لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۲۳ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

چشم انداز پيگيري اصلاحات دمکراتيک در ايران، از ديد يک چهره اصلاح طلب


(rm) صدا |
فريدون زرنگار (راديو فردا): در ادامه ترديدها و حتي به گفته برخي، سردرگميهاي اصلاح طلبان در چگونگي برخورد با رد دو لايحه اصلاح قانون انتخابات و تبيين اختيارات رياست جمهوري از سوي شوراي نگهبان، چهره هاي شاخص اصلاح طلبان و تئوريسين هاي اين جناح سياسي، راه حلهاي مختلفي را براي مقابله با مخالفت سرسختانه شوراي نگهبان با اين لوايح ارائه مي دهند. شماري از اصلاح طلبان، پيگيري اصلاحات دمکراتيک بيرون از حاکميت متکي برنيروهاي متشکل اجتماعي از طريق استعفاء و خروج حاکميت را، راه مقابله مي دانند، در حاليکه برخي از آنان چانه زني را هنوز کارساز ارزيابي مي کنند. به رغم تمام بحثهاي اصلاح طلبان، به گمان ناظران، اينان هيچ تصويري، حتي مبهم، از سياستهاي خود در قبال بن بست سياسي کنوني نمي توانند ارائه کنند. در پي سعيد حجاريان، از تئوريسين هاي مهم جبهه اصلاح طلب که نظرياتش در دو روز گذشته درباره استعفاء و چگونگي آن، توجه بسياري از ناظران اوضاع سياسي را به خود جلب کرد، عليرضا علوي تبار از ديگر چهره هاي شاخص اصلاح طلب مي گويد: همه دست اندرکاران سياست در ايران احساس مي کنند که پايان يک دوره فرا رسيده است و همه چيز آبستن تولد دوره تازه است. اما در مورد مشخصات آنچه پايان يافته و آنچه در حال آغاز است، اتفاق نظر وجود ندارد و هر کس تعبير و تفسير خود را ارائه مي دهد. به گفته آقاي علوي تبار، آنچه از نگاه وي به پايان خود رسيده است، چهارچوب کلي است که اصلاح طلبان دوم خردادي براي حرکت خويش برگزيده بودند. اين چهارچوب کلي از نظر عليرضا علوي تبار بر روي يک سلسله پيش فرضها استوار شده بودند که عبارت بودند از تصور امکان پيشبرد اصلاحات از طريق در اختيار گرفتن نهادها و مراکز انتخاباتي موجود در حکومت، پذيرش اصل همزيستي با نهادهاي انتخابي طرفدار دمکراسي از سوي نهادهاي زير سلطه محافظه کاران، تصور در اختيار داشتن قدرت قانوني نهادهاي انتخابي و بالاخره توهم نسبت به رفتار نهادها و مراکزي در نظام سياسي ايران که هنگام تعارض ميان نهادهاي انتخابي و نهادهاي غير انتخابي، با هدف تداوم بخشيدن به تداوم نظام در بلند مدت به نفع خواسته هاي دمکراتيک وارد عمل مي توانستند شوند و از قرباني شدن کل يک نظام سياسي در راه يک يا چند خط مشي موقت جلوگيري کنند. به گفته آقاي علوي تبار، اصلاح طلبان تصور مي کردند که ظرفيت حکومت ولايي ايران براي پذيرش اصلاحات دمکراتيک بسيار بيشتر از ظرفيتي باشد که جريانهاي راست محافظه کار و تندرو و نهادهايي چون شوراي نگهبان و روساي قوه قضاييه مدعي آن هستند. اما مشکلات و موانع به ظاهر قانوني که در طي اين مدت بر سر راه گذر به مردمسالاري در ايران رخ نماياند، نشان مي دهد که بدون اصلاح در قانون اساسي و هر حرکتي ممکن است با تفسير سوء از قانون اساسي، با مشکل مواجه شده و پيش از باليدن مهار گردد. عليرضا علوي تبار با نتيجه گيري از اين پيش فرضهاي غير واقعي مي گويد که اينک دوران ديگري آغاز شده است که چهارچوب آنرا مي توان به صورت زير خلاصه کرد: پيگيري اصلاحات دمکراتيک بيرون از حاکميت و با تکيه بر نيروهاي متشکل اجتماعي و دربر گيرنده همه جريانهاي طرفدار دموکراسي با محوريت مهار قدرت با قدرت همسنگ. عليرضا علوي تبار از چهره هاي شاخص اصلاح طلب گفت: همه دست اندرکاران سياست در ايران احساس مي کنند که پايان يک دوره فرا رسيده است و همه چيز آبستن تولد دوره تازه است. به گفته وي، ، آنچه به پايان خود رسيده است، چهارچوب کلي است که اصلاح طلبان دوم خردادي براي حرکت خويش برگزيده بودند. اصلاح طلبان تصور مي کردند که ظرفيت حکومت ولايي ايران براي پذيرش اصلاحات دمکراتيک بسيار بيشتر باشد. وي نتيجه گرفت که اينک دوران ديگري آغاز شده است که چهارچوب آنرا مي توان به صورت زير خلاصه کرد: پيگيري اصلاحات دمکراتيک بيرون از حاکميت و با تکيه بر نيروهاي متشکل اجتماعي و دربر گيرنده همه جريانهاي طرفدار دموکراسي با محوريت مهار قدرت با قدرت همسنگ.
XS
SM
MD
LG