لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۴۲ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

اجراي نمايشنامه اي از ابراهيم نبوي در آلمان به سبك پرده خواني


(rm) صدا |
ژان خاکزاد (راديو فردا): مجيد فلاح زاده، کارگردان ايراني تاتر که در آلمان سکونت دارد، روز يکشنبه (فردا)، کاري از آقاي ابراهيم نبوي طنز پرداز معروف ايراني، به نام «دو سنگر» را روي صحنه مي برد. نمايشنامه دو سنگر به صورت پرده خواني اجرا خواهد شد و پس از آن، ابراهيم نبوي براي حاضران کارهاي جديد خود را عرضه خواهد کرد. در پايان برنامه پرسش و پاسخ با حضور نويسنده صورت خواهد گرفت. پرويز مرداني، خبرنگارراديو فردا گفتگويي با مجيد فلاح زاده، کارگردان دو سنگر دارد. مجيد فلاح زاده ( کارگردان تاتر): کاري که ما از آقاي ابراهيم نبوي انجام داديم، کاري است که من سال گذشته در نهمين فستيوال تاتر ايراني در کلن به روي صحنه آوردم و کار در واقع، يک داستان يا يک تک گويي سربازي است که به جبهه رفته و دچار موجهاي گلوله و انفجارات شده و در واقع، به اصطلاح معروف و روزانه يک موجي است. بنابراين وي اختلال هواس پيدا کرده و در تيمارستان (آسايشگاه رواني) هست. دکتري هر روز براي درمان او، با وي صحبت مي کند که وقايعي پيش آمده برايش عادي شود و مقداري توازن روحي و مغزيش را دوباره به دست بياورد. پرويز مرداني (راديو فردا): چطور شد که شما يک چنين داستاني يا يک چنين کاري را از آقاي ابراهيم نبوي انتخاب کرديد؟ مجيد فلاح زاده: در واقع من از دور با نوشته هاي آقاي ابراهيم نبوي آشنا بودم. ولي در واقع آقاي علي اميني، يکي از دوستان فرهيخته ما يک روز من را ديد و گفت که مجيد، يک همچين کاري از آقاي ابراهيم نبوي هست که براي يک نمايشنامه و يک کار تک نفره روي صحنه جان مي دهد. من هم کار را خواندم و فوق العاده خوشم آمد. بايد بازيگرش را پيدا مي کرديم که خوسبختانه بازيگرش هم دم دستمان بود که يکي از بازيگران گروه خودمان، به اسم آقاي فرج جزء رمضاني است و چيزي که بعدا من فکر کردم اين بود که کار را به صورت يکي از فرمهاي سنتي تاتر ايراني که در واقع پرده خواني است، انجام بدهم و براي پرده خواني باشد که صداي خوبي و قوي داشته باشد، خوب بتواند بخواند، خوب بتواند بازي کند، و انرژي فراوان داشته باشد که خوشبختانه تمام اين چيزها را در بازيگرمان فرج جزء رمضاني جمع بود به خاطر اينکه ما قبلا با هم حسن کچل را کار کرده بوديم و او بهترين نقش را داشت. پ.م: همانطور که اشاره کرديد موضوع داستان درباره جنگ است. ممکن است توضيح دهيد که فضاي داستان در کجاست و به چه شکلي است؟ موضوع خيلي ساده است. يک سرباز ايراني را به جبهه کردستان مي فرستند. بر خلاف جبهه جنوب که خيلي شلوغ بوده و دائما درگيري و کشتار وسيع بوده، . بر اساس نوشته هايي که آقاي ابراهيم نبوي نوشته اند، اين جبهه تقزيبا ساکت بوده. مقابل اين سرباز که در سنگر نشسته، صد متر آن طرفتر يک سرباز عراقي در سنگر است. اين ها مدتهاي طولاني نزديک 33 ماه رودرروي هم هستند و در واقع اتفاقي نمي افتد. يک روز سرباز ايران متوجه مي شود که بسته اي به طرف وي پرتاب شد. او تصور مي کند که نارنجک نفر است و مي ترسد. اما به تدريج که جلو مي رود مي بيند که يک سيب است. سيب را مي خورد و به تلافي يکي از قوطي هاي کنسروي را که براي وي هر 3-2 روز يکباربه عنوان مي آورده اند، براي سرباز عراقي پرت مي کند. شب سرباز عراقي دوباره چيزي پرتاب مي کند و به هر حال اينها با رد بدل کردن اغذيه، به تدريج به اين نتيجه مي رسند که اصولا با هم دشمني ندارند و مي توانند کنار هم به راحتي زندگي کنند و اصولا مشکل جاي ديگري است و کسان ديگري با هم جنگ دارند که به اين ها و مردم عادي مربوط نيست. تم زيباي قضيه در واقع اين است که آقاي ابراهيم نبوي به صورت طنز و به زبان سربازي که اختلال پيدا کرده، به خاطر جدا شدن از سرباز عراقي بعد از 3 ماه، سرباز ايراني به جبهه جنوب مي رود و آنجا در اثر موجهاي گلوله، خمپاره و موشک موجي مي شود و به همين خاطر از جبهه به تهران آورده مي شود. منتهي در اين فاصله يک دست و يک پايش را هم از دست مي دهد. مجيد فلاح زاده، کارگردان تئاتر، مقيم آلمان، روز يکشنبه (فردا)، کاري از ابراهيم نبوي طنز پرداز برجسته را به روي صحنه مي برد به نام «دو سنگر.» فلاح زاده در مصاحبه با راديوفردا مي گويد اين نمايشنامه كه داستان دوست شدن يك سرباز ايراني و عراق در جبهه جنگ است، به صورت پرده خواني سنتي ايراني به اجرا در مي آيد.
XS
SM
MD
LG