لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۲۷ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديوفردا: برخورد جناح‌هاي مختلف جمهوري اسلامي در آستانه انتخابات مجلس هفتم


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): در حالي که سه ماه به انتخابات مجلس شوراي اسلامي باقي مانده است، برخورد جناح هاي مختلف درباره انتخابات بالا گرفته است. گزارش ويژه امروز به انتخابات مجلس اختصاص دارد که توسط همکارم فريدون زرنگار تهيه شده است. فريدون زرنگار (راديو فردا): کمتر از سه ماه مانده به برگزاري انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، به نظر مي رسد صف بندي به ظاهر يکپارچه اصلاح طلبان در مقابل محافظه کاران به تدريج دچار شکاف مي گردد. در حالي که جبهه مشارکت به عنوان يکي از مهمترين سازمان هاي جبهه دوم خرداد به آرامي از مواضع نسبتا تند خود در ماه هاي اخير فاصله مي گيرد، شماري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ماه هاي پاياني دوره نمايندگي خود، بي پروا به فساد و سوء استفاده از قدرت در نظام جمهوري اسلامي و نقش رهبر در پيدايش اين شرايط مي تازند. بسياري از تحليلگران اوضاع سياسي ايران، موضع گيري هاي شديد برخي نمايندگان را کوششي براي کسب وجهه از دست رفته اصلاح طلبان و جلب مردم براي شرکت در انتخابات ارزيابي مي کنند. به گفته هادي کحال زاده، يکي از فعالين جنبش دانشجويي، بخشي از اصلاح طلبان تنها به امکان حضور خود در قدرت و حکومت و نه به آزادي مردم مي انديشند. هادي کحال زاده (فعال جنبش دانشجويي): تنها راه اثرگذاري را در جامعه ايران، حضور در قدرت مي انديشند و فکر مي کنند تنها راه اين است. يک اصولي هم از طرح مساله و تاکتيک قدرت هاي حاکميت داشته اند و ابراز مي کردند که اين خروج از حاکميت بازتابهايي که داشته است اين بوده که ما منصرف بشويم از اين داستان، به شکايت عليه حاکميت فکر مي کنند، نه به دستاوردهاي اين شکايت. صرفا به اين که يک شکايتي بر عليه حاکميت موجود باشد و ميزان اجماع جهاني که هست عليه ايران و تاثير گذاري که مي تواند روي تحولات داخلي داشته باشد، اين ها را هم در نظر نمي گيرند. اصرار بيش از اندازه اي به امکان تحقق آزادي هاي فردي قانون اساسي فعلي دارند. همين روز گذشته آقاي جلايي پور نکته اي را گفتند که بسيار بسيار باعث تاسف است و من اصلا مي بينم که اين نکته را اعضاي کميته سياسي ديگر به ان اشاره نمي کنند. آقاي جلايي پور آن جا گفتند که مردم ايران کاري براي اصلاحات نکرده اند به جز اين که در چهار سال گذشته، پنج سال گذشته، چهارتا يک ربع وقت گذاشته اند براي ماها و آمده اند پاي صندوق ها. بنابراين ما بحثمان اين بود که اول بايستي مساله چرايي حل بشود، مساله اثرگذاري بر ساختار و اثرگذاري حضور حل بشود، اگر ما به پاسخ قانع کننده اي رسيديم، مي توانيم در انتخابات در مورد چگونگي آن هم صحبت بکنيم. نگراني از نظارت استصوابي يا رد صلاحيت يا پراکندگي در ليست ها، اين ها مشکلات ما نيست. مشکلات ما اين است که حضور مردم چه تاثيري در مناسبات و رفتار حاکميت مي گذارد؟ آيا اين ساختار چيده شده براي اين که حضور مردم خودش را منعکس بکند؟ مردم نمي توانند ملموس حس بکنند که حضورشان در چهار انتخابات، پنج انتخابات، چه اثري در تحولات ايران داشته است، در شکوفايي اقتصادي، حل بحران هاي اجتماعي. اگر واقعا کسي مي خواهد که شرکت بکند در انتخابات، اين چراها را جواب دهدف کارايي بدهد، و به نظر نمي رسد که حاکميت توانش را داشته باشد در يک مدت کوتاه ان قدر توانايي داشته باشد که تحولات جدي در خودش به وجود بياورد و آن قدر اين حاکميت منعطف باشد که بتواند مطالبات متراکم جامعه ايران در مدت شش سال را باز بکند و پاسخ قانع کننده اي به مردم براي حضور در انتخابات بدهد، چنان چه جبهه مشارکت و نيروهاي سياسي ادامه بدهند به اين رفتارشان، شکافي که رو به عميق شدن است به شدت گسترده خواهد شد و مردم به نظر مي رسد به جاي اين که مطالبات و خواسته هايشان را از طريق گروه هاي سياسي داخلي به حاکميت منتقل بکنند، در انتخابات آلترناتيو گذاري خواهند کرد نيروي خارجي را به جاي نيروي داخلي و اين يک فاجعه است. ف.ز.: اين در حالي است که پيروز گوران، روزنامه نگار پرسابقه، اين اختلافات را فراتر از تضادهاي نظري درون جناح ها ارزيابي مي کند. پيروز گوران (روزنامه نگار): در اصل اين اختلافات بيشتر بين اصلاح طلبان و خود حاکميت است. اختلاف نظر زياد هست بين خود اصلاح طلبان، اما آني که شدت دارد مي گيرد، در واقع شدت اش عليه حاکميت است. يعني فرض کن مثلا انتخابات در چند سال گذشته اصلا براي مردم بسيار اهميت داشت، ولي براي حاکميت اهميت نداشت. حال اين که امروز انتخابات براي مردم اهميت ندارد، ولي براي حاکميت خيلي اهميت دارد. بنابراين در واقع به اصطلاح بازي دارد تمام مي شود، ولي در اين انتخابات مردم شرکت نخواهند کرد، انتخابات را تحريم خواهند کرد، و اين در حالي است که تحريم ساده ترين کار است. اما خوب، بعدش چه؟ نگاهي جز اين نيست. نطقي که اخيرا آقاي شيرزاد کرد که بسيار هم تند شد، نشان مي دهد که برخي از نمايندگان به اصطلاح پخته تر شده اند. اين ها همان هايي هستند که در گذشته ارتجاعي تر بودند. ولي الان در بين همين ها ترس از زندان رفتن هم دارد از بين مي رود، حالا هرچند ظاهر قضيه کمي دير شده است، منتهي از آن طرف هم روزنامه فرض کنيد کيهان مي آيد چوبه دار را جلو مجلس نشان نمايندگان مي دهد. بعد از اين نطق که در واقع يک شجاعت نماينده را نشان مي دهد و در شان نماينده مجلس هم هست که او مخالفت را شروع بکند، به دنبال بوي يک به اصطلاح سرکوب شديدتر که جلو بيافتد مي آيد يا بوي اين که انتخابات را عقب بياندازند مي آيد. يعني در واقع برخي از نماينده ها ديگر خيلي نااميد شده اند و اختلافشان هم با حاکميت تقريبا هم جديتر شده است. يعني امروز فرض کنيد تيپي نظير آقاي شيرزاد يا آقاي خوئيني ها، اين ها بچه هاي جوان هم که دارند در خانه خودشان هم آن چنان حيثيت برايشان نمانده است، در کل جامعه که يک بحث ديگري است. ف.ز.: تحليلي است که در حقيقت اين نماينده ها براي اين که مقام و موقعيت خودشان را حفظ کنند دست به اين کار مي زنند. آيا اين تحليل را مي شود قبول کرد، يعني اين رفتار نمايندگان را تنها از اين زاويه ديد؟ يا اين که در حقيقت يک نوع تغيير نظر نماينده ها يا برخي از نماينده ها هم دخيل است در اين مساله؟ پيروز گوران: من اين طور فکر نمي کنم، ضمن اين که هر کس به فکر در واقع آينده خودش هم خواهد بود. اما الان چيزي که دارد از دست مي رود، اعتبار يک بخشي از نماينده ها است. يعني امروز کلا در جامعه بسياري از تحصيل کرده ها و دانشگاهي ها که مسلمان هستند و واقعا هم مومن هستند، آبرو و حيثيتي آن چنان برايشان در جامعه نمانده است و فريادشان بلند است. در واقع در آينده نزديک اگر مجلس جدي تري ما باز داشته باشيم، بسياري از فريادهاي مردم مي آيد در مجلس مطرح مي شود. يعني فرض کن در آينده اين که دين بايد از دولت جدا باشد در مجلس ايران مطرح خواهد شد. اين که رفراندوم بايد برپا بشود، اين در مجلس مطرح خواهد شد، چون اين ها فريادهايي است که در جامعه مطرح است، حاکميت هم مي داند، منتهي هر چقدر زمان گذشت، حاکميت، يا بخشي از حاکميت، فشارها را باز هم بيشتر کرده است. يعني نماينده ها به هواي اين که يا با اين نيت که آشوب در مملکت بوجود نيايد، همان طور که آقاي خاتمي هم هي مي گفت که من حرفهايي دارم که حالا بعد مي زنم، يا از ترس آشوب احتمالا يا نگراني از آشوب برخي از حرف ها را نزده است، مجلس شروع کرد نقش خودش را به اصطلاح بازي کردن. در واقع جنبش دارد مي آيد توي مجلس. منظورم اين نيست که براي هميشه، يعني شروع شده است. حالا مجلس بعدي که ما هيچ اميدي به آن نداريم، ولي جنبش ها و اعتراض ها خيلي جديتر در ايران دارد مطرح مي شود و خرد خرد هم عده معدودي که به اصطلاح مصدر کار هستند، هم قداستشان قابل توجه از بين رفته است، هم مشروعيتشان. خودشان مي دانند که در مجلس مملکت هم مشروعيت ندارند و مستقيما زير حمله هستند. يعني انتخابات بعدي دستچين شده است از قبل اين افرادي را که شوراي نگهبان بايد تاييد بکند و پيشاپيش هم مردم شرکت نخواهند کرد. اين نطق ها يک مقدار اميد مردم را بيشتر مي کند، يعني از آن حالت به اصطلاح دلسردي يک مقدار کمتر مي کند، ضمن اين که کماکان ما انتخابات بعدي به آن معنا نخواهيم داشت. ف.ز.: به باور دکتر بيژن حکمت، تحليلگر سياسي در پاريس، درگيري ها و اختلاف هاي موجود در درون اصلاح طلبان نشانه شدت يابي بحران نظام جمهوري اسلامي است. دکتر بيژن حکمت (تحليلگر سياسي، پاريس): واقعيت اين است به نظر من که جمهوري اسلامي الان با يک بحران جدي در سياست داخلي و خارجي مواجه است و اختلاف نظرها هم ديگر فقط بين جناح ها نيست، بلکه به درون هريک از جناح ها نيز اين موضع گيري هاي متضاد رو به افزايش گذاشته است. از طرف ديگر فشار افکار عمومي هم براي همه اين آقايان و خانم ها قابل لمس است و اين است که مي بينند که در جامعه ايران مردم واقعا خواستار تغييرات خيلي جدي و بنيادي در قانون اساسي هستند و امروزه ديگر همه آن چيزي را که يک روزي علوي تبار به آن «راز مگو» مي گفت، مي دانند که امروز تمام جناح هاي اقتدارگرا پشت ولي فقيه موضع گرفته اند و او تبديل به سمبل و نهاد رهبري اين ها شده است، اين ديگر در جامعه جا افتاده است و مي دانند که بدون مبارزه جدي با ولايت فقيه، هيچ نوع اصلاح و تغييري در ساختار سياسي جامعه امکان پذير نيست. بنابراين عده اي که فکر مي کنند که نه از صافي شوراي نگهبان خواهند گذشت و فکر مي کنند که بايد به هر حال مواضع جديتري در زمينه تغيير بنياد ساختار سياسي جامعه گرفته شود، اين ها نظرياتشان را با دقت و با تحول بيشتري بيان مي کنند و اين واقعا به نظر من قابل تقدير است. ف.ز.: به گفته دکتر حکمت، امروز ديگر از اصلاح طلبان به عنوان يک طيف نمي شود صحبت کرد. دکتر بيژن حکمت: ديگر امروز از اصلاح طلبان به طور کلي صحبت کردن يواش يواش در جامعه ديگر معنايي ندارد. امروز ديگر اصلاح طلبان در مجموعه خودشان از هم شکافته اند و به گروه ها و حتي افراد مختلف تقسيم شده اند که ديگر هيچ رهبري هم ندارند و مجاهدين انقلاب اسلامي ديگر از خودشان ديدگاه خيلي جدي بروز نمي دهند و شرکت فعالي در سياست گذاري هاي علني مملکت ندارند. مشارکت در مجموعه خودش به مصالحه رسيده است و دارد کوشش مي کند که از طريق برداشتن گام هاي خيلي نرم، يک دوري حضور خودش را در انتخابات آينده تامين بکند. حضوري که بدون ترديد اگر با اين وضع پيش برود، راي مردم را به دنبال نخواهد داشت. از طرف ديگر اصلاح طلبان پي گيرتر و راديکالتر هستند که واقعا همان طور که عرض کردم به اين نتيجه رسيده اند که بايد اين ساختار سياسي يک طوري عوض بشود و تغيير پيدا بکند، براي اين که راهي براي دموکراتيزه کردن نظام پيدا بشود و اين ها هم به اين تيجه رسيده اند که کار ديگري نمي شود کرد، احتمالا نه شوراي نگهبان انان را خواهد پذيرفت و نه مي توانند با ساير جناح هاي مشارکت يک مبارزه هماهنگي رادر آينده ادامه بدهند. از اين رو من فکر مي کنم که موضع گيري ها خيلي جدي است و بازتاب شکاف هاي سياسي است که در جامعه دارد به وجود مي آيد. کمتر از سه ماه مانده به برگزاري انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي، به نظر مي رسد صف بندي به ظاهر يکپارچه اصلاح طلبان در مقابل محافظه کاران به تدريج دچار شکاف مي گردد. در حالي که جبهه مشارکت به عنوان يکي از مهمترين سازمان هاي جبهه دوم خرداد به آرامي از مواضع نسبتا تند خود در ماه هاي اخير فاصله مي گيرد، شماري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ماه هاي پاياني دوره نمايندگي خود، بي پروا به فساد و سوء استفاده از قدرت در نظام جمهوري اسلامي و نقش رهبر در پيدايش اين شرايط مي تازند. بسياري از تحليلگران اوضاع سياسي ايران، موضع گيري هاي شديد برخي نمايندگان را کوششي براي کسب وجهه از دست رفته اصلاح طلبان و جلب مردم براي شرکت در انتخابات ارزيابي مي کنند. در برنامه ويژه امشب راديوفردا، هادي کحال زاده، فعال جنبش دانشجويي، پيروز گوران، روزنامه نگار، و دکتر بيژن حکمت، تحليلگر سياسي در پاريس، به اظهار نظر پيرامون اين موضوعات مي‌پردازند.
XS
SM
MD
LG