لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۶ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

نیروی انتظامی پس از مضروب کردن معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی از او شکایت کرد


(rm) صدا | [ 5:19 mins ]
در جریان تحصن در برابر زندان اوین شماری از تحصن کنندگان مورد ضرب وشتم و برخی بازداشت شدند. معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی که در این حادثه توسط یک سرهنگ نیروی انتظامی مضروب و به گفته او مورد اهانت واقع شده بود، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: جالب است. هم کتکمان زدند هم بهمان فحاشی کردند هم دستگیرمان کردند بعد فهمیدیم از ما شکایت کردند. هم من هم خانم انتصاری هم برادر آقای گنجی و دیگرانی که بودند همه مان از او شکایت کردیم و منتظریم این شکایت را پیگیری کنیم. شنیدم ایشان ادعا کردند که من به ایشان اهانت کردم. درحالیکه این مساله کاملا برعکس است و کسانی که آنجا بودند می توانند شهادت بدهند که ایشان چطوری به من اهانت کرد. ماموران نیروی انتظامی روز پنجشنبه با یورش به جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی که در برابر زندان اوین به تحصن مشغول بودند، عده ای را با باتوم مضروب کردند وجمع کثیری را سوار مینی بوس کردند و بردند. در این حادثه معصومه شفیعی همسراکبر گنجی مضروب و به همراه برادر اکبر گنجی دستگیر و پس از چند ساعت آزاد شد. معصومه شفیعی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: معصومه شفیعی: امروز ما طبق معمول رفتیم ملاقات آقای گنجی. ما معمولا پنجشنبه ها برای ملاقات می رویم. بمن گفتند که ایشان ممنوع الملاقات اند. هرکاری کردم گفتند نه ایشان ممنوع الملاقات است. آمدم اینطرف خیابان چند تا از خانمها ایستاده بودند با اینها سلام علیک کردم و یک مقدار با اینها صحبت کردم آقایان نیروی انتظامی آمدند. ما ایستاده بودیم کاری هم نداشتیم نه شعاری نه پلاکارتی بود. اینها آمدند گفتند متفرق شوید. گفتیم کار داریم ما منتظریم خانم زرافشان بیاید بیرون یک اطلاعی از آقای گنجی یا زرافشان بگیریم. این آقایان نیروی انتظامی آمدند و شروع کردند ما را متفرق کنند. خوب ما نرفتیم ولی در نهایت حرفشان را گوش کردیم و رفتیم جلوتر. یک فروشگاه جلوی زندان هست از آنجا جلوتر رفتیم. همینطوری ایستاده بودیم یک دفعه سرم را برگردانم دیدم که برادر آقای گنجی هم که آنجا بود دارند ایشان را با باتوم می زنند و یک لگد هم بهش زدند و داشتند می بردندش. گفتند این را ببرید با طرز خیلی زننده ای و خیلی ناجوانمردانه. من خیلی ناراحت شدم. رفتم جلو که مانع از بردن ایشان بشوم. اینها با باتوم همگی ریختند سر من. من به هرحال یک معتقداتی دارم دوست ندارم دستشون به من بخورد. شروع کردم به بلند صحبت کردن که شما حق ندارید به من دست بزنید در همین موقع آمدند جلو و با باتوم چند تا به من زدند و در نهایت برادر آقای گنجی را بردند من گفتم وا می ایستم تا ایشان را ... بعد یک آقایی سرهنگ نیروی انتظامی که اتیکتی که روی سینه اش بود بنام آقای مصطفی جلیلی ایشان سرهنگشان بود. آمد بسیار عصبی بسیار بسیار عصبی. روز گذشته هم با کسانی که جلوی زندان تحصن کرده بودند با نهایت خشونت برخورد کر. با باتوم به جان اینها می افتاد و زن ومردهم برایش فرقی نداشت. با دست هول می داد با لگد مشت و باتوم به جان اینها می افتاد. امروز هم این آقا اینقدر عصبی بود که شروع کرد فحاشی کردن. تا توانست به من هرچه از دهنش در می آمد گفت. شما فکر کنین رکیک ترین حرفی که یک نفر می تواند به یک خانم بزند چی می تواند باشد. تمام آن حرف ها را جلوی آنهمه جمعیت به من زد و من ایستادم ایشان را نگاه کردم. در حضور افسر مافوقشان یک سری سرباز هم بودند جمعیت بودند آنقدر فحاشی کرد به من که خود آقایان او را از صحنه دور کردند. بعد فهمیدیم که ازما شکایت کردند. این خیلی جالب است. هم کتکمان زدند هم بهمان فحاشی کردند هم دستگیرمان کردند در کلانتری توی دادسرا بعد فهمیدیم از ما شکایت کردند. من واقعا می مانم چی بگویم. حالا من از اینها شکایت کردم هم من هم خانم انتصاری هم برادر آقای گنجی هم آقایان دیگری که بودند همه مان از او شکایت کردیم و منتظریم این شکایت را پیگیری کنیم. نیروی انتظامی باید حافظ جان ومال و ناموس مردم باشد. دارد از بیت المال من و چیزی که من و دیگران می دیم تغذیه می کند. حق ندارند جلوی مردم بایستند. حق ندارند با این خشونت با مردم برخورد کنند. اینها اتیکت هایشان را از روی سینه برمیدارند موقع حمله. یعنی اگر اینها حافظ مردم اند چرا اتیکت ها را از روی سینه شان بر می دارند. صحنه بسیار زننده ای بود هر عابری که از آنجا رد می شد احساس نفرت می کرد. یکی از خانمها حالش بد شد. افتاد آنجا و ما سعی کردیم به بیمارستان برسانیمش. وضعیت در چندروز اخیر خیلی وخیم بوده. نهایت سبعیت را در مواجهه با کسانی که آنجا تجمع کرده بودند. هیچ رحم و شفقتی در کارشان نبود. من متاسفم ولی من خودم و بقیه خانمها و آقایانی که امروز دستگیر کردند مصممیم شکایت را پیگیری کنیم. لیلی صدر (رادیو فردا): خانم شفیعی موضوع شکایتی که آن آقا علیه شما مطرح کردند چه بود؟ معصومه شفیعی: شنیدم ایشان ادعا کردند که من به ایشان اهانت کردم. درحالیکه این مساله کاملا برعکس است و کسانی که آنجا بودند می توانند شهادت بدهند که ایشان چطوری به من اهانت کرد. من این قضیه را کاملا پیگیری می کنم. تا آخرش می روم باید مشخص شود که چه کسی اهانت کرده. من اجازه نمی دهم اینطوری به من دروغ ببندند و اینطوری از مساله سوء استفاده کنند. این آقای مصطفی جلیلی باید جوابگو شود.
XS
SM
MD
LG