لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۵۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مجله: احضار صوفیان گنابادی به دادگاه، شکست اصلاحات از دید یک فعال و واکنش چند فعال به پیشنهاد کمک آمریکا به نیروهای مخالف حکومت


(rm) صدا | [ 25:43 mins ]
حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی روز 24 بهمن ماه سال گذشته مورد حمله نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت که بر اثر آن حدود 390 تن مجروح و ناقص العضو شدند. دکتر مصطفی آزمایش سخنگوی دراویش در اروپا می گوید حکومت قصد دارد با زیر فشار قرار دادن مصدومان واقعه و پرداخت غرامت مالی، قضیه را خاتمه یافته تلقی کنند. سایت خبری انتخاب مقاله ای منتشر کرده با این مضمون که اگر اکبر گنجی و همفکرانش می گذاشتند دولت خاتمی آهسته راه خویش را برود، امروز روز دیگری داشتیم. محسن سازگارا فعال سیاسی اما می گوید: عاملان اصلی شکست اصلاحات در یک طرف رهبری و در سوی دیگر شخص آقای خاتمی بود که قدرت را گدایی و به امید مردم خیانت کرد. جمعی از شخصیت های سیاسی بیانیه ای در محکومیت پیشنهاد کمک آمریکا به نیروهای مخالف جمهوری اسلامی منتشر کردند. رامین احمدی از دلایل امضای این بیانیه می گوید: اولا که در بیانیه آمده اپوزیسیون ایران باید روی پاهای خود مردم ایران بایستد و دوم این که به صراحت خواهان برکناری جمهوری اسلامی و برقراری دموکراسی در ایران است. اخبار حقوق بشر امیر آرمین (رادیو فردا): معاون امور زندان های دادستانی تهران گفت: اکبر گنجی سه روز غیبت داشته است. محمود سالارکیا گفت: محکومیت آقای گنجی دهم فروردین پایان یافته، اما او سه روز غیبت داشته است. این مقام گفت: محکومیت نه ماه زندان تعلیقی اکبر گنجی در پرونده ای دیگر باید در دایره اجرای احکام بررسی گردد. کمیته بین المللی علیه اعدام گفت: سازمان عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای درباره خطر اعدام ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی محکوم شده به اعدام هشدار داده است. پنج تن از فعالان سیاسی شهر اهر توسط ماموران انتظامی دستگیر شدند. زینب بایزیدی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از روز پنجم فروردین ماه در اعتصاب غذا به سر می برد. گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در شهر بوکان در نامه ای به مقامات امنیتی و قضایی از دستگیری دهها بوکانی در آخرین روزهای سال گذشته و روزهای اول فروردین خبر داده و خواهان آزادی ابوبکر باپیری، آزاد رسولی، خضر سعیدنژاد، سعدالله سلطانیان، محمدصالح کوخا، خالد شیرزاد، ابوبکر تیکان تپه، آوات قریشی، ریبوار و کامل سلیمیان شدند. این سازمان شمار بازداشتی ها را بیش از صد نفر برآورد کرد. وکیل مدافع فرید مدرسی وبلاگ نویس درخواست تجدیدنظر در حکم صادرشده برای موکلش را کرد. فرید مدرسی به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به مقام های حکومتی در دادگاه انقلاب قم به شش ماه زندان محکوم شد. احضار دراویش نعمت اللهی به دادگاه مریم احمدی (رادیو فردا): حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی روز 24 بهمن ماه سال گذشته مورد حمله نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی قرار گرفت که بر اثر آن حدود 390 تن مجروح، مصدوم، معلول و ناقص العضو شدند. روز بعد نیز حسینیه و تعدادی از مغازه ها و خانه های اطراف آن توسط دولت تخریب شد. چند روز پیش مقام های دولتی آقای سیداحمد شریعت صاحب حسینیه و تعدادی دیگر از آسیب دیدگان واقعه حمله به حسینیه را تلفنی به دادگاهی که قرار است روز 21 فروردین ماه برگزار شود، احضار کردند. دکتر مصطفی آزمایش سخنگوی سلسله صوفیه نعمت اللهی گنابادی در اروپا می گوید قصد دولت از احضار آسیب دیدگان این است که با زیر فشار قرار دادن مصدومان و آسیب دیدگان حمله به حسینیه و نیز پرداخت غرامت مالی، قضیه را خاتمه یافته تلقی کنند. کانون مدافعان حقوق بشر در ایران اعلام آمادگی کرده تا شکایت آسیب دیدگان را در برابر دادگاه مطرح کند و مورد پیگیری قرار دهد. دکتر آزمایش در مصاحبه با رادیو فردا همچنین گفت: یکی از مراجع مذهبی قم اعلام کرده که باید همه دراویش را در ایران قلع و قمع کنند و صوفیه جایی در ایران ندارد. سخنگوی دراویش نعمت اللهی گنابادی در اروپا می گوید: اظهارات آیت الله نوری همدانی نه فقط برای پیروان اقلیت های قومی و مذهبی، بلکه برای حقوق شهروندان مسلمان نیز تهدیدی جدی است. دکتر مصطفی آزمایش: آقای میرزا حسینعلی نوری همدانی که گفته می شود از مراجع تقلید ساکن قم هستند، به صراحت بعد از تخریب حسینیه گفتند صوفیه در ایران جایی ندارند و بای قلع و قمع شوند. و این حرف بسیار بسیار خطرناک است. ما توجه مقامات حقوقی و قضایی و قانونی ایران و جهان را جلب می کنیم که با این حرفی که این آقا زده، امنیت اجتماعی و فردی یکایک دراویش نعمت اللهی گنابادی در معرض خطر و تهدید قرار گرفته و باید به این مساله رسیدگی شود. علی سجادی (رادیو فردا): آیا شما راجع به این تهدید به مراجع بین المللی هم مراجعه کردید؟ دکتر مصطفی آزمایش: بله، اخیرا تعدادی از کسانی که در حسینیه بودند و در معرض پرتاب گازهای مسموم قرار گرفتند و دچار خونریزی ریوی بسیار شدید شدند و یکی از این آقایان به نام محمدیان روز اول فروردین به علت شدت جراحات وارده به ریه ایشان، فوت کرد و معالجات موثر واقع نشد و روز سوم فروردین برایش یادبود گرفتند، عده دیگری هم هستند که به عوارض شدید ریوی دچار شدند، اما چون برای آنها امکان ندارد که از این خارج شوند، لباس ها و پوششی را که به تن داشتند فرستادند به لابراتواری که تعیین کند مواد شیمیایی که در این گازها به کار رفتند، چه بودند تا از طریق سازمان عفو بین الملل و سازمان نظارت بر حقوق بشر این قضیه تحت تعقیب قرار گیرد. به خاطر این که اخیرا همین دو روز پیش سازمان ملل متحد در بیانیه ای که صادر کرد، تضییع حقوق اقلیت های مذهبی را در ایران محکوم کرد و مشخصا تضییع حقوق دراویش مسلمان را در قم مورد اشاره قرار داد که با این که اینها مسلمان هستند، اما به علت صوفی بودن، حقوقشان تضییع شده و زیر فشار و سرکوب قرار گرفتند. به همین دلیل توجه عموم مراجع بین المللی به این حوادث جلب شده، به این فشارهایی که روزافزون است در ایران، بر مردم و به خصوص در اقلیت های قومی و مذهبی می آمد و اخیرا متوجه خود مسلمانان هم شده به شدت، توجه مجامع بین المللی نسبت به این قضیه جلب شده و خواهان رسیدگی در مجامع بی طرف و بین المللی هستند. دلایل شکست اصلاحات: مصاحبه با محسن سازگارا م . ا: سایت خبری انتخاب مقاله ای منتشر کرده با عنوان «نقد اکبر گنجی بدون مجوز گنجی». مضمون مقاله که به قلم فردی به نام احمد علیپور است، این است که اگر آقای گنجی و همفکران ایشان می گذاشتند دولت محمد خاتمی آهسته و پیوسته راه خویش را برود، امروز روز دیگری داشتیم و در چهار راه چه کنم چه کنم گرفتار نمی شدیم و همه مشکلات و نابسامانی ها با تدبیر و عقل حل می شد. به نوشته آقای علیپور این که محمد خاتمی از خواست گنجی، روزنامه نگاران، دانشجویان و تمام کسانی که به او رای داده بودند دفاع نکرد، گناه گنجی است که بزرگترین خدمت را به بحران سازان کرد. در مصاحبه با محسن سازگارا این سئوال را مطرح کردیم که چنین تحلیلی تا چه حد می تواند موجه باشد. محسن سازگارا: این چیزی که سایت انتخاب که منسوب به جناح راست و محافظه کار کشور است نوشته، صرفنظر از این که متوجه شخص اکبر گنجی است که بنده خدا هنوز از زندان در نیامده و عرقش خشک نشده، یک کاروان پرونده هم پشت سرش تراشیدند و این بی انصافی را می کند که سعی می کنند به نوعی باز پاپوش برایش بدوزند و سرود یاد مستان دهند، صرفنظر از انگیزه ها و حرف هایی که این قبیل سایت ها مطرح می کنند، اما به نظر من یک موضوع جدی تر و مهمتری است و آن این است که وقتی حرکت بزرگ ملت ایران در جنبش اصلاحات بعد از هشت سال به شکست انجامیده و اینطور دلسردی و ناامیدی در میان مردم ایجاد کرده، کاملا ضرورت دارد که ما نقد درستی از بازیگران اصلی این صحنه کنیم و بفهمیم که چه اتفاقی افتاده. به نظر من بازیگران اصلی صحنه یک طرفش آقای خامنه ای قرار دارد و یک طرفش هم آقای خاتمی قرار داشته و طیف اصلاح طلبان. اگر به گذشته برگردیم و کمی حوادث را مرور کنیم، از همان فردای دوم خرداد وقتی بحث کابینه آقای خاتمی مطرح بود، نه هنوز گنجی مقاله ای نوشته بود، نه هیچ کس دیگر حرفی زده بود و آقای خامنه ای بر سر وزرا با آقای خاتمی یکی بدو کرد و اینطور که معروف است، 13 وزیر اطلاعات را ایشان مخالفت کرد و چهاردهمی توافق رسید. یا وقتی آقای خاتمی می خواست آقای نبوی را به عنوان وزیر نفت معرفی کند، آقای خامنه ای مخالفت کرد و اجازه نداد پاره ای افراد وارد کابینه شوند. یا خود ما وقتی روزنامه جامعه را منتشر کردیم، در 33 شماره اولش واقعا هیچ چیز ننوشته بودیم و خیلی آرام و چراغ خاموش حرکت می کردیم. اما ایشان رفت در مشهد صحبت کرد و تندترین حملات را به روزنامه جامعه کرد و درواقع خصوصی همان موقع به مسئولین ارشاد و فرهنگ کشور گفته بود مردم باید از حکومت بترسند. سیاست النصر بالرعبی که آقای خامنه ای داشت، عزمش را جزم کرده بود و از قبل می خواست آن را اعمال کند. تمام دلواپسی ایشان هم این بود که مبادا جنبش اصلاحات باعث شود که مردم نسبت به حکومت رویشان باز شود، دلیر شوند و جرات مخالفت پیدا کنند و به نظر من ایشان آرام آرام با استفاده از نیروهای امنیتی و نظامی سیاست خودش را اعمال کرد. البته خطای بزرگ استراتژیکی آقای خامنه ای کرد که نیروهای نظامی را وارد عرصه سیاست کرد و الان گریبانگیر خودش هم شده و مملکت را به لبه پرتگاه برده. اما در این سو آقای خاتمی هم خطای بزرگی را کرد که یادتان باشد همان زمان آقای منتظری بعد از دوم خرداد یک نامه خوبی برای ایشان نوشت که حالا که مردم به شما اعتماد کردند، محکم بایست و رای ملت را فدای یک نفر نکن. متاسفانه آقای خاتمی این حرف معروف را یا نخوانده بود یا حاضر نبود اجرا کند که قدرت را فقط قدرت مهار می کند. هشت سال وقت این مملکت را تلف کرد. رفت نشست هر هفته دوزانو زد جلوی رهبری و درواقع گدایی قدرت کرد و سعی کرد ایشان را قانع کند دست از اعمال قدرت بردارد. در حالی که طرف مقابل آرام آرام تمام ابزار را از دستش گرفت و تو سرش زد. ایشان از ابزارهای بزرگ قدرتی که پشت سرش بود، مردمی که به او رای داده بودند، انسان های فداکاری مانند همین آقای گنجی که درواقع به قول خودش سوخت اصلاحات شد، حاضر شدند زندان بروند، مقاله بنویسند، دفاع کنند، دانشجویانی که کتک خوردند، هیچ کدام را استفاده نکرد که بتواند خواست آزادی خواهی مردم ایران را جلو ببرد. در عوض هر بحرانی پیش آمد، رفت نشست یک جلسه خصوصی بگذارد، غر بزند، رهبری هم یک دفعه سرش داد بزند، یک دفعه هم ریشخندش کند و این ماجرا را رد کند. بنابراین به نظر من اشتباه اصلی اتفاقا به این دو بازیگر برمی گردد. یکی اشتباه بزرگ سیاسی کرد، قدر جنبش اصلاحات را ندانست و کشور را برد به جایی که الان خودش و کشور را در آستانه سقوط قرار داده که شاید هم خیر باشد، برای این که بتوانیم ما راه نویی را باز کنیم. یکی هم نشست امید مردم را ناامید کرد و به نظر من بزرگترین ضربه ای که آقای خاتمی زد این نبود که هیچ کاری نکرد، بلکه این بود که به امید مردم خیانت کرد و امید یک ملت را ناامید کرد. م . ا: پس اصلاح طلبان از چه گله دارند و چرا گناه شکست خودشان را به گردن تندروها می اندازند؟ محسن سازگارا: به نظر من این آقایان هنوز هم از خواب غفلت بیدار نشدند و هنوز هم این داستان گدایی قدرت را ادامه می دهند. نه اینها، پاره ای دیگر از نیروهای سیاسی ایران هم نشستند با خودشان ضرب و تقسیم می کنند که دولت وقتی خیلی به بن بست برسد و حکومت خیلی به بن بست برسد، مانند شاه که اواخر عمرش دست به دامن بختیار شد، ممکن است بیایند سراغ اینها و اجازه دهند اینها هم در قدرت مشارکتی داشته باشند و اینطور مجددا وارد صحنه شوند. به همین دلیل هم سعی می کنند فرافکنی کنند، گردن این و آن اندازند و بگویند به رهبری که ما بچه های خوبی بودیم و اگر با ما کنار بیایی، ما تند نمی رویم و خیلی خوبیم و حاضریم هرچه هم بگویید گوش کنیم. این هم به نظر من از آن اشتباهات و قیاس های مع الفارغ تاریخی است که دارند می کنند و مطمئن هم باشید که ره به جایی نمی برد. محکومیت پیشنهاد کمک دولت آمریکا به نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از سوی جمعی از فعالان سیاسی: مصاحبه با رامین احمدی م . ا: اخیرا جمعی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی بیانیه ای در محکومیت پیشنهاد کمک دولت آمریکا به نیروهای مخالف جمهوری اسلامی منتشر کردند. در مصاحبه با رامین احمدی از امضاکنندگان این بیانیه پرسیدم چرا چنین بیانیه ای را امضا کرده است؟ دکتر رامین احمدی: دو دلیل اصلی دارد. یکی این که این بیانیه می گوید اپوزیسیون سیاسی ایران نباید از دولت های خارجی، هیچ دولت خارجی پولی دریافت کند و من فکر می کنم این حرف کاملا درستی است. اپوزیسیون سیاسی ایران باید روی شانه های مردم خودش بایستند در درجه اول. نکته دیگر این که این بیانیه به صراحت خواستار تغییر نظام جمهوری اسلامی است و خواستار دموکراسی است در ایران و بر خلاف بسیاری بیانیه های مشابهی که وقتی که کمک های خارجی را می خواهند محکوم کنند، یک طور در نهایت به حمایت یا ادامه جمهوری اسلامی رضایت می دهند، این بیانیه در این باره بسیار صریح و قاطع است. این دو دلیل اصلی من هستند. م . ا: آقای احمدی شما همانطوری که در مصاحبه های قبلی خودتان گفتید، با مرکز جمع آوری اسناد نقض حقوق بشر در ایران کار می کنید و این مرکز هم از کمک های ایالات متحده و یکی دو کشور اروپایی برخوردار است. با توجه به این که شما در رابطه با کار آن مرکز که می دانید کمک خارجی دریافت می کند، همکاری می کنید، چطور در اینجا این موضع را دارید؟ دکتر رامین احمدی: اولا من در آنجا در هیات مشورتی آن مرکز هستم و هیچ کدام از ما اعضای هیات مشورتی پولی دریافت نمی کنیم و این درواقع یکی از دلایل و شرایط اصلی بود که جزو مرامنامه و اساسنامه آن مرکز هم هست و اگر غیر از این بود، بسیاری از کسانی که در آن جمع هستند، نمی آمدند. چون سایر اعضای این هیات هم واقعا علاقه ندارند به این که پولی از دولتی دریافت کنند. مساله دوم هم این است که این مرکز نه اپوزیسیون است و نه سیاسی است. یک مرکز جمع آوری اسناد حقوق بشر است برای این که روزی به یک تریبونال بین المللی و یا یک کمیسیون حقیقت یاب و غیره منجر شود و همانطوری که می دانید همه چیزهایی هستند که در سابقه تاریخیشان نشان داده با استفاده از بودجه های دولتی و دولت های متفاوت و مختلف همیشه پا می گیرند و پیش می روند. م . ا: یک بحث کاملا در جهت عکس بحث شما هم من شنیدم. یعنی شما می گویید برای مرکز جمع آوری اسناد مربوط به نقض حقوق بشر در ایران ضمن این که هیات مدیره هیچ پولی نمی گیرد، ولی با پول گرفتن برای این مرکز موافق هستید. در حالی که با کمک خارجی به اپوزیسیون سیاسی مخالف هستید. در حالی که عده دیگری بحث می کنند کمک های خارجی به گروه های حقوق بشری یا ان جی اوها، دست کم آنهایی را که در داخل ایران هستند، آسیب پذیرتر می کند و آن امنیت شکننده شان را ضعیفتر و شکننده تر می کند. دکتر رامین احمدی: درست است. من فکر می کنم آن بحث هم خیلی نادرست نیست. به نظر من کسانی که بخصوص داخل ایران فعالیت می کنند، چه کسانی که در ان جی او ها فعال هستند، چه گروه های حقوق بشری و غیره حتی المقدور باید سعی کنند از اینطور کمک های مالی دولت های خارجی استفاده نکنند، زیرا آنها را آسیب پذیر می کند و به هر حال جمهوری اسلامی همیشه به دنبال بهانه و دست آویزی می گردد برای این که کسانی که را مستقل هستند از دولت و فعالیت می کنند، ولو این که فعالیت سیاسی نباشد، دستگیر کند و آزار و اذیت کند. م . ا: حالا درباره اپوزیسیون سیاسی باز عده ای بر این عقیده هستند که در تاریخ انقلاب ها اگر نگاه کنیم یا تحولاتی که در کشورهای مختلف روی داده، کمتر موردی پیدا می کنیم که مداخله خارجی در آن نباشد. مثلا حتی اگر به جنگ های استقلال آمریکا برگردیم، می بینیم که کسانی که از رهبران جنگ های استقلال بودند در آمریکا، با کمک فرانسه در مقابل انگلیس ایستادند و همینطور در نقاط دیگر دنیا و حتی اگر در مواردی قدرت های خارجی دخالتی نکردند، اگر آن مورد خاص را زیر ذره بین بگذاریم، می بینیم که عدم مداخله شان هم درواقع یک طور دخالت در روند رویدادها بوده. دکتر رامین احمدی: کاملا حرف شما درست است. تاثیر خارجی همیشه در تحولات داخلی یک کشور خیلی مهم است و ما هم در این دهکده کوچک جهانی زندگی می کنیم و تصمیم های سیاسی و اقتصادی که دولت های دیگر می گیرند بر روند تحولات سیاسی در جامعه ما تاثیر می گذارد. حتی می شود درواقع ادعا کرد در یک مرحله ای وقتی که یک جنبش اپوزیسیونی آنقدر نیرومند است و ریشه دارد داخل مردم و اعتماد به نفس پیدا کرده و مورد حمایت مردمش است، می تواند از هر دولت خارجی هم پول بگیرد بدون این که بدنام شود یا دچار کمترین مشکلی شود. ولی من فکر می کنم تا زمانی که یک جنبشی در آن شرایط نیست یا حداقل از نظر ارتباط با مردم خودش دچار مشکل است و هر لحظه از این نظر شکنجه است که اعتبارش را از بین ببرند و درواقع آلت دست خارجی متهمش کنند، من فکر می کنم سیاست درست قبول نکردن هرگونه کمک های مالی از سوی دولت های خارجی است. م . ا: آقای احمدی اکثر قریب به اتفاق امضاکنندگان کسانی هستند که در خارج از زندگی می کنند. چرا؟ دکتر رامین احمدی: هرچه قدر که اپوزیسیون سیاسی ایران فاصله اش با مردم بیشتر می شود چه از نظر جغرافیایی، چه از نظر این که حرف مردم خودش را بتواند بفهمد با مردم خودش رابطه روزانه داشته باشد، هرچه که از این قضیه دورتر است، طبعا آسیب پذیریش بیشتر است و من فکر می کنم در مقابل این کمک های خارجی حساستر. یعنی آنها که خارج هستند، شاید خیلی بیشتر از آنها که در داخل هستند باید ثابت کنند با دولت های خارجی سر و سری ندارند.
XS
SM
MD
LG