لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۳۰ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

نمايش آثار فرهاد مشيري در دانشگاه کلمبيا: خلق آثار هنري با تصاوير پيش پا افتاده و رايج زندگي روزمره


(rm) صدا |
فرهاد مشيري، يکي از هفت هنرمند معاصري است که آثار آنها در گالري نيمن Neiman دانشگاه کلمبيا به نمايش گذاشته شده است. مشيري در يک جلسه پرسش و پاسخ، نمونه‌هائي از چند مجموعه کار مولتي مديا و نقاشي خود را نيز نمايش داد. نيويورک): فيلم‌هاي اغلب ناشيانه و بي سر و تهي که از مناظر و گلها به جاي تصوير نوازندگان و خوانندگان در تلويزيون جمهوري اسلامي نشان داده مي‌شود، ديالوگ هاي بي ربط و چهره هاي عبوس بازيگران سريال هاي تلويزيون جمهوري اسلامي، عکسهاي روي جلد مجلات متعددي که در بساط روزنامه فروشي در تهران و شهرستانها ديده مي‌شوند و تزئينات عجيب و غريب و اغراق آميز و بي‌قواره ساختمان‌هاي تهران، ممکن است بهانه دورشدن و نگاه نکردن و گريز باشد براي خيلي‌ها که اين تجلي‌هاي فرهنگ عاميانه را توهين به فرهنگ و ديد زيبائي‌شناسانه خود مي‌دانند. اما براي هنرمند 40 ساله زاده شيراز و تحصيلکرده کاليفرنيا، آقاي فرهاد مشيري، که 14 سال است در ايران کار و زندگي مي‌کند، اينها و خيلي از تصاوير پيش پا افتاده و رايج در زندگي روزمره، دستمايه آثار هنري است که براي او در صحنه هنربين المللي شهرت و اعتبار به همراه آورده اند. کار هنري فرهاد مشيري، جدا کردن اين تصاوير از چارچوب روزمره و قرار دادن آن در برابر ديد تماشاگر است، تقريبا بدون هيچ دخل و تصرفي. به اين ترتيب، يک دقيقه از يک سريال تلويزيوني، يا سه دقيقه از فيلم گل و باغ تلويزيون همراه موسيقي ايراني، به آثار هنري مستقلي تبديل مي‌شوند، که هر کدام حاوي پيامي در باره زندگي هستند در جامعه کنوني ايران. آقاي فرهاد مشيري در مصاحبه با راديوفردا، مي گويد: اينجور کار کردن به هنر او اين امکان را مي‌دهد که در باره چيز ديگري غير ازخود او باشد. فرهاد مشيري: اينکه احساس راحتي مي‌کنم با برداشتن کارهائي که قبلا شده که زيرش را امضا کنم. اينکه به يک صورتي دارد درباره يک چيز ديگر صحبت مي کند. من به عنوان هنرمند دقيقا اينجانيستم. من به عنوان يک تماشاگر هستم. يا يک نفر که يک نکته را متوجه شده وآن را مي خواهد يک جوري ثبت کند و هيچ دخالتي هم در آن ندارم. دليلي هم که دخالتي در آن ندارم به خاطر اين نيست که صدردصد آن است، بلکه به اندازه کافي جالب هست. ب.ن.: اين سبک هنري که شايد نخستين بار در کار مارسل دوشان، نقاش و متفکر سوررآليست نيمه اول قرن بيستم شهرت يافت، بعدها در آمريکا توسط هنرمندان پاپ آرت دنبال، شد اما مشيري اين سبک را با بردن در فضاي امروز ايران، از آن خود مي سازد. شايد امروز ديگر اين نوع کار سورآليسم يا فراواقعي گفته نشود، اما کار مشيري، که مي تواند عکس يک ساختمان در تهران، يا تصوير روي جلد يک مجله معمولي يا سردر يک مغازه، يا صفحه خط خطي شده سانسور شده يک مجله خارجي باشد، به فضاي سوررآليستي يا فراواقعي کنايه مي‌زند که زندگي واقعي امروز ايران در آن جريان دارد. فرهاد مشيري: اجتماع ايران ديده نشده. تقريبا 30 سال است که کسي توجه خاصي به خيلي از نکاتش نکرده و همين که يک نکته جالب را آدم کشف مي کند، براي من کاملا کافي هست. ب.ن.: فرق مشيري با سايرکساني که از کنار يک ساختمان عجيب و غريب نوبنياد در تهران بي اعتنا عبور مي کردند يا ديدن عکس دختربچه هاي بزک کرده به روي مجلات خانوادگي را عجيب و غيرعادي نمي بينند، همين نگاه اوست، نگاه آدمي که گوئي از بيرون به مظاهر يک فرهنگ مي نگرد. فرهاد مشيري: من فکر مي کنم که يک دليل آن به خاطر اين است که اصلا کلا توجهي که به هنر ايران شده است مي شود گفت به يک صورتي توجهي است که به جامعه جديد ايران شده، نه به هنر آن. هنر يک آينه است از آن، ولي اصل قضييه اين است که جامعه ما جامعه جالبي است، الان. ب.ن.: ولي اين جامعه جالب است به خاطر ديد شما. فرهاد مشيري: الان مي شود 14 سال که برگشته ام ايران. من فکر مي کنم بيگانگي براي همه، الان يک جور معني دارد. متعلق به هيچ جا نيستيم ومتعلق به همه جا هستيم. ايراني ها يک چنين حسي را دارند. آنچه که مطمئن هستم اين است که به هرحال فاصله اي که ايجاد مي شود وقتي آدم در غرب زندگي مي کند به يک صورت مي تواند يک آوانس باشد زيرا وقتي مي رويد در داخل يک جامعه، مي توانيد خود را بيرون از جامعه ببينيد. در صورتي که وقتي در آن زندگي مي کنيد يک کم خسته کننده است و از آن مي خواهيد فرار کنيد. به نشانه اينکه خيلي از هنرمندها يک ايده اي را مي گيرند که سالها و فرسخ ها از آنها دور است و يک رويا هست بلکه اگر بغل شان را نگاه کنند، شايد يک ايده خيلي جالب تري باشد. ب.ن.: تماشاي آثار مشيري در نيويورک، لندن، برلين و ديگر جاهائي که از او براي دادن نمايشگاه دعوت مي کنند، و در گالري هاي تهران که بارها از او کار گذاشته اند، نوعي دعوت است از تماشاگر به تغيير جهت نگاه. آقاي فرهاد مشيري مي گويد: فرهاد مشيري: من فکر مي کنم مسئله اصلي اين است که مردم نمي بينند، خوب نگاه نمي کنند. دور و برشان را خوب نگاه نمي کنند. مي گذرند از چيزها. بيشتر اين پروژه ها، بايد يک نفر نگاه کند. يک ذره به آن فرصت بدهد. بله، خيلي ها آنقدر اينها را ديده اند که ديگر عق شان مي گيرد و مي گويند برو بابا ولمان کن. اينها که همه جا هست. ولي بايد نگاه کرد. اينها همه اش راجع به نگاه کردن است. فرهاد مشيريي، يکي از هفت هنرمند معاصري است که آثار آنها در گالري نيمن Neiman دانشگاه کلمبيا به نمايش گذاشته شد. براي اين هنرمند 40 ساله زاده شيراز و تحصيلکرده کاليفرنيا، که 14 سال است در ايران کار و زندگي مي‌کند، خيلي از تصاوير پيش پا افتاده و رايج در زندگي روزمره، دستمايه آثار هنري است که براي او در صحنه هنربين المللي شهرت و اعتبار به همراه آورده اند. آقاي مشيري در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که با برداشتن کارهائي که قبلا شده و امضاء کردن زير آنها، احساس راحتي مي‌کند. وي مي گويد که نقش وي در اين ميان به عنوان هنرمند نيست، بلکه به عنوان تماشاگري است که نکته اي را متوجه شده وآن را مي خواهد به گونه اي ثبت کند و هيچ دخالتي هم در آن ندارد.
XS
SM
MD
LG