لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۰۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

در پي ايجاد مشكل در ديدار با خانواده، اكبر گنجي از ادامه ملاقات صرفنظر كرد: مصاحبه با معصومه شفيعي


(rm) صدا | [ 5:01 mins ]
روز دوشنبه اجازه ملاقات براي همسر و فرزندان اكبر گنجي صادر شد، اما هنگام حضور خانواده گنجي، مشكلاتي براي آنها فراهم كردند كه هم اكبر گنجي و هم همسر و فرزندان و برادرش از ادامه ملاقات تحت شرايط تحميلي صرفنظر كردند. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: بعد از اين كه يك بار به ما گفتند قرار ملاقات كنسل شده، دوباره تماس گرفتند و گفتند براي ملاقات به زندان اوين مراجعه كنيم. در يك اتاق سرد بعد از ده دقيقه آقاي گنجي را با آمبولانس تا محل آوردند. حال جسمي ايشان بسيار وخيم بود و فقط پوست و استخوان از او مانده. در فاصله پنج دقيقه كه ما نشسته بوديم، چندين بار به بهانه هاي مختلف وارد اتاق شدند و بعد از پنج دقيقه آمدند در اتاق را باز كردند و گفتند بايد در اتاق باز باشد، ما هم اينجا بنشينيم و ببينيم شما چه مي گوييد كه اين براي ما بسيار توهين آميز و غيرانساني بود و آقاي گنجي از ملاقات صرفنظر كرد. من نمي دانم كدام دين و مرامي اين را قبول مي كند. آقاي گنجي اگر بدترين جرم ها را هم كرده باشد، آيا خانواده اش مستحق اين برخورد هستند؟ روز دوشنبه مقامات جمهوري اسلامي براي همسر و فرزندان اكبر گنجي اجازه ديدار با اين زنداني سياسي را صادر كردند. اما هنگام حضور خانواده اكبر گنجي، مشكلاتي براي آنها فراهم كردند كه هم اكبر گنجي و هم همسر و فرزندان و برادرش از ادامه ملاقات تحت شرايط تحميلي صرفنظر كردند. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا از اين ملاقات چند دقيقه اي مي گويد: معصومه شفيعي: ديروز 14 آذرماه حوالي ظهر به ما اطلاع دادند توسط يك واسط كه مي توانيم براي ملاقات به زندان برويم ساعت چهار بعد از ظهر. من به مادر آقاي گنجي اطلاع دادم، ايشان شهر ري در جنوب تهران هستند و زندان اوين شمال تهران است. به ايشان گفتم خودشان را برسانند. حدود ساعت سه و ربع بود كه دوباره به ما گفتند ملاقات كنسل شده. من دوباره به مادر آقاي گنجي زنگ زدم. اين بنده خدا خوشحال بود كه مي خواهد برود ملاقات و سوار ماشين شده بود كه حركت كند از جلوي ماشين و وقتي گفتم ملاقات كنسل شده، با صداي لرزان گريه مي كرد. شما فكر كنيد خوشحالي يك مادر پير و سالخورده يكدفعه به يك حالت فشار رواني تبديل شود. فقط من نفرين اين مادر را مي شنيدم و به شدت منقلب شدم. به ايشان گفتم نيايند. نيم ساعت بعد به ما زنگ زدند و گفتند ساعت يك ربع به پنج جلوي زندان باشيد براي ملاقات. در مرحله اول فرزندان من آماده شده بودند خيلي خوشحال كه مي خواهيم حركت كنيم كه وقتي گفتم ملاقات كنسل شده بسيار ناراحت بودند بچه ها. چون مدتها است كه پدرشان را نديدند، يعني طي 90 روز گذشته فقط دو بار پدرشان را ديدند. ساعت پنج ما رفتيم جلوي زندان براي ملاقات، ما را حسابي گشتند و در يك اتاق سردي ما را بردند، بعد از ده دقيقه يك ربع آقاي گنجي را آوردند. آقاي گنجي همان پشت اتاق ملاقات بود و در همان فاصله كم ايشان را با آمبولانس آوردند و جلوي در ايشان را پياده كردند كه كسي متوجه نشود. ايشان مثل سابق بود، پوست و استخوان، اسكلت، اسكلت، ريش بلند و سفيد، قامت خميده. بچه ها ايشان را ديدند و خيلي ناراحت شدند، همه دست گردن هم انداختند و شروع كردند به گريه. ما در يك اتاق خيلي سردي نشسته بوديم. اينها در فاصله پنج دقيقه كه ما نشسته بوديم، چندين بار به بهانه هاي مختلف وارد اتاق شدند و متوجه شديم اينها مي خواهند بيايند و ببينند موضوع صحبت ما چيست، در صورتي كه ما اصلا هنوز صحبتي را شروع نكرده بوديم. بعد از پنج دقيقه آمدند با اين كه اتاق خيلي سرد بود، در اتاق را باز كردند و گفتند بايد در اتاق باز باشد، ما هم اينجا بنشينيم و ببينيم شما چه مي گوييد. خب اين خيلي توهين آميز بود. يك زنداني كه دارد با بچه هايش، برادرش و همسرش ملاقات مي كند، خيلي توهين آميز است چند فرد غريبه بيايند بنشينند و اصلا صورت خوشي ندارد. من فكر نمي كنم هيچ شخصي زير بار همچنين مساله غيرانساني برود. آقاي گنجي كه با آن حال جسمانيشان واقعا ما را متاثر كرده بودند، به شدت از اين مساله ناراحت شد، آنقدر منقلب شدند كه بلند شد و گفت: ملاقات نمي كنم. ملاقات ما در همان پنج دقيقه بود. اصلا من نتوانستم از ايشان خبر بگيرم، از اوضاع و احوالشان. اين واقعا وضعيت غيرانساني است. من نمي دانم يك دختر 16 ساله، يك دختر 21 ساله، يك مادر پيري كه همه چشم اميدش اين بوده كه بيايد بعد از مدت ها فرزندش را ببيند و مي داند حال فرزندش چطور است. من نمي دانم كدام ديني، كدام مرامي اجازه مي دهد. آيا اصلا هيچ انساني به خودش اين اجازه را مي دهد با يك خانواده اينطور برخورد شود. آقاي گنجي اگر بدترين جرم ها را هم كرده باشد، آيا خانواده اش مستحق اين برخورد هستند؟ مسعود ملك: (راديو فردا): بچه ها الان در چه حالي هستند؟ معصومه شفيعي: بچه ها بعد از ملاقات با وضعيت جسمي آقاي گنجي بسيار مضطرب و نگران هستند و خيلي افسرده هستند. من دقيقا اين را در چهره بچه ها مي بينم كه تو حال خودشان مي روند و توجهي به اطراف ندارند و بيشتر در فكر هستند، درست غذا نمي خورند، من نمي دانم كدام حكومتي اجازه مي دهد همچين رفتار غيرانساني در حق منتقدينش صورت گيرد. اين حكومت، حكومت ديني مسلما نيست. اين آقايان بايد جواب بدهند، در همين دنيا هم بايد جواب دهند.
XS
SM
MD
LG