لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۰۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

تحليل فعالان سياسي در داخل و خارج از كشور در باره پيروزي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري اسلامي


(rm) صدا | [ 11:20 mins ]
به دنبال پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، داریوش همایون از حزب مشروطه خواهان ایران، حسن شریعتمداری از اتحاد جمهوری خواهان، دکتر صادق زیبا کلام استاد دانشگاه در تهران و محمد صادق جوادی حصار روزنامه نگار در مشهد در مصاحبه با رادیو فردا به ارزيابي اين واقعه و روند تحولات سياسي و حقوق بشر ايران در دوران رياست جمهوري اسلامي محمود احمدي نژاد پرداختند. امروز نتیجه مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در ایران اعلام شد. بر اساس این نتایج تعداد رایهای ریخته شده به صندوقها 27 میلیون و 959 هزار و 253 بوده و محمود احمدی نژاد 17 میلیون و 248 هزار و 782 رای را به دست آورده است. و آن گونه که اعلام شده 61 و 95 درصد آرا را به دست آورد. اکبر هاشمی رفسنجانی نیز 10میلیون و 46 هزار و 701 به دست آورده است. پیروزی محمود احمدی نژاد و آرایی را که به او داده شه، چگونه می توان ارزیابی کرد؟ این سئوال را از چند تحلیلگر و فعال سیاسی در داخل و خارج کشور پرسیدیم. شيرين فاميلي (راديو فردا): شماری از نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور همچون حزب مشروطه خواهان ایران، از همان ابتدا تحریم انتخابات ریاست جمهوری و فراخوان رفراندوم را مطرح کردند. و برخی دیگر همچون اتحاد جمهوری خواهان ایران عدم شرکت در انتخابات غیرآزاد و سیاست و طرح مستقل خود را در پیش گرفتند. داریوش همایون از حزب مشروطه خواهان ایران با اشاره به این که این انتخابات از قبل سازمان داده شده بود، و برگزار کنندگان آن می دانستند چه پیش خواهد آمد، آن را بی اعتبار می داند و استراتژی دولت آینده را در زمینه سیاست داخلی تلاش در جهت سختگیریهای بیشتر و محدود کردن آزادیها می داند. داریوش همایون: تحليل ما اين است كه با آمدن احمدی نژاد، آرزوی اینها این است که ایران به یک طالبان مسلح به اسلحه اتمی شود. از سویی در جبهه داخلی سعی خواهند کرد که سختگیریهای اسلامی را بیشتر بکنند. همراه با پاره ای اقدامات پوپولیستی برای راضی کردن مردم و در خارج با جدیت بیشتری دنبال برنامه های حزب اللهی بروند که تسلیحات اتمی است و صدور انقلاب اسلامی از راه کمک به تروریستها. ولی جامعه ایرانی، جامعه افغانی نیست، بعد از مدتی با مقاومتهای سخت روبرو خواهند شد در داخل و در خارج هم همینطور. ش . ف: داریوش همایون همچنین بر این عقیده است که اپوزیسیون خارج از کشور باید در سیاست خود تغییر اساسی بدهد و استراتژی حزب مشروطه خواهان را تلاش برای تغییر نظام در پیوند با مبارزات نیروهای داخل ایران می داند. داریوش همایون: در ایران نیروهای بسیار قابل ملاحظه ای بسیج شدند بر ضد این نظام نه براي اصلاح از درون، نه برای برای کار کردن از دورن، برای این که این رژیم جایش را به یک نظام دموکراتیک بدهد. این است که ما سخت در پی تحکیم و قدرت بخشیدن به مبارزه داخل هستیم، با استفاده از پایگاهی که در خارج داریم و مسلما روحیه کمک به مبارزان در داخل ایران هم بیشتر و قوی تر خواهد شد، آمادگی بیشتر خواهد شد برای کمک به قربانيان حقوق بشر و ما در جامعه اروپایی بخصوص بیشتر می توانیم کار بکنیم. هر بار ما رفتیم با اینها صحبت کردیم، اصلاح طلبان را به رخ ما کشیدند و جریان اصلاح طلبی داخل حکومت را و ما را مجبور کردند به این که دست برداریم برای این که سودي نداشت، حالا دیگر سخن ما بیشتر موثر خواهد بود. ش . ف: یکی دیگر نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور، اتحاد جمهوریخواهان ایران در آخرین بیانیه خود نوشت: پس از گذشت هشت سال از اصلاحات سیاسی در کشور بار دیگر مردم در مقابل انتخاباتی قرار گرفتند که هیچکدام از گزینه های آن گره از مشکلات اساسی کشور نخواهد گشود. حسن شریعتمداری از اتحاد جمهوریخواهان می گوید بحران در ایران ادامه خواهد یافت و ما منتظر روزهای سختی هستیم. حسن شریعتمداری: ما فکر می کنیم که آقای احمدی نژاد که در واقع به نمایندگی از نیروهای نظامی، امنیتی و با حمایت آقای خامنه ای و سوار بر گسلهای اجتماعی اصیل ایران مانند فقر و بحران هویت، به اینجا رسیده، نخواهد توانست کماکان بر مسائل اجتماعی جامعه ایران راه حلی اصولی پیدا کند و بحران همچنان ادامه خواهد داشت. این بحران ممکن است در کوتاه مدت با يك كارهاي پوپولیستی رضایت طبقات پایین را جلب بکند، مقداری فروکش بکند و به ایشان یک وجهه مردمی بدهد ولی مسلما این راه حل مسائل عمیق اجتماعی ایران خواهد نبود و در بعد سیاست خارجی هم ایشان بر تنشهای موجود خواهد افزود. ما منتظر روزهای سختی هستیم. ش . ف: اما به عقیده حسن شریعتمداری از اتحادیه جمهوریخواهان، استراتژی اپوزیسیون خارج از کشور در دولت آینده، اکنون شکل دادن و حمایت از مبارزه مدنی در داخل کشور است. حسن شریعتمداری: اکنون باید برای هم اپوزیسیون داخل که از قدرت حذف شده و هم برای مجامع بین المللی مخصوصا اروپا که واضح شده باشد که دیگر در داخل حکومت جریان اصلاح طلبی وجود ندارد. نیروهای اصولگرا مسلط شده اند و اگر اصلاح طلبی هم وجود دارد در درون جامعه است. باید از حرکتهای اصلاحی جامعه حمایت کنند و باید سیاست سخت تری نسبت به نقض حقوق بشر پیش بگیرند، از اپوزیسیون معتقد به دموکراسی و حقوق بشر حمایت کنند که ما موفق شویم خواسته هایمان را پیش ببریم. ما باید مقاومت مدنی را برای حفظ دستاوردهای تا کنونی و برای گسترش آن شکل دهیم. ما باید نگذاریم که اوضاع به حالت سابق برگردد و آن کابوس وحشتناک سالهای بعد از انقلاب دوباره تکرار شود. ش . ف: اما در داخل ایران، دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی یپروزی آقای احمدی نژاد و آرای داده شده به او را این گونه تحلیل می کند: دکتر صادق زیبا کلام: رای داده شده به آقای احمدی نژاد را می شود در حقیقت متاثر از چند جریان مختلف اجتماعی دانست. جریان اول رای سنتی و رای ثابت محافظه کاران است. محافظه کاران به عنوان یک جریان اجتماعی به هر حال یک پایگاه بالنسبه قابل توجه اجتماعی دارند که عمدتا شامل اقشار و لایه های مذهبی تر جامعه می شود، خانواده شهدا می شود، گروههای مثل بسیج، سپاه و وابستگانشان و روستاییان می شود. مجموعه اینها در حقیقت مولفه شان همان رایی است که هشت سال پیش به آقای ناطق نوری داده شد و یک چیزی حول و حوش هفت و هشت میلیون است. بخشی دیگر از رای را در نتیجه تبلیغاتی که علیه آقای رفسنجانی صورت گرفت، چه در دوره انتخابات و چه قبلش توسط دوم خردادیها یا اصلاح طلبان رادیکال صورت گرفت. هر مشکلی و مساله ای که در مملکت بوجود آمده، در نتیجه عملکرد آقای هاشمی رفسنجانی است. و آن تخریبی که جناح راست علیه آقای هاشمی رفسنجانی سازمان دادند، به نظر من موثر بود. سوم کسانی هستند که به نوعی معتقدند که در نتیجه انتخاب آقای احمدی نژاد ما می توانیم برویم به سمت و سوی عدالت اجتماعی به سمت و سوی مساوات، آزادی و برابری و بالاخره بخشی هم اعمال نفوذی که جریانات بسیج و اینها فی الواقع انجام دادند. اما قطعا بخش قابل توجهی از رائی که آقای احمدی نژاد آورده، رای کسانی است که باور کردند که پریشانی و وضع بد معیشتی و فقر و شکاف طبقاتی جامعه اینها در نتیجه سیاستهای آقای هاشمی رفسنجانی بوده که این سیاستها به نوعی در هشت سال آقای خاتمی هم ادامه پیدا کرده. ولی نباید فراموش کنیم که دیگر جناح راست هیچ بهانه ای ندارد. دیگر نه آقای رفسنجانی هست، نه آقای خاتمی، نه اصلاح طلبان، نه سیاستهای تعدیل آقای رفسنجانی هست. الان سطح و ذیل قدرت، به کل و به جزء همه اش افتاد دست محافظه کاران. دیگر به پای محافظه کاران نوشته خواهد شد. البته ناگفته نماند که ظرف 16 سال گذشته هم بخش قابل توجهی از قدرت در دست محافظه کاران بوده و خیلی از ناکامیهای اقتصادی ما برمی گردد به عملکرد قوه قضائیه، برمی گردد به مجلس ، شورای نگهبان و غیره. ش . ف: محمد صادق جوادی حصار روزنامه نگار در مشهد هم در مورد پیروزی آقای احمدی نژاد این نظر را دارد: محمد صادق جوادي حصار: به خاطر این که آقای احمدی نژاد در مرحله دوم عمده فشارش را در حقیقت معرفی خودش به جامعه بود و در مرحله اول امکان این معرفی را پیدا نکرده بود. در یک فرصت کم و با دو جلسه سه جلسه معرفی در تلویزیون، این میزان رای قابل پیش بینی نبود برای آقای احمدی نژاد. یک مساله دیگر قابل تامل است. علیرغم تمام فشارها و تمام تبلیغات گسترده و متعددی که بر علیه آقای احمدی نژاد صورت گرفت، از او در حقیقت یک چهره خشن و متعصب در جامعه ترسیم شده بود، توسط رقیبانش، جامعه باز هم به او اقبال نشان داد و به نظر من برای گروههای سیاسی که آمدند پشت سر آقای رفسنجانی این خیلی قابل تامل است که چرا جامعه این قدر عکس العمل نشان داد و به آقای احمدی نژاد رای داد. یکی از آن احتمالات این است که آقای احمدی نژاد می تواند رائیش واقعی نباشد و به تعبیر بعضیها تقلب و تخلف صورت گرفته باشد. این سقف رای و این حد رای نمی توان گفت که تقلب صورت بگیرد، تقلب می تواند در یک یا دو حوزه صورت بگیرد، ولی نمی تواند نتیجه آرا را این قدر بالا ببرد. و دیگر این که شاید همان اتفاقی که در دوره اول آقای خاتمی افتاد برای آقای احمدی نژاد تکرار شد. یعنی جامعه ایران جامعه ای است که گرایش به سمت شخصیتهای مظلوم را بیشتر دارد. شاید بتوان گفت آقای احمدی نژاد در حافظه مردم ایران در این مقطع مظلوم واقع شده بود. و از همه اینها مهمتر این باشد که مردم از عملکرد آقای هاشمی رفسنجانی در دوره ریاست جمهوریش راضی نبودند و وعده هایی که آقای رفسنجانی داد نتوانست مردم را قانع بکند و برگرداند به حمایت واقعی از آقای هاشمی. و همین علت عدم اقبال مستقیم از آقای هاشمی رفسنجانی بود. البته به طور قطع و یقین از سخنان آقای احمدی نژاد هم برمی آمد که آنچه که در مورد ایشان گفته می شود در باب بستن فضاهای سیاسی و اجتماعی و محدود کردن آزادیهای فردی در جامعه، برنامه ایشان نبوده و این یکی دو روز آخر هم مشخصا این را تاکید می کرد و شاید توانست اطمینانی در جامعه ایجاد بکند که من به این جهت حرکت نخواهم کرد و گام نخواهم نهاد.
XS
SM
MD
LG