لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۱۲ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي اهميت مشارکت جوانان در مسائل اجتماعي و سياسي جوامع اروپايي و ايران


(rm) صدا | [ 9:35 mins ]
دکتر احسان نراقي که چندين دهه است از چهره هاي شاخص روشنفکري و فعالان اجتماعي ايران به شمار مي رود در تازه ترين کتاب خود به نام «آزادي» به آينده ايران پرداخته است و در جاي جاي کتاب اين موضوع را مطرح مي کند که آينده ايران را سه گروه رهبري خواهند کرد: جوانان، زنان و حوزه هاي ديني. به ويژه حوزه ديني قم. دکتر نراقي که در سال 1969 به سمت اولين رئيس بخش جوانان يونسکو منصوب شده، در گفتگويي با راديوفردا با اشاره به تجربيات خود با جوانان اروپا و مشارکت آنان در مسائل سياسي و اجتماعي به مقايسه اي مي پردازد ميان چگونگي تحول در نقش جوانان در اروپا و ايران. تارا عاطفي ( راديو فردا): دکتر احسان نراقي که چندين دهه است از چهره هاي شاخص روشنفکري و فعالان اجتماعي ايران به شمار مي رود در تازه ترين کتاب خود به نام «آزادي» به آينده ايران پرداخته است و در جاي جاي کتاب اين موضوع را مطرح مي کند که آينده ايران را سه گروه رهبري خواهند کرد: جوانان، زنان و حوزه هاي ديني. به ويژه حوزه ديني قم. دکتر نراقي که در سال 1969 به سمت اولين رئيس بخش جوانان يونسکو منصوب شده، در گفتگويي با علي سجادي با اشاره به تجربيات خود با جوانان اروپا و مشارکت آنان در مسائل سياسي و اجتماعي به مقايسه اي مي پردازد ميان چگونگي تحول در نقش جوانان در اروپا و ايران. وي درباره نظام فرهنگي اروپا در قبل از جنگ و تغييرات آن بعد از جنگ، افزايش تعداد دانشجويان و تاثير آن بر تحولات جامعه مي گويد: دکتر احسان نراقي: جوان 18 تا 24 ساله در سني است با افکار و تکفرات تقريبا شکل گرفته و افکار معمولا آزادي خواهانه و افکار جديد و نظر دارد در مسائل اجتماعي، نظر دارد در سياست و مي خواهد راي و نظر بدهد، ولي جامعه حاضر نبود براي اين کار، چون اينها را جزو گروه کارگر مثلا کارگران نقش داشتند اما دانشجويان نقش سياسي نداشتند. به اين جهت اين وضع يک مقداري نابساماني ايجاد مي کرد و جوانان اعتراض کردند تا اين که به تدريج جوامع غربي يک وضعي را درست کردند يا از راه هاي انتخابات، يا از راه هاي ديگر، به جوانان ميدان دادند که در کارهاي اجتماعي و سياسي نقش داشته باشند. اين جرياني که 30 سال پيش 40 سال پيش در اروپا و کشورهاي پيشرفته غربي به وقوع پيوست، اين جريان الان در ايران و کشورهايي که تا اين زمان نداشتند دارد رخ مي دهد. کما اين که ايران بيست سال پيش وقتي شاه رفت، 130 هزار دانشجو ما داشتيم، الان نزديک به دو ميليون است. يعني يک توده انبوهي دانشجو است که نظر دارد، فکر دارد و مي خواهد در امور سياسي و اجتماعي او را به حساب بياورند. اين است که نقش جوانان خيلي مهم است و اکثر آدم هاي بزرگ سال در کشوري مانند ما به اين مساله قائل نشدند. يا قبول نمي کنند يا بعضي وقت ها هم دست مي زنند به خشونت. مانند جرياناتي که در ايران با دانشجويان شده. اين هنر رژيم ها در اين است که بتوانند از نظريات جوانان استفاده کنند. حالا اين يک جنبه اش است، يک جنبه ديگر اين است که ممکن است شما به من بگوييد جوان تجربه مرد بزرگسال را ندارد. اين هم درست است، ندارد، ولي يک طراوتي و يک ظرافتي دارد و يک سادگي و يک درستي دارد در بيان نظريات که آن را اگر بزرگسال به کار نگيرد به طرز وحشتناک به جامعه ضربه زده. جوان نسبت به مسائل، ناعدالتي ها احساس ناراحتي مي کند، عاصي مي شود، جوان از نادرستي بدش مي آيد، جوان از دروغ بدش مي آيد، اشخاص مسن به مقدار زيادي سازشکارند، تحملشان به اين چيزها زياد است و با اين چيزها خودش را تطبيق مي دهد، اما جوان عکس العمل به خرج مي دهد. حالا ممکن است که بگوييم جوان هنوز خام است، درست است، ولي مردم بزرگسال باي حرف جوان را بشنود، اگر منطق خودش قوي تر است، آن وقت جوان را قانع کند و نمي تواند خفه اش کند و بگويد حرف نزن، اگر اينطور باشد جامعه اقيم مي شود، از رشد و پيشرفت و توسعه مي افتد، اين مساله. الان در خيلي از کشورهاي اسکانديناوي از حتي دبستان و دبيرستان انجمن هاي جوانان تشکيل مي شود و در مسائل اجتماعي نظر مي دهند، مشارکت مي کنند، کارهاي داوطلبانه مي کنند و غيره. علي سجادي (راديو فردا): در ايران چطور؟ آيا در ايران هيچ گونه اميدي مي رود که جوان ها بتوانند نقشي در آينده، چه در آينده نظام، چه در آينده ايران بازي کنند؟ چون به نظر مي آيد که امروز در يک موقعيت بسيار بدي هستند، کسي چه از لحاظ اقتصادي، چه از لحاظ فرهنگي، چه از لحاظ اجتماعي زير فشارهاي شديد هستند و حرف راجع به آنها زياد زده مي شود، ولي عملي راجع به آينده اينها ديده نمي شود. دکتر احسان نراقي: من به شما مي گويم جوانان چه کردند. جوانان در انتخابات اول آقاي خاتمي معروف بود نه جوانان، حتي بچه ها دست پدر و مادرشان را مي گرفتند به زور مي برند پاي صندوق راي و نيروي مهمي بودند در انتخاب آقاي خاتمي. ع . س : ولي اين خب الان به يک سرخوردگي بيشتر تبديل شده. دکتر احسان نراقي: بله، سرخوردگي مايه بيماري جامعه است که باعث رخوت و ناراحتي جامعه است. اين پسنديده اي نيست. ولي شما گفتي سرخوردگي، نه ناتواني. جوان حرارت و شور و شعف و علاقه و ذوق خودش را دارد در مسائل، منتها ولي جلوش را مي گيريد، سرخورده مي شود و جامعه افسرده مي شود و لطف تحرک و تجديد نظر در امور را از دست مي دهد. ع . س : فکر نمي کنيد که نشانه اين سرخوردگي در انتخابات بعدي و بعدتر آن در انتخابات شوراهاي شهر و مجلس بعد نمايان شد. فکر نمي کنيد اصولا يک انديشه اي وجود دارد در ايران که دلش مي خواهد جوانان از اين لحاظ سرخورده باشند؟ دکتر احسان نراقي: ممکن است بخواهند، ولي جامعه حس مي کند که اين وضع مناسبي نيست. ممکن است يک عده بزرگسالي که سر کار هستند و امتيازات دارند و قدرت دارند و پول دارند، با زور بخواهند جوانان را عقب بگذارند، اما جامعه به طور طبيعي نمي تواند اين را تاييد کند، جامعه دلخور است از اين جريان. اين است که بدون شک دلش مي خواهد جامعه سالم باشد. جامعه سالم نيست خلاصه، جامعه که دلش مي خواهد جوانش طراوت نداشته باشد، نمي تواند دوام بياورد. من در روزنامه مي خواندم در کيف، پايتخت اوکراين، الان هفت روز است با آن سرماي وحشتناک به خاطر اعتراض اکثريت مردم به انتخابات جعلي که شده که آقاي رئيس جمهوري آمده با بعضي از مناطق اوکراين مردم تباني کرده و مردم چهار بار راي داده اند. الان هم انتخاباتش را ديوان عالي کشور آنجا باطل اعلام کرد و الان هم اعتراض مردم و در راس آنها جوانان ادامه دارد. دختر و پسر در ميدان بزرگ کيف در سرماي ده درجه زير صفر چادر زدند و يک هفته است آنجا را ترک نکردند و آنجا هستند و گفتند ما مي مانيم تا اين اتهام آقاي رئيس جمهوري ثابت بشود و دادگاه اعلام کند انتخابات باطل است که اين کار را کردند. اين است، اين حالت جوان شور ايجاد مي کند و روي بزرگسالان تاثير مي گذارد، اين است اهميت کار. بنابراين بله ما اولش ممکن است ناکام باشيم، در اندونزي اصلا تغيير اوضاع جامعه را جوانان و دانشجويان باعث شدند. در تمام کشورهاي اروپايي شرقي جوانان در تغيير اوضاع نقش مهم داشتند. اگر يک جامعه اي جوانش عقب بماند، جلوي هيجان و شورش را بگيرد، شکست خودش است، خودش را افسرده کرده، باروري معنويش را از بين برده، خودش را عقيم کرده، اين گناه و افسوسي است براي جامعه که به جوان ميدان ندهد. اگر جامعه از خودش جوان را دور کند و ميدان ندهد يعني از طراوت و درستي و صحت عمل گريزان است، از حقيقت گريزان است. جوان مانند يک آبي است که اگر مجرايش را باز کنيد، مي آيد مشروب مي کند مراتع و مزارع را، اگر جلويش را بگيريد، مي شود سيل. بايد راي داد به جوان که اين آب خروشان بتواند مسير خودش را پيدا کند و به طرف خلاصه آب دادن و مشروب کردن مزارع .
XS
SM
MD
LG