لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۵۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

تلاش براي عادي سازي رابطه ايران و آمريکا: بررسي حقوق ملت‌ها در داشتن رابطه با يکديگر و نقش آن در برقراري دمکراسي


(rm) صدا | [ 10:06 mins ]
هفته گذشته انجمن سخن در لندن، انجمن فرهنگي و غير سياسي، جلسه اي برگزار کرد در مورد بحث در مورد عادي سازي روابط ايران و آمريکا. در اين جلسه دکتر هوشنگ اميراحمدي، استاد دانشگاه رادگرز آمريکا و دکتر زيبا مشاور، پژوهشگر علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه لندن ديدگاههاي متفاوت خود را درباره موضوع بحث ارائه کردند و به پرسش و پاسخ با شنوندگان پرداختند. در برنامه ويژه امشب راديوفردا نيز آقاي احمدي و خانم مشاور به بررسي حقوق ملت ها در داشتن رابطه با يکديگر مي پردازند و نقش عادي سازي رابطه با آمريکا را در برقراري دمکراسي در ايران بررسي مي کنند. امير آرمين (راديو فردا): هفته گذشته انجمن سخن در لندن، انجمن فرهنگي و غير سياسي، جلسه اي برگزار کرد در مورد بحث در مورد عادي سازي روابط ايران و آمريکا. در اين جلسه دکتر هوشنگ اميراحمدي، استاد دانشگاه رادگرز آمريکا و دکتر زيبا مشاور، پژوهشگر علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه لندن ديدگاههاي متفاوت خود را درباره موضوع بحث ارائه کردند و به پرسش و پاسخ با شنوندگان پرداختند. شهران طبري (راديو فردا): بحث در مورد عادي سازي رابطه ايران و آمريکا بسياري از مخالفان سياسي جمهوري اسلامي را از طيفهاي مختلف دچار نگراني مي کند. برخي از آنها بر اين باورند که چنانچه رابطه دو کشور عادي شود، مساله دموکراسي و حقوق بشر در ايران منتفي خواهد شد و تحقق اين آرزوي يکصد و چند ساله مردم ايران باز هم به آينده اي نامعلوم موکول خواهد گشت. برخي ديگر که مخالفت سياسي بنيادي با نظام جمهوري اسلامي دارند و خواهان براندازي آن و جانشيني اش با نظام مورد نظر خود يا مردم هستند و به علاوه به هيچ وجه تغيير از درون و دموکراسي در چارچوب جمهوري اسلامي را ممکن نمي بينند، معتقدند عادي سازي رابطه دو کشور باعث تحکيم جمهوري اسلامي خواهد شد و براندازي آن را تعويق به محال مي کند. پروفسور هوشنگ اميراحمدي را که به گفته خودش 15 سال است براي عادي سازي رابطه ايران و آمريکا تلاش مي کند، به همراه دکتر زيبا مشاور که موضع سياسي نداشته، مي کوشد از زاويه روابط بين الملل و با بينشي پژوهشگرانه به موضوع بنگرد، به بحث گزارش ويژه راديو فردا دعوت کرده ايم که در آن مي کوشيم به جنبه هايي از اين مساله تاکيد کنيم که تا کنون کمتر مطرح شده است. ابتدا از دکتر اميراحمدي مي پرسم شما در صحبتتان در انجمن سخن گفتيد ماده سوم حقوق بشر فرض اوليه اش را بر اين گذاشته که بين کشورهايي که در جنگ نيستند رابطه وجود دارد. با اين حساب شما رابطه ايران و آمريکا را چطور تعريف مي کنيد. آيا مي شود گفت که پس اين دو کشور در جنگ هستند؟ هوشنگ امير احمدي (استاد دانشگاه راتگرز نيوجرسي و رئيس شوراي ايراني آمريکائي): البته ايران و آمريکا در جنگ نيستند، ولي يک رابطه از ديدگاه روابط بين الملل غير عادي است. حتي کشورهايي که در حال جنگ هستند هم بايد رابطه داشته باشند. رابطه حق ملتها است. فقط حق دولتها نيست، دقيقا به همين دليل است که اعلاميه حقوق بشر رابطه بين دولتها را يک فرض اساسي براي ايجاد صلح و آرامش مي بيند و اين صلح و آرامش هم يکي از اولين شرطهاي رسيدن يا تامين حقوق بشر مي داند و من اعتقاد دارم که دولتهاي ايران و آمريکا که اين حق را از دو ملت گرفتند، هم بر عليه آن اعلاميه و بر عليه روابط بين الملل عمل مي کنند .يعني درواقع يک جريان بسيار غير عادي و حتي مي توانم بگويم غير انساني است و غير ملي است در هر دو طرف . ش. ط. : خانم دکتر مشاور آيا فقدان چنين رابطه طولاني بين دو کشور در تاريخ روابط بين الملل سابقه داشته؟ زيبا مشاور (استاد دانشگاه لندن): نه از اين نظر شايد بتوان گفت: جمهوري اسلامي يک بدعت کاملا جديدي در روابط بين الملل گذاشته. مطلبي که آقاي اميراحمدي روي آن تکيه کردند، اين بود که در منشور سازمان ملل صحبت از دوستي دولتها مي شود. دليل اين که از دولتها صحبت مي شود، اين است که اصل بر اين است که دولتها نماينده ملتها هستند و دارند منافع و خواستار ملتها را با هم صحبت مي کنند. اينجا است که برمي گرديم به اين که يک فاصله اي وقتي بين ملتها و دولتهايشان باشد، آن وقت اين معادله اي که آقاي اميراحمدي اينقدر روي آن تکيه مي کنند تقريبا از بين مي رود، در نتيجه بر مي گردد به مساله دموکراسي و اين که آيا دولتها واقعا نماينده ملتهايشان هستند يا نه. آن نکته اي که ايشان در رابطه با حقوق بشر در سازمان ملل راجع به آن صحبت کردند، در آن رابطه مساله اساسي رابطه دولتها است، صحبتي از رابطه ملتها نمي کند. حالا در عرض چهار پنج دهه اخير هرچه زمان گذشته نقش ملتها و خواسته هاي ملتها بيشتر و بيشتر به آن اهميت داده شده، يعني اين يکي از تحولات جامعه بين المللي در دهه هاي اخير بوده که کاملا منعکس نشده در چارچوب سازمان ملل. حرکتي که به نظر مي آيد در چند سال اخير اتفاق افتاده، اين است که بعضي حکومتها و در حال حاضر حکومت آمريکا سعي کرده که بگويد که آن حکومتهايي را که تا به حال ما رويشان حساب کرديم و با آنها رابطه برقرار کرديم، آنها کافي نيستند. بايد ببينيم که آيا اينها نماينده واقعي ملتها هستند يا نه. کاري است که بعد از جنگ در اروپا کرد آمريکا و در ژاپن کرد و حالا به نظر مي آيد اين Neo-Conservatives يا محافظه کارهاي نو يک همچين چيزي را مي خواهند برگردانند به سياست خارجي آمريکا. هوشنگ اميراحمدي: اين حرفي که خانم مشاور مي زنند مربوط به سازمان ملل نيست، يعني سازمان ملل، اعلاميه حقوق بشر موضع محافظه کاران نوين آمريکا را نپذيرفته و نمي تواند هم بپذيرد. يعني درواقع حرفي که مي زند درست است، يعني در اين چند سال گذشته ملتها هرچه عمده ترشدند در رابطه با دولتها اما واقعيت اين است که سازمان ملل هنوز هم درچارچوب دولتها حرف مي زند، به اين بحث که اگر يک دولتي ديکتاتور است، بنابراين نماينده ملتش نيست، اين حداقل مي دانيم در سازمان ملل همچين تفکري وجود ندارد و نمي تواند وجود داشته باشد، به هر حال يکي از اساسي ترين اصل روابط بين دولتها اين است که نه حق دخالت در امور داخلي يکديگر ندارند. اين جزو اصول روابط بين الملل است. ضمنا بين آمريکا و کوبا الان حدود 50 سال است رابطه نيست، بين آمريکا و کره شمالي چيزي حدود 50 سال است رابطه نيست. يعني بيشترين زمان بين ايران و آمريکا نيست که رابطه وجود ندارد. ش. ط.: آقاي دکتر احمدي شما 15 سال است که براي برقراري و عادي سازي رابطه بين ايران و آمريکا تلاش پيگيري مي کنيد. اهميت اين کار را در چه مي بينيد. هوشنگ اميراحمدي: من اعتقاد دارد تا رابطه ايران و آمريکا درست نشود، در ايران دموکراسي نمي تواند به وجود بيايد. اصولا شمال در 25، 26 سال گذشته اگر به تجربه گذار از ديکتاتوري به ديپلماسي را در دنيا نگاه کنيد، مي بينيد تمام کشورهايي که توانسته اند گذار کنند از ديکتاتوري به دموکراسي، شرط اول آنها اين بوده که با آمريکا رابطه داشتند. البته اين شرط لازم است، اما شرط کافي نيست. کشورهايي که با آمريکا رابطه نداشتند در همين مدت نتوانسته اند اين گذار را بکنند. مانند ايران، کوبا، کره شمالي و غيره. البته کشورهايي هم هستند که رابطه داشتند و نتوانستند دموکراتيک شوند، مانند مصر و عربستان و اين کشورها به نظر من بيشترشان کشورهايي هستند که مشکلات اساسي با اسلامي بودنشان و با نفتي بودنشان دارند که من اين جريان را فکر مي کنم درواقع جزو فاکتورهاي اصلي مخالفت با گذار است. يعني اينها از موانع اصلي گذار به دموکراسي در کشورهايي مانند ايران است، يعني اسلام و نفت. ش . ط.: خانم دکتر مشاور شما در صحبتتان در انجمن سخن نسبت به برقراري رابطه بين ايران و آمريکا و اين که اگر رابطه برقرار شود در ايران شانس دموکراسي بيشتر است، ابراز بدبيني کرديد. ممکن است دلايلتان را براي شنوندگان راديو فردا هم بگوييد؟ زيبا مشاور: براي بررسي مورد برقراري دموکراسي يا کمک به دموکراسي، دوباره مجبورم برگردم به تکيه اول اين مساله که سازمان ملل و عرف بين المللي تکيه اش را گذاشته روي حکومتها. حالا تحولي که شده عملا و محافظه کاران نو در آمريکا آن را دستور کارشان قرار دادند، اين است که اين نرمي که به وجود آمده و از جمله آقاي اميراحمدي و بقيه هنوز به آن وابسته هستند، اين را مورد سئوال قرار بدهند. و اگر ما به سياستهاي آمريکا در قالب خود سازمان ملل نگاه کنيم، مي بينيم که درواقع آن حاکميت بدون شرطي که حکومتها تا کنون داشتند را آمريکا مورد سئوال قرار داده و در مقابل آن نقش ملتها را بيشتر تلقي کرده. حالا اگر ما اين را قبول کنيم که اين روندي بوده که الان به صورت بخشي از فلسفه محافظه کاران نو در آمريکا آمده مي بينيم که اينها نمي توانند و نمي خواهند فقط با حکومتها رابطه داشته باشند.
XS
SM
MD
LG