<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 11:08:27 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8397" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>رآکتور اتمی بوشهر، گروگان اورانیوم غنی‌شده نطنز</title>
            <description>در تازه‌ترین واکنش به اعلام خبر تاخیر نامحدود در راه‌اندازی رآکتور بوشهر، دو خبرنگار روسی به نام‌های پتر گلدیشف و ایوان گوردییف در مقاله‌ای که در خبرگزاری ریانووستی انتشار یافته بدون اشاره به دلایل سیاسی عدم بهره‌برداری از بااهمیت‌ترین طرح اتمی ایران، بار دیگر دلایل فنی را عامل اصلی تاخیر یاد شده معرفی کرده‌اند. در تازه‌ترین واکنش به اعلام خبر تاخیر نامحدود در راه‌اندازی رآکتور بوشهر، دو خبرنگار روسی به نام‌های پتر گلدیشف و ایوان گوردییف در مقاله‌ای که در خبرگزاری ریانووستی انتشار یافته بدون اشاره به دلایل سیاسی عدم بهره‌برداری از بااهمیت‌ترین طرح اتمی ایران، بار دیگر دلایل فنی را عامل اصلی تاخیر یاد شده معرفی کرده‌اند.   با وجود آن که علی‌اکبر صالحی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، پیش از این اظهار داشته بود که به منظور پیشگیری از تکرار خلف وعده‌های گذشته، تاریخ معینی را برای &#171;راه‌اندازی اقتصادی رآکتور بوشهر&#187; اعلام نخواهد کرد، اظهارات همزمان مسئولان روسی &#171;اتم استروی اکسپورت&#187; (مجری طرح رآکتور بوشهر)، سازمان دولتی انرژی اتمی روسیه (روس اتم) و همچنین مقامات دولتی و مسئولان سازمان انرژی اتم ایران، تاکنون حکایت از پیشرفت به‌موقع کار در بوشهر و بهره‌برداری از آن تا پایان سال جاری میلادی داشت .  اظهارات روز دوشنبه گذشته سرگی اشماتکو، وزیر انرژی روسیه، دایر بر عدم بهره‌برداری از رآکتور بوشهر در سال جاری، ضمن ایجاد شگفتی در محافل خبری، ابعاد سیاسی راه‌اندازی این طرح را بار دیگر مطرح کرد و بی‌تردید موجب افزایش نگرانی‌های مسئولان ایرانی در مورد آینده این طرح شده است.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    نماینده مجلس: رآکتور بوشهر در ماه‌های آینده سوخت‌گذاری می‌شود     							    رآکتور نیروگاه بوشهر امسال هم راه‌اندازی نمی‌شود     						    			 		چند هفته قبل، خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، خبر از دستاورد بزرگ اتمی ایران در آینده نزدیک داده بود. اینک با انتشار خبر عدم بهره‌برداری از رآکتور بوشهر که در فاصله کوتاهی پس از دیدار اوباما، رئیس جمهور آمریکا، با مدودف، رئیس جمهور روسیه، در حاشیه کنفرانس سران شرق آسیا در سنگاپور صورت گرفته است، نه مشکلات فنی، آن طور که روسیه اعلام می‌دارد، که اهمیت موانع سیاسی راه‌اندازی رآکتور بوشهر بیش از هر زمان دیگری به چشم می‌خورد.  چند ساعت پس از انتشار اظهارات اشماتکو، گزارش سازمان بین‌المللی انرژی اتمی پیرامون فعالیت‌های اتمی ایران نیز انتشار یافت. گزارش یاد شده برخلاف گزارش‌های معتدل گذشته آژانس که در آنها ضمن تقدیر از همکاری‌های ایران، ابهام‌های موجود در برنامه‌های اتمی ایران نیز مورد اشاره قرار می‌گرفت، این بار دارای لحنی تندتر از همیشه بود.   در گزارش یاد شده به نحو بی‌سابقه‌ای به موارد غیرمستند، از جمله &#171;احتمال وجود مراکز اتمی اعلام‌نشده دیگری علاوه بر مرکز اتمی فوردو در قم&#187; مورد اشاره قرار گرفته که به‌نوبه خود نشانه رویکرد تازه آژانس در قبال ایران با هدف افزایش فشارهای سیاسی بر این کشور است.   اظهارات علنی اشماتکو دایر بر تاخیر در راه‌اندازی رآکتور بوشهر بی‌تردید تبلیغات دولت ایران دایر بر کسب پیروزی‌های چشمگیر در راه استفاده از انرژی اتمی را در شرایط بسیار دشواری قرار داده و انتقادات تازه‌ای را متوجه دولت و طبیعت روابط آن با روسیه خواهد کرد.  چند روز پیش از طرح اظهارات علنی اشماتکو، وزیر انرژی روسیه، پیرامون رآکتور بوشهر، ابتدا فیروزآبادی، رئیس ستاد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، سپس احمد وحیدی، وزیر دفاع، و بعد بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و روابط خارجی مجلس اسلامی ایران، روسیه را به دلیل عدم اجرای قرارداد فروش موشک‌های دفاع هوایی موسوم به اس-۳۰۰ مورد انتقاد علنی قرار داده بودند که این نوع برخورد نیز در روابط ایران و روسیه بسیار کم‌سابقه بوده است.  مبادله پیام‌های علنی و انتقادی مسئولان دولتی ایران و روسیه بی‌شک حاکی از نارضایی فزاینده و متقابل تهران و مسکو است. روسیه تبدیل شدن ایران به قدرت نظامی اتمی را مخالف مصالح امنیت ملی خود می‌بیند، و ایران فارغ از این ملاحظات تنها به تامین هدف‌های امنیت ملی خود فکر می‌کند. تقابل این دو دیدگاه امنیتی، به‌خصوص پس از اعلام انصراف ایران از ارسال ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده خود به خارج، به بهانه مبادله با سوخت اتمی مورد مصرف در رآکتور آزمایشگاهی تهران، اینک نه تنها علنی که تا حدود زیادی غیرقابل‌اجتناب شده است.   بی‌شک این ایران است که از امکانات محدودتر و انتخاب‌های کمتری نسبت به روسیه در مناسبات دوجانبه دو کشور برخوردار است. به این دلیل، و با توجه به انزوای سیاسی کنونی ایران، از دست دادن حمایت روسیه، و چشم‌پوشی از امکانات روسیه برای ایران بسیار دشوار به نظر می‌رسد.  ایران نیازمند حمایت روسیه در شورای امنیت است. ادامه این حمایت به دلیل خودداری ایران از قبول توصیه‌های روسیه، به‌خصوص در زمینه خارج ساختن اورانیوم غنی‌شده به خارج، در شرایط کنونی برای مسکو بسیار دشوار شده است.  ایران برای تقویت بضاعت دفاعی حال حاضر و آینده خود در شرایط ادامه تحریم نظامی غرب، نیازمند روسیه است. اصرار در خرید و تحویل سامانه موشکی اس-۳۰۰ و هواپیماهای جنگنده نتیجه این نیاز است.    قابل انتظار است که به دلیل حساسیت‌های سیاسی و امنیتی، روسیه با آمریکا و اسرائیل پیش از این در این مورد و درباره شرایط تکمیل رآکتور بوشهر قبلا به گفت‌وگو نشسته و با کشورهای یاد شده و جامعه اروپا به توافق رسیده باشد.  مهم‌تر از زمینه‌های سیاسی و نظامی یاد شده، ایران در انتظار راه‌اندازی رآکتور اتمی بوشهر به سر می‌برد. روسیه با آگاهی از ظرفیت‌های جانبی رآکتور بوشهر، تاکنون به‌خوبی از تاخیر در تکمیل و راه‌اندازی بوشهر در جهت تامین مصالح ملی عالی‌تر خود بهره گرفته است.  اینک در مرحله نزدیک به راه‌اندازی، به جز ابعاد تجاری تکمیل رآکتور بوشهر، ابعاد امنیتی، نظامی و سیاسی این واحد اتمی نیز در مرکز توجه روسیه قرار گرفته است.   در صورت روشن شدن کوره اصلی رآکتور اتمی هزار مگاواتی بوشهر، محل یاد شده تا شعاع قابل ملاحظه‌ای عملا از هر نوع هجوم نظامی مصون خواهد بود. حمله نظامی به یک رآکتور در حال کار  به‌سادگی می‌تواند به دلیل نشت مواد رادیواکتیو به یک فاجعه محیط زیستی  بیانجامد.  ابعاد چنین فاجعه‌ای در درازمدت می‌تواند در حد انفجار یک بمب اتمی زیان‌بار تلقی شود. تجربه نشت مواد رادیواکتیو از رآکتور چرنوبیل در اوکراین نمونه کاملی از این نوع خطر بالقوه به شمار می‌رود.  با توجه به این مصونیت در قبال هجوم نظامی، و در شرایطی که ایران همچنان نزدیک به دو هزار کیلوگرم اورانیوم با غلظت تا چهار درصد را در اختیار دارد، نصب ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دستگاه سانتریفیوژ در جوار رآکتور فعال و در حال کار بوشهر، عملا می‌تواند ادامه فعالیت غنی‌سازی اورانیوم ایران را بدون نگرانی از تهدید نظامی تضمین کند. این در حالی است که دیگر مراکز اتمی فعال ایران، از جمله مرکز نطنز، همواره می‌تواند بدون هر نوع نگرانی زیست‌محیطی هدف حمله نظامی قرار گیرد.  حساسیت امنیتی رآکتور بوشهر زمانی از میان خواهد رفت که اورانیوم غنی‌شده ایران از این کشور خارج شده و امکان غنی‌سازی بیشتر در ایران از میان رفته باشد. به عبارت دیگر، راه‌اندازی رآکتور بوشهر، بدون خارج شدن اورانیوم غنی‌شده کنونی از ایران، معادل پذیرفتن ایران به عنوان یک قدرت اتمی نظامی بالقوه است.  دولت اسرائیل پیش از این ایران اتمی را خطری علیه بقا و موجودیت خود معرفی کرده است. بنابراین چنان چه اسرائیل قبل از راه‌اندازی رآکتور بوشهر و در جهت خنثی ساختن &#171;خطر امنیتی&#187; یاد شده بخواهد رآکتور بوشهر را مورد حمله نظامی قرار دهد، مسئله امنیت جانی تا دو هزار کارمند فنی تبعه روسیه شاغل در رآکتور بوشهر نیز برای کرملین مزید بر علت‌های بازدارنده دیگر خواهد شد. از این لحاظ نیز روسیه و اسرائیل دارای نگرانی‌های امنیتی متقابل در ارتباط با راه‌اندازی رآکتور بوشهر هستند.  قابل انتظار است که به دلیل این حساسیت‌های سیاسی و امنیتی، روسیه با آمریکا و اسرائیل پیش از این در این مورد و درباره شرایط تکمیل رآکتور بوشهر قبلا به گفت‌وگو نشسته و با کشورهای یاد شده و جامعه اروپا به توافق رسیده باشد.   به این ترتیب راه‌اندازی رآکتور بوشهر و همچنین تحویل سامانه دفاع موشکی موسوم به اس-۳۰۰ عملا در گرو خارج ساختن اورانیوم غنی‌شده از ایران و اتخاذ تصمیم سیاسی ایران در این زمینه است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_Bushehr_tied_to_Natanz_enrichment_Russia_US/1881678.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_Bushehr_tied_to_Natanz_enrichment_Russia_US/1881678.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Nov 2009 19:45:23 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_Bushehr_tied_to_Natanz_enrichment_Russia_US/1881678.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/73BA6CD1-05BB-46C7-A5B1-AED898C2E644_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خطای پرهزینه ایران در مذاکرات اتمی</title>
            <description>اعزام یک هیات کوچک کارشناسی به مذاکرات چهارجانبه اتمی در وین، تعویق چندباره زمان از سرگیری مذاکرات پس از قطع جلسه اول به بهانه اعتراض به حضور فرانسه، مصاحبه همزمان متکی در تهران با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن مذاکرات وین و همچنین خودداری از اعلام پاسخ قطعی به پیش‌نویس محمد البرادعی  از جمله تلاش‌هایی است که تهران به منظور کاهش هزینه‌های اشتباه سعید جلیلی در ژنو صورت داده است.اعزام یک هیات کوچک کارشناسی به مذاکرات چهارجانبه اتمی در وین، تعویق چندباره زمان از سرگیری مذاکرات پس از قطع جلسه اول به بهانه اعتراض به حضور فرانسه، مصاحبه همزمان متکی در تهران با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن مذاکرات وین و همچنین خودداری از اعلام پاسخ قطعی به پیش‌نویس محمد البرادعی از جمله تلاش‌هایی است که تهران به منظور کاهش هزینه‌های اشتباه سعید جلیلی در ژنو صورت داده است.  در مذاکرات روز اول اکتبر در ژنو، سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی و رئیس هیات مذاکره‌کننده ایران، ظاهرا پذیرفته بود که ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده داخلی برای مبادله با سوخت با غلظت بالاتر به خارج از ایران منتقل شود.   به نظر می‌رسد هدف اصلی جلیلی در &#171;مذاکرات اتمی در ژنو&#187; که به دنبال واکنش‌های تند جهانی به وجود مرکز دوم غنی‌سازی اورانیوم در ایران با عجله ترتیب داده شده بود، آرام ساختن فشارهای محیطی علیه ایران، من‌جمله از سوی مسکو، و کمک به ایجاد آرامش نسبی در نظام جهانی بود.     &#160;  بیشتر بخوانید:      آمريكا: توافق اتمى وين درباره ايران گام بسيار مثبتى است       موافقت ایران با پیش‌نویس قرارداد اتمی در پایان مذاکرات وین       بعد از اعلام خبر وجود مرکز غنی‌سازی اورانیوم در فردو در ۱۶۰ کیلومتری تهران علاوه بر روسای جمهوری آمریکا، فرانسه و نخست وزیر بریتانیا، مدودف، رئیس جمهور روسیه، نیز طی بیانیه‌ای از ایران خواسته بود که &#171;در مذاکرات روز اول اکتبر با نمایندگان گروه ۵+۱ ثابت کند که برنامه‌های اتمی خود را با هدف‌های صلح‌آمیز دنبال می‌کند&#187;. پیش از صدور بیانیه یاد شده، واکنش رئیس جمهور روسیه نسبت به خبر مربوط به مرکز غنی‌سازی فردو توام با &#171;ابزار نگرانی جدی&#187; بود.  به این ترتیب، جلیلی، در جو متشنج و ملتهب جهانی که علیه تهران ایجاد شده بود، قصد داشت با نشان دادن آمادگی کامل ایران برای همکاری در جهت رفع نگرانی‌های جامعه جهانی، آن گونه که رئیس جمهور روسیه نیز در پیامی رسمی خواستار شده بود، فشارهای فزاینده علیه جمهوری اسلامی را در آن مقطع کاهش دهد.  پیشنهاد مبادله بخش عمده ذخیره اورانیوم غنی‌شده ایران با سوخت مورد نیاز برای مصرف در رآکتور آزمایشگاهی تهران، در صورت پذیرفته شدن، می‌توانست تا حدود زیادی نگرانی‌های مشکل به وجود آمده در قبال برنامه‌های اتمی ایران را کاهش دهد.  نگرانی عمده جامعه جهانی از این بابت است که ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت در حدود چهار درصد ایران، در صورت افزایش غلظت، می‌تواند ماده انفجاری لازم برای تولید تا سه بمب اتمی را فراهم سازد. حال آن که خارج ساختن آن از ایران، خطر استفاده احتمالی نظامی از آن را تا مدتی از میان خواهد برد.   ذخیره ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده فعلی ایران در یک زمان چهار ساله تولید شده است. در شرایط فعلی ایران حدود هشت هزار سانتریفیوژ نصب شده را در اختیار دارد که از این تعداد ۴۲۰۰ واحد در نطنز فعال‌اند. ظرفیت کنونی غنی‌سازی اورانیوم ایران به طور متوسط روزانه تا حدود دو کیلوگرم است. به این ترتیب برای تجدید ذخیره کنونی، و در صورت فراهم بودن حجم کافی گاز اورانیوم (هگزافلوراید) برای غنی‌سازی، ایران نیازمند دو سال زمان خواهد بود.  مطابق پاره‌ای از ارزیابی‌ها، در صورت مبادرت به یک حمله نظامی وسیع علیه تاسیسات اتمی ایران که در ۱۷ مرکز عمده و ۱۵۰ مرکز فرعی سراسر کشور پراکنده شده‌اند دست یافتن ایران به ظرفیت بالقوه نظامی اتمی می‌تواند تا چهار سال به تعویق افتد. بر این اساس، خارج ساختن اورانیوم غنی‌شده کنونی ایران از راه مذاکره، در عمل می‌تواند ۵۰ درصد از نتایج محتمل یک هجوم گسترده و بسیار پرهزینه نظامی را در جهت خنثی ساختن آن چه خطر اتمی ایران معرفی شده، بدون هزینه تامین کند.  از این لحاظ، جامعه جهانی، من‌جمله روسیه، تلاش کردند با استفاده از التهاب ایجاد شده و در یک اقدام فوری و هماهنگ، از راه طرح پیشنهاد مربوط به خارج ساختن ذخیره اورانیوم ایران و مبادله آن با سوخت مورد نیاز رآکتور تهران، جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار دهند.   تهران نیز که همواره مدعی غیرنظامی بودن برنامه‌های اتمی خود بوده، در برابر پیشنهاد مبادله اورانیوم غنی‌شده خود با سوخت اتمی، به‌ویژه در جو ملتهب ماه سپتامبر، چاره‌ای جز اعلام موافقت اصولی با پیشنهاد مطرح شده نیافته است.  اما آن چه ظاهرا در لحظه اعلام موافقت اصولی نمایندگان ایران با پیشنهاد واگذاری اورانیوم غنی‌شده خود و عقب‌نشینی در برابر فشارها مورد ملاحظه کافی قرار نگرفته باقی گذاشتن جای لازم برای چانه‌زنی‌های بعدی با هدف گرفتن امتیاز متناسب در مذاکرات بوده است.   اشتباه عمده زمانی صورت گرفت که ایران روز اول اکتبر در ژنو با پذیرفتن یک رقم مشخص، با واگذاری ۱۲۰۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم خود موافقت اصولی کرده و نحوه اجرای این تعهد را به مذاکرات بعدی (۲۱ اکتبر در وین) موکول کرده است.   در غیر این صورت چنانچه ایران به صورت کلی با مبادله مطالعه شده اورانیوم غنی‌شده خود با سوخت خارجی بدون اشاره به یک عدد خاص موافقت می‌کرد، می‌توانست در مذاکرات کارشناسی بعدی، حجم مبادله اورانیوم غنی‌شده خود را متناسب با سوخت مورد نیاز راکتور آزمایشگاهی تهران اعلام داشته و در نتیجه آن را به صورت محموله‌های کوچکتر و حداکثر تا ۲۰۰ کیلوگرم ارسال دارد.   در صورت ادامه اصرار نظام جهانی بر افزایش حجم محموله ارسالی، ایران می‌توانست به نسبت موافقت با افزایش حجم اورانیوم مبادله شده، به میزان امتیازهای متقابل مورد نظر خود بیافزاید.  این امتیازها می‌توانست و می‌تواند از جایگزینی اورانیوم تحویلی با مواد خام اتمی از خارج من‌جمله سنگ اورانیوم، کیک زرد و یا گاز هگزافلوراید که مورد نیاز ایران است و مطابق قطعنامه‌های کنونی شورای امنیت فروش آنها به ایران دارای منع قانونی است آغاز شده و تا لغو قطعنامه‌های شورای امنیت ادامه یابد.    با درک پیچیدگی‌های توافق کلی صورت گرفته در ژنو و هزینه‌های اعلام موافقت عجولانه با عدد ۱۲۰۰ کیلو گرم، جمهوری اسلامی اینک دریافته که قدرت چانه‌زنی‌های بعدی خود را از دست داده و عملا خود را در شرایط دفاعی قرار داده است.  هدف متقابل ایران در لحظه پذیرفتن پیشنهاد گروه ۵+۱ در ژنو دائر بر واگذاری ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده، دادن مشروعیت به ادامه غنی‌سازی اورانیوم در داخل و حل مشکل تامین مواد خام اتمی برای ادامه غنی‌سازی و فراهم ساختن قطعه برای سانتریفیوژها از مجاری قانونی بوده است.  ایران در حال حاضر در جهت پیش بردن برنامه‌های توسعه اتمی خود اجرای استراتژی پیروزی سنگر به سنگر و استحکام و تثبیت یک سنگر قبل از انتقال نیروی بیشتر به سنگر بعدی را در پیش گرفته است. سنگر با اهمیت فعلی ایران تثبیت حق غنی‌سازی اورانیوم (با هر غلظت) و دادن شکل قانونی به آن است.  حال آن که هدف بعدی گروه ۵+۱، پس از خارج ساختن موجودی کنونی اوانیوم غنی‌شده از ایران، متوقف ساختن برنامه غنی‌سازی اورانیوم در داخل ایران، قبل از پرداختن به سایر بخش‌ها، من‌جمله ایجاد رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین در اراک است.  با درک پیچیدگی‌های توافق کلی صورت گرفته در ژنو و هزینه‌های اعلام موافقت عجولانه با عدد ۱۲۰۰ کیلو گرم، جمهوری اسلامی اینک دریافته که قدرت چانه‌زنی‌های بعدی خود را از دست داده و عملا خود را در شرایط دفاعی قرار داده است.  برای یافتن مجال جبران این اشتباه و کاهش هزینه‌های آن، جمهوری اسلامی قصد داشت با کم‌اهمیت ساختن و در صورت امکان تعویق مذاکرات ۲۰اکتبر در وین به تجدید آرایش برای دست یافتن به شرایط بهتری نائل شود. با این وجود به نظر نمی‌رسد که در یک فرصت دوروزه بتوان برای تعدیل شرایط و تغییر نحوه اجرای پیش‌نویس پیشنهادات وین، که بیشتر شبیه به اجبار در قبول یک تعهدنامه است تا امضاء نهایی یک تفاهم‌نامه، به نتایج قابل ملاحظه‌ای دست یافت.   میزان ۱۵۰۰کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران بااهمیت‌ترین اهرمی است که برای چانه‌زنی‌های بعدی و گرفتن امتیاز می‌تواند مورد استفاده دولت ایران قرار گیرد. در صورت واگذاری این اهرم بی‌تردید قدرت چانه‌زنی ایران با جامعه جهانی و حتی ایستادگی در سنگر غنی‌سازی نیز بسیار دشوار و پرهزینه خواهد شد. در صورت عدم قبول پیشنهادات وین نیز رفتار آرام کنونی جامعه جهانی با ایران به‌سرعت تغییر خواهد کرد.  -----------------------  دیدگاه‌های انعکاس یافته در این یادداشت الزاماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_Jalili_LEU_Vienna_Russia_Tehran_reactor/1858443.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_Jalili_LEU_Vienna_Russia_Tehran_reactor/1858443.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 22 Oct 2009 16:38:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6C45EF23-5F70-4E15-B8FF-361B94DFBD0F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گسترش عملیات انتحاری به داخل مرزهای ایران</title>
            <description>در طول دو دهه گذشته، نظام سیاسی ایران استراتژی &#171;مشغول نگهداشتن دشمنان خارجی، بیرون از مرزهای ایران&#187; را علیه اسرائیل، در لبنان و فلسطین، و علیه آمریکا، در عراق و  افغانستان  پیگیری کرده است. با ضعیف‌تر شدن پایگاه مردمی دولت و تشدید فضای امنیتی در شهرها، به نظر می‌رسد که امنیت داخلی ایران اینک با تهدیدهای تازه‌ای روبه‌رو است. اقدام تروریستی روز یکشنبه در شهر سرباز که طی آن ۱۵ فرمانده و پرسنل سپاه پاسداران و همچنین بیش از ۳۵ تن سران قبایل و افراد محلی جان خود را از دست دادند، می‌تواند نقطه آغاز حرکتی تازه به سوی تشدید بحران امنیت در مناطق مرزی ایران تلقی شود.  تا پیش از انجام انتخابات رئیس جمهوری در خرداد ماه گذشته ثبات داخلی ایران، علیرغم اقدامات پراکنده بمب‌گذاری در استان‌های مرزی، از استحکام نسبی برخوردار بود.   پس از اعلام نتایج انتخابات که طی آن ائتلاف نظامیان و شاخه‌ای از اصولگرایان دولتی متهم به تقلب گسترده و شکست از پیش طراحی شده اتحاد مخالفان دولت و اصلاح‌طلبان شدند، ثبات داخلی ایران در معرض خطر قرار گرفت.  به نظر می‌رسد طراحان سیاست‌های امنیتی، با توجه به حساسیت برنامه‌های در دست اجرای توسعه اتمی کشور، همسو بودن ارکان قدرت را به منظور افزایش توان ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، امری ضروری و عبور از موج اصلاح‌طلبی را، نه تنها کم‌هزینه، که در آن مقطع زمانی، اجتناب‌ناپذیر پنداشته‌اند.&#160;   ظاهراً آنچه در معادلات طراحی شده امنیت داخلی ایران، پیش از انتخابات اخیر، مورد محاسبه قرار نگرفته، تأثیر حفظ انسجام ملی در افزایش ضریب امنیت ملی و قدرت آن در خنثی‌سازی خطرهای خارجی است.  این اشتباه محاسبه امنیتی و تکیه بیش از حد به تجهیز حامیان سازمان داده شده نظام، به جای تقویت اتحاد ملی و آزاد ساختن مهارهای داخلی، تا حدودی توسعه یافت که طی دو سال گذشته حتی به تغییر شرح مسئولیت‌های سپاه و در نتیجه تغییر ساختار سازمانی آن نیز کشیده شد.   منطقه‌ای ساختن فرماندهی مستقل واحدهای سپاه&#160; در استان‌ها، و همچنین خارج ساختن نیروهای بسیجی از شکل واحدهای غیرمتقارن دفاع ملی، و فراهم کردن زمینه تبدیل آنها به واحدهای مجهزتر و فعال‌تر سیاسی در دانشگاه‌ها، کارخانجات و ادارات و مساجد، با هدف نمایش بسیجیان بجای مردم عادی، از نتایج نگرش تازه امنیتی در درون نظام بود.  توجه انحصاری نظام به خودی‌ها و تجهیز آنها برای قرار گرفتن در برابر مردم و نشاندن آنها در جایگاه مردم، تنها می‌توانست به تشدید نارضایتی‌های عمومی و تحدید انسجام سیاسی و اجتماعی در داخل ختم شود.  به دلیل این تغییر نگرش و رفتار، میزان حمایت داخلی از دولت نیز بخصوص طی ماه‌های اخیر تغییر کرد و تحول اخیر به نوبه خود توان بالقوه نظام را در مقابله با تهدیدها و عوامل خارجی به نحو چشمگیری کاهش داد.  تهدید نظامی ایران از سوی اسرائیل که چند هفته پس از انتخابات بار دیگر تجدید شد، و همچنین افزایش فشارهای خارجی که دولت ایران را مجبور ساخت به آغاز گفت‌وگوهای اتمی ماه اول اکتبر در ژنو تن در دهد، از جمله نتایج اولیه این تغییرات است.   پس از انتخابات، علاوه بر ادامه نابسامانی‌های عمیق و عمده اقتصادی، و مشکلات روابط خارجی و البته، رویارویی اتمی، مشکل ایستادگی گسترده داخلی در برابر دولت نیز شکل گرفت و در نتیجه، توانایی‌های واقعی نظام را بیش از پیش کاهش داد.   با توجه به حضور قوم‌های مختلف ایرانی در استان‌های مرزی، تضعیف قدرت دولت مرکزی همیشه در گذشته به تشدید ناآرامی‌ها در مناطق یاد شده انجامیده است. اینک علاوه بر گروه‌ها و عوامل منسوب به قوم‌ها، مذهب‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های محلی در استان‌های مرزی، که مدعی گسترش حقوق سیاسی و دفاع از ارزش‌های متفاوت خود هستند، کشورهای فرامنطقه‌ای و پاره‌ای از دولت‌های همسایه نیز به منظور استفاده بیشتر از شرایط تازه ایجاد شده در ایران&#160; به حرکت درآمده‌اند.   بی‌تردید توان هیچ دولتی بی‌نهایت نیست. به منظور افزایش توانایی، دولت‌ها بیش از هر عامل دیگر نیازمند حمایت داخلی و در مرحله بعد نیازمند ایجاد اتحاد و همکاری با دولت‌های دیگر هستند. به همین دلیل، قدرتمندترین کشور جهان، از لحاظ اقتصادی و نظامی و سیاسی، یعنی آمریکا، حتی برای مقابله با کشورهای کوچک و گروه‌های محلی در عراق و افغانستان، خود را نیازمند به ائتلاف و اتحاد با سایر کشورهای می‌بیند.  دولت ایران، با توانایی‌های محدود، و غیرقابل مقایسه با دولت آمریکا، اینک به دلیل گسترده ساختن دامنه&#160; تعهدات خارجی و درگیری‌های منطقه‌ای و جهانی به مرز عدم تناسب امکانات با اقدامات خود رسیده است.   در شرایطی اینچنین، حتی شائبه ضعیف شدن دولت نیز به افزایش تحرک مخالفان آن منجر می‌شود. به جز در شهرهای بزرگ ایران، مخالفان دولت در استان‌های مرزی از پایگاه‌های قدرت مختلف و انگیزه‌های متفاوت برای مقاومت برخوردارند.  اقدام&#160; انتحاری اخیر در شهر سرباز، علاوه بر ضعیف‌تر نمودن دولت، پاره‌ای از ضعف‌های امنیتی و اطلاعاتی نیروهای مسئول حفظ امنیت در منطقه را نیز آشکار ساخت.   منطقه مورد استفاده قرار گرفته برای اقدام انتحاری اخیر، حتی بیش از منطقه کردستان تحت کنترل و نظارت نیروهای عملیاتی و اطلاعات سپاه پاسداران قرار داشته است. نفوذ عوامل مخالف در منطقه و اطلاع پیش هنگام آنها از محل و نحوه تشکیل جلسه فرماندهان سپاه و ترکیب شرکت‌کنندگان در مراسم به منظور ترتیب اعزام عامل انتحاری نشانه آشکار ضعف اطلاعاتی در محل است.  شاید به دلیل استفاده از نیروهای کارآمدتر سپاه در فعالیت‌های غیرعملیاتی و اطلاعاتی، نظیر کمک به صنعت نفت در پروژه‌های ساخت پالایشگاه، کشیدن خط لوله گاز، کمک به کشاورزی با مبادرت به سد سازی و یا کمک به مدیریت صنعت حمل و نقل کشور با خریدن کارخانه سایپا، یاری دادن مخابرات از راه خریداری سهام مخابرات و داخل شدن در سایر فعالیت‌های مشابه، سپاه پاسداران توان پرداختن به مسئولیت‌های تعریف شده سابق خود را از دست داده و بیش از پیش به حاشیه‌های تجاری و اقتصادی رانده شده است.  انتظار می‌رود، که به بهانه تلافی‌جویی و به منظور پوشاندن ضعف‌ها در درون دولت و نهادهای نظامی، و&#160; با استفاده از الگوی ایجاد فضای امنیتی، اعدام‌های تازه‌ای در محل انجام گیرد. انجام این اعدام‌های، بی‌تردید می‌تواند اقدام‌های تروریستی و انتحاری بیشتری را زمینه‌ساز شده و به تدریج امنیت عمومی را در منطقه‌ای وسیع مورد تهدید جدی قرار دهد.  ایران در مناطق و مرزهای شرقی خود نیازمند همکاری نزدیک با دولت‌های افغانستان و پاکستان و تقویت دو دولت یاد شده در جهت مقابله با تروریسم و قاچاقچیان است. کمک به اتحاد تروریسم و قاچاقچیان در منطقه، به بهانه متوقف کردن قدرت‌های غیرمحلی، و تضعیف دولت‌های محلی، و همکاری با گروه‌های خارج از دولت در میان مدت برای امنیت ملی پایدار ایران زیانبار است. ایران نیازمند تجدید نظر اساسی در طرح‌های حفظ امنیت ملی و مقابله با تهدیدهای آینده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_commentary_on_Suicide_Attack_in_Sistan/1857131.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_commentary_on_Suicide_Attack_in_Sistan/1857131.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 21 Oct 2009 12:15:52 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E432994C-B3FC-426F-B4A5-0B43F3312B99_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>البرادعی در تهران به دنبال چیست؟</title>
            <description>به رغم پاره‌ای از انتظارات خوشبینانه مقامات سیاسی و مطبوعات غربی، سفر محمد البرادعی مدیر کل خاتمه خدمت یافته آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران، از حدود دیدارهای تشریفاتی یک سفیر حسن نیت فراتر نخواهد رفت.به رغم پاره‌ای از انتظارات خوشبینانه مقامات سیاسی و مطبوعات غربی، سفر محمد البرادعی مدیر کل خاتمه خدمت یافته آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران، از حدود دیدارهای تشریفاتی یک سفیر حسن نیت فراتر نخواهد رفت.   توافق بر سر دیدار البرادعی از تهران کم هزینه ترین موضوعی بود که تهران می توانست طی گفت و گوهای روز اول اکتبر در ژنو به انجام آن رضایت دهد. تدارک فوری این دیدار در عین حال، نشانه جدی بودن گروه ۱+۵ و همچنین آژانس انرژی اتمی برای اجرایی ساختن گفت و گوهایی است که روز اول اکتبر مرحله تشریفاتی خود را پشت سر نهاد.    از این مرحله به بعد، امور باقی مانده مابین ایران و گروه ۱+۵ و آژانس، جنبه فنی و کارشناسی خواهد داشت. در طول هفته های پیش رو، شورای امنیت منتظر خواهد ماند که شرایط لازم برای ارزیابی عملگرایانه نسبت به افزایش یا کاهش بخت رسیدن به توافق های جدی با ایران فراهم شود. ولی در ارزیابی شانس‌های رسیدن به نتیجه نهایی، با وجود ابراز رضایت از نتایج دور اول برخوردها، انتظارات عملگرایانه را از نظر دور نخواهند داشت.  مخالفان برنامه‌های توسعه اتمی ایران طی چهار سال گذشته به اندازه کافی با معادلات امنیتی تغییر یافته ایران آشنا شده و پی برده‌اند که ایجاد ظرفیت‌های بالقوه نظامی اتمی، به عنوان یک هدف استراتژیکی، در معادلات یاد شده از اهمیت بالایی برخوردار است.    به این ترتیب انتظار دست کشیدن داوطلبانه دولت کنونی تهران از دستاوردهای هسته‌ای چهار سال گذشته و عقب‌نشینی از مواضعی که اتخاذ آنها تا کنون به تصویب سه قطعنامه تنبیهی و دو قطعنامه توبیخی علیه ایران در شورای امنیت انجامیده، کاملاً غیرعقلی و دور از ذهن است.   ایران نه تنها در مورد تعلیق غنی سازی اورانیوم کمترین تجدید نظری در سیاست‌های اعلام شده خود به عمل نیاورده که حتی در مورد پروتکل الحاقی نیز که در سال ۲۰۰۶  اجرای آن را به حال تعلیق درآورد تغییر سیاست نداده است.   پیشبرد برنامه‌های توسعه اتمی ایران برای جمهوری اسلامی آن قدر اهمیت داشته که ضمن آمادگی برای تحمل فشارهایی نظیر نتایج قطعنامه‌های تنبیهی، انزوای سیاسی در نظام جهانی و حتی قرار گرفتن در خطر هجوم نظامی خارجی، ایجاد ظرفیت‌های پشتیبانی برای رسیدن به هدف اصلی این برنامه‌ها را نیز پیگیری کند.   تعقیب ابن هدف آن قدر اهمیت داشته که همزمان با آغاز و ادامه غنی‌سازی اورانیوم در نطنز، ایجاد واحد پشتیبانی تازه‌ای در قم مورد توجه قرار گرفته است.    ایجاد واحد غنی‌سازی در قم با ظرفیت محدود، حاکی از اهمیت ادامه غنی‌سازی اورانیوم در تحقق هدف‌های توسعه اتمی است. چهار سال پس از آغاز فعالیت واحد غنی‌سازی در نطنز، ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم ایران، در صورت ادامه تکیه بر منابع داخلی و ادامه روند جاری در زمینه ساخت سانتریفیوژها و دست یافتن به اورانیوم خام و کیک زرد، ده‌ها سال از حدود دست یافتن به سوخت اتمی برای مصرف در یک کارخانه برق اتمی دور، و در عین حال به تولید اورانیوم غنی شده، کافی برای ساختن بمب بسیار نزدیک است. واحد غنی‌سازی قم دقیقاً در این اندازه‌ها قرار دارد.  با درک خطرهایی که ممکن است ادامه غنی سازی در نطنز را با دشواری روبرو سازد، ایران به احداث واحد دیگری در قم دست زده، که بر خلاف واحد نطنز، و به دلیل اندازه‌های آن، حتی قادر به طرح ادعای تولید سوخت برای مصرف در راکتور اتمی نیست، و تنها می‌تواند در تولید مواد انفجاری بمب مورد استفاده قرار گیرد.   حرکت در مسیر دست یافتن به بمب اتمی از راه غنی سازی اورانیوم، و ایجاد واحد پشتیبانی غنی‌سازی در قم، با اجرای برنامه احداث راکتور آب سنگین در اراک که محصول آن تولید پلوتونیوم&#160; ۲۳۹ است همراه بوده که از این مسیر نیز پیگیری هدف ایجاد ظرفیت نظامی اتمی پیگیری شود.     محصول راکتور آب سنگین اراک پس از تکمیل، می‌تواند  به منظور تولید بمب اتمی برپایه پلوتونیوم فرآورد شده، مورد استفاده قرار گیرد. همزمان با واحد غنی سازی نطنز، ایجاد کارخانه تولید آب سنگین در اراک و همچنین تولید سوخت از اورانیوم خام در اصفهان نیز مورد توجه قرار گرفته که اجزای برنامه ای مرتبط با یکدیگرند.   بیش از ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده کنونی  در نطنز یکی از کارت‌های برنده و با ارزش ایران در رویارویی با دنیای خارج و مقابله بازدارنده با تهدید های نظامی خارجی بشمار می رود. ایران تنها به صرف احساس ضرورت برای تولید ایزوتوپهای دارویی و یا نگرانی ادامه فعالیت راکتور آزمایشگاهی کهنه و در شرف باز نشستگی تهران، ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده خود را با ۲۵۰ کیلو سوخت با غنای ۲۰ در صد روس ها یا فرانسوی ها  عوض نخواهد کرد.   برای آقای احمدی نژاد و دولت کنونی ایران آنچه حائز اهمیت است ادامه برنامه‌های اتمی ایران در نطنز، اراک و اصفهان است و نه تولید ایزوتوپ‌های دارویی در تهران که آماده آن را تاکنون ایران بدون مزاحمت از خارج در یافت کرده و از این پس هم قادر خواهد بود در حد نیاز بدون مانع و مزاحمت از بازارهای مجاز دریافت کند.  به این ترتیب، نه مسیر رسیدن به توافق جدی با تهران هنوز هموار شده و نه   برای موفقیت پیش هنگام سفر آقای البرادعی به تهران بخت فراوانی بدست آمده است. چرا که تاکنون نه سیاستی تغییر کرده و نه برخلاف ارزیابی‌های فوری در غرب، امتیاز بزرگی از سوی تهران واگذار شده است.   علت داوطلب شدن البرادعی به انجام این سفر، آشنائی او مسئولان تهران و داشتن احترام نزد آنها است. البرادعی بر این تصور است که نزد مسئولان تهران از احساس اطمینان نسبی بر خور دار است و در نتیجه قادر خواهد شد با استفاده از ظرفیت های شخص خود و در قالب سفیر حسن نیت گروه ۱+۵ و همچنین آژانس، مسئولان تهران را با وضعیت کنونی در نظام جهانی آشناتر ساخته و دولت ایران را برای همکاری واقعی با آژانس تشویق کند.   هدف تهران از پذیرفتن زود هنگام البرادعی نیز این است که در جهت پیشبردن گفت و گوها، جدی و مثبت دیده شود؛ گفتگوهایی که از نگاه تهران و با طرح تاکتیکی &#171;بسته پیشنهادی ایران&#187; از ابتدا به منظور به نتیجه نرسیدن آن طراحی شده است.    به این ترتیب حتی دعوت از البرادعی برای بازدید از واحد غنی سازی قم نیز صورت نخواهد گرفت، چنانچه تلاش‌های در دست اقدام تهران در واحد غنی سازی قم،  در جهت ایجاد تغییراتی که  پس از انجام می باید آن را&#160; عادی و موجه جلوه دهد هنوز تکمیل نشده باشد.  راه رسیدن به توافق ملموس گروه ۱+۵ با تهران بسیار دشوار و همچنان بسیار دور است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F8_iran_atomic_intentions/1842801.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F8_iran_atomic_intentions/1842801.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 03 Oct 2009 18:55:26 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F2B3EC18-8CF5-4F37-B5DD-0F4D69BD2675_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> مذاکرات ژنو : ترس ها و اميد ها</title>
            <description>اظهار خوشبينی و &#171;نگاه مثبت&#187; سعيد جليلی، در آستانه عزيمت به ژنو، نسبت به نتايج محتمل مذاکراتی که قرار است دبير شورای امنيت ملی و مذاکره کننده ارشد ديپلماسی هسته ای ايران طی گفتگوهای روز اول اکتبر با نمايندگان گروه ۱+۵ بعمل آورد، لزوما نشانه تغيير خاص در سياست های اتمی ايران نيست.
اظهار خوشبينی و &#171;نگاه مثبت&#187; سعيد جليلی، در آستانه عزيمت به ژنو، نسبت به نتايج محتمل مذاکراتی که قرار است دبير شورای امنيت ملی و مذاکره کننده ارشد ديپلماسی هسته ای ايران طی گفتگوهای روز اول اکتبر با نمايندگان گروه ۱+۵ بعمل آورد، لزوما نشانه تغيير خاص در سياست های اتمی ايران نيست.  ايران طی چهار سال گذشته نيز همواره از انجام ملاقات با نمايندگان گروه ۱+۵ و همچنين خاویر سولانا، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در هر نقطه از جهان استقبال بعمل آورده است.  سفر های علی لاريجانی دبير سابق شورای امنيت ملی ايران و همچنين سعيد جليلی، به ژنو، مادريد، برلين، ليسبون و استانبول حاکی وجود اين آمادگی بدون تغيير برای گفتگو است.     &#160;  بیشتر بخوانید:   بان کی مون: ایران درباره بسته‌ مشوق‌ها مذاکره کند    &#160;   در عين حال، انعطاف ناپذيری نمايندگان ايران در کليه مذاکرات ياد شده، همواره به شکست گفتگوها و در نتيجه اعمال تنبيهات بيشتر عليه ايران انجاميده است.  تفاوت مذاکرات اول اکتبر مابين ايران و گروه ۱+۵ در ژنو، با مجموعه گفتگوهای بی نتيجه قبلی، عزم کنونی جامعه جهانی در روشن ساختن قطعی نحوه بر خورد با برنامه اتمی ايران و پرهيز از انجام و يا اطاله گفتگوهای بی نتيجه است.   در گذشته برنامه اتمی ايران در مسيری قرار داشت که هدف های آن ترديد برانگيز و مشکوک بنظر ميرسيد. از اين لحاظ &#171; راستی آزمايی&#187; و &#171;از ميان بردن ابهام ها&#187; هدف عمده مذاکراتی بود که مابين نمايندگان ايران از يک سو و آژانس انرژی اتمی و همچنين نمايندگان اروپا و گروه ۱+۵ از سوی ديگر انجام می گرفت.  در شرايط کنونی، نه تنها ابهام ها در مورد هدف های واقعی برنامه های توسعه اتمی ايران، نزد جامعه جهانی، تا حدود فوق العاده زيادی از ميان رفته، که در عمل ايران کليه ابزارها، تجارب و امکانات مورد نياز برای دست زدن به يک آزمايش اتمی نظامی و اعلام ورود به جرگه قدرت های هسته ای را فراهم آورده است.  در چنين وضعيتی، نظام جهانی يا بايد بپذيرد که قادر به متوقف کردن ايران در اين مرحله نيست، و در نتيجه آماده خواهد شد که نتايج منطقه ای و جهانی تولد ايران اتمی را طی يک يا دو سال آينده بپذيرد، و يا تصميم خواهد گرفت که با استفاده از امکانات موجود و تکيه بر اتحاد و هماهنگی در نظام جهانی، بمنظور متوقف ساختن ايران در فرصت باقی مانده وارد عمل شود.   در نگاه غرب، برخورداری از هماهنگی و اتحاد در جامعه جهانی عليه ايران، در افزايش شانس های باقی مانده برای متوقف کردن برنامه اتمی ايران از اهميت خاص بر خوردار است. دادن فرصت بيشتر به ديپلماسی و تشويق گفتگوهای مستقيم و جمعی، اقدامی حساب شده برای دست يافتن به اين هدف بوده است.   در جهت فراهم ساختن زمينه لازم برای دست يافتن به هماهنگی در جامعه جهانی غرب، و متحدان آمريکا و اروپا در منطقه ژئو استراتژيکی ايران ( حوزه خليج فارس- خاورميانه و حوزه خزر ) طی سه- چهار ماه گذشته فعاليت های اطلاعاتی و ديپلماتيک گسترده ای داشته و به نتايج قابل ملاحظه نيز دست يافته اند.  در مقايسه با تلاش های نفس گير مخالفان برنامه های اتمی ايران، ماشين ديپلماسی جمهوری اسلامی در همان زمان، بدليل ادامه تحولات سياست داخلی و همچنين محدود بودن بضاعت و امکانات سنتی آن، دوران فوق العاده آرام و بدون تحرکی را پشت سر نهاده دست.   &#171;ديپلماسی موازی و تماس های پنهان سياسی&#187;   بر خلاف گذشته، و بدليل تغيير در صحنه سياست داخلی ايران، نمايندگان جمهوری اسلامی از توسل به امکانات &#171;ديپلماسی موازی و تماس های پنهان سياسی&#187; نيز باز مانده اند.   بعلاوه، انتظارات جامعه جهانی بخصوص آمريکا، برای عادی ساختن روابط با ايران هم تغيير کرده و حد انتظارات از برگزاری گفتگوهای ژنو، از عادی سازی مناسبات به مذاکره &#171;جدی و هدف دار &#187; پيرامون برنامه های اتمی ايران محدود شده است.   در چنين فضای کاری و خشک حرفه ای، رييس هيات نماينده گی ايران، محتمل است که تنها به قرائت بيانيه از پيش آماده شده ای قناعت کند. در اين جلسه، امکان پرسش و پاسخ زيادی هم فراهم نخواهد بود.   ياران نيم بند ايران در گروه، يعنی روسيه و چين نيز، بخصوص پس از بروز جنجال اخير پيرامون افشا و تائيد و جود مرکز اتمی قم، در صورت عدم انعطاف پذيری کامل ايران، امکان زيادی برای حمايت از ادامه گفتگو ها و يا خود داری از قبول شکست آن نخواهند داشت.  در صورت آمادگی ايران برای معامله با گروه ۱+۵، که در اين مرحله بسيار دور از انتظار بنظر ميرسد، ايران ميتواند به قبول اجرای مجدد پرتکل الحاقی و همچنين پذيرفتن بند يک ماده سه مقررات حفاظتی آژانس، (موسوم به کد ۳.۱ ) که اجرای آنها را در سال ۲۰۰۶ معلق گذارده، رضايت بدهد.   در مرحله بعد نمايندگان دو طرف ميتواند پيرامون نحوه توقف تحر يمها ی شورای امنيت و توقف همزمان غنی سازی اورانيوم در ايران مطابق يک جدول زمان بندی شد،ه محدود به ۲ تا ۳ هفته، به توافق برسند.   در صورت حصول موفقيت در عبور از اين مرحله، اميد ها برای رسيدن به توافق جامع مابين دو طرف افزايش قابل ملاحظه خواهد يافت. در غير اين صورت، و با ادامه تاکيد ايران بر آنچه تاکنون حقوق ملی خود ناميده است، گروه ۱+۵ چاره ای بجز اعمال تحريمهای بيشتر عليه ايران در مرحله بعد و در کمتر از دو ماه نخواهد داشت.  در صورت شديدترشدن شمول تحريم ها، و بخصوص هدف قرار گرفتن بازارهای نفت خام و اعمال محدوديت های بيشتر در مبادلات بانکی خارجی ايران، ميتوان انتظار داشت که جمهوری اسلامی در يک اقدام تلافی جويانه و متقابل اجرای معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای ( ان-پی-تی) را معلق ساخته و خواستار خروج فوری بازرسان آژانس از کشور بشود.   اين رويداد مرحله ورود به دوران تشديد ترسها است. اعلام خروج ايران از ان-پی-تی، برداشتن گام نهايی برای دست زدن به يک آزمايش اتمی در فاصله ای حتی کمتر از شش ماه است.   جامعه جهانی اين اقدام تلافی جويانه ايران را بعنوان اعلام يکطرفه جنگ تلقی خواهد کرد.   در چنين صورتی، انتظار آغاز عملی نظامی ، که ايران امکان آن را در شرايط کنونی محتمل نمی بيند، انتظاری خواهد بود عمل گرايانه. برای پرهيز از وارد شدن به اين مرحله، که گروه ۱+۵ نيز به آن علاقمند نيست، دو طرف در روز اول اکتبر، ضمن تاکيد بر مواضع شناخته شده و از پيش اعلام شده خود، تلاش خواهند کرد در صورت امکان، راه حلی برای توجيه &#171;ادامه مذاکرات&#187; بيابند .</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_jalili_Iran_nuclear/1840329.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_jalili_Iran_nuclear/1840329.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 30 Sep 2009 18:47:52 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AFF8A5B1-5DC7-423A-BC72-7F963762259A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>كشف تاسيسات جديد اتمى؛ مذاكرات اول اكتبر به کدام سو می رود؟ </title>
            <description>تاييد ناگهانى وجود يك مركز اعلام نشده غنى سازى اورانيوم در جنوب غربى تهران ضمن بر انگيختن موج هاى تازه اى از انتقاد و اتهام عليه برنامه هاى اتمى ايران، احتمال شكست مذاكرات نمايندگان گروه ۱+۵ با دبير شوراى امنيت ملى جمهورى اسلامى را كه قرار است روز اول اكتبر در ژنو برگزار شود بيش از پيش افزايش داده است.تاييد ناگهانى وجود يك مركز اعلام نشده غنى سازى اورانيوم در جنوب غربى تهران ضمن بر انگيختن موج هاى تازه اى از انتقاد و اتهام عليه برنامه هاى اتمى ايران، احتمال شكست مذاكرات نمايندگان گروه ۱+۵ با دبير شوراى امنيت ملى جمهورى اسلامى را كه قرار است روز اول اكتبر در ژنو برگزار شود بيش از پيش افزايش داده است.   اهميت مركز تازه اعلام شده غنى سازى اورانيوم، در نقشى است كه واحد ياد شده مى تواند در جهت پيشبرد هدف هاى مشكوك برنامه توسعه اتمى ايران  ايفا كند.    اگر چه مطابق معاهده &#171;ان پى تى&#187; ايران مكلف به گزارش ايجاد مركز تازه به آژانس انرژى اتمى تا ۱۸۰ روز پيش از تزريق گاز اورانيوم به سانتريفوژهاى مستقر در آن محل نبوده است، در عين حال چنانچه ايران قصد استفاده متعارف و افزايش ظرفيت غنى سازى اورانيوم را داشت، تعداد سه هزار سانتريفوژ تازه را نيز مى توانست به جاى حمل و نصب در محل اعلام نشده جديد، در نطنز نصب كرده و مانند دو هزار سانتريفوژ ديگرى كه هم اكنون بدون تزريق گاز اورانيوم در دست آزمايش قرار دارند، در آن محل به كار گيرد.   			 				  &#160;  					 بى ترديد تلاش برای  ايجاد يك واحد ذخيره غنى سازى اورانيوم و عدم اعلام آن به آژانس، حاكى از عزم تهران براى رسيدن به هدف هايى است كه تا كنون موجب ايجاد ترديدهاى جدى پيرامون برنامه هاى توسعه اتمى ايران شده است.  مركز غنى سازى اورانيوم در نطنز در عمق هفتاد مترى زمين ايجاد شده و ظرفيت نصب تا ۶۰ هزار دستگاه سانتريفوژ را داراست.   تلاش برای ساخت بمب اتمی؟   ادعاهاى اوليه ايران داير بر اينكه محل تازه نيز تنها به منظور توليد سوخت اتمى ايجاد شده، با توجه به محدود بودن تعداد سانتريفوژهاى نصب شده در آن ( سه هزار دستگاه) و همچنين  وسعت كم محل نصب دستگاه ها، قابل پذيرش و قانع كننده به نظر مى رسد.   براى توليد سوخت اتمى مورد نياز يك راكتور يكهزار مگاواتى بايد تا ۶۰ هزار دستگاه سانتريفوژ نصب شود. حال آنكه تنها با استفاده از سه هزار دستگاه سانتريفوژ و افزايش غلظت اورانيوم از حدود پنج درصد تا ميزان ۹۰ درصد، مى توان اورانيوم غنى شده براى ساخت سالانه سه بمب اتمى را بدست آورد.  از اين لحاظ ظرفيت واحد تازه اعلام شده براى توليد سوخت اتمى بسيار ناچيز و در عين حال براى توليد اورانيوم غنى شده مورد نياز بمب كافى است.    ايجاد يك مركز غنى سازى پنهانى در ايران و نصب حدود سه هزار دستگاه سانتريفوژ در آن بى ترديد با هدف افزايش ضريب امنيت ادامه غنى سازى اورانيوم صورت گرفته است.   در صورتى كه مركز نطنز هدف اقدامات تخريبى از راه زمين و يا هجوم هوايى قرار گيرد، با وجود عمق نسبتا زياد تاسيسات، احتمال از مدار خارج شدن سانتريفوژها و از كار افتادن آنها در نتيجه لرزه هاى ناشى از انفجار، بسيار زياد است.    ايجاد يك مركز غنى سازى پنهانى در ايران و نصب حدود سه هزار دستگاه سانتريفوژ در آن بى ترديد با هدف افزايش ضريب امنيت ادامه غنى سازى اورانيوم صورت گرفته است.  رخ دادن چنين حملاتى مى تواند ادامه غنى سازى اورانيوم در محل ياد شده را حتى در صورت عدم تخريب محل نصب سانتريفوژها، حداقل تا ماه ها و در صورت تخريب مركز، تا سال ها با تاخير روبرو سازد.  با توجه به اين گمانه، نويسنده اين ستون سال گذشته پس از انتشار گزارش فصلى البرادعى مديركل آژانس مبنى بر كاهش سرعت نصب سانتريفوژها در نطنز و نسبت دادن كاهش رشد غنى سازى اورانيوم به &#171;دلايل سياسى&#187; و ابراز خوشحالى او از اين تغيير، ضمن رد دلايل خوشحالى و نتيجه گيرى ساده لوحانه البرادعى اعلام داشت كه احتمالا ايران به ايجاد مركز غنى سازى ديگرى جدا از نطنزمبادرت ورزيده است.  مقايسه گزارش ماه مارس البرادعى  با نويد هاى غلامرضا آقازاده طى جشن هسته اى داير بر آمادگى ايران براى افزايش ماهانه تا پانصد دستگاه سانتريفوژ تازه، نشان مى داد كه مسير نصب دستگاه هاى غنى سازى  تازه ايران تغيير كرده است.  در شرايط كنونى، بسيار محتمل است كه علاوه بر مركز تازه غنى سازى در حوالى جنوب تهران - ساوه، محل هاى پراكنده و كوچك ديگرى نيز به اين منظور در نقاط ديگرى تجهيز شده باشند.   با توجه به گرمايش فراوان سانتريفوژها در ضمن دوار، در صورت به كار گرفتن تعداد قابل ملاحظه اى از آنها، كشف فعاليت آنها با سنجش حرارت محل نصب سانتريفيوژها توسط سيستم هاى ماهواره اى آسان است.   با وجود اين، استفاده از واحدهاى كوچكتر غنى سازى و به كار گرفتن تعداد محدود تر سانتريفوژها، به خصوص نصب آنها در مراكز و شهرك هاى صنعتى،  استتار آنها را آسان مى سازد.  بى ترديد تلاش برای ايجاد يك واحد ذخيره غنى سازى اورانيوم و عدم اعلام آن به آژانس، حاكى از عزم تهران براى رسيدن به هدف هايى است كه تا كنون موجب ايجاد ترديدهاى جدى پيرامون برنامه هاى توسعه اتمى ايران شده است.  تاييد و جود مركز تازه و انتخاب زمان اعلام آن نيز، مشابه اقرار به وجود كارخانه آب سنگين در اراك و غنى سازى اورانيوم در نطنز در سال ۲۰۰۲، نه داوطلبانه كه در نتيجه انتشار گزارش هاى موثق منابع ثالث صورت گرفته است.  با اين تفاوت كه اين بار مركز اصلى مورد بحث در براى غنى سازى اورانيوم در فاصله جنوب تهران و ساوه، كاملا متفاوت با دو مركزى است كه گروه مجاهدين خلق اخيرا به آن اشاره كرده اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_new_facility_nuclear_failure_talks_Iran/1836689.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_new_facility_nuclear_failure_talks_Iran/1836689.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 25 Sep 2009 22:13:29 +3500</pubDate>
            <category>ايران</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f4_new_facility_nuclear_failure_talks_Iran/1836689.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5147FAAF-0D65-4054-AB71-A4242FA97B20_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عتيقه‌هاى پرنده در مانور هوائى تهران</title>
            <description>در جريان نمايش هوايى تهران كه به مناسبت آغاز هفته جنگ با عراق برگزار شد، بار  ديگر بازمانده‌هاى فرسوده نيروى هوايى سالمند ايران به پرواز درآمدند. در جريان نمايش هوايى تهران كه به مناسبت آغاز هفته جنگ با عراق برگزار شد، بار  ديگر بازمانده‌هاى فرسوده نيروى هوايى سالمند ايران به پرواز درآمدند.   سقوط يك فروند از هواپيماهاى نظامى شركت‌كننده در اين نمايش هوايى  بار ديگر نشان داد كه ظرفيت دفاع هوايى ايران نه تنها از آمادگى كافى براى شركت در ماموريت‌هاى رزمى و دفاعى برخوردار نيست، كه حتى در انجام پروازهاى عادى نمايشى نيز با مشكلات جدى روبه‌رو است.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   تعویق افزایش توان دفاع هوایی ایران     							 						    			 		 بدنه اصلى نيروى هواى ايران بازمانده نيروى هوايى پيش از انقلاب و نيز تعدادى از هواپيماهاى روسى ميگ و سوخو و ميراژ فرانسوى است كه ۱۹ سال پيش و پس از حمله آمريكا به عراق  با تصميم صدام به ايران فرستاده شدند.  هواپيماهاى متعلق به نيروى هوايى دوران پادشاهى ايران اينك  ۳۰ سال دوران پس از انقلاب را پشت سر نهاده و در طول ۸ سال جنگ نيز تا حد امكان به كار گرفته شده‌اند.   هواپيماهاى آمريكايى موجود در ناوگان نيروى هوايى ايران كه در ليست اعلام شده نيروى هوایی در نمايش روز ارتش از آنها رسما ياد شده در بخش حمل و نقل و سوخت‌رسانى عبارتند از هواپيماهاى بوئينگ ۷۰۷   توليد اوايل دهه ۱۹۵۰، هواپيماهاى بوئينگ ۷۴۷ توليد دهه ۷۰، كه عمر متوسط مدل‌هاى در اختيار ايران نزديك به چهل سال است.  در بخش رزمى هواپيماهاى فانتوم اف ۴ با سرعت مافوق صوت، دو موتوره با دو سرنشين كه طى دو دهه هفتاد و هشتاد در واحدهاى هوايى  نيروى دريايى آمريكا به كار گرفته شدند. ايران و ۱۱ كشور ديگر جهان از اين نوع هواپيماها  خريدارى كرده‌اند و ايران تنها كشورى است كه در نيروى هوايى خود همچنان از مدل‌هاى اوليه اين هواپيماها با عمر متوسط ۴۰ سال استفاده مى‌كند.  هواپيماهاى دو موتوره اف ۵ ايران ساخت كمپانى نورثروپ است. اين هواپيما طى دهه ۶۰ و اوائل دهه هفتاد در جنگ ويتنام بيشترين ميزان كاركرد خود را به نمايش گذاشت. عمر هواپيماهاى بازمانده اف پنج ايران نيز در حدود ۴۵ سال است.  جوان‌ترين هواپيماى جنگنده نيروى هوايى ايران از دوران قبل از انقلاب هواپيماهاى اف ۱۴ موسوم به تام‌كت است كه تحويل هفتاد و نه فروند از آنها به ايران قبل از تحويل به نيروى دريايى آمريكا صورت گرفت.   اين هواپيماها  در سال ۱۹۹۶ در آمريكا رسما بازنشسته شدند و ايران نيز موفق شد از مسيرهاى غيرمتعارفى تعدادى از قطعات يدكى موردنياز آنها را از طريق واسطه‌هاى غيرقانونى تهيه كند. هواپيماهاى اف ۱۴ ايران فاقد قابليت كافى رزمى و در عمل تنها مناسب استفاده در نمايش‌هاى هوايى است.   دستاوردهاى بومى نيروى هوايى ايران نيز كه در نمايش هوايى تهران به پرواز درآمدند يعنى هواپيماهاى آذرخش و صاعقه تركيبى از هواپيماهاى اف ۵ و ميگ ۲۳  است كه تاكنون ۵ فروند از آنها توليد شده و به پرواز نمايشى پرداخته‌اند.  هواپيماهاى ياد شده طى ۸ سال گذشته در كارگاه‌هاى تعميراتى نيروی هوايى با استفاده از قطعات منفصله  و كاركرده دو نوع هواپيماى آمريكايى و روسى و افزودن ۱۷ سانتي‌متر به طول دماغه  يكى و چند سانتي‌متر به طول بال ديگرى  ساخته شده و در عمل  فاقد قابليت رزمى به‌ شمار مى‌روند.  غفلت بزرگ در تجهيز نيروى هوايى ايران در حالى صورت گرفته كه به‌خصوص طى ۲۰ سال گذشته كليه كشورهاى همسايه ايران، به جز عراق و افغانستان، با صرف ميلياردها دلار مدرن‌ترين هواپيماهاى جهان را به خدمت گرفته‌اند.  در منطقه خليج فارس عربستان سعودى از اين لحاظ به بيشترين ظرفيت ممكن دست يافته و اينك از يك نيروى هوايى مدرن و قدرتمند برخوردار شده است، اگرچه كشورهاى كويت و امارات نيز به نسبت نيازهاى دفاعى خود تداركات چشمگيرى به عمل آورده‌اند.  نيروى هوايى تركيه نيز كه در سال‌هاى قبل از انقلاب به دليل فقر اقتصادى بسيار عقب‌مانده و قديمى بود، اينك با استفاده از هواپيماهاى مدرن اف ۱۶ آمريكا قدرتی تعيين‌كننده در منطقه شده است.  اگرچه محمود احمدى‌نژاد، رئيس دولت دهم، در آغاز مراسم نمايش نيروهاى مسلح ايران اعلام داشت كه &#171;ظرفيت نظامى ايران دفاعى و بازدارنده است&#187;، در شرايط كنونى قابليت نظامى ايران نه داراى اندازه‌هاى دفاعى كافى و نه بازدارندگى موثر است.   ايران در نتيجه تحريم‌هاى غرب با شدتى بيشتر از محروميت خريد هواپيماهاى مسافرى از خريد هواپيماهاى پيشرفته نظامى ساخت آمريكا و اروپا محروم شده  است. هزينه‌هاى سنگين خريد و نگهدارى هواپيماهاى مدرن و آموزش كادر پرواز و فنى نيروى هوايى نيز مزيد بر علت گرديده و در نتيجه نيروهاى مسلح ايران به جاى تلاش در جهت ايجاد يك نيروى جوان قدرتمند هوايى با توان واقعى بازدارندگى، به تعمير و نگهدارى عتيقه‌هاى چهل‌ساله و بيشتر و پرواز دادن آنها در نمايش‌هاى هوايى قانع شده است.  ايران به دليل واقع شدن در حساس‌ترين منطقه ژئوپوليتيكى جهان و قرار گرفتن در ميان پانزده كشور همسايه و داشتن اختلاف‌هاى حدود ملى در آب‌هاى ساحلى و خاك با دست‌كم هشت كشور ديگر،  نيازمند در اختيار داشتن توان دفاعى قابل مقايسه و در صورت امكان بالاتر از تمامى كشورهاى منطقه است.   سياست خارجى چالشى ايران در مناسبات منطقه‌اى و پيگيرى برنامه بحث‌انگيز اتمى، ايران را بيش از هر كشور ديگر منطقه در مقابل خطرهاى تهاجم خارجى قرار داده است. با اين وجود، به جاى ايجاد ظرفيت‌هاى واقعى براى دفاع ملى، تنها به وجود اين ظرفيت‌ها در گفتارهاى رسمى مقامات جمهوری اسلامی اشاره مي‌شود.  دو روز قبل از برگزارى نمايش هوايى اخير در تهران، ديميترى مدودف، رئيس جمهور روسيه، نزديك‌ترين دوست و همكار نظامى ايران در منطقه، با اشاره به تهديد  بالقوه نظامى اسرائيل عليه ايران اظهار داشت: &#171;اميدوار است اسرائيل از حمله نظامى به ايران خوددارى كند&#187;. در صورت وجود ظرفيت بازدارنده موثر در ايران، كشور اسرائيل با وجود بيش از ۱۵۰۰ كيلومتر فاصله از مرزهاى ايران  قادر به تهديد براى  تدارك چنين حمله‌اى نيز نبود، چه رسد به عملى ساختن آن.   پروازهاى بدون مانع هواپيماهاى عقب‌مانده عراقى بر فراز شهرهاى بى‌دفاع ايران طى جنگ هشت ساله و ويران شدن پنج استان ايران در جنوب و غرب كشور در نتيجه هجوم‌هاى آنها نشان داد كه آسمان ايران، و به تبع آن بقيه حدود آبى و خاكى ايران در مقابل هجوم خارجى كاملا آسيب‌پذير است.  در طول سال‌هاى بعد از جنگ با عراق در جهت ايجاد توان واقعى دفاعى و تشكيل يك نيروى هوايى مدرن و كارآمد براى دفاع از حدود ايران اقدام موثرى صورت نگرفته است. افزودن چند فروند هواپيماى عقب‌مانده ميگ و سوخو به ساير پرنده‌هاى  بازنشسته و سرهم كردن پنج فروند هواپيماى كارگاهى آذرخش و صاعقه نيز كه به نوعى يادآور پرنده‌هاى عتيقه فيلم جنگ ستارگان جورج لوكاس هستند، نمى‌تواند پاسخ‌گوى نيازهاى فراموش‌شده دفاعى ايران باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Miltary_Parade_Airforce/1828468.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Miltary_Parade_Airforce/1828468.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 16:32:30 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/49B0FD8A-6F13-439C-AFE3-DA2C634DA32B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پایان دوران وقت‌کشی در پرونده اتمی ایران</title>
            <description>اظهارات روز ۱۴ سپتامبر یوکیا آمانو، مدیرکل جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پیرامون انجام دور تازه‌ای از گفت‌وگوها برای روشن شدن بخش‌های مشکوک پرونده اتمی ایران در دو هفته آینده حاکی از گسترش تلاش‌های هماهنگ نظام جهانی به منظور متوقف ساختن بخش‌های حساس برنامه توسعه اتمی ایران است. اظهارات روز ۱۴ سپتامبر یوکیا آمانو، مدیرکل جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پیرامون انجام دور تازه‌ای از گفت‌وگوها برای روشن شدن بخش‌های مشکوک پرونده اتمی ایران در دو هفته آینده حاکی از گسترش تلاش‌های هماهنگ نظام جهانی به منظور متوقف ساختن بخش‌های حساس برنامه توسعه اتمی ایران است.   به دنبال انتشار نامه ده صفحه‌ای دولت جمهوری اسلامی در پاسخ به مجموعه پیشنهادات تشویقی گروه موسوم به ۵+۱ که  سال قبل در قبال تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و توقف پاره‌ای از فعالیت‌های حساس اتمی ایران در اختیار مقامات تهران قرار گرفته بود، ابتدا آمریکا و بعد سایر نمایندگان عضو گروه برای آغاز گفت‌وگوهای تازه با تهران اعلام آمادگی کردند.  متعاقباً سخنگوی خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی جامعه اروپا، از تماس تلفنی او با دفتر سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی و مسئول سیاسی پرونده اتمی ایران، خبر داد و یادآور شد که در دو هفته آینده پرونده اتمی ایران مورد مذاکره  دو طرف قرار خواهد گرفت.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    مدير كل جديد آژانس خواستار همكارى بيشتر ايران شد     							 						    			 		در تازه‌ترین واکنش در این زمینه، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تاکید کرد که در حاشیه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل و در فاصله ۲۴ تا ۲۵ سپتامبر جاری، شورای امنیت نیز به این منظور در نیویورک تشکیل جلسه خواهد داد.  در گذشته چهار دور مذاکرات بی‌نتیجه سولانا با علی لاریجانی، دبیر قبلی و همچنین دو دور مذاکره او با سعید جلیلی، دبیر فعلی شورای امنیت ملی ایران، در قالب گفت‌وگوهای مقدماتی با این هدف صورت گرفته بود که زمینه برگزاری گفت‌وگوهای اصلی بین نمایندگان ایران و گروه ۵+۱ به نمایندگی از جانب شورای امنیت را فراهم سازد.  انجام دور تازه‌ای از مذاکرات بین جلیلی و سولانا در دو هفته آینده نیز نه با هدف رسیدن به توافق نهایی بین ایران و نظام جهانی، که تنها به منظور روشن ساختن خطوط اصلی موارد احتمالی مورد توافق طرفین صورت می‌گیرد.  به این ترتیب جامعه جهانی با گشودن سه جبهه، مرکب از:   آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که مسئول اصلی نظارت بر پیشگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای به شمار می‌رود  جامعه اروپا  با حضور سولانا  و شورای امنیت، همزمان با برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، طی دو هفته آینده، در برابر نمایندگان ایران قرار خواهند گرفت.  طی چهار سال گذشته، با استفاده از شرایط حاکم بر نظام جهانی و به‌خصوص تحولات مربوط به جنگ در عراق و افغانستان، ایران بدون مواجهه با مقاومت عمده‌ای از سوی نظام جهانی موفق شد پاره‌ای از بخش‌های حساس  برنامه‌های توسعه اتمی خود را به نتیجه برساند.  گردآوری بیش از ۱۵۰۰ کیلو اورانیوم با غلظت کم و همچنین پیگیری سریع طرح احداث راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین در اراک از جمله این دستاوردها بوده است. با استفاده از ذخیره اورانیوم غنی‌شده موجود، ایران هم اکنون در موقعیت  انجام آزمایش اتمی و ورود به جرگه دارندگان بمب اتمی قرار گرفته است.  در صورت ادامه غنی‌سازی اورانیوم به مقیاس فعلی، و حتی در صورت اضافه نشدن تعداد سانتریفیوژهای کنونی مورد استفاده در نطنز، ایران قادر خواهد بود هر ساله اورانیوم کافی برای تولید سه تا شش بمب اتمی را در اختیار بگیرد.   با تکمیل شدن و به راه افتادن راکتور آب سنگین در اراک که انتظار می‌رود در صورت ادامه وضع موجود در کمتر از ۱۸ ماه آینده به مرحله بهره‌برداری برسد، ایران قادر به تولید پلوتونیوم کافی برای تولید سالانه سه بمب اتمی از مسیر دوم خواهد شد. به این ترتیب ایران در صورت ادامه برنامه‌های اتمی خود قادر خواهد شد به ظرفیت‌های نظامی اتمی بسیار بالاتر از ظرفیت کنونی کره شمالی و پاکستان دست یابد.    پیام کشورهای غربی به چین و روسیه این است که در صورت عدم آمادگی تهران برای سازش با نظام جهانی، و عدم حمایت مسکو و پکن از اعمال تنبیهات شدیدتر و متفاوت با قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت  علیه ایران، برخورد نظامی و توسل به زور تنها گزینه باقی‌مانده برای متوقف کردن برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی خواهد بود.   دست یافتن ایران به امکانات کنونی که از نگاه پاره‌ای از کشورها من‌جمله اسرائیل نتیجه مماشات چهار سال گذشته جامعه جهانی با برنامه‌های توسعه اتمی ایران بوده، اینک شرایطی را فراهم ساخته که در گذشته به‌خصوص تل‌آویو از آن به عنوان &#171;نقطه بدون بازگشت&#187; یاد کرده است.  پیش از عبور نهایی ایران از این نقطه، جامعه جهانی با دو گزینه قطعی روبه‌رو است:  پذیرفتن ایران به عنوان قدرت نظامی اتمی در آینده بسیار نزدیک  متوقف کردن برنامه اتمی ایران پیش از اتخاذ تصمیم تهران به انجام یک آزمایش اتمی  در مورد پذیرش ایران به عنوان یک نیروی اتمی تازه، پاره‌ای از ناظران (به‌ویژه ناظران آمریکایی) هزینه‌های پرداختی را کمتر از توسل به نیروی نظامی بازدارنده علیه ایران می‌دانند و معتقدند که مسلح شدن ایران به بمب اتمی در کوتاه‌مدت فاجعه‌ای غیر قابل تحمل نیست.  اسرائیل و پاره‌ای از کشورهای عرب (به‌خصوص در خلیج فارس) با این نظریه مخالفند. رهبران تل‌آویو  به صورت آشکار و همچنین ضمن انجام دیدارهای سیاسی خود با نمایندگان کشورهای موثر در برنامه اتمی ایران تهدید می‌کنند که خطر یاد شده &#171;علیه موجودیت اسرائیل&#187; است و در صورت لزوم برای از میان بردن آن، آماده استفاده از نیروی نظامی پیش‌گیرانه‌اند.   آمریکا، روسیه، چین و جامعه اروپا، هریک با دلایلی متفاوت، قویا با متوقف کردن ایران از راه توسل به نیروی نظامی مخالفند. مخالفت با جنگ تازه در منطقه، نقطه مشترک جامعه جهانی در قبال ایران و منبع اصلی مورد استفاده آمریکا و جامعه اروپا برای دست یافتن به راه‌های غیرنظامی به منظور متوقف کردن ایران به شمار می‌رود.  از جمله روش‌های موثر برای تحت فشار قرار دادن ایران تهدید به استفاده از حداکثر مضیقه‌های اقتصادی (کاهش خرید نفت خام ایران و قطع فروش فراورده‌های نفتی به‌خصوص بنزین)، تشدید محدودیت‌های بانکی با هدف مختل کردن تجارت خارجی، اعمال محدودیت‌های ارتباطی (عدم پذیرش کشتی‌های باری و هواپیماهای مسافری جمهوری اسلامی) و کاهش سطح مناسبات سیاسی با تهران است.  روسیه و چین با اعمال این گونه تحریم‌ها همچنان مخالفت می‌ورزند. انجام تلاش‌های سیاسی کنونی و اصرار بر فراخواندن نمایندگان ایران به میز مذاکره در طول دو هفته آینده نه تنها با هدف اتمام حجت با تهران و یادآور شدن عزم جامعه جهانی برای ایستادگی در مقابل برنامه اتمی ایران صورت می‌گیرد، که همزمان همراه ساختن روسیه و چین با بقیه اعضای ثابت شورای امنیت را نیز مد نظر دارد.   پیام کشورهای غربی به چین و روسیه این است که در صورت عدم آمادگی تهران برای سازش با نظام جهانی، و عدم حمایت مسکو و پکن از اعمال تنبیهات شدیدتر و متفاوت با قطعنامه‌های گذشته شورای امنیت  علیه ایران، برخورد نظامی و توسل به زور تنها گزینه باقی‌مانده برای متوقف کردن برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی خواهد بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_sanctions_killing_time_US_Israel/1823859.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_nuclear_sanctions_killing_time_US_Israel/1823859.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 16 Sep 2009 13:27:21 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D9AC9DF0-BFC4-49CC-BF12-9114B5FCF305_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزارتخانه بحران‌زده نفت و ضعیف‌ترین گزینه دولت دهم  </title>
            <description>وزارتخانه کلیدی نفت سرانجام با چهارمین وزیر خود در چهار سال گذشته آشنا شد. با به دست آوردن ۱۴۷ رای در جلسه رای اعتماد روز پنج‌شنبه مجلس، مسعود میرکاظمی،  وزیر تازه نفت، دریافت که در شروع کار از کمترین میزان حمایت نمایندگان در مقایسه با سایر اعضای دولت دهم برخوردار است.    وزارتخانه کلیدی نفت سرانجام با چهارمین وزیر خود در چهار سال گذشته آشنا شد. با به دست آوردن ۱۴۷ رای در جلسه رای اعتماد روز پنج‌شنبه مجلس، مسعود میرکاظمی،  وزیر تازه نفت، دریافت که در شروع کار از کمترین میزان حمایت نمایندگان در مقایسه با سایر اعضای دولت دهم برخوردار است.      پس از کنار گذاشتن بیژن نامدار زنگنه که بیش از هشت سال مدیریت نفت ایران را در دو دولت محمد خاتمی بر عهده داشت، و مردود شدن سه گزینه مورد نظر رئیس دولت نهم در مجلس، سرانجام وزیری هامانه  سرپرستی نفت را به صورت ماهانه بر عهده گرفت و و بعد از چند ماه با کسب رای اعتماد مجلس به وزارت گمارده شد.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    احضار وزیر نفت؛ حلقه تازه اختلاف دیوان محاسبات و دولت     							    وزیر نفت ایران: از تحریم بنزین استقبال می‌کنیم     						    			 		مهم‌ترین اقدام وزیری هامانه در زمان تصدی وزارت نفت، امضای قرارداد ۲/۲ میلیارد دلاری کشیدن خط لوله گاز به مرز پاکستان با قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه پاسداران بدون انجام مناقصه بود. در توجیه این روال بی‌سابقه و غیرقانونی امضای قرارداد، محمود احمدی‌نژاد سرعت در انجام کار و مقرون به‌صرفه بودن آن را عنوان کرد، حال آن که پیمانکاران سپاه در موضوع قرارداد و کشیدن خط لوله فاقد تجربه کاری بودند و ارزش قرارداد نیز در طول سال‌های بعد از امضا به‌سرعت افزایش یافت. قرارداد یاد شده علی‌رغم پرداخت‌های کلان وزارت نفت به سپاه، نه تنها هنوز در نیمه راه نیز نیست،  که موضوع فروش احتمالی گاز به پاکستان هم هم‌چنان در ابهام است.   وزیری هامانه یک سال بعد در جریان اولین تغییرات کابینه جای خود را به غلامحسین نوذری داد. این گزینه جدید علی‌رغم تردیدهایی که پیرامون ظرفیت  مدیریت او بر نفت وجود داشت در جلسه رای اعتماد مجلس صاحب ۲۱۷ رای شد. در دوران آقای نوذری، دولت نهم موفق شد با استفاده کلان از سهم وزارت نفت در صادرات نفتی، پاره‌ای هزینه‌های خود را بپوشاند.   ادامه میلیاردها دلار واردات سالانه بنزین، خارج از سقف تعیین شده از سوی مجلس، و همچنین انجام معاملات پایاپای نفت خام با محصولات تصفیه شده، از دیگر اقداماتی بود که نوذری با هدف جلب رضایت رئیس دولت به  آن تن داد.  در سال ماقبل آخر حضور نوذری در وزارت نفت، جنجال مداخله علی کردان، وزیر کشور بدنام دولت نهم، در عقد قرارداد فروش گاز با شرکت اماراتی کرسنت افشا و در مطبوعات داخلی و خارجی خبرساز شد. علی کردان نیز که یکی از گزینه‌های ابتدایی احمدی‌نژاد برای وزارت نفت بود، متعاقبا با رای مجلس و به جرم داشتن مدرک تحصیلی تقلبی از وزارت کشور کنار گذاشته شد.  نوذری با هدف یک‌دست کردن مدیریت نفت و تحکیم نفوذ رئیس دولت، به برکناری شماری از عوامل کارشناس و صاحب تجربه در وزارتخانه تحت مدیریت خود مبادرت ورزید. اولین قربانی بزرگ این برکناری‌ها، هادی نژادحسینیان، معاون بین‌المللی نفت و مسئول مذاکره برای صدور گاز به پاکستان و هند، بود. جانشین نژادحسینیان برای مذاکره با هند و پاکستان حجت‌الله غنیمی فرد معرفی شد که همزمان مسئولیت عقد قراردادهای فروش نفت را نیز بر عهده داشت.   غنیمی فرد نیز پس از اعلام رسیدن به توافق با پاکستان برای صدور گاز به آن کشور، و متعاقب اعتراض علنی و جنجال‌ساز نژادحسینیان، مذاکره‌کننده قبلی، به تخفیف‌های کلانی که در قیمت فروش گاز منظور شده بود، از کار کنار گذاشته شد. در یک اقدام استثنایی، این بار جانشین غنیمی فرد که از باسابقه‌ترین مدیران نفت به شمار می‌رفت، رحیم مشائی معرفی شد که در آن زمان مسئول امور گردشگری در دولت نهم بود!  نوذری در ادامه برکناری‌های فله‌ای در نفت تمامی مدیران ارشد و کلیه معاونین باتجربه و حتی کم‌تجربه وزارتخانه را برکنار و پست‌های خالی شده را با عوامل مورد وثوق و نزدیک به دولت نهم پر کرد. گماردن سیف‌الله جشن‌ساز به عنوان مدیر عامل شرکت نفت از جمله بحث‌انگیزترین این تغییرات و کنار گذاشتن نعمت‌زاده که پیش از رفتن به نفت سابقه وزارت نیز داشت از جمله جنجالی‌ترین آنها بود.  در آخرین مرحله از تلاش دولت نهم برای تسخیر کامل وزرات نفت و گماردن عوامل خودی در پست‌های کلیدی و غیرکلیدی ولی موثر، طی شلوغی‌های دوران تبلیغات انتخابات چند معاون و مدیر دیگر کنار گذاشته شدند که شاخص‌ترین آنها اکبر ترکان، وزیر سابق دفاع، بود. ترکان که از خبر برکناری خود در تابلوی اعلانات وزارتخانه مطلع شده بود برخلاف جشن‌ساز که معروف به بزرگ کردن آمار تولیدات نفت و گاز و سرمایه‌گذاری‌های خارجی است، در قبول و اعلام کاستی‌های نفت، به‌خصوص نیاز صنایع نفت و گاز به سرمایه و تکنولوژی خارجی جهت حفظ سقف کنونی تولید، صداقت کلام داشت.  در طول وزارت سه‌ساله نوذری در نفت، میزان سرمایه‌گذاری خارجی، برخلاف دعاوی عنوان شده، به کمترین سطح ممکن رسید، شرکت‌های بزرگ خارجی من‌جمله شل و استات اویل نروژ و توتال فرانس از پروژه‌های نفت و گاز ایران کنار کشیدند و قرارداد توسعه میدان نفتی آزادگان نیز با کنار رفتن نهایی ژاپنی‌ها متوقف ماند.   در دوران وزارت نوذری، هیچ طرح قابل ملاحظه تازه در نفت و گاز و پتروشیمی، به جز طرح پتروشیمی کاویان، آغاز نشد و تکمیل طرح‌هایی  که پیش از دولت نهم آغاز شده بود نیز به صورت نیم‌بند به مرحله بهره‌برداری ناقص رسید.   من‌جمله طرح‌های بهره‌برداری از فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی و یا پالایشگاه گاز پارسیان که فاز اول آن در دوران خاتمی مورد بهره‌برداری قرار گرفته بود. جزئیات این طرح‌ها را بیژن نامدار زنگنه طی نامه مفصلی در رد ادعاهای احمدی‌نژاد پیرامون اقدامات دولت او در زمینه نفت و گاز و پتروشیمی چند ماه قبل منتشر ساخت.         با آمدن وزیر تازه، محیط وزارت نفت برای اعمال کنترل کامل رئیس دولت بر این وزارتخانه پول‌ساز فراهم شده است. نگرانی  نزدیکان به وزارت نفت در این است که مسعود میرکاظمی با ادامه تغییرات در سطوح پائین‌تر مدیریتی، یکنواخت کردن اداره وزارتخانه و موسسات تابع آن به زیان باقی‌مانده نیروهای باتجربه در وزارت نفت ادامه دهد.   وزیر تازه پیش از آغاز به کار اعلام داشته است که بهره‌برداری از حوزه‌های مشترک نفتی در دستور کار او قرار دارد. در حال حاضر بهره‌برداری از حوزه‌های مشترک نفت و گاز ایران در دریای خزر و مرزهای غربی کشور در حداقل ممکن و به سود شرکای خارجی من‌جمله عراق، عربستان سعودی، کویت، قطر و شارجه ادامه دارد. کمبود سرمایه‌گذاری و فقدان قابلیت فنی و تجهیزات و تکنولوژی پیشرفته از جمله عمده‌ترین مشکلات ایران در این زمینه است. زیان ادامه وضع موجود برای ایران سالانه به میلیارد‌ها دلار می‌رسد.        میرکاظمی همچنین از قصد افزایش ظرفیت تولید نفت خامایران تا میزان ۵/۳ میلیون بشکه در روز یاد کرده که در شرایط موجود امری غیرممکن به نظر می‌رسد. در حال حاضر تولید نفت خام روزانه ایران در حدود ۳/۷ میلیون بشکه است. با توجه به افت طبیعی متوسط تولید سالانه  نفت، در حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز، به دلیل کاهش فشار مخازن و  سالمند بودن چاه‌ها، تحقق هدف اعلام شده طی چهار سال آینده نیازمند افزایش تولید دو میلیون بشکه نفت در روز است. رسیدن به این سطح تولید ضمن احتیاج به برخورداری از تکنولوژی پیشرفته در بهره‌برداری و اکتشاف، نیازمند ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Ahmadinejad_oil_ministry_economy_Mirkazemi_Revolutionary_Guards/1815023.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Ahmadinejad_oil_ministry_economy_Mirkazemi_Revolutionary_Guards/1815023.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 04 Sep 2009 19:29:43 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/76756D7A-92FD-4305-ADAB-7BC6FD954C4D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> راکتور اراک: راه دوم در مسير بمب؟</title>
            <description>انتشار گزارش اخير داير بر بازديد نمايندگان آژانس بين المللی انرژی اتمی از راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگين ارک، نه تنها از ميزان نگرانی های نظام جهانی نسبت به پاره ای از هدف های مشکوک برنامه توسعه اتمی ايران نکاسته، که بدليل طبيعت خاص راکتور در دست تکميل اراک، حساسيت های تازه ای رادر اين زمينه ايجاد کرده است. انتشار گزارش اخير داير بر بازديد نمايندگان آژانس بين المللی انرژی اتمی از راکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگين اراک، نه تنها از ميزان نگرانی‌های نظام جهانی نسبت به پاره ای از هدف های مشکوک برنامه توسعه اتمی ايران نکاسته، که بدليل طبيعت خاص راکتور در دست تکميل اراک، حساسيت های تازه ای رادر اين زمينه ايجاد کرده است.   بر اساس گزارش ياد شده، راکتور اراک در مرحله نزديک به تکميل قرار دارد. در صورت واقعی بودن ارزيابی های منتشر شده در اين زمينه، دليل اصلی موافقت ايران با انجام باز ديد نمايندگان آژانس از راکتور اتمی اراک، می تواند اجبار قانونی در اجرای ماده ۳ معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای باشد.  ايران در سال ۱۹۶۸ متعهد به پيوستن به اين معاهده گرديده و در سال ۱۹۷۴ با تصويب مجلس رسما به ان ۱۹۷۴ملحق شد. ايران ادامه پايبندی خود را به معاهده ياد شده بعد از انقلاب نيز مورد تائيد قرار داد.     &#160;  بیشتر بخوانید:   انتصاب صالحی: ‌چراغ سبز مذاکرات اتمی یا خرید وقت بیشتر؟    &#160;   مطابق ماده ۳ معاهده ياد شده، کشور های عضو مکلف اند شش ماه پيش از زمان مورد پيشبينی برای استفاده از مواد اتمی در تاسيسات اتمی مانند سانتريفيوژ ها، بمنظور غنی سازی، و يا استفاده از سوخت اتمی در يک راکتور، آژانس را از اين موضوع مطلع سازند. دليل اين اقدام کنترل و اعمال ضوابط حفاظتی در محل، بمنظور پيشگيری از بروز سوانح و ضايعات هسته ای است.   با توجه به مفاد گزارش های منتشر شده، می توان پيشبينی کرد که راکتور اراک در فاصله شش ماه تا يک سال از زمان روشن کرده کوره اصلی آن قرار گرفته است. عمليات ساختمانی در محل سايت اراک، که در نزديکی کارخانه توليد آب سنگين قرار دارد، بعد از يک توقف کوتاه، از سال ۲۰۰۵ با سرعتی بيش از گذشته دنبال شده است.  در گذشته انتظار ميرفت که راکتور اراک مابين سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ بمرحله بهر برداری برسد. اين راکتور که ايران آنرا با کمک آکادمی اتمی روسيه طراحی و با استفاده از کارشناسان داخلی و خارجی، در دست احداث دارد، از ابتدا يکی از مراکز بحث انگيز اتمی جمهوری اسلامی بشمار می رفت.  با اين وجود به دليل فاصله نسبتا زياد تا زمان عملياتی شدن آن حساسيت های خارجی نسبت به راکتور بوشهر کمتر از فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم در ايران بود.  آژانس اتمی طی سال های اخير ضمن در خواست در اختيار قرار دادن نقشه های فنی راکتور، خواستار بازديد از آن نيز شده بود. ضمنا، موضوع ياد شده در تمامی قطعنامه های شورای امنيت عليه ايران نيز، مورد تاکيد قرار گرفته است .  ايران نه تنها با استناد به ان پی تی، از دادن اطلاعات در مورد راکتور اراک و بازديد از آن خود داری ميورزيد، که حتی از دو سال پيش با نصب يک گنبد بزرگ کاذب بر روی بنای اصلی راکتور، مانع از اقدام به هر نوع عکس برداری ماهواره ای از ميزان انجام کار و تغييرات در راکتور شده بود.   ايران بمنظور فعال ساختن راکتور اراک نيازمند توليد سوخت و داشتن ذخيره آب سنگين کافی برای توليد بخار و همچنين خنک کردن کوره اتمی آن است. سال گذشته کارخانه توليد سوخت اتمی با حضور محمود احمدی نژاد،رئیس جمهوری ایران،&#160;در اصفهان آغاز بکار کرد. ظرفيت توليد سوخت کارخانه مزبورکه تنها منحصر به تبديل اورانيوم خام و توليد سوخت برای راکتور آب سنگين است، به راحتی نياز های سوختی راکتور اراک را تامين ميکند.  کارخانه توليد آب سنگين اراک نيز که در زمان رياست جمهوری محمد خاتمی به بهره برداری رسيد، با ظرفيت سالانه ۸ هزار تن آب سنگين مشغول بکار است. ظرفيت اين واحد که در ابتدا سالانه ۱۰ هزار تن اعلام شده بود با نصب تجهيزات تازه به تا حدود دوبرابر افزايش يافته است.   پيش از فعال کردن کوره اتمی راکتوری در اندازه های اراک، ذخيره ۸۰ هزار تن آب سنگين مورد نياز است. خريداری کردن آب سنگين از خارج بدليل تحريم های موجود برای ايران ممکن نيست. به اين ترتيب انتظار می رفت که در زمانی نزديک به تکميل راکتور بوشهر ( ۸ تا ۱۰ سال از تاريخ شروع) ذخيره آب سنگين ايران نيز در حد لزوم فراهم شود. بعلاوه کوره راکتور ياد شده سالانه نيازمند جبران يک تا دو تن آب سنگين از دست رفته در کوره برای جايگزينی است.  به اين ترتيب در صورت افزايش ظرفيت کارخانه توليد آب سنگين، ذخيره آب سنگين ايران در يک سال آينده ميتوانند بهره برداری از راکتور بوشهر را ممکن سازد. ضمن آنکه خريداری مقداری آب سنگين از منابع اعلام نشده نيز برای تکميل نيازهای اضطراری و جبران کمبود توليد داخلی نا ممکن نيست.  در صورت فعال شده راکتوری مشابه واحد اراک، پسمانده سوخت اتمی مصرف شده در کوره اتمی ، پلوتونيوم ۲۳۹ است که در طبيعت يافت نميشود و تنها کاربرد آن استفاده در توليد بمب اتمی است.   دو مسير موازی توليد بمب   تمامی کشورهايی که در گذشته به بمب اتمی دست يافت اند هر دو مسير موازی توليد بمب را طی کرده اند. در دو انفجار اتمی امريکا در ناگازاکی و هيروشمای ژاپن نيز يک بمب پلوتونيومی و يک بمب اورانيومی مورد استفاده قرار گرفت.  کره شمالی آخرين کشوری است که تاکنون از راه فرايند پلوتونيوم به ساختن بمب اتمی مبادرت ورزيده و پيش از آن پاکستان، هند و اسرائيل هم اين مسير را طی کرده اند.  راکتوری در اندازه های راکتور ۴۰ مگاواتی اراک قادر است هر سال مابين ۱۶ تا ۲۰ کيلو پسمانده سوختی توليد کند. برای توليد يک بمب ساده پلوتونيومی، ۶ تا ۸ کيلو پلوتونيوم ۲۳۹ مورد نياز است. به اين ترتيب، کارخانه اتمی اراک پس از فعال شدن، هر سال قادر به توليد مواد لازم برای ساختن دو تا سه بمب اتمی خواهد بود.  تحول تازه، می توانند حساسيت های برنامه های اتمی ايران را بيش از پيش افزايش دهد. اين تحولات فنی و پيشرفت کار، در زمينه غنی سازی اورانيوم نيز دنبال شده است. بطوريکه ايران با غنی سازی بالغ بر ۱۵۰۰ کيلو گرم اورانيوم تاکنون، در صورت افزايش ميزان غلظت اورانيوم موجود به تا حدود ۹۰ در صد، مواد انفجاری لازم برای توليد سه بمب اتمی را هم اکنون در اختيار دارد.   اين نکات انتظار ميرود در گزارش چند روز آينده دبيرکل آژانس به شورای حکام و در بخش مربوط به فعاليت های اتمی ايران مورد تائيد قرار گيرد. گزارش ياد شده که آخرين گزارش فصلی محمد البرادعی دبير کل کنونی آژانس بشمار ميرود، در شرايطی انتشار خواهد يافت که برنامه توسعه اتمی ايران در حساسترين شرايط چند سال اخير خود قرار گرفته است.   يکی از منابع خبری روسی، روز گذشته گزارش داده بود که امريکا با در خواست اسرائيل برای هدف حمله نظامی قرار دادن تاسيسات اتمی ايران، در صورت به نتيجه نرسيدن فعاليت های ديپلماتيک کنونی در جهت متوقف کردن برنامه های اتمی جمهوری اسلامی تا پايان ماه آينده مسيحی، موافقت ضمنی بعمل آورده است.  علی اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس نيز هفته قبل طرحی را به آژانس تسليم کرد در آن منع حمله به تاسيسات اتمی کشورهای در خواست شده بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_arak_nuclear_Iran/1805324.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_arak_nuclear_Iran/1805324.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 22 Aug 2009 17:31:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BFB13035-9F06-464A-A79B-1918FA4572D9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تحریم‌های تازه نفتی و طرح تامین اضطراری بنزین </title>
            <description>تصویب طرح محدود ساختن صدور بنزین به ایران در سنای آمریکا، دولت جمهوری اسلامی را ناگزیر خواهد ساخت به منظور مقابله با نتایج اعمال تحریم های تازه نفتی، علاوه بر کاهش مصرف داخلی از راه افزایش قیمت ها، تامین سوخت از منابع اعلام نشده را نیز مورد بررسی جدی قرار دهد.تصویب  طرح محدود ساختن صدور بنزین به ایران در سنای آمریکا، دولت جمهوری اسلامی را ناگزیر خواهد ساخت به منظور مقابله با نتایج اعمال  تحریم های تازه نفتی، علاوه بر کاهش مصرف داخلی از راه افزایش قیمت ها، تامین سوخت از منابع اعلام نشده را نیز مورد بررسی جدی قرار دهد.  اظهارات سیف الله جشن ساز مدیر عامل شرکت نفت جمهوری اسلامی در واکنش به طرح یاد شده، علیرغم بی اثر خواندن نتایج اجرای آن ، حاکی از احساس  نگرانی مسئولان ایران در این زمینه و در عین حال پیش‌بینی اقداماتی است که در جهت کاهش عوارض فشارهای تازه مورد توجه قرار داده اند.  پیش نگری هایی که مدیر عامل شرکت نفت جمهوری اسلامی از آن به‌عنوان        &#171; طرح استراتژيک تامین ۴۸ ساعته بنزین در شرایط اضطراری&#187; یاد کرده ، علاوه بر اینکه تلاشی است در جهت آرام ساختن بازار مصرف داخلی، نشانه مورد توجه قرارگرفتن  تامین بنزین مصرفی از منابعی است متفاوت با  فروشندگان سنتی بنزین به ایران.   اعمال محدودیت فروش بنزین به ایران و احتمال تکرار آن در قطعنامه های آینده شورای امنیت، با توجه به سهم چشمگیر بنزین وارداتی نسبت به حجم تولیدات داخلی در مصرف روزانه، جمهوری اسلامی ایران را وادار خواهد ساخت که به‌منظور متعادل کردن میزان عرضه و تقاضا ، اقداماتی را مورد توجه قرار دهد که تا کنون سعی در پرهیز آنها داشته است.    دولت نهم  جمهوری اسلامی از تیرماه سال ۱۳۸۶ با هدف مقابله با افزایش مصرف بنزین و همچنین کند کردن روند افزایش نیاز به واردات آن، طرح جیره بندی بنزین را بموقع اجری گذاشت. دولت انتظار داشت که با اجرای طرح یاد شده مصرف روزانه بنزین تا ۲۸ در صد کاهش یابد.  با این وجود، به‌موجب آمار منتشره از سوی آژانس بین المللی انرژی، یک سال پس از اجری طرح یاد شده مصرف روزانه بنزین در ایران از متوسط ۵۰۰ هزار بشکه در روز به ۵۷۰ هزار بشکه ( بیش از ۷۲ میلیون لیتر در روز )  افزایش یافت. در حال حاظر تولیدات پالایشگاه های ایران ثابت و مصرف بنزین سالانه ۱۰ تا ۱۵ در صد رو به افزایش است.  دولت نهم  طی چهار سال گذشته به‌منظور تامین نیازهای رو به افزایش مصرف بنزین و گازوئیل داخلی و پیشگیری از کمبود عرضه در جایگاه های فروش، به‌جز مصرف تمامی اعتبارات مصوب مجلس،  بهره برداری منابع متعدد دیگری، از جمله مبادله پایا پای نفت خام با بنزین، استفاده از اعتبارات دو در صد متعلق به وزارت نفت (که بایستی به مصرف  طرح‌ های توسعه  نفت و گاز می رسید) و همچنین برداشت از حساب ذخایر ارزی راتجربه کرده است.  علاوه بر اجری طرح جیره بندی فروش بنزین، دولت با هدف جایگزین کردن بخشی از بنزین  وارداتی با گاز تولید داخل، طرح افزایش مصرف گاز برای اتومبیل ها را اعلام کرد که طرح یاد شده نیز به‌ دلیل محدود ماندن تعداد جایگاه های توزیع در شهر ها به جایی نرسید.   طرح دیگر ایران برای مقابله با بحران سوخت، افزایش ظرفیت تولید داخلی بنزین از راه افزایش ظرفیت پالایشگاه های کنونی و همچنین ایجاد پالایشگاه های تازه بوده است. در حال حاظر ایران دارای نه پالایشگاه در نقاط مختلف کشور است. طرح احداث شش پالایشگاه تازه نیز مورد توجه مقامات مسئول قرار گرفته است.  ظرفیت کنونی پالایشگاه های ایران (در کرمانشاه- شیراز- آبادان- تهران- تبریز-اصفهان- بندر عباس – لاوان - اراک)  حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز است.   در صورت احداث پالایشگاه های تازه که از آنها به نام ستاره خلیج فارس و هرمز  (بندر عباس)، کاسپین (شمال) پارس (فارس) ، آناهیتا ( کرمانشاه) ، شهریار (تبریز)  که در حال حاظر اغلب در مرحله ابتدایی تعریف و طراحی قرار دارند، قرار است طرفیت پالایشگاه های کشور به دوبرابر افزایش یابد.  در حال حاظر ظرفیت کنونی تولید نفت خام ایران حدود سه میلیون و هفتصد هزار بشکه در روز است. در صورت تکمیل شدن طرح های یاد شده و تغذیه آنها با نفت خام، حجم صادرات نفت خام ایران از میزان فعلی بیش از  دو میلیون بشکه در روز، به روزانه نیم میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت.  اجرای طرح احداث پالایشگاه های تازه با موانع تحریم ، عدم سرمایه‌گذاری و مشارکت خارجی و نبودن منابع سرمایه داخلی برای تامین هزینه ها روبه‌رو است.  از این رو تلاش های دو سال گذشته ایران برای جلب موافقت مالزی، و اخیرا کشور چین، به‌منظور مشارکت در ساخت پالایشگاه های تازه  در بندر عباس تاکنون به نتیجه نهایی نرسیده است.  با توجه به متنوع بودن منابع تامین بنزین ایران از خارج، در صورت اجرای طرح تحریم، این امکان وجود خواهد داشت که بخشی از کمبود ها از طریق خرید غیر رسمی و اعلام نشده تامین شود.   در این صورت قیمت های پرداختی و همچنین هزینه حمل بنزین خریداری شده (که به صورت بیمه نشده و ازطریق منابع  ثانوی و یا کشورهای هم جوار تامین می شوند) گران تر از قیمت های متعارفی کنونی خواهد بود.  در نتیجه، موثر ترین راه حل باقی مانده دولت جمهوری اسلامی برای مقابله با کمبود سوخت در داخل و پیشگیری از بروزاختلال جدی در شبکه حمل و نقل زمینی، کاهش مصرف از راه افزایش قیمت ها است. این هدفی است که طی یک سال گذشته موضوع کشمکش های فراوان بین دولت و مجلس نیز بوده است ولی در صورت اعمال تحریم های تازه  پیگیری آن غیر قابل اجتناب خواهد شد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Petrol_Iran/1792025.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Petrol_Iran/1792025.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 04 Aug 2009 13:43:56 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2D4DE2B6-B383-41F3-9457-493B01B26EC9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خطوط سیاست خارجی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری</title>
            <description>سه رقیب انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد، سنجیده ولی با احتیاط، ضمن رد رفتارهای چالشی دولت ایران در رابطه با مسائل جهانی، به طرح نقطه‌نظرهای مشترک در مناسبات خارجی ایران پرداخته‌اند.سه رقیب انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد، سنجیده ولی با احتیاط، ضمن رد رفتارهای چالشی دولت ایران در رابطه با مسائل جهانی، به طرح نقطه‌نظرهای مشترک در مناسبات خارجی ایران پرداخته‌اند.  طرح هالوکاست از سوی رئیس جمهوری ایران به‌عنوان یک شبهه تاریخی، و نفی&#160; آن به بهانه دفاع از حقوق مردم فلسطین، طی سه سال گذشته بیش از هر عامل دیگری به تحریک تبلیغات خارجی علیه ایران دامن زده است.  بی‌اعتنا به توسعه این تبلیغات تخریبی، که تا حدود زیادی به انزوای بیشتر ایران در نظام بین‌الملل انجامیده، احمدی‌نژاد همچنان به تکرار داستان هالوکاست در مجامع جهانی و محافل داخلی ادامه داده است.  اظهارات اخیر احمدی‌نژاد در این زمینه را که طی کنفرانس ضد نژادپرستی سازمان ملل در سوئیس عنوان شد، حتی بان کی مون دبیرکل سازمان ملل و میزبان اصلی کنفرانس نیز تحریک‌آمیز و تفرقه‌ساز لقب داد و آن محکوم کرد.   کنفرانس یاد شده&#160; به دلیل حضور احمدی‌نژاد، از پیش مورد تحریم کشورهایی مانند امریکا، استرالیا، ایتالیا، هلند، کانادا قرار گرفته بود.  کروبی طی چند فرصت متفاوت با اشاره به رویداد هالوکاست، ضمن انتقاد از طرح این مسئله توسط رئیس جمهوری ایران،&#160; با کنایه به طرح این سؤال پرداخت که : &#171;آیا باید مجبور باشیم با داستان خواندن هالوکاست از هیتلر دفاع کنیم؟&#187;  اطرافیان کروبی، از جمله کرباسچی، عبدی و عیسی سحرخیز نیز در زمان طرح مسایل خارجی، در گذشته به طور جداگانه در این ارتباط به اظهار نظر پرداخته و رفتارهای &#171;تحریک‌آمیز و خشونت غیرضروری دولت&#187; در این رابطه را در تضاد با منافع ملی ایران معرفی کرده‌اند.  اولین رویارویی میرحسین موسوی با هالوکاست طی دیدار انتخاباتی او از دانشگاه صنعتی بابل پیش آمد. در آن جلسه دانشجویان بابلی با اشاره به کشتار ۴۸۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ و نام دادن آن به هالوکاست ایران، از موسوی خواستند که دلایل سکوت خود را در قبال آن رویداد توضیح بدهد. با این حال موسوی از پرداختن به موضوع هالوکاست خود داری ورزید.  اما در فرصت‌های دیگر، موسوی با غیرضروری خواندن طرح مسئله هالوکاست مخالفت خود را با رفتارهای رئیس دولت ایران در این زمینه مطرح ساخت.   از جمله طی سخنانی در دانشگاه اصفهان موسوی با مخاطب قرار دادن احمدی‌نژاد اظهار داشت: &#171;ملت ما به شما چنین حقی نداده است که آبروی آنها را ببرید. آیا شما با رفتن به اجلاس سوئیس (كنفرانس ضدنژادپرستی) آبروی ملت ما را حفظ کردید ؟&#187;  در مورد رابطه با آمریکا سیاست‌های دو نامزد اصلاح‌طلبان تا حدود زیادی بهم نزدیک و در تقابل با سیاست‌های دولت نهم است. کروبی با صراحت اظهار داشته که با هر کشوری بجز اسرائیل گفت‌وگو خواهد کرد.  مفهوم روشن‌تر اظهارات کروبی، تلاش برای عادی ساختن رابطه با آمریکا و ایجاد مناسبات متعارفی سیاسی مابین تهران و واشنگتن است. با توجه به عدم انعطاف پذیری&#160; دولت کنونی در قبال امریکا و عدم آمادگی برای تعامل با آن کشور، نقطه‌نظرهای کروبی در صورت پیروزی او می‌تواند به تسهیل راه رفع اختلافات دو کشور بیانجامد.  میرحسین موسوی با وجود اشاره به سابقه سی ساله بی‌اعتمادی مابین ایران و آمریکا، از آغاز گفت‌وگو با آمریکا استقبال می‌کند. او طی گفتگویی با روزنامه تایمز، سیاست خارجی اوباما را مثبت و گامی به جلو خواند و از فرصت ملاقات و مذاکره مستقیم با رئیس جمهوری آمریکا استقبال به عمل آورد.  انتظار می‌رود در صورت پیروزی موسوی، سیاست رویکرد مثبت و سازنده به غرب که توسط خاتمی پیگیری می‌شد دوباره احیا شود. این روش در دوران احمدی‌نژاد جای خود را به سیاست نگاه به شرق داد که در تعریف خطوط اصلی این سیاست و در نتیجه پیگیری آن نیز دولت نهم توفیقی نداشت.&#160;&#160;&#160;   در مورد صلح خاورمیانه و روابط منطقه‌ای، انتظار می‌رود دو نامزد منسوب به اصلاح‌طلبان، در صورت پیروزی، ضمن حفظ متعادل خط قرمزهایی که روابط ایران و اسرائیل را تعریف می‌کنند، از آرمانگرایی&#160; فاصله گرفته و به عملگرایی رو کنند.  در نگرش تازه، به جای تحریک در سیاست داخلی لبنان، رأی عمومی مردم در ترکیب سیاسی آینده آن کشور پذیرفته خواهد شد. ضمن ادامه حمایت از حزب‌الله،&#160; ایران روابط بهتری با دولت لبنان ایجاد خواهد شد.  در فلسطین، به جای حمایت یکجانبه از حماس، دولت محمود عباس و فلسطینیان ساحل غربی نیز در دایره توجه دولت قرار خواهند گرفت. در صورت انتخاب هریک از دو نامزد یاد شده، نقش نظامیان در تدوین سیاست خارجی ایران که اینک در استتار &#171;ملاحظات امنیت ملی قوی شده&#187; است، تقلیل خواهد یافت.   علت دخول با احتیاط نامزدهای اصلاح‌طلب در مباحث امنیت ملی و سیاست خارجی، رعایت حاشیه نفوذ رهبر جمهوری اسلامی در این حیطه است. با این وجود، خطوط اصلی سیاست‌های منطقه‌ای با نگرش تازه مورد تجدید نظر قرار خواهد گرفت.  در زمینه تنش‌زدایی در روابط خارجی، سیاست‌های کروبی و موسوی، تا حدود زیادی در خط سیاست خارجی خاتمی است. در این حیطه انتظار می‌رود کروبی با استفاده از همکارانی که کمتر از موسوی متعهد به رعایت دقیق خطوط قرمز هستند، در جهت عادی‌سازی روابط با همسایگان، همکاری نزدیکتر با ناتو در افغانستان، و تغییر خطوط سیاست خارجی در رابطه با عراق به نتایج بهتری برسد.  در حال حاظر سیاست عدم همکاری با غرب در افغانستان و احتیاط در روابط&#160; با دولت مورد حمایت آمریکا در بغداد، به انزوای نسبی ایران در تحولات کشورهای&#160; همسایه انجامیده است. ابهام در تعریف این روابط نه تنها امنیت ملی ایران را با دشواری‌های تازه روبه‌رو ساخته که حتی در روشن ساختن طبیعت همکاری‌های دو جانبه نیز ناموفق بوده است.  از جمله بعد از انفجار تروریستی اخیر در زاهدان که طی آن ده‌ها کشته و زخمی به جای ماند، یک مقام رسمی ایران از عدم همکاری امنیتی کشور همسایه پاکستان که رئیس جمهوری آن چند روز قبل در تهران بعنوان یک دوست مورد استقبال قرار گرفته بود، انتقاد به عمل آورد.&#160;&#160;&#160;   برنامه توسعه اتمی ایران در دوران دولت نهم از مسیری که دولت خاتمی انتخاب کرده بود به طور کامل فاصله گرفت. در دولت خاتمی، با توجه به نقاط قوت و ضعف ایران، تعامل با غرب و اعتمادسازی و پرهیز از رویارویی با نظام بین‌الملل هدف اصلی معرفی شده بود.  در دولت دهم، تحقق هدف‌های برنامه توسعه اتمی ایران با تحمل هر هزینه‌ای پیگیری شد. در نتیجه پرونده اتمی ایران از آژانس به شورای امنیت رفت و در آن شورا چهار قطعنامه تنبیهی علیه ایران به تصویب رسید.  قربانی عمده اقتصادی این تنبیهات صنایع نفت و گاز ایران بود. با خارج شدن تمامی شرکت‌های معتبر اروپایی که در غیاب آمریکا به سرمایه‌گذاری و فعالیت در برنامه‌های توسعه و بهره‌برداری از منابع گاز و نفت ایران ادامه می‌دادند، تمامی طرح‌های بهره‌برداری از گاز یا متوقف ماند و یا با تأخیرهای طولانی روبه‌روشد.  طرح‌های بزرگ بهره‌برداری از منابع نفت نظیر آزادگان&#160; نیز با سرمایه اندک و فن‌آوری ارزان و ابتدایی به شرکت‌های داخلی واگذار گردید.  در نتیجه از میدان آزادگان که قادر است مابین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه روزانه&#160; ظرفیت تولید داشته باشد، امروز تنها اندکی بیش از ۱۰ هزار بشکه نفت استخراج می‌شود.  همزمان و علیرغم هزینه‌ها ی سنگین سیاسی و اقتصادی و امنیتی تحمیل شده، دولت که همچنان در مقیاس محدود و غیر قابل تبدیل به سوخت تجاری اتمی به غنی سازی اورانیوم ادامه می‌دهد، قادر نیست اعلام کند که در چه تاریخی&#160; به تهیه سوخت، حد اقل برای یک رآکتور اتمی در اندازه‌های رآکتور بوشهر دست خواهد یافت.  کروبی و موسوی با اعلام حمایت از هدف‌های صلح‌آمیز برنامه اتمی ایران، بی‌تردید در مسیری قرار خواهند گرفت که خاتمی چهار سال پیش قرار داشت.  اگرچه رهبری ایران در این زمینه تاکنون خطاب به نامزدهای انتخاباتی هشدارهایی داده است، ولی با توجه به بی‌نتیجه ماندن برنامه‌های غیرنظامی توسعه اتمی ایران، و هزینه‌های فوق‌العاده‌ای این برنامه تا کنون به بار آورده است، اعتماد سازی و تعامل با جامعه جهانی، در صورت تغییر دولت کنونی، جانشین رفتارهای خشن فعلی خواهد شد.  در زمینه روابط خارجی و بخصوص برنامه‌های توسعه اتمی، سیاست‌های محسن رضایی نامزد منسوب به اصولگرایان، متفاوت با دولت احمدی‌نژاد است. اگرچه در زمینه‌های اقتصادی، رضایی موسوی را مورد انتقاد قرار داده و او را حامی اقتصاد دولتی معرفی کرده است، همزمان، بیشترین انتقادات او متوجه مواضع و رفتارهای دولت در عرصه‌های روابط خارجی و برنامه توسعه اتمی بوده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Presidential_Election88_Foreign_Policy/1742434.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Presidential_Election88_Foreign_Policy/1742434.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 29 May 2009 16:20:19 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8F7A6EBB-BAA0-451A-B2EF-3204228140A0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عسلويه به‌خواب رفته است</title>
            <description>چهاردهمين نمايشگاه بين المللی نفت و گاز و پتروشيمی ايران در حالی گشايش يافت که طرح‌های عمده توسعه منابع گاز ايران در عسلويه عملاً به‌حال تعطيل درآمده‌اند. هم‌زمان، طرح‌های تزريق گاز به چاه‌های سالمند نفت در آغاجاری و مسجد سليمان نيز که با افت شديد فشار روبرو هستند، از هدف‌های اعلام شده دور مانده‌اند.
&#160;چهاردهمين نمايشگاه بين المللی نفت و گاز و پتروشيمی ايران در حالی گشايش يافت که طرح‌های عمده توسعه منابع گاز ايران در عسلويه عملاً به‌حال تعطيل درآمده‌اند. هم‌زمان، طرح‌های تزريق گاز به چاه‌های سالمند نفت در آغاجاری و مسجد سليمان نيز که با افت شديد فشار روبرو هستند، از هدف‌های اعلام شده دور مانده‌اند.  اينک مسئولان دست اندرکار طرح‌های توسعه منابع گاز نيز با پذيرفتن غيرمستقيم وضعيت جاری در عسلويه، تلويحاً غيرواقعی بودن اخبار منتشره از سوی دولت مبنی بر بهره‌برداری کامل از فازهای ۶ تا ۱۰ پارس جنوبی را می‌پذيرند.  رييس جمهوری ايران در اسفند ماه گذشته با حضور در عسلويه که از آن به‌عنوان پايتخت گازی کشور ياد می‌شود، با اعلام آغاز به‌کار فازهای ۹ و ۱۰ عسلويه، از افزايش توليد روزانه ۵۰ ميليون متر گاز ايران خبر داده بود.   چنانچه پيشرفت طرح‌های توسعه گاز ايران از منابع پارس جنوبی، واقع در آب‌های خليج فارس، با همان سرعتی صورت می‌گرفت که طرح‌های بهره‌برداری گاز در بخش متعلق به قطر- شريک ايران- به نتيجه رسيده‌اند، جای آن بود که در سال جاری ۱۸ فاز پارس جنوبی به مرحله توليد برسد.  با توجه به پيش‌بينی توليد روزانه ۲۵ ميليون متر مکعب از هر فاز، تفاوت توليد در ۱۰ فاز ياد شده در صورت بهره‌برداری، روزانه به ۲۵۰ ميليون متر مکعب ميرسيد. اين ميزان به فرض تحقق، می‌توانست معادل پنجاه در صدر ظرفيت کنونی گاز ايران را که در حدود روزانه ۵۰۰ ميليون متر مکعب است، افزايش دهد.   علاوه بر ۲۵۰ ميليون متر مکعب گاز، توليدات جنبی فازهای ياد شده می‌توانست ۵ ميليون تن گاز مايع، نيم ميليون بشکه ميعانات گازی ( که به‌مراتب از نفت خام گرانتر است)، به‌علاوه سالانه ۵ ميليون تن اتان و مقدار قابل ملاحظه‌ای گوگرد را شامل شود. در حقيقت، تحقق اين منابع می‌توانست از راه تأمين درآمد صادراتی، در رديف صادرات نفتی قرار گيرند.   با ظرفيتی اين چنين، مخزن‌های سالمند نفت ايران نيزکه ميزان استحصال نفت از آنها با سرعت در حال کاهش است، می‌توانستند از راه تزريق ۱۰۰ تا ۱۵۰ ميليون متر مکعب گاز ترش در روز، به عمر مفيد طولانی تری دست بيابند.  افزايش ميزان استخراج نفت از چاه‌های قديمی، هدف نهايی تمامی کشورهای توليد کننده نفت خام است. در راه دست يافتن به ضريب بالاتر استخراج از چاه‌های سالمند نفت، کشورهای جهان پيشرفته‌ترين تکنيک‌های ممکن را به‌کار می‌گيرند. از جمله دلايل اصلی تلاش برای افزايش بازيافت چاه‌های سالمند، از دست رفتن کامل ذخيره مانده، در صورت افت کامل فشار در چاه است.  از اين لحاظ، ايران در ميان کشورهای عمده توليد کننده نفت دارای پايين‌ترين ميزان استحصال نفت از چاه‌های سالمند است. نگاهداری صيانتی از چاه‌های سالمند نفت که بخشی عمده‌ای از ثروت ملی کشور محسوب می‌شود، نيازمند سرمايه گذاری کافی، استفاده از تکنولوژی پيشرفته و اعمال مديريت حرفه‌ای است. ايران به‌دليل قلّت سرمايه گذاری، استفاده از روش‌های کهنه، تزريق آب شور به‌جای گاز به چاه‌های نفت، عملاً زمينه را برای مرگ زودرس اين سرمايه‌های ملی فراهم ساخته است.   سال گذشته شکرالله عطارزاده نماينده بوشهر در مجلس هفتم با مطرح ساختن افزايش بيکاری در عسلويه، نسبت به توقف اجرای طرح‌های توسعه گاز در اين قطب حياتی صنايع گاز ايران هشدار داد. گفته می‌شود که ظرفيت کاری در عسلويه از ۶۰ هزار نفر اينک به حدود ۲۵ هزارنفر کاهش يافته و در نتيجه نيروی کار با تجربه‌ای که پس از پايان يک طرح و تحويل فازها ميبايد در فازهای ديگر به‌کار گرفته ‌می‌شد، عملا بيکار مانده است.  با هشدار عطار زاده نه تنها واقعيت‌های آغاز به‌کار فازهای ۹ و ۱۰ زير سؤال رفت، که گزارش‌های منابع مطلع از نحوه توليد و عملکرد ناقص فازهای ۶، ۷، و ۸ پارس جنوبی نيز مورد تاييد قرار گرفت.  با توجه به وضعيت موجود، پالايشگاه فازهای ۹ و ۱۰ که هنوز به توليد نرسيده‌اند، با استفاده از حداقل توليد از فازهای ۶ و ۷ تغذيه می‌شوند، حال آنکه پيش از اين اعلام شده بود که گاز ترش دو فاز ياد شده برای تزريق به چاه‌های سالمند آغاجاری در نظر گرفته شده است.  بنا بر گزارش‌هايی که اينک مسئولان دست اندر کار گاز ايران ناچار به پذيرش آن شده‌اند، تا اين تاريخ حتی سکوی فاز ۸ که پيش از اين در کنار فازهای ۶ و ۷ شروع به‌کار آن اعلام شده بود، نصب نشده است.   روز گذشته منوچهری، مديرعامل پتروپارس، در حاشيه برگزاری نمايشگاه نفت و گاز و پتروشيمی ايران، ضمن پذيرفتن مشکلات بهره برداری از فازهای ۶ و۷ و۸ پارس جنوبی، مدعی شد که تلاش برای جذب بيشتر سرمايه خارجی در حال انجام است.  او همچنين پذيرفت که پالايشگاه فازهای ۹ و ۱۰ همچنان از راه نصب يک خط لوله اضطراری، از توليدات فازهای ۶ و ۷ تغذيه می‌شود. اين اظهارات به‌نوبه خود، دلايل تلاش هفته قبل ايران برای تجديد قرار داد خريد گاز از ترکمنستان و همچنين افزايش حجم خريد از آن کشور را، به‌منظور پاسخ گفتن به نيازهای داخلی توجيه می‌کند.   چهاردهمين نمايشگاه نفت و گاز ايران که در تهران گشايش يافته، طی سال‌های اخير از طبيعت يک نمايشگاه تخصصی خارج شده است. در سال‌های گذشته استقبال مردم عادی و اشتياق آنها برای استفاده از کالاهای مجانی غرفه‌ها، بيشتر از مشارکت کارشناسان فنی بوده است. با توجه به رکود جاری در صنايع نفت و گاز ايران، به‌نظر نمی‌رسد که نمايشگاه سال جاری با نمايشگاه‌های قبل تفاوت محسوسی داشته باشد</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f10_Asalooye_Gas/1613790.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f10_Asalooye_Gas/1613790.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 22 Apr 2009 17:59:19 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5F1538F8-82B7-4579-B382-4C9111667D5C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اشتباه تاکتیکی خاتمی</title>
            <description>در نگاه بسیاری از ناظران سیاست داخلی ایران، آمدن خاتمی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری حرکتی اشتباه بود. اما شاید اشتباه بزرگتر او، خروج زود هنگام از صحنه بود.در نگاه بسیاری از ناظران سیاست داخلی ایران، آمدن خاتمی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری حرکتی اشتباه بود. شاید اشتباه بزرگتر او، خروج زود هنگام از صحنه بود.  اعلام خروج خاتمی از صحنه انتخابات، بی تردید به افزایش شانس تداوم شرایطی خواهد انجامید که او با آمدن خود بر ضرورت تغییر آن تأکید ورزیده بود.  ورود میرحسین موسوی، نخست‌وزیر دوران جنگ جمهوری اسلامی به انتخابات، و قرار گرفتن او در کنار مهدی کروبی و محمد خاتمی، گروه‌های اصلاح‌طلب را از حضور سه گزینه اصلی در جمع خود برخوردار ساخته بود.  تفاوت اصلی این سه نامزد در روش‌های اجرایی، و نقطه اشتراک اصلی آنها، در دیدگاه‌های است که همه مردان سیاسی شاغل و یا فعال در جمهوری اسلامی را بهم پیوند داده است: پایبندی به ساختار کنونی نظام جمهوری اسلامی به هر قیمت.  نقطه اشتراک دیگر که سه نامزد یاد شده را در کنار هم و در صف اصلاح‌طلبان قرار می‌داد، نظر اعلام شده آنها برای تغییر در وضع جاری و نحوه اداره کشور بود.  جناح حاکم که امروز کنترل هر سه قوه تعریف شده در قانون اساسی را در دست دارد، با وجود اختلاف نظر پیرامون نحوه عمل قوه اجرایی، همچنان ترجیح می‌دهد که انتقاد از وضع موجود را در سطح تحلیل‌های درون سازمانی محدود نگاه دارد.         جناح حاکم که امروز کنترل هر سه قوه تعریف شده در قانون اساسی را در دست دارد، با وجود اختلاف نظر پیرامون نحوه عمل قوه اجرایی، همچنان ترجیح می‌دهد که انتقاد از وضع موجود را در سطح تحلیل‌های درون سازمانی محدود نگاه دارد  به این دلیل، رسانه‌های منسوب به اصولگرایان نیز، همزبان با رسانه‌های رسمی و غیررسمی دولتی،  بیشتر راغب به انتشار اخبار و تصاویر موفقیت‌های نظامند تا نمایش کاستی‌ها و انعکاس نارضایتی‌های عمومی.   از این لحاظ، تنها اصلاح‌طلبان هستند که آشکارا شرایط جاری را بحرانی خوانده و خواستار تغییر وضع موجود شده‌اند. در تعریف نوع تغییر مورد نظر، خاتمی که شناخته‌شده‌ترین چهره اصلاح‌طلبان است، توسعه آزادی‌ها را ضروری می‌دانست، حال آنکه موسوی دفاع از قشر کم درآمد و محروم‌تر جامعه را نوید می‌دهد.   کروبی که هم کماکان با چراغ نیمه روشن حرکت می‌کند، آمیزه‌ای است از دو گرایش دیگر توأم با خصوصیات فردی او. او در هر حال یک فعال سیاسی میان وزن است که تعادل را در قبال افراط و تفریط، متاع متناسب‌تری می‌بیند.  در شرایط جاری که فشارهای فزاینده اقتصادی و تحدید آزادی‌های سیاسی و گسترش تنگناهای اجتماعی، میل به تغییر را نزد مردم ایران، بیش از گذشته، افزایش داده است، افزایش حضور مردم  در انتخابات تنها شانس اصلاح‌طلبان برای شکستن انحصار قدرت اصولگرایان است.  به این دلیل ارائه طیف وسیع‌تری از نظرگاه‌ها و حضور شمار بیشتری از نامزدهای حامی تغییر در مراحل مقدماتی انتخابات، می‌توانست صفوف  طرفداران اصلاحات را قوی‌تر ساخته و به حضور گروه‌های بیشتری از مردم در صحنه بیانجامد.  مقابله با داوطلبان متنوع  و شاخص منسوب به اصلاح‌طلبان و تخریب کلیه آنها توسط اصولگرایان، تنها می‌توانست به پرداخت هزینه‌های سنگین از سوی نظام سیاسی ایران منجر شده و به رغم آن، تا حدود زیادی ناموفق بماند.  حال آنکه مقابله با تعداد کاهش یافته نامزدهای اصلاح‌طلب که از نظر سیاسی نیز وزنه‌های کوچک‌تری به شمار می‌روند، در فرصت باقی مانده، هم آسان‌تر خواهد بود و هم کم هزینه‌تر.  از سویی، حضور چند نامزد طرفدار تغییر در صف اصلاح‌طلبان، با القای شبهه شکسته شدن احتمالی میزان رأی آنها،  یا به اتحاد اصولگرایان و حمایت آنها از نامزد دولت کنونی می‌انجامید، و یا شکل گرفتن تفرقه بیشتر نزد آنها.  در صورت اول و یکپارچگی آنها، رأی‌دهندگان عادی مصمم‌تر شده و به منظور شکست اصولگرایان و پیشگیری از ادامه وضع موجود با قوایی بیشتر به صحنه می آمدند.  با حضور شمار بزرگتری از اکثریت خاموش در انتخابات، طبیعتاً شانس طرفداران اصلاحات و تغییر در مقابل اقلیت اصولگرا نیز افزایش می‌یافت: تجربه‌ای که ۱۲ سال پیش هنگام مقابله آقای ناطق نوری با آقای خاتمی صورت گرفت و به پیروزی طرفداران تغییر انجامید.         حضور شمار بزرگتری از اکثریت خاموش در انتخابات، می‌توانست شانس طرفداران اصلاحات و تغییر را در مقابل اقلیت اصولگرا افزایش دهد  در صورت عدم اتحاد نزد اصولگرایان و در نتیجه حضور نامزدهای دیگری از آن جناح در انتخابات، بی‌تردید آرای محدود آنها محکوم به تقسیم شدن بود. در صورت اخیر، حتی راه یافتن یک نامزد طرفدار اصولگرایان به دور دوم  انتخابات هم می‌توانست دشوارتلقی شود.  فراموش نکنیم که اصولگرایان همواره از نظر شماره طرفداران در اقلیت بوده‌اند و شانس پیروزی احتمالی آنها در هر انتخاباتی، در صورت پذیرفتن سلامت کامل رأی‌گیری و شمارش آرا، تنها در کاهش شمار رأی‌دهندگان بوده و نه اقبال آنها از انتخابات.  در صورت عدم کناره‌گیری زود هنگام خاتمی از صحنه انتخابات، زمینه انجام رایزنی‌های  بیشتر مابین نامزدهای اصلاح‌طلب و سازمان‌های تدارکاتی آنها می‌توانست افزایش یابد. پس از احراز صلاحیت و گذشتن از سد نظارت شورای نگهبان، سه نامزد اصلاح طلب می‌توانستند به خط مشی هماهنگی برای ادامه راه دست یابند.  در آن مرحله، نفر پیش افتاده و میزان فاصله او با  نفر بعدی روشن‌تر می‌شد. به این دلیل رسیدن به توافق مابین آنها و کنار رفتن یک نامزد به نفع نامزد دیگری نیز، معنی‌دارتر به نظر می‌رسید تا پا پس کشیدن زود هنگام در جهت مصالح یک جناح و یا ثبوت پایبندی به اخلاقیات!  در حقیقت، انتخابات ریاست جمهوری در ایران در مرحله کنونی، شبیه انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری در امریکا، و در درون دو حزب دمکرات و جمهوری خواه است. نمایندگان اصلاح‌طلب در صف دموکرات‌ها و نمایندگان اصولگرا در صف جمهوری‌خواهان قرار دارند.   خانم کلینتون، وزیر خارجه کنونی، تا مرحله آخر برای دست یافتن به نامزدی حزب خود تلاش کرد. پس از بازماندن از کسب حمایت کافی مردم و دست نیافتن به شماره کافی رأی در کالج انتخاباتی، اوباما به عنوان نامزد واحد دموکرات‌ها انتخاب شد و به مقابله با جان مک‌کین رفت و به راحتی  پیروز شد.   کنار کشیدن زود هنگام آقای خاتمی از صحنه، مطابق آنچه از درون ایران شنیده می‌شود، به نارضایتی گروهی از طرفداران او و خشم گروه دیگر انجامیده است.   گروهی از رأی‌دهندگان بالقوه، به دلیل کناره‌گیری او، سر خورده شده‌اند و گروهی دیگر کنار رفتن او را یا ناشی از تهدیدها علیه او می‌دانند و یا ناشی از صدور دستور از بالا.  به هر ترتیب اقبال آنها از انتخابات کاهش خواهد یافت و این عمل، آب ریختن به آسیاب رقیب است.  فراموش نکنیم که شهرت یک نامزد انتخاباتی، بزرگترین حربه در انتخابات است. در صورت شهرت داشتن یک نامزد به بدی، این حربه علیه او به کار گرفته می‌شود و در صورت داشتن شهرت به نیکی، به نفع او.  آقای خاتمی مشهورترین نامزد اصلاح‌طلبان بود. خوشبختانه برای او، شهرت خاتمی به سلامت اخلاقی و نداشتن فساد مالی است. از این لحاظ مقایسه او با یک نامزد اصولگرا از سوی رأی دهنده و در روز اخذ رأی آسان‌تر بود، تا مقایسه با چهره‌ای کمتر شناخته شده.  خارج از ایران نیز استقبال از حضور خاتمی در انتخابات فراوان بود.  کشورهای خارجی از سیاست تنش‌زدایی او راضی بودند. گفت‌وگوی تمدن‌های پیشنهادی او، بازگشت به جامعه جهانی و توسعه روابط خارجی ایران را در طول هشت سال ریاست جمهوری او آسان‌تر ساخته بود.         آقای خاتمی با آمدن به صحنه از احترام شخصی مایه گذاشت و خود را در معرض قضاوت منتقدان خود قرار داد  حمایت کشورهای همسایه و کشورهای معتدل اروپایی و استقبال آمریکا از امکان گفت‌وگو با دولت او، می‌توانست با استقبال  داخلی روبه‌رو شده و شانس‌های او را بیش از پیش افزایش دهد.  در حقیقت، آقای خاتمی با آمدن به صحنه از احترام شخصی مایه گذاشت و خود را در معرض  قضاوت منتقدان خود قرار داد. با خروج زودهنگام از صحنه، آقای خاتمی نه تنها هدف انتقاداتی سخت‌تر قرار گرفت، که صف طرفداران اصلاحات را نیز ضعیف‌تر ساخت.  فراموش نکنیم که رونق جناح اصلاح‌طلبان تنها می‌توانند با برخورداری از حمایت اکثریت خاموش حاصل شود. اکثریتی که تا حدودی از او ناراضی بودند، ولی در هر حال او را به رقبای دیگر ترجیح می‌دادند.  خاتمی می‌توانست نامزد ائتلاف گسترده اصلاح‌طلبان شود. در دولت او میرحسین موسوی می‌توانست پس از اصلاح قانون اساسی دوباره نخست‌وزیر شود. بدون اصلاح قانون نیز موسوی می‌توانست، با عنوان معاون اجرایی رییس جمهور، مسئولیتی در حد نخست‌وزیر را بپذیرد و به پاره‌ای از برنامه‌های اقتصادی مورد نظر خود بپردازد.  در چنین ائتلافی، کروبی نیز می‌توانست ریاست دوره بعدی مجلس اسلامی را عهده‌دار شود. در چنین شرایطی بازگشت موج اصلاحات، و حصول هدف‌های تغییر، مقدور به نظر می‌رسید. اتفاقی که پیش از این با حضور همین گروه (منهای موسوی) تجربه شده بود. آیا تمامی فرصت‌ها از دست رفته‌اند؟</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Khatami_candidacy_election88/1513981.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Khatami_candidacy_election88/1513981.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 20 Mar 2009 18:35:14 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D88706CA-32A4-47C8-B77D-775FC4B68B1D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>امنیت پرواز با ایران - ۱۴۰؛ تردیدهای دوباره</title>
            <description>سقوط یک فروند دیگر از هواپیماهای &#171;ایران - ۱۴۰&#187; در نزدیکی شاهین‌شهر اصفهان، که به کشته شدن تمامی سرنشینان آن انجامید، ارزیابی مجدد ضریب امنیت پرواز با هواپیمای یادشده را ضروری ساخته است.سقوط یک فروند دیگر از هواپیماهای &#171;ایران - ۱۴۰&#187; در نزدیکی شاهین‌شهر اصفهان، که به کشته شدن تمامی سرنشینان آن انجامید، ارزیابی مجدد ضریب امنیت پرواز با هواپیمای یادشده را ضروری ساخته است.  این هواپیما که با مشارکت اوکراین و روسیه در ایران مونتاژ می‌شود در گذشته نیز چندین نمونه سقوط و آتش گرفتن موتور را تجربه کرده است.  اولین حادثه مرگبار سقوط &#171;آن - ۱۴۰&#187; (انتونف) که نمونه ایرانی آن &#171;ایران - ۱۴۰&#187; خوانده می‌شود، در ۲۳ دسامبر سال ۲۰۰۲ اتفاق افتاد که طی آن تمامی ۴۵ سرنشین اوکراینی و روسی هواپیما به قتل رسیدند. سرنشینان یادشده مدیران بلندپایه و کادر فنی شرکت‌های صنایع هوایی روسیه و اوکراین بودند که برای حضور در مراسم مونتاژ دومین هواپیمای &#171;ایران - ۱۴۰&#187; عازم شاهین‌شهر اصفهان بودند.  هواپیمای یادشده در ساعت ۱۱:۲۳ از خارکف بر خاسته بود و بعد از دو ساعت و ۲۵ دقیقه پرواز برای سوخت‌گیری در طرابوزان ترکیه به زمین نشست. پس از انجام سوخت‌گیری، هواپیما در ساعت ۱۴:۵۱ مجددا به مقصد اصفهان به پرواز درآمد ولی در حدود یک ساعت بعد در مرکز ایران سقوط کرد.  مقام‌های ایران در آن زمان &#171;خطای خلبان در استفاده درست از تجهیزات پرواز و در نتیجه قرار دادن هواپیما در مدار پروازی نامناسب&#187; را علت سقوط معرفی کردند.  یک سال بعد، پرواز دیگری از همین نوع هواپیما، در حالی که تعدادی از مسئولان ایرانی برای بازدید از خط مونتاژ &#171;ایران - ۱۴۰&#187; و مشاهده اولین هواپیمای مونتاژ شده عازم اصفهان بودند دچار حادثه شد و به نشستن اضطراری تن داد.  دو سال پس از آن نیز، در ماه اوت سال ۲۰۰۵، یک فروند دیگر از این نوع هواپیما ضمن پرواز مجبور به انحراف مسیر و حرکت به سمت اراک شد و پس از نشستن اضطراری در فرودگاه آن شهر از باند خارج و بشدت آسیب دید. علت آن حادثه &#171;آتش گرفتن موتور هواپیما&#187; اعلام شد.  از سال ۲۰۰۳ تاکنون، ایران پنج فروند از این نوع هواپیما را مونتاژ کرده است که سه فروند از آنها هم اکنون در امور حمل و نقل مسافری مورد استفاده قرار می‌گیرند. نمونه‌های ساخت اوکراین و ایران این هواپیما هم اکنون در خطوط داخلی و از سوی شرکت‌های ایران‌ایر، سفیران، ماهان و بانک صنعت و معدن مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند.  مذاکره برای خرید و مونتاژ این هواپیماها در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۹۹۵ آغاز شد و در سال ۲۰۰۰ با دست گرفتن ایجاد خط مونتاژ در اصفهان، توسط دولت خاتمی به نتایج ابتدایی رسید.  به دلیل اعمال تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه ایران، خرید هواپیمای جدید از دو منبع یادشده برای ایران ناممکن است. به این دلیل، ناوگان هوایی ایران فوق‌العاده فرسوده شده و هواپیماهای روسی ارزان قیمت نیز که به عنوان جانشین هواپیماهای بوئینگ و ایرباس در خطوط هوایی ایران به کار گرفته شده‌اند تاکنون حوادث مرگبار متعدی را با تلفات نظامی و غیرنظامی پشت سر نهاده‌اند.  ایران در نظر داشت با سرمایه‌گذاری در تولید هواپیمای انتونف ۱۴۰ بخشی از مشکلات حمل و نقل هوایی در مسافت‌های کوتاه را از میان بردارد. این هواپیما که دارای دو موتور ملخی (شش پره) با سیستم جت (توربو) است قادر به حمل ۵۴ مسافر و سرنشین است. مسافت متوسط این هواپیماها تا ۱۸۰۰ کیلومتر برآورد می‌شود.  شرکت ایرانی &#171;هسا&#187;، که مجری طرح مونتاژ هواپیمای یادشده است، اعلام کرده است که در طراحی این هواپیما نیز با اوکراین همکاری کرده است. تعداد قابل ملاحظه‌ای از کارکنان این شرکت تاکنون به این منظور در روسیه و اوکراین دوره‌های آموزشی گذرانده‌اند.  ایران قصد داشت با افزایش ظرفیت حمل مسافر و تغییر شکل بدنه، مبادرت به تولید دو مدل اصلی این هواپیما کند (بدنه کشیده برای حمل مسافر و بدنه پهن برای حمل بار)، و از این طریق ضمن استفاده از آنها در خطوط مسافری نیازهای نظامی خود را نیز تا حدودی پاسخگو شود.  هدف تعیین شده ایران برای تولید هواپیمای یادشده، سالانه ۱۲ فروند است که تاکنون به دلیل مشکلات فنی تحقق این هدف با تاخیر روبه‌رو شده است. با وجود این، ایران اعلام کرده است که تا سال ۲۰۲۰، حدود ۱۰۰ فروند از این نوع هواپیماها را در اختیار خواهد گرفت.  به دلیل ادامه محدودیت‌های خرید از خارج، ایران استفاده از این هواپیماها را به منظور انجام گشت‌زنی در مرزهای آبی و خاکی خود نیز مورد مطالعه قرار داده است. ظاهرا قرار است تا تعداد ۲۰ فروند از این نوع هواپیماها در نیروهای مسلح ایران مورد استفاده قرار گیرند.  به علاوه، در نظر است که با نصب تجهیزات الکترونیکی و همچنین رادارهای پیش‌نگر و پهلویی در نمونه‌های متفاوت، تعدادی از آنها در ظرفیت‌های مورد نیاز جنگ الکترونیکی و ایفای نقش رادار پرنده (مشابه سیستم آمریکایی آواکس) هم مورد استفاده قرار گیرند.  در سال ۲۰۰۵ و شش ماه پس از به روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد، سومین رئیس جمهوری ایران، بخش دیگری از طرح تولید &#171;ایران - ۱۴۰&#187; را پیگیری کرد و مصطفی نجار، وزیر دفاع دولت تازه، اعلام داشت که با اوکراین برای تولید موتور هواپیمای یادشده در اصفهان به توافق رسیده است.  در این مرحله، نیروهای نظامی ایران آشکارا در طرح تولید &#171;ایران - ۱۴۰&#187; داخل شدند. در بیانیه یادشده که از سوی تلویزیون سراسری ایران پخش شد، گفته شد که ایران تولید ۱۴۰۰ موتور جت را برای چند سال بعد در نظر گرفته است.  در سال ۲۰۰۶ و به دنبال تکرار حادثه‌های مختلف، گفته شد که ایران ممکن است مشارکت در طرح تولید این هواپیماها را متوقف سازد. شرکت &#171;هسا&#187; در آن زمان با صدور بیانیه‌ای این مطلب را رد کرد.  بجز استفاده در خطوط داخلی مسافری و مصارف نظامی، ایران صدور این هواپیما به خارج را نیز مورد بررسی قرار داده بود. به منظور فروش این هواپیماها که بهای هر فروند از آنها در حدود ۸.۵ میلیون دلار برآورد شده، ایران تاکنون مذاکراتی با سودان، سوریه و ونزوئلا به عمل آورده است.  اینک با سقوط یک فروند دیگر از هواپیماهای موسوم به &#171;ایران - ۱۴۰&#187; مسأله ضریب امنیت پرواز با هواپیماهای یادشده که هم اکنون در خطوط داخلی ایران مورد استفاده مسافری قرار می‌گیرد و قرار است زمینه استفاده از آنها در آینده گسترش نیز بیابد، بار دیگر مورد سؤال قرار خواهد گرفت.  به علاوه، تأمین نیازهای مسافری و نظامی آینده ایران هم که تا حدود زیادی به توفیق این طرح و گسترش آن پیوند داده شده بود در ابهام قرار خواهد گرفت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Iran_140_Plane_Safety/1495204.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Iran_140_Plane_Safety/1495204.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Feb 2009 15:57:24 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f1_Iran_140_Plane_Safety/1495204.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/479AD501-1E28-4B2A-8A60-F4B982F7A847_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>علاقه ایران و تأمل آمریکا برای آغاز گفت‌وگوهای مستقیم</title>
            <description>در ادامه طرح نظرهای متعدد رهبران ایران پیرامون شرایط آغاز گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا، منوچهر متکی اعلام کرد که دولت جمهوری اسلامی در حال مطالعه سیاست‌های تازه آمریکا در افغانستان است. در ادامه طرح نظرهای متعدد رهبران ایران پیرامون شرایط آغاز گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا، منوچهر متکی طی مصاحبه ای با تلویزیون دولتی ژاپن در حاشیه اجلاس سالانه اقتصادی داوس، اعلام کرد که دولت جمهوری اسلامی در حال مطالعه سیاست‌های تازه آمریکا در افغانستان است. &#160;    یک روز پیش از طرح اظهارات اخیر از سوی وزیر خارجه ایران، هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از آمریکا خواسته بود تا با روشن ساختن وضعیت گفت‌وگو، به &#171;اضطراب ایران&#187; خاتمه دهد.    همزمان، محمود احمدی‌نژاد نیز بار دیگر خواستار &#171;تغییر اساسی در مواضع و سیاست‌های آمریکا&#187; شده بود که به نوعی حاکی از علاقه (مشروط) ایران برای آغاز گفت‌وگوهای مستقیم با&#160;واشینگتن تلقی می‌شود.     علیرغم تأکید رییس جمهوری تازه آمریکا بر اهمیت موضوع ایران در روابط خارجی کشور متبوع او و همچنین انتظارات فراوان محافل سیاسی، تحرکات عملی در زمینه آغاز گفت‌وگوهای مستقیم مابین دو کشور تاکنون محدود به اظهار نظرهای حاشیه‌ای و گزارش‌های تأیید نشده مطبوعاتی باقی مانده است.     در ادامه سیاست &#171;انتظار و مشاوره&#187; واشینگتن در قبال ایران، که هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز هفته گذشته به آن اشاره کرد، تاکنون حتی از معرفی رسمی دنیس راس به عنوان نماینده اوباما در امور ایران خودداری به عمل آمده است، حال آنکه ریچارد هالبروک نماینده آمریکا در امور افغانستان و سناتور سابق جورج میچل نماینده اوباما در خاورمیانه، کار خود را رسماً آغاز کرده‌اند.     اصرار واشینگتن در ادامه وضع موجود و عدم شتاب برای آغاز گفت‌وگوهای دیپلماتیک با تهران و جدیت در پیشگیری از ارسال پیام‌های غلط به مسئولان جمهوری اسلامی در حدی است که سخنگویان دولت آمریکا از واکنش فوری نسبت به گزارش‌های مطبوعاتی نیز خودداری نمی‌کنند.     از جمله گزارش اخیر روزنامه انگیسی گاردین پیرامون تهیه نامه‌ای از سوی اوباما برای رهبر جمهوری اسلامی ایران به سرعت و رسماً در واشینگتن مورد تکذیب قرار گرفت.     دلیل عمده ایران برای شتاب در آغاز گفت‌وگوهای مستقیم با آمریکا&#160;عقب نماندن از تحولات جاری در منطقه و قرار گرفتن در متن تغییراتی است که ممکن است &#160;&#160; آرایش‌های امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.      اشاره مستقیم منوچهر متکی به سیاست‌های تازه آمریکا در افغانستان، با در نظر گرفتن این نکته که تغییر گرانیگاه حضور فعال نظامی آمریکا&#160;در منطقه، از عراق به افغانستان در مرزهای شرقی ایران، در دستور کار دولت اوباما قرار گرفته، نشانه علاقه ایران برای حضور فعال در تغییرات آینده منطقه است.     تفاوت عمده موقعیت مرزهای غربی ایران با مرزهای شرقی، حضور فعال سیاسی و نفوذ متناسب دولت ایران در عراق است.     همین نفوذ از میزان مخاطرات امنیتی ایران در مرزهای غربی تا حدود زیادی کاسته است.&#160;ضمن آنکه آمریکا&#160;نیز کاهش حضور نظامی خود در آن کشور را تدارک می‌بیند.     در نقطه مقابل عراق، آمریکا برای افزایش حضور نظامی فعال‌تردر افغانستان آماده می‌شود. روابط ایران با کابل در بهترین شرایط در حد روابط کاری است.     اگر چه در هرات، ایران دارای عوامل محلی است ولی اسلامگرایان طالبانی قادرند در طول مرزهای سیستان و بلوچستان امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهند.     ایران از یک سو در مرزهای شرقی خود با تحریکات طالبان روبه‌رو است و از سویی با پیروی از سیاست &#171;دشمن دشمن من، دوست من است&#187;، تحرکات و تقویت محدود طالبان را عامل بازدارنده‌ای در مقابل نفوذ فزاینده آمریکا در مرزهای شرقی خود می‌بیند.     به این دلیل بهترین گزینه برای ایران کاهش تنش با آمریکا و قرار گرفتن در متن همکاری‌های سیاسی نظامی با آن کشور و ایفای نقش فعال در آرایش‌های تازه امنیتی در آن منطقه است. برای دست یافتن به این اهداف، انجام گفت‌وگوهای مستقیم ضرورتی انکار ناپذیر است.     در صورت تحقق این هدف، علاوه بر تأمین نیازهای امنیت ملی در مرزهای متشنج شرقی، دولت کنونی ایران نیز از موقعیت سیاسی مستحکم‌تری در داخل برخوردار شده و در نتیجه&#160;بخت ادامه حضور خود را در قدرت برای چهار سال آینده افزایش می‌دهد.     نکته اخیر دقیقاً عاملی است که دولت آمریکا را از تعجیل در گشایش در گفت‌وگوهای مستقیم با ایران تاکنون باز داشته است.    بی‌تردید، دولت آمریکا متمایل به حضور دولتی میانه‌روتر از دولت کنونی در تهران است.  &#160;    از سویی پیش‌نگری نتایج انتخابات رییس جمهوری ایران در ماه می آینده آسان نیست. در چنین وضعیتی، آغاز گفت‌وگوهای آمریکا با دولت کنونی ایران با دو مشکل عمده روبه‌رو است. &#160;      ۱. عدم اطمینان از احتمال تجدید انتخاب رییس جمهوری کنونی و در نتیجه تردید در مورد ضمانت اجرایی توافق‌های احتمالی&#160;که ممکن است مابین دو طرف صورت پذیرد. ۲. عدم علاقه اوباما به تقویت دست دولت کنونی&#160;در فاصله چند ماه تا انجام انتخابات رییس جمهوری. &#160;    با این وجود مسئله ایران را نمی‌توان با مصلحت‌اندیشی‌هایی از این دست به مدت طولانی معوق گذاشت. به علاوه مشکلات آمریکا و ایران تنها محدود به همکاری و یا عدم همکاری در عراق و یا افغانستان نیست. &#160;    چنانکه برنامه اتمی ایران در روز چهار شنبه این هفته بار دیگر موضوع بحث کشورهای موسوم به گروه ۵+۱&#160;قرار خواهد گرفت و کشورهای اروپایی در انتظار ایفای نقش فعال‌تر آمریکا در این گروه هستند. &#160;    به این ترتیب، باید انتظار داشت که در ادامه ابراز رغبت مقامات جمهوری اسلامی، و تنها پس از معرفی رسمی نماینده اوباما در امور ایران، زمینه آغاز گفت‌وگوهای جدی‌تر مابین دو کشور بزودی فراهم شود. &#160;    انتظار می‌رود با توجه به برتری شرط میزبانی در انجام گفت‌وگوهای دیپلماتیک، این گفت‌وگوها ابتدا در نقطه بی طرف و مابین نمایندگانی در سطوح کاری آغاز و در صورت دست یافتن به نتایج اولیه به سطوح بالاتر ارتقا یابد. &#160;    ادامه آرام این&#160;وضع و انجام تماس‌های مطالعاتی می‌تواند تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران ادامه یابد. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Iran_US_Talk_review/1377928.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Iran_US_Talk_review/1377928.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 02 Feb 2009 17:20:08 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f7_Iran_US_Talk_review/1377928.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/37568C5A-585A-4EB8-B036-E6DCDDF6F8CD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>یادداشت: گاز ایران، بازار اروپا و ظرفیت‌های بدون استفاده</title>
            <description>ایران به جای پی گیری طرح پر هزینه و فاقد ارزشی مانند&#160;صدور گاز به هند و پاکستان، باید با قبول این واقعیت که نقش&#160; اروپا در معادلات امنیت ملی کشور به مراتب مهم تر از نقش هند و پاکستان است، به یک چرخش ۱۸۰ درجه ای در روابط خارجی خود تن داده و راه را برای صدور گاز به اروپا هموار سازد. اقدام روسیه در کاهش میزان صدور گاز به اوکرائین، که به قطع جریان گاز در بلغارستان یونان و مقدونیه انجامید ، نگرانی های کهنه ناشی از خطر کمبود گاز در&#160; ترکیه، اطریش، آلمان و حتی بریتانیا را که مستقیما متکی به گاز روسیه نیست، تجدید کرد.     با توجه به سابقه اقدام روسیه در قطع جریان صدور گاز به شرق و غرب اروپا، کوشش برای متنوع ساختن منابع تامین گاز اروپا، به منظور افزایش ضریب امنیت توزیع انرژی، این بار بیش از هر زمان دیگر مورد توجه مراکز تصمیم گیری در اروپا قرار گرفته است.     نکته قابل ملاحظه در آغاز تلاش های تازه برای متنوع ساختن منابع توزیع&#160; گاز اروپا، چشم پوشی&#160; از قابلیت های ایران به عنوان&#160;&#160; یکی از مسیر های اصلی انتقال انرژی آسیای مرکزی است. همچنین امکانات بالقوه و بی نظیر&#160; آن کشور در تامین بخش عمده ای از نیازهای قاره قدیم&#160; به گاز وارداتی نیز تنها به شکل &#171;بالقوه&#187; باقی مانده است. حال آنکه ایران با در اختیار داشتن ۱۶ در صد از ذخایر گاز&#160; طبیعی جهان، عملا متصل به لوله های انتقال گاز اروپا است.     میزان کاهش&#160; اخیر گاز صادراتی روسیه به اوکراین به&#160; ۹۲ میلیون متر مکعب در روز بالغ می شود. در حالی که انتظار می رفت میزان گاز ارسالی حتی تا میزان ۲۰۰ میلیون متر مکعب در روز افزایش یابد.             به قلم همین تحلیل‌گر:          دشواری های اجرای طرح تحول اقتصادی             اکو؛ باشگاهی پرهزینه، اما بی‌فایده                 انعطاف‌ناپذيری کلينتون در قبال ايران                   &#160; ايران همچنان نگران هجوم نظامی است                 ایران اکنون با تولید در حدود ۵۰۰ میلیون متر مکعب گاز روزانه، قادر است حتی بدون افزایش تولید و تنها از راه صرفه جویی در مصرف بی رویه گاز خانگی، در فاصله یک سال ظرفیت صدور گاز تا میزان ۱۰۰ میلیون متر مکعب در روز را ایجاد کند.     اصلاح قیمت گاز مصرفی در داخل، هماهنگ با آموزش روشهای صرفه جویی و همچنین استفاده از ابزار های خانگی کم مصرف، یقینا می تواند&#160; در کاهش مصرف و ایجاد ظرفیتهای صدور گاز موثر&#160; واقع شود؛ مسئولیتی که که دولت ایران تاکنون به دلیل نگرانی از ایجاد نارضایتی بیشتر و احتمال مقاومت مصرف کنندگان، از تن دادن به آن پرهیز کرده است.     در نتیجه نسبت مصرف گاز در ایران با توجه به ظرفیت تولید صنعتی آن کشور و سرانه جمعیت از بسیاری از کشورهای جهان&#160; بالاتر رفته است.       تولید&#160;و مصرف      ایران به لحاظ میزان ذخایر با بیش از ۲۸ تریلیون متر مکعب گاز، بعد از روسیه در ردیف دوم جهان قرار دارد. تولید روزانه گاز ایران نزدیک به ۵۰۰ میلیون بشکه در روز است و از این لحاظ در ردیف هفتم جهان قرار دارد.     از لحاظ مصرف مجموع گاز، ایران بعد از آمریکا و روسیه، با&#160; ظرفیت مصرف بیش&#160; ۵۰۰ میلیون متر مکعب در روز سومین کشور جهان است.     شدت مصرف انرژی در ایران -که گاز مهمترین قلم آن به شمار میرود- ۹ برابر بریتانیا و به مراتب بیشتر از ترکیه است. آمار تقریبی فوق&#160; حاکی از اتخاذ سیاست های بی حاصل در اقتصاد انرژی ایران و اعمال مدیریت غلط&#160; در توزیع و مصرف منابع انرژی است. حال آنکه در صورت احساس مسئولیت کافی و وجود قابلیت های مدیریتی لازم، ایران می توانست (و هنوز هم می تواند) ضمن استفاده بهینه از منابع انرژی، به صادر کننده بزرگ گاز دنیا تبدیل شود.         بازدارنده های اصلی که تاکنون مانع از رسیدن ایران به ظرفیت های بالقوه خود در این زمینه&#160; شده اند، علاوه بر مصرف بی رویه&#160; و بی بند و بار انرژی در داخل، متوجه روابط خارجی و محاسبات نا متوازن در ارزیابی اهمیت واقعی&#160; موئلفه های موثر در امنیت ملی نیز هست.     در نتیجه نگرانی های ناشی از تهدید های خارجی، ایران به تدریج روابط&#160; و سطح مناسبات خارجی خود را محدودتر ساخته&#160;اما&#160;انزوای ایران به خصوص طی سه سال گذشته بیش از پیش تشدید شده است.     سیاست معروف به &#171;نگاه به شرق&#187; نیز که رییس کنونی مجلس شورای اسلامی در کسوت دبیر شورای امنیت ملی وقت، بعد از دوری از اروپا خود را معمار آن معرفی می کرد، با تحمل عقب گرد های اجباری در ژاپن و هند و سردی چین برای همراهی کافی با ایران، تنها محدود به تعدادی از کشورهای کوچک آسیایی&#160; به علاوه روسیه شده است.    حال آنکه ایران برای استفاده حد اکثری از منابع عظیم نفت و گاز خود نیازمند سرمایه گذاری، مدیریت و تکنولوژی پیشرفته است؛ عواملی که منابع اصلی تامین آنها تنها در کشورهایی قرار دارد که&#160; اینک با ایران از در تقابل در آمده اند.         ایران به لحاظ میزان ذخایر با بیش از ۲۸ تریلیون متر مکعب گاز، بعد از روسیه در ردیف دوم جهان قرار دارد اما تولید روزانه گاز ایران نزدیک به ۵۰۰ میلیون بشکه در روز است و از این لحاظ در ردیف هفتم جهان قرار دارد.         به دلیل بی رغبتی فزاینده اروپا برای ادامه روابط کاری اقتصادی سیاسی و یا توسعه آن با ایران، میزان مشارکت کمپانی های اروپایی در طرح های بهره برداری از منابع نفت و گاز ایران به حد اقل ممکن کاهش یافته است.     عدم علاقه اروپا برای مشارکت در طرح های توسعه&#160; انرژی ایران، ریشه در واکنش تلافی جویانه آن ها در قبال برنامه های توسعه اتمی ایران&#160; و بی اعتنایی ایران به مفاد قطعنامه های&#160; شورای امنیت سازمان ملل دارد.&#160;       قربانی&#160;بزرگ      قربانی بزرگ تقلیل&#160; سطح همکاری های فنی و سرمایه گذاری شرکت های اروپایی در ایران، صنایع نفت و گاز ایرانند.     تقریبا تمامی طرحهای تولید گاز ایران با تاخیر سه تا پنج ساله دست در گریبانند و طرح های به بهره برداری رسیده نیز به دلیل مشکلات فنی با حجمی کمتر از ظرفیت اسمی تعیین شده تولید می کنند ( فاز یک پارس جنوبی یکی از نمونه ها است).     در صورت اجرای به موقع طرح های بهره برداری از منابع گاز&#160; ایران که بخش بسیار بزرگی از آن واقع در حوزه های&#160; با مالکیت مشترک است، تولید امروز ایران باید از حجم روزانه ۷۰۰ میلیون متر مکعب در روز عبور می کرد. ارزش سالانه این حجم از گاز -که به جای ایران توسط قطر بهره برداری می شود-&#160; بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار است.    در مورد&#160; تولید گاز مایع هم -بیشتر به دلیل کنترل کامل تکنولوژی آن توسط شرکت های آمریکایی- ایران تاکنون به کمترین پیشرفتی دست نیافته است، حال آنکه کشور قطر همین چند هفته پیش اولین محموله گاز مایع خود را به بازار آمریکا فرستاد.&#160;     &#160;میزان ۲۰۰ میلیون متر مکعب گاز ایران در صورت تولید، می توانست در شرایط کنونی پاسخگوی&#160; تمامی نیازهای اروپا به گاز اضافی وارداتی باشد. اما در شرایط موجود ایران با محاسبه صدور روزانه ۱۵ میلیون متر مکعب گاز به ترکیه و واردات ۲۰ میلیون متر مکعب گاز از تر کمنستان، به جای داشتن ظرفیت صادرات و بهره بردن ازدرآمد های ارزی چشمگیر ناشی از آن، وارد کننده خالص&#160; گاز است.    ایران به جای پی گیری طرح پر هزینه و فاقد ارزش صدور گاز به هند و پاکستان، باید با قبول این واقعیت که نقش&#160; اروپا در معادلات امنیت ملی کشور به مراتب مهم تر از نقش هند و پاکستان است، به یک چرخش ۱۸۰ درجه ای در روابط خارجی خود تن داده و راه را برای صدور گاز به اروپا هموار سازد.     به جز دارا بودن ظرفیت مستقل صادرات، ایران قادر است، به عنوان مسیرانتقال، در صدور بخش قابل ملاحظه ای از گاز ترکمنستان به اروپا نیز موثر واقع شود.     در مورد صدور گاز به اروپا ایران ناگزیر از سرمایه گذاری چند میلیاردی برای کشیدن خط لوله نیست. بخشی از این امکانات در مرز ترکیه&#160; هم اکنون فراهم است و بخش دیگر نیز در حال فراهم شدن. به دلیل عضویت احتمالی ترکیه در جامعه اقتصادی اروپا در آینده، ایران برای صدور گاز خود از مسیر ترکیه به&#160; اروپا ناچار به پرداخت عوارض به ترکیه نیز نیست. از این لحاظ هزینه حمل گاز به&#160; اروپا بسیار کم تر از هزینه حمل و فروش گاز به هند است.     به دلیل فعالیت طولانی گازپروم و شرکت&#160; نروژی استات اویل در بازار گاز اروپا، دست یابی ایران به بهترین فرمول فروش و بهره بردن از قیمتهای بالای فروش به مراتب راحت تر از جنوب و شرق آسیا است.     خطر انصراف از خرید و متوقف گذاشتن&#160; جریان صدور گاز نیز به دلیل درگیری های تروریستی و یا جنگ و یا اختلاف های موضعی پیرامون قیمت در اروپا نیز چندان وجود ندارد. در مجموع اروپا برای گاز ایران هم از لحاظ سیاسی و هم اقتصادی خریدار بهتری است.     نکته این جا است که روسیه&#160; مخالف جدی ورود ایران به بازار گاز اروپا است و دولت ایران نیز خود را نیازمند ادامه همکاری های نظامی و سیاسی با روسیه می بیند. به علاوه در شرایط کنونی نه برنامه جامعی برای افزایش تولید گاز در دست اجرا است و نه اراده ای برای صرفه جویی در مصرف بی رویه آن در داخل.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Gas_Iran_Europe/479977.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Gas_Iran_Europe/479977.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 08 Jan 2009 15:41:22 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5177373B-C95A-43DC-B03F-2AACDE3D2D23_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>یادداشت: افزایش تنش در روابط ایران و آژانس</title>
            <description>آخرین اجلاس سال جاری شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه در وین با ابراز نگرانی‌های تازه نسبت به هدف‌های نهایی برنامه توسعه اتمی ایران به کار خود پایان داد. آخرین اجلاس سال جاری شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، روز جمعه، در وین، با ابراز نگرانی‌های تازه نسبت به هدف‌های نهایی برنامه توسعه اتمی ایران به کار خود پایان داد.    در اولین روز از نشست دو روزه این شورا اعلام شد که سوریه از کمک‌های فنی آژانس در جهت استفاده از انرژی هسته‌ای و احداث رآکتور اتمی برخوردار خواهد شد.           بیشتر بخوانید:        &#171;رابطه با آژانس در چارچوب ان.پی.تی ادامه دارد&#187;         &#160;         افزایش تعداد کارکنان &#171;اتم اکسپورت&#187; در نيروگاه بوشهر&#160;           در روز دوم اجلاس نیز از عدم همکاری ایران با آژانس در جهت شفاف‌سازی بخشی از فعالیت‌های اتمی ایران، که اخیرا مطرح شده و مشکوک به پیگیری هدف‌های نظامی است، انتقاد به عمل آمد.    در این زمینه محمد البرادعی، مدیرکل آژانس که آخرین ماه‌های تصدی خود را در این سازمان معتبر جهانی تجربه می‌کند، با اشاره به ایران اظهار داشت: &#171;به طوری که در آخرین گزارش خود به شورا اعلام داشتم [در رابطه با ایران] همچنان مسایل حل‌نشده‌ای باقی است که به تحقیقات اتمی ادعایی آن کشور و سؤال‌های مرتبط با آنها بازمی‌گردد.&#187;    وی افزود:&#160;&#171;&#160;این ابهام‌ها به تشدید تردید و افزایش نگرانی پیرامون وجود بعد نظامی در برنامه اتمی ایران انجامیده است و می‌باید رفع گردند. متأسفانه آژانس در این زمینه به پیشرفت اساسی دست نیافته است. و من همچنین از این نکته متأسفم که تاکنون نتوانسته‌ام [نسخه اصلی] اسنادی را که [در زمینه اتهامات وارده به جمهوری اسلامی] از سوی کشورهای عضو ارائه شده در اختیار ایران قرار دهم. در این مورد دلایل نگرانی‌های کشورهای تأمین کننده اسناد را نیز درک می‌کنم.&#187;    در تقابل با اظهارات رسمی مدیرکل آژانس، که بار دیگر نکات مورد اشاره در چهاردهمین گزارش خود پیرامون برنامه‌های اتمی ایران را مورد تاکید قرار می‌داد، علی‌اصغر سلطانیه، سفیر ایران در آژانس، طی نامه‌ای خطاب به البرادعی از اسناد مورد اشاره با عنوان &#171;مدارک جعلی&#187; یاد کرد و از &#171;نشت اسرار محرمانه ایران توسط آژانس&#187; انتقاد کرد.    اشاره آقای سلطانیه به مقاله‌ای بود که در تاریخ&#160;نهم اکتبر سال جاری پیرامون برنامه‌های اتمی ایران در روزنامه نیویورک‌تایمز به چاپ رسید.     در تقابل با اظهارات رسمی مدیرکل آژانس، علی‌اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس، طی نامه‌ای خطاب به البرادعی، اسناد مورد اشاره را &#171;جعلی&#187; خواند و از &#171;نشت اسرار محرمانه ایران توسط آژانس&#187; انتقاد کرد.    در بخشی از مقاله نیویورک‌تایمز ادعا شده بود که ایران برای دست یافتن به فن‌آوری تولید ماشه بمب اتمی، از کمک‌های فنی یک دانشمند روسی برخوردار شده است.    در آن مقاله همچنین تاکید شده بود که دولت روسیه در این زمینه، که موضوع تحقیقات جاری بازرسان آژانس است، نقشی مستقیم نداشته است.    موضوع اتهام یادشده تنها یکی از سرفصل‌های متعددی است که در یک سند طولانی، که اصل آن به زبان فارسی تنظیم شده، قرار گرفته است.    پنج صفحه از این سند نیز پس از ترجمه از زبان اصلی به زبان انگلیسی، برای پاسخگویی در اختیار ایران قرار گرفته است.    علت اصلی این که کشورهای مورد اشاره (به احتمال بسیار: آمریکا) اصل سند یادشده را در اختیار آژانس قرار داده‌اند و نه ایران، آن بوده است که به باور آنها، از لو رفتن منبع کسب اطلاع آنها در ایران پیشگیری می‌شود.    اعتبار این استدلال را محمد البرادعی نیز در نطق روز پنج‌شنبه خود پذیرفت و در عین حال اظهار تأسف کرد که همچنان قادر به ارائه نسخه اصلی سند ادعایی به ایران نیست.    این اولین بار است که آژانس در اسناد رسمی خود از امکان به کار گرفتن یک دانشمند اتمی خارجی توسط ایران به منظور دست یافتن به فن‌آوری نظامی اتمی یاد می‌کند.    در ماه فوریه سال جاری، و پس از اتمام جلسه عادی شورای حکام در وین، اولی هاینونن، معاون البرادعی در امور پادمان‌ها، طی جلسه‌ای غیرعلنی برای اولین بار نکات مندرج در سند یادشده را مطرح ساخت و همزمان به نمایش چند طرح و یک فیلم ویدئویی از فعالیت‌های اتمی ایران پرداخت که مدعی بود دولت آن کشور در تلاش دست یافتن به سلاح اتمی است.      ایران اسناد را &#171;جعلی&#187; خواند      در آن جلسه غیرعلنی،&#160;علی‌اصغر سلطانیه با خشم اسناد ارائه شده را &#171;جعلی&#187; نامید و از آن پس، علی‌رغم دو بار بازدید هاینونن از تهران،&#160; ایران کمترین تمایلی در جهت همکاری بیشتر با آژانس وروشن ساختن ابهام‌های به وجود آمده نشان نداده است.    در کنار موضوع سند ادعایی و رفع ابهام پیرامون سؤال‌هایی که پیش آورده است، آژانس نگرانی‌های خود را در قبال ادامه کار در رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک نیز آشکار کرده و از ایران خواسته است که ضمن دادن اجازه برای بازدید از بنای رآکتور در دست احداث، نقشه‌های فنی آن را نیز در اختیار آژانس قرار دهد.    ایران با استناد به عدم عضویت در پروتکل الحاقی، هر دو مورد تقاضا را رد کرد.    با توجه به این که دست یافتن به پلوتونیوم حاصل از مصرف اورانیوم طبیعی به عنوان سوخت در کوره رآکتور آب سنگین (مشابه رآکتور اراک) یکی از دو راه دست یافتن به بمب اتمی است، ادامه فعالیت ایران در رآکتور اراک موجب نگرانی‌های تازه‌ای پیرامون هدف‌های نظامی فعالیت‌های اتمی ایران شده است.     در کنار مسأله &#171;سند ادعایی&#187; و سؤال‌هایی که پدید آورده، آژانس همچنین نگرانی‌های خود را نسبت به ادامه فعالیت رآکتور ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراک نیز ابراز کرده است.    اظهارات روز پنج‌شنبه غلامرضا آقازاده، رییس سازمان انرژی اتمی ایران، در نمایشگاه دستاوردهای اتمی در محل دانشگاه تهران، نه تنها به کاهش تردیدهای جاری پیرامون برنامه‌های اتمی آن کشور نینجامید، که به تقویت پاره‌ای گمانه‌های موجود در این زمینه نیز یاری داد.    غلامرضا آقازاده ضمن اعلام به کارگیری ۵۰۰۰ واحد سانتریفیوژ در نطنز، که در هر حال ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم ایران را افزایش می‌دهد، اعلام داشت که از محصولات یکی از واحدهای تولید سوخت اتمی ایران در رآکتور اراک بزودی استفاده خواهد شد.    اشاره او به واحد&#160; ام.اف.تی بود که اورانیوم طبیعی را برای سوخت در رآکتورهای آب سنگین آماده می‌سازد.    گفته می‌شود که واحد یادشده در طول شش ماه آینده آماده بهره‌برداری خواهد شد. گرچه به نظر نمی‌رسد که رآکتور اراک قرار باشد سوخت تولیدی آن را مورد استفاده قرار دهد تا چند سال بعد از آن آماده به کار شود.    با توجه به طرح نارضایتی‌های متقابل از سوی ایران و آژانس طی هشت ماه اخیر، و قرار گرفتن دو طرف در شرایط رویارویی، به نظر می‌رسد که&#160; تشنج جاری در روابط فیمابین بشدت افزایش یافته است.    در شرایط کنونی روحیه همکاری، که سال گذشته با اجرای طرح معروف به &#171;مدالیته&#187; بین ایران و آژانس توسعه یافته بود، از میان رفته و دولت جمهوری اسلامی بخصوص پس از دریافت قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت، مصمم است که از ادامه همکاری بیشتر با آژانس خارج از تعهدات ان.پی.تی خودداری به عمل آورد.    در واکنش به شرایط پیش آمده، جامعه اروپا که نگران از دست رفتن فرصت و قرار گرفتن در مقابل عمل انجام شده به نظر می‌رسد در تلاش اعمال محدودیت‌های تازه‌ای علیه ایران است.    با توجه به بی‌میلی روسیه و چین نسبت به مشارکت در اقدامات بازدارنده حادتر علیه ایران و همچنین قرار گرفتن دولت آمریکا در شرایط انتقال قدرت، جامعه اروپا انتظار دارد که اقدامات محدود بازدارنده، دست کم به کند شدن روند توسعه برنامه اتمی ایران&#160; بینجامد و به&#160; ایجاد فرصت برای مقابله هماهنگ‌تر با آن در آینده منجر شود.    هدف‌هایی که جامعه اروپا مصمم است خارج از گروه کاری موسوم به ۱+۵&#160; با شدت بیشتری علیه ایران مورد پیگیری قرار دهد اعمال محدودیت‌های گسترده‌تر بانکی، پیشگیری از افزایش تولید گاز و عدم سرمایه‌گذاری در تولید نفت و توسعه پالایشگاه‌ها&#160; را&#160; در شمول خود دارد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Taqizadeh_comantary_Iran_IAEA/475064.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Taqizadeh_comantary_Iran_IAEA/475064.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 29 Nov 2008 18:31:58 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/29DBCF28-3277-410A-AFF2-A87165579F1C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سقوط بهاى نفت و سرنوشت اقتصاد بحران زده ايران</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;روز دوشنبه، ششم اكتبر، و به دنبال ادامه كاهش قيمت هاى نفت خام در بازار هاى جهانى، بهاى هر بشكه نفت به زير ۹۰ دلار در هر بشكه رسيد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;تنزل بهاى نفت خام و رسيدن آن به&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;پايين ترين سطح طى هشت ماه&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;اخير، موجب بر انگيختن نگرانى هاى جدى در پاره اى از كشورهاى صادر كننده نفت، به خصوص ايران، شده است&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در واكنش به اين تحول در بازار هاى جهانى نفت، غلامحسين نوذرى، وزير نفت ايران روز دوشنبه اظهار داشت: &#171;قيمت هاى كمتر از يكصد دلار براى هر بشكه نفت خام به مصلحت توليد كنند گان و صادر كنندگان نفت نيست.&#187;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;افزايش جهشى بهاى نفت خام در بازار همواره به تشديد دو نگرانى نزد مصرف كنندگان و صادر كنندگان اين كالاى استراتژيكى مى انجامد: يكم: فراهم ساختن زمينه ركود در اقتصاد جهانى. دوم: كاهش مصرف و در نتيجه كاهش خريد نفت خام.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            روز دوشنبه، ششم اكتبر، و به دنبال ادامه كاهش قيمت هاى نفت خام در بازار هاى جهانى، بهاى هر بشكه نفت به زير ۹۰ دلار در هر بشكه رسيد.        تنزل بهاى نفت خام و رسيدن آن به &#160;  پايين ترين سطح طى هشت ماه &#160;  اخير، موجب بر انگيختن نگرانى هاى جدى در پاره اى از كشورهاى صادر كننده نفت، به خصوص ايران، شده است.        در واكنش به اين تحول در بازار هاى جهانى نفت، غلامحسين نوذرى، وزير نفت ايران روز دوشنبه اظهار داشت: &#171;قيمت هاى كمتر از يكصد دلار براى هر بشكه نفت خام به مصلحت توليد كنند گان و صادر كنندگان نفت نيست.&#187;                    افزايش جهشى بهاى نفت خام در بازار همواره به تشديد دو نگرانى نزد مصرف كنندگان و صادر كنندگان اين كالاى استراتژيكى مى انجامد: يكم: فراهم ساختن زمينه ركود در اقتصاد جهانى. دوم: كاهش مصرف و در نتيجه كاهش خريد نفت خام.        در فاصله سال هاى ۲۰۰۴ تا ابتداى ۲۰۰۸، شكوفايى اقتصادى به خصوص در چين و كشورهاى شرق آسيا، موجب شد كه تقاضاى مصرف نفت خام در بازار افزايش يابد. افزايش تقاضاى نفت خام در كنار قدرت رو به رشد اقتصادى كشورهاى خريدار، تحمل قيمت هاى بالاى نفت را تا حدودى ممكن ساخت.        ولى ادامه انتقال دارايى هاى كشورهاى مصرف كننده به كشورهاى صادر كننده نفت، از راه پرداخت بهاى افزايش يافته نفت خام، به كند شدن رشد اقتصادى و تشديد تورم در آن جوامع انجاميد.        رشد تورم نيز به نوبه خود موجب ركود بيشتر شد. ركود اقتصادى كنونى &#160;  جهان كه هر روز يك موسسه بزرگ مالى آمريكا و يا اروپا را از پاى در مى آورد از آمريكا و با سقوط ارزش مسكن در آن كشور آغاز شد و اينك به اروپا رسيده و فردا در شرق آسيا قربانى خواهد گرفت.        يكى از نتايج ادامه اين روال در اقتصاد جهانى، كاهش رشد تقاضا براى مصرف نفت است.                با ادامه روند كاهش قيمت نفت خام در بازارهاى جهانى، كشورهاى مصرف كننده و صادر كننده نفت ناگزير از تجديد نظر در سياست هايى خواهند شد كه با توجه به روند رو به افزايش قيمت نفت اتخاذ شده بود.        سه ماه پيش، &#160;  كشورهاى مصرف كننده با نگرانى آماده &#160;  تحمل قيمت هاى نفت به بهاى ۱۵۰ دلار در بشكه مى شدند. امروز همان بازارها آماده استقبال از نفت ۸۰ دلار در هر بشكه مى شوند. اين تحول اينك به نگرانى كشورهايى نظير ايران انجاميده كه بر روى درآمد ناشى از نفت گران حساب باز كرده بودند.         كشورى مانند ايران كه ۹۰ در صد درآمد صادراتى و نزديك به ۵۰ در صد هزينه هاى عمومى آن از محل فروش نفت خام تامين&#160; مى شود، در قبال فروش&#160; نفت خام به قيمت هر بشكه ۸۰ دلار، معادل ۳۰ ميليارد دلار طى يك سال درآمد كمترى خواهد داشت.    تغيير مسير روبه افزايش قيمت هاى نفت خام و قرار گرفتن در جهت كاهش، در دو سوى صادرات و واردات اين كالاى استراتژيكى، آثار و نتايج اقتصادى و سياسى چشمگير و متفاوتى باقى مى گذارد.        به عنوان مثال، آمريكا كه بزرگترين وارد كننده نفت خام دنياست، از بابت خريد نفت ارزانتر- در حد &#160;  بشكه اى ۸۰ دلار- &#160;  بيش از ۱۵۰ ميليارد دلار طى يكسال آينده صرفه جويى مالى خواهد كرد.          متقابلا كشورى مانند ايران كه ۹۰ در صد درآمد صادراتى و نزديك به ۵۰ در صد هزينه هاى عمومى آن از محل فروش نفت خام تامين &#160;  مى شود، در قبال فروش &#160;  نفت خام به قيمت هر بشكه ۸۰ دلار، معادل ۳۰ ميليارد دلار طى يك سال درآمد كمترى خواهد داشت.        نقش بازار مجازى نفت                      بخشى از روند افزايش قيمت نفت، به جز افزايش تقاضاى مصرف از سوى مصرف كننده، ناشى از پيش خريد واسطه ها در بازار مجازى نفت است.        در مقابل، كاهش قيمت هاى نفت مى تواند ناشى از كاهش تقاضاى خريد و يا افزايش عرضه نفت در بازار &#160;  باشد. در شرايط كنونى ميزان عرضه نفت به بازار در حدود ۵۰۰ هزار بشكه در روز بيشتر از ميزان تقاضاست.        در عين حال ظرفيت توليد مازاد نفت خام نيز رو به افزايش است ( نمونه عربستان كه هم اكنون قادر است سطح توليد جارى خود را در صورت لزوم تا ميزان ۲.۵ ميليون بشكه در روز افزايش دهد). اين دو عامل، بازار نفت را كه معمولا در قبال تشنج و نگرانى ها آسيب پذير به نظر مى رسد را از اطمينان بيش از پيش بر خوردار مى سازد.        اطمينان از امنيت توزيع از يك سو و از سوى ديگر كاهش مصرف و تقاضا در نتيجه ركود اقتصاد جهانى، سوداگران بازار جهانى نفت خام را به جاى خريد، به فروش مجازى نفت تشويق مى كند. فروش مجازى نفت به نوبه خود، به افزايش عرضه و در نتيجه كاهش باز هم بيشتر قيمت ها در بازار مى انجامد. به اين ترتيب و با نگاهى به وضع جارى بازار، پيش بينى كاهش باز هم بيشتر قيمت هاى نفت خام &#160;  به هيچ وجه غير منطقى نيست.              ايران؛ بازنده بزرگ؟ &#160;      &#160;&#160;&#160;&#160;&#160;          بازنده بزرگ روند نزولى قيمت هاى نفت خام طبيعتا صادر كنندگان اين كالا به شمار مى روند ولى ميزان آسيب پذيرى آنها يكسان نيست. از ميان كشورهاى عضو اوپك، ايران، الجزاير و ليبى بيش از ساير صادر كنندگان در مقابل كاهش قيمت هاى نفت خام آسيب پذيرند.        دليل عمده اين آسيب پذيرى بيشتر، وابستگى فوق العاده اقتصاد اين كشورها به درآمد نفت است. در نتيجه اين وابستگى تنگاتنگ اقتصادى به درآمدهاى نفتى، توفيق سياسى دولت ها در كشورهاى ياد شده &#160;  نيز تا حدود زيادى در گرو بالا و يا پايين رفتن قيمت هاى نفت خام در بازارهاى               صادراتى است.        در مورد ايران، فقدان برنامه ريزى علمى اقتصادى و عدم پيش نگرى &#160;  احتمالات تغيير در اقتصاد جهانى و بازار هاى بين المللى، موجب شده كه دولت وقت &#160;  براى مقابله با شرايط پيش آمده، تنها بعد از حدوث آنها اقدام كند.           اقتصاد ملى ايران نه از روند افزايش قيمت هاى نفت طى سه سال گذشته بهره مثبت گرفته و نه اكنون قادر است كه از پس مقابله موثر با عوارض كاهش نسبى قيمت ها بر آيد.    به اين دليل، اقتصاد ملى ايران نه از روند افزايش قيمت هاى نفت طى سه سال گذشته بهره مثبت گرفته و نه اكنون قادر است كه از پس مقابله موثر با عوارض كاهش نسبى قيمت ها بر آيد.      اگر چه در نتيجه تغييرات بازار نفت و افزايش مستمر قيمت ها، درآمد هاى ارزى كشور طى سه سال گذشته تدريجا به سه برابر افزايش يافته ولى به جاى استفاده درست از ذخاير باد آورده ناشى از افزايش درآمد صادرات نفت، بخش عمده آنها در بازارهاى داخلى به ريال تبديل شد و بعد               از تزريق ريال هاى تبديل شده به بازار و از راه افزايش ارقام بودجه و قبول تعهدات ناشى از سفرهاى استانى رييس دولت، اين اقدام تنها به افزايش خارق العاده قيمت ها و تشديد تورم انجاميد و نه تامين آينده اى بهتر براى اقتصاد ملى و يا فراهم آوردن خدمات رفاهى &#160;  بيشتر براى مردم.        ارزهاى تبديل شده در صرافى ها نيز به جاى ذخيره شدن در كشور و يا سرمايه گذارى معقول، مالا يا راهى دبى شده اند و يا كشورهاى خارجى ديگر مانند كانادا، آمريكا و بريتانيا.        بقيه درآمدهاى ارزى ناشى از صادرات نفت نيز ظاهرا به نيت ذخيره سازى كالا و با اين توجيه كه نيازهاى بازار را براى شرايط اضطرارى تامين مى كنند، صرف خريد كالاهاى ارزان مصرفى از چين، امارات، تركيه و آسياى جنوب شرقى شده است.        با سرازير شدن كالاهاى فاقد كيفيت خريدارى شده با پول باد آورده نفت، كارخانه ها و واحدهاى توليدى در رقابت با كالاهاى ارزان مصرفى بيش از پيش در خطر تعطيل قرار گرفته اند.        در نهايت، افزايش درآمد نفت طى سه سال گذشته به جاى تقويت اقتصاد ملى عملا به تشديد تورم و افزايش بيكارى و كاهش رشد توليد &#160; در ايران انجاميده است.        تنها بعد از به اوج رسيدن بحران اقتصادى و به خصوص خارج شدن قيمت ها از مهار بود كه دولت خود را مجبور به اتخاذ تصميم هاى تازه &#160;  ديد. به موجب بخشى از اين تصميمات و به منظور كنترل تورم، روند افزايش &#160;  حجم نقدينگى و سرعت گردش پول تا حدودى مهار شد.        به اين دليل &#160;  تزريق پول به بانك ها و عرضه خدمات بانكى به مردم عملا متوقف گرديد. اثر فورى اين تصميم، بروز ركود بيشتر در بازار داخلى بود. شرايط پيش آمده در حقيقت بدترين وضعيتى است كه اقتصاد ملى هر كشورى مى تواند در آن قرار گيرد: شرايط حاد تورمى در عين ركود اقتصادى!                    در اين شرايط، دولت همچنان سرخوش از آينده بازار نفت تصور داشت كه با پول باد آورده ناشى از صادرات نفت خام همچنان مى تواند با تجويز مسكن ها از بحران اقتصادى كنونى عبور كند. ولى &#160;  آنچه در بازار هر روز روشن تر از پيش ديده &#160;  مى شود، ركود رو به تشديد اقتصاد داخلى است.        به عنوان نمونه، بخش مسكن كه بزرگترين بخش اقتصاد داخلى ايران به شمار مى رود، اينك در ركود مطلق قرار گرفته است و تداوم اين ركود به ورشكستگى و يا بيكارى تعداد قابل ملاحظه اى از دست اندركاران بخش مسكن انجاميده است.          گرانى بيشتر کالا و خدمات          اينك با آغاز روند نزولى قيمت هاى نفت، اقتصاد بحران زده ايران ناگزير از رويارويى با دشوارى هاى تازه اى است.        با كاهش درآمد حاصل از صادرات نفت، كه دست كم طى يكسال آينده ۳۰ ميليارد دلار بر اساس قيمت هاى جارى، كمتر از ميزان پيش بينى شده به نرخ هاى دو ماه قبل خواهد بود، انجام تعهدات دولت براى حمايت مالى از صنايع، بخش خصوصى و تامين نيازهاى ارزى پروژه هاى صنعتى، به خصوص اجراى طرح هاى توسعه و توليد نفت و گاز در سال جارى و سال آينده با &#160;  مشكلات باز هم بيشتر روبرو خواهد بود.        با توقف اجراى طرح هاى پيش بينى شده، بيكارى نيز رو به افزايش خواهد گذاشت. كندتر شدن آهنگ توليد و كاهش عرضه و گرانى كالا، در عين تشديد ركود اقتصادى، به افزايش بيش از پيش تورم مى انجامد.        كاهش ارزش پول ملى هم در مسير بحران جارى اقتصادى غير قابل اجتناب خواهد شد. البته نرخ ۸۰ دلار براى هر بشكه نفت مى توانست همچنان نرخ بسيار خوبى تلقى شود اگر دولت ايران از پيش و مانند بقيه كشورهاى همسايه با درايت بيشترى به بستر سازى مالى و اقتصادى مى پرداخت.        ليكن در آن زمان اقتصاد بحران زده ايران به بيراهه رفت و در شرايط &#160;  جارى نيز تشديد بحران اقتصادى ايران &#160;  اجتناب ناپذير خواهد بود.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_oil_prices_Iran_economy/467815.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_oil_prices_Iran_economy/467815.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 07 Oct 2008 12:48:28 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AD963788-788F-4CD0-B0F8-DD45EF0EBDB6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> پيامد های توافق تازه ۱+۵ عليه ايران</title>
            <description>اعلام توافق گروه کشورهای عضو دائم شورای امنيت بعلاوه آلمان پيرامون مفاد پيش نويس قطعنامه تنبيهی تازه ای عليه ايران، حاکی از بی نتيجه ماندن تلاشهای&#160; اخير دولت جمهوری اسلامی در جهت&#160; تغيير روند برخورد جامعه جهانی با برنامه های هسته ای ايران آن کشور محسوب می شود. اعلام توافق گروه کشورهای عضو دائم شورای امنيت بعلاوه آلمان بر سر&#160;مفاد پيش نويس قطعنامه تازه ای عليه ايران، حاکی از بی نتيجه ماندن تلاشهای&#160; اخير دولت جمهوری اسلامی در جهت&#160; تغيير روند برخورد جامعه جهانی با برنامه های هسته ای ايران محسوب می شود.     دولت جمهوری اسلامی به خصوص طی چند ماه اخير، از راه افزايش تماس ها ی سياسی با مسکو و اعلام آمادگی برای اعطاء امتيازهای سياسی و تجاری بيشتر&#160; به روسيه، اميدوار بود که به جلب حمايت جديتر آن کشور از مواضع خود، به خصوص در رابطه با برنامه اتمی اش، بيش از پيش توفيق يابد.     تاخير تاکتيکی&#160;هفته قبل در برگزاری اجلاس گروه ۱+۵&#160; را نيز تهران با خوشحالی مورد استقبال قرار داده و آنرا به نشانه عدم هماهنگی در گروه ياد شده معرفی کرده بود.     حال&#160; آن که سرگئی لاوروف، وزير خارجه روسيه، که به دليل اعلام عدم آمادگی او ظاهرا جلسه پيشين گروه تشکيل نشده بود، اين بار اولين کسی بود که موضوع رسيدن اعضاء گروه به توافق تازه را&#160; اعلام داشت.     مفهوم تصميم اخير گروه ۱+۵&#160; پيرامون تصويب قطعنامه&#160;تازه ای در شورای امنيت عليه ايران، عدم توفيق جامعه جهانی در رسيدن به توافق با تهران و&#160;در نتيجه وادار ساختن دولت جمهوری اسلامی به قطع فعاليتهای اتمی حساسی است که از سه سال پيش به اين سو در حال پيگيری بوده است.&#160;    &#160;اين نکته ای است که در گزارش اخير البرادعی نيز به صراحت عنوان شده بود.&#160;    شورای امنيت طی دوسال گذشته ضمن تصويب قطعنامه های شماره&#160; ۱۷۳۷، ۱۷۴۷&#160; و ۱۸۰۳ به منظور اعمال تنبيهات اقتصادی عليه ايران، همچنين تلاش داشته که با ارائه مشوق هايی تهران را از ادامه پاره ای از برنامه های اتمی اش که مدعی است می تواند مالاً آن کشور را به يک قدرت نظامی اتمی تبديل کند،&#160; بازدارد.    مهمترين خواسته شورای امنيت از دولت جمهوری اسلامی قطع غنی سازی اورانيوم در ايران است. ايران مدعی است که دست يافتن به چرخه سوخت هسته ای را به منظور توليد سوخت اتمی پيگيری می کند. متقابلاً آژانس بين المللی انرژی اتمی بعد از سه سال تلاش هنوز خود را قادر به پذيرفتن دعاوی تهران در اين زمينه نمی بيند.     ترديد جامعه جهانی و شورای امنيت در اين است که مقصود نهايی تهران فراهم ساختن ظرفيتهايی است که تکميل آنها می تواند به توليد&#160; بمب اتمی بينجامد.     شورای امنيت تبديل شدن ايران به يک نيروی اتمی نظامی را عامل بی ثباتی بيشتر منطقه، و خطری جدی عليه صلح جهانی تلقی می کند.         با اعلام تصميم تازه کشورهای گروه ۱+۵، دولت جمهوری اسلامی دريافت که سياست روسيه در قبال برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران تغييری نيافته و مسکو مانند پکن، در اين زمينه&#160; با ساير اعضاء دائمی شورای امنيت همچنان&#160; هماهنگ است         &#160;واقعيت اين است&#160; که ايران طی سه سال گذشته به&#160; ۴۸۰ کيلوگرم اورانيوم با غنای ۳.۵ در صد دست يافته است.&#160;    &#160;در عين حال روند کنونی غنی سازی در ايران و ميزان اورانيوم غنی شده حدوداً طی ۱۲ ماه آينده&#160; می تواند سوخت کافی برای استفاده در ۲ تا ۳ بمب اتمی را فراهم سازد.    با اعلام تصميم تازه کشورهای گروه ۱+۵، دولت جمهوری اسلامی دريافت که سياست روسيه در قبال برنامه غنی سازی اورانيوم در ايران تغييری نيافته و مسکو مانند پکن، در اين زمينه&#160; با ساير اعضاء دائمی شورای امنيت همچنان&#160; هماهنگ است.    &#160;اين هماهنگی را مسکو در جريان تصويب قطعنامه های قبلی شورا عليه ايران در گذشته به روشنی نشان داده است.     تنها اختلاف روسيه با ساير قدرتهای بزرگ در قبال برنامه توسعه اتمی ايران، نحوه بر خورد با آن است.    مسکو ظاهرا با افزايش فشار عليه ايران چندان موافق نيست، و در شرايط جاری&#160; ادامه گفت وگو با ايران را راه حل مناسبتری تشخيص می دهد. در اين مورد مواضع پکن&#160; عضو ثابت ديگر شورای امنيت، به مسکو نزديکتر است تا ساير کشورهای گروه ۱+۵&#160; اگرچه دولت چين نيز در زمان لازم از تصميمات ساير اعضاء گروه&#160; عليه ايران&#160; حمايت به عمل آورده&#160; است.    در عمل اعلام تصميم تازه و تصويب قطعنامه تنبيهی جديد عليه ايران به ادامه وضع موجود خواهد انجاميد.    به اين معنی که جامعه جهانی بر ميزان فشارهای سياسی و اقتصادی جاری، بدون توسل به اقدامات حاد، نظير محاصره بنادر و يا قطع ارتباطات تجاری و سياسی ايران با دنيای خارج، خواهد افزود.    &#160;دولت جمهوری اسلامی نيز غنی سازی اورانيوم را به ميزان جاری پيگيری خواهد کرد.     به نظر می رسد که شورای امنيت و قدرتهای بزرگ ادامه وضع موجود را در هر حال در کاهش تدريجی توان کلی ايران و ميزان مقاومت آن در آينده موثر می بينند.     با توجه به اين که ايران را نمي توان منشاء خطر فوری برای صلح منطقه تلقی کرد، با اتخاذ تصميم تازه شورای امنيت، در&#160; حقيقت اولويت مقابله با برنامه اتمی ايران در مقابل مسائل فوری تری که جامعه جهانی با آن روبه رو است کاهش يافته&#160; تلقی شده است.     حادتر ساختن&#160; نحوه مقابله با برنامه اتمی ايران می تواند ، منجمله از راه بی ثبات تر کردن بازار نفت، به تشديد بی ثباتی کنونی در اقتصاد جهانی بينجامد.          حصول توافق پيرامون پيش نويس قطعنامه تازه ای از سوی شورای امنيت عليه ايران کم هزينه ترين نوع ممکن سازش ما بين گروه ۱+۵ در شرايط جاری دنيا است. ايران نيز در عين ناخرسندی از دريافت يک قطعنامه تازه، و رضايت خاطر از خنثی شدن دوباره خطر هجوم نظامی، با تاکيد مجدد بر حق ملی&#160; ادامه وضع موجود را&#160; پيروزی نسبی تلقی خواهد کرد         در شرايط کنونی، اروپا، امريکا و قدرتهای اسيايی نظير چين و ژاپن در تلاش بازگرداندن تعادل و اعتماد به مراکز مالی اند که&#160; تشنج جاری در آن، تجارت جهانی را متزلزل ساخته است.     روسيه نيز از اين لحاظ،&#160; مصالح گسترده ترخود را&#160;&#160;هماهنگ باساير قدرتها، اقتصادی جهان می بيند. حيات جاری اقتصادی روسيه اگرچه از راه افزايش بهای نفت و در نتيجه کسب درآمدهای بيشتر صادراتی متحول شده، ولی نيازهای آن کشور به ادامه روابط تجاری با&#160; امريکا و اروپا&#160; به هيچ وجه کاهش نيافته است.     برخوردار ی از همين روابط موجب شده که طی سال جاری روسيه به جلب بيش از ۵۰ ميليارد دلار سرمايه گذاری مستقيم خارجی توفيق يابد که بخش عمده آنها از منابع اروپايی و امريکايی تامين شده است.    تزلزل در اين&#160; مناسبات به معنی خدشه دار ساختن منافع استراتژيکی مسکو است و اين سياستی نيست که دولت روسيه عليرغم پاره ای تشنج ها در روابط خود با دنيای غرب، مايل به پيگيری آن باشد.     از اين لحاظ ايستادگی مسکو در کنار ساير قدرتهای جهانی در قبال ايران نشان می دهد که منافع عالي تر آنها در ارتباط با يکديگر هميشه غالب بر منافع محدود تر در رابطه با ايران بوده و به همين دليل روابط با دولت جمهوری اسلامی و حمايت از مواضع آن تا مرزی ادامه يافته که روابط خارجی مهمتری را تحت الشعاع قرار ندهد.    در عمل روابط با ايران و بخصوص برنامه اتمی ايران، حد اقل تا آنجا که به حمايتهای لفظی مسکو از تهران مربوط می شود، همواره در انتها وجه المصالحه&#160; منافع بالاتری&#160; قرار گرفته است.     اين بار قصد مسکو آرامتر کردن موقتی جريان فزاينده فشار ها عليه ايران&#160; است بدون توقف آنها، با اين هدف که طی هفته ها و ماهها آينده ضمن بازگشت آرامش به بازارهای جهانی و کاهش بحران جاری مالی، ساکن آينده کاخ سفيد نيز انتخاب و معرفی شود.    تنها در آن شرايط است که مسکو قادر خواهد شد شروط خود را برای هماهنگی بيشتر با امريکا پيرامون ساير مسايل بين الملل منجمله گرجستان، برنامه اتمی ايران، شبکه دفاع موشکی در چک و لهستان و وضعيت کوسوو روشنتر بيان کند.    همزمان ايران نيز روند انزوای بيشتر سياسی را در جامعه جهانی را به عنوان بخشی از هزينه های پيگيری برنامه اتمی خود ادامه خواهد داد.     در عين حال ادامه تحريمهای اقتصادی جاری&#160; فشارهای بازهم بيشتری بر اقتصاد بيمار ايران تحميل خواهند کرد . صنايع نفت و گاز ايران طی دوسال گذشته در نتيجه قطع سرمايه گذاريهای خارجی با تنگناهای شديدی روبه رو بوده اند.    &#160;اين تنگناها، به خصوص در شرايط جاری مالی جهان در ماههای آينده بيش از بيش اثر گذار خواهند شد.    به نظر می رسد که حصول توافق پيرامون پيش نويس قطعنامه تازه ای از سوی شورای امنيت عليه ايران کم هزينه ترين نوع ممکن سازش ما بين گروه ۱+۵ در شرايط جاری دنيا است. ايران نيز در عين ناخرسندی از دريافت يک قطعنامه تازه، و رضايت خاطر از خنثی شدن دوباره خطر هجوم نظامی، با تاکيد مجدد بر حق ملی&#160; ادامه وضع موجود را&#160; پيروزی نسبی تلقی خواهد کرد.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_nuke/466518.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_nuke/466518.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 26 Sep 2008 23:44:14 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D5AC13B6-8B8C-4AF1-9C25-8563C8B50549_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گزارش برادعى و افزايش خطر قطعنامه چهارم عليه ايران</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;تازه ترين گزارش محمد البرادعى، مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى در باره فعاليت هاى اتمى ايران كه روز دوشنبه، ۱۵ سپتامبر، در وين منتشر شد حاكى از اصرار ايران در ادامه بى اعتنايى به قطعنامه هاى شوراى امنيت داير بر قطع غنى سازى اورانيوم و سر پيچى از قبول ديگر خواسته هاى آن&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;شوراست&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;در مقايسه با گزارش پيشين البرادعى كه پس از انجام همكارى هاى موسوم به &#171;مداليته&#187;&lt;span&gt;&#160; &lt;/span&gt;در سال ۲۰۰۷ ميلادى بين ايران و آژانس صورت گرفت، گزارش اخير بسيار منفى و حاكى از تنزل چشمگير سطح همكارى هاى ايران با آژانس است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   تازه ترين گزارش محمد البرادعى، مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى در باره فعاليت هاى اتمى ايران كه روز دوشنبه، ۱۵ سپتامبر، در وين منتشر شد حاكى از اصرار ايران در ادامه بى اعتنايى به قطعنامه هاى شوراى امنيت داير بر قطع غنى سازى اورانيوم و سر پيچى از قبول ديگر خواسته هاى آن &#160;  شوراست.        در مقايسه با گزارش پيشين البرادعى كه پس از انجام همكارى هاى موسوم به &#171;مداليته&#187; &#160;  در سال ۲۰۰۷ ميلادى بين ايران و آژانس صورت گرفت، گزارش اخير بسيار منفى و حاكى از تنزل چشمگير سطح همكارى هاى ايران با آژانس است.        با توجه به اينكه گزارش قبلى، در عين متعادل بودن و بيشتر به دليل تاييد ادامه و توسعه عمليات غنى سازى اورانيوم توسط ايران به صدور قطعنامه شماره ۱۸۰۳ در سوم ماه مارس سال جارى انجاميد، بى ترديد گزارش انتقادى اخير كه فاقد هر نكته مثبت ويا قدردانى از ايران است، نمى تواند ازسوى شوراى امنيت بى پاسخ گذاشته شود.        در گزارش اخير محمد البرادعى، آخرين تحولات مربوط به فعاليت هاى هسته اى ايران و سرپيچى جمهورى اسلامى از اجراى خواسته هاى مندرج در قطعنامه هاى قبلى شوراى امنيت به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است.          زمان دستیابی به بمب اتمی          از برجسته ترين نكات گزارش ارائه شده، آمار مربوط به ميزان اورانيوم غنى شده توسط &#160;  ايران است كه نزديك به ۴۸۰ كيلوگرم با غلظت ۳.۵ در صد بر آورد شده است. در اين گزارش همچنين به كار گرفتن سه مدل مختلف سانتريفوژ با نام هاى &#171;اى ار ۱&#187;، &#171;اى ار- ۲&#187; و &#171;اى ار- ۳ &#187; مورد               تاييد قرار گرفته است.             در يك سال آينده و&#160; با استفاده از ظرفيت غنى سازى جارى و سانتريفوژهاى در دست نصب، ميزان ذخاير اورانيوم ايران مى تواند تا ۷۰۰ كيلوگرم افزايش يافته و به اين ترتيب اورانيوم كافى براى توليد سه بمب، در صورت قصد توليد آن و فراهم ساختن ساير ظرفيت ها، در اختيار ايران قرار می گيرد.       بر اساس همين گزارش، ايران در حال نصب نزديك به يك هزار دستگاه سانتريفوژ تازه و آزمايش صدها سانتريفوژ مشغول به كار است كه به آنها هنوز گاز اورانيوم تزريق نشده است.      به كار گيرى سانتريفوژهاى تازه به نحو چشمگيرى ظرفيت غنى سازى اورانيوم توسط ايران را افزايش خواهد داد. ادامه غنى سازى با استفاده از تمامى ظرفيت هاى موجود و در دست تكميل در ايران، بر خلاف پيش بينى و محاسبه آژانس نسبت به زمان لازم براى دست يافتن به ظرفيت توليد               بمب هسته اى حد اقل طى دوسال آينده، مى تواند حداكثر طى يك سال آينده اورانيوم كافى براى توليد بمب را ( چنانچه اراده اى براى دستيابى به آن وجود داشته باشد) &#160;  فراهم سازد.        ۵۰۰   کیلوگرم اورانيوم با غلظت ۳.۵ در صد معادل حدود ۱۵ كيلوگرم اورانيوم با غناى ۹۹ در صد است و اين ميزان كافى براى توليد يك بمب اتمى است. براى توليد هر بمب اتمى مابين ۱۰ تا ۲۰ &#160;  كيلو گرم اورانيوم غنى شده تا ميزان ۹۹ در صد مورد احتياج است.        در يك سال آينده و &#160;  با استفاده از ظرفيت غنى سازى جارى و سانتريفوژهاى در دست نصب، ميزان ذخاير اورانيوم ايران مى تواند تا ۷۰۰ كيلوگرم افزايش يافته و به اين ترتيب اورانيوم كافى براى توليد سه بمب، در صورت قصد توليد آن و فراهم ساختن ساير ظرفيت ها، در اختيار ايران قرار می گيرد.        اين نكته مجامع جهانى، شوراى امنيت و همسايگان ايران را نگران مى كند. براى ممانعت ايران از دست يافتن به چنين ظرفيتى، شوراى امنيت با استناد به گزارش هاى پيشين مديركل آژانس در گذشته به صدور سه قطعنامه تنبيهى عليه ايران اقدام كرده است.        در گزارش اخير علاوه بر تاييد تمرد از توصيه شورا براى توقف غنى سازى اورانيوم، &#160;  به سوال هاى بى پاسخ مانده آژانس پيرامون فعاليت هاى مشكوكى كه ايران در زمينه انجام آزمايش هاى موشكى، طراحى دماغه موشك براى نصب بمب اتمى در آن، انجام آزمايش انفجار با قدرت بالا با هدف توليد ماشه اتمى، آزمايش بازگرداندن موشك به زمين پس از پرتاب و موضوع توليد گويچه هاى ساخته شده از فلز اورانيوم كه در بمب اتمى به كار گرفته مى شود نيز اشاره شده و پيامد آن عدم همكارى ايران براى روشن شدن وضعيت آنها مورد انتقاد قرار گرفته است.        در ماه مارس گذشته على رغم مقاومت ملايم چهار كشور ويتنام، ليبى، آفريقاى جنوبى و اندونزى كه از جمله اعضاء موقت دوره يكساله جارى شوراى امنيت به شمار مى روند، توافق اصو لى شش كشور بزرگ به منظور فراهم ساختن زمينه تصويب قطعنامه سوم تنبيهى شوراى امنيت عليه ايران، نشان داد كه جامعه جهانى در جهت ممانعت از برنامه هاى توسعه اتمى ايران به هماهنگى كم سابقه اى رسيده است.        در شرايط تازه و با وجود رويدادهاى گرجستان كه روابط سياسى آمريكا و روسيه را تيره ساخت، به نظر نمى رسد كه اعمال تنبيهات بيشتر براى متوقف كردن حركت ايران و يا كند كردن روند دستيابى آن كشور به ظرفيتهاى تازه اتمى با مانع جدى روبرو شود.        اظهارات ولاديمير پوتين، نخست وزير روسيه داير بر ادامه همكارى مابين مسكو و واشينگتن در جهت مقابله با بر نامه هاى حساس اتمى ايران و صرفا بر اساس منافع ملى و مصالح سياسى مسكو، تاييدى بر اين امر است. بديهى است كه فراهم آمدن زمينه تصويب قطعنامه تنبيهى تازه جدا از پيامدهاى اجتناب ناپذيراقتصادى، از نظر سياسى نيز &#160;  براى دولت ايران شكست عمده اى در عرصه جهانى محسوب خواهد شد.        براى اعمال فشار بيشتر عليه ايران، اتفاق نظر در شوراى امنيت و به خصوص مابين اعضاى دائمى شورا ضرورى است. در گذشته، موضع گيرى پكن عليه برنامه هاى اتمى ايران تا حدودى متفاوت و ملايمتر از روسيه بوده حال آنكه هر دو كشور در مخالفت با غنى سازى اورانيوم توسط تهران در داخل ايران با بقيه اعضاء شورا همراه و هماهنگ بوده اند.        مشاركت در تصويب سه قطعنامه تنبيهى در شوراى امنيت عليه ايران طى سال هاى ۲۰۰۶ و &#160;  ۲۰۰۸ شاهد اين مدعا است. در عين حال، و با وجود انجام ديدارهاى سياسى متعارف بين مقام هاى دو كشور و مبادله پيام هاى مودبانه فيمابين، منجمله آنچه طى ديدار اخير احمدى نژاد از پكن در حاشيه بازى هاى موسوم به پارالمپيك ديده شد، دولت چين طى ماه هاى گذشته، مستقل از روسيه به افزايش فشار در زمينه هاى اقتصادى &#160;  و مالى عليه ايران مبادرت ورزيده و به اين ترتيب نارضايى از رفتارهاى دولت جمهورى اسلامى را به گونه اى روشنتر از پيش آشكار ساخته است.             در گزارش اخير آنچه به چشم مى خورد كاهش سطح همكارى ايران با آژانس&#160; و توسعه فعاليت هايى است كه آژانس خواستار توقف آنها شده است. از اين لحاظ انتظار طرح تصويب قطعنامه تازه تنبيهى عليه ايران در شوراى امنيت پس از انتشار گزارش جارى به هيچ وجه دور از انتظار نيست.             از طرفى چين از ماجراى گرجستان و رفتار روسيه نيز راضى به نظر نمى رسد و اين نارضايتى در جريان كنفرانس شانگهاى به خوبى ديده شد. بنا بر اين بايد انتظار داشت كه طى هفته هاى جارى چين تا حدودى به ساير اعضاء شوراى دائمى شوراى امنيت در مورد ايران نزديكتر و از روسيه       تا حدودى دورتر شود، اگرچه اين فاصله گيرى در روى صحنه چندان ظاهر نشود.       رفتار چين به تنهايى مى تواند بار ديگر تعادل لازم را به شوراى امنيت بازگردانده و حتى در صورت مقاومت مسكو آن كشور را در اقليت محسوس قرار دهد.          قطعنامه چهارم در راه است؟                      گزارش هاى قبلى البرادعى در مورد فعاليت هاى اتمى ايران در عين متعادل بودن و قدردانى در قبال انجام پاره اى همكارى ها از سوى مسئولين تهران با آژانس، به دليل اشاره روشن به تمرد ايران از قبول خواسته هاى قبلى شوراى امنيت، همواره به صدور قطعنامه تنبيهى تازه اى انجاميده است.        در گزارش اخير آنچه به چشم مى خورد كاهش سطح همكارى ايران با آژانس &#160;  و توسعه فعاليت هايى است كه آژانس خواستار توقف آنها شده است. از اين لحاظ انتظار طرح تصويب قطعنامه تازه تنبيهى عليه ايران در شوراى امنيت پس از انتشار گزارش جارى به هيچ وجه دور از انتظار نيست.                    دستكم دو كشور فرانسه و انگليس در كنار آمريكا طى اجلاس آينده شوراى امنيت كه ممكن است از روز چهارشنبه در نيويورك برگزار شود خواستار اعمال مجازات هاى تازه عليه ايران خواهند شد.        روسيه نيز در صورت تمايل براى كاهش تشنج با آمريكا و جامعه جهانى و همچنين پرهيز از شرايط مقابله با غرب و به نمايش گذاشتن چهره بهترى از عملكرد يك دولت مسئول پس از ماجراى گرجستان، اين فرصت را &#160; براى نزديكى بيشتر با جامعه جهانى غنيمت شمرده و در نتيجه تمايل بيشترى از خود براى همكارى در شوراى امنيت با ساير اعضاء، عليه ايران نشان دهد.        همين حساسيت ها است كه پيش از انتشار گزارش البرادعى، ايران را &#160;  به انجام ديدارهاى سياسى عجولانه و تلاش براى استفاده از تمامى فرصت هاى ممكن جهت كاهش شانس اعمال فشارهاى تازه &#160;  واداشت.        ديدار روز جمعه متكى از مسكو و روز بعد از آن گفت و گوهاى، مهدى صفرى، معاون وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى در لندن و دعوت غير مترقبه از ديويد ميليبند، وزير امور خارجه بريتانيا براى ديدار از تهران و بعد سفر متكى به برلين مجموعه اى است از ديپلماسى تهاجمى ايران               براى مقابله با فشارها و تحريم هاى آينده. &#160;  انتشار گزارش جارى البرادعى پيرامون برنامه هاى اتمى ايران يقينا آغاز دور تازه اى از فعاليت هاى سياسى براى اعمال فشارهاى شديدتر عليه ايران است.        دو صحنه اوليه تحركات آينده عليه ايران در اجلاس روز دوشنبه آينده شوراى ۳۵ نفره حكام آژانس در وين و اجلاس روز چهار شنبه شوراى امنيت در نيويورك خواهد بود كه هر دو، مسئله ايران را در دستور كار خود دارند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_nuclear_future_UN_Iran/465101.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_nuclear_future_UN_Iran/465101.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 16 Sep 2008 16:26:45 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/678C0C17-4ABF-46EB-88E8-F974194A5F02_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
