<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 14:37:09 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8444" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>دو فیلم ایرانی، در شصت و دومین دوره جشنواره سینمایی کن</title>
            <description>بعد از ظهر پنجشنبه سوم اردیبهشت، در یک کنفرانس خبری در پاریس، فیلم‌های شرکت‌کننده در شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن معرفی شدند. در جشنواره امسال، گذشته از فیلم‌های آمریکایی، اروپایی و فیلم‌هایی از چند کشور آسیایی، دو فیلم نیز از ایران شرکت دارند.بعد از ظهر پنجشنبه سوم اردیبهشت، در یک کنفرانس خبری در پاریس، فیلم‌های شرکت‌کننده در شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن معرفی شدند.  در جشنواره امسال، گذشته از فیلم‌های آمریکایی، اروپایی و فیلم‌هایی از چند کشور آسیایی، دو فیلم نیز از ایران شرکت دارند.  در فهرست فیلم‌های شرکت‌کننده در شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن که از ۱۳ تا ۲۴ ماه مه برگزارخواهد شد، فیلم‌هایی از کارگردانان مشهوری چون کن لاچ، پدرو آلمود وار، جین کََََمپیون، کوانتین تارانتینو و آلن رنه به چشم می‌خورد.  کوانتین تارانتینو، برنده نخل طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۴ با فیلم &#171;پالپ فیکشون&#187;، امسال با فیلم &#171;خبیثان بی افتخار&#187; در بخش مسابقه جشنواره شرکت می‌کند.  کن لاچ، کارگردان بریتانیایی، برنده نخل طلایی جشنواره در سال ۲۰۰۷، با فیلم در جستجوی اریک به جشنواره امسال می‌آید.  از فیلمسازان مشهور دیگر که فیلم‌هایشان در بخش مسابقه عرضه می‌شود، کارگردان دانمارکی لارس وان ترایر با فیلم &#171;دجال&#187;، کارگردان اطریشی، مایکل هانه‌که با فیلم &#171;روبان سپید&#187;، و کارگردان اسپانیولی پدروآلمودوار با فیلم &#171;احساسات شکسته&#187; هستند.  مارکو بللوکینی، کارگردان ایتالیایی نیز با فیلم &#171;پیروزشدن&#187;، زندگی بنیتو موسولینی را به تصویر می‌کشد.   کارگردان نیوزلاندی، جین کمپیون که در سال ۱۹۹۲ با فیلم درس پیانو نخل طلایی جشنواره کن را به دست آورد، امسال با فیلم &#171;ستاره درخشان&#187;، سرگذشت شاعر رمانتیک انگلیسی قرن ۱۹، جان کیتس، را به پرده می‌برد. جان کیتس شاعر انگلیسی در سن ۲۶ سالگی در اثر بیماری سل در رم درگذشت.  در جشنواره امسال فیلم کن، فیلم ایرانی &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبری ندارد&#187;، ساخته بهمن قبادی، در بخش نوعی نگاه، و فیلم &#171;زمزمه با باد&#187;، محصول مشترک ایران و عراق نخستین ساخته شهرام عدیلی در بخش ۱۵ روز کارگردانان شرکت خواهند داشت.  محمد حقیقت، فیلمساز و منتقد سینمایی مقیم پاریس در گفت‌وگو با رادیوفردا، درمورد فیلم &#171;کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد&#187; می‌گوید: داستان فیلم درباره گروهی ازجوانان موسیقیدان زیرزمینی است، که در نبود مجوز کار، به ناچار در خفا به فعالیت هنری‌شان ادامه می‌دهند. از سوی دیگر کشورهای اروپایی از آنها دعوت کرده‌اند که برای اجرای کنسرت به اروپا بیایند&#187;.  در جشنواره امسال فیلم کن، چهار فیلم فرانسوی نیز شرکت دارند، که فیلم &#171;علف‌های هرز&#187; ساخته آلن رنه کارگردان ۸۵ ساله فرانسوی از مهم‌ترین آنهاست.  کارگردانان دیگر فرانسوی، ژاک اُدیار با فیلم &#171;یک پیامبر&#187;، گزاویه جانولی با فیلم &#171;از ازل&#187;، و گاسپار نوئه با فیلم &#171;ناگهان خلأ&#187; در بخش مسابقه جشنواره امسال شرکت دارند.  به گفته آقای حقیقت، &#171;اعضای این گروه ضمن تلاش برای کسب پاسپورت و ویزا خیال دارند موسیقی‌دانان دیگری را در این سفر با خود همراه کنند.   رادیوفردا: آقای حقیقت، این نخستین بار نیست که بهمن قبادی به جشنواره کن می‌آید. پیشتر&#160;آقای قبادی با چه فیلم هایی در این جشنواره شرکت کرده است؟   محمد حقیقت: بهمن قبادی نخستین بار در سال ۲۰۰۰، با فیلم &#171;زمانی برای مستی اسب‌ها&#187; دربخش ۱۵ روز کارگردانان جشنواره کن شرکت کرد، و برنده جایزه دوربین طلایی شد. وی دو سال بعد با فیلم &#171;آوازهای سرزمین مادری‌ام&#187; در بخش نوعی نگاه جشنواره کن شرکت داشت و جایزه‌ای دریافت کرد.   درباره فیلم دیگر ایرانی که امسال درجشنواره کن شرکت دارد چیزی می‌دانید؟   فیلم دیگر به نام &#171;زمزمه با باد&#187;، یک محصول مشترک عراق و ایران است، و نخستین فیلم کارگردان جوان ایرانی شهرام عدیلی محسوب می‌شود.  شهرام عدیلی یک فیلمساز کرد است، و این فیلم ماجرای کشتار کردها را در زمان حکومت صدام حسین تصویر می‌کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Cannes_festival/1617014.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Cannes_festival/1617014.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Apr 2009 20:39:12 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E945F097-FA39-4288-A5DF-2A709FC6EB2F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حقوق بشر به زبان ساده برای کودکان؛ ابتکاری از نقاش ایرانی‌تبار</title>
            <description>نهاد غير دولتی &#171;ايده آل بين المللی&#187; تصميم گرفته است مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر را پس از ساده نويسی از طريق جزوه‌هايی در ميان کودکان کشورهای گوناگون توزيع کند.در حالی که ۶۱ سال از صدور اعلاميه جهانی حقوق بشر می گذرد، يک نهاد غير‌دولتی در فرانسه دست به ابتکار تازه‌ای زده است. اين نهاد غير دولتی &#171;ايده آل بين المللی&#187; نام دارد و هشت سال از پيدايش آن می‌گذرد.  اين ابتکار تازه از انديشه ليدا شرافتمند، نقاش و مجسمه ساز و شاعر جوان ايرانی مقيم پاريس، بر می‌خيزد که ابتدا در سال ۲۰۰۵ در جزيره مالت در کارگاه‌های آموزشی ويژه کودکان، آنها را با اعلاميه جهانی حقوق بشر آشنا کرد.   نهاد غير دولتی &#171;ايده آل بين المللی&#187; تصميم گرفته است مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر را پس از ساده نويسی از طريق جزوه‌هايی در ميان کودکان کشورهای گوناگون توزيع کند.  راديو فردا در اين رابطه با ليدا شرافتمند و استفان ميشو، رييس نهاد غير دولتی &#171;ايده آل بين المللی&#187; گفت‌و‌گو کرده است.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید: &#160;  					    لیدا شرافتمند: نقاشی که شعر می کشد      			 		لیدا شرافتمند  ابتدا درمورد انگيزه خود از چنين اقدامی توضيح دهيد.  زمانی که ما از ايران بيرون آمديم، من کشورهای مختلفی را ديدم که شرايط زندگی مردم در آنها بسيار متفاوت بود. هميشه اين سوال در ذهن من بود که آيا قانون‌هايی وجود دارد که برای تمام افراد جهان معتبر باشد. در سن ۱۵ سالگی سازمان عفو بين‌الملل و اعلاميه حقوق بشر را شناختم و جواب سوال خود را گرفتم.   از حرکت خود چه انتظاری داريد؟    انتظارم اين است که بتوانم در بالا بردن سطح کيفيت زندگی مردم سهم بسيار کوچکی داشته باشم، چون ارزش انسان‌ها را برابر می دانم و معتقدم هر کسی حق دارد خوب زندگی کند و بداند آزادی و شرايط ذکر شده در اعلاميه حقوق بشر حق مسلم تمام ملل جهان است.   خانم شرافتمند! شما اين جزوه‌ها را برای چه طبقه‌ای از بچه ها و در چه کشورهايی منتشر می‌کنيد؟   اين جزوه اطلاعاتی برای تمام بچه هاست، چه فقير و چه پولدار، چه در کشورهای مدرن و چه غير مدرن. اين شرايط اساسی و ابتدايی است که برای پرورش هر فردی نياز است.    به عنوان مثال در کشورهايی که کودکان کار می‌کنند، از جمله چين و هند نيز توزيع می‌شود؟   بله، ما می‌دانيم وقتی خانواده‌ای در فقر زندگی می‌کند، اگر بچه‌های کوچک خانواده کار نکنند نمی‌توانند به اندازه کافی غذا داشته باشند.  ما می‌خواهيم کودکان بدانند که در دوران کودکی حق زندگی و کشف دارند و نبايد کار کنند.   البته هر کشور و هر منطقه فرهنگ و سنت‌های خاص خود را دارد که قابل احترام است، ولی اگر قسمتی از اين سنت‌ها و بخشی از اين فرهنگ آزادی و حيثيت افراد را پايمال می‌کنند، ما می گوييم اين سنت بايد تغيير کند چون به جای اين که به پيشرفت زندگی انسان کمک کند، کيفيت زندگی را بدتر می‌کند.          از چپ به راست: لیدا شرافتمند، عبدالکریم لاهیجی، استفان میشو و ژان پل نوشی، فعال اجتماعی و مبلغ صلح     آقای استفان ميشو! ماموريت و نخستين هدف اين نهاد چيست؟   هدف اين نهاد مبارزه با انواع مختلف بردگی معاصر و مبارزه با هر گونه تجاوزی است که عليه حقوق بشر می‌تواند وجود داشته باشد.   ما به کمک ۳۵۰ فعال داوطلب، هم اکنون در ۲۵ کشور حضور داريم و همچنين در داخل نهادهای بين‌المللی، مانند سازمان ملل متحد از همکاری گروه‌های فنی برخورداريم و از حقوق اقليت‌ها نيز دفاع می‌کنيم.   اين نهاد در راه اهداف خود از چه امکانات فکری و لجستيک برخوردار است؟    در زمينه امکانات فکری از حمايت عبدالکريم لاهيجی (نایب رئیس پیشین فدراسیون جوامع جهانی مدافع حقوق بشر در پاریس- ر.ف.) برخورداريم که با فعاليت‌های پيگير در طول زندگی حقوقی‌اش، تعهد و پشتيبانی خود را در دفاع از حقوق بشر نشان داده است.  در اين زمينه دانشگاهيان، حقوق دانان و پژوهشگران بسياری نيز از ما حمايت می‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_IdealInter_Lida_Sherafatamnad_Human_Rights/1516499.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_IdealInter_Lida_Sherafatamnad_Human_Rights/1516499.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 25 Mar 2009 14:29:30 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9F7CCBC2-9548-40C0-9951-DD6FAFDB5966_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;سیمرغ زن بود&#187;</title>
            <description>لیلی انور، پژوهشگر جوان شعر و ادب ایران در پاریس است که با دیوان شمس تبریزی در دوران کودکی به این رشته علاقمند شد و طی سالیان زندگی در فرانسه، دامنه تحقیقاتش به نظامی گنجوی، عطار و سنايی گسترش یافت.  در برخورد نخست، چهره اروپايی اش و شباهتش به جوانی جولی کريستی، بازيگر انگليسی ايفاگر نقش لارا در فيلم دکتر ژيواگو، اين تصور را پديد می‌آورد که با يک بازيگر سينما روبه‌رو هستيم.&#160;&#160;&#160;   ليلی انور در چهل سالگی با اندوخته ای از فلسفه و ادبيات کلاسيک ايران، به عنوان يکی از کارشناسان ادبيات فارسی در جامعه فرانسه شناخته می‌شود. او که درجه استادی دانشگاه را در رشته انگليسی در مدرسه عالی ادبيات انگليسی در فرانسه دريافت کرده، در زمينه ادبيات فارسی نيز درجه دکترا گرفته است و امروز به عنوان رئيس و استاد بخش ادبيات فارسی در انستيتوی ملی تمدن‌ها و زبان‌های شرقی در پاريس تدريس می‌کند.          ليلی انور در چهل سالگی با اندوخته ای از فلسفه و ادبيات کلاسيک ايران، به عنوان يکی از کارشناسان ادبيات فارسی در جامعه فرانسه شناخته می‌شود.  ليلی انور، دختر منوچهر انور، کارگردان، سينماشناس و گوينده ايرانی است. در ادبيات فارسی نيز مطالعات او -به ويژه- در مورد مولانا جلال الدين رومی است.   او می‌گويد از کودکی به دليل اينکه پدرش اشعار مولانا را می‌خواند، با مولانا آشنا شد. در زمان جنگ [ایران و عراق] تنها تفريحش اين شده بود که با پدرش به دوره‌های شعرخوانی می‌رفت. در همين شب هاست که با شعرهای مولانا آشنا می‌شود.   ليلی انور پس از آشنا شدن با مولانا و برای ريشه‌يابی اشعارش به مطالعه آثار نظامی گنجوی، عطار و سنايی می پردازد.    او می‌گوید:  مولانا بر شعر کلاسيک تسلط زيادی دارد با اين‌همه نمی‌توان گفت که شعر او کلاسيک است؛ برای اينکه آزادانه با شعر هر کاری که می‌خواهد می‌‌کند.   عشقی که مولانا به شعر دارد برای اين نيست که شعر چيز زيبايی است، مولانا می‌داند که قدرت استعاره‌ها و&#160; ريتم در شعر می‌تواند تحولی در روح انسان به وجود بياورد.   مولانا به دليل تجربه عرفانی و معنوی، به آن چيزی دسترسی داشته است که در تصوف به آن عالم مثال يا عالم خيال می‌گوييم. عالمی که مافوق عادی است و می‌تواند واقعيتی را به ما برساند که به صورت عادی به آن دسترسی نداريم، مگر آنکه به گفته مولانا چشم سِر را بيدار کنيم. بعد از چشم سَر برسيم به چشم سِر.    دیوان شمس یا مثنوی معنوی؟   &#171;ديوان شمس را به مثنوی ترجيح می‌دهم. ديوان شمس از لحاظ خلاقيت شعری و ريتم و آن عشق و ديوانگی که در همه شعرهاست، وجدی بر می‌انگيزد.&#187;   لیلی انور کتابی تحليلی درباره مولانا نوشته است، که زندگی مولانا را به دور محور تحول در آثارش بيان می‌کند.   انگيزه وی برای نوشتن اين کتاب آن بود که به گفته خودش در زبان فرانسه تاکنون کتابی تحليلی و پژوهشی به نگارش در نيامده بود.         نقش سیمرغ از دوره ساسانی    ليلی انور در جامعه فرانسه بحث‌هايی نيز برانگيخته است؛ به ويژه ايران‌شناسان فرانسوی با اين فرضيه او که &quot;سيمرغ در افسانه‌های ايرانی مونث است نه مذکر&quot;، اختلاف نظر دارند.   ليلی انور می‌گوید: &#171;من اولين کسی نيستم که اين را می‌گويم. هانری کوربن {ایران‌شناس و شرق‌شناس شهیر فرانسوی} يک جايی توضيح می‌دهد که کلمه سيمرغ در زبان پهلوی مونث بوده. با خواندن اين، با خود فکر کردم، که چرا ما در فرانسه سيمرغ را مذکر ترجمه می‌کنيم. شايد چون گفته شده که سيمرغ پادشاه مرغان است. آدم فکر می‌کند که پادشاه حتماً بايد مذکر باشد؛ اگر شعر نظامی را درست بخوانيم می‌بينيم در منظومه خسرو و شيرين، چندين بار پادشاه به معنی مونث آمده است. البته شايد نه مونث است نه مذکر. چون در زبان فارسی مونث و مذکر نداريم. ولی دليل اينکه می‌شود گفت سيمرغ مونث است، اين است که سيمرغ در شاهنامه تخم می‌گذارد و وقتی به سام می‌رسد، به عنوان يک مادر به او می‌رسد نه پدر.  ليلی انور در تحقيقاتش درباره نظامی گنجوی به اين نتيجه می‌رسد که از نظر فلسفی نظامی يکی از کامل‌ترين شاعران است. يکی از کارهای عمده خانم انور مطالعه روی ادبيات عرفانی ايران است. بخش ديگری از فعاليت وی تدريس ادبيات فارسی از قرن ۱۲ تا زمان جامی در قرن ۱۵ ميلادی است. او همچنين برای شناساندن ادبيات معاصر ايران، در فرانسه تلاش زیادی کرده است.   لیلی انور در تدريس زبان فارسی از ‌متن‌های نويسندگان زن معاصر استفاده می‌کند و صفحه‌ای در ماهنامه &#171;لوموند د رليژيون&#187; (لوموند مذاهب) دارد که در آن به تحليل متن‌های معنوی مهم جهانی می‌پردازد.   از طرح‌های آينده خانم انور انتشار گزيده‌ای از ديوان شمس به زبان فرانسه است. وی هدفش را رساندن صدای ادبيات ايران به جهان غرب می‌داند، که به گفته او &#171;نتيجه‌اش به يک معنا، سياسی است&#187;.   خانم انور در پاسخ به اين پرسش که آيا جوانی اش به پيش‌داوری ِ برخی پيش‌کسوتان ایران‌شناسی دامن زده است، می گويد:  &#171;بارها پيش آمده. چون هم سن مهم است هم زن بودن. اين فقط منحصر به استادان ايرانی نيست. استادان اروپايی و آمريکايی هم يک کمی به دليل زن بودن و جوان بودن پيش‌داوری می‌کنند.&#187;  خانم انور نظر مثبتی به تحولات ادبی در نسل جوان ايران دارد. یکی از کتاب‌هايی که نوشته است، کتابی است درباره ملک جان نعمتی -شاعره کرد ايرانی قرن بيستم. از ديگر فعاليت‌های او همکاری با بنياد ميراث ايران در لندن است و از ماه آوريل آينده به عضويت هیئت علمی اين موسسه در می‌آيد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Simorgh_Anvar/1507571.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Simorgh_Anvar/1507571.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Mar 2009 19:39:19 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3BA4A395-2073-4E93-A2ED-463EFF470B5F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>در جست‌وجوی نقشه‌ای جامع برای ‌شهر تهران</title>
            <description>برای تهیه نقشه جامع تهران ۱۲ میلیونی ، گذشته از کارشناسانی که در تهران سرگرم کارند، چهار آرشیتکت و شهرساز با تجربه دیگر نیز با نظارت بر این طرح ،‌ خطوط اصلی آن را تدارک می‌بینند. اعضای این گروه با مشاورین گوناگون معماری و شهرسازی در گفت و گوی مداوم بوده‌اند. یکی از این مشاورین، عبدالحمید اشراق ، با رادیو فردا گفت‌وگو می‌کند. برای تهیه نقشه جامع تهران ۱۲ میلیونی ، گذشته از کارشناسانی که در تهران سرگرم کارند، چهار آرشیتکت و شهرساز با تجربه دیگر نیز با نظارت بر این طرح ،‌خطوط اصلی آن را تدارک می‌بینند.  این چهار تن سه آرشیتکت ایرانی مقیم تهران ،‌لس آنجلس ، انگلستان و یک آرشیتکت فرانسوی هستند . اعضای این گروه با شرکت در جلساتی با مشاورین گوناگون معماری و شهرسازی در گفت و گوی مداوم&#160;بوده و نظرات آنها را با مطالعات خود پیوند می‌زنند .  یکی از این جلسات در پاریس و در مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه برگزار شد و کارشناسان فرانسوی نظر خود را درباره نقشه جامع شهر تهران اظهار کردند. در این خصوص با عبدالحمید اشراق ، معمار و متخصص شهرسازی در پاریس به گفت و گو نشسته‌ایم.&#160;    آقای اشراق ، تهیه نقشه جامع شهر تهران ۱۲ میلیونی به واسطه ازدیاد جمعیت به یک امر اجتناب ناپذیر&#160;تبدیل شده&#160;یا اینکه مسئله افزایش شهرک‌های اطراف تهران هم مزید بر علت بوده است ؟   اصولاً هر شهری نیاز به یک نقشه دارد که به آن نقشه &#171;جامع &#187; می گویند. در ایران قبل از انقلاب آقای عبدالعزیز فرمانفرما با همکاری ویکتور بروئن برای تهران یک نقشه جامع تهیه کردند که در آن نقشه توسعه شهر تهران به شکل شرقی و غربی پیش بینی شده بود.   اوایل انقلاب این تفکر تبلیغ می‌شد که داشتن طفل &#171;نعمت&#187; خداست به همین دلیل هم عده زیادی بچه دار شدند و جمعیت افزایش چشمگیری یافت . این جمعیت به تهران هجوم آوردند و چون جایی برای سکونت نداشتند بدون اجازه دولت اقدام به ساخت شهرک‌هایی کردند و از آن جایی که در قوانین اسلام هر گاه کسی یک زمین لم یزرع را آباد کند این زمین متعلق به اوست بنابر این مالکیت این زمین‌ها را به نام خودشان کردند.   دولت قادر نبود جلوی پیشرفت این شهرک‌ها را بگیرد و قوانین مسکن هم بازدارنده نبود . همین امر باعث شده است که تهران امروز یک شهر بیمار ،‌آشفته و ناهنجار باشد.    شما در نوشته‌هایتان به صحبت‌های وزیر اسبق مسکن و شهرسازی‌، آقای آخوندی اشاره کردید که وی گفته است تا ۳۰ سال دیگر جمعیت ایران به ۱۳۰ میلیون نفر می‌رسد که از این تعداد قریب به ۱۰۰میلیون نفر شهرنشین هستند و فقط ۳۰ میلیون نفر روستا نشین خواهند بود . آیا نقشه جامعه شهر تهران به افزایش شهرنشینی کمک نخواهد کرد؟   آنچه که انجام می‌شود کم کردن قوای دماغی و نیروی انسانی روستاه‌ها و افزایش نیروی شهرنشینی است و از آنجایی که این نیروی انسانی قادر نیستند که شهرها را فرم و شکل بدهند در این میان توانایی شهرنشینان هم زایل می‌شود.    شما خودتان معمار هستید . به نظر شما نقشه جامع شهر تهران باید چگونه باشد که معضلاتی همچون ترافیک ، آلودگی هوا و افزایش زاغه‌نشینی برطرف شود؟   اگر این طرح بدست متخصصین مجرب اجرا شود موثر خواهد بود. یکی از دوستان فرانسوی من که به تهران رفته بود به من گزارش داد که کسی مسئول رسمی نقشه جامع تهران ۱۲ میلیونی است که اگر چه شخص محترمی است اما نه یک کلمه زبان خارجی می‌داند و نه به کشور دیگری سفر کرده است . و این شخص حق وتو دارد یعنی&#160; می‌تواند بگوید آقای آرشیتکت یا مهندس، این خط اتوبان را که جلوی این بنای مذهبی می گذرد بردارید و آن آرشیتکت هم محکوم است که بر خلاف قوانین شهرسازی و معماری ، آن خط را از جلوی آن بنا رد کند.   در حال حاضر تکلیف شهر تهران نامشخص است . معلوم نیست که توسعه آن عمودی است یا افقی؟   از زمان رضا شاه تا کنون، وسعت تهران&#160;۳۳ برابر افزایش یافته است.    فکر می کنید که ساختن برج‌های بلند مرتبه و پیوسته شدن شهرهای اطراف تهران نشانه این است که شهرک‌های اقماری در اطراف تهران زیاد شده است ؟   انگلیسی‌ها بودند که شهرک‌های اقماری را به‌وجود آوردند. آنها دیدند که جمعیت لندن روز به روز رو به افزایش است. برنامه‌ریزی کردند و در عرض چند دهه ، قریب به دو میلیون نفر را به شهرک‌های اقماری حومه لندن منتقل کردند . همین کاری که بعدها در ایران هم متداول شد اما در حال حاضر کرجی که سابق بر این ۳۰۰ هزار نفر جمعیت داشت اکنون دو میلیون و نیم جمعیت دارد و شهرک اسلامشهر در جنوب تهران که قبل از انقلاب قریب به هزار و ۵۰۰ نفر ساکن داشت هم اکنون ۴۰۰ هزار نفر جمعیت دارد.   شما اطلاع دارید که پایه‌ریزی این نقشه بر چه اساسی است؟   خوشبختانه اینها سعی می‌کنند با جلساتی که در سراسر دنیا برگزار می‌کنند نظر آرشیتکت‌ها ی متخصص را هم دریافت کنند. در این کار محورهای اصلی تغییر کرده است . توسعه شهر تهران دیگر توسعه شرقی – غربی نیست . اگر در نقشه جامع قبلی توسعه تهران به سمت کرج بود . حالا توسعه تهران عمودی شده است&#160;    اگر شما&#160;عضو کمیته کارشناسان و طرف مشورت بودید در این زمینه چه پیشنهادهایی ارائه می‌کردید؟   اول از همه می‌گفتم کارهایی مثل اهداء زمین ،‌شماره گذاری اتومبیل و اقداماتی از این قبیل متوقف شود . تکلیف شهر از نظر گسترش افقی و عمودی معلوم باشد. اگر افقی است باید قوانین گسترش افقی رعایت شود و یک مدیریت واحد اعمال شود.   آیا باید سیاستی هم برای جلوگیری از هجوم به شهرها اعمال شود؟   شکی نیست که این اقدام لازم است . هم اکنون در پاریس به هیچ عنوان اجازه داده نمی‌شود که تراکمی از یک تعداد مشخص در یک ناحیه ایجاد شود . درشهر تهران باید قانون واحدی اجرا شود نه اینکه هر کس بیاید چیز تازه‌ای بگوید.   آیا شما با ساختن برجهای بلند مرتبه که هم از نظر زیبایی و هم از نظر آلودگی، صدماتی به شهر وارد می کند ،‌ هم موافق هستید؟   ارتفاع زیاد ساختمان‌ها مسائل زیادی ایجاد می‌کند که اولین آن سایه انداختن بر ساختمان‌های مقابل است. جلوی دید را می گیرد . منجر به ترافیک و آلودگی هم می شود.    نقشه جامع شهر تهران به نام نقشه جامع شهر ۱۲ میلیونی شهرت یافته است. این به معنای این&#160;است که در صورت اجرای این نقشه از ازدیاد جمعیت جلوگیری می شود؟   شکی نیست که اگر این طرح اجرا شود از هجوم جمعیت به سمت مرکز شهر جلوگیری می شود . در پاریس گرانترین قسمت شهر ، مرکز شهر است اما در تهران جالب است بدانید که وسط شهر ، ارزانترین قسمت شهر است.    به نظر شما این طرح چند سال طول می کشد تا به پایان برسد؟   تصور نمی کنم بشود برای آن زمانی را پیش‌بینی کرد . برای اینکه در حال حاضر پیاده کردن یک قانون واحد در تهران عملی نیست . اگر چه من بعنوان یک متخصص می‌گویم که این طرح با شایسته ترین شکل در حال تدوین است اما پیاده می‌شود یا نمی‌شود دیگر با خداست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f10_Eshragh_Tehran_Plan/1504697.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f10_Eshragh_Tehran_Plan/1504697.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 05 Mar 2009 16:03:04 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f10_Eshragh_Tehran_Plan/1504697.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/06AE7779-4330-407D-AD86-DB1821753FEA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عاطفه گرگین، خسرو گلسرخی و &#171;فکر آب&#187;</title>
            <description>همزمان با سی و پنجمین سالمرگ خسرو گلسرخی و نیز به مناسبت انتشار کتاب شعر تازه‌ای از همسر  او ، عاطفه گرگین ، به نام &#171; آب فکر می‌کرد&#187; در پاریس به دیدنش رفتیم. عاطفه گرگین در ۲۳ سالگی نخستین کتاب &#171;جنگ سحر&#187; را در اوایل دهه پنجاه خورشیدی منتشر کرد. وی پیش از آن حرفه روزنامه‌نگاری را با روزنامه اطلاعات آغاز کرده بود.پاره‌ای از تنم / و اندکی موج چشمانم/ در خیابان‌های تهران غلت می‌زد رقص مرثیه‌ها / منقار مرغ شب اندیشه سیاه و روسپی های زیبا در جامعه‌ای بی‌سر سکوت عابران/ وزش دودی باد زمان بدون من و من بدون زمان ......  همزمان با سی و پنجمین سالمرگ خسرو گلسرخی و نیز به مناسبت انتشار کتاب شعر تازه‌ای از همسر وی، عاطفه گرگین، به نام &#171; آب فکر می‌کرد&#187; در پاریس به دیدنش رفتیم.  عاطفه گرگین در ۲۳ سالگی نخستین کتاب &#171;جنگ سحر&#187; را در اوایل دهه پنجاه خورشیدی منتشر کرد. وی پیش از آن حرفه روزنامه‌نگاری را با روزنامه اطلاعات آغاز کرده بود.  او در سال‌های ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۵۹ خورشیدی، سردبیری کتاب &#171; مجموعه مقالات فصلی در گلسرخ&#187; را که شش جلد آن در ایران منتشر شد به عهده داشت و پس از مهاجرت به فرانسه نیز هفت شماره دیگر از فصلی در گلسرخ را در اروپا منتشر کرد.  او گذشته از مجموعه جنگ سحر، فصلی در گلسرخ، کتاب نمونه و ده‌ها مقاله در نشریات گوناگون، مجموعه شعری درباره کرامت دانشیان و خسرو گلسرخی و کتاب‌های شعر باد را باید کشت و معاشرت آبها منتشر کرده است و قرار است در سال آتی نیز مجموعه شعر دیگری از او منتشر شود.  (در اين گفتگو به همسر عاطفه گرگین، خسرو گلسرخی و پرونده‌اش هم، اشاره شده است. خسرو گلسرخی روزنامه‌نگار، شاعر و فعال سياسی چپگرا بود که ۳۵ سال پيش از اين در ۲۶ سالگی در روز ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۲ تيرباران شد. حکم اعدام خسرو گلسرخی و متهم دیگر پرونده کرامت دانشيان را، دادگاهی نظامی به جرم طرح توطئه برای ربودن وليعهد وقت شاهزاده رضا پهلوی، صادر کرد. مخالفان نظام پيشين همان زمان اين اتهام را ساختگی توصيف کردند و مدافعان حقوق بشر به اين اتهام و روند محاکمه ايراد گرفتند.)  آن شب انگشتانم تخت جمشید را رنگ می‌زد/ و نگاهم مناره‌های اصفهان را می‌جنباند / من به رود سر رفتم / در کناره‌های چمخاله تن به آب دریا زدم / تا از کپرنشینان آبادان سر درآوردم / دیدم فصل‌ها سوخته‌اند / در بدن‌هایی بی‌وزن / و روز به نهایت تاریکی خود رسیده است / به زلف سوخته فصل‌ها شانه زدم / دودها را پراکندم / کاغذها را ورق زدم / و بیهودگی را بر فرش خانه گستراندم / در یک هماهنگی تن با تن / آنگاه گم شدم در تن تو/ تو در من فراموش شدی / و کودکانمان در میان حیرت نت‌ها / در مکتب جنگل زاده شدند / در زمان بدون من و من بدون زمان ......   رادیو فردا: خانم گرگین، شما گذشته از آن که خودتان نویسنده و شاعر هستید باری از تاریخ ایران را هم سال‌هاست با خودتان حمل می‌کنید. به خاطر اینکه شما همسر خسرو گلسرخی هم هستید – شاعر ایرانی که امروز هم آثارش در ایران چاپ می‌شود. نگاه شما به شعرهای گلسرخی چگونه است؟    عاطفه گرگین:  من فکر می‌کنم خسرو گلسرخی بیش از آنکه یک انسان سیاسی باشد یک انسان شاعر و نویسنده بود. شاعری که با مرامش می‌زیست و مرامش هم &#171;انسانیت&#187; بود. در شعرهایش هم اگر توجه کنید همیشه روی کلامش به مردم است. او شعرش، قلمش و بیانش همیشه وقف مردم بود و دیدیم که آخر سر هم زندگی خود را وقف مردم کرد.  خسرو کوتاه زیست و در ۲۶ سالگی اعدام شد . او تازه داشت شکوفا می‌شد . بسیار جوان بود که قلم به دست گرفت و نویسندگی کرد و چون احساس و عاطفه‌اش را در کلامش چه در دادگاه و چه بر روی صفحه کاغذ به نفع مردمش بیان کرد.   ممکن است یکی از شعرهای گلسرخی را برایم بخوانید؟   بله، شعری از او را می‌خوانم که در روزهای پایانی عمرش، قبل از تیر باران و در بهمن سال ۵۲ سروده است.  من یک ایرانی‌ام / ای چشم مخملی من / شکوه آینده! امروز این عشق ماست / عشق به مردم / بگذار درفش سرخ زیبایی تو را بستایم  من کور نیستم / باید تو را بستایم / می‌دانم اما کجاست جای دیدن تو؟ / وقتی هموطنانم را برده و خاک خوب تو را حراج می‌کنند  باید که خاک من از خون من بنا گردد/ بنای آزادی بی‌مرگ و خون کی میسر شود؟ پیکار می‌کنم / می‌میرم / این است عشق من من ایرانی‌ام   بدون اینکه بخواهم وارد زندگی شخصی شما بشوم اجازه بدهید بگویم که شما با خسرو گلسرخی در مطبوعات آشنا شدید. خودتان هم آن موقع به عنوان شاعر شناخته شده‌ای شعر می‌سرودید. آیا شعرهای شما دستمایه‌ای از شعرهای گلسرخی است؟ بعداًً تحت تأثیر او قرار نگرفتید؟     من و خسرو یک عشق مشترک داشتیم و هنوز هم این عشق مشترک، یعنی &#171;دوست داشتن مردم&#187; در من ادامه دارد. خسرو مرا یاری کرده بود که بتوانم امروز هم انسان را دوست داشته باشم و امروز هم قبله‌گاه ما باز هم انسان است. عاطفه گرگین  من هیچ وقت تحت تأثیر خسرو نبوده‌ام. گاهی که این جمله را می‌گویم کسانی که خسرو را دوست داشتند دلخور می‌شوند و بهشان برمی‌خورد که چرا من استقلالم را بیان می‌کنم. من راه خودم را می‌رفتم. خسرو هم راه خودش را می‌رفت. همان طور که گفتم او در اوج جوانی از بین ما رفت. این طبیعی است که تأثیر عاطفی از همدیگر گرفته‌ایم و این تأثیر حتما در شعرهای من هم هست. دیگر خوانندگانی که شعرهای مرا و شعرهای گلسرخی را خوانده‌اند باید قضاوت کنند.   این سؤال را به این دلیل پرسیدم که رگه‌هایی از عشق به مردم در شعرهای شما هم به چشم می‌خورد.   بله من و خسرو یک عشق مشترک داشتیم و هنوز هم این عشق مشترک، یعنی &#171;دوست داشتن مردم&#187; در من ادامه دارد. خسرو مرا یاری کرده بود که بتوانم امروز هم انسان را دوست داشته باشم و امروز هم قبله‌گاه ما باز هم انسان است.   شما با فرزندتان، دامون، که یادگار خسرو گلسرخی است به سختی از ایران به فرانسه هجرت کردید و در فرانسه به سختی توانستید فرزندتان را به عنوان یک انسان موفق بزرگ کنید. امروز وقتی که شما به خسرو گلسرخی فکر می‌کنید، در شعرهایتان چه عنصری متبلور می‌شود؟   خسرو گلسرخی همیشه در زندگی من جریان دارد. او نه تنها از یاد من نرفته است که از یاد مردم هم نرفته است.   در این مدت همچنان فعالیت فرهنگی خود را ادامه دادید. کتاب‌های شعر خود را منتشر کردید و آخرینش هم، مجموعه شعر &#171;آب هم فکر می‌کرد&#187; است. در این مجموعه یکسری شعرهای شخصی می‌خوانیم و یکسری شعرهای اجتماعی، در این مورد توضیح می‌دهید؟   من در اینجا در حدود ۱۶ نشریه و کتاب منتشر کردم. فقط شعر نبوده است. نقدهای بسیاری نوشتم که به زودی تعدادی از آنها منتشر می‌شود من کارم را ادامه دادم. اما در توضیح سؤال شما باید بگویم که شعر برای خودش دوران مختلفی دارد هر شعری بسته به شرایطی که شاعر در آن قرار می‌گیرد و جهان بینی و تفکر و شرایط زیستی او شکل می‌گیرد.    شما با سرودن شعر نشان دادید که بیش از آنکه بخواهید یک فعال اجتماعی و سیاسی باشید. همچنان یک شاعرید، به خسرو هم که فکر می‌کنید بیشتر از اینکه او را یک فرد سیاسی بدانید او را یک شاعر می‌دانید.   من البته تفکر سیاسی داشتم و دارم. این موضوع را در شعرهایم هم می‌بینید. من هم یک آدم سیاسی هستم هم یک شاعرم.   آیا کتاب &#171; آب فکر می کرد&#187; به نظرتان یک تحول جدید در کار شماست؟    من اصولاً با ثابت ماندن مخالفم. این مجموعه شعرم، قابل مقایسه با کتاب &#171;معاشرت آب‌ها&#187; نیست. یعنی بیشتر مورد توجه من است شاید به این دلیل که رشد فکری و انسانی من شکل گرفته و بهتر شده است. حتی تفکر سیاسی من هم رشد کرده است. شاید در گذشته به مسائل سیاسی به گونه‌ای دیگر نگاه می‌کردم.    در این کتاب اخیر، رد پای یک زن هم دیده می‌شود؟   بله، خیلی‌ها معتقد به قلم زنانه و قلم مردانه هستند. من پیش از این مخالف این تعبیر بودم. اما الان می‌بینم که تعبیر درستی است. این زنانگی در تفکر خالق اثر است که مسائل را ظریف‌تر و عاطفی‌تر می‌بیند.   ممکن است به عنوان حسن ختام این گفت‌وگو یکی از شعرهای این مجموعه را برایمان بخوانید...   آب می‌گذشت و فکر می‌کرد/ زمین زیر خارها خمیازه می‌کشید سنجاب کوچکی به کودکی لگد می‌زد زیر حریر ماه  و اعتماد در حرکت‌های پریشان روز / پریشان می‌شد  باغبان خاک در سمفونی آب، گیسوی آشفته زمین را تاب می‌داد آب می‌گذشت و فکر می‌کرد / خسته‌ام از چشمه‌های تردید / از بیشه‌های اندوه  کجا می‌رود این رود / با زیبایی حیرت‌آورم؟</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Atefeh_Gorgin_interview/1494499.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Atefeh_Gorgin_interview/1494499.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Feb 2009 14:04:50 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F5D50723-BB0F-413D-87FB-292B752B48F9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزیر کابینه هویدا: کسانی در آمریکا می‌خواستند شاه تضعیف شود</title>
            <description>۳۰ سال پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، دکتر عبدالمجید مجیدی که آخرین بار سمت وزیر مشاور و سرپرستی سازمان برنامه و بودجه را در کابنینه امیرعباس هویدا در دوران زمامداری محمدرضا شاه پهلوی عهده‌دار بود، به پرسش‌های رادیو فردا در باره این رویداد تاریخی پاسخ می‌دهد.۳۰ سال پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، دکتر عبدالمجید مجیدی که آخرین بار سمت وزیر مشاور و سرپرستی سازمان برنامه و بودجه را در کابنینه امیرعباس هویدا در دوران زمامداری محمدرضا شاه پهلوی عهده‌دار بود، به پرسش‌های رادیو فردا در باره این رویداد تاریخی پاسخ می‌دهد و درباره ریشه ها و علل آن ابراز عقیده می‌کند.   عبدالمجيد مجيدی:  انقلاب اسلامی يک حادثه تاريخی بود. زمان انقلاب چندين عامل موجب شد که دولت مرکزی ضعيف شود. مهم‌ترينش ناخوشی شاه بود. دوم؛ آمريکا شاه را مسئول بالا بردن قيمت نفت می‌دانست. درحالی‌که اسناد و مدارک بيرون آمده نشان می‌دهد که از زمان نيکسون وزير دارايی آمريکا که ویلیام سايمون بود، شروع کرد زير پای شاه را خالی کردن.   اگرچه رسما دولت آمريکا با شاه موافق بود، دستگاه تصميم‌گيرنده با شاه موافق نبود. سوم هم مساله &#171;چپ روی&#187; در ايران است که از شهريور ۲۰ شروع می شود. روشنفکر کسی بود که مخالف شاه باشد و طرفدار يک نوع انقلاب.   اين موجب شد تحصيل‌کرده‌های ايران -آن‌ها که از نظر سياسی فعال بودند- ضد شاه عمل کردند. دستشان را گذاشتند توی دست روحانيون، چون مسجد را داشتند که در واقع به شکلی با تمام ايران تماس داشت. [آن ها می‌خواستند به این شکل] مردم را تجهيز کنند. چپی‌ها هم رفتند زير چتر [آیت الله] خمينی.    راديوفردا: در زمانی که شاه زير نام فضای باز سياسی، يک مقداری از فشارها کاست، پيش از بيماری شاه بود يا همزمان؟   شاه زمانی فضای باز سياسی را اعلام کرد، که کارتر رئيس جمهوری آمریکا شده بود. کارتر فشار آورده بود که فضای سیاسی بايد باز شود. چون همانطور که گفتم در داخل دستگاه سياسی آمريکا می‌خواستند شاه را تضعيف کنند. شاه هم برای اينکه نشان بدهد که توانايی دارد ايران را اداره کند و مردم نظراتش را قبول دارند، اين کار را شروع کرد.   ايشان به من می‌گفت که من ۱۰ سال احتياج دارم که زيربنای اقتصادی ايران را درست کنم. بعدا اين حرف‌هايی را که شما می‌زنید من عمل خواهم کرد.           جسد امیر عباس هویدا پس از تیرباران      آن زمان اگر شاه تصميم می‌گرفت، آیا می‌توانست کاری کند که اين اتفاق نيافتد؟ يعنی راهی وجود داشت؟   راه وجود داشت. حالا که انسان پشت سر را نگاه می‌کند، می‌بيند که اگر دو يا سه سال پیش از انقلاب شاه کاری را که در سال آخر کرد [انجام می داد] و قولی را که به مردم داد -که انتخابات را آزاد می‌کند- [یا] آن روز که گفت من صدای انقلاب شما را شنيدم؛ اگر دو سال پيش يا سه سال پيش از آن به اين مسئله توجه می‌داشت، يک تغييراتی می‌داد، که يک مقدار جو را آرام‌تر می‌کرد.   مسئله اینست که شما در موقع تصمیم‌گیری همیشه نمی‌دانید که چه اتفاقی می‌افتد.   یک مقدار اعتقادات و سیاست شخصی ایشان دخیل بود و مقداری هم اطلاعاتی که در اختیار ایشان قرار می‌گرفت. شايد اطلاعاتی که در اختيار ايشان قرار می‌گرفت، کامل نبود.    برخی از روشنفکران می‌گفتند که شاه به جای اين‌که متوجه روحانيت باشد، بيشتر روشنفکرها را زير فشار قرار می‌داد. آيا شما با اين حرف موافقيد؟    بله. برای اينکه اگر اطلاعات درست به ايشان داده می‌شد که خطر اصلی، حرکت اسلامی تندرو است [این اتفاق نمی‌افتاد]. ايشان عکسش را توجه داشت. فکر می‌کرد که اصل چپی‌ها هستند و می‌خواهند ايران را به دامن شوروی بياندازند و آخوندها دارند حرف‌های اسلامی و احساسات مذهبی‌شان را بيان می‌کنند.   ساواک بود که اين اطلاعات را به ايشان می‌داد. و فراموش نکنيد که ساواک هم عضوی از آن جامعه ايران بود. اگر ۱۵ هزار شاغل داشت، ۱۲ هزارتايشان حداقل، مذهبی شديد بودند.    آقای دکتر مجيدی شما به هرحال معتقد هستيد که اين انقلاب به نوعی اجتناب ناپذير بود؟   نه من فکر نمی‌کنم. در آن موقع اگر کسی مثل امينی، انتظام، مثل صديقی يا مثل بختيار می‌آمدند و زير نظر شاه کار می‌کردند، انقلاب نمی‌شد. اگر درست عمل می‌کردند، سر کار می‌ماندند. اما اگر درست عمل نمی‌کردند، دوباره رو به سوی گروه ما می‌آوردند که با هویدا همکاری می‌کردیم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Majidi_Revolution_Hoveida/1491251.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Majidi_Revolution_Hoveida/1491251.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 11 Feb 2009 14:12:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Majidi_Revolution_Hoveida/1491251.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BB894301-9949-403B-B01A-FBD68B5FEA25_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عکس‌های رضا دقتی در  موزه صلح ِ فرانسه</title>
            <description>نمایشگاهی از عکس‌های رضا دقتی در موزه یادبود جنگ دوم جهانی، در شهر کان (Caen) فرانسه برپا شده است و تا پایان ماه مارس ادامه خواهد داشت.نمایشگاهی از عکس‌های رضا دقتی در موزه یادبود جنگ دوم جهانی (موزه صلح)، در شهر کان (Caen) فرانسه برپا شده است و تا پایان ماه مارس ادامه خواهد داشت.  این نمایشگاه در حایشه کنکور بین‌المللی دانش آموزان فرانسه زبان برای نوشتن بهترین متن دادخواهی در باب حقوق بشر برگزار شده است. رضا دقتی، عکاس و خبرنگار ایرانی،رئیس افتخاری هیأت داوران این کنکور است.  شهر کان محلی است که آخرین نیروهای ارتش آلمان در زمان جنگ دوم جهانی در آنجا از نیروهای متفقین شکست خوردند.  از رضا دقتی امسال دو کتاب منتشر می‌شود. او همچنین یک فیلم مستند هشت قسمتی برای تلویزیون فرانسه و نشنال جئوگرافیک ساخته است.  عکس‌هایی که رضا دقتی برای ارائه در نمایشگاه شهر کان انتخاب کرده است عکس‌هایی است که در کتاب جدید او، با عنوان &#171;در میان جنگ و صلح&#187;، نیز منتشر شده است.  رادیو فردا برای آگاهی از مضمون عکس‌ها و هدف رضا دقتی، با او در پاریس گفت‌وگویی کرده است که در زیر می‌خوانید:    رادیو فردا: آقای دقتی! آیا برگزاری نمایشگاه در کنار چنین کنکوری و در محل موزه یادبود جنگ دوم جهانی تصادفی بود یا باید آن را در راستای فعالیت‌های شما در دفاع از حقوق بشر ارزیابی کرد؟     رضا دقتی:  امسال حضور من در آنجا، هم به خاطر تشکیل نمایشگاه بود که با تم صلح برگزار می‌شود و هم به عنوان رئیس هیأت داوران بود.   برای این که به اهمیت موضوع هیأت داوران پی ببرید خاطر نشان می‌کنم که دو سال پیش رئیس هیأت داوران این کنکور آقای دالایی لاما بود.   امسال نصف موزه را به ما سپردند که به نمایشگاه عکس و فیلم اختصاص دادیم. من، هم در کار چیدمان عکس در اندازه‌های مختلف و هم در گزینش فیلم و ویدئو شرکت داشتم.    موضوع این کنکور دادخواهی بود و دانش آموزان دبیرستانی باید مقاله‌ای در دفاع از حقوق بشر می‌نوشتند. برخورد این دانش آموزان با شما چگونه بود؟ چون دیدم که خیلی با شما عکس می‌گرفتند.     رضا دقتی:  به نظر من تشکیل نمایشگاه و کنکور و حضور دانش آموزان پنجره‌ای بود به سوی دنیا. من هم همواره سعی می‌کنم در کارهایم به انسان و انسانیت و روح انسانی بپردازم. به نظر من دانش آموزان این نکته را خوب دریافته بودند.    آقای دقتی! عکس‌های کتاب &#171;در میان جنگ و صلح&#187; از سال ۱۳۵۷ و با تصاویری از چهره معصوم کودکان در ایران آغاز می‌شود، بعد با عکس آیت‌الله خمینی و تصاویری از ماجرای گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران ادامه پیدا می‌کند و بعد از آن، بدون عکس‌های ایران، تنها تصاویری از سایر کشورهای جهان دیده می‌شود. آیا این نشانه تبعید شما به خارج از ایران پس از سال ۱۹۸۱ است؟     رضا دقتی:  من یک سال و نیم بعد پس از انقلاب، به خاطر اینکه حکومت با عکس‌هایم مخالفت می‌کرد و اجازه کار عکاسی به ما نمی‌دادند، ایران را ترک کردم.   درست است که از آن تاریخ به بعد عکسی از ایران در کتابم نیست، اما تمام عکس‌های این کتاب و تمام کارهایی که من کرده‌ام در حقیقت زاده فکر ایرانی بودن من است. فرهنگ ایران که من در آن زندگی کردم و رشد یافتم به نوعی در کارهایم ادامه دارد، اما عکسی وجود دارد. شاید &#171;برعکس&#187; آن است.   حالا که در ایران نمی‌توانم حرفم را بزم یا اندیشه‌ام را بیان کنم، همان کار را در خارج می‌کنم.    آقای دقتی! شما معمولا به کشورهای جنگ‌زده می‌روید و از ویرانی‌ها، مصیبت‌ها و پیکرهای بی‌جان عکس می‌گیرید، بعد به هنگام صلح باز به همان کشورها برمی‌گردید و عکس می‌گیرید. به نظر می‌رسد که خط امیدی در این کار شما نهفته است. درست است؟     رضا دقتی:  دقیقا. شما نکته خوبی را مطرح کردید. مسأله حقوق بشر و کلا انسانیت این است که باید کل داستان را به مردم نشان داد. تا مسائل حقوق بشر و آزادی اندیشه و بیان مطرح نشود بیراهه خواهیم رفت.    شما عکاسی سرشناس هستید و راهی طولانی طی کرده‌اید. از زمانی که از ماجرای گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران عکس گرفتید، تا زمانی که به عنوان شخصیتی فرهنگی، هنری و خبری نشان افتخار [لژیون دونور] را از رئیس جمهور فرانسه دریافت کردید. گروگان‌گیری گروهی از ایرانیان در عکس‌های شما چگونه جلوه‌گر شده است؟     رضا دقتی:  مسأله خیلی پیچیده است. جنگ و خونریزی و گروگان‌گیری بسیار پیچیده است. مردم اینجا خبرهایی در باره اعدام‌های دسته جمعی و کشتار زندانیان سیاسی و اعدام نوجوانان و حتی زنان آبستن می‌شنوند ولی شاید از ابعاد این جنایات خیلی آگاه نباشند.   می‌گویند اگر کسی انسانی را می‌کشد در حقیقت انسانیت را می‌کشد. اینها صدها هزار ایرانی را کشته‌اند و بالاخره یک روز به همه این جنایات باید جواب بدهند. آن روز خواهد رسید که به مردم ایران و جهان پاسخ بدهند که چرا این همه کشتار کردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f1_Reza_Deghati/1380970.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f1_Reza_Deghati/1380970.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 07 Feb 2009 19:09:53 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DCCB73B3-7354-4809-9CA1-9E9653760FBE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جايزه &#171;سيمون دوبووار&#187; را سيمين بهبهانی گرفت</title>
            <description>روز چهارشنبه، ۲۱ ژانویه، وزیر فرهنگ فرانسه طی مراسمی در پاریس جایزه سیمون دوبووار را به سیمین بهبهانی، نماینده کمپین تغییر برای برابری (یک میلیون امضا) اهدا کرد. روز چهارشنبه، ۲۱ ژانویه، وزیر فرهنگ فرانسه طی مراسمی در پاریس جایزه سیمون دوبووار را به سیمین بهبهانی، نماینده کمپین تغییر قوانین تبعیض‌آمیز (یک میلیون امضا) اهدا کرد.   کریستین آلبانل، وزیر فرهنگ فرانسه، در مراسم اهدای این جایزه، از مبارزه زنان ایران و همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا تقدیر کرد و این جنبش را شایسته دریافت چنین جایزه‌ای دانست.   مراسم در کافه دوماگو در محله سن ژرمن دپره، یعنی کافه‌ای که بیشتر اوقات محل ديدار سيمون دوبووار و ژان پل سارتر بود، برگزار شد. &#160;   &#171;پيام اين جايزه به همه زنان ايرانی اين است که تنها نيستند و همه ما هر جا که باشيم در کنار آنها خواهيم بود.&#187;  سیمین بهبهانی  در اين مراسم، که با حضور شمار زيادی از ايرانيان و فرانسويان فرهيخته، نويسنده، شاعر، جامعه شناس و حقوقدان برگزار شد، خانم آلبانل، وزير فرهنگ فرانسه، با تقدير از مبارزات سيمين بهبهانی در راه آزادی زنان، جايزه سيمون دوبووار را به وی اهدا کرد.&#160; &#160;   وزیر فرهنگ فرانسه در اين مراسم گفت: &#171; از ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۶ ميلادی در ميدان هفت تير، هنگامی که گردهمايی بزرگ زنان برای لغو قانون‌های تبعيض آميز عليه زنان سرکوب شد، زنان ايرانی با به راه انداختن کمپين يک ميليون امضا در انديشه تهيه تومار بزرگی برآمدند.&#187;   او افزود: &#171;پيام اين جايزه به همه زنان ايرانی اين است که تنها نيستند و همه ما هر جا که باشيم در کنار آنها خواهيم بود.&#187;   سيمين بهبهانی نيز در پيام خود خطاب به اعضای هيأت داوران نهاد سيمون دوبووار گفت: &#171;من سربلند هستم از اين که زنان کشورم مرا واسطه کردند تا جايزه‌ای را که به آنها تعلق گرفته است برایشان ببرم.&#187;   سيمين بهبهانی در حاشيه اين مراسم به راديو فردا گفت: &#171;اين جايزه به نام سيمون دوبووار است. و چون سيمون دوبووار يک زن آزاده و فمينيست بسيار قدرتمندی بوده، به طور قطع برای زنان باعث دلگرمی است. من فکر می‌کنم که با اين تشويق، آنها فعاليت خود را بيشتر کنند.&#187;   عبدالکريم لاهيجی، حقوقدان و رئيس جمعيت حقوق بشر ايران، نيز که در اين مراسم حضور داشت در باره اين جايزه به راديو فردا گفت: &#171;زنان ايرانی طی يک سال و نيم گذشته، با وجود بازداشت، زندان و محکوميت‌های سنگين شامل زندان و شلاق دست از مبارزه نکشيدند. من از يک سو به اين مبارزه بسيار خوشبين هستم و از سوی ديگر خوشحال هستم که سيمين بهبهانی به عنوان سمبل اين مبارزه، به نمايندگی از جامعه زنان ايران و کمپين يک ميليون امضا در پاريس اين جايزه را دريافت کرد.&#187;   سيمين بهبهانی در پايان اين مراسم یکی از آخرین سروده‌های خود را، با مضمون &#171;عشق&#187;، برای حاضران قرائت کرد.   جایزه سیمون دوبووار توسط نهادی به همین نام درسال ۲۰۰۸ به مناسبت صدمین سالگرد زادروز سیمون دبووار به وجود آمد، و نخستین بار به تسلیمه نسرین، نویسنده بنگلادشی، تعلق گرفت. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Simin_Behbahani/1373098.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Simin_Behbahani/1373098.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 22 Jan 2009 03:58:50 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3E06BF54-8F5A-4367-BFA5-2B99247A1169_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پاریس، تماشاگر عکس‌های زهرا امیر ابراهیمی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;ماه نوامبر &lt;span&gt;امسال &lt;/span&gt;در پاریس ماه عکاسی شناخته شده و به همین مناسبت، دو هنرمند عکاس ایرانی، زهرا امیرابراهیمی و طاها مغانی، آثار عکاسی خود را در گالری گوستاو در پاریس عرضه کرده‌اند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;زهرا امیرابراهیمی و طاها مغانی، گذشته از کار عکاسی، ساختن فیلم را نیز آغاز کرده‌اند. این دو هنرمند، که نزدیک به یک سال است ایران را ترک کرده‌اند، قصد دارند در فرانسه، فعالیت هنری خود را دنبال کنند.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;زهرا امیرابراهیمی ۲۷ ساله، رشته بازیگری تئاتر را به پایان رسانده و چهار سال است به عکاسی روی آورده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt; &lt;span&gt;طاها مغانی که ۹ سال است عکاسی را به صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهد، ۳۲ سال دارد و فارغ‌التحصیل رشته مدیریت صنعتی است. &lt;/span&gt; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   ماه نوامبر  امسال  در پاریس ماه عکاسی شناخته شده و به همین مناسبت، دو هنرمند عکاس ایرانی، زهرا امیرابراهیمی و طاها مغانی، آثار عکاسی خود را در گالری گوستاو در پاریس عرضه کرده‌اند.        زهرا امیرابراهیمی و طاها مغانی، گذشته از کار عکاسی، ساختن فیلم را نیز آغاز کرده‌اند. این دو هنرمند، که نزدیک به یک سال است ایران را ترک کرده‌اند، قصد دارند در فرانسه، فعالیت هنری خود را دنبال کنند.          زهرا امیرابراهیمی ۲۷ ساله، رشته بازیگری تئاتر را به پایان رسانده و چهار سال است به عکاسی روی آورده است.      طاها مغانی که ۹ سال است عکاسی را به صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهد، ۳۲ سال دارد و فارغ‌التحصیل رشته مدیریت صنعتی است.         طاها مغانی که در کنار نمایشگاه عکس‌های خویش در پاریس، فیلمی هم به نمایش گذاشته، در مورد تفاوت موضوع فیلم و عکس‌ها، به رادیو فردا می‌گوید:        فضایی را که برای این پروژه انتخاب کردم، قبرستان اتوبوسرانی شرکت واحد جمهوری اسلامی بود، در جاجرود و همانطور که درفیلم مشاهده می‌شود، از دوستان خواهش کردم که، لباس‌های سفید، سیاه و لباس عروس بپوشند و آنها را در بین اتوبوس‌ها چیدم و از آنها عکس گرفتم.        در حین عکاسی از این پروژه، از دوستان خواستم که فیلمی تهیه کنند، با دو دوربین، یکی از پشت سرمن و دیگری روبه‌روی من. یکی از دوربین‌ها، که دوربین رنگی است، متحرک است، ولی انسان‌ها داخل کادر ثابت هستند و دوربین سیاه و سفید ثابت است، ولی تصاویر و انسان‌ها متحرک. این ویدئو، به درک بیشتر فضای گورستان اتوبوس‌ها کمک می‌کند، ضمن اینکه موضوع و اتفاقات را نشان می‌دهد. در واقع می‌توانم بگویم که فیلم و عکس‌ها یکی هستند، یعنی هردو یک موضوع را دنبال می‌کنند.                        رادیوفردا: محور اصلی فکری، که شما به صورت عکس، آن را متبلور کرده‌اید، چیست؟            طاها مغانی:     این عکس‌ها را با نام آگاه زیان، واژه‌ای که خود خلق کرده‌ام، به نمایش گذاشته‌ام. این واژه را با الهام از واژه‌هایی مانند &#171;آبزیان&#187; ساختم، که می‌تواند در فارسی دست کم دو معنی داشته باشد. کسانی که آگاهانه زندگی می‌کنند یا کسانی که آگاهانه ضرر می‌دهند، از دست می‌دهند، در حالی که می‌دانند دارند از دست می‌دهند، ولی از دست می‌دهند. و من تعبیر آن را به عهده مخاطب گذاشته‌ام.        زهرا امیرابراهیمی نیز، در گفتگو با رادیو فردا، نظر خویش را در مورد فیلم و عکس بیان می‌کند:        اصولاً فیلم را کامل‌تر می‌دانم و شاید هم برای همین کارگردانی را دوست دارم، چون فکر می‌کنم، می‌توانم از همه چیزهایی که اتفاق می‌افتد، یعنی ازکلیه اتفاقاتی که در دنیای اطرافم می‌افتد، استفاده کنم و آنها را درخدمت بیان کردن فیلم خود بگیرم.        عکس هم همین طور، حتی به نظرم می‌آید که عکاسی، برای من تمرینی است، برای فیلم سازی.                    در عکس‌هایی که از جنوب ایران گرفته‌اید ذهنیت، بیشتر اجتماعی است یا در قالب زیبایی شناسی عکس؟            زهرا امیرابراهیمی:     فکر می‌کنم نگاه من به این مجموعه، کاملاً اجتماعی بوده و شاید به خاطر دنبال کردن اخباری است که در دنیا اتفاق می‌افتد، یا به خاطر اینکه، الان در این موقعیت زمانی و مکانی، ذهن من گرفتار بعضی از اخبار مربوط به ایران، یا جنگ، حقوق زن‌ها، و یا حقوق بشر است. به طور کلی به خاطر همه اینهاست، که این مجموعه شکل گرفته است.          این عکس، که حالات مختلف عروسکی را بر روی تیر چراغ برق نشان می‌دهد، بیانگر چیست؟          تصاویر تکراری، تصویر عروسکی است که به تیر چراغ برق دار زده شده‌است. نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده، ولی این تصویر برای من خیلی عجیب بود. وقتی این عروسک را دیدم، اولین چیزی که در ذهنم به وجود آمد، این بود که یک بازی کودکانه است و بچه‌های ما حتی از کودکی عروسک را دار می‌زنند، یا چیزهایی از این نوع.        به هرحال تجسم ماجرای اعدام بود. ولی این [ذهنیت] هم شاید، به خاطر این است، که درحال حاضر خیلی به اعدام فکر می‌کنم وتصمیم گرفتم این را نشان دهم.          در این عکس، چیدمانی وجود ندارد؟          نه، وقتی کارها را می چیدم، کاملاً حسی فکر کردم که اگر بخواهم منظور خود را بهتر بیان کنم، یا چیزی را که دیدم منتقل کنم، باید به اینصورت چیده شود.                        طاها مغانی و زهرا امیرابراهیمی در باره هدفشان از مهاجرت به پاریس می‌گویند:            طاها مغانی:     هدف شامل دو حرکت است. حرکت اول این است که وارد جامعه هنری شهر پاریس بشویم، به طوری که افراد این جامعه هنری کم کم ما را بشناسند و به عنوان هنرمند قبول کنند.        حرکت بعدی هم طبیعتاً ادامه کار با همین قدرت و سرعتی است که درپیش گرفته‌ایم.        زهرا امیرابراهیمی:      پاریس، شهری که درآن زندگی می‌کنم، شهری است که درزمینه هنری، اتفاقات زیادی در آن می‌افتد، و فکر می‌کنم از وقتی که به اینجا آمده‌ام، انرژی چند برابری برای کارکردن به دست آورده‌ام. بیش از گذشته عاشق فیلمسازی هستم، و سعی می‌کنم در هر قدمی که برمی‌دارم، به خود کمک کنم تا درهر زمینه‌ای کارم تحکیم بیشتری پیدا کند. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Photo_exhabitation_Paris_Amirebrahimi/473118.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Photo_exhabitation_Paris_Amirebrahimi/473118.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 14 Nov 2008 16:55:26 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BF6ADB14-3611-4099-9A31-44BF21A12F23_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>لیدا شرافتمند: نقاشی که شعر می کشد</title>
            <description>جشنوارۀ بين المللی شعر در پاريس٬ همزمان در چند مکان مختلف٬ از جمله محل سفارت مالت در پاريس، برگزار شد و به مدت سه روز٬ آثار هنرمندان کشورهای گوناگون مانند آلمان٬ اتريش٬ آمريکا٬ افغانستان٬ فرانسه، مالت و چند کشور ديگر به نمايش گذارده شد. جشنواره بين المللی شعر در پاريس٬ همزمان در چند مکان مختلف٬ از جمله محل سفارت مالت در پاريس، برگزار شد و به مدت سه روز٬ آثار هنرمندان کشورهای گوناگون مانند آلمان٬ اتريش٬ آمريکا٬ افغانستان٬ فرانسه، مالت و چند کشور ديگر به نمايش گذارده شد.    آثار نقاشی و شعر&#160; ليدا شرافتمند٬ نقاش و شاعر جوان ايرانی تبار٬ که از شهروندان مالت به شمار می رود٬ به عنوان پرولوگ٬ مقدمه، اين جشنواره برگزيده شده بود.    در عين حال، اين نمايشگاه درچارچوب فعاليت های هنری با اهداف انسان دوستانه برگزارشد که مرامنامه آن را ليدا شرافتمند با همراهی هنرمندان ديگری از کشورهای مختلف درسال ۲۰۰۴ تهيه کرد.    ليدا شرافتمند، ۳۰ سا ل دارد و آثار نقاشی و شعر او٬ که به زبان های فرانسه و انگليسی نوشته شده اند٬ اغلب رگۀ انسان دوستانه دارند و از آزادی و حقوق انسان ها در کشورهای مختلف سخن می گويند.     ليدا شرافتمند از نقاشان پرکار است و قرار است در سپتامبر ۲۰۰۹ نمايشگاهی در کانادا برگزار کند.&#160;     &#160;    &#160;وی در&#160; ۱۹ سالگی٬ به آموزش نقاشی در مدرسۀ هنرهای زيبای مالت پرداخت.    خانم شرافتمند از&#160; ۲۱ سالگی به برگزاری نمايشگاه در کشورهای مختلف پرداخته است و امروز، به عنوان يکی از نقاشان مشهور مالت شناخته می شود.    او&#160;در&#160; گفت و گو با &#171; راديوفردا&#187; در مورد آثارش و چگونگی تلفيق شعر و نقاشی در آنها توضيحاتی داده است.      راديوفردا: آيا تابلوهای شما هميشه با شعر همراه است؟ و درچنين صورتی، شعر بيانگر&#160; تابلوها است يا اينکه جهت همراهی آنها است؟       &#171; وقتی٬ در جامعه می بينيم که مردم به خاطر مشکلات تحت فشار هستند٬&#160;انسان می تواند واقعيت را به اميد و مثبت تبديل کند و در مورد آن بينديشد.      بیشتر ببینید:       وب سایت رسمی لیدا شرافتمند &#160;&#160;         &#160;ليدا شرافتمند: فقط جهت همراهی است. بعضی وقت ها٬ بعضی از بيننده هايی که نقاشی ها را می بينند٬ نکات خيلی جالب در نقاشی ها می بينند٬ که روی آنها تأثير می گذارد٬ که من اصلا به آنها فکر هم نکرده بودم.    شعرها، نقاشی ها را همراهی می کنند٬ چون من زمانی که به آن سوژه فکر می کردم٬ آن تصويری که در ذهنم آمده بود و بعد آن را نقاشی کردم٬ به گونه ای درشعر هم آمده است.      آيا شعر شما در کنار تابلو اين توهم را پيش نمی آورد که شايد شما آن حرفی را که با شعر می توانيد بزنيد٬ نتوانسته ايد با تابلو بيان کنيد؟      جالب اينجا است که وقتی حرفی را آدم می خواهد با شعرويا با تابلو بگويد٬ هميشه شايد آنقدر خوب در نيايد٬ وشايد آن چيزی که می خواستيم بگوييم يا آن چيزی که مردم درک می کنند نباشد. صادقانه بگویم که&#160;فکر نمی کنم به خاطر اين است که از طريق تابلو نتوانستم چيزی را بگويم و از طريق شعر گفتم٬ يا بالعکس.    بيشتر به خاطر اين است که دو حس مختلف را القاء می کند. يکی از آنها، حس ديدن را بر می انگيزد و ديگری روی فکر بيشتر کار می کند.    &#160;     آيا هيچوقت از خود پرسيده ايد که بيشتر نقاش هستيد يا شاعر؟      فکر می کنم بيشتر نقاش باشم تا شاعر. صادقانه می توانم بگويم که بيشتر روی عميق کردن نقاشی های خود کار کردم٬ تا روی اشعارم.    عشق نقاشی هميشه برای من خيلی زودتر و شديدتر بود٬ تا شعر نوشتن. از سه سالگی به نقاشی علاقمند شدم.&#160; شعرهايم هميشه حالت بداهه سرايی دارند، درحالی که روی نقاشی هايم خيلی بيشتر انرژی صرف می کنم.            پرنده عشق: آکریلیک روی بوم           پشتوانۀ ادبی شما٬ از نقطه نظر شعر فارسی٬ چيست؟      آثار دو شاعر را مطالعه کرده ام. يکی، شاعر لبنانی؛ خليل جبران، و يکی، مولانا جلال الدين رومی. اما بايد اقرارکنم که بيشتر شعرها را٬ حتی شعرهای مولانا را به انگليسی خوانده ام تا به فارسی.     البته اينجا درپاريس، امکان بيشتری برای خواندن شعرهای مولانا به زبان فارسی خواهم داشت.      وقتی از رنگ های تيره استفاده می کنيد که تمام پيکر شخصيت نقاشی شما را فرا گرفته است، چه چيزی را می خواهيد بيان کنيد؟      معمولا با استفاده از رنگ های تيره می خواهم تاريکی را نشان دهم؛ تاريکی و سنگينی.    در تابلوی ديگر، رنگ سبز بيشتر به چشم می خورد، چون رنگ سبز لباس آنها&#160; به نيروی طبيعی عرفانی بر می گردد.      شما در کار های خود٬ به عنوان يک هنرمند شکنجه شده٬ حرفتان را نمی زنيد. به عنوان٬ هنرمندی که سرشار از اميد است٬ حرف می زنيد. اينطور است؟      چون بيشتر مواقع٬ وقتی در پيش روی خود مشکلات را می بينيم٬ ساده ترين انتخاب اين است که چشمان خود را ببنديم٬ که نه٬ اين مشکل وجود ندارد و از آن&#160;فرار کنيم و بگذاریم که&#160;مشکل بر&#160;ما غلبه کند.     وقتی٬ در جامعه می بينيم که مردم به خاطر مشکلات تحت فشار هستند٬ به جای&#160;اين دو انتخاب٬ انسان می تواند واقعيت را به اميد و مثبت تبديل کند و در مورد آن بينديشد.      می خواهيد از شکنجه هايی که افراد می بينند٬ باز به اميد برسيد؟      بله، دقيقا. می توانم صادقانه بگويم٬ وقتی کاری را بوجود می آورم٬ تمام انرژی من همين است.    در قرن بيست و يکم٬ بحران های بسياری وجود دارد و خيلی از کارهای هنری هستند که درمتن خود، نااميدی را نشان می دهند.    من با کارهايی که تاکنون بوجود آورده ام، می خواهم تا حدی عکس العمل نشان دهم و مشکلات را بازگو کنم. من واقع بين هم هستم. ولی٬ می خواهم آن اميد را هم در کنار آن نشان دهم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Fair_LidaSherafatmand/470570.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Fair_LidaSherafatmand/470570.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Oct 2008 12:26:31 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9F7CCBC2-9548-40C0-9951-DD6FAFDB5966_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>درگذشت مبتکر قانون حمایت از خانواده در ایران</title>
            <description>مهرانگيز دولتشاهی٬ که به عنوان مبتکر و پيشگام قانون حمايت از خانواده٬ شناخته می شود٬ در سن ۹۱ سالگی٬ در پاريس با زندگی وداع گفت. مهرانگيز دولتشاهی٬ که به عنوان مبتکر و پيشگام قانون حمايت از خانواده٬ شناخته می شود٬ در سن ۹۱ سالگی٬ در پاريس با زندگی وداع گفت.    خبر درگذشت مهرانگيز دولتشاهی٬ برای بسياری از فعالان جنبش زنان٬ تأثر ويژه ای به بار آورد.     خانم دولتشاهی٬ در سال ۱۲۹۶ در خانواده ای از بلند پايگان قاجار٬ در اصفهان٬ زاده شد. وی تحصيلات خود را در آلمان گذراند و در رشتۀ علوم اجتماعی٬ موفق به اخذ درجۀ دکترا شد.    مهرانگيز دولتشاهی٬ قانون حمايت از خانواده را به مجلس شورای ملی ارائه کرد که در سال ۱۳۴۶ اين قانون به تصويب رسيد. اين قانون سپس&#160; در سال ۱۳۵۳ دچار تغييرات و اصلاحاتی شد.     قانون حمايت از خانواده٬ به ويژه حق طلاق برای زن را به رسميت شناخت و اختيار کردن همسر دوم توسط مرد را٬ منوط به اجازۀ همسر نخست کرد.     مهرانگيز دولتشاهی٬ که فعاليت های پيگيری برای برابری حقوق زن ومرد٬ سواد آموزی زنان و پيشرفت های اجتماعی٬ برای زنان داشت، همچنين در سه دوره٬ نمايندۀ کرمانشاه٬ در مجلس شورای ملی بود.    وی در سال ۱۳۵۴ به عنوان٬ نخستين سفير زن٬ در کشور دانمارک٬ منسوب شد و تا هنگام انقلاب در اين مقام خدمت کرد.    مهرانگيز دولتشاهی٬ پس از وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ ، پاريس را به عنوان محل اقامت خود برگزيد و در سال ۱۳۶۰ ، کتابی به نام &#171; جامعه٬ دولت و جنبش زنان ايران&#187; نوشت که گواهی بر فعاليت های زنان ايران در راه مبارزه برای برابری و پيشرفت آنها در جامعه است.    مهرانگيز دولتشاهی در چند سال اخير در جلسات ماهانۀ &#171; انجمن توسعه و تجدد&#187; در پاريس شرکت داشت.  عبدالحميد اشراق٬ رييس انجمن توسعه و تجدد٬ درگفت و گو با &#171; راديوفردا&#187; به جنبه های شخصيت مهرانگيز دولتشاهی در پيش و بعد از انقلاب اشاره کرد و گفت: خانم دولتشاهی بعد از اينکه به ايران آمد٬ فعاليت های بسياری در مورد زنان آغازکرد.&#187;    به گفته آقای اشراق، حمايت از خانواده يا تساوی زن ومرد، تنها فعاليت خانم دولتشاهی نبود.    وی افزود: &#171; يکی از بزرگ ترين فعاليت های خانم دولتشاهی٬ سواد آموزی زنان بود. در تمام مدتی که ما با هم بوديم و در ايران٬ اصلا ديد ديگری و افق ديگری٬ نسبت به جامعۀ ايرانی داشت و اين افق٬ سبب شد که اين وجود بايد به جای ديگری برای فهماندن ايران برود.&#187;    رييس انجمن توسعه و تجدد در مورد حمايت خانم دولتشاهی از زنان ايرانی گفت: &#171; چيزی که ايشان برای آن فعاليت می کرد٬ اين بود که اگر مردی بخواهد زن دومی بگيرد٬ (به قانون اسلام کار ندارم)٬ بدون اجازۀ زن اول٬ نبايد باشد. واقعا اين نکتۀ مثبتی برای يک زن بود.&#187;    آقای اشراق در خصوص فعاليت های مهرانگيز دولتشاهی در ساليان پس از پيروزی انقلاب گفت: &#171; خانم دولتشاهی در دانمارک انجمنی به نام &#171; انجمن فرهنگی&#187; تاسيس کرد که در حال حاضر موجود است و اين انجمن را اکنون دکتر فريدون بهمن اداره می کند و نزديک به ۳۰ سال است که فعاليت دارد.&#187;     وی اشاره کرد که خانم دولتشاهی پس از نقل مکان به پاريس، انجمن ديگری به نام &#171; انجمن فرهنگ ايران&#187; تاسيس کرد که سال ها است به فعاليت خود ادامه می دهد.    آقای اشراق همچنين اشاره کرد که يکی از دلايل علاقه خانم دولتشاهی به مسائل فرهنگی، آن بود که صادق هدايت٬ خواهر زادۀ وی بود.    بر اساس گزارش ها، قرار است مراسم به خاک سپاری پيکر مهرانگيز دولتشاهی٬ بعد از ظهر روز جمعه، ۲۴ اکتبر٬ در گورستان &#171; مون پارناس&#187; پاريس برگزار&#160;شود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_DolatShahi_Paris/470108.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_DolatShahi_Paris/470108.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Oct 2008 18:19:14 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BA47BF01-020D-43CF-AF8B-6E0A3CF8372B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;مقامات ايرانی برای ورود ما فرش قرمز پهن کردند&#187;</title>
            <description>&#171; ژان لويی بيانکو&#187;٬ نماينده حزب سوسياليست در پارلمان فرانسه٬ از شخصيت های مهم سياسی فرانسه است٬ که در دوران رياست جمهوری &#171; فرانسوا ميتران&#187;، مشاورت وی در امور خارجی را بر عهده داشت. وی مدير مبارزات انتخاباتی &#171; سگولن رويال&#187; در انتخابات رياست جمهوری فرانسه در سال ۲۰۰۷ بود. &#171; ژان لويی بيانکو&#187;٬ نماينده حزب سوسياليست در پارلمان فرانسه٬ از شخصيت های مهم سياسی فرانسه است٬ که در دوران رياست جمهوری &#171; فرانسوا ميتران&#187;، مشاور وی در امور خارجی بود.     وی همچنین مدير مبارزات انتخاباتی &#171; سگولن رويال&#187; در انتخابات رياست جمهوری فرانسه در سال ۲۰۰۷&#160;بود.     ژان لويی بيانکو، رییس هيئت پارلمانی ای&#160;بود که چندی پيش از ايران ديدار و با برخی از مقام های اين کشور گفت و گو کرد.      راديو فردا: پس از بازگشت از ايران٬ چه نتيجه ای از سفر خود گرفتيد؟        ژان لويی بيانکو:  نتيجه گيری از اين سفر، فعلا موقتی است، چون مأموريت ما هنوز تمام نشده است.    از ماه مارس گذشته، چندين سفر به کشورهای مختلف داشته ايم و با شخصيت های بسياری گفت و گو کرده ايم. د رمورد ايران، قرار است نتيجه گيری سفرهای خود را در مورد اين مأموريت که &#171; ايران و توازن منطقه&#187; نام دارد٬ به زودی و&#160;درماه دسامبر، منتشر کنيم.    البته پس از آنکه سفر ما به ايران٬ چند بار به تأخير افتاد٬ نکته ای که توجه ما را جلب کرد٬ اين بود که مقامات ايرانی برای ورود ما فرش قرمز پهن کردند.    در تهران، ما گفت و گوهای گوناگونی در سطوح بالا داشتيم که طولانی تر از زمان پيش بينی شده بود.     دربارۀ برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی٬ به مقام های ايران گفتيم که آژانس بين المللی انرژی اتمی همچنان مراتب شک و نگرانی خود را ابراز می دارد.     تمام مقام های ايرانی که با آنها ملاقات کرديم٬ يک زبان، اظهارات معمولی گذشته خود را داشتند و آن اينکه &#171; برنامۀ هسته ای ما غير نظامی است، ما آماده هستيم به همۀ پرسش های آژانس بين المللی انرژی اتمی پاسخ دهيم و نمی دانيم چرا اين همه ما را مورد اتهام قرار می دهند٬ در حالی که ما بمب نمی خواهيم٬ چون بمب اتمی با اسلام منافات دارد و غيره... .&#187;      بیشتر بخوانید:        کوشنر: لغو مجازات اعدام در ایران یک خواست بین المللی است           به آنها گفتيم با تحقيقات فعلی ما و گفت و گو هايی که داشته ايم٬ مشاهده می کنيم فعاليت هايی در جريان است که می توانند جنبۀ نظامی داشته باشند و ما اثری از برنامۀ هسته ای غير نظامی نمی بينيم. ما پرسيديم که تکنولوژی و برنامه های مراکز هسته ای٬ چه و کجا هستند؟     دراين رد وبدل عقايد، هيچ تغييری نسبت به اظهارات پيشين آنها نديديم. شايد در ميان مقام های سياسی٬ برخی بخواهند روزی حرکتی کنند٬ اما امروز به نظر می آيد که نوعی يک پارچگی در ميان آنها هست که لزوما در ميان مردم ايران وجود ندارد.     احساس ما اين است که شايد پس از انتخابات آمريکا تغييراتی انجام شود. در واقع، اين فرضيه ای است که دربارۀ آن با مخاطبين خود صحبت کرديم و دريافتيم که به ويژه در صورتی که اوباما٬ که به نظر آنها٬ بيشتر برای گفت و گو گرايش دارد، پيروز شود٬ اين امکان وجود دارد.     تقريبا به فاصلۀ اندکی پس از انتخابات آمريکا٬ انتخابات رياست جمهوری ايران در ژوئن ۲۰۰۹ در پيش است. در نتيجه٬ اين امکان وجود دارد که اگر تغييراتی بخواهد بوجود آيد؛ چيزی که ما آرزو می کنيم٬ هنگامی بوجود آيد که سياست کلی رييس جمهوری آمريکا روشن شود و يا پس از انتخابات رياست جمهوری ايران.      شما با محمد خاتمی٬ رييس مجلس خبرگان٬ وزير امور خارجه و رييس مجلس شورای اسلامی ديدار کرديد، در حالی که هيچکدام در مورد برنامۀ هسته ای قدرت اجرايی ندارند. چرا با سعيد جليلی٬ مسئول مذاکرات هسته ای ايران٬ ديدار نکرديد؟      ما با رييس پارلمان گفت و گو کرديم٬ با آقای ولايتی، وزير امور خارجۀ اسبق که مشاور رهبر جمهوری اسلامی و رئيس کميسيون امور خارجی است، هم ديدار کرديم. احساس من اين است که سيستم سياسی ايران، سيستم پيچيده ای است که گاهی به خودی خود بسته می شود.     مجلس خبرگان٬ رهبر پارلمان و رييس جمهوری اسلامی٬ هر يک٬ نفوذ خود را دارند و سبب می شوند که حرکت ها خيلی به سختی انجام شوند.     بايد ياد آوری کنم که برنامۀ هسته ای تنها يک جنبه از مأموريت ما بود. جنبه های ديگر گفت و گو دربارۀ موضع ايران بر روی مسائل مهم مانند افغانستان٬ عراق٬ لبنان و البته اسرائيل و فلسطين بود.      دربارۀ مجازات اعدام در ايران نيز گفت و گو کرديد؟      مجازات اعدام وحقوق بشر را نيز مطرح کرديم و همان پاسخ های معمول را دادند که ما را قانع نکرد.                  &#171;به&#160;مقام های ایرانی&#160;گفتيم با تحقيقات فعلی ما و گفت و گو هايی که داشته ايم٬ مشاهده می کنيم فعاليت هايی در جريان است که می توانند جنبۀ نظامی داشته باشند و ما اثری از برنامۀ هسته ای غير نظامی نمی بينيم. ما پرسيديم که تکنولوژی و برنامه های مراکز هسته ای٬ چه و کجا هستند؟&#187;     ژان لويی بيانکو٬ نماينده حزب سوسياليست در پارلمان فرانسه&#160;      &#160; بر پایۀ خبری که يک آژانس خبری منتشر کرده٬ ظاهرا مأموريت شما با موفقيت همراه نبوده است٬ به ويژه کسانی را که ملاقات کرديد٬ تصميم گيرنده نيستند.     متوجۀ حرف شما نمی شوم. وزير امور خارجه٬ رييس کميسيون امور خارجی پارلمان که می تواند وزيری را استيضاح کند٬ مشاور رهبر جمهوری اسلامی٬ که احتمالا با نفوذ ترين شخص کشور است و رييس پارلمان٬ که خود زمانی مسئول گفت وگوهای هسته ای بود٬ همگی دارای نفوذ هستند. در گفت و گوهايی که با آنها داشتيم، برای ما روشنگری کردند و ما اين انتظار را نداشتيم که به عنوان يک هيئت پارلمانی٬ اين همه تماس برقرار کنيم.      با توجه به تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران٬ آيا می توان گفت که اين سفر٬ در چهارچوب مجازات و ديالوگ با ايران به طور همگام، انجام گرفت؟      ما تصميم گيرنده و قدرت اجرايی نيستيم. تصميم گيرندگان دولت ها و اتحادیۀ اروپا٬ شورای امنيت يا دولت فرانسه هستند.     مأموريت ما، درک موقعيت و دادن پيشنهاد است. نقش ما نه له و نه عليه تحريم ها است.      آيا می انديشيد که اين سفر بتواند ثمرۀ مثبتی داشته باشد؟      فکر نمی کنم که اين سفر به طور بنيادی٬ تغييری در روش مقامات ايرانی ايجاد کند.    اين به گفت و گوهای آينده بستگی دارد. اما برای ما اين سفر مثبت بود٬ چون به ما فرصت داد امکانات و هدف ها را بهتر درک کنيم. آنچه که کاملا نقش يک مأموريت اطلاعاتی است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_France_Iran/469335.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_France_Iran/469335.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 17 Oct 2008 16:46:14 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6300F4C5-3A3C-457B-8995-2EAE03852690_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خواننده ایرانی در کنار ستارگان اپرای جهان</title>
            <description>&lt;p&gt;بهرام تاج آبادی، ۳۲ ساله در رشتۀ بيولوژی از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آقای تاج آبادی به علت علاقه به آواز، از کودکی به فراگيری اين هنر پرداخت و پنج سال پيش برای فراگيری اپرا به فرانسه رفت، اما خيلی زود راهی ايتاليا شد و مدتی است که در شهر فلورانس، در کنار چهره های مشهور اپرا&#160; به عنوان خوانندۀ اپرا فعاليت می کند.&lt;/p&gt; بهرام تاج آبادی، ۳۲ ساله در رشتۀ بيولوژی از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده است.    آقای تاج آبادی به علت علاقه به آواز، از کودکی به فراگيری اين هنر پرداخت و پنج سال پيش برای فراگيری اپرا به فرانسه رفت، اما خيلی زود راهی ايتاليا شد و مدتی است که در شهر فلورانس، در کنار چهره های مشهور اپرا&#160; به عنوان خوانندۀ اپرا فعاليت می کند.    وی در گفت و گو با &#171; رادیو فردا&#187; در مورد کار خود سخن گفته است.     راديوفردا: آقای تاج آبادی، اخيرا عکس شما در آفيش يکی از آژانس های اپرا، &#171;توتاليسيمو&#187;، در کنار ستارگان مشهور اپرا مانند &#171;پلا سيدو دومينگو&#187;، &#171;خوزه کاررا&#187;، &#171;آندره آ بوچلی&#187; و خانم &#171; مونسِرا کاباليه&#187; چاپ شد. معنی آن اين است که شما با آنها کار می کنيد؟      بهرام تاج آبادی:  زمانی که به من اعلام کردند مدارک من مورد قبول اين آژانس واقع شده است و جزء ستارگان آژانس قرار گرفتم، واقعا برای من هم سورپريز بود.     مناسبت آن چه بود؟     شرکت توتاليسيمو، شرکتی بين المللی با کيفيتی بالا است که ستارگان نخبۀ اپرا را از گوشه و کنار دنيا جذب می کند.    &#160;اينکه من را جزء ليست خود قرار دادند، مهم است و حسنی که دارد، اين است که من در آنجا صاحب ارکستر هستم، صاحب پيانيست هستم و اينکه می توانم همکاری نزديکی با بزرگان اپرای دنيا داشته باشم.     گفتيد ارکستر خود را داريد. اين به چه معنی است؟     يعنی اينکه طبق صحبت هايی که با مدير آن آژانس کرديم، هر مکانی که اينها برای من کنسرت فراهم کنند، تمامی امکانات لازم را، از نظير سالن تمرين، ارکستری که بايد با من همراهی کند و پيانيستی که بايد حداقل دو ماه قبل از هر کنسرت با او کار کرده باشم، همۀ اينها را بطورکامل در اختيار من می گذارند، و قراردادی فوق حرفه ای با من می بندند.     آقای تاج آبادی، درمقايسه با صداهای مشهور &#171; باريتون&#187; و &#171; تنور&#187;، صدای شما در چه رده بنديی از صداها جای می گيرد؟     بدون اينکه وارد جزئيات شوم، بايد بگويم که اصولا صدای مردان در اپرا، به سه دسته کلی تقسيم می شود؛ صدای باس که خيلی عميق، بَم و ضخيم است. دوم، صدای باريتون است که مابين صدای عميق و صدای بالا قرار دارد و سپس، هم صدای تنور است که صدای بالا است.    &#160;صدای تنور مانند صدای آندره آ بوچلی، پلاسيدودومينگو و خوزه کاررا است که صاحبان آن، نت های بسيار بالا را می توانند بخوانند و اصولا صدا دهی ارکسترها، بيشتر بر اين مبنا است.    ولی صداهای ميانه، باريتون باس، که من هستم و بيشتر، حالا خوشبختانه يا بدبختانه، نقش های منفی اپرا را من بايد بخوانم، مانند مفيستوفده، رودريگو و غيره. اين است که صدای من تا محدوده ای بالا می رود و بيشتر به سمت پائين هستم.       آقای تاج آبادی، در هم نشينی با ستارگان بين المللی اپرا، برای شما پيش آمده است که با آنها در بارۀ اپرای ايران صحبت کنيد؟     بله، در بارسلون که بودم، در مسابقه &#171; فرانسيسکو ويناس&#187;، وناندو جايوتی، ستاره باس بزرگ اپرای دنيا، از من خواست که در روز آخر، يک قطعه از اپراهای ايرانی را بخوانم و من قطعه ای از آريای اپرای خسرو و شيرين، نوشته آقای دهلوی را خواندم.    برای ايشان خيلی جالب بود که ايران، با تمام مشکلات و نبود ارکستر سمفونيک و نبود کنسرواتوار، بتواند اپرا داشته باشد. بعد که توضيح دادم که به زبان فارسی چهار يا پنج اپرا نوشته شده است، ايشان خيلی متعجب شد.     آيا کارهای آينده شما، درامسال و سال آينده، از حالا مشخص است؟     در اپرای فلورانس کنسرتی دارم که برای ماه اکتبر برنامه ريزی شده است. اواخر نوامبر هم در تئاتر زاراگوزای اسپانيا کنسرت دارم و احتمال اينکه در آنجا قطعه ای به همراهی &#171;مونسرا کاباله&#187;&#160; بخوانم، خيلی زياد است.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_Opera_IranianSinger/468542.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_Opera_IranianSinger/468542.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 12 Oct 2008 15:05:09 +3500</pubDate>
            <category>فرهنگ و هنر ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C24D6FBF-55DC-497D-9D01-F632C42D388F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۱۰۰ عکس برای آزادی بيان </title>
            <description>رضا دقتی٬ عکاس خبری تبعيدی ايرانی٬ بيش از ۳۰ سال است که از دريچۀ دوربين خود٬ جهان را می نگرد و آنچه را می بيند، با پشتوانۀ انديشۀ خويش٬ به ديد جهانيان می رساند. رضا دقتی٬ عکاس خبری تبعيدی ايرانی٬ بيش از ۳۰ سال است که از دريچۀ دوربين خود٬ جهان را می نگرد و آنچه را می بيند، با پشتوانه انديشه خويش٬ به ديد جهانيان می رساند.     رضا دقتی امروز به عنوان يک عکاس خبری مشهور٬ با نشريات مختلف دنيا همکاری دارد.    وی به تازگی با همکاری سازمان گزارشگران بدون مرز، کتابی به نام &#171;يکصد عکس برای آزادی بيان&#187; منتشرکرده است که همه عوايد فروش آن دراختيار اين سازمان قرار می گيرد.    رضا دقتی در کتاب جديد خود سفری شاعرانه به دنيای امروز دارد. گزينش اين عکس ها٬ دنيايی را نشان می دهد که در آن جنگ٬ فقر و قحطی وجود دارد. اما رضا دقتی تنها به نشان دادن ناهمواری ها بسنده نمی کند.    او در گفت و گو با رادیو&#160;&#171; راديو فردا&#187; می گويد: درآمد حاصل از فروش این کتاب به سازمان گزارشگران بدون مرز داده خواهد شد تا برای حمایت از خبرنگاران به کار گرفته شود.      آقای دقتی! در کتاب جدیدتان چه عکس هایی را منتشر کرده اید؟        رضا دقتی:  نخواستم عکس هايی را چاپ کنم که تنها خرابی و جنگ و امثال آنها را نشان دهد٬ اما بيشتر عکس ها، زيبايی فرهنگ را نشان می دهد.    در مقايسه با چاپ کتاب های ديگر، از اين کتاب ۲۰۰ هزار نسخه چاپ شده است. اين تعداد در فرانسه٬ شايد تاکنون بالاترين تيراژ باشد و تمامی کسانی که در آن شرکت می کنند٬ از جمله خود من که عکاس هستم &#160;و آنهايی که کار نوشته را انجام می دهند٬ همۀ ما صد در صد درآمدمان را به گزارشگران بدون مرز می دهيم.     شايد اين مقداری کمک برای اين سازمان باشد که از حق خبرنگارانی که زندانی هستند يا خبرنگارانی که در صحنه کشته می شوند٬ و يا از خانواده های آنها پشتيبانی می کند.    در همين ارتباط، سازمان گزارشگران بدون مرز از خبرنگارانی که در گرجستان مرده بودند و خانواده آنها امکان بازگرداندن اجساد شان را به کشور خود نداشتند، حمايت کرد.      در اين کتاب٬ عکس های خود را با عکس احمد شاه مسعود، فرمانده نيروهای مخالف طالبان، شروع می کنيد. آيا اين اقدام به اين دليل است٬که شما در افغانستان سرمايه گذاری عاطفی کرده ايد يا اين که او را به عنوان يکی از مظاهر آزادی و صلح٬ در افغانستان به حساب می آوريد؟           &#171;در هيچ زمان٬ نگذاشتم که دوربين عکاسی من٬ يعنی کار من٬ آن چيزی که قلم من است٬ به خطا برود.&#187;     رضا دقتی،&#160;عکاس خبرنگار تبعيدی ايرانی      &#160;درمقايسه با شناختی که من٬ در مدت ۱۷ سال از مسعود داشتم٬ متأسفانه آدم های کمی هستند٬ که ابعاد مختلف اين انسان را شناخته باشند.    يکی از ابعاد شخصی او که خيلی کم شناخته شده است٬ عشقی بود که به آزادی و&#160; آزادی بيان داشت.     بارها صحبت های ما بر سر همين مسئله بود٬ که بزرگ ترين ارزش يک جامعه چيست؟ او هميشه می گفت: آزادی، بزرگ ترين ارزش يک جامعه است که مردم آن جامعه بتوانند آن چيزی را که در دلشان هست، بگويند.      در جايی٬ شما هم آن چيزی را که دل تان می خواهد٬ توسط عکس گفته ايد. در عکسی، از&#160; زاويه بالا٬ از آلودگی دريای خزر عکس گرفته و در پايين آن نوشته ايد که به واسطۀ استخراج نفت و بهره برداری از نفت، آب دريای خزر آلوده شده است. آيا اين هم حرف دل شما است؟      در حقيقت٬ وقتی به عنوان خبرنگار از دريا عکس می گيريم٬ در آن مفهومی وجود دارد.    سال ها روی سوژه ای کار می کردم که در خيلی جاهای دنيا هم چاپ شد و از جمله، مجلۀ &#171; نشنال جئوگرافی&#187; هم آن را چاپ کرد. ازروی آن، کتاب هايی چاپ شد٬ به عنوان &#171; نفت خزر&#187;.    در آن سوژه٬ غير از ايران البته در مدت شش ماه به کشورهای جمهوری آذربايجان٬ روسيه٬ قزاقستان و ترکمنستان و منطقه خودمختار داغستان روسيه&#160;سفرکردم.     طبيعی است که در اين شش ماه٬ به اندازه زيادی به خرابی ناشی از استخراج بی رویۀ نفت برخوردم؛ با تعدادی کارخانه های شيميايی عجيب و غريبی که اطراف دريای خزر وجود دارند و اينها٬ همينطور هنوز هم بی رويه مواد زايد آلوده خود را داخل دريا می ريزند.    من اينها را می ديدم و هم به عنوان فقط يک انسان و هم به عنوان کسی که در خود منطقه است٬ متأثر می شدم. اما در هيچ زمان٬ نگذاشتم که دوربين عکاسی من٬ يعنی کار من٬ آن چيزی که قلم من است٬ به خطا برود.    حقيقت اين است که دريای خزر متأسفانه دريای آلوده ای شده است. اصلا مناطقی در اين دريا وجود دارد که الان نام آن را منطقه مرده گذاشته اند. در آن مناطق، هيچ چيزی نيست و در آن ماهی هم زندگی نمی کند.      حتمأ بعد رسانه ای کتاب خود را که برای حمايت از آزادی بيان٬ و کمک به سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر کرديد٬ در نظر گرفته ايد؟      صد درصد. به هر حال، تبليغات بسيار وسيعی در مورد اهميت آزادی مطبوعات و همينطور کشورهايی که آزادی مطبوعات را زير پا می گذارند، خواهد شد. اين کشورها به طور دائم رسوا می شوند.    اگر انتهای کتاب را نگاه کنيد٬ مقالات مفصلی دربارۀ رده بندی کشورهايی که در آنها آزادی مطبوعات وجود ندارد٬ نوشته شده است.      بله. در قسمتی از آن نيز سازمان گزارشگران بدون مرز٬ ايران و افغانستان را کنار هم گذاشته و از آنها به عنوان زندان روزنامه نگاران نام می برد.      شايد من در اين قسمت٬ با آنها موافق نباشم. زيرا آن چيزی که در ايران می گذرد و خبرهايی که در مورد وضعيت خبرنگاران ايرانی می آيد٬ اصلا ربطی به افغانستان ندارد.    در ايران حتی يک درصد از آزادی مطبوعاتی که در افغانستان وجود دارد٬ نيست.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f6_RezaDeghati_Book/468442.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f6_RezaDeghati_Book/468442.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 11 Oct 2008 14:13:18 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/96E55D4E-A26B-45C2-BE40-A63BF06D290B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کوشنر: لغو مجازات اعدام در ایران یک خواست بین المللی است</title>
            <description>پس از پايان مراسم گشايش نمايشگاه &#171;آزمون جهان&#187; که در شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر صورت گرفت، &#171; راديو فردا&#187; يک گفت وگوی اختصاصی با برنارد کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، انجام داده است. برنارد کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، روز پنجشنبه در گفت وگوی اختصاصی&#160;با &#171; رادیو فردا&#187; دلایل احضار سفیر ایران در پاریس را توضیح داده است.    &#160;آقای کوشنر در این گفت وگو که &#160;پس از پايان مراسم گشايش نمايشگاه &#171;آزمون جهان&#187; که در شصتمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر صورت گرفت، تاکید کرد : در آستانه سالگرد بیانیه ای در ممنوعیت اعدام به سفیر ایران یادآوری شدیم که لغو مجازات اعدام در ایران، یک خواست بین المللی است.    در همین زمینه،&#160;وزارت امور خارجه فرانسه ، رييس&#160;دوره ای&#160;اتحاديه اروپا، سفير ايران در پاریس&#160;را روز دوشنبه ششم اکتبر احضار کرد و مراتب نگرانی اتحاديه اروپا را از تبعيض های مذهبی و نژادی، آزار فعالان حقوق زن، فشار بر دانشجويان و سنديکاهای کارگری و اعدام نوجوانان به حکومت جمهوری اسلامی ابراز داشت.    مشروح این گفت وگو را می خوانید:         ما طرفدار گفت وگو هستيم، اما هر بار که با مقامات ايران ديدار کرديم، ادامه گفت وگو ها ممکن نشد. در آخرين ديدار در ژنو، نه تنها فرانسه، بلکه تمام شش کشور و از جمله آمريکايی ها نيز حضور داشتند. اما اين ديدار منجر به صدور بيانيه هايی از سوی ايران شد که کاملا تهی بودند.     برنارد کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه&#160;&#160;        راديو فردا: پس از احضار سفير جمهوری اسلامی به وزارت امور خارجه، چه انتظاراتی داريد و پس از آن چه اقداماتی خواهيد کرد؟        برنارد کوشنر:  می دانيد که ما مخالف قانون اعدام هستيم و فکر می کنيم که بر پايه اقدامات و تلاش های بين المللی، منع قانون اعدام بايد جهانی شود.     از آن جايی که&#160; دو روز ديگر سالگرد اعلاميه ای است که در سراسر جهان يادآور می شود که حکم اعدام بايد ممنوع شود، بنابراين به سفير ايران يادآور شديم که اين يک خواست بين المللی است و انتظار داريم که&#160;مجازات اعدام منسوخ شود.       برنامه هسته ای ایران      از اين گذشته، ما با ايران در ارتباط با غنی سازی اورانيوم مشکلات ويژه ای داريم و همچنين در ارتباط با قطعنامه های سازمان ملل متحد که هنوز اجرا نشده اند.    &#160;آخرين قطعنامه ای که توسط شش کشور، يعنی اعضای دايمی شورای امنيت سازمان ملل متحد به علاوه آلمان در نيويورک تصويب شد، بر ادامه فشارها بر ايران تاکيد دارد، زيرا موقعيت هر روز خطرناک ترمی شود. اين موارد را به ايران يادآور شديم و به اين يادآوری ها ادامه هم خواهيم داد.    ما طرفدار گفت وگو هستيم، اما هر بار که با مقامات ايران ديدار کرديم، ادامه گفت وگو ها ممکن نشد.     در آخرين ديدار در ژنو، نه تنها فرانسه، بلکه تمام شش کشور و از جمله آمريکايی ها نيز حضور داشتند. اما اين ديدار منجر به صدور بيانيه هايی از سوی ايران شد که کاملا تهی بودند.     بنابراين از يک سو، قطعنامه های سازمان ملل متحد مطرح هستند و از سويی، گزارش آژانس بين المللی انرژی اتمی وجود دارد، که بسيار نگران کننده است و از عدم پاسخ مقامات ايرانی به ويژه به دانشمندان و کارشناسان خبر می دهد. ما در حال حاضر در چنين مرحله ای هستيم و بر مواضع خود اصرار می ورزيم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_kouchner_iran/468221.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_kouchner_iran/468221.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 09 Oct 2008 20:58:16 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C843BA98-26F3-4D55-9F06-9D579C5DE1C1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
