<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 04:16:45 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=8462" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>اولیایی‌فرد: اتهام طرح شده علیه شبنم مددزاده نوعی فرافکنی است</title>
            <description>هفت ماه از بازداشت شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهرانِ دفتر تحکیم وحدت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلمِ کرج می‌گذرد. به گفته محمد اولیایی‌فرد، وکیل خانم مددزاده، موکلش در بند متادون زندان اوین و در شرایط بد روحی و جسمانی به سر می‌برد. بند متادون، بند ویژه نگهداری از معتادان به مواد مخدر است.محمد اولیایی‌فرد، وکیل شبنم مددزاده، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره آخرین وضعیت پرونده موکلش می‌گوید.     رادیو فردا:&#160;   آقای اولیایی‌فرد، اتهام وارد شده به خانم مددزاده چیست؟     محمد اولیایی‌فرد:  اتهامی که به ایشان وارد شده تحت عنوان محاربه، برابر با ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی است که البته بنده با توجه به اینکه پرونده را مطالعه کرده‌ام و لایحه دفاعی را نوشته‌ام، اساساً چنین اتهامی را نسبت به ایشان رد می‌کنم.     اتهام محاربه به چه دلیل به خانم شبنم مددزاده نسبت داده شده است؟    یکی از بستگان خانم مددزاده که در خارج از کشور به سر می‌برند، بچه کوچک خود را نزد خانم شبنم مددزاده گذاشته بوده و خانم مددزاده و آقای فرزاد مددزاده ازاین بچه نگهداری می‌کرده‌اند. والدین بچه نتوانسته‌اند او را با خودشان ببرند. طبیعی بوده است که آنها برای جویا شدن از حال کودکشان از خارج از کشور زنگ بزنند و پیگیر وضعیت کودکشان باشند که نزد این افراد نگهداری می‌شده.  متأسفانه این ارتباط را که یک ارتباط کاملاً خانوادگی بوده به عنوان ارتباط با بیگانگان نسبت داده و اتهام محاربه زده‌اند. من در دفاعیاتم به طور واضح و مشخص نوشتم که هر انسانی بود به هر حال این مسئله برایش پیش می‌آمد. حتی اگر ریاست دادگاه هم بود. بنابر این اصلاً بحث محاربه نیست. ضمن اینکه محاربه در قالب ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی نمی‌گنجد.  اگر قاضی دادگاه به طور عادلانه و علمی این پرونده را رسیدگی کند متوجه خواهد شد که موکل من هیچ جرمی مرتکب نشده و وابسته به هیچ گروه یا سازمانی نیست. خصوصاً اینکه بخواهند به او اتهام ارتباط با سازمان‌های معاند نظام را وارد کنند. موکل من جزو انجمن اسلامی دانشگاه است و کسی که جزو انجمن اسلامی دانشگاه باشد در چهارچوب و قواعد خود انجمن کار می‌کند.     آقای اولیایی‌فرد، آقای جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه اتهام شبنم مددزاده را ارتباط با سازمان مجاهدین خلق عنوان کرده بودند.    اظهاراتی که آقای جمشیدی کرده است اولاً اساساً واهی است و یک نوع فرافکنی است. چون ایشان اصلاً پرونده را مطالعه نکرده است و خود عنوان کردن اتهام موکل بنده در رسانه‌ها می‌تواند برای آقای جمشیدی نوعی ارتکاب جرم تلقی شود و ایشان را به عنوان افترازننده تحت تعقیب قانونی قرار دهد. هر چند که هنوز هم هیچ گونه حکمی نسبت به موکل من صادر نشده است.     شما از وضعیت جسمی و روحی خانم شبنم مددزاده خبر دارید؟     ایشان از نظر وضعیت جسمی و روحی و روانی&#160; در شرایط مناسبی نیست. شاید این ناشی از این مسئله باشد که طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، همه زندانیان باید مطابق با جرمشان تفکیک شوند. ولی ایشان در سالنی نگهداری می‌شوند که مجرمانی با انواع و اقسام سابقه جرم حضور دارند و موکل من از این نظر تحت فشار روانی و روحی است و می‌توانم به طور کلی بگویم در شرایط مناسبی قرار ندارد.     روند رسیدگی به دادگاه خانم مددزاده به کجا کشیده است؟    در اولین جلسه محاکمه که خرداد ماه گذشته بود وقتی ما برای دفاع از موکلینم مراجعه کردیم متوجه شدیم که دادگاه اصلاً فراموش کرده است موکلین را برای وقت دادرسی از زندان احضار کند. اظهار تأسف کردند و ما هم اعتراض کردیم.  مجدداً وقت دوباره تعیین شد که ما در همان زمان مراجعه کردیم و تا ساعت یک بعد از ظهر در دادگاه بودیم. ولی چون ایام ماه رمضان بود و ساعات کاری هم کاهش پیدا کرده بود باز هم علیرغم نامه دادگاه،‌ موکل من را از زندان به دادگاه اعزام نکردند.  شدیداً نسبت به این مسئله اعتراض کردم و لایحه‌ای دادم که هر چه سریع‌تر وقت دادرسی تعیین شود. اما تا کنون وقت دادرسی اعلام نشده و البته مسئولین شعبه هم می‌گویند که به علت فقدان نماینده دادستان به حد کافی نتوانسته‌ایم جلسات را به موقع برگزار کنیم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Oliaeifard_IV_on_Madadzadeh_Condition/1838381.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Oliaeifard_IV_on_Madadzadeh_Condition/1838381.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 28 Sep 2009 17:30:40 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5CF486D3-C80C-4F0D-ACD9-CC7F8856B2B0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>روزنامه‌نگاران زندانی؛ از فشار در بازجویی تا گم شدن پرونده</title>
            <description>بیش از سه ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران می‌گذرد. انتخاباتی که اعلام نتیجه آن، موج گسترده معترضانی را به خیابان‌ها سرازیر کرد که می‌گفتند رأی آنها دزدیده شده و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور آنها نیست.پاسخ شماری از معترضان که آمارهای رسمی تعداد آنها را بیش از ۴ هزار نفر اعلام کرده است، با انتقال آنها به زندان داده شد. در طول بیش از سه ماهی که از انتخابات ۲۲ خرداد می‌گذرد، شماری از آنها آزاد شدند، اما بنابر آمارهای رسمی که از سوی منبع مستقلی تأیید نشده، دست کم بیش از صد تن، همچنان در بازداشت و گاه در مکان‌های نا معلومی به سر می‌برند.  یکی از اقشاری که در حوادث اخیر، هدف بازداشت‌های گسترده قرار گرفت، روزنامه‌نگاران بودند.&#160;   احمد زید آبادی، روزنامه‌نگار و دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران از جمله اولین بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات به شمار می‌رود. او همچنان در بازداشت است و به گفته همسرش، مهدیه محمدی در وضعیت بد روحی و جسمی به سر می‌برد.  مهدیه محمدی در این زمینه می‌گوید: &#171;حدود دو هفته پیش که به ملاقات رفتیم، ایشان به من گفتند، بعد از یک ماهی که در بند ۲ الف بودند و سپس به بند ۲۴۰ منتقل شدند، ظاهراً بازجویی که از ایشان می شده بسیار با خشونت بوده و بازجو آدم بداخلاقی بوده و ایشان (آقای زید آبادی) را کتک می‌زده و یا به او حرف‌هایی از قبیل اینکه، “ما دستور داریم شما را له کنیم” یا “ما این کاغذهای بازجویی را در حلقت می‌کنیم تا مجبور شوی آنها را بخوری” می‌زدند. بعد یک بازجوی دیگری آمده که ظاهراً محترمانه‌تر برخورد می‌کرده. اما الان که سر قضیه دادگاه، دوباره به ایشان فشار می‌آوردند، همان بازجوی اولی را برایشان آورده‌اند.&#187;  از دیگر روزنامه‌نگارانی که در بازداشت به سر می‌برند، ابوالفضل عابدینی است. آقای عابدینی که به گفته وکیلش، محمد اولیایی‌فرد، از نارسایی قلبی رنج می‌برد، چنانکه آقای اولیایی‌فرد می‌گوید، در زندان مورد شکنجه قرار گرفته است.&#160;   آقای اولیایی‌فرد می‌گوید: &#171;آقای ابوالفضل عابدینی، در اهواز دستگیر می‌شوند و سپس به بازداشتگاه اطلاعاتی برده می‌شوند. حدود ۱۰ روز با کابل و تسمه کولر شکنجه می‌شوند و مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. همچنین به او فحاشی و هتک حرمت می‌کنند و در نهایت، پس از اینکه به واسطه شکنجه، اقرارهایی را از موکلم می‌گیرند، او را تحویل زندان سپیدار اهواز می‌دهند. پرونده ایشان بدواً در شعبه ۱۲ بازپرسی اهواز بود و قرار وثیقه ۴۰ میلیون تومانی برای ایشان صادر شد ولی هنگامی که خواستیم تودیع وثیقه کنیم و او را آزاد بکنیم، بازپرس قرار را تشدید کرد و قرار وثیقه را به قرار بازداشت موقت تبدیل کرد.&#187;  اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، عضویت در یکی از احزاب غیر قانونی، همکاری با دول متخاصم و عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر اتهاماتی است که به ابوالفضل عابدینی وارد شده است.  بهمن احمدی امویی، دیگر روزنامه‌نگاری است که همچنان در پشت میله‌های زندان به سر می‌برد و آنچه به گفته وکیل او، فریده غیرت، شبهه برانگیز می‌نماید، &#171;گم شدن پرونده بهمن احمدی امویی&#187; در دادگاه انقلاب است.  فریده غیرت به رادیو فردا می‌گوید، به دنبال پیگیری‌های پی در پی همچنان مشخص نیست که پرونده موکلش کجاست.  او به در این گفت‌وگو ادامه می‌دهد: &#171;من تا به حال با چنین موردی که اصلاً ندانیم، پرونده موکلم کجاست، برخورد نکرده‌ام. نمی‌دانم که آیا (این پرونده) از بازداشتگاه اوین به دادگاه انقلاب آمده است یا نیامده است؟ به نظر من نیامدن پرونده به دادگاه انقلاب مسئله خیلی عجیبی است چون امکان‌پذیر نیست و همه دارای یک پرونده قضایی هستند ولی پرونده ایشان با کمال تأسف، نیست. من در حال حاضر وکالت نامه را در دست خودم گرفته‌ام تا هر زمانی که پرونده را ببینم، آن را داخل پرونده بگذارم. در نتیجه در حال پرونده‌ای وجود ندارد که من بخواهم در آن وکالت خود را اعلام کرده و به دفاع از ایشان مشغول باشم.&#187;  بهمن احمدی امویی همراه همسرش، ژیلا بنی یعقوب، سی‌ام خرداد ماه در منزل خود بازداشت و به مکان نا معلومی منتقل شدند. ژیلا بنی‌یعقوب، مدیر سایت کانون زنان ایرانی حدود یکماه بعد با سپردن وثیقه صد میلیون تومانی تا برگزاری دادگاهش به طور موقت آزاد شد.  مدافعان و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بارها با انتشار بیانیه‌ها و نامه‌های گوناگون، آنچه را که سرکوب معترضان در ایران خوانده‌اند، محکوم و برخوردهای خشونت‌بار در ایران را به باد انتقاد گرفته‌اند.  این درحالی است که جمهوری اسلامی با رد اتهام نقض حقوق بشر در ایران، بارها نسبت به آنچه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور می‌خوانند، هشدار داده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Some_journalists_are_still_in_jail/1837338.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Some_journalists_are_still_in_jail/1837338.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 27 Sep 2009 12:30:53 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/861AA9ED-1E49-445D-90F3-1870E65F0B0C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شعله سعدی: جنبش سبز وارد فاز تازه‌ای شده است</title>
            <description>صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه با تهدید مخالفان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد که دستگاه قضایی در مقابل اقدام های غیر قانونی و ادعاهای کذب خواهد ایستاد. 

رئیس قوه قضائیه همچنین اعلام کرد، تمام کسانی که به گفته او در اغتشاشات اخیر به سمت قانون شکنی و زیر سؤال بردن اصل نظام رفتند، در هر جایگاهی که هستند، بدانند دستگاه قضایی ساکت نمی‌ماند و بر حسب مقررات نسبت به آنان تصمیم‌گیری خواهند کرد. 

در همین زمینه، قاسم شعله‌سعدی، حقوقدان و عضو مجمع نمایندگان ادوار مجلس به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ گفته است.   رادیو فردا:&#160;   آقای شعله سعدی، با توجه به اینکه سران اصلاحات خواستار شرکت معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در راهپیمایی روز قدس شده اند، آیا اغتشاش گر خواندن سران اصلاحات از سوی آقای لاریجانی، با هدف بی اعتبار جلوه دادن فراخوان سران اصلاحات انجام گرفته است؟     قاسم شعله سعدی:  این اقدام می‌تواند انگیزه‌های مختلفی داشته باشد. یکی از این انگیزه‌ها می‌تواند این باشد که بخواهند مردم را بترسانند که حضور نداشته باشند.  چون ظاهراً جنبش سبز ملی، مصمم است که در تظاهرات روز قدس حضور فعال داشته باشد. خصوصاً که در این مورد شعارهایی طراحی شده اند که من روی سایت‌ها آن را دیده‌ام. مثل &#171;نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران&#187;، که اگر این شعارها در مراسم روز قدس طرح شوند، طبیعتاً به اهداف حکومت لطمه خواهد زد.  آقای خامنه‌ای هم در هفته گذشته هشدار داد که روز قدس فقط باید اختصاص به موضوع قدس داشته باشد. در واقع ایشان نگران همین شعارهاست. چون اگر بحث ایران در روز قدس مطرح شود، ممکن است جان تازه‌ای در کالبد جنبش سبز ایران دمیده شود.  به خصوص با توجه به اینکه در طول چند روز آینده شاهد بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها و آغاز سال تحصیلی خواهیم بود که حضور دانشجویان و دانش آموزان در صحنه التهابات جدید، می‌تواند جان تازه‌ای به این جنبش ببخشد.  لذا مقامات به طور آشکاری نگرانند. برخی مقامات همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هشدار داده‌اند و دلشان می‌خواهد که مراسم روز قدس بی سر و صدا برگزار شود. اما از آن سو،‌ جنبش سبز ایران ممکن است برای فرصت‌ها و وضعیت‌هایی مثل روز قدس و روز عید فطر برنامه‌هایی را تدارک دیده باشند تا یک بار دیگر مردم،‌ اعتراض مسالمت‌آمیز خودشان را نسبت به آنچه در انتخابات و آنچه پس از انتخابات گذشت،‌ نشان دهند.  به هر حال، پس از انتخابات یک کارنامه بسیار بسیار منفی از حکومت به جای ماند. حکومت دلش می‌خواهد که این مسائل مختومه شود و به هر وسیله ممکن این قضیه را تمام شده القا کند.      آقای شعله سعدی، با توجه به اینکه اشاره کردید این گونه هشدارها برای ترساندن معترضات برای حضور در روز قدس است، فکر می‌کنید چقدر این هشدارها بر حضور مردم در روز راهپیمایی قدس تأثیر بگذارد؟    مردم دیگر نمی‌ترسند. همان طور که آقای دکتر سروش گفتند:&#171;این دیگر شورش غیرت در برابر غارت است&#187; مردم دیگر نمی ترسند. من به نظرم می‌رسد که جنبش سبز، وارد فاز جدیدی می‌شود. که دیگر مردم از بگیر و ببند و این قبیل کارها نمی‌ترسند. این قانون طبیعت است که در یک فرآیند تکاملی، جنبش به این مرحله برسد.     آقای لاریجانی اخیراً در مراسم معارفه‌شان، بر حاکمیت قانون تأکید کردند. به نظر شما اقداماتی که از زمان حضور آقای صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضاییه صورت گرفته است تا چه حد قانون‌گرا بوده است؟    اصلاً اقدام خود ایشان غیر قانونی است. ایشان حق ندارد که مردم را تهدید کند. ایشان در سمتی نیست که بتواند تهدید کند. اگر دادگاه‌های ما، آن طور که می‌گویند، مستقل است و کسی که مرتکب جرم شد، مراجع قانونی طبق قانون با او برخورد می‌کنند، دلیلی ندارد که ایشان جلو جلو تهدید کند. لذا موضع ایشان اصلاً خلاف قانون است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sholesadi_IV_on_Sadeq_Larijani_Speech/1825789.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sholesadi_IV_on_Sadeq_Larijani_Speech/1825789.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 18 Sep 2009 14:43:22 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B994551B-18CE-49E1-9B8F-52BE7EAA9D5F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;روزنامه‌نگاری شهروندی کارکردش را پس از انتخابات نشان داد&#187;</title>
            <description>ده‌ها روزنامه‌نگار در نامه‌ای به دادستان جدید تهران خواهان آزادی بی‌قید و شرط روزنامه‌نگاران بازداشت شده، رفع توقیف از رسانه‌ها و فک پلمب دفتر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران شدند.ده‌ها روزنامه‌نگار در نامه‌ای به دادستان جدید تهران خواهان آزادی بی‌قید و شرط روزنامه‌نگاران بازداشت شده، رفع توقیف از رسانه‌ها و فک پلمب دفتر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران شدند.  در این نامه که به امضای ۳۴۰ روزنامه‌نگار رسیده با اظهار تأسف از این که &#171;در سال‌های اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توأم با بی‌اعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده‌&#187; به احكام متعدد &#171;توقیف مطبوعات به استناد به قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۳۳۹ و مختص مجرمین خطرناک&#187; و &#171;بازداشت ده‌ها نفر از روزنامه‌نگاران به بهانه‌های مختلف&#187; به عنوان مواردی از اقدامات تأسف‌برانگیز دادستانی تهران اشاره شده است.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    نامه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی به مراجع تقلید     							 						    			 		در همین زمینه، رادیوفردا گفت‌وگویی انجام داده با سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار ساکن سوئد.  سامان رسول‌پور از دلیل محدود کردن روزنامه‌نگاران از سوی حاکمیت در ایران می‌گوید.  سامان رسول‌پور: در تمام این سال‌ها هر گاه اقتدارگرایان یا اصول‌گرایان خواسته‌اند که فشارشان را بر جامعه مدنی و فعالان حوزه‌های مختلف تشدید کنند از مطبوعات شروع کرده‌اند. این طور بوده است که در طی این سال‌ها ایران همیشه جایگاه خودش را به عنوان یکی از کشورهایی که زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه و حتی در جهان است تثبیت کرده است.   در طول دوران اخیر به‌خصوص پس از انتخابات هم ما شاهد همین موضوع بوده‌ایم که فضای مطبوعات و روزنامه‌نگاران با موج جدیدی از برخوردهای تازه مواجه شدند. حتی برای اولین بار بود که ایران به عنوان بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان لقب گرفت، و متاسفانه بسیاری از نشریات و روزنامه‌ها مثل اعتماد ملی به تعطیلی کشانده شد.  فضایی که امروز ایجاد شده است به گونه‌ای است که فضای عمومی مطبوعات را می‌توان به یک گورستان خاموش تشبیه کرد که کوچک‌ترین صدا و موضع انتقادی از طرف هر تریبون یا جناحی منجر به برخورد جدی با آن تریبون یا نشریه یا جناح خواهد شد.    آقای رسول‌پور، بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران خیلی از معترضان به نتیجه انتخابات از طریق روش‌های مختلفی مثل انتشار ویدیو پیرامون آن چه در شهرهای ایران می‌گذشت از مسیر فیس‌بوک یا توییتر اطلاع‌رسانی کردند. بسیاری در امر خبررسانی دخیل شدند. به نظر شما محدودیتی که بعد از انتخابات گریبان‌گیر روزنامه‌نگاران شد دلیل این امر بود؟   به هر حال روزنامه‌نگاری  شهروندی به‌نوعی کارکرد خودش  را پس از حوادث انتخابات نشان داد. بالاخص وقتی که در خیابان‌ها و اماکن عمومی شاهد برخوردهای خشونت‌آمیز با مردم بودیم و مردم در هر حال با حداقل امکاناتی که داشتند توانستند یک تجربه جدید در ارتباط با کار اطلاع‌رسانی انجام دهند. با توجه به این که این اطلاع‌رسانی همزمان با توقیف بسیاری از مطبوعات و نشریات در کشور بود و در عین حال فشار بر روزنامه‌نگاران خارجی و اراده بر اخراج آنها بود، یک تجربه موفق از سوی مردم شکل گرفت. و شهروندان روزنامه‌نگار تا حد زیادی توانستند خلا وجود روزنامه‌ها و نشریات رسمی را پر کنند.   پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بیانیه‌های مختلفی از سوی نهادهای گوناگون حقوق بشری و فعالان مدنی منتشر شد. آخرین این بیانیه‌ها، نامه ۳۴۰ روزنامه‌نگار برای آزادی روزنامه‌نگاران دربند بود که منتشر شد. شما فکر می‌کنید تا چه اندازه این بیانیه‌ها می‌تواند در تصمیم‌گیری سران حکومت جمهوری اسلامی موثر واقع شود؟   به اعتقاد من هیچ تضمین خاصی پشت سر این اعتراضات وجود ندارد. اما روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی همیشه سعی می‌کنند نقش خود را به عنوان دیده‌بان و ناظر حقوق مدنی ایفا کنند. آنها همیشه به نابسامانی‌ها انتقاد کرده و پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت ارائه کرده‌اند. به‌نوعی می‌شود گفت که امروز توپ در زمین حاکمیت است که چقدر حسن‌نیت نشان دهد و چقدر این اعتراضات بتواند اثرگذار باشد. بر همین اساس بوده است که آخرین مورد بیانیه که ۳۴۰ روزنامه‌نگار خطاب به آقای جعفری، جانشین آقای مرتضوی،‌ دادستان جدید نوشته‌اند از ایشان خواسته‌اند تا رویه آقای مرتضوی را در طی این سال‌ها در برخورد با روزنامه‌نگاران ادامه ندهد. و موضع ایشان به شکلی باشد که روزنامه‌نگارانی که در این مدت بیشترین هزینه را داده‌اند و مطبوعاتی که بیشترین سرکوب را متحمل شده‌اند به‌نوعی بتوانند نفس بکشند و تجربه‌های جدیدی را دنبال کنند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_citizen__journalism_journalists_statement_Mortazavi_Jafari_Tehran_prosecutor/1818634.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_citizen__journalism_journalists_statement_Mortazavi_Jafari_Tehran_prosecutor/1818634.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 09 Sep 2009 14:59:33 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7E81D3ED-A0F7-42EC-A727-4E3DEF158144_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سوءمدیریت، خشکی زاینده‌رود، کاهش گردشگر </title>
            <description>خشکی زاینده‌رود در اصفهان تا جایی پیش رفته که به گزارش خبرگزاری مهر به بستری برای تعلیف گوسفندان تبدیل شده است.خشکی زاینده‌رود در اصفهان تا جایی پیش رفته که به گزارش خبرگزاری مهر به بستری برای تعلیف گوسفندان تبدیل شده است.  زاینده‌رود یکی از بزرگ‌ترین رودخانه‌های ایران است که در مرکز، غرب و شرق کشور ایران جریان دارد.  این رودخانه به شاهرگ حیاتی اصفهان مشهور است.  رادیوفردا در گفت‌وگویی که با علیرضا روحانی، سخنگوی ائتلاف حامیان میراث اصفهان، داشت، نخست از دلایل اهمیت داشتن زاینده‌رود پرسیده است.   زاینده‌رود از دیرباز تا امروز رگ حیاتی شهر اصفهان و منطقه مرکز کشور بوده است . در مسیر زاینده‌رود هم تمدن‌های مختلفی در گذشته شکل گرفته، نابود شده و مجددا شکل گرفته است. امروز بخش اعظمی از آن چه که ما به عنوان شهر اصفهان یا نگین فیروزه‌فام ایران یا عروس شهرهای مشرق‌زمین می‌شناسیم، تحت تاثیر وجود رودخانه زاینده‌رود شکل گرفته است که متاسفانه امروزه با خشکسالی مواجه شده و مسائل متعددی را هم با این خشکسالی با خود همراه داشته است.     آقای روحانی، خبرگزاری مهر نوشته است که زاینده‌رود به اندازه‌ای خشک شده است که به بستری برای تعلیف دام‌ها تبدیل شده است . این خشکسالی تا چه اندازه می‌تواند بر زندگی ساکنان منطقه اصفهان تاثیرگذار باشد؟   متاسفانه خشک شدن زاینده‌رود در طول ۱۲ سال گذشته دو بار اتفاق افتاده است. ده سال پیش نیز شاهد این پدیده بودیم. ولی امسال قدری مسئله متفاوت‌تر از سری پیش است. به هر حال این امر تاثیر زیادی بر سلامت روحی و روانی و جسمی شهروندان اصفهانی خواهد گذاشت. همچنین پیامدهایی برای فضای سبز اصفهان، ‌زمین‌های کشاورزی حاشیه زاینده‌رود و کشاورزی و دامداری منطقه به همراه خواهد داشت. همچنین آسیب‌های جدی به پل‌های تاریخی اصفهان به‌ویژه به پایه‌های این پل‌ها ایجاد خواهد کرد و به هر حال بحث توریست و گردشگری اصفهان را هم بی‌نصیب نخواهد گذاشت.    دلیل خشک شدن زاینده‌رود چیست؟   به هر حال نمی‌شود انکار کرد که ایران امسال با خشکسالی مواجه بوده است. اما علت اصلی خشک شدن زاینده‌رود خشکسالی امسال نیست. بلکه مهم‌ترین دلیل آن سوء‌مدیریت این رودخانه است. متاسفانه اخباری مبنی بر این که اختلاف مدیریتی بین استفاده از منابع آبی زاینده‌رود در استان اصفهان و استان چهار محال و بختیاری وجود دارد. تعیین خط مرز زاینده‌رود تا الان سه بار در سال ۶۶، در سال ۷۰ و در سال ۸۰ بین استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری تغییر کرده است .   بحث دیگری نیز که وجود دارد متاسفانه در سفر استانی آقای احمدی‌نژاد که در دوره ریاست جمهوری پیشین ایشان اتفاق افتاد مصوبه‌هایی تصویب و اجرا شد که به علت همین مصوبه‌ها امروز شاهد این هستیم که چیزی نزدیک به ۳۵۰ پمپ فشار قوی هشت اینچی در بالادست رودخانه در استان چهار محال و بختیاری در حال کشیدن آب رودخانه است. این در حالی است که مردم پایین‌دست رودخانه از داشتن آب محرومند. و سازمان جهاد کشاورزی استان چهار محال هم برای احداث چیزی نزدیک به ده هزار هکتار باغ مجوز صادر کرده است در حالی که بنا به نظر کارشناسان به هیچ وجه احداث باغ در ارتفاعات جنبه اقتصادی ندارد. به‌ویژه که خاک این منطقه از عمق کمی برخوردار است . به هر حال همه این مسائل دست به دست هم داده است که مدیریت آب زاینده‌رود که باید منطقه‌ای باشد به صورت استانی هدایت شود. و همین مسئله نیز یک سری اختلاف نظرها و مسائلی را به وجود آورده که در نهایت چالش بین استان اصفهان و چهار محال و بختیاری را در پی داشته است. و نتیجه نهایی این است که شاهد خشک شدن زاینده‌رود هستیم.    با توجه به این که شهر اصفهان هر ساله گردشگر زیادی را به خود جذب می کند ‌و توریسم یکی از منابع اصلی درآمد در این شهر محسوب می‌شود، به اعتقاد شما خشکی زاینده‌رود چه قدر در رکود صنعت گردشگری در اصفهان موثر است؟   امسال ما به‌شدت شاهد کاهش گردشگری در اصفهان بودیم . شاهد این بودیم که توریست‌هایی که از شهر اصفهان دیدن می‌کردند همگی متفق‌القول با حالت حسرت به زاینده‌رود نگاه می‌کنند و هرازگاهی، آهی از ته دل می‌کشند. خشک شدن زاینده‌رود علاوه بر پیامدهای اقتصادی و کشاورزی و دامداری به ضعیف شدن صنعت توریسم در شهر اصفهان نیز منجر شده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Zayandehrood_Isfahan_driedup_Roohani_Ahmadinejad/1817928.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Zayandehrood_Isfahan_driedup_Roohani_Ahmadinejad/1817928.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 08 Sep 2009 17:04:10 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0E157A25-670E-4BF2-B062-B76DC954A981_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نمی‌توان علوم انسانی را به یک بخش محدود کرد&#187;</title>
            <description>آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، هفته گذشته تحصیل دو میلیون دانشجو در رشته‌های علوم انسانی را نگران‌کننده و منجر به ترویج تردید در مبانی اعتقادی خواند. 
به فاصله چند روز محمد امامی کاشانی، امام جمعه موقت تهران، نیز در خطبه‌های نماز جمعه، از تدریس علوم انسانی &#171;غربی&#187; در دانشگاه‌های ایران انتقاد کرده و گفته است: &#171;نباید اینگونه باشد که علوم انسانی به شیوه غربی در دانشگاه‌های کشور تدریس شود و فردی که دکترای علوم انسانی را اخذ می‌کند، از حقایق و معارف اسلامی بی‌خبر باشد.&#187; 
دکتر مسعود کمالی، استاد جامعه شناسی در دانشگاه مرکزی سوئد به پرسش‌های رادیو فردا در همین زمینه پاسخ داده است.   رادیو فردا:&#160;   آقای دکتر کمالی، علت اینکه تدریس دروس علوم انسانی تا این اندازه حساسیت برانگیز شده، چیست؟     مسعود کمالی:  علوم انسانی به هر حال مشکلات خودش را دارد. نه اینکه ما بخواهیم از این علم کورکورانه دفاع کنیم. گرچه این علوم درگیر نوعی نژادپرستی تاریخی و جنبه‌های استعماری هم بوده است اما این امر دلیل نمی‌شود که علوم انسانی را به طور کامل رد کنیم.  بسیاری از مبارزاتی که امروز در برابر نژادپرستی و حتی دیکتاتوری انجام شده است،‌ توسط علوم انسانی، و حتی علوم انسانی غربی انجام شده است. به همین دلیل هم این علم، علم قابل تقدیری است. باید گفت علوم انسانی تنها یک علم غربی نیست بلکه متعلق به تمام دنیاست و غربی و شرقی ندارد.     امام جمعه موقت تهران،‌ آقای امامی کاشانی اخیراً ضمن تأکید بر این که تدریس علوم انسانی اهمیت ویژه‌ای دارد گفته‌اند که این دروس نباید به شیوه غربی تدریس شود. به طوری که اگر کسی دکترای علوم انسانی را اخذ کند، نباید از معارف و علوم اسلامی بی‌خبر باشد. شما هم در ضمن سخنانتان به علوم انسانی غربی اشاره کردید. به نظر شما منظور از شیوه غربی تدریس چه نوع شیوه‌ای است؟    به نظر من مشکل اساسی از نظام جمهوری اسلامی، رهبریت این نظام و آقای امامی کاشانی است که نمی‌خواهند بپذیرند که دانشگاه‌ها و علوم مستقل از این امورند و علم است که جامعه بشریت را به سمت پیشرفت سوق می‌دهد.  این علوم انسانی است که هم اکنون با نابرابری‌ها مبارزه می‌کند و اگر بخواهیم به این علوم انگ غربی بزنیم برای خودمان مشکل ایجاد خواهد شد. این به معنای این است که خودمان را دچار مشکل بزرگی می‌کنیم. یعنی خودمان مابین علم و علم فرق بگذاریم.  به نظر می‌رسد که مشکل آقای کاشانی یک مشکل داخلی است. ایشان نگران گسترش گرفتن و اوج گرفتن اعتراضات مردمی برای شرکت در سرنوشت خودشان است. مردمی که زمانی با روی کار آمدن جمهوری اسلامی قول‌هایی به آنان داده شد که متاسفانه این جریان امروز درگیر برخوردهای غلط شده و دارد به کجروی می‌رود.  این امر باعث می‌شود که به هر حال یکسری از رهبران نظام به علوم انسانی حمله کنند. در هر صورت وقتی شما به خود علم به عنوان یک پدیده و دستاورد بشری حمله می کنید کار غلطی است.     به اعتقاد شما، انتقاد از علوم انسانی در دانشگاه‌ها و محدود کردن تدریس این دروس می‌تواند موج دومی از انقلاب فرهنگی باشد که در زمان آیت‌الله خمینی در ایران روی داد؟    نمی‌دانم چه هدفی دنبال می‌شود ولی به طور کلی بعد از انتخابات و وقوع اتفاقات اخیر می‌بینم که خیلی از اساتید را تحت فشار گذاشته‌اند. تعدادی کارشان را از دست داده و عده‌ای هم محدود شده‌اند و طبیعتاً حمله به مرزهای علوم انسانی هم شروع خواهد شد.  نمی‌دانم این حرکت به انقلاب فرهنگی دوم خواهد انجامید یا خیر؟ یا این حرکت تا چه حد موفق خواهد بود؟ ولی می‌دانم که مشکل است بتوان علوم انسانی را محدود به یک بخش کرد. یعنی اصلاً غیر ممکن است. این کار در زمان شوروی سابق و چین زمان مائو اتفاق افتاد اما به نتیجه نرسید.  بر عکس باعث شد بسیاری از علومی که می‌شد با آن برخورد آزاد کرد به علوم زیر زمینی مبدل شود و تعاریف غلطی از آنها متداول شود. به همین دلیل هم من فکر نمی‌کنم این اقدام، اقدام موفقی باشد.     برخی تحلیلگران معتقدند که سران جمهوری اسلامی به خاطر ترس از ایجاد بحران‌های سیاسی و اجتماعی که بعد از انتخابات ایران به وقوع پیوست، تلاش می‌کنند از تدریس علوم انسانی جلوگیری کنند. به نظر شما چه رابطه‌ای میان حمله به علوم اجتماعی و اتفاقات بعد از انتخابات وجود دارد؟    علوم اجتماعی، همواره به عنوان بخشی از مبارزات مردم برای ایجاد دموکراسی و شرکت در سرنوشتشان عمل کرده است. اگر به اتفاقات زمان شاه نگاه کنید، که خود ما در آن زمان دانشجو بودیم، همیشه نوک تیز حمله گارد و دولت، متوجه دانشجویان علوم انسانی بود.  از آن جایی که دانشجو و دانشگاهی، قشر روشنفکر جامعه محسوب می‌شود و این دانشجویان هستند که می‌توانند جامعه را بهتر شناخته و تحلیل کنند و امروز می‌خواهند که بیشتر در سرنوشتشان مداخله کنند به همین دلیل است که دانشگاه‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی مورد حمله دولت‌هاست.  الان هم من بر این باورم که بعد از حرکت‌های انجام گرفته که دانشجویان در آن نقش مهمی ایفا کردند، ‌حمله به دانشگاه در دستور کار نظام قرار گرفته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Masoud_Kamali_IV_on_Speeches_on_Humanism/1816847.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Masoud_Kamali_IV_on_Speeches_on_Humanism/1816847.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 07 Sep 2009 21:11:35 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/82771D13-EFE7-4AD5-BFE3-031B2C7569F8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>امیر جوادی‌فر، &#171;قربانی‌ای بدون گرایش حزبی یا جناحی&#187;</title>
            <description>مراسم چهلم امیر جوادی‌فر، از بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر، چهارشنبه شب در منزل پدریش در غرب تهران برگزار شد.  امیر جوادی‌فر، دانشجوی دانشگاه قزوین، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد و پس از مدتی جسد او را به خانواده‌اش تحویل دادند. جسد او در حالی تحویل داده شد که به گفته پدرش، از شدت شکنجه و زخم‌های کالبدشکافی قابل تشخیص نبود.مراسم چهلم امیر جوادی‌فر، از بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر، چهارشنبه شب در منزل پدریش در غرب تهران برگزار شد.  امیر جوادی‌فر، دانشجوی دانشگاه قزوین، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد و پس از مدتی جسد او را به خانواده‌اش تحویل دادند. جسد او در حالی تحویل داده شد که به گفته پدرش، از شدت شکنجه و زخم‌های کالبدشکافی قابل تشخیص نبود.  بابک جوادی‌فر، برادر امیر، در پیوند با مراسم چهلم برادرش به رادیوفردا می‌گوید:  &#171;ما یک مراسم سوم داشتیم و یک مراسم چهلم که هر دو در پارکینگ منزل‌مان برگزار شد. هیچ مشکلی هم پیش نیامد و مراسم به خوبی برگزار شد.  در حدود ۴۰۰ نفر از دوستان و آشنایان در این مراسم شرکت کرده بودند. یک مراسم شعرخوانی داشتیم و چند نماهنگ پخش شد و سپس شامی صرف شد و مراسم به خوبی و خوشی برگزار شد.&#187;   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    کاتوزیان فرمانده نیروی انتظامی را مسئول قتل‌های کهریزک دانست     							 						    			 		امیر جوادی‌فر، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه قزوین، هجدهم تیرماه به دنبال اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد و با گذشت دو هفته از بازداشتش، پیکر بی‌جان او به خانواده‌اش تحویل داده شد.  یکی از نزدیکان امیر جوادی‌فر در گفت‌وگویی که در روز مراسم خاک‌سپاری او با رادیوفردا داشت در شرح خصوصیات اخلاقی دوستش و رابطه امیر با دنیای سیاست این چنین گفته است:  &#171;دراين شرايط سؤال سختی از من می‌پرسيد، چون امير را دقيقا يک ساعت و نيم پيش در بهشت زهرا به خاک سپرديم، در حالی که جنازه او تقريبا متلاشی شده بود، سرش را که شکسته بود از ته تراشيده بودند،‌ يک چشمش تقريبا له شده بود، تمام ناخن‌های پايش را کشيده بودند، تمام تنش کبود بود و دندان‌هايش و فکش شکسته بود. در کالبدشکافی هم کمر و سينه‌اش را شکافته بودند.  امير اصلا سياسی نبود. او ترانه‌سرا بود و در موسسه &#171;کارنامه&#187; دانشجوی بازيگری و در دانشگاه قزوين دانشجوی مديريت صنعتی بود. من يادم نمی‌آيد حتی يک ترانه سياسی هم گفته باشد، پر از شور زندگی بود، از سياست دور بود و می‌گفت سياست را دوست ندارم، چون دروغ است. حتی در انتخابات اخير هم به اصرار ما رأی داد و هيچ تعلق خاطری به هیچ جناح يا حزبی نداشت.&#187;   علی جوادی‌فر، پدر امیر، پیشتر به رادیوفردا گفته بود که ۱۸ تیرماه پس از آن که فرزندش به دست ماموران امنیتی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت، به بیمارستان فیروزگر در تهران منتقل شد و با سپری کردن یک شب در بیمارستان مورد معاینه کامل قرار گرفت و بازداشت شد. اما به گفته علی جوادی‌فر، دو هفته پس از بازداشت امیر، پزشکی قانونی کهریزک جسد فرزندش را به او تحویل داد، جسدی که به گفته علی جوادی‌فر  وضعیتی به مراتب وخیم‌تر از پس از معاینه او و تحویلش به پلیس داشت.  &#171;من صحیح و سالم پسرم را تحویل دادم. با پای خودش راه می‌رفت. صورتش سالم بود، حرف می‌زد و مشکلی نداشت.  متاسفانه وقتی در پزشکی قانونی زیپ کاور را پایین آوردند و من جسد را دیدم، از پایین تا سینه کالبدشکافی شده بود، صورتش درب و داغون بود، چشمش مشکل داشت، گوشش هم مشکل داشت.&#187;  در حالی که جسد امیر جوادی‌فر از پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفته شد، چندی پیش سرتیپ پاسدار عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، اعلام کرد که کسی در این بازداشتگاه کشته نشده است. صالح نیکبخت، وکیل علی جوادی‌فر، پدر امیر جوادی‌فر، در واکنش به اظهارات فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به رادیوفردا می‌گوید: &#171;سردار رجب‌زاده باید فراموش نکنند که حتما باید مطابق قانون و مستندات صحبت کنند.&#187;   &#171;مرحوم جوادی‌فر بعد از این که از بیمارستان مرخص می‌شود و در حالی که صحیح و سالم بود و مدارکش هم موجود است، به پلیس پیشگیری تحویل داده شده و ۱۹ تیرماه به بازداشتگاه کهریزک فرستاده شده و معمولا هم وقتی کسی را به جایی می‌فرستند، تحویل داده می‌شود و رسید گرفته می‌شود.  اگر ایشان (عزیزالله رجب‌زاده) مدعی است که (امیر جوادی‌فر) در کهریزک نبوده و جای دیگری بوده، با توجه به این که پلیس پیشگیری هم در اختیار و از تشکیلات وابسته به ایشان است، آقای رجب‌زاده توضیح بدهند که اگر به کهریزک تحویل داده نشده، به کجا تحویل داده شده است.&#187;  به دنبال اعلام نتیجه انتخابات رياست جمهوری در ايران که وزارت کشور محمود احمدی‌نژاد را پيروز آن اعلام کرد، موج گسترده‌ای از معترضان به نتيجه انتخابات به خيابان‌ها سرازير شدند. تظاهرکنندگان معترض باور داشتند که رأی آنها ناديده گرفته شده و با شعار &#171;رأی من کجاست؟&#187; به دنبال رأی گمشده خود بودند.    همزمان مأموران جمهوری اسلامی دست به بازداشت گسترده معترضان زده و در برخی نقاط نیز به سوی معترضان آتش گشودند.    در حالی آمارهای رسمی شمار کشته‌شدگان را ۳۰ تن اعلام کرده که مرتضی الویری، از اعضای کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات، به کشته شدن ۷۲ نفر اشاره کرده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Amir_Javadifar_Rajabzadeh_postmortem/1815065.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Amir_Javadifar_Rajabzadeh_postmortem/1815065.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 04 Sep 2009 20:05:24 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/27F6FF00-98CA-4A74-AF76-E58AF75CEA99_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>همسر مؤمنی: &#171;حتی خبر ندارم اتهام او چیست&#187;</title>
            <description>عبدالله مؤمنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ایران در زندان اوین زیر فشار شدید باز جویی قرار دارد. این را فاطمه آدینه‌وند، همسر آقای مؤمنی می‌گوید. 

آقای مؤمنی که در ستاد شهروند آزاد (مطالبه‌محوران حامی برنامه‌های مهدی کروبی) فعالیت می‌کرد، در جریان موج گسترده بازداشت معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. 

فاطمه آدینه‌وند، همسر عبدالله مؤمنی، در مورد آخرین وضعیت وی به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.   رادیو فردا:&#160;   خانم آدینه‌وند، تازین‌ترین اطلاعاتی که در مورد وضعیت همسر خود دارید، چیست؟   &#160;    فاطمه آدینه‌وند:  آخرين خبری که از آقای مؤمنی دارم مربوط به ۲۴ روز قبل است. او تماس گرفت و گفت با رسانه‌ها مصاحبه نکنيد و يک دست لباس شخصی برايم بياوريد و از آن روز به بعد ديگر اطلاعی از او ندارم.     آقای مؤمنی در حال حاضر در انفرادی است يا به بند عمومی منتقل شده است؟    آقای مؤمنی هنوز در انفرادی است و بازجويی‌اش تمام نشده است.     در ديداری که پيشتر با آقای مؤمنی داشتيد گفته بوديد که وزنش خيلی کم شده و صدايش به شدت می‌لرزيده و قدرت تکلم و راه رفتن را از دست داده بود. آقای مؤمنی در اين رابطه به شما توضيحی داد؟    او در اين باره چيزی نگفت، ولی فکر می‌کنم فشارهای شديد روحی و روانی که رويش بوده باعث چنين وضعيتی شده است.     آقای مؤمنی به شما توضيح نداد که در زندان بر او چه می‌گذرد؟    نه او چيزی به من نگفت، ولی خيلی لاغر شده بود و مشخص بود که به شدت تحت فشار است. موقعی که با من و بچه‌ها حرف می‌زد می‌لرزيد و صدايش گرفته بود.     خانم آدينه‌وند، اکنون بيش از دو ماه از بازداشت همسرتان می‌گذرد. دراين مدت پيگيری‌های شما در مورد وضعيت آقای مؤمنی به جايی رسيده است؟    پيگيری‌های ما به جايی نرسيده و هر جا می‌رويم به بن بست می‌خوريم و آنها به هيچکس جواب نمی‌دهند.     تا به حال به کدام مراجع قانونی مراجعه کرده‌ايد؟    من چند بار به دادگاه رفتم ولی گفتند اينجا هيچکس به شما جواب نمی‌دهد. زندان اوين هم که می‌روم می‌گويند ممنوع‌الملاقات است و اجازه نمی‌دهند او را ببينم.     علت آن را نمی‌دانيد؟    نه، من حتی خبر ندارم اتهام آقای مؤمنی چيست. او احتمالاً دست سپاه است.     شما چطور به اين نتيجه رسيديد؟    شيوه دستگيری و نحوه برخورد با آقای مؤمنی نشان می‌دهد که او دست سپاه است. او در طول اين چند سال سه بار بازداشت شده است. سال ۸۲ هم که بازداشت شد همين وضعيت روحی را داشت و آن زمان هم توسط سپاه دستگير شده بود، بنابراين من به اين نتيجه رسيدم که اکنون هم دست سپاه است.     در آخرين ديدار با آقای مؤمنی چقدر وقت ملاقات داشتيد؟     به ما ۱۰ دقيقه وقت دادند و يک دستگاه هم گذاشته بودند و صدای ما را ضبط می‌کردند. ما ۱۰ دقيقه با هم حرف زديم در حد احوالپرسی بچه‌ها که آن هم آقای مؤمنی به شدت می‌لرزيد و گريه می‌کرد. او در جواب من فقط گريه می‌کرد و نمی‌توانست چيزی بگويد و معلوم بود شديداً تحت فشار است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Momeni_Wife_IV_on_his_Case/1811507.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Momeni_Wife_IV_on_his_Case/1811507.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 31 Aug 2009 18:52:04 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/74DF5312-7A71-44B6-91A2-7515C1404F4C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دانشجویان ستاره‌دار، هم‌چنان محروم از تحصیل</title>
            <description>به دنبال اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد و مشخص شدن ستاره‌دار کردن مجدد دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه‌ای به آن چه تضییع حق دانشجویان خوانده اعتراض کرده است. دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه همچنین خواستار بازگشت کلیه دانشجویان ستاره‌دار به دانشگاه‌ها و آزادی دانشجویان ستاره‌دار شده است.به دنبال اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد و مشخص شدن ستاره‌دار کردن مجدد دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه‌ای به آن چه تضییع حق دانشجویان خوانده اعتراض کرده است. دفتر تحکیم وحدت در این بیانیه همچنین خواستار بازگشت کلیه دانشجویان ستاره‌دار به دانشگاه‌ها و آزادی دانشجویان ستاره‌دار شده است.  دفتر تحکیم وحدت روز پنج‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای ستاره‌دار کردن مجدد دانشجویان را به باد انتقاد گرفت. این بیانیه در پی اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد و در حالی منتشر شد که بنا بر آن چه در بیانیه دفتر تحکیم وحدت آمده است، شمار زیادی از فعالان دانشجویی علی‌رغم کسب رتبه‌های ممتاز در این آزمون، از راهیابی به دانشگاه باز مانده‌اند. دفتر تحکیم وحدت دلیل جلوگیری از راهیابی  این دانشجویان در دانشگاه را &#171;دلایل عقیدتی&#187; خوانده است.  در بیانیه دفتر تحکیم وحدت به بخشی از مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی که پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خردادماه در ایران اجرا شد و از تلویزیون به نمایش در آمد نیز اشاره شده است.   محمود احمدی‌نژاد در این مناظره تلویزیونی صراحتا وجود دانشجوی ستاره‌دار را در دولت نهم رد کرد: &#171;دانشجویان ستاره‌دار! موضوع ستاره‌دار سال ۱۳۸۰ و در زمان آقای معین درست شد. یعنی در زمان دوست آقای موسوی که امروز هم از جناب آقای موسوی حمایت می‌کند! آنها آمدند و در کارشناسی ارشد در برابر قبولی‌ها یا یک ستاره می‌زدند و یا دو ستاره!  یک ستاره یعنی شما در آموزش مشکل دارید، پرونده‌ات کمه، نقص داره، اشکال داره و برو درست کن! دو ستاره یعنی شما یک مشکلی در کمیته انضباطی داشتید و مراعات کنید.  این مسئله در زمان جناب آقای معین وضع شد و در همان سال اول این دولت [دولت نهم] منتفی شد. ما نسخش کردیم. گفتیم که این توهین به دانشجو است. و در واقع وزیر علوم ما این را برداشت.  آن وقت جالب است که جناب آقای موسوی به جای آن که به دوستان‌شان انتقاد بکنند به ما انتقاد می‌کنند. &#187;  در حالی که محمود احمدی‌نژاد تاکید دارد که دانشجوی ستاره‌دار در دولت نهم وجود ندارد، بیانیه دفتر تحکیم وجود صدها دانشجوی ستاره‌دار و محروم از تحصیل را گواه روشنی بر آن چه که این دفتر سیاست حذفی و اظهارات کذب دولت‌مردان خوانده است می‌داند.  نسرین ستوده، وکیل در تهران، به رادیوفردا می‌گوید که به موجب اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی ایران، حق تحصیل یکی از حقوق بنیادین و اساسی افراد است و هیچ کس به هیچ دلیلی حق محدود کردن آن را ندارد.    نسرین ستوده: &#171;این که برای برخورد با فعالیت سیاسی دانشجویان یا هموطنان بهایی برای محدود کردن آنها نسبت به مذهب‌شان از چنین ابزاری استفاده می‌شود هیچ توجیه حقوقی ندارد. نمی‌شود به منظور سرکوب عقاید، مذهب، طرز فکر یا فعالیت‌های سیاسی اقشار اجتماعی از حق تحصیل، حق کار و غیره به عنوان حق‌السکوت استفاده کرد.  بنا به همه این دلایل محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل کاملا غیرقانونی است.  &#187;  دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود همچنین خواستار بازگشت کلیه دانشجویان ستاره‌دار به دانشگاه‌ها و رفع کلیه محرومیت‌های دانشجویان از تحصیل و همچنین آزادی بی قید و شرط دانشجویان ستاره‌دار دربند، ضیاء نبوی، مجید دری، پیمان عارف و شیوا نظر آهاری شده است. شیوا نظر آهاری، عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر و از دانشجویان ستاره‌دار، به دنبال بازداشت گسترده معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، حدود دو ماه و نیم پیش بازداشت و به زندان منتقل شد.  شهرزاد کریمیان، مادر شیوا نظر آهاری در گفت‌وگو با رادیوفردا از وضعیت دخترش به‌شدت ابراز نگرانی کرده است: &#171;اگر مسئولین صدای من را می‌شنوند، فقط به من بگویند که تا کی این بچه‌ها باید آنجا [در زندان] بمانند.  البته اگر یک راهی به صدا و سیمای جمهوری اسلامی باز باشد، من خودم این حرف‌ها را آنجا هم بازگو می‌کنم.  ولی چون ما هیچ تریبونی نداریم و فقط شما [رادیوفردا] زنگ می‌زنید و اخبار این بچه‌ها را می‌خواهید که منعکس کنید، ما مجبوریم که از تریبون شما صحبت کنیم. من، آقای احمدی‌نژاد، می‌خواهم سوال کنم که آیا شما خودتان می‌دانید که وقتی یک نفر ۳۵ تا ۴۰ روز در سلول انفرادی می‌ماند، چه بلایی از نظر روحی به سر او می‌آید؟  البته این مسئله اصلا مختص به آقای احمدی‌نژاد نیست، بلکه در زمان آقای خاتمی هم همین طور بود. یعنی هیچ فرقی نکرد. &#187;  از سوی دیگر، پیمان عارف، اولین دانشجوی سه ستاره دانشگاه تهران، نیز بیش از دو ماه است که در زندان اوین به سر می‌برد و به‌تازگی حکم ۱۸ ماه حبس ِ او، در پرونده پیشینش ، فارغ از اتهامات جدید، به اجرا گذارده شد.   محمد اولیایی فرد، وکیل پیمان عارف، ۱۸ ماه حبس موکلش را در پیوند با فعالیت‌های او در زمینه محرومیت از تحصیلش عنوان کرد.  &#171;آقای پیمان عارف چندین سال پیش به خاطر محرومیت از تحصیل اعتراضاتی را به عمل آوردند و ابتدا با مقامات گفت‌وگو و سپس مسائل را به دانشگاه کشاندند تا شاید از این طریق بتوانند مسائل خودشان را حل کنند.  ولی متاسفانه اقداماتی که آنها در جهت حق تحصیل‌شان انجام دادند را به پای مسائل امنیتی گذاشتند و در رای بدوی برای موکلم، یک سال و نیم حبس در نظر گرفتند. این پرونده یک سال در دادگاه تجدید نظر بود و هیچ گونه خبری از این پرونده نبود تا این که اخیرا اجرای احکام اعلام کرده است که یک سال و نیم حبس ایشان در دادگاه تجدید نظر تایید شده است.  &#187;     در بیانیه دفتر تحکیم وحدت همچنین به احضار دانشجویان به کمیته انضباطی بسیاری از دانشگاه‌ها در ایران اشاره شده و آمده است که در مواردی علت احضار آنها دعوت مردم به شرکت در انتخابات اعلام شده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_students_starred_Ahmadinejad_universities_disciplined/1810365.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_students_starred_Ahmadinejad_universities_disciplined/1810365.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 29 Aug 2009 18:46:51 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1AD0EC06-A651-4400-8121-88E8E8AD2CA0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عفو بین‌الملل: برادر زهرا رهنورد را آزاد کنید</title>
            <description>سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای خواستار آزادی بی قید و شرط شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی شد.  نام اصلی  زهرا رهنورد زهره کاظمی است، اما او که پیش از انقلاب با نام مستعار زهرا رهنورد به انتقاد از حکومت محمدرضا شاه پهلوی می‌پرداخت پس از انقلاب هم این نام را حفظ کرد.سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای خواستار آزادی بی قید و شرط شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی شد.  نام اصلی  زهرا رهنورد زهره کاظمی است، اما او که پیش از انقلاب با نام مستعار زهرا رهنورد به انتقاد از حکومت محمدرضا شاه پهلوی می‌پرداخت پس از انقلاب هم این نام را حفظ کرد.  سازمان عفو بين‌الملل با انتشار بيانیه‌ای بازداشت شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد، همسر ميرحسين موسوی، نامزد اصلاح‌طلب انتخابات رياست جمهوری در ايران را محکوم و با اشاره به فشار خون بالای شاپور کاظمی از شرايط جسمی او در زندان ابراز نگرانی کرد.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    تائید بازداشت برادر زهرا رهنورد پس از یک ماه     							 						    			 		در بيانيه سازمان عفو بين‌الملل آمده است: &#171;شاپور کاظمی ممکن است در خطر شکنجه و اذيت و آزارهای ديگر باشد و به داروهای مورد نيازش دسترسی منظم نداشته باشد.&#187;  دروری دايک، مسئول حقوق بشر خاورميانه و شمال آفريقا در سازمان عفو بين‌الملل، در گفت‌وو با راديوفردا از دليل انتشار اين بيانيه می‌گويد: &#171;سازمان عفو بين‌الملل معتقد است که شاپور کاظمی به خاطر خويشاوندی با ميرحسين موسوی بازداشت شده است. خيلی وقت‌ها مقامات جمهوری اسلامی برای اين که مهره‌های اصلی را وادار به همکاری کنند، خانواده و نزديکان آنها را تحت فشار قرار می‌دهند تا از اين طريق به هدف خود برسند.&#187;   سازمان عفو بين‌الملل همچنين در بيانيه خود از مقامات جمهوری اسلامی ايران خواستار تضمين سلامت روحی و جسمی، آزادی بدون قيد و شرط و دسترسی فوری به خانواده، وکيل و پزشک معالج شاپور کاظمی شده است.   اين نهاد حقوق بشری در پايان از مقامات جمهوری اسلامی می‌خواهد از اعمال محدوديت‌های، به گفته اين نهاد، غيرقانونی بر آزادی بيان و تجمع در ايران جلوگيری به عمل آورد. رسانه‌های وابسته به دولت جمهوری اسلامی خبر بازداشت شاپور کاظمی را يک ماه پس از بازداشت او اعلام کردند.   با تأييد خبر بازداشت آقای کاظمی، حدود يک ماه پيش روزنامه &#171;ايران&#187;، ارگان رسمی دولت محمود احمدی‌نژاد، به نقل از الياس نادران، از نمايندگان حامی محمود احمدی‌نژاد، نوشت: &#171;شاپور کاظمی همسر يکی از سردمداران آشوب بوده و مديريت بخشی از اغتشاشات را به عهده داشته است&#171;.  همزمان خبرگزاری &#171;ايرنا&#187; نيز در خبر مشابهی اتهاماتی مانند ارتباط ۱۰ سال قبل با يک خانم مرتبط با سازمان مجاهدين خلق، سفرهای متعدد به آمريکا و بدهکاری به سيستم بانکی را به شاپور کاظمی نسبت داد.   زهرا رهنورد، همسر ميرحسين موسوی، حدود يک ماه پيش در ديدار با جمعی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان انتخاباتی در ايران، پس از تأييد بازداشت برادرش پرده از دليل فاش نکردن اين خبر برداشت و گفت: &#171;اکنون يک ماه است که شاپور کاظمی را گرفته‌اند، ولی ما فکر کرديم مگر ما با ديگران چه فرقی داريم؟ بگذار همه با هم آزاد شوند و ما حرفی نمی‌زنيم. بعد از حدود ۲۵ روز در روزنامه اين خبر را ديدم که نوشته برادر زهرا رهنورد دستگير شده و يک ماه است که در زندان به سر می‌برد. در خبر نوشته بود شاپور کاظمی ۱۰ سال در يک خانه تيمی زندگی می‌کرده و رئيس عده‌ای از آشوب‌گران بوده است. من از اين حرف‌های عجيب و غريب تعجب می‌کنم&#187;.  به دنبال اعلام نتیجه انتخابات رياست جمهوری در ايران که وزارت کشور محمود احمدی‌نژاد را پيروز آن اعلام کرد، موج گسترده‌ای از معترضان به نتيجه انتخابات به خيابان‌ها سرازير شدند. تظاهرکنندگان معترض باور داشتند که رأی آنها ناديده گرفته شده و با شعار &#171;رأی من کجاست؟&#187; به دنبال رأی گمشده خود می‌گشتند.   همزمان مأموران امنيتی جمهوری اسلامی دست به بازداشت گسترده معترضان زدند و علاوه بر بازداشت صدها تن از مردم معترض در تهران و ساير شهرهای ايران، بسياری از چهره‌های سياسی، اجتماعی، دانشجويان و ده‌ها روزنامه‌نگار و چهره‌های اصلاح‌طلب را بازداشت و روانه زندان کردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Zahra_Rahnavard_brother_amnesty_international/1810271.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Zahra_Rahnavard_brother_amnesty_international/1810271.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 29 Aug 2009 16:50:22 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/03185D3E-86DA-417C-9530-AE0F6AA0FCB4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>۷۲ روز در زندان به اتهام &#171;تشکیک در انتخابات&#187;</title>
            <description>عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر، پس از گذراندن بیش از دو ماه بازداشت، چهارشنبه شب هفته گذشته به قید وثیقه آزاد شد.عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر، پس از گذراندن بیش از دو ماه بازداشت، چهارشنبه شب هفته گذشته به قید وثیقه آزاد شد.  آقای سلطانی کمتر از یک هفته پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران در دفتر کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.   رادیوفردا در همین زمینه با عبدالفتاح سلطانی گفت‌وگویی انجام داده است، و آقای سلطانی نخست از اتهامات وارده به خود می‌گوید.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    عبدالفتاح سلطانی به قید وثیقه از زندان آزاد شد     							 						    			 		عبدالفتاح سلطانی: چهار نفر مراجعه کردند و بدون اين که حکم قانونی برای بازرسی دفتر و بازداشت من داشته باشند، فقط با ارائه حکمی که در تاريخ ۲۰ خرداد يعنی دو روز قبل از انتخابات صادر شده بود وارد دفتر شدند.   اين حکم توسط آقای مرتضوی، دادستان تهران، خطاب به مأمورين اطلاعات برای دستگيری کسانی که در خيابان‌ها آشوب و اغتشاش می‌کنند صادر شده بود.   اين حکم کلی بود و هيچ ربطی به من نداشت، ولی برخلاف مقررات قانونی با همين حکم وارد دفتر من شدند، آن را بازرسی کردند و مرا هم دستگير کردند و يک سری اموال دفتر را هم با خود بردند.   من را به انفرادی منتقل کردند و بعد از ۲۷ ساعت اتهام تشکيک در انتخابات را تفهيم کردند که چنين اتهامی را در هيچ جای قانون نداريم.  در روز چهارم دستگيری، قاضی داديار شعبه اول دادسرای معاونت امنيت اتهام تشکيل گروه برای برهم زدن امنيت يعنی موضوع ماده ۶۱۰ قانون را به من تفهيم کرد و همچنين گفتند عليه نظام تبليغ کرده‌ای، در حالی که هيچ دليل و مدرکی برای گفته‌هايشان نداشتند و قاضی که برای من قرار بازداشت صادر کرد از نظر قانونی چنين حقی را نداشت.  از بدو دستگيری من تا ۷۲ روز که در زندان بودم، هم قانون اساسی نقض و هم مقررات آيين دادرسی کيفری توسط قاضی‌ها و مأموران ناديده گرفته شد و آخر سر هم مرا با قرار ۱۰۰ ميليون تومان وثيقه آزاد کردند.    آقای سلطانی! در زندان با شما و ساير بازداشت‌شدگان چگونه برخورد می‌کردند؟   من فقط يکی دو بار تهديد به تعزير شدم، يعنی تهديد به شلاق بر کف پا، ولی برخورد نامناسبی با من صورت نگرفت.  البته من ۱۴ روز در سلول انفرادی از حمام و حدود يک ماه و نيم اول از روزنامه و تلويزيون و کتاب محروم بودم، حتی يخچال و ساير وسايل وجود نداشت و شرايط سختی بود. ۱۸ روز در سلول تنها بودم که انفرادی محسوب می‌شد و بعد هم در همان سلول‌ها به صورت دونفره يا سه‌نفره بوديم.   حدود ۱۵ روز آخر روزنامه کيهان و اطلاعات را با پول خودمان در اختيار قرار دادند و يخچال برای ما آوردند، ولی تلويزيون ندادند. اين شيوه در واقع برای فشار روانی بر متهم انجام می‌شود.   آقای سلطانی! برخی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان در مصاحبه با راديوفردا به بند ۲ الف در زندان اوين اشاره کردند، برای مثال خانم مهديه محمدی، همسر احمد زيدآبادی، می‌گويد از تعاريف آقای زيدآبادی اين طور به نظر می‌رسد که انفرادی‌های بند ۲ الف با سلول‌های انفرادی معمولی متفاوت است. شما کسی را ديديد که در اين سلول‌ها بوده باشد؟   ايجاد چنين بازداشتگاه‌هايی از نظر قانونی وجهه‌ای ندارد. بعضی از اين بازداشتگاه‌ها مانند ۲۰۹ و ۲۴۰ غيرقانونی است و من حدود ۱۵ روز در سلول انفرادی بند ۲۴۰ بودم و مدتی هم در بند ۲۰۹.   نيروهايی که اين بازداشتگاه‌ها را ايجاد می‌کنند از نظر قانونی حق چنين کاری را ندارند. در مورد بند ۲ الف اطلاع ندارم چه کسانی را آنجا برده‌اند، ولی چند سال قبل بعضی از متهمينی که وکالت آنها را به عهده داشتم در بند ۲ الف زندانی بودند و تا آن جايی که من اطلاع دارم اين بند در اختيار يکی از نهادهای نظامی است و بعيد است که در اختيار نيروهای اطلاعات باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Soltani_Evin_doubting_election_results_solitary/1810239.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_postelection_Soltani_Evin_doubting_election_results_solitary/1810239.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 29 Aug 2009 15:37:10 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D360F55E-9C23-4BA4-BDAA-04AFB431C443_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>همسر خانجانی: دو ماه گذشته و ما همچنان منتظریم آزادش کنند</title>
            <description>بیش از دو ماه از انتخابات ریاست جمهوری در ایران می‌گذرد و همچنان شمار بسیاری از بازداشت‌شدگان معترض به نتیجه این انتخابات که در میان آنها تعداد بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار نیز به چشم می‌خورد در زندان به سر می‌برند.زهرا محمدی، همسر جهانبخش خانجانی، معاون کميته تبليغات و اطلاع‌رسانی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، در گفت‌وگوبا رادیو فردا به پرسش‌هایی در مورد آخرین وضعیت همسرش پاسخ داده است.     رادیو فردا:   خانم محمدی، آقای خانجانی چه موقع بازداشت شد و در این مدت چه پیگیری‌هایی برای دیدار با او کردید؟     زهرا محمدی:  ‌دو روز بعد از انتخابات ساعت ۱۱ شب آمدند و او را بازداشت کردند. بعد از آن هر ۱۰ يا ۱۲ روز يک بار تماس می‌گرفت، ولی ما مرتب برای ملاقات می‌رفتيم و موفق نمی‌شديم به همين دليل من به‌شدت نگران بودم تا بلاخره بعد از مدت‌ها پيگيری در دادستانی و مراجع ديگر، موفق شدم با او ديدار داشته باشم.     در ديدار با آقای خانجانی وضعيت جسمی و روحی ايشان را چگونه ديديد؟    خيلی لاغر شده بود، زندان است ديگر. او در انفرادی است و وضعيت خوبی ندارد. چند روز پيش خودش تماس گرفت، البته دفعه آخر که تماس گرفت وضعيتش از دفعه‌های قبل بهتر بود.   قبلاً که تماس می‌گرفت صدايش خوب نبود و وضعيت خوبی نداشت، ولی آخرين بار حدود سه چهار روز پيش تماس گرفت.     آيا همچنان در انفرادی است يا به بند عمومی منتقل شده است؟    به احتمال بسيار زياد هنوز در انفرادی است، چون من از او پرسيدم انفرادی هستی يا جايت را عوض کرده‌اند، جواب داد فرقی نمی‌کند.      در مورد شرايط خود برای شما توضيح ندادند؟    نه فقط گفت فرقی نمی‌کند. در مورد وکيل از او پرسيدم، گفت بعداً به شما می‌گويم.      يعنی آقای خانجانی نتوانست زياد صحبت کند؟    نه نتوانست در اين مورد صحبت کند. من دوست نداشتم با راديو فردا صحبت کنم، ولی ماه مبارک رمضان در پيش است و شوهر من هم جانباز است و می‌دانم آنجا واقعاً زجر می‌کشد.   من مطمئن هستم شوهرم هيچ خطايی نکرده که بيش از دو ماه در زندان به سر ببرد. خواسته من اين است که به کار همسرم رسيدگی شود و هر چه زودتر او را آزاد کنند. من به‌شدت نگران وضعيت او هستم، جانبازی که مشکل اعصاب دارد چطور می‌تواند سلول انفرادی را تحمل کند.     با توجه به پيگيری‌هايی که تاکنون انجام داده‌ايد، آيا مسئولان جواب داده‌اند که علت بازداشت همسرتان چه بوده و چرا تا به حال او را بدون تفهيم اتهام در زندان نگه داشته‌اند؟    مدتی پيش برادر شوهرم با يکی از مسئولان صحبت کرد، او گفت تا دو هفته ديگر وضعيت آقای خانجانی روشن می‌شود. اکنون دو هفته گذشته است و ما همچنان منتظريم او را آزاد کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_postelections_Khanjani_reformists_coalition_jailed/1805363.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_postelections_Khanjani_reformists_coalition_jailed/1805363.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 22 Aug 2009 18:43:36 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/43CD5304-9BDB-42CC-8288-FC8ED9AB7BD7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>احمد زیدآبادی؛ &#171;۳۵ روز انفرادی، ۱۷ روز اعتصاب غذا&#187;</title>
            <description>دوشنبه گذشته، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و دبیرکل ادوار تحکیم وحدت، پس از گذشت بیش از دو ماه از بازداشتش، با همسر خود دیدار کرد. مهدیه محمدی، همسر آقای زیدآبادی داشت در گفت‌گویی با رادیو فردا به آخرین وضعیت همسر زندانی‌اش اشاره می‌کند.دوشنبه گذشته، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و دبیرکل ادوار تحکیم وحدت، پس از گذشت بیش از دو ماه از بازداشتش، با همسر خود دیدار کرد.&#160;   مهدیه محمدی، همسر آقای زیدآبادی داشت در گفت‌گویی با رادیو فردا به آخرین وضعیت همسر زندانی‌اش اشاره می‌کند.     رادیو فردا:&#160;   خانم محمدی، لطفاً برای ما از چگونگی میسر شدن دیدارتا با آقای زیدآبادی بگویید.     مهدیه محمدی:  آقای زيدآبادی روز يکشنبه تلفن زد. اول صبح که تماس گرفت خيلی سرحال بود و حالش خوب بود. دوباره بعد از ظهر هم تماس گرفت و گفت فردا ساعت چهار بياييد ملاقات.     در ديدار با همسر خود وضعيت روحی و جسمی او را چگونه ديديد؟    اين تنها ديداری بود که طی مدت ۶۴ روز داشتيم. اکنون می‌توانم بگويم شرايط او در مجموع بد نيست البته خوب هم نيست.  يک ماه اول ظاهراً به آقای زيدآبادی به شدت فشار آمده و حالا اين شرايط کمی مساعدتر را خودش به وجود آورده است. البته به ما گفت که فشارها کمتر شده و کتاب وصيت‌نامه امام خمينی را داده‌اند بخواند. او می‌گفت با همين‌ها سرگرم هستم و توانسته‌ام با شرايط کنار بيايم.     خانم محمدی، خبرها حاکی از اعتصاب غذای آقای زيدآبادی در زندان بود. آيا در ديدار با همسرتان چيزی در اين مورد به شما گفت؟    بله، گفت در همان شب اول که او را بازداشت کرده‌اند در اعتراض به بازداشت غيرقانونی‌اش و اينکه تفهيم اتهام نشده است، دست به اعتصاب غذا زده و ۱۷ روز در اعتصاب غذا به سر برده است.  در اين مدت در بند ۲ الف زندان اوين بوده که اين بند بسيار خاص است و گويا ديگر انفرادی‌های اوين هيچ کدام چنين شرايطی ندارند. آقای زيدآبادی سال ۷۹ هم زندان اوين بود و اين بار هم همين طور، ولی گويا اين بار بند ۲ الف خيلی متفاوت بوده و می‌گفت جای خيلی وحشتناکی است و هيچ صدايی در سلول نمی‌آيد و سکوت مطلق حکمفرما است.  در ۳۵ روز اول که انفرادی بوده و ۱۷ روز آن را هم در اعتصاب غذا به سر برده، هيچ کسی را نديده و با هيچ کسی صحبت نکرده و حتی از او بازجويی هم نشده است. يعنی در طول ۳۵ روز نه تکلم کرده و نه هيچ صدايی را شنيده است. به تعبير خودش در اين مدت حالت جنون به او دست داده است و می‌گفت نمی‌توانم توضيح بدهم چه حالی داشتم و فقط به اين فکر می‌کردم که چگونه خودم را از بين ببرم.  جالب اينکه خانم‌های ديگر هم که با همسران خود ملاقات کرده‌اند، آنها هم دقيقاً همين تعابير را به کار برده‌اند؛ اينکه اينجا مثل قبر است و می‌خواهيم خودمان را بکشيم.  آنقدر شرايط وحشتناک بوده که آقای زيدآبادی اصلاً نمی‌توانست تعريف درستی از آن شرايط ارائه دهد. او را همه می‌شناسند که آدم بسيار مقاوم و زجرکشيده‌ای است و به راحتی به چنين نقطه‌ای نمی‌رسد که بخواهد خودش را از بين ببرد، من نمی‌دانم چه بلايی بر سرش آورده‌اند که به اين حالت رسيده است.     پيشتر در گفت‌وگو با راديو فردا اشاره کرديد آخرين باری که با همسرتان صحبت کرديد آقای زيدآبادی به شما گفته بازداشت مانند يک مرگ ناگهانی است و بعد از آن دنيا چه ارزشی دارد. آقای زيدآبادی در روز ملاقات به شما گفت تحت چه شرايطی به اين احساس رسيده است؟     کل زمان ملاقات ما فقط ۲۰ دقيقه بود و ما در مورد جزئيات نتوانستيم صحبت کنيم، ولی من فکر می‌کنم وقتی آقای زيدآبادی در آن شرايط بوده چنين حرفی را زده است؛ در شرايط وحشتناکی که دنيا برايش ارزشی نداشته است. وقتی کسی می‌خواهد خودش را از بين ببرد طبيعی است که بگويد دنيا ارزشی ندارد.     آيا آقای زيدآبادی همچنان در انفرادی به سر می‌برد يا به بند عمومی منتقل شده است؟    آقای زيدآبادی گفت وقتی ديدند من حالت روانی پيدا کرده‌ام من را منتقل کردند، ولی در مورد جای جديد يا نمی‌خواست صحبت کند و يا نمی‌توانست چيزی بگويد و نگفت کجا است ولی شرايط جديد او ظاهراً قابل تحمل‌تر است.  خودش می‌گفت هنوز انفرادی هستم، ولی با جای قبلی به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست و در مجموع برايم قابل تحمل است. او گفت به من فشار می‌آورند تا بالاخره به اينها باج بدهم، چاره‌ای ندارم و تحت فشار هستم.  گفتم چه می‌خواهند، گفت می‌خواهند به دادگاه بيايم و بگويم زندگی سياسی‌ام را کنار می‌گذارم. من نمی‌دانم آقای زيدآبادی تا کی بتواند مقاومت کند و دوام بياورد.     خانم محمدی، حدود دو ماه از بازداشت همسرتان می‌گذرد. با توجه به پيگيری‌هايی که کرده‌ايد مسئولان زندان يا مقام‌های قضايی گفته‌اند چرا آقای زيدآبادی در طول اين مدت اجازه نداشته با خانواده‌اش ملاقات کند؟    نه هيچکس به ما پاسخگو نيست. اصلاً در اتاق قاضی‌ها تا چهارشنبه هفته گذشته بسته بود و خانواده‌ها قاضی را نمی‌ديدند که بخواهند با او حرف بزنند.  تا کنون هم شرايط همين بوده که می‌بينيد و ما تنها يک بار با آقای زيدآبادی ملاقات کرده‌ايم و پيگيری‌ها نتيجه‌ای نداشته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_MMohammadi_IV_on_Zeidabadi_case/1804954.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_MMohammadi_IV_on_Zeidabadi_case/1804954.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 21 Aug 2009 20:37:16 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/282E622D-9017-44E3-A630-727A136CA974_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آغاسی: هر اقدام موسوی با موانعی توسط حاکمیت روبه‌رو می‌شود</title>
            <description>به دنبال اعلام میرحسین موسوی برای راه‌اندازی تشکیلاتی با عنوان &#171;راه سبز امید&#187;، روز چهارشنبه، حمیدرضا فولادگر، عضو کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، به احزاب هشدار داد، در صورت همکاری با این تشکیلات، پس از تذکر و اخطار کتبی، مجوز آنها را باطل خواهد کرد. در همین زمینه محمدحسین آغاسی، حقوقدان در تهران در گفت‌وگو با رادیو فردا، به پرسش‌هایی در مورد روند قانونی فعالیت احزاب در ایران پاسخ داده است.به دنبال اعلام میرحسین موسوی برای راه‌اندازی تشکیلاتی با عنوان &#171;راه سبز امید&#187;، روز چهارشنبه، حمیدرضا فولادگر، عضو کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، به احزاب هشدار داد، در صورت همکاری با این تشکیلات، پس از تذکر و اخطار کتبی، مجوز آنها را باطل خواهد کرد.   			 				  &#160;  					     بیشتر در مورد &#171;راه سبز امید&#187;  					   							   کمیسیون ماده ۱۰ در برابر احزاب حامی موسوی    							   بهشتى: خاتمى و كروبى عضو تشكيلات راه سبز اميد هستند      واکنش وزارت كشور ایران به خبر تشكيل &#171;جبهه سياسى&#187; موسوی      جبهه سیاسی &#171;موسوی&#187;؛ گرفتن مشروعیت از جنبش عظیم مردم      تشکل موسوی؛ &#171;متکی به شهروندان و در چارچوب قانون&#187;      سفیری: موسوی هنوز تصميم به عبور از سيستم ندارد      &#171;جبهه سیاسی میر حسین موسوی به زودی تشکیل می شود&#187;    						          محمدحسین آغاسی، حقوقدان و وکیل دادگستری     			 		در همین زمینه محمدحسین آغاسی، حقوقدان در تهران در گفت‌وگو با رادیو فردا، به پرسش‌هایی در مورد روند قانونی فعالیت احزاب در ایران پاسخ داده است.     رادیو فردا:&#160;   آقای آغاسی، برای تشکیل یک حزب در ایران چه مراحل قانونی باید طی شود؟     محمدحسین آغاسی:  برای تشکيل هر حزبی بايد ابتدا مرامنامه نوشته شود و اساسنامه‌ای هم دراين زمينه تدوين می‌شود، سپس اين مرامنامه بايد توسط سازمان مرکزی به تصويب برسد.  در مرحله بعد کسانی که تشکيل‌دهنده حزب هستند بايد مدارک خود را به کميسيون ماده ۱۰ احزاب ارائه کنند، انگشت‌نگاری شوند و از طرف وزارت اطلاعات و ساير سازمان‌های ذيربط در مورد آنها تحقيق و بررسی شود.  اگر مشکلی نداشتند، ضمن اينکه تعهد می‌دهند و اقرار می‌کنند به ولايت فقيه معتقد و به قانون اساسی ملتزم هستند، آن وقت در کميته احزاب اين مرامنامه و ديگر موارد مطرح می‌شود و در صورت تصويب می‌توانند حزب را تشکيل دهند.  بنابراين بعد از ارائه درخواست تشکيل حزب، گاهی چند سال طول می‌کشد تا به تصويب کميسيون ماده ۱۰ برسد.     بعضی از تحليلگران سياسی معتقد هستند که تشکيلات &#171;راه سبز اميد&#187; يک حزب به حساب نمی‌آيد، بلکه يک شبکه سيال اجتماعی است. چنانچه اين تشکيلات يک شبکه اجتماعی باشد به طور قانونی می‌توان با آن برخورد کرد و جلوی فعاليت آن را گرفت؟    هر گاه تشکلی راه‌اندازی شود در برگيرنده احزاب، گروه‌ها و جمعيت‌های ديگری است و عنوان حزب را نمی‌توان به آن داد.  در واقع گروه‌ها يا احزاب دور هم جمع می‌شوند و به نوعی ائتلاف کرده و در يک چهارچوب خاص فعاليت می‌کنند. نمونه بارز اين تشکل‌ها، تشکل دوم خرداد بود که مدت‌ها اموراصلاح‌طلبان را پيگيری می‌کرد و در يک تشکل هماهنگ اقدامات خود را انجام می‌دادند. تشکيلات &#171;راه سبز اميد&#187; هم حزب نيست و نيازی به اخذ مجوز ندارد.     در جمهوری اسلامی ايران چه حقوق قانونی برای گروه‌های مختلف سياسی وجود دارد که تحت آن بتوانند ديدگاه‌های خود را مطرح کنند؟    اگر افرادی بخواهند به صورت تشکل ديدگاه‌های خود را مطرح کنند، بايد اعضای مرکزی داشته باشند که گرد هم بيايند و مطالب را جمع‌بندی کنند و سپس توسط يک سخنگو نظريات و يا خواسته خود را مطرح کرده و به اطلاع عموم برسانند.  اما يادمان باشد هر بيان و نظری که بخواهد در کشور مطرح شود يک سری محدوديت وجود دارد که بايد اين محدوديت‌ها را در چهارچوب فعاليت خود رعايت کنند.     حميدرضا فولادگر از اعضای کميسيون ماده ۱۰، در مورد تشکيلات &#171;راه سبز اميد&#187; و احزابی که قصد دارند زير نظر اين تشکيلات قرار بگيرند گفته است که پس از تذکر و اخطار کتبی مجوز آنها توقيف و باطل می‌شود. آيا اين کار قانونی است؟    مطمئن باشيد هر اقدامی که قرار باشد توسط مهندس موسوی در ارتباط با مسايل سياسی و ميدانی انجام گيرد، با مشکلات و موانعی توسط حاکميت روبه‌رو می‌شود و مردم آماده هستند که اين اتفاقات بيفتد.  برای احزابی که قصد دارند زير گروه يا تشکيل‌دهنده تشکل &#171;راه سبز اميد&#187; شوند تا زمانی که تخلف قانونی انجام ندهند، امکان جلوگيری از فعاليت آنها نيست. ولی اين مسئله به اين معنا نيست که حاکميت اين کار را نخواهد کرد، به اين معنی است که کميسيون ماده ۱۰ احزاب و مراجع قضايی يا انتظامی نمی‌توانند به طور قانونی مانع فعاليت آن شوند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Aghasi_IV_on_Government_reaction_on_Mousavi_GWH/1804668.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Aghasi_IV_on_Government_reaction_on_Mousavi_GWH/1804668.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 21 Aug 2009 15:30:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2DAFF54C-F7CF-4490-82AC-7DA4C4E8C2F2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>روایتی از ۵۶ روز بازداشت در اوین</title>
            <description>برخی گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که نزدیک به ۵۰ تن از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از روز شنبه، به مدت سه روز، دست به اعتصاب غذا زده‌اند. یکی از بازداشت‌شدگان زندان اوین که به تازگی آزاد شده و از جزئیات این تصمیم آگاه است، در گفت‌وگو با رادیو فردا به این موضوع پرداخته است.برخی گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که نزدیک به ۵۰ تن از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از روز شنبه، به مدت سه روز، دست به اعتصاب غذا زده‌اند.&#160;   یکی از بازداشت‌شدگان زندان اوین که به تازگی آزاد شده و از جزئیات این تصمیم آگاه است، در گفت‌وگو با رادیو فردا به این موضوع پرداخته است. این مصاحبه‌شونده که تمایلی به افشای نام خود نداشت همچنین از تجربه دوران بازداشت خود در اوین می‌گوید.      رادیو فردا:&#160;   از موضوع اعتصاب غذای برخی زندانیان در اوین چه اطلاعاتی دارید؟    روز پنجشنبه زمانی که دبير کميسيون امنيت ملی مجلس برای دومين بار برای يک بازديد فرمايشی به زندان رفته بود، بچه‌ها اتمام حجت می‌کنند که اگر تا روز شنبه به کارشان رسيدگی نکنند و آزاد نشوند، ۵۰ نفر آماده هستند که دست به اعتصاب غذا بزنند.  وقتی من در زندان بودم نيز در مورد اين مسئله با دوستان هماهنگ بوديم. اکنون که آزاد شدم در تماس‌هايی که با هم داريم، قرار است کسانی که هنوز در زندان هستند تا شب يکشنبه اسامی اعتصاب‌کنندگان را به من اعلام کنند.     شما چه مدت در بازداشت بوديد؟    من ۵۶ روز بازداشت بودم.     در طول مدت بازداشت برخورد مسئولين زندان با شما و ساير بازداشت شدگان چطور بود؟    شرايط زندان و برخورد مسئولين زندان به شدت اهانت‌آميز بود. قبل از انتقال به زندان شکنجه شديم و در طول بازجويی‌ها روی شکنجه فيزيکی تأکيد نداشتند، اما تهديدها و شکنجه‌های روحی زياد بود.  شرايط نگهداری زندانی‌ها نيز بسيار بد بود و می‌توان گفت تمام لحظات حضور در آن شرايط مصداق بارز شکنجه بود.  از طرفی بعضی دوستان را از بند ما جدا کرده و به بند ۲۰۹ منتقل می‌کردند که ديگر نه می‌توانستند با ما تماس داشته باشند و نه با خانواده‌های خود. ما بعدا اينها را در دادگاه ديديم که رنگ‌شان پريده بود و به شدت تحت فشار بودند تا يک سری اعترافات فرمايشی در دادگاه انجام دهند.  در بند قرنطينه اندرزگاه ۷ شرايط طوری بود که می‌توانستيم با بيرون تماس داشته باشيم و به همين دليل نمی‌توانستند برای گرفتن اعتراف روی ما فشار بياورند. کسانی را که می‌خواستند از آنها اعتراف بگيرند گلچين می‌کردند و به بندهای ديگر می‌بردند و تحت فشار مجبور به اعتراف می‌کردند.     شما در صحبت‌های خود به شکنجه اشاره کرديد. آيا خود شما مورد شکنجه واقع شديد؟    بله من در بازداشتگاه مورد شکنجه قرار گرفتم، ولی در بازجويی‌های داخل اوين چنين موردی وجود نداشت.     اين شکنجه‌ها به چه صورت بود؟    شبی که ما را در کوی دانشگاه بازداشت کردند تقريباً همگی زخمی شده بوديم، چون به قصد کشت ما را کتک زده بودند.  بعد از انتقال به بازداشتگاه اصرار داشتند که ما عوامل آشوبگر و نيروهای مسلح در کوی دانشگاه هستيم و برای اعتراف گرفتن سر همين موضوع روی بدن زخمی و سر ما با ميله ضربه می‌زدند. در آگاهی شاپور ما را شکنجه می‌کردند و بعد به زندان اوين منتقل شديم که شکنجه به آن صورت وجود نداشت.     با توجه به اينکه شما تفهيم اتهام هم نشده بوديد، چطور شد آزادتان کردند؟    با توجه به تمام بازجويی‌هايی که در مورد من انجام شد، هيچ مدرکی دال بر اين که من در ايجاد اغتشاش و درگيری‌ها نقش داشته‌ام پيدا نکردند و من در اظهارات خود به اين نکات اشاره کردم و حاضر نشدم کوتاه بيايم و اعتراف کنم يا عليه اشخاص صحبت کنم. بنابراين به اين نتيجه رسيدند که مرا آزاد کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Evin_Prisoner_IV_confessions_torture/1801736.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Evin_Prisoner_IV_confessions_torture/1801736.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 17 Aug 2009 20:46:43 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8FD1889D-9786-463C-9DC0-CE9EE0E4889C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ستوده:‌ محاکمه چند فرد، تأسیس چنان بازداشگاهی را توجیه نمی‌کند</title>
            <description>رئیس کمیته ویژه پیگیری وضع بازداشت‌شدگان انتخاباتی در مجلس شورای اسلامی، روز شنبه، اعلام کرد که &#171;۱۲ مأمور نیروی انتظامی و یک قاضی متخلف&#187; در ماجرای بازداشتگاه کهریزک، محاکمه می‌شوند.   			 				  &#160;  					 یک بازداشتگاه؛ چند گزارش:  					   							   کهریزک؛ چند سوله به هم پیوسته در گرمای کشنده کویر    							   کهریزک؛ بازداشتگاهی که کسی نمی‌داند در آن چه گذشت      با تن زخمی روی آسفالت داغ    						    			 		پرویز سروری، همچنین درباره بازداشتگاه کهریزک گفت: &#171;معمولاً افراد شرور و اوباش، با توجه به اقدامات خلاف شئونی که انجام می‌دادند در این بازداشتگاه نگهداری می‌شدند و این محل به هیچ عنوان در شأن کسانی که در اعتراضات خیابانی اخیر بازداشت شدند نبوده است.&#187;  نسرین ستوده، وکیل دادگستری در تهران در گفت‌وگو با رادیو فردا به پرسش‌هایی در این رابطه پاسخ گفته است.     رادیو فردا:&#160;   خانم ستوده، آیا اظهارات پرویز سروری می‌تواند توجیهی برای برخوردهای خشونت‌آمیز با بازداشت‌شدگانی که افراد شرور و اوباش خوانده شده‌اند، باشد؟     نسرین ستوده:  به هیچوجه نباید فکر کرد که تا قبل از صدور حکم می‌توانیم مجازاتی نسبت به آنها اعمال کنیم. آن مجازات این است که با اعمال روش‌های خشونت‌آمیز برای آنها بازداشتگاه‌های نامناسب ایجاد کنیم. با این توجیه که این افراد شرور هستند یا کارهای نامتعارف اجتماعی انجام داده‌اند.  به نظر می‌رسد که اگر ما حقوق متهمان عمومی را رعایت کنیم، می‌توانیم مدعی شویم که حقوق متهمان سیاسی هم رعایت می‌شود. این به هیچوجه توجیه مناسبی، به لحاظ حقوقی، برای تأسیس چنین بازداشتگاه‌هایی که در آن جنایت‌های گسترده‌ای رخ داده، نیست.      رئیس کمیته ویژه پیگیری وضع بازداشت‌شدگان انتخاباتی در مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که ۱۲ مأمور نیروی انتظامی و یک قاضی در ماجرای بازداشتگاه کهریزک محاکمه می‌شوند. به نظر شما محاکمه این ۱۳ نفر چقدر به اجرای عدالت کمک می‌کند؟    به هیچوجه نمی‌شود این را پذیرفت که با محاکمه چند نفر افراد حقیقی و احتمالاً دادن صفت خودسر به آنها بخواهیم ابعاد چنین فاجعه‌ای را در حد ۱۲ تا ۱۳ نفر تقلیل دهیم. این بازداشتگاه به طور کلی غیرقانونی ایجاد شده زیرا که هر بازداشتگاه باید تحت نظر سازمان زندان‌ها و در طی مراحل قانونی تأسیس شود. اگر مراحل قانونی اش را برای تأسیس نگذرانده، اولاً به چه مجوزی ایجاد شده، چه کسانی دست به تأسیس آن زده‌اند؟ &#160; ثانیاً ایجاد چنین بازداشتگاهی هزینه‌هایی دارد. این هزینه‌ها از ردیف بودجه هزینه شده، چگونه بوده؟ پس افراد مختلفی دست‌اندرکار بودند. بنابراین به نظر می‌رسد که الان صحبتش هست که با تعقیب انتظامی یکی از دادیاران دادگاه انقلاب می‌خواهند این قضیه را تمام کنند.  به همه اینها انتقادات زیادی وارد است. زیرا افراد رده بالاتری در این قضیه دست دارند. ابعاد این فاجعه و جنایت بسیار گسترده‌تر از آن است که با ۱۰ یا ۱۲ نفر افراد حقیقی و سطوح پایین بخواهیم بر جنایت به این گستردگی سرپوش بگذاریم.     خانم ستوده، با توجه به اینکه فردی که گفته شده مورد شکنجه قرار گرفته، شاهدی ندارد، زمانی که اعلام می‌کند تحت شکنجه قرار گرفته، تا چه اندازه این اظهارات قابل توجیه و قابل قبول است.    نکته حائز اهمیت در مورد شکنجه در زندان‌های ایران، همان نکته‌ای است که در نامه آقای کروبی به آن اشاره شده.  ایشان گفته‌اند که اگر من که سالیان متمادی مسئولیت‌های مختلفی در ایران داشتم، الان با مستندات و مدارک زنده اعلام کردم که افراد تحت شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند، اینطوری مورد هجمه طرفداران دولت قرار می‌گیرم، چه ضمانتی وجود دارد برای افرادی که بدون هیچگونه پشتوانه سیاسی و حکومتی بخواهند بیایند اعلام کنند چه شکنجه هایی نسبت به آنها در چهاردیواری زندان اتفاق افتاده که هیچگونه شاهدی هم برای آن ندارند.  بنابراین این را در نظر داشته باشیم که وقتی کسی می‌آید این شجاعت را به خرج می‌دهد به ارگانی مراجعه می‌کند و شرح ماوقعی را که بر او رفته، می‌دهد، تا حدود خیلی زیادی می‌شود یقین پیدا کرد که این اتفاق واقعاً داخل زندان افتاده.     خانم ستوده، جمهوری اسلامی ایران کنوانسیون منع شکنجه را به امضا رسانده. می‌شود توضیحی در مورد این کنوانسیون بدهید؟    کنوانسیون منع شکنجه که در سال ۱۹۸۲ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسیده و ایران هم به آن پیوسته، هرنوع شکنجه‌ای را که عرفاً برای افراد بشر غیرقابل تحمل است، ممنوع کرده، خواه برای گرفتن اقرار یا هرنوع هدف قضائی دیگر.  در نظر داشته باشیم شکنجه شامل انواع شکل‌های جسمی، جنسی یا روانی می‌تواند باشد. به این تعبیر حتی می‌تواند تهدیدهای سخت مثل اینکه &#171;خودت و خانواده‌ات را در معرض مرگ قرار می‌دهیم&#187;، و یا تهدیدهایی از این دست، اعدام‌های ساختگی، همه اینها از مصادیق مسلم شکنجه به شمار رود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sotoudeh_IV_on_Kahrizak_case/1801584.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sotoudeh_IV_on_Kahrizak_case/1801584.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 17 Aug 2009 18:44:56 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/28C97A52-2E2E-44DB-95ED-A290B5307877_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پس از دو ماه، همچنان نگرانی نسبت به وضعیت بازداشت‌شدگان ادامه دارد</title>
            <description>دو ماه از بازداشت معترضان به انتخابات ریاست جمهوری می‌گذرد اما همچنان شماری از خانواده بازداشتی‌ها، از وضعیت عزیزانشان بی‌اطلاع هستند. اگرچه شماری از بازداشتیان به تدریج آزاد شده‌اند، اما همچنان صدها تن از آنها در مکان‌هایی، گاه نامشخص، دربند هستند.به دنبال اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری در ایران که وزارت کشور، محمود احمدی‌نژاد را پیروز آن اعلام کرد، شمار فراوانی از معترضان به نتایج اعلام شده، اقدام به برگزاری راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز به ویژه در پاتخت ایران کردند.  معترضان باور داشتند که رأی آنها نادیده گرفته شده و با شعار &#171;رأی من کجاست؟&#187;، به دنبال رأی به گفته آنها، گمشده خود می‌گشتند.  مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران، برای خاموش کردن آتش خشم معترضان، دست به بازداشت‌های گسترده‌ای زدند که به دنبال آن شماری نیز کشته شدند. بر طبق آمارهای رسمی اعلام شده تا کنون ۳۰ تن در این درگیری‌ها کشته و بیش از سه هزار تن نیز بازداشت شدند.  این درحالی است که آمارهای غیررسمی خبر از بازداشتی‌ها و کشته‌شدگان بیشتری می‌دهد. از جمله کمیته‌ای که از سوی اصلاح‌طلبان برای بررسی این مسئله تشکیل شد، از فهرست اسامی دستکم ۶۹ کشته سخن می‌گوید.  دو ماه از بازداشت معترضان به انتخابات ریاست جمهوری می‌گذرد اما همچنان شماری از خانواده بازداشتی‌ها، از وضعیت عزیزانشان بی‌اطلاع هستند. اگرچه شماری از بازداشتیان به تدریج آزاد شده‌اند، اما همچنان صدها تن از آنها در مکان‌هایی، گاه نامشخص، دربند هستند.   &#171;دیگر نمی‌دانم به کجا مراجعه کنم&#187;   شیوا نظرآهاری، عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر از جمله اولین بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات به شمار می‌رود که با گذشت دو ماه از بازداشتش، با خانواده خود ملاقاتی نداشته است.  شهرزاد کریمیان، مادری شیوا نظرآهاری در گفت‌وگو با رادیو فردا، از وضعیت دخترش به شدت ابراز نگرانی می‌کند.         شیوا نظرآهاری، عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر  خانم کریمان می‌گوید: &#171;من الان برای سلامتی بچه‌ام واقعاً نگرانم. ۲۰ روز است که من هیچ خبری از این بچه ندارم. نمی‌دانم سلامت است یا نه. اصلاً در بند ۲۰۹ اوین هست یا اینکه او را جای دیگری برده‌اند. من بارها هم گفته‌ام که مسئولیت جسمی و روحی دخترم را مستقیماً بر عهده آقای شاهرودی به عنوان رئیس کنونی قوه قضائیه و آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس قوه مجریه می‌دانم&#187;.  خانم کریمان ادامه می‌دهد: &#171;از روزی که بچه من را گرفتند، تا ۲۰ روز خبر نداشتم که او را کجا برده‌اند. به هر کجا که مراجعه می‌کردم، یا می‌گفتند که اسمش توی کامپیوتر ما نیست و یا می‌گفتند که نمی‌دانیم او را چه کسی بازداشت کرده و به کجا برده، و آیا حکم داشتند یا نداشتند؟ خودشان جوابگوی آدم نیستند. من واقعاً دیگر نمی‌دانم به کجا باید مراجعه کنم.&#187;   بازداشت با کپی حکم دو روز پیش از انتخابات   از سوی دیگر، به دنبال موج گسترده بازداشت‌ها در ایران، شمار زیادی از سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی نیز بازداشت شدند. عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری، جزو چهره‌هایی است که همچنان در بازداشت به سر می‌برد. این&#160; عضو کانون مدافعان حقوق بشر، چهار روز پس از ناآرامی‌های خیابانی ایران بازداشت و روانه زندان شد.         عبدالفتاح سلطانی  معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی در گفت‌وگو با رادیو فردا، ضمن غیر قانونی خواندن بازداشت همسرش، از آخرین دیداری که با او داشته می‌گوید.  خانم دهقان در توصیف این دیدار می‌گوید: &#171;ما آقای سلطانی را روز دوشنبه [گذشته]، پشت شیشه دیدیم و از طریق تلفن با او تماس داشتیم. در واقع ملاقات ما کابینی بود. روحیه ایشان همچنان خوب است ولی در هر صورت، زندان که نمی‌تواند جای خوبی باشد. بویژه اینکه انسان غیر قانونی دستگیر شده باشد و زندان بودن حقش نباشد. تمام اینها، مزید بر علت می‌شود.&#187;  نسرین ستوده، یکی از وکلای عبدالفتاح سلطانی نیز به رادیو فردا می‌گوید، آقای سلطانی از وکلای خود خواسته است تا شکواییه‌ای را نسبت به نحوه بازداشتی که از سوی، آقای سلطانی و وکلای او، غیر قانونی خوانده شده، تنظیم کنند.  خانم ستوده اضافه می‌کند: &#171;اساساً نحوه دستگیری ایشان غیر قانونی بوده است و همینطور حکمی که به ایشان در زمان دستگیری ارائه شده بود، کپی حکمی بود که در تاریخ ۲۰ خرداد ۸۸، یعنی دو روز قبل از انجام انتخابات به امضای دادستان تهران رسیده بود و در آن کپی قرار گفته شده بود که ضابطان قضایی می‌توانند، اغتشاشگران را بازداشت کنند. این علاوه بر اینکه اساساً مربوط به حقوق عمومی مردم می شود و سؤالات زیادی را ایجاد می‌کند و آن این است که دادستان تهران از کجا این اغتشاشات را دو روز قبل از انجام انتخابات پیش‌بینی کرده بودند و علاوه بر آن، قرار بازداشت هر فرد باید متکی و مستند به دلایل و مدارک قابل قبول باشد و قرار بازداشتی الزاماً باید اسم شخص را مشخصاً ذکر بکند.&#187;   &#171;اتهام مازیار بهاری هنوز مشخص نیست&#187;   یکی از گروه‌هایی که در حوادث اخیر، هدف بازداشت‌های گسترده قرار گرفت، روزنامه‌نگاران بوده‌اند.         مازیار بهاری، روزنامه‌نگار به هنگام پخش اعترافات  یکی از بازداشتی‌های این طیف مازیار بهاری، شهروند ایرانی‌تبار کانادایی و گزارشگر مجله نیوزویک است. مازیار بهاری، ۳۱ خرداد ماه، در بحبوحه رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بازداشت و روانه زندان شد. این درحالی‌است که تلاش برای آزادی این خبرنگار ایرانی-کانادایی، همچنان ادامه دارد.  صالح نیکبخت، وکیل مازیار بهاری در پیوند با اتهامی که متوجه موکلش است، ضمن تأکید بر اینکه خود به عنوان وکیل با او دیدار نداشته و از جزئیات پرونده مازیار بهاری آگاه نیست به رادیو فردا می‌گوید، که اتهام &#171;اقدام علیه امنیت ملی&#187; به موکلش نسبت داده شده است ولی از جزئیات آن بی‌خبر است.  آقای نیکبخت می‌گوید: &#171;آن چیزی که من اطلاع دارم و وکیل چندین نفر دیگر مانند، آقایان ابطحی، صفایی فراهانی، مهندس بهزاد نبوی و کسان دیگری نیز هستم، این است که به تمامی آنها، اتهامی به نام اقدام علیه امنیت کشور تفهیم شده است و آنها نیز اکثراً این اتهام را رد کرده‌اند. اما در جزئیات مسئله که نزدیک به پانزده، شانزده مورد اتهام تحت این عنوان کلی می‌گنجد، از تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی گرفته است که مجازات آن شش ماه تا یکسال است، تا اعدام هم که زیر این مجموعه قرار می‌گیرد، مانند همکاری با دولت متخاصم یا قصد جاسوسی کردن یا سند سری نگهداشتن یا محاربه و غیره که در این مجموعه می‌گنجد و جزئیات آن مشخص نشده است، مشخص نیست که اتهام مازیار کدام یک از این موارد می‌باشد.&#187;  مدافعان و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بارها با انتشار بیانیه‌ها و نامه‌های گوناگون، آنچه را که سرکوب معترضان در ایران خوانده‌اند، محکوم و برخوردهای خشونت‌بار در ایران را به باد انتقاد گرفته‌اند.  این در حالی است که جمهوری اسلامی با رد نقض حقوق بشر در ایران، بارها نسبت به آنچه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور می‌خوانند، هشدار داده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_conserns_on_aftermath_Election_arrestment_Continued/1800548.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_conserns_on_aftermath_Election_arrestment_Continued/1800548.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 15 Aug 2009 20:31:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8FF81AB9-09C6-4A6E-925E-AA729186894D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;مادر شما هیچ وقت نمی‌خواست شکنجه‌گر شوید&#187;</title>
            <description>پرفسور زیمباردو، یک روان‌شناس آمریکایی در سال ۱۹۷۱، آزمایشی کرده و نشان داده است که آدم‌های خوب و معمولی هم اگر تحت شرایط بد قرار گیرند، می‌توانند به آدم‌های &#171;بد&#187; تبدیل شوند و می‌توانند دژخیم و جلاد و شکنجه‌گر شوند. در نتیجه، این فضا و محیط است که روی آدم‌ها تأثیر می‌گذارد. دعوتتان می‌کنیم تا گفت‌وگو با این روانشناس آمریکایی را بخوانید.این روزها، اعترافات متهمان به‌اصطلاح &#171;اغتشاشات&#187;، همان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در محاکمات دسته‌جمعی، پخش می‌شود. تعدادی از این متهمان افرادی سرشناس‌اند؛ مثلاً در دولت آقای خاتمی پست و مقام‌های مهمی داشته‌اند؛ از جمله محمدعلی ابطحی که رئیس دفتر و معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بوده است.  اما پیش از بارداشت محمدعلی ابطحی در وبلاگش، به نام &#171;وب نوشته‌ها&#187; در مورد نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری نوشته است:  &#171;گونی‌ای که به جای کلاه سرمان رفت! ...  ... دیروز و دیشب خیلی با هم فرق داشت. دیروز ایران شادمان بود که دارد سرنوشت خودش را با تغییر شکل می‌دهد. همه هم آمده بودند. دیشب اما شب تلخ شوک‌آوری شد. خبرها مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبرگزاری فارس و [روزنامه‌ی] کیهان شکل گرفت. اول، باورکردنی نبود. کم‌کم که خبرها جلو رفت، خبرها مثل یک کوه سنگین در برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست، رسمی می‌شد. مهندس موسوی هم همزمان اعلام رسمی کرد که پیروز انتخابات است. اما اطلاعات رسمی بود که همچنان در دنیا مطرح بود و بدجوری روی اعصاب ملت لیز می‌خورد. این بار، مسأله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلی‌ها اسم آن را &#171;کودتای سفید&#187; می‌گذارند. با ستادهای مختلف در تماس بودم. مگر می‌شد خوابید؟ دو بار رفتم پیش آقای کروبی. یک بارش ساعت دوِ صبح بود. با دوست‌های مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت می‌کردم. همه شوکه بودند. هر وقت فرصت می‌کردم به فیس‌بوک و فرین‌هاین سر می‌زدم. دوستانی که این بار در انتخابات شرکت کرده بودند و نتایج را می‌دیدند، داشتند دق می‌کردند. می‌خواستند حرف‌های امیدوارکننده بزنند. من هم از این خبرها نداشتم. شرایط سختی بود. یاوران آقای احمدی نژاد علی‌رغم ممنوعیت تظاهرات، شهر را تسخیر کرده بودند. دو سه ساعتی خوابیدم. صبح که به دفتر آقای خاتمی رفتم، از جلسه‌ای آمده بود و داشت به جلسه‌ی مهم دیگری می‌رفت. بیانیه‌ی آقای موسوی را دیدم. خیلی صریح بود. بعد از آن، به دفتر آقای کروبی رفتم که ایشان هم داشت بیانیه‌ای می‌نوشت. با بی.بی.سی فارسی هم گفتگویی کردم. این تقلب واضح را تحلیل کردم. یکی از دوستان می‌گفت در خیابان فردی را دیده که گفته: &#171;این بار، به جای کلاه، گونی بود که سرمون رفت!&#187; مهندسی انتخابات خیلی هوشمندانه بود. رکورد رأی دادن در تاریخ انتخابات را هم شکستند. این‌که می‌گفتند &#171;خاتمی در دور دوم بیش‌تر رأی آورد.&#187; هم باید درهم می‌ریخت. احمدی نژاد در این مهندسی باید رأی بیشتری از خاتمی به دست می‌آورد.&#187;  ***  این حرف‌های محمدعلی ابطحی پیش از بازداشت و حبس بود.   پس از نزدیک دو ماه ماندن در زندان، ابطحی چنین گفته است:  &#171;اول از همه باید اعلام بکنم که از این‌که چنین شجاعتی پیدا کرده‌ام که این دیدگاه‌هایم را بیایم مطرح کنم، خیلی خوشحالم... این شعار تقلب یک شعاری بود که مطرح شد بلافاصله بعد از انتخابات. این تغییر جهت نیست، این واقعاً یک اشتباه بزرگی بوده که از طرف نخبگان ما شکل گرفته و این اشتباه را البته در چند روز کوتاه ما هم این اشتباه را تأکید می‌کردیم و تکرار می‌کردیم. اما این اشتباه اشتباهی  بوده که ضربه‌های بسیار بزرگی به کشور زده...&#187;  ***  اما به گفته‌ی نهادهای حقوق بشری و گفته‌های مدافعان حقوق بشر، این‌که افرادی اعتراف می‌کنند، تحت شرایط خاصی اعتراف می‌کنند؛ مثلاً&#160; آدمی که قبل از این‌که برود زندان، می‌گوید تقلب گسترده در انتخابات بوده و با اصطلاح خود آقای ابطحی &#171;کودتای سفید&#187; بوده، بعد از این‌که می‌رود زندان و چند هفته‌ای را در زندان می‌گذراند، حرف‌های خودش را کاملاً تکذیب می‌کند و می‌گوید اشتباه کرده و اصلاً تقلبی در کار نبوده و...   اما تحت چه شرایطی است که افراد این‌قدر تغییر می‌کنند؟    موضوع برنامه‌ نگاه تازه، افراد شکنجه‌شده نیست، بلکه این بار، &#171;نگاه تازه&#187; نگاه متفاوتی دارد و می‌خواهد بداند که  شکنجه‌گرها  تحت چه شرایطی و به چه علتی شکنجه می‌دهند؟  چه‌طور می‌شود که آدمی که یک آدم معمولی است در جامعه و ممکن است اگر در کشور دیگری مثلاً یک کشور اروپایی می‌بود، شغل و زندگی کاملاً متفاوت می‌داشت، یک‌باره گرایش خاصی پیدا می‌کند و تبدیل می‌شود به شکنجه‌گر یا می‌رود توی خیابان و به روی مردم تیر شلیک می‌کند؟  با توجه به این‌که این شکنجه‌گرها ممکن است پدر هم باشند، ممکن است مادر هم باشند، در نتیجه، تضادی به وجود می‌آید که تضاد بسیار شدیدی هم هست.  یک روان‌شناس آمریکایی در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰ شمسی)، آزمایش بسیار جالبی کرده و نشان داده که آدم‌های خوب و معمولی هم اگر تحت شرایط بد قرار گیرند، می‌توانند به آدم‌های بد تبدیل شوند و می‌توانند دژخیم و جلاد و شکنجه‌گر شوند. در نتیجه، این فضا و محیط است که روی آدم‌ها تأثیر می‌گذارد.  با پروفسور  فیلیپ زیمباردو استاد بازنشسته‌ی دانشگاه استنفورد و رئیس سابق انجمن روان‌شناسان آمریکا  گفتگو کرده‌ایم.     &#160;آقای زیمباردو! ابتدا کمی درباره‌ی آن پژوهشی که در سال ۱۹۷۱ انجام داده‌اید توضیح بدهید.    پرفسور زیمباردو:  در سال ۱۹۷۱، من علاقه‌مند شدم بررسی کنم ببینیم اگر آدم‌های خوب را در محیط بد بگذاریم، چه اتفاقی می‌افتد. برای این کار، ما تعدادی دانشجوی معمولی را که در سلامت کامل به‌سر می‌بردند از سرتاسر آمریکا جمع کردیم. از آن‌ها تست شخصیت گرفتیم و به‌صورت اتفاقی تعدادی از آن‌ها را به‌عنوان &#171;زندانی&#187; و تعدادی را به‌عنوان &#171;زندانبان&#187; انتخاب کردیم.   بعد آن‌ها را توی فضایی گذاشتیم که خودمان آن فضا را شبیه &#171;زندان&#187; درست کرده بودیم و سعی کردیم شرایطی را که در بسیاری از زندان‌های جهان حاکم است در آن‌جا ایجاد کنیم؛ مثل وضعیت درماندگی که زندانی‌ها در آن به‌سر می‌برند و قدرتی که زندانبان‌ها از آن برخوردارند.  می‌خواستیم ببینیم آیا خوبی انسان‌ها می‌تواند در یک مکان بد، بر جنبه‌ی شرورانه‌ای که در آن‌ها وجود دارد غلبه کند یا برعکس؟ متأسفانه این پژوهش را که قرار بود به مدت دو هفته انجام شود، من مجبور شدم بعد از شش روز متوقف کنم چون همه چیز از کنترل خارج شده بود. زندانبان‌ها رفتار خشن و سادیستی از خود نشان می‌دادند و جوان‌هایی که تا چند روز پیش سالم بودند، یک‌دفعه واکنش‌ها و ضعف شدید عصبی از خود نشان می‌دادند. این پژوهش قدرت &#171;موقعیت&#187; را نشان می‌دهد که می‌تواند بر بهترین آدم‌ها هم غلبه کند. نتیجه‌گیری ما از این پژوهش این بود که &#171;نهاد&#187;ها می‌توانند باعث فساد و انحراف انسان‌ها شوند. این &#171;نهاد&#187;ها هم می‌توانند &#171;زندان&#187; باشند و هم می‌توانند نهادهای آموزشی، سیاسی و حتی در مواردی خود خانواده باشند.   &#160;آیا می‌شود از حرف‌های شما این‌طور نتیجه گرفت که در وجود ما یک &#171;شیطان&#187; کوچک نهفته است؟     نه. ببینید، پیام این پژوهش این بود که ما هیچ‌کدام &#171;خوب&#187; یا &#171;بد&#187; زاده نمی‌شویم، بلکه همگی دارای قالب‌های روانی‌ای هستیم که می‌توانند با چیزهای خوب یا بد پر شوند. ما پتانسیل خوب یا بد را در درون خودمان داریم و آن چیزی که باعث می‌شود این پتانسیل فعال شود محیطی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. اگر شما توی ایران بزرگ بشوید و طرفدار حکومت باشید،افراد معترض را شرور می‌دانید. از طرف دیگر، نیروی اپوزیسیون دولت را فاسد و غیرقانونی و ناموجه می‌داند.   &#160;آقای زیمباردو! افرادی که در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده‌اند الان ظاهراً تحت فشار اعترافاتی کرده‌اند که این اعترافات این روزها از تلویزیون ایران پخش می‌شود. چرا افرادی که در یک جامعه بزرگ و تربیت شده‌اند این‌قدر متفاوت‌اند؟ یک عده معترض به دولت و گروهی دیگر طرفدار حکومت‌اند که حاضرند شلیک کنند به سمت معترضان و آن‌ها را شکنجه بدهند...     &#171;مغز انسان قابلیت عجیبی برای توجیه همه چیز دارد، توجیه قتل، توجیه شکنجه... شکنجه‌گر یا جلاد در زندان هم همین کار را انجام می‌دهد؛ یعنی از نظر روانی خودش را متقاعد می‌کند که زندانی انسان نیست، پست‌تر از انسان است و برای همین حقش است که شکنجه شود و حقش است که کشته بشود.&#187;  فیلیپ زیمباردو  من موضوع &#171;شکنجه&#187; را در برزیل بررسی کرده‌ام. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، دولت‌های نظامی فاشیست در سرتاسر آمریکای لاتین به قدرت رسیدند. آن‌ها با سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها دشمنی داشتند و متأسفانه آمریکا از این دولت‌ها حمایت می‌کرد چون دوره‌ی جنگ سرد بود و هر کس که با کمونیسم و سوسیالیسم مخالف بود متحد آمریکا محسوب می‌شد. ما با دولت منتخب مردم ایران به‌رهبری مصدق هم مخالفت کردیم. این به این معناست که وقتی آدم‌ها به قدرت می‌رسند، خودشان را محق و موجه می‌دانند و هر کسی را که باهاشان مخالفت می‌کند دشمن می‌دانند؛ حتی هموطن‌های خودشان را دشمن به حساب می‌آورند. در برزیل هم که من کار پژوهشی‌ام را انجام دادم پلیس این به‌اصطلاح &#171;دشمنان&#187; را می‌کشت و شکنجه می‌کرد و این &#171;دشمنان&#187; کسی نبودند جز هموطنان برزیلی همان مأموران پلیس، منتها با گرایش سوسیالیستی‌ای که داشتند. این موضوع در مورد بسیاری از کشورها به‌خصوص در آمریکای لاتین مصداق دارد و الان هم دارد اتفاق می‌افتد.   منظورتان این است که اگر کسی امروز در جامعه‌ی ایران به‌عنوان &#171;بازجو&#187; و &#171;شکنجه‌گر&#187; کار می‌کند، اگر مثلاً در جامعه‌ای مثل سوئیس بزرگ می‌شد احتمالاً یک &#171;بانکدار&#187; موفق می‌شد؟   بله. هرکسی می‌تواند &#171;شکنجه‌گر&#187; بشود. مسأله مسأله‌ی توجیه است. مغز انسان قابلیت عجیبی برای توجیه همه چیز دارد، توجیه قتل، توجیه شکنجه... برای مثال، هر وقت ما می‌رویم جنگ، برای خودمان توجیه می‌کنیم، می‌گوییم ملت می‌گوید یک دلیل خوب برای رفتن به جبهه وجود دارد. شکنجه‌گر یا جلاد در زندان هم همین کار را انجام می‌دهد؛ یعنی از نظر روانی خودش را متقاعد می‌کند که زندانی انسان نیست، پست‌تر از انسان است و برای همین حقش است که شکنجه شود و حقش است که کشته بشود. نازی‌ها هم همین کار را در مورد یهودی‌ها انجام دادند؛ آن‌ها برای این‌که یهودی‌ها را قتل‌عام کنند، مردم را متقاعد کردند که یهودی‌ها از انسان پست‌ترند. وقتی این اتفاق در ذهن مردم افتاد، آن وقت، آدم با طرف مقابل مثل &#171;حشره&#187; برخورد می‌کند. این اتفاق در رواندا هم افتاد: دولت رواندا اعلام کرد که اعضای قوم توت‌سی مثل سوسک هستند! خُب، وقتی سوسک وارد خانه‌ی شما می‌شود، شما چه‌کار می‌کنید؟ می‌کشیدش. این‌طوری شد که ظرف صد روز، مردم حدود هشت‌صد هزار توت‌سی را که در همسایگی‌شان زندگی می‌کردند کشتند. پس می‌بینیم که این پتانسیل در هر آدمی هست و فقط به ایران محدود نمی‌شود.   من باز هم متوجه نشدم. چرا ما این‌قدر آدم‌های متفاوت در یک جامعه داریم؟   اکثر جوامع جهانی دسته‌بندی &#171;چپ&#187; و &#171;راست&#187; دارند و دچار تفرقه‌اند. هنگامی این شکاف و اختلاف تشدید می‌شود که مردم بگویند آن‌چه دارد اتفاق می‌افتد ناعادلانه است. شما ممکن است در یک حزب اقلیت باشید و در انتخاباتی بازنده بشوید یا ممکن است شغل‌تان را از دست بدهید، ولی اگر احساس کنید این انتخاباتی که در آن شکست خورده‌اید یا رقابت شغلی‌ای که در آن بازنده شده‌اید عادلانه بوده نتیجه را می‌پذیرند. مردم در تمام دنیا، به‌خصوص امروز در ایران با احساس &#171;بی‌عدالتی&#187; مخالفت می‌کنند.   &#160;شما اشاره کردید که این قدرت &#171;شرایط&#187; و &#171;موقعیت&#187; است که باعث می‌شود آدم‌های &#171;خوب&#187; وقتی در جای &#171;بد&#187; قرار بگیرند، به آدم بدی تبدیل بشوند. حالا آیا راهی برای مقاومت و مقابله با شرایط بد وجود دارد؟   کاری که من می‌کنم این است که در باره‌ی این موضوع کتاب می‌نویسم و سخنرانی می‌کنم. من کتابی نوشته‌ام با عنوان &#171;تأثیر شیطانی: فهم این‌که چگونه انسان‌های خوب شیطانی می‌شوند؟&#187; نخستین گام این است که آدم‌ها را آگاه کنیم که بفهمند چقدر عبور از مرز بین &#171;خوبی&#187; و &#171;شرارت&#187; آسان است. با پذیرش نقش در حکومتی که مدافع ایدئولوژی‌ای است که سوءاستفاده از قدرت را توجیه می‌کند، عبور از این مرز به‌آسانی انجام می‌شود. آدم‌ها باید بفهمند که برای همه آسان است که به &#171;شیطان&#187; تبدیل بشوند. این نخستین گام برای مقابله با این تغییر و تبدیل است. اپوزیسیون ایران باید به شکنجه‌گرها بگوید که: خوب فکر کنید ببینید شما کی هستید؟ مادر شما هیچ‌وقت نمی‌خواست شما شکنجه‌گر باشید، زن و بچه‌هایی را شکنجه کنید و بکشید که فقط می‌خواهند دولت دیگری سر کار بیاید. افرادی که با اسلحه شما را تهدید نمی‌کنند، بلکه تنها با تفکراتشان شما را به چالش کشیده‌اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 12 Aug 2009 12:59:44 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Philip_G_Zimbardo/1797965.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/81FE7C7E-7F19-408C-A5F8-E257CD801FCA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شکنجه؛ &#171;هدف، نابود کردن انسانیت قربانی است&#187;</title>
            <description>شکنجه و اعتراف دوباره به یکی از موضوعات داغ در ایران تبیدل شده است، به خصوص با تشکیل دادگاه‌های اخیر برای محاکمه کسانی که مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی آن‌ها را &#171;اغتشاش‌گران&#187; پس از انتخابات نامیده‌اند. کسانی که پس از تحمل چند هفته زندان ناگهان دربرابر دوربین‌های تلویزون ایران &#171;اعتراف&#187; کردند. وقتی شکنجه‌ای در کار است، چه تحولاتی در ذهن شکنجه‌گر اتفاق می‌افتد که دیگران را آزار و اذیت کنند؟این روزها، اعترافات متهمان به‌اصطلاح &#171;اغتشاشات&#187;، همان اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در محاکمات دسته‌جمعی، پخش می‌شود. تعدادی از این متهمان افرادی سرشناس‌اند؛ مثلاً در دولت آقای خاتمی پست و مقام‌های مهمی داشته‌اند؛ از جمله محمدعلی ابطحی که رئیس دفتر و معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بوده است...  در بخشی از نگاه تازه در گفت‌وگو با پ روفسور فیلیپ زیمباردو استاد بازنشسته‌ی دانشگاه استنفورد و رئیس سابق انجمن روان‌شناسان آمریکا ، به &#171;ذهنیت&#187; شکنجه‌گر و فرایندی که سبب مب‌شود دست به چنین کاری بزند پرداختیم.  و این بار باز هم برای این‌که ببینیم چه مکانیسم‌ها و تحولاتی در ذهن آدم‌ها اتفاق می‌افتد که به خودشان اجازه می‌دهند دیگران را آزار و اذیت کنند و شکنجه‌شان کنند، برویم سراغ دکتر  نورایمان قهاری، روان‌شناس بالینی و متخصص شکنجه و آسیب‌دیدگی روانی در آمریکا .   &#160;خانم قهاری گر ممکن است برایمان توضیح بدهید که چه‌طور است آدم‌هایی که خیلی معمولی‌اند، آدم‌هایی که مثلاً پدر خانواده هستند، بچه دارند، هر روز بهش محبت می‌کنند، برایش هدیه می‌خرند، همسر مهربانی هستند، فامیل دارند، با پدر و مادرشان و با دوستانشان خوب‌اند، یک‌دفعه در محیطی قرار می‌گیرند که حاضر می‌شوند در نقش مثلاً شکنجه‌گر کار کنند و به آدم‌هایی آزار برسانند؟   من فکر می‌کنم همه‌ی مردم به‌طورکلی برای جواب دادن به نیازهای روحی و روانی‌شان به پناهگاهی احتیاج دارند که با توسل به آن بتوانند امید به زندگی را همیشه برای خودشان تقویت کنند و زخم‌ها و آلام خودشان را التیام دهند. هر مذهب یا ایده‌ئولوژی‌ای که در این رابطه بتواند نقش و جایگاه این پناهگاه را به عهده بگیرد، می‌تواند در اذهان مردم تبدیل به یک باور بشود.   حالا اگر فرد یا گروهی با شناخت از این پدیده که مردم این احتیاجات را دارند، بتواند دیدگاه و افکار خودش را به‌عنوان پناهگاهی بهتر به باور آن‌ها تبدیل کند می‌تواند از گرایش بخش بزرگی از مردم رو به مذهب، ایده‌ئولوژی یا سیاست‌های خود بهره بگیرد. و می‌توانیم ببینیم که چه‌طور مردم می‌توانند کلاً به هر دیدگاه یا ایده‌ئولوژی مثل فاشیسم، لیبرالیسم، کمونیسم، حزب‌الله تا حتی اصلاح‌طلبی گرایش پیدا کنند.   حالا ایدئولوژی یا باوری که حق مطلق را در یک جامعه پیدا می‌کند برای این‌که خودش را و قدرتش را به اثبات برساند و تحقق ببخشد، مجبور است برای حفظ قدرت و منابع مادی خودش گروه‌های دیگری را زیر ضرب ببرد و به این وسیله از سلاح‌هایی که به آن‌ها &#171;سلاح‌های جنگ روانی&#187; می‌گوییم استفاده می‌کند. و این &#171;سلاح‌های جنگ روانی&#187; نه تنها برای تضعیف آن گروه‌های مخالف هستند که به آن‌ها بقبولاند که این گروه‌ها رهبرانی دارند که بی‌لیاقت هستند و قبل از این‌که این گروه‌ها مبارزه را شروع کنند، سلاح‌شان را زمین بگذارند، به مردم عادی در جامعه این باور را نیز القا می‌کند که این گروه‌ها مادون بشریت هستند.   یعنی در جامعه‌ی ایران مثلاً در سی سال گذشته، ما می‌شنویم که به افراد مخالف از گروه‌های متفاوت اقلیت‌های قومی و مذهبی و غیره، القابی مثل &#171;مفسد فی الارض&#187;، &#171;منافق&#187;، &#171;محارب با خدا&#187; و &#171;ضدانقلاب&#187; و دیگر القاب تحقیرآمیز داده می‌شود و کسانی که در ضمن با توسل به این ایده‌ئولوژی برتر (که در ایران &#171;مذهب&#187; است)، به آن وعده‌ی دنیای بهتر و به‌اصطلاح به‌طور مشخص در ایران به &#171;کلید بهشت&#187; چشم دوخته‌اند و باور دارند با پیوستن به آن گروه می‌توانند به خودشان التیام ببخشند و برای خودشان مقام برتری در جامعه کسب کنند، ولی مکانیسم‌های روانی‌ای که در این‌جا کار می‌کند از این قبیل‌اند که این افراد در خشونت وارد آوردن و یا سرکوب گروه‌های دیگر اول این باور را دارند که این گروه‌ها مادون بشر هستند و در حقیقت، بر ضد جامعه، بر ضد این اید‌ئولوژی برتر هستند.   هر قدر این‌ها بیشتر خشونت اعمال می‌کنند، بیشتر باور می‌کنند که این‌ها مادون بشریت هستند، برای این‌که باید بتوانند فاصله بگیرند از این خشونتی که دارد اعمال می‌شود، چون همان طورکه در ابتدا گفتید این‌ها پدرهایی هستند که به بچه‌های خودشان محبت می‌کنند یا زندگی عادی را خارج از محیط زندان و سرکوب پیش می‌برند.   ولی آیا تمام افراد شکنجه‌گر و سرکوبگر به اید‌ئولوژی حاکم معتقدند؟ آیا افرادی هم هستند که با انگیزه‌ی دیگری مثل انگیزه‌ی مالی و مادی و پیشرفت شغلی دست به این کار بزنند؟   بله. من اول هم گفتم که اصلاً باور من این است که خشونتی که اعمال می‌شود بر سر منابع طبیعی و منابع مادی و کسب قدرت است، منتها این‌که شما چه‌طور بتوانید این خشونت را توجیه کنید، مکانیسم‌های روانی‌ای را باید به کار ببرید که به شما بتواند اجازه بدهد که خون دیگری را بریزید یا ساعت‌ها بتوانید به یک نفر شلاق بزنید.   یعنی این در طبیعت (سرشت) انسان وجود ندارد و باید با خودش مقابله کند؟ یعنی اذیت می‌شود آدم؟   باید فاصله بگیرد. البته ما می‌دانیم انسان‌هایی هستند که خشن‌تر از انسان‌های دیگرند و در ضمن، فرهنگ خانوادگی مردم و فرهنگ اجتماعی ما که در حقیقت &#171;فرمانبری&#187; را تشویق می‌کند هم در این‌جا نقش بازی می‌کند.     &#171;هدف نهایی شکنجه به نابودی کشیدن شخصیت قربانی و انسانیت اوست؛ یعنی این‌که قربانی را از تمام باورها و هویت خودش خالی کنند و چیزی را که خودشان می‌خواهند جایگزین آن کنند. هدف دیگر شکنجه در حقیقت این است که با اعماال درد و رنج در فرد، جامعه را به خاموشی بکشانند.&#187;  دکتر نورایمان قهاری  البته مفهومی هم در روان‌شناسی تحت عنوان &#171;سادیسم&#187; وجود دارد. یعنی افرادی هم وجود دارند که از آزار و اذیت دیگران لذت می‌برند. درست است؟   حتماً هست. من در مورد مسئله‌ی شکنجه‌گران یا سرکوبگران به‌طور مشخص تحقیقی در این مورد ندیده‌ام، ولی می‌توانم تصور کنم که حتماً کسانی هستند که از انجام این‌گونه کارها ممکن است لذت برند؛ لذت‌های فردی و شخصی...   &#160;علاوه‌بر این‌که آدم مثلاً کتک می‌خورد، شلاق می‌خورد، شوک الکتریکی بهش می‌دهند یا ناخن‌هایش را می‌کشند، به‌هر صورت دردی به او وارد می‌شود که ممکن است مدتی، چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. چه تأثیرات بلندمدتی این واقعه و اتفاق روی زندگی آن فرد می‌گذارد؟   هدف نهایی شکنجه را نباید فراموش کنیم. هدف نهایی شکنجه به نابودی کشیدن شخصیت قربانی و انسانیت اوست؛ یعنی این‌که قربانی را از تمام باورها و هویت خودش خالی کنند و چیزی را که خودشان می‌خواهند جایگزین آن کنند. هدف دیگر شکنجه در حقیقت این است که با اعماال درد و رنج در فرد، جامعه را به خاموشی بکشانند؛ یعنی در جوامع استبدادی، از شکنجه به‌عنوان یکی از موفق‌ترین سلاح‌ها برای ضدیت با آزادی و دموکراسی استفاده می‌شود.   ولی این‌که آیا روی شخص چه تأثیرات درازمدتی دارد، تحقیقات و کار فردی با قربانیان نشان می‌دهد که به‌هرحال تأثیرات جسمی شکنجه تا درازمدت باقی می‌ماند؛ زخم‌هایی که جایشان باقی است؛ شکستگی‌هایی که خوب نمی‌شود؛ ضربه‌هایی که به مغز وارد شده می‌تواند تا آخر عمر با قربانی باقی بماند و همین‌طور خاطره‌ی آن شکنجه‌ها می‌تواند هر لحظه در ذهن قربانی یا بهتر است بگویم &#171;جان به در بُرده&#187; زنده شود.   اما چه‌طور ممکن است افرادی که خودشان تجربه‌ی زندان و شکنجه دارند، در زمان و شرایط دیگری، خودشان هم به شکنجه‌گر تبدیل بشوند؟ دقیقاً نمونه‌ی این‌گونه افراد را در ایران داشته‌ایم. پیش از انقلاب افرادی در زندان بودند. بعد از انقلاب همین افراد شدند زندانبان یا بازجو ...   در این مورد دو چیز عمل می‌کند. یکی وقتی یک نفر آسیب دیده و زجری را متحمل شده، آن فرد اعتمادش را به افراد یا گروه‌های دیگر و شاید جهان به‌طورکلی از دست می‌دهد، یعنی در اعتمادش به خودش حتی و افراد دیگر جهان تزلزل پیدا می‌شود و ممکن است عکس‌العملش نسبت به کسانی که با او مخالفتی دارند شدید باشد؛ شدیدتر از عکس‌العمل افراد عادی دیگر باشد. و مسئله‌ی دیگر هم همان است که اول راجع به آن صحبت کردیم و آن کاربرد باورهاست؛ یعنی این‌که باور من به من می‌گوید که کسی را که دارم شکنجه می‌کنم در حقیقت حقش است که این کار را روی او انجام بدهم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Ghahari/1797906.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Torture_Ghahari/1797906.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 12 Aug 2009 12:41:00 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/63762c7c-60a7-4594-8d79-0944e212fd31_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اثر انگشت سبز روی تی‌شرت‌های نیمانی</title>
            <description>نیما بهنود، طراح &#171;برند نیمانی&#187;، در آخرین محصولاتی که به بازار عرضه کرده، با طراحی اثر یک انگشت سبز بر روی تی‌شرتی سفید رنگ، پشتیبانی خود را از جنبش سبز ایرانیان، نشان داده است. رادیو فردا به بهانه طرح‌های جدید نیما بهنود با او گفت‌وگو نشسته است.نیما بهنود، طراح &#171;برند نیمانی&#187;، در آخرین محصولاتی که به بازار عرضه کرده، با طراحی اثر یک انگشت سبز بر روی تی‌شرتی سفید رنگ، پشتیبانی خود را از جنبش سبز ایرانیان، نشان داده است.&#160;   نیما بهنود، طراح تی‌شرت‌هایی با طرح‌های ایرانی، نه فقط در میان ایرانیان، که در سایر کشورها هم به شهرتی جهانی دست یافته است. این هنرمند خلاق، با استفاده از خوشنویسی و خطوط و نقش‌های قدیمی و گاهی با استفاده از سمبل‌های ایرانی، همچون تصویر فروغ فرخزاد، میدان آزادی و میرزا کوچک خان جنگلی، تی‌شرت‌هایی را به بازار عرضه کرده که با تمجید منتقدان و خریداران روبه‌رو شده است.  رادیو فردا به بهانه طرح‌های جدید نیما بهنود با او گفت‌وگو نشسته است.     رادیو فردا:&#160;   با توجه به اینکه سال‌هاست که خارج از ایران زندگی می‌کنید، چه چیزی باعث شده که طرح‌هایی را برای محصولات خود انتخاب کنید که تا این حد با فرهنگ ایرانی گره خورده است؟     نیما بهنود:  من ۱۵ سال است که در ايران زندگی نمی‌کنم اما به خاطر همان چند سالی که در ايران بودم، هنر ايرانی تأثيری فرهنگی و هنری بر من گذاشته است. از پنج سال پيش که کار اين لباس‌ها را آغاز کرديم، تأثير هنر ايران در لباس‌ها ديده می‌شود و تقريباً جزو پايه‌های اصلی اين محصولات شده است.  این موضوع دو دلیل دارد، اول به اين دليل که من قسمت عمده زندگی‌ام را در ايران گذرانده‌ام و دوم اين که کمبود هنر ايران را در مد جهانی احساس می‌کردم.     آقای بهنود، بيشتر مشتری‌های محصولات شما چه کسانی هستند، خارجی‌ها يا ايرانی‌ها؟    اين مسئله سال به سال تغيير کرده است. پنج سال است که ما اين لباس‌ها را توليد می‌کنيم، سال‌های اول بيشتر توجه ايرانی‌های خارج از کشور و خارجی‌های ساکن نيويورک به صورت نصف نصف به اين کار جلب شده بود. اکنون خارجی‌ها بيشتر با اين محصولات آشنا شده‌اند و بسيار از آن استقبال کرده‌اند و درحال حاضر طرفداران خارجی اين محصولات بيشتر از ايرانی‌هاست.  روی بسيار از محصولات شما يا از سمبل‌های ايرانی مانند ميدان آزادی استفاده شده است يا تصاويری از هنرمندان و تاريخ‌سازان ایران از جمله فروغ فرخزاد و ميرزا کوچک خان جنگلی و يا از اشعار و واژه‌های فارسی که برای خارجی‌ها خيلی قابل درک نيست. فکر می‌کنيد علت اينکه محصولات شما تا اين اندازه مورد توجه قرار گرفته چيست؟  در واقع من تمام سعی خود را کرده‌ام که به جز محتوای طرح‌ها که به فرهنگ و هنر ايران باز می‌گردد، بقيه نشانه‌های لباس، جهانی باشد. به عنوان مثال دوخت لباس، نوع عکاسی و استفاده از مدل‌هايی که داريم با استانداردهای جهانی مد منطبق است.  هر محصولی هم که خريداری می‌شود چيزی شبيه شناسنامه دارد و در آن در مورد تاريخچه هنری فرم روی لباس توضيح داده‌ايم.     در ايران بعضی از مغازه‌ها محصولاتی را به اسم نيمانی می‌فروشند. آيا محصولات شما به ايران هم صادر می‌شود؟    نه متأسفانه محصولات ما به ايران صادر نمی‌شود و نزديک‌ترين جايی که اين لباس‌ها را به فروش می‌رساند و نمايندگی رسمی ما است، در دبی قرار دارد. محصولاتی که در مغازه‌های ايران به فروش می‌رسد تقلبی است و بعضی‌ها نوع جنس و رنگ‌هايی که ما استفاده می‌کنيم، نيست. اما من می‌دانم بعضی وقت‌ها خريداران در ايران چاره‌ای جز اين ندارند که از همان محصولات استفاده کنند.     آقای بهنود، يکی از آخرين طرح‌هايی که به بازار ارائه کرده‌ايد تی‌شرت سفيدی است که روی آن يک اثر انگشت سبز رنگ طراحی شده است. با توجه به آنچه پس ازانتخابات در ايران رخ داد و جنبش سبزی که در پشتيبانی از ميرحسين موسوی شکل گرفت، آيا شما خواسته‌ايد به نوعی از اين جنبش در ايران حمايت کنيد؟    اين جنبش در شرکت نيمانی برای ما يک جنبش کاملاً فرهنگی بود نه جنبش سياسی و از نظر ما خواست مردم ايران فرهنگی است و ما هم از مردم ايران حمايت می‌کنيم نه از کانديدای به خصوصی. اين حمايت فقط از بچه‌ها، دوستان و هم کلاسی‌های ما در ايران است.  شرکت ما از تمام مسايل سياسی دور بوده و اين تی‌شرت هم جنبه سياسی ندارد، جنبه فرهنگی دارد و برای حمايت از مردم ايران است.     اشاره کرديد که هر محصول شما چيزی مانند شناسنامه دارد. توضيحی درباره همين تی‌شرتی که اثر انگشت سبز روی آن است، داده‌ايد؟    اخبار مربوط به ايران اين روزها در تمام دنيا منتشر می‌شود، بنابراين اين تی‌شرت مانند ساير محصولات توضيح طولانی ندارد و خارجی‌ها خيلی از آن استقبال کرده‌اند به اين علت که آنها هم می‌خواهند حمايت مردمی خود را از جوانان ايرانی اعلام کنند.  اتفاقاً بايد روی اين موضوع تأکيد کنم که دلم می‌خواهد اين تی‌شرت به دست بچه‌های خودمان در ايران برسد، نه به دست کسانی که درخارج از ايران با نيت‌های شخصی ديگر خودشان را داخل حرکت کرده‌اند.     اثر انگشت روی تی‌شرت متعلق به خود شما است؟    بله، اين اثر انگشت من است ولی تغييراتی در آن ايجاد کرده‌ايم که روی لباس جا شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nimani_IV_on_New_Design_Green_fingerprint_on_white_Tshirt/1796694.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nimani_IV_on_New_Design_Green_fingerprint_on_white_Tshirt/1796694.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 10 Aug 2009 20:26:52 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/79F3AF93-A176-40C7-ABCC-ACD31D881F51_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>درخواست برای برخورداری افراد زیر ۱۸ سال از دادرسی عادلانه</title>
            <description>انجمن دفاع از حقوق کودکان، شنبه گذشته در نامه‌ای خطاب به آيت‌الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضاييه، از شرايط نوجوانانی که در وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری ايران بازداشت شده‌اند ابراز نگرانی کرد.انجمن دفاع از حقوق کودکان، شنبه گذشته در نامه‌ای خطاب به آيت‌الله هاشمی شاهرودی، رئيس قوه قضاييه، از شرايط نوجوانانی که در وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری ايران بازداشت شده‌اند ابراز نگرانی کرد.  در اين نامه خطاب به آيت‌الله هاشمی شاهرودی آمده است: &#171;در ۱۰ سال گذشته با توجه به حساسيت، قانون‌مداری و نگرانی جنابعالی در ارتباط با رعايت حقوق افراد زير ۱۸ سال و مفاد پيمان‌نامه حقوق کودک و با عنايت به روزهای پايانی خدمت جنابعالی که با شرايط خطير فعلی مقارن گشته، همچنان نيازمند مداخله خردمندانه و تعيين تکليف کودکان دربند مطابق با آيين نامه دادرسی اطفال هستيم&#187;.  انجمن دفاع از حقوق کودکان همچنين به منظور &#171;برخورداری افراد زير ۱۸ سال بازداشت شده از دادرسی عادلانه&#187; ابراز آمادگی کرده است که وکيل در اختيار آنها بگذارد.  آيت‌الله هاشمی شاهرودی کمتر از ۱۰ روز ديگر در ۲۵ مردادماه از سمت خود کناره خواهد گرفت و جانشين او مشخص خواهد شد.  گيتی پورفاضل، حقوقدان در تهران، در گفت‌وگو با راديو فردا با اشاره به مواد موجود در قوانين جمهوری اسلامی از سن مسئوليت کيفری درايران می‌گويد: &#171;در قانون داخلی ايران دو جور صغير داريم؛ صغير مميز و صغير غيرمميز. افراد بالای ۱۴ و زير ۱۸ سال صغير مميز محسوب می‌شوند. اما قوانين ايران سن بلوغ را به عنوان مسئوليت کيفری پذيرفته و متأسفانه سن بلوغ برای دختران ۹ سال تمام و برای پسران ۱۵ سال تمام است و ما معتقديم اين سنی نيست که فرد بتواند پذيرش مسئوليت کيفری داشته باشد&#187;.  وی می‌افزايد: &#171;سال‌هاست که ما با قوه قضاييه وارد گفت‌وگو شده‌ايم و سال‌هاست که معتقديم بايد اين سن عوض شود و سن واقعی را برای مسئوليت کيفری در قانون جايگزين کنيم، ولی متأسفانه تا کنون نتيجه‌ای نگرفتيم. ايران کنوانسيون حقوق کودک را پذيرفته، پس بايد مفاد آن را هم بپذيرد&#187;.  به دنبال اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری در ايران که وزارت کشور محمود احمدی‌نژاد را پيروز آن اعلام کرد، موج گسترده‌ای از معترضان به اين نتيجه که معتقد بودند رأی آنها ناديده گرفته شده است با تجمع در خيابان‌های تهران و ساير شهرهای ايران مخالفت خود را نشان دادند.  تجمع معترضان به انتخابات در خيابان‌ها با برخورد نيروی انتظامی، نيروهای پليس، لباس شخصی‌ها و بسيج همراه بود و به دنبال آن عده زيادی بازداشت و به زندان منتقل شدند.  اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی، پيشتر اعلام کرده بود که در رويدادهای پس از انتخابات ۲۲ خردادماه بيش از هزار نفر تنها توسط نيروهای ناجا بازداشت شدند. در هيچ يک از گزارش‌های رسمی اشاره‌ای به تعداد احتمالی بازداشت‌شدگان زير ۱۸ سال نشده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_society_for_protecting_the_rights_of_the_childs_statement/1794262.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_society_for_protecting_the_rights_of_the_childs_statement/1794262.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 06 Aug 2009 22:06:34 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/64444A6E-2BB6-48CD-90E6-D3CFC4A1E603_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تشکیل کمیته حجاب و عفاف؛ &#171;توجیهی ندارد&#187;</title>
            <description>مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم از تشکیل کمیته حجاب و عفاف در دانشگاه‌های ایران خبر داده است. علی حاجی قاسمی، جامعه شناس در سوئد، در مورد چگونگی و پیامد چنین طرحی در فضای دانشگاه‌ها به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم از تشکیل کمیته حجاب و عفاف در دانشگاه‌های ایران خبر داده است.  این مقام مسئول به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفته است که این کمیته وظیفه دارد یک فضای کاملاً فرهنگی در دانشگاه‌ها ایجاد کند و فضاسازی جهت ترویج پوشش‌های مناسب در دانشگاه‌ها را برعهده دارد.  علی حاجی قاسمی، جامعه شناس در سوئد، به پرسش‌های رادیو فردا در مورد چگونگی و پیامد چنین طرحی در فضای دانشگاه‌ها پاسخ داده است.   رادیو فردا:   آقای حاجی‌قاسمی، نظر خود را در مورد طرح کمیته حجاب و عفاف در دانشگاه‌ها چیست؟    علی حاجی قاسمی:  ما در مورد مکانی صحبت می‌کنيم که جوانانی که جزو نخبگان جامعه محسوب می‌شوند برای فراگيری علم و دانش به آنجا می‌آيند و آموزش می‌بينند.  وقتی ما در دانشگاه‌ها که محيطی است برای افزايش سطح دانش، برای بديهی‌ترين حقوق فردی محدوديت ايجاد می‌کنيم، با اين اقدام جوانان را در ستيز با تصميم‌گيرندگان دانشگاه قرار می‌دهيم. اين مسئله از نقطه نظر جامعه شناسی کاملاً تأثير منفی دارد و جوانان را در مقابل جامعه يا نمايندگان جامعه قرار می‌دهد.   آقای حاجی قاسمی، ایران به فرانسه در مورد حجاب و نماد‌های مذهبی‌ اعتراض می‌کند و جمهوری اسلامی به عنوان منتقد اعلام می‌کند که پوشش بايد اختياری باشد. به نظر شما طرح کميته عفاف و حجاب در کشوری که پيشتر اعلام کرده نوع پوشش اختياری است، چه تعبيری دارد؟   همين مسئله تناقض را نشان می‌دهد، چون اگر واقعاً اعتقاد بر اين باشد که پوشش اختياری است، پس ايجاد اين طرح هيچ توجيهی ندارد.  بايد بگويم فرانسه يک استثنا است وگرنه در غرب که خود ما هم در دانشگاه‌های آن شاغل هستيم، مسئولان و اساتيد هرگز با پوشش زنان به خصوص دختران مسلمانی که تحصيل می‌کنند کاری ندارند و پوشش افراد به عنوان حقوق فردی آنها مورد احترام است.  آنچه در ايران اعمال می‌شود خلاف آن چيزی است که جوانان در خانواده‌های خود يا در جامعه فرا گرفته‌اند و ما می‌خواهيم به محض اين که وارد دانشگاه شدند، ذهن افراد را از تحصيل علم باز داشته و به يک مسئله پيش پا افتاده که پوششتان چگونه باشد، جلب کنيم.  اتفاقاً تجربيات ما در اين ۳۰ سال نشان می‌دهد که چنين طرح‌هايی، مقاومت و اعتراض نسبت به اين طرز تفکر را در نسل جوان افزايش می‌دهد و حتی باعث مذهب‌گريزی شود.   شما فکر می‌کنيد پياده‌سازی چنين طرحی در دانشگاه‌های ايران و در جامعه امروز ايران تا چه حد امکان‌پذير است؟   موفقيت چنين طرحی را به طور طبيعی و بدون مقاومت بسيار ضعيف می‌دانم. وقتی با استانداردهای جهانی به جامعه ايران نگاه می‌کنيم ايران جامعه‌ای است بسيار مدرن که در آن هم ظواهر مدرنيسم کاملاً قابل رؤيت است و هم افکار و انديشه‌هايی که از دل مدرنيسم در آمده است. پايه و اساس جامعه مدرن، احترام به آزادی و حقوق فردی است.  به اعتقاد من نسل جوان جامعه ايران چنين قوانينی را بر نمی‌تابند و به اشکال مختلف در برابر آن ايستادگی می‌کنند و اين امر تبعات منفی در پی خواهد داشت. پايه‌گذاران چنين روش‌هايی نيز به اهداف خود دست پيدا نمی‌کنند و نتيجه عکس خواهد داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Hajighasemi_on_types_of_outfits_in_Universities/1790801.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Hajighasemi_on_types_of_outfits_in_Universities/1790801.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 02 Aug 2009 17:23:17 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5888B276-0980-4238-BB7F-102B70A00267_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وکلای زندانی و زندانیان بی وکیل</title>
            <description>سازمان دیده بان حقوق بشر، روز دوشنبه در بیانیه‌ای از بازداشت وکلای فعال در زمینه حقوق بشر در جریان وقایع روی داده پس از انتخابات به شدت انتقاد کرد.سازمان دیده‌بان حقوق بشر، روز دوشنبه در بیانیه‌ای از بازداشت وکلای فعال در زمینه حقوق بشر در جریان وقایع روی داده پس از انتخابات به شدت انتقاد کرد.  در بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر با اشاره به تهديد وکلا از سوی مقامات ايرانی، آمده است که مسئولين جمهوری اسلامی درتلاشند تا با بازداشت وکلا از فعاليت آنها در زمينه حمايت از هواداران اصلاحات درايران جلوگيری به عمل آورند.  جوستورک، معاون بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشر، در باره علت انتشار اين بيانيه به رادیو فردا می‌گوید: &#171;‌ وقتی تحت چنين شرايطی مردم بازداشت می‌شوند، يکی از حقوق اوليه بازداشت شدگان، داشتن يک دادگاه قانونی است. اگر وکلا تحت فشار باشند و نتوانند آزادانه از بازداشت شدگان دفاع کنند، آن وقت می‌توانيم بگوييم بخش مهمی ‌از حق بازداشت شدگان از دست رفته است&#171;.  جوستورک همچنين می‌گويد، مقامات جمهوری اسلامی می‌خواهند با ايجاد رعب و وحشت در ميان وکلا آنها را وادار کنند تا وکالت زندانيان سياسی را بر عهده نگيرند. به گفته جوستورک بسياری از حاميان اصلاح طلب که پس از انتخابات بازداشت شده اند از دسترسی به وکلای خود محروم بوده اند و اين در حالی است که وکلای آنها درحال حاضر در زندان به سر می‌برند.   در اين بيانيه از جمله به بازداشت شادی صدر، وکيل و فعال حقوق بشر، توسط لباس شخصی‌ها اشاره شده است. شادی صدر ۲۶ تيرماه در حال رفتن به سوی نماز جمعه بازداشت شد.   [بیشتر بخوانید:   بازداشت&#160; &#160;&#160;  و &#160; &#160;   آزادی شادی صدر   ]   همچنين دراين بيانيه آمده که اول مرداد ماه، مأموران امنيتی در تماس با محمد سيف زاده، ديگر وکيل مدافع حقوق بشر، به او در زمينه فعاليت‌های حقوق بشری اش هشدار داده اند.  حسين نيلچيان، همسر شادی صدر، در گفت‌وگويی که پيشتر با راديو فردا داشت در مورد نحوه بازداشت همسرش گفت: &#171;‌ يکی از دوستان همسرم که همراه او بود با من تماس گرفت و گفت اين اتفاق افتاده است. شادی را به زور سوار ماشين پژو کرده اند و يک ماشين بنز هم پشت سر آن بوده است، او را کشان کشان در حالی که مانتو و روسری اش درآمده بوده با خود برده اند. چون آنها هيچ حکمی نداشتند شادی مقاومت کرده است. در آن حوالی درگيری هم نبوده و آنها به سمت نماز جمعه می‌رفتند و گويا اينها از قبل شادی را تعقيب می‌کردند. ديگر اعضای سايت هم با شادی همراه بودند ولی ديگران را بازداشت نکردند و فقط شادی را با خود برده اند&#171;.   هادی اسماعيل زاده و منيژه محمدی نيز از جمله وکلايی به شمار می‌روند که چند روز پس از انتخابات ۲۲ خردادماه در دادستانی تهران مورد بازجويی قرار گرفتند.  در بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر آمده است که محمد سيف زاده، منيژه محمدی و‌هادی اسماعيل زاده که همگی آنها از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر به رياست شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، هستند نيز بارها طی چند سال اخير از سوی نيروهای امنيتی با پلمب اين دفتر مواجه شده اند.  محمد سيف زاده که خود از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر است به ديده بان حقوق بشر می‌گويد، بارها از او خواسته اند با شيرين عبادی همکاری نکند.   به گفته اين بياينه از دوم خردادماه تا کنون حداقل چهار وکيل فعال در زمينه حقوق بشر بازداشت شده اند که می‌توان به محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی، محمد مصطفايی و کامبيز نوروزی اشاره کرد. محمد مصطفايی پس از مدتی آزاد شد، اما سايرين همچنان در بازداشت به سر می‌برند.   مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی پس از بازداشت محمد علی دادخواه اعلام کردند که در دفتر کار او &#171;دو اسلحه و يک بسته ترياک&#187; پيدا کرده اند. سه تن از وکلا در پيوند با اين مسئله به ديده بان حقوق بشر گفته اند کاملا روشن است که مقامات جمهوری اسلامی با اين کارها در تلاشند تا جلوی فعاليت وکلا در دفاع از زندانيان وقايع پس از انتخابات را بگيرند.  دراين بيانيه آمده است که محمدعلی دادخواه درست يک ساعت پيش از ديدار با اعضای کمپين ميرحسين موسوی بازداشت شد. دراين ديدار قرار بود درباره وضعيت زندانيان سياسی صحبت شود.   به گفته يکی از وکلا که با سازمان ديده بان حقوق بشر صحبت کرده است، زمان بازداشت آقای دادخواه هيچ شبهه‌ای باقی نمی‌گذارد که مقام‌های امنيتی به هيچ عنوان نمی‌خواهند کسی از زندانيان حمايت کند.   يکی از وکلای حقوق بشر به سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است که هدف مقامات جمهوری اسلامی از بازداشت وکلا قطع يک منبع اطلاعاتی برای ايرانيان و جهان خارج است.   به گفته اين وکيل، فعاليت وکلا و پيگيری پرونده موکلانشان و در نهايت صحبت در مورد نقض قوانين در ايران مقامات مسئول جمهوری اسلامی را از درز کردن اخبار داخل ايران نگران می‌کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Human_Rights_Watch_Blasts_Iran_Lawyer_Arrests/1787872.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Human_Rights_Watch_Blasts_Iran_Lawyer_Arrests/1787872.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 29 Jul 2009 13:54:12 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/75D84CA1-1573-458B-9848-5BC5FB5A7464_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پیکر امیر جوادی‌فر و آثار شکنجه بر آن از زبان یک شاهد عینی</title>
            <description>پیکر امیر جوادی فر، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه قزوین که در اعتراض های ۱۸ تیر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، امروز، دوشنبه، به خاک سپرده شد. به گفته این شاهد عینی، بر جسد امیر جوادی فر، آثار شکنجه‌های جسمی، از جمله کشیده شدن ناخن‌های پا، شکستگی دندان، و ضرب دیدگی‌های شدید، دیده شده است.پیکر امیر جوادی فر، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه قزوین که در اعتراض های ۱۸ تیر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، روز دوشنبه به خاک سپرده شد.   در گفت‌وگویی با یکی از نزدیکان امیر جوادی فر، نخست از نحوه بازداشت این دانشجوی ۲۴ ساله می پرسیم.   به گفته این شاهد عینی، بر جسد امیر جوادی فر، آثار شکنجه‌های جسمی، از جمله کشیده شدن ناخن‌های پا، شکستگی دندان، و ضرب دیدگی‌های شدید، دیده شده است.   شاهد عینی:  حوالی غروب ۱۸ تيرماه، امير همراه با همسر يکی از دوستانش برای تماشای اتفاقات بيرون رفتند و به من هم تلفن زد که بيا برويم تماشا کنيم، اما من گفتم امروز کار دارم و نمی‌توانم بيايم.   او در يکی از کوچه های محدوده اميرآباد توسط بسيجی ها به شدت کتک خورده بود و حدود ۱۲ نفر بسيجی کتکش زده بودند، چشمش آسيب ديده بود و دستش و سرش شکسته بود.  وقتی اينها را به نيروی انتظامی تحويل می‌دهند، مأمور نيروی انتظامی می‌گويد دستور رسيده امروز دخترها را دستگير نکنيم، بنابراين همسر دوستش را آزاد می‌کنند و امير را با خود می‌برند.   با توجه به اين که امير را از نزديک می‌شناختيد، در مورد خصوصيات اخلاقی او توضيح دهيد و اين که او فعاليت سياسی داشت؟   دراين شرايط سؤال سختی از من می‌پرسيد، چون امير را دقيقا يک ساعت و نيم پيش در بهشت زهرا به خاک سپرديم، درحالی که جنازه او تقريبا متلاشی شده بود، سرش را که شکسته بود از ته تراشيده بودند،‌ يک چشمش تقريبا له شده بود، تمام ناخن‌های پايش را کشيده بودند، تمام تنش کبود بود و دندان‌هايش و فکش شکسته بود. در کالبد شکافی هم کمر و سينه‌اش را شکافته بودند.  امير اصلا سياسی نبود. او ترانه سرا بود و درموسسه &#171;کارنامه&#187; دانشجوی بازيگری و در دانشگاه قزوين دانشجوی مديريت صنعتی بود. من يادم نمی‌آيد حتی يک ترانه سياسی هم گفته باشد، پر از شور زندگی بود، از سياست دور بود و می‌گفت سياست را دوست ندارم چون دروغ است. حتی در انتخابات اخير هم به اصرار ما رأی داد و هيچ تعلق خاطری به جناح يا حزبی نداشت.    امير در طول مدت بازداشت توانسته بود با خانواده تماس بگيرد و از حال خود خبری دهد؟   ما هم فکر می‌کرديم امير اين دو هفته در بازداشت بوده، ولی در حقيقت ۲۳ تيرماه يعنی پنج روز بعد از بازداشت جنازه او را به پزشکی قانونی تحويل داده بودند و تازه ۱۲ روز بعد از مرگش به ما خبر داده‌اند.   ما هر روز می‌رفتيم دم زندان اوين و عکسش را نشان می‌داديم و از کسانی که آزاد می‌شدند می‌پرسيديم آيا امير را ديده اند يا نه.   ظاهرا يک آقای &#171;کارچاق کن&#187; هم که پول کلانی گرفته بود تا برود از وضعيت او خبر بياورد، می‌گويد بله من او را ديده‌ام و حالش خوب است.  بايد بگويم روز ۱۸ تير امير و همسر دوستش وقتی می‌بينند درگيری‌ها خيلی شديد است و مردم به شدت کتک می‌خوردند به ته يک کوچه بن بست می‌روند و برای اين که جان همسر دوستش را حفظ کند پنهان می‌شوند تا بعد از خاتمه درگيری‌ها سريع به خانه برگردند.  او را در کوچه بن بست دستگير می‌کنند و کتک می‌زنند. در پرونده‌ای که بسيج برای امير درست کرده و به نيروهای انتظامی داده بود، نوشته‌اند امير برای ۳۰ نفر سخنرانی می‌کرده و آنها را برای اغتشاش تحريک می کرده است.   آنها حالا گفته‌اند اصلا از اين پرونده حرفی نزنيد و نگوييد دراين حوادث دستگير شده، بگوييد تصادف کرده است. خوب اگر تصادف کرده پس چرا اينقدر تاکيد می‌کنند مصاحبه نکنيم. شما که می‌گوييد ما عزيزمان را در تصادف از دست داده‌ايم، پس اجازه دهيد مصاحبه کنيم و از او حرف بزنيم.   هنگام تحويل دادن جنازه امير به خانواده روی اين مسئله تاکيد کرده‌اند؟   بله به شدت تاکيد کردند که مصاحبه نکنيم. هنرمندان زيادی در تشييع جنازه امير شرکت کرده بودند و رسم است که جنازه را با &#171;لا اله الا الله&#187; به طرف جايی که می‌خواهند دفن کنند می‌برند، اما امروز همه برای امير &#171;الله اکبر&#187; می‌گفتند.  قرار بود امير را در قطعه ای که دختر نازنين ايران &#171;ندا آقاسلطان&#187; دفن بود، به خاک بسپاريم اما درلحظه آخر قطعه را عوض کردند و او را در کنار کشته‌شده‌های سقوط هواپيمای پرواز ارمنستان دفن کرديم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Amir_JavadiFar_Death/1787398.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Amir_JavadiFar_Death/1787398.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 28 Jul 2009 19:49:44 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B8890C21-045A-4528-96F8-2424212DDFED_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مدافعان حقوق بشر در مقابل سفارتخانه‌های ایران در جهان</title>
            <description>سوم مرداد ماه، مدافعان حقوق بشر دست کم در ۵۰ شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران گرد هم می‌آیند تا همبستگی خود را با ایرانیان معترض نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران ابراز کنند. این فراخوان حقوق بشری از سوی چهره‌های مدنی و سازمان‌های غیردولتی حامی حقوق بشر مورد حمایت قرار گرفته است.‌سوم مرداد ماه، مدافعان حقوق بشر دست کم در ۵۰ شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران گرد هم می‌آیند تا  همبستگی خود را با ایرانیان معترض نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران ابراز کنند. این فراخوان حقوق بشری از سوی چهره‌های مدنی و سازمان‌های غیردولتی حامی حقوق بشر مورد حمایت قرار گرفته است.‌  هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در گفتگو با رادیو فردا از چگونگی گردآوری این فراخوان می‌گوید:  &#171;این فراخوان تجمع خودجوش و از سوی شهروندان جهان شروع شد. بعد از اتفاقات ایران پس از انتخابات و مشاهده صحنه‌ها و جنایت‌هایی که همه را تکان داد، از دور دنیا با کمپین ما تماس گرفته می‌شد که در اقصا نقاط اشخاص عادی می‌خواستند نوعی به طور همگام و همزمان اعتراض شان را نسبت به این وقایع ابراز کنند.   در پی این، سازمان‌های عمده حقوق بشری وقتی این همه حرکت خودجوش را دیدند و می‌دیدند درخواست زیادی برای این هست، چون‌که خود این سازمان‌ها هم این وقایع را دنبال می‌کنند و مکتوب و مستند می‌کنند، نیاز به آن را تایید کردند وهمه سازمان‌های بین‌المللی از عفو بین‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر، اف آی دی اچ، گزارشگران بدون مرز و همچنین برندگان جایزه نوبل پیشگام آن‌ها خانم شیرین عبادی و هم اکنون آقای دزموند توتو از آفریقای جنوبی، همه با هم طی ده دوازده روز گذشته به طور خارق‌العاده‌ای همگام شدند تا در روز شنبه در سراسر دنیا اعتراض‌های خود را مطرح کنند.&#187;   سازمان عفو بین الملل که پیشتر نیز در بیانیه‌‌های متعدد، عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران در مقابل معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را مورد انتقاد قرار داده بود، از نهادهایی به ‌شمار می‌رود که با پیوستن به این فراخوان از معترضان در ایران حمایت کرده است.   دروئری دایک، پژوهشگر مسائل حقوق بشر و متخصص امور خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل در گفت‌وگو با رادیو فردا اهداف این بیانیه در زمینه گردهمایی سوم مردادماه می‌گوید: &#171;ما فکر می‌کنیم که بیشتر از همه، مردم ایران تنها هستند، تنها روبه‌روی فشارهای مختلف ایستاده‌اند. ما فراخوانی علیه خونریزی داده‌ایم؛ نباید خونریزی دیگری ببینیم. دوم اینکه زندانیان عقیدتی را آزاد کنند و سوم اینکه برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز یک حق است و باید این حق [به رسمیت] شناخته شود. چهارم اینکه بسیجی‌ها نباید دیگر در عملیات پلیسی شرکت کنند و فراخوان آخر این است که سازمان ملل باید وضعیت حقوق بشر در ایران را بررسی کند و همینطور دولت ایران نمایندگان سازمان ملل را قبول کنند.&#187;  اعلام نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد در ایران که پیروز آن از سوی وزارت کشور، محمود  احمدی نژاد اعلام شد، موج گسترده‌ای از اعتراض‌ها را در تهران و سایر شهرهای ایران به دنبال داشت. معترضان معتقد بودند که در این انتخابات تقلب گسترده‌ای صورت گرفته و با شعار &#171;رای من کجاست&#187; به دنبال (به گفته آن‌ها) &#171;رای گمشده خود&#187; می‌گشتند.   سیمین بهبهانی، شاعر و چهره شاخص کانون نویسندگان ایران، که یکی از حامیان این فراخوان به شمار می‌رود، در گفت‌وگو با رادیو فردا، با اشاره به اینکه خود در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران شرکت نکرده است، از دلایل پشتیبانی خود از رای دهندگانی می‌گوید که به دنبال &#171;رای گمشده&#187; خود می‌گردند: &#171; وقتی که انتخابات بطور نادرست انجام شد و به نظر مردم ناصحیح آمد و آن‌ها قیام کردند برای گرفتن حق و حقوق‌اشان، در خیابان‌ها ریختند، صدای خود را به آسمان رساندند، من از صمیم قلب با آن‌ها همراه و همدل شدم. الان هم از آن‌ها حمایت می‌کنم. خودم هم تا پای جان حاضرم در این راه قدم بگذارم و امیدوارم که پیروزی با مردم باشد و بتوانند که از حقوق خودشان دفاع کنند و بتوانند نمایندگانی را که خودشان انتخاب کردند، به مجلس بفرستند.&#187;   به باور رضا معینی، از مسئولان ایرانی سازمان گزارشگران بدون مرز، این همبستگی جهانی می‌تواند تاثیر مثبتی بر عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.  رضا معینی می‌گوید: &#171;بدون شک در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم، دولت‌ها نمی‌توانند به شکل منزوی به حیات خود ادامه دهند. این ۵۰ کشوری که مجموعه ای از ایرانیان و خارجی‌ها را در خود جمع می‌کند و اعلام همبستگی می‌کند با آنچه که در ایران روی داده، می‌تواند موثر باشد. اما آنچه که اهمیت دارد برای ما این است که در جهان شنیده شود که مردم ایران تنها نیستند و همه وجدان‌های بیدار و افکار عمومی جهانی با آن‌ها همراه اند.&#187;  حامیان این فراخوان عبارتند از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، دیده بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین الملل، فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر و ابتکار زنان برنده جایزه صلح.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_International_Campaign_for_Human_Rights_in_Iran/1782551.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_International_Campaign_for_Human_Rights_in_Iran/1782551.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 22 Jul 2009 12:29:41 +3500</pubDate>
            <category>جهان</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/ABDC9303-671F-4ECB-9936-D3646E002570_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تخریب جنگل‌های ایران، در گیر و دار تنش‌های مدیریتی</title>
            <description>خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، به تازگی از در معرض تخریب بودن بخشی از جنگل‌های استان چهارمحال و بختیاری، که یکی از پرباران‌ترین مناطق ایران محسوب می‌شود، خبر داده است. محمد درویش، پژوهشگر محیط زیست در ایران، در گفت‌وگو با رادیو فردا به موضوع تخریب این اراضی جنگلی پرداخته است.خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، به تازگی از در معرض تخریب بودن بخشی از جنگل‌های استان چهارمحال و بختیاری، که یکی از پرباران‌ترین مناطق ایران محسوب می‌شود، خبر داده است.  محمد درویش، پژوهشگر محیط زیست در ایران، در گفت‌وگو با رادیو فردا به موضوع تخریب این اراضی جنگلی پرداخته است.   رادیو فردا: ‌آقای درویش اهمیت اراضی جنگلی در چیست؟    محمد درویش:  جنگل‌ها یک رویشگاه طبیعی هستند که چند کارکرد دارند. یکی از مهم‌ترین کارکردهایشان این است که به عنوان مهم‌ترین عامل تولید اکسیژن در کره زمین از جنگل‌ها یاد می‌شود. در منطقه غرب کشور ما، علاوه بر چنین کارکردی، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی است که به ذخیره آب در غرب کشور کمک می‌کند.  در حقیقت جنگل‌ها کمک می‌کنند که سرعت حرکت آب از روی سطح زمین کاهش پیدا کند و آب مجال نفوذ در زمین پیدا کند. بیشتر این فیلتریشن یا نفوذ در خاک معمولاً در عرصه جنگلی است که اتفاق می‌افتد، بنابراین موجودیت آبخانه‌های ما مدیون رویشگاه‌های جنگلی است.  علاوه بر این جنگل‌ها با استفاده از کربن سیکوستریشن یا ترکیب کربن کمک زیادی می‌کنند به تعدیل اثر ناخوشایند جهان‌گرمایی یا گلوبال وارمینگ. بیش از ۳۷ کارکرد غیرقابل تبادل برای جنگل‌ها در حوزه محیط زیست برشمرده شده که هرکدامش ارزش خاص خودش را دارد. مثل آشیان‌سازی، جلوگیری از سیل، افزایش حاصلخیزی خاک، کمک به تنوع زیستی و مسائل بسیار زیاد دیگر.   با توجه به خبری که توسط خبرگزاری ایرنا منتشر شده، منطقه لردگان در استان چهارمحال و بختیاری، یکی از مناطقی است که با خطر تخریب روبه‌رو شده است. ممکن است توضیحی هم در مورد آن منطقه و اصولاً اهمیت آن منطقه بدهید؟   چهارمحال بختیاری یکی از استان‌هایی است که با اینکه مساحت آن حدود یک درصد خاک ایران است، ۱۰ درصد منابع آبی&#160; ایران را به خود اختصاص داده است و تأمین می‌کند. یکی از دلایل این ویژگی علاوه بر توزیع پراکنش ارتفاعی، وجود رویشگاه‌های جنگلی زاگرس و بلوطستان در چهارمحال بختیاری و از جمله در منطقه گندمان است.  چند منطقه حفاظت شده ما هم به همین دلیل در منطقه استان چهارمحال بختیاری قرار گرفته است. متأسفانه از دیرباز این مشکل ذغال وجود داشته و یکی از دلایلی که قدیم بیشتر بوده، عدم دسترسی روستائیان به سوخت مناسب بوده و به هر حال روستائیان برای تأمین نیازهای گرمایشی و سرمایشی خود نیاز داشتند به اینکه از چوب مناطق جنگلی استفاده کنند.  منتها الان با اینکه در بسیاری از این روستاها این مشکل حل شده است و الان، هم نفت، هم گازوئیل و هم کپسول‌های گاز در اختیارشان قرار می‌گیرد، به دلیل قیمت بالای ذغال در بازار و اینکه ذغال بلوط خیلی ذغال مرغوبی است، برای کارهای تفننی، حتی در مناطق حفاظت شده این کوره‌های تولید ذغال وجود دارد، درخت‌ها را به صورت غیرقانونی در مناطقی که در دید نیست، می‌برند و بعد از یکی دوماه که درخت‌ها خشک شد آنها را قطعه قطعه می‌کنند و توی کوره‌ها می‌ریزند و تبدیل به ذغال می‌شود، بار الاغ می‌کنند و با کیسه می‌آورند. هر کیسه‌ای قیمت بسیار زیادی دارد.   آقای درویش، با توجه به اینکه خود شما هم اشاره کردید، بخش زیادی از محصولات به صورت قاچاق برده می‌شود، شامل چوب و ذغال و سایر فرآورده‌ها، چه کسی مسئول رسیدگی به این مسائل است و آیا تاکنون برای جلوگیری از این روند، اقدام‌های پیشگیرانه‌ای انجام گرفته است؟   آن قسمت از رویشگاه‌های جنگلی که به عنوان پارک‌های ملی یا مناطق حفاظت شده معرفی می‌شود، متولی آن سازمان حفاظت محیط زیست کشور است. از جمله همان منطقه حفاظت شده سبزکوه که همان منطقه گندمان هم بخشی از آن قرار می‌گیرد. بخشی هم که در شمار مناطق حفاظت شده یا پارک‌های ملی نیست، تحت نظر سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور اداره و تولیت می‌شود.  معمولاً هم در حوزه مدیریتی یک مقداری بین این دو سازمان تنش وجود دارد. ولی با توجه به اینکه ما کلاً به طور متوسط تعداد جنگلبان‌ها یا محیطبان‌هایی که برای حفاظت از این عرصه‌های جنگلی داریم چیزی در حدود یک پانزدهم استاندارد جهانی این رقم است، متأسفانه از راه‌های مختلفی که وجود دارد می‌توانند وارد عرصه‌ها بشوند و کارهای خودشان را انجام دهند.  یک معضل دیگر این است که آن مجازاتی که باید برای این قانون‌شکنان اعمال شود، معمولاً اعمال نمی‌شود و قاضی که مسئول رسیدگی به این امور است، به بهانه‌های مختلف، این خطاها و این گناه‌ها را واجد اهمیت نمی‌داند و با یک مجازات خیلی کم ارزشی این متخلفان را آزاد می‌کند.  همین مسئله باعث می‌شود که جنگلبان‌ها و محیطبان‌ها خیلی دلسرد شوند و مواردی پیش آمده که اصلاً دیگر مسئله را پیگیری نمی‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Forest_destruction/1781005.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Forest_destruction/1781005.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Jul 2009 16:25:36 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/51EF76D3-CAD1-4514-B474-7D3780937247_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دایک: جامعه بین‌الملل در مورد ایران اقدامات واقعی انجام دهد</title>
            <description>روز سوم مرداد ماه، مدافعان حقوق بشر در دستکم پنجاه شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی گرد هم می‌آیند تا همبستگی خود را با ایرانیان ابراز کنند. حامیان این فراخوان عبارتند از کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین‌الملل، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، ابتکار زنان برنده جایزه صلح. رادیو فردا در همین زمینه با دروئری دایک، مسئول حقوق بشر در خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل گفت‌وگویی انجام داده است.روز سوم مرداد ماه، مدافعان حقوق بشر در دستکم پنجاه شهر جهان در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی گرد هم می‌آیند تا همبستگی خود را با ایرانیان ابراز کنند.  این فراخوان حقوق بشری از سوی چهره‌های مدنی و سازمان‌های غیردولتی حامی حقوق بشر مورد حمایت قرار گرفته است.  حامیان این فراخوان عبارتند از کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین‌الملل، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، ابتکار زنان برنده جایزه صلح.   برخی چهره‌های سرشناس فرهنگی ایران همچون سیمین بهبهانی و اسماعیل خویی دو شاعر نام‌آشنای ایران و همچنین داریوش خواننده پرطرفدار ایرانی نیز پشتیبانی خود را از این کمپین بین‌المللی ابراز داشته‌اند.  رادیو فردا در همین زمینه با دروئری دایک، مسئول حقوق بشر در خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل گفت‌وگویی انجام داده است.   رادیو فردا: اهداف انتشار بیانیه عفو بین‌الملل در زمینه گردهمایی سوم مرداد ماه چیست؟    دروئری دایک:  ما فکر می‌کنیم که بیشتر از همه، مردم ایران تنها هستند، تنها روبه‌روی فشارهای مختلف ایستاده‌اند. ما فراخوانی علیه خونریزی داده‌ایم؛ نباید خونریزی دیگری ببینیم. دوم اینکه زندانیان عقیدتی را آزاد کنند و سوم اینکه برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز یک حق است و باید این حق [به رسمیت] شناخته شود. چهارم اینکه بسیجی‌ها نباید دیگر در عملیات پلیسی شرکت کنند و فراخوان آخر این است که سازمان ملل باید وضعیت حقوق بشر در ایران را بررسی کند و همینطور دولت ایران نمایندگان سازمان ملل را قبول کنند.    آقای دایک، تاکنون دست کم پنجاه کشور اعلام همبستگی کرده‌اند که قرار است سوم مردادماه در برابر سفارت ایران در کشورهای مختلف تجمع کنند. شما فکر می‌کنید این اقدام در وجهه جهانی چه تأثیری ممکن است داشته باشد؟   ما می‌خواهیم که جامعه بین‌المللی اقدامات واقعی مربوط به حقوق بشر انجام دهند برای اینکه بفهمند که تأثیر این خونریزی‌ها، و بازداشت‌های عمومی که انجام شد، چیست. همینطور از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که بفهمند رنجی که مردم ایران می‌برند، یک چهره دارد. شادی صدر، عبدالله رمضان‌زاده، مصطفی تاج زاده و همه آنها که بی‌نام هستند و فقط در تظاهرات شرکت کردند. آنها که گلوله خوردند. این همبستگی، با آنهاست، همبستگی با بی‌نامان در ایران است، برای اینکه نه فقط جامعه بین‌المللی، بیشتر، دولت و حکومت ایران بفهند.   به نظر شما این موج گسترده حمایت و پشتیبانی از سوی کشورهای جهان و نهادهای بین‌المللی چه تأثیری در روند برخورد با معترضان خواهد داشت؟ فکر می‌کنید این یک خواسته طولانی مدت است که ممکن است به آن برسند یا یک خواسته کوتاه مدت؟   اینکه این بیانیه‌ها و دیگر فعالیت همبستگی چقدر تأثیرگذار است، البته معلوم نیست. می‌توانیم بگوییم که تا حال مقام‌های ایران تظاهرکنندگان را رها نکرده‌اند، پس هرچند همبستگی باشد، یک هدف تاریخی دارد. چون دیر یا زود عدالت به دست می‌آید.  عدالت در کشور پرو، در برابر آقای فوجی موری، بالاخره سبب محاکمه او شد. در این محاکمه دیدیم که در رای دیوانعالی کشور پرو، گفته شد که بیانیه‌های سازمان عفو بین‌الملل و دیگران نشان داد که شکنجه چطور بود، دستگیری‌ها چطور بود، نقض حقوق بشر چه بود. این مدارک از گذشته برای اینکه آقای فوجی موری را محاکمه کنند، خیلی مهم بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Amnesty_International_Dyke_statement_for_3Mordad/1780404.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Amnesty_International_Dyke_statement_for_3Mordad/1780404.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Jul 2009 17:51:28 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1C7A4820-14AB-4607-843A-2A7461C6A7F1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;برخورد حمله‌کنندگان به کوی بسیار تحقیرآمیز بود&#187;</title>
            <description>به دنبال اعتراض به اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد که پیروز آن، محمود احمدی‌نژاد اعلام شد، تجمع مسالمت‌آمیزی در کوی دانشگاه تهران شکل گرفت. این تجمع که یکشنبه شب ۲۴ خرداد ماه، دومین شب پس از اعلام نتایج انتخابات، انجام شد، با حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاه که خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران است، به خشونت کشیده شد. یکی از دانشجویانی که در زمان حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها در خوابگاه حضور داشته و تمایل نداشت نامش اعلام شود، در گفت‌وگویی با رادیو فردا به تشریح این حادثه می‌پردازد.به دنبال اعتراض به اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد که پیروز آن، محمود احمدی‌نژاد اعلام شد، تجمع مسالمت‌آمیزی در کوی دانشگاه تهران شکل گرفت.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   کوی دانشگاه؛ پلیس راه باز کرد، لباس شخصی‌ها حمله کردند    							   نماینده مجلس: ابعاد حمله به کوی دانشگاه فراتر از سال ۷۸ بود      نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند    						    			 		این تجمع که یکشنبه شب ۲۴ خرداد ماه، دومین شب پس از اعلام نتایج انتخابات، انجام شد، با حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاه که خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران است، به خشونت کشیده شد.  یکی از دانشجویانی که در زمان حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها در خوابگاه حضور داشته و تمایل نداشت نامش اعلام شود، در گفت‌وگویی با رادیو فردا به تشریح این حادثه می‌پردازد.   رادیو فردا: لطفاً در مورد حمله به کوی دانشگاه، در دومین شب پس از اعلام نتایج، توضیح دهید.   تحرکات دانشجویان بلافاصله پس از انتخابات، یعنی یک روز زودتر از آغاز اعتراض‌های مردم تهران و سایر شهرها شروع شد. در ابتدای امر هم نیروی انتظامی و یگان ویژه مسئول برخورد با دانشجویان بودند. یگان ویژه که از سر شبی که حمله به کوی انجام گرفت در محل حضور داشتند.  در آن شبی که وارد کوی شدند نیروی انتظامی هم حضور داشت. اما کسانی که وارد کوی دانشگاه شدند، عمدتاً نیروهای لباس شخصی بودند که یک کاور پلنگی پوشیده بودند و وابسته به انصارحزب‌الله و بسیج بودند. حتی در سطح شهر هم این نیروها بودند که با مردم برخورد می‌کردند. چون اگر چه همه آنها لباس شخصی به تن داشتند اما هر کدام یک کاور نظامی پوشیده بودند.   با چه وسایلی به به دانشجویان هجوم می‌بردند؟   اینها دقیقاً مثل نیروهای یگان ویژه سپر و باتوم داشتند. فقط اسلحه نداشتند ولی در کنارشان نیروی انتظامی که مجهز به اسلحه بود، نیز حضور داشت. در واقع از این افراد به عنوان نیروی کمکی استفاده می‌کردند. چون گویا نیروی انتظامی پس از حوادث سال ۱۳۷۸ متعهد شده بود که به هیچ وجه وارد فضای آموزشی و کوی دانشگاه نشود. به این دلیل هم از اینها بهره برده بودند.  در میان آنان نیروهای ایدئولوژیک و ارزشی و تندرو بودند. چون وقتی که از سوی دانشجویان شعارهای ضد رژیم و یا ضد رهبری می‌شنیدند خیلی حساس شده و به سختی هجوم می‌آوردند. برایشان مهم نبود که حتی احیاناً سنگی از سوی دانشجویان هم به سویشان پرتاب شود. وقتی دانشجویان علیه رهبری شعار می‌دادند و شعارهای ضد رژیم می‌دادند این افراد خیلی عصبانی می‌شدند.   به عنوان کسی که خودتان هم در این تظاهرات و اعتراض‌ها حضور داشتید، بگویید که دانشجویان و معترضین چه شعارهایی را طرح می‌کردند که منجر به این برخوردها می‌شد؟   شعارهای اصلی این بود که &#171;دولت کودتا نمی‌خواهیم &#187; و شعاری که طرح آن بسیار آنها را برآشفته و عصبانی می‌کرد این بود که &#171;رهبر کودتاچی نمی‌خواهیم&#187;. کلاً شعارهایی که در ارتباط با رهبری بود آنها را بیشتر عصبانی و وادار به عکس‌العمل می‌کرد.   آیا به خود شما هم در این تجمع برخوردی شد؟   زمانی که حمله کردند ساعت حدود ۳ نیمه شب بود و حدود ۲۰ یا ۳۰ نفر از دانشجویانی که با ساچمه یا گاز اشک‌آور و باتوم مجروح شده بودند دور میدان اصلی کوی خوابیده بودند و بچه‌های رشته پزشکی در حال مداوای آنها بودند.  زمانی که حمله کردند بچه‌هایی که جلوتر بودند متوجه وقوع این اتفاق شدند و دانستند که مهاجمان قصد ورود به کوی را دارند. من هم جزو کسانی بودم که جلوتر از بقیه قرار داشتم و سریع متوجه جریان شدم و عقب‌نشینی کردم اما متأسفانه بچه‌هایی که دور میدان بودند، غافلگیر شدند و مهاجمان زمان حمله با فریاد &#171;یا زهرا، یا علی و یا حسین&#187; به دانشجویان هجوم می‌بردند.   زمانی که نیروهای موسوم به لباس شخصی به کوی دانشگاه حمله کردند، هنوز تجمع دانشجویان برقرار بود یا پس از آنکه دانشجویان متفرق شدند این حمله ناگهانی انجام شد؟   تمام دانشجویان در آن لحظه در خوابگاه بودند. تجمع تقریباً تمام شده بود وهیچ دانشجویی جلوی کوی یا در اصلی خوابگاه نبود. اگر چه احیاناً هنوز هم در محوطه داخلی برخی دانشجویان در حال تردد بودند. موقعی حمله انجام شد که تقریباً همه دانشجویان تصمیم به اتمام تجمع گرفته بودند و داشتند می‌رفتند.   شما که خودتان در آنجا حضور داشتید ممکن است بگویید برخورد نیروهای لباس شخصی با دانشجویان چطور بود؟ شما شاهد چه صحنه‌هایی بودید؟   برخوردشان بسیار تحقیرآمیز بود. بر خلاف سال ۷۸، در این حمله وارد تک تک اتاق‌های کوی شدند و تک تک ساختمان‌ها را گشتند و اگر در ساختمانی باز نبود با لگد و با باتوم باز می‌کردند و بچه‌ها را با تحقیر و فحش و لگد به بیرون پرتاب می‌کردند. وسایل آنها را می‌شکستند. حتماً عکس‌هایی از این اتفاق مخابره شده است.  زمانی که حمله کردند من درآشپزخانه ساختمان ۱۶-۱۷ بودم. می‌دیدم که بچه‌های دوره دکترا را کلاغ پر می‌بردند و خطاب به دانشجویانی که خواهان توضیح بودند که در تجمع حضور داشته‌اند یا نداشته‌اند با الفاظ &#171;خفه شو، حرف نزن، آزادی می‌خواهی؟&#187; برخورد می‌کردند . فحش‌های خیلی رکیک می‌دادند.    در آن زمان مسئولین دانشگاه حضور نداشتند؟   نه هیچ مسئولی حضور نداشت. قبل از این اتفاق هم هیچ مسئولی حضور نداشت. ما چون احتمال حمله به کوی را پیش‌بینی می‌کردیم از مسئولین حراست پرسیدیم که مسئولین دانشگاه کجا هستند؟ که گفتند آنها در خانه‌هایشان هستند و هیچ مسئولیتی برای حضور در اینجا ندارند.  نه نیروهای حراست و نه مسئولین دانشگاه در هنگام حمله در کوی حضور نداشتند. حتی برای درخواست آمبولانس هم کسی نبود که به درخواست ما توجه کند. ما دنبال یک مسئول می‌گشتیم که پادرمیانی کند ودرخواست آمبولانس داشته باشد و حرفش را جدی بگیرند. اما کسی نبود.   بعد از این اتفاقات هم مسئله را پیگیری نکردند؟   جالب اینجا بود که از خود دانشگاه و مسئولین کوی هیچ کس پیگیر این موضوع نشد. فقط چون در این مورد تصاویر و گزارش‌هایی مخابره شده و خبررسانی انجام شده بود، از بیرون از دانشگاه تعدادی از نمایندگان مجلس و رسانه‌ها در این مورد واکنش نشان دادند.  اما مسئولین دانشگاه حتی یک مصاحبه هم نکردند. یکسری از اساتید دانشگاه گفتند که به خاطر این اتفاقات باید استعفا دهیم یا مصاحبه کنیم و واکنش نشان دهیم که با مخالفت فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه، مواجه شدند. اولین واکنش رئیس دانشگاه این بود که به کلی اصل ماجرا را تکذیب کرد و گفت که اصلاً کسی وارد کوی دانشگاه نشده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Tehran_University_Dorm_eyewitness/1764335.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Tehran_University_Dorm_eyewitness/1764335.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 13:28:39 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CA303759-89E2-44B1-A50B-0EBA8D4007D4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وزارت علوم و ستاره‌دارها؛ نصیحت پدرانه با طعم اخراج</title>
            <description>شماری از دانشجویان محروم از تحصیل، روز جمعه هشتم خرداد ماه، در دومین نشست سراسری خود که با محوریت انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران برگزار شد، در نشریه نامه گرد آمدند که نتیجه این نشست حمایت از نامزدی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری بود.شماری از دانشجویان محروم از تحصیل، روز جمعه هشتم خرداد ماه، در دومین نشست سراسری خود که با محوریت انتخابات پیش روی ریاست جمهوری ایران برگزار شد، در نشریه نامه گرد آمدند که نتیجه این نشست حمایت از نامزدی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری بود.  دانشجویان محروم از تحصیل، پیشتر در مهر ماه ۸۷، نخستین نشست خود را برگزار کردند و از دل آن نهادی تحت عنوان &#171;شورای دفاع از حق تحصیل&#187; شکل گرفت.  پیمان عارف از دانشجویان ستاره‌دار دانشگاه تهران در گفت‌وگو با رادیو فردا، به بهانه نشست روز جمعه، از وضعیت دانشجویان ستاره‌دار می‌گوید.   رادیو فردا: آقای عارف ممکن است در مورد خواسته‌های دانشجویان محروم از تحصیل از نامزدها انتخاباتی توضیح دهید؟    پیمان عارف:  دو ماه پیش، نامه‌ای از سوی شورای دفاع از حق تحصیل به دو کاندیدای اصلاح‌طلب نوشته شده که حاوی سه سؤال است. سؤالاتی با مضمون اینکه آیا کاندیداها حق تحصیل را یک امتیاز می‌دانند یا یک حق همگانی شهروندی یا امتیازی که در خدمت خودی‌های نظام سیاسی قرار می‌گیرد و دوم اینکه آیا در صورت به قدرت رسیدن حاضر به استیفای حقوق دانشجویان محروم از تحصیل هستند یا نه.   آیا شما پاسخی هم از دو کاندیدای اصلاح طلب دریافت کردید؟   آقای کروبی حدود ۱۰ هفته پیش پاسخ این نامه را دادند، و موضعشان استیفای حقوق دانشجویان محروم از تحصیل و بویژه دانشجویان ستاره‌دار بود و همچنین صراحتاً ابراز کردند که حق تحصیل را یک حق می‌داند و نه یک امتیاز در خدمت خودی‌های نظام سیاسی. آقای میرحسین موسوی هم متذکر شده‌اند که هیچکسی را به خاطر عقاید سیاسی‌اش نمی‌توان از تحصیل محروم کرد.    معمولاً چه اتهامی به دانشجویان ستاره‌دار نسبت داده می شود؟   مصوبه‌ای مربوط به دوره انقلاب فرهنگی وجود دارد که در این مصوبه می‌گوید که دانشجویان نهادی به نام هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو می‌توانند و می‌بایست که از ادامه تحصیل و اساساً تحصیل دانشجویان معاند و نه معترض با نظام جمهوری اسلامی جلوگیری کند.  فرض بنیادین این مصوبه این است که تحصیل در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی امتیاز است و نه حق شهروندی که در اختیار افرادی که در چارچوب نظام و اطاعت نظام قرار دارند در اختیار آنها قرار می‌گیرد.  لیکن با توجه به اینکه صراحتاً قید &#171;و نه اعتراض&#187; و تفکیک اعتراض و عناد با نظام سیاسی در مصوبه شورای انقلاب فرهنگی آمده، در تمام چهار سال گذشته که پدیده دانشجویان سه ستاره با من شروع شد، استدلال ما این بود و هست که این رخداد و رفتار وزارت علوم یک رفتار مطلقاً غیرقانونی است و به اینسان ما عملکرد هیئت مرکزی گزینش استاد و دانشجو را همواره عملکردی مطلقاً غیر قانونی می‌دانستیم و می‌دانیم.   آقای عارف، محمدمهدی زاهدی، وزیر علوم در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا، گفته که تک ستاره بودن برای دانشجویان نمایانگر نقص در پرونده، و دوستاره بودن هم نشان دهنده وجود تذکر اخلاقی است. در واقع درج دو ستاره در کارنامه پذیرفته‌شدگان را تنها برای آگاهی و یک نوع نصیحت پدرانه عنوان کرده و گفته که تاکنون هیچ دانشجویی به خاطر وجود این علامت در کارنامه‌اش از ادامه تحصیل محروم نشده است. نظر شما به عنوان یک دانشجوی ستاره‌دار درباره این صحبت چیست؟   من مصاحبه آقای دکتر زاهدی را بیشتر یک شوخی سیاسی و شوخی انتخاباتی می‌دانم. آقای دکتر زاهدی در مصاحبه‌شان به تک ستاره‌ها و دو ستاره‌هایی اشاره می‌کنند که مورد نصیحت پدرانه قرار گرفته‌اند که البته بیشتر با یک خشونت و اخراج و هجو بی‌سابقه‌ای توأم بوده ولیکن به سه ستاره‌ها اشاره نکردند.  ما، نزدیک به ۶۰ دانشجوی سه ستاره که شناسایی کردیم و توانستیم دور هم جمع کنیم، اسناد و مدارک کاملاً مشخص و مبرهنی از وزارت علوم، تحت وزارت خود آقای زاهدی، مبنی بر محرومیت از تحصیل داریم. برخی مثل من کارشناسی ارشدم را در واقع به اتمام رسانده بودم. فروردین ۸۵ وقتی اخراج شدم در مرحله رساله فوق لیسانس خودم و آغاز دوره دکترا قرار داشتم.  برخی دیگر از دوستان بویژه بچه‌هایی که سال ۸۵ و ۸۶ در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شدند، کارنامه‌ای که دریافت کردند، مشخصاً سه ستاره در کارنامه‌شان قرار دارد. هیئت گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم با گذاشتن سه ستاره در کارنامه کنکور کارشناسی ارشد دوستان از ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان در دانشگاه جلوگیری به عمل آورده است و عنوان سه ستاره بر این دوستان اطلاق می‌شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Peyman_Aref_Starred_Student/1743010.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Peyman_Aref_Starred_Student/1743010.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 30 May 2009 14:56:26 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2D14680D-2EF0-467D-9ED3-B4F351B1A6AE_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تلاش برای بازگرداندن دانشجویان بهایی به دانشگاه‌ها</title>
            <description>روز شنبه دوم خردادماه، کمیته حق تحصیل مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با شرکت در مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در اصفهان، عمده‌ترین خواسته خود را که حق تحصیل برای بهاییان در ایران است، اعلام کرد. شاخه اصفهان این کمیته با استفاده از پلاکارد و درج خواسته های خود، مانند بازگشت دانشجویان اخراجی بهایی به دانشگاه، خواستار یکی از مهمترین مطالبات خود شد.روز شنبه دوم خردادماه، کمیته حق تحصیل مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با شرکت در مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در اصفهان، عمده‌ترین خواسته خود را که حق تحصیل برای بهاییان در ایران است، اعلام کرد. شاخه اصفهان این کمیته با استفاده از پلاکارد و درج خواسته‌های خود، مانند بازگشت دانشجویان اخراجی بهایی به دانشگاه، خواستار یکی از مهمترین مطالبات خود شد.   حدود دو هفته پیش نیز اولین نشست سراسری حق تحصیل توسط کمیته پیجویی حق تحصیل بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر، در ایران، در دو شهر تهران و شیراز برگزار شد. کمیته پیجویی حق تحصیل بهاییان با هدف دفاع از حق تحصیل به عنوان یکی از حقوق انسانی تشکیل شده است.  نوید خانجانی، مسئول کمیته دانشجویان بهایی محروم از تحصیل در گفت‌وگویی که با رادیو فردا داشت، با تاکید بر اینکه این فعالیت‌ها جنبه مذهبی ندارد، می‌گوید بزرگترین هدف این سازمان بازگشت دانشجویان بهایی به دانشگاه‌هاست.   اشکان یکی از دانشجویانی به شمار می رود که پس از گذراندن سه ترم از دانشگاه اخراج شد. او که در حال حاضر همراه برادرش مقیم ترکیه است، در گفت‌وگو با رادیو فردا از چگونگی اخراج خود از دانشگاه می گوید: &#171;مثل بقیه در کنکور شرکت کردم، کارشناسی بازرگانی قبول شدم. رفتم ثبت نام کنم. چون تاکید شده که اگر ستون دین دارد، حتماً بهایی را آنجا قید کنید. بهایی نوشتم، ثبت نام هم کردم و خیلی عادی دو ترم را خواندم. یک روز ناگهان حراست آمدند و گفتند که معاونت دانشگاه شما را کار دارد. رئیس دانشگاه آمد و گفت شما بهایی هستید؟ گفتم بله. گفت شما چون بهایی هستید نمی توانید ادامه تحصیل بدهید. گفتم کاش روز اول می گفتید، این همه هزینه نمی کردم، وقت نمی گذاشتم. گفت تازه ما پرونده شما را بررسی کردیم، دیدیم شما وضعیت تان به این شکل است. لطفاً تسویه کنید. سریعاً برگه‌ام را دادند و گفتند آن پول را هم شما نمی‌خواهد بدهید. توی یک هفته تسویه کنید.&#187;  تا ۲۶ سال پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران یعنی تا سال ۱۳۸۳ به خاطر وجود گزینه مذهب در فرم ثبت نام کنکور از شرکت بهاییان در کنکور دانشگاه‌ها ممانعت می شد. مگر آنکه پیروان این آئین مذهب خود را در این فرم‌ها انکار می‌کردند. اما به دنبال فشارهای بین‌المللی، دولت جمهوری اسلامی ایران گزینه مذهب را از فرم ثبت نام کنکور برای ورود به دانشگاه حذف کرد و از آن تاریخ به بعد امکان شرکت بهاییان در کنکور و به دنبال آن حضور بهاییان در دانشگاه فراهم شد.   شایان از آن دسته بهاییانی است که با وجود آنکه مجاز به شرکت در کنکور شد اما اجازه ورود به دانشگاه به او داده نشد.   وی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;دو سال پیش جوابم آمد و دانشگاه امام رضا مشهد قبول شدم. کارشناسی مترجمی زبان. به من گفتند که اینجا همه دانشگاه‌های مشهد را آستان قدس رضوی خرجش را می‌دهد که بهایی نمی‌تواند از این امکانات استفاده کند. فقط یک مسلمان می‌تواند اینجا درس بخواند.&#187;  به گفته شایان با وجود فشارهایی که بر بهاییان در پیوند با ممانعت از تحصیل آنها وجود دارد، جامعه بهایی همچنان در تلاش برای یافتن راهی است تا علاقمندان به تحصیل در میان بهاییان بتوانند به این حق اولیه خود دست یابند. اما تلاش‌های آنها نیز با مشکلاتی روبه‌رو می شود.  وی می‌گوید: &#171;ما یک دانشگاهی داریم که خود جامعه بهایی این دانشگاه را درست کرده است. یک مرکز پیش دانشگاهی را اجاره کرده بودند که رسمی بود. از طرف اطلاعات و دولت در جریان بودند. هیچ چیز پوشیده ای نداریم که قرار شود کسی نداند. من شش ماه آنجا رفتم که در آنجا بسته شد. یعنی کلاً آنجا را بستند و کلاس‌ها را به خانه‌ها بردند. در تاریخ هفتم مهرماه ۷۷ این دانشگاه بهایی ساعت ۷ صبح همه خانه‌هایی که مراکز علمی می‌نامیم، ریختند همه مدارک دانشگاهی را جمع کردند. از آن تاریخ هیچ کتاب یا جزوه نداشتیم.&#187;  نوید خانجانی مسئول کمیته دانشجویان بهایی محروم از تحصیل از وضعیت تحصیل بهاییان در ایران می‌گوید.  به گفته آقای خانجانی &#171;از سال ۸۳ به بعد این محرومیت‌ها قطع نشد، بلکه به بعد از کنکور منتقل شد. یک سری از دانشجویان با گزینه نقص پرونده مواجه شدند. کارنامه برای آنها صادر نشد. عده‌ای هم که برایشان کارنامه صادر شد و توانستند وارد دانشگاه شوند، بعد از یکی دو ترم از دانشگاه به تدریج اخراج شدند. دانشجویانی که وارد دانشگاه شده اند، به تدریج دارند اخراج می شوند. تنها دلیل این محرومیت‌ها به خاطر 'بهایی بودن' بود و دلیل سیاسی نداشت. هر دانشگاهی که متوجه می شدند این اشخاص بهایی هستند مطابق اسناد محرمانه که توسط حراست وزارت علوم منتشر شد، با استناد به مصوبه ۱۶۹ بهاییان را از تحصیل محروم کرده بودند و دستور داده بودند که اگر بهایی‌ها وارد دانشگاه شدند، آنها را اخراج کنند.&#187;  نعمت احمدی، حقوقدان در تهران با اشاره به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رادیو فردا می‌گوید حق تحصیل حقی است که باید برای هرکس با هر اعتقاد و باوری وجود داشته باشد.   به گفته این وکیل دادگستری &#171;در قانون هیچ جا گفته نشده که افرادی به لحاظ داشتن عقیده و یا حتی دین خاصی از تحصیل محرومند. نه در قانون اساسی، نه در قوانین عادی ما. اینکه الان ما یک سری دانشجوی ستاره‌دار داریم به خاطر نوع اندیشه و یک سری دانشجوهایی داریم که شاید به خاطر باورهای مذهبی‌شان، این افراد را از تحصیل محروم می کنند، این خلاف قانون اساسی و خلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر خصوصاً ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر است.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Bahais_Musavi_Elections_Education_Rights/1739347.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Bahais_Musavi_Elections_Education_Rights/1739347.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 25 May 2009 20:46:11 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/82771D13-EFE7-4AD5-BFE3-031B2C7569F8_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کهرم: احتمالاً تالاب انزلی را از دست می‌دهیم</title>
            <description>معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، از تصمیم‌گیری نهایی برای احداث جاده میان گذر تالاب انزلی خبر داد. اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره احداث این میان‌گذر و تبعات آن می‌گوید.معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، از تصمیم‌گیری نهایی برای احداث جاده میان گذر تالاب انزلی خبر داد.  به گزارش خبرگزاری مهر، پس از اینکه اصرار وزارت راه و ترابری برای ساخت این جاده و مخالفت سازمان محیط زیست با این تصمیم به نتیجه نرسید، تصمیم نهایی به معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری سپرده و در نهایت منجر به تأیید طرح وزارت راه و ترابری برای احداث این جاده شد.  اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره احداث این میان‌گذر و تبعات آن می‌گوید.   رادیو فردا: آقای کهرم، پیش از این بارها در مورد احداث جاده میان‌گذر در این منطقه اظهارنظرهایی صورت گرفته بود. احداث این جاده چه تأثیری در آینده تالاب انزلی دارد؟    اسماعیل کهرم:  با کمال تأسف چندی پيش طرحی تصويب شد که جاده‌ای از کنار انزلی بگذرد به نام جاده &#171;کنار گذر انزلی&#187;، اما به تدريج مسير آن به وسط انزلی منتهی شد.  ما شاهد بوديم که وجود اين جاده يعنی پايه پل‌های فلزی آن باعث شد آب در بعضی از رودخانه‌های منتهی به تالاب مانند زرجوب به قدری کاهش يابد که منطقه سیاه کشیم که بخشی از تالاب انزلی است، کاملاً خشک شود.  جاده‌هايی که با پايه‌های درون آب احداث می‌شوند، باعث بند آمدن آب رودخانه‌هايی است که اين تالاب را مشروب می‌کند. در نتيجه ميزان آبی که وارد اين تالاب می‌شود ابتدا کاهش يافته و قسمت‌های مختلف خشک می‌شود؛ يعنی همان بلايی که سر تالاب انزلی آمده است.   يادآوری می‌کنم که تالاب انزلی يک تالاب بين‌المللی و جزو کنوانسيون رامسر است و اکنون متأسفانه در ليست مونترال قرار دارد.    قرار گرفتن تالاب انزلی در ليست مونترال به چه معنی است؟   به اين معنی که اين تالاب در حال خشک شدن است و به مراقبت نياز دارد، اما نه تنها مراقبتی به اين تالاب نمی‌شود بلکه می‌بينيم اقداماتی صورت می‌گيرد که موجب تخريب بيشتر اين تالاب مهم بين‌المللی می شود.   آقای کهرم! پيامدهای منفی تخريب اين تالاب چه خواهد بود؟   نسل‌های زيادی هستند که می‌گويند ما &#171;انزلی‌چی&#187; هستيم، يعنی در کنار اين تالاب زندگی کرده‌اند، صيد کرده‌اند و از آب، نيزارها، ماهی‌ها و پرنده‌های آن بهره‌برداری کرده‌اند و به‌طور کلی زندگی خود را مديون و مرهون اين تالاب می‌دانند.   اگر اين تالاب خشک شود، به هزاران نفر &#171;انزلی‌چی&#187; و کسانی که در حاشيه تالاب هستند، بايد چگونه برخورد کنیم؟  در نظر داشته باشيم که وقتی تالاب هامون در سيستان و بلوچستان خشک شد، ۲۴۰ هزار نفر از مردم مکان زندگی خود را از دست دادند، مزارع آنها خشک شد و مجبور شدند به نقاط ديگری مهاجرت کنند.  از طرف ديگر مزارعی که داشتند خشک شد و به جای آنکه باد در شهر زيبای زابل طراوت آب هامون را به شهر ببرد، متأسفانه شن و خاک را بر سر مردم ريخت، آب کمياب شد و زارعت و دام‌ها از بين رفتند، يعنی تمام زندگی اين ۲۴۰ هزار نفر به باد رفت. حال می‌توان پيش‌بينی کرد که اين ماجرا دقيقاً در تالاب انزلی هم اتفاق خواهد افتاد.   چرا بايد نسبت به پديده‌ای که معيشت هزاران نفر را تأمين می‌کند، بی‌توجهی کرد؟ تخريب تالاب‌ها تمام زندگی، آب و هوا، معيشت و کميت و کيفيت آب را تحت تأثير قرار می‌دهد.   آقای کهرم! معاون علمی و فن‌آوری رئيس جمهوری اعلام کرده که ۶۰ درصد طول اين جاده به صورت پل است و فقط ۴۰ درصد تالاب با خطر احداث جاده روبه‌رو است. شما فکر می‌کنيد به اين صورت روند تخريب کند خواهد شد يا همچنان ادامه خواهد يافت؟   مگر ما زمين کم داريم که جاده را ببريم داخل تالاب انزلی احداث کنيم؟ اين اقدامات بی‌توجهی به طبيعت است. حتی اگر ۴۰ درصد اين راه به صورت جاده و ۶۰ درصد آن به صورت پل باشد، باز هم تأثير منفی خود را باقی خواهد گذاشت، چرا که پايه‌ها و بدنه فلزی پل که در داخل تالاب نصب می‌شود، باعث تخريب تالاب خواهد شد.  من پيش‌بينی می‌کنم ظرف ۱۰ سال آينده، وضعيت تالاب انزلی از اين هم بدتر خواهد شد و احتمالاً تالاب انزلی را از دست خواهيم داد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Kahrom_Anzali_Lagoon/1738144.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Kahrom_Anzali_Lagoon/1738144.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 23 May 2009 19:23:42 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/728EA873-DDB1-4F74-85A6-5C7C44BFFE91_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اپرا و گریزی به تعزیه</title>
            <description>اپرا یکی از کامل‌ترین هنر‌های نمایشی است که آواز و موسیقی و نقش‌آفرینی را یک‌جا در خود دارد. برخی، تعزیه‌های مذهبی ایران را هم نوعی اپرا می‌دانند که تمام خصوصیات یک اپرا که ذکر شده دارا هست.اپرا یکی از کامل‌ترین هنر‌های نمایشی است که آواز و موسیقی و نقش‌آفرینی را یک‌جا در خود دارد. برخی، تعزیه‌های مذهبی ایران را هم نوعی اپرا می‌دانند که تمام خصوصیات یک اپرا که ذکر شده دارا هست.   گفته می‌شود ناصرالدین شاه و سفرهای فرنگ او در رونق گرفتن تعزیه‌ها تاثیر بسزایی داشت. اصلا در دوره ناصری غرب‌زدگی و غرب‌شیفتگی به عنوان &#171;سوغات فرنگ&#187; به ایران وارد شد. لباس‌های اعیان اشراف اروپایی شد و زنان حرم به جای شلیته و تنبان به دستور سلطان صاحبقران لباس مخصوص و چسبان بالرین‌ها را به تن کردند و با ورود دوربین عکاسی به حرم‌سرا‌ها و کاخ‌ها، آن چهره‌ها و لباس‌ها ثبت تاریخ شد.         مهمان برنامه نگاه تازه بانوی اپرا‌خوانی است ایرانی، ساکن آمریکا. خانم هاله عبقری که برای ما از اپرا صحبت می‌کند.  مهمان برنامه نگاه تازه بانوی اپرا‌خوانی است ایرانی، ساکن آمریکا. خانم هاله عبقری که برای ما از اپرا صحبت می‌کند.  خانم عبقری در پاسخ پرسش ما پیرامون عشق و علاقه‌اش به اپرا می‌گوید که خانوداده هنرمندی داشته و مادرش پیانو و آکاردئون می‌نواخته و تدریس می‌کرده، ولی او در آن ایام زیاد علاقه‌ای به موسیقی نشان نمی‌داده است.  در آمریکا بود که فی‌الواقع با صلاحدید مربی ورزشی‌اش به گروه کر (همسرایان) مدرسه می‌پیوندد و به این نوع موسیقی علاقه پیدا می‌کند. به هنگام ورزش ادای خوانندگان مرد را در می‌آورده که مربی اش متوجه صدای اپرائی این دختر خانم می‌شود. زندگی هاله عبقری به مسیر دیگری می‌افتد و خواننده‌ای می‌شود، حرفه‌ای.  هنر اپرا در ایران پیش از انقلاب در تالار رودکی رونق داشت و خوانندگان بزرگی به دعوت تالار رودکی به ایران می‌آمدند و اپرا اجرا می‌کردند. ستارگانی مانند پری ثمر، روح انگیز یشمی، اسفندیار قره باغی و رشید وطن‌دوست در کنار خوانندگانی مانند سزار سیه‌پی، الیزابت شوراتسکف و بیرگیت نیلسون می‌درخشیدند.   پس از انقلاب، اپرا هم مانند باله ممنوع شد. باله به خاطر رقص (که بعدها به &#171;حرکات موزون&#187; تغییر نام داد) و اپرا به سبب صدای زن.   بعدها صدای زن فقط به در ترکیب صداهای دیگر به صورت همسرایی (کر) آزاد شد و در سرود‌های انقلابی به مناسبت سالگرد انقلاب از رادیو و تلویزیون دولتی پخش گردید.  اپرای &#171;رستم و سهراب&#187; که در زمان پیش از انقلاب به سفارش مقامات تالار رودکی توسط موسیقیدان ارمنی تبار ایرانی، لوریس چاکناواریان ساخته شده بود، در یکی از دهه‌های فجر مورد توجه قرار گرفت و برای نخستین بار این اپرا با گروه نوازندگان و خوانندگان جمهوری ارمنستان به سرپرستی لوریس چاکناواریان در تالار وحدت (همان رودکی سابق) به روی صحنه رفت و صدای زن (زنی ارمنی البته) به صورت تک‌خوان (در نقش تهمینه) شنیده شد.         تعزیه‌ای در عراق   هاله عبقری در نیویورک&#160;نه تنها خوانندهء اپراست بلکه ترانه‌هایی نیز دارد هم به سبک آوازهای اپرایی و هم به سبک‌های پاپ و فولک، که مشهورترین آنان آهنگی است به نام &#171;مرفین&#187;!  او ترجیح می‌دهد فقط در یک سبک باقی نماند بلکه در سبک‌های دیگر هم بخواند. برخی از آهنگ‌های در سبک &#171;تکنیک مدام&#187; از آهنگ‌های اپرایی شروع می‌شود و آخر سر به سبک موسیقی پاپ ادامه می‌یابد.  در سبک‌های متفاوت، خوانندگان اپرا از جمله هاله عبقری گاهی صداهایی از گلوی خود می‌آورند که هر انسانی نمی تواند آنها را تولید کند یا ممکن است گفته شود به صدای انسان شباهتی ندارند. هاله عبقری در این باره می گوید استفاده از این گونه آواها که ظرفیت‌های آوایی خواننده را نشان می دهند، بستگی دارد به نوع موسیقی که این نوع صداها را لازم دارند.  خانم عبقری به اغلب زبان‌های دنیا مانند آلمانی، روسی، مجار، اسپانیائی می‌خواند و کم و بیش به این زبان‌ها آشنا است. او درباره اپرای مدرن می‌گوید که در حال حاضر با تغییر داستان اپرا و روزآمد کردن اپراهای قدیمی کوشش می‌شود که اپرا از حالت قدیمی و تقریبا یک‌نواختی خارج شود. با این حال اشاره می‌کند که در حال حاضر هم اپراهای مدرن نوشته و اجرا می‌شود و مثال اپرای &#171;نیکسون در چین&#187; ساخته آهنگساز معروف آمریکایی جان آدامز، یا اپرای &#171;دکتر اتمیک&#187; را می‌زند که در آنان از سفر نیکسون به چین و مسائل اتمی صحبت می‌شود.  هاله عبقری تا پانزده سالگی در ایران زندگی می‌کرده و به فارسی هم آهنگ نوشته و اجرا کرده است. او اشاره می‌کند که پدرش به موسیقی اصیل ایرانی علاقه داشت. هاله عبقری می افزاید مانند همه بچه‌ها از علائق پدر گریزان بوده، اما وقتی بزرگتر شده به موسیقی ایرانی علاقمند شده، به زیبایی های آن واقف شده، با ردیف های موسیقی ایرانی آشنا شده و اکنون از شنیدن آن لذت می برد. او به فارسی هم شعر نوشته و آن‌ها را خوانده است که البته بیشتر در مایه‌های کلاسیک هستند.  او می‌گوید موسیقی سنتی ایرانی هم در موسیقی‌اش تاثیر‌گذار بوده و این تاثیر را به طور کلی در وجود ناخود‌آگاه انسان می‌داند که بخواهی نخواهی تاثیرشان را می‌گذارند.  در مقایسه با موسیقی اپرایی در اروپا و آمریکا و اروپا می‌گوید که چون در اروپا دولت‌ها به این موسیقی کمک می‌کنند وضع بهتر از آمریکا هست.  هاله عبقری جز خواندن و اجرای اپرا و کنسرت، تدریس هم می‌کند و در رادیو فرانسه نیز یک برنامه موسیقی دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Opera_Abghari/1733985.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Opera_Abghari/1733985.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 18 May 2009 13:53:40 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9A6D8A99-F8E5-4C75-9BEA-8E87ECEC4A10_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کمیته‌ای برای &#171;پی‌جویی حق تحصیل بهاییان&#187; در ایران</title>
            <description>اولین نشست سراسری حق تحصیل توسط کمیته &#171;پی‌جویی حق تحصیل بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران&#187;، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت در دو شهر تهران و شیراز برگزار شد.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:&#160;  					     &#171;ما شرمساریم&#187;: بیانیه‌ای در حمایت از حقوق بهاییان        دیان علایی: شکایت بهاییان هرگز به نتیجه نمی رسد       			 		اولین نشست سراسری حق تحصیل توسط کمیته &#171;پی‌جویی حق تحصیل بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران&#187;، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت در دو شهر تهران و شیراز برگزار شد.   کمیته پی‌جویی حق تحصیل بهاییان، با هدف دفاع از حق تحصیل بعنوان یکی از حقوق انسانی تشکیل شده است. این سازمان به دنبال راه حلی برای رفع محرومیت جوانان بهایی از حق تحصیل در جمهوری اسلامی ایران است.   از دیگر اهداف این کمیته، &#171;روشن کردن افکار عمومی&#187; است در مورد آنچه اعضای این انجمن &#171;نقض گسترده و سیستماتیک حقوق جوانان بهایی در ایران&#187; می‌نامند.   این کمیته همچنین بدنبال منظم کردن فعالیت‌های پی‌جویی حق تحصیل دانشجویان بهایی برای احقاق حقوق دانشجویان است.   نوید خانجانی، مسئول کمیته دانشجویان بهایی محروم از تحصیل در گفت‌وگویی با رادیو فردا با تاکید بر اینکه این فعالیت‌ها جنبه مذهبی ندارد، می‌گوید: &#171;بزرگ‌ترین هدف این سازمان، بازگشت دانشجویان بهایی به دانشگاه‌هاست. تا ۲۶ سال پس از انقلاب ١٣٥٧ در ایران یعنی تا سال ١٣٨٣ بخاطر وجود گزینه مذهب در فرم ثبت نام کنکور، از شرکت بهاییان در کنکور دانشگاه‌ها ممانعت بعمل می‌آمد. به دنبال فشارهای بین‌المللی، دولت ایران گزینه مذهب را از فرم ثبت نام کنکور برای ورود به دانشگاه‌ها حذف کرد و از آن تاریخ به بعد امکان شرکت بهاییان در کنکور و بدنبال آن حضور بهاییان در دانشگاه‌ها فراهم شد.&#187;   نوید خانجانی، مسئول کمیته دانشجویان بهایی محروم از تحصیل از وضعیت تحصیل بهاییان در ایران در ادامه می‌گوید: &#171;از سال ٨٣ به بعد این محرومیت ها قطع نشد بلکه به بعد از کنکور منتقل شد. ما شاهد این بودیم که یکی از بچه‌ها با گزینه نقص پرونده مواجه شد. کارنامه برای آن‌ها صادر نشد. عده‌ای هم که برایشان کارنامه صادر شد و توانستند وارد دانشگاه شوند، بعد از یکی دو ترم به تدریج اخراج شدند. الان هم اکثر دانشجویانی که وارد دانشگاه شده‌اند، به تدریج اخراج می‌شوند. تنها دلیل این محرومیت‌ها صرف، به خاطر مذهب و بهایی بودن بود و دلیل سیاسی یا چیز دیگری نداشت. هر دانشگاهی که متوجه می‌شدند این اشخاص بهایی هستند، مطابق اسناد محرمانه‌ای که از حراست وزارت علوم منتشرشد، طبق آن با استناد به مصوبه‌ای در سال ٦٩ بهایی ها را از تحصیل محروم کرده بودند و طبق این بخشنامه دستور داده بودند که اگر بچه‌های بهایی وارد دانشگاه شدند، آنها را اخراج کنند.&#187;  یکی از شرکت‌کنندگان در نشست کمیته پی‌جویی حق تحصیل بهاییان، نعمت احمدی، حقوقدان ساکن تهران است. آقای احمدی به رادیوفردا می‌گوید: &#171;حق تحصیل، حقی است که باید برای هرکس با هر اعتقاد و باوری وجود داشته باشد.&#187;   این حقوقدان می‌گوید: &#171;برابر قانون اساسی، تحصیل یکی از حقوق اولیه است که هر فردی باید آن‌را داشته باشد و بتواند از این حق استفاده کند. مهم‌تر اینکه تا یک مقطعی هم دولت باید تحصیلات رایگان را در اختیار افراد بگذارد و در مقاطع دیگر باید شرایط تحصیل افراد را مهیا کند. در قانون جایی گفته نشده که افرادی به لحاظ داشتن عقیده یا دین خاصی از تحصیل محروم‌اند، نه در قانون اساسی نه در قوانین عادی ما. اینکه ما یک سری دانشجوی ستاره‌دار داریم بخاطر نوع اندیشه‌اشان و یک سری هم دانشجوهایی داریم که شاید بخاطر باورهای مذهبی‌اشان از تحصیل محروم شده‌اند، خلاف قانون اساسی است و خلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر، خصوصاً ماده ١٨ اعلامیه جهانی حقوق بشر است که ما به آن پیوسته‌ایم.&#187;  بر اساس قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران، وظیفه دیوان عدالت اداری رسیدگی به حقوق دانشجویانی است که به هردلیلی از ادامه تحصیل محروم می‌شوند. دانشجویانی که از تحصیل آنها ممانعت شده است، تاکنون از طریق این دیوان علیه وزارت علوم و آموزش عالی شکایتی نکرده‌اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Bahais_Com_Students_Rights/1625421.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Bahais_Com_Students_Rights/1625421.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 11 May 2009 11:31:53 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9BB48CC5-54AE-4967-8880-B3779B5B173A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;درخواست اعمال ماده ۱۸&#187; برای برادران علایی</title>
            <description>آرش و کامیار علایی دو فعال اجتماعی در زمینه مبارزه با بیماری ایدز و افزایش آگاهی عمومی درباره این بیماری، تابستان گذشته از سوی مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به اتهام &#171;براندازی نرم&#187;، بازداشت شدند. پس از آن در دی ماه سال ۸۷، دادگاه بدوی با مجرم شناختن این دو برادر پزشک، آرش علایی را به ۶ سال و کامیار علایی را به ۳ سال زندان محکوم کرد. مسعود شفیعی، وکیل برادران علایی، در گفت‌وگو با رادیو فردا به وضعیت کنونی پرونده این دو فعال اجتماعی را تشریح کرده است.آرش و کامیار علایی دو فعال اجتماعی در زمینه مبارزه با بیماری ایدز و افزایش آگاهی عمومی درباره این بیماری، تابستان گذشته از سوی مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران، به اتهام &#171;براندازی نرم&#187;، بازداشت شدند.  پس از آن در دی ماه سال ۸۷، دادگاه بدوی با مجرم شناختن این دو برادر پزشک، آرش علایی را به ۶ سال و کامیار علایی را به ۳ سال زندان محکوم کرد.  مسعود شفیعی، وکیل برادران علایی، در گفت‌وگو با رادیو فردا به وضعیت کنونی پرونده این دو فعال اجتماعی را تشریح کرده است.   رادیو فردا: آقای شفیعی، با توجه به اینکه حکم کامیار و آرش علایی در دادگاه تجدید نظر قطعی شده، چه امکانات حقوقی برای نقض رأی این دادگاه&#160; وجود دارد.    مسعود شفیعی:  يک اصلاح فوق‌العاده داريم و آن اعمال ماده ۱۸ است. ماده ۱۸ اين اختيار را به صاحبان پرونده يا وکيل‌های آنها می‌دهد که در يک مقطع يک ماهه از تاريخ قطعيت رأی، به رياست قوه قضاييه و دايره نظارتی که اين امر را بررسی می‌کند، يک اعتراض جديد بدهند. حال من اين اعتراض را داده‌ام و اميدوارم در اين مرحله رأی نقض شود.   برای شما به عنوان وکيل اين پرونده شرايط خاصی وجود دارد که بتوانيد ماده ۱۸ را اعمال کنيد؟    وقتی کسی درخواست می‌دهد، اگر در پرونده و درخواست نقصی وجود داشته باشد، ۱۰ روز به او مهلت می‌دهند که نقص را برطرف کند.  نقص پرونده هم اين بود که احکام در دست من نبود، بنابراين حکم دادگاه تجديد نظر را ضميمه کردم و اين چند روز پيگير حکم دادگاه بدوی هستم.  البته اين روند شکلی قضيه است و ماده ۱۸ روی خلاف بَیِّن شرع تأکيد دارد؛ يعنی بعد از اين که احکام قطعی می‌شود اگر حکم صادر شده خلاف بَیِّن شرع باشد، رياست قوه قضاييه می‌تواند اين حکم را لغو کند.   چه چيزی در پرونده آرش و کاميار علايی خلاف بَیِّن شرع است؟   خلاف بَیِّن شرع پرونده، اين بود که قاضی پرونده به اعتقاد من صلاحيت تشخيص متخاصم بودن کشور بيگانه را ندارد. چون اين تشخيص بر اساس بنده پنج ماده ۱۱۰ قانون اساسی از اختيارات ويژه مقام رهبری است و اين اختيار به قاضی داده نشده است، در نتيجه قاضی نمی‌تواند بگويد آمريکا يا هر کشور ديگری متخاصم است.   آقای شفيعی، اگر ممکن است واژه متخاصم را تعريف کنيد؟   بر اساس قانون کشوری که درحال جنگ با کشور ما باشد، متخاصم تلقی می‌شود. همان طور که می‌دانيد ماده ۵۰۸ قانون مجازات تصريح می‌کند که هر شخص يا گروهی که با کشور خارجی متخاصم بر عليه جمهوری اسلامی ايران همکاری نمايد، اگر محارب نباشد، به يک تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود.  بحث اين جا است که بايد آن کشور متخاصم باشد و من در تمام دفاعيات خود عنوان کردم که آمريکا متخاصم نيست و از نظر قانونی وجاهتی ندارد که آمريکا را متخاصم بدانيم.  اعمال ماده ۱۸ در اين مقطع دست ما را باز می‌گذارد، چون در انتهای مقطعی که من اقدام کرده‌ام، تشخيص داده شده که کشور آمريکا متخاصم نيست.   شما با آقايان آرش و کاميار علايی به تازگی ديدار داشتيد و از وضعيت آنها خبر داريد؟   به تازگی ديدار نداشتم، ولی خانواده آنها هفته‌ای يک بار به ملاقات می‌روند. ضمن اينکه آنها چون در بند عمومی هستند به طور مداوم با خانواده خود تماس تلفنی هم دارند و به اين صورت من در جريان وضعيت آنها قرار دارم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Alaei_Brothers_Lawyer/1624251.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Alaei_Brothers_Lawyer/1624251.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 08 May 2009 16:18:49 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3D1D2D34-6F93-46B1-8F9A-DA60A13A9A1E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نقاش و نقش دل</title>
            <description>نقاشی از هنر‌های تجسمی است که همواره در طول تاریخ همزاد انسان بوده و خواهد بود. از نقاشی روی سنگ‌ها و دیواره غار‌های انسان‌های نخستین گرفته تا نقاشی‌های انتزاعی و سبک‌های گوناگون دیگر، نقاشی وسیله‌ای بوده برای بیان احساس و عواطف بشری.نقاشی از هنر‌های تجسمی است که همواره در طول تاریخ همزاد انسان بوده و خواهد بود. از نقاشی روی سنگ‌ها و دیواره غار‌های انسان‌های نخستین گرفته تا نقاشی‌های انتزاعی و سبک‌های گوناگون دیگر، نقاشی وسیله‌ای بوده برای بیان احساس و عواطف بشری.  هنر نقاشی در برخی از آیین‌ها و ادیان به خاطر ذات خلاقیت نهفته در آن ممنوع است. مثلاً در برداشت‌هایی از فقه سنتی و در اسلام طالبانی نقاشی حرام است. به ویژه اگر موضوع آن موجود جان‌دار باشد. پیروان این آئین‌ها و ادیان خلاقیت را فقط در انحصار پروردگار می‌دانند و کار نقاشی و پیکر‌تراشی را دخالت در امر خالق می‌دانند و حرام می‌شمارند.  حتی شاهد بودیم که چگونه آثار بزرگ نقاشی و مجسمه‌سازی در افغانستان طالبان نابود شدند. آخرین آنان دو مجسمه مشهور بودا در بامیان بود که طالبان منهدم کردند.  عباس پویا، اسلام‌شناس و استاد دانشگاه فرایبورگ، می‌گوید فقها در مورد نقاشی هم مانند دیگر مسائل دیگر دارای نظرات و دیدگاه‌های گوناگون هستند. ولی بیش از همه، این نظر در میان علمای اسلام مقبولیت یافته که صورت‌گری، چه در نقاشی و چه در مجسمه‌سازی، فقط در مورد موجودات جان‌دار حرام است. برخی از آنان حتی صورت‌گری را نوعی خروج از دین (ارتداد) می‌دانند.   به گفته او ، نکته جالب اینجاست که در قرآن حکمی صریح و شدید پیرامون حرام بودن صورت‌گری وجود ندارد. برعکس، در یک مورد که سخن از سلیمان پیامبر است، از &#171;جن‌هایی&#187; سخن گفته می‌شود که برای پیامبر تمثال‌های دلخواهش را می‌ساختند و این عمل آنان مورد سرزنش قرار نگرفته است.  با این همه به گفته دکتر پویا در متون روایی شیعه و سنی اما، روایات و احادیث بسیاری وجود دارد که صورتگری را حرام می‌انگارند.          در بسیاری از مذاهب نقاشی راهی برای بیان حالات معنوی است؛ نقش ملک طاووس ایزدیان بر دیوار زیارتگاهی در شمال عراق   برخی از علما با استناد به آیه ۹۰ سوره المائده در قرآن، نقاشی را حرام می‌دانند.  اما به نظر عباس پویا استاد دین‌پژوه، اصطلاحی را که در این آیه به کار رفته، نمی‌توان به مجسمه‌سازی و پیکرتراشی بعنوان هنر اطلاق کرد؛ &#171;بیشتر جنبه عبادی مسئله مورد نظر هست تا رویکرد هنری آن. بدین ترتیب که اگر مجسمه‌سازی یا نقاشی باعث دوری از یکتاپرستی شود، مذموم است ولی به عنوان هنر فی‌نفسه حرام نیست.&#187;  استاد دانشگاه فرایبورگ آلمان، به حدیثی از امام اول شیعیان اشاره می‌کند که صورت‌گری را به عنوان تجدید قبور حرام می‌داند، یعنی بازگشت به عصر بت‌پرستی که مردم بت‌ها را پرستش می‌کردند.   عباس پویا سپس روایت دیگری را بررسی می کند که بر پایه آن، عایشه از پارچه‌ای منقش پرده‌ای درست کرده‌ بوده و این امر موجب ناراحتی پیامبر اسلام می‌شود. او می گوید در همین روایت هم، پیامبر با تهیه بالش یا پشتی از همان پارچه مخالفتی ندارد. به گفته آقای پویا در اینجا هم مشخص می شود که نقاشی در صورتی که شائبه پرستش را ایجاد کند از سوی پیامبر مورد مخالفت قرار می‌گیرد.  او در ادامه می‌افزاید که حرمت صورت‌گری به قرن دوم هجری قمری و دوران خلافت یزید‌ بن عبدالملک بر‌می‌گردد.   برخی از اسلام‌شناسان با توجه به این نکته عقیده دارند که حرمت صورت‌گری در اسلام، در مسیحیت و یهودیت ریشه دارد. دومین فرمان از ده فرمان هم به این موضوع اشاره دارد که هیچ معبودی جز معبود یکتا در زمین و آسمان و بر روی دریاها نباشد. یعنی سیما و نقش دیگری نباشد.   برخی، منظور از این فرمان را حرمت نقاشی یا مجسمه‌سازی دانسته‌اند. در قرن چهارم میلادی هم نقاشان و مجسمه‌سازان از نظر کلیسا در جرگه فاحشه‌خانه‌دارها و دایرکنندگان مراکز فساد قرار می‌گرفتند و تا ترک هنر خود نمی‌توانستند برای عبادت وارد کلیسا بشوند.  اما در دوره رنساس همه این‌ها تغییر یافت و در و دیوار کلیساها و نمازخانه‌ها منقوش به نقش و مجسمه شد.  ***  حال که صحبت از نقاشی و نقش شد، فرصتی هم پیش آمد تا به سراغ یک نقش و نقاشش برویم.   نقش تابلوئی است به نام &#171;فال حافظ&#187;؛ دو دختر جوان لب پشت‌بام نشسته، یکی دیوان حافظی در دست دارد و دیگری، اندکی پائین‌تر نشسته است، و هر‌دو غرق در شعر.                نام ایمان ملکی با از جمله با این نقش بر زبان‌ها افتاد   نقاش ایمان ملکی، هنرمند جوانی است که نامش به ویژه با این اثر بر سر زبان‌ها افتاده ‌است.  ایمان ملکی از دوران کودکی به نقاشی علاقه داشته است. از پانزده سالگی زیر نظر استاد مرتضی کاتوزیان به طور جدی تعلیم نقاشی می‌گیرد و با رهنمود‌ها و تشویق استاد، کارش را ادامه می‌دهد و در دانشگاه هنر هم در رشته گرافیک فارغ‌الحصیل می‌شود ولی دوباره از گرافیک به نقاشی روی می‌آورد.  واکنش خانواده نخست نگرانی بود. ولی اینجا هم آقای کاتوزیان راهنمای ایمان می‌شود و خانواده راضی می‌شوند که ایمان ملکی نقاشی را پی بگیرد.  کارهای ایمان بیشتر در مایه‌های رئالیسم (واقع گرا) است ولی گاه، اندکی به سوررئالیسم هم نزدیک می‌شود. به فراخور موضوع، احساس و حالتی که در هر زمان دارد.  ایمان پیرامون تابلو فال حافظ توضیح‌های مفصلی می‌دهد و از جمله می‌گوید که موفقیت این تابلو، مدیون مردمی بودن و معمولی بودن تیپ دخترها است که مضمون را بسیار باورپذیر کرده‌است. ایمان سه ماه روی این تابلو کار کرده و از هنرجوهای خودش به عنوان مدل استفاده کرده‌است.  این تابلو نه تنها در داخل ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت، بلکه در سال ۲۰۰۵ در یک رقابت بین‌المللی هم در نیوجرسی آمریکا، یکی از جوایز مهم مرکز هنرهای تجسمی را از آن خود کرد.  غم و اندوهی نهفته در تابلوهای ایمان ملکی نهفته است که آثارش را عمق می‌بخشد. ایمان عقیده دارد نقاشی‌های او هم مانند موسیقی ایرانی اندوهناک‌اند و شاید از جامعه متاثر باشند.  به سراغ یک هنرمند نام‌دار ایرانی نیز می‌رویم که فعلا مقیم آمریکاست. این هنرمند پیش کسوت و سرشناس ایرانی هانیبال الخاص است؛ کسی که سال‌های سال است در صحنه هنر فعالیت دارد.  نقدی که جلال آل احمد چهره شاخص نویسندگان منتقد در دهه ۱۳۴۰ بر کارهایش نوشت، به افتادن نام او بر سر زبان‌ها کمک کرد.  الخاص از سال‌های دور صحبت می‌کند که نقاشی اصولا جدی گرفته نمی‌شد.  از لابلای گفته های الخاص چنین بر می آید که در آن ایام اصلا نقاشی جدی شمرده نمی‌شد و در جامعه آن احترامی که پزشکان و مهندس‌ها داشتند، نقاشان نداشتند. از این رو کمتر پیش می آمد که مادری به اینکه پسرش پس از رفتن به خارج و تحصیل در دانشگاه نقاش شده است، ببالد. اما به گفته الخاص، امروزه وضعیت عوض شده است. پذیرفته شدگان دانشگاه هنر ارج قرب و منزلت دارند. خانواده‌ها با غرور از بچه‌های دانشجوی هنرشان سخن می‌گویند و برای‌شان جشن می‌گیرند.  الخاص از مینیاتورهای ایرانی و نقش‌های برجسته روی سنگ سخن می‌گوید و هنر ایرانی را در طرح فرش‌ها و کاشی‌کاری‌ها و مینیاتور‌ها تحسین می‌کند. او می گوید قادر است در یک مینیاتور تمام مکاتب هنری را ببیند.  او از &#171;بهزاد&#187; نقاش مشهور ایرانی می‌گوید و از طنز پنهان موجود در آثار بهزاد. با نقش شاهانی فربه که سر سفره پراز انواع و اقسام خوراکی و میوه انباشته، نشسته اند، و پشت سر آنان غلامان لاغر و تکیده را می توان دید. این ها پیغام نقاش را به تماشاگر می‌رساند.  الخاص گرایش مردم را به هنرهایی که شبیه عکس هستند، ناشی از نا‌آگاهی آنان از مکتب‌های هنری مدرن می‌داند. می‌گوید اگر مردم با مکتب‌هائی مانند امپرسیونیسم و غیره آشنا شوند، سلیقه‌هایشان نیز عوض خواهد شد.  الخاص به عنوان نقاش روایتی کوتاه از زندگی خود و هم‌نسلان‌اش را باز می‌گوید.  از لابلای حرفهای شنیدنی هانیبال الخاص و ایمان ملکی می شود به اختلاف نظری پی برد که تفاوت دو مکتب و سبک مختلف مورد علاقه هر یک را نیز بازتاب می‌دهد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Painting/1621830.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Painting/1621830.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 05 May 2009 15:06:10 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/022AC515-8E55-4769-9895-6D863869EA67_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پدر زهرا بنی‌یعقوب: برای متهمان پرونده دادگاه برگزار شود</title>
            <description>حدود یکسال و نیم از مرگ زهرا بنی یعقوب در مرکز ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان می‌گذرد و علت مرگ او همچنان در هاله‌ای از ابهام است.حدود یکسال و نیم از مرگ زهرا بنی یعقوب در مرکز ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان می‌گذرد و علت مرگ او همچنان در هاله‌ای از ابهام است.    &#160;  بیشتر بخوانید:      سطانی: به حکم متهمان پرونده بنی‌یعقوب اعتراض می‌کنیم      این در حالی است که دادسرای کارکنان دولت با ارسال اخطاریه‌ای برای خانواده زهرا بنی‌یعقوب اعلام کرد، برای تمامی متهمان این پرونده در خصوص قتل عمد، قرار منع تعقیب صادر شده است.  ابوالقاسم بنی‌یعقوب، پدر زهرا در گفتگو با رادیو فردا تأکید می‌کند که برای پذیرفتن حکم تبرئه متهمان این پرونده از قتل عمد، باید دادگاه برگزار شود.  وی می‌گوید: &#171;خانواده دکتر زهرا می‌خواهد دادگاهی تشکیل شود و در آن متهمان از خود دفاع کنند، وکیل هم داشته باشند. ما هم وکیل داریم. در دادگاه صحبت کنیم. شاید آنها را با سؤال و جواب قاضی و نماینده داستان تبرئه کردند. در این صورت قبول داریم. اما نمی‌شود بدون تشکیل دادگاه بگویند که تبرئه شده‌اند.&#187;  زهرا بنی‌یعقوب، ۲۷ ساله، دانشجوی رشته پزشکی که برای گذراندن طرح خدمات پزشکی به صورت داوطلبانه به یکی از روستاهای دور افتاده ایران رفته بود، در بیستم مهر ماه ۱۳۸۶، در یکی از پارک‌های همدان به اتهام آنچه &#171;ارتکاب جرم مشهود&#187; خوانده شد، توسط مأموران ستاد امر به معروف بازداشت و به بخش منکرات منتقل شد.&#160;          پدر زهرا همچنان معتقد است که فرزندش به قتل رسیده است  دو روز پس از بازداشت زهرا بنی‌یعقوب، مسئولان بازداشتگاه اعلام کردند که او، با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی، خودکشی کرده است. اما خانواده زهرا بنی‌یعقوب با رد این موضوع و با استناد به کبودی موجود بر جسد، مرگ فرزند خود را مشکوک دانسته و خواستار تعیین مجدد علت مرگ شدند.  ابوالقاسم بنی‌یعقوب، در پیوند با شک و شبهه‌های موجود در پرونده فرزندش، معتقد است که زهرا به قتل رسیده است.  آقای بنی‌یعقوب می‌گوید: &#171; آیا می‌شود دکتر زهرا بعد از فوت با برادرش صحبت کنند. گفته‌اند که در ساعت ۸ کشته شده، در حالی که ۸:۳۰ با برادرش صحبت کرده. چنین چیزی ممکن است؟ هیچ محکمه‌ای چنین چیزی را قبول می‌کند؟ این اتفاق ساده‌ای نیست. اگر دختر من، دکتر زهرا، متهم است هر اتفاقی که افتاده چرا حتی یک اتهام کوچک به شخصی که نامزدش بوده وارد نکرده‌اند و آزاد می‌گردد؟ این قتل عمد بوده است.&#187;  این درحالی است که عبدالفتاح سلطانی، وکیل پرونده زهرا بنی‌یعقوب نیز در گفت‌وگویی که با رادیو فردا داشت، با اشاره به شواهد موجود پرونده موکلش، علت مرگ زهرا بنی‌یعقوب را مشکوک اعلام کرد.  آقای سلطانی در این زمینه گفت: &#171;در همان روزهای اول تشکیل پرونده و اتفاقی که افتاده بود، یک قصور و کوتاهی‌هایی رخ داده بود که باعث شده بود یک مقدار پرونده پیچیده شود و امکان رسیدن به حقیقت را خیلی سخت کند. مثلاً مدعی بودند این [اتفاق] در اتاقی که بوده، پنجره‌ای داشته و میله‌ای داشته، وسیله پارچه پلاکارتی که از آنجا بود خودش را آویزان و خودکشی کرده است. ولی طول این پارچه و ارتفاع آن میله تا سطح زمین را با توجه به قد مرحوم دکتر زهرا بنی‌یعقوب که حدود ۱۷۵ سانت قد داشته، [اندازه نگرفته بودند و بررسی نکرده بودند] که آیا چنین چیزی امکان‌پذیر است؟&#187;         عبدالفتاح سلطانی، وکیل پرونده زهرا بنی‌یعقوب  وکیل پرونده زهرا بنی‌یعقوب تصریح کرد که &#171;اگر اینها را اندازه می‌گرفتند، به نظر می‌آمد که مثلاً ممکن است در هنگام حلق‌آویز شدن، پایش بخورد زمین. پس امکان اینکه این اتفاق افتاده باشد، را منتفی می‌کرد. این کار اتفاق نیافتاده بود. یا اینکه اصلاً پارچه‌ای که مدعی شده بودند، توسط آن پارچه خودکشی کرده، حلق‌آویز کرده، آیا توان تحمل بدن ایشان را داشته یا نه. یعنی باید آن پارچه را به آزمایشگاه می‌دادند و از نظر توان تحمل قدرت آن پارچه آزمایش می‌کردند که اصلاً می‌تواند وزن هفتاد هشتاد کیلو را تحمل کند یا نه.&#187;  آقای سلطانی همچنین به کالبدشکافی جسد زهرا بنی‌یعقوب اشاره کرد و گفت: &#171;هنگام کالبد شکافی باید پوست سر، باز می‌شد ببینند در زیر پوست سر آثار خون مردگی وجود دارد، یا خیر. جمجمه سالم است یا نه. متأسفانه این کارها صورت نگرفت. مجموعه این نواقص باعث شده بود که ابهامی در قضیه بوجود بیاید و امکان رسیدن به حقیقت را سخت کند.&#187;  این دومین بار است که برای متهمان پرونده زهرا بنی یعقوب قرار منع تعقیب صادر می شود. در تیرماه سال گذشته نیز پرونده مرگ زهرا بنی‌یعقوب از سوی بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب دادگاه همدان مختومه اعلام شد.  اما این امر اعتراض خانواده بنی‌یعقوب را به دنبال داشت و در پی آن آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، این پرونده را برای رسیدگی مجدد به تهران فرستاد.  دادسرای کارکنان دولت در ابلاغیه اخیر به خانواده بنی‌یعقوب اعلام کرده اند که ۱۰ روز برای اعتراض به این حکم فرصت دارند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_ZahraBaniYaghoub/1616969.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_ZahraBaniYaghoub/1616969.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Apr 2009 19:42:38 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DABE887B-971F-4AA6-9116-4301CDB57B58_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; </title>
            <description>غیرت و ناموس در جوامع سنتی نقش مهمی دارند. در ایران و برخی از کشورهای مسلمان و به طور کلی در کشورهای سنتی &#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; حضوری ملموس در جامعه دارند و گاهی برای قتل‌های ناموسی مجازات در‌خوری وجود ندارند. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187;، به این معضل می‌پردازیم و با چند نفر صحبت می‌کنیم، از جمله یک آقای &#171;غیرتی&#187;. غیرت و ناموس در جوامع سنتی نقش مهمی دارند. در ایران و برخی از کشورهای مسلمان و به طور کلی در کشورهای سنتی &#171;غیرت&#187; و &#171;ناموس&#187; حضوری ملموس در جامعه دارند و برای قتل‌های ناموسی مجازات در‌خوری وجود ندارند.  امروزه مهاجران مسلمان اروپا اغلب با کشتن دختر یا خواهرشان، به خاطر حفظ ناموس مسئله‌ساز شده‌اند و هرازگاهی اخبار این نوع مجازات در صدر اخبار کشورهایی مانند سوئد و آلمان قرار می‌گیرند.  غیرت و ناموس در ایران هم همواره وجود داشته و پس از انقلاب اسلامی هم که نوع نگاه به زنان تغییر یافته، حضوری پر‌رنگ در جامعه پیدا کرده است.   این دو مقوله همواره در فیلم‌های ایرانی هم یکی از دستمایه‌های مهم به شمار می‌رود و به‌ویژه پس از نمایش &#171;قیصر&#187; ساخت این گونه فیلم‌ها رونق گرفت و تا به امروز هم ادامه دارد.  در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187;، به این معضل می‌پردازیم و با چند نفر صحبت می‌کنیم، از جمله یک آقای &#171;غیرتی&#187;.         یک مرد اتریشی: من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند... اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.   ولی نخست به سراغ چند شهروند اروپایی می‌رویم و موضوع غیرت را با آنان در میان می‌گذاریم. می‌پرسیم:    اگر کسی به همسر به خواهر یا مادر شما نگاه کند، عصبانی می‌شوید؟    مردی از جمهوری چک:   من مشکلی با این موضوع ندارم. چون فقط &#171;نگاه کردن&#187; است و طرف قرار نیست که دست بزند.   مردی از مکزیک:   احساس خیلی مطلوبی نخواهم داشت. یعنی اگر کسی دست به عملی نزند هیچ‌گونه واکنشی نخواهم داشت. اگر چیزی بگویند ممکن است واکنشی نشان بدهم ولی فقط اگر نگاه کنند، نه.   یک فرانسوی:   ممکن است دست به خشونت بزنم و دعوا کنم. البته همه فرانسوی‌ها این طوری نیستند ولی کلاً اکثر مردها حسود هستند.   یک شهروند اتریشی:   عالی است! من خوشحال می‌شوم اگر کسی به همسر من نگاه کند. نگاه کردن که توهین نیست. من اجازه دارم به خانم‌های دیگر نگاه کنم و مردهای دیگر هم باید اجازه داشته باشند که به همسر من نگاه کنند. اگر کسی (زیبایی) او را تحسین کند، خوشحال هم می‌شوم.  به سراغ دو خانم متخصص ایرانی و آقای حمید می‌رویم و موضوع را با ایشان در میان می‌گذاریم:  دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان و حمید، جوان ایرانی، که به گفته خودش خیلی هم &#171;غیرتی&#187; است.  حمید پیرامون این موضوع تجربه‌ای را که اخیرا داشته برای ما بازگو می‌کند.  حمید برادری دارد دانشجو، که متأهل هم هست. برادرش با داشتن همسر با دو خانم دیگر دوست می‌شود و روابط شان به جاهای حساس هم می‌رسد.   زن داداش حمید (حمید او را این گونه می‌نامد) که از دست برادرش ناراحت بوده، پس از تهدید و غیره مقابله به مثل می‌کند و می‌رود دوست پسر می‌گیرد. &#171;یک دفعه ما به خودمان آمدیم، دیدیم که این موضوع در فامیل پیچیده و سر و صدای‌شان درآمد.&#187;  داداش و زن داداش حمید کارشان به مرحله طلاق رسید و که اینجا حمید وارد قضیه می‌شود و با وجود این که از کار برادرش دفاع نمی‌کند و می‌داند که کار بدی کرده، ولی کار زن داداشش را هم تأیید نمی‌کند: &#171;خلاصه، رفتیم و گشتیم و طرف را پیدا کردیم و پس از تهدید و مشاجره، کارمان به دعوا و زد و خورد کشید. آن هم در وسط خیابان. من اجازه نمی‌دهم که زن داداش من با برادرم این طوری مقابله به مثل بکند یا این راه را انتخاب بکند برای تنبیه داداشم.&#187;         زینب پیغمبرزاده: در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک &#171;کالا&#187; است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسئولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.  می‌رویم به سراغ زینب پیغمبر‌زاده، فعال جنبش زنان، که اخیر در وبلاگ‌شان پیرامون &#171;غیرت&#187; مقاله‌ای نوشته و به شدت به آن تاخته و نظرشان را در مورد عکس‌العمل حمید جویا می‌شویم.  خانم پیغمبرزاده می‌گوید: &#171;اولاً آمار خشونت و آمار‌های آزار جنسی در کشور ما منتشر نمی‌شود تا ما بتوانیم به عمق و گسترش آن در جامعه پی ببریم. در کشورهای غربی غیر این است و این آمار مرتب منتشر می‌شوند. در جامعه پدر‌سالار و مردسالار ما، زن یک &#171;کالا&#187; است و آن هم برای تمتع جنسی مرد. این کالا عموما در تملک مرد است و مرد نسبت به آن تعصب و غیرت دارد. نه تنها نسبت به کالای خود بلکه به کالاهای دیگر همجنس‌های خود هم احساس مسیولیت می‌کند. احترام به ناموس افراد، احترام به شخصیت فرد (زن) نیست، بلکه او هم متقابلاً انتظار دارد مردان دیگر هم ناموس او را نگهبانی کنند.&#187;  مرد نمی‌خواهد کسی به کالای خود دست درازی کند و به آن غیرت و ناموس پیدا می‌کند. بنابراین غیرت و ناموس از احساس تملک ناشی می‌شود. آزار‌های جنسی و تجاوز برای این رخ می‌دهد که مرد می‌خواهد کالای یک مرد یا افراد مذکر یک خانواده را دور از چشم آنان و بدون اجازه‌شان مورد استفاده قرار دهد. به جای این که یک رابطه عاطفی و انسانی داشته باشد، می‌خواهد از آن شیء یا کالا بهره‌برداری کند.  خانم پیغمبر‌زاده بر این باور است که برای از بین بردن خشونت علیه زنان باید نوع نگاه به زن عوض شود. او کشورهای اروپایی مانند سوئد را مثال می‌زند که چون نوع نگاه به زن فرق می‌کند، خشونت هم علیه زنان بسیار کمتر است.  دکتر آذر‌دخت مفیدی، روان‌پزشک و روان‌کاو، پیرامون غیرت و ناموس می‌گوید: &#171;در عمق روان ناخودآگاه بشر احساس جنسی نسبت به نزدیکان همواره وجود دارد. یعنی یک برادر یا پدر بدون آن که خود بداند نوعی احساس یا کشش جنسی نسبت به دختر یا خواهرش دارد. بنابراین به نظر خانم مفیدی هنگامی که برادری خواهرش را چاقو می‌زند یا حتی می‌کشد، این احساس را دارد که خواهرش با رفتن به سوی شخص دیگر به او (برادر) خیانت کرده است.&#187;  او روان انسان را بسیار پیچیده می‌خواند و احساس ناخود‌آگاه بشری را عامل مهمی برای بسیاری از واکنش‌ها می‌داند.         دکتر آذردخت مفیدی:&#160; در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.   به نظر خانم دکتر مفیدی مذهب هر‌چند عامل تعیین کننده نیست ولی به عنوان عامل تشدید کننده نقش مهمی دارد. به ویژه در جامعه‌ای مانند جامعه ایران که سر زنان مقنعه و روسری گذاشته‌اند و در مانتو چادر پیچیده‌اند، که مردها نگاه طمع آمیز به زنان نداشته باشند. این جا دو نکته مهم وجود دارد: &#171;یک، این که به مرد ایرانی حق داده شده که به زنان نگاه &#171;هیز&#187; بیندازد، دو، به زن پیغام داده‌اند که خودت را بپوشان! در این سی سال به مردها یاد داده نشده که رفتار سادیستی با زنان نداشته باشند.&#187;  حمید به اعتراض می‌گوید که خانم‌های شرکت کننده یک طرفه قضاوت می‌کنند و تمام تقصیرها را سر مردان می‌اندازند، در صورتی که به نظر حمید زنان هم غیرتی هستند و از همسر خودش مثال می‌آورد که اصلاً اجازه نمی‌دهد شوهرش به زن دیگری نگاه کند یا چشم‌چرانی کند. و نتیجه‌گیری می‌کند زن و شوهر باید مانند دو انسان و دو دوست خواسته‌های همدیگر را برآورده کنند.   حمید از کشورهای غربی انتقاد می‌کند که زنان با مختصر آزار یا حتی نگاهی به پلیس شکایت می‌کنند. او بر این باور است که جامعه ایران یک جامعه عاطفی است و مسایل زن و شوهر بین هم دیگر حل و فصل می‌شود.  در آخر برنامه یک شنونده دیگری هم به نام امیر وارد بحث می‌شود و قضیه را از زاویه دیگری مطرح می‌کند که به نظرش یک زن و شوهر باید به هم‌دیگر اعتماد داشته باشند و مداراگر باشند.  با ورود امیر بحث &#171;بی‌غیرتی&#187; هم مطرح می‌شود و آخر سر گفت‌وگو به قانون‌مندی و مدارا و تحمل کشیده می‌شود که البته... شنیدن دارد!   ...      شما چه فکر می‌کنید؟    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 27 Apr 2009 11:57:14 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Honour/1616439.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5A9E6F49-1F2A-4F7D-AC50-8DFE49DF3EDD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سطانی: به حکم متهمان پرونده بنی‌یعقوب اعتراض می‌کنیم</title>
            <description>حدود یک سال و نیم از مرگ مشکوک زهرا بنی‌یعقوب، پزشک ۲۷ ساله در زندان همدان می‌گذرد. این درحالی است که دادسرای عمومی و انقلاب کارکنان دولت با ارسال اخطاریه‌ای برای خانواده زهرا بنی‌یعقوب اعلام کرده، برای تمامی متهمان این پرونده در خصوص قتل عمد، قرار منع تعقیب صادر شده است.حدود یک سال و نیم از مرگ زهرا بنی‌یعقوب، دانشجوی ۲۷ ساله سال آخر پزشکی، در زمان بازداشت در همدان می‌گذرد.  این درحالی است که دادسرای عمومی و انقلاب کارکنان دولت با ارسال اخطاریه‌ای برای خانواده زهرا بنی‌یعقوب اعلام کرده، برای تمامی متهمان این پرونده در خصوص قتل عمد، قرار منع تعقیب صادر شده است.  در ارتباط با این موضوع عبدالفتاح سلطانی، وکیل پرونده زهرا بنی‌یعقوب به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.&#160;    رادیو فردا: آقای سلطانی، ممکن است در ابتدا درباره روند این پرونده توضیح دهید؟    عبدالفتاح سلطانی:  بحث‌هایی که در این پرونده مطرح شده بود، اولین شکایتی که پدر ایشان کرده بود، معتقد بود که خانم دکتر زهرا بنی‌یعقوب خودکشی نکرده، بلکه ایشان را کشتند. این ادعایی است که پدر ایشان مطرح کرده بود و بر این اساس پرونده شکل گرفت. البته درخواست‌هایی کرده بودیم حالا ظاهراً قاضی به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند قتل عمد را ثابت کند و احراز کند.   چه شواهدی دال بر اینکه زهرا بنی‌یعقوب خودکشی نکرده، وجود دارد؟          عبدالفتاح سلطانی، وکیل پرونده زهرا بنی‌یعقوب  در همان روزهای اول تشکیل پرونده و اتفاقی که افتاده بود، یک قصور و کوتاهی‌هایی رخ داده بود که باعث شده بود یک مقدار پرونده پیچیده شود و امکان رسیدن به حقیقت را خیلی سخت کند. مثلاً مدعی بودند این [اتفاق] در اتاقی که بوده، پنجره‌ای داشته و میله‌ای داشته، وسیله پارچه پلاکارتی که از آنجا بود خودش را آویزان و خودکشی کرده است. ولی طول این پارچه و ارتفاع آن میله تا سطح زمین را با توجه به قد مرحوم دکتر زهرا بنی‌یعقوب که حدود ۱۷۵ سانت قد داشته، [اندازه نگرفته بودند و بررسی نکرده بودند] که آیا چنین چیزی امکان‌پذیر است؟  اگر اینها را اندازه می‌گرفتند، به نظر می‌آمد که مثلاً ممکن است در هنگام حلق‌آویز شدن، پایش بخورد زمین. پس امکان اینکه این اتفاق افتاده باشد، را منتفی می‌کرد. این کار اتفاق نیافتاده بود. یا اینکه اصلاً پارچه‌ای که مدعی شده بودند، توسط آن پارچه خودکشی کرده، حلق‌آویز کرده، آیا توان تحمل بدن ایشان را داشته یا نه. یعنی باید آن پارچه را به آزمایشگاه می‌دادند و از نظر توان تحمل قدرت آن پارچه آزمایش می‌کردند که اصلاً می‌تواند وزن هفتاد هشتاد کیلو را تحمل کند یا نه.  یا هنگام کالبد شکافی باید پوست سر، باز می‌شد ببینند در زیر پوست سر آثار خون مردگی وجود دارد، یا خیر. جمجمه سالم است یا نه. متأسفانه این کارها صورت نگرفت. مجموعه این نواقص باعث شده بود که ابهامی در قضیه بوجود بیاید و امکان رسیدن به حقیقت را سخت کند.    با توجه به این شواهدی که ذکر کردید، آیا مشخص شده که چه کسانی در این پرونده دخیل هستند؟   اینها معمولاً کارمندان اداره امر به معروف و نهی از منکر همدان بودند. این دایره که ایشان را در آنجا نگه داشته بودند یکی از اشتباهاتی که کرده بودند، آنجا یک محل اداری است. زندان نیست. ایشان را برده بودند توی زندان. چون دستور قضایی مناسبی نداشتند، زندان قبول نکرده بود [ایشان را تحویل] بگیرد و ایشان را در آن محل اداری نگه داشته بودند.  پس درنتیجه متهمین این پرونده، آن کارمندان و مأمورانی بودند که ایشان را دستگیر کردند. اصلاً دستگیری‌شان و نگهداری ایشان در این قسمت غیرقانونی بوده است. ما این قرار را ندیدیم اما شنیدیم که به خاطر کوتاهی‌هایی که کردند و اعمال خلاف قانون، سه نفر از آنها را مجرم دانستند و بقیه را احتمالاً تبرئه کردند.    آقای سلطانی در صورت تأیید این حکم دال بر اینکه منع تعقیب در خصوص قتل عمد صورت می‌گیرد، این پرونده چه روندی پیدا می‌کند و فکر می‌کنید چه حکمی ممکن است صادر شود؟   بعد از اینکه این قرار صادر بشود، ما اعتراض می‌کنیم و می‌رود به دادگاه بدوی، رسیدگی می‌شود، ممکن است مورد تأیید قرار بگیرد و بعد هم مرحله تجدید نظر است. یعنی دو مرحله دیگر حداقل داریم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Zahra_BaniYaghoub_Soltani/1616273.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Zahra_BaniYaghoub_Soltani/1616273.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 26 Apr 2009 18:09:13 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DABE887B-971F-4AA6-9116-4301CDB57B58_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شاهین جعفرقلی، کشف تازه برنامه &#171;کشف استعدادهای بریتانیا&#187;</title>
            <description>پس از سوزان بویل ۴۷ ساله، این بار، شاهین جعفرقلی ۱۲ ساله، چشم تماشاچیان برنامه &#171;کشف استعدادهای بریتانیا&#187; را به خود خیره کرد. این نوجوان که از پدری ایرانی و مادری بریتانیایی متولد شده، با خواندن آهنگی از مایکل جکسون، مورد تشویق بیش از اندازه تماشاچیان و داوران مسابقه قرار گرفت. 

پس از سوزان بویل ۴۷ ساله، این بار، شاهین جعفر قلی ۱۲ ساله، چشم تماشاچیان برنامه &#171;کشف استعدادهای بریتانیا&#187; را به خود خیره کرد. این نوجوان که از پدری ایرانی و مادری بریتانیایی متولد شده، با خواندن آهنگی از مایکل جکسون، مورد تشویق بیش از اندازه تماشاچیان و داوران مسابقه قرار گرفت.   سوزان بویل ۴۷ ساله، فربه، مجرد، ساکن روستای کوچکی در اسکاتلند که به گفته خودش، هیچکس تا به حال او را نبوسیده، چند روز پیش در حالی روی صحنه در برابر دیدگان هزاران بیننده پدیدار شد، که ابتدا با پوزخند آشکار تماشاچیان حاضر در سالن و نگاه‌های نه کاملاً محسوس اما، تمسخرآمیز، ۳ داور این مسابقه هنرنمایی و استعداد تلویزیونی انگلیس روبه‌رو بود.   صدای خنده تماشاچیان زمانی که که سوزان بویل، ترانه &#171;رویایی را به خواب دیدم&#187; را خواند ابتدا از فرط تعجب به سکوت و سپس از شوق و هیجان به هورا کشیدن و تشویق بدل شد. و سوزان بویل ، با هنرنمایی بر روی صحنه و با صدای قوی و استثنایی خود، یک شبه به شهرتی جهانی دست یافت. به گزارش خبرگزاری رویترز، ویدیوی هنرنمایی این زن ۴۷ ساله، در سایت یوتیوب، در حدود ۵۰ میلیون بار دیده شده است.          ویدیوی هنرنمایی خانم بویل ۴۷ ساله، در سایت یوتیوب، در حدود ۵۰ میلیون بار دیده شده است.  اما چند شب پس از هنرنمایی خانم سوزان بویل، رقیب قدری در برابر او قد علم کرد. شاهین جعفر قلی! کودک ۱۲ ساله ای که پدرش ایرانی و ما درش بریتانیاییست. به گفته روزنامه های بریتانیایی شاهین جعفر قلی، دومین کشف این برنامه پرطرفدار تلویزیونی است. این نوباوه ۱۲ ساله در زمان اجرای برنامه، تعجب همگان را بر انگیخت و در ژرفای دریایی از تشویق تماشاچیان و البته داوران مسابقه غرق شد.   شاهین جعفرقلی فردای اجرای این برنامه نگاه روزنامه های بریتانیایی را به خود دوخت وعکس او روی جلد شماری از مجله ها و روزنامه ها را آراست.   این نوجوان ایرانی-بریتانیایی، با خواندن ترانه ای ماندگار از مایکل جکسون، به نام &#171;چه کسی تو را دوست دارد&#187;، یک اجرای کم نظیر و باورد نکردنی از خود ارائه داد. تا جاییکه، ۳ داور از جای خود بلند شدند و شاهین را به گرمی تشویق کردند. سایمن کول، یکی از داوران این مسابقه در حالی که شاهین را تشویق می کرد گفت، شاهین بهتدین خواننده نوجوانی است که در ده سال گذشته دیده است.   برنده این شوی تلویزیونی پر طرفدار، یکصد هزار پوند جایزه نقدی دریافت می کند و در کنار آن برای ملکه انگلستان و خانواده سلطنتی برنامه اجرا خواهد کرد. به دنبال برنده شدن در این برنامه، درآمدهای سرشاری از طریق قرارداد با کمپانی های موزیک نیز نصیب برنده خواهد شد.   اینکه سوزان بویل ۴۷ ساله برنده شود یا شاهین جعفرقلی ۱۲ ساله یا اینکه، رقیب سرسخت تری برای این دو پیدا شود، گوش ها را باید تیز نگاه داشت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shaheen_Jafargholi_Britains_Got_Talent_2009/1614611.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shaheen_Jafargholi_Britains_Got_Talent_2009/1614611.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 23 Apr 2009 18:53:08 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/38F2B4CD-CE89-4477-AF40-E1CE1BEE11B7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سامان رسول‌پور: احساس می‌کردم که حکم سنگینی در انتظار من است</title>
            <description>دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد، به تازگی سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر را به یک سال زندان محکوم کرده است.دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد، به تازگی سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر را به یک سال زندان محکوم کرده است.  سامان رسول‌پور در مرداد ماه سال گذشته بازداشت و پس از ۲۰ روز با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شد.&#160; وی پس از آزادی به سوئد رفت و هم اکنون در آن کشور به سر می‌برد.  آقای رسول‌پور در گفت‌وگو با رادیو فردا در مورد کم و کیف پرونده مطروحه خود در دادگاه انقلاب توضیح داده است.   رادیو فردا: آقای رسول‌پور، چه اتهامی از سوی دادگاه انقلاب به شما وارد شده بود؟    سامان رسول‌پور:  در چهار پنج سال گذشته چند پرونده دارم و عمدتاً اتهامات من تلبیغ علیه نظام و گفت‌وگو با رسانه‌های خارج از کشور بوده و چندین مورد هم بازداشت شدم که آخرین مورد آن به مرداد ماه سال گذشته بر می‌گردد که حدود ۲۰ روز را در بازداشتگاه‌های امنیتی ارومیه و زندان عمومی مهاباد در بازداشت بودم.  اتهام من در این مورد اخیر، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی ذکر شد، و مشخصاً هم اعلام کردند که [این اتهام] از طریق مصاحبه با رسانه‌های خارج از کشور و انتشار گزارش‌ها و مقالات و اخباردر برخی رسانه‌ها [وارد شده است].  من از اعضای هیئت اجرایی سازمان حقوق بشر کردستان هم بودم و دستگاه امنیتی به آن دلیل هم با من برخورد کرد و در مجموع پس از ۲۰ روز مرا با وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد کردند.   در طول مدت بازداشت، در انفرادی هم بودید؟   مدت بازداشتم در بازداشتگاه امنیتی ارومیه یک شب بود که در انفرادی بودم ولی پس از آن به سلولی منتقل شدم، که در آن دو نفر بودیم. یعنی تقریباً می‌شود گفت که آنجا هم انفرادی بود. حدود ۱۲ روز در ارومیه بودم و مابقی این مدت را در زندان عمومی مهاباد. سپس با وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شدم و گفته شد که تا زمان تشکیل دادگاه آزاد هستم. اما پس از آزادی مرتباً مرا احضار می‌کردند و از سوی نهادهای امنیتی امواجی می‌فرستادند که حکم سنگینی در انتظار من است.   یعنی با وجود اینکه آزاد شدید مرتباً با شما تماس گرفته می‌شد و در این رابطه با شما صحبت می‌شد؟   بله، دقیقاً دو یا سه روز پس از اینکه آزاد شده بودم، باز مرا احضار کردند و صریحاً گفتند که اگر بخواخهید به کارهاتان ادامه دهید، برخورد سنگینی با شما می‌کنیم و آخرین جمله‌ای هم که به من گفتند، این بود که یا باید همکاری کنید و به کارهاتان ادامه ندهید و یا به فکر یک وکیل خیلی خوب باشید.  این پیامی بود که [با شنیدن آن] احساس کردم حکم خیلی سنگینی در انتظار من خواهد بود و به همین دلیل و با توجه به فشارهای سنگینی که روی من بود و با توجه به احکام خیلی سنگینی که برای برخی از روزنامه‌نگاران و همکاران من صادر شده بود، ترجیح دادم که کشور را ترک کنم.   آقای رسول‌پور، در حال حاضر مشخصاً چه فعالیت در خارج از ایران می‌کنید؟   در حال حاضر با نشریه روزآنلاین همکاری می‌کنم و عمدتاً در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران و مسائل مهم روز ایران، گزارش‌ها و مطالبی را منتشر می‌کنم. با بعضی از سازمان‌های حقوق بشری هم در داخل و خارج ایران همکاری‌هایی دارم.  در مدتی که بازداشت شدم و برخوردهایی در ایران با من صورت گرفت، من از اعضای هیئت اجرایی سازمان حقوق بشر کردستان بودم و الان با توجه اینکه کشور را ترک کرده‌ام، همکاری‌های من با این سازمان گرچه قطع نشده اما کمتر شده است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Interview_Saman_Rasoulpour/1611723.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Interview_Saman_Rasoulpour/1611723.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Apr 2009 20:14:32 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/7C4E93F1-3073-431E-A4B9-A68C9AB85455_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کودکان ایرانی؛ &#171;بی‌دفاع در برابر آزار والدین&#187;</title>
            <description>رسانه‌های داخلی ایران به تناوب خبرهایی در ارتباط با کودک آزاری منتشر می‌کنند. با این حال، به باور کارشناسان، بسیاری از موارد هرگز گزارش داده نمی‌شوند.دخترک چهار ساله‌ای به خاطر جراحت‌های شدید ناشی از ضرب و شتم پدرش به زیر تیغ جراحی رفت.&#160; کودک سه ماهه‌ای با دستان پدرش به زمین کوبیده شد و جان خود را از دست داد. دختر شش ساله‌ای در حالی به بیمارستان منتقل شد که آثار چاقو و سیگار بر پشت کمر و ران‌هایش، خبر از بی‌مهری ناپدری می‌داد.  رسانه‌های داخلی ایران به تناوب خبرهایی در ارتباط با کودک آزاری منتشر می‌کنند. با این حال، به باور کارشناسان، بسیاری از موارد هرگز گزارش داده نمی‌شوند.  مسعود کمالی، پروفسور جامعه شناسی و خدمات اجتماعی در سوئد در گفت‌وگویی با &#171;رادیو فردا&#187; از علت‌های بروز کودک آزاری می‌گوید: &#171;اگر کودک آزاری به نظر ما تنبیه بدنی کودک و فشارهای روانی و جسمی، توسط خانواده‌ها و پدر و مادر است که بر کودک می‌آورند، در طول تاریخ در ارتباط با تربیت فرزند بوده. اما در برخی از خانواده‌ها این گونه کودک آزاری علت‌هایی همچون فقر و اعتیاد دارد که باعث می‌شود خانواده‌ها مشکلات خود را بر سر کودکان خود خالی کنند و یا مشکلات روانی دیگری که خانواده‌ها دارند که متأسفانه بر سر کودک خالی می‌شود.&#187;  یکی از آخرین نمونه‌های کودک آزاری سال ۱۳۸۸، مربوط به عارفه، دختر هفت ساله‌ای است که مورد شکنجه‌های پدرش قرار گرفته بود.&#160; بر اساس اظهارات وکیل پرونده، محمد مصطفایی، عارفه چهار ساله بود که والدینش از یکدیگر جدا شدند. پدر این کودک خردسال، ازدواج مجدد کرد و حضانت عارفه به او سپرده شد. در تمام طول مدتی که این کودک با پدر و نا مادریش زندگی می‌کرد، مورد آزار و اذیت همسر پدرش قرار می‌گرفت و در نهایت زمانی که کودک‌آزاری توسط نامادری عارفه فاش شد، حضانت از پدر سلب و به مادر سپرده شد.  مادر عارفه به دلیل فقر مالی، خود را قادر به نگهداری فرزندش ندید و عارفه را از طریق اداره بهزیستی به شیرخوارگاه آمنه سپرد. در زمانی که عارفه در شیرخوارگاه آمنه بود، با کمک مددکاران این سازمان به بهبودی نسبی از لحاظ روحی و جسمی دست یافت و در نهایت پس از مدتی به بنیادی در شمال تهران سپرده شد. پدر عارفه پس از چند سال، با دستور مقام قضایی، در آبان ماه سال گذشته، فرزندش را از بنیادی که از عارفه نگهداری می‌کرد، گرفت.  پس از حدود شش ماه، عارفه در خیابان محل استقرار بنیادی که از او نگهداری می‌کرد، در حالی دیده شد که از نقاط مختلف بدن مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار این ضرب و جرح در بسیاری از نقاط بدن و سوزاندن به وسیله سیگار در کمرش مشهود بود و وزن بسیار پایین عارفه نشان از این داشت که مدت زیادی را در گرسنگی سپری کرده بود.  عارفه یکی از نمونه‌های کودکانی است که وصف حالشان، اگر نه هر روز، بسیار در رسانه‌های داخلی ایران نوشته می‌شود.&#160; وجود چنین مواردی اما، لوزماً به معنای رخوت مدنی ایران و فعالان اجتماعی نیست.  فروغ بندپی، مدیر امور داخلی انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران، در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گوید که نهادهای دولتی در زمینه حمایت از حقوق کودکان فعالیت چشمگیری دارند.  به گفته خانم بندپی، &#171;سازمان‌های زیادی در ایران مشغول فعالیت هستند. هم نهادهای غیردولتی و هم نهادهای دولتی. از جمله نهادها دولتی که بسیار خوب فعالیت می‌کنند، بهزیستی است. ما (انجمن حمایت از حقوق کودکان) بیشتر از طریق بهزیستی حمایت می‌شویم و به کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، کمک می‌کنیم.&#187;  با این همه، برخی کارشناسان، شماری از نارسایی‌های اجتماعی در این زمینه را متأثر از خلل‌های قانونی بر می‌شمرند.  بنا به آنچه در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران آمده است، اقدامات والدین، اولیای قانونی و سرپرستان کودک که به منظور تربیت و حفاظت از آنها صورت می‌گیرد، به شرط آنکه حدی متعارف داشته باشد، جرم به حساب نمی‌آید.  نسرین ستوده، وکیل دادگستری در تهران با آوردن نمونه‌ای از پرونده‌های کودک آزاری که در دست داشته، می‌گوید: &#171;از آنجا که محدوده تأدیب و تنبیه در این ماده قانونی تعریف نشده است، برخورد جدی نیز با آن دسته از کسانی که کودکان را مورد آزار قرار می‌دهند، صورت نمی‌گیرد.&#187;  به گفته خانم ستوده، &#171;صرف نظر از اینکه اساساً علم روان‌شناسی تنبیه را برای تربیت کودکان نهی کرده اما در عین حال قانون تعریف نکرده که کجا والدین می‌توانند برای تربیت کودکان خود، دست به تنبیه فیزیکی بزنند. من خود پرونده کودک آزاری داشتم که پدری کودک خردسال خود را با کمربند و سگک کمربند تنبیه کرده بود و تمام بدن کودک کبود شده بود. با این حال دادگاه بدوی حکم به برائت پدر داد و شعبه ۱۴ دادگاه تجدید نظر نیز که ریاست آن با قاضی حاجی اسماعیلی بود، حکم داد که چون پدر برای تنبیه کودک این کار را کرده، از کودک آزاری مستثنی است و حکم به برائت پدر داد. در حالی که عرفاً هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند این مسئله را تأیید کند که پدری کودک خود را به منظور تأدیب تا کبود کردن بدنش مورد تنبیه قرار بدهد.&#187;  به باور مسعود کمالی، پروفسور جامعه‌شناسی و خدمات اجتماعی در سوئد برخورد قانونی کودک آزاران می‌تواند تأثیر به‌سزایی در نحوه برخورد این افراد با کودکان داشته باشد.  آقای کمالی می‌گوید: &#171;وقتی دولت، قوه قضائیه و کسانی که افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، موضع بگیرند و قانونی علیه کودک آزاری تصویب شود، مستقیماً بر رفتار پدر و مادر نیز تأثیر می‌گذارد. وجود قانونی که کودک آزاری را ممنوع می‌کند، همیشه می‌تواند از اینکه برخی از پدر و مادرها مشکلات خود را بر سر کودکان خالی کنند، جلوگیری کند.&#187;  جوامع غربی برای جلوگیری از کودک آزاری به قانون متوسل می‌شوند و معتقدند کودکان، که بنا به آنچه در کنوانسیون حقوق کودک آمده، همه افراد تا ۱۸ سال را شامل می‌شوند، مانند بزرگسالان و حتی فراتر از آنان، باید در مقابل رفتارهای خشونت‌آمیز تحت حمایت قانون قرار داشته باشند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Child_Abuse/1611590.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Child_Abuse/1611590.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 19 Apr 2009 16:07:03 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Child_Abuse/1611590.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6675E1D9-3319-42FD-82E3-4A33CEFF7A9A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ستوده: حتی از ورود همسر ناهید کشاورز به دادگاه ممانعت شد</title>
            <description>چهارشنبه گذشته ۲۶ فروردین ماه، جلسه رسیدگی به اتهامات ناهید کشاورز از فعالان جنبش زنان ایران برگزار شد. خانم کشاورز در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ تن دیگر از فعالان جنبش زنان بازداشت شده بود که پس از مدتی آزاد شد ولی به پرونده او تا روز چهارشنبه رسیدگی نشد.چهارشنبه گذشته ۲۶ فروردین ماه، جلسه رسیدگی به اتهامات ناهید کشاورز از فعالان جنبش زنان ایران برگزار شد.&#160;   خانم کشاورز در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به همراه ۳۲ تن دیگر از فعالان جنبش زنان بازداشت شده بود که پس از مدتی آزاد شد ولی به پرونده او تا روز چهارشنبه رسیدگی نشد.  نسرین ستوده، وکیل مدافع خانم کشاورز، در گفت‌وگو با رادیو فردا در مورد روند پرونده موکلش توضیح می‌دهد.   رادیو فردا: خانم ستوده، در جلسه دادگاه چه اتهاماتی متوجه ناهید کشاورز بود    نسرین ستوده:  روز چهارشنبه، جلسه رسيدگی به دو اتهام خانم کشاورز تشکيل شد. اتهام اول شرکت در تجمع مقابل دادگاه انقلاب و اتهام دوم مربوط به زمانی است که در فرودين ماه سال ۱۳۸۶ او را در پارک در حال جمع‌آوری امضا بازداشت کردند.  بنابراين هر دو اتهام خانم کشاورز، اقدام عليه امنيت کشور؛ اولی از طريق اجتماع و تبانی در مقابل دادگاه انقلاب و دومی به عنوان تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی مطرح شده است.   روند دادگاه به چه صورت بود؟   دادگاه وقت کافی برای دفاع از موکل را در اختيار وکلای پرونده يعنی من و خانم نسيم غنوی قرار نداد، اما در زمان بسيار محدودی که در اختيار داشتيم دفاعيات خودمان را ارائه داديم.    شما گفتيد که اتهام اول خانم ناهيد کشاورز به خاطر شرکت در تجمع مقابل دادگاه انقلاب بوده است. اين دادگاه به چه منظوری برگزار شده بود؟   خانم ناهيد کشاورز در روز ۱۳ اسفند سال ۸۵، برای شرکت در دادگاه پنج تن از فعالان حقوق زنان از جمله خانم‌ها پروين اردلان، نوشين احمدی، شهلا انتصاری و فريبا داوودی مهاجر به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود که مانع ورود او و سايرين شده بودند.   آیا دادگاه خانم ناهيد کشاورز به صورت علنی برگزار شد؟   غیر علنی بودن دادگاه نه از سوی رئيس دادگاه اعلام شد و نه در صورت جلسه ذکر شد. بنابراين اصل براين است که اين جلسه علنی برگزار شده، اما حتی از ورود همسر خانم کشاورز هم ممانعت به عمل آمد.   آيا در قوانين ايران، جمع‌‌آوری امضا برای طرح يک نامه با مقامات عالی کشور جرم به حساب می‌آيد؟   در احکام و همچنين حکم‌هايی که از طرف دادگاه انقلاب صادر شده، به صراحت اعلام شده که جمع‌آوری امضا جرم نيست.  من با ارائه اين احکام، از دادگاه درخواست کردم بابت هر دو اتهام موکلم اعلام برائت کند و اميدورام دادگاه با دقت و بی‌طرفی کامل به اين پرونده رسيدگی کرده و حکم برائت موکلم را صادر کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nahid_Keshavarz_court/1611345.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Nahid_Keshavarz_court/1611345.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 18 Apr 2009 18:21:11 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/DD7950F7-0E4B-4844-95AD-0A205631F067_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>واکنش ایران به اتهامات قاهره در مورد پشتیبانی از حزب‌الله</title>
            <description>منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز چهارشنبه به سخنان احمد ابوالغیط، وزیر امور خارجه مصر که ایران را متهم کرده بود که برای یافتن جای پایی در مصر، از حزب الله لبنان استفاده می کند، واکنش نشان داد. 
  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   قاهره: ایران از حزب الله لبنان برای نفوذ در مصر استفاده می کند    							 						    			 		منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، روز چهارشنبه به سخنان احمد ابوالغیط، وزیر امور خارجه مصر که ایران را متهم کرده بود که برای یافتن جای پایی در مصر، از حزب‌الله لبنان استفاده می‌کند، واکنش نشان داد.   آقای متکی، در یک کنفرانس خبری در رابطه با اتهامات وارد شده از سوی مصر به حزب الله لبنان و ایران با اشاره به در آستانه بودن انتخابات مجلس لبنان، گفت: &#171;برخی شیطنت‌ها و دست‌های پیدا و پنهان خارج از منطقه با هدایت‌های رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد مسئله در این انتخابات هستند.&#187;  وزیر خارجه ایران با اشاره به شکست نظامی اسرائیل در مقابل لبنان افزود که اسرائیل در آنچه که او &#171;فتنه‌انگیزی سیاسی&#187; خواند، موفق نخواهد شد و ملت لبنان انتخابات خود را با سربلندی برگزار خواهند کرد.   سخنان آقای متکی، در واکنش به اتهاماتی بود احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر در گفت‌وگو با روزنامه الشرق‌الاوسط به ایران وارد کرده بود. آقای ابوالغیط، ایران را متهم کرده بود که از گروه حزب‌الله لبنان برای ایجاد جای پا در مصر استفاده می‌کند. آقای ابوالغیط همچنین گفته بود: &#171;ایران و هواداران این کشور می‌خواهند، از موقعیت مصر برای قدرتمند شدن خود در منطقه استفاده کنند.&#187;   حسن هاشمیان، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه در تهران از هدف مصر برای متهم کردن ایران می‌گوید: &#171;هدف مصر، انتقام‌گیری از حزب‌الله است. چرا که در جنگ ۲۲ روزه اسرائیل بر ضد غزه، بدترین حمله‌ها از سوی حزب‌الله و همچنین ایران به سوی مصر روانه شد.&#187;  آقای هاشمیان ادامه می‌دهد: &#171;در حال حاضر مصری‌ها معتقدند که برای انتقام گرفتن از حزب‌الله و ایران زمان مناسبی است. مصری‌ها معتقدند که حزب‌الله در شرایط فعلی نمی‌تواند علیه دولت نتانیاهو اقدامی انجام دهد بنابراین با فشاری که خود مصری‌ها می‌آورند به شدت وضع سیاسی آنها خراب می‌شود. همینطور که الان گزارش‌هایی که از مصر می‌رسد، حتی اخوان‌المسلمین که پیشتر این اتهامات از سوی دولت مصر به حزب الله را رد می‌کردند، در حال حاضر تغییر موضع داده‌اند و به نفع دولت مصر حرف می‌زنند&#187;   هفته گذشته و با متهم شدن گروه حزب‌الله لبنان به تشکیل سلول‌های توطئه در مصر، بار دیگر پای ایران به عنوان حامی حزب‌الله به میان کشیده شد. مقام‌های امنیتی مصر اعلام کردند، ۲۵ عضو هسته‌های حزب‌الله را در صحرای سینا دستگیر کرده‌اند و در جستجوی ۲۴ نفر دیگر همدست آنها هستند.   به گفته سید حسن نصرالله، رهبر گروه حزب‌الله لبنان، یکی از افراد دستگیر شده به نام سامی شهاب، عضو این حزب بوده و وظیفه داشت تا سلاح و مهمات برای گروه حماس در نوار غزه ارسال کند. با این حال حسن نصرالله اتهام‌های مصر مبنی بر اینکه حزب‌الله عواملی را برای انجام حملاتی در مصر به خدمت گرفته، رد کرده بود.   تهران از سه دهه گذشته و به دنبال امضای قرار داد کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل، روابط خود را با قاهره قطع کرد و از آن زمان تنش بر روابط این دو کشور خاورمیانه حاکم بوده است.   قرار داد کمپ دیوید سه موضوع عمده را در بر می گرفت. صلح مصر با اسرائیل، تخلیه صحرای سینا و استرداد آن از سوی اسرائیل به مصر که طی جنگ شش روزه توسط اسرائیل به اشغال در آمده بود و آغاز مذاکره جهت خودمختاری کشور فلسطینی در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه که به دنبال این قرار داد، دو کشور اقدام به تبادل سفیر و آغاز عادی سازی روابط دیپلماتیک فی مابین کردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/article/1610071.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/article/1610071.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 16 Apr 2009 19:40:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/236E3A5A-9010-4583-BE94-E586713C04A1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>خط فقر: &#171;دولت به آمارها توجه کند&#187;</title>
            <description>عبدالله عمادی، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، روز چهارشنبه ارقام اعلام شده درباره خط فقر که میزان آن را در تهران ۸۵۰ هزار تومان اعلام می‌کند، غیر قابل قبول خواند.عبدالله عمادی، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، روز چهارشنبه ارقام اعلام شده درباره خط فقر که میزان آن را در تهران ۸۵۰ هزار تومان اعلام می‌کند، غیر قابل قبول خواند.  به گزارش ایسنا، در حالی که بر اساس اعلام سازمان ملل، کسانی که روزانه کمتر از ۲ دلار درآمد دارند، زیر خط فقر به شمار می‌روند، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، این رقم را نیز نپذیرفت و گفت ما در این زمینه محاسبات جداگانه‌ای داریم.  البته مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، خود نیز شاخصی برای تعیین خط فقر اعلام نکرد.  جمشید اسدی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در پاریس به پرسش‌های رادیو فردا در همین زمینه پاسخ گفته است.   رادیو فردا: آقای اسدی، خط فقر چیست و چگونه تعیین می‌شود؟    جمشید اسدی:  برای اینکه زندگی به طور طبیعی ادامه داشته باشد، فرد باید بتواند به اندازه‌ای که احتیاج دارد، بخورد، بیاشامد و بخوابد و نیازهایش را برآورده کند. حساب می‌کنند که برای برآوردن این نیازها در یک جامعه به چقدر پول احتیاج است. مثلاً اگر ما احتیاج داریم ٢٥٠٠ کالری در روز غذا بگیریم که بدنمان سالم باشد، حساب می‌کنند که این ٢٥٠٠ کالری را با چه هزینه‌ای می‌شود در یک جامعه پرداخت کرد.  حالا اگر کسی آن مقدار درآمد را نداشته باشد که بتواند نیازهای ابتدایی خودش را تهیه کند می‌گویند زیر خط فقر است یعنی ادامه حیاتش با دشواری روبه‌رو است و او در معرض ادامه حیات مشکل و ابتلا به بیماری‌ها و نارسایی‌های مختلف است.    سازمان ملل متحد اعلام کرده است که کسانی که روزانه کمتر از دو دلار درآمد دارند، زیر خط فقر محسوب می‌شوند. آیا این آمار اعلام شده سازمان ملل می‌تواند آمار قابل استنادی باشد یا اینکه می‌شود مبنای اقتصادی یک کشور قرار بگیرد؟   حتماً می‌تواند باشد اما آنچه را که مطرح کردند بعنوان دو دلار یک معدلی است برای جهان. بدیهی است که بعضی از کشورها برای اینکه بتوانند زندگی‌شان را در روز بگذرانند از دو دلار بیشتر احتیاج دارند و بعضی از جاها شاید از دو دلار کمتر هم بتوانند زندگی‌شان را بگذرانند.  ولی بدون شک دو دلار را یک حداقلی می‌شود در نظر گرفت برای گذراندن زندگی که این لازم است و کمتر از آن فرد نمی‌تواند از عهده‌اش بربیاید. این آماری است که ۱۰۰ در صد باید برای بررسی خط فقر به خصوص در کشور ما مورد توجه جدی قرار بگیرد. می‌دانید در کشور ما با افزایش تورم، قدرت خرید آنچنان هست که ما بتوانیم دو دلار را حداقلی در نظر بگیریم.    زمانی که مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقرزدایی وزارت رفاه، محاسبات سازمان ملل را قبول نمی‌کند و محاسبات دولتی را هم نمی‌پذیرد و خودش هم جایگزینی برای این مسئله ندارد، چه تعبیری می‌شود کرد؟   اگر سازمان ملل دروغ می‌گوید، اگر نهادهای کشوری دروغ می‌گویند و حتی اگر بعضی از تحلیل‌های نمایندگان و دفتر پژوهش‌های خود مجلس هم قبول ندارند و خودشان هم گزینه دیگری ارائه نمی‌دهند، در نتیجه تنها مورد این می‌شود که در مورد مسئله فقر صحبت نکنید چون به نظر ما بقیه دروغ می گویند ما هم دلمان نمی‌خواهد راستش را به شما بگوییم.   آخرین آمار این است که خط فقر در تهران ٨٥٠ هزار تومان اعلام شده است و آقای عبدالله عمادی گفته‌اند که ما این خط فقر را قبول نداریم چون ما اصولاً خط فقر را استانی اعلام نمی‌کنیم بلکه ملی اعلام می‌کنیم. آیا به نظر شما می‌شود چنین محاسبه‌ای کرد که مثلاً خط فقر در تهران را با خط فقر در مازندران مقایسه کرد؟   در بعضی جاها تورم و گرانی به اندازه تهران نیست و در نتیجه گذران زندگی برای برآوردن نیازهای بیولوژیک- زیستی هر شهروندی ممکن است مثلاً در بعضی از استان‌ها ارزانتر باشد. وقتی میانگین و معدل کل استان‌ها را می گیرند معمولاً به یک رقمی می‌رسند که پایین‌تر از رقم تهران است. چون تهران گران‌ترین شهر است و تورم در آنجا از همه جای دیگر قوی‌تر است و برآوردن مایحتاج، گران‌تر از جاهای دیگر تمامی می‌شود.  وقتی میانگین را در کل کشور می‌خواهند حساب کنند، این سطح را یک مقداری پایین‌تر می‌آورد. اینکه ما [محاسبه خط فقر را] به طور استانی قبول نداریم و در سطح ملی قبول داریم، دلیلش این است که ما این خط را که می‌خواهیم درنظر بگیریم می‌خواهیم بیاوریم پایین‌تر که نشان بدهیم تعداد بیشتری آدم می‌توانند مایحتاج خودشان را برآورده کنند ولی بدیهی است که سطح خرج‌ها و گرانی‌ها و سطح قیمت‌ها در همه استان‌های ایران یکی نیست و در تهران از همه جا گران‌تر است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Poverty/1606178.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Poverty/1606178.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 10 Apr 2009 14:26:53 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9829AB57-AD7C-44B9-A5DC-5275B63C0D24_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وضعیت بازداشت‌شدگان آل‌یاسین در گفت‌وگو با محمد اولیایی‌فر</title>
            <description>پیمان فتاحی و نازی حسامی، دو تن از اعضای گروه آل یاسین، نزدیک به دو ماه است که در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برند.پیمان فتاحی و نازی حسامی، دو تن از اعضای گروه آل یاسین، نزدیک به دو ماه است که در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برند.   اعضای آل یاسین، این جمعیت را &#171;یک سازمان فرهنگی متشکل از چندین گروه مختلف مانند انجمن متفکران و محققان، انجمن مترجمان، نویسندگان و مدرسان آل یاسین و جبهه طبیعت (ایران)&#187; توصیف می‌کنند.  این گروه مدعی انتشار نشریات مختلف شامل تفکر متعالی، حرکت‌دهندگان، هنرهای زیستن، علم موفقیت، علوم باطنی و هنر زندگی متعالی است.  در گفت‌وگو با محمد اولیایی‌فر، وکیل این دو زندانی داشت نخست از اتهام وارد شده به موکلانش می‌پرسیم.   محمد اولیایی‌فر:  اتهام آقای پيمان فتاحی و خانم نازی حسامی، اقدام عليه امنيت ملی و براندازی حکومت اسلامی است.   من تمام سخنرانی‌های آقای فتاحی را گوش کردم و کتاب‌هايی در اين زمينه مطالعه کردم و به اين نتيجه رسيدم که او مورد ظلم واقع شده است.  واقعيت اين است که اتهام‌های وارده به او وجاهت قانونی ندارد و متأسفانه با ديد امنيتی به اين مسئله نگاه شده است و همين ديد امنيتی سبب شده که او اين مدت را در سلول انفرادی و در شرايط سختی به سر برد.   وضعيت سلامتی روحی و جسمی او در زندان به چه صورت است؟   طبق اخباری که به دست من رسيده است، آقای پيمان فتاحی و خانم نازی حسامی از نظر جسمی وضعيت مناسبی ندارند و من تقاضا کردم برای معالجه به بيمارستان خارج از زندان منتقل شوند که مورد قبول واقع نشد.  من به مسئولين اين پرونده اعلام کرده‌ام، چنان چه خطر جانی برای موکلين من پيش آيد و اتفاقی برای آنها رخ دهد، مسئوليت مستقيم آن با مسئولين پرونده است.    آقای اوليايی‌فرد! شما خودتان هم به دادگاه احضار شده‌ايد. علت اين احضار چه بوده است؟   من در تاريخ ۱۷ اسفند ۸۷ به شعبه اول دادياری ويژه امنيت مراجعه کردم و آنجا به من تفهيم اتهام شد. اتهام من نشر اکاذيب و افترا بود.  دليل اين اتهام باز می‌گردد به جلسه رسيدگی پرونده موکلينم در مورخ اول بهمن ۸۷. من در دفاع از موکلين خود و بر اساس اظهارات آنها، اين مسئله را عنوان کردم که وقتی موکلين من ۴۰ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين بودند، تحت فشار روحی، روانی و فيزيکی که از مصاديق شکنجه است، قرار گرفته‌اند و اقرارهای آنها فاقد وجاهت قانونی است.  من از دادگاه تقاضا کردم که بنابر اصل ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی و همچنين حقوق شهروندی مصوب سال ۸۳، اين مسئله بررسی شده و بازجويان موکلينم احضار شوند و دادگاه در اين مورد تحقيق و تفحص کند. چون اگر موکلينم مورد شکنجه قرار گرفته باشند، اقرار آنها وجاهت قانونی نخواهد داشت.   ما اين مسئله را برای رفع تظلم به دادگاه ارايه کرديم، ولی &#171;شکايت از داروغه نزد داروغه بردن&#187; شد، چرا که دادگاه بيشتر جبهه مخالف گرفت.   با توجه به توضيحاتی که داديد، آيا احضار وکيل به دادگاه هنگام انجام وظيفه، مجاز است؟   ما سه نوع مصونيت داريم؛ مصونيت ديپلماتيک، مصونيت پارلمانی و مصونيت قضايی.   در تبصره سوم ماده واحده‌ای که مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال ۷۰ است، عنوان شده که وکيل در دفاع از موکل خود از احترام و تأمينات شاغلين شغل قضا برخوردار است.  بنابراين همان طور که برای قضات مصونيت قايل هستند، طبق اين ماده واحده و ساير قوانين مربوط به وکلا، ما نيز دارای مصونيت هستيم و نمی توان بدون اين که کانون وکلای دادگستری از مسئله بی‌اطلاع باشد، برای وکيل دادگستری به طور مستقيم احضارنامه داد، او را به دادگاه فرا خواند، مورد بازجويی قرار داد و کيفر خواست صادر کرد.   در نتيجه اين احضار، بازجويی و کفر خواست از نظر من وجاهت قانونی ندارد، زيرا وکلا از تأمينات شغل قضا برخوردارند و بايد دارای مصونيت باشند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Oliaeifar_AleYasin/1514465.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Oliaeifar_AleYasin/1514465.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 21 Mar 2009 20:08:17 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1BD88A28-97C8-4693-97EC-BEEE31C44A88_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جدال مکتوب لاریجانی و احمدی‌نژاد: &#171;رقابتی درون جناحی&#187;</title>
            <description>رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به نامه رئیس جمهوری ایران، که به وی درباره روند رسیدگی به لایجه بودجه سال ۱۳۸۸ کل کشور، اخطار قانون اساسی داده بود، این اخطار را به دلایل متعدد، فاقد وجاهت قانونی خوانده و نامه رئیس جمهوری را قابل اقدام ندانسته است.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   لاريجانی اخطار قانون اساسی احمدی‌نژاد را بی‌مورد دانست    							   اخطار قانون اساسی محمود احمدی‌نژاد به رییس مجلس    						    			 		رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به نامه رئیس جمهوری ایران، که به وی درباره روند رسیدگی به لایجه بودجه سال ۱۳۸۸ کل کشور، اخطار قانون اساسی داده بود، این اخطار را به دلایل متعدد، فاقد وجاهت قانونی خوانده و نامه رئیس جمهوری را قابل اقدام ندانسته است.  علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به اخطار قانونی اساسی محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، همچنین ضمن &#171;طنز آمیز&#187; خواندن بخش‌هایی از این اخطار، اعلام کرده است که دادن این اخطار و موضوع مطرح شده در آن، هیچ &#171;وجاهت قانونی ندارد&#187;.   وی همچنین تأکید کرده است که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، نامه خود با عنوان &#171;اخطار قانون اساسی به مجلس&#187; را قبل از ارائه به مجلس در رسانه‌ها منتشر کرده و خود وی به عنوان رئیس مجلس ابتدا از طریق رسانه‌ها از آن مطلع شده است.   رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه خود، با استناد به اصول ۵۷ و ۹۱ قانون اساسی، اعلام کرده است: &#171;ورود رئیس قوه مجریه در این عرصه اعتبار قانونی ندارد.&#187;   اصل ۵۷ قانون اساسی، بر استقلال قوای سه گانه، تأکید دارد و طبق اصل ۹۱ قانون اساسی، تشخیص موارد خلاف قانون اساسی، یعنی وظیفه اصلی مجلس، منحصراً برعهده شورای نگهبان است.   سخنان علی لاریجانی در واکنش به انتشار نامه‌ای با عنوان، &#171;اخطار قانون اساسی به مجلس&#187; از سوی محمود احمدی‌نژاد است. در این نامه که ۲۴ اسفند ماه منتشر شد، به آنچه &#171;تغییرات گسترده در لایحه بودجه سال ۱۳۸۸&#187; از سوی مجلس شورای اسلامی، عنوان شده، اعتراض شده است.   محمد سیف زاده، حقوقدان، در مصاحبه با رادیو فردا تأکید کرد، اخطار رئیس جمهوری ایران به رئیس مجلس غیر قانونی است.  آقای سیف‌زاده می‌گوید: &#171;این اخطار از اساس غیرقانونی است. چرا که مجلس شورای اسلامی می‌تواند در کلیه امور انحصاراً قانون بگذارد و تقنین قوانین به عهده شورای اسلامی است و قانون بودجه را هم که به مجلس می‌دهند، مجلس حق هرگونه تغییر، اصلاح یا تقنین آن را دارد.&#187;  رئیس مجلس شورای اسلامی، همچنین با اشاره به اینکه رئیس جمهوری ایران، اخطار خود به مجلس را با استناد به &#171;اختیارات رئیس جمهور در اصل قانون اساسی قبلی&#187; صادر کرده، تأکید کرد، &#171;در بازنگری قانون اساسی، این اختیارات از رئیس جمهوری سلب و به وظایف و اختیارات رهبری اضافه شده&#187; و به همین دلیل &#171;استناد به قانون مصوب سال ۱۳۶۵ جهت اخطار به مجلس شورای اسلامی وجاهت قانونی ندارد.&#187;   رئیس مجلس شورای اسلامی، با اشاره به نامه محمود احمدی‌نژاد، بخشی از گفته‌های رئیس جمهوری ایران را غیر واقعی توصیف کرد.   عیسی سحرخیز، تحلیلگر سیاسی معتقد است، چنین بحثی میان رؤسای دو قوا از جناحی همسو، سابقه نداشته است.  به گفته آقای سحرخیز، &#171;امکان داشت در سطح پایین‌تری از این مباحث که بسیار کمتر وقتی که دو حزب و گروه متضاد و از دو جناح متقابل هستند، اتفاق بیفتد ولی مسئله این است که دولت احمدی‌نژاد با این هدف روی کار آمد که در جامعه آرامش به وجود بیاید. آنها معتقد بودند که اصلاح‌طلب‌ها و آقای خاتمی هستند و در جامعه تنش است و این دوگانگی‌ها مسئله ایجاد می‌کند. در حال حاضر این نوع تنش‌ها، درگیری‌ها و چالش‌ها، در سطحی بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر انجام می‌شود.&#187;  آقای لاریجانی همچنین خطاب به آقای احمدی‌نژاد نوشته است، بخشی از ایرادات وارد شده از سوی احمدی‌نژاد به نحوه تصویب لایحه بودجه در مجلس &#171;بیشتر به طنز شباهت دارد&#187;. وی در ادامه آورده است که طرح چنین مواردی را در شأن جایگاه رئیس جمهوری اسلامی نمی‌داند.   عیسی سحر خیز، تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار، در این مورد معتقد است، بار معنایی جدال مکتوب میان محمود احمدی‌نژاد و علی لاریجانی، با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مربوط به رقابت‌های درون حزبی و درون جناحی است.   آقای سحرخیز می‌گوید: &#171;این مباحث در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد مطرح می‌شود و در واقع زمانی این بحث بودجه مطرح است که معلوم نیست این بودجه را آقای احمدی‌نژاد برای دولت خودش بخواهد. طبیعتاً هرکاری را که آقای احمدی‌نژاد انجام می‌دهد، یک پس زمینه تبلیغات انتخاباتی هم در آن وجود دارد.&#187;  او ادامه می‌دهد: &#171;در واقع، این وضعیت و هدف به گونه شفاف و روشن است که طرف مقابل هم، هرچند که دوستان دیروز او هم بوده باشند، حاضر نیستند که هزینه‌هایی که احمدی‌نژاد به جبهه اقتدارگرا تحمیل می‌کند را بپذیرند. پیامد منفی این امر برای آقای احمدی‌نژاد این است که هرچه که می‌گذرد، شانس نامزد شدن او در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو و حمایت از وی کمتر و کمتر می‌شود.&#187;   اما روز دوشنبه، حسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، به اظهارات علی لاریجانی پاسخ داده است.  آقای نقوی حسینی، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا، گفته است: &#171;از نظر حقوقی، اخطار رئیس جمهور وجاهت قانونی دارد.&#187;  این نماینده مجلس افزوده است که اگر دولت لایحه‌ای را به مجلس می‌دهد، در صورت عدم توافق نمایندگان با کلیت آن، لایحه باید به دولت بازگردانده شود، نه اینکه نمایندگان کل لایحه را تغییر دهند.  آقای نقوی حسینی با تأکید بر اینکه، بودجه سالیانه کشور، لایحه است، نه طرح و با بیان اینکه، لایحه نیازمندی‌های قوه مجریه است، تأکید کرده است که نمایندگان باید در این زمینه درست گام بردارند.   این نماینده مجلس با بیان اینکه، مطابق اصل ۵۲ قانون اساسی، استناد رئیس جمهور این بود که نمایندگان نباید ماهیت لایحه دولت را تغییر دهند و باید حداقل تغییرات را انجام دهند، می‌گوید: &#171;دولت معتقد است با تفییرات کمیسیون تلفیق و صحن عتنی مجلس شورای اسلامی کل لایحه تغییر کرده و این لایحه به شکل طرح درآمده است.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Larijani_Ahmadinejad/1510993.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Larijani_Ahmadinejad/1510993.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Mar 2009 18:24:38 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2B823387-0EC4-4340-9E78-33CB35CC6B2D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جنگ تمام شد، مین‌ها هنوز مانده‌اند</title>
            <description>&#171;کانون مشارکت در پاکسازی مين&#187;، بيستم اسفندماه، با برگزاری نشستی به اطلاع‌رسانی در مورد خطر مين‌های موجود در ايران پرداخت.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   قربانیان انفجار مین در ایران: &#171;روزی دو تا سه نفر&#187;    							   ۱۶ ميليون مين عمل نکرده در کمین    						    			 		&#171;کانون مشارکت در پاکسازی مين&#187;، بيستم اسفندماه، با برگزاری نشستی به اطلاع‌رسانی در مورد خطر مين‌های موجود در ايران پرداخت. این سازمان غیر دولتی پيشنهادهايی را نیز در زمينه کمک‌رسانی به آن دسته از آسيب‌ديدگانی ارائه کرد که به مناطق جنگی مراجعه کرده و به خاطر برخورد با مين، معلول شده یا جان خود را از دست داده‌اند.  شيرين عبادی که رياست هيئت مديره کانون مشارکت در پاکسازی مين را بر عهده دارد، در گفت‌وگویی با راديو فردا گفت: &#171;‌ با گذشت بيش از ۲۰ سال از پايان جنگ ايران و عراق، بيش از سه ميليون هکتار از اراضی ایران در قسمت عراق و خوزستان و پنج استان ایران آغشته به مين است و به طور متوسط روزانه بين دو و نيم تا سه نفر در اثر برخورد با مين کشته يا مجروح می‌شوند.&#187;  وی افزود:&#171; رسيدگی به وضعيت آسیب‌دید‌گان یا کشته‌شدگان و همچنين پاکسازی مناطق آلوده به مين بايد در اولويت برنامه‌های دولت قرار گيرد. هر چند تعدادی از مين‌ها خنثی شده‌اند، ولی متاسفانه اراده جدی برای پاکسازی تمامی مناطق وجود ندارد.&#187;  کانون مشارکت در پاکسازی مين، تشکلی مردمی و غير دولتی است که فعاليت خود را با همکاری جمعی از کارشناسان و متخصصان حقوقی، اجتماعی و اقتصادی و نیز امدادرسانان داوطلب آغاز کرد.   نشست اين سازمان مردم نهاد، هر سه ماه يک بار و با هدف اطلاع‌رسانی در مورد خطر مين‌های موجود در ايران برگزار می‌شود.  دفتر اين نهاد -که با کانون مدافعان حقوق بشر در يک ساختمان قرار داشت- با بخشی از جايزه صلح نوبل که در سال ۲۰۰۳ به شيرين عبادی تعلق گرفته بود، خريداری شده و در اختيار کانون قرار گرفته بود.   اين سازمان مردم نهاد، اول دی ماه سال ۱۳۸۷ به وسيله نيروهای امنيتی پلمب شد.   شيرين عبادی در تازه‌ترین نشست خبری خود با اشاره به پلمب -به گفته او- غير قانونی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، ابراز اميدواری کرد که قوه قضاييه با بی‌طرفی به اين مسئله رسيدگی و استقلال نظر خود را حفظ کند.  شيرين عبادی همچنين به پشتيبانی از معلولان و آسيب‌ديدگان و طرح لزوم پاکسازی مناطق آلوده به مين پرداخت و در مورد پيشنهادهايی که در اين نشست ارائه داده بود، به راديو فردا گفت: &#171; دولت ايران بايستی به افرادی که روی مين کشته يا مجروح می‌شوند، کمک کند. در حال حاضر يک بودجه مختصر و مستمری کمی به اين مصدومين و بازماندگان می‌دهند. پيشنهاد من اين است که اين رقم تا ميزان حداقل دستمزد يک کارگر عادی افزايش پيدا کند. مبنای محاسبه اين است که مثلا اگر برای کسی که روی مين رفته و پای خود را از دست داده است، اين اتفاق رخ نمی‌داد، حداقل می‌توانست مانند يک کارگر عادی کار کند. پس بايد حداقل دستمزد يک کارگر عادی را بگيرد، اما در حال حاضر بسيار کمتر از اين دريافت می‌کنند. هدف از اين کمک‌ها گداپروری نيست، بلکه اين‌ها بايد بتوانند زندگی مختصری را برای خود فراهم کنند.&#187;  خانم عبادی در نشست کانون مشارکت در پاکسازی مين -که به دليل نداشتن مکان اختصاصی- در دفتر جامعه کردهای مقيم مرکز برگزار شد، از اين که اجازه استفاده از مکان‌های عمومی به نهادهای مردمی داده نمی‌شود انتقاد کرد.  ثريا عزيزپناه، يکی از مؤسسان کانون مشارکت در پاکسازی مين، در اين نشست با اشاره به آمارهای موجود از آسيب‌ديدگان مناطق مين‌گذاری‌ شده، بيشترين گروه آسيب‌پذير را کودکان عنوان کرد.  خانم عزيزپناه در ادامه به موقعيت زنان اشاره کرد و افزود: هنگامی که زنان با مسئله مين مواجه می شوند، درصد مشکلاتی که تحمل می کنند زياد است، به گونه‌ای که تمام بار خانواده بر دوش آنها قرار می گيرد.   وی در ادامه با بيان اين که احتمال دارد زن معلول جايگاهی در نظام خانواده نداشته باشد، افزود: &#171;مين در ابعاد مختلف يک معضل اجتماعی است.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mine_Iran_War/1509580.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mine_Iran_War/1509580.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 13 Mar 2009 18:11:54 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/49914A6D-F5F7-45F0-BC2E-38592262E999_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دو سال پس از ناپدید شدن مامور سابق اف بی آی در ایران</title>
            <description>روز دوشنبه، نوزدهم اسفند ماه، با گذشت دو سال از ناپدید شدن، رابرت لوینسون، مامور سابق پلیس فدرال آمریکا،&#171;اف. بی. آی&#187; در ایران، وزارت امور خارجه آمریکا، با صدور بیانیه ای بار دیگر خواستار دریافت اطلاعاتی درباره ناپدید شدن این شهروند آمریکایی در ایران شد.  روز دوشنبه، نوزدهم اسفند ماه، با گذشت دو سال از ناپدید شدن، رابرت لوینسون، مامور سابق پلیس فدرال آمریکا،&#171;اف. بی. آی&#187; در ایران، وزارت امور خارجه آمریکا، با صدور بیانیه‌ای بار دیگر خواستار دریافت اطلاعاتی درباره ناپدید شدن این شهروند آمریکایی در ایران شد.   وزارت امور خارجه آمریکا در این بیانیه تأکید کرده است که همچنان خود را متعهد می‌داند با یافتن رابرت لوینسون، خانواده او را از نگرانی نجات دهد.  در این بیانیه، همچنین از جمهوری اسلامی ایران خواسته شده که به تعهداتش به ارائه اطلاعات کامل درباره رابرت لوینسون به خانواده او یا سفارت سویس که حافظ منافع آمریکا در ایران است، عمل کند.   دغدغه دولت آمریکا و نگرانی خانواده لوینسون پس از با&#160; دو سال بی‌خبری از این وضعیت این مأمور سابق &#171;اف بی آی&#187; درحالی است که نزدیک به یک ماه پیش، علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، در مورد رابرت لوینسون، که گفته می‌شود در ایران ناپدید شده، گفت: &#171;متهمی به این نام در زندان و قوه قضائیه وجود نداشته و این فرد پرونده‌ای در قوه قضاویه ندارد.&#187;  رابرت لوینسون، مأمور سابق پلیس فدرال آمریکا، &#171;اف بی آی&#187;، در اسفند ماه سال ۱۳۸۶ از دوبی به جزیره کیش رفت و پس از چند روز ناپدید شد.  به گفته کریستین لوینسون، همسر این مأمور پیشین اف بی آی، رابرت لوینسون، برای تحقیق درباره قاچاق سیگار برای یک موکل خصوصی - احتمالاً یک شرکت دخانیات- به ایران سفر کرده بود. مقام‌های ایران بارها گفته‌اند که از محل و وضعیت او هیچ اطلاعی ندارند.   کریستین لوینسون همسر این مأمور پیشین اف بی آی، در مصاحبه‌ای که با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی داشت، اعلام کرد که تا کنون هیچ خبری از همسرش در دست ندارد.   خانم لوینسون گفت: &#171;در دسامبر سال ۲۰۰۷ -مقامات جمهوری اسلامی- به من گفتند که به تحقیقات خود در پیوند با این مسئله ادامه خواهند داد ولی من تا کنون، هیچ خبری از آنها، مبنی براینکه چه اتفاقی برای همسرم افتاده، ندارم.&#187;          کریستین لوینسون؛ همسر مأمور پیشین اف بی‌آی  ابراز بی‌اطلاعی دولت جمهوری اسلامی از حضور رابرت لوینسون در زندان‌های ایران، در حالی انجام می‌شود، که کریستین لوینسون معتقد است، با توجه به اینکه نام همسرش در هیچ پرواز خروجی از ایران قرار نداشته و گذرنامه او هم در هیچ فرودگاهی کنترل نشده است، پس همسرش همچنان در ایران به سر می‌برد.   کریستین لوینسون در ارتباط با ابراز بی‌اطلاعی دولت جمهوری اسلامی ایران از همسرش، گفت که همچنان امید دارد که همسرش زنده است.   خانم لوینسون گفت: &#171;من هیچ اطلاعی در دست ندارم و تا زمانیکه، کسی شواهد لازم مبنی بر زنده نبودن همسرم ارائه ندهد، من همچنان فکر می کنم که او زنده است. &#187;   بیل نلسون، سناتور دموکرات و عضو کمیته اطلاعات سنای آمریکا نیز در کنفرانسی خبری که نزدیک یکماه پیش برگزار شد، مورد وضعیت رابرت لوینسون گفته بود: &#171;من معتقدم که رابرت لوینسون زنده است و ایرانی‌ها او را زندانی کرده‌اند.&#187;   این عضو کمیته اطلاعات و امنین سنای آمریکا، در حالی چنین اتهامی به ایران وارد کرده که وزارت خارجه آمریکا از ایراد اتهامی مشابه به تهران تا کنون پرهیز کرده و صرفاً به دفعات از طریق سفارت سویس در تهران خواهان تعیین سرنوشت رابرت لوینسون شده است.   بیل نلسون، این عضو بلند پایه کنگره آمریکا، همچنین افزود سرنوشت رابرت لوینسون در هرگونه مذاکره آتی ایران و آمریکا مطرح خواهد شد.   مقام‌های دولت جمهوری اسلامی ایران، بارها اعلام کرده‌اند که از سرنوشت رابرت لوینسون اطلاعی ندارند اما برای یافتن او تلاش می‌کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Levinson_Iran_MFA/1506678.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Levinson_Iran_MFA/1506678.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Mar 2009 16:00:08 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A64047DA-4216-4148-A7FB-8685F40EB64C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;دانشجوی بازداشتی دانشگاه شیراز دست به اعتصاب غذا زد&#187;</title>
            <description>یونس میر حسینی، دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز، از روز یکشنبه، بیستم بهمن ماه اعتصاب غذا کرد.یونس میر حسینی، دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز، از روز یکشنبه، بیستم بهمن ماه اعتصاب غذا کرد.   این دانشجوی معترض که پنجشنبه توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بود، در حضور فعالان سیاسی دانشگاه شیراز اعلام کرده بود که ۷۲ ساعت پس از بازداشت، اعتصاب غذای خود را آغاز خواهد کرد.   یونس میر حسینی، ۱۴ آذر ماه سال گذشته نیز برای شرکت در تجمع دانشگاه شیراز به دلیل اعتراضات صنفی و انتقاد از مسئولان جمهوری اسلامی ایران و در پی دستگیری گسترده دانشجویان بازداشت و حکم سه سال حبس تعلیقی برای او صادر شده بود.   در زمان نخستین بازداشت میرحسینی، سه تجمع در پشتیبانی از او و سایر دانشجویان در بند دانشگاه شیراز برگزار شد. یونس میرحسینی پس از گذشت دو هفته از دستیگری اش با قرار وثیقه آزاد شد.  ولی به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای امنیتی عصر روز پنج شنبه با مراجعه به منزل یونس میر حسینی، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و بار دیگر بازداشت کردند.   ماموران امنیتی روز قبل از بازداشت میر حسینی نیز به منزل او مراجعه کردند اما به علت عدم حضور او در خانه، موفق به دستگیری او نشدند و فقط توانستند اموال شخصی وی از جمله کامپیوتر، کتاب و یادداشت های شخصی او را ضبط کنند.  در همین روز، اسماعیل جلیلوند، دیگر دانشجوی معترض دانشگاه شیراز نیز توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد.   یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز در مصاحبه ای که با رادیو فردا داشت درباره علت بازداشت یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند می گوید: &#171;بعد از جریان ۱۸ آذر که دستگیری های گسترده از سوی اداره اطلاعات در دانشگاه شیراز آغاز شد، ۱۴ نفر از دانشجویان به اداره اطلاعات احضار شدند که جرم همه آنها در برگه احضاریه، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام بود.&#187;  وی افزود: &#171;البته یونس میر حسینی جزو آن ۱۴ نفر نبود ولی اسماعیل جلیلوند همان سری اول احضار شد. یونس میر حسینی به دلیل پیگیری برای آزادی دوستان که در نهایت به آزادی چهار نفر انجامید، بازداشت شد و حکم او، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به دستش رسید. میر حسینی و جلیلوند به اداره اطلاعات مراجعه نکردند و نهایتا بازداشت شدند.&#187;   یونس میر حسینی قبل از دستگیری در حضور فعالان سیاسی دانشگاه شیراز اعلام کرده بود که با گذشت ۷۲ ساعت از بازداشتش، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.   به گزارش خبرنامه امیرکبیر، خواسته های میر حسینی از اعتصاب غذای نامحدود، آزادی و عدم اجرای حکم حبس وی، آزادی اسماعیل جلیلوند، دیگر دانشجوی بازداشتی دانشگاه شیراز، لغو احکام انضباطی صادر شده برای دانشجویان دانشگاه شیراز و عدم صدور حکم قضایی برای دانشجویان بازداشت شده، ذکر شده است.   این دانشجوی دانشگاه شیراز که نخواست نامش فاش شود به رادیو فردا می گوید که جو دانشگاه در حال حاضر و به دنبال دستگیری های گسترده دانشجویان تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارد.   وی اظهار داشت: &#171;در حال حاضر جو دانشگاه به شدت امنیتی است. و ما حضور نیروی اطلاعات و حراست و نیروی انتظامی را حتی در بیرون از دانشگاه می بینیم. نیروی حراست از داخل دانشگاه کاملا جو را امنیتی کردند و حتی اجازه تجمع و برگزاری جلسه را در باغ ارم هم نمی دهند و دانشجویان را از باغ ارم هم بیرون کردند و گفته اند که متعلق به دانشگاه شیراز است.&#187;   با بازداشت این دو دانشجو، تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز در یک ماه گذشته به ۱۵ نفر رسیده که بیشتر آنها با سپردن وثیقه آزاد شدند.  دادستان عمومی و انقلاب شیراز پیشتر اتهام اصلی دانشجویان دانشگاه شیراز را توهین به آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، و تبلیغ علیه نظام اعلام کرده بود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shriaz_student_strike/1381279.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shriaz_student_strike/1381279.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 08 Feb 2009 22:29:10 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/31F284A1-6D7B-43CF-B22F-A0419064C4B2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آغاز جشن های سال نو در چین</title>
            <description>از نیمه شب دوشنبه ۲۶ ژانویه هفتم بهمن، جشن‌های سال نو در چین برپا شد.از نیمه شب دوشنبه ۲۶ ژانویه هفتم بهمن، جشن‌های سال نو در چین برپا شد. مراسمی که در آن بیش از ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون شهروند این کشور، خانه تکانی کرده، لباس نو پوشیده، از خانه تا خیابان و میادین را سرخ پوش کرده و ۱۵ روز را به جشن و پایکوبی می‌گذارانند.   در چین، هر سال با نام یکی از دوازده حیوانی که در تقویم چینی است، نام‌گذاری می‌شود. امسال سال گاو نر است.   با نزدیک شدن به سال نوی چینی‌ها هر ساله، میلیون‌ها چینی از اقصی نقاط دنیا به میهن خود سفر می‌کنند تا با حضور در کنار خانواده خود این روز را جشن بگیرند. سفرهای سال نوی چینی‌ها، هر ساله، بیشترین جابه‌جایی مسافر را دارد.  امسال بیش از ۲۵۰ میلیون چینی برای شرکت در این مراسم، به چین سفر کردند. ۲۴ میلیون نفر با هواپیما، ۳۱ میلیون تن با کشتی، ۱۸۸ میلیون با قطار و میلیون‌ها چینی دیگر با اتوبوس به کشور خود رفتند.   در شروع سال نوی چینی‌ها که معمولاً طی ۱۵ روز، از اول بهمن تا سوم اسفند جشن گرفته می‌شود، چینی‌ها از خوردن گوشت پرهیز می‌کنند. آنها بر این باورند که روشن کردن آتش و استفاده از کارد در اولین روز سال نو، بد یمن است، برای همین، معمولاً غذاهای این روز، از قبل پخته می‌شود و عمدتاً شیرین مزه هستند.    امسال بیش از ۲۵۰ میلیون چینی برای شرکت در این مراسم، به چین سفر کردند. ۲۴ میلیون نفر با هواپیما، ۳۱ میلیون تن با کشتی، ۱۸۸ میلیون با قطار و میلیون‌ها چینی دیگر با اتوبوس به کشور خود رفتند.  عید دیدنی بزرگترهای فامیل رفتن هم از جمله رسومی است که چینی‌ها در این ۱۵ روز انجام می‌دهند. به باور چینی‌ها، رنگ قرمز خوش یمن محسوب می‌شود و به همین دلیل، استفاده از این رنگ، در این روزها بسیار مرسوم است. از دیگر آداب این روز، هدیه دادن به کودکان و جوان‌های ازدواج نکرده در پاکت‌های سرخ است.   تقویم چینی ترکیبی از تقویم خورشیدی و قمری است. سال نو در روز اول با پدیدار شدن ماه آغاز می‌شود و در پانزدهم سال نو، با دیدن قرص کامل ماه و با برگزاری جشن فانوس به پایان می‌رسد. در این روز مرسوم است، چینی‌ها، ردیف‌هایی از شمع را در جلوی خانه‌هایشان روشن می‌کنند و هنگام شب، فانوس در دست، مسیر را می‌پیمایند.  از کهن‌ترین آئین‌های چینی که طی مراسمی ویژه در سال نوی چینی اجرا می‌شود، رقص شیر است. این رقص که ریشه در هند و چین دارد، همراه عروسک‌ها و آهنگ‌های ویژه‌ای انجام می‌شود.  رقص شیر که نوید دهنده خوشبختی است، همراه با رقص اژدها در مراسم بسیار باشکوهی برگزار می‌شود و عموماً یک یا دو نفر آن را اجرا می‌کنند. در اجرای دو نفره، حرکات سر، گردن، چشم و دو پا توسط فرد جلو و چرخش تنه و دو پای عقب توسط نفر دوم انجام می‌شود. این رقص در نواحی جنوبی، عموماً نمادی از رفع بد یمنی و از بین بردن ارواح خبیثه و در عین حال دعوت از ارواح کامیاری و توانگری‌است.   سال نوی چینی، از مهم‌ترین روزهای پیروان بودیسم بویژه مردم چین و چینی‌تباران در کل جهان به شمار می‌شود. علاوه بر چین، در کشورهای دیگری همچون، مالزی، ویتنام، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، کره، میانمار، کامبوج، اندونزی، لائوس، اندونزی و برونئی نیز مراسم سال نوی چینی طی مراسم خاصی برگزار می‌شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Chinese_NewYear/1374834.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Chinese_NewYear/1374834.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 26 Jan 2009 16:47:25 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/64139CBA-AD53-4F53-A9D9-6F8BDE9B962A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
