لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۵۵ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

نمايشگاه پراگ از ديد كافكا در موزه يهودي نيويورك


بهنام ناطقى (مجله نيويورک) وزه يهودي شهر نيويورک، The Jewish Museum از هفته پيش نمايشگاهي را آغاز کرد ابتکاري در باره ارتباط يک شهر و يک نويسنده. نمايشگاهي تحت عنوان فرانتس کافکا و پراگ. که در آن با استفاده از دست نوشته ها، عکس و نسخه هاي اولين چاپ هاي نوشته هاي کافکا، 12 چيدمان کافکائي به احساسات پيچيده اي پرداخته شده که کافکا در آثار خود نسبت به شهر زادگاهش پراگ ابراز کرده است. در يکي از اين چيدمان ها تحت عنوان صحنه اوليه يا Primal Scene بيننده مي تواند از طريق عکس و اسلايد به پراگ سال 1883 نظر اندازد سال تولد کافکا. در آن زمان شهر پراک سه فرهنگ را در خود جاي مي داد: فرهنگ چک، فرهنگ آلماني و فرهنگ يهوديان آلماني زبان در همزيستي اي هماهنگ اما توام با دلواپسي. از قطعات ديدني در اين نمايشگاه، نسخه اي است از نخستين چاپ اثر مشهور کافکا، مسخ، به زبان آلماني که در سال 1915 منتشر شد. دست نوشته هاي نامه هاي کافکا در باره پراگ همراه با ترجمه انگليسي آنها محتواي اصلي نمايشگاه را تشکيل مي دهد که همه چيز ديگر بر اساس آن ها ساخته شده است. از جمله نامه اي است از فرانس کافکا به دوست دوران جواني اسکار پالاک که در آن کافکا مي نويسد: «پراگ رها نمي کند. هيچکدام ما را. اين عجوزه فرتوت چنگال دارد و انسان چاره اي جز تسليم در برابر آن ندارد» کافکا در نامه ديگري، خطاب به جواني به نام گوستاو يانوش که با او دوست شده بود در باره شهري که اکثر 41 سال عمر خود را رد آن گذراند، مي نويسد: «اين يک شهر نيست، بلکه شکافي است دربستراقيانوس زمان پوشيده از مخروبه هاي سنگي روياها و هيجان هاي سوخته که ما از ميان آن مي گذريم ، پراگ عجوزه فرتوت، خرابه سوخته روياها، زيباترين صحنه تاتر پراک در واقع چنانکه يکي از زندگينامه نويسان کافکا گفته است، صحنه نمايش زندگي کافکا بود ارتباط ظريف و پيچيده ميان شهر واقعي و شهر خيالي شهري که به ک افکا شکل داد و در تمام داستان هاي او نقش اصلي را بازي مي کند، هرچند که به ندرت نامي از آن در اين د استان ها مي خوانيم، موضوع غني و سرشار از مفهوم براي يک نمايشگاه است که در اجراي خيره کننده موزه يهودي نيويورک به جائي فراتر از نمايشگاه عکس ها و يادگار هاي يک نويسنده مي رود که آن را مديون تقسيم بندي جالبي است که آقاي خوان اينسوا از آن ارائه داده است در 12 فضاي يا چيدمان کافکائي. اين نمايشگاه که براي اولين بار در مرکز هنر معاصر شهر بارسلون اسپانيا نمايش داده شد به جاي پرداختن به نکته هاي بيوگرافيک مرسوم يک چنين نمايشگاهي، مي کوشد به طور موجز و خلاصه، درگيري هاي اصلي زندگي کافکا در پراگ را طوري نشان دهد که گوئي تماشاگر دارد به اين شهر از نگاه کافکا مي نگرد و به راهنمائي کافکا در آن مي گردد. از جمله صحنه هاي جالب اين نمايشگاه، محله يهودي نشين پراگ است که در زمان بچگي کافکا تجديد ساختمان شد ولي تاثير آن در ذهنيت او باقي ماند. و به ديدار حلقه هاي اجتماعي و فرهنگي زندگي کافکا مي پردازيم و با دوست کافکا ماکس براد روبرو مي شويم که کافکا نسخه هاي دست نوشته کتاب هاي خود را به او سپرده بود که و سفارش کرده بود بعد از مرگ او در اثر بيماري سل، اين ها را بسوزاند که البته براد به وصيت دوست خود گوش نداد. دوستان ديگر کافکا را ميبينم در کافه آرکو يا در سالون برتا فانتا، که کافکا وقت خود را در آنها مي گذرانيد. صحنه هاي ديگر نمايشگاه به کتاب هاي کافکا مربوط مي شوند و مي کوشند با استفاده از عکس هاي قديمي پراگ صحنه هائي از محاکمه يا مسخ يا کتاب هاي ديگر او را بازسازي کند. در اين نمايشگاه، با کافکا در گردشي غريب و ذهني در پراگ همراه مي شويم و از طريق بررسي نگاه کافکا به پراگ، به شناختي تازه از خود کافکا مي رسيم. آقاي اينسوا Insua، تنظيم کننده اين نمايشگاه، در مصاحبه اي گفت که در برگزاري اين نمايشگاه به خودش بيشتر به صورت يک فيلمساز نگاه مي کند تا يک نمايشگاه پرداز. و در تمشاي اين نمايشگاه يک تقلاي سينمائي يا دراماتيک يا تاتري و روائي مي بينيم تلاشي براي جداشدن از سطح عکس ها و روي جلد کتاب ها براي جان دادن به سوژه و تحريک ذهنيت بيننده.

در همین زمینه

XS
SM
MD
LG