لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۰۰ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

زن خارجی، شوهر ایرانی؛ ازدواج، زندگی، فرهنگ و سنت‌ها


برنامه این هفته نگاه تازه را به ازدواج با همسران خارجی اختصاص داده ایم. فریدون زرنگار از همکاران رادیو فردا که مدت ۳۶ سال است با همسر فنلاندی تبارش زندگی می کند می گوید با همسرش در سوئد آشنا شد و در آلمان ازدواج کرد. وی به شوخی می گوید: زندگی با خانم ها (بدون توجه به ملیت و رنگ و فرهنگ) کار سختی است، اما سخت تر از آن زندگی کردن بدون خانم ها است!

  • آقای زرنگار، شما خواستگاری و مراسم سنتی از این قبیل هم داشتید؟

نه. مراسم ازدواج ما خیلی ساده بود. فقط با یک شیشه شامپاین رفتیم محضر و بعد رفتیم توی پارک و چند تا از دوستان نزدیک را دعوت کرده بودیم و عروسی کردیم.



من فکر می کنم همه جوان های ایرانی که این را شنیدند، عاشق زن فرنگی می شوند چون دیگر نه مهریه لازم است بدهند و نه شیربها. بعضی ها هم یک کم تردید دارند و می گویند اختلافات فرهنگی می تواند مشکل ایجاد کند.

طبیعی است که خیلی نقش دارد نوع غذا، نوع موزیک، نوع برخورد به مسائل. ولی به تدریج یک مقدار به هم نزدیک می شویم. من هیچ وقت پشیمان نیستم که چنین کاری کردم.

  • مسئله زبان چقدر مهم است؟ زبان مشترک بین شما و همسرتان چه بود؟

زبان ما آلمانی بود. من فنلاندی یک کم بلدم ولی به اندازه ای نبود که بتوانیم با هم ارتباط داشته باشیم. ولی هر دوی ما آلمانی بلد بودیم. این مسئله تاثیرش را روی پسران ما هم گذاشت. آلمانی که زبان مادری شان است و فنلاندی هم صحبت می کنند و الان یک کم هم فارسی صحبت می کنند.

***

ایوانا کوهساریان، که یک خانم اسلواک است و در اسلواکی زندگی می کند و همسری ایرانی دارد، به رادیو فردا می گوید: «من خیلی تصادفی با همسرم آشنا شدم و ازش نپرسیدم کجایی است و ملیتش چیست. او هم به من گفت آفریقایی است. چون مردم دوست ندارند یک مسلمان با یک نامسلمان ازدواج کند. اما من به این چیزها اهمیت ندادم. حتی بعد از اینکه مسلمان شدم. مشکلی نداشتم. ما دو سال است که در اسلواکی هستیم. دو سال هم در ایران زندگی کردیم. حتی من بچه ام را آنجا به دنیا آوردم. هیچ مشکلی با مردم ایران نداشتم و فکر می کنم همسرم هم مشکلی با مردم اسلواکی نداشته باشد. او هیچ وقت مرا وادار نکرده که این کار را بکن یا این کار را نکن. من هم همینطور. او مدت زیادی است که در اسلواکی است و مشکلی ندارد که چه بپوشد، عرق بخورد یا سیگار بکشد یا این کار را بکند یا آن کار را نکند. وقتی ما ایران بودیم من باید روسری سرم می کردم. ولی هرگز همسرم به من نگفت که چادر سرت کن. من فقط به خاطر خانواده اش این کار را کردم.»

خانم کوهساریان درباره فرزندش می گوید که او از هر دو فرهنگ ارث برده است و تابعیت هر دو کشور را دارد و هر دو زبان را می داند. هم خیلی شبیه ایرانی هاست و هم خیلی شبیه اسلواکی ها.

او می افزاید که با اینکه مسلمان شده است وقتی در کشور خودش اسلواکی هست شبیه دختران اروپایی تی شرت و شلوار می پوشد؛ «اما لباس هایی نمی پوشم که بدنم عریان باشد. ولی وقتی توی ایران هستم تمام وقت روسری سر می کنم. نه چادر. چادر را دوست ندارم. وقتی قبرس بودم از چادر خوشم می آمد. اما وقتی رفتم ایران نه. نمی توانم با آن زیاد راه بروم.»

  • ازدواج، اینجا و آنجا


خانم باربارا آرین، همسر حسین آرین، دیگر همکار رادیو فردا، که انگلیسی تبار است، می گوید در جنوب انگلیس با همسرش حسین آرین آشنا شد.

  • تفاوت های فرهنگی چه تاثیری روی ازدواج دارد؟

بستگی دارد به اینکه وقتی شما ازدواج می کنید کجا زندگی کنید. من حسین را در انگلیس دیدم و او داشت آداب و رسوم ما را یاد می گرفت.

وقتی ازدواج کردیم من به ایران رفتم. با آداب و رسوم ایرانی ها هم آشنا شدم. اگر تمایل داشته باشید که درباره محیط فرهنگی که از آن استفاده می کنید بدانید، این رابطه را جذاب تر می کند.

  • آیا پیش می آید که دچار سوء تفاهم شوید، و جر و بحث، به خاطر اختلاف فرهنگی؟

نمی خواهم بگویم جر و بحثی در کار بوده. ممکن است وقتی من در ایران زندگی می کردم سوء تفاهم هایی وجود داشته است. من در زمان شاه آنجا بودم. با این حال همه چیز برای من جالب بود و متفاوت. وقتی ایران بودم می دانستم که راه و رسم زندگی متفاوت است. من این تفاوت ها را یاد گرفته بودم. مثلاً وقتی وارد خانه می شویم باید کفش هایمان را در بیاوریم. جوان بودم. همه چیز متفاوت و تازه و جالب بود. مشکلی نبود. بعضی از این تفاوت ها می توانست باعث سوء تفاهم شود. برای مثال مردم ایران عادت دارند درباره قیمت اجناسی که می بینند بپرسند. مثلاً این فرش را چند خریدید؟ این لوستر را چطور؟ آن را چه این را چه؟ در انگلیس ما درباره قیمت اجناس صحبت نمی کنیم. با وجود این، این مسائل منجر به جر وبحث نشد بلکه باعث شد که من یک فرهنگ متفاوت را درک کنم.

  • اگر بخواهید توصیه ای کنید به یک دختر فرنگی که دوست دارد با یک مرد ایرانی ازدواج کند، چه توصیه ای برایش دارید؟

بستگی دارد به اینکه آنها می خواهند در انگلیس امروز یا ایران امروز زندگی کنند. وقتی من در ایران زندگی می کردم حکومت دیگری روی کار بود. اجتماع آزادتر بود. اما اگر دختری امروز می خواهد برود ایران زندگی کند، من توصیه می کنم اول زبان آنجا را به سرعت یاد بگیرد. شما نمی توانید فرهنگ ایران را بشناسید بدون اینکه زبانش را بدانید. در روابط ما داد و ستد و توافق وجود داشته است. یعنی فقط همه چیز مال من نبوده است. بعضی وقت ها ما توافق کردیم که با همدیگر اختلاف نظر داشته باشیم. اما اجازه ندادیم که پیش از غروب آفتاب جر و بحثی بین مان بماند.

  • پسرهای شما چطور؟ آنها بیشتر تحت تاثیر کدام فرهنگ اند؟

وقتی ما ایران را ترک کردیم یکی از پسرهای من پنج ساله بود و یکی شان یک ساله. آنها بیشتر عمرشان را توی انگلیس زندگی کرده اند. هویت فرهنگی شان برایشان مشخص است. ولی در جامعه انگلیسی رشد کرده اند و فرهنگ این جامعه را به خوبی می شناسند. بعلاوه، با داشتن پدری ایرانی از فرهنگ ایران هم شناخت دارند. مثلاً نوروز را ما همیشه جشن می گیریم. البته کریسمس را هم جشن می گیریم. در حقیقت ما بهترین های هر دو فرهنگ را داریم.

  • اگر شانس دوباره ای داشتید که به گذشته برگردید بازهم یک مرد ایرانی را برای ازدواج انتخاب می کردید؟

کی می داند! اگر کسی مثل برد پیت آماده ازدواج با من بود، می رفتم سراغش! جواب این سئوال را کی می داند!

***

  • پسرهای شما آقای زرنگار بیشتر تحت تاثیر کدام فرهنگ بودند؟ فرهنگ مادرشان یا فرهنگ پدر؟

الان به علت جهانی شدن روابط و فرهنگ، خیلی مشکل است به جوان ها گفت که شما به چه فرهنگی وابستگی دارید. پسران من الان گرایش شدیدی به ایران پیدا کرده اند. یکی از آنها هم مرتب می رود به ایران و می آید.

فریدون زرنگار معتقد است که برای نسل جدید به اندازه نسل گذشته ملیت اهمیتی ندارد زیرا اختلاط فرهنگ ها در جهان امروز و میان نسل تازه نوعی جهان وطنی ایجاد کرده است.

از نگاه یک روان‌شناس

رضا کاظم زاده، روانشناس و روان درمانگر در بلژیک در مورد این گونه ازدواج ها می گوید: «مسئله تفاوت ها را اگر مطرح کنیم، تفاوت خیلی مهم شوک فرهنگی است که ازدواج بین دو نفر از دو فرهنگ متفاوت می تواند ایجاد کند. انتظارات آنها از زندگی زناشویی و نوع نگاهشان به نقش مرد یا زن در درون خانواده می تواند بسیار متفاوت باشد که گاهی این تفاوت ها اگر درست شناخته نشود، می تواند مشکل زا باشد.»

آقای کاظم زاده معتقد است کسانی که به این نوع ازدواج ها روی می آورند به گونه ای قصد جذب شدن به آن فرهنگ را دارند.

حتی به نظر وی این مسئله در مورد اروپایی ها هم صادق است؛ «من موردی دیده ام که در اثر سرخوردگی هایی که در روابط با جنس مخالف شان در کشور خودشان داشتند و یا علاقه به یک نوع فرهنگ متفاوت از فرهنگ خودشان جذب ملیت های دیگر شده اند که تا زندگی مشترک پیش رفته است. مهمترین چیز در نگاه فرهنگ به مسئله ازدواج است. در جامعه ای مثل جامعه ایران که هویت افراد را به نوعی نقش مدارانه تعریف می کند، یعنی نقش های مرد و زن از پیش تعیین شده است، فرد یک نوع انتظاری از زندگی زناشویی دارد و در جامعه غرب که اساس بر گفت و گو مذاکره دائم به عنوان ارزش اصلی قرار گرفته، نگاه متفاوت است.»

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG