط بين ايران و شورای همکاری خليج فارس٬ عمل می کند.         &#171;برای&#160; دولت کويت بررسی اين ادعا٬ مبنی بر فعاليت مآمورين اطلاعاتی ايران در کويت٬ نوعی دورانديشی است٬ چون اين دولت می خواهد از چند و چون فعاليت های احتمالی مأموران ايرانی باخبر باشد. همين کار٬ در ساير کشورهای شورای همکاری خليج فارس هم ادامه دارد&#187;.     تئودور کراسيک        چطور می توان تنش موجود در منطقه خليج فارس را کاهش داد؟ چه راه هايی وجود دارد؟      گرچه تنش در منطقه رو به افزايش است ولی منبع تنش در خارج از منطقه است. هيچکس مايل نيست که جنگی با ايران صورت گيرد٬ زيرا نتايج آن فاجعه بار خواهد بود.     به باور من٬ راه های مختلفی برای کاهش تنش در منطقه وجود دارد٬ همه کشورهای ساحلی خليج فارس٬ از نظر اقتصادی٬ به هم وابسته هستند و همه خواستارصدور مطمئن نفت از منطقه به بازارهای جهانی .    کشورهای منطقه با انتخاب گزينه هايی می توانند به ثبات و آرامش در منطقه کمک کنند٬ مانند اقدامات اعتمادسازی٬ همکاری در زمينه مرزبانی و مقابله با قاچاق مواد مخدر و اسلحه. بنابراين٬ به رغم شعارها و الفاظ تند برخی از سياست مداران٬ گزينه های خوبی برای بهبود ثبات و آرامش در منطقه خليج فارس وجود دارد.      شما راه هايی را برای بهبود ثبات در خليج فارس پيشنهاد کرديد. رابطه اقتصادی چطور؟      بله٬ روابط اقتصادی٬ يک رابطه ديرينه و تاريخی است و تا به امروز ادامه داشته است. برابر آماری که من در دست دارم٬ شرکت های ايرانی٬ در سال جاری٬ بيش از چهار صد و هفده ميليون دلار در امارات متحده عربی سرمايه گذاری کرده اند.&#160;    &#160;اين مبلغ قابل توجهی است٬ به ويژه برای ايران که اقتصادش با مشکلاتی روبرو است. ضمنا&quot; امارات متحده عربی٬ به خاطر موقعيت جغرافيائی و نزديکی به ايران٬ بزرگ ترين صادر کننده کالا به ايران است.    بيشترين کالا از بندر دبی به ايران صادر می شود. به عبارت ديگر٬ امارات و ايران٬ از نظر اقتصادی خيلی به هم نزديک هستند و رابطه اقتصادی می تواند٬ به تقويت روابط٬ در ديگر زمينه ها هم٬ کمک کند.    در عين حال٬ اين رابطه اقتصادی٬ ضريب امنيت دبی را نيز بالا خواهد برد. در صورت رويارويی ايران با امريکا٬ بعيد به نظر می رسد٬ که ايران دبی را٬ که سرمايه گذاری زيادی در آن کرده٬ هدف قرار دهد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iranian_spy_arab/466601.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iranian_spy_arab/466601.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 27 Sep 2008 18:41:16 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/88295D5C-C135-4171-9D42-F4550A288D06_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شولتی: اطلاعات آژانس درباره ایران از ۱۰ کشور به دست آمده است</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى، در گزارش تازه خود درباره برنامه هسته اى ايران مى گويد كه ايران فعاليت خود را در زمينه غنى سازى گسترش داده و از همكارى لازم با آژانس درباره ماهيت برنامه اتمى اش خودارى مى كند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بنا به اين گزارش، پيشرفت اساسى درباره فعاليت ها و آزمايش هاى ايران مبنى بر ساختن سلاح هسته اى&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;حاصل نشده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در مقابل، على اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى مى گويد: گزارش جديد محمد البرادعى بار ديگر صلح آميز بودن برنامه هسته اى ايران را تاييد كرده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى، در گزارش تازه خود درباره برنامه هسته اى ايران مى گويد كه ايران فعاليت خود را در زمينه غنى سازى گسترش داده و از همكارى لازم با آژانس درباره ماهيت برنامه اتمى اش خودارى مى كند.        بنا به اين گزارش، پيشرفت اساسى درباره فعاليت ها و آزمايش هاى ايران مبنى بر ساختن سلاح هسته اى &#160;  حاصل نشده است.        در مقابل، على اصغر سلطانيه، نماينده ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى مى گويد: گزارش جديد محمد البرادعى بار ديگر صلح آميز بودن برنامه هسته اى ايران را تاييد كرده است.        راديو فردا در گفت و گو با گريگورى شولتى، نماينده دائم آمريكا در آژانس بين المللى انرژى اتمى نظر وى را در باره گزارش تازه آژانس و موضعگيرى نماينده ايران در اين نهاد پرسيده است.          راديو فردا: واكنش شما در باره اظهارات على اصغر سلطانيه مبنى بر صلح آميز بودن برنامه هسته اى ايران چيست؟             &#160;               گريگورى شولتى:  گزارش پيشرفت كار محمد البرادعى نشان مى دهد كه پيشرفت ايران صفر بوده است. ايران سدى در برابر بازديدها و بررسى هاى آژانس بين المللى انرژى اتمى ايجاد كرده و پاسخ &#160;  مقام هاى ايران به پرسش هاى آژانس در هر زمينه منفى بوده است.        ايران از درخواست آژانس براى اجراى پروتكل الحاقى سرباز زده است. آژانس مى خواهد از كارگاه هاى ساخت سانتريفيوژ بازديد كند، اما ايران اجازه نداده است. آژانس خواستار اطلاعاتى درباره تاسيسات جديد هسته اى است، اما ايران مخالفت مى كند. آژانس خواستار اطلاعاتى در باره آزمايشاتى مبنى بر توليد جنگ افزارهاى هسته اى است، ولى ايران جواب نمى دهد.        بنابر اين خوددارى ايران براى سومين بار، از جواب دادن به آزمايش هايى در رابطه با ساخت جنگ افزارهاى هسته اى آن گونه كه در گزارش هاى البرادعى منعكس شده، باعث نگرانى شديد است.                 &#171;متاسفانه رهبران ايران گزينه نادرستى را در دستور كار خود قرار داده اند. بهترين گزينه براى ايران اين است كه با آژانس همكارى كند، فعاليت هاى گذشته خود را آشكار سازد، به بازرسان آژانس اجازه بازرسى دهد و به موازات اين به جاى رويارويى با جامعه جهانى، مشوق هايى را كه مطرح است بپذيرد.&#187;        گریگوری شولتی، نماینده آمریکا در آژانس       ما به حق ايران براى استفاده از تكنولوژى هسته اى براى مقاصد صلح آميز احترام مى گذاريم، ولى ايران مسئوليت دارد كه با آژانس همكارى كند. اما رهبران ايران از اين كار خوددارى مى كنند.        مقام هاى ايران مى گويند كه ادعاهاى مربوط به فعاليت ها و آزمايش هاى ايران در رابطه با ساختن جنگ افزار هسته اى، بر اساس مدارك جعلى و اطلاعات ساختگى است. همين طور است؟                      در ابتدا بايد بگويم كه بازرسان آژانس علايم مبنى بر توليد جنگ افزارهاى هسته اى در ايران را هم جدى مى دانند و هم معتبر. به همين جهت شوراى حكام آژانس را در جريان اين موضوع قرار دادند و آن را در گزارش خود نيز منظور كردند.        گزارشى كه من در اختيار دارم، حاكى از اين است كه اطلاعات درباره علايم توليد جنگ افزارهاى هسته اى در ايران از منابع گوناگون و در زمان هاى مختلف به دست آمده است.        اين اطلاعات مشروح و منسجم است و فقط از ايالات متحده آمريكا به دست نيامده، بلكه آژانس اين اطلاعات را از ده كشور مختلف به دست آورده است.        اطلاعات مذكور نشان مى دهد كه ايران مطالعات، كارهاى مهندسى، آزمايش ها و خريدهاى اقلامى را در رابطه با طرح يك سلاح هسته اى و تلفيق آنها در يك سيستم هدايت مانند شهاب- ۳ &#160; را انجام داده است. اين مايه نگرانى جدى است.        آقاى سلطانيه، نماينده ايران در آژانس و ساير مقامهاى ايرانى از حل اين مسئله خوددارى مى كنند و مى گويند اين اطلاعات جعلى است و بررسى اين مسئله را خارج از حوزه وظايف آژانس مى دانند. اما اين گونه نيست، زيرا شوراى امنيت سازمان ملل از آژانس خواسته است كه به بررسى مسئله بپردازد و بازرسان آژانس هم اين مسئله را بسيار جدى مى گيرند.        گزارش البرادعى مى گويد كه بازرسان، سوال هاى مهمى را در رابطه با اين موضوع مطرح كرده اند و خواسته اند از چند كارگاه &#160;  بازديد كنند و با اشخاصى كه مورد نظرشان است صحبت كنند، اما ايران اين درخواست ها را نپذيرفت.        اگر مقام هاى ايران مى خواهند ثابت كنند كه به دنبال ساختن جنگ افزارهاى هسته اى نيستند، لازم است با بازرسان همكارى كنند و اطلاعات كاملى در اين باره به آژانس بدهند.          گزارش محمد البرادعى، پس از بررسى در شوراى حكام آژانس به شوراى امنيت سازمان ملل فرستاده خواهد شد. با توجه به بحران گرجستان و تنشى كه بين آمريكا و روسيه به وجود آمده است، انتظار داريد روسيه در شوراى امنيت با شما همكارى كند؟                      من با نماينده روسيه در آژانس ديدار كردم، همچنين با نمايندگان چين، فرانسه، بريتانيا و آلمان نيز ديدارى داشتم ، در واقع با نمايندگان كشورهاى گروه۱+۵. ما مى خواهيم با همكارى يكديگر &#171;استراتژى دو گانه&#187; را اجرا كنيم.        مى دانم كه برخى از مقام هاى ايرانى مى گويند كشورهاى ۱+۵ &#160;  اتفاق نظر ندارند، ولى اين امر صحت ندارد.    كشورهاى ۱+۵ در اجراى استراتژى دوگانه مى خواهند مسئله هسته اى ايران را با گفت و گو و با مشوق هاى سخاوتمندانه اى كه مطرح است، حل كنند.        در اين رابطه آمريكا همراه با كشورهاى ۱+۵ &#160;  با ايران به گفت و گو خواهد نشست اما تنها شرط اين است كه ايران غنى سازى را معلق كند.    بخش ديگر از استراتژى دو گانه اين است كه اقدامات لازم براى تحريم عليه ايران ادامه يابد.        اخيرا آمريكا تحريم هاى جديدى را عليه &#160; شركت كشتيرانى جمهورى اسلامى ايران اعمال كرد. كشورهاى اتحاديه اروپا نيز تحريم هاى خود را اعمال كردند. در اين راستا اعمال تحريم هاى جديدى را در شوراى امنيت سازمان ملل با همكارى ديگر كشورها، دنبال خواهيم كرد.        متاسفانه رهبران ايران گزينه نادرستى را در دستور كار خود قرار داده اند. بهترين گزينه براى ايران اين است كه با آژانس همكارى كند، فعاليت هاى گذشته خود را آشكار سازد، به بازرسان آژانس اجازه بازرسى دهد و به موازات اين به جاى رويارويى با جامعه جهانى، مشوق هايى را كه مطرح است بپذيرد.        اگر ايران اين گزينه را نپذيرد، نتيجه آن انزوا و تحريم هاى بيشتر خواهد بود. البته هيچكس اين را نمى خواهد.    ما مى خواهيم رابطه با ايران از نوعى ديگر باشد و با ايران همكارى كنيم، ولى تصميم اين كار به عهده رهبران ايران است.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shulte_Iran_IAEA/465241.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shulte_Iran_IAEA/465241.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 17 Sep 2008 15:24:40 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/314CB5AE-E8D1-4E92-9D22-64C6AD39DEC1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ايمن الظواهری، ايران و &#171;شکست القاعده در عراق&#187; 
 </title>
            <description>ايمن الظواهری، مرد شماره دو شبکه القاعده ، در يک نوار ويدئوئی&#160; در آستانه هفتمين سالگرد حملات يازده سپتامبر ۲۰۰۱ ،&#160; آيت الله خامنه ای ، رهبر ايران ، را به همدستی با آمريکا در عراق و افغانستان متهم کرده است. ايمن الظواهری، مرد شماره دو شبکه القاعده ، در يک نوار ويدیویی که در آستانه هفتمين سالگرد حملات يازده سپتامبر ۲۰۰۱ منتشر شد،&#160;آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران&#160;را به همدستی با آمريکا در عراق و افغانستان متهم کرده است.    شبکه تلويزيونی &#171;الجزيره&#187;&#160;روز دوشنبه ۱۸ شهريور&#160;بخش هایی از اين نوار ويدیویی ۹۰ دقيقه ای را پخش کرد.    رادیو فردا در همين زمينه در گفت و گويی با با دکتر پيتر لئر، استاد مرکز مطالعات تروريسم و خشونت های سياسی دانشگاه&#160;&#171;سنت اندروز&#187; اسکاتلند، اهميت پيام اخير ايمن الظواهری را مورد ارزيابی قرار&#160;داده است.       رادیو فردا: چرا ايمن الظواهری، آيت الله خامنه ای و شيعيان را به باد انتقاد گرفته است ؟        پيتر لئر:  در ابتدا بايد بگويم اين اولين بار نيست که القاعده حملات لفظی خود را متوجه شيعيان کرده است. در سال ۲۰۰۶&#160;اسامه بن لادن، شيعيان را خائن و مامور آمريکا توصيف کرد و آوريل سال گذشته، يکی از رهبران القاعده به نام ابوالليث الليبی گفته بود که شيعيان عراقی دوش به دوش سربازان آمريکایی در عراق می جنگند.    بنا بر اين، حمله شبکه القاعده به شيعيان بدعت تازه ای نيست. اما آنچه که تازگی دارد حمله به رهبران ايران است که به تبانی و همدستی با آمريکا متهم شده اند. به باور من، اين يک سر و گردن&#160; بالاتراز عقل و منطق است، زيرا جمهوری اسلامی در عراق درگير يک جنگ غیر مستقیم&#160;با آمريکا است.      به نظر می رسد که شبکه القاعده تاکيد بر اختلافات شيعه و سنی را در دستور کار خود قرار داده است. آيا با اين کار القاعده می خواهد شور مبارزه در سنی ها را بيشتر کند و با دامن زدن به اختلافات ياد شده&#160; دامنه ناامنی در عراق را گسترش دهد ؟      اگر به فعاليت های القاعده در يکی دو سال گذشته نگاه کنیم، خواهيم ديد که اين شبکه، استراتژی مشخصی در اين باره ندارد.     برای نمونه، وقتی که ابو مصعب الزرقاوی خواستار يک جنگ تمام عيار عليه شيعيان عراقی شد، ايمن الظواهری آشکارا گفته او را نفی کرد. ولی در مقابل می بينيم که اسامه بن لادن و الظواهری چندين بار شيعيان را به باد انتقاد گرفته اند.    به باور من، اين انتقاد ها به سبب شکست القاعده در عراق است. القاعده در عراق حاميان زيادی ندارد، حتی در ميان سنی های عراق.    القاعده متوجه شده است که شيعيان عراق در مناقشه های داخلی اين کشور پيروز شده اند. در ابتدای مناقشه های داخلی عراق، رهبران القاعده سعی کردند به اختلاف های شيعيان و سنی دامن زنند تا عراق نا امن تر شود اما اکنون حاصل کارشان را می بينند.      &#160;گفتيد که القاعده در عراق شکست خورده، در افغانستان چطور؟      شبکه القاعده در افغانستان جان تازه ای گرفته است. موقعيت طالبان هم روز به روز بهتر می شود ولی اين که چگونه نيروهای ائتلاف کشور های غربی می خواهند جنگ عليه طالبان را به پيروزی برسانند، جای سئوال دارد.    ضمناً در سومالی هم، شبکه ای به نام &#171;الشباب&#187; آشکارا اعلام کرده است که به القاعده خواهد پيوست و ممکن است چالش بعدی کشورهای غربی ائتلاف اين دو شبکه باشد. اما در مورد عراق بايد بگويم که شبکه القاعده مبارزه را باخته است.      به نظر شما برجسته ترين نکته در نوار ويدیویی نسبتاً طولانی ايمن الظواهری چه بود ؟ &#160;     خيلی تعجب آور است که القاعده، رهبران ايران را به تبانی و همدستی با آمريکا متهم کرده است. اين تازگی دارد.&#160;اين اظهار نظر نشان می دهد که شبکه القاعده در عراق بسيار ضعيف شده و مبارزه را باخته است. نوار ويدیویی اين را تایید می کند.&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_zawahiri_iran/464281.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_zawahiri_iran/464281.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 10 Sep 2008 00:08:00 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/789487ED-1AD9-4C4B-A20C-E696323E7E8E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ايران، راه امن تر برای صادرات نفت حوزه خزر&#187;</title>
            <description>صدمه ديدن لوله های انتقال نفت&#160; در گرجستان در جريان عمليات نظامی روسيه ، صدور نفت از طريق تفليس و بندر سوپسا را زير سئوال برده است. صدمه ديدن لوله های انتقال نفت&#160;در گرجستان در جريان عمليات نظامی روسيه، صدور نفت از طريق تفليس و بندر سوپسا را زير سئوال برده است.    برخی از کشورهای صادر کننده نفت و گاز حوزه&#160;دريای خزر، از جمله آذربايجان،&#160;کوشش مي کنند که راه های متنوعی را برای صدور نفت خود بيابند.     در اين رابطه، جمهوری آذربايجان اکنون&#160;روزانه&#160;پنج&#160;تا&#160;ده هزار بشکه نفت خود را به صورت معاوضه ای&#160; يا &#171;سوآپ&#187;، از طريق بندر نکا در ایران، به خارج صادر مي کند.    رادیو فردا در گفت و گو با دکتر منوچهر تکين، کارشناس ارشد امور نفت در لندن، پیامدهای بحران قفقاز و مسئله انرژی در این منطقه را مورد بررسی قرار&#160;داده است.      رادیو فردا: آيا ايران در مقايسه با ساير کشورهای منطقه راه مطمئن تری برای صدور نفت است و ايران چه توانائي هایی دارد ؟ &#160;&#160;&#160;&#160;     البته راه مطمئنی است، چون ما بايد، در اين نوع مسائل، بحث های سياسی را کنار بگذاريم. در اوائل دهه نود که اين بحث ها شد و شروع به کشف منابع دريایی خزر کردند و فکر می کردند به توليد برسد، هميشه ما از ايران اصرار داشتيم، که بياييد از طريق خط لوله ای که ما از جنوب به شمال داريم، نفت خود را به بازار آزاد و دريای آزاد و شرق آسيا صادر کنيد.     متاسفانه مسائل سياسی، خصوصا حساسيت بين ايران و آمريکا از اين کار جلوگيری کرد.آمريکایی ها روی شرکت های نفتی که&#160;علاقمند بودند&#160;سرمایه گذاری در نفت ايران را بررسی کنند، فشار آوردند. ايران را منزوی کردند و خط لوله شرقی غربی&#160; را آن طور کشيدند و به اينجا رسيدند.          &#171;استفاده از مسير ايران ، برنامه دراز مدتی است که اگر پياده شود و اگر اين کشورها مسائل سياسی را کنار بگذارند و از ديد اقتصادی فکر کنند، برای همه کشورها&#160;مفيد است&#187;.     منوچهر تکين، کارشناس ارشد امور نفت در لندن      حالا که اين سئوال در مورد امنيت گرجستان پيش آمده، طبيعی است که شرکت ها و کشورها، که فکر می کنند می خواهند منابع خود را به بازار دنيا برسانند، مي گویند چرا از مسير ايران اين کار را نکنيم.     ما هم آن زمان شروع کرديم، خط لوله ای ساختيم از نکاء&#160;که از البرز رد می شود و می آمد به شرق تهران و خط لوله به پالايشگاه تهران، تبريزو غيره...&#160; ما از ترکمنستان، چند سال است که داريم نفت می گيريم.      در حال حاضر، ايران می گويد که آذربايجان روزانه حدود پنج هزار تا ده هزار بشکه از پايانه سنگ چال می فرستد به نکاء.    آيا اين واقعا يک رقم قابل توجهی است؟ آذربايجان حدود نود هزار بشکه از طريق باکو - سوپسا می فرستاد. نکته ديگر اينکه در دریای خزر کشتی های بزرگ هم&#160;نداريم. تسهيلات و امکانات ايران تا چه حد است؟ به نظر نمی رسد ده هزار بشکه مقدار زيادی باشد. آيا در شرايط فعلی، امکان دارد که آذربايجان، مقدار متنابهی از نفت خود را، از طريق ايران به خارج صادر کند؟      نه من فکر نمی کنم. ظرفيت خط لوله ای که از&#160;نکا و البرزمی گذرد وبه حوضه ری می آيد و به خط لوله داخلی ايران وصل می شود، حدود چند صد هزار بشکه بيشتر نيست.     قرار بود که توسعه پيدا کند، بنابراين ظرفيت ما در اين حد است. از نظر کشتی هم، واقعا مطمئن نيستم. شايد کشتی های کوچک تر کافی باشند&#160;برای حمل اين نفت، به صورت موقتی برای چند ماه يا يک سال.    اما استفاده از مسير ايران، برنامه دراز مدتی است که اگر پياده شود و اگر اين کشورها مسائل سياسی را کنار بگذارند و از ديد اقتصادی فکر کنند، هم برای قزاقستان مفيد است، هم برای آذربايجان و همينطور هم برای ترکمنستان، که با اين کشور&#160;خط لوله مشترک برای صادرات گاز و به طور کلی نفت&#160;داريم.    البته اين کار زمان خواهد برد، يک، دو، سه سال يا چند سال طول می کشد که اين خط لوله ها نصب شود و هزينه زيادی خواهد داشت و بايد با هم توافق کنند. در جواب سئوال شما، صحبت از چند ده هزار بشکه است.      به هر حال نمی شود مسائل سياسی را از مسائل اقتصادی جدا کرد. اگر توانائی ايران، برای انتقال نفت از طريق سواپ، يا به طور مستقيم، بيشتر شود&#160;فکر نمی کنيد که ايران در مقابل روسيه قرار گيرد که می خواهد بيشتر نفت دريای خزر و آسيای مرکزی از طريق بندر نواروسيسک در دريای سياه و لوله های خودش رد شوند؟      ايران وروسيه از ديد مسئله سياسی و مسئله ايستادن در مقابل آمريکا هميشه با هم تفاهم و هماهنگی داشته اند.&#160;اصولا در مورد صادرات گاز ما رقيب روسيه هستيم، زيرا ذخيره دوم گاز رادر دنيا داريم.&#160;با اينکه توليد کم است، ولی اين پتانسيل را داريم و در مورد نفت هم همینطور.&#160;    در مورد مسير خط لوله هم&#160; طبيعی است که ما رقيب روسيه هستيم. در نهايت&#160; اين کشورها و شرکت های بزرگ هستند که دارند در اين کشورها سرمايه گذاری می کنند برای نفت و گاز دريای خزر.    چون اينها هر چقدر هم که سياست اين کشورها برای آنها موثر باشد وقتی که صحبت از ميلياردها دلار سرمايه گذاری می شود، هميشه سعی می کنند جنبه تجاری را در نظر بگيرند.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_oil_pipeline_iran/463490.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_oil_pipeline_iran/463490.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 03 Sep 2008 21:41:10 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6E1C3751-E189-4E84-9F2E-AC38934B84E8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> بحران گرجستان، چالش های آذربايجان وامنيت صدور نفت   </title>
            <description>بحران گرجستان باعث شده است که کشورهای منطقه قفقاز، همگام با اتحاديه اروپا و آمريکا ، منافع استراتژيک خود را مورد بررسی مجدد قرار دهند. بحران گرجستان باعث شده است که کشورهای منطقه قفقاز، همگام با اتحاديه اروپا و آمريکا، منافع استراتژيک خود را مورد بررسی مجدد قرار دهند.     عمليات نظامی روسيه در گرجستان، آذربايجان را با چالش های جديدی در رابطه با صدور نفت و گاز از طريق اين کشور و حل مسئله قره باغ،&#160; روبه رو کرده است.    ليز فولر، کارشناس  راديو اروپای آزاد - راديو آزادی  در امور قفقاز، در گفت وگو با  راديو فردا  در زمينه بحران قفقاز و پيامدهای آن توضيحاتی را ارائه کرده است.      رادیو فردا: بحران گرجستان و عمليات نظامی روسيه چه اثراتی بر آذربايجان داشته است ؟         ليز فولر:  از نقطه نظر صرفاً نظامی، ارتش آذربايجان از بحران گرجستان درس هايی گرفته است. عمليات نظامی گرجستان عليه اوستيای جنوبی، هنگامی انجام گرفت که ارتش اين کشور آمادگی لازم را نداشت.     از اين لحاظ ميخائيل ساکاشويلی، ریيس جمهوری گرجستان، مرتکب اشتباه بزرگی شد. در مقابل، قوای روسيه آمادگی کامل برای مقابله را داشتند و به سرعت وارد عمل شدند.     به باور من، آذربايجان مرتکب چنين اشتباهی نخواهد شد. ارتش آذربايجان، در مقايسه با ارتش گرجستان، حرفه ای تر است و الهام علی اف، ریيس جمهوری آذربايجان، خيلی عمل گرا است.     او از ارتش آذربايجان برای بازپس گيری قره باغ استفاده نخواهد کرد، مگر آنکه، اين ارتش، آمادگی کامل داشته باشد. الهام علی اف، به احتمال قوی، زمان اجرای عمليات احتمالی آذربايجان را طوری انتخاب خواهد کرد که يگانهای روسی مستقر در ارمنستان انتظار آن را نداشته باشند.       پس آذربايجان برای حل مسئله قره باغ، به چه چيزی چشم دوخته است؟ اتحاديه اروپا ، آمريکا يا&#160; گروه مينسک ؟      به باور من، رهبران آذربايجان سال ها است که به گروه مينسکِ سازمان امنيت و همکاری اروپا، اعتقادی ندارند.         &#171;الهام علی اف مايل است که قبل از پايان رياست جمهوری خود، قره باغ را به آذربايجان برگرداند، همانگونه که ميخائيل ساکاشويلی قول داده است&#160; اوستيای جنوبی و آبخازيا را به گرجستان برگرداند. در چهار سال آينده ممکن است تغييرات زيادی در منطقه پديد آيد&#187;.     ليز فولر، کارشناس راديو&#160; در امور قفقاز       &#160;با اين حال آذربايجان، قبل از دست زدن به عمليات نظامی، می خواهد، چه از نظر داخلی و چه از نظر بين المللی، به همه نشان دهد که کليه اقدامات سياسی ممکن، برای بازپس گيری قره باغ، را انجام داده است.    بنابراين، همزمان با پيگيری مسئله قره باغ ازطريق گروه مينسک، آذربايجان شديدا&quot; در حال تقويت نيروهای نظامی خويش است و بودجه نظامی آن به حدود يک ميليارد دلار در سال افزايش يافته است.     با توجه به افزايش قيمت نفت، به احتمال قوی، آذربايجان تقويت ارتش خود را دنبال خواهد کرد . اگر رهبران آذربايجان به اين نتيجه برسند که، راه&#160; حل سياسی به بازپس گيری قره باغ&#160; منجر نخواهد شد&#160; آنوقت در زمان مناسب، دست به عمليات نظامی خواهند زد.      به نظر شما آذربايجان در صورت توسل به گزينه نظامی موفق خواهد شد زيرا ارمنستان از نظر نظامی کشور بی بنيه ای نيست ؟ علاوه بر اين،&#160; شماری از يکانهای روسی هم در ارمنستان حضور دارند.      در حال حاضر ممکن است موفق نشود، ولی يک دريچه اميدی پيش روی آذربايجان است و آن درآمد نفت است که در سال ۲۰۱۲ يا ۲۰۱۳&#160; به اوج خود خواهد رسيد.    به احتمال بسيار قوی الهام علی اف در انتخابات رياست جمهوری آذربايجان در ماه اکتبر پيروز خواهد شد و پنج سال ديگر ریيس جمهور باقی خواهد ماند.    الهام علی اف مايل است که قبل از پايان رياست جمهوری خود، قره باغ را به آذربايجان برگرداند، همانگونه که ميخائيل ساکاشويلی قول داده است&#160; اوستيای جنوبی و آبخازيا را به گرجستان برگرداند. در چهار سال آينده ممکن است تغييرات زيادی در منطقه پديد آيد.    ارمنستان در مقايسه با آذربايجان نيروی انسانی لازم را ندارد و شمار افراد وظيفه ارتش ارمنستان در سالهای آينده يا ثابت خواهد ماند يا افول خواهد کرد. همانگونه که لهِ وِن ترپتروسيان&#160; حدود ده سال پيش گفت: گذشت زمان به نفع آذربايجان است نه ارمنستان.    بنا براين ، در حال حاضر بهترين گزينه پيش روی آذربايجان اين است که به گفت وگوهای سياسی در چهار چوب گروه مينسک ادامه دهد و همزمان ارتش خود را تقويت کند.&#160;       فکر می کنيد، آذربايجان در پی بحران گرجستان سياست خود را در قبال مسکو تغيير دهد؟      سياست خارجی آذربايجان تا به حال عمل گرايانه بوده است. آذربايجان سعی دارد که روسيه و ايران را از خود نرنجاند و درعين حال روابط دوستانه خود را با غرب گسترش دهد. پيگيری اين سياست کار ساده ای نيست و در مواقعی، بنابر نياز، آذربايجان تغييرات تاکتيکی در سياست خود می دهد. فکر نمی کنم که تغييرات اساسی در سياست خارجی آذربايجان پديدار شود.          &#171;نیروهای &#160;روسيه، به تاسيسات زيربنائی بندر پُوتی، برای صدور نفت صدمه زدند و خساراتی به راه آهن گرجستان نيز وارد آوردند.&#160;به عبارت ديگر، صدور نفت و گاز، از طريق گرجستان، با مشکلات جدی روبه رو شده است. اين کار، دولت قزاقستان را به فکر انداخته است، که در برنامه خود برای صدور نفت از طريق گرجستان، تجديد نظر کند&#187;     ليز فولر، کارشناس راديو&#160; در امور قفقاز&#160;       آذربايجان در فکر رويارویی سياسی با روسيه نيست. درحاليکه ریيس جمهوری گرجستان، ساکاشويلی، مرتبا&quot; و به طور سيستماتيک کشورش را با روسيه درگير می کرد.    &#160;آذربايجان، در اين برهه زمانی،&#160;با پيگيری سياست مسالمت آميز خود، نه تنها چيزی از دست نمی دهد، که منافع زيادی از آن خواهد برد.      تا چه مدت آذربايجان مي تواند اين سياست را ادامه دهد ؟      اگر عامل زمان را در نظر بگيريم، مي بينيم که رياست جمهوری الهام علی اف تا سال ۲۰۱۳ ادامه خواهد يافت. ديميتری مدوديف هم پنج سال ديگر درمفام خود باقی خواهد ماند.    بنا بر اين تا پنج سال آينده رهبران اصلی در منطقه همين رهبران فعلی خواهند بود.&#160;&#160;&#160;     اما برای اينکه بدانيم سياست آمريکا چه سياستی را در قبال آذربايجان و روسيه&#160; پيگيری خواهد کرد بايه صبر کنيم تا ریيس جمهور آينده آمريکا در ماه نوامبر انتخاب شود.       عمليات نظامی روسيه در گرجستان چه تاثيری بر صدور نفت از طريق گرجستان داشته است ؟ از اين نظر&#160; آذربايجان، اتحاديه اروپا و آمريکا با چه چالش هائی روبرو هستند؟      واشینگتن به همکاری خود با آذربايجان، در حيطه انرژی، بسيار اهميت می دهد. رويداد گرجستان، آسيب پذيری آذربايجان را برای انتقال نفت خود به خارج، آشکار کرد.     به گفته ماتيو برايزا، معاون وزير امور خارجه آمريکا درامور اروپا و آسيا، روسيه لوله نفت باکو- تفليس- جيهان و لوله گاز نبوکو&#160;- ارزروم، را در جريان عمليات خويش در گرجستان، هدف قرار داد.     ضمنا&quot;&#160;نیروهای &#160;روسيه، به تاسيسات زيربنائی بندر پُوتی، برای صدور نفت صدمه زدند و خساراتی به راه آهن گرجستان نيز وارد آوردند.    &#160;به عبارت ديگر، صدور نفت و گاز، از طريق گرجستان، با مشکلات جدی روبه رو شده است. اين کار، دولت قزاقستان را به فکر انداخته است، که در برنامه خود برای صدور نفت از طريق گرجستان، تجديد نظر کند.     البته اشکالات پيدا شده، در صدور نفت و گاز، ممکن است کوتاه مدت باشد ولی نکته مهم اين که، روابط آذربايجان و گرجستان رو به سردی گذاشته است.     شماری از کارشناسان بر اين باورند که، بدبينی الهام علی اف، ازاقدام غير مسئولانه ساکاشويلی در قبال اوستيای جنوبی و خسارات وارده به لوله های نفت و گاز، بيشترشده است.&#160;&#160;&#160;&#160;      &#160;با&#160; اين حساب به نظر مي رسد که روسيه از نظر خطوط انتقال انرژی به غرب دست بالا را دارد. اين طور است ؟      در کوتاه مدت روسيه پيروز شده است و امکان دارد که اين پيروزی طولانی هم باشد. بحران گرجستان ريسک ژئوپوليتيکی لوله گاز &#171;نبوکو&#187; که گاز دريای خزر را از طريق گرجستان به ترکيه به اتريش مي رساند، بيشتر کرده است.    از سوی ديگر، روسيه پروژه &#171;ساوس استريم&#187; را، که &#160;برای انتقال گاز از طريق آسيای صغير به اروپا است، به جلو انداخته است. در مجموع بحران گرجستان، سرمايه گذاران پروژه &#171;نبوکو&#187; را با شک و ترديد روبه رو کرده است.&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_ossetia_crisis/462025.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_ossetia_crisis/462025.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 23 Aug 2008 22:50:03 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E80E3F1F-955B-442B-9827-6B00D2372E62_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بحران گرجستان؛ &#171;حاشيه امن برای پرونده اتمی ايران؟&#187;</title>
            <description>درگيری نظامی روسيه و گرجستان بر سر اوستيای جنوبی و در پی آن افزايش تنش لفظی بين آمريکا و روسيه، روابط&#160; مسکو را با آمريکا و اروپا با بحران رو به رو کرده است درگيری نظامی روسيه و گرجستان بر سر اوستيای جنوبی و در پی آن افزايش تنش لفظی بين آمريکا و روسيه، روابط&#160; مسکو را با آمريکا و اروپا با بحران رو به رو کرده است.    در چنين شرايطی، مقابله روسيه با آمريکا و شماری از کشورهای اروپايی نه تنها حاشيه امنيتی برای ايران ايجاد کرده، که بر کوشش کشورهای گروه پنج به علاوه يک برای حل مسأله هسته ای ايران نيز سايه انداخته است.    به باور شماری از ناظران، رويداد گرجستان و بحران بين المللی ناشی از آن، اجماع پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل را برای تصويب قطع نامه ديگری عليه ايران مشکل کرده است.    رهبران جمهوری اسلامی که خود نگران عمليات نظامی احتمالی آمريکا و اسراييل را عليه تأسيسات هسته ای ايران هستند، درگيری نظامی روسيه و گرجستان را از نزديک دنبال می کنند و سکوت معنی دار رهبران ايران در قبال اين درگيری نشان از رضايت باطنی آنها دارد؛ زيرا اين رويداد فرصتی به آنها داده است تا توجه جهانی را، دست کم برای مدتی کوتاه، از مسأله هسته ای ايران منحرف کنند.         &#171;عوامل فشار به ايران حالا رو در روی هم قرار گرفته اند . يعنی اگر برای تشديد اعمال فشارهای بيشتر هماهنگی بين آمريکا و روسيه از ضرورت های قبلی بود ، حالا به علت مقابله و تشنجی&#160; که بين روسيه و آمريکا به دليل قضيه گرجستان پيش آمده، احتمال هماهنگی بين اين دو کشور در کوتاه مدت در شورای امنيت کمتر شده است&#187;.     رضا تقی زاده        &#171;رویا رویی آمریکا و روسیه&#187;      دکتر رضا تقی زاده، تحلیلگر مسائل ایران، به اين پرسش که: &#171;رويداد گرجستان و تنش ميان آمريکا و روسيه چه تأثيری می تواند بر حل مسأله هسته ای ايران بگذارد&#187; چنين پاسخ می دهد:در کوتاه مدت ايران بايد اين واقعه را با خوشحالی پيگيری بکند و ازاتفاق آن باطناً خوشحال باشد چرا که برنامه هسته ای ايران يک مناقشه است ودر نتيجه آن از طرف سيستم بين المللی تحت فشار است&#187;.    وی می افزاید:&#171;نکته ديگری که در اين قضيه حائز اهميت است اينکه عوامل فشار به ايران حالا رو در روی هم قرار گرفته اند . يعنی اگر برای تشديد اعمال فشارهای بيشتر هماهنگی بين آمريکا و روسيه از ضرورت های قبلی بود ، حالا به علت مقابله و تشنجی&#160; که بين روسيه و آمريکا به دليل قضيه گرجستان پيش آمده، احتمال هماهنگی بين اين دو کشور در کوتاه مدت در شورای امنيت کمتر شده است و ايران از اين لحاظ احساس امنيت بيشتری مي کند&#187;.    البته اين ها تاثيرهای است که در کوتاه مدت به برنامه هسته ای ايران وارد مي شود ولی در ميان مدت ايران تصور مي کند که با بهره برداری از نتايج اين وضعيت در کوتاه مدت، بتواند&#160; به امتيازات بيشتری هم دست پيدا کند.&#160;&#160;&#160;&#160;      &#171;روسیه، مخالف ایران اتمی&#187; &#160;&#160;     اما دکتر رضا جليلی، استاد انستيتو مطالعات بين المللی در ژنو، می گويد:&#171; به رغم اين تأثيرات کوتاه مدت، روسيه مخالف ايران هسته ای است و در نهايت، هم روسيه و هم چين با ديگر کشورهای گروه پنج به علاوه يک همکاری خواهند کرد:&#187;.    وی می افزاید:&#171;به طور کلی روسيه وچين که تمايل ندارند فشار زيادی عليه ايران اعمال شود ، در يک مسئله اتفاق نظر دارند با چهار کشور ديگر گروه ۱+۵&#160; و آن اينکه اين کشور ها نمي خواهند ايران دسترسی به سلاح هسته ای داشته باشد&#187;.    این استاد انستيتو مطالعات بين المللی اضافه می کند:&#171;بنا بر اين در موضع اين کشور ها تغييراتی ايجاد نشده است. ولی ممکن است&#160; روسيه و چين از شدت تحريم های آتی سازمان ملل عليه ايران بکاهند ،&#160; يا اصلاً مانع تصميم گيری شوند و يا تصميم گيری را به عقب بياندازند ولی تغيير عمده ای در سياست روسيه در اين مرحله ظاهر نشده است&#187;.&#160;&#160;    این در حالی است که کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، می گويد همکاری روسيه با آمريکا در مسأله هسته ای ايران، به نفع خود روسيه است: &#171;باور کردنش دشوار است که کوشش روسيه برای جلوگيری از دسترسی ايران به تکنولوژی هسته ای و در پی آن ساختن سلاح هسته ای برای کمک به آمريکا باشد&#187;    خانم رایس اضافه کرده بود:&#171;. اگر روسيه خواستار ثبات در خاورميانه است، اگر روسيه می خواهد اقدامات مشترک ما در خاورميانه، در چارچوب گروه چهار (يعنی آمريکا، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل) به نتيجه برسد، پس بايد به دنبال خاورميانه ای باشد با ايرانی بدون سلاح هسته ای. روسيه با ما همکار ی می کند زيرا ايران قطعنامه های سازمان ملل را زير پا گذاشته است؛ بنابر اين همکاری&#160;آمریکا و روسيه در رابطه با مسأله هسته ای ايران و کره شمالی در جهت منافع هر دو ما است. اين کار روسيه نبايد به مثابه لطف و مرحمت اين کشور به آمريکا تلقی شود&#187;.    با اينکه رويداد گرجستان يک حاشيه تازه امنيتی برای ايران ايجاد کرده است ولی به نظر می رسد پس از فرونشستن گرد و غبار رويداد گرجستان کشورهای پنح به علاوه يک مسأله هسته ای ايران را بار ديگر از نزديک دنبال کنند.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_ossetia_crisis_iran/461026.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_ossetia_crisis_iran/461026.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 16 Aug 2008 20:44:30 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F268C570-CF84-4FC9-AF1B-4CF39D0EE821_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;بستن تنگه هرمز و استفاده از سلاح نفت ممکن نيست&#187;</title>
            <description>فرمانده سپاه پاسداران ، سرلشکر محمد علی جعفری ، روز دو&#160; شنبه ۱۴ مرداد، در پی آزمايش يک موشک جديد ضد ناو، با برد ادعائی ۳۰۰ کيلومتر، گفت : ايران با توجه به وضعيت جغرافيائی تنگه هرمز و جنگ افزارهائی که در اختيار دارد ميتواند تنگه هرمز را به راحتی و برای مدت نامحدودی مسدود کند فرمانده سپاه پاسداران ، سرلشکر محمد علی جعفری ، روز دو&#160; شنبه ۱۴ مرداد، در پی آزمايش يک موشک جديد ضد ناو، با برد ادعائی ۳۰۰ کيلومتر، گفت : ايران با توجه به وضعيت جغرافيائی تنگه هرمز و جنگ افزارهائی که در اختيار دارد مي تواند تنگه هرمز را به راحتی و برای مدت نامحدودی مسدود کند.    در واکنش به اين اظهارات ، جف مورل، سخنگوی پنتاگون، وزارت دفاع آمريکا ، گفته بود&#160;: برای اقتصاد ايران که وابسته به واردات بنزين از خارج است، چنين اقدامی در واقع خود زنی و خود شکنی است.    &#160;مقامهای کشورهای عرب حوزه خليج فارس، از جمله، وزير امور خارجه کويت، از سخنان فرمانده سپاه پاسداران انتقاد کردند.    &#160;پروفسو پل استيونز، استاد پيشين اقتصاد نفت در دانشگاه داندی اسکاتلند، و پژوهشگر ارشد موسسه سلطنتی مطالعات بين المللی، موسوم به چتم هاوس، در گفت وگو با را دیو فردا  دیدگاه های خود را در این زمینه مطرح کرده است.      &#160;رادیو فردا: آيا بستن تنگه هرمز برای ايران که حدود ۸۵ در صد ارز خارجی آن از درآمد نفت تامين مي شود،&#160; تيشه به ريشه خود زدن نيست ؟      &#160;بله، اين کار حتما&#160;تيشه به ريشه خود زدن است. دليل اين هم بسيار روشن است. حدود پنجاه تا شصت درصد نفت مصرفی دنيا، از طريق تنگه هرمز، به خارج صادر می شود، بنا براين اگر تنگه هرمز بسته شود کشورهای دنيا يکباره مقدار منتابهی از نفت مورد نياز خود را از دست مي دهند و در نتيجه قيمت نفت به طور سرسام آوری افزايش خواهد يافت.     اقتصاد دنيا فلج خواهد شد و اين فاجعه به بار خواهد آورد. به همين جهت غرب هرگز اجازه نخواهد داد که تنگه هرمز بسته شود.     امکان دارد، سپاه پاسداران، تنگه هرمز را برای چند ساعتی ببندد، ولی پس از آن، غرب وارد عمل خواهد شد و آن را باز خواهد کرد. کوشش برای بستن تنگه هرمز، ممکن است، با حمله به نفتکش ها آغاز شود ولی مسدود کردن اين تنگه امکان ندارد.     برخی بر اين باورند که تنگه هرمزرا با غرق کردن چند فروند نفت کش ميتوان مسدود کرد ولی پهنای باريک ترين بحش تنگه هرمز يازده مايل است و انجام اين کار ساده نخواهد بود.         &#171;برخی بر اين باورند که تنگه هرمزرا با غرق کردن چند فروند نفت کش ميتوان مسدود کرد ولی پهنای باريک ترين بحش تنگه هرمز يازده مايل است و انجام اين کار ساده نخواهد بود. نکته مهم اينکه آمريکا حضور نظامی گسترده ای در منطقه خليج فارس دارد و مي تواند در اسرع وقت تنگه هرمز را باز کند&#187;.     پل استيونز، استاد پيشين اقتصاد نفت در دانشگاه داندی اسکاتلند  &#160;      نکته مهم اينکه آمريکا حضور نظامی گسترده ای در منطقه خليج فارس دارد و مي تواند در اسرع وقت تنگه هرمز را باز کند. البته قبل از اين کار ممکن است چند فروند کشتی صدمه ببينند ولی پس از وارد عمل شدن آمريکا بستن تنگه هرمز غير ممکن خواهد بود.&#160;    &#160;البته اين واقعيت امر است اما انچه که&#160; قيمت نفت را در بازار جهانی بالا و پائين می برد، گمانه زنی ها است، به عبارت ديگر اگر ايران به نفتکش ها و يا ديگر کشتی ها، در تنگه هرمز حمله کند، قيمت نفت، در بازار جهانی، به سرعت افزايش خواهد يافت.    کوشش برای بستن تنگه هرمز بسيار سبک سرانه خواهد بود،&#160;گو اينکه&#160;سپاه پاسداران از نظر فيزيکی قادر به انجام اين کار نيست. دست زدن به اين کار واکنش شديد آمريکا و همه کشور های وارد کننده نفت را به دنبال خواهد داشت.       پروفسور استيونز، آيا در اين برهه زمانی، ايران می تواند از سلاح نفت استفاده کند؟ اصلا&quot; چنين کاری امکان پذير هست؟      ايران به تنهائی نمی تواند از سلاح نفت استفاده کند. تنها گزينه پيش روی ايران اين است که از فروش نفت به آمريکا خودداری کند ولی آمريکا، به علت تحريم هايش عليه ايران، نفت چندانی از ايران نمی خرد.    &#160;اگر ايران تصميم به کاهش توليد نفت بگيرد، اين کار تاﱠثير نامطلوبی بر بازار نفت خواهد گذاشت و قيمت نفت را افزايش می دهد، ولی در مقابل، کاهش توليد نفت، درآمد ايران را نيز کاهش خواهد داد. بنابراين استفاده ايران از سلاح نفت ،گزينه معقولی نيست .    سلاح نفت آخرين بار در سال ۱۹۷۳ در جريان جنگ اعراب و اسرائيل به کار گرفته شد و باعث&#160;شد قيمت نفت افزايش يابد.    &#160;اما حالا با بازنگری آنچه که اتفاق افتاد ميبينيم که تحريم نفتی ۱۹۷۳ از سوی کشور های عرب تاثيری در عرضه نفت نداشت. به عبارت ديگر ، سلاح نفت نتيجه ای نداد و بهمين جهت رها گرديد.      ماهيت بازارهای جهانی طوری است که هر کشوری، چه دوست و چه دشمن، می تواند نفت هر کشور صادرکننده ای را بخرد. بنا براين، ايران نمی تواند کشور خاصی را هدف قرار دهد يا تحريم کند و اگر بخواهد صادرات نفت خود را کاهش دهد، هم به دوست صدمه خواهد زد و هم به دشمن، همينطور است؟      دقيقا&quot; همينطور است. درجريان تحريم نفتی سال ۱۹۷۳ کشورهای عرب نه تنها از فروش نفت به آمريکا و هلند خودداری کردند، بلکه توليد خود را نيز کاهش دادند.     اين کار باعث شد که کشور های وارد کننده بيشتر کوشش خود را به تامين نفت مورد نياز خود معطوف کنند تا اينکه برای آمريکاو يا هلند نفت بخرند.&#160; کشور های عرب سعی کردند از سلاح نفت استفاده کنند چون در مجموع ميزان توليدشان بسيار بالا بود.    &#160;ايران توليد کننده مهمی است ولی نقش حياتی ندارد. کمبود نفت ايران را می توان از کشورهای ديگر تاﱠمين کرد. اگر ايران توليد خودرا کاهش دهد، آنوقت بايد ديد که عربستان سعودی چه واکنشی نشان خواهد داد؟ زيرا اين کشور، هم منابع عظيم نفتی دارد و هم ظرفيت ذخيره برای توليد.      عربستان دو و نيم ميليون بشکه ظرفيت ذخيره دارد. با اين حساب، عربستان می تواند کمبود عرضه نفت ايران را تاﱠمين کند. نظر شما چيست؟      در حال حاضر عربستان دو ونيم ميليون بشکه ذخيره برای توليد ندارد. ممکن است، سال آينده به اين مقدار ظرفيت برسد.     در حال حاضر عربستان يک تا يک ونيم ميليون بشکه ظرفيت ذخيره دارد. نکته مهم اين است، که در صورت تصميم ايران به کاهش توليد يا استفاده از سلاح نفت، عربستان به کمک چه کشوری خواهد آمد؟ آمريکا يا ايران؟    &#160;به باور من، اگر چنين موقعيتی پيش آيد، عربستان سعودی ترجيح می دهد که آمريکا را از خود خشنود کند، تا ايران را.     عربستان سعودی به چتر نظامی آمريکا برای حفاظت خود نياز دارد. به هرصورت، همانطور که پيشتر گفتم، تنگه هرمز برای مدت کوتاهی بسته خواهد شد و مصرف کنندگان راه های گوناگونی را برای تاﱠمين نيازهای خود پيدا خواهند کرد. مثلا&quot; می توانند از ذخيره استراتژيک خود، که معادل نود روز نفت مصرفی است، استفاده کنند.      سئوال آخر اين که، تهديد به بستن تنگه هرمز، چه تاﱠثير عمده ای، بر بازار جهانی نفت و معاملات نفتی خواهد داشت؟      زمانی که در مورد بستن تنگه هرمز صحبت می کنيم، بايد بين واقعيت امر و تلقّی بازار نفت از اين امر و تاﱠثير آن بر معاملات سلف، يا پيش فروش فرق بگذاريم .    &#160;در بيشتر مواقع، معاملات پيش فروش، بر پايه واقعيت امر نيست و اين است که قيمت نفت را بالا می برد و يا پائين می آورد. بنابراين، اگر بازار نفت تهديد به بستن تنگه هرمز را باور کند، آنوقت قيمت نفت افزايش خواهد يافت و اين می تواند مشکل آفرين باشد.     گو اين که قيمت هر بشکه نفت در ماه ژوئن به ۱۴۷ دلار رسيده بود ولی حالا به حدود ۱۱۸ دلار تنزل کرده است. البته اين قيمت می تواند، بر اثر شايعه درباره، شروع يک جنگ يا جنگ واقعی، دوباره افزايش يابد.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_strait_hormuz/460775.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_strait_hormuz/460775.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 15 Aug 2008 00:22:11 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2FBB205F-D33E-4805-BB74-4375F8E797A2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;رهبران ايران مسئله هسته ای را به نحوی حل کنند&#187;</title>
            <description>دو روز پس از پايان مذاکرات اخير هسته ای در ژنو، وزير امور خارجه آمريکا اعلام کرد: &#171; ايران دو هفته وقت دارد تا جواب قاطعی به بسته پيشنهادی بدهد.&#187; دو روز پس از پايان مذاکرات اخير هسته ای در ژنو، در روز بيست و نهم تير، کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، اعلام کرد: &#171; ايران دو هفته وقت دارد تا جواب قاطعی به بسته پيشنهادی بدهد. در غير اين صورت، تحريم های بيشتری عليه ايران اعمال خواهد شد.&#187;    اما اکنون که به پايان&#160; اين ضرب الاجل&#160; نزديک می شويم ، بر خی از رسانه ها گزارش می دهند که به نظر می رسد دولت آمريکا در موضع خود تغيير عقيده داده است.     شان مک کورمک، سخنگوی&#160; وزارت امور خارجه آمريکا، روز&#160; پنجشنبه دهم مرداد، گفت: &#171;به پايان ضرب الاجل نزديک می شويم،&#160; اما من روز شماری نمی کنم.&#187;    اما روز جمعه&#160; يازدهم مرداد، گونزالو گاله گوس، يکی ديگر از سخنگويان وزرات امور خارجه آمريکا، به  خبرگزاری فرانسه  گفت: &#171;ما قبل از دو شنبه منتظر جواب ايران هستيم&#187;.    در اين ارتباط،، مارک فيتز پاتريک، پژوهشگر ارشد موسسه بين المللی مطالعات استراتژيک لندن در گفت و گو با  راديو فردا  نقطه نظرات خود را مطرح کرده است.      رادیو فردا:   &#160;آيا آمريکا&#160; ضرب الاجل را برداشته يا تمديد کرده است؟&#160; آنگونه که منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران می گويد که اصلاً ضرب الاجلی در کار نبوده است.        &#171;در حال حاضر، شرايط برای ايران کاملا&quot; مناسب است که راهی را برای کنار آمدن با دولت بوش پيدا کند.&#187;  مارک فیتزپاتریک      &#160; مارک فيتز پاتريک:  درايالات متحده آمريکا و ساير کشورها، نگرانی عميقی درباره برنامه غنی سازی ايران وجود دارد.    &#160;ايران بطور مداوم برنامه غنی سازی خود را چه با افزايش تعداد سانتريفوژها و چه با ارتقاء کارايی آبشارهای سانتريفوژ گسترش می دهد.     در گذشته، شورای امنيت سازمان ملل متحد، ضرب الاجل های گوناگونی را در چهارچوب قطعنامه های صادر شده عليه ايران تعيين کرد و از اين کشور خواست برنامه غنی سازی را متوقف کند. اما ايران اين ضرب الاجل ها را ناديده گرفت.     در گفت وگوهای هفته های اخير در ژنو، آمريکا و ديگر کشورهای گروه پنج به علاوه يک از اين که ايران، به درخواست و توصيه آنها درمورد توقف در مقابل توقف، يعنی افزايش ندادن تعداد سانتريفوژها در برابر افزايش ندادن تحريم ها، توجه نکرد، شگفت زده شدند.    در گذشته، نشانه هایی وجود داشت که ايران، با پيشنهاد توقف در برابر توقف موافقت خواهد کرد، تا گفت وگوهای هسته ای ادامه پيدا کند. اما وقتی اين کار، عملی نشد، آمريکا شگفت زده شد، به ويژه بعد از اين که ايالات متحده سياست خود را در قبال گفت وگوهای هسته ای تغيير داد و معاون وزير امور خارجه خود را به اين گفت وگوها اعزام کرد.    در پايان مذاکرات هسته ای ژنو، يک ضرب الاجل دو هفته ای تعيين شد، تا ايران نظر خود را درمورد توقف غنی سازی اعلام کند. البته اين ضرب الاجل، به اين معنی نيست که در پايان آن، شورای امنيت قطعنامه ديگری عليه ايران صادر خواهد کرد، اما در پايان دو هفته، اعضاء شورای امنيت، به احتمال قوی درباره قطعنامه ديگری به مذاکره خواهند نشست.    بنا براين از اين ديدگاه، ضرب الاجلی وجود دارد و اگر ايران چند روز بعد از ضرب الاجل، موافقت کند که ميزان غنی سازی را افزايش ندهد، به نظر نمی رسد که تحريم های فوری عليه ايران برقرار شود.       &#160;بعد از مذاکرات ژنو، شاهد اظهارات گوناگون و گاهی متناقض از سوی ايران هستيم. برای نمونه، آيت الله علی خامنه ای تعليق غنی سازی را رد کرد. محمود احمدی نژاد هم به تازگی گفته است که ايران غنی سازی را قطع نمی کند. در مقابل، وزير امور خارجه ايران انعطاف نشان داده و از ادامه گفت وگوهای سازنده با کشورهای پنج به علاوه يک صحبت کرده است. ارزيابی شما از اين پيام های دوگانه چيست؟        &#171;اگر ايران چند روز بعد از ضرب الاجل، موافقت کند که ميزان غنی سازی را افزايش ندهد، به نظر نمی رسد که تحريم های فوری عليه ايران برقرار شود.&#187;  مارک فیتزپاتریک&#160;      &#160;به نظر من، پيام های گوناگون ايران به کشورهای پنج به علاوه يک، نشانگر تنوع بحث های داخل ايران در باره موضوع هسته ای است.    بسياری از ايرانی ها می دانند که کشور آنها از بابت تحريم های اعمال شده، به خاطر موضع سرسختانه مقام های جمهوری اسلامی، هزينه زيادی را متحمل می شوند.    دولت پيشين ايران تمايل داشت با تعديل روش خود با کشورهای غربی وارد مذاکره شود و برنامه غنی سازی ايران را تعليق کند و به خاطر همين به مدت دوسال و نيم هيچگونه تحريمی عليه ايران اعمال نشد.    به باور من، در حال حاضر، شماری از مقام های ايرانی خواستار اين هستند که ايران را از تحريم های بيشتر، که اثرات منفی اقتصادی به همراه خواهد داشت، دور نگه دارند. در مقابل، برخی از مقام های ايرانی حاضر به مصالحه نيستند که بدون اين کار، گفت وگوها هم ادامه پيدا نخواهد کرد .      با اين اوصاف، مسئله هسته ای ايران به چه سمت و سويی خواهد رفت؟ پيش بينی شما در اين مورد چيست؟      به نظر من، اين بن بست ادامه پيدا می کند، چرا که رهبران ايران قادر به گرفتن تصميمی که به يک اقدام قاطع منجر شود، نيستند. يعنی تصميمی که به مصالحه بينجامد و در پايان گفت و گوها ثمره بدهد.    به عقيده من، رهبران ايران فکر می کنند&#160; اگر شش ماه صبر کنند، در آن موقع، ریيس جمهوری جديد آمريکا با آنها کنار خواهد آمد.    &#160;اين اشتباه است، زيرا که ریيس جمهوری آينده آمريکا با مسئله پيچيده تری روبرو خواهد بود و زيرپا گذاشتن قطعنامه های شورای امنيت از طرف ايران، برای شش ماه ديگر، هيچ کمکی به مسئله هسته ای تهران نخواهد کرد. به عبارت ديگر، در شش ماه آينده، شرايط برای مصالحه سخت تر خواهد شد.     در حال حاضر، دولت جرج بوش تمايل زيادی برای گفت وگو با ايران و تغيير موضع اين کشور دارد. در گذشته، اين دولت اصرار داشت که با ايران گفت وگو نکند و در حال حاضر، شرايط برای ايران کاملا&quot; مناسب است که راهی را برای کنار آمدن با دولت بوش پيدا کند.    اگر اين کار عملی شود، کار دولت آينده آمريکا ساده تر خواهد شد. در غير اين صورت، اگر باراک اوباما ریيس جمهور شود و بخواهد با ايران کنار بيايد، با مخالفت شديد جمهوری خواهان مواجه خواهد شد. بنا براين بهتر است رهبران ايران اکنون اقدام کنند و مسئله هسته ای را به نحوی حل کنند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Mandate/458978.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Mandate/458978.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 02 Aug 2008 13:45:43 +3500</pubDate>
            <category>ايران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/93348621-9bc6-4e1d-84f5-53b0eb7f3cde_.JPG" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>چوبين: ايران می خواهد طرف مقابل را در انتظار نگه دارد</title>
            <description>در پی ارائه آخرين بسته پيشنهادی کشورهای موسوم به گروه ۱+۵&#160; به ايران در خرداد ماه ، قرار است سعيد جليلی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران، روز شنبه&#160; بيست و نهم تيرماه، با خاوير سولانا ، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا ، و نمايندگان کشور های ۱+۵ ، در ژنو، سوئيس ، ملاقات&#160; می کند. در پی ارائه آخرين بسته پيشنهادی کشورهای موسوم به گروه ۱+۵&#160; به ايران در خرداد ماه، سعيد جليلی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران، روز شنبه&#160;بيست و نهم تيرماه، با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، و نمايندگان کشور های ۱+۵ ، در ژنو، سوئيس، ملاقات&#160;می کند.    فرانسه، بريتانيا، روسيه، آمريکا و چين&#160;همراه با&#160;آلمان، کشورهای موسوم به گروه ۱+۵، ماه گذشته&#160; برای پايان دادن به بحران هسته ای ايران، يک بسته پيشنهادی شامل مشوق های هسته ای و اقتصادی به تهران ارائه کردند.    اين کشورها می کوشند از طريق سياست های دو سويه؛ تحريم و تشويق، ايران را وادار کنند فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کنند.    در آستانه مذاکرات روز شنبه در ژنو، آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: ايران تصميم گرفته است در مذاکرات شرکت کند اما &#171;هيچ تهديدی&#187; را نمی پذيرد.    آيت الله خامنه ای تاکيد کرده بود: ايران از &#171;خط قرمز خود&#187; در مسئله هسته ای عبور نخواهد نخواهد کرد و محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، مسئول پيشبرد این مذاکرات است.     مسئولان جمهوری اسلامی خط قرمز را به معنای قابل مذاکره نبودن تعليق غنی سازی&#160; اورانيوم&#160; اعلام کرده اند.    تاکيد آيت الله خامنه ای بر عبور نکردن از خط قرمز در حالی است که آمريکا برای اولين بار ويليام برنز ، معاون وزارت خارجه&#160;این کشور را به مذاکرات هسته ای&#160;در ژنو می فرستد تا به گفته اين کشور، &#171;پاسخ ايران به بسته پيشنهادی کشور های ۱+۵ را مستقيما بشنود.&#187;    در گفت وگويی با دکتر شهرام چوبين، مدير پژوهش مرکز مطالعات امنيتی در ژنو، مسئله اهميت مذاکرات روز شنبه و نتايج احتمالی آن را مورد بحث و بررسی قرار&#160;داده ايم:         &#171;آمريکا می خواهد نشان دهد که انعطاف پذير است و حتی حاضر است در گفت و گو حضور داشته باشد، گو اينکه، نماينده آمريکا قرار است به عنوان ناظر شرکت کند. در مجموع حضور معاون وزير امور خارجه آمريکا در گفت و گو، قدم مثبتی است در جواب به فشارهای داخلی و بين المللی. هدف اصلی آمريکا، بهبود چهره خود.&#187;     شهرام چوبین        رادیو فردا: حضور نماينده آمريکا در گفت و گوهای هسته ای را چگونه ارزيابی می کنيد ؟ &#160;      شهرام چوبین:  شرکت نماينده آمريکا در گفت وگو، گام نمادين است، زيرا هر دو طرف، يعنی ايران و کشورهای ۱+۵ می خواهند وجهه خوبی در جامعه جهانی داشته باشند.     هر دو طرف می خواهند نشان دهند که حاضر هستند گفت و گو کنند. ايران می خواهد از اعمال تحريم بيشتر از سوی اتحاديه اروپا و شورای امنيت جلوگيری کند و مقام های آمريکايی هم می خواهند، اين برداشت جهانی را که&#160; آمريکا در صدد حمله به ايران است، منتفی کنند.    آمريکا می خواهد نشان دهد که انعطاف پذير است و حتی حاضر است در گفت و گو حضور داشته باشد، گو اينکه، نماينده آمريکا قرار است به عنوان ناظر شرکت کند. در مجموع حضور معاون وزير امور خارجه آمريکا در گفت و گو، قدم مثبتی است در جواب به فشارهای داخلی و بين المللی. هدف اصلی آمريکا، بهبود چهره خود است.      آقای چوبين، برداشت شما از موضع ايران در رابطه با بسته پيشنهادی چيست؟ فکر می کنيد ايران توقف غنی سازی را بپذيرد؟      برداشت من اين است که، ايران موضع ثابتی ندارد. از سويی، ايران نگران حمله نظامی از خارج است و ميل دارد، آمادگی نظامی خود را برای جوابگويی به چنين حمله ای، به رخ ديگران بکشد و از سوی ديگر، با دفع الوقت، می خواهد طرف مقابل را در انتظار نگه دارد.    ايران مايل نيست پيشنهاد مذاکره از سوی کشورهای گروه ۱+۵ را رد کند، اين کشور می خواهد جوابش مثبت باشد، و در عين حال، تمايل ندارد غنی سازی اورانيوم را متوقف کند. ولی مسئله اين است که غنی سازی پيش شرط شورای امنيت است نه پيش شرط کشورهای اروپایی يا کشوری خاص.     نکته مهم در اينجا، اين است که توقف غنی سازی را چگونه تعريف کنيم. اين می تواند توقف کامل غنی سازی باشد، يا توقف تزريق مواد بيشتر به سانتريفيوژها، يا توقف در مقابل توقف، که قبلا علی لاريجانی و خاوير سولانا درباره آن صحبت کرده بودند، و حالا هم مطرح شده است. در مجموع اين که موضوع توقف غنی سازی، با توجه به تعريفی که می توان برای آن قائل شد، جای مانور دارد.    اما برای اينکه ايران توقف غنی سازی را بپذيرد، بايد مايل به اين کار و يا تحت فشار باشد. به باور من مقام های ايرانی چنين احساسی ندارند و فکر می کنند که، با صحبت های گنگ درباره بسته پيشنهادی، می توانند تهديد نظامی خارجی را بی اثر کنند.      مقام های ايران به گفت و گو در باره مشترکات دو بسته پيشنهادی تکيه می کنند. چه مشترکاتی بين اين دو بسته وجود دارد؟      به نظر من برخی نقاط مشترک در هر دو بسته پيشنهادی وجود دارد، مانند همکاری های هسته ای و شرايط مربوط به آن، همکاری های منطقه ای و گفت و گو در باره عراق. در همه پيشنهادهای گذشته، نقاط مشترک وجود داشت ولی همه اينها به توقف غنی سازی منوط می شود.      به تازگی رييس جمهور ايران گفته است که&#160;از گفت و گو با آمريکا در شرايط عادلانه استقبال می کند، حتی، تلويحا از گشايش دفتر حافظ منافع آمريکا در ايران حمايت کرد. نظر شما در اين باره چيست؟           &#171;برای اينکه ايران توقف غنی سازی را بپذيرد، بايد مايل به اين کار و يا تحت فشار باشد. به باور من مقام های ايرانی چنين احساسی ندارند و فکر می کنند که با صحبت های گنگ درباره بسته پيشنهادی، می توانند تهديد نظامی خارجی را بی اثر کنند.&#187;     شهرام چوبین      فکر می کنم اين حرف اعتباری ندارد. چند ماه پيش آيت الله خامنه ای گفت: &#171;وقتی که من صلاح بدانم، ايران با آمريکا مذاکره خواهد کرد.&#187;     او گفت: &#171;من در اين باره تصميم می گيرم و حالا وقت اين کار نيست&#187; بنا بر اين، گفته های محمود احمدی نژاد، در باره مذاکره با آمريکا يا باز شدن دفتر منافع اين کشور در ايران، اعتباری ندارد.     گفت وگو با آمريکا نياز به تصميم استراتژيک ايران دارد، زيرا آمريکا می خواهد با ايران گفت و گو کند و تنها مسئله در اين رابطه، پيش شرط است، يعنی توقف غنی سازی اورانيوم.    اگر ايران در باره گفت و گو با آمريکا جدی باشد، می تواند اين کار را در عراق انجام دهد. به باور من، ايران تصميم قاطعی در باره مذاکره با آمريکا نگرفته و دل دل می کند و می خواهد جامعه جهانی آن را به عنوان کشوری بشناسد که از خود نرمش نشان می دهد و پيشنهاد مذاکره را رد نمی کند.      به نظر می رسد که ايران، پيام های متناقضی به کشورهای غربی می فرستد، از يک سو از گفت و گو با آمريکا استقبال می کند و از سوی ديگر فرماندهان سپاه تهديد می کنند، که در صورت حمله آمريکا، تنگه هرمز را خواهند بست. ضمنا سپاه به تازگی در يک مانور، موشک شهاب - ۳ را، که به گفته ايران دو هزار کيلومتر برد دارد، آزمايش کرد. ارزيابی شما از اين اقدامات نا همگون چيست؟      اين هم جزئی از همان اقدامات ايران است. ايران نمی خواهد از نقطه ضعف وارد مذاکره شود، که به باور من برداشت درستی است. در عين حال جمهوری اسلامی با نمايش قدرت نظامی خود و اين که قادر است به هرگونه حملات نظامی پاسخ دهد، می خواهد از اجرای عمليات نظامی عليه ايران جلوگيری کند.     در اين رابطه فرماندهان ارشد سپاه و ارتش در برهه های گوناگون به همين نحو عمل کرده اند. برخی از اين فرماندهان گفته اند که ايران نمی خواهد تنگه هرمز را ببندد ولی اگر مورد حمله قرار گيرد، پاسخ آنها عليه آمريکا و اسرائيل گسترده خواهد بود و حتی از سی و دو پايگاه آمريکا در منطقه نام بردند.     همين فرماندهان گفتند، که در مورد تنگه هرمز هم، وارد عمل خواهند شد، که اختلالات شديدی را در تردد نفتکش ها و صدور نفت به خارج در پی خواهد داشت و اين کار قيمت نفت را افزايش خواهد داد.     همه اين مانورها و اقدام ها، هشداری است به آمريکا و اسرائيل، که حمله به ايران بدون هزينه و پاسخ نخواهد ماند و ايران حمله را نخواهد پذيرفت.     بعد ديگر اين موضوع اين است که ايران می گويد، حاضر به مذاکره است اما بدون پيش شرط.    به نظر من تمايل به گفت وگو و اجرای مانور دو روی يک سکه هستند و آمريکا هم کمابيش همين کار را انجام می دهد، بدين معنی، که هم گزينه نظامی را مطرح می کند، و هم در پی امکانات و شرايطی است برای آغاز گفت و گو با ايران.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_chubin_iran_nuclear_talk/456870.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_chubin_iran_nuclear_talk/456870.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 18 Jul 2008 17:49:39 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CCFB2A00-B297-4BCB-961C-472845C6A7B7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برنامه هسته ای ایران از نگاه اقتصادی</title>
            <description>در حالی که برنامه هسته ای ايران از نظر سياسی، به يکی از بحث انگيزترين مسائل بين المللی تبديل شده است، اين کشور هدف از برنامه هسته ای خود را دست يابی به خود کفائی بلند مدت در حوزه انرژی عنوان می کند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;ايران برای تحقق اين هدف، آنگونه که پيشتر اعلام کرد، در نظر دارد شش نيروگاه هسته ای، علاوه بر نيروگاه بوشهر، در پانزده سال آينده برپا کند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;اضافه براين، مجلس شورای اسلامی ايران در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ لايحه ای را تصويب کرد که بر پايه آن قرار است ۱۳ نيروگاه هسته ای ديگر در ايران بر پا شود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;ساخت و نصب اين تعداد راکتور هسته ای به برنامه ريزی، تکنولوژی پيشرفته، منابع مالی و متخصصان بسيار کار آزموده ای نياز دارد که فقط چند کشور صنعتی دنيا توانسته اند، در بيست سال گذشته، به چنين هدفی نايل شوند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;گرچه ايران تاسيساتی را به منظور توليد سوخت هسته ای داير کرده است اما اين تاسيسات از نظر مقياس فنی و بازدهی در سطحی نيستند که بتوانند سوخت شش نيروگاه ياد شده را تامين کنند، چه رسد به سوخت ۱۳ نيروگاه اضافی ديگر که مجلس ايران تصويب کرده است.&lt;br&gt;در حالی که برنامه هسته ای ايران از نظر سياسی، به يکی از بحث انگيزترين مسائل بين المللی تبديل شده است، اين کشور هدف از برنامه هسته ای خود را دست يابی به خود کفائی بلند مدت در حوزه انرژی عنوان می کند.  ايران برای تحقق اين هدف، آن گونه که پيشتر اعلام کرد، در نظر دارد شش نيروگاه هسته ای، علاوه بر نيروگاه بوشهر، در پانزده سال آينده برپا کند.  اضافه براين، مجلس شورای اسلامی ايران در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ لايحه ای را تصويب کرد که بر پايه آن قرار است ۱۳ نيروگاه هسته ای ديگر در ايران بر پا شود.  ساخت و نصب اين تعداد راکتور هسته ای به برنامه ريزی، تکنولوژی پيشرفته، منابع مالی و متخصصان بسيار کار آزموده ای نياز دارد که فقط چند کشور صنعتی دنيا توانسته اند، در بيست سال گذشته، به چنين هدفی نايل شوند.  گرچه ايران تاسيساتی را به منظور توليد سوخت هسته ای داير کرده است اما اين تاسيسات از نظر مقياس، فناوری&#160;و بازدهی در سطحی نيستند که بتوانند سوخت شش نيروگاه ياد شده را تامين کنند، چه رسد به سوخت ۱۳ نيروگاه اضافی ديگر که مجلس ايران تصويب کرده است.  ايران در پی گيری اهداف برنامه هسته ای خود هزينه زيادی را متحمل شده است ولی بررسی اقتصادی اين برنامه نشان می دهد که بخشی از فعاليت های ايران در زمينه هسته ای توجيه اقتصادی ندارد و در راستای رسيدن به خودکفایی در حيطه انرژی نيست.  در اين رابطه، سه تن از کارشناسان ارشد امور انرژی آمريکا مقاله ای تحليلی در فصل نامه  بررسی های عدم گسترش سلاح های هسته ای ، برنامه هسته ای ايران را از نظر اقتصادی به تفصيل مورد بررسی قرار داده اند.  تاماس وود، يکی از نويسندگان اين مقاله، مدير ارشد برنامه ريزی در بخش امنيت ملی در &#171;لابراتوار ملی آمريکا در ايالت واشینگتن&#187; وابسته به وزارت نيروی آمريکا به سئوال های  راديو فردا  در اين باره پاسخ می گويد.   راديو فردا: آقای وود، سئوال اول من اين است که آيا ايران توانائی لازم برای توليد سوخت هسته ای را دارد يا بايد از خارج سوخت بخرد؟    تاماس وود:  بررسی های ما نشان می دهد که ايران تجربه زيادی از برپائی رآکتور بوشهر به دست آورده است. با اينحال ايران برای ساختن رآکتورهای جديد به کمک کشورهای خارجی نياز دارد.  البته ايران در جريان برپائی شش رآکتور هسته ای خود که در برنامه دارد ممکن است به درجه ای از خودکفائی برسد. بايد بگويم که برنامه زمان بندی ايران، برای ساختن شش رآکتور هسته ای ديگر آن هم تا سال ۲۰۲۰ بيش از حد خوش بينانه است.  ايران در حال حاضر توانائی فنی لازم برای تامين سوخت اين رآکتورها را ندارد. يکی از مراحل تهيه سوخت هسته ای غنی سازی اورانيوم است که از ديدگاه آمريکا، اتحاديه اروپا و ساير کشورها اهميت سياسی دارد. اگر ايران صرفا به دنبال تهيه سوخت هسته ای برای رآکتورهای آتی خود باشد، لازم است از خارج سوخت وارد کند. برآوردهای ما نشان می دهد که از نظر اقتصادی، خريد سوخت از خارج به مراتب ارزانتر از توليد سوخت در ايران است. با اين کار ايران می تواند برای سوخت هر رآکتور، سالانه يک صد ميليون دلار صرفه جوئی کند.   با اين حال ايران می خواهد از نظر سوخت هسته ای خود کفا باشد. آيا معادن اورانيوم ايران، جواب گوی اين نياز هست؟   ارزيابی ما، با توجه به اطلاعاتی که ايران در اختيار آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار داده است نشان می دهد که منابع شناخته شده اورانيوم در ايران می تواند سوخت يک رآکتور را برای ده سال تامين کند گو اين      &#171;مسئله خريد نفت و بنزين از خارج، مهم ترين مسئله ايران است. حل اين مسئله، مهم تر از پروژه های هسته ای است. يکی از مشکلات ايران اين است که بازدهی پالايشگاه هايش بسيار پائين است و مصرف بنزين در کشور درحال افزايش است.&#187;  تاماس وود، مدير ارشد برنامه ريزی در بخش امنيت ملی در &#171;لابراتوار ملی آمريکا&#187;    که از منابع بالقوه اورانيوم در ايران می توان سوخت يک رآکتور را برای هفتاد و پنج سال تامين کرد.   &#160;ميزان اورانيوم منابع بالقوه در ايران، يا کم است، يا کيفيت آن پایين است و تهيه سوخت از اين نوع اورانيوم بسيار گران خواهد بود.    در مجموع ايران اورانيوم کافی برای تهيه سوخت شش رآکتور را ندارد که عمر قانونی هرکدام بين سی تا چهل سال است. بنابراين لازم است سوخت هسته ای را از خارج وارد کند.   ايران می گويد استفاده از انرژی هسته ای باعث خواهد شد که بتواند نفت بيشتری به خارج صادر کند و بر درآمد خود بيافزايد. آيا اين استدلال درست است؟   به باور من اين استدلال، يعنی جايگزينی انرژی هسته ای با انرژی توليد شده از مصرف نفت تا حدی درست است. ايران در حال حاضر ۱۸ درصد برق خود را که حدود ۴۰۰ گيگا وات است از مصرف نفت توليد می کند.   &#160;اين تقريبا معادل چهار تا پنج رآکتور هسته ای هزار مگاواتی است. اگر اين تعداد رآکتور در مکان های مناسب نصب شوند و به شبکه برق سراسری کشور پيوند داده شوند، می توانند جايگزين برق توليد شده از مصرف نفت باشند. استدلال ايران، با توجه به سير صعودی قيمت نفت درست است.   به گفته مقام های ايران، نيروگاه بوشهر در سال جاری عملياتی خواهد شد. ايران هزينه سنگينی برای اين نيروگاه که احداث آن از زمان رژيم گذشته آغاز شده متحمل گرديده است، آيا بازدهی نيروگاه بوشهر ارزش اين هزينه و سرمايه گذاری سنگين را دارد؟   کليه کشورهایی که نيروگاه هسته ای ساخته اند، کم و بيش با اين مسئله روبه رو شده اند. در مسئله نيروگاه بوشهر بايد به جلو نگاه کرد، نگاه به گذشته و برآورد هزينه های متحمل شده راه به جایی نمی برد.   &#160;ايران به برداشت خود راه درستی را برای تلفيق منابع گوناگون برای توليد برق انتخاب کرده است، بنابراين می توان گفت هزينه ای که ايران برای پروژه نيروگاه بوشهر متحمل شده است، يعنی احتمالا هشت تا ده ميليارد دلار، می تواند درسی برای آينده و ساختن نيروگاه های جديد باشد.  در رابطه با نيروگاه بوشهر فقط بايد به جلو نگاه کرد و هزينه ای را در نظر گرفت که برای اتمام اين پروژه لازم است.    اگر از اين زاويه به مسئله نگاه کنيم، اتمام پروژه بوشهر معقول به نظر می رسد و بسياری از کشورها که با مسائلی از اين دست روبه رو بودند به همين نحو عمل کرده اند و هزينه اتمام پروژه ها به مراتب بيشتر از هزينه پيش بينی شده بوده است.  اما سئوال مهم اين است که هزينه برپائی نيروگاه بعد از بوشهر و نيروگاه های ديگری که ايران در برنامه دارد چه قدر خواهد بود؟ برآورد دقيق اين هزينه درحالی که ايران برنامه هسته ای خود را دنبال می کند بسيار مهم است.   ايران منابع عظيم نفت و گاز دارد با اين حال چهل درصد از نياز نفت و بنزين خود را از خارج وارد می کند. آيا سرمايه گذاری و توجه بيشتر به صنايع نفت و گاز ايران را زودتر به خودکفائی نمی رساند؟   به باور من، مسئله خريد نفت و بنزين از خارج، مهم ترين مسئله ايران است. حل اين مسئله، مهم تر از پروژه های هسته ای است. يکی از مشکلات ايران اين است که بازدهی پالايشگاه هايش بسيار پائين است و مصرف بنزين در کشور درحال افزايش است. حل اين مسئله ارجحيت دارد و ايران توانائی فنی لازم برای اين کار را دارد.   چرا بازدهی پالايشگاه های ايران پائين است؟ آيا اين نتيجه سوء مديريت است، يا استفاده از تکنولوژی قديمی، يا اين که به کيفيت و نوع نفت خام بستگی دارد؟   اين سئوال بسيار خوبی است، ولی من صلاحيت کافی برای پاسخ به اين سئوال را ندارم. من کارشناس پالايش نفت نيستم اما می توانم بگويم که بازدهی پالايشگاه های ايران در مقايسه با ساير کشورها بسيار کمتر است.  در پالايشگاه های ايران ۱۷ تا ۱۸ درصد هربشکه نفت خام به بنزين تبديل می شود. اين نسبت در پالايشگاه های آمريکا ۴۶ تا ۴۷ درصد است.  به نظر من همه فاکتورهایی که ذکر کرديد در اين کار دخالت دارند. پالايشگاه های ايران قديمی هستند و برخی از تکنولوژی های پيشرفته برای تصفيه را ندارند، ضمنا ممکن است در ايران نفت خام برای پالايش در مقايسه با سايرکشورها سولفور بيشتری داشته باشد.   &#160;کليه اين فاکتورها هم دخالت دارند ولی من نمی توانم بگويم که کدام يک مهم تر است.   ايران برخلاف بسياری از کشورهای عضو اوپک، بخش عظيمی از گاز چاه های نفت را می سوزاند و به هدر می دهد. آيا استفاده از اين گاز نمی تواند به خودکفائی ايران در زمينه انرژی کمک کند؟   اين هم مسئله ديگری است و از ديدگاه اقتصادی اهميت زيادی دارد. اگر گاز چاه های نفت که می سوزد و به هدر می رود، انبار شود، تصفيه شود و به مولدهای برق انتقال داده شود، آن وقت به توليد برق کشور بسيار کمک خواهد کرد.  برق حاصله از اين گاز معادل برق سه تا چهار رآکتور هسته ای خواهد بود. اين مسئله ارجحيت دارد و لازم است به آن توجه شود.   آيا ايران واقعا به دنبال آن است که از نظر انرژی خوکفا باشد يا اينکه سعی دارد تحت لوای اين هدف اعلام شده به سلاح هسته ای دست يابد؟    اين سئوال حساسی است که جامعه جهانی نيز با آن روبه رو است. اين سئوال خارج از حيطه موضوعات اقتصادی است با اين همه بررسی های ما نشان می دهد که رفتار ايران از نقطه نظرسرمايه گذاری و ارجحيت های آن با هدف آن که خودکفائی در امور انرژی است، تطابق کامل ندارد.   &#160;جدا از بررسی های ما، ساير بررسی ها هم نشان داده که بخشی از برنامه هسته ای ايران در راستای توليد سلاح هسته ای است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F5_ECONOMICS_IRAN_NUCLEAR/456029.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F5_ECONOMICS_IRAN_NUCLEAR/456029.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 13 Jul 2008 17:18:40 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8D3E601D-9A60-42E6-8098-A658994BAEDB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;حملات لفظی ایران و اسرائیل، جنگ روانی است&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#160;منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران روز شنبه، ۲۲ تير، گفت: آمريکا و اسرائيل توانايی لازم برای درگير شدن در يک بحران جديد در خاور ميانه را ندارند و نمی خواهند به تاسيسات ايران حمله کنند. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;وزير خارجه ايران هنگامی اين سخنان را به زبان می آورد که به تازگی سپاه پاسداران طی رزمايش پيامبر اعظم - ۳ چند موشک، از جمله يک&#160; فروند موشک شهاب - ۳ را که برد آن ۲۰۰۰ کيلومتر گزارش شده، آزمايش کرد. اين موشک می تواند اهدافی را در اسرائيل هدف قرار دهد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، گفته است که &#171;این رزمایش باید درس عبرتی برای دشمنان ایران باشد.&#187;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;همزمان با انتشار خبر آزمایش های موشکی ایران ، اسرائیل یک فروند از پیشرفته ترین هواپیماهای جاسوسی خود&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;به نام&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;&#171;ایتام&#187; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Eitam&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;را به نمایش گذاشت و اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، هشدار داد که کشورش آماده است تا در صورت احساس تهدید از سوی ایران علیه این کشور اقدام کند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در این رابطه &#171;شلومو بن آمی&#187;، وزیر امور خارجه پیشین اسرائیل و معاون &#171;مرکزبین المللی مطالعات صلح تولدو&#187; در اسپانیا در گفت وگو با رادیو فردا می گوید که اعتقاد دارد راه حل دیپلماتیک برای مسئله هسته ای ایران وجود دارد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران روز شنبه، ۲۲ تير، گفت: آمريکا و اسرائيل توانايی لازم برای درگير شدن در يک بحران جديد در خاور ميانه را ندارند و نمی خواهند به تاسيسات ايران حمله کنند.         وزير خارجه ايران هنگامی اين سخنان را به زبان می آورد که به تازگی سپاه پاسداران طی رزمايش پيامبر اعظم - ۳ چند موشک، از جمله يک&#160; فروند موشک شهاب - ۳ را که برد آن ۲۰۰۰ کيلومتر گزارش شده، آزمايش کرد. اين موشک می تواند اهدافی را در اسرائيل هدف قرار دهد.            سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، گفته است که &#171;این رزمایش باید درس عبرتی برای دشمنان ایران باشد.&#187;        همزمان با انتشار خبر آزمایش های موشکی ایران ، اسرائیل یک فروند از پیشرفته ترین هواپیماهای جاسوسی خود &#160;  به نام &#160;  &#171;ایتام&#187;    Eitam           را به نمایش گذاشت و اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، هشدار داد که کشورش آماده است تا در صورت احساس تهدید از سوی ایران علیه این کشور اقدام کند.        در این رابطه &#171;شلومو بن آمی&#187;، وزیر امور خارجه پیشین اسرائیل و معاون &#171;مرکزبین المللی مطالعات صلح تولدو&#187; در اسپانیا در گفت وگو با  رادیو فردا  می گوید که اعتقاد دارد راه حل دیپلماتیک برای مسئله هسته ای ایران وجود دارد.               &#171;به باور من، بیشتر آنچه را که می شنویم، بخشی از یک جنگ روانی است مانند حملات لفظی احمدی نژاد و یا حملاتی از این دست، از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران.&#187;        شلومو بن آمی، وزیر امور خارجه سابق اسرائیل       به گفته وی ، &#171;راه حل دیپلماتیک هم به منافع ایران در منطقه صحه خواهد گذاشت و هم نگرانی های مشروع و امنیتی اسرائیل را مرتفع خواهد کرد.&#187;          رادیو فردا:       افزایش تنش بین ایران و اسرائیل را چگونه ارزیابی می کنید ؟             شلومو بن آمی:     ایران، که به برداشت عمومی، به قدرت مهم منطقه ای تبدیل شده، با حملات لفظی خود، به ویژه از سوی احمدی نژاد و فرمانده سپاه پاسداران، اسرائیل را نشانه گرفته است. اضافه بر این، ایران می خواهد به سلاح هسته ای دست یابد که اسرائیل آن را تهدیدی برای موجودیت خود می داند.        کوشش برای دستیابی به سلاح هسته ای، یک بعد مسئله است، اما وقتی که این کار با حملات لفظی توام می شود، مسئله پیچیده تر می شود. دولت و ارتش اسرائیل مصمم هستند که از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کنند. این برداشت کلی اسرائیل از ایران است.          آقای بن آمی، به تازگی رفت و آمد مقام های نظامی و دولتی آمریکا به اسرائیل و بالعکس زیاد شده است. اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، هم قرار است در روزهای آینده عازم آمریکا شود. آیا این رفت و آمدها برای هماهنگی و اجرای عملیات نظامی علیه ایران است؟          بی شک همگان گزینه دیپلماتیک را برای حل مسئله هسته ای ایران ترجیح می دهند، البته هم در ایران و هم در آمریکا صحبت هایی در این زمینه می شود، که ابهام آمیز است.        از یک سو، گفته می شود که گزینه دیپلماتیک راه حل مطلوب برای حل مسئله هسته ای ایران است و از سوی دیگر، گزینه نظامی علیه ایران مطرح می شود.        به عبارت دیگر اگر گزینه دیپلماتیک کارساز نباشد، از گزینه نظامی استفاده خواهد شد. در رابطه با رفت و آمدهای اخیر مقامات کشوری و لشگری اسرائیل به آمریکا و بالعکس باید بگویم، که این دو کشور روابط نزدیک استراتژیک دارند، که همگان از آن آگاه هستند.        بسیاری از این رفت و آمدها، معمولی و جزیی از روابط نزدیک دو کشور است. مقام های دو کشور اغلب به تبادل نظر می پردازند و اسرائیل از نظر تامین تجهیزات جنگی به آمریکا نیاز دارد.        به تازگی دریا سالار مایکل مولن، رییس ستاد ارتش آمریکا، نکته جالبی را مطرح کرد، بدین معنا که &#171;آمریکا نمی خواهد جبهه سومی را در خاورمیانه علاوه بر عراق و افغانستان بگشاید.&#187; ما نمی دانیم که این گفته برای گول زدن ایران است و یا این که صرفا یک اظهارنظر است، مبنی بر اینکه، آمریکا گزینه دیپلماسی را برای حل مسئله ایران، ترجیح می دهد.        به تازگی پروفسور آنتونی کوردزمن، از مقام های پیشین پنتاگون که به سناتور جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نزدیک است گفت: &#171;آمریکا مخالف حمله اسرائیل به ایران است و گزینه نظامی راه حل مسئله هسته ای ایران نیست.&#187;        به باور من، بیشتر آنچه را که می شنویم، بخشی از یک جنگ روانی است مانند حملات لفظی احمدی نژاد و یا حملاتی از این دست، از سوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران.                &#171;ایران و اسرائیل دشمن یکدیگر نیستند. اسرائیل با ایران زمان شاه و حتی مدتی بعد از روی کار آمدن آیت الله خمینی، روابط کاری داشت. بین ایران و اسرائیل هیچ گونه دشمنی فطری، در زمینه سیاسی وجود ندارد.&#187;      وزیر امور خارجه سابق اسرائیل            آزمایش موشک شهاب - ۳ و یا اخبار مربوط به رزمایش اسرائیل در شرق دریای مدیترانه هم برای اعمال فشار است. هدف غرب این است که ایران را به سوی راه حل دیپلماتیک سوق دهد.       به نظر شما چگونه می توان مسئله هسته ای ایران را حل کرد و تنش بین اسرائیل و ایران را کاهش داد؟ &#160;   &#160;        به باور من، جامعه بین المللی باید، مسئله هسته ای ایران را از طریق دیپلماتیک حل کند.               ایران و اسرائیل دشمن یکدیگر نیستند. اسرائیل با ایران زمان شاه و حتی مدتی بعد از روی کار آمدن آیت الله خمینی، روابط کاری داشت. بین ایران و اسرائیل هیچ گونه دشمنی فطری، در زمینه سیاسی وجود ندارد.      ایران بیشتر نگران مسائل افغانستان، خلیج فارس و کشورهای مسلمان آسیای مرکزی است. منافع استراتژیک ایران در این مناطق متمرکز شده است، نه در کشورهای میانی خاورمیانه.        به نظر من بیشتر این لفاظی ها و حملات از سوی ایران، برای این است که خود را مدافع منافع اعراب نشان دهد و توجه توده شهروندان عرب را، از چالشی که ایران متوجه رژیم های سنی کرده است، منحرف نماید. اعتقاد دارم راه حلی دیپلماتیک برای مسئله هسته ای ایران وجود دارد. راه حل دیپلماتیک هم به منافع ایران در منطقه صحه خواهد گذاشت و هم نگرانی های مشروع و امنیتی اسرائیل را مرتفع خواهد کرد. در این صورت می توان به رفع مناقشه بین اعراب و اسرائیل نیز پرداخت.        حل نشدن مسائل بین اعراب و اسرائیل بهانه ای شده است برای فعالیت های یهود ستیزی، اسرائیل ستیزی و طرفداری از هولوکاست و حملات لفظی احمدی نژاد.        در صورتی که اسرائیل و کشورهای عرب در صلح زندگی کنند، دلیلی برای این گونه فعالیت ها و حملات لفظی ایران وجود نخواهد داشت و همه اینها بی معنا خواهند بود.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_ben_ami_Israel_Iran/455912.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_ben_ami_Israel_Iran/455912.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 12 Jul 2008 17:31:41 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/909FC411-4651-413D-BDD7-A9110FDC3F0B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;افزایش برد موشک شهاب - ۳ برای اروپا است نه اسرائیل&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در اولين روز رزمايش &#171;پيامبر اعظم سه&#187; يک فروند موشک شهاب - ۳ را آزمايش کرد که برد آن ۲۰۰۰ کيلومتر گزارش شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;آزمايش موشک شهاب - ۳ زمانی انجام گرفت که آمريکا و جمهوری چک قراردادی را درباره استقرار رادار سپر دفاع موشکی آمريکا در خاک جمهوری چک امضا کردند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;مقام های آمريکايی می گويند که هدف از استقرار اين سپر دفاعی، مقابله با تهديدات موشکی ايران است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;ژنرال هنری اوبرينگ، مدير آژانس دفاع موشکی آمريکا وابسته به وزارت دفاع اين کشور در گفت وگو با راديو فردا می گويد که ايران هزينه زيادی برای توسعه برد موشک های خود متحمل شده است که اين هزينه ها قابل توجيه نيست، مگر اينکه در راستای برنامه توليد سلاح های کشتار جمعی باشد. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در اولين روز رزمايش &#171;پيامبر اعظم سه&#187; يک فروند موشک شهاب - ۳ را آزمايش کرد که برد آن ۲۰۰۰ کيلومتر گزارش شده است.        آزمايش موشک شهاب - ۳ زمانی انجام گرفت که آمريکا و جمهوری چک قراردادی را درباره استقرار رادار سپر دفاع موشکی آمريکا در خاک جمهوری چک امضا کردند.        مقام های آمريکايی می گويند که هدف از استقرار اين سپر دفاعی، مقابله با تهديدات موشکی ايران است.        ژنرال هنری اوبرينگ، مدير آژانس دفاع موشکی آمريکا وابسته به وزارت دفاع اين کشور در گفت وگو با راديو فردا می گويد که ايران هزينه زيادی برای توسعه برد موشک های خود متحمل شده است که اين هزينه ها قابل توجيه نيست، مگر اينکه در راستای برنامه توليد سلاح های کشتار جمعی باشد.           راديو فردا: موشک شهاب - ۳ ايران چه تهديدی را متوجه نيروهای آمريکا در خاور ميانه می کند با توجه به اينکه کلاهک اين موشک، قديمی و ابتدايی است و دايره خطای آن به ۲.۵ کيلومتر می رسد؟            هنری اوبرينگ:  در ابتدا بايد بگويم که برخی از جنبه های آزمايش اين موشک، باعث شگفتی است. اين موشک، گونه ديگری از شهاب - ۳ است که، به ادعای ايران، دو هزار کيلومتر برد دارد.        لازم است درباره ميزان دقت اين موشک محتاط باشيم. ما اطلاعات کافی درباره ميزان دقت و کلاهک اين موشک نداريم. نکته مهم اين است که ايران، هزينه زيادی را برای توليد موشک های نيرومندتر و بهتر با برد بيشتر، متحمل شده است.        به نظر من اين هزينه قابل توجيه نيست، مگر اينکه اين هزينه سنگين، در راستای برنامه ای برای توليد سلاح های کشتار جمعی باشد. بدون چنين برنامه ای، پرتاب موشک شهاب - ۳ با کلاهک متعارف هزار کيلوگرمی، يا چيزی در اين حدود، با توجه به دايره خطای آن، که شما ذکر کرديد، از نظر نظامی منطقی به نظر نمی رسد.                &#171;ايران با موشک هايی که هزار و ۳۰۰ کيلومتر برد داشته باشند، می تواند بيشتر پايگاه های امريکا را در منطقه {خاورميانه} هدف قرار دهد، بنا براين، برد دو هزار کيلومتری، برای پيگيری اهدافی در خارج از منطقه است و قابل توجيه نيست.&#187;        ژنرال هنری اوبرینگ، مدير آژانس دفاع موشکی آمريکا        به عقيده من برنامه موشکی ايران، نياز به استقرار يک سپر دفاع موشکی، برای حفاظت نيروهای آمريکا و هم پيمانان آن در اروپا را، بيشتر می کند. موشک شهاب - ۳، با برد دو هزار کيلومتر، بردی فراتر از آن چيزی است که ايران در يک درگيری احتمالی با اسرائيل لازم دارد.        ايران با موشک هايی که هزار و ۳۰۰ کيلومتر برد داشته باشند، می تواند بيشتر پايگاه های امريکا را در منطقه {خاورميانه} هدف قرار دهد، بنا براين، برد دو هزار کيلومتری، برای پيگيری اهدافی در خارج از منطقه است و قابل توجيه نيست.        برنامه موشکی ايران نياز مبرم به ايجاد يک سپر دفاع موشکی را بيشتر می کند و بر اهميت قرارداد آمريکا با جمهوری چک، برای استقرار رادار ردياب در اين کشور، می افزايد و آمريکا سعی خواهد کرد که توانايی خود را در اين زمينه بيشتر کند.          ژنرال اوبرينگ، مقام های ايرانی می گويند که نيازی به سلاح هسته ای، شيميائی و ميکروبی ندارند و در پی دسترسی به اين گونه سلاح ها نيستند. بنابر اين فايده عملياتی موشک شهاب - ۳ با کلاهک جنگی متعارف در يک درگيری احتمالی بين ايران و اسرائيل و يا آمريکا چه خواهد بود؟ در حالی که آمريکا و اسرائيل، برتری نظامی فوق العاده ای نسبت به ايران دارند.          اين بستگی به نوع کلاهک موشک شهاب - ۳ دارد. من به هيچ وجه نمی خواهم که حفاظت نيروهای آمريکا و هم پيمانان ما، در گرو نيات رژيم ايران باشد. رژيم ايران ممکن است نيات خود را بيان کند و بعدا عکس آن عمل کند.        فکر نمی کنم که توسعه موشک شهاب - ۳ منوط به استفاده از کلاهک متعارفی باشد. اين کار با توجه به هزينه ای که ايران متحمل می شود، قابل توجيه نيست و عقلانی به نظر نمی رسد. بنابر اين ما بايد، همه امکانات و احتمالات ناشی از اين مسئله را، مد نظر قرار دهيم و به همين جهت ايجاد سپر دفاع موشکی در اروپا مهم است.          ايران با اکثر کشورهای اروپایی روابط حسنه دارد. چرا ايران بايد به فکر حمله موشکی عليه اروپا باشد؟ موشک شهاب - ۳ از نظر کارآيی عملياتی به راکت های &#171;وی۲ &#187; آلمان در جنگ جهانی دوم تشبيه شده است. آيا آمريکا و اروپا واقعا به سپر دفاعی موشکی &#160;  بسيار پيشرفته ای در مقابل اين موشک نياز دارد؟          در ابتدا بايد بگويم که تهديد مورد نظر ما، تهديد فعلی ايران نيست. ما بايد تهديد سه يا چهار يا پنج سال آينده ايران را در نظر بگيريم، زيرا استقرار سپر دفاع موشکی در جمهوری چک و لهستان همين مدت وقت لازم دارد.        به عبارت ديگر، ما بايد تهديدهای آتی را مد نظرقرار دهيم، نه تهديدهای فعلی را. ما در مقابل شهاب - ۳ توانايی های ديگری داريم، مانند سيستم رزمی &#171;ايجس&#187; در نيروی دريايی آمريکا، سيستم دفاعی &#171;پاتريوت&#187; در نيروی زمينی يا سيستم جديدی به نام &#171;تاد&#187; دفاع در ارتفاع زياد، که سال آينده عملياتی خواهد شد.        اين سيستم ها می توانند با شهاب - ۳ مقابله کنند. اما نگرانی ما برد موشک شهاب است که مرتب افزايش می يابد، ما می دانيم که ايران می خواهد برد اين موشک را باز هم بيشتر کند.        به باور من، ايران در عرض دو يا سه سال آينده قادر خواهد بود، تمام کشورهای اروپايی را در برد موشک خود قرار دهد. سئوال اين است که ايران چرا اين کار را انجام می دهد، در حالی که تنها نگرانی آنها در منطقه، اسرائيل است.             &#171;نگرانی ما برد موشک شهاب است که مرتب افزايش می يابد، ما می دانيم که ايران می خواهد برد اين موشک را باز هم بيشتر کند.&#187;     ژنرال اوبرینگ      مقام های ايرانی از محو اسرائيل صحبت می کنند يا می گويند غرب بايد در مقابل جمهوری اسلامی کرنش کند. همه اين ها، نشانگر افکار خصمانه جمهوری اسلامی است.        نکته مهم ديگر اينکه، ايران علاوه بر استفاده از اين موشک ها در هنگام درگيری، می تواند از آنها برای اعمال زور استفاده کند، مثلا برای ايجاد شکاف بين آمريکا و اروپا؛ به باور من اين کار کاملا امکان پذير است.        بنا بر اين ايران می تواند بر روابط ژئوپوليتيکی و اتحاد کشورهای اروپايی و آمريکا در زمينه امنيتی، که سالها است ادامه دارد، تاثير بگذارد.        ما نمی خواهيم ايران توانايی لازم را برای تهديد کشورهای اروپايی داشته باشد، بدون اينکه وسيله ای برای دفاع داشته باشيم و از اين جهت استقرار سپر دفاع موشکی مهم است.          امضای قرارداد استقرار سپر دفاع موشکی با جمهوری چک را، چگونه ارزيابی می کنيد؟           ما از امضای قرارداد استقرار سپر دفاع موشکی، با جمهوری چک بسيار خرسند هستيم. کارهای زيادی قبل از امضای قرارداد صورت گرفت، با اين حال امضای قرارداد اولين گام است و کارهای زيادی در پيش داريم. پارلمان جمهوری چک بايد اين قرارداد را تصويب کند. به باور من، امضای اين قرارداد توام با بيانيه رسمی ناتو در بخارست، در ماه آوريل امسال، نشانگر آن است که کشورهای بيشتری تهديد ناشی از موشک های ايران را پذيرفته اند و نياز به پيش بينی های لازم، برای مقابله با اين تهديد را، درک می کنند.        من شخصا از پيشرفت هايی که در اين هفته، در اين راستا حاصل شده، بسيار خرسندم.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shahab_3_missile_Obering/455798.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shahab_3_missile_Obering/455798.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 11 Jul 2008 17:31:40 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F296033D-DFAD-4952-8501-45F93298031D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;قاچاق هسته ای؛ احتمال فروش نقشه کلاهک اتمی به ایران؟&#187;</title>
            <description>در سال ۲۰۰۴ ميلادی ، پليس سوئيس موفق شد يک کامپيوتر حاوی اطلاعات&#160; بسيار حساس هسته ای را که متعلق به سه شهروند سوئيسی بود ضبط کند. در سال ۲۰۰۴ ميلادی ، پليس سوئيس موفق شد يک کامپيوتر حاوی اطلاعات&#160; بسيار حساس هسته ای را که متعلق به سه شهروند سوئيسی بود ضبط کند.    نقشه يک سلاح هسته ای پيشرفته از جمله اطلاعاتی بود که در کامپيوتر مذکور بايگانی شده بود.    ديويد البرايت ، بازرس پيشين سازمان ملل در امور هسته ای و مدير &#171;موسسه علوم و امنيت بين الملل&#187;&#160; به تازگی در مقاله ای افشا گرانه&#160; درباره اين موضوع ، سئوالهای مهمی را مطرح می کند، از جمله ارتباط سه شهروند سوئيسی ياد شده با عبدالقديرخان ، موسوم به پدر بمب هسته ای پاکستان.    &#160;به گزارش برخی از رسانه ها که مقاله افشا گرانه ديويد البرايت را بازتاب داده اند ،احتمال دارد سه شهر وند سوئيسی اطلاعات خود را به کره شمالی و ايران فروخته باشند.    در همین حال، نمايندگی دائم ايران در سازمان ملل متحد روز پنجشنبه در بيانيه‌ای&#160;به مقاله&#160;ديويد آلبرايت&#160;واکنش نشان داده و آن را &#171;&#160;بشدت تکذيب&#187; کرد.    &#160;ایران اظهارات آقای البرایت در خصوص احتمال انتقال طراحی‌های پيشرفته تسليحات اتمی توسط سه شهروند سوئیسی به جمهوری اسلامی&#160;را &#171;کاملا بی‌پايه و اساس&#187; خوانده است.&#160;    در همین زمینه، ديويد البرايت&#160;در گفت وگو با  رادیو فردا &#160;توضیحاتی در خصوص مقاله خود ارائه کرده است:      در مقاله تان از يک &#171;سلاح هسته ای کم حجم&#187; ياد کرده ايد که در کامپيوتر ضبط شده پيدا شد، آيا اين سلاح بمب است يا کلاهک هسته ای ؟      منظورم کلاهک هسته ای است و به همين جهت دست يافتن به اين گونه اطلاعات می تواند بسيار خطرناک باشد. ساختن کلاهک هسته ای برای نصب بر روی موشک هايی که ايران و کره دارند کار سختی است و دسترسی به نقشه کامل و دقيق اين گونه کلاهک ها برای ايران و کره شمالی بسيار مهم است.     نقشه دقيق کلاهکی که در کامپيوتر فريدريش تينر و پسرانش پيدا شد، مانند نقشه کلاهکی است که پاکستان در زرادخانه هسته ای خود دارد.     بنابراين، اين کلاهک کاملا امتحان شده است و با حجم کمی که دارد قابل نصب بر روی موشک های ايران و کره شمالی و شماری از کشورهای ديگر است. نگرانی عمده اين است که اين نقشه جامع، به چه کشورهايی فروخته شده است.         &#171;اطلاعات لازم درباره اين که ايران نقشه کلاهک هسته ای را از فريدريش تينر و پسرانش خريده باشد، در دست نيست&#187;.     دیوید البرایت        آقای آلبرايت! اطمينان داريد که نقشه کلاهک هسته ای پيدا شده درکامپيوتر قاچاقچيان سوئيسی، از پاکستان آمده است؟       فکر می کنم از پاکستان آمده باشد. من تا به حال چيز ديگری که خلاف اين را ثابت کند، نديده و نشنيده ام. فريدريش تينر و پسرانش برای عبدالقدير خان کار می کرده اند.     يک مقام مطلع به من گفت، وقتی اطلاعات مربوط به طرح کلاهک هسته ای در اختيار مقامات پاکستانی قرار داده شد، آنها شگفت زده شدند. عکس العمل آنها نشان داد با اين نوع کلاهک آشنايی دارند و طرح کلاهک هسته ای از آن چه که پاکستان در زرادخانه های خود دارد، گرفته شده است.       آيا مصاحبه کارشناسان هسته ای با عبدالقدير خان می تواند مفيد باشد و اطلاعات بيشتری درباره ديگر گروه های قاچاق مواد هسته ای در اختيار سازمان های بين المللی قرار دهد؟ &#160;&#160;     بله همين طور است. من اشکالی نمی بينيم که کارشناسان آژانس بين المللی انرژی اتمی با عبدالقدير خان مصاحبه کنند. آژانس در سراسر جهان اين کار را انجام می دهد.    &#160;در گذشته، عبدالقدير خان به طور غير مستقيم مصاحبه شد، يعنی آژانس سؤالات خود را با مقامات پاکستانی مطرح کرد و آنها با مراجعه به عبدالقدير خان جواب سؤالات را به آژانس دادند. اين نوع مصاحبه دشوار است واعتبار ندارد. عبدالقدير خان بايد رودررو مصاحبه شود و حقايق را بگويد و لازم است دولت پاکستان با اين کار موافقت کند.     در حال حاضر عبدالقدير خان فقط با رسانه ها صحبت می کند و دروغ می گويد. اظهارات عبدالقدير خان با گفته های همکارانش و مدارک حقوقی که پس از بازجويی آنان به دست آمده است، مغايرت دارد.     عبدالقدير خان با وفاداری به پاکستان، از فرصت به دست آمده استفاده کرد تا کشورش را به بمب هسته ای مجهز کند و بتواند دربرابر تهديد های هندوستان بايستد. به باور من او فاسدالاخلاق است، چون پول زيادی از اين راه به دست آورده و شخصا رشوه، کارمزد و حق دلالی گرفته است. سپس او سعی کرد اطلاعات سری کشورش را بفروشد تا پول بيشتری را نصيب خود و همکارانش کند.     مطمئن نيستم که در صورت مصاحبه، عبدالقدير خان چيزی بگويد ولی برای پاکستان مهم است که اعتبار از دست داده اش را دوباره به دست بياورد.       بر پايه گزارشات، يکی از برادران تينر با سازمان مرکزی اطلاعات آمريکا همکاری کرده است. فکر نمی کنيد مصاحبه با عبدالقدير خان باعث شود پای برخی از مقامات آمريکايی نيز به ميان کشيده شود؟      اين داستان جنبه های مختلفی دارد و برادران تينر و پدرشان مطمئنا با سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا همکاری کردند.       &#171; ايران موشک های بالستيک شهاب ۳ را دارد که نمی تواند کلاهک بزرگ و سنگين را حمل کند. اين نقشه دقيق کلاهک را که برادران تينر و پدرشان در اختيار داشتند، مناسب اين نوع موشک هاست. نتيجه اين که اگر ايران اين نقشه را داشته باشد و گام های لازم را برای اورانيوم غنی شده با غلظت بالا بردارد، آن وقت می تواند سلاح هسته ای مهيبی بسازد. اين يک نگرانی عمده برای کشورهای جهان است&#187;.  دیوید البرایت&#160;      آنها از سازمان سيا پول دريافت کرده و اطلاعاتی درباره شبکه عبدالقدير خان به اين سازمان داده اند. آنها حتی قطعات ساخته شده سانتريفوژها را که آماده تحويل بود، به اين سازمان دادند.     تا آن جايی که من می دانم، برادران تينر و پدرشان سازمان سيا را درجريان نقشه دقيق اين کلاهک هسته ای قرار نداده اند و در واقع آنها سيا را گول زدند. آمريکا درچند ماه اخير از نقشه اين کلاهک آگاه شده است.     به باور من آمريکا بخشی از مدارک مربوط به اين کلاهک را پيش از اين که سوئيس همه مدارک را نابود کند، دريافت کرده است. اطلاعات لازم درباره اين که چگونه نقشه کلاهک هسته ای به تينرها داده شد و چه گذشت، می توانست بسيار مفيد باشد.    &#160;به باور من، شبکه عبدالقدير خان يا بخشی از آن کماکان پابر جاست.&#160;ما نمی دانيم که چه کسی به اطلاعات به دست آمده از کامپيوتر تينرها دسترسی پيدا کرده است؟ ما نمی دانيم که نسخه ديگری از اين اطلاعات، درجای ديگری نگهداری شده است يا نه؟ ما نمی دانيم که اين اطلاعات به ايران و کره شمالی فروخته شده يا نه؟ اين اطلاعات ممکن است در دست اشخاص ديگری باشد که درموقع لزوم، آنرا به مشتريان خود بفروشند.     خلاصه اين که سؤالات زيادی مطرح است و مردم و جامعه جهانی از اين مسئله غافل مانده اند، زيرا سازمان سيا با برادران تينر و پدرشان ارتباط داشته است. لازم است مردم از اين مسائل آگاه باشند و گام های بايسته برای حل آنها برداشته شود.       به نظر شما، ايران نقشه کلاهک هسته ای را دارد يا نه ؟ البته عبدالقدير خان به تازگی گفته است که نقشه کلاهک هسته ای را به ايران نفروخته است.      نمی دانم که ايران اين نقشه را دارد يا نه؟ عبدالقدير خان سال ها به دروغ گفت که برنامه ای برای توليد سلاح هسته ای ندارد. او گفت که چيزی را از هلند به پاکستان نبرده است، بنابراين تکذيب او بی معنی است. او يک فاسد الاخلاق است و نمی توان اظهارات او را جدی گرفت.    &#160;با همه اينها بايد بگويم که اطلاعات لازم درباره اين که ايران نقشه کلاهک هسته ای را خريده باشد، در دست نيست. به همين جهت من تصميم گرفتم موضوع اين قاچاقچيان سوئيسی را در مقاله ای به اطلاع عموم برسانم.       آيا داشتن کلاهک هسته ای، می تواند طرح ايران برای دستيابی به سلاح هسته ای را آن گونه که برخی از مقام های غربی می گويند، تسريع کند؟      اگر ايران نقشه کلاهک هسته ای را داشته باشد، آن وقت می تواند سلاح هسته ای بسازد که در درجه اول باعث وحشت همسايگانش خواهد شد.     برای ساختن سلاح هسته ای، ايران بايد اول اورانيوم غنی شده با غلظت بالا تهيه کند که هنوز به آن درجه نرسيده است. بعد از ساختن سلاح، بايد بازدارندگی ايران قابل اعتماد باشد. انفجار يک سلاح هسته ای در اعماق زمين و يا استفاده از هواپيماهای غير مؤثر برای حمل بمب هسته ای، بازدارندگی لازم را نصيب ايران نخواهد کرد.     استراتژی هسته ای ايجاب می کند که يک کشور مجهز به سلاح هايی باشد که بتوان از آنها به نحو مؤثری استفاده کرد و دشمنان آن کشور هم از اين موضوع آگاه باشند.     در اين رابطه موشک ها بسيار مهمند. ايران موشک های بالستيک شهاب ۳ را دارد که نمی تواند کلاهک بزرگ و سنگين را حمل کند. اين نقشه دقيق کلاهک را که برادران تينر و پدرشان در اختيار داشتند، مناسب اين نوع موشک هاست. نتيجه اين که اگر ايران اين نقشه را داشته باشد و گام های لازم را برای اورانيوم غنی شده با غلظت بالا بردارد، آن وقت می تواند سلاح هسته ای مهيبی بسازد. اين يک نگرانی عمده برای کشورهای جهان است.     در ضمن بر اساس برآوردها، ايران در يک سال آينده و يا قدری بيشتر توانايی لازم برای ساختن سلاح هسته ای را خواهد داشت. البته نشانه ای مبنی بر اين که ايران می خواهد سلاح هسته ای بسازد در دست نيست، اما اگر بخواهد می تواند در مدت کوتاهی آن را بسازد و اگر نقشه کلاهک هسته ای تينر را به دست آورده باشد، اين کار را می تواند سريع تر انجام دهد.     خلاصه اين که داشتن يا نداشتن نقشه کلاهک هسته ای، عامل مهمی است برای اين که معلوم کنيم ايران چه زمانی می تواند به سلاح هسته ای دست يابد.       با توجه به تحولات جديد درمورد برنامه هسته ای ايران و ارائه بسته پيشنهادی گروه ۱+۵، فکر می کنيد مطرح شدن نقشه کلاهک هسته ای باعث خواهد شد فشار بر ايران تشديد شود؟      فکر نمی کنم اثری بر تحولات اخير مسئله هسته ای ايران و گفت و گوهای جاری داشته باشد.    افشاگری های من در مورد نقشه کلاهک هسته ای، نبايد به معنی اعمال فشار بر ايران تلقی شود و من اصلا چنين هدفی ندارم. هدف من اين بود که سؤالات زيادی درمورد شبکه عبدالقدير خان مطرح است که بی جواب مانده و مهم است که به اين سؤالات پاسخ داده شود.    &#160;بنابراين استفاده از افشاگری های من برای اعمال فشار بر ايران درست نيست. هر چند که ممکن است بعضی از سياست مداران از اين موضوع سوء استفاده کنند.    &#160;من در سال ۲۰۰۶ از موضوع تينرها و نقشه کلاهک هسته ای آگاه شدم. شماری از مقامات دولت آمريکا بر پايه اين اطلاعات می گفتند، ايران اين نقشه را به دست آورده است، ولی نظر من اين بود که هيچ مدرکی در دست نيست و نمی توان اين موضوع را ثايت کرد.     نظر من اين بوده و هست، که نقشه کلاهک باعث نگرانی است و بايد اين مسئله را حل کرد. اما در دو سال گذشته مقامات آمريکايی، برای حل اين مسئله گامی برنداشتند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که دامنه اطلاعاتمان را درباره موضوع نقشه کلاهک بيشتر و مسئله را حل کنيم.&#160;&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_albright_nuclear_smuggling_ring/452666.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_albright_nuclear_smuggling_ring/452666.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 19 Jun 2008 20:21:44 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/23928B18-7319-4CEE-91A8-E01FD8AFA1F4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسرائیل - سوریه: &#171;بی آمریکا مسئله حل نمی شود&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;&#160; دومين دور گفتگوهای دو جانبه&#160; سوريه و اسرائيل با ميانجی گری ترکيه دوشنبه&#160;۲۷ خرداد به پايان رسيد. به گفته وزير امور خارجه ترکيه، علی با با جان، نمايندگان سوريه و اسرائيل از نتيجه اين&#160;گفتگو &#171;کاملا راضی&#187; بوده اند.&lt;/p&gt; دومين دور گفتگوهای دو جانبه&#160; سوريه و اسرائيل با ميانجی گری ترکيه دوشنبه&#160;۲۷ خرداد به پايان رسيد.     به گفته وزير امور خارجه ترکيه، علی با با جان، نمايندگان سوريه و اسرائيل از نتيجه اين&#160; گفت و گو &#171;کاملا راضی&#187; بوده اند.    وزير امور خارجه ترکيه می گويد&#160;که قرار است نمايندگان سوريه و اسرائیل، دو بار ديگر در ماه ژوئيه مذاکره کنند.&#160;     شیمون پرز،&#160;رئيس جمهوری اسرائيل، يکشنبه ۲۶ خرداد، به طور علنی از سوريه خواست برای رسيدن به صلح، گفتگوی مستقيم با اسرائيل را، مانند&#160; انور سادات&#160;ریيس جمهوری فقيد مصر، آغاز کند.     &#160;پيشتر، نخست وزير اسرائيل پيشنهاد ملاقات با بشار اسد را مطرح کرده اما&#160; تاکنون مقامات ترک و سوری اظهار نظری در مورد اين خبر و يا احتمال ملاقات ميان رهبران سوريه و اسرائيل نکرده اند.&#160;     در اين رابطه،  رادیو فردا &#160; با پروفسور &#171;ريموند هينه بوش&#187;، استاد روابط بين الملل در دانشگاه &#171;سنت اندروز&#187;&#160;اسکاتلند گفت و گو کرده است.      رادیو فردا: اين گفتگو های دو جانبه را چگونه ارزيابی می کنید؟        ريموند هينه بوش : به باور من، سوريه و اسرائيل در حال بررسی و سنگين و سبک کردن موقعيت يکديگر هستند. لااقل سوريه اين موضوع را آشکارا بيان کرده است.     بايد بگويم که شانس موفقيت اين گفتگوهای دو جانبه چندان نيست، مگر اينکه آمريکا به گفتگوها بپيوندد و اين هم تا پايان دولت جرج بوش امکان ندارد.    در مجموع شروع اين گفتگوهای دوجانبه را می توان مثبت تلقی کرد. هرچه باشد، ادامه گفتگو بين سوريه و اسرائيل، امکان رويارویی نظامی دو کشور را کاهش می دهد.    نکته ديگر اينکه، اين گفتگوها می تواند وسيله ای برای کاهش فشارهای سياسی باشد، که هم بشار اسد و هم اهود اولمرت، کم و بيش با آن مواجه هستند.    اسرائيل و سوريه از نظر فنی به يک توافق نزديک هستند، همانگونه که در پی يک رشته گفتگوهای دو جانبه از دسامبر ۱۹۹۹ تا مارس ۲۰۰۰ در آمريکا، به توافق بسيار نزديک شده بودند، اما در آن زمان مذاکره کنندگان اسرائيلی گام های بعدی را برنداشتند.     برای رسيدن به توافق، لازم است اسرائيل اراده سياسی لازم برای اين کار را داشته باشد. در حال حاضر، با توجه به ضعف سياسی نخست وزير اسرائيل، فکر نمی کنم چنين اراده سياسی وجود داشته باشد.    علاوه بر اين، رسيدن به هرنوع توافقی بين سوريه و اسرائيل نياز به همراهی و کمک آمريکا دارد، مانند کمک به تشکيل يک نيروی صلح بان در ارتفاعات جولان و پيوستن شماری از سربازان آمريکایی به اين نيرو.     کليه اين موضوعات، دربرنامه گفتگوهای پيشين سوريه و اسرائيل در سال های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ در آمريکا گنجانده شده بود. به هرحال، امکان کمک آمريکا به روند گفتگوها تا روی کار آمدن دولت جديد در ايالات متحده، کم است.      بشار اسد می گويد روابط خود را با ايران حفظ خواهد کرد. وزير دفاع سوريه هم اخيرا از ايران بازديد کرد و توسعه روابط نظامی دو کشور را مورد تاﱠکيد قرار داد. بهبود روابط اسرائيل و سوريه چه تاﱠثيری بر روابط ايران و سوريه خواهد گذاشت؟       به باور من اين گفتگوها بر ايران تاثير خواهد گذاشت، البته در دراز مدت و آن هم زمانی که دو کشور اسرائيل و سوريه به توافق دست يابند.    تا رسيدن به چنين توافقی، به نفع سوريه است که عضوی از ائتلاف مقاومت در خاورميانه باشد. اين کار قدرت چانه زنی سوريه را افزايش خواهد داد.    بخشی از خواست های اسرائيل می تواند اين باشد که سوريه در مورد حزب الله کاری انجام دهد يا اينکه به اتحاد خود با ايران پايان دهد، گرچه سوريه گفته است که اين خواست ها مطرح نيست ولی مقام های اسرائيلی مايل هستند که سوريه به اين خواست ها توجه کند.&#160;    پيش بينی نتيجه گفتگوها جاری بين سوريه و اسرائيل مشکل است. به باور من، هر نوع توافق و مصالحه بين اسرائيل و سوريه را بايد در چهارچوب وسيع تر قرار داد، که توافق بين اسرائيل ولبنان وتوافق بين اسرائيل و فلسطينی ها، را هم شامل شود.    بدون اين توافق ها،&#160;مذاکره بين سوريه و اسرائيل نمی تواند پيشرفت چندانی داشته باشد. اگر هم توافقی حاصل شود، که هم سوريه ای ها و هم فلسطينی ها آن را قبول داشته باشند، ايران، همانگونه که پيشتر گفته است، با آن مخالفت نخواهد کرد.    با اين حساب به نظر من، تضادی بين صلح سوريه و فلسطين با اسرائيل و ادامه روابط حسنه سوريه با ايران وجود ندارد.      تحت چه شرايطی، اين گفتگوها می تواند به نتيجه برسد؟       برای ايجاد جوی که اسرائيل و سوريه بتوانند در پرتو آن به مصالحه دست يابند، هم به تمايل اسرائيل به تخليه کامل ارتفاعات جولان نياز است و هم به تمايل دولت آمريکا برای کمک به روند&#160;مذاکرات و جدی گرفتن آنها.    به نظر من، اگر چنين جوی ايجاد شود، زمينه مساعدی را برای حل مسائل بين آمريکا و ايران نيز بوجود خواهد آورد.    همه اين ها، درغالب يک معامله بزرگ می توانند، با هم پا گيرند. معمولا چيزهای خوب با هم پيش می روند و چيزهای بد همديگر را تشديد می کنند.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_syria_lsrael_lebanon/452314.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_syria_lsrael_lebanon/452314.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Jun 2008 16:27:52 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1149F90C-60A1-4D14-B496-F506918A9685_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بشقاب پرنده های آسمان ایران: آمریکا یا آدم فضایی ها؟</title>
            <description>&lt;p&gt;جسم های پرنده ناشناخته يا همان ها که برخی دوست دارند آنها را &#171;بشقاب پرنده&#187; بخوانند، پديده هائی هستند که گهگاه در آسمان ظاهر می شوند و فرضيه های گوناگونی درباره ماهيت آنها وجود دارد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;پيدايش اين پديده ها در آسمان ايران، به ويژه در سال های اخير افزايش يافته است. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;در سال ۱۳۵۵حضور يک جسم پرنده ناشناخته بر فراز شميران در شمال تهران باعث بسيج بخشی از نيروی هوائی شد و دو فروند هواپيمای جنگنده&#160; F-4 از پايگاه هوائی شاهرخی (نوژه ) در همدان به سوی تهران پرواز کردند تا درباره آن تحقيق کنند، ولی موفق به انجام اين کار نشدند زيرا ، به گفته خلبانان، آلات دقيق و وسائل ارتباط راديوئی هواپيما ها با نزديک شدن به جسم ناشناخته از کار افتاد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;در سالهای ۱۳۸۲ ، ۱۳۸۳، ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ هم خبر های زيادی درباره رويت اين جسم های پرنده ناشناخته در&#160; مکان های مختلف درآسمان ايران گزارش شد.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آخرين رويت يک جسم بسيار نورانی۱۲ خرداد سال جاری بر فراز کرمانشاه بود که از ساعت ۲ بامداد به مدت چند ساعت در آسمان اين شهر قابل مشاهده بود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;دکتر محمد حيدری ملايری ، اختر فيزيک دان رصد خانه پاريس، در مصاحبه ای با &lt;strong&gt;راديو فردا،&lt;/strong&gt; از فرضيه های گوناگونی که درباره اين اشيای نورانی وجود دارند، می گويد:&lt;/p&gt; جسم های پرنده ناشناخته يا همان ها که برخی دوست دارند آنها را &#171;بشقاب پرنده&#187; بخوانند، پديده هائی هستند که گهگاه در آسمان ظاهر می شوند و فرضيه های گوناگونی درباره ماهيت آنها وجود دارد.    پيدايش اين پديده ها در آسمان ايران، به ويژه در سال های اخير افزايش يافته است.     در سال ۱۳۵۵حضور يک جسم پرنده ناشناخته بر فراز شميران در شمال تهران باعث بسيج بخشی از نيروی هوائی شد و دو فروند هواپيمای جنگنده&#160; F-4 از پايگاه هوائی شاهرخی (نوژه ) در همدان به سوی تهران پرواز کردند تا درباره آن تحقيق کنند، ولی موفق به انجام اين کار نشدند زيرا ، به گفته خلبانان، آلات دقيق و وسائل ارتباط راديوئی هواپيما ها با نزديک شدن به جسم ناشناخته از کار افتاد.    در سالهای ۱۳۸۲ ، ۱۳۸۳، ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ هم خبر های زيادی درباره رويت اين جسم های پرنده ناشناخته در&#160; مکان های مختلف درآسمان ايران گزارش شد.    آخرين رويت يک جسم بسيار نورانی۱۲ خرداد سال جاری بر فراز کرمانشاه بود که از ساعت ۲ بامداد به مدت چند ساعت در آسمان اين شهر قابل مشاهده بود.    دکتر محمد حيدری ملايری ،&#160;&#171;اخترفیزیکدان&#187;&#160;رصد خانه پاريس، در مصاحبه ای با  راديو فردا،  از فرضيه های گوناگونی که درباره اين اشيای نورانی وجود دارند، می گويد:        راديو فردا: آنچه را که مردم بشقاب پرنده می نامند وجود خارجی دارد يا خير؟        دکتر مجمد حيدری ملايری : در مورد اسم&#160; پديده &#171;بشقاب پرنده&#187; چند کلمه توضيح بدهم. اين نام مناسبی نيست، چون همه اين اجسام به صورت بشقاب نيستند، انواع و اقسام دارند.     اين نام اصلا از زبان انگليسی می آيد و برمی گردد به سال های بعد از جنگ جهانی دوم که موج پيدا شدن اين نوع اشياء راه می افتد.              الان در زبان های اروپائی، انگليسی، فرانسه به آن می گويند &#171;جسم های پرنده ناشناخته&#187; و به تازگی سازمان پژوهشی فرانسه که بخشی از کارهای آن مطالعه همين پديده است، به آن نام &#171;پديده هوا فضائی ناشناخته&#187; داده است.     محمد حیدری ملایری      در آن زمان چون کسی که اين اشيای نورانی را نخستين بار ديد آن را بشقاب پرنده ناميد، اين نام هنوز استفاده می شود. او يک بازرگان آمريکائی بود به نام کنس آرنولد. او&#160;چند بار که با هواپيمای شخصی خود در حرکت بوده اينها را ديده بود.    اما الان در زبان های اروپائی، انگليسی، فرانسه به آن می گويند &#171;جسم های پرنده ناشناخته&#187; و به تازگی سازمان پژوهشی فرانسه که بخشی از کارهای آن مطالعه همين پديده است، به آن نام &#171;پديده هوا فضائی ناشناخته&#187; داده است.    اينها اشکال گوناگونی دارند، مثلا کروی یا&#160;سيگارمانند. بعضی مواقع هم شکل خاصی ندارند.    ولی وجه مشترک آنها نورانی بودن اين اجسام است، با سرعت زياد حرکت می کنند و به نحو عجيبی جای خودرا تغيير می دهند،&#160; قدرت مانور دارند، گاه به چند جسم نورانی تجزيه می شوند و غيره.       آيا قبل از جنگ جهانی دوم چنين اشيايی در آسمان ديده نشده بود؟      گرچه موج پيدايش اين پديده پس از جنگ جهانی دوم شروع شد، اما در زمان های قديم هم اين پديده وجود داشته است.    کسانی که اين پديده را به موجودات هوشمند کيهانی که از خارج از کره زمين می آيند، نسبت می دهند، وجود بخش هائی از کتاب های قديمی را، خصوصا تورات عهد عتيق را، انعکاسی از اين بشقاب های پرنده می دانند.     مثلا در کتاب حزقيال آمده که گردونه ای از نور و آتش ظاهر می شود و فرشتگان از آن فرود می آيند.     يا در سفر پيدايش گفته می شود که خدا به زمين می آيد و با اخنوخ، پيامبر بنی اسرائيل قدم می زند و او را با خود می برد.     مسئله اين است که به اين نوشته ها نمی شود چندان اطمينانی پيدا کرد، چون بيشتر از مذهب سرچشمه می گيرند و مقدار بسيار زيادی خرافات در آنها وجود دارد و همچنين ممکن است که تبليغاتی&#160; باشند برای گرواندن ديگران به مذهب.      آيا تاکنون بررسی های علمی در باره جسم های پرنده ناشناخته صورت گرفته است؟      اکثر جسمهای پرنده ناشناخته منشاء طبيعی دارند و می توان آنها را با تکيه به علم توضيح داد.    تاکنون پژوهش ها و بررسی های بسيار زيادی انجام گرفته، از سوی سازمان های نظامی و امنيتی کشورهای گوناگون به ويژه آمريکا، شوروی سابق، انگلستان، فرانسه و ديگر کشورها. بارها در مورد اين پديده مطالعه کرده اند، دانشمندان، نظاميان، هواشناسان.    نخستين پژوهش ها در سال ۱۹۴۷ آغاز شد که سال ها ادامه پيدا کرد و اين پژوهش ها جنبه سری داشتند، چون نظامی بودند و با توجه به جنگ سرد، آمريکائی ها نمی خواستند روس ها بدانند، روس ها نمی خواستند آمريکائی ها بدانند.     ولی اکنون اين مدارک از سری بودن در آمده اند و در دسترس همگان قرار گرفته اند.       نتيجه چيست؟ &#160;     نتيجه ای که می شود گرفت اين است که نود تا نود و پنج درصد اين پديده ها منشاء طبيعی دارند، يعنی می شود اين ها را با علل طبيعی توضيح داد.     مثلا انواع و اقسام خطاهای چشم، وجود پديده های نوری که توسط ستارگان دنباله دار يا حتی سياره های روشن منظومه شمسی ايجاد می شوند،&#160; بعضی پديده های جوی، بر اثر وجود بعضی از ابرهای خاص، می دانيد که در جو، خصوصا جو بالا، بالون های هواشناسی بسيار زيادی در حرکت هستند که هواشناسی می کنند و داده ها را به زمين می فرستند، هواپيماهای ارتشی يا مسافری، ماهواره های گرد زمين، بعضی از اينها که خيلی مانده اند و فرسوده شده اند، تکه هائی از آنها متلاشی می شود و وارد زمين می شود و می سوزد و بعضی پديده های خاصی را بوجود می آورد. بعضی ها را می شود توضيح داد.     يا وجود، به کار بردن تقلب و صحنه سازی و فريب کاری که بعضی اشخاص که اعتقاد دارند، اينها موجوداتی هستند که از جاهای ديگر می آيند، اين صحنه ها را درست می کنند.    مواردی هم هستند که برای روان شناسان و روانکاو ها جالب است،&#160;ظاهرا بعضی اشخاص مشاهده های خود را به طور ناخودآگاه طوری بيان می کنند که هيچ ربطی با آن چيزی که ديده اند، ندارد.    اما همزمان برخی از جسم های پرنده ناشناخته را نمی توان از نظر علمی توضيح داد. درصد بسيار کمی از اينها، چهار تا پنج درصد هستند، که برای آنها توضيحی وجود ندارد و مسئله اين است که اينها چی هستند؟ اشکال اين است که اين اجسام پرنده ناشناخته، پديده گذرائی هستند، تکرار شدنی نيستند.     دانش ها، خصوصا دانش های دقيق مانند فيزيک و شيمی، بر پايه آزمون و تکرار پديده ها در شرايط فيزيکی و شيميائی خاص قرار دارند و بيشتر پيشرفت های تکنيکی که در عصر حاضر به دست آورده ايم بر مبنای همين روش است، مشاهده و آزمايش کردن و اصولا شناخت بی تکرار، امکان پذير نيست، حتی در علوم انسانی.    مسئله اين است که پديده بشقاب پرنده، يا اين اجسام پرواز کننده، را نمی شود آزمون کرد، آموخت و پی برد که چيست. طبيعتا اين دليل نمی شود که وجود اين ها را به موجودات کيهانی نسبت بدهيم.     ضمن اينکه برخی وجود جسم های پرنده ناشناخته را نوعی توطئه و مخفی کاری می دانند.              نظريه ديگری هم وجود دارد، که اين را توطئه ضعيف می خوانند، يعنی آمريکا يا روسيه آزمايش هائی انجام می دهند برای به وجود آوردن هواپيماها يا وسائل پرواز بسيار مدرن که نمی خواهند اين را فاش کنند، نمی خواهند مردم بدانند يا اينکه اين خبر به دست دشمنان آنها بيفتد.     محمد حیدری ملایری      بعضی هستند نظريه ای دارند که آنرا نظريه توطئه می نامند، دو نوع توطئه وجود دارد، توطئه قوی و توطئه ضعیف.    توطئه قوی یعنی آمريکائی ها يا روس ها می دانند که اينها موجوداتی هستند که از کره های ديگر می آيند.    نظريه ديگری هم وجود دارد، که&#160;آن را توطئه ضعيف می خوانند، يعنی آمريکا يا روسيه آزمايش هائی انجام می دهند برای به وجود آوردن هواپيماها يا وسائل پرواز بسيار مدرن که نمی خواهند اين را فاش کنند، نمی خواهند مردم بدانند يا اينکه اين خبر به دست دشمنان آنها بيفتد.      بالاخره تحت شرايطی می توان نتيجه گرفت که شايد اين اجسام پرنده ناشناخته زيست هوشمند يا موجودات کيهانی باشند؟      اصولا زيست عبارت از سازمان گرفتن بسيار پيچيده و پيشرفته ماده در مکانی که امکان رشد داشته باشد و اين مکان مناسب سياره ها هستند که به گرد ستارگان می گردند.     زمين خود را درنظر بگيريم، زيستی که در اين زمين وجود دارد، انسان ها، حيوانات، گياهان، از مواد و عناصر شيميائی تشکيل شده که اصولا در درون ستارگان به وجود آمده اند .     کربن و اکسيژنی که در بدن ما هست، ميلياردها سال پيش در دل ستارگان به وجود آمدند و به بيرون پرتاب شدند و با فراروند بسيار پيچيده ای بعداسرد شدند، ابرهائی شدند، ستارگان ديگری از آنها به وجود آمدند، مثلا خورشيد ما که برگرد آن هم سياره هايی بوجود آمده و بعد جاندار به وجود آمده، سپس جاندار پيشرفته و به اين ترتيب.    در کل منظومه شمسی تنها در زمين زيست هوشمند وجود دارد. اگر موجودات هوشمندی در کهکشان ما وجود داشته باشند، هيچ نشانه ای از سفر آنها به زمين يا کره ماه در دست نيست.    در کهکشان ما دويست ميليارد ستاره وجود دارد و بيشتر اين ستاره ها هرکدام، چندين سياره دارند. خورشيد ما تقريبا پنج ميليارد سال پيش به دنيا آمده و وجود ما انسانها ثابت می کند که پنج ميليارد سال پس از پيدايش ستاره ای مانند خورشيد، زيست هوشمند در يکی از سياره های او پيدا شده. [که اين زيست هوشمند انسان های روی کره زمين هستند.]    بنا بر اين اگر خود [انسان ها] را ملاک بگيريم، می شود انتظار داشت که همه ستارگانی که از نوع خورشيد هستند و پنج ميليارد سال از سن آنها می گذرد، در اطراف آنها سياره هائی وجود داشته باشد که در آنها زيست هوشمند بi وجود آمده&#160; است.    ولی به احتمال زياد اين داستان به اين سادگی ها نيست، چون حتی در منظومه خورشيدی، زيست هوشمند تنها در زمين وجود دارد، يعنی تنها در يکی از سياره ها.     وجود زيست هوشمند در زمين ممکن است که تا حدود زيادی مديون تصادف باشد و يکی از اين تصادف ها وجود کره ماه است. وجود کره ماه باعث می شود که محور چرخش زمين ثابت بماند . اگر ماه نبود، پس از هر چند ميليون سال قطب، استوا می شد و استوا، قطب می شد، يعنی تغييرات دما در کره زمين آنچنان زياد می شد، که شرايط برای ادامه يافتن و تکامل پيدا کردن و بصورت پيشرفته در آمدن زيست، از بين می رفت.     مريخ و زهره چنين ماهی را ندارند و شايد به همين دليل است که در آنها امکان توسعه و ادامه يافتن حيات زيست، به صورت پيشرفته، امکان پذير نبوده است. &#160;&#160;  فرض کنيم که موجودات هوشمندی در کهکشان ما وجود داشته باشند، نزديک ترين ستاره به ما چهار و سه دهم سال نوری از ما فاصله دارد، نور با سرعت سيصد هزار کيلومتر در ثانيه حرکت می کند، مثلا از خورشيد به ما پس از هشت دقيقه سفر که ۱۵۰ ميليون کيلومتر است، به زمين می رسد.    با اين وصف نور نزديکترين ستاره چهارسال و چهار ماه وقت می خواهد تا به زمين برسد.     اگر فضاناوی را درنظر بگيريم که دارای بهترين تکنولوژی های کنونی باشد و حتی از آن چيزی که داريم بهتر، چهل هزار سال وقت می خواهد تا ما اين سفر را انجام بدهيم يا آنها همين سفر را انجام دهند و به ما برسند.     حتی برای تمدنی که بسيار پيشرفته تر از ما باشد،&#160;تامين انرژی برای چنين سفری زياد آسان نخواهد بود و واقعا بسيار سخت است، حتی اگر از انرژی هسته ای و از انرژی های نامتداول استفاده شود.               تنشی که وجود دارد بين کشورهای ديگر و ايران، ممکن است که کسانی به خصوص آمريکا، ناوهای بی سرنشين را دارد آزمايش می کند و حتی تکنولوژی های جديدی را، به خاطر شناسائی يا شايد حتی آزمايش پی بردن به اينکه تا چه اندازه ايرانی ها هشيار هستند و می توانند اينها را تشخيص بدهند يا نه.     محمد حیدری ملایری      بنابراين، اشکالات اساسی برای سفرهای بين ستارگان وجود دارد و هيچ کس دليلی ندارد که نزديک ترين ستاره، شرايط لازم برای زيست پيشرفته داشته باشد و اگر اين زيست پيشرفته وجود دارد، بايد از جاهای دورتر آمده باشد.     فرض کنيم که چنين تمدنی به زمين رسيده باشد، پس ما بايد در اينجا پايگاهی از آنها را ببينيم، در کره زمين يا در ماه، برای اينکه اينها نمی توانند هر روز بروند و بيايند و با پيشرفت هائی که تابه حال کرديم، نه در کره زمين، نه در کره ماه و نه در مريخ، در هيچ کدام از اينها، نشانی از پايگاه های وجود موجودات بسيار هوشمند مشاهده نشده اند.       برخی از رسانه ها، از جمله واشنگتن پست، جسم های پرنده ناشناخته و اشيائی نورانی بر فراز ايران را هواپيماهای بی خلبان آمريکائی می دانند که برای جمع آوری اطلاعات و شناسائی، در ارتفاع بسيار زياد پرواز می کنند. شما چه فکر می کنيد؟      هر چند که&#160; با ديدن يک يا چند تصوير از يک شيئ نورانی، نمی توان به ماهيت آن پی برد ولی آن چيزی را که شما به آن اشاره می کنيد، کاملا فکر می کنم که امکان پذير است.     يعنی اين پديده ها که چند سال پيش هم در شمال ايران، در اطراف آذربايجان چنين چيزی ديده شده بود، اين کاملا امکان پذير است و با توجه به اوضاع و احوالی که الان هست، تنشی که وجود دارد بين کشورهای ديگر و ايران، ممکن است که کسانی به خصوص آمريکا، ناوهای بی سرنشين را دارد آزمايش می کند و حتی تکنولوژی های جديدی را، به خاطر شناسائی يا شايد حتی آزمايش پی بردن به اينکه تا چه اندازه ايرانی ها هشيار هستند و می توانند اينها را تشخيص بدهند يا نه.     به نظر من، البته من نديدم و فقط يک عکس ديدم، فکر می کنم از بين همه اين امکان هايی که راجع به آن صحبت کرديم، اين امکان آخر، شايد نود و پنج درصد بيشتر دليل باشد برای توضيح دادن اين پديده.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Interview_astrophysicist/451450.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Interview_astrophysicist/451450.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Jun 2008 17:55:34 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2DEE97C7-8B6F-42F3-9280-E9C9A38D3CD4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وضعیت القاعده؛ &#171;شکست یا عقب نشینی؟&#187; </title>
            <description>ژنرال مايکل هايدن، مدير سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا ، سيا ، در مصاحبه ای در روز جمعه دهم خرداد گفته بود : &#171;شبکه القاعده در خلال يک سال اخير در عراق و عربستان سعودی گرفتار شکست کما بيش استرتژيک شده&#160; و در سطح جهانی نيز دست به عقب نشينی زده است&#187;. ژنرال مايکل هايدن، مدير سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا ، سيا ، در مصاحبه ای در روز جمعه دهم خرداد گفته بود : &#171;شبکه القاعده در خلال يک سال اخير در عراق و عربستان سعودی گرفتار شکست کما بيش استرتژيک شده&#160;و در سطح جهانی نيز دست به عقب نشينی زده است&#187;.    ژنرال مايکل هايدن افزوده بود: مردم در بخش عمده ای در جهان اسلام تفکر القاعده&#160; و برداشت اين شبکه از اسلام را طرد کرده اند.    در عين حال&#160; به گفته شماری از مقام های بلند پايه آمريکا، نمايندگان دولت ايران در ماههای اخير با رهبران ارشد القاعده گفت وگوهای سری داشته اند، گو اينکه از اهداف ايران در اين باره اظهار بی اطلاعی کرده اند.    در همين زمينه، ترولس تانه سن، پژوهشگر ارشد موسسه تحقيقات&#160; دفاعی نروژ،&#160;و پروفسور برينيار ليا، استاد موسسه تحقيقات دفاعی نروژ، در گفت وگو با  راديو فردا  ديگاه های خود را در اين خصوص مطرح کرده اند:      راديو فردا:  با توجه به گفته ریيس سازمان سيا CIA، مبنی بر شکست القاعده در عراق و عربستان سعودی،&#160; وضعيت فعلی اين شبکه چگونه است؟&#160; آيا اين شبکه به پايان راه خود رسيده است يا خير؟       ترولس تانه سن:  به نظر می رسد فعاليت های القاعده در عراق به نحو چشم گيری کاهش يافته است. البته اين کاهش بيشتر از اختلاف شبکه القاعده&#160; با گروه های ستيزه جوی سنی عراقی ناشی می شود.     شماری از اين ستيزه جويان و حتی برخی از اعضاء پيشين القاعده در عراق، به مبارزه عليه اين شبکه برخواسته اند. اضافه بر اين،القاعده حمايت و وفاداری بخش عمده ای از جامعه سنی عراق را از دست داده است.    در ضمن شماری از گروه های القاعده در استان الانبار، آن گونه که خود اذعان دارند، شکست خورده اند. گرچه گروههایی در بغداد و استان دياله و يا ديگر مناطق شمالی عراق هنوز فعال هستند.    &#160;در حال حاضر القاعده با مشکلات جدی در عراق مواجه است، ولی هنوز زود است که بگوئيم القاعده برای هميشه در اين کشور شکست خورده. آينده عراق، به ويژه از ديدگاه جامعه سنی اين کشور،نامعلوم است و بنا براين امکان دارد برخی ستيزه حويان پيشين و حتی حاميان قبلی القاعده در طوايف سنی،&#160; بار ديگر به القاعده بپيوندند و يا از آن حمايت کنند.      به نظر می رسد که فعاليتهای القاعده در عراق کاهش پيدا کرده است.&#160; آيا اين کاهش نتيجه عملکرد القاعده در اين کشور است؟&#160; يا از استراتژی فرماندهان نظامی آمريکا و همکاری و همياری آنها با گروههای شيعه و سنی عراق، سرچشمه می گيرد؟        ترولس تانه سن: &#160; کاهش فعاليت های القاعده نتيجه هردو عاملی است، که ذکر کرديد. رفتار القاعده، به ويژه افزايش تلفات انسانی و آزار اذيتی که به شهروندان عراقی در شهرهای تحت نفوذ خود روا داشتند، باعث شد که القاعده پشتيبانی و همدلی بخش عمده ای از جامعه سنی های عراق را از دست بدهد. اين کار توام با استراتژی فرماندهان نظامی امريکا، که ضمن استفاده از اختلافات گروه های ستيزه جو در عراق، که به نوعی اتحاد و همکاری&#160; ارتش آمريکا با گروه های سنی&#160; رسيدند، باعث شد که القاعده در عراق شکست خورد.      وضعيت جهانی القاعده        آيا القاعده در سطح جهانی شکست خورده است؟ يا اينکه فعلا&quot; عقب نشينی کرده است؟        پروفسور برينيار ليا:  القاعده از برخی جهات عقب نشينی کرده، اما در عين حال به پيشرفت هائی هم نائل شده است. از نظر ايدئولوژيک القاعده در عرض سال گذشته تزلزل جدی داشته، به ويژه بعد از انتشار کتاب &#171;ترشيد العمل الجهادی&#187; يا به عبارت ديگر کتاب &#171;ارشاد صحيح برای فعاليت های جهادی&#187; در مصر و جهان، به وسيله دکتر سيد امام الشريف، که يک نظريه پرداز مصری است .     سيد امام الشريف يکی از اعضاء هسته مرکزی الفاعده، در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بود ، او الان از القاعده شديدا&quot; انتقاد می کند.&#160; اضافه براين، شمار ديگری از نظريه پردازان القاعده هم به انتقاد از القاعده برخواسته اند و کليه اين انتقادها&#160; کار القاعده را برای موجه جلوه دادن فعاليت هايش مشکل تر کرده است. جدا از مسئله ايدئولوژيک، القاعده از نظر سازمانی هم در عراق و عربستان سعودی ناکام مانده.&#160; گروههای القاعده در مقايسه&#160; با سالهای پيش ضعيف شده اند.      &#160;القاعده&#160;چه پيشرفت هایی&#160; را به دست آورده است؟         پروفسور ليا :  القاعده پيشرفت هائی هم داشته، مانند سازمان دهی دوباره خود در پاکستان . اگر چه القاعده در پاکستان تحت فشار قرار دارد، ولی موقعيت اين سازمان در مقايسه با دو سال بعد از حادثه يازده سپتامبر ۲۰۰۱ بهتر شده . القاعده موفق شده با گروههای جهادی بعضی از کشورها متحد شود، مانند گروه سلفی الجزاير . اتحاد با اين گروه، که سالها در الجزاير مبارزه می کند، برای القاعده بسيار مهم است.     اين گروه اکنون توجه خود را به آمريکا و ساير کشورها معطوف کرده. اين کار، القاعده را برای فعاليت هايش در سطح جهانی تقويت می کند.     در ضمن گروه&#160; &#171;اتحاد جهان اسلامی&#187; در ازبکستان، که قبلا&quot; در سطح اين کشور فعاليت می کرد، به سوی القاعده متمايل شده و به هدف هائی در سطح منطقه و فراتر از آن توجه دارد.    &#160;از جمله کوشش اين گروه ازبک در گذشته برای بمب گذاری در آلمان . القاعده با گروه های لبييائی و نهضت شباب در سومالی هم رابطه دارد .     رابطه القاعده با ستيزه جويان طالبان بسيار خوب است. از نظر رسانه ای و استفاده از اينترنت، القاعده در شرايط بهتری قرار دارد و پيامهای خود را در سطح بين المللی انتشار می دهد و هزارن پشتيبان زيرک دارد که پيام های القاعده را به توده مردم می رسانند. اين کار به القاعده کمک می کند که به حاميان و اعضاء خود اضافه کند.     در مجموع اينکه القاعده هنوز به پايان کار خود نرسيده،&#160; گو اينکه افت هائی داشته و شکست هائی را متحمل شده است.       به گفته مقامات آمريکائی، نمايندگان دولت ايران در ماه های اخير با رهبران القاعده گفت وگوهای سری داشته اند . ايران به دنبال چه هدف هائی است؟ چه فايده ای برای خود تصور می کند؟        پروفسور ليا:  اطلاعات مشروحی در باره اين گفت وگوهای سری و اين که تحت چه شرايطی انجام گرفته ندارم، ولی بايد بگويم که تماس القاعده با نمايندگان بعضی از دولت ها موضوع تازه ای نيست.    برای نمونه در گذشته، القاعده تماس هايی با مقامات يمنی داشت و حتی، برای مدتی، درمورد صلح به توافق رسيدند.     فکر می کنم ايران دارد از سياست آمريکا ستيزی القاعده استفاده می کند . ايران تعدادی از ستيزه جويان القاعده را در حبس خانگی دارد و شايد می خواهد از آنها برای چانه زنی سياسی استفاده کند. ايران به حضور مجاهدين خلق در عراق اعتراض دارد و شايد بخواهد ستيزه جويان ضد امريکائی القاعده را، که در ايران هستند، با شماری از مجاهدين خلق در عراق معاوضه کند.    به نظر می رسد که شيکه القاعده، به رغم تزلزل ايدئولوژيک و شکست هائی که در عراق متحمل شده، کماکان&#160; به فعاليت های خود ادامه می دهد دهد و نمی توان اطمينان داشت که عقب نشينی اين شبکه دائمی باشد. از ديد بسياری از کشورها&#160; اين شبکه کماکان تهديدی برای آنان محسوب می شود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_al_qaida/450803.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_al_qaida/450803.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 05 Jun 2008 20:21:08 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/73DC4E36-512C-4B12-9153-1C9F9D890151_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;قطعنامه تازه علیه ایران صادر می شود ولی نه در تابستان&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از روز دوشنبه تا جمعه در نشست خود به طور ویژه گزارش محمد البرادعی را در باره برنامه هسته‌ای ایران بررسی می‌ کند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;این گزارش ضمن ابراز نگرانی جدی در باره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، می‌گوید که جمهوری اسلامی از ارائه اطلاعات لازم پیرامون برنامه اتمی‌اش خودداری کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از روز دوشنبه تا جمعه در نشست خود به طور ویژه گزارش محمد البرادعی را در باره برنامه هسته‌ای ایران بررسی می‌ کند.        این گزارش ضمن ابراز نگرانی جدی در باره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، می‌گوید که جمهوری اسلامی از ارائه اطلاعات لازم پیرامون برنامه اتمی‌اش خودداری کرده است.        در همین باره، دیوید آلبرایت، بازرس پیشین سازمان ملل در امور هسته ‌ای و مدیر مؤسسه علوم  &#160; و مطالعات امنیتی در آمریکا، در گفت وگو با رادیو فردا معتقد است که وضعیت فعلی بسیار مایه نگرانی است و جمهوری اسلامی در جهتی گام برمی دارد که به توانایی لازم برای تولید سلاح هسته ای منتهی خواهد شد.          &#160;  رادیو فردا: گزارش محمد البرادعی را که اکنون تحت بررسی ا‌ست، چگونه ارزیابی می ‌کنید و نکات مهم آن چیست؟                  دیوید آلبرایت:     گزارش البرادعی بیانگر پاره ای از نگرانی ها و نا امیدی های آژانس بین المللی انرژی اتمی در باره برنامه هسته ای ایران است. ایران بر خلاف تعهداتش پیرامون مطالعات ادعایی در باره دسترسی به سلاح هسته ای، همکاری نمی کند.               &#171;اگر آمریکا اکنون وارد میدان نشود، ایران در راه دستیابی به توانایی های لازم برای ساخت سلاح هسته ای گام برخواهد داشت. به این ترتیب، اسراییل نگران تر خواهد شد و ممکن است به ایران حمله کند؛ همان گونه که به سوریه کرد؛ به ویژه اگر اسراییل احساس کند موجودیتش در خطر است.&#187;     دیوید آلبرایت، مدیر مؤسسه علوم &#160;و مطالعات امنیتی در آمریکا      البرادعی انتظار داشت تا آخر ماه مه سؤالات مربوط به مطالعات ادعایی را دریافت کند و ایران این کار را نکرد. لذا آژانس بسیار نگران است؛ زیرا ایران تمایلی به حل بسیاری از مسایل باقی مانده ندارد. علاوه بر این، بازرسی آژانس از ایران ضعیف است. چون این خواست ایران است. در گذشته بازرسی ها به مراتب بهتر بود. ولی ایران جلو آن را گرفت.      بنابر این نگرانی هایی در باره فعالیت های نا آشکار ایران، برنامه غنی سازی اش و چگونگی استفاده اش از اورانیوم غنی شده وجود دارد. سؤالات زیادی مطرح است که بی جواب مانده.        علاوه بر این، گزارش البرادعی می گوید که بازدهی سانتریفوژهای نطنز بالاتر رفته و توانایی ایران برای غنی سازی گسترش یافته است. بنابر این اگر این توانایی را کنار فعالیت های هسته ای پیشین ایران و برنامه های نا آشکار آینده اش قرار دهیم، می توانیم بگوییم که در عرض یک سال               آینده یا بیشتر، ایران توانایی لازم برای ساخت سلاح هسته ای را خواهد داشت.        در آن صورت جمهوری اسلامی می تواند بگوید که برنامه غنی سازی اش در ابتدا برای اهداف غیرنظامی نبوده اما چون منافعش شدیدا در خطر افتاده، تصمیم به تولید سلاح هسته ای گرفته است.        خلاصه اینکه وضعیت فعلی بسیار مایه نگرانی است و جمهوری اسلامی در جهتی گام برمی دارد که به توانایی لازم برای تولید سلاح هسته ای منتهی خواهد شد.          نتیجه بررسی گزارش البرادعی توسط شورای حکام چه خواهد بود؟ آیا نشست شورای حاکم راه به جایی خواهد برد؟                          به باور من آژانس با انتشار قطعنامه ای دیگر باز هم ایران را محکوم خواهد کرد. انتظار دیگری از آژانس نمی توان داشت. سؤال این است که جمهوری اسلامی چه خواهد کرد.        ایران می گوید کاملا با آژانس همکاری کرده، در حالی که عدم همکاری ایران کاملا آشکار است. اخیرا هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی به طور تلویحی تهدید کرده اند که دست به اقداماتی علیه آژانس خواهند زد. باید صبر کنیم و ببینیم چه خواهد شد. ممکن است میزان بازرسی ها را                       کمتر کنند.        ایران با رفتار خود کارها را پیچیده تر می کند؛ با آژانس همکاری نمی کند بعد هم می خواهد آژانس را تنبیه کند. چرا که آژانس در گزارش خود گفته است ایران همکاری نمی کند.        این گونه رفتارها به اوج گیری کشمکش منتهی می شود. آخرین گزارش اطلاعاتی آمریکا در باره برنامه هسته ای ایران، کشمکش ها را در چند ماه گذشته تا حدی کاهش داد. اما شوربختانه دوباره به حال اول برگشته ایم.         اگر کشورها، به ویژه آمریکا، به حل این مسائل نپردازند، درگیری پیش خواهد آمد. منظورم این نیست که درگیری همین هفته بعد روی خواهد داد. اما اوج گیری کشمکش ها نهایتا به درگیری منجر خواهد شد.        به رغم این که برخی در آمریکا خواستار عملیات نظامی علیه ایران اند، اکثر کشورها این راه حل را پیشنهاد نمی کنند. گرچه معلوم نیست اسراییل چه خواهد کرد. بیشتر کشورها دنبال راه حلی دیپلماتیک هستند و می خواهند آمریکا ابتکار عمل را به دست گیرد و دولت بوش بدون پیش               شرط با ایران مذاکره کند. این کشورها می گویند گفت و گوی آمریکا با ایران تنها راه حل مسأله هسته ای ایران است.        اروپا نمی تواند مسئله را حل کند و آژانس هم نمی تواند به این مسئله پایان دهد. بنابر این لازم است آمریکا وارد میدان شود و ظاهر سرسختانه به خود نگیرد. شماری در آمریکا عقیده دارند که راه حل مسئله &#171;تغییر رژیم&#187; است؛ هر چند که کسانی که در دولت آمریکا بر این عقیده               اند رو به کاهش است.        لازم است آمریکا موضع خود را ارزیابی کند؛ چرا که ایران غنی سازی خود را گسترش می دهد و به سوی توانایی برای تولید سلاح هسته ای گام برمی دارد.        آمریکا باید سریع عمل کند و ضمن آغاز گفت و گوهایی جدی با ایران، موضع خود را برای جمهوری اسلامی تشریح کند. به عقیده من، ایران باید برنامه غنی سازی اش را متوقف کند. گفت و گو با ایران به معنای تسلیم نیست. آمریکا &#171;می تواند&#187; خواست های خود را ابراز کند و دولت بوش               می تواند این کار را انجام دهد. و بهتر است سریع عمل کند.          به نظر می رسد مسئله هسته ای ایران بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل احاله شود. به نظر شما شورا قطعنامه دیگری صادر حواهد کرد؟                      بله صادر خواهد شد. ولی نمی دانم کی. احتمالا قبل از تابستان نخواهد بود؛ زیرا موافقت بر سر قطعنامه وقت گیر است. آخرین گزارش اطلاعاتی آمریکا در باره برنامه هسته ای ایران باعث شد که تحریم ها در آخرین قطعنامه علیه ایران شدید نباشد.         آخرین گزارش اطلاعاتی               باعث شد که کشورهای اروپایی از گنجاندن تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی در آخرین قطعنامه پشتیبانی نکنند. به باور من این بار کشورهای اروپایی تحریم های شدیدتری علیه ایران را خواستار خواهند شد.          چند ماهی به پایان دولت بوش مانده است. فکر می کنید این دولت، مسئله هسته ای ایران را به دولت آینده واگذار کند یا اینکه خود قدم های اولیه را برای حل آن بردارد؟                          مسئله هسته ‌ای ایران مدت زیادی است که ادامه دارد. پرزیدنت کلینتون در سال های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ با آن دست و پنجه نرم کرد. این مسئله مدت ها ادامه خواهد داشت.        اما در حال حاضر سؤال این است که اگر دولت جرج بوش مذاکره با ایران را آغاز نکند، دولت آینده آمریکا در چه وضعیتی قرار خواهد داشت. به باور من دولت آینده آمریکا در وضعیت بدتری خواهد بود. بهتر است دولت بوش مساعی لازم را به کار ببرد تا این مسئله را حل کند.             &#171;در حال حاضر سؤال این است که اگر دولت جرج بوش مذاکره با ایران را آغاز نکند، دولت آینده آمریکا در چه وضعیتی قرار خواهد داشت. به باور من دولت آینده آمریکا در وضعیت بدتری خواهد بود. بهتر است دولت بوش مساعی لازم را به کار ببرد تا این مسئله را حل کند.&#187;     دیوید آلبرایت،&#160;بازرس پیشین سازمان ملل در امور&#160;اتمی      اگر اکنون کاری انجام نشود، در آینده مسئله پیچیده تر خواهد شد. کشورهای اروپایی کارهایی را که قادر به انجام آن بودند را انجام داده اند. این کشورها ایران را مجاب کردند تا غنی سازی اش را برای مدتی معلق کند. آنها حق ایران را برای دستیابی به انرژی هسته ای صلح آمیز تایید کردند. به شرط آنکه ایران پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را زیر پا نگذارد و به باز فرآوری مواد هسته ای نپردازد.        کشورهای اروپایی پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته اند اما آنها نمی توانند به ایران بگویند که آمریکا دست به عملیات نظامی علیه آن کشور نخواهد زد یا رژیم اسلامی را متزلزل نخواهد کرد.        خلاصه اینکه اگر آمریکا اکنون وارد میدان نشود، ایران در راه دستیابی به توانایی های لازم برای ساخت سلاح هسته ای گام برخواهد داشت. به این ترتیب، اسراییل نگران تر خواهد شد و ممکن است به ایران حمله کند؛ همان گونه که به سوریه کرد؛ به ویژه اگر اسراییل احساس کند موجودیتش در خطر است.        اگر آمریکا اکنون کاری نکند خطر حمله اسراییل به ایران بیشتر خواهد شد و دولت جرج بوش نباید حل این مسئله را به دولت آینده آمریکا واگذارد.        اگر دولت بوش کاری نکند، آن وقت دولت آینده باید سریعا دست به کار شود و ممکن است مشترکا با اسراییل دست به عملیاتی نظامی بزند. بهتر است دولت فعلی آمریکا دست به کار شود تا دولت آینده نرمش و فرصت لازم برای حل نهایی مسأله را داشته باشد           .          توماس لورس و توماس پیکرینگ، دو دیپلمات بلند پایه پیشین و توماس ولش، یک دانشگاهی آمریکایی پیشنهادی ارائه کرده               اند مبنی بر اینکه ایران غنی سازی را در خاک ایران تحت مدیریت یک کنسرسیوم بین المللی ادامه دهد. به باور شما این پیشنهاد می تواند به حل مسئله هسته ای ایران منجر شود؟           ممکن است این کار بعدا عملی شود. انجام این کار مشکل تر از راضی کردن ایران به توقف غنی سازی است. ایران می خواهد غنی سازی اش تحت کنترل مستقیم خودش باشد. بنابر این فکر نمی کنم پیشنهاد غنی سازی تحت کنترل یک کنسرسیوم بین المللی را قبول کند. این پیشنهادی که شما ذکر کردید، مانند سایر پیشنهادات عجولانه است. همه این پیشنهادات فرعیات هستند. اول باید به اصل مسأله پرداخت. ابتدا باید روشن کرد که ماهیت برنامه هسته ای ایران چیست و این برنامه تا چه حد شفاف است.        باید اعتماد جهانی را نسبت به برنامه هسته ای ایران جلب کرد و تعیین کرد این برنامه به تولید سلاح هسته ای منجر نخواهد شد. اگر برنامه هسته ای ایران کاملا توسعه یابد و این کشور بتواند در مدت کوتاهی سلاح هسته ای بسازد. آن وقت متوقف کردن ایران بسیار مشکل خواهد بود.        پیشنهادی که شما ذکر کردید مانند سایر پیشنهادها معقول به نظر می رسد ولی ایران هیچ وقت نگفت که آنها را قبول خواهد کرد. ایران همیشه می گوید حاضر به گفت و گو در باره پیشنهادهاست یا این که در باره آنها فکر خواهد کرد. اگر قرار باشد که کنسرسیومی تشکیل شود ایران می خواهد مالک حداکثر سهام آن باشد و آن را تحت کنترل خود داشته باشد.        نتیجه این که مقامات ایران ارائه این گونه پیشنهادها را تشویق می کنند؛ چون فکر می کنند این کار باعث اختلاف در صفوف دشمنانشان می شود. اگر ایران پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم بین المللی را قبول کند، توقف برنامه غنی سازی اش را هم باید قبول کند.        به باور من، پیشنهادهای ارائه شده از سوی دو دیپلمات و یک دانشگاهی آمریکایی جدی است ولی ایران جدی نیست. اگر بود رفتار دیگری می داشت.        به نظر من کوشش های بین المللی باید مصروف توقف برنامه غنی سازی ایران و تغییر موقعیت آمریکا شود. تغییر رفتار آمریکا ارجحیت دارد تا دشمنی ها در باره گفت و گوی با ایران از راه برداشته شود. بدون اینها راه به جایی نخواهیم برد. مگر این که ایران تسلیم شود؛ و اگر هدف این باشد گفت و گو بی معنی است.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Albright_nuclear_programme_Iran/450398.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Albright_nuclear_programme_Iran/450398.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Jun 2008 14:39:58 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/23928B18-7319-4CEE-91A8-E01FD8AFA1F4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گزارش آژانس و &#171;سوالات نگران کننده درباره برنامه اتمی ایران&#187;</title>
            <description>محمد البرادعی که گزارش خود را روز دوشنبه ششم خرداد در اختيار اعضای شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار داده است، می گويد آژانس در ماه آپريل امسال از ايران خواسته بود تا امکان دسترسی به مراکز مرتبط با ساخت سانتريفيوژها، تحقيقات و توسعه غنی سازی و معادن اورانيوم را فراهم کند، ولی تا اين زمان ايران با اين درخواست ها موافقت نکرده است &#160;محمد البرادعی که گزارش خود را روز دوشنبه ششم خرداد در اختيار اعضای شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی قرار داده است، می گويد آژانس در ماه آوريل امسال از ايران خواسته بود تا امکان دسترسی به مراکز مرتبط با ساخت سانتريفيوژها، تحقيقات و توسعه غنی سازی و معادن اورانيوم را فراهم کند، ولی تا اين زمان ايران با اين درخواست ها موافقت نکرده است.     محمد البرادعی، در بخش ديگری از گزارش خود آورده، توضيحات زيادی از ايران درخواست شده است تا مطالعات ادعايی و ساير فعاليت هايی که با جهت گيری نظامی دنبال می شود پاسخ دهد، اما ايران پاسخ های لازم را نداده است.     بر پايه اسنادی که آژانس به آنها دسترسی دارد، مطالعات ادعايی ايران درباره پروژه نمک سبز، آزمايش مواد با قابليت انفجار بالا و پروژه کلاهک هسته ای است. آژانس خواستار شفاف سازی اين موارد برای ارزيابی ماهيت برنامه هسته ای ايران است.     گزارش تازه محمد البرادعی حاوی چه نکات مهمی است؟     گریگوری شولتی، نماينده دائم آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين، به  راديو فردا  می گويد:&#171;دو نکته مهم در گزارش وجود دارد، اولين نکته اين است که ايران توانايی خود را برای غنی سازی اورانيوم گسترش می دهد. شورای امنيت از ايران خواسته است غنی سازی را متوقف کند زيرا نگرانی در مورد دسترسی ايران به سلاح هسته ای وجود دارد. گزارش البرادعی با اظهارات&#160;محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران،&#160;همخوانی دارد که گفته بود ايران نه تنها غنی سازی را متوقف نمی کند بلکه به تعداد ۳۰۰۰ سانتريفيوژی که فعال هستند، خواهد افزود.&#187;          &#171;&#160;گزارش آژانس به وضوح می گويد ايران نتوانسته اطلاعات لازم را در اختيار آژانس قرار دهد و از دسترسی آژانس به تأسيسات هسته ای، خودداری کرده است. بنابراين گزارش می گويد ايران مانند گذشته، قطعنامه های شورای امنيت را زير پا می گذارد و سؤالات نگران کننده ای را مبنی بر اين که ايران تا همين اواخر سرگرم طرح سلاح های هسته ای بوده است را مطرح می کند.&#187;     گریگوری شولتی&#160;      گریگوری شولتی درباره نگرانی های بين المللی از برنامه هسته ای ايران اضافه می کند:&#171;نکته دوم اين است که گزارش البرادعی ادعای ايران را مبنی بر اين که پرونده هسته ايش بسته شده است، خنثی می کند. گزارش البرادعی حاوی نکاتی در مورد همکاری ايران با آژانس و پيشرفت کار نيست. گزارش به تفصيل مدارکی را ارائه می دهد و سؤالات زيادی را مطرح می کند که به آنها پاسخ داده نشده است&#187;.    وی می افزاید:&#171;&#160;گزارش به وضوح می گويد ايران نتوانسته اطلاعات لازم را در اختيار آژانس قرار دهد و از دسترسی آژانس به تأسيسات هسته ای، خودداری کرده است. بنابراين گزارش می گويد ايران مانند گذشته، قطعنامه های شورای امنيت را زير پا می گذارد و سؤالات نگران کننده ای را مبنی بر اين که ايران تا همين اواخر سرگرم طرح سلاح های هسته ای بوده است را مطرح می کند.&#187;     جمهوری اسلامی می گويد مدارک مربوط به مطالعات ادعايی ايران در زمينه سلاح اتمی، جعلی و ساختگی است و فعاليت های آن کاربرد نظامی متعارف و حتی غير نظامی داشته است.     مقامات جمهوری اسلامی می گويند آمريکا اجازه نداده است مدارک مربوط به مطالعات ادعايی به ايران ارائه شود، ولی آژانس بين المللی انرژی اتمی در گزارش خود اعلام کرده است که اطلاعات از منابع مختلف در دوره های زمانی متفاوت جمع آوری شده و از آن جايی که اين اطلاعات را تنها به شکل الکترونيکی به دست آورده است، مجاز به ارائه کپی به ايران نيست.     علی اصغر سلطانيه، نماينده دائم جمهوری اسلامی در آژانس، گفته است که گزارش البرادعی سند ديگری است مبنی بر اين که کليه فعاليت های جمهوری اسلامی صلح آميز است. اما مدير کل آژانس درگزارش خود از ايران خواسته است تمام اقدامات لازم را در اسرع وقت برای اعتماد سازی درباره ماهيت برنامه هسته ای خود به عمل آورد.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_schulte/449489.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_schulte/449489.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 May 2008 00:49:09 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/25E2A0DD-6252-4AB8-86DD-29C4A6EB749C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خروج مجاهدین خلق از فهرست تروریسم؛ واکنش ها و پیامدها</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;جفری آدامز، سفير بريتانيا در تهران، به وزارت امور خارجه ايران احضار شد و مهدی صفری ، معاون وزير امور خارجه ايران مراتب اعتراض&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;جمهوری اسلامی را درباره خروج نام مجاهدين از فهرست گروه های تروريستی در بريتانيا به وی ابلاغ کرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   جفری آدامز، سفير بريتانيا در تهران، به وزارت امور خارجه ايران احضار شد و مهدی صفری ، معاون وزير امور خارجه ايران مراتب اعتراض &#160;  جمهوری اسلامی را درباره خروج نام مجاهدين از فهرست گروه های تروريستی در بريتانيا به وی ابلاغ کرد.        احضار سفير بريتانيا به وزارت امور خارجه در تهران، در پی رأی هفته گذشته دادگاه استيناف بريتانيا صورت می گيرد، که مجاهدين خلق را از فهرست گروه های تروريستی خارج کرد. اين اقدام دادگاه بريتانيا، گمانه زنی هايی را درباره اقدام مشابه در کشورهای اتحاديه اروپا و آمريکا به دنبال داشته است.        دکتر آلن گرسن، حقوقدان و مشاور سازمان مجاهدين خلق در آمريکا، در اين مورد که آيا اقدام بريتانيا تأثيری بر کشورهای اتحاديه اروپا خواهد داشت يا نه، به  راديو فردا  می گويد: &#171;بله بايد تأثير بگذارد، زيرا احکام صادره در دادگاه استيناف بريتانيا بسيار محترم شمرده می               شود. هيچ کس صداقت دادگاه های بريتانيا را زير سؤال نبرده است و همگان به بررسی های عميق آنان ارج می نهند.&#187;                    وی افزود: &#171;نکته اساسی اين است که اگر ما معتقد به حاکميت قانون باشيم و نخواهيم کارها را بوالهوسانه انجام دهيم، آن وقت بايد استانداردها را رعايت کنيم. لازم به يادآوريست گذاشتن نام سازمان مجاهدين خلق در فهرست گروه های تروريستی، با توجه به صلاحديدهای سياسی بود               نه بر پايه استانداردها.&#187;                    آقای گرسن می گويد: &#171;نکته مهم اين که دادگاه های بريتانيا، نام سازمان مجاهدين خلق را با توجه به يک آزمون از فهرست گروه های تروريستی خارج کرد و آن طرد و کناره گيری کامل اين سازمان از کارهای تروريستی است.&#187;                    مشاور سازمان مجاهدين خلق درباره تأثير رأی دادگاه بريتانيا بر آمريکا می گويد: &#171;تأثير رأی دادگاه بريتانيا در آمريکا، دقيقاً همان تأثيری است که بر کشورهای اتحاديه اروپا خواهد گذاشت. آمريکا مانند کشورهای اروپايی به حاکميت قانون پايبند است و قانون نيازمند استاندارد است. متأسفانه بنابر مصلحت های سياسی، قدری از اين پايبندی به حاشيه کشيده شد.&#187;                         &#171;همان گونه که اتحاديه اروپا به صداقت دادگاه های بريتانيا احترام می گذارد، آمريکا هم برای اين دادگاه ها احترام قائل است.&#187;     وکیل سازمان مجاهدین خلق در آمریکا      وی می افزايد: &#171;شماری از شخصيت ها و نمايندگان کنگره، از وزارت امور خارجه آمريکا درخواست کردند دقيقاً بگويد که چه چيزی برای خارج کردن نام سازمان مجاهدين خلق از فهرست گروه های تروريستی لازم است. اين که اصلاً چرا نام اين سازمان به فهرست اضافه شده، مسئله ديگری است. بايد بگويم دليل اين کار، به نياز قوه مجريه و صلاحديد آن درباره اين گونه مسائل مربوط می شود، که آن هم دقيقاً به جهت گيری های ديپلماتيک بستگی دارد.&#187;                    آلن گرسن معتقد است: &#171;همان گونه که اتحاديه اروپا به صداقت دادگاه های بريتانيا احترام می گذارد، آمريکا هم برای اين دادگاه ها احترام قائل است.&#187;                    اما به باور پروفسور علی انصاری، استاد دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، اثرات رأی دادگاه بريتانيا بر اروپا و آمريکا اندک است.          آقای انصاری می گويد: به باور من، آمريکا و اروپا به رأی دادگاه بريتانيا توجه خواهند کرد. اين مرا به ياد ضرب المثل &#171;طوفان در فنجان&#187; می اندازد. شواهدی وجود دارد که برخی کشورها نيز از بريتانيا پيروی نخواهند کرد. به نظر می رسد آمريکا در حال حاضر تمايلی به حذف نام سازمان مجاهدين خلق از فهرست گروه های تروريستی، نداشته باشد. البته فرآيند تصميم گيری در اين موضوعات بسيار طولانی است و شواهدی وجود ندارد که آمريکا بخواهد اسم مجاهدين را از فهرستش بردارد.        پیامد خروج از فهرست تروریسم          دکتر آلن گرسن می گويد که خروج نام سازمان مجاهدين از فهرست گروه های تروريستی، باعث خواهد شد که اين سازمان از نظر حمايت مالی، نفسی تازه کند.                    ولی به عقيده پروفسور علی انصاری، خروج نام سازمان مجاهدين ازفهرست گروه های تروريستی، مشروط است.                    اين استاد دانشگاه سنت اندروز می گوید: &#171;به نظر من، سازمان مجاهدين فعاليت خود را مطمئناً بيشتر خواهد کرد و فعاليتش در بريتانيا افزايش خواهد يافت. البته دولت بريتانيا فعاليت اين سازمان را از نزديک دنبال خواهد کرد. بريتانيا می تواند نام سازمان مجاهدين خلق را دوباره در فهرست گروه های تروريستی بگذارد، اگر اين سازمان دوباره به راه و روش های گذشته خود برگردد.&#187;                    با توجه به رأی دادگاه های بريتانيا و آزادی عمل نسبی مجاهدين خلق، آيا اين سازمان می تواند پيام های خود را به مردم ايران برساند يا نه؟             &#171;سازمان مجاهدين خلق، از آن درجه محبوبيتی برخوردار نيست که خود عنوان می کند. اين سازمان مدت هاست که به دلايل مختلف محبوبيتی در ايران ندارد. نکته مهم اين که اين سازمان به يک دل مشغولی برای مقام های جمهوری اسلامی تبديل شده است و آن چنان اهميتی به اين سازمان می دهند که تناسبی با محبوبيت آنان در ايران ندارد.&#187;     علی انصاری، استاد دانشگاه در اسکاتلند       آلن گرسن در اين باره می گويد: &#171;بايد بگويم که نقش من به عنوان يک وکيل مدافع، کمک به سازمان مجاهدين است تا فعاليت هايش را برپايه استانداردها استوار کند. اما نمی دانم مقامات جمهوری اسلامی، اجازه خواهند داد که پيام های اين سازمان به مردم ايران برسد يا نه و اين                          که پيام هايشان تا چه حد مؤثر باشد.&#187;                 اين حقوقدان می افزايد: &#171;به باور من، اين به ميزان سرکوب گری رژيم ايران بستگی دارد و اين که تا چه حد اجازه دهد پيام های سياسی اين سازمان به مردم ايران برسد يا اين که مردم را از آزادی های سياسی محروم کند. در آن صورت مردم متوجه نخواهند شد که هدف مجاهدين خلق چيست.&#187;                    وی اظهار اميدواری می کند که &#171;ايران اجازه دهد نظرات مختلف سياسی در کشور مطرح شود&#187;، گر چه می افزايد: &#171;خوشبين نيستم. زيرا سابقه اين کار در رژيم اسلامی وجود ندارد.&#187;                    خروج نام سازمان مجاهدين خلق از فهرست گروه های تروريستی، چه تأثيری بر ايران خواهد داشت؟                    پروفسور علی انصاری در اين رابطه می گويد: &#171;تأثيرات اين کار در ايران، اندک است. به باور من سازمان مجاهدين خلق، از آن درجه محبوبيتی برخوردار نيست که خود عنوان می کند. اين سازمان مدت هاست که به دلايل مختلف محبوبيتی در ايران ندارد. نکته مهم اين که اين سازمان به               يک دل مشغولی برای مقام های جمهوری اسلامی تبديل شده است و آن چنان اهميتی به اين سازمان می دهند که تناسبی با محبوبيت آنان در ايران ندارد.&#187;        وی می افزايد: &#171;در عين حال کسانی در بريتانيا و ساير کشورها وجود دارند که به سازمان مجاهدين خلق خيلی اعتبار می دهند. البته بايد بگويم روابط عمومی اين سازمان بسيار خوب است.&#187;                    پروفسور علی انصاری، در باره اين که جوانان ايران تا چه حد با سازمان مجاهدين خلق آشنا هستند، می گويد:  &#171; فکر نمی کنم که آنها علاقه خاصی به اين سازمان داشته باشند. جوانان يا خود متوجه شده اند و يا به آنها گفته شده که اين سازمان چند سالی در جريان جنگ ايران و عراق و حتی پس از آن، در عراق بوده است و اين برای بسياری از ايرانيان خوشايند نيست.&#187;             اين استاد دانشگاه می گويد: &#171;اگر دقيقاً به سازمان مجاهدين خلق نگاه کنيم متوجه خواهيم شد که اين سازمان به وسيله يک زن و شوهر اداره می شود و به نظر من، برخلاف ادعاهايش يک سازمان دمکراتيک نيست. به نظر من بسياری از مردم ايران به اين امر واقفند.&#187;                    در حالی که سازمان مجاهدين خلق، رأی دادگاه بريتانيا را يک پيروزی بزرگ برای خود می داند، دولت جمهوری اسلامی از دولت بريتانيا خواسته است که برای جلوگيری از تبعات و پيامدهای اين اقدام دادگاه بريتانيا بر روابط دو کشور، مانع اجرای رأی مذکور شود.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mujahedin_terrorist_list_remove/447598.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mujahedin_terrorist_list_remove/447598.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 14 May 2008 16:49:22 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8AFB1AF7-ECCB-4A0E-83AC-7AAD1FFDB619_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسرائیل شصت ساله و رابطه با ایران</title>
            <description>&lt;p&gt;اسرائيل روز&#160;14 ماه می&#160;شصت ساله می شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;اين کشور در طول اين ۶۰ سال، فراز و فرود های گوناگونی را پشت سر گذاشته و امروز چه از نظر نظامی&#160; و چه اقتصادی در خاور ميانه&#160; به قدرتی کليدی بدل شده است، ولی از نظر امنيتی هنوز با چالش های&#160; قابل&#160; ملاحظه ای روبرو است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;يکی از اين چالش ها ، سياست دولت جمهوری اسلامی در قبال اسرائيل است. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;مئير عزری، نخستين نماينده سياسی اسرائيل در ايران به اين مناسبت به سئوالات راديو فردا پاسخ گفت&lt;/p&gt; اسرائيل روز&#160;14 ماه می&#160;شصت ساله می شود.    اين کشور در طول اين ۶۰ سال، فراز و فرود های گوناگونی را پشت سر گذاشته و امروز چه از نظر نظامی&#160; و چه اقتصادی در خاور ميانه&#160; به قدرتی کليدی بدل شده است، ولی از نظر امنيتی هنوز با چالش های&#160; قابل&#160; ملاحظه ای روبرو است.    يکی از اين چالش ها ، سياست دولت جمهوری اسلامی در قبال اسرائيل است.     مئير عزری، نخستين نماينده سياسی اسرائيل در ايران به اين مناسبت به سئوالات  راديو فردا  پاسخ گفت.      راديو فردا: روابط ايرانيان و يهوديان چگونه آغاز شد؟ &#160;&#160;       مئیر عزری : اين تاريخ برمی گردد به دوران کوروش کبير. بخت النصر معبد دوم را خراب کرد و يهوديان و سران آنان را به اسارت بابل برد.     به دليل اينکه رافت و مرحمت کوروش بزرگ آنچنان بود که هم يهوديان را از بند بابل آزاد کرد و هم آنها را تشويق کرد که بروند خانه خود را بسازند، در اين مورد بود که يهوديان و در تورات مقدس از زبان انبياء گفته شده است که کوروش کبير &#171;مسيح خداوند&#187; است و در چند دوره نام او به وسيله بزرگان يهود گفته شده و در کتاب مقدس آمده است.      آيا در ايران يهود ستيزی سابقه داشته است؟      شوربختانه در زمانی که&#160; اسلام تمدن ايران را از بين برد، يا آمد و ايران را تسخير کرد و هرچه کتاب ها و تاريخ های ايرانی را سوزاند و از بين برد، اوليای امور در آن زمان&#160; يک نوع يهودی ستيزی را انجام می دادند.    بنابراين اين يهودی ستيزی وجود داشته و در زمان های گوناگون گاهی يهودی ستيزی فروکش کرده، گاهی هم به جاهای بالائی رسيده است.    خوشبختانه در تاريخی که ايرانی ها خواستند از يوغ اسلام&#160; خود را نجات دهند، ولی اسلامی ماندند به دليل اينکه عادت کرده بودند. اينها آمدند و روابطی را که با يهوديان داشتند بهبود بخشيدند.     البته در دوره مشروطيت اين بهبودی به جائی رسيد که يهوديان به عنوان اقليت شناخته شدند.     در دوران شاهان پهلوی يهودی ستيزی تقريبا از بين رفته بود مگر اينکه در گوشه و کنارهائی در اين باره گفت و گو می شد.      در دوران محمد رضا شاه، ايران و اسرائيل با هم رابطه داشتند. اين رابطه چگونه بود؟      در دوران محمد رضا شاه که روابط ايران و اسرائيل برقرار شد و من اولين سفير اسرائيل در ايران بودم، در آن دوران هرروز گام تازه ای برای گسترش روابط نيک بين اين دو کشور برداشته می شد.    چون شاهنشاه ايران می دانست که اين مسئله ممکن است که با کشورهای عربی که برادر ايران خوانده می شدند&#160; و هميشه کوشش می کردند که ايران را از بين ببرند، بايد با آنها همکاری کرد.    &#160;بنابراين&#160; بين دول اسلامی و دولت ايران با سرنوشت اسرائيل در آن دوران تا اندازه ای بازی می شد.     با اسرائيل هم کم و بيش گرچه در ايران راه هارا باز می کردند، به دليل اين که می دانستند که اسرائيل طمع ارضی و زمينی با ايران ندارد و هيچ وقت هم نمی خواهد به ايران ضرری برسد، از اطراف ديگر و روی اين مسئله پافشاری می کردند و ايران و دولت ايران هم اين را خوب می دانستند.      آقای عزری آيا ايران و اسرائيل در زمان محمد رضا شاه پهلوی در سطح منطقه هم همکاری می کردند؟      يک پکت [قرارداد بين ملت ها] تقريبا تدافعی بين حبشه، ترکيه، ايران و اسرائيل برقرار شد که در هر سال يک بار جلسه مشترک داشتند و اينها با هم همکاری می کردند.     اين همکاری از خاور نزديک شروع می شد و به خاوردور و سپس به افريقا می رسيد که حبشه در دوران هيلاسلاسی&#160; حاکم آن قسمت بود و ديگران هم تاسی می کردند و شاهنشاه ايران، محمد رضا شاه پهلوی هم کوشش می کرد که در اين مورد اين قرارداد که از نفوذ کمونيست ها در ايران و در ساير کشورها جلوگيری می کرد و هم اينکه دست نشانده آمريکا نشود و اين کشورها استقلال خود را به دست بيآورند، اين بود که اين پکت ادامه داشت تا اينکه متاسفانه سلطنت پهلوی که به وسيله انقلاب اسلامی از بين رفت و تا امروز هم که هنوزاين پکت پا نگرفته و اين همکاری که در هر رشته امور در رشته کشاورزی، بهداشت، فرهنگی&#160; ومرزداری ازبين رفته است.      بعد از انقلاب ۱۳۵۷ رابطه ايران و اسرائيل دگرگون شد. سياست جمهوری اسلامی به ويژه سياست دولت احمدی نژاد را در قبال اسرائيل چگونه توصيف می کنيد؟      متاسفانه سران ايران می گويند که اسرائيل بايد از صحنه گيتی از بين برود و نمی دانند که ملت اسرائيل و ملت ايران هردو برای همکاری ساخته شده اند و نه برای گستاخی&#160; و اميدوارم که اين روش سياسی از بين برود.    آنچه را که به وسيله آقای احمدی نژاد گفته می شود، آن چيزی است که دنياپسند هم نيست و به جز کسانی که برای جنگ خود را آماده می کنند، کسان ديگر از مردم جهان دنبال اين عقيده نيستند.     کسی هم نيست که از آقای احمدی نژاد بپرسد که چرا اين حرف را می زند؟ مگر ملت ايران موافق اين حرف است که يک ملتی از بين برود؟     آن ملتی که بعد از ۲۵۰۰ سال مجددا زندگی سياسی و زندگی نظامی خودرا بازيافته و برای آن مبارزه کرده .     اسرائيل دوست ملت ايران است و اين دوستی را هم می شود، بخاطر شاهان هخامنشی و غيره نگهداشت و اميدوارم که اين دوستی عملی تر شود تا ما بتوانيم آن کمک هايی که لازم است و می دانيم را به دولت ايران و نسبت به ايران انجام دهيم و ايران هم با ما همکاری کند.     ولی يادمان نرود که روزی خواهد رسيد که آقای احمدی نژاد اين دوستی ها را نتواند از بين ببرد و اين خواست ملت اسرائيل و يهوديان دنيا را برای کمک به ايران بخاطر شاهان پهلوی و به خاطر هخامنشيان نمی توانند اين را از صفحه تاريخ پاک کنند.      آينده روابط ايران و اسرائيل را چگونه می بينيد؟      اميدوارم که به زودی زود آزادی و آن چيزی را که کوروش کبير هميشه برای ايران می خواست به ايران برگردد و ملت ايران آزاد بشود که سرنوشت خودرا به دست خود بگيرد و با دنيای صلح طلب همکاری کند.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_jews-historical_relation/446824.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_jews-historical_relation/446824.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 08 May 2008 17:03:19 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/28B544B9-4F9F-47DD-97BC-194AB64FE869_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ايران و آمريکا پس از انتخابات با هم گفت و گو خواهند کرد&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;روابط سياسی ايران با کشورهای اروپايی، از جمله بريتانيا، در دو دهه گذشته فراز و فرود های گوناگونی داشته است و آينده اين روابط تا حد زيادی در گرو حل مسئله هسته ای ايران است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   روابط سياسی ايران با کشورهای اروپايی، از جمله بريتانيا، در دو دهه گذشته فراز و فرود های گوناگونی داشته است و آينده اين روابط تا حد زيادی در گرو حل مسئله هسته ای ايران است.        اما به رغم اين تحولات، اتحاديه اروپا يکی از شرکای &#160;  عمده تجاری ايران است. ايران با مازاد حساب جاری، &#160;  بدهی کم و ذخيره ارزی مناسب، به ويژه در شرايط فعلی که قيمت نفت خام رو به افزايش است، بازار بسيار مناسبی برای کشورهای اروپايی به شمار می رود.        لرد &#171;نورمن لامونت   (LORD Norman&#160;LAMONT )،&#171;   وزير دارايی پيشين بريتانيا در گفت وگو با  راديو فردا  از سطح روابط ايران و بريتانيا ابراز نارضايتی می کند و آن را &#171;پيچيده&#187; می داند.        راديو فردا: روابط اقتصادی ايران و اروپا را در سال های اخير چگونه ارزيابی می کنيد ؟                     نورمن لامونت:     بديهی است که من از موضع بريتانيا به اين موضوع نگاه می کنم. متأسفانه روابط اقتصادی ايران و بريتانيا بدتر شده است، به طوری که داد و ستد بازرگانی و صادرات بريتانيا کاهش يافته است. به نظر من بعضی کشورها از جمله آلمان، موفق شده اند که روابط بازرگانی               خود را با ايران، در سطح بالايی نگاه دارند. آلمان در مقايسه با بريتانيا، همواره روابط تجاری بهتری با ايران داشته است.            من طرفدار داد و ستد تجاری بين کشورها هستم و عقيده دارم روابط بازرگانی می تواند به بهبود روابط سياسی کمک کند. سردی روابط اقتصادی بين ايران و بريتانيا جای تأسف دارد.          لرد لامونت! آيا آمريکا و متحدان اروپايی اش، سياست واحدی در قبال جمهوری اسلامی دارند يا اين که سياست های متفاوتی را با توجه به منافع خود دنبال می کنند؟                          در اين باره زياد بحث شده است. می دانيد که بين ايران و اروپا گفت و گوهايی وجود داشته و تلاش هايی به عمل آمده است تا ايران از طريق اتحاديه اروپا، روسيه و چين تعهداتی را بپذيرد، اما تا به حال نتيجه ملموسی حاصل نشده است.          فکر می کنم ايران مايل به گفت و گوی رو در رو و همه جانبه با آمريکا باشد. اميدوارم ايران بخواهد با آمريکا گفت و گو کند. البته پيشنهاد گفت و گوی رو در رو آسان است، اما عمل کردن به آن موضوعاتی که بايد به بحث گذاشته شود، بسيار مشکل است. پيشينه روابط ايران و آمريکا نشان می دهد که هر گاه يک طرف آماده گفت و گو بوده، طرف مقابل آمادگی نداشته است.            &#171;اعتقاد بر اين است که بعد از انتخابات رياست جمهوری آمريکا، صرف نظر از اين که رييس جمهوری از حزب دمکرات باشد يا جمهوريخواه، تلاش هايی برای گشودن باب مذاکره با آمريکا صورت خواهد گرفت و مطمئن هستم که اين چنين خواهد شد.&#187;      لرد لامونت، وزیر سابق داراایی بریتانیا       اخيراً ايران به اين نتيجه رسيده است که سياست خارجی اش، منافع آن را تأمين می کند و احتمالا تمايل کمتری برای گفت و گو دارد. اميدوارم اين گونه نباشد، زيرا به اعتقاد من مذاکره ميان آمريکا و ايران، منافع زيادی برای هر دو کشور دارد.                    اعتقاد بر اين است که بعد از انتخابات رياست جمهوری آمريکا، صرف نظر از اين که رييس جمهوری از حزب دمکرات باشد يا جمهوريخواه، تلاش هايی برای گشودن باب مذاکره با آمريکا صورت خواهد گرفت و مطمئن هستم که اين چنين خواهد شد.          زمانی که جک استراو، وزير امور خارجه دولت تونی بلر بود، روابط ايران و بريتانيا رو به گرمی گذاشت، ولی اکنون وضع به گونه ای ديگر است. روابط فعلی بين ايران و بريتانيا را چگونه ارزيابی می کنيد؟                          از اين که روابط ايران و بريتانيا اين گونه است، قدری افسرده ام. مطمئن نيستم که روابط دو کشور در زمان وزارت جک استراو بهتر از حالا بود. آقای جک استراو معتقد به گفت و گو با ايران بود و جو مساعدی را نيز ايجاد کرده بود. او رابطه خوبی با وزيران ايرانی از جمله کمال خرازی داشت و اين کار نتيجه ملموسی هم به بار آورد.        اکنون بريتانيا دولت جديدی دارد و آقای احمدی نژاد هم به عنوان رييس جمهوری ايران، موضع تحريک آميزی اتخاذ کرده و تمايل دارد صريح و بی پروا سخن بگويد. گرچه برخی از محافظه کاران در ايران از جمله شهردار تهران، از سخنان او انتقاد کرده اند.        به نظر من، روابط ايران و بريتانيا قدری پيچيده است. اين برای بريتانيا مايه تأسف است زيرا بر خلاف آمريکا، بريتانيا در ايران سفارتخانه دارد و با ايران روابط ديپلماتيک بر قرار کرده است. هر چند که در ايران، اغلب بريتانيا و آمريکا را در يک رديف قرار می دهند و متأسفانه روابط &#160;  ايران و بريتانيا به آن خوبی که بايد باشد نيست.                      با توجه به کاهش مداوم ارزش دلار، آيا دنيا به سوی بحران مالی پيش می رود؟ اگر چنين است کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) از جمله ايران، چگونه با آن دست و پنجه نرم خواهند کرد؟                 &#160;             فکر می کنم آهنگ فعاليت های اقتصادی کم شده است. اين که به سوی رکود اقتصادی پيش می رويم يا نه، نمی دانم. تنزل ارزش دلار جزيی از يک وضعيت پيچيده اقتصادی است. آن چه که بيش از تنزل ارزش دلار بر اين وضعيت اثر گذاشته، اختلال موجود در روش کاری بانک ها و بخش صنايع است.                    فقدان نقدينگی وجود دارد و بانک ها به يکديگر قرض نمی دهند، از يکديگر هراس دارند و با نظر شک و ترديد به هم نگاه می کنند. بانک ها از اين هراس دارند که ضرر و زيان عمده ای ممکن است در سيستم نهفته باشد. به همين جهت سياستمداران و دولت ها به درستی اصرار دارند که بخش مالی بايد آشکارا ضرر خود را اعلام کند. همه اينها، نشانه های بحران در بخش مالی است، گرچه تا به حال اثرات اين بحران را در کل بخش های اقتصادی آمريکا مشاهده نکرديم چه برسد در تمام جهان.                    معمولاً اين اثرات، ابتدا در آمريکا ظاهر می شود و بعداً به احتمال زياد در بريتانيا که از نظر اقتصادی اغلب از آمريکا پيروی می کند. اين پديده اگر ظاهر شود می تواند اثرات بيشتری روی سيستم بانکی بگذارد و سپس به نقاط ديگر دنيا سرايت کند.        اين مسئله لزوماً يک فاجعه نخواهد بود. بانک ها می توانند تغييرات عمده در سهام و سرمايه بدهند يا دست به اقدامات ديگری بزنند. به عقيده م