لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۳۵ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد راديوفردا: سالگرد دوم خرداد، پيروزي جناح اصلاحگرا در انتخابات رياست جمهوري، از سه ديدگاه


(rm) صدا |
شيرين فاميلي: (راديو فردا): امروز دوم خرداد ماه، ششمين سالگرد انتخاب محمد خاتمي، چهره سياسي اصلاح طلب جمهوري اسلامي در دور اول رياست جمهوري او است. انتخاباتي كه با پشتوانه يك راي اعتماد بي سابقه 20 ميليوني،‌ به يك كانديداي حكومتي در نوزدهمين سال عمر نظام، سرآغاز يك حركت سياسي بزرگ در ايران شد و نام جنبش اصلاحي دوم خرداد را بر خود گرفت. اما اكنون كه شش سال از آن روز مي گذرد و محمد خاتمي نيمي از دومين دور رياست جمهوري خود را نيز پشت سر گذاشته است، نقطه نظرات بسيار متفاوت و گاه متضادي چه در بين مردم و چه در بين جناحهاي خود حكومت، بر سر اين جنبش بر سر زبانها است. درحاليكه هنوز گرايشهايي از اصلاح طلبان به عملي بودن اهداف اين جنبش در چهارچوب نظام باور دراند، بخش وسيعي از مردم و روشنفكران ايران، چه در داخل و چه در خارج از كشور اين حركت را به بن بست رسيده تلقي مي كنند. اما نكته مهم اين است كه از يك سو معتقدان به بن بست جنبش اصلاحات نمي توانند منكر بي سابقه فضاي گفتگو در جامعه و تغيير ذهنيت سياسي مردم طي شش سال گذشته باشند و از سوي ديگر طرفداران اين حركت نمي توانند از دست رفتن اميدها و فرصتهاي بسيار براي اصلاحات جدي در كشور را ناديده بگيرند. در دوسوي اين نگرشهاي متفاوت به جنبش دوم خرداد، هنوز پرسشهاي بسياري مطرح است. ازجمله آيا اساسا دوم خرداد، جنبشي خودجوش و مردمي بود و يا حركتي هدايت شده از بالا. حسن شريعتمداري، تحليلگر سياسي و دبير شوراي مركزي جمهوري خواهان ملي، جنبش دوم خرداد را برآمده از خواستها و مطالبات مردم و نيز چاره جويي نظام براي برآوردن بخشي از اين مطالبات مي داند. حسن شريعتمداري (دبيرشوراي مركزي جمهوري خواهان ملي): به نظر من جنبش دوم خرداد، زمينه هاي وسيعي در مردم داشت. مردم در حقيقت خواستهايي و مطالباتي داشتند كه نظام قادر به پاسخگويي به آنها نبود. اين چالش باعث شد كه نظام به چاره جويي بپردازد و من نمي خواهم بگويم كه نقشه معيني بوده، ولي به هر صورت جناح هايي در نظام به فكر افتادند كه بايد اصلاحاتي در نظام صورت بگيرد و رضايت دادند به اينكه در حقيقت جناحي از نظام كه سالها كنار گذاشته شده بود، سر كار بيايد. ابتدا آقاي مهندس موسوي نامزد اين كار شد، ولي ايشان را آقاي خامنه اي مخالفت كردند. بعد آقاي خاتمي نامزد شد و آقاي خاتمي هم ابتدا فكر مي كرد كه با رايي بين 4 الي 8 ميليون، سر كار مي آيد، ولي اين در حقيقت احتياج شديد اجتماع به بالا بردن سطح مطالبات خودش و اينكه مردم مي دانستند كه تنها راهي كه مقداري از مطالبات را بتوانند به حيطه انجام برسانند، باعث استقبال بسيار شديدي از آقاي خاتمي شد و حدود بيست مليون راي دادند و به اين ترتيب مي شود گفت كه تلفيقي از جنبشي در بين مردم و چاره جويي نظام براي برآوردن پاره اي از خواستهاي مردم بود. ش ف: دكتر احمد نقيب زاده، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران نيز جنبش اصلاحي دوم خرداد را حركتي از بطن جامعه مي داند كه متاثر از فعل و انفعالات درون نظام سياسي جمهوري اسلامي نيز بوده است. دكتر احمد نغيب زاده: اينجا دو حركت متفاوت با هم تلفيق شدند. يك حركتي در بطن جامعه بود كه به نظر من ناشي از رشد و آگاهي طبقه متوسط ايران بود و خواسته هايي كه تا حدي جنبه جهاني هم دارد از سوي اين طبقه مي شود، مثل آزادي، قانونگرايي، عدالت اجتماعي و چيزهايي از اين قبيل را مطرح مي كرد و يكي هم آنچه كه در ظاهر گذشت و در حقيقت درحوزه نظام سياسي صورت گرفت. آن حركت اجتماعي يك حركت اصيل و خود جوش بود كه البته ريشه هاي آن از سالها قبل فراهم شده بود ولي در اين سال كه سال انتخابات بود و كسي تمايل به شركت در انتخابات نداشت، يكباره و ناگهاني ظهور يافت. منتها وقتي كه نظام در مقابل اين حركت قرار گرفت، تصميم گرفت كه پرچم اين جنبش را هم خودش به دست گيرد و هدايت كند. بنابراين خيلي وقتها در ساير كشور ها و در ايران اين اتفاق افتاده است. وقتي يك حركتي بوجود مي آيد، خوب عده اي دلشان مي خواست كه آن حركت را هدايت كنند و نگذارند خودش به صورت خودجوش به پيش برود. درواقع نوعي انحراف صورت گرفت. انحراف از يك جرياني كه مي توانست به نفع خود نظام هم باشد. ولي چون تحليل هاي اساسي و اصيلي در بين حكومتگران وجود ندارد، در حقيقت اينها پيوسته در حالت بازي با مهره ها، بازي با فرصت ها و از اين شاخ به آن شاخ، گذران امور مي كنند، درحاليكه اين وضعيت بالاخره در يك روزي به پايان خواهد رسيد. ش ف: اما سعيد رجايي خراساني، نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي، و سياستمدار متمايل به جناح محافظه كار، ائتلاف نام جنبش را به آنچه در دوم خرداد روي داد مناسب نمي داند و مي گويد دوم خرداد، فقط شركت وسيع مردم در انتخابات رياست جمهوري بوده است. سعيد رجايي: يك انتخاباتي بوده، مردم هم در انتخابات شركت كردند و شركت فعال داشتند. اين جنبش نيست. از بالا هم هدايت نشده، چون جنبشها هستند كه از بالا هدايت مي شوند. وقتي مردم در انتخابات شركت مي كنند، اين جنبش نيست. حالا ممكن است مردم خيلي شركت كنند و ممكن است كمتر. ولي شركت در انتخابات را كه نبايد با جنبش اشتباه كرد. عده اي دوست داشتند اين را در تهران بزرگ كنند و از آن يك نتايج سياسي ويژه اي بگيرند. ش ف: سعيد رجايي خراساني در عين حال اين نكته كه عده اي گفته اند جنبش دوم خرداد بار ديگر راي به جمهوري اسلامي بوده است، را رد مي كند و مي گويد مردم به جمهوري اسلامي فقط يك بار راي دادند. سعيد رجايي: كليه انتخاباتها كه بعد از تاسيس جمهوري اسلامي برگزار مي شود، اينها راي به همان برنامه اي است كه در انتخابات پيش بيني شده، اگر رياست جمهوري است، رئيس جمهوري، اگر مجلس است، مجلس. ديگر اينها را با راي به جمهوري اسلامي اشتباه نكنيد. راي به جمهوري اسلامي تمام شد، كامل شد و مردم راي دادند و به قانون اساسي هم راي دادند. هر انتخاباتي كه مي شود ربطي به جمهوري اسلامي ندارد. جمهوري اسلامي يك چيزي نيست كه هر روز در معرض راي گيري باشد. آن تمام شده، كامل شده و به اصطلاح نهايي شده. همانطور كه عرض كردم اين فقط يك شركت در انتخابات بوده. ش ف: اما حسن شريعتمداري معتقد است كه اكثريت مردمي كه در دوم خرداد به آقاي خاتمي راي دادند، خواهان تغيير در زندگي روزمره شان بودند اما جمهوري اسلامي از آراي مردم بهره خود را گرفت. حسن شريعتمداري: به هر صورت جمهوري اسلامي از اين آراي فراوان مردم بهره اي براي تجددي مباني مشروعيت خودش كرد. ولي كساني كه به آقاي خاتمي راي دادند، همه به اين انگيزه نبود. بسياري از آنها كساني بودند كه اساسا اعتقادي به نظام مكتبي و يا مذهبي در ايران نداشتند. عده اي بودند كه مي خواستند در چهارچوب جديدي جمهوري اسلامي با رعايت حقوق دموكراتيك مردم همچنان به حيات خودش ادامه دهد و عده ديگري هم بودند كه فكر مي كردند اين گزينه از لحاظ عملي بهتر است. بنابراين نمي شود يك انگيزه را براي همه مردم يكي دانست و از آن به يك نتيجه گيري كلي رسيد. به نظر من اكثريت هوشيارانه آقاي خاتمي را انتخاب كرده بودند تا به طور روزمره در زندگي عملي و روزمره خودشان، شاهد تغييرات مثبتي باشند و اين به معني راي مجدد به جمهوري اسلامي نبود. ش ف: پرسش ديگري كه شش سال پس از دوم خرداد 1376 در اذهان مردم مطرح است كه جنبش دوم خرداد كه به گفته بسياري برآمده از خواستها و مطالبات مردم بود آيا توانست تغييري در شرايط موجود بوجود آورد. حسن شريعتمداري، تحليلگر سياسي معتقد است كه انتخاب آقاي خاتمي در دوم خرداد، از جمله تضادهاي نظام را آشكارتر ساخت. حسن شريعتمداري: به نظر من سطح گفتمان سياسي را در جامعه بالا برد انتخاب آقاي خاتمي، تضادهاي نظام را به شدت آشكار كرد، يك دوره آزادي نسبي مطبوعاتي آورد و مباحثي را مطرح كرد كه در جامعه مطرح نبود. گفتمانهايي را كه دربين نخبگان انجام مي شد و امكان اجتماعي شدن نداشت، به يك گفتمان عمومي اجتماعي تبديل كرد، ولي آقاي خاتمي دراينكه بتواند اينها را به يك سياست مداوم تبديل كند و در نهايت قانوني كند و حقوق شهروندان را بتواند به مرحله بالاتري از آنچه كه هست بتواند ارتقا دهد، ناكام ماند. ش ف: ارزيابي سعيد رجايي خراساني، شش سال پس از دوم خرداد از تغييرات انجام شده به طور كلي منتفي است. او معتقد است كه انتظار مردم كاملا برآورده نشده است. سعيد رجايي: هر رئيس جمهوري وقتي مي آيد در شرايط موجود يك تغييراتي را اعمال مي كند و آقاي خاتمي شرايط موجود را زياد تغيير نداد. مردي كه بيشتر مورد حمايت مردم بود و فكر مي كردند كه با انتخاب او شرايط كشور خيلي عوض مي شود، به او راي وسيعي دادند، او هم توفيقاتش نسبي بوده. آقاي خاتمي آنطور كه انتظارات مردم تعريف مي كرد، نتوانست عمل كند. چون مردم انتظاراتشان را از خواهشها و از آرمانهاي خودش مي گيرند. رئيس جمهوري با امكانات و برنامه و نيروي انساني كه دارد و مخصوصا با محدوديتهايي كه مجلس به عنوان بودجه ، شوراي نگهبان و غيره فراهم مي كند، در اين چهارچوب حركت مي كند. در ظروف موجود، يعني در شرايط فعلي كه اين مراسم برگزار شد، به نظر من علاقه مردم بود به يك جناح سياسي، به يك دولت جديد و يك انتخاب. ش ف: و سرانجام شايد پرسشي اساسي در مورد سرنوشت جنبش اصلاحي دوم خرداد اين باشد كه اين حركت در زمينه هاي سياسي و اجتماعي كشور تا چه حد نقش مثبت داشته است؟ سعيد رجايي خراساني، نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي، و سياستمدار متمايل به جناح محافظه كار، نقش اين جنبش را نسبي ارزيابي مي كند. سعيد رجايي: مردم از انتخابشان پشيمان نيستند ولي انتظاراتشان برآورده نشد. بنابراين نبايد نقشش را صد در صد مثبت ارزيابي كنيم و نه منفي. توفيقات روساي جمهوري و دولتها اصولا نسبي است. يك مقدار كارهاي جزئي انجام شده، يك مقدار فضاي سياسي با تامل بيشتري صورت گرفته. يك مقدار حركتهاي مبارزه به منكرات و از اين قبيل در خيابانها كمتر شده، آسايش عمومي از اين لحاظ بيشتر شده، ولي برنامه هاي خيلي جدي كه بتواند اقتصاد كشور را زير و رو كند و يك تحول بسيار مهمي در ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي بوجود آورد، اينجوري هم نبوده. بنابراين يك چيز بينابيني بوده، مخصوصا در دوره اول مردم فكر مي كردند كه آقاي رئيس جمهوري كارهاي بسيار مهمي انجام مي دهد. برخي از انتظارات مردم ممكن است خيلي واقع بينانه نباشد و هركس رئيس جمهوري باشد به هرحال يك محدوديت هايي دارد، يك مجلسي هست، شوراي نگهباني است، قانوني است، بودجه اي است و شبكه مديريتي كشور ما هم طوري است كه به رئيس جمهوري ختم نمي شود. ما دفتر مقام رهبري داريم كه يك نظارت عاليه اي بر همه قواي سه گانه كشور دارند. ساختار سياسي كشور ما يك ساختاري است كه الگوي مكرري در گوشه و كنار دنيا ندارد. يك طرح سياسي نويي است و دوره خاص خودش را كه مي توانيم اسمش را بگذاريم دوره آزمايش ها، را دارد طي مي كند. با اين تفاسير بد نبوده، خوب بوده. اما اينكه همه چيز را عوض كند نه، اينجور هم نبوده. حالا وقتي مردم ارزيابي مي كنند، از آن شور و هيجاني كه در دوم خرداد نشان دادند، زياد خودشان راضي نيستند. اگر قرار بود اين دفعه بروند به سوي دوم خرداد، شايد با اين شور و هيجان نمي رفتند. ش ف: اما دكتر احمد نقيب زاده، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، نقش را چندان مثبت نمي داند و مي گويد هيچ كار جديدي صورت نگرفته كه بتوان از آن به عنوان دستاورد دوم خرداد ياد كرد. احمد نغيب زاده: در واقع هشت سال كه دو سالش هم هنوز مانده، مردم در انتظار و معطلي قرار گرفتند. در آغاز چون گفتند كه مجلس از جناح دوم خرداد نيست بايد صبر كرد تا مجلس جديد تشكيل شود، وقتي مجلس جديد تشكيل شد باز كاري صورت نگرفت، گفتند تا انتخابات بعدي شود، انتخابات بعدي شد باز كاري صورت نگرفت و آخرين كار خنده داري كه حضرات كردند، اين بود كه يك سال، يك سال و نيم مانده به پايان دوره حاكميتشان، اين دو لايحه افزايش اقتدار رئيس جمهوري را به مجلس بردند كه چه بشود. اگر اقتداري هم ايجاد شود، نصيب رئيس جمهوري بعدي مي شود. شما اين كار را در سال اول رياست جمهوريتان مي كرديد تا بتوانيد از آن بهره برداري كنيد. اين بود كه مردم در حقيقت اين عنوان خطير فريبا را كه به آقاي خاتمي دادند، تا حد زيادي درست از كار درآمد. يعني در واقع مردم به آن حركت كه قرار بود به جايي برسد و يك اصلاحات واقعي به وقوع بپيوندد، در حقيقت همه اينها را در يك قالب انتظار قرار داد و در واقع هيچ كار جديدي صورت نگرفته كه شما بتوانيد از آن به عنوان دستاوردهاي دوم خرداد ياد كنيد. ش ف: اما حسن شريعتمداري، سرنوشت جنبش دوم خرداد را با سرنوشت محمد خاتمي، رئيس جمهوري پيوند مي دهد و ارزيابي مثبت يا منفي از آن را مشروط مي سازد. حسن شريعتمداري: تا آنجاكه مربوط به سطح جنبش و سطح مطالبات مردم است، بسيار روند مثبتي داشته. ولي اگر مجموعا با ملاحظه اوضاع اقتصادي و نااميدي مردم و احساس خيانت شدن به اميدشان در نظر بگيريم، قضاوت خيلي مشكل است. خيلي بسته به اين است كه آقاي خاتمي چگونه اين داستان را بخواهند پايان دهند. ماندن ايشان از قدرت، استعفاي ايشان از قدرت. يا اينكه افزوده شدن مطالبات ايشان در بقيه دوره رياست جمهوري خودشان، بسيار تعيين كننده است كه در نهايت مردم خودشان چه قضاوت كنند نسبت به ايشان و دوم خرداد. ش ف: حسن شريعتمداري در عين حال تاكيد مي كند كه اگر جنبشي دموكراتيك و مدني در ايران آغاز شود، ‌عناصر بسياري از دوم خرداد نيز به آن خواهند پيوست. حسن شريعتمداري: من فكر مي كنم كه مردم امروز به يك جنبش دموكراتيك، مدني و مسالمت آميز و دور از خشونت كه غير وابسته به حاكميت باشد و بتواند بدون لكنت زبان در راه مبارزات اجتماعي آنها مبارزه كند، احتياج دارند و من فكر مي كنم كه اگر چنين جنبشي پا بگيرد عناصر بسياري از عناصر دوم خرداد و نيروهاي ملي و ملي مذهبي هم به آن خواهند پيوست و اين دقيقا همان چيزي است كه مي تواند در اين مرحله براي گذار به يك دموكراسي مردم ايران را ياري كند. ش ف: شش سال پس از شوك سياسي دوم خرداد 1376 كه در آن هنگام به نظر مي رسيد، جمهوري اسلامي را دستخوش تحولات بنيادي خواهد كرد، رهبران و هوادارن اصلاحات در ايران در نقطه اي قرار گرفتند كه خوشبين ترين آنها نيز سخن از احتمال استعفا و خروج از حاكميت مي راند. درحاليكه مخالفان جمهوري اسلامي كه از آغاز، دوم خرداد را نه جنبش مي دانستند و نه واقعه اي سياسي اجتماعي در خور توجه، اكنون با تاكيد بيشتري بر گفته هاي خود پا مي فشارند. موضوع ميزگرد امروز راديوفردا، به مناسبت ششمين سالگرد دوم خرداد، بررسي پيروزي جناح اصلاح طلب هيات حاكمه جمهوري اسلامي در انتخابات رياست جمهوري است كه براي اولين طي آن 20 ميليون راي دهنده به حجت الاسلام محمد خاتمي، يك كانديداي حكومتي راي مثبت دادند. اين انتخابات سرآغاز حركت سياسي اي درايران شد كه نام جنبش دوم خرداد را برخود گرفت. اكنون كه شش سال از آن روز مي گذرد و محمد خاتمي نيمي از دومين دوره رياست جمهوري خود را پشت سرگذاشته است، نقطه نظرهاي متضادي در ميان مردم و عناصر حكومت در باره اين جنبش عنوان مي شود. در حاليكه هنوز گرايش هائي از اصلاح طلبان، به عملي بودن اهداف اين جنبش در چارچوب نظام، باور دارند، بخش وسيعي از مردم و روشنفكران ايران، در داخل و خارج از كشور، اين حركت را به بن بست رسيده مي دانند، هرچند كه مخالفان آن نمي توانند منكر بازشدن و تحول فضاي سياسي داخل كشور در اين شش ساله باشند و طرفداران آن هم نمي توانند از دست رفتن اميدها و فرصت هاي بسيار براي اصلاحات جدي را ناديده بگيرند. راديوفردا جنبش خرداد را از سه ديدگاه بررسي مي كند. حسن شريعتمداري، تحيلگر سياسي و دبير شوراي مركزي جمهوريخواهان ملي، جنبش دوم خرداد را برآمده از خواسته هاي مردم و چاره جوئي نظام براي بخشي از اين مطالبات مي داند. احمد نقيب زاده استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اين جنبش را حركتي از بطن جامعه و هم حركتي متاثر از فعل و انفعالات درون نظام مي داند كه باهم تلفيق شدند. سعيد رجائي خراساني، نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي و نماينده سابق جمهوري اسلامي در سازمان ملل، متمايل به جناح محافظه كار، اطلاق نام جنبش را به دوم خرداد مناسب نمي داند و مي گويد دوم خرداد فقط شركت وسيع مردم در انتخابات رياست جممهوري اسلامي بود.
XS
SM
MD
LG