لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۲۵ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: پنجاهمين سالگرد 16 آذر 1332


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): روز 16 آذر، روز دانشجو اعلام شده است. سابقه اين روز به شانزدهم آذر سال 1332 باز مي گردد كه حركت اعتراضي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران با حمله پليس به خون كشيده شد و سه تن از دانشجويان اين دانشكده شريعت رضوي، قندچي و بزرگ نيا كشته شدند و از آن پس مراسم اين روز هر سال توسط دانشجويان ايراني در داخل و خارج كشور برگزار مي شد و دانشگاههاي ايران هر سال شاهد تظاهرات دانشجويان بود. بعد از انقلاب اسلامي اين روز رسما به عنوان روز دانشجو شناخته شود و هر سال مراسمي در اين روز برگزار مي شد، اما در سالهاي اخير، بخصوص دو سه سال اخير، دولت جمهوري اسلامي ايران از برگزاري اين مراسم توسط انجمنهاي اسلامي دانشجويان جلوگيري مي كند. بحث اين هفته ميزگرد دموكراسي و حقوق بشر را به روز شانزدهم آذر اختصاص داده ايم با شركت آقايان مهدي خان بابا تهراني در كلن از فعالان جنبش دانشجويي دهه 1340 خورشيدي و آقاي علي سرمدي از جبهه دموكراتيك ايران و از فعالان دانشجويي سالهاي اخير در تهران و نيز آقاي حجت الله شريفي از دفتر تحكيم وحدت از ايران. ضمن درخواست از آقاي خان بابا تهراني كه تاريخچه مختصري از روز شانزدهم آذر را بيان كنند، اين سئوال را مطرح مي كنيم كه چرا جمهوري اسلامي از برگزاري مراسم روز دانشجو توسط انجمنهاي اسلامي دانشجويان جلوگيري مي كند؟ مهدي خان بابا تهراني : همانطور كه خودتان اشاره كرديد، در نيم قرن پيش در چنين روزي، دانشجويان دانشگاه تهران به عنوان اعتراض به كودتاي 28 مرداد سال 1332 كه عليه حكومت ملي دكتر مصدق بود، در برابر استبداد و اختناق آن زمان دست به اعتراض زدند. نيروهاي سركوبگر رژيم كودتا در آن روز، تا درون كلاس درس دانشكده فني تهران دانشجويان را تعقيب كردند و در آنجا با تيراندازي به سوي دانشجويان عده اي را زخمي و سه تن از آنان را به قتل رساندند. واقعيت اين است كه از آن پس دانشكده فني به مثابه يكي از سنگرهاي مستحكم جنبش دانشجويي، هر ساله اين روز را در سياهترين دوران جشن گرفت و بسياري از دانشجويان تا آنجايي كه خود من همراهشان بودم، به زندانها آمدند. هر سال كه اينها به ياد آن روز، اين روز را گرامي مي داشتند، باز حمله بود و دستگاه امنيت و پليس افرادي را دستگير مي كرد و به زندان مي انداخت. هرچه بود آن روز، روز دانشجو، در حافظه جامعه ما حك شد. ع . س : آقاي شريفي چرا دولت جمهوري اسلامي ايران امروز مخالفت مي كند با برگزاري سالگرد شانزدهم آذرماه توسط انجمن اسلامي و بقيه دانشجويان؟ حجت الله شريفي: عرض كنم خدمتتان كه در سالهاي اوليه انقلاب، انجمنهاي اسلامي كه احيانا مي خواستند اين برنامه را اجرا كنند به مناسبت 16 آذر، با توجه به نزديكي و قرابت انجمنهاي اسلامي آن زمان و دفتر تحكيم وحدت آن زمان با حكومت و ساختار حكومت در آن روزها، چندان مخالفتي نمي شد و از طرفي هم به علت فاصله اي كه شايد رفته رفته بين حكومت و مردم ايجاد شده بود، اقبال عمومي به برنامه هاي شانزده آذري كه از طرف انجمنها و تحكيم در آن زمان برگزار مي شد، هم خيلي جدي نبود، اما تقريبا از بعد از دوم خرداد بود كه پس از سرسختي نسبي كه در جريان دانشجويي نسبت به حاكميت، داشت، انتقادهايي را كه مطرح كرد، روز شانزدهم آذر، روز جدي شد براي هم خود جريان دانشجويي و هم براي حاكميت. و حساسيتهايشان روي اين روز خيلي زياد شد و هر سال به نوعي در اوايل سعي مي كرد كه از برگزاري مراسم اين روز طفره برود و يا به نوعي تصدي برگزاري آن را حكومتي كند، كما اينكه با سخنرانيهايي كه آقاي خاتمي داشتند در دانشگاه در سالهاي اوليه بعد از دوم خرداد، به اين نحو برگزار بشود كه تا حدي جلوي آن صداي اعتراض دانشجويان گرفته بشود و تحت كنترل در بيايد. اما در سالهاي اخير پس از اينكه به هر حال اقبال آقاي خاتمي مورد ترديد جدي واقع شده و از طرفي هم حساسيتهاي حاكميت بسيار بالاتر رفته و به جريان دانشجويي و واهمه اي كه از جنبش آزادي خواهانه و عدالت طلبانه اي كه جريانات دانشجويي در اين روزها دارد، رفته رفته خوب موانع بر سر راه برگزاري اين مراسم بيشتر شد تا اين كه ديگر اين روزها و در يكي دو سال اخير عملا امكان برگزاري اين مراسم از دانشجويان گرفته شده در يك مراسم عمومي علني گسترده و در دانشگاهها هم در تك تك دانشگاهها با توجه به اعمال فشارهايي كه در خود مجموعه روساي دانشگاهها و كادر هيات علمي دانشگاهها است از يك طرف و از طرف ديگر آن فضاي رعبي كه گروههاي فشار ايجاد مي كنند، برگزاري مراسم 16 آذر تحت الشعاع قرار گرفته و با مشكل جدي مواجه شده. ع . س : آقاي سرمدي شما با اين ارزيابي آقاي شريفي موافق هستيد؟ علي سرمدي : اعتقاد من بر چيز ديگري است. در واقع نظام حاكم بر ايران، بيشتر از بعد از جنبش دانشجويي در سال 78 كه در واقع تكرار شانزده آذر 1332 بود، روي مراسم 16 آذر و كلا كارهايي كه تجمعات دانشجويي مي كردند، حساستر شده و در واقع آن چيزي كه بيشتر حاكميت را برآن داشت كه دانشجويان به اسم روز دانشجو و يا به هر اسم ديگري تجمع كنند و خواسته هاي خودشان را چه به صورت صنفي و چه غير صنفي اعلام كنند، در واقع جنبش دانشجويي بود كه در 18 تير سال 1378 رخ داد و بيشتر حاكميت، از بعد از آن واقعه و حماسه سال 78 بود كه من فكر مي كنم نسبت به حركتهاي دانشجويي يك مقدار بيشتري حساس شد. حسن خان بابا تهراني: من ضمن تاييد سخن آقاي سرمدي اضافه مي كنم كه اگر شانزده آذر سال 32، روز دانشجو، نماد اتحاد دانشجويان در مقابل استبداد بود، تكرار اين حركت، به درستي آقاي سرمدي اشاره ميكند، در سال 78 است كه آنجا است كه دانشجويان بيش از آنچه كه حاكميت در زد و بندهاي بالا مي خواهد انجام بدهد، خواهان خواسته هاي اجتماعي خودشان هستند و از آن زمان است كه حاكميت و بسياري از كساني كه سخن از اصلاحات مي گفتند، قادر نبودند هم پاي خواسته هاي دانشجويان گام بردارند، بلكه بر عكس، به جاي اين كه در واقع روزگاري مي گفتند چانه زدن در بالا است، فشار از پايين. فشار را بر پايين آوردن، نه فشار را از پايين تشديد كردند. يعني فشار را در واقع آنچنان آوردند كه مسدود كردند حركت اعتراضي دانشجويان را. اين كلام درست است. از آن زمان بود كه من فكر مي كنم نيروهاي اقتدارگرا متوجه شدند كه جنبش دانشجويي نبض وجدان جامعه است و اگر جلوش را نگيرند، مي تواند به حركت بزرگتري تبديل شود و تغييرات ساختاري را طلب كند. از آن زمان يك نوع به نظر من سازش بيان نشده و پيمان نبسته بين جناح سازشكار اصلاحات و بين درواقع نيروهاي اقتدارگرا بوجود آمد كه دانشجويان را نگذارند از محوطه دانشگاه خارج شوند، در حالي كه بارها بسياري خواستند كه اگر واقعا اصلاحات بايد به پيش برود، اجازه بدهيد به جنبش دانشجويي اين سالگرد اصلاحات را در ميدان آزادي جشن بگيرد و آقاي خاتمي هم بيايد با آنها صحبت كند و ما مي بينيم اينها وحشت دارند درواقع از حركت دانشجويي. اين وحشت را در حقيقت نظام قبلي هم در پايان عمرش داشت كه ما ديديم چگونه با دانشجويان روبرو مي شد. علي سرمدي: من يك مطلبي را در خصوص صحبتهاي جناب آقاي شريفي تصحيح بايد كنم. جناب شريفي فرمودند كه بعد از فاصله گرفتن جنبش دانشجويي با حاكميت. من فكر مي كنم كه يك مقداري در اين كلمه مشكل ايجاد شده باشد. چون بحث از جنبش دانشجويي، فقط دفتر تحكيم وحدت است، نه من فكر نمي كنم اين منصفانه باشد. فكر مي كنم مقدار زيادي از جنبش دانشجويي، سالهاي سال پيش قبل از 78، از حاكميت فاصله گرفتند و اين را احساس كردند كه حاكميت پاسخگوي به جا و مدني جنبشهاي دانشجويي نيست، پس بنابراين قبل از تيرماه 78 از حاكميت فاصله گرفتند و قدرت و فقط تنها دفتر تحكيم وحدت مانده بود بر روي اين پايه و تا همين اواخر هم با كساني كه در قدرت بودند و مناصب دولتي داشتند مانند مشاركت و ديگر احزاب، همكاري مي كردند و در واقع در يك زماني فهميدند كه آن چيزي كه ساير جنبشهاي دانشجويي از قبل 78 مي گفتند، نبايد بشود، يعني جنبش دانشجويي بايد مستقل باشد و به هيچ وجهي نبايد حمايت كند از حاكميت، من فكر مي كنم يك مقداري دفتر تحكيم و دوستان اين را دير متوجه شدند و انتساب اين كه جنبش دانشجويي از حاكميت به تازگي فاصله گرفته و فهميده، من فكر مي كنم اين درست نباشد و جنبش دانشجويي خيلي پيشتر از اينها از حاكميت فاصله گرفته. ع.س.: آقاي شريفي؟ شريفي: ببينيد جناب آقاي سرمدي، موضوعي که مي فرماييد شما، فاصله گرفتن از حاکميت يا به قول معروف نااميد شدن از اصلاحات درون حکومت، من زياد با اين موافق نيستم چون خيلي نمي خواهيم احساسي روي آن صحبت کنيم يا بحث آن را مطرح کنيم. ببينيد، اول که به نظر من کنار گذاشتن يک رفتار و يا يک عمل سياسي موقعي منطقي مي تواند باشد که امتحان شده باشد تمام راهکارهايي که در آن بستر امکان تحقق اش است. بنابراين تا زماني که اين عدم اصلاح پذيري درون حکومتي و عدم پيشبرد به روش هاي درون حکومتي به اثبات نرسيده بود، نه فقط جريان دانشجويي که همه ملت هم هنوز به اين نتيجه قطعي مبني بر اصلاح ناپذيري درون حکومتي نظام نرسيده بود و دليل آن هم اتفاقا همين دليلي است که آقاي سرمدي مي فرمايند. مي گويند جنبش دانشجويي يک جنبش مردمي است، همان جوري که در سال 76 نمي شود منکر حضور 30 ميليوني مردم پاي صندوق هاي راي شد. يعني اميد داشتند به يک اصلاحات درون حکومتي براي نظام جمهوري اسلامي. من حالا نمي خواهم خيلي تاکيد کنم روي دفتر تحکيم وحدت، ولي دفتر تحکيم وحدت به عنوان بزرگترين مجموعه اين جرياني که تاثير گذار بوده است در مقاطعي و فکر مي کنم تاثيرش غير قابل انکار باشد، هرچند که ساير گروه هاي فعال در جنبش دانشجويي هم بودند. در آن مقطع هم اتفاقا همين رويکردي که ملت ايران اتخاذ کردند و به پاي آن آمدند، تاکيد داشت بر اين که بالاخره تا انجايي که مي شود به کم هزينه ترين روش و از طريق اصلاحات درون حکومتي برود. اما به مرور زمان و با تجربه اي که در طول اين سال ها نصيب جنبش دانشجويي شد، اين مساله اثبات شد و اتفاقا اين تجربه بود که ارزش داشت و اثبات بسياري از چيزها را در تاريخ سياسي ايران رقم زده است که به فرض با اين ساختار ممکن است ما يک سري تحولات نسبتا يا به ظاهر دموکراتيک را در يک نظام داشته باشيم.. اما چون مشکل ساختاري حل نشده است، عملا به اين بن بست مي رسيم. بنابراين من يک توضيحي را از اين بابت مي خواستم عرض بکنم که خيلي نخواهيم بگوييم که مثلا فرض کنيد از سال 59 اگر گروه هايي بوده اند که حرف از اصلاح ناپذيري نظام جمهوري اسلامي زده اند (حتي از اول انقلاب)، اين ها لزوما حرف خيلي منطقي و سنجيده اي زده اند. چون يک حرف موقعي ارزش عملي دارد که راهکارهاي ديگرش، يعني همه زواياي آن، امتحان شده باشد، تجربه شده باشد، و مورد بررسي قرار گرفته شده باشد و بعد بشود روي آن نظر داد. ع.س.: به هر حال در طول سالهاي اخير، گروه هاي دانشجويي هر کدامشان در يک موقعي فاصله خودشان را با حکومت زياد کردند و به قول شما به اصلاح ناپذيري حکومت معتقد شدند. سوال من اين است که حالا که بيشتر گروه هاي دانشجويي ايران به اين تتيجه رسيده اند، آيا اين احتمال وجود دارد که بر اساس اين نتيجه گيري بتوانند مجددا به هم نزديک شوند و يک جنبش وسيعتري را به وجود بياورند؟ آقاي سرمدي خواهش مي کنم بفرمائيد. علي سرمدي: خواهش مي کنم. من از جناب آقاي تهراني عذر مي خواهم، چون واقعا هم به عنوان يک بزرگتر شنونده شدند در اين جا و نوبتشان رعايت نشده است. ولي من يک چيزي را لازم مي دانم خدمت جناب آقاي شريفي بگويم. اولا که اختلاف نظرها وجود دارد، ولي جنبش دانشجويي همه به هم هستند. يعني من با جناب شريفي فکر نمي کنم در يک اصلي که ان هم اصل دموکراسي خواهي باشد، هيچ مشکلي با هم داشته باشيم. ولي يک چيزي را خدمت جناب آقاي شريفي مي خواهم عرض کنم. در 16 آذر 1332، در زماني که معاون رئيس جمهور آمريکا (نيکسون) مي خواست به ايران بيايد، اکثر مردم و اکثر کساني که در ايران آن موقع بودند به هر حال تفکري داشتند و آن تفکر را براي خودشان محترم مي شمردند. ولي آن چيزي که تفاوت داشت با مردم عادي، تفکر روشنفکرانه و دانشجويي بود. به خاطر همين هم در هيچ جايي در آن مقطع تاريخي که چند اتفاق مهم داشت مي افتاد (محاکمه دکتر محمد مصدق، باز شدن مجدد سفارت انگليس، و تشکيل کنسرسيوم هاي نفتي)، هيچ کسي هيچ شلوغي نکرد، هيچ سر و صدايي نکرد. فقط اين جنبش دانشجويي بود که در آن مقطع زماني به پا خواست و سر و صدا کرد، شلوغ کرد در دانشکده فني، و صداي خودش را به گوش مردم ايران رسانيد. پس يک تفاوتي بايد بين فکر مي کنم جنبش هايي که اسم خودشان را جنبش دانشجويي مي گذارند يا روشنفکر مي گذارند با عامه مردم، بايد باشد. من فکر مي کنم بايد يک مقداري واقع بينانه تر و جلوتر از ساير مردم تجزيه و تحليلي را داشته باشند و برسند به آن چيزي که شايد عامه مردم به خاطر گرفتاري هايي که در زندگيشان دارند سال ها بعد برسند. اين را مي خواستم يادآوري کنم به جناب شريفي که تفاوت بين جنبش هاي دانشجويي و جنبش هاي مردمي در اين است که جنبش هاي دانشجويي هميشه چيزهايي را از پيش مي بينند و پيش بيني مي کنند که جنبش هاي مردمي شايد سال ها بعد به آن برسند. ع.س.: آقاي تهراني، مي خواهم ببينم نگاه شما که از بيرون نگاه مي کنيد به گروه هاي مختلف دانشجويي، روابط اين ها با هم ديگر و همچنين اهداف مشترکشان را چگونه شما ارزيابي مي کنيد؟ مهدي خانبابا تهراني: اجازه بدهيد من قبل از اين که به اين مطلب بپردازم، اعلام بکنم به جناب سرمدي و شريفي که من بسيار خوشحالم که در سکوت به سر مي برم و از تجارب هر دو شما مي آموزم دورادور. اما اين مساله بيرون و داخل را من زياد قبول ندارم. درست است که اين ها در ميدان هستند و زير خطر مستقيمتر هستند، ولي من فکر مي کنم که عرصه پيکار براي آزادي و دموکراسي يک عرصه جهاني است، چه در خاک ايران و چه در اطراف ايران، چه بيرون و چه ما اين جا باشيم. مثل روزگاران قديم نيست که ما يک دسته دانشجو بوديم که فقط اين جا بوديم. من شايد از بيشتر دانشجويان بيشتر در مسايل دانشجويي ايران يا اصولا مسايل جنبش آزاديخواهان ايران باشم. اما چون بحث زياد شده است در اين جا، اجازه بدهيد من به چند نکته اشاره بکنم. اين عجبي نيست که چرا تحکيم وحدت ديرتر از ديگران به اين رسيد. تحکيم وحدت را اگر به تاريخچه تشکيلش نگاه بکنيم، آن وقت متوجه مي شويم که چرا ديرتر رسيده است يا به قولي که من هم با آن حرف شريفي همراه هستم که بدون تجربه و بدون جمع بست تجربه نمي شود از علم غيب استفاده کرد. بسياري بودند که مي گفتند از روز اول اصلاحات شانسي ندارد. با همه اين که من مي دانستم چه کندي هايي اصلاحات دولتي دارد و پس از تجربه و همراه شدن با اين حرکت که خواست مردم از دو خرداد به اين طرف بود، متوجه شديم که نه. اين ها آدم هايي نيستند که بتوانند به اين خواسته هاي مردم جواب بدهند، چون دلبندي آقايان مسئولين حرکت اصلاح طلب به نطام بيشتر بود تا به خواسته هاي مردم يا قول هايي که به مردم داده بودند. من فکر مي کنم از حرف دو رفيق و دوست و برادرانم که امروز دريافت کردم، مي رسيم به همان جايي که ما عمل کرديم، يعد از 28 مرداد. يعني 16 آذر روز اتحاد، مبارزه، و پيروزي بود و ما اين را به مدت 20 سال در خارج از کشور و به مدت در واقع مي شود گفت طولاني تر در داخل کشور جنبش دانشجويي بر اساس دستاورد آن زمان دانشجو کار خودش را ادامه داد و مقاومت خود را در مقابل استبداد روز به روز دو چندان کرد تا به پيروزي انقلاب رسيد. منتهي آرزوي من اين است که نسل بعدي ما، که من امروز به 70 سالگي رسيده ام، اشتباهات ما را ديگر تکرار نکند. يعني خيلي هم تندتر از خواسته هاي عمومي جامعه پيش نرود که فکر کند به تنهايي مي تواند جامعه را رها کند. بايد به نظر من اقشار و نيروهاي مختلف جامعه را همت کرد، حرکت کرد با آن ها و آگاهي داد. اين است که من فکرم بيشتر در امروز اين است که به روز خجسته 16 آذر به عنوان روز دانشجو رسيده ايم. گرامي بداريم خواست آن روز را که جمع بست 40-30 سال مبارزه است، از کودتاي 28 مرداد تا انقلاب. يعني اتحاد کنيم براي مبارزه و استبداد که به پيروزي مردمسالاري در ايران بيانجامد. پس از اين تجربه اندوزي و بن بست و شکست اصلاحات دولتي، براي دموکراسي و مردم سالاري در ايران به اين وحدت خواهند رسيد و اين وحدت مبارک باد. ع.س.: آقاي شريفي؟ شريفي: امروز که ديگر نه زياد آن افتراق و تفاوت نظري و نه حتي عملي و حتي شخصيتي بين آحاد مختلف دانشجويي وجود دارد، دقيقا در همين راستا حرکت کرده است. اولين بحثي که مطرح شده است اين است که راه حل راهگشاي ما تحقق دموکراسي است، نه به خاطر اين که بخواهم بگويم بهترين است، بلکه چاره اي به غير از دموکراسي براي برون رفت از اين وضعيت موجود و از اين ظلم بي رويه اي که دارد بر ملت و بر گرده ملت تحميل مي شود وجود ندارد. ع.س.: آقاي سرمدي، شما چه فکر مي کنيد در مورد اين موضوع؟ علي سرمدي: فکر مي کنم که جنبش دانشجويي از ابتداي تشکيلش، يعني از نيم قرن پيش تا الان، خواستار همين بوده است و هميشه به دنبال احقاق همين چيزي که شما داريد مي گوييد، يعني برابري و ايراني بودن و اين که همه در يک کشوري زندگي بکنيم که ايران باشد و همه ايراني باشيم، سوا از مذهبمان و جدا از نژادي که داريم، و من فکر مي کنم که درنيم قرن گذشته هميشه جنبش دانشجويي به دنبال همين بوده است و هميشه خواستار همين است که ايران را براي همه ايراني ها بخواهد با هر تفکر، مذهب، و هر عقيده اي که دارند و من فکر نمي کنم که در طول اين نيم قرن هيچ وقت جنبش دانشجويي از اين تفکر فاصله اي گرفته باشد که الان بخواهد به اين نقطه نظر برسد يا نگاه جديدي داشته باشد. هميشه نقطه نظر و نگاهش اين بوده است و دنبال اين بوده است و مطمئنا ما انشاء الله به يک ايراني خواهيم رسيد که در آن حقوق بشر و حقوق انسان ها و دموکراسي به معني واقعي با خواستگاه مردم ايران و ايراني بودنشان ضديت نداشته باشد، دموکراسي که در جايگاه ايراني و ايراني بودنمان باشد و انشاء الله در آن روز همه ايراني ها را با هر فکر و انديشه و عقيده اي که هستند و هر مذهب و نژادي که هستند، در ايران آزادمان ببينيم. ع.س.: آقاي تهراني؟ مهدي خانبابا تهراني: اجازه بدهيد من اين روز را به تمام کساني که در آن روزگاران و بعد دانشجو بوده اند و امروز در حرفه هاي ديگر (نويسنده و وکيل) در زندان ها نشسته اند يا زير فشار اختناق مذهبي هستند در ايران، از صميم دل تبريک بگويم، زرافشان و همه بچه هاي دانشگاه و تمام روزنامه نگاران. ع.س.: آقاي سرمدي؟ علي سرمدي: اجازه بدهيد من هم در آخر کلام اين روز را به همه تبريک بگويم و اميد اين را داشته باشم که تمام دانشجويان دربند و زنداني هايمان آزاد بشوند، به آغوش خانواده هايشان برگردند، بتوانند ايراني آباد و آزاد بسازند براي فرداي ايران. ع.س.: آقاي شريفي؟ شريفي: بنده هم ضمن تبريک اين روز به تمامي دانشجويان عزيز، آرزوي اين را مي کنم که روزي فرا برسد که ما مراسم 16 آذر را در جشن دموکراسي و احقاق حقوق حقه ملتمان داشته باشيم و نه فقط در کشمکش ها با استبداد و با حاکميت مستبد. ع.س.: خيلي متشکر هستم از مشارکت شما آقايان شريفي و سرمدي در ايران و آقاي مهدي خانبابا تهراني در آلمان به خاطر شرکت در بحث ميزگرد اين هفته و يادآوري 16 آذر، روز دانشجو. روز 16 آذر، روز دانشجو اعلام شده است. سابقه اين روز به شانزدهم آذر سال 1332 باز مي گردد كه حركت اعتراضي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران با حمله پليس به خون كشيده شد و سه تن از دانشجويان اين دانشكده، شريعت رضوي، قندچي و بزرگ نيا كشته شدند و از آن پس مراسم اين روز هر سال توسط دانشجويان ايراني در داخل و خارج كشور برگزار مي شد و دانشگاههاي ايران هر سال شاهد تظاهرات دانشجويان بود. بعد از انقلاب اسلامي، اين روز رسما به عنوان روز دانشجو شناخته شد و هر سال مراسمي در اين روز برگزار مي شد، اما در سالهاي اخير، به خصوص دو سه سال اخير، دولت جمهوري اسلامي از برگزاري اين مراسم توسط انجمنهاي اسلامي دانشجويان جلوگيري مي كند. در ميزگرد دموكراسي و حقوق بشر اين هفته راديوفردا آقايان مهدي خانبابا تهراني، از فعالان جنبش دانشجويي دهه 1340 خورشيدي در كلن، آقاي علي سرمدي، از جبهه دموكراتيك ايران و از فعالان دانشجويي سالهاي اخير در تهران، و آقاي حجت الله شريفي از دفتر تحكيم وحدت ، به اظهار نظر پيرامون اين روز مي پردازند. نظرات و پيشنهادات خودرا با ما درميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما 202.828.7239 است.
XS
SM
MD
LG