لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۴۴ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

نود وهفتمين سالگرد انقلاب مشروطه در ايران، از ديد يك پژوهشگر


(rm) صدا |
فريدون زرنگار (راديوفردا): امسال نود و هفتمين سالگرد انقلاب مشروطه است. به همين مناسبت همکارم بهمن باستاني گفتگويي دارد با دکتر ماشاءالله آجوداني پژوهشگر تاريخ معاصر ايران در پيوند با کتاب تازه اي که دکتر آجوداني در آن به مشکل اصلي روشنفکري در انقلاب مشروطه پرداخته است. بهمن باستاني (راديوفردا): حکومت جمهوري اسلامي مبني را سال قمري قرار داده و مراسم يکصدمين سالکرد مشروطه را برگزار مي کند. بر مبناي سال قمري انقلاب مشروطه در سال 1324 انجام شد و بنابراين تا امسال قمري 1424، يکصدمين سالگرد آن است. اما اگر مبنا را سال خورشيدي و 1285 خورشيدي بدانيم، 14 مرداد امسال، 97 سال از فرمان مشروطه مي گذرد. دکتر ماشاءالله آجوداني، عضو پيشين هيئت علمي دانشگاه اصفهان، که عمده پژوهشهاي چند سال اخير او بر نهضت مشروطه متمرکز بود، انقلاب مشروطه را شکست خورده ارزيابي مي کند و علت اصلي آن را مشکل روشنفکري ايران در آن دوره مي داند. اين مشکل و ضعف اصلي را دکتر آجوداني در کتاب جديد خود با نام «يا مرگ يا تجدد» منتشر کرده با عنايت به شعر و ادب دوره مشروطه تشريح کرده است. نام اين کتاب را دکتر آجوداني از شعر ملک الشعراي بهار وام گرفته که در سال 1293 خورشيدي سرود: «يا مرگ يا تجدد و اصلاح/ راهي جز اين دو پيش روي وطن نيست / ايران کهن شدست که سراپاي درمانش جز به تازه شدن نيست.» دکتر آجوداني مي گويد اين تجدد و اصلاح تحقق نيافت، زيرا روشنفکران دوره مشروطه که بيشتر حتي غيرمذهبي بودند، با تقليل شرعي و آگاهانه خواست هاي انقلاب مشروطه براي همسازي با ايده مذهبي و دادن نقش برتر به روحانيون، در واقع خود مشروعه خواه شدند. دکتر ماشاء الله آجوداني: روشنفکران براي مبارزه با حكومت استبداد قاجار تنها متحدي که مي توانستند داشته باشند و از اينها مي توانستند استفاده کنند به جهت نفوذ کلمه شان در بين مردم، روحانيان بودند. به همين دليل خود روشنفکري ايران،به دنبال روحانيت رفت از روحانيون دعوت کرد که در انقلاب مشروطه شرکت بکنند واز اين تفکر جديد مشروطه خواهي حمايت بکنند. همين امر باعث شد که روشنفکري ايران ناگزير، بسياري از مسائل را با مسائل شرع تطبيق بدهد . حتي گزارشهاي روشن و آشکاري در دوره خود مشروطيت در تاييد اين مساله هست. مثلا مجدالاسلام کرماني مي نويسد توي مشروطيت دو عيب بزرگ داشت. يکي اين که عنوان مشروطيت را که به کلي خارج از امور ديانت بود داخل در امور ديانت کردند و مثل ساير مسائل شرعيه راي به عقيده علما را در آن محوريت دادند. اين حرف واقعا حرف هوشمندانه اي است براي اينکه امري که در غرب از دين جدا شده بود و ملت را واضع قانون مي دانست و بر اين عقيده بود که مردم براي زندگي خودشان بايد قانون وضع کنند، و به همين دليل هيچ ربطي با دين نداشت وقتي وارد ايران شد دوباره جنبه شرعي پيدا کرد و به همين جهت مسائلش به دست روحانيون حل و فصل شد و در واقع مشروطيت ذبح اسلامي شد تا بتواند در ايران به بيان در بيايد تا بتواند مورد بحث و نظر قرار گيرد. اگر چنين اتفاقي نمي افتاد مورد حمايت روحانيون قرار نمي گرفت و اولين کساني که اين کار را کردند در تقليل مشروطيت به مسائل شرعي، روشنفکران بودند که فکر مي کردند از اين طريق مي توانند در جامعه ايران جا بيندازد و ديگر به عواقب خطرناک آن فکر نمي کردند. بهمن باستاني(راديو فردا) : آقاي دکتر آجوداني، مشکل روشنفکري و روشنفکران ايران در عصر مشروطيت را مشکل امروز روشنفکران ايران هم مي دانيد؟ دکتر ماشاالله آجوداني: روشنفکري امروز هم ميراث دار همان تفکري است که از مشروطيت به او به ارث رسيده و همينجا هم هنوز روشنفکري ايران با مسائل قانون خواهي، تجدد، و مسائلي که در نظام ليبرالي وجود دارد به خصوص نقش فرديت، برخورد اصولي نکرده است. هنوز نتوانستيم يک بنياد تفکر سياسي را در ايران جا بيندازيم که به بنيادهاي ليبرالي معتقد باشد، به نقش فرديت اهميت بدهد و حقوق انساني را در حوزه مسائل فردي نگاه کند. هنوز ملت ايران پس از 150 سال قانون خواهي به يک جامعه قانون مند دست پيدا نکرده است. هنوز ما نتوانسته ايم حکومت ملي در ايران به وجود بياوريم و يک دليل اساسي آن به اعتقاد من، بنياد تفکر در جريان هاي روشنفکري ايران است که روشن و آشکار با اين مساله برخورد نکرده اند و يک تفکر تازه اي را در جامعه ايران به وجود نياورده اند. در نود و هفتمين سالگرد مشروطيت، دكتر ماشاء الله آجوداني، مولف كتاب «يا مرگ يا تجدد» در مصاحبه با راديوفردا مي گويد روشنفكرانه مشروطه خواه براي استفاده از نفوذ كلام روحانيون شيعه، آنها را با خود همراه كردند و به همين سبب، پديده اي كاملا غير مذهبي را كه بر اصل حاكميت مردم و جدائي دين از سياست استوار بود، با دين تقليل دادند و به اثرات خطرناك آن نيانديشيدند. وي مي افزايد: روشنفکري امروز هم ميراث دار همان تفکري است که از مشروطيت به او به ارث رسيده و همينجا هم هنوز روشنفکري ايران با مسائل قانون خواهي، تجدد، و مسائلي که در نظام ليبرالي وجود دارد به خصوص نقش فرديت، برخورد اصولي نکرده است.
XS
SM
MD
LG