<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 14:32:42 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=880" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>نرگس محمدی: برخوردها از اعمال محدوديت به رويارويی رسيده است</title>
            <description>کانون مدافعان حقوق بشر در ایران گزارش تازه‌ای منتشر کرده و در آن به آنچه &#171;موارد متعدد نض حقوق بشر&#187; در جریان انتخابات ایران و پس از آن خوانده شده، پرداخته است. در این گزارش از جمله از وضع مطبوعات، زنان، گروه‌های مختلف مذهبی و فعالان کارگری نیز سخن به میان آمده است. این گروه حقوق بشری در ایران، که پیشتر نیز خواستار احترام گذاشتن به حق اعتراضات مدنی و راه‌پیمایی‌های مسالمت آمیز شده بود، بار دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی به دلیل برخوردهای خشونت آمیز با مردم انتقاد کرده است. کانون مدافعان حقوق بشر در ایران می‌گوید جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم و تضمین حقوق مدنی شهروندانش تعهدات بین‌المللی دارد.  نرگس محمدی از اعضای این نهاد مدافع حقوق بشر در ایران در گفت‌وگو با رادیو فردا به جزئیات تازه‌ترین گزارش کانون مدافعان حقوق بشر اشاره می‌کند: کانون مدافعان حقوق بشر در ایران گزارش تازه‌ای منتشر کرده و در آن به آنچه &#171;موارد متعدد نض حقوق بشر&#187; در جریان انتخابات ایران و پس از آن خوانده شده، پرداخته است. در این گزارش از جمله از وضع مطبوعات، زنان، گروه‌های مختلف مذهبی و فعالان کارگری نیز سخن به میان آمده است. این گروه حقوق بشری در ایران، که پیشتر نیز خواستار احترام گذاشتن به حق اعتراضات مدنی و راه‌پیمایی‌های مسالمت آمیز شده بود، بار دیگر از مقام‌های جمهوری اسلامی به دلیل برخوردهای خشونت آمیز با مردم انتقاد کرده است. کانون مدافعان حقوق بشر در ایران می‌گوید جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم و تضمین حقوق مدنی شهروندانش تعهدات بین‌المللی دارد.  نرگس محمدی از اعضای این نهاد مدافع حقوق بشر در ایران در گفت‌وگو با رادیو فردا به جزئیات تازه‌ترین گزارش کانون مدافعان حقوق بشر اشاره می‌کند:    گزارش کامل کانون مدافعان حقوق بشر از وضعیت حقوق بشر در ایران در بهار و تابستان ۱۳۸۸ . ( این گزارش برگرفته از وب‌سایت کانون مدافعان حقوق بشر است و رادیو فردا مسئول محتوای آن نیست).         نرگس محمدی:  حق تعيين سرنوشت برای هر فرد يکی از حقوق بنيادين و اساسی بشر است که اعلاميه جهانی حقوق بشر هم به آن پرداخته است. بنابراين نفس برگزاری انتخابات و چگونگی آن از جمله مباحث حقوق بشری است و در همه جوامع نسبت به انتخابات چنين رويکردی وجود دارد.  از آن جايی که ايران به ميثاق حقوق سياسی و مدنی متعهد است، بنابراين طبق ماده ۹ حقوق مدنی هم درايران اين تعهدات در زمره قوانين داخلی و آمره به شمار می‌رود و دولت يا حکومت بايد نسبت به رعايت آن اهتمام ورزد و طبق ماده ۲۷ معاهده وين هم دولت نمی‌تواند اين معاهدات را حتی با توجيه مغايرات با قوانين داخلی ناديده بگيرد.  الزام رعايت معاهدات بين المللی تعهد ايران است و يکی از تعهدات ايران منشور اتحاديه بين المجالس است که طبق اين منشور ايران بايد الزامات برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه را رعايت کند.  بر اساس اين گزارش مغايرت‌هايی در انتخابات رياست جمهوری به چشم می‌خورد و همچنين بعد از انتخابات وقايعی اتفاق افتاده که نقض حقوق بشر به شمار می‌رود، از جمله ممانعت از برگزاری تجمعات مسالمت آميز؛ که علاوه بر تصريح در اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاقين، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی نيز جزو حقوق ملت به شمار می‌آيد.  متأسفانه نه تنها اين حق مردم رعايت نمی‌شود، بلکه ما شاهد کشته شدن تعدادی از هموطنانمان در اين وقايع و در زندان‌ها بوديم و حتی مقامات مسئول وقايع بازداشتگاه کهريزک را جنايت دانستند.  هم انتخابات و هم وقايع پس از انتخابات نقض حقوق بشر را مطرح می‌کند و بخشی از گزارش ما به اين مسئله اختصاص پيدا می‌کند.     خانم محمدی! يکی از مسايلی که به طور مفصل در اين گزارش به آن پرداخته شده، مسئله آزادی بيان و مطبوعات در ايران است، همچنين به بازداشت روزنامه‌نگاران و بسته شدن روزنامه‌ها نيز اشاره شده است. کانون مدافعان حقوق بشر وضعيت آزادی بيان را بعد از انتخابات رياست جمهوری نسبت به قبل از آن چطور ارزيابی می‌کند؟    آزادی بيان به اين دليل مورد توجه گزارش ما قرار گرفته که اصل آزادی بيان و مطبوعات از ارکان دموکراسی و معياری برای سنجش رعايت حقوق بشر به شمار می‌آيد.  از سال ۱۳۷۹ توقيف مطبوعات تقريباً به يک رويه تبديل شده، اما در حوادث بعد از انتخابات ما شاهد فشارهای بيشتری دراين عرصه شديم، هم نسبت به روزنامه‌نگاران و اهل قلم و هم مطبوعات. تعداد زيادی از روزنامه نگاران طی چند روز پس از انتخابات بازداشت شدند، روزنامه‌هايی بسته و سايت‌هايی فيلتر شدند، يعنی آزادی بيان با مخاطرات بسيار جدی و وسيع تری مواجه شد.  اين تهديدات به طور آشکار روزنامه نگاران و مطبوعات را با فشارهايی غير قابل تحملی روبه‌رو کرد و بعد از انتخابات تعداد زيادی از روزنامه نگاران حتی از کشور خارج شدند.     دراين گزارش همچنين به مسئله جامعه مدنی و فعالان سياسی و اجتماعی درايران از جمله فعالان حقوق زنان، احزاب، دانشجويان، کارگران و فعالان صنفی پرداخته شده است. به نظر شما رويارويی فعلی جامعه مدنی ايران و فعالان جامعه مدنی با اهرم‌های قدرت تغييری نسبت به قبل از انتخابات پيدا کرده است؟    سياست ايجاد مانع بر سر راه تشکل‌های مدنی، اصناف و اتحاديه‌ها از خيلی وقت پيش به شکل‌های مختلف در ايران وجود داشته و در دوره‌های متفاوت شدت و ضعف پيدا کرده است، به طوری که نهادهای مستقل هرگز روی خوشی از حکومت نديده‌اند.  اما به خصوص در چهار سال اخير اين اعمال محدوديت‌ها به رويارويی کشيده شده است، مثلاً دفتر کانون مدافعان حقوق بشر دی ماه سال گذشته بسته شد. ما يک تشکل قانونی هستيم حتی اگر به ما پروانه ندهند و حالت رسمی‌پيدا نکنيم، اما به شکل غيرقانونی دفتر کانون را بستند.  ما معتقد هستيم طبق اصل ۲۶ قانون اساسی و ماده شش قانون احزاب، احزاب و تشکل‌ها برای فعاليت خود نياز به کسب مجوز از هيچ مرجعی ندارند اما می‌توانند از کميسيون ماده ۱۰ احزاب پروانه فعاليت بگيرند تا از برخی مزايا و يارانه‌ها بهرمند شوند.  ما در ماه‌های اخير -به خصوص بعد از انتخابات- شاهد شدت اين رويارويی هستيم، يعنی برخوردها از اعمال محدوديت به رويارويی رسيده است، حتی با احزاب و تشکل‌هايی که پروانه فعاليت هم از کميسيون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور جمهوری اسلامی‌ دريافت کرده بودند.  مثلاً حزب اعتماد ملی، حزب جبهه مشارکت، انجمن دفاع از حقوق زندانيان و حتی دفاتر خصوصی مسئولين بلندپايه نظام جمهوری اسلامی‌از جمله دفتر آقای کروبی که سال‌ها رئيس مجلس جمهوری اسلامی‌بوده، همه بسته شد. اين مسئله در نوع خود هم بی سابقه است و هم فاجعه آميز. يعنی گروهی در حکومت وجود دارند که حتی نسبت به قوانين حکومت خود هم ملتزم نيستند و اين مسئله بسيار خطرناک است.     خانم محمدی! اين برخوردها چه تأثيری خواهد داشت بر حرکت جامعه مدنی ايران؟    اين طور نيست که فعالان جامعه مدنی با اين فشارها فعاليتی نخواهند کرد و سکوت پيشه می‌کنند. تمام وقايع بعد از انتخابات اين واقعيت را نشان داد که جامعه مدنی ايران زنده و پويا است و با اين فشارها ميرا نمی‌شود، بلکه به گونه‌های ديگر وارد عرصه فعاليت می‌شود.  اما تداوم اين برخوردها نه برای جامعه مدنی ايران و نه برای حکومت حالت ايده آلی نخواهد بود.     خواسته کانون مدافعان حقوق بشر از مقامات حکومتی و دولتی در قبال اتفاقات بعد از انتخابات چيست؟    آن چه مد نظر ما است و دراطلاعيه‌ها به کرات اشاره کرديم اين است که ما مدافع حقوق بشر هستيم و هر گزينه‌ای که اين راه را برای ملت ايران هموار می‌کند، ما از آن حمايت می‌کنيم.  فصل سوم قانون اساسی اختصاص دارد به حقوق ملت و صرف نظر از اين که ايران معاهدات بين المللی و ميثاقين را پذيرفته و ملزم به رعايت آن است، اگر بتوانيم فصل سوم قانون اساسی يعنی حقوق ملت را به عنوان سرلوحه فعاليت‌های جامعه مدنی و رعايت آن توسط حکومت قرار دهيم، يعنی اگر مردم حق اجتماع مسالمت آميز و حق تشکيل نهادهای مدنی داشته باشند، از اطلاع رسانی شفاف بهرمند شوند و روزنامه نگاران و اهل قلم بتوانند پس از بيان واقعيات با امنيت زندگی کنند، خواسته زيادی نيست.  به نظر ما پله اول آشتی ملی (چيزی که اکنون درعرصه سياست مطرح می‌شود) رعايت حقوق ملت توسط حکومت است. درغير اين صورت رويارويی‌ها شدت می‌يابد و آن چه قربانی خواهد شد، حقوق اساسی ملت است و شاهد نقض بيشتر حقوق بشر خواهيم بود. بنابراين اولين خواسته ما رعايت حقوق اساسی ملت است که در فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ ذکر شده و حکومت موظف است آن را رعايت کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Mohammadi_Defenders_of_Human_Rights_Center_Report/1866441.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Mohammadi_Defenders_of_Human_Rights_Center_Report/1866441.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 17:21:04 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/49D01FA9-A867-4E59-8D6D-BB2D2F254A90_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نه&#187; به خشونت: رمز ماندگاری جنبش سبز</title>
            <description>جنبش سبز از زمان آغاز حیات خود، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، معادلات سیاسی و اجتماعی بسیاری را در ایران عوض کرده است؛ به عقیده رامین جهانبگلو یکی از پژوهشگران مدنی و نظریه‌پردازان سرشناس که در زمینه جنبش‌های عاری از خشونت تحقیقات بسیاری کرده است، جامعه ایران با جنبشی نو که از خشونت دوری می‌کند پا به عرصه تازه‌ای گذاشته است. عرصه‌ای که قابلیت‌های مدنی نسل جدید ایران را نشان می‌دهد. جنبش سبز از زمان آغاز حیات خود، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، معادلات سیاسی و اجتماعی بسیاری را در ایران عوض کرده است؛ از بعد سیاسی، با احیا و بازتعریف  مفهوم اصلاح‌طلبی؛ از منظر مدنی، با تولد یکی از گسترده‌ترین جنبش‌های اجتماعی مطالبه محور در تاریخ کشور و در ابعاد رسانه‌ای، نه تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان، با نمایاندن ظرفیت تازه‌ای از گزارشگری و روزنامه‌نگاری شهروندی.  رامین جهانبگلو یکی از پژوهشگران مدنی و نظریه‌پردازان سرشناسی است، که به بروز چنین تحولی در بافت اجتماعی ایران اعتقاد دارد.  آقای جهانبگلو که پیش‌تر و ‍پس از انتشار پژوهش‌ها و نظریه‌های بسیاری از او در زمینه جنبش‌های مدنی، و به ویژه حرکت‌های عاری از خشونت، در ایران بازداشت شده بود، تالیفات متعددی را در زمینه جریان های اجتماعی و سیاسی، به نام خود ثبت کرده است.  رامین جهانبگلو که روز پنج شنبه هشتم آبان ماه از سوی &#171; موسسه سازمان ملل&#187; در اسپانیا، به عنوان برنده جایزه حقوق بشر این سازمان برگزیده شد، در گفت‌وگو با رادیو فردا، علاوه بر جنبه‌های یادشده حرکت اجتماعی اخیر ایران، به تحول دیگری نیز در ساختار مدنی کشور اشاره می‌کند، و آن را آفرینش ارزشی تحت عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; در جریان شکل‌گیری و بلوغ جنبش سبز می‌داند.           آقای جهانبگلو، شما در اسپانیا از سوی سازمان ملل، در زمینه فعالیت‌های مدنی جایزه‌ای دریافت کرده‌اید. امکان دارد در مورد این خبر کمی برای شنوندگان ما توضیح دهید؟     رامین جهانبگلو:  این جایزه را در ارتباط با ۲۰ سال فعالیت‌هایم چه در ایران و چه در خارج از ایران در مورد طرح بحث عدم خشونت و گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها، دریافت کردم . اگر چه در این میان همواره ارتباط (فرهنگی) من به طور کلی با اروپا و آمریکای شمالی و خاورمیانه خیلی زیاد بوده است . مثلا با هند در طی این سال‌ها ارتباط داشتم ومدتی در اسپانیا و در دانشگاه بارسلون تدریس می‌کردم و در آنجا چند کتاب هم منتشر کردم .نکته دیگراین است که امروز می‌بینیم به دلیل نقشی که ایرانیان می‌توانند در جامعه جهانی ایفا کنند،‌ برخی از هموطنانمان در سراسر جهان در زمینه حقوق بشر و صلح جوایزی را دریافت کرده‌اند. من هم خوشحالم یکی از ایرانیانی باشم که در این زمینه فعالیت می‌کند.     آقای جهانبگلو،‌ حالا که بحث عدم خشونت و جریان‌های اجتماعی مطرح شد اگر موافق باشید کمی هم در مورد حوادث پس از انتخابات که شاید بشود گفت به شکل بی‌سابقه ای ایران را در کانون توجهات جهانی قرار داد،‌ گفت‌و‌گو کنیم . شما وضعیت فعلی جنبش سبز ایران را به عنوان یک حرکت مدنی چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما این حرکت مولفه‌های یک جنبش ماندگار اجتماعی را دارد یا اینکه اساسا به اعتقاد شما،‌ فاقد این مو‌لفه‌هاست ؟     			 				  &#160;  					          					 &#160;  					 رامین جهانبگلو:  					متول سال ۱۳۳۵ در تهران. نظریه‌پرداز و پژوهشگر ایرانی است. در سال ۱۹۹۸ مدرک فوق دکترای خود را از دانشگاه هاروارد در رشته مطاللعات خاورمیانه کسب کرد. پیشتر در دانشگاه سوربن پاریس در رشته فلسفه و تاریخ مشغول به تحصیل بوده است. در سال ۱۳۸۵ در فرودگاه مهرآباد تهران به اتهام ارتباط با بیگانگان بازداشت شد. بازداشت او موجی از انتقادهای بین‌الملل را در پی داشت و در میان معترضان فیلسوف‌ها، محققان و دانشگاهیان مشهور بسیاری نیز حضور داشتند. پس از آن اعترافاتی تلویزیونی و مصاحبه‌ای از او با خبرگزاری ایسنا منتشر و او آزاد شد. او همینک در دانشگاه تورنتو در کانادا مشغول به کار است.    &#160;     			 		به نظر من اتفاقات شش ماه اخیر ایجاد کننده دو تصویر اصل و مهم -هم برای شهروندان ایرانی و هم برای جهانیان بوده است . یکی مسئله &#171;حقیقت جویی &#187; جامعه مدنی ایران است که بسیار اهمیت دارد. دوم هم &#171;پرهیز از خشونت‌گرایی &#187; است.  به این دلیل نخست مسئله حقیقت جویی را طرح کردم که به اعتقاد من بازیگران جامعه شناختی جامعه مدنی ایران، یعنی زنان، روشنفکران،‌ دانشجویان و کارگران در این جریانات هدف اصلی خودشان را به نوعی یک مبارزه خشونت پرهیز با اعمال سیاست‌های دروغ و غیراخلاقی قرار داده‌اند. این وجه جدید که عبارت است از مبارزه با دروغ،‌ موضوع جالبی است و نشان دهنده این است که ممکلت ما از یک بلوغ شهروندی جدید برخوردار شده است . به‌ویژه [در] دستیابی به آن چیزی که من به آن عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; می‌دهم. ما تا کنون در مورد سرمایه‌های سیاسی و اجتماعی صحبت می‌کردیم . اما امروز می‌بینیم که باید در مورد سرمایه اخلاقی شهروندان ایرانی صحبت کرد که این سرمایه،‌ دموکراسی آتی ایران را با توسل به همین وجه خشونت‌پرهیز خود خواهد ساخت و این امیدوار کننده است.     یعنی به نظر شما این جنبش یک جنبش ماناست و ادامه می‌یابد؟ یا اینکه صرفا عکس العملی در برابر انگیزش‌های بیرونی و مقطعی است؟    به اعتقاد من این جنبش ماندگار است . برای اینکه پرسشی که طرح می‌کند یک پرسش ماندگار است . برای اولین بار بعد از صد سال تاریخ ایران که سرشار از فراز و نشیب‌های بسیاری از دوره مشروطه به این سمت بوده است ، همواره شخصیت‌های سیاسی، احزاب و گروه‌ها همیشه مسئله خشونت را به صورت یک امر عمودی از بالا به پایین مطرح می‌کرده‌اند،‌ همیشه تغییر خشونت را با تغییر قدرت و قدرتمندان طرح می‌کردند. اما جنبش مدنی امروز ایران که در حال شکل‌گیری است، سوالات جدی درباره خشونت سیاسی و شیوه‌های مبارزه با این نوع از خشونت را  با توسل به حقوق شهروندی مطرح می‌کند. این مسئله، مشروعیت دادن به این خشونت‌ها را زیر سوال برده است. از این نظر من فکر می‌کنم که جنبش اخیر ایران، نوعی اخلاق ِ مدنی و شهروندی را در میان شهروندان ایرانی ایجاد کرد که بی‌سابقه است     شما از بلوغ شهروندی سخن گفتید. یکی از سوالات من هم در همین زمینه بود. آیا به نظر شما می‌شود از حرکت مدنی اخیر مردم ایران به عنوان &#171;ورود به یک مرحله جدید از درک مدنی و شعور اجتماعی&#187; نام برد؟ یا اینکه آن را صرفا یک &#171;واکنش در برابر اعمال خشونت از سوی حاکمیت&#187; می‌دانید؟           &#171;بازیگران جامعه شناختی جامعه مدنی ایران، یعنی زنان، روشنفکران،‌ دانشجویان و کارگران در این جریانات هدف اصلی خودشان را به نوعی یک مبارزه خشونت پرهیز با اعمال سیاست‌های دروغ و غیراخلاقی قرار داده‌اند. این وجه جدید که عبارت است از مبارزه با دروغ،‌ موضوع جالبی است و نشان دهنده این است که ممکلت ما از یک بلوغ شهروندی جدید برخوردار شده است . به‌ویژه [در] دستیابی به آن چیزی که من به آن عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; می‌دهم.&#187;  واکنش‌ها که همیشه بوده است . واکنش در تاریخ ایران بویژه در طول صد سال اخیر در مقابل سیاست‌های گوناگون وجود داشته است .در طول ۳۰ ساله گذشته هم همواره از سوی احزاب گوناگون و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی ،‌ واکنش‌هایی درباره عملکرد دولت را شاهد بوده‌ایم . ولی اینجا یک مسئله دیگری وجود دارد. موضوع فقط واکنش نیست. در اینجا یک حس دلسوزی، یک روح همبستگی، و یک نوع پرسش‌های جدید وجود دارد که با مسئله اخلاق در سیاست مواجه می‌شود. پرسش‌هایی که بحث وقاحت و دروغ پردازی را مورد سوال قرار داده است . چیزی را مورد سوال قرار می‌دهد که به طور کلی تکنولوژی قدرت است . به جز سرمایه اخلاقی که عرض کردم ، موضوع جدی دیگری که در حال شکل گیری است ایجاد یک نوع حس مسئولیت در قبال آینده ایران است و می‌بینیم که فعالان مدنی این مسائل را همراه با یک ایدئولوژی طرح نمی‌کنند، بلکه دارند آن را با روش‌های مدنی ارزیابی می‌کنند که به اعتقاد من یک حرکت کاملا جدید و امیدوار کننده است.     اگر موافق باشید کمی بیشتر به مکانیزم و عملکرد این حرکت اجتماعی –یا همان جنبش سبز به عنوان یک حرکت مدنی عاری از خشونت– بپردازیم. با توجه به اینکه شما درباره جنبش‌های مدنی عاری از خشونت در سراسر دنیا تحقیقات زیادی کرده‌اید. جنبش سبز را تا چه اندازه به حرکت‌های پیش از این که در جامعه شاهد آن بودید، یا با سایر حرکت‌هایی که در سایر نقاط دنیا مثل شرق اروپا و هند اتفاق افتاده است نزدیک می‌بینید؟    به نظر من مولفه‌های مشترک زیادی دارد. به اعتقاد من این حرفی که بسیاری از محافظه کاران ایران می‌زنند که ممکن است این جنبش از بیانیه‌های کاخ سفید یا توطئه پنتاگون سردرآورده باشد، حرف بسیار غلطی است. این نوع اظهار اعتراض، فلسفه مشترکی است که در بسیاری از ادیان و فرهنگ‌ها و در دوره‌های مختلفی از تاریخ، نقش خودش را در جوامع مختلف بروز داده است. من فکر می‌کنم نکات مشترکی بین جنبش امروز ایران و جنبش گاندیستی در هند وجود دارد. حتی نکات مشترکی با جنبش مارتین لوترکینگ در سال‌های ۱۹۵۰ و ۶۰ در آمریکا دارد. حتی می‌شود گفت که با جنبش مردم فلیپین –که به نظر من خیلی فرهنگش با ایران فاصله دارد- نقاط مشترکی دارد.  دلیل این شباهت‌ها در این است که وقتی دارای یک تکنولوژی قدرت هستید می‌خواهید از زور و اختناق بهره ببرید. در مقابل آن پس از مدتی فرهنگ خشونت پرهیزی ایجاد می‌شود. خشونت پرهیزی که بعد از اتفاقاتی که در ایران حادث شد، با تظاهرات سکوت نمود پیدا کرد و هیچ گونه ایدئولوژی سیاسی هم در این تظاهرات نمود ندارد.     سوال من هم همین جاست. به نظر شما با توجه به خشونتی که از سوی بازوهای اجرایی در حکومت درباره مهار کردن تظاهرات کنندگان اعمال شد، چطور این جنبش به سمت رادیکالیزه شدن و خشونت گرایی حرکت نکرد؟    دلیل آن خیلی مشخص است. ما در ایران در یک دوره &#171;پسا-ایدئولوژیک&#187;  قرار داریم. دوره ای که بسیاری از گروه‌ها و احزاب سیاسی و حتی شخصیت‌ها ی سیاسی ، به دلیل اشتباهاتی که در گذشته انجام داده بودند و از گفتمان خشونت و مشروع دانستن خشونت‌های سیاسی بهره می‌بردند، [اینک] فاقد مشروعیت سیاسی و اخلاقی شده‌اند.  الان بسیاری از گروه‌ها دارند دنبال مردم می‌دوند. نمی‌توانند دیگر مثل دوره‌های قبل روبه‌روی مردم بایستند و بگویند که از ایدئولوژی ما پیروی کنید. امروز بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی،‌ خودشان را در آیینه اخلاقی شهروندان ایرانی می‌بینند و توصیف می‌کنند. قهرمانان امروز ایران افرادی مثل ندا آقاسلطان هستند. نه الزاما افرادی که سیاسی باشند. این یک امر جدید است. این مشروعیت اخلاقی که شهروندان ما بویژه جوانانمان پیدا کرده‌اند یک سرمایه اخلاقی است که تا کنون بازیگران جامعه مدنی ایران کم‌تر شاهد آن بوده‌اند. و امروز این تحول را در جنبش زنان و سایر شاخه‌های جامعه مدنی نیز شاهد هستیم.     در ادامه صحبت‌های شما می‌خواستم درباره مسئله رهبری این حرکت مدنی و انجام هماهنگی آن بپرسم . آن طور که به نظر می‌رسد عملکرد آقایان موسوی و کروبی بیشتر به عملکرد یک نامزد معترض نزدیک است تا کسی که بخواهد حرکات اجتماعی و مدنی را سازماندهی کند. به اعتقاد شما این نکته مثبتی است که این جنبش به طور خودجوش و از طریق رهبری خود مردم در سایت‌های فیس بوک و توئیتر به پیش می‌رود یا اینکه بهتر بود که جنبش سبز ایران یک رهبر مشخصی داشته باشد؟    من فکر می‌کنم خودجوش بودن جنبش یک نکته مثبت است. اما طبیعی است که اگر می‌شد از دل این خودجوش بودن، شاهد ظهور افرادی مثل ماندلا،‌ لوترکینگ یا گاندی باشیم، رهبران معنوی مهمی به شمار می‌آمدند.اما این جنبش یک جنبش &#171;فرا-کاریزماتیک&#187; است؛ از این نظر در تاریخ سیاسی ایران جدید است . در تاریخ سیاسی ایران ما همیشه جنبش‌هایی را دیده‌ایم که لیدرها و رهبران کاریزماتیک –چه دینی و چه غیر دینی– داشته‌اند. ولی امروز شما بیشتر با نمایندگانی برخورد می‌کنید که بیشتر،‌ خشونت پرهیزند، آدم‌های معمولی‌اند. بسیار معصوم‌اند . کسانی مثل روح الامینی و ندا آقا سلطان را می‌بینید که رهبر جنبش نیستند. اما در دل واقعه قرار می‌گیرند و به نوعی از بین می‌روند. قربانی شده‌اند.  اظهارات آن جوانی که در در زندان مورد تجاوز قرار گرفته بود برای من بسیار جالب توجه بود. اظهار می‌کرد که &#171;دیگر حتی پیش پدر و مادرم هم برنمی‌گردم اما می‌خواهم این حقیقت فاش شود که این عمل در کهریزک با من انجام شده است&#187;. این حس حقیقت جویی برای من بسیارجالب بود که آن قدر قوی است که به نوعی می‌خواهد بسیاری از تابوهای اجتماعی را بشکند.  مسئله اصلی ، مسئله جا به جا کردن قدرتمندان نیست. بلکه مسئله اصلی ما این است که این خشونتی را که به طور ساختاری در جامعه ایران ایجاد شده است را محکوم کنیم. تا شاید بتوانیم از این دور باطل خشونت خارج شویم. من فکر می‌کنم اگر به این مسئله به خوبی توجه کنیم می‌بینیم که داریم در یک فاز جدید جامعه مدنی قدم برمی‌داریم.     به اعتقاد شما این حرکت مدنی در آینده ایران ثمر بخش خواهد بود؟    بله. به نظر من اگر به یک فرهنگ سیاسی و اجتماعی بدل شود بسیار ثمربخش خواهد بود. وقتی این مدنیت بتواند در آگاهی اجتماعی ریشه بدواند. جامعه همیشه این مسئله حقوق بشر را جلوی دید خودش داشته باشد و بداند که مسئله توجه به حقوق بشر،‌ دفاع از دولت‌ها نیست . بلکه دفاع از قربانیان خشونت دولتی است. به نظر من این امر مهمی است که می‌تواند چنین جنبشی را زنده نگه دارد. برای اینکه به نوعی دارد به ما قابلیت‌های شهروندی نسل جدید ایرانی را نشان می‌دهد. این قابلیت‌های مدنی و شهروندی می‌توانند در تاریخ آینده ایران موثر باشند. به شرط آنکه افقشان همیشه یک افق ایدئولوژیک نباشد. بلکه یک افق خشونت پرهیز باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 14:22:30 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5D894190-459F-43F0-AC0E-ECC9D67AE7A2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>زیدآبادی؛ &#171;تحت شکنجه برای عذرخواهی از رهبر&#187;</title>
            <description>سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه‌ای، ضمن انتقاد مجدد از اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری، و بازداشت چهره‌های سیاسی، نگرانی شدید خود را از وضعیت احمد زیدآبادی، دبیرکل این سازمان ابراز داشته است. آقای زیدآبادی جزو صدها چهره سیاسی و اجتماعی بود که در پی اعلام نتایج انتخابات، بازداشت شد؛ و اکنون به نوشته این بیانیه، بیش از ۴۰ روز است که هیچ خبری از وضعیت او در دست نیست.  محمد صادقی، عضو شورای مرکزی و شورای سیاستگذاری ادوار تحکیم وحدت، در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گوید که آقای زیدآبادی در آخرین ملاقات خود گفته بود: &#171;تحت شکنجه و فشار شدید قرار دارد تا در جلسه دادگاه، به خاطر نشر مقاله‌ای انتقادآمیز نسبت به رهبر جمهوری اسلامی، که در آن آیت‌الله خامنه ای را با عنوان &#171;معظم&#187; خطاب قرار نداده، علناً، عذرخواهی کند&#187;.  به گفته وی، احمد زیدآبادی در پی رد این درخواست، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است.           رادیو فردا:&#160;   آقای صادقی، وضعیت آقای زیدآبادی در حال حاضر چگونه است؟     محمد صادقی:  پنج ماه از بازداشت غیرقانونی دبیرکل و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران یعنی آقایان دکتر زیدآبادی و عبدالله مؤمنی می‌گذرد.  آخرین خبری که ما از آقای زیدآبادی داشتیم مربوط به ۴۰ روز پیش است که همسر ایشان توانست یک ملاقات کابینی در زندان اوین با آقای زیدآبادی داشته باشد. اکنون‌ ۴۰ روز است که خانواده او و اعضای سازمان دانش‌آموختگان نسبت به وضعیت آقای زیدآبادی در بی‌خبری کامل به سر می‌برند.  همان طور که در خبرگزاری‌ها هم منتشر شد، آخرین صحبت‌های آقای زیدآبادی با همسرش صحبت‌های نگران‌کننده‌ای بوده است.     از چه نظر نگران‌کننده بوده است؟    آقای زیدآبادی در ملاقاتی که به صورت کابینی با همسر خود داشت، مطرح کرده که مدتی است بازجوی او را عوض کرده‌اند و فشارها و شکنجه‌های روحی و روانی بسیار شدیدی بر او وارد می‌کنند تا متن دفاعیه‌ای که نیروهای امنیتی و عوامل کودتا برای او آماده کرده‌اند را در دادگاه قرائت کند.  قرار بوده هم زمان با دادگاه آقای مؤمنی، دادگاه آقای زیدآبادی هم برگزار شود و در دادگاه به صورت دروغین و ساختگی اعتراف کند.     آیا آقای زیدآبادی به مواردی که در این اعترافات و متن دفاعیه آمده، اشاره کرده است؟    بله، او در آخرین ملاقات خود گفته است فشارهای زیادی که به او وارد می‌شود، بیشتر مربوط به نامه‌ای است که در فروردین ماه سال ۸۶ به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته است. بازجویان به او گفته‌اند چون در این نامه از لفظ معظم برای آیت‌الله خامنه‌ای استفاده نکرده، باید در دادگاه در متن دفاعیات یا همان اقرارنامه خود از آقای خامنه‌ای عذرخواهی کند. گویا این امر مورد قبول آقای زیدآبادی قرار نمی‌گیرد و بازجوها به شدت او را کتک می‌زنند.  آقای زیدآبادی مطرح کرده که بازجوها به او گفته‌اند یا باید متن این دفاعیات را بپذیری و در دادگاه از رهبری عذرخواهی کنی و یا این برگه‌های بازجویی را در حلقومت فرو می‌کنیم و به خوردت می‌دهیم.  اکنون حدود ۴۰ روز از آخرین صحبت آقای زیدآبادی با همسرش می‌گذرد و ما دراین مدت نسبت به سلامتی ایشان به شدت نگران هستیم.     دراین مدت وکیل پرونده یا خانواده آقای زیدآبادی، موفق نشده‌اند با او ملاقات کنند؟    به هیچ عنوان، حتی یک تماس تلفنی هم با او نداشتند و آخرین صحبت‌ها مبتنی بر ضرب و شتم و فشارهای روحی و روانی او در زندان بوده است.  دسترسی به وکیل برای آقای زیدآبادی امکان‌پذیر نیست و وکلایی که قبل از بازداشت شدن از طرف خودش تعیین شده بودند، به پرونده او دسترسی ندارند. در هفته‌های گذشته ابتدا به یکی از وکلایی که پیگیر پرونده آقای زیدآبادی بود اعلام شد که قرار بازداشت ایشان به ۲۵۰ میلیون وثیقه تبدیل شده و خانواده این وثیقه را تأمین کردند، اما گویا اختلافی بین بازپرس پرونده و دادستان جدید انقلاب به وجود آمده و دادستان از قبول وثیقه ممانعت می‌کند و حبس آقای زیدآبادی ادامه می‌یابد.     آقای صادقی، در بیانیه ادوار تحکیم وحدت نوشته شده &#171;جرم زیدآبادی این است که متراکم‌ترین واحد اختیارات را به اندکی مسئولیت فراخوانده است&#187;. منظور سازمان دانش‌آموختگان ایران از این جمله چیست؟    متراکم‌ترین نهادی که اختیارات بی‌حد و مرز دارد، جایگاه رهبری است و همان طور که گفتم بیشترین فشار روی آقای زیدآبادی مربوط به نامه‌ای است که در فرودین سال ۸۶ خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته و در آن کمی احساس مسئولیت از ایشان خواسته است و در یک نامه با ادبیات کاملاً ‌محترمانه بعضی از مواضع و دیدگاه‌های رهبری را مورد انتقاد قرار داده است. امروز پس از گذشت دو سال از آن ماجرا، آقای زیدآبادی تاوان سنگین پرسشگری از جایگاه رهبری را پس می‌دهد.  هر گونه سؤال و به چالش کشیدن رهبری درخصوص عملکرد و مواضعش سرانجامی جز ضرب و شتم، بازداشت، محرومیت و محدودیت ندارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sadeghi_IV_on_Zeidabadi_Condition/1862297.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Sadeghi_IV_on_Zeidabadi_Condition/1862297.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 27 Oct 2009 16:39:33 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A16C2BDB-A766-4BBE-AA84-107B23DBDDCA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حسن‌یاری: اعلام مرکز جدید غنی‌سازی، تنها بر فشارها خواهد افزود</title>
            <description>رهبران آمريکا، فرانسه و بريتانيا روز جمعه با اشاره به وجود يک مرکز غنی‌‌سازی ديگر در ايران، و ضمن تهديد تهران به تحريم‌های شديدتر، از جمهوری اسلامی خواستند که اهداف هسته‌ای خود را کاملاً فاش سازد.باراک اوباما، رئيس جمهوری ايالات متحده، در آستانه آغاز اجلاس گروه ۲۰ در پيتسبورگ آمريکا با اشاره به اين تأسيسات غنی‌سازی که جمهوری اسلامی تاکنون آن را از ديد بازرسان آژانس انرژی اتمی دور نگه داشته بود، گفت: &#171;ايران قوانينی را که تمام کشورها بايد تابع‌شان باشند زير پا می‌گذارد.&#187;  خبرگزاری آسوشيتدپرس روز جمعه، به نقل از منابعی که نامی از آنها نبرد، گزارش داد که ايران به تازگی وجود دومين تأسيسات غنی‌سازی اورانيوم خود را به اطلاع آژانس بين‌المللی انرژی اتمی رسانده است. این موضوع پس از آن مورد تأیید مقامات ایرانی نیز قرار گرفت.  هوشنگ حسن‌یاری، استاد روابط استراتژیک در کالج نظامی - سلطنتی کانادا، به پرسش‌های رادیو فردا در همین زمینه پاسخ داده است.      رادیو فردا:&#160;   آقای حسن‌یاری، ارزیابی شما از موضوع اخیر رهبران آمریکا، فرانسه و بریتانیا در قبال برنامه اتمی ایران چیست؟     هوشنگ حسن‌یاری:  اين سه کشور هسته اصلی کشورهايی را تشکيل می‌دهند که با برنامه هسته‌ای ايران که از نظر آژانس بين‌المللی انرژی اتمی از شفافيت لازم برخوردار نيست، مشکل دارند و بر اين هستند تا با فشارهای بين‌المللی بر ايران، سؤالاتی را که از ديد آژانس معلق مانده مطرح کنند و جواب‌های قانع کننده‌ای به دست آورند، تا برنامه هسته‌ای ايران احتمالاً در آينده روال عادی‌تری پيدا کند.  اما تا زمانی که مسئله حل نشده باقی بماند، اين سه کشور به اضافه کشورهای ديگر به تدريج در برابر ايران موضع خواهند گرفت، از جمله می‌بينيم که روسيه هم در حال اتخاذ چنين موضعی است.     آقای حسن ياری، فاش شدن يک مرکز ديگر غنی سازی اورانيوم که ساخت آن مخفيانه بوده، در تعاريف بين‌المللی و از نظر روابط بين‌المللی ايران به چه معنا است؟    اين مسئله ترديدها را نسبت به کل برنامه هسته‌ای ايران افزايش می‌دهد، زيرا اين تأسيسات جديد که قبلاً درباره آن گفت‌وگويی انجام نشده و آژانس از وجود آن اطلاعی نداشته و مورد بازديد قرار نداده، به طور قطع بحث شفافيت ايران را بيشتر زير سؤال می‌برد.  بعد از اينکه در اوايل سال ۲۰۰۰ ميلادی فعاليت‌های هسته‌ای ايران بر ملا شد، يکی از نکاتی که ايران هميشه بر آن تأکيد می‌کند اين است که برنامه هسته‌ايش شفاف است. بنابراين بر ملا شدن اين تأسيسات مشکل ايران را در مذاکرات آينده گروه ۵+۱ دو چندان خواهد کرد.     آقايان اوباما، سرکوزی و گوردن براون هر سه اشاره کرده‌اند که در نشست آينده گروه ۵+۱ در اول ماه اکتبر با ايران، مسئله تحريم‌های بيشتر مطرح خواهد شد. با توجه به موضع اخير روسيه چشم‌انداز اين مسئله چگونه می‌بينيد؟    روسيه امروز به اين پنج کشور پيوسته و چين هم در نهايت به آنها خواهد پيوست. سؤال کليدی اين است که رفتار ايران در اين مذاکرات چه خواهد بود، آيا همچنان به گفته‌های سابق خود درباره عدم پذيرش تعليق غنی‌سازی ادامه خواهد داد يا نه.  به نظر شما ايران در نشست اول اکتبر چه اقدامی می‌تواند انجام دهد تا شرايط را برای خود آسان‌تر کند؟  به اعتقاد من اعلام خبر تأسيسات جديد از جانب ايران يک نوع فرار به جلو بوده است، چون قرار بود اوباما اين بحث را مطرح کند و اين مسئله از ديد آمريکا و بعضی کشورهای غربی پنهان نمانده بود.  سؤال جدی اين است که تا آنها چه حد می توانند به گفته های مقامات ايرانی در مذاکرات ۵+۱ اعتماد کنند و آيا آنچه ايرانی‌ها در اجلاس مطرح خواهند کرد، تمام قضيه است يا ايران تأسيسات مخفی ديگری هم دارد.  به نظر من بحث اعتماد که از روز اول در مورد پرونده هسته‌ای ايران مسئله اساسی بوده است، همچنان به جا خواهد بود.     آقای حسن ياری، چشم‌انداز برنامه اتمی ايران را چطور پيش‌بينی می‌کنيد؟    آژانس بين‌المللی انرژی اتمی سؤالات جدی در مورد مسئله هسته‌ای ايران داشته که به اين سؤالات پاسخ داده نشده و تا زمانی که پاسخ داده نشود، تنش‌ها کاهش نخواهد يافت و اين روند همچنان ادامه می‌يابد.  مگر اينکه ايران به پذيرش پروتکل اضافی برگردد و اين پروتکل را به امضای مجلس شورای اسلامی برساند و امکان تجسس از تمام تأسيسات خود را دوباره برای آژانس فراهم کند. در اين صورت شروع يک رابطه شفاف‌تر را بين آژانس و ايران می‌توان انتظار داشت، در غير اين صورت بحث تحريم‌ها بسيار جدی‌تر خواهد شد و اعلام تأسيسات جديد غنی‌سازی تنها به فشارها خواهد افزود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_HasanYari_IV_on_Iran_new_Enrichment_Center/1836871.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_HasanYari_IV_on_Iran_new_Enrichment_Center/1836871.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 26 Sep 2009 13:28:27 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D9AC9DF0-BFC4-49CC-BF12-9114B5FCF305_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جنبش سبز، جنبشی که &#171;خواهد ماند&#187;</title>
            <description>پسرانی سبزپوش که با انگشتان‌شان پیروزی را نشانه می‌روند، دخترانی که با روسری‌های سبزرنگ شعار &#171;آزادی&#187; می‌دهند، تجمعی که در سکوت تردیدهایش را به نمایش می‌گذارد، گروهی که یک‌صدا مطالباتش را فریاد می‌کند، و سرودهای خاک‌خورده‌ای که در کوچه و خیابان زنده می‌شوند: &#171;یار دبستانی&#187; و &#171;ای ایران&#187;...
و ناگهان، ردی از خون در خیابان کارگر تهران، ردی دیگر در امیرآباد، جوانی در خیابان ولی‌عصر بر زمین می‌افتد، ناشناسی در کوچه‌ای ناشناس سلاح کمری‌اش را چشم در چشم جمعیت آتش می‌کند.


پسرانی سبزپوش که با انگشتان‌شان پیروزی را نشانه می‌روند، دخترانی که با روسری‌های سبزرنگ شعار &#171;آزادی&#187; می‌دهند، تجمعی که در سکوت تردیدهایش را به نمایش می‌گذارد، گروهی که یک‌صدا مطالباتش را فریاد می‌کند، و سرودهای خاک‌خورده‌ای که در کوچه و خیابان زنده می‌شوند: &#171;یار دبستانی&#187; و &#171;ای ایران&#187;...  و ناگهان، ردی از خون در خیابان کارگر تهران، ردی دیگر در امیرآباد، جوانی در خیابان ولی‌عصر بر زمین می‌افتد، ناشناسی در کوچه‌ای ناشناس سلاح کمری‌اش را چشم در چشم جمعیت آتش می‌کند.  و سرودهای فراموش‌شده دیگری زنده می‌شوند: &#171;قسم به اسم آزادی، به لحظه‌ای که جان دادی&#187;...   تمامی این تصاویر، آغشته به دود و آتش و سبز و سرخ و اشک و لبخند، در صد روز یک نام را در تاریخ مدنی ایران حک کرد: &#171;جنبش سبز&#187;.   			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    پاسخ نیافتن مطالبات؛ شریان حیاتی تداوم جنبش سبز     							 						    			 		حدود صد روز از آغاز اعتراضات گسترده مردم در ایران می‌گذرد، اعتراضاتی که مناسبات داخلی را در سطوح سیاسی و اجتماعی دستخوش تغییر کرد، چهره تازه و متفاوتی را از ایران به رسانه‌های جهانی نمایاند، و با تصاویر موبایلی‌اش حتی تعاریف خبری و رسانه‌ای را نیز درهم شکست.    جنبش سبز، با گذشت حدود صد روز از اعلام نتایج انتخاباتی که در واقع چاشنی انفجاری اعتراضات و نقطه آغازین جنبش مدنی فعلی به شمار می‌رود همچنان توان خود در کشاندن صدها هزار نفر به خیابان‌های تهران را حفظ کرده است.   و نتیجه این صد روز، ده‌ها کشته و هزاران بازداشت این سوتر، فاصله میان دو شعار است: از &#171;رای من کجاست&#187; تا &#171;استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی&#187;.   رادیوفردا درباره تحولات اجتماعی در بزرگ‌ترین اعتراضات مردمی ایران طی سه دهه اخیر با رسول نفیسی، استاد جامعه‌شناسی سیاسی در واشینگتن، به گفت‌وگو نشسته است.   شما وضعيت فعلی جنبش سبز را به عنوان يک حرکت اجتماعی چطور می‌بينيد و اين که تا چه حد پويايی يک جنبش ماندگار اجتماعی را دارد؟   تمام علايمی که وجود دارد نشان می‌دهد که جنبش مدنی ايران که بعد از انتخابات رياست جمهوری آغاز شد جنبشی است که باقی خواهد ماند.  به خصوص ما در روز قدس ديديم که نيروهای دولتی از تعرض وحشيانه به مردم خودداری کردند و اين نشان می‌دهد که آنها هم اين مسئله را پذيرفته‌اند و اميدوارند به‌تدريج اين جنبش مدنی از بين برود.  ولی اين جنبش در متن جامعه ايران بافته شده و از موقعيت‌های مناسب استفاده خواهد کرد تا خودش را نشان دهد. در حال حاضر اين موقعيت‌ها مذهبی است که رهبران جنبش به طور هوشمندانه‌ای از آن استفاده کرده و مردم را درگير مسئله می‌کنند. البته ممکن است مواضع و موارد ديگری هم پيش آيد که جنبش مدنی ايران بتواند خود را تثبيت و تحکيم کند.   شما به روز قدس اشاره کرديد و تحليل‌های مختلفی در اين مورد وجود دارد. ما ديديم که به رغم تهديدها و هشدارهايی که وجود داشت مردم در روز قدس به خيابان‌ها رفتند. شما توازن قدرت بين جنبش مدنی مردم ايران به عنوان يک حرکت اجتماعی و قدرت حاکميت را در اين مقطع چطور ارزيابی می‌کنيد؟   قدرت حاکميت را اگر از اين باب در نظر بگيريم که چه تعداد از افراد را می‌توانند به خيابان بکشانند، اين مسئله‌ای جداگانه است، به خصوص اين که اين افراد مسلح هم هستند. اما اگر به طور آزادانه افراد را به خيابان دعوت کنند آن وقت می‌توان برداشتی از توازن نيرو به دست آورد. ولی با وجود تهديدهايی از طرف سپاه، رهبر و رئيس جمهور باز ديديم که مردم با جسارت بی‌نظيری به ميدان آمدند.  به نظر من، آن چه در جنبش مدنی ايران بسيار مهم است، جسارت و قدرت اخلاقی اين جنبش است و اين مسئله مهم‌تر از اين است که ما نگران تعداد افرادی باشيم که در جنبش شرکت دارند.   آيا می‌توان قدرت و جسارتی که از آن اسم برديد را به عنوان مرحله‌ای از درک مدنی و شعور اجتماعی دانست و گفت جنبش مردم به بلوغ رسيده است يا فقط عکس‌العملی است به انگيزش‌هايی که از طرف حاکميت ايجاد شده است؟   جسارتی که در مردم ديده می‌شود دو لايه دارد: يک لايه آن محصول بلوغ سياسی و آگاهی از اين موضوع است که دولت آينده‌ای برای مردم رقم نخواهد زد و چيزی به عنوان امر ايده‌آل برای مردم ندارد.  دولت جمهوری اسلامی از روز اول ايده‌آلی جلو روی مردم نگذاشت و تنها با تحريک ناسيوناليسم ايرانی‌ها و سپس با ترساندن از خطر جنگ و ساير چيزها مردم را دور خود جمع کرد، ولی هرگز آينده‌ای برای مردم و به خصوص نسل جوان ارائه نکرد. بنابراين يک قسمت از جريان عظيم مردمی محصول سرخوردگی عميق و نااميدانه‌ای است که نسل جوان نسبت به رژيم دارد.  لايه ديگر اين جسارت محصول خشونت‌های دايمی از طرف نيروهای نظامی و انتظامی دولت نسبت به مردم است. شايد تمام کسانی که در اين جريان شرکت می‌کنند هر کدام به نحوی کتک خورده باشند، زندان رفته و يا به آنها توهين شده باشد. در واقع مردم يک نوع مصونيت در مقابل خشونت پيدا کرده‌اند که نسل من با آن آشنا نبود.    جنبش مردم ايران بسيار جلوتر از رهبران آن است و ملت ايران بسيار جلوتر از رژيم جمهوری اسلامی هستند و من نمی‌بينم که آقای خامنه‌ای آن قدر درايت داشته باشد که بتواند به خواست‌های مردم نقب بزند و جمهوری اسلامی را از ورطه عجيب فعلی نجات دهد.  نسلی که در مقابل سرکوب و خشونت دايم رژيم جمهوری اسلامی قرار دارد، طبيعی است که شجاعت و جسارت بيشتری نشان می‌دهد تا نسل ما که هرگز اين چيزها را نديده بوديم.   چطور تأثير اين خشونت‌ها روی مردم به راديکاليزه شدن جنبش اجتماعی منجر نشده و گردهمايی‌ها و راه‌پيمايی‌های مردم تا پيش از حمله نيروهای حکومتی بيشتر مسالمت‌آميز بوده است؟ به عنوان مثال، در ويديويی می‌بينيم که خيل عظيم جمعيت به چراغ قرمز می‌رسند و منتظر می‌شوند تا چراغ سبز شود و از آن عبور کنند.   البته در بعضی ابعاد راديکاليزه کرده است يعنی اگر درست به جرياناتی که روز اول و دوم بعد از انتخابات شروع شد نگاه کنيم می‌بينيم که مردم پايگاه‌های بسيج را محاصره می‌کنند و حتی آن را آتش می‌زنند و اگر اين پايگاه‌ها تسليم شده بود و اسلحه به دست مردم افتاده بود، شايد ما جريان ديگری را شاهد بوديم.   ولی کل جريان بسيار معقول، آزمون‌ديده و به خصوص از لحاظ مدنی بسيار رشد يافته است و رهبران جنبش هم روی اين مسئله تأکيد می‌کنند، چون می‌دانند دولت می‌خواهد مردم را به طرف خشونت براند تا بتواند با خشونت کامل عکس‌العمل نشان دهد و البته ابزارهای سرکوب آنها بسيار گسترده و وسيع است.  مردم متوجه اين موضوع هستند که بايد جنبش را از نظر مدنی توسعه دهند و رهبران هم همين توصيه را دارند.   آقای نفيسی! مسئله ديگر شعارهايی است که مردم اخيراً در راهپيمايی‌ها سر می‌دهند و اين شعارها تا حد زيادی به سمت نفی کليت نظام جمهوری اسلامی سوق يافته تا پس گرفتن رأی که تا پيش از اين مطرح بود. به نظر شما اين جنبش با اين مطالبات تا کجا می‌تواند پيش رود؟   اين مسئله محصول خام‌دستی آقای خامنه‌ای است که مخالفت با آقای احمدی‌نژاد را متوجه خودش و سپس متوجه کل رژيم کرد.  جنبه مهم ديگر در جنبش مدنی ايران خواست ناسيوناليسم و ملی آن است و مردم آشکارا خواستار آن هستند که دولت به جای اين که درآمدهای نفت را درغزه، لبنان و ونزوئلا خرج کند در ايران خرج کند. شعارهای ضد روسيه و چين هم نشان می‌دهد جنبش مدنی مردم چقدر از نظر بين‌المللی و مسايلی که ايران را نابود می‌کند آگاهی دارد.  ما بايد متوجه باشيم نيروهای جنبش مردمی در ايران به اينترنت و وسايل ارتباط جمعی دسترسی دارند و از لحاظ فکری افراد بسيار پيشرفته‌ای هستند و به مسايل بين‌المللی در ارتباط با ايران آگاهی دارند و به نظر من اين جنبه کمتر مورد تأکيد قرار گرفته است.  جنبه ديگری هم که کمتر مورد توجه قرار گرفته اين است که خواست‌های اجتماعی در اين جنبش ديده نمی‌شود که بسيار باعث تعجب من است. يعنی خواست‌ها يا سياسی است و يا بين‌المللی و خواست اجتماعی ديده نمی‌شود.  حتی می‌بينيم زنان ايرانی هنگام تظاهرات سعی می‌کنند حجاب خود را حفظ کنند و اين نماد تبعيت از معيارهايی است که توسط نظام در جامعه نهاده شده است. وقتی مردم به اين شدت مواظب هستند که روسری‌ها از سر نيفتد، يعنی به مقدار زيادی معيارها را پذيرفته‌اند.    دولت جمهوری اسلامی از روز اول ايده‌آلی جلو روی مردم نگذاشت و تنها با تحريک ناسيوناليسم ايرانی‌ها و سپس با ترساندن از خطر جنگ و ساير چيزها مردم را دور خود جمع کرد، ولی هرگز آينده‌ای برای مردم و به خصوص نسل جوان ارائه نکرد.  از طرف ديگر آن قدر نسبت به اين نسل خشونت اعمال شده که اکنون نسبت به توهين‌ها و خشونت‌های ناروا قيام کرده، ولی فعلاً آن را به زبان نمی‌آورد و به صورت خواست‌های سياسی و بين‌المللی مطرح می‌کند.   بخش بزرگی از معترضان با شعارهايی مانند &#171;استقلال، آزادی، جمهوری ايرانی&#187; يا &#171;دين از سياست جدا&#187; در واقع خواهان تغيير سياسی بنيادين و حتی سکولاريسم در ايران هستند، در حالی که آقايان موسوی، خاتمی و کروبی که نماينده جنبش سبز به شمار می‌روند بارها تأکيد کرده‌اند که خواهان جمهوری اسلامی ايران هستند با تعاريف قابل انعطاف‌تر. اين دو زاويه ديد چطور می‌توانند به هم نزديک شوند و آينده اين مسئله به کجا می‌رود؟   در ميان سه رهبری که شما اشاره کرديد، به نظر من آقای خاتمی هيچ نقشی در جنبش اخير ندارد. رهبران اصلی کروبی و موسوی هستند و اين دو با شجاعت بی‌نظير خود از طرف جنبش پذيرفته شده‌اند، اما اينها جنبش را آغاز نکرده و ختم هم نخواهند کرد. اينها از نظر اخلاقی الگوهايی ارائه دادند که از طرف کل جريان مدنی ايران پذيرفته شد.  اين که چقدر ديدگاه جنبش با ديدگاه رهبران آن تطابق دارد، واقعيت امر اين است که آقای موسوی از لحاظ ديد اجتماعی، سياسی و مذهبی شبيه آقای احمدی‌نژاد است با اين تفاوت که متدين است و دروغ نمی‌گويد، ولی احمدی‌نژاد اصلاً دروغ را از راست تشخيص نمی‌دهد. کروبی هم با شجاعت بی‌نظير خود توانست خود را در رهبری جنبش نگهدارد وگرنه او بينش و خواست جديدی ندارد که بگوييم مردم به دنبال اين خواست و بينش حرکت می‌کنند.  چيزهايی که جنبش جوانان ايران مطرح نکرده در اينها نيز ديده نمی‌شود. چيزهايی که مطرح نشده اين است که مردم يک جامعه سالم و آزاد می‌خواهند، چه رهبر اين جامعه مذهبی باشد يا نه و مردم در اين جامعه می‌خواهند از تحقير و توهين هميشگی دولت مصون باشند و چيزهای ساده و ابتدايی انسانی.  به نظر من در اين سطح ساده بين رهبران و مردم هم توافق‌هايی وجود دارد و هم ندارد، زيرا رهبران نمی‌گويند واقعاً چه می‌خواهند و در واقع مردم هم تعارف می‌کنند.   ولی جنبش مردم ايران بسيار جلوتر از رهبران آن است و ملت ايران بسيار جلوتر از رژيم جمهوری اسلامی هستند و من نمی‌بينم که آقای خامنه‌ای آن قدر درايت داشته باشد که بتواند به خواست‌های مردم نقب بزند و جمهوری اسلامی را از ورطه عجيب فعلی نجات دهد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_green_movement_Moosavi_Nafisi_Karoobi_slogans/1828513.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_green_movement_Moosavi_Nafisi_Karoobi_slogans/1828513.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 17:00:22 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/74B3B79F-25B1-4412-A48A-58E3A0583FAB_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نام خاوران برای وارد شدن اتهام کافی است</title>
            <description>امسال، مراسم یادبود اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ برخلاف سال‌های گذشته که همواره با بازداشت و درگیری همراه بود، چندان خبرساز نشد. به گفته شاهدان عینی، حضور سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی در محل خاک‌سپاری این اجساد، و تهدید پیشاپیش بستگان کشته‌شدگان باعث شد اساسا تجمعی در این مکان صورت نگیرد. امسال، مراسم یادبود اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ برخلاف سال‌های گذشته که همواره با بازداشت و درگیری همراه بود، چندان خبرساز نشد. به گفته شاهدان عینی، حضور سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی در محل خاک‌سپاری این اجساد، و تهدید پیشاپیش بستگان کشته‌شدگان باعث شد اساسا تجمعی در این مکان صورت نگیرد.   اما این سکوت خبری شاید بیش از هر سال، یک واقعیت را پررنگ کرد: این که قطعه زمينی باير واقع در جنوب شرقی تهران پوشيده از سنگ قبرهای شکسته و گورهای بی‌نام‌ونشان، هم‌چنان بعد از ۲۱ سال هیاهوی حقوق بشری و سکوت مقامات رسمی يادآور پررنگ‌ترين خطوط قرمز حکومت جمهوری اسلامی است.    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    خاوران؛ ۲۱ سال پس از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷     							 						    			 		گورستان خاوران که بنابر روايات متفاوت اجساد بين هزار و ۸۰۰ تا چهار هزار و ۴۰۰ تن از اعدام‌شدگان شهريور سال ۶۷ را در کنار گورهای بهاييان در خود جای داده، طی دو دهه گذشته همواره تحت تدابير شديد امنيتی قرار داشته است، تا آنجا که برگزاری مراسم يادبود برای کشته‌شدگان سياسی مدفون در آن، در مواردی می‌توانست پيامدهای سنگينی را به دنبال داشته باشد، خصوصاً برای کسانی که با اعضای سازمان مجاهدين خلق پيوند خانوادگی داشتند.   در تابستان سال ۱۳۶۷ پس از عمليات مجاهدين عليه ايران تحت عنوان &#171;فروغ جاويدان&#187; يا به عبارتی عمليات &#171;مرصاد&#187; که در پی صلح ايران و عراق انجام شد، آيت‌الله روح‌الله خمينی، رهبر وقت ايران، دستور اعدام صدها تن از زندانيان سياسی در صورت عدم ابراز ندامت از عقايد پيشين را صادر کرد، قربانيانی که اکثر آنها را مجاهدين تشکيل می‌دادند و در گورستان خاوران به خاک سپرده شدند.   ۲۰ سال بعد هنوز حساسيت‌های حکومت به گورستان خاوران تا حدی است که مراجعه اقوام قربانيان به اين گورستان می‌تواند براي‌شان عواقب قضايی به دنبال داشته باشد.  &#171;اقدام علیه امنیت ملی&#187;، &#171;تبلیغ علیه نظام&#187; و &#171;محاربه&#187; اتهام‌هایی است که تاکنون در موارد گوناگون، متوجه شرکت‌کنندگان در مراسم یادبود اعدامیان سال ۶۷ شده است.   مهسا نادری نمونه‌ای از اين دست است؛ ۱۹ سال دارد، در بند 209 اوین زندانی است، و به گفته خانواده‌اش به دليل شرايط سخت زندان از ناراحتی کليه رنج می‌برد.   مادر مهسا نادری به راديوفردا می‌گويد که او به علت حضور بر سر مزار اقوام‌شان در خاوران متهم به تبليغ عليه نظام و محکوم به يک سال حبس شده است و می‌افزايد: &#171;مهسا سال ۸۶ با يکی از دوستان‌مان برای بزرگداشت شهدای خاوران به گورستان خاوران رفته بودند. ما اصلاً اطلاع نداشتيم که فراخوانی وجود دارد، وقتی موضوع را فهميدم برای مهسا به شدت نگران شدم. چون پدر مهسا خودش زندانی سال ۶۰ بود، وقتی رفت مهسا را بياورد گويا نيروهای اطلاعات او را شناسايی کرده و بازداشت کردند و او را به يک سال حبس محکوم کردند. درهمان حال حکم بازداشت مهسا را به پدرش نشان داده بودند و گفته بودند اين حکم بازداشت دخترت است. ولی چون سال ۸۶ سن مهسا کم بود و هنوز ۱۸ ساله نشده بود، او را بازداشت نکردند، بلکه چند ماه بعد از زندانی شدن پدرش دنبال مهسا آمدند و او را هم بردند&#171;.   به گفته خانواده‌های بازداشت‌شدگان، حتی داشتن رابطه فاميلی با مجاهدين می‌تواند روی پرونده آنها تأثيرگذار باشد.   ميثاق يزدان‌نژاد حدود دو سال پيش بازداشت شد، پرونده او که به گفته خانواده‌اش از بيماری روحی و افسردگی شديد رنج می‌برد با وجود گذشت دو سال در بازداشت و متهم شدن به اقدام عليه امنيت ملی همچنان باز است و حکمی برايش صادر نشده است.  مادر ميثاق يزدان‌نژاد تاکيد می‌کند که روابط خانوادگی با اعضای مجاهدين بر پرونده او تأثيرگذار بوده است. او به راديوفردا می‌گويد: &#171;سه برادر من مجاهد بودند و از سال ۶۰ در عرض شش ماه همه آنها شهيد شدند، يکی از آنها در اثر شکنجه و دو تای ديگر بيرون از زندان. من احساس می‌کنم چون دايی‌های پسرم مجاهد بودند، اين مسئله روی پرونده او تأثير می‌گذارد&#171;.   دخالت دادن روابط خانوادگی در روند رسيدگی به پرونده‌های قضايی مسئله‌ای است که اگر چه منع صريح قانونی دارد، اما به گفته شماری از وکلا رد پای آن در مراحل دادرسی پرونده‌های اخیر ديده می‌شود.     يکی از بزرگ‌ترين چالش‌های حقوق بشری سه دهه گذشته ايران است هم‌چنان تابويی امنيتی شمرده می‌شود، تابويی که ريشه در يکی از پرتلاطم‌ترين سال‌های پس از انقلاب دارد، و اگرچه يکی از بزرگ‌ترين جابه‌جايی‌های قدرت در تاريخ جمهوری اسلامی ایران را رقم زد، اما باعث نشد تا سکوت سنگین مقام‌های حکومتی در قبال آن شکسته شود.  حسن طرلانی که به اتهام محاربه و تبليغ عليه نظام در دادگاه بدوی مجرم شناخته شده است، به گفته وکيل مدافع پرونده چنين وضعيتی دارد.  نسرين ستوده، وکيل حسن طرلانی، با اشاره به اين که چنين مسئله‌ای نقض آشکار شخصی بودن جرم و مجازات است، به راديوفردا می‌گويد: &#171;‌البته هيچ قاضی نمی‌گويد من اشخاص را به اين دليل محکوم می‌کنم، اما قاضی در جلسه دادگاه دائم به موضوعی استناد می‌کرد که نبايد در پرونده دخالت داده می‌شد و آن حضور برادر و مادر موکلم در قرارگاهی خارج از ايران است. اصل شخصی بودن جرم و مجازات هر قاضی عادلی را از اعمال فشار بر ساير افراد خانواده باز می‌دارد&#171;.   حسن طرلانی به ۱۰ سال زندان در تبعيد محکوم شده است. يکی از مشخص‌ترين نکات اتهامی حسن طرلانی شرکت در مراسم خاوران است که، به گفته نسرين ستوده، از سوی دادگاه در قالب اتهام تبليغ عليه نظام و يا محاربه تعريف می‌شود.    نسرين ستوده می‌گويد ديگر مدارک و شواهدی که در دادگاه برای اثبات مجرميت حسن طرلانی ارائه شده ادله قابل قبولی به شمار نمی‌آید و می‌افزايد: &#171;وقتی من از رئيس دادگاه درخواست کردم که مدارک مورد ادعا به ما ارائه شود، هيچ مدرکی وجود نداشت. کل مدارکی که عليه موکلم ارائه شد، عکسی بود که در منزل او به دست آمده بود و متعلق به موکلم نبود، جزوه‌ای که از يک سخنرانی قانونی در حسينیه ارشاد تهيه شده بود و همچنين جزوه‌ای که توسط دکترمحمد ملکی تهيه شده بود و نظرات شخصی دکتر ملکی بود که به هيچ عنوان نمی‌توانست مدرک جرم محسوب شود&#171;.  مدرک جرم مستدل، آری یا نه؛ آن چه که با نگاهی به پرونده‌های یادشده به ذهن می‌رسد این است که نام &#171;خاوران&#187; برای وارد شدن اتهام به بستگان کشته‌شدگان کافی است، و این که قطعه زمينی باير واقع در جنوب شرقی پايتخت که ميراث‌دار يکی از بزرگ‌ترين چالش‌های حقوق بشری سه دهه گذشته ايران است هم‌چنان تابويی امنيتی شمرده می‌شود، تابويی که ريشه در يکی از پرتلاطم‌ترين سال‌های پس از انقلاب دارد، و اگرچه يکی از بزرگ‌ترين جابه‌جايی‌های قدرت در تاريخ جمهوری اسلامی ایران را رقم زد، اما باعث نشد تا سکوت سنگین مقام‌های حکومتی در قبال آن شکسته شود.  جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته هيچ‌گاه تن به تأييد وقوع اعدام‌های سال ۶۷ نداده است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Khavaran_cemetery_Mojaheddin_Khalq_mass_executions/1812046.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Khavaran_cemetery_Mojaheddin_Khalq_mass_executions/1812046.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 01 Sep 2009 14:09:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1C9C3D14-ECEA-45E9-A97D-7D54C5B42B19_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;پنج دقیقه مکالمه تلفنی در طول دو ماه بازداشت&#187;</title>
            <description>فیض‌الله عرب سرخی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، از احزاب اصلاح‌طلب ایران، یکی از چهره‌های سرشناس سیاسی ایران است که در جریان برخوردهای امنیتی پس از انتخابات، بازداشت شد. آقای عرب‌سرخی در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در ستاد میرحسین موسوی به فعالیت مشغول بود.اگرچه طی روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر وخامت اوضاع جسمانی آقای عرب سرخی به گوش رسید، اما خانواده او کماکان اجازه ملاقات با او در بیمارستان را نیافتند.  اکنون دو ماه پس از بازداشت آقای عرب سرخی، همسر او به رادیو فردا می‌گوید، بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده، فهرستی شامل نام حدود ۱۵ نفر از بازداشتیان وجود دارد، که امکان آزادی‌شان با قرار وثیقه وجود ندارد. به گفته او فیض‌الله عرب‌سرخی یکی از این افراد است.     رادیو فردا:&#160;   خانم قدس، آخرین وضعیت همسر شما آقای عرب‌سرخی چیست؟     مریم قدس:  من روز يکشنبه با آقای دکتر احمدی، وکيل آقای عرب سرخی صحبت کردم و ايشان گفت به دادستانی رفته و سراغ پرونده را گرفته و آنها گفته‌اند هنوز پرونده آقای عرب سرخی به دادستانی نيامده است. پرونده سايرين بوده ولی گويا هنوز پرونده آقای عرب سرخی تکميل نشده است.     اتهام آقای عرب سرخی مشخص شده است؟    آنچه مشخص است و همه جا هم می‌گويند، اين است که اتهام اين افراد مشابه است. فقط اولين روزی که آقای عرب‌سرخی را بازداشت کردند، طی تماسی تلفنی به من اطلاع دادند که او در اختيار ما است و اتهام &#171;اقدام عليه امنيت ملی&#187; را ذکر کردند، ولی نمی‌دانم اين را به عنوان تفهيم اتهام می‌توان پذيرفت يا نه و ما نمی‌دانيم در پرونده چه اتهامی مطرح شده است.     چيزی در مورد مصداق اتهام اقدام عليه امنيت ملی به شما گفتند؟    من با آقايی که تماس گرفته بود بحث کردم و گفتم کار کردن در ستاد انتخاباتی کانديدی که از فيلتر شورای نگهبان رد شده و مورد تأييد رهبری است، اقدام عليه امنيت ملی است؟ او گفت آقای عرب‌سرخی اقداماتی کرده که بايد به آن رسيدگی شود و بعداً به شما اطلاع خواهيم داد و بعد از آن هم ديگر خبری نداريم.     آيا تا کنون با آقای عرب‌سرخی ملاقات داشتيد؟    نه، تا به حال ملاقات نداشتيم. ولی به نظرم در دادگاه ظاهر او خيلی بد نبود، هر چند خيلی لاغر شده بود. البته شنيديم که بيمار بوده و يکی دو روز هم در بيمارستان به سر برده است ولی نمی‌دانيم جريان چيست و به ما چيزی نگفتند.     شما در جريان بيماری يا مشکل آقای عرب‌سرخی قرار نگرفتيد؟    نه، فقط ۱۰ روز پيش صحبت بسيار کوتاهی با آقای عرب‌سرخی داشتم، آن هم به خاطر خبرهايی بود که منتشر شده بود. قبل از برقراری تماس ما، آن آقا از بازداشتگاه تلفن زد و برخورد خوب و مؤدبانه‌ای داشت و گفت می‌خواهيم تماس شما را برقرار کنيم. من پرسيدم حال آقای عرب سرخی خوب است، گفت بله الان خودتان صحبت می‌کنيد و می‌بينيد. گفتم پس اين خبرهايی که منتشر شده چيست؟ گفت اينها فقط خبر است و واقعيت ندارد. من از خود آقای عرب‌سرخی چيزی نپرسيدم که نگران نشود.     بازداشت همسر شما به چه شکلی صورت گرفت؟    اين مسئله برای ما هم معما بود تا اين که ۱۰ روز پيش طی تماس تلفنی از خود آقای عرب‌سرخی پرسيدم کجا بازداشت شديد؟ او جواب داد در خيابان آفريقا.     آقای عرب‌سرخی جزئيات بيشتری ذکر نکرد؟    نه، ما فقط پنج دقيقه فرصت مکالمه داشتيم. من حتی پرسيدم می‌توانی به مادرت هم تلفن بزنی؟ او از آن آقا اجازه خواست، ولی او اجازه نداد. با اينکه مادر آقای عرب‌سرخی مادر دو شهيد است و اينها دم از رأفت اسلامی می‌زنند، اما نمی‌دانم بعد از ۴۵ روز اگر اجازه ندهند کسی يک دقيقه با مادرش صحبت کند، چگونه توجيه می‌شود.     اکنون حدود دو ماه از بازداشت آقای عرب‌سرخی می‌گذرد و اين بازداشت مدتی بعد از بازداشت فله‌ای فعالان سياسی صورت گرفته است. در اين مدت آيا آقای عرب‌سرخی يا شما در اين مورد حدسی می‌زديد؟    شب اول سراغ ما هم آمدند ولی وقتی اين خبرها رسيد، ما اصلاً خانه نمانديم. اينها ساعت ۳.۵ نيمه شب آمده بودند و با سرايه‌دار خانه برخورد تند فيزيکی کرده بودند و از او پرسيده بودند که واحد آقای عرب‌سرخی کدام است.     به چه دليل اين کار را کرده بودند؟    به اين دليل که چرا واحد ما را نشان نمی‌دهد. ما ديگر خانه نمی‌رفتيم و اينها احتمالاً جاهای ديگری دنبال آقای عرب‌سرخی بودند، چون بلاخره بعد از حدود ۲۰ روز او را اين طور بازداشت کردند.     آيا آقای عرب‌سرخی با قرار وثيقه آزاد خواهد شد و يا تاريخ دادگاهی برای او مشخص شده است؟    من از منابع ديگری شنيدم که گويا حدود ۱۵ نفر در ليستی هستند که با قرار وثيقه به اين زودی‌ها آزاد نخواهند شد. اما با توجه به تغيير دادستان نمی‌دانم تصميم عوض خواهد شد يا نه.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Arabsorkhi_Wife_IV_on_his_Case/1811393.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Arabsorkhi_Wife_IV_on_his_Case/1811393.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 31 Aug 2009 17:01:20 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B01058C3-AAD8-49D0-A6E1-EA4064DB8A33_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سیف‌زاده: عملی که در کیفرخواست آمده، جرم نیست</title>
            <description>چهارمين دور از محاکمه دسته‌ جمعی فعلان سياسی و روزنامه‌نگاران روز سه‌شنبه برگزار شد. در کيفرخواست اين جلسه انگيزه آنهايی که محرکين و طراحان &#171;آشوب‌های تهران&#187; خوانده شده‌اند، &#171;کودتای نرم&#187; با استفاده از فضای انتخاباتی عنوان شده است.چهارمين دور از محاکمه دسته‌ جمعی فعلان سياسی و روزنامه‌نگاران روز سه‌شنبه برگزار شد. در کيفرخواست اين جلسه انگيزه آنهايی که محرکين و طراحان &#171;آشوب‌های تهران&#187; خوانده شده‌اند، &#171;کودتای نرم&#187; با استفاده از فضای انتخاباتی عنوان شده است.  معاون دادستان تهران که قرائت کيفرخواست دادگاه روز سه‌ شنبه را بر عهده داشت حزب مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب و حزب کارگزاران سازندگی، تشکل‌های عمده اصلاح‌طلب، را متهم کرد که برای ترويج شايعه &#171;تقلب در انتخابات&#187; کميته صيانت از آرا تشکيل داده بودند.  در این محاکمه، آنچه &#171;اعترافات&#187; برخی از چهره‌های مطرح اصلاحات خوانده می‌شد، در قالب کیفرخواست قرائت شد.   در میان این اعتراف‌ها، نوشته‌های حاکی از ندامت سعید حجاریان نیز به دلیل شرایط وخیم جسمانی، توسط سعید شریعتی، یکی دیگر از اعضای حزب مشارکت خوانده شد؛ و به دنبال آن، سعید شریعتی و سعید حجاریان از عضویت در حزب مشارکت استعفا کردند.  اما گذشته از بحث‌ها سیاسی، آنگونه که محمد سیف زاده حقوقدان و وکیل مدافع در تهران، به رادیوفردا می‌گوید، این محکمات از لحاظ قانونی دارای اشکالات پرشمار است.     محمد سیف زاده:  آن چه در اين دادگاه جالب توجه است، اين است که متهمين با اتهامات سياسی تحت تعقيب قرار گرفته‌اند، يعنی عده‌ای از رجال سياسی به خاطر افعال خود تحت تعقيب هستند.  رسيدگی به جرايم سياسی به استناد اصل ۱۶۸ قانون اساسی و قانون تشکيل دادگاه‌های عمومی و انقلاب، بايد در محاکم دادگستری و با حضور هيئت منصفه واقعی و به صورت علنی برگزار شود.   اين محاکمات در دادگاه‌های انقلاب انجام می‌شود و به استناد اصل ۱۵۹ و ۱۷۲ قانون اساسی دادگاه‌های انقلاب غير قانونی است، پس کارهايی که در اين دادگاه انجام می‌شود منطبق با موازين قانونی نيست و از درجه اعتبار ساقط است.    آقای سيف زاده! ما دراين چهار محاکمه می‌بينيم که ابتدا کيفرخواست خوانده می‌شود و در مواردی متهمان اعتراف می‌کنند، ولی دفاعيه متهمين يا دفاعيه وکلای آنها را نمی‌شنويم. اين دادگاه‌ها از نظر حقوقی چه بخشی از مراحل رسيدگی به پرونده‌ها محسوب می‌شود؟    اتهاماتی که در کيفرخواست آمده انقلاب مخملی يا حضور در تجمع و تظاهرات است، در صورتی که هيچ کدام از اين اعمال جرم نيست. تجمع و راه‌پيمايی به استناد اصل ۲۷ قانون اساسی حتی نازی به اخذ مجوز از دولت ندارد و عمل مجرمانه تلقی نمی‌شود، همچنين آن چه به انقلاب مخملی معروف شده است.  در اين روال ابتدا کيفرخواست صادر شده و سپس افرادی را آورده اند و اعتراف کرده‌اند، در حالی که گفته می‌شود اين اقارير در شرايطی صورت گرفته که بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی از درجه اعتبار ساقط است.   از ابتدا هيچ کدام از مراحل تحقيقات و حتی دادگاه‌ها در حضور وکيل انتخابی متهمين انجام نپذيرفته است. قانون می‌گويد اگر کسی وکيل تعيين کرد، وکيل تسخيری برکنار می‌شود ولی متأسفانه بعد ازاين که چند تن از متهمين وکيل خود را مشخص کردند، تازه دادستان تهران برای آنها وکيل تسخيری تعيين می‌کند.   &#160;ولی ما دفاعيه همين وکلای تسخيری را هم نشنيديم. آيا قرار است در آينده جلسه ای تشکيل شود و دفاعيه عده ای از متهمان را بشنويم يا به همين قرائت کيفرخواست و تفهيم اتهام ختم شده و سپس حکم صادر می‌شود؟   بر اساس ماده ۱۹۳ قانون آيين دادرسی کيفری ابتدا اظهارات شکات يا مدعی العموم و سپس استماع اظهارات شهود و دلايل دادستان و بعد استماع اظهارات متهم و يا وکيل او است.  ولی اين روال در هيچ کدام از اين دادگاه‌ها رعايت نشد. يک عده متهم را آوردند، اقاريری را پخش کردند و در دادگاه‌های بعدی اين امر تکرار شد و اين مسئله منطبق با موازين قانونی نيست.   آقای سيف زاده! از نظر حقوقی چنين اعترافاتی مشروعيت دارد؟   اين اعترافات نه مشروعيت قانونی دارد و نه مشروعيت شرعی. بعضی از اين حرف‌ها هم اقرار محسوب نمی‌شود، مثلاً فردی را به صحنه آورده اند و او عليه فرد ديگری اظهاراتی کرده است، به اين مسئله اقرار نمی‌گويند. اقرار، اظهار به مطلبی است عليه خود شخص نه عليه ديگران.  همين اقرارها اگر در شرايط عادی انجام نشده باشد، نه تنها ارزش حقوقی ندارد بلکه اقرار گيرندگان قابل تعقيب و مجازات هستند.   در ضمن اظهارت اين متهمان را بر خلاف تبصره ذيل ماده ۱۸۸ قانون آيين دادرسی کيفری از طريق رسانه ملی پخش کردند و اين موضوع هم جرم است و کسانی که دستور اين کار را صادر کرده و يا آن را انجام داده اند به عنوان مفتری بايد تحت تعقيب قرار بگيرند.   يکی از مواردی که توجه مخاطبان، روزنامه‌نگاران و فعالان را جلب کرد مورد آقای سعيد حجاريان بود که با توجه به شرايط جسمی و تکلمی‌اش، او را در بازداشت نگه داشتند و آن چه در دادگاه اخير به عنوان اعترافات او خوانده شد، توسط آقای سعيد شريعتی در دادگاه قرائت شد. به اين روند از نظر حقوقی اشکالی وارد است؟   قطعاً از نظر حقوقی اشکال دارد. من عملی که بر مبنای آن کيفرخواست صادر شده را اصلاً جرم نمی‌دانم، حتی اگر اين افراد مرتکب جرم هم شده بودند به استناد ماده ۱۳۴ قانون آيين دادرسی کيفری بايد وضعيت سلامت و بيماری و سابقه متهمان در هنگام صدور قرار تأمين مورد توجه قرار بگيرد. صدور قرار بازداشت برای اين افراد به طور قطع يک تخلف انتظامی است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Seifzadeh_4th_Trial/1808002.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Seifzadeh_4th_Trial/1808002.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 26 Aug 2009 16:16:27 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/117967F7-DA85-45B2-B7E4-9AB906E47C10_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جسدهای یخ‌زده، گورهای بی‌نام و نشان</title>
            <description>&#171;دفن ۴۴ جسد بی‌نام و نشان در بهشت زهرای تهران&#187;، که به نوشته وب سایت نوروز، متعلق به معترضان انتخابات بوده، جزو جنجالی‌ترین خبر‌‌هایی بود که در پی انتخابات به گوش رسید؛ و واکنش‌‌ها به آن نیز همچنان ادامه دارد. وب سایت نوروز، برای اثبات ادعای خود عکس‌‌ها و فیلم‌هایی را منتشر کرده است که ده‌ها قبر را با پلاک شناسه آن‌ها نشان می‌دهد. روی این پلاک‌‌ها، شماره‌‌هایی درج شده‌اند... اما خبری از نام متوفی نیست. &#171;دفن ۴۴ جسد بی‌نام و نشان در بهشت زهرای تهران&#187;، که به نوشته وب سایت نوروز، متعلق به معترضان انتخابات بوده، جزو جنجالی‌ترین خبر‌‌هایی بود که در پی انتخابات به گوش رسید؛ و واکنش‌‌ها به آن نیز همچنان ادامه دارد.  روز ۳۱ مردادماه پایگاه خبری نوروز، وب سایت اطلاع رسانی حزب مشارکت  ایران اسلامی، گزارشی را منتشر کرد که حاکی از دفن ده‌ها جسد بدون نام و نشان در بهشت زهرا بود.     			 				  &#160;  					 گورهای بی‌نام و نشان:&#160;  					     دفن ۴۴ جسد بی‌نام در بهشت زهرا در گرماگرم اعتراض‌ها           مدير عامل سازمان بهشت زهرا: هیچ جسدی بدون مجوز در این گورستان دفن نشده است &#160;       نوروز جزییات بیشتری را از دفن دسته جمعی قربانیان در بهشت زهرا فاش کرد     						    			 		در این گزارش با تیتر &#171;بیست و یکم و بیست و چ‌هارم تیرماه در بهشت زهرای تهران چه خبر بوده است؟&#187;، نوشته شده: يکی از پرسنل زحمت کش بهشت زهرای تهران به خبرنگار نوروز گفت: &#171; در روز‌های ۲۱ و ۲۴ تيرماه جنازه‌‌هايی بدون نام و مشخصات و تحت تدابير شديد امنيتی، به اين قبرستان آورده شده و با صدور اجباری جواز دفن برای آن‌ها در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده  است.&#187;   این گزارش پس از انتشار، از سوی دو تن از نمایندگان اصولگرای مجلس و همچنین مدیرعامل بهشت زهرای تهران تکذیب شد.   در پی تکذیب خبر، نوروز، برای اثبات ادعای خود اقدام به انتشار شماره‌‌های مربوط به جواز دفن این اجساد کرد. همزمان، عکس‌‌هایی نیز از قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا بر روی وبسایت‌‌های مختلف قرار گرفته که ده‌ها قبر را با پلاک شناسه آن‌ها نشان می‌دهد. روی این پلاک‌‌ها، شماره‌‌های یادشده درج شده اند، اما خبری از نام متوفی نیست.   در پی بالا گرفتن بحث دفن احتمالی اجساد معترضان به صورت گروهی و بی نام و نشان، گفت‌وگویی کرد‌هایم با حنیف مزروعی، سردبیر پایگاه اطلاع رسانی نوروز و عضو حزب مشارکت اسلامی؛ کسی که مسئول درج این خبر در وبسایت نوروز است، و مدارک و شواهد این گزارش‌‌ها را در اختیار دارد.  آنگونه که آقای مزروعی به رادیوفردا می‌گوید، ماجرا، از بیش از یک ماه پیش آغاز شده بود، از بیست و یکم تیرماه و در سردخان‌های واقع در جنوب تهران؛ سردخان‌های انباشته از جسد‌های یخ زده.         حنیف مزروعی:  این مسئله اگر بخواهم توضیح بدهم یک سابقه ای هم دارد و آن این است که در تاریخ بیست و یک تیرماه یکی از مادران قربانیان حوادث اخیر به خبرنگار نوروز مراجعه می‌کند و اعلام می‌کند که وقتی برای یافتن جسد فرزندش به یکی از سردخانه‌‌های مناطق جنوبی تهران که سردخانه شهید امین زاده است، مراجعه کرده، در آنجا با انبوه بسیار زیاد اجساد کشته شدگان حوادث اخیر روبه‌رو شده. بعد از این که این خبر را دریافت کردیم، در تاریخ بیست و دو تیرماه اگر شنوندگان خاطرشان باشد، سایت نوروز اولین سایتی بود که اعلام کرد یک سردخانه در جنوب تهران که یک سردخانه صنعتی است جسد‌های کشته شدگان را نگهداری می‌کند.   &#160;تعداد جسد‌هایی که آنجا بود، مشخص بود در گزارش‌‌هایی که شما دریافت کردید؟   نه متأسفانه. چون کسی که این خبر را به ما داده بود چون خودش مادر یکی از قربانیان بوده، به ما گفت که وقتی خودش با این صحنه روبه‌رو شده از حال رفته. یعنی به قدری صحنه برایش تاثر برانگیز بوده که از حال رفته.    &#160;از کجا می‌شود با اطمینان گفت که این‌ها کشته شدگان تظاهرات بعد از انتخابات هستند؟   آن مادر برای یافتن فرزندش مدام مراجعه می‌کرده به زندان اوین، دادگاه انقلاب، دادگستری تهران. در ن‌هایت یک روز به او اطلاع می‌دهند که شما برای پیدا کردن فرزندتان بروید به این آدرس. در آن آدرس یک آلبوم خیلی زیادی جلوی این مادر می‌گذارند که بیاید از توی این عکس‌‌ها فرزندش را شناسایی کند. این عکس‌‌ها، عکس‌‌های کشته شدگان بود.  طوری که این مادر ادعا می‌کند خیلی وقت گرفته تا این عکس‌‌ها را ملاحظه کرده. موقعی هم که از آن محل خارج می‌شده، به صورت اتفاقی چشمش می‌افتد به جسد‌های تلنبار شده روی هم توی آن سردخانه. که می‌گوید از آنجا به بعد از هوش رفتم، وقتی به هوش آمدم توی ماشین داشتند بقیه بچه‌‌هایم مرا بر می‌گرداندند به خانه. این چیزی است که ما از آن اطلاع داریم. اما وقتی ما در بیست و دو تیرماه این خبر را منتشر کردیم، باتوجه به اینکه سند و مدرک کافی هم برای اثباتش نداشتیم، فقط اعلام کردیم که شنیده شده که این اتفاق افتاده.  اما براساس اطلاعاتی که خبرنگاران ما بعداً توانستند به دست بیاورند، و کارمندان همان سردخانه هم تایید کردند، درهمان شبی که ما این خبر را منتشر کردیم، تعداد زیادی خودرو‌های غیر معمول وارد آن سردخانه شده و چیز‌هایی را در آن گذاشتند و از آنجا خارج شدند. این را کارمندان سرخانه شهید امین زاده تایید کردند. این شروع این ماجرا بوده بعد...    بعد گزارشی که در سایت نوروز منتشر شد و واکنش‌‌هایی را به دنبال داشت در مورد دفن جمعی اجساد بی نام و نشان، بر اساس مدارک و شواهدی که دارید، مربوط است به همین اجسادی که اشاره شده؟   شک غالب ما و اطمینان غالب این است که انتشار آن خبر، کسانی را که مسئول این کار بودند را به آن واداشت که بیایند این جسد‌‌ها را از آن سردخانه منتقل کنند و احیاناً ببرند به بهشت زهرا برای خاک کردن.           فیلم منتشر شده در وب سایت نوروز (از طریق یوتیوب)   برگردیم به بهشت زهرا. خلاصه کوتاهی بگویید که قضیه از چه قراری بوده بر اساس خبری که شما دریافت کردید از بهشت زهرا، از دفن این اجساد؟   بله. چیزی که قابل توجه است که تمام این جسد‌هایی که بردند بهشت زهرا، همه یخ زده بودند. چون اگر در حالت عادی جسد‌ها در پزشکی قانونی نگهداری می‌شدند، فریز نمی‌شوند. اما جسد‌هایی که بردند به بهشت زهرا همه فریز شده است. تمامی کارشناسان و پزشکی قانونی تایید می‌کنند که بعضی جسد‌هایی که تحویل خانواده‌‌ها شده در این دوران، جسد‌هایی بوده که کاملا ً یخ‌زده بوده.   نحوه دفن و آنچه که در بیست و یکم و بیست و چ‌هارم تیرماه پیش آمده، چطور؟ آن ماجرا از چه قرار بود؟   براساس آن چیزی که در اختیار ما قرار گرفته، برخی از جنازه‌‌ها را مطلع شدیم به بهشت زهرای تهران منتقل کردند. البته خبر‌هایی هم شنیده شد که به شهر‌هایی مانند اصف‌هان و اطراف تهران بردند. اما ما چون گزارش مستندی از آن نداشتیم، اقدام به انتشارش در سایت نکردیم.  اما در مورد بهشت زهرای تهران، چیزی که ما قطعاً مطمئن هستیم اینست که و تعدادی از پرسنل بهشت زهرا این مطالب را اعلام و تایید کرده‌اند، تعداد زیادی خودرو‌هایی که مخصوص حمل اجساد نیستند در آن تاریخ بیست و سوم که ما ذکر کردیم، وارد بهشت زهرای تهران شدند و رفتند به قطعه جدید الاحداثی بنام ۳۰۲. توجه داشته باشد که قطعه ۳۰۲ چسبیده به بخش قدیمی بهشت زهرا نیست.  حدوداً از زیر اتوبان که رد می‌شود، آن سمت اتوبان قرار می‌گیرد. یک قطعه کاملاً نو جدیدالاحداث است. این جسد‌ها را بردند به قطعه ۳۰۲ و همه را بی نام و نشان در ساعات پایانی روز دفن کردند. خوشبختانه ما موفق شدیم با همکاری و از خودگذشتگی بعضی پرسنل بهشت زهرا شماره‌‌های جواز دفن این کشته شدگان را که به صورت غیرقانونی دفن شده اند، به دست بیاوریم.            فیلم منتشر شده در وب سایت نوروز (از طریق یوتیوب)  که همین شماره‌‌هایی  است که در وبسایت نوروز منتشر کرده‌اید؟    بله.    می‌خواهم بپرسم که این شماره‌‌ها چه چیزی را ثابت می‌کند؟ اینکه یک تعدادی شماره، اگر اشتباه نکرده باشم ۴۴ تا، چیزی را می‌شود ثابت کرد از طریق انتشار این شماره‌‌ها و در دست داشتن‌شان؟   نکته این است که وقتی که شماره جواز دفن صادر می‌شود، حتماً برای آن محل خاکسپاری هم یک پلاکی از سوی سازمان بهشت زهرا تعلق می‌گیرد. که توی آن پلاک، شماره جواز تویش نوشته، یک پلاک فلزی که با رنگ رویش شماره جواز و اسم مرحوم نوشته می‌شود. این یک روالی است که از ابتدا وجود داشته و الان هم طی می‌شود.  اما در مورد این کشته شدگانی که اینجا دفن شده اند، این کسانی که بی نام و نشان دفن شده اند، اگر به آن قطعه در بهشت زهرا مراجعه کنید، ملاحظه می‌کنید که هیچکدام از این شماره جواز‌هایی که ما منتشر کرده ایم، نام ندارد. درحالیکه در کنار همین قبر‌ها، قبر‌های مردم عادی هم هست که رفتند و عزیزانشان را دفن کرده اند و دقیقاً عین همان پلاک وجود دارد ولیکن اسم مرحوم رویش نوشته شده.    و تمام این شماره‌‌هایی که بدون نام شخص درگذشته است، مربوط اند یا به بیست و یکم تیرماه یا بیست و چ‌هارم تیرماه؟ درست  است؟   بله. این فقط برای قطعه ۳۰۲ مصداق دارد.   عکس‌‌هایی هم البته منتشر شده از این قطعه ۳۰۲ طی ۲۴ ساعت گذشته. روی بعضی از سایت‌‌ها. شما هم در وبسایت نوروز اشاره کرده بودید به این مسئله که در صورت تکذیب بیشتر (که حالا به تکذیب هم خواهیم پرداخت) اسناد و مدارک دیگری از جمله عکس و فیلم در دست دارید که منتشر خواهید کرد؟ امکان دارد که اشاره کنید این اسناد و مدارک چه چیز‌هایی را شامل می‌شود؟   با توجه به این تکذیب‌‌هایی که امروز صورت گرفت و مخصوصاً که رئیس سازمان بهشت زهرا هم این را تکذیب کرد، ما امشب فیلم‌‌هایی را که از آن مقبره‌‌ها گرفتیم، منتشر خواهیم کرد. من همینجا به ایشان بگویم که ارگانی که تحت نظرش است هم نمی‌داند که در قطعات بهشت زهرا چه گذشته.   شما در پاسخ به واکنش آقای محمود رضائیان، مدیرعامل بهشت زهرا و بعضی از نمایندگان مجلس که این خبر را تکذیب کرده اند، اقدامی در دست دارید؟    ما همان طور که در قبلا هم در خبر‌های اول و دوم خود اعلام کردیم، اسناد و مدارکی برای اثبات اینکه مدعای ما بی هیچ ادله ای نیست، در اختیار داریم. ما در مرحله اول قصد نداشتیم که کار به اینجا برسد که بیاییم شماره جواز‌های دفن را هم منتشر کنیم. امیدوار بودیم که مسئولان امر با انتشار آن خبر خودشان پیگیری کنند و برسند به این نقطه که با عاملان این مسئله برخورد شود. اما اینکه به این صورت تکذیب شده از سوی افرادی مانند آقای تجری...    آقای تجری، نماینده مجلس...   ... و ایشان عضو کمیته پیگیری حوادث بعد از انتخابات اند. درجایی که ایشان باید با تحقیق بیاید صحبت کند، بدون اینکه حتی قدم رنجه کنند بهشت زهرا ببینند چیزی که ما گفتیم دروغ بوده یا نه، به فاصله ساعاتی پس از انتشار خبر نوروز، اعلام کردند که این خبر دروغ است. درحالیکه اگر ایشان یک سر به بهشت زهرا و آن قطعه ۳۰۲ بزنند، همه چیز گویا و روشن است. افرادی که آنجا دفن شده اند، حتی نامشان در روی پلاک‌‌هایی که بالای سر قبر‌هاست، درج نشده است.    آقای مزروعی شما جایی در صحبت‌تان اشاره کردید که موارد دیگری هم بوده اما مدارک و شواهد کافی به اندازه نداشتید، آنقدری که برای خودتان رضایت بخش باشد، تا منتشر کنید. می‌توانید اشاره کنید که موارد مشکوکی که دارید، چند مورد است؟ یا حدوداً در کجا‌هاست؟   تعداد را نمی‌خواهم اشاره کنم چون نمی‌شود دقیق صحبت کرد. اما چیز‌هایی که به دست ما رسیده و چون مطمئن نبودیم تاحالا اقدام به انتشارش نکردیم، اینست که غیر از این دو روز هم روز‌هایی بوده است که این اتفاق در بهشت زهرا افتاده. برای مثال در قطعه ۲۱۰ هم چنین مواردی گزارش شده و دیده شده. اما چون به یقین نرسیدیم و حتی نتوانستیم شماره جواز‌های دفن را به دست بیاوریم، برای همین از انتشارش جلوگیری کردیم. سعی کردیم در مواردی انتشار بدهیم خبری را که واقعاً مطمئن هستیم.   آقای مزروعی به عنوان سئوال آخر، وبسایت نوروز شما به عنوان پایگاه اطلاعرسانی حزب مشارکت اسلامی، یکی از بزرگ‌ترین احزاب اصلاح طلب ایران، تا چه حد مطمئن هستید به ادله و شواهد و مدارکی که در دست دارید، در اثبات این مدعا؟    این خبر را که ما روز بیست و یک مرداد منتشر کردیم، تا یک هفته قبلش تمام این شواهد و ادله را در اختیار داشتیم. ما این مواردی را که دقیقاً می‌دانستیم برای نمایندگان مجلس ارسال کردیم که آن‌ها بررسی کنند. اما وقتی به جایی نرسید پی‌گیری‌‌های ما، تنها راه در نهایت این بود که اطلاع‌رسانی‌‌های جزئی بکنیم که شاید بیایند و این مسئله را بررسی کنند.  اما بعد از آن تکذیبیه‌ای که صورت گرفت، ما آمدیم شماره جواز‌های دفن را منتشر کردیم. امروز بعد از این تکذیبیه رئیس سازمان بهشت زهرا اقدام به انتشار فیلم‌هایی که از آن قبر‌ها گرفته شده، خواهیم کرد که نشان بدهیم که اگر حرفی زدیم، حرف بی پایه و اساسی نبوده.  من اینجا اعلام می‌کنم که همانطور که آقای کاتوزیان نماینده مجلس و عضو کمیته پیگیری حوادث بعد از انتخابات اعلام کرده اند که هر کسی ادله ای در این خصوص دارد، بیاید اعلام کند، اگر مقامات عالی نظام به من امنیت بدهند، که بتوانم بروم به راحتی ادله را ارائه کنم، در هر جلسه ای که بخواهند  حاضر می‌شوم و در هر جلسه ای که لازم باشد توضیح می‌دهم که ما این شواهد و مدارک را از کجا آوردیم و این کشته شدگان به چه صورتی به آنجا منتقل شده اند، روال کار به چه صورتی بوده. رفتار غیر قانونی که برای دفن اجساد صورت گرفته، چه بوده و تمام آن‌ها را در صورتی که به ما امنیت بدهند انجام خواهیم داد.  ولی متاسفانه من خودم از سی خرداد به این طرف متواری هستم و نمی‌توانم چیزی را به صورت شفاهی در مجلس شورای اسلامی بروم و اعلام کنم. چون در حال حاضر امنیتی برای روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر که در این زمینه کار می‌کنند، وجود ندارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Graves_of_victims_of_election_protestors/1807116.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Graves_of_victims_of_election_protestors/1807116.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 25 Aug 2009 15:57:58 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Graves_of_victims_of_election_protestors/1807116.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FF31FBCB-EB3B-4404-9B47-C1A920766B09_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نوشابه امیری: مجلس خبرگان امروز ناقض وظیفه خود شده است</title>
            <description>روز یکشنبه نامه سرگشاده‌ای در محکوم کردن اقدامات حکومت ایران در پی انتخابات ریاست جمهوری، با امضای نزدیک به ۳۰۰ روزنامه‌نگار و فعال مدنی و سیاسی منتشر شد. 

در این نامه که با عبارت &#171; إنا لله وإنا الیه راجعون&#187; آغاز می‌شود، خطاب به مراجع تقلید در قم، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی نوشته شده است: &#171;در برابر کودتا دست به اقدامی عملی و متحد بزنید؛ یا امروز یا هیچوقت&#187;. 

نوشابه امیری، روزنامه‌نگار ساکن پاریس که امضایش پای این نامه به چشم می‌خورد، در گفت‌وگو با رادیو فردا، درباره انگیزه‌های نگارش چنین نامه‌ای می‌گوید.   رادیو فردا:   خانم امیری، نامه سرگشاده اخیر با چه هدفی منتشر شده است؟     نوشابه امیری:  در شرایط بسیار دشواری که مردم ما به سر می‌برند، فکر می‌کنم که عاقلانه‌ترین راه این است که از هرکسی که هنوز اندکی عقلانیت سیاسی دارد، یا حضور سیاسی و نقش سیاسی دارد، کمک خواسته شود که این وضع خاتمه پیدا کند. البته افرادی که در این بیانیه مورد خطاب قرار گرفته‌اند، وزن‌های مساوی ندارند و نقش‌های مساوی در حرکت اخیر مردم ایران بازی نکردند.  یعنی با کمال تأسف باید گفت که روحانیت شیعه، که به هر حال نامی و هویتی داشته، در اکثریت خود، در قبال مسائل اخیر، نه تنها سکوت کرده، اعتراض نکرده، بلکه حتی خبرهایی هم نمی‌رسد که آقایان، در خلوت، توصیه‌هایی کرده باشند.     تعدادی از روحانیان هستند که در روزهای اخیر به اتفاقاتی که رخ داده، واکنش نشان داده‌اند. مثلاً آیت‌الله منتظری، آیت‌الله صانعی، که به خاطر جبهه‌گیری سیاسی‌شان، که از گذشته بوده و انتظارش می‌رفت، کسان دیگر مثل آیت‌الله بیات زنجانی، موسوی اردبیلی، دستغیب، شبیری زنجانی این جریان‌ها را محکوم کرده‌اند. به نظر شما این میزانی که صحبت شده، کافی نیست و باید در گستره بیشتری باشد؟     بله، کافی نیست. اول باید در پاسخ شما بگویم که بله آقای منتظری سال‌هاست که یکی از شخصیت‌های دلاوری بودند که در کنار مردم ایران ایستادند و به حکومت و ظلم و ستمی که کرده و به نقض حقوق مردم، اعتراض کرده‌اند. آیت‌الله موسوی [اردبیلی]، [آیت‌الله] صانعی... آقایان هم این کار را کرده‌اند.  ولی ما درباره تک تک افراد صحبت نمی‌کنیم. من درباره مرجعیت حوزه صحبت می‌کنم. درباره نهاد مجلس خبرگان صحبت می‌کنم که در آن آقایان تعدادشان کم نیست. درباره حوزه علمیه قم در کلیتش صحبت می‌کنم. ما از این جاها صدایی نمی‌شنویم.  یعنی کمترین کاری که آقایان می‌توانستند بکنند، در مجلس خبرگان، نه اینکه به کمک مردم ایران بیایند، بلکه نقش خودشان را بازی کنند. مجلس خبرگان در واقع خودش امروز ناقض وظیفه خودش شده است. اینجاست که مورد خطاب قرار می‌گیرد.      در مورد آقای کروبی، موسوی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی چطور؟ به نظر شما چه نقشی می‌توانند بازی کنند؟    آقای موسوی و کروبی که در واقع دارند وظیفه خودشان را انجام می‌دهند. به ویژه آقای کروبی که با افشای این جنایات اخیر نشان دادند که تا اعماق قلبشان سوخته و تحمل اینکه کنار کسانی قرار بگیرند که به بچه‌های ما در زندان‌ها تجاوز می‌کنند، را دیگر ندارند. آقای موسوی هم همینطور.  آقای رفسنجانی به نظر من دارند نقشی بازی می‌کنند که از یک خرد عمومی سیاسی بلند می‌شود. تا حالا هم مواضعی که گرفته‌اند، مواضع خوبی بوده. شاید ایشان هم اگر حمایت بیشتری از مرجعیت شیعه داشتند، دستشان بازتر بود. چون به هر حال ایشان رئیس مجلس خبرگان هم هستند.  اما رئیسی که نتواند اکثریت اعضای آنجا را داشته باشد، قاعدتاً در حد همین رایزنی‌های سیاسی می‌تواند نقش ایفا کند و در همین حد هم نقش ایفا کرده‌اند. من امیدوارم که این نقش افزایش پیدا کند. چراکه در واقع سرنوشت سیاسی آقایان با این موضوع گره خورده است.     بحث دیگری که در بیانیه‌ای که امضای شما پای آن هست، مطرح شده، مسئله اعترافاتی است که از تلویزیون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هم پخش شد.    سی سال است که جمهوری اسلامی، این جناحی که کودتا کرده، از سی سال قبل در قالب نفوذ در نهادهای نظامی، انتظامی و اقتصادی، زمینه‌های کودتای امروز را فراهم کرده است. اما هر بار برای اینکه گرد و خاک بپا کند، به تناسب قوا تقصیر را گردن یک گروهی انداخته، یک گروه را گرفته و شکنجه کرده و آنها را وادار کرده که بگویند که ما می‌خواستیم کودتا کنیم. درحالی که آقایان خودشان داشتند کودتا می‌کردند و زمینه‌های کودتا را فراهم می کردند.   سی سال است که این کودتا و این اعترافات عیناً با ادبیات آقای حسین شریعتمداری تکرار می‌شود. سی سال است که تمام این آدم‌ها از زندان که آمده‌اند بیرون، آنها که فرصت کرده‌اند، گفته‌اند که تحت چه شرایطی مجبور به گفتن چه چیزهایی شده‌اند.  همسر خود من زندانی سیاسی بود. در زندان مجبورش کردند که بگوید جاسوس سه چهار کشوری بود که به هم نمی‌خوانند. یعنی هم جاسوس شوروی در آن دوران، هم جاسوس انگلیس، هم جاسوس سیا و هم جاسوس موساد. عین این حرف‌ها را همه دارند می‌زنند.  امروز دارند در قالب دیگری از زبان سران اصلاح‌طلب در می‌آورند که ما می‌خواستیم انقلاب مخملی کنیم به کمک نیروهای خارجی. این کار آنقدر به قول معروف نخ‌نما شده، که آدم نمی‌داند چه بگوید. تنها نتیجه‌اش این است که حتی آقایان یک روزی هم اگر واقعاً جاسوسی را بگیرند، آن جاسوس را کسی باور نخواهد کرد. اینها به این ترتیب امنیت کشور ما را به خطر انداخته‌اند. می‌خواهم بگویم که این حنا دیگر رنگی ندارد. مردم ایران می‌دانند که پشت پرده چه اتفاقاتی می‌افتد.   اینکه آقای ابطحی، آقای عطریانفر، آقای تاج زاده... و همه اینها را هم بیاورند تلویزیون، تغییری در ماجرا نمی‌دهد. ما می‌دانیم که آقایان شکنجه می‌کنند. این شکنجه سابقه دارد. این شکنجه، شکنجه روسی است. انواع روانشناس‌ها درباره‌اش صحبت کرده‌اند. در نتیجه تمام حقانیت این ماجرا را می‌برد زیر علامت سؤال.  این اتفاقات دیگر آنقدر تکرار شده است که هر حرفی درباره‌اش بزنیم، تفاوتی در ماجرا ایجاد نمی‌کند. جز اینکه تأکیدی می‌شود برای اینکه این حکومت برای کودتا کردن مجبور است که تمام نیروهای آزادیخواه ایران را حذف کند. بدون توجه به اینکه نیروها را می‌شود حذف کرد، آدم‌ها را می‌شود حذف کرد، اما یک ملت را نمی‌شود حذف کرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Noushabeh_Amiri_IV_on_Journalists_statement/1806162.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Noushabeh_Amiri_IV_on_Journalists_statement/1806162.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 24 Aug 2009 12:35:50 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A83BED90-C2AD-4BB8-A6D1-0B0BEF6EE5E4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مادر سهراب اعرابی: گلوله را به کهریزک ترجیح می‌دهم</title>
            <description>خانواده سهراب اعرابی يکی از کشته‌شدگان اعتراض‌های اخير روز پنج‌‌شنبه مراسم چهلمين روز خاکسپاری سهراب را در بهشت زهرا برگزار کردند. پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی، در گفت‌وگو با رادیوفردا از نحوه برگزاری مراسم چهلم فرزندش می‌گوید، و از اینکه دعا می‌کند سهراب با گلوله‌ای در قلبش، و نه در زندان‌هایی همچون کهریزک چشم از جهان فرو پوشیده باشد.خانواده سهراب اعرابی يکی از کشته‌شدگان اعتراض‌های اخير روز پنج‌‌شنبه مراسم چهلمين روز خاکسپاری سهراب را در بهشت زهرا برگزار کردند.  به گفته مادر سهراب اعرابی، او برای پرهيز از بروز درگیری و هر گونه &#171;مشکلی&#187; برای طرفداران ميرحسين موسوی، مراسم چهلم سهراب را تنها با حضور بستگان و نزديکان برگزار کرد.  نحوه کشته شدن سهراب اعرابی جوان ۱۹ ساله هوادار اصلاحات کماکان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. جسد او چند روز پس از کشته شدن به مادرش تحویل شد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن بود که او در بازداشت و تحت شکنجه جان سپرده است؛ اما پس از انتشار این خبرها، مسئولین قضایی و امنیتی اعلام کردند که سهراب در جریان اعتراضات مسالمت‌آمیز تهران، و سرکوب نیروهای امنیتی، هدف گلوله قرار گرفته است.  پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی، در گفت‌وگو با رادیوفردا از نحوه برگزاری مراسم چهلم فرزندش می‌گوید، و از اینکه دعا می‌کند سهراب با گلوله‌ای در قلبش، و نه در زندان‌هایی همچون کهریزک چشم از جهان فرو پوشیده باشد.     رادیو فردا:&#160;   خانم فهیمی، از چگونگی برگزاری مراسم چهلم فرزندتان سهراب بگویید.     پروین فهیمی:  بسم‌الله الرحمن الرحیم. به نام خدا. پنج‌شنبه برنامه چهلم سهراب عزیزم بود که رسانه‌ای نکردم. علتش هم این بود که دوست نداشتم آنجا اتفاقات ناگواری بیافتد. بیشتر بستگان، دوستان و همسایگان را دعوت کرده بودم. اعلامیه‌ای که برای سهراب چاپ کردم شب قبل به در خانه زدم. ولی همینطور زبانی به دوستان و فامیل گفته بودم که چهلم سهراب و دومین سالگرد پدرش مهندس محمدرضا اعرابی است.   برنامه را ساعت ۸:۳۰ اجرا کردیم. البته من خودم صبح زود به اتفاق بستگان رفتیم آنجا و مزار سهراب را آماده کردیم. مردم هم آمدند. فامیل و دوستان و آشنایان آمدند. به خوبی هم برگزار شد. دوست دارم مردم بدانند که من اگر چهلم سهراب را رسانه‌ای نکردم فقط علتش این بود که نمی‌خواستم مردم آنجا جمع شوند و اتفاقی برایشان بیافتد.  بارها به همه گفته‌ام وقتی قطره خونی از دماغ هر بچه‌ای یا جوانی می‌آید من احساس می‌کنم بچه خودم است. راضی نیستم... البته مردم حق دارند اعتراضات خودشان را بگویند ولی دوست نداشتم که باعثش من باشم که فردا بگویند که این خانم دعوت کرد و گفتش و جمع کرد مردم را آنجا و مردم را به کشتن داد.     پس کسان دیگری نبودند و فقط بستگان...    بودند، چرا. یک تعدادی از مردم هم بودند. همینطور شنیده بودند یا اعلامیه دم در را خوانده بودند. آمده بودند. ولی تعداد زیادی نبود که خیلی بخواهد شلوغ شود. ولی خب آمده بودند. یک تعدادی از مادران آمده بودند. مادران داغدار بودند و خانواده‌هایی مثل خانواده زهرا بنی‌یعقوب.      خانم فهیمی به اتفاق ناگوار اشاره کردید پیش از برگزاری مراسم. از طرف مقامات آیا هشداری به شما داده بودند یا تماسی گرفته بودند؟ یا صرفاً حدس خودتان بود؟    نه، اصلاً. من خودم... علتش هم فقط این بود چون چهلمی که سراسری گرفته بودیم، من آنجا شرکت کردم و دیدم که نیروها آنجا زیادند. قبلش هم شنیده بودم که آنجا شلوغ شده بود و زده بودند. به خاطر این گفتم که چهلم خاکسپاری سهراب است...  چون چهلم رسمی را که آقای موسوی و آقای کروبی اعلام کرده بودند، کلی بود. یعنی تمام خانواده‌ها بودند. ولی این چهلم را من خودم شخصاً می‌خواستم بگیرم. مسئولیت این چهلم به عهده خودم بود. آن چهلم را که گرفتند تمام نیروی انتظامی ریخته بودند آنجا. مردم را یک مقداری اذیت کرده بودند. به خاطر همین من سعی کردم این دفعه کسی را خبر نکنم.     مأموران حضور نداشتند؟    اگر هم بودند به عنوان لباس شخصی... با لباس شخصی بودند. چون من آنجا حالم خوب نبود که بخواهم دقت بکنم. ولی اینطور که از بستگان شنیدم، بودند. ولی تعداد آنچنانی نبودند. تعدادشان کمتر بود.     یعنی به هرحال درگیری پیش نیامد؟    نه. خوشبختانه پیش نیامد. چون من هم می‌خواستم حتماً مراسم سهراب طوری برگزار بشود که ما نامه سهراب را بخوانیم. نامه‌ای که برای پدرش نوشته بود و من لای دفترش پیدا کرده بودم. [می‌خواستم] یکی از انشاهایش را بخوانم.  یعنی لااقل بتوانیم آن کاری را که می‌خواهیم انجام بدهیم، انجام بدهیم و سر مزار پسرم زیارت عاشورا خوانده بشود که به عنوان نمادی از آزادی که در رابطه با امام حسین است، اینها حتماً انجام بشود. بعد خواندم.  بعد یک شعری بود که یکی از دوستان خوب ما گفته بود. شعرش خیلی جالب بود. خیلی قشنگ بود. شعر را آنجا خواندند. آخرش هم بچه‌ها سرود &#171;سر اومد زمستون&#187; را خواندند و بعد الله‌اکبر گفتند. مردم هم تکرار کردند. یکی از میان مردم گفت الله‌اکبر. بقیه ادامه دادند. بعد دیگر ما سعی کردیم جمع و جور کنیم بیاییم منزل.     خانم اعرابی، می‌خواستم از شما بپرسم به خاطر اینکه گزارش‌هایی که در مورد درگذشت سهراب به گوش ما رسید، متفاوت بود و هنوز هم خیلی تردیدها وجود دارد. بعضی از گزارش‌ها حاکی از این است که ایشان در خیابان این اتفاق برایشان افتاده و گزارش‌های دیگر حاکی از این است که در زندان. خواستم بدانم که شما تا به حال به نتیجه مشخصی رسیدید؟ پیگیری‌هایتان به جایی رسیده؟    نه. من فقط چون به دادسرای جنایی تهران شکایت کرده‌ام و آنجا دنبال پرونده پسرم هستم و وکیل هم گرفته‌ام. هنوز جوابی نداده‌اند. البته گفته‌اند که تا چند روز دیگر حتماً راجع به آن گزارش پزشکی قانونی، نامه‌ای که به ما دادند در رابطه با نوع اسلحه، فاصله و اینها را جوابشان را به شما می‌دهیم.  ما هم منتظریم. من هم آدمی نیستم که بخواهم شایعاتی را که می‌شنوم باور کنم. خود من هم چیزهایی شنیده‌ام. خیلی‌ها گفتند که این بچه را بردند کهریزک. همه‌اش دعا می‌کنم که اینطور نباشد. از خدا می‌خواهم که چنین اتفاقی نیافتاده باشد. چون واقعاً نمی‌توانم و نمی‌خواهم قبول کنم.  خدا کند که اگر بچه من کشته شده، همان با یک تیر کشته شده باشد و به دست کسانی که اینطور شکنجه‌ها را می‌دهند و اینطور جلادهایی، بیافتد که بخواهند چنین کارهایی با بچه من بکنند. من برایم اصلاً قابل تحمل نیست. این را جدی می‌گویم. واقعاً نمی‌خواهم، اگر هم چنین چیزی باشد، باور کنم.  امیدوارم، از خدا می‌خواهم که چنین چیزی نباشد. ولی ما داریم سعی می‌کنیم از راه قانونی تحقیقاتی... دادسرا خودش به ما جواب بدهد، جوابگو باشد. ما خودمان سعی می‌کنیم از طرق مختلف بالاخره بفهمیم واقعیت چیست.     و کیل گرفتید؟ برای این پرونده وکیل گرفتید؟    بله.      آیا توانسته‌اند از لحاظ قانونی این پرونده را پیش ببرند، مسئولان به سؤال‌هایی که در این پرونده مطرح شده، پاسخ داده‌اند؟    چون من شکایت را خودم کردم، بعد وکیل گرفتم، الان مدت یک هفته ۱۰ روز است که انتخاب شده، از آن به بعد دنبال قضیه هستم، دادسرا گفتند که ما پاسخ نامه شما را به زودی می‌دهیم. آن پاسخ باید برای ما بیاید و جواب آن سؤالاتی که من خودم کردم، که بچه من اگر ۲۵ خرداد شهید شده، چرا بیست و نهم پزشکی قانونی دادند؟  این چهار روز کجا بوده؟ اگر زخمی بوده، در چه حالتی بوده، چه وضعیتی داشته؟ جسدش رسیدگی شده، نشده؟ من ضمناً نامه‌های دیگری هم دادم. نامه‌ای به آقای آیت‌الله شاهرودی دادم که رئیس قوه قضائیه بودند که الان عوض شدند. به ایشان نامه دادم.  همین چند روز پیش خودم برای مجلس نامه دادم. هم برای آقای لاریجانی دادم. هم به اصل ۹۰ مجلس دادم. هم برای [کمیته] تحقیق و تفحص دادم. یعنی سعی کردم خودم هم دنبال جریان باشم. چون برای من خودم سؤال است. واقعاً این در دست چه نیرویی است؟ چه نیرویی؟ دست انتظامی بوده، پلیس امنیت بوده، دست بسیج بوده؟ دست سپاه بوده؟ دست اطلاعات بوده.  هر ارگانی بوده باید برای من پاسخگو باشند. به خاطر اینکه بچه من چه وضعیتی داشته، یا رسیدگی نشده؟ اگر یک تیر خورده بوده، نمی‌توانستند این بچه را زنده نگه دارند؟ اینها باید پاسخگو باشند. تا جواب بگیرم من، نمی‌دانم چقدر طول می‌کشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Parvin_Fahimi_IV_on_Sohrab_Arabi/1805367.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Parvin_Fahimi_IV_on_Sohrab_Arabi/1805367.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 22 Aug 2009 18:59:16 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/733B4890-E7DE-4B33-AECC-5C21F71C6EA0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عشا مؤمنی؛ از &#171;تخلف رانندگی&#187; تا &#171;تبلیغ علیه نظام&#187;</title>
            <description>روز جمعه ۲۴ مردادماه اعلام شد که عشا مؤمنی دانشجوی ارتباطات و کوشنده حقوق زنان، پس از یک ماه بازداشت و چند ماه ممنوعیت خروج از کشور، سرانجام ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد. او یک روز پس از خروج از ایران در گفت‌وگو با رادیو فردا به جزئیات پرونده‌اش، خاطرات بازداشت، و مقایسه موقعیت خود در زندان به عنوان یک ایرانی – آمریکایی با دیگر بازداشت‌شدگان می‌پردازد.روز جمعه ۲۴ مردادماه اعلام شد که عشا مؤمنی دانشجوی ارتباطات و کوشنده حقوق زنان، پس از یک ماه بازداشت و چند ماه ممنوعیت خروج از کشور، سرانجام ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد.  عشا مؤمنی نامی بود که طی حدود یک سال گذشته در مرکز توجهات رسانه‌ای قرار گرفت: یک ایرانی – آمریکایی دیگر در بازداشت.  او که ۲۹ سال دارد و دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات در ایالت کالیفرنیای آمریکاست، در دی ماه ۱۳۸۷ به اتهام &#171;تبلیغ علیه نظام&#187; بازداشت شد.  خانم مؤمنی برای انجام پروژه‌ای دانشگاهی که شامل پژوهش درباره کمپین یک میلیون امضا و فعالان حقوق زنان بود، به ایران سفر کرده بود.  در خبرها ابتدا اعلام شده بود که او به دلیل تخلف رانندگی توسط پلیس راهنمایی و رانندگی متوقف شده است، اما سپس از بند امنیتی ۲۰۹ در اوین سر درآورد.  بازداشت عشا مؤمنی، علاوه بر واکنش‌ها و محکومیت‌هایی که در جامعه مدنی ایران و بین‌المللی به دنبال داشت، چند بار کاخ سفید را نیز به موضع‌گیری وادار کرد.  او یک روز پس از خروج از ایران در گفت‌وگو با رادیو فردا به جزئیات پرونده‌اش، خاطرات بازداشت، و مقایسه موقعیت خود در زندان به عنوان یک ایرانی – آمریکایی با دیگر بازداشت‌شدگان می‌پردازد.  عشا مؤمنی از این می‌گوید که &#171;تخلف رانندگی&#187; چگونه به &#171;تبلیغ علیه نظام&#187; پیوند خورد.     رادیو فردا:&#160;   خانم مؤمنی، طی هفته گذشته شما سرانجام موفق شدید از ایران خارج شوید. مشکل خاصی برای خروج از ایران نداشتید؟     عشا مؤمنی:  من یک هفته قبل از اینکه بیایم آمریکا، رفتم فرودگاه که یک سری مشکل اداری پیش آمد. رفع ممنوعیتم کامل انجام نشده بود. دوباره پاسپورت مرا گرفتند. من از فرودگاه برگشتم. مجبور شدم دوباره بروم دادگاه تا بتوانم بیایم.     پس خروج تان نهایتاً چندان بدون مشکل هم نبود.    بدون مشکل نبود. البته باید بگویم که با وثیقه آزاد هستم.     خانم مؤمنی! در خبرهایی که از بازداشت شما منتشر شده بود، اول اعلام شد که شما را در تهران به دلیل تخلف رانندگی در یک بزرگراه متوقف می کنند. اما بعد در ادامه، خبر می رسد که منتقل می شوید به بند ۲۰۹ زندان اوین. این وسط یک شکاف خیلی بزرگ وجود دارد بین تخلف رانندگی و بند ۲۰۹. ماجرا چه بود؟    من داشتم حدود ساعت ۹:۱۵ صبح در اتوبان مدرس رانندگی می‌کردم. ناگهان یک ماشین جلوی من پیچید. آرم نداشت. فقط یکی از این چراغ‌های گردان بالایش بود. یک آدمی سراپا مشکی پوشیده با اسلحه پرید توی ماشین من نشست. البته ماشین حریم خصوصی افراد است و چنین هم حرکتی درست نبود.  به هر حال من پیاده شدم از ماشین. آنها مرا دوباره برگرداندند توی ماشین. ماشین را بردند کنار اتوبان و به من گفتند که &#171;شما از اول اتوبان هی دارید از این طرف به آن طرف می‌روید. بدون اینکه چراغ راهنما بزنید&#187;. در حالی که ترافیک بود و ما هم با سرعت ۲۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کردیم.     شخصی که توی ماشین شما نشست، پلیس راهنمایی رانندگی بود؟    نه. اصلاً. نه پلیس بود نه چیزی. ولی این طور عنوان می‌کردند که ما پلیس بزرگراه هستیم.      اما بعد چه شد که منتقل شدید به بند ۲۰۹ زندان اوین؟    من پافشاری کردم. چون می‌دانستم تخلف رانندگی نکردم، در ضمن ورود پلیس با آن ظاهر و اسحله به ماشین هم چیز عجیبی بود. می‌دانستم که قضیه چیز دیگری است. وقتی پافشاری کردم که من می‌دانم شما پلیس راهنمایی رانندگی نیستید و من تخلفی نکرده‌ام، گفتند که ما از وزارت اطلاعات هستیم و حکم بازداشت شما را داریم.  بعد که این را گفتند، من پیاده شدم، اما به من دستبند زدند و مرا بردند جلوی خانه‌مان. توی خانه، تمام وسایلی که مربوط به کارم بود و دانشگاه، از جمله یک سری کتاب، و تمام اینها را جمع کردند و دو سه ساعتی هم خانه را گشتند. بعد مرا بردند زندان اوین.     وقتی به شما گفتند ما از وزارت اطلاعات هستیم، شما نپرسیدید مورد اتهام‌تان چیست و به چه دلیلی دارند شما را بازداشت می‌کنند؟    خودم حدس می‌زدم به خاطر ارتباطی باشد که با فعالان [حقوق زنان] داشتم و احتمالاً این که از آمریکا آمده بودم هم، برایشان حساسیت‌برانگیز بود. &#160;    حالا باز هم باز می‌گردیم به فعالیت‌هایی که در ایران می‌کردید، اما پیش از آن یک سؤال مرتبط بپرسم. در آن دوره بازداشت شما، وبسایت &#171;میدان&#187; که متعلق به فعالان حقوق زنان است، اعلام کرد که علت تأخیر در اعلام خبر بازداشت شما، درخواست شخصی خودتان بوده. چون خبر بازداشت شما با شش روز تأخیر اعلام شد. دلیلشش چه بود که خواسته بودید با تأخیر اعلام شود؟    اولاً وقتی شما آن تو هستید، دائماً فشاری که به زندانی می‌آورند این است که اجازه نمی‌دهند با خانواده‌اش صحبت کند. من هم اصلاً نمی‌دانستم که بیرون چه اتفاقی در حال افتادن است. ولی بعد از اینکه آمدم بیرون متوجه شدم که به خانواده من گفته بودند که &#171;با هیچ رسانه‌ای صحبت نکنید، اعلام نکنید، و ما ایشان [عشا] را ظرف دو سه روز آزاد می‌کنیم&#187;.  این شرایطی است که البته همه خانواده‌ها دارند و مجبور هم هستند که این چیزها را باور کنند؛ ولی چنین وعده‌هایی واقعیت ندارد. البته خود من هم از آن طرف در طول مدتی که در زندان بودم، طی چهار یا پنج باری که با خانواده‌ام صحبت کردم، به آنها گفتم که با رسانه‌ها صحبت نکنند.  می‌دانم که خیلی از خانواده‌ها هم توی این شرایط قرار می‌گیرند و صحبت نمی‌کنند. چون می‌خواهند عزیزشان را حمایت کنند. ولی واقعیت این است که وقتی صحبت می‌کنند و رسانه‌ها، دنیا و جامعه را نسبت به شرایط آن زندانی حساس می‌کنند، اصولاً امنیت زندانی کمی بالا می‌رود.      بعد از این که شما بازداشت شدید، در واکنش‌های مختلفی که بوده، بعضی‌ها بازداشت شما را مرتبط با همکاری شما با کمپین یک میلیون امضا و فعالان حقوق زنان برآورد کردند. اما یک عده دیگر گفتند که دلیل بازداشت تحقیق دانشگاهی&#160; و رشته تحصیلی‌تان بوده.    فکر می‌کنم تمام این مسایل در کنار هم بوده است است. من داشتم روی تزم کار می‌کردم، که مربوط به کمپین یک میلیون امضا است. اصلاً پروژه‌ام این بود که یک چهره دیگر از زن ایرانی نشان دهم. چهره‌ای که تمام این سال‌ها از رسانه‌های داخل ایران حذف شده بود و رسانه‌های بین‌المللی هم تا حد زیادی همان چیزی را که از داخل ایران می‌آمد، نشان می‌دادند.  در کمپین یک میلیون امضا به خاطر تنوع و گوناگونی که از تمام قشرها و تفکرات گوناگون در آن وجود داشت، می‌توانستی زن‌ها را ببینی، بهترین جایی بود که من بتوانم از طریقش، این تصویر واقعی زن ایرانی را که خیلی کم دیده شده بود نشان دهم.   متأسفانه همه فیلم‌هایی که من داشتم ضبط شد، ولی خوشبختانه بعد از وقایع انتخابات با این ویدیوهایی که بیرون آمد و حضور پررنگی که زنان در این اعتراض‌ها داشتند، آن چهره واقعی زن فعال و هشیار، مبارز و نه زن توسری خورده بدبخت به تمام دنیا نشان داده شد.  البته به نظر من زن‌ها، و همچنین جنبش دانشجویی، و کلاً جنبش‌های مدنی [بر اتفاقات پس از انتخابات] تأثیر داشتند. پشت تمام این تظاهرات و اتفاقاتی که در ایران روی داد، تجربیات این جنبش‌ها بود. &#160;    خوب، خانم مؤمنی اگر موافقید برگردیم به روند حقوقی قانونی پرونده‌تان. اتهام شما یک بار از طرف مراجع قضائی تبلیغ علیه نظام اعلام شد، یک بار اقدام علیه امنیت ملی. این اتهام دقیقاً به چه دلیلی به شما وارد شده بود؟   &#160;  البته اتهامی که به من تفهیم شد، تبلیغ علیه نظام بود.     اقدام علیه امنیت ملی نبود؟    نه.     از این جهت پرسیدم که سخنگوی قوه قضائیه یک بار در اوایل بازداشت شما گفته بود اتهامتان اقدام علیه امنیت ملی است. بعد از یکی دو هفته مقامات قضایی اعلام کردند تبلیغ علیه نظام در پرونده شما ثبت شده.    بله. این به من تفهیم شده بود.      مواردش چه بود؟    من یک سری مصاحبه داشتم با فعالان جنبش، چه زن چه مرد. یک سری مصاحبه داشتم با زن‌هایی که این قوانین توی زندگی‌شان تأثیر بد داشت. اینها [مقامات قضایی] معتقد بودند که فیلم‌هایی که من گرفته بودم پتانسیل سیاه نمایی علیه نظام را دارد.      یعنی می‌تواند در آینده تبدیل به چیزی شود که بتوان برای سیاه‌نمایی از آن استفاده کرد؟    بله. مثلاً با آن زن‌های فیلم‌هایی که من گرفته بودم، مشکل داشتند. می گفتند &#171;چرا این آدم‌های خاص را انتخاب کردی؟&#187;     پرونده‌تان در حال حاضر در چه وضعیتی است؟ تا جایی که می‌دانم وکیلتان هم که آقای محمدعلی دادخواه بودند، خودشان در جریان بازداشت فعالان سیاسی و مدنی بعد از انتخابات بازداشت شدند.    پرونده باز است. دقیقاً نمی‌دانم موقعیت چطور است. الان هم ایران در شرایطی قرار دارد که نمی‌شود پیش‌بینی کرد. فعلاً که با وثیقه آزادم.     چقدر وثیقه گذاشتید؟    ۲۰۰ میلیون.     تاریخ دادگاه مشخص نشده؟    نه.      خانم مؤمنی شما ۲۴ مهرماه بازداشت شدید. حدود یک ماه هم در بازداشت بودید. از این دوران بگویید. بازداشت چطور بود؟    به هرحال شرایط زندان شرایط سختی است. انفرادی آدم را خیلی اذیت می‌کنند. ۲۵ روز انفرادی بودم. بازجویی‌های طولانی، بازجویی‌های زیاد، ۱۹ جلسه بازجویی داشتم. شرایط خود زندان، چراغی که دائماً روشن است، چشم‌بند، آن شرایط روانی که ایجاد می‌کنند برای متهم...      برخورد مسئولان در این مدت با شما چطور بود؟    در مدت بازداشت، هم برخورد خوب هست، هم بد. کل شرایط فوق‌العاده سخت بود. آدم را توی فشار روانی می‌گذارند. ولی من شکنجه فیزیکی نشدم. شاید این به خاطر حمایتی بود که به خاطر دو ملیتی بودنم گرفتم. فکر می‌کنم در مقایسه با بازداشت‌شدگان دیگر، خیلی بهتر با من رفتار شد. قابل مقایسه با اتفاقاتی که الان در زندان‌های ایران می‌افتد، نیست.     اشاره کردید به دوملیتی بودن. در بازجویی‌هایی که از شما می‌شد، آیا به این مسئله هم اشاره شد؟ اینکه مثلاً رابطه داشتید با غرب یا اتهاماتی از این دست؟    بله.      چه صحبتی می‌شد؟    همان چیزهایی که در مورد همه پرونده‌ها صدق می‌کند. داستان تکراری.      یعنی ربط دادن اتهام سیاه‌نمایی به اینکه ایرانی – آمریکایی هستید و احیاناً با غرب رابطه دارید؟    بله، گفتم که؛ همان سناریوی تکراری همیشگی.      در بازجویی‌ها مسائل دیگری هم مطرح می‌شد، یا مصادیق اتهامات فقط همان فیلم‌ها بود؟    بیشتر در مورد مسائل زنان صحبت می‌کردند. اینکه وظیفه فعالان جنبش زنان نیست که بخواهند چیزی را عوض کنند. وظیفه کسانی که در دولت کار می‌کنند است. انواع و اقسام حرف‌ها. از خصوصی‌ترین قسمت‌های زندگی تا عمومی‌ترین. شرایط، فوق‌العاده سخت است. اولش یک کتاب به من دادند که داستان شکنجه زنی در زندان‌های صدام بود. نمی‌دانم نیتی بود یا به طور اتفاقی...      چه حسی داشتید وقتی آن را می‌خواندید؟    خوب شما فکرش را بکنید. تازه رسیدید به زندان اوین. آن هم زندان اوین! تنها اسمش هم آدم را به وحشت می‌اندازد. بعد فکر کنید به شما یک کتاب می‌دهند در مورد شکنجه... شاید هم می‌خواستند من حس بهتری کنم. که خوب اینجا از زندان‌های آنها بهتر است.  به هر حال فکر می‌کنم شرایط فعلی زندان‌ها شبیه همان شرایطی است که در کتاب خواندم! الان و بعد از اتفاقات بعد از انتخابات اگر کسی برود زندان اوین و آن کتاب را بخواند، شاید فضا برایش چندان متفاوت نباشد.     به عنوان پرسش آخر، خانم مؤمنی، به ایران باز می‌گردید؟    بله. قطعاً!</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Asha_Momeni_Special_IV_after_return_to_US/1801354.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Asha_Momeni_Special_IV_after_return_to_US/1801354.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 17 Aug 2009 15:27:25 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Asha_Momeni_Special_IV_after_return_to_US/1801354.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EB87D6CA-6968-4C87-A00A-FFEDA07B6463_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>چامسکی: به مردم ایران ادای احترام می‌کنم</title>
            <description>نوآم چامسکی در تاریخ ۲۳ ژوئیه، یکم مردادماه، از محل سکونتش در ماساچوست به نیویورک رفت تا در جمع اعتصاب غذاکنندگان ایرانی حاضر شود؛ تجمع سه روزه‌ای که در اعتراض به رفتار جمهوری اسلامی ایران با معترضان به نتیجه انتخابات برگزار شده بود. رادیو فردا در گفت‌وگویی اختصاصی با نوآم چامسکی، نظرش را درباره اعتراضات اخیر در ایران پرسیده است.نوآم چامسکی متفکر سرشناس آمریکایی جزو آشناترین چهره‌هایی است که حمایت خود را از حرکت اعتراضی ایرانیان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده است.  چامسکی ۸۰ ساله، یکی از مشهورترین نظریه‌پردازان زنده جهان محسوب می‌شود که تئوری‌هایش در زمینه زبانشناسی، روانشناسی گفتاری و رفتاری، فلسفه ذهن، اخلاق شناسی، و همچنین مطالعات نظری سیاسی، در زمره معتبرترین مرجع‌های آکادمیک قرار دارند.  او که از سوی منابع دانشگاهی، پدر زبانشاسی مدرن نامیده می شود، از دهه ۱۹۶۰ و با انتقاد از جنگ آمریکا علیه ویتنام، نام خود را به عنوان یکی از مطرح ترین فعالان سیاسی ایالات متحده و منتقد سرسخت سیاست های خارجی کشورش به ثبت رساند.  چامسکی خود را از لحاظ تئوری‌های سیاسی، نزدیک به آنارشیسم سنتی، و همچنین مدافع لیبرال - سوسیالیسم می‌داند.  بر اساس پژوهشی که در سال ۱۹۹۲ صورت گرفته بود، از سال ۱۹۸۰ تا زمان انجام این تحقیق، نام هیچ نظریه‌پرداز و چهره آکادمیک زنده‌ای در جهان به اندازه نوآم چامسکی، در نوشته‌های مختلف تکرار نشده است.  چامسکی در تاریخ ۲۳ ژوئیه، یکم مردادماه، از محل سکونتش در ماساچوست به نیویورک رفت تا در جمع اعتصاب غذاکنندگان ایرانی حاضر شود؛ تجمع سه روزه‌ای که در اعتراض به رفتار جمهوری اسلامی ایران با معترضان به نتیجه انتخابات برگزار شده بود.  رادیو فردا در گفت‌وگویی اختصاصی با نوآم چامسکی، نظرش را درباره اعتراضات اخیر در ایران پرسیده است.  آقای چامسکی درباره رویدادهای ایران با احتیاط صحبت می‌کند، و از گمانه‌زنی و ارائه نظرات مستقیم و قاطع درباره بسترهای اجتماعی اعتراضات اخیر، و همچنین پیامدهای احتمالی آن، به دلیل فقدان شواهد و اطلاعات اولیه خودداری می‌کند.  در این گفت‌وگو چامسکی تنها یک نکته را درباره اعتراضات تهران با قاطعیت می‌گوید: &#171;به مردم ایران، ادای احترام می‌کنم&#187;   رادیو فردا:   آقای چامسکی، شما اخیراً از حرکت ایرانیان در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری حمایت کرده‌اید؛ چرا؟    نوآم چامسکی:  بله، به گمان من اعتراض آنها به مسائلی از قبیل تعقیب و آزار زندانیان سیاسی، فشارها، و سایر عملکردهای استبدادی و روش‌های اقتدارگرایانه حکومت ایران، اقدام بجا و درستی است.   سال‌هاست که ایران جایگاه خود را در سرخط های خبری جهان حفظ کرده است. این بار اما قضیه کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد. این جزو معدود دفعاتی است که در واقع مردم ایران در مرکز توجهات خبری قرار دارند، و نه حکومت. برداشت شخصی شما هنگامی که نخستین تصاویر موبایلی را از ایران دیدید چه بود؟ انتظار چنین حرکتی را در ایران داشتید؟   نه! ولی سایر اعتراضات و خیزش‌های مردمی در ایران هم تاکنون برای من غیرمنتظره بوده. به طور مثال انقلاب ۱۹۷۹ ایران هم برای من چندان قابل پیش‌بینی نبود. فکر هم نمی‌کنم برای هیچکس دیگری قابل پیش‌بینی بوده.  حتی سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا هم مطمئناً چنین پیش‌بینی نمی‌کردند. تاکنون اعتراض‌های گسترده متعددی به وضعیت حاکم در ایران طی دوره‌های مختلف صورت گرفته است؛ چه در زمان شاه، و چه در رژیم فعلی، که ریشه آنها به سال‌های بسیار دور باز می‌گردد. باید بگویم که ایران در حقیقت، پیشینه و سنت ارزشمندی در زمینه اعتراض‌های گسترده به تعرض‌ها، فشارها و سرکوب‌های حکومتی دارد.   این حرف شما، من را به پرسش بعدی‌ام می‌رساند؛ مردم ایران سال‌هاست که – به گفته منتقدین – تحت سرکوب و آزار و اذیت قرار داشته‌اند؛ اما چگونه است که بزرگترین اعتراضات خیابانی در حدود سی سال گذشته، اکنون به وقوع پیوسته است؟ نه در مخالفت با محدودیت‌ها و سرکوب‌ها، نه حتی در اعتراض به وضع بد اقتصادی که قاعدتاً باید ملموس‌تر باشد، بلکه به یک مفهوم دموکراتیک؛ یعنی رأی شان. نظر شما در این باره چیست آقای چامسکی؟   همین پرسش را می‌توان درباره شاه هم مطرح کرد. چه شد که تا سال ۱۹۷۹ اعتراض‌ها و تظاهرات به آن حدی نرسید که ارتش را وادار به عقب‌نشینی کند؟ حقیقت این است که چنین اعتراض‌هایی قابل پیش‌بینی نیستند. مثلاً به چه دلیل در طول تاریخ، تا سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ و اعتراضات گسترده در بولیوی، هیچ خیزش اجتماعی عمده و فراگیری، از سوی ساکنان بومی و اولیه نیمکره غربی به چشم نمی‌خورد؟ – کسانی که در حقیقت بزرگترین قربانیان فرایند سرکوب در این نیمکره به شمار می‌روند... چنین رویدادهایی، ملهم از فاکتورهای گوناگون – و نه تنها تحت تاثیر یک عامل واحد – به وقوع می‌پیوندد.  چرا مثلاً در ایالات متحده تا دهه ۱۹۶۰ جنبش عمده و قابل توجهی در زمینه حقوق شهروندی وجود نداشت؟ جریان‌هایی تا پیش از آن وجود داشتند، اما هیچگاه در چنین مقیاسی نبودند. عوامل بسیاری در این زمینه، تعیین کننده‌اند. به عنوان مثال مردم [در ایران] طی دهه ۱۹۸۰ با سرکوب گسترده‌ای از طرف حکومت مواجه بودند، که اتفاقا در همان زمانی بود که موسوی در رأس دولت قرار داشت.  اما مسئله این است که ایران در آن زمان درگیر جنگ بود؛ عراق با حمایت ایالات متحده و سایر قدرت‌های غربی به ایران حمله کرده بود، و صدها هزار نفر جان خود را بر اثر سلاح‌های شیمیایی و در جریان سایر اقدامات خلاف موازین جنگی از دست داده بودند. خوب، مسلماً چنین شرایطی، زمان مناسبی برای قیام مردم علیه حکومتشان نیست.    به نظر شما معنای &#171;رأی&#187; و ایستادگی برای دفاع از انتخاب دموکراتیک چه تأثیری بر اعتراض‌های اخیر دارد؟   مطمئناً تأثیر بسیار عمیقی دارد. در سال ۲۰۰۵ هم] بعد از انتخابات پیشین ریاست جمهوری ایران[ اعتراضاتی صورت گرفت، که البته از نظر ابعاد، اصلاً قابل قیاس با اعتراضات اخیر نبود. درباره اعتراض‌های اخیر ایران، اگرچه ما چیز زیادی درباره ساختار درونی و فکری بخش بزرگی از جامعه ایران نمی‌دانیم، اما به هر حال توقع آن می‌رفت که این انتخابات، متفاوت باشد.  انتظار می‌رفت که موقعیتی برای تغییر ایجاد شود. و مسلماً بخش عمده‌ای از جامعه خواهان این تغییر بوده‌اند. اما این امیدها به نابودی کشانده شد. نتیجه انتخابات، چه از لحاظ نحوه ارائه آن، و چه از نظر ارقام و آماری که از نتایج اعلام شد، واقعاً فاقد اعتبار بود.  خوب، بسیاری از مردم معتقد بودند که این نتایج حقیقی نیست و شروع به اعتراض کردند. اما همانطور که گفتم پیش‌بینی چنین اعتراض‌هایی هرگز ممکن نبوده، فاکتورهای زیادی در آن دخیل هستند، و تا جایی که من می‌دانم، در این مورد کسی چنین پیش‌بینی نکرده بود.   سؤال بعدی‌ام، پرسش تازه‌ای نیست، در تمام طول تاریخ شاهد آن بوده‌ایم که مردم اعتراض می‌کنند، مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند، به آنها شلیک می‌شود، اما دوباره به خیابان‌ها باز می‌گردند. شما چه توضیحی از این فرآیند دارید؟ مسئله معترضان، فقط -به عنوان مثال- رأی‌شان است، یا اینکه مورد اعتراضی برای مردم، در جایی تبدیل به نوعی الزام اخلاقی می‌شود؟ نظر شما چیست؟   به عقیده من نمی‌توان مسئله را عمومیت داد. موارد متفاوتند، موقعیت‌ها متفاوتند، و مردم هم واکنش‌های متفاوت نشان می‌دهند. بگذارید مثال نخستین انتفاضه فلسطین را بزنم. هیچ کس چنین چیزی را پیش‌بینی نمی‌کرد.  اسرائیل اطلاعات گسترده‌ای از جوانب مختلف اجتماعی و مردمی مناطق تحت اشغال داشت. اما اصلاً انتظار چنین واکنشی را نداشت. حتی خود سازمان آزادیبخش فلسطین هم انتظار چنین حرکتی را نداشت. حرکت شروع شد، و بعد هم با شدت ادامه یافت، تا زمانی که سرکوب، به حدی از خشونت رسید که توانست سرکوبش کند.  به هر حال منظورم این است که واقعاً خیلی از این موارد قابل توضیح نیستند. از یک مسئله شروع می‌شوند، سپس به زوایایی دیگر رخنه می‌کنند و مطالبات گسترده‌تری مورد توجه قرار می‌گیرد. البته بعضی وقتها هم چنین جریان‌هایی پیروز می‌شوند.  بگذارید یک مثال دیگر بزنم؛ در همان بولیوی که پیشتر صحبتش شد، طی سال ۲۰۰۰ اعتراض‌های عمومی بسیار گسترده‌ای از سوی ساکنان بومی منطقه که در فقر شدید به سر می‌بردند صورت گرفت. در این مورد، اعتراض‌ها ابتدا به طور مشخص، متمرکز بر یک مسئله واحد بود؛ یعنی حقوق برخورداری از آب.  تلاش‌هایی برای خصوصی سازی آب در دستور کار قرار داشت که نتیجه‌اش می‌توانست به محرومیت مردم فقیر از حق استفاده یکسان از آب منجر شود. این نقطه شروع ماجرا بود. البته اعتراض‌ها را در همان زمان هم، باید نتیجه &#171;انباشت نارضایتی‌ها&#187; به حساب آورد.  در پی این اعتراض‌ها و طی سال‌های بعد، فعالیت‌های سیاسی و سازماندهی مدنی با جدیت بیشتری دنبال شد تا اینکه سرانجام در سال ۲۰۰۵، جمعیت بومی بولیوی برای نخستین بار در پانصد سالی که از اشغال سرزمین‌هایشان می‌گذشت، وارد حیطه سیاسی شدند وتوانستند در انتخابات هم پیروز شوند.    اکنون آقای چامسکی، اگر حرکت اخیر معترضان در ایران، به نتیجه نرسد، تأثیر این عدم موفقیت از لحاظ روانشناختی بر جامعه معترض چه خواهد بود؟ به نظر شما معترضان احساس خواهند کرد که بازی را به طور کامل باخته‌اند، یا اصل این موضوع که صدایشان شنیده شده، برایشان رضایت‌بخش خواهد بود؟   ببینید، یک واقعیت حیرت‌آور درباره نظرات و تحلیل‌هایی که در زمینه اعتراض‌های اخیر ایران منتشر شده، وجود دارد؛ و آن هم اطمینان و قطعیتی است که از سوی کسانی که چیزی درباره ایران نمی‌دانند، ابراز می‌شود.   واقعیت این است که اتفاقاً معدود افرادی که چیزی درباره ایران می‌دانند، محتاط بوده‌اند و با اطمینان کمتری درباره وقایع اخیر صحبت کرده‌اند – که البته دلایل موجهی هم برای احتیاطشان دارند. من [با نظر دادن در این باره] به آن دسته از پیش‌بینی‌های قاطعانه از طرف اشخاصی که چیزی درباره جامعه ایران نمی‌دانند، دامن نخواهم زد. من حتی درباره ایالات متحده – کشوری که تمام زندگی‌ام را در آن گذرانده‌ام و در تمام مدت هم مشغول فعالیت سیاسی در آن بوده‌ام – هیچ پیش‌بینی قاطعانه‌ای نمی‌کنم. مسایل زیادی در بین هستند...   آقای چامسکی، شما بین ایرانیان و به ویژه در میان قشر متفکر، از محبوبیت زیادی برخوردار هستید. در آخر این گفت‌وگو چیزی دارید که بخواهید به معترضان بگویید؟ پیامی دارید؟  &#160;&#160;  بله، به اعتقاد من، اعتراض علیه نفس رژیم... ببینید، این یک رژیم مذهبی – نظامی است. گذشته از جزئیات مربوط به انتخابات – که چیز زیادی هم درباره‌اش نمی‌دانیم – ساختار کلی این حکومت، اقتدارگرا و سرکوبگر است؛ و حقوق اولیه مدنی، حقوق بشر و دیگر حقوق را نقض می‌کند. و اعتراض علیه چنین رژیمی نه تنها افتخارآمیز، که متهورانه است. چرا که این اعتراض‌ها در رویارویی با رفتاری عمیقاً قهرآمیز صورت می‌گیرد.   پس باید بگویم که بله! من به آنچه که آنان انجام می‌دهند، ادای احترام می‌کنم. مردم انگیزه‌های مختلفی دارند، اهداف گوناگونی دارند، اما جوهره اصلی این اعتراض‌ها، اعتراض به زندانی کردن چهره‌های سیاسی، به سرکوب، به شکنجه، به سلطه مذهبی – نظامی، مطمئناً قابل احترام است.  در واقع من اعتقاد دارم ما اینجا در ایالات متحده هم باید چنین اعتراض‌هایی را [درباره جامعه خودمان] انجام دهیم. در غرب، مردم از ایران، به درستی، با عنوان یک دموکراسی هدایت شده و محدود یاد می‌کنند. در ایران میزانی از آزادی‌های دموکراتیک در نظر گرفته شده؛ که البته تحت کنترل شدید قرار دارد. شورای نگهبان به عنوان مثال، کاندیداها را انتخاب می‌کند.  اما در غرب اوضاع چگونه است؟ در ایالات متحده به عنوان نمونه، برای هر کسی که ساختار قدرت را مطالعه کرده باشد، روشن است که کاندیداها را کانون‌های غیردولتی قدرت انتخاب می‌کنند. انتخابات اساساً از پیش تعیین شده است. پس ما هم نوعی از دموکراسی هدایت شده و محدود داریم، که ما هم باید علیه آن اعتراض کنیم. البته منظورم این نیست که [مکانیزم دموکراسی در] ایالات متحده مانند ایران است؛ البته که نیست. اما ویژگی‌هایی از محدودیت در هر جامعه‌ای که من می‌شناسم وجود دارد، که باید علیه آن اعتراض شود.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Noam_Chamsky_Exclusive_IV_on_Iran_Protests/1785686.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Noam_Chamsky_Exclusive_IV_on_Iran_Protests/1785686.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 26 Jul 2009 17:34:29 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/1FC0E6D4-7A0F-44B8-B731-21380C1E9508_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اسفندیار رحیم مشایی؛ چشم اسفندیار ِ دولت دهم؟</title>
            <description>آیا پدر عروس محمود احمدی نژاد، چشم اسفندیار کابینه اوست؟ جعفر آیین پرست نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی پاسخ می‌دهد.  &#160;  					 اسفندیار رحیم مشایی:  					متولد آبان ۱۳۳۹، دانش‌آموخته رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان، در تیرماه ۱۳۸۸ به سمت معاون اول رئیس‌ دولت دهم ایران انتخاب شد.   این انتصاب با واکنش‌های فراوانی در میان مخالفان و حتی برخی از حامیان احمدی‌نژاد روبه‌رو شد.  اسفندیار رحیم مشایی در دولت نهم، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران بود.  اسفندیار رحیم مشایی پدر عروس محمود احمدی‌نژاد است. &#160;  			 		بسیج دانشجویی، محمود احمدی نژاد را تهدید به مقابله علنی می کند؛ حسین شریعتمداری نماینده رهبر جمهوری اسلامی در کیهان به احمدی نژاد هشدار می دهد؛ احمد خاتمی از عضو مجلس خبرگان رهبری، خطاب به احمدی نژاد می‌گوید: شما به مراجع تقلید دهن کجی کردید؛ سخنگوی فراکسیون خط امام در مجلس می گوید : طرح عدم کفایت احمدی نژاد، از راهکارهای پیش روی نمایندگان است...  هنگامی که همه این انتقادهای تند و صریح از جانب کسانی که اکثرا جزو اصولگراهای مدافع محمود احمدی نژاد هستند، به گوش می رسد، و آن هم در شرایطی که اعتراضات به معرفی او به عنوان پیروز انتخابات، خیابان ها و رسانه ها را پوشانده، ابتدا به نظر می رسد که بحث، بر سر انتخابات است؛ اما اینطور نیست.  همه این اعتراضات نه به نتایج انتخابات، بلکه به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری، از سوی محمود احمدی نژاد به سمت معاون اولی ریاست جمهوری در کابینه بعدی ابراز شده است.  پیش از این برخی اظهارات و اقدامات اسفندیار رحیم مشایی، از جمله ابراز دوستی مردم ایران و اسرائیل، خشم مسئولین نظام، و حتی واکنش شخص آیت الله خامنه ای را به دنبال داشته است.  اسفندیار رحیم مشایی، پدر عروس محمود احمدی نژاد است.  آیا پدر عروس محمود احمدی نژاد، پاشنه آشیل کابینه اوست؟  این پرسش نخست رادیو فردا است، از  جعفر آیین پرست نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی :  &#160;قبل از پاسخ به این سئوال شما این نکته را بگویم که آقای احمدی نژاد با توجه به اینکه از اوایل مسئولیت‌اشان در دولت نهم و بعد از گذشت مدتی از عملکردشان، در بین خود اصولگرایان تشتت آرایی در رابطه خود آقای احمدی نژاد وجود داشت. مواضعی که اصولگرایان در رابطه با عملکرد آقای احمدی نژاد داشتند به خاطر همین رویه‌های سلیقه‌ای و تصمیمات فردی ایشان بوده که بدون مشورت با نزدیکان خودش و حتی مشاوران و هوادارانش، مخصوصاً در مورد انتصاباتی که داشتند در بین وزرا و معاونان و روسای سازمان‌های مختلفی که وابسته به نهاد ریاست جمهوری بوده‌اند. در رابطه با آقای مشایی هم که آقای احمدی نژاد پایشان را در یک کفش کرده‌اند و علیرغم مخالفت‌هایی که با عملکرد آقای مشایی، که حتی مورد اعتراض برخی از مراجع عظام بوده و مسئولیت‌های مختلفی که آقای مشایی داشتند و تصمیماتی که آقای مشایی در رابطه با مسائل بین المللی داشتند مورد اعتراض قرار گرفتند، دوباره آقای احمدی نژاد مصرانه از ایشان حمایت کرد. این بار هم که ریاست جمهوری دهم را احراز کردند، و کاری به چگونگی احراز آن ندارم، بعد از انتخابات با توجه به اینکه در مجلس هم نیازی نیست که برای مشاوران و معاونان رای اعتمادی گرفته شود، با توجه به اختلافاتی که میان برخی اصولگرایان وجود داشت، پیش از پایان دولت نهم از همین الان اقدام به انتخاب معاونانش گرفته از جمله جابه‌جایی آقای داودی با آقای مشایی کردند...   سئوال من هم همین است. باوجود تمام مخالفت ها مانند مسئله طرح دوستی بین مردم ایران و اسرائیل که از طرف آقای مشایی مطرح شد، حتی باعث انتقاد آیت الله خامنه ای هم شد در مقطعی، این اراده، با توجه به تمام مواردی که اشاره کردید، برای انتصاب آقای رحیم مشایی به چه علتی است؟  آقای احمدی نژاد چه چیزی را دنبال می کند با اصرارش بر انتصاب آقای رحیم مشایی؟    این نشان می‌دهد که آقای احمدی نژاد علیرغم اینکه مورد توجه و حمایت اکثر مسئولان حکومتی بودند، خیلی مستبدانه و در عین حال متکی به اعتمادی که نسبت به خودش دارد، دوباره اقدام به چنین انتصابی کرده است. ایشان در این مقطع همه چیز را تمام شده می‌داند و آخرین دوره ریاست جمهوری‌اشان است، نیازی به تایید صلاحیت و یا حمایت و عدم حمایت ندارند. ایشان امروز یک رئیس جمهوراند و علیرغم اینکه قبل از اینکه اقدام به انتخاب و معرفی وزار کند، بایستی حکم تنفیذ بگیرند و بعد از مراسم تحلیف اقدام به انتخاب معاونان کند. ایشان پیش از پایان دوره نهم ریاست جمهوری اقدام به چنین انتصابی کرده است. به‌نظر من آقای احمدی نژاد بیش از روابط با آقای مشایی برپایه مسائل مسئولیتی و دیدگاههای نزدیک، به سبب روابط خانوادگی و تقویت کردن بیشتر کابینه فامیلی از همین حالا این جابه‌جایی‌ها را انجام داده، حتی آقای زرینبافان را به‌عنوان معاون و ریاست بنیاد شهید انقلاب اسلامی معرفی کرده است. من فکر می‌کنم آقای احمدی نژاد بر اساس اعتقادی که به مدیریت خودش دارد، این کار ها را انجام می‌دهد.   به‌نظر شما، این اصرار بر حضور آقای رحیم مشایی در سمتی که برایشان تعیین شده، موجب تزلزل موضع آقای احمدی نژاد نخواهد شد؟ با توجه به اینکه از روزی که ایشان بعنوان رئیس جمهور بعدی اعلام شدند، خیلی‌ها مثلاً روزنامه کیهان یا شخص آیت الله خامنه‌ای یا چهره‌هایی از اصولگرایان ازشان دفاع کردند. ولی الان می‌بینیم که نه به خاطر نتایج انتخابات بلکه به خاطر انتصاب آقای رحیم مشایی این افراد در روبه روی آقای احمدی نژاد قرار گرفته‌اند. به‌نظر شما این موضوع تا چه حد موجب تزلزل دولت بعدی خواهد شد؟   من فکر می‌کنم این موضوع سبب ایجاد تزلزل در مدیریت ایشان نخواهد بود. چون اگر این احساس را داشتند چنین کاری انجام نمی‌دادند.    سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی، آقای داریوش قنبری، روز شنبه گفتند که طرح عدم کفایت آقای احمدی نژاد از راه‌کارهای پیش روی نمایندگان است. بنظر شما این تا چه حد محتمل است؟   با توجه به مخالفت‌هایی که در رابطه با مدیریت آقای احمدی نژاد صورت می‌گیرد، از سوی اصولگرایان سنتی و اصلاح طلب، اصلاح طلبان و فراکسیون اقلیت مجلس- چنین استنباط می‌شود که احتمال دارد در جریان رای اعتماد برای آقای احمدی نژاد در زمان معرفی کابینه، مخالفت‌های شدیدی به وجود بیاید. ولی من با توجه به شناختی که از روحیه نمایندگان و عملکرد آنها دارم با توجه به صلاح و مصلحت‌های اداری که بین خودشان دارند، این احتمال را می‌دهم که علیرغم مخالفت‌ها، نهایتا منجر به مصلحت اندیشی و تصمیمی بشود در حمایت از آقای احمدی نژاد. این را هم قبول دارم که آقای قنبری و سایر اعضای فراکسیون اقلیت مجلس مصمم‌اند که در هنگام رای اعتماد کابینه ایشان، در مجلس حضور پیدا نکنند و یا ترتیبی اتخاذ شود که رای بر عدم صلاحیت برای ریاست جمهوری بگیرند که این پیش‌بینی‌ها بنا به اصول باید درست از آب در بیاید. ولی این فضایی که بر مجلس هشتم حاکم است، من پیش بینی می کنم که متاسفانه ممکن است منجر به حمایت مجدد و یک نوع آشتی سیاسی بین مخالفان در بین اصولگرایان و سایر اقلیت ها در مجلس صورت گیرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Mashaei_Controversial_Pick/1781600.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Mashaei_Controversial_Pick/1781600.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 21 Jul 2009 12:06:05 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Mashaei_Controversial_Pick/1781600.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0BC0AD7C-8477-49A3-9504-161E15D8EE89_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مهدی سحرخیز: نگفتند پدرم کجا نگهداری می‌شود</title>
            <description>دو هفته پس از بازداشت عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و چهره سیاسی اصلاح‌طلب، خانواده او، از بی‌خبری از وضعیت وی ابراز نگرانی کرده‌اند. عدم دسترسی به دارو، عدم برخورداری از حق وکیل، عدم داشتن اجازه برای تماس با خانواده، عدم اعلام اتهام، و عدم اطلاع‌رسانی درباره محل بازداشت، از جمله مواردی است که مهدی سحرخیز فرزند این روزنامه‌نگار سرشناس، که در آمریکا به سر می‌برد، در گفت‌وگو با رادیوفردا، از آنها به عنوان دلایل نگرانی اطرافیانش نام می‌برد.دو هفته پس از بازداشت عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و چهره سیاسی اصلاح‌طلب، خانواده او، از بی‌خبری از وضعیت وی ابراز نگرانی کرده‌اند.  عدم دسترسی به دارو، عدم برخورداری از حق وکیل، عدم داشتن اجازه برای تماس با خانواده، عدم اعلام اتهام، و عدم اطلاع‌رسانی درباره محل بازداشت، از جمله مواردی است که مهدی سحرخیز فرزند این روزنامه‌نگار سرشناس، که در آمریکا به سر می‌برد، در گفت‌وگو با رادیوفردا، از آنها به عنوان دلایل نگرانی اطرافیانش نام می‌برد.   رادیو فردا:   آقای سحرخیز، آخرین اطلاعی که از وضعیت پدرتان دارید چیست؟    مهدی سحرخیز:  آخرین خبری که از ایشان داشتم، همان دو روز پیش بود که گفتم حساسیت پیدا کردند نسبت به دارویی که بهشان داده‌اند و زیر نظر دکتر هستند.   می‌توانم بپرسم که چه دارویی مصرف می‌کنند؟   داروی خاصی مصرف نمی کنند. فشار خونشان بالاست و به داروهای مختلف حساسیت دارند. رژیم غدایی سختی را دکتر به ایشان داده که باید حتماً رعایت بشود. یک داروی بخصوصی مصرف می‌کنند که اسمش را من نمی‌دانم. آن تنها دارویی است که مشکلی برایشان ایجاد نمی‌کند.    الان قاعدتاً در زندان به این دارو دسترسی ندارند؟    با خانواده ما تماس گرفتند. یکی از دلیل‌های تماس این بود که پرسیدند چه دارویی مصرف می‌کنند. نگفتند که دارو را برایشان ببریم.   شما نمی‌دانید که احتمالاً اوین هستند یا جای دیگر؟ محل نگهداری‌شان را نمی‌دانید کجاست؟   از کسی که پرسیدند که کجا نگهشان می‌دارند، گفته که به من گفتند که فقط از شما بپرسم که چه دارویی مصرف می‌کنند. همین.   خود آقای سحرخیز مستقیماً در این مدت با شما یا هیچکدام از اعضای خانواده تماسی نداشتند؟   تا دیروز بعد از ظهر خیر.    بعد از اعلام نتایج انتخابات، دو سه هفته‌ای (اگر اشتباه نکرده باشم) مراجعه می‌کردند برای بازداشت آقای سحرخیز. خود من یکی دو بار که با ایشان صحبت کردم در آن مدت، گفتند که به دفتر کارشان رفتند، خانه رفتند، جاهای مختلف مراجعه کرده بودند برای دستگیری‌شان؟   این دفعه اول نیست. قبل از انتخابات به انتشاراتی ایشان حمله کرده بودند و یک سری از مدارک‌شان را برده بودند. من با خودشان صحبت کردم، با خواهرم صحبت کردم که خیلی ناراحت بود چون خواهر من تنها در خانه بود و نوزده سال بیشتر ندارد، که وقتی آمدند بالا، مثل اینکه در پایین خانه باز بوده و آمدند تا در خانه و شروع کردند به در زدن.  خواهرم توضیح داده که تنهاست و ما طبقه پنجم زندگی می کنیم و قاعدتاً راه فراری نیست. گفتند پدر من خانه نیست و شما تشریف ببرید وقتی تشریف آوردند خانه تماس بگیرید. که گفتند (چند بار) که ما حکم داریم که من پرسیدم که اگر می‌شود حکمتان را ببینیم. گفتند حکم برای همه است. حکم به اسم نیست. ما این حکم را برای همه استفاده می‌کنیم و گفتند اگر باز نکنید، ما در را می‌شکنیم می‌آییم تو.&#160;    آن موقع که آقای سحرخیز در خانه نبودند. نحوه بازداشت‌شان چگونه بود؟   من اطلاعی ندارم که کجا و چه ساعتی و چه روزی بازداشت شده‌اند. فقط می‌دانم بین دوم جولای و سوم جولای بوده.   پرونده را دنبال کردید؟ وکیل مدافع دارند؟    وکیلشان آقای نوروزی بودند که قبل از خودشان بازداشت شدند و زندان بودند وقتی که ایشان بازداشت شدند. پس از آن یک تیم وکالت برایشان تشکیل شده. سه نفر هستند. اسم‌ها پیشم نیست الان. اینها می‌خواستند پیگیر باشند ولی تحت هیچ شرایطی نمی‌گذارند نامه‌ای که باید پدر من امضا کند که این سه نفر وکیلشان هستند، به دست پدرم برسد.   یعنی پس مراجعه کردند به مقام‌های قضایی ولی نتوانستند وکالتنامه را به امضا برسانند؟   بله هر روز مراجعه می‌کنند و نمی‌توانند.   آقای سحرحیز، شما از وقتی که مأموران امنیتی آقای عیسی سحرخیز پدرتان را بازداشت کرده اند، چند نامه نوشتید خطاب به مسئولان کشور. می‌شود توضیح بیشتری در این باره بدهید؟   من سه نامه نوشته‌ام. یک نامه در مورد پدرم بود که آخرین نامه بود. به جز آن دو نامه دیگر به آقای احمدی‌نژاد نوشتم که در نامه اولم خطاب به ایشان نوشتم که چگونه می‌توانید چنین شخصیتی را بازداشت کنید که در آن من پدرم را معرفی کردم، گفتم که چگونه ایشان برادر شهید است و چگونه در جبهه بودند، نماینده ایران در سازمان ملل بودند، در وزارت ارشاد بودند. در خود خبرگزاری جمهوری اسلامی تا معاون خبر هم بود. ایشان حتی در هیچکدام از این تظاهرات شرکت نکردند. در مسافرت بودند، شما چه حقی دارید او را بازداشت کنید.  در نامه دومم یک سری مسائل را بازگو کردم که چطور حقایق را برعکس جلوه می‌دهید. با یک سری مثال از اتفاق‌هایی که افتاده. اینکه آقای حجاریان را به عنوان یکی از عوامل بازداشت کردند، درصورتی که آقای حجاریان حتی از خانه نمی‌تواند بیرون برود و نیاز به چند نفر دارد که مراقبش باشند.  در نامه آخرم هم خطاب به پدرم در اصل با پدرم صحبت کردم. چون از وقتی که ایشان را بازداشت کردند، همانطور که می دانید، روز پدر بوده. در روز پدر حتی نگذاشتند با ما صحبت کند. با خانواده صحبت کند. یکی از چیزهایی که در نامه آمده این است که برای کسانی که می‌گویند حکومتشان حکومت عدل الهی است، چطور در روز تولد حضرت علی نمی‌گذارند زندانیان با خانه تماس بگیرند.  چیزهای دیگری هم که بود این صحبتی بود که فاطمه ابطحی در مورد پدرش کرده بود، که (پدرشان) گفته بودند صدای الله اکبر را می‌شنوند از زندان و این برایشان قوت قلب می‌دهد. من هم از پدرم پرسیدم که آیا ایشان هم صدای الله اکبر را از زندان می‌شنوند یا نه.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mehdi_Saharkhiz_IV_on_Isa_Saharkhiz/1781096.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Mehdi_Saharkhiz_IV_on_Isa_Saharkhiz/1781096.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Jul 2009 17:56:24 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/06B7E40D-CCDB-426F-9242-A3489B0AD0C4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اعتراض مسالمت‌آمیز مادران عزادار&#187; در گفت‌وگو با شیرین عبادی</title>
            <description>&#171;زنان آزاده جهان، برای قربانیان ایران، سیاه برتن کنید!&#187; شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل، با انتشار فراخوانی نوشته است &#171;از زنان آزاده جهان دعوت می‌کنم هر شنبه از ساعت هفت و هشت بعداز ظهر با گردهمایی در يکی از پارک‌های شهر خود با پوشيدن لباس سياه و با لبان خاموش، با مادران عزادار ايرانی همدردی کرده و صدای آنهان را به گوش جهانيان برسانند.&#187;&#171;زنان آزاده جهان، برای قربانیان ایران، سیاه برتن کنید!&#187; شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل، با انتشار فراخوانی نوشته است &#171;از زنان آزاده جهان دعوت می‌کنم هر شنبه از ساعت هفت و هشت بعداز ظهر با گردهمایی در يکی از پارک‌های شهر خود با پوشيدن لباس سياه و با لبان خاموش، با مادران عزادار ايرانی همدردی کرده و صدای آنهان را به گوش جهانيان برسانند.&#187;  خانم عبادی در اين فراخوان با اشاره به قربانيان اعتراضات دو ماه گذشته به نتايج انتخابات رياست جمهوری اعلام کرد که &#171;مادرانی که فرزاندان خود را از دست داده ان يا جگر گوشه‌هاشان هنوز جزو مفقودين بوده و يا در زندان‌ها به سر می‌برند. کميته مادران عزادار ايرانی را تشکيل داده‌اند.&#187;  شیرین عبادی هم اکنون در آمستردام به سر می‌برد، به راديو فردا می‌گوید مردم معترض به نتيجه انتخابات به خيابان آمدند تا به طريقی مسالمت‌آميز اعتراض خود را بيان کنند، اما جواب آنها گلوله بود و چوب و چماق. اکنون مسالمت‌آمیزترین واکنش، می‌تواند، رفتن به محل‌های عمومی مانند پارک‌ها در سکوت، و بر تن کردن لباس سیاه برای از دست‌رفتگان باشد.   رادیو فردا:   خانم عبادی، از دلایل خود برای صدور این فراخوان بگویید.    شیرین عبادی:  بعد از اینکه خشونت دولتی افزایش یافت، مردم ایران با خلاقیتی که دارند، راه‌های مختلفی برای ابراز مخالفت و اعتراض خودشان پیدا کردند. یکی از این راه‌ها که مسالمت‌آمیزترین شیوه ممکن هم بود، این است که مادرانی که فرزندان گمشده دارند و یا فرزندانشان در جریان انتخابات اخیر به قتل رسیده‌اند یا در زندانند، هر هفته شنبه‌ها از ساعت هفت تا هشت بعد از ظهر در یکی از پارک‌ها دور هم گرد می‌آیند درحالتی که لباس سیاه به علامت عزاداری پوشیده‌اند و با سکوت.  زنانی که خود را همدرد این زنان می‌دانند، به آنها ملحق می‌شوند. این شیوه اعتراض بسیار مسالمت‌آمیز و در عین حال باعث جلب همدردی همه مردم می‌شود. هرچند که تاکنون مورد بی‌مهری حکومت قرار گرفته‌اند، چند بار به آنها حمله شده، سعی کردند که هرکس که روز شنبه با لباس مشکی در پارک است، کتکش بزنند؛ چند نفر دستگیر شده‌اند. ولی در عین حال چون شیوه مسالمت‌آمیزی است، هزینه‌اش کمتر است.   رادیو فردا:   خانم عبادی، شما در این فراخوان و ابراز همدری که منتشر کردید، اشاره کردید به تعداد کشته‌شدگان حوادث اخیر که اشاره کردید اول هشت نفر اعلام شدند، ۱۱ نفر و ۲۰ نفر و کماکان این آمار دارد بالاتر می‌رود. آیا شما، کانون مدافعان حقوق بشر تا کنون توانسته‌اید آماری به دست بیاورید و اطلاعاتی در این مورد کسب کنید؟    شیرین عبادی:  متأسفانه آمار دقیقی از تعداد افرادی که در جریان حوادث اخیر جان خود را از دست داده اند، در دست نیست. یکی از اعتراضات من همین است. چرا دولت اطلاع‌رسانی نمی‌کند و چرا جنازه‌ها را بیش از ۲۵ روز است که در سردخانه‌ها نگهداری می‌کنند و تحویل خانواده‌ها نمی‌دهند. نمونه‌اش سهراب اعرابی بود که بعد از گذشت تقریبی ۲۵ روز تازه خانواده را صدا کردند و اجازه دادند که آلبوم کشته‌شدگان را ببینند و نشانی از فرزند گمشده پیدا کنند...   رادیو فردا:   که توی همان آلبوم هم ۵۰ تا ۶۰ تا، آنطور که مادر سهراب اعرابی گفته بود، عکس‌های مربوط به اجساد را مشاهده کرده بودند.     شیرین عبادی:  بله متأسفانه همین طور است. حدود ۵۰ عکس گزارش شده که در آن آلبوم بوده است. ضمناً توجه داشته باشید این آلبوم مخصوص تهران است. یعنی در شهرستان‌ها هم این اتفاق افتاده. بنابراین آنچه که مورد اعتراض است، این است که چرا دولت این چنین خشونتی به خرج داد که تظاهرات مسالمت‌آمیز اینقدر کشته بدهد؟  بعد حالا که جوانان مردم بیگناه کشته شده‌اند، چرا فوراً به خانواده‌ها خبر ندادید؟ چرا مدتی صبر کردید و بعد چرا از آنها تعهد می‌گیرید که به کسی نگویند که در چه تاریخی و چگونه کشته شده؟ چرا هرگونه مراسمی را برای یادبود این عزیزان ممنوع کرده‌اید؟  اینها تمام، مسائلی است که مورد اعتراض کمیته مادران عزادار است و اعتراض به همینگونه مسائل باعث شده که شنبه‌ها ساعت هفت تا هشت بعد از ظهر در یکی از پارک‌های شهر گرد هم بیایند. این مخصوص تهران نیست. در شهرستان‌ها هم شروع شده و باید بگویم که در سرتاسر دنیا هم دارد شروع می‌شود.  مثلاً در ایتالیا کمیته همدردی با مادران عزادار شروع شده، در آلمان به همچنین، و به تدریج به سایر شهرها می‌رسد. زنانی که خود مادر هستند، زنانی که دلسوزند، زنانی که مخالف چنین خشونت‌هایی هستند، به نشانه همدردی با زنان عزادار ایرانی ساعت هفت تا هشت شنبه‌ها با لباس مشکی، در هر شهری که هستند، در پارک دورهم جمع می‌شوند و یاد جوانان ایرانی را که به خاطر آزادی و دموکراسی جان عزیز خود را از دست دادند، گرامی می‌دارند.   رادیو فردا:   خانم عبادی در ضمن چون اشاره شد به ۵۰ عکس، همانطور که اشاره کردید، آن تعداد عکس مربوط به تهران بود. با یک توضیح که مربوط به کسانی بود که بی‌نام و نشان بودند. وگرنه یک تعداد دیگری هم به خانواده‌شان اطلاع داده شده بود و خانواده اطلاع داشتند. طبیعتاً عکس آنها در بین این ۵۰ تا نبود. یعنی بازهم تا آنجا که ما متوجه شدیم، در برگیرنده تمام عکس‌ها نیست. اما به حرکتهای جهانی اشاره کردید. دو حرکت جهانی هم پیش رو داریم. یکی اعلام اعتصاب غذایی بود که از طرف آقای گنجی اعلام شد و بعد از طرف اقشار مختلف از آن حمایت شد، که قرار است ۲۲ ژوئیه باشد و یکی هم ۲۵ ژوئیه از طرف تعدادی از نهادهای حقوق بشری. شما فکر می‌کنید که این حرکت‌های جهانی، اولاً خاستگاهش کجاست و بعد تأثیرش بر حرکت داخل ایران چه خواهد بود؟    شیرین عبادی:  این حرکت‌های جهانی نشان می‌دهد که علیرغم خشونت و سرکوب دولتی که در ایران وجود دارد، اعتراض‌های مردم به قوت خود باقی است. این حرکت‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که اوضاع ایران برخلاف آنچه که دولت سعی می‌کند به دنیا نشان بدهد، هنوز آرام نیست و ما در بحران بسر می‌بریم. این حرکت‌ها نشان می‌دهد که مردم ایران در دنیا تنها نیستند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ebadi_Call_for_mourning_protest_victims/1781075.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Ebadi_Call_for_mourning_protest_victims/1781075.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Jul 2009 17:35:32 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/01B79DEB-E05C-4CE8-A295-8154760707F7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>الویری: نماز جمعه هاشمی، واقعه‌ای منحصر به فرد بود</title>
            <description>اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و سرشناس‌ترین چهره‌های حلقه سنتی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، با استقبال گروه‌های اصلاح‌طلب مواجه شده است. مرتضی الویری، مسئول صیانت از آرای مهدی کروبی به رادیوفردا می‌گوید مسایلی که آقای رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کرد، از انتظار اصلاح‌طلبان از وی، فراتر بود.اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و سرشناس‌ترین چهره‌های حلقه سنتی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، با استقبال گروه‌های اصلاح‌طلب مواجه شده است.   مرتضی الویری، مسئول صیانت از آرای مهدی کروبی به رادیوفردا می‌گوید مسایلی که آقای رفسنجانی در نماز جمعه مطرح کرد، از انتظار اصلاح‌طلبان از وی، فراتر بود.   اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، در خطبه‌های نماز جمعه که با حاشیه‌های پررنگی از جمله ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای امنیتی، قطع شدن سرویس تلفن‌های همراه و بازداشت برخی شرکت‌کنندگان همراه بود، به شماری از برخوردهای صورت گرفته در روزهای پس از انتخابات اعتراض کرد، محدودیت‌های رسانه‌ای را مورد انتقاد قرار داد و خواهان برطرف کردن تردیدهای معترضان شد.   مرتضی الویری، شهردار اسبق تهران، که هم اکنون از مشاوران نزدیک آقای کروبی به شمار می‌رود، به رادیوفردا می‌گوید موارد مطرح شده توسط آقای رفسنجانی، اگرچه شامل تمامی خواست‌های اصلاح‌طلبان نبود، اما بخشی از مهم‌ترین مطالبات آنان را در بر می‌گیرد.   رادیوفردا: آقای الویری، برداشت شما به عنوان یکی از اعضای هسته مرکزی جناح اصلاح‌طلبان، از نماز جمعه این هفته و اظهارات آقای رفسنجانی در آن چه بود؟    مرتضی الویری:  من تصور می‌کنم که نماز جمعه ۲۶ تیر، هم از نظر اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان خطیب نماز جمعه و هم از نظر تنوع جمعیت و میزان آن و هم از نظر برخوردهایی که بعدش پیش آمد، یک واقعه منحصر به فرد است.  در مورد اظهارات ایشان من فکر می‌کنم که در این فضا، ایشان جامع‌ترین اظهارات را بیان کردند. خیلی از دوستان را دیدم که گفتند مطالب آقای هاشمی بیش از انتظارات ما بود، به این معنا که فکر نمی‌کردیم ایشان به این میزان جامع صحبت کنند. محور حرف‌هایی که مطرح کردند مطالبات مردم بود.  به عنوان مثال در چارچوب قانون حرکت کردن، مطلبی است که دقیقاً معترضان به وضعیت موجود خواستار آن و در واقع عمل به قانون هستند. من هم در مطالبی که به عنوان صیانت از آرای آقای کروبی عنوان کردم، و نظراتی که به شورای نگهبان ارائه کردیم، دقیقاً همین خواسته را داشتیم، یعنی خواستار اجرای قانون در این زمینه بودیم.   به نظر شما آقای الویری، صحبت‌های آقای هاشمی رفسنجانی که به گفته شما فراتر از انتظارات خیلی از اصلاح‌طلبان بود، چه تأثیری بر معادلات سیاسی بین اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران خواهد داشت؟   این را البته اصلاح کنم که انتظارات اصلاح‌طلبان بیشتر از مطالبی است که آقای هاشمی گفتند...   منظور من، انتظار اصلاح‌طلبان از آقای هاشمی رفسنجانی بود...   بله، بحث این است که ایشان به عنوان خطیب نماز جمعه و کسی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است و پشت تریبون نماز جمعه می‌ایستد، مطالبی که بیان کردند، بسیار جامع و کامل و مبسوط بود. بُعد قانونگرایی هم بسیار&#160; ارزشمند بود. مسئله آزادی زندانیان انتخاباتی برای ما بسیار حیاتی است.   بسیاری از دوستان خوب ما بی‌گناه الان در گوشه زندان هستند و خانواده‌هایشان از آنها بی‌خبرند و برای ما این مسئله بسیار مهم است. مسئله دیگری که مطرح شد، استفاده از صدا و سیما و تریبون‌های رسمی است. الان طرفداران دولت به راحتی از امکانات رادیو تلویزیون استفاده می‌کنند.  ما بارها اعلام آمادگی کرده‌ایم برای مناظره در مقوله انتخابات و چیزهایی که پیش آمده، اما همه اینها بدون پاسخ مانده است. مسئله دیگر مسئله رسالت مطبوعات و آزادی مطبوعات برای درج مطالب در چارچوب قانون است. به نظر من همه اینها چیزهایی است که اگر انجام شود، بسیاری از التهاب‌های موجود فروکش خواهد کرد.&#160;    خوب، اگر موافق باشید بازگردیم به همان سؤالی که پیشتر پرسیده شد. به نظر شما تأثیر موضعی که آقای رفسنجانی اتخاذ کرد، در دایره قدرت، در نظام حاکم، در جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟   من تصور می‌کنم که با توجه به جایگاه ویژه‌ای که آقای هاشمی رفسنجانی میان روحانیت دارد و ارتباطی که با مراجع تقلید دارند و همچنین به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان، مطالبی که از طرف ایشان مطرح می‌شود، مطالب یک فرد عادی نیست. بنابراین با یک ملاحظات خاصی مورد توجه قرار خواهد گرفت.   فضای حاکم بر نماز جمعه را چطور برآورد می‌کنید، جمعیت، مردم، فضا و واکنش‌ها چطور بود؟   از نظر تنوع می‌شود گفت وجه غالب آن اصلاح‌طلبان بودند. مخصوصاً در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران. یعنی غیر از زمین دانشگاه تهران که به نظر می‌آید انحصاراً در اختیار طرفداران یا افراد خاص اصولگرا قرار گرفته بود...   اصلاح‌طلبان را به آنجا راه ندادند؟   نه. متأسفانه امکان ورود پیدا نکردند. ولی در فضای بسیار گسترده اطراف دانشگاه تهران حتی تا نزدیک میدان ولیعصر؛ دوستانی را سراغ دارم که گفتند در مجاور پارک لاله نماز جمعه برگزار کردند. بنابراین از نظر تعداد بسیار وسیع بود.  من نمی‌توانم مقایسه قطعی کنم با نماز جمعه‌های باشکوه و پرجمعیتی که از اول انقلاب تا الان برگزار شده. ولی بدون تردید تا الان کم‌نظیرترین از نظر تعداد شرکت کننده بود و از نظر تنوع هم همین طور.   گزارش‌هایی هم از درگیری با مأموران امنیتی و لباس شخصی‌ها مخابره شده است.   متأسفانه این جنبه منفی قضیه است. برای من بسیار تأثرانگیز بود. نمازی که منشأ و مبدأ وحدت جامعه باید باشد، بعد از اینکه نماز تمام می‌شود، یک مرتبه نمازگزاران با گاز اشک‌آور مواجه می‌شوند. این باعث تأسف است.   بدون اینکه هیچ حرکت اولیه‌ای از طرف نمازگزاران انجام شده باشد، این برخورد صورت گرفت؟    ببینید، نماز تمام شده، خوب یک موقعی فضای ضد اسرائیلی حاکم است، شعارهای ضد اسرائیلی می‌دهند. یک زمانی یک اتفاقی در یک نقطه دنیا می‌افتد، نمازگزاران نسبت به آن موضوع شعار می‌دهند و صحنه نماز جمعه را ترک می‌کنند.  طبیعی است که این روز هم که نماز جمعه تمام شده و بیشتر شرکت‌کنندگان هم جزو اصلاح‌طلبان هستند، اعتراض خودشان را نسبت به وضعیت انتخابات بیان کنند و شعار می‌دهند. من وقتی با اتومبیل شخصی به چهارراه ولیعصر رسیدم، دیدم که مردم در حال فرار هستند و شیشه را کمی پائین کشیدم، دیدم بوی شدید گاز اشک‌آور یک وضعیت ناجوری به وجود آورده است.  دفعات قبل در نماز جمعه‌های پیش هیچ وقت چنین اتفاق‌هایی نمی‌افتاد، ولی این بار فقط به دلیل اینکه نمازگزاران شعارهایی در دفاع از اصلاحات می‌دهند یک مرتبه با گاز اشک‌آور و ضربه باتوم مواجه می‌شوند. این واقعاً باعث تاسف است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Alviri_on_Hashemi_friday_pray/1779753.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Alviri_on_Hashemi_friday_pray/1779753.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 18 Jul 2009 13:00:58 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8AE8434B-EAAD-43D9-B96A-550B5AF0527E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;انتقادها&#187; و &#171;هشدارهای&#187; هاشمی</title>
            <description>از چند روز پیش خبرهای مربوط به نماز جمعه این هفته تهران به اقامت آقای هاشمی رفسنجانی، صفحات نشریات داخلی و وب سایت های خارجی را به طور هم زمان، هم از طرف محافظه کاران و طرفداران محمود احمدی نژاد و هم از طرف اصلاح طلبان و طرفداران آقای موسوی و کروبی و خاتمی پر کرده بود. از نکات قابل توجه این نماز جمعه این بود که بدون حضور هیئت دولت برگزار شد.  با توجه به اهمیت این نماز جمعه، رادیو فردا با  سراج الدین میردامادی (روزنامه نگار و تحلیلگر در فرانسه) و آقای مهران براتی (تحلیلگر سیاسی در آلمان) گفت و گو کرده است:     آقای میردامادی! سخنان آقای هاشمی در نماز جمعه تهران قبل از آغاز، از سوی هر دو طرف واکنش های بسیاری به همراه داشت. تحلیل شما از صحبت های آقای هاشمی چیست؟    میردامادی:  به نظر من به واسطه حضور مردم و سخنانی که از آقای هاشمی انتظار نمی رفت، پروژه نماز جمعه این هفته که از طرف جنبش سبز داخل ایران طراحی و توصیه شده بود، پروژه موفقی از آب درآمد.  با توجه به سیاست محتاطانه و محافظه کارانه آقای هاشمی درمقاطع مختلف، تحلیلگران بر این باور بودند که او از خطوط تعریف شده توسط رهبر نظام جلوتر نخواهد رفت و به تایید آن چه رهبری تعیین کرده، خواهد پرداخت.   ولی دیدیم که این گونه نشد و آقای هاشمی به نکات مهمی اشاره کرده و به صورت صریح انتقاداتی را مطرح کرد، البته با ادبیات خود و با دلسوزی برای نظام که لزوما دیدگاه های رهبری را در بر نمی گیرد. هر چند که یک بار اسم رهبری را در سخنان خود به زبان آورد و گلایه کرد از شورای نگهبان که نتوانسته انتظارات رهبری را برآورده کند.   آقای هاشمی به طور صریح نسبت به تردید در نتایج انتخابات پافشاری کرد و آن را جدی دانست و گفت نظام از این حوادث و این برخوردها ضرر کرده است. او بر کلمه بحران تاکید کرد و این که باید اعتماد مردم بازگردانده شود، از زندنیان سیاسی یاد کرد و خواستار آزادای آنها شد، انتقاد کرد که شورای نگهبان نتوانسته رفع ابهام کند، خواستار آزادی رسانه ها و مطبوعات و دلجویی از خانواده های آسیب دیده شد، از صدا و سیما هم انتقاد کرد و خواست زمینه گفت و گو و مناظره بین افراد را ایجاد کند. مهمترین نکته این بود که آقای هاشمی از معترضان به عنوان &#171;مردم&#187; یاد کرد.  با در نظر گرفتن خطبه های دوم آقای هاشمی و واکنش های مردم، به نظر می رسید موافقان آقای هاشمی و موج سبز توانسته بودند جلو بیایند و شعارهایی در تایید صحبت های او نشان می داد که طرفداران موج سبز توانسته بودند خود را حتی به قسمت جلوی تریبون هم برسانند، به رغم این که پیش بینی می شد قسمت جلوی تریبون را لباس شخصی ها و افراد وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی پر کنند.   آقای براتی! همان طور که می دانید نماز جمعه امروز بدون حضور اعضای هیئت دولت برگزار شد. تحلیل شما در این باره چیست؟    براتی:  اطلاع دارید که آقای احمدی نژاد دیروز در مشهد سخنرانی کرده و به رغم این که عده زیادی را با اتوبوس و وسایل دیگر به مشهد برده بودند، ولی آن طور که گفته می شد بیشتر از پنج هزار نفر آنجا حضور نداشتند. آقای احمدی نژاد در طی سخنان خود حملاتی را هم متوجه آقای هاشمی کرده است.  اما آن چه در سخنان آقای هاشمی مهم است این است که او با هوشمندی بسیار واقع بینانه ای بر متضرر شدن تمامی نهادهای برجسته نظام تاکید کرد و اشاره او به این مسئله که حکومت شاه هم با اعتراضات خیابانی سقوط کرد، در حقیقت هشداری بود به این که با چنین سرکوب هایی انتظار این را نداشته باشید که مردم امید خود را از دست بدهند و به خانه هایشان بازگردند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Barati_Mirdamadi_Hashemi/1779652.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Barati_Mirdamadi_Hashemi/1779652.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 17 Jul 2009 22:55:25 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CF0192D0-D8AE-41EC-99B2-DD4ABACF0B18_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مخملباف: هاشمی فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد</title>
            <description>اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه آخر نماز جمعه امروز تهران، ۲۶ تیرماه، با اشاره به حضور انبوه مردم در انتخابات گفت که &#171;هدف مقدس ما بازگرداندن اعتمادی است که مردم را وارد میدان کرد&#187;  آقای رفسنجانی در مهم‌ترین نماز جمعه جمهوری اسلامی پس از نماز جمعه‌ای که علی خامنه‌ای یک هفته پس از اعلام نتیجه انتخابات ایراد کرد گفت که &#171;زندانی‌ها را اجازه دهیم که به خانواده‌هاشان برسند&#187;.  او ضمن آن که خواستار آزادی فوری تمام زندانیان پس از انتخابات شد هشدار داد که &#171;نگذاریم که به خاطر زندانی بودن عده‌ای دشمنان ما ما را شماتت کنند&#187;.  آقای رفسنجانی همچنین گفت که باید با &#171;آسیب‌دیدگان&#187; حوادث پس از اعلام نتیجه انتخابات &#171;همدردی و دلجویی شود&#187;.    محسن مخملباف، سینماگر و فعال مدنی ایرانی  در مورد سخنان اکبر هاشمی‌ رفسنجانی در نماز جمعه به رادیو فردا می‌‌گوید:  صحبت های آقای هاشمی خلاف انتظار من بود. اگر چه برای جنبش سبز، حضور مردم مهم تر از صحبت های آقای هاشمی قلمداد می شد، اما وقتی او به نفع جنبش صحبت کرد و بر خلاف هميشه که از منافع نظام و رهبری دفاع می کرد، اين بار با زيرکی برخی از خواست های جنبش را مطرح کرد.   به عنوان مثال او از آزادی زندانيان سياسی، برداشتن سانسور از مطبوعات، نقد صدا و سيما، درخواست حضور مخالفان در صدا و سيما برای ابراز انتقادات و بازگرداندن اعتماد مردم صحبت کرده و تصوير نا اميد کننده ای از وضعيت نظامی که محبت مردم را از دست داده است، ارائه داد.    آقای هاشمی در کدام قسمت صحبت های خود، وضعيت چنين نظامی را نا اميد کننده خواند؟   آقای هاشمی اين بار به صدر اسلام اشاره کرد و اختلافاتی که در اواخر عمر پيامبر پيش آمده بود و جامعه اسلامی را به سمت يک فروپاشی برد. آقای هاشمی با توصيف وضعيت نا اميد کننده ای که در ماه های آخر عمر پيامبر حاکم بود، تصوير پاره پاره شدن جامعه اسلامی را به مردم نشان داد.   کار تازه ای که آقای هاشمی انجام داد، حمله به کشتار مسلمانان در چين بود و شرايطی را به وجود آورد که حزب اللهی هايی که در صحن اصلی دانشگاه بودند فرياد مرگ بر چين سر دهند. اين هم به نفع جنبش است چون اکنون چين و روسيه متحد جمهوری اسلامی در مقابل تحريم های دنيا هستند.  می توان گفت آقای هاشمی فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد و به نظر من تمام اينها نشانه قدرت جنبش سبز مردم است و اين را بايد يک پيروزی ديگر برای جنبش محسوب کرد.   از ديد کسانی که آقای هاشمی را جزو سيستم می دانند، می توانيم بگوييم ريزش سيستم يا اختلافات درون حاکميت و آنهايی که آقای هاشمی را شبيه اميرکبير و مدافع منافع مردم می دانند، شفاف تر شدن موضع او بود.   به خصوص نبايد نقش خانواده آقای هاشمی را در اين ميان ناديده گرفت. فائزه هاشمی طی دو دهه گذشته هميشه مواضع روشنی هم به نفع جنبش زنان و هم به نفع دموکراسی خواهی داشته است.   من اطلاع دقيق دارم که خانواده آقای هاشمی در يک ماه اخير بسيار موثر بوده و هر وقت آقای هاشمی خواسته کمی متمايل به راست شود با خشم فرزندان خود روبرو شده است و آنها توانسته اند مواضع متعادل تری را به او تحميل کنند.    آقای مخملباف! به نظر شما اکنون با اعلام مواضع آقای هاشمی، چه اتفاقی برای معترضين به انتخابات و طرفداران اصلاحات در ايران رخ خواهد داد؟ آيا ميتوانيم بگوييم از نظر سياسی تقويت می شوند؟   جنبش سبز طيف های مختلفی است؛ گروه هايی که تندتر فکر می کنند و مثلا توقع داشتند آقای هاشمی يک پارچه سبز رنگ به دست بگيرد و در نماز جمعه فرياد مرگ بر ديکتاتور و يا حسين مير حسين سر دهد. خوب صحبت های آقای هاشمی اين افراد را راضی نمی کند، اما کسانی که جدی تر فکر می کنند و با ادبيات سياسی آشنا هستند، می دانند مواضع آقای هاشمی مواضع آدمی است که در ميانه ايستاد اما از جنبش مردم جانبداری کرد.  اين می تواند به نفع جنبش باشد زيرا آقای خامنه ای بيش از هر کسی می تواند از اين صحبت ها ناراحت باشد، چون نه تنها چيزی از اين صحبت ها به دست نياورد بلکه در مقابل يک سری سؤال هم قرار داده شد.  از اين به بعد همان طور که نماز جمعه به فرصتی تبديل شد برای تظاهرات، می تواند راه کارهای جديدی جلوی مردم گشوده شود و مثلا هر نماز جمعه ای که موسوی در آن شرکت کند، می تواند گردهمايی برای جنبش سبز باشد؛ همان گردهمايی که به آن مجوز نمی دهند و نماز جمعه برای ما به مجوزی که از ۱۰۰۰ سال پيش صادر شده، تبديل می شود.   اين جنبش غيرقابل برگشت است و ما هر روز ريزش در حاکميت را می بينيم. در حقيقت آقای موسوی هم به دنبال مردم رفته و خودش در نامه ای نوشته است که دعوت مردم را قبول کرده و در صفوف آنها حاضر شده است.    موضع گيری آقای هاشمی چه تاثيری بر نظام جمهوری اسلامی دارد؟   بايد بدانيم که اين موضع خودش برآمده از اتفاقاتی است که قبلا رخ داده و حاکميت چند پاره شده است. بخشی از روحانيت کاملا سکوت کرده اند و سکوت آنها علامت رضايت از خامنه ای نيست، به اين معنی است که ناراضی هستند ولی حرفی نمی زنند يا می ترسند. عده ای هم حرف می زنند از آقای منتظری گرفته که از قبل جزو منتقدين بوده  تا آقای طاهری.    در جلسه سری که بعد از فوت آقای خمينی تشکيل شد، آقای رفسنجانی به نقل از آقای طاهری می گويد از امام خمينی شنيده که آقای خامنه ای برای رهبری مناسب است و با اين استناد، خبرگان به رهبری آقای خامنه ای رأی می دهد، اما اکنون آقای طاهری جزو مخالفين آقای خامنه ای است.   يا مثلا هادی غفاری در سطح پايين تر صريحا به نقد مستقيم آقای خامنه ای پرداخته است. در مجلس، سپاه و بسيج هم وضع همين طور است. نامه نوريزاد برای من جالب بود که دلش نمی خواهد نامش در ليست قاتلين و شکنجه گران مردم باشد.   اينها همه نشانه های ريزش حاکميت و از بين رفتن اعتماد به نفس آن است و اين سخنرانی هم تاثير متقابلی دارد، يعنی عده ای هم که ميانه رو هستند ممکن است با شنيدن حرف های آقای هاشمی به سمت جنبش مردم ريزش کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Makhmalbaf_Hashemi/1779636.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Makhmalbaf_Hashemi/1779636.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 17 Jul 2009 22:28:27 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/CEBA3F17-4F4D-4BF8-859A-E9B8397DB1FF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>وکیلی دربند، وکلا نگران</title>
            <description>تیم وکلای مدافع محمد علی دادخواه از بی خبری از وضعیت او با توجه به شرایط جسمانی اش ابراز نگرانی کرده اند.تیم وکلای مدافع محمد علی دادخواه از بی خبری از وضعیت او با توجه به شرایط جسمانی اش ابراز نگرانی کرده اند.  محمدعلی دادخواه وکیل سرشناس ایرانی و از جزو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر حدود یک هفته پیش و در گیر و دار بازداشت چهره های سیاسی و مدنی، در دفتر کار خود توسط ماموران امنیتی بازداشت، و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.   محمد مصطفایی یکی از وکلایی که دفاع از آقای دادخواه را برعهده دارد  به رادیوفردا می گوید که این وکیل پرسابقه، هنوز موفق به برقراری هیچ گونه تماسی از محل نگهداری خود نشده است:   محمد مصطفایی:  متاسفانه علی رغم گذشت شش روز از بازداشت آقای دادخواه و اين که تعدادی از مأموران به دفتر او مراجعه کرده و مدارک و چيزهايی مانند کامپيوتر شخصی را برده اند، ديگر هيچ اطلاعی در دست نيست.   من به عنوان وکيل آقای دادخواه و وکلای ديگر اين نگرانی را داريم که هيچ اطلاعی از وضعيت او در دست نيست. آقای دادخواه قبل از دستگيری از نظر جسمی به ويژه از نظر دستگاه گوارش مشکلاتی داشت که بايد تحت نظر دکتر قرار می گرفت و داروهای خاص مصرف می کرد و در حال حاضر در زندان به اين داروها دسترسی ندارد و شرايط زندان با اين وضعيت برای آقای دادخواه سخت است.    شما اطلاع داريد که آقای دادخواه اکنون در کجا نگهداری می شود؟   ما در حال حاضر هيچ اطلاعی نداريم که در کجا نگهداری می شود، فقط شنيده ايم که در بند ۲۰۹ به سر می برد. ولی اين فقط در حد شنيده است و اطلاع ما دقيق نيست و نگرانيم که مبادا با اين وضع جسمی در انفرادی نگهداری شود.   آيا تا کنون آقای دادخواه هيچ تماسی نداشته است؟   خير، هيچ تماسی وجود نداشته است. نگرانی ديگر ما پرونده اوست، چون همه می دانيم که آقای دادخواه به صورت کاملا انسان دوستانه و خداپسندانه پرونده های دانشجويان و ساير پرونده ها را به عهده می گرفت. ما يقين داريم که هيچ اتهامی را نمی شود متوجه آقای دادخواه کرد.   منظور شما از خداپسندانه يعنی بدون دريافت حق وکالت؟   بله، آقای دادخواه به صورت رايگان اين پرونده ها را به عهده می گرفت.    آقای دادخواه را به چه اتهامی بازداشت کرده اند؟   در مورد اين که اتهام آقای دادخواه و قرار صادر شده چيست، ما هم چيزی نمی دانيم و فقط در حد احتمالات است. همين مسئله نگرانی ما را درباره پرونده آقای دادخواه افزايش می دهد. اميدوارم در اسرع وقت اين نگرانی ها رفع شود و با آزادی او مردم هم خوشحال شوند.   آيا آقای دادخواه روی پرونده خاصی کار می کرد که ممکن است برای مقام های امنيتی و قضايی  حساسيت برانگيز بوده باشد؟   يک وکيل دادگستری هر پرونده ای را می تواند قبول کند و هر فردی حق دارد از وکيل دادگستری استفاده کند، اعم از قاتل يا کسی که متهم به اقدام عليه امنيت ملی است. اين فرد می تواند به آقای دادخواه يا هر کدام از وکلای دادگستری مراجعه کند.   اين احتمال برای هر وکيلی وجود دارد که يک پرونده حساس را به عهده بگيرد، ولی ما هنوز اطلاع نداريم که آقای دادخواه پرونده حساسی در دست داشته است يا نه. اگر چنين چيزی هم درست باشد دليل ندارد که به وکيل دادگستری برای چنين چيزی اتهام وارد شود چون وکيل از شخص دفاع می کند نه از اتهام. در ضمن او بيشتر پرونده دانشجويان را به عهده می گرفت.   شما به عنوان يکی از وکلای آقای دادخواه تا کنون به مراجع قضايی مراجعه کرده ايد؟   بله، آنها فقط گفته اند در حال حاضر اقدامی در مورد اين پرونده وجود ندارد و ما بايد منتظر باشيم که تصميم بعدی مسئولان چيست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Dadkhah_Mostafai/1776748.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Dadkhah_Mostafai/1776748.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 14 Jul 2009 19:08:28 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/159DEC78-E0E7-4771-8EDD-351814A1A726_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>میرابرهیمی: احساس می‌کنی جز بازجو کسی از تو خبر ندارد</title>
            <description>در پی اعتراض‌های گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، و بازداشت صدها نفر از معترضان و همچنین چهره‌های مدنی، سیاسی، و فرهنگی، تلویزیون جمهوری اسلامی، آغاز به پخش تصاویری از افراد مختلف کرد که در مقابل دوربین‌های صدا و سیما، به آنچه &#171;اشتباه&#187; خود در قبال انتخابات می‌خوانند، اعتراف می‌کنند.در پی اعتراض‌های گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، و بازداشت صدها نفر از معترضان و همچنین چهره‌های مدنی، سیاسی، و فرهنگی، تلویزیون جمهوری اسلامی، آغاز به پخش تصاویری از افراد مختلف کرد که در مقابل دوربین‌های صدا و سیما، به آنچه &#171;اشتباه&#187; خود در قبال انتخابات می‌خوانند، اعتراف می‌کنند.  بسیاری از این افراد، در اعتراف‌های خود، چهره‌ها و احزاب اصلاح‌طلب را متهم به دامن زدن به نا آرامی‌های پس از انتخابات می‌کنند.  پخش یا انتشار اعترافات افراد بازداشت شده، سابقه‌ای طولانی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران دارد. پیش از این نیز بسیاری از این افراد به بهانه‌های مختلف در مقابل دوربین، به اتهاماتی از قبیل تلاش برای ایجاد انقلاب‌های نرم، ارتباط با کشورهای خارجی، و امثال آن اعتراف کرده‌اند؛ اعترافاتی که در بسیاری موارد، پس از آزادی فرد از زندان، و یا خروج از ایران، پس گرفته شده است.  روزبه میرابراهیمی، روزنامه نگار و وبلاگ نویس که خود نیز سابقه اعتراف در بازداشتگاه های تهران را دارد، و اکنون ساکن ایالات متحده است، به رادیوفردا می‌گوید خود او حدود ۵ سال پیش تحت شکنجه اعتراف کرده است.    رادیو فردا: ممکن است در مورد پرونده خود، پرونده‌ای به در آن زمان به پرونده وبلاگ‌نویسان معروف شد، توضیح دهید؟    روزبه میرابراهیمی:  پرونده‌های مشابه اين پرونده‌ها بيشتر از آنکه حقوقی باشد سياسی است و يک نوع سناريوهای سياسی طراحی شده است. در اين سناريو کسانی که بازداشت می‌شوند و در شرايط زندان از آنها اعتراف می‌گيرند، بازيگران طرحی هستند که هميشه يک جناح عليه جناح ديگر استفاده می‌کند.  در مقطعی که ما بازداشت شده بوديم و تحت عنوان پرونده وبلاگ‌نويسان معروف شد، ما را برای اعتراف‌گيری و تأييد سناريوهايی که می‌خواستند عليه برخی اصلاح‌طلبان در آن زمان استفاده کنند، تحت فشار قرار دادند.   درباره تجربه شخصی خودتان و شيوه هايی که در مورد شما به کار می بردند، بيشتر توضيح بدهيد.    بر اساس تجربه شخصی من، آنها هميشه برای شکستن افراد از دو محور استفاده می‌کنند. محور اول مسايل اخلاقی است و فشار می‌آورند تا به حوزه زندگی خصوصی افراد وارد شوند و مثلاً شخص را وادار کنند که به ارتباط نامشروع، شرب خمر يا فساد اخلاقی اعتراف کند. محور دوم هم جاسوسی و ارتباط با بيگانگان است.    برای اين که بخواهند در مورد اين دو موضوع اعتراف بگيرند، شما را تحت چه نوع فشارهايی قرار دادند؟   من در تمام دوران بازداشت در سلول انفرادی به سر می‌بردم و در تمام دوران زندان به جز داخل سلول و دستشويی هميشه با چشم‌بند بودم و حتی در اتاق بازجويی آن مقدار چشم مرا باز می‌کردند که بتوانم روی کاغذ چيز بنويسم.  برای من اعتراف در مورد مسايل اخلاقی در يک هفته اول با کتک و شکنجه جسمی همراه بود و اصرار می‌کردند که يک سری اتهامات اخلاقی را بپذيرم.   شما گفتيد که يک هفته مقاومت کرديد. چه اتفاقی افتاد که بعد اين اتهامات را قبول کرديد؟   ببينيد در زندان بعد از يکی دو روز انسان دچار يک فضای ايزوله می‌شود و احساس می‌کند تنها است و هيچ کس به جز بازجو از او خبری ندارد. اين احساس را سيستم زندان و بازجويی تشديد می‌کنند و به جايی می‌رسيد که احساس می‌کنيد تنها خودتان بايد در مورد خود تصميم بگيريد.  مثلاً برای خود من در روز هفتم اين سؤال پيش آمد که آيا مقاومت من برای نپذيرفتن اتهام ارزش دارد يا ندارد؟ بعد به اين نتيجه رسيدم که اول بايد دنبال راهی باشم که از اين فضای بسته و ايزوله بيرون بيايم و بعد بتوانم در دفاع از خودم کاری انجام دهم. چون در دوران بازجويی هيچ شرايطی برای دفاع وجود ندارد و انسان به اين دوگانگی می‌رسد که آيا مقاومت مؤثر است يا بايد راهی پيدا کرد که از اين مرحله عبور کرد.   با توجه به تجربه شخصی خودتان که در معرض اعتراف‌گيری قرار داشتيد، درباره اعترافات اخيری که از تلويزيون يا وب‌سايت‌های نزديک به جناح راست انعکاس پيدا می‌کند نظرتان چيست و به نظر شما اين پروژه چه هدفی را دنبال می‌کند و انقلاب نرم و ارتباط با بيگانه چقدر می‌تواند صحت داشته باشد؟    تجربه من نشان می‌دهد که ۹۹ درصد اين اتهامات که افراد در چنين شرايطی عليه خود مطرح می‌کنند، حقيقت ندارد و تحميل سناريوی تبليغاتی دادستانی و وزارت اطلاعات است.   رسانه‌های جريان اصولگرا مانند کيهان و خبرگزاری فارس، در آن مقطع تأثير مستقيم در بازجويی من در زندان داشتند، يعنی مطالبی که آن زمان کيهان می‌نوشت به زندان می‌آورند تا ما شاهد مثال اين مطالب و سخنگويان اين تفکر باشيم.   اعتراف‌گيری‌های اخير هم در راستای همين جريان است، يعنی اينها سرکوبی را آغاز کرده و يک عده را بازداشت کردند و در يک روند چند ماهه موضوع انقلاب مخملی را در افکار عمومی مطرح کردند.  اکنون در تمام اعترافات خواهيد ديد که خط و خطوطی استفاده شده که در يک سال گذشته توسط کيهان، رجانيوز و فارس مطرح می‌شد.  اما انقلاب مخملی بهانه‌ای است برای سرکوب بيشتر و به نظر من انقلاب مخملی در ايران ناممکن است و ارتباط با بيگانه در اين سطح که تبليغ می‌کنند به هيچ عنوان وجود ندارد. مثلاً من فقط يک مصاحبه داشتم و اين در پرونده من به يک اتهام بزرگ پول گرفتن از سازمان سيا تبديل شد، در حالی که فقط يک مصاحبه بود.  از نظر من تمام اين اعتراف و اتهامات، توهم افرادی است که اين پروژه را سازماندهی کرده‌اند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Confession_Mirebrahimi/1769681.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Confession_Mirebrahimi/1769681.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 05 Jul 2009 16:13:36 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/824043F6-735C-4405-93CF-83570F535176_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حلقه‌ای از زنجیر حمایتی انسان‌ها در سراسر جهان</title>
            <description>چهارشنبه شب، اول تیرماه، جایزه حقوق بشری الکساندر لانگر به نرگس محمدی فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران تعلق گرفت. خانم محمدی خود نتوانست در این مراسم که در ایتالیا برگزار شد، حضور یابد، و شیرین عبادی رئیس کانون، به نیابت از او جایزه را دریافت کرد. او در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره جزئیات دریافت جایزه می‌گوید.چهارشنبه شب، اول تیرماه، جایزه حقوق بشری الکساندر لانگر به نرگس محمدی فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران تعلق گرفت.  خانم محمدی خود نتوانست در این مراسم که در ایتالیا برگزار شد، حضور یابد، و شیرین عبادی رئیس کانون، به نیابت از او جایزه را دریافت کرد.  این بنیاد که به یاد و نام الکساندر لانگر، فعال مدنی، سیاسی و فعال ضد جنگ ایتالیایی نامگذاری شده، با حمایت ۱۸۰ تن از نمایندگان پارلمان‌های اروپایی و ایتالیایی، و دیگر چهره‌های فرهنگی و حقوقی فعالیت می‌کند.  این بنیاد، سالی یک بار به یکی از فعالان حقوق بشر در جهان جایزه‌ای را اهدا می‌کند.  نرگس محمدی برنده جایزه سال ۲۰۰۹ این بنیاد، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره جزئیات دریافت جایزه می‌گوید.   رادیو فردا: خانم محمدی، چطور اطلاع یافتید که جایزه امسال بنیاد لانگر به شما تعلق گرفته است؟    نرگس محمدی:  حدود دو ماه پیش از بنیاد &#171;الکساندر لانگر&#187; در ایتالیا با من تماس گرفتند و خبر دادند که برنده جایزه سال ۲۰۰۹ این بنیاد شده‌ام و برنامه‌هایشان را با من چک کردند که شامل یک برنامه در پارلمان ایتالیا، یک سخنرانی در رم و دریافت جایزه از بنیاد بود.   شما اکنون در ایران هستید در حالی که برای دریافت جایزه باید به ایتالیا می‌رفتید. گویا خانم عبادی به نمایندگی از طرف شما آنجا حضور دارند. چطور شد خودتان برای دریافت جایزه به ایتالیا نرفتید؟   من در اردیبهشت ماه برای نشستی در مورد &#171;روند دموکراسی و نقش زنان در آن&#187; عازم گواتمالا بودم که متأسفانه ممنوع‌الخروج شدم و اجازه ندادند از کشور خارج شوم. در نتیجه پاسپورت ندارم و نتوانستم در این مراسم هم شرکت کنم. خانم عبادی قبول زحمت کرد و اکنون که درایتالیا است، در مراسم بنیاد &#171;الکساندر لانگر&#187; حضور داشت. البته من توانستم یک سخنرانی کوتاه تلفنی داشته باشم.    در سخنرانی تلفنی خود به چه مطالبی اشاره کردید؟   مسایل روز ایران و وقایع بعد از انتخابات مسایلی است که ایرانیان را در تمام جهان درگیر کرده و دل‌نگرانی‌هایی را برایشان به وجود آورده است. واقعیت این است که اکنون مادران بسیاری در ایران، نه فقط کسانی که بچه های خود را از دست داده اند بلکه همه مادران داغدار هستند.   من هم به عنوان یک مدافع حقوق بشر، همدردی خود را با خانواده‌های عزیزان از دست رفته در این مراسم اعلام کردم و گفتم&#160; ما هم در غم این جوانان، دختران و پسران سوگوار هستیم.  راهپیمایی‌هایی که درایران انجام شد واقعا مدنی‌ترین، مسالمت‌آمیزترین و آرام‌ترین راهپیمایی‌ها بود، نه کسی حرفی می‌زد و نه شعاری می داد و مردم فقط با یک نوار سبز و یا دو انگشت به علامت پیروزی اعلام حضور می‌کردند.    نرگس محمدی درایران به خاطر فعالیت‌های حقوق بشری ممنوع‌الخروج می‌شود و در اروپا به خاطر همین فعالیت‌های حقوق بشری جایزه می‌گیرد. شما خودتان این دو رویکرد را چطور تعبیر می‌کنید؟   این گونه جوایز تا کنون به افراد زیادی درایران داده شده و من هم یکی از آنها هستم. به نظر من این جوایز همان حلقه‌های حمایتی زنجیر به هم پیوسته انسان‌ها در سراسر جهان است.  اکنون هیچ حکومتی در هیچ جای دنیا، نمی‌تواند به نام حاکمیت ملی یک دیوار بلند دور ملت بکشد و به بهانه حاکمیت ملی هر رفتاری را که روا می‌دارد انجام دهد.   وقتی یک حکومت هر اعتراض و سخنی که از سراسر جهان بیاید را دخالت در امور خود ارزیابی می‌کند، این برداشت اصلاً درست نیست.  مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر از وحدت اعضای خانواده بزرگ بشریت و از حیثیت ذاتی انسان شروع می شود. این اعلامیه مورد توافق بسیاری از کشورها از جمله ایران است که به آن متعهد می‌باشد.  همین جمله یعنی وحدت اعضای خانواده بزرگ بشریت دیگر بهانه حاکمیت ملی را از دست حکومت‌ها می‌گیرد، یعنی اگر حقوق یک انسان در فلسطین، آمریکا، اروپا، افغانستان و به ویژه ایران ضایع شود و مورد تعرض قرار گیرد، تمام انسان‌های آزاد جهان می‌توانند نسبت به این تضییع حقوق اعتراض کنند.   این جوایز از نظر معنوی بسیار با ارزش است و من بسیار خوشحالم که این جایزه را از بنیاد الکساندر لانگر دریافت می‌کنم.    خانم محمدی، آیا اشاره شده که به طور مشخص به خاطر کدام دسته از فعالیت‌ها این جایزه به شما تعلق گرفته است؟   در نامه‌ای که این خبر را به من اعلام کردند و من از طریق ایمیل آن را دریافت کردم، به فعالیت‌های دانشجویی من اشاره شده بود که به حدود ۱۷ سال پیش باز می‌گردد و همچنین فعالیت‌های اخیرم به عنوان نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و تأسیس شورای ملی صلح که رئیس هیئت اجرایی آنجا هستم و مجموع فعالیت‌های حقوق بشری و صلح‌طلبانه.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7__Narges_Mohammadi_Alexander_Langer_award_2009/1769105.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7__Narges_Mohammadi_Alexander_Langer_award_2009/1769105.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 04 Jul 2009 12:57:15 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/49D01FA9-A867-4E59-8D6D-BB2D2F254A90_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نبوی: گفتند لباس معمولی بپوش و صورتت را اصلاح کن</title>
            <description>در روزهای اخیر صدا و سیما و برخی از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایرانی اقدام به انتشار &#171;اعتراف‌هایی&#187; کرده‌اند که نشان‌دهنده رابطه میان اعتراض‌های اخیر به انتخابات ریاست جمهوری و &#171;دشمنان خارجی&#187; بوده یا در آن‌ها از به راه انداختن &#171;انقلاب‌ مخملی&#187; یا &#171;پروژه براندازی&#187; گفته شده‌است.در روزهای اخیر صدا و سیما و برخی از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های ایرانی اقدام به انتشار &#171;اعتراف‌هایی&#187; کرده‌اند که نشان‌دهنده رابطه میان اعتراض‌های اخیر به انتخابات ریاست جمهوری و &#171;دشمنان خارجی&#187; بوده یا در آن‌ها از به راه انداختن &#171;انقلاب‌ مخملی&#187; یا &#171;پروژه براندازی&#187; گفته شده‌است.   در تازه‌ترین مورد، روز سه‌شنبه متن سخنانی منتشر شد که به مازیار بهاری، خبرنگار زندانی نشریه نیوزویک، نسبت داده شده بود.  شماری از وبسایت‌های خبری نزدیک به جناح اصولگرایان روز سه‌شنبه گزارشی را منتشر کردند که در آن گفته شده بود مازیار بهاری، خبرنگار ایرانی - کانادایی نیوزویک، با حضور در کنفرانسی خبری از رویکرد رسانه‌های غربی انتقاد کرده و گفته بود که خبرنگاران ایرانی شبكه‌های خارجی، در انتخابات منافع ملی را از ياد بردند.  پیش از این نیز متن و فیلمی از امیر حسین مهدوی، عضو ستاد میرحسین موسوی، منتشر شده بود که او نیز نسبت به رویکرد ستاد آقای موسوی انتقاد کرده بود.  همچنین برخی از وب‌سایت‌های نزدیک به اصولگرایان، از اعتراف محمدعلی ابطحی، معاون پیشین محمد خاتمی، و محمد قوچانی، روزنامه نگار، به دست داشتن در &#171;پروژه براندازی&#187; خبر داده‌اند.  اعتراف‌گیری و انتشار اعترافات در ایران تازگی ندارد.  پیشتر نیز در برخی برنامه تلویزیونی یا &#171;مصاحبه‌های اختصاصی&#187;ِ برخی رسانه‌ها، افرادی از گروه‌ها و خاستگاه‌های مختلف فکری به بیان اعترافاتی پرداخته‌اند. موضوع اصلی این اعترافات ارتباط این افراد یا روشنفکران با سازمان‌های دولتی یا غیر دولتی غربی بوده است. در بسیاری از این اعترافات، اعتراف‌کننده‌گان می‌گویند در پی &#171;براندازی&#187; یا ایجاد &#171;انقلاب مخملی&#187; بوده‌اند.   اعتراف‌ها همیشه با واکنش‌های سازمان‌های مدافع حقوق بشری و حتی در برخی موارد مقام‌های رسمی اروپایی و آمریکایی روبه‌رو شده است.   بسیاری از کسانی که اعتراف کرده‌اند از شرایط سخت زندان، دروغ، تهدیدهایی که شده‌اند و آنچه به &#171;شکنجه سفید&#187; معروف است گفته‌اند. شکنجه‌ای که آثار فیزیکی از خود به جای نمی‌گذارد ولی روحی و روانی است.  یکی از کسانی که از او اعترافاتی منتشر شد، ابراهیم نبوی، روزنامه‌نگار، طنزپرداز و نویسنده ایرانی است.  وی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی در اوج شهرت به دلیل طنزهای سیاسی و اجتماعی که در روزنامه‌های اصلاح‌طلب می‌نوشت بازداشت شد و سپس اعترافاتی کرد؛ که خود او در گفت‌وگویی با رادیو فردا به آنها می‌پردازد.   ابراهیم نبوی:  اين پروژه اعتراف گيری چيزی است که در مورد خودم اتفاق افتاد. بار اول که زندانی شدم بعد از ۲۰ روز به من گفتند همان چيزهايی را که اعتراف کردی جلوی دوربين هم بگو، ما از اين مسئله هيچ استفاده&#160;ای نخواهیم کرد و فقط می خواهيم به مسئولين نشان دهيم و بگوييم نبوی از حرف خود کوتاه آمده است.     &#171;بار اول که زندانی شدم بعد از ۲۰ روز به من گفتند همان چيزهايی را که اعتراف کردی جلوی دوربين هم بگو، ما از اين مسئله هيچ استفاده ای نخواهیم کرد و فقط می خواهيم به مسئولين نشان دهيم و بگوييم نبوی از حرف خود کوتاه آمده است.&#187;  بعد با لباس زندان رفتيم پايين، ولی گفتند برو لباس معمولی بپوش و صورتت را اصلاح کن. من خيلی طبيعی صحبت کردم اما آنها گفتند اگر اين طور صحبت کنی کسی حاضر نيست تو را آزاد کند.   يعنی موارد خاصی وجود داشت که شما بايد به آن اعتراف می کرديد؟   يک سری سؤال‌های کلی می‌پرسيدند که نقاط ضعف اخلاقی خودت را بگو، با چه کسانی رابطه سياسی داشتی و يا مثلا بگو با نهضت آزادی رابطه داشتی. در حالی که اعضای نهضت آزادی همه آزاد بودند، مرا زندانی کرده بودند و می‌گفتند اعتراف کن که با آنها رابطه داری.   اول در زندان هم مرا تحت فشار گذاشتند که با چه کسانی در خارج تماس دارم. من گفتم هنوز گذرنامه ندارم و پايم را از ايران بيرون نگذاشته‌ام و اصلا در زندگی ام خارجی نديده‌ام.    پس هدف خاصی را برای شما ترسيم نکردند که بايد به اين موارد اعتراف کنيد؟   سؤال‌هايی را دادند که بنويسم. من جواب‌ها را نوشتم ولی گفتند اینها فايده ندارد و اين قسمت‌ها را عوض کن. من بعضی قسمت‌ها را عوض کردم ولی يک جاهايی را عوض نکردم. به من گفتند يک جوری بايد اجرا کنی که همه فکر کنند با ميل خودت اعتراف کرده‌ای. من اول آيه قرآن خواندم، گفتند نخوان اين طوری فکر می‌کنند ما تو را مجبور کرده‌ايم اعتراف کنی. گفتم خوب مجبورم کرده ايد.    اعتراف گيری های اخير را چگونه می توان با گذشته پيوند داد و آيا نقاط اشتراک و افتراقی دارند؟    نقاط اشتراک دارند. فرض کنيد شخصی نويسنده بوده و از حکومت انتقاد می کرده است. به او می گويند اعتراف کن که به يک باند وابسته بودی و از خارجی ها کمک گرفتی که انقلابی برای از بين بردن نظام اجتماعی به وجود بياوری.    &#171;من اول آيه قرآن خواندم، گفتند نخوان اين طوری فکر می‌کنند ما تو را مجبور کرده‌ايم اعتراف کنی. گفتم خوب مجبورم کرده‌ايد.&#187;  اين آدم اعتراف می کند و اتفاقا چند روز قبل از اعتراف او، روزنامه کيهان دقيقا همين حرف ها را می‌نويسد. بعد از اعتراف هم چند نفر ديگر را می‌آورند و به عنوان مشارکت در انقلاب مخملی معرفی می‌کنند.   با توجه به سابقه ذهنی مردم، اين اعترافات چه تاثيری بر مخاطبان می‌گذارد؟   حکومتی که فرض را بر اين می گذارد که مردم نادان و بی‌شعورند، به راحتی و با خوشبختی حکومت می‌کند و تصور می‌کند برای هميشه بر سر کار خواهد ماند، اما واقعيت های ديگری وجود دارد.  ما حتی يک مورد از اعتراف‌کنندگان را سراغ نداريم که پس از آزادی از زندان، نگويند که تحت فشار مجبور به اعتراف شده‌اند.  سيستم اعتراف‌گيری سيستمی است که درآن شخصيت را خرد می‌کنند و احساس تنهايی را به وجود می‌آوردند و يک پروژه را آن قدر تکرار می‌کنند که انسان خودش باور می‌کند. بعد نقاط ضعف را بزرگ می‌کنند و به اندازه يک اعدام در انسان وحشت ايجاد می‌کنند و شخص را وادار می‌کنند به اندازه ۲۰ سال زندان حرف بزند.    در حال حاضر تاثير مقطعی و سريع اين اعترافات بر مخاطبان چه خواهد بود؟   صدا و سيمايی که دروغگو است و يک رئيس جمهور دروغگو در تلويزيون و در روز روشن دروغ را در چشم مردم می‌کند، صدا و سيمايی که در مورد حضور چهار ميليون نفر در خيابان‌ها سکوت می‌کند، چنين تلويزيونی هرگز نمی‌تواند اعترافی پخش کند و مردم فرض را بر اين بگذارند که راست است.   اين اعترافات فقط در بعضی شهرهای کوچک که دسترسی به اطلاعات محدود است و برای يک زمان و شرايط موقت ممکن است تاثير داشته باشد، اما در دراز مدت هيچ تاثيری ندارد.   مردم ايران بايد واکنش نشان دهند و به محض اين که اعترافی را می‌بينند بايد بدانند شخص تحت فشار وادار شده اين حرف‌ها را بزند.  وقتی ما اعترافات را گوش می‌کنيم و سؤال می‌کنيم که آيا درست است يا نه، يعنی به بازجو اين قدرت را می‌دهيم که زندانی را تحت فشار، کتک و انفرادی  قرار دهد تا به چيزی که انجام نداده اعتراف کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Confession_Nabavi/1767648.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Confession_Nabavi/1767648.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 02 Jul 2009 14:53:52 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9527BCDB-1EC2-40C7-AE35-6010AADFB69E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>کبوتران ولایت یا پیک وحشت؛ لباس شخصی‌ها کیستند؟</title>
            <description>پیراهن‌های سفید روی شلوار، ریش‌های عمدتا نتراشیده، نگاه‌های جستجوگر، گاه مسلح به سلاح سرد یا حتی گرم، سوار بر ترک موتور به قلب جمعیت معترض می‌زنند؛ با شعارهایی مذهبی آمیخته به ناسزا، و فریادهای مرگ بر لیبرال و مشابه آن: پیراهن‌های سفید روی شلوار، ریش‌های عمدتا نتراشیده، نگاه‌های جستجوگر، گاه مسلح به سلاح سرد یا حتی گرم، سوار بر ترک موتور به قلب جمعیت معترض می‌زنند؛ با شعارهایی مذهبی آمیخته به ناسزا، و فریادهای مرگ بر لیبرال و مشابه آن:   حمله به کوی دانشگاه، ضرب و شتم وزرای اصلاح‌طلب، ترور نافرجام سعید حجاریان، بر هم زدن جلسات &#171;دگراندیشان&#187;...   یک سو خون کشیشی بر زمین می‌ریزد، سوی دیگر پرده سینما در آتش می‌سوزد.  گروهی کبوتران ولایت‌شان می‌خوانند، گروهی دیگر پیک وحشت.  و اکنون بازگشته‌اند؛ قوی‌تر، منسجم‌تر، باتوم به دست، بر ترک موتور، تا رئیس جمهور محبوب رهبری را پاس بدارند.  از آغاز خشونت‌ها در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، یک نام بیشتر از هر اصطلاح دیگری شنیده می‌شود: &#171;لباس شخصی‌ها&#187;؛ بازویی که گاه خودجوش و گاه سازمان یافته، یک گام جلوتر از پلیس، به معترضان یورش می‌برد .    			 				  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							    چرا بازداشت شدم و چه بر سرم آمد...     							 						    			 		به راستی &#171;لباس شخصی‌ها&#187; کیستند؟ مشروعیت‌شان از کجا می‌آید؟ و دایره اختیارات‌شان تا کجاست؟    بر صندلی گفت‌و‌گوی ویژه این هفته رادیوفردا کسی نشسته است که زمانی از اعضای ارشد &#171;انصار حزب‌الله&#187; بود؛ در تاروپود آن، و اکنون پس از سال‌ها کناره‌گیری، جزو معترضان و منتقدان سرسختش.   &#171;انصار حزب‌الله&#187; اگرچه در برگیرنده تمام نیروهای لباس شخصی نیست، اما منسجم‌ترین، معروف‌ترین – و آن گونه که می‌گویند - پرقدرت ترین‌شان به شمار می‌رود.   میهمان ما در این گفت‌وگو، دبیر سیاسی پیشین گروه انصار حزب‌الله است، عضو شورای موسس انصار حزب‌الله، از نزدیکان پیشین حسین الله‌کرم، حاجی بخشی، مسعود ده‌نمکی و نام‌های آشنای دیگر، نام‌هایی آشنا چه برای حزب‌اللهی‌های افراطی و چه برای دگراندیشان مدنی و سیاسی.  &#171;امیرفرشاد ابراهیمی&#187; ساکن فعلی آلمان، فعال سیاسی و منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران که در پی حمله انصار حزب‌الله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ و بروز اختلافات شدید، از عضویت در این گروه استعفا کرد، از پشت پرده انصار می‌گوید، و از این که حتی نامش را هم به درستی نمی‌دانیم.    رادیوفردا: آقای امیرفرشاد ابراهیمی! سوال را از اینجا شروع می‌کنم که آن گروهی که به نام انصار حزب‌الله – چه درست و چه غلط – پیش مردم معروف شده، یا به طور عام، همان نیروهای لباس شخصی، که این روزها به خاطر برخوردشان با تظاهرکنندگان، شاید نام‌شان بیشتر از نیروی انتظامی و امنیتی بر سر زبان‌ها باشد، چه کسانی هستند؟ از کجا می‌آیند؟    امیرفرشاد ابراهیمی : شاکله انصار حزب‌الله به سال ۱۳۷۲ برمی‌گردد. این گروه علنا با نشریه &#171;یالثارات الحسین&#187; اعلام موجودیت کرد. این نشریه ابتدا فقط در نماز جمعه پخش می‌شد، اما بعدها به کیوسک روزنامه‌فروشی‌ها راه پیدا کرد و علنی شد. تا سال ۱۳۷۴ همه گروه‌ها زیر عنوان انصار حزب‌الله جمع بودند. اما از این سال به بعد به دلیل اختلاف نظرهای کلی به چند پاره تقسیم شدند. یک گروه همان انصار حزب‌الله باقی ماندند و با نشریه یالثارات الحسین کماکان به کار مطبوعاتی خود مشغول بودند. و گروه دوم عنوان &#171;اتحادیه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حزب‌الله&#187; داشتند که آقایان الله‌کرم، مسعود ده‌نمکی، فرج مرادیان و حاجی بخشی هم عضو این گروه بودند.    و این در واقع همان گروهی است که شما دبیر سیاسی آن محسوب می‌شدید؟   بله. این تشکل که تشکیل شد من دبیر سیاسی آن شدم. آقای حسین الله‌کرم دبیر کل، و مسعود ده‌نمکی به عنوان دبیر فرهنگی آن برگزیده شد.    یعنی بیشتر برخوردهای خیابانی که به نام انصار حزب‌الله در سال‌های دهه هفتاد شاهدش بودیم، درواقع ناشی از عملکرد همین گروه بود؟   بله. اتحادیه فارغ‌التحصیلان و دانشجویان حزب‌الله بودند. افرادی مثل آقای گودرزی هم در همین گروه بودند. ما با آن گروه اصلی انصار حزب‌الله در یک سری مسائل اختلاف نظر داشتیم، اما در کل اشتراکات فکری زیادی هم داشتیم. می‌شود گفت که تقسیم کار کرده بودیم. بخشی از کار را انصار حزب‌الله برداشت و آن انجام کارهای فرهنگی و مطبوعاتی بود؛ و ما هم به عنوان گروه دیگری به برگزاری تجمعات دست می‌زدیم، جلساتی به نام &#171;نوسازی معنوی&#187; تشکیل می‌دادیم. و بله! می‌شود گفت که در آن درگیری‌ها و بر هم زدن تجمعات، تقریبا همه گروه‌ها با همدیگر همکاری داشتند و افرادی که مردم کلا به اسم انصار حزب‌الله می‌شناسند در آن مشارکت می‌کردند.   که به لباس شخصی‌ها معروف شدند...   بله.   خوب، اینها تحت فرماندهی چه کسی هستند؟ برای چه کسی کار می‌کنند؟ به عبارت ساده‌تر مشروعیت برخوردشان و امکان استفاده از قوه قهریه‌شان را از کجا می‌آورند؟   مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند. این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقات‌های خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.   منظورتان این است که برخی از رهنمودها و راهکارها را به طور مستقیم از دفتر رهبری اتخاذ می‌کردید؟   دقیقا، دقیقا. نگاه کنید! پیش می‌آمد که ما جلساتی با آقای جنتی یا آقای مصباح یزدی هم داشته باشیم. اما آن چه که به رفتار ما مشروعیت می‌داد حمایت رهبری بود. مثلا وقتی پیش آقای جنتی یا یزدی می‌رفتیم می‌گفتند که شما کبوتران ولایت هستید. در جلساتی که با دیگران هم داشتیم آنان ما را با عنوان سربازان ولایت قلمداد می‌کردند. مطلب دیگری که باید بهش اشاره کنم این است که از سال ۱۳۷۶ و با سرکار آمدن آقای خاتمی تنش‌ها و درگیری‌ها بیشتر شد . نیروی انتظامی هم در یک وضعیت منفعل قرار گرفته بود. و نمی‌دانست با این نیروها باید چه کند. از همین جا بود که پایه و اساس تشکیل نیروهای &#171;نوپو&#187; شکل گرفت. طبق دستور مستقیم رهبری به مسئول اطلاعات نیروی انتظامی که در آن زمان آقای سرتیپ مسعود صدرالاسلام بود نیرویی راه‌اندازی شد به نام نوپو که اسم اختصاری &#171;نیروهای ویژه پاسدار ولایت&#187; بود. بخشی از بچه‌های انصار حزب‌الله به شکل کاملا سازمانی و ارگانیک در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفت و زیر نظر اطلاعات نیروی انتظامی کار می‌کردند. همین افراد هم بودند که در حادثه ۱۸ تیر کوی دانشگاه حضور داشتند. الان هم در برخورد با تظاهرکنندگان و معترضان به نتایج انتخابات، نیروهای نوپو را می‌توانید با جلیقه‌های خاکستری رنگ  تشخیص دهید.   که از آن زمان برای چنین مواقعی سازمان‌دهی شده‌اند...   بله، دقیقا.    &#171;مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند. این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند. ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقات‌های خصوصی داشتیم . بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم . و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.&#187;   خوب، به نیروهای مختلف اشاره کردید، یعنی این افراد به محض پیوستن به تشکیلات انصار حزب‌الله مسلح می‌شوند و امکان استفاده از سلاح سرد و گرم را پیدا می‌کنند؟   ببینید، بحث تسلیح حزب‌الله برای اولین بار در ایام اتفاقات کوی دانشگاه مطرح شد. قبل از آن، به این صورت مطرح نبود که بگوییم همه نیروهای حزب‌الله سلاح داشتند. باید بدانید که یک رابطه کاملا پیچیده در میان نیروهای انصار حزب‌الله وجود دارد که اگر بخواهم تشریحش کنم بسیار زمان‌بر خواهد بود. به طور خلاصه، کسانی که در انصار حزب‌الله حضور داشتند عمدتا بسیجی یا سپاهی بودند. این افراد سپاهی گاها از محل خدمت‌شان در سپاه اسلحه داشتند. و این اسلحه را زمانی که در ماموریت‌های حزب‌الله حضور داشتند با خودشان حمل می‌کردند. افرادی هم که بسیجی بودند عمدتا حکم‌هایی داشتند که به همان احکامی برمی‌گشت که در ایست‌های بازرسی در خیابان‌ها از آن استفاده می‌کردند. بر همین اساس اگر زمانی هم نیروی انتظامی یا هر کس دیگر می‌خواست با آنها برخورد کند یا بپرسد که این افراد لباس شخصی اینجا، در تجمعات، چه کار می‌کنند، نمی‌گفتند من حزب‌اللهی هستم؛ می‌گفتند من بسیجی‌ام، این هم حکم ماموریتم. بهترین تعبیر این است که بگوییم در واقع یک سوء استفاده قانونی در اینجا انجام می‌شد و کسی هم از این افراد ایراد نمی‌گرفت.    حالا که بحث از سازماندهی نیروهاست می‌خواستم بپرسم در سازماندهی نیروهای انصار حزب‌الله که یک نیروی شبه‌نظامی با ایدئولوژی مذهبی شدید به شمار می‌رود، مولفه مذهب کجا قرار می‌گیرد؟ اعتقادات چه جایگاهی دارد؟   اعتقادات در درجه بالایی بود. انصار حزب‌الله یک گروه و سازمانی بود که به اعضایش حقوق و پول به طور رسمی نمی‌داد البته راه‌های دیگری بود که...   به این بحث باز می‌گردیم، اما اجازه بدهید به اینجا که رسیده‌ایم، یک پرانتز باز کنیم. از ایران شنیده می‌شود که به افرادی پول داده می‌شود تا در برخورد با معترضین، بقیه نیروها را همراهی کنند. شما احتمال چنین چیزی را چطور می‌بینید؟   احتمال آن را تایید می‌کنم. ببیند مثلا آقای ... عضو انصار حزب‌الله بود، ولی مثلا یک آژانس هواپیمایی هم داشت. این آژانس هواپیمایی طبعا یک سری هزینه‌هایی هم دارد، باید مالیات بپردازد. اما بر اساس روابط خاص، از این هزینه‌ها چشم‌پوشی می‌شد. کافی است که من مثلا به عنوان مسئول انصار حزب‌الله به آقای ... زنگ بزنم که در آن زمان دبیر جامعه اسلامی ... بود، و بگویم فلانی از بچه‌های ماست، هوایش را داشته باشید. همین &#171;هوایش را داشته باشید&#187;، به معنای آن بود که او می‌تواند از یک رانت ویژه استفاده کند.   شما شخصا شاهد چنین مسائلی بودید؟   بله. من شخصا شاهد بودم . این سفارشات در رده‌های بالای گروه اتفاق می‌افتاد. البته در رده‌های پایین‌تر و بچه‌هایی که مثلا تجمعات را بر هم می‌زدند یا در میان نیروهای پیاده نظام هم این طور نبود که مثلا بگویند &#171;خوب شما امروز این تجمع را بهم زدید این دو هزار تومان را بگیر!&#187;، اما در هر صورت پولی به آنان اختصاص داده می‌شد. مثلا می‌گفتیم، خوب شما بچه‌های حزب‌الله هستید . می‌خواهید فلان برنامه یا فلان هیات مذهبی را تشکیل دهید. این پول را آقای فلانی به همین منظور به شما کمک کرده است...     خوب پس باز می‌گردیم به نقش مذهب و استفاده از آعتقادات در این گروه، که پیشتر بحث‌اش نیمه کاره ماند...   بله . مذهب در جایگاه بالای تفکر این گروه قرار دارد. اساسا اکثر برخوردها (از سوی بازوهای اجرایی گروه) با انگیزه‌های مذهبی صورت می‌گیرد. کسانی که در رده اول این گروه بودند می‌دانستند که برخورد با آقای عطاالله مهاجرانی یا برخورد با دکتر سروش یک برخورد سیاسی است. ولی ما، یا کلا جریان اصلی انصار حزب‌الله نمی‌رفتیم به این افراد بگوییم که مثلا چون ما از نظر سیاسی با آقای خاتمی اختلاف داریم بروید و تجمع‌شان را بر هم بزنید. با این عنوان طرح می‌شد که این افراد دارند ریشه‌های اسلام را می‌خشکانند. اینها دارند اسلام را کم‌رنگ می‌کنند، اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند، و امثال این صحبت‌ها. در واقع نیروها، به عنوان یک تکلیف دینی تجمعات را بر هم می‌زدند یا با مردم برخورد می‌کردند.   حالا اگر موافق باشید، کمی بیشتر به اتفاقات اخیر بپردازیم. یکی از شایعات قوی این است که در برخورد با معترضان تظاهرات اخیر از نیروهای خارجی هم استفاده می‌شود. آیا شما در طول مدتی که با این گروه همکاری می‌کردید شاهد چنین نمونه‌هایی هم بوده‌اید؟ این ادعا به نظر شما تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد؟   باید برگردم به همان حرفی که یک بار هم زدم، اعضایی که در انصار حزب‌الله فعالند عمدتا نیروهای بسیجی هستند. بسیجی‌ها به عنوان ضابط قضایی عمل می‌کنند و در مواقع بحران این افراد می‌توانند به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران انجام وظیفه کنند. ماموریت حفظ امنیت تهران طبق مصوبه فرماندهی کل قوا زیر نظر قرارگاه ثارالله تهران است . قرارگاه ثارالله تهران یک قرارگاه مستقل است که زیر نظر هیچ کدام از نیروهای پنچگانه سپاه قرار ندارد، و مستقیما زیر نظر فرمانده کل قوا هدایت می‌شود. در آن قرارگاه ثارالله دو تیپ وجود داشتند وهنوز هم هستند که در آن افراد خارجی حضور دارند. یک تیپ آن جنب نمایشگاه بین‌المللی تهران و مابین نمایشگاه و ساختمان صدا و سیما مستقر است که اینها بازماندگان لشکر ۹ بدر هستند که افرادش عراقی‌اند. یک تیپ دیگر هم از نیروهای احتیاط حزب‌الله لبنان هستند که برای آموزش وارد ایران شده‌اند و مانده‌اند. دفتر آنها هم در خیابان حافظ شیراز در خیابان ولی‌عصر قرار دارد، ولی محل استقرارشان پادگان امام علی است .  این شایعاتی که امروز در سطح جامعه مطرح شده... کما این که خودم هم در عکسها شاهد آن بودم دو تن از اعضا حزب‌الله لبنان را نشان می‌دهد که یکی از آنها جزو افراد معروف حزب‌الله لبنان است، یعنی برادر علی منیر اشمر است که همین حالا هم اگر به وب‌سایت حزب‌الله لبنان بروید، می‌بینید که نامش در بین شهدای استشهادی نوشته شده. برادر او، در درگیری‌های اخیر در تهران حضور داشته است، عکسش هم در خیابان چاپ و منتشر شده است. همین به نظر من می‌تواند ثابت کند که حزب‌الله لبنان، نیروهایش را برای سرکوب، وارد ایران کرده است. ولی حضور این افراد ربطی به انصار حزب‌الله ندارد؛ این افراد از زیر مجموعه‌های سپاه پاسداران هستند...   یعنی این افراد خارجی که می‌گویید، در ارتباط با لباس شخصی‌ها نیستند؟   نه، این افراد، حاصل ارتباط ارگانیکی است که سپاه پاسداران با حزب‌الله لبنان دارد. البته درست است که ما هم به عنوان انصار حزب‌الله در آن زمان اشتراکات زیادی با حزب‌الله لبنان داشتیم . حتی با حزب‌الله سوریه و افغانستان . و هر جا کنگره‌ای برگزار می‌شد ما هم به عنوان نماینده حزب‌الله ایران در آن شرکت می‌کردیم؛ اما هیچ وقت ارتباط ارگانیکی با این افراد نداشتیم . و حضور این افراد (حزب‌الله لبنان در ایران) برمی‌گردد به ارتباط سپاه پاسداران و بهره‌گیری آنان از حزب‌الله لبنان.   می‌خواستم بپرسم وقتی به عکس‌های درگیری‌ها در ایران نگاه می‌کنید، چهره‌های آشنایی هم در بین لباس شخصی‌ها می‌بینید؟ یا نیروها به طور کامل از آن زمان عوض شده‌اند؟   بله . وقتی عکس‌ها را می‌بینم تعدادی از بچه‌هایی را که آن زمان در انصار حزب‌الله حضور داشتند می‌بینم . البته شاید در آن زمان رده‌های‌شان خیلی پایین‌تر از امروز بود. ولی امروز به عنوان نیروهای لباس شخصی و حزب‌اللهی در مقابل مردم قرار دارند و اسلحه هم دارند و عده دیگری هم از چهره‌های آشنا به عنوان بسیجی، و در لباس بسیجی، در تجمعات حضور دارند.   به این نکته اشاره کردید که &#171;سلاح دارند&#187;. دامنه اختیارات این افراد تا چه حد است؟ آیا در برخورد با معترضین به طور مثال، حکم تیر دارند؟ تا چه حد اجازه برخورد فیزیکی با مردم دارند؟   در زمانی که من در این تشکیلات بودم هنوز حوادث به درگیری مسلحانه با مردم نکشیده بود. صرفا این افراد تجمعات را به هم می‌زدند. و البته دامنه اختیارات‌شان در همان زمان هم به‌شدت بالا بود. نیروی انتظامی هیچ گونه برخوردی هیچ گاه با این افراد نداشت . یادم می‌آید بعد از تجمعات و برخوردهایی که در جریان تشییع جنازه‌های آقای مختاری و خانم اسکندری و آقای فروهر صورت گرفت و بعد از درگیری‌هایی که پیش آمد، تعدادی از افراد انصار حزب‌الله توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. به من زنگ زدند که ما چند نفر را بازداشت کرده‌ایم که ادعا می‌کنند از بچه‌های انصار حزب‌الله هستند، بیایید که اگر آنها را می‌شناسید آزادشان کنیم. یعنی اگر هم به هر دلیل این افراد توسط نیروی انتظامی بازداشت می‌شدند بلادرنگ آزاد می‌شدند. و هیچ گونه برخوردی هم با آنان صورت نمی‌گرفت. بالاترین برخوردی که من شاهد آن بودم در جریان ضرب و شتم آقای نوری و مهاجرانی بود در نماز جمعه تهران که همان زمان قوه قضاییه این افراد را بازداشت کرد و برای‌شان حکم هم صادر شد، اما هیچ گاه این احکام اجرا نشد. یعنی در واقع قوه قضاییه اهتمامی نمی‌دید که با این افراد برخورد کند. چون هم قوه قضاییه و هم نیروی انتظامی می‌دانستند که به هر جهت این افراد نیروهای وفادار نظام هستند و به نوعی تحت امر رهبری هستند. به همین دلیل هم کسی جرات برخورد با آنها را نداشت. دایره اختیارات‌شان عملا به اندازه‌ای گسترده بود که قادر بودند هر کاری بکنند. من بارها و بارها شاهد بودم که مثلا یک بچه ۱۷، ۱۸ ساله به یک سرهنگ نیروی انتظامی دستور می‌داد و سرش داد می‌زد که مثلا &#171;چرا نیروهای‌تان را نمی‌آورید جلو؟!&#187; و متاسفانه می‌دیدم که پلیس هم حرف این افراد را اجرا می‌کرد و نسبت به آنان مماشات داشت و از آنان می‌ترسید . چون همه به خوبی می‌دانستند که انصار حزب‌الله یعنی رهبری .</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Revolutionary_Guards_plain_clothes_Ebrahimi/1765957.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Revolutionary_Guards_plain_clothes_Ebrahimi/1765957.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 30 Jun 2009 16:24:08 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_Revolutionary_Guards_plain_clothes_Ebrahimi/1765957.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/63D28699-DB13-4D03-81CA-AFE6DB43613A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سازگارا: اگر اعتراضات درست رهبری شود، کودتاچی‌ها عقب می‌نشینند</title>
            <description>طی چند ساعت پس از انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی یکی از دو نامزد اصلاح طلبان در انتخابات، که هوادارانش شهرها را سبزپوش کرده بودند، از پیروزی خود خبر می‌دهد.  ساعاتی بعد در میان حیرت میلیون‌ها نفر از هواداران اصلاحات، نام محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران اعلام می‌شود. سیستم پیامک تلفن‌های همراه قطع می‌شود.  میرحسین موسوی و مهدی کروبی شدیدا به نتایج اعتراض کرده و آن را &#171;دروغ&#187; می‌خوانند.  ده‌ها هزار نفر از مردم در خیابان‌های پایتخت به نتایج انتخابات اعتراض می‌کنند.  ده‌ها وب‌سایت متعلق به اصلاح طلبان و وبسایت‌های اجتماعی در اینترنت فیلتر می‌شود.  سیستم تلفن‌های همراه و در برخی مناطق، تلفن‌های شهری مختل می‌شود.  نا آرامی در خیابان ها، رنگ درگیری به خود می‌گیرد و به شهرهای دیگر کشیده می‌شود.  رشت، تبریز، اصفهان، شیراز، ارومیه، یزد، و شهرهای دیگر شاهد ناآرامی و تنش می‌شوند.  بیانیه‌ای از سوی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی صادر می‌شود که متن آن حاکی از تبریک پیروزی محمود احمدی نژاد است.  نیروهای انتظامی و امنیتی به طور شبانه، ده‌ها نفر از فعالان سیاسی را بازداشت می‌کنند. برخی از چهره‌های نام آشنا ازجمله محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت اسلامی و بهزاد نبوی از سازمان مجاهدین انقلاب در میان بازداشت شدگان به چشم می‌خورند.  سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، در بیانیه‌هایی و نیز بسیاری از تحلیلگران در گفته‌ها و تحلیل‌های خود این رویداد را یک &#171;کودتا&#187; یا یک &#171;کودتای نرم&#187; می‌نامند.   آیا رویدادهای ۲۲ تا ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ یک کودتاست؟    محسن سازگارا تحلیلگر سیاسی در واشینگتن  به رادیو فردا پاسخ می‌دهد:  در واقع یک کودتای کلاسیک به بدترین و افتضاح ترین شکلش انجام شد. یعنی حتی آقای خامنه ای و سپاهیان دورش و آقای احمدی نژاد که بازیچه دست آنهاست به خودشان زحمت این را ندادند که کمی ظاهر ماجرا را آرایش کنند. به همه دنیا روشن و آشکار می گویند که ما کودتا کرده ایم . در این کودتا هم مثل همه کودتاهای کلاسیک جهان، یک عده فعالینی را دارند دستگیر می کنند. تلفن ها را قطع کرده اند. کارهایی که در همه کودتاهها می کنند.   رئیس جمهور قانونی مملکت ، با وجود رای بزرگ ملت آقای موسوی است و حالا خبرهایی هم به گوش می رسد که او را وادار به حبس خانگی کرده اند. احتمال دستگیری ایشان هم هست.   به نظر شما این جریانی که شما از آن به عنوان کودتا نام می برید چه چیزی را هدف گرفته است ؟    محسن سازگارا:  قدرت را. خیلی روشن است . این ها وقتی دیدند که در بازی دموکراسی باخته اند و مردم نمی خواهندشان [متوسل به این راه شدند]. آقای خامنه ای سه شنبه گذشته در دیدار با هاشمی رفسنجانی گفته است &#171; من اگر بگذارم احمدی نژاد برود کنار، انگار خودم رفته ام کنار&#187; بنابر این وقتی دیدند بازی به نفعشان تمام  نشده است و اکثریت مردم این طور قاطع و با رای ۲۴ میلیونی به موسوی که از مجموع ۴۲ میلیون رای دهنده به سختی تعداد رای دهندگان به آقای احمدی نژاد به هفت میلیون نفر می رسید در این بازی باخته اند، زیر بار رای مردم نرفتند و به زور متوسل شدند. برای اینکه قدرت را نگه دارند.   آقای سازگارا، این آماری که شما ارائه می دهید با استناد و تخمین از چه منبعی است؟   از سوی اعضا ستاد آقای مهندس موسوی و کروبی که در تمامی شهرستان ها ناظر بر صندوق ها بوده اند . وقتی انتخابات به اتمام رسید و هر صندوقی را شمارش کردند . تعداد آرا یادداشت و صورت جلسه شد و زیرش امضا گذاشتند. ناظران عددها را به ستادهای خودشان در تهران منتقل کردند . به همین دلیل هم بود که آقای موسوی پس از ساعت ۱۱ شب روز رای گیری اعلام کرد که برنده قطعی انتخابات است . والبته درست هم می گفت. برای اینکه آماری که به او منتقل شده بود نشان از یک پیروزی بالای هشتاد درصد را می داد که حاوی ۲۰ و اندی رای مردم بود. بنابر این آمار من از یک سو از اطلاعاتی است که ناظران ستادها ارائه کرده اند و از سوی دیگر از سوی بچه های وزارت کشور هم آمار دقیقی به بیرون درز کرده است که نشان از آمار واقعی آرا مردم می دهد.این آماری که اعلام شده است صرف نظر از صندوق ها و آرا و یک سری اعداد اختراع شده است.    آقای سازگارا ، برگردیم به تحولاتی که در بعد سیاسی در ایران در شرف انجام است . که شما از آن به عنوان کودتا نام بردید. شما گفتید که نظام حاکم تاب تحمل رویارویی با مردم را ندارد . آیا به نظر شما با اعلام این نتایج – اگر نتایج آنگونه که معترضان اعتقاد دارند اشتباه باشد – آیا رویارویی نظام با مردم بیشتر نخواهد شد؟ این چه راهکاری است که نظام ارائه داده تا بخواهد رویارویی را دور برند؟   این راهکار همه دیکتاتورهاست. من اعتراف می کنم که خودم باور نمی کردم که آخر و عاقبت آقای خامنه ای سر هفتاد سالگی و پیری به اینجا برسد که این جور آلت فعل نظامیان شده ، کودتاچی از آب در بیاید. ولی خوب این دیکتاتوری، روزی که ایشان نظامیان را از توی قوطی درآورد و دور و بر خودش را با آن ها پر کرد و وارد سیاستشان کرد شکل گرفت. باید می دانست که ته ماجرا به اینجا می رسد.   مطمئن باشید که مثل همه دیکتاتوری های جهان، این انرژی مملکت است که تلف می شود . ولی همانجور که عرض کردم در مکانیزم رای گیری وقتی دیدند که مردم دوستشان ندارند – سهل است ، از آن ها متنفرند- از دولت آقای خامنه ای یعنی دولت احمدی نژاد متنفرند. وقتی دیدند که کار به اینجا رسیده است، دست به زورگویی زدند و امید دارند که با سرکوب مردم و دستگیری ، مردم را ساکت کنند و به حکومت خودشان چند صباحی هم که شده ادامه بدهند.   بر اساس اخباری که برخی از آنها تایید و برخی تایید نشده اند ،در تهران یکسری بازداشت هایی از افراد نام آشنا و چهره های شناخته شده از حزب مشارکت و یا سایر جناح های سیاسی انجام شده است. به نظر شما ، آن قوه قهرییه ای که این کار را می کند با این سری از بازداشت ها و در واقع به انزوا کشاندن کسانی که روزگاری پایه های اساسی انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامی بودند – مثل آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری – کلا نظام جمهوری اسلامی وارد یک بحران مشروعیت داخلی نخواهد شد؟ این تضادها به کجا می رسد؟   قطعا ، این حرکت ها که انجام شد کاملا از نظام مشروعیت زدایی کرده است. نه فقط یاران انقلاب را دستگیر کردند بلکه مهمتر از این آرا ۴۰ میلیون نفر از مردم را ندیده گرفته وبه آن بی اعتنایی کردند. اینها در واقع مشروعیت زادیی از نظام جمهوری اسلامی است . این اولین بار نیست که در طول تاریخ این اقدامات انجام می شود. استالین هم تمام یاران لنین را کشت و از سر راه برداشت. به هر هر حال بازی قدرت و ثروت در مملکت ما توام شده است  و عده ای به قیمت ریختن خون و ناموس و آبروی مردم می خواهند قدرت خود را حفظ کنند.   به نظر شما ادامه این اعتراضات و تنش های گسترده ای که شاید بتوانیم بگوییم در طول سه دهه گذشته بی سابقه بوده است به چه سمت و سویی می رود؟ نتیجه اش چه می شود؟   اگر دو سه شرط محقق شود قطعا مردم برنده خواهند بود. شرط نخست این است که آقای موسوی که این نفوذ کلام را مابین مردم دارد و به حق در جایی ایستاده است که اکثریت مطلق مردم پشت او هستند رهبری این مبارزات را به دست بگیرد و برای احقاق حق مردم مبارزه کند و مبارزه را ادامه دهد و البته باید مراقب باشد که کسانی را که از دسترس  حکومت خارج هستند و در خارج از ایران زندگی می کنند بعنوان جانشین معرفی کند تا اگر دستگیر شد آن افراد بتوانند کار رهبری مردم را به عهده بگیرند . به شرط آنکه آقای موسوی و آقای کروبی به رهبری آقای موسوی که رئیس جمهور قانونی ایران است ایستادگی کنند و مبارزات مردم را هدایت کنند.  شرط دوم این است که مردم بدانند این پرتگاه خطرناکی است . اگر مردم بیایند به خیابانها و درگیر بشوند اینها هم خودشان را آماده سرکوب کرده اند . باید بروند سراغ مبارزات تاکتیکی و خالی و عاری از خشونت . همان متدی که خود جمهوری اسلامی برای سرنگونی رژیم شاه در دست گرفت و پیروز شد. مردم باید دست به اعتصاب و اعتراض بزنند . دست از کار بکشند . بدون آنکه خون از بینی کسی بیاید بنشینند در خانه هایشان و به این شکل دولت را وادار به عقب نشینی کنند.  اگر رهبری درست و استفاده درست برای بسیج مردم در این مسیر انجام شود مطمئن باشید ظرف چند روز، کودتا چی ها عقب نشینی خواهند کرد . آنچنان که در شوروی سابق عقب نشینی کردند. و آن بخش از ارتش سرخ و نیروهای امنیتی که دست به کودتا زدند سه چهار روزه ناچار به فرار شدند. این ماجراجویی که الان این ها انجام داده اند در بین خود نیروهای سپاهی ، بخشی از بسیج و ارتش و پلیس و کلا نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات مخالفینی هم دارد. که به محض اینکه بسیج عمومی پیش بیاید تزلزل در این آقایان هم ایجاد می شود . بنابر این سرنوشت این اعتراض به نحوه رهبری انجام شده ارتباط دارد. اگر هم اتفاق خاصی نیافتد متاسفانه مثل کودتای ۲۸ مرداد که با حداقل هزینه به پیروزی رسید این تیم هم با اعمال این روش ها ، سررشته کار را بدست می گیرد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sazegara_Elections_Coup/1754535.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Sazegara_Elections_Coup/1754535.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 15 Jun 2009 16:05:39 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/BF65A7FE-EB1D-4606-833A-4A4214E2260C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ایران در حال بازگشت به دوران اول انقلاب است&#187;</title>
            <description>طی چند ساعت پس از انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی یکی از دو نامزد اصلاح طلبان در انتخابات، که هوادارانش شهرها را سبزپوش کرده بودند، از پیروزی خود خبر می‌دهد.  ساعاتی بعد در میان حیرت میلیون‌ها نفر از هواداران اصلاحات، نام محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران اعلام می‌شود. سیستم پیامک تلفن‌های همراه قطع می‌شود.  میرحسین موسوی و مهدی کروبی شدیدا به نتایج اعتراض کرده و آن را &#171;دروغ&#187; می‌خوانند.  ده‌ها هزار نفر از مردم در خیابان‌های پایتخت به نتایج انتخابات اعتراض می‌کنند.  ده‌ها وب‌سایت متعلق به اصلاح طلبان و وبسایت‌های اجتماعی در اینترنت فیلتر می‌شود.   سیستم تلفن‌های همراه و در برخی مناطق، تلفن‌های شهری مختل می‌شود.  نا آرامی در خیابان ها، رنگ درگیری به خود می‌گیرد و به شهرهای دیگر کشیده می‌شود.  رشت، تبریز، اصفهان، شیراز، ارومیه، یزد، و شهرهای دیگر شاهد ناآرامی و تنش می‌شوند.  بیانیه‌ای از سوی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی صادر می‌شود که متن آن حاکی از تبریک پیروزی محمود احمدی نژاد است.  نیروهای انتظامی و امنیتی به طور شبانه، ده‌ها نفر از فعالان سیاسی را بازداشت می‌کنند. برخی از چهره‌های نام آشنا ازجمله محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت اسلامی و بهزاد نبوی از سازمان مجاهدین انقلاب در میان بازداشت شدگان به چشم می‌خورند.  سازمان مجاهدین انقلاب در بیانیه‌ای و نیز بسیاری از تحلیلگران در گفته‌ها و تحلیل‌های خود این رویداد را یک &#171;کودتا&#187; یا یک &#171;کودتای نرم&#187; می‌نامند.   آیا رویدادهای ۲۲ تا ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ یک کودتاست؟    رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی سیاسی در واشینگتن  به رادیو فردا پاسخ می‌دهد:   رسول نفیسی:  البته اين يک اصطلاح مبالغه آميز است که جريان انتخابات اخير را کودتا بناميم، زيرا مجريان اصلی نظام هنوز همان هايی هستند که از قديم حکومت را در دست داشتند مانند آقای خامنه ای، آقای جنتی، آيت الله يزدی و سايرين و تغييری در اين سيستم ايجاد نشده است.  آن چه در ايران درحال تکوين است، بازگشت به دوران اول انقلاب است. بسياری از تحليلگران، دوران آقای خاتمی را با کل سيستم اشتباه گرفتند و فکر کردند اين سيستمی است که به طور مداوم بازتر خواهد شد و آزادی های اجتماعی رشد خواهد کرد.   رهبری کشور و شورای نگهبان در آن زمان از دستشان در رفت و يک گروه اصلاح طلب بر ايران حاکم شدند، ولی بلافاصله اشتباه خود را ازطريق انتخاب آقای احمدی نژاد تصحيح کردند و به مدار قبلی جمهوری اسلامی بازگشتند.    در تعاريف سياسی برای اتفاقات اخير از جمله قطع خطوط ارتباطی طی ۲۴ ساعت قطع و بازداشت شدن تعداد زيادی از چهره  های شاخص جناح اصلاح طلبان، چه نامی می‌توان پيدا کرد و اين اتفاقات چه روندی پيش خواهد گرفت؟   بازداشت اين افراد و اعلام وضعيت فوق العاده هيچ کدام به معنای کودتا نيست. آقايانی که اکنون تحت نظر يا بازداشت شده اند، در مسند قدرت نبودند بلکه افراد شاخص داخل حکومت به حساب می‌آيند. چنين برخوردهايی از قبل در زير خاکستر معلوم بود و اين جريان کوتاه مدت است. اين افراد را آزاد می‌کند و اوضاع به مسير عادی خود بازمی‌گردد.    شما فکر می‌کنيد تکليف اين هوادارن که سطح توقع سياسی آنها بالا رفته و اجتماع بی‌نظيری را طی ۳۰ سال گذشته شکل داده اند، چه خواهد شد؟   آن چيزی که باعث جريان اخير و ايجاد موج دموکراسی خواهی در ايران شده، تظاهر خود حکومت جمهوری اسلامی به دموکراسی است با برگزار کردن انتخابات و مجاز دانستن مناظره های تلويزيونی.  وقتی انتخابات در کشور برگزار می‌شود، به طور طبيعی خواست دموکراتيک مردم بالا می‌رود. دولت جمهوری اسلامی تمهيدی برای اين مورد نينديشيده و به طور خام دستانه با آن برخورد می‌کند و می‌خواهد با سرکوب، اين مسئله رامتوقف کند .  وقتی در کشور انتخابات داشته باشيد و با انتخاباتی به اين وسعت ادعای دموکراسی بکنيد، به طور طبيعی تقاضای دموکراسی بالا می‌رود، ولی به عنوام مثال در کشوری مانند سوريه يا مصر ادعای دموکراسی ندارند و تکليف مردم روشن است.  در ايران ادعای دموکراسی اسلامی می‌شود و جوانان ايران که بيشتر بعد از انقلاب به دنيا آمده‌اند اين حرف‌ها را باور می‌کنند و با دولت در  می‌افتند که چرا به سخنان خود عمل نمی‌کند. مشکل ديگری که وجود دارد اين است که خواسته ای اين جوانان به شکل سازمان يافته متبلور نمی‌شود و به شکل برخوردهای خيابانی کور با پليس آغاز و انجام می‌گيرد و فقط سرخوردگی بيشتر می‌شود.  اما اگر در ميان اين جريانات رسانه‌های ارتباط جمعی گستردگی پيدا کند و جريانات با هم متحد شوند و به يک سازمان تبديل شوند، می‌توانند خواست خود را به دولت تحميل کنند. بازتابی که در جريان اخير می‌بينيد، بازتاب تبليغ خود دولت مبنی بر دموکراسی اسلامی‌است. اينها يا بايد تبليغ را کنار بگذارند و دولت را مانند کره شمالی اداره کنند يا اين که کمی فضا را باز کنند.    اکنون به خاطر شکل گرفتن کمپين ها و برگزاری مناظره ها، اراده و خواست عمومی به وجود آمده است. شما فکر می‌کنيد با وجود نبود رهبری و سازماندهی، آينده اين موج به کجا منتهی خواهد شد؟   من فکر می‌کنم ناآرامی‌ها به خصوص در تهران ادامه پيدا کند و افرادی مجروح و حتی کشته شوند و سرانجام خاموش شود. البته اين مسئله در انتخابات بعدی به خصوص انتخابات مجلس اثر خواهد گذاشت و جوانان را به انفعال خواهد کشاند، مگر اين که حکومت جمهوری اسلامی احمدی نژاد را مجبور کند که اعضای کابينه خود را عوض کند و از اصلاح طلبان هم بخواهد حضور پيدا کنند تا لااقل آرامش ظاهری را به اين رژيم باز گرداند.   اگر اين طور نشود، سرانجام اين نظام به نظام رهبران کره شمالی می‌انجامد و نمی‌توان مردم را مدت طولانی به اين شکل بازی داد. به نظر من بازی دادن مردم در انتخابات اخير تا حدی پايان گرفته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nafisi_Elections_Coup_or_Not/1753863.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Nafisi_Elections_Coup_or_Not/1753863.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 14 Jun 2009 16:15:35 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2744EC6D-9EB6-477C-AA03-2C1AEC87F872_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>از زبان ناظران و تحلیلگران</title>
            <description>می‌توانید در این صفحه تازه‌ترین گفته‌ها را، بخوانید و بشنوید.
 یکی از اعضای ستاد &#171;موج سوم&#187;  از حامیان میر حسین موسوی، پس از حمله گروهی از افراد ناشناس به این ستاد چنین می‌گوید:   بشنوید     پگاه آهنگرانی، هنرپیشه جوان سینمای ایران  که برای رای دادن به حسینیه ارشاد یکی از مراکز اصلی رای گیری رفته است، از حال و هوای امروز در این حوزه رای گیری می گوید:    بشنوید    همزمان با رای گیری در ایران، حوزه های انتخاباتی در سفارتخانه ها، کنسولگری ها، و نمایندگی های ایران در بسیاری از نقاط جهان نیز آغاز شده است.  سام هدا خبرنگار رادیوفردا در دبی ، درباره شرایط صندوق ها در این مرکز بزرگ تجمع ایرانیان می گوید:     بشنوید    رقابت‌های انتخاباتی این دوره از رای گیری های ریاست جمهوری فرصتی را فراهم کرد که در آن خواست ها و مطالبات اقلیت های جامعه ایران طرح بشود و پیش روی نامزدهای انتخاباتی قرار گیرد.   اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی ایران، هر کدام با خواست ها و اولویت هایی به پای صندوق های رای می روند.  موریس معتمد نماینده یهودیان ایرانی در دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی  درباره مشاهدات خود در حوزه های رای گیری می گوید:   بشنوید    با باز شدن حوزه های اخذ رای، نمایندگان و حامیان کاندیداهای مختلف ریاست جمهوری نیز برای دادن رای به پای صندوق ها رفته اند.   امیر رشیدی از ستاد شهروند آزاد  که در این دوره، به حمایت از مهدی کروبی پرداخته بود، مشاهدات خود را چنین توصیف می کند:   بشنوید     سراج‌الدین میردامادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی در تهران  از مشاهدات خود در ساعات اولیه انتخابات می‌گوید:    بشنوید     کیوان صمیمی بهبهانی، مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده &#171; نامه&#187; در تهران ، از مشاهدات خود در حوزه های رای گیری می گوید:   بشنوید     محمد عطریان‌فر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی  و از هوادارن میر حسین موسوی از دیده هایش می‌گوید:   بشنوید    در حالی که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران و دیگر نقاط جهان که ایرانیان زندگی می کنند جریان دارد  علی معلم، مدیر مسئول دنیای تصویر  و مشاور هنری مهدی کروبی، یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم که با شعار تغییر برای ایران در این انتخابات شرکت کرده است، از مشاهدات خود سخن گفته است:   بشنوید     محمدرضا زهدی، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده &#171;آریا&#187; ، از حضور گسترده مردم در شعبه های رای گیری و تاثیر آن بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گوید:   بشنوید    همه ستادهای انتخاباتی نامزدها پس از هفته ها تلاش با هیجان در انتظار نتیجه تلاش های خود هستند.  غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران  و از چهره های شاخص ستاد مهدی کروبی، تحلیلش را از انتخابات روز جمعه می‌گوید:  بشنوید    ناهید خیرابی، روزنامه نگار در تهران ، از حضور مردم در خیابان ها می‌گوید و روند انتخابات ریاست جمهوری در روزهای اخیر را بررسی می‌کند:   بشنوید     جلال خوش چهره، نماینده دور هفتم مجلس شورای اسلامی  و استاد اقتصاد دانشگاه تهران، مشاهدات خود را بیان می کند:   بشنوید     نظام الدین قهاری عضو شورای مرکزی جنبش انقلابی مردم ایران (جاما)  که در شهرک اکباتان تهران این انتخابات را دنبال کرده، چنین می گوید: (جنبش انقلابی مردم ایران از تشکل هایی است که توسط کاظم سامی وزیر بهداشت دولت موقت مهدی بازرگان اولین نخست وزیر ایران پایه گذاری شد آقای سامی پس از پایان جنگ ایران و عراق از اولین افرادی به شمار می رفت که در جریان قتل هایی که  بعد ها به قتل های زنجیره ای مشهور شد به قتل رسید.)   بشنوید  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Radio_Elections/1752647.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Radio_Elections/1752647.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 12 Jun 2009 13:23:15 +3500</pubDate>
            <category>انتخابات ۸۸</category>
            
                        
        </item>

        <item>
            <title>بازداشت‌های روز کارگر؛ &#171;مادر من در هیچ تجمعی نبود&#187;</title>
            <description>با گذشت ۱۰ روز از روز جهانی کارگر، ده‌ها نفر از کسانی که در این روز پس از شرکت در تجمعات مربوط به روز کارگر در تهران بازداشت شدند، همچنان در زندان به سر می‌برند. اتهام بسیاری از بازداشت شدگان اخلال در نظم عمومی عنوان شده است. این در حالی است که تعداد زیادی از آنان پیش از پیوستن به تجمع روز کارگر بازداشت شده و یا اساسا در آن شرکت نکرده‌اند.با گذشت ۱۰ روز از روز جهانی کارگر، ده‌ها نفر از کسانی که در این روز پس از شرکت در تجمعات مربوط به روز کارگر در تهران بازداشت شدند، همچنان در زندان به سر می‌برند.  از تعداد دقیق بازداشت شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست؛ هرچند به گفته برخی منابع غیر رسمی، شمار آنان به بیش از ۱۰۰ نفر می‌رسد.  اتهام بسیاری از بازداشت شدگان اخلال در نظم عمومی عنوان شده است. این در حالی است که به گفته نزدیکان برخی از آن‌ها و نیز کمپین حقوق بشر در ایران، برخی از بازداشت‌شدگان پیش از پیوستن به تجمع روز کارگر بازداشت شده و یا اساسا در آن شرکت نکرده‌اند.  مریم محسنی یکی از بازداشت شدگان روز کارگر در تهران است.   آنگونه که پگاه فرج اللهی فرزند خانم محسنی به رادیوفردا می‌گوید، وی جزء کسانی بوده که در هیچ تجمعی شرکت نداشته است.   پگاه فرج اللهی:  وضعیت مادرم الان در زندان بسیار بد است . با ۱۵ نفر دیگر همگی در قرنطینه هستند. من دقیقا نمی دانم چند نفر از خانم‌ها بازداشت شده‌اند . اما همین اندازه می‌دانم که در بندی به نام بند &#171;متادون&#187; که مخصوص معتادان است نگهداری می‌شوند.   شما می‌دانید که مادرتان را چرا به این بند منتقل کرده‌اند؟   نه نمی‌دانم . آن جا دارو در دسترشان قرار نمی‌دهند. مادرم الان یک هفته است که دچار بیخوابی است . فقط می‌دانم که گوش مادرم به اندازه یک تخم مرغ باد کرده بود که علتش را هم نمی‌دانم . او حتی نمی‌توانست سرش را تکان بدهد. داروهایش را هم تا به حال در اختیارش نگذاشته‌اند.    شما امکان تماس با خانم محسنی را دارید؟   فقط یک بار ، آن هم دیروز بعد از ظهر زنگ زد و گفت هر چه اصرار می‌کنند که او را به بهداری ببرند و داروهایش را در اختیارش بگذارند واینکه یک هفته است که نخوابیده است . ترتیب اثر نمی‌دهند.   در این مدت ملاقاتی هم با مادرتان نداشته‌اید؟   ملاقات ممنوع است . از هر گونه امکانی مثل خرید در زندان و چیزهایی از این قبیل هم محرومند. توی قرنطینه نگهداری می‌شوند و برای تلفن زدن هم مجاز نیستند.   وقتی تلفنی با مادرتان صحبت کردید چیزی مبنی بر  اظهار نظر مسولان زندان در مورد اتهام ایشان یا احیانا دوران بازداشتشان به شما گفتند؟   نه هیچ به من نگفتند. امروز من دادگاه بودم . گفتند یکی دو روز دیگر خبر می‌دهیم . این جوابی است که از روز اول دستگیری مادرم تا به حال مکررا به من داده‌اند .    خانم فرج اللهی، آیا شما برای مادرتان وکیل اختیار کرده‌اید؟   من از خانم منیژه محمدی درخواست وکالت کردم. با وکیل هم برخورد خوبی ندارند می‌گویند این‌ها هنوز گزارش و پرونده‌اشان ارسال نشده و در این مرحله، وکیل کمک زیادی نمی‌تواند بکند.   آیا وکیلشان توانسته است با مادرتان ملاقات کند؟   نخیر نتوانسته است.   شما می‌دانید اساسا اتهام مادرتان چیست ؟   همان اتهام عمومی و معمول اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت کشور، که به همه می‌زنند.   ایشان در تجمع روز کارگر بازداشت شدند؟    هیچ تجمعی در کار نبوده است. اصلا تجمعی برگزار نشده، نه کسی چیزی گفته و نه کسی حرکتی کرده. خودشان یکباره حمله کرده‌اند . کتک زده‌اند و دستگیر کرده‌اند.   الان که مادرم را کتک زده اند و ممنوع الملاقات کرده اند نسبت به وضعیت وی بسیار نگرانیم . او الان مریض است و دچار بیخوابی است . اما من نمی‌دانم چرا او را به بهداری نمی‌برند؟ من امروز از دادگاه نامه گرفتم مبنی بر این که داروهایش را به او تحویل دهند . نامه را بردم زندان به من گفتند که داروهایش را به او می‌دهند . حالا باید ببینیم چه می‌شود؟ اما به هر حال ایراد ضرب و جرح با وضعیت جسمانی و روانی بهم ریخته و بیخوابی ایشان ما را از هر جهت نگران کرده است اما کسی پاسخگوی ما نیست.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_MayDay_Maryam_Mohseni/1730304.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_MayDay_Maryam_Mohseni/1730304.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 12 May 2009 20:12:40 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9C46EA68-412A-4D81-83C4-A06794428538_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;ماده ۱۹&#187; شوک‌زده از مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان</title>
            <description>&#171;ماده ۱۹&#187; آخرين سازمان بين المللی حقوق بشری به شمار می‌رود که با انتشار بيانيه‌ای، انگشت اتهام را در مرگ امیدرضا میرصیافی وب‌نگار ایرانی، به سوی مقامات جمهوری اسلامی ايران نشانه رفته است.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   گزارشگران بدون مرز خواهان تحقیق درباره چگونگی مرگ میرصیافی شد    							   امید مير صيافى، وبلاگ نويس ايرانى در زندان اوین درگذشت    						    			 		&#171;روزنگار دات بلاگ اسپات دات کام&#187; آدرسی است که اميد ميرصيافی ديگر آن را در دنيای مجازی، به روز نمی‌کند.  درگذشت اميد ميرصيافی وبلاگ‌نويس ايرانی در زندان اوين، خبری بود که در واپسين روزهای سال ۱۳۸۷ موج محکوميت‌های حقوق بشری را از سوی فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ايران به دنبال آورد.  &#171;ماده ۱۹&#187; آخرين سازمان بين‌المللی حقوق بشری به شمار می‌رود که با انتشار بيانيه‌ای، انگشت اتهام را در مرگ اين وب‌نگار، به سوی مقامات جمهوری اسلامی ايران نشانه رفته است.   &#171;شوک‌زده&#187; اصطلاحی است که گروه &#171;ماده ۱۹&#187; برای توصيف واکنش خود به مرگ اميدرضا مير صيافی برگزيده است.  اين گروه، که نام خود را از ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر مبنی بر لزوم تحقق آزادی بيان بر گرفته است، در بيانيه خود به مناسبت مرگ اميد ميرصيافی می‌نويسد: &#171;ماده ۱۹، از شنيدن خبر مرگ اميدرضا مير صيافی بلاگر ايرانی در زندان؛ به ويژه در آستانه نوروز، شوک‌زده است.&#187;   &#171;ماده ۱۹&#187; که مقر آن در لندن است با انتشار اين بيانيه خواهان انجام &#171;تحقيقات فوری&#187; درباره مرگ اميد ميرصيافی شده است.  اگنس کلامارد مدير اجرايی &#171;ماده ۱۹&#187; از مقامات ايرانی خواسته است &#171;تحقيقاتی فوری و دقيق را درباره دلايل درگذشت ميرصيافی آغاز کنند&#187;.  اميدرضا ميرصيافی وبلاگ‌نويس ايرانی در تاريخ ۲۸ اسفندماه در حالی که حدود يک ماه از مدت دو سال و نيم محکوميت خود را در زندان اوين تهران می‌گذراند، بر اثر وخامت شرايط جسمانی جان سپرد.   ميرصيافی، نويسنده ۲۹ ساله وبلاگ روزنگار، در تاريخ ۱۲ آبان ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و با استناد به مواد ۵۰۰ و ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی، به اتهام &#171;تبليغ عليه نظام&#187; و همچنين &#171;توهين به آيت‌الله خمينی و آيت‌الله خامنه‌ای&#187; از طريق انتشار مطالبی در وبلاگ شخصی‌اش، در مجموع به تحمل دو سال و نيم زندان محکوم شده بود.  به گفته حسام فيروزی پزشک معالج شماری از زندانيان سياسی که خود نيز دوران محکوميت ۱۵ ماهه‌اش در اوين را می‌گذراند، مقامات زندان در ارائه خدمات پزشکی مناسب و به موقع به آقای ميرصيافی تعلل کرده‌اند؛ مسئله‌ای که به گفته اين پزشک زندانی، باعث درگذشت اين وبلاگ‌نويس در زندان شد.  &#171;ماده ۱۹&#187; در بيانيه خود با اشاره به اظهارات همبندان اين بلاگر مبنی بر اين که تحمل شرايط &#171;دشوار&#187; زندان برای او غيرقابل تحمل شده بود، نوشته است: &#171;بر اساس خبرهای تأييد نشده، مرگ ميرصيافی احتمالاً بر اثر تجويز داروی نامناسب در زندان اوين بوده است.&#187;  اين گروه مستقل مدافع آزادی بيان، حکم دو سال و نيم حبس برای ميرصيافی را يکی از سنگين‌ترين احکام صادر شده برای يک وبلاگ‌نويس در ايران برآورد می‌کند.  مقامات رسمی جمهوری اسلامی ايران تا کنون هيچ گونه واکنشی به مرگ اميدرضا ميرصيافی نشان نداده‌اند.  به نوشته &#171;ماده ۱۹&#187;، بيشتر مطالب وبلاگ روزنگار به مسايل فرهنگی و موسيقی سنتی ايران اختصاص داشته است. آقای ميرصيافی خود در نخستين روزهای پس از محکوميت، وبلاگش را وبلاگی شخصی توصيف کرده بود که تنها چند تن از دوستان و آشنايانش به آن سر می‌زده‌اند.  &#171;ماده ۱۹&#187; در بيانيه خود همچنين به برخوردهای امنيتی و قضايی صورت گرفته با نويسندگان دنيای مجازی اشاره می‌کند، و آن را مخالف اصول آزادی بيان برمی‌شمرد. بازداشت حسين درخشان، وبلاگ‌نویس ايرانی مقيم خارج از کشور در پی بازگشت به ايران؛ و همچنين وثيقه سنگين ۲۰۰ ميليون تومانی برای آزادی شهناز غلامی ديگر وبلاگ‌نويس، و &#171;کوشنده حقوق زنان&#187;، در زمره مواردی هستند که اين سازمان غيردولتی در بيانيه خود، از آنها به عنوان موارد فشار بر نويسندگان اينترنتی ياد می‌کند.    &#171;ماده ۱۹&#187; در انتهای بيانيه خود، مقامات ايرانی را به پايان دادن به آنچه &#171;آزار و اذيت&#187; وبلاگ‌نويسان توصيف می‌کند، فرا خوانده است.  درگذشت يک وبلاگ‌نويس در زندان، يکی از موارد نادر و شايد منحصر به فرد در نوع خود، طی تاريخ دنيای مجازی به شمار می‌رود.   پيش از اين سازمان گزارشگران بدون مرز، و کمپين بی‌المللی حقوق بشر در ايران نيز هر يک با انتشار بيانيه‌ای جداگانه، با محکوم کردن شرايطی که منجر به مرگ اميدرضا مير صيافی شده، خواهان انجام تحقيقات قضايی درباره دليل درگذشت او شدند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_MIrsayafi_Article19/1514457.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_MIrsayafi_Article19/1514457.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 21 Mar 2009 20:00:30 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9AE4E2C6-0081-43C1-B615-E417D86AA3CC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اجرای حکم زندان دکتر فیروزی، پزشک معالج زندانیان سیاسی</title>
            <description>دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج برخی زندانیان سیاسی، روز شنبه برای تحمل بیش از یک سال حبس روانه زندان اوین شد.  &#160;  					 بیشتر بخوانید:  					   							   اعتراض دانشجویان به حکم زندان دکتر حسام فیروزی    							 						    			 		دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج برخی زندانیان سیاسی، روز شنبه برای تحمل بیش از یک سال حبس روانه زندان اوین شد.  دکتر فیروزی پزشک معالج و معتمد تعدادی از سرشناس‌ترین زندانیان سیاسی از جمله احمد باطبی فعال دانشجویی، اکبر گنجی روزنامه‌نگار، اکبر محمدی فعال دانشجویی - که در زندان درگذشت – و آیت‌الله بروجردی روحانی ناراضی از نظام فعلی ایران بوده است.  حکم زندان آقای فیروزی سال گذشته به اتهام آنچه اختفای زندانی فراری خوانده شد، به تأیید دادگاه تجدید نظر رسیده بود. مقصود از &#171;زندانی فراری&#187; در این حکم، احمد باطبی فعال دانشجویی است که در آن دوران، از بیماران تحت نظر دکتر فیروزی به شمار می‌رفت.  مهتا بردبار، همسر حسام فیروزی، ساعتی پس از همراهی او تا زندان اوین، در گفت‌وگو با رادیو فردا به تشریح چگونگی اجرای حکم پرداخت.   رادیو فردا: خانم بردبار، چطور این حکم بعد از یک سال اجرا شد؟    مهتا بردبار:  نزدیک یک سال پیش حکم دکتر فیروزی را به ما ابلاغ کردند. ابلاغ کتبی که نه. من رفتم دادگاه آنجا حکم را به من دادند. چند بار هم احضاریه دادند و گفتند که دکتر باید برای اجرای حکم زندان، مراجعه کند.    یعنی الان که خودشان را معرفی کردند، به خاطر احضاریه دادگاه بوده؟   نه خیر. یک سال پیش احضاریه دادند، منتها به دلایلی دکتر نمی‌توانست برود... ولی الان دیگر اگر خودش را معرفی نمی‌کرد، می‌آمدند می‌بردندش. کما اینکه حدود یک ماه پیش که من برای تجدید وثیقه (به دادسرا) مراجعه کردم، دیدم که وثیقه را داشتند به اجرا می‌گذاشتند؛ که ما سریع اقدام کردیم.   خانم بردبار حکمی که به آقای فیروزی داده اند دقیقاً چقدر است؟   پانزده ماه و نیم؛ یعنی یک سال و سه ماه و نیم.   به چه اتهامی دقیقاً؟   اختفای زندانی فراری...   که بر می‌گردد به مسئله احمد باطبی، فعال دانشجویی. درست است؟   بله مربوط به آقای باطبی است.   مسئله اختفای آقای باطبی، هنگامی که زندانی بوده، حقیقت دارد؟   اول باید ببینیم تعریف قانون این کشور از &#171;اختفای زندانی فراری&#187; چیست. زندانی‌ای که در این سیستم امنیتی کاملاً تحت کنترل است و وقتی تصمیم می‌گیرند او را بگیرند، ظرف یک ساعت پیدایش می‌کنند و می‌برند، چطور می‌تواند به این راحتی مخفی شود؟...  آقای باطبی در واقع داشت دوران مرخصی‌اش را می‌گذراند و نمی‌دانم بر چه اساسی تعریف کردند که ایشان زندانی فراری بوده! آقای باطبی برای درمان مراجعه کرده بود به منزل ما... ما دوستان خانوادگی هم بودیم و با هم رفت و آمد داشتیم.   اگر اشتباه نکنم در آن دوره دکتر فیروزی پزشک معالج آقای باطبی در زندان بود. درست است؟   بله دکتر فیروزی بنا به سوابق دوستی و پزشک بودن و همچنین سوگندی که در پایان درس می‌خورند که بیمار را بدون درنظر گرفتن شخصیت، محکومیت یا هرگونه جرم و اتهامی که دارد و فقط به حکم انسانیت درمان کنند، مسئولیت درمان آقای باطبی را بر عهده داشت.  آقای باطبی هم که در ضمن دوست ما هم بودند، به منزل ما تشریف آورده بودند و تحت درمان قرار گرفتند. همین موضوع باعث شد که این اتهام را به دکتر فیروزی نسبت بدهند.   اتهام دیگری هم دارند؟   اتهامات دیگر به صورت کلی است: تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه امنیت ملی و غیره.   دلیل وارد کردن این اتهامات را به شما گفته اند؟   نه چیزی نگفته‌اند.   روند دادرسی چطور بود؟ وکیل داشتند آقای فیروزی؟   بله آقای (خلیل) بهرامیان وکیل ما بودند که از ایشان سپاسگذاریم. منتها وقتی اینجا اتهامی به یک نفر زده می شود در خصوص مسائل امنیتی، این اتهامات مشخص است و حکمش هم از قبل مشخص است؛ قابل تغییر هم نیست.  به حکم دادگاه بدوی اعتراض کردیم. حکم به دادگاه تجدید نظر و درواقع باید گفت به &#171;دادگاه تجدید نظر&#187; رفت و همانطور که پیش بینی می شد، حکم تأیید شد و قرار شد که به اجرا دربیاید که به اجرا درآمدنش بنا به دلایلی یک سال به تعویق افتاد تا در نهایت امروز (شنبه) دکتر خودشان را معرفی کردند.   گفتید که همین الان از زندان برگشتید...  بله   آقای فیروزی وقتی داشتند به زندان می‌رفتند در چه وضعیتی بودند؟   دکتر فیروزی حالش بسیار خوب بود، و با روحیه بسیار خوب و وضعیت جسمی&#160; بسیار خوب وارد زندان شد. به هر صورت آدم وقتی که در راهی قدم می‌گذارد، طبعاً تمام سختی‌های راه را به جان می‌خرد. گرچه به نظر من اینها سختی نیست، تجربه‌ای است که در زندگی برای انسان اتفاق می‌افتد و سبب می‌شود که انسان پخته‌تر شود و در راهش ثابت قدم‌تر گام بردارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_DrFiroozi_prison/1510453.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_DrFiroozi_prison/1510453.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 15 Mar 2009 22:14:58 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/177EF2CF-F1FB-4C88-B206-1650C1392310_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>حکم اعدام یک مجرم صغیر &#171;فعلا&#187; به تعویق افتاد</title>
            <description>از زندان عادل آباد شیراز خبر می‌رسد که حکم اعدام یک مجرم صغیر، تا مدت نامعلومی به تعویق افتاده است، اما آنگونه که طاهره احمدی، مادر  رحیم، به رادیوفردا می گوید: بر اساس خبری که به طور شفاهی از زندان عادل‌آباد به او داده شده تاریخ اعدام این مجرم صغیر به تعویق افتاده است؛ هرچند خود حکم، ملغی نشده و همچنان به قوت خود باقی است.  &#160;  					 بیشتر بخوانید: &#160;    ا  تحادیه اروپا اعدام در ایران را محکوم کرد         &#171;ایران باید به اعدام افراد زیر سن قانونی پایان دهد&#187;     			 		علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه روز سه شنبه گفت بر اساس طرح جدیدی که به تصویب کمیسیون قضایی مجلس رسیده است، اعدام مجرمان صغیری که در زمان وقوع جرم، قدرت تشخیص و تمیز نداشته باشند، لغو خواهد شد. وی درخصوص جزئیات این طرح توضیح بیشتری نداده است و مشخص نیست که این طرح، محکومان به قصاص نفس را هم در بر خواهد گرفت یا نه.   صدور و اجرای حکم اعدام برای کسانی که در هنگام وقوع جرم زیر ۱۸ سال بوده اند، یکی از مهم‌ترین مسائل مربوط به حقوق بشر در ایران است، که سازمان‌های مدافع حقوق بشر در مورد آن انتقادهای زایادی از قوه قضاییه کرده‌اند.   ایران در یک سال گذشته، تنها کشوری در جهان بوده که بر اساس حکم قصاص نفس، مجرمان صغیر را به چوبه دار سپرده است.  بر اساس قانون مجازات اسلامی ایران، سن تکلیف قانونی برای پسران ۱۵ سال قمری و برای دختران ۹ سال قمری است.  در همین زمان، از زندان عادل آباد شیراز خبر می‌رسد که حکم اعدام یک مجرم صغیر، تا مدت نامعلومی به تعویق افتاده است.  رحیم احمدی کمال آبادی، این مجرم صغیر، پیش از این قرار بود به جرم قتلی که در ۱۵ سالگی مرتکب شده بود، روز چهارشنبه سی‌ام بهمن ماه به چوبه دار سپرده شود.  اما آن گونه که طاهره احمدی، مادر&#160; رحیم، به رادیوفردا می گوید: بر اساس خبری که به طور شفاهی از زندان عادل آباد به او داده شده تاریخ اعدام این مجرم صغیر به تعویق افتاده است؛ هرچند خود حکم، ملغی نشده و همچنان به قوت خود باقی است.   خبر به تعویق افتادن اجرای حکم رحیم احمدی، هنوز از سوی مقام‌های رسمی تأیید نشده است.  خانم احمدی در ابتدای گفت و گوی خود با رادیوفردا، از چگونگی وقوع قتل می‌گوید:   طاهره احمدی:  هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۳ بود که این اتفاق افتاد. بچه من از سر کار می‌آمده دو تا موتور دوپشته جلوی بچه مرا می‌گیرند. دو سه جا می‌زنندش و بچه من می‌آید محل خودمان می‌نیشیند سر خیابان. یکی از بچه‌ها می رود دنبال آن بچه که بیا این را دوباره بزنیم. یعنی ساعت نه و نیم شب بوده تا آنموقع می‌زدندش. می‌روند دنبال آن بچه که الان کشته شده می‌گویند بیا این را دوباره بزنیم. آن بچه می‌رود توی یک خانه و بچه من هم می‌رود دنبالش. گویا کسی از در هال همان خانه می‌آید بیرون. این پسر برمی گردد بیرون و رحیم هم با چاقو داشته می‌رفته که چاقو می‌خورد و می‌افتد. همانجا دیگر تمام می‌شود. ساعت ۱۲ شب تحویلش دادیم.    شما خودتان تحویلش دادید؟    بله   خانم احمدی آن موقع رحیم دقیقا چند سالش بود؟   رحیم ۱۵ سال و سه روزش بود.    الان چند وقت است که رحیم در زندان است؟   ۴ سال.   شما در این مدت چه اقداماتی کردید؟   به دادگاه‌هایش رفتیم و وکیلی بجز آقای مصطفایی نداریم.    الان پرونده در چه مرحله‌ای است؟   مرحله اجرا. دیگر همه کارهایش را کرده‌اند وفرستاده اند برای اجرا. داخل زندان هم هست.    تاریخ اجرای حکم مشخص شده؟   بله گفته بودند فردا، ولی امروز گفتند که چون ۱۵ سالش بوده فردا اعدامش نمی‌کنند.    تاریخ دیگری به شما گفته‌اند؟   نه.    وضعیت رحیم چطور است؟   به خاطر اینکه ترسیده بود، خیلی زرد شده بود.   کلا وضعیت روحی رحیم این اواخر چطور بود؟   بی اندازه عصبی و ناراحت.   الان درمورد قتلی که روی داده   صحبتی می‌کند  ؟   بله گفت خیلی ناراحتم، نمی‌خواستم اینطور بشود.   شما در این مدت با خانواده مقتول در تماس بودید؟   بله دیشب هم رفتیم خانه‌شان پدرش گفت رضایت می‌دهم. فقط خانمشان یک کمی ناراحت است بنده خدا او هم راضی می‌شود.   پس احتمال دارد رضایت بدهند .   شاید، نمی‌دانم. شاید بخواهند خیریه‌ای چیزی برای بچه‌شان بسازند، بخواهند چیزی بگیرند. نمی‌دانم. ولی خیلی مردمان خوبی هستند. فقط دلم می‌خواهد هر کمکی از دستمان بر می‌آید انجام بدهیم. جوان بوده که این کار را کرده. خیلی هم پشیمان است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Rahim_Ahmadi_Execution_Delay/1495375.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Rahim_Ahmadi_Execution_Delay/1495375.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Feb 2009 19:39:02 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A045B018-940B-4B90-B82D-85012B7F46DC_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;وضعیت بهاییان رو به وخامت گذاشته است&#187;</title>
            <description>کيت بيگالو نماينده &#171;جامعه بهاييان آمريکا&#187; که بيش از ۱۶۰ هزار عضو در ايالات متحده دارد، و تحولات جامعه بهاييان ايران را با دقت دنبال و بررسی می‌کند، در گفت‌وگو با راديوفردا می‌گويد که شرايط بهاييان در ايران به شکل بی‌سابقه ای رو به وخامت گذاشته است. آنگونه که سازمان‌های حقوق بشری می‌گويند، برخوردهای امنيتی با پيروان آيين بهاييت در ايران طی چند ماه گذشته روند پرشتاب‌تری يافته است.  از شمار دقيق بهاييانی که در حال حاضر در نقاط مختلف ايران در زندان به سر می برند، آمار دقيقی در دست نيست، اما خبرهای مربوط به بازداشت پيروان اين آيين هر چند وقت يک بار از داخل ايران به گوش می‌رسد؛ گاه در شيراز، يک بار در ساری، بار ديگر تهران، و به همين منوال از بر خی دیگر شهر‌های ایران.  در آخرين نمونه از اين برخوردها، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضائيه ايران، روز سه شنبه گفت که  شش ايرانی بهايی در بازداشت به سر می‌برند .  آقای جمشيدی اتهام اين افراد را &#171;تبليغ عليه نظام&#187; توصيف کرد و گفت بازداشت شدن اين افراد ربطی به اعتقاداتشان ندارد؛ موضوعی که مدافعان حقوق بشر به آن با ديده ترديد می‌نگرند. &#160;  خانم کيت بيگالو نماينده &#171;جامعه بهاييان آمريکا&#187; که بيش از ۱۶۰ هزار عضو در ايالات متحده دارد، و تحولات جامعه بهاييان ايران را با دقت دنبال و بررسی می‌کند، در گفت‌وگو با راديوفردا می‌گويد که شرايط بهاييان در ايران به شکل بی‌سابقه ای رو به وخامت گذاشته است.   رادیو فردا: خانم بيگالو تحولات اخير در خصوص برخوردها با بهاييان در ايران را چگونه برآورد می‌کنيد؟     &#160;کیت بیگالو: ما عميقأ نگران وضعيت فعلی بهاييان در ايران هستيم. شرايط بهاييان در ايران در حال حاضر به بدترين وضعيت خود از زمان تأسيس جمهوری اسلامی رسيده است. هفت نفری که به نوعی هماهنگ کننده فعاليت بهاييان در ايران بوده اند، ماه‌هاست در زندان به سر می‌برند.   طی سال‌های گذشته شمار زيادی از بهاييان بازداشت یا آزار و اذيت شده‌اند، از دانشگاه اخراج شده‌اند، برای کودکانشان در مدارس مزاحمت ایجاد شده یا گورستان‌هایشان تخریب شده‌ است. &#160;   اشاره کرديد که وضعيت بهاييان در ايران اخيرأ بدتر شده است. به نظر شما اين مسئله، نشأت گرفته از سياست جديد تثبيت شده‌ای در رويارويی با بهاييان است يا اينکه صرفأ مرحله‌ای گذرا است؟&#160;      آنچه که مسلم است از زمان انتخاب شدن محمود احمدی نژاد به سمت رياست جمهوری ايران، وضعيت بهاييان رو به وخامت گذاشته است. به نظر من برخوردهای اخير، آغاز يک سياست تازه است. بر اساس مدارکی که منتشر شده و به دست ما رسيده، نيروهای مسلح ايران دستور گرفته‌اند که نام و مشخصات تمامی ۳۰۰ هزار بهايی ايران را جمع آوری و ثبت کنند.   آن‌ها دستور گرفته‌اند که همه فعاليت‌های بهاييان را توسط بازوهای مختلف امنيتی و انتظامی اعم از پليس، سپاه و بسيج، تحت نظارت قرار دهند. به اين شکل کنترل بهاييان وارد ساز و کار جديدی می‌شود که دسترسی به بهاييان و آزار و اذيت آن‌ها را ساده‌تر می‌کند؛ حتی کارهايی از قبيل حمله به آنان با کوکتل مولوتف ... &#160;   مگر چنين مواردی هم وجود داشته؟ مواردی مثل حمله با کوکتل مولوتف؟     بله مواردی از پرتاب کوکتل مولوتف به منازل بهاييان، خودروهای آنان، و حتی در برخی موارد خراب کردن خانه ها با بولدوزر ... &#160;   خانم بيگالو اما آيا اين اقدام از سوی پليس يا نيروهای امنيتی صورت گرفته است؟ از کجا می‌توان با اطمينان چنين چيزی را گفت؟     ارتباط مسقيم اين موارد با نهادهای امنيتی قابل اثبات نيست. اما هنگامی که قربانيان اين اقدامات برای شکايت و پی‌گيری، به پليس مراجعه کردند، نيروهای انتظامی گفتند که کمکی از دستشان ساخته نيست. &#160;   آيا موارد خاصی وجود دارد که در حال حاضر بيش از بقيه برای شما نگران‌کننده باشد؟     نگرانی اصلی ما درباره کسانی است که در زندان هستند. به عنوان مثال پيشتر به هفت رهبر بهاييان اشاره کردم. موارد زياد ديگری هم وجود دارد؛ مثل سه جوانی که در شهر شيراز کارهای بشردوستانه -مثل کمک به فقرا انجام می‌دادند- و اکنون در زندان به سر می‌برند. &#160;   آماری از بهايی‌های زندانی در دست داريد؟&#160;      ارقامی در دست داريم؛ ولی به صورت دقيق نمی‌توان گفت. برخی از بهايی‌ها&#160; فقط چند روز بازداشت می‌شوند، بعضی چند هفته و بعضی‌ها در زندان می‌مانند. سياست نهادهای امنيتی ايران اين است که جامعه بهاييان را غيرمتمرکز و غيرمتشکل نگه دارند. يکی از راه‌های انجام اين کار، بازداشت‌های پرشمار با مدت‌های کوتاه و بلند، به بهانه‌های مختلف است. &#160;   شما اطلاعاتتان را چگونه از ايران کسب می‌کنيد؟ چه منابعی برای اين اطلاعات داريد؟      منبع ما، خود بهاييان هستند. &#160;   و چگونه اين اطلاعات را راستی‌آزمايی می کنيد؟ چطور می‌توانيد مطمئن باشيد که اطلاعاتتان موثق است؟     اين می‌تواند کار خيلی سختی باشد. در برخی از موارد، راستی‌آزمايی اطلاعات چند هفته طول می‌کشد. البته دنيای اينترنت و اس ام اس، همه چيز را تغيير داده است. ممکن است ما خبری را در عرض چند ثانيه يا چند دقيقه دريافت کنيم؛ ولی تأييد خبر مدت‌ها طول می‌کشد و ما بايد پيش از آنکه خبر را به طور مثال به شما [رسانه‌ها] بدهيم، مدت زيادی را در انتظار منابع موثقمان بمانيم. &#160;   خانم بيگالو، شما نقش و اهميت ارگان‌های مدافع حقوق بشر و ديگر سازمان‌های جهانی را در خصوص برخوردهای صورت گرفته با بهاييان چگونه برآورد می‌کنيد؟&#160;&#160;      به نظر من نقش و تاثير اين سازمان‌ها حياتی است. بازتاب اين گزارش‌ها به عنوان مثال در موضع‌گيری‌های مجمع عمومی سازمان ملل قابل مشاهده است. اين بسيار مهم است که تشکل‌های جهانی و ديگر کشورها در رويارويی با نقض حقوق بشر ساکت نمانند، و صدای مخالفت خود را به گوش آن کشور برسانند.   البته همه می‌دانيم که نقض حقوق بشر در بسياری از کشورهای جهان صورت می‌گيرد؛ شهروندانی که برای تعيين آيين و مذهب خود آزاد نيستند. و اين اهميت ويژه ای دارد که سازمان های حقوق بشری و ديگر تشکل‌های جهانی، همچنين سازمان‌های خبری، صدای اعتراض را به گوش آن شهروندان برسانند؛ اينکه دنيا می‌داند چه بر شما می‌گذرد؛ و آنچه بر شما می‌گذرد، برايش مهم است. </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Kit_Bigelow_Iran_Bahais/1375348.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Kit_Bigelow_Iran_Bahais/1375348.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 27 Jan 2009 16:54:26 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/11D34757-33D3-4C58-889B-2F4D1C7632E1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمب شد</title>
            <description>&lt;p&gt;مأموران امنیتی و انتظامی ایران امروز یکشنبه با یورش به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در یوسف‌آباد تهران اقدام به پلمپ این دفتر کردند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;کانون مدافعان حقوق بشر با مشارکت خانم شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل و آقایان محمد سیف‌‌زاده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد شریف از وکیلان دادگستری فعال در پرونده‌های حقوق بشر در ایران پایه‌گذاری شده است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فعالیت این کانون علاوه بر پیگیری موارد نقض حقوق بشر، دفاع از زندانیان سیاسی - عقیدتی و نیز حمایت از خانواده زندانیان سیاسی را نیز شامل می‌شود.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بر اساس این گزارش اقدام&#160;نیروهای امنیتی و انتظامی متشکل از مأموران پلیس امنیت و پلیس کلانتری یوسف آباد، با برخورد فیزیکی با اعضای کانون مدافعان حقوق بشر&#160;از جمله &#160;آقای اسماعیل‌زاده و خانم نرگس محمدی همراه بوده و این اقدام در زمان حضور خانم عبادی در دفتر کانون صورت گرفته است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;این گزارش همچنین حاکی است که مأموران امنیتی و انتظامی بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به برخورد با اعضای کانون و پلمب این دفتر اقدام کرده‌اند.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;پیشتر در مرداد ماه سال ۸۵، دبيرخانه کميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون فعاليت احزاب و جمعيت‌ها در ايران با صدور اطلاعيه‌ای اعلام کرد که فعاليت کانون مدافعان حقوق بشر غير قانونی است و اگر اعضای اين کانون به فعاليت ادامه دهند تحت پيگرد قضایی قرار خواهند گرفت.&lt;/p&gt; مأموران امنیتی و انتظامی ایران، روز یکشنبه، با یورش به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در یوسف‌آباد تهران، اقدام به پلمپ این دفتر کردند.    نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در گفت و گو با راديو فردا گفت که نيروهای انتظامی، مأموران کلانتری و لباس شخصی‌ها ساعت سه بعد از ظهر بدون ارائه کردن حکم قضایی وارد ساختمان شدند.            بشنوید:        گفتگو با نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر          وی افزود: حدود&#160;۱۰&#160;تا ۱۵ نفر وارد ساختمان شده و اقدام به فيلمبرداری از داخل ساختمان کردند.    به گفته خانم محمدی کانون مدافعان حقوق بشر قصد داشت روز يکشنبه، با چند روز تاخیر، به مناسبت&#160;شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه حقوق بشر، جشنی برگزار کند.    وی اضافه کرد که این کانون می‌خواست در این مراسم به تقی رحمانی، از فعالان اجتماعی-سیاسی جايزه دهد و همچنين قرار بود ۱۰ نفر در این مراسم&#160;سخنرانی کنند.    به گفته وی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر&#160; ميهمان از جمله فعالان حقوق زنان، فعالان دانشجويی و کارگری به جشن روز يکشنبه دعوت شده بودند.    خانم محمدی می‌گويد وی نمی‌داند که به چه جرمی در کانون مدافعان پلمب شده است.    &#160;در همین حال کانون مدافعان حقوق بشر بيانيه ای در مورد پلمب شدن دفترش انتشار&#160;داده و اعلام کرد که &#171;عدم ارائه حکم قانونی و قضايی به مسئولان کانون مدافعان حقوق بشر با اعتراض آنان مواجه شد. اين اعتراض با برخورد توهين آميز برخی از نيروهای مسئول در محل همراه شد که برخورد فيزيکی هم وجود داشت.&#187;     کانون مدافعان حقوق بشر با مشارکت خانم شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل و آقایان محمد سیف‌‌زاده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد شریف از وکیلان دادگستری فعال در پرونده‌های حقوق بشر در ایران پایه‌گذاری شده است.    فعالیت این کانون علاوه بر پیگیری موارد نقض حقوق بشر، دفاع از زندانیان سیاسی - عقیدتی و نیز حمایت از خانواده زندانیان سیاسی را نیز شامل می‌شود.    بر اساس این گزارش اقدام&#160;نیروهای امنیتی و انتظامی متشکل از مأموران پلیس امنیت و پلیس کلانتری یوسف آباد، با برخورد فیزیکی با اعضای کانون مدافعان حقوق بشر&#160;از جمله &#160;آقای اسماعیل‌زاده و خانم محمدی همراه بوده و این اقدام در زمان حضور خانم عبادی در دفتر کانون صورت گرفته است.    این گزارش همچنین حاکی است که مأموران امنیتی و انتظامی بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به برخورد با اعضای کانون و پلمب این دفتر اقدام کرده‌اند.    پیشتر در مرداد ماه سال ۸۵، دبيرخانه کميسيون ماده ‪ ۱۰‬قانون فعاليت احزاب و جمعيت‌ها در ايران با صدور اطلاعيه‌ای اعلام کرد که فعاليت کانون مدافعان حقوق بشر غير قانونی است و اگر اعضای اين کانون به فعاليت ادامه دهند تحت پيگرد قضایی قرار خواهند گرفت.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Human_right/477881.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Iran_Human_right/477881.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 21 Dec 2008 16:46:01 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9e8b5dc3-247f-4425-b558-c76d6d1cd46f_.JPG" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ایران یک نوجوان مجرم دیگر را به چوبه دار سپرد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&#171;تنها دو روز پس از آنکه مقامات ایرانی اعدام مجرمان زیر سن قانونی را انکار کردند، هفتمین نوجوان سال ۲۰۰۸ به چوبه دار سپرده شد&#187;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;           &#171;تنها دو روز پس از آنکه مقامات ایرانی اعدام مجرمان زیر سن قانونی را انکار کردند، هفتمین نوجوان سال ۲۰۰۸ به چوبه دار سپرده شد&#187;.        دو سازمان غیردولتی مدافع حقوق بشر، با این جمله اعتراض خود را به اعدام غلامرضا ح. مجرم ۱۹ ساله ابراز داشته‌اند.               روز سه شنبه چهاردهم آبان ماه سازمان دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه مشترکی، اعدام یک مجرم صغیر دیگر را در ایران محکوم کردند.      این شخص که با نام غلامرضا ح. از او یاد شده، دو سال پیش هنگامی که ۱۷ سال داشت، در نزاعی با سلاح سرد جان یک نوجوان دیگر را گرفته بود.           بیشتر بخوانید:        &#171;ايران بيشترين آمار اعدام کودکان را دارد&#187;          &#171;۱۱۴ نوجوان متهم در ايران در انتظار اعدام&#187;            این هفتمین مجرم صغیری به شمار می‌رود که طی سال جاری میلادی (حدود ۱۰ ماه گذشته) در ایران اعدام شده است.        غلامرضا که تبعه کشور افغانستان و مقیم شهر اصفهان بود، در ۱۷ سالگی یک مهاجر افغان دیگر را به نام شیرآغا حسینی با ضربات کارد و با آنچه &#171;انگیزه‌های ناموسی&#187; خوانده شده به قتل رساند.        ایران هم اکنون تنها کشوری در جهان به شمار می‌رود که طی سال جاری میلادی اقدام به اعدام مجرمان صغیر کرده‌است. ایران همچنین رکورد دار حلق‌آویز کردن نوجوانان زیر سن قانونی (۱۸ سال) محسوب می‌شود.        آمارها نشان از آن دارند که ۸۰ درصد این مجرمان طی بیش از سه سال گذشته در ایران اعدام شده‌اند.        کلارسیا بنکومو، مسئول حقوق کودکان در بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر، برای توصیف چنین وضعیتی واژه &#171;تراژدی&#187; را به کار می‌برد. او در بیانیه اخیر، خواهان لغو چنین اعدام‌هایی در ایران شده است.        هادی قائمی، هماهنگ‌کننده کمپین بین‌المللی برای حقوق بشر در ایران به رادیو فردا می‌گوید که این اصطلاحاً &#171;تراژدی&#187; از عدم گردن نهادن جمهوری اسلامی به تعهدات بین‌المللی خود نشأت می‌گیرد.        به گفته او: &#171;کنوانسیون حقوق کودک را تقریباً تمامی کشورهای دنیا پذیرفته‌اند. اشکال ایران هم این است که حاضر نیست هیچ گونه احترامی برای امضایش پای این پیمان‌ها قائل شود.&#187;        بر اساس کنوانسیون جهانی حقوق کودک و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران از امضاکنندگان هر دو آنهاست، اعدام مجرمان زیر ۱۸ سال اکیدأ ممنوع است. قانون مجازات اسلامی ایران اما در خصوص احکام قصاص، بنا بر شرع اسلام سن تکلیف قانونی را برای پسران ۱۵ سال قمری و برای دختران، ۹ سال قمری می‌داند.        مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند قصاص، مسئله‌ای مجزا از اعدام محسوب می شود؛ و اینکه هیچ مجرم زیر ۱۸ سالی در ایران برای جرم‌های غیر از قتل نفس، به پای چوبه دار فرستاده نمی‌شود.        بالاترین مقام اجرایی ایران، محمود احمدی‌نژاد از جمله همین مقامات است. او چندی پیش در یکی از مصاحبه‌های مطبوعاتی خود، هنگامی که با پرسشی درباره اعدام مجرمان صغیر مواجه شد گفت: &#171; در ایران نوجوان‌ها اعدام نمی‌شوند. در کجا جوان‌ها اعدام شده‌اند؟ قانون ما سن رسیدگی‌ها را بالای ۱۸ سال قرار داده‌است. البته خوب برخورد سیاسی با ایران زیاد می‌شود؛ که برای ما هم زیاد مهم نیست.&#187;        موضعی که کنشگران مدنی، از جمله محمد مصطفایی آن را &#171;بازی با کلمات و مفاهیم&#187; توصیف می‌کنند. آقای مصطفایی حقوقدان و وکیلی است که دفاع از پرونده حدود ۲۰ مجرم صغیر را در ایران بر عهده دارد.        او به رادیو فردا می‌گوید: &#171;متأسفانه دستگاه قضایی ما برای آنکه بتواند در سطح بین‌الملل توجیهی داشته باشد، مبنی بر اینکه در کشور ما اعدام زیر ۱۸ سال وجود ندارد، موضوع قصاص نفس را از اعدام مجزا به حساب می‌آورد؛ در صورتی که تمامی احکامی که در نهایت به سلب حیات شخص منجر می‌شوند، اعدام به شمار می‌روند. [مقامات قضایی] اعلام می‌کنند که قصاص یک حق شخصی است که به اولیای دم مربوط می‌شود. اما مسئله‌ای که ما در مورد آن بحث می‌کنیم، اساساً سن مسئولیت کیفری اشخاص است، نه چیز دیگر.&#187;        ۱۸ سال، استانداردی جهانی‌است که در معاهدات بین‌المللی برای مشخص کردن سن مسئولیت‌پذیری افراد در مسائل حقوقی و مدنی تعریف شده است.        تمامی افراد زیر ۱۸ سال، بر اساس این استاندارد که مبتنی بر مطالعات جامعه شناختی و روانشناسی است، کودک و فاقد قدرت کامل تشخیص و تمیز در مسئولیت‌های مدنی به شمار می‌روند.        آقای مصطفایی می‌گوید: &#171;ما می‌گوییم آنهایی که در زیر ۱۸ سال مرتکب جرم می‌شوند، به آن میزان از رشد عقلانی که باید برسند، نرسیده‌اند، و به همین جهت اعمالی که انجام می‌دهند، اعمال ارادی نیست. به همین دلیل است که ما به صدور چنین احکامی ایراد می‌گیریم.&#187;        اخیراً مقامات قضایی ایران سخن از بخشنامه‌ای گفتند که اعدام تمامی مجرمان زیر ۱۸ سال را لغو می‌کند؛ این مسئولان اما دو روز پس از اعلام این خبر که با استقبال ناظران حقوق بشری همراه بود، اعلام کردند که محکومین به قصاص نفس شامل این بخشنامه نمی‌شوند.        مسئله ای که در نهایت حاکی از عدم بروز تحول در روند پیشین است. در سال‌های اخیر تقریبأ تمامی نوجوانان اعدام شده در ایران بر اساس حکم قصاص اعدام شده‌اند.        به گفته دیده‌بان حقوق بشر در حال حاضر ۱۳۰ مجرم صغیر در زندان‌های ایران، چوبه دار را انتظار می‌کشند.     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f7_Iran_Execution_Teenagers_GholamrezaH/471675.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f7_Iran_Execution_Teenagers_GholamrezaH/471675.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 04 Nov 2008 16:12:17 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/66C070D9-292B-46C8-B68A-2F24A2FCF49E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ممنوعیت فروش &#171;وصیت نامه&#187; آیت الله خمینی در روسیه</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;کسی که بسیاری در ایران او را &#171;کاریزمای انقلاب&#187; می دانند، اکنون در مجاورت ایران، در روسیه، روی خط قرمز قرار گرفته است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;روسیه به تازگی معروف ترین اثر آیت الله خمینی رهبر انقلاب &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt;&#160;&lt;/span&gt;۱۳۵۷&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;یعنی &#171;وصیت نامه&#187; او را در زمره کتاب های ممنوع این کشور قرار داده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;گزارش ها از روسیه حاکی از آن است که دادگاهی در یکی از شهرهای کوچک روسیه پس از مطالعه متن ترجمه شده این کتاب، آن را &#171;افراط گرایانه&#187; و &#171;حامی خشونت&#187; معرفی کرده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;            کسی که بسیاری در ایران او را &#171;کاریزمای انقلاب&#187; می دانند، اکنون در مجاورت ایران، در روسیه، روی خط قرمز قرار گرفته است.        روسیه به تازگی معروف ترین اثر آیت الله خمینی رهبر انقلاب    ۱۳۵۷           یعنی &#171;وصیت نامه&#187; او را در زمره کتاب های ممنوع این کشور قرار داده است.        گزارش ها از روسیه حاکی از آن است که دادگاهی در یکی از شهرهای کوچک روسیه پس از مطالعه متن ترجمه شده این کتاب، آن را &#171;افراط گرایانه&#187; و &#171;حامی خشونت&#187; معرفی کرده است.        ممنوعیت این اثر در روسیه، درست همزمان با نوزدهمین سالگرد درگذشت آیت الله خمینی رسمیت یافت؛ اما خبر مربوط به آن چندان بازتاب خبری نیافت.        اصلان دوکائف، رییس بخش چچن در  رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی  که به تازگی مقاله ای در این باره نوشته است، به پرسش های رادیو فردا پاسخ داده است.           رادیو فردا: دلیل یا دلایل اصلی ممنوعیت وصیت نامه آیت الله خمینی در روسیه چه بوده است؟            اصلان دوکائف:     بعد از تصویب قانونی برای مبارزه با افراط گرایی در روسیه، تمامی دادگاه ها اعم از دادگاه های کوچک می توانند هر نوشته ای را که مروج افراط گرایی تشخیص داده شود، ممنوع کنند. این دقیقأ اتفاقی است که در این مورد رخ داد. پلیس نوشته ای را در یکی از شهرهای کوچک مرکز روسیه توقیف کرد که در آن به بخش هایی از وصیت نامه آیت الله خمینی ارجاع داده شده بود.              بسیاری از افراد کتاب خوان در روسیه که به جریانات سیاسی در کشورهای اسلامی علاقه دارند، با این وصیت نامه آشنا هستند. بسیاری از افرادی که جریانات و تحولات ایران را دنبال می کنند، وصیت نامه را خوانده اند. این نوشته، برای متخصصانی که بر افکار اسلامی کار می کنند، منبع مهمی به شمار می رود. به نظر من هیچ دلیلی برای ممنوع کردن این وصیت نامه وجود ندارد.      رییس بخش چچن در  رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی        دادگاه این متن را برای مطالعه بیشتر در اختیار کارشناسان قرار داد. دو کارشناس جوان که یکی از آنها روانشناس و دیگری واژه شناس بودند، مطالعاتی را روی وصیت نامه آیت الله خمینی انجام دادند؛ و به این نتیجه رسیدند که متن یاد شده، افراط گرایانه است؛ به خشونت دامن می زند؛ و برای مردم روسیه زیان آور است.          وصیت نامه آیت الله خمینی تا چه حد در روسیه شناخته شده است؟          بسیاری از افراد کتاب خوان در روسیه که به جریانات سیاسی در کشورهای اسلامی علاقه دارند، با این وصیت نامه آشنا هستند. بسیاری از افرادی که جریانات و تحولات ایران را دنبال می کنند، وصیت نامه را خوانده اند. این نوشته، برای متخصصانی که بر افکار اسلامی کار می کنند، منبع مهمی به شمار می رود. به نظر من هیچ دلیلی برای ممنوع کردن این وصیت نامه وجود ندارد. بسیاری از افراد آن را خوانده اند، و هیچ کس آن را افراط گرایانه نیافته است.          بر اساس خبرهایی که منتشر شده، پیش از این و در موارد مشابه اعتراضاتی به روند این ممنوعیت ها در روسیه صورت گرفته؛ درست است؟          این مسئله، پدیده تازه ای به شمار می رود. سازمان فدرالی در روسیه تاسیس شده که حکم دادگاه های مختلف درباره کتاب ها را ثبت می کند. بر اساس آخرین آمارها این تعداد به            ۱۵۱   عنوان کتاب رسیده است.         این مسئله باعث نگرانی و ناراحتی هایی در روسیه شده است. اگر کتابی در کتابخانه شما باشد که ناگهان دادگاهی در نقطه ای دیگر از کشور، رای به ممنوعیت آن بدهد، آنگاه شما ناخواسته با تعقیب قضایی مواجه هستید.          و عواقب قضایی آن چه می تواند باشد؟          پیش بینی آن مشکل است اما به هر حال، داشتن آن کتاب کاری غیرقانونی خواهد بود.          حالا از نقطه نظر سیاسی، به نظر شما این مسئله می تواند چه تاثیری بر روابط تهران – مسکو داشته باشد؟ با توجه به این که روسیه به نوعی حامی ایران در مقیاس جهانی محسوب می شود؛ و از سوی دیگر آیت الله خمینی کماکان برای بسیاری از ایرانیان و خصوصأ مقام های تهران، چهره ای کاریزماتیک به شمار می رود.          من تا آن حد با شرایط فعلی ایران آشنایی ندارم؛ اما می توان پیش بینی کرد که به هر حال این قضیه بازتاب خوبی در ایران نداشته باشد. چرا که در درجه نخست ایران، روسیه را شریک و دوست خود می داند؛ و گذشته از آن، اساسا دلیلی برای ممنوع کردن چنین متنی در هیچ کشوری وجود ندارد. مقام های روسیه البته خواهند گفت که این قضیه ربطی به آنها ندارد؛ اینکه این تصمیم آنها نبوده و تصمیم یاد شده را صرفأ یک دادگاه روسیه گرفته است. به نظر من در نهایت این امر می تواند تا حدی به پیچیدگی روابط دو کشور دامن بزند.          می توانید چند نمونه از کتاب های دیگری را که در روسیه ممنوع شده اند ذکر کنید؟          بله؛ لیست این کتاب ها پیش از هر چیز در برگیرنده شماری از آثار ادبی است که دارای محتوای ضد یهودی اند. کتاب هایی با مضامین ملی گرایانه افراطی، و همچنین برخی کتاب های اسلامی نیز در این فهرست قرار دارند؛ به عنوان مثال آنهایی که خواهان جهاد علیه غرب می شوند. می توانم به آثار سعید نورسی (متفکر اسلامی ترکیه) اشاره کنم که تمامی نوشته هایش در روسیه ممنوع اعلام شده و البته مورد بسیار عجیبی هم بود؛ چراکه او از آن دست افرادی بود که در نوشته هایش خواهان صلح و ایجاد تفاهم میان مذاهب و کشورهای مختلف می شد. به هر حال مردم کلا از این مسئله ناراضی هستند و خواهان برداشته شدن این قانون شده اند؛ اما وضعیت کماکان تغییری نکرده است.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Khomeini_ban_testament_Russia/452323.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Khomeini_ban_testament_Russia/452323.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Jun 2008 17:42:57 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FFF717C6-4024-42C0-8F42-BBAE416D110C_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> تيم حقوق بشری سازمان ملل در تهران</title>
            <description>بار ديگر نام ايران با عبارت حقوق بشر گره خورد. بار ديگر نام ايران با عبارت حقوق بشر گره خورد.    سه شنبه هفته خردادماه، هياتی که از سوی دفتر کميسريای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد راهی تهران شده بود، به ماموريت خود پايان داد.    سفری که به گفته روپرت کولويل، سخنگوی اين دفتر در ژنو، با هدف متقاعد کردن مقامات ايران به گردن نهادن بر تعهدات جهانی حقوق بشری اش انجام گرفته است.    آقای کولويل در گفت و گو با  راديوفردا  می گويد &#171;اين گروه متشکل از سه نفر، و برنامه آن ملاقات با مقامات عاليرتبه قضايی ايران بود.&#187;    وی هدف از اين سفر را &#171;ايجاد تعامل برای بحث درباره حقوق بشر&#187; توصيف می کند. سخنگوی دفتر کميسريای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در ادامه تاکيد می کند که &#171;سازمان ملل به شکل مداوم با مقامات جمهوری اسلامی در تماس است، و مسائل مربوط به حقوق بشر نيز از جمله مسائل مهم مورد بحث ميان دو طرف به شمار می رود.&#187;    اعدام ها در ايران و حقوق زنان ايرانی، به گفته اين مقام سازمان ملل از جمله مسائلی است که مورد توجه کميسريای عالی حقوق بشر قرار دارد.    &#171;نقض حقوق بشر در ايران&#187; اتهامی است که از ساليان دور، چه در دوران سلطنت پهلوی و چه پس از انقلاب ۱۳۵۷ همواره مقامات ايران را نشانه رفته است؛ اتهامی که موارد آن تاکنون تبديل به صدها پرونده حقوق بشری شده است.    يکی از سازمان های غيردولتی که چنين مواردی را ثبت می کند، کمپين بين المللی برای حقوق بشر در ايران نام دارد.    آرون رودز از موسسين اين کمپين در وين، يکی از مهم ترين موارد &#171;نقض حقوق بشر در ايران&#187; را اعدام مجرمان زير سن قانونی ،۱۸ سال، برآورد می کند.    &#171;صدور و اجرای احکامی همچون سنگسار، شلاق، و قطع اعضای بدن&#187; از ديگر مواردی اند که به عقيده اين پژوهشگر حقوق بشر، حقوق بشر را در ايران نقض می کند.         آرون رودز&#160; بازداشت های &#171;بدون اتهام&#187;، شرايط زندان ها، وضعيت سلامتی زندانيان از جمله وضعيت عمادالدين باقی روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر، نحوه برخورد ماموران با زندانيان، و برخورد با اقليت ها از جمله بازداشت اخير رهبران بهايی را جزو موارد نگرانی مدافعان حقوق بشر برمی شمرد         وی در گفت و گو با  راديوفردا  می گويد : &#171;سرکوب فعالان مدنی همچون کارگرها، دانشجويان، و زنانی که برای دستيابی به حقوق برابر با مردان فعاليت می کنند نيز از ديگر مسائلی است که مورد توجه ما قرار دارد.&#187;    آقای رودز همچنين بازداشت های &#171;بدون اتهام&#187;، شرايط زندان ها، وضعيت سلامتی زندانيان از جمله وضعيت عمادالدين باقی روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر، نحوه برخورد ماموران با زندانيان، و برخورد با اقليت ها از جمله بازداشت اخير رهبران بهايی را جزو موارد نگرانی مدافعان حقوق بشر برمی شمرد. چنين اتهاماتی از طرف مسئولين جمهوری اسلامی همواره رد شده است.    محمود احمدی نژاد، ریيس جمهوری ايران در يکی از کنفرانس های خبری خود در سازمان ملل طی سال ۲۰۰۶ ميلادی گفته بود &#171;ايران يکی از بهترين سيستم های قضايی را در تمام جهان دارد.&#187; وی جمهوری اسلامی را برخوردار از ساز و کاری مستقل و کامل در برخورد با جرائم بر شمرده بود.    مقامات ايران با همين استدلال تا کنون بارها از اعطای رواديد ورود به بازرسان سازمان ملل سر باز زده است؛ و از همين رو انجام سفرهای تحقيقاتی درباره حقوق بشر در ايران – سفرهايی از قبيل ماموريت اخير هيات کميسريای عالی حقوق بشر – با وقفه های طولانی مدت انجام می گيرد.    نتيجه برخی از اين ماموريت ها در قالب گزارش های ويژه نمود می يابد؛ و هدف شماری ديگر از آنها گسترش همکاری هاست.    سفر اخير، به گفته روپرت کولويل سخنگوی کميسريای عالی حقوق بشر، هدف دوم را دنبال می کند. او اين سفر را &#171; بخشی از تلاش های سازمان ملل برای ايجاد تعامل، و رسيدن به نقاط مشترک&#187; توصيف می کند.    بازتاب چنين سفرها و ملاقات هايی در محافل حقوق بشری متفاوت است.    شماری از مدافعان حقوق بشر، همچون عبدالکريم لاهيجی حقوقدان در پاريس و نايب ریيس فدراسيون بين المللی جوامع دفاع از حقوق بشر بر اين نکته تاکيد می کنند که اگر اين سفرها نتيجه ای قطعی به دنبال نداشته باشد، فاقد هرگونه ارزشی است.    کارنامه فعلی &#171;سياه&#187; حقوق بشری ايران، به گفته اين افراد، شاهدی بر اين مدعاست.    آقای لاهيجی می گويد : &#171;اگر در راستای اين سفر بتوانند به پيشرفت هايی حتی نسبی دست يابند، از نظر ما سفری است پربار و مثبت اما اگر آنها هم به همان نتايجی برسند که ما سال هاست رسيديم – يعنی اينکه جمهوری اسلامی فقط در پی سرگرم کردن نهادهای حقوق بشری است تا نامش در شورای حقوق بشر آورده نشود – آنگاه بيهوده خواهد بود. ما به اين نتيجه رسيده ايم که جمهوری اسلامی قصد ندارد هيچ تغييری در وضعيت حقوق بشر به وجود آورد.&#187;    اگرچه &#171;سرگرم کردن نهادهای حقوق بشری&#187; اتهامی است که از سوی بيشتر مدافعان حقوق بشر متوجه ايران می شود، اما کماکان شمار زيادی از همين افراد، در اين &#171;وقت کشی ها&#187;، بارقه های اميدی نيز مشاهده می کنند؛ اميدی که مبنايش، بيش از آنکه چرخشی ناگهانی در رويکرد جمهوری اسلامی باشد، گام زدن در مسير اصلاحات تدريجی است.    محمد سيف زاده حقوقدان در تهران و عضو هيات موسس کانون مدافعان حقوق بشر، با چنين ديد و رويکردی به سفر اخير سازمان ملل به ايران می نگرد.    به گفته او : &#171;سفر همين هيات ها به ايران بود که طی اواخر رژيم گذشته به باز شدن فضا کمک کرد؛ و باعث شد که بسياری از موارد شکنجه، زندانيان سياسی، و مسائلی که در زندان می گذشت و مردم از آن بی اطلاع بودند، به بيرون درز پيدا کند، و فضا باز شود. پس نمی توانيم بگوييم که اين ها همه بی تاثير است.&#187;    هنوز جزئيات ديدارهای هيات اعزامی سازمان ملل، و محور گفت وگوهايشان با مقامات قضايی و امنيتی ايران رسمأ اعلام نشده است.    پيشتر، بازديد از زندان ها، و برآورد وضعيت زندانيان، در کنار ملاقات با مسئولين، جزو برنامه های اين هيات اعلام شده بود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_delegation_human_rights/449623.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_delegation_human_rights/449623.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 May 2008 20:21:03 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2F7F7176-1843-44E0-BC54-B7ED823BA6D1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی به تعويق افتاد</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;عقربه ها با شتاب از روی ثانيه ها و دقايق می پرند؛ و نوجوانی ديگر به طناب دار نزديک و نزديک تر می شود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بهنود شجاعی، نوجوانی که در ۱۷ سالگی در جريان يک نزاع خيابانی در تهران مرتکب قتل شده بود، اکنون در چند قدمی چوبه دار ايستاده است؛ پس از گذراندن حدود سه سال در زندان. &lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بنا بر تاريخی که برای اجرای حکم تعيين شده، از عمر کوتاه اين نوجوان اکنون کمتر از ۴۸ ساعت باقی مانده است. چهارشنبه، ساعت ۵ صبح، درست يک هفته پيش از روز تولد بهنود، طناب دار گردن او را خواهد فشرد.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; معاون دادستان تهران&#160; روز سه شنبه گفته است که حکم اعدام بهنود شجاعی، نوجوان محکوم به مرگ، با دستور مستقيم رئيس قوه‌ قضائيه به مدت يکماه به تعويق افتاده است.    بهنود شجاعی، نوجوانی که در ۱۷ سالگی در جريان يک نزاع خيابانی در تهران مرتکب قتل شده بود، پس از گذراندن حدود سه سال در زندان قرار بود روز چهارشنبه به دار آويخته شود.         &#171;اعتراض های جهانی&#187;          روز دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ماه رياست دوره ای اتحاديه اروپا از خبر اعدام قريب الوقوع بهنود شجاعی ابراز نگرانی و اظهار تاسف کرده بود.        رياست اتحاديه اروپا که در حال حاضر بر عهده کشور اسلونی است، در بيانيه ای، اين حکم را خلاف تعهدات بين المللی جمهوری اسلامی ايران برآورد کرد؛ و خواهان توقف بلادرنگ اين حکم، و تمامی ديگر احکام مشابه آن شد. اين بيانيه در ادامه بار ديگر بر مخالفت اتحاديه اروپا با تمامی احکام اعدام، به صورت کل، تاکيد کرده است.        پيش از اين نيز سازمان عفو بين الملل به عنوان گسترده ترين سازمان مستقل دفاع از حقوق بشر در جهان، با ابراز نگرانی از احتمال اعدام بهنود شجاعی، خواهان توقف اين حکم شده بود.         محمد مصطفايی، وکيل مدافع پرونده بهنود شجاعی، در مصاحبه با  راديو فردا  در زمينه وضعيت فعلی پرونده توضيح می دهد. &#160;            راديوفردا: آقای مصطفايی! لطفأ قبل از هر چيز از چند و چون ارتکاب جرم بگوييد.            محمد مصطفايی:  موضوعی که برای بهنود شجاعی پيش آمده، اتهامی است که در هفده سالگی به ايشان وارد کردند. در نزاعی در ونک پارک تهران، که دوستانشان هم آنجا بودند، با شخصی به نام احسان درگير می شوند و با شيشه ضربه ای به سينه ايشان وارد می کنند و متواری می شوند.          پرونده اکنون در چه مرحله ای است؟          در حال حاضر پرونده در اجرای احکام دادسرای ويژه جنائی است که در تاريخ ۱۸/۲/۸۷ هم وقت اعدام برای موکلم داده اند.          تمام مراحل قانونی طی شده است؟          در زمانی که بهنود شجاعی دستگير شد، ادعاهایی را مطرح کردند، ازجمله اين که فقط يک ضربه به مقتول وارد آورده اند و ضربه ديگری نزده اند. در صورتي که گواهی پزشکی قانونی حکايت از اين دارد که دو ضربه زده شده.عنوان کرده اند که با ضربه شيشه به بدن ايشان اصابت وارد کرده اند.          در حالي که در پرونده &#160;  پزشکی قانونی هنوز اين ابهام وجود دارد که آيا دو ضربه، با يک وسيله برنده بوده و يا با دو وسيله؟ يعنی امکان دارد که پای کس ديگری هم در بين باشد؟          با توجه به اينکه نزاع را شخص ديگری شروع کرده بود ,از دوستان بهروز و آنجا افراد زيادی هم بودند و درگيری به صورت دسته جمعی بوده، ما احتمال مي دهيم که شخص ديگری هم بوده ولی موکل من نديده. ايشان در محل حادثه نمی ماند.          آقای مصطفایی الان چگونه مي توان از اجرای حکم جلوگيری کرد؟          البته صرفنظر از اين چند ايرادی که عرض کردم ما مرحله ديگری هم در دادرسی های قضایی داريم و آن هم اعمال ماده ۱۸ قانون تشکيل دادگاه های عمومی و انقلاب هست که اين حق را به هر محکومی مي دهد تا بتواند اعاده دادرسی بخواهد.         موکل بنده، چون در آن زمان دسترسی به وکيل مدافع نداشت، بنابر اين مجبور شد از زندان درخواستی بدهد و اعمال ماده ۱۸ بکند. اين درخواست در پرونده قيد شد ولی بدون اينکه اين درخواست مورد رسيدگی واقع بشود همان طور معلق ماند. يکی از ايرادهای ديگری هم که ما گرفتيم اين بود که لااقل بايد به اين درخواست رسيدگی مي کردند و اين حق ايشان اينگونه معلق نمی ماند.          آقای مصطفایی الان می شود با توجه به همين نکته ای که گفتيد جلوی اجرای حکم گرفته شود؟          در اين پرونده جناب آقای شاهرودی، رییس قوه قضاییه اين حکم را پذيرفته اند و مورد موافقت ايشان قرار گرفته.          يعنی حکم را امضاء کردند و به تایید رساندند؟          بله. تنها کسی که در حال حاضر مي تواند جلوی اجرای حکم را بگيرد جناب آقای شاهرودی هستند و اوليای دم، که اگر تمايل به رضايت داشته باشند، مي توانند جلوی اجرای حکم را بگيرند.          الان احتمال اين هست که اوليای دم رضايت بدهند؟          ما از زماني که متوجه اين قضيه شديم بارها با اوليای دم تماس گرفتيم و افراد مختلفی به منزلشان مراجعه کردند. از جمله چند نفر از هنرمندان معروف ما رفتند ولی متاسفانه تاکنون جواب مثبتی نگرفته ايم.          می خواستم در صورت امکان کمی درباره شخصيت بهنود شجاعی بگوييد. اساسا به نظر شما که با او ملاقات داشته ايد و او را ديده ايد و صحبت کرده ايد چه نوع شخصيتی دارد؟          آن طوری که من در زندان ديدم بهنود فرد بسيار آرامی است. ايشان بدون مادر بزرگ شده اند، يعنی زمانی که حدود ده سال داشت مادرشان به دليل داشتن ديابت نابينا شدند و بعد از آن در بيمارستان از دنيا رفتند.        زمانی که اين درگيری پيش آمد، متا سفانه مقتول به ايشان ناسزایی که می گويد برای مادرش عنوان مي کند و اين مسئله برای بهنود خيلی گران تمام می شود.        هر کسی، به خصوص کسانی که من با آنها ارتباط دارم و موکل من هستند، خيلی علاقه دارند که آزاد بشوند و بتوانند فرصت دوباره ای بدست بياورند، تا بتوانند جبران مافات کنند.          &#171;قوانين شرعی در تقابل با تعهدات جهانی&#187;          صدور و اجرای حکم اعدام برای مجرمان زير ۱۸ سال که خلاف کنوانسيون حقوق کودک برآورد می شود، همواره مورد اعتراض نهادهای حقوق بشری قرار داشته است.        ايران با آنکه از امضاکنندگان اين ميثاق جهانی است، اکنون جزو کشورهای انگشت شماری است که نوجوانان در آن در معرض خطر اعدام قرار دارند. جمهوری اسلامی، سن تکليف قانونی را بر اساس شرع اسلام، ۱۵ سال قمری برای پسران، و ۹ سال قمری برای دختران می داند.        ايران تنها کشوری در جهان محسوب می شود که در سال ۲۰۰۸ ميلادی اقدام به اعدام يک مجرم صغير کرده است. اگر بهنود شجاعی اعدام شود، اين تعداد، به دو نفر افزايش خواهد يافت.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shojaie_edge_execution/446388.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Shojaie_edge_execution/446388.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 05 May 2008 19:13:02 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0713C32E-ED0C-4ABD-BBBD-FE562BF4CE24_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مطبوعات در ایران؛ &#171;قدم زدن بر خط قرمز باریک&#187;</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;&#171;هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد؛ و در کسب اطلاعات و افکار، و در اخذ و انتشار آن با تمامی وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.&#187; &lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   &#171;هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد؛ و در کسب اطلاعات و افکار، و در اخذ و انتشار آن با تمامی وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.&#187;         برای پاسداشت همین جمله           ،           یعنی ماده نوزدهم منشور جهانی حقوق بشر بود که سازمان ملل متحد روز سوم ماه مه را به عنوان روز آزادی مطبوعات تعیین کرد. روزی برای ادای دین به حق &#171;دانستن&#187;؛ حقی که به گفته ناظران مطبوعات، لابلای صفحات نشریات ایران سخت جستجو می شود؛ سخت یافت می شود؛ و مشکلات آن، گاه به سختی گریبانگیر دست اندرکاران مطبوعات می شود.          &#171;بزرگترین زندان خاورمیانه&#187;          &#171;ماه ها در سلول انفرادی تحت شکنجه بودیم. شکنجه ها جسمی و البته عمدتا روحی بود که ما را وادار کرد به اعتراف اجباری. شکنجه هایی مثل کتک زدن، سلول انفرادی، توهین، تحقیر، تهدید خانواده، تهدید به بازداشت اطرافیان.&#187;        این، خاطرات یکی از همان دست اندرکاران مطبوعات است. شهرام رفیع زاده چهار سال پیش دبیر سرویس فرهنگی روزنامه اعتماد بود و وبلاگر. شهرام پس از گذراندن چند ماه در زندان های تهران اکنون ساکن کاناداست. اتهام او &#171;اقدام علیه امنیت ملی&#187; بود؛ و ابزارش، نوشتن.            وبلاگ های ایرانی در باره روز جهانی مطبوعات چه می گویند؟ کلیک کنید            طی تنها یک سال گذشته ۶۷ نفر از همکاران شهرام رفیع زاده - از روزنامه نگاران ایرانی - پایشان به زندان و بازداشت گشوده شده است. برخی در زندان باقی مانده اند؛ و شماری بیشتر پس از مدتی، کوتاه یا بلند، آزاد شدند.        از همین روست که سازمان گزارشگران بدون مرز، یکی از نهادهای مستقل نظارت برحقوق مطبوعات، ایران را همچنان چون سال های پیش بزرگ ترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه می داند؛ با ده روزنامه نگار در حبس.              در حال حاضر، شاخص آزادی بيان تنها در ۱۰ کشور جهان وخيم تر از ايران برآورد می شود.         این حبس، البته تنها به روزنامه نگاران محدود نمی شود، بلکه بسیاری از روزنامه ها نیز در همان روزها و ماه های نخست تولد، به پشت میله های بلند توقیف رانده شدند.        به گفته رضا معینی، مسئول بخش ایران در سازمان گزارشگران بدون مرز &#171;روند توقیف مطبوعات در ایران که از سال های دور آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد؛ با این تفاوت که توقیف روزنامه ها اخیرأ در شهرستان ها هم گسترش پیدا کرده است.&#187;        وی در خصوص صدور و اجرای حکم زندان برای روزنامه نگاران ایرانی می گوید: &#171;با اینکه شاهد بودیم که در جهان، چند کشور از اردیبهشت سال گذشته تا امسال، حبس برای روزنامه نگاران را از لیست جرائم حذف کرده اند، اما با این حال در ایران همچنان این روند ادامه دارد.&#187;        پژوهشگر سازمان گزارشگران بدون مرز تاکید می کند که &#171;عملا نمی توانیم از چیزی به نام آزادی مطبوعات در ایران صحبت کنیم. آنچه می گوییم تشدید سرکوب مطبوعات در ایران است.&#187; &#160;          جمهوری اسلامی ایران چنین اتهاماتی را از اساس رد می کند. مقامات ایران می گویند که پذیرای انتقاد هستند و تنها با کسانی برخورد می شود که امنیت ملی کشور یا نظام جمهوری اسلامی را به خطر بیاندازند؛ و یا به مقدسات توهین کنند.        یکی از کسانی که با چنین طرز تلقی و استدلالی از سیاست های فرهنگی و مطبوعاتی ایران دفاع می کند، سعید رجایی خراسانی است، تحلیلگر و نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد. به اعتقاد وی &#171;الان اگر کسی بخواهد انتقادی از نظام، از مدیریت دانشگاه، یا غیره بکند، مشکلات قبل از انقلاب را ندارد.&#187;        همین گروه از افراد، در عین حال به وجود خطوط قرمز در آزادی بیان اذعان دارند؛ و نه تنها اذعان، بلکه اعتقاد.        آقای رجایی خراسانی می گوید: &#171;این طور هم نیست که هر کس علیه هر نهادی هر مطلبی که بخواهد، بگوید؛ نه! مثلأ ولایت فقیه. می توانید از نظام ولایت فقیه؛ از مفهوم و فلسفه آن انتقاد کنید، ولی اگر بخواهید از این ولی فقیه &#160;  (آیت الله خامنه ای) انتقاد کنید دچار زحمت می شوید. این حق است.&#187;          محدودیت های آزادی بیان          ناظران مطبوعات رد پا و ریشه های اعمال محدودیت بر آزادی بیان در ایران را در گذشته های دور دنبال می کنند؛ شاید از همان روز نخست شکل گیری پدیده ای مدرن به نام روزنامه. روزی که &#171;کاغذ اخبار&#187; نخستین روزنامه تاریخ ایران، اجازه نشر یافت؛ با مجوزی ممهور و &#171;مزین به مهر همایونی&#187;، از دربار محمد شاه قاجار.             &#171;این طور هم نیست که هر کس علیه هر نهادی هر مطلبی که بخواهد، بگوید؛ نه! مثلأ ولایت فقیه. می توانید از نظام ولایت فقیه؛ از مفهوم و فلسفه آن انتقاد کنید، ولی اگر بخواهید از این ولی فقیه&#160; (آیت الله خامنه ای) انتقاد کنید دچار زحمت می شوید. این حق است.&#187;     سعید رجایی خراسانی      از همان روز نخست بود که نطفه نظارت و مجوز و اجازه در واژه نامه مطبوعاتی ایران جای گرفت.                اگرچه مجوز و نظارت در تاریخ پر فراز و نشیب مطبوعات در ایران همواره جزیی از سیاست خبری بوده، اما شدت و ضعف آن و همچنین نحوه اجرایش در دوره های مختلف، تفاوت های چشمگیری داشته است.       در حال حاضر، انگشت اتهام شمار زیادی از روزنامه نگاران و روزنامه خوانان به دولت محمود احمدی نژاد نشانه رفته است، و به سیاست های مطبوعاتی او که &#171;بدیع&#187; توصیف می شود.         به باور حسین باستانی، روزنامه نگار مقیم پاریس، تغییر سیستم نظارتی طی دوران زمامداری آقای احمدی نژاد، عرصه را بر مطبوعاتی ها تنگ تر کرده است.        وی می گوید: &#171;در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بعضا در مواردی، این سابقه را داشتیم که دستور العمل هایی به مطبوعات می رفت که مثلا شورای عالی امنیت ملی در موارد مشخصی، چیزهایی را به مطبوعات می فرستاد که در این مورد خاص، حق ندارید چیزی بنویسید.&#187;         به گفته این روزنامه نگار مقیم فرانسه، شرایط آن دوران اما پس از آغاز به کار دولت محمود احمدی نژاد تفاوتی اساسی کرد: &#171;اکنون شورای عالی امنیت ملی از طریق وزارت ارشاد به مطبوعات می گوید که چه مطالبی را باید بنویسید!&#187;        آقای باستانی در اشاره به نمونه ای از اقدام اخیر می گوید: &#171;یک مورد آن که اخیرا خیلی سر و صدا کرد، موردی بود که در آن شاید برای حدود پنجاه مساله تعیین تکلیف شده بود؛ که مثلأ در خصوص پرونده هسته ای این موارد باید نوشته بشود؛ در خصوص انتخابات این چیزها باید نوشته بشود. [این فهرست] حتی ادامه پیدا می کرد تا مثلا اینکه در خصوص مسائل یمن چه چیزهایی باید نوشته شود.&#187;        وی تاثیر چنین اقداماتی را &#171;تهی شدن مطبوعات از جذابیت&#187; و &#171;عدم موفقیت در ارتباط با مخاطب&#187; برآورد می کند؛ پیامدهایی که نهایتأ به فاصله گرفتن جامعه و نشریه منجر می شود.        &#171;رکن چهارم&#187;، &#171;ستون جامعه مدنی&#187;           ،             &#171;نماینده افکار عمومی&#187;؛ این ها اصطلاحاتی اند که در طول سال ها با نام مطبوعات مترادف شده اند. اما چرا؟ تاثیر مطبوعات آزاد بر جامعه چیست؟ و یا بهتر بگوییم؛ اعمال محدودیت بر مطبوعات می تواند چه پیامدی برای جامعه ایران به دنبال داشته باشد؟          از سازمان گزارشگران بدون مرز، رضا معینی معتقد است که &#171;تمامی مسائل و مشکلات اجتماعی، فقر و فساد که روز به روز در حال گسترش است، در سایه سکوت رشد می کند.&#187;         وی می گوید که در گزارشگران بدون مرز تحقیقی انجام داده است بر سال هایی که مطبوعات می توانستند &#171;بخشی از مسایل را&#187; آزادانه بیان کنند، و مورد خاصی که در این تحقیق تحت بررسی قرار گرفت، میزان تصادفات در تعطیلات نوروزی بود: &#171;واقعیت این است که در سال هایی که مطبوعات به طور نسبی آزاد بودند و در این رابطه           ،           که مساله بسیار مهمی هم به شمار می رود مطلب نوشتند، این نوشته ها در کم شدن تصادفات تاثیر داشته است.&#187;        البته افول شاخص های آزادی مطبوعات طی یک سال گذشته تنها مختص به ایران نبوده است. بنا بر گزارش سالانه ای که مؤسسه خانه آزادی (   Freedom House           ) به مناسبت روز جهانی مطبوعات منتشر کرده آزادی بیان در تمامی جهان عقب نشسته است.         اما در همين فهرست هم اگر کماکان بخواهيم نام ايران را بيابيم بايد از روی نام ۱۸۴ کشور رد شويم. رتبه ۱۸۵ متعلق به ايران است.        در حال حاضر، شاخص آزادی بيان تنها در ۱۰ کشور جهان وخيم تر از ايران برآورد می شود.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Media_thin_red_line_Iran/446189.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Media_thin_red_line_Iran/446189.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 04 May 2008 13:58:10 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8997901D-7D04-45E4-9FDB-F857ACBFEFF6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>یک نوجوان در اصفهان به دار آویخته شد</title>
            <description>جواد شجاعی، مجرمی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال داشت، روز هفتم اسفندماه، در زندان محل نگهداری اش در اصفهان به دار آويخته شد. جواد شجاعی، مجرمی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال داشت، روز هفتم اسفندماه، در زندان محل نگهداری اش در اصفهان به دار آويخته شد.    خواهر اين مجرم صغير، در گفت و گو با  راديوفردا  با تاييد اين خبر می گويد که وی متهم به آن بود که يکی از دوستانش به نام رستم را در جريان يک درگيری در سال ۱۳۷۹ به قتل رسانده است.     در پی بازداشت شدن جواد شجاعی، شعبه نهم دادگاه عمومی جزايی اصفهان پس از رسيدگی به پرونده، او را مجرم می شناسد و بر اساس خواست اوليای دم، حکم به قصاص نفس می دهد.     به دنبال اعتراض به حکم، شعبه ۲۷ ديوان عالی کشور اعتراض را رد می کند؛ و نهايتا حکم اعدام با طناب دار، با موافقت ریيس قوه قضاييه اجرا می شود.    اين دومين باری در چند ماه اخير است که در ايران مجرمی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اعدام می شود. پيش از اين ماکوان مولودزاده، مجرم صغير ديگری در ايران به طناب دار سپرده شده بود.    صدور و اجرای حکم اعدام برای مجرمانی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند همواره مورد اعتراض گسترده نهادهای مدافع حقوق بشر قرار داشته است. ايران در حال حاظر تنها کشوری در جهان به شمار می رود که در آن مجرمان صغير با خطر اعدام مواجه اند.    اين اعدام ها در قالب حکم قصاص صورت می گيرد که بر اساس آن، مجرمان بر اساس خواست خانواده مقتول، اعدام می شوند؛ حکمی که جان جواد شجاعی را نيز پس از هشت سال حبس گرفت؛ هشت سالی که به گفته خواهر جواد، سراسر در انتظار تلخ مرگ سپری شد.     اين انتظار در ناباوری خانواده شجاعی در بامداد يک سه شنبه زمستانی، با طناب دار پايان گرفت:          &#171;جواد می گفت اگر من را تا پای چوبه دار هم ببرند، اعدامم نمی کنند. رضايت می دهند. ولی خوب... نمی دانم چه بگويم. حيف بود. به خدا حيف بود. در اين مدت که در زندان بود همه از دستش راضی بودند. ما هنوز باورمان نمی شود که برادرمان را کشتند. واقعأ حقش نبود. ۸ سال حبسش را کشيده بود، بعد از ۸ سال هم قصاصش کردند. خيلی سخت است. ديگر نمی دانم چه بگويم...&#160;&#160;&#187;     خواهر جواد شجاعی&#160;        راديو فردا: خانم شجاعی، چطور از اين مساله با خبر شديد؟      &#160; خانم شجاعی:  ما اصلا شوکه شديم. ساعت ۴ صبح (سه شنبه) رفته بودند برای اجرای حکم. ما هم همه رفته بوديم که از خانواده مقتول رضايت بگيريم. ولی هر کاری که کرديم، هر صحبتی که کرديم، قانع نمی شدند. از راه پول، از هر راهی... به دست و پايشان افتاديم؛ ولی می گفتند فقط می خواهيم تا پای دار ببريمش و بعد رضايت می دهيم. ولی بعد بردندش و قصاصش کردند. ما پشت در زندان منتظر بوديم ببينيم چه می شود؛ تا ساعت ۹ همانجا مانديم تا بالاخره به ما گفتند که جواد قصاص شده...      جواد چه مدت در زندان بود؟      جواد ۸ سال در زندان بود؛ سال ۷۹ رفته بود زندان.      موقع ارتکاب جرم چند سال داشت؟      زير ۱۸ سال. متولد ۶۲ بود.      شما اعتراض کرديد به حکم؟      کاری از دستمان بر نمی آمد. ما در شرايطی بوديم که... وقتی جنازه برادرم را می خواستند تحويلمان دهند چکار می توانستيم بکنيم؟ همه نگران بودند و فقط گريه زاری می کردند. کسی کاری نمی توانست بکند.      قبلش چطور؟ در اين سال ها، از وقتی که حکم صادر شده بود، به جايی اعتراض کرديد؟      ما به دادگاه و قاضی و اين ها کاری نداشتيم. فقط از خانواده مقتول طلب بخشايش می کرديم. آنها هم که هيچ کاری نکردند.      شما اساسا انتظار و آمادگی چنين اتفاقی؛ اجرای حکم را داشتيد؟      نه واقعأ؛ به خدا پدر و مادرم حالشان خيلی بد است. خيلی سخت بود، بعد از ۸ سال قصاصش کردند. تمام اين مدت ما اميدوار بوديم که نجات پيدا می کند...      خانم شجاعی می دانم که الان موقعيت خيلی بدی است. اما ممکن است بگوييد که اين جرم ۸ سال پيش چگونه اتفاق افتاد؟      دعوايشان شده بود. سه چهار نفر بودند که رفته بودند جلوی خانه مقتول. طی درگيری معلوم نشد که چه شد؛ چطور اين اتفاق افتاد. ديروز که برادرم را ديديم می گفت هنوز بعد از ۸ سال نمی دانم که چه اتفاقی افتاد که کشته شد. شريک جرم ها هم همه فرار کردند. فقط برادرم مانده بود که اين ها هم قصاصش کردند.      ديروز (دوشنبه) آخرين باری بود که با جواد صحبت کرديد؟      بله ديروز بين ساعت ۱۰ تا حدود ۱۲ گذاشتند با جواد باشيم. صحنه های خيلی بدی بود. حلاليت طلبيدن ها و خداحافظی ها و ...       خود جواد اطلاع داشت از حکمی که صادر شده و قرار بود اجرا شود؟      بله، ولی اميدوار بود. می گفت اگر من را تا پای چوبه دار هم ببرند، اعدامم نمی کنند. رضايت می دهند. ولی خوب... نمی دانم چه بگويم. حيف بود. به خدا حيف بود. در اين مدت که در زندان بود همه از دستش راضی بودند. ما هنوز باورمان نمی شود که برادرمان را کشتند. واقعأ حقش نبود. ۸ سال حبسش را کشيده بود، بعد از ۸ سال هم قصاصش کردند. خيلی سخت است. ديگر نمی دانم چه بگويم...&#160;&#160;&#160;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o2_child_offender_executed/436605.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o2_child_offender_executed/436605.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 26 Feb 2008 21:29:32 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/74193C70-6CD1-49E0-9A7C-533BBF2D7C26_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>گزارش آژانس؛ ایران واقعا &#171;پیروز هسته ای&#187; شد؟ </title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span&gt; &lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&#171;جشن هسته ای&#187;، &#171;آئین شکرگزاری پیروزی اتمی&#187;، &#171;بسته شدن پرونده هسته ای در شورای امنیت&#187;، یا &#171;قطعنامه سوم تحریمی&#187;، &#171;پرسش های بی پاسخ&#187;، و &#171;عدم شفافیت برنامه اتمی ایران&#187;؛ سرانجام کدام یک از این دو رویکرد، حقیقی و قابل استناد است؟&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;           &#171;جشن هسته ای&#187;، &#171;آئین شکرگزاری پیروزی اتمی&#187;، &#171;بسته شدن پرونده هسته ای در شورای امنیت&#187;، یا &#171;قطعنامه سوم تحریمی&#187;، &#171;پرسش های بی پاسخ&#187;، و &#171;عدم شفافیت برنامه اتمی ایران&#187;؛ سرانجام کدام یک از این دو رویکرد، حقیقی و قابل استناد است؟        طی چند روزی که از انتشار آخرین گزارش محمد البرادعی، رییس آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران می گذرد، همچنان رویکردهای کاملأ متفاوت نسبت به آن، در ایران و خارج از ایران ادامه دارد.        در حالی که اکثر رسانه ها و مراکز مطالعات سیاسی در غرب، پرسش های بی پاسخ مانده آژانس را کانون توجه خود قرار داده اند، رسانه های داخلی ایران و مقامات رسمی جمهوری اسلامی، این گزارش را موفقیتی بزرگ برای سیاست هسته ای تهران به شمار برده اند.         آنچه که مسلم است، پرونده اتمی تهران در شورای امنیت همچنان باز است، و اعضای این شورا برآنند تا طی چند روز آینده، تحریم های گسترده تری را علیه جمهوری اسلامی اعلام کنند.        اما اگر آن گونه که مسئولین جمهوری اسلامی می گویند، همکاری با آژانس کامل بوده، پس دیگر چه نیازی به تحریم های بیشتر است؟ نارضایتی شورای امنیت را در کجا باید دنبال کرد؟        &#171;پروژه نمک سبز، آزمایش مواد انفجاری قوی، محفظه کلاهک موشک&#187;؛ این پاسخ سعید محمودی، استاد حقوق بین الملل در دانشگاه استکهلم است.        به گفته وی، &#171;گزارش محمد البرادعی، اگر چه حاکی از پیشرفت هایی در رفع ابهام از گذشته برنامه اتمی است، اما ایران هنوز پاسخ لازم به نکات فوق را به آژانس ارائه نداده است؛ مساله ای که همچنان مقاصد برنامه هسته ای را در هاله ای از ابهام نگاه می دارد.&#187;                     گریگوری شولتی، سفیر آمریکا در آژانس می گوید: متاسفانه رهبران ایران مردم ایران را گمراه می کنند وقتی به آنها می گویند که همکاری کامل وجود داشته و پرونده بسته شده است. اینجا در وین متاسفانه پرونده هسته ای ایران همچنان کاملا باز خواهد ماند.        به عقیده آقای محمودی، &#171;خلاصه این گزارش یا مهمترین نتیجه گیری آن در آخرین جمله اش است که اظهار می کند که آژانس هنوز در شرایطی نیست که بتواند بگوید برنامه ایران برنامه نظامی نیست و به همین دلیل هم به نظر من جائی برای جشن گرفتن هنوز باقی نمانده است.&#187; &#160;        با این حال در ایران، تبلیغات در خصوص آنچه پیروزی ایران خوانده شده ادامه دارد.          چشم انداز متفاوت درباره گزارش          مقامات جمهوری اسلامی به مردم تبریک می گویند؛ به کشورهای غربی در خصوص تحریم های بیشتر هشدار می دهند؛ و سازمان تبلیغات اسلامی، فراخوان آئین شکرگزاری همگانی می دهد.        در این فراخوان می خوانیم: &#171;سازمان تبلیغات اسلامی به شکرانه این پیروزی ملی و تاریخی از عموم ملت مومن و دینمدار ایران در جای جای میهن اسلامی دعوت می کند تا در وقت ملکوتی فریضه مغرب و عشاء با حضور در مساجد جامع شهرها و روستاهای این سرزمین پاک و با برپایی آئین شکرگذاری پیروزی هسته ای ملت ایران، پیشانی ارادت و سپاسگذاری بر آستان رحمت خداوند فرود آورند.&#187;        اما با این حال، نگاه های تحلیلی و آکادمیک، چشم انداز متفاوتی را درباره گزارش محمد البرادعی متصور می شود؛ گاه کاملأ متفاوت: &#171;   ۷۰             درصد منفی، ۳۰ درصد مثبت&#187;؛ این نظر رضا تقی زاده، استاد دانشگاه در گلاسکو و تحلیلگر سیاسی، در خصوص گزارش اخیر آژانس درباره ایران است.           به عقیده آقای تقی زاده، &#171;گزارش نشان می دهد که ایران در مورد تامین خواسته های شورای امنیت کمترین همکاری را به عمل نیاورده؛ مهمترین خواسته این بخش قطع غنی سازی اورانیوم است که ایران به جای قطع غنی سازی به توسعه این بخش از فعالیت اقدام کرده است.&#187;               وی در گفت وگو با  رادیو فردا  می گوید: &#171;در بخش مربوط به رفع ابهام از گذشته برنامه اتمی ایران آقای البرادعی هم در گزارش و هم در توضیحاتی که قبل از انتشار گزارش مطرح کرد اشاره کرده است که اگرچه همکاری های با ایران موجب رفع ابهام از بخشی از این فعالیت ها شده ولی هنوز نکات ابهام وجود دارد و به خصوص اشاره می کند به یافتن گوشه هایی که می تواند به عنوان ابزار سوخت اتمی در بمب مورد استفاده قرار گیرد و همین طور طراحی کلاهک موشک قادر به پرتاب سلاح هسته ای. بنابراین وقتی به این گزارش نگاه می کنیم، می بینیم که هفتاد درصد گزارش منفی است.&#187;             &#171;گزارش نشان می دهد که ایران در مورد تامین خواسته های شورای امنیت کمترین همکاری را به عمل نیاورده؛ مهمترین خواسته این بخش قطع غنی سازی اورانیوم است که ایران به جای قطع غنی سازی به توسعه این بخش از فعالیت اقدام کرده است.&#187;     رضا تقی زاده، استاد دانشگاه گلاسکو           اما در این صورت چه چیز باعث می شود که مقامات جمهوری اسلامی چنین گزارشی را &#171;موفقیت&#187; به شمار برند؟      نگاهی دقیق تر نشان می دهد که ایران، آنچه را مبنای پیروزی خواندن گزارش اخیر قرار داده، بخشی از گزارش است و نه تمامی آن.        به گفته سعید محمودی، استاد حقوق بین الملل در سوئد، &#171;عکس العمل ایران روی این گزارش با توجه به قسمت های ابتدایی آن است؛ قسمتهایی که مربوط به سئوالات قدیمی است و ایران از پیش با آژانس موافقت کرده بود که پاسخشان را بدهد. اما در قسمت هایی که ایران بر سر توضیح آن، از پیش موافقت نکرده بود، پاسخی داده نشده است.&#187;         و به گفته مسئولین و اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، از همین روست که بررسی پرونده اتمی همچنان ادامه دارد.        گریگوری شولتی، نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در گفت و گو با  رادیوفردا  در خصوص رویکرد آژانس در رویارویی با ایران می گوید: &#171;متاسفانه رهبران ایران با آژانس همکاری نمی کنند. گامی به سوی شفافیت برنداشته اند؛ و از پذیرفتن خواست آژانس همچنان سر باز می زنند. خواست هایی مانند تعلیق غنی سازی اورانیوم.&#187;        به گفته وی، &#171;متاسفانه رهبران ایران مردم ایران را گمراه می کنند وقتی به آنها می گویند که همکاری کامل وجود داشته و پرونده بسته شده است. اینجا در وین متاسفانه پرونده هسته ای ایران همچنان کاملا باز خواهد ماند.&#187;        و نه تنها در آژانس و وین، بلکه در شورای امنیت نیز بررسی پرونده اتمی تهران همچنان ادامه دارد.        روز دوشنبه نمایندگان کشورهای عضو گروه پنج به علاوه یک شامل آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه همراه با آلمان در واشینگتن گردهم آمدند تا درباره قطعنامه جدید به مذاکره بپردازند.                     اگرچه نتیجه مذاکرات میان طرفین منتشر نشده است ولی تام کیسی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته است که قدرت های عمده جهانی خواستار آن هستند که شورای امنیت به زودی قطعنامه ای را تصویب کند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_IAEA_victory_Iran_nuclear/436564.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_IAEA_victory_Iran_nuclear/436564.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 26 Feb 2008 17:10:19 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/9AE157F2-A5DE-406B-8443-DD87E4E92935_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دانشجویان چپ گرا؛ اعتراف تحت شکنجه</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;در حالی که طی ۳ هفته گذشته، بيش از ۳۰ تن از دانشجويان چپ گرا در ايران از زندان آزاد شده اند، شماری در همين حدود از آنان کماکان در زندان به سر می برند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   در حالی که طی ۳ هفته گذشته، بيش از ۳۰ تن از دانشجويان چپ گرا در ايران از زندان آزاد شده اند، شماری در همين حدود از آنان کماکان در زندان به سر می برند .      تعدادی از دانشجويان آزاد شده به  راديوفردا  گفته اند که در زندان و تحت فشار، مجبور به اعتراف تلويزيونی شده اند .      روند بازداشت گسترده دانشجويان چپگرا موسوم به آزادی خواه و برابری طلب، از حدود ۳ ماه پيش و در پی فراخوان آنها برای تجمع اعتراض آميز نسبت به محدوديت ها در دانشگاه آغاز شد .      شماری از دانشجويان چپ آزاد شده از زندان که نخواسته اند نامشان فاش شود، در گفت و گو با  راديوفردا  تاييد کرده اند که از برخی دانشجويان در زندان اوين اعتراف گرفته شده است .      بينا دراراب زند يکی از اعضای &#171;کميته تلاش برای رهايی دانشجويان در بند&#187; که مساله اين دانشجويان را از نزديک دنبال می کند، در خصوص مضمون اعتراف هايی که از دانشجويان گرفته شده، به  راديو فردا  می گويد : &#171;البته دانشجويان از من خواسته اند در گفت و گو با رسانه ها زياد وارد جزئيات نشوم اما تا اين حد می توانم بگويم که جدی ترين آنها، اعتراف به انجام عمليات مسلحانه بوده است و يا همکاری با سازمان هايی که از قديم خواهان براندازی جمهوری اسلامی بوده اند و اکنون در خارج از ايران فعاليت می کنند .&#187;       به گفته وی تقريبأ تمامی اعتراف ها به اين مساله منتهی شده است که دانشجويان &#171;بر اساس سناريويی که از خارج برايشان تهيه شده&#187; خواهان اخلال و آشوب در دانشگاه بوده اند؛  اعتراف هايی که البته بر اساس گفته های خود دانشجويان در فضا و شرايط عادی کسب نشده است.         به گفته وی تقريبأ تمامی اعتراف ها به اين مساله منتهی شده است که دانشجويان &#171;بر اساس سناريويی که از خارج برايشان تهيه شده&#187; خواهان اخلال و آشوب در دانشگاه بوده اند؛    اعتراف هايی که البته بر اساس گفته های خود دانشجويان در فضا و شرايط عادی کسب نشده است .       به گفته دانشجويان آزاد شده &#171;ضرب و شتم با مشت و لگد، و استفاده از کابل به عنوان شلاق، گذاشتن پايه صندلی روی پای آنها و نشستن بر آن، و بی خوابی دادن&#187; از جمله روش هايی است که به گفته دانشجويان در جريان اعتراف گيری به کار برده شده؛ اتهامی که در موارد مشابه پيشين از سوی مقامات قضايی ايران رد شده است .      دانشجويان بازداشت شده چپ که بر اساس گزارش ها تعداد آنها بالغ بر ده ها نفر می شود، در پی فراخوان برای تشکيل تجمع اعتراض آميز در شانزدهم آذر، روز دانشجو بازداشت شده اند .      و همين فراخوان به گفته وکيل مدافع آنها، ناصر زرافشان، مبنای اتهامات فعلی قرار گرفته است.            آقای زرافشان به  راديوفردا  می گويد که هنوز موفق به مطالعه پرونده ها نشده است؛ اما بر اساس گفت و گوهايی که با آزادشدگان داشته، &#171;اتهام، همان کليشه هميشگی اقدام عليه امنيت ملی&#187; است .      گرفتن اعتراف های تلويزيونی از متهمانی که به خاطر فعاليت های اجتماعی يا سياسی در ايران بازداشت می شوند، مساله تازه ای به شمار نمی رود .      پيش از اين، افراد مختلفی از طيف های مطبوعاتی، سياسی و فعالان اجتماعی، در برابر دوربين تلويزيون جمهوری اسلامی قرار گرفته و به جرم هايی اعتراف کرده اند که عمومأ پس از مدتی، از سوی خود متهم تکذيب شده است .      اين اعتراف ها که گروه های مدافع حقوق بشر، آن را &#171;اعتراف کذب&#187; می نامند، هربار با بيانيه ها و واکنش های اعتراضی از سوی نهادهای حقوق بشری روبرو شده است .      شهرام رفيع زاده، روزنامه نگارايرانی مقيم کانادا، يکی از کسانی است که در پرونده معروف به پرونده وبلاگ نويسان بازداشت، و سپس به گفته همين گروه ها &#171;قربانی اعتراف گيری&#187; شده است .      وی به  راديوفردا  می گويد بر اساس تجربيات شخصی اش &#171;اعتراف های تلويزيونی معمولأ طی بازداشت های پروژه&#160;ای صورت می گیرند. &#187;       آقای رفيع زاده می گويد: &#171;در مورد من و دوستانم همين اتفاق افتاد. ما ماه ها در سلول انفرادی و تحت شکنجه بوديم؛ شکنجه های جسمی و روحی از قبيل ضرب و شتم، سلول انفرادی، توهين و تحقير، تهديد خانواده و تهديد به بازداشت اطرافيان .&#187;      وی که چند ماه را به خاطر فعاليت های مطبوعاتی اش در زندان گذراند، می گويد چنين اتهام هايی واقعيت ندارند و نکته جالب اين است که مسئولان و بازجوها هم به متهم می گويند ما خودمان می دانيم که اين ها واقعيت ندارند؛ اما اگر اتهامات را بپذيری، از زندان آزادت می کنيم .&#187;  &#160;&#160;         اين اعتراف ها عمومأ پس از گذشت مدتی، با عناوينی که &#171;افشای توطئه&#187; را به ذهن متبادر می کند، از تلويزيون دولتی ايران پخش می شود .      تقريبأ تمامی اين اعتراف ها با مضمون و محتوايی مشابه می کوشند نشان دهند که متهم با کمک غرب، و خصوصأ آمريکا درصدد تضعيف جمهوری اسلامی از طريق فعاليت های مدنی يا سياسی است،    امری که با ابراز ندامت متهم در برابر دوربين همراه می شود، و معمولأ با آزاد شدن مشروط او از زندان پايان می يابد .      عبدالفتاح سلطانی حقوقدان و وکيل مدافع در تهران، چنين اعتراف هايی را با توجه به موازين داخلی ايران نيز مغاير با قانون ارزيابی می کند .      وی به  راديو فردا  می گويد: &#171;بر اساس يکی از بنيادی ترين مسائلی که در اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران هم ذکر شده، دلايل نبايد به صورت غير قانونی تحصيل شده باشد. همين نکته که متهمی را در سلول انفرادی نگاه می دارند، ارتباطش را با وکيل مدافع و دنيای بيرون               قطع می کنند، و تحقيقات مقدماتی در فضايی بسته صورت می گيرد، صحت اين اقرارها، شهادت ها و گواهی ها را به زير سوال می برد .&#187;      اين عضو هيئت موسس کانون دفاع از حقوق بشر ايران می گويد با توجه به اين مسائل و &#171;به فرض اينکه متهمين سياسی اقرارهايی هم داشته باشند، چون اعتراف ها در مسائل سياسی – امنيتی غالبأ از طرق غير قانونی کسب شده اند، فاقد اعتبار قانونی است .&#187;      جمهوری اسلامی چنين اتهاماتی را رد می کند. مقامات قضايی ايران تاکيد می کنند که اعترافات در فضايی عادلانه، بر اساس موازين قانونی، و با تمايل خود متهم کسب می شوند .      به گزارش &#171;کميته تلاش برای رهايی دانشجويان در بند&#187; تاکنون ۳۳ تن از دانشجويان چپ از زندان آزاد شده اند در حالی که ۳۳ نفر ديگر کماکان در زندان باقی مانده اند           .                </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f8_students_confession/435954.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f8_students_confession/435954.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 21 Feb 2008 19:06:48 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6CA95989-EF5E-4686-BD6B-2797A3591C3D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;حدادی&#187; در آستانه اعدام به اتهام قتل در ۱۵ سالگی</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;محمد رضا حدادی حدود ۱۵ سال داشت که در اطراف شيراز، به اتهام ربودن و قتل يک راننده تاکسی به نام محمد باقر رحمت دستگير شد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;او که همراه با سه تن ديگر به اتهام اين قتل دستگير شده بود، در ابتدا به قتل اعتراف می کند اما پس از مدتی اعتراف خود را پس می گيرد و می گويد که قربانی يک دسيسه شده است.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   محمد رضا حدادی حدود ۱۵ سال داشت که در اطراف شيراز، به اتهام ربودن و قتل يک راننده تاکسی به نام محمد باقر رحمت دستگير شد.        او که همراه با سه تن ديگر به اتهام اين قتل دستگير شده بود، در ابتدا به قتل اعتراف می کند اما پس از مدتی اعتراف خود را پس می گيرد و می گويد که قربانی يک &#171;دسيسه&#187; شده است.        محمد مصطفايی، وکيل مدافع محمدرضا حدادی در اين باره به  رادیو فردا  می گويد: وقتی محمدرضا دستگير می شود، در اداره آگاهی به دليل سن پايينی که داشته تحت تأثير صحبت و فريب ساير متهمين قرار می گيرد. آنها او را ترغيب می کنند که در ازای مبلغی پول، قتل را به گردن گيرد و او نيز می               پذيرد، قرار می شود اين مبلغ پول به مادر محمدرضا داده شود ولی هنگامی که مادرش به ملاقات او می آيد متوجه می شود که اين پول پرداخت نشده و او فريب خورده است. محمدرضا در همان روز نامه ای به دادگاه می دهد و اعلام می کند که در قتل دست نداشته است.               &#171;دستگاه قضايی از پذيرفتن ادعاهای اخير متهم و اعلام بی گناهی او سر باز زده و شواهدی را که در اين زمينه ارائه شده است، بررسی نمی کند. اکنون محمدرضا حدادی در آستانه اعدام قرار گرفته است.&#187;     محمد مصطفایی، وکیل محمد رضا حدادی      آقای مصطفايی می گويد که&#160;تنها دو هفته است که پرونده را در دست گرفته و به گفته او، اقرارهای اوليه بدون حضور وکيل صورت گرفته و متهم پرونده از راهنمايی درست حقوقی محروم بوده است. بنابر قوانين ايران، وکيل مدافع حق حضور در مراحل مختلف بازجويی و دادرسی را ندارد، اين مسئله ای است که مورد اعتراض مدافعان حقوق بشر قرار گرفته است.      عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو هيئت مؤسس کانون مدافعان حقوق بشردر تهران، که خود پيش از اين چند ماه را به دليل فعاليت های حقوقی اش و با اتهامات امنيتی، در زندان های جمهوری اسلامی گذرانده است می گويد: يکی از اساسی ترين مسائلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی               ايران ذکر شده اين است که، دلايل نبايد از طريق غير قانونی تحصيل شده باشد. همين که متهمی را می گيرند، در سلول انفرادی نگه می دارند و ارتباط او را با عالم خارج و حتی وکيل، قطع مي کنند و تحقيقات در فضای بسته انجام می شود، نحوه گرفتن اين اقرارها زيرعلامت سؤال است.        به گفته وکيل مدافع پرونده محمدرضا حدادی، &#171;دستگاه قضايی از پذيرفتن ادعاهای اخير متهم و اعلام بی گناهی او سر باز زده و شواهدی را که در اين زمينه ارائه شده است، بررسی نمی کند. اکنون محمدرضا حدادی در آستانه اعدام قرار گرفته است.&#187;        آقای مصطفايی در گفت وگوی خود با  راديو فردا  می افزايد: &#171; دادگاه بدوی حکم اعدام را صادر کرده و ديوان عالی کشور شعبه ۴۲ اين حکم را تأييد کرده است. شعبه تشخيص نيز اين حکم را بدون توجه به درخواست اعاده دادرسی و دفاعيات موکلم، تأييد کرده است. نگرانی ما اين است که در گزارشی که از طرف اجرای احکام فرستاده شده، سن محمدرضا حدادی را ۱۹ سال مطرح کرده اند، درصورتی که او زمان ارتکاب جرم فقط پانزده سال و شش ماه سن داشته است.&#187;                   کنوانسيون حقوق بشر بايد مد نظر قرار گيرد و دادگاه های ما بايد در چنين پرونده هايی اين مفاد را رعايت کنند. ما اجازه نداريم افراد زير ۱۸ سال را به هر علتی که باشد، اعدام کنيم زيرا آنها در اين مرحله قدرت تشخيص و تميز جرم را ندارند. سن تميز و تشخيص ۱۸ سالگی است.     گیتی پور فاضل، وکیل دادگستری      اعدام کودکان و نقض قوانین بین المللی      صدور حکم اعدام برای مجرمانی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند بر اساس موازين بين المللی مردود به شمار می رود.                کنوانسيون جهانی حقوق کودک، اعدام اين رده سنی را به شدت تقبيح و رد می کند. جمهورياسلامی جزء امضاء کنندگان اين معاهده است، اما در ايران برای نوجوانان کمتر از ۱۸ سال همچنان حکم اعدام صادر می شود.        ايران بر اساس شرع اسلام، سن بلوغ فکری برای پسران را ۱۵ سال قمری و برای دختران نه سال قمری می داند، از همين رو نوجوانانی که بين سن شرعی اسلام تا ۱۸ سالگی مرتکب جرم شوند، روانه زندان شده و چند سال يا چند ماه را به انتظار می گذرانند و پس از ۱۸ سالگی حکم برايشان اجرا می شود.        گيتی پورفاضل، وکيل دادگستری و فعال حقوق زنان و کودکان در تهران جزو کسانی است که خواستار و معتقد به تغيير چنين قوانينی است.        وی به  راديو فردا  می گويد: کنوانسيون حقوق بشر بايد مد نظر قرار گيرد و دادگاه های ما بايد در چنين پرونده هايی اين مفاد را رعايت کنند. ما اجازه نداريم افراد زير ۱۸ سال را به هر علتی که باشد، اعدام کنيم زيرا آنها در اين مرحله قدرت تشخيص و تميز جرم را ندارند. سن تميز و تشخيص ۱۸ سالگی است.        نهادهايجهانی مدافع حقوق بشر تا کنون بارها از جمهوری اسلامی خواسته اند، اعدام مجرمان زير ۱۸ سال را متوقف کنند. چند هفته پيش يکی از همين نوجوانان به نام ماکوان مولود زاده در ايران به دار آويخته شد.        ايران در حال حاضر تنها کشوری در جهان به شمار می رود که در آن نوجوانان زير ۱۸ سال کماکان با خطر اعدام مواجه اند.    </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Hadadi_waiting_execution/435163.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Hadadi_waiting_execution/435163.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 16 Feb 2008 14:30:46 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/75A0004F-97A4-47CA-BF50-EF45BEF85010_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پدر نوجوان محکوم به مرگ؛ بهنام را نکشید!</title>
            <description>&lt;p&gt; &lt;span&gt;ميان دشت های روستای دستجرد تا پای چوبه دار، برای بهنام فقط يک &#171;کفتر پرانی&#187; فاصله بود&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;span&gt;بهنام ۱۶ سال داشت؛ شايد هم کمتر؛ اول دبيرستان بود. نزديک خانه اش داشت کبوترهايش را پرواز می داد. مهرداد، دوست هم کلاسی اش، از سر شيطنت سنگی به سوی کبوتر پرتاب می کند. کار به درگيری می کشد؛ و لحظه ای بعد بهنام، ناخواسته قاتل دوستش شده بود.&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;   ميان دشت های روستای دستجرد تا پای چوبه دار، برای بهنام فقط يک &#171;کفتر پرانی&#187; فاصله بود.        بهنام ۱۶ سال داشت؛ شايد هم کمتر؛ اول دبيرستان بود. نزديک خانه اش داشت کبوترهايش را پرواز می داد. مهرداد، دوست هم کلاسی اش، از سر شيطنت سنگی به سوی کبوتر پرتاب می کند. کار به درگيری می کشد؛ و لحظه ای بعد بهنام، ناخواسته قاتل دوستش شده بود.        دو سه سالی در زندان گذشت تا سن ۱۸ سالگی؛ و اکنون بهنام زارع، فرزند صمد، متولد سوم خرداد ماه ۱۳۶۸ در روستای دستجرد استان فارس، پای چوبه دار است.        حکمش تاييد شده، و اوليای دم هم رضايت نمی دهند. حکم اعدام برای اجرا به زندان ابلاغ شده، و فاصله بهنام تا مرگ را اکنون فقط بخشايش خانواده مقتول می تواند حفظ کند.        محمد مصطفايی، وکيل مدافع پرونده بهنام زارع در گفت و گو با  راديوفردا  می گويد که آيت الله شاهرودی در نامه ای به زندان نوشته است: &#171;سعی شود با صلح و سازش موضوع خاتمه پيدا کند. و در صورتی که در زمينه قصاص و رضايت اوليای دم نتيجه ای حاصل نشد، حکم طبق موازين قانونی قابل اجراست.&#187;             آيت الله شاهرودی در نامه ای به زندان نوشته است: &#171;سعی شود با صلح و سازش موضوع خاتمه پيدا کند. و در صورتی که در زمينه قصاص و رضايت اوليای دم نتيجه ای حاصل نشد، حکم طبق موازين قانونی قابل اجراست.&#187;     محمد مصطفایی، وکیل بهنام زارع      به گفته آقای مصطفايی، در حال حاضر &#171;بخش اجرای احکام، طی نامه ای به شورای حل اختلاف استان فارس در شيراز، خواهان برگزاری جلسه ای با اوليای دم و حل اختلاف شده است.&#187;        وکيل مدافع پرونده می گويد: تعدادی از افراد با قصد کمک، پا پيش گذاشته اند تا بتوانند رضايت اوليای دم را برای قبول ديه جلب کنند، اما کماکان موفقيتی حاصل نشده است.        هنوز تاريخ اجرای حکم اعدام قطعی نشده، اما اکنون شمارش معکوس روزهای مانده به پايان عمر اين نوجوان، آهنگ تندتری به خود گرفته است؛ شمارشی دردناک که برای خانواده زارع از اول خرداد ماه ۱۳۸۴ آغاز شد.                &#171;غروب پنج شنبه بود؛ خيلی هم غروب دلگيری بود.&#187; اين را صمد زارع می گويد؛ پدر بهنام. غروبی که خانواده مهرداد – مقتول – را داغدار کرد؛ و اکنون می رود بعد از ماه ها، خانواده ديگری را سياه پوش کند؛ خانواده زارع را.          راديو فردا: آقای زارع، از روز حادثه بگوييد           !            صمد زارع:  غروب پنج شنبه بود. غروبی بسيار غمگين. پسرم ناخواسته با مهرداد که دوستش بود دعوا کرد و اين دعوا به قتل مهرداد منجر شد. من از پدر و مادر مهرداد و تمام کسانی که صدای مرا می شنوند خواهش می کنم که دست مرا بگيرند و کمکم کنند. فرزند من در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتل شده و اين ماجرا، اتفاقی بوده که هيچ کس آن را حدس نمی زد.          آقای زارع! شما در آن دوران با خانواده مهرداد رابطه داشتيد؟                      بله، من و پدر مهرداد از قبل به مدت هفت سال با هم دوستی صميمی داشتيم و من نمی دانم اين ماجرا فقط يک حادثه بود يا خواست خدا.          آيا با خانواده مهرداد در مورد اين حادثه صحبت کرده ايد و آنها چه می گويند؟                      بله ، من در طول اين سه سال بارها با آنها صحبت کرده ام، آخرين بار همين چند روز پيش بود که با آنها صحبت کردم ولی به هيچ عنوان رضايت نمی دهند.          آقای زارع! خود بهنام در مورد اين ماجرا چه می گويد؟                      بهنام می گويد: من باورم نمی شود که با دست خودم دوستم را از بين برده باشم و تمام اين مدت هم که در زندان بوده ام برای اين مسئله ناراحتم و برای مهرداد نماز می خوانم و شب های جمعه برايش خيرات می دهم.          وضعيت بهنام در زندان چگونه است؟                      وضعيت روحی او بسيار بد است و باورش نمی شود که دوستش را با دست خودش کشته باشد. او می گويد که من نمی خواستم مهرداد را از روی عمد بکشم من فقط می خواستم اورا بترسانم ولی متأسفانه چاقو به جايی خورده که ديگر کاری از دست کسی بر نمی آيد.        فرزندم از آن زمان تاکنون هميشه مضطرب و ناراحت است و حتی دو سال برای مهرداد لباس مشکی پوشيد. الان مدت سه سال است که پسرم در زندان عادل آباد به سر می برد و با سختی زندگی می کند چون با اين سن و سال زندگی در زندان بسيار سخت است.          از شخصيت و رفتار بهنام بگوييد؟                      بهنام هميشه دنبال درس بود و شاگرد اول کلاس می شد. داخل خانه هرگز با من و مادرش مشکلی نداشت و تمام کارهای مادرش را انجام می داد و گوسفندها را به صحرا می برد و هميشه دنبال کارهای خير بود. من هرگز نديدم با کسی دعوا کند به جز همان بار که با مهرداد دعوا کرد. نمی دانم چرا اين حادثه پيش آمد که هم مهرداد بميرد و هم من پسرم را از دست بدهم.                 &#171;بهنام در سن ۱۵ سالگی، يعنی وقتی که هنوز طفل محسوب&#160;می شده مرتکب چنين عملی شده است. فرزند من آدم کش نيست و اين ماجرا کاملا اتفاقی بوده است بنابراين نبايد از طرف رئيس قوه قضاييه حکم اعدام برای او صادر می شد. من خواهش می کنم او را ببخشند.         صمد زارع، پدر بهنام       بهنام به چه چيزهايی علاقه دارد و دوست دارد در آينده چکاره شود؟                      رشته دبيرستانی بهنام، برق است و دوست داشت در اين رشته به جايی برسد. تا اين که در کلاس اول دبيرستان با دست خودش، خرمنش را آتش زد و ما را هم دچار بحران کرد.          آخرين بار چه زمانی بهنام را ديده ايد؟                      دو هفته قبل با او ملاقات کردم. هنوز از حکم اطلاعی نداشت. او هميشه سؤال می کند که حکمش آمده يا نه و من به او دلداری می دهم و می گويم که هنوز حکمش نيامده است.          يعنی بهنام از حکمش خبر ندارد؟                      خير، تا ديروز که از حکمش هيچ خبری نداشت.          در مورد حکمش صحبت می کند؟                      بله، او تا کنون پدر مقتول را نديده است و می گويد دوست دارم پدر مهرداد را ببينم و برای آخرين بار با او صحبت کنم و با او درددل کنم. بگويم که هيچ قصدی برای کشتن مهرداد نداشتم و اين حادثه، اتفاقی بود. دوست دارم به دست و پای او بيفتم و خواهش کنم که مرا ببخشد واز مرگ نجات دهد.          آقای زارع شما با خانواده مهرداد و مسئولين قضايی ايران صحبتی داريد؟ حرف دلتان چيست؟                      من از اوليای دم خواهش می کنم فرزندم را به بزرگی و مردانگی خود ببخشند و بهنام را به خدا بسپارند زيرا اين اتفاق ناخواسته برای او پيش آمده است.        بهنام در سن ۱۵ سالگی، يعنی وقتی که هنوز طفل محسوب می شده مرتکب چنين عملی شده است. فرزند من آدم کش نيست و اين ماجرا کاملا اتفاقی بوده است بنابراين نبايد از طرف رئيس قوه قضاييه حکم اعدام برای او صادر می شد. من خواهش می کنم او را ببخشند.                 </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f4_Zarea_father_bad_situation/434341.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f4_Zarea_father_bad_situation/434341.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 11 Feb 2008 14:02:38 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EA220617-32F2-48CD-9165-F7E5BC8EFBB2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بهنام پای چوبه دار؛ حکمی برای اتهام دوران کودکی</title>
            <description>بهنام زارع، نوجوانی که در ۱۶ سالگی طی در اين درگيری در روستای دستجرد در نزديکی شيراز، جان مهرداد را گرفت، حالا در چند قدمی چوبه دار ايستاده است.   درغروب پنج شنبه ارديبهشت ماه ۱۳۸۴ بهنام از محل کار پدرش که چوپان است و به کار کشاورزی هم اشتغال دارد به سمت منزل خود می رود. در خانه در حال پراندن کبوترهای خود بوده که يکی از اين کبوترها بر روی ديواری که در اطراف زمين فوتبالی که مهرداد در آنجا مشغول بازی بوده، می نشيند.         در همين هنگام مهرداد سنگی پرتاب می کند که به کبوتر می خورد واين موضوع باعث عصبانيت بهنام می شود. بهنام همراه يکی از دوستان خود بيرون می آيد و با مهرداد درگير می شود و اين درگيری باعث می شود قبل از اين که مهرداد بتواند چاقويی را که همراه داشته درآورد، بهنام تبر کوچکی را که برای کشاورزی از آن استفاده می شده&#160; به سوی مهرداد پرتاب کند. اين تبر به گردن مهرداد برخورد می کند و قبل از رسيدن به بيمارستان موجب مرگ او می شود.      بهنام زارع، نوجوانی که در ۱۶ سالگی طی در اين درگيری در روستای دستجرد در نزديکی شيراز، جان مهرداد را گرفت، حالا در چند قدمی چوبه دار ايستاده است.    به گفته محمد مصطفايی که وکالت اين پرونده را بر عهده دارد، در حال حاضر اين حکم برای اجرا به زندان ابلاغ شده است.    صدور حکم اعدام برای &#171;مجرمان صغير&#187; به يکی از بزرگ ترين چالش های جمهوری اسلامی ايران در عرصه&#160; رعايت حقوق بشر تبديل شده است.  &#160; مراجع حقوق بشری و قضايی بين المللی، صدور و اجرای حکم اعدام را برای مجرمانی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند، خلاف موازين جهانی می دانند، اما کماکان برای تعداد نسبتا زيادی از اين مجرمان، در ايران حکم اعدام صادر می شود.      راديو فردا: اکنون اين پرونده در چه مرحله ای قرار دارد؟        محمد مصطفايی : در پرونده های قتل، بعد از اين که حکم از طريق ديوان عالی کشور قطعيت پيدا کرد، حکم به اجرای احکام ارسال می شود و پرونده به نظر رييس قوه قضاييه می رسد.         هيچ تاريخی برای اجرای حکم تعيين نشده و همين موضوع باعث می شود که اضطراب ها و دغدغه ها برای متهم و خانواده اش بيشتر شود. بهنام هر لحظه خودش را پای چوبه دار احساس می کند.     محمد مصطفايی، وکيل مدافع بهنام، در گفت و گو با راديو فردا      &#160;اين پرونده به نظر آقای شاهرودی رسيده و ايشان در تيرماه اذن به اجرای حکم داده اند. ومتأسفانه حکم برای اجرا به دادگستری شيراز فرستاده شده است.      آقای مصطفايی! اين حکم در مرحله اجرا قرار گرفته است؟ &#160;     بله، تمام تشريفات و مراحل اجرای حکم گذرانده شده و پرونده آماده اجرای حکم است.      با توجه به اين که حکم به تاييد آقای شاهرودی هم رسيده است، در اين مرحله چه کاری می شود کرد تا از اجرای حکم جلوگيری شود؟      از نظر من و بسياری از همکارانم، احکام صادر شده برای افراد زير ۱۸ سال که مرتکب قتل می شوند، بر خلاف قانون و بر خلاف کنوانسيون حقوق کودک&#160; است.     دولت ايران به خصوص قوه قضاييه نبايد اين احکام را اجرا کند و اجرای اين احکام نقض حقوق بشر است. ولی متأسفانه ما امسال شاهد صدور و اجرای اين احکام برای افراد زير ۱۸ سال بوده ايم.      آيا شما خارج از دايره قضايی ايران هم اقدامی کرده ايد و يا با مراجع بين المللی حقوق بشر تماسی داشته ايد؟      بله، اين پرونده چند ماه پيش در مجامع بين المللی مطرح شد و همين امر باعث شد که اجرای حکم مدتی به حالت تعليق درآيد.    در خصوص پرونده بهنام، اتحاديه اروپا و سازمان عفو بين الملل، بيانيه صادر کردند. اين موضوع حتی به اطلاع سازمان يونيسف هم رسيد، ولی متأسفانه هيچ کدام از اين اقدامات به نتيجه ای نرسيده است.      به نظر شما می شود کاری کرد تا از اجرای حکم جلوگيری شود؟      درخصوص اين پرونده، تنها کسانی که می توانند از اجرای حکم جلوگيری کنند، رئيس قوه قضاييه و اوليای دم هستند.      خانواده مقتول رضايت نمی دهند؟      خير، تا به حال چندين بار با اوليای دم صحبت شده ولی متأسفانه جوابی نداده اند.      آيا تاريخی برای اجرای حکم تعيين شده است؟      خير، هيچ تاريخی برای اجرای حکم تعيين نشده و همين موضوع باعث می شود که اضطراب ها و دغدغه ها برای متهم و خانواده اش بيشتر شود. بهنام هر لحظه خودش را پای چوبه دار احساس می کند.      آيا با خانواده بهنام تماس داريد؟      بله، من امروز با پدر و مادرش صحبت کردم. گريه آنها يک لحظه بند نمی آمد و التماس می کردند تا شايد بشود کاری انجام داد تا فرزندشان از مرگ نجات پيدا کند.      شما حتما با بهنام ملاقات داشته ايد، در مورد شخصيت و روحيه او توضيح دهيد. آيا در مورد&#160; ماجرای قتل حرفی زده است؟      خصوصيت اخلاقی و فردی بهنام به هيچ عنوان به گونه ای نيست که قادر باشد عمل قتل را مرتکب شود.     او فردی است بسيار آرام و مؤدب و در خانواده بسيار فقيری به دنيا آمده است. بهنام از اين ماجرا احساس ناراحتی می کند و اميد دارد که بتواند آزاد شود و کنار خانواده اش به زندگی ادامه دهد.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_interview_Mostafaei/433602.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_interview_Mostafaei/433602.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 06 Feb 2008 12:54:53 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EA220617-32F2-48CD-9165-F7E5BC8EFBB2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>عبادی: حکم اعدام یک کودک در ایران، قطعی شده است</title>
            <description>&lt;p&gt;محمد لطيف ۱۴ سال داشت که در يک نزاع خيابانی، جان نوجوان ديگری را گرفت. او می گويد که قتل را از روی عمد انجام نداده، اما قاضی پرونده به هر حال، وی را مستحق اعدام دانسته است.&lt;/p&gt; &lt;p&gt;مصاحبه با شیرین عبادی&lt;/p&gt; محمد لطيف ۱۴ سال داشت که در يک نزاع خيابانی، جان نوجوان ديگری را گرفت. او می گويد که قتل را از روی عمد انجام نداده اما قاضی پرونده به هر حال، وی را مستحق اعدام دانسته است.    صدور حکم اعدام برای &#171;مجرمان صغير&#187; به يکی از بزرگ ترين چالش های جمهوری اسلامی ايران در عرصه&#160; رعایت حقوق بشر تبديل شده است.  &#160; مراجع حقوق بشری و قضايی بين المللی، صدور و اجرای حکم اعدام را برای مجرمانی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند، خلاف موازين جهانی می دانند، اما کماکان برای تعداد نسبتا زيادی از اين مجرمان، در ايران حکم اعدام صادر می شود.    مقام های ايران، سن &#171;بلوغ فکری&#187; را برای پسران بر اساس شرع اسلام و بر خلاف عرف بين المللی، ۱۵ سال می دانند.    اما به هر حال، شيرين عبادی برنده نوبل صلح در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد که محمد لطيف، در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۵ سال سن داشته است، اما در قوانين ايران برای محاسبه سن افراد به تقويم رسمی و رايج کشور که &#171;هجری خورشيدی&#187; است اعتنايی نمی شود و سن این کودک، بر اساس تقويم &#171;هجری قمری&#187; محاسبه شده است.          به موجب قانون مجازات در ايران، سن مسئوليت کيفری برای پسران ۱۵ سال تمام قمری و برای دختران ۹ سال تمام قمری است.     و اين بدان معناست که اگر کودکی در اين سن مرتکب جرم شود با او همان گونه برخورد می کنند که اگر يک فرد مثلأ ۴۰ ساله جرم را انجام دهد.     شیرین عبادی      خانم عبادی که يکی از فعال ترين حقوقدانان ايرانی در زمينه &#171;حمايت از&#160;حقوق کودکان&#187; است و تاليفاتی نيز در اين زمينه داشته، وکالت اين پرونده را بر عهده دارد. او خواهان توقف اجرای این&#160;حکم&#160;اعدام شده است و معتقد است که اين حکم، حتی بر اساس قانون مجازات اسلامی نيز &#171;غيرقانونی&#187; است.      راديو فردا: در حال حاضر بر اساس قوانين ايران با کودکان چگونه برخورد می شود؟        شیرین عبادی : به موجب قانون مجازات در ايران، سن مسئوليت کيفری برای پسران ۱۵ سال تمام قمری و برای دختران ۹ سال تمام قمری است.     و اين بدان معناست که اگر کودکی در اين سن مرتکب جرم شود با او همان گونه برخورد می کنند که اگر يک فرد مثلأ ۴۰ ساله جرم را انجام دهد.     محمد لطيف، موکل من که حدود دو سال پيش، در هنگامی که هنوز (بر اساس تقويم خورشيدی) ۱۵ سال تمام نداشت، و بر اساس تقويم قمری تازه ۱۵ ساله شده بود، محکوم به اعدام شد.      جرم موکل شما چيست؟      جرم محمد اين است که در آن زمان و در هنگام بازی، درگير يک نزاع می شود و ضربه ای به شخصی وارد می کند که به مرگ او منجر می شود.      روند حقوقی پرونده به چه صورت بوده؟      پرونده، از دادگاه به پزشکی قانونی ارجاع شد؛ و در آنجا تشخيص دادند که اين بچه هنوز به رشد عقلی نرسيده است. گذشته از اين مساله، از چهار مرجع عاليقدر هم استفتا کرديم؛ آيت الله بهجت، آيت الله مکارم شيرازی، آيت الله موسوی اردبيلی، و همچنين آيت الله نوری همدانی. همه اين مراجع گفته اند که در مسئوليت پذيری جرم، رشد عقلی و فکری متناسب با جرم ضروری است.     اما با وجود اين که فتاوی چند فقيه عاليقدر موجود است، و با وجود اين که پزشکی قانونی به اين نتيجه رسيده که موکل من در زمان ارتکاب جرم به رشد فکری نرسيده، و با وجود اين که محمد در زمان رخ دادن جرم بر اساس شناسنامه تنها ۱۴ سال و ۹ ماه داشته، حکم اعدام اين بچه صادر شده است.      در حال حاضر پرونده در چه مرحله ای قرار دارد؟      متاسفانه حکم قطعی شده. از هيات تشخيص درخواست تجديد نظر کرده بوديم که رد شده است و هم اکنون حکم برای تاييد نهايی در اختيار آيت الله شاهرودی رئيس قوه قضاييه قرار دارد.     من از ايشان خواهش می کنم که با توجه به کيفيات پرونده، و با توجه به اين که ايران به کنوانسيون بين المللی حقوق کودک پيوسته، مانع از اعدام کسی شوند که در هنگام وقوع جرم، حتی ۱۵ سال هم نداشته است.      در حال حاضر از چه طريقی امکان الغای حکم وجود دارد؟      در حال حاضر فقط شخص آقای شاهرودی در صورتی که تشخيص بدهد حکم خلاف قانون صادر شده می تواند جلوی اجرای حکم را بگيرد که البته با توجه به تشخيص پزشکی قانونی، صدور اين حکم به واقع خلاف قوانين ايران هم بوده است.       آيا تاريخ اجرای حکم مشخص شده ؟      هنوز تاريخ دقيق آن مشخص نشده.      خانم عبادی، آيا شما در خارج از دايره قضايی و حقوقی ايران هم اقدامی برای توقف اجرای حکم انجام داده ايد؟      من اين پرونده را به يونيسف سازمان ملل و هر مرجع بين المللی ديگری که امکانش وجود داشت ارجاع داده ام. اميدوارم که کمک های بين المللی باعث&#160; توقف اجرای حکم شود.      اين اواخر، خبرهای بيشتری در خصوص صدور حکم اعدام برای مجرمان صغير به گوش می رسد و حتی همين چند هفته پيش يکی از همين مجرمان به نام ماکوان مولودزاده که در هنگام ارتکاب جرم به سن قانونی نرسيده بود، در شهر پاوه به دار آويخته شد. شما در حال حاضر پرونده های ديگری از اين دست هم در اختيار داريد؟ و يا کلأ آماری در دست داريد که چه تعداد از اين&#160; مجرمان صغير در حال حاضر در انتظار اجرای حکم به سر می برند؟      بله، من پرونده های مشابه ديگری هم دارم. مساله مهم اين است که دولت متاسفانه آماری در اين مورد اعلام نمی کند. و نه تنها آمار اعلام نمی کند، بلکه اساسأ منکر اين است که مجرمان زير ۱۸ سال در ايران اعدام می شوند.          مقامات قضايی ايران برای افراد زير ۱۸ سال حکم اعدام را صادر می کنند، اما اجرای حکم را موکول به ۱۸ سالگی مجرم می کنند؛ و سپس به مراجع بين المللی می گويند، اعدام زير ۱۸ سال در ايران وجود ندارد. اين درست نيست؛ ممنوعيت اعدام زير ۱۸ سال به اين معناست که مجرمی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اعدام نشود.     شیرین عبادی      مقامات قضايی ايران برای افراد زير ۱۸ سال حکم اعدام را صادر می کنند، اما اجرای حکم را موکول به ۱۸ سالگی مجرم می کنند؛ و سپس به مراجع بين المللی می گويند، اعدام زير ۱۸ سال در ايران وجود ندارد. اين درست نيست؛ ممنوعيت اعدام زير ۱۸ سال به اين معناست که مجرمی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اعدام نشود.     اين مساله متاسفانه از ديرباز در ايران وجود داشته و هرچند مسئولين جمهوری اسلامی از انتشار و اعلام آمار در اين باره خودداری می کنند، اما مشاهدات ما حاکی از اين است که اين گونه اعدام ها رو به افزايش است.      خانم عبادی، اين يک مشکل حقوقی است که همان طور که اشاره کرديد مدت زيادی است که در ايران وجود دارد. در کشورهای ديگر از جمله آمريکا هم تا چند سال پيش همين مشکل وجود داشته، اما در حال حاضر رفع شده. در ايران، چه راهکار قانونی و حقوقی برای رفع اين مشکل وجود دارد؟      فقط يک راهکار وجود دارد: قانون مجازات اسلامی بايد مورد بازنگری قرار بگيرد. و خصوصأ در زمينه اطفال بايد قوانينی متناسب با نيازهای جامعه و متناسب با تعهدات بين المللی ايران تهيه شود.     البته قوه قضاييه حدود شش سال است وعده می دهد که چنين قانونی را تهيه کرده و پيش نويس آن را به مجلس خواهد داد، وليکن ما در اين شش سال هنوز قانونی در اين زمينه نديده ايم.&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;       اخيرأ &#171;کانون مدافعان حقوق بشر در ايران&#187; که شما هم از اعضای آن هستيد، واکنش اعتراض آميزی به روند اعدام ها به صورت کلی داشته. ممکن است توضيح بيشتری بدهيد؟      اعدام، اقدامی است که بر اساس موازين حقوق بشر مردود است. چرا که هدف از مجازات، اصلاح مجرم است و نه انتقام جويی. واضح است که وقتی کسی کشته می شود، امکان اصلاح را از او می گيريم. ما به اين روند شديدا اعتراض داريم.       اما موافقان وجود اعدام در جامعه می گويند اين حکم برای عبرت ديگران اجرا می شود و نه اصلاح مجرم. به نظر شما، اعدام اساسا می تواند درصد جرم را در جامعه کاهش دهد؟      تجربيات کشورهای ديگر در اين زمينه نشان می دهد که اعدام در اين باره هم تاثير مثبتی ندارد و آمار جرم و جنايت را در جوامع کاهش نمی دهد.     با اين حال، متاسفانه آمار اعدام ها در ايران رو به افزايش است، به طوری که ما را (به نسبت جمعيت) در صدر اعدام کنندگان جهان قرار داده است. من متاسفم که به جای آن که ما در اخلاق، در علم و تکنولوژی، و در اجرای موازين حقوق بشری اول شويم، در اعدام کردن اول شده ايم.&#160;   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_child_execution_Ebadi/432072.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_child_execution_Ebadi/432072.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 26 Jan 2008 18:16:21 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/8DD07C1E-4543-4D36-AE86-870DD53B239F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>برادر هیوا بوتیمار: اتهامات واهی است</title>
            <description>&lt;p&gt;هادی بوتيمار برادر هيوا&#160;بوتیمار&#160;به &lt;strong&gt;رادیو فردا&lt;/strong&gt; می گوید که عضو گروه پژاک نیست و اتهامات وارده شده از سوی جمهوری اسلامی&#160; واهی است.&lt;/p&gt; هادی بوتيمار برادر هيوا&#160;بوتیمار&#160;به  رادیو فردا  می گوید که عضو گروه پژاک نیست و اتهامات وارده شده از سوی جمهوری اسلامی&#160; واهی است.    &#160;بر اساس اتهامات وارد شده از سوی جمهوری اسلامی، هادی بوتیمار قصد داشته مهمات را از هيوا تحويل بگيرد. وی همچنین&#160;متهم به عضويت در گروه پژاک شده است.    هادی بوتیمار می گوید که هيچ ارتباطی با اين گروه ندارد. گروه پژاک، شعبه ای از حزب کارگران کردستان، &#171;پ.کا.کا&#187; است که با جمهوری اسلامی ایران مخالف است. این گروه&#160; از سوی آمريکا، اتحاديه اروپا، ترکيه و ايران گروهی تروريستی شناخته می شود.    صدور حکم اعدام برای دو شهروند مريوانی با نام های هيوا بوتيمار و عدنان حسن پور، يکی از مسائلی است که اخيرا در کانون توجهات حقوق بشری قرار گرفته است.    اگرچه هر دو اين متهمين خبرنگار بوده اند، اما بر اساس اظهارات وکيل مدافع پرونده، اتهامی که منجر به صدور حکم اعدام برای آنها شده ربطی به فعاليت های مطبوعاتی شان ندارد.   بزرگ ترين اتهام آقای حسن پور، برداشتن مختصات مناطق نظامی، و اتهام آقای بوتيمار، تلاش برای انتقال مهمات به برادرش است؛ اتهاماتی که از سوی متهمين و نزديکانشان رد می شود.  در حالی که اين دو محکوم به مرگ، از حدود ۵۰ روز پيش در اعتراض به حکم صادرشده در اعتصاب غذا به سر می برند، برادر هيوا بوتيمار نيز که در لندن به سر می برد، دست به اعتصاب غذای نمادين زده است.&#160;  &#160;&#160;هادی بوتيمار در گفت و گويی با  راديو فردا  در مورد وضعیت برادرش و اتهامات وارد شده از سوی جمهوری اسلامی توضیح می دهد.      خانواده شما آخرين بار چه زمانی موفق به ديدار با آقای بوتيمار شده اند؟     شنبه گذشته بود که فقط خانم برادرم موفق به ديدار با هيوا شد.   وضعيت آقای بوتيمار چطور بود؟   وضعيتشان خيلی وخيم بود. در کل مدت ملاقات هم وزارت اطلاعات از آنها فيلمبرداری می کرد. خانم برادرم می گويد که پوست هيوا سياه شده بود، وزن کم کرده، فقط پوست و استخوانش باقی مانده است. الان ديگر نزديک ۵۰ روز است که در اعتصاب غذا هستند. در اين مدت فقط آب نوشيده اند. شنبه گذشته گفته بودند که آب را هم قطع می کنند چون که از شرايط موجود به شدت ناراضی اند؛ نمی توانند به راحتی با خانواده هايشان تماس داشته باشند، با وکلايشان هم همينطور.    اين خيلی ناعادلانه است. هيوا و عدنان قرار بود با وثيقه آزاد شوند، اما آنها (مسئولين قضايی) به وعده خود عمل نکردند.   آقای بوتيمار شما در حال حاضر در اعتصاب غذا هستيد، دليل اعتصاب غذايتان چيست؟   ما قبلأ از حکم اعدام عدنان و هيوا نگران بوديم، اما حالا بيش از آن نگرانيم که آنها در اعتصاب غذا و به مرگ تدريجی جانشان را از دست بدهند. به همين دليل ما در مقابل مقر سازمان عفو بين الملل در لندن دست به اعتصاب غذا زده ايم در اعتراض به حکم صادر شده، و برای ترغيب هيوا و عدنان به پايان اعتصاب غذايشان.   از کی در اعتصاب غذا هستيد؟   از ۲۸ اوت (ششم شهريور).   چند نفر هستيد؟   پنج نفر هستيم که&#160; در مقابل&#160;سازمان عفو بين الملل چادر زده ایم.   چه کسانی شرکت دارند در اين اعتصاب غذا؟   من، همسرم، دو فرزندم، و يکی از دوستان هيوا به اسم حکيم فلاحی.   فرزندانتان چند ساله اند؟   ۹ساله و ۱۲ ساله.   فکر نمی کنيد برايی کودکان ۹ و ۱۲ ساله تان مشکلی پيش بيايد به خاطر اعتصاب غذا؟   نه، بچه ها به صورت نمادين اينجا هستند. يعنی فقط ما را در تحصن همراهی می کنند، نه در اعتصاب غذا.   آقای بوتيمار، شما همان برادر هيوا هستيد که بر اساس اتهامات وارد شده، قرار بوده از او اسلحه دريافت کند؛ درست است؟   بله، يکی از اتهامات هيوا داشتن تماس تلفنی با من است. گفته اند که ما می خواستيم از طريق اين تماس ها براندازی کنيم.   اما در اتهامات و همچنين اعترافات، قيد شده است که قرار بوده هيوا بوتيمار ۶۵۰ فشنگ کلاشنيکف و ۵۷ گلوله آر پی جی را به شما منتقل کند.   اين ها اعترافات و اتهامات واهی است، هيچ چيزی از هيوا نگرفته اند. تمام اين ها به پرونده &#160;او اضافه شده و حقيقت ندارد.    من هيچگاه فعاليت نظامی نداشتم؛ فعال سياسی بوده ام. فعالين سياسی من را می شناسند. هيوا هم همچنين؛ او از بنيانگذاران و فعالين انجمن محيط زيستی سبز چيا در شهر مريوان بوده است. مدارکش هم در اختيار دارم و می توانم برايتان بفرستم که ايشان هم گزارشگر انجمن سبز بوده و هم عضو هيات موسس آن.    هيوا گذشته از اين کار و کاسبی شخصی خودش را هم داشته است. کسی که اين کارها را داشته باشد، و مسئول نگهداری از مادر و پدرش هم باشد، ديگر فرصت فعاليت های نظامی و اتهاماتی که به او زده اند را نخواهد داشت.    من هم هيچگاه اعتقاد به فعاليت مسلحانه نداشته ام. من عضو هيچ گروه و حزب سياسی نيستم.       شما قبلأ وابسته به کدام حزب بوديد و به خاطر وابستگی به کدام حزب ايران را ترک کرديد و به بريتانيا پناهنده شديد؟     من به خاطر فعاليت های سياسی و اجتماعی که داشتم ناچار به ترک ايران شدم؛ کارهای خبرنگاری که با تلويزيون های کرد زبان می کردم..   يعنی هيچگاه در هيچ حزبی عضو نبوده ايد؟   من هيچگاه در هيچ حزبی عضويت نداشته ام. اتهام عضويت به من زده اند ولی من هيچوقت عضو نبوده ام. هيچ حزبی اعم از کرد و غير کرد نمی توانند چنين ادعايی کنند. من فعالی مستقل بودم ...   اتهام عضويت در چه گروهی را به شما زده اند؟   پژاک. ولی خوب پژاک هم حزبی است که وقتی من در انگليس بودم تاسيس شده است. چطور می شود در حزبی عضويت داشته باشم که در زمان تاسيسش آنجا نبوده ام و حضور فيزيکی نداشته ام.   شما از کی در بريتانيا هستيد؟   من از سال ۲۰۰۳ در انگليس زندگی می کنم. فکر کنم پژاک در سال ۲۰۰۴ تاسيس شده است. دقيق نمی دانم کی تاسیس شده ولی به هر حال وقتی تاسيس شد، من اينجا بودم.   </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_Botimar/409968.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_Botimar/409968.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 01 Sep 2007 21:05:02 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/AE9D5E99-B726-4142-9C3D-E15D97995AEF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;حکم حسن پور و بوتیمار بر اساس قانون، اعدام نیست&#187;</title>
            <description>يکی از مسائلی که اين روزها به صورتی گسترده مورد توجه مجامع دفاع از حقوق بشر قرار گرفته، صدور حکم اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی در شهر مريوان است. يکی از مسائلی که اين روزها به صورتی گسترده مورد توجه مجامع دفاع از حقوق بشر قرار گرفته، صدور حکم اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی در شهر مريوان است.  اين دو شخص با نام های عدنان حسن پور و هيوا عبدالواحد بوتيمار، به اتهام &#171;محاربه&#187; محکوم به اشد مجازات شده اند.  اگرچه هر دوی اين افراد سابقه فعاليت های مطبوعاتی داشته اند، اما به گفته وکيل مدافع پرونده، صالح نيکبخت، اتهامی که به صدور حکم اعدام برايشان منجر شده، ربطی به فعاليت های رسانه ای ندارد.  در همين حال آقای نيکبخت در مصاحبه های خود تصريح کرده که مجازات موکلين او حتی با فرض صحت اتهامات وارد شده، اعدام نخواهد بود.&#160;      عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار از بيش از ۴۵ روز پيش، در اعتراض به حکم صادر شده و آنچه عدم رسيدگی درست به پرونده ناميده اند دست به اعتصاب غذا زده اند؛ مساله ای که نگرانی فعالان حقوق بشر و خانواده آنها را دوچندان کرده است.    عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار از بيش از ۴۵ روز پيش، در اعتراض به حکم صادر شده و آنچه عدم رسيدگی درست به پرونده ناميده اند دست به اعتصاب غذا زده اند؛ مساله ای که نگرانی فعالان حقوق بشر و خانواده آنها را دوچندان کرده است.  اما موضوعی که در اين پرونده تا حدی مناقشه برانگيز به نظر می رسد، هويت حرفه ای اين دو محکوم به مرگ است.  در حالی که حاميان حقوق بشر از اين افراد به عنوان روزنامه نگار نام می برند، وکيل مدافع آنها، اتهاماتشان را به نحو ديگری توصيف می کند.  به گفته صالح نيکبخت، اتهام هيوا بوتيمار که منجر به صدور حکم اعدام شده، معامله غير قانونی اسلحه شامل ۶۵۰ فشنگ کلاشنيکف و ۵۷ گلوله آر پی جی است. آقای نيکبخت گفته است که هيوا بوتيمار وابستگی به هر گروه سياسی را تکذيب می کند.  صالح نيکبخت همچنين در مصاحبه های خود عنوان کرده که حکم اعدام برای عدنان حسن پور، بر اساس سه اتهام مجزا صادر شده است.  اين اتهامات عبارتند از &#171;ارتباط با افرادی در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور؛ فراری دادن دو متهم تحت تعقيب در استان خوزستان و کمک به خروج غير قانونی آنها از مرز؛ و اتهام سوم، داشتن دستگاه جهت ياب موسوم به جی پی اس و همچنين برداشتن مختصات از ۹ مرکز نظامی ايران.&#187;؛ اتهاماتی که از سوی خانواده آقای حسن پور رد می شود.   ليلی حسن پور در تکذيب اين اتهامات به  راديو فردا  می گويد: &#171;من به عنوان خواهر عدنان حسن پور به هيچ وجه اين اتهاماتی که به عدنان زده شده و يا تحت فشار از او به عنوان اعتراف گرفته شده را قبول ندارم.&#187;    وی عدنان حسن پور را &#171;روزنامه نگاری مستقل&#187; توصيف می کند که &#171;هيچ ارتباطی با احزاب سياسی داخل يا خارج ايران نداشته است.&#187;  شيرين عبادی حقوقدان و برنده جايزه نوبل صلح نيز در گفت و گو با  راديوفردا  ضمن تاکيد بر اهميت فعاليت های صالح نيکبخت به عنوان وکيل پرونده، بر روزنامه نگار بودن عدنان حسن پور صحه می نهد.    خانم عبادی می گويد که خواهر عدنان حسن پور &#171;مدارکی دال بر ژورناليست بودن وی و حتی اينکه ايشان به عنوان ژورناليست نمونه مورد تقدير قرار گرفته&#187; را به او نشان داده است.  به گفته صالح نيکبخت وکيل مدافع اين دو شهروند کرد ايرانی، آقای حسن پور در حال حاضر دارای دو پرونده جداگانه در دستگاه قضايی است.  آقای نيکبخت گفته است که فعاليت های مطبوعاتی عدنان حسن پور – که پيش از اين در نشريه آسو مشغول به کار بوده – هم اکنون در پرونده ای جداگانه تحت بررسی قرار دارد و هنوز حکمی برای آن صادر نشده است.   وی تصريح می کند که حکم اعدام برای پرونده ای جداگانه با اتهاماتی که پيشتر ذکر شد، صادر شده است.    در همين حال و در واکنش به اين مساله، رضا معينی از گزارشگران بدون مرز در مصاحبه با  راديوفردا  تاکيد می کند که اصل موضوع خبرنگار بودن متهمين و دفاع از جان اين دو محکوم برای سازمان وی حاوی اهميت است؛ مساله ای که به گفته وی فصل اشتراک اين سازمان و وکلای مدافع پرونده محسوب می شود.&#160;   به گفته آقای معينی &#171;اينکه ما اين دو متهم را روزنامه نگار می دانيم و اينکه دفاع از روزنامه نگاران در ايران برای ما حائز اهميت است، همگی جزو اصولی دسته بندی می شود که ما، آقای نيکبخت و ديگر وکلا بر آن اتفاق نظر داريم؛ و آن اجرای عدالت برای دو روزنامه نگاری است که امروز جانشان در خطر است.&#187;      با توجه به قوانين جمهوری اسلامی ايران، بحث محاربه هنگامی پيش می آيد که جرم با توسل به اسلحه و به قصد براندازی انجام پذيرفته باشد. اين موارد در مواد ۱۸۳ تا ۱۸۸ قانون مجازات به روشنی مطرح شده و هيچ يک از اتهامات اين دو نفر در اين گستره نمی گنجد.  عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری      به گفته وکيل مدافع پرونده، اگرچه اتهام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار ارتباطی به فعاليت های مطبوعاتی ندارد، اما در همين حال هيچيک از اتهامات مطرح شده در دسته بندی محاربه نيز&#160;قرار ندارند؛ و به همين جهت مجازات آنها اعدام نيست.  عبدالفتاح سلطانی حقوقدان در تهران و عضو هيات موسس کانون دفاع از حقوق بشر ايران نيز با تاييد اين نظر می گويد که با استناد به قوانين جمهوری اسلامی، مجازات هيچ يک از اتهامات وارد شده به اين دو شهروند کرد، با فرض صحت آنها، اعدام نخواهد بود.  وی در گفت و گو با  راديو فردا  می گويد: &#171;با توجه به قوانين جمهوری اسلامی ايران، بحث محاربه هنگامی پيش می آيد که جرم با توسل به اسلحه و به قصد براندازی انجام پذيرفته باشد. اين موارد در مواد ۱۸۳ تا ۱۸۸ قانون مجازات به روشنی مطرح شده و هيچ يک از اتهامات اين دو نفر در اين گستره نمی گنجد.&#187;    آقای سلطانی با اشاره به اتهامات عدنان حسن پور می گويد که &#171;اگر بحث رابطه با رسانه های خارج از کشور و تبليغ عليه نظام مطرح شده باشد، مجازات اين امر با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، سه ماه تا يک سال حبس است. اگر بحث فراری دادن متهم يا مجرم تحت تعقيب مطرح باشد، آن هم با استناد به ماده ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی، مجازاتی معادل حداکثر سه سال حبس دارد.&#187;  اين وکيل دادگستری در رابطه با سومين مورد اتهامی آقای حسن پور به اين نکته اشاره می کند که پيشرفت های تکنولوژيک ماهواره ای و جاسوسی امروز، متعرضين احتمالی را بی نياز از بکارگيری سيستم های قديمی همچون نقشه برداری از استحکامات نظامی کرده است.  وی با اين حال ادامه می دهد که &#171;حتی با فرض صحت اين اتهام، تمامی موارد مطرح شده با استناد به ماده ۵۰۳ قانون مجازات اسلامی حداکثر مشمول سه سال حبس می شود و باز هم بحث محاربه و اعدام مطرح نيست.&#187;   آقای سلطانی همچنين هيوا بوتيمار متهم ديگر اين پرونده را نيز با فرض صحت اتهامات وارد شده، با توجه به قوانين ايران، مستحق حکم اعدام نمی داند.  وی می گويد &#171;با اين فرض که آقای بوتيمار به هيچ گروه سياسی وابسته نباشد و اين سلاح ها را تنها به عنوان دلال اسلحه و بدون اغراض سياسی فروخته باشد، ميزان و تعداد سلاح ها هر اندازه هم که باشد، مجازات آن فقط سه سال حبس است و جرم محاربه در اين زمينه نيز صادق نيست.&#187;  اين وکيل دادگستری که خود نيز پيشتر مدت بيش از هفت ماه را به خاطر فعاليت های حقوقی خود و به اتهام جاسوسی در زندان گذرانده بود، همچنين يادآور می شود که تمامی اتهامات وارده تنها در صورتی می تواند جنبه قانونی به خود بگيرد که روند بازپرسی و دادرسی در فضايی قانونی و در حضور وکيل انجام شود؛ مساله ای که بر اساس تجربيات حقوقی و شخصی آقای سلطانی، کمتر محقق می شود.  وی به راديو فردا می گويد: &#171;برای هر اتهامی، دلايلی ارائه می شود. اما پيش از پرداختن به آن دلايل، بر اساس يکی از بنيادی ترين مسائلی که در اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران هم ذکر شده، دلايل نبايد به صورت غير قانونی تحصيل شده باشد. همين نکته که