لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۳۲ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد راديو فردا: بررسي پيامدهاي انتخابات مجلس هفتم و تاثير آن بر روي ماهيت نظام جمهوري اسلامي (بخش دوم)


(rm) صدا |
در بخش اول اين ميز گرد دکتر حاتم قادري، تحليلگر سياسي در تهران، فاطمه گوارايي عضو شوراي نويسندگان ماهنامه «نامه» که ديدگاه هاي شوراي فعالان ملي – مذهبي را بازتاب مي دهد، مسعود بهنود، روزنامه نگار و تحليلگر سياسي در لندن، و سينا مطلبي، روزنامه نگار مستقل در بروکسل به اين پرسش ها پاسخ دادند که تاثير انتخابات مجلس هفتم بر نظام جمهوري اسلامي و برفضاي سياسي سياسي آينده ايران چه خواهد بود. در بخش دوم اين ميزگرد ميهمانان به بررسي تاثير نتايج تحولات سياسي آينده ايران بر مناسبات مجلس هفتم و دولت خاتمي مي پردازند. اميرمصدق كاتوزيان (راديو فردا): برخي از منتقدان جنبش اصلاحات به ويژه در خارج از ايران اما حتي در داخل كه از ابتدا معتقد بودند و تكرار مي كردند نظام جمهوري اسلامي اصلاح پذير نيست، الان رد صلاحيت هاي حتي نمايندگان كنوني اصلاح گراي حكومتي مجلس ششم را شاهد مثال مياورند كه حرفي كه سالهاست كه ميزدند، درست بود. در همين حال شمار ديگري از اصلاح گرايان خارج از دايره حاكميت كه سياست اتحاد و انتقاد را در شش سال اخير نسبت به اصلاحگرايان دوم خردادي پيشه كرده بودند، مي گويند كه تحولات شش سال اخير نشان داده كه استراتژي اصلاح طلبان دوم خردادي به بن بست انجاميده. بعضي از آنها حتي لفظ شكست اصلاحات حكومتي را استفاده مي كنند. اين گرايش معتقد است اصلاحات وارد مرحله نويني شده كه نام آن را مرحله اصلاحات ساختاري گذاشته اند. آيا بعد از انتخبات مجلس هفتم شاهد ورود جنبش اصلاحات به مرحله تازه اي خواهيم بود يا برعكس نگاه ها از اصلاحات متوجه تغيير بنيادي نظام يا تغيير رژيم خواهد شد؟ حاتم قادري (تحليلگر سياسي، تهران): من الان تصور نمي كنم يك آلترناتيو، يك، نيروي جايگزين جدي و مناسبي با پايگاه هاي اجتماعي گسترده وجود داشته باشد. تصور من اينست كه نظام بشدت رو به استحاله پيش خواهد رفت يا اينكه در يك تصادم خارجي وضعيت به گونه ديگري خواهد بود. ولي اينكه نظام از اقتدار لازم براي اداره جامعه برخوردار باشد، من بشدت ترديد دارم. من اگر تصادم خارجي روي ندهد، بيشتر استحاله را در داخل نظام مي بينم. استحاله اي كه مي تواند به حذف اسلاميت از جمهوري اسلامي منجر شود، اينكه در يك سناريوي ديگر ممكن است اسلاميت به ظاهر حفظ شود ولي روند بسيار دموكراتيك بشود. ولي همه اينها بر ميگردد به نوع فعاليت و واكنش هاي نيروهاي مردمي و اجتماعي. يعني اينها در خلا اتفاق نمي افتد. نوع جبريت تاريخ هم حاكم نيست. فقط چارچوب ها را ميشود مشخص كرد. ا. م. ك: در تهران از خانم فاطمه گوارايي همين سوال را مي كنم. نگاه ها بيشتر متوجه تغيير رژيم خواهد شد در ايران پس از انتخابات يا متمركز خواهد بود بر ورود جنبش اصلاحات به مرحله نوين؟ فاطمه گوارايي (عضو شوراي نويسندگان ماهنامه «نامه»): من معتقد نيستم که در شرايط کنوني جامعه ايران توانايي رفتن به سوي حرکت هاي براندازانه و به شکل انقلابي را دارد. ما يک تجربه انقلاب 57 را گذرانده ايم، بعد در جنگ آسيب هاي بسياري بر توانايي و ظرفيت هاي اين مردم وارد شده است. از سوي ديگر جامعه ايران و مردم ايران در طي اين 25 سال هزينه هاي بسياري را به لحاظ انساني، اجتماعي، و اقتصادي پرداخته کرده اند. بنابراين مي شود پيش بيني کرد که ما دو حالت داريم. يا اين که در درون جامعه ايران جنبش هاي جديدي شکل خواهند يافت که در مرحله کنوني من معتقد هستم جنبش اجتماعي ايران، همين جنبش اصلاح طلبي، با توجه به اين که ظرفيت هاي کنونيش به پايان رسيده است، مراحل جديدي را بايد طي بکند که الان فاقد هويت است، فاقد تئوري و مباني لازم براي عبور از مرحله اي است که ما با آن مواجه هستيم، فاقد استراتژي و فاقد سازماندهي است. در صورتي ليدرها و رهبران جنبش اصلاح طلبي ايران قادر خواهند بود در حرکت جديد نقش آفريني بکنند، که قادر باشند بر آن ضعف هاي اساسي و کلان جنبش ايران فائق بيايند. اما در سوي ديگر عامل خارجي هم عامل بسيار با اهميت و تاثير گذاري هست. يک نکته اي در جنبش اجتماعي ايران الان وجود دارد و آن اين است که ما مي دانيم بخش اعظم جمعيت ايران جوان هستند و در واقع جوانان ايران در شرايطي دارند هرم سني جامعه ايران را شکل مي دهند که بالاترين سطح را به لحاظ قاعده در بر گرفته اند. جمعيت جواني که اصلا به هويت هايي که در دهه 40-30 و 50 تا 70 در جامعه ايران نقش آفرين بوده اند، اساسا بيگانه است. خواه ناخواه در ارتباط فعال با جهان بيرون از خودشان هستند، به کسب انديشه، ديدگاه، وتفکر جديد مي پردازند، و هويت هاي فکري و اجتماعي جديدي را با خودشان پديدار مي کنند. خود اين ها در سمت و سو دهي به جنبش آينده ايران نقش بسيار زيادي را ايفا مي کند. بنابراين من معتقدم که در کوتاه مدت شدت برخورد حاکميت بيشتر خواهد بود، ولي به دلايل متعددي که عنوان کردم ما راه پيدا مي کنيم به طرف اين که اشکال جديدي را در جنبش اجتماعي ايران ايجاد بکنيم، آن هم در عرصه عمومي. نکته بسيار مهمي را بايد ناديده از آن عبور نکنيم و آن اين که اکثر فعالان ايران در اين دو دهه گذشته يا حداقل در اين ده سال گذشته، وجه اهتمام خودشان را در عرصه سياسي و نزاع قدرت قرار داده بودند و آن هم در بخشي از آن ها نگاه به قدرت جاي نقد قدرت را گرفته بود و همين باعث شد شايد در يک جاهايي به ناکارآمدي فعالان و کنشگران سياسي بيانجامد. در شکل جديدي که جنبش اجتماعي ايران به خودش خواهد گرفت، مطمئنا صحنه نزاع تنها فقط در عرصه سياسي نگاه به قدرت نخواهد بود، بلکه به عرصه عمومي و نقد قدرت خواهد انجاميد و جنبش با کسب هويت جديد به نظر من عرصه هاي جديدي را به لحاظ اجتماعي و سياسي باز خواهد کرد. ا.م.ک.: آقاي بهنود، اين صحبتي که در مورد اين است که از طرفي ضعف هايي در برنامه و شکل گيري هويت وجود دارد که خانم گوارايي به آن اشاره کردند و از طرف ديگر کساني در محافل سياسي ايران، به خصوص در خارج از کشور و حتي در داخل اشاره مي کنند که قهر کردن راي دهندگان با صندوق ها از 9 اسفند به بعد و همچنين مايوس شدن بسياري از خود اصلاح طلبان حکومتي از اصلاح پذيري نظام، نگاه ها را متوجه تغيير رژيم کرده است. حالا به نظر شما اصلاحات وارد مرحله تازه اي خواهد شد يا اين که نگاه ها متوجه تغيير بنيادي رژيم خواهد شد؟ مسعود بهنود (روزنامه نگار و تحليلگر سياسي، لندن): به اين که بر سر من و ديگران ممکن است چه بگذرد، تا موقعي که به فعليت در نيامده است به نظر من ارزش بررسي وتحليل ندارد. ممکن است که در ذهنيت کساني از ايرانيان در بيرون و يا در درون ايران براندازي باشد يا در آرزوهايشان باشد. ولي آن چيزي را که ما درباره اش صحبت مي کنيم، ظاهرا آرمان هاي ذهني نيست، بلکه واقعيت هاي عيني است. واقعيت هاي عيني نشان مي دهد که رژيم جمهوري اسلامي يک خبر بدي را خواهد شنيد که شبيه به خبر مرگ پدر است و آن خبر عبارت از اين است که در دوم خرداد يک کسي آمد و يک فرشته اي ظاهر شد و در گوش رژيم خواند که اصلاح پذيري و مي تواني دوره هاي جديد تاريخي را طي کني. نگران نباش، هاضمه ات جا دارد براي يک همچنين کاري و بنابراين يک قدرت و عزت و اعتماد به نفسي داد. اين قدرت و عزت و اعتماد به نفس به نظرم روز جمعه پايان مي پذيرد و اگر هم به وي خبر مرگ نرسد، خبر به کما رفتن عزيزش خواهد رسيد، يعني انگار که در گوشش يکي خواهد گفت که اصلاح پذير نيستي و نمي تواني خودت را با شرايط جديد جهاني و داخلي جامعه ايران تطبيق دهي و بنابراين آماده رفتن شو. اين که پاسداران اصلي حکومت در مقابل اين خبر مرگ چه خواهند کرد به عوامل متعددي بستگي دارد، اما اگر برگرديم به اردوي اصلاحات، به نظرم ماموريت اصلاح طلبان در شکل و شمايل و آرايش فعلي که ناگهان برشان حادث شد و و در مقابلش قرار گرفتند با راي هيجان انگيز مردم در دوم خرداد اين پايان مي پذيرد، به نظرم در آن ترديدي نيست. اما يک اردويي که به هر حال در ان سعيد حجاريان روي صندلي چرخدار وجود دارد، هاشم آغاجري و عبدي و گنجي در زندان هستند، و گروه کثيري در برون هستند و پيکره تکنوکراتيک ايران وجود دارد، حضور دارد، زنده است؛ روشنفکري ايران از يک قافله اديب چپ، يادگار دهه 60 که اوج آرمانخواهيش در شهادت معني يدا مي کرد و ادبيات سياست در همه افعالش وجود داشت، آزمايش خودش را در انقلاب داد و همه اين ها به نظر من رسيد به يک سرانجام که به يک وضعيت زلالي رسيد. مجموعه حکومت به عنوان يک ظرف با اين موجوديت مختلفي که در درونش است، تا الان نشان داده است که رو به مردم و رو به تحولات دروني بسيار سخت و سفت پوست است و در بيرون بسيار نرم و بنابراين در مقابل فشارهاي بيروني بسيار نرم، بنابراين در مقابل فشارهاي بيروني بسيار انعطاف پذير است. در چنين حالتي فشارهاي بيروني خيلي در سرنوشتشان اثر مي گذارد، بسيار اثر مي گذارد. من به نظرم مي رسد که بعد از انتخابات و به خصوص بعد از اين که آقاي خاتمي هم زود هنگام يا در همان تاريخ تعيين شده از روي اين صندلي پايين آمدند که من شخصا تصور مي کنم و اميدوار هستم که زود هنگام باشد، بالاخره اين دوره تمام مي شود و با اين واقعيت ملموس جهاني روبرو مي شوند آقايان. وقتي که روبرو شدند با توجه به پوسته نرم بيرونيشان، آن وقت بايد ديد که در مقابل فشارهاي جهاني، جهاني که الان در شرايط فعلي به هر حال آزادي و حقوق بشر جزو آرمان هاي اعلام شده اش است، چه مي کند و وقتي در مقابل اين وضعيت قرار گرفتند، طبيعتا دوره افسردگي که پيش خواهد آمد و قطعي است، کوتاه خواهد شد و دوره افسردگي پايان مي گيرد و مردم ايران وارد صحنه مي شوند. يک بخش هايي از اصلاح طلبي فعلي هم طبيعتا با آن ها هم صدا مي شوند و در آن زمان اين کوله بار تجربه هم بر پشتشان است و همه اين راه ها طي شده است. اما در عين حال وقتي که از جمعيت جوان ايران صحبت مي کنيم، در عين همه اميدواري ها و همه نکات مثبتي که در آن مي بينيم که هست و جا دارد ببينيم و اميدهاي آدم را بارور مي کند، در عين حال اين را هم ببينيم که جمعيت جوان به شدت عجول است و شتابزده و بنابراين بار ديگر اين خوف را دست کم در دل من مي نشاند که ميوه قبل از رسيدن سقوط کند و از درخت بيافتد و بنابراين آن حادثه اي اتفاق بيافتد که شما از آن به براندازي تعبير مي کنيد. من شخصا علاقه مندم اين طوري فکر کنم و اميدوار باشم و يک دلايلي براي اميدواري خودم دارم که اين حادثه به موقعش اتفاق خواهد افتاد و آن موقعش نزديک نيست و اين احتياج به پخته شدن و رسيدن دارد. اين ميوه کال اگر يک بار ديگر در دامن ما افتاد، به نظرم مي رسد که باز بايد شاهد اين باشيم که سال هاي سال به عقب پرتاب مي شويم و اين موج رو به تصاعد حرکت ايران به طرف تجدد و به طرف دنياي امروز، بار ديگر سزارين مي شود يا سقط جنين مي شود و من يک همچنين چيزي را تصور مي کنم بايد همه عقلاي ما به اين جامعه جوان منتقل کنند و يک چنين چيزي را نخواهند. من دلايل بسيار دارم و فکر کنم که براندازي الان در دستورمان نيست. ا.م.ك: آقاي سينا مطلبي، آيا اين ابراز نگراني هايي كه آقاي بهنود مي كنند شما هم شواهدي براش مي بينيد، يا اينكه مثل ايشان اميدوار هستيد كه جنبش اصلاحات وارد مرحله نويني بشود؟ سينا مطلبي (روزنامه نگار، بروكسل): درواقع من هم مثل آقاي بهنود احساس مي كنم كه بجز اين هيجان و عجله در نسل جوان، بخاطر اينكه چشمه هايي را از فضاي آزاد ديدند ولي رسيدن به اين فضا از آنها دريغ داشته شده، شرايط عيني جامعه ما اين حدس را تقويت نمي كند كه تحولات به سمت براندازي و تغيير رژيم خواهد رفت. امكانات لازم براي يك تغيير گسترده و تاحدودي خشونت آميز در ايران بنظر من وجود ندارد. ولي قطعا اين رژيم به طرز اساسي تغيير خواهد كرد. گرچه ممكن است اين تغيير با روش هاي طولاني تر و مسالمت آميز تر باشد. رژيم با بحران هاي متعددي دست به گريبان است و مساله دين و دولت كه بهش اشاره شد آنها را با مشروعيت روبرو مي كند. بحران هويت چيزي هست كه حتي حاكمان رژيم به آن اذعان دارند. اين بحران ها را جمهوري اسلامي تحمل كرده و فقط يك جا در مساله مشاركت مردم توانسته از بحران بگريزد. و بخصوص پس از دوم خرداد 76 با مشاركت گسترده مردم در انتخابات و روندهاي سياسي خودش را سرپا نگهدارد. ما ازفرداي روز جمعه اول اسفندماه با بحران مشاركت گسترده اي روبرو خواهيم بود، چون نه تنها در انتخابات و تحريم انتخابات آراي مردم از جمهوري اسلامي جدا خواهد شد، بلكه بدليل نبودن احزاب سياسي و سازمان هاي سياسي ريشه دار مشاركت نهادينه اي هم در جامعه مان نداريم. بنابريان رژيم ناگزير از نوسازي است، اما اين نوسازي به چه طريقي رخ ميدهد من هم براندازي را بعيد مي دانم. هم بعيد هم خطرناك. اميدوارم و به اين اميد تاحدودي مطمينم نيروهايي كه در جريان تحولات چندماهه اخير پايداري خودشان را به شعار آزاديخواهي ولو به دليل منافع حزبي، اثبات كرده اند. به درون جامعه برخواهند گشت و اين بازگشت به جامعه قطعا هزينه بار براي آنها خواهد بود. ولي فرصت را ميدهد كه اصلاح طلبان و مردم يك بار ديگر كنار همديگر در يك فرصتي ظرفيت سازي كنند براي ادامه حركت جنبش اصلاحات به نحو عرميق تر و بنيادي تر. اين ظرفيت سازي را ما پيش از خرداد 76 هم داشتيم يعني يك كار طولاني كه در دانشگاه ها انجام شد. بحث آموزش عالي و افزايش شمار دانش اموختگان، محافل علمي آكادميكي كه برپا ميشد و بحث و گفتگو انجام مي شد، مجلات تئوري. همچنين پاره اي مجلات كه عليرغم فضاي بسته، باز مي توانستند ميزبان مقالات روزنامه نگاران آزاديخواه باشند، همه اينها روندي را شكل داد كه باعث شد آگاهي در جامعه جريان پيدا كند. و مثلا نهادي مثل دانشگاه آزاد كه توسط خود محافظه كاران تعطيل شده بود، عليه آنها عمل كرد و باعث شد همچون مويرگ هايي اين آگاهي به دورترين نقطه هاي كشور هم انتقال پيدا كند. من فكر مي كنم يكي از دلايلي كه جنبش اصلاحات با بن بست برخورد كرد اين بود كه ظرفيت هايي كه در آن دوران ساخته شده بود، به پايان رسيد و ما تا انتهاي آن ظرفيت را مصرف كرديم، بدون اينكه ظرفيت تازه را بسازيم. و حالا كه ديگر اصلاح طلبان كم كم دغدغه هاي حكومتي را از دست مي دهند، و دغدغه اداره جامعه را ندارند، وقتش هست كه بازهم به ظرفيت سازي بپردازيم و در اين راه چهره هاي تازه اي هم از درون جامعه به آنها اضافه خواهند شد و ظرفيت ها را جلوتر مي برند. عميق تر مي برند. تا اين جنبشي كه بيش از صد سال ادامه دارد، با اشكال مختلف و پرچمداران مختلف، يك جاي ديگر دوباره به سطح جامعه بيايد و خودش را آشكار كند و بتواند ما را با كمترين هزينه اي به هدفي برساند كه هميشه بخاطر اينكه راه هاي كوتاه تر و پرهزينه تر را انتخاب كرديم از آن دور شديم. ا.م.ك: به مرحله جمع بندي مي رسيم. خواهش مي كنم خيلي خلاصه تو جمعبندي به اين پرسش پاسخ بدهند ميهمانان مان كه آيا در مجلس هفتم، با توجه به اينكه آقاي بهنود ابراز اميدواري كردند كه آقاي خاتمي بزودي از رياست جمهوري كناره گيري كنند، اين امكان خواهد بود كه اقليتي اصلاحگرا از اين مجلس به عنوان پايگاهي براي ابراز ديدگاه هاي تحول طلبانه استفاده كند، يا اين جناح اكثريت مجلس خواهد بود كه با طرح هاي خودش فشار را روي دولت محمد خاتمي و وزيران آن و همچنين بر تحول طلبان، ابتكار عمل را در دست بگيرد، فشار را اضافه كند و جا را براي اقليت تنگ كند. آيا اين سوال را هنوز ميشود پاسخ داد يا بايد منتظر شد ببينيم نتيجه انتخابات چه تركيبي را بر مجلس حاكم خواهد كرد. حاتم قادري: من بعيد مي دانم آقاي خاتمي از قدرت كناره گيري كند. يعني بحران كناره گيري از قدرت و حكومت آنقدر وسيع و گسترده است كه ايشان تصور نمي كنم جرات و توانايي اين كار را داشته باشد. هرچند كه من فكر مي كنم آقاي خاتمي در واقع كارير مثبت سياسي خودشان را كاملا پشت سر گذاشته اند و بيشتر طرف منفي ...اگر اين حرف را به معناي واقعي اش بگيريم نه حالت گزنده، شايد چيزي كه از آقاي خاتمي مانده باشد و اهميت داشته باشد، خاطرات است، كه اگر زماني بخواهد واقعي و اصيل و دقيق بنويسد. من اين را بعيد مي دانم. ولي درباره مجلس من تصور نمي كنم الان مجلس يك مجلس يكدست راست باشد. الان مجلس خودش درواقع جمعي از اقليت ها خواهد بود، جمعي از نمايش هاي اصلاح طلبي بگونه ديگري خواهد بود. جمعي از تضاد هاي داخلي شان خواهد بود. تضادهايي كه آيينه كوچكي از سرريز تضادهاي داخل اجتماع خواهد بود. اگر جناح راست اين امكان را داشت كه مجلسي يكدست را در اختيار بگيرد، توانايي چه بسا اداره جامعه را هم داشت. من اصلا تصرم بر اين است كه جناح راست بيشتر هزينه بر جامعه تحميل مي كند. اصولا چنين توانايي را ندارد، اصولا امكان چنين بسيجي را ندارد. و فكر نمي كنم بايد خيلي فكر بكنيم حالا مجلس هفتم مجلس خيلي درواقع راست عجيب غريبي است. ولي نمايندگي راست را بر عهده خواهد داشت. بخشي از اصلاح طلب ها دوباره در مجلس حضور خواهند داشت. به شكل چهره هاي مستقل. يك نكته را هم در اين تحليل ها نبايد اصلا فراموش كرد. نقش آقاي هاشمي رفسنجاني و كارگزاران سازندگي. الان پسر ايشان و برخي از اطرافيان ايشان در اين وضعيت وجود دارند، و تقريبا يكي از تضادها بين جناح ايشان و جناح تندروها... آقاي جنتي و ديگران خواهد بود. و درست است كه آقاي خامنه اي از افزوني قدرت مي تواند بهره مند شود، ولي من فكر مي كنم خود ايشان هم به شدت تحت فشار نيروهاي راديكال تر راست قرار دارد. يعني نيروهايي كه آمادگي دارند هرلحظه ولايت ايشان را مورد سوال قرار بدهند. يا حداقل پيش خودشان بگويند كه ايشان دستشان باز براي بيان مواضعش نيست. بعبارت اخري اقتدار در ايران وجود ندارد، به معناي دانشگاهي اقتدار به كار مي برم. قدرت هم بعيد است يك كاسه در اختيار جناح خاص قرار بگيرد. ولي بحران ها به گونه اي است كه جامعه مدني در بيرون از نظام حكومتي در بيرون از شعار است، اسلامخواهي در صحنه سياسي اجتماعي در بيرون از نظام است. انديشه هاي شيعيان در حوزه اجتماعي و سياسي، در آنجا مجددا احيا خواهد شدولي خوب بايد پيچ و تاب و تنش هاي خودش را پشت سر گذارد. ا.م.ك: خانم گوارايي، پاسخ شما به اين سوال چيست، توي جمعبندي تان. آيا بالقوه اي در مجلس هفتم خواهد بود كه پايگاهي براي ابراز ديدگاه هاي تحول طلبان بشود يا اينكه جناح اكثريت مجلس فشار را بر روي تحول طلبان از طريق همين نهاد خواهد افزود؟ فاطمه گوارايي: من معتقدم كه اقليت كوچك و ضعيفي از جريان هاي اصلاح طلب سنتي، مشخصا مجمع روحانيون مبارز، در طيف كارگزارن سازندگي و همبستگي در مجلس حضور خواهند داشت. اما معتقد به اين نيستم كه آنها آنچنا در فرايند كلي كار مجلس تاثير گذار باشند. چون ما در دوره قبل هم ديديم يعني اينها اساسا حيات تاريخي خودشان را هم بنظر من در نزد مردم، جنبش اجتماعي ايران، هم اعتبار خودشان را در نگاه خود جناح راست و اقتدار گرا از دست دادند. حضور دارند. خواه ناخواه حضورشان باعث مي شود يك مقدار افشاگري ها يا ممانعت ها يا انتقال اخبار از درون مجلس و مسايلي كه خواهد بود به بيرون خواهد شد. ولي در فرايند كنوني كار مجلس آنها را زياد موثر نمي دانم. اما معتقدم كه مجلس ششم اگر هيچ نداشت يك ويژگي داشت و اين كه ممانعت مي كرد از شكل گيري اقدامات جناح راست. در سوي ديگر جنبه افشاگري نسبت به خيلي از سياست هايي بود كه در پشت پرده نسبت به منافع مردم در حال شكل گيري بود. همين كافي بود كه جناح راست هزينه رد صلاحيت را بپردازد و مجلس همسو با خودش در چهار سال آينده داشته باشد. من هم معتقدم مجلس آينده بيشتر شكل غير سياسي خواهد داشت. اما به لحاظ جهت گيري مجلسي كلا در جهت منافع راست و محافظه كاران خواهد بود. به نوعي مجلسي گوش به فرمان و فرمايشي و به نوعي انتصابي. اما يك نكته مهم ديگر اينكه وقتي حاكميت يك پارچه بشود قاعدتا حجم اصلي فشار هايي كه بر بيرون از خودش وارد مي گردند، اين بار به درون خودشان منتقل خواهد شد و ما شاهد شكل گيري رشد تضادها و اختلاف هايي در درون جناح راست خواهيم شد. ا.م.ك: آقاي بهنود، صحبت هاي خانم گوارايي را توي جمعبندي شان شنيديد، ماهيت مجلس هفتم چگونه خواهد بود؟ مسعود بهنود: ببينيد مجلس هفتم چراغهايش را خاموش خواهد كرد. يعني چراغهايي كه در چهارسال گذشته روشن بود و ازش خبر بيرون مي آمد و تويش هيجان وجود داشت و مردم و مسايل جامعه به يك نوعي تويش حضور داشت. اين چراغ خاموش مي شود و در نتيجه مجلس از صحنه خبري دور مي شود و تبديل مي شود به يكي از ادارات حاكميت. در اين حال چيزي شبيه شوخي خواهد شد. به اين معني كه دولت آقاي خاتمي هم يك حالت بي آزاري پيدا خواهد كرد. برخلاف آنچه كه بعضي ها فكر مي كنند، اصلا اين چراغ هاي خاموش براي هيچكس خطر نخواهد داشت، از جمله براي آقاي خاتمي. و براي آقاي خاتمي فشاري وارد نخواهد كرد. از اين لحظه به بعد حكومت عزت نفسش را از داست داده. درنتيجه تنها چيزي را كه دارد پشتش برود قايم شود، آقاي خاتمي است و به احتمالي اقاي كروبي. درنتيجه تمام سعي اش را خواهد كرد كه اين را گوش به فرمان كند. اگر بخواهم خلاصه كنم به عملكرد شوراي شهر تهران نگاه كنيد، شوراي شهر تهران در شكل فعلي اش بيشتر در خدمت كلي نظام و حاكميت و حتي بخشي از حاكميت دولت قرار گرفت. يعني مثلا فرض كنيد موضوع مشكل روابط ايران و مصر را به راحتي آب خوردن حل كرد. بدون اينكه كسي حرفي بزند. رييس سازمان تبليغات جنگ و سپاه به اصطلاح پرصداترين بخش تبليغات رسمي جناح تندرو حكومت بود، يعني آقاي چمران رييس اين شورا است، به راحتي آب خوردن در چند دقيقه مساله خالد اسلامبولي آن پشت حل شد. بنابريان الان وقتي دستور حاكميت اين باشد كه خاتمي بماند و خاتمي اميدوار بماند و بنابراين طرح هاي خودش را بخصوص در زمينه سياست خارجي پياده كند، مجلس به فرمان آن را اجرا خواهد كرد بدون اينكه صدا و نفسي از كسي دربيايد. و به راحتي امضاي پروتكل همه كارجهايي را كه قرار بود ننگ باشد، حتي برويد تا آخرش روابط با آمريكا و به نوعي برنامه ريزي براي بيرون آمدن از ماجراي تخاصم با سازش خاورميانه كه گام اولش را به صورت رفتن توي اتحاديه عرب برنامه ريزي كرده اند، همه اين ها را حل خواهد كرد. بنابراين بنظرم مي رسد كه اتفاقاوقتي چراغ هاي مجلس خاموش مي شود، بخش هاي مختلف حاكميت در آرامش قرار مي گيرند، از جمله دولت. بنابر اين اين يكساله پايان دوره آقاي خاتمي بنظرم نسبت به سالهاي گذشته اش در ارتباط با آنچه كه بخواهد اجرا كند، راحت تر خواهد بود. مجلس به صورت يك مهر پلاستيكي يا به فرمايش خانم گوارايي يك جريان نمايشي، يك اداره اي از ادارات حكومتي آن پشت است. بنابراين به فرمان امضا خواهد كرد و توجه داشته باشيد درحاكتي كه خودشان هم اعتماد به نفس نخواهند داشت، كساني كه با تعداد كم آرا مي روند، اعتماد به نفس ندارند، و در اين حالت بهترين سرنوشت برايشان اينست كه به مهر پلاستيكي تبديل خواهند شد. بنابراين مجلس را بايد در يك دوره از داخل جريان حركت هاي اجتماعي خارج كنيم و نگاه برگردد كه بگويد در يك سال آينده حكومت خواهد كوشيد با بيصدا كردن اين مجلس با حمايت از آقاي خاتمي نمايشي را بدهد كه خودش را آماده كند كه يك كسي را از جناح راست بلكه كسي را كه نمايش ميانه روي داشته باشد به عنوان جانشين آقاي خاتمي بگذارد و احساس كند كه برنامه خودش براي آرام سازي نزديك شده اند. ا.م.ك: آقاي قادري شما با نظر آقاي بهنود در باره كاركرد مجلس هفتم موافقيد؟ حاتم قادري: ولي فكر نمي كنم كه آنگونه كه انتظار دارد چراغهايش را مجلس خاموش كند، نه يك مهر لاستيكي بشود. اين تضادهارا در آنجا هم خواهيم ديد. ا.م.ك: آقاي مطلبي، تركيب و ماهيت مجلس هفتم چه خواهد بود؟ سينا مطلبي: بهتر است اين اميد را از خودمان ببريم و فكر كنيم كه اين مجلس در بهترين حالتي مجلسي بي خاصيت خواهد بود. در ميزگرد امشب راديو فردا، دکتر حاتم قادري، تحليلگر سياسي در تهران، فاطمه گوارايي عضو شوراي نويسندگان ماهنامه «نامه» که ديدگاه هاي شوراي فعالان ملي – مذهبي را بازتاب مي دهد، مسعود بهنود، روزنامه نگار و تحليلگر سياسي در لندن، و سينا مطلبي، روزنامه نگار مستقل در بروکسل به اين پرسش ها پاسخ ميدهند که تاثير انتخابات مجلس هفتم بر نظام جمهوري اسلامي و برفضاي سياسي سياسي آينده ايران چه خواهد بود. در بخش دوم اين ميزگرد ميهمانان به بررسي تاثير نتايج تحولات سياسي آينده ايران بر مناسبات مجلس هفتم و دولت خاتمي مي پردازند.
XS
SM
MD
LG