<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 04:36:36 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8313" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>آب آشامیدنی خوزستان؛ &#171;تلاش‌ها کافی نیست&#187;</title>
            <description>روزنامه &#171;جام جم&#187; در شماره روز پنج‌شنبه، دهم فروردین ماه، در گزارشی در باره وضعیت بحرانی آب آشامیدنی در خرمشهر و آبادان، از قول مسئولان استانی نقل کرد که بر اثر بالا رفتن شوری آب در این دو شهر، نه تنها بر زندگی روزمره مردم اثر گذاشته، بیش از ۹۰ درصد از نخلستان‌ها و نیمی از زمین‌های کشاورزی را نیز شوره‌زده کرده است.روزنامه &#171;جام جم&#187; در شماره روز پنج‌شنبه، دهم فروردین ماه، در گزارشی در باره وضعیت بحرانی آب آشامیدنی در خرمشهر و آبادان، از قول مسئولان استانی نقل کرد که بر اثر بالا رفتن شوری آب در این دو شهر، نه تنها بر زندگی روزمره مردم اثر گذاشته، بیش از ۹۰ درصد از نخلستان‌ها و نیمی از زمین‌های کشاورزی را نیز شوره‌زده کرده است.  در همین ارتباط مجتبی گَهِستونی، روزنامه‌نگار در استان خوزستان، در گفت‌وگو با رادیو فردا به تشریح وضعیت کنونی آب آشامیدنی در این منطقه پرداخته است.   رادیو فردا: آقای گهستونی، وضعیت اخیر آب آشامیدنی در برخی مناطق خوزستان ناشی از چیست؟    مجتبی گَهِستونی:  طی چند سال اخير شاهد خشکسالی وسيعی در سطح استان خوزستان هستيم. اين خشکسالی باعث شده&#160; که بسياری از نخلستان‌ها از بين برود و کشاورزی در خوزستان معنای ديگری پيدا کند، در شرايط بهداشتی آب آشاميدنی بعضی شهرهای استان تغييراتی به وجود آيد، گرد و خاک فراوان در شهرها ايجاد گردد، بيماری‌هايی پديدار شود و آب بعضی از مناطق شهری شور بشود.  البته آبادان و خرمشهر از سال‌های گذشته هم مشکلاتی داشته‌اند و کند بودن روند بازسازی بعد از جنگ باعث شده، در اين دو شهر آب مطلوب آشاميدنی وجود نداشته باشد.  امسال که وارد سومين سال خشکسالی در استان خوزستان می‌شويم، اين شرايط بسيار تأسف‌بار و نگران‌کننده است. اکنون که در ارديبهشت ماه به سر می‌بريم، ولی در ماه‌های آينده مشکلات در استان خوزستان به‌ويژه در بعضی شهرها مانند آبادان و خرمشهر، وضعيت نگران‌کننده‌ای پيدا خواهد کرد.   مديريت شهری آبادان و خرمشهر برای اين مقابله با مشکلاتی مانند شوری آب که گفته شده به زمين‌های کشاورزی و نخلستان‌ها نيز به شدت آسيب رسانده است، چه تمهيداتی انديشيده‌اند؟    واقعيت اين است که شرکت آب و فاضلاب خوزستان طی سال‌های اخير تلاش‌های بسيار زيادی کرده، ولی اين سرمايه‌گذاری‌ها کافی نبوده است.  بايد به اين نکته اشاره کنم که رود کارون و بعضی رودخانه‌های استان خوزستان، بدون اين که بهره کافی از آن به دست آيد خليج فارس می‌ريزند.  البته به اين معنی نيست که من انتقال آب رودخانه کارون برای مصارف غيرشرب ساير استان‌های کشور را تأييد کنم، چون اين مسئله با منافع ملی کشور در تضاد است.   منظور شما اين است که آب رود کارون به جای ديگری منتقل می‌شود؟    البته اشاره من به طور خاص رودخانه کارون نيست، اگر چه ظاهراً آب کارون به بعضی مناطق کشور منتقل می‌شود. طی روزهای گذشته هم شاهد افتتاح پروژه انتقال آب رودخانه دز به بعضی استان‌های مرکزی به خصوص قم بوديم.   به طور قطع از بين رفتن بسياری از زير ساخت‌های شهر آبادان و خرمشهر به واسطه جنگ، باعث شده صدمات جبران‌ناپذيری به اين دو شهر وارد شود.   مردم آبادان و خرمشهر طی ساليان اخير با سختی‌های بسيار زيادی دست و پنجه نرم کرده‌اند و من مطمئن هستم تابستان امسال تابستان دشواری برای تمام مردم استان خوزستان به خصوص مردم آبادانی و خرمشهر خواهد بود.   يادمان نرود که آبادان و خرمشهر در گذشته عروس شهرهای ايران بودند، اما اکنون از جمله شهرهای عقب‌مانده کشور محسوب می‌شوند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Khorramshahr_Water/1619742.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Khorramshahr_Water/1619742.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 01 May 2009 15:47:53 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5B6A9E39-3FF6-4206-8373-4A199A94044B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سفر تاریخی رییس جمهوری ترکیه به ارمنستان</title>
            <description>عبدالله گل، رييس جمهوری ترکيه، روز شنبه به عنوان اولين رهبر اين کشور به ارمنستان مي رود تا شاهد مسابقه فوتبال بين تيم های دو کشور باشد. عبدالله گل، رييس جمهوری ترکيه، روز شنبه به عنوان&#160;رییس جمهوری&#160;اين کشور به ارمنستان مي رود تا شاهد مسابقه فوتبال بين تيم های دو کشور باشد.     آيا ديپلماسی فوتبالی يا فوتبال می تواند به برقراری پيوند دادن ميان دو کشور بينجامد؟ و آيا ابتکاری رو به جلو و آغاز ذوب شدن يخ ها يا سر باز کردن زخم قديمی کشتار ارامنه و تمامی جراحت های پيشين به شمار&#160; می رود؟     &#160;سرژ سرکيسيان، رييس جمهوری ارمنستان، از همتای خود در ترکيه دعوت کرده است که برای تماشای&#160;بازی بين تيم های فوتبال دو کشور در ايروان، که در قالب رقابت های مقدماتی جام جهانی انجام مي شود، به ارمنستان برود.    این در شرایطی است که از هنگام استقلال ارمنستان در سال ۱۹۹۱ ميلادی، ترکيه از برقراری روابط ديپلماتيک با ارمنستان خودداری کرده است.    ترکيه همواره برای برقراری روابط عادی ديپلماتيک با ارمنستان شرط هايی را&#160;مطرح کرده&#160;است.    عباس جوادی، از  راديو اروپای آزاد/ راديوی آزادی  و تحليلگر مسايل ترکيه، اين شرط ها را اين گونه خلاصه مي کند:&#171; شرط نخست، قبول کردن و به رسميت شناختن مرزهای موجود و بين المللی بين ارمنستان و ترکيه است، زيرا در مدارک رسمی ارمنستان هنوز از شرق ترکيه به عنوان ارمنستان غربی ياد می شود. موضوعی که موجب ناراحتی و نگرانی ترک ها است.&#187;         &#171;&#160;سفر آقای گل مشکلاتی&#160;موجود میان ترکیه و ارمنستان را&#160;حل نمی کند، ولی گامی است در جهت آغاز مذاکرات و ذوب شدن يخ ها در مناسبات دو کشور&#160;تا آنها بتوانند درباره مشکلات شان با هم صحبت کنند.&#187;     عباس جوادی، تحليلگر مسايل ترکيه       &#160;وی شرط دوم ترکيه را خروج نيروهای نظامی ارمنستان از قره باغ و مناطق اشغال شده جمهوری آذربايجان دانست و اضافه کرد: &#171; آنکارا در اين شرط&#160; همچنين خواستار راه حلی مسالمت آميز بين ارمنستان و جمهوری آذربايجان است.&#187;    آقای جوادی&#160;افزود: &#171; سومين شرط ترکيه آن است که ارمنستان از ادعای قطعی قتل عام ارمنی ها در سال ۱۹۱۵ ميلادی پرهيز کند و در عوض، کميسيونی از کارشناسان و سياستمداران در مورد آن تحقيق کند تا دو طرف به توافقی در اين خصوص دست يابند.&#187;    اما ارمنستان مي گويد هيچ پيش شرطی را نمي پذيرد و بدون پيش شرط پای ميز مذاکره با ترکيه مي نشيند.    اکنون پرسش اينجاست که چه ضرورت هايی عبدالله گل، رييس جمهوری ترکيه، را به سوی&#160;برداشتن&#160;این گام در جهت&#160;ذوب کردن احتمالی يخ ها ترغيب کرده است؟     بارچين يينانچ، روزنامه نگار و عضو هيئت تحريريه روزنامه  ترکيش ديلی نيوز &#160; به این پرسش این گونه پاسخ می دهد: &#171; ابتدا، ترکيه فکر کرد اگر به اين دعوت پاسخ منفی بدهد، تصويری بسيار منفی از خود به دنيا نشان خواهد داد؛ اين تصوير که ترکيه تا آنجا از گفت وگو فراری است که حتی حاضر نيست در موضوعات انسانی هم شرکت کند.&#187;    وی می افزوید:&#171; اما مقام های ترکيه با ارزيابی دقيق تر سفر عبدالله گل به ايروان، متوجه شدند که چشم انداز بالقوه مثبت اين سفر بسيار است. اول اينکه ترکيه مايل است يخ های موجود در روابط بين دو کشور ذوب شود. بنابر اين نفس سفر و حضور در مسابقه فوتبال، پاسخی مثبت به دعوت ارمنستان بوده است. البته اين يک ژست در مقابل يک ژست ديگر نيست. ترکيه واقعا تمايل دارد روابط دو کشور عادی شود&#187;.    بارچين يينانچ البته مهمترين نکته اين سفر را زمان آن دانست؛ زمانی که به گفته او، خاکسترهای آتش درگيری ميان روسيه و گرجستان بر مناسبات سياسی منطقه سايه افکنده است.    اين روزنامه نگار اضافه می کند:&#171; رويدادهای اخير در قفقاز نقش بسيار بسيار مهمی در اين تصميم ترکيه دارند. ترکيه سال ها سياست در انزوا قرار دادن ارمنستان را دنبال کرده است. زيرا ارمنستان به چيزی به نام&#160; قتل عام ارامنه باور دارد. به دليل همين سياست منزوی کردن، بود که ترکيه، ارمنستان را از بسياری پروژه های منطقه ای نظير باکو- تفليس- جيحان کنار گذاشت.&#187;    اما خانم يينانچ عقيده دارد که &#171; اين سياست ترکيه، رفته رفته ارمنستان را&#160; به سوی روسيه متمايل کرد. اما اکنون ترکيه به اين نتيجه رسيده که در بحران اخير در گرجستان، مغاير منافع ملی ترکيه است که با تنشی مواجه شود که يک سوی آن ارمنستان و روسيه قرار دارند و در سوی ديگر آن ترکيه، گرجستان و آذربايجان.&#187;    وی&#160;می افزاید:&#160;&#171; سياست منزوی کردن ارمنستان هر چه زودتر بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد.&#187;    به هر روی، سفر عبدالله گل نمايانگر گامی مهم به سوی پايان بخشيدن به حدود يک قرن خصومت بر سر قتل عام ارامنه در دوران امپراتوری عثمانی است. اما آيا تنها همين سفر قرار است بلافاصله مناسبات ديپلماتيک ترکيه و ارمنستان را عادی کند؟     با قبول اين دعوت از سوی آقای گل، جناح های مختلف سياسی ترکيه انتقادهای بسياری به اين سفر ابراز داشته اند.    عباس جوادی به اين پرسش&#160; این گونه پاسخ&#160; می دهد:&#171; مخالفت در ترکيه و حتی در آذربايجان بر اين پايه است که تا زمانی که ارمنستان مناطقی از آذربايجان را در اشغال خود دارد، و هنوز مرزهای ارمنستان با ترکيه را به رسميت نشناخته است، حتی فکر و برنامه برقراری مناسبات ديپلماتيک بی جا است و اين سفر می تواند اشاره و اقدام نامناسبی و در وقتی نامناسب، به ارمنستان باشد و به نوعی، به معنای به رسميت شناخته شدن وضعيت فعلی به حساب آيد.&#187;     وی می افزوید:&#171;&#160;سفر آقای گل مشکلاتی را که مطرح شده اند، حل نمی کند، ولی گامی است در جهت آغاز مذاکرات و ذوب شدن يخ ها در مناسبات دو کشور&#160;تا آنها بتوانند درباره مشکلات شان با هم صحبت کنند.&#187;     سوت مسابقه فوتبال بين دو تيم ترکيه و ارمنستان روز شنبه در ايروان به صدا درخواهد آمد.    بيترديد، سوت اين بازی نشانگر آغازی جديد در مناسبات ديپلماتيک دو کشور خواهد بود، که چه بسا پس از طی کردن گام هايی احتمالا طولانی، به عادی شدن روابط نيز بينجامد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Turkey_Armenia_Soccer/463850.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Turkey_Armenia_Soccer/463850.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 06 Sep 2008 13:11:28 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/4E8B98C9-1B78-474C-99E2-12AB4280C857_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مصباح- محتشمی؛ جدال بر سر میراث سیاسی آیت الله خمینی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;۱۹&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناح ها و تفکرات مختلف حاضر در جمهوری اسلامی، هر يک خود را تنها پيرو اصلی آموزه های او می داند و تفکرات ديگر را انحرافی و مخالف انديشه های آيت الله خمينی معرفی می کند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;اما در اين ميان شايد پر حرف و حديث ترين جريان فکری- حکومتی مربوط باشد به هواداران يک روحانی که پيش از به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد، کمتر شناخته شده بود. حجت الاسلام محمد تقی مصباح يزدی، با اين که در سال های نخست پس از انقلاب سال ۵۷ در کنار عبدالکريم سروش، طی مناظره ای تلويزيونی با سران حزب توده به چهره ای&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;شناخته شده بدل شد، اما نام او پس از آن جز در محافل حوزه های علميه شنيده نشد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;                             گزارش ویژه این هفته رادیو فردا درباره تازه ترین اختلاف نظری است که در ایران درباره تفسیر درست از اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران میان دو طیف از روحانیون سهیم در قدرت بروز کرده است. &#160;&#160;                  ۱۹           سال پس از درگذشت آيت الله خمينی، جناح ها و تفکرات مختلف حاضر در جمهوری اسلامی، هر يک خود را تنها پيرو اصلی آموزه های او می دانند و تفکرات ديگر را انحرافی و مخالف انديشه های آيت الله خمينی معرفی می کنند.        اما در اين ميان شايد پر حرف و حديث ترين جريان فکری- حکومتی مربوط باشد به هواداران يک روحانی که پيش از به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد، کمتر شناخته شده بود.         حجت الاسلام محمد تقی مصباح يزدی، با اين که در سال های نخست پس از انقلاب سال ۵۷ در کنار عبدالکريم سروش، طی مناظره ای تلويزيونی با سران حزب توده به چهره ای               شناخته شده بدل شد، اما نام او پس از آن جز در محافل حوزه های علميه شنيده نشد           .                    برخی از تحلیلگران، پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری نهم را پيروزی تفکر مصباح يزدی لقب دادند و رفته رفته شرح ديدارهای رییس جمهور اسلامی با اين روحانی ۷۴ ساله و همچنين روابط پيدا و پنهان کابينه آقای احمدی نژاد با حجت الاسلام مصباح يزدی، نگره مرکزی بسياری از تحليل ها و نظرهای سياسی قرار گرفت و از او به عنوان &#171;پدر معنوی&#187; اصولگرايان دولت نهم نام برده شد.                    اتهام &#171;شباهت&#187; با گروه طالبان       طی سه سال گذشته هر از چندی يکی از افراد يا گروه های سياسی حاضر در نظام جمهوری اسلامی، هشدار داده و تفکر منتسب به مصباح يزدی را در مخالفت صريح با آموزه های انقلابی آيت الله خمينی معرفی کرده است.        تازه ترين اين هشدارها از آن علی اکبر محتشمی پور، وزير کشور دوران مير حسين موسوی و از چهره های شاخص نزديک به آيت الله خمينی است.        آقای محتشمی پور در مراسمی که چندی پيش در يادبود نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی در شهر اصفهان برگزار شد، گفته بود تفاوتی بين فرقه مصباحيه و طالبان وجود ندارد.        اما مصباح يزدی کيست؟ وب سايت شخصی اين مدرس حوزه علميه قم او را چنين معرفی می کند:        &#171;محمدتقی مصباح يزدی، در سال ۱۳۱۳ در شهر يزد به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتی حوزوی را در يزد به پايان رساند و برای تحصيلات تکميلی علوم اسلامی عازم نجف شد ولی به علت مشکلات فراوان مالی، بعد از يک سال برای ادامه تحصيل به قم رفت. در انتشار دو نشريه با نام های &#171;بعثت&#187; و&#171;انتقام&#187; نقش داشت و بعدها اداره مدرسه حقانی را بر عهده گرفت. بعد از انقلاب چندين مدرسه، دانشگاه و مؤسسه را راه اندازی کرد که از مهمترين آنها می توان به &#171;مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی&#187; در شهر قم اشاره کرد. محمدتقی مصباح يزدی، در سال ۱۳۶۹ به عنوان نماينده مجلس خبرگان از استان خوزستان و اخيرا نيز از تهران به نمايندگی مجلس خبرگان برگزيده شده است.&#187;                                 محتشمی پور در مراسمی که چندی پيش در يادبود نوزدهمين سالروز درگذشت آيت الله خمينی در شهر اصفهان برگزار شد، گفته بود تفاوتی بين فرقه مصباحيه و طالبان وجود ندارد.        از محمدتقی مصباح يزدی در سال های اخير گاه در مطبوعات به عنوان &#171;تئوری پرداز خشونت&#187; نام برده شده و بخشی از نيروهای داخل حاکميت جمهوری اسلامی او را نماينده اسلام گرايان راديکال معرفی کرده اند.            گفته های اخير علی اکبر محتشمی پور را نيز می توان تداوم همان نگرش، ارزيابی کرد. حجت الاسلام محتشمی پور، درسخنرانی خود گفته است: &#171;هيچ تفاوتی بين فرقه مصباحيه، طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد.&#187;        احمد قابل، پژوهشگر دينی در مشهد، نيز با در نظر گرفتن شرايطی همين گونه می انديشد و به  راديو فردا  می گويد: &#171;اين مسئله که طرز تفکر آقای مصباح يزدی و همفکرانش، نزديک به تفکر طالبان است را نمی توان انکار کرد.&#187;        او می افزايد: &#171;من از شما سؤال می کنم که آيا آقای محتشمی پور و دوستان همفکرش که در دوران گذشته برای نفی مخالفان سياسی خود مانند نيروهای ملی- مذهبی اقداماتی را انجام می دادند، مگر اقداماتشان مخالف با اقداماتی بود که اکنون طرز تفکر آقای مصباح آن را تجويز می کند؟ اگر آنها امروز به اين نتيجه رسيده اند که اين رفتارها درست نيست، آيا در آن زمان اين رفتارها را مستند می کردند به حمايت های آيت الله خمينی يا نه؟&#187;        تقی رحمانی، فعال سياسی در تهران، معتقد است که باورهای مجموعه ای که به نام &#171;دانش آموختگان مدرسه حقانی&#187; معرفی شده اند، از اساس با طالبان تفاوت دارد.        وی به  راديو فردا  می گويد: &#171;در درون مدرسه حقانی گرايش های مختلفی وجود داشت. از دکتر بهشتی و آقای قدوسی گرفته تا آقای               مصباح. ولی بعد از انقلاب، سازماندهی و نوع نگرش آقای مصباح يزدی که سيستماتيک تر و تشکيلاتی تر بود، توانست يک خط فکری را در جامعه به شکل سازمان داده شده ای مطرح کند.&#187;        آقای رحمانی می افزاید: &#171;اين خط فکری چند محور دارد، محور اصلی آن ضديت با گرایش&#160;روشنفکری، گرایش&#160;مارکسيست، و گرایش&#160;التقاطی است و يک نوع ظاهر گرايی دينی که به نظر من شبيه طالبان نيست، زيرا بنيادگرايی يک مفهوم مدرن است در حالی که گرايش شيعه معمولا سنتی است که رفتار بنيادگرايانه نيز در آن وجود دارد.&#187;                      برخورد دو تفسیر از آموزه های خمینی          سخنرانی علی اکبر محتشمی پور واکنش های بسيار برانگيخت؛ این سخنان به ویژه در وب سايت نزديک به دولت، یعنی&#171;رجانيوز&#187; و در صفحه دوم روزنامه کيهان به شدت مورد حمله قرار گرفت.        اما اکبر کرمی، پژوهشگر دينی در قم، برخورد ميان هواداران آيت الله خمینی و حجت الاسلام مصباح يزدی را ريشه دارتر از امروز می بيند و به  راديو فردا  می گويد:                       &#171;اين مسئله، چالشی است که بين دو نگرش از تاريخ شيعه در گرفته است. نگرش اول که مظهر آن آقای خمينی است، عناصری مانند زمان، مکان و مصلحت را وارد اسلام سياسی کرده و از اين نظر اگر قرار باشد اسلام وارد عرصه سياست شود، سعی می کند يک فهم مترقی از تفکر شيعه را رهبری کند.&#187;        او ادامه می دهد: &#171;اما تفکر دوم که جريان آقای مصباح نماينده آن است با تاريخ شيعه گری قرابت بيشتری دارد و با عناصری مانند مهدويت و مسائل قومی و طايفه ای که به شيعه مربوط است، بيشتر در گير است.&#187;             &#171;در درون مدرسه حقانی گرايش های مختلفی وجود داشت. از دکتر بهشتی و آقای قدوسی گرفته تا آقای مصباح. ولی بعد از انقلاب، سازماندهی و نوع نگرش آقای مصباح يزدی که سيستماتيک تر و تشکيلاتی تر بود، توانست يک خط فکری را در جامعه به شکل سازمان داده شده ای مطرح کند.&#187;     تقی رحمانی، فعال سیاسی       تقی رحمانی نيز ريشه های تاريخی چالش امروزی اين دو طيف را يادآوری می کند و می گويد: &#171;اين اختلاف از ابتدا ميان دو طيف از روحانيون وجود داشت و در زمان های مختلف شدت و حدت بيشتری پيدا کرد. در دهه ۶۰ روحانيون بر سرکوب روشنفکران مذهبی، گرايشات ملی– مذهبی، گرايشات سکولار و گرايشات مارکسيستی با هم اتحاد داشتند و وقتی رقبا حذف شدند، اين اختلاف برای به دست آوردن جايگاه بيشتری از قدرت، بيشتر شد.&#187;        او می افزاید: &#171;در دوره آقای خمينی به گرايش روحانيون مبارز بيشتر توجه می شد ولی بعد از فوت آقای خمينی، اين مسئله تحت الشعاع قرار گرفت و گرايشاتی که به &#171;گرايش مصباح يزدی&#187; معروف است، بيشتر قدرت گرفت و ارتباط آنها با نهادهای نظامی سيستماتيک تر شد که اين نکته بسيار مهمی است.&#187;        ارتباط با نيروهای نظامی البته نزد هر دو جناح روحانيت، پيشينه داشته است اما با اين همه احمد قابل معتقد است که اين دو نگرش چندان از هم دور نيستند.        آقای قابل در این زمينه می گويد:&#171; اگر امروز بخواهيم بازتاب تفکر آيت الله خمينی از انديشه های مذهبی را بين آقای مصباح و همفکرانش با آقای محتشمی و همفکرانش بسنجيم، اين نسبت ها آن قدر از هم دور نيست که بگوييم يکی به طرف مشرق می رود و ديگری به طرف مغرب.&#187;        او می افزايد: &#171; مستنداتی از آيت الله خمينی وجود دارد که نظريات آقای مصباح با آن تأييد می شود و آقای محتشمی نيز مستنداتی از سخنان آيت الله خمينی ارائه می کند که نظريات دمکرات مابانه بيشتری از آن می توان به دست آورد.&#187;          ریشه های چالش؛ فکری یا سیاسی؟          از سوی ديگر تقی رحمانی ريشه اين چالش را در قانون اساسی فعلی پی می گيرد که جايگاهی ويژه ای به روحانيت بخشيده است و معتقد است: &#171;وقتی شما رهبری روحانيت را در قانون اساسی تضمين می کنيد، هميشه دليل نمی شود که يک گرايش از روحانيت قدرت داشته باشد و مطمئنا يک اختلاف صنفی رخ می دهد.&#187;        او می افزايد: &#171;در روحانيت گرايش های مختلفی وجود دارد، از آقای مجتهد شبستری، آقای منتظری، آقای محتشمی، کروبی و هاشمی گرفته تا گرايش آقای مصباح يزدی. ولی درقرائت يک اصل وجود دارد و اينها بايد مشخص کنند که آيا حق ويژه ای برای روحانيت قائلند يا نه؟ بحث روشنفکران مذهبی شريعتی اين بود که ما حق ويژه ای برای هيچ کس در تفسير دين قائل نيستيم.&#187;        برخی از صاحبنظران معتقدند که تفسیر متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یک مسئله است و نگاه به رفتار سياسی بنیانگذار جمهوری اسلامی پس از کسب قدرت امری دیگر.        احمد قابل درباره الگوی رفتاری آیت الله خمینی می گوید: در باب جمله &#171;ميزان رأی ملت است&#187;، شخص آيت الله خمينی ممکن است به اقداماتی دست زده باشد که ظاهرا مخالف رأی ملت يا بدون اظهار نظر ملت بوده           ،             یا بعدا ملت با او همراهی کرده باشند، اما از ابتدا رأی ملت خواسته نشد و بعد اقدام شد.          احمد قابل نتيجه می گيرد که سنگ بنای اين روش مديريت را شخص آيت الله خمينی پايه گذاشت و معتقد است: &#171;بعضی از برخوردهای آقای خمينی سنگ بنای اين سبک مديريت را پايه گذاشت. از جمله برخورد او با گروه های سياسی، آن چه در مورد جبهه ملی گفت و آنها را مرتد خواند و يا آن چه که در مورد نهضت آزادی از ايشان منتشر شد و برای تأييد و رد صلاحيت اينها، همين آقای محتشمی يک پای قضيه بود.&#187;        احمد قابل می افزايد: &#171;اين رفتارها بهانه می دهد دست آقای مصباح و آقای خامنه ای که مدعی شوند ولايت مطلقه فقيه به اين معنی است که اگر ملت فردی را به عنوان فردی لايق برای سمتی برگزيده باشند، رهبر کشور می تواند بر خلاف رأی مردم او را عزل کند و از مقام کنار گذارد.&#187;        &#171;ناهمراهی و مخالفت مصباح یزدی&#187;       يکی از محورهايی که حجت الاسلام محتشمی پور در سخنرانی خود به آن اشاره کرده، ناهمراهی يا حتی مخالفت حجت الاسلام مصباح يزدی با آيت الله خمينی در دوران پيش از انقلاب است.                       برخی از تحلیلگران، پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری نهم را پيروزی تفکر مصباح يزدی لقب دادند.          اکبر کرمی، پژوهشگر دينی در قم، نيز چنين باوری دارد و می گويد: &#171;آقای خمينی با خط فکری منسوب به آقای مصباح ميانه خوبی نداشت و به نظر می رسد که &#160;  از آقای مصباح فاصله می گرفت.&#187;      به گفته وی، &#171;اين واقعيت در کنار دو واقعيت ديگر که امروز در جامعه ما ملموس است، معنا پيدا می کند. اول اين که خط فکری منسوب به آقای مصباح با تاريخ شيعه گری به ويژه در جريان غيبت، همخوانی و اصالت تاريخی بيشتری دارد. واقعيت دوم اين است که در حال حاضر اين تفکر توانسته است مقام رهبری را با خود همراه و هماهنگ کند. اين مسئله بسيار اهميت دارد و به همين دليل اصلاح طلبان سعی می کنند از اين نکته بگذرند و خاموش باشند.&#187;        اما تقی رحمانی در مورد آقای مصباح می گويد: &#171;آقای مصباح يزدی ضد انقلاب نبود بلکه اينها در مورد مسائل آن دوران تحليل متفاوتی داشتند، يکی از جنبه ايدئولوژی مبنی بر اين که تشکيل حکومت تا زمان امام زمان امکان پذير نيست و دوم اين که امکان تحول وجود ندارد. بعد                       که ديدند امکان تحول وجود دارد، خود به خود با آن همراه شدند.&#187;        از مقوله امکان تحول که بگذريم، احمد قابل می گويد: &#171;سابقه انقلابی نداشتن درمورد مصباح يزدی درست نيست. در مورد سابقه انقلابی آقای مصباح يزدی به اين معنا که زمانی با آقای خمينی کاملا هماهنگ بوده، عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم بوده و در سال ۴۲ بيانيه امضا می کرده است، کسی نمی تواند ترديد کند.&#187;        وی می افزايد: &#171;بعد از آن دوران، آقای مصباح فتيله فعاليت های خود را پايين کشيد و ديگر فعاليت سياسی نکرد و حتی مقداری به آقای خمينی و اطرافيان او بدبين شد. ولی رفتار تندی که بشود به طور واضح از آن کشف کرد که آقای مصباح مخالف صد درصد آقای خمينی بوده است، کسی نمی تواند ارائه کند. مگر يک مورد که می گويند آقای خمينی قبل از انقلاب گفته بود که نيمه شعبان را جشن نگيريم ولی آقای مصباح جشن گرفت.  &#160;&#160;&#160; ضمن اين که اکنون او به شدت از آيت الله خمينی حمايت می کند منتها با برداشت های مخصوص خودش.&#187;        احمد قابل معتقد است که اکنون هر دو گروه با آيت الله خمينی به صورت &#171;رفتار حذفی&#187; عمل می کنند و در اين مورد می گويد: &#171;بايد قبول کنند که آيت الله خمينی نیز انسانی غير معصوم بوده؛ درست است که او قابليت هايی داشته که در آن زمان افراد ديگری چنين قابليت هايی نداشته اند، ولی خطا و اشتباه نيز داشته است.&#187;                    وی می پرسد: &#171;آيا دوستان اصلاح طلب می خواهند او را جزو معصومين بياورند که کسی نتواند کوچکترين رفتار و تصميم او را نقد کند؟ اگر چنين است، آقای مصباح نيز همين کار را می کند. البته با ناديده گرفتن بخش هايی از صحبت ها و رفتارهای آقای خمينی؛ و آقای محتشمی و بعضی دوستان اصلاح طلب، با ناديده گرفتن بخش های ديگر.&#187;        گذشته از چگونه انديشيدن هر يک از جريان ها و طيف های فکری، امروز ميزان، گره خوردگی با ساختار قدرت است که اين طيف ها و گروه ها را از يکديگر متمايز می کند.                  &#160;     در حالی که همچنان در شهر قم تجمعات و تظاهراتی به هواداری از حجت الاسلام مصباح يزدی بر پا می شود و روزنامه ها و وب سايت های متعددی ضمن ارج گذاشتن به او، حملات بی سابقه ای را عليه علی اکبر محتشمی پور سامان داده اند، در مقابل حجت الاسلام مهدی کروبی، دبيرکل حزب اعتماد ملی نيز روز دوشنبه در شورای مرکزی اين حزب به دفاع از محتشمی پور برخاست و اين پرسش را طرح کرد که وقتی با ياران نزديک آيت الله خمينی اين طور برخورد شود و به آنها اهانت کنند، آيا نمی توان گفت جامعه و فضای سياسی کشور منحط شده است؟                    در ادامه کشاکش ها ميان دو گروه، بسا که اين پرسش مهدی کروبی در روزها و هفته های بعد با پاسخی تلويحی يا شديد از سوی هواداران مصباح يزدی مواجه شود. &#160;                              &#171;گزارش ويژه هفته&#187; را هر سه شنبه بعد از خبرهای ساعت ۱۹ از راديو فردا می توانید بشنويد.                            در اين رشته گزارشها، همکاران و گزارشگران راديو فردا از مرز رويدادهای روز عبور می کنند و به بررسی تحليلی مسائلی می پردازند که از جمله در حوزه های سياسی،&#160; اجتماعی، فرهنگی، زيست محيطی،  &#160; ورزشی، در اين يا در آن حد، خبرساز شده اند.          </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mohtashamipur_Mesbah_khomeini/452491.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Mohtashamipur_Mesbah_khomeini/452491.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Jun 2008 17:43:49 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9F707FD1-0D6D-41F7-9DC2-B4649A07CB02_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>توافق گروههای لبنانی؛ &#171;راه حلی برای تعويق بحران؟&#187;</title>
            <description>سرانجام&#160; روز چهارشنبه در دوحه گروه ‌های موافق و مخالف دولت لبنان به توافق دست يافتند و اميدها برای پايان يافتن بحران هجده ماهه سياسی در لبنان، از نو زنده شد. سرانجام&#160; روز چهارشنبه در دوحه گروه ‌های موافق و مخالف دولت لبنان به توافق دست يافتند و اميدها برای پايان يافتن بحران هجده ماهه سياسی در لبنان، از نو زنده شد.&#160;    &#160;خبرگزاری ‌ها از سه شنبه شب خبر موفقيت کنفرانس دوحه را مخابره کردند.اما ظهر چهارشنبه، شيخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزير قطر، در محل برپايی کنفرانس حاضر شد و يکايک بندهای توافقنامه را در برابر خبرنگاران و دوربين ‌های تلويزيونی قرائت کرد.     بندهای توافقنامه بر اساس گفته های شيخ حمد چنين است: &#171;توافق ‌نامه بر اين اساس شکل گرفت: نخست اين‌که طرف ‌های درگير موافقت کردند رييس مجلس لبنان ظرف بيست و چهار ساعت آينده شرايط قانونی را برای انجام رأی‌گيری برای انتخاب ژنرال ميشل سليمان به عنوان رييس جمهوری لبنان فراهم آورد. و بايد دانست که شرايط فعلی برای انتخاب رييس جمهوری شرايطی استثنايی تلقی می ‌شود. دوم اين‌که طرف ‌های حاضر توافق کردند حکومت وحدت ملی شامل سی وزير، با اين ترتيب تشکيل شود: شانزده وزير از جناح اکثريت، يازده وزير از جناح مخالف، و سه وزير به انتخاب رييس جمهوری.&#187;    کشورهای متعددی از دستيابی به اين توافق نامه استقبال کردند. سوريه و عربستان از جهان عرب، و همچنين فرانسه در همان دقايق اوليه اعلام خوشنودی کردند که بحران هجده ماهه لبنان رو به حل شدن می ‌رود.    اما تا چه حد می ‌توان به توافق نامه‌ای که امروز در دوحه اعلام شد دل بست و آن را چشم ‌انداز روشنی از آينده لبنان دانست؟ دستاورد اين توافقنامه چيست؟     مهرداد خوانساری، ديپلمات پيشين و تحليلگر مسايل خاورميانه در لندن، درباره اين توافقنامه به  راديو فردا  گفت: &#171;در درجه اول به اين بحران کنونی پايان می دهد و وضعيت خطرناک فعلی را که ممکن است به خونريزی بينجامد، به تعويق می اندازد و باعث می شود طرفين در يک وضعيت ديگری با هم روبرو شوند که به دور از اعتصاب، زد و خورد و خونريزی باشد.&#187;         &#171; در شرايط فعلی اين توافقی است که همه نيروهای معادله می توانند با آن به طور موقت زندگی کنند، ولی اين که اين توافق به چه نحوی در آينده پياده شود و بتواند خودش را جلوه دهد، چيزی است که بايد در آينده ديد. اگر حزب الله بخواهد از اين ماجرا به نفع خود استفاده کند و باعث سقوط دولت شود، دوباره به شرايطی بازمی گرديم که در ۱۸ ماه گذشته داشته ايم.&#187;    مهرداد خوانساری      وی افزود: &#171;از همه مهم تر، مسئله رييس جمهوری را حل می کند و شرايطی را به وجود می آورد که رييس جمهور جديد بتواند يک نقش سازنده ايفا کند و در اصل يک نوع توازن را ميان نيروهای طرفدار دولت و حزب الله حفظ می کند. تا حدودی نيز محدوديت هايی نسبت به استفاده از وسايل جنگی که در اختيار حزب الله است به وجود می آورد که برای دولت مرکزی باعث دلخوشی خواهد بود. گرچه فقط برمشکلات عميقی که بين آنهاست سرپوش می گذارد و آن را حل نمی کند.&#187;&#160;&#160;     يکی از سرآغازهای بحران فعلی لبنان زمانی بود که خواسته گروه حزب ‌الله برای دستيابی به تعداد وزيرانی بود که قادر به وتوی تصميم ‌های کابينه باشند با چالش رو به ‌رو شد. آيا توافق نامه فعلی، امکان بازگشت شرايط را نمی ‌دهد؟     مهرداد خوانساری در پاسخ به اين پرسش گفت: &#171;از يک لحاظ می شود اين حرف را زد، ولی بايد در نظر گرفت که در همين ترکيب کابينه جديد، سه رأی در اختيار رييس جمهور است. اميد اين است که وضعيت جديد بتواند توازن را حفظ کند و نگذارد حق وتو، به شکلی که حزب الله می خواهد اجرا شود. البته بايد اين مسئله را در عمل ديد.&#187;    وی افزود: &#171; در شرايط فعلی اين توافقی است که همه نيروهای معادله می توانند با آن به طور موقت زندگی کنند، ولی اين که اين توافق به چه نحوی در آينده پياده شود و بتواند خودش را جلوه دهد، چيزی است که بايد در آينده ديد. اگر حزب الله بخواهد از اين ماجرا به نفع خود استفاده کند و باعث سقوط دولت شود، دوباره به شرايطی بازمی گرديم که در ۱۸ ماه گذشته داشته ايم.&#187;    هفته ‌های گذشته لبنان برای چندمين بار حوادثی خونبار را تجربه کرد و دست کم ۶۵ نفر در جريان حملات حزب ‌الله برای در دست ‌گيری مناطق غربی بيروت قربانی شدند. اگر آن چه بر روی کاغذ آمده محقق شود، بيست و چهار ساعت ديگر لبنان پس از هجده ماه دارای رييس جمهور خواهد شد و بسا هفته ‌ها و ماه ‌هايی بهتر.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_lebanon_agreement/448759.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_lebanon_agreement/448759.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 22 May 2008 18:39:39 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/556066E5-5F40-4F87-BD7E-A5D6A886CFE6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احمدی نژاد، امام زمان و مديريت غيابی بر امور کشور</title>
            <description>از چند روز پيش که سخنرانی محمود احمدينژاد از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد و در آن اعلام کرد که مديريت کشور با امام زمان است، واکنش ها از جانب هر دو گروه هوادار و مخالف دولت بالا گرفته است. از چند روز پيش که سخنرانی محمود احمدينژاد از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد و در آن اعلام کرد که مديريت کشور با امام زمان است، واکنش ها از جانب هر دو گروه هوادار و مخالف دولت بالا گرفته است.    در تازه ترين واکنش، آيت الله مهدوی کنی در اعتراض به گفته های احمدی نژاد گفته است:&#171;اگر مديريت از امام زمان بود، يعنی ايشان نمی توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويی پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟&#187;    پيش از آيت الله مهدوی کنی، مهدی کروبی، غلامرضا مصباحی مقدم، حجت الاسلام دعاگو، نمايندگان مشهد در مجلس شورای اسلامی و شماری ديگر از شخصيت های سياسی و مذهبی جمهوری اسلامی نيز به گفته های محمود احمدی نژاد اعتراض کرده بودند.    اما آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود چه گفته بود؟ سيمای جمهوری اسلامی دوشنبه شب گذشته برای نخستين بار يک سخنرانی را از رييس جمهوری اسلامی پخش کرد که حدود يک ماه پيش از آن در جمع روحانيان مشهد ايراد شده بود.    محمود احمدی نژاد در آن سخنرانی گفته بود: &#171; ما در اين دوسال و نيم، البته در تمام دوران انقلاب، در همه عالم هستی جاری است، به شما عرض کنم ما دست اين مديريت الهی را هر روز می بينيم. خدا خودش شاهد است که ما می بينيم. اغراق نمی گويم. نديده را خدمتتان عرض نمی کنم.&#187;    اولين واکنش به اين سخنان از زبان مهدی کروبی شنيده شد. حجت الاسلام کروبی، دبيرکل حزب اعتماد ملی، در ششمين نشست رؤسای مناطق اين حزب گفت: &#171;اين سوال در ذهن مردم ايجاد می شود که آيا اينکه قيمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينکه مردم از تورم و گرانی آزار می بينند، به علت مديريت امام زمان است؟&#187;    محمد صادق جوادی حصار، روزنامه نگاری که خود نيز در نشست مهدی کروبی با اعضای حزب اعتماد ملی حاضر بوده، سخنان آقای کروبی را در گفت وگو با  راديو فردا  اين گونه خلاصه می کند: &#171;ايشان ابراز نگرانی کردند که اين صحبت هايی که آقای احمدی نژاد می کنند به نحوی به اين صحبت ها رنگ قدسی و آسمانی می دهند و اين بحث ها را نسبت می دهند به امام زمان و اينکه ايشان دارند جامعه را مديريت می کنند.&#187;     آفای جوادی حصار همچنين می گويد:&#171;اينکه کسی بگويد که مديريت جامعه ما را امام زمان انجام می دهد و ما کاره ای نيستيم، فرار به جلو و يک نوع رفع مسئوليت است و می تواند در توده مردم اثر عکس داشته باشد. يعنی ممکن است اين نگرانی به وجود بيايد که اگر احمدی نژاد درست می گويد و در کشوری که امام زمان در آن مديريت می کنند، حتما گرانی ها و تورم و بی توجهی به اقشار آسيب پذير و بی مبالاتی هايی هم که صورت می گيرد خدای ناکرده ارتباط پيدا می کند به امام زمان.&#187;    وی می افزايد:&#171; اين چيزی است که با اعتقادات ما اصلا نسبتی ندارد و ضمن اينکه امام زمان در دوره های گذشته کجا بودند که مثلا الان اين چيزها را به امام زمان نسبت می دهند.&#187;      &#171;نيازی به مايه گذاشتن از امام زمان نيست&#187;      از سوی ديگر، سعيد رجايی خراسانی، تحليلگر سياسی و ديپلمات پيشين جمهوری اسلامی نيز عقيده دارد در مديريت کشور نيازی به مايه گذاشتن از امام زمان نيست.     او در گفت وگو با  راديو فردا  می گويد: &#171;اينکه ايشان هميشه سعی می کنند که مسائل را به خرج امام زمان حل کنند، به نظر من نادرست است. اگر ايشان راحت مسئوليت بپذيرند و بگويند که من اينجا اشتباه کردم،اينجا درست کردم، اين خوب است و اين بد است، به هرحال تمام دول دنيا چه آنهايی که بسياربسيار موفق هستند و چه آنهايی که کمتر موفق هستند اين مشکلات را دارند. اينها نبايد از امام زمان مايه بگذارند.&#187;          &#171;اين تلقی که آقای احمدی نژاد دارند در جامعه دنبال می کنند، حسنی که دارد تفکرات شيعی و اسلامی را ابطال پذير و قابل تحقيق می کند. يعنی برای لايه های زيرين هرم اجتماعی هم اين امکان را فراهم می کند که در مورد آرمان ها، روياها و ادعاهايی که جريان های مذهبی دارند، امکان قضاوت داشته باشند.&#187;    اکبر کرمی      اما محمود احمدی نژاد در سخنرانی روز جمعه خود در مشهد، به واقعه دانشگاه کلمبيا نيز اشاره کرده بود.    رييس جمهوری اسلامی سال گذشته همزمان با شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، در دانشگاه کلمبيای نيويورک نيز حاضر شد، اما با پيشگفتار تند لی بالينجر، رييس دانشگاه، وهمچنين واکنش های شديد عده ای از حاضران روبه رو شد. اينک محمود احمدی نژاد می گويد مديريت آن صحنه را امام زمان بر عهده داشته است.    بخشی از عين گفته های آقای احمدی نژاد مشهد در اين باره اين گونه بود:&#171;يک لحظه بعد ياد امام عصر افتادم. گفتم: ای عزيز، من مطمئن هستم که اين صحنه را به نفع اسلام جمع و جور می کنی و مديريت خواهی کرد. می دانم جمع خواهی کرد.&#187;    اين گفته ها واکنش تند مهدی کروبی را در پی داشت. آقای کروبی گفت: &#171;جمع زيادی، از جمله برخی ديپلمات های مجرب که سال ها در سازمان ملل و آمريکا بوده اند، معتقدند که اين عملکرد ايشان بسيار ضرر داشته و اهانتی به مردم ايران بوده است.&#187;    وی گفت:&#171; اينکه می گوييد مديريت امام زمانی، اگر کسی از نظر عدهای کار نسنجيده ای کرد و توهينی به ملت عظيم ايران شد، آيا بايد بگوييم که مديريت امام زمان بوده است؟ چرا پای امام زمان را به اين مسايل می کشيم؟ بهتر است مشکلات را به خشکسالی، تورم جهانی، به آمريکا يا دولت های پيشين حواله بدهيد. اين منطقی تر و ساده تر است اما به مقدسات ارتباط ندهيد.&#187;     سعيد رجايی خراسانی، نماينده پيشين جمهوری اسلامی در سازمان ملل نيز در گفت وگو با  راديو فردا  می گويد: &#171;حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبيا حضوری شايسته نبوده است.&#187;    او می افزايد: &#171;الان ايشان به هر حال رييس جمهوری ما است و دلم نمی خواهد از جمله کسانی باشم که انتقادهای خيلی تند و تلخ زبان عليه ايشان مطرح کنم. ولی من راجع به جريان دانشگاه کلمبيا اطلاع دارم و متاسفم آن اتفاق رخ داد و سخنگوی کشور ما در دانشگاه کلمبيا در منزلت خيلی با اعتماد به نفس و شايسته ای که درخور فرهنگ ايران، تاريخ ايران نبود.&#187;     اين نخستين بار نبود که محمود احمدی نژاد دو عرصه سياست و دين را به يکديگر پيوند می زد و مديريت کشور را به امام غايب شيعيان نسبت می داد. او پيش از اين در همين شهر مشهد گفته بود کسانی که اين گونه نمی انديشند، &#171;به اندازه بزغاله هم فهم و شعور ندارند.&#187;    در واکنش به اين اظهارات رييس جمهوری اسلامی، احمد قابل، پژوهشگر مسايل دينی در مشهد، می گويد نمی توان آنها را از زمره مباحث اعتقادی تلقی کرد و صرفا جنبهای سياسی دارند.    احمد قابل همچنين اضافه می کند:&#171; برداشت آقای احمدی نژاد از مباحث اعتقادی، برداشتی عوامانه است.&#187;&#160;&#160;     او می افزايد: &#171;در حضور روحانيون، در حضور مسئولان کشور، گاهی وقت ها در مسائل دينی آن چنان محکم اظهار نظر می کند که آدم خيال می کند که يک مجتهد، يک متکلم و يک فيلسوف دارد اظهارنظر می کند. در صورتی که همه می دانند که ايشان نه تحصيلاتش در اين حيطه است و نه تحقيقاتی در اين حيطه داشته. برداشت عوامانه از مسائل پيچيده اعتقادی طبيعتا آن را تبديل می کند به مضحکه ای که اندک اندک بنيان ايمان و اعتقاد را نسبت به آن سست می کند.&#187;    وی می گويد:&#171;اين مطلبی است که بخصوص آيت الله مهدوی کنی در مجموعه اصولگراها، ايشان هم ظاهرا روز يکشنبه به اعتراض درآمدند و انتقاد شديدی کردند و گفتند اين گرانی ها و اين وضعيت نامطلوب اقتصادی را هم بايد به حساب امام زمان بگذاريم، با مديريت ايشان.&#187;         &#171;اينکه&#160;آقای احمدی نژاد&#160;هميشه سعی می کنند که مسائل را به خرج امام زمان حل کنند، به نظر من نادرست است. اگر ايشان راحت مسئوليت بپذيرند و بگويند که من اينجا اشتباه کردم،اينجا درست کردم، اين خوب است و اين بد است، به هرحال تمام دول دنيا چه آنهايی که بسياربسيار موفق هستند و چه آنهايی که کمتر موفق هستند اين مشکلات را دارند. اينها نبايد از امام زمان مايه بگذارند.&#187;    رجایی خراسانی&#160;      آيت الله مهدوی کنی روز شنبه در جلسه اخلاق خود در دانشگاه امام صادق، گفت: &#171;اين سخنان را نبايد آقای احمدی نژاد بگويد؛ چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد می کند.&#187;    آقای مهدوی کنی همچنين گفته بود: &#171;اگر مديريت از امام زمان بود، يعنی ايشان نمی توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلويی پنج هزار تومان هم از مديريت ايشان است؟&#187;     محمدرضا مهدوی کنی در پايان يادآور شده بود که حتی آيت الله خمينی يک بار هم چنين سخنانی در باره رابطه با امام زمان مطرح نکرده بودند.    اما فارغ از تبعاتی که اين نوع نگاه می تواند در مديريت سياسی جمهوری اسلامی پديد آورد، يک تحليلگر سياسی معتقد است از قضا اين گونه سخنان محمود احمدی نژاد به نتيجه ای خوب منتهی ميشود و نهايتا دين را از حوزه نقد ناپذيری به مرحله ای ابطال پذير تنزل ميدهد.     اکبر کرمی، نويسنده و تحليلگر سياسی در قم در اين باره به  راديو فردا  می گويد:&#171;اين تلقی که آقای احمدی نژاد از جريان های همسوی ايشان، دارند در جامعه دنبال می کنند، حسنی که دارد تفکرات شيعی و اسلامی را ابطال پذير و قابل تحقيق می کند. يعنی برای لايه های زيرين هرم اجتماعی هم اين امکان را فراهم می کند که در مورد آرمان ها، روياها و ادعاهايی که جريان های مذهبی دارند، امکان قضاوت داشته باشند.&#187;    از سوی ديگر، آقای کرمی در گزارش ويژه هفته  راديو فردا  به نوع واکنش آقای کروبی به گفته های بحث برانگيز آقای احمدی نژاد درباره مديريت غيابی امام دوازدهم شيعيان بر امور کشور خرده می گيرد و می گويد:&#171;جريانی که آقای کروبی دارد دنبال می کند و مطرح می کند، هميشه امکان داوری کردن را از مردم می گيرد. معنی آن اين است که در واقع اشتباه مرا به پای مکتبم مگذاريد و اين امکان داوری را هم از خودشان و هم از ديگران وهم از لايه های پايين هرم اجتماعی می گيرند.&#187;     آقای کرمی می افزايد:&#171;درواقع تلقی که آقای کروبی مطرح می کند، اگر تحقق پيدا کند&#160; معنی آن اين است که هيچ وقت امکان داوری در مورد حکومت دينی وجود نداشته باشد. اين به لحاظ نظری، به نظر من اين امکان را برای دين فراهم می کند که بتواند خودرا جاودانه کند و نقد ناپذير.&#187;    وی می گويد:&#171; از لحاظ سياسی اين امکان را فراهم می کند که بتوان سياستمداران را نقد کنيم و عملکرد آنها را به چالش بکشيم و از آنها پرسش کنيم. اما ديدگاهی که آقای احمدی نژاد مطرح می کند در واقع دين را به چالش می کشد و امکان داوری در مورد ادعاهای دين را فراهم می کند، هرچند سياستمدارها را از گزند پرسش و نقد تا حدودی در امان نگه می دارد.&#187;    اکبر کرمی، نويسنده و تحليلگر سياسی همچنين می گويد گفته های محمود احمدی نژاد هرچند سياستمداران فعلی را از انتقادات مصون نگاه می دارد، اما نهايتا به ضرر دين تمام خواهد شد.&#160;&#160;     اما احمد قابل در گزارش ويژه هفته  راديو فردا  بر روی نکته ای ديگر دست می گذارد.&#160;&#160;     او اعتقاد دارد با آنکه دستمايه بد فهميده شدن مبحث امام زمان عملا وجود دارد، اين مبحثی کاملا استدلالی و تخصصی است و ايراد کار در بيرون آورن اين مبحث از اين حوزه و وارد کردن آن به قلمرو سياست است.    تازه ترين اظهار نظر يک مقام روحانی در باره پيوند زدن ميان مهدويت و سياست را می توان در گفته های آيت الله ابوالحسن الله بداشتی، از استادان حوزه علميه قم سراغ گرفت.    او در پاسخ به پرسش های خبرگزاری  آفتاب ، با &#171;دجال&#187; خواندن سياستمداران بسيار دروغگو، خواستار برخورد حوزه های علميه با محمود احمدی نژاد شده و از مجلس شورای اسلامی خواسته است رييس جمهوری اسلامی را به خاطر اين سخنانش استيضاح کنند.    آنچه در گزارش ويژه اين هفته  راديو فردا  طرح شد، &#171;واکنش های منتقدان&#187; به سخنان اخير محمود احمدينژاد بود. از آنجا که واکنشی مثبت و در هواداری گفته های رييس جمهوری اسلامی منتشر نشده است، از اين رو، گزارش حاضر صرفا به ديدگاه منتقدان می پرداخت.    برای شنيدن مشروح گزارش ويژه اين هفته  راديو فردا،  فايل صوتی اين گزارش را که در بالای همين صفحه در سمت چپ جای گرفته باز کنيد.      گزارش ويژه هفته راديو فردا  را سه شنبه ها در مجله شامگاهی پس از خبرهای ساعت&#160; ۷&#160; شب به وفت ايران می توانيد بشنويد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F1_hidden_Imam/447762.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F1_hidden_Imam/447762.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 15 May 2008 17:37:59 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/61455866-FED3-446A-809F-C99E3651961C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۱۲ تا ۱۹ ارديبهشت، هفته جهانی &#171;ايرانيکا&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt;بيش از ۳۰ سال است که استادان و ايران شناسان سراسر جهان، طرحی جامع و مفصل در دست&#160; تدوين دارند و مترصد گردآوری دانشنامه ای بزرگ به نام &#171;ايرانيکا&#187; هستند. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;دانشنامه ايرانيکا پروژه ای ايران شناسی است که به همت احسان يارشاطر، از سال های ميانی دهه ۵۰ خورشيدی، درباره فرهنگ و تاريخ سرزمين ايران به زبان انگليسی، در ايران آغاز به کار کرد و پس از انقلاب سال ۵۷ در بخش ايران شناسی دانشگاه کلمبيا در شهر نيويورک استقرار يافت. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;مديريت دانشنامه ايرانيکا تصميم گرفته است برای نخستين بار، هفته اول ماه ميلادی مه را به بزرگداشت و معرفی جهانی اين دانشنامه اختصاص دهد. &lt;/p&gt; &lt;p&gt;منير پروين مسئول انجمن ايرانيکا در ژنو به راديو فردا می گويد: &#171;ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز سه شنبه ششم ماه مه، اجتماعی از طرفداران و دوستداران دانشنامه ايرانيکا خواهيم داشت، برای بحث در مورد مسائل ايرانيکا. اين بحث در مورد محتوی، تهيه و تنظيم، مشکلات مالی و اداری است که ايرانيکا دارد و بيشتر برای کسانی است که به ايرانيکا مراجعه کرده اند و به مشکلاتی برخورده اند و پيشنهاداتی دارند.&#187;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;احسان يار شاطر، سرويراستار ايرانيکاست و در هيئت ويراستاران آن نيز از جمله احمد اشرف و نيکلاس سيمزويليامز حضور دارند. بيش از ۴۰ ويراستار مشاور و ۱۶۵۰ پژوهشنده، در تکميل اين دانشنامه بزرگ مشارکت دارند.&lt;/p&gt;      بيش از ۳۰ سال است که استادان و ايران شناسان سراسر جهان، طرحی جامع و مفصل در دست&#160; تدوين دارند و مترصد گردآوری دانشنامه ای بزرگ به نام &#171;ايرانيکا&#187; هستند.     دانشنامه ايرانيکا پروژه ای ايران شناسی است که به همت احسان يارشاطر، از سال های ميانی دهه ۵۰ خورشيدی، درباره فرهنگ و تاريخ سرزمين ايران به زبان انگليسی، در ايران آغاز به کار کرد و پس از انقلاب سال ۵۷ در بخش ايران شناسی دانشگاه کلمبيا در شهر نيويورک استقرار يافت.     مديريت دانشنامه ايرانيکا تصميم گرفته است برای نخستين بار، هفته اول ماه ميلادی مه را به بزرگداشت و معرفی جهانی اين دانشنامه اختصاص دهد.     منير پروين مسئول انجمن ايرانيکا در ژنو به راديو فردا می گويد: &#171;ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز سه شنبه ششم ماه مه، اجتماعی از طرفداران و دوستداران دانشنامه ايرانيکا خواهيم داشت، برای بحث در مورد مسائل ايرانيکا. اين بحث در مورد محتوی، تهيه و تنظيم، مشکلات مالی و اداری است که ايرانيکا دارد و بيشتر برای کسانی است که به ايرانيکا مراجعه کرده اند و به مشکلاتی برخورده اند و پيشنهاداتی دارند.&#187;    احسان يار شاطر، سرويراستار ايرانيکاست و در هيئت ويراستاران آن نيز از جمله احمد اشرف و نيکلاس سيمزويليامز حضور دارند. بيش از ۴۰ ويراستار مشاور و ۱۶۵۰ پژوهشنده، در تکميل اين دانشنامه بزرگ مشارکت دارند.    رضا قاسمی مسئول انجمن ايرانيکا در لندن در اين باره به راديو فردا می گويد: &#171;انديشه تهيه دانشنامه ايرانيکا که سند هويت و شناسنامه ملت ايران است در سال ۱۹۷۴ به ذهن استاد يارشاطر رسيد و نخستين شماره آن در سال ۱۹۷۸ در آمريکا منتشر شد. انتشار يکی دو شماره اول آن، با کمک دولت ايران انجام شد که اين کمک با وقوع انقلاب متأسفانه متوقف شد. از آن پس، آقای يارشاطر دست کمک به سوی ايرانيان مقيم خارج دراز کرد که از بد حادثه غربت نشين شده بودند. از آن تاريخ تاکنون هيچ دولت و دانشگاهی به تداوم اين مجموعه که اکنون به ۱۳ شماره رسيده کمک نکرده است و فقط دانشگاه کلمبيا تسهيلات اداری و دفتری قائل می شود.       &#171;اين دانشنامه تا کنون با کمک شخصيت های حقيقی و حقوقی ايرانی، در خارج انتشار يافته است. در واقع نقش ايرانيکا، غبارروبی از پايگاه فرهنگی ملت ايران است؛ فرهنگی که متأسفانه غباری از کج انديشی و فراموشی بر روی آن نشسته است. دانشنامه ايرانيکا به دنيا می گويد که ايران چه بوده و چه پايگاهی داشته است.&#187;          &#171;ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز سه شنبه ششم ماه مه، اجتماعی از طرفداران و دوستداران دانشنامه ايرانيکا خواهيم داشت، برای بحث در مورد مسائل ايرانيکا. اين بحث در مورد محتوی، تهيه و تنظيم، مشکلات مالی و اداری است که ايرانيکا دارد و بيشتر برای کسانی است که به ايرانيکا مراجعه کرده اند و به مشکلاتی برخورده اند و پيشنهاداتی دارند.&#187;     مسئول انجمن ایرانیکا در ژنو      جلد اول اين دانشنامه در سال ۱۳۶۱ خورشيدی به چاپ رسيد و تا کنون ۱۳ جلد از اين مجموعه منتشر شده است. قرار است اين دانشنامه به بيش از ۴۰ جلد برسد. به گفته عبدالحميد اشراق مسئول انجمن ايرانيکا در پاريس &#171;چهاردهمين جلد آن حدود ۷-۶ ماه ديگر منتشر خواهد شد. هر جلد آن حدود ۹۰۰ صفحه به زبان انگليسی است و در دانشگاه کلمبيا چاپ می شود. هر حرفی تقريباً ۸۰۰ مقاله می خواهد که اين ۸۰۰ مقاله به جغرافی، تاريخ، هنرها، قدمت ايران و غيره تقسيم می شود.&#187;    در طول ساليان گذشته، سطح علمی و اعتبار دانشگاهی دانشنامه ايرانيکا در محافل علمی و فرهنگی همواره زبانزد بوده است.     عبدالحميد اشراق، رسيدن به اين جايگاه را مرهون موشکافی و سختگيری های علمی مديريت دانشنامه می داند: &#171;تا کنون حدود ۱۶۵۰ نفر مقالات مختلف نوشته اند. گاهی اوقات رفت و برگشت اين مقالات دو سال طول می کشد و گروه قبول نمی کند. حکمت شهرت دانشنامه ايرانيکا در دقت عملکرد آن است که&#160; بيش از حد مورد موشکافی قرار می گيرد.&#187;    مراسم&#160; هفته معرفی جهانی دانشنامه ايرانيکا در شهرهايی مانند لندن، پاريس، نيويورک، ژنو، سيدنی و کپنهاک برگزار خواهد شد.&#160;&#160;&#160;     علاوه بر اين در دبی هم که در دو دهه گذشته رفته رفته به خانه دوم بسياری از ايرانيان متمول تبديل شده، دو مراسم برگزار می شود: يکی از اين دو، ميهمانی شام جمعه شب ۲ مه (۱۳ ارديبهشت) درهتل گراند هايت است، برای گردآوری کمک مالی که شامل پرسش و پاسخ با شهره&#160; آغداشلو، هنرپيشه سينما، شاهنامه خوانی و موسيقی زنده ايرانی می شود.    درباره گردهمايی دوم منوچهر هوشمند مسئول انجمن ايرانيکا در دبی به راديو فردا می گويد: &#171;يک برنامه هم در تاريخ هفتم مه در ساعت ۱۰.۳۰-۷.۳۰ بعد از ظهر در دبی برگزار خواهد شد. در اين برنامه چند سخنگو داريم از جمله پروفسور فريدون وهمن که از دانشگاه کپنهاک دانمارک می آيد، آقای صمد توانا از دانشگاه بين المللی علوم و تکنولوژی دبی، دکتر مايکل لوستيک و آقای محمد ستوده، که هر کدام سخنرانی کوتاه ۱۰ دقيقه ای خواهند داشت درباره ايرانيکا و همچنين وسعت و عمق مطالبی که در آن گنجانده شده است.&#187;    اين مراسم در پاريس نيز برگزار خواهد شد. عبدالحميد اشراق می افزايد: &#171;هفته جهانی ايرانيکا، اولين سالی است که برگزار می شود. سال های گذشته گالا داشتيم، ما در تمام دنيا برای جمع آوری کمک مالی، حدود ۱۰ گالا گرفتيم که افراد آمدند و تابلوهای نقاشی خريدند و کمک های مالی به ما کردند.&#187;    &#171;اما اين بار مراسم به شکل گروه های کوچک است. يعنی در هر جلسه ای حدود ۳۰-۲۰ نفر جمع می شوند و فقط در مورد مسائل ايرانيکا بحث و گفتگو می کنند. گفتگو در مورد اين که آيا روشی که انتخاب کرده ايم خوب است يا نه؟ جوان هايی که اطلاع ندارند، چگونه به آنها آگاهی بدهيم؟ چگونه به دانشگاه ها راه پيدا کنيم؟&#160;ايرانيکا متعلق به ۷۰ ميليون ايرانی است و گروهی که بر روی آن کار می کنند نماينده اين مردم هستند.&#187;    مراسم امسال پيشينه ای در برخی از شهرها به ويژه در دبی، مرکز تجمع ايرانيان نيز داشته است.     منوچهر هوشمند درباره اين پيشينه به راديو فردا می گويد: &#171;مراسم سال های قبل، از پنج سال پيش شروع شد که عده ای از دوستان برای کمک به ايرانيکا دور هم جمع شدند. سالی يکی دو بار مهمانی هايی ترتيب داده شد که کارهای فرهنگی ، نقاشی، خطاطی و ساير موارد مربوط به فرهنگ ايران را در اين مراسم به فروش رسانديم و مقداری پول جمع آوری شد تا بتوانيم برای ايرانيکا بفرستيم. ين برنامه ها در بعضی شهرهای ديگر مانند ژنو، سانفرانسيسکو و نيويورک چندين سال است که ادامه دارد.&#187;    مراسم معرفی دانشنامه ايرانيکا در لندن، روز پنجم ماه مه برگزار خواهد شد.&#160;&#160;     رضا قاسمی می گويد: &#171;برنامه لندن، روز پنجم ماه می خواهد بود. تدارک اين برنامه به عهده &#171;کانون ايران&#187; در لندن گذاشته شده و من خدمتگزار اين کانون هستم. از ۷۰-۶۰ شخصيت تاريخی، ادبی، علمی و اقتصادی دعوت شده است تا در مورد نحوه پيشرفت و تداوم برنامه ايرانيکا با هم تبادل نظر کنند.&#187;               بنیانگذار اصلی دانشنامه ایرانیکا، دکتر احسان یارشاطر       دانشنامه ايرانيکا، از ابتدا برای شناساندن فرهنگ و تمدن ايران به محافل علمی جهان پديد آمد و به همين دليل به زبان انگليسی منتشر می شود.&#160;&#160;     يکی از سؤال هايی که هميشه مطرح است اين است که آيا اين دانشنامه به زبان فارسی هم چاپ می شود يا نه؟     رضا قاسمی می گويد که &#171;صد در صد&#187; ايرانيکا به فارسی منتشر می شود، کما اينکه تاکنون نيز بخشی از آن در داخل ايران منتشر شده است.    او می گويد: &#171;تا کنون پنج موضوع مختلف توسط آقای دکتر متين با ذکر مأخذ و منبع، ترجمه و در ايران منتشر شده است. ايشان حرمت کلام را به جا آورده و از دکتر يارشاطر تجليل کرده است، بر خلاف برنامه هويت که سعی می کرد شخصيت دکتر يارشاطر را مخدوش کند. پنج موضوعی که توسط ايشان ترجمه و چاپ شده، در مورد مشروطيت، البسه قديمی ايران و موضوعات مختلف است. ايشان از ۱۲ جلد ايرانيکا اين مطالب را بيرون کشيده و منتشر کرده است.&#160; اما متأسفانه تا جلد پنجم منتشر شد و از جلد ششم، دولت جمهوری اسلامی جلوی ادامه اين کار را گرفت و من نمی دانم دليل اين ممانعت چيست.&#187;    پنج مقاله دانشنامه ايرانيکا که به صورت کتاب های مستقل در داخل ايران منتشر شده اند از اين قرارند:       انقلاب مشروطه     پوشاک در ايران زمين     ادبيات داستانی در ايران     خوشنويسی     تاريخ روابط ايران و آلمان      بيش از ۳۰ سال از پيدايش طرح اوليه دانشنامه ايرانيکا می گذرد. چشم انداز آينده اين دانشنامه چگونه است؟&#160;&#160;&#160; منوچهر هوشمند در پاسخ به اين پرسش راديو فردا می گويد: &#171;با کمک هايی که از اطراف دنيا به ايرانيکا می شود، ما اميدواريم هر چه زودتر بقيه جلدها نيز آماده شود. البته اين کار چندين سال به طول خواهد انجاميد ولی دوستان با سرعت زياد مشغول تهيه مقالات و اطلاعات لازم هستند تا بقيه جلدها نيز تکميل شود.&#187;    منير پروين نيز درباره&#160; چشم انداز پيش روی اين دانشنامه چنين می گويد: &#171;با روشی که آقای دکتر يارشاطر در پيش گرفته اند و تمام پيش بينی هايی که برای سال های آينده کرده اند و همين گالاها برای جمع آوری پول و امکانات مالی، چشم انداز پيش رو بسيار عالی است.&#187;    رضا قاسمی هم می افزايد: &#171;آينده به کمک ايرانيانی بستگی دارد که امکانات مالی دارند تا در حد توانشان برای تداوم اين کار کمک کنند. زيرا هيچ دولت و دانشگاه خارجی، به اين مؤسسه و کار بزرگ فرهنگی و هويتی آن کمک نمی کند. آقای دکتر يارشاطر علی رغم کبر سن و عوارض جسمی خود، مرتب در تلاش است تا موجبات تداوم اين برنامه را فراهم سازد.&#187;    بزرگداشت و معرفی و تبادل علمی درباره دانشنامه ايرانيکا، در هفته اول ماه می در شهرهای مختلف جهان برگزار خواهد شد. از بين شهرهای مختلف، نزديک ترين محل برگزاری اين مراسم به ايران، در سوی ديگر خليج فارس، در دبی است.&#160;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Encyclopaedia_Iranica/445885.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Encyclopaedia_Iranica/445885.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 01 May 2008 16:27:25 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/052ACE0A-2488-43CA-BA1C-3845C2A73C17_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پيک صلح ايرانی؛ سفر به المپیک از راه جاده ابريشم</title>
            <description>&lt;p&gt;چند ورزشکار ايرانی&#160; تصميم گرفته اند در آستانه مسابقات المپيک چين مسير جاده ابريشم را تا پکن، با اسب طی کنند و پيام صلح و دوستی ايرانيان را به ديگر ملت ها برسانند. محمدحسن نجاريان، يکی از همين سوارکاران و مدير فنی اين گروه، در گفت و گو با راديو فردا جزئيات بيشتری از اين اقدام ابتکاری را شرح می دهد.&lt;/p&gt; چند ورزشکار ايرانی&#160; تصميم گرفته اند در آستانه مسابقات المپيک چين مسير جاده ابريشم را تا پکن، با اسب طی کنند و پيام صلح و دوستی ايرانيان را به ديگر ملت ها برسانند.    جاده ابريشم مسيری طولانی است که در روزگار باستان از شهرستان توان هوانگ در چين آغاز می شد و پس از گذر از شهرهای مختلف از جمله گرگان، ری، قزوين، زنجان، تبريز و ايروان به بندر طرابوزان در غرب ترکيه فعلی منتهی می رسيد.    محمد حسن نجاريان، يکی از همين سوارکاران و مدير فنی اين گروه، در گفت و گو با  راديو فردا  جزیيات بيشتری از اين اقدام ابتکاری را شرح می دهد.      راديو فردا : اين طرح ابتکار چه کسی بوده و ايده آن از کجا آمده است؟      اصل اين طرح از آقای مجيد چرخشت – سوار کار ايرانی – بود که چهار سال پيش، در المپيک يونان، اين پيشنهاد را به کميته جهانی المپيک ارائه کرد و با موافقت آنها تصويب شد که اين کار انجام شود. از يک سال پيش اين طرح در کميته ملی المپيک ايران مطرح شد و موافقت آنها نيز جلب شد.      تيم فعلی در چه وضعيتی است و برنامه سفر از چه زمانی آغاز خواهد شد؟      تيم آماده است و قرار است روز دهم ارديبهشت عازم مشهد شويم. بعد در ادامه به عشق آباد (پايتخت ترکمنستان) می رويم و سفر را به گونه ای ادامه می دهيم که زمان افتتاحيه المپيک چين به پکن برسيم.      ـ آقای نجاريان! تعداد اعضای اين تيم چند نفر است و مسيری که قرار است طی شود چگونه طراحی شده است؟           &#171;کاپ ها و نوشته هايی تهيه شده که همراه با عکس هايی از تخت جمشيد، به عنوان نماد ايران کهن، به عنوان پيام صلح و دوستی ايرانيان به مردم طول مسير هديه خواهيم کرد.&#187;    محمدحسن نجاريان،از اعضای پیک صلح ایران&#160;      مجموعا ۹ نفريم: پنج سوارکار، يک فيلمبردار، دو راننده و يک نفر مسئول تدارکات. مسير را بر اساس جزيياتی که از روی نقشه ها به دست آورديم طراحی کرديم.    &#160;البته از سفارتخانه ها و تورهای آن کشورها هم مشورت گرفته ايم و نهايتا ميزان حرکت هر روز را محاسبه کرده ايم. قرار است تمام مسير را با اسب طی کنيم.    &#160;اگر جايی مشکلی پيش بيايد، تيم در محل کمپ موقت استراحت می کند و روز بعد مسير را ادامه می دهد.      چه مشکلاتی را در سر راه اين برنامه پيش بينی می کنيد؟      به جز دو گردنه، که در مسير کوهستانی هستند، و صحرای چين، مشکلی نداريم. در باره صحرای چين، با توجه به اينکه زمان گرما به آنجا خواهيم رسيد، من به عنوان مدير فنی برنامه ريزی کرده ام که آن قسمت ها را عموما شب هنگام حرکت کنيم که مشکلی پيش نيآيد و بتوانيم کارمان را با موفقيت انجام دهيم.      از چه شهرهايی در طول مسير عبور خواهيد کرد؟      از مشهد به عشق آباد می رويم، سپس ازبکستان، قزاقستان، قرقيزستان و بعد از شمال غربی چين وارد دشت چين می شويم. اين مسيری است که طی می شود. يعنی در واقع همان مسير جاده ابريشم.      گفتيد اين برنامه برای رساندن پيام صلح و دوستی ايرانيان است به جهان. کار خاصی برای رساندن اين پيام فکر کرديد؟      کاپ ها و نوشته هايی تهيه شده که همراه با عکس هايی از تخت جمشيد، به عنوان نماد ايران کهن، به عنوان پيام صلح و دوستی ايرانيان به مردم طول مسير هديه خواهيم کرد. اين هدايا البته مروج ورزش هم هستند.      چرا تصميم گرفتيد اين مسير را با اسب طی کنيد؟      چون ورزش اصيل ايران، سوارکاری بوده و اجدادمان اسب های ترکمنی داشته اند. به همين خاطر ما هم برای طی اين مسير اسب را انتخاب کرديم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_olympics_Iran_peace/444574.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_olympics_Iran_peace/444574.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Apr 2008 15:52:18 +3500</pubDate>
            <category>ورزش</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/44AF0089-918D-40B1-8A05-7768C8B87285_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>زير سايه صادق هدايت؛ ۵۷ سال پس از خودکشی</title>
            <description>اين روزها مصادف است با پنجاه و هفتمين سالگرد خودکشی صادق هدايت، نويسنده، مترجم، روشنفکر و يکی از بنيادگزاران ادبيات داستانی مدرن در ايران. اين روزها مصادف است با پنجاه و هفتمين سالگرد خودکشی صادق هدايت، نويسنده، مترجم، روشنفکر و يکی از بنيادگزاران ادبيات داستانی مدرن در ايران.    بوف کور صادق هدايت هنوز بر ادبيات مدرن ايرانی سايه افکنده است و آنچنانکه برخی از ناقدان ادبی ايران باور دارند، نويسندگان ايرانی بعد از هفتاد و سه سال که از نوشته شدن &#171;بوف کور&#187; می گذرد، به ويژه اين اثر او را پيشروترين نمونه داستان مدرن ايران می دانند.    در روز نوزدهم فروردين سال ۱۳۳۰، پليس پاريس به خواست چند تن از آشنايان هدايت، به خانه شماره ۳۷ مکرر در کوچه شامپيونه، بولوار سن بولوار، مراجعه کرد، در آپارتمان را شکست و از خلال بوی تند گاز که سراسر خانه را فراگرفته بود، با جسد خوابيده بر زمين صادق هدايت چهل و هشت ساله رو به رو شد.    جهانگير هدايت در تهران به خاطر می آورد که خبر خودکشی عمويش را با دشواری های فراوان به خانواده صادق هدايت اطلاع داده اند.       نامه صادق هدايت به عمويش   پاريس ۲ مه ۱۹۲۸  تصدقت گردم؛ بعد از آن کمدی دراماتيک که در فونتن بلو گذشت، در سفارت غوغايی به پا شده و انتظام بدبخت دچار زحمت شده؛ بنده هم کاملا مفتضح؛ به طوری که نمی توانم جلو دو نفر در بيايم؛&#160; پولم هم که به باد رفت. به هرحال بختمان اگر بخت بود، دسته خر برای خودش درخت بود. عجالتا با رخت های جنابعالی پز می دهم تا بعد چه شود. قربانت      او به  راديو فردا  می گويد:&#171;اين فاجعه ای بود که برای اين خانواده رخ داده بود. بايد به پدر و مادرش اطلاع داده می شد. و اين اطلاع دادن هم بسيار مسأله ساز بود. چون از يک طرف، خبر در روزنامه های فرانسه چاپ شده بود و خيلی زود به روزنامه های داخل ايران هم می رسيد و از طرف ديگر، رساندن خبر خودکشی به خانواده او خيلی مسأله ساز بود. از وقتی که به مادرش اطلاع دادند، مادر صادق هدايت بيمار شد و در رختخواب خوابيد و ديگر بلند نشد. آن قدر در آن رختخواب ماند تا فوت کرد.&#187;    صادق هدايت در سال ۱۲۸۱ در تهران زاده شد. پدر و مادر او، هر دو، از تبار رضاقلی خان هدايت، نويسنده، شاعر و مورخ نامدار دوران قاجار بودند. هدايت پس از پايان تحصيلات اوليه خود در دبيرستان های دارالفنون و سن لويی تهران، رهسپار بلژيک و فرانسه شد. او در آن سالها يک بار دست به خودکشی نافرجام زد و کوشيد خود را در رودخانه مارن، در پاريس، غرق کند. صادق هدايت بعدها از اين رويداد به ندرت سخن می گفت؛ اما نامهها و کارت پستال های اندکی در دست است که او به اين واقعه اشاره کرده است. جهانگير هدايت به راديو فردا می گويد متن يکی از اين کارت پستال ها، که خطاب به پدر او، عيسی هدايت، ارسال شده ازين قرار است:      &#171;پاريس ۲ مه ۱۹۲۸    تصدقت گردم؛ بعد از آن کمدی دراماتيک که در فونتن بلو گذشت، در سفارت غوغايی به پا شده و انتظام بدبخت دچار زحمت شده؛ بنده هم کاملا مفتضح؛ به طوری که نمی توانم جلو دو نفر در بيايم؛&#160; پولم هم که به باد رفت. به هرحال بختمان اگر بخت بود، دسته خر برای خودش درخت بود. عجالتا با رخت های جنابعالی پز می دهم تا بعد چه شود. قربانت. امضاء&#187;    آن گونه که جهانگير هدايت می گويد، کمدی دراماتيک در اين نامه، اشاره ای دارد به کوشش نافرجام هدايت برای غرق کردن خود در رودخانه.    به هر روی صادق هدايت در سال ۱۳۰۹ پس از چهار سال تحصيل به ايران بازگشت و تا سال ها بعد، که برای فراگيری زبان پهلوی يک سال به هند رفت، همواره در تهران سکونت داشت. او در سال ۱۳۲۹ عازم فرانسه شد و کمتر از يک سال بعد در پاريس خودکشی کرد.    رباعيات خيام، فوايد گياهخواری، زنده به گور، پروين دختر ساسان، سه قطره خون، سگ ولگرد و حاجی آقا برخی از آثار او هستند.&#160;بوف کور را مهم ترين اثر صادق هدايت دانسته اند.    محمدعلی همايون کاتوزيان، نويسنده و منتقد ادبی، يکی از کسانی است که تاکنون چندين کتاب در باره صادق هدايت به زبان های فارسی و انگليسی نوشته است. او در کتاب &#171;صادق هدايت و مرگ نويسنده&#187; می نويسد: &#171;هنوز کفنش خشک نشده بود که ماشين بت سازی و بت پرستی از چند سو به کار افتاد. خودش که زحمتش را کم کرده بود و ديگر موی دماغ نمی شد. مردنش هم که شيک بود و آلامد.&#160; ارثيه او هم که دست نخورده در انتظار مرده خوری بود. اين گونه بود که ظرف دو سال، هدايتِ مطرود و مردود و تنها و در به در به بتی تبديل شد که هيچ نفس کشی جرئت نمی کرد به آن چپ نگاه کند.&#187;      پیش&#160;از مرگ کمتر توجهی به هدايت می شد و بيشتر روشنفکرها او را طرد کرده بودند. ولی بعد از اين که خودکشی کرد، يکباره همان ماشين بت سازی به راه افتاد. ولی اين طولی نکشيد. هدايت در سال ۱۳۳۰ خودکشی کرد؛ به سال ۱۳۴۰ و بعد از آن که می رسيم ديگر می بينيم آرام آرام هدايت در جامعه روشنفکری ايران مد نيست. بلکه کسانی مانند جلال آل احمد و علی شريعتی جای او را گرفته اند.  دکتر همايون کاتوزيان در گفت و گو با راديو فردا      همايون کاتوزيان در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد: &#171;اين قطعه ای که نقل شد، مربوط به جريان های کوتاه مدت روشن فکری بود. پيش از مرگ کمتر توجهی به هدايت می شد و بيشتر روشنفکرها او را طرد کرده بودند. ولی بعد از اين که خودکشی کرد، يکباره همان ماشين بت سازی به راه افتاد. ولی اين طولی نکشيد. هدايت در سال ۱۳۳۰ خودکشی کرد؛ به سال ۱۳۴۰ و بعد از آن که می رسيم ديگر می بينيم آرام آرام هدايت در جامعه روشنفکری ايران مد نيست. بلکه کسانی مانند جلال آل احمد و علی شريعتی جای او را گرفته اند.&#187;    در بين روشنفکران ايرانی نقل قولی رايج است که می گويد نويسندگان ايران بعد از هفتاد و سه سال که از نوشته شدن بوف کور می گذرد، هنوز نتوانسته اند از زير شنل هدايت بيرون بيايند.     ماشاالله آجودانی، نويسنده و مورخ، نيز در کتاب  هدايت، بوف کور و ناسيوناليسم  می نويسد: &#171;در ايران، از زمان پيدايی تجدد، مفهومی دوبُنی از زمان داده می شود. يعنی در تفسير تاريخ ايران، گذشته باستانی مظهر افتخار و شکوه قلمداد می شود، و ايران اسلامی مظهر انحطاط و زوال&#187;. آيا بين تداوم چيرگی صادق هدايت بر فضای روشنفکری ايرانی و مفهوم دوبنی زمان نسبتی هست؟     ماشاالله آجودانی به  راديو فردا  می گويد:&#171;البته که نسبتی هست. اين مشکل تاريخی جريان های روشنفکری ايران است؛ زيرا اصلا تمدن ما ايرانی ها دوبنی است. يک تمدن ايران باستان و يک&#160; تمدن اسلامی. کليه افراط و تفريط ها هم بر سر اين دو بن است. يعنی ما کفه ترازو را به نفع کداميک از اين دو تمدن سنگين تر بکنيم.&#187;    طی هفتاد و سه سالی که از نوشته شدن بوف کور می گذرد، صادق هدايت و بوف کور دو شخصيت متمايز اما پيوسته به هم يافته اند. نمی توان از هدايت سخن گفت اما به تفصيل به بوف کور ارجاع نداد. ماشاالله آجودانی راز ماندگاری بوف کور را به همان شناخت تمدن دو بنی نسبت می دهد.     او می گويد:&#171;ترديد ندارم که به لحاظ ساختاری، يعنی آن چيزی که در بوف کور اتفاق می افتد، اين ساختار بحران زای تاريخ ايران را به بنياد ساختار داستان نويسی مدرن پيوند می زند و به همين جهت بوف کور يک شاهکار است. تا به امروز که صحبت می کنيم، هنوز نتوانسته ايم درعرصه جهانی شاهکاری مانند بوف کور خلق کنيم.&#187;    آنچه آقای آجودانی شاهکار می خواند، همايون کاتوزيان سنگ بنا می نامد اما بر اهميت آثار ساير نويسندگان پس از هدايت نيز تأکيد می کند.       نويسندگان ديگر، مانند گلشيری&#160; و دولت آبادی، همه اينها تحت تأثير هدايت يا صادق چوبک شروع به داستان نويسی کردند. اما اينکه آنها عين روايات او را تکرار کنند، اين طور نبوده است. اينها هرکدام خودشان تلاش های مستقلی بروز دادند. و ادبيات معاصر ايران هم زنده است. همه سعی کردند که از زير شنل هدايت خارج شوند. اين تلاش عمدی را در جريان روشنفکری ايران و بخصوص نويسندگان ما می شود نشان داد.  دکتر ماشاالله آجودانی در گفت و گو با راديو فردا      آقای کاتوزيان می گويد:&#171;بوف کور سنگ بنای ادبيات داستانی مدرن بود. اما اين دليل نمی شود که ديگران آثار خوب ننوشته اند. البته نوشته اند. نويسنده های بسيار خوبی آمدند؛ چه در زمان هدايت و چه بعد از او. در حال حاضر هم نويسنده های بسيار خوبی هستند و آثار خوبی تحويل می دهند. اما به هرحال بوف کور نوعی سنگ بناست و حالت بنيان گذاری دارد.&#187;    ماشاالله آجودانی نيز براين باور است که نويسندگان پس از هدايت، هرگز به تکرار هدايت روی نياوردند.     او می گويد:&#171;طبيعی است که نويسندگان ديگر، مانند گلشيری&#160; و دولت آبادی، همه اينها تحت تأثير هدايت يا صادق چوبک شروع به داستان نويسی کردند. اما اينکه آنها عين روايات او را تکرار کنند، اين طور نبوده است. اينها هرکدام خودشان تلاش های مستقلی بروز دادند. و ادبيات معاصر ايران هم زنده است. همه سعی کردند که از زير شنل هدايت خارج شوند. اين تلاش عمدی را در جريان روشنفکری ايران و بخصوص نويسندگان ما می شود نشان داد.&#187;    همايون کاتوزيان هم می گويد فضای داستان نويسی&#160; در حال حاضر، نيم قرن&#160; پس ازصادق هدايت، بسيار گسترده تر شده و به ويژه سلطه طولانی مدت شعر را کنار زده است.    آقای کاتوزيان می افزايد:&#171;کارهای بسيار جالب و مهمی به خصوص بعد از انقلاب شده است. داستان نويسی شيوع پيدا کرده و تا اندازه ای جای شعر را گرفته. اين&#160; يکی از نکات بسيار جالب است؛ زيرا از قديم الايام تا همين بيست يا سی سال پيش، شعر فارسی بر داستان و حکايت غلبه داشت. يعنی شعر هميشه در صف مقدم بود و عروس ادبيات فارسی حساب می شد. اما در اين بيست سی سال گذشته، وضع دست کم تا اندازه ای تغيير کرده و داستان نويسی جای خيلی بيشتری باز کرده و در قياس با شعر امروز حتی از آن پيش تر رفته.&#187;    اما به&#160; رغم اين پيشرفت ها که در ادبيات داستانی مدرن ايران ديده می شود، بايد پرسيد حضور پررنگ سايه صادق هدايت بر اين ادبيات نشانگر چيست.       اولين کار فرهنگی مدير جديد خانه هنرمندان اين بود که برنامه صادق هدايت را لغو کرد. و ما ناچار شديم با دشواری فراوان برنامه اهدای جوايز را به صورت خصوصی و در منزل خودم اجرا کنيم. چنين رويکردی نسبت به معتبرترين نويسنده مدرن ايران جای تأمل و بررسی دارد.  جهانگير هدايت در گفت و گو با راديو فردا      ماشاالله آجودانی اين پرسش را اين طور پاسخ می دهد:&#171;اين نشان می دهد که در جامعه ای عقب مانده، اگر يک نويسنده با بنيادهای فکری خود نسبت به جامعه و تاريخ خود شناخت اصولی داشته باشد، می تواند اثری خلق کند که ارزش جهانی داشته باشد. اين را می توان به عنوان بزرگ ترين دستاورد زندگی و آثار هدايت برای جوانان کشورمان عنوان کرد.&#187;    اما دستاوردهای زندگی و آثار هدايت در ايران امروز بخت چندانی برای انتشار آزاد و آسان ندارند. کتاب های او يا منتشر نمی شوند يا پس از گذر از تيغ سانسور منشتر می شوند.    گذشته از آثار مکتوب، سرنوشت تنها جايزه ادبی در ايران که نام صادق هدايت را بر خود دارد نيز هر روز بيش از پيش در ابهام فرو می رود.     جهانگير هدايت در گفت و گو با  راديو فردا ، برنامه ريزی آخرين مسابقه داستان نويسی صادق هدايت را اين گونه بازگو می کند:&#171;از سال ۱۳۸۱ که مسابقه داستان نويسی صادق هدايت را آغاز کرديم، هميشه در خانه هنرمندان برگذار می شد. برای امسال هم با مدير قبلی خانه هنرمندان ايران قرار گذاشته بوديم اين برنامه همانجا اجرا شود. اما مدير اين مرکز تغيير کرد. اولين کار فرهنگی مدير جديد هم اين بود که برنامه صادق هدايت را لغو کرد. و ما ناچار شديم با دشواری فراوان برنامه اهدای جوايز را به صورت خصوصی و در منزل خودم اجرا کنيم. چنين رويکردی نسبت به معتبرترين نويسنده مدرن ايران جای تأمل و بررسی دارد.&#187;    در سال های آغازين قرن بيست و يکم، مسئولان فرهنگی کشور فرانسه کتاب برگزيده قرن بيستم فرانسه را &#171;شازده کوچولو&#187;، اثر آنتوان دو سنت اگزوپری، اعلام کردند و جشن های مفصلی به ياد او برپا داشتند. می توان پرسيد چگونه بايد صادق هدايت را، که در گورستانی در پاريس مدفون است، ارج نهاد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F10_Hedayat/443060.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F10_Hedayat/443060.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 11 Apr 2008 18:01:38 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B62B8E75-B96A-4240-887C-E17AADE59707_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۱۲ فروردين ۵۸؛ همه پرسی اسلامی یا دمکراتیک؟</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;دوازدهم فروردين ماه امسال سيامين سالگرد اعلان رسمی جمهوری اسلامی در ايران است. در روزهای دهم و يازدهم فروردين ۱۳۵۸ همه پرسی به صورت انتخاب از ميان دو گزينه &#171;آری&#187; و &#171;نه&#187; انجام شد و يک روز بعد، دوازدهم فروردين ماه، اعلام شد ۹۸.۲ درصد از شرکت کنندگان در انتخابات به جمهوری اسلامی &#171;آری&#187; گفته اند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   دوازدهم فروردين ماه امسال&#160;سی امين سالگرد اعلان رسمی جمهوری اسلامی در ايران است. در روزهای دهم و يازدهم فروردين ۱۳۵۸ همه پرسی به صورت انتخاب از ميان دو گزينه &#171;آری&#187; و &#171;نه&#187; انجام شد و يک روز بعد، دوازدهم فروردين ماه، اعلام شد ۹۸.۲ درصد از شرکت کنندگان در انتخابات به جمهوری اسلامی &#171;آری&#187; گفته اند.        شيوه اجرای همه پرسی از مدت ها قبل بحث ها و مجادله های بسياری بر انگيخته بود. آيت الله خمينی برای پايان دادن به اين مجادله ها اعلام کرد &#171;جمهوری اسلامی؛ نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد.&#187;                    فرخ نگهدار، تحليلگر سياسی در لندن، به  راديو فردا &#160;می گويد: &#171;از ابتدا معلوم بود نظر آقای خمينی همين جمهوری اسلامی است. اما آقای بازرگان پيشنهاد داد که چون همه به دمکراسی معتقديم و با استبداد مخالفيم، عبارت جمهوری دمکراتيک اسلامی را به کار ببريم. ولی آقای خمينی در برابر اين پيشنهاد گفتند فقط جمهوری اسلامی نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد. البته عده ای هم می خواستند عبارت حکومت اسلامی به کار رود و از کلمه جمهوری خوش شان نمی آمد.&#187;                    اما سعيد رجايی خراسانی، تحليلگر سياسی در تهران، باور دارد حتی اگر خواسته مهدی بازرگان نيز عملی می شد باز نتيجه همه پرسی نظامی با مشخصات فعلی پديد&#160;می آورد.        آقای رجايی به راديو فردا می گويد: &#171;اگر دمکراتيک اسلامی هم می گفتند باز هم همين جمهوری اسلامی می شد. دمکراتيک يعنی مجلس، يعنی انتخابات و همين چيزهايی که اکنون هست. اگر مرحوم بازرگان زنده بود و شما از او می پرسيديد که منظور از دمکراتيک اسلامی چيست و با جمهوری اسلامی چه تفاوتی دارد، در جواب چه&#160;می گفت؟&#187;                    اما فرخ نگهدار می گويد: خواسته دمکراتيک و ملی بودن نظام جديد منحصر به مهدی بازرگان نبود و طرفدارانی کنشگر نيز در ميان مردم داشت.               &#171;اگر دمکراتيک اسلامی هم می گفتند باز هم همين جمهوری اسلامی می شد. دمکراتيک يعنی مجلس، يعنی انتخابات و همين چيزهايی که اکنون هست. اگر مرحوم بازرگان زنده بود و شما از او می پرسيديد که منظور از دمکراتيک اسلامی چيست و با جمهوری اسلامی چه تفاوتی دارد، در جواب چه&#160;می گفت؟&#187;     سعید رجایی خراسانی، نماینده سابق ایران در سازمان ملل           او مي گويد: &#171;جريانی که بعدا به ملی - مذهبی مشهور شد همگی از جمهوری دمکراتيک اسلامی حمايت می کردند. بيم آن را داشتند که در آينده دمکراسی، به قول آقای خمينی، منسی (فراموش) شود. در آن روزها تظاهرات بسياری در اطراف دانشگاه و خيابانهای اصلی در جريان بود و شعار دمکراتيک و ملی مطرح می شد. يک جبهه دمکراتيک ملی هم تشکيل شده بود و می خواست از نيروهای مخالف جمهوری اسلامی، البته آنها که در انقلاب شرکت کرده بودند، تشکلی درست کند. آنها نام خود را جبهه دمکراتيک ملی ايران گذاشته بودند. ولی طرفداران آقای خمينی شعار می دادند که دمکراتيک و ملی هر دو فريب خلق است.&#187;                 از سوی ديگر، سعيد رجايی خراسانی باور دارد همه پرسی بايد به همين شيوه &#171;آری&#187; يا &#171;نه&#187; برگزار می شد و اين بهترين شيوه بوده است.        او می گويد: &#171;اين شيوه يکی از بهترين شيوه ها بود. شما چه شيوه ديگری به ذهنتان می رسد؟ وقتی عنوان نظام مطرح بوده است، بايستی چه می گفتند؟ جمهوری اسلامی: آری يا نه.&#187;                    آيت الله خمينی نيز رای &#171;آری&#187; به جمهوری اسلامی را &#171;اتفاق آراء&#187; ناميد و آن را &#171;بی سابقه&#187; توصيف کرد. او در سخنرانی خود پس از همه پرسی گفت: &#171;ايران از ۳۵ ميليون جمعيت، ۲۲ ميليون رأی داد به جمهوری اسلامی، سابقه ندارد.&#187;                    صرف نظر از کنکاش تاريخی در باره شباهت ها ميان نظام هايی با آرای نزديک به صد در صد، می توان از گروه هايی سراغ گرفت که در همه پرسی دهم و يازدهم فروردين سال ۱۳۵۸ شرکت نکردند يا رای منفی به آن دادند.        فرخ نگهدار در همين زمينه می گويد: &#171;ما، به عنوان سازمان فداييان، نظرمان اين بود که ابتدا بايد قانون اساسی روشن شود. مخالف بوديم که رفراندوم بر روی کلمه انجام شود. به همين دليل به جمهوری اسلامی رای نداديم.&#187;                    طبق آماری که مسئولان جمهوری اسلامی در روز دوازدهم فروردين آن سال اعلام کردند تنها يک و هشت دهم درصد از شرکت کننده ها به جمهوری اسلامی رای منفی داده بودند.        فرخ نگهدار مي گويد: &#171;اولا اگر مبنا بر دمکراسی باشد، حتی اگر مخالف در حد يک قطره هم باشد نبايد حق آن يک قطره در مقابل دريا ناديده گرفته شود. اما اصلا وضعيت اين گونه نبود که ۹۸ درصد موافق جمهوری اسلامی باشند و يک و نيم درصد هم مخالف.&#187;                    شايد گمان بر اين باشد که در سی امين سالگرد همه پرسی جمهوری اسلامی، بازخوانی ريشه های تاريخی آن رويداد، به دليل فرو نشستن شور و هيجان های انقلابی، آسان تر شده باشد؛ اما همچنان اين بازخوانی، با اين که يک ضرورت است، البته دشواری های خاص خود را نيز دارد.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Referendum_islamic_democratic/441465.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Referendum_islamic_democratic/441465.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 31 Mar 2008 14:22:39 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/658F06B4-E400-4832-95CF-3BE27CD519A2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مطبوعات در سال ۸۶: نبرد دنباله دار</title>
            <description>&lt;p&gt;اهل خواندن &#171;دنيای&#187; تصوير&#187; بوديد؟ مجله &#171;زنان&#187; را ديده بوديد؟ مجله &#171;هفت&#187; و &#171;عصر پنجشنبه&#187; را چطور؟ اينها تعدادی از نشرياتی بودند که درست در روزهای آخر سال توقيف يا لغو امتياز شدند.&#160;&#160;&#160; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;اما سوای اين چند نشريه، سال ۱۳۸۶ به طور کلی بر مطبوعات ايران چه گذشت؟ آيا سالی که گذشت برای مطبوعات ايران شبيه سالهای قبلترش بود يا تمايزهايی هم داشت؟ &lt;/p&gt; اهل خواندن &#171;دنيای&#187; تصوير&#187; بوديد؟ مجله &#171;زنان&#187; را ديده بوديد؟ مجله &#171;هفت&#187; و &#171;عصر پنجشنبه&#187; را چطور؟ اينها تعدادی از نشرياتی بودند که درست در روزهای آخر سال توقيف يا لغو امتياز شدند.&#160;&#160;&#160;     اما سوای اين چند نشريه، سال ۱۳۸۶ به طور کلی بر مطبوعات ايران چه گذشت؟ آيا سالی که گذشت برای مطبوعات ايران شبيه سالهای قبلترش بود يا تمايزهايی هم داشت؟     &#171;سال ۸۶ برای مطبوعات ايران سال بدی بود. شايد بدترين سال&#187;. دست کم عيسی سحرخيز، روزنامه نگار در تهران، چنين عقيده ای دارد.              &#171;سال ۸۶ برای مطبوعات ايران سال بدی بود. شايد بدترين سال&#187;.     عیسی سحرخیز      عيسی سحرخيز در اين برآورد خود تنها نيست، در پاريس، رضا معينی (مسئول بخش ايران در سازمان گزارشگران بدون مرز) نيز وضع مطبوعات ايران را در سال ۸۶ &#171;تأسف بار&#187; می خواند و آنچه را در سال گذشته بر مطبوعات ايران گذشت، چنين توصيف می کند: &#171;دستگيری های غيرقانونی و خودسرانه، توقيف مطبوعات به شکل خودسرانه و غير قانونی و اقدامات غيرقانونی مقامات قضائی و اجرائی دولتی ايران در رابطه با محدود کردن فرهنگ، مطبوعات و رسانه ها در کشور.&#187;    سال گذشته مجموعا ۲۷ نشريه توقيف يا لغو امتياز شدند. با اين حساب در دولت محمود احمدی نژاد تاکنون ۶۷ نشريه توقيف شده اند.&#160;&#160;     عيسی سحرخيز، روزنامه نگار در تهران می گويد: &#171;پيش از انقلاب و درابتدای زمان اصلاحات دوران خاصی را داشتيم که با مطبوعات برخورد شد، روزنامه نگاران وضعيت نامناسبی داشتند ولی سال ۱۳۸۶ از لحاظ جامعيت و تنوع برخوردها وضعيت خاص و منحصر بفردی بوده. شاهد بوديم که در کنار بازداشت ها وزندان های معمول برای روزنامه نگارها و مديران مطبوعات، در اين سال احکام اعدام و شلاق هم اضافه شده است. اگر پيش از اين فقط نشريات سياسی به عنوان هدف برخورد قرار می گرفتند، سال گذشته شاهد بوديم که نشريات با تنوع خاصی مورد برخورد قرار می گرفتند، از جمله نشريات عامه پسند.&#187;    آخرين رويداد در عرصه مطبوعات در سال گذشته، توقيف يا لغو امتياز ۹ نشريه در بيست و ششم اسفند ماه بود که عده ای آن را &#171;عيدی دولت به مطبوعات&#187; توصيف کردند.&#160;&#160;&#160;     عيسی سحرخيز می گويد: &#171;در ماه های آخر سال شاهد جلوگيری از انتشار دو روزنامه&#160; آريا و جمهوريت بوديم، مجله زنان را بستند و در آخرين لحظات دنيای تصوير را&#160; لغو امتياز کردند و اين مورد لغو امتياز هم ازجمله مواردی است که ما در دولت مهرورز آقای احمدی نژاد شاهد آن هستيم. وقتی حکم اعدام روزنامه ها يا نشريات را صادر می کنند ، امکان انتشار مجدد را بطور کامل می گيرند. در شب عيد، به مطبوعاتی ها اين عيدی را دادند که به خانواده های خود بگويند که بی کار خواهيم بود.&#187;    طی سال گذشته دست کم ۲۱ روزنامه نگار بازداشت شدند، و از دو روز تا يازده ماه در زندان بودند؛ روزنامه نگارانی از قبيل عمادالدين باقی، سهيل آصفی، فرشاد قربانپور، مسعود باستانی، محبوبه حسين زاده، مريم حسين خواه، رضا ولی زاده، و روزنامه نگارانی ديگر.&#160;&#160;&#160;     بعضی از اين روزنامه نگاران حتی بيش از يازده ماه در سلول انفرادی به سر بردند. سازمان گزارشگران بدون مرز همچنان ايران را در رده های پايين رده بندی جهانی آزادی مطبوعات می داند.&#160;&#160;&#160;     رضا معينی، مسئول ايران اين سازمان به راديو فردا می گويد: &#171;واقعيت اين است که ما آخرين رده بندی جهانی آزادی مطبوعات را که منتشر کرديم، آنهم رده بندی در رابطه با کشور، يعنی با همان چارچوب ملی آن کشور، ايران در رده های پايانی يود. با توقيف هائی که شده اين روند همچنان ادامه دارد، اطلاع داريد که در آخرين روزهای سال،۹ نشريه توقيف شدند.&#187;    بعضی از مجازات هايی که طی سال گذشته برای روزنامه نگاران اعلام شد کم سابقه بودند؛ نظير حکم شلاق.    مثلا محمدجواد روح سال گذشته به اتهام مطلبی که چهار سال پيش نوشته بود، به ۳۵ ضربه شلاق و پرداخت ۱۰۰ هزار تومان جريمه محکوم شد.&#160;&#160;&#160;     عيسی سحرخيز، روزنامه نگار در تهران در اين باره به راديو فردا می گويد: &#171;خيلی از اين مسائلی که با آن مواجه هستيم مانند احکامی که در مورد آقای گنجی، آقای عبدی، آقای قاضيان و بسياری ديگر که شاهد هستيم ، در ظاهر به دليل جرم مطبوعاتی نيست. هدف يک رورنامه نگار است و سعی می کنند از پوشش ديگری برای برخورد با اهالی مطبوعات و روزنامه نگاران استفاده کنند. ما شاهد هستيم که برای بسياری از زنان روزنامه نگار و يا آنهايی که با مطبوعات همکاری می کنند، حکم شلاق صادر می کنند. شايد جرم مطبوعاتی نباشد ولی نگاه آنها بر اين است که اين افراد در مطبوعات و رسانه ها فعال هستند. به گونه ای و روشی ديگر سعی می کنند که ماجرای جای ديگر را هم اينجا به گونه ای حل و فصل کنند.&#187;    روزنامه نگاران حتا اگر با شلاق و زندان هم مواجه نشوند، با توقيف شدن نشريه ای که در آن کار می کنند با بحرانی جدی روبه رو می شوند.                طی سال گذشته دست کم ۲۱ روزنامه نگار بازداشت شدند، و از دو روز تا يازده ماه در زندان بودند؛ روزنامه نگارانی از قبيل عمادالدين باقی، سهيل آصفی، فرشاد قربانپور، مسعود باستانی، محبوبه حسين زاده، مريم حسين خواه، رضا ولی زاده، و روزنامه نگارانی ديگر.    عباس صفايی فر، روزنامه نگار در تهران، از بيکار شدن روزنامه نگاران ميگويد: &#171;عده کثيری از همکاران ما بيکار می شوند و خود اين بيکاری عاملی است که فشار مضاعف روانی ، روحی، مالی و اقتصادی را در زندگی اجتماعی بر آنها وارد می شود و حتی بحران هابی از قبيل مسائل خانوادگی که بعضاً داريم بين همکاران رخ داده.    &#171;فکر می کنم، اين از بدترين ماجراهايی است که در اين رابطه با آن گرفتار و درگير هستيم.&#160; حال آنکه اگر موسسات ديگر دچار تخلفی بشوند، هيچ گاه آن موسسه را از بين نمی برند، آن فرد خاطی را مورد مواخذه قرار می دهند. در دنيای امروز اصل اين برخورد غلط است، اما اگر قرار است که صورت گيرد، با شخص باشد و نه با موسسه. اين موسسه در واقع عده ای را تامين معاش می کند .&#187; &#160; عباس صفايی فر، روزنامه نگار در تهران، همچنين عقيده دارد روزنامه نگاران بيکارشده چه بسا به مشاغلی ديگر روی بياورند يا حتا به شغلهايی کاذب تن دهند:    &#171;نمونه ای را ديدم که به اصطلاح مشغول شغل های کاذب بود. وقتی از او سئوال کردم که چرا اين کار را می کنی؟ گفت من ازدواج کرده ام و بايد تامين معاش کنم. به هرحال اجاره منزل، غذا و اينها را بايد تهيه کنم . چه کار کنم؟ وقتی کاری نيست ناچارم به چنين کاری دست بزنم.&#187;    &#171;مطمئن هستم که بسياری از دوستانی که در حال حاضر دچار مشکل شده اند ، ممکن است که بعضی ها بتوانند تحمل کنند و يا خانواده آنها را باصطلاح يدک بکشند. به طور کلی اين فشار بر دوش آنها است و بعضی از آنها ممکن است که انگيزه و عقايد خودرا از دست بدهند ، جامه ريا تن کنند و به طرف مشاغلی بروند که اصلاً ميل آنها نبوده و نهايتاً دست به اقداماتی بزنند که خوشايند و يا در هويت جامعه مطبوعاتی نيست. اين اجبار اجتماعی است که آنها را به اين راه می کشاند. يقينا بسياری از آنها ممکن است از جامعه مطبوعاتی خارج شوند، بروند بسوی مشاغل ديگری، تعدادی از اينها را می شناسيم که به شوخی ميگويند: سراغ کار شرافتمندانه برويم، فکر ميکنند در شغل مطبوعاتی به طور مداوم با گرفتاری و برخورد و حبس مواجه هستند.&#187;      اما رضا معينی (مسئول ايران در سازمان گزارشگران بدون مرز) به راديو فردا می گويد سال گذشته اتفاق های خوشايندی هم در عرصه مطبوعات ايران روی داده است:     &#171;اقداماتی هم در اين رابطه می شود که بايد حتماً از آنها اسم ببريم. خرسنديم که بخشی از زندانيان را آزاد کردند هرچند با وثيقه. بسيار خوشحال شديم وقتی که روزنامه نگاران دربند بيمار هستند و به آنها امکان معالجه را می دهند ، مانند آقای عماد الدين باقی، آقای اجلال قوامی، در اين رابطه ابراز خرسندی کرديم و اميدواريم اين روند در سال آينده در کنار عدم توقيف و آزادی کليه روزنامه نگاران زندانی ادامه پيدا کند.&#187;      چشم انداز آينده روزنامه نگاری در ايران چيست؟ آيا با توقيف ها و افزايش فشارها بر مطبوعات و روزنامه نگاران بايد از آينده روزنامه نگاری در ايران نااميد بود؟     طی کمتر از سه سال ۶۹ نشريه توقيف يا لغو امتياز شده اند، بيش از بيست روزنامه نگار طی سال گذشته بازداشت شدند، فشارهای رسمی و غيررسمی افزايش داشته اند، با وجود اين افق پيش رو چيست؟     عيسی سحرخيز به راديو فردا از نور اميدی می گويد که برخی مطبوعاتی ها به آن چشم دوخته اند: &#171;اگر چه از لحاظ رسمی اين اتفاق افتاده ولی اين سکه دو رو داشته وشاهد اين بوديم که روزنامه نگاران ايران اين فضای رعب و وحشت را که درواقع مانند شمشير زنگ زده ای بود و ديگر اثر خودرا ندارد ، کنار گذاشتند. اگرچه در روزنامه های رسمی ديگر جايی برای کار ندارند ولی سايت های خبری، وبلاگها و همين طور کار در رسانه های&#160; فارسی زبان شنيداری و گفتاری را شاهد هستيم که گسترش پيدا کرده و آنها حرفه خود را کنار نگذاشته اند بلکه نوع کار و اطلاع رسانی و رسالت مطبوعاتی خودرا به گونه ديگری دنبال کردند.&#187;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_papers_year_ender/440963.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_papers_year_ender/440963.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 27 Mar 2008 15:16:01 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/680BE71C-C656-4E6F-A2C4-4B5F78D6E9C8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۵۷ سال پس از ملی شدن صنعت نفت؛ منافع ملی و مصالح سیاسی</title>
            <description>اسفند ۱۳۲۹: کميسيون نفت مجلس شانزدهم به رياست محمد مصدق تشکيل و مأمور بررسی قرارداد الحاقی می‌شود. سپهبد رزم‌آرا، که در مقام نخست وزير با دولت بريتانيا در حال مذاکره بود، در نيمه‌ی اسفند ترور می‌شود. کمتر از دو هفته بعد، پيشنهاد ملی شدن صنايع نفت ايران در ميان شادی مردم به تصويب مجلس می‌رسد. اسفند ۱۳۲۹: کميسيون نفت مجلس شانزدهم به رياست محمد مصدق تشکيل و مأمور بررسی قرارداد الحاقی می‌شود. سپهبد رزم‌آرا، که در مقام نخست وزير با دولت بريتانيا در حال مذاکره بود، در نيمه‌ی اسفند ترور می‌شود. کمتر از دو هفته بعد، پيشنهاد ملی شدن صنايع نفت ايران در ميان شادی مردم به تصويب مجلس می‌رسد.    اندکی بعد، پس از استعفای حسين علا، محمد مصدق در شور و اشتياق عمومی به نخست وزيری می‌رسد. او دو برنامه‌ اصلی خود را &#171;اصلاح قانون انتخابات&#187; و &#171;اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت&#187; اعلام می‌کند.    پس از شکايت دولت بريتانيا از دولت ايران در شورای امنيت سازمان ملل متحد، دکتر مصدق عازم نيويورک می‌شود. سپس راهی دادگاه لاهه می‌شود و با توضيحات حقوقی او، دادگاه عدم صلاحيت خود را برای رسيدگی به اين پرونده اعلام می‌کند. بدين ترتيب صنعت نفت ايران ملی می‌شود.    محمد مصدق پس از بازگشت به کشور در نطقی راديويی چنين می‌گويد:&#171;محتاج به گفتن من نيست بلکه دنيا نيز آگاه است که رستاخيز بی سايقه و جنبش پر افتخار اخير ايران را هيچکس جز ملت شالوده گذاری نکرده و اين دست توانای ملت است که با تمام بی اسبابی ، اقدامات تخريبی يکصد و پنجاه ساله اجنبی و شبيخونی که حريف کهنه کار بر خزائن مادی و معنوی کشور ما زده است ، قوای اهريمنی استعمار را درهم شکسته و طومار غارتگريهای نيم قرنی اورا برای ابد در هم پيچيده است .&#187;    امروز پنجاه و هفت سال از تصويب ملی شدن صنعت نفت در ايران می‌گذرد. پنجاه و هفت سال فرصتی کافی ا‌ست تا هر رويداد تاريخی را با دقتی علمی‌تر مورد کنکاش قرار داد.    پيش از هر چيز بايد به نخستين کسی که پيشنهاد ملی شدن صنعت نفت را طرح کرد اشاره کرد.    شاهين فاطمی، استاد اقتصاد دانشگاه امريکن پاريس به  راديو فردا  می گويد:&#171;طبق نامه ای که مرحوم دکتر مصدق مرقوم فرموده اند و منتشر شده، پيشنهاد ملی شدن صنعت نفت برای اولين بار از طرف دکتر حسين فاطمی مطرح گرديد و به اتفاق آراء به تصويب جبهه ملی رسيد و اين موضوع برای هميشه در تاريخ ايران ثبت خواهد شد.&#187;      تحولات زمينه ساز           &#171;شروع جنبش نهضت ملی در ايران در تداوم جريانی بود که بعد از جنگ دوم جهانی شروع شد و نزديکترين مورد آن برای ما استقلال هندوستان بود و حس مليت ، ناسيوناليسم، که در افريقا، آسيا و امريکای جنوبی،در همه جا وجود داشت.&#187;     شاهین فاطمی      پيشينه‌ ملی شدن صنعت نفت ايران چه بود؟    مهرداد خوانساری، تحليلگر سياسی و ديپلمات وزارت خارجه پيش از انقلاب سال ۵۷، اين پيشينه‌ها را چنين توصيف می کند:&#171;دولت ايران نمونه ملی شدن نفت را در سال ۱۹۳۸ در مکزيک ديده بود . مردم ما و سياستمداران روز به آن درجه از بلوغ سياسی رسيده بودند که درک می کردند&#187;.    وی می افزايد:&#171;شرايطی که قبلا&quot; به دولت ايران تحميل شده بود، غيرعادلانه بوده است و خواست آنها در راستای ملی گرايی و احساساتی که نسبت به مملکت داشتند اين بود که با اين مسئله بنوعی برخورد کنند که براساس روابطی جديد و عادلانه باشد .به اين دليل هم بود که در درجه اول عليرغم تحمل مشکلاتی که، بی شک از قبل می دانستند، از نظر مالی به ايران وارد می شود ولی اين طريق مي خواستند که از قدمی برای غرور و حيثيت ملی ايران بردارند.&#187;    اما هوشنگ طالع، پژوهشگر مسايل سياسی ـ اقتصادی در تهران، در کنار پيش‌زمينه‌های متعدد ملی شدن نفت، به انگيزه‌ای کانونی اشاره می‌کند:&#171;پيش زمينه ها بسيار بود، اينها از دوران تجزيه ايران، تحميل قراردادهای گلستان و ترکمن چای ، جدائی آهال ، امتيازات بسياری که انگليس ها و روس ها و ديگر بيگانگان در اين کشور گرفته بودند بهرحال مردم را برآن داشت که نماد اين قراردادهای استعماری که امروز وجود دارد و در قالب شرکت سابق نفت انگلستان متبلور بود، به آن پايان بدهند و بدين سان فصل جديدی را در تاريخ کشور بگشايند&#187;.    آقای طالع می افزايد:&#171;در حقيقت بزرگترين قرارداد استعماری بود که بر ملت ايران تحميل شده بود ، در کنار قرارداد شيلات ، و ملت ايران توانست به هردوی اينها پايان دهد و در حقيقت نمادی بود از پيروزی بر روس ها و انگليسی ها بعداز کليه ستم هايی که بر ملت ما وارد کرده بودند ، سرزمين های ما را تجزيه و کاپيتولاسيون را براين کشور تحميل کرده بودند، دريای مازندران را از ايران جدا و بسياری مسائل ديگر.&#187;    برخی ديگر از پژوهشگران، امکان پذير شدن ملی شدن صنعت نفت ايران را ناشی از فضای برآمده‌ پس از جنگ جهانی دوم می‌دانند.         &#171;احتياج به شخصی مانند دکتر مصدق بود که خواسته های مردم را قبول کند و دنبال آن برود ولی زمينه داخلی در آن زمان کاملا&quot; مهيا بود.&#187;     حمید زنگنه      شاهين فاطمی، استاد اقتصاد دانشگاه امريکن پاريس، در همين زمره است.    &#160;او می گويد:&#171;گمان می کنم که شروع جنبش نهضت ملی در ايران در تداوم جريانی بود که بعد از جنگ دوم جهانی شروع شد و نزديکترين مورد آن برای ما استقلال هندوستان بود و حس مليت ، ناسيوناليسم، که در افريقا، آسيا و امريکای جنوبی،در همه جا وجود داشت.&#187;      دستاوردهای ملی شدن نفت      اما دستاورد ملی شدن صنعت نفت محصول اين فضای گسترده در جهان بود يا اهتمام محمد مصدق نيز در آن دخالت داشت؟&#160;&#160;    &#160;حميد زنگنه، استاد اقتصاد کلان دانشگاه وايدنر در آمريکا معتفد است که&#160; &#171;احتياج به شخصی مانند دکتر مصدق بود که خواسته های مردم را قبول کند و دنبال آن برود ولی زمينه داخلی در آن زمان کاملا&quot; مهيا بود.&#187;    امروزه برخی از منتقدان باور دارند کارنامه‌ی محمد مصدق در روند ملی شدن صنعت نفت از کاستی‌هايی نيز برخوردار بوده است. اين انتقادها از همان زمان آغاز شد. قوام‌السلطنه، نخست‌وزير جانشين دکتر مصدق، در بيانيه‌ای که در ۲۷ تير ۱۳۳۲ يعنی دو روز پس از کناره‌گيری مصدق منتشر کرد گفته بود آقای مصدق مطالبه‌ حق مشروع از يک کمپانی را مبدل به خصومت بين دو دولت ساخت.     مهرداد خوانساری، تحليلگر سياسی در لندن:&#171; با تجربه ای که امروز ما پيدا کرده ايم، بطور مسلم می شود با اين مسئله اين برخورد را داشت که مقامات هرکشور در هر زمان دارای اين توانايی هستند که، بدون ايجاد خصومت، منافع ملی مملکت را تعقيب کنند و روی اصولی پايدار بمانند، بدون ايجاد شرايطی از لحاظ ديپلماسی که طرف مقابل از موضوع به نفع خود استفاده کند و افکار عمومی جهان را عليه منافع ملی مملکت ما برگرداند.&#187;    اما هوشنگ طالع، پژوهشگر مسايل سياسی اقتصادی در تهران عقيده دارد که شرايط جنگ سرد و ايستادگی غرب در برابر خواست های ايرانيان و منافع ملی ايران بود که علت اصلی ناکامی دولت محمد مصدق بود.    او می گويد:&#171;افزون بر اينکه مهمترين اصل اين بود که به اين قراردادها و عصر اسارت ملت ايران پايان داده شود ، معلوم بود که بر اثر بدست آوردن درآمد نفت ايران می توانست به اقتصاد خود سر و سامانی و رفته رفته با بهتر کردن وضعيت مردم استقلال و آزادی را در کشور تامين کند&#187;.&#160;    او می افزايد:&#171; اين در حقيقت در آن زمان، که من هم به عنوان يک نوجوان در آن ميدان قرار داشتم، بيشتر مسئله پايان دادن به عصر قراردادهای استعماری بود که با اين اتفاق دريچه بزرگی بروی ميهن ما باز شد که متاسفانه در اين ميان امريکايی ها و انگليسی ها فرصت ندادند و پيآمدهای آنرا ملت ايران هنوز تحمل می کند.&#187;    با اين همه، مهرداد خوانساری تحليل گر سياسی در لندن باور دارد با همه اينها دولت ايران نمی بايست مجرای ديپلماسی را مسدودمی ساخت.    او می گويد:&#171; طرفين تن به سلسله مذاکرات جديدی داده بودند. ايران تعهداتی داشت، قراردادهايی را امضاء کرده بود که دنيا ايران را در ارتباط با آن تعهدات مسئول می دانست.&#160;ايران آمادگی اين را نداشت که تعهدات را دنبال کند، بخاطر اينکه تعهدات در شرايط استعماری بر ايران تحميل شده بود.گفتن اينکه آيا دولت می توانست کار ديگری انجام دهد سخت است ولی باتوجه به اوضاع و احوالی که ما امروز می بينيم، متوجه می شويم که هرگز باب ديپلماسی را نبايد بست چون در غير اين صورت کار به مخاصمه و درگيری می کشد&#187;.    از گفته‌های کارشناسان مسايل ايران در باره‌ نحوه‌ برخورد دولت محمد مصدق با معضل ملی شدن صنعت نفت ، دست کم دو نتيجه می‌توان گرفت: نخست آن‌که پنجاه و هفت سال پس از آن رويداد، هنوز پژوهشگران برای پرسش‌های گوناگون تاريخی پاسخ‌هايی کاملا يکسان نيافته‌اند؛ و دوم اين‌که پس از گذشت بيش از نيم قرن، امروز پرسش‌های تازه‌ای رخ نموده‌اند که بسا در آن روزگار کمتر کسی به آنها می‌انديشيد.&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_nationaliztion/440342.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_nationaliztion/440342.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 23 Mar 2008 00:24:31 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/722BC304-4ECD-4E6B-ADA4-2323DC468C1F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> مجلس هشتم، تمايزهای جناحی و فرصت ها</title>
            <description>انتخابات مجلس هشتم در دور اول به پايان رسيد و تکليف ۲۲۳ کرسی مشخص شد: تا اينجا معلوم شده است که اصولگرايان ۱۶۶ کرسی در مجلس خواهند داشت و اصلاح‌طلبان به علاوه‌ی نيروهای مستقل صاحب مجموعا ۵۷ کرسی خواهند بود. تکليف ۶۷ کرسی باقی‌مانده در دور دوم مشخص خواهد انتخابات مجلس هشتم در دور اول به پايان رسيد و تکليف ۲۲۳ کرسی مشخص شد: تا اينجا معلوم شده است که اصولگرايان ۱۶۶ کرسی در مجلس خواهند داشت و اصلاح‌طلبان به علاوه‌ی نيروهای مستقل صاحب مجموعا ۵۷ کرسی خواهند بود. تکليف ۶۷ کرسی باقی‌مانده در دور دوم مشخص خواهد شد    اما آمار رسمی اعلام شده با اعتراض‌هايی نيز روبه‌رو شده است و برخی جناح‌های سياسی، از جمله اصلاح‌طلبان، آمار رسمی را به ويژه در باره‌ی تهران مخدوش و نامطمئن دانسته‌اند.       تردید در خصوص&#160;آمار انتخابات      مهرداد مشايخی، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه جرج تاون واشنگتن، نيز در همين زمينه می گويد:&#171;شواهد و اشاراتی که از طرف مسئولان از يکسو و از طرف ديگر نيروهای مخالف ،يعنی جناح اصلاح طلبان، و ناظران بين المللی،&#160;نشان می دهد که شکاف بزرگی بين نتايج اعلام شده و شواهد وجود دارد&#187;.    وی می افزايد:&#171; از جمله اينکه در تهران رقم چهل درصد به هيچوجه نزديک به واقعيت به نظر نمی آيد و با توجه به شواهدی که در دست است، از جمله در مورد آرای آقای حداد عادل، به نظر ميآيد که اگر مجموعه آرای اعلام شده در مورد ايشان را درنظر بگيريم با مجموعه آرای آقای مجيد انصاری که نفر اول اصلاح طلبان از تهران است، اين مجموعه با مجموع اعلام شده افرادی که در تهران در انتخابات شرکت کردند، همخوانی ندارد.&#187;      آرایش سیاسی مجلس هشتم      اما داود هرميداس باوند، باور دارد عليرغم ترديدهايی که نسبت به آمار تهران ديده می‌شود، همچنان می‌توان از تمايز کوچکی در طيف اصولگرای جمهوری اسلامی و در آرايش سياسی مجلس هشتم سخن گفت.    آقای باوند می گويد: &#171; شکاف کوچکی وجود دارد، بسته به اينکه از اين شکاف تا چه حد استفاده اساسی بشود که بتوان مجلس را از حالت يکدست و فرمايشی خارج کرد.&#187;    نگاهی به اسامی راه‌ يافتگان مجلس هشتم نشان از آن دارد، همان‌گونه که برخی از ناظران و تحليل‌گران پيش‌بينی کرده بودند، ترکيب کلی مجلس هشتم در اختيار نيروهای محافظه‌کار است.    &#160;اما محمدصادق جوادی حصار، روزنامه‌نگار ساکن مشهد، اين ترکيب را شکننده می‌داند و می‌گويد وحدت نظری در ميان اصولگرايان ديده نمی‌شود.    آقای جوادی حصار می گويد:&#171;اگر اين مطلب را مد نظر داشته باشيم که دولت آقای احمدی نژاد تلاش کرده تا نيروهای همسوتر با او به مجلس بروند و برای توسعه مبانی نظری و اجرائی کارهای دولت، بستر سازی کنند، دولت در اين امر کامروا نبوده و بخش قابل توجهی از نيروهای موجود در اصول گرايان مخالفان رويکرد های احمدی نژاد هستند و بنابراين نمی توانيم بگوييم که حتما&quot; اصول گرايی از نوع نگاه آقای احمدی نژاد در مجلس پيروز است.&#187;         &#171;دولت آقای احمدی نژاد تلاش کرده تا نيروهای همسوتر با او به مجلس بروند و برای توسعه مبانی نظری و اجرائی کارهای دولت، بستر سازی کنند، دولت در اين امر کامروا نبوده و بخش قابل توجهی از نيروهای موجود در اصول گرايان مخالفان رويکرد های احمدی نژاد هستند و بنابراين نمی توانيم بگوييم که حتما&quot; اصول گرايی از نوع نگاه آقای احمدی نژاد در مجلس پيروز است.&#187;    &#160;محمد صادق جوادی حصار      اما سوای نوع نگاه گروه‌های اصولگرا به سياست‌های محمود احمدی‌نژاد، برخی ديگر از تحليل‌گران باور دارند اختلاف‌نظرها در ميان اعضای اين جناح چندان زياد نيست.&#160;     بيژن حکمت، فعال و تحليلگر سياسی در پاريس، در اين باره می گويد:&#171; به نظر بنده&#160; اختلاف اساسی بين گروه های مختلف اصولگرا ديده نمی شود. وجود برخی اختلافات نشانه تکثر و افزايش پلوراليسم در جامعه است، بدون اينکه اين پلوراليسم غير خودی ها را هم در بربگيرد. ولی قسمتی از خودی ها بيشتر غير خودی و غير خودی می شوند و به نوعی ديگر در سياست جامعه، در سياست خارج از نهادهای جامعه، دردانشگاهها، درميان مردم، در مطبوعات يادر راديوها و از امکانات ديگری برای ابراز ديدگاه خود استفاده می کنند.&#187;    اما چه معتقد باشيم اختلاف نظری بالفعل در ميان گروه‌های اصولگرا هست و چه منکر چنين اختلافی باشيم، داود هرميداس باوند می‌گويد اساس نظام پارلمانی بر شکاف‌های حزبی‌ است و بسا که رفته رفته اصولگرايان از بنيادگرايان فاصله بگيرند.    آقای باوند می گويد:&#171;اگر تصور بکنيم ، که البته بعيد است، اصول گرايان و بنياد گرايان به دو جناح&#160; نسبتا&quot; متفاوت تقسيم شوند و بتوانند حط مشی های نسبتا&quot; متفاوتی اتخاذ کنند، اين به نوبه خود درخور توجه است، به اضافه اينکه اصلاح طلبان هم بتوانند يکپارچگی يکدلی درمقابل لوايح و طرح هايی که فکر مي کنند مغاير با مصالح مردم ايران&#160; و منافع ملی است، ايستادگی جدی بکنند ، حتی اگر شرايطی اقتضاء می کند که ابسترکسيون بکنند.&#187;    به هر روی، آن‌چنان که آمار رسمی نشان می‌دهند، در همين دور اول اقليتی ۵۷ نفری در مجلس هشتم شکل گرفته است. آيا اين ۵۷ نفر، به علاوه‌ی ديگر نامزدهای مستقل يا اصلاح‌طلب که در دور دوم به مجلس راه می‌يابند، خواهند توانست اقليتی &#171;مؤثر&#187; را پديد آورند؟&#160;&#160;     &#160;بيژن حکمت در اين باره می گويد:&#171;فکر نمی کنم که اين اقليت بتواند خيلی بيشتر از اقليت مجلس هفتم کاری انجام دهد بخصوص که افرادی مانند آقای اعلمی نيز حضور ندارند. حداکثر می توانند همان کاری که در شورای شهر می کنند، انجام دهند، يعنی بنوعی با مخالفان راست گرای احمدی نژاد متحد شوند . البته در شورای شهر اين را با افتخار گفته اند که باعث شديم که آقای قاليباف بتواند شهردار بشود. دراين حدود در شکاف اختلاف جناح های راست، می توانند&#160; بازی کنند.&#187;      انتخابات ریاست جمهوری      اما همان‌گونه که در نظام سياسی جمهوری اسلامی به يک سنت تبديل شده است، چشم انداز پيش روی جناح‌های سياسی، پس از انتخابات مجلس، انتخابات رياست جمهوری ا‌ست.         &#171;اساس نظام پارلمانی بر شکاف‌های حزبی‌ است و بسا که رفته رفته اصولگرايان از بنيادگرايان فاصله بگيرند&#187;    &#160;داوود هرمیداس باوند      &#160;انتخابات رياست جمهوری دهم حدود يک سال ديگر برگزار خواهد شد.&#160;&#160;     محمدصادق جوادی حصار عقيده دارد بدنه‌ اکثريت مجلس هشتم در تقابل با دولت قرار خواهد گرفت و بنابر اين نمی‌توان رياست جمهوری آتی را از هم اکنون در اختيار جناح اصولگرا دانست.    آقای جوادی حصار می گويد:&#171;مجلس هشتم هماهنگ با دولت عمل نخواهد کرد. تعارضاتی که متن جامعه با سياست های دولت دارد را لمس ميکنند، نمی توان گفت اين مجلس حامی سياست های دولت و جاده صاف کن برنامه های او برای دستيابی مجدد به قدرت رياست جمهوری خواهد بود.&#187;    بيژن حکمت نيز بر روی ديگر اين سکه تاکيد می کند و می گويد ترکيب فعلی مجلس هشتم بصورت قطعی نتيجه انتخابات رياست جمهوری آتی را مشخص نمی کند.    آقای حکمت می افزاديد:&#171;عده زيادی،دراين انتخابات که پيروزی آن از قبل مشخص بود، شرکت نکردند ولی در انتخابات آينده بين احمدی نژاد و فرضا&quot; آقای خاتمی، از آنجائی که نتيجه از پيش معلوم نيست و اين دو نفر باهم خيلی اختلاف دارند، احتمالا&quot; انتخاب رای دهندگان و ميزان مشارکت ربطی به اين مجلس نخواهد داشت.&#187;    داود هرميداس باوند نيز در اين زمينه می گويد:&#171;اگر جو مجلس چنين باشد که هست، پنجاه نماينده اصلاح طلب هم اگر حضور داشته باشند و قرار است که همان رويه سکوت را در پيش بگيرند که البته هيچ نتيجه ای ندارد مگر اينکه اين شجاعت را داشته باشند، به عنوان نماينده مجلس موضع گيری کنند و هزينه آنرا هم بجان بخرند چون در ايران سابقه وجود دارد که دادگاه انقلاب نمايندگان را به سبب اظهار نظرات و گاهی آرای آنها، احضار می کند .&#187;         &#171;صرفنظر از اينکه چند نفر از اصلاح طلبان به مجلس راه پيدا کنند، درون مجلس هم&#160; تمهيدات و سازکارهای گوناگونی وجود خواهد داشت که مانع از اين شود که آنها بتوانند بصورت يکپارچه تاٌثيرگذار بمعنای واقعی باشند.&#187;    مهرداد مشایخی        ميزان اثر گذاری اقليت مجلس هشتم      آيا اقليت فعلی، هزينه‌هايی را که داود هرميداس باوند به آن‌ها اشاره می‌کند، به جان خواهد خريد؟&#160;&#160;     &#160;محمدصادق جوادی حصار عقيده دارد با اين‌که اقليت تعيين‌کننده‌ای در مجلس هشتم نخواهد بود اما اقليت مؤثری شکل خواهد گرفت که می‌توانند در پاره‌ای از مصوبات تأثيرگذار باشند.    آقای جوادی حصار می گويد:&#171; اقليت تعيين کننده اقليتی است که بتواند مجلس را از اکثريت بياندازد و کاری بکنند که برای دستيابی به اهداف و برنامه&#160; ناچار باشند که آنها را راضی کنند و هماهنگی کنند، امتياز بدهند، امتياز بگيرند تا بتوانند به برنامه خود برسند و اين اقليت تاکنون در اين مجلس شکل نگرفته ولی اکثريت موءثر به معنای اينکه بتوانند سئوال کنند، بتوانند وزير استيضاح کنند، از رييس جمهوری سئوال کنند، موضع گيری کنند و در پاره ای از موارد مخالفت کنند، ممانعت کنند يا افشاء گری کنند، اين الان دارد شکل می گيرد.&#187;    اما مهرداد مشايخی،استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه جرج تاون واشنگتن با اين تحليل موافق نيست و&#160; برد تأثيرات اصلاح‌طلبان را در مجلس هشتم زياد نمی‌بيند.    او می گويد:&#171;صرفنظر از اينکه چند نفر از اصلاح طلبان به مجلس راه پيدا کنند، درون مجلس هم&#160; تمهيدات و سازکارهای گوناگونی وجود خواهد داشت که مانع از اين شود که آنها بتوانند بصورت يکپارچه تاٌثيرگذار بمعنای واقعی باشند. در شرايط استثنايی البته مي توانند در حد کمی تاثير بگذارند ولی به آن معنی که خوداعلام و فکرمي کنند، به هيچوجه اين طورنيست.&#187;    فارغ از آرايش سياسی مجلس هشتم، ميزان اثرگذاری اقليت در آن، انتخابات آتی رياست جمهوری و تمامی بحث‌های ديگر، به گفته مهرداد مشايخی نکته‌ی مهمی را نبايد از ياد برد.    آقای مشایخی می گوید:&#171;حدود سی وپنج تا چهل درصد مردم ايران بخشی هستند که نه به اصلاح طلبان رای مي دهند و نه به اصول گرايان، اين نيرو بايد به فکر خود باشد و بينديشد به راهکارهايی که بتواند صدايش را در جامعه ايران به شکلی منعکس کند. من شخصا&quot; با توجه به تجارب کشورهای ديگر و آنچه که در ايران در حال حاضر اتفاق افتاده، راه ديگری به جز شرکت در اشکال مختلف جنبش های اجتماعی و جنبش های اعتراضی نمی بينم.&#187;    در حاليکه برخی تحليلگران بر اين تاکيد دارند که حذف عده ای از داوطلبان نمايندگی از ميدان رقابت سبب شد بخش قابل اعتنايی از شهروندان از حوزه های رای گيری انتخابات هشتمين دوره مجلس رويگردان شوند، برخی ديگر از آگاهان سياسی می کوشند به سنجش امکاناتی که رای عده ديگری از شهروندان&#160; می تواند فراهم کند، بپردازند.&#160;&#160;&#160;    &#160;اعلام نتايج کامل انتخابات در روزهای آينده می تواند به بحث ميان اين دو نقطه نظر ابعاد تازه ای بخشد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_new_parliament/439952.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_new_parliament/439952.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 20 Mar 2008 00:52:25 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F2229D8E-7B6F-4804-9D26-D278E5412549_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;انتخابات مجلس، مرحله ای مهم در کودتای سپاه است&#187;</title>
            <description>به تازگی مقاله ای در وبسايت مؤسسه آمريکن اينترپرايز منتشر شده است با عنوان:&#171;انتخابات مجلس در ايران و کودتای خزنده سپاه پاسداران.&#187; &#160;به تازگی مقاله ای در  وبسايت مؤسسه آمريکن اينترپرايز  منتشر شده است با عنوان:&#171;انتخابات مجلس در ايران و کودتای خزنده سپاه پاسداران.&#187;    مقاله اين گونه آغاز می شود:    &#171;قدرت غايی در ايران نزد رهبر است و در بيت او خانه دارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نيز ابزار اجرای خواسته های اوست. اما نظام انتخاباتی به هر روی به برخی منازعات نيز دامن می زند. ايرانيان هر چهار سال يک بار برای انتخاب رييس جمهوری به پای صندوق های رای می روند و هر چهار سال يک بار نيز برای برگزيدن نمايندگان مجلس شورای اسلامی در انتخابات شرکت می کنند. اين دو انتخابات هيچ گاه همزمان و در يک سال برگزار نمی شود. زيرا به خاطر ساختار پيچيده قدرت حکومت، انتخابات به مردم حق حاکميت نمی دهد؛ آنها همچنان در نقش مهم دماسنج سياسی باقی می مانند.&#187;    علی آلفونه،&#160;از دانشگاه کپنهاگ دانمارک و نويسنده اين مقاله،&#160;در قسمت ديگری از مقاله خود نوشته است:&#171;سه سال پيش، محمد قوچانی، سردبير روزنامه اصلاح طلب شرق اعلام کرد که انتخابات رياست جمهوری نهم، که رقابتی بود بين محمود احمدی نژاد و سه فرمانده پيشين سپاه پاسداران، از &#171;ورود نسل جديدی از سپاهيان&#187; خبر می دهد. انتخابات پيش روی مجلس نيز خبر از آن می دهد که کوشش های رهبری جمهوری اسلامی برای هدايت انتخاب ها به سوی افسران سپاه پاسداران، نه استثنا که قاعده است.&#187;    به باور نويسنده اين مقاله، &#171;رياست جمهوری محمود احمدی نژاد نشانه ای بيشتر از تغيير نسل در جمهوری اسلامی است. آقای احمدی نژاد نهادهای اجرايی دولت را به سپاهيان سپرده است. از همين منظر، انتخابات پارلمانی پيش رو مرحله ای تازه در تثبيت قدرت سپاه پاسداران محسوب می شود.&#187;    نگره مرکزی اين مقاله چنين است: &#171;سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال تغيير دادن ماهيت جمهوری اسلامی است؛ با اينکه ايران را همچنان روحانيان رهبری ميکنند اما در عمل، جمهوری اسلامی شروع به همسان سازی با رژيم های نظامی جهان سوم کرده است. انتخابات ۲۴ اسفند مجلس ايران، به مرحله ای مهم در اين کودتای خزنده تبديل خواهد شد.&#187;    علی آلفونه، در گفت وگو با  راديو فردا  در ديدگاه خود را توضيح داده است.      راديو فردا: منظور شما از جابه جايی قدرت و کودتای خزنده که مرتب در اين مقاله به آن اشاره می شود، چيست؟        آلفونه : مسئله اين است که از همان اوان انقلاب اسلامی، دو نهاد بسيار مهم تا به امروز مرکزيت نهادهای قدرت را در ايران تشکيل داده اند: يکی از اينها روحانيت بوده و ديگری نيروهای نظامی. اين نيروهای نظامی در اوان انقلاب شامل کميته انقلاب به علاوه سپاه پاسداران بودند. امروزه می توانيم بگوييم که بيشتر سپاه پاسداران است. چون کميته انقلاب در سپاه پاسداران ادغام شد.     سپاه پاسداران يک نهاد نظامی ايدئولوژيک بوده است که در سياست همواره راهی برای خود باز کرده است.     سران نظام جمهوری اسلامی هم از سپاه پاسداران برای نابودی دشمنان و رقبای خود استفاده ابزاری کرده اند، اما همين سپاه پاسداران قدرت را از خود روحانيت هم خواهد گرفت.     آينده ايران ديگر همکاری بين دو نهاد روحانيت و سپاه پاسداران نخواهد بود؛ بلکه قدرت در دست نمايندگان سپاه پاسداران خواهد بود.      در بخشی از مقاله شما آمده است:&#171;از همين منظر، انتخابات پارلمانی پيش رو مرحله ای تازه در تثبيت قدرت سپاه پاسداران محسوب می شود.&#187; کدام شواهد نشان از آن دارد که مجلس هشتم در تسخير سپاهيان خواهد بود؟        آلفونه : در ايران روندی وجود دارد که مقام رهبری با استفاده از نيروهای نظامی، به خصوص سپاه پاسداران، سعی کرده است رقبای خود را از صحنه سياست خارج کند.     يکی از شواهد اين است که تعداد سپاهيان پيشين در مجلس ايران رو به افزايش است. بسياری از کانديداهای انتخابات اين دوره هم سپاهی بوده اند.     مسئله اين است که اگر علاوه بر نهاد رياست جمهوری، علاوه بر نهاد ناظر بر انتخابات، که آن هم زير نظر سپاهيان است، و علاوه بر صدا و سيمای جمهوری اسلامی، که آن زير نظر سپاه پاسداران است، اگر مجلس هم کاملا در اختيار سپاه پاسداران قرار گيرد، آيا نظام جمهوری اسلامی همچنان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند يا به جمهوری های نظامی يکی اضافه خواهد شد؟     من در اين مقاله پيش بينی کرده ام که اصل جمهوريت از بين خواهد رفت و ايران هم به ديکتاتوری نظامی بدل خواهد شد.    اين طور که من می بينم، آقای خامنه ای با شرکت دادن سپاهی ها در مجلس آينده، ممکن است بتواند در کوتاه مدت رقبای خود را از صحنه سياست دور کند، ولی يکی از پيامدهای اقتدار سپاه &#171;تضعيف مقام رهبری&#187; است؛ چرا که مجلسی که سپاهی باشد، در کنار رييس جمهوری و ساير نهادهای ديگر که به تسخير سپاهيان درمی آيد، ديگر نيازی نمی بينند که از مقام رهبری حرف شنوی داشته باشند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_majlis_sepah/437667.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_majlis_sepah/437667.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 04 Mar 2008 12:31:21 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8BC05F0F-8823-4DA1-9F1D-7D072AC16464_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;فيلم هلندی درباره قرآن و تسویه حساب جریان های تندرو&#187; </title>
            <description>غلامحسين الهام، وزير دادگستری جمهوری اسلامی، روز گذشته با ارسال نامه‌ای به وزير دادگستری هلند، از او خواست تا جلو نمايش فيلمی به گفته‌ او &#171;توهين‌آميز عليه قرآن&#187; گرفته شود. غلامحسين الهام، وزير دادگستری جمهوری اسلامی، روز گذشته با ارسال نامه‌ای به وزير دادگستری هلند، از او خواست تا جلو نمايش فيلمی به گفته‌ او &#171;توهين‌آميز عليه قرآن&#187; گرفته شود.&#160;    موضوع اين فيلم مدتی‌ است که خبرساز شده است. گريت وايلدرز، يا با گويش هلندی: خريت ويلدرز، نماينده‌ پارلمان هلند و رهبر حزب راست‌گرای آزادی هلند، فيلمی ساخته است که گفته می‌شود به خشونت‌های دين اسلام می‌پردازد.     رضا علامه‌زاده، فيلمساز ايرانی مقيم هلند، در گفت وگو با  راديو فردا  ديدگاه های خود را درباره اين فيلم&#160; و کارگردان آن&#160;بیان کرده&#160;است:      رادیو فردا:&#160; جايگاه سياسی خريت وايلدرز&#160; در عرصه سیاسی هلند کجاست&#160;و&#160; قیلم او به چه میزان ارزش هنری دارد؟        رضا علامه‌زاده:  &#171;خريت ويلدرز&#187; يکی از نمايندگان مجلس، که يک حزب کاملاْ دست راستی را نمايندگی می کند و در سال های اخير، به ويژه در زمينه بحث های عليه اسلام، قرآن و مسلمانان در هلند شهرتی پيدا کرده&#160; و به دليل تندروی در اين زمينه ها، در سياست هلند مطرح شده است.         &#171;موضوع اين است که کسی که فيلمساز نيست و تنها اعتقادات دست راستی خود را در اين شرايط مطرح می کند، باعث آشوب در جامعه می شود. فيلم اگر ساخته شده، بايد نشان داده شود زيرا سانسور هميشه مذموم و نادرست است و اين درست نيست که به دليل نگرانی از نتيجه فيلم، جلوی پخش آن گرفته شود.&#187;     رضا علامه زاده      اين مسئله يک بحث سينمايی نيست، زيرا&#171;خريت ويلدرز&#187; نه فيلمساز است و نه در هنر فعاليت دارد. در اين ميان سينما وسيله ای شده است برای سرکوب و حساب کشی بين دو جريان تندرو.    &#160;در حقيقت، دست راستی ترين حزب هلند يا همان حزب آزادی روی ديگر سکه ای است که نظام جمهوری اسلامی به آن شيوه حکومت خود را برقرار کرده است. اينها دو روی سکه اند که به ظاهردر جنگ می باشند ولی در باطن به يکديگر کمک می کنند.&#160;&#160;     نکته اصلی و مهم اين است که اين گونه تندروی ها در اين مسائل، فقط به تندروی های متقابل از آن سو منجر می شود.     ممکن است بسياری از موضوعات مطرح شده درست باشد، به عنوان مثال در قرآن از خشونت تعريف و تمجيد می شود ضمن اين که در آن از ترحم و برادری نيز صحبت شده است. ولی وقتی اين موضوعات در شرايط موجود مطرح می شود، آن هم از جانب يک رهبر دست راستی و به شدت ضد خارجی&#160; و به شکلی سينمايی، هم هنر سينما بدنام می شود و هم زمينه را برای تندروی های جوانان مسلمان در هلند فراهم می کند و سلامت جامعه دموکراتيک هلند را به خطر می اندازد.      &#160;فيلم &#171;خريت ويلدرز&#187; را بايد&#160; حادثه ای مستقل به حساب آورد و يا می شود آن را تداوم فيلم &#171; تئو وانگو&#187; که چهار سال پيش به قتل وی منجر شد دانست؟      بله، به يک معنا همين طور است. اين فيلم از نظر خط فکری ادامه همان راه است. البته ساختن فيلم از &#171;تئو وانگو&#187; که خود در ساخت برنامه های تلويزيونی فعاليت داشت عجيب نبود، در حالی که برای &#171;ويلدرز&#187; که سابقه ای درسينما و تلويزيون ندارد عجيب است.     من نمی دانم موضوع اين فيلم چيست زيرا هيچ کس در اين مورد توضيحی نمی دهد بلکه فقط از تأثير سياسی و اجتماعی اين فيلم صحبت می شود، فيلمی که معلوم نيست اصلاْ ساخته شده است يا نه.      &#160;موضوع اصلی آزادی بيان است. آيا جلوگيری از نمايش يک فيلم، سانسور يا محدود کردن آزادی بيان نيست؟      جلوگيری از نمايش يک فيلم، سانسور است ولی نقد يک فيلم سانسور نيست. موضوع اين است که کسی که فيلمساز نيست و تنها اعتقادات دست راستی خود را در اين شرايط مطرح می کند، باعث آشوب در جامعه می شود. فيلم اگر ساخته شده، بايد نشان داده شود زيرا سانسور هميشه مذموم و نادرست است و اين درست نيست که به دليل نگرانی از نتيجه فيلم، جلوی پخش آن گرفته شود.    همين حزب آقای ويلدرز، کاملاْ دست راستی است و به عبارتی فاشيستی. ولی طبق قانون کسی آن را ممنوع اعلام نکرده زيرا اين لغتی است که با معيارهای فاشيست که در جامعه بايد ممنوع باشد، متفاوت است.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_greet_wilders_film/435638.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_greet_wilders_film/435638.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 19 Feb 2008 23:23:36 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DD1F611F-7EA1-45A7-A468-372FBEC39FAD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> تاييد صلاحيت ۲۵۱ تن ديگر از رد صلاحيت شدگان </title>
            <description>بيست وچهار روز مانده تا انتخابات مجلس هشتم، همچنان نامزدها، احزاب، ناظران، منتقدان و جناحهای سياسی به شورای نگهبان چشم دوختهاند که چگونه فهرست تاييدشدگان نهايی را، پيش از رأی مردم، معرفی خواهد کرد. بيست وچهار روز مانده تا انتخابات مجلس هشتم، همچنان نامزدها، احزاب، ناظران، منتقدان و جناح های سياسی به شورای نگهبان چشم دوخته اند که چگونه فهرست تاييدشدگان نهايی را، پيش از رأی مردم، معرفی خواهد کرد.    عباسعلی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان، روز سه شنبه خبر داد که ۲۵۱ نامزد ديگر انتخابات مجلس هشتم تاييد صلاحيت شده اند.    سخنگوی شورای نگهبان در گفت وگو با خبرگزاری دانشجويان ايران،  ايسنا،  گفت که اسامی اين تاييد شدگان دوشنبه شب به وزارت کشور اعلام شد.    شورای نگهبان جمهوری اسلامی تا سوم اسفندماه فرصت دارد اسامی تاييد صلاحيت شدگان نهايی را معرفی کند.    پس از آنکه هیئت های اجرايی و نظارت شماری از ثبت نام کنندگان را فاقد صلاحيت برای داوطلبی مجلس اعلام کردند، شخصيت ها و جناح های مختلف سياسی نسبت به ردصلاحيت گستردهای که بي سابقه بوده است اعتراض کردند.    اما طی هفته گذشته، شورای نگهبان در سه مرحله صلاحيت مجموعا ۸۳۲ نامزد را که در مراحل قبلی ردصلاحيت شده بودند تاييد کرد و آنها را به رقابت های انتخاباتی مجلس هشتم بازگرداند.    به گفته عباسعلی کدخدايی اسامی اين ۲۵۱ نفر، که در مراحل قبلی ردصلاحيت شده بودند، شب گذشته به وزارت کشور جمهوری اسلامی اعلام شده است.    البته سخنگوی شورای نگهبان به  ايسنا  گفته است نام هايی که در برخی رسانه ها منتشر شده است مورد تاييد شورای نگهبان نيست و اسامی رسما برای وزارت کشور ارسال مي شود.    خبرگزاری نيمهرسمی  فارس  فهرست کاملی از تاييد صلاحيت شدگان مرحله فعلی را روز سه شنبه منتشر کرده است. در اين فهرست، از جمله نام الياس حضرتی، نجفقلی حبيبی و اسدالله کيان ارثی نيز ديده مي شود.    از سوی ديگر، عليرغم افزايش شمار تاييد صلاحيت شدگان، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان روز شنبه در جمع خبرنگاراران اعلام کرده بود که از ۲۹۰ کرسی مجلس هشتم، اصلاح طلبان تنها در ۶۰ کرسی امکان رقابت دارند.    عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، همچنين گفته بود: &#171;اينکه برخی از اصلاح طلبان توسط هیئت های نظارت و شورای نگهبان بازگشته اند، خيلی اتفاق خاصی نيست. در خوشبينانه ترين حالت ۲۰ الی ۲۵ درصد کرسي های رقابتی را مي توانيم داشته باشيم.&#187;    بر همين اساس، اصلاح طلبان گفته اند برنامه ريزی انتخاباتی خود را به بعد از سوم اسفند موکول کرده اند.    &#160;جهانبخش خانجانی، معاون کميته تبليغات و اطلاع رسانی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، روز سه شنبه از تأييد صلاحيت پنج کانديدای ديگر اصلاح طلبان خبر داد اما گفت: &#171;اگر روند تأييد صلاحيت ها مناسب باشد احتمالا در اسفندماه همايش بزرگ خود را برگزار خواهيم کرد&#187;.          &#171;آن چنان که گفته مي شود الان بين نود تا صد نفر از اصلاح طلبان و جريان های مستقل تاييد صلاحيت شده اند؛ اين تعداد مي توانند ۶۰ تا ۶۵ کرسی مجلس را به خود اختصاص دهند. يعنی حدود بيست و يک تا بيست و دو درصد. اما توجه کنيد که اولا از اين تعداد برخی رأی نمي آورند، تعدادی را هم اجازه نمي دهند از صندوق های رأی&#160; بیرون بيايند، و در نتيجه مي خواهند اقليتی ده تا پانزده درصدی شکل بدهند.&#187;     عیسی سحرخیز&#160;      سوم اسفند زمان پايان بررسي های شورای نگهبان و اعلام فهرست نتايج نهايی نامزدهاست.    &#160;در تذکرات امروز نمايندگان مجلس به رييس جمهوری و وزرا، دو تذکر، انتخاباتی بودند. حسن مرادی، نماينده&#160; اراک، به وزيران کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی تذکر داد با روزنامه هايی که اقدام به انتشار نظرسنجی و آمار خلاف واقع در مورد کانديداهای رقيب مي کنند برخورد جدی صورت گيرد.    قدرت الله عليخانی، نماينده قزوين، نيز به وزير دادگستری جمهوری اسلامی تذکر داد برای شناسايی و برخورد قانونی با توهين کنندگان و تخريب کنندگان شخصيت ها در سايت های بانشان و بينشان پيگيری و اهتمام جدی صورت گيرد.    از جناح اصولگرايان نيز خبرهايی مبنی بر اختلاف بر سر تعيين فهرست ها شنيده مي شود. محمدباقر قاليباف، شهردار تهران که به تبريز سفر کرده، گفته است اصولگرايان اصلاح طلب فهرست جداگانه ای برای تهران نمي دهند اما &#171;با ليست فعلی اصولگرايان هم موافق نيستند.&#187;    آقای قاليباف همچنين گفت که فهرست فعلی اصولگرايان قابل خدشه و قابل بحث است و تا رسيدن به فرصت نهايی احتمالا اصلاح خواهد شد.      معيار تاييدهای مجدد؛ قانون يا آرايش سياسی؟      پس از آنکه هیئت های اجرايی و نظارت صلاحيت شمار زيادی از ثبت نام کنندگان مجلس هشتم را رد کرد، شورای نگهبان تاکنون طی سه مرحله صلاحيت ۸۳۲ نفر را که در مراحل قبلی رد شده بودند تاييد کرده است.    پرسش اينجاست که بازگرداندن اين افراد به عرصه انتخابات آيا فارغ از گرايش های سياسی آنها و صرفا از روی موازين قانونی بوده است يا، آن طور که منتقدان مي گويند، آرايشی خاص در تاييد صلاحيت ها به چشم مي خورد.    عيسی سحرخيز، روزنامه نگار، به  راديو فردا  مي گويد:&#171;جريان اقتدارگرا به گونه ای در حال مهندسی انتخابات است. يعنی پس از آنکه تعداد زيادی را رد صلاحيت کرد، الان سر فرصت در حال نگاه کردن است که در چه حوزه هايی، چه تعداد و چه کسانی بايد به انتخابات بازگردند.&#187;    به گفته آقای سحرخيز، هدف شورای نگهبان چيدن مجلسي است که &#171;دو جريان اقتدارگرا (موافق و مخالف آقای احمدي نژاد)&#160; بدنه اصلی باشند و يک جريان اصلاح طلب و مستقل هم حکم تزيين انتخابات را داشته باشند.&#187;    &#160;عيسی سحرخيز، همچنين، در گفت وگو با  راديو فردا، &#171;کم تجربگی&#187;&#160; مجريان انتخابات را نيز عاملی ديگر برای ردصلاحيت ها و سپس تاييدهای مجدد مي داند    &#160;آقای سحرخيز مي گويد: &#171;جريان نظامی فعلی، که کارش اين نيست، و ملاحظات خودش را در درون وزارت کشور و در استانداري ها و فرمانداري ها عمل مي کند، ضعف اجرايی داشته است&#187;.    به باور آقای سحرخيز، ردصلاحيت های&#171;فله ای&#187; و &#171;تاييدهای مجدد&#187; گزينشی&#160; و &#171;فرمايشی&#187; هستند. او مي گويد تمامی اين &#171;تایید صلاحیت های مجدد&#187; به گونه ای صورت مي گيرد که اصلاح طلبان جايگاه زيادی به دست نياورند.    اين روزنامه نگار همچنين به  راديو فردا  مي گويد: &#171;آن چنان که گفته مي شود الان بين نود تا صد نفر از اصلاح طلبان و جريان های مستقل تاييد صلاحيت شده اند؛ اين تعداد مي توانند ۶۰ تا ۶۵ کرسی مجلس را به خود اختصاص دهند. يعنی حدود بيست و يک تا بيست و دو درصد. اما توجه کنيد که اولا از اين تعداد برخی رأی نمي آورند، تعدادی را هم اجازه نمي دهند از صندوق های رأی&#160; بیرون بيايند، و در نتيجه مي خواهند اقليتی ده تا پانزده درصدی شکل بدهند.&#187;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_election_iran/435628.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_election_iran/435628.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 19 Feb 2008 21:37:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CFED57CF-C82D-4A5E-A54E-51C1D7A28030_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۴۰ روز مانده به انتخابات مجلس: رقیب کجاست؟</title>
            <description>در فاصله کمتر از ۴۰ روز مانده به انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی، بيشترين خبرها بر دو موضوغ رد صلاحيت های گسترده تر اصلاح طلبان و همچنين اعلام انصراف ها از نامزدی نمايندگی اختصاص داشته است. در فاصله کمتر از ۴۰ روز مانده به انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی، بيشترين خبرها بر دو موضوغ رد صلاحيت های گسترده تر اصلاح طلبان و همچنين اعلام انصراف ها از نامزدی نمايندگی اختصاص داشته است.      پايگاه خبری ستاد ائتلاف اصلاح طلبان  خبر داده است که علی اشراقی، نوه آيت الله خمينی، نيز از سوی هيات های نظارت بر انتخابات رد صلاحيت شده است. علی اشراقی با انتقاد از نحوه تحقيقات انجام شده گفته است: &#171;آنچه جای تاسف دارد، مضمون پرسش هاست.&#187;    به گفته وی، از همسايگان پرسيده اند که آيا او صورتش را اصلاح می کند؟ سيگار می کشد؟ و همسرش حجاب اسلامی را رعايت می کند؟    همچنين از روز چهارشنبه، ۱۷ بهمن، اخبار متعددی مبنی بر اعلام انصراف از هر دو جناح اصلاح طلبان و اصولگرايان منتشر شد.              &#171;به نظر من، رد صلاحيت ها دارای موازينی است. حالا ممکن است که من و شما با آنها خيلی موافق نباشيم. اما پيش می آيد و آنها با سوء نيت، اين کار را نمی کنند. برخی از افرادی که در شورای نگهبان هستند و من آنها را می شناسم و به آنها ارادت دارم، افراد صالحی هستند.&#187;     سعید رجایی خراسانی      پايگاه های اينترنتی اصلاح طلبان خبر داده اند که محمدرضا عارف، معاون اول دولت محمد خاتمی، از نامزدی اعلام انصراف کرده است. بر اساس اين گزارش ها، اسحاق جهانگيری نيز در حال رايزنی برای اعلام انصراف است.    از اردوگاه اصولگرايان نيز خبر می رسد که روح الله حسينيان، معاون وزير اسبق اطلاعات، و همچنين رضا تقوی، نماينده مجلس پيشين، از نامزدی نمايندگی مجلس انصراف داده اند.    در اين ارتباط، محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران، رد صلاحيت ها در هيات های اجرايی را &#171;فاجعه ای&#187; خواند که &#171;در مرحله دوم و در هيات های نظارت سنگين تر شده است.&#187;    جمشيد برزگر، تحليلگر مسايل ايران از  راديو فردا،  می گوید: &#171;نکته ای که در سخنان آقای خاتمی جالب توجه است، اينکه ازميزان ردصلاحيت ها انتقاد کرده و آن را فاجعه آميز دانسته است. بدين ترتيب، آنچه که از سوی اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار گرفته، ميزان ردصلاحيت هاست، نه نفس ردصلاحيت ها، در حالی که ميان اين دو موضوع تفاوت عمده ای وجود دارد. بدين معنا که می توان تصور کرد اگر ميزان رد صلاحيت اصلاح طلبان کمتر از اين بود، اين انتقادها مطرح نمی شد و آقای عارف استعفا نمی داد و&#160; حال که چهره های شاخص اصلاح طلب حذف شده اند، اين موضوع مورد انتقاد قرار گرفته است.&#187;    اما ردصلاحيت ها و مجموع عملکرد شورای نگهبان مدافعانی نيز دارد. سعيد رجايی خراسانی، نماينده اسبق جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، از جمله اين مدافعان است که در مصاحبه ای به  راديو فردا  می گويد: &#171;به نظر من، رد صلاحيت ها دارای موازينی است. حالا ممکن است که من و شما با آنها خيلی موافق نباشيم. اما پيش می آيد و آنها با سوء نيت، اين کار را نمی کنند. برخی از افرادی که در شورای نگهبان هستند و من آنها را می شناسم و به آنها ارادت دارم، افراد صالحی هستند.&#187;    اما حسين باستانی، روزنامه نگار ساکن فرانسه، ردصلاحيت های فعلی را حتی با معيارهای پيشين جمهوری اسلامی، بی سابقه می داند.    او می گويد: &#171;اين واقعيت است که حتی بر مبنای قانون اساسی فعلی و حتی بر مبنای عرف جمهوری اسلامی در مدت ۲۹ سال گذشته رفتارهايی که صورت می گيرد، در هر دوره، غيرقانونی تر می شود. برای مثال، اشاراتی که به نقش آفرينی شورای نگهبان در تاييد صلاحيت ها می شود، در اين دوره، ما هنوز به آن نرسيده ايم. به عبارت ديگر، عمده ردصلاحيت ها توسط هيات های اجرايی انجام شده است که وابسته به وزارت کشور هستند.&#187;    آقای رجايی خراسانی که عملکرد شورای نگهبان را &#171;قابل دفاع و کاملا منطبق بر موازين قانونی&#187; می داند، خود نيز در گذشته&#160;چندین بار برای انتخابات ریاست جمهوری&#160;ردصلاحيت شده است.              &#171;همواره چنين تلقی شده است که انتخابات مجلس، گام مهمی برای انتخابات رياست جمهوری است که به هر حال، در آن نامزدی آقای قاليباف می تواند مطرح باشد و همچنين می تواند تلاشی باشد برای رسيدن به هدف اصلی، يعنی رياست جمهوری، به حساب آيد.&#187;&#160;     جمشید برزگر      او می گويد: &#171;من چند بار درانتخابات رياست جمهوری شرکت کردم و همين شرای نگهبان صلاحيت مرا رد کرد. پس از آن از برخی از مسئولان سئوال کردم که به چه دليلی، من که هفت سال نماينده شما در سازمان ملل بودم و هيچ کس نمی تواند کوچکترين نقطه ضعف سياسی را در اين مدت، از من پيدا کند، ردصلاحيت شدم؟&#187;    &#171;به نظر من، در آنجا ملاک هايی وجود داشت که مرا خوشحال نمی کرد، ولی وجود داشتند.&#187;    فارغ از کارنامه شورای نگهبان، دست کم می توان باور داشت که ميزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی، يکی از مولفه های کارساز در تصميم گيری های سياسی به شمار می رود.     آيا با ردصلاحيت گسترده و تنگ تر کردن فضا بر افراد و احزاب بيرون از حاکميت، انتخاباتی کاملا غيررقابتی رقم نخواهد خورد؟    جمشيد برزگر اعتقاد دارد: &#171;غيررقابتی بودن انتخابات حتی نگرانی هايی را در بين جناح اصولگرا به همراه داشته است. البته اين نگرانی به ميزان شرکت مردم در انتخابات مربوط می شود. طبيعی است که اگر انتخابات غيررقابتی باشد، شور انتخاباتی کمتری حاکم خواهد شد و احتمال می رود که شمار رای دهندگان به ميزان چشمگيری کاهش يابد. در نتيجه حتی در بين اصولگرايان بحث هايی وجود دارد که رقابتی ايجاد شود که ميزان بيشتری از مردم پای صندوق های رای بروند.&#187;    برنده يا بازنده شدن در انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی، علاوه بر معانی مختلفی که دارد، معنای ويژه ای هم دارد که جناح ها بدان چشم دوخته اند.    آقای برزگر می گويد: &#171;همواره چنين تلقی شده است که انتخابات مجلس، گام مهمی برای انتخابات رياست جمهوری است که به هر حال، در آن نامزدی آقای قاليباف می تواند مطرح باشد و همچنين می تواند تلاشی برای رسيدن به هدف اصلی، يعنی رياست جمهوری، به حساب آيد.&#187;&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_election/434015.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_election/434015.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 08 Feb 2008 16:19:27 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2F0462E6-ACC4-4868-A911-20A2238A6AC3_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مشروب، اعدام و قوانين اسلامی در روزگار مدرن</title>
            <description>روز سه‌شنبه خبرگزاری‌های ایران خبر دادند که یک جوان ۲۲ ساله به نام محسن به اتهام چهار بار مشروب خوردن، یا با اصطلاح اسلامی‌اش &#171;شُرب خَمر&#187;، به اعدام محکوم شده است. این حکم در حالی صادر شده است که طی یک سال گذشته اجرای مجازات‌هایی نظیر سنگسار، قطع کردن دست و پای مخالف و اعدام در ملأ عام افزایشی چشمگیر داشته و مخالفت شدید گروه‌های مدافع حقوق بشر را برانگیخته است. روز سه‌شنبه خبرگزاری‌های ایران خبر دادند که یک جوان ۲۲ ساله به نام محسن به اتهام چهار بار مشروب خوردن، یا با اصطلاح اسلامی‌اش &#171;شُرب خَمر&#187;، به اعدام محکوم شده است. این حکم در حالی صادر شده است که طی یک سال گذشته اجرای مجازات‌هایی نظیر سنگسار، قطع کردن دست و پای مخالف و اعدام در ملأ عام افزایشی چشمگیر داشته و مخالفت شدید گروه‌های مدافع حقوق بشر را برانگیخته است.    قاضی جليل جليلی، دادرس شعبه‌ای که برای محسن حکم اعدام صادر کرده است، در گفت‌وگو با خبرگزاری  ایسنا  به مردم هشدار می‌دهد که سوابق افراد در کامپیوترهای دادگستری ثبت می‌شود و به گفته‌ او، اگر کامپیوتر نشان دهد که كسی شرب خمر برای بار سوم داشته، برای او مجازات قانونی كشتن در نظر گرفته می‌شود.    مجازات اعدام برای جرم مشروب خوردن، به صراحت در قانون مجازات اسلامی ذکر شده است. طبق ماده‌ی ۱۷۹ قانون مجازات اسلامی، هرگاه کسی دو بار مشروب الکلی بنوشد و محکوم به حد شلاق شود، در نوبت سوم دادگاه می‌تواند برای وی حکم مرگ صادر کند.         اساس احکامی که در قرآن آمده برمی‌گردد به عرف زمان نزول وحی. در آن زمان، این گونه احکام رایج بوده. اینها اقتضائات حکومتی زندگی پیامبر بوده است. در تعمیم این احکام به زمان بعد از ایشان جای شک و تردید است.     احمد قابل در گفت و گو با راديو فردا      با اينکه قانون مجازات اسلامی نزدیک به سی ‏سال است که در جمهوری اسلامی تصويب شده، ولی صدور احکامی مانند این حکم، در سال‌های گذشته کمتر سابقه داشته است.     در&#160;ماه‌های گذشته، اخبار مربوط به مجازات‌هايی همچون سنگسار، پرتاب از بلندی، و قطع دست و پا&#160;بارها در&#160;رسانه‌ها تکرار شده است.    در قانون مجازات اسلامی پنج نوع مجازات مقرر شده است: حدود، قصاص، ديات، تعزيرات و مجازات‌های بازدارنده.     اما مدافعان حقوق بشر پیش از این بارها گفته‌اند که اجرای برخی از این مجازات‌ها صراحتا مخالف اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر است و شکنجه تلقی می‌شوند.    ماده‌ پنجم اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر می‌گوید:&#171;هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضدانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.&#187;    عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و فعال حقوق بشر، در گفت‌وگو با  رادیو فردا  می‌گوید:&#171;شکنجه در کنوانسیون ۱۹۸۴ شکنجه، تعریف شده. تعریف آن هم تعریف سازمان ملل است و در تمام دنیا این تعریف جا افتاده. هر آزاری که به تمامیت جسمانی یا روحی انسان لطمه بزند شکنجه است. حالا بگویند تنبیه، یا مثل قبل در مورد شلاق بگویند تعزیر، تغییری در قضیه نمی‌دهد.&#187;    وی می افزايد:&#171;شکنجه در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حتی در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر منع شده است. این میثاق در مجلس قانون‌گذاری ایران تصویب شده. و هر دولتی که در ایران حکومت می‌کند، جمهوری اسلامی باشد یا شاهنشاهی باشد یا هر نوع حکومت آینده، تا زمانی که عضو این میثاق باشد، باید این میثاق را رعایت کنند.&#187;    اعمال مجازات سنگسار در جمهوری اسلامی نیز اعتراض شدید مدافعان حقوق بشر را در پی داشته است.    دوری دایک، کارشناس مسایل ایران در عفو بین‌الملل، به  رادیو فردا  می‌گوید:&#171;به نظر ما و به نظر اکثریت مدافعان حقوق بشر و بی‌شک از نظر قانون بین‌المللی در مورد حقوق بشر، سنگسار یک نوع شکنجه محسوب می‌شود. با شرحی که در قانون برای سنگسار گفته شده، و در آن ذکر شده است که باید مرد را تا کمر و زن را تا سینه در خاک فرو کرد، نشان می‌دهد که هدف قانون اجرای شکنجه بوده است.&#187;    اما حقوق کیفری در جمهوری اسلامی، آن‌چنان که مقامات قضایی می‌گویند، مبانی اسلامی دارد و بر پایه‌ احکام و قوانین اسلام بنا شده است.     اگر این مقررات &#171;قانونی&#187; هستند و مبنایی &#171;اسلامی&#187; هم دارند، در مواردی که آنها&#160;مغاير حقوق بشر&#160;می شوند، چه باید کرد و به کدام استدلال پناه برد؟         خیلی از دولت‌ها همچنان این خطا را مرتکب می‌شوند که گمان می‌کنند هرچه از خود تصویر خشن‌تری نشان دهند، مجرمان بیشتر عقب می‌نشینند.     سعيد پيوندی در گفت و گو با راديو فردا          &#160;حجت‌ الاسلام احمد قابل، پژوهشگر مسایل اسلامی، در اين باره به  رادیو فردا  می‌گوید:&#171;اساس احکامی که در قرآن آمده برمی‌گردد به عرف زمان نزول وحی. در آن زمان، این گونه احکام رایج بوده. اینها اقتضائات حکومتی زندگی پیامبر بوده است. در تعمیم این احکام به زمان بعد از ایشان جای شک و تردید است.&#187;    شنیدن تصویب حکم اعدام برای جرم مشروب خوردن، از منظر جامعه شناسی پرسشی به ذهن می آورد. سعید پیوندی، استاد جامعه شناسی تطبیقی دانشگاه پاریس، این پرسش را این گونه مطرح می کند:&#171;جامعه باید از خود بپرسد که چرا بعد از سی سال که نظام آموزشی اسلامی شده، بعد از سی سال که مدارس اسلامی شده و تمام رسانه‌های گروهی در دست و اختیار دولت است و و در چارچوب تبلیغی آنها فعالیت می‌کنند، و همچنین تمامی اهرم‌های دیگر جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری توسط دولت کنترل می‌شوند، چرا علی رغم همه‌ اینها هنوز پدیده‌هایی را می‌بینیم که از نظر دستگاه رسمی یا نهادهای رسمی جرم محسوب می‌شوند. مثل همین مشروب خوردن.&#187;    حسن رضایی، پژوهشگر حقوق اسلامی در مؤسسه ماکس پلانک، در گفت‌وگو با  رادیو فردا  می‌گوید:&#171;در نظریه‌ ولایت فقیه حکمی که صورت قانونی پیدا می‌کند، مثلا همین شرب خمر که در بار سوم مجازاتش اعدام است، فقط نظریه‌ای مبنی بر ارعاب است. یعنی معتقد است که فقط با ارعاب و ایجاد وحشت در میان مجرمان و کسانی که یک نوشیدنی الکلی نوشیده‌اند، می‌توان جامعه را از شرب خمر بازداشت. این ایده‌ای بسیار خام‌نگرانه است و نظریات جرم‌شناسی و دیدگاه‌های مدرن، هیچ‌کدام، این را تایید نمی‌کنند.&#187;    سعید پیوندی، استاد جامعه‌شناسی تطبیقی دانشگاه پاریس، نيز می‌گوید:&#171;برای مثال، در اروپا حکم اعدام برداشته شد. به هیچ وجه به این معنا نبود که جرایمی که پیش از آن مشمول حکم اعدام می‌شدند افزایش یافته است. به عکس؛ خیلی هم کمتر شده. یعنی همیشه بین شدت عمل دولت و دستگاه‌های قانونی با نوع رفتاری که از افراد سر می‌زند رابطه برقرار نیست. این امر بارها در مطالعات جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی نشان داده شده است. ولی خیلی از دولت‌ها همچنان این خطا را مرتکب می‌شوند که گمان می‌کنند هرچه از خود تصویر خشن‌تری نشان دهند، مجرمان بیشتر عقب می‌نشینند.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f9_Drinker_Death/433696.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f9_Drinker_Death/433696.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 06 Feb 2008 18:57:13 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/31ED47A4-1D0C-410B-B28E-628074CDCAB1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
