<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com</link>
        <description>Radio Free Europe / Radio Liberty is an international news and broadcast organization serving Central and Eastern Europe, the Caucasus, Central Asia, Russia, the Middle East and Balkan countries</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 15:02:30 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?authorid=890" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>زلزله شناس ايرانی برنده مدال خان؛ زلزله ژاپن، پرو، بم</title>
            <description>دکتر فرزاد نعيم کارشناس جهانی سازه های بلند و مقاوم در مقابل زمين لرزه، برنده مدال فضلور خان (فضل الرحمن خان) که بالاترين جايزه افتخار در رشته مهندسی ساختمان به شمار می آيد شده است.&lt;br&gt; دکتر فرزاد نعيم کارشناس جهانی سازه های بلند و مقاوم در مقابل زمين لرزه، برنده مدال فضلور خان (فضل الرحمن خان) که بالاترين جايزه افتخار در رشته مهندسی ساختمان به شمار می آيد شده است.    فرزاد نعيم، معاون شرکت بزرگ مهندسی جان مارتين در کاليفرنيا است.      فضلور خان، &#171;انشتين مهندسی ساختاری&#187;      فضلور خان ( فضل الرحمن خان) متولد بنگلادش، برجسته ترين مهندس محاسبه در قرن بيستم است. سيستم هايی که از طريق او ايجاد شد در طول دهه ۱۹۶۰ ميلادی، طرح فنی ساختمان های بلند يا آسمان خراش ها را دگرگون کرد.    از طريق نوآوری های او در سيستم و تئوری های او بود که اجرای طرح ساختمان های بلند و بالاتر از ۸۰ يا ۹۰ يا ۱۰۰&#160;طبقه به طور کامل عملی شد. بزرگترين ساختمان ها در آمريکا، از جمله دو برج دو قلوی تجارت جهانی که در جريان حمله های تروريستی يازدهم سپتامبر نابود شدند و برج بلند ۱۱۰ طبقه ای سيرز در شيکاگو، يا توسط او و يا شاگردان او طرح شده اند.          &#160; فضلور خان را انشتين مهندسی ساختاری می نامند        &#160;خان در دهه ۱۹۸۰ در سن ۵۵ سالگی درگذشت. به پاس خدمات و جايگاه ويژه او در جامعه مهندسی معاصر و برای بزرگداشت او، موسسه بين المللی و غير انتفاعی &#171;شورای بين المللی طرح سازه های بلند&#187;، هر سال به يک شخصيت فنی برجسته، مدال فضلور خان را اهدا می کند.    دو نفر قبلی برنده اين مدال، لسلی رابرتسون، محاسب دو برج دوقلوی تجارت جهانی و هال اينگار، محاسب برج سيرز شيکاگو و از شاگردان فضلور خان هستند.      آقای نعيم به خاطر اين موفقيت به شما تبريک می گوييم. کارهای شما از محدوده آمريکا فراتر می رود و بيشتر جنبه جهانی دارد. لطفا توضيح دهيد که اين مدال را به طور مشخص برای چه کاری دريافت کرده ايد.      بنده مفتخر هستم و اميدوارم که شايستگی گام برداشتن در&#160;راه بزرگان را داشته باشم. اين مدال به طور مشخص به کسی داده می شود که دستاورد مهمی برای سازه های بلند در مناطق مختلف به بار آورده باشد. من&#160;در&#160;زمینه&#160;مقاومت ساختمان های بلند در مقابل زمین لرزه، فعالیت های زیادی داشته ام و از من مقاله های بسیاری در این رابطه چاپ شده است. این مدال را&#160;احتمالا در این رابطه به من می دهند.      &#160;طرح های شما&#160;بيشتر در کجا قرار دارند و جایزه را به طور مشخص چه وقت دریافت می کنید؟      &#160;بيشتر کارهای من در خصوص سازه های بلند، در آمريکا است از جمله سه تا چهار ساختمان بلند در شهر لس آنجلس و چند ساختمان در چين و جاهای ديگر.&#160;    قرار است در ماه اکتبر (در حدود دو ماه ديگر)، اين جايزه را دريافت کنم. فعلا خوشحال هستم که اين جايزه را دريافت می کنم، اما دليل آن را بعدا می پرسم!          &#160;دکتر فرزاد نعیم برنده مدال افتخار فضلور خان شد.         شما کارشناس جهانی زلزله هستيد و به طور معمول پس از هر زمين لرزه بزرگی از جمله زلزله بم در محل حضور پيدا می کنيد. در پرو هم بارها حضور داشته ايد.&#160; مایلم پرسشی را در رابطه با زلزله اخير پرو مطرح کنم. با توجه به اين که پيامدهای زمين لرزه های نقاط مختلف دنيا را مشاهده کرده ايد، چگونه است که سطح خرابی های به بار آمده از زلزله ای با قدرت ۸ درجه در مقياس ريشتر در پرو، به مراتب کمتر از زلزله ۶.۷ بم در ايران است؟ زمين لرزه پرو در حدود ۵۰۰ کشته بر جا گذاشته در حالی که تلفات انسانی زلزله بم که شدت آن هم کمتر بود، بسيار بيش از اين بود. اصولا چه عواملی در اين زمينه نقش دارند؟      خوب عوامل مشخصی نقش دارند. يکی اين که اين زلزله اخير پرو که بسيار شديد بود، بر خلاف زلزله بم، درست در مناطق مسکونی اتفاق نيفتاده است. اين زلزله در حدود ۱۰۰ کيلومتری شهر ايکا و ۱۵۰ کيلومتری ليما پايتخت اتفاق افتاد. البته بايد گفت که حتی در اين فاصله هم زلزله به شدت ۸ درجه ريشتر تکان های شديدی ايجاد می کند.     هر دانشجوی مهندسی در پرو، تا قبل از فارغ التحصيلی، بايد پروژه ای در رابطه با ساختن يک سازه خشت و گلی و مقاوم کردن آن در مقابل زلزله ارايه دهد    در بم زلزله ۶.۷، درست وسط شهر اتفاق افتاد. در نتيجه شدتی که شهر بم آسيب ديد، بسيار زياد بود.    بنابراين بايد توجه کرد که مساله فقط درجه ريشتر زلزله نيست، فاصله هم فوق العاده مهم است زيرا هر چه دورتر از مرکز زلزله قرار داشته باشيد، دامنه آسيب ها هم کمتر خواهد بود.    عامل ديگر اين است که ما هنوز از ميزان تلفات زلزله پرو به طور دقيق آگاه نيستيم. ممکن است آمار پايين تلفات، فقط به اين دليل باشد که مناطق نزديک به مرکز اين زلزله، الزاما مراکز تراکم جمعيت نبوده است.    يعنی به خوبی ممکن است خرابی زياد باشد، اما تلفات انسانی آن زياد نبوده است. اتفاقا من بلافاصله پس از زلزله، با همکارانم در پرو صحبت کردم. آنها گفتند که ميزان خرابی ساختمان های خشتی و گلی زياد بوده ولی خوشبختانه تلفات انسانی به نظر نمی رسد که زياد بوده است.    &#160; پرو هم کشور زلزله خيزی است. آيا فکر می کنيد اين کشور از زلزله های گذشته درس گرفته است؟     &#160;بله درست است. در پرو الان سال ها است در دانشگاه ها به طور فعال در راستای يافتن راه حلی برای مشکل ساختمان های خشتی و گلی تلاش می شود. هر دانشجوی مهندسی در پرو، تا قبل از فارغ التحصيلی، بايد پروژه ای در رابطه با ساختن يک سازه خشت و گلی و مقاوم کردن آن در مقابل زلزله ارايه دهد.&#160; در پرو به مساله درست کردن سازه های مناطق روستايی اهميت زيادی داده می شود.     البته هنوز مشخص نيست که آيا پايين بودن سطح تلفات انسانی الزاما با اين موضوع ارتباط دارد. يعنی مشخص نيست که آيا واقعا می توان در عرض ۱۰ يا ۱۵ سال کاری کرد که بتوان تلفات انسانی را از ۴۰ هزار نفر به ۸۰۰ نفر رساند، ولی به طور قطع اگر در پرو به همين روال کنونی به بازسازی مناطق مسکونی روستايی و آموزش همين سيستم دانشگاهی ادامه داده شود، آنگاه مسئله زلزله به مراتب ساده تر از حد کنونی نيز خواهد بود.    به نظر من، کاری که در اين رابطه در پرو انجام می شود، يک نمونه خوب جهانی است.       &#160;آيا اين کار، کار پيچيده ای است؟ اگر پیچیده نیست، چرا در ايران انجام نمی شود؟      &#160;به هيچ وجه پيچيده نيست. اتفاقا بسيار ساده است، فقط همت و پشتکار و همکاری مردم و دولت می خواهد.      خوب آيا به نظر شما در اين زمينه کوتاهی می شود؟ چون اگر اين کار به اين سادگی است، چرا در ايران انجام نمی شود به طوری که هر بار باز شاهد خسارت های گسترده ناشی از زلزله هستيم؟      خوب فکر نمی کنم که مساله کوتاهی کردن باشد. به نظر من مساله بيشتر فرهنگی است. ما ايرانی ها، چه در ايران و چه در خارج از ايران، فکر می کنيم اگر به مسايل بزرگ و پيچيده توجه کنيم، مسايل کوچک و پيش پا افتاده از بين می روند. البته اين نظر شخصی من است و هيچ تئوری علمی پشت آن نيست.    &#160;به خاطر دارم در حدود ۵ يا ۶ سال پيش در ايران در دوره های آموزشی درس می دادم. بیشتر&#160;سوال هايی که دانشجويان مطرح می کردند، مربوط به مسايل محاسباتی پيچيده ای بود که شايد در آمريکا در مورد ۵ درصد ساختمان ها اجرا می شد. من از خودم می پرسيدم چرا توجه به مساله ساختمان های خشتی برای دانشجو يا استاد ايرانی به گونه ای است که انگار افت دارد.       ما در ايران مشکلی به نام مشکل زلزله داريم. هر چه کمتر به اين مشکل توجه کنيم، در آينده بيشتر آسيب خواهيم ديد  فرزاد نعیم      به نظر من ما بايد با اين مساله برخورد کنيم. به خاطر دارم دو يا سه سال قبل از زلزله بم با استاد دانشگاهی در ايران در همين رابطه صحبتی داشتم. من می گفتم که بايد همانطور که کشورهای بسياری از جمله پرو، به معرفی مدل های ساختمان های خود پرداخته اند، به معرفی اين مدل ها در خارج از ايران دست بزنيم تا برای رفع اشکال های احتمالی آن راه حلی پيدا شود. اما اين استاد دانشگاه اين نکته که خارجی ها در جريان مشکلاتمان قرار گيرند را ناخوشايند می ديد.&#160; مساله اينجا است که وقتی زلزله ای نظير زلزله بم اتفاق می افتد، مشکلاتی از اين دست به خودی خود مطرح خواهند شد و همه در جريان کاستی ها قرار خواهند گرفت.    ما در ايران مشکلی به نام مشکل زلزله داريم. هر چه کمتر به اين مشکل توجه کنيم، در آينده بيشتر آسيب خواهيم ديد.     دانشجو يا استاد ايرانی که به سراغ حل يک مساله محلی می رود را بايد بيشتر مورد تشويق قرار داد تا آنکه به سراغ ساختمان ۱۲۰ طبقه در محله ای در نيويورک يا شيکاگو می رود.          برج بلند سیرز در شیکاگو، از کارهای فضلور خان است         پرسش ديگرم در رابطه با زمين لرزه اخير ژاپن است که باعث آسيب وارد شدن به نيروگاه هسته ای کاشی وازاکی شد به نحوی که مقداری مواد راديو اکتيو به خارج نشت کرد. آژانس بين المللی انرژی اتمی، پس از بازرسی های اخير از اين نيروگاه نتيجه گرفت که در زمانی که اين نيروگاه طرح شده، مساله مقاومت در مقابل زمين لرزه ای با اين شدت در ساختار آن در نظر گرفته نشده است. از نظر شما تاثير اين مساله در طرح نيروگاه های آينده تا چه حد خواهد بود؟&#160; درس اين زلزله برای کشورهای بسياری که در تلاش ساخت نيروگاه های هسته ای هستند از جمله ايران چيست؟      به نظر من بله درسی برای همه وجود دارد. البته من فقط می توانم از زاويه مهندسی زلزله که به آن آگاه هستم، به قضيه نگاه کنيم.    مهندسی زلزله علم نسبتا جوانی است که از عمر آن تنها ۴۰ يا ۵۰ سال می گذرد. در نتيجه هنوز پرسش های بی پاسخ در مقابل آن زياد است. هر ۵-۶ سالی بر ميزان دانش ما در زمينه زلزله افزوده می شود. به عنوان مثال نيروگاه هسته ای که در سال ۱۹۶۰ طرح می شد، در سال ۱۹۷۰ به گونه متفاوتی طراحی می شد. اکنون طرح يک نيروگاه هسته ای، به طور قطع با طرح آن در گذشته متفاوت خواهد بود.     از جمله مسايل قابل حل، مساله لوله های گاز در تهران است. لوله های گاز در تهران اشکال دارند و نشت می کنند. اگر زلزله رخ دهد، اين لوله های گاز پر اشکال، می توانند باعث آتش سوزی های فجيع شوند    با توجه به خطرهای آسيب وارد شدن به يک نيروگاه اتمی، به نظر من نبايد در مناطق فوق العاده زلزله خيز اين نيروگاه ها را بنا کرد. به عنوان مثال معقول نيست که در نزديکی گسل های جنوب کاليفرنيا نيروگاه هسته ای ساخته شود. بنابراين، طرح، اجرا کاربرد و اداره نيروگاه اتمی، توجه ويژه ای می طلبد.      درباره اثرهای يک زلزله احتمالی در تهران صحبت زياد شده است. شما بارها گفته ايد که مهمترين مساله برای شهری مثل تهران، با آن جمعيت و ساختار مهندسی و شهرسازی آن، شايد در اين لحظه بايد راه های کنار آمدن با پيامدهای زمين لرزه احتمالی باشد. آيا از نظر شما در شهر پر جمعيتی مانند تهران، اصولا آمادگی مقابله با پيامدهای يک زمين لرزه احتمالی وجود دارد؟      من فکر می کنم در شهر تهران اين قابليت الان وجود ندارد. البته نه فقط تهران، شايد در لس آنجلس يا سانفرانسيسکو هم به آن شکل لازم وجود نداشته باشد. بايد واقع بين بود. بايد به گونه ای با مسايل برخورد کرد که بتوان آن ها را در مدت زمان معين و قابل توجيهی برای جلوگيری از صدمه گسترده به مردم حل کرد.    از نظر اقتصادی و علمی، امکان بازسازی تهران يا هر شهر بزرگ ديگر در عرض ۱۰ يا ۱۵ سال وجود ندارد. بنابراين مشکلاتی که در شهر تهران در رابطه با سازه ها و ساختمان های وجود دارد، تا مدت ها ماندگار خواهند بود.    اما با اين حال چند کار را می توان انجام داد: اول اينکه دست کم ساختمان های جديد با رويه درست ساخته شوند تا مثلا بيست سال ديگر مشکلات کنونی را نداشته باشيم.    دوم، بايد دست کم مسايل قابل حل را حل کرد. از جمله اين مسايل قابل حل، مساله لوله های گاز در تهران است. لوله های گاز در تهران اشکال دارند و نشت می کنند. اگر زلزله رخ دهد، اين لوله های گاز پر اشکال، می توانند باعث آتش سوزی های فجيع شوند.     مساله ديگر، با توجه به وضعيت ترافيک تهران و وسعت شهر، مساله کمبود ايستگاه آتش نشانی است.    سيستم های پاسخگويی به فاجعه، بايد قبل از واقعه ايجاد شود زيرا بعد اگر خدای نکرده زمين لرزه ای در تهران رخ دهد، فرصتی برای اينکه کسی بخواهد بنشيند و فکر کند که چطور بايد مردم را از زير آوار در آورد، يا چطور بايد آتش را خاموش کند، وجود ندارد.    بنابراين بايد بيش از بازسازی پس از زمين لرزه، به فکر برنامه ريزی پيش از آن بود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_naeim_wins_khan_medal/407898.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_naeim_wins_khan_medal/407898.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 20 Aug 2007 04:06:30 +3500</pubDate>
            <category>اجتماعی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/50CEEC4B-2661-4B02-B5F7-E40DA5E242B2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رفع ابهام از برنامه اتمی ايران يا &#171;شگرد پیشگيری از تحريم&#187;</title>
            <description>بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی روز دوشنبه به مدت ۵ ساعت از راکتور آب سنگين، در شهر اراک ايران بازديد کردند. بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی روز دوشنبه به مدت ۵ ساعت از راکتور آب سنگين، در شهر اراک ايران بازديد کردند.     مقام های آژانس گفته اند نتيجه بازرسی های خود را در گزارشی به شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی ارايه خواهند کرد.    راکتور آب سنگين اراک، قرار است در اوايل دهه آينده ميلادی به مرحله بهره برداری برسد، اين راکتور را، در صورت نبود نظارت لازم آژانس، می توان برای فراهم کردن پلوتونيوم لازم برای توليد بمب اتمی تغيير داد.    يکی از خواست های اصلی گروه مذاکره کننده با ايران، همواره توقف کار اين راکتور ۴۰ مگاواتی بوده است.           يکی از خواست های اصلی گروه مذاکره کننده با ايران، همواره توقف کار اين راکتور&#160;آب سنگین اراک&#160;بوده است        جمهوری اسلامی اين خواست را نپذيرفته و چهار ماه پيش در واکنش به تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران،&#160; بازرسی های آژانس از اين نيروگاه را لغو کرد.    &#160;قرار است يک هيئت فنی نيز در تاريخ ۱۵ مرداد، برای بازديد از تاسيسات هسته ای ايران و مذاکره با مقام های سازمان انرژی اتمی، به ايران برود.    پس از آن نيز قرار است&#160; مقام های بلند پايه آژانس و جمهوری اسلامی در باره ابهام های برنامه هسته ای جمهوری اسلامی مذاکره کنند.    &#160;با اين حال تعدادی از کارشناسان می گويند، اجازه ايران به بازرسی آژانس از تاسيسات نطنز و اراک، شگرد تازه جمهوری اسلامی برای به تاخير انداختن دور جديد تحريم ها است.      تلاش برای به تاخیر انداختن تحریم ها      گری سيمور رييس مطالعات شورای روابط خارجی و مقام پيشين شورای امنيت ملی&#160;آمريکا در مصاحبه با  رادیو فردا  پيش بينی می کند که همکاری ايران با آژانس فقط در حدی خواهد بود که آژانس، در ماه سپتامبر از شورای امنيت درخواست وقت بيشتری برای برخورد با برنامه هسته ای ايران کند.      راکتور آب سنگين اراک از طريق ماهواره های تجاری همواره زير نظر قرار داشته، اما بازرسی ها در ماه های اخير متوقف شده است. از نظر شما امکان از سر گيری بازرسی های آژانس از اراک تا چه اندازه اهمیت دارد؟      اين موضوع، از نقطه نظر زمانی بلافاصله اهميت چندانی ندارد، زيرا راکتور اراک سال ها تا تکميل و رسیدن به مرحله عملی فاصله دارد. اما اين نکته از نظر سياسی مهم است زيرا ايران در تلاش است تا از طريق نشان دادن همکاری بيشتر خود با آژانس، قطعنامه بعدی شورای امنيت را يا به تاخير بيندازد و يا آن را ضعيف تر کند.     بخشی از راهبرد ايران اين است که به آژانس اجازه دسترسی بيشتر به تاسيسات هسته ای در حال ساخت خود از جمله راکتور اراک بدهد و با آژانس درباره برخی از فعاليت های هسته ای خود در گذشته، گفت و گو کند.      بنابراین&#160;از نظر شما انگيزه ايران در اعلام آمادگی برای رفع ابهام از فعاليت های گذشته ايران، فقط&#160; تلاش برای جلوگيری از تحريم های بيشتر است؟      در واقع تمام انگيزه فقط همين است. برخی از کشورهای عضو شورای امنيت سازمان ملل متحد گفته اند که مايل نيستند قطعنامه جديدی را که باعث مختل شدن همکاری ميان ايران و آژانس شود، تصويب کنند.      تا کنون استراتژی ایران موفقيت آميز بوده است زيرا ۵ عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد، توافق کردند قطعنامه بعدی تحريم را تا ماه سپتامبر، به تعويق بيندازند  گری سیمور      پيشنهاد ايران برای بهبود همکاری خود با آژانس، با اين هدف صورت گرفته که قطعنامه بعدی شورای امنيت را به تاخير بيندازد. تا کنون اين استراتژی موفقيت آميز بوده است زيرا ۵ عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد، توافق کردند قطعنامه بعدی تحريم را تا ماه سپتامبر، به تعويق بيندازند.    حدس من اين است که در ماه سپتامبر ايران بار ديگر تلاش خواهد کرد درست به اندازه ای با آژانس همکاری نشان دهد که دلايلی برای تاخير در تصويب قطعنامه جديد شورای امنيت فراهم کند. در آن زمان روسيه و چين و آژانس بين المللی انرژی اتمی استدلال خواهند کرد که شورای امنيت بايد وقت بيشتری برای حل مسايل ميان آژانس و ايران بر سر فعاليت های گذشته ايران بدهد.      خوب&#160;فرض&#160;کنیم که&#160;ايران واقعا در نظر داشته باشد&#160;دور جديد تحريم ها را به تاخير بيندازد. اما اگر اين تاکتيک به آهسته کردن روند ساخت نيروگاه اراک و فعاليت برخی ديگر از تاسيسات هسته ای ايران بينجامد، شايد بتوان اينگونه استدلال کرد که اين آهسته شدن، به نحوی در راستای خواست غرب نيز هست.      البته ايران پيشنهاد نکرده که کار ساخت تاسيسات اراک را به تاخير بيندازد. کاری که آنها می کنند اين است که تا پيش از بازرسی های معمولی بين المللی از تاسيسات اراک، به آژانس فرصتی برای ديدار از اين تاسيسات بدهند.    نگرانی اصلی در اين لحظه اراک نيست، بلکه تاسيسات غنی سازی در نطنز است. در اين زمينه نيز شواهدی وجود دارد که ايران نصب سانتريفوژها را کندتر کرده و گفته است امکان دسترسی بيشتر آژانس به اين تاسيسات را فراهم می کند.          تعلیق غنی سازی اورانیوم در نطنز، یکی از خواست های مهم شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده است       اما ايران هنوز به خواسته های شورای امنيت سازمان ملل متحد برای تعليق همه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم که به عنوان شرط از سر گيری مذاکرات قرار داده شده، عمل نکرده است. من شخصا شواهد زيادی مبنی بر آمادگی ايران برای پذيرش خواست های شورای امنيت سازمان ملل متحد نمی بينم.      تعدادی از مقام های جمهوری اسلامی تلاش کرده اند از اهميت تحريم های اعمال شده عليه ايران بکاهند. برخی از کارشناسان هم می گويند ده ها سال تحريم، حتی کوبا که ذخاير نفتی ايران را هم ندارد، مجبور به تسليم نکرد. از نظر شما تحريم ها تا چه اندازه موثر است؟      استراتژی غرب بر اين پايه طرح شده که بر مبارزه قدرت در ميان جناح های مختلف حکومت ايران، تاثير بگذارد. اعتقاد ايالات متحده آمريکا، لندن و پاريس اين است که اگر تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد به دشواری های اقتصادی موجود در ايران بيفزايد، مخالفان پرزيدنت احمدينژاد استدلال قوی تری خواهند داشت که ايران بايد از رويارويی بپرهيزد.     البته ايران دشواری های اقتصادی فراوانی دارد که ربطی هم به تحريم ها ندارد، اما اعتقاد غرب بر اين است که تحريم ها می توانند توازن قدرت را به نفع کسانی که می گويند ايران بايد برای وارد شدن در مذاکرات بين المللی با کشورهای ۱+۵، تعليق موقت غنی سازی اورانيوم را بپذيرد، تغيير دهد.          گری سیمور می گوید استراتژی غرب بر اين پايه طرح شده که بر مبارزه قدرت در ميان جناح های مختلف حکومت ايران، تاثير بگذارد       اينکه آيا چنين استراتژی اثرگذار خواهد بود يا نه، روشن نيست. استدلال اين است که دو دور تحريم ها کافی نبوده و بايد برای تاثير چشمگير، تحريم های بيشتری را اعمال کرد. طبيعتا ايران تمايلی به دور تازه تحريم ها ندارد و به همين دليل برای ضعيف کردن قطعنامه بعدی شورای امنيت، در راستای همکاری با آژانس گام برداشته است.      به جز تايم آوت پيشنهادی آقای البرادعی (توقف همزمان تحريم ها از سوی شورای امنيت و غنی سازی اورانيوم از سوی ايران)، آقای البرادعی حتی از اجازه به ايران برای برخوردار بودن از غنی سازی محدود سخن گفته است. نظر شما در اين باره چيست؟      دولت ايران به راه حلی ابراز تمايل کرده که بر اساس آن بتواند توانايی غنی سازی اورانيوم را حفظ کند و در عوض، اين فعاليت ها مشمول الزام های فنی و سياسی گسترده تر، از جمله بازرسی های بيشتر آژانس يا حتی مالکيت مشترک (تاسيسات هسته ای) با کمپانی های خارجی شود.    از نظر قدرت های غربی اين گونه راه حل ها قابل قبول نيست، زيرا اين نگرانی وجود دارد که آنگاه که ايران به توانايی غنی سازی اورانيوم دست يابد، حتی اگر تحت بازرسی های جهانی قرار داشته باشد، قادر خواهد بود اين تاسيسات را برای مقاصد نظامی به کار ببرد، بازرسان را اخراج کند، يا تاسيسات را ملی اعلام کند، يا بر اساس همين تکنولوژی تاسيسات مخفی بسازد. بدين ترتيب اينگونه راه حل ها برای آمريکا، بريتانيا و فرانسه قابل قبول نيست.     به نظر من اگر مذاکرات بار ديگر شروع شود، اين نکته يکی از مسايل مورد بحث خواهد بود، اما در اين لحظه قدرت های غربی چنين راه حلی را نخواهند پذيرفت.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_iv_gary_samore/405039.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_iv_gary_samore/405039.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 31 Jul 2007 19:54:28 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/C93CC137-1AB1-45EC-B4F9-B89F1A10FF9A_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>ابهامات برنامه اتمی ايران، از زبان معاون سابق آژانس</title>
            <description>آيا عملکرد ايران در همخوانی و با رعايت پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای همراه بوده است؟&#160; &lt;strong&gt;راديو فردا&lt;/strong&gt; چندی پيش اين موضوع را با پی ير گلداشميت معاون پیشین مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در ميان گذاشت. آيا عملکرد ايران در همخوانی و با رعايت پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای همراه بوده است؟&#160;  راديو فردا  چندی پيش اين موضوع را با پی ير گلداشميت معاون پیشین مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در ميان گذاشت.     علی اصغر سلطانيه، سفير&#160;ایران در آژانس بين‌المللی انرژی اتمی، روز يکشنبه ۲۴ تير ماه، در رابطه با موافقت ايران با بازرسی آژانس از نيروگاه آب سنگين اراک گفت اين اقدام در راستای تقويت آژانس و تضعيف روند درگير کردن شورای امنيت سازمان ملل متحد در مساله هسته ای ايران صورت گرفته است. طبق توافق ميان ايران و آژانس قرار است طی ۶۰ روز، نحوه بررسی مسايل و ابهام های باقی مانده بررسی شود.     آقای سلطانيه در اين رابطه گفت برخی از ابهام های باقی مانده مربوط به فعاليت های (هسته ای) قبلی است که چنانچه پاسخ دادن به اين مسايل... با تعهدات و منافع ملی ما در تناقض قرار نگيرد، حاضر به مذاکره هستيم.&#187;    او درباره برخی از ابهام ها گفت که اين ابهام ها به زمانی برمی گردد که دولت جمهوری اسلامی پروتکل الحاقی پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای را اجرا نمی کرد و بنابراين &#171;هيچ گونه تخلفی در گذشته انجام نشده است&#187;.    آقای سلطانيه چندی پيش نيز طی بيانيه ای گفت که ايران هيچ تخلفی از پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای و پادمان های آن نداشته است.     به گفته آقای سلطانيه، اين نکته که ايران در گذشته آژانس را از وجود برخی تاسيسات هسته ای خود باخبر نکرده، مغايرتی با اِن پی تی نداشته است. زيرا، به گفته او، هر کشوری، تنها ۱۸۰ روز پيش از وارد کردن مواد هسته ای در تاسيسات هسته ای بايد آژانس را باخبر سازد.           &#160;علی اصغر سلطانیه سفیر ایران در آژانس می گوید ایران هیچ تخلفی از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای نداشته است       &#160;پس از اين اظهارات آقای سلطانيه، پی ير گلداشميت معاون پيشين مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی و رييس بخش پادمان آژانس به همراه جورج پرکوويچ، مدير برنامه منع گسترش تسليحات هسته ای در بنياد صلح کارنگی، در مقاله ای، به اين موضوع پرداختند.     به گفته اين دو کارشناس منع گسترش تسليحات هسته ای، اظهارات سفير ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی، &#171;نادرست و گمراه کننده&#187; است.    مصاحبه&#160; راديو فردا  با پی ير گلداشميت: &#160;  روز ۲۱ فوريه سال ۲۰۰۳ چند ماه پس از علنی شدن وجود مرکز نطنز و چند مجموعه هسته ای ديگر ايران، محمد البرادعی از ايران ديدار کرد. موضع ايران و به ويژه آنچه در بيانيه علی اصغر سلطانيه سفير ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی مطرح شده اين است که ايران هيچ تعهدی برای مطلع کردن آژانس تا قبل از اين تاريخ نداشته است. شما اين اظهارات را &#171;نادرست و گمراه کننده&#187; خوانده اید. چرا؟     &#160;اين ادعا نادرست است. زيرا ايران ماده يو اف ۶ را در تاريخ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳ در تاسيسات غنی سازی نطنز وارد کرده است. ايران می بايست دست کم ۱۸۰ روز قبل از اين تاريخ، آژانس را از وجود اين تاسيسات مطلع می کرد. بر اين اساس، اين تاريخ بايد دسامبر ۲۰۰۲، يعنی قبل از سفر البرادعی بوده باشد.    اين ادعا همچنين گمراه کننده است زيرا آقای سلطانيه سفير ايران با تمرکز بر يک خطای به ظاهر کوچک در زمينه گزارش دهی، اين واقعيت را در سايه قرار می دهد که ايران از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، در تاسيسات اعلام نشده شرکت کالای الکتريک، سانتريفوژها يا دستگاه گريز از مرکز ويژه غنی سازی اورانيوم را آزمايش کرده و مواد هسته ای را که در سال ۱۹۹۱ خريده بود، به اين دستگاه ها وارد کرده است.    او همچنين فراموش می کند که از وارد کردن اعلام نشده فلز طبيعی اورانيوم در سال ۱۹۹۴ و انتقال آن برای استفاده در آزمايش های غنی سازی ليزری و يک سياهه طولانی از ديگر مواد و فعاليت های اعلام نشده موجود در گزارش آژانس ياد کند.&#160; کوتاهی در اعلام هر کدام از اين مواد يا فعاليت ها، نقض تعهدات ايران بوده است.      آقای سلطانیه فراموش&#160;کرده است&#160;از وارد کردن اعلام نشده فلز طبيعی اورانيوم در سال ۱۹۹۴ و انتقال آن برای استفاده در آزمايش های غنی سازی ليزری و يک سياهه طولانی از ديگر مواد و فعاليت های اعلام نشده موجود در گزارش آژانس ياد کند  پی یر گلداشمیت معاون پیشین البرادعی        فرض کنيم که دست کم در ابتدا بخشی از رهبری ايران مصمم به دستيابی به سلاح هسته ای بوده است. آيا می توان گفت که مدارکی که می تواند دال بر هدف ايران برای توليد سلاح هسته ای باشد، در مجموع بيشتر به فعاليت های گذشته ايران مربوط می شود و نه کنونی؟ آيا فعاليت مشکوکی بعد از سال ۲۰۰۳ بوده که حاکی از تلاش ايران برای دستيابی به سلاح هسته ای باشد؟      &#160;از سال ۲۰۰۳ تا به حال، چندين مورد بوده که حاکی از اين احتمال است. در فوريه ۲۰۰۶، آژانس گزارش داد که:&#160;ايران از طريق دلالان، به اسنادی دست يافته که در آن فرايند قالب ريزی اورانيوم غنی شده در نيمکره های مربوط به ساخت اجزا سلاح هسته ای تشريح شده است.    از سال ۲۰۰۴، آژانس در انتظار دريافت اطلاعات بيشتر در مورد فعاليت های مرکز تحقيقات&#160; فيزيک در لويزان-شيان در رابطه با دريافت مواد و وسايلی که مصرف دوگانه دارند و می توانند برای غنی سازی اورانيوم به کار گرفته شوند، بوده است. مرکز لويزان برای ارايه خدمات حمايتی و مشاوره به وزارت دفاع تاسيس شده بود.    همانطور که آژانس در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد: &#171;مواد و تجهيزاتی که مصرف دوگانه دارد، هم در محدوده نظامی متعارف، هم در زمينه غير نظامی و هم در زمينه تسليحات هسته ای، به کار می رود.&#187;    در گزارش آژانس آمده است: &#171;آژانس در اين مقطع نمی تواند اعلام کند که هيچ گونه مواد يا فعاليت های اعلام نشده هسته ای در ايران وجود ندارد... زيرا اطلاعات در مورد برنامه سانتريفوژها ناکافی است، مدرکی&#160; وجود دارد که از ساخت اجزايی از سلاح هسته ای حکايت می کند، و در مورد نقش ارتش در برنامه هسته ای ايران از جمله در مورد اطلاعات مربوط به مطالعات تسليحاتی (که احتمالا شامل مواد راديو اکتيوی شده) و اخيرا در اختيار آژانس قرار گرفته است، توضيح روشنی وجود ندارد.&#187;    در آوريل سال ۲۰۰۶ نيز آژانس گزارش داد که در فوريه اين سال، موضوع مطالعات مربوط به آزمايش مواد شديدا منفجره و طرح يکی از اجزاء موشک را، که هر دو می تواند بعد نظامی هسته ای داشته باشد، مورد بررسی قرار داده است.&#160;      می توان اين استدلال را مطرح کرد که هيچ يک از اين شواهد به طور مشخص&#160; نشان نمی دهد که ايران هم اکنون در تلاش توليد سلاح هسته ای باشد، به طور مشخص چه بخشی از رفتار جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته ايش، از نظر شما سوال برانگيز است؟      &#160;شايد اين سوال را بايد به گونه ای ديگر مطرح کرد. اگر ايران از اين بابت نگرانی ندارد که آژانس به شواهد جديدی درباره فعاليت های اعلام نشده، به ويژه از سوی نهاد ارتش، دست يابد، پس چرا از همکاری همه جانبه با آژانس برای برای رسيدن به اين نتيجه که هيچ مواد و فعاليت های اعلام نشده هسته ای در ايران وجود ندارد، سرباز می زند؟      اگر ايران از اين بابت نگرانی ندارد که آژانس به شواهد جديدی درباره فعاليت های اعلام نشده، به ويژه از سوی نهاد ارتش، دست يابد، پس چرا از همکاری همه جانبه با آژانس برای برای رسيدن به اين نتيجه که هيچ مواد و فعاليت های اعلام نشده هسته ای در ايران وجود ندارد، سرباز می زند؟  پی یر گلداشمیت      اگر مشکل آنها واقعا مساله دست يابی به فن آوری هسته ای مدرن است، چرا حاضر نيستند پيشنهاد ژوئن سال ۲۰۰۶ کشورهای گروه ۱+۵، که امکان دستيابی ايران به فن آوری مدرن هسته ای را فراهم می آورد، بررسی کنند؟ &#160; خيلی خلاصه بايد گفت رفتار ايران، رفتار کشوری نيست که قصد دست يابی به برنامه هسته ای صلح آميز دارد و بيشتر رفتار کشوری است که تلاش می کند به توانايی توليد سلاح هسته ای دست يابد.&#160;  اين وضعيت قابل تاسف است و به طور کامل به سياست های ايران در مقابل آژانس بين المللی انرژی اتمی و جامعه جهانی بستگی دارد.      حسن روحانی سرپرست تيم هسته ای سابق که به روندی که از سوی تيم کنونی در پيش گرفته شده انتقاد دارد، چندی پیش&#160;گفت که گروه تحت سرپرستی وی همه تلاش خود را کرد که پرونده ايران را از شورای امنيت سازمان ملل متحد دور نگه دارد. آقای روحانی گفت عملکرد تيم کنونی، پرونده هسته ای کشور را به شورای امنيت سازمان ملل متحد هدايت کرد. از نظر شما عمده ترين تفاوت های ميان دو تيم هسته ای کنونی و قبلی چيست؟      &#160;تيم سابق موافقت کرد که (هر چند نه به طور کامل)، از طريق امضا پروتکل الحاقی پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای و نيز از طريق ارايه اطلاعات مربوط به هر گونه تاسيسات هسته ای جديد، با آژانس همکاری کند. اين تيم همچنين موافقت کرد که تبديل اورانيوم را در تاسيسات اصفهان به طور موقت تعليق کند.     برعکس، تيم کنونی هر چه بيشتر مانع راستی آزمايی های آژانس شد و حتی تعهدات پيشين را به طور يک جانبه لغو کرد. آنها درخواست شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی و شورای امنيت سازمان ملل متحد را ناديده می گيرند و از پاسخ مثبت به خواست شورای امنيت سازمان ملل متحد برای تعليق فعاليت های هسته ای مربوط به غنی سازی اورانيوم امتناع و اين امتناع را به يک شعار سياسی بدل کرده اند. شعار سياسی که تنها می تواند حل مساله را پيچيده تر کند و به تحريم های بيشتر شورای امنيت سازمان ملل متحد بينجامد. &#160; عملکرد تيم هسته ای سابق، از نقطه نظر خود ايرانی ها، برای جلوگيری از ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد و رو به رو شدن با هر تحريمی، چشمگير بود. به نظر می رسد تيم هسته ای سابق، به منافع اقتصادی واقعی مردم ايران بيشتر اهميت می داد و در برخوردهای خود واقع بين تر بود.               حسن روحانی سرپرست تیم هسته ای سابق می گوید همه تلاش تیم سابق بر دور نگه داشتن ایران از شورای امنیت متمرکز بود           &#160;يکی از استدلال هايی که بر اساس آن ايران پيشنهاد غرب را برای تهيه سوخت هسته ای از اروپا، که اتفاقا مورد حمايت آمريکا هم قرار دارد، رد می کند اين است که قدرت های غربی ممکن است روزی از سوخت هسته ای به عنوان يک ابزار سياسی استفاده کنند. سال گذشته در جريان بحران گاز ميان روسيه و اوکراين، علی لاريجانی گفت اين درست همان نگرانی است که ايران دارد، که سوخت به عنوان وسيله ای برای فشار بر کشور ديگری به کار گرفته شود.  اصولا ايران چه تضمينی دارد که اين اتفاق نيفتد؟&#160; آيا می توانيم نتيجه بگيريم که بانک سوخت هسته ای راه حلی برای ايران و کشورهايی است که در صدد دستيابی به انرژی هسته ای هستند؟ آيا اين ايده امروز نسبت به ۱۹۸۰ که ايده نسبتا جوانی بود، واقعی تر شده است؟      حق با شماست. يک بانک سوخت هسته ای که در اختيار آژانس بين المللی انرژی اتمی باشد، نظريه معتبری است که می تواند به سرعت عملی شود. اين بانک سوخت هسته ای تضمينی خواهد بود برای اينکه هيچ کشوری که عضو ان پی تی است و مقررات ايمنی را رعايت می کند، از دريافت سوخت هسته ای محروم نشود.      انتقادها به رويکرد دولت محمود احمدی نژاد به مساله هسته ای، در ماه های اخير بالا گرفته است. آيا به گمان شما اين مساله می تواند روند ملی جلوه دادن برنامه هسته ای ايران را کم رنگ تر کند؟      لازمه اين اتفاق، شجاعت و دولتمداری چشمگير هر کدام از رهبران کشور است که مسير هسته ای را تغيير دهند و به خاطر منافع مردم ايران و جهان، در جهت تنش زايی و حل اين مساله حرکت کنند.      از نظر شما اروپا و آمريکا در چه مرحله ای می توانستند برخورد متفاوتی با مساله هسته ای ايران داشته باشند؟      &#160;آمريکا می بايستی در اين قضيه درگير می شد و از تلاش های سال ۲۰۰۳ در مذاکره اروپا با ايران، حمايت می کرد. در آن زمان اين مساله دست يافتنی تر بود. البته انتقاد از زاويه کنونی هم خيلی سازنده نيست. بايد برای ساخت آينده بهتر، از اشتباهات گذشته درس گرفت.      با آنها که می گويند صحبت از تغيير رژيم غيرسازنده است، موافقيد؟      &#160;کاملا.      &#160;به عقيده شما، به عنوان يک کارشناس مستقل، ايران در اين مرحله بايد چه اقدامی انجام دهد؟      &#160;بايد با قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد همکاری کند و بدون تاخير به مذاکره با ۵+۱، بر اساس پيشنهاد ماه ژوئن ۲۰۰۶ آنها، که هنوز هم به قوه خود باقی است بازگردد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_IV_goldschmidt/402473.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_IV_goldschmidt/402473.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Jul 2007 00:33:15 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/3F1C79D8-E6E6-4066-ADE7-F0F7AE65CDC4_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;در برخورد با ایران، مصمم به ادامه دیپلماسی هستیم&#187;</title>
            <description>شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز دوشنبه يازدهم ژوئن، نشست خود را آغاز کرد. موضوع برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، يکی از مسايل مهم اين نشست است که تا پايان هفته جاری ادامه دارد.  &lt;p&gt;مصاحبه با گريگوری شولتی سفير آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی&lt;/p&gt; &#160;شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی، روز دوشنبه يازدهم ژوئن، نشست خود را آغاز کرد. موضوع برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، يکی از مسايل مهم اين نشست است که تا پايان هفته جاری ادامه دارد.     مصاحبه با گريگوری شولتی سفير آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی      آقای شولتی از موضوع برنامه هسته ای ايران که در اين نشست مطرح می شود بگوييد.      گزارش محمد البرادعی از دو روند نگران کننده خبر می دهد. اول اينکه رهبری ايران به شدت و با&#160; سرپيچی و به رغم سه قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد، فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را ادامه می دهد.     توانايی غنی سازی اورانيوم، الزاما بخشی از يک برنامه هسته ای صلح آميز نيست، اما برای توليد&#160; سلاح هسته ای ضروری است.      ايران بايد به عنوان اقدامی در راستای اعتماد سازی، غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد، زيرا اين فعاليت ها برای يک برنامه هسته ای صلح آميز ضروری نيست، اما برای توليد سلاح هسته ای لازم است  سفیر آمریکا در آژآنس      دومين موضوع نگران کننده اين است که ايران همکاری های خود را با آژانس بين المللی اتمی کاهش می دهد. اخيرا ايران تصميم گرفت ماده ای را که بر اساس آن آژانس بايد پيش از طرح يا ساخت هر گونه تاسيسات هسته ای، در جريان آن قرار گيرد، اجرا نکند.    ايران همچنين تصميم گرفت از دسترسی بازرسان آژانس به راکتور آب سنگين اراک، خودداری کند.    اين ها مسايل نگران کننده هستند و در تناقض با اظهارات مقام های ايرانی است که ادعا می کنند با آژانس همکاری کامل دارند.      علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی ايران و سرپرست تيم مذاکره کننده هسته ای، اخيرا پس از ملاقات با خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا گفت که ايران همه اطلاعات و اسناد لازم را در اختيار آژآنس قرار خواهد داد. از نظر شما اين مساله تا چه حد به حل تنش ها کمک خواهد کرد؟      بينيد هم شورای حکام و هم شورای امنيت سازمان ملل متحد برای ايران مشخص کرده اند که اقدام های لازمی که اين کشور بايد انجام دهد چيست. ايران بايد به تعهدات بين المللی خود عمل کند و اين به معنی همکاری با آژانس برای پاسخ به پرسش ها و رفع ابهام از فعاليت های هسته ای اين کشور است.    ايران بايد به عنوان اقدامی در راستای اعتماد سازی، غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد، زيرا اين فعاليت ها برای يک برنامه هسته ای صلح آميز ضروری نيست، اما برای توليد سلاح هسته ای لازم است.      پس با اين حساب هر سندی هم ايران در اين رابطه به آژانس ارايه کند، تا زمانی که غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در نياورده، به حساب نمی آيد؟      من دقت کرده ام که ايران هميشه پيش از جلسه شورای حکام، وعده همکاری کامل با آژانس می دهد. اما اين وعده ها تاکنون عملی نشده اند.      من دقت کرده ام که ايران هميشه پيش از جلسه شورای حکام، وعده همکاری کامل با آژانس می دهد. اما اين وعده ها تاکنون عملی نشده اند  گریگوری شولتی      همکاری ايران با آژانس، گام مهمی خواهد بود. گام بعدی هم تعليق فعاليت های هسته ای نگران کننده است.      محمد البرادعی مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی اخيرا اظهار داشت که فشارها اکنون نبايد بر توقف کامل فعاليت های غنی سازی اورانيوم ايران متمرکز باشد. به گفته آقای البرادعی، بايد به ايران اجازه داد بخش محدودی از اين فعاليت ها را داشته باشد. آمريکا و کشورهای اروپايی در اين رابطه از آقای البرادعی انتقاد کرده اند.&#160; موضوع اين انتقاد چه بود؟      ما با محمد البرادعی همکاری نزديکی داريم و او مورد احترام فراوان ماست و به توصيه های او احترام می گذاريم. اما شورای امنيت سازمان ملل متحد سه بار از ايران خواسته است که غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد.          سفیر آمریکا در آژانس می گوید: &#171;ما با محمد البرادعی همکاری نزديکی داريم و او مورد احترام فراوان ماست و به توصيه های او احترام می گذاريم&#187;       &#160;از نظر ما اين مساله کاملا ضروری و مهم است. هم در نشست وزرای امور خارجه و هم در نشست رهبران کشورهای صنعتی گروه ۸، اعلام شد که ايران بايد غنی سازی را تعليق کند و ايران بايد به خواست های شورای امنيت سازمان ملل متحد، عمل کند.      آيا از ملاقات احتمالی خاوير سولانا و علی لاريجانی و ملاقات معاونان آنها انتظار نتيجه خاصی می رود؟      ما هميشه اميدواريم که به نتيجه مثبتی برسيم. هر چه باشد تلاش ما اين است که ايران را به مذاکره بازگردانيم. ما آماده ايم، اگر ايران به تعهدات بين المللی خود عمل کند، با اين کشور درباره بسته مشوق عمده ای، به مذاکره بنشينيم.    بنابراين اميدواريم مذاکرات به نتيجه برسد. ما هم مايليم که تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران لغو شود، اما لازمه اين کار تعليق فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم است.    از اين جهت، مايل نيستم درباره نتيجه اين ملاقات پيش بينی کنم. اميدواريم که اين ملاقات نتيجه بدهد، اما در اين لحظه ايران با سرکشی، به فعاليت غنی سازی اورانيوم ادامه می دهد و انتظار می رود شورای امنيت به اقدام های جديد دست بزند.      هيچکس تمايلی به رويارويی ندارد. ما به دنبال همکاری هستيم، به دنبال مذاکرات جدی هستيم، اما رهبری ايران بايد از طريق عملکرد خود نشان دهندد که آنها هم مايل به مذاکره جدی هستند  گریگوری شولتی        شما در گذشته هم گفته ايد که هر چه زمان بيشتر بگذرد، يافتن يک راه حل برای مناقشه هسته ای دشوارتر می شود. از نظر شما در چه شرايطی ممکن است به اين نتيجه برسيد که ديپلماسی شکست خورده است؟      ما مصمم به ادامه ديپلماسی مصمم هستيم. با وجود آنکه ايران به شدت برای دست يابی به توانايی توليد سلاح هسته ای فعاليت می کند، ما گمان نمی کنيم تا اوايل دهه ميلادی آينده، اين اتفاق بيفتد. همين مساله به ما وقت کافی برای ديپلماسی می دهد.    اميدواريم بتوانيم رهبری ايران را متقاعد کنيم که بهترين راه حل موجود، همکاری با آژانس، مذاکره با گروه ۱+۵ و تعليق غنی سازی اورانيوم است.      اما در اين زمينه که گاه از احتمال حمله نظامی به ايران می شنويم، چه می گوييد؟ سناتور جوزف ليبرمن، همين ديروز (يکشنبه ۱۰ ژوئن) از &#171;ضرورت&#187; آمادگی آمريکا برای حمله نظامی به ايران سخن گفت. آيا صحبت از اقدام نظامی عليه ايران آن هم در زمانی که همه به دنبال يک راه حل صلح آميز برای پايان دادن به بحران هسته ای ايران هستند، از نظر شما منطقی است؟      ببينيد هدف، دستيابی به يک راه حل ديپلماتيک است، هيچ جای بحثی در اين زمينه وجود ندارد. ما با روسيه، چين، کشورهای اروپايی، با حمايت کشورهايی مانند هند، مصر، برزيل و آژژانتين، برای يافتن يک راه حل ديپلماتيک همکاری می کنيم.    هيچکس تمايلی به رويارويی ندارد. ما به دنبال همکاری هستيم، به دنبال مذاکرات جدی هستيم، اما رهبری ايران بايد از طريق عملکرد خود نشان دهند که آنها هم مايل به مذاکره جدی هستند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_interview_schulte/397216.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_interview_schulte/397216.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 11 Jun 2007 20:04:43 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B22BE0C3-0154-4F67-A1E0-D4EB45049F60_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>تعلیق دوگانه، تنها راه برون رفت از بحران هسته ای ایران</title>
            <description>مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی در گزارش خود از گسترش غنی سازی اورانيوم در ايران، به رغم خواست قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد برای تعليق همه فعاليت های هسته ای مربوط به غنی سازی اورانيوم اين کشور سخن، گفته است. مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی در گزارش خود از گسترش غنی سازی اورانيوم در ايران، به رغم خواست قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد برای تعليق همه فعاليت های هسته ای مربوط به غنی سازی اورانيوم اين کشور سخن، گفته است.    مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی در اين گزارش همچنين از کاهش امکان بررسی جوانب ناشناخته برنامه هسته ای ايران نام برده است.    ايران گزارش محمد البرادعی را که پس از پايان مهلت ۶۰ روزه شورای امنيت سازمان ملل متحد به ايران برای تعليق همه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم انتشار يافت، مثبت ارزيابی کرده است.      شورای امنيت، از &#171;تعليق دوگانه&#187; سخن به ميان آورده است. اين بدين معنی است که اگر ايران فعاليت های مورد نگرانی را تعليق کند، آنگاه شورای امنيت هم تحريم های موجود علیه ایران را لغو می کند  گریگوری شولتی      علی اصغر سلطانيه سفير جمهوری اسلامی در آژانس بين المللی انرژی اتمی روز پنج شنبه، گزارش آقای البرادعی را &#171;فاقد اطلاعات تازه&#187; خواند و گفت که اين گزارش &#171;نشان می دهد ايران به سمت فعاليت نطامی&#187; منحرف نشده است.    مصاحبه  راديو فردا  با سفير آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی:      علی اصغر سلطانيه سفير جمهوری اسلامی در آژانس بين المللی انرژی گفته است&#160;گزارش آقای البرادعی نشان می دهد که قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل متحد، &#171;غير منطقی&#187; بوده اند. نظر شما در اين باره چيست؟      &#160;احتمالا آقای سلطانيه، گزارش متفاوتی از آنچه همه ما در وين خوانده ايم، مشاهده کرده است. گزارشی که او خوانده، حتما از آنچه در شورای امنيت خوانده&#160;خواهد شد&#160;نيز متفاوت خواهد بود.    گزارش آقای البرادعی کاملا واضح بود و در آن آمده که به علت عدم همکاری کامل ايران با آژانس، آقای البرادعی نمی تواند با اطمينان از &#171;ماهيت صلح آميز برنامه هسته ای ايران&#187; سخن بگويد.    يکی از مسايلی که آقای البرادعی به ما گفته اين است که درک برنامه هسته ای ايران، بيش از پيش مشکل تر می شود، زيرا ايران از ارايه اطلاعات لازم خودداری می کند.    گزارش همچنين حاکی است که ايران از بازرسی از تاسيسات هسته ای آب سبک اراک جلوگيری می کند و به نصب و راه اندازی سانتريفوژها ادامه می دهد. اين نقض سه قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد است. بر خلاف اطمينانی که آقای سلطانيه به مردم ايران می دهد که همه چيز خوب است، رهبری ايران، مردم را بيش از پيش به انزوا می برد.      خبرگزاری ها روز چهارشنبه ۲۳ مه، از اعتراض برخی از کشورها از جمله ايالات متحده آمريکا و کشورهای اروپايی به اظهارات اخير آقای البرادعی خبر دادند.        آقای االبرادعی روز پنج شنبه، برداشت ها از اظهارات خود در اين زمينه که ايران به &#171;دانش غنی سازی دست يافته&#187; و برای متوقف کردن ايران دير شده را &#171;سوءتفاهم&#187; خواند و گفت منظور او تنها تاکيد بر اين نکته بوده که جلوگيری از رسيدن ايران به مرحله غنی سازی اورانيوم در &#171;مقياس انبوه&#187; تا چه اندازه مهم است.        آيا ديدار روز چهارشنبه شما با آقای البرادعی در همين زمينه بود؟      آنچه امروز آقای البرادعی در لوکزامبورگ گفت اين است که ايران بايد به خواست های جامعه جهانی، يعنی تعليق همه فعاليت های هسته ای مربوط به غنی سازی اورانيوم، عمل کند.    اين درخواست سه قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد نيز هست. شورای امنيت، با توانايی محدود غنی سازی ايران موافقت نخواهد کرد. شورای امنيت به روشنی گفته است که فعاليت هايی از جمله غنی سازی اورانيوم، برای يک برنامه غير نظامی هسته ای ضروری نيست و تنها برای توليد سلاح هسته ای به کار می رود.    با تعليق اين فعاليت ها، اعتماد لازم جامعه جهانی به ايران، برقرار می شود و راه را برای مذاکره درباره بسته مشوق های پيشنهادی غرب به ايران، هموار می سازد.      &#160;در چه شرايطی ممکن است بخشی از فن آوری غنی سازی اورانيوم توسط ايران پذيرفته شود؟   &#160; شورای امنيت سازمان ملل متحد گفته است که ايران بايد همه فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم خود را به حال تعليق در آورد.    پس از تعليق اين فعاليت ها است که می توان درباره گام های بعدی و اطمينان يافتن از اينکه فعاليت های هسته ای ايران صلح آميز است، مذاکره کرد.    شورای امنيت، از &#171;تعليق دوگانه&#187; سخن به ميان آورده است. اين بدين معنی است که اگر ايران فعاليت های مورد نگرانی را تعليق کند، آنگاه شورای امنيت هم تحريم های موجود علیه ایران را لغو می کند. اما گزارش آقای البرادعی حاکی است که ايران غنی سازی را تعليق نکرده و بنا بر اين شورای امنيت قطعنامه سوم را عليه ايران اعمال خواهد کرد.      قضاوت ما اين است که زودترين زمانی که ايران می تواند به سلاح هسته ای دست يابد، در دهه آينده است. اين نکته، برای ديپلماسی، به اندازه کافی زمان باقی می گذارد  سفیر آمریکا در آژآنس      با اين حال پيشنهاد هنوز به قوت خود باقی است.&#160; آقای سولانا هنوز از سوی اتحاديه اروپا، روسيه، چين و آمريکا اختيار دارد که برای از سر گيری مذاکرات تلاش کند. ما اميدواريم که رهبری ايران شيوه محاسبه خود را تغيير دهد، به منافع مردم ايران بينديشد، فعاليت های هسته ای را تعليق کند و با آژانس همکاری کند.      محمد البرادعی روز پنج شنبه با استناد به اطلاعات موجود از جمله از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا سی آی اِی، گفت که ايران، اگر قصد توليد سلاح هسته ای داشته باشد، بين ۳-۸ سال برای توليد سلاح هسته ای زمان لازم دارد. ارزيابی شما چيست؟      قضاوت ما اين است که زودترين زمانی که ايران می تواند به سلاح هسته ای دست يابد، در دهه آينده است. اين نکته، برای ديپلماسی، به اندازه کافی زمان باقی می گذارد.    بله برای ديپلماسی وقت هست. ما هم مايل به يافتن يک راه حل ديپلماتيک هستيم، اما اين به رهبری تهران بستگی دارد.    آنها بايد به اين نتيجه برسند که کشور بزرگ ايران با تاريخی غنی و نقش مهمی در خاورميانه، با دنبال نکردن سلاح هسته ای، در وضع مناسب تری قرار خواهد داشت.    سلاح هسته ای، امنيت ايران را بهتر نخواهد کرد. سلاح هسته ای تنها به مسابقه تسليحاتی در خاورميانه دامن خواهد زد. اين کار به ضرر همه، از جمله مردم ايران است و ما اميدوار هستيم که به خاطر جامعه جهانی و به خاطر مردم ايران، رهبری ايران، تصميم درست را اتخاذ کند.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_schulte_interview/394418.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_schulte_interview/394418.html</guid>            
            <pubDate>Thu, 24 May 2007 23:08:21 +3500</pubDate>
            <category>سياسی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B22BE0C3-0154-4F67-A1E0-D4EB45049F60_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>در بزرگداشت آلبرت اينشتین، نابغه بزرگ قرن بیستم</title>
            <description>هجدهم آوريل، پنجاه و دومين سالگرد درگذشت آلبرت اينشتين نابغه بزرگ قرن بيستم است.&#160; اينشتين خالق تئوری نسبيت، به جز علم، در زمينه های ديگر هم سرآمد بود. هجدهم آوريل، پنجاه و دومين سالگرد درگذشت آلبرت آينشتاين نابغه بزرگ قرن بيستم است.&#160;اينشتين خالق تئوری نسبيت، به جز علم، در زمينه های ديگر هم سرآمد بود.    نام آلبرت اينشتين، فيزيکدان نابغه قرن بيستم که ۵۰ سال پيش درگذشت، برای افراد بسياری، همواره با پيچيده ترين تئوری های فيزيک يا با بمب اتمی تداعی می کند، اما کارآيی وجه های شخصيت او، به پای توانايی های علمی اش می رسد.    جوانا فانتوا شريک زندگی اينشتين در يادداشت های خود که هم اکنون در اختيار کتابخانه پرينستون قرار دارد می نويسد وجه انسانی اينشتين، از وجه علمی او فراتر می رود.       تئوری نسبیت مفهومی بیگانه برای عامه مردم      اینشتين شايد بيش از هر ستاره ای در قرن بيستم درخشيده باشد، حتی اگر درک کشف ها و نظريه های او، برای يک ذهن متوسط بسيار دشوار باشد.&#160;خود او هم از اين دشواری برای عموم آگاه بود.     او می گويد: &#171;يکی از نتيجه های تئوری نسبيت اين بود که نشان داد ماده و انرژی، دو نمود متفاوت از يک پديده واحد هستند، مفهومی که برای اذهان عموم، کمابيش بيگانه بود.&#187;    آلبرت اينشتين در سال ۱۹۰۵ هنگامی که کارمند پست بود، نظريه نسبيت خود را نوشت.&#160;در صد سالگی اين تئوری، سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۵ را سال فيزيک اعلام کرد.&#160;                 اینشتاین مخالف&#160;سرسخت بمب اتمی      نام آلبرت اينشتين با بمب اتمی که او برای جلوگيری از دستيابی آلمان نازی به آن، خواستار ساخته شدنش شده بود، گره خورده است؛ اما اينشتين جزو برجسته ترين مخالفان آن شد.&#160;     در واقع بمب اتمی را اينشتين نساخت، اين بمب بر پايه نظريه علمی او ساخته شد.    &#160; کريستوفر لنر&#160; Christophe Lehner دانشمند موسسه ماکس پلانک برلين می گويد: &#171;بمب اتمی فقط يکی از چيزهايی بود که ريشه در ايده های اينشتين داشت، منظورم اين است که بمب اتمی، همان قدر به فرمول E=MC۲ مرتبط است که به فرضيه خورشيد و يا تئوری بمب های شيميايی.&#160; اما به نوعی در واقع نمايش اين واقعيت است که می توان ماده را به انرژی تبديل کرد و اينکه ماده و انرژی در واقع يک پديده هستند.&#187;    ماريا فانتوا شريک زندگی اينشتين در خاطرات خود، بر مخالفت شديد اينشتين با مسابقه تسليحاتی تاکيد می کند. اينشتين تا هنگام مرگ از اين مخالفت دست نکشيد.    اينشتين در يکی از سخنرانی های خود گفت: &#171;... امروز فيزيکدان هايی که شاهد به وجود آمدن خطرناک ترين و مهيب ترين سلاح ها هستند، نمی توانند از هشدار دادن های مکرر خودداری کنند.&#160;ما نمی توانيم و نبايد در تلاش برای آگاه کردن همه ملت های جهان بويژه دولت های آنها، از فاجعه غير قابل بيانی که می تواند به وقوع بپيوندد، مسامحه کنيم.&#160;اين فاجعه به وقوع خواهد پيوست مگر آنکه نگرش و برخورد خود را به يکديگر و به آينده تغيير دهيم.&#160;ما به ساخته شدن اين سلاح جديد کمک کرديم تا مانع آن شويم که دشمن بشريت پيش از ما به آن دست يابد. با توجه به ديدگاه و نگرش نازی ها، دستيابی آنها به اين سلاح، به معنای نابودی ورای تصور و به بردگی درآوردن بقيه جهان می بود...&#187;    مخالفت اينشتين با مسابقه تسليحاتی و به ويژه برنامه بمب هيدروژنی به اين علت بود که می دانست ابعاد فاجعه می تواند فراتر از هيروشيما و ناگازاکی رود.&#160;     دکتر ابوالقاسم غفاری که در سال ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ در دانشگاه پرينستون در گروه آلبرت اينشتاين تحقيق علمی کرده است، به  راديو فردا  می گويد: &#171;رابرت اپنهايمر و آلبرت اينشتين خيلی ناراحت بودند از بمب هيدروژنی که در آن زمان صحبتش بود که آمريکا در تلاش توليد آن است.&#160;هم اوپنهايمر مخالف بود که متاسفانه برکنار شد و هم اينشتين. هر دو مخالف بودند.&#160; آنها از&#160; انفجار بمب در هيروشيما بشدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژنی ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمی ست.&#160;البته با من در مورد آن صحبت نمی کردند، اما با هم که صحبت می کردند، معلوم بود بسيار ناراحت هستند.&#187;      &#171;از خرد، خدا نسازیم&#187;                &#160;اينشتين در يکی از سخنرانی های خود گفت: &#171;...عصر ما به پيشرفت هايی که در زمينه تکامل روشنفکری انسان به عمل آمده، مباهات می کند.&#160;جست و جو و تکاپو برای حقيقت و دانش، يکی از بزرگ ترين هنرهای انسانی است. اما گاه از سوی آنها که کمترين مايه را دارند، بيشترين نخوت ها&#160; بروز می کند.&#160; بايد بهوش باشيم و از خِرد، خدا نسازيم.&#160;به طور قطع خِرد قدرت بسيار دارد، اما از شخصيت تهی است.&#160;از اين رو خرد تنها بايد خدمت کند، نه رهبری.&#160;خرد، چشم تيزبينی برای به کارگيری&#160; ِ شيوه و وسيله دارد، اما در مقابل ارزش ها و هدف ها نابينا است.&#160;از اين رو جای تعجبی ندارد که اين نابينايی مرگ آور از پير به جوان می رسد و نسلی را درگير ِ خود می کند...&#187;      اینشتاین هدیه بزرگ به بشریت      جوانا فانتوا شريک زندگی اينشتين در خاطرات خود از دل مشغولی های اينشتين در سال های پايانی عمرش می نويسد، از جمله قايقرانی ورزش محبوب او و جوک گفتن برای طوطی اش!&#160;اينشتين را هديه بزرگی به بشريت می خوانند.    آلبرت اينشتين در هجدهم آوريل سال ۱۹۵۵، در پرينستون در ايالت نيوجرسی، ديده از جهان فروبست.      خاطرات همکار ايرانی      پروفسور ابوالقاسم غفاری که اکنون۱۰۰ ساله است&#160;و با اينشتين کار علمی مشترک کرده است، درباره آشنايی خود با آلبرت&#160;اينشتين می گويد:&#171;البته وقتی من اينشتين را شناختم، سنش بالا بود. من در سال ۱۹۵۱-۵۲ در پرينستون افتخار شاگردی اينشتين را پيدا کردم. البته از سال ۱۹۳۶ مکاتباتی با او داشتم، چون تز پاريس من به براونيان موشن Brownian Motion مربوط بود.&#187;&#160;     وی به  راديو فردا  می گويد:&#171;در سال ۱۹۰۵ اينشتين يک مطلبی در مورد براونيان موشن نوشته بود. اولين جلسه ملاقات من با اينشتين يک سه شنبه سپتامبر ۱۹۵۲ در پرينستون صورت گرفت.&#160; اينشتين&#160; روزها در حدود ساعت ۱۰ به سر کار می آمد و در حدود يک بعد از ظهر هم می رفت.&#160;ملاقات من با ايشان معمولا روزهای سه شنبه بعد از ساعت ۱۰ بود.&#160; گفت و گوهای ما تنها مربوط می شد به&#160; Unified Field Theory .&#160; البته کار اينشتين بيشتر Relativity بود&#160;نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب به هر حال به همديگر مربوط می شوند.&#187;    دکتر&#160;غفاری می گويد پس از اتمام تحصيلات به ايران بازگشت:&#171; بعد من به ايران برگشتم، اما با يکی از همکارانم آبراهام پايس Abraham Pais&#160; که بعدا در نيويورک، در دانشگاه راکفلر استاد فيزيک شد، قرار گذاشتم که اگر موضوع مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. در ماه آوريل ۱۹۵۵، يک روز تلفن کرد که اينشتين در بيمارستان درگذشت.&#160;من فردای آن روز جريان اين تلفن را برای دکتر اقبال تعريف کردم.&#160;در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه ای برای يادبود اينشتين ترتيب دادند. مرحوم دکتر اقبال رييس دانشگاه، رياست اين جلسه را داشت.&#160;از ديگر سخنرانان، دکتر هشترودی و دکتر حسابی بودند و بنده هم چند کلمه صحبت کردم.&#187;    دکتر غفاری می گويد وجوه&#160;شخصيتی اينشتين از علم فراتر می رود:&#171; البته من خودم در زمينه های غيرعلمی با اينشتين صحبتی نداشتم، اما بسياری از فلاسفه اروپايی با او ديدار و گفت و گو می کردند.&#160;&#160; صحبت ما فقط بر سر کارهای علمی بود که در روزهای سه شنبه که يکديگر را می ديديم مطرح می شد...خيلی علاقه مند بود به ايران. اولا از من می پرسيد ايران و پرشيا چه فرقی با هم دارند و چطور پرشيا به ايران تغيير پيدا کرده، البته من آن موقع درست فرق اينها را نمی دانستم. چيزهايی گفتم ولی خاطر جمع نيستم که صحيح بوده باشد!&#160;خيلی علاقه مند به تاريخ ايران بود.&#187;    وی در پاسخ به اين سوال که آيا هرگز از او برای سفر به ايران دعوت کرد، می گويد در آن زمان، اينشتين بسيار سالخورده بود و انجام چنين کاری آسان نبود.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_einstein_anniversary/388459.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_einstein_anniversary/388459.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Apr 2007 22:31:44 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6766C89F-4920-42E3-A47D-37B3D0409F03_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;پژوهشگر آینده نگر&#187;، یک دانشمند ایرانی در آمریکا</title>
            <description>در شماره اخير نشريه &#171;اِن آی اِچ کاتاليست&#187; NIH CATALYST&#160; که تحقيقات و پژوهش های موسسه ملی بهداشت آمريکا، يکی از بزرگترين موسسات علمی جهان را منعکس می کند، دکتر امير حسين گنج بخش به عنوان &#171;پژوهش گر آينده نگر&#187; برگزيده شده است. در شماره اخير نشريه &#171;اِن آی اِچ کاتاليست&#187; NIH CATALYST&#160; که تحقيقات و پژوهش های موسسه ملی بهداشت آمريکا، يکی از بزرگترين موسسات علمی جهان را منعکس می کند، دکتر امير حسين گنج بخش به عنوان &#171;پژوهش گر آينده نگر&#187; برگزيده شده است.    دکتر امير حسين گنج بخش، رييس يکی از بخش های بيوفيزيک در موسسه ملی بهداشت آمريکا، اِن آی اِچ NIH&#160; است.      &#160;آقای گنج بخش خيلی ساده پژوهش علمی خودتان را توضيح دهيد.      تحقيقات من اساسا استفاده از نور و ليزر برای تشخيص و درمان بيماری ها به ويژه بيماری سرطان است. وقتی نور به نسوج فرستاده می شود، بسته به نوع نسوج، ميزان نوری که از آن برمی گردد و همچنين طول موج و اندازه آن، متفاوت است.    کاری که بخش من می کند اين است که اين تغيير را اندازه می گيرد و سپس بر اساس بدخيم يا خوش خيم بودن تومور، حالت های مشخص تومور از جمله اسيدی بودن آن، ميزان خونی که در آن جريان دارد، ميزان اکسيژن موجود در آن، و غيره، تغييرات را بررسی می کند. اين پارامترها برای تشخيص دقيق بيماری ها و از همه مهمتر&#160; تشخيص نوع درمان لازم است.&#160;&#160;       آن بخشی از رشته شما که آن را &#171;آينده&#160; نگری&#187; ناميده ايد، کدام است؟      آن بخشی است که ما در آن از ذرات نانو استفاده می کنيم. نانو ذراتی است که اندازه آن ده به توان منهای نه متر است. برای اينکه بتوانيد کوچکی اين ذرات را تصور بکنيد، در نظر بگيريد که اگر صد هزار ذره نانو را در کنار هم بچينيد، تقريبا به ضخامت موی انسان می شود.&#160; اين ذراتی که ما استفاده می کنيم، خاصيت فلورسنت دارند.          برشی از یک سلول پایه جنینی   در نظر بگيريد که بيمار مايعی را که حاوی اين ذرات است بنوشد و اين ذرات بر اساس پادزهرهای موجود در آن، به طور مشخص به نسوج تومور برود. با دستگاهی که ما درست کرده ايم و با رياضياتی که در اين زمينه فراهم شده، می توان تشخيص داد که اين تومورها در کجا قرار گرفته اند و اندازه آن ها چقدر است ويژگی های آن ها به چه ترتيب است.    اگر فيلم &#171; پيشتازان فضا &#187;را به خاطر داشته باشيد، دستگاهی روی بدن انسان قرار می گرفت و از طريق آن می توانستند يک رشته پارامترهای متابوليسم يا بيماری ها را تشخيص دهند. اميدواريم قرن بيست و يکم، چنين قرنی باشد برای ما.      پس&#160;به همين دليل هم هست که گفته شده اگر اين تکنيک که فعلا در مورد حيوانات آزمايشگاهی موفق بوده، به انسان تعميم داده شود، می تواند انقلابی در زمينه تشخيص درمان ايجاد کند. اين رشته به نظر می رسد که بيشتر رو به آينده داشته باشد.      بله اساسا تحقيقاتی که ما می کنيم و اين هزينه ای که در اختيار ما می گذراند، برای ده سال آينده يا بيست سال آينده يا حتی سی سال آينده است. يعنی، پايه های يک آينده نگری را در زمينه تشخيص و درمان بنا می کنيم.&#160; ممکن هم هست موفق نشود، اما به هر حال دورنمای بهتری را برای مسايل پزشکی ترسيم کرده است. به اين جهت است که گفته می شود شايد قرن بيست و يکم، قرن استفاده از تکنولوژی ليزر باشد.      NIH&#160; يکی از بزرگترين مراکز تحقيقات علمی جهان است با ده ها هزار کارمند و پژوهشگر، بودجه ان آی اچ، به طور مشخص از کجا فراهم می شود؟      در آمريکا چند سازمان وجود دارد که به طور مستقيم بودجه خود را از کنگره آمريکا دريافت می کنند. يکی از اين سازمان ها NIH است. NIH از ۲۷ زير مجموعه يا موسسه ديگر از جمله موسسه سرطان، کليه و خون تشکيل شده و اين بودجه ميان اين ۲۷ مرکز و موسسه تقسيم می شود.    ده درصد بودجه تحقيقات مختص NIH است و نود درصد هم گرانت هايی است که NIH به مراکز تحقيق دانشگاهی مثلا هاروارد، استنفورد يا هر مرکزی که تحقيق خود را ارايه دهند، عرضه می کند.      از وسعت اين موسسه بگوييد. پژوهشگران تقريبا همه کشورهای جهان در اين موسسه علمی کار می کنند.      نزديک به ۲۵۰ آزمايشگاه در موسسه ملی بهداشت آمريکا وجود دارد. در اين ۲۵۰ آزمايشگاه، از رشته های مختلف، پزشک، بيولوژيست، تکنسين، بيوفيزيکدان و غيره کار می کنند. بودجه NIH، نزديک به ۲۹ ميليارد دلار است که بودجه عظيمی محسوب می شود.&#160;     در مرکز اصلی NIH در نزديکی واشينگتن، ۵ هزار پزشک و پژوهشگر اشتغال دارند. اين رقم، تنها رقم پزشکان و پژوهشگران است و خوب تصور کنيد که ده ها هزار نفر هم در زمينه های مختلف ديگر در اين موسسه علمی کار می کنند.           نزديک به ۲۵۰ آزمايشگاه در موسسه ملی بهداشت آمريکا وجود دارد. در اين ۲۵۰ آزمايشگاه، از رشته های مختلف، پزشک، بيولوژيست، تکنسين، بيوفيزيکدان و غيره کار می کنند        نکته جالب ديگر اين است که NIH واقعا از يک نظر، مفهوم &#171;هفتاد و دو ملت&#187; را تداعی می کند. يعنی تعداد پژوهشگرانی که از کشورهای مختلف جهان در اين مجموعه گرد آمده اند، کاملا چشمگير است.    يکی از نکات قابل تاسف از نظر من هميشه اين بوده که به علت رابطه پر تنش ايران و آمريکا، ايران که در يک مقطع زمانی بيشترين دانشجوی خارجی را در آمريکا داشته، اکنون نمی تواند از اين فرصت استفاده کند.      منظور شما پژوهشگرانی ايرانی است که به طور مستقيم از ايران بيايند و گرنه پژوهشگران ايرانی بسياری در NIH و مراکز تحقيقی جهان به کار مشغول هستند.      بله هستند و بسيار هم هستند. صحبت سر اين است که يک برنامه سازمان يافته ارتباط ميان آمريکا و ايران لازم است که دانشجويان بتوانند از ايران به آمريکا بيايند. اين اصلا به اين معنا نيست که دانشجويان الزاما در اينجا ماندگار می شوند، بسياری از اينها برمی گردند و از نيروی انسانی که در ايران از نظر هوش و استعداد کم نظير است، بهترين استفاده به عمل می آيد.      به نکته حساس رابطه ايران و آمريکا اشاره کرديد. شما به جز کارهای علمی که خوب در آن ممتاز هستيد، يک فعال سياسی هم هستيد. اين سوال را از سر کنجکاوی مطرح می کنم، وقت کار سياسی را از کجا می آوريد؟!      والله حقيقت اين است که از اين جا رانده و از آنجا مانده ايم! سياست در کشورهای استبداد زده ای نظير ايران، به سراغ آدم می آيد، نه اينکه آدم به سراغ آن می رود.    به هر حال يکی از کارهايی که ما در خارج از کشور داريم، اين است که نشان دهيم چه روش هايی در کشورهای ديگر به کار گرفته شده و موفق بوده تا بتوانيم اين روش ها را چه در زمينه علمی و چه در زمينه سياسی، به کشورمان ببريم.    من يک جمهوری خواه هستم و فکر می کنم جمهوری خواهی (نه به مفهوم حزبی آن) که در آمريکا، فرانسه و يا در کشورهای ديگر وجود دارد، مهمترين شکلی است که می تواند يک جامعه را به سمت پيشرفت ببرد.&#160;     به همين دليل هم فعاليت سياسی می کنم. از طرف ديگر به هر حال به علت&#160; سانسوری که در ايران است، حرف هايی را&#160; ممکن است نتوان بدون هزينه زد، اما همان حرف ها را به اين دليل که در يک کشور آزاد زندگی می کنيم، می توانيم در اينجا به راحتی بزنيم.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_interview_with_a_didtinguished_scientist/384057.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_interview_with_a_didtinguished_scientist/384057.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 21 Mar 2007 21:47:14 +3500</pubDate>
            <category>روزنه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2F76DAAF-62E2-4395-A0B3-152C9800D483_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title> علم و دانشمندان ايرانی در سالی که گذشت</title>
            <description>سال ۱۳۸۵ را می توان در مقايسه با سال های گذشته، سال موفق تری برای دانشمندان ايرانی به شمار آورد. به طور عمده، فعاليت دانشمندان ايرانی، پيش از هر چيز، در عرصه علوم پزشکی و زيست شناسی برجسته بوده است. سال  ۱۳۸۵  را می توان در مقايسه با سال های گذشته، سال موفق تری برای دانشمندان ايرانی به شمار آورد. به طور عمده، فعاليت دانشمندان ايرانی، پيش از هر چيز، در عرصه علوم پزشکی و زيست شناسی برجسته بوده است.     يکی از بهترين شاخص های پيشرفت علمی، تعداد مقاله های علمی است که در مجله های بين المللی به چاپ می رسد. در اين زمينه به بانک اطلاعاتی کتابخانه ملی پزشکی در آمريکا نگاهی انداخته ايم.     بر اساس آمار اين بانک، دانشمندان ايرانی شاغل در داخل کشور، در سال گذشته ۲۰۸۳ مقاله علمی در مجله های بين المللی پزشکی منتشر کرده اند. در حالی که در سال ۱۳۸۴، تعداد اين مقاله ها ۱۶۸۵ بود و در سال ۱۳۸۰، فقط ۴۵۲ مقاله از دانشمندان داخل ايران در اين بانک اطلاعاتی به ثبت رسيده است.     بر اساس مقاله مجله علمی نیچر، در سال ۲۰۰۵، در مجموع ۴۰۰۰ مقاله علمی، پزشکی و غير پزشکی، از ايران انتشار يافته و ايران بدين ترتيب پس از اسراييل، مقام دوم را در زمينه فعاليت های علمی در خاورميانه دارد    بدين ترتيب فعاليت انتشارات علمی دانشمندان، طی سال گذشته، جهش بزرگی داشته است.    وضعيت توسعه علمی در ايران، موضوع چندين مقاله در مجله های معتبر علمی در سال گذشته بود.  مجله علمی  نيچر ، يکی از معتبرترين اين مجله ها، در ۱۷ اوت ۲۰۰۶، مقاله ای در اين مورد&#160; به چاپ رساند که مورد توجه گسترده ای قرار گرفت.    در اين مقاله ضمن اشاره به افول علم در ايران به دنبال انقلاب ۱۳۵۷، بر رشد مجدد علوم در دهه ۱۹۹۰ ميلادی تاکيد شده است.    &#160;بر اساس اين مقاله، در سال ۲۰۰۵، در مجموع ۴۰۰۰ مقاله علمی (پزشکی و غير پزشکی) از ايران انتشار يافته و ايران بدين ترتيب بعد از اسراييل، مقام دوم را در زمينه فعاليت های علمی در خاورميانه دارد. اين در حالی است که مجموع مقاله های علمی ايران تا سال قبل از آن، يعنی سال ۱۹۹۵، تنها ۵۰۰ مقاله بوده است.    نويسنده مجله  نيچر  بر اين عقيده است که جهان بايد از اين توسعه سريع علمی در ايران استقبال کند.     نکته جالب توجه ديگری که مقاله  نيچر  به آن اشاره می کند، استقلال نسبی علوم از دين در کشورهای اسلامی است. به عنوان مثال، بر اساس اين مقاله، در ايران اساسا بحث مذهبی در مورد نظريه تکامل داروين و يا سلول های پايه جنينی وجود ندارد.    با اين همه، اين مقاله به شرايط دشوار دانشمندان ايرانی از جمله کمبود منابع برای اغلب دانشمندان و پايين بوده سطح حقوق آن ها نيز اشاره می کند.      دانشمندان ایرانی خارج از کشور      اما سال گذشته سال موفقيت های بزرگی هم برای برخی از دانشمندان ايرانی مقيم خارج کشور نیز بود. از جمله می توان به کشف مهم يک جوان ايرانی به نام دکتر  آريا مانی  اشاره کرد که نتيجه آن چند هفته پيش در مجله نيچر به چاپ رسيد و توجه وسيعی را در محافل علمی برانگيخت.      از ديگر نمونه های موفقيت دانشمندان ايرانی در سال گذشته، می توان از کشف گيرنده سلولی يکی از خطرناک ترين ويروس ها، توسط دکتر مايکل فرزان استاد دانشگاه هاروارد نام برد    دکتر مانی استاد  دانشگاه ييل  و همکاران او، موفق به کشف موتاسيون يا جهش ژنتيکی شدند که باعث ايجاد يک بيماری قلبی به نام &#171;بيماری کروناری آرتری&#187; می شود.    اين مطالعه علمی که در آن دو دانشمند دانشگاه آزاد و دانشگاه امير کبير هم شرکت داشته اند، به طور عمده در مورد بيماران ايرانی در داخل ايران انجام شده است.    از ديگر نمونه های موفقيت دانشمندان ايرانی در سال گذشته، می توان از کشف گيرنده سلولی يکی از خطرناک ترين ويروس ها، توسط دکتر  مايکل فرزان  استاد  دانشگاه هاروارد  نام برد.    اين ويروس که از ويروس های تب هموراژيک است،  ويروس ماچوپو  نام دارد و به طور عمده در آمريکای جنوبی شايع است.    گروه علمی دکتر فرزان در مقاله ای که دو ماه پيش در مجله نيچر به چاپ رسيد، نشان داد که اين ويروس از همان گيرنده سلولی استفاده می کند که در متابوليسم طبيعی بدن، برای جذب آهن به درون سلول به کار گرفته می شود.    لازم به يادآوری است که دکتر فرزان سه سال پيش در چنين روزهايی، گيرنده سلولی  ويروس سارس  را کشف کرد که باعث شهرت گسترده او در محافل علمی جهان شد.  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/o1_science_in_1385/384049.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/o1_science_in_1385/384049.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 21 Mar 2007 20:57:59 +3500</pubDate>
            <category>بایگانی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/A5ECE7C9-60EF-4C2E-A8BB-FF2FB8A4A83B_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
