لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۰۸ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

جان ليمبرت، از جمله افرادی که در جريان گروگان گيری سفارت آمريکا به مدت چهارده ماه در بند دانشجويان موسوم به پيرو خط امام بود، به سوالات خوانندگان راديو فردا در اين زمينه پاسخ داده است.

جان ليمبرت، استاد ممتاز روابط بين الملل دانشگاه نيروی دريايی آمريکا، دکترای خود را در رشته تاريخ و مطالعات خاورميانه از دانشگاه هاروارد آمريکا اخذ کرده است. آقای ليمبرت دو کتاب با عنوان «در جنگ با تاريخ» در سال ۱۹۸۷ و «شيراز در عصر حافظ» در سال ۲۰۰۴ را تاليف کرده است.

پروفسور ليمبرت که در سال ۲۰۰۶ از وزارت امور خارجه امريکا بازنشسته شده، در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ رياست انجمن کارمندان سرويس خارجی آمريکا را برعهده داشت. وی همچنين در سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ سفير آمريکا در جمهوری اسلامی موريتانی بوده است.

پاسخ های جان لیمبرت:

من از تمام کسانی که سوال پرسیده اند تشکر می کنم و متاسفم که به دلیل کمی وقت نتوانسته ام به همه سوالات با جزئیات پاسخ دهم. من بیشترین سعی خود را کرده ام تا به تعداد زیادی از سوالات پاسخ دهم.

  • بسیاری از نویسندگان مانند مهدی از فلوریدا ، در مورد اتفاقاتی که افتاده ابراز تاسف کرده و عذرخواهی کردند. دوستان عزیز احتیاجی به عذرخواهی نیست. در حالی که آنچه اتفاق افتاد موجب ترس ما شد و ما را در شرایط دشواری قرار داد ولی من معتقدم نتایج این کار برای مردم ایران نتایج چند برابر بدتری به بار آورد. اگر عذرخواهی لازم باشد ، کسانی که مسئول این اتفاقات بودند ، باید معذرت بخواهند.

  • من هم مانند مهدی احساس تاسف می کنم. من به شدت با نظر آرش از تهران که اشغال سفارت را افتخاری ملی می داند ، مخالفم. آیا ملت ایران به عمل گروگانگیری افتخار می کند؟ آیا باید به این کار مغرور باشد؟ آیا زیر پا گذاشتن یکی از مهمترین سنت های ایرانی که نباید هرگز با میهمان بد رفتاری کرد افتخار دارد؟ آن هم زمانی که مسئول امنیت آنها هستیم. آیا می توان افتخار کرد که ایران در صحنه بین المللی منزوی شده و موجب شده که صدام حسین در سال ۱۹۸۰ به ایران حمله کند؟ آیا تخریب فرصت انقلاب برای زندگی بهتر و ساختن جامعه ای بازتر که در آن ایرانی ها خلاقیت و استعداد خارق العاده شان را مورد استفاده قرار بدهند ، افتخار دارد؟ آیا این امر افتخار دارد که میلیون ها ایرانی مجبور به ترک کشور شده اند؟ بیاید با واقعیت روبرو شویم و خودمان را گول نزنیم: این اتفاق یک رسوایی ملی بود.

  • کوروش یک دوست شیرازی ، درباره کار من به نام «شیراز در عصر حافظ» می پرسد. کوروش این کار برای عشق من به این شهر زیبا بود. جایی که ما چهار سال در آنجا زندگی کردیم و پسرمان در این شهر به دنیا آمد.این نوشته من فرهنگ ، سیاست و جغرافیای شهر را در دوره حافظ بازگو می کند. من خوشحالم که به شما بگویم که به لطف تلاش های همایون صنعتی زاده ترجمه فارسی این کتاب موجود است.

  • آرش از تهران و مسعود از آرمان شهر در مورد حملات اخیر نیروهای آمریکایی به ساختمانی که ایران می گوید کنسولگری این کشور در اربیل بوده می پرسند. به عنوان یک دیپلمات بازنشسته ، من نمی خواهم شاهد چنین اتفاقاتی باشم ولی شما چیزی را درو می کنید که کاشته اید. آنچه در گذشته اتفاق افتاده ، این امر را برای جمهوری اسلامی بسیار دشوار می کند که حفاظت از پرسنل دیپلماتیک را مطرح کند.

  • محسن از تهران می پرسد تا چه اندازه عملکرد آمریکا در قبال ایران را ، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن ، می توان مسئول گروگانگیری دانست؟ شخصا من فکر می کنم بسیاری کارهایی که آمریکا پیش از انقلاب کرده از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳، فروش سلاح های گرانقیمت به ایران و حمایت کورکورانه از شاه ، نه تنها اشتباه، بلکه شرم آور بوده است. اما دیگر برنامه های آمریکا از جمله بورس های تحصیلی موجب افتخار من است. پس از انقلاب فرصتی وجود داشت که روابط دو کشور در شرایط بهتری قرار بگیرد و ایران و آمریکا به عنوان دو کشور برابر با یکدیگر رابطه بر قرار کنند. اما گروگانگیری و آنچه که در پی آن به وجود آمد تضمین کرد که بهبود روابط دو کشور هرگز اتفاق نمی افتد.

  • حمید از مشهد می گوید که در اشغال سفارت آمریکا شرکت کرده است. من باید بگویم من کینه ای نسبت به افرادی که در این ماجرا شرکت کردند ، ندارم. من کسانی را محکوم می کنم که در آن زمان در قدرت بودند و می توانستند از دیپلمات ها به عنوان میهمان کشور ایران حمایت کنند. آنها از گروگانگیری استفاده کردند تا مخالفان سیاسی خود را از بین ببرند و مو قعیت خود را تحکیم بخشند.

  • فرهاد از توکیو می نویسد که اکثر ایرانی ها، آمریکا را به دلیل کودتای اوت ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲) نمی بخشند آیا آمریکایی ها همین احساس را در مورد گروگانگیری دارند. متاسفانه باید بگویم امروز چنین احساسی وجود دارد. اما می تواند چنین باقی نماند. ایرانی ها و آمریکایی حق انتخاب دارند. ما می توانیم به همدیگر ناسزا گفته و متهم کنیم. کاری که در سی سال گذشته کردیم و این امر راه به جایی نمی برد. البته می توانیم راه بهتری را انتخاب کنیم و بگوییم آنچه که در گذشته اتفاق افتاده نباید ما را در مورد آنچه که می تواند به نفع دو ملت باشد کور کند. در چنین حالتی دو طرف با مذاکره جدی در مورد تمامی مسایل نفع می برند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG