لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۳۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

هجدهمین سالگرد اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی: بخش سوم


(rm) صدا | [ 10:00 mins ]
این روزها مصادف است با هجدهمین سالگرد اعدام هزاران زندانی سیاسی در ایران؛ زندانیانی که بنا بر قوانین خود حکومت اسلامی و در دادگاه های انقلاب اسلامی به چند سال زندان محکوم شده بودند و اکثر آنها مدت محکومیتشان تمام شده و اضافه در زندان نگاه داشته شده بودند و در انتظار آزادی بودند. این قتل عام هولناک در فاصله سه ماه از مرداد تا آبان سال 1367 در جریان یک پرسش و پاسخ چند دقیقه ای یا کمتر توسط هیات سه نفری منصوب از سوی آیت الله خمینی به اعدام محکوم و به طور جمعی به دار آویخته شده و در گورهای جمعی مدفون شدند. مریم احمدی در سومین بخش از ویژه برنامه رادیو فردا درباره اعدام های دسته جمعی سال 67، در مصاحبه با هادی قائمی از سازمان دیدبان حقوق بشر، مهدی اصلانی و مینا انتظاری از جان به در بردگان اعدام ها و بانو صابری همسر عباسعلی منشی رودسری از جمله اعدام شدگان، جوانب مختلف این وقایع را بررسی می کند. این روزها مصادف است با هجدهمین سالگرد اعدام هزاران زندانی سیاسی در ایران؛ زندانیانی که بنا بر قوانین خود حکومت اسلامی و در دادگاه های انقلاب اسلامی به چند سال زندان محکوم شده بودند و اکثر آنها مدت محکومیتشان تمام شده و اضافه در زندان نگاه داشته شده بودند و در انتظار آزادی بودند. این قتل عام هولناک در فاصله سه ماه از مرداد تا آبان سال 1367 در جریان یک پرسش و پاسخ چند دقیقه ای یا کمتر توسط هیات سه نفری منصوب از سوی آیت الله خمینی به اعدام محکوم و به طور جمعی به دار آویخته شده و در گورهای جمعی مدفون شدند. در رشته برنامه هایی که از رادیو فردا پخش می شود، مریم احمدی در مصاحبه با بازماندگان قربانیان اعدام های سال 1367، حقوقدانان و نیز فعالان حقوق بشر، جنبه های مختلف عملی را که همه دست اندرکاران حکومت اسلامی در آن دست داشتند و تا این زمان هم همگی در مخفی نگاه داشتن آن می کوشند و عاملان آن در رده های بسیار بالای حکومتی حضور دارند، بررسی می کند. مریم احمدی (رادیو فردا): بر خلاف اعدام های اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 که آشکارا انجام می شد و خبر آن در رسانه ها انعکاس می یافت، اعدام های سال 67 در پرده پوشی کامل انجام شد و به همین دلیل هنوز هم بسیاری از زوایای آن مبهم است. هادی قائمی از سازمان دیدبان حقوق بشر، بر اساس گفته زندانیان سابق، ماجرا را اینگونه روایت می کند: هادی قائمی: بنا بر شهادت های شاهدان عینی، تصویر شومی از اتفاقات درون زندان های ایران در تابستان 67 نمایان می شود. در آن سال مسئولان جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات به دنبال یک برخورد کلی با مساله هزاران زندانی سیاسی در زندان ها بودند. به نقل از یکی از زندانیان، بازجویان در آن زمان بر این قول بودند که مساله زندان را باید به نحوی حل کنند. قبل از وقوع اعدام ها، تحلیل زندانیان دو نوع بود. یک گروه خوشبین بر این باور بودند که با پایان جنگ، عفو عمومی داده خواهد شد و از این طریق زندان ها خالی می شود. اما باور گروه دوم این بوده که می ترسیدند حکومت هیچگاه حاضر نخواهد شد هزاران زندانی سیاسی را آزاد کند و در عوض اعدام های وسیعی در راه است. بر اساس اظهارات زندانیان سابق، در آستانه اعدام ها شایعات بسیاری در زندان رواج داشته. یکی از این شاهدان می گوید: یک فضای سردرگمی درست کرده بودند. مثلا شایعه بود حکم های ابد به 15 سال تغییر خواهد یافت یا مثلا حتی عفو و آزادی تعداد زیادی از زندانیان در میان بود. در این حین در اواخر تیرماه 67 به ناگهان تمامی ملاقات ها و هرگونه ارتباط با دنیای خارج در زندان ها قطع می شود و طی چند روز بعد از آن تعداد زیادی از زندانیان را از هر بند خارج می کنند و اعدام های گسترده شروع می شود. یکی از زندانیان زن اینگونه به یاد می آورد که هر شب برای یک مدت طولانی دو تا سه هفته پشت سر هم پاسداران در حیاط زندان مرگ بر کمونیست و منافق سر می دادند و در همین حین صدای گلوله بلند می شد. وی می گوید آشفتگی ها زیاد شد و خودکشی ها شروع شد و بیماری های روانی اوج داشت. م . ا: نه تنها مردم از آنچه که در زندان ها می گذشت بی خبر بودند، حتی خود زندانیان هم که در هیات های سه نفره محاکمه و عمدتا محکوم به اعدام می شدند، از اصل ماجرا بی خبر بودند. به گفته برخی زندانیان، آقای نیری رئیس هیات سه نفره یا به گفته زندانیان رئیس کمیسیون مرگ، به بسیاری از آنها گفته بود امام از ما خواسته بین زندانیانی که با جمهوری اسلامی موافق هستند و آنها که مخالفند، تمایز قائل شویم و ما بر این اساس عفو زندانیان را بررسی می کنیم. و به برخی نیز گفته بود هیات رسیدگی به مشکلات زندانیان هستیم. مهدی اصلانی از زندانیان جان به در برده می گوید: مهدی اصلانی: بسیاری از دوستان ما تا زمانی که طناب دار به گردنشان افتاد، نمی دانستند چه اتفاقی دارد می افتد. در یک لحظه کسی را که در همان دادگاه های حکومت، حکم گرفته و مورد اعتراض ما بوده، محکوم به اعدام می کردند. م . ا: مینا انتظاری که در اردیبهشت ماه سال 67 از زندان آزاد شد، از برخی از زندانیانی که پیش از سال 67 حکم گرفته بودند یا مدت محکومیتشان تمام شده بود و اعدام شدند، یاد می کند. مینا انتظاری: به جایی که مساله را رژیم حل کند، صورت مساله را پاک کرد و تمام زندانیان را با یک حکم مصنوعی از بین برد. زندانیانی که از خود این رژیم حکم گرفته بودند. خیلی ها حکم هایشان تمام شده بود، مانند فروزان عبدی عضو تیم ملی والیبال زنان. حکمش پنج سال بود و سال 65 تمام شده بود. سپیده زرگر همینطور. مادرانی داشتیم که چهار پنج سال در زندان بودند مانند خانم اشرف احمدی که اصلا حکم و پرونده نداشت. کسانی را داشتیم که چند ماه مانده بود حکم هایشان تمام شود مانند شهبانو عطاری، منیره رجوی. یک سری به خاطر نسبت های خانوادگیشان زندان بودند. در کجای دنیا شنیدید فردی را به خاطر این که خواهر یک نفر دیگر است اعدام کنند. عده ای هم به صورت خانوادگی اعدام شدند. اینها باید به تاریخ جواب دهند. به جامعه جهانی و بشری باید جواب دهند. یک سری از خانواده ها هنوز نمی دانند بچه هایشان کجا به خاک سپرده شدند. م . ا: عباسعلی منشی رودسری دانشجوی دانشکده پزشکی اصفهان یکی دیگر از اعدامیانی است که پیشتر حکم حبس شش ساله گرفته بود. بانو صابری همسر عباسعلی منشی رودسری می گوید: بانو صابری: مرداد 65 همراه با شوهرم و دو فرزندم در خانه دستگیر شدیم. دخترم دو سال و سه چهار ماه داشت و پسرم وارد چهارماهگی شده بود. ما را به کمیته مشترک بردند و حدود سه ماه بچه ها با من در کمیته بودند. از همان نان و هوایی استفاده می کردند که من استفاده می کردم و در تمام مراحل بازجویی هم طبیعتا مجبور بودم دست یکی را بگیرم و یکی را هم بغل کنم و مراحل بازجویی را بگذرانیم. که سپس من خودم به اصفهان منتقل شدم و چند ماه بعد بچه ها را تحویل خانواده من دادند و پس از چند ماهی خودم هم از زندان بیرون آمدم و شوهرم در اسفندماه سال 65 حکم شش ساله ای گرفت که در یکی از نامه هایش هم به من گفت و هر دو هفته یک بار برای ملاقاتش می رفتم. آخرین ملاقاتی که من با شوهرم داشتم تیرماه 67 بود.
XS
SM
MD
LG