<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">     
    <channel>      
        <title>مجله‌های هفتگی - Radio Free Europe / Radio Liberty</title>     
        <link>http://www.radiofarda.com/archive/Radio_programs/latest/301/301.html</link>
        <description>Farda Radio Programs</description>
        <image>
            <url>http://www.rferl.org/img/rssLogo.gif</url>
            <title>مجله‌های هفتگی - Radio Free Europe / Radio Liberty</title>
            <link>http://www.radiofarda.com/archive/Radio_programs/latest/301/301.html</link>
        </image>
        <language>fa-IR</language>
        <copyright>Copyright 2009 - RFE/RL, Inc.</copyright>  
        <ttl>60</ttl>        
        <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 10:10:40 +3500</lastBuildDate> 
        
        <generator>Pangea CMS – RFE/RL</generator>        
        <atom:link href="http://www.radiofarda.com/rss/Default.aspx?count=50&amp;zoneid=301" rel="self" type="application/rss+xml" />

        <item>
            <title>غول‌های اقتصادی در اجلاس سنگاپور</title>
            <description>از رویدادهای مهم اقتصادی هفته، برگزاری اجلاس سران مجمع اقتصادی کشورهای آسیا و حوزه اقیانوس آرام در سنگاپور بود که در آن، از جمله، سران کشورهای آمریکا، روسیه و چین هم حضور داشتند. به گفته فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی رادیو فردا: بحث اصلی پیامدهای بحران اقتصادی جهان بود که به نظر می‌رسد رو به پایان می‌رود، اما در مورد درجه خروج از بحران تردیدهای بسیاری وجود داشت.از رویدادهای مهم اقتصادی هفته، برگزاری اجلاس سران مجمع اقتصادی کشورهای آسیا و حوزه اقیانوس آرام در سنگاپور بود که در آن، از جمله، سران کشورهای آمریکا، روسیه و چین هم حضور داشتند.  فریدون خاوند، استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی در پاریس درباره اهمیت این اجلاس می‌گوید: این مجمع اقتصادی، یک سازمان هم‌گرایی اقتصادی نیست. یک مجمع گفت‌وگو برای همکاری‌های باز است، بین بیست و یک کشور سواحل اقیانوس آرام که هم کشورهای آسیایی و هم کشورهای متعلق به قاره آمریکا را در بر می‌گیرد. این سازمان در ۱۹۸۹  پایه گذاری شده و کشورهای مختلفی در آن عضویت دارند با تفاوت‌های فراوان از نظر قدرت تولیدی و تولید ناخالص داخلی با هم دارند. در مجموع یک وسیله‌ای است برای پیشبرد آزاد سازی اقتصادی.   آیا موضوع خاصی در دستور کار این مجمع قرار داشت؟   فریدون خاوند: چیزی که بر این نشست‌ها سنگینی می‌کرد، پیامدهای بحران اقتصادی جهان بود که به نظر می‌رسد رو به پایان می‌رود اما در مورد درجه خروج از بحران تردیدهای بسیاری وجود داشت.  آقای خاوند در مورد حضور دو ابرقدرت اقتصادی جهان یعنی چین و آمریکا در این نشست‌ها ضمن اشاره به این نکته که آن دو به هم به شدت وابسته‌اند، می‌گوید آمریکایی‌ها ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند، درحالی که سهم چین بیش از ۱۳ درصد نیست.  &#171;بین این دو همکاری‌های گسترده ای دیده می‌شود. چینی‌ها با خرید انبوه اوراق قرضه، کسری بودجه آمریکا را تامین می‌کنند، و آمریکا هم در عوض دروازه‌های خود را به روی کالاهای چینی گشوده‌اند. هر سال ۳۴۰ میلیون دلار کالای چینی وارد بازارهای آمریکا می‌شود.&#187;  آقای خاوند به این نکته اشاره می‌کند که با وجود وابستگی دو اقتصاد بزرگ جهان به هم، بین دو کشور بر سر مسائلی مانند تایوان و مسائل استراتژیک بین‌المللی از جمله رابطه با ایران اختلاف نظرهای سیاسی و اقتصادی وجود دارد.  اما صادرات کالاهای چینی به بهای بسیار نازل تنها بازار آمریکا را نگران نمی‌کند، چینی‌ها با هجوم به بازارهای مصرفی در سراسر جهان و عرضه کالاهای خود با بهای ارزان، مقاومت تولید کنندگان بومی‌ را در بسیاری از کشورها در هم شکسته‌اند. در ایران مدت‌ها است  که مقام‌های بخش خصوصی و کارشناسان اقتصادی، واردات بیش از حد کالاهای چینی را از دلایل عمده افزایش بیکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی می‌دانند.  حسن صادقی، رئیس پیشین کانون شوراهای اسلامی‌ کارخانه‌های کشور و رئیس اتحادیه پیش کسوتان کارگری در نامه به وزیر کار جمهوری اسلامی‌ ایران نسبت به واردات کالاهای چینی هشدار داده است.  آقای صادقی به رادیو فردا می‌گوید: &#171;دغدغه ما حفظ اشتغال موجود است.  اشتغالی که امروز دچار ناامنی‌هایی شده است. ناامنی‌هایی که بخش اعظم آن به واردات کالاهای تولیدی کشورهای صنعتی جهان بر می‌گردد. به عدم سوددهی واحدهای تولیدی بر می‌گردد. واردات کالاهای تولیدی کشورهای صنعتی، هر یک میلیارد دلار واردات به معنای از دست دادن یک صد هزار فرصت شغلی است. در کشور ما هفتاد میلیارد دلار کالا از منابع رسمی‌ و غیر رسمی‌ وارد شده است. این یعنی بیکار شدن ۷۰۰ هزار کارگر. سیاست‌هایی که دولت در مورد توزیع منابع به کار برده، نتوانسته راهگشا باشد.&#187;  آقای صادقی نتیجه‌گیری می‌کند که &#171;روز به روز امنیت شغلی در بخش شاغلین با خطر مواجه می‌شود. وی توصیه می‌کند که دولت سیاست‌های حمایتی را به بخش تولید و صنتعت متمرکز کند و از به کارگیری سیاست‌هایی که حمایت را از این بخش دریغ می‌کند، بپرهیزد و با این باورعمومی‌که تولید در کشور مقرون به صرفه نیست به مبارزه برخیزد.&#187;  آقای صادقی ضمن انتقاد از سرازیر شدن سرمایه به بخش &#171;دلالی، واسطه گری و یا بنکداری&#187; می‌افزاید: &#171;پول نفت ما نباید برود کالای چینی وارد کند. پول نفت ایران نباید برود کالاهای ساخت کشور ترکیه و کشورهای توسعه یافته را وارد کند. پول نفت ما باید برود تکنولوژی برتر وارد کند.&#187;        در سوی دیگر جهان، اجلاس سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) در رم درحالی برگزار می‌شود که بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می‌برند.  احمد رافت، روزنامه نگار در رم درباره این نشست‌ها می‌گوید: &#171;کنفرانس از همان آغاز به نوعی شکست خورده بود. زیرا به جای رهبران کشورهای صنعتی که قرار است سرمایه گذاری‌های فائو را تقبل کنند، هیئت‌های نمایندگی غیر مهم در این اجلاس حضور یافتند. این نشان می‌دهد که در این مرحله یا امکانات آن را در اختیار ندارند یا قصد سرمایه گذاری‌های کلانی را ندارند.&#187;  از ایران هم یک هیئت نمایندگی حضور دارد و حتی همسر آقای احمدی نژاد هم از اعضای این هیئت است.  احمد رافت در این مورد می‌گوید: &#171;خانم فراحی، همسر رئیس جمهوری اسلامی‌ایران در پیش کنفرانس روز یکشنبه یعنی قبل از آغاز کنفرانس رسمی‌ که به دعوت همسر رئیس جمهور مصر برگزار شده بود، و در آن از همسران روسای جمهور بیست کشور غیر متعهد دعوت به عمل آمده بود که در رابطه با نقش زنان در کشاورزی و مبارزه با فقر و گرسنگی، صحبت کنند، حضور پیدا  کردند. خانم فراحی در صحبت‌هایشان کشورهای ثروتمند و غرب را متهم به این کردند که با سیاست‌های غلط شان سبب شدند که گرسنگی در جهان افزایش پیدا کند.&#187;  آقای رافت با اشاره به تصویب پنج اصل در اجلاس فائو به منظور توسعه کشاورزی و از میان بردن گرسنگی در جهان به نقل از روسای یکی از سازمان‌های غیردولتی که در کنفرانسی در حاشیه این کنفرانس شرکت کرده، می‌گوید: &#171;همه این‌ها تنها بر روی کاغذ خواهند ماند. این نشست به هیچ یک از اهدافش دست نخواهد یافت و بار دیگر با قطعنامه‌ای خوشبینانه و فاقد دستورالعمل به پایان خواهد رسید.&#187;  خانم سیمونه پت، سخنگوی مطبوعاتی سازمان آلمانی کمک به گرسنگان جهان نیز درباره اجلاس رم به رادیو فردا می‌گوید: جامعه جهانی تعهد کرده بود شمار گرسنگان را به نصف برساند اما نه تنها به این هدف دست نیافت، بر شمار آنها افزوده شده است.  در پاسخ ببه این سوال که چرا و به چه دلیل شمار گرسنگان بیشتر شده است؟ خانم پت می‌گوید: &#171;به این دلیل که اراده سیاسی لازم برای مبارزه با گرسنگی وجود نداشته و زمینه لازم هم برای مبارزه با آن با سرمایه‌گذاری کافی و تغییر ساختار مورد نیاز فراهم نشده است. از سوی دیگر سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی در سال‌های گذشته کاهش یافته و به پنج درصد رسیده که سبب کاهش تولید فرآورده‌های کشاورزی شده است. سیاست اشتباه بازرگانی کشورهای صنعتی هم به این مسئله دامن زده است.&#187;  سخنگوی مطبوعاتی سازمان آلمانی کمک به گرسنگان جهان می‌افزاید: &#171;دولت‌های این کشورها باید به این مسئله پی ببرند که سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی لازم و مهم است. زیرا هنوز بسیاری از دولت‌ها گرایش به سرمایه‌گذاری و حمایت از پروژه‌های بزرگ و بزرگ نما دارند و بیشتر در بخش صنعت سرمایه گذاری می‌کنند تا اینکه به کمک کشاورزان خرد بشتابند. مشکل دیگر فروش قطعات بزرگ زمین‌های زراعی به سرمایه‌گذاران خارجی با بهای پائین است برای کاشت گیاهانی که برای تولید مواد سوخت ارگانیک یا تولید فرآورده‌های مورد نیاز کشورهای صنعتی مورد نیاز است بدون آنکه توجهی به نیاز مردم بومی‌ داشته باشند.&#187;  هرچند در ایران گرسنگی به صورت حاد دیده نمی‌شود، اما ایران در سال‌های گذشته با کاهش شدید تولید محصولات کشاورزی روبه‌رو بوده است. بنابر گزارش بانک مرکزی تولید گندم در ایران در سال ۱۳۸۷ در مقایسه با سال پیش از آن نصف شده و حدود هشت میلیون تن رسیده است.  ایران در سال جدید خورشیدی با وارد کردن شش میلیون تن گندم در صدر وارد کنندگان گندم در جهان قرار گرفت.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1883998.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1883998.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 21 Nov 2009 12:34:10 +3500</pubDate>
            <category>مجله اقتصادی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/487C94B1-FE8A-461C-B811-9C357774168D_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پنج ماه پس از انتخابات؛ شعارهای جدید، تندتر از گذشته</title>
            <description>پنج ماه از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض‌ها به آن می‌گذرد. نکته‌ای که در تظاهرات معترضان در پنج ماه اخیر به چشم می‌خورد، طرح برخی از شعارها است که رهبر جمهوری اسلامی‌ایران، در آن‌ها به طور مستقیم خطاب قرار گرفته است. شعارهای دیگری نیز مانند &#171;استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی&#187; از سوی برخی از تظاهرکنندگان داده شده که در تقبال با &#171;جمهوری اسلامی‌&#187; است. تحلیلگران به این پرسش پاسخ می‌دهند که چرا چنین شعارهایی مطرح می‌شود و چه رخ خواهد داد...پنج ماه از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض‌ها به آن در تهران و بسیاری از شهرهای ایران می‌گذرد.  بر اساس گزارش‌ها، این اعتراض‌ها با گذشت پنج ماه ادامه داشته است که آخرین نمونه آن در روز ۱۳ آبان، سال‌روز اشغال سفارت آمریکا در تهران در آبان سال ۱۳۵۸، بود.  نکته‌ای که در تظاهرات معترضان در پنج ماه اخیر به چشم می‌خورد، طرح برخی از شعارها است که رهبر جمهوری اسلامی‌ایران، در آن‌ها به طور مستقیم از سوی شماری از تظاهرکنندگان  خطاب قرار گرفته است.  همزمان، شعارهای دیگری نیز مانند &#171;استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی&#187; از سوی برخی از تظاهرکنندگان داده شده که در تقبال با &#171;جمهوری اسلامی‌&#171; است.         خواسته‌ها و شعارهای دست کم گروهی از معترضان طی پنجم ماه گذشته تغییر کرده است. (عکس اعتراض‌ها در خردادماه را نشان می‌دهد.)  چنین شعارهایی و یا مشابه آنان، به ویژه در نخستین هفته‌های آغاز اعتراض‌ها، داده نمی‌شد و اکثر شعارها یا در حمایت از میر حسین موسوی و مهدی کروبی بود و یا برای مثال، تظاهرکنندگان شعارهای کلی مانند &#171;مرگ بر دیکتاتور&#187; و &#171; رای من کجاست؟&#187; را سر می‌دادند.  قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره تغییر شعارهای گروه‌هایی از معترضان اعتقاد دارد که حرکت جنبش سبز ایران یک حرکت ساختار شکن پیدا کرده است: &#171;دلیلش این است که اولا ده - دوازده میلیون از افرادی که حکم اپوزیسیون خاموش را داشتند و معمولا انتخابات را تحریم می‌کردند و در انتخابات شرکت نمی‌کردند این دفعه در انتخابات دهم ریاست جمهوری شرکت کردند و ترکیب سبد آراء را به هم زدند. وارد شدن این عنصر جدید به سبد آراء، معادله آن را به هم زد. اینها خواسته‌اشان تحولات رادیکال‌تر بود.&#187;  آقای شعله سعدی در ادامه می‌گوید: &#171;دوم هم همان اتفاقی که افتاد، یعنی موضع‌گیری‌های آقای خامنه‌ای که زود هنگام تبریک گفت و عملا شورای نگهبان را در مقابل یک عمل انجام شده قرار داد که آنها هم به هر حال بایستی نتایج انتخابات را تایید می‌کردند و احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی می‌کردند. لذا یکبار دیگر ثابت شد که با این عمل، راه‌های قانونی برای رسیدن به اهداف معترضین وجود ندارد. زیرا قانون در اختیار هیات حاکمه و نهادهایی است که تحت اختیار آقای خامنه‌ای قرار دارد، که هم قانون‌گذاری می‌کنند و هم تفسیر می‌کنند. آنچنان که جناح حاکم می‌خواهد.&#187;  به عقیده قاسم شعله سعدی، برای معترضین عملا هیچ راه قانونی وجود ندارد که به اهدافی که دارند برسند. موقعی که چنین باشد طبیعتا از ساختار موجود که امکان نمی‌دهد که آن‌ها به اهدافشان برسند عبور می‌کنند.  همزمان با ادامه تظاهرات معترضان و دگرگونی در برخی از شعارهای آنان، شاهد تغییر در برخورد نیروهای لباس شخصی، انتظامی‌ و بسیج با تظاهرکنندگان هستیم.  در این ارتباط، میر حسین موسوی و مهدی کروبی در سومین دیدار خود که جمعه شب در تهران صورت گرفت، به همین موضوع اشاره کردند.  از جمله آقای موسوی با اشاره به شعار‌های تند تظاهرکنندگان گفت: &#171; شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند.&#187;  مهدی کروبی در دیدار با آقای موسوی گفت &#171;کار را به جایی رسانده‌اند که مردم را تحریک به [دادن] شعارهای افراطی کرده‌اند.&#187;  البته آقای کروبی این احتمال را هم مطرح کرده است که افرادی بین جمعیت ‌فرستاده می‌شوند تا از احساس هیجان معترضان سو استفاده و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز کنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا شود.  میر حسین موسوی و مهدی کروبی در دیدارها و پیام‌های خود از معترضان خواسته‌اند تا از طرح شعارهای &#171;افراطی&#187; خودداری کنند.  این درخواست از سوی برخی دیگر از فعالان سیاسی نیز ابراز شده است. برای مثال محمد سلامتی، دبیر کل حزب مجاهدین انقلاب اسلامی‌ روز یکشنبه گفت که &#171;جنبش سبز، اپوزیسیون مقابل نظام نیست و اگر اعتراضی هم به وضع موجود دارد در چهارچوب قانون است.&#187;   اما چرا چنین درخواستی از سوی آقایان موسوی و کروبی و گروه‌هایی از اصلاح طلبان عنوان شده است؟  این پرسش را با قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، مطرح کردیم که در پاسخ می‌گوید: &#171;اصلاح طلبان خواستار انجام اصلاحات در چهارچوب ساختار سیاسی موجود هستند.&#187;         ۱۳ آبان بار دیگر تهران و چند شهر دیگر ایران، صحنه اعتراض‌ها و برخوردهای شدید با معترضین بودند.  قاسم شعله سعدی می‌افزاید: &#171;خود آن‌ها هم حاضر نیستند که ساختار سیاسی عوض شود. و مثلا جمهوری اسلامی‌ کنار گذاشته شود و مردم بروند سراغ یک جمهوری معمولی،‌ مثل بقیه جوامع دیگر دنیا. آن‌ها نه این اراده را دارند نه به نفعشان است که ساختار عوض شود. در حالی که می‌بینید شعار مردم متعرض از مرز این خواسته‌ها فراتر رفته است و در واقع بر علیه خود خامنه‌ای هم شعار می‌دهند. برای اولین بار دیدیم که عکس آقای خامنه‌ای را پایین کشیدند و زیر پاهایشان له کردند. و شعارهای ساختار شکن دادند. در نتیجه رهبران جنبش، الان در یک حالت پارادوکس و تضاد قرار گرفته‌اند. یعنی از یک طرف اینها می‌خواهند و منافعشان در این است که ساختار حکومت موجود حفظ شود. و حداکثر خواسته‌شان این است که در چهارچوب همین نظام اصلاحاتی رخ دهد و دائم دم از این می‌زنند که در ساختار قانون اساسی،‌ اصول مقصوری مانده و ظرفیت‌هایی وجود دارد که اگر به عمل دربیاید آن اصلاحات محقق می‌شود. در حالی که هیچ پاسخی به این سوال بعدی نمی‌دهند که کدام اصولش را شما می‌توانید محقق کنید؟ کدام وجه از قانون اساسی و ساختار حکومت هست که شما به استناد آن می‌خواهید اصلاحات انجام دهید؟ یا اینکه می‌گذارند انجام دهید؟ عملا ثابت شده است که نمی‌گذارند.&#187;   کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، درباره مواضع آقایان موسوی و کروبی می‌گوید نگرانی آنها دو جنبه دارد: &#171;یکی اینکه نمی‌خواهند با تندتر شدن شعارهای تظاهرات کنندگان، حکومت را وادار به واکنش‌های تندتر بکنند و در نتیجه موجب افزایش شکاف میان آنها و نظام شوند. این افزایش فاصله و ژرف‌تر شدن شکاف میان آنها از یک سازش احتمالی که هنوز آقایان به آن دلبسته‌اند، جلوگیری می‌کند. دومین جنبه این است که آقایان موسوی و کروبی نگران فاصله گرفتن جنبش از خود آن‌ها هستند. در آغاز تصور می‌کردند که جنبش به خاطر آنها راه افتاده است ولی به زودی متوجه شدند که جنبش در واقع یک بهانه یا جرقه‌ای بود که برای آغاز فعالیت مردم به آن نیاز بود آقای کروبی با هوشیاری، زودتر متوجه این واقعیت شد و کوشش کرد خودش را همراه خواسته‌های مردم کند و سوار جنبش شود. ولی آقای موسوی بدون اینکه بخواهد وابستگی خود را به نظام کاهش دهد در حال دویدن به دنبال جنبش است. نگرانی این دو نامزد ناکام و هدف از صدور بیانیه مشترک پس از دیدار اخیر، به نظر من جلوگیری از هرچه بیشتر دورتر شدن جنبش از خود آن‌هاست.&#187;   سراج‌الدین میردامادی، تحلیگر سیاسی و روزنامه نگار در پاریس با اشاره به بیانیه‌ها و مواضع اخیر آقایان موسوی و کروبی اعتقاد دارد که ادبیات سیاسی آنان نسبت به گذشته تغییر کرده است.    به عقیده این تحلیلگر حوادثی که پس از انتخابات در ایران رخ داد و ویژگی‌هایی که حضور مردم در صحنه داشت و نحوه مواجهه حاکمیت با اعتراضات مردمی‌و رهبران معترضان، به گونه‌ای در ادبیات گفتاری تمام نیروهای سیاسی تاثیر شگرفی داشته است. به ویژه در ادبیات گفتاری جوانان معترض موسوم به جنبش سبز و ادبیات گفتاری مصاحبه‌های اخیر آقایان موسوی و کروبی که به نحو محسوسی تغییر کرده و این تغییرات به سمت واقع گرایانه‌تر شدن دیدگاه رهبران جنبش سبز می‌رود و نه لزوما به معنای تندتر شدن یا رادیکال‌تر شدن آن‌ها.         گفته می‌شود برخورد نیروهای امنیتی به ویژه علیه دختران و زنان بیشتر شده است (فیلم از اعتراضات روز ۱۳ آبان )  سراج‌الدین میردامادی می‌گوید: &#171; نحوه مواجهه حاکمیت و حملات و تخریب‌ها و فحاشی‌ها و هتاکی‌هایی که از سوی رسانه‌های نزدیک به حاکمیت ، نسبت به رهبران جنبش سبز اعمال شد در این تغییر بی تاثیر نبوده است، که رهبران جنبش سبز چشمان خود را نسبت به آنچه که در طول سه دهه، در قلبشان به عنوان یک اعتقاد و ایمان قوی به آن پایبند بودند، بیشتر باز کنند. و آن چیزی نبوده است به جز اعتقاد به مفهوم نظام جمهوری اسلامی‌و ارزشهایی که در این مدت به آن دل بسته بودند. ولی امروز می‌بینند که بسیاری از آن ارزش‌ها توسط حاکمیت دولت دهم و رهبری و کل نظام به تسخیر درآمده و علیه خودشان به کار گرفته می‌شود. با این تفاصیل است که آقای موسوی که تا به حال به قانون اساسی تا این حد پافشاری می‌کرده است الان می‌گوید که قانون اساسی وحی منزل نیست و می‌شود آن را بر اساس مقتضیات زمان تغییر داد. آنچنان که در سال ۶۸ هم این اتفاقات افتاد.&#187;  آقای میردامادی به این پرسش که آیا امکان تغییر بیشتر مواضع و ادبیات سیاسی میرحسین موسوی و کروبی وجود دارد، پاسخ مثبت می‌دهد.  &#171;بله. می‌شود کاملا پیش‌بینی کرد. با توجه به روند حوادثی که در طول این مدت شاهد آن بودیم، مجموعه حملاتی که توسط حاکمیت و رسانه‌های نزدیک به جریان اصولگرا صورت گرفت و همچنان تاکید روزافزون روزنامه کیهان، صدا و سیما و سایر رسانه‌های وابسته به حاکمیت، بر برخورد قضایی و محاکمه رهبران جنبش سبز، به نظر می‌رسد که باز هم ممکن است مواضع حاکمیت از این هم تندتر شود و بتواند به سمتی برود که به طور کلی رهبران جنبش از بخش اعظمی‌از مفاهیمی‌که در ماه‌های اول جنبش از آنها به عنوان مفاهیم ارزشی و حفظ نظام و یا حتی آرمان‌های آیت الله خمینی از آن دفاع می‌کردند دست بردارند.&#187;  دراین حال، برخی از تحلیلگران بر این باورند که طرح شعارهای افراطی در مقطع زمانی فعلی که حرکت اعتراضی در ایران به طور کامل در جامعه فراگیر نشده است، می‌تواند زیان بار باشد.  کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، با این عقیده موافق است. &#171;چرا که وقتی این گونه جنبش‌ها صورت می‌گیرد و حتی جنبش‌های صنفی،‌ همیشه عواملی هستند یا خودجوش یا وابسته که می‌کوشند این جنبش را یا به انحراف ببرند یا به سوی خودشان گرایش بدهند. این خطر در مسیر جنبش کنونی هم وجود دارد. به ویژه که عوامل متعددی هستند که خودشان را در آینده ایران مدعی می‌دانند. و امکان دارد تصور کنند با دادن شعارهای تندتر و خشونت بیشتر می‌توانند زودتر به اهدافشان برسند. به اعتقاد من این جنبش صد در صد موفق خواهد شد ولی باید بردبار باشد و آهسته و پیوسته حرکت کند و عوامل آشوب طلبی که به عقیده ی من در کمین نشسته‌اند را به خودش راه ندهد.&#187;  تقی رحمانی، تحلیلگر سیاسی در تهران، نیز می‌گوید: &#171;طرح هر نوع سوالی که بخواهد صف‌بندی کاذب درست کند و مفاهیمی‌ چون سکولار-مذهبی یا برانداز-غیر برانداز را مطرح کند، اساسا از یک جنبش مدنی که شکل سیاسی هم دارد مقداری دور می‌شود و به آن ضربه می‌زند.&#187;  نه تنها میر حسین موسوی یا مهدی کروبی بلکه گروهی دیگر از تحلیلگران و سیاسیون ایرانی نییر معتقدند تغییر شعارها و تندتر شده آن‌ها را باید در برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان جست‌وجو کرد. از جمله ناصر قوامی، رئیس کمیسیون قضایی مجلس ششم، روز یکشنبه با انتقاد از برخوردهای تند با معترضان گفت: &#171;افرادی که شعارهای خارج از چارچوب نظام را می‌دهند، مقصر نیستند. مقصر كسانی هستند که به خواسته‌های مردم توجهی نمی‌کنند.&#187;  به هرحال با گذشت تقریبا پنج ماه از انتخابات ۲۲ خرداد، آنچه به وضوح دیدنی و شنیدنی است، مطرح شدن شعارهای جدید و شاید هم خواسته‌های جدید گروهی از معترضان است. با این همه چه تغییری در این شعارها و خواسته‌‌ها صورت خواهد گرفت، موضوعی نیست که تحلیلگران بتوانند به راحتی به آن پاسخ دهند. به‌خصوص که آینده و جهت‌گیری اعتراض‌ها تنها به معترضان و مخالفان دولت وابسته نیست و در واقع باید بخش مهمی از آن را هم در واکنش حاکمیت به این چالش بزرگ سیاسی ایران جست‌وجو کرد. یا به عبارتی باید منتظر ماند و دید، خشونت علیه معترضان کم‌تر خواهد شد یا بیشتر و اساسا کسی به خواسته‌های آن‌ها اهمیت خواهد داد یا نه؟  --------------------- گزارش ویژه را بشوید:     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_SpecReport_Protests/1881048.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_SpecReport_Protests/1881048.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 18 Nov 2009 11:56:44 +3500</pubDate>
            <category>گزارش ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_SpecReport_Protests/1881048.html#relatedInfoContainer</comments>
                        
        </item>

        <item>
            <title>در حوزه‌ها &#171;جور دیگری&#187; هم زندگی می‌کنند</title>
            <description>آن‌ها برای رسیدن به هدف خود از همه چیز صرف‌نظر می‌کنند و به کنج عزلت پناه می‌برند. آنها تنها به یک چیز فکر می‌کنند: به خدا. این تصوری رایج و شاید کلیشه ای است از زندگی طلبه‌های حوزه؟ در برنامه نگاه تازه پرده‌ها را کنار زده‌ایم تا نگاهی کوتاه و گویا داشته باشیم به زندگی، تحصیل و عشق و عاشقی جوان‌هایی که که به گفته خودشان می‌خواهند جور دیگری زندگی کنند.آن‌ها برای رسیدن به هدف خود از همه چیز صرف‌نظر می‌کنند و به کنج عزلت پناه می‌برند. آنها تنها به یک چیز فکر می‌کنند: به خدا. این تصوری رایج و شاید کلیشه ای است از زندگی طلبه‌های حوزه؟     در برنامه نگاه تازه پرده‌ها را کنار زده‌ایم تا نگاهی کوتاه و گویا داشته باشیم به زندگی، تحصیل و عشق و عاشقی جوان‌هایی که که به گفته خودشان می‌خواهند جور دیگری زندگی کنند.  ژاله، که چندین سال در یکی از حوزه‌های علمیه زنان به عنوان طلبه مشغول تحصیل بود و سپس ناگهان از حوزه کناره‌گیری کرده است می‌گوید: &#171;شانزده سالم بود و در دبیرستان درس می‌خواندم. یک روز با پدرم که کارگردان است رفتیم سینما و فیلم پری داریوش مهرجویی را دیدم. احساس کردم دنیای تازه ای به روی من باز شد به نام عرفان. آنقدر به این قضیه اشتیاق پیدا کردم که احساس کردم بهتر است از همین الان شروع کنم. رفتم به آموزش و پرورش و آنها یک حوزه را به من معرفی کردند که در تجریش بود. من شروع کردم به خواندن و با معدل ۱۹/۷۵ قبول شدم. اما کار به جایی رسید که تصورات من با آنچه در آنجا وجود داشت، مغایرت پیدا کرد. وقتی سنم بالا رفت به این نتیجه رسیدم که می شود حتی خارج از آن محیط هم خدای خود را پیدا کرد و از آنجا بیرون آمدم. همه اساتیدی که در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند آدم‌هایی نیستند که شما فکر کنید می‌توانید از طریق آنها به درجات عرفانی برسید.&#187;         ژاله با اشاره به اینکه فضای حوزه علمیه قم فضای سیاسی و خشکی دارد، می‌گوید که به همین دلیل علاقه ای برای رفتن به آنجا پیدا نکرد. به گفته او جایی که در آن تحصیل می‌کرد جای خصوصی بود و خیلی با حوزه علمیه قم تفاوت داشت.  از ژاله پرسیدیم درست است که در کلاس‌های حوزه چادر برزنتی کلفتی دختران را از پسران جدا می‌کند؟   			 				  &#160;  					 صدای شما در نگاه تازه:  					 نشانی ایمیل نگاه تازه javanan@radiofarda.com&#160;  شماره پیامگیر ما  ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴   &#160;   			 		&#171;یکی از دلایلی که از آنجا بیرون آمدم همین بود. در سال چهارم، کلاس‌ها با آقایان مختلط می‌شود. مشکل من از آنجا شروع شد که از استادم سئوالی داشتم. بغل دستی من خانمی‌از بچه‌های سال بالایی بود، پرسیدم چطور می‌توانم استاد را ببینم و از او سئوال کنم. آن خانم گفت شما نمی‌توانید استاد را ببینید. سئوالتان را بنویسید روی یک ورق و از زیر این چادر برزنتی رد کنید. یکی از آقایان می‌دهند به استاد. گفتم برای چه؟!. گفت شما خانم جوانی هستید و صدای شما ممکن است تحریک آمیز باشد. آنجا بود که احساس کردم دارد به من توهین می‌شود. آن آخرین جلسه حضور من در کلاس‌های حوزه بود.&#187;  ژاله می‌گوید پوشش دختران طلبه ساده است و معمولا قانع و ساده زیست هستند. او سپس به شرح دوستی‌ها و عشق‌ها در اینگونه محیط‌ها و تفاوت آن با عشق و دوستی در فضای جامعه باز می‌پردازد و می‌گوید که بسیاری از دختران طلبه‌ای که او در محیط حوزه علمیه زنان دیده است عاشق افرادی بوده‌اند که در جریان جنگ عراق و ایران کشته شده اند به گفته ژاله  یکی از تفریح‌های طلبه‌ها رفتن به گورستان بهشت زهرا در آخر هفته‌ها است.   محمد جواد اکبرین، دین پژوه ساکن بیروت که خود تجربه زندگی در حجره‌های حوزه علمیه را دارد می‌گوید: &#171;خلوتی که در زندگی طلبه‌ها وجود دارد خلوت شیرینی است و به نوعی در یک قرنطینه معنوی قرار دارند. این می‌تواند تاثیرات مثبت و منفی هم داشته باشد.&#187;  از آقای اکبرین می‌پرسیم منظورش از قرنطینه معنوی چیست؟ این قرنطینه به گفته این روحانی معنوی را طلبه‌ها برای خودشان ایجاد می‌کنند یا مسئولان حوزه؟  &#171;وقتی تمام ارتباط کسی با بیرون محدود به رفتن به حرم و برگشتن باشد و ارتباطی با اقشار مختلف جامعه نداشته باشد، این آن چیزی است که من اسم آن را قرنطینه معنوی می‌گذارم.&#187;  محمد جواد اکبرین که پنج سال از زندگی طلبگی‌اش را در شهر شمالی بابل گذرانده است و باقی این دوران را در حوزه علمیه قم درباره تفاوت زندگی در این دو حوزه می‌گوید: &#171;تفاوت این جاست که یک جا حوزه به روح سنتی خود نزدیک تر است و یک جا گرفتار اقتدار سه دهه بعد از انقلاب شده است. سیاستگذاری‌های حوزه شهرستان بر اساس سیاستگذاری‌های حوزه علمیه نجف بود. مدیر مدرسه یک فقیه فارغ التحصیل نجف بود و معتقد بود شان طلبه ورود در حوزه ای غیر از دین پژوهی نیست. &#187;  آقای اکبرین معتقد است اگر اهل حوزه بخواهند در عرصه فرهنگ و سیاست و امنیت و اقتصاد دخالت کنند، فضای بسته حاکم بر حوزه‌ها موجب می‌شود وقتی افراد وارد جامعه شدند، در عین بی خبری از جامعه، خودشان را صاحب همه علوم بدانند. و درباره همه علوم اظهار نظر کنند.  آقای اکبرین بر این باور است که امروز طلبه‌های آزاده متر به چشم می‌خورند او نزدیکی اقتصادی حوزه به حکومت را دلیل این مساله می‌داند و می‌گوید که امروز طلبه‌ها جیبشان به حکومت وصل است.  ***  بخش دوم برنامه نگاه تازه به فستیوال فیلمهای هندی در شهر پراگ اختصاص یافته دارد، که از میان فیلم‌های به نمایش در آمده در این فستیوال به فیلم گجنی محصول ۲۰۰۸ هند با بازی عامر خان، بازیگر معروف سینمای هند پرداخته‌ایم.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 17 Nov 2009 11:42:33 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_FreshGlance_Hawzeh/1880083.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5D3B8D28-5496-4BE6-91E6-5A911E13D780_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>لاله‌ای برای شادی صدر</title>
            <description>شادی صدر، فعال نام آشنای حقوق زنان توانسته است در سه ماه گذشته دو جایزه بین المللی را به خاطر فعالیت هایش در زمینه حقوق مدنی زنان ایران به دست آورد. هفته پیش او با حضور در شهر لاهه هلند جایزه لاله حقوق بشر این کشور را دریافت کرد.شادی صدر، فعال نام آشنای حقوق زنان توانسته است در سه ماه گذشته دو جایزه بین المللی را به خاطر فعالیت هایش در زمینه حقوق مدنی زنان ایران به دست آورد. هفته پیش او با حضور در شهر لاهه هلند جایزه لاله حقوق بشر این کشور را دریافت کرد. هیئت داوران جایزه لاله حقوق بشر هلند اعلام کردند این جایزه را به دلیل &#171;فعالیت های شادی صدر در کمپین ضد سنگسار و تاسیس موسسه حقوقی راه توانمند زیستن (راهی) و حمایت های حقوقی از زنان&#187; به او اهدا می کنند. شادی صدر پس از دریافت جایزه سخنانی در این مراسم ایراد کرد.  او در مورد سخنرانی به رادیو فردا می گوید: &#171;بخش اصلی سخنان من انتقاد بود نسبت به سیاست های دولت های اروپایی و آمریکا درباره مسئله نقض حقوق بشر در ایران. من بارها این نگرانی را طرح کرده ام که دولت هایی که خودشان را طرفدار حقوق بشر می دانند، نسبت به نقض سیستماتیک حقوق بشر و بخصوص در رویدادهای پس از انتخابات حساسیت خود را از دست داده اند و نوع دیپلماسی و روابط شان با دولت ایران بر همان مداری می چرخد که پیش از وقایع پس از انتخابات بود. من دو ضرورت مبرم را برای دولت ها، رسانه ها و ملت هایی که علاقه دارند نسبت به حقوق بشر در ایران واکنش نشان دهند، مطرح کردم. ضرورت اول این بود که در تمامی روابط سیاسی، اقتصادی و مناسبات دیپلماتیک مسئله حقوق بشر به همان میزانی که مسئله انرژی هسته ای ایران مطرح است، مطرح شود. در تمامی مذاکرات به طور موازی پرونده ایران در زمینه حقوق بشر با پرونده ایران در زمینه انرژی هسته ای کنار هم قرار داده شود و ضمانت های اجرایی که گذاشته می شود قوی تر از صدور بیانیه های سیاسی صرف و توخالی باشد. ضرورت دوم که مطرح کردم، بخصوص به این دلیل که دیوان بین المللی کیفری در شهر لاهه مستقر است و اساساً این شهر سابقه طولانی در زمینه محاکمه مجرمان متهم به جنایت علیه بشریت دارد، ضرورت محاکمه و مجازات عاملان و آمران نقض حقوق بشر در ایران بود.&#187;  شادی امین، از فعالان حقوق زنان که در این مراسم حضور داشت در جایی نوشته است: &#171;سیسکا درسلهایز، رییس هیئت داوران که از فمینست های سرشناس هلندی است و سال ها سردبیری نشریه زنان را برعهده داشته، در بخشی از سخنرانی خود گفت: بسیار خوشحالم که این جایزه امسال به زنی داده می شود که در کشور خود برخلاف بسیاری از تصورات ما، شجاعانه برعلیه قوانین و ساختاری که زنان را فرودست قلمداد می کند، مبارزه می کند و علیرغم خطرات موجود و دستگیری و زندانی شدن، باز هم به مبارزه ادامه می دهد.&#187;  سردبیر نشریه زنان در هلند می گوید: &#171;باید صادقانه اعتراف کنم اگر من یا یکی از ما برنده این جایزه شده بود، باید به این فکر می کرد که چه لباسی بپوشد یا با آرایشگر خود قرار بگذارد. اما شادی صدر باید به امنیت خود و اینکه گرفتن این جایزه چه خطراتی برای ادامه کار او خواهد داشت فکر کند.&#187;  ***  مجله گلامور که هر سال زنی را به عنوان زن سال بر می گزیند، امسال کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز را به عنوان زن سال برگزیده است. امسال &#171;کمپین&#187; سومین سال تلاش خود را پشت سر می گذارد. تناقض در این است که مجله ای که عمده ترین مطالب آن به مسائل مد اختصاص دارد، به زنان ایران جایزه می دهد.  فریبا داودی مهاجر، فعال حقوق زنان در واشنگتن در گفت و گو با رادیو فردا از احساس خود نسبت به دریافت این جایزه، به عنوان یکی از اعضای کمپین، می گوید: &#171;کمپین یک میلیون امضا درباره سبک زندگی صحبت می کند و اینکه زنان باید خودشان تعیین کننده نوع پوشش خود و سبک زندگی شان و شغل شان باشند و طبیعی به نظر می آید حتی یک مجله مد و زنان نظرش نسبت به این موضوع جلب شده باشد. در کشوری که حجاب اجباری است، کمپین با جسارت تمام به این موضوع می پردازد که زنان باید خودشان نوع پوشش خود را انتخاب کنند.&#187;  خانم داودی مهاجر معتقد است با وجود اینکه نظر فمینیست های آمریکایی نسبت به مد از شیوه مجله گلامور جداست، مجله به این عنوان که کمپین معترض به نقش های نوشته شده اجتماعی برای زن است، آن را برای دریافت این جایزه برگزیده است. وی می افزاید: &#171;در کمپین یک میلیون امضا نگاه های متفاوتی در باره مسائل مختلف از جمله مد و آرایش وجود دارد. ما نمی توانیم به عنوان یک فمینیست یا یک فرد سیاسی تکلیفی را برای زنان (و فرقی نمی کند مردان) کشورمان تعیین کنیم.&#187;  صدای دیگر را کامل بشنوید:      </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_OtherVoices_Sadr/1879470.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_OtherVoices_Sadr/1879470.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Nov 2009 16:47:15 +3500</pubDate>
            <category>صدای دیگر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D37FE99E-1025-4A5C-948C-343AEB7A7A1F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>پاکستان در میان طالبان و ژنرال‌ها</title>
            <description>پاکستان در ماه‌ها و هفته‌های گذشته با یک سلسله بمب‌گذاری‌های انتحاری روبه رو بود. روز پنجشنبه و جمعه انفجار بمب، شماری قربانی گرفت و هنوز معلوم نیست دولت و ارتش پاکستان موفق خواهد شد مانع این حملات شود. ناظران افزایش بمب گذاری‌ها در پاکستان را کار طالبان می‌دانند و این بمب گذاری‌ها را در ارتباط با حمله ارتش پاکستان به ولایت وزیرستان و محدود کردن حیطه فعالیت‌های طالبان ارزیابی می‌کنند.پاکستان در ماه‌ها و هفته‌های گذشته با یک سلسله بمب‌گذاری‌های انتحاری روبه رو بود. روز پنجشنبه و جمعه انفجار بمب، شماری قربانی گرفت و هنوز معلوم نیست دولت و ارتش پاکستان موفق خواهد شد مانع این حملات شود. ناظران افزایش بمب گذاری‌ها در پاکستان را کار طالبان می‌دانند و این بمب گذاری‌ها را در ارتباط با حمله ارتش پاکستان به ولایت وزیرستان و محدود کردن حیطه فعالیت‌های طالبان ارزیابی می‌کنند. موضوعی که معمولا آن را هم ناشی از فشار دولت آمریکا بر پاکستان می‌دانند.  پیش از این، دولت پاکستان چند ماه پیش در منطقه سوات برای آرام کردن وضع به مصالحه با طالبان دست زده بود و توافق نامه‌ای را با طالبان در منطقه سوات امضا کرده بود که برابر آن به طالبان اجازه داده می‌شد بر اساس قوانین شریعت در این منطقه حکمرانی کنند و در مقابل نیروهای طالبان خود را خلع سلاح کنند.  درگیری‌ها در پاکستان و تاثیر آن در منطقه در روابط پاکستان با کشورهای همسایه از جمله ایران و افغانستان موضوع برنامه این هفته دیدگاه‌هاست در گفتگو با  شاهد احمد، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در اسلام آباد، احمد سعیدی، کارشناس روابط افغانستان و پاکستان در کابل و عبدالستار دوشوکی، تحلیلگر مسائل منطقه در لندن .        آقای شاهد احمد با اشاره به قدرت گیری طالبان در منطقه در پی حمله آمریکا به افغانستان و فرار آنها به منطقه مرزی بین افغانستان و پاکستان می‌گوید در جریان این تحولات مناطق شمالی و جنوبی منطقه وزیرستان به زیر نفوذ طالبان در آمد و هرچه می‌خواستند در این مناطق اجرا می‌کردند. &#171;پاکستان فکر نمی‌کرد طالبان این چنین قدرتی در مناطق قبیله ای به دست بیاورند ولی دولت متوجه شد که طالبان به مرور از این منطقه فراتر رفتند و دارند نفوذ زیادی پیدا می‌کنند. پس از آن ارتش پاکستان عملیاتی را در مناطق سوات اجرا کرد و مناطق را از عناصر تروریستی پاکسازی کردند.&#187;  آقای سعیدی نیز با اشاره به اتهام‌های حکومت افغانستان نسبت به حمایت‌های پاکستان از طالبان می‌گوید ارتش پاکستان با همه نیروهای طالبان در جنگ نیست بلکه با بخشی از آنها به پیکار مشغول است. وی می‌افزاید در گذشته نیز پاکستان از مخالفان دولت افغانستان استفاده کرده است اما تصور نمی‌کرد که بخشی از این گروه‌ها با دولت به نبرد بپردازند. آقای سعیدی بر این باور است که پاکستان علاقه‌ای به نزدیک شدن افغانستان به هند ندارد.  ظاهراً اوضاع در افغانستان و پاکستان تاثیر خودش را برروی روابط ایران و پاکستان هم می‌گذارد، از جمله مسئله گروه جندالله و وقایعی که در این چند هفته روی داد. از عبدالستار دوشوکی می‌پرسیم آیا پاکستان از طالبان به عنوان یک حربه استفاده می‌کند یا اینکه دلیل حمایت از طالبان، منافع درازمدت دیگر پاکستان در منطقه است؟  عبدالستار دوشوکی می‌گوید: &#171;اصولاً بنیان و شالوده هستی و موجودیت پاکستان بر اساس مذهب است. هویت و فلسفه وجودی پاکستان در مذهب تبلور پیدا می‌کند. عواملی مانند کودتای کمونیستی در افغانستان وپیدایش مجاهدین، طالبان و بنیادگرایی مذهبی، دخالت پاکستان در تشویق و سازماندهی مجاهدین و طالبان، نارضایتی و عدم درک مردم از سیاست آمریکا در خاورمیانه سبب شده است بنیادگرایی مذهبی در منطقه رشد کند. در ارزیابی نهایی یک وضعیت پیچیده در سه کشور مذهبی و سنتی مسلمان پاکستان، افغانستان و ایران دیده می‌شود. هر سه این کشورها مشکلات داخلی خود را به گردن همسایگان می‌اندازند و حاضر نیستند واقعیت‌های تلخ کشور خود را بپذیرند. طالبان در پاکستان، طالبان افغان نیستند. خود پاکستانی‌ها هستند. جندالله بلوچ ایرانی است. تا زمانی که این حکومت‌ها نپذیرند که مشکل آنها مشکل خانگی است و به جای تهمت زدن بیگانه باید به آن بپردازند، مشکلات مشابه در منطقه وجود خواهد داشت. &#187;         اوضاع ناامن پاکستان بر کشورهای همسایه تاثیر می‌گذارد. ولی بیشتر از همه&#160; افغانستان با نامنی در پاکستان مستقیما دست به گریبان است.(عکس: تازه‌ترین بمب‌گذاری در پیشاور)  آقای شاهد احمد در پاسخ به اینکه چرا بنیادگرایی دینی در پاکستان چنین رشدی کرده است، می‌گوید زمانی که عناصر افراطی متعلق به مجاهدین از کشمیر به پاکستان بازگشتند در سراسر پاکستان پراکنده شدند و کاری جز جهاد نداشتند. به باور آقای احمد، این عناصر هم اکنون از کنترل سازمان‌های اطلاعاتی ارتش پاکستان بیرون رفته‌اند.  آقای شاهد احمد با اشاره به وجود افرادی با گرایش‌های جهادی در ارتش پاکستان می‌گوید در دوران حکومت پرویز مشرف دولت در پی پاکسازی ارتش از این عوامل برآمد.  آقای سعیدی ضمن اشاره به مسائل منطقه و بنیادگرایی دینی می‌گوید ۶۲ سال پیش در زمان جدایی پاکستان از هند ۱۵۰ مدرسه دینی در این کشور بود و امروز شمار آنها به ۲۲ هزار مدرسه رسیده است. وی می‌افزاید در مناطق قبیله ای شمار آموزشگاه‌های امروزی بسیار کم است و به جای آن مدارس دینی دیده می‌شود. آقای سعیدی بر این باور است که پاکستان با توجه به مشکلات اقتصادی خود نخواهد توانست از عهده سرکوب این عناصر برآید.  آقای دوشوکی در پاسخ به اینکه نگرانی از دستیابی بنیادگرایان به سلاح‌های هسته ای پاکستان تا چه میزان به واقعیت نزدیک است، می‌گوید: &#171;این سلاح‌ها در اختیار بخشی از ارتش است که رابطه مستقیم با آمریکا دارد و در شرایط فعلی خطری برای این سلاح‌ها وجود ندارد. اما در صورت سقوط دولت پاکستان و به حکومت رسیدن نیروهای طالبان این خطر وجود خواهد داشت. &#187;         عبدالستار دوشوکی معتقد است که بخش بزرگی از مشکلات ساخته و پرداخته ارتش یا بخشی از ارتش پاکستان است.   آقای دوشوکی معتقد است که جنگ در پاکستان جنگ میان دوگونه برداشت از اسلام است. به باور وی بنیادگرایی نوع طالبان در پاکستان رشد نخواهد کرد زیرا اکثریت مردم مسلمان چه اهل تسنن و چه شیعه، با آنها مخالف‌اند.  آقای شاهد احمد خطر افتادن سلاح‌های هسته ای را به دست بنیادگرایان بعید می‌بیند. وی بر این باور است که گمانه‌زنی درباره آینده نزدیک دشوار است اما پس از یک یا دو سال وضع پاکستان مشخص تر خواهد شد و دولت و مردم خواهند توانست از سلطه عناصر طالبان رها شوند.  آقای سعیدی در همین زمینه اظهار می‌دارد که به دلیل وضع پیچیده اقتصاد، و سناریو‌هایی که غرب برای منطقه دارد، جنگ به زودی دراین منطقه از میان نخواهد رفت. آقای دوشوکی می‌گوید: &#171;چیزی که پاکستان دارد مشکل ارتش و ژنرال‌ها هستند که همیشه کودتا کرده‌اند. از کودتای ژنرال ایوب خان، یحیی خان، ضیاءالحق تا مشرف. برای نمونه پرویز مشرف با سران طالبان قرارداد امضا می‌کند که آنها قانون شریعت را در مناطق خود اجرا کنند. اما درعوض در بلوچستان با رهبران سکولار بلوچ هیچ‌گونه تعاملی نمی‌کند و آنها را از میان می‌برد. این مشکل ساخته و پرداخته ارتش یا بخشی از ارتش پاکستان است که بر سر مردم پاکستان آوردند. مشکل دیگر این است که در مقابله با بنیادگرایی اسلامی‌می‌خواهند از همان اسلام استفاده کنند به جای اینکه به مردم بگویند که جای اسلام باید در مسجد باشد و مورد احترام نه اینکه در همه مسائل زندگی دخالت کند. این نکته را کشورهای غربی هم درک نکرده اند و فکر می‌کنند با فرستادن نیروی بیشتر این مسئله را حل کنند. این مسئله یک مسئله اجتماعی و فرهنگی است که در قالب اسلام ظاهر شده است.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_ViewPoints_Pakistan/1879237.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_ViewPoints_Pakistan/1879237.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 16 Nov 2009 13:25:09 +3500</pubDate>
            <category>دیدگاه‌ها</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/FF699D84-C9E5-4B37-AF9C-A58DFF9D81F0_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>لایحه هدف‌مند کردن یارانه‌ها همچنان بی‌سرانجام</title>
            <description>به رغم تصمیم های روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی، هنوز سرانجام ِ لایحه هدفمند کردن یارانه ها همچنان مبهم است. ناظران تصمیم رئیس مجلس شورای اسلامی برای ارجاع به کمیسیون ویژه را ناشی از فشارهایی دانستند که از سوی رهبر جمهوری اسلامی به مجلس وارد شده است.به رغم تصمیم های روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی، هنوز سرانجام ِ لایحه هدفمند کردن یارانه ها همچنان مبهم است. ناظران تصمیم رئیس مجلس شورای اسلامی برای ارجاع به کمیسیون ویژه را ناشی از فشارهایی دانستند که از سوی رهبر جمهوری اسلامی به مجلس وارد شده است. گفته های علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در نشست مشترک روز سه شنبه نیز این گمانه زنی را تایید می کند.  آقای لاریجانی روز سه شنبه گفت ولایت فقیه مرجعی است که می تواند مشکلات را حل کند.  روز چهارشنبه مجلس بار دیگر درباره این لایحه به بحث پرداخت. به رغم فشارهای دولت، نمایندگان با استناد به اصل ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی خواهان ثبت تمام منابع و هزینه ها در بودجه و آوردن ارقام مربوط به درآمد ناشی از هدفمند کردن یارانه ها در بودجه سالیانه شدند.         از علی دینی ترکمانی، کارشناس اقتصادی در تهران از دلیل اختلاف های دولت و مجلس بر سر لایحه هدفمند کردن یارانه ها  پرسیدیم:  علی دینی ترکمانی: مسئله اصلی که در ارتباط با این طرح وجود دارد، این است که آیا منابع درآمدی که از این راه ایجاد می شود به چه گونه ای جمع آوری شود. نمایندگان مجلس بر این پافشاری می کنند که این درآمدها تفاوتی با سایر درآمدهای دولت ندارد. به همین دلیل مصرند که این درآمد هم باید وارد خزانه بشود و هزینه کرد آن هم در چارچوب بودجه سالیانه که تنظیم می شود باید صورت بگیرد. دولت بر این اصرار دارد که صندوقی تحت عنوان صندوق هدفمندسازی یارانه ها وجود داشته باشد و این درآمدها آنجا واریز شود و دستش آزاد باشد به گونه ای که می خواهد آنها را هزینه کند.  آقای دینی ترکمانی معتقد است که هدف دولت این است که از این منابع درآمدی به گونه ای آزاد و به میل خود استفاده کند و از محدودیت های بودجه ای رها باشد. وی می افزاید: این درآمد، ناچیز نیست. از این رو مجلس انتظار دارد که این درآمد هم مانند سایر درآمدها هم در طرف درآمدی بودجه و هم در طرف هزینه ای بودجه وارد شود.  با توجه به نگرانی هایی که درباره پی‌آمدهای این لایحه مطرح است، و با توجه به اینکه به نظر می رسد مجلس به دلیل فشار از سوی نهادهای دیگر احتمالاً این لایحه را تصویب خواهد کرد، آیا می شود پیش بینی کرد که اصولاً اجرای این لایحه عملی است؟  چالشی که امروز وجود دارد، با وجود اهمیت آن، فرع بر مسئله است. آنچه مطرح است، این است که اساساً این لایحه با توجه به آسیب شناسی مشکلات اقتصاد ایران طرح شده یا نه. بحران ناکارآیی که در اقتصاد ایران وجود دارد و لایحه هم بر آن تاکید می کند، ناشی از قیمت های نادرستی است که بر اساس پرداخت یارانه ها شکل گرفته است. مثلاً بهای بنزین در بازار منطقه لیتری ۴۰۰ تومان است، در بازار جهانی لیتری هزار تومان است، درحالیکه در ایران لیتری صد تومان است.  به گفته آقای دینی ترکمانی این امر سبب مصرف بیش از اندازه بنزین، تخصیص غیربهینه منابع، خروج ارز و مشکلات دیگر می شود. به باور وی مشکل اقتصاد ایران و بحران ناکارآیی ریشه در سوء مدیریت بسیار شدید در اقتصاد ایران دارد: تا زمانی که این مسائل حل نشود، با رهاسازی قیمت ها نه تنها مشکل ناکارآیی که مشکلات دیگر مانند بالا بودن میزان مصرف انرژی در ایران هم حل نخواهد شد بلکه تشدید هم خواهد شد. اجرای چنین سیاستی می تواند میزان نارضایی اجتماعی را تشدید کند و هزینه های دولت را در کلیه بخش ها افزایش دهد و سبب ضربه زدن به بخش تولیدی شود.  آقای ترکمانی ضمن تردید در موثر بودن این درآمد در وضع خانواده های کم درآمد، شناسایی قشرهای کم درآمد جامعه را مشکل می داند و با اشاره به تبعیض های جنسیتی در برخی خانواده ها، وجود اعتیاد در میان بخشی از اقشار کم درآمد، با توجه به اینکه یارانه ها در اختیار سرپرست خانواده ها قرار می گیرد، مشکلاتی را در این زمینه پیش بینی می کند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1877927.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1877927.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 14 Nov 2009 11:35:16 +3500</pubDate>
            <category>مجله اقتصادی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/2D4DE2B6-B383-41F3-9457-493B01B26EC9_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>سعید پیوندی: می‌خواهند زن و مرد را برای نقش‌های اجتماعی متفاوت آماده کنند</title>
            <description>بار دیگر کتاب‌های درسی و بار دیگر طرحی برای جداسازی یا تالیف کتاب‌های ویژه درسی برای دختران و پسران؛ معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی اخیرا در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا گفته است: در نظر داريم برای دختران كه نيازها و علايق خاصي دارند، علاوه بر كتاب‌هایی که برای عموم دانش‌آموزان تاليف كرديم، كتاب‌های ويژه‌ای نيز تاليف كنيم.بار دیگر کتاب‌های درسی و بار دیگر طرحی برای جداسازی یا تالیف کتاب‌های ویژه درسی برای دختران و پسران؛ حجت‌الاسلام محی الدين بهرام محمديان، معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی اخیرا در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا  گفته است: در نظر داريم  برای دختران كه نيازها و علايق خاصي دارند، علاوه بر كتاب‌هایی که برای عموم دانش‌آموزان تاليف كرديم، كتاب‌های ويژه‌ای نيز تاليف كنيم.   او در توضیح این طرح گفته است: به عنوان مثال، دانش‌آموزان دختر در سن ۹سالگی به سن تكليف می‌رسند و از اين رو نياز به آموزش مسائل احكامی‌ويژه دارند كه بايد در اين زمينه برای خودشان كتاب مستقلی داشته باشند.  رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی گفته است، &#171;برداشت‌های نادرستی در اين زمينه ايجاد كرد كه آموزش و پرورش می‌خواهد كتب‌ درسی را &#171;دخترانه&#187; و &#171;پسرانه&#187; تاليف كند كه ما اين موضوع را همچنان به شدت، رد و تصريح مي‌كنيم كه چنين چيزی در دستور كار آموزش و پرورش نيست.&#187;  پیشتر علیرضا علی احمدی -زمانی که سرپرست این وزارتخانه بود- در همایشی تحت عنوان برنامه درسی ملی عنوان کرده بود که &#171;کتاب‌های درسی دختران و پسران باید به طور جداگانه و براساس نیازهای فردی آنان تنظیم و نگاشته شود.&#187; از همان زمان نگرانی‌های کارشناسان مستقل آموزشی برای تفکیک کتاب‌های درسی افزایش یافت.  سال گذشته علی ذوعلم مدیرکل دفتر برنامه‌‌ریزی و تالیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش به خبر ان لاین گفته بود: &#171;جداشدن کتاب‌ها هم به این معنی نیست که همه مطالب جدا شود. من قبلا مثال هم زده‌ام که مثلا در تعلیمات دینی، احکام شرعی دختران و پسران فرق می‌کند و آموزش دو کتاب، اصلا به این معنی نیست که دو محتوای مختلف تدریس شود. مثل نیازهای کودکان روستایی با کودکان شهری متفاوت است. همه این تفاوت‌ها را باید در نظر گرفت.&#187;  با وجود آنکه مقام‌های آموزش و پرورش &#171;تفکیک کتاب‌های درسی&#187; را رد می‌کنند اما حتی تالیف کتاب‌های ویژه برای دختران نیز&#160;  با واکنش‌های گسترده کارشناسان و تحلیل‌گران مستقل آموزشی روبه‌رو شد. واکنش‌هایی که با نگرانی به آینده چنین طرحی بیان می‌شدند؛ تفکیک جنسیتی بیشتر و بیشتر؟    دکتر سعید پیوندی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آموزشی  با اشاره به این طرح به رادیو فردا می‌گوید: &#171;تمام نظام‌های آموزشی جهان عکس این جریان حرکت می‌کنند. حتی در کشورهای اسلامی‌منطقه هم تلاش می‌شود در کتاب‌های درسی تفاوت میان دختر و پسر کم‌رنگ‌تر شود. یکی از اصلی‌ترین عناصر نابرابری در کتاب‌های درسی ایران، تبعیض دائمی‌ میان زن و مرد و دختر و پسر است که در همه کتاب‌های درسی به طور مشهود دیده می‌شود. در همه جا &#171;زن&#187; یک شخصیت &#171;فرودست&#187; است.   دکتر پیوندی بر این باور است که موضوع تفکیک کتاب‌های درسی دختران و پسران تنها به دلیل آموزش‌های ویژه جنسیتی برای دختران که نه سالگی را برای آن‌ها سن تکلیف شدن می‌دانند، نیست: &#171;به نظر من مسئله این است که می‌خواهند زن و مرد را برای نقش‌های اجتماعی متفاوت آماده کنند و برای همین می‌خواهند این آموزش با رنگ و بوی جنسیتی بیشتری مطرح شود که زن‌ها در آن نقش زنانه‌شان تثبیت شوند و مردها در نقش مردانه‌شان و این فرهنگ تبعیض و جدایی جنسیتی بیشتر جا بیافتد. برای اینکه احساس آنها این است که در جامعه ایران دخترها و پسرها کاملاً برخلاف آموزش‌هایی که دیده‌اند مانند دختر و پسر مدرن در همه جای جهان زندگی می‌کنند و این قواعد و هنجارهای سنتی را نمی‌پذیرند.&#187;  اما چگونه می‌شود استدلال کرد که آموزش همسان برای دختران و پسران و از بین بردن معنای تفاوت جنسیتی در آن‌ها می‌تواند از آن‌ها آد‌م‌های خوشبخت‌تری بسازد؟  سعید پیوندی می‌گوید: &#171;اگر به موقعیت زن در جهان نگاه کنیم، در یک قرن پیش زن در دانشگاه و زن تحصیل کرده نداشتیم، حتی در اروپا هم، در حوزه‌های علمی‌ و سیاسی و فرهنگی نیز زنان حضور چندانی نداشتند. ۱۲۰ سال پیش بود که اولین دختر دبیرستان را در فرانسه تمام کرد و اولین زنی که دانشگاه را تمام کرد حدود ۱۱۰ سال پیش بود. ولی امروز زنان نقش مهمی‌در زندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فرانسه و همه جای جهان از جمله ایران دارند. زن‌ها از خانه در آمده‌اند، از مادر بودن صرف و زن خانه‌دار بودن درآمده‌اند و تبدیل به یک انسان اجتماعی تمام عیار شده‌اند. رای می‌دهند، انتخاب می‌شوند، رئیس جمهوری می‌شوند، پزشک می‌شوند... بخش مهمی‌به خاطر نقشی است که نظام آموزشی در ایجاد این برابری ایفا کرده است.  دکتر پییوندی با اشاره به فاصله‌ای که میان موقعیت زن در دوره قاجار و اکنون در ایران وجود دارد، اظهار می‌دارد که این فاصله را نظام آموزشی پر کرده است.  و در پاسخ به اینکه چرا زنان با وجود همه مسائل تبعیض آمیز در ایران پیشرفت کرده‌اند، آقای پیوندی می‌گوید آموزش در ایران برای زن ایرانی به یک سکوی پرش تبدیل شد: &#171;آموزش معنایی فراتر از دیپلم گرفتن و مدرک گرفتن و یاد گرفتن پیدا کرد و به همین سبب زن‌های ایران بیش از جاهای دیگر در جهان در آموزش پیشرفت کردند. امروز حدود ۵۵ درصد دانشجویان در ایران دختر هستند. حدود یک سوم دانشجویان علمی‌و فنی ما را دختران تشکیل می‌دهند که در جهان یکی از بالاترین نسبت‌هاست.&#187;  آقای پیوندی اعتقاد دارد میل به پیشرفت، تثبیت و به رسمیت شناساندن خود در میان دختران و زنان ایران وجود دارد و می‌افزاید: آنچه دختر ایرانی می‌خواهد احترام به حوزه خصوصی، شخصیت اجتماعی و حقوق برابر اوست.  برنامه صدای دیگر را بشنوید:     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_OtherVoices/1873865.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_OtherVoices/1873865.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 12:50:55 +3500</pubDate>
            <category>صدای دیگر</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_OtherVoices/1873865.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/B2A4CAFB-D7AC-44A5-B376-DC1B72C2DB39_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>چه کسی جنبش سبز ایران را هدایت می کند؟</title>
            <description>&#171;چه کسی جنبش سبز ایران را هدایت می کند؟&#187; این عنوان مقاله ای است که در سایت اینترنتی نشریه &#171;فارین پالیسی&#187; انتشار یافته است. نویسنده این مقاله تحقیقی، مهدی خلجی، عضو ارشد موسسه مطالعات خاور نزدیک واشینگتن است. او در گفت و گوی ویژه ای با رادیو فردا نخست به این پرسش پاسخ می دهد که به نظر خودش چه فرد یا افرادی جنبش موسوم به جنبش سبز را در ایران هدایت می کنند؟&#171;چه کسی جنبش سبز ایران را هدایت می کند؟&#187; این عنوان مقاله ای است که در سایت اینترنتی نشریه &#171;فارین پالیسی&#187; انتشار یافته است.  نویسنده این مقاله تحقیقی، مهدی خلجی، عضو ارشد موسسه مطالعات خاور نزدیک واشینگتن است.  او در گفت و گوی ویژه ای با رادیو فردا نخست به این پرسش پاسخ می دهد که به نظر خودش چه فرد یا افرادی جنبش موسوم به جنبش سبز را در ایران هدایت می کنند؟   مهدی خلجی:  سخن اصلی این مقاله این است که حساب جنبش اخیر ایران و کسانی که در آن شراکت دارند را باید از حساب رهبران سه گانه آن، آقایان خاتمی، کروبی و موسوی جدا کرد. به دلیل اینکه در ماه های اخیر صحبت هایی به ویژه از سوی آقایان خاتمی و موسوی مطرح شده که باعث شده است بسیاری از کسانی که در درون این جنبش هستند خودشان را به اصطلاح جدای از این جنبش بدانند. وقتی آقای موسوی می گوید: &#171; جمهوری اسلامی- نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر&#187; و یا وقتی می گوید که &#171; باید به آرمان های امام خمینی برگردیم&#187; طبیعی است بسیاری از کسانی که در این جنبش شرکت دارند و اساسا با آرمان های آیت الله خمینی مشکل دارند، با قانون اساسی جمهوری اسلامی و حکومتی که بر اساس ایدئولوژی اسلام بنا نهاده شده مشکل دارند [خود را از جنبش جدا می دانند].  اگر به شعارهایی که در تظاهرات و توسط مردم داده می شد دقت کنید می بینید که این شعارها، قلب تپنده جمهوری اسلامی، یعنی ولایت فقیه را مورد آماج خود قرار داده است. در نتیجه من ناگزیر بودم در این مقاله مخصوصا برای خوانندگان غربی و تصمیم گیرندگان سیاسی بگویم که اگر شما از سخنان رهبران این جنبش مایوس شدید گمان نکنید که خود این جنبش و مردمانی که در آن شرکت می کنند مثل رهبرانشان می اندیشند. طبیعتا باید این تمایز را قائل شد. چون این تمایز واقعی  است و باعث می شود آن خوش گمانی که نسبت به این جنبش به وجود آمده بود در دنیای خارج از بین نرود.           در مورد میرحسین موسوی برخی از تحلیل گران می گویند او به صورت اتفاقی به این عرصه کشیده شده و ناچار به پیروی از معترضین شده است. آیا شما هم چنین نظری دارید؟    بله. من در همان مقاله هم گفته ام که آقای موسوی – به ویژه – رهبر اتفاقی این جنبش است. ایشان هیچ پیش بینی یا برنامه ریزی برای رهبری و راه اندازی این جنبش عمومی نکرده بود. در بیانیه شماره ۱۴ خودش هم به درستی تاکید می کند که رهبران این جنبش به واقع خود مردم‌اند. واقعیت این است که خواسته های سیاسی کسانی که می آیند در خیابان ها و ایثار و از خودگذشتگی می کنند، زندگی و جانشان را به مخاطره می اندازند، بسیار بالاتر از آن چیزی است که ما تا کنون از برخی از رهبران این جنبش شنیده ایم. همان طور که خود آقای موسوی هم گفت این در حقیقت مردم هستند که آقایان موسوی و خاتمی و کروبی را به دنبال خودشان می کشانند.  من در این مقاله مثالی زده ام. گفته ام به همین تظاهرات ۱۳ آبان که به تازگی انجام شد اگر دقت کنید می بینید که از مدت ها قبل مردم خودشان از طریق اینترنت و فیس بوک و تویتر، همدیگر را خبر می کردند. مردم تصمیم گرفته بودند برای روز ۱۳ آبان به خیابان بیایند. حتی آیت الله خامنه ای دو هفته پیش از آن هشدار داده بود که شعارهایی مثل مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل از لیست شعارها حذف شود. آقای جنتی هم باز از دو سه هفته پیش از آن هشدار داده بود. وقتی که کاملا مشخص شد که این تظاهرات انجام خواهد شد، چند روز قبل از تظاهرات آقای موسوی بیانیه ای صادر کرد و از مردم خواست در این تظاهرات شرکت کنند. بنابر این، این آقای موسوی نیست که این تظاهرات و جنبش را پیش می برد، بلکه این مردم هستند که دارند آن را پیش می برند. منتها این جنبش یک بحران رهبری دارد. که بحرانی بسیار جدی است و جنبش ناچار است در فقدان رهبری که نماینده طیف های مخلتف آنهاست، آقایان موسوی و کروبی و خاتمی را برای رهبری جنبش به رسمیت بشناسد.     آیا فکر می کنید که در شرایط کنونی جوانان و معترضین به انتخابات در صورت درخواست رهبران کنونی جنبش، دست از اعتراض بردارند؟    ببینید. همان طور که گفتم این جنبش در آغاز در اعتراض به نتایج انتخابات شکل گرفت. اما اکنون در مرحله ای است که خواسته هایش بسیار فراتر از مسئله تجدید برگزاری انتخابات است. یعنی اینکه با حوادثی که بعد از انتخابات شکل گرفت، یک رویارویی میان سپاه پاسداران و رهبری فرماندهی آیت الله خامنه ای از یک سو و مردم از سوی دیگر ایجاد شد. در حقیقت شکاف میان حکومت و مردم در بدترین وضعش در ۳۰ سال گذشته است. شما می دانید که در طول ۳۰ سال گذشته، پرچم آمریکا را روی زمین می انداختند و روی آن رژه می رفتند. برای نخستین بار است که اکنون عکس آیت الله خامنه ای را روی زمین می اندازند و روی آن راه می روند. خواسته ایی که الان مردم دارند خواسته ای بنیادی تر و برخاسته از خشم و نارضایتی عمیق تری است. که حتی با توافق و مصالحه رهبران این جنبش با رهبران جمهوری اسلامی به پایان نخواهد رسید.  من معتقدم که حتی اگر رهبران این جنبش مصالحه کنند، که من فکر نمی کنم مصالحه صورت بپذیرد، این جنبش به دلیل اینکه ریشه های بسیار عمیقی دارد و حاصل بی عدالتی ها و نارضایتی های انباشته شده ۳۰ ساله مردم است، متوقف نخواهد شد.     به عقیده شما این شکافی که به نظر می رسد میان مقامات نظام وجود دارد عمیق است ؟ و احتمال برطرف شدن آن وجود دارد یا خیر؟    من فکر می کنم در این میان دو مسئله وجود دارد. این اختلافاتی که میان مقامات سابق جمهوری اسلامی، یعنی آقایان کروبی و موسوی و خاتمی و مقامات کنونی هست، بسیار عمیق است. اتفاقی که در انتخابات گذشته افتاد یک اتفاقی بود که از چند ماه قبل توسط حکومت، برای تسویه حساب از سوی آقای خامنه ای با نسل اول انقلاب تدارک و برنامه ریزی شده بود.  آیت الله خامنه ای تصمیم گرفت خیالش را برای همیشه بابت آنها راحت کند. او از این پس قادر نیست با سیاستمداران نسل اول مثل آقای خاتمی، هاشمی و موسوی کار کند. این مسئله ای فراتر از جریان انتخابات است. در واقع انتخابات فقط نمود و تبلوری از شکاف میان نسل اول جمهوری اسلامی و نسل دست پرورده آیت الله خامنه ای بود.  از سویی این تضادها در درون حاکمیت هم وجود دارد. اگر به اردوگاه محافظه کاران نگاه کنید می بیند که آقای احمدی نژاد در مجلس مشکلات بسیاری دارد. برای پیشبرد برنامه های اقتصادی اش حتی برای رای گرفتن برای وزاری پیشنهادی اش در کابینه درگیر مجلس است و همان طور که آقای باهنر گفتند اگر دستور آیت الله خامنه ای نبود هفت یا هشت نفر از کسانی که به عنوان وزیر از سوی آقای احمدی نژاد به مجلس معرفی شده بودند رای نمی آوردند.  آقای احمدی نژاد و حتی آقای خامنه ای هم موقعیت استواری در میان محافظه کاران ندارد. همان طور که می دانید طرح آشتی ملی از سوی جریان موتلفه اسلامی هم از سوی آیت الله خامنه ای رد شده است. یعنی حتی موتلفه که جناح سابقه دار و محافظه کار در جمهوری اسلامی است، جایگاه پیشین خود را از دست داده است. از آن سو آیت الله خامنه ای هم بسیاری از حامیان سنتی خود را از دست داده است. در نتیجه در خود حکومت هم تزلزل وجود دارد. خود حکومت هم از قدرت کمتری برخوردار است.اما این به معنای این نیست که در آینده فشارها به روی این جنبش کمتر شود. یا اینکه حکومت مانعی برای اعمال خشونت علیه کسانی که در این جنبش فعال هستند فرا روی خود ببیند.     شما در مقاله تان همچنان اشاره کردید که اگر میرحسین موسوی در انتخابات ۲۲ خرداد ماه به ریاست جمهوری انتخاب می شد، احتمالا با نظام به چالش برنمی خواست. ممکن است توضیح دهید که بر چه اساسی چنین نظری را بیان کرده اید؟    ببینید. کسی که می پذیرد در جمهوری اسلامی با وجود نهاد ولایت فقیه و شورای نگهبان و مجلس خبرگان و سپاه پاسداران – و مجموعه نهادهایی که زیر نظر ولایت فقیه هستند- و در چنین سیستمی رئیس جمهور شود، طبیعتا می پذیرد که قدرت بسیار محدودتری هم داشته باشد. چون رئیس جمهور در ساختار کنونی جمهوری اسلامی، قدرت بسیاری ندارد. مخصوصا در زمینه سیاست خارجی. در واقع این رهبر است که سیاست خارجی را تعیین و اعمال می کند. بنابر این کسی که در چنین ساختاری رئیس جمهور می شود در بسیاری زمینه ها مثل مسائل نظامی و روابط خارجی دارای رای نیرومندی نیست. در نتیجه اگر آقای موسوی پذیرفته است که کاندید ریاست جمهوری شود اگر رئیس جمهور هم می شد طبعا چالش زیادی برای نظام جمهوری اسلامی ایجاد نمی کرد.  درست به همین دلیل بود که آیت الله خامنه ای از طریق شورای نگهبان، نامزدی ایشان را تایید کرد و پذیرفت که ایشان هم در انتخابات شرکت کند. البته من فکر می کنم که آقای موسوی بعد از انتخابات خیلی متفاوت تر از آقای موسوی قبل از انتخابات است. اما با این حال تصور می کنم که آقای موسوی خواستار براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. من تصور می کنم که آقای موسوی به آنچه می گوید صادق است که به آرمان های آیت الله خمینی و به ایدئولوژی اسلامی و قانون اساسی وفادار است.  اما مسئله اینجاست که نسل سوم جمهوری اسلامی که نیروهای اصلی این جنبش هستند و ما تصاویرشان را از تلویزیون ها و در کلیپ ها می بینیم و عکس هایشان را مشاهده می کنیم، سخنان و شعارهایشان را می شنویم، کسانی نیستند که بخواهند به دوره آیت الله خمینی برگردند. دوره ای که یک رهبر آن بالا می نشست و دستور می داد و همه ملت هم بایستی از او اطاعت می کردند. دوره ای که زندان های مخوفی داشت و صد نفر صد نفر به جوخه اعدام سپرده می شدند. دوره ای که بدترین نوع رابطه را با دنیای خارج داشتیم. من تصور نمی کنم که این نسل جدید با انگیزه های آقای موسوی در خیابان ها باشند اگر چه آقای موسوی الان نماد این جنبش است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Spec_Inter_KhalajiMehdi/1872967.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Spec_Inter_KhalajiMehdi/1872967.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:56:21 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Spec_Inter_KhalajiMehdi/1872967.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/57E5846B-3E66-43E6-9380-10AA9EE57DC1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>جنبش سبز؛ کنش و واکنش، زهر و پادزهر</title>
            <description>روز چهارشنبه همزمان با سی‌امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، بار دیگر و به رغم تهدیدها و هشدارهای نهادهای نظامی‌ مخالفان به خیابان‌ها آمدند. این بار دامنه اعتراض‌ها به‌شکل گسترده‌تری به شهرهای دیگر هم کشیده شد. ادامه اعتراض‌های مخالفان به نتایج انتخابات به رغم سرکوب آن، پرسش‌هایی را درباره آینده این جنبش و خواست‌های آن مطرح می‌کند. نظام جمهوری اسلامی‌ تا چه زمانی می‌تواند بدون عقب‌نشینی و با استفاده از سلاح خشونت، خواست‌های معترضان را نادیده بگیرد؟روز چهارشنبه همزمان با سی‌امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، بار دیگر و به رغم تهدیدها و هشدارهای نهادهای نظامی‌ و امنیتی، صدها هزار تن با شعارهای مخالف حکومت به خیابان‌ها آمدند. در جریان این اعتراض‌ها نیروهای نظامی‌ و امنیتی جمهوری اسلامی‌ با شدت و خشونت بیش از پیش معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. ناظران، ویژگی اعتراض‌های روز چهارشنبه را &#171;گستردگی ابعاد&#187; آن و &#171;کشیده شدن دامنه اعتراض‌ها به بسیاری از شهرهای دیگر&#187; ایران می‌دانند.   ببینید:  روایتی تصویری از اعتراض‌های ۱۳ آبان در شهرهای مختلف ایران   بشنوید:       ادامه اعتراض‌های مخالفان به نتایج انتخابات به رغم سرکوب آن، پرسش‌هایی را درباره آینده این جنبش و خواست‌های آن مطرح می‌کند. نظام جمهوری اسلامی‌ تا چه زمانی می‌تواند بدون عقب‌نشینی و با استفاده از سلاح خشونت، خواست‌های معترضان را نادیده بگیرد؟  بررسی این پرسش‌ها را در کانون برنامه دیدگاه‌های این هفته گذاشتیم، با علی اکبر معین فر، نخستین وزیر نفت پس از انقلاب و تحلیلگر سیاسی در تهران، مهرداد مشایخی، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی در واشنگتن و محمدجواد اکبرین، دین پژوه و تحلیلگر سیاسی در بیروت.  آقای معین فر در ارزیابی جنبش سبز می‌گوید: با تشدید سرکوب مخالفان، خواست‌های آنها نیز رادیکال‌تر می‌شود. امید اینکه این روند به صورت مسالمت آمیز پایان یابد، نیست.  آقای مشایخی در همین زمینه معتقد است که برنامه‌ریزان حکومت تلاش می‌کنند با اعمال خشونت بیشتر، جنبش را وادار به یک واکنش &#171;ناپخته و زودهنگام کنند و بهانه لازم را برای سرکوب‌های بیشتر برای خود فراهم کنند.&#187;  به گفته آقای مشایخی شکل نامتمرکز، پراکنده و شبکه ای جنبش &#171;پادزهری است برای این گونه حکومت‌ها و سیاست‌های سرکوب‌گرانه.&#187; وی می‌افزاید: &#171;این فرم جنبش برای فرسایشی کردن مبارزه مناسب است و می‌تواند از خشونت فاصله بگیرد ولی اینکه در درازمدت به همین شکل، جنبش بتواند ادامه دهد و رهبری آن به صورت فعلی شعارهای کلی و مبهم بدهد، می‌تواند بخش‌هایی از جنبش را ناامید کند و بخش‌های از آن را به سوی تاکتیک‌های خشن هدایت کند.&#187;  آقای اکبرین می‌گوید شرایط چنانست که حاکمیت نمی‌تواند به سرکوب کامل جنبش دست بزند. وی با اشاره به اینکه جنبش از تردید درباره خود فراتر رفته است و مردم بدون ترس و هراس هنوز به خیابانها می‌آیند و تعلق‌های آنها سبب نشده که خانه نشین شوند و سکوت کنند، می‌گوید: &#171;طبق آمار رسمی‌ تا همینک در پی اعتراض‌های ماه‌های گذشته، حدود چهارهزار نفر بازداشت و هشتاد تن کشته شده‌اند. چرا اینها مردم را نترسانده؟ اگر قرار بود ترس کارگر بشود، کار به اینجا نمی‌کشید... راه پیمایی ۱۳ آبان را نگاه کنید، سپاه مجبور شد در تمام شهرها دست به آماده باش بزند.&#187;  آقای معین فر در پاسخ به شکل رویارویی حکومت و جنبش می‌گوید: &#171;از درون جنبش ممکن است عناصری پیدا شود که خشونت پیشه کنند. هرچقدر بر فشار افزوده می‌شود، طرف مقابل در داخل جنبش، یا دست کم عده‌ای شعارهای تندتری می‌دهند. خواست‌های تندتری را مطرح می‌کنند. مگر اینکه در داخل دستگاه یک خردگرایی پیشه کنند و با حسابگری بیشتر بخواهند این جریان را به صورتی مصالحه کنند و بتواند در آینده جلوی برخوردهای شدید را بگیرد.&#187;     چه لزومی‌دارد که آقای خامنه ای با حمایت مطلق از تندروها، ادامه حیات سیاسی نظام را به خطر بیاندازد؟    مهرداد مشایخی: حکومت‌های دیکتاتوری معمولاً تحلیل‌های منطقی را &#171;منطقی&#187; نمی‌بینند. به خاطر اینکه منافع آنها درگیر است. معمولاً کار را به جایی می‌رسانند که پل‌های پشت سرشان همه خراب شده است. اگر آقای خامنه ای، احمدی نژاد و سپاه، که سه وجه این بلوک قدرت را تشکیل می‌دهند، راه‌هایی را دنبال می‌کردند و خشونت را نهادینه نمی‌کردند، امکان سازش‌هایی در سطح جنبش می‌بود.  به باور آقای مشایخی اکنون راه بازگشت برای بلوک قدرت بسیار دشوار شده است و جنبش اعتراضی به نظر نمی‌آید به کمتر از کنارگذاشته شدن راس‌های بلوک قدرت رضایت بدهد. وی معتقد است هرنوع مصالحه ای با جنبش حداقل &#171;کنار رفتن آقای احمدی نژاد و باز تعریف نقش آقای خامنه ای به یک سطح فرمالیته&#187; را می‌طلبد.         آقای اکبرین در پاسخ به این پرسش که آیا در شرایط کنونی امکان دارد ولی فقیه برای حفظ نظام، به بهانه ای آقای احمدی نژاد را قربانی کند و با معترضان وارد مذاکره شود، می‌گوید: &#171;اینکه آقای احمدی نژاد قربانی شود یا نه، دیگر مسئله نیست... بیست سال پیش وقتی آقای خامنه ای به رهبری رسید، در عرض دو سه سال اول رفتاری ناشی از خودکامگی پیشه ساخت. با گذشت زمان این خودکامگی بیشتر شده. مشکل آقای خامنه ای این است که ایشان دچار رویه اخلاقی استبداد شده است. البته تقصیری هم ندارد. ریشه بیماری در نظریه ولایت مطلقه فقیه است. اوضاع طوری شده که وقتی یک دانشجو به او اعتراض می‌کند، تبدیل به قهرمان می‌شود. بت ولایت مطلقه فقیه هم به لحاظ حقوقی و هم حقیقی (یعنی به لحاظ شخص آقای خامنه ای) شکسته. آن وضعیت و اقتدار، دیگر به آقای خامنه ای بر نمی‌گردد.&#187;  آقای اکبرین معتقد است به دلیل ویژگی تدریجی بودن جنبش نمی‌شود پیش‌بینی کرد که برخورد نظام با این جنبش چه پیامدهایی خواهد داشت.  آقای معین فر نیز با آقای اکبرین هم‌رای است که آنقدر خردگرایی در نظام موجود نیست که آقای خامنه ای به شکلی مشکل موجود را حل کند: &#171;اگر روز اول ایشان در انتخابات به آن شکل عمل نمی‌کردند و می‌گذاشتند که حتی آقای موسوی بیاید، ایشان را برای چهار سال بیمه می‌کرد، از خیلی از مشکلات نجات می‌یافت. ولی خودخواهی‌هایی نگذاشت. یا شاید جریان‌هایی از نظر اقتصادی و مالی در داخل حکومت گذشته که نباید یک آدم غریبه از نظر آن‌ها وارد شود و بخواهد دخالت کند و مسائل داخل را کشف کند. اگر آقای موسوی می‌آمد که بدتر از آقای خاتمی‌نمی‌کرد.&#187;  آقای معین فر معتقد است که با نزدیک شدن به شانزدهم آذرماه، بیست و دوم بهمن و دیگر روزهای تاریخی، این جنبش حالت یک توده بهمن را پیدا می‌کند که روزبه‌روز حرکت آن سریعتر و کوبنده‌تر خواهد شد. به باور وی مردم آمادگی این را ندارند که به خانه‌های خود بازگردند. آقای معین فر اظهار امیدواری می‌کند که جریان به خشونت بیشتر کشیده نشود زیرا با ضررهای بسیاری برای مردم همراه خواهد بود.  آقای مشایخی در همین زمینه اظهار عقیده می‌کند که جنبش سبز با گذشت پنج ماه به زودی با مسئله مهم رهبری سیاسی جنبش روبه‌رو خواهد بود. به باور وی در جناح حکومتی، حتی درون سپاه پاسداران نیز روز به روز حلقه &#171;خودی‌ها&#187; تنگ‌تر می‌شود. این تفرق به عقیده آقای مشایخی درون بیت رهبری، درون اصولگرایان و جناح رئیس دولت دهم عمیق تر خواهد شد و &#171;امکان تصمیم گیری و سیاست درست را از بلوک قدرت&#187; خواهد گرفت.  آقای اکبرین با اشاره به سخنان آقای مشایخی درباره رهبری جنبش، می‌گوید ویژگی &#171;عملکرد تدریجی&#187; رهبری جنبش، خود یک امتیاز است و سبب می‌شود که مردم کم کم آمادگی همراهی با جنبش را پیدا کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_ViewPoints_13Aban/1872854.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_ViewPoints_13Aban/1872854.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 09 Nov 2009 12:09:44 +3500</pubDate>
            <category>دیدگاه‌ها</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_ViewPoints_13Aban/1872854.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D432D74E-5DCD-4D57-8386-74974C1484C6_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>رشد اقتصادی در سال ۱۳۸۷؛ &#171;یک سوم پیش‌بینی‌ها&#187;</title>
            <description>بانک مرکزی جمهوری اسلامی گزارش تحولات ایران در سال ۱۳۸۷ را منتشر کرد. از عبدالحسین ساسان، استاد اقتصاد در دانشگاه اصفهان پرسیدیم براساس گزارش بانک مرکزی تولید ناخالص داخلی ایران به قیمت ثابت سال ۷۶ دو و هفت درصد رشد داشته است. تا چه اندازه این میزان رشد با میزان رشد پیش بینی شده در برنامه توسعه پنج ساله چهارم خوانایی دارد؟بانک مرکزی جمهوری اسلامی گزارش تحولات ایران در سال ۱۳۸۷ را منتشر کرد. از عبدالحسین ساسان، استاد اقتصاد در دانشگاه اصفهان پرسیدیم براساس گزارش بانک مرکزی تولید ناخالص داخلی ایران به قیمت ثابت سال ۷۶ دو و هفت درصد رشد داشته است. تا چه اندازه این میزان رشد با میزان رشد پیش بینی شده در برنامه توسعه پنج ساله چهارم خوانایی دارد؟  عبدالحسین ساسان: میانگین نرخ رشد در طول برنامه پنجم یک نرخ بسیار بالایی را پیش بینی کرده بود. که گزینه اول در صورت مساعد بودن شرایط بیش از هشت درصد و نرخ حداقل ضروری ۶ و سه دهم  درصد بود. به این ترتیب نرخ رشد عملکرد سال پیش کمتر از یک سوم نرخ رشد هدف گذاری شده بود. این نرخ رشد با افزایش جمعیت خنثی می شود و نتیجتاً می شود گفت در سال ۸۷ رشد ملموسی اتفاق نیافتاده است.        آقای ساسان با اشاره به کاهش رشد در بخش کشاورزی و منفی بودن نرخ رشد آن می گوید بخش کشاورزی از فرآیندهای گوناگونی رنج می برد و نتوانسته است پا به پای تکنولوژی های مدرن رشد کند و کارآیی و بهره وری آن هر روز کمتر شده است.  به باور آقای ساسان، ایران از امتیازات طبیعی بالایی برخوردار است اما با از  دست دادن کارآیی و بالارفتن هزینه های تولید، ادامه این وضع فاقد توجیه اقتصادی است، بهانه هایی نظیر سرمازدگی یا خشکسالی واقعی نیستند.  آقای ساسان نرخ بیکاری ۲۴ درصد را با دوران های رکود کشورهای صنعتی مقایسه می کند و می گوید آمارهای بیکاری به دلیل نوع تعریف از &#171;اشتغال&#187; در ایران چندان معتبر نیست و برای قیاس آنها باید آنها را همجنس کرد. به گفته وی از نظر تمثیلی نمی شود تعداد ۵۰ عدد گردو را نمی شود با ۶۰ عدد پرتقال جمع زد و آمارهای اشتغال ارائه شده نیز از یک جنس نیست.  &#171;آمارهای اشتغال در ایران شدیداً دچار کوچک نمایی هستند. اگر بیکاری پنهان را هم در تعریف وارد کنیم، حجم بیکاری بسیار بسیار گسترده تر است. از آن وخیم تر این است که اگر بهره وری نیروی کار را هم در تعریف وارد کنیم، وضع اشتغال بسیار بحرانی خواهد بود. این آمارها هیچکدام عمق واقعیت را نشان نمی دهد و مسئله بیکاری در ایران بسیار حاد است.&#187;   اقتصاد، ایران، آمریکا؛ ۳۰ سال پس از اشغال سفارت   چهارشنبه چهارم نوامبر همزمان بود با سی امین سالروز گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا در تهران؛ این رویداد، پیامدهای گوناگونی را در اقتصاد ایران پدیدار ساخت. دکتر فریدون خاوند، استاد اقتصاد در پاریس می گوید: &#171;این رویداد سبب شد رابطه ایران با بزرگ ترین قدرت اقتصادی جهان قطع شود. مهم تر از همه این است که آمریکا دارای بزرگترین نرخ واردات جهان است و ایران با این اقدام، خود را از بزرگترین بازار وارداتی جهان محروم کرد.&#187;     پیامدهای بلافاصله تیرگی روابط و قطع روابط اقتصادی ایران و آمریکا در معیشت روزمره مردم چیست؟    فریدون خاوند: وقتی ایران از یک بازار صادراتی مهم محروم می شود، امکان اینکه این بازار را جابجا کند و کالاهای صادراتی اش را به مناطق دیگر جهان منتقل کند، کار دشواری است. این رویداد سبب شد ایران از نظر صادرات نفتی اش هم مورد آسیب قرار بگیرد. تولید ایران در پیش از انقلاب چیزی حدود شش میلیون بشکه در روز بود که بخش بزرگی از آن به آمریکا سرازیر می شد که طبعاً بر زندگی روزمره و اقتصادی ایران تاثیر گذاشت. از دیگر تاثیرهای این مسئله این بود که قدرت پولی ایران تضعیف شد و ریال ایران تحت تاثیر این مسئله قرار گرفت. در عرصه هواپیمایی غیرنظامی، ایران به شدت از این وضعیت آسیب دید. ایران در پیامد این رویداد به دو شرکت بزرگ جهانی مانند بوئینگ و شرکت اروپایی ایرباس دسترسی ندارد. بوئینگ که شرکت آمریکایی است قابل درک است اما چون در تکنولوژی ایرباس هم مقدار زیادی از تکنولوژی آمریکایی دیده می شود، تحویل هواپیماهای ایرباس به شرکت های هوایی ایران هم غیرممکن شده است. محروم شدن ایران از یک بازار بزرگ صادراتی و تامین کننده بزرگ تکنولوژی و سرمایه در جهان هم بر بازار کار ایران به شدت تاثیر گذاشت و هم بر مقام و موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تاثیر گذاشت و قدرت چانه زنی ایران را در سطح جهانی به شدت کاست.     بسیاری از کارشناسان می گویند که تیرگی روابط دو کشور سبب محرومیت ایران از دریافت تکنولوژی و صنعت و فنآوری مدرن شد. تا چه اندازه این نظر درست است؟    ایران پیش از انقلاب مهم ترین کشور دریافت کننده سرمایه گذاری خارجی در منطقه بود. بین کشورهای جهان سوم هم در موقعیت بسیار ممتازی قرار داشت. یکی از تاثیرهای مستقیم این رویداد این بود که ایران از گردونه سرمایه گذاری خارجی بیرون شد و در حاشیه قرار گرفت و این مسئله سال به سال تشدید یافت. در حال حاضر هم اگر ایران را با کشورهای ترکیه و خلیج فارس مقایسه کنیم، ایران از نظر دریافت سرمایه گذاری خارجی در موقعیت بسیار حاشیه ای قرار گرفته است. در سی سال گذشته که اقتصاد به شدت جهانی شد و پیوند های تنگاتنگ بین اقتصادهای جهان افزایش یافت، ایران از دریافت تکنولوژی از بزرگترین تولید کننده و صادر کننده تکنولوژی مدرن جهان محروم شد. در عرصه های نفت و گاز هم ایران نتوانست به تکنولوژی ممتاز که شرکت های نفتی آمریکا در اختیار داشتند، دست پیدا کند. یکی از پیامدهای این رویداد آن است که ایران پس از سی سال دو میلیون بشکه در روز کمتر از میزان تولید خود در دوره پیش از انقلاب نفت تولید می کند. فرسایش و فرسودگی میدان های نفتی ایران همچنان ادامه دارد.     بسیاری از مقام های جمهوری اسلامی استدلال می کنند که اشغال سفارت آمریکا به ایران کمک کرد و ایران نیازی به اقتصاد آمریکا نداشته و ایران می تواند از تضادهای آمریکا با دیگر کشورهای سرمایه داری مانند اروپا و ژاپن بهره برداری کند. این پیش فرض تا چه اندازه پذیرفتنی است.    با بررسی کارنامه این سیاست در سی سال گذشته می بینیم که هرچند ایران توانست ارتباط خود را با کشورهای عضو اتحادیه اروپا حفظ کند، این کشورها بیشتر از بازار ایران استفاده کردند. قطع رابطه اقتصادی بین ایران و آمریکا قدرت چانه زنی ایران را در رابطه با دیگر قدرت های جهانی بشدت کاست. خیلی از کشورها از جمله قدرت های دست دوم تلاش کردند از انزوای ایران به سود منافع خود بهره برداری کنند و ایران را در تنگنا قرار دهند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1871734.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1871734.html</guid>            
            <pubDate>Sat, 07 Nov 2009 13:09:45 +3500</pubDate>
            <category>مجله اقتصادی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/E1FC0460-23FF-410F-98FB-DCB3CD426DAD_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;گروگان‌گیری: کودتا درون رژیم یا عمل تجاوزکارانه؟&#187;</title>
            <description>سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن دیپلمات‌های آن کشور به مدت ۴۴۴ روز بار دیگر نگاه‌ها را متوجه رویدادی ساخته است که آثار عمیقی بر عرصه سیاسی ایران، خاورمیانه و روابط ایران با کشورهای جهان و به‌ویژه ایالات متحده آمریکا گذاشت، روابطی که دولت‌مردان، سیاست‌پیشگان و تحلیل‌گران آن را &#171;بسیار نامطلوب&#187; توصیف می‌کنند.  سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن دیپلمات‌های آن کشور به مدت ۴۴۴ روز بار دیگر نگاه‌ها را متوجه رویدادی ساخته است که آثار عمیقی بر عرصه سیاسی ایران، خاورمیانه و روابط ایران با کشورهای جهان و به‌ویژه ایالات متحده آمریکا گذاشت، روابطی که دولت‌مردان، سیاست‌پیشگان و تحلیل‌گران آن را &#171;بسیار نامطلوب&#187; توصیف می‌کنند.    اظهار نظرهای کلیه شخصیت‌هایی که با رادیوفردا در این زمینه گفت‌وگو کرده‌اند را می‌توان در یک عبارت کوتاه خلاصه کرد: &#171;تاثیری منفی که به انزوای بی‌پایان ایران و به بی‌اعتباری ایرانیان در جهان انجامید&#187;.  گری سیک، استاد دانشگاه کلمبیا، که به هنگام انقلاب اسلامی در ایران یکی از اعضای شورای امنیت ملی کاخ سفید در دولت جیمی کارتر بود معتقد است که آیت‌الله روح‌الله خمینی به عمد ماجرای گروگان‌گیری را وسیله‌ای برای اعمال نفوذ در فصولی از قانون اساسی و رفراندوم برای جمهوری اسلامی قرار داد تا اساساً حکومت مذهبیون را در ایران بر سر کار آورد.   			 				  &#160;  					 ببینید:  					   							    ویدئوی دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با گروگان‌های آمریکایی     							 						    			 		گری سیک می‌گوید: &#171;هنگامی که بحران گروگان‌گیری توسط دانشجویان آغاز شد، دولت به جای تقبیح این عمل بر اساس قوانین بین‌المللی به دانشجویان پیوست و آن را به داستانی درازمدت تبدیل ساخت و از آن برای صف‌آرایی مردم در جهت برنامه‌های خود استفاده کرد و این امر بر پیچیدگی حل بحران افزود.&#187;   شهرام چوبین، پژوهشگر ایرانی‌تبار در موسسه کارنگی اندومنت، در مورد تاثیر سیاسی گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در ایران می‌گوید: &#171;گروگان‌گیری درواقع کودتایی در درون رژیم بود که طی آن عوامل تندرو توانستند میانه‌روها را به حاشیه برانند و امتیازهای جناحی را برای رادیکالیزه کردن انقلاب پی بگیرند.&#187;   آقای چوبین می‌گوید که خمینی جانب این تندروی را گرفت و اکنون این امر در ایران به صورت سنتی درآمده که امتیازها و منافع جناحی را برتر و بالاتر از منافع ملی قرار می‌دهد.   جعفر مدنی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و ایران، نظر دیگری را بر این دیدگاه‌ها اضافه می‌کند. او می‌گوید: &#171;گروگان‌گیری به هر دو کشور زیان زد، ولی بیشترین هزینه را ایران پرداخت که دچار انزوای شدید شد و همین انزوا از جمله سبب شد که صدام حسین را به فکر حمله به ایران بیاندازد و جنگ هشت‌ساله بخشی بود از هزینه انزوای ایران. گروگان‌گیری در عین حال ذهن ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها را مسموم کرد و به موقعیت جهانی ایران آسیب شدید زد. و به دلیل همین ضعف موقعیت بود که ایران نتوانست از عراق به دلیل این که جنگ را شروع کرده بود غرامت بگیرد.   ایلان برمن، معاون شورای آمريکایی سياست خارجی، سازمانی پژوهشی در واشینگتن، نیز گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی را مرحله مهمی در انحراف روابط ایران و آمریکا می‌داند. آقای برمن می‌گوید: &#171;با ظهور انقلاب اسلامی، ایران یک‌شبه از یکی از مهم‌ترین متحدان آمریکا به رژیمی تبدیل شد که به اعتراف خودش متعهد به انهدام ایالات متحده شد. اشغال سفارتخانه نقطه گسست دیرپا در روابط ایران و آمریکا بود و رژیم جدید در تهران در حرف و عمل به آمریکا نشان داد که در این گرایش تازه بسیار جدی است.&#187;   تاثیر انقلاب اسلامی و به‌ویژه ماجرای گروگان‌گیری ابعادی فراتر از روابط ایران و آمریکا داشت. خاورمیانه برای نخستین بار تولد حکومتی اسلامی را تجربه کرد که ابزارهای سیاسی را با ایدئولوژی دینی درآمیخت. دکتر شهرام چوبین در این زمینه می‌گوید: &#171;دو اتفاق مشخص رخ داد. یکی انزوای ایران در منطقه بود و از همین رو اندکی بعد صدام حسین به خاطر همین انزوای ایران، جنگ علیه ایران را به راه انداخت. دیگر این که در منطقه، زنگ خطر و بیم و هراس را به صدا در آورد و برخی تقلیدها را موجب شد. به عنوان نمونه، اشغال محل مقدسی چون مکه توسط عوامل تندرو سنی درست اندکی پس از آن روی داد و در پاکستان هم اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان تندرو را شاهد بودیم. بنابراین جمهوری اسلامی در منطقه مورد تقلید قرار گرفت و به عنوان یک نمونه معرفی شد.&#187;  آقای جعفر مدنی، تحلیلگر ایرانی، نیز بر رادیکالیزه شدن منطقه تاکید می‌کند:  گروگان‌گیری فضای سیاست را در ایران به‌شدت رادیکال کرد و چون سیاست با دین یکی شده بود، تصاویر تظاهرات این نیروهای دینی در کشورهای اسلامی منطقه تاثیر برق‌آسا داشت و الگویی شد برای نیروهای دینی و سیاسی در کشورهای عربی و اسلامی خاورمیانه که آن را تکرار کنند. دولت ایران هم برای این که از انزوا خارج شود و به نفوذ خودش در منطقه گسترش بدهد، صدور انقلاب اسلامی را به کشورهای منطقه در اولویت قرار داد. با گروه‌های شیعه در کشورهای منطقه ارتباط برقرار کرد و از آنها حمایت کرد که حزب‌الله لبنان موفق‌ترین نمونه آن است که می‌شود ذکر کرد. این عامل جدیدی شد در سیاست خاورمیانه که چهره منطقه را دگرگون کرده و به عنوان بنیادگرایی دینی به یکی از مسائل اساسی جهان تبدیل شده است.     گری سیک می‌گوید: &#171;اگر برآنیم به رابطه بین این دو کشور مهم دست بیابیم، اساساً ایران و آمریکا هردو باید با این موضوع کنار بیایند و از آن فراتر روند.&#187;   فوادالعجمی، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و کارشناس لبنانی‌تبار امور خاورمیانه، گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی را نقطه عطفی در فضای سیاسی منطقه می‌خواند و رویدادهای بعدی را نتیجه مستقیم این حادثه می‌داند:  اشغال افغانستان توسط شوروی در ماه دسامبر روی داد. ویرانی و رادیکالیزه شدن بیروت در دهه ۱۹۸۰ و رخدادهای دیگر جملگی حاصل این تغییر بودند. یک دهه افراطی به دنبالش آمد. جهان اسلام و عرب و همسایگان ایران در دهه ۱۹۸۰ دقیقه‌ای از صلح و آرامش برخوردار نبودند.   گری سیک، عضو پیشین شورای امنیت ملی کاخ سفید، می‌گوید:  این نخستین باری بود که ایالات متحده و بسیاری دیگر از کشورها به طور واقعی با نقش اسلام سیاسی در خاورمیانه آشنا شدند. این دو پدیده عرصه‌های تازه‌ای بودند که پیش از آن ناشناخته بودند، و البته تاثیر شگرف دیدن جوانان ریشویی که روزها پس از روزها با تکان دادن سلاح‌های خود شعار &#171;مرگ بر آمریکا&#187; را فریاد می‌کشیدند، اثرهای ماندگاری از شناخت و درک ایران بر جای نهاد. این امر در بسیاری دیگر از کشورهای جهان تاثیر مشابهی داشت. ایران به عنوان یک کشور متعصب و دیوانه معرفی شد، کشوری که نمی‌شود با آن ارتباط داشت و نمی‌توان به آن اطمینان کرد.   آقای سیک می‌افزاید که این تصویر ایران به عنوان کشوری متعصب و غیرقابل اطمینان تا امروز هم ادامه یافته و همچنان بر خاورمیانه، بر ایران و مطمئناً بر روابط ایران و آمریکا اثر می‌گذارد.    همچنان که گری سیک می‌گوید، تیرگی روابط ایران و آمریکا هنوز هم پس از گذشت سی سال پابرجاست و چشم‌اندازی هم از بهبود نسبی ندارد.   در این مورد شهرام چوبین می‌گوید که گروگان‌گیری موجب شکاف عظیمی بین دو کشور شد: &#171;ایالات متحده با کشورهای دیگری چون ویتنام جنگیده، با دولت‌هایی مانند چین و روسیه درگیری‌هایی داشته، ولی به باور من هیچ چیزی به اندازه رفتار تحقیرآمیز انقلابیون ایرانی با دیپلمات‌ها و شهروندان آمریکا بر روابط آن با ایران تاثیر منفی و سوء نداشته است.   آقای چوبین می‌گوید که این عمل همچنین چهره‌ای نامعقول و غیرمنطقی از ایران ارائه داد که نمی‌خواهد با قوانین بین‌المللی زندگی کند، و این مبنایی شد برای عبارت کشور عقب‌مانده که امروزه نیز در مورد ایران به کار برده می‌شود.   جعفر مدنی، تحلیلگر سیاسی، نیز عقیده مشابهی ابراز می‌کند:  سمی که با گروگان‌گیری ۴۴۴ روزه به روابط آمریکا و ایران وارد شد هنوز باقی است و همچنان توانسته جلو عادی شدن روابط دو کشور را بگیرد. به ویژه آن صحنه‌های بردن دیپلمات‌های آمریکایی با چشم‌های بسته به میان تظاهرکنندگان، وادار کردن آنها به لگد کردن پرچم آمریکا، سوزاندن هر روزه پرچم و نشان دادن اجساد سوخته سربازان آمریکایی در طبس، در تلویزیون ایران و سپس در تلویزیون‌های جهان، همه سبب شد که زخم عمیقی در روح آمریکا به وجود بیاید که به آسانی التیام پیدا نمی‌کند. ولی تجربه کشورهای دیگری که در شدیدترین جنگ‌ها با آمریکا بودند و امروز با هم دوست شده‌اند، مثل ویتنام و به‌ویژه ژاپن که نه تنها دوست است، بلکه متحد بسیار نزدیک آمریکا به شمار می‌آید، نشان می‌دهد که حتی با سخت‌ترین جنگ‌ها هم می‌توان روابط دوستانه برقرار کرد و به آینده نگاه کرد.   به گفته آقای گری سیک، عضو پیشین شورای امنیت ملی کاخ سفید، دانشجویانی که اکنون در کلاس‌های درس وی حاضر می‌شوند به هنگام روی کار آمدن جمهوری اسلامی و ماجرای گروگان‌گیری هنوز زاده نشده بودند. ولی آن مجموعه تصویرهای گروگان‌های آمریکایی از نسلی به نسل بعد انتقال یافته و دیدگاه جوانان از نتایج آن حادثه را شکل داده است. با این حال او می‌گوید که در مرحله‌ای، این فصل تاریک و تلخ در روابط دو ملت را باید پشت سر گذاشت.   آقای گری سیک می‌گوید: &#171;اگر برآنیم به رابطه بین این دو کشور مهم دست بیابیم، اساساً ایران و آمریکا هردو باید با این موضوع کنار بیایند و از آن فراتر روند.&#187;   ولی ایلان برمن عقیده دیگری دارد. او می‌گوید اهمیت تاریخی گروگان‌گیری اجازه نمی‌دهد احساس آن چه را که روی داده است به یک‌باره زدود. دکتر برمن می‌گوید: &#171;این عمل تجاوزکارانه بود، عملی از سوی بخشی از رژیم که هنوز در تهران بر سر کار است و نشان داده که علاقه‌ای به همکاری و دوستی با ایالات متحده ندارد و فکر می‌کنم این درسی است که بسیاری از آمریکاییان آن را خوب به خاطر سپرده‌اند. حتی اگر کادر رهبری فعلی بخواهد این مرحله را پشت سر بگذارد.&#187;  </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_13_aban_US_embassy_hostage_taking_scar/1869032.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_13_aban_US_embassy_hostage_taking_scar/1869032.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 04 Nov 2009 13:19:11 +3500</pubDate>
            <category>گزارش ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f2_Iran_13_aban_US_embassy_hostage_taking_scar/1869032.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/F4D3264B-9F85-4DF2-819A-DD51FF1D061E_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;دوربین برای مصور کردن حوادث انتخاباتی ناتوان است&#187;</title>
            <description>در روزهای گذشته، ویدیویی روی سایت یوتیوب و فیس‌بوک به نمایش درآمد که به‌سرعت با استقبال کاربران این دو سایت روبه‌رو شد. در این ویدیو با استفاده از نقاشی‌های دیجیتالی، ماجراهای پس از انتخابات ایران، موسوم به جنبش سبز، روایت شده است از قتل‌ها تا زندان و کهریزک و شعارهای شبانه و تجاوز و غیره ....         در روزهای گذشته، ویدیویی روی سایت یوتیوب و فیس بوک به نمایش درآمد که به سرعت با استقبال کاربران این دو سایت روبه‌رو شد. در این ویدیو با استفاده از نقاشی‌های دیجیتالی، ماجراهای پس از انتخابات ایران، موسوم به جنبش سبز، روایت شده است از قتل‌ها تا زندان و کهریزک و شعارهای شبانه و تجاوز و غیره ....  خالق این اثر سهیل توکلی، هنرمند ۴۱ ساله ایرانی ساکن نیویورک است که در این برنامه میهمان جنگ فرهنگی این هفته است.            رادیو فردا:&#160;   آقای توکلی، برای ما درباره سابقه تحصیلی و هنری خودتان توضیح دهید.     سهیل توکلی:  من فارغ‌التحصیل رشته معماری از دانشگاه شهید بهشتی تهران هستم و پنج سال است که به آمریکا مهاجرت کرده‌ام. در حال حاضر در شهر نیویورک زندگی می‌کنم.  نقاشی در طول چند ماه گذشته تبدیل به بزرگترین دغدغه من شده است. دقیقاً از روزهایی که اتفاقات اخیر پس از انتخابات شروع شد. می‌شود گفت خیلی جدی‌تر روی نقاشی کار می‌کنم. احساس می‌کنم می‌توانم پیامی را با هنر نقاشی انتقال دهم به صورتی که می‌شود گفت من دارم به نوعی اتفاقات اخیر ایران را مصور می‌کنم.     ویدیویی از نقاشی‌های دیجیتالی شما روی سایت فیس بوک و یوتیوب گذاشته شده که در مدت بسیار کوتاهی مورد توجه کاربران این دو سایت، چه در داخل و چه در خارج از ایران، قرار گرفت. ویدیویی از نقاشی‌های دیجیتالی با رنگ های بسیار شاد و چشم‌نواز و با بهره‌گیری از هنر گرافیک که در آن وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری را تعریف می‌کنید.     			 				  &#160;  					          					 سهیل توکلی می‌گوید که هدفش از این کار فقط اطلاع‌رسانی و مصور کردن تاریخی است که اتفاق افتاده است. چرا که برای به تصویر کشیدن اتفاقات اخیر دوربین عکاسی ناتوان است   			 		اولاً بسیار خوشحالم از این صحبتی که شما می‌فرمایید و اینکه کار من توانسته است در این مدت زمان کوتاه مخاطب داشته باشد. انعکاس آن را در فیس بوک و یوتیوب هم دیدم.  این نقاشی‌ها از اول قرار نبود که تبدیل به ویدیو شوند. به صورت خودجوش شروع شد. من دیدم که بایستی این اتفاقات مصور شوند. وقتی هم نیست که بخواهم روی کنواس و با رنگ و روغن کارشان کنم.  از آنجایی که امکان کار کردن با موس کامپیوتر و نقاشی را داشتم، توانستم تمام این تصاویر را دانه دانه مصور کنم.   یک روز دیدم که جا دارد که ویدیوشان کنم. اگر چه روی این مجموعه هنوز هم باید کار کرد. هیچوقت این مجموعه تمام نمی‌شود. من همچنان کار می‌کنم و ویدیوی بعدی را در مدت زمان دیگری ارائه خواهم داد.  هدف از این کار فقط اطلاع‌رسانی و مصور کردن تاریخی است که اتفاق افتاده است. وقتی در اتفاقات اخیر می‌بینم که دوربین عکاسی ناتوان است،‌ و نمی‌شود از این حوادث عکس گرفت در این صورت باید نقاشی از نو اهمیت خودش را پیدا کند.     مثل تصاویری که خود شما در همین کار دیجیتالی اخیر که به صورت ویدیو درآمده است از اتفاقات اخیر کهریزک خلق کرده‌اید؟    بله. فرض کنید که چند تا از نقاشی‌ها در اتاقی تصویر شده که تجاوز در آن صورت گرفته است. مسلم است که توی آن اتاق‌ها هیچوقت دوربینی کار گذاشته نشده که بشود تصاویر این اتفاقات تلخ را فیلمبرداری کرد. وظیفه نقاش این است که این امر را تسهیل کند.         سهیل توکلی در حال کار بر یکی از نقاشی‌هایی که با الهام از رخدادهای پس از انتخابات خلق کرده است      نکته‌ای در این ویدیو وجود دارد که خیلی نظرها را جلب می‌کند. آن هم این است که علیرغم اینکه شما دارید از وقایع تلخی صحبت می‌کنید ولی از رنگ‌های شاد و خیلی امیدوارکننده استفاده می‌کنید. چرا از رنگ‌های تیره و دلگیر در این نقاشی‌ها استفاده نکرده‌اید؟    این نقاشی دو هدف را دنبال می‌کند. هدف اول انرژی دادن به بچه‌های معترض داخل خیابان است که واقعاً تحرک دارند. همه چیزشان را در این میان مایه گذاشتند. از جانشان گذشتند. این ویدیو اثر خودش را روی بچه‌ها می‌گذارد.  طبعاً وقتی این جوانان معترض ویدیو را ببینند احساس خوبی خواهند داشت. هدف دومم ایجاد انگیزه برای کسانی است که در این جنبش سبز وارد نشده‌اند. من با ایجاد امید می‌خواهم بگویم که این جریان متعلق به همه ماست. نباید از ورود به آن ترسید. القای این دو حس به شوق نیاز دارد. من اساساً هیچ الزامی نمی‌دیدم که از رنگ‌های کشته در این ویدیو استفاده کنم.     آقای توکلی شما دو تا پروژه معماری هم در گذشته کار کردید. نخست پروژه مقبره شاملو بود که آیدا، همسر شاملو، هم در جریان این امر قرار داشت و در آن زمان در مطبوعات ایران و همزمان با مرگ شاملو منعکس شد. اما بعد از آن مسکوت ماند. بعد از آن پروژه‌ای است که اخیراً به یاد کشته شدگان جریانات اخیر و جنبش سبز انجام داده‌اید و گویا هنوز هم بر روی آن کار می‌کنید؟    بله. پروژه آرامگاه شاملو یا به عبارتی یادواره بزرگان ایران از اول به این شکل شروع شد که من در زمان حیات شاملو به یاد این شاعر آزادی و اسطوره بزرگی&#160; که هنوز هم در زمان ما زنده است،‌ این کار را شروع کردم و این آرامگاه را طراحی کردم.  ولی از آن جهت که مبانی طراحی این آرامگاه را اشعار شاملو قرار دادم. اشعار شاملو توجه مرا از کف به ارتفاع و به سمتی هدایت کرد که من به فکر طراحی مجتمعی به عنوان آرامگاه بیافتم که در نهایت منجر به طراحی هزار قطعه قبر شد.  هزار قطعه آرامگاه که حتی تا این اواخر هم نمی‌دانستم این قطعات مال کیست. خانم آیدا به من گفتند که این قطعات را تقدیم به بزرگان تمام دنیا کنم و این پروژه را بین‌المللی کنم. من هنوز هم تکلیفم را نمی‌دانستم اما خیال کردم پروژه جالبی است که می‌شود به تمام دنیا تعمیمش داد. در واقع شاملو، شاعر فارسی زبان، را یک شاعر بین‌المللی و جهانی ببینیم.  وقتی با این اتفاقات اخیر روبه‌رو شدم جایگاه آن هزار قبر را پیدا کردم. این دو پروژه تبدیل به یک پروژه شد. شکل دیگری به خود گرفت و رنگ و بوی تازه‌ای پیدا کرد. از پروژه شاملو چیزی کاسته نخواهد شد.  این در واقع همان پروژه‌ای است که احمد شاملو در زمان حیاتش در خانه‌شان دید و ماکت آن شش ماه در خانه‌اش ماند. فقط این پروژه به یادواره شاعر بزرگ آزادی ایران و شهدای آزادی ایران تبدیل خواهد شد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Soheil_Tavakoli_IV_Jonge_Farhangi_08Aban/1868168.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Soheil_Tavakoli_IV_Jonge_Farhangi_08Aban/1868168.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 03 Nov 2009 15:09:40 +3500</pubDate>
            <category>جنگ فرهنگی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Soheil_Tavakoli_IV_Jonge_Farhangi_08Aban/1868168.html#relatedInfoContainer</comments>
                        
        </item>

        <item>
            <title>غنی‌سازی یا اعتمادسازی؟</title>
            <description>در ادامه کشمکش ها بر سر برنامه هسته ای ایران، دولت جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه پاسخ خود را به پیشنهادها و توافق‌هایی که هفته گذشته میان ایران و کشورهای روسیه، آمریکا و فرانسه شده بود، به طور شفاهی به این کشورها اعلام کرد. به گزارش رسانه‌های جهان ایران خواهان تغییراتی در توافق انجام شده با این کشورها شده است.در ادامه کشمکش ها بر سر برنامه هسته ای ایران، دولت جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه پاسخ خود را به پیشنهادها و توافق هایی که هفته گذشته میان ایران و کشورهای روسیه، آمریکا و فرانسه شده بود، به طور شفاهی به این کشورها اعلام کرد. به گزارش رسانه های جهان ایران خواهان تغییراتی در توافق انجام شده با این کشورها شده است.   در اولین دور مذاکرات وین پیرامون تامین سوخت رآکتور تهران که هفته پیش در این شهر برگزار شد، جمهوری اسلامی پذیرفته بود که حدود هفتاد و پنج درصد از یک و نیم تن اورانیوم کم غنی شده خود را برای غنی سازی بیشتر به روسیه بفرستد و در پایان سوخت اتمی خود را از فرانسه تحویل بگیرد.   اکنون گفته می شود که ایران مایل به تحویل همه اورانیوم کم غنی شده خود یک جا به روسیه نیست، بلکه مایل است آنرا مرحله به مرحله و پس از دریافت اورانیوم غنی شده در یک مرحله به روسیه تحویل دهد.   هنوز واکنش نهایی این سه کشور به ایران روشن نیست. اما سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت ما احتیاج به روشن شدن موضوع و دریافت پاسخ رسمی ایران داریم.   محمود احمدی نژاد هم روز پنجشنبه در مشهد از این توافقنامه دفاع کرد و گفت شرایط برای همکاری های هسته ای در سطح بین الملل فراهم شده است. آقای احمدی نژاد اما همزمان گفت ایران راه خود را ادامه می دهد و &#171;سر سوزنی هم از حقوق قطعی ملت ایران عقب نشینی نخواهد کرد.&#187;  اما به رغم دفاع آقای احمدی نژاد از این توافق، شماری از مقامات و شخصیت های ایران از جمله محمدرضا باهنر، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و رضا امراللهی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران و میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری اسلامی از آن انتقاد کردند.   در برنامه دیدگاه های این هفته به همراه آقایان  هوشنگ امیراحمدی ، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی در نیوجرسی،  مجید محمدی ، تحلیلگر سیاسی در نیویورک و  سعید رضوی فقیه ، تحلیلگر سیاسی در تهران به بحث درباره گفت‌وگوهای ایران و کشورهای غربی درباره برنامه هسته ای، می پردازیم.         آقای امیراحمدی با اشاره به این نکته که تحویل اورانیوم به کشورهای غرب برای غنی سازی بیشتر اساساً پیشنهاد ایران بود اما هرگز درباره جزییات آن بحث نشده بود می گوید ایران طبعاً خواهان تضمین در جریان این مبادله است و درصورتی که تضمین های لازم به ایران داده نشود، ایران ترجیح می دهد اورانیوم را در محموله های کوچکتر به غرب تحویل دهد.   آقای امیراحمدی می افزاید: بحث اکنون میان ایران و آمریکا غنی سازی نیست بلکه اعتماد سازی است... نکته دیگر اینست که در ایران اینکه با آمریکا حرف نمی زنیم کم کم تبدیل شده است به اینکه جز با آمریکا با کسی حرف نمی زنیم.   آقای محمدی می گوید به اندازه آقای امیراحمدی به این جریان خوشبین نیست گرچه با وی همراه است که هر دو طرف مذاکره خواهان حل مسئله از راه گفت‌وگو هستند. اما به باور آقای محمدی مشکل در جزییات کار است که تعیین کننده خواهد بود: در شکل کنونی ماجرا به سمتی پیش می رود که امکان رسیدن به بن بست وجود دارد. شرایط به گونه ای است که برداشت می شود ایران به دنبال وقت کشی است تا بتواند با فرصت بیشتر با دستیبابی به امکانات بیشتر با دست قوی تر وارد مذاکرات بعدی شود.  آقای رضوی فقیه با اشاره به اختلاف نظر موجود در میان مقام های ایران بر سر مذاکرات هسته ای می گوید به طور طبیعی در یک نظام می تواند اختلاف نظرهایی میان مقام ها وجود داشته باشد. از سوی دیگر به باور وی این اختلاف نظرها یا بیان آنها می تواند تاکتیکی باشد. وی می افزاید: &#171;برای اینکه این موضع آقای احمدی نژاد یا بعضی نزدیکان او، ضعف در برابر آمریکا و شیفتگی برای برقراری مجدد رابطه تعبیر نشود، عناصر دیگری از حکومت بیایند و موضع مخالفی در این زمینه اتخاذ کنند و با طرح مسئله تصمیم گیری نهایی در این زمینه توسط رهبری، صورت مسئله را به شکل دیگری تغییر دهند تا آمریکایی ها آماده برداشتن گام های جدی تری برای تقویت موضع اول بشوند... اگر تا به حال ایرانی ها بازی سیاسی فشرده ای پیش می بردند که بتوانند پروژه هسته ای خود را جلو ببرند، امروز دارند بازی هسته ای می کند که پروژه سیاسی خود را پیش ببرند.&#187;  آقای رضوی فقیه بر این باور است که مسئله هسته ای ایران برای حکومت هدف نیست بلکه وسیله ای است برای اینکه ایران بتواند به جایگاهی برتر در نظام جهانی دست یابد.    ‍پنج سال کشمکش    رادیو فردا:  آقای امیراحمدی، بحث هسته ای ایران بیش از پنج سال است که مطرح بوده، به گفته شما پیشنهاد ایران موردی بوده که توانسته غرب را راضی کند که بر سر این پیشنهاد به بحث بنشیند. آیا هم غرب و هم ایران در مواضع شان عقب نشینی کرده اند؟  &#171;یک وقتی بود که آقای بوش می گفت ایران حق ندارد حتی دانش غنی سازی داشته باشد. بعد موضع عوض شد و گفت دانش را جلویش را نمی توانیم بگیریم ولی باید جلوی غنی سازی را بگیریم. بعد دیدند این هم نمی شود گفتند ایران می تواند غنی سازی کند اما باید در یک مقطعی منجمد کند و همانجا بماند تا با آن حرف بزنیم. بعد به این نتیجه رسیدند که می شود همزمان با ادامه غنی سازی هم مذاکره کرد. بعد گفتند مسئله ما غنی سازی نیست، بمب سازی است. علتش هم روشن است، دیدند راهی ندارند. در رابطه ایران و آمریکا نه جنگ و نه صلح به نفع هیچکدام نیست. فقط به نفع جمهوری اسلامی است. اینها با جمهوری اسلامی نمی توانند به جنگ برسند، بنابراین تنها راهی که برای دولت اوباما مانده است، صلح با ایران است.&#187;  آقای امیراحمدی معتقد است تهران هم دچار مشکلات بسیاری است. مسائل بعد از انتخابات و مسائل اقتصادی کشور فشارهای زیادی روی ایران گذاشته است و ایران نمی تواند بیش از این تحمل تحریم های بیشتر را بکند.   رادیو فردا: آقای محمدی، آیا شما این چشم انداز را می بینید که در ایران این توافق انجام شده، نهایی شود و به عنوان موضع تمام جناح های حکومتی ایران به طور یگانه عرضه شود؟  هوشنگ امیر احمدی: &#171;در دوره آقای خاتمی بحث بر سر این بود که باید با غرب اعتماد سازی کرد، حتی به قیمت توقف غنی سازی. ولی موضع اقتدارگراها این بود که باید غنی سازی کرد به هرقیمت. الان یک نوع همگرایی در داخل کشور ظاهراً مشاهده می شود. هم اصلاح طلب ها و هم دولت آقای احمدی نژاد دنبال اعتمادسازی هستند.&#187;   آقای محمدی بر این باور است که تحولات سیاسی داخل کشور سبب تغییر مواضع نظام شده است. به باور وی به دلیل اینکه دولت ایران در شرایط کنونی نمی تواند در چند جبهه بجنگد و ماجرای جنبش سبز هنوز پایان نیافته است، به دنبال این است که در صحنه بین المللی تاحدودی از تنش ها بکاهد.   آقای محمدی می افزاید: &#171;دولت ایران الان نه قدرت تحمل حمله نظامی رادارد و نه تحریم های بیشتر. به همین دلیل موضع اعتمادسازی در برابر موضع غنی سازی به هر قیمت، جای خود را در میان حکومتی ها پیدا کرده و مواضعی هم که در میان اقتدارگراها در مخالفت با وجوهی از مذاکرات مشاهده می شود، بیشتر مصرف سیاسی داخلی دارد در رقابت میان گروه های اقتدارگرا.&#187;   ایران، حقوق بشر و برنامه هسته‌ای   آقای رضوی فقیه در برابر این پرسش که پیوند میان مسائل مربوط به حقوق بشر و مذاکرات هسته ای ایران در ایران چگونه ارزیابی می شود می گوید چشم داشتن به دولت های غربی در زمینه مسائل حقوق بشر و دموکراسی و توسعه سیاسی در ایران ساده انگاری وساده لوحی است زیرا به باور وی در مناسبات جهانی منافع ملی، نظامی و اقتصادی بر مسائل دیگر اولویت دارند.   &#171;به گمان من کشورهای غرب به مقوله حقوق بشر و دموکراسی همیشه به عنوان ابزاری برای پیگیری منافع اقتصادی و سیاسی خود نگاه می کردند. بهترین دلیل اینست که آمریکا و دولت های اروپایی با کشورهایی مانند عربستان، اردن، مصر حتی اخیراً لیبی به رغم اینکه نقض حقوق بشر در آن ها به مراتب بدتر است و فضای سیاسی به مراتب بسته تر است، روابط خیلی خوبی دارند. بنابراین ساده لوحی است که چشم به کمک دولت های غربی برای پیشبرد پروژه حقوق بشر و دموکراسی در ایران بدوزیم... به گمان من تصمیمهای حکومت ایران در زمینه سیاست خارجی، رابطه با آمریکا و مسئله هسته ای فراتر از درگیری ها و تنش های داخلی در ارتباط با نتیجه انتخابات پیش خواهد رفت.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_NUC_Talks_ViewPoints/1867379.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_NUC_Talks_ViewPoints/1867379.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 02 Nov 2009 17:53:49 +3500</pubDate>
            <category>دیدگاه‌ها</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/76D180EF-709A-4E11-AB41-57B5AB9F8B97_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>بورس نفت در کیش؛ &#171;اجرای طرحی به قدمت ۲۰ سال&#187;</title>
            <description>روز سه شنبه بازار بورس معاملات محصولات نفتی و فرآورده های پتروشیمی در جزیره کیش به دست وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی ایران گشایش یافت.روز سه شنبه بازار بورس معاملات محصولات نفتی و فرآورده های پتروشیمی در جزیره کیش به دست وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی ایران گشایش یافت.   علیرضا احمدی، روزنامه نگار و تحلیلگر اقتصادی در تهران درباره اهمیت این بازار برای اقتصاد ایران و با اشاره به منابع عظیم نفت و گاز ایران به رادیو فردا می گوید: &#171;ایران قاعدتاً باید خیلی زودتر از اینها این بورس را راه اندازی می کرد. نزدیک به بیست سال از ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی که این ایده مطرح شد، می گذرد. متاسفانه این تاخیر بسیار زیاد باعث شد که بورس بین المللی نفت دوحه در قطر رونق بیشتری داشته باشد.&#187;   آقای احمدی با این همه معتقد است چنانچه افراد کاردان و حرفه ای به مدیریت بورس نفت کیش گمارده شوند، می تواند جای بورس دوحه قطر را بگیرد. وی همچنین توضیح می دهد که بیش از چهل گونه فرآورده نفتی در قالب بیش از ١٣٠ نوع کالا در هشت گروه کالایی معامله خواهد شد. مانند انواع قیر، روغن تایی و پارافین واکس، نفت های سنگین و سبک، کربن بلک، گازهای بوتان، آرگون و گاز پروپان، پی وی سی، اسید کلریدریچ و پلی کربنات.  چه کسانی قرار است به عنوان خریدار به این بازار مراجعه کنند؟  علیرضا احمدی: &#171;محدودیتی برای خریداران وجود ندارد. افراد حقیقی و حقوقی و صاحبان صنایع پتروشیمی، صنایع شیمیایی، صنایع فرآوری مواد نفتی و گاز طبیعی عمده ترین خریداران این بازار هستند. بورس نفت یک مزیت دیگر هم دارد و آن اینست که بساط رانت بازی و رانت خواری و بازار سیاه در بسیاری از محصولات نفتی را که سالیانه صدها میلیارد تومان به جیب دلالان و واسطه ها سرازیر می کرد، از بین خواهد برد و باعث شفافیت در فرآیند و فراگرد معاملات نفتی پتروشیمی و محصولات مرتبط خواهد شد.&#187;   آقای احمدی پیش بینی می کنند که خریداران خارجی هم برای تهیه مواد مورد نیاز خود به این بازار بین المللی مراجعه کنند و می افزاید دلیل اینکه این بورس را در کیش راه انداخته اند این است که این جزیره یک منطقه آزاد و معاف از مالیات است.          بخش بررسی مسائل اسلامی در موسسه جینز بریتانیا روز سه شنبه مقاله ای درباره بنادر و مناطق آزاد تجاری در جمهوری اسلامی منتشر کرد که در آن به بررسی جایگاه اقتصادی این مناطق آزاد پرداخته است. آلکس وطن خواه، نویسنده این مقاله در گفت و گو با رادیو فردا سیاسی شدن اقتصاد در ایران را دلیل ناکامی مناطق آزاد تجاری می داند: &#171;مدیریت اقتصادی این مناطق در دست کسانی بوده که خیلی وقت ها برنامه ها و هدفهای سیاسی داشتند و این برنامه ها جلوی پیشرفت مناطق را گرفته است. آقای رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود کوشش می کرد اقتصاد ایران را به اقتصاد منطقه ای و جهانی وصل کند.&#187;   آقای وطن خواه با اشاره به شکست آقای رفسنجانی و خاتمی در این راه می گوید دیدگاه های اقتصادی آقای احمدی نژاد فرق می کند چون از یک ابزار سیاسی در این راه استفاده می کند. به گفته وی مسئولان بندرهای آزاد غالباً از دیدگاه سیاسی به مسائل نگاه می کنند زیرا اگر نگاه به این مسائل از زاویه اقتصادی بود، در این بیست سال موفقیت هایی به دست می آمد.   آقای وطن خواه بر این باور است که کوشش های رفسنجانی و خاتمی ضمن شباهت ها، تفاوتهایی نیز داشت. در دوران خاتمی مشکل عمده با سپاه پاسداران بود که با آغاز دوران ریاست جمهوری وی، سپاه در حوزه سیاسی و اقتصادی قدرت بیشتری یافته بود.      بیشتر بخوانید:  گفت‌وگوی ویژه رادیو فردا در همین مورد با آلکس وطن خواه     بسیاری از کارشناسان اقتصادی جهان، افزایش بیکاری را بزرگترین چالش اقتصادی نه تنها در اروپا بلکه در سراسر جهان می دانند. اگرچه برآوردهای اولیه حاکی از به حرکت افتادن بسیار آهسته اقتصاد جهان پس از بحران عمیق دوسال گذشته است، هستند بسیاری از اقتصاد دانان جهان که معتقدند از پایان بحران سخن گفتن هنوز زود است.   سیروس بینا، استاد رشته اقتصاد در دانشگاه مینه سوتا در آمریکا یکی از کسانی است که به پایان بحران بسیار با تردید نگاه می کند.    سیروس بینا:  بحث کلی این است که گو اینکه بازار بورس ظاهراً کار می کند، من فکر می کنم که این به صورت خیلی موقتی است و بحران اساس کلی اش را نشان نداده است و این مسئله ادامه خواهد داشت.   چه نشانه های دیگری لازم است که بر اساس آن بگوییم بحران به اوج خود رسیده است؟  &#171;نشانه های لازم این نیست که فقط بازار بورس بالا برود. نشانه های لازم این است که مردمی که قرض دار شده اند و خانه هایشان را از دست داده اند، بتوانند این خانه ها را دوباره داشته باشند. دوم اینکه بیکاری عظیمی وجود دارد در مجموعه اقتصاد آمریکا و دارد بیشتر هم می شود.&#187;  با همه این ها رشد اقتصادی نشان می دهد که افزایش پیدا کرده است، گرچه به میزان ناچیز.  سیروس بینا: &#171;درست است. همین باعث می شود که بعضی ها فکر کنند اوضاع خوب شده است.&#187;  آقای بینا می افزاید که این بحران شباهت بسیاری به بحران بزرگ اقتصادی اوایل دهه بیستم دارد و معتقد است گرچه کسی انتظار ندارد که بحران به صورت ناگهانی از میان برود. وی می گوید: &#171;دو کیفیت را باید از هم سوا کنیم. یکی بحران های دوره ای که در هر کشوری و دوره ای پیش می آید. یکی هم بحران خاص که این بحران از آن گونه است و شباهت به بحران بزرگ دارد. این بحران دوره ای نیست با اینهمه بحران های تو در تو. بنابراین کسی نمی تواند بگوید کی و چگونه از این وضع بیرون می آید.&#187;   آقای بینا معتقد است با وجود ریخته شدن سرمایه های بسیار توسط دولتها به بازار، مردم موفق نخواهند شد تمام آن پولی را که داده اند دریافت کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1867137.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_EcoMag/1867137.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 02 Nov 2009 14:44:48 +3500</pubDate>
            <category>مجله اقتصادی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/83417DDC-2902-4505-99F8-626A5A1B6BEF_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مناطق آزاد تجاری ایران &#171;صحنه نبردی سیاسی&#187;</title>
            <description>نشریه &#171;تحلیل امور اسلامی جینز&#187; اخیرا در مقاله‌ای تحت عنوان &#171; مناطق تجاری آزاد ایران، استفاده‌ای دوگانه &#187; می‌نویسد که تئوری مناطق آزاد در ایران که در زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی بنا شد می توانست موتور قدرتمندی برای چند محوری کردن اقتصاد تک محصولی و نفتی ایران باشد. ولی در عمل این مناطق تبدیل به صحنه نبرد سیاسی مابین جناح‌های مختلف در درون حکومت شد و حاصل اقتصادیی که باید به بار می آورد را به همراه نداشت.نشریه &#171;تحلیل امور اسلامی جینز&#187; اخیرا در مقاله‌ای تحت عنوان &#171; مناطق تجاری آزاد ایران، استفاده‌ای دوگانه &#187; می‌نویسد که تئوری مناطق آزاد در ایران که در زمان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی بنا شد می توانست موتور قدرتمندی برای چند محوری کردن اقتصاد تک محصولی و نفتی ایران باشد. ولی در عمل این مناطق تبدیل به صحنه نبرد سیاسی مابین جناح‌های مختلف در درون حکومت شد و حاصل اقتصادیی که باید به بار می آورد را به همراه نداشت.    آلکس وطن‌خواه ، سردبیر این نشریه و پژوهشگر  ساکن آمریکا در گفت‌وگویی ویژه‌ با رادیو فردا شرکت کرده است و در مورد این مقاله و نقطه‌نظرهایی که در آن گنجانده شده است بیشتر توضیح می‌دهد:   دو مسئله اینجا وجود دارد. نخست مشکلات سیاسی که از روزهای آغازینی که آقای‌هاشمی این مناطق را تحت عنوان مناطق آزاد تجاری معرفی کردند ایجاد شد. دومین مشکل هم بحث مدیریت این مناطق بوده که غالبا در دست کسانی بوده است که بسیاری اوقات ذغدغه‌های سیاسی مهمترین دغدغه‌هاشان بوده و توجه به مسائل اقتصادی این مناطق و راه اندازی آن برایشان در مرحله دوم الویت بوده و این برنامه‌های سیاسی همواره جلوی پیشرفت مناطق آزاد را گرفته است و این مناطق هنوزهم موفق نشده‌اند آن پتانسیلی که انگیزه آقای‌هاشمی رفسنجانی برای تشکیل این مناطق بود را کسب کنند.     به هر حال آقای‌هاشمی رفسنجانی در دو دوره –یعنی هشت سال– رئیس جمهور بودند. قدرت هم داشتند. چرا نتوانسته‌اند راجع به مناطق آزادی که خودشان مبدع آن بوده اند، موفق عمل کنند؟     			 				  &#160;  					          					 &#160;  					 آلکس وطن خواه، کارشناس ارشد امور خاورمیانه در موسسه مطالعاتی جینز در واشینگتن آمریکا:  					  شاید اگر این مسئله تبدیل به یک مسئله سیاسی نمی‌شد و برنامه‌های مناطق آزاد، صرفا یک سری برنامه‌های اقتصادی بود در طول این ۲۰ سال شاهد پیشرفت این مناطق بودیم. ولی متاسفانه در مملکت ایران، برنامه‌های سیاسی، برنامه‌های اقتصادی را از پای درآورده است. اگر کارهایی را که در طول این ۲۰ ساله در مناطق آزاد انجام شده است با عملکرد دولت سنگاپور و امارات در مناطق آزادشان مقایسه کنیم می‌بینیم که آنها از ما بسیار جلوترند.     			 		تمام تلاش و زور آقای رفسنجانی در این دو دوره ریاست جمهوری این بود که اقتصاد ایران را به اقتصاد منطقه و کشورهای حوزه خلیج (فارس) و در نهایت به اقتصاد جهانی متصل کند. چون ایران بعد از جنگ هشت ساله با عراق از نظر اقتصادی ضعیف بود. قدرتمند کردن اقتصاد ایران اولین دغدغه آقای‌ هاشمی بود. ایشان در این زمینه بسیار کار کرد. هم در مقابل مجلس شورای اسلامی و هم در مقابل سپاه پاسداران دچار مشکل شدند و نتوانستند پیشرفت زیادی داشته باشند.  آقای خاتمی هم این مشکلات را داشتند. اما دیدگاه‌های اقتصادی آقای احمدی نژاد تفاوت دارد. چون ایشان از این مسئله به عنوان یک وسیله سیاسی استفاده می‌کنند. اگر شما به شخصیت‌هایی که در مناطق آزاد تجاری در طول دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد دارای سمت شدند دقت کنید،‌ اکثرا حرف‌های اولشان سیاسی است. آن‌ها می‌خواهند از این مناطق بهره ببرند برای اینکه بتوانند منافعی برای ایجاد محبوبیت خودشان و محبوبیت دولت آقای احمدی نژاد ایجاد کنند.     شاید بد نباشد که مسئله را دوباره بررسی کنیم، شما به آقای رفسنجانی اشاره کردید و گفتید که ایشان با محدودیت‌هایی در درون مجلس مواجه بودند. این محدودیت‌ها از جانب چه کسانی بود؟ آیا سپاه با ایشان مخالف بود؟ این اختلافات به خاطر تفاوت‌های ایدئولوژیک بود؟ یا به خاطر اختلافات داخلی بود و می‌خواستند که مثلا به این گروه منافعی نرسد و به آن گروه برسد؟    همان جور که شما گفتید تمام این مسائل در مدیریت مناطق آزاد تجاری دخالت داشتند. هم مسئله ایدئولوژیک وجود داشت. آقای‌هاشمی رفسنجانی دیدگاهایشان به دنیای غرب نزدیک‌تر است. اقتصاد آزاد و رونق تجارت برای ایشان همواره مهم بوده است. بسیاری در مجلس شورای اسلامی بودند که با این مسئله توافق نداشتند.  بعد از مشکلات ایدئولوژیک ، تفاوت‌های فرقه‌ای هم وجود داشت. این سوال مطرح بود که مسئولین و شخصیت‌های مناطق آزاد چقدر اجازه مشارکت و مداخله در مسائل اقتصادی این مناطق را داشته اند؟ این امر بستگی به سابقه سیاسی آنان و میزان دوری و نزدیکی شان با یکسری افراد داشت.  آقای احمدی نژاد بسیاری از شخصیت‌هایی را که به آقای‌هاشمی نزدیک بوند از کار حذف کردند و شخصیت‌هایی را که از نظر سیاسی به خودشان نزدیک‌تر بود را بر سر کار آوردند.  شاید اگر این مسئله تبدیل به یک مسئله سیاسی نمی‌شد و برنامه‌های مناطق آزاد، صرفا یک سری برنامه‌های اقتصادی بود در طول این ۲۰ سال شاهد پیشرفت این مناطق بودیم. ولی متاسفانه در مملکت ایران، برنامه‌های سیاسی، برنامه‌های اقتصادی را از پای درآورده است. اگر کارهایی را که در طول این ۲۰ ساله در مناطق آزاد انجام شده است با عملکرد دولت سنگاپور و امارات در مناطق آزادشان مقایسه کنیم می‌بینیم که آنها از ما بسیار جلوترند     در این مقاله به دوران آقای خاتمی کم اشاره شده است. اما این طور که در این مقاله هم می‌خوانیم ایشان هم با مخالفت‌های زیادی از درون مجلس و سایر جناح‌های سیاسی برای پیشبرد اهداف اقتصادی مواجه بودند. آیا واقعا این مسئله می‌توانست روند دیگری داشته باشد که نشده است؟    شما ببینید. وقتی آقای رفسنجانی می‌خواست مناطق آزاد را راه اندازی کند با نمایندگان مخالف مجلس که از نظر ایدئولوژیک با ایشان مخالف بودند مواجه شد. اما مجلس در زمان آقای خاتمی کمتر ایدئولوژیک بود تا زمان آقای‌هاشمی رفسنجانی. اما بیشترین مشکل آقای خاتمی با سپاه پاسداران بود. چون در دوره ایشان سپاه به قدرت بیشتری دست یافته و منافع سیاسی و اقتصادی اش را گسترش داده بود و خیلی قوی تر برای مبارزه با برنامه‌هایی که فکر می‌کردند متضررشان می‌کند عمل می‌کردند.     خیلی‌ها بر این باورند که در نظام اخیری که از سوی آقای احمدی نژاد و سپاه پاسداران بوجود آمده و این اتحاد آشکارتر شده است به زودی تضادهایی در درونش ایجاد خواهد شد که جلوی پیشبرد کارهایش را خواهد گرفت. پیشبینی شما چیست؟    یکی از بزرگترین مشکلات آقای احمدی نژاد مربوط به رکود اقتصادی، تورم، بیکاری و عدم حضور ایران در بازارهای جهانی است. ایشان باید روی مسائل اقتصادی بیشتر کار کنند. نمی‌توانند چشمشان را برروی این مسائل ببندند.  این بنادر آزاد پتانسیل زیادی دارند که می‌توانند از نظر اقتصادی به آقای احمدی نژاد کمک کنند. ایشان می‌توانند قدمی در این مسیر بردارند. مدیریت این مناطق را به دست کسانی بسپارند که کیفیت کارشان بالاست و حرفه ای هستند و زیاد هم وارد مسائل سیاسی نمی‌شوند. تا شاید بتوانند این بنادر را به راه بیاندازند.  در دوره نخست سعی کردند که مسئله را فقط از جنبه سیاسی نگاه کنند. و این امور را فقط به کسانی که به تفکر آقای احمدی نژاد نزدیک بودند بسپارند. اما اگر این کار را ادامه دهند تاریخچه این سیاست نشان خواهد داد که پیشرفت کمتری در رونق این مناطق ایجاد خواهد شد.     عده‌ای معتقدند که این مشکل سیاسی از آن جهت ایجاد شده است که یک جناح در برابر جناح دیگر قرار گرفته است و ایدئولوژی را وسیله‌ای قرار داده اند تا قدرت را از طرف مقابل بگیرند و وقتی قدرت را به دست گرفتند آن وقت از انجام سیاست‌های جناح مقابل هم استفاده می‌برند. شما فکر می‌کنید آقای احمدی نژاد هم این کار را کردند؟    در برنامه‌های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد گفته شد که سیاست‌های ایشان با سیاست‌های اعمال شده در دو دوره ریاست جمهوری قبل از وی، یعنی هم دوره آقای‌هاشمی و هم دوره آقای خاتمی،‌ به کلی متفاوت است. ایشان را رئیس جمهور مردم نامیدند و گفتند که تمام این کارها به سود مردم است. ولی اگر واقعا به عملکرد دوره اول ریاست جمهوری ایشان نگاه کنیم می‌بینیم که ایشان قدم آنچنانی برنداشته است که ما شاهد سیاست‌های متفاوتشان باشیم. بله ایشان هم دوستان خودشان را و نزدیکانشان را به حکومت نزدیک کردند. اما آنچه در این میان زخمی شد به هدر رفتن پتانسیل مناطق آزاد تجاری بود.     در واقع منافع ملی به هدر رفت ؟   بله. دقیقا هم منافع ملی و هم منافع اقتصادی به هدر رفت.  در این مقاله گفته شده است که مناطق آزاد بالقوه می‌توانند هم مراکز قدرت باشند و هم ممکن است به یک اسب تروا علیه جمهوری اسلامی تبدیل شوند. ممکن است بگویید چطور؟ مناطق آزاد -به خصوص در حوزه خلیج فارس- در دست سپاه پاسداران است. ترس دنیای غرب از این است که جمهوری اسلامی از این بنادر برای ورود کالاهای غیر قانونی که اجازه ورود آن را به کشور ندارد استفاده کند. اگر مقالات تحلیل گران غربی را بخوانید این سوالی است که غالب آنان دارند و با کشورهای همسایه ایران و بخصوص با امارات همکاری می‌کنند.  به وجود آمدن بازار سیاهی که بتواند به ایران کمک کند تا این کشور خودش را از زیر تاثیر تحریم‌ها بیرون بکشد در حقیقت یک مشکل بین المللی به خصوص در دیدگاه کشورهایی چون آمریکا و انگلیس است. چون اگر این کشورها بخواهند بخاطر مسائل هسته‌ای جلوی ایران مقاومت کنند و جلوی این کشور را بگیرند ، مناطق آزاد تجاری هم یکی از جاهایی است باید جلوی آن را بگیرند.  سپاه پاسداران در طول ۲۰ سال پیش نشان داده است که چگونه به خاطر منافع خودش از این بنادر استفاده کرده ، تولید کرده و کالا وارد کرده است. کالاهایی که از مناطقی مثل دبی وارد بازار ایران شده و به نفع سپاه پاسداران و شرکت‌های وابسته به آن به فروش رفته است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Vatankhah_Freezones/1866354.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Vatankhah_Freezones/1866354.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 16:00:02 +3500</pubDate>
            <category>اقتصاد ایران</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/0D7C355D-5171-4A14-8902-C3424953FFD5_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;نه&#187; به خشونت: رمز ماندگاری جنبش سبز</title>
            <description>جنبش سبز از زمان آغاز حیات خود، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، معادلات سیاسی و اجتماعی بسیاری را در ایران عوض کرده است؛ به عقیده رامین جهانبگلو یکی از پژوهشگران مدنی و نظریه‌پردازان سرشناس که در زمینه جنبش‌های عاری از خشونت تحقیقات بسیاری کرده است، جامعه ایران با جنبشی نو که از خشونت دوری می‌کند پا به عرصه تازه‌ای گذاشته است. عرصه‌ای که قابلیت‌های مدنی نسل جدید ایران را نشان می‌دهد. جنبش سبز از زمان آغاز حیات خود، به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، معادلات سیاسی و اجتماعی بسیاری را در ایران عوض کرده است؛ از بعد سیاسی، با احیا و بازتعریف  مفهوم اصلاح‌طلبی؛ از منظر مدنی، با تولد یکی از گسترده‌ترین جنبش‌های اجتماعی مطالبه محور در تاریخ کشور و در ابعاد رسانه‌ای، نه تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان، با نمایاندن ظرفیت تازه‌ای از گزارشگری و روزنامه‌نگاری شهروندی.  رامین جهانبگلو یکی از پژوهشگران مدنی و نظریه‌پردازان سرشناسی است، که به بروز چنین تحولی در بافت اجتماعی ایران اعتقاد دارد.  آقای جهانبگلو که پیش‌تر و ‍پس از انتشار پژوهش‌ها و نظریه‌های بسیاری از او در زمینه جنبش‌های مدنی، و به ویژه حرکت‌های عاری از خشونت، در ایران بازداشت شده بود، تالیفات متعددی را در زمینه جریان های اجتماعی و سیاسی، به نام خود ثبت کرده است.  رامین جهانبگلو که روز پنج شنبه هشتم آبان ماه از سوی &#171; موسسه سازمان ملل&#187; در اسپانیا، به عنوان برنده جایزه حقوق بشر این سازمان برگزیده شد، در گفت‌وگو با رادیو فردا، علاوه بر جنبه‌های یادشده حرکت اجتماعی اخیر ایران، به تحول دیگری نیز در ساختار مدنی کشور اشاره می‌کند، و آن را آفرینش ارزشی تحت عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; در جریان شکل‌گیری و بلوغ جنبش سبز می‌داند.           آقای جهانبگلو، شما در اسپانیا از سوی سازمان ملل، در زمینه فعالیت‌های مدنی جایزه‌ای دریافت کرده‌اید. امکان دارد در مورد این خبر کمی برای شنوندگان ما توضیح دهید؟     رامین جهانبگلو:  این جایزه را در ارتباط با ۲۰ سال فعالیت‌هایم چه در ایران و چه در خارج از ایران در مورد طرح بحث عدم خشونت و گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها، دریافت کردم . اگر چه در این میان همواره ارتباط (فرهنگی) من به طور کلی با اروپا و آمریکای شمالی و خاورمیانه خیلی زیاد بوده است . مثلا با هند در طی این سال‌ها ارتباط داشتم ومدتی در اسپانیا و در دانشگاه بارسلون تدریس می‌کردم و در آنجا چند کتاب هم منتشر کردم .نکته دیگراین است که امروز می‌بینیم به دلیل نقشی که ایرانیان می‌توانند در جامعه جهانی ایفا کنند،‌ برخی از هموطنانمان در سراسر جهان در زمینه حقوق بشر و صلح جوایزی را دریافت کرده‌اند. من هم خوشحالم یکی از ایرانیانی باشم که در این زمینه فعالیت می‌کند.     آقای جهانبگلو،‌ حالا که بحث عدم خشونت و جریان‌های اجتماعی مطرح شد اگر موافق باشید کمی هم در مورد حوادث پس از انتخابات که شاید بشود گفت به شکل بی‌سابقه ای ایران را در کانون توجهات جهانی قرار داد،‌ گفت‌و‌گو کنیم . شما وضعیت فعلی جنبش سبز ایران را به عنوان یک حرکت مدنی چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما این حرکت مولفه‌های یک جنبش ماندگار اجتماعی را دارد یا اینکه اساسا به اعتقاد شما،‌ فاقد این مو‌لفه‌هاست ؟     			 				  &#160;  					          					 &#160;  					 رامین جهانبگلو:  					متول سال ۱۳۳۵ در تهران. نظریه‌پرداز و پژوهشگر ایرانی است. در سال ۱۹۹۸ مدرک فوق دکترای خود را از دانشگاه هاروارد در رشته مطاللعات خاورمیانه کسب کرد. پیشتر در دانشگاه سوربن پاریس در رشته فلسفه و تاریخ مشغول به تحصیل بوده است. در سال ۱۳۸۵ در فرودگاه مهرآباد تهران به اتهام ارتباط با بیگانگان بازداشت شد. بازداشت او موجی از انتقادهای بین‌الملل را در پی داشت و در میان معترضان فیلسوف‌ها، محققان و دانشگاهیان مشهور بسیاری نیز حضور داشتند. پس از آن اعترافاتی تلویزیونی و مصاحبه‌ای از او با خبرگزاری ایسنا منتشر و او آزاد شد. او همینک در دانشگاه تورنتو در کانادا مشغول به کار است.    &#160;     			 		به نظر من اتفاقات شش ماه اخیر ایجاد کننده دو تصویر اصل و مهم -هم برای شهروندان ایرانی و هم برای جهانیان بوده است . یکی مسئله &#171;حقیقت جویی &#187; جامعه مدنی ایران است که بسیار اهمیت دارد. دوم هم &#171;پرهیز از خشونت‌گرایی &#187; است.  به این دلیل نخست مسئله حقیقت جویی را طرح کردم که به اعتقاد من بازیگران جامعه شناختی جامعه مدنی ایران، یعنی زنان، روشنفکران،‌ دانشجویان و کارگران در این جریانات هدف اصلی خودشان را به نوعی یک مبارزه خشونت پرهیز با اعمال سیاست‌های دروغ و غیراخلاقی قرار داده‌اند. این وجه جدید که عبارت است از مبارزه با دروغ،‌ موضوع جالبی است و نشان دهنده این است که ممکلت ما از یک بلوغ شهروندی جدید برخوردار شده است . به‌ویژه [در] دستیابی به آن چیزی که من به آن عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; می‌دهم. ما تا کنون در مورد سرمایه‌های سیاسی و اجتماعی صحبت می‌کردیم . اما امروز می‌بینیم که باید در مورد سرمایه اخلاقی شهروندان ایرانی صحبت کرد که این سرمایه،‌ دموکراسی آتی ایران را با توسل به همین وجه خشونت‌پرهیز خود خواهد ساخت و این امیدوار کننده است.     یعنی به نظر شما این جنبش یک جنبش ماناست و ادامه می‌یابد؟ یا اینکه صرفا عکس العملی در برابر انگیزش‌های بیرونی و مقطعی است؟    به اعتقاد من این جنبش ماندگار است . برای اینکه پرسشی که طرح می‌کند یک پرسش ماندگار است . برای اولین بار بعد از صد سال تاریخ ایران که سرشار از فراز و نشیب‌های بسیاری از دوره مشروطه به این سمت بوده است ، همواره شخصیت‌های سیاسی، احزاب و گروه‌ها همیشه مسئله خشونت را به صورت یک امر عمودی از بالا به پایین مطرح می‌کرده‌اند،‌ همیشه تغییر خشونت را با تغییر قدرت و قدرتمندان طرح می‌کردند. اما جنبش مدنی امروز ایران که در حال شکل‌گیری است، سوالات جدی درباره خشونت سیاسی و شیوه‌های مبارزه با این نوع از خشونت را  با توسل به حقوق شهروندی مطرح می‌کند. این مسئله، مشروعیت دادن به این خشونت‌ها را زیر سوال برده است. از این نظر من فکر می‌کنم که جنبش اخیر ایران، نوعی اخلاق ِ مدنی و شهروندی را در میان شهروندان ایرانی ایجاد کرد که بی‌سابقه است     شما از بلوغ شهروندی سخن گفتید. یکی از سوالات من هم در همین زمینه بود. آیا به نظر شما می‌شود از حرکت مدنی اخیر مردم ایران به عنوان &#171;ورود به یک مرحله جدید از درک مدنی و شعور اجتماعی&#187; نام برد؟ یا اینکه آن را صرفا یک &#171;واکنش در برابر اعمال خشونت از سوی حاکمیت&#187; می‌دانید؟           &#171;بازیگران جامعه شناختی جامعه مدنی ایران، یعنی زنان، روشنفکران،‌ دانشجویان و کارگران در این جریانات هدف اصلی خودشان را به نوعی یک مبارزه خشونت پرهیز با اعمال سیاست‌های دروغ و غیراخلاقی قرار داده‌اند. این وجه جدید که عبارت است از مبارزه با دروغ،‌ موضوع جالبی است و نشان دهنده این است که ممکلت ما از یک بلوغ شهروندی جدید برخوردار شده است . به‌ویژه [در] دستیابی به آن چیزی که من به آن عنوان &#171;سرمایه اخلاقی&#187; می‌دهم.&#187;  واکنش‌ها که همیشه بوده است . واکنش در تاریخ ایران بویژه در طول صد سال اخیر در مقابل سیاست‌های گوناگون وجود داشته است .در طول ۳۰ ساله گذشته هم همواره از سوی احزاب گوناگون و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی ،‌ واکنش‌هایی درباره عملکرد دولت را شاهد بوده‌ایم . ولی اینجا یک مسئله دیگری وجود دارد. موضوع فقط واکنش نیست. در اینجا یک حس دلسوزی، یک روح همبستگی، و یک نوع پرسش‌های جدید وجود دارد که با مسئله اخلاق در سیاست مواجه می‌شود. پرسش‌هایی که بحث وقاحت و دروغ پردازی را مورد سوال قرار داده است . چیزی را مورد سوال قرار می‌دهد که به طور کلی تکنولوژی قدرت است . به جز سرمایه اخلاقی که عرض کردم ، موضوع جدی دیگری که در حال شکل گیری است ایجاد یک نوع حس مسئولیت در قبال آینده ایران است و می‌بینیم که فعالان مدنی این مسائل را همراه با یک ایدئولوژی طرح نمی‌کنند، بلکه دارند آن را با روش‌های مدنی ارزیابی می‌کنند که به اعتقاد من یک حرکت کاملا جدید و امیدوار کننده است.     اگر موافق باشید کمی بیشتر به مکانیزم و عملکرد این حرکت اجتماعی –یا همان جنبش سبز به عنوان یک حرکت مدنی عاری از خشونت– بپردازیم. با توجه به اینکه شما درباره جنبش‌های مدنی عاری از خشونت در سراسر دنیا تحقیقات زیادی کرده‌اید. جنبش سبز را تا چه اندازه به حرکت‌های پیش از این که در جامعه شاهد آن بودید، یا با سایر حرکت‌هایی که در سایر نقاط دنیا مثل شرق اروپا و هند اتفاق افتاده است نزدیک می‌بینید؟    به نظر من مولفه‌های مشترک زیادی دارد. به اعتقاد من این حرفی که بسیاری از محافظه کاران ایران می‌زنند که ممکن است این جنبش از بیانیه‌های کاخ سفید یا توطئه پنتاگون سردرآورده باشد، حرف بسیار غلطی است. این نوع اظهار اعتراض، فلسفه مشترکی است که در بسیاری از ادیان و فرهنگ‌ها و در دوره‌های مختلفی از تاریخ، نقش خودش را در جوامع مختلف بروز داده است. من فکر می‌کنم نکات مشترکی بین جنبش امروز ایران و جنبش گاندیستی در هند وجود دارد. حتی نکات مشترکی با جنبش مارتین لوترکینگ در سال‌های ۱۹۵۰ و ۶۰ در آمریکا دارد. حتی می‌شود گفت که با جنبش مردم فلیپین –که به نظر من خیلی فرهنگش با ایران فاصله دارد- نقاط مشترکی دارد.  دلیل این شباهت‌ها در این است که وقتی دارای یک تکنولوژی قدرت هستید می‌خواهید از زور و اختناق بهره ببرید. در مقابل آن پس از مدتی فرهنگ خشونت پرهیزی ایجاد می‌شود. خشونت پرهیزی که بعد از اتفاقاتی که در ایران حادث شد، با تظاهرات سکوت نمود پیدا کرد و هیچ گونه ایدئولوژی سیاسی هم در این تظاهرات نمود ندارد.     سوال من هم همین جاست. به نظر شما با توجه به خشونتی که از سوی بازوهای اجرایی در حکومت درباره مهار کردن تظاهرات کنندگان اعمال شد، چطور این جنبش به سمت رادیکالیزه شدن و خشونت گرایی حرکت نکرد؟    دلیل آن خیلی مشخص است. ما در ایران در یک دوره &#171;پسا-ایدئولوژیک&#187;  قرار داریم. دوره ای که بسیاری از گروه‌ها و احزاب سیاسی و حتی شخصیت‌ها ی سیاسی ، به دلیل اشتباهاتی که در گذشته انجام داده بودند و از گفتمان خشونت و مشروع دانستن خشونت‌های سیاسی بهره می‌بردند، [اینک] فاقد مشروعیت سیاسی و اخلاقی شده‌اند.  الان بسیاری از گروه‌ها دارند دنبال مردم می‌دوند. نمی‌توانند دیگر مثل دوره‌های قبل روبه‌روی مردم بایستند و بگویند که از ایدئولوژی ما پیروی کنید. امروز بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی،‌ خودشان را در آیینه اخلاقی شهروندان ایرانی می‌بینند و توصیف می‌کنند. قهرمانان امروز ایران افرادی مثل ندا آقاسلطان هستند. نه الزاما افرادی که سیاسی باشند. این یک امر جدید است. این مشروعیت اخلاقی که شهروندان ما بویژه جوانانمان پیدا کرده‌اند یک سرمایه اخلاقی است که تا کنون بازیگران جامعه مدنی ایران کم‌تر شاهد آن بوده‌اند. و امروز این تحول را در جنبش زنان و سایر شاخه‌های جامعه مدنی نیز شاهد هستیم.     در ادامه صحبت‌های شما می‌خواستم درباره مسئله رهبری این حرکت مدنی و انجام هماهنگی آن بپرسم . آن طور که به نظر می‌رسد عملکرد آقایان موسوی و کروبی بیشتر به عملکرد یک نامزد معترض نزدیک است تا کسی که بخواهد حرکات اجتماعی و مدنی را سازماندهی کند. به اعتقاد شما این نکته مثبتی است که این جنبش به طور خودجوش و از طریق رهبری خود مردم در سایت‌های فیس بوک و توئیتر به پیش می‌رود یا اینکه بهتر بود که جنبش سبز ایران یک رهبر مشخصی داشته باشد؟    من فکر می‌کنم خودجوش بودن جنبش یک نکته مثبت است. اما طبیعی است که اگر می‌شد از دل این خودجوش بودن، شاهد ظهور افرادی مثل ماندلا،‌ لوترکینگ یا گاندی باشیم، رهبران معنوی مهمی به شمار می‌آمدند.اما این جنبش یک جنبش &#171;فرا-کاریزماتیک&#187; است؛ از این نظر در تاریخ سیاسی ایران جدید است . در تاریخ سیاسی ایران ما همیشه جنبش‌هایی را دیده‌ایم که لیدرها و رهبران کاریزماتیک –چه دینی و چه غیر دینی– داشته‌اند. ولی امروز شما بیشتر با نمایندگانی برخورد می‌کنید که بیشتر،‌ خشونت پرهیزند، آدم‌های معمولی‌اند. بسیار معصوم‌اند . کسانی مثل روح الامینی و ندا آقا سلطان را می‌بینید که رهبر جنبش نیستند. اما در دل واقعه قرار می‌گیرند و به نوعی از بین می‌روند. قربانی شده‌اند.  اظهارات آن جوانی که در در زندان مورد تجاوز قرار گرفته بود برای من بسیار جالب توجه بود. اظهار می‌کرد که &#171;دیگر حتی پیش پدر و مادرم هم برنمی‌گردم اما می‌خواهم این حقیقت فاش شود که این عمل در کهریزک با من انجام شده است&#187;. این حس حقیقت جویی برای من بسیارجالب بود که آن قدر قوی است که به نوعی می‌خواهد بسیاری از تابوهای اجتماعی را بشکند.  مسئله اصلی ، مسئله جا به جا کردن قدرتمندان نیست. بلکه مسئله اصلی ما این است که این خشونتی را که به طور ساختاری در جامعه ایران ایجاد شده است را محکوم کنیم. تا شاید بتوانیم از این دور باطل خشونت خارج شویم. من فکر می‌کنم اگر به این مسئله به خوبی توجه کنیم می‌بینیم که داریم در یک فاز جدید جامعه مدنی قدم برمی‌داریم.     به اعتقاد شما این حرکت مدنی در آینده ایران ثمر بخش خواهد بود؟    بله. به نظر من اگر به یک فرهنگ سیاسی و اجتماعی بدل شود بسیار ثمربخش خواهد بود. وقتی این مدنیت بتواند در آگاهی اجتماعی ریشه بدواند. جامعه همیشه این مسئله حقوق بشر را جلوی دید خودش داشته باشد و بداند که مسئله توجه به حقوق بشر،‌ دفاع از دولت‌ها نیست . بلکه دفاع از قربانیان خشونت دولتی است. به نظر من این امر مهمی است که می‌تواند چنین جنبشی را زنده نگه دارد. برای اینکه به نوعی دارد به ما قابلیت‌های شهروندی نسل جدید ایرانی را نشان می‌دهد. این قابلیت‌های مدنی و شهروندی می‌توانند در تاریخ آینده ایران موثر باشند. به شرط آنکه افقشان همیشه یک افق ایدئولوژیک نباشد. بلکه یک افق خشونت پرهیز باشد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 14:22:30 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Jahanbegloo_Green_Movment_Against_Violence/1866297.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/5D894190-459F-43F0-AC0E-ECC9D67AE7A2_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>مرتضی؛ صدای شاد &#171;انار&#187; زیر بارش بمب و موشک</title>
            <description>صدای مرتضی برجسته -با نام هنری &#171;مرتضی&#187;- برای نسلی که دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده، خاطره انگیز است. صدای مرتضی در سال‌هایی نه چندان دور، زیر بمباران‌ها و موشکباران‌های جنگ ایران و عراق، شادی را به خانه‌ها می‌آورد. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187; - و به مناسبت انتشار آلبوم تازه‌اش- سراغ خواننده‌ای رفته‌ایم که با سر تراشیده رفت به برنامه تلویزونی فریدون فرخزاد تا تنها چندی بعد ستاره شود...صدای مرتضی برجسته -با نام هنری &#171;مرتضی&#187;- برای نسلی که دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در دهه شصت خورشیدی سپری کرده، خاطره انگیز است. صدای مرتضی در سال‌هایی نه چندان دور، زیر بمباران‌ها و موشکباران‌های جنگ ایران و عراق، شادی را به خانه‌ها می‌آورد. در تازه‌ترین &#171;نگاه تازه&#187; - و به مناسبت انتشار آلبوم تازه‌اش- سراغ خواننده‌ای رفته‌ایم که با سر تراشیده رفت به برنامه تلویزونی فریدون فرخزاد تا تنها چندی بعد ستاره شود...           آقای مرتضی! چه اتفاقی افتاده که مدتی است خوانندگی را کنار گذاشته‌اید؟     مرتضی:  من خوانندگی را کنار نگذاشته‌ام، چون خوانندگی در خون ما هست. تقریباً چهل و یک سال است که داریم خاک این صحنه را می‌خوریم. خوانندگی اصلاً با روح و خون ما قاطی شده. هفته آینده آلبوم جدیدم به بازار خواهد آمد؛ اسمش &#171;سپاسگزار&#187; است که به مناسبت چهلمین سال فعالیت هنری‌ام، آن را منتشر خواهم کرد. وقتی از ایران خارج شدم، به آمریکا آمدم. در اینجا، وقتی گذرنامه‌ام را برای تمدید فرستادم سفارت ایران، متأسفانه دیگر آن را به من پس ندادند و من مجبور شدم مقیم آمریکا بشوم. از همان وقت، وظیفه خودم دانستم که موسیقی فولکلوریک خودمان را که داشت از بین می‌رفت و دیگر به آن توجهی نمی‌شد -در حدی که در توانم بود- زنده کنم. خوشبختانه موفقیت‌های زیادی به دست آورده‌ام. آلبوم اولم &#171;دایه دایه&#187; بود و بعد آلبوم &#171;انار انار&#187;. خوشبختانه تعدادی از دوستان و همکارانم نیز به این مسئله توجه کردند و آن‌ها هم تعدادی از این آهنگ‌های محلی را بازسازی کردند.     اجرای این نوع آهنگ‌ها با ارکستراسیون پاپ جالب توجه است. البته شیوه عرضه این کارها هم مهم است. شما در این راه از ناصر چشم آذر کمک گرفتید؟     			 				  &#160;  					 نگاه شما:  					  به برنامه نگاه تازه می‌توانید به ایمیل آدرس javanan@radiofarda.com ایمیل بفرستید.   تلفن پیامگیر اختصاصی نگاه تازه:   ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴    &#160;ایمیل مرتضی برای شنوندگان علاقه‌مند تماس با این هنرمند:moryusa@gmail.com  						    			 		بله، آن آلبوم اول را با ناصر چشم‌آذر کار کردیم. در شرایط خیلی دشواری آن آلبوم را به بازار دادم، برای آنکه تازه از ایران آمده بودم و از نظر مالی در شرایط خیلی بدی بودم و ناصر خیلی به من کمک کرد. آلبوم اول را که به بازار دادیم، فوق‌العاده مورد استقبال قرار گرفت. همین موفقیت باعث شد که آلبوم دوم را با انرژی بیشتری به بازار روانه کنیم. آهنگ‌های آلبوم &#171;انار انار&#187; خوشبختانه خیلی فراگیر شد؛ &#171;انار انار&#187; آهنگی است بلوچی از سرزمین هم‌مرز افغان‌های عزیز، که آنها هم نسبت به این آهنگ احساس مالکیت دارند.     &#160;اکثر کسانی که مرتضی را می‌شناسند، آشنایی‌شان با همین آهنگ &#171;انار انار&#187; است. در دهه شصت، شما آهنگ سیاسی هم خوانده بودید؛ همان آهنگ &#171;داروغه&#187; با شعر مسعود امینی...     آن زمان که ما این آهنگ‌ها را می‌خواندیم، نسلی که الان احتمالاً حدود سی، سی و پنج ساله است، آن وقت‌ها هفت هشت ساله بود. این آهنگ‌ها باعث شدند که زبان فارسی در خارج از کشور از بین نرود. و اما در مورد سیاسی خواندن... هنرمند، از هر نوع که باشد، در مواقع خاص بحران‌های اجتماعی سیاسی در مملکت خودش، احساس وظیفه می‌کند که کاری انجام بدهد. مسئله مهم این است که ما این آهنگ‌ها را با سرمایه شخصی خودمان می‌ساختیم؛ از نظر مادی در بازار، هیچ بازدهی برایمان نداشت.     &#160;باید یادآوری کنم که بعد از وقایع اخیر پس از انتخابات در ایران و اعتراضات بخش بزرگی از مردم و سرکوب آنها، شما از جمله معدود خوانندگانی بودید که در این باره ترانه‌ای هم اجرا کردید.    خود من سه تا آهنگ اجرا کردم که شاید یکی از آنها به دست شما رسیده...     &#160;ما یکی را دیدیم؛ همان که با داریوش و چند نفر دیگر از جمله شهره آغداشلو خوانده بودید...    &#160;آهنگی که صحبتش را میکنید ماجرایش از این قرار بود که آقایی ایرانی‌الاصل به اسم مامز تایلور که رپ می‌خواند به من زنگ زد و گفت که: &#171;می‌خواهم تو بیایی در این کار، قطعه‌هایی را به فارسی اجرا کنی تا دوزبانه بشود.&#187; یک شعر انگلیسی به من داد و گفت: &#171;ما این را می‌خواهیم ترجمه کنیم.&#187; من آن شعر انگلیسی را گرفتم و آن شعر فارسی را که می‌شنوید خودم نوشتم و گذاشتم روی آن و بقیه بچه‌ها هم اجرا کردند. اول خود من تنها بودم. بعد که کار شکل و شمایل خوبی گرفت، بقیه دوستان هم آمدند: آقای داریوش آمد خواند، خانم شهره آغداشلو بود و آقای پرویز صیاد که با آقای ستار در این آهنگ هم‌صدا شدند. جالب این است که ویدئو این آهنگ را فقط با تلفن موبایل گرفته بودند، تا کیفیت تصویرها مانند همان فیلم‌هایی باشد که از داخل ایران می‌فرستادند؛ [یعنی] فیلم‌هایی که جوانان با تلفن همراه از رویدادها می‌گرفتند و می‌فرستادند خارج و روی اینترنت قرار می‌دادند.          هم‌بسته با &#171;ندا&#187;     &#160;آقای مرتضی! برگردیم به گذشته. نسل پیش از ما وقتی مرتضی را شناخت، که اولین کار هنری اش با نام &#171;عشق زودگذر&#187; منتشر شد ترانه‌ای که با مسعود هوشمند و پرویز مقصدی کار کرده بودید. چطور شد وارد این ماجرا شدید؟    تصمیم دارم داستان آهنگ‌هایم را بنویسم. البته حالا نمی‌توانم، چون مشغله زیاد دارم؛ از جمله &#171;خانه فرهنگ ایران&#187; را در لوس آنجلس درست کرده‌ایم تا بتوانیم فعالیت‌های فرهنگی خارج از کشور را در اینجا منعکس کنیم. اما حتماً این کار را خواهم کرد. در مورد این آهنگ &#171;عشق زودگذر&#187;... آن زمان سرباز بودم. یک روز، آقای سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای خوبی داری. (من تابستان‌ها، در کمپ افسران می‌خواندم.) بعد مرا معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار که در خیابان لاله زار، بغل سینما رکس یا سینما اسکار، صفحه‌فروشی داشت. من می‌رفتم پیش ایشان. آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز مقصدی. پرویز مقصدی آهنگی ساخته بود به اسم &#171;عشق زودگذر&#187; که شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده بود و از حق نباید گذشت، انصافاً هم قشنگ خوانده بود. اما بین او و پرویز مقصدی گویا درگیری لفظی پیش آمده بود. در نتیجه، مقصدی دلش نمی‌خواست آن آهنگ را بدهد به او بخواند. آمد به من گفت: &#171;تو بیا این آهنگ را بخوان، امتحان کنیم ببینیم چطور می‌شود.&#187; رفتیم استودیو و من آن را خواندم. مقصدی گفت: &#171;من از صدای تو خوشم آمده، اما باید تحریرها را کمی تمرین کنی.&#187; بار دوم که رفتم خواندم، مقصدی به آقای یادگار گفت: &#171;من این آهنگ را روی صدای این شخص [یعنی من مرتضی] بیشتر می‌پسندم و دلم نمی‌خواهد آن را بدهم به منفرد.&#187; البته گفتم که مرحوم منفرد آهنگ را خیلی قشنگ خوانده بود، ولی آن شرایط به نفع من تمام شد و آن آهنگ با صدای من ضبط و پخش شد. اتفاق دیگری که افتاد این بود که یکی از دوستانم به من گفت، آقایی به نام فریدون فرخزاد که از آلمان به ایران آمده ، می‌‌خواهد شو تلویزیونی بگذارد. همین شوهایی که امروزه در آمریکا و اروپا این همه مد شده است، آن مرد بزرگ حدود سی و هفت سال پیش در ایران اجرا می‌کرد. باری، ما چهارده نفر بودیم که در آن برنامه شرکت کردیم و من مقام اول را به دست آوردم.     &#160;شنیده‌ام جایی تعریف کرده بودید که پیش از اینکه بروید در تلویزیون آهنگتان را ضبط کنید، موی سرتان را در سربازی زده بودند...     بله متأسفانه... آقای فرخزاد برای من قرار ضبط گذاشته بود و من طبیعتاً به عنوان یک جوان مشتاق، خیلی آرزو داشتم که وارد تلویزیون بشوم. ظهر روز پنجشنبه که سربازها را مرخص می‌کردند، فرماندهی پادگان آمد سان ببیند، به من که رسید گفت: &#171;تو چرا موهایت بلند است؟&#187; گفتم: &#171;ببخشید تیمسار! الان پنجشنبه است، می‌روم میزنم&#187; گفت: &#171;نخیر، چرا تا الان گذاشتی اینقدر بلند شود؟&#187; گفتم: &#171;تیمسار! آخر من باید بروم تلویزیون...&#187; گفت: &#171;تو کی هستی که در تلویزیون راهت بدهند؟&#187; و دستور داد: &#171;همین الان ببرید موهایش را بزنید!&#187; من واقعاً ناراحت شده بودم و هی التماس می‌کردم، ولی فایده نداشت. همان لحظه، موهایم را با نمره یک زدند. آمدم منزل، بلافاصله زنگ زدم به مرحوم فرخزاد، گفتم: &#171;آقای فرخزاد! اینطوری شده. موهای مرا از ته زده‌اند... تیمسار غضب کرد.&#187; گفت: &#171;مانعی ندارد. اتفاقاً خیلی هم جالب است. همینطور با سرِ زده بیا&#187;.     همین ترانه  &#171;عشق زودگذر&#187; را آنجا خواندید؟     بله. &#171;عشق زودگذر&#187; در همان فستیوال مقام اول را به دست آورد.     &#160;این برنامه &#171;میخک نقره‌ای&#187; فریدون فرخزاد معدن بروز استعدادهای ناب خوانندگی بود؛ بویژه نسل جوان آن زمان. یادتان است چه خواننده‌هایی از طریق همین برنامه مطرح شدند؟    از کسانی که می‌توانم اسمشان را ببرم و هنوز رو پا هستند، آقای ابی است که با هم در همان فستیوال شرکت کرده بودیم.     ایشان چندم شد؟    &#160;آقای ابی دوم شدند. البته ایشان صدای خیلی قشنگی دارند، ولی خُب، نمی‌دانم چه شد در آن شرایط، مردم اینطور رأی دادند.     &#160;غیر از شما و ابی چه کسانی بودند؟    سُلی، نلی، شهرام، نوش‌ آفرین، لیلا فروهر... اینها همه از برنامه‌های فریدون فرخزاد معرفی شدند.     ولی آنچه شما را به نقطه‌ای رساند که از نظر سبک و استیل مشخص شدید و چهره هنری خاصی از شما ساخت، ترانه‌ای بود به اسم &#171;گریه نکن&#187; از ایرج جنتی، با آهنگ داوود اردلان...    اتفاقاً در این آلبوم جدیدم این ترانه را بازسازی و بازخوانی کرده‌ام، چون یکی از ترانه‌هایی بود که در مدت خیلی کوتاه، رشد عجیب غریبی کرد و خیلی فراگیر شد. البته بعد از آهنگ &#171;عشق زودگذر&#187;، من چند تا آهنگ دیگر هم اجرا کرده بودم، اما خیلی چشم‌گیر نبود در آن زمان. بعد، با آهنگ &#171;فقیر&#187; بود که دومرتبه یک شکل و سبک و فُرم دیگری من پیدا کردم؛ از ساخته‌های لقمان ادهمی بود. بعد از آن، بازهم فعالیت زیاد داشتم. مثلاً در فیلم‌های فارسی، شاید پنجاه شصت تا آهنگ خواندم که خیلی‌هایشان نمی‌دانم کجاست...     راجع به این آلبوم جدیدتان کمی توضیح بدهید لطفاً.    شعر و آهنگ شش تا از کارهای این آلبوم را خودم ساخته‌ام. یک آهنگ از سعید محمدی دارم که در آلبوم‌های قبلی، آهنگ‌های &#171;دخترآقا&#187;، &#171;لیلا&#187; و &#171;خالو خالو&#187; را برای من ساخته بود. یک آهنگ هم از آقای حبیب دارم. یکی از آهنگ‌ها را هم آقای پوریا ساخته. و همان‌طور که گفتم، بقیه‌اش کار خود من است. آلبوم شاد و خوبی است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 01 Nov 2009 12:52:22 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f35_Morteza_Pop_Singer/1866250.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/84C0E6F6-9FBD-4D4D-A77B-A850728236E1_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>&#171;اسب، پايه تمدن است و زن، زيباترين موجود دنيا&#187;</title>
            <description>ناصر اويسی نه تنها يکی از پيشگامان هنرهای تجسمی مدرن ايران است، بلکه نام تنها مکتب ثبت شده درتاريخ هنر مدرن ايران – مکتب سقاخانه – نيز با نام او گره خورده است.ناصر اويسی نه تنها يکی از پيشگامان هنرهای تجسمی مدرن ايران است، بلکه نام تنها مکتب ثبت شده درتاريخ هنر مدرن ايران – مکتب سقاخانه – نيز با نام او گره خورده است.  برخی او را يکی از بنيان گذاران- و عده ای هم او را تنها بنيان گذار- اين سبک در هنر مدرن ايران می دانند.          ناصر اويسی، از پيشگامان هنرهای تجسمی مدرن ايران  او با خلق آثاری که تلفيقی از عناصر مينياتور ، نقش نگاره های ايرانی و تکنيک های مدرن امروزی است ،‌ نقاشی است که آثارش نمونه ای از &#171;دغدغه ی جستجوی هويت ايرانی در جهان مدرن&#187; محسوب می شود. ناصر اويسی هنرمندی است که آثارش را در تعدادی از موزه های جهان از پاريس و لندن تا آتن و رم و بروکسل و البته موزه هنرهای معاصر تهران می توان ديد.  اويسی در سه دهه گذشته ساکن ايالات متحده آمريکا بوده اما هر از گاهی آثارش را در ايران به نمايش گذاشته است.   آخرين نمايشگاه از آثار او هفته گذشته در گالری اويسی که متعلق به برادرزاده اوست در تهران به نمايش درآمد.   هفته پيش از آن نيز، او بخشی از کلکسيون شخصی اش از آثار هنرمندان بزرگ قرن بيستم را در همين گالری در تهران به حراج گذاشته بود. همين هم بهانه ای شد تا اين هنرمند ۷۵ ساله سرشناس و البته کمتر در معرض رسانه‌های فارسی زبان داخل و خارج از کشور،‌ مهمان جنگ فرهنگی – هنری راديو فردا باشد.          رادبو فردا: آقای اويسی ،‌ قبل از هر چيز بفرماييد که از چه سالی هنر نقاشی را به طور جدی آغاز کرديد؟    ناصر اويسی:  در سال ۱۳۳۲ من وارد دانشکده حقوق شدم . در سال ۱۳۳۵ که آخرين سال حضورم در دانشکده بود در روزنامه ها اعلام کردند که قرار است نمايشگاهی از آثار نقاشان امروز با داوری يک هيات ژوری ايرانی و خارجی و استادان دانشکده هنرهای زيبا برگزار شود.   من برای اولين بار در اين نمايشگاه شرکت کردم و خوشبختانه در ‌آنجا اثرم برنده شد. در سال ۱۳۳۷ و زمانی که ديگر از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم ،‌ نخستين بينال وزارت فرهنگ و هنر در ايران برگزار شد. در آنجا هم يک هيات ژوری متشکل از هنرمندانی از آلمان و ايتاليا حضور داشتند. من در اين بينال هم سه کارم را عرضه کردم که بيشتر با خط بود. در آن زمان آثاری که از خط و نقاشی خلق شده باشند نبودند و نقاشانی که بعدها به سبک خط – نقاشی کار کردند از من جوانتر بودند و طبيعتا در آن بينال اول وزارت فرهنگ و هنر هم حضوری نداشتند.    اين بينالی که می گوييد همان اولين دوره بينال تهران است که به همت مارکو گريگوريان برگزار شد؟   بله . من اتفاقا با مارکو گريگوريان دردانشکده هنرهای زيبا کار می کردم ؛ اما بعدا از هنرهای زيبا استعفا دادم و به وزارت امور خارجه رفتم. خوشبختانه اولين ماموريتم که از سوی اين وزارتخانه فرستاده شدم ،‌ سفر به ايتاليا بود. وقتی به ايتاليا رفتم حکاکی را ياد گرفتم.   حکاکی روی فلز يا...؟   حکاکی روی فلز و ليتو. بعدا در رم که در آنجا چند سال سکونت داشتم و کار می کردم ،‌ چند نمايشگاه هم برگزار کردم . آن زمان گالری بورگز تازه در ايران افتتاح شده بود و در ايران هم اين گونه فعاليت ها آغاز شده بود. خوشبختانه بعد ازماموريت ايتاليا به اسپانيا اعزام شدم . اين فرصت بسيار خوبی برای من بود برای اينکه در دنيا همان طور که می دانيد ما چند فرهنگ مادر بيشتر نداريم که متشکل از فرهنگ ايرانی، يونانی،‌ ايتاليايی و اسپانيايی است. &#160;  آقای اويسی از چه سالی و از کدام بينال تهران بود که اولين کارهايی که ارائه داديد بنيان کارهايی شد که امروز همچنان انجام می دهيد؟   از همان نخستين بينال تهران ؛ يعنی بينال سال ۱۳۳۷.   بنا براين از آنجا بود که تاثيرپذيری شما از هنر معماری ايرانی مثل کاشی و رنگهای آبی بنيانش گذاشته شد. اما کم کم در اواسط دهه چهل خورشيدی بود که نام سقاخانه برای فرم کارهايی که شما و ديگران می کرديد متولد شد؛ اما به جز نام شما، کم کم نامهای ديگری چون حسين زنده رودی،‌ فرامرز پيل آرام ،‌ پرويز تناولی، مسعودعربشاهی،‌ ژازه طباطبائی و صادق تبريزی هم به عنوان فعالان جدی اين سبک به ميان آمد.مرحوم کريم امامی هم که در روزنامه کيهان آن سالها گاهی درباره نقاشی می نوشت روی آثار اين نقاشان اسم گذاری کرد . آيا شما اساسا نام سقاخانه را برای اين فرم کار قبول داريد؟ اصلا آن را سبک می دانيد يا خير ؟   به يک معنا بله . برای اينکه سقاخانه هايی که حتما شما هم در کوچه و بازار تهران ديده ايد، جايی بوده که در آنها عناصری چون تمثال،‌ آب،‌ دعا و شمع وجود داشته اند. سقاخانه مکانی است که به نوعی عبادتگاه بوده و مردم در آن به سوی مسائل روحانی متمايل می شدند. تعدادی از نقاشانی که در اين سبک کار می کردند به سوی خط و بهره گيری ازآن متمايل شدند. بعضی ها، از تصوير و خط ، توامان ، استفاده کردند و برخی نيز از نمادهای مذهبی. عده ای هم البته از گذشته ايران الهام گرفتند. &#160; نکته جالب اين بود که تا آن زمان هنوز اين سبک يک شيوه کاملا ايرانی بود و درديگر کشورهای خاورميانه باب نشده بود. بعد از اينکه ما نمايشگاه هايی در هند و ساير کشورهای خاورميانه برگزار کرديم نقاشان آن کشورها هم متوجه شگفتی اين سبک شدند و اين سبک را کاملا از نقاشان ايرانی گرفتند.   در آن سالها آيا شما – يعنی هنرمندانی که به عنوان نقاشان سبک سقاخانه معروف شديد- دور هم جمع شديد و گروهی تشکيل داديد؟ يا اينکه همين طور پراکنده و جدا از هم کار می کرديد؟   نه ، ما گروه مشخصی نداشتيم که دور هم جمع بشويم .بلکه نمايشگاه هايی که برگزار می شد اين آثار را به نمايش می گذاشت؛ضمن اينکه اين کارها در مرحله اول، کم کم مورد توجه خارجی ها قرار گرفت و بعد از آن بود که توجه ايرانيان هم به آن جلب شد.   خود مرحوم کريم امامی در اين باره گفته است که در دهه چهل نقاشی هايی بوجود آمدند که ظهور خط در اين نقاشی ، ذهن آدم را به ياد سقاخانه می انداخت و به همين دليل بود که من اسم سقاخانه را بر روی اين قبيل کارها گذاشتم.   من می خواهم بپرسم علاوه بر اين نکته - يعنی ظهور خط در نقاشی-، آيا حذف پرسپکتيو يا پر کردن فضا با المان‌های تصويری که نوعی استيتيک اورينتال و استيتيک ايرانی در آن وجود دارد ،‌ و يا پيوند زدن يکسری عناصر سنتی ايرانی مثل گليم و قلمکار و خورشيد خانم و بهره گيری ازقفل و تعويذ و طلسم و جادو ، که عواملی بودند که مشترکا در همه اين کارها تکرار می شدند،‌می تواند دليل ديگر اين نامگذاری و سبک خوانده شدن بوده باشد؟   بله ، کاملاً درست است. می‌دانيد که در مينياتورهای ايرانی ،‌ پرسپکتيو اصلاً وجود ندارد. در نقشهای قالی ايرانی هم اين را می بينيد.دربافت اين قالی‌ها هم گل ختمی به چشم می خوردو هم گل سرخ ، هم گل ميخک و هم پرنده. اصولاً در هنر ما ايرانی‌ها، پرسپکتيو وجود ندارد.  به همين دليل است که اگر به مينياتورهای ايرانی نگاه کنيد، اسبی که در دور دست ايستاده با اسبی که نزديک است،‌ همگی يکجورند. به همين دليل هم ما نقاشان متمايل به اين شيوه با توجه به فرهنگ ايرانی وارد کار شديم. اولين بار عده‌ای فرهنگ ايرانی را با عناصر معاصر تلفيق کردند و يک جور فرهنگ ايرانی مدرن از آن متولد شد.   آقای اويسی،‌ آيا به طور مشخص، بنيانگذار اين سبک سقاخانه، شما بوديد يا فرد ديگری بوده؟    اثبات آن خيلی ساده است. البته الان کسان زيادی در مورد بنيانگذاری اين سبک، مدعی هستند. اما شما فقط کافی است اسناد و مدارک موجود را نگاه کنيد. يکی از اسناد موجود، بروشورها و کاتالوگ هايی است که از آن سالها باقی مانده است. &#160; اگر از بينال اول اين مدارک را ورق بزنيد می بيند که چه نقاشانی در اين سبک اثر دارندو چه کسانی ندارند.در يکی از اين بروشورها که در روزنامه ها هم چاپ شده اثر من را می بينيد که در کاتالوگ وجود دارد . بعدها کسان ديگری هم آمدند البته که خط و تصوير را از هم جدا کردند و صرفا خط نگاشتند.اما اين را هم بگويم که اصولا يک نفر هيچ وقت يک سبک را بوجود نمی آورد.   خيال می کنيد که کوبيسم را فقط پيکاسو بنيان گذاشت ؟ اين طور نيست . پيکاسو ژرژ براک و فردينان لژه هم بودند. يک گروه ، يک محيط و شرايط بايد ايجاد شود تا سبکی بوجود بيايد.   با اين اوصاف حسين زنده رودی يکی از نقاشانی که در همين گروه دسته بندی می شود بارها به صراحت گفته است که &#171; من اين سبک را به وجود آوردم&#187; حتی در مصاحبه‌ای گفته است: &#171;نگوييد سبک سقاخانه؛ بگوييد سبک زنده‌رودی&#187;. شما در اين مورد چه نظری داريد؟   ايشان اغراق می کنند.در همان سالها من يک روز در گالری هنرهای جديد ژازه طباطبايی بودم که آقای حسين زنده رودی آمد و از من خواست يک مقدمه برای نمايشگاهش بنويسم. آن موقع ايشان اصلا خط درکارهايش نبود بلکه يک سری حشرات و حيوانات می کشيد. حتی آقای تناولی هم در بينال اول تهران، کارهايی به شيوه ايتاليايی عرضه کردند که اصلا عنصر خط در آنها نبود. بعدا تحت تاثير محيط و مطالبی که از سوی آقای کريم امامی و سايرين نوشته شد ، کم کم و به تدريج اين افراد به اين سبک متمايل شدند.   برخی از منتقدان سبک سقاخانه می گويند اين سبک،‌ بيشتر يک سبک دکوراتيو است تا اينکه به دنبال ايجاد و کشف فضاهای تازه درحوزه هنرهای تجسمی باشد. آيا شما برای اين ديدگاه پاسخی داريد؟   بله . ببينيد چون اين سبک فاقد پرسپکتيو است و فقط عناصر رنگ و خط در آن ديده می شود اينها اسمش را دکوراتيو می نامند. در يکی از کتابهايی که درباره من نوشته شده به قلم آقای نادر نادرپور وهمينطور جوليو کارلو ارگان که يک منتقد ايتاليايی است ودر باره آثار من نوشته است ،‌ نادرپور در اين مورد می گويد که&#171; به اين سبک نمی شود دکوراتيو گفت ؛ بلکه يک سبک هنری است .&#187; الان ۹۰ سال است که نه پرسپکتيو و نه طبيعت در هنرديگر وجود ندارند. برای اينکه اين کارها را هنر عکاسی به عهده گرفته است. &#160;  از بين کسانی که در سبک سقاخانه کار کردند ، بسياری به تدريج از عناصر و نمادهای اوليه فاصله گرفتند. مثلا عربشاهی مقداری انتزاعی تر و تجريدی تر شد. ژازه طباطبايی المانهای خود را گسترده تر کرد و فرمهای ديگری را هم وارد کارش کرد و ديگر به آن صورت با چهل کليد و عناصر کهن ايرانی کمتر کار کرد. تناولی سعی کرد کارهای ديگری به جز مسئله خط و قفلهای قديمی ونشانه هايی که از نقاشيهای دوران قاجار می گرفت انجام دهد . اما در کارهای شما دو عنصر هست که از اول تا کنون در همه آثارتان باقی مانده واگر فيگورها را نديده بگيريم ، باقی يکسان است : اسب و زن.   شما می‌خواهيد بپرسيد چرا؟ بله. درست است. من اسب را برای اين انتخاب کردم که در فرهنگ ايرانی و حتی بشری ، پايه تمدن با کمک اسب ايجاد شد. اگر به برنزهای باقيمانده از لرستان نگاه کنيد غالب آنها نمادی از اسبند. اما اسب به ناگهان با اختراع ماشين و پيشروی شهرها و ورود آسفالت،‌ از زندگی ما محو شد. من به وسيله اسب می توانستم بسياری از عناصر چون خشونت و حتی عشق را نشان دهم . يکی از منتقدين هنری درباره من نوشته بود که آقای اويسی در آثارش به جای اينکه مرد رانشان بدهد اسب می کشد. اين يکی از مشخصه های کار من است.  و اما زن. زن، دومين مشخصه کار من است. چرا که زن زيباترين موجود دنيا و زن ايرانی هم زيباترين آنهاست. در تمام آثار ايرانی چون مينياتور و شاهنامه و مجمسه های قديمی و در تمام آثار گذشتگان هم اين را می بينيم . به اين دلايل من در همه آثارم به اين دو عنصر بنيادين پرداخته ام</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/f3_Cultural_Mix_Nasser_Oveysi_IV/1865538.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/f3_Cultural_Mix_Nasser_Oveysi_IV/1865538.html</guid>            
            <pubDate>Fri, 30 Oct 2009 20:29:51 +3500</pubDate>
            <category>جنگ فرهنگی</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/f3_Cultural_Mix_Nasser_Oveysi_IV/1865538.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/86E86A5A-26E9-40A3-AFDE-6F30371C4A98_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>شبنم طلوعی: تحریم جشنواره دولتی، تحریم صحنه نیست</title>
            <description>&#171;رویای طاهره‌گان خاموش&#187; نام نمایشنامه‌ای است که از روز شنبه با حضور هنرمندان ایرانی در پاریس به صورت نمایشنامه خوانی اجرا شد. این نمایشنامه را محمد رضایی‌راد از کارگردانان نسل جوان‌تر تئاتر ایران نوشته است. کارگردانی که جشنواره امسال فجر را در کنار تعداد دیگری از کارگردانان تئاتر ایران، به دلیل مسائل اخیر پس از انتخابات تحریم کرده است.  یکی از بازیگران این نمایشنامه خوانی در پاریس، خانم شبنم طلوعی، بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران است که بازی‌های ماندگارش در این سه عرصه، همیشه در خاطر علاقه‌مندان به هنر بازیگری خواهد ماند.  خانم طلوعی در سال ۱۳۸۳ بود که به علت ممنوع‌التصویر شدن از ایران خارج شد و در حال حاضر در پاریس زندگی، کار و تحصیل می‌کند. او میهمان این هفته برنامه جنگ فرهنگی است.           خانم طلوعی،‌ لطفاً از نمایشنامه‌خوانی تازه‌تان بگویید؟    حدود دو ماه پیش، همان طور که شما بهتر از من می‌دانید، هشت نفر از نمایشنامه‌نویسان داخل ایران، از سایر نمایشنامه‌نویسان درخواست کردند که درباره وقایع اخیر ایران بنویسند و این وقایع را ثبت کنند.  این نمایشنامه را آقای رضایی راد در پی همان بیانیه نوشتند و آخرین کار ایشان است. چون طبیعتاً اصلاً امکان اجرای آن در ایران وجود نداشت، ایشان کار نمایششان را به اینجا آوردند و در نهایت من این شانس را پیدا کردم که به همراه سایر اعضا گروه، ‌این اثر را به صورت نمایشنامه‌خوانی و با یک اجرای بسیار کم‌رنگ در روز شنبه و یکشنبه در پاریس اجرا کنیم.     چه بازیگرانی در اجرای این نمایشنامه با شما همکاری کردند؟    آقای صدرالدین زاهد، خانم زهرا امیرابرهیمی، آقای بابک اکبری فراهانی، خانم رضوان زندیه و بنده.     آخرین کار شما تا جایی که من به خاطر دارم در فیلم &#171;زنان بدون مردان&#187; خانم شیرین نشاط بود که در ونیز هم به نمایش درآمد و شیر نقره‌ای این جشنواره را هم تصاحب کرد.    بله. دقیقاً. در آن کار من نقش مونس را بازی کردم. هفته گذشته هم همه ما به فرانکفورت دعوت شدیم برای اینکه جایزه سینما برای صلح هم به این کار تعلق گرفت.     تجربه کار با خانم شیرین نشاط چطور بود؟    برای من تجربه بسیار متفاوتی بود. بازیگری برای خانم نشاط ویژگی‌های خاصی را طالب است. برای ایشان زیبایی‌شناسی عنصر بسیار مهمی است. بازیگر باید در خدمت زیبایی‌شناسی و همچنین نگاه کارگردان باشد. خیلی قرار نیست که بخواهد خودش و لحظات بازیگری‌اش را نشان دهد. کار با یک پرادکشن غیر ایرانی و در کشور مراکش و تلاش برای بازسازی یک باغ کاملاً ایرانی در این کشور دور، برای من تجربه جدید و جالبی بود.     گویا این تنها کاری است که پس از خروجتان از ایران در حوزه سینما انجام داده‌اید اما تا جایی که من خبر دارم، کارهای تئاتری بسیاری را در اینجا به تناوب انجام داده‌اید. درست است؟    بله. بعد از اینکه به اینجا آمدم با این حال که بسیار خوب زبان فرانسه را نمی‌دانستم ولی نمایش مصاحبه آقای رحمانیان را که قبل از آمدنم از ایران به من اجازه اجرای آن را داده بودند به زبان فرانسه اجرا کردم.  این نمایش کار خود آقای رحمانیان بود که توسط آقای نظم‌جو به زبان فرانسه برگردانده شد. من این اثر را در سال ۲۰۰۶ کارگردانی کردم و خودم هم به زبان فرانسه و در نقش صفیه به ایفای نقش پرداختم.     خانم طلوعی، جشنواره تئاتر فجر امسال، هم از سوی کارگردانان سرشناس و پشکسوتی مثل بهرام بیضایی و محمد چرم‌شیر و هم از سوی نسل جوان‌تر کارگردانان ایرانی، با تحریم‌های گسترده‌ای در اعتراض به وقایع اخیر مواجه شده است. اما یکی از پیشکسوتان تئاتر ایران اخیراً در برابر این پرسش که نظرش درباره این تحریم چیست، گفته که &#171;تمام مشکل ما تا به حال این بود که نمی‌گذاشتند کار کنیم. اما الان که اجازه کار به ما داده‌اند ترجیح می‌دهم کار کنم و اگر دیگران هم کار کنند به اعتقاد من بهتر است&#187; شما در این مورد چه نظری دارید؟    طبیعتاً این استدلال را قبول ندارم. خیال می‌کنم همیشه اعتراضات تک نفره انجام می‌شد ولی بقیه تصور می‌کردند که کارشان را ادامه بدهند بهتر است. الان که یک جریان عمومی در کوچه و خیابان‌های آن کشور دارد اتفاق می‌افتد، چطور می‌شود نسبت به آن بی‌تفاوت بود و با آن همراهی نکرد؟  واکنشی که این دوست هنرمندمان داشتند به نظر بسیار عجیب بود. قرار نیست که هیچ کس صحنه را تحریم کند. صحنه حق هنرمند تئاتری است. کاری که الان دوستان و نمایشنامه‌نویسان جوان می‌کنند این است که می‌گویند صرفاً این جشنواره دولتی را امسال تحریم می‌کنند و با آن موافق نیستند.  به این دلیل که باید در برابر اتفاقاتی که این چند ماهه بر سر ملتمان آوار شده و مشتی از خرواری است که در تمام این سال‌ها اتفاق می‌افتاد، ‌بایستیم. من فکر می‌کنم اگر پیشکسوتان بخواهند پشت جوانان را خالی کنند، اتفاق بسیار تلخی است. این روزها تمام می‌شود و آنهایی که از قافله عقب مانده‌اند بعدها نمی‌توانند بگویند ما هم در این میان بودیم و این حیف است.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shabnam_Tolouei_IV_on_Royaye_Taheregane_Khamoush/1863665.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Shabnam_Tolouei_IV_on_Royaye_Taheregane_Khamoush/1863665.html</guid>            
            <pubDate>Wed, 28 Oct 2009 20:47:00 +3500</pubDate>
            <category>جنگ فرهنگی</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/12E0EDA8-B70C-4F17-B13A-256D60513301_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>آرش حجازی: از پیامدهای شاهد قتل ندا بودن پشیمان نیستم</title>
            <description>میهمان گفت و گوی ویژه این هفته رادیو فردا، دکتر آرش حجازی است. این پزشک جوان در آخرین لحظات زندگی ندا آقا سلطان تلاش کرد او را نجات دهد.اما شدت و سرعت خونریزی، امکان هر گونه کوشش او را بی حاصل گذاشت و تصویر این لحظات در رسانه های جهانی بازتاب یافت و دنیا را تکان داد.  او کسی است که می گوید مردم شخصی را در محل، به عنوان ضارب دستگیر کردند که دارای کارت بسیج بود و مدام تکرار می کرد که نمی خواسته ندا را بکشد.  او که اخیراً به رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما نیز نامه‌ای نوشته، در همین مورد به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.           آقای دکتر حجازی چه شد که به فکر نوشتن نامه به باراک اوباما افتادید؟     آرش حجازی:  رئیس جمهور آمریکا در پیامی که برای پذیرش جایزه نوبل دادند به کشته شدن افرادی که برای فعالیت های آزادیخواهانه جان دادند اشاره کردند . از جمله به زنی اشاره کردند که برای آزادی در خیابان جان داد. بعد از اظهار نظر ایشان عموم مردم برداشت کردند که اشاره ایشان به نداست و بعد هم از طرف وزارت خارجه امریکا به نوعی تایید شد که منظور ایشان، ندا آقا سلطان بوده است .  این اشاره در میان صحبت های ایشان، خصوصا برای دریافت جایزه مهمی مثل نوبل ،‌اشاره مهمی بود. در پایان صحبت هایشان هم اشاره ای به کشورهای حوزه خلیج کردند- خصوصا لفظ خلیج را به کار بردند- که همین کلمه انگیزه ای شد تا این نامه را بنویسم.  ابتدا به ایشان برای دریافت جایزه نوبل تبریک گفتم که یک بحث فرمالی بود و به این اشاره کردم که ایشان جایزه خود را با خاطره آزدیخواهانی که در راه دستیابی به آزادی کشته شدند- از جمله ندا- تقسیم کردند و می‌خواستم به این نکته اشاره کنم که اگر شما تا این حد متوجه شرایط جهانی هستید و تا این حد به مردم جهان توجه دارید که برای آزادیشان تلاش می کنند پس باید به تمامیت ارضی و حقوق هر ملت هم اشراف و آگاهی کامل داشته باشید.     شما در این نامه پس از معرفی خودتان به قتل ندا آقاسلطان اشاره کردید . اگر اجازه بدهید من هم سوالاتم را ازهمین نقطه شروع کنم . اگر چه می دانم یادآوری لحظات سختی برای شما خواهد بود. اما گویا این مسئله زندگی شما را هم تغییر داده است ؟    بله.       اگر ممکن است بفرمایید شما در آن روز شاهد چه بودید؟    در آن روز شنبه که روز ۳۰ خرداد ماه ساعت هفت بعد از ظهر در منطقه ای در یکی از خیابانهای حاشیه کارگر بود . بعد از تظاهراتی که مردم برگزار کرده بودند و مورد حمله نیروهای شورشی قرار گرفته بودند و داشتند به کوچه های فرعی فرار می کردند، خانم نداآقا سلطان که بنده در آن مقطع اسمشان را نمی دانستم در فاصله یک متری من ایستاده بود که مورد اصابت گلوله قرار گرفت . من سعی کردم به ایشان کمک کنم . اما متاسفانه موفق نشدم . و ایشان توی دستهای من فوت کردند. در مورد دقایق بعد از آن هم بارها توضیح داده ام.     من هم می‌خواستم در مورد همین فردی که به قول شما قاتل احتمالی ندا آقا سلطان بود بپرسم؟ او که بود؟ چه می‌گفت؟ آیا به دست عدالت سپرده شد؟ بازداشت شد؟ یا اینکه به حال خود رها گردید؟    مردم ایشان را دستگیر کردند. مرد میانسال تنومندی بود. ایشان دائم فریاد می زد که من نمی خواستم بکشمش . من در آن حالت دخالتی درماجرا نداشتم و کنار ایستاده بودم . و فقط نظاره گر بودم . به هر حال بین مردم دعوا و اختلاف نظر بود که با این فرد چه کنند؟ در نهایت به این نتیجه رسیدند که کارتهای شناسائی فرد مزبور را بگیرند و رهایش کنند. چون نمی خواستند خودشان را در معرض پلیس قرار دهند.  در آن زمان به نظرشان رسید که پلیس کاری نخواهد کرد. روز پر آشوبی بود. بنا به اخباری که بعدها منتشر شد در همان روز و در محدوده ای که ندا کشته شد، ده ها نفر کشته و صدها نفر هم دستگیر شدند. بنابر این مردم ترجیح دادند با پلیس رودرو نشوند. حتی دیدم که مردم از این فرد فیلم گرفتند. و ترجیح دادند در نهایت آزادش کنند. تکه فیلم کوتاهی که بعدها منتشر شد را من هم دیدم و آن را تایید کردم که همان شخص و همان روز و همان محل بود.     آ قای دکتر حجازی شما در بخشی از نامه‌تان به پرزیدنت اوباما نوشته‌اید که مرگ ندا بهایی برای نزدیک شدن یک گام دیگر به آزادی بود. منظورتان از این جمله چه بود؟    همیشه در هر گونه از حرکت های مردمی و آزادیخواهانه ،‌ برای دستیابی به آزادی به هر حال بها و قربانی داده می شود. وقتی مردم به این نتیجه رسیدند که برای رسیدن به آزادی حاضرند بهایی بپردازند،‌ سرعت پیمایش این مسیر به سمت آزادی و آرمان‌های مشترک یک ملت، تسریع می شود. مرگ ندا آقا سلطان سمبل شد.  ندا تنها کسی نبود که در آن روز و یا در حوادث بعد از انتخابات ایران کشته شد. منتها مستندترین مورد قتل‌هایی شد که از جانب نیروهای شبه نظامی هوادار دولت اتفاق افتاد.     شما در نامه تان به رئیس جمهور آمریکا نوشته‌اید که پس از اینکه شاهد آخرین لحظات زندگی ندا بوده‌اید،‌ همه چیزتان را از دست داده‌اید و مسیر زندگی‌تان تغییر کرده است. آیا از آنچه کردید و از شهادت دادن در مورد مرگ این دختر جوان،‌ با توجه به تبعات پس از آن،‌ پشیمان یا ناراحت نیستید؟    حتی یک لحظه هم ناراحت و پشیمان نیستم . حداقل فکر می کنم تا پایان عمرم هر سرنوشتی که داشته باشم (مهم این است که راه درست را انتخاب کرده ام ). تقدیر ممکن است مسیر زندگی آدمی را به سمت و سوهای مختلفی ببرد. ممکن است گاهی آدم دچار سختی و دشواری شود. اما وجدانم آسوده است که آن کاری را که درست می دانسته ام و آن دینی را که داشته ام ادا کردم . اگر باز هم قرار باشد برای مشاهداتم بهایی بپردازم ، هیچ مشکلی نیست . باز هم این بها را می پردازم و اصلا پشیمان نیستم.       شما همچنین نوشته‌اید که دیگران به جز تماشای این ویدیو و ابراز ناراحتی هیچ اقدامی نکردند. انتظار شما از پرزیدنت اوباما چیست؟    من هیچ انتظاری در این مورد از آقای اوباما ندارم . این خشونت ، یک خشونت مستندی است که به ثبت رسیده است . در طول تاریخ معاصر جهان فقط چند نمونه مشابه وجود دارد که خشونت دستگاه حاکم نسبت به مردمش را ثبت کرده است. چون استبداد همیشه سعی می کند که آثار جنایاتش را پاک کند. اما در طول تاریخ همیشه موفق نمی شود. در آنجاست که وظیفه شاهدان این است که پیامی را که دیده اند به گوش تمام مردم دنیا برسانند.  آقای اوباما رئیس جمهور یکی از مهمترین کشورهای دنیاست . اگر چه به اعتقاد من همه کشورهای جهان به یک اندازه اهمیت دارند. نمی گویم که کشور آمریکا با اهمیت تر از سایر کشورهاست . ولی از نظر نفوذ سیاسی در دنیا،‌ آمریکا کشور مهمی است. آقای اوباما با شعارهای انتخاباتی شان در نهایت برای ریاست جمهوری مردم آمریکا انتخاب شدند. و چشم و توجه مردم جهان را به خودشان متوجه کردند. اینکه ایشان به وقایعی که خارج از آمریکا اتفاق می افتد و بخصوص موارد نقض حقوق بشر واکنش نشان می دهد (اهمیت دارد)      همین جا می خواهم از شما بپرسم شما در بخشی از نامه تان از رئیس جمهور آمریکا انتقاد کردید. می خواهم موضوع این انتقاد را از خود شما بشنوم؟ شما راجع به چه موضوعی منتقد ایشان هستید؟    ببینید. یک سری حقوقی هست که مردم دنیا از آن برخوردارند. هر ملتی و هر کشوری حقوقی دارد. بخشی از این حقوق مربوط به مسائل داخلی است . بخشی هم در محدوده مناسبات بین المللی تعریف می شود. و تا زمانی که آن حقوق در حوزه مناسبات بین المللی مراعات نشود ممکن است حقوق درونی هم ایفاد نشود.  یکی از مواردی که به طور مشخص حق ایجاد می کند مسئله حق نام است . یعنی ما مردم ایران به عنوان یک ایرانی حق داریم که به این نام شناخته شویم و نام دیگری برایمان اطلاق نشود. منی که تهران زندگی می کنم حق دارم که نام و هویت شهرم را حفظ کنم و بگویم که تهرانی هستم . اگر دارای منابعی طبیعی باشم حق دارم نام این منابع به اسم من حفظ شود.  خیلج فارس یک دریاست. تمامی آن متعلق به ایران نیست. بخشی از آن متعلق به ایران است و کشورهای متعدد دیگری هم درباره مالکیت این دریا حق دارند. منتها نام این خلیج یک قدمت تاریخی و یک نام رسمی بین‌المللی است. سازمان ملل هم دوبار تاکید کرده است که سایر کشورها هم باید در مناسبات بین المللی و مکاتباشان از نام خلیج فارس استفاده کنند.  این یک حق متعلق به مردم ایران است . حالا اگر کشورهای عربی منطقه ادعای دیگری دارند و جریان را سیاسی می کنند بحث دیگری است. اما از رئیس جمهور آمریکا به عنوان یک کشور بی‌طرف این توقع نمی‌رود که نام رسمی آن دریا را به کار نبرد.  علت انتقاد من هم همین نکته بود. یعنی من بر این باورم که آقای اوباما قبل از اینکه بخواهند راجع به آزادی خواهان بحث کنند، که البته هر کشوری و هر انسانی موظف است در برابر ظلمی که بر انسان دیگری می‌رود واکنش نشان دهد، در عین حال لازم است که حقوق ملت‌ها را هم به رسمیت بشناسد. درخواست من در این نامه هم همین بوده است.     برگردیم به ماجرای قتل ندا آقاسلطان. انتظار شما از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی چیست؟ در شرایط فعلی آیا حاضرید برای ادای شهادت در یک دادگاه صالح در ایران و یا در هر کشور خارجی دیگری حاضر بشوید؟    برای پاسخ به سؤال شما نیاز دارم کمی به عقب برگردم. نکته مهم این است که الان چهار ماه از این ماجرا می‌گذرد. در این چهار ماه باید دید که دستگاه قضایی ایران در این مورد چه کرده است؟ اول ندا کشته شد. روز اول گفتند که اصلاً این اتفاق نیافتاده و ندا اصلاً کشته نشده و این خانم یک هنرپیشه است.  مقامات جمهوری اسلامی ایران در این میان اظهار نظرهای مختلفی کردند که اسنادش هم وجود دارد. بعد گفتند که خبرنگار بی بی سی به یک نفر پول داده است تا این خانم را بکشد و از او فیلم بگیرند. بعد هم سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که سی آی ا در کشته شدن خانم آقا سلطان دست داشته است.   وقتی من وارد ماجرا شدم. البته کسی را محکوم نکردم. با حسن نیت کامل اطلاع دادم که فردی که ندا آقاسلطان را کشت توسط مردم دستگیر شد و کارت‌هایی که با خود داشت نشان می داد که عضو بسیج است و دائم فریاد می‌زد که من نمی‌خواستم او را بکشم. همین فریادها باعث شد مردم مطمئن باشند که ایشان ضارب نداست.  بعد هم عکس‌هایی از او منتشر شد که من آن را تأیید کردم. فیلم کوتاهی از او منتشر شد که من او را شناسایی و تأیید کردم. در طول این مدت چهار ماه چه اتفاقی افتاد؟   آقای احمدی‌نژاد نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه نوشتند و تقاضای پیگیری ماجرا را داشتند. این خودش جای سؤال است که چرا باید رئیس جمهور یک مملکت به رئیس قوه قضاییه نامه بنویسد و از او بخواهد که یک ماجرای جنایی و سیاسی را پیگیری کند؟ که با این شیوه بحث استقلال قوا هم زیر سؤال خواهد رفت.  منتها آنها هم به هر حال گفتند که موضوع را پیگیری می کنند. الان چهار ماه از آن حادثه گذشته است . در این چهار ماه هیچ اتفاقی هم نیافتاده. هزاران نفر دستگیر شدند. صدها نفر محاکمه شدند. محاکمه معترضین به نتایج انتخابات پخش هم شد. ولی در مورد متخلفینی که مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند هیچ اقدامی انجام نشد.  بارها گفتند که با اقدام می‌کنیم و با متخلفین برخورد می کنیم. اما نه اسمی منتشر شد و نه دادگاهی برگزار شد. نه بازداشتی – در حد اطلاع بنده و آنچه در مطبوعات منتشر شده است – انجام شد. هیچ اثری از این ضارب احتمالی وجود ندارد. حداقلش این بود که وقتی بنده ایشان را شناسایی کردم به او مراجعه می‌شد. نیروی قضایی از او بازجویی می‌کرد.   طبیعی است که فکر می‌کنم شما هم درک کنید که من حاضر نیستم برای ادای شهادت به ایران بروم. شما در سؤالتان به دادگاه صالحه اشاره کردید. اما من در وضعیت کنونی و در شرایط فعلی با این دادگاه‌هایی که شاهد برگزاری آنها بودم، این دادگاه‌ها را صالح نمی‌دانم. ولی البته در یک دادگاه صالح بین‌المللی صد در صد شرکت می‌کنم و وظیفه‌ام خواهم بود و حتماً انجام خواهم داد.     آیا شما از شاهد دیگر ماجرا – یعنی معلم موسیقی ندا که در صحنه در کنار شما حضور داشت – خبری دارید؟ می‌دانید که ایشان مورد بازجویی قرار گرفته‌اند یا خیر؟ تا کنون شهادتی داده‌اند؟ یا ترجیح داده‌اند سکوت کنند؟    والله من شخصا ایشان را نمی‌شناسم و با ایشان ارتباطی ندارم . من ایشان راهمان روز که خانم آقا سلطان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و ما سعی می کردیم به او کمک کنیم دیدم. بعد هم بلافاصله ایشان سوار ماشین شدند و بدن بی‌جان ندا را بردند تا به بیمارستان برسانند.      شما از مردم ایران و مردم جهان و از رسانه ها چه توقعی دارید؟    از مردم ایران نمی‌توانم توقعی داشته باشم. مردم ایران هر کاری که می‌توانستند انجام دادند. چه من خواهان آن باشم و چه نباشم. خودم را در حدی نمی‌بینم که از مردم درخواستی کنم. نکته این است آنچه که مردم ایران خواهان آنند هیچ ابزاری برای دستیابی به آن ندارند.   آنان هیچ ابزاری برای احیا حقوق از دست رفته شان ندارند. تمام راه‌های ارتباطی بسته شده، سانسور به شدت بر تمام ارتباطات مردم، چه در رسانه‌ها و چه در مکاتبات و مراسلات و محاوراتشان به شدت حاکم است. من نماینده مردم ایران نیستم. من فقط یک ایرانی‌ام و به عنوان یک ایرانی بر این باورم که اتفاقاتی که در ایران می‌افتد بسیار مهم است.  این اتفاقات در اینجا متوقف نخواهد شد. ادامه خواهد داشت. بنابر این رسانه‌ها باید توجه بیشتری به این قضایا داشته باشند. واقعیت را منعکس کنند. دچار بازی‌های مطبوعاتی نشوند. سعی کنند حداکثر توانشان را برای انعکاس واقعیت به کار ببرند و برای هر دو طرف انصاف را مراعات کنند.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Arash_Hejazi_Special_IV/1862048.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Arash_Hejazi_Special_IV/1862048.html</guid>            
            <pubDate>Tue, 27 Oct 2009 13:10:06 +3500</pubDate>
            <category>گفت‌وگوی ویژه</category>
            <comments>http://www.radiofarda.com/content/F7_Arash_Hejazi_Special_IV/1862048.html#relatedInfoContainer</comments>
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/EA1B4476-D267-458F-9682-811C826F7C11_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>دلنوشته‌های آشکار زنان خطاب به شوهران زندانی</title>
            <description>برنامه صدای دیگر این هفته به عاشقانه‌های زندانیان سیاسی اختصاص یافته است. تا پیش از فروغ فرخزاد کمتر زن ایرانی به صراحت از خود و خواسته هایش سخن می‌گفت.  همه هستی من آيه تاريكی است كه تو را در خود تكرار كنان به سحرگاه شكفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد برد  من در اين آيه تو را آه كشيدم آه من در اين آيه تو را به درخت و آب و آينه پيوند زدم  (تولدی دیگر: فروغ فرحزاد)    برنامه صدای دیگر این هفته به عاشقانه‌های زندانیان سیاسی اختصاص یافته است. تا پیش از فروغ فرخزاد کمتر زن ایرانی به صراحت از خود و خواسته هایش سخن می‌گفت. در سال‌های پس از دوم خرداد ۷۶ نسل تازه‌ای از زنان نویسنده ایرانی به میدان آمدند که نشانه‌ای از وقوع تحول در زنان ایرانی بودند. کارشناسان بر این باورند که زنان داستان‌نویس ایرانی موفق شدند پوسته فرهنگ سنتی را بترکانند و تکه‌هایی از آنچه را که بر زنان ایران می‌رود برای همیشه ثبت کنند.         پس از ۲۲ خرداد ۸۸ فعالان سیاسی در ایران به صورت گسترده‌ای بازداشت شدند و زندان میان آنها و همسران یا خانواده‌شان فاصله بزرگی شد.  ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال مسائل زنان که خود بیش از صد روز است همسر زندانی‌اش را تنها از پشت شیشه‌های کابین ملاقات کابین دیده است، می‌گوید: &#171;در این مدت خیلی از همسران زندانیان، به همسران‌شان نامه نوشتند. برخی از آنها تیپ‌هایی بودند مذهبی که با رفتارهای سنتی از آنها یاد می‌شود، نامه‌هایی به همسران خود می‌نویسند که از آنها بعید می‌نماید. شاید خیلی از آنها جلوی فرزندان‌شان به همسرشان علنی نگفته باشند دوستت داریم. ولی حالا نامه‌هایی می‌نویسند که به طور عمومی منتشر می‌شود که در آن با کلمات احساسی و عاطفی با همسران شان صحبت می‌کنند. این اتفاق برای خیلی‌ها از جمله خود من جالب است.&#187;   خانم بنی‌یعقوب معتقد است که این جنبش یک نوع فرم خاطره‌نویسی به وجود آورده است که هم توسط زندانیان و هم توسط خانواده‌های آنها انجام می‌شود. به باور وی این خاطره‌نویسی از زاویه همسران زندانیان به نوعی دشواری‌های زندگی برای خانواده‌های زندانیان را نشان می‌دهد. چیزی که از منظر خانم بنی‌یعقوب تازگی دارد.   وی در پاسخ به اینکه چه اتفاقی افتاده که زنانی که عادت کمتری به نوشتن دارند، اکنون احساسات درونی خود را نسبت به همسرشان بر زبان می‌آورند، می‌گوید: &#171;این شرایط باعث می‌شود که همسران زندانی‌ها احساسات نابی را تجربه کنند که بیشتر تلخ است و در عین حال دستاوردهای مثبتی برایشان دارد. شرایط چنان است که زنان نیاز پیدا می‌کنند خودشان را بیان کنند. آنها همچنین می‌خواهند زنان دیگر را در احساس خود شریک کنند. این باعث می‌شود که قلم بردارند و بنویسند&#187;.  خانم بنی‌یعقوب معتقد است برخی از اتفاقاتی که هم اکنون در جنبش ایران روی می‌دهد حاصل تلاشی است که در سال‌های گذشته زیر عنوان جنبش زنان ایران فعالیت می‌کرد. برخی‌ها ممکن است این پرسش را مطرح کنند که جنبش زنان ایران در شرایط کنونی کجا قرار دارد. به باور خانم بنی‌یعقوب برخی از اتفاقاتی که می‌افتد ناشی از تلاش و مبارزه‌ای است که در چند دهه گذشته به دست جنبش زنان انجام شده است.  وی ادامه می‌دهد: &#171;این جنبش بخشی از رفتارهای زنانه و بخشی از شیوه‌های مبارزه را به سطح آورده است. اتفاقی که به عنوان مادران عزادار در پارک لاله روی می‌دهد و خیلی از این اتفاقات تجربه‌ها و روش‌ها و ایده‌هایی بوده که جنبش زنان و فعالان زن در این سال‌ها روی آن بحث کرده‌اند و در عرصه‌های گوناگون آن را تجربه کرده‌اند.&#187;  کارشناسان ادبیات زنان معتقدند نوشته‌های همسران و خانواده‌های زندانیان سیاسی بیان سر درون است از سر ضرورت. آنها زنانی هستند غالباً از خانواده‌های سنتی که شرایط پیش آمده پس از انتخابات به آنها شهامت داده که هویت فردی خود را عریان در معرض دید جامعه بگذارند.  فریبا داودی مهاجر، فعال امور زنان در واشنگتن به رادیو فردا می‌گوید: &#171;گاهی فرصت‌ها و بهانه‌ها مجال زنانگی به زنانی می‌دهد که سال‌های سال به دلیل قیدها، سنت‌ها و آداب و رسوم و تعریف‌هایی که از خوب و بد داشتند [در محدودیت بودند] و اکنون آن را بروز می‌دهند. این فرصت و بهانه خوبی است که این زنانگی از خانه به اجتماع بیاید. معمولاً این نوع خانواده‌های سنتی از اظهار علاقه جلوی فرزندانشان خودداری می‌کنند. بوسیدن گونه همسر ممکن بود عمل خوبی تلقی نشود. ممکن بود زن و شوهر دست همدیگر را در خیابان نگیرند. الان فرصتی فراهم شده که این خلوت‌ها عمومی‌تر شود، بدون اینکه زشت تلقی شود. چیزی که مثبت است این است که معنای خوب و بدها تغییر پیدا می‌کند.&#187;  خانم داودی مهاجر بر این باور است که این جنبش فرصتی در اختیار زنان قرار داد و آنها را به سرچشمه‌های تمدنی ایرانی‌مان متصل کرد. به گفته وی افرادی مانند حافظ یا بابا طاهر روح و فضای عاشقانه‌ای در این سرچشمه‌های مدنی داشتند.  او می‌گوید: &#171;ما بارها گفته‌ایم که این جنبش یک روح زنانه دارد. آموزه‌های آن از تجربیات زنانه گرفته شده است. جزو کاراکتر آن شده است. نکته دیگر این است که زن‌ها با این جنبش و این فرصت رشد کردند. این خط‌های قرمز را جوان‌ها برای اولین بار شکستند. بزرگترین هدیه‌ای که خدا به آدم‌ها می‌دهد عشق است. اگر این فضا به وسیله جوان‌ها تغییر پیدا نمی‌کرد، شاید هیچوقت نمی‌توانستیم هر کدام مدلی از این عشق‌ها را بروز بدهیم.&#187;  آخرین دلنوشته‌ای از این دست نامه همسر مرتضی الویری است. معصومه خوش‌صولتان نامه خود را چنین آغاز کرده است: &#171;همسر عزيزم! در وجودم جاری باش که نبودنت را هيچکس و هيچ چيز پر نخواهد کرد. مرتضای عزيز و مهربانم! شايد امروز اولين بار باشد که بدين گونه به همه جهانيان می‌گويم که چقدر بيشتر از هميشه دوستت دارم. دوشنبه که پس از سی و چند روز ديدمت شيفته سيمای نورانی پر از ايمانت شدم. همان طور که انتظار می‌رفت با لبخند هميشگی و با انرژی مثبت که از مؤمنان راه ايزد انتظار می‌رود، از همه خانواده استقبال و آنها را به صبر و تحمل و آرامش بيشتر دعوت کردی. من نيز دل آشفته و بی‌قرارم را به صبر و آرامش می‌خوانم تا همچون گذشته بتوانم همراه و همرزم و دوشادوش تو به توصيه‌هايت عمل کنم... دوستت دارم.&#187;</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_OtherVoice_Iran_Political_Prisoners_Wifes_Letters/1861675.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_OtherVoice_Iran_Political_Prisoners_Wifes_Letters/1861675.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 26 Oct 2009 21:31:07 +3500</pubDate>
            <category>صدای دیگر</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/D1F2298A-6C6F-46E4-BA50-822D8F58D2C7_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نگاه تازه به فریدون فروغی</title>
            <description>به مناسبت هشتمین سال خاموشی فریدون فروغی برنامه نگاه تازه این هفته را به این خواننده پرطرفدار در میان نسل جوان اختصاص داده‌ایم. فریدون فروغی در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در محله سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش کارمند اداره دخانیات بود. فریدون فروغی در دهه پنجاه به عنوان یک خواننده پاپ شهرت یافت و آثار او در رادیو تلویزیون دولتی پخش شد.   محمد ضرغامی که خود یکی از آخرین مصاحبه‌ها را با فریدون فروغی انجام داده بود می‌گوید: &#171;فروغی سخت مصاحبه می‌کرد و من به همراه نیما تمدن از سوی مجله هفتگی ایران جوان به دیدنش رفتیم. وقتی مصاحبه چاپ شد، فریدون بسیار ناراحت شد چون تیتر مصاحبه با استفاده از یکی از ترانه‌های او &#171;من پر از گفتنی‌ام&#187; بود در حالی که مصاحبه پر از سانسور بود. بعدها این مصاحبه به صورت کامل در هفته نامه &#171;طبرستان سبز&#187; بدون سانسور چاپ شد.  وقتی دیدمش با آن ظاهر قبلی‌اش تفاوت داشت. به تاریخ احاطه فراوانی داشت. نیما تمدن گفت شما اطلاعات خوبی دارید. گفت فکر می‌کردید من این بیست و چند سال را چه کار می‌کردم. نشسته بودم کتاب می خواندم. کار تازه‌ای را گذاشت ما شنیدیم. مجوز پخش به او نمی‌دادند. اول بهانه آورده بودند که اعتیاد دارد. بعد که برگه عدم اعتیاد برده بود، گفته بودند بهایی هستی.&#187;   تورج شعبانخانی، آهنگسازی که آهنگ ترانه‌های معروفی مانند &#171;نازی، ناز کن&#187; ابی و &#171;همسفر&#187; ستار، &#171;آدمک&#187; و &#171;پروانه من&#187; را برای فریدون ساخته بود، با اشاره به تفاوت صدای نسل فروغی با نسل قبل به رادیو فردا می‌گوید: &#171;تازگی که صدای فرهاد و فریدون داشت این تفاوت را ایجاد کرد. آنها کارهای فرنگی می‌کردند.&#187;        رادیو فردا:   آقای شعبانخانی، به نظر شما این فرنگی خواندن چه تأثیری روی کار آنها داشت؟    آنها به معنای مطلق دنبال موسیقی می‌رفتند. هر زبانی در این موسیقی می‌توانست قرار بگیرد.     اولین بار که فریدون فروغی را دیدید کارش به نظرتان چگونه آمد؟    اولین بار که دیدمش کارهای ری چارلز و سیاه‌های آمریکا، جاز و بلوز و اینگونه کارها را می‌خواند. صدای بلند و پخته و رسایی داشت.     علائق مشترک هم بین شما و فریدون فروغی روی موسیقی وجود داشت؟    بله من خودم هم با موسیقی فرنگی شروع کرده بودم. اول کارهای خارجی می خواندم و بعد گروه‌هایی مانند بلک کتز رشد کردند. ما جزو گروه‌هایی بودیم که هر شب برنامه داشتیم. یا کنسرت بود یا مهمانی‌های بزرگ.      وقتی با فریدون مصاحبه کردیم می‌گفت برایش غیرقابل تصور بود که وارد فضای موسیقی ایرانی شود. آهنگسازی فیلم آدمک خسرو هریتاش چگونه به شما   پیشنهاد   شد؟     من آن زمان خیلی جوان بودم. شب‌ها یک جایی برنامه داشتم به اسم کلوپ بین‌المللی. بیشتر مشتریان آنجا سفارتخانه‌های خارجی بودند. بین برنامه آقایی جلوی سن آمد و کارتی به دست من داد و مرا به سر میزشان دعوت کرد. او خسرو هریتاش بود که تازه از آمریکا به ایران آمده بود. هریتاش از من دعوت کرد که برای آدمک آهنگسازی کنم.  تورج شعبانخانی سپس به شرح ماجرای آهنگسازی برای فیلم آدمک می‌پردازد که فروغی ترانه‌های آن را خوانده بود. وا می‌افزاید شعر و موسیقی ترانه‌های این فیلم از خود اوست و به اشتباه به نام لعبت والا ترانه‌سرای آن سال‌ها نوشته شده است.   *****  میهمان دیگر برنامه فرهنگ قاسمی یکی از ترانه‌سراهای معروف ایران است که ترانه‌های بیادماندنی مانند &#171;همزاد&#187; اثر ستار، &#171;غربت&#187; اثر ابی ساخته اوست. فرهنگ قاسمی همچنین ترانه‌های به یادماندنی &#171;قریه من&#187; و &#171;گرفتار&#187; را برای فریدون فروغی ساخته است.   آقای قاسمی با اشاره به نخستین روزهای همکاری‌اش با فروغی می‌گوید: &#171;فریدون فروغی قبلاً در کاباره‌ها می‌خواند و بعد از برنامه شش و هشت تلویزیون با او آشنا شدم. صدای او واقعاً فوق‌العاده بود. اولین کاری که برای او سرودم قفس بود یا گرفتار. وقتی که دستای باد، قفس مرغ گرفتار رو شکست...&#187;     صدایی که آقای فروغی می‌خواند صدای خودش بود یا صدای تیپیکالی بود که اجرا می‌کرد؟    صدای خودش بود. اولین صدا مال خودش بود. صدای واقعاً یگانه‌ای داشت. به او می‌گفتم اعتیاد گه‌گاهی‌اش را کنار بگذارد. فریدون چند تا از کارهای مرا خواند که سی دی نشد. یکی رویای گل سرخ بود. یکی هم پرسه بود که روی آهنگ جانی گیتار ساخته بودیم.      تا آنجا که من در جریان هستم، فریدون یک آلبوم تقریباً آماده داشت. این آلبوم الان کجاست؟    آماده کرده بود ولی وقتی رفتیم صحبت کردیم به آن اجازه ندادند. برای حضرت علی هم یک شعر خوانده بود که در همانجا بود...   مهرماه ۱۳۸۰ پرونده زندگی فریدون فروغی بسته شد. آقای فروغی هنگام مرگ حدود ۵۰ ساله داشت. روز درگذشت او خیابان امیرآباد به قدری شلوغ شد که پلیس برای متفرق کردن مردم چراغ‌های خیابان را خاموش کرد. آن روز مردم ترانه معروف نماز یا نیاز (&#171;من نیازم تو رو هر روز دیدنه&#187;) ساخته شهیار قنبری را زمزمه می‌کردند.   ******   نشانی ایمیل &#171;نگاه تازه&#187; javanan@radiofarda.com   و شماره پیامگیر این برنامه ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۴ است.     </description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Freydoon_Foroughi/1860987.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_Fresh_Glance_on_Freydoon_Foroughi/1860987.html</guid>            
            <pubDate>Mon, 26 Oct 2009 11:34:50 +3500</pubDate>
            <category>نگاه تازه</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/32078710-2C83-447C-A2ED-2C8E6BF883DA_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>

        <item>
            <title>نتیجه مذاکرات وین و آینده برنامه هسته‌ای ایران </title>
            <description>علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی روز شنبه گفت:&#171;غربی‌ها به دنبال فریبکاری نباشند. مطرح کردند زمانی سوخت ۲۰ درصد به ایران می‌دهند که ایران اورانیوم غنی شده را تحویل دهد. اما ایران ارتباطی بین این دو نمی‌بیند .... و مطابق قرارداد، آژانس باید سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را تأمین کند.&#187; تا پیش از این موضع‌گیری‌ها و پس از پایان مهلت روز جمعه که تهران قرار بود نظر خود را درباره گفت‌وگوهای وین اعلام کند، علی اصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته بود که ایران نظر خود را در این هفته اعلام خواهد کرد.   از سوی دیگر روز جمعه یان کلی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت همچنان امیدوار است تهران هفته آینده با پیشنهاد عرضه سوخت اتمی که در وین ارائه شد، موافقت کند و افزود این مسئله برای آمریکا امری فوری است و صبر آمریکا نامحدود نیست. همزمان، برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه گفت برپایه علائمی که از ایران می‌رسد، اوضاع را چندان مثبت نمی‌بیند.   در برنامه دیدگاه‌های رادیو فردا با میهمانان این هفته از جمله به بررسی این پرسش‌ها پرداخته‌ایم که اهمیت پیشنهاد وین تا چه اندازه است و واکنش‌ها به نتیجه مذاکرات وین، چه تحولی در وضعیت پرونده هسته‌ای ایران پدید آورده است.         رسول نفیسی، استاد جامعه شناسی دانشگاه استریر در واشنگتن در این زمینه به رادیو فردا می‌گوید: آقای احمدی‌نژاد انتظار نداشت روزنامه‌های  مخالف این موضوع را اینقدر جدی بگیرند و آن را نوعی تسلیم در برابر کشورهای غرب به حساب بیاورند.  آقای نفیسی معتقد است دولت جمهوری اسلامی از نظریات پیشین خود عدول نخواهد کرد.   منصور فرهنگ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه بنینگتون در ایالت ورمونت معتقد است مشکلی که برای ایران وجود دارد مشکل فنی نیست بلکه مشکل سیاسی است.  به باور آقای فرهنگ گزینه‌های حمله نظامی به ایران و تحریم آن در عمل به کنار گذاشته شده و دیپلماسی جای آن را گرفته است. اما برای ایران پذیرفتن این توافق به معنای یک تغییر اساسی در برخورد با دنیای غرب است.      علیرضا حقیقی، مدرس تاریخ خاورمیانه در دانشگاه تورونتو معتقد است اگر رفع تحریم‌های موجود و کنار گذاشتن پرونده هسته‌ای ایران از مذاکرات آژانس پیامد توافق وین باشد، ایران آن را خواهد پذیرفت اما اگر این توافق تنها به ارسال  اورانیوم با غنای کم به روسیه محدود شود، قطعاً ایران قبول نخواهد کرد.   آقای نفیسی با اشاره به دوگانگی در دیدگاه های واشنگتن و پاریس می‌گوید مواضع آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی در مقایسه با مواضع فرانسه ملایم‌تر است و از همین رو ایران تمایل داشت فرانسه را از توافق تازه کنار بگذارد.  به باور آقای نفیسی یکی از مسائل مورد  اختلاف، حضور فرانسه در جریان غنی‌سازی است.   به باور آقای حقیقی تصمیم نهایی در مسئله هسته‌ای تنها به دست دولت محمود احمدی‌نژاد نیست در حالیکه آقای فرهنگ معتقد است همه طرفین ذینفع در این مذاکرات در پی منافع خود هستند. آقای فرهنگ می‌گوید تعریفی که رژیم ایران از منافع خود دارد با رفاه و امنیت جامعه ایران هماهنگ نیست.  آقای فرهنگ می‌افزاید توافق مقدماتی در این حد، &#171;وقت خریدن&#187; است برای آمریکا تا بتواند در فرصت بهتری گزینه‌هایی مانند حمله نظامی و یا تحریم‌های جدی را بررسی کند و برای ایران بیرون آمدن از یک بن بست اقتصادی و مشکلات داخلی است.   آقای نفیسی می‌پرسد باید دید که آیا دولت آقای احمدی‌نژاد و کل نظام جمهوری اسلامی ایران علاقه‌ای به تنش‌زدایی با غرب دارد و آیا از این تنش‌زدایی به عنوان وسیله‌ای برای ادامه سرکوب مردم استفاده نمی‌کند و آیا  اگر ایران وارد جرگه بین‌المللی شود سپاه پاسداران از آن استقبال خواهد کرد.  آقای نفیسی معتقد است نمی‌شود امیدوار بود که نتیجه مثبتی از جریان مذاکرات هسته‌ای حاصل شود.  آقای حقیقی با اشاره به نگرانی اسرائیل از مذاکرات وین می‌گوید اسرائیل مایل نیست که وضعیتی پیش بیاید که حق غنی‌سازی برای ایران به رسمیت شناخته شود.  به باور وی با توجه به وضعیت شکننده منطقه در نقاطی مانند عراق، افغانستان و پاکستان، طبیعی است که آمریکا محتاط‌تر با ایران برخورد کند ضمن اینکه اسرائیل هم حس می‌کند که تعویق تحریم‌های جدید علیه ایران سبب می‌شود که این کشور قدرت بیشتری کسب کند.   آقای حقیقی واکنش روزنامه‌های حامی دولت را ناشی از مشکلات داخلی و عدم محبوبیت دولت می‌داند. به گفته وی این رسانه‌ها می‌کوشند توافق‌های بین‌المللی میان ایران و کشورهای غربی به ویژه آمریکا را برجسته کنند تا از این جهت بخشی از نارضایتی‌های درون جامعه را کمرنگ‌تر کنند و طبقه متوسط متمایل به تنش‌زدایی با غرب را خوشنود سازند.   آقای نفیسی معتقد است تم روزنامه‌های هوادار دولت همان تم پیشین است و آقای احمدی‌نژاد نیز همچنان بر ادامه برخورد با روحیه &#171;جهادی&#187; تاکید دارد.  به گفته آقای نفیسی آنچه در آینده ایران بسیار نگران‌کننده است، برخورد میان ایران و اسرائیل است که محتمل‌ترین و خطرناک‌ترین و بدترین حاصل سرکشی‌های ایران از قراردادهای بین‌المللی است.   آقای فرهنگ نیز در پیوند با این موضوع می‌گوید ایران در چارچوب داده‌های بین‌المللی دست بالاتری دارد، هم به خاطر مشکلات آمریکا در منطقه و هم مشکلاتی که بین دولت اوباما و اسرائیل در پیوند با مسئله فلسطین ایجاد شده است. اما ضعف ایران از جهت داخلی و اقتصادی سبب می‌شود که روزنامه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی حکومت علاقه‌مند به حل و فصل حتی کوتاه مدت مناقشه هسته‌ای ایران شوند و با طرح آن به عنوان یک دستاور بزرگ سیاسی برای ایران بتوانند با مشکل مشروعیت دولت روبه‌رو شوند.  به باور آقای فرهنگ بعید می‌نماید که نرمش نسبی ایران در جریان مذاکرات، برای رفع نگرانی‌های آمریکا کافی و حرکتی در روند حل مسائل عمیق‌تر میان دو کشور باشد.  آقای فرهنگ نتیجه می‌گیرد برای بیرون آوردن پرونده هسته‌ای ایران از شورای امنیت و تغییر تحریم‌ها مذاکرات وسیع‌تر و مشوق‌های بزرگتری از هر دو سوی مذاکره ضرورت دارد.</description>
            <link>http://www.radiofarda.com/content/F7_ViewPoints_02Aban/1860406.html</link> 
            <guid>http://www.radiofarda.com/content/F7_ViewPoints_02Aban/1860406.html</guid>            
            <pubDate>Sun, 25 Oct 2009 13:01:25 +3500</pubDate>
            <category>دیدگاه‌ها</category>
            
            <enclosure url="http://gdb.rferl.org/6C45EF23-5F70-4E15-B8FF-361B94DFBD0F_.jpg" length="3123" type="image/jpeg"/>            
        </item>
         
    </channel>
</rss>  
